« March 2005 | Main | June 2005 »

May 29, 2005

برگزاری کم رنگ اجلاس WSIS تهران

علی شمیرانی - تهران طی روز های دهم تا دوازدهم خرداد ماه جاری شاهد برگزاری کنفرانس آسيا اقيانوسيه دررابطه با اجلاس جهاني سران درباره جامعه اطلاعاتي (WSIS) در محل سالن اجلاس سران خواهد بود.
اما دراین کنفرانس که متولیانش آن را سطح بالا و بسیار پر اهمیت می دانند خبری در حد و اندازه آن اهمیت دیده و شنیده نمی شود. در برگزاری این اجلاس علیرغم زحماتی که کشیده شده نوعی شتاب زدگی دیده می شود وهمچون گذشته موضوع حساس و مهم اطلاع رسانی که نقش بزرگی در جلب افکار عمومی بازی می کند به حاشیه رانده شده است.
متاسفانه وقتی در داخل کشور به این شکل و بی برنامه حرکت می شود می توان حدس زد که در خارج کشور کوچک ترین فعالیتی صورت نگرفته است. وقتی در داخل فرد و گروهی را مسوول اطلاع رسانی رویدادی به این مهمی می کنند که کمترین شناختی از رسانه ها و فعالان مطبوعاتی حوزه فناوری اطلاعات ندارند و همچون افراد عامی به رسانه ها و مطبوعات نگاه می کنند و در این خصوص اطلاع رسانی نمی شود، به خوبی می توان پیش بینی کرد که همین طور تا رده های بالاتر اجرایی چه خبر است.
نمی دانم ما چه موقع قرار است یک کار اصولی بکنیم. دو روز دیگر اجلاسی برگزار می شود که اگر سماجت خبرنگاران نبود به غیر از نشست خبری دیروز هیچ اطلاعات دیگری از آن منتشر نمی شد. واقعاً مشکل اطلاع نرسانی از رویدادهای این چنین تا کی ادامه خواهد داشت. چند خبر، فکس و اطلاعیه از ستاد برگزاری این اجلاس به رسانه ها ارسال شده واقعاً تا چه زمانی ما این چنین غیر اصولی می خواهیم عمل کنیم. خوب آیا شما که داخل کشور در تهران هستید و نمی دانید چه خبر است آیا می توانید بپذیرید که اقدامی در جهت اطلاع رسانی خارجی صورت پذیرفته است؟
آیا ضعف های اطلاع رسانی موجب از بین رفتن تلاش ها نمی شود؟ آیا ضعف های اطلاع رسانی همچنان به ما آسیب وارد می کند ؟ واقعاً قدر و منزلت اطلاع رسانی در کشور ما چه زمانی باید به اثبات برسد؟

May 28, 2005

بخش خصوصی در حوزه IT دنبال دلالی است

ايسنا - رييس دانشكده كامپيوتر دانشگاه صنعتي شريفگفت: ورود مظاهر تكنولوژي بدون جذب صحيح و سازگاري با فرهنگ جامعه منجر به بروز هرج و مرج و تضاد با فرهنگ مي‌شود.
دكتر سعيد باقري شوركي گفت: با تلاش براي تهيه الگوي فرهنگي جاري در كشور و ايجاد برنامه توسعه 20 ساله‌ي فرهنگي براي رسيدن به پايه فرهنگي قادر به جذب درست تكنولوژي و نحوه سازگاري آن با فرهنگ جامعه خواهيم بود.
وي ادامه داد: جامعه با پشتوانه ثروت اجتماعي بدون هيچ نظر كارشناسي در مورد ابعاد مختلف تاثيرگذاري تكنولوژي بر روابط اجتماعي و فرهنگي شاهد رشد بالاي بخش دلالي خواهد بود. يكي از اين معضلات ديگر تفكر هراس آميز عقب ماندن از قافله بين‌المللي است كه منجر به اخذ بودجه‌هاي كلان و امتيازات بسيار ذيقيمت مي‌شود.
وي نداشتن تفكر كارشناسانه در ورود هر يك از مظاهر تكنولوژي را دليلي بر بروز معضل تضاد آن با جامعه و بي‌اعتمادي نسبت به نيروهاي متخصص داخلي مي‌داند.
دكتر باقري با اظهار تاسف در مورد عملكرد بزرگ‌ترين مجموعه‌هاي خصوصي تحت عنوان سردمداران IT در كشور گفت: عمده فعاليت‌هاي اين مجموعه‌ها دلالي است و كار جذب يا بومي‌سازي تكنولوژي هرگز مسئله تعريف شده‌اي براي هيچ كدام از اين مجموعه‌ها نبوده است.

جامعه اطلاعات یا جامعه اطلاعاتی

مطلب به همین سادگی است، اگر روزنامه نگاری، مترجمی یا دانشمندی حب و بغض های متعصبانه را کنار بگذارد هیچ گاه اصطلاح Information Society را "جامعه اطلاعاتی" ترجمه نمی کند و آن را در زبان فارسی "جامعه اطلاعات" می گوید ومی نویسد. اما هنگامی که تعصب جامعه شناسی گرایی تبعیت از استاد و حب "کستلزنگری" در کار باشد می توان با چرخش قلم و نتیجه گیری شتاب زده، غیر علمی و غیر منطقی خلط مبحث کردو....
این مطلب برگرفته از سایت تکفا است و در نهایت با خلاف خواندن عقیده برخی از مدیران ایسنا به دبیر خانه شورای عالی اطلاع رسانی و به ویژه سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور توصیه کرده که نباید تحلیل های برخی از استادان دانشگاه علامه طباطبایی را در بست بپذیرد و در هر اجلاس، برنامه و طرحی که مربوط به جامعه اطلاعات و WSIS است از آن ها بدون سنجش گری های لازم استفاده کند و گرنه زاه به جایی نخواهیم برد و در جا خواهیم زد.
جداازاین که خواندن این مطلب به طور کامل به همه توصیه می شود باید یک مهم رااز نظر دور نداشت و یک بار برای همیشه تکلیف "ی" در عبارت نسبتاً مصطلح جامعه اطلاعاتی در ادبیات و جامعه یکسره کرد.
براي خواندن متن كامل روي DOWNLOAD FILE كليك کنید.

wsis,0.jpg
Download file

مقایسه بین سیم کارت‌های مخابرات و اعتباری

هموطن_ آرش کریمی بیگی_ در روزهای پایانی سال 83 شرکت تعاونی اسلامی مجتمع صنعتی رفسنجان اقدام به ثبت نام برای قرعه کشی واگذاری 500هزار سیم کارت اعتباری (پیش پرداخته) تلفن همراه در شهر تهران کرد و 702هزار نفر از شهروندان تهرانی با مراجعه به دفاتر پستی شهر تهران در این قرعه کشی ثبت نام کردند که با حذف ثبت نام های ناقص یا تکراری عدد 675هزار نفر به عنوان رقم قطعی تعداد متقاضیان استفاده از سیم کارت های اعتباری اعلام شد.
بنا بر اعلام وب سایت تالیا (نام برند تجاری این سیم کارت ها تالیاست) قرار بود مراسم قرعه کشی بین این 675هزار متقاضی برای انتخاب 500هزار برنده در 21 فروردین سال جاری و با حضور دستگاه‌های نظارتی و خبرنگاران رسانه‌ها برگزار شود واسامی برندگان نیز در تاریخ 7/2/1384 به مناسبت ولادت حضرت رسول اکرم(ص) از طریق روزنامه های کثیرالانتشار اعلام و شروع واگذاری این سیم کارت ها از اواسط اردیبهشت آغاز و طی 30 روزکاری به پایان برسد.
اما اینگونه نشد! مراسم قرعه کشی حذف شد و اعلام شد که بین تمام ثبت نام کنندگان سیم کارت توزیع خواهد شد.
در 31 اردیبهشت 84 طی جلسه ای با حضور نمایندگان مجتمع صنعتی رفسنجان و خبرنگاران در دفتر مدیرکل روابط عمومی شرکت مخابرات ایران (و بدون حضور نمایندگان دستگاه های نظارتی) مراسم قرعه کشی ای برای تعیین اولویت توزیع سیم کارت ها بر اساس حرف اول نام خانوادگی ثبت نام کنندگان انجام شد که نتایجش به عنوان خبر و آگهی در مطبوعات منتشر شد.
4روز بعد و به مناسبت سوم خرداد (سالروز فتح خرمشهر) شبکه تلفن همراه اعتباری تالیا با حضور سیداحمد معتمدی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، جمعی از مدیران و معاونانش،نمایندگان مجلس و خبرنگاران رسما افتتاح شد و توزیع سیم کارت های اعتباری تالیا در 5مرکز اصلی در سطح شهر تهران آغاز شد.
در این گزارش به مقایسه اجمالی بین سرویس های ارائه شده توسط 2 اپراتور فعال تلفن همراه کشور یعنی اپراتور دولتی ایران ( TCI ) و اپراتور تلفن همراه اعتباری ( تالیا ) می پردازیم تا ببینیم با توجه به شاخصه‌هایی چون گستره توزیع خدمات ، تنوع و کیفیت ارائه خدمات ، سرویس های ارزش افزوده و هزینه های اولیه و جانبی انتخاب کدام اپراتور منطقی تر است.
البته قبل از هرچیز می‌خواهم خوشحالی خودم را از شکسته شدن بت مخابرات بعنوان تنها ارائه کننده خدمات مخابراتی در کشور ابراز کنم چرا که امیدوارم با آمدن اولین رقیب اینچنینی برای مخابرات هم شاهد توفیق بخش خصوصی با ارائه خدمات مطلوب باشیم و هم بیدار شدن مدیران مخابرات و تلاش برای بهبود کیفیت که رقابتی ایست دلپذیر برای مصرف کننده نهایی.
تعداد مشترکین
شبکه تلفن همراه دولتی ایران که از مردادماه سال 73 (بیش از 10 سال پیش) با 176 آنتن فرستنده و گيرنده در 24 ايستگاه راديويي BTS و با ظرفيت 9200 شماره آغاز به کار کرده و در حال حاضر بیش از 6 میلیون مشترک دارد که با توجه به 5/6میلیون مشترکی که در آخرین نوبت ثبت نام این سیم کارت ها ثبت نام کردند تا 3 سال آینده به رقمی بیش از 5/10 میلیون مشترک در سراسر کشور می رسد.
این در حالی است که تعداد مشترکین تلفن همراه اعتباری در فاز اول توزیع سیم کارت ها 500هزار مشترک آن هم محدود به شهر تهران خواهد بود.
البته سیداحمد معتمدی با وجود خستگی حاصل از سفر چین لابلای سخنرانیش در مراسم افتتاح شبکه تالیا جمله‌ای گفت که برای مدیران مجتمع صنعتی رفسنجان بسیار خوشایند بود :" تاليا در سال جاري 2 ميليون شماره واگذار خواهد كرد. چنانچه از كار اين شبكه رضايت وجود داشته باشد، اين شبكه تا 6 ميليون شماره قابل توسعه است و مي توان انتظار داشت در سال 86 - 85 نيز سالانه 2 ميليون سیم کارت واگذار کند."
گستره توزیع
شبکه تلفن همراه دولتی ایران با استفاده از هزاران ایستگاه BTS و تجربه 10 سال سعی و خطای مدیریت شبکه تلفن همراه ملی کشور در حال حاضر بیش از 700 کلان شهر،شهر،شهرستان و حتی روستا را تحت پوشش خدمات خود دارد این در حالی است که تلفن همراه اعتباری تالیا که فعلا فقط در "شهر" تهران فعال است در فاز اول در نظر دارد تا بهمن ماه تعداد آنتن های BTSاش را به 250 ایستگاه برساند که این در حالی است که طبق اعلام در حال حاضر فقط 160 ایستگاه BTS از شبکه تالیا آماده سرویس دهی به مشترکان است و این در کلان شهری به وسعت تهران که پر از آسمان خراش و سازه های غول پیکری فلزی است یعنی نقاط کور و خارج از سرویسی که باید آنها را با صدها BTS و میکرو BTS تحت پوشش قرار داد، اما اگر بخواهیم عادلانه قضاوت کنیم با توجه به آزمون های انجام گرفته توسط نگارنده در سطح شهر تهران بوسیله سیم کارت تست تالیا وضعیت شبکه تلفن همراه اعتباری در فاز اول اصلا قابل مقایسه با وضعیت اسفناک شبکه دولتی مخابرات در 5 سال اول راه اندازی نیست و "بسیار بهتر است".
اما یادتان باشد که سیم‌کارت‌های اعتباری تالیا "فعلا فقط در تهران آنتن می‌دهند" مطابق با اعلام اپراتور اعتباری تلفن همراه که وعده نصب 160 BTS در تهران در فاز اول و حداکثر 250 BTS تا بهمن ماه سال جاری را داده باید بگویم که گستره توزیع و سرویس دهی شرکت مخابرات دولتی ایران با توجه به پوشش 700 شهر کوچک و بزرگ و حتی روستا و پوشش نسبتا کامل شهر (و استان) تهران و کاهش نقاط کور و خارج از سرویس که با نصب صدها میکروBTS انجام شده (صرفنظر از ترافیک شبکه در کلانشهرها) قطعا و با صدها پله اختلاف برنده این میدان هم اپراتور دولتی تلفن همراه کشور است.
با نگاهی به وضعیت سرویس دهی در تهرانی که 1150 آنتن BTS و ده‌ها میکرو BTS فعال دارد نباید از تالیایی که تنها 150 ایستگاه BTS را داراست انتظار پوشش و سرویس دهی بهتر داشته باشیم. شبکه GSM تالیا نوپاست و رو به توسعه و همزمان با زیر بار رفتن توسعه است.
هزینه اولیه
همه ما به خوبی می‌دانیم که هزینه ثبت نام برای تلفن همراه دولتی ایران 440هزار تومان است (پیش از این نیم میلیون تومان بود که در آخرین دوره ثبت نام با تغییر آئین نامه توسط مجمع عمومی مخابرات این رقم به 440 هزار تومان کاهش یافت) که عملا در بازار آزاد با جهشی نجومی به رقمی در حدود یک میلیون تومان به فروش می‌رسد. البته با شروع توزیع سیم کارت‌های اعتباری تالیا و همینطور توزیع اولویت های جدیدی از سیم کارت‌های مخابرات دولتی قیمت سیم کارت در هفته گذشته، قیمت سیم کارت دولتی با سقوط یکصدهزار تومانی در بازار آزاد مواجه بود. این در حالی است که حق امتیاز سیم کارت‌های اعتباری تالیا تنها 20هزار تومان است که با اعتبار مکالمه اولیه 20هزارتومانی و 5 هزار و 200 تومانی جمعا به مبلغ ناچیز 45 هزار و 200 تومان در اختیار متقاضیان قرار می‌گیرد.
مدت انتظار
متقاضیان سیم کارت شبکه تلفن همراه دولتی ایران از زمان ثبت نام باید حداقل یک سال منتظر دریافت سیم کارت خود باشند. (البته می‌توانند با پرداخت دوبرابر هزینه ثبت نام سیم کارت مورد نیاز خود را از بازار آزاد تهیه کنند!) در صورتی که طبق اعلام مسئولان مجتمع صنعتی رفسنجان متقاضیان تالیا سیم کارت بعد از ثبت نام قطعی (پرداخت 45 هزار و 200 تومان و پرکردن فرم قرارداد) بلادرنگ سیم کارت آماده به سرویس دهی خود را دریافت می‌کنند.
نحوه پرداخت
در شبکه تلفن همراه دولتی ایران طی هر دوره 2ماهه صورتحسابی شامل مجموع هزینه های مکالمه،آبونمان و شارژ سرویس های ویژه،ارزش افزوده و مالیات بواسطه پست به نشانی محل کار یا زندگی مشترکان ارسال و مشترکین طی مهلت مقرر با مراجعه به شبکه بانکی کشور صورتحساب خود را پرداخت می‌کنند.
اما در سیم کارت‌های اعتباری تالیا همانطور که از نامش پیداست نحوه پرداخت هزینه ها متفاوت است که به آن "پیش پرداخته" می‌گویند.
در سیم کارت‌های پیش پرداخته مشترک ابتدا هزینه مکالمات خود را پرداخت می‌کند سپس تا سقف اعتبار خود می‌تواند از سرویس های شبکه استفاده کند.
در شبکه اعتباری تلفن همراه تالیا مشترکان پس از دریافت سیم کارت طی 90 روز می‌توانند از اعتبار اولیه 20 هزار تومانی خود استفاده کنند. پس از گذشت 90 روز (3 ماه) یا اتمام اعتبار 20هزارتومانی مشترک باید با مراجعه به یکی از 2000مرکز فروش تالیا کارت و خرید اعتبار جدید نسبت به تمدید زمان و اعتبار خود اقدام کند.
در حال حاضر 3 نوع تالیاکارت با مبلغ اعتبار و مدت زمان اعتبار مختلف به فروش می‌رسد:
-تالياكارت قرمز: ارزانترين شارژ تاليا با اين كارت است كه براي سي روز 10 هزار تومان اعتبار دارد.
-تاليا كارت آبي: مكالمه تا سقف 20 هزار تومان را براي 70 روز امكانپذير مي‌سازد.
-تالياكارت زرد: مناسبترين شارژ براي افراد كم حرف مكالمه تا سقف 40 هزار تومان را براي 150روز (50 ماه) فراهم مي‌كند.
محدوديت زماني براي خرج كردن
در شبكه تلفن همراه دولتي ايران شخص، محدوديت و اجباري براي استفاده از شبكه ندارد چرا كه 440هزار تومان به عنوان وديعه نزد شركت مخابرات ايران قرار داده است و در صورت عدم برقراري تماس خط وي همچنان فعال خواهد بود و بايد فقط مبلغي را به عنوان آبونمان پرداخت كند، اما در تلفن هاي همراه اعتباري هزينه اي به عنوان آبونمان يا هزينه خدمات و نگهداري وجود ندارد و فقط براي استفاده از اعتبار كارت محدوديت زماني اعمال مي‌شود. محدوديت زماني اين كارت‌ها 2 موقعيت را به وجود مي‌آورد: مشترك يا در زمان مقرر (و حتي كمتر) از اعتبارش استفاده کرده و نياز به خريد اعتبار جديد پيدا مي‌كند يا اين كه پس از سپري شدن محدوديت زماني اعلام شده هنوز از مبلغ اعتبارش رقمي باقي مانده در اين زمان مشترك بازهم بايد يك تاليا كارت (كارت شارژ) جديد خريداري كند (حداقل 10 هزار توماني) تا اعتبار مانده قبلي اش بعلاوه مبلغ شارژ جديد به كارتش اضافه شود. در غير اينصورت براي 15 روز خط موبايل مشترك يكطرفه شده و فقط امكان برقراري تماس هاي ورودي ممكن مي‌شود، بعد از سپري شدن اين زمان 15 روزه امكان برقراري تماس‌هاي ورودي هم از مشترك سلب مي‌شود و وي براي 15 روز ديگر تنها قادر به برقراي تماس هاي اضطراري (تماس با شماره امداد 112 و پليس 110) خواهد بود. بعد از گذشت اين زمان 15 روزه دوم و عدم شارژ مجدد از مشترك سلب امتياز مي‌شود.
تعرفه مكالمه
در شبكه تلفن همراه دولتي ايران نرخ هر دقيقه مكالمه عادي ‌‌(از تلفن همراه تهران مستقر در شهر تهران به تلفن ثابت يا همراه واقع در تهران) 10 پالس معادل 447 ريال بوده و اين در حالي است كه در شبكه تلفن همراه اعتباري تاليا نرخ هر يك دقيقه 670 ريال است يعني 230 ريال بيشتر از موبايل دولتي ايران.
در جداول زير به مقايسه تعرفه هاي شبكه تلفن همراه دولتي و شبكه تلفن همراه اعتباري تاليا مي‌پردازيم :
تعرفه مكالمه شهري:
هزینه مکالمه بر اساس منطقه ای که سیم کارت در آنجا ثبت شده، زمان تماس در شبانه روز، مدت زمان تماس و مقصد تماس محاسبه می شود.هزینه مکالمه بر حسب دقیقه در داخل ایران در ساعت‌های کم تراکم کمتر از هزینه ها در ساعت‌های اوج مصرف است.ساعات اوج مصرف( ساعات پیک ) از 8 صبح آغاز و تا 9 شب ادامه دارد.ساعات کم تراکم( ساعات غیر پیک ) از 9 شب تا 8 صبح روزهای شنبه تا پنجشنبه است.
جمعه و تعطیلات رسمی کلا جزو ساعات کم تراکم محسوب می‌شوند.مقصد تماس بوسیله شبکه مخابراتی استفاده شده تعریف می شود که تماس تلفن همراه به تلفن همراه هزینه بیشتری نسبت به تماس تلفن همراه با تلفن ثابت دارد.منطقه ای که سیم کارت در آنجا ثبت شده یک مفهوم کلیدی در تعریف نوع تماس است. بدین صورت که آیا تماس محلی بوده یا از مسافت دوری است؟ به هر حال هزینه مکالمات محلی بر حسب پالس و کمتر از مکالمه با مقاصد دور است.
تعرفه مكالمه بين شهري:
هزینه مکالمه برطبق منطقه ای که سیم کارت در آن مکان ثبت شده، زمان تماس، مدت تماس و مسافت تماس محاسبه می‌شود. هزینه مکالمه در ساعت‌های کم تراکم کمتر از هزینه ها در ساعت‌های اوج مصرف است.ساعت اوج مصرف( ساعت پیک ) از 8 صبح تا 9 شب است. ساعت کم تراکم( ساعت غیر پیک ) از 9 شب تا 8 صبح روزهای شنبه تا پنج شنبه، جمعه و تعطیلات رسمی است.
مسافت تماس بوسیله شبکه ای که مشترک از آن استفاده می‌کند تعریف می شود. تماس به تلفن همراه هزینه بیشتری نسبت به تماس با تلفن ثابت دارد.
منطقه ثبت شده یک مفهوم کلیدی در تعریف این است که آیا یک تماس محلی بوده یا از مسافت دوری است.
هزينه مكالمات بين الملل:
هزینه مکالمه بین المللی با توجه به کشور تماس گیرنده، به صورت دقیقه محاسبه می شود.هزینه مکالمه در ساعات پیک و غیر پیک یکسان است و هزینه تماس بستگی به کشور مقصد دارد.
در سيم كارت‌هاي تاليا اگر شما قصد تماس به یکی از کشورهای ویتنام، کوبا، سورینام، غنا، راونیون، هند، خاورغرب فرانسه، واله و جزایر فورتیونا دارید، متحمل هزینه 6/7.625 ریال برای هر دقیقه خواهید شد. اگر شما با افغانستان تماس بگیرید مبلغ 7/3.227 ریال هزینه شما برای هر دقیقه خواهد بود. اگر مقصد شما یکی از کشورهایی که در زیر اشاره نشده، باشد هزینه شما مبلغ 2/2504 ریال در هر دقیقه خواهد بود.
نرخ وصولي مكالمات تلفن بين‌الملل كه از سوي مشتركين تلفن همراه دولتي ايران به مقصد ساير كشورها برقرار مي‌شود از ساعت 8 صبح تا 21 به ازاي هر دقيقه معادل مبلغ 10 پالس و از ساعت 21 تا 8 صبح و روزهاي جمعه و تعطيلات رسمي به ازاي هر دقيقه معادل مبلغ 8 پالس اضافه شود.
آيا تاليا اپراتور مناسب شماست ؟!
پاسخ به اين سوال كار مشكلي است و بستگی به نيازها و عادات شخص دارد. براي رسيدن به اين پاسخ با نگاهي به مطالب بالا و نكات پايين تصميم خودتان را بگيريد، اما يادتان باشد اگر تا يك هفته پس از واگذاري سيم كارتتان به مراكز توزيع مراجعه نكنيد، سيم كارت شما به متقاضي بعدي واگذار مي‌شود!
-اگر شما شخصي هستيد كه مدام در حال سفر است فعلا تاليا اپراتور مناسب شما نيست چرا كه شبكه تلفن همراه اعتباري تاليا دست كم تا شهريور سال جاري فقط در تهران فعال خواهد بود و خارج از تهران سرويس نمي‌دهد. البته از طبق اعلام روابط عمومي تاليا از ابتداي مهرماه گوشي‌هایي كه با سيم كارت تاليا كار مي‌كنند در سراسر كشور آنتن خواهد داد!
-سيم كارت اپراتور دولتي ايران با هزينه 440هزار تومان ثبت نام و بعد از يك‌سال به متقاضي واگذار مي‌شود كه البته در بازار سياه رقمي بين 800 هزار تا يك ميليون تومان خواهد داشت. اين درحالي است كه حق امتياز سيم كارت‌هاي تاليا تنها 20 هزار تومان است. سيم كارت‌هاي تاليا براي اشخاصي كه نمي‌توانند يك ميليون تومان از سرمايه خود را براي لايسنس يك سيم كارت موبايل مسكوت بگذارند بهترين انتخاب است!
-مدت انتظار سيم كارت‌هاي اپراتور دولتي تلفن همراه ايران بعد از ثبت نام حداقل يك سال است (بگذريم از ميليون‌ها شهروندي كه در آخرين دوره ثبت نام بايد خيلي بيشتر از اين مدت با روياي سيم كارتشان روزها را بگذرانند!) اما در شبكه تلفن همراه اعتبارِي چيزي به نام "مدت زمان انتظار براي دريافت سيم كارت" وجود ندارد ! متقاضي بعد از پرداخت حق امتياز سيم كارت و هزينه اعتبار اوليه و پركردن فرم قرار داد "بلافاصله سيم كارت فعال خود را تحويل مي‌گيرد" !
-در شبكه تلفن همراه اعتباري مشترك ابتدا بايد پول بدهد و سپس آش بخورد : هزينه مكالمات از اعتبار از پيش پرداخت شده توسط مشترك كسر مي‌شود ! اگر شما شخص كم حافظه‌اي هستيد ممكن است تاليا شما را لنگ بگذارد چرا كه بلافاصله پس از پايان يافتن اعتبار يا محدوديت زماني آن سيم كارتتان براي 15 روز يكطرفه خواهد شد. البته در اپراتور دولتي ايران هم همين وضعيت با آوانتاژ زماني بيشتري وجود دارد. ضمنا سيستم بيلينگ تاليا پيش از پايان اعتبار به مشترك هشدار مي‌دهد.
-نحوه پرداخت هزينه ها در تاليا بسيار سهل تر از نظام پرداخت در اپراتور دولتي ايران است ! در شبكه تلفن همراه اعتباري تاليا مشترك در هر ساعتي از شبانه روز مي‌تواند با مراجعه به يكي از 2 هزار عامل فروش تاليا (از جمله سوپرماركت ها و دكه هاي روزنامه فروشي) تالياكارت مورد نياز خود را در قيمت‌هاي 10، 20 و 40 هزار تومانی خريداري كرده و با استفاده از سيستم هوشمند تاليا به سيم كارت خود منتقل كند. اگر شما هم از ايستادن در صف طولاني و خسته كننده بان‌كها براي پرداخت قبض موبايل خود خسته شده ايد تاليا شما را از اين صف‌هاي زجرآور بيرون مي‌كشد!
-شايد مهمترين ايرادي كه بعد از محدوديت پوشش در فاز اول بتوان وارد كرد محدوديت زماني اعمال شده براي مصرف مبلغ اعتبار موجود كارت باشد. براي افرادي كه حجم مكالمات خروجيشان ناچيز است (كمتر از 10 هزار تومان در ماه) استفاده از تاليا كارت 40 هزار توماني كه 150 روز (5 ماه) اعتبار دارد مناسب است.
-تعرفه هزينه هاي تاليا از تعرفه هزينه هاي اپراتور دولتي ايران بيشتر است :
هزينه هر دقيقه مكالمه شهري بوسيله سيم كارت‌هاي تاليا 23 تومان بيشتر از اپراتور دولتي است.
هزينه هر دقيقه مكالمه بين شهري بوسيله تاليا 41 تومان بيشتر از اپراتور دولتي است.
هزينه هر دقيقه مكالمه بين الملل بوسيله تاليا حداقل 146 تومان گرانتر از اپراتور دولتي ايران است.
هزينه ارسال هر كوته پيام ( SMS ) بوسيله سيم كارت‌هاي اعتباري تاليا 6تومان گرانتر است.
هزينه فعال سازي سرويس پيام صوتي ( VMS ) در تاليا 1000 تومان بيشتر از اپراتور دولتي است.
هزينه شنيدن پيام هاي صوتي بوسيله تاليا به ازاي هر دقيقه 23 تومان بيشتر از مخابرات است.
استفاده از سرويس نمايشگر شماره تماس گيرنده در تاليا ماهيانه 250 تومان گرانتر از مخابرات است.

" زمان" در طرح " لينوكس فارسي" اهميتي ندارد

مدير طرح " لينوكس فارسي" گفت: برغم تاخيرهاي زياد كه در تامين اعتبارات و اجراي پروژه لينوكس فارسي پيش آمده است، عنصر" زمان " در مسير پيشرفت اين پروژه اهميتي ندارد.
طرح لينوكس فارسي از سال ‪ ۸۱‬در راستاي فارسي‌سازي و بومي‌سازي سيستم عامل كدباز "لينوكس" (‪ (LINUX‬شروع شده و مركز ‪ IT‬دانشگاه صنعتي شريف با نظارت شوراي عالي انفورماتيك و شوراي عالي اطلاع‌رساني مجري آن است.
"محمد خوانساري" روز شنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا در اصفهان افزود:
تاخيرهاي پيش آمده هيچ لطمه‌يي به كل پروژه وارد نمي‌كند.
وي باتكذيب خبر يكي از رسانه‌ها مبني بر اينكه پروژه لينوكس فارسي در سال ‪ ۸۶‬به اتمام مي‌رسد ، تصريح كرد: اگر دولت بودجه سال ‪ ۸۳‬اين پروژه را تا تيرماه امسال پرداخت كند تاخيري در ارايه نهايي پروژه تا تيرماه سال ‪۸۵‬ به وجود نمي‌آيد.
به‌گفته وي، بودجه اجراي اين پروژه تا قبل از سال ‪ ۸۳‬حدود سه‌ميليارد و‪۷۰۰‬ ميليون ريال و بودجه سال ‪ ۸۳‬كه هنوز پرداخت نشده است،حدود چهار ميليارد و ‪ ۵۰۰‬ميليون ريال است.
وي بااشاره به اينكه هرگونه مهاجرت از محيط "ويندوز"به"لينوكس" هزينه‌بر است، كل بودجه برآورد شده براي اجراي طرح لينوكس فارسي را حدود‪ ۱۰‬ميليارد ريال اعلام كرد.
خوانساري تاكيد كرد: به دليل تخصيص ديرهنگام اعتبارات اين پروژه تاكنون شش ماه نسبت به برنامه‌ريزيهاي اوليه دچار تاخير شده‌ايم.
مدير طرح " لينوكس فارسي " با اشاره به اينكه مناقصه‌يي در سال ‪ ۸۳‬براي اجراي ‪ ۱۰‬پروژه در طرح لينوكس فارسي برگزار شد،بيان داشت: به دليل تخصيص نيافتن بودجه سال ‪،۸۳‬از ما خواسته‌اند كه‌اسامي برندگان اين مناقصه را اعلام نكنيم.
وي برندگان اين مناقصه را ‪ ۱۰‬شركت دانست كه چهار شركت از سال گذشته در اين طرح پروژه داشته‌اند ، اما شش شركت ديگر تاكنون پروژه‌يي در اين طرح ارايه نكرده‌اند.
مدير طرح " لينوكس فارسي" يادآور شد: برخي از شركتهاي برنده مناقصه از شهرستانهايي مانند اصفهان و همدان بوده‌اند.
وي درباره نام اتلاق شده به اين طرح تحت عنوان " سيستم عامل ملي" گفت:
نمي‌دانم كه اين نام از كجا آمده است ، با اينحال "لينوكس فارسي" بسترساز سيستم عامل ملي است.
به گفته وي، عنوان " سيستم عامل ملي " در طرح تكفا ثبت شده است، اما در سرفصلهاي تيم اجراكننده طرح، عنوان "لينوكس فارسي" استفاده مي‌شود.
وي زمان اوليه طرح اين پروژه را سال ‪ ۷۹‬اعلام كرد و گفت:به علت صرف زمان دو ساله براي مذاكره، تامين اعتبارات و قانع كردن مديران، اجراي پروژه از بهمن سال ‪ ۸۱‬آغاز شد.
وي درباره نبود هماهنگي بين طرح لينوكس فارسي و پروژه‌هاي طرح ملي تكفا ( توسعه كاربري فناوري اطلاعات ) گفت: در سال ‪ ۸۳‬به شوراي عالي اطلاع‌رساني پيشنهاد داديم كه به منظور ترويج استفاده از لينوكس در طرح تكفا راهكاري تدوين شود، اما تاكنون پاسخي در اين مورد دريافت نكرده‌ايم.
وي درباره عدم شروع همزمان طرح تكفا و لينوكس فارسي تاكيد كرد: شوراي عالي انفورماتيك و شوراي عالي اطلاع رساني در موافقت با اجراي طرح لينوكس فارسي دير اقدام كردند.
عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف با اشاره به‌اينكه هنوز در سيستم دولتي فرهنگ‌سازي براي استفاده از لينوكس صورت نگرفته است، گفت: فرهنگ‌سازي در اين طرح از اجراي آن مهمتر است.
خوانساري يادآور شد:هرمجموعه‌يي كه مايل باشد مي‌تواند در رابطه با لينوكس فارسي سرمايه‌گذاري كند و ما به آنها مشاوره مي‌دهيم تا در ايجاد بازار در اين زمينه به آنها كمك كنيم.

دسترسي برابر كشورها بهICT خواست ایران است

ايسنا - دبير كميسيون ملي WSIS ايران،‌ گفت: تاكيد اصلي اعلاميه تهران، دسترسي برابر كشورها به فناوري اطلاعات و ارتباطات و رفع هر گونه تبعيض در اين حوزه است.
محسن پازري درباره تاكيد اجلاس جهاني جامعه اطلاعاتي تونس در كاهش قيمت‌هاي جهاني اينترنت و كامپيوتر ‌اظهار داشت: يكي از مباحثي كه در اجلاس مقدماتي دوم در ژنو مورد بررسي خواهد گرفت، موضوع مكانيزم‌هاي مالي است و در واقع كاهش قيمت‌هاي جهاني اينترنت و كامپيوتر يكي از محورهاي اين مكانيزم است.
وي ‌افزود: در نشست مقدماتي قبلي، سندي در اين باره تنظيم شد كه مورد تاييد كشورهاي در حال توسعه و جهان سومي نبود و اعتراض آنها را برانگيخت، چرا كه چند فاكتور اساسي مانند كاهش تعرفه‌هاي دسترسي به شبكه‌هاي اينترنتي، و مكانيزم‌هاي حمايتي كشورهاي پيشرفته به كشورهاي جهان سومي ناديده گرفته شده بود و به نظر مي‌آيد، در برنامه عملي كه در تونس تنظيم خواهد شد، بر روي اين موضوعات ، تاكيد بيشتري شود.
پازري ادامه داد: يكي از محورهايي كه قرار است در سند مكانيزم‌هاي مالي مورد بررسي قرار گيرد، چگونگي تخصيص هفت درصد سهم CMT كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال توسعه و جهان سومي است كه در اجلاس تونس مكنيزم‌هاي آن بررسي شود.
وي با اشاره به اين كه در سند تهران نيز به موضوع مكانيزم‌هاي مالي و كاهش جهاني تعرفه‌هاي اينترنت و كامپيوتر اشاره خواهد شد، گفت: بررسي‌هاي لازم بر روي اعلاميه تهران در دبيرخانه شوراي عالي اطلاع رساني و اسكاپ انجام گرفته و ساختار آن آماده شده كه در اجلاس تهران به بحث گذاشته شده و تا پايان اجلاس، اعلاميه‌ي‌ نهايي آن استخراج خواهد شد.

ايران تا یک سال دیگربا کمبود‪‬۲۷۰‬هزار کارشناس IT مواجه مي‌شود

مدير مركز آموزشي " سيتكو" در اصفهان گفت: بنا به آمار اعلام شده توسط وزارت علوم، تحقيقات و فناوري و سازمان ملي جوانان ، كشور ايران تا سال ‪ ۸۵‬با كمبود ‪ ۲۷۰‬هزار نيروي انساني متخصص درزمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات مواجه خواهد شد.
" عمران بهروز" روز جمعه در مراسم فارغ التحصيلي دانش آموختگان دوره آموزشي بين‌المللي ‪ NIIT‬در اصفهان افزود: كمبود اين تعداد نيروي انساني متخصص در حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات(‪ (ICT‬براي كشور يك معضل اساسي به‌شمار مي‌آيد كه بايد با تقويت بخشهاي آموزشي و تخصصي به رفع‌آن بپردازيم.
وي ادامه داد: در زمان حاضر در ايران بازار بزرگي در حوزه ‪ ICT‬پديد آمده است و آمار منتشر شده در زمينه تعداد كاربران اينترنتي و دسترسي افراد به رايانه گوياي عظمت اين بازار در آينده است.
به گفته وي مطابق با آمار منتشر شده در اجلاس جامعه اطلاعاتي در ژنو تا سال ‪ ۲۰۰۷‬در ايران حدود ‪ ۳۳‬ميليون نفر به رايانه دسترسي خواهند داشت.
وي تاكيد كرد: بر طرف كردن نياز اين بازار بزرگ ،مستلزم تربيت نيروي انساني متخصص است كه بايد از هم اكنون به برنامه ريزيهاي صحيح در اين زمينه بپردازيم.
وي با اشاره به اينكه در ايران ميان تخصص فارغ التحصيلان دانشگاهي رشته هاي مرتبط با حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و تقاضاي بازار ‪ ICT‬فاصله بسياري وجود دارد گفت: اين امر ما را با معضل كمبود نيروي انساني ماهر مواجه مي‌كند.
"بهروز" تصريح كرد: آموزش عالي ما نمي‌تواند سيستم درسي خود را با سرعت زياد پيشرفت حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات و تقاضاي بازار آن هماهنگ كند در نتيجه در جذب فارغ التحصيلان دانشگاهي به بازار كار مشكلات بسياري به وجود آمده است.
وي وجود آموزشگاههاي آزاد بين‌المللي در كشور را در زمان حاضر تنها راه حل اين معضل دانست و گفت: بايد با توسعه اين مراكز و آموزش تخصص و مهارت لازم و به‌روز به‌نيروهاي مستعد و جوان كشور به‌رفع نياز بازار كار بپردازيم.
وي با تاكيد بر اينكه امروز هر كس در زمينه فناوري اطلاعات و ارتباطات تخصص داشته باشد شغل او حتما تامين است، بيان داشت: از سال ‪ ۱۹۹۵‬تا سال ‪ ۲۰۰۴‬شاهد رشد ‪ ۴۷‬درصدي مشاغل مربوط به حوزه ‪ICT‬در جهان بوده‌ايم كه اين زمينه نسبت به ساير زمينه‌هاي شغلي داراي بيشترين رشد بوده است.
اين كارشناس اظهار داشت: امروزه در جهان اگر كسي مدارك كامل دوره‌هاي تخصصي بين‌المللي در زمينه فناوري اطلاعات را داشته باشد در عرض كمتر از سه روز يك شغل بسيار مناسب پيدا خواهد كرد.
وي همچنين به آموزش كودكان و نوجوانان در اين زمينه اشاره كرد و گفت:
ما بايد با آموزش صحيح براي اين دوره‌هاي سني، زمينه رشد و تربيت نيروي انساني متخصص و ماهر در آينده را فراهم كنيم.
در اين مراسم ‪ ۷۰‬نفر از فارغ التحصيلان دوره‌هاي آموزشي بين‌المللي فناوري اطلاعات هند ( ‪ ( (NIIT‬در اصفهان گواهينامه‌هاي مهارتي خود در زمينه مديريت فناوري اطلاعات و شبكه را دريافت كردند.

وزير ارتباطات: تالیا 6 میلیون تلفن واگذار می کند

وزيرارتباطات و فناوري اطلاعات در آيين بهره‌برداري رسمي از شبكه تلفن همراه اعتباري "تاليا"، از برنامه‌ريزي‌هاي صورت گرفته براي واگذاري شش ميليون سيمكارت تاليا طي دو سال آينده خبر داد.
"سيداحمد معتمدي"، توجه جدي به‌كيفيت اين شبكه و برنامه‌ريزي براي توسعه كمي آن را از ويژگي‌هاي بارز اين طرح عنوان كرد و گفت : با تمام امكانات سعي شده كه اين شبكه با اصول علمي و فني دقيق راه اندازي شود و چنان چه اين امر عملي و نظارت‌هاي كافي روي آن اعمال شود،شبكه مخابراتي مطمئن و خوبي خواهيم داشت.
وزيرارتباطات با اشاره به سير مراحل صدور مجوز و اجراي اين طرح گفت:
براساس مجوزهاي اوليه بايد در اسفندماه سال گذشته اين كار اجرا مي‌شد، اما با توجه به حجم عظيم كار و مشكلاتي كه مجري در اجرا با آن روبه‌رو بود، اين پروژه در زمان بسيار مناسبي براي راه‌اندازي آماده شد.
معتمدي با يادآوري تاخير چندين ماهه بسياري از پروژه‌هايي كه توسط برخي پيمانكاران دولتي اجرا شده، خاطرنشان كرد: بخشي از تاخير چند هفته‌اي اين پروژه به دليل عدم تخصيص به موقع فضاي فركانسي مورد نياز اين شبكه توسط بخش دولتي بوده است.
وي يكي از دستاوردهاي اين پروژه را اجرايي شدن يكي از مهم‌ترين مواد قانون برنامه سوم توسعه براي كوچك‌سازي دولت،توجه به مشاركت بيشتر بخش غيردولتي وبهره‌گيري از حداكثر توان داخلي برشمرد.
او گفت: با اجراي اين طرح دولت به بخش قابل توجهي از نياز جامعه پاسخ داد و شركت مخابرات ايران هم از توسعه تصدي‌گري دولت پرهيز كرد.
وزيرارتباطات بهره‌گيري از حداكثر توان فني و مهندسي كشور دراجراي اين پروژه را از ديگر مزيت‌هاي آن نسبت به بسياري از پروژه‌هاي ديگر برشمرد و افزود: براي ايجاد شبكه تلفن همراه اعتباري،حداكثراستفاده از توان فني و مهندسي داخلي صورت گرفته و حتي بسياري از متخصصين ايراني مقيم خارج نيز با اين پروژه جذب كشور شده‌اند.
وي در عين حال بهره‌گيري از توان شركت‌هاي خارجي‌را، كاري علمي و عاقلانه دانست و گفت: در اين پروژه نيز برهمين اساس از تجربه ‪ tele2‬سوئد كه از اپراتورهاي معتبر دنيا است به طريق مناسبي استفاده شده است.
معتمدي تاكيد كرد: راه‌اندازي اين شبكه اثر مثبتي در بهبود شبكه فعلي تلفن همراه كشور دارد،زيرا نبود تعادل بين عرضه و تقاضا در شبكه اول تلفن همراه باعث شده از شبكه فعلي حدود ‪ ۴۰‬درصد بيشتر از شاخص‌هاي بين‌المللي استفاده شود.
وي گفت: ورود سيمكارت‌هاي تاليا به بازار در كنار بهره‌برداري از شبكه- دوم تلفن همراه،تا پايان سال‌جاري اين فرصت را در اختيار ما قرار مي‌دهد كه با سرعت بيشتري شبكه مخابراتي كشور به شاخص‌ها و استانداردهاي روز دست يابد.
وزير ارتباطات توسعه شبكه تلفن همراه و ورود سيمكارتهاي تاليا را نتيجه عمل به بند ب ماده ‪ ۱۲۴‬قانون برنامه سوم توسعه عنوان كرد و افزود : دولت براي پاسخگويي به تقاضاي موجود، با بهره‌گيري از توان متخصصان داخلي و خارجي درصدد اصلاح و توسعه شبكه فعلي تلفن همراه نيز است.
وي از ظرفيت‌سازي براي ‪ ۱/۷‬ميليون شماره سيمكارت درسال گذشته‌و ظرفيت سازي براي ايجاد‪ ۳/۳‬ميليون شماره سيمكارت در سال‌جاري رادر راستاي‌برنامه‌ي اصلاح و توسعه شبكه تلفن همراه ارزيابي كرد.
معتمدي گفت : همچنين در سال جاري بخش غير دولتي دستكم ‪ ۱/۵‬ميليون شماره سيمكارت تاليا و دو ميليون شماره سيمكارت بهره‌بردار دوم تلفن همراه عرضه مي‌شود.
وي با اشاره به اين‌كه ظرفيت شبكه تلفن همراه كشور در ابتداي برنامه سوم تنها ‪ ۴۹۰‬هزار شماره بود، خاطرنشان كرد: اين رقم در سال گذشته از مرز پنج ميليون مشترك فراتر رفت و با توجه به اقدامات صورت گرفته درپايان سال‌جاري از مرز ‪ ۱۰‬ميليون مشترك، در پايان سال آينده از ‪ ۲۰‬ميليون‌مشترك ودر پايان برنامه چهارم توسعه از مرز ‪ ۴۰‬ميليون مشترك خواهد گذشت.
معتمدي تاكيد كرد: اين وزارتخانه براي توسعه شبكه تلفن همراه كشور با اتخاد يك برنامه و الگوي توسعه مناسب، بهره‌گيري از همه توان داخلي،سرمايه بخش غيردولتي ، تجربه شركتهاي معتبر خارجي و نيز جذب سرمايه‌هاي خارجي و مهم‌تر از همه رفع انحصارات دولتي موجود، بسترهاي جهش بسيار بزرگي‌را فراهم كرده است.
وزير ارتباطات، در نخستين مكالمه رسمي با سيمكارت تاليا در تماسي با كرمان، با پدر شهيدان جهان آرا كه در آزادسازي خرمشهر نقش موثري داشتند، گفت وگو كرد و ياد وخاطر شهيدان دفاع مقدس بويژه‌اين عزيزان را گرامي‌داشت.

"تاليا "، يك چهارم تقاضاي تلفن همراه كشور را تامين می کند

مجري پروژه سيمكارت اعتباري تاليا گفت: شبكه تلفن همراه تاليا، طي دو سال آينده يك چهارم تقاضاي موجود در بخش تلفن همراه كشور را تامين خواهد كرد.
"حسين بهرام پور"، در گفت وگو با خبرنگار گروه اجتماعي ايرنا افزود كه پيش بيني مي‌شود كه اين شبكه در سال‌جاري حدود دو ميليون تقاضاي موجود در بازار را پاسخ دهد.
وي اظهار داشت كه اين شبكه توان آن را دارد كه طي دو سال آينده، به ظرفيت موجود، سالانه دو ميليون شماره بيافزايد.
"بخش قابل توجهي از ارتباط مخابراتي شبكه تلفن همراه تاليا با شبكه‌هاي تلفن همراه(‪plmn)‬وشبكه تلفن ثابت كشور(‪ (pstn‬تاكنون صورت گرفته ودر مراحل پاياني خود قرار دارد و انتظار مي‌رود، هرچه سريعتر امكان دريافت و ارسال همه تماس‌هاي داخلي و خارجي با اين شبكه بطور كامل برقرار شود." مجري پروژه سيمكارت اعتباري تاليا پوشش ‪ ۴۹۰‬شهر بزرگ و كوچك تا پايان سال‌جاري و ارائه سرويس‌هاي جانبي ديگر همچون خدمات دريافت و ارسال پيام كوتاه، خدمات پيام‌هاي چند رسانه‌اي و صندوق پستي صوتي را بخشي از خدمات اين شبكه تا پايان سالجاري عنوان كرد.
وي خواستار دريافت مجوز آغاز توسعه اين شبكه شد و اظهار داشت : اجراي اين پروژه يكي از افتخارات ملي محسوب مي‌شود، زيرا تاكنون پروژه‌اي با اين وسعت توسط متخصصان ايراني داخل و خارج از كشور و بدون جذب سرمايه خارجي و يا دولتي در كشور اجرا نشده است.
مجري پروژه سيمكارت تاليا گفت: براي اجراي اين پروژه بيش از ‪ ۴۵۰‬كارشناس و متخصص و ‪ ۳۰‬شركت پيمانكار داخلي مشاركت دارند.
شبكه تلفن همراه اعتباري كشور كه با نام تجاري تاليا از اواخر هفته گذشته فعاليت خود را آغاز كرده است.
بهاي اوليه سيمكارت اعتباري تلفن همراه تاليا ‪ ۴۰۰‬هزار ريال است كه از اين ميزان ‪ ۲۰۰‬هزار ريال هزينه مكالمه و بقيه بهاي شماره سيم‌كارت محسوب مي‌شود.
دوره اعتبار اوليه اين سيمكارت‌ها ‪ ۹۰‬روزه است، اما مشترك مي‌تواند با خريد كارتهاي شارژ مجدد مدت اعتبار سيمكارت خود را تمديد كند كه هزينه‌ي آن براساس مدت زمان ‪ ۲۰۰ ،۱۰۰‬و‪ ۴۰۰‬هزار ريال است.
هر يك از اين كارت‌ها به ترتيب سيمكارت تاليا را براي يك دوره ‪ ۳۰‬روزه ، ‪ ۷۰‬روزه و يا ‪ ۱۵۰‬روزه فعال نگه مي‌دارد و در صورتي‌كه مشترك پس از پايان اين مدت نسبت به شارژ مجدد سيمكارت اقدام نكند، سيمكارت براي مدت ‪ ۱۵‬روز يكطرفه خواهد شد و تا دو هفته بعد شماره براي مشترك محفوظ مي‌ماندو طي اين مدت مشترك تنها امكان تماس با شماره‌هاي اضطراري سه رقمي مانند اورژانس و پليس را خواهد داشت.

تركسل از بازار ايران دل نبريده‌ است

مظفر آكپنار" مدير عامل "تركسل" بزرگترين شركت خصوصي تلفن همراه تركيه گفت كه برغم محدود شدن سهم خارجي در بازار "جي.اس.ام" ايران به ‪ ۴۹‬درصد، تركسل هنوز از بازار ايران دل نبريده و درصدد پيدا كردن الگوي كاري مناسب براي فعاليت در ايران است.
مدير عامل تركسل كه شركت تحت مديريتش در روزهاي اخير با تب و تاب ناشي از موضوع فروش حداكثر سهام آن به سهامداران داخلي و خارجي درگير بوده، امروز (جمعه) براي اولين بار و بطور رسمي اعلام كرد كه "از بازار ايران دست نخواهند كشيد."
مظفر آكپنار ادامه علاقه شركت متبوع خود به بازار "جي.اس.ام" ايران را در يك كنفرانس مطبوعاتي كه به مناسبت تشريح فعاليت سه ماه گذشته تركسل در استانبول ترتيب داده بود، اعلام كرد.
وي گفت: "موضوع محدود شدن سهم خارجي در بازار جي.اس.ام ايران به ‪ ۴۹‬در صد با تصويت مجلس شوراي اسلامي و طي شدن مراحل قانوني آن ديگر قطعيت پيدا كرده است. ولي ايران با جمعيتي برابر ‪ ۷۰‬ميليون نفر، بازار مهمي است." آكپنار با يادآوري اين كه ايران داراي جمعيت جواني است و هنوز فقط پنج در صد مردم توانسته‌اند از شبكه "جي.اس.ام" استفاده كنند، گفت: "در شرايط جديد اعلام شده در ايران نيز مي‌توان روي الگوهاي كاري جديدي براي ورود و حضور در بازار عظيم ايران فعاليت كرد و شركت ما بطور فشرده روي اين مساله كار مي‌كند."
او در پاسخ به اين كه "آيا تركسل براي كنترل و مديريت ‪ ۴۹‬در صد سهام ايرانسل فعاليت مي‌كند يا نه"، گفت: "تركسل براي به دست گرفتن كنترل اين در صد از سهام تلاش مي‌كند."
آكپنار در ادامه گفت: "تركسل براي ورود به بازار جي.اس.ام پاكستان نيز تلاش مي‌كند و در اين راه به پيشرفتهايي نيز نايل آمده است."
گفته مي‌شود تركسل در مزايده فروش ‪ ۲۶‬در صد از سهام شركت مخابرات دولتي پاكستان شركت مي‌كند.
پيشنهاد تركسل در مورد خريد سهام شركت مخابرات دولتي پاكستان (پي.تي.

سي.ال) دهم ماه ژوئن آينده (‪ ۲۰‬خرداد جاري) به پاكستان ارائه خواهد شد.

ارزش ‪ ۲۶‬در صد سهام اين شركت كه بزرگترين شركت فعال در زمينه ارتباطات پاكستان است، حدود ‪ ۱/۵۴‬ميليارد دلار تخمين زده مي‌شود.
آكپنار در مورد فعاليت تركسل در تركيه گفت: "در سه ماه اول سال جاري ميلادي ‪ ۹۰۰‬هزار مشترك جديد داشته‌ايم و اكنون تعداد مشتركين تركسل به رقم ‪ ۲۴/۳‬ميليون مشترك رسيده است."
آكپنار افزود: "درآمد شركت در سه ماهه اول سال جاري ‪ ۸۹۸‬ميليون دلار و سود شركت برابر ‪ ۱۲۸‬ميليون دلار شد."
او با اشاره به اين كه تركسل تاكنون فقط در تركيه ‪ ۴/۱‬ميليارد دلار سرمايه‌گذاري كرده است، افزود: "تركسل در سال جاري ميلادي نيز در حدود ‪۵۰۰‬ ميليون دلار در تركيه سرمايه‌گذاري خواهد كرد."

May 26, 2005

كوتاهي بخش خصوصي در دفاع از خود

بنده از يك ماه گذشته در جريان برگزاري اين نشست مطبوعاتي قرار گرفتم كه آقاي بهروزي ،‌مدير سايت سیتنا پيگير ‌آن بود .. ايشان توانست با هر نه نفر اعضاي منتخب نظام صنفي رايانه اي اصفهان رايزني كرده تا يك وقت مشترك را براي برگزاري اين كنفرانس تعيين كند ... بعد هم از تمام خبرگزاريها و خبرنگاران براي حضور در اين كنفرانس دعوت كرد ... بسياري از آن اعضاي منتخب هم كلي قول و وعده دادند كه در اين كنفرانس بسياري از مسايل پشت پرده حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات استان اصفهان را بر ملا خواهند كرد و هويت واقعي بسياري از مسولان و مديران را فاش ... اما دريغا همه اينها فقط و فقط ادعاي پوچ است و پوچ ..
دو سال است كه دارم با مديران بخش خصوصي در اصفهان مدارا مي كنم ... برخی از آنها فقط ادعاي شجاعت و صراحت بودن را دارند اما موقعي كه بايد حرف بزنند همه در سوراخهاي خودشان پنهان مي شوند ... به عقيده بنده هرچه به سر اين قشر مدعی آيد لايق آنها است چرا كه غفلت از خودشان است و بس ... همه تقصيرها نه به گردن مديران دولتي است نه به گردن دستگاههاي اطلاع رساني ... مقصر اصلي خودشان هستند كه در دفاع از حقوق خود كوتاهي مي كنند ...
برغم همه برنامه هاي از پيش تنظيم شده براي اين نشست خبري به دليل جا زدن برخي از اعضاي منتخب نظام صنفي رايانه اي استان اصفهان اين جلسه در روز چهارشنبه لغو و به روز يكشنبه موكول شد ...
------------------------
در حاشيه :
يادم به كنفرانس خود خبرگزاري براي اعضاي هيات مديره انجمن انفورماتيك كميته اصفهان افتاد ... سال گذشته با كلي دردسر و تماس گرفتن يك وقت مناسب براي برگزاري يك جلسه مطبوعاتي با حضور اين هيات مديره در دفتر خبرگزاري تعيين كرديم و همه كارها انجام شده بود ... ماه رمضان هم بود ... جلسه هم بعد از نماز ظهر بود ... يك ساعت مانده به برگزاري نشست تلفن زدند دفتر ايرنا و به یک دلیل غیر قابل منتظره و عجیب جلسه را كنسل كردند ...
منبع:http://www.mardomak.blogfa.com/post-35.aspx

آیا در این جهان کسی نیست که صدای اعتراض ما را بشنود؟

داستان واقعی "تجارت الکترونیک " یا E-Commerce در سازمان مدیریت صنعتی

نیمه اول:
ترم چهارم شروع شد و ما با شور و شوق فراوان سرکلاس "تجارت الکترونیک" حاضر شدیم. آقای باغبان که بعدا متوجه شدیم لیسانس الکترونیک دارند برای تدریس e-commerce یا همان تجارت الکترونیک به عنوان استاد تشریف آوردند. بعد از چند دقیقه معارفه و آشنایی تدریس شروع شد. حدود 20 دقیقه از کلاس گذشته بود که من فکر کردم انگار تدریس به زبان اسپانیولی است که من چیزی متوجه نمی شوم. یک تکانی به خودم دادم و چند سوال پرسیدم که مثلا " استاد ببخشید منظور شما از VAN چی بود که من متوجه نشدم"؟ استاد شروع کرد به توضیح دادن و من متوجه شدم که مشکل از من نیست وایشان فارسی صحبت می کنند اما چون سطح علم ایشان بسیار بالا است ما متوجه نمی شویم، نه اینکه خدای ناکرده ماست مالی کرده باشند!!!
زنگ خورد و با بچه ها صحبت کردیم که این مثلا استاد، باصطلاح امروزی ها " تو باغ نیست " و مثل اینکه کلاس را اشتباهی آمده اند. چند نفر از دانشجوها با مسئولین صحبت کردند و قرار شد بررسی کنند. بعد از زنگ دوباره تشریف آوردند و شروع به تدریس کردند. بچه ها برای اینکه حال استاد را بگیرند چند سوال نه چندان تخصصی پرسیدند و ایشان هم هاج و واج ماندند و شروع به ماست مالی کردند و ... . این بود که رفتند و دیگه هم برنگشتند. ما هم خوشحال از نتیجه کار منتظر استاد مجرب و باسواد هفته دیگه سر کلاس تجارت الکترونیک حاظر شدیم.
نیمه دوم:
و اما یک هفته بعد آقای " درخشان خسروشاهی " تشریف آوردند و خودشان را استاد تجارت الکترونیک و فوق لیسانس الکترونیک و لیسانس سخت افزار کامپیوتر معرفی کردند. اگرچه به تیپ شریفشان نمی آمد که از این نوع آدم های باسواد باشند ولی خوشحال شدیم از اینکه بالاخره یک استاد تمام عیار نصیبمان شده است.
اما باز چند دقیقه ای نگذشت که استاد سواد واقعی خودشان را نشان دادند و حتی ضعیف ترین دانشجوهای کلاس نیز ایشان را مورد تمسخر خودشان قرار میدادند. یکی از دانشجوها از فایروال (firewall) پرسید و ایشان فرمودند شما موقعی که از اکانت dial-up استفاده می کنید تا از اینترنت استفاده کنید یک username و password وارد میکنید، در این موقع شما درواقع دارید از یک فایروال استفاده می کنید. ( قضاوت باشما که ما دانشجوهای بیچاره با این استاد عالم چه کار می توانستیم بکنیم. آنهم با آنهمه توقع و خود تعریفی که چند دقیقه پیش از خودشان داشتند.)
اما ایشان مثل استاد قبلی نبودند. اولا اجازه صحبت و اعتراض نمی دادند و خودشان را استاد تصور می کردند؛ ثانیا به هیچ یک از سوالات دانشجویان جواب نمی دادند و می گفتند " آهان ، درسته ، این مورد رو بعدا که رسیدیم توضیح میدم" که البته تا آخر ترم هم توضیح ندادند و اعتراض و گفتگو با مسئولان آموزشی و حتی مدیرسازمان مدیریت صنعتی جناب آقای خیر آور هم کار به جایی نبرد و تا پایان ترم مجبور شدیم چهره زیبای ایشان را تحمل کنیم.
امتحان پایان ترم:
یک روز مانده به امتحان تجارت الکترونیک که باید برای امتحان آماده می شدم مانده بودم که چه بخوانم. کتاب استاندارد ما کتاب سازمان NCC انگلستان بود و انگلیسی ( البته من در انگلیسی مشکلی نداشتم) ولی مشکل اینجا بود که ایشان یک کتاب مربوط به تجارت الکترونیک به زبان فارسی خوانده بودند و مثلا فکر می کردند که دارند تدریس می کنند. ( چون این به اصطلاح استاد چیزی از زبان انگلیسی سرشان نمی شد ) معمولا هم چون چیزی دستگیرشان نمی شد، یا مطالب اشتباهی به خورد دانشجوها می دادند و یا از روی کتاب جزوه می گفتند که به هیچ درد نمی خورد.
امتحان شروع شد و بنده از حرص داشتم خفه می شدم. قسمتی از سوالات چهار جوابی بودند و جالب اینکه گزینه صحیح در بین جواب ها نبود و گاهی هم خود سوالات اشتباه بود.
نتیجه امتحان و نمرات:
بنده و چند نفر از دانشجویان که در طول ترم اعتراض کرده بودیم واحد مانده شدیم و دانشجویانی که به معنی اصلی کلمه" دانشجو" نبودند و حتی سرکلاس هم حاظر نمی شدند و خودشان هم اعتراف می کردند که چیزی بلد نیستند با هماهنگی قبلی که در کلاس شده بود و ما هم حضور داشتیم قبول شدند.
یک روز که داشتیم اعتراض می کردیم یکی از بچه ها ( ی درس نخوان) گفت مهم نیست استاد شما ادامه بدین، ما دوازده بگیریم کافی است. و ایشان هم گفتند شما نگران نباشید شما که سر کلاس شلوغی نمی کنید قبولید. یعنی آنهایی که اعتراض می کنند قبول نیستند و واقعا هم اینطور شد.
امتحان شهریورماه:
سوالات که پخش شد دیگر نتوانستم تحمل کنم- آقای عابدینی مسئول آموزش حضور داشتند و من با نشان دادن ورقه و اشکالات سوالات ، اعتراض دوباره خود را اعلام کردم. اما ایشان به سادگی گفتند :" خوب حالا چه کار کنیم" و رفتند.
یکی از دانشجویان سوالات را کش رفت و من توانستم اسکن کنم. حالا خودتان سوالات را بخوانید و قضاوت کنید. ( ضمنا آقای درخشان خسروشاهی اگر خط خوانایی ندارید حداقل تایپ می کردید، شاید هم اصلا تایپ بلد نیستید.)

منبع:http://www.itclass.150m.com

مجلس فعاليت های گلدکوئيستی را ممنوع اعلام کرد

همشهری - در جلسه علنى ديروز نمايندگان مجلس به طرح يك فوريتى ممنوعيت فعاليت شركت ها و موسسات با ساختار هرمى با شبكه بى انتها از قبيل «گلدكوئيست» راى مثبت دادند.
درصورت تصويب نهايى اين طرح كه به امضاى ۵۰ نماينده رسيده، هرگونه فعاليت موسساتى كه با ايجاد ساختار هرمى، زنجيره اى بى انتها از افراد براى جذب افراد ديگر و مشاركت آنها در جذب سرمايه، بدون استخدام و بدون پرداخت حق الزحمه و تنها با دريافت حق عضويت يا اجبار به خريد كالا استفاده مى كنند تحت هرعنوان جرم محسوب شده و ممنوع مى باشد.
نمايندگان دلايل اين طرح را انجام فعاليت هاى ناسالم اقتصادى كه باعث ضرر و زيان مردم با روال غيرشرعى شده كه مبادرت به ارايه فعاليت هاى غيرتوليدى كرده و مقادير هنگفتى از ثروت ملى كشور به صورت ارز را خارج نموده عنوان كرده اند

طرح‌های جامع، تجربیات موفق، استانداردها و تکفا2

آی تی اس - امروز وقتی صحبت از اجرای طرح جامع ICT در سازمانی پیش می‌آید، تعداد زیادی پیشنهاددهنده پیدا می‌شوند که از بین آنها باسوادترهایشان با چارچوب‌هایی نظیر FEAF, TEAF و TOGAF آشنا هستند. آشنایی با این چارچوب‌ها اگرچه به کارشناسان کمک می‌کند تا کار خود را به صورت سازمان یافته‌‌تری انجام دهند ولی معضلی که دامن‌گیر آنان می‌شود آن است که به علت آشنایی سطحی با مفاهیم این حوزه در چارچوب این چارچوب‌ها گرفتار می‌شوند.
رویکرد این شرکت‌ها در تهیه طرح‌های جامع معمولا رویکردی کلیشه‌ای در شناخت وضع موجود(As Is)، وضع مطلوب (To Be) و برنامه گذار (Migration Plan) است. شناخت وضع موجود معمولا کمترین مشکل را در رابطه با این عملکرد کلیشه‌ای دارد. ولی شناخت وضع مطلوب و برنامه گذار علاوه بر الفبای معماری نیازمند تجربیات عمیقی است که در فضای واقعی شکل گرفته باشد. این تجربیات موفق حاصل هزینه‌های بسیار بالایی است که سازمان‌های مختلف برای برنامه‌ریزی فناوری اطلاعات در طول زمان انجام داده‌اند که بخش بزرگی از آنها منجر به شکست شده‌ است. و تنها چیز با ارزشی که از آن باقی مانده‌است تجربه آن است. ما معمولا شرکتی را که یک بار در پروژه‌ای شکست بخورد آنچنان از گردونه بیرون می‌کنیم که مادام‌العمر جرئت بازگشت نداشته باشد ولی راه درست راه دیگری است.
در دهه 80 میلادی دولت انگلستان متوجه آمار بالای شکست در پروژه‌های نرم‌افزاری گردید. در آن زمان کمیته‌ای را مامور کرد تا چارچوبی را برای بالا بردن میزان موفقیت پروژه‌های نرم‌افزاری ارایه نماید. این کمیته که امروز زیر مجموعه دفتر تجارت دولت انگلستان (OGC) است با تکیه بر تجارب موفق (Best Practice) دست‌اندرکاران مجموعه‌ای را تهیه نمودند که به ITIL یا IT Infrastructure Library معروف است. این چارچوب روشی علمی به حساب نمی‌آید بلکه بیشتر مبتنی بر عقل سلیم و روش‌های عملیاتی است. ITIL یک استاندارد نیست بلکه روشی است که پس از پذیرفته شدن می‌بایست برای کاربرد خاص هر سازمان متناسب گردد (Adopt & Adapt). این روش در حوزه استاندارد بر استاندارد BS15000 در زمینه مدیریت فناوری اطلاعات (ITSM) تاکید دارد.
ITIL با انتقال تجربیات موفق در زمینه مدیریت فناوری اطلاعات به ما می‌گوید که حداقل نیاز ما برای داشتن یک سازمان مبتنی بر فناوری اطلاعات چیست ولی روش رسیدن به آن را نمی‌گوید. اینجا است که پای فراروش‌های دیگر نظیر فراروش شش سیگما (Six Sigma Methodology) به میان می‌آید که راه‌کارهایی را برای یافتن روش رسیدن به اهداف مورد نظر سازمان پیش‌نهاد می‌دهد. در یک کلام ITIL در ترسیم وضع موجود و شش سیگما در بخش‌هایی از تدوین برنامه گذار به کار می‌آیند. در تدوین برنامه‌های گذار استانداردها و فراروش‌های دیگری نیز وجود دارند که در جایگاه خود مورد استفاده دارند از آن جمله می‌توان از COBIT برای تعیین نقاط کنترلی نرم‌افزارها، مدل CMM برای تعیین میزان بلوغ سازمان و استانداردهای ISO در حوزه امنیت اطلاعات نام برد.
اگرچه داشتن این فراروش‌ها و استانداردها دست‌اندرکاران را به زبان مشترکی برای تعامل ساده‌تر با یکدیگر می‌رساند و راهنمایی برای شروع به کار تازه‌کاران محسوب می‌شود ولی تا زمانی که به مفهوم واقعی به صورت دانش در ذهن نهادینه نشود، چارچوبی تنگ برای اندیشه‌های خلاق محسوب می‌شود.
لذا می‌بینیم که در تکفا2 نیز گرایش ویژه‌ای به انتقال تجربیات دیگران به کشور وجود دارد. این رویکرد علاوه بر مزایایی که دارد، نگرانی‌هایی را نیز به دنبال داشته‌است از آن جمله اینکه ما سابقه دیرینه‌ای در زمینه مفهوم سوزی و دکه سازی در این عرصه‌ها داشته‌ایم و اگرچه حرف، حرف خوبی است ولی بیم آن می‌رود که با آمدن یکی دو شرکت ایرانی‌تبار با نام و شناسنامه خارجی و سوء عملکرد آنها این مفاهیم هم به قاموس مفاهیم سوخته اضافه شود و تنها بهره‌بردار آن کسانی باشند که از این نمد کلاهی برای خود دوخته باشند.
نگرانی بعدی این است که این تجارب موفق در ITIL در هفت محور مطرح می‌شوند که در تصویر بالا به صورت اجزایی از یک پل که بین حرفه (Business) و فناوری (Technology) قرار گرفته است عمل می‌کند. اگرچه این تجارب در حوزه فناوری کاملا می‌تواند کاربردی باشد ، اما بسته به ابعاد حرفه و ماهیت آن و بستر فرهنگی که سازمان در آن قرار دارد این تجارب کاملا می‌تواند متفاوت باشد و انتقال تجربیات در این زمینه‌ها می‌تواند حتی در مواردی سمی مهلک باشد.
در کلمات مسئولین مربوطه پشت سرهم می‌شنویم که ما نمی‌خواهیم چرخ را از اول اختراع کنیم. می‌خواهم فریاد بزنم "بابا این چرخ نیست. یک سیستم فراگیر اجتماعی است" و باید با ویژگی‌های همین اجتماع مهندسی و طراحی شود. جایگاه متفکرین ایرانی در این طرح کجا است؟
منبع:http://its.co.ir

image.jpg

مستند سازی تکفا آغاز شد

ITanalyze.ir - کار مستند سازی و جمع آوری مدارک و مستندات طرح توسعه و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات (تکفا) از هفته گذشته آغاز شده است.
مهندس سلجوقی معاون فنی دبیرخانه شورای عالی فناوری اطلاعات در خصوص گردآوری مستندات و دستاوردهای طرح تکفا از آغاز تا کنون گفت: بخشی از این مستندات از قبل گردآوری شده و کار مستند سازی خروجی های طرح تکفا در دستگاه های مختلف از هفته قبل آغاز شده است.
بر اساس این گزارش پیش از این اعلام شده بود که مستندات خروجی های تکفا در قالب یک کتاب و در نشست ملی انفورماتیک ارایه خواهد شد. این مستند سازی شمال موافقتنامه های تبادل شده میان دستگاه های اجرایی و سازمان مدیریت و برنامه ریزی ، پروژه های در دست اجرای دستگاه های اجرایی و میزان پیشرفت آنها و مواردی از این دست خواهد بود.
لازم به ذکر است که برخی از دستگاه های اجرایی همکاری لازم جهت گزارش دهی مستمر در خصوص میزان پیشرفت طرح های در دست اجرای خود را نداشته اند که این موضوع کار ارایه گزارش کلان خروجی های طرح تکفا را به تاخیر انداخته است.
از سوی دیگر تا کنون هیچ دستگاهی به شکل مستقیم اقدام به تشریح میزان پیشرفت طرح های فناوری اطلاعات و ارتباطات در نهاد خود نکرده که این موضوع نیز جای بررسی و تامل دارد.

علاقه مندان به شرکت در کارگروه راهبری اینترنت ثبت نام کنند

ITanalyze.ir - کارگاه راهبری اینترنت در روز دوم اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی 11 خرداد ماه در محل سالن اجلاس سران (تهران) در حاشیه اجلاس منطقه اي تهران برگزار مي شود.
در همين راستا، کارگروه راهبري اينترنت از علاقه مندان و متخصصين دعوت مي کند که براي ثبت نام و شرکت در اين کارگاه درخواست خود را به آدرس پست الکترونيک: workshop@wgig.info ارسال نمايند. درخواست باید شامل نام و نام خانوادگي، نام آخرين مدرک تحصيلي، سمت و شغل فعلي و شماره تماس تلفنی باشد. اين کارگاه از ساعت 10 تا 13 برگزار خواهد شد و شرکت در آن رايگان خواهد بود.

تدوین طرح تکفا 2 هنوز آغاز نشده است

ITanalyze.ir – یک مقام آگاه در خصوص عقد قرار داد با شرکت های خارجی برای تدوین دومین مرحله طرح توسعه و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات (تکفا 2) گفت: در این خصوص هنوز اقدامی صورت نگرفته است.
این در حالی است که پیش از این شنیده شده بود تدوین مرحله دوم طرح تکفا قرار است طی قراردادی با شرکت های خارجی انجام شود که برخی اخبار حکایت از بسته شدن قرارداد و آغاز تدوین داشت. به این ترتیب همچنان اخبار متفاوت و ضد و نقیضی از تدوین طرح تکفا دو منتشر می شود و از سوی دیگر مسوولان شورای عالی اطلاع رسانی نیز نسبت به اطلاع رسانی در این خصوص اقدامی به عمل نیاورده اند.

May 23, 2005

تدوین تکفا 2 به نقد و بررسی گذشته نیاز دارد

علی شمیرانی - این روزها اخبار پراکنده ای از دومین مرحله طرح توسعه و کاربری فناوری اطلاعات(تکفا2) در برخی از محافل شنیده می شود. ولی متاسفانه روالی که در فاز اول طرح تکفا به عنوان نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن مطرح بود ظاهراً در این مرحله نیز ادامه دارد و آن مشکل اطلاع رسانی از کم وکیف این طرح است.
این روزها کسب اخبار از مرحله دوم طرح تکفا مانند کسب اطلاع از یک طرح محرمانه و طبقه بندی شده است و شاید به همین دلیل بود که در یکی از نشریات چنین تیتر خورده بود که " جزییات بیشتری از طرح تکفا 2 منتشر شد" مثل تیترهایی که برای مسایل هسته ای ایران به کار می رود.
بر اساس اطلاعات موجود برای تدوین دومین مرحله طرح تکفا ظاهراً بیشتر قرار است از چشم آبی ها کمک گرفته شود. این درحالی است که به اعتقاد نگارنده طرح تکفا در بعد اجرایی و ساختار عملیاتی دچارمشکلاتی است که شاید وجود چشم آبی ها برای آغاز مرحله بعدی به تنهایی کافی نباشد.
وقتی به سایت تکفا نیز مراجعه می کنید نیز آثاری از فراخوانی جهت ارایه پیشنهاد و نقد مرحله فعلی طرح تکفا از سوی کارشناسان و فعالان بخش خصوصی و دولتی به چشم نمی خورد. دز حالی که متولیان طرح تکفا می توانند با یک فراخوان از کلیه کارشناسان و علاقه مندانی که به نحوی با طرح تکفا در ارتباط بوده، بخواهند تا با ارایه مقالات و گزارش های خود به ارزیابی نقاط ضعف و قوت این طرح بپردازند.
به هر حال اگرچه این اتفاق به شکل پراکنده و همچون گذشته به شکل خود جوش در برخی از رسانه ها در حال انجام است ولی چنانچه مجموع نظرات کارشناسان در سطوح و موقعیت های مختلف جمع آوری شود قطعاً ثمرات مناسبی را در پی خواهد داشت.

Takfa055.jpg

برگزاری کنفرانس مطبوعاتی wsis تهران

نشست مطبوعاتي كنفرانس منطقه‌يي آسيا و اقيانوسيه درباره‌ي مرحله‌ي دوم اجلاس جهاني سران در خصوص جامعه‌ي اطلاعاتي، هفتم خرداد‌ماه جاري در دبيرخانه‌ي شوراي عالي اطلاع‌رساني برگزار مي‌شود.
“علي بهزاد“ مدير روابط عمومي كنفرانس منطقه‌يي آسيا و اقيانوسيه در گفت‌وگو با خبر‌نگار سرويس جامعه‌ي اطلاعاتي ايسنا، با اعلام اين خبر، اظهار داشت: اين نشست با حضور مهندس “نصرالله جهانگرد“ دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني و دكتر “نصرالله مقدم“ دبير كنفرانس با هدف اطلاع‌رساني از روند اجرايي اين كنفرانس برگزار مي‌شود.
گفتني است، تا كنون 85 شركت كننده‌ي خارجي از ميان 30 كشور در منطقه‌ي آسيا و اقيانوسيه در سطح وزرا و معاونان آن‌ها براي حضور در اين كنفرانس اعلام آمادگي كرده‌اند.
شايان ذكر است؛ نمايشگاه جانبي باعنوان توانمندي‌هاي IT ايران همزمان با اين كنفرانس گشايش خواهد يافت كه تا به امروز10 شركت در حوزه‌ي IT ثبت نام كرده‌اند.

شماره‌ جدید ماهنامه‌ي دنياي كامپيوتر و ارتباطات منتشر شد

سي‌ودومين شماره‌ي ماهنامه‌ي خبري،‌ تحليلي، آموزشي و اطلاع‌رساني دنياي كامپيوتر و ارتباطات ويژه‌ي فروردين و ارديبهشت ماه سال 84 منتشر شد.
به گزارش خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «محمود اروج‌زاده» صاحب امتياز و مديرمسوول اين ماهنامه در بخشي از سرمقاله‌ي آن، با اشاره به اينكه در آينده‌ي نزديك دو اتفاق مهم در پيش است كه بي‌ترديد با تحولات حوزه‌ي فناوري اطلاعات كشورمان در ارتباط است؛ آورده است: نخسين مورد همايشي است كه با نگاهي ملي و به قصد بررسي جامع اين حوزه تا اواخر بهار و با حضور رئيس جمهور برگزار خواهد شد.
وي انتخابات رياست جمهوري را از ديگر اتفاقات مهم عنوان و به اين نكته اشاره كرد كه آنچه اين موضوع را از منظر ما داراي اهميت مي‌كند تنها نقش بي‌بديلي است كه رئيس جمهور مي‌تواند در توسعه‌ي فناوري و بهره‌گيري از آن در توسعه‌ي كشور عهده‌دار شود.
اروج‌زاده در اين سرمقاله همچنين بر تاثير تشكيل نظام صنفي رايانه‌يي بر مجموعه‌ي صنعت فناوري اطلاعات كشور تاكيد كرد.
گفتني است؛‌ در اين ماهنامه تازه‌ترين اخبارها و رويدادها و محصولات جديد IT در جهان و مباحثي پيرامون مخابرات، سخت‌افزار، نرم‌افزار و شبكه نيز وجود دارد.

برگزاری نمایشگاه IT در حاشیه اجلاس wsis تهران

مسوول روابط عمومي كنفرانس ‪ WSIS‬منطقه‌آسيا واقيانوسيه گفت: مايشگاه "توانمندي‌هاي آي تي ايران" در جوار كنفرانس ‪ WSIS‬منطقه آسيا- اقيانوسه برپا مي‌شود.
"علي بهزاد" روز دوشنبه در گفت و گو با خبرنگار جامعه اطلاعاتي ايرنا افزود: وزيران و مسوولان بلند پايه فناوري اطلاعات از كشورهاي حوزه آسيا - اقيانوسيه ياد شده براي بهينه‌سازي "سند تهران" به ايران مي‌آيند.
وي ادامه داد: سند تهران، در كنفرانس ‪ WSIS‬آسيا- اقيانوسيه به تصويب رسيده و براي ارايه در دومين اجلاس جهاني سران ‪ WSIS‬تونس آماده خواهد شد.
وي با اشاره بر اينكه دومين اجلاس سران ‪ WSIS‬در پاييز سال جاري در تونس برگزار مي‌شود، افزود: كنفرانس جامعه اطلاعاتي منطقه آسيا- اقيانوسيه دهم خردادماه به مدت سه روز در سالن اجلاس سران برگزار خواهد شد.
بهزاد ادامه داد: برگزاركنندگان ايراني شامل وزارت ارتباطات، وزارت امور خارجه، دبير خانه شوراي عالي اطلاعرساني و مركز تحقيقات مخابرات ايران مي‌باشند.
وي گفت : كنفرانس منطقه‌اي ‪ WSIS‬آسيا - اقيانوسيه در تهران با همكاري كميسيون اقتصادي اجتماعي آسيا- اقيانوسيه سازمان ملل(‪ ،(UNSCAP‬اتحاديه مخابرات بين‌المللي ‪ ،ITU‬برنامه توسعه اطلاعات آسيا - اقيانوسيه سازمان ملل (‪ (UNDP -apdip‬برگزار مي‌شود.
به گفته وي ، تاكنون حضور ‪ ۸۵‬نفر از مهمانان خارجي در اين اجلاس قطعي شده است.
دبير سمينار هم‌انديشي ملي همايش ‪ WSIS‬منطقه آسياواقيانوسيه نيز چندي پيش گفت: نتايج تصميمات اتخاذ شده در اين همايش به اجلاس اصلي ‪ WSIS‬كه در آذر ماه امسال در كشور تونس برگزار مي‌شود منتقل مي‌گردد.
"علي اكبر جلالي" اظهار داشت: به همين دليل اين همايش از نظر ايران كه مهمان آسيا و اقيانوسيه است اهميت بسياري دارد.

قیمت سیم کارت رو به پایین است

بر اساس اظهارات فروشندگان سيم‌كارت تلفن‌همراه در بازار تهران، قيمت خريد و فروش سيم‌كارت صفر با كد 5 و 2 نسبت به يك هفته‌ي گذشته 40 تا 45 هزار تومان كاهش داشته‌است.
به گزارش خبرنگار سرويس «ارتباطات» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، قيمت خريد سيم‌كارت صفر با كد 2 800 هزار تومان و قيمت فروش آن 815 تا 820 هزار تومان است همچنين سيم‌كارت صفر با كد 5 به قيمت 770 هزار تومان خريداري شده و به مبلغ 785 تا 790 هزار تومان به فروش مي‌رسد.
همچنين قيمت خريد سيم‌كارت كاركرده با كد 2 به قيمت 770 هزار تومان خريداري شده و به قيمت 785 تا 790 هزار تومان به فروش مي‌رسد، هم‌چنين سيم‌كارت كاركرده با كد 5 به قيمت 715 هزار تومان خريداري شده و به قيمت 725 هزار تومان به فروش مي‌رسد.
گفتني است سيم‌كارت كاركرده‌ي SMS دار به مبلغ 790 هزار تومان خريداري شده و به مبلغ 810 هزار تومان به فروش مي‌رسد.
شايان ذكر است كه سيم‌كارت كاركرده با كد 2 نيز به نسبت يك هفته‌ي گذشته كاهش 40 تا 45 هزار توماني داشته و سيم‌كارت با كد 5 نيز نسبت به هفته‌ي گذشته كاهش 60 تا 70 هزار توماني داشته است.

دفاع شورای عالی انفورماتیک از برگزاری انتخابات نظام صنفی

مصاحبه‌ي مطبوعاتي با حضور دكتر ”محمد سپهري‌راد” دبير شوراي عالي انفورماتيك كشور امروز 31 ارديبهشت‌ماه در رابطه با برگزاري مجمع عمومي موسس نظام صنفي رايانه‌يي استان تهران در محل دبيرخانه‌ي شوراي عالي انفورماتيك كشور برگزار شد.
به گزارش خبرنگار سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دبير شوراي عالي انفورماتيك كشور، با بيان اينكه قانون حمايت از پديدآورندگان نرم‌افزارهاي رايانه‌يي در سال 79 به تصويب و آيين‌نامه‌ي اجرايي آن در تيرماه 83 به تصويب رسيد، گفت: بخشي از اين قانون مربوط به نرم‌افزار و بخشي از آن نيز به نظام صنفي رايانه‌يي مي‌پردازد و در بخش دوم اين قانون ساختار نظام صنفي مشخص شد كه در هر استاني يك هيات مديره از شركت‌هاي انفورماتيكي تشكيل ‌شود.
وي افزود: براي تشكيل نظام صنفي رايانه‌يي هيات عمومي متشكل از 23 نفر تشكيل مي‌شود كه در حقيقت تمام آنها منتخب اعضاي صنف هستند.
وي، ادامه داد: پيرامون تشكيل نظام صنفي رايانه‌يي در هر استان جلسات توجيهي تا قبل از سال 84 در 10 استان و انتخابات نيز در 3 استان برگزار شد، در تهران نيز جلسات توجيهي در دي‌ماه برگزار شد و مقرر گرديد كه انتخابات اين استان در 26 ارديبهشت ماه برگزار شود.
دبير شوراي عالي انفورماتيك كشور، گفت: همراه با برگزاري انتخابات در استان تهران اعتراضاتي صورت گرفته و ابهاماتي به وجود آمد و نامه‌هايي از طرف شركت‌هاي سنديكاي توليدكنندگان، مجمع ناشران الكترونيك و چند تشكل ديگر مبني بر به تعويق انداختن زمان برگزاري انتخابات استان تهران به ما ارسال شد و اين در حالي است كه در روز 14 فروردين‌ماه اولين آگهي را براي شركت در انتخابات در يك روزنامه‌ چاپ كرده بوديم، بنابراين اعتراض‌كنندگان فرصت زيادي را براي اين اعتراض داشتند.
سپهري‌راد، افزود: جالب اين است كه يك روز قبل از برگزاري انتخابات استان تهران اين اعتراضات انجام شد كه طبيعتا در اين زمان محدود و كوتاه نمي‌توانستيم زمان برگزاري انتخابات را به تعويق بياندازيم.
وي، تاكيد كرد: براي اطلاع‌رساني پيرامون برگزاري انتخابات به‌صورت كتبي و فرد به فرد به تمام تشكل‌ها اطلاع‌رساني شد و اين تشكل‌ها وظيفه‌ي اطلاع‌رساني به شركت‌ها و اعضاي خود را داشتند و ما در اين زمينه وظيفه‌ي خود را انجام داديم.
سپهري‌راد گفت: براي برگزاري انتخابات استان تهران مذاكراتي با سازمان مديريت و برنامه‌ريزي انجام داديم ولي چون نتوانستند امكانات لازم را در اختيار ما قرار دهند بنابراين با مذاكراتي كه با انجمن شركت‌هاي انفورماتيك انجام شد قرار شد اين انجمن امكانات برگزاري انتخابات را در اختيار ما قرار دهد.
دبير شوراي عالي انفورماتيك در ادامه تصريح كرد: انجمن شركت‌هاي انفورماتيك هيچ دخالتي در انتخابات نداشت و فقط يك سايت را براي اطلاع‌رساني راه‌اندازي كرد كه هنوز هم فعال است.
وي، خاطرنشان كرد: ”آقاي مقدم” به عنوان نماينده‌ي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به عنوان ناظر در روز برگزاري انتخابات كار نظارت را انجام ‌داد و به جرات مي‌گويم در اين انتخابات تدابير شديد امنيتي انجام شده بود.
سپهري‌راد در پايان يادآور شد: اعتراضاتي كه يك روز قبل از برگزاري انتخابات مبني بر به تعويق انداختن زمان انتخابات اعلام شد، قابل قبول نبود چون آن‌ها زمان زيادي را براي اعلام اين اعتراض داشتند.

تكفاي دوم بايد عملياتي‌تر شود

رئيس انجمن كارفرمايان شبكه‌هاي اينترنتي، گفت: تعدد مراكز تصميم‌گيري و سياستگذاري كه موجب به وجود آمدن موازي‌كاري‌هايي در بين دستگاه‌هاي دولتي مي‌شود از مهمترين چالش‌هاي توسعه‌ي ICT به شمار مي‌رود.
مهندس «مسعود رياضيات» در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس فناوري اطلاعات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، با بيان اينكه در تكفاي اول بيشتر بر برنامه‌ريزي و هدف‌سازي توجه شد، اظهار داشت: به اعتقاد من تكفاي دوم بايد بيشتر بر روي برنامه‌هاي اجرايي متمركز شود، تا بتواند دولت الكترونيكي را به ثمر برساند و به تعبيري بايد تكفاي دوم بيشتر به صورت عملياتي باشد.
وي، درباره‌ي مشخصات برنامه‌ي جامع در حوزه‌ي ICT ، گفت: اصولا براي يك برنامه در ابتدا بايد هدف مشخصي را تعيين و در راستاي آن برنامه‌ريزي و راهكارهاي اجرايي را مشخص كند، بنابراين در اين حوزه بايد بعد از مشخص كردن هدف، برنامه‌ريزي و راهكارهاي اجرايي برنامه‌ها، زمانبندي و نيروي انساني متخصص را براي فعاليت در اين حوزه مشخص كرد.
رئيس انجمن صنفي كارفرمايان شبكه‌هاي اينترنتي، با اشاره به اولويت‌هاي توسعه در كاربري ICT گفت: به اعتقاد من پول الكترونيكي و سيستم بانكداري و پرداخت الكترونيكي از مهمترين مواردي است كه بايد در اين حوزه به آن توجه شود كه با اين روش كار اجرايي تجارت الكترونيك و مبادلات اطلاعاتي در بقيه‌ي حوزه‌ها فراهم مي‌شود.
رياضيات، اهرم بودجه را در توسعه‌ي ICT بسيار مهم عنوان كرد و افزود: تزريق منابع مالي در اين حوزه بسيار مهم و با ارزش است، ولي كافي نيست و آن چيزي كه مهمتر از آن است آموزش و به‌كارگيري مديران قدرتمند و توانا در بقيه‌ي حوزه‌ها اعم از بانكداري، بازرگاني و اقتصاد است.
رئيس انجمن صنفي كارفرمايان شبكه‌هاي اينترنتي، شناخت ICT در دنيا، فراهم كردن امكان انتقال دانش و مهارت مديريت منابع ICT از خارج به داخل را از ديگر مقوله‌هاي مهمي عنوان كرد كه در كنار اهرم بودجه بايد به آن توجه داشت.
رياضيات با بيان اينكه از زمان شروع به كار تكفا چشم‌انداز مثبتي در رابطه با توسعه‌ي ICT در كشور فراهم شده‌است، گفت: اميدواريم تكفاي دوم هم به اين كار سرعت دهد، البته متاسفانه وقتي كشورمان را با كشورهاي همجوار يا همرديف خود مقايسه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه در اين زمينه عقب هستيم، ولي در هر حال اميدوارم با تلاش همه جانبه‌اي كه مديران دولتي و بخش خصوصي در اين زمينه انجام مي‌دهند بتوانيم اين فاصله را كمتر كنيم.
وي، اظهار داشت: متولي ICT در كشور بايد يك دستگاه مشخص باشد البته در قانون وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات تا حدودي به اين موضوع توجه شده، ولي بيشتر از اين بايد به اين مبحث توجه شود تا طرح‌هاي موجود در اين زمينه متمركز شده و امكان توسعه را براي بخش دولتي و خصوصي فراهم كند.
وي، گفت: كشور ما از ديدگاه موقعيت جغرافيايي در جايگاه بسيار پر اهميتي در دنيا قرار دارد، بنابراين قاعدتا بايد انتظار داشته‌ باشيم كه در رابطه با فناوري اطلاعات و دولت الكترونيكي آنچنان پيشرفت كنيم كه بتوانيم جايگاه خودمان را در سطح بين‌المللي مطرح كنيم كه متاسفانه در حال حاضر اين طور نيست.
وي، ادامه داد: كشور ما هنوز حتي در زمينه‌ي عمليات جاري و عادي دولت كه مي‌تواند همه‌ي اين‌ها با فناوري‌هاي جديد اطلاعاتي به مردم عرضه شود به روش‌هاي سنتي عمل مي‌كند، بنابراين در اين زمينه فعاليت‌هاي زيادي را پيش رو داريم و مي‌توان گفت كه هنوز در نقطه‌ي شروع هستيم.
رئيس انجمن كارفرمايان شبكه‌هاي اينترنتي در ادامه گفت: كشور ما در سال‌هاي اخير از لحاظ سخت‌افزاري پيشرفت داشته و مي‌توان گفت كه در جايگاه نسبتا مناسبي قرار دارد، ولي ايجاد محتويات و اطلاعات در شبكه‌ها و ايجاد امكان براي تبادل و استفاده از اطلاعات به دست آمده از جمله مواردي است كه بايد بتوانيم در مراحل بعدي به آن‌ها بپردازيم.
وي، در ادامه با بيان اينكه ايجاد مراكز ارتباطي از جمله Call Center زماني مي‌تواند موثر باشد كه به آرشيو منابع اطلاعات قوي موسسه‌ي مربوطه پيوسته و ارتباط داشته باشد، گفت: با اين روش اطلاعات دقيقي در اختيار مديران قرار مي‌گيرد تا بتوانند پاسخگويي مناسبي با مشتريانشان داشته باشند، بنابراين اين كار نياز به بسترسازي و آرشيوسازي اطلاعات دارد.

بازار داغ خرید و فروش خبرنگار

علی شمیرانی - اتهام خرید شاید یکی ار بزرگترین اتهاماتی باشد که می تواند به یک خبرنگار وارد شود. در جریان برگزاری انتخابات نظام صنفی رایانه ای بارها این جمله را که "بله خبرنگاران را خریده اند" از زبان خیلی ها شنیدم.
البته این اولین بار نیست که می شنوم در برخی از جلسات عنوان می شود ما دهان همه خبرنگاران رابسته ایم یا برخی حتی پا را فراتر نیز قرار داده و می گویند" می خواهی با یک تلفن کلی خبرنگار به جانتان بیاندازم؟! اینجا تقریباً خبرنگار مثل موجودی فاقد عقل و شعور دیده شده که فقط کافیست به او بگویید" بگیرش جو!"
متاسفم که این را می گویم ولی به گوش شخص بنده به طور مکرر رسانده اند که خبرنگاران حوزه فناوری اطلاعت چرا این چنین هستند؟ البته در این میان گاهی توهین ها و سوء تفاهم هایی نیز شنیده می شود که بنده نقداً توضیحات و جواب لازم را به آنها می دهم.
برای مثال به آنها می گویم که دستان یک روزنامه نگار تا حد کمی باز است.به آنها می گویم که برخی از مدیران مسوول خبرنگاران خود را به یک آگهی ارزان می فروشند. به آنها می گویم که هر گاه خبرنگاری زیادی تند برود با یک تلفن، یک وعده به برخی از مدیران مسوول می توان دهان اورا بست. به آنها می گویم که خبرنگار نمی تواند کاسه داغ تر از آش بشود و جایی که کسی از خود دفاع نمی کند و حاضر به صحبت نیست خبرنگار نمی تواند وارد عمل شود چون در آن صورت به او اتهام می خورد که چه قدر گیرت آمده که داری گلوی خود را پاره می کنی.
به آنها می گویم که برخی از همکاران را نخریده اند بلکه آنها به علت کمی تجربه به شکل ناخودآگاه در اختیار برخی قرار می گیرند و این را نباید حمل بر این کرد که به آنها پول داده اند که پاچه این و آن را بگیرند!
ولی با تمام این تفاسیر و بعد از کنار گذاشتن تعصبات صنفی باید بگویم که گاه من هم احساس می کنم برخی از خبرنگاران را مانند موجودی مسخ شده خریده اند و اگر چنین تصوری صحت پیدا کند می توان تصور کرد که برخی چه ارزان فروشند.

628px-Euro_coins.jpg

May 22, 2005

مسایلی که بی پاسخ ماند

علی شمیرانی - آقاي سپهري‌راد دبير شوراي عالي انفورماتيك در نشست تاريخي خود خبرنگاران را دعوت كرد تا تمام اطلاعات و متني را كه استاندار تهران در جلسه انتخابات نظام صنفي رايانه‌يي عنوان كرد بازگويي كند. البته اين اقدام سپهري‌راد را كه تقريبا با مطبوعات ميانه‌اي ندارد را مي‌توان نوعي اقدام در جهت تلطيف موضوع اعتراضات به اقدام وي در جريان برگزاري انتخابات نظام صنفي دانست.
اين حرف‌ها هيچ كدام نو نبود. چيزي كه سوال معترضان به آقاي سپهري‌راد بود و وي در اين مصاحبه اصلا به آنها پاسخ نداد دو مورد بود.
اول اينكه جلسه از نظر معترضان به حد نصاب نرسيده بود ولي وي معتقد بود كه رسيده و دوم اين كه به عنوان يك مقام دولتي و همچون ساير دولتي‌ها كه پس از آغاز برنامه جلسه را ترك كردند وي اين كار را نكرد و حتي بالاي تريبون نيز رفت و به اظهار نظر پرداخت كه اين اقدام وي اوج اعتراضات را به همراه داشت.

سپهري‌راد به اين پرسش نيز پاسخ نداد كه چرا براي امور دبيرخانه‌اي كار از همه كمك گرفته نشد؟ به هر حال به نظر مي‌رسد اين اقدام آقاي سپهري راد كه پس از چندين سال تكيه زدن به صندلي دبير شوراي عالي انفورماتيك خبرنگاران را فرا مي‌خواند به نوعي دفاع از خود محسوب مي شود چرا كه پيش از اين اعلام شده بود معترضان قصد شكايت از وي را دارند و تا آنجا كه من مي‌دانم وي به اعتراضاتي كه در بيرون جلسه انتخابات نظام صنفي و با حضور معترضان مطرح شد اصلا پاسخ نداد.»

نقدی بر انتخابات نظام صنفی رایانه ای

*محمد صادق جدیدی - نمی دانم چرا عادت کرده ایم گره ها را با دندان باز کنیم و کار صحیح را با روشی ناصحیح انجام دهیم . روز دوشنبه بخشی از فعالان صنعت IT یکبار دیگر کنار هم جمع شدند تا ضمن تصویب اساسنامه نظام صنفی رایانه ای استان تهران هیئت مدیره ای را انتخاب کنند که قرار است آرزوهای دراز مدت فعالان صنعت رایانه را به تحقق برساند و سکان دار جمعیتی شود که سالهاست در پی کسب حقوق مشروع بوده و امیدوارند که این تشکل بتواند در تعامل منطقی با دولت خواسته های صنفی را تامین نماید و امنیت لازم را جهت فعالیت شرکتهای خصوصی و فروشگاهها ی رایانه ای در سطح تهران و کشور فراهم نماید .
اتفاقات ناخوشایندی که در حاشیه برگزاری انتخابات افتاد جالب توجه است و جا دارد در آستانه ورود به مرحله جدید مدیریت اجرائی کشور مسئولین کشور و فعالان بخش خصوصی با نگاهی مو شکافانه برخلاف رویه تساهل و تسامح که جزو سیاستهای رایج چند ساله اخیر بوده و بسیاری از ارزشهای مارا مورد هجمه قرارداده و به آن توجه نمایند.
انتخابات نظام رایانه ای در شرایطی برگزارگردید که رقابت 2 گروه موافق و مخالف برگزاری انتخابات بر سر تصاحب کرسی ریاست هیئت رئیسه از همان لحظه اول انتخاب هیئت رئیسه مجمع عمومی موسس روشن بود و بالاخره نیز ترکیب مناسبی که می توانست پیگیر نظرات هر دو گروه باشد شکل گرفت ولی برخورد رئیس منتخب شرایطی را بوجود آورد که شبهه سوء استفاده از انتخابات و عدم اجرای مفاد اساسنامه ( به منظور حمایت از جریانی خاص ) در اذهان تداعی و جو سالن را متشنج نمود . متاسفانه ریاست جلسه که می بایست با اطلاع از بند به بند اساسنامه و قانون جلسه را اداره نماید شرایطی را بوجود آورد که تفاوت بین جلسه مجمع عمومی موسس و مجمع عادی برای حضار روشن نگردد و بالاخره با پادر میانی رئیس شورای عالی انفورماتیک و قرائت بند 12-ج دستور العمل تشکیل مجمع عمومی موسس استانها جو آرام شد ولی جای تاسف داشت که مقام دولتی نیز با نادیده گرفتن نقش حاضرین و صاحبان صنایع رایانه ای و بر خلاف بند 13-ج همین دستور العمل اعلام نمود که اساسنامه غیر قابل تغییراست و جمع حاضر چاره ای جز تصویب ندارد . با بیان این جمله نماینده دولت و سکوت کسانیکه ادعای حمایت از صنف و فعالان آنرا دارند معلوم می شود که چقدر دلسوز صنف بوده و کار تعامل با دولت با این سبک حمایت از صنف به خواهد انجامید.
متاسفانه در این جلسه با اعمال زور و تحکم بند های 13-4 و 13-5 نیزکه حق قانونی کاندیداها بود نادیده گرفته شد و نشان دادیم که پایبندی به قوانین فقط تا جائی است که منافع ما ایجاب نماید و هر قانونی هر چند محکم باشد را می توانیم به سادگی زیر پابگذاریم.
به راستی آیا نمی بایست از مسئولین دولتی سوال نمود که اصولاً تصویب اساسنامه در جائیکه حق مخالفت و تغییری وجود ندارد چه معنی دارد؟ آیا نمی بایست از همکارانمان و منتخبین که برای کسب کرسی در هئیت مدیره های رنگارنگ انجمن ها و تشکل ها دم از حفظ منافع می زنند سوال کنیم که چرا از همین ابتدا از منافع ما حمایت نکردید؟
گاهی اوقات این تصور پیش می آید که با وجود اینهمه از خود گذشته چرا اینقدر مشکل داریم و چرا هنوز بعد از سالهای بسیار فعالیت نتوانسته ایم امنیت شغلی خود را تضمین نماییم .آیا علت بروز مشکلات
موجود این نیست که برخی از نمایندگان صنفی ما در طول سالهای متمادی مغلوب و مغبون تفکرات قلدر مابانه و غیر کارشناسی برخی از مسئولین دولتی شد ه اند و لابی های صورتگرفته در چهارچوب منافع شرکتی خودشان صنف را با مشکلات مواجه نموده ؟
امیدواریم ترکیب هئیت مدیره جدید که در بین آنها چهره های بسیار دلسوز و فرهیخته و توانمندی وجود دارد بتواند شعارهای زیبا را مقدمه عمل زیباتر گرداند و برچیننده هر گونه انحصار غیر منطقی دولتی و مانع پیروزی تفکر اختصاصی سازی شوند .
بد نیست همه منتخبین در جایگاههای مختلف بدانند که مردم بهترین قضاوت کننده بر عملکرد آنها هستند و صبر اعضاء نشانه ای از نجابت و خرد آنهاست نه حماقت و قطعاٌ گذشت زمان مبین عملکرد مثبت از عملکرد منفی خواهد بود .پس خاطره ای خوش از خود بگذاریم تا هم خدا راضی باشد و هم مردم.
*مدیر عامل شرکت ایده نگار

نقش دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهش كاربردي در توسعة «صنعت نرم‌افزار» كشور

سيد علي اكرمي‌فر - دفتر همكاريهاي فناوري رياست جمهوري - چكيده: امروزه كمتر كسي را مي‌توان پيدا كرد كه منكر نقش پايه‌اي نرم‌افزار در عصر اطلاعات و ارتباطات باشد. اكثر كشورهاي پيشرفته و يا درحال توسعه اهميت نرم‌افزار را به خاطر ويژگي‌هاي خاص و بازار بزرگي كه دارد درك نموده‌اند و دستيابي به سهمي از اين بازار را سرلوحة سياستهايشان قرار داده‌اند.
بررسي روند تغييرات تكنولوژي در كشورها نشان مي‌دهد كه كشورهاي پيشرفته با سرمايه‌گذاري فراوان و فعاليت زياد در انواع فنّاوري‌هاي نو از جمله نرم‌افزار، كه تفاوت‌هاي گوناگوني نسبت به ساير فنّاوري‌ها دارد، به دنبال حفظ موقعيت و برتري اقتصادي و اجتماعي و به طور خلاصه گسترش توسعه‌يافتگي خود هستند. عدم نياز به مرحلة ساخت تجهيزات و راه اندازي خط توليد، و يا امكان همكاري از راه دور و وسايل كار ارزان و در دسترس، نمونه‌هايي از اين تفاوت‌ها است. در اين شرايط داشتن يك صنعت نرم‌افزار قدرتمند و پويا، مزيتي رقابتي براي كشورها محسوب شده و به توسعه يافتگي آنها كمك مي‌كند.
كليد توسعة صنعت نرم‌افزار تنها آموزش و تربيت نيروي انساني و اخذ تكنولوژي و خريد تجهيزات نيست؛ بلكه اين مهم مستلزم يك سيستم هماهنگ شامل زنجيره‌اي از فرآيندها و عوامل مختلف است. عواملي چون روش‌هاي بازاريابي و شيوه‌هاي رقابت، روش‌هاي مديريت شركت‌ها، استراتژي‌هاي دولت و بنگاه‌هاي نرم‌افزاري، استانداردها و مراكز تدوين آن، سطح تكنولوژي و روش‌هاي پيشرفت، آموزش و تأمين نيروي انساني و ارتباط دانشگاه و صنعت و ارتباط اين عوامل با يكديگر نقش اساسي در توسعة صنعت نرم‌افزار دارند. هدف اين مقاله بررسي نقش پژوهش‌هاي كاربردي در توسعة صنعت نرم‌افزار يا بررسي چگونگي همكاري دانشگاه و صنعت در حوزة فناوري نرم‌افزار مي‌باشد.
1- مقدمـه
در سال‌هاي اخير پيشرفتهاي وسيع و سريع سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي كامپيوتري چالش‌ها و فرصت‌هاي جديدي را براي دانشگاه و صنعت ايجاد كرده‌اند. در گذشته متخصصين و صاحبنظران پيشبيني مي‌كردند كه رشد و استفاده از سخت‌افزارهاي كامپيوتري تا دهة 50، 60 و يا حداكثر 70 به نهايت خود برسد؛ حال آن كه امروزه در هر ماه، جهان تحولات جديدي را در اين حوزه مشاهده مي‌كند. متدولوژي‌ها و ابزارهاي توسعة نرم‌افزار نيز به سرعت در حال تغييرند. شبكة اينترنت و فرصت‌هاي بسيار زيادي كه بوجود آورده، تغييرات سريع تكنولوژيكي نرم‌افزارها، پيشرفت فوق‌العادة ارتباطات و بسياري موارد ديگر ضرورت داشتن صنعت و دانشگاه پويا را خاطرنشان مي‌سازد. در چنين دنياي متحولي، همگامي و يا حتي جلوتر بودن از تحولات ضروري است. همكاري و ارتباط دانشگاه و صنعت باعث هم‌افزايي آنها مي‌شود و از بروز شكاف تكنولوژيكي در كشور جلوگيري مي‌نمايد.
شركتها و سازمان‌ها براي حفظ موقعيت و قابليت رقابت، بايستي با تغييرات تكنولوژي همراه شده و سعي كنند از ابزارهاي جديد استفاده نمايند. اين كار نه تنها هزينه‌بر بوده بلكه نيازمند ارتقاي علمي نيروها و انطباق با ابزارها و متدولوژيهاي جديد مي‌باشد. همكاري دانشگاه و صنعت مي‌تواند به حل اين مشكل كمك كند.
سه مرحلة تحقيق و توسعه، توليد و فروش از مراحل اصلي زنجيرة توليد محصولات صنعتي محسوب مي‌شوند؛ پس از مرحله تحقيق و توسعه كه نمونة آزمايشگاهي ساخته شده و مورد تأييد قرار مي‌گيرد، ابزارها و كارخانجات لازم براي توليد انبوه محصول طراحي وساخته شده و مورد بهره‌برداري قرار مي‌گيرد. آخرين قدم مرحله بازاريابي و فروش است. در صنعت نرم‌افزار مرحلة توليد وجود ندارد ويا نقش آن كمرنگ است. اصولاً نرم‌افزار پس از مرحلة تحقيق و توسعه آمادة فروش مي‌باشد. از آنجايي كه عمده كار صنايع غير نرم‌افزاري بر توليد و روش‌هاي آن تأكيد دارند، مي‌توان به تفاوت‌هاي صنعت نرم‌افزار با ساير صنايع پي برد. در صنعت نرم‌افزار تمركز بر تحقيق و توسعه است و بنابراين رابطة صنعت نرم‌افزار و دانشگاه بسيار نزديكتر از ساير صنايع است؛ تحقيق و توسعه يك فعاليت پژوهشي و مشترك بين دانشگاه و صنعت مي‌باشد.
تحقيقاتي كه در دانشگاهها انجام مي‌گيرد در دو گروه تحقيقات پايه و تحقيقات كاربردي طبقه‌بندي مي‌شود. تحقيقات كاربردي دانشگاه و تحقيق و توسعه صنعت نرم‌افزار مكمل يكديگر بوده و نقطة اتصال اين دو محسوب مي‌شوند. بنابراين توجه به تحقيقات كاربردي مي‌تواند ارتباط دانشگاهها را با صنعت نرم‌افزار تقويت كند.
ارتباط دانشگاه با صنعت مزاياي فراواني دارد. يكي از مزيت‌هاي آن بكارگيري پتانسيل نيروي انساني دانشگاه در انجام تحقيقات كاربردي واقعي و مورد نياز صنعت مي‌باشد. بسياري از پروژه‌هاي دانشگاهي با هدف توليد مقاله تعريف مي‌گردد و در نهايت به نتيجه مناسبي نمي‌رسد و حتي رضايت افراد را نيز برآورده نمي‌سازد. در حالي كه تحقيقات كاربردي مورد نياز صنعت باعث مي‌شود تا دانشجويان با محيط واقعي بيرون آشنا شوند و براي آينده نزديك خود تجربه‌هاي بزرگ كسب نمايند. از ديگر مزاياي ارتباط ارتقاي كيفيت پژوهشهاي دانشگاهي از يك سو و از سوي ديگر ارتقاي كيفيت فعاليت‌ها و محصولات صنعتي مي‌باشد. اين ارتباط همچنين مي‌تواند اولويتهاي آموزشي و پژوهشي را تعيين نموده و جهت بدهد. با تقويت تحقيقات كاربردي، دانشگاه محلي براي توليد و توسعة تكنولوژي خواهد شد.
هدفدار بودن پژوهش‌ها و كيفيت بالاي فعاليتها و محصولات و رضايت شغلي حاصله، يكي از راههاي جلوگيري و يا كاهش فرار مغزها مي‌تواند باشد. نيروهايي كه غالباً نه فقط به خاطر دستمزد بالا، بلكه به خاطر كارهاي عالي‌تر و جديدتر كه از تكنولوژيهاي نو بهره مي‌گيرند به خارج مي‌روند، ديگر تمايلي به مهاجرت نخواهند داشت.
در اين مقاله به برخي چالش‌هاي صنعت نرم‌افزار اشاره مي‌شود، سپس وضعيت و جايگاه دانشگاه در نرم‌افزار بررسي گرديده و در نهايت تأثيرات متقابل صنعت و دانشگاه در حوزة نرم‌افزار به همراه راه‌حل‌هاي پيشنهادي ارائه مي‌شود.
دنياي نرم‌افزار به شدت در حال تغيير و تحول است؛ بازار آن به صورت نمايي گسترش مي‌يابد و هر گونه درنگي باعث حذف شركتها از صحنة رقابت مي‌شود. در كشور ما كه هنوز صنعت نرم‌افزار ضعيف است و درست و حسابي پا نگرفته بايد برنامه‌هاي اساسي‌تري داشت.
صنعــت نــرم‌افزار صنعتــي جهانــي است. بــراساس قوانين اندازة اقتصادي و حوزه اقتصادي چنانچه در آينده بسياري از نرم‌افزارها و خدمات نرم‌افزاري در سطح وسيع و جهاني عرضه نشود به صرفه نخواهد بود. در اثر قوانين فوق كسي كه بتواند مشتري بيشتري براي محصولات خود بيابد و محصولات كيفي‌تري را ارزانتر به بازار عرضه نمايد برنده خواهد بود و خواهد توانست از قيمت محصول خود بكاهد. صنعت نرم‌افزار صنعتي است كه شرط باقيماندن و پويايي در آن، رقابت، آن هم در سطح جهاني است.
قانون اندازة اقتصادي بيشتر در دورة صنعتي مطرح مي‌شد. براساس اين قانون، توليد بيشتر باعث كاهش قيمت محصول مي‌گردد(نمودار شكل 1). البته به دليل استفاده از مواد اوليه و محدوديت‌هاي حمل و نقل، خرابي و ضايعات، قيمت كالا از مقدار مشخصي نمي‌تواند كمتر باشد. در اقتصاد اطلاعات قانون حوزة اقتصادي مطرح مي‌شود. قيمت نرم‌افزار به دليل عدم استفاده از مواد اوليه و نداشتن هزينة حمل و نقل و جابجايي مي‌تواند تا مرز صفر تقليل يابد. بنابر اين نرم‌افزارهايي كه مشتريان بالقوة بيشتري داشته باشند و براساس پارادايم حوزة اقتصادي كه در عصر اطلاعات مطرح شده، دامنة بيشتري را پوشش دهند موفق‌تر هستند. به عنوان نمونه مي‌توان به شركت والت‌ديسني اشاره كرد. اين شركت با توليد فيلم و انيميشن‌هايي باكيفيت و با استفاده از يك بازار جهاني، محصولاتش را به قيمت هر دقيقه 8 دلار ارائه مي‌كند؛ درحاليكه كه محصولات معادل و چه بسا ضعيفتر توليد داخل كشور به قيمت هر دقيقه 350 دلار عرضه مي‌گردد.


2- چالش‌هاي صنعت نرم‌افزار
داشتن بازار جهاني براي نرم‌افزار بدون تكنولوژيها و متدولوژيهاي جديد نرم‌افزاري، نيروهاي فني و آموزشي ديده، استراتژي و نوآوري امكان‌پذير نيست. حتي بازار محلي نيز متأثر از بازار جهاني است. وقتي مشتريان دولتي، صنعت داخل را قبول نداشته باشند و مشتريان خصوصي محصول ارزانتري را از شركتهاي خارجي ببينند، مسلماً جايي براي شركتهاي نرم‌افزاري داخل باقي نخواهد ماند، تنها اميد بسياري از اين شركتها زبان بود كه با استاندار شدن زبان فارسي و لحاظ آن در يوني‌كد، سنگرهاي اين حوزه نيز به تدريج درحال تسخير شدن است. نمونة روشن اين ادعا برتري قدرتمندانة نرم‌افزار Word عربي شركت مايكروسافت بر كليه ويرايشگرهاي فارسي است.
ماهيت صنعت نرم‌افزار برخلاف ساير صنايع، بيشتر تحقيقاتي است. در صنايع سخت‌افزاري پس از تحقيق و توسعه مرحلة توليد و سپس مرحلة بازاريابي و فروش قرار دارد؛ در حاليكه در صنعت نرم‌افزار مرحله‌اي به نام توليد وجود ندارد(شكل 2). بنابراين يكي از عوامل پويايي و رقابتي شدن صنعت نرم‌افزار برقراري و حفظ ارتباط با دانشگاهها و مؤسسات تحقيقاتي نرم‌افزار در داخل و خارج كشور است. در برخي از كشورها اين مسئله امري رايج و جاافتاده است. حتي شركتي مثل مايكروسافت هم با دانشگاهي مثل دانشگاه واشنگتن همكاري مي‌كند و تزهاي دكتري در زمينه‌هاي مختلف مورد نيازش تعريف مي‌نمايد. در پاركهاي تحقيقاتي نيز معمولاً سر و كلة شركتها پيدا مي‌شود و در آنجا شعبه‌اي را به خود تخصيص مي‌دهند. شعبات شركتهاي اوراكل و هولت پاكارد امريكايي در پارك نرم‌افزار هاگنبرگ اتريش نمونه‌اي از همكاري صنعت با مراكز تحقيقاتي خارجي است.
جدايي دانشگاهها و صنعت و تمركز صنعت بر ابزارها، روشها و متدولوژيهايي كه مدتهاست از رده خارج شده‌اند. در جذب نيروي كار فارغ‌التحصيل دانشگاهها خلل ايجاد مي‌كند و در نتيجه مكانيزم فرار مغزها تقويت مي‌شود و خود صنعت نخستين ضرركننده خواهد بود. نيروي انساني ماهر مهمترين جزء صنعت IT خصوصاً نرم‌افزار است. اين عنصر به قدري مهم است كه كشورهاي پيشرفته كه از صنايع پويا برخوردارند، سالانه هزاران نفر از نيروهاي نرم‌افزاري كشورهاي در حال توسعه را جذب مي‌نمايند. تحقيقات نشان مي‌دهد كه ارزش كار يك برنامه‌نويس يا متخصص نرم‌افزاري عالي 20 بار بيشتر از يك متخصص متوسط است[4]. ماهيت تحقيقاتي بودن كارهاي شركت‌هاي نرم‌افزاري نيز مؤيد اهميت نيروي انساني در رشتة نرم‌افزار است؛ يعني آن كساني كه اين صنعت مبتني بر دانش و نه مبتني بر سرمايه را پيش مي‌برند.
3- وضعيت و جايگاه دانشگاه در نرم‌افزار
تحولات تكنولوژي بر دانشگاهها نيز تأثير مي‌گذارد. دانشگاه‌هايي كه بتوانند هر چه سريعتر آموزش‌ها و پژوهش‌هاي خود را با تغييرات و نيازهاي روز منطبق سازند، از ارزش بيشتري برخوردارند. بنابراين همراهي با تحولات سريع و پي‌درپي نيازمند بازنگري مستمر در برنامه‌هاي آموزشي است، هرچند تحولات برنامه‌هاي آموزشي را پس از مدتي خودبه‌خود تغيير خواهند داد، ولي اين ديگر همراهي نيست و بلكه عقب‌ماندگي مي‌باشد.
هزينه، وقت و تلاش زيادي صرف آموزش نيروهاي مستعد ايراني در دانشگاه مي‌شود، در حاليكه بهره‌گيري كشور از اين استعدادها ضعيف است و متأسفانه بسياري از آنها خصوصاً در رشتة نرم‌افزار به كشورهاي ديگر مهاجرت مي‌كنند. از مهمترين دلايل اين معزل ضعف صنعت نرم‌افزار و يا حتي ارتباط ضعيف دانشگاه و صنعت است. نوع نگرش يا فرهنگ پژوهشي نيز معمولاً به اهميت ارتباط صنعت و دانشگاه توجه ندارد و هدف پژوهش‌ها را توليد مقاله فرض مي‌كند. در نتيجه نيروي فوق‌العاده بسياري از دانشجويان كشور در تحقيقات پايه تلف مي‌شود و به نتيجة قابل توجهي منتج نمي‌گردد. بسياري از دانشجويان از پروژه‌اي كه انجام داده‌اند اظهار نارضايتي كرده و به بدردنخور و رفع تكليف بودن آن اشاره دارند. چه بسا پايان‌نامه‌هايي كه در كتابخانة دانشكده‌ها انباشته شده و مراجعه كننده ندارند. چگونه بايد اين مشكلات را رفع نمود؟ مسلماً تحقيقات كاربردي يك راه‌حل است. دانشجوياني كه به تحقيقات كاربردي مشغول مي‌شوند و فعاليت خود را هدفدار مي‌بينند، با شوق و اشتياق بيشتري به كار مي‌پردازند، لذا نتايج خوبي به بار مي‌آورند و علاوه بر توليد مقاله و كسب درآمد براي آيندة كاري خود آماده مي‌شوند. مؤسسات تحقيقات كاربردي در مجاورت دانشگاهها نقش مؤثري را در اين خصوص ايفا مي‌كنند.
مركز امنيت شبكة شريف نمونه‌اي از اين مراكز است. نيروهاي فعال اين مركز كه براي شركتها و سازمانهاي كشور پروژه‌هاي امنيت شبكه انجام مي‌دهند دانشجويان هستند. براساس بررسي‌ها، كساني كه پروژة كاربردي در اين مركز انجام مي‌دهند، انگيزه و رضايت‌ بيشتري نسبت به افرادي كه فعاليت‌هاي تحقيقاتي صرف را به عنوان رفع تكليف انجام مي‌دهند دارند. به خاطر موقعيت مكاني مركز، دانشجويان مي‌توانند به راحتي در ساعاتي كه كلاسهايشان به اتمام مي‌رسد، در مركز حضور پيدا نمايند. شغل محسوب شدن فعاليتهاي كاربردي و تخصيص دستمزد به افراد، آنها را به فعاليت جديتر و منظمتر تشويق مي‌نمايد. اهميت چنين مركزي با افزايش متقاضيان پيوستن به آن بر همگان روشن شده است.
بنابراين ارتباط دانشگاه و صنعت هم براي دانشگاه اهميت دارد و باعث اولويت‌بندي زمينه‌هاي آموزشي و پژوهشي آن مي‌گردد، كيفيت آموزشي و پژوهشي را بالا مي‌برد و از فرار مغزها مي‌كاهد، و هم باعث توسعه و رشد صنعت مي‌گردد. توسعة صنعت نرم‌افزار به آموزش و پژوهش‌هاي دانشگاهي گره خورده است.
4- شيوه‌هاي همكاري دانشگاه و صنعت نرم‌افزار
در بخش‌هاي قبل لزوم ارتباط مستحكم و همكاري نزديك دانشگاه و صنعت بررسي شد. براي برقراري اين همكاري، دولت و متوليان نرم‌افزار كشور بايست وارد صحنه شده و موانع را برطرف نمايند. نقش دولت در اين زمينه حياتي است. بخشي از كارهايي كه دولت مي‌تواند و لازم است به انجام آن مبادرت بورزد عبارتند از:
 تشويق: از طريق مشوق‌هاي مختلف از قبيل جايزه يا مشوق‌هاي مالياتي، پژوهشهاي كاربردي مشترك بين دانشگاه و صنعت را فعال نمايد.
 هدايت: به كمك روابط و اهرم‌هاي خود سعي در نزديكي صنعت به دانشگاههاي داخل و يا حتي خارج بنمايد و اين ارتباط را در جهت مصالح كشور از جمله كاهش فرار مغزها هدايت نمايد.
 تدوين قوانين مناسب: درصد زيادي از درآمد پروژه‌ها توسط سيستم اداري دانشگاه اخذ مي‌گردد. در رشته‌هايي كه آزمايشگاهها و امكانات دانشگاهي نقش اساسي در انجام پروژه‌ها دارند. اين امر شايد عاقلانه به نظر برسد، اما در رشته نرم‌افزار كه بيشتر مبتني بر نيروي انساني است رقم فوق ناعادلانه است و مانعي براي همكاري محسوب مي‌شود.
 استفاده از اهرم مشتري بودن: نيازهاي نرم‌افزاري سازمانهاي دولتي يا پروژه‌هاي فني كه بخش از آن نيازمند تحقيقات مي‌باشند با قيد همكاري با دانشگاه براي صنعت و بالعكس تعريف گردد. شركتها موظف باشند بخش از كار خود را درون دانشگاه انجام دهند و دانشگاه موظف باشد كه توجه شركت‌ها را به همكاري جلب نمايد.
 برقراري ارتباطات متخصصين داخل و خارج: هم دانشگاه و هم صنعت نرم‌افزار نيازمند ارتباطات با صنايع و دانشگاههاي ساير كشورها هستند. هزينة بالاي مسافرتها و ارتباطات با خارج لزوم حمايت و هدايت دولت را مشخص مي‌كند.
 برنامه‌هاي فرهنگسازي: بسياري از فرآيندها از جمله ارتباط دانشگاه و صنعت بدون اصلاح الگوي ذهني افراد امكان‌پذير نيست. جايگاه دولت و متوليان صنعت نرم‌افزار ايجاب مي‌كند كه از بهترين روشها از جمله اطلاع‌رساني و تبليغات مناسب اين امر خطير را به انجام برسانند.
 ايجاد مراكز پژوهش كاربردي: تأسيس يا كمك به مراكز پژوهش‌هاي كاربردي نرم‌افزار در مجاورت دانشگاهها با شرط همكاري با صنعت، موجب تقويب ارتباط مي‌گردد. نمونه‌اي از اين مراكز مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات پيشرفته است كه با همكاري دانشگاه و دولت به تازگي در مجاورت دانشگاه شريف ايجاد شده است.
دولت همچنين بايد براي توسعه صنعت فعاليتهايي از قبيل ايجاد شرايط رقابتي، ايجاد زمينه‌هاي توسعة بازار، اصلاح فرهنگ مصرف و ايجاد زيرساخت‌ها را تدارك ببيند و كارآفريني در نرم‌افزار را گسترش دهد.
دانشگاه و صنعت نيز در خصوص تحكيم ارتباط خود وظايفي دارند كه مي‌بايست به انجام برسانند. ارتباط بيشتر با ايجاد و گسترش فعاليتهاي زير امكان‌پذير است[3]:
 كميتة مشورتي: تشكيل كميته‌هاي مشورتي با عضويت مديران ارشد صنعت و دانشگاه و جلسات منظم براي آشنايي با آخرين وضعيت دانشگاه و صنعت و بررسي مشكلات اين دو حوزه و ارائه راه‌كارهاي مناسب در تقويت ارتباط دانشگاه و صنعت نرم‌افزار اثر مثبت دارد.
 تقويت دوره‌هاي كارآموزي: دوره‌هاي كارآموزي براي شركتها علاوه بر فرصتي براي آزمودن كارمندان آينده بدون داشتن تعهدات بلند مدت، مزيت بهره‌گيري از دانشجويان به عنوان نيروي كار ارزان، با انگيزه و آماده كسب مهارت را داراست. اين دوره‌ها براي دانشگاه نيز محاسني دارند. يك آزمون واقعي براي برنامه‌هاي دانشگاهي محسوب مي‌شوند، مكمل آموزش‌هاي كلاس درس است و زمينة دسترسي دانشجويان به منابع و تجهيزات گران‌قيمت را فراهم مي‌آورد.
 اشتراك منابع سخت‌افزاري و نرم‌‌افزاري: برخي از شركتها تجهيزاتي دارند كه براي پژوهش‌هاي دانشگاهي مورد نياز مي‌باشد و يا دانشگاهها امكاناتي مثل شبكه و دسترسي به اينترنت دارند كه شركت‌ها نيازمند آن هستند. بنابراين منابع ارزشمند بهتر است توسط مراكز دانشگاهي و صنعتي بصورت مشترك استفاده شود.
 بورس تحصيلي دانشجويان توسط شركت‌ها: دانشجويان به صورت پاره‌وقت در شركت حضور داشته باشند و علاوه بر آموزشهاي دانشگاهي در صنعت بكار مشغول شوند.
 تعريف پروژه از سوي صنعت براي اساتيد دانشگاه: همانگونه كه قبلاً درخصوص مراكز تحقيقات كاربردي پيشنهاد شد، پروژه‌هايي صنعتي به اساتيد واگذار گردد تا با نظارت كامل صنعت و به همراه دانشجويان به انجام برسد.
 همكاري آموزشي و مشاوره‌اي اساتيد : اساتيد در طول تابستان به صورت تمام‌وقت جذب شركتها شده و با ارائه مشاوره و همراهي پروژه‌ها در جريان فعاليتهاي صنعتي و آخرين تحولات قرار بگيرند.
 آموزش و به‌روز كردن آموخته‌هاي اساتيد: تحولات سريع تكنولوژي نياز به آموزش مستمر را تقويت مي‌كند. هم اساتيد دانشگاه و هم مديران صنعت بايستي اطلاعات به‌روز داشته باشند.

5- نتيجه‌گيري
در اين مقاله پس از بررسي جايگاه نرم‌افزار در عصر حاضر, به ضرورت داشتن يك صنعت نرم‌افزار قوي كه در كلاس جهاني فعاليت كند و با شركت‌هاي بزرگ دنيا به رقابت بپردازد پي‌برديم. داشتن چنين صنعتي نيازمند تمهيداتي از جمله برنامه‌ريزي دولتي, وضع قوانين و استانداردهاي مناسب, ايجاد نياز, استفاده از لبة تكنولوژي, بهره‌گيري از نيروهاي كارآمد از طريق تقويت ارتباط دانشگاه و صنعت مي‌باشد.
ارتباط مشخص و هماهنگ دانشگاه و صنعت فوايد زيادي را به دنبال دارد؛ در نتيجة تقويت رابطه بين صنعت و دانشگاه انرژي پژوهشي فراواني كه در دانشگاه وجود دارد به سمت كاربردهاي عيني هدايت شده تا به حل مشكلات جامعه محلي يا جهاني بپردازد. همچنين رشد كيفيت كار شركت‌ها و كيفيت پژوهش دانشگاه‌ها, كاهش فرار مغزها در اثر رضايت شغلي در داخل كشور و مشخص شدن اولويت‌هاي آموزشي و پژوهشي از فوايد اين ارتباط مي‌باشند.
صنعت نرم‌افزار ماهيت منحصر به فردي دارد, به طوريكه در اين صنعت مرحلة توليد انبوه يا كارخانه‌اي تقريباً وجود ندارد؛ در نتيجه مهمترين قسمت پروژه‌هاي نرم‌افزاري تحقيق و توسعه است. تحقيق و توسعه در صنعت و پژوهش‌هاي كاربردي دانشگاهي مكمل يكديگرند لذا دانشگاه مي‌تواند در صنعت نرم‌افزار اثربخشي فوق‌العاده‌اي داشته باشد.
تقويت ارتباط صنعت و دانشگاه روش‌هاي مختلفي دارد كه از آن جمله مي‌توان به ايجاد مراكز كاربردي در مجاورت دانشگاه‌ها, برگذاري دوره‌هاي كارآموزي و كارورزي دانشجويان و اساتيد, واگذاري پروژه‌هاي صنعتي به اساتيد دانشگاه و حمايت دولت از پروژه‌هاي مشترك اشاره نمود.
چنانچه بخواهيم در دنياي متحول نرم‌افزار دنيا, حرفي براي گفتن داشته باشيم, بايد همين امروز دست بكار شويم كه فردا دير است.

6- مراجع
[1] ربيعي ح."نقش دانشگاه‌ها و مؤسسات پژوهش كاربردي در صنعت نرم‌افزار آمريكا"، دانشگاه صنعتي شريف، سمينار، 1379.

[2] اكرمي‌فر س.ع. "تحليل صنعت انيميشن ايران"، شبكة تحليلگران تكنولوژي ايران، www.itanetwork.org

[3] Duncan D. “Partnership Between Industry and Academia in Information technology”, California state university.

[4] Tessler S, Barr A, “Software R&D Strategies of Developing Countries”, Stanford Computer Industry Project.
صندوق پستي 4671-14155
تهران
تلفن: 6500065
نمابر:6500060
ict-research.net
پست الكترونيك: akrami@ce.sharif.edu

طرح استفاده از لينوکس در کشورو مواجهه با چالش هاي پيش رو

عليرضا توکلي -کارشناس دفتر همکاريهاي فناوري-1- مقدمــه-در هر كامپيوتر، حداقل يك سيستم عامل وجود دارد. سيستم عامل مهمترين برنامه نصب‌شده در كامپيوتر است كه وظايف اصلي ذيل را برعهده دارد :
•مديريت و سازماندهي برنامه‌ها، پرونده‌ها و نرم‌افزارها
•راه‌اندازي، مديريت و بكارگيري سخت‌افزار
•برقراري ارتباطات بين استفاده كننده كامپيوتر، نرم‌افزار و سخت‌افزار
•مديريت و سازماندهي ارتباط با شبكه
به يك تعبير ساده مي‌توان گفت سيستم عامل نقش "روح" را در پيكر سخت‌افزار و شبكه ايفا مي‌كند. تصميم درخصوص انتخاب سيستم عامل كليه ابعاد فني كامپيوتر و فناوري اطلاعات را تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد و هر سيستم عاملي كه انتخاب شود خشت اول و زيربناي توسعه‌ فني و نرم‌افزاري فناوري اطلاعات را مشخص مي‌كند.
اين طرح بنا دارد چالشها و تهديدهاي ناشي از فقدان يك سيستم عامل مناسب در كشور را مطرح و با بررسي تجربه و رويكرد ساير كشورها در مواجهه با اين چالشها، راه حل عملي براي رسيدن به سيستم عامل ايده‌آل ملي را نشان دهد. در انتها نيز راهبردها و راهكارهاي دولت براي توسعه و ترويج اين سيستم عامل بيان خواهد شد.

2- چالشها و تهديدهاي ناشي از فقدان يك سيستم عامل مطلوب در كشور :
1-2- چالش اقتصادي: استفاده از رايانه و شبكه‌هاي رايانه‌اي در کشورهاي مختلف دنيا و ازجمله در ايران، به سرعت در حال رشد و گسترش است. براي استفاده از هر رايانه نيز حداقل يك سيستم عامل بايد روي آن نصب شده باشد. بنابراين تعداد كاربران رايانه، حداقل سيستم‌عاملهاي مورد نياز در يك كشور را تعيين مي‌كند.
در مرجع ]1[ رشد تعداد كاربران اينترنت در دنيا مشخص شده است. همانطور كه در اين مرجع بيان شده، تعداد كاربران جهاني شبكه رايانه‌اي از كمتر از 20 ميليون نفر در سال 1995 ميلادي به حدود 100 ميليون نفر در سال 1997 ميلادي و 400 ميليون نفر در سال 2000 ميلادي رسيد و پيش‌بيني مي‌شود در سال 2005 ميلادي به حدود يك ميليارد كاربر برسد.
در كشور ما نيز تعداد كاربران شبكه‌هاي اطلاع‌رساني و اينترنت از 8/1 ميليون نفر در سال 1380 به 6 ميليون نفر در سال 1382 رسيد كه پيش‌بيني مي‌شود در سال 1384 به 19 ميليون نفر برسد.]2[ بنابراين درصورتي كه سيستم عامل ويندوز، سيستم عامل اصلي در كشور باشد و با عنايت به لزوم پيوستن ايران به سازمان تجارت جهاني و رعايت حقوق مالكيت معنوي و تعهدات بين‌المللي، سالانه هزينه هنگفتي بايد صرف خريد نرم‌افزار و مجوزهاي استفاده از آنها بشود. جدول (1) هزينه‌هاي پايه ويندوز و نرم‌افزارهاي اصلي نوشته‌شده تحت آن را نشان مي‌دهد]3
هزينه‌هاي پايه ويندوز و نرم‌افزارهاي اصلي نوشته‌شده تحت آن نشان مي‌دهد كه هر كامپيوتر حداقل 710 دلار بايد صرف نرم‌افزارهاي اصلي (Windows+office) كند. هزينه نرم‌افزار سرور كه در سازمانها و شركتها مورد نياز است بر تعداد کامپيوترهايي که به سرور وصل مي شوند تقسيم مي شود، بنابراين براي محاسبه هزينه به ازاي هر كامپيوتر بايد هزينه نرم افزار سرور يعني مبلغ95/3.679 دلار تقسيم بر 25 گردد كه بيش از 174 دلار مي‌شود. با فرض اينكه 50% كامپيوترهاي موجود در كشور نياز به امكانات شبكه داشته باشند، حداقل هزينه متوسط نرم‌افزار به ازاي هر كامپيوتر 5/783 دلار خواهد شد. اگر بخواهيم در يك سال براي كليه 19.000.000 كامپيوتر پيش‌بيني شده نرم‌افزار بخريم، هزينه آن برابر 14.886.500.000 دلار خواهد شد. به عبارت ديگر سود يك سال درآمد نفت كشور را بايد صرف خريد نرم‌افزار بنماييم. اگر فرض كنيم تا 5 سال بعد از آن نياز به ارتقا نرم‌افزارها نباشد هزينه متوسط سالانه نرم‌افزار حداقل 2.977.000 دلار در سال خواهد شد. بنابراين به طور متوسط حدود 3 ميليارد دلار در سال صرف خريد نرم‌افزار خواهد شد.( اين برآورد حداقل هزينه مورد نياز است، جهت صحت اين ادعا كافيست هزينه 5/783 دلار به ازاي هر کامپيوتر در ايران را با هزينه حدود 6000 دلار به ازاي هر كامپيوتر از 2/1 ميليون كامپيوتر موجود در ادارات دولتي تايوان مقايسه كنيد)]4[
2-2- چالش امنيت :گسترش شبكه‌هاي رايانه‌اي در سطح دنيا و امكان ارتباط همه كامپيوترها به يكديگر، پتانسيل نفوذ به هر كامپيوتر از هر جاي دنيا را فراهم نموده است. وجود نقطه ضعف يا آسيب‌پذيري در سيستم عامل، راه نفوذ رايج‌تر و در دسترس‌تري را در اختيار مهاجمين قرار مي‌دهد. بر اين اساس، امنيت سيستم عامل به منزله مهمترين مولفه در امنيت اطلاعات و شبكه‌هاي رايانه‌اي محسوب مي‌شود. وجود ارتباطات و اتصالهاي رايانه‌اي گسترده، مسئله جدي امكان جاسوسي الكترونيكي به نفع سازندگان سيستم عامل و قدرتهاي سياسي حاكم بر آنها را مطرح مي‌سازد. از نظر فني، فناوري فعلي به شكل ساده‌اي امكان اجراي برنامه در محيط طرف مقابل در يك اتصال الكترونيكي را فراهم آورده است.]4[
درصورت بي‌توجهي به اين مسئله بخشي از مشكلات امنيتي متصور به شرح ذيل است :
• شنود هوشمندانه
• واكشي تدريجي يا مقطعي اطلاعات
• خرابي برنامه‌ريزي‌شده تدريجي يا به يك‌باره
• ويروسهاي رايانه‌اي
• بدست‌گرفتن كنترلهاي رايانه‌اي
• مختل كردن كليه ارتباطات در شبكه‌هاي رايانه‌اي
• جايگزيني اطلاعات غلط در سيستمهاي نرم‌افزاري حساس
• مختل كردن برنامه‌هاي كاربردي به ويژه سيستمهاي نرم‌افزاري پشتيبان تصميم
• ايجاد اختلال اقتصادي از طريق تغيير يا خراب كردن اطلاعات بانكها، سيستمهاي مالي و اعتباري
• مختل كردن عكس‌العملهاي نظامي از طريق تخريب يا فريب سيستمهاي اداري و نظامي
اگر سيستم عامل ويندوز، سيستم عامل اصلي در كشور باشد، مسئله امنيت بسيار جدي است. بنا بر گزارشهاي رسيده سيستم عامل ويندوز و ساير نرم‌افزارهاي توليدي مايكروسافت بيشتر در معرض خطر ويروسها و هكرها قرار دارند و بسياري از كشورها معتقدند كه ايالت متحده با منافذ وكانالهاي مخفي طراحي شده در اين سيستم عامل، اهداف جاسوسي خود را برآورده مي‌كند. مشكلات امنيتي ويندوز وقتي به نقطه اوج رسيد كه در سال 1999 يك متخصص رمزنگاري كانادايي در آمريكا ، يك ويژگي NSAkey مرتبط با سازمان امنيت ملي (آمريكا) National Security Agency Key) را در ويندوز پيدا كرد و اعلام كرد كه ايالات متحده مي‌تواند با جمع‌آوري سيگنال‌هاي الكترونيكي از سر تا سر جهان و پردازش دقيق آنها جاسوسي كند. هر چند مايكروسافت اين ويژگي را بي‌ضرر اعلام كرد اما تضميني براي اين امر وجود ندارد]5[.
اهميت مطالب فوق وقتي روشن مي شود که توجه کنيم:بدون امنيت اطلاعات، امنيت سياسي اقتصادي و نظامي نيز ميسر نخواهد بود.

3- راه‌حلهاي موجود در مواجهه با چالشهاي اقتصادي و امنيتي سيستم عامل
با توجه به چالشها و تهديدهاي ناشي از فقدان سيستم عامل مطلوب در كشور، تصميم درباره سيستم عامل پايه، يكي از راهبردي‌ترين تصميمات در برپايي بناي با شكوه فناوري اطلاعات مي‌باشد. در برابر اين تصميم راهبردي سه گزينه اصلي ذيل وجود دارد :
• استفاده از سيستم عامل متن باز لينوكس (Open Source)
• استفاده از سيستم عامل ويندوز
• طراحي و پياده‌سازي يك سيستم عامل جديد با مديريت متخصصان ايراني
يكي از مدلهاي تصميم‌گيري براي انتخاب بهترين و مناسب‌ترين گزينه از راه‌حلهاي فوق، تعيين معيارها و ويژگيهاي سيستم عامل ايده‌آل براي جمهوري اسلامي ايران و سپس مقايسه هر يك از راه‌حلها با سيستم عامل ايده‌آل و انتخاب منطبق‌ترين گزينه بر آن است.
4- ويژگيهاي سيستم عامل ايده‌آل ملي
براساس مدل گفته‌شده و با استفاده از نظرات كارشناسان خبره در حوزه سيستم عامل و فناوري اطلاعات، ويژگيهاي ذيل تعيين شده است:
 سيستم عامل ايده‌آل ملي، بايد زبان و خط فارسي را به خوبي پشتيباني نموده و از استانداردهاي بين‌المللي (مانند UniCode) بهره‌برداري نمايد.
 سيستم عامل ايده‌آل ملي، در ارتباط با كاربران ايراني از زبان فارسي استفاده نموده و بر اساس نيازها و شرايط استفاده‌كنندگان فارسي زبان، بومي شده باشد. اين امر، رشد چشمگيري در استفاده از فناوري اطلاعات در جامعه به همراه خواهد داشت.
 سيستم عامل ايده‌آل ملي، بايد قابليت ايجاد امنيت اطلاعات و ارتباطات بنا بر نياز سازمانها را داشته باشد، به گونه‌اي كه امكان جاسوسي الكترونيكي، سرقت يا خرابي تدريجي اطلاعات، شنود هوشمندانه و خرابي برنامه‌ريزي شده در زمانهاي ويژه و موارد مشابه را به حداقل برساند.
 در سيستم عامل ايده‌آل ملي، نكاتي مانند كاربر پسند بودن، شباهت محيطي با سيستم عاملهاي رايج، عملكرد مناسب، سازگاري با نرم‌افزارهاي موجود و پشتيباني از اسناد الكتريكي رايج لحاظ شده باشد.
 سيستم عامل ايده‌آل ملي، بايد براي استفاده كننده ايراني، پشتيباني و خدمات پس از عرضه كافي داشته و نهادهاي پشتيباني‌كننده آن مسؤوليت بر طرف كردن هر گونه اشكال در سيستم عامل را بپذيرند.
 سيستم عامل ايده‌آل ملي، بايد توانايي‌هاي ويژه‌اي در پياده‌سازي زيرساخت شبكه‌هاي ارتباطي ـ كه نقش جدي در توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات دارد ـ داشته باشد.
 امكان توسعه، تغيير و هر نوع اصلاح در سيستم عامل ايده‌آل ملي، بنابر نيازها و سياستهاي كشور و توسط كارشناسان داخلي وجود داشته باشد. اين امر مستلزم اين است كه سيستم عامل از لحاظ حقوق معنوي و اقتصادي متعلق به كشور ديگري نبوده و كد برنامه آن موجود باشد.
 هزينه و زمان دستيبابي و بهره‌برداري از آن معقول بوده و سازماندهي لازم براي توسعه آتي و همراهي آن با تحولات سريع سخت‌افزاري و نرم‌افزاري فناوري اطلاعات ايجاد شده باشد.]6[

5- انتخاب سيستم عامل مناسب براي كشور
در مقايسه هر يك از گزينه‌هاي مطرح‌شده با معيار و ويژگيهاي مطرح‌شده در بخش قبل، چنين مي‌توان جمع‌بندي كرد :
الف) گزينه "سيستم عامل ويندوز": با توجه به اينكه :
• اين سيستم عامل متعلق به شركت مايكروسافت بوده و كد برنامه آن در اختيار نمي‌باشد لذا امكان تغيير آن بنا بر نيازها و سياستهاي كشور وجود ندارد.
• به لحاظ تأمين امنيت اطلاعات و ارتباطات ـ به دليل در اختيار نبودن كد برنامه آن و امكان گذاشتن كانال مخفي براي سرقت يا خرابي اطلاعات توسط شركت سازنده و آسيب‌پذيرتر بودن آن در مقابل ويروس ـ به هيچ عنوان قابل اتكا نمي‌باشد.
• به دليل آمريكايي بودن شركت مركزي مايكروسافت، نمي‌توان از آن انتظار پشتيباني رسمي و قابل اتكايي در ايران داشت.
• اگر ايران مجبور شود بنابر تعهدات بين‌المللي بهاي آن را بپردازد، ميزان هزينه پرداخت شده براي ويندوز و برنامه‌هاي كاربردي تحت آن و هزينه‌هاي ارتقا بسيار هنگفت است.
بنابراين سيستم عامل ويندوز عليرغم استفاده فعلي در كشور، گزينه مناسبي نيست و با سيستم عامل ايده‌آل تطبيق چنداني ندارد.
ب) گزينة "طراحي و پياده‌سازي يك سيستم عامل جديد با مديريت متخصصان ايراني" : اين گزينه با توجه به اينكه :
• به زمان و هزينه قابل توجه و هنگفتي كه دارد.
• مديريت تخصصي، پيچيده و مستمري بر كارشناسان تا رسيدن به سر منزل مقصود را مي‌طلبد.
• به دليل نياز به سازگاري مستمر با نرم‌افزارها و سخت‌افزارهاي موجود و نسلهاي بعدي آنها - با توجه به پيشرفتها و تحولات سريع سخت‌افزاري و نرم‌افزاري به وجودآمده - همراهي سيستم عامل جديد با شرايط روز و توسعه كارآمدي آن بسيار مشكل و شايد محال باشد.
انتخاب معقولي به شمار نمي‌آيد. بطور خلاصه انتخاب اين گزينه، هزينه، زمان هنگفت و مديريت تخصصي، پيچيده و مستمري را مي‌طلبد و در نهايت اين پروژه را سرعت تحولات سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و نيازهاي روزافزون كاربران تهديد مي‌نمايد.
ج) گزينه استفاده از سيستم عامل متن باز لينوكس : سيستم عامل لينوكس سه ويژگي اساسي دارد :
اولين ويژگي آن اين است كه كد برنامه آن در اختيار همه بوده، و از قوانين ذيل (مجوز GPL) تبعيت مي‌كند:
 اجراي برنامه با هر موضوع، تحت اين سيستم عامل آزاد است.
 تغيير برنامه براي تطبيق با نيازها به شرط ذكر مأخذ آزاد است.
 توزيع نسخه تغيير يافته آن براي بهره‌برداري ديگران از تغييرات انجام‌شده آزاد است.
در اختيار بودن، كد لينوكس امكان فارسي‌سازي و بومي‌سازي سيستم عامل از سطح هسته اصلي تا لايه‌هاي كاربردي را امكان‌پذير ساخته و امنيت مورد نياز سازمانها را با استفاده از نرم‌افزارهاي امنيتي داخلي امكان‌پذير مي‌سازد (براي ايجاد امنيت نمي‌توان به نرم‌افزارهاي خارجي ـ كه امكان تعبيه راههاي نفوذ از پيش تعيين‌شده در آن مي‌باشد ـ اعتماد كرد)
دومين ويژگي آن، رايگان بودن آن است كه باعث شده حمايت جهاني برنامه‌نويسان، دانشگاهها، مراكز علمي و تحقيقاتي و حتي شركتهاي تجاري را در اختيار داشته باشد، كشورهاي استفاده‌كننده نيز از اين ويژگي براي توسعه ارزان فناوري اطلاعات در بين آحاد جامعه بهره برده‌اند.
سومين ويژگي آن، همراهي با تحولات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري فناوري اطلاعات است، دليل اين امر اين است كه تاكنون برنامه‌نويسان و سازمانهاي متعدد در بسياري از كشورها روي اين سيستم عامل كار كرده و در توسعه مستمر آن سهيم بوده اند. رويكرد متن باز لينوكس، مدل سازماني توسعه آن و وجود ابزارهاي برنامه‌نويسي قوي و رايگان، همراهي آن با تحولات بين‌المللي را تضمين مي‌نمايد.
اين ويژگيها باعث شده كه زمينه و امكان تامين اكثر معيارها و ويژگيهاي مورد نظر براي سيستم عامل ايده‌آل ملي توسط اين سيستم عامل وجود داشته باشد.

6- رويكرد و تجربه ساير كشورها
نكته جالب توجه اين است كه جايگزيني لينوكس در سازمانهاي دولتي، نه تنها در كشور ما به عنوان يك راه‌حل مناسب مدنظر كارشناسان و مسؤولين قرار گرفته بلكه در كشورهايي مانند آلمان و انگلستان كه رابطه سياسي خوبي با آمريكا دارند و درآمد سرانه آنها چند برابر درآمد سرانه كشور ماست مورد توجه قرار گرفته است:
انگليس: پارلمان اين کشور براي توسعه نرم‌افزار و كاهش هزينه‌هاي رقابتي به ويژه در شركتهاي نوپا، رويكرد متن باز را به دولت توصيه كرده است. كابينه انگلستان در دسامبر 2001 ميلادي در متني تحت عنوان "نرم‌افزارهاي متن باز و استفاده آنها در دولت بريتانيا" دلايل مشاركت انگلستان در رويكرد متن باز و استفاده از اين محصولات در دولت را ذكر كرده است. در اين متن كه به مراكز دولتي اعم از وزارتخانه‌ها و آژانسهاي وابسته به آنها، دولتهاي محلي و بخشهاي ديگر ازجمله خدمات بهداشت ملي ارسال شده است. دلايل استفاده از نرم‌افزارهاي متن باز و سيستم عامل متن باز به عنوان يك نرم‌افزار مهم پايه‌اي به اين صورت بيان شده است :
•نياز هميشگي به راه حلي با صرفه اقتصادي
•اطمينان از سازگاري سيستمها
•كاهش هزينه‌ها و ريسك در سيستمهاي دولتي
•امنيت سيستمهاي دولتي
در اين بررسي با استناد به يك گزارش خبري به ناامني نرم‌افزار Microsoft IIS به عنوان يك نرم‌افزار متن بسته اشاره شده و آمده است كه برخي از نرم‌افزارهاي متن بسته، ناامن‌تر از سيستمهاي متن‌باز هم‌تراز خود مي‌باشند و حملات اينترنتي به آنها كمتر صورت گرفته است. اين متن در 15 جولاي 2002 ميلادي به عنوان دستورالعمل اجرايي به سازمانها ابلاغ گرديد و هم‌اكنون در سازمانهايي مانند e-envoy وسازمان تجارت دولتي (OGC) در حال اجرا است.
آمريکا: در اين کشور نيز همچون ساير كشورها، سيستمهاي متن باز در حال گسترش مي‌باشند. به عنوان نمونه شركت IBM ، تعدادي كامپيوتر مبتني برلينوكس را به آژانسهاي آمريكايي شامل نيروي هوايي، دفاع، كشاورزي، انرژي و سازمان هواپيمايي فروخته است. بورس اصلي آمريكا (wall street) لينوكس را به عنوان سيستم عامل خود برگزيد، به اين دليل كه ويندوز را ايمن نمي‌دانست.
وزارت دفاع آمريكا با كمك سازمان تحقيقاتي دولتي Mitre گزارشي از نرم‌افزارهاي مورد استفاده در وزارت دفاع تهيه كرد كه شامل ميزان استفاده، نوع استفاده و دلايل استفاده از اين نرم‌افزارها بود. ]8[ . در اين بررسي دو هفته‌اي (مارس 2002 ميلادي) مشخص شد كه 110 نرم‌افزار متن باز در وزارت دفاع استفاده مي‌شود كه چهار دليل عمده براي استفاده از آنها به شرح ذيل است:
•پشتيباني نرم‌افزاريهاي زيربنايي : اساسي‌ترين دليل براي استفاده از نرم‌افزارهاي متن باز است. 65 نرم‌افزار زيربنايي در وزارت دفاع وجود دارد. نمونه‌هايي از آنها عبارتند از : سيستم عامل Open BSD، لينوكس و سرويس‌دهنده‌هاي Apache و SendMail
•توسعه و توليد نرم‌افزار
•امنيت : چهل ابزار امنيتي در وزارت دفاع استفاده مي‌شود كه مي‌توان از Open BSD و لينوكس به عنوان Fire wall و بازرسي شبكه و نرم‌افزارهايي چون ACID, Snare, SARA كه براي يافتن آسيب‌پذيريهاي امنيتي شبكه و مراقبت براي تشخيص حمله به شبكه، به كار مي‌روند نام برد.
•تحقيقات : بيست ابزار نرم‌افزاري به عنوان ابزارهاي تحقيقاتي با كمك‌تحقيقاتي در وزارت دفاع در حال استفاده هستند. در اين گزارش از سيستم عامل لينوكس به همراه نرم‌افزار خوشه‌بندي Beowolf و نرم‌افزار condor به عنوان ابزاري مناسب براي تبديل كامپيوترهاي قديمي و ارزان به ابركامپيوترهاي بسيار كم‌هزينه نام برده شده است. ]9[
آفريقاي جنوبي : انجمن ملي مشاور در امور نوآوري با نام اقتصادي NACI در گزارشي به مقوله استفاده از نرم‌افزارها و توليد آنها و هزينه‌هاي ارزي كه از اين بابت از كشور خارج مي‌شود پرداخته است. در اين گزارش تأكيد شده كه هزينه نرم‌افزار، بار سنگيني را بر كشورهاي در حال توسعه مانند آفريقاي جنوبي مي‌گذارد و بايد سياست اين كشورها به گونه‌اي تغيير يابند كه ورود نرم‌افزارها با كمترين هزينه صورت پذيرد. در ادامه، زيرپاگذاشتن قوانين حق تكثير، انتخاب نامناسبي شمرده شده و به لزوم استفاده از نرم‌افزارهاي متن باز اشاره شده است . از اين طريق مي‌توان توليدات داخلي را جايگزين محصولات گران خارجي نمود. در اين گزارش مزاياي اصلي سيستمهاي متن باز بدين صورت عنوان شده است :
•كاهش هزينه‌ها و وابستگي كمتر به فناوريها و مهارتهاي وارداتي
•امكان استفاده از نرم‌افزارها براي همه افراد و ارگانها
•دسترسي همگاني به نرم‌افزار بدون نياز به هزينه مالكيت
•مانع كمتر براي ورود به بازار كه باعث مشاركت شركتهاي كوچكتر و درنتيجه افزايش مهارتهاي محلي مي‌گردد.
•شركت در شبكه جهاني توليد نرم‌افزار
يك نمونه عملي در آفريقاي جنوبي تبديل محيط گرافيكي KDE در لينوكس به محيط KDE با زبان بومي است. اين پياده‌سازي در سه ماه انجام شد كه نشان‌دهنده سادگي تبديل و اختصاصي كردن اينگونه نرم‌افزارهاست.
سه کشور چين، ژاپن و کره جنوبي، پروژه مشترکي براي توسعه گونه اي از سيستم عامل متن باز لينوکس تعريف کرده اند که سيستم عامل اصلي در اين سه کشور خواهد شد. اين کشورها استفاده از اين سيستم عامل در مدارس را شروع کرده و در حال تربيت نسلي آشنا به لينوکس مي باشند.

7- وضعيت و فعاليتهاي انجام شده در کشور
در كشور ما از دي ماه سال 1381 شوراي عالي انفورماتيك قراردادي را با مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات پيشرفته شريف براي فارسي سازي لينوكس منعقد كرده است که با مديريت اين مركز تاكنون عقد قرارداد پروژه‌هاي ذيل انجام شده است :
مرحله اول :
•الگوريتم دوجهته اتصال و يوني كد با هدف فراهم كردن كتابخانه‌اي از توابع به منظور تسهيل پياده‌سازي الگوريتم دوجهته و اتصال يوني كد.
•مرتب‌سازي، جستجو و شرايط محلي فارسي با هدف مشخص كردن نيازمنديهاي دقيق مرتب‌سازي فارسي به علت عدم وجود استاندارد ملي، بر اساس لغت‌نامه‌ها و مراجع ديگر.
•تقويم فارسي با هدف استخراج الگوريتم تقويم تاريخ جلالي و تحويل تاريخها براي كاربرد در لينوكس
•فونت مرجع فارسي و فونت open type
•صفحه كليد فارسي با هدف رفع اشكالات صفحه كليد فارسي در سيستم عامل لينوكس
•لوح فشرده نمايش لينوكس فارسي با قابليت راه‌اندازي از لوح فشرده بدون آسيب‌رساني با سيستم عامل موجود كاربر با هدف فرهنگ‌سازي.
مرحله دوم :
•پشتيباني يوني كد فارسي در glibc (كتابخانه اصلي مربوط به زبان c در لينوكس)
•پشتيباني يوني كد فارسي در Mozilla (مرروگر، مخدوم پست الكترونيك، دفترچه آدرس)
•پشتيباني يوني كد فارسي در Mysql (بانك اطلاعاتي)
•پشتيباني يوني كد فارسي در Postgerlsql (بانك اطلاعاتي)
•پشتيباني زبان فارسي در IMP (خادم پست الكترونيك مبتني بر وب)
•پشتيباني زبان فارسي در aspell (غلط‌ياب واژگان فارسي)
•تحليل و تعريف ملزومات واسط كاربري گرافيكي (GUI) فارسي
•تهيه واژه نامه مرجع براي ترجمه محيط لينوكس
يكي از مراكز فعال ديگر در اين عرصه، مركز امنيت شبكه شريف است كه با همكاري گروه امنيت شبكه مركز تحقيقات مخابرات ايران، اولين همايش سيستم عامل و امنيت را برگزار نمودند. در اين طرح مخصوصاً در قسمت رويكرد و تجربه سايركشورها از دستاورد تحقيقات اين مركز استفاده شده است.

8- راهبردها و راهكارهاي دولت در ايران
در بررسي چالشها و تهديدهاي ناشي از فقدان يك سيستم عامل مناسب در كشور گزينه‌ها و راه‌حلهاي موجود و تجربه ساير كشورها در مواجه با اين چالشها، مشخص گرديد كه رويكرد سيستم عامل متن باز (لينوكس) كه كد برنامه‌هاي آن به رايگان قابل دسترسي است، روشي است كه با توجه به گراني نرم‌افزارهاي تجاري و كاهش ضريب امنيتي آنها، با كمترين زمان و هزينه، امكان بومي‌سازي و فارسي‌سازي استاندارد سيستم عامل و حفظ استقلال و امنيت رايانه‌اي كشور را فراهم مي‌سازد.
عزم دولت بر اين است كه لينوكس و نرم‌افزارهاي متن باز را جايگزين ويندوز و نرم‌افزارهاي تحت آن نمايد. مراحل جايگزيني به شرح ذيل پيشنهاد مي‌شود :
الف ـ جايگزيني نرم‌افزار مديريت و راهبري شبكه لينوكس در سرورها: برتري ويژگيهاو توانمنديهاي سيستم عامل لينوكس و يونيكس در حوزه سرورها كاملا مشخص است به گونه اي كه سازمانها و شركتهايي كه نياز به نگهداري و تبادل اطلاعات انبوه داده ها يا سرعت و كارايي قابل توجهي دارند، اين خانواده از سيستم عامل را براي سرورها انتخاب مي كنند. به عنوان نمونه مي توان به استفاده از لينوكس به عنوان سيستم عامل سرور پايگاه جستجوي google در اينترنت و سيستم عامل اصلي بانك اطلاعاتي Oracle اشاره كرد.
آمارها و اطلاعات موجود نيز نشان مي دهد كه سيستم عامل سرور لينوكس و يونيكس با در اختيار داشتن 47% از سهم سرورها در سال 2002 ميلادي رتبه اول را به خود اختصاص داده و پيش بيني ها نشان مي دهد كه اين رتبه با سهم 51 % در سال 2007 ميلادي حفظ خواهد شد. اين در حاليست كه سهم بازار سيستم عامل سرور ويندوز از 28% در سال 2002 ميلادي به 34% در سال 2007 ميلادي خواهد رسيد. به عبارت ديگر روندها نشان مي دهد كه سيستم عامل اصلي و پيشرو در حوزه سرورها، خانواده لينوكس خواهد بود.
تغيير سيستم عامل سرورها از ويندوز و ناول به لينوكس در سازمانهاي دولتي در سه مرحله مي‌تواند انجام شود:
مرحله اول: آموزش كليه كارشناسان شبكه سازمانهاي دولتي
مرحله دوم: مهاجرت سريع از ويندوز به لينوكس (در نرم‌افزارهايي كه در مدت محدود مي‌توانند تبديل شوند).
مرحله سوم: مهاجرت برنامه‌ريزي شده از ويندوز به لينوكس (در نرم‌افزارهايي كه نياز به بازنويس مجدد برنامه دارند).
ب ـ جايگزيني سيستم عامل لينوكس در كامپيوتركاربران : براي اجراي اين مرحله مناسب است كه فرايند جايگزيني سيستم عامل لينوكس در سرورها انجام شده و از طرف ديگر توزيع كارآمد، پايدار و فارسي‌سازي شده مناسبي در اختيار باشد.
براي ترويج و فرهنگ‌سازي مراحل فوق انجام اقدامات ذيل از طرف دولت پيشنهاد مي‌شود :
1-سمينارهاي ترويجي و برگزاري مسابقات دانش‌آموزي و دانشجويي در حوزه لينوكس
2-آموزش كارشناسان فناوري اطلاعات دولت براي مديريت و راهبري لينوكس و برخورداري اين كارشناسان از مزاياي آموزشي مصوب
3-آموزش كاربري لينوكس بر اساس استاندارد ICDL براي كاركنان دولت و دانش‌آموزان مدارس
4-تهيه ابزارها و نرم‌افزارهاي تبديل( براي مهاجرت سريعتر و راحت‌تر به لينوكس) و در دسترس بودن آخرين و بهترين نسخه سيستم عامل لينوكس فارسي
5-صدور بخشنامه براي نصب لينوكس در سرورهاي جديد، مبتني بر لينوكس بودن قراردادهاي جديد نرم‌افزاري و مشخص كردن مهلت براي تبديل نرم‌افزارهاي موجود به نرم‌افزارهاي مبتني بر لينوكس.
6-حمايت از ايجاد و رشد مراكز توسعه نرم‌افزاري لينوكس در دانشگاههاي فني و مهندسي
7-حمايت از نهادهاي پشتيبان لينوكس در كشور
8-عقد قرارداد توليد نرم‌افزارهاي اصلي مورد نياز مبتني بر لينوكس توسط سازمان مديريت شامل نرم‌افزارهاي مالي و حسابداري، دبيرخانه، انبار، اموال و منابع انساني (گزينش، آموزش، ارزيابي، كارگزيني، رفاه بيمه و امور درماني، بازنشستگي)
9-توسعه سيستم عاملهاي خاص منظوره مبتني بر هسته لينوكس فارسي (ازجمله: سيستم عاملهاي موجود در بانكداري، فروشگاهها، موبايل و موارد مشابه).
8- جمع‌بندي و نتيجه‌گيري
ترديدي نيست كه سيستم عامل لينوكس كه با توجه به نيازهاي امنيتي و شرايط كشور تهيه و بومي شده باشد، راه‌حل مواجهه با چالشهاي اقتصادي و امنيتي مربوط به فقدان يك سيستم عامل مناسب در كشور است. حداكثر سه سال فرصت وجود دارد كه جايگزيني اين سيستم عامل در سطح دولت بطور كامل انجام شود. هدف‌گيري اصلي تبديل سرورها به لينوكس است كه امنيت و پايداري قابل اتكايي را ايجاد خواهد كردو هدفگيري بعدي تبديل كامپيوتر كاربران است. براي اينكه اين تغيير به صورتي منطقي و طبيعي اتفاق بيفتد، لازم است ابتدا اطلاع‌رساني، فرهنگ‌سازي و آموزش لازم صورت پذيرفته و سپس با قوانين و مقررات و ايجاد نهادهاي لازم و پشتيبان، قطعيت يابد./هـ
9- منابع و مآخذ :
1- سيدعلي اكرمي‌فر "راهبردهاي توسعه سيستم عامل بومي در كشور" مجموعه مقالات همايش سيستم عامل و امنيت، دي‌ماه 1382
2- "سند راهبردي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور" ، وزارت پست، تلگراف و تلفن، مركز تحقيقات مخابرات، بهمن 1381
3- www.amazon.com
4- رسول جليلي، علي هادوي، روح‌اله آل‌شيخ، "مروري بر رويكرد كشورهاي دنيا به پديده‌ متن باز" مجموعه مقالات همايش سيستم عامل و امنيت ، دي ماه 1382
5- http:/Amsterdam.nettime.org/lists-Archives/nettime-1-0007/msg00024.html
6- "سيستم عامل ايده‌آل ملي" سرمقاله ماهنامه افق لينوكس، مركز ارتباطات و فناوري اطلاعات پيشرفته شريف، تير 1383
7- "open source software use within UK government", July 2002/office of the e-envoy, www.e-envoy.gov.uk
8- Defence Information systems Agency, "open source within DoD Request for comment" Aug 2002, www. disa.mil/pao/opensource.html
9- "use of Free/open source software in the us. Department of Defence, “version 1.2.02/Nov.2002, the MITRE Corporation.

linux2.JPG

مراكز اطلاعات(Data Center) در امريكا

ict-research.net - دولت امريكا به منظور ارتقاي ضريب ايمني مراكز اطلاعاتي خود بانك‌هاي اطلاعاتي و كارگزاران شبكه(Servers) خود را در مكان‌هاي با امنيت بالا نگهداري مي‌كند. بعضي از اين اماكن محوطه‌هاي وسيعي در اعماق كوههاي راكي، در نقاط پنهاني از اعماق صحراهاي نوادا وآريزونا، در زير يخچال‌هاي آلاسكا و در اعماق اقيانوس‌ها مي‌باشند.
اين نقاط با شديدترين تدابير امنيتي حفاظت مي‌شوند از طرف ديگر پيش‌بيني‌هاي ايمني تهديدات فيزيكي، از جمله آتش سوزي و بلاياي طبيعي را به حداقل رسانده است. تجهيزات حفاظتي، امكان دستبرد و يا آسيب هوشمندانه فيزيكي را كاهش داده است. در اين اماكن خطوط متعدد فيبرنوري با پهناي باند بالا بالاترين سرعت انتقال داده و اطلاعات را تأمين مي‌كنند. تجهيزات پرسرعت مانند سوپركامپيوترها (Main Frame) و پردازنده‌هاي بسيار سريع و موازي بالاترين سرعت دسترسي را در اختيار مي‌گذارند. سيستم‌هاي پيشرفتة تنظيم دما و حرارت، تنظيم رطوبت و كنترل تركيبات هواي محيط بهينه‌ترين شرايط را براي كار تجهيزات مهيا مي‌سازند و تجهيزات مانيتورينگ دقيق، لحظه به لحظه وضعيت‌هاي مختلف را كنترل و بازنگري مي‌كنند. بناهاي مستحكم در اعماق زمين نه تنها توان تحمل شديدترين زلزله‌ها را دارند، بلكه در مقابل قويترين بمب‌هاي هسته‌اي موجود آسيبي نمي‌بينند. سيستم‌هاي پشتيبان، از اطلاعات در فواصل زماني مشخص بر طبق آخرين تكنيك‌هاي موجود نسخه‌هاي پشتيبان تهيه مي‌كنند. ژنراتورها و مولدهاي قوي برق(UPS)، آمادة تأمين نيروي برق لازم در صورت بروز اختلال مي‌باشند و پوشش‌هاي مخصوص، تجهيزات را از تهديد امواج مختلف از قبيل امواج ماكروويو و يا ميدان‌هاي الكترومغناطيسي خارجي يا توليد شده از خود تجهيزات محافظت مي‌كنند.
به هر يك از اين مراكز، مركز داده‌اي (Data Center) گفته مي‌شود. در كنار هر مركز داده‌اي دو مــــركـــز ديـــگـــر آمـــادة انجام عمليــات مي‌باشنــــد. يــكـــي مركز بازيافت اطلاعات آسيب ديده (Disaster Recovery center)است كه فعاليت‌هاي آنها در قالب كلي بازيافت داده (Data Recovery) مي‌گنجد كه خود مقولة بسيار مهمي است كه از ضروري‌ترين نيازهاي هر ارگان و تشكل مرتبط با اطلاعات مي‌باشد.
مركز دوم مركز كنترل و فرمان است كه مديريت انساني مركز داده‌اي را به عهده دارد، در اين مركز افرادي با تخصص بالا و با دستمزدهاي بسيار بالا كار مي‌كنند. بانك‌ها اطلاعاتي و سرورهاي مربوط به زيرساخت‌هاي اين كشور از قبيل شبكة برق، آب و نيز اطلاعات شركت‌هاي دولتي يا خصوصي‌ حساس مثل شركت‌هاي اسلحه‌سازي و يا اطلاعات بانك‌ها در اين مراكز نگهداري مي‌شود.
ايدة مركز داده (Data Center) در سطوح پايين‌تر و با درجه حساسيت كمتر نيز پياده شده است. به طوري كه امروزه شركت‌هايي وجود دارند كه با فراهم آوردن اماكني كه بعضي از امتيازات فوق را دارند در ازاي دريافت اجاره‌بها اطلاعات فردي يا سازمان‌ها را ميزباني مي‌كنند و خدمات مورد نظر آنها را با كيفيتي بسيار بهتر در اختيار مشتريان قرار مي‌دهند. سايت‌هاي خارجي دفتر در چنين محيط‌هايي قرار داده شده‌اند.
به صورت خلاصه مزاياي استفاده از مراكز داده عبارتند از:
• امنيت فيزيكي بالا
• امنيت الكترونيكي بالا
• مقابله با افزونگي و تكرار اطلاعات
• ارائة بالاترين سرعت پردازش در يك مكان
• ارائة بالاترين سرعت انتقال اطلاعات
• خريد تنها يك نسخه از نرم‌افزارها
• پشتيباني متمركز
اگر از مراكز داده استفاده نشود و هر سازماني بانك اطلاعاتي خود را در شبكه داشته باشد، به تعداد سازمان‌ها نياز به تيم پشتيباني جداگانه، نرم‌افزار جداگانه، سخت‌افزار جداگانه، پهناي باند جداگانه، امنيت جداگانه و ... خواهيم داشت كه سر بار هزينه‌اي بالايي دارد.
به نظر مي‌رسد ايدة Data Center به دليل تأمين كارايي و امنيت بالا و جلوگيري از افزونگي، سهولت نگهداري و مديريت و بسياري جنبه‌هاي فني ديگر، در تحقق اهدافي همچون دولت الكترونيكي، ايده‌اي كارساز باشد.

May 21, 2005

ملزومات امنیت در فضای سایبر

Download file

پلیس سایبر ضرورت عصر اطلاعات

Download file

راهبردهای توسعه سیستم عامل ملی در کشور

راهبردهای توسعه سیستم عامل ملی در کشور

Download file

رويكردهاي مقابله با حجم انبوه اطلاعات در عصر جديد

ict-research.net - سيد علي اكرمي فر - قبل از آنكه انقلاب اطلاعاتي به وقوع بپيوندد و ميزان استفاده از شبكه‌هاي يكپارچه اطلاعاتي جهش نمايد، فقر اطلاعات و دانش علمي كه از دو عامل كمبود اطلاعات و در دسترس نبودن آن به وجود آمده بود بر همه جوامع سايه افكنده بود. تنها عده معدودي كه به برخي از كتابخانه‌ها دسترسي داشتند مي‌توانستند به بخشي از اطلاعات و معارف علمي دسترسي داشته باشند. امروز به روشني به عمق اين جمله پي برده‌ايم كه اطلاعات (و دانش) قدرت است. بنابراين در دوره گذشته اكثريت مردم و جوامع از اين قدرت بي‌بهره بوده و در ضعف و فقر به سر مي‌بردند.
اينترنت كه جهان را به هم متصل كرد اين فرصت را به وجود آورد تا افراد اطلاعات و دانش خود را به صورت رايگان عرضه كنند يا آن را بفروشند و در هر صورت اطلاعات و يافته‌هاي خود را در دسترس ديگران قرار دهند. اين فرصت باعث جهش اطلاعاتي شد. دسترسي به اطلاعات، همجوشي اطلاعات را ايجاد كرد، شتاب توليد دانش و اطلاعات جديد را افزايش داد، امكان نقد و نظر عمومي را فراهم آورد و فرهنگ در دسترس قرار دادن اطلاعات را همه‌گير ساخت. ديگر نمي‌توان فقر اطلاعاتي را كه ناشي از كمبود اطلاعات و در دسترس نبودن آن است را يك مشكل حاد دانست.
تكنولوژي شرايط را تغيير داد و شرايطي جديد به وجود آورد. مشكل امروز حجم بسيار زياد اطلاعات است. آمارها نشان مي‌دهد كه در پايان 2002 ، 5 ميليون استفاده‌كننده، 3 ميليارد صفحه روي اينترنت بودند(مرجع). يك روز هيچ برگه‌اي نداشتيم كه از آن اطلاعي كسب كنيم و امروز انباري پر از كاغذهاي مختلف داريم و نمي‌دانيم چگونه آنچه مي‌خواهيم را به دست آوريم. بسياري ازاقلام اطلاعات كه روي شبكه كپي مي‌شوند و توسط وب‌سايتهاي مختلف عرضه مي‌گردند. راجع به يك موضوع از زاويه مختلف تبليغاتي، تجاري، آموزشي، تفريحي، صنعتي، پژوهشي و ... آنقدر مطلب وجود دارد كه رسيدن به آنچه مورد نياز است به امري دشوار تبديل شده است. ساعتها وقت مي‌گذاريم، جستجو مي‌كنيم اما به آنچه مي‌خواهيم يا نمي‌رسيم يا زحمت زيادي مي‌كشيم تا برسيم. براي مقابله با اين مشكل چه بايد كرد؟!
به طور كلي ـ رويكرد در دنيا براي مقابله با اين مشكل در سالهاي اخير به وجود آمده است.
1- موتورهاي جستجو
موتورهاي جستجو براساس تعدادي كلمه كليدي مطالبي را از ميان كليه مطالب موجود در پايگاه داده خود به عنوان مطالب مرتبط معرفي نموده تا ما با بررسي آنها به خواسته خود برسيم. انبوه اطلاعات و افزونگي آن از سطح موتورهاي جستجو هم فراتر رفته و اين ابزارها فهرستي از ميليونها مطلب را ارائه مي‌كنند كه بررسي همه آنهاكاري نشدني است.
2- استفاده از روشهاي جستجوي مناسب :
اگر يك محقق سياست كلان هستيد و براي سياست كلان صنعت نرم‌افزار به دنبال مطلب مي‌باشيد چنانچه كلمات كليدي مورد جستجو محدود به نرم‌افزار باشد، آنگاه ميليونها صفحه را خواهيد ديد كه از جنبه‌هاي متفاوت به موضوع نرم‌افزار پرداخته‌اند. خاص‌تر كردن كلمه گاهي مي تواند انتخابها را مخدود كند. براي مثال استفاده از همه كلمات" سياست كلان صنعت نرم‌افزار" گزينه بهتري است. اگرچه هنوز بسياري از مطالب زايد وجود دارند براي مثال ممكن است صفحه‌اي راجع به نرم‌افزاري براي طراحي سياست كلان در صنعت پتروشيمي هم وجود داشته باشد. روش يافتن كلمات مناسب خود علمي جديد است و ضرورت دارد در اين زمينه انديشمندان و محققين بررسي بيشتري داشته و نتايج و يافته‌هاي خود را منعكس نمايند.
3- استفاده از نرم‌افزارهاي هوشمند
اگر ما براي يافتن يك مطلب صدها ساعت وقت بگذاريم شايد بتوانيم آن را پيدا كنيم. قبول داريم كه سرعت پردازش و محاسبه در نرم‌افزارها بسيار بيشتر از ما است. بنابراين اگر نرم‌افزاري خواسته ما را بفهمد و بتوانيم با زباني براي او توضيح دهيم و او ابهاماتش را ظرف چند دقيقه از ما بپرسد و بسيار سريعتر از ما به جستجو در اينترنت بپردازد تا حدي مشكل را حل كرده‌ايم. اين رويكرد هم‌اكنون در دنيا در حال انجام است و نرم‌افزارهايي براي اين كار ايجاد شده است. (مرجع)
4- وب‌معنايي
يكي از رويكردهاي مورد توجه براي مواجهه با افزونگي اطلاعات وب‌معنايي است. تيم برنزلي كه HTML و وب را اختراع كرد براي اولين بار در سال 99 در كتابي به نام بافتن وب ايده وب‌معنايي را مطرح نمود. او درباره وب آينده مي‌گويد كه "وب يك فرمول بسيار بزرگ بايد باشد نه يك كتاب بزرگ" از طريق ايجاد ساختار وب به داده هاي مندرج در شبكه، اطلاعات و دانشي خاص افزوده مي‌شود تا دسترسي به آن روشنتر و آسانتر باشد. ضمن اينكه درصورت افزودن دانش به اطلاعات، كار نرم‌افزارهاي هوشمند كه در قسمت قبل اشاره شد نيز ساده‌تر مي‌شود.
به طور كلي اهدافي كه براي وب معنايي اشاره مي‌شود عبارتند از :
-فراهم‌سازي شرايط پردازش خودكار و فعاليت نرم‌افزارهاي هوشمند در محيط وب
-استفاده كارآمد از انبوه اطلاعات روي وب
-ارائه اطلاعات جديد مبتني بر اطلاعات موجود (درصورت نياز كاربران امكان استنتاج اطلاعات وجود داشته باشد).
-امكان پذير شدن كاربردهاي پيشرفته تجاري، دولتي و ...
وب معنايي براساس فناوريهايي چون شناسه متحدالشكل منابع (URL) ، زبان نشانه‌گذاري توسعه‌پذير (XML) چارچوب توصيف منبع (RDF) و ... بنا مي‌شود. در كشور ما نيز تحقيقاتي در دانشگاههاي مهم در حال انجام است و مقالاتي در كنفرانسهاي اخير ارائه شده است./

پيشنهادي براي حل مشكلات شهري از طريق ICT

1- مقدمه
ict-research.net - سامان هراتي‌زاده - امروزه اهميت فناوري اطلاعات به منظور افزايش سرعت و دقت فعاليت‌هاي مختلف سازمان‌ها و در نتيجه بالا بردن بهره‌وري آنها به روشني مشخص شده است. خصوصاً سازمان‌هايي كه بخش‌هاي مختلف آن در مناطق جغرافيايي پراكنده و دور از يكديگر قرار گرفته‌اند و يا موسساتي كه موظف به انجام كارهاي متنوع و متعدد هستند، بسياري از مشكلات خود را از طريق اين فناوري رفع مي‌كنند.
انقلاب اطلاعاتي يكي از اصطلاحاتي است كه با رشد فناوري‌هاي اطلاعاتي در كنار انقلاب صنعتي مفهوم پيدا كرده است. همانگونه كه در اثر انقلاب صنعتي، مجموعه‌اي از كارخانه‌ها، ابزار و ماشين‌آلات، اتومبيل‌ها و غيره به كمك انسان آمدند و بسياري از كارهاي بدني او را بر عهده گرفتند، انواع محصولات فناوري‌هاي اطلاعات نيز شامل سخت‌افزارها و نرم‌افزارهاي كامپيوتري، شبكه‌هاي مخابراتي، سيستم‌هاي ماهواره و غيره براي كمك به آن دسته از مسايل انسان كه با اطلاعات سروكار دارند بوجود آمده و توسعه يافتند. كاربردهاي اين فناوري‌ها شامل انواع محاسبات و پردازش‌هاي روزمرّه، تجارت، اطلاع‌رساني، مسايل علمي، مديريت، ارتباط مستقيم از راه دور و غيره مي‌باشد.
آنچه كه مسلم است فناوري اطلاعات به منزلة يك سلاح و ابزار جديد براي فعاليت در جهان معاصر محسوب مي‌شود كه عدم استفاده از آن انزواي كشور و در نهايت حذف شدن از جامعة جهاني را به دنبال خواهد داشت.
تجارب گوناگون سازمان‌هاي مختلف در سطح دنيا نشان مي‌دهد كه فناوري اطلاعات به راحتي بسياري از مشكلات سيستم‌هاي اطلاعاتي را رفع مي‌كند. فناوري اطلاعات قابليت‌هاي زيادي در رفع مشكلات سازمان‌ها دارد. به عنوان نمونه به چند مورد از مزاياي فناوري اطلاعات اشاره مي‌شود.

• افزايش سرعت
محاسبه و پردازش سريع اطلاعات و انتقال فوري آن، زمان انجام كار را كاهش و در نتيجه بهره‌وري را افزايش مي‌دهد. فناوري اطلاعات امكان جستجو و دستيابي سريع به اطلاعات را نيز فراهم مي‌كند.

• افزايش دقت
در مشاغل مبتني بر انسان دقت انجام كار متغير است؛ درحاليكه فناوري اطلاعات دقتي بالا و ثابت را تامين و تضمين مي‌كند. در انواع فعاليت‌هاي پردازشي و محاسباتي دقت كامپيوتر به مراتب بيشتر از انسان است.

• كاهش اندازة فيزيكي مخازن اطلاعات
با توسعة فناوري اطلاعات و بكارگيري آن ديگر لزومي به حمل و نگهداري حجم زيادي از كتاب‌هاي مرجع تخصصي وجود ندارد. به راحتي مي‌توان در هر ديسك فشرده اطلاعات چندين كتاب و كتابخانه را ذخيره نمود.

• كاهش فساد اداري
استفاده از فناوري اطلاعات شفافيت در انجام كارها را افزايش مي‌دهد و بسياري از واسطه‌ها را حذف مي‌كند. اين دو مزيت كليدي منجر به رفع برخي از فسادهاي اداري خصوصاً در سطوح پايين مي‌شوند.

• ايجاد امكان كار تمام وقت
به كمك فناوري اطلاعات بسياري از استعلام‌ها و مراجعات افراد و غيره از طريق شبكه‌هاي كامپيوتري و به صورت خودكار انجام مي‌گيرد. بنابر اين مي‌توان به صورت 24/7( ) از آن بهره گرفت.

• ايجاد امكان همكاري از راه دور
مخابرات، تلفن، تله كنفرانس، ويدئو كنفرانس و همچنين سيستم‌هاي همكاري مشترك، EDI و غيره نمونه‌هايي از كاربردهاي فناوري اطلاعات در اين زمينه هستند.

• كاهش هزينه‌هاي سيستم يا سازمان
با توجه به موارد فوق به خصوص افزايش سرعت كه باعث انجام تعداد كار بيشتر مي‌شود و انجام كار تمام‌وقت، بهره‌وري سيستم افزايش مي‌يابد و در نتيجه باعث كاهش مقدار زيادي از هزينه‌ها مي‌گردد.
از آنجا كه يك جامعه شهري تركيبي است از مردم و محيطي مركب از سازمان‌ها، ادارات و مراكز خدماتي كه به طور مداوم و مستمر با يكديگر در حال تعامل هستند. در كلان‌شهرهايي نظير تهران حجم اين تعاملات چنان زياد است كه ميزان كارايي آنها تاثير چشم‌گيري در كيفيت زندگي روزمره مردم دارد لذا با توجه به قابليت‌هاي ذكر شده در مورد فناوري اطلاعات، به نظر مي رسد به كمك اين فناوري بتوان گام‌هاي مثبت زيادي در جهت دست يافتن به اهداف و چشم‌اندازي‌هاي يك جامعه شهري نيز برداشت.
درادامه اين مطلب سعي خواهيم كرد ابتدا به چند مورد از چشم‌انداز‌هاي قابل تصور براي شهر تهران اشاره نموده و سپس به بررسي چند مورد از راهكارهاي مبتني بر فناوري اطلاعات براي دست يافتن به اين چشم‌انداز‌ها بپردازيم.

2- چشم‌اندازها
اگر چه هر بخش از يك جامعه شهري درگير مشكلات و مسائل خاص خود مي‌باشد برخي از اين مسائل هستند كه تقريبا ميان همه اقشار مشترك بوده و حل شدن آنها آرزوي همه شهروندان مي‌باشد. براي دست‌اندركاران امور شهري ترسيم چشم‌اندازي از شهر كه فاقد چنين معضلاتي باشد مي‌تواند در روشن شدن راه‌هايي كه بايد در مسير توسعه و پيشرفت طي شود بسيار موثر واقع شود.
در ابرشهر تهران نيز بي‌شك چنين چشم‌اندازي قابل طرح است. از جمله مهمترين شرايطي كه بايد در اين چشم انداز لحاظ شوند مي‌توان به موارد زير اشاره كرد:

رفع آلودگي هوا : معضل هواي آلوده يكي از مهمترين مسائلي است كه گريبانگير محيط زندگي شهري تهران مي‌باشدو سلامتي شهروندان تهراني را به طور جدي تهديد مي‌كند. لذا بايد به هر شكل ممكن در حل آن كوشيد.

حذف انتظار و صف: كاهش زمان انتظار شهروندان براي دريافت خدمات و كاهش ميزان وقت تلف شده در صفهاي متعدد شهري موجب افزايش عمر مفيد شهروندان و افزايش ميزان بهره‌وري از زمان مي‌گردد كه خود نتايج مفيد فراواني در پي خواهد داشت. از اين رو ناچيز بودن انتظار و صف مي‌تواند يكي از خصيصه‌هاي يك ساختار شهري مطلوب محسوب گردد.


3- برخي راهبردهاي كليدي
اگرچه شيوه‌هاي متعددي براي حل مشكلات شهري وجود دارد يكي از معمول‌ترين روشها كه در سراسر دنيا موجب تحولات مثبت چشمگيري شده است استفاده از فن‌آوري اطلاعات مي‌باشد. استفاده از اين فناوري به منظور دستيابي به چشم‌اندازهاي شهري مي‌تواند در چندين زمينه انجام پذيرد كه هر يك از آنها بخشي از مشكلات موجود را حل خواهد كرد. در اينجا به بررسي تعدادي از استراتژي‌هاي مبتني بر فناوري اطلاعات به منظور دست يافتن به چشم‌اندازهاي شهري تهران مي‌پردازيم.

3-1- توسعه زيرساختهاي فني و ارتباطي
نخستين گام در اجراي هر سياست توسعه فناوري اطلاعات مهيا كردن بسترهاي ارتباطي لازم مي‌باشد، چرا كه اساس فناوري اطلاعات بر امكان دسترسي آسان به منابع اطلاعاتي مورد نياز در هر زمان و مكان استوار مي‌باشد و اين مهم هرگز بدون زيرساخت‌هاي فني و ارتباطي ميسر نمي‌شود.

3-2- آموزش و فرهنگسازي
از آنجا كه هنوز جامعه ما تا حد زيادي با شيوه‌هاي به كارگيري فناوري اطلاعات و تاثيرات آن بر جنبه‌هاي زندگي روزمره ناآشناست بي شك بايد به منظور گسترش فرهنگ استفاده از اين فناوري دست به كار فرهنگ‌سازي و آموزش شد كه اگر چه فناوري اطلاعات ابزار توانمند براي ارتقاي كيفيت زندگي مردم محسوب مي‌شود تا زماني كه طرز تفكر، رفتار و شيوه زيستن مردم به شكلي سازگار با كاربرد اين فناوري درنيايد نبايد انتظار داشت كه در سطح رفاه جامعه تغييري حاصل شود.

3-3- توسعه تجارت الكترونيك به كمك ايجاد ترويج پول و تعاملات اقتصادي الكترونيكي
در بسياري از كشورهاي مترقي دنيا استفاده از پول الكترونيكي كاملاً مرسوم شده است چرا كه نتايج فراواني را به همراه دارد. ازجمله :
• تسهيل و تسريع در خدمت‌رساني به مشتريان بانكها
• فراهم آوردن امكان نظارت و بازرسي دقيق سيستم بانكي
• تسهيل در تعاملات اقتصادي خصوصي
• امكان انجام معاملات به صورت الكترونيكي و از راه دور

3-4- توسعه ثبت الكترونيكي ز طريق ايجاد و اعتبار دادن به مدارك الكترونيكي
درصورتي كه اسناد الكترونيكي از لحاظ حقوقي داراي اعتبار تلقي شوند امكان استفاده از IT در بسياري از زمينه‌ها فراهم مي‌آيد كه در ادامه به چند نمونه از اين زمينه‌ها و نتايج حاصله از بكارگيري IT اشاره مي‌كنيم.

• حوزه ثبت احوال و تامين اجتماعي : امكان صدور شناسنامه الكترونيكي، تشكيل پرونده الكترونيكي سوابق فردي (ازقبيل سوابق بهداشتي، تحصيلي، شغلي و ...) در بدو تولد افراد به شكلي كه در سراسر عمر اشخاص اين سوابق و مدارك درصورت نياز مورد رجوع و استفاده قرار گيرد. اين امر منجر به افزايش سرعت و دقت گردش كار، كاهش هزينه نگهداري سوابق، امكان جمع‌آوري اطلاعات آماري و ... مي‌شود.

• حوزه روالهاي كاري اداراي : تشكيل پرونده‌هاي كاري الكترونيك و گردش كار مبتني بر اطلاعات الكترونيكي، باعث كاهش چشمگير زمان ارائه خدمات به ارباب رجوع، كاهش ميزان وقوع اشتباه، تسهيل در نگهداري و بايگاني، امكان كار از راه دور كارمندان، امكان دسترسي الكترونيك اربا‌ب‌رجوع به وضعيت فعلي پرونده‌هاي كاري و ... مي‌شود.

• حوزه نهادها و سازمانهاي نظارتي : بازرسي مي‌شود. شفاف شدن سيستمهاي اداري وكاهش امكان تخلف از نتايج دسترسي آسان و به موقع به اطلاعات است.

• حوزه بخشهاي مديريتي: به علت فراهم آمدن امكان جمع‌آوري سريع اطلاعات آماري و انجام تحليلهاي مديريتي، استفاده از اطلاعات الكترونيكي همواره بر كارآيي بخشهاي برنامه‌ريزي و مديريت مي‌افزايد.

• حوزه سيستمهاي اطلاع‌رساني : يكي از نتايج بلافصل استفاده از اطلاعات الكترونيكي، امكان اطلاع‌رساني الكترونيك است كه علاوه بر كم هزينه بودن، اطلاعات دقيق و به روز را در هر زمان و هر مكان در اختيار مي‌گذارد.
چنانچه نتايج فوق را مرور كنيم روشن مي‌شود كه افزايش سرعت و دقت خدمات‌رساني و امكان نظارت و امكان اطلاع‌رساني دقيق و فراگير، نتايج عمده‌اي هستند كه از اجراي IT به دست مي‌آيند. اين نتايج باعث كاهش ميزان هدر رفتن وقت، كاهش زمان انتظار براي دريافت خدمات، كاهش ترددهاي شهري و افزايش شفافيت اداري خواهد شد كه از عمده‌ترين نيازهاي هر شهري هستند.

3-5- توسعه حقوقي
با استقرار نظامي مبتني بر فناوري اطلاعات در سطح جامعه شهري بي شك نياز به ايجاد ساختارهاي قانوني به منظور برقراري انضباط لازم در كاربردهاي فناوري اطلاعات احساس خواهد شد. توسعه قوانين حقوقي و امكان پيگيري جرائم اطلاعاتي، برقراري امنيت اطلاعاتي، ايجاد سازوكار مناسب براي پيگيري تخلفات اداري و بسياري موارد از اين دست نكاتي هستند كه همگام با توسعه زيرساختها و كاربردهاي فناوري اطلاعات بايد بدان پرداخته شود و بدون آنها استفاده از اين فناوري ممكن نخواهد شد.

فناوري اطلاعات در برنامة چهارم توسعه

1-حمايت از طرح هاي توليدي و كارآفريني
فصل اول - بستر‌سازي براي رشد سريع اقتصادي
ماده 1:
ict-research.net - به منظور ايجاد ثبات در ميزان استفاده از عوايد ارزي حاصل از نفت در برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و تبديل دارايي‌هاي حاصل از فروش نفت به ديگر انواع ذخاير و سرمايه‌گذاري و فراهم كردن امكان تحقق فعاليتهاي پيش‌بيني شده در برنامه، دولت مكلف است با ايجاد «حساب ذخيره ارزي حاصل از عوايد نفت» اقدامهاي زير را معمول دارد:
د) به دولت اجازه داده مي‌شود حداكثر معادل پنجاه درصد (50%) مانده موجودي حساب ذخيره ارزي براي سرمايه‌گذاري و تأمين بخشي از اعتبار مورد نياز طرح‌هاي توليدي و كار آفريني صنعتي، معدني، كشاورزي، حمل و نقل، خدمات (از جمله گردشگري و ....)، فن‌آوري و اطلاعات و خدمات فني-مهندسي بخش ‌غير‌دولتي كه توجيه فني و اقتصادي آنها به تأييد وزارتخانه‌هاي تخصصي ذيربط رسيده است از طريق شبكه بانكي داخلي و بانك‌هاي ايراني خارج از كشور به صورت تسهيلات با تضمين كافي استفاده نمايد.

2-تهية سند توسعة SME ها و كارآفريني
ماده 21:
دولت موظف است سند ملي توسعه بخشهاي صنعت و معدن را با توجه به مطالعات استراتژي توسعه صنعتي كشور ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون با محوريت توسعه رقابت‌پذيري مبتني بر توسعه فن‌آوري و در جهت تحقق هدف رشد توليد صنعتي و معدني متوسط سالانه يازده و دو دهم درصد (2/11%) و رشد متوسط سرمايه‌گذاري صنعتي و معدني شانزده و نه دهم درصد (9/16%) به گونه‌اي كه سهم بخش صنعت و معدن از توليد ناخالص داخلي از چهارده درصد (14%) در سال 1383 به شانزده و دو دهم درصد (2/16%) در سال 1388 و صادرات صنعتي از رشد متوسط سالانه چهارده و هشت دهم درصد (8/14%) برخوردار گردد، تهيه و محورهاي ذيل را به اجراء درآورد:
الف) توسعه قابليتهاي فن‌آوري و ايجاد شرايط بهره‌مندي از جريانهاي سرريز فن‌آوري در جهان و تأكيد ويژه برحوزه‌هاي داراي توان توسعه‌اي بالا در صنايع نوين.
ج) اصلاح و تقويت نهادهاي پشتيباني كننده توسعه كار آفريني و صنايع كوچك و متوسط
د) بهبود و گسترش سيستمهاي اطلاع‌رساني، توسعه و گسترش پايگاههاي داده‌هاي علوم زمين بمنظور دسترسي سرمايه‌گذاران و كار آفرينان به اطلاعات مورد نياز توسط دولت.

3-سرمايه گذاري خارجي
ماده 24:
به دولت اجازه داده مي‌شود جهت رشد اقتصادي، ارتقاي فن‌آوري، ارتقاي كيفيت توليدات، افزايش فرصتهاي شغلي و افزايش صادرات در قلمرو فعاليتهاي توليدي، اعم از صنعتي، معدني، كشاورزي، زيربنائي، خدمات و فن‌آوري اطلاعات در اجراي قانون تشويق و حمايت سرمايه‌گذاري خارجي، مصوب 19/12/1380 به منظور جلب سرمايه‌گذاري خارجي، زمينه‌هاي لازم را از طريق مذكور در بند (ب) ماده (3) قانون تشويق و حمايت سرمايه‌گذاري خارجي، مصوب 19/12/1380 فراهم نمايد.

4-امن سازي زيرساختهاي حياتي
ماده 30:
ب) ايمن‌سازي و مقاوم‌سازي ساختمانها و شهرها به منظور كاهش خسارات انساني و اقتصادي ناشي از حوادث غيرمترقبه شامل:
7- وزارتخانه‌هاي نفت، نيرو، ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات و شركتهاي تابعه مكلفند با استفاده از آخرين فن‌آوري‌ها، سيستم خدماتي آب، برق، گاز، مخابرات و سوخت‌رساني را به گونه‌اي ايمن سازند كه در اثر بروز حوادث، خدمات‌رساني مختل نگردد.

5-گسترش IT در اقتصاد، بازرگاني و تجارت
ماده 33:
به منظور نوسازي و روان‌سازي تجارت، افزايش سهم كشور در تجارت بين‌الملل، توسعه صادرات كالاهاي غيرنفتي و خدمات، تقويت توان رقابتي محصولات صادراتي كشور در بازارهاي بين‌المللي و به منظور گسترش كاربرد فن‌آوري ارتباطات و اطلاعات در اقتصاد، بازرگاني و تجارت در قالب سند ملي بازرگاني كشور، دولت مكلف است:
ط) با تجهيز دستگاهها و واحدهاي مربوطه و با رعايت استانداردها و چارچوب نظام بازرگاني و تجارت الكترونيكي، اقدامات لازم را توسط دستگاههاي ياد شده به شرح زير انجام دهد:
1- به روز نمــودن پايگاهها و مراكز اطلاع‌رساني و ارائه خدمات دستگاه مربوطه در محيط رايانه‌اي و شبكه‌اي.
2- انجام مناقصه‌ها، مزايده‌ها و مسابقه‌هاي خريد و فروش كالا و خدمات و عمليات مالي-اعتباري در محيط رايانه‌اي و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني.
3- ايجاد بازارهاي مجازي.
4- انجام فعاليت‌هاي تداركاتي و معاملاتي در قالب تجارت الكترونيكي از سال دوم برنامه.
تبصره- قوه قضائيه موظف است شعبه يا شعبي از دادگاهها را براي بررسي جرايم الكترونيكي و نيز جرائم مربوط به تجارت الكترونيكي و تجارت سيار، اختصاص دهد.

6-فناوري اطلاعات دريايي
ماده 34:
ح) تحقيقات دريايي، ثبت پايش اطلاعات اقيانوس‌شناسي و فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات دريايي.

7-ضد انحصار
ماده 38:
الف) دولت موظف است تا پايان سال اول برنامه چهارم در قلمرو‌هاي اقتصادي كه انحصار طبيعي و يا قانوني وجود دارد و همچنين در قلمروهايي كه انحصارات جديد ناشي از توسعه اقتصادي شبكه‌اي و فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات به وجود مي‌آيند، با رعايت حقوق شهروندان لايحه تسهيل شرايط رقابتي و ضد انحصار را به مجلس شوراي اسلامي تقديم كند.

8-حمايت از SMEها
ماده 39:
دولت موظف است، در جهت تجديد ساختار و نوسازي بخشهاي اقتصادي، در برنامه چهارم، اقدامهاي ذيل را به عمل آورد:
الف) اصلاح ساختار و ساماندهي مناسب بنگاههاي اقتصادي و تقويت رقابت‌پذيري آنها را، از طريق زير اصلاح نمايد:
1- حمايت از ايجاد پيوند مناسب، بين بنگاههاي كوچك، متوسط و بزرگ (اعطاي كمكهاي هدفمند) توسعه شبكه‌ها، خوشه‌ها و زنجيره‌ها و انجام تمهيدات لازم براي تقويت توان فني- مهندسي- تخصصي، تحقيق و توسعه و بازارياب در بنگاههاي كوچك و متوسط و توسعه مراكز اطلاع‌رساني و تجارت الكترونيك براي آنها.
2- رفع مشكلات و موانع رشد و توسعه، بنگاههاي كوچك و متوسط و كمك به بلوغ و تبديل آنها به بنگاههاي بزرگ و رقابت‌پذير و اصلاح ساختار قطبي كنوني.

9-حداكثر بهره برداري از ظرفيتهاي ملي
ماده 43:
دولت موظف است، نظر به اهميت نقش دانش و فن‌آوري و مهارت، به عنوان اصلي ترين عوامل ايجاد ارزش افزوده در اقتصاد نوين، اقدامهاي زير را به عمل آورد:
ج) پيش‌بيني تمهيدات لازم به منظور بهره‌برداري حداكثر ظرفيت‌هاي ملي و منطقه‌اي حوزه‌هاي فن‌آوري اطلاعات، فن‌آوري زيستي و ريز فن‌آوري، زيست محيطي، هوا فضا و هسته‌اي.

10-جامعة اطلاعاتي
ماده 44:
دولت موظف است به منظور استقرار جامعه اطلاعاتي و تضمين دسترسي گسترده امن و ارزان شهروندان به اطلاعات مورد نياز اقدام‌هاي ذيل را به عمل آورد:
الف) حمايت از سرمايه‌گذاري در توليد و عرضه محتوي و اطلاعات به زبان فارسي در محيط رايانه‌اي با تكيه بر توان بخش خصوصي و تعاوني.
ب) اتخاذ تدابير لازم به منظور كسب سهم مناسب از بازار اطلاعات و ارتباطات بين‌المللي استفاده از فرصت منطقه‌اي ارتباطي ايران از طريق توسعه مراكز اطلاعاتي اينترنتي ملي و توسعه زيرساخت‌هاي ارتباطي با تكيه بر منابع و توان بخش‌هاي خصوصي و تعاوني و جلب مشاركت بين‌المللي.
ج) تهــيه و تصويب سند راهبردي برقراري امنيت در فضاي توليد و تبادل اطلاعات كشور در محيط‌هاي رايانه‌اي حداكثر تا پايان سال اول برنامه چهارم.

11-گسترش بازار محصولات دانايي محور
ماده 45:
دولت موظف است، به منظور گسترش بازار محصولات دانايي محور دانش بنيان، تجاري‌سازي دستاوردهاي پژوهشي و نوآوري و گسترش نقش بخش خصوصي و تعاوني در اين قلمرو، اقدامهاي ذيل را به انجام برساند:
ز) اتخاذ تدابير و راهكارهاي لازم، جهت حمايت مالي مستقيم از مراكز و شركتهاي كوچك و متوسط بخش خصوصي و تعاوني، براي انجام تحقيقات توسعه‌اي كه منجر به ابداع، اختراع و ارتقاي محصولات و روشها مي‌شود.

12-پاركهاي فناوري
ماده 47:
به منظور ايجاد و توسعه شركتهاي دانش‌بنيان و تقويت همكاريهاي بين‌المللي، اجازه داده مي‌شود، واحدهاي پژوهشي و فن‌آوري و مهندسي مستقر در پاركهاي علم و فن‌آوري در جهت انجام ماًموريت‌هاي محوله از مزاياي قانوني مناطق آزاد در خصوص روابط كار، معافيتهاي مالياتي و عوارض، سرمايه‌گذاري خارجي و مبادلات مالي بين‌المللي برخوردار گردند.

13-برنامه هاي آموزشي
ماده 52:
دولت موظف است، به منظور تضمين دسترسي به فرصتهاي برابر آموزشي بويژه در مناطق كمتر توسعه يافته گسترش دانش، مهارت و ارتقاي بهره‌وري سرمايه‌هاي انساني به ويژه براي دختران و توسعه كمي و كيفي نظام آموزش عمومي آن دسته، اقدامهاي ذيل كه جنبه قانون‌گذاري ندارد را به انجام برساند:
ك) بهره‌گيري از فن‌آوري اطلاعات، در تدوين و اجراي برنامه‌هاي آموزشي و درسي كليه سطوح و تجهيز مدارس كشور، به امكانات رايانه‌اي و شبكه اطلاع‌رساني.
ل) روزآمد نگهداشتن دانش و مهارتهاي كاركنان آموزش و پرورش، در زمينه فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات.

14-مهارت هاي شغلي
ماده 55:
دولت مكلف است، به منظور گسترش دانش و مهارت، اصلاح هرم تحصيلي نيروي كار و ارتقاء و توانمندسازي سرمايه‌هاي انساني، كاهش فاصله سطح دانش و مهارت نيروي كار كشور با سطح استانداردهاي جهاني و ايجاد فرصتهاي جديد شغلي براي جوانان، براي نظام آموزش فني و حرفه‌اي و علمي- كاربردي كشور، ظرف مدت يك سال از تاريخ تصويب اين قانون در محورهاي زير، سازوكارهاي لازم را تهيه و با پيش‌بيني الزامات مناسب اجرا نمايد:
و) نوسازي و بازسازي ساختارها، امكانات و ارتقاي كيفيت آموزشهاي فني و حرفه‌اي و علمي- كاربردي و توسعه مراكز آموزش فني و حرفه‌اي، فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات، با حداكثر مشاركت بخش خصوصي و تعاوني و بهره‌گيري از همكاريهاي بين‌المللي.

15-اقتصاد دانايي محور در حوزة مخابرات
ماده 57:
الف) دولت موظف است، تا پايان برنامه چهارم، به منظور برقراري تسهيلات لازم جهت دسترسي به ارتباطات گسترده با كيفيت و تمهيد و گسترش فرصتهاي نوين خدمات و رشد، براي آحاد جامعه و خانوارها، مؤسسات و شركتها، شبكه‌اي‌شدن قلمروها، برپايي و تقويت اقتصاد شبكه‌اي زمينه ارتقاي ضريب نفوذ ارتباطات ثابت، سيار و اينترنت كشور حداقل به ترتيب پنجاه درصد (50%)، سي و پنج درصد (35%) و سي درصد (30%)، آحاد جمعيت كشور و همچنين ايجاد ارتباط پر ظرفيت و چند رسانه‌اي حداقل در شهرهاي بالاي پنجاه هزار نفر و افزايش ظرفيت خدمات پستي به بيست (20) مرسوله بر نفر را فراهم آورد.
ب) تأمين و تضمين ارائه خدمات پايه ارتباطي و فن‌آوري اطلاعات در سراسر كشور.
ج) تهيه لايحه «قانون جامع ارتباطات» در سال اول برنامه چهارم.

16-سلامت
ماده 88:
وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي موظف است، به منظور ارتقاي مستمر كيفيت خدمات سلامت و تعالي عملكرد خدمات باليني، افزايش بهره‌وري و استفاده بهينه از امكانات بهداشتي درماني كشور، اقدامهاي ذيل را انجام دهد:
هـ) طراحي و استقرار نظام جامع اطلاعات سلامت شهروندان ايراني.

17-فرهنگ
ماده 104:
دولت مكلف است، به منظور رونق اقتصاد فرهنگ، افزايش اشتغال، بهبود كيفيت كالا و خدمات، رقابت‌پذيري، خلق منابع جديد، توزيع عادلانه محصولات و خدمات فرهنگي و ايجاد بستر مناسب براي ورود به بازارهاي جهاني فرهنگ و هنر و تأمين فضاهاي كافي براي عرضه محصولات فرهنگي، اقدامهاي ذيل را به عمل آورد:
ط) انجام حمايتهاي لازم، از اشخاص حقيقي و حقوقي، كه در چارچوب مقررات مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي در توسعه فضاهاي مجازي فرهنگي، هنري و مطبوعاتي در محيطهاي رايانه‌اي و اينترنتي فعاليت مي‌كنند و به ويژه اعطاي تسهيلات لازم براي برپايي پايگاههاي رايانه‌اي و اطلاع‌رساني حاوي اطلاعات فرهنگي، ديني، تاريخي و علمي به زبان و خط فارسي توسط بخشهاي مختلف اجرايي كشور جهت استفاده عموم و همچنين ايجاد شرايط لازم توسط صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران براي دريافت برنامه‌هاي صوتي و تصويري از طريق شبكه‌هاي اطلاع‌رساني كابلي و كانالهاي ماهواره‌اي براساس ضوابط سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران.
آيين‌نامه اجرايي مربوطه با هماهنگي وزارتخانه‌هاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، ارتباطات و فن‌آوري اطلاعات و سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

18-خط و زبان فارسي
ماده 109:
دولت موظف است به منظور حفظ و شناساندن هويت تاريخي ايران و بهره‌گيري از عناصر و مؤلفه‌هاي هويت ايراني به ويژه زبان فارسي، اقدامهاي ذيل را انجام دهد:
ج) حمايت از گسترش منابع و اطلاعات به خط و زبان فارسي و تدوين و تصويب استانداردهاي ملّي و بين‌المللي نمايش الفباي فارسي در محيطهاي رايانه‌اي.

19-استفاده از فناوري اطلاعات در امور دفاعي
ماده 121:
دولت موظف است، به منظور تقويت بنيه دفاعي كشور و ارتقاي توان بازدارندگي نيروهاي مسلح و حفاظت از تماميت ارضي و امنيت كشور و آمادگي در برابر تهديدات و حفاظت از منافع ملي، انقلاب اسلامي ايران و منابع حياتي كشور و هوشمندسازي سيستمهاي دفاعي، اقدامهاي ذيل را در صورت تصويب فرماندهي كل نيروهاي مسلح به عمل آورد:
1- تقويت مولفه‌هاي بنيه دفاعي، با تأكيد بر مدرن‌سازي و هوشمندسازي تجهيزات، ارتقاي منابع انساني و سيستمهاي فرماندهي (C4I).
2- ارتقاي فن‌آوريهاي نوين و هوشمند و سيستمهاي اطلاعاتي در به‌كارگيري سامانه‌هاي دفاعي به ويژه سامانه‌هاي الكترونيكي، هوافضا، دريايي و پدافند هوايي.

20-هماهنگي و تبادل اطلاعات دستگاه ها
ماده 124:
به منظور ايجاد هماهنگي و تبادل اطلاعات بين دستگاههاي ذي‌ربط:
الف) به منظور ساماندهي،‌انسجام و استفاده از ظرفيتهاي جامعه اطلاعاتي كشور، وزارت اطلاعات مكلف است متناسب با وظايف و اختيارات مصرح در قانون تأسيس و تمركز اطلاعات و سياستها و خط‌مشي‌هاي فرماندهي كل قوا، طرح اصلاح ساختار جامعه اطلاعاتي را تدوين و ماحصل آنرا جهت طي تشريفات قانوني به هيأت وزيران ارائه نمايد.

21-امور خارجه
وزارت امور خارجه مكلف است، به منظور پيشبرد سياست خارجي كشور و در چارچوب حفظ و توسعه منافع ملي اقدامهاي ذيل را به عمل آورد:
ج) تسهيل و ارائه بهتر خدمات كنسولي با بهره‌گيري از فن‌آوري اطلاعات به منظور افزايش رضايت‌مندي و تكريم ارباب‌رجوع.

22-MIS قوة قضائيه
ماده 130:
قوه قضائيه موظف است، لوايح ذيل را تهيه و به تصويب مراجع ذي‌صلاح برساند:
ز) نسبت به موارد ذيل اقدام نمايد:
5- طراحي و استقرار نظام جامع اطلاعات(M.I.S.)، عمليات و مديريت قضايي به منظور سرعت بخشيدن به عمليات و مديريت كارآمد، اصلاح فرآيندها و بهبود روشهاي انجام امور قضايي، تا پايان برنامه چهارم.

23-ثبت اسناد
ماده 131:
به قوه قضائيه اجازه داده مي‌شود:
الف) بر اساس آيين‌نامه‌اي كه توسط وزير دادگستري با همكاري دادستاني كل كشور و سازمان اسناد و كتابخانه ملّي جمهوري اسلامي ايران تهيه و به تأييد رئيس قوه قضائيه مي‌رسد، اسناد و اوراق پرونده‌هاي قضايي كه نگهداري سوابق آنها ضروري مي‌باشد را با استفاده از فن‌آوريهاي اطلاعاتي روز، به اسناد الكترونيكي تبديل و سپس نسبت به امحاي آنها اقدام نمايد. مشروط برآن كه حداقل سي سال از مدت بايگاني قطعي آنها گذشته باشد. اطلاعات و اسناد تبديلي در كليه مراجع قضايي و اداري سنديت داشته و قابل استناد خواهد بود.
اصل پرونده‌هاي مهم و ملّي كه جنبه سنديت تاريخي دارد، توسط سازمان اسناد و كتابخانه ملّي جمهوري اسلامي ايران حفظ و نگهداري خواهد شد.
ب) به سازمان ثبت اسناد و املاك كشور اجازه داده مي‌شود اقدامات و ارائه خدمات را در قسمتهاي مختلف به صورت رايانه‌اي انجام دهد. اصل كتابت در تنظيم اظهار نامه، صورتمجلس تحديد حدود و دفتر املاك و اسناد رسمي بايد رعايت گردد.

24-امور اداري (سازمان مديريت)
ماده 142:
سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و دستگاههاي موضوع ماده (160) اين قانون موظفند به منظور افزايش پاسخگويي دستگاههاي اجرايي در مقابل مردم،‌ با استفاده از فن‌آوري‌هاي نوين اداري و بازنگري و مهندسي فرآيندها و روشها و رشد شاخص‌هاي مربوط به مشتري‌مداري و آموزش اداري مردم و توسعه فرهنگ مديريت و ارزيابي عملكرد و راهكارهاي لازم براي جلوگيري از مفاسد اداري، سطح كيفي خدمات خود را افزايش داده و در تدوين ضوابط و مقررات و بخشنامه‌ها، دستورالعمل‌هاي ذيربط رضايت و تكريم ارباب رجوع به عنوان يكي از اهداف اصلي و تاثيرگذار در سرنوشت اداري و استخدامي كاركنان ملحوظ نمايند.

تلفن اينترنتي و تحول در عرصه مخابرات

ITan.ir - محمد رضا شیخ عطار - با توجه به گسترش بحث و تبادل‌نظر راجع به مفاهيمي چون تلفن اينترنتي و IPTelephonyو VOIP در جامعه، در مطلب زير به معرفي مختصري از اين تحول تکنولوژي و پيامدهاي آن مي‌پردازيم:
مقدمه و تعاريف
مفهوم " تلفن اينترنتي " يا به اصطلاح “IP Telephony” از آنجا نشأت مي‌گيرد که مي‌خواهيم از شبکه‌هاي مبتني بر پروتکل اينترنت ( IP ) در کاربردهايي چون تلفن استفاده کنيم. در واقع از زماني که امکان انتقال صدا از طريق شبکه‌هاي اينترنتي (مبتني بر IP ) گسترش يافته است، موضوع "تلفن اينترنتي"، به موضوعي مهم در صنعت مخابرات جهان تبديل شده است؛ موضوعي که نقطه عطفي در همگرايي سرويس‌هاي مخابراتي نيز خواهد بود. چرا که دو شبکه متفاوت از نظر مقررات و سياستگذاري را به يکديگر پيوند داده است:
• شبکه تلفني سوئيچينگ عمومي ( PSTN ) که همة کشورها به صورت گسترده از آن استفاده مي‌کنند و
• شبکة اينترنت که مبتني بر تکنولوژي سوئيچينگ بسته‌اي است.
البته اصطلاح “IP Telephony” تعاريف مختلفي بين مهندسان و سياستگذاران دارد؛ در اين مقاله، اين اصطلاح به معني يک روش کلي براي انتقال صدا، فاکس و سرويس‌هاي وابسته از طريق شبکه‌هاي سوئيچينگ بسته‌اي مبتني بر IP ، به کار مي‌رود.
تولد "تلفن اينترنتي"
از موضوعات کليدي که توجه سياستگذاران، قانونگذاران و صنعت‌گران حوزه مخابرات را به خود جلب نموده است، اين حقيقت است که امروزه، اينترنت و ديگر شبکه‌هاي مبتني بر IP به صورت روزافزون جايگزين شبکه‌هاي تلفن سوئيچينگ مداري مي‌شوند و با اصلاح شبکه‌هاي زيرساخت و يا استقرار زيرساخت‌هاي جديد، اين روند جايگزيني، سرعت بيشتري به خود خواهد گرفت.
يکي از سرويس‌هايي که بر اساس اين تغيير و تحول متولد شده است، " تلفن اينترنتي " است. توسعه اين شبکه حداقل از دو ديدگاه قابل بررسي است:
1- از نظر کاربران: سرويس "تلفن اينترنتي" امکاناتي را جهت ارايه خدمات صوتي با قيمتي ارزان فراهم مي‌کند. همچنين امکان انتقال انواع داده (ديتا) را نيز مهيا مي‌کند که امکان ارايه آن از طريق شبکه سوئيچينگ مداري (تلفن معمولي) وجود ندارد.
2- از نظر صنعت: مزيت اصلي تکنولوژي " تلفن اينترنتي " ، همگرا کردن سرويس‌هاي مختلف صوتي، ديتا و تصوير و ارايه همزمان خدمات مختلف و همچنين، تعريف سرويس‌هاي جديد براي کاربران است. به اين ترتيب، فعالان عرصه ارايه خدمات مخابراتي، مي‌توانند با سرمايه‌گذاري کم و مخارج عملياتي پايين، طيف وسيعي از سرويس‌ها را در اختيار کاربران خود قرار دهند.
تاکنون چندين اپراتور بين‌المللي مخابرات عمومي (PTO) اعلام کرده‌اند که همه ترافيک بين‌المللي خود را به ساختار مبتني بر IP منتقل خواهند کرد و به منظور انجام اين تغيير و انتقال، سرمايه‌گذاري لازم را نيز انام داده‌اند. يکي از دلايل اصلي اين تغيير و تحول، هزينه پايين انتقال ترافيک از طريق شبکه‌هاي مبتني بر IP است. برخي برآوردها نشان مي‌دهد که با استفاده از اين تکنولوژي، انتقال ترافيک با هزينه‌اي برابر با يک‌هشتم هزينه انتقال از طريق شبکه سوئيچينگ مداري امکان‌پذير است.
سرعت رشد "تلفن اينترنتي"
اگرچه در مورد پيش‌بيني آهنگ رشد " تلفن اينترنتي " اختلاف‌نظر وجود دارد، اما همه صاحب‌نظران بر اين باورند که رشد اين تکنولوژي نسبتاً سريع خواهد بود. آمارها نشان مي‌دهد ترافيک صوتي که در جهان از طريق شبکه اينترنت منتقل مي‌گردد، با رشدي 23 درصدي نسبت به سال 2002، 11 درصد کل ترافيک صوتي را در سال 2003 به خود اختصاص داده است.
از طرف ديگر بايد توجه نمود که هم‌اکنون در دنيا حتي خطوط سوئيچينگ مداري (تلفن معمولي) نيز به طور روزافزوني زير بار انتقال اطلاعاتي غير از صوت قرار گرفته‌اند. در اين رابطه، آمارهايي که ITU-T ارائه کرده است، تعداد خطوط بين‌المللي مربوط به شبکه تلفن معمولي را که از آنها براي برقراري ارتباطات ديتا استفاده شده است با خطوط بين‌المللي که مخصوص انتقال ديتا هستند مقايسه مي‌کند.
آمارها بيانگر اين حقيقت هستند که بسترهاي مخابراتي تلفني که تا سال‌هاي قبل، فقط وظيفه برقراري ارتباطات صوتي را بر عهده داشتند، امروزه به مسيرهايي پرترافيک جهت نقل و انتقال انواع مختلفي از اطلاعات مخابراتي تبديل شده‌اند که لزوماً از نوع صوت نيستند. تغييراتي که در نوع ترافيک عبوري از شبکه‌هاي تلفني ايجاد شده، باعث شده است که اهداف طراحي اين شبکه‌ها نيز تغيير کند و شبکه‌هاي مخابراتي جهت انجام ماموريت‌هاي جديد اصلاح گردد. در بسياري موارد، اصلاح شبکه‌هاي سوئيچينگ مداري موجب رشد بازار مخابرات و به طور خاص رشد بازار " تلفن اينترنتي " شده است.
فشار اقتصادي "تلفن اينترنتي" روي PTO ها
سرويس " تلفن اينترنتي " تاثير اقتصادي فراواني بر فعاليت شرکتهاي مخابراتي تلفني گذاشته است و به عنوان جدي‌ترين رقيب سيستم‌هاي تلفني رايج، چالش‌هايي را براي اين شرکت‌ها ايجاد کرده است. اينکه " تلفن اينترنتي " توانسته است رقيبي جدي براي بازار مخابرات تلفني باشد، دو دليل عمده دارد:
اولاً، کاربرد و توسعة " تلفن اينترنتي " به همگرا شدن سرويس‌هاي صوتي و تصويري و ديتا منجر شده و باعث شده است که ديگر نيازي به سرمايه‌گذاري جداگانه روي هر کدام از اين سرويس‌ها نباشد و سرمايه‌گذاري فقط روي يک تکنولوژي که همان " تلفن اينترنتي " باشد، صورت پذيرد؛ اين امر باعث کم شدن هزينه‌هاي عملياتي توسعة شبکه‌هاي مخابراتي شده است.
ثانياً، رشد اين تکنولوژي مانع موجود بر سر راه رقابت در عرصه ارايه خدمات تلفني را حذف کرده است؛ به طوري که صاحب‌نظران صنعت مخابرات بر اين باورند که راه‌اندازي يک سرويس VOIP (تلفن اينترنتي) که توان رقابت در عرصه مخابرات را داشته باشد، به مراتب آسان‌تر و کم‌هزينه‌تر از همتاي سوئيچينگ مداري خود است.
از آنجا که قيمت پايه مکالمات " تلفن اينترنتي " ، قيمت‌هاي مصوب PTO ها را شکسته و موجب کاهش اين قيمت‌ها شده است، اين شرکت‌ها مجبور شده‌اند سرويس‌هاي جديدي صوتي ارايه نمايند تا قسمتي از درآمد از دست رفته خود را جبران کند. به همين دليل و با وجود اينکه PTO ها در برابر حضور " تلفن اينترنتي " به عنوان يک تکنولوژي جديد در عرصه مخابرات، مقاومت مي‌کنند، اکثر تحليل‌گران صنايع مخابراتي بر اين باورند که آينده بازار " تلفن اينترنتي " بسيار درخشان است. مدير شرکت Global Crossing (شرکتي که ارايه‌کننده سرويس‌هاي يکپارچه بر روي زيرساخت‌هاي خصوصي بر مبناي IP است) اين باور تحليل‌گران صنايع مخابراتي را قبول دارد و مي‌گويد: همچنان فرصت رقابت بين " تلفن اينترنتي " و شبکه PSTN در بخشها و کاربردهاي مختلف مخابراتي وجود دارد، اما از نظر استفاده و هزينه، " تلفن اينترنتي " نيز برتر خواهد بود.
پيشرفت تکنولوژي "تلفن اينترنتي" و مقايسه آن با شبکه PSTN
نظرها و ايده‌هاي مختلفي که در ارتباط با تکنولوژي " تلفن اينترنتي " ارايه مي‌گردد، نشان مي‌دهد که اين تکنولوژي هنوز به بلوغ نرسيده و مراحل رشد خود را طي مي‌کند. در مقام مقايسه بايد گفت که امروزه صاحب‌نظران مسائل ارتباطي کمتر دربارة شبکه‌هاي PSTN و سيستم‌هاي TDM صحبت مي‌کنند؛ اين امر ناشي از آن است که تکنولوژي شبکه‌هاي PSTN دوران بلوغ خود را سپري کرده است و کاملاً اميد مي‌رود که شبکه‌هاي متداول سوئيچينگ مداري صوتي در آينده‌اي نزديک جاي خود را به شبکه‌هاي سوئيچينگ بسته‌اي صوتي بدهند. آمارها نيز اين موضوع را تأييد مي‌کنند؛ طبق آماري که ITU-T درسال 2002 از رشد بازار تکنولوژي " تلفن اينترنتي " ارايه کرده است نشان مي‌دهد در سال 2000، چهار ميليون دقيقه ترافيک صوتي از طريق شبکه " تلفن اينترنتي " منتقل شده است و در سال 2001 اين مقدار به شش ميليون دقيقه رسيده است. همچنين درآمد حاصل از بازار تجهيزات " تلفن اينترنتي " که در سال 1998، حدود 279 ميليون دلار بود، تا سال 2005 به بيش از 10 ميليارد دلار خواهد رسيد.
دورنماي "تلفن اينترنتي" در ايران
تحولات و فعاليت‌هاي اخير در حوزه مخابرات جهاني و جهت‌گيري آن به سمت ايجاد و توسعة شبکه‌هاي مبتني بر سوئيچينگ بسته‌اي، تأثيراتي را بر سياست‌ها و فعاليت‌هاي اخير شرکت مخابرات ايران گذاشته است. از آن جمله، اجراي پروژه PAP (يا اينترنت پرسرعت) است که مي‌تواند زيرساخت مناسب را جهت گذار از شبکه سوئيچينگ مداري به سمت ايجاد يک شبکه سوئيچينگ بسته‌اي در داخل کشور فراهم کند.
يکي از مباحث مهم در اين زمينه، لزوم راه‌اندازي سرويس‌هاي متنوع ديتا در کشور است. هرچند مسئولان بر آن هستند که با خصوصي‌سازي در مخابرات، سرعت اين تحولات را در کشور افزايش دهند و بدنه غير قابل انعطاف و دولتي مخابرات کشور را با بخش خصوصي تعويض کنند، اما به نظر مي‌رسد ضعف و شفاف نبودن قوانين، حرکت در اين مسير و همسو شدن با تحولات جديد تکنولوژي را دچار اخلال کرده است.
اهميت اين مسئله در حوزة ديتا و به ويژه " تلفن اينترنتي " بيشتر است؛ به عنوان مثال، حرکت به سمت ايجاد شبکه " تلفن اينترنتي " و گذر از تکنولوژي قديمي سوئيچينگ مداري به شبکه‌هاي مبتني بر IP ، ملاحظات مختلفي را از جمله تنظيم مقررات مطابق با شرايط کشور و همچنين توجه به ابعاد فني مسئله، مي‌طلبد. هرچند در سالهاي اخير، تغيير بعضي سياست‌هاي مخابرات در حوزه سوئيچينگ مي‌تواند حاکي از اثرگذاري تحولات جديد بر تفکر حاکم بر مخابرات کشور باشد (که از آن جمله مي‌توان به برنامه‌ريزي براي عدم توليد سوئيچ‌هاي مداري از سال 1385 اشاره کرد.). اما اين تغييرات براي پيشبرد اهداف مخابرات کافي نيست. براي حرکت در اين مسير بايد گام‌هاي اساسي‌تري برداشته شود و استفاده از تجربيات ديگر کشورها مي‌تواند در اين زمينه کارساز باشد. با توجه به اينکه در بسياري از کشورهاي پيشرفته براي ايجاد شبکه‌هاي " تلفن اينترنتي " تحولات اساسي صورت گرفته است، مي‌توان حداقل در ابعاد فني با استفاده از تجربه اين کشورها، ايجاد و توسعه شبکه فعلي ديتا را که در ابتداي راه قرار دارد، به گونه‌اي پيش برد تا در آينده با مشکلات کمتري مواجه شد.

شرکت ها از تکفا وام بگیرند

رييس انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور گفت: در نشست ملي فناوري اطلاعات، تحولات چند ساله فناوري اطلاعات مورد بررسي قرار گرفته و مروري نيز بر تاريخ IT كشور صورت خواهد گرفت.
به گزارش ايسنا سهيل مظلوم رييس انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور، در هم‌انديشي نشست ملي فناوري اطلاعات گفت: طرح توسعه كسب و كار از امروز به شركت‌ها ابلاغ شده و از اوايل هفته آينده شركت‌ها مي‌توانند به بانك‌ها براي دريافت وام تكفا مراجعه كنند.
رييس انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور گفت: پس از آنكه آيين‌نامه برگزاري مجمع عمومي موسس و انتخابات نظام صنفي رايانه‌يي در دولت تصويب و در 23 تير 83 ابلاغ شد؛ با تمهيداتي كه در شهريور‌ماه به تصويب شوراي عالي انفورماتيك رسيد، اين مجمع در 10 استان كشور برگزار شد و با انتخابات استان تهران فضاي لازم فراهم شد تا سازمان نظام صنفي رايانه‌يي كشور كه نماينده بخش عرضه و تنظيم‌كننده بازار است شكل گرفته و همه بتوانند از مزاياي آن بهره‌ ببرند.
رييس انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور با تاكيد بر اينكه جامعه ما از لحاظ توسعه كاربري فناوري اطلاعات به نقطه بدون بازگشت رسيده، ابراز داشت: توسعه IT و جامعه دانايي محور در شعارهاي انتخاباتي مطرح شده و اينكه همه خود را ملزم به طرح اين موضوع كرده‌اند نشان مي‌دهد فناوري اطلاعات در سراسر كشور و تفكر برنامه‌ريزي نظرات اجرايي كشور جاي گرفته و اميدوارم اين روند ادامه يابد.
وي همچنين از برگزاري سميناري توسط شوراي عالي انفورماتيك و انجمن انفورماتيك كشور خبر داد و افزود: اين سمينار روز يكشنبه (22 خرداد ماه) در سالن “جابرابن‌حيان“ دانشگاه صنعتي شريف برگزار ‌شده و در آن مروري بر فاز دوم نظام مهندسي نرم‌افزار انجام مي‌شود.
وي افزود: نمايندگان كارفرمايان كه در حقيقت نمايندگان ICT وزارتخانه‌ها هستند و پيمانكاران كه در حقيقت شركت‌ها هستند به عنوان مشاركت كنندگان اين سمينار محسوب مي‌شوند.
وي در ادامه با اشاره به اينكه متن الكترونيكي اين مبحث در حال حاضر در سايت انجمن موجود است، خاطرنشان كرد:اميدواريم، فاز سوم نظام مهندسي كه در حقيقت مراحل تكميلي آن در حال برنامه‌ريزي است در طول سال 84 اجرا شود تا بتوانيم در سال 85 بحث نظام مهندسي نرم‌افزار را به طور كامل داشته باشيم.

روز ملی انفورماتیک را انتخاب کردند

رييس انجمن انفورماتيك ايران گفت: همايش روز انفورماتيك كشور به مناسبت بزرگداشت پيشگامان انفورماتيك كشور كه قرار بود در روز 28 ارديبهشت ماه برگزار شود به تاريخ 25 شهريور ماه يعني روز تولد خوارزمي منتقل شد.
لطفعلي بخشي در گفت‌وگو با ايسنا زمان محدود براي برگزاري همايش را از مهم ترين دلايل اين كار ذكر كرد و افزود: براي انتخاب عنوان مناسب براي اين همايش در حال مذاكره با مهندس جهانگرد دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني هستيم و فعلا عنوان دقيق اين روز مشخص نشده است.
بخشي، با اشاره به اين كه انجمن انفورماتيك ايران و انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور به عنوان مجريان و حاميان اين همايش محسوب مي‌شوند، گفت: برگزاري نمايشگاه جنبي از نشريات كامپيوتري، انجمن انفورماتيك ايران و انجمن شركت‌هاي انفورماتيك كشور، برگزاري همزمان مراسم بر روي شبكه اينترنت و گردهمايي دانشجويان و اساتيد رشته‌هاي فناوري اطلاعات و كامپيوتر كشور در صبح همان روز در دانشكده‌ها‌ي مربوطه از جمله برنامه‌هاي جنبي همايش محسوب مي‌شود.

رييس انجمن انفورماتيك ايران، خاطرنشان كرد: پس از برگزاري سخنراني‌ها در روز همايش، افراد و شركت‌هاي پيشگام فعال در اين حوزه معرفي شده و به آنها لوح تقدير اهداء مي‌شود.

كارت‌‏هاي اينترنتي فاقد هالوگرام جمع مي شود

ایلنا - در راستاي ارايه خدمات مطلوب به مصرف كنندگان و همچنين در جهت ساماندهي و ارايه تضمين كيفيت خدمات, انجمن شركت‌‏هاي انفورماتيك ايران الصاق نشان (هالوگرام) اين انجمن را بر روي كارت‌‏هاي اينترنتي و تلفن به عنوان تضمين حداقل كيفيت خدمات پيشنهاد و به مرحله اجرا گذاشته است.
به گزارش خبرگزاري كار ايران، ايلنا، اين اقدام هم به منظور حمايت از مصرف‌‏كنندگان و هم به منظور حمايت از توليدكنندگان به اجرا در آمده، مقدمات اوليه اين طرح انجام شده از چند روز پيش 26/2/84 ثبت نام شركت‌‏ها در دبيرخانه انجمن آغاز شده و شركت‌‏ها مي‌‏توانند با مراجعه به دبيرخانه انجمن و تكميل فرم‌‏هاي مربوطه اقدام به ثبت نام نمايند.
پس از كارشناسي بر روي خدمات شركت‌‏ها, انجمن يك نشاني به صورت هالوگرام در اختيار شركت‌‏ها مي‌‏گذارد كه قابل نصب بر روي كارت‌‏ها اعتباري‌‏شان بوده، اين هالوگرام نمايشگر تضمين حداقل كيفيت جهت مصرف‌‏كننده و توليدكننده است.
شركت‌‏هايي كه موفق شوند حداقل كيفيت را كسب نمايند, مجاز به نصب برچسب هالوگرام بر روي كارت‌‏هاي خود هستند.
همچنين با هماهنگي ميان انجمن شركت‌‏هاي انفورماتيك ايران و اتحاديه دكه‌‏هاي توزيع نشريات شده است, قرار شده تا دو ماه آينده كارت هايي كه فاقد نشان هالوگرام هستند, اجازه فروش نداشته باشند و از گردونه بازار خارج گردند.

امروز را در تاریخ انفورماتیک کشور ثبت کنید

علی شمیرانی - امروز مصادف با شنبه 31 اردیبهشت ماه 1384را باید در تاریخ انفورماتیک کشور ثبت کرد. بالاخره یک برگه دعوتنامه از طرف شورای عالی انفورماتیک و آنهم پس از سال ها مدیریت فردی به نام دکتر سپهری راد در این شورا برای مطبوعات فکس شد.
و چه اتفاق بزرگ ، بی سابقه و در عین حال عجیبی در تاریخ انفورماتیک کشور رخ می دهد. امروز رییس شورای عالی انفورماتیک در کمال تعجب نشست خبری گذاشته است. تکرار می شود شورای عالی انفورماتیک نشست خبری گذاشته است. ایشان پس از مدت ها دوری از ارباب جراید امروز قصد دارد درخصوص نظام صنفی رایانه ای به ایراد سخنرانی بپردازد.
افسوس که فرصت ندارم تا در این نشست حاضر شوم چون در آن صورت به عنوان اولین سوال از وی می پرسیدم که چه مصلحت شخصی باعث شده تا امروز خبرنگار دعوت کنید. شما که طی سال های مدیریت خود هیچگاه پاسخگوی نحوه عملکردتان نبودید چطور امروز می خواهید سخنرانی کنید؟
البته نظرم را عوض می کنم شاید اگر وقت هم داشتم در این نشست حاضر نمی شدم تا ایشان و دوستانی که همچون ایشان هستند بدانند که یک روزنامه نگار و یک رسانه آلت دست ایشان نیست که هر وقت ودر هر موردی که اوضاع کمی قمر در عقرب شد دعوتشان کنند و هر آنچه می خواهند بگویند. ای کاش همکاران مطبوعاتی به ویژه جوانترها نیز کمی هوشیارتر رفتار کرده و شان وجایگاه یک روزنامه نگار را حفظ کنند.
افرادی همچون آقای سپهری راد رییس شورای عالی انفورماتیک به مطبوعات تنها زمانی نیاز دارند که خود احساس کنند.

May 19, 2005

فدراسيون "رسانه و فناوري اطلاعات وارتباطات" در اصفهان فراخوان عمومي داد

فدراسيون " رسانه و فناوري اطلاعات و ارتباطات " در اصفهان براي عضويت و شركت در برنامه‌هاي اين فدراسيون فراخوان عمومي و ملي اعلام كرد.

اين فدراسيون از كليه علاقه‌مندان و فعالين خبرگزاريها، مطبوعات، تشكلهاي رسانه‌اي و فناوري اطلاعات وارتباطات(‪ ،(ICT‬نشريات تخصصي، دبيران، سردبيران و مديران و دست‌اندركاران وب سايتهاي اينترنتي براي شركت در اين فراخوان دعوت به عمل آورد.

فدراسيون رسانه و فناوري اطلاعات و ارتباطات در راستاي فعاليت "مجمع ملي جوان " كه اقدام‌به تشكيل فدراسيونهاي مختلف در سراسر كشور كرده‌است، ايجاد شد.

" مجمع ملي جوان "، فعاليت خود را از ارديبهشت سال ‪ ۸۳‬بر اساس مصوبه هيات دولت با هدف انسجام‌بخشي به فعاليتهاي تشكلي جوانان در تمام زمينه ها آغاز كرد و سازمان ملي جوانان مجري برنامه‌هاي اين مجمع است.

فدراسيون رسانه‌وفناوري اطلاعات و ارتباطات با هدف جذب، شناسايي و ظرفيت سنجي فعالان اين حوزه تشكيل شد و ايجاد يك بانك‌اطلاعاتي جامع از جمله اهداف اصلي آن است.

علاقه‌مندان براي عضويت در فدراسيون رسانه و فناوري اطلاعات و ارتباطات مي‌توانند مشخصات فردي و سازماني خود را تا نيمه اول خرداد ماه به آدرس پست الكترونيكي ‪ IRAN-NGO@GMAIL.COM‬يا به صندوق پستي اصفهان ‪۸۱۶۵۵/۳۴۳‬ ارسال كنند.

ورود وزارت بازرگانی به موضوع انتخابات نظام صنفی رایانه ای

ITanalyze.ir - در حالی که سه روز از برگزاری انتخابات نظام صنفی رایانه ای در استان تهران می گذرد و برخی از شرکت ها نسبت به برگزاری این انتخابات معترض بودند اما هنوز بیانیه یا نامه ای در مورد اعتراض به انتخابات مذکور منتشر نشده است.
این درحالی است که تا کنون دسترسی به افرادی که طی روزهای گذشته از معترضان به این انتخابات محسوب می شدند نیز میسر نشده و اظهار نظری نیز در مطبوعات دیده نمی شود.در این خصوص تنها صادق جدیدی مدیر عامل شرکت ایده نگار با ارسال نامه ای به ایسنا از دیدگاه خود به موضوع پرداخته و در بخشی از نامه خود چنین گفته:" متاسفانه اشكلات قانوني در برگزاري انتخابات وجود داشت، بندهاي 13-4 و 13-5 كه حق قانوني كانديداها بود نديده گرفته شد و برخلاف بند 1-13 ج دستورالعمل تشكيل مجمع عمومي كه خودش جاي نقد دارد توسط مسؤول شوراي عالي انفورماتيك به طور كلي نديده گرفته شد و وي اعلام كرد كه اساسنامه غيرقابل تغيير است، در صورتي‌كه دستورالعمل تدويني، يكي از وظايف مجمع موسس را تصويب اساسنامه قرار داده بود كه اين بيان رييس شوراي عالي انفورماتيك عملا نقض دستورالعمل بود كه خود آن را نوشته بود و همين مساله باعث شد كه فرصتي به مخالفان و موافقان اساسنامه و كساني كه به نحوه‌ي برگزاري اعتراض داشتند داده نشود."
اما در عین حال یک مقام آگاه به پیگیری معترضان به این انتخابات از طریق مراجع قانونی اشاره می کند و می گوید: در این خصوص شنیده شده که موضوع از طریق وزارت بازرگانی در حال پیگیری است.
این در حالی است که هم اکنون وزارت بازرگانی با انجمن شرکت های انفورماتیک بر سر برگزاری نمایشگاه الکامپ همچنان دارا ی مشکل است.
وی همچنین گفت:دکتر شهرستانی (از مخالفان برگزاری انتخابات) که در روز برگزاری انتخابات به عنوان ناظر در جلسه حضور داشت نیز صورت جلسه را به صورت مشروط و با عنوان این که انتخابات به شکل غیر قانونی برگزار شده امضا کرده است.
به هر حال امید است تا این اختلاف های صنفی هر چه سریع تر بر طرف شود تا صنف رایانه نیز بتواند به شکل پویا و فعال در توسعه فناوری اطلاعات در کشور به ایفای نقش بپردازد.

گفت وگو با محسن مير ابراهيمى : گمنام در اين صنعت پويا

مينو مومنى - شرق - ديگر امروز نمى توان گفت صنعت آى تى يك صنعت نوپا و ناشناخته است چرا كه جوانه نوپاى ديروز آى تى امروز ديگر به بار نشسته است و تكنولوژى و فناورى اطلاعات ديگر با مردم عجين شده است.
امروز ديگر كامپيوتر جزء لوازم لوكس و تجملاتى محسوب نمى شود بلكه يك وسيله ضرورى و مورد نياز در هر خانه به حساب مى آيد. اشتياق مردم به خريد كامپيوتر و متعلقات آن را مى توان به ده ها مركز فروش اينگونه محصولات در شهر ارتباط داد اما با تمامى اين توضيحات يك سئوال در اين ميان مطرح مى شود كه با اين رشد چشمگير بازار سخت افزار و نرم افزار و اشتياق روزافزون علاقه مندان به اين تكنولوژى، كشور ما از نظر واردات يا صادرات سخت افزار و نرم افزار در چه جايگاهى قرار دارد؟ سئوالى كه برايش هر نوع پاسخى در نظر دارى جز اين واقعيت تلخ كه ايران در اين گستره بازار سخت افزار و نرم افزار فاقد جايگاه و به عبارتى گمنام است. چرايى اين واقعيت تلخ را در گفت وگو با محسن ميرابراهيمى مديرعامل موسسه فناورى نگاران بخوانيد؛ كسى كه به عنوان برنامه نويس و كارشناس آى تى بيش از ۱۷ سال در اين عرصه و در پست هاى مختلف فعاليت داشته است.
•••
•در حال حاضر حجم عمده بازار فناورى اطلاعات در كشور را سخت افزار تشكيل مى دهد و طى چند سال گذشته بازارهاى سخت افزار رشد چشمگيرى داشته آيا برآوردى از ميزان اين بازار و واردات قطعات كامپيوترى وجود دارد كه بتوان به آن استناد كرد؟
در مورد اين مسئله بحث هاى زيادى وجود دارد چرا كه هر شركت و سازمانى يك آمار و ارقامى را اعلام مى كند به عنوان نمونه شركت انفورماتيك، وزارت صنايع و گمرك هر كدام براى خودشان يكسرى آمار و ارقام دارند و جالب است آمار و ارقام گمرك با شركت انفورماتيك و آمار وزارت صنايع با اين دو مجموعه اختلاف آشكارى دارد حتى بعضى از متخصصين نيز براى خودشان آمار خاصى را اعلام مى كنند.

•يعنى به طور كلى نمى توان در اين مورد آمار درستى ارائه كرد؟
نه متاسفانه آمار دقيق وجود ندارد و اگر كسى در حال حاضر بخواهد آمار رسمى اعلام كند اولين سئوالى كه مطرح مى شود اين است كه از كجا و چگونه به اين رقم رسيده ايد به نظر من آمارى كه در چنين شرايطى اعلام شود چندان قابل دفاع نيست هر چند كسانى كه به نوعى درگير كار بازار كامپيوتر هستند بنا بر حوزه كارى خود آمارى اعلام مى كنند كه بايد قبول كرد اين اعداد و ارقام آمار رسمى كشور نيست.

•اين وضعيت مختص كشور ماست يا اينكه در كشورهاى ديگر نيز آمار دقيق از واردات و صادرات قطعات كامپيوترى وجود ندارد؟
متاسفانه اين وضعيت آشفته مختص ايران است و چند عامل در شكل گيرى آن دخيل است اولين نكته به خاطر حجم بالاى قاچاقى است كه در اين صنعت وجود دارد كه گرد آورى آمارى را دچار مشكل كرده است، دومين دليل بحث ماليات و تعرفه هاى گمركى است چون ما آمار را از نظر عدد و مبلغ مى خواهيم و با وجود چنين تعرفه هايى آمارهاى ارائه شده چندان دقيق نيست. به هر حال تا زمانى كه چنين فضاى آشفته اى حاكم بر بازار ايران باشد نمى توان آمار درستى در اين زمينه ارائه كرد در حالى كه در كشورهايى مانند امارات كه قاچاق در آن كنترل شده است به راحتى هر فرد مى تواند از واردات و صادرات صنعت كامپيوتر خود آمار دقيق داشته باشد.

•به رغم رشدى كه در بازار سخت افزار وجود دارد عده اى بر اين باورند كه اين بازار هنوز يك بازار مطمئن براى فروشنده و مصرف كننده محسوب نمى شود به عنوان نمونه مى توان به خدمات پس از فروش نامناسب يا اجناس تقلبى اشاره كرد شما در اين باره چه نظرى داريد؟
من صددرصد با اين مسئله موافق هستم. در مورد خدمات نامناسب پس از فروش بايد گفت در كشور ما اين مسئله وضعيت بسيار نامناسبى دارد و علت آن به خاطر عدم پذيرش مسئوليت از سوى صاحبان اصلى اين مشاغل است يعنى كسانى كه كار دلالى و تجارت در اين زمينه را انجام مى دهند اين افراد نمى توانند قاعدتاً از لحاظ اقتصادى به خاطر سود پائين قطعات كامپيوترى كار خدمات پشتيبانى قطعات را پس از فروش به عهده بگيرند و از جيب خودشان اين مبلغ را بپردازند در حالى كه معمول بازار اين است كه شركت سازنده و صاحب قطعه خودش خدمات پس از فروش را به عهده بگيرد به عنوان نمونه تاجرى كه كار واردات محصولات HP مانند پلاتر، اسكنر و پرينتر را انجام مى دهد طبيعى است كه بايد شركت HP اين خدمات را به عهده بگيرد اما به خاطر وضعيت موجود بازار كه در آن قيمت تمام شده كف اين محصولات در تهران از قيمت خالص فروش حتى در دبى نيز پايين تر است سبب مى شود كه شركت سازنده خدمات پس از فروش را به عهده نگيرد و در حال حاضر واردكنندگان قطعات كامپيوترى سعى مى كنند از جيب خودشان اين مبلغ را بپردازند تا براى قطعات خود تبليغاتى انجام دهند چون عمدتاً شركت هاى خارجى پول تبليغات كالاى خود را نمى پردازند بنابراين اين افراد ديگر نمى توانند سرويس و خدمات پس از فروش مناسبى را به مشترى هاى خود ارائه كنند. علت عمده اين مسئله نيز برمى گردد به اين كه شركت هاى صاحب نام در اين عرصه عمدتاً آمريكايى يا جزء كشورهايى هستند كه با كشور ما ارتباط مستقيم تجارى ندارند. اما در مورد بحث اجناس تقلبى واقعيت ماجرا اين است كه امروز بازار سخت افزار به دست كسانى افتاده كه اكثريت متخصص و حرفه اى اين كار نيستند حتى از نظر سواد ديپلم و زير ديپلم اند اين افراد چيزى كه برايشان مهم است فروش بالا و رسيدن به سود خوب است به همين علت در حال حاضر در بازار، قطعات تقلبى بسيار زياد شده است حتى براى محصولاتى كه نماينده فروش آن به طور قوى در كشور فعاليت مى كند.

•دليل اينكه در بازار جنس تقلبى فروخته مى شود چيست؟
به نظر من به دو دليل است؛ اول عدم نظارت صحيح و نبود سيستم متولى گرى در اين صنعت، به اين علت كه در حال حاضر ما بيش از ۲۰ انجمن، نهاد و تشكل صنفى و در كنار آن چندين سازمان دولتى مانند شوراى عالى اطلاع رسانى، شوراى عالى داده پردازى، وزارت فناورى اطلاعات و... داريم كه نقش متولى را بر عهده دارند و اين تعدد متولى به اين معنا است كه نبايد انتظار داشته باشيم كارى درست انجام شود چون وقتى يك كار دست چند نفر با عقايد و سليقه هاى مختلف باشد نتيجه جز وضعيت فعلى نخواهد بود. دومين دليل نيز بحث آگاهى و مشكلات حاكم بر صنعت آى تى است به عنوان نمونه كارت گرافيكى مطلوب اگر به فرض مثال قيمت آن سه دلار باشد در بازار، رى مارك آن به نصف قيمت فروخته مى شود و وقتى كه مشترى بعد از استفاده از اين كارت به فروشنده معترض مى شود كه كارت با دستگاه همخوانى ندارد و دستگاه در اجراى بعضى برنامه ها هنگ مى كند در اين مواقع اكثريت فروشندگان از مشترى سئوال مى كنند كه شما از نرم افزار ارژينال استفاده مى كنيد؟ وقتى جواب مشترى منفى است سريعاً مى گويند خوب اشكال از كارت نيست و اين يك مشكل نرم افزارى است در حالى كه وقتى كارت تست مى شود مى بينيم كارت MB ۱۶ را به جاى ۶۴ فروخته اند و اين مسئله در واقع نشان دهنده گوشه كوچكى از مشكلات عديده اى است كه بر بازار ما حاكم شده است مشكلاتى همچون عدم آگاهى خريدار، عدم قانون كپى رايت و عدم وجود شركت هاى معتبرى كه به مشتريان خود در ضمن آگاهى خدمات پس از فروش مناسب تر نيز ارائه بدهند.

•در مقايسه با سخت افزار كه گفته مى شود به دليل شرايط خاص به جز قطعات معدودى ما در حال حاضر قادر به رقابت با توليدكنندگان خارجى نيستيم اما در زمينه نرم افزار گويا وضعيت به گونه ديگرى است به طورى كه گفته مى شود در اين بازار مزيت نسبى بيشترى داريم و سرمايه گذارى براى توليد به صرفه تر است شما به عنوان يك كارشناس با چنين مسئله اى موافق هستيد؟
در رابطه با نرم افزار هم اكنون در تمام دنيا بحث جهانى شدن مطرح است و اگر جامعه اى بخواهد در هر زمينه خصوصاً زمينه نرم افزار پيشرفتى داشته باشد تنها راه آن تعامل و همكارى است چرا كه اگر كشورى بخواهد در يك صنعت خودش به تنهايى و از ابتدا به پيشرفت برسد كار بسيار دشوارى است اين وضعيت در كشور ما نيز به اين گونه است كه ما در زمينه نرم افزار امكان پيشرفت و توليد بسيار داريم اما با اين اصل كه بايد قبول كنيم كه ما نمى توانيم از ابتدا همه چيز را به تنهايى خلق كنيم اما در جهت تعامل و همكارى ما نيازهايى در صنعت نرم افزار كشورى داريم كه بايد خودمان آن را توليد كرده و مورد مصرف قرار دهيم و نمى توانيم آن را وارد كنيم به اين علت كه توليد بعضى مايحتاج نرم افزارى كشورمان براى ديگران مقرون به صرفه نيست كه آن را توليد كنند و اين برمى گردد به مسائل فرهنگى و اعتقادى هر كشور، به هر حال كشور ما متاسفانه در زمينه نرم افزار خيلى كم كار كرده است تا آنجا كه حتى در زمينه استاندارد كى بورد، رسم الخط و زبان فارسى هنوز كه هنوز است دچار مشكلات عديده اى است و نتوانسته در يك تعامل با استاندارد جهانى با شركت هاى معتبر دنيا فعاليت كند.

•آيا كشور ما پتانسيل لازم براى پيشرفت در صنعت نرم افزار را دارد؟
بله به چند دليل ما در صنعت نرم افزار پتانسيل و نقاط قوت فراوان داريم اول اينكه ايران از درصد بالايى از نيروى جوان هوشمند و تحصيلكرده برخوردار است و همان طور كه مى دانيد در توليد نرم افزار حرف اول را نيروى بااستعداد مى زند كه قدرت توليد داشته باشد. دومين مسئله نيز بر مى گردد به خصلت هاى فرهنگى جامعه ما كه معمولاً افراد دوست دارند يك كار را خودشان به تنهايى و با تخصص خود انجام دهند بنابراين هر متخصص مى تواند به راحتى يك قسمت كار را توسعه بدهد و در پيشرفت اين صنعت موثر باشد.

•شرايط حاكم در كشور براى پيشرفت نرم افزار مناسب است يا سخت افزار؟
به جرات مى توانم بگويم در حال حاضر براى هيچ كدام؛ مثلاً ما در زمينه سخت افزار مسئله حجم توليد را داريم به فرض ما نمى توانيم خط توليد مادربورد را راه اندازى كنيم اما به تيراژ هاى زير ۵۰۰ هزار تا يك ميليون عدد فكر كنيم. امروزه در آمريكا و اروپا نيز اين خط توليد ها وجود ندارد و همه به نوعى در كشورهايى مانند چين، تايوان و هنگ كنگ متمركز شده است تا بتوانند حجم توليد را پاسخ دهند. بنابراين در زمينه سخت افزار به خاطر مشكل حجم توليد براى سرمايه گذار چندان به صرفه نيست مگر اينكه به بازار جهانى متصل شود كه اين خود مشكلاتى را به همراه دارد. در مورد نرم افزار نيز به علت نبود برنامه و استراتژى خاص ما شرايط مناسب براى توليد نداريم اما اگر قرار بر سرمايه گذارى و عزم جدى براى توليد باشد به اطمينان مى توان گفت كه ما امكانات و پتانسيل هاى فراوان و بالاترى نسبت به سخت افزار داريم و امكان پيشرفت در اين صنعت به مراتب راحت تر از سخت افزار است.

•شما به عنوان يك كارشناس و فعال بازار كامپيوتر مشكلات صنعت نرم افزار را چگونه ارزيابى مى كنيد؟
ما بعد از بحث هايى چون قانون كپى رايت و قانون حمايت از مولفين با بزرگترين مشكلى كه روبه رو هستيم عدم وجود استراتژيك و برنامه خاص براى بخش نرم افزارى كشور است. در حال حاضر در صنعت خودروسازى يا صنايع سنگين كشورى طبق آمارى كه وزارت صنايع اعلام كرده دولت حاضر است براى ايجاد شغل ۲۰ ميليون به علاوه حدوداً ۵ هزار دلار سرمايه هزينه كند تا يك شغل ايجاد بشود و در مقابل در صنعت نرم افزار با حدود سه تا چهار ميليون تومان امكان ايجاد شغل وجود دارد. از طرف ديگر در صنايعى مثل خودروسازى پروسه توليد از مضرات بسيار زيادى همچون آلودگى صوتى، زيست محيطى، اتلاف انرژى و سوخت بيشتر برخوردار است اما در صنعت نرم افزار وضعيت به عكس است و اين توليد مثل گوسفندى است كه هيچ قسمت آن زائد به شمار نمى آيد و در كنار آن مضراتى چون توليد خودرو وجود ندارد.

اما به نظر من در كشور ما عمده ترين مشكلى كه در صنعت نرم افزار به چشم مى خورد وجود گاو شيردهى به نام نفت است تا زمانى كه ما در آمد هنگفت حاصل از فروش نفت و منابع انرژى را داريم. در اين كشور پرداختن به ساير مولد هاى در آمدزا يا پرداختن به صنعت آى تى از باب ابزارى براى برنامه ريزى و كنترل در آمد دولت چندان جدى گرفته نمى شود چون يك منبع هنگفتى وجود دارد و كشور از آن استفاده مى كند به همين علت مسئولان ما نه تنها نگران درآمد نيستند حتى نگران اسراف در مورد استفاده صحيح از اين منابع هم نيستند و اين مورد يكى از عوامل عمده اى است كه باعث شده عزم براى پرداختن به صنعت نرم افزارى و ايجاد فرصت هاى بهينه براى افزايش توليد ناخالص ملى در كشور وجود نداشته باشد.


•شما چه راهكارى را براى حل مشكلات صنعت نرم افزار پيشنهاد مى كنيد؟
در درجه اول بايد متولى مشخص بشود چرا كه تا زمانى كه متولى وجود نداشته باشد و نيروهاى غيرهمسو در اين زمينه فعاليت داشته باشند نتيجه جز آشفته بازار فعلى نخواهد بود. بعد از مشخص شدن متولى بايد به اين سئوال پاسخ داد كه آيا بايد وارد صنعت نرم افزار بشويم يا نه و در صورت مثبت بودن چگونه؟ آيا به عنوان توليدكننده يا مصرف كننده و بعد از اينكه متولى و استراتژى آينده مشخص شد مى توانيم روى مسائل ديگر چون قانون كپى رايت و... بررسى داشته باشيم. به هر حال نه تنها در زمينه نرم افزار بلكه به طور كلى در زمينه آى تى جا دارد كه مسئولان بدون تعارف ببينند ما در كجا قرار داريم و براى آينده چه راهى را بايد طى كنيم و چه خوب است متخصصين با مسئولان براى درست عمل كردن كمك و همفكرى داشته باشند و اگر قرار است واقعيت تلخى را در آينده بپذيريم هم اكنون آن را ببينيم و با هزينه كمتر برطرف كنيم.

•از گفته شما چنين برداشت مى شود كه اگر مسئولان با كمك و مشورت متخصصين دورنما را ببينند مى توانند بهتر عمل كرده و تصميم بگيرند؟
بله به عنوان نمونه مى توان همين بحث تحريم ها را در نظر گرفت كه اگر متخصصين به كمك مسئولين همفكرى دقيق داشته باشند متوجه مى شوند كه بايد هر چه زودتر اقدامى در مورد حذف اين تحريم ها داشته باشند به طور كلى من اعتقاد دارم زمانى يك مدير عالى رتبه مى تواند خوب تصميم بگيرد كه از تمامى جوانب و شرايط اطلاع داشته باشد و آيا در حال حاضر اين اطلاعات در زمينه فناورى در مديران كشور ما وجود دارد يا خير.

•اكثريت كاربران اعتقاد دارند نرم افزارهاى داخلى با استاندارد هاى برنامه نويسى مطابقت ندارد و براى اجراى آن دچار مشكل مى شوند آيا خودتان با چنين مشكلى برخورد داشته ايد؟
خيلى زياد و علت آن بر مى گردد به نحوه آموزشى كه ما در مراكز دانشگاهى داريم و مهمتر از آن عدم آشنايى با استاندارد ها است. هم اكنون در كشور ما نگرش و توليد استاندارد وجود ندارد و اين يك معضل بزرگ محسوب مى شود و علت آن به خاطر انزواى ايران است. وقتى جامعه ايران در زمينه توليد آى تى در انزوا قرار گرفته رعايت پارامترهاى استاندارد مد نظر توليدكننده و مصرف كننده قرار نمى گيرد چون اصلاً در كشور تقاضا براى بازار نرم افزار بسيار پائين است به عنوان مثال تا زمانى كه شخصى مى تواند با هزينه بسيار پائين در حدود ۵۰۰ تا هزار تومان يك سيستم عامل ويندوز و آفيس را كه هر كدام حداقل ۲۰۰ تا ۳۰۰ دلار است خريدارى كند براى اين شخص ديگر استاندارد معنا ندارد از طرف ديگر توليدكننده نيز چون سود كمى به او رسيده برايش چندان مهم نيست كه استاندارد را رعايت كند.

•در كشور جهان سومى مانند هند صادرات نرم افزار رشد قابل توجهى داشته اين پيشرفت دليل خاصى دارد؟
صددرصد چرا كه هند براى امكاناتى كه در اختيار داشته به چنين جايگاهى ارتقا پيدا كرده است. امكانات و مزيت هايى چون برخوردارى و تسلط به زبان انگليسى، كه اين تسلط به زبان ارتباط ها را بسيار آسان كرده است و مزيت دوم به خاطر نبود مشكلات سياسى است تا آن جا كه يك سرمايه گذار آمريكايى به راحتى و بدون دغدغه مى تواند در اين كشور به خاطر نيروى ارزان مبادرت به سرمايه گذارى كند پس تمامى اين مزيت ها سبب مى شود كه هند به عنوان يك كشور جهان سومى بتواند در زمينه نرم افزار پيشرفت پيدا كند.

•ايران در زمينه نرم افزار از چه جايگاهى برخوردار است ؟
نه تنها در صادرات نرم افزار ما جايگاهى نداريم كه بايد متاسفانه بگويم در زمينه واردات نيز از جايگاهى برخوردار نيستيم چون اگر حداقل در زمينه واردات از جايگاهى برخوردار بوديم در اعداد و ارقام به حساب مى آمديم و شناخته مى شديم و اين خيلى بد است كه كشورى مانند ايران در اين صنعت بزرگ و روز دنيا نه به عنوان واردكننده و نه صادركننده شناخته نشود و گمنام باشد.

•به نظر شما اين گمنام بودن ايران حداقل در زمينه واردات به تحريم هاى موجود در جامعه بر مى گردد؟
بله چرا كه اگر تحريم نباشد و ما مستقيم و بدون واسطه كالا را وارد كشور كنيم حداقل در ليست واردكنندگان جايگاه پيدا مى كنيم. حتى اگر بخواهيم توليد نرم افزار نيز انجام بدهيم اين تحريم ها مانعى بزرگ محسوب مى شوند چون ب بسم الله در اين صنعت به سيستم عامل بستگى دارد و اين سيستم عامل دست مايكروسافت است و مايكروسافت متعلق به كشور آمريكاست پس تا زمانى كه اين تحريم ها وجود دارد چاره اى نيست كه به همين روش هاى ناكارآمد ادامه بدهيم.

•به نظر شما مسئولان چگونه مى توانند در ارتقاى صنعت نرم افزار و سخت افزار نقشى داشته و از آن حمايت كنند؟
من از شما مى پرسم در اين صنعت مسئول چه كسى است؟

•خوب خيلى ها. اما شما بگوييد اين خيلى ها چگونه مى توانند به پيشرفت اين صنعت يارى برسانند؟
اصلاً امكان ندارد كه با اين وضعيت انتظار حمايت و كمك داشت اين صنعت را مى توان به لحافى تشبيه كرد كه هر گوشه آن دست يك نفر است و تا اين وضع ادامه داشته باشد مطمئن باشيد براى رشد اين صنعت هيچ اتفاقى شكل نمى گيرد و هيچ كسى هم حاضر نخواهد شد در چنين وضعيتى سرمايه گذارى داشته باشد.

*يعنى شما اعتقاد داريد اول بايد يك متولى و مسئول انتخاب شود و بعد از آن انتظار حمايت و كمك داشته باشيم؟
بله عموماً هم تجربه نشان داده كه مسئولى موفق است كه سعى كرده اعمال سليقه شخصى نداشته باشد من شخصاً ۱۷ سال است كه در صنعت آى تى مشغول هستم و در اين مدت شاهد بودم اين صنعت فراز و نشيب هاى زيادى را تجربه كرده است. هر زمان يك مديرى آمده و با پول بيت المال قانون و قاعده اى گذاشته كه انرژى عظيمى از بخش خصوصى و فعالان بازار گرفته و بعد از مدتى آن سياست ها تغيير كرده است. به عنوان نمونه در سال ۷۴ اصرار بر اين بود كه بايد تمام قطعات كامپيوترى در داخل كشور توليد شود كه من شخصاً آن زمان با دلار ۳۰۰ تومان قطعه اى وارد كردم و همان زمان نيز اعلام كردم كه بايد تيراژ داشته باشيم و به سياست ما بخواند و آنها اصرار داشتند كه مشكلى نيست. خوب ما با سرمايه گذارى اين كار را انجام داديم و حدود ۱۰ هزار مادربورد توليد كرديم و سال بعد تعرفه هاى گمرك و به طور كلى سياست ها عوض شد و اين يعنى اتلاف انرژى و سرمايه يا مثلاً در سال هاى ۶۰ و ۶۱ شركت هاى موفق در زمينه نرم افزار داشتيم كه با تلاش گسترده به سوددهى رسيده بودند و كم كم مى خواستند حرفى براى گفتن داشته باشند كه با تغيير سياست ها اين شركت هاى بزرگ به راحتى زمين خوردند. يا در نمونه جديد آن با يك حكم كه ابلاغ رسمى هم نداشت بيش از ده ها شركت ISP بسته مى شود و مى بينيم بخش دولتى ريالى ضرر نمى كند بلكه اين بخش خصوصى است كه علاوه بر ضرر مالى دچار ضرر روحى و از دست دادن انگيزه مى شود. به هر حال بايد قبول كرد كه اين افراد داراى انرژى بالقوه اى بودند كه هرگز به فعل تبديل نشد.

•به عنوان كسى كه براى دومين بار جشنواره نرم افزار هاى چندرسانه اى را برگزار كرديد تا چه حد اين حركت را موفق ارزيابى مى كنيد؟
برگزارى اين جشنواره نشان داد كه بخش خصوصى آمادگى فعاليت و سرمايه گذارى را دارد. ما در دومين جشنواره نسبت به اولين دوره چه از لحاظ تعداد محصولات و چه از لحاظ تعداد شركت هايى كه مشاركت كرده بودند از رشد قابل قبولى برخوردار بوديم. از نظر استقبال نيز جشنواره اول در ۶۰۰ متر زيربنا نمايشگاهى و با حضور ۹۰ شركت برگزار شد اما جشنواره دوم در فضاى بالغ بر ۱۰هزار متر و با حضور بيش از ۲۷۰ شركت معتبر برپا شد. من اين جشنواره را نقطه تماس عموم جامعه با رايانه مى دانم و مطمئن هستم اگر به كار خودمان با قدرت ادامه بدهيم به زودى اين نمايشگاه جزء بهترين هاى منطقه خواهد شد.

•در دو دوره قبل شاهد بوديم كه شركت هاى خارجى حضور نداشتند آيا امسال نيز همين سياست را دنبال مى كنيد؟
خير، ما سعى داريم از شركت هاى معتبر خارجى نيز دعوت كنيم چون به نظر حضور آنها مى تواند بسيار بر تبادل اطلاعات تاثيرگذار باشد.

• طى برگزارى جشنواره چه انتقاداتى از آن صورت گرفت؟
عمده ترين انتقاد به نحوه حضور شركت ها و عرضه محصولاتشان بود. ما خيلى علاقه مند بوديم در كنار نرم افزار ها بخش ابزارهاى ديجيتالى را نيز معرفى مى كرديم كه اين امر امكان پذير نشد و بالطبع افرادى كه به نمايشگاه مى آمدند تنها بايد وقت خود را صرف بازديد از نرم افزارها مى كردند و ديگر خبرى از سخت افزارها و هاى و هوى هاى ثابت نمايشگاهى نبود. مسائلى كه خواسته و ناخواسته باعث جذابيت هر نمايشگاه مى شود. انتقاد ديگر نيز به حمايت مسئولان از اين نمايشگاه بود. متاسفانه اين جشنواره مورد بى مهرى شديد اين افراد قرار گرفت تا آنجا كه حتى براى يك بازديد هم نيامدند و اين مسئله سبب گله مندى صاحبان شركت ها شد چرا كه آنها علاقه داشتند در اين نمايشگاه باب صحبتى با مسئولان ذيربط باز شود تا آنها بتوانند مشكلاتشان را حين بازديد مسئولان از غرفه ها به گوش آنها برسانند كه اين امر امكان پذير نشد. انتقاد ديگر به نوع خدمات و سرويس دهى نامناسب طى برگزارى جشنواره بود لازم به ذكر است كه اين خدمات از سوى مسئولان به برگزاركنندگان ديكته مى شود و آنها چاره اى جز اجراى آن ندارند. حتى در مورد فروش بليت وروديه ما با مسئولان مشكل داشتيم چون اعتقادمان بر اين بود كه قسمت اعظم مخاطبان نمايشگاه را قشر دانشجو و دانش آموز تشكيل مى دهد كه گرفتن بهاى بازديد از نمايشگاه كار چندان درستى نيست، اما همچنان كه در ابتدا گفتم اين سياست ها از قبل تعيين شده و ما براى رد يا اجراى آن چندان نقشى نداريم.

•جشنواره بعدى چه زمانى برگزار مى شود آيا برنامه ريزى هاى خاصى در اين زمينه صورت گرفته است؟
كارهاى ابتدايى را شروع كرده ايم و سعى داريم قبل از ايام دهه فجر نمايشگاه را برپا كنيم چون همزمانى آن با اين ايام يكسرى مشكلات خاصى را همچون گرفتن فضا و غيره به همراه دارد بنابراين اميدواريم اول بهمن ماه جشنواره برگزار شود و حتماً در اين جشنواره سعى خواهيم كرد جشنواره هاى جانبى ديگرى را نيز در كنار آن برپا كنيم.

جشنواره نرم‌افزارهاى چند رسانه‌اى امسال زودتر برگزار مى‌شود

سومين جشنواره نرم‌افزارهاى چند رسانه‌اى اوايل پاييز امسال برگزار مى‌شود.

محسن ميرابراهيمى مسوول برپايى اين جشنواره در گفت‌وگو با خبرنگار ايرنا گفت: به علت بارش برف و باران در نمايشگاه سال گذشته زمان برپايى تغيير خواهد كرد و جشنواره امسال اوايل پاييز برگزار مى‌شود.

وى افزود: ستاد اجرايى جشنواره هم‌اكنون در حال ارسال نامه و مكاتبه با اسپانسرهاى جشنواره است و با توجه به اينكه در سال گذشته اين جشنواره 20اسپانسر داشته در حال اعلام زمان برپايى و برنامه‌هاى جشنواره به اسپانسرها هستيم تا مشخص شود چه كسانى قصد حمايت مجدد از جشنواره را دارند.

مير ابراهيمى در ادامه گفت: براى جشنواره امسال از شركت‌هاى معتبر خارجى فعال در زمينه نرم‌افزارهاى چند رسانه‌اى دعوت خواهد شد و پس از برنامه‌ريزى و تهيه ليست اسپانسرها از طريق فراخوان برنامه‌هاى كلان جشنواره اعلام مى‌شود.

وى وضعيت برپايى جشنواره در نمايشگاه بين‌‌المللى تهران‌را يكى از مشكلات عنوان كرد و گفت: در خصوص مكان برپايى جشنواره مشكل وجود دارد زيرا طبق اعلام شهردارى ممكن است جشنواره در نمايشگاه بين‌المللى برپا نشو د و دبيرخانه جشنواره هنوز تصميمى براى مكان جشنواره نگرفته است.

شبكه‌ي هوشمند تهران راه‌اندازي شد

مديرعامل شركت مخابرات استان تهران، گفت: شبكه‌ي هوشمند تهران از 27 ارديبهشت ماه راه‌اندازي و واگذاري سرويس به متقاضيان آغاز شده است.

مهندس محمود خسروي در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: همان طور كه قول داده بوديم شبكه‌ي هوشمند از سال گذشته نصب و راه‌اندازي شد و ما منتظر هماهنگي پيرامون نحوه‌ي واگذاري و تعرفه‌ي سرويس‌ها بوديم.

وي، ادامه داد: با انجام هماهنگي‌هاي لازم واگذاري سرويس‌ها از 27 ارديبهشت ماه و ‌همزمان با روز جهاني مخابرات آغاز شد. هم اكنون متقاضيان مي‌توانند با مراجعه به ساختمان شاهد مخابرات واقع در بزرگراه كردستان در خواست خود را براي دريافت سرويس‌ها اعلام كنند.

وي، در مورد تعرفه‌ي واگذاري و استفاده از سرويس‌هاي شبكه‌ي هوشمند، گفت: در اين رابطه با كارشناسان مجمع مخابرات استان به توافق رسيده و بحث تعرفه‌ها نهايي شده است. در واقع اين بحث در مجمع مخابرات استان‌ها قطعي شده و ما نيز كار واگذاري سرويس‌ها بر اساس همين تعرفه‌ها را آغاز كرديم، اما تعرفه‌ها بايد توسط مجمع مخابرات كشور نيز به تصويب برسد كه در صورت تغيرات احتمالي آن را اعمال خواهيم كرد.

وي، خاطر نشان كرد:‌سرويس‌هاي شبكه‌ي هوشمند، دامنه‌ي وسيعي داشته و از سازمان‌هاي بزرگ تا يك فرد مي‌توانند از آن استفاده كنند و بدين ترتيب امكان خوبي بار مشتريان فراهم خواهد شد تا بدون مراجعه‌ي حضوري به سازمان‌ها به اطلاعات و يا در موارد مد نظر خود دست يابند.

وي، در مورد انواع سرويس‌هاي شبكه‌ي هوشمند، گفت: ‌ارائه‌ي مشاوره توسط گروه‌هايي مانند پزشكان و يا دريافت اطلاعات شهري مانند رستوران‌ها و ‌دريافت شماره‌ي اختصاصي كه از طريق آن مي‌توان در هر كجاي شبكه به ارتباطات دست يافت از ديگر خدمات اين شبكه است.

وي، ادامه داد: ‌انجام راي‌گيري تلفني و يا ايجاد پست صوتي از ديگر خدماتي است كه حتي در مواقعي كه فرد فاقد تلفن است ‌مي‌تواند با خريداري صندوق صوتي به پيام‌هاي خود دست يابد و حتي از طريق تماس با تلفن همگاني مي‌تواند به صندوق پيام خود دسترسي پيدا كند.

وي در مورد تعرفه‌ها، گفت: تعرفه‌هاي پيشنهادي بسيار پايين و بعضا رايگان هستند، به عنوان مثال هزينه‌ي برقراري free phone سالانه 10 هزار تومان و راي‌گيري الكترونيكي براي هر راي‌گيري 20 هزار تومان است.

در نهايت 80 درصد از درآمد ناشي از استفاده از سرويس‌ها حق السهم شركت مشاوره و 20 درصد هم به خاطر ايجاد شبكه و هزينه‌هاي مربوط به نصب و راه‌اندازي و نگهداري به مخابرات تعلق مي‌گيرد، همچنين صورت حساب هر 2 ماه براي آن‌ها صادر خواهد شد.

وي، خاطرنشان كرد: كل تجهيزات شبكه‌ي IN با برگزاري مناقصه با هزينه‌ي 23 ميليارد ريالي از شركت هواوي چين خريداري شد، زيرا شركت‌هاي سازنده‌ي تجهيزات IN در دنيا معدود هستند كه شركت هواوي چين يكي از اين شركت‌ها بود.

وي، ياد آور شد: هر سازمان يا ارگاني كه از سرويس‌هاي شبكه‌ي هوشمند استفاده مي‌كند، بايد از طريق رسانه‌ها و يا ساير موارد نسبت به اطلاع رساني براي مشتريان خود اقدام كند، زيرا مشتريان بايد دقيقا بدانند كه با تماس با شماره‌ي مذكور بايد به ازاي هر دقيقه چه هزينه‌يي پرداخت كند.

وي، خاطر نشان كرد:پيشنهاد داديم تعرفه‌ها براي سازمان‌ها و ارگان‌هاي دولتي در مواردي مانند راي‌گيري رايگان باشد و براي شركت‌هاي خصوصي يا در حوزه‌ي انجام امور تحقيقاتي نيز با مبلغ ناچيز مي‌توان نسبت به اين كار اقدام كرد، اما يك محدوديت زماني براي نظرسنجي يا راي‌گيري در نظر گرفته شده تا هر سازمان براي راي‌گيري در مورد يك موضوع زمان زيادي را صرف نكند و در نتيجه سيستم مخابرات دچار مشكل نشود.

وي، خاطر نشان كرد:‌ قيمت پالس در شبكه‌ي هوشمند با قيمت پالس تلفن معمولي تفاوتي نداشته، براي مكالمات داخل شهري هر سه دقيقه يك پالس و هر پالس نيز حدود 42 ريال مي‌باشد.

وي، خاطرنشان كرد: تجهيزات خريداري شده از شركت هواوي چين توسط خود پرسنل مخابرات و با نظارت شركت خارجي نصب و راه‌اندازي شده است.

خسروي، يادآور شد: سرويس شبكه‌ي هوشمند در حال حاضر در تهران راه‌اندازي شده كه قبلا در چند استان ديگر نيز راه‌اندازي شده بود كه قرار است شبكه‌ي IN كل كشور در مراحل بعدي در سطح كل استان‌ها راه‌اندازي شود.

پيام دبيركلITU به مناسبت روز جهانى مخابرات

ایسنا - اتحاديه‌ى بين‌المللى مخابرات (ITU)، در مراسم جشنى به مناسبت روز جهانى مخابرات متعهد به ايجاد يك جامعه‌ى اطلاعاتى مساوى و منصفانه شد.

به گزارش سرويس ارتباطات ايسنا، “يوشيو اوتسومي“، دبير كل ITU در اين باره اظهار داشت: ارتباطات، حق اصلى بشر است كه اين اتحاديه متعهد مى‌شود آن را به مناطق فقير اطلاعاتى بسط دهد.

وى با بيان اين مطلب افزود: ما در حال بررسى براى ارايه‌ى امكان دسترسى عادلانه‌تر و تساوى بيشتر در برخوردارى از فناورى‌هاى پيشرفته‌ى اطلاعاتى و ارتباطاتى براى ميليون‌ها تن از جوامع فقير اطلاعاتى هستيم كه از ارتباطات پيشرفته بى‌نصيب مانده‌اند.

به گفته‌ى دبيركل ITU، فناورى‌هاى اطلاعاتى و ارتباطاتى قابليت بالقوه‌ى منحصر به فردى براى گسترش قابل ملاحظه‌ به سراسر جهان در دهه‌ى آينده را دارند.

وى خاطر نشان كرد: ITU كه به ايجاد يك پايه‌ى محكم براى جامعه‌ى اطلاعاتى در مقياس جهانى كمك كرده است، اصلاحات فناورى خود را براى مواجهه با چالش‌هاى جديد كه در هر دهه بروز مى‌كند ادامه مى‌دهد.

گفتنى است، اين سازمان همچنين صد و چهلمين سال‌روز تاسيسش را با موضوع ”ايجاد يك جامعه‌ى اطلاعاتى مساوى و زمان اقدام“ جشن مى‌گيرد.

نشست مطبوعاتي نظام صنفي رايانه‌اي و چالشهاي انفورماتيكي اصفهان لغو شد

نشست مطبوعاتي نظام صنفي رايانه‌اي و چالشهاي انفورماتيكي استان اصفهان كه قرار بود روز چهارشنبه با حضور اعضاي منتخب نظام صنفي رايانه‌اي و خبرنگاران فعال در حوزه فناوري اطلاعات برگزار شود، لغو شد.

اين نشست به دليل بروز برخي مشكلات از جمله حاضر نشدن تعدادي از اعضاي منتخب نظام صنفي رايانه‌اي استان اصفهان لغو شد.

هدف از برگزاري اين نشست مطبوعاتي بررسي اهداف و چشم اندازهاي نظام صنفي رايانه‌اي و چالشهاي حوزه فناوري اطلاعات و ارتباطات استان اصفهان اعلام شده بود.

انتخابات نظام صنفي رايانه‌اي استان اصفهان در تاريخ ‪ ۲۴‬فروردين ماه گذشته برگزار شد كه از ميان داوطلبان بخش فروشگاه‌ها سه نفر و از ميان داوطلبان بخش شركتها نه نفر به عنوان اعضاي هيات مديره انتخاب شدند.

با وجود گذشت يك ماه از زمان انتخابات نظام‌صنفي رايانه‌اي استان اصفهان، هنوز صلاحيت منتخبان از سوي شوراي عالي انفورماتيك تاييد و به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان ابلاغ نشده است.

بنا به اظهار برگزاركنندگان با لغو شدن نشست مطبوعاتي امروز، برگزاري اين برنامه به تاريخ يكشنبه اول خرداد ماه سالجاري موكول شد.

ضريب نفوذ تلفن ثابت ايران از متوسط جهاني فراتر رفت

تعداد تلفن‌هاي ثابت ايران از ‪ ۱۵‬ميليون و ‪ ۳۴۰‬هزار شماره در سال ‪۸۲‬ به ‪ ۱۷‬ميليون و ‪ ۷۹۸‬هزار و ‪ ۸۰۹‬شماره در پايان سال ‪ ۸۳‬افزايش يافت.

روابط عمومي شركت مخابرات‌ايران،به مناسبت هفته ارتباطات و فرارسيدن ‪ ۲۷‬ارديبهشت، روز جهاني مخابرات ، اعلام كرد: ضريب نفوذ تلفن ثابت مخابرات كشور از ‪ ۲۳/۶‬شماره به ازاي هر ‪ ۱۰۰‬نفر در پايان سال ‪ ۸۲‬به ‪ ۲۶/۳۲‬شماره در پايان سال ‪ ۸۳‬رسيد كه اين رقم از متوسط ضريب نفوذ تلفن ثابت جهان فراتر مي‌باشد.

شبكه تلفن همراه در پايان سال ‪ ۸۲‬داراي سه ميليون و ‪ ۴۵۰‬هزار مشترك بود كه اين تعداد با عملكردي معادل يك ميليون و ‪ ۶۳۰‬هزار شماره در سال ‪۸۳‬ به پنج ميليون و ‪ ۷۵‬هزار شماره درحال حاضر رسيد.

شبكه تلفن همراه كشور هم‌اكنون با افزايش بيش از ‪ ۱۰‬هزار كيلومترجاده، ‪ ۸۵۱‬شهر را تحت پوشش دارد و همچنين درهمين راستا ترتيبي اتخاذ شده است كه مسافران به مقصد ‪ ۳۷‬كشور جهان با تلفن همراه خود ارتباط تلفني برقرار كنند.

اين گزارش مي‌افزايد : در پايان سال ‪ ، ۸۲‬براي ‪ ۳۳۱‬شهر شبكه انتقال اطلاعات ايجاد شده كه اين رقم در پايان سال ‪ ۸۳‬به ‪ ۵۱۴‬شهر افزايش يافته است.

تاپايان سال ‪ ۸۲‬تعداد ‪ ۴۰‬هزار و ‪ ۱۰۹‬روستا داراي ارتباط مخابراتي بوده است كه در سال ‪ ۸۳‬تعداد سه هزار و ‪ ۷۰۰‬روستاي ديگر نيز به شبكه ارتباطي - مخابراتي كشور پيوست.

اين گزارش مي‌افزايد: درمقطع زماني ‪ ۷۶‬تا ‪ ۸۳‬بيش از ‪ ۲۸‬هزار و ‪۲۴۰‬ كيلومتر فيبرنوري در سطح شبكه مخابراتي كشور اجرا شده است و در حال حاضر حدود ‪ ۳۰‬هزار كيلومتر فيبرنوري در سطح شبكه مخابراتي كشور اجرا شده كه در آينده نزديك به اين رقم به ‪ ۴۵‬هزار كيلومتر فيبرنوري افزايش مي‌يابند.

تعداد نقاط داراي ارتباط بين شهري كشور از پنج هزار و ‪ ۱۶۸‬نقطه در انتهاي سال ‪ ۸۲‬به شش هزار و ‪ ۲۸۰‬نقطه در پايان سال ‪ ۸۳‬رسيده است.

تعداد كانال‌هاي انتقال از ‪ ۶۳۲‬هزار كانال در پايان سال ‪ ۸۲‬به بيش از يك ميليون كانال در پايان سال ‪ ۸۳‬رسيده است.

تعداد ترانك بين شهري از ‪ ۵۰۷‬هزار درانتهاي سال ‪ ۸۲‬به ‪ ۵۷۰‬هزار ترانك تا پايان سال ‪ ۸۳‬رسيده است.

تعداد تلفن‌هاي شهري و راه دور در پايان سال ‪ ۸۲‬به ترتيب ‪ ۱۱۴‬هزار و ‪ ۴۲۳‬و ‪ ۳۰‬هزار و ‪ ۳۷۲‬دستگاه‌بوده است كه اين تعداد در پايان سال ‪ ۸۳‬به ‪۱۲۶‬ هزار و ‪ ۱۵۴‬و ‪ ۴۴‬هزار و ‪ ۷۰۹‬دستگاه افزايش يافته است.

May 18, 2005

ایجاد دیتا سنتر در کشور عملیاتی شد

ITanalyze.ir- بعد از ظهر امروز و با اعطای مجوز راه اندازی مراکز داده (دیتاسنتر) به سه شرکت داخلی موضوع ایجاد دیتا سنتر و هاستینگ ملی عملیاتی شد.
در ابتدای این مراسم دکتر صدری معاون وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات با ارایه گزارشی از روند اعطای مجوز راه اندازی دیتا سنتر در کشور گفت: برای این منظور 80 شرکت اسناد لازم جهت دریافت مجوز دیتا سنتر را دریافت کرده بودند که از این تعدا نهایتاً 10 شرکت دارای صلاحیت فنی و غیر فنی لازم بودند.
وی گفت: لذا از این 10 شرکت نیز طی یک قرعه کشی سه شرکت داده سامانه فناوا، داده پردازی ایران و پارس آنلاین برنده جوایز و تاسیس مراکز داده شدند.
به گفته صدری این شرکت ها هر کدام مبلغ 5/1 میلیارد تومان ضمانت نامه اجرای طرح را به شکل تضمین در اختیار وزارت ارتباطات قرار داده و طی 4 تا 6 ماه موظف به راه اندازی مرکز دیتا سنتر هستند.
صدری در خصوص تسهیلات و تعهدات وزارت ICT به این شرکت ها نیز گفت: ارایه ارتباطات تا دو سال با تخفیف ویژه، ارایه ارتباطات Point to Point ، ارایه انتقال فیبر نوری به صورت رایگان و همچنین ارایه وام 5/1 میلیارد تومانی با بهره 10 درصد ازجمله تعهدات و تسهیلات حمایتی وزارتخانه در قبال شرکت ها محسوب می شود.
رییس مرکز تحقیقات مخابرات همچنین در خصوص شرایط لغو امتیاز این شرکت ها گفت: عدم حفظ حریم خصوصی مردم، عدم رعایت موضوع مالکیت معنوی و عدم اجرای تعهدات موجب لغو مجوز شرکت ها خواهد شد که این اتفاق نیز با تذکرات متعدد قبلی همراه خواهد بود.
وی در پاسخ به این پرسش که آیا تاخیر در اجرای پروژه نیز از جمله موارد لغو قرارداد محسوب می شود یا نه گفت: موضوع مثل وضعیت شرکت های PAP نخواهد بود از سوی دیگر خود این شرکت ها به علت ضمانت بالایی که هم اکنون در اختیار ما گذاشته اند بیش از هرکس دیگری نگران و پیگیر کار خواهند بود.
اما از جمله نکات قابل تامل در خصوص قرارداد شرکت های دیتا سنتر این است که این شرکت ها هستند که خدمات خود را ارزش گذاری می کنند و وزارت ارتباطات هیچ نقشی در نرخ گذاری خدمات ارایه شده از سوی این شرکت ها ندارد.
صدری همچنین در خصوص موضوع ورود شرکت های دولتی در زمینه دیتا سنتر گفت: این شرکت ها فقط باید ردبخش دولتی حضور داشته باشند و از فعالیت در سایر موارد منع شده اند.
اما صدری در ادامه به نکته مهمی اشار کرد و گفت: اصولا اقدام شرکت های دولتی در عرصه ایجاد دیتا سنترها نوعی هزینه موازی و بی مصرف به شمار می رود.
وی افزود: تا کنون بیشتر از 6 وزارتخانه در کشور از حدود 2 تا 3 سال قبل اقدام به ایجاد دیتا سنتر کرده اند که این مراکز هم اکنون بی استفاده مانده اند، چرا که این مراکز به سرمایه گذاری های سنگین نیاز دارند ودائماً باید برای آنها هزینه کرد.
مراکز داده به مجموعه اى از سرويس دهنده ها، زيرساختارهاى ارتباطى و تجهيزات دسترسى که به منظور ارائه ، نگه دارى و پشتيبانى از ميزبانى سرويس هاى اينترنتى بکارگرفته شده اند گفته مي شود.
به همين دليل ميتوانيم بگوييم خدمات ميزبانى وب و ساير سرويس هاى اينترنتى نظير Emailو FTP، اصليترين نقش يک IDCاست .
در حال حاضر با رشد سريع اينترنت بر تعداد مراکز داده نيز روز به روز افزوده مي شود. تمرکز مراکز داده به دليل نياز به خطوط با سرعت زياد در کشورهايى مانند آمريکا که سرعت زياد در دسترس است بيشتر است .
لازم به ذکر است ایجاد مراکز دیتا سنتر با توجه به فراهم آوردن زمینه لازم برای هاستینگ (میزبانی) وب سایت های داخل کشور از اهمیت بالای برخوردار بوده و به این ترتیب ضمن ایجاد زمینه ورود مطمئن تر سازمان های دولتی به فضای مجازی اینترنت د رموارد خاص همچون عدم پذیرش سایت های ایرانی روی هاست های خارجی نیز نقش مهمی دارد.

data-center.JPG

سايت آي تي ايران 5 ساعت از كار افتاد

ITanalyze.ir - سايت خبري فناوري اطلاعات آي تي ايران امروز به مدت 5 ساعت دچار اختلال شد يه نحوي كه متن هاي داخل اين سايت قابل دستيابي نبود.
شهرام شريف مدير سايت آي تي ايران علت اين امر را ناشناخته عنوان كرد و گفت:در حال بررسي هستيم چون هنوز علت بروز اين مشكل براي ما نامعلوم است.
وي در عين حال احتمال وقوع يك حمله به اين سايت خبري را منتفي دانست و افزود: اگر با يك حمله مواجه بوديم احتمالاً اطلاعات حذف مي شد ولي چنين اتفاقي نيافتاده.
اين سايت از ساعت 30/9 تا 45/13 امروز با اشكال مواجه شده بود.سايت آي تي ايران يه تازگي وارد سومين سال فعاليت خود شده و طي اين مدت با حملات زيادي مواجه شده است.

May 17, 2005

اتحاد 15 هیات مدیره نظام صنفي رايانه اي تهران شدند

ITanalyze.ir – در میان اعتراض تعدادی از شرکت ها در خصوص نحوه برگزاری انتخابات نظام صنفی رایانه ای، این انتخابات برگزار شد و سرانجام این اتحاد موسوم به 15 و به تعبیری هیات مدیره فعلی انجمن شرکت های انفورماتیک به عنوان اعضای هیات مدیره نخستین دوره این انتخابات شدند.
در جلسه شب گذشته اگرچه از ابتدای آن چند تن از نمایندگان شرکت ها به اعتراض پراکنده به نحوه برگزاری این انتخابات پرداختند ولی مشکل اصلی از لحظه تفسیر یک بند قانونی در خصوص به حد نصاب رسیدن و رسمیت جلسه به اوج خود رسید. برخی از شرکت ها خواستار به تعویق افتادن این انتخابات به علت به حد نصاب نرسیدن قانونی بودند و برخی دیگر نیز چنین برداشتی نداشته و خواستار ادامه کار بودند این موضوع نیز تا آنجا پیش رفت که سپهری راد رییس شورای عالی انفورماتیک بند مذکور را اینگونه تفسیر کرد که کار برگزاری انتخابات باید ادامه یابد.
به همین منظور مخالفان برگزاری جلسه را ترک کردند و در خارج از سالن برگزاری انتخابات جلسه دیگری شکل گرفت. جلسه ای که در آن مسایلی همچون شکایت از سپهری راد به علت دخالت در این امر، شکایت به مراجع قانونی به علت برگزاری آنچه از نظر این گروه انتخابات غیر قانونی عنوان می شد، صدور بیانیه و....
به همین منظور صبح امروز جلسه ای در اتاق بازرگانی در حال برگزاری است تا مخالفان جمع بندی های نهایی خود را در این زمینه انجام دهند.
انجمن شرکت های انفورماتیک بزرگ تر شد
اثنی عشری، بحری، برادران، خادمی، خوانساری، ذوالفقاریان، رحمتی، سعادت، سعیدی، علی پور، فروردین، مرتضوی، مظلوم، ناظمی و هاشمی از جمله اعضای اتحاد 15 بودند که با لب خندان از جلسه انتخابات دیشب خارج شدند. این افراد نیز اکثراً از اعضای هیات مدیره انجمن شرکت های انفورماتیک به شمار میروند که توانستند با اختلاف مناسبی از سایر رقبای خود برنده نهایی باشند. به این ترتیب و به تعبیری انجمن شرکت های انفورماتیک بزرگتر از قبل شد.
اگرچه مظلوم رییس انجمن شرکت های انفورماتیک می گوید ما در حال بررسی برای منحل کردن انجمن هستیم و معتقدیم که باید یک صنف قوی وفعال در این حوزه حضور داشته باشد.
اما مخالفان برگزاری انتخابات نیز می گفتند شاید اگر انتخابات یک ماه دیگر نیز برگزار می شد همین افراد انتخاب می شدند ولی اعتراض ما نسبت به سرعت و نحوه برگزاری این انتخابات است.

May 16, 2005

اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات نظام صنفی رایانه ای

شب گذشته و در جلسه ای با حضور شصت و یک نماینده از شرکت های انفورماتیکی، اتحادیه صادرکنندگان نرم افزار، سندیکای تولید کنندگان نرم افزار، مجمع ناشران الکترونیک و انجمن آموزشگاه های رایانه ای کشور، حاضران ضمن اعتراض به نحوه برگزاری انتخابات نظام صنفی رایانه ای اقدام به صدور یک بیانیه کردند.
در این بیانیه پس ار دریافت نظرات، پیشنهادات و انتقادات حاضران، روی سه موضوع توافق نظر حاصل شد.
1-از متولی اصلی تشکیل دادن نظام صنفی رایانه ای درخواست می گرددانتخابات روز دوشنبه 26/2/84(امروز) به منظور انتخاب هیات مدیره صورت نپذیرفته و برای مدت حداقل یک ماه به تاخیر بیافتد.
2-در خلال دوره تاخیر با همفکری و تبادل نظر با سایر تشکل های قانونی شرایط مشارکت و همکاری سایر فعالین IT کشور ایجاد گردد.
3-آیین نامه اتخابات موجود مجدداً مورد بررسی قرار گرفته و امکان تشریک مساعی کلیه فعالین ایجاد گردد.
لازم به ذکر است انتخابات دور بعد هیات مدیره نظام صنفی رایانه ای سه سال بعد خواهد بود. همچنین به نظر می رسد جلسه امروز انتخابات نظام صنفی رایانه ای با اعتراضاتی همراه شود.

May 15, 2005

رقابت در انتخابات نظام صنفي رايانه‌اي

علی شمیرانی - ساعت 16 فردا در محل سالن حجاب واقع در خيابان حجاب یک انتخابات مجمع عمومي موسس نظام صنفي رايانه‌اي استان تهران برگزار می شود تا اصناف، انجمن ها و اتحادیه های موجود در بخش فناوری اطلاعات کشور برای نخستین بار زیر یک سقف جمع شوند.
این اتفاق نیز به موجب ماده (12) قانون حمايت از حقوق پديد آورندگان نرم‌افزارهاي رايانه‌اي انجام می پذیرد که در آن چنین آمده" به منظور حمايت عملي از حقوق ياد شده در آن، نظم بخشي و ساماندهي فعاليت‌هاي تجاري رايانه‌اي مجاز، نظام صنفي رايانه‌اي توسط اعضاي صنف ياد شده به وجود مي‌آيد."
از جمله نکات مهم در تشکیل این نظام صنفی به ماده 4 اساسنامه آن باز می گردد که در آن آمده است "عضويت در اين نظام صنفي براي كليه فعالين صنف الزامي است و كساني كه بدون اخذ مجوز فعاليت از اين نظام صنفي به فعاليت بپردازند، مشمول مجازات‌هاي مربوط به تخلفات صنفي مذكور در قانون امور صنفي مصوب اسفندماه 1382خواهند بود."
پس موضوع برای بخش خصوصی از اهمیت بالایی برخوردار است. در این خصوص نیز انجمن شرکت های انفورماتیک به عنوان یک صنف فراگیر و فعال، تقریباً ابتکار عمل را در دست گرفته و بر اساس شنیده ها بسیار منسجم و با برنامه ریزی در این انتخابات شرکت خواهد کرد و به همین منظور شنیده شده که انجمن شرکت های انفورماتیک یک ائتلاف تشکیل داده و با شعار وبرنامه وارد عمل خواهد شد.
اما از سوی دیگر سایرین نیز بیکار نمانده و با تشکیل ائتلاف قصد دارند فردا حضور فعالی در انتخابات داشته باشند. اگرچه شنیده ها حکایت از آن دارند که ائتلاف انجمن شرکت های انفورماتیک از شانس به مراتب بیشتری نسبت به سایرین برخوردار است. این درحالی است که برخی نیز نسبت به پیشرفت کار معترض بوده و حتی صحبت از تحریم این انتخابات به گوش می رسد. این افراد معترض نیز خواستار به تعویق افتادن زمان انتخابات مثلاً تا حدود سه ماه دیگر هستند.
در همین خصوص این تعداد از شرکت های معترض غیرعضو انجمن شرکت های انفورماتیک قصد دارند تا امروز طی جلسه ای موضوع حضور یا عدم حضور خود در این انتخابات را بررسی کنند. به هرحال باید منتظر ماند تا فردا که نتایج این انتخابات معلوم شود.
اما دراین خصوص جای طرح یک پرسش نیز وجود دارد که چگونه با وجود نظام صنفي رايانه‌اي، چگون انجمن صنفی ISP ها در حال ایجاد یک اتحادیه هستند؟

May 14, 2005

فناوری اطلاعات چیز خوبی است!

علی شمیرانی - امروز در سمینار هم اندیشی ملی مشارکت در همایش اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی واقعاً مطالبی از سوی سخنرانان مطرح شد که به هیچ وجه در حد واندازه نام این سمینار نبود. در حقیقت اکثر سخنرانان از خوبی IT و این که این فناوری چه قدر خوب است و ما ناگزیر از حرکت به سمت آن هستیم، اینکه ما باید IT را محور برنامه های خود قرار دهیم، اینکه دستگاه ها باید حضور فعالی داشته باشند وکلی حرف های تکراری و به اعتقاد من نا مربوط با موضوع جلسه.
دیگه کم مونده بود یکی بیاید و بگوید IT در حقیقت مخفف کلمه information technology است و یعنی فناوری اطلاعات!چیزی که من در این جلسه در نیافتم و بیشتر به همین خاطر نیز در آنجا حضور پیداکرده بودم به نحوه برگزاری این همایش در تهران، مفاد نقطه نظرات تهران، طرح یا پیشنهاد جدیدی جهت ارایه از سوی ایران و مسایلی از این دست بود. در حقیقت هم اندیشی چیزی بود که شاید تنها حدود یک ساعت از وقت را به خود اختصاص داد چون اصولاً چیزی برای هم اندیشی وجود نداشت و دکتر جلالی هم که پانل را اداره می کرد با این پرسش وارد بحث شد که " خوب برای شروع بهتر از یکی از حضار داوطلب شده و یک سوال طرح کند تا وارد بحث شویم!"
و خب خوب می شد فهمید که جلسه موضوعی برای هم اندیشی نداشت و انگار داشتند وقت جلسه را پر می کردند. به هر حال خسته نباشید!

سمینار هم اندیشی اجلاس منطقه ای WSIS تهران نیمه کاره برگزار شد

ITanalyze.ir - سمینار هم اندیشی ملی مشارکت در همایش اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی منطقه آسیا و اقیانوسیه که قرار بود تا ساعت 45/16 امروز ادامه یابد نیمه کاره ماند.
بر اساس این گزارش این سمینار به علت عدم حضور و استقبال کارشناسان به جای ساعت برنامه ریزی شده و مقرر(45/16)در ساعت 30/13 به کار خود پایان داد. این سمینار در شرایطی برگزار شد که صبح امروز کار خود را با حضور قریب به 50 نفر آغاز کرد که تا قبل از ظهر این تعداد به حدود بیست نفر کاهش یافت.
به این ترتیب ادامه این نشست که شامل موضوعاتی همچون بیان نظرات NGO های ایرانی ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه Rural ICT ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه جامعه اطلاعاتی ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه internet governanceبرگزار نشد. اگرچه این موضوع موجب گلایه حضار و برگزارکنندگان این سمینار شد که چرا با وجود اهمیت موضوع و پیگیری های انجام شده برای برگزاری نشست منطقه ای تهران کارشناسان و مسوولان استقبال شایسته ای به عمل نیاوردند.
بر اساس این گزارش در نشست مذکور از حدود 150 نفر از کارشناسان و مسوولان از جمله افراد حاضر در فاز اول اجلاس WSIS دعوت به عمل آمده بود که یک سوم این تعداد نیز در این جلسه حاضر نشدند.
برخی از حضار نیز اطلاع رسانی ضعیف در این خصوص را عامل نحوه برگزاری نا مناسب این نشست عنوان کردند.

موضع نهایی انجمن در قبال الکامپ اعلام می شود

ITanalyze.ir - یک مقام آگاه در انجمن شرکت های انفورماتیک از اعلام نظر نهایی این انجمن در قبال برگزاری یازدهمین دوره نمایشگاه الکامپ خبر داد.
این مقام آگاه با اشاره به بی نتیجه ماندن مذاکرات و تلاش های انجمن برای یافتن راه حلی در خصوص نحوه برگزاری الکامپ با مسوولان شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی گفت: انجمن در آخرین اقدام خود در نظر دارد با یکی از مقامات شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی به مذاکره و گفت و گو بپردازد که در صورت بی نتیجه ماندن این اقدام، انجمن شرکت های انفورماتیک نیز با انتشار نامه ای سرگشاده به اعلام صریح نظرات و مواضع خود در خصوص برگزاری نماشگاه الکامپ خواهد پرداخت.
گفتنی است تا کنون تلاش ها و اقدامات انجام شده در خصوص رفع اختلاف ها در برگزاری الکامپ بی نتیجه مانده است.

الکامپ هنوز در بلاتکلیفی به سر می برد

ITanalyze.ir - با آنکه طی روزهای گذشته اخبار و اطلاعات متعددی مبنی بر انجام مذاکراتی میان انجمن شرکت های انفورماتیک و مسوولان شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی در مطبوعات و سایت های مختلف مطرح شد اما شواهد نشان می دهد که این موضوع به سرانجام روشنی نرسیده است.
بر این اساس شنیده شده که تاکنون اصلاً نشستی میان طرفین یعنی میان انجمن شرکت های انفورماتیک و مسوولان شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی برگزار نشده است.از سوی دیگر شرکت سهامی نمایشگاه های بین المللی نیز هیچ آمار و اطلاعاتی از نحوه برگزاری الکامپ یازدهم منتشر نکرده که این موضوع خود می تواند دلیلی بر عدم استقبال از این نمایشگاه باشد. کما این که بر اساس آمارانجمن شرکتهای انفورماتیک تا کنون تنها 14 عضو این انجمن در این نمایشگاه ثبت نام کرده اند.
همچنین به نظر می رسد که رایزنی ها و پادرمیانی انجام شده از سوی برخی از مقامات و مسوولان جهت حل اختلاف این دو نهاد همچنان موثر نیافتاده و اختلافات همچنان پابرجاست. به هر حال آنچه فعلاً مانده بلاتکیفی در برگزاری این نمایشگاه است و سکوت طرفین دلیل اصلی این موضوع است.

زمان افتتاح دفاتر خدماتICT روستايي به تعويق افتاد

مجري پروژه‌ي ICT روستايي گفت: دفاتر خدمات ICT روستايي به خاطر آماده نبودن در برخي استان‌ها و به خاطر پرهيز از افتتاح‌هاي جداگانه، در هفته‌ي ارتباطات افتتاح نخواهد شد.
مهندس “رسول آذرخويش“ در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس فناوري اطلات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اظهار داشت: در اظهارات قبلي از افتتاح بخشي از دفاتر خدمات ICT روستايي در هفته‌ي ارتباطات خبر داده شده بود، ‌اما با توجه به متمركز بودن پروژه و اينكه افتتاح همه‌ي دفاتر در كنار هم و اتصال آن‌ها به شبكه‌ي دولت معني‌دار بود، تصميم‌ گرفته شد تا دفاتر به صورت تك تك در هفته‌ي ارتباطات افتتاح نشوند.
وي ادامه داد: در حال حاضر استان‌ها، به محض انتخاب پيمانكار آمادگي خود را اعلام مي‌كنند كه تا كنون استان‌هاي آذربايجان غربي و شرقي، اردبيل، گلستان، سمنان و كرمان مراحل اول كار خود را تكميل و اعلام آمادگي كردند بنابراين فكر مي‌كنم ظرف 10 روز آينده به نتايج مشخصي دست يابيم.
آذرخويش ادامه داد: هدف‌گذاري طرح تجهيز دفاتر خدمات ارتباطي براي 10 هزار دفتر بود كه در 30 استان مي‌بايست راه‌اندازي شود. در حال حاضر اقدامات لازم در وزارت ارتباطات در دست اقدام است.
وي همچنين اظهار داشت: طرح پيشخوان دولت هفته‌ي گذشته به استحضار هيات دولت رسانده شد كه اميدواريم با همكاري ارگان‌هاي دولتي، اقدام مناسبي در راستاي ارائه‌ي خدمات آنلاين دولت باشد. همچنين اميدواريم اين كار با همكاري سازمان مديريت و برنامه‌ريزي به صورت بخشنامه و دستورالعمل جهت همكاري ساير سازمان‌ها جهت ارائه‌ي خدماتشان صورت بگيرد.
وي خاطرنشان كرد: شايد در مرحله‌ي اول 6 هزار و 200 دفتر و در مرحله‌ي دوم 3 هزار و 700 دفتر راه‌اندازي شود، كه به تناسب آمده شدن و انتخاب كارگزاران و بكارگيري نيروي انساني در دفاتر تجهيز شده، وارد حلقه خواهند شد.

استان تهران بالاترین ضريب نفوذ تلفن ثابت و همراه را دارد

روابط عمومي شركت مخابرات ايران براساس گزارش رسيده از سوي دفتر برنامه‌ريزي و كنترل پروژه‌هاي اين شركت، رتبه‌بندي استان‌ها‌ي كشور در خصوص ضريب نفوذ تلفن ثابت، همراه و روستايي را اعلام كرد.

به گزارش سرويس ارتباطات ايسنا در اين اطلاعيه آمده است: بيشترين ضريب نفوذ تلفن ثابت و همراه مربوط به استان تهران با ضريب نفوذ به ترتيب ‌٧٥/٣٩ و ‌٢٣/١٧ درصد مي‌باشد، استان قم نيز با ‌٧٨/٢٥ درصد، بيشترين ضريب نفوذ تلفن روستايي را در كل كشور داراست.

در خصوص ضريب نفوذ تلفن ثابت، استان مازندران و آذربايجان شرقي به ترتيب با ‌٣٣/٣٤ و ‌٤٤/٣٣ درصد در رتبه‌هاي دوم و سوم جاي دارند.

همچنين در خصوص ضريب نفوذ تلفن همراه بعد از استان تهران، استان اصفهان با ‌٣٤/٩ و استان يزد با ‌٨٦/٨ درصد به ترتيب در رتبه‌هاي دوم و سوم قرار دارند.

گفتني است، استان مازندران با ‌٠٣/٢٣ و استان اصفهان با ‌٥٠/٢١ درصد، بعد از استان قم در جايگاه دوم و سوم بيشترين ضريب نفوذ تلفن روستايي را دارا هستند.

فعالان صنعت IT کجا هستند؟

علی شمیرانی - امروز(شنبه 24 اردیبهشت ماه) سمینار هم اندیشی ملی مشارکت در همایش اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی در مرکز تحقیقات مخابرات برگزار شد و زنگ خطری جدی برای صنعت فناوری اطلاعات در کشور را به صدا در آورد. در نشستی با این اهمیت خبری از کارشناسان و فعالان حوزه IT نبود. همایش صبح با حضور کمتر از 50 نفر آغاز به کار کرد و به ظهر نرسیده کمتر از بیست نفر در سالن حاظر بودند که این موضوع با انتقاد و گلایه حضار و برگزارکنندگان مواجه شد.
به گفته دکتر صدری در این نشست از افراد حاظر در فاز اول اجلاس WSIS و تنی چند از فعالان IT دعوت شده بود که مجموع آنها می بایست به 150 نفر می رسید. در این اجلاس همچون گذشته افراد همیشگی حضور داشتند افرادی همچون مهندس جهانگرد، دکتر معتمد نژاد، دکتر جلالی و... یعنی همان افرادی که ما گاهاً به طرح ها و برنامه های آنها انتقاد می کنیم. ولی آیا تا به حال شده از خودتان بپرسید اگر همین افراد نبودند وضع مملکت در حوزه IT چگونه بود؟ آیا همین پیشرفت هر چند اندک و به قول بعضی ها ناقص حاصل می شد؟
شاید گفتن این جمله درست نباشد ولی اگر قرار بود هیاتی از ایران به خارج از کشور برود نیز همین تعداد حاضر می شدند؟ اگر همین افراد هم تلاش نمی کردند تا اجلاس منطقه ای WSIS در تهران برگزار شود آنوقت اوضاع چگونه بود؟ آیا اصلاً گوش کسی بدهکار این حرف ها هست؟ به قول مهندس جهانگرد بعضی ها بیرون گود ایستاده اند و تا طرحی به تصویب می رسد شروع می کنند به غر زدن و مصاحبه کردن که بله این طرح دارای چنین و چنان مشکل است.
به هر حال این زنگ خطری است برای وضعیت ICT کشور و باز هم جای شکرش باقی است که همین چند نفری که تعدادشان از انگشتان دست نیز فراتر نمی رود در کشور حاظرند و پیگیر امور هستند. شاید این سوال کمی ناراحت کننده باشد چون برخی از آقایان از اساتید بنده بوده وهستند ولی از مسوولانی که در فاز اول WSIS بودند می پرسم که چرا در این نشست حاظر نشدند و با عرض پوزش از اعضای انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی می پرسم که چرا به جز دکتر معتمد نژاد و یکی دو تن دیگر سایر اعضا در این نشست حضور فعال نداشتند؟

May 11, 2005

14 شرکت عضو انجمن در الکامپ شرکت کردند

ITanalyze.ir – انجمن شرکت های انفور ماتیک با انتشار اطلاعیه ای در سایت خود با انتشار مطلبی با عنوان "این پیروزی بر همه گان مبارک باد" اعلام کرد تنها 14 عضو از بيش از 900 شركت عضو انجمن در فهرست شرکت های داوطلب برای حضور در الکامپ یازدهم حضور دارند.
در این اطلاعیه چنین آمده است:" با فرا رسيدن چهاردهم ارديبهشت ماه آخرين مهلت قانوني ثبت‌نام در نمايشگاه كامپيوتر خردادماه 84 طبق جدول اعلامي به پايان رسيد.
آمار حكايت از آن دارد كه حدود 120 غرفه‌دار با مساحتي كمتر از 6 هزار مترمربع براي حضور در اين نمايشگاه اعلام آمادگي كرده‌اند. براساس تحقيق انجام شده بر روي تركيب غرفه‌داراني كه براي حضور در نمايشگاه ثبت‌نام و يا اعلام آمادگي كرده‌اند، نتايج زير حاصل گرديده است:
1- تنها 14 عضو از بيش از 900 شركت عضو انجمن در اين فهرست حضور دارند.
2- تنها 19 عضو از 931 عضو نظام صنفي رايانه‌اي تهران در اين فهرست حضور دارند.
3- تنها 53 غرفه‌دار از 422 مشاركت‌كننده در نمايشگاه الكامپ دهم، قصد شركت در اين نمايشگاه را دارند.
4- 4 درصد از غرفه‌ها مربوط به مجلات و كانون‌هاي تبليغاتي مي‌باشد.
5- 4 درصد از غرفه‌ها مربوط به سازمان‌ها و نهادهاي دولتي است.
6- 7 درصد از غرفه‌ها مربوط به شركتهاي اينترنتي مي‌باشد.
7- 12 درصد از غرفه‌ها مربوط به سازندگان و فروشندگان UPS است.
8- 14 درصد از غرفه‌ها مربوط به فروشندگان CD و شركتهاي نرم‌افزاري مي‌باشد.
9- مابقي غرفه‌ها نيز دراختيار فروشندگان تجهيزات و قطعات سخت‌افزاري و عرضه‌كنندگان لوازم خانگي نظير جاروبرقي، تلويزيون، تلفن روميزي و... قرار گرفته است.
اين نتيجه مي‌تواند درس عبرت خوبي براي آنان باشد كه هنوز صنف ما را نابالغ تصور و با خيال خام خود با ارائه قيمت‌هاي قابل تأمل (بخوانيد وسوسه انگيز كه از خزانه بيت‌المال بذل گرديده بود)، در فكر ايجاد رخنه در صف به‌هم فشرده صنف هوشيار و غيرتمند فناوري اطلاعات بودند.
خداي بزرگ را سپاسگزارم كه فرصت خدمتگزاري به صنفي را عطا كرده است كه از آزمون ترجيح منافع بلندمدت صنفي به نتايج كوتاه مدت شركتي سرافراز بيرون آمده است.
درود بي‌پايان بر شما كه با همت والاي خود اين پيروزي را به كام صنف شيرين نموده و ثابت كرديد كه طالب عزت و اقتدار صنف و شفافيت در امور هستيد. اين پيروزي كه حاصل كار همگاني و وحدت بي‌نظير است، بر همگان مبارك باد.
ترديدي نيست اين ايثار جمعي توشه‌اي عظيم براي صنف فراهم آورده است كه در مقاطع بعدي و مشكلات احتمالي آتي در هيچ شرايطي هيچ كسي به فكر ايجاد تفرقه در آن نيفتاده و از سر مقابله با آن برنخيزد.
در پايان به جهت سپاس و قدرداني، فهرست شركتهاي عضو انجمن و ديگر شركتها و سازمان‌هايي كه در نمايشگاه گذشته حضور داشته ولي با درك شرايط از همدلي با انجمن مضايقه نكرده و در اين نمايشگاه حضور نيافته‌اند، در سايت انجمن به نشاني www.irica.com قرار گرفته است."

از شبکه مخابرات کشوراستفاده بهینه نمی شود

مسعود فاتح - همشهري - تا كنون 3 برنامه‌ توسعه را در كشور پشت سر گذاشتيم و شاهد بوديم كه در هر كدام از اين برنامه‌ها رويكرد متفاوتي در بخش مخابرات در نظر گرفته شده است. در بخشي از سال‌هاي برنامه‌ اول، توسعه‌ مخابرات بر اساس بودجه‌ دولت بود و برنامه‌ توسعه زيرنظر مجلس انجام مي‌شد، اما در برنامه‌هاي دوم و سوم، بودجه‌ مخابرات از بودجه عمومي منفك شد و مخابرات با اتكا به درآمدهاي خود در مسير توسعه گام برداشت و با توجه به خطوط اصلي توسعه از مجلس برنامه‌هايش را به مرحله اجرا در مي‌آورد. در اين سال‌ها استراتژي توسعه‌ صنعتي، حلقه مفقوده در مسير توسعه مخابرات بود.
نگاهي به آمار و ارقام ارائه شده از سوي مديران مخابرات نشان مي‌دهد كه رشد مخابرات طي اين سال‌‌ها در بحث كمي قابل قبول بوده است، اما عدم رضايتمندي از شبكه فعلي مخابرات در بخش تلفن ثابت، همراه، ديتا و زيرساخت نشانگر اين است كه در كيفيت موفقيت چنداني حاصل نشده است.
از سال‌هاي گذشته تا كنون كه حدود 5/5 ميليون مشترك تلفن همراه از اين دستگاه ارتباطي بهره مي‌برند، شاهد فراز و فرودهايي در شبكه ارتباط سيار كشور بوده‌ايم.
زماني كه پاي شركت‌هاي نوكياي فنلاند، زيمنس آلمان و اريكسون سوئد براي راه‌اندازي شبكه تلفن همراه به كشور ما باز شد، شايد به نظر نمي‌رسيد كه اين شبكه طي سال‌هاي بعد با مشكلات عديده‌اي مواجه شود. عدم آينده‌نگري مديران مخابرات در آن مقطع و تلقي دستگاهي لوكس از اين نياز ارتباطي باعث شد كه با افزايش شمار مشتركان در سال‌هاي بعد، اختلالات در شبكه تلفن همراه كشور رو به ازدياد گذارد. افزايش سطح نارضايتي مردم، مديران مخابرات را بر آن داشت تا از مشاور خارجي استفاده كنند. آنها با دعوت از مشاور انگليسي ايركام كه 40 درصد سهامش در اختيار نوكيا است به مردم قول دادند كه طي مدت زمان كوتاهي اختلالات شبكه به حداقل برسد، اما اين شركت نيز با دريافت مبلغي حدود 17 ميليون دلار نتوانست به وعده‌هاي خود عمل كند.
ثبت نام 6/5 ميليوني از متقاضيان دريافت سيم‌كارت در سال‌هاي بعد، مديران مخابرات را بر آن داشت كه با توسعه‌ شبكه و خريد تجهيزات در قالب مناقصات GC از توان بخش خصوصي داخل كشور نيز استفاده كنند، اما در پشت پرده استفاده از توان داخلي باز هم شركت‌هاي خارجي نوكيا، اريكسون و زيمنس قرار داشتند.
از سوي ديگر، در حالي كه مشتركان تلفن همراه در ساير كشورها استفاده از سرويس‌هاي خدماتي اين وسيله ارتباطي از جمله پيام كوتاه را حق طبيعي خود مي‌دانند، تاكنون مخابرات كشور ما تنها توانسته براي 5/1 ميليون مشترك تلفن‌همراه SMS را فعال كند و براي راه‌اندازي اين خدمت نرم‌افزاري نيز حدود 3 ميليارد تومان از مشتركان دريافت كرده است.
در بخش تلفن ثابت نيز طي 3 سال گذشته بيش از 5 ميليون خط سوئيچ از شركت‌هاي خارجي خريداري شده كه بخشي از آن سهم شركت‌هاي چيني بوده است. گفتني است همين تجهيزات مخابراتي در داخل كشور نيز توليد مي‌شده و در اين خريدها قانون حداكثر استفاده از توان داخلي مورد بي‌مهري واقع شده است. در حال حاضر نيز مناقصه‌هايي براي خريد سوئيچ‌هاي ثابت كم‌ظرفيت از خارج كشور در مخابرات استان‌ها در حال برگزاري است و قرار است كارشناساني از استان‌هاي كشور جهت آموزش اين سيستم‌هاي مخابراتي راهي خارج از كشور شوند.
بازار نابسامان اينترنت، وابستگي نرم‌افزاري ديتاي مخابرات به شركت‌هاي خارجي، و عدم توفيق در اجراي پروژه‌هايي مانند ديتاسنتر ملي، مويد ناكارآيي مخابرات در حوزه اينترنت است.
در بخش زيرساخت كه پايه‌اي‌ترين بخش ارتباطات هر كشور است، با استناد به آمار و ارقام مديران مخابرات، ظاهرا در بعد كمي موفق بوده‌ايم. طبق برنامه سوم بايد زيرساخت خطوط ارتباطي تلفن ثابت از 5/8 ميليون به 15 ميليون، تلفن همراه از 600 هزار به 3 ميليون و ظرفيت كانال‌هاي ارتباطي از 480 هزار به يك ميليون و 80 هزار مي‌رسيد. مستندات نشان مي‌دهد كه در آمار و ارقام در برخي موارد جلوتر از برنامه نيز حركت شده است، اما درصد برقراري ارتباطات موفق كه كمتر مورد استناد واقع شده است بيانگر عدم دستيابي به كيفيتي مطلوب در شبكه‌ي مخابرات است.
توسعه نامتوازن شبكه زيرساخت و فعال‌سازي مناطق اضطراري شبكه براي استفاده‌ از حداكثر توان، ايرادات وارد به پايه‌اي‌ترين بخش ارتباطي كشور است.
ضريب موفقيت مكالمات بين‌شهري پيش از برنامه سوم 35 درصد بود كه اين رقم بايد تا پايان برنامه سوم به 78 درصد مي‌رسيد، اما با پايان اين برنامه، رقم واقعي ضريب موفقيت مكالمات پايين‌تر از ميزاني است كه بايد در اين نقطه به آن دست مي‌يافتيم، در حالي كه استانداردهاي جهاني در اين بخش بالاي 70 درصد است. همچنين اين رقم قرار بود در بخش ارتباطات داخل شهري به 90 و ارتباطات بين‌الملل به 80 برسد كه آمار فعلي پايين‌تر از ميزان مقرر در برنامه است.
در نهايت مي‌توان گفت به اندازه‌اي كه در بخش مخابرات كشور سرمايه‌گذاري شده، شاهد بهره‌برداري كيفي از شبكه نيستيم.

communication.jpg

May 10, 2005

برنامه های سمینار هم اندیشی اجلاس منطقه ای WSIS تهران اعلام شد

ITanalyze.ir - برنامه های سمینار هم اندیشی ملی مشارکت در همایش اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی منطقه آسیا و اقیانوسیه اعلام شد.
براساس این گزارش در این سمینار و پس از رییس نشست(دکتر صدری)، وزیر ارتباطات و بعد از وی دبیر شورای عالی اطلاع رسانی به سخنرانی خواهند پرداخت. در ادامه برنامه کمیته راهبردی همایش، پیش نویس های اسناد تهیه شده و بیانیه انجمن ایرانی مطالعات جامعه اطلاعاتی مرور خواهد شد.
بیان نظرات NGO های ایرانی ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه Rural ICT ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه جامعه اطلاعاتی ، مرور چارچوب و معرفی کارگاه internet governanceاز بخشهای دیگر این سمینار هم اندیشی محسوب می شوند.
در ادامه نیز در ادامه نیز تولیدات و محتوای در دست تهیه وزارت ICT و شورای عالی اطلاع رسانی معرفی شده و مورد مشورت قرار می گیرد. سمینار هم اندیشی ملی مشارکت در همایش اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی منطقه آسیا و اقیانوسیه 24 اردیبهشت ماه جاری و با حضور مسوولان و کارشناسان مربوطه برگزار می شود.

May 09, 2005

مدیرانی که سابقه عملکردشان را باید به خاطر سپرد

علی شمیرانی - نمیدانم این به خاطر انتخابات و جابجایی قدرت در کشور است یا چیز دیگر ولی حقیقت ماجرا این است که به نظر می رسد برخی از مسوولان در حوزه IT در برابر انواع انتقادات به نوعی واکسینه شده اند.
اگرچه شاید بتوان این موضوع را به شکل دیگری نیز تعبیر کرد و گفت مسوولان گوش شنوای خود را از دست داده اند و یا به علت تعدد شغلی کارهایی مهم تر از رسیدگی به مسایل IT دارند. در این مورد آخر نمونه های زیادی را میتوان یافت. مسوولانی که بیشتر سیاسی کار هستند تا آی تی من. این دسته از مسوولان را کمتر می توان در میان خبرنگاران حوزه IT و محافل مربوطه یافت و جالب تر آنکه معلوم نیست چه کسی به کم کاری و مشکلات موجود در دستگاه مربوطه رسیدگی خواهد کرد.
به هر حال رسالت مطبوعات امری تعریف شده و محدود است ولی آنچه می ماند سابقه ای تاریخی از دوران مسولیت این مدیران در صفحه جراید و حافظه روزنامه نگاران است. مدیرانی که در طول مسوولیت خود فقط حرف و شعار تحویل دادند و مسوولیت نقص در طرح های خود را نپذیرفتند. نام این مدیران و سوابقشان قطعاً در یادها خواهد ماند. این را هم بگویم که هنوز برای نقد و نام بردن از این دسته از مدیران کمی زود است و ایشان هنوز هم دارای مسوولیت بوده و باید نقد را به زمانی حدود چند هفته دیگر موکول کرد.

قرارداد توسعه شبكه بهره‌بردار اول تلفن همراه نهايي شد

ایرنا - قرارداد توسعه ‪ ۴/۵‬ميليون شماره‌اي شبكه بهره‌برداراول تلفن همراه، صبح دوشنبه باحضور وزيرارتباطات وفناوري‌اطلاعات ميان مديران ارشد شركت مخابرات ايران و مديران كنسرسيوم برنده اين مناقصه امضا و نهايي شد.
وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات در حاشيه امضاي قرارداد توسعه ‪۴/۵‬ ميليون شماره‌اي شبكه بهره‌بردار اول تلفن همراه، تشكيل پيمانكاران عمومي در صنعت مخابرات و امضاي چنين قراردادهايي را نتيجه اقدامات صورت گرفته طي سالهاي اخير و پيش بيني‌هاي صورت گرفته از سوي قانونگذاران در برنامه سوم توسعه عنوان كرد.
دكتر "سيداحمد معتمدي" با ابراز خشنودي در تشكيل مجموعه قدرتمندي در بخش خصوصي كه توانايي طراحي ،نصب، راه‌اندازي، نگهداري و اپراتوري يك شبكه تلفن همراه را داشته باشد، از اين دستاورد به عنوان تحولي عظيم در صنايع مخابراتي كشور ياد كرد.
وزيرارتباطات وفناوري اطلاعات يادآوري كرد اين قرارداد در شرايطي توسط بخش خصوصي اجرايي مي‌شود كه در طول برنامه پنجساله دوم توسعه كشور دولت توانست تنها سالانه براي يكصد هزار نفر در شبكه تلفن همراه كشورظرفيت‌سازي كند.
وي افزود: اما در اين پنج سال به نقطه‌اي رسيده‌ايم كه اكنون سه شركت غيردولتي داخلي با تشكيل يك كنسرسيوم مي‌توانند در مدت كمتر از يكسال ‪۴/۵‬ ميليون شماره به ظرفيت شبكه تلفن همراه فعلي كشور اضافه كنند.
معتمدي از آغاز بهره‌برداري رسمي و عمومي از شبكه بهره‌بردار اعتباري طي روزهاي آينده و عملياتي شدن قرارداد بهره‌بردار دوم به‌عنوان اقدامات ديگر اين وزارتخانه براي پاسخگويي به نياز داخلي و حداكثر بهره‌گيري از توان متخصصان و صنعتگران داخلي عنوان كرد.
وي، واگذاري عمليات اپراتور اول به بخش غيردولتي در قالب پيمانكاران عمومي را از ديگر برنامه‌هايي دانست كه در دستور كار مسوولان اين وزارتخانه قرار دارد.
معتمدي افزود: از هفت شركتي كه در اين سه كنسرسيوم فعال هستند ، پنج شركت آن توليدكننده داخلي بوده، هر چند كه در دنيا كمتر سابقه دارد كه توليدكنندگان وارد زمينه خدمات هم بشوند.
به گفته وي، به منظور حمايت از توليد داخلي اين امر يك مزيت است كه شركتهاي توليدي بتوانند ساختاري ايجاد كنند كه بتواند در عرصه‌هاي خدمات مخابراتي هم فعال شوند.
وزير ارتباطات و فناوري اطلاعات بدون اشاره به فرد يا مجموعه خاصي با اشاره به اينكه اين پروژه يكي از بزرگترين قراردادهاي توسعه صنعت مخابرات محسوب مي‌شود، از تلاشهاي برخي افراد سودجو و فرصت طلب كه داراي تفكرات بسته هستند براي برهم زدن اين قرارداد طي هفته‌هاي گذشته خبر داد.
معتمدي تصريح كرد:البته نبايد فكر كنيم با عقد اين قرارداد كار تمام شده‌است بلكه توصيه مي‌كنيم شركتهاي پيمانكاري عمومي نيز نهايت همكاري و تلاش را با وزارتخانه داشته باشند تا اين طرح هرچه سريعتر به اتمام برسد.

اختلال درتلفن همراه‌تاپايان ارديبهشت برطرف مي‌شود

ایرنا - مديرعامل شركت ارتباطات سيارايران در پاسخ سوالي درباره به تشديد اختلال‌هاي شبكه تلفن همراه، طي هفته‌هاي اخير، گفت: با نصب سيستم‌هاي هوشمند و بررسي زنده شبكه، وضعيت اختلال‌هاي شبكه تلفن همراه تا حدودي بهبود يافته و تا پايان ارديبهشت ماه وضعيت بهتر مي‌شود.
مهندس "رسول سراييان" بااشاره به اينكه در بخش راديويي و سوييچ اقدام‌هايي براي اصلاح و توسعه شبكه انجام شده است، افزود: آخرين مراحل تاييد فني براي افزايش ظرفيت ‪ SMS(‬پيام‌كوتاه) شبكه صورت گرفته و طي دو هفته آينده اين ظرفيت به دو ميليون شماره افزايش مي‌يابد.
سراييان روزدوشنبه در حاشيه انعقاد قرارداد توسعه شبكه تلفن همراه فعلي كشور با يك كنسرسيوم داخلي با بيان اين مطلب به خبرنگار ايرنا گفت:
با انعقاد قرارداد توسعه شبكه تلفن همراه كشور، در مدت يكسال آينده ظرفيت شبكه فعلي تلفن همراه به ‪ ۱۲‬ميليون شماره افزايش خواهد يافت.
وي افزود:براي نخستين بار، سه‌شركت توليدكننده تجهيزات صنايع مخابراتي داخلي موفق به انعقاد قرارداد توسعه بخش راديويي شبكه تلفن همراه كشور شده‌اند.
سراييان اظهار داشت: ظرفيتي كه از محل اين قرارداد ايجاد مي‌شود، حدود ‪ ۴/۵‬ميليون مشترك است.
مديرعامل شركت ارتباطات سيار ارزش اين قرارداد را ‪ ۶۷۵‬ميليارد تومان عنوان كرد و گفت: علاوه بر توسعه شبكه تلفن همراه بهره‌بردار اول، با اجراي اين طرح گام اساسي جهت رفع نياز مردم به اين وسيله ارتباطي برداشته مي‌شود.
به گفته وي، در ابتداي برنامه سوم توسعه كشور تنها توان توسعه سالانه يكصد هزار شماره سيمكارت را داشت، اما اكنون متخصصان داخلي به درجه‌اي از توانمندي دست يافته‌اند كه در يك دوره كوتاه يكساله به ميزان عملكرد ‪۱۱‬ سال گذشته دولت در بخش تلفن همراه اين شبكه را توسعه دهند.

مشتركين تلفن همراه از مكالمات طولاني خودداري كنند

شركت ارتباطات سيار در اطلاعيه اي از هموطنان و مشتريان ارجمند تلفن همراه كشور به ويژه شهروندان تهراني درخواست كرد از آنجا كه اوج ترافيك مكالمه تلفن همراه صبح ها ساعت 11 و بعدازظهر ساعت 20 مي باشد؛ تماس هاي غير ضروري خود را در غير از ساعتهاي ياد شده انجام دهند
به گزارش روابط عمومي و امور بين الملل اين درخواست به منظور استفاده بهينه از ظرفيت شبكه و همچنين جلوگيري از اشغال غير ضرور، بروز اختلالات مقطعي و امكان برقراري تماس‌هاي ضروري مشتريان صورت مي گيرد.
بنابراين گزارش، يكي از معضلات موجود در زمينه تلفن همراه استفاده نامناسب از اين وسيله براي كارهاي غير ضروري و مواضع غير اضطراري است لذا اين شركت از كليه مشتركين خود تقاضا دارد حتي المقدور از مكالمات طولاني و غير لازم خودداري كنند.
اين گزارش مي افزايد: به طور متوسط روزانه 20 ميليون تماس و 25 ميليون دقيقه مكالمه از طريق تلفن همراه در سطح كشور صورت مي گيرد كه 70 درصد اين مكالمات به صورت تلفن همراه و در داخل شهرها اتفاق مي افتد.

واگذاري SMSها آغاز شد

ایسنا - مدير روابط عمومي و امور بين‌الملل شركت ارتباطات سيار، گفت: واگذاري SMS براي مشتركاني كه از قبل ثبت نام كرده‌اند از اوايل ارديبهشت ماه آغاز شده است.
مهندس فيروز رحيمي اظهار داشت: زمان دقيق واگذاري و آغاز ثبت‌نام براي فعال كردن SMSهاي جديد در شركت ارتباطات سيار در حال بررسي بوده و به زودي اعلام خواهد شد.
وي يادآور شد: 47911 تقاضاي دريافت از سال گذشته باقيمانده كه 32611 تقاضا براي تهران و 15300 درخواست براي شهرستان‌ها بوده است.

شانزدهمين شماره‌ از ماهنامه‌ي دنياي مخابرات و ارتباطات منتشر شد

ایسنا - شانزدهمين شماره‌ از ماهنمامه‌ي دنياي مخابرات و ارتباطات با موضوعات تحقيقات در مخابرات، ضرورت دگرگوني ساختار شركت زيرساخت، مقايسه‌ي سه گوشي زيمنس، نوكيا و سامسونگ، طرح شماره‌گذاري منبعي كمياب اما بي‌صاحب منتشر شد.
”بهمن برزگر” مدير مسوول ماهنامه‌ي دنياي مخابرات و ارتباطات در بخشي از سرمقاله‌ي اين شماره آورده است: بي‌گمان رئيس جمهور آينده و گروه كاري او در حوزه‌ي ICT بايد برداشت روشن و شفافي از اين بخش داشته باشند و برنامه‌ي اجرايي ارائه دهند. مركزيت توسعه‌ي دانايي محور در برنامه‌ي چهارم نيز اين موضوع را پررنگ‌تر مي‌كند و عدم توجه بايسته و بسنده به آن مي‌تواند فرآيند توسعه‌ي كشور را دچار فراز و نشيب بسياري كند و از سوي ديگر تصميم‌گيري قاطع در جمع‌بندي ساختارها و مباحث مطرح در سطح كلان كشور نيز مي‌تواند شتاب گيري توسعه را در پي داشته باشد.
همچنين دكتر صدري رئيس مركز تحقيقات مخابرات ايران در مصاحبه با ماهنامه، عنوان كرده است: محققان بيشتر به تجارت گرايش دارند تا علم. وي، افزوده است: محققان كشور نبايد روي همه‌ي‌ محورها كار كنند، بلكه بايد از تمام فناوري‌ها تعدادي را انتخاب كنيم.
همچنين مهندس برات قنبري معاون وزير ارتباطات در اين باره گفته است: تحقيقات، سرمايه‌گذاري است نه هزينه، در واقع تحقيقات زير بناي توسعه‌ي علمي و فناوري است و تجربه نشان مي‌دهد كه صنعت بدون اتكا به تحقيقات و دانش داخلي پايدار نبوده و در مراحل ايجاد صنعت بر مبناي صرف انتقال فناوري، اثر منفي بر اقتصاد ملي دارد.

May 07, 2005

مصوبه کاهش تعرفه های اینترنتی اصلاح می شود

ITanalyze.ir - مصوبه کاهش تعرفه ارایه خدمات اینترنتی طی روزهای آتی اصلاح می شود.
بر اساس این گزارش به دنبال بروز مشکلاتی در کاهش تعرفه ارایه خدمات اینترنتی و مشمول واقع نشدن بسیاری از ISP های شهرستانی یک مقام آگاه در شرکت دیتا از اصلاح مصوبه کاهش تعرفه ارایه خدمات اینترنتی طی روزهای آتی خبر داد.
بر اساس مصوبه شرکت مخابرات ایران این کاهش تعرفه مشمول ISP هایی می شد که که از مخابرات خدماتی با پهنای باند بیش از دو مگابایت دریافت می کردند که این موضوع موجب بروز مشکلاتی برای ISP های شهرستانی شد چراکه بسیاری از این ISP ها به علت حجم کار خود از پهنای باند کمتری بهره می برند و به علت فقدان ICP در برخی از شهرستان ها ادامه فعالیت ISP های کوچک با مشکل مواجه شده و امکان استفاده از این کاهش تعرفه ها برای ای ارایه دهندگان خدمات اینترنتی فراه نبود.
این مقام آگاه همچنین افزود: ما بلافاصله پس از صدور مصوبه مذکور مشکل را پیش بینی کرده و مراتب را جهت اصلاح به مسوولان مربوطه گزارش کردیم و بنا بر این شد تا مسوولان نسبت به اصلاح مصوبه کاهش 50 درصدی تعرفه دسترسی به خدمات اینترنتی اصلاح شود.
به گفته وی تغییرات مذکور به سرعت و طی روزهای اخیر به شرکت ها مخابرات استان ها ابلاغ خواهد شد تا مشکل ISP ها شهرستانی برطرف شود.

تفکیک وظایف نهادهای حوزه IT به دولت بعدی سپرده می شود

ITanalyze.ir – موضوع تفکیک وظایف و اختیارات شوراهای مرتبط با فناوری اطلاعات در کشور به دولت بعدی سپرده می شود.
این در حالی است که چندی پیش و در پی بالا گرفتن اختلافات میان نهادهای موجود در حوزه فناوری اطلاعات به ویژه پس از تغییر نام و وظایف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات(پست وتلگراف سابق) و تشکیل شورای عالی فناوری اطلاعات در این وزارتخانه، رییس جمهور با دستوری به رییس سازمان مدیریت و برنامه ریزی خواستار تفکیک وظایف شوراهای موازی در حوزه IT شد.
این اختلاف نیز بیشتر میان شورای عالی اطلاع رسانی و وزارت ICT بود و شورای عالی انفورماتیک بیشتر در حاشیه قرار داشت چراکه عملاً مدت هاست از ماموریت های اصلی خود دور مانده است .
در نتیجه در آن مقطع مواردی از جمله حذف شوراهای موازی مطرح شد ولی با لابی های انجام شده قرار بر تفکیک وظایف این شوراها در سازمان مدیریت و برنامه ریزی شد.لذا در این خصوص و با تشکیل جلسات مشترکی با حضور نمایندگان شورای عالی اطلاع رسانی، شورای عالی انفورماتیک، وزارت ICT و سازمان مدیریت و برنامه ریزی دستور رییس جمهور البته با تاخیر اجرایی شده و وظایف این شوراها تفکیک شد.
اما بر اساس شنیده ها ظاهراً کار تفکیک وظایف و اختیارات شوراهای فناوری اطلاعات در دولت فعلی نهایی نخواهد شد و با توجه اتمام کار دولت طی روزهای آتی، این موضوع به دولت بعدی خواهد رفت که در این صورت احتمال بروز تغییرات جدید با توجه به جابجایی دولت به زمانی نامشخص در آینده موکول خواهد شد.
اما گذشته از این مورد خاص به نظر می رسد که برنامه ها ،طرح ها ، وعده های دیگری نیز که قول انجام آن را در دولت فعلی شنیده بودیم نیز به دولت بعدی به ارث خواهد رسید که در زمان مقتضی به آن موارد نیز پرداخته خواهد شد.

May 05, 2005

کاربران بی دفاع ايرانی

على شميرانى - شرق - آيا از ISP خود كه با آن به اينترنت متصل مى شويد رضايت داريد؟ چه سئوال مضحكى! چطور مى توان از يك ISP كه انواع آگهى هاى تبليغاتى، تروجان، تصاوير غيراخلاقى، نرم افزار هاى مخصوص هك، برنامه هاى آزاردهنده، سارقان اينترنتى، نرم افزار هاى جاسوسى و از همه مهم تر انواع و اقسام ويروس ها و كرم ها را به سمت شما سرازير مى كند رضايت داشت؟ يك ISP يا همان ارائه دهنده خدمات اينترنتى، همانگونه كه مجرا و نقطه اتصال كاربران به دنياى مجازى اينترنت محسوب مى شود به همان ترتيب عامل انتقال انواع تهديد هاى اينترنتى همچون ويروس ها و كرم ها نيز به شمار مى رود. اين موضوعى است كه در مورد بيشتر ISP هاى كشور صدق مى كند. اگرچه تلاش براى يافتن هرگونه آمار در اين خصوص بى نتيجه است ولى اظهارات كارشناسان و ميزان آلودگى كاربران ايرانى پس از حمله هر كرم يا ويروس اينترنتى مى تواند گوياى وضعيت خطرناك حريم مجازى كشور باشد.

• نقش ISP ها در حفاظت از كاربران

در حال حاضر بسيارى از ISPها به علت عدم استفاده از نرم افزار هاى فيلترينگ، فايروال ها و نرم افزار هاى امنيتى، مراقبتى و ضدويروس بسيار آسيب پذير بوده و براى كاربران تهديد جدى به حساب مى آيند. اين در حالى است كه گاه برخى از ISP ها حتى در صورت اطلاع از وجود يك ويروس در سيستم هاى خود نيز قادر به انجام كارى نيستند، چه رسد به زمانى كه... براساس جديدترين تحقيقات Message labs (يكى از شركت هاى بزرگ ارائه كننده راهكار هاى امنيتى) ISP ها نقش بسيار تعيين كننده اى در تامين امنيت كاربران نهايى دارند. مسئولان اين موسسه مى گويند: تهديد هاى امنيتى در جهان و به ويژه در خصوص كشور هايى كه نفوذ اينترنت در آنها رو به رشد است افزايش داشته و علاوه بر لزوم افزايش ميزان آگاهى كاربران، ISP ها نيز نبايد حفاظت از آنها را رها كنند. اين موسسه مى افزايد: ISP ها مى توانند با سرمايه گذارى و ارتقاى امنيت خود تهديد هاى اينترنتى را كاهش داده و حتى متوقف كنند.

• دسترسى پاك به اينترنت

نتايج يك تحقيق جديد در آمريكا نشان مى دهد كه ميزان امنيت ISP ها رشد متناسبى با افزايش جهشى تهديد هاى مجازى نداشته است. اين در حالى است كه هم اكنون بسيارى از ISP هاى بزرگ دنيا تدابير فورى و خاصى براى مقابله با اين تهديد ها انديشيده اند. پس از افزايش ميزان تخريب ويروس ها و ساير كد هاى مخرب دو سال گذشته بود كه موضوع «امنيت» در كنار قيمت و سرعت اتصال به اينترنت در تبليغات ISP هاى آمريكايى به يك عامل مهم و تعيين كننده براى كاربران مطرح شد. اما اهميت تامين امنيت كاربران تا آنجا پيش رفت كه موضوع مسئوليت و پرداخت هزينه خسارت كاربران از سوى ISP ها طرح شد.

• وضعيت امنيت ISP ها در ايران

محمدجواد صمدى راد كارشناس امنيت شبكه مى گويد: ISP هاى زيادى هم اكنون در كشور مشغول ارائه خدمات هستند كه با حداقل هاى ساده و ابتدايى امنيت شبكه نيز آشنايى ندارند. وى به تجربه خود در زمان حمله كرم بلستر به كاربران ايرانى اشاره مى كند و مى افزايد: در آن زمان حدود شانزده ISP كه آلوده و سردرگم شده بودند با ما تماس گرفتند كه چه بايد بكنند. در حالى كه مشكل با يك خط (Configuration) تغيير ساده حل مى شد.

وى حتى با ISP هايى برخورد كرده كه با استفاده از ابزار ساده، موثر و بدون هزينه Access Control نيز در شبكه خود آشنا نبوده اند. به گفته اين كارشناس ISP ها با صرف حدود ۲ ميليون تومان مى توانند از سطح امنيتى قابل قبولى برخوردار شوند اگرچه موضوع آموزش آنها نيز بايد به طورى جدى پيگيرى شود. وى با اشاره به لزوم توجه زياد ISP ها به موضوع Caching مى گويد: حتى در حال حاضر نرم افزارهاى امنيتى قفل شكسته زيادى در بازار وجود دارد كه تنها با حدود ۲ هزار تومان قابل خريد و استفاده در ISP ها است.

• مسئوليت ما مشخص نيست

رضا پارسا دبير انجمن كارفرمايان شبكه هاى اينترنتى نيز اين موضوع را قبول دارد كه يك ISP هم به عنوان نقطه اتصال كاربر به اينترنت عمل مى كند و هم مى تواند مجرايى براى ورود انواع كد هاى مخرب از اينترنت به كاربر باشد. او از جمله افرادى است كه وجود ضعف هاى امنيتى متعدد در بسيارى از ISP ها را مى پذيرد و اعتقاد دارد كه در تمام دنيا حداقل استاندارد هايى براى امنيت ISP ها تمهيد شده كه در ايران چنين چيزى را نداريم.وى مى افزايد: در اين خصوص شركت ارتباطات ديتا مخابرات مسئول است، اگرچه خلاء قانونى نيز در اين مورد داريم و به هر حال بايد آ ئين نامه و قانونى تدوين شود تا معلوم شود يك ISP تا كجا مسئول است و يك ICP (ارائه كننده ارتباط اينترنتى) كه در سطح بالاتر از ISPها قرار دارد نيز تا كجا مسئول است؟

دبير انجمن صنفى ISP ها در پاسخ به اين سئوال كه اصلاً ISP ها چه تعهدى نسبت به يك كاربرد دارند مى گويد: در اين خصوص چيز مشخص و شسته رفته اى نداريم و بايد نظارت دقيق ترى صورت بگيرد. در اين جا اين سئوال پيش مى آيد، در شرايطى كه يك كاربر كم تجربه براى مثال يك كارت اينترنتى ده ساعته مى خرد كه تنها ۲ ساعت عذاب دهنده مى تواند از آن استفاده كند و احتمالاً آلوده هم مى شود، اين كاربر چگونه و با صرف چه ميزان هزينه مى تواند طرح دعوى كند. اگرچه اين را نيز مى دانيم كه قبل از ISP ها در اتصال به اينترنت ICP ها وجود دارند و قبل از ICP ها نيز يك طرف چشم آبى وجود دارد ولى در اين گزارش از نگاه يك كاربر كه نقطه اتصال وى به اينترنت، يك ISP محسوب مى شود به موضوع امنيت پرداخته شده و قطعاً موضوع ناامن بودن ICP ها نيز از سوى ISP ها قابل طرح و بررسى است. كما اين كه يك ISP قطعاً در انتخاب يك ICP ايمن، تصميم گير نهايى محسوب مى شود.

• حداقل اجبارى استاندارد

محمد حسن دزيانى حقوقدان متخصص جرايم سايبر در مورد نقش و مسئوليت ISP ها در ساير كشور هاى دنيا مى گويد: برخى از كشور ها قانون و كد هاى رفتارى مشخص دارند. براى مثال در قانون كيفرى سوئيس و در خصوص مطالب غير اخلاقى و پورنوگرافى كودكان، براى ناشر، توزيع كننده و ISP ها مسئوليت در نظر گرفته شده و به ويژه در مورد پورنوگرافى كودكان يك ISP بلافاصله پس از شناسايى چنين محتوايى بايد آن را حذف كرده و مراتب را به پليس گزارش كند.

وى مى افزايد: در دنياى ISP يا ICP بسته به نوع فعاليتى كه دارند مسئول شناخته مى شوند و در برخى از كشور ها از آنها خواسته شده كه حتماً از فيلترينگ استفاده كرده و با پليس همكارى كنند و در مورد پورنوگرافى كودكان به شدت حساس باشند. اين حقوقدان اعتقاد دارد: در برخى كشورها و در آئين نامه صنفى ISP ها و در صورت احراز قصور ارائه كننده خدمات اينترنتى در وارد آمدن خسارت به كاربر ضمانت اجرايى در نظر گرفته شده است. به گفته وى، امروزه در بسيارى از كشور هاى دنيا رعايت حداقل استاندارد هاى امنيتى به يك اجبار تبديل شده است.

• خلاء قانونى داريم

براساس قانون مسئوليت مدنى هر اقدامى حتى مباح و قانونى كه موجب ورود خسارت مادى و معنوى به كسى شود، امكان شكايت فرد آسيب ديده را بازمى گذارد. رضا پرويزى دبير كميته مبارزه با جرايم اينترنتى ضمن بيان اين مطلب مى افزايد: در آئين نامه شوراى عالى انقلاب فرهنگى و همچنين در قرارداد ديتا با ISP ها خواسته شده تا تمهيدات لازم براى حفاظت از كاربران انجام دهند. ولى موضوع اينجا است كه چه در آئين نامه شوراى عالى انقلاب فرهنگى و چه در قرارداد واگذارى مجوز ISP از سوى شركت ارتباطات ديتا مخابرات اين مهم به شكل كلى مطرح شده و جزئيات دقيقى در اين خصوص وجود ندارد.

دبيركميته مبارزه با جرايم اينترنتى نيز با اين مسئله هم نظر بوده و معتقد است بايستى در اين مورد قانونى وجود داشته باشد. اما وى به طرح استفاده از شبكه هاى اطلاع رسانى رايانه اى كه يك فوريت آن در مجلس ششم تصويب شد اشاره كرده و مى گويد: در آنجا مواردى پيش بينى شده و گفتيم كه شرايط تاسيس يك ISP و يا يك ICP مشخصاً چيست، ولى بايد در آئين نامه اى استاندارد هاى سخت افزار، نرم افزار، راهبرد هاى امنيتى و حتى مشخصات پرسنل يك ISP تعيين شوند. وى معتقد است كه بايد روى دوش ISP ها مسئوليت گذاشته شود و براى مثال حتى مى توان مجازات صنفى همچون كاهش پهناى باند و يا روش هايى از اين دست نيز در نظر گرفت. پرويزى مى گويد: ما به انجمن حمايت از كاربران نيز نياز داريم تا در چنين مواردى و به نمايندگى از طرف كاربران پيگير حقوق آنها از نهاد هاى مختلف باشند.

• پيگيرى طرح يكپارچه سازى امنيت در ديتا

اما بسيارى از كارشناسان حمايت از كاربران و نظارت به موضوع امنيت ISPها را متوجه وزارت فناورى اطلاعات و ارتباطات، شركت مخابرات و مشخصاً ديتا مى دانند. اين كارشناسان مى گويند: چگونه است كه شركتى همچون ديتا و ساير نهادهاى ذيربط در خصوص مسئله اى همچون مسدودسازى سايت هاى اينترنتى و يا موضوع ارائه خدمات ترمينيشن (تلفن اينترنتى خارج به داخل) آن گونه كه شاهد آن بوديم برخورد و نظارت كردند ولى در مورد هجوم انواع كرم، ويروس و كدهاى مخرب به سمت كاربران اين گونه و با حساسيت عمل نمى كنند. در اين خصوص يك كارشناس مسئول در شركت مخابرات كه خواستار عدم ذكر نام خود شد مى گويد: در تمام دنيا تعداد ISPهاى فعال در يك كشور بسيار محدود و مشخص هستند ولى در كشور ما بيش از پانصد ISP در حال ارائه خدمات هستند كه اين موضوع كنترل آنها را با مشكل مواجه مى كند.وى مى افزايد: ما به مشكل موردى (رندم) مسئله امنيت در ISPها را چك مى كنيم.

ولى اين در حالى است كه هيچ خبرى مبنى بر اخطار و يا جلوگيرى از ادامه فعاليت يك ISP به علت عدم رعايت مسائل امنيتى از سوى شركت مخابرات منتشر نشده است. اما اين كارشناس از اجراى طرح پايلوت (آزمايشى) در شركت ديتاى مخابرات خبر مى دهد كه طى اين طرح موضوع يكپارچه سازى امنيت در ISPها مورد بررسى و آزمايش قرار مى گيرد. وى مى گويد: با اجراى كامل اين طرح آزمايشى كه مراحل پايانى خود را پشت سر مى گذارد، كليه ISPها موظف به خريد تجهيزات امنيتى و كنترل كامل سيستم هاى خود مى شوند. قيمت اين تجهيزات نيز چيزى در حدود ۳ تا ۴ ميليون تومان خواهد بود كه با اتكا به توانمندى داخلى طراحى و توليد مى شوند. وى مى افزايد: با استفاده از اين تجهيزات، ISPهاى كشور از ضريب امنيتى بسيار بالايى برخوردار مى شوند. با تمامى اين تفاسير كارشناس مسئول شركت مخابرات نيز اين موضوع را مى پذيرد كه هنوز قانون مدونى در خصوص تعيين حيطه مسئوليت يك ISP در تامين امنيت يك كاربر در كشور وجود ندارد. اين در حالى است كه سال گذشته و در جريان قطعى ارتباطات ديتاى كشور وزير ICT طى يك مصاحبه مطبوعاتى وعده تدوين آئين نامه اى جهت حمايت از كاربران را داد كه تاكنون خبرى از تدوين آئين نامه مذكور نشده است.

internet_attack.jpg

برخورد نزديک با شهروندان

على شميرانى - شرق - فراهم آوردن اطلاعات و خدمات از طريق اينترنت از سوى سازمان هاى عمومى آمريكا، راه جديدى را براى ارتباط بيشتر با دولت در اختيار مردم اين كشور گذاشته است، كه تا يك دهه پيش چنين امكانى وجود نداشت.
به همين منظور تحقيقى با عنوان «چگونه آمريكايى ها با دولت در تماس هستند» توسط مؤسسه Pew Internet &American Life انجام شد كه در ۲۴ مه سال ۲۰۰۴ به پايان رسيد.در اين تحقيق گذشته از روش هاى ارتباط مردم با بخش هاى مختلف دولتى همچون استفاده از تلفن، مراجعه حضورى و ارسال نامه، روش هاى جديد در استقرار دولت الكترونيكى آمريكا نيز مورد بررسى قرار گرفته است.در اين گزارش همچنين به ارزيابى روش هاى دسترسى مردم به دولتمردان و ميزان رضايتمندى آنها نيز پرداخته شده است. گزارش مذكور به بررسى ويژگى ها و محدوديت هاى حاصله از دولت الكترونيكى در قياس با روش هاى سابق نيز پرداخته است.يكى از مهم ترين فوايد ناشى از گسترش دولت الكترونيكى در آمريكا، تسهيل جريان گسترش اطلاعات ميان شهروندان و دولت است. بسيارى از آمريكايى ها مى گويند، اينترنت به آنها كمك كرده تا با سهولت بيشترى به تجارت با دولت بپردازند.
براساس اين تحقيق آمريكايى هايى كه از اينترنت استفاده مى كنند در مقايسه با آن دسته كه از اينترنت بهره نمى برند، دسترسى بيشترى به دولت داشته كه اين امر نشان مى دهد كاربران اينترنت به خوبى از روش هاى جديد دسترسى به دولت آگاهى دارند.امروزه اطلاعات قابل قبولى كه روى وب سايت هاى دولتى آمريكا قرار گرفته به مردم و تاجران اين كشور قدرت بالايى در تصميم گيرى هاى بسيار سريع داده است. از سوى ديگر آسانى استفاده از E-mail ها به مردم امكان زيادى در بيان نظرات درباره مسايل مختلف را داده است.نتيجه آن كه كاربران اينترنت در آمريكا مى گويند: دولت الكترونيكى (E-government) موجب افزايش ارتباط آنها با دولت شده است.

• محدوديت هاى دولت الكترونيكى

اما محدوديت هاى دولت الكترونيكى به مسائل مختلفى همچون دارايى هاى تكنولوژيك مردم و موارد ديگر مربوط مى شود.هنوز همه آمريكايى ها به اينترنت دسترسى ندارند (بر اساس آمار حدود يك سوم بزرگسالان آمريكايى به اينترنت دسترسى ندارند) كه مفهوم آن اين است كه همچنان استفاده از تلفن ها، حضور شخصى و نوشتن نامه به عنوان روش هاى دسترسى بخش عمده اى از مردم اين كشور به دولت تلقى مى شود. بسيارى از مردم اين كشور به سادگى از كنار استفاده از وب سايت ها و E-mail ها براى ارتباط با دولت مى گذرند.در حقيقت بسيارى از آمريكايى ها حتى آن دسته از كاربران اينترنت كه قصد تماس با دولت را دارند، بيشتر استفاده از تلفن را در اين خصوص ترجيح مى دهند. بنابراين همه مشكلات معطوف به را هكارهاى دولت الكترونيكى نيست.گفت وگو در زمان حقيقى (Real Time) (چه از طريق تلفن يا مراجعه حضورى) بيشتر زمانى در آمريكا صورت مى پذيرد كه مردم مى خواهند مسئله اى حساس و يا پيچيده را با دولتمردان مطرح كنند.در مجموع بايد گفت، دولت الكترونيكى مؤثر ترين ابزار از ميان روش هاى مختلف دسترسى مردم به دولت محسوب مى شود، اما اين به معناى از بين رفتن روش هاى ديگر نيست.
از سوى ديگر تصميم سازان آمريكايى در كنار تشويق به استفاده از دولت الكترونيكى، هيچ گاه از ارتقاى ساير روش هاى دسترسى مردم به دولت نيز غافل نمانده اند، در اين ميان حتى روش هاى بسيار سنتى نيز مد نظر قرار گرفته است.اطلاعات اين گزارش از ماه جولاى سال ۲۰۰۳ تا مه سال ۲۰۰۴ و با تحقيق از حدود سه هزار آمريكايى به دست آمده است. هدف تحقيق نيز برآورد حجم تماس مردم با دولت، علت تماس ها، روش برقرارى آنها و نتيجه حاصله بود.اين اطلاعات همچنين نشان داد كه شهروندان آمريكايى چگونه از اينترنت براى ارتباط خود استفاده كرده اند.بسيارى از تحليلگران بيشتر روى گروهى از مردم تمركز كردند كه مسئله آنها تنها با ارسال يك نامه ساده حل نمى شد. اين گروه نيز تقريباً ۱۰۹ ميليون نفر از بزرگسالان (۱۸سال به بالا) در آمريكا را شامل مى شود.

• نوع ارتباط آمريكايى ها با دولت

لازم به ذكر است كه اطلاعات مذكور خلاصه اى از يافته هاى تحقيق مربوطه محسوب مى شوند.بيشتر مردم آمريكا از تلفن براى تماس با دولتمردان استفاده كرده اند. دسته دوم را افرادى تشكيل مى دادند كه براى ارتباط با دولت به سايت هاى دولتى مراجعه كرده اند. در پرسش هاى انجام شده نيز هر پاسخ دهنده مى توانست به هر پرسش چند پاسخ بدهد لذا درصد به دست آمده بيش از صددرصد است.براين اساس ۴۲ درصد از مردم اين كشور اعلام كردند كه آخرين بار از تلفن براى دسترسى به بخش هاى دولتى استفاده كرده اند. ۲۹ درصد نيز مراجعه به وب سايت هاى دولتى را انتخاب كرده اند. در ادامه پاسخ ها نيز ۲۰ درصد مراجعه حضورى، ۱۸ درصد ارسال E-mail ، ۱۷ درصد نوشتن نامه و ۲۲ درصد از چندين روش براى تماس با دولت استفاده كرده اند.

• استفاده از تلفن در صدر

اما زمانى كه از پاسخ دهندگان پرسيده شد كه ترجيح مى دهند از چه روشى براى تماس با دولتمردان استفاده كنند، باز هم پاسخ، تلفن بود. به اين ترتيب ۴۰ درصد از آمريكايى ها استفاده از تلفن، ۲۴ درصد مراجعه به وب سايت، ۱۳ درصد مراجعه حضورى، ۱۱ درصد ارسال E-mail و ده درصد نوشتن نامه هاى سنتى را جهت دسترسى به دولتمردان ترجيح داده اند.

• تماس نيمى از آمريكايى ها با دولت

اما در سال انجام اين تحقيق مشخص شد كه بيش از نيمى از آمريكايى ها به روش هاى مختلف با دولت در تماس بوده اند. در اين مورد نيز مردم به دلايل مختلفى همچون يافتن پاسخ پرسش هاى موردى و خاص، پيگيرى ثبت هاى ادارى، تقاضاى كمك براى مشكلات خاص و يا بيان عقيده با دولت ارتباط داشته اند.در حقيقت ۵۴ درصد از آمريكايى ها (چه كاربران اينترنت و چه غير از آنها) در سال تحقيق مذكور به جز ارتباطات ساده اى همچون مسائل مالياتى، با دولت در ارتباط بوده اند.۳۰ درصد از آمريكايى ها به منظور ثبت هاى ادارى همچون ارائه مشخصات خودروى جديد با دولت در تماس بوده اند، ۲۵ درصد از تماس ها نيز به يافتن پاسخ سئوالات خاص، ۱۹ درصد اظهار نظر و عقيده و يازده درصد از تماس ها به منظور دريافت كمك هاى خاص مربوط بوده است.

• كاربران اينترنت راحت تر از بقيه

اما اين تحقيق نشان داد كه كاربران اينترنت به نسبت سايرين در ارتباط با دولت راحت تر هستند و با گسترش ابزار ارتباطى جديد با دولت كاربران اينترنت به خوبى از آنها بهره گرفته اند.يكى از رايج ترين موارد استفاده كاربران اينترنت در آمريكا نيز به بيان نظرات و عقايد درخصوص مسائل روز كشور و انتقال آنها به دولت اختصاص دارد.
آمار نشان مى دهد كه ۷۲ درصد از كاربران اينترنت در آمريكا طى سال گذشته با دولت اين كشور در ارتباط بوده اند. اين درحالى است كه در سال گذشته تنها ۲۳ درصد از كسانى كه به اينترنت دسترسى نداشتند با دولت در تماس بوده اند.در ميان كاربران اينترنت نيز ۳۰ درصد اعلام كرده اند كه با استفاده ازE-mail و اينترنت توانسته اند يك سياستگذارى را عوض كرده و يا با رأى دهى بر شكل گيرى يك قانون تأثير بگذارند.

• خروجى رضايت بخش

مردم آمريكا امروزه به خوبى با بخش هاى دولتى و دولتمردان خود در ارتباط هستند و براساس گزارش هاى به دست آمده آنها از نتيجه ارتباط خود با اين بخش ها رضايت خاطر داشته اند.۶۳ درصد از مردم آمريكا اعلام كرده اند كه آخرين تماسى كه با دولت داشته اند نتيجه بخش بوده است. در اين خصوص نيز تفاوتى ميان نوع ارتباط چه از طريق تلفن، E-mail، وب و نامه هاى سنتى نبوده است.آمارها نشان مى دهد سه چهارم (حدود ۷۶ درصد) مردم اعلام كرده اند كه نتيجه آخرين تماس آنها با دولت رضايت بخش بوده است و در عين حال ۳۵ درصد اعلام كرده اند كه از اين وضعيت «خيلى» راضى بوده و ۴۱ درصد نيز گفته «به نوعى» راضى هستند.اما ايجاد ارتباط موفق با دولت اين كشور تنها به دارايى هاى تكنولوژيك مردم وابسته نيست بلكه اين مهم به سطح آگاهى، تحصيلات و مهارت مردم در رفع مشكلات مربوط مى شود.در مقايسه ميان كاربران اينترنت كه از روش هاى مختلف براى ارتباط با بخش هاى دولتى استفاده كرده اند و آن دسته كه از اينترنت استفاده نكرده اند، ۶۵ درصد از كاربران اينترنت به نسبت ۵۳ درصد از سايرين در ارتباطات خود موفق تر بوده اند.اما اين فايده تنها به موجب بهره گيرى از اينترنت فراهم نشده است و در اين ميان فاكتورهايى همچون تحصيلات و ميزان آگاهى مردم نيز در اين مهم نقش داشته اند.

• تماس در زمان واقعى

با اين وجود برخى از مسائل صرفاً از طريق تماس در زمان واقعى (Real Time) قابل رفع است و معناى آن اين است كه مردم ترجيح مى دهند در مواردى از طريق تلفن و يا گفت وگوى حضورى با مقامات دولتى مسائل خود را حل كنند.در خصوص مسائل و مشكلات پيچيده ۶۲ درصد از مردم آمريكا ترجيح داده اند تا به صورت حضورى و يا از طريق تلفن كار خود را پيش ببرند. در اين مورد تنها يك چهارم مردم اعلام كرده اند كه ترجيح مى دهند از اينترنت و يا E-mail استفاده كنند.اما در مورد يافتن اطلاعات كلى از بخش هاى دولتى، فاصله اى كمتر وجود دارد. براى مثال ۵۱ درصد از مردم مراجعه حضورى و يا استفاده از تلفن را براى دسترسى به اين گونه اطلاعات ترجيح داده اند، درحالى كه ۴۳ درصد نيز از اينترنت و E-mail براى يافتن اطلاعات كلى استفاده كرده اند.

• تاثير مسائل شخصيتى، نژادى و تحصيلى در ارتباط با دولت

اما در برقرارى ارتباط با بخش هاى دولتى و دولتمردان پارامترهاى ديگرى نيز موثر بوده اند.آمار نشان مى دهد كه برخلاف ميانگين ۶۳ درصدى ارتباطات موفق مردم با دولت، تنها ۵۵ درصد از افراد مسن (بالاى ۶۵ سال) اعلام كرده اند كه در تماس خود با بخش هاى دولتى موفق بوده اند. در اين ميان تحصيلات و آگاهى نيز نقش مهمى ايفا مى كند. در اين خصوص نيز تنها ۴۸ درصد از آمريكايى هايى كه داراى تحصيلات در حد دبيرستان و يا پايين تر بوده اند، ارتباط موفق با بخش هاى دولتى داشته اند.اما مسائل نژادى هم در ارتباطات بين مردم و دولت آمريكا موثر بوده اند. ۶۶ درصد از سفيدپوستان از آخرين تماس خود با يك دستگاه دولتى راضى بوده اند كه اين رقم در مورد غيرآمريكايى ها ۵۱ درصد و سياهپوستان ۵۵ درصد بوده است.

• مشكلات ارتباطى

با اين وجود مردم گاهى اوقات در ارتباط با بخش هاى دولتى دچار مشكلاتى نيز مى شوند. در اين خصوص كسانى كه ارتباطات تلفنى داشته اند، مشكلات بيشترى را نسبت به كاربران اينترنت گزارش كرده اند.براساس آمار ۵۹ درصد از مردمى كه از تلفن استفاده كرده اند با مشكلاتى مواجه شده اند. ۴۶ درصد از كاربران وب نيز داراى مشكلاتى بوده اند.اما مشكل اصلى كسانى كه تلفنى با دولت در ارتباط بوده اند به مسئله زمان باز مى گردد. به اين ترتيب ۳۶ درصد از مردم گفته اند وقت كافى براى تماس هاى مكرر با بخش هاى دولتى را ندارند و اين در حالى است كه ۳۱ درصد نيز از انتظارهاى طولانى پشت خط هاى تلفن گله مند بوده اند.آن دسته از افرادى هم كه از طريق اينترنت به بخش هاى دولتى وصل شده بودند، مشكل اصلى خود را ناتوانى در يافتن اطلاعات مورد نظر خود اعلام كردند. يك نفر از هشت كاربر اينترنت نيز مشكل را وجود لينك هاى نادرست در سايت ها و لزوم پر كردن فرم هاى مختلف عنوان كردند.در مورد افرادى كه دچار ناتوانى بوده اند نيز گزارش مشكلات در برقرارى تماس اينترنتى و يا تلفنى با دولت بيشتر بوده است.

• افزايش جمعيت و اهميت دولت الكترونيكى
در حال حاضر براساس جديدترين آمار ۷۷ درصد از كاربران اينترنت در آمريكا (به عبارتى ۹۷ ميليون نفر) در ساعاتى از روز براى يافتن اطلاعات از سايت هاى دولتى و يا برقرارى ارتباط با آنهاon line مى شوند.آمار نشان مى دهد كه از نيمه سال ۲۰۰۳ به نسبت سال ۲۰۰۲، استفاده از اينترنت براى ارتباط با دولتمردان پنجاه درصد افزايش يافته است. به عبارتى ديگر سه چهارم كاربران شبكه در آمريكا به هر ترتيب به يك يا چند دليل با دولت در ارتباط بوده اند.
- ۶۶ درصد از كاربران براى يافتن اطلاعات به سايت هاى دولتى مراجعه كرده اند.
- ۴۱ درصد از كاربران اينترنت دست به تحقيقاتى زده اند كه به آمار و ارقام دولتى on line نياز داشته است.
- ۳۴ درصد از كاربران اطلاعات توريستى و تفريحى را به دست آورده اند.
- ۲۸ درصد از كاربران نيز پيشنهادات ايمنى و پزشكى دولت را از اينترنت دريافت كرده اند.
- و بالاخره اينكه ۲۶ درصد از كاربران از اينترنت براى ارسالE-mail به دستگاه هاى دولتى استفاده نموده اند.
به اعتقاد كارشناسان آمار موجود با توجه به رشد جمعيت اين كشور مى تواند اين نتيجه را به همراه داشته باشد كه كاربران اينترنت به خوبى از فوايد دولت الكترونيكى بهره مى گيرند. ولى با اين وجود راه هاى چندگانه ديگرى نيز براى شنيدن مشكلات مردم و رفع آنها از سوى دستگاه هاى دولتى آمريكا نياز هست.

ertebat.jpg

مروری بر هشت سال تحقيقات در مورد جرايم کامپيوتری

على شميرانى - شرق - جرايم كامپيوترى و امنيتى» عنوان تحقيقى است كه با همكارى مشترك انستيتوى جرايم كامپيوترى و FBI سانفرانسيسكو در آمريكا در حال انجام است. اين تحقيق هم اكنون هشتمين سال خود را پشت سر مى گذارد و به اين ترتيب لقب طولانى ترين تحقيق دنيا در زمينه امنيت اطلاعات را به خود اختصاص داده است.
اين تحقيق كه از ۸ سال پيش آغاز شده بيانگر حساسيت ها و اهميت حفظ حريم مجازى در آمريكا است، چرا كه در حال حاضر بخش عمده اى از شريان اقتصاد كلان آمريكا با دنياى مجازى درهم آميخته و پليس و نيروهاى امنيتى اين كشور از حريم مجازى خود، همچون مرزهاى واقعى آمريكا محافظت مى كنند.
اين گزارش نيز بخش هايى از نتايج به دست آمده از تحقيق جرايم كامپيوترى و امنيتى در كشور آمريكا است.تحقيق مذكور در سال ۲۰۰۳ نيز همچون سال قبل از آن به شناسايى و ترسيم چگونگى رخ دادن جرايم در شبكه هاى كامپيوترى و ميزان خسارات به بار آمده پرداخته است.يافته هاى اين تحقيق در سال ۲۰۰۳ كه بر مبناى پاسخ هاى دريافتى از ۵۳۰ فرد شاغل در بخش امنيت كامپيوتر دستگاه هاى دولتى، موسسات مالى، انستيتوها، مراكز بهداشتى و دانشگاه هاى آمريكا به دست آمده بار ديگر نشان داد كه هيچ اثرى از كاهش ميزان حملات اينترنتى در دست نيست ولى در عين حال و براى نخستين بار از سال ۱۹۹۹ ميزان و شدت خسارات به بار آمده در سال ۲۰۰۳ كاهش يافته است.
با اين وجود و گذشته از پاسخ به دست آمده از تحقيق، مبنى بر كاهش خسارت هاى مالى، مهم ترين نتيجه باقى مانده در پايان اين تحقيق در سال ۲۰۰۳ نشان مى دهد كه تهديد ناشى از حملات مجازى همچنان رشدى صعودى دارد.در اين ميان حتى سازمان هايى كه از فناورى هاى گسترده امنيتى هم استفاده كرده اند باز هم قربانى خسارت هاى مالى قابل توجه شده اند. به علاوه درصد گزارش كردن حملات انجام شده به مقامات امنيتى از سوى بخش هاى مختلف آمريكا همچنان در حد پايينى مانده است.
علت اين امر نيز نگرانى صنايع، شركت ها و موسسات مالى از درج اخبار مربوط به رسوايى ضعف هاى امنيتى در سيستم هايشان است چرا كه اين گزارش ها موجب سلب اطمينان مشتريان موسسات مربوطه مى شود. به همين خاطر اكثر حملات مجازى انجام شده به شركت هاى مختلف به مقامات امنيتى گزارش نمى شود.به اين ترتيب مهاجمان و هكرها نيز به اين مسئله يعنى لطف شركت ها و عدم گزارش حملات به مقامات دولتى، اشراف كامل داشته و به ميزان حملات خود مى افزايند.

• درباره پاسخ دهندگان

پاسخ دهندگان به پرسش هاى اين تحقيق عمدتاً از شركت ها و سازمان هاى مدرن و پيشرفته آمريكا بودند. در تحقيق مذكور ۱۷ درصد از شركت هاى صنايع پيشرفته و ۱۵ درصد از بخش هاى مالى آمريكا حضور داشتند. دستگاه هاى دولتى نيز با افزايش ميزان حضور در مجموع ۱۵ درصد از پاسخ دهندگان را تشكيل مى دادند. حدود نيم ديگرى از پاسخ دهندگان به پرسش ها را نيز كسانى تشكيل مى دادند كه بر اين تصور بودند، امنيت كامپيوترى مسئله مهمى تلقى نمى شود. بخش ساير پاسخ دهندگان نيز از ۵ درصد در سال ۲۰۰۲ به ۱۷ درصد در سال ۲۰۰۳ افزايش يافته بود.
بيش از نيمى از حاضران در اين تحقيق را سازمان هايى با بيش از هزار كارمند تشكيل مى دادند. اين در حالى بود كه حدود ۲۸ درصد نيز شركت هايى با بيش از ده هزار كارمند بودند. بر اين اساس ۳۴ درصد از حاضران در اين تحقيق را سازمان هايى تشكيل مى دادند كه درآمد سالانه آنها بيش از يك ميليارد دلار در سال بود.

• نكات برجسته تحقيق

در حالى كه گزارش هاى دريافتى مبنى بر استفاده غيرمجاز از كامپيوتر تقريباً در حد سال قبل باقى مانده بود ولى ميزان خسارت هاى وارده سير نزولى داشت.
بر اين اساس ۵۶ درصد استفاده غيرمجاز از كامپيوتر را گزارش دادند كه اين رقم در سال گذشته ۶۰ درصد و به طور ميانگين در ۷ سال گذشته تحقيق ۵۹ درصد بود. ميزان كل خسارت گزارش شده در سال ۲۰۰۳ معادل ۲۰۱ ميليون و ۷۹۷ هزار و ۳۴۰ دلار بود كه اين رقم در قياس با ۴۵۵ ميليون دلار سال ۲۰۰۲ حدود ۵۶ درصد كاهش نشان مى دهد.

• يافته هاى كليدى ديگر

•ميزان كلى حملات با وجود كاهش خسارات همچنان رو به بالا مشاهده شد.
•درست مثل سال هاى گذشته سرقت انواع اطلاعات بزرگ ترين زيان هاى مالى را بر جا گذاشت. بر اين اساس ۷۰ ميليون و ۱۹۵ هزار و ۹۰۰ دلار خسارت بر اثر سرقت اطلاعات در سال گذشته بر جاى ماند.
•اما با تغييرى نسبت به سال هاى قبل و براساس پاسخ هاى دريافتى دومين جرم كامپيوترى خسارت آور به حملاتdenial of service (بازدارنده ارائه خدمات) اختصاص يافت. اين جرم ۶۵ ميليون و ۶۴۳ هزار و ۳۰۰ دلار خسارت به بار آورد.

•در اين ميان گزارش خسارت هاى به بار آمده از كلاهبردارى هاى مالى در اينترنت با كاهش بسيار زياد به ۱۰ ميليون و ۱۸۶ هزار و ۴۰۰ دلار رسيد. اما براساس گزارش سال گذشته اين رقم حدود ۱۱۶ ميليون دلار بود.
•در اين ميان و درست مانند سال هاى قبل حملات ويروس ها (۸۲ درصد) و سوءاستفاده هاى داخلى در استفاده از شبكه ها (۸۰ درصد) از جمله موارد قابل توجه از انواع حملات و سوءاستفاده ها بودند.
• با وجود تمام مشكلات امنيتى در سازمان ها، حاضران در اين تحقيق همچنان قوياً مخالف ايده استفاده از هكرهاى اصلاح شده در كار خود هستند. بر اين اساس ۶۸ درصد پاسخ دهندگان گفته اند كه به هيچ وجه مايل به استفاده از هكرهاى سابق براى شناسايى نقاط ضعف خود نيستند.
•اما ميزان گزارش حملات انجام شده از سوى سازمان ها و شركت ها به مقامات قضايى آمريكا مثل سال هاى گذشته، همچنان در حد پايينى قرار دارد. در سال ۲۰۰۳ تنها ۳۰ درصد حملات مجازى به مقامات دولتى گزارش شد.

• فناورى هاى امنيتى

به مدت ۶ سال متوالى از كليه حاضران در تحقيق اين سئوال شد كه از چه نوع فناورى هاى امنيتى براى حفاظت از سازمان هاى خود بهره بردارى مى كنند. اگر چه تمام حاضران در اين تحقيق حاضر به افشاى انواع روش هاى حفاظتى خود نشدند ولى ۹۹ درصد از پاسخ دهندگان اعلام كردند كه از روش هاى بسيار متعددى براى حفاظت از سازمان خود استفاده مى كنند.
بر اين اساس ۹۹ درصد از سازمان ها از نرم افزارهاى ضدويروس و ۹۸ درصد از فايروال ها استفاده مى كنند. ۹۱ درصد از پاسخ دهندگان از انواع تجهيزات سخت افزارى امنيتى و ۹۲ درصد نيز از روش هاى كنترل دسترسى در حفاظت از سازمان خود استفاده كرده اند.
در اين ميان يكى از اصلى ترين دلايل عدم پاسخ به برخى از سئوالات به تمايل نداشتن شركت ها در افشاى نام محصول امنيتى مورد استفاده مربوط مى شد.اما در بخشى از اين تحقيق از حاضران خواسته شد تا به تعريف و ارائه درك خود از مفهوم امنيت و صنعت امنيت بپردازند. در عين حال برخى از پرسش ها به گونه اى طراحى شده بود كه شكى در پاسخ آن وجود نداشت. براى مثال زمانى كه پرسيده شد آيا از فايروال استفاده مى كنيد، همه پاسخ ها مثبت بود.اما در مورد امنيت فيزيكى (سخت افزارى) گرچه مفهومى گسترده دارد، نيز پرسش هاى مشخصى پرسيده شد. مثلاً اين كه آيا تمامى درهاى سازمان در مواقع تعطيل و يا بدون استفاده قفل مى شوند؟ يا مثلاً آيا هشدارهاى مشخص و يا محدوده هاى ورود غيرمجاز براى حفاظت از كامپيوترها و شبكه هاى كامپيوترى در سازمان طراحى كرده ايد؟يكى از جالب ترين يافته هاى اين بخش از تحقيق نشان داد كه تقريباً از هر ده سازمان، يك سازمان از ادوات فيزيكى بازدارنده براى حفاظت از محدوده هاى كامپيوترى خود استفاده مى كنند.
به اين ترتيب اين احتمال بسيار قوى به نظر مى رسد كه سازمان هاى مذكور سرورهاى خود را در اتاق هاى قفل شده نگهدارى نكرده و يا ادوات سيار همچون نوت بوك ها را با كابل هاى قفل شونده ثابت نگاه ندارند.اما در حالى كه كنترل سطح دسترسى مفهومى است كه به خوبى درك شده، محققان سئوال ديگرى طرح كردند. آنها پيش بينى مى كردند كه هر سازمانى از كاربران خود خواسته باشد تا براى كنترل دسترسى از كلمات رمز (Passwords) استفاده كنند و پاسخ آنها با استفاده از Password كاملاً مثبت باشد.اما نتيجه جالب ديگرى به دست آمد و ۸ درصد از پاسخ دهندگان اعلام كردند از روش كنترل ميزان دسترسى استفاده نمى كنند.از ديگر آمار به دست آمده، ۶۹ درصد از پاسخ دهندگان اعلام كردند كه از فايل هاى رمزگذار استفاده مى كنند كه اين رقم به نسبت ۵۸ درصد در سال گذشته افزايش يافته بود. ميانگين پاسخ به اين پرسش نيز طى سال هاى گذشته ۵۹ درصد بود.اما بدون توجه به ابزار مورد استفاده براى تامين امنيت، موضوعى كه در تحقيق به دست آمد اين بود كه بسيارى از پاسخ دهندگان به درستى نمى دانند كه درون شبكه هايشان چه مى گذرد.
پنجاه درصد از پاسخ دهندگان در سال ۲۰۰۳ اعلام كرده اند كه متوجه استفاده غيرمجاز از سيستم هاى كامپيوترى سازمان خود نمى شوند.

• اطلاعات اختصاصى

در سراسر تاريخ اين تحقيق، سرقت اطلاعات، گرانترين نوع جرايم كامپيوترى به شمار رفته است. در حقيقت از سال ۱۹۹۹ بيشترين خسارات از اين طريق به صنايع و سازمان ها وارد شده است.اگر در دنياى اينترنت قوانين زيادى براى حفاظت از مالكيت هاى معنوى وضع شد اما در عين حال اخبار مهم حكايت از سرقت اسرار تجارى شركت ها كه از اهميت بالايى نيز برخوردار است نداشت، بلكه در اين ميان تلاش براى نقض كپى رايت نيز افزايش يافته بود.در حال حاضر يكى از عمده ترين چالش هاى دنياى مجازى سرقت اطلاعات و نقض مالكيت فكرى محسوب مى شود لذا اين مسئله موجب شده تا بسيارى از شركت ها، صنايع و انجمن ها خود وارد عمل شده و به شكايت از ناقضان بپردازند.در اين خصوص انجمن صنعت ثبت موسيقى آمريكا (RIAA) طى دو سال گذشته تلاش هاى زيادى را براى مبارزه با نقض كپى رايت به عمل آورده است.
اين انجمن به منظور مبارزه با كپى غير مجاز فايل هاى MP3 از شركت ها و ارائه كنندگان خدمات متعددى همچون IIS، Napster، Audiogalaxyو بسيارى از كاربران شكايت كرد.اما مسئله سرقت اطلاعات و داده در دنياى اينترنت اكثر كارشناسان امنيتى را وادار به تفكر بيشتر و يافتن راه هاى جديد امنيتى كرده است. در سال ۲۰۰۲ توليد كنندگان تراشه و شركت مايكروسافت به طور مشترك و به صورت سخت افزارى و نرم افزارى تلاش كردند تا به اين مشكل غلبه كنند، آنها سرگرم كار روى ايده اى هستند كه به موجب آن تا زمانى كه كاربر اجازه استفاده از چيزى را پيدا نكند موفق به استفاده و اجراى آن روى كامپيوتر خود نشود.

• به دنبال كارشناس

يكى از مهم ترين بحث ها در صنعت امنيت اطلاعات به استخدام هكر هايى مربوط مى شود كه ادعا مى كنند اصلاح شده اند. سال ۲۰۰۲ يكى از جالب ترين سال هايى بود كه اين بحث به اوج خود رسيد. چرا كه يكى از مشهورترين هكر هاى دنيا به نام «كوين ميتنيك» اعلام كرد كه قصد دارد دوباره دست به كار شود ولى اين بار دست به فعاليت هاى قانونى خواهد زد. بعد از دستگيرى وى در سال ۱۹۹۵ و محكوميت به چندين جرم كامپيوترى، ميتنيك در سال ۲۰۰۰ از زندان آزاد شد. اما در عين حال وى مجبور به پذيرش انواع محدوديت ها بود كه او را از مسائل زيادى به دور نگاه مى داشت. اما در سال ۲۰۰۲ ميتنيك كتابى با عنوان «هنر نيرنگ» منتشر كرد و در همان حال نيز يك شركت مشاوره راه اندازى كرد با اين وجود برخى از حاضران در تحقيق، بهترين راه حفاظت از سيستم هاى خود را استخدام هكر هاى اصلاح شده مى دانند.
اما علت اصلى بخش عمده مخالفان با استفاده از هكر هاى اصلاح شده اين است كه آنها هيچ تضمينى براى حرف هكر ها نمى يابند. در نتيجه اين تحقيق، ۱۵ درصد از حاضران اعلام كرده اند كه از ex هكر ها استفاده خواهند كرد.منظور از ex هكر ها نيز به هكر هايى مربوط مى شود كه به اطلاعات فوق العاده حساس دسترسى نداشته باشند.

• گزارش ها همچنان مخفى

هدف اصلى تحقيق امنيتى سالانهFBI و انستيتوى امنيت كامپيوترى تنها جمع آورى اطلاعات قسمت تاريك فضاى مجازى نيست، آنها به دنبال گسترش و يافتن راه هايى براى همكارى بيشتر بخش خصوصى با سيستم قضايى آمريكا هستند تا به اين ترتيب از ميزان جرايم كامپيوترى تا حد امكان كاسته شود.
در سه سال اول اين تحقيق، تنها ۱۷ درصد از بخش هايى كه بر اثر حملات مجازى آسيب مى ديدند گزارش مربوطه را به مجريان قانون اعلام مى كردند اما در سال هاى بعد اين رقم تقريباً دو برابر شد و رقم گزارش هاى اعلام شده به دولت در سال ۲۰۰۳ به ۳۰ درصد رسيد.
اما چرا اين رقم بزرگ تر نيست؟ تنها از ۴۵ درصد از كل حاضران در اين تحقيق پرسيده شد كه چرا گزارش مربوط به حملات اينترنتى را به دولت ارائه نمى كنند كه ۵۳ درصد از اين تعداد در پاسخ گفته اند كه نمى دانستند مى توانند اين اطلاعات را در اختيار دولت گذاشته و از آنها كمك بگيرند. بقيه نيز علت اين امر را ترس از بى اعتمادى اعلام كردند.

مرورى بر نرم افزارهاى جاسوسى: سرطان در اينترنت

على شميرانى- شرق - طى سال هاى اخير گسترش انواع كرم، ويرو س هاى كامپيوترى، هرزنامه ها (Spams) امان كاربران اينترنت را بريده و از اين بابت سالانه خسارت هاى زيادى به بار مى آيد. اما گذشته از اين مشكلات كه همچنان نيز تقريباً لاينحل مانده، دنياى مجازى اينترنت با يك پديده بسيار مخرب جديد نيز روبه رو شده كه كارشناسان از آن با عنوان «سرطان در اينترنت» ياد مى كنند. اگر در زمان استفاده از كامپيوتر احساس كرديد كسى به شما نگاه مى كند، احتمالاً دچار اشتباه نشده ايد به خصوص زمانى كه online هستيد. بله، سراسر اينترنت را معضلى جديد كه رشدى سرطانى نيز داشته فرا گرفته كه به نرم افزارهاى جاسوسى (spyware) معروف هستند. اين نرم افزارها كه به شكلى كاملاً مخفى و بدون آگاهى كاربر روى كامپيوترها نصب مى شود، مى تواند كليه رفتارهاى شما را كنترل كرده و به منبع مورد نظر منتقل كند. اما اين پايان ماجرا نيست.
يك نرم افزار جاسوسى مى تواند كامپيوتر را زيرورو كرده به حدى كه آن را از كار انداخته و كليه اطلاعات شخصى، كلمات رمز و هر آنچه كه فكر كنيد در امان است را به سرقت ببرد.به همين منظور نرم افزارهاى جاسوسى به سرعت در رده چالش هاى مهم اينترنت همچون هرزنامه ها قرار گرفته است. لذا يك عضو كميته اتاق بازرگانى و انرژى آمريكا نرم افزارهاى جاسوسى را به سرطان در اينترنت تشبيه كرده است. وى مى گويد: اگر به اينترنت متصل شده ايد به احتمال زياد هم اكنون به يك نرم افزار جاسوسى آلوده هستيد. از اين رو درست مثل هرزنامه ها (spam) كه به علت گسترش بيش از حد منجر به تصويب چند قانون ضداسپم شد، افزايش تهديد نرم افزارهاى جاسوسى نيز كنگره آمريكا را وادار كرد تا در اسرع وقت سه لايحه بر ضد گسترش آنها به تصويب برساند.
اين در حالى است كه آلودگى كاربران به انواع نرم افزارهاى جاسوسى به راحتى هرچه تمام رخ مى دهد. اكثر اين نوع نرم افزارها در قالب و شكل ظاهرى نرم افزارهاى سرگرمى رايگان به دست كاربران مى رسد. البته اين تنها راه نفوذ نرم افزارهاى جاسوسى محسوب نمى شود. اين نرم افزارها گذشته از انتقال توسط mail - e ها، در برخى از وب سايت ها نيز نهفته اند و منتظر قربانى هاى جديد و كم تجربه خود هستند. «مايك مارسيلبر» قائم مقام يك شركت امنيتى مى گويد: بسيارى از مردم زمانى كه نرم افزارهاى جاسوسى را از اينترنت Download (برداشت) مى كنند اصلاً متوجه نيستند. اين در حالى است كه اگر كاربر تنها بخش كوچكى از اين نرم افزارها را به شكلى ناخواسته روى كامپيوتر خود نصب كند، امكان از دست رفتن انبوهى از اطلاعات وجود خواهد داشت.

• چالش قانونگذارى
اما در عين حال تلاش براى قانونمندى استفاده از نرم افزارهاى جاسوسى با پيچيدگى هايى نيز همراه است. موضوع اينجاست كه استفاده از اين نرم افزارها بسيار متنوع بوده و معلوم نيست كه وضع قانون در مقابله با آنها نيز چندان كارساز باشد. «آرى شوارتز» مدير مركز تكنولوژى و دموكراسى آمريكا مى گويد: بخشى از مشكل كنترل نرم افزارهاى جاسوسى اين است كه بايد ديد آيا آنها واقعاً مضر هستند. براى مثال برخى از نرم افزارهاى جاسوسى به عنوان ابزارى جهت تبليغات موثر اينترنتى شناخته مى شوند. در اين مورد نرم افزار جاسوسى به كنترل كليه گشت و گذارهاى يك كاربر در اينترنت پرداخته و پس از شناسايى نوع رفتار، علاقه مندى ها و مكان هايى كه توسط وى ديده شده، اطلاعات لازم را به يك پايگاه داده منتقل مى كند. در اين پايگاه هاى اطلاعاتى كه عمدتاً در اختيار شركت هاى تبليغاتى است، تحليل هاى لازم جهت ارسال بهترين آگهى هاى تبليغاتى مطابق با سليقه هر كاربر انجام مى شود.
«اسكات ايگل» مديرعامل شركت تبليغاتى كلاريا مى گويد: گذشتن از نرم افزارهاى جاسوسى براى استفاده از آنها در تبليغات موثر، غيرمنطقى است. چرا كه شما به راحتى نمى توانيد از كنار بازار ۹/۶ ميليارد دلارى تبليغات در اينترنت بگذريد.
حالا بازار تبليغات online بيش از گذشته در حال رشد است. اما آرى شوارتز معتقد است: زمانى كه به يك كاربر نرم افزار رايگانى پيشنهاد مى شود كه در پس آن يك نرم افزار جاسوسى وجود دارد و كاربر نيز از وجود آن آگاهى ندارد، اين عمل غيراخلاقى و غيرقانونى محسوب مى شود. در اين خصوص نيز تفاوتى نمى كند كه از اطلاعات يك كاربر جهت صحيح كارى استفاده خواهد شد. يكى از دلايلى كه موضوع نرم افزارهاى جاسوسى را به بحث روز محافل امنيتى و كارشناسى كشورهاى پيشرفته، به خصوص آمريكا تبديل كرده، گسترش بيش از حد اين گونه نرم افزارها است.نتايج تحقيق مشترك دو شركت «Earthlink» و «Webroot» طى يك دوره سه ماهه نشان داد كه حدود يك ميليون كامپيوتر (به عنوان نمونه) به ۵/۲۹ ميليون انواع نرم افزارهاى جاسوسى آلوده شده اند. با اين وجود ظاهراً بايد پذيرفت كه نرم افزارهاى جاسوسى حالا ديگر در تمام اينترنت پراكنده شده اند. مشكل بزرگ تر آن است كه هيچ نرم افزارى براى جلوگيرى از نفوذ حجم بالاى spyware در اينترنت وجود ندارد. اگرچه بازار ادعا در اين خصوص بسيار گرم است.
اين در حالى است كه برخى كارشناسان نرم افزارى همچون spybot را براى مقابله و شناسايى نرم افزارهاى جاسوسى مفيد مى دانند ولى اين نرم افزار هم كامل نيست.

• استفاده اقتصادى از نرم افزارهاى جاسوسى
اما گذشته از شركت هاى تبليغاتى برخى از شركت هاى اقتصادى نيز اعلام كرده اند كه از نرم افزارهاى جاسوسى استفاده هاى خوبى مى كنند. به گفته صاحبان اين شركت ها، كنترل مشتريان چندان هم بد نيست زيرا آنها از اين نرم افزارها استفاده قانونى و تجارى مى كنند. براى مثال شركت «ديجيتال ريور» كه به فروش نرم افزار از طريق اينترنت مى پردازد، با استفاده از نرم افزارهاى جاسوسى و كنترل مشتريان، از فروش مجدد و غيرقانونى آنها، اطمينان حاصل مى كند.
مديرعامل اين شركت مى گويد: براى مثال ما طبق برنامه اى كه داريم، نرم افزارهايمان را با توجه به توان خريد مردم در هر كشور به قيمت خاصى مى فروشيم. در اين مورد گاهى قيمت نرم افزارى كه به فردى در چين فروخته مى شود، يك پنجم قيمتى است كه به يك آمريكايى فروخته مى شود و درست اينجاست كه ما قصد داريم مطمئن شويم كه كسى در اين ميان دلالى نمى كند. به همين منظور كليه كسانى كه از اين شركت خريد كرده و يا مى كنند، مى توانند مطمئن باشند كه به همراه محصول خود و به صورت مخفيانه يك نرم افزار جاسوسى نيز مى خرند. مديرعامل اين كمپانى مى گويد: البته ما سعى داريم تا در اين خصوص كاملاً شفاف و باز عمل كنيم، ولى با اين وجود كارشناسان نگران سوءاستفاده هاى احتمالى و نقض حريم خصوصى كاربران هستند.

• آمارى كه هركس را مى ترساند
گاهى اوقات پذيرش آمار مربوط به رشد نرم افزارهاى جاسوسى بسيار نگران كننده و در عين حال غيرقابل باور هستند. براساس جديدترين تحقيقات انجام شده توسط موسسه websense web، حدود ۹۲ درصد از مديران فناورى اطلاعات (IT) صنايع و شركت هاى مختلف اعلام كرده اند كه سازمان آنها به نرم افزارهاى جاسوسى آلوده شده اند. اين تحقيق نشان داد كه قريب به يك سوم كارمندان به هيچ وجه در خصوص نصب ناخواسته نرم افزارهاى جاسوسى روى كامپيوترهاى محل كار خود اطمينان ندارند. «گراهام كانولى» يكى از مديران websense مى گويد: بسيار بعيد مى دانم كه مشكل اين گونه نرم افزارها به اين زودى ها حل شود. براساس تحقيق مذكور مديران IT شركت ها اعلام كرده اند كه حدود ۲۹ درصد از كامپيوترهاى شركت متبوعشان به نرم افزارهاى جاسوسى آلوده شده اند. اين در حالى است كه تنها ۶ درصد از كاركنان اين شركت ها گفته اند كه از وجود نرم افزارهاى جاسوسى در سايت هايى كه از طريق محل كار مشاهده كرده اند، اطلاع داشته اند.
اما يك نمونه گيرى تصادفى از كاربران اينترنت پرسرعت توسط بخش امنيت مجازى ملى آمريكا نشان داد كه ۹۱ درصد كامپيوترهاى اين كاربران به نرم افزارهاى جاسوسى آلوده شده اند. «پائول فروتن» يك مهندس كامپيوتر مى گويد وى در طول يك هفته و با كليك روى انواع آگهى هاى اينترنتى جهنده (pop-upads) به ۳۰ تا ۴۰ نرم افزار جاسوسى برخورد كرده است. «راجر تامپسون» مدير شركت تحقيقاتى pestpatrol نيز معتقد است كه حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد از كليه كامپيوترهاى سراسر جهان، حالا به لانه انواع و اقسام اين ويروس ها تبديل شده اند.
در حال حاضر حدود ۱۵ هزار نوع نرم افزار جاسوسى در سراسر دنيا شناسايى شده است كه اين امر موجب شده برخى از ISPها (ارائه دهندگان خدمات اينترنتى)، در آمريكا پشتيبانى فنى در خصوص پيشگيرى از نفوذ نرم افزارهاى جاسوسى را به ليست خدمات جديد خود اضافه كنند. آنها به اين منظور بايد از برنامه هاى مختلفى همچون Ad-awar، spyremover ، pestpatrol، mcAfee و نورتون استفاده كنند. اما در اين وضعيت نگران كننده، شركت هايى همچون webroot ادعا مى كنندكه با تشكيل يك تيم شش نفره نرم افزار ضدجاسوسى به نام spysweeper طراحى كرده اند كه به صورت هفتگى به روز (update) مى شود.
آنها دائماً و در طول روز به دنبال شكار نرم افزارهاى جاسوسى جديد هستند تا ضمن شناسايى منبع ارسال كننده، راه از كار انداختن آن را يافته و از كامپيوتر كاربر پاك كنند. اما كاربران براى نگه داشتن به روز اين نرم افزار بايد سالانه ۴۰ دلار پرداخت كنند. اما از سوى ديگر و با وجود تمام اين تلاش ها، نويسندگان و طراحان نرم افزارهاى جاسوسى روزبه روز نرم افزارهاى بسيار پيچيده تر از گذشته روانه اينترنت مى كنند.

• كاهش سرعت و عملكرد
اما نرم افزارهاى جاسوسى گذشته از كنترل كاربران در اينترنت، شناسايى علاقه مندى آنها، سرقت اطلاعات شخصى و كلمات رمز، تخريب كامپيوتر و حتى هدايت ناخواسته كاربران به مكان ها و سايت هاى خاص، موجب بروز اختلال هاى مختلفى در شبكه هاى كامپيوترى نيز مى شوند. براساس جديدترين تحقيقات اين كدهاى مخرب سرعت شبكه هاى كامپيوترى را به ويژه در صنايع كوچك تا حد زيادى پايين مى آورند و به اين ترتيب موقعيت هاى زيادى را از آنها مى ربايند. دنيس كينگ مدير IT يك شركت كوچك مى گويد: در موارد بسيارى شاهد كاهش سرعت و قابليت ۱۰ تا ۴۰ درصدى عملكرد شبكه شركت خود بوده كه پس از تلاش زياد در يافتن علت متوجه وجود نرم افزارهاى جاسوسى شده است.

• نرم افزارهاى جاسوسى چگونه حمله مى كنند
نرم افزارهاى جاسوسى بدون اطلاع كاربر به مشاهده عملكرد وى مى پردازند. در عين حال نرم افزارهاى تبليغاتى (Adware) نيز وجود دارند كه نوعى از نرم افزارهاى جاسوسى محسوب مى شوند. هدف اين نرم افزارها نيز ارسال آگهى هاى هدفمند براى كاربران است. اما يك كامپيوتر چگونه به نرم افزار جاسوسى آلوده مى شود: مرحله ۱- شما به يك سايت سر مى زنيد (به خصوص سايت هايى كه در آن نرم افزارهاى رايگان، نرم افزارهاى كاربردى، داده هاى آب و هوايى ، تصاوير و مطالب غيراخلاقى وجود دارد) اين مكان ها تقريباً بهشت نرم افزارهاى جاسوسى محسوب مى شوند. در چنين شرايطى و بدون آنكه كاربر متوجه باشد، نرم افزار جاسوسى روى كامپيوتر نصب مى شود.
مرحله ۲ _ زمانى كه عمليات انتقال انجام شد، نرم افزار جاسوسى در فايل هاى سيستم كه دسترسى به آنها نيز آسان نيست مخفى مى شوند. بعضى از اين نرم افزارها نيز با هر بار روشن شدن كامپيوتر به صورت خودكار Relood مى شوند. مرحله ۳ _ در اين مرحله كار نرم افزار آغاز مى شود. در اين مرحله كار جمع آورى اطلاعات و ارسال آنها به مقصد آغاز مى شود كه گاه اين اطلاعات مى تواند، در جهت منافع اقتصادى، عقيدتى، سياسى و يا تبليغاتى باشد. مرحله ۴ _ يكى از سخت ترين كارهاى يك كاربر شناسايى و از بين بردن يك نرم افزار جاسوسى است. به همين منظور كاربر بايد تمامى فايل هايى را كه از اينترنت و احتمالاً از محل هايى كه ذكر شد، برداشت كرده شناسايى و به طور كامل پاك كند. اين كار نيز بسيار مشكل است چرا كه نرم افزار مذكور دائماً خود را مخفى كرده و در مقابل پاك شدن مقاومت مى كند.

• پيشگيرى از حمله نرم افزارهاى جاسوسى
اما براى رهايى از شر اين كدهاى مخرب چه اقداماتى مى توان كرد؟ ۱- به صورت رايگان Download نكنيد. يكى از اصلى ترين مكان هاى اختفاى نرم افزارهاى جاسوسى در ميان ابزارهاى رايگان و اشتراكى (shareware) است. در اين خصوص استفاده از نرم افزارى همچون كازا (Kazaa) بسيار مضر است. لذا همواره و پيش از آنكه چيزى را از اينترنت برداشت (Download) كنيد مراقب باشيد. ۲- گشت وگذار امنى در اينترنت داشته باشيد، از بالا بودن تنظيمات امنيت مرورگر (browser) خود به هنگام ورود به اينترنت، اطمينان كسب كنيد چرا كه در اين صورت از نصب خودكار و ناخواسته نرم افزارهاى جاسوسى تا حد امكان جلوگيرى مى شود. با اين وجود از ورود به سايت هاى ناشناخته به خصوص سايت هايى كه در آگهى هاى جهنده مى بينيد حتماً خوددارى كنيد.۳- هرزنامه ها (spams) را پاك كنيد. حتماً با خطر اسپم ها و اسب هاى تروجان و ويروس ها آشنا هستيد.
در حال حاضر بسيارى از نرم افزارهاى جاسوسى از طريق mail - e به دست كاربران مى رسند. لذا زمانى كه ارسال كننده نامه اى را نمى شناسيد در خصوص باز كردن آن به هيچ وجه ريسك نكنيد.

•كم تجربه ها در معرض خطر بيشتر
طبق اظهارات كارشناسان و آمار، با وجود احتمال به آلودگى ۶۰ تا ۷۰ درصد كامپيوترها به نرم افزارهاى جاسوسى، عمده قربانيان كاربرانى هستند كه آموزش و تجربه لازم براى حضور در اينترنت را ندارند. در اين خصوص كاربرانى كه با زبان انگليسى نيز آشنايى زيادى ندارند در معرض خطر بيشترى قرار دارند. با اين وجود در بسيارى از كشورهاى دنيا و به خصوص آمريكا تدابير آموزشى و فرهنگى زيادى براى كاربران اينترنت در نظر گرفته شده تا احتمال بروز هر نوع مشكل در محيط مجازى را به حداقل ممكن برسانند. اين در حالى است كه در كشور ما هنوز مرجع مشخصى براى امنيت مجازى و اطلاع رسانى جهت ارتقاى سطح دانش و اطلاعات كاربران كامپيوتر وجود ندارد. اين مسئله به خصوص در زمان گسترش و حمله انواع كرم و ويروس كامپيوترى به كشور نمود بيشترى پيدا مى كند.

فروش كپى رايت كنار خيابان!

على شميرانى- ابرار اقتصادی - همين طور بيشتر و بيشتر مى شود• البته تعجبى هم ندارد وقتى توى مغازه ها هست و كسى كارى به كارشان ندارد، چرا در گوشه خيابان ها نباشد•
مثل اينكه ما هرچه پيش مى رويم، عقب تر مى افتيم• فصل هم فصل تابستان است و بازارش گرم است• به جاى اينكه در زير ميزمغازه و مخفيانه به فروش رود، حالا در اطراف ميدان ها، زيرپل هاى بزرگ و در مسيرهايى كه افراد بيشترى رفت وآمد دارند به فروش مى رسد• طرف گوشه خيابان بقچه اش را باز مى كند تا هرچه مى خواهى انتخاب كنى و با قيمت حدود 1 تا 2 دلار خريد كني•
حالا ديگر مى توانى رنگ به رنگ CDهايى را در گوشه و كنار شهر ببينى كه به سادگى فروش جوراب به فروش مى رسد• تجربه ثابت كرده كه اين گونه مسايل كه فقط دردسر دارد را كمتر كسى پيگيرى مى كند•
باور كنيد اگر يكى از مديران شركتى مثل مايكروسافت و يا هرفرد خارجى كه چيزى از نرم افزار مى داند• وقتى از وسط شهر رد شود بعيد نيست كه سكته كند• فقط با 2 دلار ناقابل مى توان زحمت و هزينه چند ميليون دلارى را صاحب شد•
نقض كپى رايت در گوشه خيابان فقط مربوط به نرم افزارهاى خارجى نيست، در ميان آنهامى توان نرم افزارهاى داخلى را نيز كه با خون دل طراحى شده است را ديد باور كنيد فروش نوع مدرن صفحه هاى گرامافون سابق كه امروزه كوچكتر و براق تر شده و نام CD به خود گرفته اند! تنها فروش يك لوح سوراخ 1500تومانى نيست• اين نقض كپى رايت (حقوق معنوى)، نقض وجدان، تسريع در فرار مغزها و گسترش يك فرهنگ زشت و مخرب است•
به راستى وقتى در پشت ويترين مغازه ها، نرم افزارهاى كپى شده بى هيچ ترسى به فروش مى رسد، انتظار فروش آنها در گوشه خيابان چندان دور از ذهن نيست•
در مورد ارزش و سودمندى صنعت نرم افزار كلى مديحه سرايى شده است و قصد آن نيست كه ماهم وقت خود و مسوولان ذيربط را بگيريم•
فقط به اين نكته توجه كنيد كه درآمد يك شركت و تنها يك شركت نرم افزارى با بودجه كل كشور ما كه از هزار طريق تأمين مى شود برابرى مى كند•
ما هنوز هم نمى دانيم چه ارگانى مسوول و متولى جلوگيرى از ترغيب فرار مغزها و سرمايه هاى نرم افزارى كشور است ولى شايد بد نباشد كه از مسوولان وزارت جهاد و كشاورزى بخواهيم كه فكرى براى اين معضل بكند، ما كه از ساير ارگان ها حركت عمده و خاصى نديديم•

CD.JPG

استراتژى امنيت اطلاعات و اينترنت آمريكا در سال 2003

على شميرانى –عصر ارتباط - يك روز صبح گروهى تروريستى اعلام مى كند كه شبكه برق شمال غربى اقيانوس آرام را به مدت 6 ساعت از ساعت 4 بعدازظهر قطع خواهد كرد و همين كار را هم مى كند. سپس همان گروه اعلام مى‌كنند كه مدارهاى اصلى مخابرات بين شرق و غرب ايالت متحده را به مدت نصف روز از كار خواهد انداخت و همين كار را هم عليرغم كوشش ها جهت مبارزه عليه آنها انجام مى دهد. سپس تهديد مى كند كه سيستم كنترل ترافيك هوايى شهر نيويورك را از كار انداخته، مانع پروازها شده و مسير پروازهاى داخلى را منحرف مى سازد و اين كار را هم انجام مى دهد. تهديدها به طور پياپى ادامه يافته و با موفقيت اجرا مى شود كه اين نمايانگر توانايى دشمن براى حمله به زيرساخت هاى حياتى ماست.
نهايتاً اين گروه تهديد مى كند اين گروه كه اگر خواسته هايشان برآورده نشود، تجارت الكترونيكى و سرويس كارت اعتبارى را به وسيله چند صدهزار هويت ربوده شده در ميليون ها معامله تقلبى، از كار خواهد انداخت. هراس و آشوب و اغتشاش عمومى را پس از اين تهديد تجسم كنيد.
چيزى كه باعث مى شود اين سناريو جالب و هشدار دهنده شود، اين است كه همه اين حوادث قبلاً اتفاق افتاده اند، ولو نه به طور همزمان و نه همگى با مقاصد تخريبي. همگى به صورت حوادث انفرادى به مرور زمان روى دادند؛ برخى در خلال خرابى هاى فنى، برخى در مانورهاى تمرينى ساده و برخى در حملات واقعى اينترنتي.به هر حال مسأله قابل توجه اين است كه همه اين حملات به وسيله حملات اينترنتى از راه دور قابل اجرا هستند.
(برگزيده اى از نامه اى به بوش از سوى 50 دانشمند، متخصص كامپيوتر و مأموران سابق اطلاعات)

اشاره
گزارش حاضر ترجمه و تلخيص بخشى از استراتژى جديد دولت امريكا در زمينه امنيت اطلاعات و اينترنت است. دولت امريكا با توجه دقيق به اهميت نقش استراتژيك و بسيار حياتى فناورى ارتباطات و اطلاعات، توسعه كاربرى اين فناورى را به عنوان محور امنيت ملى اعلام و در اين راه هزينه بسيارى را براى تمهيد زيرساخت هاى مورد نياز صرف كرده است. يكى از مهمترين اين زيرساخت ها كه خصوصاً در شرايط بسيار متفاوت و متحول شده پس از حادثه يازدهم سپتامبر توجه مضاعفى رابه خود معطوف نموده است، امنيت اطلاعات و اينترنت است دولت آمريكا در اين گزارش فرآيند شكل گيرى استراتژى ملى خود در اين زمينه را تشريح كرده است كه بخش هايى از اين گزارش مهم از نظرتان مى گذرد:
»استراتژى ملى امنيت داخلي” امريكا كه اوائل امسال اعلام شد به يك تهديد بسيار خاص و جدى يعنى تروريسم در ايالت متحده مى پردازد و چارچوبى جامع براى ساماندهى تلاش سازمان هاى فدرال، ايالتى، محلى و خصوصى كه غالباً كاركردهاى اصلى آنها ارتباطى با امنيت ملى ندارد ارائه مى دهد. اينترنت براى امنيت داخلى و امنيت ملى، حياتى است. امنيت و قابليت اطمينان اينترنت ضامن اقتصاد، زيرساخت هاى حياتى، و تشكيلات دفاعى ملى است. ”استراتژى ملى امنيت اينترنتى استراتژى اجرايى جهت پشتيبانى استراتژى ملى امنيت داخلى و استراتژى ملى امنيت ايالات متحده” است.
”استراتژى ملى امنيت اينترنتي” طرح هايى باهدف تامين و امنيت سياست هاى اطلاعات امريكا در مقابل اختلال و تخريب عمدى و خطرناك و افزايش آمادگى ملى در اين خصوص را شامل مى شود. اين استراتژى به همراه استراتژى تكميلى »حفاظت فيزيكى امنيت داخلى«، مبناى استراتژيك تلاش هاى ملت براى حفاظت از زير ساخت هايش تشكيل مى دهد.
اجزاى اين استراتژى توسط ذى نفعان و كاربران اينترنت تهيه و تنظيم شده است. نمايندگان شركت هاى صاحب زيرساخت هاى حياتى و شركت هاى اداره كننده اين زيرساخت ها گرد هم آمده و پيش نويس طرح چگونگى تأمين امنيت اينترنتى را در بخش هاى مربوطه، اعم از بانكدارى و امور مالى، برق، راه آهن و ساير بخش ها تهيه كرده اند. كالج هاى محلى و دانشگاه هاى بزرگ به همراه يكديگر براى تأمين امنيت اينترنتى در مؤسسات آموزش عالى برنامه ريزى كرده اند. پليس شهرهاى بزرگ و كلانترى هاى شهرهاى كوچك دست به دست يكديگر داده و به همكارى در تأمين نيازمندى هاى امنيت اينترنتى براى نيروى انتظامى پرداخته اند. كميسيون هاى هر دو مجلس، جلساتى درباره امنيت اينترنت و عناوين مربوطه برگزار كرده اند. انجمن هاى ملى جلسات متعددى داشته و هزاران ساعت وقت خود را در جهت تلاش براى تكامل اين استراتژى وقف كرده اند.

تهديد و آسيب پذيرى هاى اينترنت
يك هفته بعد از حملات يازدهم سپتامبر، حمله ديگرى به شركت‌هاى خدمات مالى كه فاصله چندانى با محل مركز تجارت جهانى نداشتند، صورت گرفت؛ حمله اى با تخريب فيزيكى كمتر، اما با اهميت اقتصادى فراوان. اهميت آن درخسارات مالى قابل ملاحظه ايجاد شده نبود بلكه اين حمله هشدارى بود از آنچه ممكن است در آينده رخ دهد. نام اين حمله NIMDA (كلمه ADMIN با املاى برعكس) بود و براى ملتى كه به شبكه هاى كامپيوترى وابسته شده هشدارى بيدار كننده بود. NIMDA يك حمله اينترنتى خودكار بود؛ آميخته اى از يك كرم كامپيوترى (WORM) و يك ويروس كامپيوترى كه با سرعت وحشتناكى در سراسر كشور منتشر شد و از راه هاى مختلفى براى آلوده كردن سيستم هاى كامپيوترى وارد مى شد. آلوده شدن كامپيوتر به معنى نابودى فايل هاى آن بود. اين حمله در عرض يك ساعت به بلايى همگانى مبدل شد و پس از چندين روز به 86 هزار كامپيوتر حمله كرد.
NIMDA مشكلات فراوانى در صنايع امنيتى ايجاد كرد. شركت‌ها بخش OnLine خود را تعطيل كردند، دسترسى مشتريان به خدمات On Line قطع شد و حتى برخى شركت ها مجبور شدند سيستم هاى شان را به طور كامل از نو بسازند.
هزينه مالى واقعى حمله NIMDA مشخص نيست؛ زيرا روش همسانى براى ارزيابى اين خسارات وجود ندارد. اما منابع موثق صنعتى، هزينه مالى حملات اينترنتى ناشى از كدهاى آلوده را در سال 2001 مبلغ 13 ميليارد دلار برآورده كرده اند.
دو ماه قبل از حمله NIMDA، حمله اينترنتى ديگرى به نام Code Red (رمز قرمز)، 150 هزار سيستم كامپيوترى را در عرض 14 ساعت آلوده كرد و موجب ميلياردها دلار خسارت شد. اين حملات نمايانگر رشد قدرت تخريب و پيچيدگى حملات اينترنتى است. حجم اين قبيل حملات هم قابل ملاحظه است . .

. ملتى كاملاً وابسته به اينترنت
»انقلاب فناورى اطلاعات« روش عملكرد و خدمات دهى شركت‌ها و دولت را در ايالات متحده بى سروصدا عوض كرد. كشور ما (آمريكا ) بدون تأمل كافى درباره امنيت، كنترل فرايندهاى كليدى در توليد، تسهيلات، بانكدارى ، و مخابرات را به شبكه هاى كامپيوترى محول كرد. در نتيجه، هزينه هاى كار تنزل يافت و بهره‌ورى چندين برابر شد. اين روش همچنان در جهت استفاده بيشتر از سيستم هاى شبكه كامپيوترى ادامه دارد.
در حال حاضر (سال 2002) اقتصاد و امنيت ملى كاملاً وابسته به فناورى اطلاعات و زيرساخت اطلاعاتى است. شبكه اى از شبكه ها عمليات تمامى بخش هاى اقتصاد اعم از انرژى (برق، نفت وگاز) ، حمل و نقل ، بهداشت ، خدمات اضطرارى ، آب ، صنايع شيميايى ، صنايع دفاع، فرآورده هاى غذايى، كشاورزى ، و پست را مستقيماً كنترل و پشتيبانى مى كند. حوزه اين شبكه هاى كامپيوترى از مرزهاى فضاى مجازى هم فراتر مى رود. اين شبكه ها همچنين تجهيزات فيزيكى از قبيل ترانسفورماتورهاى برق، قطارها، پمپ‌هاى خط لوله ، مخازن شيميايى، رادارها و بازارهاى بورس را كنترل مى كنند.
محور اصلى زيرساخت اطلاعاتى كه ما (آمريكايى ها) به آن كنترل وابسته هستيم، اينترنت است؛ سيستمى كه در ابتدا براى تبادل اطلاعات غير سرى بين دانشمندان طراحى شد و البته فرض بر اين بود كه اين افراد علاقه اى به سوء استفاده از اين شبكه ندارند. همان اينترنت، امروزه ميليون ها شبكه كامپيوترى را به يكديگر وصل مى كند و اين شبكه ها بخش عمده خدمات حياتى كشور را تأمين مى كنند. همراه با رشد فزاينده و حيرت انگيز اينترنت در جهان، امنيت آن هم پيوسته تنزل يافته است افراد تقريبا از هر كشورى روى كره زمين به اين شبكه دسترسى دارند و اين شبكه هم به نوبه خود به شبكه هاى اداره كننده خدمات حياتى در ايالات متحده متصل است.
حمله هاى اينترنتى به شبكه هاى اينترنتى ايالت متحده مرتباً رخ مى دهد و مى تواند نتايجى وخيم همچون مختل كردن عمليات حياتى، از دست رفتن درآمدها و دارايى هاى فكرى و خسارات جانى در پى داشته باشد. مقابله با چنين حملاتى، مستلزم توسعه قابليت هاى ويژه درجاهايى است كه امروزه فقدان آنها احساس مى شود و اين در كاهش نقاط ضعف ، شناسايى و بازداشتن افراد و سازمان هاى داراى اين قابليت ها و اهداف خرابكارانه عليه زير ساخت هاى ملى ضرورى است.

حوزه هاى تهديد
مهاجمان همواره مشغول تهيه برنامه هايى براى صدمه زدن به اقتصاد و تضعيف يا به دست گرفتن كنترل سيستم هاى فيزيكى و اينترنتى در نبرد هاى آينده با ايالات متحده هستند و اينجاست كه ايالات متحده بايد به مقابله با اين مهاجمين برخيزد.
شناسايى كسانى كه حمله كرده اند و يا ممكن است حمله كنند، فرصتى را كه نه تنها براى بازداشتن آنها و محاكمه كردن آنان (براى مثال دستگيرى جنايتكاران ، يا توسل به نيروى نظامى در حملات از نوع جنگ اطلاعات) فراهم مى كنند، بلكه باعث مى شود تا ما سلسله مهارت هاى آنان را آموخته و بهتر روى برنامه هاى حفاظت ملى متمركز شويم.

امنيت اينترنتى و هزينه فرصت
براى شركت هاى به طور خاص و براى اقتصاد ملى به طور كلى، ارتقاى امنيت كامپيوترى غالباً محتاج سرمايه گذارى زمان، توجه و پول است. به همين منظور بوش از كنگره درخواست كرد سرمايه گذارى روى ايمن سازى كامپيوترهاى دولت را در سال مالى 2003 به ميزان 64 درصد افزايش دهد.
سرمايه گذارى بوش روى ايمن سازى شبكه هاى كامپيوترى دولت نهايتاً به واسطه ارائه ابزارهاى كامپيوترى دولت الكترونيكى مديريت نوين شركت ها و كاهش ضايعات ، تقلب و كلاهبردارى موجب كاهش هزينه ها خواهد شد.
سرمايه گذارى روى امنيت اينترنتى به معنى هزينه بالا سرى اضافى نيست. سود اين سرمايه گذارى به ما باز مى گردد. نظر سنجى ها مكرراً نشان داده است كه:
هزينه هاى ناشى از اين حمله مخرب كامپيوترى به احتمال قوى از سرمايه گذارى پيشگيرانه در برنامه امنيت اينترنتى سنگين تر هستند.
طراحى ساختار امنيتى قدرتمند در معمارى سيستم هاى اطلاعاتى شركت ها مى تواند هزينه هاى عمومى عمليات رابه واسطه امكان پذير ساختن رويه هاى كاهش هزينه از قبيل دسترسى از راه دور و تعاملات با زنجيره عرضه يا مشتريان كاهش دهد. اين رويه هاى كاهش هزينه در شبكه هايى كه فاقد امنيت مناسب باشند امكان پذير نيست.

مديريت ريسك در سطح ملى و فردى
هر روز در آمريكا يك شركت يا كاربر خانگى كامپيوتر در اثر حملات اينترنتى دچار خسارت شده و متضرر مى شود. ميزان اين خسارات در سطح شخصى بسيار چشمگير و حتى شايد فاجعه آميز است. شرايط وقوع چنين حوادثى در سطح ملى براى شبكه ها و سيستم هايى كه كشور به آنها وابسته است فراهم است:
- دشمنان بالقوه چنين قصدى دارند.
- ابزارهاى تخريبى درسطح وسيع در دسترس هستند.
- نقاط ضعف سيستم هاى كشور، فراوان و شناخته شده هستند.
اين عوامل بدين معنى هستند كه هيچ استراتژى نمى تواند به طور كامل خطر را دفع كند، اما كشور مى تواند و بايد براى مديريت ريسك وارد عمل شده و صدمات بالقوه سوء استفاده از نقاط آسيب‌پذير را به حداقل خود برساند.
دولت به تنهايى قادر به ايمن سازى فضاى اينترنت نخواهد بود
دولت فدرال نبايد و در واقع نمى تواند امنيت شبكه هاى كامپيوترى بانك هاى خصوصى ، شركت هاى بخش انرژى ، مؤسسات حمل و نقل يا ساير قسمت هاى بخش خصوصى را تأمين نمايد. دولت فدرال نبايست وارد خانه ها و كسب و كارهاى كوچك، دانشگاه ها يا ادارات و سازمان هاى محلى شود كه امنيت شبكه هاى كامپيوترى آنها را تأمين كند.
هر آمريكايى كه به اينترنت، يعنى مادر شبكه هاى اطلاعاتى وابسته است ، بايد امنيت بخش مربوط به خود را تأمين كند.
دولت فدرال مى تواند به وسيله تدابير زير به ايجاد اين توانايى ها در ملت آمريكا كمك كند:
افزايش سطح آگاهى و هوشيارى
در اختيار قرار دادن اطلاعات مربوط به نقاط آسيب پذير و راه حل آنها
ترويج مشاركت و همكارى دولت با بخش خصوصى، گروه‌هاى بخش خصوصى با يكديگر و سايرين
ترغيب به ارتقاى فناورى در سازمان ها
افزايش تعداد افراد ماهر و آموزش ديده
انجام تحقيقات و پيگيرى جنايات اينترنتى
حفاظت از كامپيوترهاى دولتى
ارتقاى امنيت شبكه هايى كه اقتصاد و امنيت ملى به آنها وابسته است.

مشاركت هاى خصوصى – دولتى
حفاظت از زيرساخت هاى حياتى لزوماً يك مسووليت مشترك است؛ زيرا تقريباً 85 درصد تسهيلات زير ساخت هاى حياتى كشور تحت مالكيت و مديريت بخش خصوصى است و بسيارى از عمليات حياتى دولت وابسته به اين تسهيلات خصوصى است. از آنجا كه تسهيلات دولت و بخش اقتصاد، هر دو هدف حملات دشمنان به زير ساخت هاى حياتى ملى هستند، رسيدگى به نقاط ضعف بالقوه نياز به رويكردهاى انعطاف پذير و تكاملى دارد كه هر دو بخش خصوصى و دولتى را تحت پوشش قرار داده و از هر دو جنبه داخلى و بين المللى، امنيت منافع كشور را تأمين مى كند. عزم دولت بر آن است كه اين مشاركت و همكارى مؤثر و مفيد همچنان ادامه يابد.

اجتناب از وضع مقررات
دولت فدرال چنين تشخيص داده است كه به منظور جلب همكارى همه جانبه بخش خصوصى ، مشاركت مالكان و متصديان بخش خصوصى در مشاركت خصوصى-دولتى بايد به صورت داوطلبانه صورت گيرد. دولت امريكا براى تشويق بخش خصوصى به مشاركت هر چه بيشتر، تا حد ممكن به دنبال راه هايى است كه از تحميل مقررات دولتى يا تكلفات اضافى از سوى دولت بر بخش خصوصى بدون تأمين پشتوانه مالى اجتناب كند.

اصول راهبردى امنيت
براى ايجاد يك شبكه اينترنتى امن و انعطاف پذير ، كشور بايد دو اصل راهبردى امنيت را پذيرفته و اجرا كند.
1) امنيت كل زيرساخت به امنيت هر يك از اجزا بستگى دارد.
2) تهديدات و نقاط آسيب پذير پيشرفت مى كنند و امنيت هم طبعاً بايد همگام با آنها يا سريع تر از آنها پيشرفت نمايد.
تأمين امنيت در اجزاى دنياى اينترنت منجر به تأمين امنيت كل مجموعه خواهد شد
امنيت اينترنت به امنيت تمام اجزاى آن وابستگى دارد. در دنياى اينترنت، مهاجمان مى توانند با سرعت نور به هر مكانى برسند. هيچ گونه ايمنى جغرافيايى وجود ندارد. شبكه ها ممكن است هم در مقابل حملات از داخل شبكه و هم در مقابل حملات از خارج آن آٍسيب پذير باشند. اجزاى شبكه كه به نظر ايمن هستند، ممكن است توسط كاركنان داخلى (خودى ها)، نرم افزارهاى داونلود شده (پياده شده) ، يا شبكه هاى آلوده همسايه مورد تهاجم قرار بگيرند. كشيدن ديوار دور شبكه براى رسيدن به امنيت كافى نيست. به محض اينكه يك كامپيوتر يا جزئى از شبكه مورد تهاجم قرار گرفت، آن جزء مى تواند براى تهاجم به ساير اجزاء مورد استفاده قرار گيرد.
به منظور مبارزه با اين نقاط آسيب پذير سيستم ها بايدطورى طراحى شوند كه امنيت زير ساخت به يك لايه يا گروه واحد و يا نقطه مركزى وابسته نباشد؛ بلكه بايد در چندين لايه شكل بگيرد، سيستم هاى دفاعى توزيعى (پراكنده) باشد و توانايى ترميم سريع پس از هر مرحله را داشته باشد. براى بهبود امنيت اينترنتى، كشور بايد در تمامى سطوح فعاليت در دنياى اينترنت، امنيت لازم را تأمين كند.

پيش دستى بر فناورى ها و نقاط ضعف جديد
نقاط ضعف جديد در سيستم ها با سرعت نگران كننده اى در حال افزايش است. اين نقاط ضعف با نوشته شدن نرم افزارهاى جديد و پيدايش فناورى هاى جديد به وجود مى آيند و نقاط ضعف با گذشت زمان و به كارگيرى نرم افزارها مشخص مى شوند. اين در حالى است كه ابزارهاى جديد و بسيار پيشرفته ترى براى بهره بردارى از اين نقاط ضعف ساخته مى شود. سياست ها، رويه ها و فناورى هاى امنيتى هم بايد خود را همگام باآنها به هنگام سازد. كشور بايد زيرساخت امنيتى ايجادكند كه بتواند همواره يك گام جلوتر از جهان احتمالى باشد.

internet securiuty.jpg

اولویت های صنعت نرم افزار چیست؟

علي شميراني - صنعت نرم‌افزار در كشور ما از جنبه‌هاي مختلفي دچار ضعف و مشكل است. اين مشكلات نيز به حدي است كه صنعت نرم‌افزار ايران را با بحران‌هاي جدي مواجه كرده و اين در حالي است كه مشكلات مذكور به ناگاه و يك شبه به وجود نيامده‌اند، بلكه اين مواردي است كه به علت بي‌مهري و كم توجهي به اين صنعت پرسود از گذشته تا كنون وجود داشته و شايد به همين علت است كه كارشناسان به اشكال مختلف از «فنا يا بقا»ي اين صنعت سخن مي‌گويند تا شايد به اين ترتيب توجهات بيشتري از سوي مسئولان امر به صنعت نرم‌افزار و توليد كنندگان داخلي شود.

تمام اصرار و فشار كارشناسان و فعالان اين عرصه نيز به علت آن است كه آنها پتانسيل‌ها و توانايي‌هايي را در كشور و در صنعت نرم‌افزار مي‌بينند كه ذره ذره در حال از دست رفتن است. اما درعين حال برخي از نهاد هاي خصوصي و دولتي نيز ظاهراً يا عملاً در تلاش براي حفظ و رونق بخشيدن به صنعت نرم‌افزار كشور هستند.
بديهي است كه هر بخشي به فراخور توان، امكانات و اختيارات خود بايد به شكلي به شكوفايي بخشي از اين صنعت كمك كند تا به اين ترتيب و با اصلاح اجزاء به اصلاح كل برسيم.

ولي در اينجا پرسش بسيار مهمي مطرح مي شود. پرسشي كه پاسخ به آن از اتلاف انرژي ، نيروي انساني، منابع ملي، موازي كاري، شكست و تشديد ابهامات در سودمند بودن صنعت نرم‌افزار جلوگيري خواهد كرد.

اولويت هاي صنعت نرم افزار چيست؟
اين پرسشي است كه پيش از هر حركتي ابتدا بايد به آن پاسخ داد. چرا كه در غير اين صورت نه تنها مشكلي حل نمي‌شود بلكه شاهد اتلاف منابع ملي و ساير مسائلي كه در پاراگراف قبل به آنها اشاره شد نيز خواهيم بود.
كما اين كه در حال حاضر اين اتفاق به نوعي افتاده و ما شاهد صرف بودجه‌ها ومنابعي از سوي برخي از نهادها هستيم كه در راستاي اولويت‌ها و نيازهاي فعلي اين صنعت نيست. حال اينكه چه كسي بايد به مسائلي از اين دست رسيدگي كرده و مانع اقدامات موازي و كم فايده شود موضوعي است كه بايد به شكل جداگانه و در مبحث بعدي مورد بررسي قرار گيرد.

اما در خصوص اولويت‌هاي صنعت نرم‌افزار و اين كه ما به ترتيب بايد دست به چه اقداماتي بزنيم تا به اهداف مورد نظر برسيم، ميرابراهيمي( دبير جشنواره نرم‌افزارهاي چندرسانه‌اي) خوانساري (رييس كميته نرم‌افزار انجمن شركت‌هاي انفورماتيك) و طلايي( رييس اتحاديه صادركنندگان نرم‌افزار ايران) نظراتي ارائه كرده‌اند كه در پي مي‌آيد. جا دارد مسئولان امر و به ويژه مديران دستگاه‌هاي دولتي كه از بودجه عمومي كشور(بيت‌المال براي صنعت نرم‌افزارهزينه مي‌كنند، به اين موارد توجهي ويژه داشته باشند تا زمينه رشد و توسعه واقعي صنعت نرم‌افزار را فراهم كرده وبه بيراهه نروند.

مهندس محسن ميرابراهيمي( دبير جشنواره نرم‌افزارهاي چندرسانه‌اي) در خصوص اولويت‌هاي صنعت نرم‌افزار چنين مي گويد: «ابتدا و قبل از توليد، بايد استراتژي و برنامه‌هاي استراتژيك دولت در صنعت نرم‌افزار را مشخص كنيم و ببينيم جايگاه كشور كجاست. سپس به قوانين و چارچوب‌ها مي‌رسيم. ما بايد قوانين شفاف و كاملي تدوين كنيم. موضوع بعدي تقويت زبان انگليسي است. موضوع ديگر به افزايش سطح همكاري‌هاي ما با دنيا و كشورهاي پيشگام در اين عرصه باز مي‌گردد. براي مثال سفارتخانه‌هاي ما در خارج از كشور بايد برنامه و روش‌هاي گسترده‌اي را در ايجاد ارتباطات بر عهده بگيرند. اما در خصوص حضور در بازارهاي جهاني نيز بايد گفت اين پروسه و اين مرحله خود به خود شكل مي‌گيرد و محصولات و شركت‌هاي ما وارد عرصه‌هاي بين‌المللي مي‌شوند كما اين كه معدود شركت‌هاي موفق ايراني خودشان به اين توان رسيده‌اند كه به بازار جهاني وارد شوند.»
اما مهندس خوانساري (رييس كميته نرم‌افزار انجمن شركت‌هاي انفورماتيك) در مورد اولويت‌ها و ترتيب حل مسائل و مشكلات صنعت نرم‌افزار به اين موارد اشاره مي كند:
1- تقويت و شناسايي نيروي انساني(شامل نيروهاي مديريتي فعال و نيروهاي كارشناسي ماهر)
2- مسائل پايه‌اي شامل قوانين و مقررات مانند كپي‌رايت و بحث‌هاي مالياتي، امكانات سرمايه‌گذاري، زيرساخت‌هاي مخابراتي، قوانين صادرات و اعمال سياست‌هاي تشويقي
3- مسائل مربوط به فرايند توليد نرم‌افزار(ما به متدولوژي كلان در سطح كشور نياز داريم، ما به روش‌هاي تضمي كيفيت و كنترل پروژه نياز داريم و موضوع تقويت زبان انگليسي نيز از جمله مسائل مطرح است.)
4- نوآوري. بايد نوآوري در دانشگاه‌ها و مراكز علمي و پژوهشي شكل بگيرد و قوانين اختراع نرم‌افزارها به بلوغ برسد. در نهايت نيز بايد از يك سو اقدام به تنش‌زدايي با كشورهاي ديگر و ارتقاي سطح همكاري‌هاي فني كرده و از سوي ديگر به شناسايي قابليت‌ها پرداخت. حضور در نمايشگاه‌هاي خارجي و بهبود چهره عمومي كشور نيز از جمله مواردي است كه بايد مد نظر قرار گيرد.
مهندس طلايي( رييس اتحاديه صادركنندگان نرم‌افزار ايران) نيز رسيدگي به مسائل مديريت پروژه‌ها، نيروي ماهر، قوانين(كپي‌رايت)، جذب سرمايه‌گذاري‌هاي خارجي، انجام كارهاي تحقيقاتي و حضور در بازارهاي خارجي را از اولويت‌هاي صنعت نرم‌افزار مي‌داند.

فلسفه وجود شرکت IT چیست؟

http://www.itanalyze.ir/archives/analysis/2008/02/post_610.php

ITcom.jpg

وزارت ارتباطات و تكرار تجربه‌اي ناكام

http://www.itanalyze.ir/archives/analysis/2007/12/post_566.php

informatic2.jpg

ایران و دومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی (3)

شارکت هیأت نمایندگی ایران در دومین گردهماییی کمیتة تدارک دومین مرحلة « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، به ویژه فرصت مناسبی فراهم ساخت تا اقدام هایی که به کوشش شورای عالی اطلاع رسانی و همکاری وزارت امور خارجه برای برگزاری دومین کنفرانس منطقه ای کشورهای آسیایی و اقیانوسیه به منظور تدارک اجلاس عالی جهانی پائیز آینده، در تهران آغاز شده بودند، از نزدیک و از طریق مذاکرة مستقیم با مقامات و مسئولان « اتحادیة بین المللی ارتباطات دور» و مخصوصاً گفت و گوی حضوری با مدیر « کمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد در آسیا و اقیانوسیه»، که مسئولیت تشکیل این کنفرانس را به عهده دارد و در زمان برگزاری گردهمایی اخیر در ژنو به سرمی برد، ادامه پیدا کنند و به حصول توافق منتهی گردند.
به این ترتیب، ایران در زمان برگزاری این گردهمایی، موفقیت بین المللی بسیار مهمی کسب کرد و توانست امتیاز مدیریت کنفرانس منطقه ای پراهمیتی را که در زمان تدارک مرحلة اول برگزاری اجلاس جهانی سران (ژنو – دسامبر 2003) با حضور وزرای ارتباطات بیش از 50 کشور در توکیو پایتخت ژاپن تشکیل شده بود، به دست آورد و این کنفرانس را در مرحلة دوم برگزاری آن (تونس – نوامبر 2005)، در روزهای 31 مه تا 2 ژوئن 2005 (10 تا 12 خرداد 1384) در تهران میزبانی کند.
برگزاری کنفرانس منطقه ای آسیا و اقیانوسیه برای تدارک دومین مرحلة « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» فرصت مناسبی خواهد بود که موضوع « مکانیسم های تأمین مالی تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه»، در کنار موضوع « راهبری اینترنت»، با کوشش های ویژة ایران، مورد بررسی و ارزیابی دقیق واقع شود و جمع بندی آن ها در اعلامیة نهایی این کنفرانس، که با عنوان «اعلامیة تهران» انتشار خواهد یافت و همچنین در « برنامة عمل» آن، که با تمرکز بر هدف « تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات برای توسعه: دیدگاه های آسیایی» تدوین و منتشر خواهد شد، انعکاس یابد و به اجلاس جهانی سران در تونس ارائه گردد.
پیوست

رئوس کلی « اعلامیة اصول» و « برنامة عمل»
مصوب نخستین مرحلة « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»
ژنو: 10 تا 12 دسامبر 2003.


درآخرين‌ نشست‌ عمومي‌ نخستین «اجلاس‌ جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، که در روز 12 دسامبر 2003 در ژنو تشکیل شد، «اعلامية اصول‌» و «برنامة‌ عمل‌» اين‌ اجلاس‌، كه‌ متن‌هاي‌پيش‌نويس‌هاي‌ آن ها در طول‌ يك‌ سال‌ و نيم‌ گذشته‌، چندين‌بار در گردهمايي‌هاي‌ تداركاتي‌ این اجلاس‌ عالی، مورد بررسي‌ وارزيابي‌ و بازنگري‌ قرار گرفته‌ بودند، به‌ اتفاق‌ آراء، به‌ تصويب‌ رسيدند. به‌ اين‌ ترتيب‌، با توافق‌ تمام‌ كشورهاي‌ دنيا در زمينة ‌چگونگي‌ ايجاد و پيشرفت‌ و گسترش‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ در سطح‌هاي‌ ملي‌ و جهاني‌، گام‌ بسيار بزرگي‌ براي‌ همكاري‌ بين‌المللي‌ دراستفاده‌ از تكنولوژي‌هاي‌ نوين‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ در راه‌ توسعة‌ تمام‌ جوامع‌، برداشته‌ شد.
با توجه‌ به‌ اهميت‌ خاص‌ اصول‌ اساسي‌ مندرج‌ در اعلامية‌ مذكور و كاربردهاي‌ اجرايي‌ آن ها، به‌ صورت‌ مندرج‌ در «برنامة‌عمل‌»، بررسي‌ و ارزيابي‌ محتواهاي‌ اين‌ دو سند جديد بين‌المللي‌، بسيار ضروري‌ است‌ و به‌ همين‌ جهت‌، رئوس‌ كلي‌ وخلاصه‌اي‌ از مندرجات‌ آن ها در اين جا ارائه‌ مي‌شوند:

1. اعلاميةاصول‌
در بالاي‌ اين‌ اعلاميه‌، عنوان‌ «ايجاد جامعة‌ اطلاعاتي‌: يك‌ چالش‌ جهاني‌ براي‌ هزارة‌ جديد»، گذاشته‌ شده‌ است‌ و مطالب‌ متن‌آن‌ در سه‌ بخش‌ با زيرعنوان‌هاي‌ خاص‌ آن ها، از هم‌ تفكيك‌ گرديده‌اند.
بخش‌ يكم‌ اعلاميه‌، كه‌ با زيرعنوان‌ «دیدگاه مشترك‌ ما دربارة جامعة‌ اطلاعاتي‌» به‌ ارائة‌ هدف‌هاي‌ كلي‌ موردنظر آن‌، اختصاص‌يافته‌ است‌، داراي‌ 18 بند است‌. در بند يك‌ اين‌ اعلاميه‌ چنين‌ آمده‌ است‌:
« ... ما نمايندگان‌ خلق‌هاي‌ جهان‌، كه‌ در روزهاي‌ 10 تا 12 دسامبر 2003، براي‌ شركت‌ در نخستين‌ مرحلة‌ «اجلاس‌ جهاني‌سران‌ دربارة‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌» گردهم‌ آمده‌ايم‌، اراده‌ و عزم‌ مشترك‌ خويش‌ براي‌ ايجاد جامعه‌اي‌ با ابعاد انساني‌، فراگير واولويت‌دهندة‌ توسعه‌، يك‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ كه‌ در آن‌ هر كس‌ امكان‌ تهيه‌، دريافت‌، كاربرد و تقسيم‌ و اشتراك‌ اطلاعات‌ ومعرفت‌ها را دارا باشد، جامعه‌اي‌ كه‌ در آن‌، افراد، جماعت‌ها و خلق‌ها بتوانند تمام‌ توان‌ بالقوة‌ خود را در جهت‌ پيشبرد توسعة‌پايدار و بهبود كيفيت‌ زندگي‌ خويش‌، مطابق‌ با هدف‌ها و اصول‌ منشور ملل‌ متحد و همچنين‌ احترام‌ كامل‌ به‌ اعلاميه‌ جهاني‌حقوق‌ بشر و اجراي‌ اين‌ اعلامية‌، تحقق‌ بخشند، اعلام‌ مي‌كنيم‌...»
در بند 2 اعلاميه‌، اهميت‌ استفاده‌ از تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ براي‌ پيشبرد هدف‌هاي‌ توسعه‌اي‌ مندرج‌ در«اعلامية هزاره‌» و كوشش‌ در راه‌ نيل‌ به‌ هدف‌هاي‌ اعلامية سران‌ جهان‌ در ژوهانسبورگ‌ راجع‌ به‌ توسعة‌ پايدار( مصوب‌ سپتامبر 2002)، خاطرنشان‌ گرديده‌ است‌ و بند 3 آن‌، به‌ تأكيد خاص‌ بر همگاني‌ بودن‌، غيرقابل‌ تقسيم‌ و تجزيه‌ بودن‌، همبسته‌ بودن‌ و به‌هم‌ مربوط بودن‌ تمام‌ حقوق‌ بشر و تمام‌ آزادي‌هاي‌ بنيادي‌ و از جمله‌، حق‌ توسعه‌ (مندرج‌ در اعلامية‌ وين‌) و تأكيد ويژه‌ بردموكراسي‌، توسعة پايدار، احترام‌ به‌ حقوق‌ بشر و آزادي‌هاي‌ بنيادي‌ و همچنين‌ راهبری‌ صحيح‌ در تمام‌ سطح‌ها، به‌ عنوان‌اصول‌ به‌ هم‌ پيوسته‌اي‌ كه‌ هركدام‌ از آن ها باعث‌ تقويت‌ ديگري‌ مي‌شوند، اختصاص‌ داده‌ شده‌ است‌. در بند 4 اعلاميه‌ نيز بر حق‌آزادي‌ عقيده‌ و بيان‌، به‌ ترتيب‌ مندرج‌ در مادة‌ 19 اعلامية‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر، به‌ عنوان‌ شالودة اصلي‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌، تأكيدگرديده‌ است‌. در اين‌ بند، همچنين‌ خاطرنشان‌ شده‌ است‌ كه‌ ارتباطات‌ يك‌ فرايند اجتماعي‌ بنيادي‌، يك‌ نياز اصلي‌ انساني‌ ومبناي‌ هر سازمان‌ اجتماعي‌ است‌. ارتباطات‌، محور اساسي‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ است‌ و هر فرد در هر جاي‌ دنيا كه‌ باشد، بايد امكان‌مشاركت‌ در جامعة اطلاعاتي‌ را دارا باشد و هيچ‌كس‌ نبايد از مزاياي‌ ناشي‌ از اين‌ جامعه‌، محروم‌ گردد.
در بند 5 اعلاميه‌، از محدوديت‌هاي‌ مندرج‌ در مادة‌ 29 اعلاميه‌ جهاني‌ حقوق‌ بشر در مورد حقوق‌ و آزادي‌هاي‌ فردي‌ سخن‌گفته‌ شده‌ است‌ و بر ضرورت‌ اعمال‌ اين‌ حقوق‌ و آزادي‌ها براساس‌ هدف‌ها و اصول‌ منشور ملل‌ متحد، در جهت‌ كمك‌ به‌استقرار يك‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ احترام‌ گذار به‌ منزلت‌ و حيثيت‌ انساني‌، تأكيد گرديده‌ است‌.
بند 6 اعلاميه‌، با تأكيد بر وفاداري‌ به‌ روح‌ كلي‌ اين‌ اعلاميه‌، تعهد تصويب‌كنندگان‌ آن‌، در دفاع‌ از اصل‌ برابري‌ حاكميت‌ تمام‌كشورها را خاطرنشان‌ ساخته‌ است‌. در بند 7، به‌ نقش‌ علوم‌ در توسعة‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌، اشاره‌ شده‌ است‌ و بند 8 اعلاميه‌،به‌اهميت‌ آموزش‌، دانش‌ و اطلاعات‌ و ارتباطات‌، به‌ عنوان‌ مباني‌ پيشرفت‌، انديشة‌ فعاليت‌ و مديريت‌ اقتصادي‌ و رفاه‌ انساني‌،توجه‌ كرده‌ است‌. در بند 9 اعلاميه‌ هم‌ بر ضرورت‌ توجه‌ به‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ به‌ عنوان‌ ابزار و نه‌ به‌ عنوان‌هدف‌، تاكيد گرديده‌ است‌ و از نقش‌ خاص‌ آن ها در كمك‌ به‌ افزايش‌ بهره‌وري‌، تسهيل‌ رشد اقتصادي‌ و اشتغال‌ و بهبود كيفيت‌زندگي‌، ياد شده‌ است‌. در اين‌ بند، به‌ نقش‌ مهم‌ اين‌ تكنولوژي‌ها در كمك‌ به‌ گفت‌وگو در ميان‌ افراد، ملت‌ها و تمدن‌ها نيز اشاره‌گرديده‌ است‌.
در بند 10 اعلاميه‌، مسألة‌ شكاف‌ ديجيتال‌ بين‌ كشورهاي‌ توسعه‌ يافته‌ و توسعه‌ نيافته‌ و در داخل‌ تمام‌ جوامع‌، مطرح‌ شده‌است‌ و ضرورت‌ مقابله‌ با اين‌ شكاف‌ و تبديل‌ آن‌ به‌ يك‌ فرصت‌ ديجيتال‌، يادآوري‌ گرديده‌ است‌. بندهاي‌ 11، 12، 13، 14 و 15اعلاميه‌، به‌ لزوم‌ توجه‌ خاص‌ به‌ جوانان‌، زنان‌، و برابري‌ زن‌ و مرد، گروه‌هاي‌ اجتماعي‌ محروم‌ و به‌ حاشيه‌ رانده‌ شده‌ و مردم‌بومي‌، پرداخته‌اند. بندهاي‌ 16 و 17 اعلاميه‌، بر ضرورت‌ توجه‌ ويژه‌ به‌ نيازهاي‌ مردم‌ كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌، در حال‌ گذار،كشورهاي‌ كوچك‌ جزیره‌اي‌ و جلب‌ همكاري‌ جهاني‌ براي‌ تامين‌ منابع‌ مالي‌ مربوط به‌ آن ها، تاكيد كرده‌اند و بند 18 اعلاميه‌ هم‌ كه‌آخرين‌ بند بخش‌ نخست‌ آن‌ است‌، ضرورت‌ مغايرنشمردن‌ مطالب‌ مندرج‌ در اين‌ اعلاميه‌ با منشور ملل‌ متحد و اعلامية‌ جهاني‌حقوق‌ بشر و همچنين‌ ساير ابزارهاي‌ بين‌المللي‌ و نيز عدم‌ مغايرت‌ آن ها با قانون‌گذاري‌هاي‌ ملي‌ را خاطرنشان‌ كرده‌ است‌.
بخش‌ دوم‌ اعلاميه‌ (شامل‌ بندهاي‌ 19 تا 64)، كه‌ زيرعنوان‌ «يك‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ براي‌ همه‌: اصول‌ بنيادي‌»، براي‌ آن‌ در نظرگرفته‌ شده‌ است‌، داراي‌ 11 مبحث‌ به‌ ترتيب‌ زير است‌:
1. نقش‌ دولت‌ها و تمام‌ طرف‌هاي‌ دست‌اندركار اجلاس‌ عالي‌، در پيشبرد تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ براي‌ توسعه‌
2. زيرساخت‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌، شالودة‌ اصلي‌ يك‌ جامعة اطلاعاتي‌ فراگير
3. دسترسي‌ به‌ اطلاعات‌ و معرفت‌ها
4. ايجاد و تقويت‌ توانمندي‌ها
5. برقراري‌ اعتماد و امنيت‌ در كاربرد تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌
6. ايجاد يك‌ محيط مساعد
7. كاركردهاي‌ تكنولوژي‌هاي‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ در تمام‌ زمينه‌ها
8. گوناگوني‌ فرهنگي‌ و هويتي‌، گوناگوني‌ زباني‌ و محتواهاي‌ محلي‌
9. رسانه‌ها
10. ابعاد اخلاقي‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌
11. همكارهاي‌ بين‌المللي‌ و منطقه‌اي‌
در بخش‌ سوم‌ اعلاميه‌ (شامل‌ بندهاي‌ 65 تا 67)، كه‌ با زيرعنوان‌ «به‌ سوي‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌ براي‌ همه‌ و مبتني‌ بر دانش‌ مورداشتراك‌»، ارائه‌ شده‌ است‌، تعهد كشورهاي‌ تصويب‌كنندة‌ اعلاميه‌، براي‌ همكاري‌ در مقابله‌ با مسائل‌ و چالش‌هاي‌ جامعة‌اطلاعاتي‌ و تحقق‌ «برنامة‌ عمل‌» مصوب‌ اجلاس‌ عالي‌ سران‌، پي‌گيري‌ و ارزيابي‌ چگونگي‌ اجراي‌ اين‌ برنامة‌ عمل‌ و به‌ ويژه‌،كوشش‌هاي‌ مربوط به‌ كاهش‌ شكاف‌ ديجيتال‌ و كارآيي‌ و ثمربخشي‌ سرمايه‌گذاري‌هاي‌ ضروري‌ در اين‌ زمينه‌ها و اطمينان‌ كامل‌آنان‌ به‌ پيشبرد جامعة اطلاعاتي‌، با كمك‌ و همكاري‌ تمام‌ مردم‌ جهان‌، گشودن‌ راه‌ ايجاد يك‌ جامعة‌ معرفتي‌ واقعي‌، مورد تاكيدقرار گرفته‌اند.

2. برنامة‌ عمل‌
«برنامة‌ عمل‌» مصوب‌ «اجلاس‌ جهاني‌ سران‌ دربارة‌ جامعة‌ اطلاعاتي‌»، كه‌ مكمل‌ «اعلامية‌ اصول‌» مورد تصويب‌ اين‌ اجلاس‌و به‌ بيان‌ ديگر، رهنمود اجراي‌ آن‌ به‌شمار مي‌رود، داراي‌ شش‌ بخش‌ و 29 بند است. نخستين‌ بخش‌ اين‌ سند حقوقي‌بين‌المللي‌، به‌ «مقدمه‌» (بندهاي‌ 1 تا 3) اختصاص‌ يافته‌ است‌. در بخش‌ دوم‌ آن‌، «هدف‌ها، نقطه‌نظرها و مقصدهاي‌ خاص‌طرف‌ توجه‌» برنامة‌ عمل‌ (بندهاي‌ 4 تا 7) معرفي‌ شده‌اند. بخش‌ سوم‌ اين‌ برنامه‌، به‌ معرفي‌ «خط مشي‌ها» (بندهاي‌ 8 تا26)، كه‌ موضوع‌هاي‌ يازده‌گانة‌ آن ها در متن‌ «اعلامية‌ اصول‌» ارائه‌ گرديده‌اند، پرداخته‌ است‌. در بخش‌ چهارم‌، «برنامة عمل‌»مصوب‌ اجلاس‌ جهاني‌ سران‌، «دستوركار همبستگي‌ ديجيتال‌»، به‌ منظور معرفي‌ اولويت‌ها و راهبردهاي‌ توسعه‌اي‌ وتدارك‌ و توسعة منابع‌ مالي‌ ضروري‌ براي‌ مقابله‌ با شكاف‌ ديجيتال‌، تشريح‌ شده‌ است‌. بخش‌ پنجم‌ «برنامة‌ عمل‌»، كه‌ فقط يك‌بند (بند 28) را در برمي‌گيرد، چگونگي‌ پي‌گيري‌ و ارزيابي‌ كمي‌ و كيفي‌ اجراي‌ «برنامة عمل‌» و تحقق‌ هدف‌ها، نقطه‌نظرها ومقصدهاي‌ موردنظر آن‌ را مطرح‌ كرده‌ است‌. بخش‌ ششم‌ اين‌ برنامه‌، با عنوان‌ «به‌ سوي‌ مرحلة‌ دوم‌ اجلاس‌ جهاني‌ سران‌ دربارة‌جامعة اطلاعاتي‌ در تونس‌» (بند 29) هم‌ هدف‌هاي‌ برگزاري‌ دومين‌ اجلاسية اين‌ گردهمايي‌ اطلاعاتي‌ و ارتباطي‌ بزرگ‌بين‌المللي‌ (تونس‌: 16 تا 18 نوامبر 2005) در جهت‌ تهيه‌ و تدوين‌ سندهاي‌ نهايي‌ مناسب‌ در زمينة‌ ايجاد يك‌ جامعة اطلاعاتي‌جهاني‌ و ترميم‌ شكاف‌ ديجيتال‌ و تبديل‌ آن‌ به‌ فرصت‌هاي‌ ديجيتال‌ و همچنين‌ پي‌گيري‌ و ارزيابي‌ چگونگي‌ اجراي‌ «برنامة‌عمل‌» مصوب‌ اجلاس‌ عالي‌ ژنو در سطح‌هاي‌ ملي‌، منطقه‌اي‌ و بين‌المللي‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌ است‌.

پی نویس‌ها
* «گروه دوستان رئیس»، در جریان برگزاری نخستین گردهمایی تهیه و تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی در ماه ژوئن 2005، به نمایندگی از سوی کشورهای مناطق جغرافیایی مختلف موردنظر سازمان ملل متحد، انتخاب شدند و نمایندة دولت جمهوری اسلامی ایران نیز به عنوان نمایندة یک کشور از گروه کشورهای آسیایی در آن مشارکت یافت. در میان اعضای منتخب از مناطق جغرافیایی مختلف جهان، نمایندگان دولت های روسیه، رومانی و لیتوانی از سوی گروه کشورهای اروپای شرقی، نمایندگان دولت های چین، ایران، هند، ژاپن، جمهوری کره و عربستان سعودی از طرف گروه کشورهای آسیایی، نمایندگان دولت های فرانسه، یونان، هلند، لوگزامبورگ، نروژ، اسپانیا و ایالات متحدة آمریکا از طرف کشورهای اروپای غربی و آمریکای شمالی، نمایندگان دولت های آرژانتین، باربادوس، برزیل، شیلی، کلمبیا، کوبا، جمهوری دومینیکن، السالوادور و مکزیک از سوی گروه کشورهای آمریکای لاتین و دریای کارائیب و نمایندگان دولت های الجزایر، مصر، سنگال، آفریقای جنوبی، کنیا و غنا از طرف گروه کشورهای آفریقایی برگزیده شدند. نمایندگان دولت های کانادا، نیکاراگوئه، پاکستان، صربستان و مونتنگرو و تونس نیز به عنوان هماهنگ کنندگان گروه های منطقه ای برای عضویت در گروه دوستان رئیس انتخاب گردیدند و دبیرکل های سازمان ملل متحد و « اتحادیة بین المللی ارتباطات دور» هم به مناسبت مقام آنان، به عضویت این گروه درآمدند.

** هیأت نمایندگی ایران در دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی » (تونس:16 تا 18 نوامبر 2005)، به سرپرستی آقای مهندس نصراله جهانگرد، دبیر شورای عالی اطلاع رسانی و مشاور ویژة ریاست جمهوری در زمینة فناوری اطلاعات و ارتباطات و با مشارکت آقای دکتر حسین غریبی رئیس مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، آقایان پیمان سعادت و جواد صفایی نمایندگان وزارت امور خارجه، آقای حسین ابراهیم ابادی مدیر مرکز پژوهش‌های ارتباطات ، وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، آقای علی رضا کاشیان، همکار شورای عالی اطلاع رسانی و نگارندة گزارش، حضور یافته بود.
خانم ندا دهقانی خبرنگار روزنامة ایران، خانم شریف زاده خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)و آقای علی شمیرانی مدیر پایگاه خبری و اطلاعاتی الکترونی «ایتیران»و خبرنگار روزنامة ابرار اقتصادی، هیأت نمایندگی ایران را همراهی می‌کردند. آقای دکتر سهراب رزاقی عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و آقای محمود حاجیلی همکار سازمان ملی جوانان نیز به نمایندگی سازمان‌های جامعة مدنی ایران در این گردهمایی شرکت کرده بودند.

*** در جلسات شورای عالی اطلاع رسانی برای بررسی و ارزیابی متن پیش‌نویس سند نهایی مورد نظر جهت تصویب در اجلاس عالی تونس، آقایان مهندس نصراله جهانگرد، دکتر مهدی محسنیان راد، خانم دکتر مهدخت بروجردی، آقایان دکتر یونس شکرخواه، جواد صفایی، مهندس محمدحسن انتظاری، حسین ابراهیم ابادی، مهندس خسروسلجوقی، مهندس محسن پازری و نگارندة این گزارش، نقش فعال داشتند.

**** عضو ایرانی «کار گروه راهبری اینترنت»،‌آقای پیمان سعادت،‌دیپلمات پر تحرک هیأت نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در دفتر اروپایی ملل متحد در ژنو است. وی در سه سال گذشته در گردهمایی‌های جهانی و کنفرانس‌های منطقه‌ای تدارک نخستین مرحله و دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» در ژنو و توکیو و تونس، هیأت‌های نمایندگی ایران را همراهی کرده است و در این زمینه به پیشبرد هدف‌های ملی در صحنة بین‌المللی کمک‌های شایان توجهی نموده است. آقای جواد صفایی،‌دیپلمات پرتلاش دیگر وزارت امور خارجة ایران هم در فعالیت‌های مربوط به «کار گروه راهبری اینترنت» و دو گردهمایی اخیر کمیتة تدارک مرحلة دوم «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، با آقای پیمان سعادت و اعضای دیگر دو هیأت نمایندگی ایران در گردهمایی‌های یاد شده در تونس و ژنو، همکاری‌های ارزنده‌ای داشته است.

***** متن این اطلاعیه، به کوشش آقای جواد صفایی و با کمک آقای پیمان سعادت و مشاوره با دو تن از سایر اعضای هیأت نمایندگی ایران، تهیه و تدوین شده بود.

مآخذ
1. در مورد مبانی نظری «جامعة اطلاعاتی » و چگونگی تهیة مقدمات تشکیل نخستین «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی » و روند برگزاری این اجلاس به کتاب‌ها و گزارش‌های زیر مراجعه شود:
- کاظم معتمدنژاد. جامعة اطلاعاتی : اندیشه‌های بنیادی، دیدگاه‌های انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی. تهران : انتشارات مرکز پژوهش‌های ارتباطات، وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، 1384
- کاظم معتمد نژاد. اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی : ژنو 2003 – تونس 2005 . تهران: انتشارات مرکز پژوهش‌های ارتباطات، وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، چاپ دوم، اسفند 1382
- کاظم معتمد نژاد. «از نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات تا جامعة اطلاعاتی جهانی : گزارشی از برگزاری نخستین اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی. ژنو، 10 تا 12 دسامبر 2003 – 19 تا 21 آذر 1382». تهران : مرکز پژوهش‌های ارتباطات، وابسته به دانشگاه علامه طباطبایی و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، دی‌ماه 1382
نصر‌الله جهانگرد و همکاران. گزارش روند برگزاری اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی و مشارکت ایران ( ژنو 2003 ). تهران : انتشارات شورای عالی اطلاع‌رسانی، 1384

2. ”Final Report of the Preparatory Meeting (PrepCom – 2 of the Tunis Phase) World Summit on the Information Society “. Document WSIS-II/PC-2/DOC/12-E,25 February 2005

3. Chair of Subcommittee of PrePcom – 2:Report of the Work of the Sub-Committee”. Document: WSIS-II/PC-2/DOC/11E,25 February 2005

4. PrepCom2, Meeting Highlights, 17 February 2005:Tunis “Summit of Solutins” Takes Shape at Second Preparatory Meeting

5. Chair of the WSIS PrepCom-2, Sub-Committee Compilation of Comments on Political Chapeau”. Document WSIS – II/P C – 2/DT/4-E, 24 February 2005

6. ”Preleminary Report of the Working Group of the Internet Governance”. Document WSIS-II/PC-2/DOC/5-F,21 February 2005

7. The Comments of the Islamic Republic of Iran on the Prelemilnary Report of the Working Group of the Internet Governance (WGIG). Geneva, 24 February 2005

8. Ibid.
9. Chantal Peyer (ed). Who pays for the Information society? : challenges and issues on financing the information society. Lausanne: bread for all, 2005

ایران و دومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی(2)

2- چگونگی مشارکت هیأت نمایندگی ایران در دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس عالی تونس **
هیأت نمایندگی دولت جمهوری اسلامی ایران،‌در مباحثه های نشست‌های عمومی و جلسات کمیتة فرعی دومین گردهمایی کمیتة تدارک برگزاری دومین مرحلة اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، نقش مهمی ایفا کرد و موفق شد در تبادل نظرهای مربوط به تدارک برنامه های تأمین مالی تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه، اصلاح متن پیش نویس سند نهایی اجلاس جهانی سران در تونس و فعالیت های «کار گروه راهبری اینترنت»، مشارکت فعال داشته باشد.

الف. جلب توجه نمایندگان به واقعیت‌های تأمین مالی تکنولوژی‌ها
در نخستین نشست عمومی گردهمایی یاد شده، که در اولین روز برگزاری آن در 17 فوریة 2005 تشکیل شد، هیأت نمایندگی ایران در جریان مباحثة مقدماتی راجع به گزارش «گروه مطالعاتی و عملیاتی تأمین مالی تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه »، دیدگاه‌های خود را در زمینة چگونگی تأمین‌ مالی مورد نظر، بیان داشت و با اشاره به فریبکاری‌های رایج و سوء تفاهم‌های موجود در این زمینه، خطاب به نمایندگان دولت‌ها و سازمان‌های بخش خصوصی و جامعة مدنی شرکت کننده در این نشست، خاطر نشان ساخت،‌که برای جلب توجه سرمایه گذاران به تأمین مالی برنامه‌های کشورهای جنوب دربارة توسعة فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، اقدام به آزاد سازی اقتصادی این کشورها در جهت تدارک شرایط مساعد سرمایه گذاری‌های کشورهای شمال،‌کافی نیست . زیرا واقعیت آن است که مؤسسات تجارتی کشورهای صنعتی، راجع به اختصاص سرمایه در مورد طرح های اقتصادی پرمخاطره و با بازدهی مالی کم در کشورهای در حال توسعه، علاقه‌ای نشان نمی دهند و باید راه حل‌های دیگری برای تأمین سرمایه‌های مورد نیاز کشورهای اخیر در این زمینه، جست و جو کرد .
در این میان، برخی از کشورهای در حال توسعه، مانند غنا و نیجریه نیز از دیدگاه‌های هیأت‌نمایندگی ایران پشتیبانی نمودند. دو کشور آفریقایی مذکور، به ویژه ضرورت توجه بیشتر به «صندوق همبستگی دیجیتال» را که کشورهای آفریقایی از آن حمایت می کنند، خواستار شدند. در همین نشست،‌هیأت نمایندگی دولت ایالات متحدة آمریکا اظهار داشت که در مباحثة مربوط به تأمین مالی تدارک فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه، موضوع «راهبری صحیح» نیز باید طرف توجه قرار گیرد و کشورهایی که به دموکراتیک سازی بی‌اعتنا باشند، با بی‌اعتنایی سرمایه گذاران و مؤسسات خصوصی روبرو خواهند شد . نمایندگان دولت آرژانتین و چند کشور در حال توسعة دیگر هم تأکید کردند که در زمینة مورد بحث، تدارک زیرساخت‌های اطلاعاتی و ارتباطی و دسترسی به آن‌ها کافی نیست و برای جلب سرمایه گذاری‌ها و تضمین تداوم آن ها و برای اجرای طرح‌های مربوط به توسعة فناوری های اطلاعات و ارتباطات، باید به تقویت توانمندی های مهارتی و تخصصی و تربیت نیروی انسانی ضروری برای ادارة فناوری ها نیز توجه خاص مبذول داشت. (4)

ب- پیشنهادهای مربوط به اصلاح مقدمة سیاسی پیش‌نویس سند نهایی اجلاس عالی تونس
در مباحثه‌های مربوط به متن مقدمة سیاسی پیش نویس سند نهایی مورد نظر برای ارائه به دومین مرحلة اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، که قرار است در جلسات این اجلاس در ماه نوامبر آینده در تونس، به تصویب برسد نیز هیأت نمایندگی ایران، بر مبنای مطالعات و بررسی‌هایی که در هفته‌های قبل از برگزاری دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة اجلاس یاد شده، در شورای عالی اطلاع رسانی در تهران صورت گرفته بودند***،‌پیشنهادهایی مطرح کرد. در این مباحثه‌ها که در روز 23 فوریه در نشست عمومی گردهمایی صورت گرفتند، هیأت نمایندگی ایران، نکات زیر را برای اصلاح متن مذکور پیشنهاد نمود:
- در مورد بند یکم مقدمة سیاسی پیش نویس مذکور، دو پیشنهاد ارائه گردیدند. بر اساس این پیشنهادها تقاضا شد، اولاً در پایان عبارت «... علاقه و تعهد خود برای ایجاد یک جامعة اطلاعاتی مردم مدار، فراگیر و توسعه محور، منطبق با هدف‌ها و اصول مندرج در منشور ملل متحد، حقوق بین الملل ... و احترام کامل به اعلامیة جهانی حقوق بشر ... را مورد تأکید مجدد قرار می‌دهیم ...»، بعد از منشور ملل متحد، کلمات «حاکمیت ملی »‌، اضافه شود و ثانیاً در دنبالة همین عبارت، پس از «اعلامیة جهانی حقوق بشر»، «اعلامیة مربوط به حق توسعه»، که در دسامبر سال 1986 از سوی مجمع عمومی ملل متحد به تصویب رسیده است نیز اشاره گردد. پیشنهاد نخست، از طرف هیأت های نمایندگی دولت‌های فدراسیون روسیه و آذربایجان نیز مورد پشتیبانی قرار گرفت و پیشنهاد دوم ظاهراً از پشتیبانی تمام دولت‌ها برخوردار شد.
- دربارة بند ششم متن مقدمة سیاسی پیش نویس یاد شده، که مقرر داشته است «... وقوف کامل داریم که معرفت برای وجود انسانی دارای جنبة حیاتی است و تقویت انتشار و مبادلة معرفت به توسعة اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی کمک می‌کند و به همة کشورها مساعدت می‌نماید که به هدف‌های توسعه‌ای مورد توافق بین‌المللی و از جمله، هدف‌های مندرج در «اعلامیة هزاره» (اعلامیة مصوب سران کشورهای جهان در مجمع عمومی ملل متحد – 8 سپتامبر 2000) نائل گردند...»، بعد از کلمة تقویت و قبل از کلمة انتشار، کلمة «تولید» و بعد از انتشار، کلمة «دسترسی» اضافه شود .
- در مورد بند نهم متن مقدمة سیاسی پیش نویس مذکور، که پیش‌بینی کرده است «... ما تعهد خود را برای از میان بردن موانع ترمیم شکاف دیجیتال و به ویژه آن چه به تحقق کامل توسعة اقتصادی و اجتماعی کشورها و رفاه شهروندان آنان به ویژه در کشورهای در حال توسعه آسیب می‌رساند، مجدداً مورد تأکید قرار می‌دهیم... »، پیشنهاد شد که به ترکیب مفهومی «توسعة اقتصادی و اجتماعی »، کلمه و صفت «فرهنگی» نیز اضافه شود و مجموعة سه گانه «توسعة اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی » ملحوظ گردد.
- دربارة بند دوازدهم متن مقدمة سیاسی پیش نویس یاد شده،‌که بر «... اعتقاد راسخ کشورها به تحقق هدف‌های مورد نظر از طریق مشارکت و همکاری تمام دولت‌ها و سایر دست‌اندرکاران اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی و ضرورت برخورداری آن‌ها از همکاری بین‌المللی در تمام سطوح ...» تأکید کرده است و «...تقسیم و توزیع منصفانة ثمرات جامعة اطلاعاتی برای همگان ...» را از شرایط اساسی نیل به این هدف‌ها شناخته است، هیأت نمایندگی ایرانی پیشنهاد کرد که به جای کلمة «منصفانه»، کلمة «برابرانه» به کار رود و عبارت «تقسیم و توزیع برابرانه» ، جانشین عبارت «تقسیم و توزیع منصفانه» شود.(5)

پ.همکاری در فعالیت های «کار گروه راهبری اینترنت»
هیأت نمایندگی ایران در دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، موفق شد در فرایند بررسی‌ها و تبادل نظرهای «کار گروه راهبری اینترنت»، که نماینده ایران**** هم با انتخاب مستقیم کوفی انان دبیر کل سازمان ملل متحد در آن عضویت دارد و در بررسی ها و تبادل نظرهای این کار گروه برای ارائة گزارش به گردهمایی مذکور مشارکت داشته است، نیز نقش فعالی ایفاکند.
باید در نظر داشت که موضوع راهبری جهانی اینترنت، که برای نخستین بار در سطح بین‌المللی در کنفرانس‌های منطقه‌ای تدارک نخستین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة‌اطلاعاتی» و به ویژه در کنفرانس منطقه‌ای آسیا و اقیانوسیه در ژانویة 2003 در توکیو مطرح شد و چند ماه بعد در مباحثه‌های اجلاس جهانی مذکور در ژنو،‌به عنوان یک مسألة مهم جهانی مورد مناقشة کشورهای عضو سازمان ملل متحد، خودنمایی کرد، در «اعلامیة اصول» و «برنامة عمل» مصوب این اجلاس،‌مورد توجه خاص قرار گرفت و بر مبنای آن‌ها برای حصول توافق کشورها دربارة آن،‌تشکیل یک کار گروه مخصوص پیش‌بینی گردید.
بر اساس بندهای 48، 49 و50 «اعلامیة اصول» و بند ب – 13 «برنامة‌عمل» مصوب نخستین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، اینترنت به عنوان یکی از تسهیلات جهانی در جهت گذار به «جامعة‌اطلاعاتی » شناخته شده است و راهبری آن یکی از موضوع‌های کلیدی این جامعه، معرفی گردیده است. به همین جهت در دو سند مذکور، از دبیر کل سازمان ملل متحد خواسته شده است تا با توجه به ضرورت راهبری چند جانبه،‌شفاف و دموکراتیک اینترنت و حرکت در مسیر توزیع متناسب منابع تسهیل و دسترسی و تعیین عملکرد با ثبات و همراه با اطمینان و امنیت آن و به ویژه با در نظر گرفتن تنوع زبانی اینترنت،‌از طریق مشورت با دولت‌ها و بخش خصوصی و جامعة مدنی، یک کار گروه مخصوص تشکیل دهد و گزارش فعالیت‌ها و تصمیم‌های آن را برای ارائه به دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» در نوامبر 2005 در تونس آماده سازد.

I- از نخستین نشست مشورتی تا تهیه و تدوین گزارش مقدماتی
بر این مبنا، نخستین نشست مشورتی برای تعیین اعضای «کار گروه راهبری اینترنت» در روزهای 20 و 21 سپتامبر 2004 (30 و31 شهریور 1383 )، به ریاست آقای « نیتین دسای»( Nitin Desai)، معاون هندی تبار دبیرکل سازمان ملل متحد و با شرکت نمایندگان 74 کشور و 114 نفر نمایندگان بخش خصوصی و جامعة مدنی و سازمان‌های بین‌المللی و وسایل ارتباط جمعی جهان،‌در ژنو تشکیل گردید و پس از مشورت‌ها و تبادل‌ نظرهای مقدماتی، تصمیم گرفته شد تا از دبیر کل سازمان ملل متحد تقاضا شود ترکیب کار گروه مورد نظر را مشخص کند و به دنبال اعلام اسامی اعضای آن، فعالیت این کار گروه، هر چه زودترآغاز گردد.
در نخستین نشست اعضای «کار گروه راهبری اینترنت»، که در روزهای 23 تا 25 ماه نوامبر 2004 (3 تا 5 آذر 1383) در ژنو تشکیل شد، موضوع‌هایی شامل تهیة پیش‌طرح ساختار گزارش طرف توجه برای ارائه به دومین مرحلة«اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، در تونس،‌تعریف راهبری اینترنت، تعیین مسائل مربوط به منافع عمومی استفاده از اینترنت و زمان‌های برگزاری نشست‌های بعدی آن در سال 2005 ، جهت تدوین گزارش نهایی برای ارائه به اجلاس عالی تونس، طرف توجه قرار گرفتند.
نشست دوم «کار گروه راهبری اینترنت»،که تقریباً به طور همزمان با تشکیل دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس عالی تونس، در روزهای 14 تا 18 فوریة در ژنو برگزار شد، گزارش مقدماتی مربوط به چگونگی راهبری اینترنت برای ارائه به گردهمایی اخیر را آماده کرد و در روز 21 فوریه به رئیس این کمیته عرضه نمود.
در گزارش مقدماتی مذکور، بر اساس ساختار خاص آن، به تعریف عملیاتی راهبری اینترنت، تعیین مسائل منافع عمومی مربوط به این راهبری (توزیع منصفانة منابع، دسترسی همگانی، ثبات و امنیت عملکرد اینترنت، تنوع محتوایی و کثرت گرایی زبانی، حصول وحدت نظر دربارة نقش‌ها و زمینه‌های مسئولیت‌های خاص دولت‌ها، سازمان‌های بین‌المللی دولتی و غیر دولتی و همچنین بخش خصوصی و جامعة مدنی)، چه در کشورهای در حال توسعه و چه در کشورهای توسعه یافته در زمینة راهبری اینترنت پرداخته شده است و بر تحقق شفافیت فعالیت‌های آن در بررسی و تصمیم‌گیری راجع به موضوع‌های مذکور و انجام مشورت‌های متعدد و متنوع مربوط به آن‌ها، با گردانندگان و همکاران کنفرانس‌ها و همایش‌های منطقه‌ای و موضوعی مربوط به تدارک برگزاری دومین مرحلة « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، تأکید گردیده است. در این گزارش، تاریخ‌های برگزاری دو نشست بعدی «کار گروه راهبری اینترنت»، برای روزهای 18 تا 20 آوریل 2005 (29 تا 31 فروردین 1384) و روزهای 14 تا 17 ژوئن 2005 (24 تا 27 خرداد 1384) تعیین شده‌اند و پیش بینی گردیده است که گزارش نهایی مورد نظر، در ماه ژوئیة 2005 برای ارائه به دبیر کل سازمان ملل متحد، آماده شود (6)

II.اطلاعیة تحلیلی هیأت‌ نمایندگی ایران
در پی ارائة گزارش مقدماتی «کار گروه راهبری اینترنت»، به رئیس کمیتة تدارک دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، ‌از سوی هیأت نمایندگی ایران در دومین گردهمایی این کمیته،‌اطلاعیه‌ای تحلیلی راجع به گزارش مذکور صادر شد. *****
در این اطلاعیه، ضمن سپاس و قدردانی از کوشش‌های اعضا و رئیس کارگروه یاد شده در تهیه و تدوین و عرضة گزارش مقدماتی آن، با اشاره به ویژگی بارز مأموریت این کار گروه برای تدارک زمینه‌های مذاکرات آتی مربوط به راهبری اینترنت در دومین مرحلة «اجلاس جهانی سران» در تونس و معرفی این موضوع به عنوان مهم‌ترین و حساس‌ترین دستور کار این اجلاس و همچنین تأکید بر ضرورت فراهم ساختن شرایط لازم برای شفاف‌تر شدن، دموکراتیک‌تر شدن و چند جانبه‌ای تر شدن راهبری اینترنت،‌چند نکتة خاص خاطر نشان گردیده‌اند.(7)
در اطلاعیة هیأت نمایندگی ایران، گفته شده است که بر خلاف آن‌چه در بند 26 گزارش مقدماتی آمده است، به عقیدة این هیأت، تعریف های واژه‌های مورد اشاره در این بند، روشن‌اند و نیازی نیست که «کارگروه راهبری اینترنت»، قسمت زیادی از وقت خود را برای تعریف مجدد آن‌ها صرف کند.
همچنین در این اطلاعیه تأکید گردیده است که از نظر هیأت نمایندگی ایران،‌اینترنت باید به عنوان یکی از اموال عمومی منحصر به فرد و زمینه‌ای برای سیاست‌های عمومی شناخته شود و با تکیه‌بر آن‌ها، جنبه‌های فنی راهبری آن نیز مورد توجه قرار گیرند. در این باره، مخصوصاً یادآوری گردیده است که اینترنت زندگی‌های اجتماعی – اقتصادی و فرهنگی ملت‌های فراوان در کشورهای سراسر جهان را، به طور مستقیم یا غیر مستقیم،‌تحت تأثیر قرار می‌دهد، در حالی که هیچ گونه نظام حقوقی یا طرز رسیدگی قضایی مورد توافق بین‌المللی دربارة آن وجود ندارد. به عبارت دیگر و طبق متن اطلاعیه، پدیدة اینترنت در یک خلاء حقوقی و قضایی توسعه پیدا کرده و اکنون زمان آن فرا رسیده است که برای از میان بردن این خلاء از طریق راهبری اینترنت، چاره جویی شود.
در اطلاعیة هیأت نمایندگی ایران، مطالب زیر مورد تأکید خاص قرار گرفته‌اند:
«... ما معتقدیم که هدف‌های طرف توجه در راهبری اینترنت، برای شهروندان کشورهای ما جنبه‌های پیچیده و غیر قابل درک ندارند و نباید این جنبه ‌ها را دارا باشند. دولت‌ها و خلق‌های ما به طور عام و جمعیت جوان ما، به طور خاص، بیش از پیش به توانمندی‌های بالقوة فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات و شیوه‌های به کار گیری آن‌ها برای دگرگونی چشم‌اندازهای زندگی خود،‌وقوف یافته‌اند. آنان مشخص ساخته‌اند که جلوگیری از دسترسی یک ملت به تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات برای آموزش، تحت هر عنوان که باشد، به توسعة آکادمیک و علمی لطمه‌ می زند و آثار و عوارض نامطلوبی در زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی پدید می آورد.
بدون دسترسی به اطلاعات و معرفت‌ها و فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات، شکاف دیجیتال و توسعه‌ای کنونی بین کشورهای شمال و جنوب، عمیق‌تر و وسیع‌تر خواهد شد. بنابراین، هنگامی که مردم پرداخت هزینه‌های اینترنتی کمتر و برخورداری از سخت افزارها و نرم افزار‌های ارزان قیمت‌تر وکدهای اداری ملی و کشوری دارای دامنه‌های بالاتر را خواستارند، حقوق مشروع خود برای توسعه و برای ارتباطات را مطرح می‌کنند. به این گونه، نفی این حقوق بدون هر گونه توجیه منطقی، جنبة‌غیر دموکراتیک دارد. موقعی که اتصال اینترنتی مورد نیاز برای آموزش یا برخورداری از علوم و اطلاعات نفی شود، عملکرد آن شفافیت ندارد. همچنین هنگامی که تصمیم‌ها به شیوه‌های بین‌المللی یا به گونه‌ای میان دولتی، اتخاذ نمی‌شوند، نمی‌توان آن‌ها را چند جانبه‌ای تلقی کرد. ملت‌های ما انتظار دارند که دولت‌های آنان این خدمات را تدارک دهند و تسهیل کنند و ما انتظار داریم که «کار گروه راهبری اینترنت» موفق شود برای نیل به اهداف مورد نظر، راه حل‌های مؤثر پیدا کند.
ما باچهار مقولة مهم مندرج در بند 26 گزارش مقدماتی، که از اسناد نهایی مصوب اجلاس جهانی سران در ژنو الهام گرفته‌اند و توزیع منصفانة منابع اینترنتی، دسترسی برای همگان، عملکرد با ثبات و امینت اینترنت و کثرت‌گرایی زبانی و گوناگونی فرهنگی در اینترنت را شامل می شوند، با برخی اصلاحات مربوط به آن‌ها،‌موافقیم.
«کار گروه راهبری اینترنت» می‌تواند کوشش‌های خود را بر چند موضوع مهم طرف توجه در سطح‌های عالی تصمیم‌گیری، مانند مدیریت منابع اینترنتی، سیستم اساسی دامنه‌ها، نشانی‌های پروتکل‌های اینترنتی و طرز ادارة سیستم‌های مسیریابی اصلی و موضوع‌های خاص کاربری اینترنت، مانند پیام‌های ناخواسته، امنیت شبکه‌ای و جرایم در فضای سایبر، که به همکاری بین‌المللی نیاز دارند و همچنین موضوع‌های دارای خصوصیات محیطی، همچون جنبه‌های حقوقی و قضایی راهبری اینترنت و ایجاد توانمندی و مهارت در کشورهای در حال توسعه،‌متمرکز سازد و برای مشارکت فعال تمام دست اندرکاران در توسعة جنبه‌های فنی اینترنت نیز کوشش نماید...»
در پایان اطلاعیه، هیأت نمایندگی ایران، بر اصول مهم مورد نظر «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» راجع به «کار گروه راهبری اینترنت»، تأکید گذاشته است.
«... کار گروه، باید اصول کلیدی «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی » را راهنمای خود قرار دهد. حاصل کار و گزارش نهایی «کار گروه راهبری اینترنت» باید به طورکامل با هدف‌های عالی طرف توجه در فرایند جهانی اجلاس عالی مذکور، که مخصوصاً به ایجاد یک جامعة‌اطلاعاتی مردم مدار، فراگیر و توسعه محور معطوف‌اند، همآهنگ باشد. چنین دست‌آوردی تنها از طریق امکانات مشارکتی، دموکراتیک، شفاف و چند جانبه قابل حصول است. زیرا یک نظام یک جانبه،‌در یک جامعة اطلاعاتی حقیقی، آینده‌ای ندارد و ایران آماده است در این فرایند، سهم خود را به عهده داشته باشد و نقش خویش را ایفا نماید...»(8)

ت – ایران و گزارش مربوط به مکانیسم های تأمین مالی تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات
در بررسی گزارش « گروه مطالعاتی مکانیسم های تأمین مالی تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه»، که در دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، جایگاه برجسته ای پیدا کرده بود، هیأت نمایندگی ایران نتوانست نقش فعالی به عهده گیرد.
گروه مطالعاتی مذکور، در اجرای توصیة « برنامة عمل» نخستین اجلاس جهانی سران (ژنو – 10 تا 12 دسامبر 2003) و با کوشش « کوفی انان» دبیر کل سازمان ملل متحد، زیر نظر « مارک مالوک براون» (Mark Malloch Brown) مدیر « برنامة ملل متحد برای توسعه» و همکاری بخش اقتصادی و اجتماعی سازمان ملل و کمک «بانک جهانی» و «سازمان همکاری و توسعة اقتصادی»، در اکتبر 2004 در نیویورک شروع به کار کرده بود و پس از مدتی نسبتاً کوتاه، گزارش مفصل 130 صفحه ای خود را در دسامبر 2004 به دبیرکل سازمان ملل متحد ارائه داده بود تا به « اتحادیة بین المللی ارتباطات دور» ارجاع شود و در دستور کار گردهمایی اخیر کمیتة تدارک دومین مرحلة اجلاس عالی در تونس، قرار گیرد.
باید درنظر داشت که ایران در کارهای این گروه مطالعاتی، برخلاف برنامه های طرف توجه « گروه دوستان رئیس» و « کار گروه راهبری اینترنت»، که نمایندگان آن در آن ها عضویت و مشارکت داشتند، مسئولیت مستقیم به عهده نگرفته بود و به همین جهت، در این گردهمایی، به پی گیری تبادل نظرهای هیأت های نمایندگی کشورها در نشست های عمومی و جلسات کمیتة فرعی گردهمایی در مورد گزارش مذکور و اظهارنظر دربارة توهم ها و واقعیت های مربوط به کمک های توسعه ای کشورهای صنعتی و شرکت های تجارتی فرا ملی – که در صفحات پیش به آن اشاره شد - اکتفا کرد. بدون تردید اگر ضرورت مشارکت فعال ایران در مباحثه های راجع به این گزارش، از قبل طرف توجه قرار می گرفت و تجزیه و تحلیل دقیقی در مورد آن به عمل می آمد، می توانست مفید و مؤثر واقع شود. همچنان که برخی از کشورهای بزرگ در حال توسعه، مانند چین، آفریقای جنوبی، هند و برزیل در بررسی های مربوط به مکانسیم های تأمین مالی تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات، جهت گیری های جالب توجهی داشتند. به عنوان مثال، هیأت نمایندگی چین در یکی از اظهار نظرهای خود، از ضرورت تجدید فعالیت های دهه های گذشته برای برقراری « نظم نوین جهانی اطلاعات و ارتباطات»، سخن به میان آورد و نمایندة آفریقای جنوبی بر کافی نبودن کمک های ساختاری و ضرورت کمک به توانمندی نیروی انسانی متخصص و توسعة آموزش مهارتی، تأکید گذاشت.
در این زمینه، دیدگاه های نمایندگان جامعة مدنی دربارة «مکانیسم های تأمین مالی تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه»، به ویژه پراهمیت بودند. این نمایندگان بیشتر به ضرورت تدارک این تکنولوژی ها بر اساس مفهوم « اموال عمومی جهانی»( Global Common Good)، تکیه می کردند و جامعة بین المللی را موظف می شناختند که نظام خاصی برای افزایش و گسترش دسترسی و بهره برداری تمام کشورهای دنیا در زمینة تکنولوژی های مذکور پدیدآورد و با وضع مالیات های جهانی و فراهم آوردن تسهیلات بین المللی، کمبودها و شکاف های ارتباطی و اطلاعاتی موجود بین کشورهای پیشرفته و غیر پیشرفته را از میان بردارد.
در چارچوب همین دیدگاه ها، در آستانة برگزاری دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة اجلاس عالی تونس، چند تن از صاحب نظران و محققان هوادار جامعة مدنی در مجموعه مقاله ای تحت عنوان « چه کسی برای جامعة اطلاعاتی پرداخت می کند: چالش ها و مسأله های تأمین مالی جامعة اطلاعاتی» نیز ملاحظات خود را در این باره عرضه کرده بودند.(9)
ادامه

ایران و دومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی

iranwsis - دکتر کاظم معتمد نژاداستاد دانشکدة علوم ارتباطات دانشگاه علامه طباطبایی و عضو کمیسیون ملی تدارک مشارکت ایران در مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی است
مقدمه
ضرورت برگزاری « اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، نخستین بار در اجلاسیة « کنفرانس نمایندگان تام الاختیار دولت های عضو « اتحادیة بین المللی ارتباطات دور»، در سال 1998 در شهر مینیاپولیس ایالات متحدة آمریکا، بر مبنای پیشنهاد نمایندة دولت تونس، طی قطعنامة شمارة 73 این اجلاس مورد بررسی و تصویب قرار گرفت. شورای اداری اتحادیة مذکور نیز در اجلاسیة سال 2001 خود، با تأیید گزارش دبیرکل این اتحادیه راجع به لزوم تشکیل چنین اجلاسی از سران جهان، به موجب قطعنامة شمارة 179 این اجلاسیه، بر تصمیم یادشده، صحه گذاشت و مقرر داشت که اجلاس عالی موردنظر، در دو مرحله، در سال های 2003 و 2005 در ژنو و تونس، برگزار شود.
تصمیم اخیر شورای اداری « اتحادیة بین المللی ارتباطات دور» ، در 21 دسامبر 2001 در جریان پنجاه و ششمین اجلاسیة مجمع عمومی ملل متحد، با تصویب قطعنامه ای (قطعنامة شمارة 183-56) ، مورد تأیید واقع شد. به موجب این قطعنامه، مجمع عمومی ملل متحد، بر ضرورت برگزاری یک اجلاس عالی جهانی دو مرحله ای در زمینة جامعة اطلاعاتی، زیرنظر دبیرکل سازمان ملل متحد و با همکاری مدیریتی و اجرایی اتحادیة بین المللی یادشده، تأکید گذاشت و دربارة آثار و نتایج آن، ابراز خرسندی و مسرت نمود. در این قطعنامنه، مجمع عمومی ملل متحد توصیه کرد که تدارک این اجلاس عالی به یک کمیتة تدارک بین الدول سپرده شود و مأموریت های مربوط به تعیین دستورکار و چگونگی مشارکت نمایندگان دولت ها و سایر دست اندرکاران آن (نمایندگان بخش خصوصی و جامعة مدنی) و همچنین تهیه و تنظیم متن های پیش نویس های « اعلامیة اصول» و « برنامة عمل» مورد نظر برای تصویب اجلاس عالی، به کمیتة مذکور واگذار گردد.
مجمع عمومی ملل متحد در دسامبر 2002 در جریان پنجاه و هفتمین اجلاسیة خود قطعنامة دیگری (قطعنامة 239-57) در حمایت از برگزاری اجلاس عالی سران دربارة جامعة اطلاعاتی به تصویب رساند و ضمن آن، از رهبران تمام کشورهای جهان تقاضا کرد که در نخستین مرحلة این اجلاس در روزهای 10 تا 12 دسامبر 2003 در ژنو حضوریابند. مجمع عمومی مذکور در جریان برگزاری پنجاه و نهمین اجلاسیة آن در پائیز 2004، هم به موجب یک قطعنامة دیگر (قطعنامة شمارة 220-59)، متن های « اعلامیة اصول» و « برنامة عمل» مصوب نخستین مرحلة اجلاس عالی ژنو را مورد تصویب قرارداد و ضمن این قطعنامه از تصمیم اجلاس یادشده برای تشکیل «کار گروه راهبری اینترنت» و « گروه مطالعاتی و عملیاتی مکانیسم های مالی» کمک به تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه، استقبال کرد.
برای اطلاع بیشتر خوانندگان از محتوای تصمیمات نهایی نخستین مرحلة «اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی»، در متن پیوست این گزارش، خلاصه ای از رئوس مطالب و مندرجات « اعلامیة اصول» و « برنامة عمل» مصوب 12 دسامبر 2003 این اجلاس عالی، ارائه شده است. در مورد چگونگی تدارک مقدمات اجلا س مذکور و روند برگزاری آن نیز می توان به مآخذ فارسی معرفی شده در آغاز فهرست مآخذ مندرج در پایان گزارش مراجعه کرد.(1)

1- نشست های عمومی و جلسه های فرعی دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس عالی تونس
در «دومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» (تونس: 16 تا 18 دسامبر 2005 – 25 تا 27 آ بان 1384) [Second Meeting of the Prepatory Committee for the Second Phase of the World Summit on the Information Society - WSIS]، که از 17 تا 25 فوریة 2005 (29 بهمن تا 7 اسفند 1383)، در دفتر اروپایی ملل متحد در ژنو (کاخ ملت ها و مقر سابق جامعة ملل) با حضور بیش از دو هزار نفر اعضای هیأت‌های نمایندگی دولت‌های حدود 150 کشور جهان، نمایندگان جامعة مدنی و نمایندگان بخش خصوصی این کشورها و نمایندگان سازمان های بین الدول وابسته و غیروابسته به ملل متحد تشکیل شد،تصمیمات مهمی دربارة چگونگی برگزاری و دستور کار این اجلاس در پائیز آینده در تونس، اتخاذ گردیدند. نخستین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس عالی مذکور،‌هشت ماه پیش از گردهمایی اخیر، در روزهای 24 تا 26 ژوئن 2004 (4 تا 6 تیر 1383) در شهر حمامه در تونس برگزار شده بود.
در طول هفت روز کار رسمی دومین گردهمایی کمیتة یاد شده (روزهای پنجشنبه و جمعه 17 و 18 فوریه و روزهای دوشنبه تا جمعه 21 تا 25 فوریه 2005) ، - که هر روز در دونوبت، از ساعت 10 تا 13 و از ساعت 15 تا 18 صورت می گرفت - مطابق برنامة مورد پیش بینی آن‌،گزارش‌های متعددی مطرح گردیدند، مباحثه ها و تبادل نظرهای مختلفی صورت گرفتند و متن‌های آن‌ها در اختیار شرکت کنندگان گذاشته شدند.
این گردهمایی در جریان فعالیت هفت روزة خود، پنج نشست عمومی و چهارده نشست جانبی (در کمیتة فرعی گردهمایی مذکور) تشکیل داد . در مراسم افتتاح گردهمایی، (منتصر کوئیلی - Montasser Quaili) ، وزیر تکنولوژی‌های ارتباطی تونس «موریتز لوئینبرگر»( Moritz Leuenberger) ، معاون رئیس جمهور کنفدراسیون سوئیس و سرپرست وزارت محیط زیست، حمل و نقل، انرژی و ارتباطات این کشور و «یوشیو او تسومی» (Yoshio Utsumi) ، دبیر کل «اتحادیة بین المللی ارتباطات دور » سخنرانی کردند.

الف- نشست‌های عمومی
نخستین نشست عمومی شرکت کنندگان گردهمایی، به دنبال مراسم افتتاح آن، به وسیلة «جانیس کارکلینس»(Janis Karklins) ، سفیر جمهوری لتونی در دفتر اروپایی ملل متحد در ژنو، که در نخستین گردهمایی کمیتة تدارک دومین اجلاس در ماه ژوئن 2005 در تونس، به ریاست دومین گردهمایی این کمیته انتخاب شده بود، گشایش یافت. در این نشست، خانم « ایلیانادی ژیووان»( Ileana di Giovan) ، سفیر جمهوری آرژانتین در دفتر اروپایی ملل متحد در ژنو، به عنوان رئیس کمیتة فرعی گردهمایی و «جرج پاپا داتوس»(George Papadatos) نمایندة دولت یونان، به عنوان گزارشگر گردهمایی، انتخاب شدند. در نشست مذکور، دبیر کل «اتحادیة بین المللی ارتباطات دور » گزارشی راجع به فعالیت های این اتحادیه و سایر نهادهای وابسته به ملل متحد، در مورد چگونگی تهیة مقدمات برگزاری دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، عرضه کرد و از فعالیت های مربوط به آن، ابراز خشنودی نمود. وی مخصوصاً یاد آور شد که تعدادی از تعهدهای پرداخت کمک مالی کشورهای عضو سازمان ملل متحد برای هزینه های تدارک اجلاس عالی تونس، تأیید و تأمین گردیده‌اند. به طوری که تا کنون مبلغ دو میلیون و هفتصد هزار فرانک سویس، معادل 55 درصد کل مبلغ مورد پیش بینی (5 میلیون فرانک سویس) برای هزینه های یاد شده، در اختیار کمیتة تدارک قرار گرفته است و پرداخت بقیة کمک های مورد تعهد نیز ادامه دارد.
در نشست‌های عمومی دومین گردهمایی کمیتة تدارک دومین مرحلة اجلاس عالی سران در تونس، چند گزارش عرضه گردیدند.
یکی از گزارش های مهم، گزارش «گروه دوستان رئیس»* (Group of the Friends of the Chair - GFC) و به عبارت دیگر، گروه مشاوران رئیس کمیتة مذکور برای تهیه و تدوین سند نهایی اجلاس یاد شده بود که به وسیلة خود او به حضار ارائه گردید. وی در سخنان خویش، چگونگی برگزاری چهار نشست ویژه از سوی اعضای این گروه در طول ماه‌های سپتامبر، اکتبر و دسامبر 2004 و ژانویة 2005 برای تدارک طرح «متن مقدمة سیاسی » (Polilical Chapeau) سند نهایی مورد نظر جهت تصویب در دومین اجلاس سران جهان درباة جامعة اطلاعاتی و همچنین طرح «قسمت عملیاتی »( Operational Part) این سند را نیز تشریح کرد. کمیتة تدارک، با سپاس از کوشش‌های «گروه دوستان رئیس » برای آماده ساختن این دو متن، بررسی آن‌ها را در دستور کار گردهمایی گذاشت و تصمیم گرفت متن‌های مذکور را در نشست‌های عمومی و جلسات کمیتة فرعی دومین گردهمایی کمیتة تدارک، به طور دقیق مورد ارزیابی قرار دهد.
- گزارش «گروه مطالعاتی و عملیاتی مکانیسم‌های مالی » (Task Force on Finacial Mechanisms - TFFM) ، هم گزارش مهم دیگری بود که در دومین نشست عمومی گردهمایی، از سوی «شوجی نیشوموتو» (Shoji Nishimoto) ، معاون مدیر و رئیس دفتر سیاست‌های توسعه‌ای «برنامة ملل متحد برای توسعه » ارائه گردید. این گزارش، به تقاضای نخستین« اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی» (ژنو 10 تا 12 دسامبر 2003) و زیر نظر« کوفی انان »، دبیر کل سازمان ملل متحد و با کمک و همکاری «برنامة ملل متحد برای توسعة» تهیه و تدوین شده است و هدف آن مشخص ساختن امکان انطباق مکانیسم‌های کنونی تأمین مالی کمک های مورد لزوم برای تدارک تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه و یافتن مکانیسم های تأمین مالی جدید مکمل آن هاست.
- گزارش دیگر، گزارش مقدماتی”کار گروه مربوط به راهبری اینترنت» (Working Group on Internet Governance - WGIC) بود که در سومین نشست عمومی دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس سران جهانی دربارة جامعة اطلاعاتی در تونس، به نمایندگی از طرف «نیتین دسای»، رئیس این گروه، عرضه گردید. گزارش نهایی این کارگروه، قرار است تا ماه ژوئیة 2005 آماده شود و به سومین گردهمایی تهیة تدارک اجلاس عالی تونس، در ماه سپتامبر آینده ارائه گردد.
- گزارش‌هایی نیز راجع به برگزاری کنفرانس‌های منطقه‌ای و زیر منطقه ای و همایش ها و گردهمایی های موضوعی مورد نظر برای تدارک دومین مرحلة اجلاس سران جهان دربارة جامعة اطلاعاتی، در چهارمین نشست عمومی دومین گردهمایی کمیتة تدارک این اجلاس، مطرح شدند. کنفرانس‌های منطقه‌ای و زیر منطقه ای معرفی شده، موارد زیر را در بر می‌گیرند:
- کنفرانس منطقه‌ای آسیای غربی دربارة جامعة اطلاعاتی، که در روزهای 22 و 23 نوامبر 2004، با مشارکت کشورهای عربی این منطقه و با همکاری کمیسیون اقتصادی و اجتماعی ملل متحد برای آسیای غربی، در دمشق، مرکز سوریه برگزار شد.
- کنفرانس منطقه‌ای آفریقا در مورد جامعة اطلاعاتی‌،‌که در روزهای 2 تا 4 فوریة 2005، با کمک «کمیسیون اقتصادی آفریقا»، در شهر آکرا،‌مرکز جمهوری آفریقایی غنا، تشکیل گردید.
- دومین کنفرانس زیر منطقه‌ای روسیه و آسیای مرکزی دربارة جامعة اطلاعاتی،‌که در روزهای 16 تا 18 نوامبر 2004 در بیشکک، مرکز جمهوری قرقیزستان، برگزار شد . این کنفرانس با همکاری‌های کمیسیون‌های اقتصادی و اجتماعی ملل متحد در اروپا و آسیا و اقیانوسیه، «برنامة ملل متحد برای توسعه » و «گروه مطالعاتی ملل متحد درباره تکنولوژی‌های اطلاعات و ارتباطات»، ترتیب یافته بود.
گردهمايي‌هاي موضوعي مورد گزارش، چنين معرفي شدند:
- گردهمايي مربوط به پیام هاي ناخواستة اينترنتي(WSIS Thematic Meeting on Spam) ، كه در روزهاي 7 تا 9 ژوئية 2004، از سوي «اتحادية بين المللي ارتباطات دور»، در ژنو تشكيل گرديد.
- گردهمايي راجع به تكنولوژي‌هاي اطلاعات و حقوق (Meeting on Information Technologies and law) ، كه با همکاری دولت جمهوري بلاروس، يونسكو، سازمان ملل متحد و «برنامة ملل متحد براي توسعه»، در روزهاي 28 و 29 اكتبر 2004، در شهر مينسك، مركز جمهوري مذكور برگزار شد.
- همایش مربوط به نقش و جايگاه رسانه ها در جامعة اطلاعاتي در آفريقا و كشورهاي عربي (Meeting on Role and Place of Media in the Information Society in Africa and Arab States) ، كه با همكاري دولت پادشاهي مغرب (مراكش) و سازمان جهاني كرسي هاي دانشگاهي علوم ارتباطات يونسكو، در روزهاي 22 تا 24 نوامبر 2004 در شهر مراكش تشكيل گرديد.
- گردهمايي «كميتة داده‌هاي علوم و تكنولوژي شوراي بين المللي علوم» (WSIS Session - Committee on Data for Science and Technology) ، راجع به اجلاس جهاني سران دربارة جامعة اطلاعاتي، كه در روز 10 نوامبر 2004، از سوي اين كميته در برلن، مركز جمهوري فدرال آلمان برگزار شد.
- كنفرانس جهاني تكنولوژي اطلاعات و ارتباطات، در مورد«شکاف ديجيتال و اقتصاد مصرفي: مسائل و راه‌حل‌ها»( Global ICT Conference 2004: Digital Divide and Knowledge Economy: Problems and Solutions) ، كه با همکاري دولت جمهوري آذربايجان و «برنامة ملل متحد براي توسعه» در روزهاي 25 تا 28 نوامبر 2004 در باكو تشكيل گرديد.
- گردهمايي مربوط به «تاثيرات اقتصادي و اجتماعي تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات» (Economic and Social Implications of ICT)،كه با همکاري «سازمان همکاری و توسعة اقتصادي» و «كنفرانس ملل متحد در مورد تجارت و توسعه»، در روزهاي 17 تا 19 ژانوية 2005، به كوشش دولت گواتمالا» در شهر آنتيگا برگزار شد.
- گردهمايي راجع به «كاربردهاي تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات براي كاهش خطرات و آسيب هاي سوانح طبيعي»( ICT Applications in Natural Disaster Reduction)،كه در روز 21 ژانوية 2005، با همكاري «سازمان جهاني هواشناسي» و دولت ژاپن در شهر «كوبه» اين كشور، برگزار شد.
- «كنفرانس بين المللي آزادي بيان در فضاي سایبر»( International Conference on Freedom of Expression)، كه از سوي يونسكو، در روزهاي 3 و 4 فورية 2005 در مقر اين سازمان در پاريس تشكيل گرديد.
- همايش «سنجش جامعة اطلاعاتي»(Measuring the Information society)، كه در روزهاي 7 تا 9 فورية 2005 با همكاري «كنفرانس ملل متحد در مورد تجارت و توسعه»،«سازمان همكاري و توسعة اقتصادي»، «اتحادية بين المللي ارتباطات دور»، كميسيون هاي اقتصادي و اجتماعي منطقه‌اي ملل متحد، بانك جهاني، «گروه مطالعاتي ملل متحد دربارة تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات» و دولت فنلاند در ژنو برگزار شد.
- «مجمع مباحثه در مورد تكنولوژي هاي اطلاعات و ارتباطات در سال 2004 و كسب و كار الكتروني برای آمريكاي جنوبي» (ICT’s 2004 e-Business Forum for South America)، كه در ماه نوامبر 2004، از سوي دولت برزيل در شهر سائوپولوي اين كشور، تشكيل گرديد.(2)

ب- جلسات كميتة فرعي
«کمیتة فرعی» دومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، که در نخستین روز فعالیت این کمیته، به ریاست خانم «ایلیانادی ژیووان» تشکیل شد، در روزهای 18 تا 25 فوریة، چندین نشست برگزار کرد و طی آن‌ها پیش‌نویس‌های سند نهایی مورد نظر برای ارائه و تصویب در اجلاس عالی تونس را -که از سوی «گروه دوستان رئیس» تهیه و تدوین شده بود – به بحث و بررسی گذاشت.
در اولین روز برگزاری «کمیتة فرعی »، فصل دوم قسمت عملیاتی این سند، شامل «مکانیسم‌های مالی»،‌که در آخرین روزهای پیش از تشکیل دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس و به دنبال برگزاری کنفرانس منطقه ای جامعة اطلاعاتی در آفریقا (2 تا 4 فوریة 2005)، به وسیلة «گروه دوستان رئیس» بازبینی گردیده بود، مورد بررسی مقدماتی قرار گرفت.
بر اساس پیشنهادهایی، که در جریان مباحثه‌های این نشست و نشست‌های دو روز بعد کمیتة فرعی، از سوی نمایندگان دولت‌ها و نمایندگان سایر دست اندرکاران اجلاس جهانی سران دربارة جامعة اطلاعاتی، راجع به محتوای مطالب این فصل مطرح گردیدند، تغییراتی در متن آن پدید آمدند و به دنبال این تغییرات، اعضای «گروه دوستان رئیس » با همکاری دبیرخانة اجرایی کمیتة تدارک، متن تجدید نظر شده‌ای حاوی مجموعة پیشنهادهای مطرح شده آماده کردند و برای طرح و بررسی مجدد آن در نشست‌های بعدی «کمیتة فرعی »، به رئیس این کمیتة تسلیم نمودند.
کمیتة فرعی در روز 21 فوریه، بررسی مقدماتی فصل یکم قسمت عملیاتی متن مورد نظر را که به «مکانیسم‌های اجرایی » (Implemenation Mechanisms) اختصاص یافته بود، نیز به پایان رساند و متن جدیدی شامل مجموعة پیشنهادهای اجلاس مربوط به آن را در اختیار شرکت کنندگان در این کمیته قرار داد.
در نشست روز 23 فوریة «کمیتة فرعی»، که به ریاست «جانیس کارکلینس» تشکیل گردید، بررسی اولیة مقدمة سیاسی و همچنین فصل چهارم قسمت عملیاتی سند نهایی مورد نظر برای ارائه به اجلاس جهانی سران در تونس، صورت پذیرفت و تصمیم گرفته شد که متن های اصلاحی آن‌ها حاوی پیشنهادهای نمایندگان شرکت کننده در این نشست، به نشست عمومی کمیته عرضه گردند . در همین نشست، چهار کار گروه به سرپرستی نمایندگان کشورهای «السالوادور»، «آفریقای جنوبی » و «بارابادوس» (مسئول سرپرستی دوکار گروه)، مأموریت یافتند که بندهای 18، 23، 14 و 21 و زیر بند الف بند 26 فصل دوم قسمت عملیاتی سند نهایی را به طور دقیق بازبینی کنند و پیشنهادهای اصلاحی مربوط به آن ها را به رئیس کمیتة فرعی عرضه نمایند.
رئیس کمیتة فرعی در روز 24 فوریه، بر اساس بررسی‌ها و پیشنهادهای چهار گروه مذکور، متن جدیدی از فصل دوم قسمت عملیاتی سند نهایی مورد نظر، به نمایندگان شرکت کننده در نشست‌های آن ارائه داد و بر مبنای مباحثه ها و تبادل نظرهای مربوط به آن‌ها، در روز 25 فوریه، متن نهایی این فصل مورد توافق نمایندگان قرار گرفت . در عین حال، تصمیم گرفته شد که تا زمان تشکیل سومین گردهمایی کمیتة تدارک مرحلة دوم اجلاس جهانی دربارة جامعة اطلاعاتی در ماه سپتامبر 2005، سندهای این فصل، غیر قطعی و قابل تجدید نظر باقی بمانند و تنها در برابر بخش‌هایی از متن که در کمیتة فرعی نسبت به آن‌ها، اجماع حاصل شده است،‌کلمة «مورد توافق »، گذاشته شود . بر این اساس، در همان روز، متن نهایی تدوین شده در کمیتة فرعی، در آخرین نشست عمومی دومین گردهمایی کمیتة تدارک اجلاس عالی تونس مطرح گردید و تصمیم گرفته شد برای عرضة آن به سومین گردهمایی کمیتة مذکور در سپتامبر 2005، کوشش های بیشتری صورت گیرند و پیشنهادهای جدید دولت‌ها و سایر دست اندرکاران اجلاس سران جهان در تونس راجع به آن، مورد توجه واقع شوند. (3)
ادامه

wsis.JPG

درباره راهبري اينترنت (3)

(3-1) تشكل‎هاي غيررسمي – غيردولتي
اين‎ها تجمع‎هاي ثبت نشده (از نظر حقوقي) هستند كه به دولت خاص يا مجموعه‎اي از دولت‎ها نيز وابسته نيستند. شيوة رفتاري اين تجمع‎ها يادآور دوران اوليه اينترنت است، اكثراً افراد فني يا حقوقدانان مدافع جامعه مدني در آن‎ها فعاليت دارند و كوشش دريافتن اجماع نظر شيوة تصميم‎گيري كار گروه‎هاي آن‎هاست. دو نمونة برجستة اين گروه ستاد مهندسي اينترنت (IETF) و كنسرسيوم W3(1) هستند كه به ذكر مختصر نقش آن‎ها خواهيم پرداخت.
ستاد مهندس اينترنت مهمترين مرجع فني اينترنت و تهيه‎كنندة استانداردهاست. IETF عضو ندارد، بلكه براي فعال شدن در آن بايد به يكي از كارگروهاي وابسته كه عضويت در آن‎ها كاملاً آزاد است پيوست. وقتي موضوع مورد بحث يك كارگروه (كه ممكن است مثلاً يك استاندارد فني در اينترنت باشد) به اجماع نظر عملي مي‎رسد، نتيجه پس از تأييد سازمان ديگري به نام جامعه اينترنتي(2) (ISOC) به صورت مدركي كه به لحاظ تاريخي به RFC(3) (همراه با شماره دريف) معروف شده است به طور رايگان در اختيار عموم قرار مي‎گيرد.در واقع ISOC از نظرات گروهي از صاحبنظران تراز اول كامپيوتر و اينترنت در مجموعة IAB(4) استفاده مي‎كند، كه اين گروه نيز به نوبه خود گروه IESG(5) را به عنوان مشاور دارد. پيشنهادهاي IETF نخست به IESG فرستاده مي‎شود، كه در صورت تأييد به IAB و از آنجا به ISOC ارسال مي‎شود. هيچگونه الزام حقوقي براي رعايت استانداردهاي IETF وجود ندارد ولي وزن تاريخي و ميزان خبرگي علمي و فني كار IETF و شوراها تأييد كننده طوري است كه رهنمودهاي آن عملاً شيوة رفتاري فني اينترنت را تعيين مي‎كند و شركت‎هاي سازندة سخت‎افزار و نرم‎افزار استانداردهاي IETF را رعايت مي‎كنند. بيشترين افراد فعال در IETF از آمريكاي شمالي و سپس از اروپا و خاور دور هستند و از سه گردهماي سالانة اين تشكل در سالهاي اخير دو تا در آمريكاي شمالي تشكيل شده است. كنسرسيوم W3 تشكل كاملاً متفاوتي است كه كار تحقيق و توسعه در زمينه وب را انجام مي‎دهد. اعضاي W3 را تعداد زيادي مؤسسات علمي و صنعتي تشكيل مي‎دهند. هزينة W3 توسط حق عضويت‎هايي كه اعضاء به طور غيرمستقيم از طريق سه سازمان علمي (دانشگاه MIT، كنسرسيوم اروپايي تحقيقات در انفورماتيك و رياضيات كاربردي ERCIM، و مركز تحقيقات Keio در ژاپن) در اختيار W3 قرار مي‎دهند تأمين مي‎شود. رياست اين كنسرسيوم را برنرز-لي(1) ابداع‎كنندة وب در اختيار دارد. برخلاف IETF، W3 گاهي به غيردمكراتيك بودن متهم مي‎شود.
تجمع‎هاي متعدد ديگري نيز از اين نوع وجود دارند كه بعضي در زمينه امنيت شبكه و مبارزه با spam فعاليت مي‎كنند، بعضي به وسيله NGOها براي دفاع از حقوق شهروندي و آزادي بيان حمايت مي‎شوند و غيره.

(3-2) تشكل‎هاي رسمي – غيردولتي
اين گروه شايد بزرگترين گروه از چهار گروه مورد بحث باشد. اينها معمولاً سازمان‎هاي غيرانتفاعي ثبت شده در يك كشور هستند كه تابع قوانين كشور محل ثبت هستند ولي قلمرو فعاليت آن‎ها ممكن است بين‎المللي، منطقه‎اي يا محدود به كشور خاصي باشد. بعضي از اين سازمان‎ها صرفاً درگير اينترنت هستند و بعضي ديگر بنابر نوع وظايف و اهداف خود با اينترنت مرتبط مي‎شوند. در بين سازما‎ن‎هايي كه منحصراً در قلمرو اينترنت فعاليت مي‎كنند، معروفترين آن‎ها ICANN و سازمان تابعة آن IANA است كه بخش بعد منحصراً به آن اختصاص دارد. گروه مهم ديگري از اين دسته، گروه چهارگانه مراكز ثبت منطقه‎اي (RIR)(2) است كه قبلاً به آن‎ها اشاره شد. مناطق پوشش اين چهار سازمان از هم تفكيك شده‎اند و رقابتي ميان آن‎ها براي توزيع شماره اينترنتي وجود ندارد. از طرف ديگر هر چهار سازمان مخالف مداخله دولتي در توزيع شماره‎هاي اينترنتي و به طور كلي حامي راهبري بخش خصوصي هستند. بعضي اختلافات ميان اين گروه و ICANN موجب شده است كه چهار مركز ثبت منطقه‎اي، تجمعي به نام سازمان منابع شماره‎اي (NRO)(3) به وجود آورند كه به طور رسمي ثبت نشده است و به پشتوانة تفاهم‎نامه‎اي ميان اين مراكز عمل مي‎كند.
اپراتورهاي سيزده كارگزارريشه گروه ديگري از سازمان‎هاي مؤثر دراينترنت را تشكيل مي‎دهند. يكي از اين اپراتورها، ISC، كه قبلاً به آن اشاره شد، يك سازمان غيرانتفاعي است كه به جهاتي اهميت ويژه پيدا كرده است. اين سازمان تهيه‎كنندة BIND، نرم‎افزار غالب كارگزارهاي دامنه است، ميزباني دامنه بيش از 40 TLD را به عهده دارد، و همانطور كه اشاره شد با ابداع روش Arycast موفق شده است بديل كارگزار ريشة F را در سراسر جهان پياده‎سازي كند. تعداد زياي از مراكز ثبت دامنه‎هاي كشوري مؤسسه‎هاي غيرانتفاعي و غيردولتي هستند. تجمع‎هايي نيز از مراكز ثبت وجود دارد كه به صورت سازمان‎هاي غيرانتفاعي ثبت شده‎اند. مهمترين اينها CENTR و APNIC هستند. عضويت در CENTR براي مراكز ثبت دامنه كشوري همة كشورها آزاد است ولي هستة آن در اروپاست. غربي‎ترين عضو اين سازمان، مركز ثبت كانادا و شرقي‎ترين عضو آن مركز ثبت افغانستان است، ولي ژاپن نيز به عنوان ناظر در آن شركت دارد. مؤسسه APNIC عمدتاً كشورهاي شرق و جنوب آسيا و اقيانوسيه را فرامي‎گيرد. شبكه‎هاي علمي – تحقيقاتي كه معمولاً توسط دولت متبوع حمايت مي‎شوند خود داراي تجمع‎هايي هستند كه به صورت سازمان‎هاي غيرانتفاعي ثبت شده‎ است. يك چنين مؤسسه TERENA است كه بيشتر محور اروپايي دارد ولي كشورهايي از خاورميانه (مانند ايران) و شمال آفريقا نيز در آن عضويت دارند. بالاخره بايد از ISOC نام برد كه يكي از قديمي‎ترين تشكل‎هاي اينترنتي است. قبلاً به نقش ISOC در رابطه با IETF اشاره كرديم. لازم به ذكر است كه ISOC دو بار به حمايت از شبكه اينترنتي در ايران برخاسته است. يك بار در اواخر سال 1372 كه مديريت وقت اينترنت (بنياد ملي علوم آمريكا) با ورود ايران به شبكة‌، اينترنت و اعطاي دامنه .ir مخالفت مي‎كرد و سرانجام فشار و حمايت ISOC اين امر را ممكن ساخت، و بار ديگر چند سال بعد، كه بعضي عوامل بنياد ملي علوم آمريكا به قطع ترافيك اينترنتي ايران اقدام كردند و مجدداً ISOC از جمله به سازمان‎هاي مهمي بود كه به اين عمل اعتراض كرد و ارتباط پس از دو هفته مجدداً برقرار شد.

(3-3) تشكل‎هاي بين‎الدولي عمومي
اين تشكل‎ها عموماً يا زيرمجموعه‎هاي سازمان ملل متحد هستند يا با آن ارتباط نزديك دارند. در واقع رسالتي در زمينة موفق ساختن فرايند WSIS و نيز موضوع راهبري اينترنت به عهدة شخص دبيركل سازمان ملل واگذار شده است. علاوه بر ارتباطات موردي و موضوعي كه انواع سازمان‎هاي بين‎الدولي مانند يونسكو، سازمان تجارت جهاني (WTO)، سازمان‎هاي حقوق بشر و غيره گهگاه با اينترنت پيدا مي‎كنند، دو سازمان WIPO و ITU ارتباط مستمرتري دارند كه در اينجا به آن مي‎پردازيم.
سازمان جهاني مالكيت فكري (WIPO) عهده‎دار وظايف گسترده‎اي در زمينه معاهدات بين‎المللي در حيطة مالكيت ثبتي و فكري است و يك مركز ويژة حكميت و ميانجيگري در امور اختلافات مالكيت فكري را شامل است. ورود WIPO به صحنة اينترنت با توسعه تجارت الكترونيك و مسايل مالكيت فكري و ثبتي كه اين پديده به همراه داشت آغاز شد. يكي از وظايفي كه از بدو تأسيس ICANN در اواخر سال 1998 براي آن پيش‎بيني شده بود سازمان بخشيدن به منازعات ثبتي و ادعاهاي نقض مالكيت فكري در رابطه با دامنه‎هاي اينترنتي com، net و org بود. از اينرو در ماههاي قبل از شروع به كار رسمي ICANN، متخصصان حقوقي WIPO سياستنامه حل اختلاف و داوري كه قبلاً به آن اشاره شد و آيين‎نامه‎هاي اجرايي لازم را براي سازمان جديدالتأسيس تهيه كردند. علاوه بر دامنه‎هاي مرتبه اول فوق، اكنون تعداد ديگري دامنه مرتبة اول عمومي و بسياري از دامنه‎هاي كشوري از نوعي مجموعة حل اختلاف مشابه استفاده مي‎كنند. مركز داوري WIPO با مراكز ثبت 6 دامنه عمومي و بيش از 40 دامنه كشوري منجمله ايران توافقتنامه همكاري در موارد حل اختلاف امضا كرده و تاكنون بيش از 6500 مورد را به نتيجه رسانده است. از سال 2001 كوششي در WIPO براي تهية يك سياستنامه حل اختلاف گسترده‎تر در زمينه دامنه‎هاي اينترنتي شروع شد كه اسامي اختصاري و كامل كشورها و اسامي بعضي سازمانهاي بين‎الدولي و بين‎المللي را نيز فرا مي‎گيرد. WIPO در ايجاد اجماع نظر در مورد اين سياستنامه تاكنون موفق نبوده است.
اتحاديه بين‎المللي مخابرات از راه دور (ITU) قديمي‎ترين سازمان بين‎الدولي موجود در جهان است. آغاز كار اين سازمان سال 1865 ثبت شده است. در حال حاضر 189 كشور و تعدادي از شركتهاي بزرگ عضو ITU هستند. هزينه عضويت در ITU سنگين‎تر از آن است كه اكثر سازمانها و شركتهاي فعال در اينترنت و مراكز ثبت اينترنتي از عهدة پرداخت آن برآيند. ITU از سه بخش تشكيل شده است كه عمدتاً يك بخش آن موسوم به ITU-T در ارتباط با بعضي مسايل اينترنتي قرار مي‎گيرد. وظيفه اين بخش مانند IETF تا حدود زيادي تهيه استاندارد است ولي استانداردهايي كه در حيطة وظايف ITU-T قرار مي‎گيرند اساساً مربوط به لايه‎هاي 1 و 2 (لايه‎هاي فيزيكي يا زيربنايي) هستند و تداخلي با كار IETF در لايه‎هاي 3 و 4 ندارد. با اينحال ITU-T در فعاليتهاي IETF شركت كرده است و با تحت الشعاع قرار گرفتن تلفن سنتي توسط اينترنت، ITU-T سعي كرده است خود را به طور فزاينده‎اي درگير استانداردهاي فني اينترنتي كند. روش كارفني در ITU-T از طريق گروههاي موسوم كه «گروههاي مطالعه» است. نتايج گروههاي مطالعه بايد با اجماع مورد تصويب قرار گيرد تا به عنوان استاندارد رسمي ابلاغ شود. برخلاف RFCها كه به طور رايگان قابل دسترسي‎اند، استانداردهاي ITU بايد به قيمت نسبتاً بالايي خريداري شوند. مهمترين امتيازي كه ITU در زمينه اينترنت تاكنون كسب كرده است مربوط به موضوع ENUM است كه توضيح داده خواهد شد. پروتكل ENUM شيوه‎اي براي نگاشتن شماره‎هاي تلفن معمولي به نامهاي دامنه است كه نوعي تلفيق تلفن و اينترنت را ممكن مي‎سازد. اين پروتكل توسط IETF تدوين و اعلام شد. IETF و IAB قصد داشتند توزيع دامنه‎هاي كشوري مربوط به اين پروتكل را كاملاً در اختيار سازمان اروپايي RIPE-NCC قرار دهند و ITU اصرار داشت به سبب ارتباط با موضوع تلفن، اين امتياز در اختيار ITU قرار گيرد. طبق مصالحه‎اي كه صورت گرفت RIPE-NCC مجري طرح خواهد بود ولي بايد موافقت ITU را در هر مورد واگذاري كسب كند. زمينه‎هاي ديگري كه ITU در آن فعال بوده است تدوين بعضي استانداردهاي چند رسانه‎اي (multimedia) و استاندارد كيفيت خدمات VOIP است. كمرنگ شدن اهميت مخابرات سنتي در مقايسه با اينترنت، عدم توانايي رقابت فني با IETF، و به طور كلي كارايي ضعيف در مقايسه با حجم سازماني (بودجه سالهاي اخير ITU،140 ميليون دلار در سال، يعني هفتاد برابر بودجه سالانه IETF بوده است). باعث شده است كه ITU در چند سال اخير كوشش كند فعاليت خود را از زمينه فني به سوي زمنيه‎هاي سياستگزاري جا به جا كند. اتكاي ITU در اين زمينه عمدتاً به كشورهاي در حال رشد به خصوص بخش دولتي و وزارتخانه‎هاي پست، تلگراف و تلفن بوده است كه خود را در اكثر ميادين تشكيلاتي اينترنتي منفعل و بي‎پناه احساس مي‎كنند و بعضي در ITU نوعي قيم و تريبون يافته‎اند.

(3-4) تشكل‎هاي بين‎الدولي با عضويت محدود
در اينجا مقصود تشكيلاتي مانند اتحادية اروپا، شوراي اروپا، OECD، G8، ASEAN، APEC و امثال آنهاست كه هر يك بنا بر تعريف مجموعة مشخصي از كشورها را دربرمي‎گيرند. سازمانهاي ذكر شده در بالا (و بعضي ديگر) هر يك در مورد بعضي مسايل سياستگزاري اينترنت نظرات مشخصي اعلام كرده‎اند يا با كمك به احداث زيربناي سخت‎افزاري در كشورهاي عضو و كمك مالي به رواج اينترنت مثلاً در بخش علمي موقعيتي براي اعمال نظر در بعضي امور اينترنتي كسب كرده‎اند. بالاخص شوراي اروپا و OECD در رابطه با حفظ حريم خصوصي و مندرجات WHOIS (راهنماي دامنه‎هاي اينترنتي ثبت شده) مواضعي سختگيرانه‎تر از عملكرد فعلي و توصيه‎هاي ICANN اتخاذ كرده‎اند، و بعضي ديگر در زمينه امنيت شبكه و هماهنگي مسايل حقوقي دست به اقداماتي زده‎اند. در حال حاضر نقش اين دسته از تشكل‎ها كمرنگ‎تر از سه دستة ديگر است ولي به نظر مي‎رسد در آينده بعضي از اين گروهها، بالاخص جامعه اروپا، حضور فعالتري در صحنة اينترنت پيدا كنند.

بخش 4. آيكن
همانطور كه ديديم در دوران اوليه اينترنت، ادارة امور اينترنت با توافقهاي غيررسمي ميان گروههايي توزيع شده بود كه ريشة دانشگاهي و تحقيقاتي داشتند و عمدتاً در خاك ايالات متحده آمريكا به فعاليت مشغول بودند. در مواردي كه نوعي تصميم‎گيري مركزي ضرورت داشت. مانند توزيع منابع اينترنتي و برخي هماهنگي‎ها در استفاده از آنها، بنياد ملي علوم آمريكا (NSF) كه سرمايه‎گذاري اوليه در اينترنت را انجام داده و در آن زمان تأمين‎كننده اصلي هزينه‎هاي كار گروههاي اينترنت و نيز شبكه اينترنت وقت امريكا (بيشتر اتصالهاي دانشگاهي) بود، بنابر حق اكتساب نوعي توليت براي خود قايل بود و مسؤوليت لازم را طي موافقتنامه‎اي به مؤسسه IANA كه از IETF منشعب شده بود واگذار كرده بود. با ظهور تجارت الكترونيك در اواسط دهه 1990، ورود شركت‎هاي بزرگ خصوصي به عرصة اينترنت و جهاني شدن استفاده از اين شبكه، NSF به عنوان يك بازيگر اصلي از صحنه خارج شد و جاي خود را به وزارت بازرگاني آمريكا داد. سازمان آيكن بر مبناي تفاهم‎نامه‎اي با وزارت بازرگاني آمريكا، در نوامبر 1998 رسماً به عنوان يك شركت خصوصي غيرانتفاعي در ايالات كاليفرنيا به ثبت رسيد و يكي از وظايف اصلي آن تصدي بر امور IANA تعيين شد. قرار بود در صورت پيشرفت رضايتبخش، پس از دو سال ارتباط حقوقي ميان آيكن و دولت آمريكا قطع شود ولي عمر كوتاه آيكن بسيار پرتلاطم بوده است و پس از چند تمديد كوتاه مدت تفاهم‎نامه، در تابستان 2003 همزمان با اجلاس مقدماتي WSIS، دولت آمريكا تفاهم‎نامه را اين بار به مدت سه سال تا سال 2006 تمديد نمود. گفته مي‎شود اين عمل نوعي ابراز قدرت در مقابل خواست مطرح شده توسط تعدادي از كشورهاي جهان سوم در جلسات مقدماتي WSIS بود كه جايگزين بين‎الدولي را براي آيكن پيشنهاد كرده بودند. چنين انگيزه‎اي ممكن است درتمديد سه ساله دخيل بوده باشد ولي مسلماً تحولات شش ساله آيكن و چند بار تجديد سازمان نشان داده است كه عليرغم حركت‎هاي مثبت، آيكن هنوز نياز به زمان دارد كه به شكلي نسبتاً پايدار درآيد و مقبوليت عمومي‎تر كسب كند. پال‎تومي(1) رئيس استراليايي ICANN همزمان با انتشار برنامه راهبردي آيكن(2) در 16 نوامبر 2004 اعلام كرد كه ارتباط آيكن با دولت آمريكا پس از انقضاي تفاهم‎نامه در سال 2006 قطع خواهد شد. او همچنين تأكيد كرد كه اينترنت مجتمعي از 200000 شبكة جهاني است كه با توافق خصوصي ايجاد شده است و به هيچ صورت زير نظر سازمان ملل قرار نخواهد گرفت. وي همچنين اظهار داشت كه رشد اينترنت حاصل استفاده از مدل بخش خصوصي بوده است و ناشي از يك معاهدة بين‎المللي نيست ولي در عين حال بخشي از بودجة 5/19 ميليون دلاري سالانه آيكن به جلب مشاركت بيشتر اقشار كشورهاي در حال رشد در فعاليت‎هاي آيكن اختصاص خواهد يافت.
در تفاهم‎نامة اوليه كه منجر به تأسيس آيكن شد، 35 هدف عملي مشخص براي آيكن پيش‎بيني شده بود كه بعضي اهداف فني خاص بودند و بعضي ديگر را مي‎توان اهداف رفتاري در سازماندهي وظايف تلقي كرد. در رابطه با وظايف IANA، يعني هماهنگي امور منابع اينترنتي، مي‎توان اهم اين اهداف، اعم از عملياتي و سازماني، را در چند بند خلاصه كرد:
• تأمين پايداري و امنيت شبكه اينترنت با حراست فني و فيزيكي منابع اينترنتي به خصوص كارگزارهاي ريشه
• توزيع عادلانه و معطوف به نياز منابع اينترنتي
• سازماندهي و مديريت پايين به بالا
• حصول اطمنيان از مشاركت همه اقشار ذينفع در يك ساختار دموكراتيك
• حراست از حقوق مالكيت فكري
• بين‎المللي سازي همه امور سازماني و عملياتي
اينكه تا چه حد آيكن در برآورده كردن اين اهداف موفق بوده است، به خصوص جنبه‎هاي سازماني و مديريت آيكن، همواره مورد مناقشه بوده است. طي عمر كوتاه آيكن، ساختار سازماني آن تغييرات قابل ملاحظه‎اي به خود ديده است. پيرو يك برنامه اصلاحي، اساسنامه جاري آيكن كه اخيراً اجرايي شده است از اركان زير تشكيل شده است:
• هيأت مديرة آيكن از پانزده عضو داراي حق رأي و تعدادي اعضاي رابط تشكيل شده است. مديرعامل و رئيس هيأت مديره يكي از اين اعضاست، هشت عضو را يك كميتة ويژه كه از دست‎اندركاران و خبرگان شناخته شدة اينترنت است انتخاب مي‎كند، و شش عضو ديگر را سه سازمان دامنه‎هاي عمومي، دامنه‎هاي كشوري و سازمان نشاني‎ها (متشكل از مراكز ثبت منطقه‎اي)، هر يك دو عضو، انتخاب مي‎كنند. اعضاي فاقد رأي را گروههاي زير، هر كدام يك نماينده، معرفي مي‎كنند: كميته مشورتي دولت‎ها (GAC)، كميته مشورتي استفاده‎كنندگان غيروابسته(1) ، كميته مشورتي امنيت و پايداري، كميته مشورتي كارگزارهاي ريشه، كميته فني رابط، و IETF. اخيراً يك بازرس مستقل به چارت سازماني اضافه شده است كه قرار است مستقل از هيأت مديره به عنوان بازرس و ناظر عملي كند. انتخاب اولين بازرس آيكن كه يك فرد كانادايي است روز 24 نوامبر 2004 اعلام شد.(2) در اساسنامه جديد آيكن تمهيداتي براي تأمين تنوع جغرافيايي اعضاي هيأت مديره و نيز هيأت مديره‎هاي هر يك از كميته‎ها و سازمانهاي وابسته در نظر گرفته شده است. در حال حاضر در ميان پانزده نفر عضو داراي رأي هيأت مديرة آيكن، دوازده نفر غيرآمريكايي هستند. همچنين آيكن به تأسيس يك دفتر در بروكسل اقدام كرده است و پيش‎بيني مي‎شود تعداد دفاتر آيكن در خارج از آمريكا افزايش يابد.
در اينجا لازم است پاره‎اي انتقادات اصلي را كه در رابطه با مشروعيت، ساختار و عملكرد آيكن مطرح شده است و نيز پاسخ‎هايي كه در بعضي موارد داده شده است مرور كنيم:
1- بنيادي‎ترين انتقاد مربوط به مشروعيت آيكن است. اينكه يك شركت ثبت شده در ايالت كاليفرنيا و طبعاً تابع قوانين آن ايالت، كه وجودش وابسته به امضاي تفاهم‎نامه‎اي با وزارت بازرگاني ايالت متحده آمريكاست، چنين نقش مركزي در هماهنگي عمليات و توزيع منابع اينترنت داشته باشد، خود به خود نافي حقوق و منافع ساير كشورهاي جهان به نظر مي‎رسد.
در مقابل اين ايراد، نكات زير ذكر شده است:
• پيدايش اينترنت از آغاز بر پايه هيچ موافقتنامه بين‎المللي صورت نگرفته، بلكه در كشور آمريكا به همت محققاني كه اكثراً در ايالت كاليفرنيا كار مي‎كرده‎اند راه‎اندازي شده است. ملحق شدن به شبكه اينترنت هم همواره يك امر داوطلبانه بوده و الزامي براي مشاركت در آن وجود ندارد.
• بيشترين سرمايه‎گذاري در اينترنت را بخش خصوصي، دولت و مراكز علمي آمريكا انجام داده‎اند و انجام مي‎دهند، بيشترين منابع اينترنتي مورد استفاده جهان در آمريكا توليد مي‎شود، و صنايع آمريكا بيشترين نقش در توليد سخت‎افزار و نرم‎افزار اينترنت را دارند.
• در حال حاضر هيچ جايگزين مناسبتري براي آيكن در افق نيست. سازمانهاي بين‎الدولي علاوه بر كندي عمل، بوروكراسي و پرهزينه بودن (بودجه ITU هفت برابر بودجه ICANN است)، فقط به دولتها پاسخگو هستند در حالي كه پويايي، سرعت عمل و نوآوري‎هاي اينترنت همه از مشاركت فعال بخش خصوصي، مراكز علمي، و كاربران مبتكر و كارآفرينان خلاق نشئت گرفته است.
• سير تحول آيكن نشان داده است كه اين سازمان در جهت بين‎اللملي‎تر شدن و پاسخگوتر شدن به نيازهاي بين‎المللي پيش مي‎رود. آيكن ازيك سازمان صد در صد آمريكايي به سازماني مبدل شده است كه رئيس آن آمريكايي نيست و آمريكائيان اقليتي را در هيآت مديرة آن تشكيل مي‎دهند. تأسيس مراكز خارج آمريكا و گردش گردهمايي‎هاي چهار ماه يك بار آيكن در همه قاره‎ها نشانگر حساسيت آيكن به نقش جهاني آن است. شايد در آينده‎اي نه چندان دور بتوان با نوآوريهايي در چارچوب حقوق بين‎الملل، يك هويت رسمي بين‎المللي براي آيكن تعريف كرد.
• نهايتاً اينكه نقش آيكن در كل اينترنت آنقدر هم كه تصور مي‎شود مهم نيست. به عقيدة بسياري نقش آيكن فقط يك دفترداري و هماهنگي فني است و در مواردي كه از اين حد تجاوز مي‎كند و وارد عرصه سياستگزاري مي‎شود بايد با آن مقابله كرد و حدود مشروع آن را يادآوري ‎نمود.

2- مسأله‎اي كه در چهار سال اول وجود آيكن جنجا‎ل‎برانگيز شده بود، نقش نمايندگان غيروابسته (At-Large) در هيأت مديرة آيكن بود. طبق اساسنامه اوليه آيكن قرار بود نيمي از اعضاي هيأت مديره نمايندگان غيروابسته باشند كه با رأي عمومي كاربران اينترنت انتخاب مي‎شوند. يك چنين رأي‎گيري در عمل به مشكلات عديده‎اي برخورد و مديريت ICANN به تشنج كشيده شد. در اساسنامه جديد يك كميته اعضاي غيروابسته با نقش مشورتي پيش‎بيني شده است كه يك عضو بدون رأي در هيأت مديره دارد. به علاوه در سازمانهاي وابسته كه هر يك در عضو در هيأت مديره دارند نقشي براي اعضاي غيروابسته، NGOها و جامعه مدني پيش‏بيني شده است. هر چند مناقشات در اين موضوع تا حد زيادي فروكش كرده است وليكن تعدادي از نمايندگان جامعه مدني همچنان معتقدند كه آيكن متمايل به منافع شركتهاي بزرگ است،در تأسيس دامنه‎هاي مرتبه اول عمومي تعلل مي‎كند و در انتخاب آنها بيطرف نيست.

3- مراكز ثبت دامنه‎هاي كشوري از آغاز تأسيس آيكن كشمكشهاي گوناگوني با اين مؤسسه داشته‎اند. ريشة بسياري از اين منازعات به رابطه حقوقي ميان مراكز ثبت كشوري و IANA باز مي‎گردد. در آغاز ايجاد دامنه‎هاي كشوري يك توافق يا تفاهم ساده فني كه جنبة حقوقي نداشت (و نمي‎توانست داشته باشد) ارتباط و تعهد طرفين را تعريف مي‎كرد و اين تفاهم‎ تاكنون در اكثر موارد مشكلي پديد نياورده است. در آغاز تأسيس آيكن، IANA كوشش كرد رابطه بين ccTLDها و خود را به گونه‎اي حقوقي سازد كه ccTLDها عملاً متعهد به پيروي از سياستگزاري‎هاي جديد ICANN شوند ولي تعهد متقابلي جز انجام خدمات رايج، براي ICANNو IANA پديد نيايد. اين كوشش با مقاومت شديد ccTLD‎ها روبرو شد و جز تعداد معدودي ccTLD، اكثر ccTLD حاضر به امضاي قرارداد مورد نظر آيكن نشدند. نظر اكثر ccTLD همواره اين بوده است كه نقش IANA يك نقش دفترداري و حفاظت از داده‎هاست و آيكن حق سياسگزاري در مورد رفتار ccTLDها جز در موضوعات كاملاً فني و آن هم به روش معمول گذر از IETF ندارد. با مديريت جديد آيكن و در اساسنامه جديد اين سازمان، موضوع تا حد زيادي به نفع ccTLDها حل شده است. آيكن از پافشاري در مورد عقد قرارداد با ccTLD ها دست برداشته است و ccTLD ها كه قبلاً در هيأت مديرة ICANN نمايندگي تضمين شده نداشتند، اكنون دو نماينده صاحب رأي دارند كه سازمان وابسته ccNSO آنها را انتخاب مي‎كند. هنوز برخي مناقشات در مورد سازماندهي ccNSO و تعهدات آن وجود دارد ولي به نظر مي‎رسد موضوع در جهت توافق پيش مي‎رود. موضوع مورد اختلاف ديگري كه همچنان به خصوص ميان ccTLD هاي بزرگ (مانند آلمان و انگلستان) و ايكن حل نشده است، موضوع پرداخت كمك سالانه ccTLDها به بودجه آيكن است. آيكن مبلغي را سالانه جهت كمك از همة مراكز ثبت اعم از دامنه عمومي يا دامنه كشوري طلب مي‎كند كه وابسته به تعداد دامنه‎هاي ثبت شده توسط آن مركز ثبت است. ccTLDها در عين اينكه به اصل كمك مالي به ايكن اعتراض ندارند، به روش آيكن كه صورت عوارض يا ماليات برحسب تعداد دامنه دارد معترضند و نيز معتقدند كه نقش آيكن در رابطه با دامنه‎هاي كشوري بسيار محدود است و آيكن بايد بخش بزرگتري از بودجه خود را از مراكز ثبت دامنه‎هاي عمومي كه اتكاي بيشتري به آيكن دارند و تحت قرارداد رسمي با آيكن مي‎باشند كسب كند. اين اعتراض، و انتقاد ccTLDها از افزايش قابل ملاحظه‎ بودجه آيكن باعث شد بودجة پيشنهادي سالانه آيكن در اجلاس تابستان اخير در مالزي كاهش يابد. ضمناً بسياري از ccTLDها كمك خود به ICANN را به طور مستقيم پرداخت نمي‎كنند زيرا كه پرداخت مستقيم ممكن است شبهة حقوقي قبول قرارداد آيكن را در برداشته باشد، بلكه صندوقهايي براي كمك به آيكن ايجاد شده است كه مبالغ مربوط به آن واريز مي‎شود و سپس موجودي صندوق به عنوان كمك به آيكن منتقل مي‎گردد.
بالاخره اينكه كندي عمل IANA در تغييرات داده‎هاي اطلاعاتي ccTLDها مدتها مورد اعترا ض بود. به نظر مي‎رسد IANA از اين موضوع مدتي به عنوان اهرم فشار براي وادار كردن ccTLDها به عقد قرارداد استفاده مي‎كرد. به عنوان مثال، در مورد .ir تغيير نام رابطهاي مؤسسه ثبت دامنه مدت 19 ماه به درازا كشيد! اخيراً با تفاهم‎هاي حاصل شده در زمينه‎هاي مختلف، عملكرد IANA سرعت بسيار بيشتري يافته است.

بخش 5. راهبري اينترنت و كشورهاي در حال رشد
توصيفي كه در بخشهاي 2،3 و 4 از وضعيت مديريت فعلي اينترنت و سازمانهاي متعدد درگير در آن شد بايد دو واقعيت بارز را كاملاً عيان كرده باشد:
1- يك مديريت متمركز و واحد بر اينترنت وجود ندارد و بسياري تصميم‎گير‎يهاي پراكنده توسط سازمانهاي مختلف بر روند اينترنت اثر مي‎گذارند. سازمانهاي اثرگذار عموماً متكي به پشتوانه علمي، خبرگي و سابقة فعاليت افراد خود هستند نه متكي به قدرت سياسي، راه براي فعاليت در اكثر اين سازمانها براي افرادي كه تخصص حرفه‎اي و تعهد كاري داشته باشند باز است.
2- كشورهاي بزرگ صنعتي، به خصوص آمريكا، طي سي سال گذشته سرمايه‎گذاري هنگفتي هم از نظر مالي و هم از نظر نيروي انساني در اينترنت كرده‎اند و اقتصاد، صنعت، و وضعيت علمي آنها اكنون شديداً به اينترنت و نظام غيرمتمركز آن وابسته است. اين كشورها به هيچ وجه اجازه نخواهند داد يك دگرگوني ريشه‎اي در نحوة سازماندهي و مديريت اينترنت رخ دهد.
اگر اين دو مشاهده را بپذيريم، واهي بودن شعارهاي تبليغاتي «تغيير حاكميت اينترنت» كاملاً روشن مي‎شود. متأسفانه بعضي سازمانهاي بين‎الدولي، بالاخص ITU، كه اهداف خاص خود را دنبال مي‎كنند، دراطلاع‎رساني ناقص و يك طرفه كه بعضي دولتمردان كمتر آگاه كشورهاي توسعه نيافته را تحت تأثير قرار داده است بي‎اثر نبوده‎اند. در واقع انتظاري كه مي‎توان از ار گروه راهبري اينترنت داشت در نهايت پاسخگويي به مسايل مطروحه در دستور كار WGIG است. اگر به فرض بعيد، همة اين مسايل به صورت رضايتبخشي براي همة اقشار در WGIG به حل مطلوب برسند، هنوز اثر آن بر «حاكميت» يا «راهبري» اينترنت بسيار اندك است. كشورهاي در حال رشد نبايد به برنامة WGIGو WSIS زياد دل ببندند، كليد توسعه اينترنت، فعاليت داخلي كشورهاست و تجربة سي ساله اينترنت مسير صحيح و منطقي را به ما آموخته است. متأسفانه گرايش به تمركز و كنترل دولتي مشخصة اصلي برخورد با اينترنت در بسياري از كشورهاي در حال رشد است و تا اين روند تغيير نكند، اين كشورها همچنان «در حال رشد» باقي خواهند ماند.
اين يك واقعيت است كه كشورهاي توسعه نيافته از اينترنت كمتر بهره گرفته‎اند و به طور كلي ميزان بهره‎وري كشورها از اينترنت تا حد زيادي متناسب با وضعيت عمومي اقتصاد، صنعت، و خبرگي علمي آنهاست. در اين شرايط راه بخردانه اين است كه هر جامعه منافع و انتظارات واقع‎بينانه خود را به طور دقيق شناسايي كند، «كار گروه راهبري اينترنت» به جاي پرداختن به مسايل كلي مديريتي، كوشش كند، راهكارهاي عملي براي حل بعضي مسايل مبتلا به، نه ارضاي اقتدارگرايي‎هاي گروههاي خاص، بي‎انديشد. كشورهاي در حال رشد را معمولاً به دو دسته تقسيم مي‎كنند، يك دسته از وضعيت توسعة بهتري برخوردارند (مانند ايران) و دستة ديگر كه وضعيت بسيار مأيوس‎كننده‎اي دارند. هيچيك از دو گروه نمي‎تواند نفعي جدي در درگير شدن در مسايل كلان مديريتي اينترنت داشته باشد و ورود به اين مسايل در واقع به مثابه آلت دست قدرتهاي بزرگ قرار گرفتن است. گروه كشورهاي بسيار ضعيف واقعاً نيازمند هرگونه كمك بين‎‎المللي است ولي معلوم نيست توسعه اينترنت تا چه حد از ضروريات مهم آنهاست. براي كشورهاي در حال رشد مي‎توان مجموعه‎اي از مسايل مطرح شده در بخش 2 را در اولويت قرار داد:
1- مبازره با spam كه در حال حاضر فشار هزينه‎اي هنگفتي بر اين كشورها وارد مي‎كند.
2- نهادينه ساختن تشكل‎هاي علمي- فني براي آگاهي مستمر از پيشرفتهاي فناوري شبكه به خصوص به منظور مبارزه با آفت و تأمين امنيت شبكه.
3- ايجاد مراكز اتصال منطقه‎اي به منظور تعديل نرخ اتصال شبكه و كوشش براي كسب يارانه از مجامع بين‎المللي و بين‎الدولي براي توسعه شبكه‎هاي فيبرنوري منطقه‎اي و كشوري.
4- همكاري در ايجاد CERTهاي منطقه‎اي.
5- كوشش براي ايجاد نظام حقوقي بين‎المللي ناظر بر موارد حل اختلاف در مورد دامنه‎هاي عمومي اينترنتي به نحوي كه دادگاههاي كشور محل اقامت قانوني مركز ثبت مادر مرجع نهايي نباشد. حتي در صورت حصول موافقت عمومي در مورد اين مسايل، عملي ساختن آنها منوط به تشكيل كارگروههاي فني با صلاحيت است. بنابراين نهايتاً توسعه نيروي انساني در داخل كشور هم در زمينه فني و هم در زمينه حقوقي و ساير زمينه‎هاي وابسته، پيشنياز توان بهر‎ه‎گيري از هرگونه توافق بين‎المللي خواهد بود.

درباره راهبري اينترنت (2)

همانطور كه در بالا اشاره شد مسايلي نيز در مورد دامنه‎هاي عمومي (gTLD) وجود دارد كه متأسفانه تاكنون از ديدة نمايندگان شركت‎كننده از كشورهاي در حال رشد در WSIS پنهان مانده است. يكي از اين مسايل به پنج دامنة اصلي عمومي info, org, net, com) و (bizمربوط مي‎شود كه مركز ثبت مادر چهارتاي آن‎ها شركت‎هاي امريكايي است (شركت دارنده امتياز info نيز كه رسماً در جمهوري ايرلند ثبت شده است بيشتر سرمايه‎اش امريكايي است). در سال‎هاي اخير دادگاههاي امريكا به طور فزاينده‎اي خود را صالح در بررسي دعاوي حقوقي مربوط به اين دامنه‎ها تشخيص داده‎اند و در مواردي رأي‎هاي ناقض رأي صادره توسط داوري‎هاي بين‎المللي مثلاً توسط سازمان مالكيت فكري جهاني (WIPO) صادر كرده‎اند كه رأي دادگاه امريكا توسط شركت امريكايي متبوع به اجرا گذاشته شده است. ازآ نجا كه ادعا مي‎شود اين دامنه‎ها كاملاً بين‎المللي هستند، مسايل حقوقي بين‎المللي جالب توجهي در اينجا مطرح مي‎شود كه نياز به بررسي دارد. لازم به توجه است كه تعداد زيادي از افراد حقوقي و حقيقي كشورهاي در حال رشد دامنه‎هايي تحت اين پسوندها ثبت كرده‎اند، از جمله كشور چين نزديك به يك ميليون، هند بيش از 000ر280 و ايران بيش از 000ر42 دامنه تحت ثبت اين پنج پسوند دارند كه در صورت بروز اختلاف، نهايتاً يك دادگاه امريكايي ممكن است رأي نهايي را در مورد آن‎ها صادر كند. به علاوه مسأله تحريم اقتصادي امريكا نيز پيچيدگي‎هاي جديدي براي بعضي كشورها منجمله ايران به اين مسأله افزوده است. نكتة ديگر در مورد دامنه‎هاي عمومي اينكه بعضي دامنه‎ها مانند gov، mil و edu با اينكه در ظاهر هويت ملي خاصي ندارند، در واقع هر سه در اختيار كشور امريكا قرار دارند (دوتاي اول به دولت و دستگاه نظامي امريكا اختصاص دارد و سومي به دانشگاههاي امريكا كه در مورد سوم حق ثبت دانشگاههاي غيرامريكايي كه از تاريخي به قبل از اين پسوند استفاده كرده‎اند محفوظ مانده است). البته پديده فوق، ميراث اين واقعيت است كه اينترنت در دوران اوليه خود در امريكا شكل گرفت و پسوندهاي gov و mil از ‎‎‎آغاز بدينصورت توزيع شدند ولي اكنون به نظر مي‎رسد با فعال شدن بيشتر پسوند كشوري .us، جا دارد كه سه پسوند ذكر شده با تعريف فعلي به عنوان پسوند مرتبة‌ دوم زير .us قرار گيرند و تبعيضي كه ميان امريكا و ساير كشورها وجود دارد رفع شود.
(2-1-3) كارگزارهاي ريشه
بالاخره موضوع سومي كه به عنوان يكي از منابع اينترنتي عمومي مورد بحث قرار گرفته است موضوع كارگزارهاي ريشه است. كارگزارهاي ريشه اطلاعات به روز در مورد كارگزارهاي دامنه‎هاي مرتبة اول اينترنتي (اعم از كشوري و عمومي) را در بردارند. سيزده كارگزار ريشه در جهان وجود دارد (كه با حروف بزرگ لاتين از A تا M نامگذاري شده‎اند). به دليل تاريخي ايجاد اينترنت در كشور امريكا و اينكه اين كه هنوز بيشترين حجم مراودات اينترنتي در كشور امريكاست، از اين سيزده كارگزار، ده كارگزار در خاك امريكا قرار دارند، و سه تاي ديگر در كشورهاي انگلستان، سوئد و ژاپن در مركزهاي تجمع اتصال‎هاي اينترنتي بزرگ ناحيه‎اي قرار گرفته‎اند. اين عدم تعادل مورد توجه اجلاس WSIS در ژنو قرار گرفت و در اعلاميه برنامة عملياتي اجلاس، اقدام براي ايجاد كارگزارهاي ريشه منطقه‎اي پيشنهاد گرديد. از قضا همزمان با اجلاس، يك روش فني به نام Anycast توسط عامل كارگزار ريشة F كه شركت غيرانتفاعي ISC(1) در كاليفرنياست در معرض استفاده قرار گرفت كه به كمك آن مي‎توان كارگزارهاي ريشه را در نقاط ديگر همانندسازي كرد. با استفاده از اين روش تاكنون كارگزارهاي ريشة بديل در بيش از بيست كشور راه‎اندازي شده است و به نظر مي‎رسد اين هدف WSIS را مي‎توان عملي شده تلقي كرد. ولي موضوع حساس ديگر در مورد كارگزارهاي ريشه اين است كه هرگونه تغيير در داده‎هاي ذخيره شده در كارگزارهاي ريشه بايد از يك كارگزار ريشة مادر كه كنترل آن در اختيار IANA است آغاز شود و طبق تفاهم‎نامة ميان ICANN و وزارت بازرگاني آمريكا، هيچگونه تغييري در اين كارگزار بدون كسب مجوز از وزارت بازرگاني امريكا صورت نمي‎گيرد. هر چند ظاهراً تاكنون موردي از تأخير به جهات سياسي گزارش نشده است ولي اصل موضوع مورد اعتراض تقريباً همة كشورهاست و جنبة سياسي پيدا كرده است. در بخش 4 كه از ICANN سخن مي‎گوييم خواهيم ديد كه حل اين معضل وابسته به تاريخ انقضاي تفاهم‎نامه است.
(2-2) جرايم اينترنتي و Spam
به طور كلي جرايم اينترنتي را مي‎توان به دو گروه تقسيم كرد. يك گروه، عملياتي است كه ذاتاً در قانون جرم شناخته شده‎اند ولي دسترسي به اينترنت موجب تسهيل ارتكاب جرم مي‎شود همانگونه كه دسترسي به تلفن، وسيلة نقليه و سلاح مي‎تواند عامل تسهيل ارتكاب جرم باشد. دسته‎اي ديگر جرايمي است كه نفساً وابسته به وجود اينترنت يا فناوري مشابه است و به آيين رفتار شبكه‎اي مربوط مي‎شود. بديهي است كه اين دو مبحث گستره‎اي آنچنان وسيع از مسايل حقوقي را در برمي‎گيرند كه هيچگونه اميد دسترسي به توافق يا هماهنگي قابل ملاحظه عمومي در مورد همة مسايل وجود ندارد و بايد طيف موضوع‎هاي مورد بحث را محدودتر ساخت. اين طيف محدودتر اصولاً نبايد شامل مسايلي شود كه به طور طبيعي در سيطرة قانونگذاري ملي و مملكتي قرار مي‎گيرد و همانطور كه در اصول اعلاميه WSIS آمده است احترام به تنوع فرهنگ‎ها و سنت‎ها ضروري است و موجب غناي بيشتر شبكة جهاني و اصلاح پذيري و انعطاف ديدگاهها مي‎شود. با توجه به بحث‎هايي كه در زمينه‎هاي حقوقي اينترنت حتي قبل از پيدايش WSIS در جريان بوده و نيز با توجه به بحث‎هايي كه در جلسات مقدماتي و جانبي WSIS صورت گرفته است تعدادي از موضوع‎ها شناسايي شده‎اند كه مورد توجه اكثر دست‎اندركاران اعم از دولت‎ها، بخش خصوصي و جامعه مدني مي‎باشند. در اين بخش تعدادي از موضوع‎ها را بعضاً به اجمال و بعضي ديگر مبسوط‎تر مرور مي‎كنيم.

(2-2-1) امنيت شبكه
امنيت شبكه شامل اركان مختلفي است از جمله ثبات فني و اعتماد‎پذيري شبكه كه بخشي از آن را توانايي مبارزه با شيوع ويروس‎ها و ساير عوامل مخرب رايانه‎اي تشكيل مي‎دهد، و نيز امنيت داده‎ها و حفاظت از حريم خصوصي مراودات و داده‎هاي ذخيره شده. آسيب‎پذيري كشورهاي كم‎تجربه‎تر در اينترنت يكي از واقعيات كاملاً ملموس در اين وادي است. در اين زمينه همكاري بين‎المللي و انتقال دانش و فناوري از كشورهاي پيشرفته به كشورهاي در حال رشد امري كاملاً عملي است. در اكثر كشورهاي پيشرفته و نيز در بعضي مناطق، سازمان‎هاي معروف به CERT(1) نقش مهمي در رساندن آگاهي نسبت به رويدادها و نقاط ضعف امنيتي شبكه‎ها و رايانه‎ها دارند. اولين CERT در دانشگاه كارنگي ملون امريكا با بودجه دولت مركزي ايجاد شد. از آنجا كه مديريت مؤثر CERT نياز به دانش به روز و فعالي دارد معمولاً CERT‎ها يك مولفة دانشگاهي يا تحقيقاتي دارند و از نظر بودجه از حمايت دولت‎ها يا صنايع برخوردارند. به نظر مي‎رسد همكاري در ايجاد و توسعة CERTهاي منطقه‎اي از مسايلي است كه توافق همه جانبه در آن ممكن باشد.

(2-2-2) حريم خصوصي و استفاده از رمز
اين يكي از دشوارترين مسايل مبتلابه در زمينة حقوقي است. از يك سو احترام به حريم خصوصي شديداً مورد تأكيد نمايندگان جامعه مدني در WGIG و بعضي كشورهاي داراي قوانين ملي محكم در اين زمينه است، از سويي ديگر بعضي دولت‎ها اعمال كنترل يا امكان اعمال كنترل بر مراودات اينترنتي را در امر جلوگيري از جرم‎هاي سنگين و تأمين امنيت اجتماعي و ملي كاملاً ضروري مي‎دانند. رويه‎هاي قانوني بسيار متنوعي كه دولت‎ها در قبال اجازه استفاده از رمز توسط كاربران عادي اينترنت اتخاذ كرده‎اند گوياي اين تفاوت سليقه است. موضوع حريم خصوصي در شئون ديگر اينترنت مانند فهرست‎هاي راهنما (directories) از جمله WHOIS (راهنماي دارندگان دامنه‎هاي اينترنتي) نيز متجلي مي‎شود و از مباحث پرمناقشه است. هر چند حصول نوعي هماهنگي در اين زمينه خيلي بعيد به نظر مي‎رسد، ولي طرح مسايل و مشكلات مي‎تواند نهايتاً در نزديك‎سازي نقطه‎نظرها در طويل مدت مؤثر واقع شود.

(2-2-3) جرايم و مشكلات حقوقي مربوط به تجارت الكترونيك
اين مبحث بزرگ و پيچيده‎اي است كه بخش عمدة آن خارج از مقولة جرايم اينترنتي است ولي بخشي از مسايل مانند كلاهبرداري در فروش on-line، مخفي كردن فروش براي احتراز از پرداخت ماليات، قوانين مالياتي ناهماهنگ در كشورهايي كه دو طرف يكي معامله الكترونيك قرار مي‎گيرند، سوء استفاده از كارت‎هاي اعتباري (كه جزيي از آن به موضوع امنيت شبكه ربط دارد)، استفاده نامشروع از مشخصات مشتري براي ارسال تبليغات (spam) و پاره‎اي مسايل ديگر در زمينه جرايم اينترنتي مورد بحث قرار گرفته است. حصول توافق در برخي مسايلي كه صرفاً جنبة سوءاستفاده و جرم دارند محتمل به نظر مي‎رسد.
(2-2-4) هرزه‎نگاري
در اين زمينه طيف گسترده‎اي از ديدگاهها ميان كشورها و فرهنگ‎هاي مختلف وجود دارد و قطعاً نمي‎توان انتظار داشت در حيطة اينترنت دسترسي به توافق ساده‎تر از حصول هماهنگي در زمينه قانونگذاري عادي باشد چه در اينجا مسايل حريم خصوصي پيچيدگي‎هاي جديدي را پديد مي‎آورد. ولي به نظر مي‎رسد دست كم در يك زمينه نوعي تقارب نظر وجود دارد و آن موضوع هرزه‎نگاري كودكان است. در اكثر كشورهايي كه اكنون اينترنت حضور اجتماعي مؤثر دارد نوعي منع هرزه‎نگاري كودكان جنبة‌قانوني پيدا كرده است. ديدگاههاي نمايندگان قشرها و كشورهاي مختلف در اين زمينه بسيار نزديك به نظر مي‎رسد ولي مشكل اصلي اجرائي ساختن اين نظرات بدون صرف هزينة فلج‎كننده است. اين مقوله، مانند مبحث امنيت شبكه يك مبارزه پيگيرانه و همكاري جدي بين‎المللي مي‎طلبد.
(2-2-5) Spam
استفاده‎كنندگان از پست الكترونيك در سراسر جهان به طور فزاينده‎اي با پديده spam مواجه هستند كه دريافت ناخواستة آگهي‎هاي تجاري، نامه‎هاي گمراه‎كننده و پيامهاي آلوده به ويروس‎هايي است كه منبع سرقت از داده‎هاي رايانه و انجام كلاهبرداري هستند. بسياري از اين پيامها از روش spoof استفاده مي‎كنند كه نشاني الكترونيك مجعولي را جايگزين نشاني واقعي فرستنده مي‎كند. طبق تخمين‎هاي موجود، امروزه حدود 65 درصد نامه‎هاي الكترونيك spam است در حاليكه در سال 2000 اين رقم حدود 10 درصد بود. منبع بيش از پنجاه درصد spam كشور آمريكا بيش از 90 درصد كشورهاي OECD هستند. اين در حالي است كه بيشترين ضرر اقتصادي ناشي از spam متوجه كشورهاي در حال رشد است زيرا كه از يك سو spam كه به طور يكنواخت توزيع مي‎شود، نسبت بالاتري از ورودي‎هاي اينترنتي اين كشورها را كه عرض باند محدود دارند تشكيل مي‎دهد، و از سويي ديگر، همانطور كه در آخر بخش اول مقاله اشاره شد، هزينة استفاده از ظرفيت اينترنتي در كشورهاي در حال رشد بالاتر از هزينه متناظر در كشورهاي پيشرفتة صنعتي است. راههاي مبارزه با spam عبارتند از:
1- مقررات و قوانين كشوري براي شناسايي و تعقيب قانوني متخلفان. با اينكه بسياري كشورها در اين رابطه قوانين و مقرراتي وضع كرده‎اند، موفقيت در اين زمينه بسيار محدود بوده است. از يك طرف روش‎هاي فني شناسايي پرهزينه‎اند و متخلفان بالقوه همواره توانسته‎اند با صرف هزينة كمتر سطح پيچيدگي روش‎هاي خود را ارتقاء دهند. از طرفي ديگر روش‎هاي شناسايي گاهي با قوانين حفظ حريم خصوصي و احتراز از شنود غيرقانوني دچار تناقض مي‎شوند و اين خطر وجود دارد كه بعضي دولتها و مراجع به بهانه مبارزه با spam به حريمهاي ديگر وارد شوند.
2- چند سالي است كه IETF(1) كه بالاترين مرجع فني و استاندارد سازي اينترنت است با مسأله spam درگير شده و پيشرفتهاي خوبي در زمينه مبارزه با spoofing، يعني جعل نشاني، حاصل شده است كه اميدبخش است. هر چند اين نوع spam درصد كوچكي از spam را تشكيل مي‎دهد وليكن بيشتر كلاهبرداري‎ها و spam آلوده به جرمهاي سنگين‎تر از اين طريق صورت مي‎گيرد.
3- در حال حاضر مؤثرترين راه عملي برخورد با spam شناسايي «توده پيامها» (bulk mail) توسط كارگزارهاي دريافت‎كننده پست الكترونيك است. اين روش است كه Yahoo و Microsoft به كار مي‎برند و سازمانهاي مختلف در سطح محلي اعمال مي‎كنند. اين عمل دريافت‎كننده را تا حد زيادي از اتلاف وقت مصون مي‎كند ولي اثري بر اتلاف عرض باند ندارد.
كار گروه راهبري اينترنت چه گامي در زمينه مبارزه با spam مي‎تواند بردارد؟ تجربه مشاركت بين‎المللي در اين زمينه تاكنون چندان درخشان نبوده است. مثلاً جامعة‌ اقتصادي اروپا، با آن كه از كشورهاي داراي فرهنگهاي به نسبت مشابه تشكيل شده است و عليرغم كوشش زيادي كه در راه هماهنگ‎سازي قوانين مقررات ميان اين كشورها صورت گرفته است، موفق نشده است كه رهنمودي را كه بيش از يك سال پيش به كشورهاي عضو صادر كرد اجرا ئي سازد. در حال حاضر مي‎توان پيشنهاد‎هاي زير را در كار گروه مطرح كرد:
1- انتقال اطلاعات در مورد پالايش و مبارزه با آلودگي توده پيام‎ها.
2- نهادينه‎سازي‎ تبادل اطلاعات در مورد تجربه مبارزه با spam از طرق قانوني و فني.
3- توسعة مراكز تبادل اينترنتي (1) ميان كشورهاي در حال رشد يك منطقه و نصب ابزار پالايش در اين مراكز به منظور جلوگيري از هدر رفتن عرض باند كشورهاي متصل. البته موفقيت اين روش وابسته به توافق‎هاي چند جانبه و هماهنگي ميان كشورهاي ذيربط است.

(2-3) حقوق مالكيت فكري
يكي از نتايج توسعه تجارت الكترونيك ظهور منازعات مالكيت فكري در بستر اينترنت بوده است. برجسته‎ترين مورد بحث در اين زمينه موضوع امتياز دامنه‎هاي اينترنتي است. حق استفاده از يك دامنه اينترنتي مالكيت محسوب نمي‎شود. بلكه امتيازي است كه (معمولاً به مدت محدود) در ازاي پرداخت حق اشتراك به استفاده‎كننده تعلق مي‎گيرد. اينكه در چه شرايطي اين امتياز ناقض حقوق مالكيت ثبتي يا مالكيت فكري ديگراني است كه نسبت به اين نام دامنه ادعا دارند و اينكه قوانين ثبتي و مالكيت فكري كشورها و معاهدات بين‎المللي ثبتي تا چه حد اين مسايل را پوشش مي‎دهند از حدود سال 1995 مورد توجه قرار گرفت. با توجه به نظرات گوناگوني كه در مورد تعيين دادگاه صالحه كشوري در اين امر بين‎المللي و پوشش قوانين مدني عادي نسبت به اين موضوع وجود داشت، و اينكه به هر صورت ارجاع و به نتيجه رساندن قطعي اينگونه دعاوي در محاكم كشوري كه سابقة بررسي چنين مواردي را نداشتند مسلماً وقتگير و پرهزينه مي‎نمود، در اواخر سال 1998، همزمان با تأسيس ICANN، يك نظام داوري تخصصي در مورد دامنه‎هاي اينترنتي معروف به UDRP(2) با همكاري WIPO ايجاد و در مورد دامنه‎هاي عمومي com، net و org به كار گرفته شد. تدريجاً بسياري از مراجع ثبت دامنه‎هاي كشوري نيز صورت‎هاي گوناگون از روش داوري را اتخاذ كردند. يك نكته مهم اتخاذ داوري، سهل نمودن ثبت دامنه و فارغ ساختن مراكز ثبت دامنه از پرداختن به مسايل حقوقي بود. در كار گروه راهبري اينترنت دو موضوع زير ممكن است مورد بحث قرار گيرند:
1- بعضي نمايندگان جامعه مدني معتقدند كه UDRP و اكثر سياستنامه‎ها و مقررات اجرايي داوري حل اختلاف كه توسط ccTLD‎ها نيز اتخاذ شده است شديداً جانبدار دارندگان حقوق ثبتي است. آن‎ها معتقدند WIPO اساساً مدافع حقوق ثبتي است و از آغاز نمي‎بايست چنين نقش برجسته‎اي به عنوان يك سياستگزار در مسايل حل اختلاف ايفا كرده باشد. از آنجا كه اين نظر سال‎هاست عنوان مي‎شود و طرفداران آن تاكنون موفق نشده‎اند جايگزين كار ساز و مورد توافقي براي سياست‎هاي حل اختلاف جاري ارائه كنند، بعيد به نظر مي‎رسد كه اين گروه از نمايندگان جامعه مدني در برابر نمايندگان دولت‎ها و بخش خصوصي كه هر دو رضايت نسبي از مقررات حل اختلاف جاري دارند كار به جايي برند.
2- سياست نامه‎هاي حل اختلاف دامنه اينترنتي ناقض قوانين كشوري نيستند، در واقع طرفين مي‎توانند مورد را قبل، بعد يا در حين داوري به محاكم صالحه كشوري ارجاع دهند و رأي محاكم كشوري نافذتر است. اين كه محاكم كدام كشور محكمه صالحه جهت اينگونه موارد هستند در بدو ثبت يك دامنه تعيين مي‎شود (معمولاً كشوري كه محل اقامت رسمي مركز ثبت دامنه است، اين نقش را دارد). مشكلي كه اخيراً در رابطه با دامنه‎هاي عمومي بروز كرده است قبلاً در 2-1-2 مورد اشاره قرار گرفت. هر يك از دامنه‎هاي عمومي (com، net، org، info، biz) داراي مراكز ثبت رسمي در بسياري از كشورهاست هر چند كه در مورد چهارتاي آنها محل قانوني شركت مادر در ايالات متحده آمريكاست. از اينرو حتي در بعضي موارد كه طبق قرارداد ثبت دامنه، دادگاه صالحه در خارج از آمريكا بوده است، دادگاه آمريكايي كه شركت مادر و كارگزار ريشة مربوط را تابع خود مي‎داند، رأي به نقض حكم دادگاه صالحه كشور ديگر داده است. اين قطعاً از موضوع‎هايي است كه لازم است در دستور كار WGIG قرار گيرد.
(2-4) تعدد زبان‎ها و دامنه‎هاي بين‎المللي
از بدو تأسيس اينترنت در آمريكا، زبان رايج در اينترنت زبان انگليسي بوده است هر چند كه زبان‎هاي ديگري كه از الفباي لاتين استفاده مي‎كنند به سرعت به جرگة زبان‎هاي اينترنتي پيوستند و مرورگرهاي جديد استفاده از الفباهاي رايج ديگر جهان را نيز كاملاً عملي كرده‎اند. با اين وجود چون كارگزارهاي نام دامنه از كد كامپيوتري ASCII استفاده مي‎كنند، به كارگيري نام دامنه با حروف غيرلاتين و حتي به كارگيري علائمي كه در زبان‎هاي لاتين غيرانگليسي به كار مي‎رود متضمن حل مشكلات عديده‎اي است. روش كلي حل مسأله كه اكنون در حال تكوين و اجراست و به پروژه IDN(1) معروف است مبتني بر استفاده از UNICODE است كه روش جهاني پذيرفته شده بازنويسي همة الفباهاي جهان به كد ASCII است. خلاصه فرايند اين است كه نام دامنة تايپ شده به الفباي غيرلاتين به UNICODE تبديل شده و ذخيره مي‎شود و هنگام بازيابي مجدداً به الفباي مورد نظر ترجمه مي‎شود.
اين خلاصه به هيچ‎وجه گوياي ريزه‎كاري‎ها و مشكلات فني متعددي كه در اين مسير وجود دارد نيست. در مواردي كه تناظر يك به يك ميان يك الفبا و يك زبان وجود دارد (مثلاً الفباي يوناني كه فقط زبان يوناني از آن استفاده مي‎كند) كار اين تبديل به نسبت ساده است. در مواردي كه چند زبان متفاوت از يك الفبا يا صورت‎هاي متفاوت يك الفبا استفاده مي‎كند مانند زبان‎هاي عربي، فارسي، اردو، كردي، پشتو، …..، مسايل بسيار دشواري ظاهر مي‎شود. مثلاً حروف «ك» و «ي» صورت‎هاي متفاوتي درفارسي و عربي دارند كه در UNICODE نيز متمايزند. كاربران زبان فارسي در مناطق مختلف دنيا كه از صفحه كليدهاي متفاوت استفاده مي‎كنند لازم است بتوانند عليرغم اين تمايزها با هم ارتباط برقرار كنند. از سويي ديگر اين تفاوت‎هاي جزيي مي‎تواند موجب سردرگمي و حتي سوء‎استفاده شود. به هر صورت با پيشگامي كشورهاي آسياي شرقي و به دنبال آن‎ها بعضي كشورهاي اروپايي غيرانگليسي زبان، IDN اكنون به صورت عملي ولي رسماً هنوز «تجربي» در حال استفاده و مطالعه براي رفع مشكلات است. IDN فارسي نيز به زودي وارد عرصه خواهد شد.
اهميت بين‎المللي و سياسي IDN با توجه به تعدد زبان‎ها و لزوم استفاده همگاني‎تر از اينترنت امري بديهي است و از اينرو موضوع در دستور كار كار گروه راهبري اينترنت قرار گرفته است. كار گروه مي‎تواند اقدام‎هاي زير را براي رواج استفاده از IDN به WSIS پيشنهاد كند:
1- همكاري نزديكتر ميان ستاد مهندسي اينترنت و سازمان ملل متحد. از آنجا كه ستاد مهندسي اينترنت استانداردسازي نهايي بخصوص در مورد زبان‎هاي مختلفي را كه از يك الفبا استفاده مي‎كنند به عهده دارد، لازم است شرايطي براي حضور مؤثرتر كاربران زبان‎هاي غيرانگليسي در جلسات و بحث‎هاي كميته‎هاي ذيربط آن فراهم شود. WSIS و سازمان ملل مي‎تواند تسهيلاتي در اين زمينه ايجاد كنند.
2- WSIS و سازمان ملل مي‎توانند بستر مناسبي را براي انتقال روش‎ها و پيشرفته‎هاي حاصل در IDN به كاربران زبان‎هايي كه هنوز در اين راه گام برنداشته‎اند يا در مراحل اوليه آن هستند فراهم كنند. يكي از خطرات جهاني شدن، تسريع منقرض شدن زبان‎هاي مردماني است كه در حاشية اقتصاد جهان قرار دارند. زبان‎هايي كه نتوانند جايي براي حضور خود در صحنه اينترنت فراهم كنند بيش از پيش در خطر فراموش شدن قرار گرفته‎اند. WGIG مي‎تواند پيشنهاداتي عملي براي اطلاع‎رساني و كمك فني توسط ارگانهاي سازمان ملل به متكلمان زبان‎هايي كه از عرصة اينترنت به دور مانده‎اند ارائه كند.
در هر حال بايد توجه داشت كه IDN جزء كوچكي از كل مسأله زبان در اينترنت است. توجه بيش از حد به مسأله نام‎هاي دامنه، كه احتمالاً ريشه در بعضي رقابت‎هاي اقتدار دارد، مي‎تواند موجب منحرف شدن از مسأله اصلي شود.

بخش 3. بازيگران اينترنت
هر چند اولين كوشش‎هاي بزرگ مقياس براي پيوند دادن شبكه‎ها در دهه 1960 در وزارت دفاع آمريكا صورت گرفت، ولي در سال 1973 بود كه ايدة اتصال شبكه‎هاي نامتجانس به وسيله يك پروتكل مشترك در لاية سوم ارتباطي، و به طريق ارسال بسته‎اي(1) در كنفرانسي در انگلستان توسط دو محقق امريكايي، وينتن سرف(2) و رابرت كان(3) مطرح گرديد. در سال بعد، يعني درست سي سال پيش، مقالة حاوي اين پروتكل دريك نشرية علمي ظاهر شد. طي اين سي سال، جامعه علمي و متخصصاني كه تحقيقاتشان علني و متكي بر منابع باز و غيرانحصاري است همواره پيشگام تحول و پيشرفت در فناوري اينترنت بوده‎اند. اين روحية حاكم بر اينترنت تضمن‎كنندة تصميم‎گير‎ي‎هاي بخردانه، مستحكم و پايدار بوده است. تعداد سازمان‎ها و جوامعي كه به نحوي بر اينترنت اثر گذارند (سواي دولت‎ها و مراكز ويژة كشوري) شايد نزديك به صد باشد، كه بعضي صرفاً به امور اينترنت اشتغال دارند، مانند ستاد مهندسي اينترنت (IETF)، و بعضي ديگر سازمان‎هاي جداگانه‎اي هستند كه در بعضي امور با اينترنت ارتباط پيدا مي‎كنند، مانند سازمان جهاني مالكيت فكري (WIPO). اكثر سازمان‎هاي نوع اول قايل به مرزهاي جغرافيايي و سياسي نيستند، بسياري عضوگيري رسمي ندارند و روش تعامل ميان افراد فعال در آن‎ها استفاده از پست الكترونيك گروهي است. به اين ترتيب در بسياري از اين گروه‎ها امكان مشاركت در پيشبرد بحث‎ها و پروژه‎ها و اثرگذاري بدون حضور فيزيكي فراهم است. در سازمان‎هايي كه اساساً مستقل از اينترنت هستند، شرايط عضويت و فعاليت را ضوابط سازمان تعيين مي‎كند. در مجامع بين‎الدولي، معمولاً فقط نمايندگان دولت‎هاي عضو حضور دارند.به طور كلي مي‎توان چهار نوع تشكل دست‎اندركار اينترنت يا اثرگذار بر آن تشخيص داد: تشكل‎هاي غيررسمي غيردولتي، تشكل‎هاي رسمي – غيردولتي، تشكل‎هاي بين‎الدولي عمومي، و تشكل‎هاي بين‎الدولي با عضويت محدود. در زير به نقش اين چهار گروه مي‎پردازيم و در هر گروه مهمترين تجمع‎ها را معرفي مي‎كنيم.
ادامه

درباره راهبري اينترنت

دکتر سیروس شهشهانی - در اجلاس ژنو سران جامعة اطلاعاتي(2) (WSIS) در سال 2003، برخي بحث‎هاي جنجال‎برانگيز، سازمان نيافته و بي‎نتيجه پيرامون مديريت اينترنت نهايتاً منجر به طرح تشكيل كارگروه راهبري اينترن (WGIG) گرديد. قرار شد اين كار گروه زير نظر دبيركل سازمان ملل متحد تشكيل شود، مسائل مورد بحث را تنظيم و تببين كند و راهكارهاي ممكن جهت حل آنها را بررسي كند. به طور خاص اين كارگروه بايد گزارشي را شامل نتايج مطالعه و پيشنهادهاي عملي تا اجلاس بعدي سال 2005 تونس در زمينه‎هاي زير ارائه دهد:(4)
(i) تهيه يك تعريف عملياتي براي راهبري اينترنت.
(ii) شناسايي مسايل نيازمند به سياستگزاري عمومي كه بايد در راهبري اينترنت مورد توجه قرارگيرد.
(iii) دستيابي به تفاهم در مورد نقش و وظايف دولت‎ها، سازمان‎هاي بين‎الدولي و بين‎المللي موجود و ساير مراجع، و نيز بخش خصوصي و جامعه مدني، هم در كشورهاي پيشرفته و هم در كشورهاي درحال رشد.
اين كارگروه پس از بحث و گفتگوي گسترده در تاريخ 11 نوامبر 2004 (21 آبان 1383) با چهل عضو رسماً تشكيل شد.
قبل از ورورد به بحث اصلي مقاله، لازم است در مورد استفاده از كلمة «راهبري» در مقابل واژة انگليسي governance توضيح دهيم. بعضي كلمة انگليسي فوق را به «حاكميت» ترجمه كرده‎اند كه بازتاب درستي از مراد تهيه‎كنندگان متون WSIS ندارد زيرا كه در اين مقطع زماني كوشش شده است با توجه به تكّثر آراء، از واژگاني كه تعبير قاطع و يكطرفه داشته باشد احتراز گردد. كلمة governance به عمل يا فرآيند govern كردن اشاره دارد، ولي «حاكميت»، اقتدار كامل را تداعي مي‎كند كه با وظيفه دوم ذكر شده در بالا، يعني تعيين قلمرو اين governance ، منافات دارد. در واقع طبق اصل 48 اعلاميه WSIS، «مديريت بين‎المللي اينترنت بايد جميع‎الجوانب، شفاف و دموكراتيك بوده، و در آن دولت‎ها، بخش خصوصي، جامعة مدني و سازمان‎هاي بين‎المللي مشاركت كامل داشته باشند.» (5) از آنجا كه كلمة «مديريت» معمولاً ترجمة management تلقي مي‎شود، ما از اصطلاح «راهبري» استفاده كرده‎ايم.(6) اين كلمه چون كمتر به كار مي‎رود از انعطاف معنايي بيشتري برخوردار است. همچنان كه در بخش اول مقاله خواهيم ديد، مديريت سبك وزن متداول اينترنت از يك سو و «حاكميت بر اينترنت» از سوي ديگر دو انتهاي طيف نظرهاي جاري در مورد ميزان ادارة مناسب اينترنت هستند و از اينرو به كارگرفتن يك لغت خنثي در اين مورد مطلوب به نظر مي‎رسيد.
در اين مقاله سعي كرده‎ايم مسايل دستور كار WGIG و بازيگران عمده‎اي كه در حال حاضر در اين امور اثرگذار هستند معرفي كنيم و نهايتاً در مورد وجوه شركت كشور خود و ساير كشورهاي در حال رشد در كار گروه و ادامه آن در WSIS نتيجه‎گيري كنيم. سازماندهي مقاله بدينصورت است: در بخش اول به تعاريف اوليه مي‎پردازيم، در بخش دوم موضوع‎ها و نظرات گوناگوني را كه در مورد حيطة راهبري اينترنت وجود دارد بررسي مي‎كنيم، و در بخش سوم تصويري خلاصه از طرف‎هاي ذيربط و ذينفع در اينترنت در زمان حاضر ارائه مي‎كنيم. در بخش ‎ 4 به بررسي مؤسسه ICANN(1) (شركت اينترنتي نام‎ها و شماره‎هاي تخصيصي) كه در حال حاضر بيشترين نقش در هماهنگي منابع اينترنتي را دارد و موضوع بسياري از بحث‎هاي جنجالي است مي‎پردازيم. بالاخره در بخش پنجم، كه بخش نهايي مقاله است اثرات احتمالي مواضع كارگروه در مورد مسايل مورد بحث بر كشورهاي در حال رشد و موضع‎گيري‎هاي اين كشورها را بررسي خواهيم كرد.

بخش 1. تعاريف اوليه
در آغاز لازم است در مورد معناي واژه‎هاي «اينترنت» و «راهبري اينترنت» توافق اوليه حاصل شود يا دست كم نكات افتراق به روشني مشخص گردد. در مدل استاندارد ارتباطات الكترونيك، هفت لاية ارتباطي در نظر گرفته شده است كه دو لايه اول آن لايه‎هاي فيزيكي و زيربنايي هستند، دو لاية بعدي به شيوة ارسال داده‎ها و كنترل آن‎ها اختصاص دارند و سه لاية آخر لايه‎هاي ملموس و كاربردي براي كاربران عمومي هستند. مشخصه فني متمايزكننده اينترنت از ساير شيوه‎هاي ارتباطي، در لايه‎هاي مياني (سوم و چهارم) متجلي مي‎شود. مجموعه قراردادهاي ارتباطي موسوم به TCP/IP كه از نظر فني تعريف‎كنندة اينترنت شناخته مي‎شود، دقيقاً مربوط به اين دو لايه است. به بيان ديگر، لايه‎هاي زيربنايي مشابه ممكن است براي قرارداد ارتباطي غير از اينترنت مورد استفاده قرارگيرد، و نيز كاربردهاي مشابه آنچه امروز از اينترنت سراغ داريم، ممكن است بر پاية قراردادهاي ارتباطي غيراينترنت بنا گردد. قرارداد خاص TCP/IP به سبب انعطاف‎پذيري، استفاده از استانداردهاي باز و غيرانحصاري، و ساير مزيت‎هاي فني تسهيلات شگفت‎آوري در امر انتقال داده‎ها ايجاد كرده كه موجب همه‎گير شدن استفاده از اينترنت و گسترش و نو‎آوري‎هاي متنوع در حوزه‎هاي كاربرد آن گرديده است.
تمايل جهاني به استفاده از اين كاربردها به نوبة خود گسترش عظيمي را در زيربناي فيزيكي ارتباط اينترنتي ايجاب كرده است. فراگير شدن كاربردهاي اينترنت موجب شده است كه گاهي در اذهان عمومي «اينترنت» با كل «فناوري اطلاعات و ارتباطات» (ICT) مترادف فرض شود. شايان تأكيد است كه رسالت WSIS بسيار فراتر از اينترنت تعريف شده است. همة مسايل جامعه اطلاعاتي يا فناوري اطلاعات و ارتباطات موضوع اينترنت نيست. اين مطلب در قطعنامه‎هاي WSIS صراحت دارد و توجه كارگروه راهبري اينترنت (WGIG) فقط معطوف به اينترنت است.
با اين مقدمه، تعريف زير از اينترنت را كه پروژه راهبري اينترنت،(1)متشكل از گروهي از اساتيد رشته‎هاي متنوع چند دانشگاه امريكا و سوئيس، پيشنهاد كرده است، مبناي بحث قرار مي‎دهيم:
اينترنت اينترنت يك سامانه ارتباطات جهاني است كه از اتصال شبكه‎هاي عمومي و خصوصي كه از قراردادهاي اينترنتي، يعني IP، TCP، و قراردادهاي مركزي (هسته‎اي) وابسته به آن‎ها مانند DNS و قراردادهاي مسيريابي بسته‎اي استفاده مي‎كنند، پديد آمده است.

به احتمال زياد اين تعريف يا تعريفي نزديك به آن توسط WGIG اتخاذ خواهد شد. لازم به ذكر است كه اخيراً آقاي ژائو(2) رئيس ITU مقاله‎اي حاوي نظرات خود منتشر كرده است (3) كه در آن «اينترنت» كليه خدمات، كاربردها و مسايل جانبي را نيزكه با سياست‎هاي ملي ارتباط پيدا مي‎كند دربر مي‎گيرد. بعيد است بتوان از اين پيشنهاد كه فراتر از تعريف متداول اينترنت است به يك تعريف منسجم عملياتي رسيد. مسايل جانبي مرتبط با اينترنت كه ژائو مطرح كرده است بايد در حد مربوط در بررسي «راهبري اينترنت» مورد بررسي قرار گيرد.
در مورد «راهبري اينترنت» پروژه راهبري اينترنت تعريف زير را ارائه مي‎كند:

راهبري اينترنت عمل جمعي دولت‎ها و/يا عاملان بخش خصوصي شبكه‎هاي متصل به اينترنت است كه به منظور ايجاد توافق در مورد استانداردها، سياست‎ها، مقررات و ضمانت‎هاي اجرايي و روش‎هاي حل اختلاف حاكم بر فعاليت‎هاي بين شبكه‎اي جهاني صورت مي‎گيرد.

همينجا لازم است اشاره شود كه تعريفي كه از راهبري اينترنت اتخاذ مي‎شود خود گوياي ديدگاه اتخاذ شده نسبت به پديده اينترنت و خط مشي عملي WGIG در برخورد موضوع راهبري اينترنت است. تعريفي كه در بالا ارائه شد نوعي ميانگين تعاريف پيشنهادي است. لازم است به ديدگاههاي افراطي‎تر در اين زمينه اشاره شود. از يك سو بسياري از دست‎اندركاران اوليه اينترنت و افراد و سازمان‎هايي كه در رشد و تكوين اينترنت سهم اساسي داشته‎اند اصولاً از آغاز با مطرح كردن راهبري (governance) در اينترنت با ديدة بدبيني و احساس خطر از تهاجم نگريسته‎اند. از اين ديدگاه، مشخصه اصلي اينترنت و دليل رشد و مقبوليت عمومي آن، عدم تمركز، حركت خود جوش از پايين به بالا مبتني بر ملاحظات و اولويت‎هاي فني، و حساسيت به نيازهاي ملموس و ابتكارهاي بخش خصوصي، همه بدون هدايت مركزي بوده است. از اين منظر مطرح كردن موضوع «راهبري» حركتي خلاف جهت تكامل طبيعي اينترنت و كوششي براي در بند كشيدن اينترنت توسط عوامل و دولت‎هايي است كه از حركت‎هاي خودجوش مردمي واهمه دارند. از سويي ديگر، طرفداران «حاكميت بر اينترنت» كه عموماً بعضي دولت‎ها يا نمايندگان دولت‎هاي كشورهاي جهان سوم هستند، نگراني‎هاي متعددي را مطرح مي‎كنند كه مي‎توان معقول‎ترين آن‎ها را زير عنوان نگراني از«جهاني شدن افسار گسيخته» خلاصه كرد، جهاني شدني كه به زعم آن‎ها به سبب تفوق فني و اقتصادي كشورهاي پيشرفته، خود به خود موجب نفوذ فرهنگي يكسويه و عميقتر شدن شكاف اقتصادي ميان شمال و جنوب مي‎شود. افراطي‎ترين ايده در اين راستا سپردن كامل همة‌ شئون اينترنت به سازمان‎هاي بين‎الدولي مانند سازمان ملل متحد است.
آنچه مسلم است اين است كه هيچيك از دو ديدگاه افراطي امروز منجر به راه عملي نمي‎شود. از يك طرف اينترنت آن قدر در همة شئون اجتماعي و اقتصادي رخنه كرده است كه دولت‎ها و مراجع عمومي نمي‎توانند آن را ناديده گرفته و مانند روزهاي اوليه اينترنت، آن را كاملاً به حال خود رها كنند. از سويي ديگر عكس‎العمل‎هاي اقتدارگرايانه بعضي دولت‎هاي جهان سوم در جهت كنترل، محدودسازي و سركوب حركت‎هاي خودجوش هر چند كه در جامة‌ مشروعيت و قانون ظاهر ‎شود، مانند مقاومت‎هاي ديگر در مقابل پيشرفت فناوري، نهايتاً محكوم به شكست است و فقط دسترسي به ثمرات مثبت اقتصادي و اجتماعي بالقوه را به تعويق مي‎اندازد. تعريف معتدلي كه در بالا ارائه شد داراي اين حسن است كه قلمرو مسايل قابل طرح در زمينه راهبري اينترنت را طوري محدود مي‎سازد كه امكان حصول توافق و پيشرفت عملي ميسر مي‎شود. ذكر يك مثال مشخص در اين زمينه براي روشن شدن موضوع لازم است. در سامانه مخابراتي تلفني سنتي، تعرفه‎ها و سهم مخابرات هر كشور طبق معاهدات بين‎المللي تنظيم و توزيع مي‎شود و زيرساخت سخت‎افزاري معمولاً در مالكيت دولت‎ها يا در انحصارهاي مشخصي قرار دارد. در مقابل، زيرساخت اصلي و شاهراه‎هاي اينترنت، كه اكنون زيرساخت مخابراتي را تحت‎الشعاع قرار داده‎ است، براساس مرزهاي جغرافيايي سنتي تعريف نشده و عمدتاً در اختيار بخش خصوصي و شركت‎هاي چند مليتي است. نتيجة مثبت اين امر امكان توسعه سريع، حساسيت به نياز بازار، و ارزان شدن ميانگين نرخ ارتباط به سبب رقابت است. از سوي ديگر اين ارزان شدن ميانگين نرخ ارتباط توزيع يكسان ندارد و عملاً كشورهاي جهان سوم به طور نسبي هزينه بسيار بالاتري را به دوش مي‎كشند. اين به دو جهت است. يكي اينكه سهامداران و دولت‎هايي كه از كسب ماليات از شركت‎هاي بزرگ منتفع مي‎شوند همه در كشورهاي پيشرفته صنعتي قرار دارند، و ديگر اينكه چون قراردادهاي ارائه اتصال به شبكه، معاهدات دو جانبه هستند، معمولاً يك واحد ضعيف جهان سوم در مقابل يك شركت نيرومند چند مليتي هيچگونه قدرت مانور ندارد و ناچار به پذيرفتن تعرفه‎هاي تحميلي است. يك جنبة اين مسأله مي‎تواند در دستور كار WGIG قرار گيرد و آن كوشش براي دستيابي به راهكاري براي تعديل تعرفه‎ها و شيوه انعقاد قراردادهاي بين‎المللي ميان ارائه‎كنندگان خدمات اينترنتي در سطوح مختلف است كه ممكن است از طريق ايجاد مراكز اتصال شبكه‎اي ناحيه‎اي يا با يارانه‎هاي بين‎المللي صورت گيرد. از طرفي ديگر «راهبري اينترنت» و وظيفة كارگروه نمي‎تواند شامل از ميان برداشتن نابرابري‎هاي اقتصادي و صنعتي در جهان باشد كه يكي از تبعات آن اين عدم توازن است، و نيز هرگونه كوشش كار گروه در جهت بازگرداندن نظام‎اتصال اينترنتي به يك نظام بين‎الدولي مانند سيستم تلفن حركتي عبث و بي‎حاصل‎خواهدبود.

بخش 2. دستور كار WGIG
در اعلاميه 11 نوامبر 2004 سازمان ملل متحد مبني بر تشكيل كار گروه راهبري اينترنت(1)، ضمن يادآوري سه وظيفه كارگروه، به نقل از ماركوس كومر(2) هماهنگ‎كننده سوئيسي تشكيل كارگروه آمده است كه «مسايلي كه انتظار داريم مورد بررسي قرار گيرند شامل مديريت منابع اينترنتي، امنيت شبكه، جرايم اينترنتي، spam و تعدد زبان‎ها مي‎باشد». در اين فهرست اشاره مستقيمي به «حقوق مالكيت فكري» نشده است كه در بحث‎هاي مقدماتي مطرح بود، ولي مي‎توان فرض كرد اين مبحث كه وجوه مهم قابل بحث در سطح بين‎المللي دارد در دستور كار گنجانده شود يا حداقل در چارچوب دو موضوع «مديريت منابع اينترنتي» و «جرايم اينترنتي» مورد بحث قرار گيرد. همچنين ماركوس كومر در سخنراني‎هاي خود قبلاً به «هزينه اتصال» و مشكلاتي كه بخصوص كشورهاي فقير در اين رابطه دارند اشاره كرده بود ولي اين موضوع ظاهراً در دستور كار نيست و احتمالاً در بخش ديگري از فعاليت‎هاي WSIS پيرامون مسايل خاص كشورهاي در حال رشد مطرح خواهد شد. البته زمينة «spam» با موضوع اخير بي‎ارتباط نيست كه در همين بخش به آن اشاره خواهيم كرد. به هر حال به نظر مي‎رسد همانطور كه در بخش قبل پيش‎بيني كرديم، WGIG مجموعة متعادلي متشكل از مسايلي كه براي همه اقشار دست‎اندركار اينترنت حايز اهميت است براي بحث در قلمرو «راهبري اينترنت» برگزيده است،‌ مجموعه‎اي وسيعتر از آنچه در دوران آغازين اينترنت مي‎توانست مورد بحث متخصصان باشد، ولي نه آنقدر وسيع كه در برگيرنده ICT به مفهوم عام يا همة مسايل مورد بحث در زمينة جامعه اطلاعاتي باشد. در زير هر يك از موضوع‎هاي ذكر شده در فوق را به اجمال بررسي مي‎كنيم.

(2-1) مديريت منابع اينترنتي
وقتي صحبت از منابع اينترنتي مي‎شود معمولاً دو منبع شماره‎هاي اينترنتي (IP Numbers) و نام‎هاي دامنه اينترنتي (Internet Domain Names) مورد نظر است. براي اينكه يك دستگاه سخت‎افزاري (مانند رايانه شخصي، رايانه كارگزار، مسيرياب،…) داراي هويت اينترنتي باشد، يعني در شبكه جهاني اينترنت قابل شناسايي باشد، لازم است اين دستگاه داراي يك شماره اينترنتي منحصر به فرد باشد. شماره اينترنتي از چهار جزء ـــ . ـــ . ـــ . ـــ تشكيل شده است كه هر جزء عددي از 0 تا 255 است. اين صورت شماره‎گذاري كه به IP Version4 (يا به اختصار IPv4) معروف است هنوز معمول‎ترين روش شماره‎گذاري است. از آنجا كه حفظ كردن تعداد زيادي شمارة چهار جزئي كار ساده‎اي نيست، كاربر عادي معمولاً از نام دامنه اينترنتي استفاده مي‎كند كه گوياتر است و به خاطر سپردن آن ساده‎تر. مثلاً نام دامنه www.nic.ir نماينده 194.225.70.96 است. وقتي نام دامنه را در صفحه مرورگر تايپ مي‎كنيم. اين نام به كارگزاري فرستاده مي‎شود كه كار آن ترجمه نام به شماره اينترنتي است و اين شماره را براي اتصال مقصد مورد نظر در اختيار شبكه قرار ‎گيرد. جزء اول سمت راست نام اينترنتي يا كد دو حرفي استاندارد اسامي كشورها و بعضي مناطق ديگر جهان است (مثل .ir براي ايران، .jp براي ژاپن، .tv براي جزاير تووالو،…)، يا يكي از پسوندهاي عام مانند .com، .net، …. نوع اول را دامنه مرتبه اول كشوري (1) (به اختصار ccTLD)، و نوع دوم را دامنه مرتبه اول عمومي(2) (به اختصار gTLD) مي‎نامند. بيش از 240 دامنه كشوري و در حال حاضر 15 دامنة مرتبه اول عمومي وجود دارد. از آنجا كه نشاني هر دستگاه متصل به اينترنت بايد به طور منحصر به فرد قابل شناسايي باشد، نوعي هماهنگي جهاني براي توزيع و حفاظت شماره‎ها و نام‎هاي اينترنتي لازم است. اين هماهنگي شامل نظارت و مديريت داده‎هاي تعدادي كارگزار مادر موسوم به كارگزارهاي ريشه(3) است كه در آن اطلاعات مربوط به دامنه‎هاي مرتبه اول نگاهداري مي‎شود و مراجع نهايي نشاني‎يابي در جهان‎اند. اين وظايف همواره به عهده سازماني به نام IANA(4) بوده است كه از ‎آغاز تا مدتي عملاً به دست يكي از پيشگامان اينترنت به نام جاناتان پوستل(5)، استاد دانشگاه كاليفرنياي جنوبي اداره مي‎شد. از اواخر سال 1998 با تأسيس ICANN، اداره IANA به ICANN سپرده شد. به دلايلي، مديريت اين سه منبع اينترنتي، يعني شماره‎هاي اينترنتي، نام‎هاي دامنه‎ اينترنتي و كارگزارهاي ريشه به يكي از مسايل جنجالي راهبري اينترنت مبدل شده است. در زير سعي خواهيم به طور خلاصه اهم موضوع‎هاي مورد بحث را تشريح كنيم هر چند كه ناچاريم بررسي بعضي دلايل ريشه‎اي مناقشات را به بخش مربوط به ICANN موكول كنيم.

(2-1-1) شماره‎هاي اينترنتي
در مورد شمار‎هاي اينترنتي IPv4، كليه شماره‎هاي قابل تخصيص را IANA ميان چهار مركز ثبت منطقه‎اي توزيع كرده است كه اين چهار مركز ثبت نيز به نوبه خود شماره‎ها را ميان ارائه دهندگان عمده خدمات اينترنتي (در حال حاضر حدوداً 8000 سازمان در سراسر جهان) توزيع مي‎كنند. اين چهار مركز ثبت عبارتند از APNIC (براي ناحيه اقيانوس آرام و جنوب آسيا)، RIPE (براي اروپا، خاورميانه، آسياي مركزي و شمال آفريقا)، ARIN (براي بيشتر شمال آمريكا، بخشي از درياي كارائيب و جنوب آفريقا) و LACNIC (براي امريكاي لاتين و بخشي از درياي كارائيب). به زودي يك مركز ثبت مخصوص آفريقا نيز شروع به كار خواهد كرد. نقش IANA اكنون در اين فعاليت بسيار محدود است و عمدتاً به هماهنگي لازم در برخي تغييرات توزيع ميان مراكز ثبت كه ضرورتاً ايجاد مي‎شود اختصاص دارد. شكايتي كه در اين زمينه مطرح مي‎شود توزيع نامتناسب (نسبت به جمعيت انساني) تعداد شماره‎هاي IPv4 است به طوري كه چند سال پيش به نظر مي‎رسيد شمارة كافي براي قسمت‎هايي از جهان مانند شرق آسيا موجود نباشد. در اين زمينه سه نكته قابل ذكر است. نكته اول اينكه در بدو راه‎اندازي اينترنت كه توسعة همه‎گير آن و ظهور تجارت الكترونيك پيش‎بيني نمي‎شد، به نظر مي‎آمد شماره‎هاي موجود عملاً غيرقابل استهلاك باشند و از اينرو به متقاضيان اوليه كه عمدتاً دانشگاهها، مراكز علمي و بعضي صنايع كشور امريكا بودند با سهل‎انگاري بلوك‎هاي بزرگي از شماره‎هاي اينترنتي اختصاص يافت. ولي نكته دوم اينكه پس از جهاني شدن اينترنت و احساس كمبود شماره‎هاي IPv4 در بعضي مناطق جهان، از چند سال پيش يك برنامه به كارگيري شماره‎هاي استفاده نشده همراه با جابجايي شماره‎ها در امريكاي شمالي آغاز شد كه منجر به اصلاح قابل ملاحظه‎اي درتوزيع شماره‎ها شده است به طوري به نظر مي‎رسد IPv4 تا سال‎ها كفاف نياز را خواهد كرد. بالاخره نكته سوم ابداع يك سامانه شماره‎گذاري بسيار معظم به نام IPv6 است كه استفاده از آن آغاز شده و احتمال استهلاك آن نمي‎رود. در اينجا لازم است به يك نكته اختلاف كه اخيراً در مورد توزيع شماره‎هاي IPv6 بروز كرده است اشاره شود. در مقاله اشاره شده آقاي ژائو رئيس ITU اين پيشنهاد مطرح شده است كه از آغاز، شماره‎هاي IPv6 يا بخش عمده‎اي از آن مانند پيش شماره‎هاي تلفني برحسب هويت كشوري توزيع شود. اين پيشنهاد عكس‎العمل شديد گروه مراكز ثبت چهارگانه منطقه‎اي را به دنبال داشته است. در بيانيه اخير اين گروه(1) پيشنهاد ژائو به دلايل زير مورد انتقاد قرار گرفته است:
1- اين پيشنهاد هيچ منطق فني ندارد. مرزهاي اتصال اينترنتي بر مرزهاي سياسي منطبق نيستند و شماره‎بندي براساس هويت كشوري مي‎تواند مخل بهينه‎سازي مسيريابي باشد.
2- همانطور كه نياز به بازنگري در توزيع IPv4 نشان داد، پيش داوري كلان در مورد توزيع منابع اينترنتي معمولاً موفق نيست و بايد يك نظام شناور مبتني بر نيازهاي واقعي و اولويت‎هاي فني مبناي تصميم‎گيري باشد.
3- پيشنهاد ژائو در واقع كوششي براي تفوق بخشيدن به نقش بخش دولتي به كمك يك تصميم فني فاقد حسن ذاتي است، و اين خلاف روح موازنه ميان بخش‎هاي دولتي و غيردولتي است. در هر صورت از آنجا كه در كشورهايي كه اينترنت تحت كنترل شديد دولت قرار دارد، عملاً يك اپراتور دولتي تأمين‎كننده اينترنت است، منظور نظر ژائو خود به خود تأمين مي‎شود.
بعضي نمايندگان بخش خصوصي و جامعه مدني نيز نظر ژائو را از اين جهت كه تسهيل‎كنندة سانسور، پالايش و شنود است، مورد انتقاد قرار داده‎اند.
(2-1-2) دامنه‎هاي اينترنتي
در مورد دامنه‎هاي اينترنتي، درجلسات مقدماتي و جانبي WSIS عمدتاً مسايل دامنه‎هاي كشوري (ccTLD) به پافشاري بعضي كشورهاي در حال رشد مورد بحث قرار گرفته است ولي اشارة چنداني به دامنه‎هاي عمومي (gTLD) نشده است. به عقيدة نگارنده، اين تمايل از سوء‎برداشت‎هاي تعدادي از نمايندگان كشورهاي كمتر آشنا با اينترنت نشئت مي‎گيرد و در واقع منبع اينترنتي اصلي كه بايد مورد بحث قرار گيرد gTLD هاست. در اينجا و بندهاي بعدي كوشش خواهيم كرد اين مطلب را تشريح كنيم.
اساس شكايت بعضي كشورهاي در حال رشد از وضعيت ccTLDها را مي‎توان در سه موضوع خلاصه كرد:
1- نام يك كشور يك سرماية ملي است ولي مراكز ثبت دامنه‎ كشوري در بعضي كشورها به گونه‎اي خودمختار و مستقل از دولت متبوع عمل مي‎كنند.
2- در مواردي كه دولتي براي عزل سازمان ثبت دامنة آن كشور و انتقال امتياز به سازمان ديگري اقدام كرده است عكس‎العمل ICANN كند و ديوان سالارانه بوده است.
3- اساساً نبايد ICANN كه يك شركت خصوصي ثبت شده در ايالت كاليفرنياي كشور امريكا است و تأسيس و تداومش به تفاهم‎نامه‎اي با وزارت بازرگاني امريكا وابسته است، نقشي در رابطه با مراكز ثبت دامنة‌هاي كشورهاي ديگر داشته باشد.
سه مورد بالا را يك به يك مرور مي‎كنيم. در مورد (1)، سند RFC I591 كه در ماه مارس 1994 تدوين شده و هنوز معتبرترين سند مديريت دامنه‎هاي اينترنتي است صريحاً به دو اصل ذيربط اشاره دارد، يكي اينكه سياست داخلي استفاده از دامنة كشوري فقط به جامعة اينترنتي كشور مربوط (اعم از دولت، بخش خصوصي، ….) ارتباط دارد و تنها ملاحظة جهاني، رعايت قراردادهاي فني است كه بدون آن شبكة جهاني دچار اختلال مي‎شود، و دوم اينكه مديريت دامنة هر كشور بايد مقيم آن كشور باشد و بدين‎ترتيب تابع قوانين و مقررات آن كشور خواهد بود (استثناهاي جزيي از قاعده اخير در مورد افعانستان در دورة طالبان و عراق در دوران صدام حسين وجود داشت كه مراكز ثبت دامنه كشوري در خارج از كشور بودند ولي فقط وجود صوري داشتند و عملي انجام نمي‎دادند). براي هر كشور يا منطقه درج شده در فهرست ISO 3166-1، و به طور كلي براي هر دامنه اينترنتي مرتبه اول (TLD)، يك سازمان ثبت مادر وجود دارد. نحوة‌ دريافت امتياز مركز ثبت دامنة‌ كشوري در همة موارد بدينصورت بوده است كه اولين متقاضي واجد شرايط فني، مجوز لازم را از IANA دريافت كرده است. اكثر اين مراكز، سازمان‎هاي دانشگاهي و پژوهشي بودند كه پيشرو تأسيس شبكه اينترنت در كشور خود شدند، بعضي به همان صورت باقي مانده‎اند و بعضي ديگر به شركت‎هاي غيرانتفاعي يا حتي انتفاعي تبديل شده‎اند. در پاره‎اي موارد دولت مستقيماً تصدي اين كار را به عهده گرفته است كه موارد اخير عموماً موفق نيستند. در هر صورت مراكز ثبت دامنه كشوري از قوانين كشور مستثني نيستند و اصولاً حيطه مقررات و الزامات فني بين‎المللي تداخلي با قوانين كشوري ندارد. در مورد دامنه‎هاي كشوري موفق‎تر (از نظر تعداد ثبت دامنه) نوعي هماهنگي و همزيستي نهادينه ميان مركز ثبت، دولت، بخش خصوصي و ساير طرح‎هاي ذينفع برقرار شده است و اين شامل اكثر كشورهاي پيشرفته صنعتي است. به نظر مي‎آيد آنچه شبهة خود مختار بودن مراكز ثبت دامنه را در ذهن بعضي دولتمردان كشورهاي در حال رشد پديد آورده است يكي در واقع فقدان قوانين كشوري در زمينة اينترنت است و ديگري تمايل به رفتار حاكي از انحصار و اقتدار در ميان وزارتخانه‎هاي پست، تلگراف و تلفن (بسياري با نام‎هاي مدرن‎تر) كه عادتاً خود را متولي هر گونه ارتباط متكي بر امواج الكترومغناطيسي فرض كرده‎اند. اينكه پديده اينترنت تفاوت‎هاي اساسي با موضوع تلفن دارد و علمدار رشد و پيشرفت اينترنت در كشورهاي صنعتي جهان مراكز علمي و بخش خصوصي بوده‎اند هنوز براي بسياري از دولتمردان كشورهاي در حال رشد تفهيم نشده است. در مورد شكايت (2)، ICANN از يك طرف با اين مشكل منطقي روبروست كه IANA مجوز ثبت دامنة‌ كشوري را در آغاز با نظر دولت‎هاي مربوط (كه اكثراً نسبت به اين جريان بي‎اعتنا بودند) صادر نكرده است كه اكنون صرفاً به دستور آن‎ها و بدون مدرك و دليل قانع‎كننده بر ناتواني فني يا حرفه‎اي صاحب امتياز، مجوز را به ديگري واگذار كند. از طرفي ديگر، ICANN خواهان روابط حسنه با مراجع رسمي كشورهاست. براي رفع اين معضل، ICANN روشي در اين مسايل دارد كه طبق آن سعي مي‎كند طي فرآيندي كه گاهي وقتگير است توافقي ميان طرفين برقرار كند و اگر چنين توافقي ممكن نشد، آنگاه پس از حصول اطمينان از اينكه تغيير مركز ثبت، اختلالي در شبكة‌ جهاني و حقوق دارندگان دامنه‎هاي موجود يك كشور پديد نمي‎آورد، انتقال لازم را انجام مي‎دهد. كند بودن اين فرايند طبيعي است زيرا كه از يك سو اينترنت در بيشتر كشورها با مالكيت دولتي ايجاد نشده است و ساير اقشار واجد حقوق مادي و معنوي در آن هستند، و از سويي ديگر، مجموعة شبكه‎هاي جهاني طوري در هم تنيده است كه انجام تغييرات اساسي در مراكز پخش نشاني‎هاي اينترنتي بايد با نهايت احتياط فني صورت گيرد به طوري كه اختلالي در شبكة جهاني ايجاد نشود. شكايت سوم مطرح شده در بالا ذاتاً متفاوت از دو مورد قبلي است و در جاي طبيعي خود كه بخش چهارم مقاله است به آن پرداخته خواهد شد.
ادامه

فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش

1- چالش‌ها و ضرورت‌ها
تکفا - عبدالحسين نفيسي1-1- همه چيز تغيير كرده است، جز آموزش و پرورش . در جهان امروز، مهارت‌هايي كه دانش و اطلاعات را با كارايي به خدمات و كالاهاي نو و ابتكاري تبديل مي‌كنند، معرف اقتصادهاي موفق مبتني بر دانش به شمار مي‌آيند. از آن‌جا كه دانش و اطلاعات به سكه‌اي رايج براي دست‌يابي به بهره‌وري، رقابت‌پذيري و ثروت و رفاه تبديل شده است. كشورها نيز براي توسعه‌ي سرمايه انساني اولويت بالاتري قايل شده‌اند. به اين ترتيب در سرتاسر جهان، دولت‌ها بر روي راهبردهايي به منظور افزايش دست‌رسي به آموزش با كيفيت بهتر متمركز شده‌اند. تصميم‌گيران و سياست‌گذاران نيز در پي يافتن پاسخي براي پرسش‌هاي كليدي و چالش‌انگيزي برآمده‌اند: تعريف آموزش و پرورش با كيفيت در اقتصاد جهاني امروز كه بر دانش و اطلاعات بنا شده چيست؟ آيا آموزش و پرورش با دنيايي كه شتابان در حال تغيير است، هم‌گام پيش مي‌رود؟ آيا مي‌توان الگويي مناسب براي اصلاحات يافت كه قابل اقتباس باشد؟
مشكل آن است كه اگر جهان امروز را با دنياي صد سال پيش مقايسه كنيم، با پيشرفت‌هاي خيره‌كننده‌اي در علوم، بازرگاني، خدمات پزشكي، ارتباطات و زمينه‌هاي بي‌شمار ديگر روبه‌رو مي‌شويم. اما چون به مدرسه، در هر كجاي دنيا سر بزنيم، با شگفتي بين كلاس درس صد سال پيش با امروز تفاوتي احساس نمي‌كنيم: دانش‌آموزان در رديف‌هاي پشت سر هم نشسته، مداد و كاغذ در دست، هر چه معلم پاي تخته سياه مي‌گويد و مي‌نويسد با شتاب يادداشت مي‌كنند كه آنها را به حافظه سپرده و در زمان امتحان به سرعت پس دهند. در حالي كه به واسطه پيشرفت علوم و فنون بسياري از امور تغيير كرده است، اما كم يا بيش آموزش و پرورش و شيوه‌ي يادگيري دانش‌آموزان و تدريس معلمان همان طور دست نخورده باقي مانده است.
در كشور ما نيز اكنون به تدريج الزام‌هاي عصر دانش و اطلاعات و ضرورت هم‌گام شدن با تحولات و دستاوردهاي فناوري و علوم بشري احساس شده است، كه شاهد آن تصميم‌هاي اخير دولت در زمينه‌ي سرمايه‌گذاري براي گسترش پرشتاب فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشور است. همچنين آموزش و پرورش براي يافتن پاسخي شايسته به نوع پرسش‌هايي كه در بالا به آن اشاره شد در صدد تدوين منشوري براي هدايت امر اصلاحات در آموزش و پرورش كشور برآمده است كه تأكيد بر كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات از اركان آن به شمار مي‌رود.

2-1- مهارت‌هاي جديد در عصر دانش و اطلاعات
امروزه اهميت آموزش و پرورشي كه متناسب با نيازهاي فرد و جامعه باشد، بيش از هميشه احساس مي‌شود، زيرا دنيايي كه با شبكه‌هاي اطلاعاتي به هم پيوند خورده است، متقاضي نيروي كاري است كه بفهمد چگونه از فناوري به عنوان ابزاري براي افزايش بهره‌وري و خلاقيت استفاده كند. چنين مهارتي، مهارت «استدلال كردن بر مبناي اطلاعات» است. فرآيندي كه در آن منابع معتبر شناسايي شده، دسترسي به آن به طور مؤثر فراهم آمده، اطلاعات به شكل كامل درك و هضم شده و به ديگران انتقال داده مي‌شود. افزون بر آن كارفرمايان از كارگران انتظار دارند از مهارت‌هاي همكاري و تشريك مساعي، كار در گروه و تبادل اطلاعات در شبكه‌ي جهاني، يعني تحليل مسأله از ديدگاه چندرشته‌اي برخوردار باشند. از آنجا كه اين شبكه‌ها بين‌المللي هستند، كارفرمايان در جستجوي افرادي برمي‌آيند كه ظرفيت تعامل مؤثر با كساني را دارا باشند كه داراي فرهنگ و زبان متفاوتي هستند. و بالاخره، كارگران عصر دانش بايد منعطف بوده و قادر باشند به همان سرعتي كه محيط‌هاي پوياي كار تغيير مي‌كند، به مؤثرترين شكل بياموزند. ناگزير كارگران چگونه آموختن را بايد فراگيرند.

3-1- موانع كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران
الف- موانع درون نظام آموزشي
- آموزش و پرورش، به رغم تلاش‌هاي صورت گرفته، در حيطه‌هاي برنامه‌ريزي تفصيلي آموزشي و درسي و نيز در حيطه‌هاي اجرايي و اداري، نظام متمركزي است. اين تمركز، برنامه‌ي درسي يكسان و بدون انعطافي را، از لحاظ محتوا، شيوه‌هاي آموزش و تدريس و نوع ارزش‌يابي براي هر موضوع درسي، براي كليه‌ي دانش‌آموزان، اعم از شهري، روستايي و عشايري؛ با هر نوع استعداد، علاقه و خاستگاه اقتصادي و اجتماعي، از هر جنس، نژاد، زبان و فرهنگ و ... تجويز مي‌كند. اين تمركز در كتاب درسي واحد و آيين‌نامه‌ي آموزشي يكسان تجلي مي‌كند. در چنين نظامي عملاً هيچ‌گونه نوآوري و ابتكار چشم‌گير و مؤثري امكان نهادينه‌شدن نمي‌يابد، زيرا هر اقدامي بايد از بالا تصميم‌گيري شده و به طور سراسري به اجرا گذاشته شود، اما بدنه‌ي اجرايي با هر چه از بالا بيايد به صورت يك دستور اداري و از سر رفع تكليف برخورد مي‌كند و به مجرد برخورد با يك مانع پيش‌بيني نشده، اجراي دستور را متوقف مي‌كند. در اين شرايط كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل، مثلاً به صورت يك موضوع درسي، امكان‌پذير خواهد شد. افزون بر آن، به واسطه‌ي اين تمركز، توان برنامه‌ريزي درسي و رهبري فرآيند يادگيري، كه از مهارت‌هاي اصلي در كاربرد فناوري در آموزش به شما مي‌رود، در معلمان رشد نيافته است. علاوه بر تمركز، دولتي بودن كليه‌ي فعاليت‌هاي تهيه و توليد مواد و نرم‌افزارهاي آموزشي مانع رشد و بالندگي بخش خصوصي در اين زمينه شده است و حال آنكه شرط موفقيت برنامه‌ي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش مشاركت فعال بخش خصوصي است.
- نيروي انساني در آموزش و پرورش از نظر كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش با دو نارساي عمده روبه‌رو است: 1- پرورش نيافتن تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، روحيه‌ي جستجوگري و مهارت مديريت فرايند يادگيري ناشي از نارسايي‌هاي برنامه‌هاي تربيت معلم و مساعدنبودن شرايط محيط كار براي بروز و شكوفايي هر نوع خلاقيت در معلمان و 2- ضعف قابل توجه انگيزه ناشي از علاقه‌مند نبودن به حرفه معلمي يا توان لازم را براي ايفاي اين نقش نداشتن، جو مديريت آمرانه و غيرمشاركتي حاكم بر روابط اداري، كمي حقوق و دستمزد، احساس وجود تبعيض بين كاركنان دولت با معلمان و بالاخره منزلت نداشتن حرفه‌ي معلمي. با توجه به نقش كليدي معلمان و مديران مياني در موفقيت برنامه‌هاي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش، در طراحي برنامه‌هاي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش براي رفع يا تقليل اين محدوديت‌ها بايد چاره‌ي ويژه‌اي انديشيده شود.
- نامناسب بودن فضاي كالبدي آموزشگاه‌ها به ويژه در موارد زير: 1- در نقاط روستايي، احتمال فقدان جريان برق و ارتباط تلفني مطمئن و مؤثر، تعداد كم دانش‌آموز و چند پايه بودن كلاس‌ها، فقر عمومي و عدم امكان دسترسي خانواده‌ها به تسهيلات لازم براي بهره بردن از فناوري اطلاعات، 2- مسايل خاص مدارس عشايري، 3- به طور كلي نامناسب بودن طراحي مدارس (نقشه‌هاي تيپ) از لحاظ استقرار تسهيلات فناوري اطلاعات در مدرسه.

ب- موانع محيطي
- همراه شدن پديده‌ي مدرك‌گرايي كه از فرهنگ دولتي بودن بازار كار ايران و استفاده‌ي ممتد از درآمدهاي ناشي از فروش نفت خام حاصل شده است، با مسأله‌ي غامض آزمون سراسري دانشگاه (اعم از دولتي و غيردولتي) سبب شده است در آموزش و پرورش ايران چهار اصل يادگيري: يادگيري چگونه آموختن، يادگيري با ديگران زيستن، يادگيري براي به كاربردن و يادگيري براي بهتر زيستن تبديل به يك اصل مادر شود: يادگيري براي كسب نمره‌ي مناسب جهت به دست آوردن مدرك تحصيلي بالاتر. تحميل شدن اين فرهنگ به مدارس سبب شده است كه فقط جنبه‌هايي از يادگيري كه فرد را به اين هدف مي‌رساند مورد توجه قرار گيرد و دانش‌آموز، معلم، مديريت مدرسه و آموزش و پرورش، والدين و به طور كلي جامعه از توجه به انواع ديگر يادگيري كه به كار زندگي شاد و مفيد در جامعه‌ي مدني پويا و دايماً در حال تغيير خواهد آمد، با آگاهي غفلت كنند. براي چنين نوع يادگيري، چندان نيازي به كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات نخواهد بود.
- در دانشگاه‌هاي كشور در زمينه‌ي تخصص‌هاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، به ويژه تهيه‌ي محتواي آموزشي مناسب و نرم‌افزارهاي لازم فعاليت آموزشي قابل توجهي صورت نمي‌گيرد. همچنين توان تحقيقاتي كشور در اين زمينه بسيار اندك و سازمان‌نايافته است. وجود اين نارسايي‌ها سبب مي‌شود توان طراحي برنامه‌هاي مناسب براي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش، تربيت نيروي فني براي اجراي برنامه‌ها و نظارت و ارزش‌يابي از برنامه‌ها با كندي، در فضاي غيررقابتي و با كيفيت ضعيفي صورت پذيرد.
- محدوديت‌هاي ناشي از متفاوت بودن زبان نرم‌افزارهاي رايانه‌اي آموزشي موجود در دنيا با زبان فارسي و نيز محدوديتي كه به همين سبب دانش‌آموزان در تعامل با دنياي خارج از طريق اينترنت با آن روبه‌رو مي‌شوند، كوشش مضاعفي را از جانب طراحان ايراني نرم‌افزارهاي رايانه‌اي آموزشي طلب خواهد كرد.
- ناكارآمدي شبكه و تجهيزات مخابراتي كشور در تأمين ارتباط آسان، ارزان، مطمئن و ايمن از يك سو و فقدان قوانين مناسب براي دفاع از حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان نرم‌افزارهاي آموزشي از سوي ديگر از جمله موانعي به شمار مي‌رود كه به ويژه مانع گسترش فعاليت فرهنگيان علاقه‌مند و بخش خصوصي در سرمايه‌گذاري در اين زمينه مي‌شود.
- مسأله‌ي تأمين منابع مالي در آموزش و پرورش و كسري بودجه مزمن اين بخش در يك دهه‌ي گذشته از جمله موانع پيش روي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش است. زيرا اين برنامه در آغاز نيازمند سرمايه‌گذاري قابل توجه براي تجهيز مدارس، استقرار شبكه‌ها، طراحي، تدوين و توليد محتواي برنامه‌ها و نرم‌افزارهاي لازم مي‌باشد.

4-1- فناوري اطلاعات استعداد انجام چه كارهايي را در آموزش و پرورش داراست؟
الف- كاهش محدوديت‌هاي يادگيري و تقويت برابري فرصت‌ها
- امكان تسهيل دست‌يابي همگان به فرصت‌هاي يادگيري با كيفيت خوب و به بهاي مناسب.
- امكان از ميان برداشته شدن محدوديت‌هاي ناشي از زمان يادگيري (زمان يادگيري در طول شبانه‌روز با در همه‌ي اوقات سال)، طول يادگيري (طول دوره‌ي تحصيلي، طول يا روز يا سال تحصيلي و ...)، مكان يادگيري (يادگيري مؤثر و سازمان‌يافته در هر جا مي‌تواند صورت پذيرد) و فاصله ميان فراگير و منابع يادگيري از جمله معلم.
- امكان از ميان برداشته شدن محدوديت‌هاي ناشي از جنس، نژاد، قوميت، موقعيت اقتصادي - اجتماعي فراگير، كه هر يك از آنها مي‌تواند در فرايند ياددهي - يادگيري اختلال ايجاد كند.
- امكان از ميان برداشته شدن قسمتي از محدوديت‌هاي ناشي از معلوليت‌هاي جسمي و ذهني در فرايند يادگيري.
- در نتيجه به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات، امكان ارايه‌ي آموزش فراگير - محور در طول حيات فرد، با هزينه‌ي كمتر، سرعت بيشتر و كيفيت مطلوب‌تر متناسب با نيازها و توانايي‌هاي فرد و پاسخ‌گوي سياست‌ها و راهبردهاي نظام فراهم مي‌گردد.

ب- تربيت نيروي انساني متناسب با عصر دانش و اطلاعات
- تربيت منابع انساني مورد نياز عصر دانش و اطلاعات با توانايي تفكر منطقي، خلاقيت ذهني براي به كارگيري فناوري اطلاعات در جهت حل مسايل پيش رو.

پ- بالابردن كارايي و بهره‌وري در آموزش و پرورش
- خودكاركردن نظام‌هاي اداري و اجرايي آموزش و پرورش.
- امكان تقويت تمركززدايي و اعتلاي مشاركت مردم، اوليا، دانش‌آموزان، معلمان و كارفرمايان در سياست‌گذاري، اجرا و نظارت و ارزش‌يابي از فعاليت‌هاي آموزشي.
- تقويت سيستم تصميم‌گيري و مديريت مبتني بر اطلاعات، از طريق نظارت متمركز و اجراي غيرمتمركز.
- امكان ايجاد مدارس و ساير نهادهاي آموزشي و فرهنگي مجازي (مانند موزه‌ها، كتابخانه‌ها، آزمايشگاه‌ها و كارگاه‌هاي مجازي).
- امكان كاهش هزينه‌ي دست‌يابي به اطلاعات نادر و پرهزينه‌ي مورد نياز در آموزش‌هاي تخصصي و در پژوهش‌ها.

2- ديدگاه آرماني (چشم‌انداز بلندمدت) - هدف‌ها (مأموريت‌ها)
1-2- ديدگاه آرماني (چشم‌انداز بلندمدت)
با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در جامعه و در نظام آموزش و پرورش محيط يادگيري - ياددهي فراهم خواهد شد كه در آن كليه‌ي دانش‌آموزان با خلاقيت ذهني و تفكر منطقي توانايي به كارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات را به منظور كسب دانش و پرورش مهارت‌هاي مورد نياز براي رسيدن به آرمان‌هاي شخصي، تحقق هدف‌هاي آموزش و پرورش و مشاركت فعال در جامعه‌ي مبتني بر دانش و اطلاعات داشته باشند.

2-2- هدف‌ها (مأموريت‌ها)
براي تحقق ديدگاه آرماني (چشم‌انداز بلندمدت) با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات هدف‌هاي (مأموريت‌ها) زير دنبال مي‌شود:
- در چارچوب «منشور اصلاحات آموزش و پرورش» كوشش در جهت ارتقاي كيفيت يادگيري، اعطاي مسئوليت يادگيري به خود دانش‌آموز و برقراري نظام منسجم و هماهنگ و جامع براي ارايه‌ي خدمات آموزشي به دانش‌آموز، متناسب با نيازهاي او در هر زمان و هر مكان كه آن را طلب كند.
- تربيت منابع انساني مورد نياز عصر دانش و اطلاعات داراي توانايي تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، و دانش، نگرش و مهارت‌هاي لازم براي مشاركت فعال در اجتماع.
- از ميان برداشتن محدوديت‌هاي ناشي از جنس، نژاد، قوميت، موقعيت اجتماعي - اقتصادي و همچنين محدوديت‌هاي ناشي از معلوليت‌هاي جسمي و ذهني دانش‌آموزان در فرايند ياددهي و يادگيري.
- ارتقاي بهره‌وري و اثربخشي منابع از طريق تقويت نظام تصميم‌گيري و مديريت مبتني بر اطلاعات، خودكارسازي نظام‌هاي اداري و اجرايي و برقراري نظام نظارت متمركز و اجراي غيرمتمركز در آموزش و پرورش.

3- سياست‌ها و اصولي كه براي رسيدن به هدف‌ها بايد رعايت شود
الف- جنبه‌هاي كلي
- مطالعات مختلف در كشورهاي توسعه‌يافته و در حال توسعه نشان داده است كه موفقيت در متحول كردن نظام آموزش و پرورش به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات مستلزم همراه شدن چهار نوع امكانات به شرح زير است:
1- رايانه‌هاي مستقر در مدرسه و خانه‌ي دانش‌آموز كه به شبكه‌هاي جهاني متصل شده و در سراسر كشور گسترده باشد.
2- معلماني كه براي كار با رايانه و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرايند ياددهي - يادگيري تربيت شده و از انگيزه و شوق بالايي برخوردار باشند.
3- محتواي برنامه‌هايي كه در شبكه‌ها در دسترس دانش‌آموزان و معلمان قرار مي‌گيرد با هدف‌هاي آموزشي سازگار بوده و از نظر ياددهي و يادگيري كارا و مؤثر باشند.
4- محيط اداري و فرهنگ حاكم بر آموزش و پرورش مناسب و موافق با تحولات فناوري اطلاعات و ارتباطات و كاربرد آن در آموزش و پرورش باشد.

پيام كلي كه از اين جمع‌بندي حاصل مي‌شود آن است كه در ايران لازم است به برنامه‌ريزي كلان، منسجم و همه‌جانبه براي فناوري اطلاعات و ارتباطات تأكيد داشت و در قالب آن با مرحله‌بندي عمليات، متناسب با امكانات مالي و توان تجهيز نيروي انساني و تهيه‌ي محتواي برنامه‌ها به گسترش آنها اقدام كرد. شروع برنامه بايد از دشوارترين و زمان‌برترين بخش كار كه تهيه‌ي بستر قانوني و نهادسازي براي تهيه‌ي محتوا و ايجاد انگيزه و اشتياق در معلمان و مديران مياني است آغاز شود و سرمايه‌گذاري سنگين براي تجهيزات و تأسيسات شبكه به تناسب پيشرفت در زمينه‌هاي نرم‌افزاري صورت پذيرد.
- طراحي و تدوين برنامه‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش لازم است با ارزش‌يابي علمي و دقيق از طرح‌ها و برنامه‌هاي مختلفي كه به صورت پراكنده در اين زمينه در آموزش و پرورش در سراسر كشور صورت گرفته آغاز شود. از جمله‌ي اين برنامه‌ها كه بيش از 13 سال براي آن سرمايه‌گذاري مديريتي، مالي و انساني صورت گرفته است «طرح جامع انفورماتيك آموزش و پرورش» و شبكه گسترده‌ي كارگزاران آن در استان‌ها و مناطق است. همچنين از تجربه «شبكه رشد» و ساير فعاليت‌هاي در دست تجربه سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي و نهادهاي پژوهشي - آموزشي خصوصي و نيز تجربه‌هاي مدارس دولتي و غيردولتي پراكنده در سراسر كشور در اين زمينه استفاده به عمل آيد. در اين زمينه توجه به دو پيشنهاد مشخص زير براي بهبود اثربخشي طرح جامع انفورماتيك در آموزش و پرورش درخور تأمل است:
1- تدوين الگوي «برنامه‌ريزي و بودجه‌بندي منطقه آموزش و پرورش» كه در آن با به كارگيري يافته‌هاي حاصل از سيستم‌هاي عملياتي طرح مزبور در سطح مناطق آموزش و پرورش بتوان ميزان منابع تخصيص‌يافته به منطقه و مدرسه را عامل و انگيزه‌اي براي كسب بالاترين عملكرد آموزشي ممكن قرار داد. منظور از عملكرد آموزشي، تركيب دستاوردهاي پوشش تحصيلي و كيفيت يادگيري است كه شاخص آن از تركيب تعداد دانش‌آموزان تحت پوشش، ضرايب معرف كيفيت آموزش (مثلاً نتايج آزمون استاندارد)، ضرايب معرف كارايي (مثلاً نرخ اتلاف يا نرخ‌هاي گذر و ارتقا) و ضرايب معرف شرايط محيطي (مثلاً ضريب محروميت منطقه) به دست مي‌آيد. از اين طريق آموزش و پرورش مي‌تواند به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات از يك سو، به طور مؤثر انگيزه‌ي لازم را در مديران مدارس و مناطق براي كاربرد شيوه‌ي مديريت مبتني بر اطلاعات فراهم آورد و از سوي ديگر، با استفاده از داده‌هاي علمي و مطمئن، اطمينان خاطر نسبي تصميم‌گيران و نظارت‌كنندگان سطوح عالي‌تر نظام را در مورد مصرف بهينه‌ي منابع جلب كند.
2- براي حصول اطمينان از اثربخش بودن سرمايه‌گذاري در فناوري اطلاعات و ارتباطات لازم است كه از يك سو، در نظام آموزش و پرورش هدف‌هاي شناختي، نگرش‌ها و مهارت‌ها به صورت استاندارد و قابل اندازه‌گيري براي هر نوع و سطح آموزش تعريف شود و از سوي ديگر ابزارهاي سنجش و اندازه‌گيري آنها تدوين و بهنجار گردد. در اين زمينه تجربه‌هاي ايران در زمينه شركت در آزمون بين‌المللي علوم و رياضيات (TIMMS) و آزمون‌هاي PIRLS و ABC و همچنين پژوهش‌هاي انجام شده در داخل كشور در زمينه استانداردكردن پاره‌اي از ابزارهاي سنجش پيشرفت تحصيلي مي‌تواند براي تدوين چنين ابزارهايي به كار آيد. با اين كار مي‌توان مجموعه فعاليت‌هايي را كه براي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در بهبود يادگيري - ياددهي در آموزش و پرورش صورت مي‌گيرد در ارتباط با يافته‌هاي مجموع عمليات مندرج در طرح جامع انفورماتيك قرار داد و سياست‌گذاري‌هاي اجرايي و اداري را با در نظرگرفتن عوامل و عملكردهاي محتوايي و كيفي يادگيري و ياددهي تعديل و تصحيح كرد.
- براي آماده‌سازي محيط اداري و اصلاح فرهنگ حاكم بر آن متناسب با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، تكيه‌ي اصلي بايد بر بهبود و تقويت مديريت علمي در آموزش و پرورش باشد. شيوه‌هاي اين مهم بايد نهادينه شده و تائيد عموم كاركنان به ويژه معلمان نسبت به آن كسب شود. در اين زمينه نظام مديريت مبني بر اطلاعات مي‌تواند برنامه شناخت و پرورش مديران شايسته را پشتيباني و تقويت كند.
- وزارت آموزش و پرورش بايد تمهيدات لازم را براي ايجاد شبكه‌ي ارتباطي و زيرساخت‌هاي مخابراتي كه با هزينه‌ي كم، سرعت بالا، كارايي زياد و با ايمني در دسترس دانش‌آموزان، خانواده‌ها، كليه‌ي علاقمندان آموزش مداوم، معلمان، مديران و نيز تمامي مدارس و ادارات آموزش و پرورش قرار داشته باشد، به عمل آورد.
- لازم است كوشش شود بودجه مربوط به كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، براي مصون ماندن از آسيب‌هاي ناشي از كسري بودجه مزمن وزارت آموزش و پرورش در سال‌هاي اخير، همواره به صورت رديف مستقلي در قانون‌هاي بودجه كل كشور و برنامه‌هاي توسعه در نظر گرفته شود. در توسعه فعاليت‌هاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات ارتباطات نيز بايد كاملاً انضباط بودجه‌اي رعايت شود و از بلندپروازي‌هاي متداول در بخش دولتي كه با بودجه‌اي اندك تعهدات سنگيني ايجاد مي‌كند و بر حجم طرح‌هاي در دست اجرا و خاتمه‌ناپذير مي‌افزايد، احتراز گردد.

ب- سازماندهي و تقسيم كار
- براي شكستن تمركز و انحصار بخش دولتي در امور مرتبط با تهيه‌ي محتوا و نرم‌افزارهاي آموزشي لازم است اقدامات زير دنبال شود:
1- متمركز كردن تدريجي فعاليت وزارت آموزش و پرورش بر مقوله‌ي برنامه‌ريزي درسي و سياست‌هاي كلان آن و مشاركت دادن نيروهاي علاقه‌مند در سراسر كشور در تهيه‌ي محتواي برنامه‌ها و تهيه‌ي نرم‌افزارهاي لازم براي رسيدن به هدف‌ها و سياست‌هاي مصوب. به اين ترتيب امكان ايجاد يك سازمان كوچك ولي برخوردار اي توان علمي بالا در امر پژوهش، برنامه‌ريزي، نظارت و ارزش‌يابي در وزارت آموزش و پرورش فراهم مي‌آيد.
2- حمايت از بخش خصوصي براي ايجاد بازار رقابتي نرم‌افزارهاي مناسب و ارزان آموزشي، ارايه‌ي خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات و عرضه، نصب و نگهداري سخت‌افزارها و زيرساخت‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش. اين كار مستلزم حمايت‌هاي فني و قانوني دولت و تسهيلات مالي و بانكي است.
3- اصلاح قوانين و مقررات موجود و تدوين و تصويب قوانين جديد به منظور: حمايت از حقوق مبتكران و تهيه‌كنندگان نرم‌افزارهاي آموزشي، حفظ حريم خصوصي افراد از دسترسي افراد غيرمجاز به اطلاعات شخصي، ايمني و سلامت پايگاه‌ها و شبكه‌هاي ارتباطي، برقراري امكان جايگزيني اسناد كاغذي با اسناد الكترونيكي و حذف امضاي حضوري و ... .
- به دليل وابسته نبودن يادگيري و ياددهي به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات به زمان و مكان خاص، مي‌توان با بهره‌گيري از نرم‌افزارهاي آموزشي وزارت آموزش و پرورش اجراي برنامه‌هاي آموزش مادام‌العمر، به ويژه با تجديد نظر در مأموريت سازمان نهضت سوادآموزي و ارايه‌ي آموزش‌هاي ضمن خدمت در زمينه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات به شاغلان ساير بخش‌هاي اجتماعي و اقتصادي با همكاري ساير وزارت‌خانه‌هاي مسئول و ارايه‌ي آموزش‌هاي مناسب براي اوقات فراغت و دوران بازنشستگي و كهن‌سالي را با صرفه‌جويي قابل ملاحظه‌اي بهبود بخشيد.
- در الگوي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در روستا، مدرسه روستايي مي‌تواند (و بايد) نقش محوري را بر عهده گيرد. امكانات رايانه‌اي و پايگاه و شبكه اينترنتي مدرسه روستا به كمك دانش‌آموزان و معلمان مدرسه مي‌تواند به عنوان پايگاه اطلاعات جمعيتي و بهداشتي، جغرافيايي، آموزشي، مشاهير فرهنگي و تاريخي، اقتصادي، تغييرات جوي، مقوله‌هاي فرهنگي و سنن و آداب بومي، زبان و گويش محلي و نيز به عنوان دريچه‌ي ارايه‌ي نيازها و درخواست‌ها و اعلام اولويت‌هاي روستا به كار گرفته شود. با اين كار از دوباره‌كاري و ايجاد تسهيلات مكرر براي دستگاه‌هاي مختلف دولتي مستقر در روستا پرهيز شده و ضمن بهره‌برداري بهينه از امكانات فناوري اطلاعات و ارتباطات مدرسه و صرفه‌جويي در هزينه‌هاي دولت، به مدرسه نيز نقش اصلي آن به عنوان عامل و موتور توسعه در روستا بازگردانده شود. اين نكته لازم است تا در سطح تصميم‌گيري كلان دولت درباره‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات (مثلاً شوراي عالي فناوري اطلاعات و ارتباطات) مطرح شده و قبل از آن كه وزارت‌خانه‌هاي ديگر براي سرمايه‌گذاري در اين زمينه براي روستا دست به اقدامات وسيعي بزنند، تكليف آن روشن شود.

پ- تربيت نيروي انساني
در زمينه تربيت نيروي انساني، رعايت سياست‌ها و نكات زير ضروري است:
- آماده كردن معلمان براي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش با توجه به كثرت افراد مشمول و فشردگي زمان نيازمند سازماندهي ويژه‌اي است كه تشكيلات اداري و اجرايي موجود توان انجام آن را ندارد. استفاده از امكانات فناوري اطلاعات و ارتباطات براي اجراي آموزش ضمن خدمت معلمان و سرمايه‌گذاري براي تهيه‌ي محتواي جذاب و مؤثر آموزشي مي‌تواند تا حدودي ضعف تشكيلات اجرايي را جبران كند.
- ايجاد انگيزه در معلمان، به ويژه با اصلاح شيوه‌هاي مديريت مبتني بر اطلاعات و ايجاد بستر مساعد براي مشاركت آنان در تصميم‌سازي‌ها و در تهيه‌ي محتواي دروس لازمه گسترش كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش است. به توان معلمان در نقاط دورافتاده‌ي كشور براي ايجاد نوآوري و ابتكار بايد اعتماد گرد و آن را ناديده نبايد گرفت. نتايج حاصل از تجربه حمايت‌نشده «معلم پژوهنده» مؤيد اين نكته است.
- براي تربيت نيروي انساني متخصص در سطوح مختلف: مربيان تدريس دروس فناوري اطلاعات و ارتباطات در دوره‌هاي مختلف، كارشناسان راهبري زيرساخت‌ها و شبكه‌ها در مدارس، محققان و تهيه‌كنندگان محتواي ديجيتالي براي استفاده در كلاس‌هاي درس و پايگاه‌ها و شبكه‌هاي آموزشي با كمك دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي بايد اقدام شود.
- در پرورش نيروي انساني متخصص كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش بايد اولويت به تربيت طراحان نرم‌افزاري رايانه‌اي درباره‌ي عموم موضوعات درسي و نيز تربيت برنامه‌ريزان درسي متخصص در فناوري اطلاعات و ارتباطات داد شود. تقويت توان كارشناسي در اين دو زمينه براي دو بخش دولتي و خصوصي ضروري است.

ت- قلمرو پژوهش
- تقويت نهادهاي مناسب براي مديريت پژوهش در زمينه‌ي كليه‌ي مباحث مرتبط با فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش (بخش دولتي) و برقراري تسهيلات فني و مالي مناسب براي ايجاد و توسعه‌ي نهادهاي پژوهشي مستقل و غيردولتي، به منظور فراهم آوردن بستر علمي و ابزارهاي مناسب براي تقويت امور برنامه‌ريزي، سياست‌گذاري و ارزش‌يابي در بخش دولتي. مهم‌ترين نكته در اين‌جا انتخاب رويكرد مديريت پژوهش در بخش دولتي به جاي اجراي پژوهش در اين زمينه است.
- يكي از زمينه‌هاي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، تقويت و گسترش برنامه‌هاي «معلم پژوهنده» و «تكريم و بزرگ‌داشت معلم» و نيز پژوهش‌هاي دانش‌آموزي است. اين گونه برنامه‌ها كه هم‌اكنون به دليل انعطاف نظام اداري و آموزشي به شكل صوري و كم‌اثر به اجرا گذاشته مي‌شود، به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات مي‌تواند به ابزاري مؤثر در بهبود كيفيت يادگيري و ياددهي درآيد.

ث- مقوله‌ي سخت‌افزار و جنبه‌هاي اقتصادي فناوري اطلاعات و ارتباطات
- در طراحي و كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش بايد به استفاده‌ي بهينه از زمان و سرعت انجام طرح‌ها توجه كافي مبذول داشت. سه عرصه‌ي مهم علوم و فنون مرتبط با ميكروالكترونيك، رايانه و مخابرات از متحول‌ترين عرصه‌هاي علمي دنيا به شمار مي‌آيند و تغييرات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري مرتبط با اين عرصه بسيار پرشتاب است. بازتاب اين سرعت در ايران، عمر متوسط تجهيزات سخت‌افزاري رايانه را به كمتر از 4 سال تقليل داده است. تعيين مشخصات فني و انتخاب تجهيزت پرهزينه‌ي شبكه و رايانه و ابزارهاي جانبي آن بايد از يك سو، با توجه به عمر مفيد دستگاه‌ها و بهاي آنها و از سوي ديگر، نيازها و شرايط كاري مدارس و مناطق آموزش و پرورش صورت پذيرد. از جمله استفاده‌ي رايانه همراه (لپ‌تاپ) به جاي رايانه‌هاي روميزي در آموزش ابتدايي و راهنمايي كه آزادي عمل بيشتري را براي معلمان به همراه داشته و در هزينه‌هاي ايجاد كارگاه‌هاي فناوري اطلاعات و ارتباطات مي‌تواند صرفه‌جويي ايجاد كند، پس از تحليل هزينه - فايده راه‌حل بديلي به شمار مي‌آيد.
- بررسي تجربيات ساير كشورها نشان مي‌دهد كه در كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، برخلاف نظر عموم، هزينه‌ي تهيه‌ي رايانه كمتر از يك‌سوم مجموع هزينه‌ي به كارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش را تشكيل مي‌دهد. معمولاً به علل مختلف هزينه‌ي استقرار شبكه‌ي داخلي، تهيه‌ي نرم‌افزارها و استفاده از خدمات مخابرات و شبكه‌هاي جهاني، در برآورد اوليه هزينه طرح‌ها ناديده يا ناچيز در نظر گرفته مي‌شود كه موجب گمراهي تصميم‌گيران و طولاني شدن زمان اجراي طرح‌ها و ناكارآمد شدن سرمايه‌گذاري‌هاي انجام گرفته خواهد شد.
- گسترش و ژرفاي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش به سرعت و وسعت باند ارتباط به شبكه‌هاي جهاني وابسته است. بنابراين بدون رشد فناوري اطلاعات و ارتباطات در كل كشور، به ويژه در زندگي روزمره‌ي مردم نمي‌توان انتظار داشت بتوان در محيط‌هاي آموزشي به صورت نظام‌مند و موثر از تمامي مزاياي فناوري اطلاعات و ارتباطات بهره‌مند شد.
- در مراحل مقدماتي كار و در سطح آشناكردن دانش‌آموزان و معلمان با رايانه و كاربرد آن در آموزش مي‌توان رايانه‌هاي از رده خارج شده‌ي ادارات و شركت‌هاي دولتي (و احتمالاً خصوصي) را به كار گرفت. راه‌اندازي و سازوكاري كه اين تجهيزات را جمع‌آوري، تعمير و آماده به كار كند در شروع برنامه‌ها صرفه‌جويي قابل توجهي به همراه خواهد داشت.

4- برنامه‌هاي عمده‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
حوزه‌هاي انتخابي به منظور توسعه‌ي سازمان‌يافته و هدف‌مند فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش كه به تناسب ماهيت فعاليت‌هاي مندرج در هر برنامه و سنخيت با آن با وظايف محوله به شاخه‌هاي عمده‌ي تشكيلات وزارت آموزش و پرورش دسته‌بندي شده است، عبارتند از:
1-4- تربيت نيروي انساني شامل طرح‌هاي:
- برگزاري دوره‌ي آشنايي با رايانه و ناوبري در شبكه‌هاي جهاني براي معلمان
- طراحي محتواي مناسب دوره‌هاي آموزش فناوري اطلاعات براي كاركنان، سازمان‌دهي و اجراي دوره‌ها
- تربيت مسئولان فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تصدي امور مرتبط در مدارس
- پي‌گيري و حمايت از ايجاد دوره‌هاي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش در سطوح كارشناسي و بالاتر در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي

2-4- برنامه‌ريزي درسي و تهيه‌ي نرم‌افزار شامل طرح‌هاي:
- طراحي و ارايه‌ي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در كليه‌ي سطوح آموزشي
- گسترش و تقويت «شبكه رشد»
- طراحي و به كارگيري محتواي متناسب با فناوري اطلاعات براي دروس اصلي هر سطح تحصيلي
- طراحي و اجراي طرح «مدارس هوشمند»
- برقراري نظام استانداردها و ارزش‌يابي يادگيري و عملكرد
- درهم تنيدن كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي كليه‌ي سطوح آموزشي

3-4- امور اجرايي و اداري شامل طرح‌هاي:
- گسترش و تقويت «طرح جامع انفورماتيك» وزارت آموزش و پرورش
- خودكارسازي امور اداري در آموزش و پرورش

4-4- زيرساخت‌ها، شبكه‌ها و سخت‌افزارها شامل طرح‌هاي:
- ايجاد كارگاه «فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكه‌ي جهاني در مدارس
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان

5-4- سياست‌گذاري و مديريت شامل طرح‌هاي:
- بررسي، تدوين و تصويب قوانين و آيين‌نامه‌ها و استانداردها
- برقراري امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانش‌آموزان
- استقرار نظام مديريت مبتني بر اطلاعات در كليه‌ي سطوح مديريت در آموزش و پرورش
- تشويق و حمايت از نهادهاي بخش خصوصي فعال در زمينه‌ي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش

6-4- امور پژوهشي شامل طرح‌هاي:
- تقويت و گسترش نهادهاي پژوهشي در زمينه‌ي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
- طراحي و اجراي پژوهش‌هاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش

5- مراحل اجراي برنامه‌ها
با توجه به اقدامات در دست اجرا در زمينه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش، لزوم رعايت توالي فعاليت‌هاي به هم پيوسته و امكان تجهيز توان اجرايي در نظام برنامه‌ريزي و اجرايي، مرحله‌بندي اقدامات اجرايي برنامه‌ها به شرح زير پيشنهاد مي‌شود:
مرحله اول- تا پايان برنامه سوم توسعه
- ايجاد كارگاه «فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكه‌هاي جهاني در كليه‌ي مدارس متوسطه و ارايه‌ي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در كليه‌ي شاخه‌ها و رشته‌هاي دوره متوسطه، مراكز تربيت معلم و آموزشكده‌هاي فني و حرفه‌اي.
- در ادامه‌ي فعاليت‌هاي «طرح جامع انفورماتيك» وزارت آموزش و پرورش اتصال مناطق آموزش و پرورش و بخش اداري كليه‌ي مدارس به اينترنت.
- بررسي، تدوين و تصويب قوانين و آيين‌نامه‌ها و استانداردهاي لازم براي ايجاد بستر مناسب براي طراحي محتواي دروس و برنامه‌هاي آموزشي سازگار با فناوري اطلاعات و ارتباطات در سطح گسترده با مشاركت بخش خصوصي.
- گسترش «شبكه رشد» و سازمان‌دهي، طراحي محتواي مناسب دوره‌هاي آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات و اجراي محدود و آزمايشي آن براي معلمان، مديران و كارشناسان.
- تربيت يك مسئول فناوري اطلاعات و ارتباطات براي هر مدرسه متوسطه.
- برگزاري دوره آشنايي بت رايانه و ناوبري در شبكه‌هاي جهاني براي معلمان متوسطه.
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان متوسطه و امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانش‌آموزان دوره متوسطه.
- استقرار نظام مديريت مبتني بر اطلاعات در سطح مناطق آموزشي و طراحي و اجراي آزمايشي خودكارسازي امور اداري در آموزش و پرورش.
- پي‌گيري و حمايت از ايجاد دوره‌هاي كارشناسي و بالاتر مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش دانشگاه‌ها.
- تقويت و گسترش نهادهاي پژوهشي در زمينه‌ي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش.
- تشويق و حمايت از نهادهاي بخش خصوصي فعال در زمينه‌ي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش.

مرحله دوم- تا پايان برنامه چهارم توسعه
- ادامه و گسترش فعاليت‌هاي طرح جامع انفورماتيك و شبكه رشد و طراحي و به كارگيري محتواي متناسب فناوري اطلاعات براي دروس اصلي هر سطح تحصيلي.
- ايجاد «كارگاه فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكه‌هاي جهاني در كليه‌ي مدارس ابتدايي و راهنمايي و كودكان استثنايي، ارايه‌ي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در دوره‌هاي آموزش ابتدايي و راهنمايي كودكان استثنايي.
- تربيت يك مسئول فناوري اطلاعات و ارتباطات براي هر مدرسه ابتدايي، راهنمايي و كودكان استثنايي داراي ظرفيت كافي و تربيت يك معلم - متصدي فناوري اطلاعات براي مدارس كم‌جمعيت شهري و مدارس روستايي.
- برگزاري دوره‌ي آشنايي با رايانه و ناوبري در شبكه‌هاي جهاني براي معلمان ابتدايي، راهنمايي و استثنايي
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان ابتدايي، راهنمايي و استثنايي و امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانش‌آموزان اين دوره‌ها.
- طراحي و اجراي آزمايشي طرح «مدارس هوشمند» در دوره متوسطه.
- خودكارسازي كامل امور اداري و اجرايي در آموزش و پرورش، برقراري نظام استانداردها و ارزش‌يابي يادگيري و عملكرد و تخصيص منابع به مناطق و مدارس آموزش و پرورش براساس عملكرد و كيفيت آموزشي.

مرحله سوم- تا پايان برنامه پنجم توسعه
- ادامه و گسترش فعاليت‌هاي مرحله دوم.
- رساندن نسبت دانش‌آموز به رايانه به 10÷1 در دوره‌هاي متوسطه، كودكان استثنايي، تربيت معلم و كارداني فني و حرفه‌اي و به 20÷1 در دوره‌هاي ابتدايي و راهنمايي.
- اجراي طرح مدارس هوشمند در كليه‌ي سطوح آموزشي.
- در هم تنيدن كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه‌ي درسي كليه‌ي سطوح آموزشي و مبتني كردن كليه‌ي فعاليت‌هاي يادگيري - ياددهي بر اين اساس.

فهرست منابع
منابع لاتين
1. Denmark: Denmark's Strategy for Education, learning and IT, 2001, Ministry of Education.
2. Germany: Online-Offline, IT in Education, Federal Ministry of Education and Research, 2000.
3. Japan: Basic IT Strategy, Nov. 200, By IT Strategy Council.
4. Korea: Adapting Education to the Information Age, A WhitePaper, 2001, Korea Education & Research Information Service.
5. New Zealand: Digital Horizons, Learning through ICT, 2002, Ministry if Education.
6. Norway: ICT in Norwegian Plan for 200-2003, Ministry of Education.
7. Singapore: Singapore's ICT Policy for the New Millenium: Implications foe SMEs (Small & Medium Enterprises), By Jamus Jerome Lim, 2000.
8. The Malaysian Smart School, A Conceptual Blueprint, 9 July, 1997.
9. UK, Can we learn digitally? Technology to enhance teaching, By: Apple Computer, 2002, www.apple.com/uk/education/learn-digitally
10. UK, Connecting Schools, Networking People, 2002, ICT Practice, Planning, and Procurement for the National Grid for Learning.
براي اطلاع از مهم‌ترين فعاليت‌هاي فناوري اطلاعات در آموزش انگلستان، نشاني‌هاي زير به كار مي‌آيد:
http://www/becta.or.uk/news/reports/primaryfeatures/
http://www/becta.or.uk/start/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/schools/managers/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/teaching/pedagogy/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/index.html
http://besd.becta.org.uk
DfES Value for Money Unit, Purchasing guide for
Schools: http://www.defs.gov.uk/vfm/pg.shtml
European SchoolNet: http://www.eun.org/eun.org2/eun/en/index.html
NGfL: http://www.ngfl.gov.uk/about/index.htm
11. USA: The California Master Plan for Education, July 2002, http://www.sen.ca.gov.masterplan
12. USA: Using Information Technology to Transform the Way We Learn, Report to the President, President's Information Technology Advisory Committee, Feb. 2001, http://www.itrd.gov
13. World Bank: Ten Lessons for ICT and Education in the Developing World, By: Robert J. Hawkins, World Links for Development Program, 2001.

منابع فارسي:
1. بشردوست: عصر اطلاعات، عصر انديشه، 1380.
2. ـــــــــــ: استقرار مديريت بر مبناي اطلاعات در وزارت آموزش و پرورش، 1381.
3. ـــــــــــ: گزارش امكان‌سنجي نظام جامع انفورماتيك در وزارت آموزش و پرورش، مهر 1369.
4. جلالي، علي‌اكبر، تعيين ديدگاه‌هاي آرماني و برنامه‌هاي كلي اجرايي توسعه فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران، دانشگاه علم و صنعت ايران، ‌پژوهشكده الكترونيك، 1381
5. حسين‌زاده، غلامحسين، امكان‌سنجي طراحي نظام يكپارچه تهيه، توليد، توزيع و كاربرد تجهيزات آموزشي مدارس كشور، گزارش طرح پژوهشي، پژوهشكده تعليم و تربيت، خرداد 1381.
6. دفتر برنامه‌ريزي و تأليف كتب درسي: راهنماي برنامه آموزش ICT در دوره ابتدايي، 1381
7. رييس دانا، فرخ‌لقا، فناوري آموزشي زمينه‌اي براي يادگيري متعهدانه، ارايه شده در همايش مهندسي اصلاحات در آموزش و پرورش، 1381.
8. شوراي راهبردي توسعه فناوري اطلاعات آموزش و پرورش: ساختار نظام طرح و توسعه فناوري اطلاعات وزارت آموزش و پرورش، مهرماه 1381.
9. صنايع آموزشي: توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، آبان 1380.
10. منصورنيا، حميد و طلايي، ابراهيم: كليات برنامه‌ي توسعه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، فروردين 1381.
11. مؤسسه‌ي آموزشي و تحقيقاتي صنعتي مصباح كوثر (... رياضي): طرح جامع توسعه‌ي فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش، ويرايش 3 مرداد 1381.
12. مؤسسه منظومه خرد: بررسي سايت‌هاي آموزشي در شبكه‌هاي جهاني و معرفي سايت‌هاي مناسب براي الگوسازي شبكه‌ي رشد آموزش و پرورش، دي‌ماه 1380.
13. ميربها، اميد، مؤسسه سيماي جوان: مباني نظري تدوين برنامه جامع توسعه‌ي فناوري اطلاعات در نظام رسمي آموزش و پرورش كشور، تيرماه 1381.
14. وزارت صنايع و معادن: گزارش عملكرد كميته‌هاي تخصصي شوراي فناوري اطلاعات، 1380.
15. يونسكو: آموزش فني و حرفه‌اي در قرن بيست و يكم: گزارش كنگره جهاني آموزش فني و حرفه‌اي، 1999، سئول، ترجمه عبدالحسين نفيسي، پژوهشكده تعليم و تربيت (دردست انتشار).

الزامات آموزش الکترونیکی

تکفا - وقتي صحبت از زيرساخت هاي آموزش الکترونيکي به ميان مي آيد عموماً اذهان به سمت زيرساخت هاي سخت افزاري و شبکه اي موردنياز معطوف مي گردند. گرايش سخت افزاري به امر فناوري ارتباطات و اطلاعات ريشه در تاريخ صنعت انفورماتيک اين کشور دارد. از سوي ديگر عدم توجه کافي به مفاهيم بنيادين فناوري ها، باعث عدم کارآمدي در بخش هاي مختلف تصميم گيري از جمله در زمينه آموزش الکترونيکي گرديده است

توجه به تجربيات صورت گرفته در جهان از جمله مواردي است که مي تواند باعث افزايش بهره وري و هدايت صحيح سرمايه گذاري ها در جهت توسعه موزون و پايدار در تمام زمينه هاي آموزش الکترونيکي گردد. اين تجربيات که مبتني بر روند سعي و خطا و مطالعات صورت گرفته در ساير کشورها شکل گرفته اند منجر به ايجاد ديدگاه ها و استانداردهاي مختلف در کليه زمينه ها از امکان سنجي هاي اوليه تا تهيه متون درسي، روندهاي توليد مواد آموزشي، ارايه دروس، ارزيابي تحصيلي و ... گرديده است.

مرکز تحقيقات مهندسي ثمين تراشه، با در نظر گرفتن استانداردهاي موجود اقدام به طراحي و پياده سازي يک چارچوب (Framework) نرم افزاري جهت به کارگيري در محيط هاي ارتباطي تحت Web با ماموريت آموزشي نموده است. هسته اصلي در بخش آموزشي اين چارچوب نرم افزاري بسترسازي براي فعاليت و همکاري کليه توليدکنندگان محتوا و نرم افزارهاي تحت Web در سطح ملي با نگرش به استانداردها و مفاهيم "در هم کنش " (Interoperability) و" قابليت استفاده مجدد" (Reusability) مي باشد.

اين مقاله به طور خاص به تشريح فناوري هاي به کار رفته و نحوه ايجاد يک مخزن ديجيتالي قابل توزيع (distributed digital Repository) جهت سازماندهي و نگهداري ابرداده ها (Meta data) و ساير داده هاي آموزشي با استفاده از فناوري هاي open source مبتني بر J2EE, XML و web service مي پردازد و سعي مي کند اهميت اين مخزن را در بقا و بروزسازي محتوا و نرم افزارهاي آموزشي و همچنين برقراري ارتباط اين نرم افزارها با مخازن بزرگ اطلاعات نظير کتابخانه ها و ... روشن سازد.

1. منطق توسعه شبکه
زيرساخت شبکه‌اي سيستم آموزش الکترونيکي براساس پروتکل TCP/IP و روي هر شبکه‌اي که آنرا پشتيباني کند قابل اجرا خواهد بود.
توصيه مي‌گردد در اين بخش از پروژه توسعه براساس نياز واقعي صورت گيرد. تنها در صورتي شبکه مورد استفاده قرار خواهد گرفت که کاربران بصورت طبيعي و فطري به آن احساس نياز نمايند. صرف گسترش شبکه و توزيع امکانات ارتباطي نظير پست الکترونيکي بدون ايجاد زمينه‌هاي فرهنگي باعث ايجاد مطالباتي خواهد شد که مجموعه را در ادامه کار ملزم به انجام حرکات شتابزده خواهد کرد و بدون شک معضلات فرهنگي و اطلاعاتي به بار خواهد آورد.
اين کار از طريق انجام عمليات کارگاهي و حتي تعريف واحد درسي جهت استفاده از شبکه آموزش و تدابيري از اين دست قابل انجام خواهد بود.
لازم به ذکر است در کشورهاي فراصنعتي(جوامع اطلاعاتي) پيش از انجام هرگونه پروژه آموزش الکترونيکي آزمون هايي را جهت بررسي آمادگي کاربران براي دريافت آموزش‌هاي الکترونيکي برگزار مي‌نمايند تا از اتلاف وقت و سرمايه پيشگيري شود. براي نمونه مي‌توان به آزمون E-Learning Readiness Assessment (tm) اشاره نمود که در آن محيط دريافت کننده آموزش از نقطه نظرات روانشناختي، جامعه شناسي، محيطي، آمادگي منابع انساني، آمادگي اقتصادي، آمادگي فناوري، آمادگي ابزاري و آمادگي محتوايي بررسي مي‌شوند. براي اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به آدرس www.researchdog.com مراجعه فرماييد.
ضمناً سرمايه‌گذاري بيش از حد در زمينه هاي سخت‌افزاري محدود کننده سرمايه گذاري در بخش هاي محتوايي و نرم‌افزاري خواهد شد.
2. محتوا
در سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي گسترده در حجم آموزش و پرورش و دانشگاه‌هاي بزرگ هزينه هاي زيرساخت کمتر از 20% هزينه ها را تشکيل مي‌دهد و بيش از 80% از هزينه ها مربوط به محتواي تهيه شده است. لذا محتوا در اين سيستم‌ها جزء دارايي(Asset) محسوب مي‌گردد و در طراحي آن بايد ملاحظاتي را در نظر گرفت که با تغيير شرايط زماني و مکاني، تغييرات محتوا به حداقل ممکن برسد و قسمت عمده محتوا همواره قابل استفاده باشد.
در ارتباط با محتوا دو ديدگاه کلي وجود دارد، يکي ديدگاه Contained Self که در آن محتواي آموزشي به نحوي تفکيک ناپذير به برنامه وابستگي دارد و ديگري ديدگاه شي‌گرا يا Object Oriented که در آن از مفاهيم طراحي شي‌گرا نظير
Abstraction, Reusability, Aggregation و Inheritance استفاده مي‌شود. اين نوع محتوا امروزه داراي تقسيم بندي‌هاي استانداردي است که براساس آن کوچکترين جزء مستقل قابل دسترسي Reusable Learning Object يا RLO خوانده مي‌شود. هر RLO در واقع يک پودمان درسي است که با قواعد خاصي تهيه مي‌گردد و شامل اجزاء کوچکتري بنام Reusable Information Object (RIO) است.

اشياء آموزشي با قابليت استفاده مجدد (RLO)
RLO رهيافتي جديد را براي توليد محتوا بيان مي‌کند.در اين رهيافت محتوا به تکه‌هاي کوچکتر (Chunk) تقسيم مي‌گردد. هرچقدر اندازه اين تکه‌ها بزرگتر باشد، استفاده مجدد از آنها سخت‌تر است. اشياء کوچکتر جهت استفاده مجدد نياز به کار کمتري دارد.
در رسانه‌هاي آموزشي طول مدت دريافت آموزش که يادگيرنده (Learner) با رضايت و ميل شخصي از اطلاعات و نرم‌افزارهاي CBT مي‌تواند استفاده کند بطور متوسط 5 الي 15 دقيقه تخمين زده شده است.

اين نگرش به محتوا تضمين کننده حداکثر استفاده از محتواي تهيه شده در مقاطع زماني مختلف خواهد بود.
در اين راستا استانداردهاي گوناگوني در ارتباط با تهيه محتوا بوجود آمده است که از مهمترين آنها مي‌توان به Cisco RLO Strategy اشاره کرد. البته اين استانداردها بايد با توجه به شرايط سني و فرهنگي مخاطبين شبکه مورد بازبيني قرار گيرند.

هر RLO داراي اين ويژگي‌ها است:
* داراي قابليت ارتباط با سيستم آموزشي (LMS) است.
* چگونگي حرکت دانش‌آموز يا دانشجو بين RLO ها توسط LMS کنترل مي‌گردد.
* رخدادهاي درون هر RLO مربوط به خود اوست و درون RLO مديريت مي‌شود. هر RLO در اجرا موجودي مستقل به حساب مي‌آيد.
* از هر RLO توصيفي که به آن اصطلاحاً ابرداده يا Metadata گفته مي‌شود تهيه مي‌شود که طراحان با کمک آن مي‌توانند RLO را جستجو کنند. اين Metadata توسط سيستم مديريت محتوا (CMS) مديريت مي‌شود.

جهت استفاده از اشياء آموزشي (Learning Object) بايد آنها را بازيابي کرد. بازيابي يک شي در يک محيط بزرگ توزيع شده Online شبيه Web يا يک اينترانت بزرگ، آسان نيست. جهت رفع مشکل بازيابي بايد علاوه بر خود اشياء آموزشي توصيفات آنها را نيز ذخيره کرد. اگر اشياء آموزشي را به عنوان داده‌ها در نظر بگيريم توصيفات آنها داده‌هايي در مورد داده‌ها هستند که به آنها ابرداده يا Metadata گويند.

ابرداده اشياء آموزشي شامل اطلاعاتي در مورد عنوان، نويسنده، شماره نسخه، تاريخ ايجاد، تجهيزات تکنيکي و محتوا و مفهوم آموزشي هستند. ابرداده شي آموزش با ابرداده که بصورت ديجيتالي و توسط انجمن کتابخانه هاي Online استفاده مي‌شود سازگار است.
علت اين سازگاري آن است که کتابخانه‌ها مرکز اسنادي بسيار غني براي استفاده در سيستم آموزش مي‌باشند و به همين جهت است که پيوندي محکم بين سيستم‌هاي آموزشي و نرم‌افزارهاي آموزشي وجود دارد.

مراحل توليد محتوا به شرح زير است:
الف)طراحي
که خود شامل مراحل زير است:
1. نياز سنجي
هر RLO و يا RIO بايد در پاسخ به يک نياز مشخص و قابل اندازه‌گيري طراحي شود در غير اينصورت ارزيابي ميزان يادگيري ممکن نخواهد بود.
2. تحليل کارها
در اين مرحله نويسنده در پاسخ به هر نياز شناسايي شده کاري را مطابق با قابليت‌هاي سيستم در نظر مي‌گيرد و مطالبي را که ذکر آنها به عنوان پيش‌نياز و يا مطالب کمکي و حاشيه اي لازم مي داند اضافه مي‌کند. در اين مرحله تقريباً ساختار RLO و RIO هاي موردنياز مشخص مي‌گردند.
3. تعيين اهداف آموزشي
پس از انجام مرحله قبل اهداف آموزشي هر RIO, RLO شناسايي مي‌شوند. اين اهداف به دانشجو يا دانش‌آموز مي گويد براي فراگيري مطلب چه کاري را بايد انجام دهند و براي نويسنده مشخص مي‌کند که چه نوع تمرين و يا آزموني را براي ارزيابي اينکه يادگيرنده به هدف آموزشي دست يافته است يا خير در نظر بايد گرفت.
4. انواع RIO ها
معمولاً هر RLO از 2±7 RIO تشکيل شده است که اين RIO ها حسب ضرورت مي‌تواند يکي از اين پنج نوع باشد:
* مفهوم (Concept)
* واقعيت (Fact)
* روال (Procedure)
* فرآيند (Process)
* اصل (Principle)
محصول مرحله اول يک سند طراحي جزئي (DDD) است که در مراحل بعد مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ب)تهيه و نگارش (Development)
در اين مرحله متون و ساير ملزومات آموزشي نظير تصاوير، اصوات و ساير محتويات موردنياز تهيه مي‌شوند و يا در صورت وجود در مخزن مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
1. اشياء آموزشي (Learning Objects)
براساس مستند مرحله قبل (DDD) نويسنده اقدام به ساخت RLO هاي موردنياز مي‌کند. هر RLO از يک پيش درآمد (Overview)، 5 الي 9 RIO، يک بخش خلاصه و يک بخش ارزيابي تشکيل شده است.

2. RIO ها:
هر RIO از سه عنصر محتوايي (Content)، تمرين (Practice) و ارزيابي (Assessment) تشکيل شده است.
در پايان اين مرحله RIO ها بصورت Beta Version مورد آزمايش قرار مي‌گيرند.

ج)توزيع(Delivery)
محتواي تهيه شده در قالب لوح هاي فشرده آموزشي، سيستم هاي تحت وب و محتواي قابل ارايه در محيط کلاس‌هاي الکترونيکي (ILT) قابل اريه خواهد بود.

د)ارزيابي Evaluation
ارزيابي نيز در چهار سطح قابل انجام است جهت اطلاع بيشتر به مقاله
Evaluating Training Programs: The four levels (Kirkpatrick, 1996)
مراجعه فرماييد.

در اينجا لازم است مفاهيم زير توضيح داده شوند.
1) نگارش همزمان (Concurrent Development)
با توجه به اينکه RLO ها و RIO ها موجوديت مستقل دارند، مي‌توانند بصورت همزمان نگاشته شوند.

2) محتواي محاوره اي(Interactive Content)
محتوايي که با استفاده از فناوري هاي Dynamic نظير
DHTML , Macromedia Flash به همراه فناوري هاي وابسته به XML نظير XSL ايجاد مي‌شود و از قابليت استفاده مجدد و انعطاف بالا برخوردار است. اين نوع محتوا معمولاً براي توليد RIO هاي از نوع روال (Procedure)، تمرينات و ارزيابي‌ها به کار گرفته مي‌شوند.
از مهمترين استفاده هاي اين نوع محتوا ايجاد آزمايشگاه‌هاي مجازي براي انجام آزمايش‌هاي مختلف در محيط هاي نرم‌افزاري است.
3.
سخت‌افزار
معماري نرم‌افزاري زيرساخت شبکه ارتباط مستقيمي با حجم خريدهاي سخت‌افزاري شبکه دارد. قابليت انتقال توان پردازش به دستگاه مرکزي در محيط‌هاي
خادم/مخدوم (Client/Server) و توليد نرم‌افزارهايي که در محيط مرورگر وب قابل اجرا هستند (Thin Client)، امکان استفاده گستره کاربران را از دستگاه هاي ارزان تر مهيا مي‌کند. در يک الگوي کلي با توجه به نمودار مي‌توان ساختار شبکه را بدين شرح توصيف نمود.
* مخازن محتوا
ديدگاه کلي در اين طرح انتقال داده‌هاي حجيم مثل داده‌هاي چندرسانه‌اي و ... به نقاطي است که دسترسي بسيار پرسرعت به اينترنت وجود دارد. اين نقاط مي‌توانند بصورت Collocation در محل‌هايي نظير سرور پارک‌هاي موجود در خارج از کشور باشند. البته شرايط حضور در اين مراکز نبايد محدودکننده دست اندرکاران در استفاده از امکانات سيستم به هر علتي باشد. راهبران سيستم بايد بتوانند هر نرم‌افزار، سيستم عامل و يا سرويس دهنده‌اي را که لازم باشد، روي اين سرورها نصب نمايند. تعداد اين سرورها بايد به تدريج و براساس توسعه گسترش کاربري شبکه تعيين شود. علاوه بر اين مي‌توان داده‌هاي پر حجم را به صورت محلي Local نيز مورد استفاده قرار داد.
* تحمل خطا و Redundancy
در صورت بروز اشکال در پهناي باند و يا سرورهاي موجود در شبکه در هر لحظه مي‌بايست امکان انتقال ترافيک از يک نقطه به نقطه ديگر وجود داشته باشد.
* نقاط دسترسي Access Points
نقاط دسترسي متنوعي براي شبکه متصور است. کاربراني‌ که از خارج از شبکه آموزش و از طريق اينترنت به اين شبکه متصل مي‌شوند، اطلاعات آموزشي خود را از سريع‌ترين محل دسترسي که ممکن است دريافت خواهند نمود. اين کار با استفاده از نرم‌افزار توزيع بار (Load Balancing) و نرم‌افزار هوشمند Content Cache مقدور خواهد بود.
گروه دوم که از طريق شبکه آموزشي به اينترنت دسترسي پيدا مي کنند نيز در درون شبکه از اين امکانات بهره مند خواهند شد ولي براي دسترسي به شبکه جهاني اينترنت نرم‌افزاري در سر راه آنها قرار مي‌گيرد که درخواست‌ها را دريافت و آن‌ها را به صورت مقتضي از نظر ثبت عملکرد و کنترل دسترسي مديريت خواهد نمود.

نمودار نحوه توزيع امکانات و تنوع نقاط دسترسي به شبکه
4. استانداردهاي نرم‌افزاري
اين استانداردها که شرح تفصيلي برخي از آنها در ادامه آمده است، تضمين کننده ارتباط امن و پايدار بين اجزاي مختلف سيستم است. ضمناً امکان توسعه نرم‌افزار را در آينده فراهم نموده و امکان برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات بين اين نرم‌افزار و نرم‌افزارهاي آموزشي ديگر را که با استانداردهاي بين المللي نظير IEEE, IMS سازگار هستند، ممکن مي‌سازد.

ضمناً در طراحي نرم‌افزار بايد سعي شود تا ضمن طراحي آن بصورت کاملاً توزيع شده از الگوهايي نظير پروژه SCORM که توسط موسسه
Advanced Distributed Learning وابسته به وزارت دفاع آمريکا طراحي و پياده‌سازي شده است بهره برداري گردد.
اين استانداردها در زمينه هاي مختلف مثل مخازن محتوا (Digital Repositories)، بسته بندي و تبادل محتوا (Content Packaging)، ابر داده‌ها (Metadata)، توالي دروس (Sequencing) و همچنين محتواي محاوره اي (Interactive Content) مورد بهره برداري قرار گرفته است.
با توجه به ويژگي‌هاي نرم‌افزاري طرح، هر يک از اين ويژگي‌ها به تفصيل توضيح داده شده‌اند.

5. محيط ارتباطي
محيط ارتباطي اين شبکه بايد بصورت يک ابرسايت آموزشي (Learning Portal) طراحي ‌گردد که در آن هر کاربر پس از ورود به شبکه صفحه اي را براي انجام کليه امور ارتباطي و کاري خود در اختيار خواهد داشت.
علاوه بر اين براي کاربران خاص صفحاتي بصورت Template Based قابل طراحي هستند که مي‌تواند به عنوان صفحه يا سايت اختصاصي کاربر مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه بر اين در اين دفتر امکان تعريف نوع ارتباط بين گروه هاي مختلف کاربري وجود خواهد داشت.
محيط ارتباطي و امکانات کاربران

ويژگي‌هاي زيرساخت نرم‌افزاري
ويژگي‌هاي اصلي که هر زيرساخت آموزش مجازي بايد دارا باشد بصورت خلاصه عبارتند از:
1. قابليت استفاده مجدد از محتوا (Reusability)
با توجه به نگرش سرمايه‌اي به محتواي آموزشي تهيه شده براي شبکه، قابليت استفاده مجدد فاکتوري است که هزينه ها و زمان توسعه و ايجاد محتواي آموزشي را به طرز چشمگيري کاهش مي دهد. لازم است تا به هر محتواي آموزشي بصورت يک شي (Object) نگاه شود که در مورد آن يک ابرداده‌ي استاندارد وجود دارد. اين ابرداده به کاربران و ايجادکنندگان اين اشياء اجازه مي دهد تا منابع را به اشتراک بگذارند و تغييرات را به راحتي انجام دهند. براساس اين اشياء مي‌توان اشياء جديدي ايجاد کرد که قابليت ها و محتواي گسترده تر و يا عميق تري را پوشش مي دهند. همچنين مي‌توان از ترکيب تعدادي از اين اشياء يک بسته آموزشي جديد ايجاد نمود.

2. قابليت در هم کنش (Interoperability)
در يک شبکه گسترده آموزشي از ابزار و برنامه هاي کاربردي بسيار متنوعي بهره مي بريم. همگي اين ابزارها در يک شبکه اينترنتي نيازمند استفاده از محتواي آموزشي، اطلاعات کاربران و ساير اطلاعات تهيه شده هستند. يکي از مهمترين قابليت هايي که بايد در زيرساخت آموزش مجازي مد نظر قرار گيرد اين است که تمامي اين ابزارها بايد بتوانند از طريق شبکه محتواي خود را مابين يکديگر به اشتراک گذاشته و تبادل کنند. بنابراين ميان ابزارها و برنامه هاي مختلف موجود در يک شبکه ارتباطات گسترده اي شکل خواهد گرفت که همگي اين ارتباطات و تبادلات بايد بصورت يکپارچه و براساس يک پروتکل استاندارد شکل پذيرد. در زيرساخت پيشنهادي تمامي تبادلات از طريق تبادل اطلاعات در قالب XML انجام مي‌گيرد. همچنين در يک شبکه گسترده ابزارهاي مختلف مي‌توانند از قابليت هاي يکديگر بصورت فراخواني از راه دور استفاده کنند. يعني هر بخش نرم‌افزاري بصورت يک شي در نظر گرفته مي‌شود که سرويس هايي را از طريق واسط خود در اختيار اشياي ديگر قرار مي دهد. يکي از مناسب ترين پروتکل هايي که در اين زمينه به کار گرفته مي‌شود SOAP است که توضيحات تکميلي در مورد آن ارائه خواهد شد.

3. قابليت گسترش ابعاد (Scalability)
طراحي يک قالب مناسب نرم‌افزاري که بتواند توسعه کاربرد سيستم را همزمان با گسترش شبکه از نظر ابعاد جغرافيايي و سخت‌افزاري تضمين نمايد، امکان خريد تدريجي سخت‌افزارها را متناسب با توسعه نياز و فرهنگ کاربرد شبکه آموزشي با حفظ کارايي مناسب، مقدور خواهد ساخت. بدين طريق از ضرر ميلياردي حاصل از افت قيمت سخت‌افزارهاي استفاده نشده نيز جلوگيري خواهد شد. به منظور دستيابي به کارايي مورد قبول در چنين شبکه‌اي به زيرساخت‌هاي مناسب سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و ارتباطي نياز است. امکان دستيابي به چنين زيرساخت‌هايي چه از بعد سخت‌افزاري و چه از بعد فن آوري‌هاي نرم‌افزاري در کشور وجود دارد. براي دستيابي به اين منظور لازم است زيرساخت داراي قابليت هاي زير باشد:
* توزيع اطلاعات و محتوا در حجم‌هاي بسيار بزرگ در هنگام نياز
* توزيع مديريت سيستم و مديريت محتوا
* توزيع خدمات و برنامه هاي کاربردي
* استفاده از فن‌آوري‌هاي قابل توسعه نرم‌افزاري

همانند شبکه گسترده اينترنت لازم است تا عدم تمرکز در شبکه آموزشي نيز مد نظر قرارگيرد. با توجه به چنين نگرشي استفاده از سخت‌افزارهاي با قيمت مناسب عملي مي‌گردد و به اين ترتيب هزينه هاي کلي سخت‌افزاري کاهش يافته و سرمايه‌گذاري به سمت تهيه محتوا و نرم‌افزارها و ابزارهاي سودمند و مناسب سوق مي‌يابد. با توجه به گستردگي کاربران و طراحي يک سيستم غيرمتمرکز در ابعاد مختلف (محتوا، مديريت آموزشي و ...) مي‌توان به قابليت گسترش مناسبي دست يافت.
توجه: نکته اساسي در اين بحث وجود بستر ارتباطي مناسب و فعال است که ساير قسمت ها از اين بستر براي پوشش وظيفه‌مندي کلي شبکه بهره مي‌برند.

4. امنيت (Security)
توجه به امنيت در چنين زيرساختي بسيار حياتي است. بايد به امنيت در دو سطح کلي نگريست:
* امنيت ارتباطي (امنيت بستر سخت‌افزاري شبکه)
* امنيت کاربري سيستم (دسترسي در سطوح مختلف به محتوا و سرويس هاي مختلف آموزشي)
در بعد ارتباطي اين امنيت با استفاده از پروتکل هاي امن، سخت‌افزارهاي مناسب و مطمئن تامين خواهد شد.
در بعد کاربري سيستم از معماري امنيتي آشناي
/ Encryption Authentication / Authorization استفاده خواهد شد.
اين معماري مبتني بر شناسايي کاربر و تامين سطح دسترسي کاربر به خدمات و محتوا در هر نقطه از شبکه است. با توجه به معماري لايه‌اي زيرساخت آموزشي، بحث امنيت نيز به صورت توزيع شده و لايه لايه در نظر گرفته مي‌شود.

5. سازگاري با استانداردها (Standards Compliance)
لزوم استفاده و تدوين استانداردهاي مختلف در بخش هاي مختلف اين سيستم با توجه به گستردگي و تنوع کاربري شبکه بر کسي پوشيده نيست. استفاده از استاندارد باعث رشد و توسعه و ايجاد همکاري مناسب بين سيستم هاي مختلف مي‌گردد. عدم توجه به اين موضوع باعث به هدر رفتن منابع زيادي در شبکه مي‌گردد. با توجه به اين که شرکت هاي مختلفي بعنوان تامين کننده محتوا و يا خدمات با شبکه آموزشي فعاليت خواهند کرد تهيه استاندارد ها مي‌تواند خط مشي مشخصي را براي تمامي شرکت هاي همکار در تامين محتوا يا خدمات بوجود آورد.
استانداردها در بخش هاي زير تدوين مي‌گردند.
* ابرداده‌هاي مربوط به اشياء آموزشي
* بسته بندي و ارائه اشياء مختلف آموزشي در کنار يکديگر
* اطلاعات مديريت کاربران
* ارتباط لايه هاي نرم‌افزاري
* ارتباطات مختلف در سيستم

6. بهره برداري بهينه از حداکثر امکانات موجود با حداقل هزينه ها
7. تجريد (Abstraction)
يکي از راهکارهاي مناسب براي رسيدن به آنچه که گسترش ابعاد مختلف خوانده مي‌شود، نگرش انتزاعي و صد البته شي‌گرا نسبت به کليات زيرساخت نرم‌افزاري و ارتباطي است.
اين نوع نگرش در ساختار محتوا (Content Structure) و خدمات و ساير قابليت‌هاي سيستم در نظر گرفته مي‌شود. در واقع انتزاعي ساختن مفاهيم و مباني نوعي آينده نگري است که ريشه در توجه به اهداف طولاني مدت و عام و چشم پوشي از اهداف خاص و مقطعي دارد.
رعايت اين اصل در شبکه‌اي که مخاطب آن عام و کاربران آن گستره زيادي از توليدکنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن است اجتناب ناپذير و الزامي است.

معماري زيرساخت
در اين بخش به معرفي راهبردهاي اساسي در طراحي و پياده‌سازي بستر نرم‌افزاري و فن‌آوريهاي مورد استفاده مي‌پردازيم.

1. توزيع شدگي (Distribution)
توزيع شدگي بعنوان يک اصل در طراحي و پياده‌سازي زيرساخت آموزشي پيشنهادي در نظر گرفته شده است. اين اصل زيربناي پروژه آموزش الکترونيک که با پشتيباني وزارت دفاع آمريکا بنام SCORM انجام شده است نيز مي‌باشد.
توزيع شدگي در سه سطح اتفاق مي افتد:
* کاربران اعم از دانش‌آموزان، مدرسين و مديران
* اطلاعات و محتوا
* برنامه هاي کاربردي و خدمات
از آنجايي که اطلاعات مي‌توانند به صورت فيزيکي توزيع شده باشند، نرم‌افزارهايي که در شبکه فعاليت مي کنند ممکن است با مجموعه‌اي از اطلاعات سر و کار داشته باشند که در نقاط ديگر قرار دارند و به اين ترتيب لازم خواهد بود بخش‌هاي مختلف يک برنامه از نقاط مختلف شبکه انجام شوند.
اين توزيع شدگي‌ها در زيرساختي نرم‌افزاري که ابعاد ملي و همه جانبه دارد بسيار ضروري مي‌نمايد.
امروزه فناوري‌هاي نرم‌افزاري پاسخي مناسب و در خور براي اين مسئله ارائه نموده‌اند که علاوه بر فائق آمدن بر اين مشکل امکانات و مزاياي متعددي را نيز در اختيار کاربران قرار داده اند.
اين مزايا عبارتند از:
* توزيع اطلاعات و بانک هاي اطلاعاتي در سطح شبکه
* استقلال از ساختار بانک اطلاعاتي
* قابليت توسعه و گسترش هر بخش از نرم‌افزارها بدون اثرگذاري روي ساير بخش‌ها (Distributed Applications)
* امنيت بالا و طبقه بندي دسترسي به خدمات و اطلاعات توزيع شده
* کارايي و بهينه سازي عملکرد نرم‌افزارها و سخت‌افزارها از طريق کاهش ترافيک شبکه‌اي و حجم پردازش هاي نرم‌افزاري که اين خود باعث مي‌شود تا هزينه هاي سخت‌افزاري و ارتباطي کاهش يابد.
نمودار صفحه بعد کاربرد توزيع شدگي را در آموزش الکترونيکي نمايش مي‌دهد.

نمودار توزيع شدگي برنامه‌ها در شبکه
2. طراحي چند لايه
با توجه به بحث هاي انجام شده در خصوص توزيع کاربران، محتوا و برنامه ها در شبکه و اهميت راهبردي نگرش توزيع شده، روش مناسب و مقبول براي پياده‌سازي اين معماري از جايگاه حائز اهميتي برخوردار مي‌گردد.
اين معماري و پياده‌سازي آن ويژگي هاي خاصي دارد که به مهمترين آنها اشاره مي‌شود.
نخستين ويژگي لايه لايه بودن بخش هاي مختلف است. در حقيقت نگرش ما مبتني بر معماري N-Tier است. هرکدام از اجزاي سيستم در يکي از اين لايه ها قرار مي‌گيرند. در اين معماري لايه هاي پايين تر و زيرين، سرويس هايي را براي لايه هاي بالاتر خود فراهم مي کنند. با طراحي صحيح يک معماري لايه بندي شده مي‌توان انتظار داشت تا قابليت ارتقاء و گسترش به نحو چشمگيري افزايش يابد.
در اين طرح سه لايه منطقي اصلي وجود دارد که به شرح زيرند:
* لايه تدارک اطلاعات (Provision Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با بانک هاي اطلاعاتي و نگهداري و ارائه ابرداده‌هاي مرتبط با محتواست.
* لايه منطق کار (Business Tier)
اين لايه شامل خدماتي است که توجيه کننده منطق کاري برنامه‌هاست. در اين لايه خصوصيات و روش عملياتي مرتبط با وظيفه مندي موردنظر سيستم آموزش مجازي پياده‌سازي مي‌گردد. اين لايه واسطي بين کاربران و لايه ارائه و نگهداري محتوا است.
* لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با کاربر، دريافت درخواست ها و ارائه پاسخ ها است. عمليات دريافت اطلاعات ورودي، نمايش اطلاعات خروجي و گزارشات در اين لايه شکل مي پذيرد. در اين لايه ارتباط کاربران از طريق Web Service ها يا نرم‌افزارهاي قابل نصب به سيستم آموزشي تامين مي‌گردد.

هر يک از اين لايه ها بصورت مستقل طراحي مي‌شوند و ارتباطات بين آنها از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد شکل مي‌گيرد.
در هر لايه اجزاي مختلفي قرار مي‌گيرند که مي‌توانند با يکديگر ارتباط داشته باشند. اين اجزا بصورت شي‌گرا تحليل و طراحي شده‌اند. ارتباط بين اين اجزا نيز از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد صورت مي‌پذيرد. نمودار صفحه بعد اين لايه‌ها را به‌صورت نمادين توصيف مي‌کند
نمودار لايه‌هاي مختلف معماري نرم‌افزاري و ارتباطات بين لايه‌ها
3.
فن آوري ها و استانداردهاي نرم‌افزاري
براي انتقال و نگهداري اطلاعات با قالب متني از استاندارد Unicode (تصويب شده توسط کنسرسيوم Unicode) استفاده خواهد شد. استفاده از اين استاندارد، همگام شدن و سازگاري سيستم را با استانداردهاي تاييد شده جهاني (همچون JAVA , XML) به همراه دارد.
تبادل، ارايه و در پاره‌اي از موارد نگهداري (به خصوص Metadata) مبتني بر فن آوري XML و فن‌آوري هاي وابسته به آن همچون FOP, XSLT , XSL , XQL و XQuery مي‌باشد. انتخاب اين فن‌آوري به اين علت انجام گرفته است که XML مکانيزمي انعطاف پذير، قابل تبديل و انتزاعي است که همگي در جهت تحقق نيازمندي‌ها و قابليت‌هاي زيرساخت به خدمت گرفته خواهند شد.
پياده‌سازي لايه هاي نرم‌افزاري بر مبناي تکنولوژي‌هاي J2EE انجام مي‌پذيرد. Java قابليت‌هاي بسياري را در اختيار طراحان و برنامه نويسان و نهايتاً نرم‌افزار قرار مي‌دهد. قابليت‌هايي نظير، ساختار کاملاً شي‌گرا، معماري همبند داخلي و استوار، قابليت انتقال بر روي هر سخت‌افزار و سيستم عامل و استقلال از محيط اجرايي و ... .
براي لايه ارتباطي از فن آوري SOAP,EJB استفاده مي‌شود. SOAPيک پروتکل ارتباطي مبتني بر XML است.


نمودار ارتباط بين اجزاء سيستم

شرح اجزاي سيستم
1. لايه ارائه اطلاعات (Provision Tier)
1.1. مخزن ديجيتال (Digital Repository)
به هر مجموعه از منابع قابل دسترسي روي شبکه بدون دانستن اطلاعات اوليه در مورد ساختار آن مجموعه، يک مخزن ديجيتال گفته مي‌شود. به عبارت ديگر در مخزن ديجيتال منابع مختلف با ساختار اطلاعاتي متفاوت قابل ذخيره و بازيابي مي باشند اين منابع مي‌توانند از طريق واسطي روي شبکه در اختيار اجزاي ديگر قرار گيرند. به صورت پيش فرض مخازن ديجيتال (بخصوص در بحث مخازني كه اطلاعات محتواي آموزشي را نگهداري و بازيابي مي‌کنند) در مورد هر محتواي آموزشي ابرداده‌هاي مربوط به آن را در خود نگهداري مي‌کنند (Metadata). معمولاً ابرداده بصورت استاندارد تعريف شده است و بصورت يک فايل XML عرضه مي‌شود. اما مخازن ديجيتال مي‌توانند منابع مختلفي غير از محتواي آموزشي را نيز در خود نگهداري کنند. در حقيقت مخازن ديجيتال هسته و موتور اصلي نگهداري و بازيافت اطلاعات و محتوا براي ساير اجزاي نرم‌افزاري شبکه آموزشي مي‌باشند. وظايف اصلي(Core Functions) يک مخزن ديجيتال به صورت خلاصه عبارتند از:
* جستجو و ارائه به صورت يک ابرداده‌ي استاندارد
* ذخيره يا بروز رساني ابرداده‌ي ارسالي، به فرم پايگاه داده‌اي که با مخزن ديجيتال در ارتباط است
* بازيابي اطلاعات درخواستي از پايگاه داده و تحويل آن به صورت يک ابرداده‌ي استاندارد
* اعلان تغيير حاصله در يک ابرداده‌ي خاص و ارائه آن به کاربر

يک مخزن ديجيتال بايد بتواند با انواع پايگاه داده‌هاي مرسوم بعنوان موتور ذخيره و بازيابي کار کند.

اين پايگاه داده‌ها به صورت مرسوم به سه بخش کلي زير تقسيم مي‌گردند.
* پايگاه داده‌هاي رابطه اي مرسوم مانند SQLServer و ...
(SQL Repository).
* مخازني که عمليات نگهداري و ارائه را از طريق فايل‌هاي XML انجام مي‌دهند.(XML Repository).
* مخازن کتابخانه اي که بسيار گسترده هستند و امروزه در نگهداري اطلاعات کتابخانه‌اي بکار مي‌روند (Repository Z39.50). اگرچه اين فناوري‌ به تدريج جاي خود را به فن‌آوري‌هاي جديدتر خواهد داد ولي امروزه هزاران کتابخانه در سراسر جهان روزانه ميليون‌ها مورد تبادل اطلاعات بين خود را از اين طريق انجام مي‌دهند. لازم به ذکر است با توجه به عدم استفاده از اين پروتکل در ايران ضرورتي براي پياده‌سازي ابزار راه اندازي و مديريت مربوط به آن وجود ندارد؛ اگر چه اين امکان در طراحي ديده شده‌است.


مزاياي عمده اين موتور ذخيره و بازيابي عبارتند از
* عدم وابستگي به نوع خاصي از پايگاه داده
* انعطاف بخاطر استفاده از ابرداده
* قابليت به اشتراک گذاشتن و عمليات درهم کنش (Interoperability) با ساير مخازن ديجيتال
* مديريت و نگهداري و ارائه محتوا و اطلاعات به صورت توزيع شده
از مخازن ديجيتال مي‌توان براي نگهداري اطلاعات اسناد و مدارک کتابخانه‌اي، ابرداده محتواي آموزشي و ... استفاده کرد.
در کنار اين مخازن، مخازن ديگري نگهداري مي‌شوند که حاوي محتواي ابرداده‌هاي آموزشي کاربران شامل اساتيد، فراگيران و ... مي‌باشند.

نمودار ارتباط مخزن ديجيتال با پايگاه داده‌هاي مختلف

نمودار توزيع شدگي مخازن ديجيتال و استفاده موتورهاي ديگر مانند مخازن تجمعي از آنها

1.2. مخزن تجمعي (Aggregated Repository)
وظيفه‌مندي و تعريف اصلي يک مخزن تجمعي شبيه مخزن ديجيتال است. با اين تفاوت که مخزن تجمعي امکانات مجموعه‌اي از مخازن ديگر ديجيتالي را بصورت يک واسط واحد (يک مخزن ديجيتال) در اختيار اجزاي ديگر قرار مي‌دهد. در حقيقت يک مخزن تجمعي از ترکيب و تجميع اطلاعات چند مخزن ديجيتال ديگر تشکيل مي‌شود. اين مخازن مي‌توانند روي شبکه توزيع شده باشند. يک مخزن تجمعي در شبکه مي‌تواند بخشي از يک مخزن تجمعي ديگر در شبکه باشد. به اين صورت اطلاعات بصورت يک ساختار درختي گسترده و توزيع شده روي شبکه در دسترس قرار مي‌گيرند.
الزامي وجود ندارد که اطلاعات مخازن تشکيل دهنده يک مخزن تجمعي بصورت محلي در مخزن ذخيره شوند. چراکه در اين صورت افزونگي داده‌اي پيش خواهد آمد. اما مخزن تجمعي بخاطر بحث کارائي و بهبود آن مي‌تواند قسمتي از اطلاعات را بصورت محلي Cache کند تا با سرعت بيشتري در دسترس قرار گيرند. کاربران اين مخازن ديگر درگير محل واقعي نگهداري و ارائه اطلاعات نمي‌شوند و مخزن تجمعي مانند يک مخزن ديجيتال براي آنان عمل مي‌کند.
وظايف اصلي يک مخزن تجمعي به صورت خلاصه عبارتند از:
* واسطي براي مديريت مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي لايه پايين تر
* نگهداري قسمتي از اطلاعات به صورت محلي براي افزايش سرعت و کارايي
مزاياي عمده يک مخزن تجمعي:
* ارائه يک واسط واحد.
* بهبود سرعت دسترسي به اطلاعات پرمصرف

ساختار توزيع شده و درختي مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي
2.
لايه منطق کار (Business Tier)
خط مشي کلي در ايجاد نرم‌افزارهاي اين لايه نگارش يک موتور اصلي (Engine) براي هر نرم‌افزار اصلي است که واسط کاربري آن در لايه ارائه
(Presentation Tier) قرار دارد و ارتباط آن با موتور اصلي از طريق لايه ارتباطي مانند SOAP انجام مي‌شود.
در اين لايه با اين نگرش موتورهاي(Engine) زير تعبيه مي‌گردند :
* موتور جستجو (Search Intermediary)
* موتور مديريت محتوا؛ (CMS)
* موتور مديريت آموزشي؛ (LMS)
* موتور کلاس مجازي؛ (ILT)
* موتور ابزار نگارش؛ (Authoring Tool)
* موتور کتابخانه الکترونيکي؛ (Digital Library)
* موتور دفتر کار مجازي ؛ (Virtual Office)
3. لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
نرم‌افزارهاي کاربردي متعدد با استفاده از موتورهاي نصب شده در لايه پايين‌تر مي‌توانند خدمات بسياري را به کاربران سيستم‌هاي نرم‌افزاري ارايه ‌کنند. اين خدمات باعث جذب مخاطبان و رضايت آنها از استفاده از اين سيستم مي‌گردد.
اين واسط مي‌تواند هم به صورت Desktop و هم به صورت Web Based با استفاده از روشها و محيطهاي مختلف که از لايه ارتباطي پشتيباني مي‌کنند پياده سازي گردد.
اين روش باعث مي‌شود تا بتوان محيط هاي کاربري Customized و Personalized براي سطوح مختلف کاربران و مطابق با نيازهاي آنان ايجاد نمود. با توجه به اينکه در اين لايه فقط مسايل نمايشي حل ميشوند و اصل برنامه در لايه پاييني بوده و قابل دسترسي براي نرم‌افزار‌هاي نوشته شده به زبان‌هاي مختلف مي‌باشد، هزينه‌هاي تهيه نرم‌افزار به حداقل خواهد رسيد؛ چرا که نيازي به بازنويسي بخش منطق کار برنامه‌ها وجود نخواهد داشت.
ضمناً اين معماري زمينه مشارکت شرکت‌ها و افراد علاقه‌مند را با مهارت‌هاي مختلف در شبکه‌آموزشي فراهم مي‌نمايد.


نمودار نگرش کلي در طراحي لايه‌اي و فن‌آوري‌هاي به کار رفته
بخش‌هاي کلي سيستم آموزش مجازي E-Learning

1. مديريت آموزشي (LMS)
اين بخش شامل تعريف درس, تخصيص کلاس, انتخاب واحد, معرفي اساتيد, گزارشات آماري، سطح بندي و رتبه بندي و موضوعات مشابه ديگري است. ارتباط سيستم مديريت آموزشي با مخزن تجمعي که شرح آن در ادامه آمده است، تهيه گزارشاتي را در سطح ملي ظرف چند ساعت ممکن مي‌سازد که براي تهيه هر يک به طور عادي در بهترين حالت حداقل يک ماه وقت لازم است.
نرم‌افزاري که مديريت رخدادهاي آموزشي را بر عهده دارد((LMS اطلاعات کاربران را ثبت کرده و مراحل طي دوره آموزشي تعريف شده براي هر يک را پيگيري کرده و داده‌هاي مرتبط را نيز ثبت مي‌کند.

نمودار ارايه توزيع شده محتواي آموزش


اين سيستم اصلي ترين جزء مجموعه آموزش الکترونيکي بوده و ساير بخش‌ها نيز از امکانات اين بخش استفاده مي‌نمايند.
2. ابزار نگارش (Authoring Tool)
اين ابزار قابليت طراحي صفحات جديد و درج متن و محتواي چندرسانه اي در اين صفحات را دارد علاوه بر آن قابليت جستجوي مخازن محتواي موجود و درج محتواي موجود در اين مخازن در محتواي درسي تهيه شده را دارد. علاوه بر اين قابليت ثبت توالي محتواي دروس(Sequence) در سيستم مديريت آموزشي(LMS) را نيز داراست.

3. کلاس الکترونيکي ( مجازي )
ابزار ارتباطي Online است که در آن امکان برقراري ارتباط بين دانشجو و مدرس وجود دارد و قابليت‌هايي نظير Document Sharing و Whiteboard Sharing و محيط Chat کنترل شده و ... را داراست.

4. کتابخانه ديجيتال
کتابخانه‌هاي ديجيتال پيوند بسيار محکمي با سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي دارند و به همين علت است که از ابرداده‌هاي سازگار با هم استفاده مي‌کنند. به علت عدم وجود يک کتابخانه ديجيتال استاندارد که از قابليت‌هاي لازم براي ارتباطات توزيع شده برخوردار باشد، به نظر مي‌رسد که تهيه يک نرم‌افزار کتابخانه‌اي در ابعاد ملي و با سياستهاي ذکر شده از ضروريات آينده ICT کشور باشد.

5. سرگرمي ها و آزمايشگاه ها
در سرگرمي‌ها و آزمايشگاه ها سعي بر اين است که حتي الامکان نياز به برقراري ارتباط Online با شبکه نباشد (به غير از مواردي که کار گروهي بصورت Online مورد نياز است).
نحوه طراحي بازي ها و سرگرمي ها به گونه اي خواهند بود که اولاً اهداف آموزشي مربوطه را تامين نموده ثانياً بر مبناي دانسته هاي روانشناختي سنين مختلف دانش‌آموز تامين کننده نيازهاي علمي , روحي و تربيتي آنان باشد , ثالثاً نيازهاي عاطفي و هنري آنان را نيز مد نظر داشته باشند, رابعاً برقراري ارتباط مجازي دو طرفه (تعاملي Interactive ) با دانش‌آموز مفاهيم علمي مربوط را عمق بخشد.
لازم به ذکر است سرگرميهاي طراحي شده در غرب بدليل نوع نگاه تربيتي آنان اغلب سبب تهييج کاذب دانش‌آموز و تقويت روحيه تهاجمي در آنان مي‌گردد که اساسا با فضاي تعليم و تربيت اسلامي سازگاري ندارد.
دربحث آزمايشگاهها ،بدليل بالابودن هزينه هاي واقعي و محدوديت هاي ديگر ضرورت استفاده از شبيه سازي پديده هاي علمي بسيار مشهود ومنطقي است. اگرچه امکان پياده‌سازي هر پديده اي بصورت نرم‌افزاري وجود ندارد ليکن در حد مقدورات تکنولوژيک مي‌توان از اين نوع امکانات استفاده هاي مناسب و قابل توجهي بعمل آورد.

6. مديريت مالي- اداري
اين بخش شامل مراحل مقدماتي ثبت نام, اخذ شهريه يا تنظيم اعتبارمالي سيستم و پرداخت حق الزحمه اساتيد , صدور گواهينامه الکترونيکي , حضور و غياب اساتيد و ساير موارد خواهد بود .

7. انجمن هاي علمي و فرهنگي
انجمن مکاني براي تبادل عقايد و پرسش و پاسخ بين دانش‌آموزان , دبيران و ... است . البته انجمن مورد استفاده در اين سيستم بايد داراي ويژگي هاي خاص فرهنگي باشد که در نرم‌افزار هاي موجود همه آنها در نظر گرفته نشده است .
8. دفتر کار الکترونيکي ((Virtual Office
با توجه به محدوديت هاي دسترسي فيزيکي, کليه دست اندرکاران مي‌توانند داراي دفاتر مجازي روي شبکه باشند که دسترسي به آنها را در هر لحظه ميسر خواهد ساخت. اين نرم‌افزار در واقع يک Organizer Online است که شرح تفصيلي آن به پيوست آمده است .
همانگونه که در بخش ارتباطي ذکر گرديد، نقطه حضور همه کاربران در شبکه و استفاده از امکانات مختلف، از طريق اين دفتر شکل مي‌پذيرد. هر گروه از کاربران بسته به امکاناتي که در اختيار دارند، صفحه خاص خود را مشاهده مي‌کنند.
اين دفتر دو وجه دارد:
* يک قسمت از امکانات براي مديريت کارها فقط در اختيار صاحب دفتر قرار مي‌گيرد. مانند چک کردن نامه‌هاي الکترونيکي، زمانبندي کارها و ....
* قسمتي از امکانات براي مشاهده و استفاده در اختيار بازديد کنندگان از دفترقرار مي‌گيرد مانند مشاهده مشخصات صاحب دفتر، ارسال پيام و ....
فقط بخشي از کاربران (به عنوان مثال معلمان و مديران مدارس ) داراي صفحه دوم هستند که از طريق آن، ديگران با آنها در ارتباط خواهند بود.
9. موتور جستجو (Search Intermediary)
موتور جستجوي مياني درخواست کاربران را جهت جستجو دريافت کرده و عمل جستجو را بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده انجام مي‌دهد. نتيجه هر يک از جستجوها در مخازن ديجيتال به اين لايه برگردانده مي‌شود. اين لايه نتايج رسيده را بررسي کرده و با اعمال تغييراتي از جمله (حذف بعضي داده‌ها، فيلتر کردن آنها و همچنين مرتب کردن براساس معياري خاص) آنها را ادغام کرده و به کاربر بر مي‌گرداند.

قابليت هاي موتور جستجو عبارتند از:
* عمل جستجو در مخازن ديجيتال که به صورت توزيع شده مي‌باشند صورت مي‌پذيرد.
* جستجو بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده صورت مي‌پذيرد.
* تمام ارتباطات بين موتور جستجوي مياني و کاربر از طريق XML صورت مي‌گيرد. اين ارتباطات شامل درخواست هاي کاربر و نتايج جستجو مي‌باشند.
* قابليت اعتبار سنجي کاربر در موتور جستجو بدين گونه است که قبل از عمل جستجو، دسترسي کاربر به مخازن ديجيتال و داده‌ها مورد بررسي قرار گرفته و عمل جستجو طبق آن دسترسي ها صورت مي‌پذيرد.

عمل اعتبار سنجي با توجه به اطلاعات ذخيره شده در يک پايگاه داده‌هاي عملي درون اين موتور صورت مي‌پذيرد که اين اطلاعات شامل سطح دسترسي کاربران به مخازن ديجيتال و نوع دسترسي آنها به داده‌ها است.

10. موتور مديريت محتوا (CMS)
به طور خلاصه قابليتهاي اصلي اين موتور عبارتند از
* تهيه فرآيند آموزشي مبتني بر محتوا
* سازماندهي داده‌ها براي ارايه مناسب در قالب ابرداده‌ها
* طراحي انواع آزمون‌هاي مختلف وارسال نتايج

منابع و ماخذ
1: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions XML Binding".
Available at : http://www.imsglobal.org/
2: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
3: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2001).
"IMS Learning Resource Meta-Data Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
4: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Question & Test Interoperability, QTILite Specification".
Available at : http://www.imsglobal.org/
5: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
" IMS Digital Repositories Interoperability-Best Practice".
Available at : http://www.imsglobal.org/
6: Reasearch Dog eLearning Readiness Assessment. (2001).
" Elearning Readiness Assessment".
Available at : http://www.reasearchdog.com/
7: National Information Standards Organization. (2002).
" Z39.50: A Primer on the Protocol".
Available at : http://www.niso.org/
8: Cisco (2001).
" Reusable Learning Object Strategy, Version 4".
Available at : http://www.cisco.com/warp/public/10/wwtraining/elearning/implement/rlo_strategy.pdf
9: Darrel Woelk & Shailesh Agarwal, "Integration of e-learning and Knowledge Management", 2002
10: Macromedia (2002).
" Creating Learning Objects With Macromedia Flash MX".
Available at : Http://www.macromdia.com/software/flash/whitepapers/


امير پورسلطاني، ceo@idea-tec.com
عباس شريفي تبار، cto@idea-tec.com
مهدي آهنگري، ahangari@idea-tec.com
حسين پورسلطاني، hpsultani@idea-tec.com
معصومه وکيلي، mvakili@idea-tec.com

الزامات آموزش الکترونیکی

تکفا - وقتي صحبت از زيرساخت هاي آموزش الکترونيکي به ميان مي آيد عموماً اذهان به سمت زيرساخت هاي سخت افزاري و شبکه اي موردنياز معطوف مي گردند. گرايش سخت افزاري به امر فناوري ارتباطات و اطلاعات ريشه در تاريخ صنعت انفورماتيک اين کشور دارد. از سوي ديگر عدم توجه کافي به مفاهيم بنيادين فناوري ها، باعث عدم کارآمدي در بخش هاي مختلف تصميم گيري از جمله در زمينه آموزش الکترونيکي گرديده است

توجه به تجربيات صورت گرفته در جهان از جمله مواردي است که مي تواند باعث افزايش بهره وري و هدايت صحيح سرمايه گذاري ها در جهت توسعه موزون و پايدار در تمام زمينه هاي آموزش الکترونيکي گردد. اين تجربيات که مبتني بر روند سعي و خطا و مطالعات صورت گرفته در ساير کشورها شکل گرفته اند منجر به ايجاد ديدگاه ها و استانداردهاي مختلف در کليه زمينه ها از امکان سنجي هاي اوليه تا تهيه متون درسي، روندهاي توليد مواد آموزشي، ارايه دروس، ارزيابي تحصيلي و ... گرديده است.

مرکز تحقيقات مهندسي ثمين تراشه، با در نظر گرفتن استانداردهاي موجود اقدام به طراحي و پياده سازي يک چارچوب (Framework) نرم افزاري جهت به کارگيري در محيط هاي ارتباطي تحت Web با ماموريت آموزشي نموده است. هسته اصلي در بخش آموزشي اين چارچوب نرم افزاري بسترسازي براي فعاليت و همکاري کليه توليدکنندگان محتوا و نرم افزارهاي تحت Web در سطح ملي با نگرش به استانداردها و مفاهيم "در هم کنش " (Interoperability) و" قابليت استفاده مجدد" (Reusability) مي باشد.

اين مقاله به طور خاص به تشريح فناوري هاي به کار رفته و نحوه ايجاد يک مخزن ديجيتالي قابل توزيع (distributed digital Repository) جهت سازماندهي و نگهداري ابرداده ها (Meta data) و ساير داده هاي آموزشي با استفاده از فناوري هاي open source مبتني بر J2EE, XML و web service مي پردازد و سعي مي کند اهميت اين مخزن را در بقا و بروزسازي محتوا و نرم افزارهاي آموزشي و همچنين برقراري ارتباط اين نرم افزارها با مخازن بزرگ اطلاعات نظير کتابخانه ها و ... روشن سازد.

1. منطق توسعه شبکه
زيرساخت شبکه‌اي سيستم آموزش الکترونيکي براساس پروتکل TCP/IP و روي هر شبکه‌اي که آنرا پشتيباني کند قابل اجرا خواهد بود.
توصيه مي‌گردد در اين بخش از پروژه توسعه براساس نياز واقعي صورت گيرد. تنها در صورتي شبکه مورد استفاده قرار خواهد گرفت که کاربران بصورت طبيعي و فطري به آن احساس نياز نمايند. صرف گسترش شبکه و توزيع امکانات ارتباطي نظير پست الکترونيکي بدون ايجاد زمينه‌هاي فرهنگي باعث ايجاد مطالباتي خواهد شد که مجموعه را در ادامه کار ملزم به انجام حرکات شتابزده خواهد کرد و بدون شک معضلات فرهنگي و اطلاعاتي به بار خواهد آورد.
اين کار از طريق انجام عمليات کارگاهي و حتي تعريف واحد درسي جهت استفاده از شبکه آموزش و تدابيري از اين دست قابل انجام خواهد بود.
لازم به ذکر است در کشورهاي فراصنعتي(جوامع اطلاعاتي) پيش از انجام هرگونه پروژه آموزش الکترونيکي آزمون هايي را جهت بررسي آمادگي کاربران براي دريافت آموزش‌هاي الکترونيکي برگزار مي‌نمايند تا از اتلاف وقت و سرمايه پيشگيري شود. براي نمونه مي‌توان به آزمون E-Learning Readiness Assessment (tm) اشاره نمود که در آن محيط دريافت کننده آموزش از نقطه نظرات روانشناختي، جامعه شناسي، محيطي، آمادگي منابع انساني، آمادگي اقتصادي، آمادگي فناوري، آمادگي ابزاري و آمادگي محتوايي بررسي مي‌شوند. براي اطلاعات بيشتر مي‌توانيد به آدرس www.researchdog.com مراجعه فرماييد.
ضمناً سرمايه‌گذاري بيش از حد در زمينه هاي سخت‌افزاري محدود کننده سرمايه گذاري در بخش هاي محتوايي و نرم‌افزاري خواهد شد.
2. محتوا
در سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي گسترده در حجم آموزش و پرورش و دانشگاه‌هاي بزرگ هزينه هاي زيرساخت کمتر از 20% هزينه ها را تشکيل مي‌دهد و بيش از 80% از هزينه ها مربوط به محتواي تهيه شده است. لذا محتوا در اين سيستم‌ها جزء دارايي(Asset) محسوب مي‌گردد و در طراحي آن بايد ملاحظاتي را در نظر گرفت که با تغيير شرايط زماني و مکاني، تغييرات محتوا به حداقل ممکن برسد و قسمت عمده محتوا همواره قابل استفاده باشد.
در ارتباط با محتوا دو ديدگاه کلي وجود دارد، يکي ديدگاه Contained Self که در آن محتواي آموزشي به نحوي تفکيک ناپذير به برنامه وابستگي دارد و ديگري ديدگاه شي‌گرا يا Object Oriented که در آن از مفاهيم طراحي شي‌گرا نظير
Abstraction, Reusability, Aggregation و Inheritance استفاده مي‌شود. اين نوع محتوا امروزه داراي تقسيم بندي‌هاي استانداردي است که براساس آن کوچکترين جزء مستقل قابل دسترسي Reusable Learning Object يا RLO خوانده مي‌شود. هر RLO در واقع يک پودمان درسي است که با قواعد خاصي تهيه مي‌گردد و شامل اجزاء کوچکتري بنام Reusable Information Object (RIO) است.

اشياء آموزشي با قابليت استفاده مجدد (RLO)
RLO رهيافتي جديد را براي توليد محتوا بيان مي‌کند.در اين رهيافت محتوا به تکه‌هاي کوچکتر (Chunk) تقسيم مي‌گردد. هرچقدر اندازه اين تکه‌ها بزرگتر باشد، استفاده مجدد از آنها سخت‌تر است. اشياء کوچکتر جهت استفاده مجدد نياز به کار کمتري دارد.
در رسانه‌هاي آموزشي طول مدت دريافت آموزش که يادگيرنده (Learner) با رضايت و ميل شخصي از اطلاعات و نرم‌افزارهاي CBT مي‌تواند استفاده کند بطور متوسط 5 الي 15 دقيقه تخمين زده شده است.

اين نگرش به محتوا تضمين کننده حداکثر استفاده از محتواي تهيه شده در مقاطع زماني مختلف خواهد بود.
در اين راستا استانداردهاي گوناگوني در ارتباط با تهيه محتوا بوجود آمده است که از مهمترين آنها مي‌توان به Cisco RLO Strategy اشاره کرد. البته اين استانداردها بايد با توجه به شرايط سني و فرهنگي مخاطبين شبکه مورد بازبيني قرار گيرند.

هر RLO داراي اين ويژگي‌ها است:
* داراي قابليت ارتباط با سيستم آموزشي (LMS) است.
* چگونگي حرکت دانش‌آموز يا دانشجو بين RLO ها توسط LMS کنترل مي‌گردد.
* رخدادهاي درون هر RLO مربوط به خود اوست و درون RLO مديريت مي‌شود. هر RLO در اجرا موجودي مستقل به حساب مي‌آيد.
* از هر RLO توصيفي که به آن اصطلاحاً ابرداده يا Metadata گفته مي‌شود تهيه مي‌شود که طراحان با کمک آن مي‌توانند RLO را جستجو کنند. اين Metadata توسط سيستم مديريت محتوا (CMS) مديريت مي‌شود.

جهت استفاده از اشياء آموزشي (Learning Object) بايد آنها را بازيابي کرد. بازيابي يک شي در يک محيط بزرگ توزيع شده Online شبيه Web يا يک اينترانت بزرگ، آسان نيست. جهت رفع مشکل بازيابي بايد علاوه بر خود اشياء آموزشي توصيفات آنها را نيز ذخيره کرد. اگر اشياء آموزشي را به عنوان داده‌ها در نظر بگيريم توصيفات آنها داده‌هايي در مورد داده‌ها هستند که به آنها ابرداده يا Metadata گويند.

ابرداده اشياء آموزشي شامل اطلاعاتي در مورد عنوان، نويسنده، شماره نسخه، تاريخ ايجاد، تجهيزات تکنيکي و محتوا و مفهوم آموزشي هستند. ابرداده شي آموزش با ابرداده که بصورت ديجيتالي و توسط انجمن کتابخانه هاي Online استفاده مي‌شود سازگار است.
علت اين سازگاري آن است که کتابخانه‌ها مرکز اسنادي بسيار غني براي استفاده در سيستم آموزش مي‌باشند و به همين جهت است که پيوندي محکم بين سيستم‌هاي آموزشي و نرم‌افزارهاي آموزشي وجود دارد.

مراحل توليد محتوا به شرح زير است:
الف)طراحي
که خود شامل مراحل زير است:
1. نياز سنجي
هر RLO و يا RIO بايد در پاسخ به يک نياز مشخص و قابل اندازه‌گيري طراحي شود در غير اينصورت ارزيابي ميزان يادگيري ممکن نخواهد بود.
2. تحليل کارها
در اين مرحله نويسنده در پاسخ به هر نياز شناسايي شده کاري را مطابق با قابليت‌هاي سيستم در نظر مي‌گيرد و مطالبي را که ذکر آنها به عنوان پيش‌نياز و يا مطالب کمکي و حاشيه اي لازم مي داند اضافه مي‌کند. در اين مرحله تقريباً ساختار RLO و RIO هاي موردنياز مشخص مي‌گردند.
3. تعيين اهداف آموزشي
پس از انجام مرحله قبل اهداف آموزشي هر RIO, RLO شناسايي مي‌شوند. اين اهداف به دانشجو يا دانش‌آموز مي گويد براي فراگيري مطلب چه کاري را بايد انجام دهند و براي نويسنده مشخص مي‌کند که چه نوع تمرين و يا آزموني را براي ارزيابي اينکه يادگيرنده به هدف آموزشي دست يافته است يا خير در نظر بايد گرفت.
4. انواع RIO ها
معمولاً هر RLO از 2±7 RIO تشکيل شده است که اين RIO ها حسب ضرورت مي‌تواند يکي از اين پنج نوع باشد:
* مفهوم (Concept)
* واقعيت (Fact)
* روال (Procedure)
* فرآيند (Process)
* اصل (Principle)
محصول مرحله اول يک سند طراحي جزئي (DDD) است که در مراحل بعد مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
ب)تهيه و نگارش (Development)
در اين مرحله متون و ساير ملزومات آموزشي نظير تصاوير، اصوات و ساير محتويات موردنياز تهيه مي‌شوند و يا در صورت وجود در مخزن مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
1. اشياء آموزشي (Learning Objects)
براساس مستند مرحله قبل (DDD) نويسنده اقدام به ساخت RLO هاي موردنياز مي‌کند. هر RLO از يک پيش درآمد (Overview)، 5 الي 9 RIO، يک بخش خلاصه و يک بخش ارزيابي تشکيل شده است.

2. RIO ها:
هر RIO از سه عنصر محتوايي (Content)، تمرين (Practice) و ارزيابي (Assessment) تشکيل شده است.
در پايان اين مرحله RIO ها بصورت Beta Version مورد آزمايش قرار مي‌گيرند.

ج)توزيع(Delivery)
محتواي تهيه شده در قالب لوح هاي فشرده آموزشي، سيستم هاي تحت وب و محتواي قابل ارايه در محيط کلاس‌هاي الکترونيکي (ILT) قابل اريه خواهد بود.

د)ارزيابي Evaluation
ارزيابي نيز در چهار سطح قابل انجام است جهت اطلاع بيشتر به مقاله
Evaluating Training Programs: The four levels (Kirkpatrick, 1996)
مراجعه فرماييد.

در اينجا لازم است مفاهيم زير توضيح داده شوند.
1) نگارش همزمان (Concurrent Development)
با توجه به اينکه RLO ها و RIO ها موجوديت مستقل دارند، مي‌توانند بصورت همزمان نگاشته شوند.

2) محتواي محاوره اي(Interactive Content)
محتوايي که با استفاده از فناوري هاي Dynamic نظير
DHTML , Macromedia Flash به همراه فناوري هاي وابسته به XML نظير XSL ايجاد مي‌شود و از قابليت استفاده مجدد و انعطاف بالا برخوردار است. اين نوع محتوا معمولاً براي توليد RIO هاي از نوع روال (Procedure)، تمرينات و ارزيابي‌ها به کار گرفته مي‌شوند.
از مهمترين استفاده هاي اين نوع محتوا ايجاد آزمايشگاه‌هاي مجازي براي انجام آزمايش‌هاي مختلف در محيط هاي نرم‌افزاري است.
3.
سخت‌افزار
معماري نرم‌افزاري زيرساخت شبکه ارتباط مستقيمي با حجم خريدهاي سخت‌افزاري شبکه دارد. قابليت انتقال توان پردازش به دستگاه مرکزي در محيط‌هاي
خادم/مخدوم (Client/Server) و توليد نرم‌افزارهايي که در محيط مرورگر وب قابل اجرا هستند (Thin Client)، امکان استفاده گستره کاربران را از دستگاه هاي ارزان تر مهيا مي‌کند. در يک الگوي کلي با توجه به نمودار مي‌توان ساختار شبکه را بدين شرح توصيف نمود.
* مخازن محتوا
ديدگاه کلي در اين طرح انتقال داده‌هاي حجيم مثل داده‌هاي چندرسانه‌اي و ... به نقاطي است که دسترسي بسيار پرسرعت به اينترنت وجود دارد. اين نقاط مي‌توانند بصورت Collocation در محل‌هايي نظير سرور پارک‌هاي موجود در خارج از کشور باشند. البته شرايط حضور در اين مراکز نبايد محدودکننده دست اندرکاران در استفاده از امکانات سيستم به هر علتي باشد. راهبران سيستم بايد بتوانند هر نرم‌افزار، سيستم عامل و يا سرويس دهنده‌اي را که لازم باشد، روي اين سرورها نصب نمايند. تعداد اين سرورها بايد به تدريج و براساس توسعه گسترش کاربري شبکه تعيين شود. علاوه بر اين مي‌توان داده‌هاي پر حجم را به صورت محلي Local نيز مورد استفاده قرار داد.
* تحمل خطا و Redundancy
در صورت بروز اشکال در پهناي باند و يا سرورهاي موجود در شبکه در هر لحظه مي‌بايست امکان انتقال ترافيک از يک نقطه به نقطه ديگر وجود داشته باشد.
* نقاط دسترسي Access Points
نقاط دسترسي متنوعي براي شبکه متصور است. کاربراني‌ که از خارج از شبکه آموزش و از طريق اينترنت به اين شبکه متصل مي‌شوند، اطلاعات آموزشي خود را از سريع‌ترين محل دسترسي که ممکن است دريافت خواهند نمود. اين کار با استفاده از نرم‌افزار توزيع بار (Load Balancing) و نرم‌افزار هوشمند Content Cache مقدور خواهد بود.
گروه دوم که از طريق شبکه آموزشي به اينترنت دسترسي پيدا مي کنند نيز در درون شبکه از اين امکانات بهره مند خواهند شد ولي براي دسترسي به شبکه جهاني اينترنت نرم‌افزاري در سر راه آنها قرار مي‌گيرد که درخواست‌ها را دريافت و آن‌ها را به صورت مقتضي از نظر ثبت عملکرد و کنترل دسترسي مديريت خواهد نمود.

نمودار نحوه توزيع امکانات و تنوع نقاط دسترسي به شبکه
4. استانداردهاي نرم‌افزاري
اين استانداردها که شرح تفصيلي برخي از آنها در ادامه آمده است، تضمين کننده ارتباط امن و پايدار بين اجزاي مختلف سيستم است. ضمناً امکان توسعه نرم‌افزار را در آينده فراهم نموده و امکان برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات بين اين نرم‌افزار و نرم‌افزارهاي آموزشي ديگر را که با استانداردهاي بين المللي نظير IEEE, IMS سازگار هستند، ممکن مي‌سازد.

ضمناً در طراحي نرم‌افزار بايد سعي شود تا ضمن طراحي آن بصورت کاملاً توزيع شده از الگوهايي نظير پروژه SCORM که توسط موسسه
Advanced Distributed Learning وابسته به وزارت دفاع آمريکا طراحي و پياده‌سازي شده است بهره برداري گردد.
اين استانداردها در زمينه هاي مختلف مثل مخازن محتوا (Digital Repositories)، بسته بندي و تبادل محتوا (Content Packaging)، ابر داده‌ها (Metadata)، توالي دروس (Sequencing) و همچنين محتواي محاوره اي (Interactive Content) مورد بهره برداري قرار گرفته است.
با توجه به ويژگي‌هاي نرم‌افزاري طرح، هر يک از اين ويژگي‌ها به تفصيل توضيح داده شده‌اند.

5. محيط ارتباطي
محيط ارتباطي اين شبکه بايد بصورت يک ابرسايت آموزشي (Learning Portal) طراحي ‌گردد که در آن هر کاربر پس از ورود به شبکه صفحه اي را براي انجام کليه امور ارتباطي و کاري خود در اختيار خواهد داشت.
علاوه بر اين براي کاربران خاص صفحاتي بصورت Template Based قابل طراحي هستند که مي‌تواند به عنوان صفحه يا سايت اختصاصي کاربر مورد استفاده قرار گيرد.
علاوه بر اين در اين دفتر امکان تعريف نوع ارتباط بين گروه هاي مختلف کاربري وجود خواهد داشت.
محيط ارتباطي و امکانات کاربران

ويژگي‌هاي زيرساخت نرم‌افزاري
ويژگي‌هاي اصلي که هر زيرساخت آموزش مجازي بايد دارا باشد بصورت خلاصه عبارتند از:
1. قابليت استفاده مجدد از محتوا (Reusability)
با توجه به نگرش سرمايه‌اي به محتواي آموزشي تهيه شده براي شبکه، قابليت استفاده مجدد فاکتوري است که هزينه ها و زمان توسعه و ايجاد محتواي آموزشي را به طرز چشمگيري کاهش مي دهد. لازم است تا به هر محتواي آموزشي بصورت يک شي (Object) نگاه شود که در مورد آن يک ابرداده‌ي استاندارد وجود دارد. اين ابرداده به کاربران و ايجادکنندگان اين اشياء اجازه مي دهد تا منابع را به اشتراک بگذارند و تغييرات را به راحتي انجام دهند. براساس اين اشياء مي‌توان اشياء جديدي ايجاد کرد که قابليت ها و محتواي گسترده تر و يا عميق تري را پوشش مي دهند. همچنين مي‌توان از ترکيب تعدادي از اين اشياء يک بسته آموزشي جديد ايجاد نمود.

2. قابليت در هم کنش (Interoperability)
در يک شبکه گسترده آموزشي از ابزار و برنامه هاي کاربردي بسيار متنوعي بهره مي بريم. همگي اين ابزارها در يک شبکه اينترنتي نيازمند استفاده از محتواي آموزشي، اطلاعات کاربران و ساير اطلاعات تهيه شده هستند. يکي از مهمترين قابليت هايي که بايد در زيرساخت آموزش مجازي مد نظر قرار گيرد اين است که تمامي اين ابزارها بايد بتوانند از طريق شبکه محتواي خود را مابين يکديگر به اشتراک گذاشته و تبادل کنند. بنابراين ميان ابزارها و برنامه هاي مختلف موجود در يک شبکه ارتباطات گسترده اي شکل خواهد گرفت که همگي اين ارتباطات و تبادلات بايد بصورت يکپارچه و براساس يک پروتکل استاندارد شکل پذيرد. در زيرساخت پيشنهادي تمامي تبادلات از طريق تبادل اطلاعات در قالب XML انجام مي‌گيرد. همچنين در يک شبکه گسترده ابزارهاي مختلف مي‌توانند از قابليت هاي يکديگر بصورت فراخواني از راه دور استفاده کنند. يعني هر بخش نرم‌افزاري بصورت يک شي در نظر گرفته مي‌شود که سرويس هايي را از طريق واسط خود در اختيار اشياي ديگر قرار مي دهد. يکي از مناسب ترين پروتکل هايي که در اين زمينه به کار گرفته مي‌شود SOAP است که توضيحات تکميلي در مورد آن ارائه خواهد شد.

3. قابليت گسترش ابعاد (Scalability)
طراحي يک قالب مناسب نرم‌افزاري که بتواند توسعه کاربرد سيستم را همزمان با گسترش شبکه از نظر ابعاد جغرافيايي و سخت‌افزاري تضمين نمايد، امکان خريد تدريجي سخت‌افزارها را متناسب با توسعه نياز و فرهنگ کاربرد شبکه آموزشي با حفظ کارايي مناسب، مقدور خواهد ساخت. بدين طريق از ضرر ميلياردي حاصل از افت قيمت سخت‌افزارهاي استفاده نشده نيز جلوگيري خواهد شد. به منظور دستيابي به کارايي مورد قبول در چنين شبکه‌اي به زيرساخت‌هاي مناسب سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و ارتباطي نياز است. امکان دستيابي به چنين زيرساخت‌هايي چه از بعد سخت‌افزاري و چه از بعد فن آوري‌هاي نرم‌افزاري در کشور وجود دارد. براي دستيابي به اين منظور لازم است زيرساخت داراي قابليت هاي زير باشد:
* توزيع اطلاعات و محتوا در حجم‌هاي بسيار بزرگ در هنگام نياز
* توزيع مديريت سيستم و مديريت محتوا
* توزيع خدمات و برنامه هاي کاربردي
* استفاده از فن‌آوري‌هاي قابل توسعه نرم‌افزاري

همانند شبکه گسترده اينترنت لازم است تا عدم تمرکز در شبکه آموزشي نيز مد نظر قرارگيرد. با توجه به چنين نگرشي استفاده از سخت‌افزارهاي با قيمت مناسب عملي مي‌گردد و به اين ترتيب هزينه هاي کلي سخت‌افزاري کاهش يافته و سرمايه‌گذاري به سمت تهيه محتوا و نرم‌افزارها و ابزارهاي سودمند و مناسب سوق مي‌يابد. با توجه به گستردگي کاربران و طراحي يک سيستم غيرمتمرکز در ابعاد مختلف (محتوا، مديريت آموزشي و ...) مي‌توان به قابليت گسترش مناسبي دست يافت.
توجه: نکته اساسي در اين بحث وجود بستر ارتباطي مناسب و فعال است که ساير قسمت ها از اين بستر براي پوشش وظيفه‌مندي کلي شبکه بهره مي‌برند.

4. امنيت (Security)
توجه به امنيت در چنين زيرساختي بسيار حياتي است. بايد به امنيت در دو سطح کلي نگريست:
* امنيت ارتباطي (امنيت بستر سخت‌افزاري شبکه)
* امنيت کاربري سيستم (دسترسي در سطوح مختلف به محتوا و سرويس هاي مختلف آموزشي)
در بعد ارتباطي اين امنيت با استفاده از پروتکل هاي امن، سخت‌افزارهاي مناسب و مطمئن تامين خواهد شد.
در بعد کاربري سيستم از معماري امنيتي آشناي
/ Encryption Authentication / Authorization استفاده خواهد شد.
اين معماري مبتني بر شناسايي کاربر و تامين سطح دسترسي کاربر به خدمات و محتوا در هر نقطه از شبکه است. با توجه به معماري لايه‌اي زيرساخت آموزشي، بحث امنيت نيز به صورت توزيع شده و لايه لايه در نظر گرفته مي‌شود.

5. سازگاري با استانداردها (Standards Compliance)
لزوم استفاده و تدوين استانداردهاي مختلف در بخش هاي مختلف اين سيستم با توجه به گستردگي و تنوع کاربري شبکه بر کسي پوشيده نيست. استفاده از استاندارد باعث رشد و توسعه و ايجاد همکاري مناسب بين سيستم هاي مختلف مي‌گردد. عدم توجه به اين موضوع باعث به هدر رفتن منابع زيادي در شبکه مي‌گردد. با توجه به اين که شرکت هاي مختلفي بعنوان تامين کننده محتوا و يا خدمات با شبکه آموزشي فعاليت خواهند کرد تهيه استاندارد ها مي‌تواند خط مشي مشخصي را براي تمامي شرکت هاي همکار در تامين محتوا يا خدمات بوجود آورد.
استانداردها در بخش هاي زير تدوين مي‌گردند.
* ابرداده‌هاي مربوط به اشياء آموزشي
* بسته بندي و ارائه اشياء مختلف آموزشي در کنار يکديگر
* اطلاعات مديريت کاربران
* ارتباط لايه هاي نرم‌افزاري
* ارتباطات مختلف در سيستم

6. بهره برداري بهينه از حداکثر امکانات موجود با حداقل هزينه ها
7. تجريد (Abstraction)
يکي از راهکارهاي مناسب براي رسيدن به آنچه که گسترش ابعاد مختلف خوانده مي‌شود، نگرش انتزاعي و صد البته شي‌گرا نسبت به کليات زيرساخت نرم‌افزاري و ارتباطي است.
اين نوع نگرش در ساختار محتوا (Content Structure) و خدمات و ساير قابليت‌هاي سيستم در نظر گرفته مي‌شود. در واقع انتزاعي ساختن مفاهيم و مباني نوعي آينده نگري است که ريشه در توجه به اهداف طولاني مدت و عام و چشم پوشي از اهداف خاص و مقطعي دارد.
رعايت اين اصل در شبکه‌اي که مخاطب آن عام و کاربران آن گستره زيادي از توليدکنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن است اجتناب ناپذير و الزامي است.

معماري زيرساخت
در اين بخش به معرفي راهبردهاي اساسي در طراحي و پياده‌سازي بستر نرم‌افزاري و فن‌آوريهاي مورد استفاده مي‌پردازيم.

1. توزيع شدگي (Distribution)
توزيع شدگي بعنوان يک اصل در طراحي و پياده‌سازي زيرساخت آموزشي پيشنهادي در نظر گرفته شده است. اين اصل زيربناي پروژه آموزش الکترونيک که با پشتيباني وزارت دفاع آمريکا بنام SCORM انجام شده است نيز مي‌باشد.
توزيع شدگي در سه سطح اتفاق مي افتد:
* کاربران اعم از دانش‌آموزان، مدرسين و مديران
* اطلاعات و محتوا
* برنامه هاي کاربردي و خدمات
از آنجايي که اطلاعات مي‌توانند به صورت فيزيکي توزيع شده باشند، نرم‌افزارهايي که در شبکه فعاليت مي کنند ممکن است با مجموعه‌اي از اطلاعات سر و کار داشته باشند که در نقاط ديگر قرار دارند و به اين ترتيب لازم خواهد بود بخش‌هاي مختلف يک برنامه از نقاط مختلف شبکه انجام شوند.
اين توزيع شدگي‌ها در زيرساختي نرم‌افزاري که ابعاد ملي و همه جانبه دارد بسيار ضروري مي‌نمايد.
امروزه فناوري‌هاي نرم‌افزاري پاسخي مناسب و در خور براي اين مسئله ارائه نموده‌اند که علاوه بر فائق آمدن بر اين مشکل امکانات و مزاياي متعددي را نيز در اختيار کاربران قرار داده اند.
اين مزايا عبارتند از:
* توزيع اطلاعات و بانک هاي اطلاعاتي در سطح شبکه
* استقلال از ساختار بانک اطلاعاتي
* قابليت توسعه و گسترش هر بخش از نرم‌افزارها بدون اثرگذاري روي ساير بخش‌ها (Distributed Applications)
* امنيت بالا و طبقه بندي دسترسي به خدمات و اطلاعات توزيع شده
* کارايي و بهينه سازي عملکرد نرم‌افزارها و سخت‌افزارها از طريق کاهش ترافيک شبکه‌اي و حجم پردازش هاي نرم‌افزاري که اين خود باعث مي‌شود تا هزينه هاي سخت‌افزاري و ارتباطي کاهش يابد.
نمودار صفحه بعد کاربرد توزيع شدگي را در آموزش الکترونيکي نمايش مي‌دهد.

نمودار توزيع شدگي برنامه‌ها در شبکه
2. طراحي چند لايه
با توجه به بحث هاي انجام شده در خصوص توزيع کاربران، محتوا و برنامه ها در شبکه و اهميت راهبردي نگرش توزيع شده، روش مناسب و مقبول براي پياده‌سازي اين معماري از جايگاه حائز اهميتي برخوردار مي‌گردد.
اين معماري و پياده‌سازي آن ويژگي هاي خاصي دارد که به مهمترين آنها اشاره مي‌شود.
نخستين ويژگي لايه لايه بودن بخش هاي مختلف است. در حقيقت نگرش ما مبتني بر معماري N-Tier است. هرکدام از اجزاي سيستم در يکي از اين لايه ها قرار مي‌گيرند. در اين معماري لايه هاي پايين تر و زيرين، سرويس هايي را براي لايه هاي بالاتر خود فراهم مي کنند. با طراحي صحيح يک معماري لايه بندي شده مي‌توان انتظار داشت تا قابليت ارتقاء و گسترش به نحو چشمگيري افزايش يابد.
در اين طرح سه لايه منطقي اصلي وجود دارد که به شرح زيرند:
* لايه تدارک اطلاعات (Provision Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با بانک هاي اطلاعاتي و نگهداري و ارائه ابرداده‌هاي مرتبط با محتواست.
* لايه منطق کار (Business Tier)
اين لايه شامل خدماتي است که توجيه کننده منطق کاري برنامه‌هاست. در اين لايه خصوصيات و روش عملياتي مرتبط با وظيفه مندي موردنظر سيستم آموزش مجازي پياده‌سازي مي‌گردد. اين لايه واسطي بين کاربران و لايه ارائه و نگهداري محتوا است.
* لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
وظيفه اصلي اين لايه ارتباط با کاربر، دريافت درخواست ها و ارائه پاسخ ها است. عمليات دريافت اطلاعات ورودي، نمايش اطلاعات خروجي و گزارشات در اين لايه شکل مي پذيرد. در اين لايه ارتباط کاربران از طريق Web Service ها يا نرم‌افزارهاي قابل نصب به سيستم آموزشي تامين مي‌گردد.

هر يک از اين لايه ها بصورت مستقل طراحي مي‌شوند و ارتباطات بين آنها از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد شکل مي‌گيرد.
در هر لايه اجزاي مختلفي قرار مي‌گيرند که مي‌توانند با يکديگر ارتباط داشته باشند. اين اجزا بصورت شي‌گرا تحليل و طراحي شده‌اند. ارتباط بين اين اجزا نيز از طريق يک لايه ارتباطي استاندارد صورت مي‌پذيرد. نمودار صفحه بعد اين لايه‌ها را به‌صورت نمادين توصيف مي‌کند
نمودار لايه‌هاي مختلف معماري نرم‌افزاري و ارتباطات بين لايه‌ها
3.
فن آوري ها و استانداردهاي نرم‌افزاري
براي انتقال و نگهداري اطلاعات با قالب متني از استاندارد Unicode (تصويب شده توسط کنسرسيوم Unicode) استفاده خواهد شد. استفاده از اين استاندارد، همگام شدن و سازگاري سيستم را با استانداردهاي تاييد شده جهاني (همچون JAVA , XML) به همراه دارد.
تبادل، ارايه و در پاره‌اي از موارد نگهداري (به خصوص Metadata) مبتني بر فن آوري XML و فن‌آوري هاي وابسته به آن همچون FOP, XSLT , XSL , XQL و XQuery مي‌باشد. انتخاب اين فن‌آوري به اين علت انجام گرفته است که XML مکانيزمي انعطاف پذير، قابل تبديل و انتزاعي است که همگي در جهت تحقق نيازمندي‌ها و قابليت‌هاي زيرساخت به خدمت گرفته خواهند شد.
پياده‌سازي لايه هاي نرم‌افزاري بر مبناي تکنولوژي‌هاي J2EE انجام مي‌پذيرد. Java قابليت‌هاي بسياري را در اختيار طراحان و برنامه نويسان و نهايتاً نرم‌افزار قرار مي‌دهد. قابليت‌هايي نظير، ساختار کاملاً شي‌گرا، معماري همبند داخلي و استوار، قابليت انتقال بر روي هر سخت‌افزار و سيستم عامل و استقلال از محيط اجرايي و ... .
براي لايه ارتباطي از فن آوري SOAP,EJB استفاده مي‌شود. SOAPيک پروتکل ارتباطي مبتني بر XML است.


نمودار ارتباط بين اجزاء سيستم

شرح اجزاي سيستم
1. لايه ارائه اطلاعات (Provision Tier)
1.1. مخزن ديجيتال (Digital Repository)
به هر مجموعه از منابع قابل دسترسي روي شبکه بدون دانستن اطلاعات اوليه در مورد ساختار آن مجموعه، يک مخزن ديجيتال گفته مي‌شود. به عبارت ديگر در مخزن ديجيتال منابع مختلف با ساختار اطلاعاتي متفاوت قابل ذخيره و بازيابي مي باشند اين منابع مي‌توانند از طريق واسطي روي شبکه در اختيار اجزاي ديگر قرار گيرند. به صورت پيش فرض مخازن ديجيتال (بخصوص در بحث مخازني كه اطلاعات محتواي آموزشي را نگهداري و بازيابي مي‌کنند) در مورد هر محتواي آموزشي ابرداده‌هاي مربوط به آن را در خود نگهداري مي‌کنند (Metadata). معمولاً ابرداده بصورت استاندارد تعريف شده است و بصورت يک فايل XML عرضه مي‌شود. اما مخازن ديجيتال مي‌توانند منابع مختلفي غير از محتواي آموزشي را نيز در خود نگهداري کنند. در حقيقت مخازن ديجيتال هسته و موتور اصلي نگهداري و بازيافت اطلاعات و محتوا براي ساير اجزاي نرم‌افزاري شبکه آموزشي مي‌باشند. وظايف اصلي(Core Functions) يک مخزن ديجيتال به صورت خلاصه عبارتند از:
* جستجو و ارائه به صورت يک ابرداده‌ي استاندارد
* ذخيره يا بروز رساني ابرداده‌ي ارسالي، به فرم پايگاه داده‌اي که با مخزن ديجيتال در ارتباط است
* بازيابي اطلاعات درخواستي از پايگاه داده و تحويل آن به صورت يک ابرداده‌ي استاندارد
* اعلان تغيير حاصله در يک ابرداده‌ي خاص و ارائه آن به کاربر

يک مخزن ديجيتال بايد بتواند با انواع پايگاه داده‌هاي مرسوم بعنوان موتور ذخيره و بازيابي کار کند.

اين پايگاه داده‌ها به صورت مرسوم به سه بخش کلي زير تقسيم مي‌گردند.
* پايگاه داده‌هاي رابطه اي مرسوم مانند SQLServer و ...
(SQL Repository).
* مخازني که عمليات نگهداري و ارائه را از طريق فايل‌هاي XML انجام مي‌دهند.(XML Repository).
* مخازن کتابخانه اي که بسيار گسترده هستند و امروزه در نگهداري اطلاعات کتابخانه‌اي بکار مي‌روند (Repository Z39.50). اگرچه اين فناوري‌ به تدريج جاي خود را به فن‌آوري‌هاي جديدتر خواهد داد ولي امروزه هزاران کتابخانه در سراسر جهان روزانه ميليون‌ها مورد تبادل اطلاعات بين خود را از اين طريق انجام مي‌دهند. لازم به ذکر است با توجه به عدم استفاده از اين پروتکل در ايران ضرورتي براي پياده‌سازي ابزار راه اندازي و مديريت مربوط به آن وجود ندارد؛ اگر چه اين امکان در طراحي ديده شده‌است.


مزاياي عمده اين موتور ذخيره و بازيابي عبارتند از
* عدم وابستگي به نوع خاصي از پايگاه داده
* انعطاف بخاطر استفاده از ابرداده
* قابليت به اشتراک گذاشتن و عمليات درهم کنش (Interoperability) با ساير مخازن ديجيتال
* مديريت و نگهداري و ارائه محتوا و اطلاعات به صورت توزيع شده
از مخازن ديجيتال مي‌توان براي نگهداري اطلاعات اسناد و مدارک کتابخانه‌اي، ابرداده محتواي آموزشي و ... استفاده کرد.
در کنار اين مخازن، مخازن ديگري نگهداري مي‌شوند که حاوي محتواي ابرداده‌هاي آموزشي کاربران شامل اساتيد، فراگيران و ... مي‌باشند.

نمودار ارتباط مخزن ديجيتال با پايگاه داده‌هاي مختلف

نمودار توزيع شدگي مخازن ديجيتال و استفاده موتورهاي ديگر مانند مخازن تجمعي از آنها

1.2. مخزن تجمعي (Aggregated Repository)
وظيفه‌مندي و تعريف اصلي يک مخزن تجمعي شبيه مخزن ديجيتال است. با اين تفاوت که مخزن تجمعي امکانات مجموعه‌اي از مخازن ديگر ديجيتالي را بصورت يک واسط واحد (يک مخزن ديجيتال) در اختيار اجزاي ديگر قرار مي‌دهد. در حقيقت يک مخزن تجمعي از ترکيب و تجميع اطلاعات چند مخزن ديجيتال ديگر تشکيل مي‌شود. اين مخازن مي‌توانند روي شبکه توزيع شده باشند. يک مخزن تجمعي در شبکه مي‌تواند بخشي از يک مخزن تجمعي ديگر در شبکه باشد. به اين صورت اطلاعات بصورت يک ساختار درختي گسترده و توزيع شده روي شبکه در دسترس قرار مي‌گيرند.
الزامي وجود ندارد که اطلاعات مخازن تشکيل دهنده يک مخزن تجمعي بصورت محلي در مخزن ذخيره شوند. چراکه در اين صورت افزونگي داده‌اي پيش خواهد آمد. اما مخزن تجمعي بخاطر بحث کارائي و بهبود آن مي‌تواند قسمتي از اطلاعات را بصورت محلي Cache کند تا با سرعت بيشتري در دسترس قرار گيرند. کاربران اين مخازن ديگر درگير محل واقعي نگهداري و ارائه اطلاعات نمي‌شوند و مخزن تجمعي مانند يک مخزن ديجيتال براي آنان عمل مي‌کند.
وظايف اصلي يک مخزن تجمعي به صورت خلاصه عبارتند از:
* واسطي براي مديريت مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي لايه پايين تر
* نگهداري قسمتي از اطلاعات به صورت محلي براي افزايش سرعت و کارايي
مزاياي عمده يک مخزن تجمعي:
* ارائه يک واسط واحد.
* بهبود سرعت دسترسي به اطلاعات پرمصرف

ساختار توزيع شده و درختي مخازن ديجيتال و مخازن تجمعي
2.
لايه منطق کار (Business Tier)
خط مشي کلي در ايجاد نرم‌افزارهاي اين لايه نگارش يک موتور اصلي (Engine) براي هر نرم‌افزار اصلي است که واسط کاربري آن در لايه ارائه
(Presentation Tier) قرار دارد و ارتباط آن با موتور اصلي از طريق لايه ارتباطي مانند SOAP انجام مي‌شود.
در اين لايه با اين نگرش موتورهاي(Engine) زير تعبيه مي‌گردند :
* موتور جستجو (Search Intermediary)
* موتور مديريت محتوا؛ (CMS)
* موتور مديريت آموزشي؛ (LMS)
* موتور کلاس مجازي؛ (ILT)
* موتور ابزار نگارش؛ (Authoring Tool)
* موتور کتابخانه الکترونيکي؛ (Digital Library)
* موتور دفتر کار مجازي ؛ (Virtual Office)
3. لايه ارائه و نمايش (Presentation Tier)
نرم‌افزارهاي کاربردي متعدد با استفاده از موتورهاي نصب شده در لايه پايين‌تر مي‌توانند خدمات بسياري را به کاربران سيستم‌هاي نرم‌افزاري ارايه ‌کنند. اين خدمات باعث جذب مخاطبان و رضايت آنها از استفاده از اين سيستم مي‌گردد.
اين واسط مي‌تواند هم به صورت Desktop و هم به صورت Web Based با استفاده از روشها و محيطهاي مختلف که از لايه ارتباطي پشتيباني مي‌کنند پياده سازي گردد.
اين روش باعث مي‌شود تا بتوان محيط هاي کاربري Customized و Personalized براي سطوح مختلف کاربران و مطابق با نيازهاي آنان ايجاد نمود. با توجه به اينکه در اين لايه فقط مسايل نمايشي حل ميشوند و اصل برنامه در لايه پاييني بوده و قابل دسترسي براي نرم‌افزار‌هاي نوشته شده به زبان‌هاي مختلف مي‌باشد، هزينه‌هاي تهيه نرم‌افزار به حداقل خواهد رسيد؛ چرا که نيازي به بازنويسي بخش منطق کار برنامه‌ها وجود نخواهد داشت.
ضمناً اين معماري زمينه مشارکت شرکت‌ها و افراد علاقه‌مند را با مهارت‌هاي مختلف در شبکه‌آموزشي فراهم مي‌نمايد.


نمودار نگرش کلي در طراحي لايه‌اي و فن‌آوري‌هاي به کار رفته
بخش‌هاي کلي سيستم آموزش مجازي E-Learning

1. مديريت آموزشي (LMS)
اين بخش شامل تعريف درس, تخصيص کلاس, انتخاب واحد, معرفي اساتيد, گزارشات آماري، سطح بندي و رتبه بندي و موضوعات مشابه ديگري است. ارتباط سيستم مديريت آموزشي با مخزن تجمعي که شرح آن در ادامه آمده است، تهيه گزارشاتي را در سطح ملي ظرف چند ساعت ممکن مي‌سازد که براي تهيه هر يک به طور عادي در بهترين حالت حداقل يک ماه وقت لازم است.
نرم‌افزاري که مديريت رخدادهاي آموزشي را بر عهده دارد((LMS اطلاعات کاربران را ثبت کرده و مراحل طي دوره آموزشي تعريف شده براي هر يک را پيگيري کرده و داده‌هاي مرتبط را نيز ثبت مي‌کند.

نمودار ارايه توزيع شده محتواي آموزش


اين سيستم اصلي ترين جزء مجموعه آموزش الکترونيکي بوده و ساير بخش‌ها نيز از امکانات اين بخش استفاده مي‌نمايند.
2. ابزار نگارش (Authoring Tool)
اين ابزار قابليت طراحي صفحات جديد و درج متن و محتواي چندرسانه اي در اين صفحات را دارد علاوه بر آن قابليت جستجوي مخازن محتواي موجود و درج محتواي موجود در اين مخازن در محتواي درسي تهيه شده را دارد. علاوه بر اين قابليت ثبت توالي محتواي دروس(Sequence) در سيستم مديريت آموزشي(LMS) را نيز داراست.

3. کلاس الکترونيکي ( مجازي )
ابزار ارتباطي Online است که در آن امکان برقراري ارتباط بين دانشجو و مدرس وجود دارد و قابليت‌هايي نظير Document Sharing و Whiteboard Sharing و محيط Chat کنترل شده و ... را داراست.

4. کتابخانه ديجيتال
کتابخانه‌هاي ديجيتال پيوند بسيار محکمي با سيستم‌هاي آموزش الکترونيکي دارند و به همين علت است که از ابرداده‌هاي سازگار با هم استفاده مي‌کنند. به علت عدم وجود يک کتابخانه ديجيتال استاندارد که از قابليت‌هاي لازم براي ارتباطات توزيع شده برخوردار باشد، به نظر مي‌رسد که تهيه يک نرم‌افزار کتابخانه‌اي در ابعاد ملي و با سياستهاي ذکر شده از ضروريات آينده ICT کشور باشد.

5. سرگرمي ها و آزمايشگاه ها
در سرگرمي‌ها و آزمايشگاه ها سعي بر اين است که حتي الامکان نياز به برقراري ارتباط Online با شبکه نباشد (به غير از مواردي که کار گروهي بصورت Online مورد نياز است).
نحوه طراحي بازي ها و سرگرمي ها به گونه اي خواهند بود که اولاً اهداف آموزشي مربوطه را تامين نموده ثانياً بر مبناي دانسته هاي روانشناختي سنين مختلف دانش‌آموز تامين کننده نيازهاي علمي , روحي و تربيتي آنان باشد , ثالثاً نيازهاي عاطفي و هنري آنان را نيز مد نظر داشته باشند, رابعاً برقراري ارتباط مجازي دو طرفه (تعاملي Interactive ) با دانش‌آموز مفاهيم علمي مربوط را عمق بخشد.
لازم به ذکر است سرگرميهاي طراحي شده در غرب بدليل نوع نگاه تربيتي آنان اغلب سبب تهييج کاذب دانش‌آموز و تقويت روحيه تهاجمي در آنان مي‌گردد که اساسا با فضاي تعليم و تربيت اسلامي سازگاري ندارد.
دربحث آزمايشگاهها ،بدليل بالابودن هزينه هاي واقعي و محدوديت هاي ديگر ضرورت استفاده از شبيه سازي پديده هاي علمي بسيار مشهود ومنطقي است. اگرچه امکان پياده‌سازي هر پديده اي بصورت نرم‌افزاري وجود ندارد ليکن در حد مقدورات تکنولوژيک مي‌توان از اين نوع امکانات استفاده هاي مناسب و قابل توجهي بعمل آورد.

6. مديريت مالي- اداري
اين بخش شامل مراحل مقدماتي ثبت نام, اخذ شهريه يا تنظيم اعتبارمالي سيستم و پرداخت حق الزحمه اساتيد , صدور گواهينامه الکترونيکي , حضور و غياب اساتيد و ساير موارد خواهد بود .

7. انجمن هاي علمي و فرهنگي
انجمن مکاني براي تبادل عقايد و پرسش و پاسخ بين دانش‌آموزان , دبيران و ... است . البته انجمن مورد استفاده در اين سيستم بايد داراي ويژگي هاي خاص فرهنگي باشد که در نرم‌افزار هاي موجود همه آنها در نظر گرفته نشده است .
8. دفتر کار الکترونيکي ((Virtual Office
با توجه به محدوديت هاي دسترسي فيزيکي, کليه دست اندرکاران مي‌توانند داراي دفاتر مجازي روي شبکه باشند که دسترسي به آنها را در هر لحظه ميسر خواهد ساخت. اين نرم‌افزار در واقع يک Organizer Online است که شرح تفصيلي آن به پيوست آمده است .
همانگونه که در بخش ارتباطي ذکر گرديد، نقطه حضور همه کاربران در شبکه و استفاده از امکانات مختلف، از طريق اين دفتر شکل مي‌پذيرد. هر گروه از کاربران بسته به امکاناتي که در اختيار دارند، صفحه خاص خود را مشاهده مي‌کنند.
اين دفتر دو وجه دارد:
* يک قسمت از امکانات براي مديريت کارها فقط در اختيار صاحب دفتر قرار مي‌گيرد. مانند چک کردن نامه‌هاي الکترونيکي، زمانبندي کارها و ....
* قسمتي از امکانات براي مشاهده و استفاده در اختيار بازديد کنندگان از دفترقرار مي‌گيرد مانند مشاهده مشخصات صاحب دفتر، ارسال پيام و ....
فقط بخشي از کاربران (به عنوان مثال معلمان و مديران مدارس ) داراي صفحه دوم هستند که از طريق آن، ديگران با آنها در ارتباط خواهند بود.
9. موتور جستجو (Search Intermediary)
موتور جستجوي مياني درخواست کاربران را جهت جستجو دريافت کرده و عمل جستجو را بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده انجام مي‌دهد. نتيجه هر يک از جستجوها در مخازن ديجيتال به اين لايه برگردانده مي‌شود. اين لايه نتايج رسيده را بررسي کرده و با اعمال تغييراتي از جمله (حذف بعضي داده‌ها، فيلتر کردن آنها و همچنين مرتب کردن براساس معياري خاص) آنها را ادغام کرده و به کاربر بر مي‌گرداند.

قابليت هاي موتور جستجو عبارتند از:
* عمل جستجو در مخازن ديجيتال که به صورت توزيع شده مي‌باشند صورت مي‌پذيرد.
* جستجو بطور همزمان بين مخازن ديجيتال توزيع شده صورت مي‌پذيرد.
* تمام ارتباطات بين موتور جستجوي مياني و کاربر از طريق XML صورت مي‌گيرد. اين ارتباطات شامل درخواست هاي کاربر و نتايج جستجو مي‌باشند.
* قابليت اعتبار سنجي کاربر در موتور جستجو بدين گونه است که قبل از عمل جستجو، دسترسي کاربر به مخازن ديجيتال و داده‌ها مورد بررسي قرار گرفته و عمل جستجو طبق آن دسترسي ها صورت مي‌پذيرد.

عمل اعتبار سنجي با توجه به اطلاعات ذخيره شده در يک پايگاه داده‌هاي عملي درون اين موتور صورت مي‌پذيرد که اين اطلاعات شامل سطح دسترسي کاربران به مخازن ديجيتال و نوع دسترسي آنها به داده‌ها است.

10. موتور مديريت محتوا (CMS)
به طور خلاصه قابليتهاي اصلي اين موتور عبارتند از
* تهيه فرآيند آموزشي مبتني بر محتوا
* سازماندهي داده‌ها براي ارايه مناسب در قالب ابرداده‌ها
* طراحي انواع آزمون‌هاي مختلف وارسال نتايج

منابع و ماخذ
1: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions XML Binding".
Available at : http://www.imsglobal.org/
2: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
3: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2001).
"IMS Learning Resource Meta-Data Information Model".
Available at : http://www.imsglobal.org/
4: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
"IMS Question & Test Interoperability, QTILite Specification".
Available at : http://www.imsglobal.org/
5: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).
" IMS Digital Repositories Interoperability-Best Practice".
Available at : http://www.imsglobal.org/
6: Reasearch Dog eLearning Readiness Assessment. (2001).
" Elearning Readiness Assessment".
Available at : http://www.reasearchdog.com/
7: National Information Standards Organization. (2002).
" Z39.50: A Primer on the Protocol".
Available at : http://www.niso.org/
8: Cisco (2001).
" Reusable Learning Object Strategy, Version 4".
Available at : http://www.cisco.com/warp/public/10/wwtraining/elearning/implement/rlo_strategy.pdf
9: Darrel Woelk & Shailesh Agarwal, "Integration of e-learning and Knowledge Management", 2002
10: Macromedia (2002).
" Creating Learning Objects With Macromedia Flash MX".
Available at : Http://www.macromdia.com/software/flash/whitepapers/


امير پورسلطاني، ceo@idea-tec.com
عباس شريفي تبار، cto@idea-tec.com
مهدي آهنگري، ahangari@idea-tec.com
حسين پورسلطاني، hpsultani@idea-tec.com
معصومه وکيلي، mvakili@idea-tec.com

طرح خرید کامپیوتر برای مدارس


تکفا - لطفاً ضمن معرفي، سابقة فعاليت‌هاي خودتان را در آموزرش‌و‌پرورش توضيح دهيد.
- محمد قديري بشردوست هستم، فارغ‌التحصيل رشتة فيزيك از دانشگاه تهران. از سال 1350 فعاليتم را در بخش خصوصي شروع كردم. در سال 1352 در شركت مشاور صنعت نفت در كنسرسيوم جنوب مشغول به كار شدم. در آنجا بود كه با اين حرفه (رايانه) آشنا شدم. در آن زمان رشته‌اي به عنوان «رايانه» وجود نداشت و تنها جايي كه زمينه‌اي هر چند ناچيز براي اين موضوع داشت، دانشكدة نفت آبادان بود و من زمينة اصلي اين فعاليت را از آنجا به دست آوردم و در بيشتر قسمت‌هاي بخش خصوصي فعاليت‌هايي را انجام دادم.
بعد از انقلاب به مدت 2 سال در يك دورة حسابرسي در سازمان صنايع شركت داشتم. در اين مدت كارخانه‌هاي مصادره شده را (400-500 كارخانه) - با اين هدف كه آيا مي‌شود در آنها «نظام‌هاي تيپ» ايجاد نمود يا نه - بررسي كرديم و فهميديم كه اين كار انجام‌پذير است ولي متأسفانه در آن زمان بحث رايانه فراگير نبود تا جايي كه اوايل انقلاب يك سري از رايانه‌ها را - با اين تفكر كه ممكن است مستهلك شوند - بايگاني نمودند.
به عنوان نمونه، آموزش‌و‌پرورش از جمله سازمان‌هايي بود كه قبل از انقلاب يك دستگاه رايانه Mainframe دريافت كرده و بعد از انقلاب به دليل اينكه اين كالا استراتژيك است و بايد خيلي با صرفه‌جويي مصرف شود! كنار گذاشته شد!
به هر حال من تا سال 1368 كه كارم را در آموزش‌و‌پرورش آغاز كردم بخشي را در سازمان صنايع و قسمتي را در كارخانجات و مقداري را در وزارت بازرگاني مشغول بودم.
پس از دورة صرفه‌جويي در بخش انفورماتيك به دورة فروش «mainframe »هاي قديمي توسط شركت‌ها مي‌رسيم كه با يك سري تبليغات همراه بود. در آن دوره (حدود سال63 تاسال 68 ) نرم‌افزار به عنوان تصحيح كننده‌ي سخت‌افزار مطرح بود.
اين دوره، ما را با ديدگاههايي كه فكرمي‌كرديم امكان توسعه بر مبناي انفورماتيك وجود دارد آشنا كرد . ولي متأسفانه تحت الشعاع حركتي كه در ايران باب شده بود قرار گرفت و با توجه به تجربه‌هايي كه شخصاً بعد از يك سال طراحي روي سيستم‌ها داشتم، متوجه شدم كه اين قضايا، هياهويي براي هيچ است.
+ ممكن است كمي درباره‌ي فعاليت‌هاي خودتان در آموزش‌و‌پرورش و علت پايبندي شما در اين وزارتخانه توضيح دهيد.
- دليل پايبندي من به آموزش و پرورش اين بود كه در سال 1368 آقاي دكتر سپهري معاونت برنامه‌ريزي وزارت آموزش‌و‌پرورش در اين وزارتخانه در شرف خريد يك سري تجهيزات (mainframe ) بودند. به ذهنشان رسيده بود با توجه به اينكه اصولاً آموزش و پرورش يك محيط توزيعي است ممكن است كه وجود چند دستگاه از اين تجهيزات در تهران شايد مفيد نباشد و با توجه به اينكه اينجانب طرف مشورت ايشان قرار گرفتم، مطرح كردم ابتدا بايد بدانيم چه مي‌خواهيم بكنيم، سپس خريد كنيم. البته در همان زمان بعضي افراد عقيده داشتند ابتدا بايد رايانه را خريداري كنيم، سپس ببينيم با آن چه كارهايي مي‌توان انجام داد. در آن زمان مديران نسبت به محيط و معجزاتي كه اين دستگاه داشت ناآشنا بودند و فكر مي‌كردند با خريد اين دستگاه، تمام كارها انجام خواهد شد.
به هر حال به همراه آقاي رحمتي در يك تداوم منطقي كار را شروع كرديم و ما چون از ضرورت‌ها مطلع بوديم و طرح كلاً مبتني بر PC بود، شروع كرديم، موفق بوديم.
در شهريور سال 1360 اين طرح ارائه شد و خيلي وقفه ايجاد شد. تا سال 69 و 68 در حقيقت هيچ كار جدي روي اين مسأله انجام نشد .با توجه به تجربيات گذشته ، ترديد داشتيم و بايد راه حلي پيدا مي‌كرديم . اين طرح يك سال طول كشيد . آقاي دكتر سپهري از تمام دانشگاه‌ها يك نماينده خواسته بودند و همچنين از «شوراي عالي انفورماتيك» نماينده خواسته بودند و از سازمان برنامه و بودجه نيز مي‌آمدند و جنبه‌هاي گوناگون طرح را بررسي مي‌كردند كه آيا اصولاً اين طرح عملي است يا نه و بالاخره بعد از يك سال عملي بودن طرح پذيرفته شد و قرار شد كه انجام شود.
مشكلات زيادي وجود داشت و درنهايت آموزش‌و‌پرورش به اين نتيجه رسيد كه براي انجام اين كار، يكي از شركت‌هاي خود را (شركت پژوهش) انحصاراً براي اين كار فعال كند و خود از طريق هيأت مديره نظارت كند و ضمناً كار بتواند تداوم پيدا كند.
+ لطفاً كمي بيشتر در مورد اين طرح توضيح دهيد.
- طرح اوليه شامل 27 سيستم است كه ازسطح مدرسه تا سطح ستاد در پيوند با يكديگر كار مي‌كنند ، بنابراين عمر آن بايد بيش از 1 سال باشد كه اين مهم با توجه به مسايل دولتي عملاً امكان پذير نبود.
و موردي كه ممكن بود در رابطه با بخش خصوصي مطرح شود نيز اين بود كه قوانين به ما اجازه نمي‌داد كه اين بخش چنين تعهد دراز مدتي را در گستره‌اي به وسعت آموزش و پرورش، به عهده بگيرد. مجموعه‌ي اين مسايل، آموزش و پرورش را مجاب كرد كه از يك شركت استفاده كند.
من خودم تا آن زمان فكر نمي‌كردم كه مسؤوليت اين شركت را به عهده بگيرم و به علت جديد بودن طرح با ديده‌ي شك به آن نگاه مي‌كردم . در انتها نيز مشروط بر اينكه مسؤوليت شركت را به عنوان مديرعامل به عهده بگيرم كار را پذيرفتم. هر چند بيشتر به عنوان مدير پروژه كار خودم را انجام مي‌دادم تا مديرعامل و سعي كردم تا آن مجموعه را نيز بر همين اساس سامان بخشم.
به هر حال اين مجموعه تأسيس شد و ما اصولي براي آن تدوين كرديم. اولين اصل ، اين بود كه اين شركت به هيچ وجه در سخت‌افزار دخالت نكند . تجربه‌ي من در شركت‌هاي دولتي اين بود كه معمولاُ هر شركتي - به عنوان يك بنگاه اقتصادي - به سمتي كه سود بيشتري داشته باشد كشيده مي‌شود و در آن زمان بخش سخت‌افزار سودآوري بيشتري را به دنبال داشت.
تصميم گرفتيم براي اين شركت كسي را استخدام نكنيم كه جذب و دفع نيروبراي ما وجود داشته باشد. شركت‌هاي دولتي معمولاً پس از تشكيل به يك محمل تبديل مي‌شوند يعني به عنوان يك واسطه براي انتقال كار به بيرون عمل مي‌كنند ولي چون كار ما طراحي بود نمي‌توانستيم كار را تكه تكه كرده و به بيرون از شركت ارجاع دهيم. و اصلاً دليلي نداشت كه ما فقط به علت وجود رابطه و استفاده از رانت دولتي كار را گرفته و به ديگران واگذار كنيم و خودمان به صورت يك چيز بي‌محتوا درآييم و فقط نقش رابطه را بازي كنيم.
از آنجا كه مي‌خواستيم اين كار تا به آخرين سطح در ايران به انجام برسد ، هر نيرويي كه مي‌خواستيم ، بر اساس قرارداد خدمتي مي‌گرفتيم. همچنين مي‌دانستيم كه عمدة هزينه ها دربخش اجرايي است و بايد اين قضيه را نهادينه كرد و به تدريج فرهنگ‌سازي نمود و گسترش داد .
با انتخاب اين اصول ما كار را جلو برديم هر چند در راستاي كار تغييرات كمي در اين اصل‌ها ايجاد شد ولي از آنجا كه مدل انتخاب شده منطقي و حاصل تجربه‌ها بود كار به خوبي پيش مي‌رفت .
+ در صورت امكان كمي دربارة ضرورت انجام اين كار صحبت بفرماييد.
- آموزش و پرورش بزرگ‌ترين سازمان اجرايي كشور است . 000ر100ر1 معلم دارد. نزديك‌ترين وزارتخانه به آموزش‌و‌پرورش ، وزارت بهداشت با 000ر250 نفر پرسنل است. در صورتي كه آموزش و پرورش فقط 000ر000ر18 نفر دانش‌آموز و 000ر700 كلاس درس و 000ر130 آموزشگاه و 730 منطقه دارد كه در واقع نقاط عملياتي آموزش و پرورش مي‌باشند. آموزش و پرورش در حقيقت يك كارخانه‌ي بزرگ انسان‌سازي است كه داراي پيچيدگي‌هاي خاص خود است؛ نظير جابه‌جايي مدرسه دانش‌آموزان ، نمرات و پرونده‌ها، تغيير نظام‌هاي آموزشي، تغيير مقررات و قوانين، نقل و انتقال، كارآيي ارزشيابي، تخصيص (كدام معلم به كدام مدرسه برود) و ... كه نگهداري سوابق تمامي اين مسايل به صورت دستي محال و فقط به وسيله‌ي رايانه امكان‌پذير است.
شعار ما « استقرار مديريت بر مبناي اطلاعات از طريق خودكارسازي اطلاعات» است. كلاً در آموزش 4 محور وجود دارد (دانش‌آموز، درس، نيروي انساني فضا و تجهيزات) كه هر 4 محور را از طريق پايگاه‌هاي رايانه‌اي پوشش داده‌ايم. از نقطه‌نظر كاري در آموزش‌و‌پرورش از سطح مدرسه تا سطح ستاد به صورت كاملاً غير متمركز تحت كنترل است هرچند برنامه‌ها و پشتيباني متمركز است.
روش‌ها و شيوه‌هاي متفاوتي داريم . يك روش خوشه‌بندي است كه بر اين اساس ما نقاط قوتي به دست آورده‌ايم. به علت اينكه در آن سمت كار خانواده‌ها قرار دارند نبايد كار نقص پيدا كند و اين مسأله كار ما را دشوارتر مي‌سازد.
اين قضيه ريشه دوانده و حسن آن اين است كه ديگر كسي نمي‌تواند آن را بعد از ريشه‌اي كه دوانده جابه‌جا كند و هم‌اكنون نگراني ما اين است كه اگر اتفاقاتي كه مي‌افتد را نتوانيم كنترل كنيم، در اين صورت فاجعه به وجود مي‌آيد و اين واقعاً چيزي است كه ما را تحت فشار قرار داده است.
آموزش و پرورش، سالم‌ترين و منطقي‌ترين سازماني است كه در ايران وجود دارد. دليلش هم بچه‌ها هستند . جريان دانش‌آموزي كه دائماً از آموزش‌و‌پرورش مي‌گذرد محيط يخ‌زدة اطرافش را گرم مي‌كند. به همين خاطر آموزش‌و‌پرورش متفاوت است. بچه‌ها روي معلمان و مديران خود تأثير مي‌گذارند، مديران روي رؤساي مناطق و رؤساي مناطق روي استان و نهايتاً به ستاد مي‌رسد.
در آموزش‌و‌پرورش اگر كاري جدي باشد ، انجام مي‌شود و اگر نمايشي باشد امكان ندارد انجام شود .
شما هر كدام از 25 سيستم كه به همراه زير سيستم‌ها به 70 مي‌رسد را در تعدادمدارس ضرب كنيد تا ببينيد چه مقدار كار اجرايي بايد انجام شود. اولين كار در تهران يك سال طول كشيد. من اميدم را از دست داده بودم و فكر مي‌كردم اگر تهران كه داراي تعداد زيادي متخصص است اين مقدار طول بكشد، چگونه مي‌توانيم اين كار را در سطح ايران پياده كنيم! در حالي كه يك ماه بعد از سيستان و بلوچستان اتمام كار را اعلام نمودند.
يكي از نقاط كنترلي ما ، اطلاعاتي است كه سيستم‌ها براي پايگاه مي‌فرستند و هم‌اكنون اعتقاد من اين است كه كار هر چه دورتر مي‌رود بهتر انجام مي‌شود و به نظر من اين يكي از معجزات فناوري اطلاعات است .
ما در آموزش‌و‌پرورش مناطقي داريم كه شما شايد حتي اسم آن را هم نشنيده باشيد و هنگامي كه مي‌گوييم كه يك مدرك در آموزش‌و‌پرورش نيست كه غيرمكانيزه باشد، معني آن چيست ؟ يعني همه جا تحت پوشش است.
حال ممكن است اين سؤال پيش آيد كه آيا تمام مدارس ما رايانه دارند؟ بايد به اين نكته توجه كرد كه كار به صورت بومي طراحي شده است. تمامي سيستم‌هاي ما حالت متمركز و غيرمتمركز دارند. در مورد مدارس فرض كنيد اين سيستم 60 روال مانند حضور و غياب و ... را انجام مي‌دهد ولي 4 روال آن خيلي مهم است : 1 - انتخاب واحد 2 - تهية ليست دبير 3- صدور كارنامه و 4- دفتر امتحانات . از اين 60 تا ، آن سيستمي كه در منطقه اجرا شده ،اين 4 روال اصلي را انجام مي‌دهد .اين سيستم فرضاً مي‌تواند 50 مدرسة فاقد رايانه را تحت پوشش قرار دهد. هر مدرسه كه رايانه داشت دقيقاً اطلاعات پايه‌اي آن به منطقه منتقل مي‌شود و حسن كار اينجا است كه در صورتي كه مدرسه‌اي داراي رايانه شود هيچ كار قبلي ندارد و فقط اطلاعات به رايانه‌اش وارد مي‌شود .
حسن دوم كار ذخيرة اطلاعات توسط ستاد است . يعني اگر رايانة مدرسه‌اي دچار اشكال شود ، تمام اطلاعات از طريق رايانة منطقه قابل بازيابي است. جديدترين اطلاعات آموزش‌و‌پرورش به روز در ستاد وجود دارد.
ممكن است بپرسيد كه با اين وضع مخابرات شما چگونه اين ادعا را مي‌كنيد؟ ما مناطقي داريم كه برق ندارند!
ما روش ارتباط اطلاعاتي را با روش مخابراتي Handshaking را شبيه‌سازي كرده‌ايم. مثلاً هم‌اكنون اطلاعات نيروي انساني ما به روز است. اگر منطقه‌اي اطلاعات را براي ما ارسال نكند و خواست حقوق پرداخت كند، سيستم قفل مي‌كند يعني بايد اطلاعات به سطح بالاتر منتقل شود تا اجازه‌ي امكان ادامه‌ي كار در سطح پايين‌تر وجود داشته باشد. البته اكنون اكثر ارتباطات به وسيله‌ي Modem است.
سؤال ديگر اين است كه بحث «E - Learning » چه ارتباطي به «MIS » دارد؟
آموزش‌و‌پرورش يك موجود چند لايه است . يك لايه ستاد دارد، يك لايه استان، يك لايه منطقه، يك لايه مدرسه و يك لايه كلاس. وظيفة نظام آموزشي اين است كه مطالب مناسب توسط استاد مناسب در فضاي مناسب ارائه شود و تمام اين لايه‌ها با يكديگر در نقطة ارزشيابي كه همان كلاس است، در ارتباطند. در حقيقت « E - Learning» مجبور به ارزشيابي است. اين دو نقطه‌ي اتصال است كه در حقيقت وارد حوزه‌اي مي‌شوند كه بر همين اساس مدل‌هايي در مالزي از جمله مبحث «Smart School » وجود دارد. يعني روال‌هايي كه در مدرسه اتفاق مي‌افتد، مانند ارتباط با اولياء ، امتحانات و ... يك بخش از مبحث است كه به شكل‌هاي مختلف قابل ارائه است.
+ لطفاً در مورد ارتباط « E -Learning » با «MIS » بيشتر توضيح دهيد.
- ما شعار جديدي داريم كه مي‌گوييم دانش‌آموز پژوهنده ، سازمان يادگيرنده . ما مي‌گوييم دانش‌آموز پژوهنده يك شعار است. به دليل اينكه دانش‌آموز در سن دانش‌آموزي است، نياز به هدايت دارد. اين مطلب با نظام دانشگاهي و آموزش مستمر تفاوت دارد و در حقيقت يك نظام هدايتي است كه نمي‌توان آن را ناديده گرفت. هرگاه اين اتفاق براي دانش‌آموز بيافتد كه نياز به هدايت نداشته باشد، وارد نظام دانشگاهي شده، حتي اگر در سن 12 سالگي باشد. «MIS » ما از نظام هدايت تا تدارك منابع و ارائة مطالب مي‌رود . حال نظام فراگيري دانش‌آموز خود مسألة ديگري است كه نمي‌توان اين دو را حداقل در آموزش‌و‌پرورش از هم جدا نمود. البته تا حدودي قابل تفكيك است . با توجه به اين مسأله دانش‌آموز پژوهنده بايد در يك نظام نوين تربيت شود . از طرف ديگر اگر اين نظام كنار گذاشته شود ، مانند تمام كارهايي خواهد شد كه تا به حال انجام داده‌ايم . به هر حال نقطة اتصال نظام يادگيرنده با دانش‌آموز پژوهنده در ارزشيابي است.
شمانمي‌توانيد «E - Learning » را از نظام اجراييش جدا كنيد . اين مجموعه‌هايي هم كه مطرح است مانند بحث «مديريت كلاس» و «مديريت مدرسه» جزئي از اين مجموعه قرار مي‌گيرد و صرفاً دو يا سه CD و E-Book نيست . بنابراين نظام اطلاعاتي ما اصلاً نظامي نيست كه بگوييم «اطلاعات براي مديريت» و در حقيقت چون از متن عمليات است ، اين ارتباط امكان‌پذير است.
همة كارها شامل برنامه‌ريزي عمليات و اجراء و ارزشيابي است و از بازخوردهاي آن درمي‌يابيم كه ممكن است در كلاس اين اتفاق بيافتد ، گرچه اين كلاس مجازي باشد در هر صورت نمي‌توانيم نقش هدايتي مدرسه را حذف كنيم.
+ آيا شما معتقديد كه «E-Learning » بايد در كنار كلاس مطرح شود و حالت تكميلي داشته باشد؟
به نظر من اين يك بحث بسيار فرعي است و چنانچه به عنوان يك اصل در آموزش‌و‌پرورش مطرح شود، مي‌تواند بسيار خطرناك باشد . ما تجربة اين كار را داريم ، يك شعاري سر مي‌دهيم در صورتي كه براي آن سيستمي طراحي نكرده‌ايم لذا اين شعار مي‌رود و نقاط مشكل آن درست بر ضد خود سيستم برمي‌گردد سپس دائماً فكر مي‌كنيم قضية جناحي است و به اين دليل مشكل ايجاد شده است.
ما در ابتدا يك ابزاري را طراحي كرديم. مثلاً ابزاري كه بدون نياز به تخصصي خاص، گزارشگيري مي‌كند. ما يك سري ابزار مشترك در آموزش‌و‌پرورش طراحي كرده‌ايم كه حتي در دورافتاده‌ترين جاها كاربرد دارد.
ما اطلاعات معلمين مدارس غيرانتفاعي را در اختيار نداريم، چون اكثراً با ضوابط آموزش و پرورش هماهنگي ندارند. البته كلاً 5 درصد مدارس كل كشور را مدارس غيرانتفاعي تشكيل مي‌دهند. سيستم پرسنلي (دريافت و پرداخت حقوق) در واقع به همين سيستمي كه اطلاعات را در مدارس مي‌گيرد، متصل است و در اين سيستم وضعيت كل نيروي انساني را تحت پوشش قرار داده است. البته ما كتابي داريم تحت عنوان «آمار رسمي آموزش و پرورش» كه از آن مي‌توان استفاده‌هاي زيادي كرد. سيستم سعي مي‌كند مثلاً جايي كه نياز به معلم دارد را مشخص كند و سيستم نيازهاي واقعي را پيدا مي‌كند.
شاخص‌هاي كل آموزش و پرورش به تفكيك منطقه را در يكCD منتشر و در اختيار همه قرار مي‌دهيم كه اطلاعاتي از قبيل تعداد دانش‌آموزان، نمرات دانش‌آموزان دختر و پسر در سطح كلان با توجه به هر درس خاص و هر دانش‌آموز را مقايسه مي‌كند. اين اطلاعات را هيچ شخص خاصي ايجاد نكرده، بلكه همان كارنامه‌هايي كه به دانش‌آموزان داده مي‌شود، باعث به روز رساندن اطلاعات مي‌شود. زبان برنامه‌نويسي Database ما براساس C مي‌باشد. ما خيلي از مسايلي را كه DBMSها دنبال مي‌كنند در آموزش و پرورش نياز نداريم و براساس ويژگي‌هايي كه نياز داريم، اين برنامه طراحي شده است.
سؤال اين است كه هم اكنون اين سيستم چه نيازهايي براي تغيير دارد ؟ در حال حاضر چه سمت و سويي مي‌گيرد ؟ در جهت سيستم‌هاي اتوماسيون چه برنامه‌ريزي كرده‌ايد ؟ و براي به روز نگاه داشتن اين تجهيزات چه فكري كرده‌ايد؟
توسط اين سيستم ، تمام ايران تحت پوشش است و كلاً يك سيستم عملياتي است يعني جمع‌آوري اطلاعات در آن واجب است.
از طرف ديگر اين سيستم به مشكلات مهم و غامضي خاتمه داده است . به عنوان مثال ما هم‌اكنون با سازمان برنامه و بودجه بر سر تخصيص بودجة آموزش‌و‌پرورش هيچگونه مشكلي نداريم . اين مجموعه در اختيار آنها نيز هست و ريز تمام اطلاعات در آن موجود است . چنانچه سازماني را با اين ابعاد (آموزش‌و‌پرورش) تصور كنيد متوجه خواهيد شد كه اصولاً ما غير از اين راهي در اختيار نداشتيم .
اما آنچه كه روي آن بسيار تأكيد مي‌كنم مسألة فراگير بودن آن است. يعني هنگامي كه ديده مي‌شود كه تمام اطلاعات دانش آموزان سراسر ايران در اين سيستم موجود است پي به كار عظيمي مي‌بريم كه روي اين سيستم انجام پذيرفته است . در حقيقت اصل كار ، توسعه و روش‌هاي توسعه بوده است.
+ به نظر مي‌رسد كه نگرش سيستمي در مورد اين سيستم خوب بوده و بخش اجرايي اين سيستم نيز به خوبي اجرا و توزيع شده است.
در حال حاضر صحبت اين است كه «Plat Form » جديد با حرف‌هاي جديد تكنولوژي خودش را وفق دهد.
- توجه داريد كه «Plat Form »جديد بايد توسط يك گروه انجام شود ، در صورتي كه اين سيستم در سراسر ايران اجرا شده است . هم‌اكنون ما در يك قدمي اين فرم‌بندي جديد هستيم.
- يك زماني ما مي‌گوييم كه مي‌خواهيم اين تكنولوژي را اجرا كنيم ولي هنگامي كه تمام مدارس كشور ما در اين سيستم موجود هستند به اين معني است كه تكنولوژي به تمام مدارس وارد شده است و سال‌هاست كه از آن استفاده مي‌شود، يعني تمام كارها توسط كامپيوتر انجام مي‌شود و جالب اينجاست كه خود پرسنل آموزش‌و‌پرورش اين كار را انجام مي‌دهند نه نيروي متخصص رايانه. چون اصلاً تا اين حد نيروي متخصص وجود ندارد؛ خصوصاً در نقاط دورافتاده‌ي كشور.
- بنابراين ويژگي كار آموزش‌و‌پرورش در نرم‌افزار نيست بلكه در شيوه‌هاي به كار گرفته شده براي اجراي آن است و ما اكنون به راحتي مي‌توانيم «Plat Form » را عوض كنيم و توسعه بدهيم. مثلاً بگوييم نگارش 5.1 كه موجود بوده، تبديل به 5.2 شده، روال‌ها همان روال‌هاست. فقط تغييراتي جزئي مشاهده مي‌شود.
+ ممكن است توضيح دهيد كه آيا اين بودجه‌ها كه بابت اين طرح‌هاي جديد گرفته شده با اين سيستم سازگاري دارد يا نه؟
- در اين قسمت بايد مقداري به بخش خصوصي پرداخت ، بلايي را كه بخش دولتي بر سر بخش خصوصي مي‌آورد ، بايد در داستان‌ها نوشت چرا كه آنها را عملاً در موقعيتي قرار مي‌دهند كه قادر به اجراي مسأله نيستند زيرا اجراي مسأله داخل سازمان است نه خارج آن . يك سيستم يك موجود زنده است نه يك كالا مانند يخچال. هنگامي كه نرم‌افزار وارد مي‌كنيم نشاء درختي را كاشته‌ايم كه نيازمند مراقبت است، توليد و طراحي، يك كار مداوم است و شما پس از توليد بايد تصحيح كنيد و مرتباً ارتقاء دهيد.
در عصر آينده ، نيروي انساني حرف آخر را مي‌زند و نيروي انساني همان كسي است كه در حال حاضر از اين سيستم استفاده مي‌كند و آن را توسعه مي‌دهد نه كسي كه بسته‌ي نرم‌افزاري جهت فروش توليد مي‌كند.
متأسفانه ما كار طراحي را در ايران كار يك‌بار مصرف مي‌بينيم . چه چيزي مي‌تواند در دنيا حرف آخر را اول بزند؟ هنگامي كه شما كاري انجام مي‌دهي بايد بازخورد آن را دريافت كني. در صورتي كه دائماً متدلوژي را مطرح مي‌كنند. در كشورهاي خارجي بر اساس متدلوژي كار مي‌شود به اين دليل كه سيستم بازخوردها را دريافت كرده، ‌سيستم موجود، خوب و داراي كارايي بالا مي‌باشد؛ حال اگر اين نظام مكانيزه شود، خوب عمل مي‌كند ولي درايران اصلاً نظام وجود ندارد.
جذب اين فرهنگ تدريجي است و شما يك شبه نمي‌توانيد با يك بخشنامه اين موضوع را پياده كنيد چرا كه عملي نخواهد شد.
برداشت مديريت ما از فناوري اطلاعات برداشت ابزاري و كالايي است. هنگامي كه به چيزي فكر مي‌كنيم بايد تمام جوانب را در نظر بگيريم. حداقل وقتي كه ما در آموزش و پرورش كار را شروع كرديم، گفتيم اينجا مانند كشورهاي پيشرفته امكانات نداريم. مثلاً در بعضي روستاها مخابرات نداريم. به همين جهت روال‌ها و طراحي‌ها را طوري انجام داديم كه اين ضعف‌ها را تحت پوشش قرار دهد. اينجا اگر سيستمي شكست بخورد، طراح آن مسؤول است. بحث اصلي اين است كه ما نمي‌دانيم توسعه‌ي فناوري اطلاعات يعني چه؟ و در عين حال به اين دام افتاده‌ايم. من همين جا اعلام مي‌كنم كه خوش‌فكر‌ترين ومنطقي‌ترين مديران كشور در آموزش و پرورش هستند و دليل آن رويارويي با خانواده‌ها است. اما تا زماني كه تفكر مملكت اين است كه يك كار در سيستم يك كالاست، فرض كنيد كلي بسته‌ي نرم‌افزاري هم مي‌گيريم و همه‌ي اينها را هم به يك سري كتاب در كتابخانه تبديل كرديم ! در حالي كه اينها بايد اجرا شود. آخرش هم مي‌گويند ما فرهنگش را نداريم !!
ما پول داريم، نيروي انساني داريم، باهوش هستيم و حتي مديران قوي در اختيار داريم اما نظام نداريم. حتي مديران بسيار قوي چون نظامي كه آنها را هماهنگ و همسو كند وجود ندارد، بيشتر يكديگر را تضعيف مي‌كنند. در رياضي اصلي داريم كه برآيند مجموعه‌ي بي‌نهايت بردار مختلف‌الجهت صفر است. زيرا يكي ديگري را خنثي مي‌كند. حال اگر بردارها بزرگتر و قوي‌تر باشند، فاجعه بزرگتر است. براي تخصيص امكانات بهينه بايد نظام داشته باشيم. هدف از فناوري اطلاعات، افزايش نظم و آگاهي است.
من توصيه مي‌كنم به جاي ICT بگوييم ICTE. چون برق هم نياز رايانه‌ها مي‌باشد، در نهايت من با لغت C در اين كلمه مخالفم.
به نظر من جامعة اطلاعاتي جامعه‌اي است كه نظم را بر بنيان آگاهي استوار مي‌كند و اين بدان معناست كه ما نظامي داريم كه گوش شنوايي دارد. ما در ابتدا يك نظمي را در نظر مي‌گيريم كه ارزشيابي مي‌كند و متوجه مي‌شود كه مشكل داريم، گوش شنوايي بايد باشد تا ضوابطمان را تغيير دهيم. يعني مي‌انديشيم، پديده را مي‌شناسيم، طراحي مي‌كنيم، به اجرا در مي‌آوريم، حاصل اجرا را ارزشيابي مي‌كنيم، بازخورد اطلاعاتي را به انديشه‌مان مي‌دهيم، شناختمان را كامل‌تر مي‌كنيم، شناخت كامل‌تر طراحي دقيق‌تر به وجود مي‌آورد، طراحي بهتر اجرا را روان مي‌كند و اجراي روان در نهايت به خودكار سازي مي‌رسد . يعني تا آناتومي پديده شناخته نشود ، نمي‌توان خودكارسازي نمود . فناوري اطلاعات چيزي جز ابزار توانمند‌سازي ذهن نيست و درست مانند انديشه عمل مي‌كند.
اگر اين را بپذيريم كه فناوري اطلاعات ابزاري است كه انديشه را دگرگون مي‌كند، چون آموزش هم بر مبناي انديشه است بنابراين اين دو باهم رابطة تنگاتنگي خواهند داشت. فناوري اطلاعات در آموزش به عنوان يك ورودي مي‌باشد. البته بايد توجه داشته باشيم كه دراين مبحث هم ورودي و هم خروجي دانايي هستند.
نگراني من از اين جهت است كه فناوري اطلاعات را تا سطح سيم‌كشي پايين آورند! مطرح مي‌كنند كه اتوماسيون و MIS اصلاً جزو فناوري اطلاعات نيست و به عقيدة من اين يك ظلم به دانش بشري است. ما بايد در ابتدا فناوري اطلاعات را تعريف كنيم. آيا مي‌پذيريم كه اين ابزار توسعه است؟ آيا مي‌پذيريم كه توسعه تعامل بين تئوري و عمل است؟ آيا مي‌پذيريم كه اين تعامل فقط يك ارتباط است تا انديشه ارتقاء پيدا نمايد و مدل درست كند و به اجرا تحويل داده و بازخوردش را بگيرد؟ اين كار فقط با فناوري اطلاعات امكان‌پذير است. اتوماسيون، MIS و ... . اينها اجزاي مشخص اين پديده هستند. به نظر من جامعه‌ي اطلاعاتي، جامعه‌اي است كه در آن نظم بر بنيان آگاهي است. براي اينكه اين اصل تحقق يابد، جامعه بايد چشم بينا و گوش شنوا داشته باشد و عقل توانمند و اجراي روان داشته باشد.
+ ممكن است كمي بيشتر دربارة فعاليت‌هاي شركت پژوهش و ساختار آن توضيح دهيد؟
- شركت «پژوهش» به عنوان شركت ناظر و مشاور در طرح و توسعه‌ي فناوري اطلاعات در آموزش‌و‌پرورش انتخاب شده است. ما يك شوراي فن‌آوري اطلاعات داريم كه آقاي حاجي رياست آن را به عهده دارند و تمام معاونين نيز در آن عضويت دارند. آقاي مهندس علاقه‌مندان كه رييس مجمع شركت هم هستند و از بنيانگذاران اين شركت و رييس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي درسي مي‌باشند - كه مجري اين طرح هستند (طرح توسعه‌ي فناوري اطلاعات) - ايشان معاون وزير و رييس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي هستند.
سه بحث عمده در پروژه مطرح بود :
يكي بحث توسعة شبكة رشد، كه مدير پروژة آن آقاي محرابي بودند . يكي آموزش معلمان كه ما در هر طرح كلي كه برسيم به آن نيازمنديم و مدير پروژه، آقاي نويدادهم بودند و يكي هم بحثٍ محتوا كه آقاي درافشان مديريت اين پروژه را در اختيار داشتند. همچنين ايشان مديركل تأليف كتب درسي هستند.
ما يك طرح ادراكي را تهيه كرده‌ايم و از طرف شورا تأييد شده است كه در حقيقت طرح توسعه‌ي فناوري اطلاعات در آموزش‌و‌پرورش را بتوان بر اساس آن اجرا كرد.
تمام مدارس ما اكنون با مقوله فناوري اطلاعات آشنا هستند و در سطح آموزش در اين زمينه فعال هستند. فارغ‌التحصيلان دوره‌ي كار و دانش و فني حرفه‌اي چون مسايل كاربردي را مي‌آموزند، سريع وارد بازار كار مي‌شوند.
ما كار آيندة آموزش‌و‌پرورش را از كار گذشتة آن جدا نمي‌بينيم. فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش سه كاربرد دارد، يكي خود آموزش «IT» يكي بحث كاربرد «IT » در سيستم‌هاي اطلاعاتي آموزش و پرورش و سوم آموزش بر مبناي رايانه و «IT » كه در اين قضيه بر اساس مدل مشخص بايد قبل از پرداختن به اجرا بايد محتواي آن را تهيه نماييم.
خود تهية محتوا شامل چهار مفهوم است :
1- تعيين اهداف رفتاري 2- نحوة ارزشيابي آن 3- Learning Teaching Material 4- روش‌هاي اجرا. كه از بين اين چهار مفهوم ، مفاهيم 1 و 2 از اهميت بيشتري برخوردارند.
س- در آموزش‌و‌پرورش شما در گذشته بحث ارزيابي را داشتيد ، در روش‌هاي جديد آموزشي چه راهكارهايي داريد؟
پ - چنانچه بخواهيم آموزش را بر «IT » مبتني نماييم و در عين حال نخواهيم آموزش‌و‌پرورش را رها كنيم ، راهي نداريم جز اينكه هدف‌هاي آموزشي و روش‌هاي ارزش‌يابي را مستقل از چگونگي اجرا خودمان تهيه كنيم. ما در ابتدا بايد روش‌هاي توليد را مشخص كنيم، سپس روش‌هاي ارزش‌يابي آن را ارايه كنيم. اين نقطة كليدي «E-Learning »است. پس از اين كار مي‌توانيم به تعداد دانش‌آموزانمان روش اجرايي بنويسيم . به عبارت ديگر قبل از «How » بايد به «What » بينديشيم. پس در واقع ابتدا بايد خروجي را تعيين كنيم. ولي خروجي فقط هدف‌گذاري نيست، بلكه شيوه‌ي ارزش‌يابي نيز هست. زيرا هدفي را كه نتوان ارزش‌يابي كرد، هدف نيست بلكه آرزوست.
س - آيا منظورتان اين است كه سيستم را طوري طراحي مي‌كنيد كه بر اساس شخصيت و فرهنگ مخاطب به اهداف ما برسد و ما فقط نقطه‌هاي مشخص را اندازه‌گيري و ارزيابي مي‌كنيم؟
پ - دررابطه با اهداف ما وظيفة اجرايي داريم در حالي كه در رابطه با روش‌ها وظيفة ما راهنمايي و حمايت بخش خصوصي است . در رابطه با روش‌ها درست است كه ما بايد بر طبق شخصيت افراد رفتار كنيم ولي واقعاً بسيار متنوع و گسترده است. روانشناسان شخصيت افراد را به 9 گروه تقسيم كرده‌اند از قبيل Visual و ... يعني لازم نيست ما يك ميليون نوع روش بدهيم بلكه دانش بشري به اين رسيده است كه با ارائة 8 يا 9 روش تقريباً تمام دانش‌آموزان را پوشش داده‌ايم .
س - من به اين مطلب فكر مي‌كنم كه چنانچه قرار است روستاها را نيز پوشش دهيم، منصفانه نيست بچه‌اي كه در شهر داراي همه گونه امكانات است با يك بچة روستايي در يك مقطع به يك نحو سنجش شوند . در حقيقت آموزش‌و‌پرورش با اين سيستم در حال حاضر منصفانه عمل نمي‌كند. آيا هنگامي كه بحث «E-Learning » پيش آيد مي‌تواند اين مطلب را ايده‌آل نمايد؟
پ- خير، چطور مي‌تواند؟ ايده‌آل چيست؟ چگونه هر كس بستگي به ويژگي‌هاي خودش در هر زمان و هر مكان بياموزد؟
س- از استاد خودش. از استادي كه خود انتخاب كرده . اكنون كه جامعه گسترده شده، ما اين مشكل را داريم. فرض كنيد در گذشتة ايام ، يك آدم دانشمندي در يك جامعة كوچك حضور داشته. افراد با توجه به زماني كه خود تعيين مي‌كردند مي‌توانستند در محضر وي آموزش ببينند و مي‌دانيد كه علم هم آن موقع عميق‌تر بود.
پ- ما بايد از خروجي شروع كنيم. آموزش‌و‌پرورش ما شبيه يك باغ آفت‌زده است! بحث اين است كه آفت از بين برود ، به دنبال محصول مشترك هم نيستيم، بلكه وظيفه‌ي ما است كه آفت را از بين ببريم چون درخت است كه ميوه مي‌دهد نه باغبان. معلم هدايت‌گر و آموزش‌دهنده و تخصيص‌دهنده‌ي منابع است. در آموزش و ‌پرورش دو نظام موجود است؛ نظام فراگيري كه به عهده‌ي دانش‌آموز است و نظام هدايت كه كل نظام مسؤول آن است.
ابتدا بايد هدف‌گذاري نمود و سپس معيارهاي ارزشيابي هدف را مشخص نمود كه اين قسمت وظيفه‌ي اصلي آموزش‌و‌پرورش است در حالي كه چگونگي به هدف رسيدن وظيفه‌ي تداركاتي آموزش‌و‌پرورش است .
رابطه‌ي آموزش‌و‌پرورش با دانش‌آموز يك رابطة توليدي و خدماتي نيست بلكه رابطه‌ي جنين با مادر است . يعني تا مدتي بايد پرورش يابد و زودتر از يك زمان خاص قابل جداشدن نيست.
س- به نظر من اگر آموزش‌و‌پرورش مراحل پرورشي خود را بررسي كند متوجه مي‌شود كه بايد به بچه‌ها كار گروهي را يادبدهد.
پ- وقتي مي‌گوييم كار گروهي يعني استفادة يك نفر از گروه ، چون يادگيري محصول خود فرد است. امروزه شعار آموزش‌و‌پرورش اين است : يادگيري براي زيستن، يادگيريبراي با هم زيستن و يادگيري براي عمل‌كردن. آموزش‌و‌پرورش وظيفة تعيين اهداف را دارد و اينكه يك فرد چگونه بداند كه به هدف رسيده است مرحلة بعدي مي‌باشد. هدف بايد علامت داشته باشد ، بايد مشخص باشد. ارزشيابي يعني مشخص‌كردن هدف در آموزش. ما هرگز نمي‌گوييم كه مسير شما براي رسيدن به هدف چيست؟ ما مي‌گوييم كه شما اين ابزار و امكانات را در اختيار داريد، ما هم راه رفتن را به شما ياد مي‌دهيم، شما خودتان راه را پيدا كنيد.
س- دانشجويان ما هم به اين حد نرسيده‌اند ! اينطور نيست؟
پ- بايد يك گروه متخصص آموزشي كه هدف را مي‌شناسند با توجه به هدف‌هايي كه دنيا دارد هدف‌گذاري نمايند ولي قبل از اين هدف‌گذاري بايد مشخص نمود كه فرد هنگامي كه به هدف رسيد چگونه بايد خود را بيازمايد ؟ اين قسمت كار آموزش‌و‌پرورش است ولي شيوة رسيدن به آن كار بخش خصوصي است .
س- متأسفانه بچه‌ها عملاً روي سؤال و جواب‌ها و ارزيابي‌ها تمركز مي‌كنند ولي روش‌هايي كه بايد به آن برسند را در نظر نمي‌گيرند و به همين خاطر ما شاگرد اول را استخدام مي‌كنيم ولي هيچ كاربردي براي ما در صنعت ندارد . يعني اهداف را ديده‌ايم، طرف هم 20 گرفته است ولي مانند ماهي پرورشي هستند ، خود را به اهداف رسانده‌اند ولي در صنعت كارآيي لازم را ندارند.
پ- علت اين است كه ما هدف‌ها و معيار سنجش را اشتباه گذاشته‌ايم . به عنوان مثال چنانچه بخواهيم رابطة ارتباط گروهي دانش‌آموز با ديگران را بخواهيم اندازه‌گيري كنيم بايد فكر كنيم كه اين رابطه را چگونه مي‌توان اندازه‌گيري نمود . ما از دانش‌آموزان حفظ مطالب را خواستيم، آنها هم بر همان اساس عمل مي‌كنند. ما بايد در هدف‌هاي نرم‌افزاري موجود و روش‌هاي ارزشيابي شك كنيم. بحث اين است كه اگر هدف‌ها اين باشد چنانچه 1000 CD هم براي آن توليد كنيم هيچ سودي ندارد. معني تحول اين است و ارتباطي به سيم‌كشي و نرم‌افزار ندارد.
س- پس دقيقاً ما بايد فكر را عوض كنيم، آيا در آموزش و ‌پرورش همه به اين مطلب رسيده‌اند؟
پ- كساني كه نقطة كليدي اين مطلب هستند، رسيده‌اند، ديگران هم فقط در امكان انجام
آن ترديد دارند ولي در تحول فكري هيچ كس ترديد ندارد.
س- به عبارت ديگر ما هم‌اكنون شايد مشكل «E-Learning » نداشته‌باشيم و مشكل اصلي اين است كه بايد ابتدا فكرمان را عوض كنيم.
پ- من معتقد نيستم كه براي اين كار بايد ابتدا فكر را عوض كنيم. به همين دليل ما در طرح ادراكي دو نظام در نظر گرفتيم يكي نظام اداري مربوط به آموزش‌و‌پرورش و ديگري نظام فراگيري مربوط به دانش‌آموز. دليلي كه هنوز من با انرژي به پيگيري اين موضوع مي‌پردازم، فقط دانش‌آموزان هستند.
س - آيا در حال حاضر سازكارهاي موجود در سطح كلان مملكت و آموزش‌و‌پرورش به اين سمت حركت مي‌كنند؟
پ - مي‌تواندبه اين سمت باشد و به طور كلي يك توافق عمومي وجود دارد.

وزارت آموزش و پرورش و محوريت IT

گفتگو با دكتر سپهري‌راد، دبير شوراي عالي انفورماتيك كشور در ارتباط با وزارت آموزش و پرورش و محوريت IT
تکفا - س: لطفاً سوابق كاري خود را بفرماييد.
پ: در شهريور سال 1368 من به عنوان معاون برنامه‌ريزي در آموزش و پرورش مشغول به كار شدم و در سال 72 معاونت نيروي انساني با اين معاونت ادغام گرديد و بنابراين معاونتي به نام برنامه‌ريزي و نيروي انساني به وجود آمد كه مسئوليت آن نيز بر عهده من بود. كاري كه در معاونت قرار بود انجام بشود اين بود كه برنامه‌هاي كلان آموزش و پرورش تدوين بشود چون در آموزش و پرورش كارهاي ديگري براي برنامه‌ريزي مي‌كردند. به عنوان مثال براي ساخت و ساز فضاي آموزشي، براي برنامه‌ريزي درسي و اينها ربطي به آن حوزه نداشت. مشكلي كه وجود داشت اين بود كه در دهه 50 و اوايل دهه 60 رشد مواليد بسيار زياد بود. اينها با يك فاصله چند ساله به آموزش و پرورش منتقل مي‌شد. در سال 1368 اولين جبهه‌هاي اين موج وارد آموزش و پرورش شده بود. دانش‌آموزان ابتدايي رشد خيلي زيادي داشتند. به همين دليل تأمين نيروي انساني، تأمين بودجه مقوله‌هاي مهمي در آموزش و پرورش بود. آينده هم مسائل پيچيده‌تري داشت چون آن بچه‌هايي كه به دوره ابتدايي مي‌آمدند به فاصله چند سال به دوره راهنمايي مي‌رفتند دوره راهنمايي و بعد هم دوره متوسطه. بنابراين لازم بود كه يك افق بلندمدت‌تري از نظر نيروي انساني و ساير ابعاد پيش‌بيني شود. به نظر مي‌رسيد كه بدون استفاده از ابزار‌هاي اطلاعاتي، امكان چنين برنامه‌ريزي‌هايي نيست. در اوايل سال 1369 مطالعه‌اي انجام شد و يك طرحي تدوين شد . چون هنوز اين مسائل كم و بيش ناشناخته بود و حداقل در خود آموزش و پرورش نسبت به آن خيلي آشنايي وجود نداشت. نظرخواهي و ايجاد اطمينان به اين روش كمي طول كشيد. مشکل بعدي اين بود كه چگونه مي‌شود اين را اجرا كرد. اجرا توسط خود آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد دولتي مشكلاتي داشت. به كمك گرفتن بخش خصوصي مشكلات ديگري داشت نهايتاً يك شركتي كه آموزش و پرورش قبلاً تأسيس كرده بود و جزو شركتهاي تابع آموزش و پرورش مأمور اين كار شد.
در ابتدا در چند فرض مطرح بود. يكي اينكه امكانات زياد و نيروي متخصص فراهم نيست. دوم آن که آموزش و پرورش مشكلات زيادي داشته و دارد و بنابراين امكان فراهم آوردن ابزارهاي گران قيمت وجود ندارد. سوم آن‌که موكول كردن اين كارها به امکانات نهادهاي ديگر، فرضاً زيرساخت مخابراتي، هم ميسر نبود و بنابراين قرار شد با هر آنچه كه امكان‌پذير است كار شروع بشود. به عبارت ديگر و اجراي طراحي كارها را بر امكانات و واقعيات منطبق کردند. با بررسي‌هايي كه شد، به نظر رسيد كه از سيستم حقوق كاركنان شروع كنند. آموزش و پرورش تنها جايي است كه بر خلاف همه وزارتخانه‌ها پست سازماني ندارد و بنابراين آنچه كه در جاهاي ديگر با پست سازماني قابل كنترل است وجود نداشت. علاوه بر اين بين كادر آموزش و كادر اداري دائماً تردد وجود دارد. حتي ادارات آموزش و پرورش هم كه پست سازماني داشتند با استفاده از مخزن بزرگ نيروي انساني در كنار خودشان عملاً پست سازماني برايشان بي‌معنا مي‌شد. اين سيستم حقوق پايه‌اي شد براي اينكه تا حدودي اطلاعات مربوط به نيروي انساني را سامان بدهد. دررسيدن به هدف مشكلات به هيچ وجه فني نبود. سيستم‌هاي اوليه كه طراحي شد كاملاً هوشمند بود اما راه‌اندازي آنها در آموزش و پرورش اولين مشكل بزرگي بود كه پيدا شد. بخشي از آن نگراني‌هايي بود كه كاركنان داشتند، بخشي مربوط به مديريت‌ها بودند كه تصور درستي راجع به اين مسئله نداشتند و بنابراين فعاليت خيلي وسيعي صورت گرفت و پيگيري‌هاي خيلي گسترده‌اي انجام شد و حمايت‌هاي زيادي از طرف شخص وزير به عمل آمد تا در يك دوره يك سال يا دو سال اين سيستم حقوق در همه جا پياده شد و بعد از مدتي مقرر شد كه هيچ سيستم ديگري غير از آن سيستم سنديت ندارد و حقوق به وسيله اين سيستم بايد پرداخت شود. سيستم هم طوري بود كه امكان تعريف مقررات در سيستم بدون تغيير سيستم وجود داشت. مرحله بعد پشتيباني سيستم‌ها بود كه خيلي گرفتاري داشت. آن موقع آموزش و پرورش حدود 500 منطقه داشت و هر سال هم 30-40 منطقه به آن اضافه مي‌شد. همچنان كه مدارس زياد مي‌شد، همچنان كه دانش‌آموز زياد مي‌شد، مناطق هم زياد مي‌شد و بنابراين سيستم‌ها هم بايد در آن مناطق مستقر مي‌شد و نتيجتاً پشتيباني اين‌ها مسأله‌زا بود. يکي از عوامل تعيين کننده در موفقيت اجراي سيستم حقوق و سيستم‌هاي متعدد ديگر که بعداً اجرا شد، خيل عظيمي از کارکنان با اخلاص، پرتلاش و ايثارگر آموزش و پرورش در سراسر کشور بود که بدون همت و همراهي آن‌ها رسيدن به هدف بزرگي که حاصل شد، هرگز ميسر نبود.
هم‌زمان با آن، نقل و انتقالات معلمين هم طراحي و اجرا شد. سالانه حدود شصت‌هزار تقاضا براي نقل و انتقال معلمان به آموزش و پرورش مي‌رسيد كه به حدود 30 هزار تقاضا امكان پاسخ دادن بود ولي كاملاً نامنظم و احياناً غير عادلانه. اين سيستم توانست اين‌کار را خيلي خوب سامان بدهد و از بسياري از مشكلات كه به خاطر عدم رعايت انضباط بود جلوگيري كند. سيستم‌ بعدي كه اجرا شد سيستم صدور احكام بود، با توجه به اطلاعات پرسنل كه وجود داشت، صدور احكام کارگزيني مکانيزه شد و بعد هم مستند اصلي نظام اداري آموزش و پرورش قرار گرفت. از آن طرف سيستم‌هاي آموزشي بود. نظام جديد آموزش متوسطه در سال 71 با يكصدهزار دانش آموز به طور آزمايشي شروع شد؛ به خاطر اينكه آموزش در نظام جديد واحدي بود و علاوه بر آن شاخه كارودانش درس‌هاي خيلي زيادي داشت، لازم بود هر تكدرس دانش‌آموز كنترل بشود در حالي كه در نظام معمولي دروس هر سال دانش‌آموز يک‌جا با هم كنترل مي‌شد. به علت ناممکن بودن ثبت و کنترل نمرات دانش آموزان با روش قبلي اجباراً مديريت آموزش و پرورش پذيرفت كه هيچ راهي جز استفاده از سيستم‌هاي مكانيزه وجود ندارد.
بنابراين نظام جديد متوسطه از ابتدا سوار بر اين ابزار شد كه به هر حال راهي غير از آن نداشت. قدم بعدي ساماندهي نيروي انساني در فعاليت آموزش بود. رسيدگي به اينكه چه معلمي كجا چقدر درس مي‌دهد آيا ساعتش پر مي‌شود يا نمي‌شود، در مقياس گسترده آموزش و پرورش به روش معمول هرگز ميسر نيست. باز به خاطر اينكه هر معلم ممكن است در مدارس مختلف درس بدهد بنابراين هر ساعت درس معلم به عنوان يک واحد اطلاعاتي بايد كنترل شود. در حالي كه در اداره يك نفر يك واحد تلقي مي‌شود ولي اگر معلم در دبيرستان 24 درس بدهد به ازاي هر نفر، 24 واحد اطلاعاتي بايد کنترل شود. براي اين منظور يك برنامه‌اي درست كردند و نهايتاً همه سيستم‌ها را به هم بستند. يعني اطلاعات مثلاً معلم هم در سيستم برنامه‌ريزي درسي مي‌شود هم در بازنشستگي هم براي نقل و انتقالات استفاده مي‌شود. با اجرايي شدن برنامه‌ها يك موقعي اعلام شد كه هيچ مدركي غير از مدرک كامپيوتري سنديت ندارد. مثلاً دانش‌آموزي كه مي‌خواهد فارغ‌التحصيل بشود منحصراً كارنامه كامپيوتري اعتبار دارد. يك اتفاق ديگري كه افتاد اين بود كه مجلس شوراي اسلامي تأسيس صندوق ذخيره فرهنگيان را تصويب کرد كه هر فرهنگي پنج درصد از حقوقش را وارد اين صندوق مي‌كرد و آموزش و پرورش هم معادل همين را وارد مي‌كرد. نهايتاً هنگام بازنشستگي و فوت پول او و سودش را به او برمي‌گرداند. اوايل كار حدود چهارصدهزار معلم در اين صندوق مشترك شدند. اگر اين سيستم وجود نداشت. صندوق ذخيره فرهنگيان نمي‌توانست به حساب اين چهارصدهزار معلم هم رسيدگي كند.
اين نظام چند خصوصيت دارد، يكي اينكه واقعاً در سطح مناطق كشور و در دورترين نقاط عملياتي است. يعني شما هر جاي كشور كه برويد، دانش آموزان مقطع ابتدايي يك كارنامه متحدالشكل دارند. دوم اينكه هنوز با تكنولوژي بسيار قديمي‌تر كار مي‌كند. تعداد بسياري از كامپيوترها 286 هستند. ديگر اين که اطلاعات به روش مدوني در سطوح مختلف جمع‌آوري مي‌شود و مديريت‌ها مي‌توانند از اين اطلاعات استفاده كنند. منتهي در طراحي اين سيستم‌ها هوشمندي‌هايي بكار رفته كه اين امكانات را فراهم كرده است. مثلاً هنگامي که در دبيرستان ترم اول تمام مي‌شود، تا نمره‌ها را وارد سيستم نكنند، امكان ثبت‌نام براي ترم دوم نيست؛ يا وقتي كه حقوق را دادند، تا اطلاعات را وارد نكنند امكان پرداخت حقوق براي ماه بعد نيست. به همين دليل امكان‌پذير شد كه با اين تكنولوژي‌هاي نسبتاً قديمي‌تر اين فعاليت انجام بشود. بزرگ‌ترين گرفتاري‌هايي كه وجود دارد و داشت پشتيباني بود. به خاطر اينكه مدرسه جديد درست مي‌شود مناطق جديد درست مي‌شود ساختمان‌ها عوض مي‌شود مدرسه‌هاي دخترانه پسرانه مي‌شوند و بالعكس.
چنين بستري مي‌تواند در ادامه راه به آموزش براي عصر ارتباطات منجر شود. يكي از دستاوردها اين است كه خيلي از مديران آموزش و پرورش با اين فرهنگ نسبتاً آشنا هستند و با خدمات اوليه آن شناخت دارند و بنابراين تا حدودي كمك‌كننده است كه اگر بخواهد مراحل پيچيده‌تري در آموزش و پرورش استفاده بشود آمادگي‌هايي وجود دارد. اما از آن طرف به خاطر اينكه اين ابزار تحولي عميق را كه در آموزش ايجاد مي‌كند و با تحولي كه در بخش‌هاي ديگر انجام مي‌دهد. بسيار متفاوت است، ممكن است با روش‌هاي سنتي آموزش ناسازگار باشد. اما آموزش و پرورش به دنبال اين است كه براي عصر جديد دانش‌آموز را پرورش بدهد. عصري كه معلوم نيست دانش‌آموز بايد چه بداند بنابراين هر چه را كه به او ياد بدهد ممكن است به درد نخورد. در نتيجه بايد آموختن را ياد دهد و كاري كه اين ابزارها مي‌تواند بكند اين است كه روش آموختن را ياد بدهد و دانش‌آموز بسته به نياز خودش، هر چه را كه مي‌خواهد بياموزد. بنابراين آموزش و پرورش براي آينده خود که با استفاده از فناوري اطلاعات متحول خواهد شد، شعار "دانش‌آموز پژوهنده - سازمان يادگيرنده" را مطرح کرده است.
س: شما تاريخچه مكانيزاسيون آموزش و پرورش را مطرح كرديد كه مي‌بينيم آموزش و پرورش يك استفاده‌اي از كامپيوتر كرد كه بقيه هم از آن استفاده بردند. واقعاً جاي تشكر دارد. اينكه يك كاري انجام شد و جواب داد. هم‌زمان با اينكار سيستم اطلاع‌رساني هم در وزارت بازرگاني شروع شد اما در آموزش و پرورش جواب داد ولي در وزارت بازرگاني نه. اينكه ما هزينه‌اي مي‌كنيم، انتظار داريم كه يك خروجي معقولي حاصل شود. شما به هر حال اين دوره را از سال 69 طي كرديد و چند سال پشت اين قضيه بوديد، در حال حاضر كه آمديد بيرون و به هر حال در كسوت دبيري شوراي عالي انفورماتيك هم هستيد، اگر الان امروز مي‌خواستيد آن كار را شروع كنيد چه مي‌كرديد؟ همين راهي را كه رفتيد مي‌رفتيد يا نه؟
پ: ممكن است يك مقداري غرور به نظر برسد اما همين كار را مي‌كردم.
س: به هر حال جاي بخش خصوصي در پروژه شما خالي بود. خيلي‌جاها مي‌توانست آن موقع بخش خصوصي بيايد و كمك كند. اينكه بخش خصوصي قوي نبود ترجيع بند همه صحبت‌ها است. اما مي‌توانست به جاي اينكه يك بخشي از آموزش و پرورش اينكار را پيگيري كند، يك بخش خارجي از آموزش و پرورش اينكار را انجام مي‌داد. امروز ما يك شركت قدر قدرتي داشتيم كه حداقل مشاور آموزش و پرورش در اين زمينه بود. اينكار را ما نكرديم و با تغيير مديران همه آن تجربه‌ها از بين رفته. كار درست جواب داد قبول ولي آن تجربه‌اي كه قرار بود كه سازمان يادگيرنده‌اي كنار شما قرار بگيرد امروز اگر شما اين پروژه را به شركتي مي‌داديد كه بخش خصوصي بود شايد آن اطلاعات دقيق‌تر در اختيار آموزش و پرورش قرار بگيرد.
پ: اينكه من گفتم همين كار را مي‌كردم كليت موضوع بود. به دلايل مختلف طراحي سيستم نمي‌توانست غيرمتمركز باشد چيزي كه بخش خصوصي مي‌توانست كمك كند پشتيباني بود نه كار ديگر. پشتيباني هم انصافاً كار بسيار شاقي است و بسيار پرزحمت و پرهزينه است. بخش خصوصي اگر مي‌خواست كاري انجام دهد در اين جهت مي‌توانست كار كند. منتهي بخش خصوصي متمركز برايش اين كار صرف نمي‌كرد و يا گران درمي‌آمد. اجازه دهيد تجربه‌اي را نقل کنم. زماني سازمان امور اداري و استخدامي سابق درصدد بود كه سيستم حقوق يکساني در همه دستگاه‌هاي دولتي اجرا شود. سيستم آموزش و پرورش را از هر لحاظ امتحان كرده و به اين نتيجه رسيده‌ بودند كه كامل است و با مقررات مطابقت دارد. اما براي پشتيباني بايد راه‌حلي به دست مي‌آمد. پيشنهادي كه به آنها شد اين بود كه سازمان امور اداري با آزموني که برگزار مي‌کند به عده‌اي گواهي بدهد كه وي با چه شرايطي مجاز است پشتيباني اين سيستم را در سطح کشور به عهده بگيرد. پس از آن ادارات دولتي مي‌توانستند با هر كسي كه گواهي را دارد قرارداد ببندند ولي آن کار انجام نشد. علاوه بر آن شرايط بخش خصوصي الان را نبايد با 10-12 سال پيش يكسان دانست. آن موقع هم بخش خصوصي مناسب وجود نداشت و هم پذيرش بخش خصوصي مانند امروز فراهم نبود. بنابراين اگر قرار باشد الان چنين كاري انجام شود بايد طراحي متمركز باشد، ولي راه‌اندازي و پشتيباني توسط بخش خصوصي چه شخص حقيقي و چه شخص حقوقي انجام بشود.
س: چرا نبايد تمركز دست بخش خصوصي باشد؟ شما مي‌فرماييد كه طراحي‌اش بايد متمركز باشد. انجام هر دو كار توسط يك شركت با هم منافاتي ندارد.
پ: شركت پژوهش که مجري طرح بود متعلق به آموزش و پرورش است. بنابراين تجربه ثابتي در خود آموزش و پرورش به وجود آمده است. اگر کاري صرف نكرد، بخش خصوصي مي‌تواند برود دنبال كار ديگر. منفعت كار تعداد بزرگ در پشتيباني و راه‌اندازي به يك شركت مي‌رسد نه در طراحي.
س: بزرگ‌ترين شركتها و سازمان‌هاي هوافضاي خارجي هم مال بخش خصوصي است.
پ: البته شركتهايي كه قدمت 120 ويا حتي 200 ساله دارند.
س: بزرگ‌ترين حركت‌ها از اولين قدم شروع مي‌شود. من تصورم اين است كه اشكالي ندارد كه يك شركت پشت سر آموزش و پرورش باشد. نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه ما بياييم اين پرورش را بدهيم. الان اين اتفاق صرفاً در آموزش و پرورش نيست، در وزارت بهداشت هم هست. اگر چند تا شركت كنار يك وزارتخانه در همان بحث تخصصي آنها كار كنند، نتيجه اين مي‌شود كه ما چهار شركت بزرگ و قوي خواهيم داشت. همين اتفاق در بانك صنعت و معدن هم رخ داد. آنها 14-15 سال خواستند كه طراحي را خودشان انجام بدهند. اتفاقاً ماندگارترين مديريت‌ها آنجا اتفاق افتاد و آخر نتيجه‌اش اين شد كه آن سيستم به هم ريخت.
پ: شما واقعاً فكر مي‌كنيد كه چون اين كار را به بخش خصوصي ندادند اين طور شد؟ دليل نمي‌شود كه اگر دولتي باشد نشود و اگر بخش خصوصي باشد حتماً بشود.
س: حداقل تكرار پذيري‌اش جاي سؤال دارد.
پ: به نظر من صرف شركت دولتي بودن يا بخش خصوصي بودن تعيين‌كننده نيست. سازماندهي كار به نظر من بيشتر تعيين‌كننده است. هم شركتهاي خصوصي و هم شركتهاي دولتي در معرض آفات هستند. شما خيلي اينها را از هم جدا نكنيد.
س: انگيزه‌هاي شركتهاي خصوصي با شركتهاي دولتي بسيار فرق مي‌كند. شركتهاي دولتي مجبور نيستند كه سود ده باشند، سود و زيانشان زياد فرقي نمي‌كند. واقعاً شما يك شركت خصوصي را وقتي به زيان رسيد، مي‌توانيد تشخيص بدهيد كه اين نتوانسته خوب كار كند و دارد كنار مي‌رود. ولي در شركت دولتي بدترين اتفاق هم بيافتد همان‌طور كه شما مي‌فرماييد، كار قابل اندازه‌‌گيري نيست. واقعاً در نهايت قابل اندازه‌گيري نيست كه ما الان در چه وضعيتي هستيم رشد كرديم درجا زديم. شركت پژوهش شما به واسطه اينكه مسئوليتش آدم‌هاي با وجدان‌تري بودند و اين‌طور كه آقاي بشردوست گفتند كه بافت آموزش و پرورش طوري است كه دائم به وسيله پدر و مادرها كنترل مي‌شود اين شركت جواب داده. اما اكثر شركت‌هاي دولتي مسئله دارند يعني انگيزه در آن‌ها نيست. حالا ممكن است كه بازرسي و دقت بشوند ولي به هر حال آن مسائلي كه مبتلابه است وجود دارد.
پ: شركتهاي دولتي واقعاً مشكلشان چيز ديگري است. خدمات خيلي از شركتهاي دولتي انحصاري است. رقابت نيست و الي اگر آن شركت دولتي مجبور به رقابت شود قطعاً خيلي زود معلوم مي‌شود كه چه كار مي‌كند. اين‌طور نيست كه هر شركت دولتي در حمايت چتري باشد كه هيچ كاري نتوان با آن كرد. اگر بخش خصوصي هم باشد و رقيبي نداشته باشد هم اين‌طور مي‌شود.
س: از بحث انحصار كسي دفاع نمي‌كند.
پ: من مي‌گويم كه بعضي از اشكالات ما از اين ناحيه به وجود مي‌آيد. نه دولتي بودن و خصوصي بودن.
س: ما به قضيه با بحث مالكيت نگاه نمي‌كنيم. اينكه درصد سهام مال چه كسي است. شما در يك شركت دولتي با يك حكم مي‌توانيد مدير را جابجا كنيد. اگر آن مقام سهام بيشتر داشته باشد مي‌تواند مديرعامل و هيات‌مديره را عوض كند. اينكار خيلي آسان صورت مي‌گيرد. در يك شركت بخش خصوصي اين اتفاق نمي‌افتد الا اينكه شركت ورشكست مي‌شود. پس اين به سادگي از دست نمي‌رود و ماندگار است. فرق شركت دولتي با بخش خصوصي در اين قضيه است. مثالش را شما در داده‌پردازي مي‌توانيد ببينيد. در 10 جاي ديگر هم مي‌توانيد ببينيد. بافت جوري است كه آن عاملي كه مي‌تواند ثبات سرمايه كند و ايجاد ريسك كند نيست اما اينكه شما مي‌گوييد بخش خصوصي آن موقع ضعيف بود، الان هم ضعيف است. اين واقعيتي است و ترديدي در آن نيست منتهي سؤال ما اين بود كه اگر برگشتيد چه مي‌كنيد؟ شايد مي‌شد با همان ميزان هزينه و با همين ميزان ارزشي كه گذاشته شد با همين نتايجي كه ايجاد شد مي‌توانست در كنارش با همين محصول يك باقيات صالحات ديگري ايجاد شود و يك بخش خصوصي هم رشد. كند. اين فرهنگ بشود. البته قبول دارم فضاي بعد از جنگ بود. شايد ريشه‌اش تا اينجا مانده و هنوز است هم كه هنوز اين مسئله وجود دارد. اما به هر حال تا اينجا شما قبول داريد كه اگر هم‌زمان بخش خصوصي هم مشاركت مي‌كرد شايد يك محصول جانبي ديگر هم داشتيم.
پ: اين موضوع هم بستگي به شرايط بخش خصوصي دارد و هم بستگي به شرايط آن دستگاهي كه مي‌خواهد پيش برود.
س: بحث تكفا كه خودتان هم اشاره كرديد از سال گذشته شروع شده يك تحولي قرار است ايجاد كند. بيشتر تا اينجا صحبتش آمده و حركت‌هايش هم مي‌آيد. در يكسال ديديم. بزرگ‌ترين سازماني كه از تكفا اعتبار گرفت آموزش و پرورش بود. امسال هم نگرفته‌اند، اما قطع و يقيين باز شماره يك خواهد بود و از بودجه تكفا خواهد گرفت. مبلغش حتماً يك مبلغ خوبي خواهد بود. منتهي يك نكته‌اي كه وجود دارد و شما به آن اشاره كرديد فرض كنيد اگر جايي قرار است 100ميليارد يا 200 ميليارد شايد هم خيلي بيشتر از اينها پول قرار است خرج كند بايد يك طرح جامعي واقعاً داشته باشد. بداند كه قطعات پازلش را دارد درست مي‌چيند يا نه. حداقل خودتان هم اشاره كرديد كه يك سندي قرار است دربيايد و چشم‌اندازي را تعيين كند و بعد ان‌شاءاله آن به يك برنامه تبديل شود. شما فكر مي‌كنيد با درخواست مطالبات وجهي كه دارد از تكفا مي‌شود، فكر مي‌كنيد كه يك جاهايي هم‌پوشاني ندارد؟
پ: اين سؤال را بايد از آموزش و پرورش بپرسيد.
س: شما به عنوان كارشناس مي‌توانيد نظرتان را بدهيد.
پ: انجام بعضي از فعاليت‌ها قطعي است مثلاً آشنايي دانش‌آموزان با مباني اوليه اين‌فناوري در هر طرحي ضروري است. بنابراين در اين حد كه مدارسي تجهيز شود و معلمان آموزش ببينند به نظر من جاي ترديد نيست. بنابراين بخشي از كار آموزش و پرورش كه سال گذشته انجام شد و حدود 6هزار دبيرستان را تجهيز كرد يا مثلاً چند ده هزار معلم را آموزش داد درست و سال‌هاي بعد هم بايد اين كار را تکرار كرد اما اينكه چگونه مي‌خواهند شبكه فيزيكي درست كنند و يا اينكه چگونه معلمانشان را براي آينده تربيت كنند اين يك طرح منسجم مي‌خواهد. يا فرضاً اگر براي تبديل محتواي فعلي به شكل الكترونيكي هزينه کنند ممکن است در جهت ايجاد فرهنگ و بستر مؤثر باشد. اما اينكه چقدر بايد در اين راه پيش رفت تا اينكه اين آمادگي ايجاد بشود، قابل مناقشه است. البته در كشور يك فرهنگ غلطي وجود دارد كه مديران احساس مي‌كنند ميزان موفقيت بستگي به جذب بودجه دارد. اگر اين مبنا قرار بگيرد و در بسياري از جاها مبنا قرار گرفته است جذب بودجه‌ مي‌شود يك هدف.
س: آيا تهديدهايي هم در اين قضيه مي‌بينيد. يعني فرض كنيد هزينه‌هايي كه براي سخت‌افزار مي‌كنند يا آموزش‌هايي كه دارند مي‌دهند قبل از اينكه آن نگرش كلي و محتوايي مشخص شود و به دانش‌آموزان و معلمان برسد، آيا فكر مي‌كنيد ممكن است مضراتي هم داشته باشد. يك وقت ما هزينه مي‌كنيم بالاخره بودجه از دست رفته ولي يك وقت بودجه را هزينه مي‌كنيم باعث تخريب هم مي‌شود.
پ: اگر آموزش و پرورش به طور جدي نسبت به تعريف دروس و بكارگيري ابزار برنامه‌اي داشته باشد. اين اميد وجود دارد كه در اين مرحله متوقف نشود. اگر برنامه نداشته باشد ممكن است متوقف بشود و بودجه خود را در همين راه خرج كند. اما من مي‌دانم كه درصدد هستند اين را به عنوان يك مرحله گذرا تلقي كنند براي بسترسازي و آمادگي فكري و دنبال اين هستند كه طرح مشخص براي آموزش و پرورش به وجود بيايد. اگر ثبات مديريت، توان كارشناسي براي اينكه طرح عميق را تدوين کنند وجود داشته باشد و بعد هم براي پياده کردن طرح، سازمان‌دهي مناسب بشود، البته ممكن است به همين جا ختم نشود.
س: شما فرموديد كه اين جلساتي كه طرح جامع دارد پياده مي‌شود و هفته‌اي يك بار دو ساعت دارد تشكيل مي‌شود آيا كافي است براي سازوكارهاي نگرش‌هاي اجرايي؟
پ: بحث‌هاي مربوط به آن جلسات توسط گروه‌هاي ديگر و در جلسات ديگر آماده مي‌شود و نتيجه را مي‌آورند.
س: به عنوان مثال در يك مدرسه در انگليس هم بيست سال پيش يك دانش آموز پژوهنده تربيت مي‌شد يعني با اينكه اينترنت هم نبود اما دانش‌آموز پژوهنده بود. يعني گروه كاري درست مي‌كنند و دانش‌آموزان تحقيق مي‌كنند در مورد يك موضوع و گزارش را در كلاس ارائه مي‌دهند. يعني اين روحيه را در بچه‌ها تقويت مي‌كنند. ما در آموزش و پرورشمان اين كار را نكرديم. اول اينكه خود ما گروه كاري داشته باشيم روي اين موضوع كار نكرديم. پس اين كه محصل پژوهنده بشود تغيير نگاه است و در آن IT وجود نداشت.
پ: خير اينطور نيست. شما وقتي مي‌تواني شعاري را مطرح کني كه ابزارش در اختيارت باشد. دانش‌آموز پژوهنده با عمق كافي واقعاً بدون IT امكان‌پذير نيست. معني پژوهنده صرفاً اين نيست كه هر كس برود در مورد اطرافش فكر كند، بلكه اين است كه هر كاري که مي‌تواند الگو‌پذير باشد و بنابراين تكراري خواهد‌ شد به يک ماشين داده شود و ذهن به دنبال كشف، خلاقيت و نوآوري باشد. بدون IT ، بخشي از اين كار مي‌شود اما IT آن را بشدت وسعت مي‌دهد.
س: ما دو تا تحول در آموزش و پرورش انجام مي‌دهيم. يكي اينكه دانش‌آموزي را که مخزن محفوظات بود را تبديل مي‌كنيم به كسي كه مي‌خواهد كار تحقيقي انجام بدهد. يكي ديگر اينكه IT به عنوان پايه وجود نداشت، شما اين را هم داريد اضافه مي‌كنيد. تغييري كه داريم ايجاد مي‌كنيم دو تا است يكي اينكه نگرشش را نسبت به درس عوض مي‌كنيم دوم اينكه ابزاري كه مداد و پاك‌كن بود دارد تبديل مي‌شود به يك ابزار قوي‌تر به اسم IT. دو تا تحول را ما در آموزش و پرورش انجام مي‌دهيم. آيا شما اين نگاه را قبول داريد؟
پ: آن‌چه را شما گفتيد، هست اما از آن فراتر مي‌رود. اگر شما اين ابزار را نداشته باشيد هيچ وقت نمي‌توانيد از پس انبوهي از اطلاعات برآييد و آن را تحليل كنيد. پژوهنده‌گي دانش آموز را صرفاً در اين نبينيد كه محفوظات را بگذارد كنار و عميق‌تر درس بخواند صرفاً اين نيست. اصولاً ذهن از عمليات تكراري خارج مي‌شود و مي‌پردازد به كشف و حقيقت‌يابي، به دنبال حقيقت رفتن. مراحل ابتدايي اين است كه يك كار گروه تشكيل بدهند و در مورد يك موضوع تحقيق كنند.
س: به هر حال IT به عنوان يك عنصر اصلي اين تغيير و تحول است. درست است. شما فرموديد كه بدون IT اصلاً امكان‌پذير نيست.
پ: بدون IT نمي‌توان اين شعار را داد. يعني دانش‌آموز پژوهنده - سازمان يادگيرنده، مستلزم استفاده از IT است.
س: وقتي سازماني كه قرار است هسته اصلي‌اش آموزش باشد. IT را انتخاب كند يعني از خود وزير بايد نگاه IT مدار داشته باشد تا معلم سر كلاس. آيا شما فكر مي‌كنيد كه اينكار انجام شده يا دارد انجام مي‌شود؟
پ: در كنار شعار دانش آموز پژوهنده، شعار سازمان يادگيرنده نيز مطرح شده است، يعني خود سازمان هم بايد تغيير كند. سازمان بايد طور ديگري بشود. اين دو به كمك ابزار IT ميسر است.
س: تغييرات كمي تبديل به تغييرات كيفي مي‌شود. تغييرات كمي وقتي صورت مي‌گيرد كه تغييرات كيفي را نشان مي‌دهد. شما الان در يك سيستمي هستيد كه بر مبناي مفروضات و محفوظات دارد كار مي‌كند. يك اتفاقاتي دارد مي‌افتد كه اولين طليعه‌اش اين است.
پ: ممكن است كه دانش‌آموز با محفوظات هم كار نكند، بلكه بفهمد باز هم مي‌تواند از آن جلوتر برود. يك مثال مي‌زنم كپرنيك حدود بيست سال موضع سيارات را رصد كرد و كپلر سال‌ها روي جداول تهيه شده كار كرد كه بفهمد چه نظمي در آن است. سه قانون درآورد. قانون سومش 9 سال طول كشيد. امانيوتن كه قانون مكانيك را ارائه داد همه اينها را اثبات كرد. بنابراين تمام كارهايي كه كپلر انجام داد بي‌خود شد و تنها ارزش تاريخي دارد. بنابراين قرار است كارهايي كه ماشين مي‌تواند انجام بدهد کنار گذارده شود و دانش‌آموز در جايگاهي بنشيند كه كشف كند.
س: چه زماني ما از حالت كپلري به حالت نيوتن مي‌رسيم كه سرخط پژوهندگي است؟
پ: زمان معلوم كردنش كار من نيست و به سادگي هم قابل تعيين نيست.
س: شما هشت سالي معاون وزير بوديد و هنوز هم دستتان در كار هست و به عنوان يك عضو در شوراي ICT وزارت آموزش و پرورش هستيد. شما مي‌گوييد كه يك تحولاتي صورت مي‌گيرد كه من اين تحولات را به طور كل قبول ندارم يا براي من هنوز ابهاماتي وجود دارد.
پ: شما در مورد سرعت وقوع اين تحولات سؤال مي‌كنيد.
س: همه چيز در بازه زماني معني مي‌دهد.
پ: در حال حاضر اگر كل آموزش و پرورش را درنظر بگيريم، گمان من اين است كه با توجه به مجموعه شرايط كشور، ما خيلي با سرعت نمي‌توانيم در اين راه برويم. الان اين فضا كاملاً در اختيار آموزش و پرورش نيست. مجموع جامعه ما با اين مفاهيم فاصله دارند. با سواد عمومي كه صرفاً خواندن و نوشتن نيست فاصله داريم. به لحاظ اقتصادي نمي‌توانيم همه هدف‌ها را تحقق بدهيم. رفتن به دنبال اين راه قطعي است. يعني اگر قرار باشد كه ايران در جهان آينده نقشي داشته باشد و خودش را براي ورود به عصر دانش آماده كند بايد اين راه را انتخاب کند، اما تا چه ميزان مي‌تواند آماده بكند گمانم اين است که روند كند خواهد بود. يعني اگر به عنوان مثال ما در رفتارهاي جمعي‌مان نظم نداشته باشيم، يقيناً تأثير مي‌گذارد روي سرعت اين حركت. چون چيزي كه زيربناي اين كار است نظم است زيرا IT نظمي مي‌آورد براساس آگاهي. اگر ساير فعاليت‌هاي جامعه خيلي نظم‌پذير نباشد. حركت آموزش و پرورش كند خواهد بود.
س: به هر حال بعضي‌ها اعتقاد دارند كه فناوري اطلاعات به واسطه ويژگي كه دارد و بر پايه انديشه و دانش است، شايد فرصتي باشد براي كشورهاي در حال توسعه و كشورهايي كه عقب افتاده‌اند در اين حركت خودشان را به صورت جهشي بتوانند جلو بياندازند حالا به واسطه ويژگي جمعيتي و يا آن بحث هوشي كه در اين كشورها هست اما به اندازه كافي پرورش پيدا نكرده. به هر حال اينجا يك فرصت به وجود آمده.
پ: آيا استفاده از اين فرصت مهارت و هنر نمي‌خواهد؟ مگر ما اين فرصت‌ها را در حوزه‌هاي ديگر نداشتيم؟ نه ما بلكه همه كشورها. بنابراين صرف وجود فرصت باعث استفاده از آن نمي‌شود. اتفاقاً بحث بر سر همين است كه ما از اين فرصت چگونه استفاده كنيم.
س: آيا ما هيچ انتخابي داريم در بحث شكاف ديجيتالي كه مطرح مي‌شود. اگر ما سواد ديجيتالي نداشته باشيم واقعاً بي‌سواد محسوب مي‌شويم. كساني كه دست‌اندركار هستند آيا واقعاً اين بحران در اين مقطع از زمان را متوجه شدند. چقدر ما در موقعيت بحراني قرار داريم. اگر ما اين فرصت را از دست بدهيم آن شكاف خيلي زياد مي‌شود. اين خطر واقعاً تهديد مي‌كند. به عنوان مثال كشور هند از اين فرصت استفاده كرد. اما به نظر نمي‌رسد كه در كشور ما اين اتفاق بيافتد. بحث طرح تكفا هم هست. اينكه به هر حال خروجي اين طرح را چگونه مي‌بينيد. آيا اين طرح و اين فرصت را براي ايران ايجاد مي‌كند. آيا قدم‌هايي كه برداشته شده در روند درستي بوده. ديدگاه آقاي بشردوست كاملاً مخالف بود. يعني ايشان عقيده داشتند كه اين طرح اين بودجه‌هايي را كه به سازمان‌ها تزريق كرده به شدت لطمه زده است. در مورد آموزش و پرورش هم همين‌طور بوده و اين بودجه لطمه زده است به روند حركت‌هاي آموزش و پرورش. ديدگاه شما در اين زمينه چيست؟
پ: فرصت‌ها در تمام طول تاريخ بشر به وجود آمده است. اما خيلي از اوقات هم نتوانسته‌اند از اين فرصت‌ها استفاده كنند. آدم‌ها از اين فرصت‌ها استفاده مي‌كنند. آدم‌ها هم موجودات زنده‌اي هستند. يك پيشينه و يك فكري دارند. تعاملي با هم دارند. همه اينها در اين قضيه تعيين‌كننده است. هيچ‌كدام از اين ابزارها به خودي خود اين امكان را فراهم نمي‌كنند كه ما از اين فرصت استفاده بكنيم. در نتيجه مي‌شود اين طور فكر كرد كه چقدر امكان و احتمال دارد كه ما از اين فرصت استفاده بكنيم. من خيلي خوشبين نيستم و دليل اين كه خوشبين نيستم اين است كه فضاي كلي جامعه براي اين كار آماده نيست. فضاي كلي منظورم ذهن مردم، ذهن والدين دانش‌آموزان، ذهن مديران ارشد است. صرف اين كه يك چيزي به نام فناوري اطلاعات آمده و چنين و چنان مي‌كند كافي نيست. اين يك الزاماتي را با خودش مي‌آورد و اگر آن الزامات را نداشته باشيم نمي‌توانيم از آن استفاده كنيم. به عنوان مثال E-Commerce براساس اعتماد سيستمي است حال آنكه تجارت ما براساس اعتماد فردي است. بنابراين شما نمي‌توانيد اين دو را با هم پيوند بدهيد. به هر اندازه كه شما در اينكار كند باشيد E-Commerce هم لنگ است. در زمينه IT هم همين‌طور است. من اميد دارم به اين كه نسل جوان دانش‌آموز ما به خاطر آشنايي با اين ابزار، فضاي بهتري در اختيار داشته باشد. اين امکان از بيرون به نسل كنوني داده مي‌شود، بدون هيچ پيش زمينه‌اي. نسل بعدي احتمالاً اينگونه نيست كه اين امكان را بدون پيش زمينه و آموزش دريافت كند. بنابراين امكان دارد در جذب اين ابزار در جهت رسيدن به آن اهداف از ما بهتر عمل كند ولي يقيناً با يك كشور ديگري كه آمادگي بيشتري دارد سرعت ما يكسان نخواهد بود.
س: نگاه شما، نگاه فرهنگي است. به عنوان مثال بايد اين كار پنج سال طول بكشد. انتظار معجزه نداريد. اين نگاه حاكم است بر برداشت‌هايي كه شما از جامعه داريد. خوب با اين نگاه چگونه مي‌توان يك كار را سريع‌تر انجام داد.
پ: اتفاقاً من فكر مي‌كنم اين تحول فرهنگي هيچ وقت به طور كامل اتفاق نمي‌افتد. در مسائل اجتماعي نمي‌توانيم به اين اميد باشيم كه همه مردم آنچنان آگاهي پيدا كنند كه همه انسان متعادلي باشند و بنابراين روابط مناسب اجتماعي شكل بگيرد. اصلاً چنين اتفاقي هيچ‌گاه نخواهد افتاد. جاهايي كه در اين كار موفق بودند با استفاده از سيستم‌هايي توانستند اين كار را شكل بدهند. يعني سيستم‌هايي برقرار كنند كه آدم‌هايي كه خيلي هم در آنها تحول اتفاق نيافتاده در اين سيستم‌ها به نحوي كه مورد نظرشان است جلو مي‌روند. بنابراين راه رسيدگي سريع‌تر ايجاد يك سري سيستم‌هايي است كه بشود به اتكاء اين سيستم‌ها آن روابط موردنظر را شكل داد. اما پيش‌نياز همان استقرار سيستم‌ها هم تحول فرهنگي حداقل در گروهي از تصميم‌گيران است. زيرا استقرار سيستم‌هاي اجتماعي محصول فكري مديران در رده‌هاي معيني است. بنابراين مي‌توان با يك فاصله زماني محدود اين كار را انجام داد.
س: پيش‌نيازهايي كه براي سريع‌تر كردن تحولات لازم است چيست؟
پ: اگر در آموزش و پرورش تركيب مناسبي از آدم‌ها باشد و براي مدت طولاني ثبات باشد، قطعاً يك تحولي اتفاق مي‌افتد وسريع‌تر مي‌توان كارهايي را انجام داد. اگر نباشد نه. بنابراين جواب شما اين است كه افرادي كه يك فكر را قبول دارند قطعاً با هم همكاري مي‌كنند. اين افراد بايد واقعاً با عشق و علاقه تمام وقت كار كنند فكر كنند و ايده بدهند و كار كنند تا به يك جايي برسند. تا يك فكر نباشد، چيزي جلو نخواهد رفت. تفاوت‌ عمده ما با كشورهاي پيشرفته فكر برجسته است. برجستگان فكري بايد به قدرت برسند و اين برجستگان همين‌طوري به قدرت نمي‌رسند. بايد خوش‌فكرترين و قوي‌ترين آدم‌ها به لحاظ فكري در رأس مديريت باشند. شما حتي سختي‌هاي اجرا را هم بايد با فكر حل كنيد، نه با بخشنامه. شما اگر يك فكر خوب نداشته باشيد كه چگونه يك جامعه انساني را اداره كنيد، به زور متوسل مي‌شويد كه جواب نمي‌دهد. واقعاً آدم‌هاي موفق چه در صنعت و چه در سياست آدم‌هايي بودند كه فكر برجسته داشتند. بنابراين يك عده، از افراد متفكر به لحاظ حوزه تخصص مي‌تواند انجام كار را سرعت بدهد و در كنار اين يك عده فكرهاي پايين‌تر هم مي‌آيد بالا و به طور تصاعدي اين نيرو را زياد مي‌كند. در حالي كه اگر اين فكر وجود نداشته باشد، زايش فكر نيز نخواهيم داشت.. بنابراين من جز به فكر برجسته، به هيچ چيز ديگري اعتقاد ندارم. يكي از مشكلات ما همين قضيه است.
س: در كشور در حال توسعه شما مي‌فرماييد كه آدم‌هاي خوش‌فكر بايد از صدر هرم همين‌طور بيايند پايين تا يك سيستم خوب داشته باشيم.
پ: بله، فقط فكر و اينكه سليقه‌ ديگري چيست را بگذاريم كنار، جز فكر قوي‌تر. اين است كه مي‌تواند هر چيز ديگر را مغلوب كند و پيش برود.

نقش فناوری اطلاعات در آموزش الکترونیکی

تکفا - يكي از خصيصه‌هاي فن‌‌آوري اطلاعات كه در كليه شئونات كاربري آن قابل ملاحظه است سرعت توسعه آن مي‌باشد. اين سرعت ناشي از بستر ارتباطي نسبتاً مناسبي است كه اكنون در سراسر جهان گسترده شده است. بنابراين، يكي از مهمترين و در عين حال مشكل‌ترين مراحل توسعه فن‌آوري اطلاعات در زمينه آموزش تصميم‌گيري در مورد اولويت‌ها و همچنين خط مشي مورد نياز براي اينكار مي‌باشد. در واقع سؤال اصلي آنست كه از كجا شروع كنيم، در مسير كدام اولويت‌ها حركت كنيم و به كدام هدف برسيم. در نتيجه لازم است اولويت‌ها در توسعه آموزش مجازي از ديدگاه جغرافياي فرهنگي‌، جغرافياي آمادگي براي آموزشهاي الكترونيكي،‌ محتويات دروس الكترونيكي،‌ هزينه‌ها و بودجه‌ها و مهمتر از همه عامل نيروي انساني مورد بررسي و تحليل قرار گيرند. توجه داشتن به عناوين اولويت‌ها حداقل اطلاعات لازم براي تعيين سياستهاي اجرائي ميباشد. بديهي است در مرحله بعد لازم است هر يك از عناوين به دقت تحليل شده و در مقايسه با ديگر عناوين سنجيده شوند تا راهكارهاي لازم براي قدمهاي بعدي مشخص گردد. در نتيجه بر اساس اولويت‌ها و در واقع بر اساس تعيين آنها ميتوان به يك جمع بندي براي تعيين خط مشي توسعه آموزشهاي الكترونيكي در ايران رسيد.
مقدمه:
تعين خط مشي عبارت است از ترسيم نقشه‌‌اي براي نيل به اهداف مورد نظر. در نتيجه ،‌ خط مشي يك ابزار مديريتي است كه مانند ديگر ابزارها به ايشان كمك مي‌كند تا سازمان تحت نظر خود را در نيل به اهداف و انجام وظائف مورد نظر هدايت كنند. پس از تعيين خط مشي ميتوان حركت كلي و جزئي مؤسسه و بخصوص عملكرد اعضاء و نيروي انساني را در جهت نيل به اهدافي كه از قبل تعين شده‌اند مورد ارزيابي قرار داد. بعلاوه ميتوان اثر عوامل محيطي و خارجي را بر حركت مؤسسه ، و احياناً انحراف در آن را مورد ارزيابي و اندازه گيري قرار داد.

امروزه كمتر سازمان و مؤسسه‌اي آموزشي را مي‌توان يافت كه تحت فشارهاي اقتصادي نباشد. بنابراين‌، در اجراي هر يك از برنامه‌هاي چنين مؤسسه اي انتظار مي‌رود كه باري بر بار اقتصادي آن اضافه نشود. مؤسسات آموزشي تا قبل از ظهور آموزشهاي الكترونيكي مؤسساتي مصرفي بحساب مي‌آمدند. لكن امروزه ميتوان آنها را به مؤسساتي سودآور تبديل كرد. بنظر مي‌‌رسد كه خط مشي غالب و پذيرفته شده در جهان در نيمة‌ اول از دهة اول قرن بيست‌ويكم يعني سالهاي 2000 تا 2005 ميلادي بر اساس بهره‌مندي از فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات بنا نهاده شده است. بنابراين،‌ در تعيين خط مشي آموزش نميتوان وي‍‍ژگي هاي اين عامل را ناديده گرفت،‌ خواه توسعه آموزش در سطح ابتدايي مدنظر باشد،‌ آموزشهاي متوسطه مطرح باشند و يا آموزش عالي.

در آموزشهاي سنتي عوامل محيطي و مؤثر در امر آموزش بسيار آهسته تغير مي‌کنند. بطوري كه مي توانيم در برهه اي قابل توجه از زمان (دوره‌هاي ده ساله) عوامل مؤثر خارج از سيستم را ثابت در نظر بگيريم. در چنين شرائطي مي توان از خط مشي بلند دامنه (Long-Range plan) استفاده كرد. در چنين الگوهائي برنامه‌ريزي براي ده سال آينده امري منطقي و معمول است. لكن امروزه محيط فراگيران آموزش محيطي است بسيار پويا و در عين حال دارا? تغييرات سريع و ناگهاني. همانطور كه اشاره شد مهمترين عامل مؤثر در آموزشهاي الكترونيكي محيط حاكم بر آن يعني فن‌آوري اطلاعات و ارتباطات ميباشد كه لحظه به لحظه در حال تغير و تحول است. لذا در چنين شرائطي بايد از خط مشي استراتژيك و كم دامنه‌اي استفاده كرد كه اولاً به سادگي بتوان آنرا پياده سازي نمود و ثانياَ امكان تغير و تحول آن آسان باشد. از اين پس هر جا كه به عبارت خط مشي اشاره مي‌شود منظور همان Strategic Plan ميباشد. لغت Strategy بمعناي فن تدابير جنگي بكار رفته است. زيرا در ميدان نبرد نيز عوامل مؤثر بسرعت در حال تغير مي‌باشند و بنابراين نقشه جنگي بايد از قابليت انعطاف پذيري بسيار بالائي برخوردار باشد. در آموزشهاي الكترونيكي بر خلاف آموزشهاي سنتي نميتوان از يك الگو يا خط مشي بلند دامنه (Long-Range Planning) استفاده كرد. آنچه براي آموزشهاي الكترونيكي ميتواند خط مشي مناسبي باشد ،‌ خط مشي است كه ضمن در نظر گرفتن شرائط حاضر و امكانات موجود ،‌ آماده برخورد با هر نوع تغير ،‌ تحول و حتي مخالفت ناگهاني باشد.

بنابر اين، خط مشي فرآيندي ساخت يافته است براي تصميم سازي و به اجرا درآوردن تصميمات و بمنظور هدايت يك سازمان در نيل به اهداف از قبل تعين شده. اين فرآيند حياتي است ، زيرا بايد بتواند سازمان مورد نظر را در مقابل شرائط متغير و ناگهاني آماده نگهدارد خواه اين اتفاقات از قبل قابل پيش بيني شده باشند يا نشده نباشند.
بودجه و منابع آن:
يكي از عوامل مهم و تاثيرگذار در تعيين اولويت ها مقدار بودجه و منابع تامين كننده آن مي باشد. بديهي است در هيچ شرايطي نمي توان اجراي يك طرح را بر اساس بودجه اي پايان ناپذير برنامه ريزي كرد. در پياده سازي برنامه هاي آموزشي منابع تامين بودجه را مي توان به دو بخش سرمايه گذاري دولتي و سرمايه گذاري خصوصي تقسيم كرد. بنابراين اهداف پيش بيني شده براي آموزش هاي الكترونيكي بايد به گونه اي باشد كه نيازمندي ها و زمينه هاي مورد علاقه ي بخش خصوصي را به خوبي پوشش دهد. در غير اين صورت بايد فقط به اهداف مورد نظر در برنامه هاي دولت و در نتيجه تنها به منابع مالي دولتي بسنده كرد. زيرا با كنار گذاشتن خواسته هاي بخش خصوصي عملا بخش عمده اي از منابع تامين هزينه ها را كنار گذاشته ايم.

در هر حال، روشن است كه بودجه و منابع تامين آن، يكي از مهمترين اولويت ها را در تعيين خط مشي شكل مي دهند. هر قدر بودجه بيشتري براي آموزش اختصاصي داده شود مي توان اهداف بيشتري را به ثمر رساند، به بيان ساده تر، بودجه تعيين كننده مرزهاي توسعه ي كمي و كيفي آموزش هاي الكترونيكي است. در نتيجه لازم است در تعريف اهداف و تعيين خط مشي كه در واقع چارچوب يك طرح آموزشي را شكل مي دهند به اين آموزشي، و تعداد دروس لازم در هر دوره ي آموزشي بعد كمي محتواي آموزشي را مشخص مي سازد. به بيان ديگر مي توان اين عامل را در كنار عامل انداه ي طرح عامل اثرگذار توجه شود.

اندازه يک طرح آموزشي:
اولويت مديران در اندازه هاي يك طرح آموزشي، از ديگر عوامل موثر در تعيين خط مشي مي باشد. منظور از اندازه، دامنه ي توسعه ي يك طرح آموزشي است. اين دامنه ممكن است در طول يا عرض يك طرح مورد بررسي قرار گيرد. در طول به معناي آن است كه از پايين ترين سطح آموزش يعني آموزش هاي پيش از دوره ي ابتدايي، تا بالاترين سطح آموزش يعني آموزشهاي دانشگاهي، چه بخشي را در اولويت برنامه هاي خود قرار مي دهيم. در عرض به معناي عرض جغرافيايي، اولويت عبارت است از وسعت جغرافيايي طرح مورد نظر. اين وسعت از يك محيط آموزشي مجزا شروع ميشود و تا سطح يك كشور گسترش ميابد. بنابراين، بدون توجه به اولويت هاي يك نظام آموزشي از ديدگاه اندازه هاي آن نمي توان خط مشي مناسبي را انتخاب نمود. توجه داشتن به اندازه هاي طرح آموزشي با در نظر گرفتن عامل موثر ديگر يعني بودجه مي تواند منجر به انتخاب يك راه كار مناسب و منطقي شود. بديهي است كه در يك انتخاب واقع بينانه به جاي پرداختن به طرحهايي با ابعاد ملي و بسيار بزرگ مي توان به اجراي طرحهايي كوچكتر در سطح استانها و شهرهاي بزرگ اقدام نمود. البته مي توان طرحي را در ارتباط با آموزش در يك مقطع معين وليكن در سطح ملي به اجرا در آورد. به عنوان مثال ارائه آموزش ضمن خدمت دبيران رياضي مقطع دبيرستان و يا ارائه آموزش دروس علوم پايه دانشگاهها را بعنوان بخش? از يک طرح بزرگتر، ميتوان در سطح کشور برگزار نمود.

بنابراين، يكي از اولويت هاي مهم در تعيين اهداف و انتخاب خط مشي براي آموزش هاي الكترونيكي توجه داشتن به دامنه طرح مي باشد، كه اين امر به نوبه ي خود به بودجه اختصاص يافته براي اين منظور وابسته است.

محتواي دروس الكترونيكي:
سطح كيفي و استانداردهاي پذيرفته شده براي محتواي دروس الكترونيكي از ديگر عناصر تعيين كننده و تاثيرگذار در انتخاب خط مشي مي باشند. متاسفانه يكي از عناصر مهم در آموزشهاي الكترونيكي كه به درستي مورد توجه قرار نمي گيرد كيفيت محتواي دروس الكترونيكي است. محتواي دروس الكترونيكي بر خلاف دروس سنتي فقط به مجموعه اطلاعات و دانش هاي نهفته در يك درس اطلاق نمي شود. بلكه به نوعي شامل روش ارائه درس و برخورداري از تعامل موثر و انگيزه ساز بين فراگير و سيستم آموزشي نيز مي شود. بنابراين، محتواي دروس الكترونيكي هم از نظر كمي و هم از نظر كيفي يكي از عوامل مهم در تعيين اولويت ها و انتخاب راهكارهاي مورد نظر براي ساختن يك سيستم آموزشي است.

تعداد دوره هاي آموزشي، و تعداد دروس لازم در هر دوره آموزش? جنبه کم? محتوا? آموزش? را مشخص ميسازد. به بِيِان ديگر مِ? توان اين عامل را در کنار عامل اندازه طرح آموزش? قرار داد و آن را در تعيين اندازه هاي يك طرح آموزشي به عنوان يكي از اولويت هاي مهم در نظر گرفت. بديهي است با توجه به بودجه و وسعت طرح، بايد در مورد تعداد دروس الكترونيكي تصميم گيري شود. اگر به اين نكته توجه شود كه بطور متوسط براي هر ساعت درس الكترونيكي نياز به يك صد ساعت فعاليت تخصصي مي باشد، مي توان چنين نتيجه گرفت كه براي وارد كردن دروس به شبكه آموزشي نياز به يك برنامه ريزي دقيق و محتاتانه است.

برا? داشتن كيفيت مورد نظر در محتواي دروس الكترونيكي، تعريف و تعيين اولويت ها بسيار دشوارتر است. شايد يكي از مشكل تربن مراحل در تعيين اولويت ها و انتخاب خط مشي تعريف چارچوب روشني براي كيفيت يا ويژگي هاي دروس الكترونيكي است. استفاده از رسانه هاي مختلف ميتواند عامل موثري در تعيين اندازه هاي كيفي دروس الكترونيكي باشد. يك درس الكترونيكي در ساده ترين شكل مي تواند فقط با استفاده از متن هاي ساده و از طريق صفحات پي در پي به فراگيران ارائه شود. پرداختن به اين عنوان كه چنين محتوايي براي چه موضوعاتي مناسب است و تا چه اندازه مي تواند در انتقال دانش و مهارتهاي لازم موفق باشد خود جاي بحث جداگانه اي را دارد. در اينجا مي خواهيم به اين مطلب اشاره كنيم كه در صورت نياز مي توان از رسانه هاي مختلف همچون متن، صوت، تصوير، پويا نمايي و فيلم در كنار هم و به منظور انتقال دانش مورد نظر به فراگيران استفاده كرد. در اين صورت با افزايش تنوع رسانه ها پيچيدگي و هزينه هاي مربوط به طراحي و ساخت دروس الكترونيكي افزايش مي يابد.

از طرف ديگر استفاده از الگوهاي مختلف آموزشي مي تواند بر بعد كيفي محتواي دروس الكترونيكي اثر بگذارد. علاوه بر الگوهاي آموزش (Educational_Methodology) تنوع روشهاي تعاملي (Interaction) كاربر و سيستم آموزشي نيز مي تواند بر كيفيت آموزشهاي الكترونيكي تاثير گذار باشد. بنابراين، ملاحظه مي شود كه محتواي دروس الكترونيكي يكي از مهمترين و در عين حال حساسترين عوامل در تعيين اولويت ها و انتخاب خط مشي لازم براي آموزشهاي الكترونيكي است.

ساختار سازماني و عامل نيروي انساني:
يكي از مهمترين عوامل در تصميم گيري مديران، توجه به عامل نيروي انساني است. براي توسعه هر يك از شئونات فن آوري اطلاعات در هر جامعه كوچك يا بزرگي لازم است بر نيروي انساني نظري دقيق بياندازيم. اين امر بخصوص در اندازه هاي بزرگ مانند آموزش هاي ابتدائي و متوسطه و يا آموزش ضمن خدمت معلمان و دبيران از اهميتي مضاعف برخوردار است. عامل نيروي انساني هم بدليل كميت و هم به دليل رفتارها و سلايق شخصي بشدت بر پياده كردن آموزشهاي الكترونيكي اثر مي‌گذارد. حتي امور شخصي و خصوصي هر يك از افراد مي‌تواند به نوعي در روند پياده كردن يك طرح آموزشي مؤثر باشد. بعنوان مثال وقتي كه كارگران يك كارخانه بدليل خستگي، و يا كاركنان اداره‌اي بدليل پائين بودن سطح درآمدها تمايل به فراگيري معلومات شغلي جديد ندارند،‌ مديران مربوطه چگونه ميتوانند از ابزاري بنام آموزشهاي الكترونيكي براي امر آموزش استفاده كنند. لذا قبل از اقدام به پياده كردن طرح آموزشهاي الكترونيكي و مجازي لازم است به عوامل زير از ديدگاه نيروي انساني توجه شود.

يكي از نكات مهم در اين راستا عبارت است از توزيع جغرافيايي نيروي انساني مايل به فراگيري. اين توزيع به تناسب گستردگي خود نيازمند به زير ساختهاي ارتباطي بخصوصي است. بنابراين، توزيع فراگيران سوال مهم ديگري را در ارتباط با تعيين اولويت ها پبش روي ما مي گذارد.

از طرف ديگر سطح معلومات و تجربه فراگيران براي استفاده از رايانه و شبكه هاي ارتباطي نيز يك عامل تعيين كننده است. در نتيجه ساختار نيروي انساني تحت پوشش يک? از عناصر مهم در تعيين اهداف و تعريف اولويتهاي يك سيستم آموزش الكترونيكي است.

از ديدگاهي ديگر مي توان به ساختار نيروي انساني متخصص براي نگهداري و توسعه سيسمتهاي آموزش الكترونيكي پرداخت. بديهي است توسعه آموزشهاي الكترونيكي به توسعه شبكه مخابراتي و ارتباطي كشور بستگي دارد. از طرفي توسعه شبكه مخابراتي نيازمند به توسعه نيروي انساني متخصص در زمينه هاي مربوطه مي باشد. علاوه بر بستر ارتباطي، پشتباني از توليد دروس الكترونيكي ، توسعه سيستمهاي ارائه درس و مديريت دروس نيز به نيروهاي متخصص نياز دارد. بنابراين، از اين ديدگاه نيز در تعيين اولويت ها و اجراي يك طرح آموزش الكترونيكي بايد به مهيا بودن نيروهاي متخصص مورد نظر در دو زمينه بسترسازي و توليد محتواي دروس الكترونيكي توجه شود.

از ديدگاه جامعه فراگيران دروس نيز ساختار انساني بسيار اهميت دارد. تفاوت در سطح معلومات پايه فراگيران، تفاوت در سطح انگيزه هاي فراگيران، و تفاوت در سطح سني فراگيران از عوامل بسيار موثر در تعيين خط مشي مورد نظر مي باشد. هر قدر جامعه فراگيران كوچكتر و داراي تفاوت كمتري در خصوصيات فردي خود باشد، خط مشي مورد نياز براي پياده سازي آموزش الكترونيكي ساده تر و كم هزينه تر خواهد بود.

بستر آموزش ها? الكترونيكي:
از ديگر عوامل موثر در تعيين اولويت ها براي توسعه آموزشهاي الكترونيكي بايد به بستر مخابراتي و ارتباطي اشاره كرد. بدون داشتن بستر مناسب هر قدر هم كه نيروي انساني و بودجه فراهم باشد، امكان پياده سازي آموزشهاي الكترونيكي ممكن نخواهد شد. گسترش شبكه هاي كامپيوتري توام با توسعه امكانات مخابراتي بستر مناسبي براي توسعه فن آوري اطلاعات و تمام زمينه هاي آن مي باشد. توسعه كمي آموزش الكترونيكي به توسعه جغرافيايي شبكه ها وابسته است در حالي كه عامل مهم در توسعه كيفي آموزشهاي الكترونيكي پهناي باند خطوط و كانالهاي ارتباطي است. بعنوان مثال استفاده از رسانه اي مانند فيلم ويديوئي نياز به پهناي باند وسيعي دارد. اگر قرار باشد كه در امر آموزش تصاوير ويديوئي بطور زنده در هر دو سمت استاد و فراگير رد و بدل شود بايد پهناي باند به مراتب بزرگتر باشد.

از جمله عوامل مهم و موثر در تعيين اولويت ها، توان فراگيران براي تهيه يك حداقل سيستم كامپيوتري است. اين سيستم بايد داراي يك كامپيوتر با قدرت پردازش كافي و ديگر دستگاههاي جانبي براي متصل شدن به سيستم آموزشي الكترونيكي از طريق شبكه هاي كامپيوتري باشد. بنابراين، بايد در نظر داشت كه در توسعه آموزش هاي الكترونيكي تا چه اندازه مي توان از مخاطبيني و فراگيراني برخوردار بود كه بتوانند اين حداقل سيستم را فراهم نمايند.
در مجموع ملاحظه مي شود كه بستر ارتباطي، و سخت افزار و نرم افزارهاي مورد نياز به شدت بر تصميم گيري براي تعيين اندازه هاي يك سيستم آموزش الكترونيكي اثر مي گذارند، و بيان ديگر در تعريف اولويت ها موثر هستند.

ديگر اولويت ها:
بديهي است علاوه بر اولويت هاي مهمي كه مورد بررسي قرار گرفتند، زمينه هاي ديگري نيز وجود دارد كه بايد اولويت آنها مدنظر قرار گيرد. به عنوان مثال سودآوري يك سيستم مي تواند يكي از عاملهاي موثر باشد. بنابراين، لازم است درجه اولويت سودآوري نسبت به ديگر اولويتها مشخص گردد. زيرا خط مشي لازم براي نيل به يك سيستم آموزشي سودآور ممكن است با خط مشي لازم براي ساختن يك سيستم آموزشي مبتني بر ساختار نيروي انساني متفاوت باشد.

از ديگر عوامل موثر در تعيين خط مشي مي توان به پويايي سيستم هاي آموزش الكترونيكي اشاره كرد. آموزشهاي الكترونيكي بر بستر? پويا همچون فن آوري اطلاعات قرار مي گيرد. بنابراين، چنين سيستمي داراي وروديهائي كاملا متغير است. حجم اطلاعات و دانش قابل ارائه توسط يك سيستم آموزشي و تنوع آنها روز به روز در حال تغيير است. از طرفي بر اساس رشد دانائي، توانائي كاربران و فراگيران مرتبا در حال توسعه مي باشد. بنابراين، لازم است مدلي براي پياده سازي يك سيستم آموزشي الكترونيكي انتخاب شود كه هم پويا بوده و هم از انعطاف پذيري لازم برخوردار باشد. در نتيجه، پويايي و انعطاف پذيري از ويژگيهاي مهم يك سيستم آموزش الکترونيک? تلقي مي شوند. البته نبايد فراموش کرد که اين عوامل با كدام درجه از اهميت و اولويت در ميان ديگر عوامل ياد شده ارزيابي و انتخاب شوند.

مدلي براي تدوين خط مشي:
در اين بخش بطور مختصر مدلي براي تعيين خط مشي پياده ساز? آموزشهاي الكترونيكي ارائه ميگردد. بديهي است طراحي و ترسيم خط‌مشي بسيار مهم و در نوع خود داراي جوانب بسيار متفاوتي است . به همين دليل در سالهاي اخير كتابهاي متعددي بخصوص در زمينه راهبري و تعيين خط‌مشي براي توسعه آموزشهاي الكترونيكي و مجازي نوشته شده است . در هرحال براي تعيين خط‌ مشي راهكارهاي متفاوتي بيان شده است. آنچه در ادامة اين بحث خواهد آمد يك ساختار پنج مراحله‌اي را براي تعيين خط‌مشي و مستند كردن آن نشان ميدهد. دراينجا بدون پرداختن به جزئيات هر مرحله سعي مي‌گردد ساختار كلي اين مدل تشريح شود.

قدم اول - عمليات مقدماتي برا?آماده سازي:
اولين قدم در فرآيند تدوين خط‌مشي ايجاد يك روحيه آمادگي در خود و ديگران است . اين روحيه بايد از بالاترين سطح مديريت تا پائين ترين سطوح اجرائي گسترده شود. ايجاد روحيه آمادگي نياز به عواملي موثر در اين امر دارد كه ما آنرا عمليات مقدماتي ميناميم. اين عمليات به ترتيب زير قدم اول از فرآيند تعيين خط‌مشي را شكل مي دهند.
امكان سنجي براي اطمينان از مهيا بودن امكانات، منابع مالي و بخصوص گرايش قلبي مديران ارشد، توسط يك گروه كاري آشنا به موضوع آموزشهاي الكترونيكي .
[
تشكيل يك گروه كاري براي تدوين خط‌مشي. اين گروه ممكن است از طريق قرارداد با يك موسسه تخصصي در امر آموزشهاي الكترونيكي تشكيل شود.
[
تعيين عناوين مهمي كه در تدوين خط‌مشي نقش اساسي دارند.
[
مشخص كردن اطلاعات مورد نياز و منابع تهيه آنها در جهت روشن كردن اولويت ها، امكانات، ‌منابع مالي، ‌وضعيت نيروي انساني و مانند اينها.
[
گردآوري و دسته بندي اطلاعات بمنظور تصميم گيري در اطراف عناوين تعيين شده در بند سوم.
[
تحليل اوليه اطلاعات بدست آمده و تعيين وسعت كار.
[
آنچه در انتهاي قدم اول بدست ميآيد ميتواند در تعريف حد و اندازه‌هاي آموزش الكترونيكي موثر واقع شود. به بيان ديگر وسعت آموزشهاي الكترونيكي تا حد زيادي در اين مرحله مشخص ميشود. بعنوان مثال ، اگر اطلاعات بدست آمده در باره دامنه آموزشها? الکترونيک? مربوط شود به آموزش ضمن خدمت معلمين ، ميتوان معين كرد كه آموزشهاي مذکور در كداميك از اندازه‌هاي زير مورد نظر است .
آموزش كليه معلمين در سطح كشور و در تمام زمينه‌هاي موردنظر.
[
آموزش معلمين يك استان در تمام زمينه‌هاي مورد نظر.
[
آموزش كليه معلمين در سطح كشور و در تعداد معيني از زمينه‌هاي مورد نظر.
[
آموزش معلمين يك يا چند استان در زمينه‌اي مورد نظر.
[
آموزش معلمين از طريق يك شبكه آموزشي واحد.
[
آموزش معلمين در استانهاي مختلف از طريق شبكه‌هاي آموزشي مستقل .
[
قدم دوم- تعيين وظيفه (Mission) و دورنماي حركت (Vision) :

دومين قدم در تدوين خط‌مشي تهيه پيش نويس وظائفي است كه بردوش سيستم آموزشهاي الكترونيكي قرار ميگيرد. وظيفه يا ماموريت (Mission) آموزش الكترونيكي به بيان ديگر تعريف كلي‌تري از اهداف مورد نظر است. عبارت است از كليه فعاليت‌هائي كه در راستاي رسيدن به اهداف مورد نظر به عهده سيستم آموزشي گذاشته ميشود. در اين راستا شرح وظايف بايد به سه سوال اساسي پاسخ بگويد. چه بايد كرد؟ چگونه ؟ و چرا؟

بنابراين، ‌براساس اطلاعات بدست آمده از قدم اول مي‌توان بطور كاملاً دقيقي به تشريح بند بند وظايف محوله پرداخت .

دورنماي حركت (Vision) در مقايسه با وظيفه‌ها يك نگاه كلي‌تر و فراگيرتر به اهداف مورد نظر در آموزشهاي مجازي است . بيان دورنماي حركت در واقع روشن كنندة سمت و سوي حركت است .

در مثالي كه براي آموزش ضمن خدمت معلمين زده شد، ميتوان بخشي از بيانيه‌هاي مربوط به ماموريت و دورنماي آموزشهاي الكترونيكي را بشرح زير بيان كرد.

وظيفه آموزشهاي الكترونيكي دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت دبيران رياضي عبارت است از:

آموزش روش‌هاي مختلف براي تدريس دروس رياضي .
[
روشهاي مختلف براي طراحي سوال‌هاي رياضي.
[
استفاده از وسائل و ابزارهاي كمك آموزشي.
[
استفاده از نرم افزارهاي آموزشي و كمك آموزشي دروس رياضي.
[

دورنماي آموزشهاي الكترونيكي دوره‌‌هاي آموزش ضمن خدمت دبيران رياضي عبارت است از:
به روزآوري معلومات دبيران رياضي.
[
افزايش كيفيت تدريس دروس رياضي.
[
به روزآوردن روشهاي تدريس دروس رياضي
[

بنابراين، ‌در پايان قدم دوم گروه كاري براساس نتايج حاصل از تحليل اطلاعات گردآوري شده در قدم اول، دو بيانيه بسيار شفاف و روشن ارائه خواهد كرد كه عبارتند از بيانيه دورنماي حركت (Vision_Statement) و بيانيه شرح وظايف (Mission_Statement) .

قدم سوم - ارزيابي وضعيت موجود و تعريف نيازها:
پس از روشن شدن وظيفه‌اي كه بعهدة سيستم آموزش الكترونيكي قرار گرفته است بايد وضعيت فعلي مورد ارزيابي قرار گيرد.

اين ارزيابي عبارت است از دست‌يابي به اطلاعاتي در مورد وضعيت كنوني آموزش، نقاط ضعف و نقاط قوت در سيستم آموزش سنتي، و درجه رضايتمندي اساتيد و فراگيران در يک چنين سيستمي. بعلاوه در اين قدم از ارزيابي لازم است موضوعاتي كه سرنوشت ساز بوده و به نوعي ميتوانند در روند اجراي طرح موثر باشند شناسائي شوند.

بعنوان مثال وضعيت منابع مالي ، تصميمات مديران ارشد در تخصيص بودجه‌ها، تغييرات در برنامه‌هاي آموزشي از جمله موارد مهم و به بياني بحراني به حساب مي‌آيند.

بنابراين ، همزمان با ارزيابي وضعيت موجود ميتوان فهرست كاملي از نيازها و ضرورتها را براي بهبود بخشيدن سيستم آموزشي تهيه كرد. اين نيازها بايد به گونه‌اي تعريف و دسته بندي شوند كه در چارچوب وظيفه (Mission) تعريف شده در قدم دوم و همچنين در اندازه‌هاي طرح كه در قدم اول مشخص شد قرار گيرند. دست آورد قدم سوم مجموعه‌اي از اطلاعات طبقه بندي شده است كه ميتواند در قدم بعد براي تدوين اهداف كلي و جزئي سيستم آموزش الكترونيكي مورد استفاده قرارگيرند.
قدم چهارم - تدوين خط‌مشي ،‌ و تعريف اهداف:
براي هر سيستمي مجموعه‌اي از اهداف كلي و در زير هر هدف كلي مجموعه‌اي از اهداف جزئي و با مشخصات دقيق را ميتوان تعريف كرد. خط‌مشي عبارت است از ترسيم مسيري براي حركت كردن از وضعيت فعلي به سمت اهداف كلي و سپس هدايت شدن به سمت تك تك اهداف جزئي . مانند حركتي كه از يك شهر به سمت شهري ديگر رخ مي‌دهد و پس از ورود به شهر مقصد ( هدف كلي ) هدايت به سمت آدرس دلخواه ( هدف جزئي ) ادامه ميآبد.

بنابر اين، ‌در اين قدم از طريق پرسش و پاسخ،‌ تشكيل جلسات مشاوره‌اي، ‌مطالعه گزارشها، تحليل نيازهاي تعريف شده، توجه به وظيفه (Mission) و اندازة طرح،‌ ابتدا اهداف كلي و سپس اهداف جزئي براي سيستم آموزش الكترونيكي تعريف مي‌گردد. سپس براي دسترسي به هر يك از اهداف بايد راهكارهاي لازم مشخص شوند. اين راهكارها متناسب با امكانات (تعيين شده در قدم اول)‌، وظائفي كه به عهدة سيستم آموزش قراردارد ( بيان شده در قدم دوم ) ،‌ ضرورتهاي اساسي سيستم از ديدگاه فراگيران ، ‌اساتيد و مديران آموزش (تعريف شده در قدم سوم) و نهايتاً اهداف كلي و جزئي (‌مشخص شده در قدم چهارم ) طرح‌ريزي ميشوند.

دست آورد قدم چهارم:
تعريف اهداف كلي سيستم آموزش الكترونيكي مورد نظر.
[
تعريف اهداف جزئي و دقيق براي هر يك از اهداف كلي.
[
تعيين اولويت‌ها در دسترسي به اهداف.
[
مشخص كردن خط‌مشي براي رسيدن به هريك از اهداف.
[

قدم پنجم - مستند كردن خط‌مشي :
در اين قدم نتيجه كار بصورت يك سند به مديران ذيربط ارائه ميشود. معمولاً رهبر گروه كاري و يا يكي از افراد مسلط گروه كاري عهده‌دار تهيه پيش‌نويس سند مربوطه ميشود. ممكن است در اين سند علاوه بر جزئيات مربوط به خط‌مشي توسعه آموزشهاي مجازي راهكارهاي اجرائي‌ براي نيل به اهداف تعريف شده در قدم چهارم نيز اضافه شود. كمترين سستي در نگارش و مختصركردن اين سند به بهاي از بين رفتن كليه هزينه‌هائي است كه در طي قدم هاي قبل پرداخته‌ايم.
در سند خط مشي لازم است موارد زير بطور كامل و با جزئيات لازم روشن شوند.
مقدمه‌اي دربار‌ة وظيفه (Mission) عموم? سازمان يا مؤسسه مربوط.
[
معرفي اهداف (Goals) ،‌ وظيفه (Mission) و دورنماي (Vision) آموزش در مؤسسه مورد نظر.
[
بيان نيازهاي تعريف شده از ديدگاه كاربران، (مديران، اساتيد ،‌ دانشجويان و سامانه آموزشي ).
[
ارائه راهكارهاي اجرائي و قابل اندازه گيري براي پياده سازي طرح (Implementation).
[
ارائه راهكارهاي اجرائي براي ارزياب? نتايج حاصل از پياده سازي درمراحل مختلف (Evaluation).
[
ارائه راهكارهاي مناسب براي پس خوراندن نتائج به فرآيند پياده سازي سامانه جهت تصحيح امور.
[

دست آورد قدم پنجم سندي است مشتمل بر جزئيات كافي براي تصميم گيري و نهايتاً پياده سازي سامانه آموزش الكترونيكي.

جمع بندي و نتيجه گيري:
به نظر ميرسد براي توسعه آموزشهاي مجازي كار قابل ملاحظه‌اي بمنظور تعيين اولويتها و خط مشي انجام نگرفته است. ضروري است كه هر چه سريعتر وزارتخانه‌ها و مؤسساتي كه در سطحي كلان عهده دار آموزش كشور مي‌باشند در صدد تعيين اولويت ها و خط مشي مناسب خود برآيند. مهمترين سازمانها و مراكزي كه در اين راستا بايد قدم بردارند عبارتند از :

1- وزارت آموزش و پرورش
2- وزارت علوم ،‌ تحقيقا ت و فنآوري
3- وزارت بهداشت ،‌ درمان و آموزش پزشكي
4- وزارت كار و امور اجتماعي
5- وزارت صنايع و معادن
6- دانشگاه آزاد اسلامي
7- دانشگاه پيام نور
8- دانشگاه جامع علمي كاربردي
در تعيين خط مشي تعريف شده توسط هر يك از وزارتخانه ها و مؤسسات فوق لازم است اولويت ها مشخص شده و بر اساس اهميت آنها درجه بندي شوند. به بيان ديگر ،‌ تعريف جامع و دقيقي از اولويت‌ها و اهداف سامانه آموزش مورد نظر ميتواند صاحبان صنايع ذي ربط به اين موضوع را در ارائه پيشنهادهاي اجرائي كاملاً روشن كند. متاسفانه در حال حاضر بدليل روشن نبودن اولويت ها و خط مشي مورد نظر مديران ارشد در مؤسسات آموزشي اغلب توليدكنندگان يا فروشندگان نرم افزارهاي مربوطه نميتوانند در يك رقابت منصفانه شركت كنند. متقابلاً براي مديران نيز تصميم گيري در مورد طيف بسيار متنوعي از محصولات با ويژگي‌هاي كاملاً متفاوت امري دشوار است.

در يك كلام ،‌ امروز كمتر كسي ميتواند آينده آموزشهاي الكترونيكي ايران را براي سالهاي آتي بطور روشن ترسيم نمايد. اين كار حتي در سطح مؤسسات كوچك نيز امري دشوار است. گر چه توسعه آموزشهاي الكترونيكي بدليل فراهم بودن بستر مناسب ارتباطي و فراهم بودن بالقوه نيروي تخصصي امري شدني به نظر ميرسد لكن راهبري حركتي به عظمت توسعة‌ آموزشهاي الكترونيكي نياز به مديراني دارد كه اولين قدم را در راستا? تعيين خط مشي آموزشهاي مجازي و الكترونيكي بردارند.

بنابراين ،‌ در صورتيكه هر چه سريعتر مسئولين ذي ربط به آموزش كشور خط مشي مناسب و اولويت هاي منطقي را در حوزة ‌فعاليتهاي خود معرفي ننمايند آموزشهاي الكترونيكي كه ميتواند نقش مهمي را در توسعه فرهنگي و اقتصادي كشور بازي كند،‌ معطل خواهد ماند و اين معطلي بمعناي عقب افتادن از حركتي است كه امروز تمام جهان را فرا گرفته است.

مراجع:

[1] A.A.D. Rocha , etal. Scientific and Technological Knowledge: Strategies for Virtual Education in A Developing Country. 2002.

[2] Anderson C. , Customer Needs & Strategies: Effective Learning: Measurable Results from a Solid Process: A Case Study on Knowledge Net. 2002.

[3] Merril, M.D. , SCORM: Clarity or Calamity. Online Learning Magazine, Summer 2002,14-18.

[4] William H. Graves. "FREE TRADE" In Education The Meta University. JALN Volume1, Issue1. March 1997, pp 97-108.

[5] A Vision for E-Learning for America's Workforce. Report of the Commission on Technology and Adult Learning. June 2001, ASTD/NGA.

مدلي براي تعيين روش آموزش‌هاي الكترونيكي بر پايه عامل‌هاي موثر

تکفا- دكتر احمد كاردان اسناد دانشگاه صنعتي اميركبير- پس از همگرايي صنايع مخابراتي و كامپيوتري و در نتيجه، فراهم شدن امكانات شبكه‌هاي جهاني براي انتقال داده‌ها و اطلاعات، فناوري اطلاعات كانون ديگر مباحث فناوري شد.
گسترش آموزش در تمام سطوح از مهمترين زمينه‌هاي كاربرد فناوري اطلاعات است. يكي از ويژگي‌هاي فناوري اطلاعات ـ كه در همة وجوه كاربري آن ديده مي‌شود ـ سرعت گسترش آن است. اين سرعت ناشي از بستر ارتباطي به‌نسبت مناسبي است كه اكنون در سراسر جهان گسترده شده است.
ديگر ويژگي مهم فناوري اطلاعات، پويايي و تحول‌پذيري همه جانبة آن است. به‌طوري كه با اطمينان مي‌توان آنرا متحول‌ترين فناوري عصر كنوني دانست. بنابراين، يكي از مهمترين و نيز دشوارترين گام‌هاي گسترش فناوري اطلاعات ـ در زمينه آموزش تصميم‌گيري ـ شناخت اولويت‌ها و همچنين روش مورد نياز براي اين كار است.
اما پرسش كليدي آن است كه كار را از كجا آغاز كنيم؟ با كدام اولويت‌ها همگام باشيم و به كدام هدف برسيم؟ اما يافتن اين راه و تعريف مبدا و مقصد در محيط آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كه داراي همان دو ويژگي گسترش سريع و دگرگوني مداوم است ـ كاري بسيار ظريف و دقيق است. پس بايد اولويت‌هاي گسترش آموزش الكترونيكي ـ از ديدگاه جغرافياي فرهنگي‌، آمادگي براي آموزش‌هاي الكترونيكي،‌ محتويات دروس الكترونيكي،‌ هزينه‌ها و بودجه‌ها و مهمتر از همه عامل نيروي انساني ـ بررسي و تحليل شود.
در نخستين گام در راه تعيين سياست‌هاي اجرايي، بايد به عناوين اولويت‌ها توجه داشت. روشن است كه در گام بعد بايد هر يك از عناوين به‌دقت تحليل شده، در مقايسه با ديگر عنوان‌ها سنجيده شوند، تا راهكارهاي لازم براي گام‌هاي بعدي مشخص گردد. در نتيجه بر پاية اولويت‌ها و تعيين آنها مي‌توان به يك جمع‌بندي براي گزينش روش گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي در ايران رسيد.
اما آنچه كه اكنون مي‌تواند باعث نگراني باشد، شوق بسيار مردم و مسوولان براي گسترش آموزش الكترونيكي ـ بدون داشتن روش درست براي رسيدن به آن است.
در اين نوشتار كوشش مي‌شود تا ضمن برشمردن موضوعاتي كه در تعيين روش كار اهميت دارند،‌ اهميت و به‌ويژه سطوح اولويت‌هاي‌ برخي از آنها به مسوولان و دست‌اندركاران آموزش‌هاي الكترونيكي شناسانده شود.
در پايان نيز با اراية مدلي براي تعيين روش آموزش‌هاي الكترونيكي‏‏، اهميت اين موضوع در گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي ايران بررسي خواهد شد.

پيش‌گفتار:
امروزه كمتر سازمان و موسسه‌ آموزشي را مي‌توان يافت كه زير فشارهاي اقتصادي نباشد. بنابراين‌ ـ در هنگام اجراي هر يك از برنامه‌هاي يك چنين سازماني ـ انتظار مي‌رود كه بار اقتصادي آن افزوده نشود. موسسات آموزشي تا قبل پيدايش آموزش‌هاي الكترونيكي، موسساتي مصرفي به‌شمار مي‌آمدند. اما امروزه مي‌توان آنها را به سازمان‌هايي سودآور تبديل كرد.
به‌نظر مي‌‌رسد كه انديشة پذيرفته شده در جهان در سال‌هاي 2000 تا 2005 ميلادي بر پاية بهره‌مندي از فناوري اطلاعات و ارتباطات بنا نهاده شده است. بنابراين،‌ در تعيين روش آموزش نمي‌توان ويژگي‌هاي اين عامل مهم را ناديده گرفت،‌ خواه گسترش در سطح آموزش ابتدايي مدنظر باشد،‌ خواه آموزش‌هاي متوسطه يا آموزش عالي مطرح باشد.
از سوي ديگر،‌ سرعت گسترش فناوري اطلاعات همراه با گسترش بسترهاي ارتباطي به‌اندازه‌اي بالا است كه به‌طور مداوم مي‌تواند تصميمات پيشين را دگرگون سازد. اين گسترش كه در كمتر از ده سال رخ داده است، براي كشورهاي رو به توسعه كه ـ بدون پيمودن گام‌هاي آغازين ـ مي‌خواهند روش‌هاي آموزشي را دگرگون كنند و به بخش آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي وارد شوند، كار را بسي دشوارتر مي‌كند[1]. چنانكه برآدون هال سردبير مجله e-Learning پيش‌بيني مي‌كند كه تا پايان سال 2003 ميلادي نزديك به نيمي از آموزش‌ها به‌صورت الكترونيكي انجام شود. بنابراين براي مديراني كه همواره در انديشة همراهي با كاروان تمدن هستند، در چنين گسترش سريع و فراگيري، تصميم‌گيري‌ و تعيين روش دشوارتر خواهد بود. در اينجا روش يعني ترسيم نقشه‌‌اي براي رسيدن به اهداف مورد نظر.
بنابرين‌ روش يك ابزار مديريتي است كه مانند ديگر ابزارها به وي ياري مي‌رساند تا سازمان خود را در دستيابي به اهداف و انجام وظايف راهبري كنند.
پس از تعيين روش مي‌توان روند كلي و جزيي موسسه، به‌ويژه، عملكرد كاركنان و نيروي انساني را در راه رسيدن به اهدافي كه از پيش تعيين شده‌اند، به‌دست آورد. نيز مي‌توان اثر عوامل محيطي و بيروني را بر حركت موسسه و انحرافات آن را ارزيابي و اندازه‌گيري كرد.
به‌ سخن ديگر، روش، فرآيندي ساخت‌يافته براي تصميم‌سازي و به‌اجرا درآوردن تصميمات ـ به‌منظور راهبري يك سازمان ـ در راه دستيابي به اهداف از پيش تعيين شده است. اين فرآيند حياتي است، زيرا بايد بتواند سازمان را در برابر شرايط متغيير و ناگهاني آماده نگهدارد؛ خواه اين رخدادها از پيش‌بيني‌پذير باشند يا نباشند.
در آموزش‌هاي سنتي، عوامل محيطي و موثر در آموزش بسيار آهسته تغيير مي‌كردند. به‌طوري كه مي‌توانستيم در زماني دراز ـ مانند دوره‌هاي ده ساله ـ عوامل موثر بيروني را ثابت در نظر بگيريم. در چنين شرايطي مي‌توانستيم برنامة گسترده (Long-Range plan) را به‌كار بريم. در چنين الگوهايي، برنامه‌ريزي براي ده سال آينده كاري منطقي و معمول بود. اما امروزه محيط آموزش بسيار پويا و با دگرگوني‌هاي سريع و ناگهاني است.
همان‌گونه كه گفته شد، مهمترين عامل موثر در آموزش الكترونيكي محيط حاكم بر آن ـ يعني فناوري اطلاعات و ارتباطات ـ است كه همواره دگرگون مي‌شود. پس در چنين شرايطي بايد روشي استراتژيك و كم‌دامنه را به‌كار گرفت كه هم به سادگي بتوان آنرا را پياده ساخت و هم امكان دگرگوني در آن آسان باشد.
از اين پس در هر جا كه واژة روش را مي‌نگاريم، منظور همان Strategic-Plan است. واژة استراتژي به‌معناي فن تدابير جنگي نيز به‌كار مي‌رود؛ زيرا در ميدان نبرد نيز عوامل موثر به‌سرعت دگرگون مي‌شوند و بنابراين نقشه جنگي بايد بسيار انعطاف‌پذير باشد. در آموزش‌هاي الكترونيكي ـ به‌رغم آموزش‌هاي سنتي ـ نمي‌توان يك الگو يا روش گسترده را به‌كار برد. در آموزش‌هاي الكترونيكي نياز به گونة ويژه‌اي از روش است كه با در نظر گرفتن شرايط كنوني و امكانات موجود،‌ آماده برخورد با هر گونه دگرگوني و حتي مخالفت ناگهاني باشد.

عامل‌هاي كارآمد در گزينش روش
آموزش مجازي، آموزش الكترونيكي، آموزش اينترنتي و يا هر نام ديگري كه براي اين روش تازه يا فضاي نوين آموزشي بگذاريم، گفتاري نو را گشوده است كه براي برخي شگفت‌آور،‌ برخي باورنكردني،‌ گروهي نگران‌كننده و براي بسياري نيز اميدبخش و هيجان‌انگيز است و ما از هر گروه كه باشيم پرسش‌هايي داريم. اما اين نوشتار به پرسش‌هاي گروه اميدواران توجه دارد. اين گروه را مي‌توان به گروه‌هاي زير بخش كرد :
* مديران و سرمايه گذاران
* استادان و آموزگاران
* دانش‌آموزان و دانشجويان
* كارشناسان امور آموزشي
* توليد‌كنندگان نرم افزارهاي آموزشي
از آنجا كه اين مقاله در پي روشن كردن عوامل موثر در تعيين روش آموزش‌هاي الكترونيكي است، در اين بخش گروه مديران و سرمايه گذاران را بررسي مي‌كند.
از ديدگاه يك سازنده، دروس مجازي يا دروس الكترونيكي عوامل مهم و موثر در طراحي و ساخت درس، بدين شرح تعريف مي‌شود :
* نام اصلي درس
* بخش‌هاي گوناگون يك درس
* اهداف هر يك از بخش‌هاي يك درس
* طراحي صفحة‌ نمايشگر و رابط كاربر
* شيوة اراية مطالب (پيوسته يا گام به گام)
* روش‌هاي آموزشي براي انتقال مفاهيم
* چگونگي افزايش تعامل ميان فراگير و درس
اما همان‌گونه كه خواهيم ديد، از ديدگاه مديراني كه سرمايه‌گذاري مي‌كنند، پرسش‌هاي ديگري نيز مطرح مي‌شود. در واقع هر يك از اين پرسش‌ها همان عوامل مهم و موثري هستند كه در آغاز راه پيش روي مديران جاي مي‌گيرند و در نتيجه به گزينش يا تعيين يك روش مي‌رسند.
نبايد فراموش كنيم كه نسل كنوني مديران ـ كه نگارنده هم خود را از آن مي‌داند ـ آموزش‌ديدگان عصر آنالوگ هستند‏،‌ در حاليكه بايد براي نسلي تدارك آموزش ببينند كه در عصر ديجيتال بار آمده‌اند. بنابراين،‌ بر همه بايد پيش از هر كاري اولويت‌هاي مهم در پياده‌سازي آموزش‌هاي الكترونيكي را مد نظر گيرند و براي اينكار از فراگيري مفاهيم اين عصر نوين سر باز نزنند.

عامل نخست ـ سودآوري آموزش‌هاي الكترونيكي:
با توجه به ويژگي‌ها، آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كه بر پاية شبكه‌هاي ارتباطي ارايه مي‌شود ـ به روشني سودمند است؛ زيرا اين صرفه‌جويي‌ها را خواهد داشت:
* كاهش هزينة سفر دانشجويان و استادان
* كاهش در هزينه خوابگاه‌ها
* كاهش در مواد مصرفي براي اجراي آزمون‌ها و تمرين‌ها
* كاهش هزينة ارايه خدمات به دانشجويان،‌ مانند : خوراك و فتوكپي
* كاهش دگرگوني‌هاي ضروري و مداوم در آموزش‌ها
با اين‌همه، براي ايجاد آموزش‌هاي الكترونيكي به دو سرمايه‌گذاري بزرگ در زمينة سيستم‌ مديريت و ارايه دروس (LMS/LCMS) و سيستم تهيه محتواي دروس (Authoring-Systems) نياز است و مهمتر از اين دو، سرمايه‌گذاري براي تهيه دروس است. تهيه دروس و محتواي آموزشي ـ و به بيان ديگر تبديل تجربه و دانش استاد به دروس مجازي يا الكترونيكي ـ يكي از پرهزينه‌ترين گام‌هاي سرمايه گذاري است. تنها براي توليد يك ساعت درس الكترونيكي متعامل (Interactive) ، با پيچيدگي متوسط به 100 ساعت كار در زمينه‌هاي گوناگون نياز است. بنابراين پيش از هر چيز، بايد سودآوري را در قالب پرسش‌هاي زير به‌عنوان عوامل موثر در اين كار تحليل كنيم.
* آموزش‌هاي الكترونيكي، چه‌قدر با برنامه‌هاي آموزشي موسسه شما سازگاري دارد ؟
* تا چه اندازه ساختار سازماني فراگيران گسترده و پخش شده است؟
* آيا در اهداف سازمان شما براي آموزش‌هاي فراگير (Distance-Learning) جايي هست؟
* چه اندازه محتواي دوره‌هاي آموزشي در سازمان شما دگرگون مي‌شود؟ آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه هزينه‌هاي آن مي‌كاهد؟
* چه اندازه از هزينه‌هاي آموزشي را مي‌توان بر دوش فراگيران گذاشت؟
* با افزايش شمار فراگيران، چه اندازه مي‌توان هزينة ارايه دروس به هر كس را كاهش داد؟

عامل دوم ـ باورپذيري مديران :
پيش از اين گفته شد كه مديران ما تربيت يافتگان عصر آنالوگ هستند؛ در حالي كه بايد براي آموزش‌هاي الكترونيكي در عصر ديجيتال تصميم بگيرند. بنابراين،‌ كمي ناباوري در مديران و تصميم گيرندگان طبيعي است. اگر بخواهيم يك مدير را تنها با نماي فريبندة سيستم‌هاي نوين به باور برسانيم،‌ عمر اين باورمندي كوتاه خواهد بود.
آموزش‌هاي الكترونيكي ظاهري جذاب و گيرا دارد؛ اما كمي نخواهد گذشت كه اين ظاهر براي همگان به يك عادت روزانه تبديل مي‌شود. به نظر مي‌رسد آنچه كه مي‌تواند نظر مديران را به حركت در راستاي آموزش‌هاي الكترونيكي معطوف كند، عوامل موثري است كه در زير فهرست مي‌شوند. روشن است كه ـ براي يك كارشناس آموزش‌هاي الكترونيكي ـ كار دشواري نيست كه عوامل زير را با ارقام و آمار جمع‌بندي كرده، به‌گونه‌اي منطقي به‌اثبات برساند :
* كارآمدي آموزش‌هاي الكترونيكي در آموزش‌هاي عمومي و خصوصي
* افزايش رضايت فراگيران به دلايل زير:
* آموزش در هر زمان و مكان دلخواه
* فراگيري يك درس به دفعات دلخواه
* آسودگي در طرح پرسش‌ها بدون شرم حضور
* امكان گذراندن درس در زماني كوتاهتر
* به‌صرفه بودن آموزش‌هاي الكترونيكي
* افزايش شمار فراگيران‌ به‌دليل نبودن محدوديت مكان و زمان آموزش
* امكان گسترش فرهنگي و تغيير در رفتارها به ياري آموزش‌هاي به‌هنگام
* افزايش كيفيت آموزش به دليل تكرار پذيري دروس و همچنين افزايش تعامل ميان فراگير و محتواي آموزه
* امكان نظارت دقيق و آماري بر فرآيند فعاليت‌هاي استادان و دانشجويان.

عامل سوم ـ پشتيباني:
در سطح مديران ارشد، كمتر به اين عامل توجه مي‌شود؛ زيرا اختيارات به‌نسبت بي‌پايان ايشان باعث مي‌گردد كه بدون نگراني كار دلخواه‌شان را انجام دهند. اما با گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي همواره چنين نيست. بيشتر مديران به آموزش‌هاي الكترونيكي در كارخانجات،‌ دانشگاه‌ها و ديگر سازمان‌ها، زير نظر وزارتخانه يا سازمان بزرگتري كار مي‌كنند. پس بايد در ارزيابي پشتيباني مديران ارشد به عوامل موثر زير توجه كنند:
* مدير مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات تا چه اندازه آمادة بسترسازي آموزش‌هاي الكترونيكي دلخواه شما است؟
* تا چه اندازه مي‌توانيد از كمك مدير ارشد براي افزايش پشتيباني در سودآوري و باورمندي كمك بگيريد؟
* تا چه اندازه از هم نظري مديران هم ردة خود برخورداريد و چه اندازه مي‌توانيد ايشان را با خود همراه سازيد؟
* جامعة مخاطب شما ـ يعني فراگيران و كاربران آموزش‌هاي الكترونيكي ـ تا چه اندازه از اين امر استقبال مي‌كنند؟
* استاداني كه به‌روش‌هاي سنتي تدريس مي‌كنند، تا چه اندازه آمادة دگرگوني بنيادين در روش تدريس خود هستند؟

عامل چهارم ـ اولويت‌ها:
تعيين اولويت‌ها به‌معناي روشن كردن حوزه و دامنة كار است. دربارة موضوع اين مقاله، تعيين اولويت‌ها به‌معناي درجه‌بندي عوامل موثر در تعيين چارچوب پياده‌سازي و گسترش آموزش‌هاي مجازي است. موضوع آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي را مي‌توان از آموزش‌هاي دوره‌هاي پيش دبستاني تا بالاترين سطوح آموزش در دانشگاه‌ها گسترش داد. بنابراين، يكي از مهمترين عوامل در تصميم‌سازي براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي توجه داشتن به اولويت‌ها است.
در حقيقت تعيين اولويت‌ها نخستين گام در تدوين گزارشRFP1 است. از ميان عناوين مهم در شناخت اولويت‌ها مي‌توان موارد زير را برشمرد:
* برپاية بودجه تخصيص يافته، اولويت‌هاي موسسة شما كدام‌اند؟
* برپاية وسعت دوره‌هاي آموزشي (دوره‌هاي كامل،‌ بخشي از يك دوره، تكدرس) اولويت‌هاي شما كدام هستند؟
* با توجه به موارد زير، اولويت‌هاي شما در استاندارد دروس كدامند؟
o سطح و تنوع رسانه‌هاي مختلف در دروس الكترونيكي
o استفاده از الگو هاي متفاوت آموزشي
o استفاده از الگوهاي مختلف براي تعامل
* اولويت‌هاي شما در آمادگي نيروي انساني كدام است؟
o آمادگي فراگيران براي رو آوردن به آموزش‌هاي الكترونيكي
o آمادگي استادان براي طراحي و ساخت دروس الكترونيكي
o تربيت نيروي متخصص جهت نگهداري سيستم
* اولويت‌هاي شما براي بستر ارتباطي چيست؟
o تجهيزات سخت‌افزاري موجود و يا در دست گسترش
o تجهيزات مخابراتي براي ارتباط با شبكه‌هاي خارجي (Extranet)
o پهناي باند خطوط انتقال داده‌ها براي ارايه دروس الكترونيكي در شبكه داخلي (Intranet)

عامل پنجم ـ سامانة آموزشي :
عامل ديگري كه ذهن مديران را بخود جلب مي‌كند،‌ نوع و مشخصات سيستم‌هاي تهيه و ارايه دروس الكترونيكي است. امروزه در بازار آموزش‌هاي الكترونيكي دهها نام معروف ديده مي‌شود. بنابراين كدام محصول از كدام شركت پاسخگوي نياز مديران است؟ دربارة اين مساله، براي روشن ساختن اولويت‌ها مي‌توان عوامل زير تحليل و بررسي كرد :
* براي آموزش‌هاي مورد نظر بايد يك سيستم نرم افزاري تك‌منظوره طراحي شود و يا مي‌توان سيستم‌هاي چند منظوره موجود را نيز به‌كار برد؟
* بهتر است سيستم ارايه دروس خريده يا ساخته شود؟
* تا چه اندازه مي‌توان بر پشتيباني توليد كنندگان حساب كرد؟
* آيا كارشناسان خبره‌اي براي پشتيباني درون سازماني داريد؟
* آيا ساختار نيروي انساني براي تهيه محتويات دروس پيش‌بيني شده است؟
* آيا براي انجام ويژگي‌هاي تربيتي، نيروي متخصصي در دروس الكترونيكي داريد؟
* براي آموزش‌هاي الكترونيكي از كدام استاندارد پيروي مي‌كنيد؟
* آيا سنجش مستندي ـ دربارة توانمندي‌ها و ويژگي‌هاي سيستم‌هاي آموزشي موجود (LMS، LCMS و Authoring_Tool) انجام داده‌ايد؟

عامل ششم ـ ساختار سازماني نيروي انساني
يكي از مهم‌ترين عوامل در تصميم‌گيري مديران، عامل نيروي انساني است. براي گسترش هر يك از وجوه فناوري اطلاعات در هر جامعه كوچك يا بزرگ، بايد بر نيروي انساني توجهي ويژه داشته باشيم. به‌ويژه در اندازه‌هاي بزرگ ـ مانند آموزش‌هاي ابتدايي و متوسطه و يا آموزش ضمن خدمت معلمان و دبيران ـ اهميتي بيشتر دارد. عامل نيروي انساني ـ هم به‌دليل كميت و هم به‌دليل رفتارها و سليقه‌هاي شخصي ـ به‌شدت بر پياده‌سازي آموزش‌هاي الكترونيكي اثر مي‌گذارد.
حتي امور شخصي و خصوصي هر يك از افراد نيز مي‌تواند در روند پياده‌كردن يك طرح آموزشي موثر باشد. براي نمونه، هنگامي‌كه كارگران يك كارخانه به‌دليل خستگي و يا كاركنان اداره‌اي به‌دليل پايين بودن سطح درآمدها، تمايل به فراگيري دانش كاري تازه‌اي ندارند،‌ مديران مربوطه چگونه مي‌توانند از ابزاري به‌نام آموزش‌هاي الكترونيكي براي آموزش استفاده كنند. بنارين پيش از پياده‌سازي طرح آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي، بايد به عوامل زير از ديدگاه نيروي انساني توجه شود.
* فراگيران تا چه اندازه به فراگيري و دانش‌اندوزي اعتقاد دارند؟
* براي گسترش فرهنگ به‌كارگيري آموزش‌هاي الكترونيكي كارشناس علاقمندي را در كنار خود داريد؟
* براي بهره‌مند شدن از آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه دسترسي به رايانه و شبكه‌هاي ارتباطي براي همگان فراهم است؟
* آيا فراگيران وقت كافي و مشخصي را براي آموزش خود اختصاص داده‌اند؟
* آيا روش‌هاي تشويق كننده‌اي براي استفاده از آموزش‌‌هاي الكترونيكي توسط استادان و فراگيران پيش‌بيني شده است؟
* آيا قوانين و آيين‌نامه‌هاي مناسبي براي موظف كردن استادان و دانشجويان در به‌كارگيري آموزش‌هاي الكترونيكي وجود دارد؟

عامل هفتم ـ نگرش ديگران به آموزش‌هاي الكترونيكي:
اغلب مديران به نگرش ديگران بر برنامه‌هايشان توجه دارند. به‌ويژه اگر برنامه‌اي براي نخستين بار اجرا شود. بنابراين، ‌در آموزش‌هاي الكترونيكي، بيشتر مديران نسبت به نقد و ديدگاه‌هاي ديگران حساس هستند. خواه اين ديدگاه‌ها مثبت و در راستاي تاييد برنامة آموزش‌هاي الكترونيكي باشد، يا منفي و مخالف چنين حركت‌هايي.
در اين‌باره، عوامل زير مي‌توانند بر تعيين اولويت‌ها و روش گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي تاثير گذارند :
* مديران ارشد تا چه اندازه گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي را ضروري مي‌دانند؟
* ديدگاه عمومي نسبت به توسعة آموزش‌هاي الكترونيكي تا چه اندازه مثبت (يا منفي) است؟
* فراگيران تا چه اندازه به آموزش‌هاي الكترونيكي علاقه‌مند هستند؟
* استادان تا چه اندازه به آموزش‌هاي الكترونيكي خوش بين (يا بدبين) هستند؟

عامل هشتم ـ زير ساخت‌ها:
از عوامل مهم ديگري كه در تعيين اولويت ها و روش موثر بوده، دغدغة مديران نيز هست، زير ساخت‌هاي لازم براي ارايه آموزش‌هاي الكترونيكي است و از سخت افزار و نرم افزار گرفته تا مهارت‌هاي فردي كاربران، استادان و مديران را در بر دارد. بنابراين، پيش از گزينش قطعي، بايد به ريزه‌كاري‌هاي عوامل موثر در زير ساخت ها توجه شود. از جمله :
* تا چه اندازه شبكه‌هاي ارتباطي در دسترس همگان است؟
* پهناي باند شبكه ارتباطي، توان انتقال چه بخشي از عناصر اصلي دروس الكترونيكي (‌متن، صدا،‌ تصوير، پويا نمايي،‌ ويديو) را دارد؟
* آيا فراگيران دروس الكترونيكي سخت افزار لازم (رايانه شخصي، مودم و مانند آنها) را دارند؟
* نيروهاي پشتيباني فني(Adminstrators) سيستم آموزش الكترونيكي كافي هستند؟
* براي امنيت داده‌ها و اطلاعات چه استانداردها و تمهيداتي پيش بيني شده است؟
* براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي نياز به افزايشي ـ در سخت افزار، ‌نرم افزار و شبكه ـ هست؟
* آيا فراگيران اطلاعات كافي براي استفاده از رايانه و به‌ويژه كارهاي شبكه‌اي ـ مانند : فرستادن پيام ها و نامه‌هاي الكترونيكي ـ دارند؟
* آيا استادان با ابزارهاي نرم افزاري براي ساختن دروس، تمرين‌ها و پاسخگويي به پست الكترونيكي آشنايي دارند؟
* براي كيفيت دروس الكترونيكي ـ با توجه به بودجه اختصاص داده شده ـ چه استانداردهايي را تعريف شده‌اند؟
* مدت زمان درسي هر واحد چيست؟
* كمترين و بيشترين زمان كاربرد رسانه‌هاي گوناگون (متن، صدا، تصوير، پويانمايي و ويديو) چه اندازه است؟
* آزمون‌ها، پرسش‌ها و تعداد آنها به ازاي هر واحد زماني در آموزش چه بايد باشد؟
* براي حفظ دروس الكترونيكي در برابر سرقت و رسوخ چه بايد كرد؟

عامل نهم ـ تعامل انسان و رايانه :
اگر مديران بخواهند به موضوع آموزش‌هاي الكترونيكي دقيق‌تر نگاه كنند، همكاري انسان و رايانه نيز در تصميم‌گيري و تعيين روش مهم خواهد بود؛ زيرا مديران بايد بدانند كه يك سيستم از پيش برنامه‌ريزي شده، تا چه اندازه مي‌تواند پاسخگوي فراگيراني باشد كه هردم پرسش، رفتار يا نياز درسي ويژه‌اي دارند. نبايد فراموش كرد كه اگر گروهي از كاربران، كامپيوتر را در زندگي خود پذيرفته‌اند، كساني هم هستند كه از كار با آن اكراه دارند. پس در تعامل انسان و رايانه عوامل تاثير گذار ديگري نيز جلب توجه مي كنند:
* آيا استاداني كه به روش سنتي درس مي دهند، ‌آمادگي سرپرستي دروس مجازي و الكترونيكي را ـ براي ارايه تمرين درشبكه و دريافت پاسخ آنها، پاسخگويي به پرسش با پست الكترونيكي و طراحي آزمون كوچك (Quiz) ـ دارند؟
* چه بخشي از پشتيباني فراگيران ـ مانند : رفع اشكال و راهنمايي ـ بايد هم‌زمان (On-line) با نشست هاي مجازي انجام شود؟
* آيا استادان براي آشنا يي با نرم افزارها، آمادة شركت در دوره‌هاي آموزشي هستند؟
* تا چه اندازه مي‌توان كار گروهي را ـ به‌عنوان يك روش آموزشي ـ در شبكه‌هاي آموزش الكترونيكي به‌كار گرفت؟
* چه بخش از آموزش‌هاي الكترونيكي بايد به‌صورت رو در رو انجام شود.
* تاثيرات بد آموزش‌هاي الكترونيكي ـ در اثر حذف عامل عاطفي آموزش رو در رو ـ چيست؟
* براي افزايش همكاري ميان فراگير و سيستم آموزشي چه راهكارهايي وجود د ارد؟
* تا چه اندازه مي‌توان شيوه‌هاي گوناگون آموزشي را در محيط آموزش الكترونيكي درهم آميخت.

عامل دهم ـ نوع روش :
بديهي است يكي از عوامل مهم در پياده سازي آموزش‌هاي الكترونيكي روش آن است؛ اينكه از كجا بياغازيم و گام‌هاي بعد را چگونه برداريم؟ به بيان ديگر نقشه راهنما براي ايجاد يك تغيير بنيادي و گذر از آموزش‌هاي سنتي به سوي روش‌هاي نوين آموزشي كدام است؟ براي اين كار، بايد نوع روش معين گردد. عواملي كه تا كنون گفته شد، همگي در گزينش روش موثر است، اما بايد كدام روش را برگزينيم؟ در اين راستا بد نيست كه به نكته‌هاي زير توجه شود:
* آيا آموزش‌هاي الكترونيكي بهترين روش براي دستيابي به اهداف آموزش‌ها است؟
* به‌دليل پويا بودن عوامل موثر بر آموزش‌هاي الكترونيكي، كدام روش انعطاف پذير را مي‌توان به‌كار برد؟
* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوي برنامه‌هاي آموزشي در حال حاضر خواهد بود؟
* آيا همة نيازها و امكانات براي تعيين روش سنجيده شده‌اند؟
* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوي وسعت طرح و اهداف تعيين شده است؟

عامل يازدهم ـ زمينه سازي براي آموزش‌هاي الكترونيكي:
اما در نظر گرفتن عوامل بالا نمي‌تواند همه راه حل براي به‌كارگرفتن آموزش‌هاي الكترونيكي باشد. نخستين گام براي آموزش الكترونيكي، زمينه سازي و آگاهي بخشيدن به جامعه است. براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي مي‌توان موارد زير را در برنامة كار مديران قرارداد.
1. تعيين هدف،‌ شرح وظيفه و دورنماي آموزش‌هاي مجازي و به نقد گذاشتن آنها توسط موافقان و مخالفان
2. تشكيل گروه كاري براي تعيين روشپ ياده سازي آموزش الكترونيكي
3. اطلاع رساني برنامه‌ها، براي همراه ساختن ديگران
4. تشكيل گروه كاري براي پياده سازي آموزش‌هاي الكترونيكي برپاية روش تعيين شده
5. همراه كردن استادان و فراگيران با برنامه‌ها، به‌كمك از اطلاع رساني و برگزاري سمينارهاي آموزشي
6. نظارت و ارزيابي مداوم روند حركت و راهبري توسعه در راه درست
7. و مهمتر از همه شريك كردن ديگر دست‌اندركاران آموزش‌هاي الكترونيكي با دست‌آوردهاي خوب و موفقيت‌هاي بدست آمده.

مدلي براي تدوين روش براي آموزش‌هاي الكترونيكي:
طراحي و ترسيم روش بسيار مهم و د داراي جنبه‌هاي گوناگون است. از همين رو در سال‌هاي گذشته كتاب‌هاي بسياري ـ به‌ويژه در زمينه راهبري و تعيين روش ـ براي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي و مجازي نوشته شده است. آنچه در ادامة اين نوشتار ساختاري با پنج گام ـ براي تعيين روش و مستند كردن آن ـ نشان داده خواهد شد.

گام نخست : كارهاي مقدماتي براي آماده سازي
نخستين گام در فرآيند تدوين روش، ايجاد روحيه آمادگي در خود و ديگران است. اين روحيه بايد از بالاترين سطح مديريت تا پايين ترين سطوح اجرايي گسترده شود. ايجاد روحيه آمادگي به عواملي نياز دارد كه ما آنرا كارهاي مقدماتي مي‌ناميم كه به‌ترتيب زير اجرا مي‌شوند :
1. امكان سنجي براي اطمينان از مهيا بودن امكانات، منابع مالي و به‌ويژه گرايش قلبي مديران ارشد، توسط يك گروه كاري آشنا به آموزش‌هاي الكترونيكي.
2. تشكيل يك گروه كاري براي تدوين روش؛ اين گروه ممكن است از طريق قرارداد با يك موسسه تخصصي در امر آموزش‌هاي الكترونيكي تشكيل شود.
3. تعيين عناصر مهمي كه در تدوين روش نقش بنيادين دارند.
4. تقسيم كار برپاية عناوين تعيين شده ميان اعضاي گروه كاري
5. مشخص كردن اطلاعات مورد نياز و منابع تهيه آنها براي روشن كردن اولويت ها، امكانات، ‌منابع مالي، ‌وضعيت نيروي انساني و مانند آنها.
6. گردآوري و دسته بندي اطلاعات به‌منظور تصميم گيري دربارة عناصر تعيين شده در بند سوم.
7. تحليل اوليه اطلاعات به‌دست آمده و تعيين گسترة كار.
آنچه در انتهاي مرحله اول به‌دست مي‌آيد مي‌تواند در تعريف مرز و اندازه‌هاي آموزش الكترونيكي موثر باشد. به بيان ديگر، گسترة آموزش‌هاي الكترونيكي، تا حد زيادي در اين گام مشخص مي‌شود. براي نمونه، اگر اطلاعات به‌دست آمده در بند 6 به آموزش ضمن خدمت معلمان مربوط شود، مي‌توان معين كرد كه آموزش‌هاي الكترونيكي معلمان در كداميك از اندازه‌هاي زير مورد نظر است:
1. آموزش كليه معلمان در سطح كشور و در همة زمينه‌ها
2. آموزش معلمان يك استان در همة زمينه‌ها
3. آموزش معلمان در سطح كشور، در برخي از زمينه‌ها
4. آموزش معلمان يك يا چند استان در يك زمينه‌
5. آموزش معلمان به‌كمك يك شبكه آموزشي واحد
6. آموزش معلمان در استان‌هاي گوناگون، به‌كمك شبكه‌هاي آموزشي مستقل در هر استان
گام دوم: تعيين وظيفه و دورنماي حركت
دومين گام در تدوين روش، تهيه پيش‌نويس وظايفي است كه بر دوش سيستم آموزش‌هاي الكترونيكي قرار مي‌گيرد.
وظيفه يا ماموريت (Mission) آموزش الكترونيكي عبارت است از همة كارهايي كه در راستاي آموزش ـ براي دستيابي به اهداف ـ به‌عهدة آن گذاشته مي‌شود. در اين راستا شرح وظايف بايد سه پرسش را پاسخ گويد. چه بايد كرد؟ چگونه؟ و چرا؟
بنابراين، ‌برپاية اطلاعات به‌دست آمده از گام نخست مي‌توان دقت به تشريح بندهاي وظايف محوله پرداخت.
دورنماي حركت (Vision) در مقايسه با وظيفه‌ها يك نگاه فراگيرتر به اهداف آموزش‌هاي مجازي است. بيان دورنماي حركت در واقع روشن كنندة سمت و سوي حركت است.
در مثالي كه براي آموزش ضمن خدمت معلمين زده شد، مي‌توان بخشي از بيانيه‌هاي مربوط به ماموريت و دورنماي آموزش‌هاي الكترونيكي مربوطه را بدين شرح بيان كرد :
وظيفة آموزش‌هاي الكترونيكي دوره‌هاي آموزش ضمن خدمت دبيران رياضي عبارت است از:
* آموزش روش‌هاي گوناگون براي تدريس دروس رياضي
* روش‌هاي گوناگون براي طراحي پرسش‌هاي رياضي
* به‌كارگيري ابزارهاي كمك آموزشي
* به‌كارگيري نرم‌افزارهاي آموزشي و كمك آموزشي دروس رياضي
دورنماي آموزش‌هاي الكترونيكي دوره‌‌هاي آموزش ضمن خدمت دبيران رياضي عبارت است از :
* به‌روزآوري دانش دبيران رياضي
* افزايش كيفيت تدريس دروس رياضي
* به‌روزآوردن روش‌هاي تدريس دروس رياضي
بنابراين، ‌در پايان گام دوم، گروه كاري برپاية دست‌آوردهاي حاصل از تحليل اطلاعات گردآوري شده در گام نخست، دو بيانيه بسيار شفاف و روشن ارايه خواهد كرد؛ كه عبارتند از بيانيه دورنماي حركت (Vision Statement) و بيانيه شرح وظايف (Mission Statement).

گام سوم ـ ارزيابي وضعيت موجود و تعريف نيازها
پس از روشن شدن وظيفة سيستم آموزش الكترونيكي، بايد وضعيت كنوني ارزيابي شود.
اين ارزيابي عبارت است از دست‌يابي به اطلاعات وضعيت كنوني آموزش، نقاط ضعف و قوت در سيستم آموزش سنتي و درجه رضايتمندي استادان و فراگيران در چنين سيستمي. همچنين، در اين بخش از ارزيابي بايد موضوعات سرنوشت‌ساز ـ كه به نوعي مي‌توانند در روند اجراي طرح موثر باشند ـ شناسايي شوند.
براي مثال، وضعيت منابع مالي، تصميمات مديران ارشد در تخصيص بودجه‌ها و تغييرات در برنامه‌هاي آموزشي، از اين دسته به‌شمار مي‌آيد.
بنابراين، همزمان با ارزيابي وضعيت موجود مي‌توان فهرست كاملي از نيازها و ضرورت‌ها را براي بهبودي سيستم آموزشي تهيه كرد. اين نيازها بايد به‌گونه‌اي تعريف و دسته‌بندي شوند كه در چارچوب وظيفة تعريف شده در گام دوم و نيز در اندازه‌هاي طرح ـ كه در نخست تدوين روش مشخص شد ـ جاي گيرند.
دست آورد گام سوم از تدوين روش، مجموعه‌اي از اطلاعات طبقه‌بندي شده است كه مي‌تواند در گام بعد ـ براي تدوين اهداف كلي و جزيي سيستم آموزش الكترونيكي ـ به‌كار رود.

گام چهارم ـ تدوين روش و تعريف اهداف
در هر سيستمي، مجموعه‌اي از اهداف كلي و در زير هر هدف كلي مجموعه‌اي از اهداف جزيي و با مشخصات دقيق قابل تعريف است. روش عبارت است از ترسيم راهي براي جابه‌جايي از وضع كنوني به‌سوي اهداف كلي و سپس هدايت به سوي تك تك اهداف جزيي. مانند حركتي كه از يك شهر به شهري ديگر رخ مي‌دهد و پس از ورود به شهر مقصد (هدف كلي) هدايت به نشاني دلخواه (هدف جزيي) ادامه مي‌يابد.
بنابرين، ‌در اين گام ـ به‌كمك پرسش و پاسخ،‌ تشكيل جلسات مشاوره‌اي، ‌مطالعة گزارش‌ها، تحليل نيازهاي تعريف شده، توجه به وظيفه و اندازة طرح ـ‌ نخست اهداف كلي و سپس اهداف جزيي براي سيستم آموزش الكترونيكي تعريف مي‌گردد؛ سپس براي دسترسي به هر يك از اهداف راهكارهاي لازم روشن مي‌شوند. اين راهكارها متناسب با امكانات (گام ‌نخست)‌، وظايفي كه بر عهدة سيستم آموزش است (گام دوم)،‌ نيازهاي بنيادين سيستم از ديدگاه فراگيران، ‌استادان و مديران آموزش (گام سوم) و در پايان اهداف كلي و جزيي طرح‌ريزي مي‌شوند.

دست آورد مرحله چهارم:
1. تعريف اهداف كلي سيستم آموزش الكترونيكي
2. تعريف اهداف جزيي و دقيق براي هر يك از اهداف كلي
3. تعيين اولويت‌ها، براي دسترسي به اهداف
4. گزينش روش رسيدن به هر يك از اهداف

گام پنجم: مستند كردن روش
در اين گام، نتيجه كار به‌صورت يك سند به مديران ارايه مي‌شود. اغلب، رهبر گروه كاري و يا يكي از افراد مسلط گروه كاري عهده‌دار تهيه پيش‌نويس سند مربوطه مي‌شود. ممكن است در اين سند ـ افزون بر جزييات روش گسترش آموزش‌هاي مجازي ـ راهكارهاي اجرايي‌ براي رسيدن به اهداف تعريف شده در گام چهارم نيز افزوده شود. كمترين سستي در نگارش و كوتاه كردن اين سند، به بهاي هدر رفتن هزينه‌هايي است كه در گام‌هاي پيشين پرداخته‌ايم.
در سند روش بايد موارد زير به‌طور كامل با جزييات آورده شود :
1- مقدمه‌اي دربار‌ة وظيفة سازمان يا موسسه مربوطه.
2- معرفي اهداف (Goals)،‌ وظيفه و دورنماي آموزش در سازمان.
3- بيان نيازهاي تعريف شده از ديدگاه كاربران، (مديران، استادان،‌ دانشجويان و سامانه آموزشي)
4- ارايه راهكارهاي اجرايي و قابل اندازه‌گيري براي پياده سازي طرح (Implementation)
5- ارايه راهكارهاي اجرايي براي اندازه‌گيري نتايج حاصل از پياده‌سازي در گام‌هاي گوناگون (Evaluation)
6- ارايه راهكارهاي مناسب براي بازخوراندن نتايج به فرآيند پياده‌سازي، براي بهينه‌سازي سيستم.
دست‌آورد گام پنجم سندي است كه جزييات كافي براي تصميم گيري و در نهايت پياده سازي سيستم آموزش الكترونيكي را در بر دارد.

جمع بندي و نتيجه گيري:
به نظر مي‌رسد كه براي گسترش آموزش‌هاي مجازي كار چشمگيري در تعيين روش انجام نگرفته است. پس بايد هرچه زودتر، وزارتخانه‌ها و سازمان‌هايي كه در سطحي كلان عهده‌دار آموزش در كشور هستند، درصدد تعيين روش مناسب خود برآيند. مهمترين سازمان‌ها و مراكزي كه در اين راستا بايد گام بردارند، عبارتند از :
1- وزارت آموزش و پرورش
2- وزارت علوم،‌ تحقيقا ت و فناوري
3- وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشكي
4- وزارت كار و امور اجتماعي
5- وزارت صنايع و معادن
6- دانشگاه آزاد اسلامي
7- دانشگاه پيام نور
8- دانشگاه جامع علمي ـ كاربردي
يكي از مهمترين عناصر روش تعريف شده در هر يك از وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي بالا، اندازه و گسترة دلخواه آنها است. به‌بيان ديگر،‌ تعريف جامع و دقيقي از اولويت‌ها و اهداف سيستم آموزش مي‌تواند صاحبان صنايع مربوطه را ـ در ارايه پيشنهادهاي اجرايي ـ روشن كند.
متاسفانه هم‌اكنون به‌دليل روشن نبودن روش مديران ارشد در سازمان‌هاي آموزشي، بيشتر توليدكنندگان و فروشندگان نرم افزارهاي مربوطه نمي‌توانند در يك رقابت منصفانه شركت كنند. همچنين تصميم‌گيري دربارة انبوهي از فرآورده‌ها ـ با ويژگي‌هاي گوناگون ـ براي مديران كاري دشوار است.
بنابراين،‌ اگر مسوولان آموزش كشور زودتر روش مناسب و منطقي در حوزة‌ كاري خود را معرفي نكنند، آموزش‌هاي الكترونيكي كه مي‌تواند نقش مهمي در گسترش فرهنگي و اقتصادي كشور بازي كند،‌ معطل خواهد ماند و اين معطلي به‌معناي پس ماندن از حركتي جهاني است.
كوتاه سخن آنكه،‌ امروزه كمتر كسي مي‌تواند به‌روشني، آيندة آموزش‌هاي الكترونيكي ايران در سال‌هاي آينده را ترسيم كند. اين كار حتي در سطح سازمان‌هاي كوچك نيز دشوار است. گر چه آموزش‌هاي الكترونيكي ـ به‌دليل فراهم بودن بستر به‌نسبت مناسب ارتباطي و فراهم بودن بالقوه نيروي تخصصي ـ امري شدني به‌نظر مي‌رسد، اما راهبري حركتي به بزرگي گسترش آموزش‌هاي الكترونيكي، به مديراني نياز دارد كه نخستين گام را با تعيين روش آموزش‌هاي مجازي و الكترونيكي بردارند.

مراجع:
[1] A.A.D. Rocha , etal. "Scientific and Technological Knowledge: Strategies for Virtual Education in A Developing Country" - 2002.
[2] Anderson C. , "Customer Needs & Strategies: Effective Learning: Measurable Results from a Solid Process: A Case Study on Knowledge Net" - 2002.
[3] Merril, M.D. SCORM "Clarity or Calamity" - Online Learning Magazine, Summer - 2002,14-18.
[4] William H. Graves. "FREE TRADE In Education The Meta University" - JALN Volume1, Issue1. March 1997, PP 97-108.
[5] "A Vision for E-Learning for America's Workforce" - Report of the Commission on Technology and Adult Learning - June 2001, ASTD/NGA.

گفت و گو با دبير شوراي عالي آموزش و پرورش

کفاا- لطفاً خودتان را معرفي بفرماييد- بنده مهدي نويد ادهم هستم. رشته‌ي تحصيلي‌ام در مقطع ليسانس برنامه‌ريزي كامپيوتر و فوق‌ليسانس هم مديريت فرهنگي است. در زمينه‌ سوابق كاري حدود 23 سال در آموزش و پرورش مشغول فعاليت بودم. در بخش‌هاي مختلف 7 سال مديركل امور تربيتي آموزش و پرورش و 6 سال هم معاون برنامه‌ريزي و امور مشاركت‌هاي سازمان توسعه و تجهيز مدارس كشور بودم. همچنين 4 سال هم معاون برنامه‌ريزي و پشتيباني سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش بودم و اخيراً به شوراي عالي آموزش و پرورش آمده‌ام.
آقاي مظلوم: اگر خاطرتان باشد آقاي حاجي با شعار تحول وارد آموزش و پرورش شد و يادم است كه در جلسه‌ي رأي اعتماد ايشان، آقاي خاتمي گفتند ما اگر مي‌خواهيم آموزش و پرورش متحول شود به آقاي حاجي رأي بدهيد. حال 3 سال از ماجرا گذشته است. اما آيا اين تحول صورت گرفته است؟

مهندس نويد: تحول در مقوله‌هاي فرهنگي از جمله آموزش و پرورش معمولاً زمان‌بر است. آموزش و پرورش تحولات سريع و آني را برنمي‌تابد و تحولات فرهنگي زمان‌بر است. امروز طرحي يا برنامه‌اي را انجام مي‌دهيم. پنج سال يا 10 سال بعد يا 20 سال بعد نتيجه‌ي آن را مي‌بينيم. چنانكه من معتقدم بسياري از برنامه‌هاي حال حاضر محصول برنامه‌ريزي‌ها و فعاليت‌هاي سال‌هاي قبل است. بنابراين اگر انتظار داشته باشيم كه تحول به معناي برخي از تغييرات باشيد كه آقاي حاجي انجام بدهند، برخي از طرح‌ها انجام شده و برخي ديگر در دست انجام است. اگر بخواهيم تحول را عميق‌تر ببينيم. به نظر مي‌آيد كه اقداماتي انجام شده، حالا كم و كيف اين قضيه ممكن است جاي بحث و گفتگو داشته باشد. كمااينكه دانه‌هاي اين تحولات كشت شده و زمينه‌هايش فراهم آمده است. شما امروز عملكرد اين وزارت را با 5 يا 10 سال پيش اگر بخواهيد مقايسه كنيد؛ اين نگاه متحولانه را در تمامي ابعاد مي‌بينيد. به عنوان مثال يكي از تحولاتي كه به صورت جدي انجام شده، بحث مشاركت‌پذيري فرآيند برنامه‌ريزي و توليد محتواي آموزشي است كه در طول سال‌هاي گذشته اين برنامه‌ريزي و توليد محتواي آموزشي توسط كارشناسان سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي انجام مي‌شد. امروز اين سازمان كار را به بخش خصوصي واگذار كرده است و خودش ديگر توليد نمي‌كند و از توانايي‌ها و پتانسيل‌هايي كه در جامعه وجود دارد استفاده مي‌كند. اين يك تحول بسيار مبارك است كه اتفاق افتاده و چند سالي است كه شروع شده است. در دفتر تكنولوژي آموزشي كه يكي از دفاتر سازمان مذكور است، كارشناس توليد فيلم داريم؛ كارشناس فيلمبردار داريم. همه‌ي اجزاي تخصصي بودند. با رويكرد جديد تمام اين امور به بخش خصوصي سپرده شده و از توليدات هنري جامع استفاده مي‌شود. يا مثال ديگر؛ در گذشته دانش‌آموز در كلاس عنصري منفعل بود. در كلاس مي‌نشست و معلم به او درس مي‌داد. اما امروز كتاب‌هاي درسي طوري طراحي شده كه گام به گام دانش‌آموز در بحث‌هاي كلاس مشاركت مي‌كند. يكي از مسايلي كه در گذشته مورد توجه بود، كسب مهارت خواندن و نوشتن بود كه امروز علاوه بر آن ما دو مهارت ديگر را لحاظ كرده‌ايم. 1- مهارت خوب گوش دادن 2- مهارت خوب حرف زدن. بچه‌هاي ما بايد بتوانند خوب گوش بدهند و خوب حرف بزنند.

آقاي مظلوم: ما واقعيتي را قبول داريم كه كلمه‌ي ديپلمه‌ي بي‌كار كلمه ي بسيار ناپسندي در جامعه است. يعني ديپلمه‌هايي كه در سيستم آموزش و پرورش فارغ‌التحصيل مي‌شوند، قابليت اينكه بتوانند كاري انجام بدهند ندارند. انشاءا... اين سيستمي كه متحول مي‌شود، خروجي‌ها را هم مورد نياز جامعه پرورش مي‌دهد و يك تحول خوب در اين زمينه انجام مي‌شود.

آقاي نويد: به نظر مي‌آيد در اين سيستم قطار آموزش و پرورش به تعبيري روي ريل آموزش حركت مي‌كند. آموزش هم صرفاً انتقال يك سري آموزه‌ها و آموخته‌هاي قبلي و انباشته كردن محفوظات بچه‌ها است. اين است كه اين نگاه به آموزش و پرورش نگاهي است كه مدت‌هاست از عمرش گذشته است كه متأسفانه ما هنوز موفق نشديم اين نگرش را تغيير دهيم.
به نظر مي‌رسد در آموزش و پرورش به ويژه در دوره عمومي كه دوره‌ي ابتدايي و راهنمايي است، ما بايد روي تربيت و پرورش استعدادهاي بچه‌ها كار كنيم و در آموزش متوسطه زمينه‌ي كسب مهارت را بايد فراهم كنيم.

آقاي مظلوم: نكته‌اي كه اينجا وجود دارد از آن دوره‌اي كه 50-40 سال گذشته بود تا امروز فكر مي‌كنم كه تحولي اساسي اتفاق افتاده و آن اين است كه در دهه‌ي 80 عصر اطلاعات دارد شروع مي‌شود و ايجاد جامعه‌ي اطلاعاتي كاملاً شرايطش فرق كرده و اين كمك مي‌كند به اينكه يك ابزار جديدي در اختيار آموزش و پرورش براي آموزش بهتر قرار بگيرد. اين سؤال اينجا مطرح مي‌شود كه اينجا دو مسئله مطرح است. يكي اينكه آموزش و پرورش از اين ابزار چگونه استفاده مي‌كند. كه خوب آموزش و پرورش بدهد و سؤال بعدي اين است كه اصولاً وقتي كه اين فن و تكنولوژي وارد مي‌شود، قطعاً بايد افرادي پرورش يابند كه قابليت كار با اين تكنولوژي را داشته باشند. در اين زمينه آموزش و پرورش چه مهارت‌هايي را مي‌تواند ايجاد كند كه فارغ‌التحصيلانش بتوانند از آن استفاده كنند؟ ابزار چگونه آدم‌ها را پرورش مي‌دهد؟

آقاي نويد: واژه‌ي جامعه‌ي اطلاعاتي كه به كار برديد، نياز به تعمق بيشتري دارد. جامعه‌ي اطلاعاتي جامعه‌اي است كه تمام مناسباتش براساس داده‌ها و اطلاعات است؛ چه در ابعاد سياسي و اجتماعي و اقتصادي و چه در ابعاد فرهنگي. به اصطلاح آدم‌هاي توانمند اطلاعات و آگاهي بيشتر كسب كنند كه به تعبير رساي خودمان همان انسان دانامحور كه در اينجا جا دارد يادي كنيم از مرحوم شهيد مطهري كه تعبير زيبايي دارند كه انسان آينده، انسان فرهنگي است. امروز دانش فني است كه حرف اول را مي‌زند نه منابع طبيعي و امثالهم.
آموزش و پرورش به عنوان يك نهاد فرهنگ‌ساز بايد ايفاي نقش كند و براي اينكه ايفاي نقش كند، قطعاً خودش را بايد براي ورود به يك جامعه‌ي اطلاعاتي مناسب‌سازي كند. استفاده از IT يكي از مكانيزم‌ها است. در مورد ورود IT در آموزش و پرورش و استفاده از فناوري، دو نگاه وجود دارد. دو دوره را ما تقريباً پشت سر گذاشته‌ايم. آن زماني كه IT را به عنوان ابزار استفاده مي‌كردند زماني است كه به نظر مي‌رسد دوره‌اش گذشته است و رويكرد ديگري كه بدان توجه مي‌كرديم، آموزش و پرورش مبتني بر IT است يعني فراهم آوردن زمينه‌اي كه در همه دروس بتوانيم از اطلاعات استفاده كنيم. چند سال پيش ما درس داشتيم با نام درس مباني كامپيوتر، يك درس در يك رشته‌ي خاص. اما امروز براي هر درسي از كامپيوتر استفاده مي‌شود.
لذا وقتي با اين رويكرد نگاه مي‌كنيم. آموزش و پرورش بايد به سمتي هدايت شود كه هر فناوري براي تعميق و گسترش آموزش بچه‌ها و تأمين شرايط رشد مورد استفاده قرار گيرد. خوب خيلي پتانسيل وجود دارد. اين فناوري سد زمان را شكسته و شما در هر زمان و مكاني مي‌توانيد به منبع اطلاعاتي دسترسي پيدا كنيد كه اين يك پتانسيل و فرصت است كه مي‌توانيم از آن استفاده كنيم و آموزش و پرورش بايد به گونه‌اي تعريف شود كه بتوانيم از آن استفاده كنيم. قطعاً اين نگاه و رويكرد همه‌ي نقش‌هاي قبلي ما را تغيير مي‌دهد. در آموزش و پرورش سنتي، كتاب حرف اول را مي‌زند. يعني نقش كليدي داشت و مدرسه زماني مدرسه بود و كلاس درس زماني كلاس بود كه كتاب وجود داشت. يعني وقتي كتاب آغاز مي‌شد، مدرسه باز مي‌شد و وقتي كتاب تمام مي‌شد، مدرسه هم تعطيل مي‌شد. معمولاً اين گونه بود. اگر IT بيايد، اگر اين فناوري بيايد، نگاه كتاب‌محور به نگاه اطلاعات محور مبدل مي‌شود. نقش معلم تغيير خواهد كرد. معلم ياددهنده نخواهد بود، بلكه معلم تسهيل‌كننده‌ي يادگيري خواهد بود. روش‌ها و مديريت‌ها تغيير مي‌كنند و حتي كارهاي فيزيكي تغيير مي‌كنند. يك فضاي ديگري بايد طراحي و توليد بشود. قطعاً كار سختي است كه بايد اتفاق بيافتد. خوشبختانه در فضاي كلي كشور به نظر مي‌رسد آموزش و پرورش نسبت به دستگاه‌هاي ديگر پيشگام است و كارهاي خوبي را انجام داده است. به نظر مي‌رسد حداقل ادبيات اين كار در آموزش و پرورش به وجود آمده است. فهم اين كار در مديران ارشد آموزش و پرورش به وجود آمده است. اگر اين مسأله اتفاق بيافتد، جامعه از محصول كار ما مي‌تواند استفاده كند.

آقاي مظلوم: اين نيروها به هر حال آموزش‌هاي لازم را مي‌بينند كه بتوانند از اين ابزار به درستي استفاده كنند و اين كار به عنوان محور بحث است.

آقاي نويد: بله. يكي از برنامه‌هاي جدي آموزش و پرورش، آموزش معلمان است. سه گروه بايد اين آموزش‌ها را ببينند. يك گروه مديران و برنامه‌ريزان سيستم هستند كه بايد فهم اين قضيه را داشته باشند و طرز استفاده از اينترنت را بلد باشند. دوم معلميني هستند كه در آموزش و پرورش عنصر كليدي هستند و سوم دانش‌آموزان هستند. خوشبختانه عنصر سوم يعني دانش‌آموز، سال‌هاي سال است كه اين كار را شروع كرده است. اين تكنولوژي، تكنولوژي نسل جوان است نه در كشور ما بلكه در همه‌ي دنيا. بچه‌ها جلوتر از نسل ما در همه جاي دنيا هستند. از آن جهت ما نگراني نداريم و انگيزه براي يادگيري نمي‌خواهيم به وجود بياوريم. چون يادگيري زماني اتفاق مي‌افتد كه انگيزه وجود داشته باشد. يعني بچه‌هاي ما تشنه‌اند و علاقه‌مندند. بنابراين در آن قسمت ما نگراني نداريم. در بخش معلمين هم خوشبختانه اين انگيزه به وجود آمده و آنها احساس مي‌كنند كه از بچه‌ها عقب هستند. دوره‌هاي آموزشي را كه گذاشتيم، خيلي استقبال شد. سالي كه گذشت پيش‌بيني كرده بوديم كه 65 تا 70 هزار نفر را در دوره‌ي متوسطه آموزش بدهيم. گزارشي كه مي‌دهم قطعي نيست، اما برآوردمان اين است كه بالاي 80 هزار نفر را آموزش ديده‌اند. به دليل نياز جدي كه خود معلمين دارند و استقبال زيادي كه كردند.
اين آموزش اين توانمندي را در معلمين به وجود آورده كه مسلط بر كلاس باشند از نظر علمي، عاطفي، وجوه مختلف و ... ؛ خوشبختانه اين بخش هم انجام شد. در بخش كارشناسان و مديران به ترتيب ما شروع كرديم و خوشبختانه شرايطش فراهم آمده و تا پايان تيرماه حدود 600ر1 نفر از كارشناسان دفاتر ستادي آموزش و پرورش و مديران آموزش مي‌بينند. اكثر قريب به اتفاق مديران آموزش‌هاي را ديدند و كارشناسان در حال آموزش هستند. در مجموع از جهت آموزش كارمندان و كارشناسان باز سيستم آموزش و پرورش نسبت به دستگاه‌هاي ديگر پيشگام است.

آقاي مظلوم: شما اشاره فرموديد كه بحث آموزش، آموزش مبتني بر وب را به هر حال مي‌خواهيم پايه‌گذاري كنيم و اشاره كرديد كه حتي نقش معلم ياددهنده نيست، بلكه هماهنگ‌كننده و تسهيل‌كننده است. اين در حقيقت همان آموزش الكترونيكي است، يعني E-learning است كه بحثش در جامعه مطرح است. سؤالي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه آيا اين محتوا تهيه شده و زيرساخت‌ها هم به وجود آمده يا خير؟

آقاي نويد: در مورد توسعه‌ي IT در آموزش و پرورش و در هر سازمان و در هر كشوري دو نياز وجود دارد. يك نياز مخابراتي است كه خوشبختانه ما يك توافق‌نامه‌اي با مخابرات داريم كه براساس آن مخابرات موظف است كه زيرساخت تمام دبيرستان‌هاي كشور را به وجود بياورد و ما در آموزش و پرورش موظف هستيم كه تجهيزات درون مدرسه‌اي را فراهم كند كه زيرساخت هزينه‌بر است. خيزش را برداشتيم و انشاءا... دوستان ما در مخابرات مساعدت مي‌كنند كه اين اتفاق بيافتد. اگر اين اتفاق نيافتد، ما نمي‌توانيم اين پروژه را به خوبي پيش ببريم. اما مهم‌تر از آن به نظر من نياز به زيرساخت‌هاي فرهنگي است. آن كاري كه ما بايد در آموزش و پرورش انجام بدهيم. فهم اين قضيه است كه اين تكنولوژي و فناوري مي‌تواند مؤثر باشد. مي‌تواند كارآمد و اثربخش باشد و باور اينكه بايد به سمت آن برويم و از آن استفاده كنيم.
مي‌دانيد كه تكنولوژي‌ها بر خلاف نظر بعضي‌ها، ايدئولوژي خاص خودشان را به همراه دارند. اين تصور غلط است كه تكنولوژي‌ها بار ارزشي خودشان را به همراه ندارند و خنثي است. تكنولوژي در هر فرهنگي كه متولد مي‌شود آن بار را هم به ارمغان مي‌آورد. خوشبختانه آموزش و پرورش در اين تكنولوژي با اين ديد وارد شد كه مدبرانه و آگاهانه آن را مديريت كند. يعني ورود IT يك پديده‌ي آسماني بي عيب نيست كه ما انتظار داشته باشيم كه وقتي وارد آموزش و پرورش بشود، همه‌ي معضلات و مشكلات ما را حل خواهد كرد. IT درمان همه‌ي دردها نيست. اگر دقت نكنيم، به همان ميزان درد جديد براي ما ايجاد مي‌كند. مشكل جديد ايجاد مي‌كند كه اتفاقاً من به اين موضوع در مقاله‌اي تحت عنوان فرصت‌ها و تهديدهاي IT در آموزش و پرورش پرداخته‌ام كه اولين مشكل همان شكاف ديجيتالي است كه به شدت جامعه را آسيب‌زا مي‌كند و اگر مراقبت نكنيم، جامعه را به دو گروه تقسيم مي‌كند؛ باسوادان رايانه اي و بي‌سوادان. در حالي كه 50 سال است به دنبال باسواد كردن همه هستيم). اين يك آسيب جدي است كه باعث مي‌شود برابري آموزشي از بين برود. اين يكي از مشكلاتش است. مشكل دوم كه بايد به طور جدي مراقبت كنيم، تشديد بحران هويت است. اين پديده يعني از بين بردن هويت ملي، آسيب‌دار كردن هويت‌هاي ملي. البته داشتن هويت جهاني مطلوب است. بچه‌هاي ما بايد به اين هويت برسند و از چهارديواري خانه، شهر و روستا و حتي كشور بيرون بيايند. اما در عين حال پديده‌ي فرار مغزها هم يك پديده‌ي تلخ است كه اگر مراقبت نشود، اين موضوع را دامن خواهد زد.
در مورد محتوا هم آموزش و پرورش كاري كه انجام داده است، وقتي كه پروژه‌ي تكفا مطرح شد، همكاران ما 4 محور براي فعاليت پيش‌بيني كردند و اعتباراتي هم كه تخصيص داده شده روي اين محورها تقسيم‌بندي شده است. يك محور، محور آموزش معلمين بود. محور دوم محور تجهيز مدارس بود. محور سوم توليد محتوا و محور چهارم كارهاي پژوهشي بود. در هر زمينه‌اي كارهايي انجام شده كه آمار و ارقامش موجود است. در بحث توليد محتوا دو جهت‌گيري كلي در آموزش و پرورش وجود دارد: يكي از دوره ابتدايي حتي پيش‌دبستاني. ما اين پديده را چگونه مي‌بينيم و چگونه مي‌خواهيم به كار ببريم. براي اين منظور طرحي تنظيم شده تحت عنوان طرح راهنماي برنامه درسي در دوره‌ي ابتدايي كه اولين طرح جامع است و در دستور كار شوراي عالي آموزش و پرورش هم قرار دارد. همچنين نقشه‌ي يادگيري مبتني بر وب در دوره‌ي ابتدايي نيز مطرح است. كار دوم توليد محتواي خاص دبيرستان است. چون تجهيزات را به دوره‌ي دبيرستان برده شده، توليد محتوا براي دبيرستان اولويت دارد، به همين منظور با مشاركت شركت‌هاي خصوصي كه تعدادشان بالاي 80-70 شركت است مشغول توليد محتوا هستيم. يعني در واقع برنامه‌ريزي‌ها را براي دوره‌ي ابتدايي آغاز كرديم و توليد محتوا را براي دوره‌ي دبيرستان. علتش اين بود كه به دلايل كارشناسي ما تجهيزاتمان را در دبيرستان گذاشتيم كه روي آن مطالعه‌ي زيادي انجام شد. اما برنامه‌ريزي كلانمان از دوره‌ي ابتدايي آغاز مي‌شود.

آقاي مظلوم: در زمان قبل از انقلاب يكي از كارهايي كه انجام شد اين بود كه در هر كلاس يك تلويزيون قرار دادند كه برنامه‌هاي آموزشي براي دانش‌آموزان پخش شود كه در مواقع عدم حضور معلم، استفاده‌هاي ديگري از آن مي‌كردند. در حال حاضر هم ممكن است از كامپيوترها استفاده‌ي ديگري غير از آموزش شود؟ در حالي كه شما هزينه كرديد، ارتباط برقرار كرديد.

آقاي نويد: اين خطر و خطرات مشابه، خطري است كه مسئولين بايد چشمشان باز باشد و غفلت نكنند. من واژه‌ي مديريت مدبرانه و آگاهانه را به كار بردم. اما مسئله‌اي را بايد بگويم و آن اينكه تفاوتي بين ورود اين دو تكنولوژي وجود دارد و آن هم در مورد نحوه‌ي كاركرد اينهاست. يعني اولي كاركرد جمعي داشت. همه با هم از يك دستگاه استفاده مي‌كردند، اما اينجا كاركرد فردي دارد. مي‌شود اميدوار بود كه به آن سرنوشت دچار نشود. برنامه‌ريزان بايد بتوانند درست برنامه‌ريزي كنند و شما نيز از طريق شركت‌هاي زيرمجموعه‌ي انجمن ما را كمك كنيد كه برنامه‌هاي فعال عمومي تهيه كنيم. ترجمه كردن برنامه‌ها مشكل ما را حل نمي كند. ما نيازمند برنامه‌هاي مناسب و CDهاي مناسب هستيم و در اين راه شركت‌هاي خصوصي مي‌توانند به ما كمك كنند.

آقاي مظلوم: البته اين مسئله يك شرط دارد و آن هم اين كه سيستم آموزش و پرورش از بخش خصوصي اين كار را بخواهد. حالا چه ساز و كاري هست كه بخش خصوصي به عنوان يك شريك وارد اين مجموعه شود؟

آقاي نويد: استراتژي و عملكرد اين دو سالمان هم نشانه اين مدعا است كه شركتهايي طرف قرارداد ما بودند. چون به هيچ وجه نمي خواهيم اين كار توسط بخش دولتي انجام بشود. اما كدام بخش خصوصي. استراتژي ما اين است كه از بخش خصوصي استفاده كنيم. اما كدام بخش خصوصي. اگر شركتي بصورت كارشناسانه و علمي به اين قضايا نگاه كند قطعاً در اين راه همراه ما خواهد بود. اما اگر غير از اين بيانديشد ممكن است فقط پروژه اول را قرارداد ببنديم. در تمام مصوبات و موافقت نامه‌ها آمده است كه از بخش خصوصي استفاده شود.

آقاي مظلوم: اينجا آموزش و پرورش يك مشتري انحصاري است و اگر من بيايم سرمايه گذاري كنم بايد به سياستهاي آموزش و پرورش اعتقاد داشته باشم. بنظر من اين هدف اصلي است كه بايد آموزش و پرورش در برخورد با بخش خصوصي ايجاد كند. من فكر مي‌كنم كه شايد به اين صورت بخش خصوصي را از حالت يك مناقصه و يك قرارداد در بياوريم. در اين راستا تفاهم‌نامه‌ها بايد بلند مدت باشد و حداقل چشم انداز بلند مدت را نشان بدهد.
اما نكته‌اي كه قابل توجه است اين است كه در آموزش و پرورش يك بخش از خروجي‌ها وارد بازار كار مي‌شوند و بخش ديگر ادامه مي دهد و وارد آموزش عالي مي‌شود. اين پيوستگي آيا در برنامه‌ريزي‌ها وجود دارد كه خروجيهاي آموزش و پرورش را به آموزش عالي گره بزند.

آقاي نويد: از نظر ساختاري مراكزي هستند كه اين ارتباط را برقرار مي كنند و تعبيه شدند كه اين كار را انجام بدهند و در دوره هاي متوسطه كه برگزار مي كنيم وجوه مشتركي با آموزش عالي داريم.
آموزش و پرورش يك زماني جهت گيري اصلي‌اش اين بود كه دانش‌آموزان را براي ورود به دانشگاه آماده كند. الان اين جهت گيري عوض شده به دليل اينكه حداكثر 10 درصد دانش‌آموزان ما وارد آموزش عالي مي شدند 90 درصد ديگر وارد جامعه مي‌شوند. ما بايد آنها را براي ورود موفق در جامعه آماده كنيم كه در هر بخشي مثل صنعت، كشاورزي، خدمات و... فعال باشند و آن 10 درصد ديگر را براي ورود به دانشگاه. آموزش‌هاي ديگري بدهيم. نبايد 90 درصد را قرباني 10 درصد كنيم. اين از تفاوت نگرشهايي است كه امروز در آموزش و پرورش مطرح است. بحث كار و دانش يكي از بحثهاي موفق آموزش و پرورش در سالهاي اخير بوده است. تعداد بچه‌هايي كه وارد رشته‌هاي كار و دانش شدند چيزي بيش از آن بود كه آموزش و پرورش پيش بيني مي كرد.

خانم عصاري: در موردتفاهم‌نامه‌هايي كه در رابطه با طرح تكفا تنظيم شده و اعتباراتي كه تخصيص داده شده است، آيا همه آنها وارد مرحله عقد قرارداد شده و آيا اجرايي شده است يا خير؟
آقاي نويد: خوشبختانه به آموزش و پرورش بودجه خوبي اختصاص داده اند و هم توانسته بخش اعظم اعتبار بودجه را دريافت كند و انواع و اقسام قراردادها در بخشهاي مختلف منعقد شده است. بعضي از پروژه‌ها به اتمام رسيده و بخشي در دست اجراست. به عنوان مثال بخش آموزش معلمان يكي از پروژه هاي موفقي است كه اجرا شده است.

خانم عصاري : اين برنامه‌هايي كه در سال 81 به تكفا اعلام شده آيا براساس يك طرح جامع راهبردي بوده و يك تصوير مشخصي براي آن داريد؟
آقاي نويد: زماني كه طرح را تنظيم كرديم چشم انداز كلي داشتيم و مبتني بر چشم انداز آن كساني بود كه پروژه را طراحي مي كردند. در حال حاضر تقريباً هنوز استراتژي مصوب نشده اما پروژه‌هاي خيلي خوبي را در تعريف تصويرهايي كه بايد داشته باشد در دست اجرا مي‌باشد. آموزش و پرورش مبتني بر وب طراحي شده به شوراي راهبري‌ ICT آموزش و پرورش رفته و تقريباً مراحل نهايي آن طي شده است.

آقاي مظلوم: ‌قراردادهايي كه با بخش خصوصي بستيد همه بر مبناي مناقصه بوده است.

آقاي نويد: قريب به اتفاقش مناقصه بوده است. فراخوان در روزنامه‌ها بوده است و بعضي هم بر اساس كاركرد سالهاي قبل شركتها بوده است.

آقاي مظلوم: ‌هزينه‌هايي كه شده يك‌سوم مربوط به آموزش معلمان است، دو سوم ديگر مربوط به چيست؟

آقاي نويد: در رابطه با آموزش معلمان، تقريباً 90 درصدش توسط بخش خصوصي انجام شده است؛ مگر در مواردي كه در مناطق محروم، بخش خصوصي فعال نبوده است. يك‌سوم اعتبارات به آموزش و پرورش پرداخته است. حدود يك‌سوم به بحث سخت‌افزاري و خريد تجهيزات پرداخته شده است و يك‌سوم ديگر هم به كارهاي پژوهشي.

خانم عصاري: با توجه به اينكه هنوز محتوا و سخت‌افزار هنوز كار دارد كه به آن برسيم، آيا اين آموزش كه در اين مقطع براي معلمان شروع شده ممكن است كه مقداري از آن هدر برود، با توجه به اينكه بحث آموزش پايه‌ي كامپيوتر فرار است.

آقاي نويد: اين احتمال در هر آموزشي وجود دارد. به دليل اضطرار، چند كار را به صورت موازي پيش رفته است. يك گام عمده اين بود كه بتوان شرايطي را فراهم كرد كه همه‌ي معلمان در منزل يك كامپيوتر داشته باشند و در اين زمينه نيز اقدام شده است. توافق‌نامه‌هايي امضا شده و اگر بتوان اين كار را انجام داد و كامپيوتر ارزان‌قيمت و به طور اقساط در اختيار معلمان قرار داد، اين مشكل حل مي‌شود، چراكه اگر معلم در منزل كامپيوتر داشته باشد، به راحتي مي‌توان آموزشش داد.

خ. عصاري: رويكرد شما به E-learning به عنوان آموزش تكميلي خواهد بود يا آموزش اصلي و يا در بعضي جاها اصلي و بعضي جاها تكميلي.

آقاي نويد: براساس رويكرد سوم، آموزش در دوره‌ي ابتدايي و راهنمايي نياز دارد كه ارتباط رودررو بين معلم و شاگرد وجود داشته باشد. چون معلم تنها نقش ارايه‌دهنده‌ي اطلاعات را ندارد؛ بلكه نقش تربيت‌كننده نيز دارد. استعداد بچه‌ها بايد شناسايي شود و با آنها ارتباط نزديك ايجاد گردد كه E-learning نمي‌تواند اين نقش را به عهده بگيرد.

خ. عصاري: معلمين در توليد محتوا آموزش مي‌بينند يا خير؟

آقاي نويد: يكي از پروژه‌ها توانمند كردن معلمين براي توليد محتوا است.

آقاي مظلوم: چه قدر به تكفا دل بسته‌ايد؟

آقاي نويد: تكفا هم در سياستگزاري و هم در تأمين منابع، مسئوليت اصلي و كلان كشور را بر عهده دارد.

خ. عصاري: بحث توليد محتوا را كه سفارش داديد، مستقيماً در رابطه با محتواي دروس است يا با توجه به اينكه دانش‌آموزان بايد تحقيقاتي در رابطه با دروس داشته باشند و ما محتوايي در آن رابطه نداريم. آيا در آن حواشي وب‌سايت‌هايي يا محتوايي توليد مي‌شود يا خير و آيا آموزش و پرورش متولي آن است يا خير؟

آقاي نويد: ما در بخش‌هاي مختلف اين كار را انجام داده‌ايم و منابع اطلاعاتي متعددي مورد بررسي كارشناسان قرار گرفته است. دوستان ما در سال 82 با قوت بيشتري پي‌گيري مي‌كنند و توليد محتوا يكي از مباحث رقابت مدارس است. دانش‌آموزان خيلي قابليت و توان در اين زمينه دارند. اين پتانسيل بايد شناسايي شود و به آن ميدان داده شود.
در پايان لازم است به سهم خودمان از خدمات و زحمات تمام همكاران عزيز امر IT در آموزش و پرورش به ويژه آقاي مهندس علاقه‌مندان مدير پروژه IT و همكار ايشان در سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزش و ساير همكاران در استان‌ها و نيز همكاران محترم در شوراي راهبري IT جناب آقاي مهندس جهانگرد و همكاران سازمان مديريت و برنامه‌ريزي و آقاي دكتر صديق صميمانه تشكر كنم.

فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش

تکفا –گفت گو با علاقه مندان معاون وزیر آموزش و پرورش - حدود يك ماه است كه به دنبال اين گفت و گو هستيم. مي‌دانيم كه به واسطه‌ي زحماتي كه در چند سال گذشته در رابطه با IT براي بحث تكفا كشيديد، سرتان خيلي شلوغ بوده و به خاطر وقتي كه عليرغم اين مشغله در اختيار ما گذاشتيد، سپاسگزاريم.
در ابتدا لازم مي‌دانم در مورد انجمن توضيحاتي بدهم. انجمن شركت‌هاي انفورماتيك از سال 1373 كار خود را شروع نموده و در حال حاضر نزديك به 600 عضو را به صورت يك انجمن صنفي در خود جاي داده است. ما در زمينه‌ي آموزش، اينترنت، سخت‌افزار، نرم‌افزار و همه‌ي حيطه‌هاي كاري كه انفورماتيك كه اطلاعات آن در آخر مجله هست فعال هستيم. با سازمان‌هاي مختلف هم از لحاظ مشاوره و اطلاع‌رساني و مواردي كه به بخش خصوصي IT مربوط مي‌شود. ارتباط داريم.
دوست داريم كه آموزش و پرورش ما را به عنوان يك بازوي كمكي در پروژه‌هاي خود بپذيرد. ما خودمان را از شما جدا نمي‌دانيم و هر كمكي كه در توسعه‌ي IT در آموزش و پرورش از ما برآيد، دريغ نخواهيم كرد. به هر حال بچه‌هاي خودمان هم جزو اين قضيه هستند.
در ابتدا، لطفاً خودتان را معرفي كنيد و سابقه‌ي فعاليت‌هايتان را براي ما بنويسيد.

آقاي علاقه‌مندان: بسم‌ا...الرحمن‌الرحيم. جعفر علاقه‌مندان هستم، فارغ‌التحصيل مهندسي مكانيك از دانشگاه تهران در سال 1355 و كارشناس ارشد برنامه‌ريزي آموزش و پرورش هستم و نزديك به 20 سال است كه در زمينه‌هاي مختلف در وزارت آموزش و پروش اعم از آموزش فني و حرفه‌اي، طراحي و اجراي آموزش متوسطه جديد و ... كار كرده‌ام و هم‌اكنون رييس سازمان پژوهش و برنامه‌ريزي آموزشي در وزارتخانه هستم.

خانم عصاري: لطفاً در مورد فعاليت‌هايي كه در سازمان در رابطه با IT صورت گرفته، بفرماييد.

آقاي علاقه‌مندان: در مورد سابقه IT بايد كمي به عقب برگرديم، چرا كه در صورت ورود به بحث بدون بيان پيشينه جفايي بزرگ به IT كرده‌ايم.
از سال 1970 مي‌توان گفت، تحولي ديجيتالي در دنيا اتفاق افتاد كه تأثير به سزايي در آموزش داشت. ما با يك تأخير به اين مسأله پيوستيم. سابقه امر هم بر مي‌گردد به اينكه تصميم گرفتيم در برنامه‌هاي درسي تحولي به وجود آيد كه مفهوم انفورماتيك را كه در واقع مقدمه‌ي ورود به فهم IT است را آموزش دهيم و كاري كنيم تا اطلاعاتش در نسل پرورش‌يافته‌ي ما شكل بگيرد و خلاصه جايي براي آموزش انفورماتيك در بين برنامه‌هاي درسي باز كنيم. كار مؤثر با بررسي‌هايي از سال 1364 آغاز و با قراردادن درس رايانه به عنوان يكي از دروس دوره‌ي آموزش متوسطه در رشته‌ي رياضي شكل گرفت. با تعبيري كه در نظام آموزش متوسطه به وجود آمد مي‌توان گفت درس مدل‌سازي انفورماتيك در اين دوره به عنوان يك درس عمومي شناخته شد كه هم‌اكنون هم در جريان است.
با توجه به تغييراتي كه در محتواي آموزشي بعضي از دروس پيش‌دانشگاهي صورت گرفته است، درس‌هايي هم هستند كه در موضع انفورماتيك نقش زيرساخت را بازي مي‌كنند. چراكه به وجود آوردن يك زيرساخت ذهني براي دانش‌آموزان بر هر امر ديگر سخت‌افزاري و نرم‌افزاري جديد مقدم بود. تا زماني كه دانش‌آموز با مفهوم گسستگي در رياضي يا مفاهيم جديد رياضي و منطق يا مثلاً الگوريتم آشنايي پيدا نكند. ورود او به موضوع آموزش رايانه يك ورود ناقص است. پس مي‌توان گفت كه آموزش و پرورش در طي اين سال‌ها (قبل از طرح تكفا حدود 2 سال جريان دارد) دغدغه‌ي پيشيني نسبت به اين موضوعات داشته و اگرچه با يك تأخير ده، بيست ساله نسبت به آنچه انقلاب اطلاعات و انقلاب انفورماتيك نامگذاري مي‌شود در كشور ما به وجود آمده ولي خوشبختانه آموزش و پرورش نسبت به اين قافله خيلي عقب‌ماندگي ندارد. حتي در مقايسه با بعضي كشورهاي مشابه خودمان يا حتي يك قدم جلوتر از ما، قدم‌هاي نسبتاً خوبي برداشته شده است، اگرچه كامل و كافي نيست و به تناسب زمان هم بايد تحولات جديدي به وجود بيايد.
با شروع طرح جديد آموزش متوسطه، اين كار توسعه بيشتري پيدا نمود و همزمان با اجراي اين طرح و به دليل نيازهاي گسترده‌ي آموزش و پرورش به اطلاعات، مؤسسه‌اي را در آموزش و پرورش ايجاد كرديم.
جامعه آموزش و پرورش، جامعه‌ي بسيار بزرگي است. از يك سو حدود بيست ميليون دانش‌آموز و از سوي ديگر 000ر060ر1 معلم و كار داريم. از طرفي مناطق بسيار پراكنده و متنوع جغرافيايي در كشور، سطح نيازهاي متفاوت، تفاوت آموزش بين دختران و پسران، مناطق مختلف، ساختارها و شاخص‌هايي كه آموزش و پرورش بايد با آنها درگير شود. همه‌ي اين مجموعه اطلاعات مستلزم يك سيستم انفورماتيك به روز و كارآمد است. خصوصاً هنگامي كه با طرح آموزش متوسطه واحدي را شروع كرديم، كنترل واحدها، درس، معلم و پيشينه‌ي تحصيلي دانش‌آموز و ضبط سوابق تحصيلي و موارد مشابه ديگر به شكل دستي اصلاً امكان‌پذير نبود.
شما تصور كنيد! در جامعه‌اي كه حدود چهار و نيم ميليون دانش‌آموز وجود دارد و اين دانش‌آموزان از مدرسه‌اي به مدرسه‌ي ديگر و از رشته‌اي به رشته‌ي ديگر جابه‌جا مي‌شود. در دوره‌ي متوسطه حداقل حدود 130 رشته‌ي مختلف و گرايش در شاخه‌ي كار دانش، متوسطه نظري و متوسطه فني حرفه‌اي، حتي در سطح عالي وجود دارد، ديگر كنترل دستي امكان‌پذير نيست.
حدود 950 درس در دوره‌ي متوسطه سازماندهي مي‌شود. اين را در تنوع دانش‌آموزان ضرب كنيد، ببينيد چه حجمي از اطلاعات است كه فارغ‌التحصيل شدن دانش‌آموز و پيشينه‌ي تحصيلي‌اش وابسته به اين اطلاعات است.
در همان مقطع به موازات طرحي را براي سيستم MIS وزارتخانه تهيه كرديم. چرا كه پيشينه‌ي نيروي انساني، ورود و تقاضاي نيروي انساني، پرداخت حقوق، جابه‌جايي نيروي انساني از يك شهر به شهر ديگر و بحث‌هايي از اين قبيل و سيستم بزرگي كه اطلاعاتي اين‌چنين دارد و اساساً اطلاعات در آن توليد مي‌گردد، اگر مبتني بر اين اطلاعات تصميم‌گيري نشود، هرگز قادر نخواهيم بود كه چنين سيستم بزرگي را مديريت كنيم.
در سال 1369 طرحي را به عنوان طرح جامع انفورماتيكٍ وزارت آموزش و پرورش مطالعه كرديم و برنامه‌ريزي آن از سال 1370 عملاً آغاز گرديد. به موازات آن در طرح متوسطه هم درس‌هاي مربوط به موضوعات تحصيلي، برنامه‌ريزي درسي و نمره و مسايلي از اين قبيل در جريان بود.
امروز به جرأت مي‌توانم بگويم كه تنها دستگاهي هستيم كه به طور كامل يك سيستم MIS در آن مستقر است. حقوق توسط اين سيستم پرداخت مي‌گردد. جابه‌جايي معلم توسط اين سيستم عملياتي مي‌شود. ارزش‌يابي توسط اين سيستم انجام مي‌گردد. نمره توسط اين سيستم كنترل مي‌شود و پايگاه‌هاي اطلاعاتي كه ما در اختيار داريم، يك زيرساختي است كه در طي حدود 8، 9 يا 10 سال براي عملياتي كردن به وجود آمده است. در حالي كه ما فاقد هرگونه زيرساختي بوديم.
شما مطلع هستيد كه وقتي ما در انفورماتيك از مديريت بر اطلاعات صحبت مي‌كنيم، زيرساخت نظريه‌ي اين فكر يك طرز تلقي است كه آدم و انسان در آن مهم‌ترين عنصر كليدي براي تصميم‌گيري‌ها است و اگر كسي با چنين طرز تلقي وارد موضوع انفورماتيك نشود، مي‌توان گفت كه راه خطا رفته است.
زيرساخت گسترش اطلاعات بدنه‌ي آموزش و پرورش يا لااقل بدنه‌ي اداري و ستادي آن، از سطح وزارت تا دورافتاده‌ترين منطقه‌ي آموزش و پرورش است. چنانچه شما به هر منطقه‌ي دورافتاده‌ي آموزش و پرورش مراجعه نماييد، خواهيد ديد كه اين سيستم انفورماتيك در جريان است و با اين سيستم كار مي‌كنند. با اين سيستم حقوق پرداخت مي‌شود و با تغيير قوانين و مقررات و ضوابط و درجه‌بندي و ضرايب و اين چيزها، مزايا پرداخت مي‌گردد.
خاطرم هست گاهي اجراي يك حكم قانوني و صدور احكام جديد براي معلمان، يك سال به طول مي‌انجاميد و اين يك نوع تضعيف حقوق آنها و يك نوع تأخير در انجام رسالت و عملياتي بود كه بايد نسبت به پرسنل‌مان داشته باشيم.
امروز شما به هر نقطه‌اي كه در آموزش و پرورش مراجعه كنيد، اين سيستم مي‌تواند به عنوان يك سيستم عملياتي كار كند و ما به آن سيستم «بگفا» مي‌گوييم. تا اين سيستم اجازه ندهد، حقوق پرداخت نمي‌شود و كسي جابه‌جا نمي‌گردد. اين سيستم بايد همه‌ي كارها را عملياتي كند و اين اطلاعات بايد براي سيستم شناخته شده باشد. در اين سيستم است كه معلم به مدرسه تخصيص پيدا مي‌كند، نيروي انساني تخصيص پيدا مي‌كند. نسبت‌ها سنجيده مي‌شود و ارزيابي مي‌شود.
ما براي برنامه‌هاي بلندمدت يا كوتاه‌مدت آموزش و پرورش، يك مجموعه اطلاعات به روز داريم. در حالي كه اطلاعات آموزش و پرورش تا قبل از اجراي اين سيستم حداقل با 2 يا 3 سال تأخير توليد و عملياتي مي‌شد. شما مي‌دانيد 3 سال تأخير در سيستم‌هاي بزرگ معناي فاجعه‌آميزي مي‌تواند پيدا كند.
پس ورود ما به بحث انفورماتيك، به لحاظ به كارگيري آن در خود آموزش و پرورش و راه‌اندازي يك سيستم مديريت بر مبناي اطلاعات، يك پيشينه‌ي تقريباً 12-10 ساله دارد و به لحاظ ورود ما در موضوعات آموزش هم باز از نظر ما خيلي جديد نيست. چنانكه در وزارت آموزش و پرورش قبل از اينكه IT و بحث‌هاي ديگر به اين شكل، مطرح باشد و يا دنيايي به نام دنياي Web به وجود بيايد، تلاشمان اين بود كه بتوانيم تدريس و موضوع تدريس را از طريق ساير رسانه‌ها به غير از كتاب درسي تسهيل كنيم و اين فرهنگي كه تنها، كتاب درسي را به عنوان منبع معرفي مي‌كند. بتوانيم اين منبع را متنوع كنيم. تنوع‌بخشي به منابع، يكي از سياست‌هايي بوده كه در طي اين سال‌ها در وزارت آموزش و پرورش انجام شده و هم‌اكنون نيز با سرعت ادامه دارد.
در حال حاضر كمتر درسي است كه برايش نوار آموزشي نداشته باشيم. تقريباً مجموعه‌ي دروس ما در طي اين سال‌ها با يك سيستم «مولتي‌مديا» مواجه بوده و اين سازمان در جهت به روز كردن سيستم‌هاي آموزش و ورود در ساختن نرم‌افزارهاي متناسب با برنامه‌هاي درسي تلاش كرده است. پس باز هم اين امر از نظر ما جديد نيست؛ يا به عبارت ديگر در بحث به كارگيري IT در آموزش يا براي آموزش در وزارت آموزش و پرورش يك پيشينه‌ي قبلي وجود دارد.
امروزه تمام دستگاه‌هاي اجرايي كشور در مواجهه با IT، يك‌وجهي هستند. به اين معنا كه در اين دنياي جديدي كه به وجود آمده، مي‌خواهند اين را به كار بگيرند تا كار خودشان را تسهيل كنند. در صورتي كه آموزش و پرورش در برخورد با IT دووجهي است؛ يعني هم بايد اين كار را انجام دهد و هم موظف است كه كساني را كه در اين سيستم درس مي‌خوانند مهيا كند تا توانايي كاركردن براي ديگران را داشته باشند؛ يا حتي مي‌شود گفت «سه‌وجهي است!». يعني بايد خودش به كار گيرد، اين مهارت را به ديگران انتقال دهد، روش‌هاي و مهارت‌هاي تدريس را بر اين سيستم مبتني كند. سه وجه كاملاً متفاوت است. اولي مديريت بر اطلاعات است كه MIS است. دومي آموزش IT است و سومي آموزش به طريق IT.
ما با يك موضوع سه‌وجهي در آموزش و پرورش مواجهيم. در وجه اول (MIS) عرض كردم كه وزارتخانه يك سابقه‌ي ده‌ساله دارد. در وجه دوم كه آموزش شاگردان است، اين هم سابقه‌اش از سال 1364 شروع مي‌شود. با تحولاتي كه در آموزش متوسطه به وجود آمد مي‌توان گفت رشته‌هاي متنوعي در اين بخش به وجود آمدند كه الان فارغ‌التحصيلان كار و دانش در رشته‌ي كامپيوتر و نرم‌افزار به سرعت جذب بازار مي‌شوند و در واقع ما خودمان استفاده‌كنندگان از فارغ‌التحصيلانمان هستيم.
سومين مطلب كه پيچيده‌ترين بخش كار است، اين است كه ما مي‌خواهيم آموزش به طريق IT را توسعه بدهيم. مفهوم اين آموزش الكترونيك و آموزش از راه دور است. مفهومش بهبود روش‌هاي تدريس از طريق خودآموزي از راه IT است و بهبود روش‌ها از طريق توليد در محيط web است و اينكه معلم توانا شود تا برنامه‌ي درسي‌اش را در محيط «وب» و متناسب با شاگرد توليد كند.
مي‌خواهم بگويم كه اين يك فرصت استثنايي براي حرف‌هاي آرماني ما است. ما مي‌گوييم كه آموزش و پرورش يك محيط انساني است كه انساني، بايد بتواند به ديگران نگاه كند و انساني آموزش بدهد. نمي‌خواهيم ابزاري آموزش دهد. اين بحث عميق يك پيشينه‌ي فلسفي و نظري دارد كه هر كس بتواند متناسب با استعداد خود آموزش ببيند. در دنياي معاصر بعد از انقلاب صنعتي هرگز براي اين امر بستري ايجاد نشد. اين آموزش مدرسه‌اي كه امروزه داريم، آموزش دوران صنعتي است و مبتني بر يك رويكردي كه به توليد كلان فرد ماهر و باسواد مي‌پردازد و اين مدارس اين‌گونه به وجود آمده است. بچه‌ها را 30 نفر، 30 نفر، 40 نفر، 40 نفر در كلاس‌ها مي‌نشانند. در حالي كه شما مي‌دانيد بچه‌ها علايقشان متفاوت است. انگيزه‌ها و استعدادها و خواسته‌هايشان مختلف است و هرگز يك نظام آموزشي به شكل آرماني خودش حتي تا امروز قادر نبوده كه به هر كسي متناسب با خودش و تناسب نياز، انگيزه و پيش‌دريافت‌ها آموزش بدهد. اين نظام مدرسه‌اي در واقع در همه‌جاي دنيا يك توليد كليشه‌اي دارد. البته اين توليد نوعش فرق مي‌كند. در غرب يك جور است، در شرق يك جور است، در ايران يك جور است، كشورهاي آسيايي جور ديگرند، اما در اينكه توليدشان كليشه‌اي است هيچ ترديد نكنيد. همه‌ي بچه‌ها با استعدادهاي متنوع را مي‌نشانند روي صندلي. برخي‌ها را متوقف مي‌كنند، بعضي‌ها را هم عبور مي‌دهند. اگر بپرسيم كه چرا اين فرد متوقف شده، مثلاً مي‌گويند كه اين فرد در درس رياضي نمره نياورده است. اگر سؤال كنيم كه اين دانش‌آموز ممكن است استعداد آموزش رياضي را به طريقي كه شما ياد مي‌دهيد نداشته باشد، ولي استعداد يادگيري روزنامه‌نگاري، عكاسي يا بسياري از چيزهاي متنوع ديگر را داشته باشد. پس چه طور متوقفش مي‌كنيد؟ اين تنها سؤالي است كه نظام تعليم و تربيت جهاني اصلاً برايش پاسخي ندارد و تا امروز هم نداشته است! با اين مفهوم كه در واقع در محيط انساني، انساني نگاه مي‌كنم، در واقع مي‌خواهيم بگوييم دنياي web به عنوان يك منبع انرژي‌زا به ما امكان جديدي مي‌دهد و مي‌تواند ما را قادر كند تا نظام آموزشي به تناسب خواست‌ها و نيازها و به تنوع دانش‌آموزان به سراغشان برود و آموزشي متناسب با نياز به آنها ارايه دهد.
به اين علت است كه عرض مي‌كنم اگر IT در هيچ دستگاهي جنبه‌ي راهبردي (استراتژيك) نداشته باشد در آموزش و پرورش موضوعي راهبردي است. در تدريس و آموزش و پرورش اگر قرار باشد از انساني‌ترين خصلت‌ها برخوردار شويم، اين نظام به عنوان يك نظام يكپارچه، مستلزم به كارگيري اين ابزار است و اين بستر، بستري است كه امروز اين امكان را به وجود مي‌آورد و ما هستيم كه بايد از آن استفاده كنيم، كه بحث ديگري است. به هرحال به عنوان يك بستر اين امكان به وجود آمده است كه هر كس، در هر سن، در هر جا و به تناسب هر ذايقه‌اي آنچه را آموزش ببيند كه انسان طلب مي‌كند. مي‌شود گفت كه ما از اين نظر در بهشت برين دنيا هستيم. چون واقعاً مقصد نهايي در آموزش و تعليم و تربيت اين است كه استعدادهاي افراد را پرورش دهيم و در واقع متناسب با اين استعدادها به آنها خوراك فكري برسانيم. به اين لحاظ، راهبردي است. از سوي ديگر اين ايده‌آل يك تهديد جدي است. يعني در اين بستر سه‌وجهي قطعاً بدانيد كه هيچ دستگاهي به اندازه‌ي ما تهديد نمي‌شود. اگر مي‌گوييد هويت! اگر مي‌گوييد زندگي! اگر مي‌گوييد جهاني شدن! اگر مي‌گوييد زندگي با ديگران! اگر مي‌گوييد دنياي صلح! هر كدام از اين مفاهيمي كه مي‌گوييد مفهوم سياسي يا مفهوم اقتصادي يا اجتماعي است. اگر ما قدرت مشاركت در اين دنيا را به عنوان يك نيرو و مجموعه‌اي كه خواست‌هايي دارد و براي اين خواست‌هايش توانايي برنامه‌ريزي دارد، دنبال نكنيم، طبيعتاً ديگران خوراك ما را خواهند ساخت و به ما خوراك فكري خواهند داد. هم زبان و هم هويت و فرهنگمان را تهديد خواهند كرد. به عبارت ديگر ما با يك پديده‌ي كاملاً چندوجهي روبه‌رو هستيم. اين بستر، بستري است كه مي‌تواند حضور انسانيِ انسان را بيشتر كند. يعني به تناسب نياز هر كس به او پاسخ مي‌دهد. اما وقتي من مشاركت نكردم و به تناسب فرهنگم، دانشم، عمق خواست‌هاي ارزشي خودم يا مطالبات دانشم از اين دنيا طلب نكردم، مشاركت و توليد نكردم، ديگران توليد نمي‌كنند و اين همان جايي است كه دنياي بزرگ ما كه داراي فرهنگ متنوع است، به يك دنياي كوچك يعني همان دهكده‌اي كه آقايان از آن اسم مي‌برند، تبديل شود. يك دهكده‌ي كوچك كه همه به دنبال ايجاد يك نوع فرهنگ هستند. نسل گذشته را، هويت و فرهنگ گذشته را به مخاطره مي‌اندازند. من اين مطلب را به اين دليل عرض مي‌كنم كه تا امروز كه به موضوع IT پرداخته شده، در واقع از يك وجه به آن نگاه شده است. آن وجه تكنولوژيكي، وجه تسهيل‌كننده و وجه رقابتي آن در دنياي آزاد است. امروز كه اقتصاد آزاد مستلزم مبادله‌ي اطلاعات است. اين اطلاعات اگر به تناسب در اختيار همگان قرار نگيرد، در واقع يك فرصت از آنها سلب شده؛ اين ديگر نهايتش هزينه‌ي اقتصادي است كه شما مي‌پردازيد.
ما از وجه انساني اين دنيا اگر نسبت تعريف‌شده‌ي خودمان را نداشته باشيم، يا از مشاركت كنار بكشيم، يا مشاركت را بد بفهميم، يا استفاده از اين ابزار را به جامعه بد تفهيم كنيم يا خودمان بد فهميده باشيم، دچار يك خسران مضاعف خواهيم شد. خسران مضاعف اين است كه هم تاريخ و هم هويت و فرهنگمان و همه‌ي گذشته‌مان را به سادگي از دست مي‌دهيم. نسل آتي بالاخره معطل نمي‌ماند. نسل آينده از ما جلوتر است. نسل جوان در فهم اين پديده از ما جلوتر است. دسترسي هم به سادگي امكان‌پذير است. شما مي‌دانيد كه در اين زمان ديگر هيچ ديواري وجود ندارد و تمام ديوارها در حال فروريختن است و تنها ديواري كه ديوار بين ملت‌ها را تشكيل مي‌دهد، ديوار هويت فرهنگي، تاريخي، اجتماعي و اعتقادي و گذشته است. لذا در فرصت باقي مانده بايد وارد شويم، بفهميم، استفاده كنيم و توليد كنيم. تأكيد مي‌كنم توليد كنيم و توليدكردن مستلزم نيروي ماهر است. بايد اين محيط را بفهمد و متناسب با اين محيط براي آن دانش‌آموزي كه استعدادها، خواسته‌ها و ذايقه‌هايش متفاوت است بتواند توليد كند. لذا مي‌خواهم بگويم آموزش و پرورش يك راه بدون بازگشت دارد؛ اگر مشاركت نكند، در واقع نسل آتي از او جلو مي‌افتد و فرهنگ و هويتي را خواهد گرفت كه ديگران برايش توليد كردند! لذا راه بدون بازگشتش اين است كه در اين امر مشاركت كند. چنانچه بخواهيم بگوييم در بين سازمان‌هاي مختلف يك جامعه‌ي مدني در مواجه با پديده IT كدام سازمان حساس‌تر و رقابت‌انگيزتر است، دستگاه آموزش و پرورش است. چراكه هم مي‌تواند اين مسئله را تسهيل كند و به نفع محيط و فرهنگ خودش مصادره كند و هم مي‌تواند بي‌تفاوت باشد. ديگران، اين نسل، اين كشور و اين هويت را به نفع خودشان مصادره كنند. به ميزاني كه ما مشاركت كنيم، زبانمان (زبان فارسي) جا باز مي‌كند؛ به همين دليل است كه امروز مي‌گوييم در بين زبان‌ها، محيط وب را كه مي‌خواهيم بشناسيم، الزاماً بايد انگليسي بدانيم و در آن هيچ ترديدي نداريم؛ ولي آن سوي قضيه هم اين است كه براي اين كار در برنامه‌هاي درسي‌مان تجديدنظر كنيم كه بالاخره بچه‌ها يك حدي از زبان را بدانند تا بتوانند در اين دنيا وارد شوند. ولي از طرف ديگر اگر نتوانيم به زبان فارسي توليد كنيم و در اين محيط قرار بدهيم، آن وقت پديده‌ي تنوع زباني را به يك‌زباني تبديل مي‌كنيم و آن همان چيزي است كه يك جهان را به يك دهكده‌ي كوچك و آن هم يك دهكده‌ي فرهنگي كوچك تبديل مي‌كند. ما مي‌توانيم دهكده‌ي اقتصادي كوچك داشته باشيم، اما نمي‌توانيم دهكده‌ي فرهنگي كوچك داشته باشيم. در يك دنياي بزرگ كه تنوع فرهنگ‌ها و تنوع زبان‌ها و ارزش‌ها در آن پايدار است، بايد هم به ارزش‌هاي ديگران احترام بگذاريم و هم به ارزش‌هاي خودمان. ولي فقط احترام نيست! بايد بتوانيم براي عرضه‌ي ارزش‌هاي خودمان از اين محيط به خوبي سود ببريم. اين امر اولاً مستلزم فهم خود پديده است و سپس افزايش مهارت معلم. سپس يك زيرساخت فلسفي دارد كه مي‌شود سؤال كرد كه زيرساخت نظري و فلسفي اين پديده كجاست؟ در طرح تكفا مي‌شود اين سؤال را طرح كرد. دوم اين است كه اين پديده يك زيرساخت علمي دارد كه مستلزم نيروي ماهر است. نيروي ماهر پرورش مي‌دهيم كه اين موضوع را بفهمد. اين نبايد خودش پروسه‌اي از وابستگي‌هاي جديد را براي ما ايجاد كند. ما بايد به توان و تناسب خودمان تلاش كنيم تا در اين محيط وارد شويم. نكته‌ي سوم اين است كه آن را براي آموزش هر كس، در هر جا، هر زمان و هر سن به تناسب ذايقه‌ها و سليقه‌هاي مختلف به كار گيريم و اين امر مستلزم آن است كه ما منابع درسي‌مان را متنوع كنيم. مي‌توانيم يك مقدار از شيوه‌هاي گذشته دست بكشيم. يعني بايد بتوانيم يك نوسازي انجام دهيم. به اين ترتيب من عرض مي‌كنم كه اين پديده يك پارادايم است. اين صحبت در آموزش و پرورش دقيقاً يك پارادايم است و همه چيز نيازمند تجديدنظر است! در همه‌ي موضوعات و در همه‌ي برنامه‌ها؛ تا بتوانيم به شكل شايسته‌اي استفاده كنيم، والا نقش ابزاري پيدا مي‌كند. بعد شما مي‌دانيد وقتي كه تكنولوژي را با جنبه‌ي ابزاريش در كشورمان وارد مي‌كنيم، با ماهيت انتقال و فهم دانش عمل نمي‌كنيم. ابزارها به سرعت كهنه مي‌شوند. ما سر جاي خودمان مي‌مانيم و دنيا جاي خودش مي‌ماند و نمي‌توانيم اين پديده را با اين شكل به كار گيريم و به انفعال كشيده مي‌شويم.

خانم عصاري: تهاجم فرهنگي هم اينجا مطرح مي‌شود. اينكه ابزار كهنه مي‌شود، يك طرف قضيه است، بحث اصلي اين است كه ما محتوا را نداشته باشيم و ...

آقاي علاقه‌مندان: بله، آن طرف محتوا را مي‌سازد. دنيا براي ما كار مي‌كند. اصلاً انتظار نداشته باشيد كه وقتي ما متوقفيم، ديگران هم خواب باشند! اصلاً اين طور نيست. دنيا روي موضوع فرهنگ قطعاً برنامه دارد. من اين را به اين دليل عرض مي‌كنم. روي موضوع فرهنگ، دين، زبان يعني اينهايي كه مربوط به هويت‌هاي فرهنگي متفاوت در عرصه‌ي دنيا است، برنامه دارد. به همين دليل است كه شما مي‌بينيد چيني‌ها به شدت مراقبت مي‌كنند و اين پديده را دنبال مي‌كنند كه زبان چيني بايد در اين محيط قابل توليد باشد. يعني اگرچه ما به زبان‌هاي ديگر نياز داريم، ولي هيچ صاحب قدرتي، صاحب فرهنگي، عرصه‌ي تك‌زباني را برنمي‌تابد. پس اين ابزار در اختيارمان است. بايد بتوانيم زبان فارسي را متناسب با استانداردهاي اين محيط به كار بريم. بايد به تناسب اين محيط بتوانيم برنامه‌ي آموزشي‌مان را متحول كنيم. سيستم‌هاي ارزشي‌مان را متحول كنيم. دانش حرفه‌اي معلم را عوض كنيم. توليد دانش در اين محيط به همان اندازه كه براي همه لازم است، براي معلم واجب است. يعني اين محيط به سادگي در اختيار معلم است و يك برنامه درسي را كه مي‌خواهد سر كلاس عرضه كند، در اين محيط بسيار متنوع‌تر و پوياتر ارايه كند. يعني عمق و وسعت يادگيري را عوض نمايد.
دنياي بچه‌ها را بتواند كاملاً به يك دنياي جديد تبديل كند. نمي‌توانيم بي‌تفاوت باشيم. اينجا مهارت معلم نقش اول را دارد. استفاده از موضوع تجديد نظر در برنامه‌هاي درسي به عنوان يك رويكرد، يك بحث جدي است و مي‌توان گفت ما به اين دليل است كه روي اين پروژه بايد كار مفصلي انجام دهيم. همان طور كه گفتم در طول بيست سالي كه در آموزش و پرورش كار مي‌كنم، اين نقطه را حساس‌ترين نقطه و چهارراهي مي‌بينم كه آموزش و پرورش در طول تاريخ آموزش مدرسه‌اي در ايران تا امروز با آن مواجه شده است. يعني هيچ گذري براي ما از اين گذر تعيين‌كننده‌تر نيست. به همين دليل مي‌گوييم براي آموزش و پرورش نقش استراتژيكي دارد و اگر دولت، مردم و مجموعه‌ي كساني كه در امر آموزش مداخله دارند، به اين مسئله توجه نكنند، همه‌ي دنياي ما كه نو شود، دنياي فناوري نو شود، اقتصادمان نو شود، بانك ديجيتالي راه بيافتد، اقتصاد ديجيتالي را راه بياندازيد. تمام اينها كه انجام شود، اگر آموزش و پرورش در اين مسأله مداخله نداشته باشد، هيچ طرحي از اين تكنولوژي جديد نخواهيم بست! و در اين رقابت جديد هم هيچ سهمي به عنوان ارزش افزوده‌ي نهايي نخواهيم داشت. ارزش افزوده‌ي كار، دانايي و خلاقيت و در نهايت كاري است كه بيشتر انساني است و بيشتر به خلاقيت انسان و ماهيت او توجه دارد. از آن ارزش اضافي توليد نخواهيم كرد و در اقتصادمان هم هيچ نقشي نخواهد داشت. به همين دليل است كه ما واقعاً در حدي كه توانستيم در اين پروژه تلاش كرديم، مشاركت بكنيم و به هر حال قدمي برداريم.

آقاي مظلوم: جناب مهندس، همان طور كه خودتان فرموديد، در بحث MIS آموزش و پرورش كارهايي انجام داده و خوب هم بوده، در مقايسه با ساير وزارتخانه‌ها، موفق‌تر هم عمل كرده است. حداقل همين بحث ثبت و ربط وضعيت دانش‌آموزان و انتقال معلمين و ... . به هر حال اقداماتي كه جاي تقدير و تشكر دارد. انشا‌ءا... كه بيشتر از اين توسعه يابد. اما بحث ديگري كه در ما خيلي مشتاق هستيم در مورد آن صحبت شود، بحث آموزش IT است. چقدر در اين زمينه جلو رفتيم يا مي‌توانيم جلوتر برويم؟ يا حتي بهتر است سؤالم را اين طور مطرح كنم كه آيا روندي كه در پيش داريم، مثمر ثمر است؟ آيا دنيا نيز با اين سرعت پيش مي‌رود؟

آقاي علاقمندان: خير. من اعتقاد دارم كه IT به عنوان رويكرد بايد انتخاب شود نه به عنوان درس. اصلاً درسي به نام IT معني‌دار نيست. اگر گفتيم رويكرد يعني همه‌ي دروس بايد بتوانند در اين محيط خودشان را تعريف كنند و با اين موضوع آميخته شوند.

آقاي مظلوم: به هر حال يك فناوري وجود دارد. من يادم مي‌آيد كه آن موقع كه مدرسه مي‌رفتيم، رشته‌ها شامل علوم انساني، اقتصاد نظري، رياضي و تجربي بود. تصور من اين بود كه اگر كسي رشته‌ي تجربي را انتخاب مي‌كند در آينده بايد پزشك شود. حالا يك بخش كار و دانش به وجود آمده كه فارغ‌التحصيلان آن - به عنوان ديپلمه‌هاي كامپيوتر - به راحتي مي‌توانند در اين فضايي كه بي‌كاري حرف اول را مي‌زند، شغلشان را پيدا كنند. سپس ما با يك شغل جديد و يك فرهنگ جديد روبرو هستيم كه بايد نيرويش تربيت شود. آيا به نظر شما ما در اين زمينه خوب عمل كرديم؟

آقاي علاقمندان: به نسبت دنيا خير. من اعتقاد ندارم به نسبت كشورهاي مشابه خودمان عقبيم، ولي ممكن است 5 سال ديگر كاملاً عقب باشيم. دنيا دو وجه را انتخاب كرده است. يك وجه اين است كه براي اين سطوح حرفه‌اي و مشاغل جديدي كه در حال به وجود آمدن است، متخصص به وجود بياورد كه ده‌ها شغل در اثر اين پديده در جامعه‌ي امروز به وجود آمده است. به عنوان مثال زماني كه تلفن همراه تازه عرضه شده بود، مراكز تعمير آن معدود بود، اما شما امروز جايي را پيدا نمي‌كنيد كه در آن تلفن همراه خريد و فروش نشود، عرضه نشود و يا تعمير نشود؛ در هر شهرستاني وجود دارد. اينها مشاغل جديد هستند. از اين موضوع تنها 8-7 سال گذشته است. ببينيد چقدر شغل به وجود آمده است.
ما به عرصه‌ي ماهوي كار كه بيشتر نرم‌افزاري است و به آن اشاره نكرده‌ايم، نپرداخته‌ايم. اگر بازار توليد براي نرم‌افزار ايجاد شود، معتقدم كه ما ايراني‌ها استعداد و قابليت اين را داريم كه در اين بازار توليد - لااقل به نسبت جمعيت‌مان - مشاركت جدي داشته باشيم. يك كشوري مثل هند يك هدف 8 ميليارد دلاري را براي توليد نرم‌افزار انتخاب مي‌كند و براي سال 2015 آن طور كه مطلع هستيم يك هدف 83 ميليارد دلاري را انتخاب مي‌كند. چرا؟ براي اينكه به هر حال به اين قابليت‌ها توجه كردند اما در همان هند بلافاصله برحسب يك اطلاع دقيق 150 مركز آموزش عالي براي آموزش IT تهيه ديدند.
در دانشگاه‌هاي ما براي اينكه يك برنامه‌ريزي شود، بايد چقدر مشكلات را از سر راه برداريم. به عنوان مثال ما با بخش خصوصي چه كرديم؟ هرگاه دولت خواست رقيب بخش خصوصي شود، بخش خصوصي را نابود كرده است. اين اعتقاد شخصي من است. من هم‌اكنون در يك دستگاهي كار مي‌كنم كه خيلي نسبتي با بخش خصوصي نداريم. آموزش و پرورش در تمام دنيا دولتي است. ولي در همين پديده‌ي IT تقريباً سياست‌گزاري ما متمايل به اين بوده كه تقريباً اكثر قريب به اتفاق موضوعاتي كه كار مي‌كنيم، تلاش كنيم بخش خصوصي متشكل به وجود بيايد. چرا كه به خواسته‌ي ما بتواند جواب دهد. ما براي اينكه بخش خصوصي را راغب كنيم، 2 جشنواره‌ي نرم‌افزار توليد كرديم كه از طريق توليد نرم‌افزار براي آموزش، شروع به مشاركت كند. از اين طرف بايد بستر را آماده كنيم تا مدارس اين نرم‌افزار را بگيرند و استفاده كنند. چون بخش خصوصي بايد به اقتصادش فكر كند. از اين طرف بايد حمايت كنيم تا تمام اينها شروع به توليد نرم‌افزار كنند. يك روز ما خودمان فيلم توليد مي‌كرديم، نرم‌افزار توليد مي‌كرديم، الان اين كار را نمي‌كنيم چون هر توليدي بايد به بخش خصوصي برود. در واقع بايد انگيزه‌هايش به وجود بيايد و بخش خصوصي اين كار را شروع كند. ما يك جشنواره نرم‌افزار كه مي‌خواهيم برگزار كنيم، چند 10 ميليون توان براي ما هزينه دارد، ولي اين كار را كرديم. يا در موضوع آموزش معلم كه شما مطلع هستيد، شايد براي اولين بار در تاريخ آموزش و پرورش، آموزش معلم را با بخش خصوصي انجام مي‌دهيم. وقتي كه من مي‌خواستم اين بخشنامه را ابلاغ كنم، همه اعتراض مي‌كردند. در همين محيط آموزش و پرورش، ما محيط فرهنگيمان را بايد يك مقدار آماده كنيم. امروز در اغلب نقاط كشور حدود 000ر70 معلم را در آموزش دارم كه در تاريخ كشور بي‌سابقه است. چگونه ممكن است اين كار تحقق پيدا كند؟ خوب تلاش كرديم اعتباري را كه مي‌گيريم در بخش خصوصي تزريق كنيم. اگر بخش خصوصي شروع به تجهيزشدن كرد، مطمئن باشيد كه فشار، هوش و حواس نيروي انساني آموزش و پرورش را هم سر جايش مي‌آورد.
يعني وقتي كه تخصص در بازار طالب پيدا كرد، مراجعه به مدرسه‌ي كار و دانش سه‌برابر مي‌شود. وقتي ظرفيت ثبت نام ندارد، باز هم بخش خصوصي شروع به تشكيل شدن مي‌كند. چنانچه شما نگاه كنيد، در سال 1369 در كل كشور هنرستان غيرانتفاعي وجود نداشته است. اما با تحولاتي كه اتفاق افتاده، امروز شما در هر شهري كه وارد شويد حداقل 3 يا 4 مدرسه‌ي غيرانتفاعي فني و حرفه‌اي كه رشته‌ي كامپيوتر دارند مي‌بينيد. چرا؟ براي اينكه ما از يك طرف پول‌هايمان را در بازار ريختيم و گفتيم بازار كار ما به اين تخصص نياز دارد. اين آموزش را مي‌خواهيم. اگر ديگران هم مي‌خواهند، اين كار را بكنند. بخش‌هاي پرقدرت اقتصادي در كشور وجود دارد، ولي رقيب بخش خصوصي است. ما بخش پرقدرت اقتصادي نيستيم، ما بخش توليدي اقتصاد نيستيم، اما به عنوان يك بخش استفاده‌كننده از منابع دولت هميشه در اين جهت گام برداشتيم. خوب وزارت صنايع به دليل منابع و قدرت اقتصادي كه در اختيار دارد، مي‌تواند بخش IT خود را به سرعت راه‌اندازي كند. در آموزش و پرورش مهم‌ترين منابع ما فقط معلم است. ما غير از معلم چه داريم؟ تمام پولي كه به ما مي‌دهند حقوق معلم است. اما با اين حال ما به اين مسأله توجه داشتيم كه اگر بخواهيم IT توسعه پيدا كند بايد بازار شكل بگيرد. اين بازار بايد متقاضي نيرو شود. وقتي تقاضاي نيرو كرد، بستر توليد آماده مي‌شود. الان در نقاط مختلف كشور، مدرسه‌ي غيرانتفاعي تشكيل شده براي اينكه تقاضا وجود دارد. مردم آماده‌ي سرمايه‌گذاري و مشاركت هستند. اين ما هستيم كه ساختارهاي كهنه را به تكنولوژي جديد تحميل مي‌كنيم. IT بيشتر از نياز ابزاري نيازمند به انديشه و تغيير است؛ طرز تلقي، تغيير نگرش و تغيير نگاه است. ساختار ثابت با IT سازگار نيست. ساختارهاي غيرمنعطف، جامانده، كهنه و پوسيده‌ي 60-50 ساله‌اي كه در اين كشور جا خوش كرده‌اند و مديريت‌هاي كهنه را مي‌پسندند؛ اين با IT مخالف است. احتمالاً تغيير و تحول را برنمي‌تابد. IT تمام موقعيت شما را به نوسازي مي‌خواند. ما در مديريت روش‌هاي كهنه را مي‌خواهيم كنار IT به كار گيريم. كدام يك از دستگاه‌هايي كه Paperless را اجرا كردند، موفق بوده‌اند و چرا؟ براي اينكه ساختار كهنه سوار بر تكنولوژي نو است. اساساً بايد مسير كار و نوع نگرش نسبت به انجام كار عوض شود. تا تغيير نسبت كار، نوع كار و شيوه‌ي انجام كار در ذهن شما شكل نگيرد، IT مؤثر واقع نمي‌شود، IT كمكي نمي‌كند، IT هزينه‌زا مي‌شود، IT باربر شما مي‌شود و لازم است كه شما اين انديشه را عوض كنيد. IT در واقع با كل اين ساختار عجين مي‌شود و مقدم در به كارگيري IT بايد اين ذهن‌ها نسبت به زيرساخت‌هاي كهنه تغيير كند و به اين دليل است كه من مي‌گويم IT در آموزش و پرورش يك پارادايم است نه يك ابزار. كساني كه ابزاري به موضوع IT در آموزش و پرورش نگاه مي‌كنند، قطعاً توفيق پيدا نمي‌كنند.

آقاي مظلوم: پارادايمي كه شما مطرح مي‌كنيد، آموزش بر مبناي IT است و اينكه كل عمود خيمه‌ي آموزشي را IT قرار بدهيم، آيا بايد با اين زاويه به آموزش نگاه كنيم؟

آقاي علاقمندان: من مي‌گويم با اين زاويه كه به آموزش نگاه مي‌كنيم، چيزهاي جديدي درك مي‌كنيم. درك جديدي از آموزش پيدا مي‌كنيم.

آقاي مظلوم: الان ما در خدمت رييس سازمان پژوهش آموزش و پرورش هستيم. سؤال اين است امروز در آموزش و پرورش اين نگاه حاكم است يا نيست؟

آقاي علاقمندان: شما مي‌توانيد بگوييد هم و هست و هم نيست.

آقاي مظلوم: اگر از شخص ديگري مي‌پرسيدم، جواب ديگري مي‌داد.

آقاي علاقمندان: جواب مي‌دهم. ببينيد، پديده‌هايي وارد مي‌شوند. تكنولوژي نسل در نسل سابقه دارد. يك پيشينه دارد، به تدريج هم وارد مي‌شوند و در بستر شروع به تغيير دادن مي‌كنند. مثل اين كه مشكلي كه ما داريم. يك اصل به نام اصل 30 در قانون اساسي است كه براساس آن آموزش و پرورش رايگان است. از همان روز اولي كه اين اصل را گذاشتيم، تا امروز با اين اصل كنار مي‌آييم. روز اول كه اين اصل را گذاشتند اصل آرماني بود. آرمان خوب است. كسي كه چشم‌انداز ندارد، آرمان ندارد. به اعتقاد من، اساساً قابليت زندگي كردن ندارد. اما اينكه ما چه برنامه‌اي داريم كه به اين آرمان برسيم زمان‌بر است. شما نمي‌توانيد بگوييد كه امروز هست يا نيست. از شما بعيد است. شما كه در دنياي ديجيتالي زندگي مي‌كنيد، اين دنيا، دنياي فازي است. ما يك نقطه‌ي بله و خير نداريم.

خانم عصاري: ديدگاه شما چيست؟

آقاي علاقمندان: ديدگاه ما اين است كه آموزش و پرورش بايد به سمت اين دنيا برود و چاره‌اي ندارد. بايد قدم‌هايي را بردارد. اينجا يك دستگاه بزرگ است. اينجا 000ر060ر1 (يك ميليون و شصت هزار) نفر پرسنل دارد. اينجا با يك دستگاهي كه 000ر4 پرسنل دارد، فرق مي‌كند. من فقط در يك منطقه‌ي آموزش و پرورش 000ر35 پرسنل دارم. لذا شما براي آموزش و پرورش بايد يك برنامه‌ريزي داشته باشيد. از يك نقطه شروع كنيد و به يك جايي برسيد. در سطح مديران و مسئولان آموزش و پرورش امروز اين نگاه وجود دارد. در سطح عملياتي بايد كار را از يك جايي شروع مي‌كرديم. بايد بدنه را آماده مي‌كرديم. همان طور كه گفتم، به دليل نوع اقدامات ما در طي 10 سال گذشته اين پي‌گيري‌ها انجام شده است. بايد گفت ما نيازمند منابع هستيم. اين كار از جمله كارهاي زيرساختي است. درست مثل راه‌سازي. در آموزش و پرورش موضوع IT همان راه ساختن است، زيرساخت است. اين سرمايه‌ها را دولت تدارك كند تا با بخش خصوصي كاركردن را شروع كنيم. در مالزي خواستند 100 مدرسه به شكل Smart پايلوت كنند. به ازاي هر مدرسه حدود 800 هزار دلار سرمايه‌گذاري كردند. اين مي‌شود كل پول IT دولت در سال 1381. يعني 80 ميليون دلار سرمايه‌گذاري كرده كه به پول ما 64 ميليارد تومان - كل بودجه‌ي تكفا - مي‌شود. ما تا حدي كه توانستيم، بستر ايجاد كرديم. همين آموزش و پرورش 000ر1 تا 000ر1 تا كامپيوتر واردش مي‌شده است. دست آخر يك برنامه تهيه كردند و تا پايان سال، حدود 000ر40 كامپيوتر براي خريد برنامه‌ريزي شد. من تعهدم را عمل كردم. كدام دستگاه تعهدش را عمل كرده است. 000ر70 معلم را در بخش خصوصي آموزش دادم. كدام دستگاه اين كار را انجام داده است. ما در حال نوسازي برنامه‌هايمان هستيم. تقريباً متجاوز از 40 پروژه براي توليد محتواي مبتني بر وب تهيه شده است. پروژه زيرساخت مطالعه شده، معماري شبكه مطالعه شده، پروژه Plat form شبكه‌ي آموزش در دست مطالعه است. در اين دستگاه 7-6 تحقيق در مورد موضوعات مختلف انجام شده است. پروژه‌ي راهبردي‌مان را تهيه كرده‌ايم. پروژه مدل مفهومي مدرسه مطالعه شده، الان آماده‌ي ارايه است. بايد پشتيباني شود. حالا در سال 82 دولت 2 درصد از بودجه‌ي جاري آموزش و پرورش را به IT اختصاص داده است. من به شما عرض مي‌كنم بودجه‌ي جاري ساير دستگاه‌ها بسيار خوب است. وزارت صنايع با كسري بودجه مواجه نيست، ولي آموزش و پرورش كه در سال گذشته 300 ميليارد تومان كسر بودجه داشته و 200 ميليارد تومان اين كسر بودجه به سال 82 منتقل شده است. چطور ممكن است 2 درصد از بودجه‌ي كسري دارش را صرف IT كند؛ اين سؤال است. 15 ميليارد تومان به ما داده‌اند و من تنها دستگاهي هستم كه صددرصد بودجه‌ام را گرفته‌ام و اعتقاد دارم كه تنها دستگاهي هستيم كه وظايفمان را به خوبي انجام داده‌ايم. اين جايزه‌اي است كه به ما مي‌دهند.

آقاي مظلوم: امسال (سال 82) بودجه‌ي اختصاص داده شده چقدر شده است؟

آقاي علاقمندان: هنوز كه خبري نيست. چهار ماه از سال گذشته و هنوز موافقت‌نامه‌اي روي پروژه‌ي IT امضاء نشده است. فقط دستورالعمل‌هاي دولت آمده است. دستورالعمل دولت اين است كه 2 درصد از بودجه جاري دستگاه‌ها. سؤال مي‌كنم كه آموزش و پرورش كه 200 ميليارد تومان از كسري بودجه‌اش در سال گذشته به سال 82 منتقل شده است، چطور ممكن است 2 درصد از آن را خرج IT كند؟ آيا اين فروپاشي يك پروژه‌ي بزرگ نيست؟ يك پروژه‌ي بزرگ را آغاز كرديم، دعوت كرديم، انگيزه و علاقه به وجود آورديم. اگر تنوع پروژه‌هاي ما را در آموزش و پرورش ببينيد، حتماً تعجب مي‌كنيد.

خانم عصاري: طبق بحثي كه فرموديد، حركتي كه داشتيد يك حركت سخت‌افزاري بوده است. به هر حال يك سري سخت‌افزارها را گرفتيد و شروع به آموزش معلمان كرديد. بحث اين است كه در حاشيه‌ي آموزش حركت كرديد! اين محتوايي كه اين چند سال آموزش داده مي‌شود، حتي اين‌ها را آماده‌ي جامعه‌ي صنعتي نكرده است! حالا سؤال اين است كه آيا اين محتوايي كه اين 60-50 سال است عوض نشده را آماده كرده‌ايم؟ به هر حال بودجه‌هاي IT كلان است.

آقاي علاقمندان: اصلاً كلان نيست. چه كسي گفته كلان است؟

خانم عصاري: بحث تهديدي كه شما مي‌فرماييد كه ابزار را آماده كنيم، اما به محتوا نپردازيم.

آقاي علاقمندان: 40 تا از پروژه‌هاي ما مربوط به محتوا است. پروژه محتوا اصلاً استاندارد است. اين استانداردها دو تا است؛ LMS و LCMS. بايد نسبت به اينها تعيين تكليف شود. خود توليد محتوا نياز به تخصص دارد.

آقاي مظلوم: بحث دانش‌آموز پژوهنده است. يعني دانش‌آموز خلاق بار بيايد.

خانم عصاري: بحث اين است كه نگرش طوري باشد كه وقتي به LCM و LCMS رسيديم، اين دانش‌آموز و در نهايت اين محصول آموزش و پرورش طوري باشد كه قابل استفاده باشد.

آقاي علاقمندان: حرف شما را مي‌فهمم. بين دنياي صنعتي و دنياي IT امروز يك دره‌ي عميق داريم. هميشه لازم نيست كه اين دره را پر كنيد تا به دنياي امروز برسيد و اتفاقاً به اين دليل پارادايم است. فرض كنيد شما سوار يك قطار جديدي مي‌شويد كه اين قطار جديد كاملاً تواناست. يك نوسازي دارد و مي‌تواند اينكار را بكند. وقتي شما مي‌گوييد آموزش خلاق كه دانش‌آموز پژوهنده تحويل بدهد. دانش‌آموز پژوهنده مربوط به طرح راهبردي ما است. مي‌دانم كه به چه چيزي اشاره مي‌كنيد.

خانم عصاري: شما متهم هستيد كه در پوسته حركت مي‌كنيد و آن محتواي اصلي را رها كرده‌ايد. حالا آن بودجه‌هاي كه ...

آقاي مظلوم: حالا به اين موضوع مي‌رسيم آقاي مهندس. شما فرموديد كه من صفر و يك جواب نمي‌دهم. ولي من فكر مي‌كنم شما صفر و يك جواب داديد. جواب اين بود كه در سطح مديران ارشد آموزش و پرورش پارادايم IT وجود دارد. يعني اين عزم هست كه بياييم اين پل را بزنيم و جلو برويم. سؤال بعدي اين است كه اگر اين پارادايم وجود دارد، بايد به طرح جامعي تبديل شود. آيا اين طرح جامع وجود دارد؟

آقاي علاقمندان: بله، داريم تهيه مي‌كنيم. مي‌توانم بگويم تقريباً به لحاظ مطالعات و پيشينه، همه‌ي آنهايي كه با كار ما درگير هستند (هم دستگاه‌هاي بالاترمان و هم دستگاه‌هاي پايين‌ترمان) كارهايي را شروع كرده‌اند. چند تا كار بود. ما از يك طرف با پديده‌اي به اسم IT دولت روبرو بوديم كه يك بودجه‌اي داشت و بايد روي آن بودجه عمليات مي‌كرديم و يك مزه‌اي از اين بودجه را زير زبان آخرين نقاط سيستم‌هاي مربوط به آموزش و پرورش قرار مي‌داديم كه مقداري از اين بحث با آن درگير مي‌شود. اين بخش كاملاً عملياتي بود. مثلاً در بودجه‌مان ايجاد ساختار مناسب آموزش در مديران، آموزش معلمان، يادگيري در محيط الكترونيك را داريم. همه‌ي اينها موضوعاتي هستند كه هر كدام يك پروژه است و بايد روي آن مطالعه كنيد. براي مطالعه‌ي آن يك مطالعه‌ي فاز صفر هم انجام بدهيد.
بسياري از پروژه‌هايمان مطالعه فاز صفرش انجام شده است. اصلاً شما يك RFB بنويسيد كه خواسته‌هاي شما باشد. بدون يك مطالعه‌ي 5-4 ماهه نمي‌توانيد به آن جواب بدهيد. بودجه‌اي كه به من دادند در آبان ماه سال 81 دادند ولي عملياتي كه شروع كردم از آبان ماه سال 80 بود. يعني يك سال ما كار عملياتي كرديم، بدون اينكه يك ريال پول بگيريم و پروژه‌هاي مختلف كار را تعريف كنيم. در اين برنامه، يك پروژه مطالعاتي داريم. وقتي مي‌گويم آموزش معلمان، آموزش معلمان يك فاز مطالعه داشته كه اين كار در جاهاي ديگر چگونه انجام شد؟ به چه شكل؟ محتوايش چه بوده؟ استانداردش چه بوده؟ اين مطالعه را فاز صفر مي‌گويند. فاز يك تبديل به برنامه‌شدن است، طرح‌ريزي شدن است. فاز دو مي‌شود فاز اجرا و فاز سه، فاز ارزش‌يابي است كه اين پديده را باز با يك نگاه IT نگاه كنيم. يعني با يك نگاه اصلاح‌گر ببينيم كاري كه امروز انجام داديم، چقدر خوب بود. با اين روحيه وارد كار شويم. پس در آموزش معلم اين كار را انجام داديم. ما مي‌گوييم چشم‌انداز سازمان يادگيرنده، دانش‌آموز پژوهنده است. اين در واقع چشم‌انداز آموزش و پرورش است. براي اينكه به اين دو كاملاً جنبه‌ي شعار دارد برسيم، شما فكر مي‌كنيد چقدر كار و بحث شده است؟ يعني مطالعه‌ي فاز صفر است. بايد استخراج بشود كه ما دنبال چه هستيم. سند راهبردي ما تهيه شده است مبتني بر اين سند طرح مدرسه تمام است. طرح مدرسه به عنوان اينكه حالا در دنياي IT مدرسه چيست. سازمان يادگيرنده و دانش‌آموز پژوهنده چه موجودي را به عنوان مدرسه بيرون مي‌دهند و اين مدرسه بايد چه كارهايي بكند. اين طرح كاملاً آماده است. شما بايد وقت بگذاريد. به اعتقاد من نه تنها كار آماده است، بلكه يك نوآوري در عرصه‌ي انديشه‌هايي است كه امروز موجود است. ما مدعي‌اش هستيم و كاملاً آماده هستيم كه در داخل و خارج عرضه كنيم و به عنوان يك كار نو و نه تقليدي از آن دفاع نماييم. اين كاري است كه خودمان بنياد كرديم. بحث نظري و بحث فني و علمي، بحث تكنولوژيكي، يادگيري و دانش انجام داديم و به اين صورت درآمده است. ما به سرعت اين كار را انجام خواهيم داد. مراحل پاياني‌اش تمام شده ولي در حال تجديد نظر هستيم. بحث در شوراي راهبردي وزارت‌خانه عرضه شده و تصويب شده است. 6 پروژه در ارتباط با مدرسه در دست اقدام است كه آنها هم در جريان است. راجع به آموزش معلم مطالعه كرديم. استاندارد تهيه كرديم، آموزش را تعريف كرديم، اجرا كرديم و ارزش‌يابي‌اش هم تقريباً تمام است. مي‌توانيم بگوييم آموزشي كه اجرا كرديم، كارآمدي‌اش چقدر است.
در مقياس 000ر70 معلم كار كردن، كار كمي نيست. ما مي‌توانيم به دستگاه‌هاي ديگر اين تجربه را منتقل كنيم كه اگر خواستيد آموزش بدهيد، با چه مدلي آموزش بدهيد. چه محتوايي را آموزش بدهيد. در مورد زيرساخت مطالعه كرديم؛ كاري كه بايد مخابرات كند، انجام داديم كه اگر قرار شود اين مدرسه در شبكه Online كار بكند، به چه سيستمي نياز دارد. من گمان مي‌كنم كامل است. ما كار مخابرات را تسهيل كرديم. مطالعات زيرساخت انجام شده، عرضه شده و متناسب با آن مطالعه، مناقصه‌ي خريد تجهيزات زيرساخت انجام مي‌شود و به جريان مي‌افتد. مطالعات علمي‌مان را راجع به استانداردها، استاندارد نرم‌افزار، شبكه، Plat Form شبكه به موازات هم انجام مي‌دهيم. ما فقط براي اينكه مدعيان را جداسازي كنيم، يك مدل درست ك

دانشگاه مجازي : تحول از آموزش به يادگيري


دکتر محمد عطاران استاديار دانشگاه تربيت معلم تهران - تکفا - محيط هاي ياد گيري مجازي?(virtual learning)،‌ مدارس هوشمند?smart schools)l، آموزش آن لاين(online education) ، و دانشگاههاي مجازي(virtual universities) ، عناويني هستند كه به مؤسساتي كه استراتژي هاي جديد را براي ارائه تعليم و تربيت با استفاده ازشبکه ها به كار مي برند، اطلاق مي شود. در چند دهه گذشته ظهور دانشكده ها و دانشگاههايي كه به ارائه آموزش در خارج از محيط دانشگاه مي پردازند باعث رواج يادگيري از راه دور شده است. بزرگترين دانشگاهها در جهان دانشگاههاي آزاد (open universities) هستند كه در كشور هاي پيشرفته مستقرند. در اين دانشگاه?ها همواره تعداد كثيري دانشجو ثبت نام مي كنند كه با توجه به تعداد زياد مخاطبان، فناوري اطلاعات نقش مؤثري در مديريت و اداره اين دانشكاه?ها داشته است . درگذشته از تكنولوژيهاي قديمي تر نيز از قبيل راديو،ويديو و... براي توانمند كردن محيط يادگيري اين دانشگاهها استفاده مي شده است. ولي با ورود تكنولوژي هاي جديدتر فناوري اطلاعات مؤثرتر عمل مي كند. به موازات توسعه فضا هاي مجازي در جوامع پِِيشرفته جوامع در حال رشد نيز در انديشه بهره گيري از امکانات فناوري اطلاعات بويژه فضاهاي مجازي و شبکه اي به فراهم آوردن امکانات سخت افزاري و نرم افزاري اقدام کرده اند.الزامات اجتماعي در اين کشورها ضرورت اين کار را دو چندان کرده است. برخي از اين ضرورت ها عبارتند از:


1. نياز به تعليم و تربيت بيشتر:
نياز به يادگيري باز و سهل الوصول همچنان ادامه دارد. اين نياز از اوايل سال 1950 در حال افزايش است و موضوع بيشتر كنفرانس هاي جهاني تعليم و تربيت را به خود اختصاص داده است. عوامل زيادي در تغيير فرهنگ آموزشي مؤثرند . از جمله : نيروهاي فناورانه ، عوامل اجتماعي و اقتصادي .اين نيرو ها در حوزه و محدوده جهاني عمل مي كنند و تأثير عميقي در فعاليتهاي تجاري ، فرايند توليد ، خدمات مالي و سياست دولت ها دارند و نيز در آموزش و يادگيري تأثير مي گذارند. گفته مبالغه آميزي نيست اگر بگوييم در قرن جديد قطعا در جهت تغيير روش هاي يادگيري ، کسب دانش واطلاعات حركت كرده ايم . افراد و دولت ها شروع به شناسايي طرح هابراي رقابت اقتصادي كرده اند و به نيروي كاري نياز خواهند داشت كه به سواد و دانش مورد نظردر3 تا 6 سال تحصيل ابتدايي مجهز باشند. ( موقعيت كنوني در بيشتر كشور هاي صنعتي و كشورهايي كه در حال صنعتي شدن هستند ، وجود دارد)
به گفته جان دانيل فراهم كردن تعليم وتربيت وآموزش براي يك جامعه بزرگ و متنوع با گستره اي از اهداف و روشهاي يادگيري " نيازبه قالب و شكل جديدي از اهداف آموزشي دارند"
علي رغم دير باوري برخي در جوامع آكادميك گزارش?هاي سازمان?هايي از قبيل يونسكو ، سازمان توسعه و همكاري اقتصادي حاكي است كه مي توان با ظهور تكنولوژي هاي جديد تغييرات عمده اي را در محيط يادگيري ايجاد كرد .
بعضي از جوامع تعليم و تربيت را دستيابي به سواد ، ارتباطات و زندگي در جوامع شهري و مدني مي دانند ولي تاكيد بعضي از جوامع اين است كه تعليم و تربيتي كه ما فراهم مي كنيم بايد قابل دستيابي براي گروههاي ناكارآمد نيز باشد . يادگيري الكترونيكي (e-learning) براي آموزش به گروههاي ناكارآمد زير امكانات زيادي را فراهم مي سازد :
* ناتوانان جسمي : هر ساله در آسيا حدود 15 ميليون نفر از مردم به علت نتايج حاصل از جنگ ، بيماري ، تصادفات و سوء تغذيه دچار ناتواني مي شوند که خودشكوفايي شان مستلزم دسترسي به مهارتهاي مورد نيازشان مي باشد يادگيري الكترونيكي به خوبي اين امكان را براي آنها فراهم مي كند .
* بيكاران : بيكاري طولاني مدت آسيب فراوان اجتماعي را در پي دارد.آموزش مردم در اينگونه موقعيت ها چالش هاي ويژه اي را براي آموزش مطرح مي سازد . يادگيري الكترونيكي اين امكان را براي بيكاران فراهم مي كند كه در زمينه هاي مورد نظر خود تا يافتن كار مناسب تجربه هاي يادگيري لازم را کسب کنند.
* جوانان : جواناني كه هنوز به محيط كار راه نيافته اند مخصوصا پسران در معرض مخاطره اند. اين گروه در مقابل رفتارهاي ناهنجار اجتماعي بسيار آسيب پذيرند . جوانان نياز به آموزش حرفه اي و شغلي دارند ، درگير شدن آنها در يادگيري هاي فردي باعث مي شود كه در خدمت اقتصاد مولد قرار گيرند و? يادگيري الكترونيكي به خوبي اين امكان را فراهم مي سازد.
* زنان و دختران : در برخي مناطق جهان زنان و دختران خود را در حاشيه تعليم و تربيت حس مي كنند. بنابر اين ممكن است روش هايي را به كار برند كه از زير بار موانع اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي كه با آن مواجه مي شوند ، شانه خالي كنند . ولي يادگيري الكترونيكي براي اين افراد فرصتهاي تازه اي را ايجاد مي کند .
* پناهنده ها و مهاجران : امروزه 125 ميليون نفر از مردم در خارج از كشور خود زندگي مي كنند و اين تعداد همچنان در حال افزايش است . اين افراد براي دستيابي به اهداف سياسي ، اجتماعي و اقتصادي حرکت آهسته اي دارند . پس براي كمك به اين مردم بايد برنامه هاي آموزش زبان و آموزش مهارتهاي اجتماعي و شغلي مجددا طراحي و ارائه شود .
در مقايسه با اين نياز شديد ،اكثريت عظيمي از نظام هاي تعليم وتربيت فاقدآمادگي لازم براي فراهم آوردن خواسته هاي موجودند و تحت شرايط كنوني ، بچه ها ازطريق مدرسه هاي مخروبه ، تسهيلات ناكافي ، آموزش بد وآموزش تحت نظر معلمان ناکارآمد ، فقدان مواد يادگيري کافي، برنامه درسي نامناسب ، اهميت ندادن به فرهنگ ها وزبان هاي قومي و تبعيض جنسي راه به جايي نمي برند ودر اين شرايط ، روش هاي آموزشي بيشتر آسيب رسانند تا اينكه استعدادهاي دانش آموزان را پرورش دهند.
در تمام دنيا ورود فناوري هاي جديدتر علاقه به كسب دانش با روشهاي متنوع ارائه دانش را، ترغيب كرده است . امروزه آموزش مبتني بر وب(web based education) در دانشگاههاي کشور هاي پيشرفته قابل دستيابي است . مدارس هوشمند جهشي در يادگيري مجازي ايجاد کرده اند. حتي قبل از ورود تكنولوژيهاي جديد مؤسساتي از قبيل مدرسه مكاتبه اي نيوزيلند ، مدرسه آزاد ملي در هندوستان . دانشگاههاي آزاد سري لانكا و هنگ كنگ و دانشگاه آزاد گاندي در هندوستان تعليم و تربيتي با كيفيت بالا ، قابل انعطاف و كم هزينه را براي فراگيران فراهم كرده بودند . اين دانشگاهها به صورت مجازي اداره مي شدند. تجارب وموفقيت هاي اين موسسات ، تاثير مثبت تكنولوژيها را براي موفقيت افراد وجوامع بزرگ به طور همزمان اثبات كرد، آنها الگوي تعليم وتربيت را تغيير دادند.
بعلاوه ، مطالعه تمام وقت در داخل محدوده زماني كلاس درس فقط براي عده كمي قابل دستيابي است ،اما براي تعدادي كه مي خواهند آزادانه مطالعه كنند و در زمان ومكان دلخواهشان ياد بگيرند ، اکنون اين فرصت ايجاد شده است . رشد مدارس و دانشگاههاي آزاد ، پلي تكنيك ها و دانشگاههاي مجازي ، تعليم و تربيت مكاتبه اي وآن لاين ، وجود محدوديت هاي عمده كلاس درس واقعي از جمله محدوديتهاي زماني و مكاني و ....... همه و همه نشان دهنده ضرورت پاسخگويي به تقاضاي مردم براي يادگيري مجازي است . چرا كه فضاي مجازي، سهولت يادگيري و انتخاب دلخواهانه در هر زمان و مكان را فراهم مي سازد .


2. انفجار دانش :

ميزان اطلاعات بشر هر 4 يا 5 سال دو چندان مي شود . به عبارت ديگر مجموع اطلاعات قابل دسترس براي يك دانشجو در سال 1997 كمتر از يك درصد اطلاعاتي است كه يك دانشجو در سال 2050 به آن دسترسي پيدا خواهد كرد .اين ويژگي به گونه اي است كه متفكران، عصر كنوني را به درستي عصر اطلاعات (information age)لقب داده اند. يكي از شاخص هايي كه در اين زمينه مورد استفاده قرار مي گيرد، شاخص نيم عمر اطلاعات است كه عبارت از مدت زماني است كه حداقل 50 درصد از يافته هاي علمي يك حوزه از دانش بشري، اعتبار خودش را از دست بدهد. طبق بررسي هاي بعمل آمده . نيم عمر اطلاعات در برخي از حوزه هاي دانش بشري به حدود شش سال رسيده است.(مهرمحمدي، محمود، بازانديشي فرآيند ياد دهي-يادگيري و تربيت معلم، انتشارات مدرسه، چاپ اول، پاييز 1379) . با اين شرايط كلاس هاي حضوري با شيوه هاي سنتي نمي توانند با تغيير و سرعت كه وصف دانش معاصر است خود را انطباق دهند. در حالي كه فضاي يادگيري الكترونيكي كاملا قابليت انطباق با مشخصات اين عصر را داراست.

3. شهروندي در جامعه مدرن :

براي عملكرد مؤثر در جامعه مدرن شهروندان به تعليم و تربيت پيشرفته نياز دارند . ساختار و محتواي فعاليتهاي يادگيري بايد کودکان ، جوانان و بزرگسالان را براي كسب دانش ، مهارتها ، ارزشها ، طرز برخوردها و..... آماده كندهمچنين آن?ها را براي مشاركت و مسئوليت پذيري در زندگي اجتماعي شان توانمند سازد . تعليم و تربيت بايد به آنها كمك كند تا خود را با تغييرات محيط پيرامونشان سازگار سازند? همچنين كمك كند تا يادگيري را مطابق با نيازهاي فردي و علائق شخصي شان ادامه دهند . به طور خلاصه هر استراتژي براي درگير كردن همه شهروندان در يادگيري مداوم به استفاده از تكنولوژي نياز خواهد داشت . پس بدون تكنولوژي نمي توان شهروندان را در يادگيري مداوم درگير كرد .
از ويژگيهاي كليدي جامعه مدرن اين است كه تبادل دانش ، اطلاعات و عقايد را با استفاده از شبکه ها در اولويت قرار مي دهد وشبکه ها نقش اصلي را در برقراري تعاملات انساني جوامع دارند. نفوذ اينترنت براي ارتباطات آسانتر ، فراگيري دانش ،مهارتها وتعليم وتربيت روزآمد ، ادامه خواهد يافت و موفقيت افراد وجوامع مردم سالاررا در فراينداقتصادي واجتماعي ، تضمين خواهد كرد .
4. بي سوادي :
علي رغم انفجار دانش و پيشرفت در اطلاعات و تكنولوژي هنوز در بعضي از كشورها تعدادي از مردم سواد خواندن و نوشتن ندارند چه برسد به اينكه از مزيت هاي موجود در يك جامعه فناورانه لذت ببرند. اغلب كشورهاي جهان كميته اي براي كاهش تعداد شهروندان بي سواد دارند . رسانه هاي همگاني مخصوصا راديو و تلويزيون نقش مهمي را در اين خصوص بازي مي كنند و در برخي قسمت هاي جهان تكنولوژي هاي جديدتر و پيشرفته تري براي بي سوادان به كار گرفته شده است . بي سواداني كه فرصت حضور در كلاس هاي حضوري را ندارند و به دليل مشكلات اجتماعي و اقتصادي فرصت هاي يادگيري در آموزش و پرورش را از دست داده اند.
يكي از عمده ترين موارد استفاده فضا هاي مجازي در رابطه با كارگران است و به نظر مي رسد پيشرفت مداوم با استفاده از منابع آن لاين براي كارگران نتايج خوبي را نشان مي دهد. كارگران با سواد با استفاده از تكنولوژيها در كارشان مهارت پيدا مي كنند .
عليرغم تمام الزامات پيش گفته بايد توجه داشت که اگر فضاهاي مجازي يادگيري داراي پشتوانه هاي علمي و منطقي مناسب نباشند نه تنها در راه وصول به اهداف خود کامياب نخواهند شد بلکه شيوه هاي سنتي در آموزش و روشهاي کهنه يادگيري را تقويت خواهند کرد. لذا در اين مقاله سعي خواهد شد که به مفروضات مناسب فضاهاي مجازي اشاره کنيم.


مختصات تعليم و تربيت در فضاي مجازي

فناوري اطلاعات به طور کلي در نظام آموزشي تغييرات اساسي ايجاد خواهد کرد.در تحول جوامع و تغيير ساختار آن ها از جوامع صنعتي به جوامع اطلاعاتي تغييراتي ساختاري در نظام آموزشي به وجود خواهد آمد که پلگرام در جدولي به مقايسه آن ها پرداخته تفاوت هاي تعليم و تربيت در جامعه صنعتي (Industrial society) و جامعه اطلاعاتي (Information Society) را به صورت زير ترسيم مي كند.


تعليم و تربيت در جامعه اطلاعاتي
تعليم و تربيت در جامعه صنعتي
* مدرسه:- در بطن جامعه
- اطلاعات به صورت آزاد در دسترس است.
* معلم:- دانش آموزان را در پيدا كردن مسير يادگيري كمك مي كند.
-به هدايت جداگانه دانش آموزان به شكل فردي مي پردازد.
-دانش آموزان را براي ارزيابي خود كمك مي كند.
-تاكيد بر پرورش مهارت هاي ارتباطي دارد.
* دانش آموزان:-فعالتر هستند.
-در داخل و خارج مدرسه به فراگيري مي پردازند.
-كار گروهي بسيار زياد است.
-پرسش مي كنند.
-خود جواب ها را پيدا مي كنند.
-علاقه زيادي به يادگيري دارند.
* والدين
- در فرآيند يادگيري نقش بسيار فعالي دارند
-در هدايت آموزش ،ايفاي نقش مي كنند.
- به ارائه الگو مي پردازند.
* مدرسه: جدا از جامعه
بخش اعظم اطلاعات صورت شبه محرمانه دارد.
* معلم: مجري آموزش است.
- كل كلاس را آموزش مي دهد.
-دانش آموزان را ارزيابي مي كند.
-تاكيد كمي بر مهارت هاي ارتباطي دارد.

* دانش آموزان: -اكثرا منفعل هستند.
-بيشتر در مدرسه به فراگيري مي پردازند.
-كار گروهي بسيار اندك است.
-پرسش ها را از معلمان يا كتاب ها دريافت مي كنند.
-جواب هاي پرسش هارا فرا مي گيرند.
-علاقه كمي به يادگيري دارند.
* والدين:
- بندرت در فرآيند يادگيري فعالند.
-درهدايت آموزش نقشي را به عهده ندارند.
-الگوي يادگيري مادام العمر را درذهن ندارند.

بايد توجه داشت که برخي از اين تغييرات بالضروره اتفاق نخواهند افتاد بلکه مي توان به صورت هدايت شده و برنامه ريزي شده آن هارا بوجود آورد و يا مانع پديد آيي آن هاشد.برخي از عناصري که در فضاي مجازي بايد تغيير يابند به قرار زير است:

هدف تعليم و تربيت
نخستين نکته اي که بايد توجه داشت آن است که بويژه در فضاهاي مجازي معلم نقش سنتي خويش را ايفا نخواهد کرد و هدف تعليم و تربيت از آموزش به يادگيري تغيير مي کند. رشد روز افزون اطلاعات ويژگي تعليم و تربيت نوين است كه اهميت نياز به يادگيري را بيش از پيش آشكار مي كند.اما حجم آنچه بايد بياموزيم و سرعتي كه بايد آن را فراگيريم وحشتناك است به گونه اي كه روش هاي قديمي يادگيري ما را نااميد مي كنند. مواجهه با چنين چالشي نيازمند انديشه اي نوين درباره چگونگي كسب مهارت و دانش و نحوه به كارگيري منابع يادگيري است.
يادگيري و آموزش غالبا مترادف تلقي مي شوند. در صورتيكه مترادف نيستند. آموزش روشي است كه طي آن محتوي انتقال مي يابد و پشتوانه يادگيري است، درحاليكه يادگيري روش دروني ما براي پردازش اطلاعات و تبديل آن به دانش است اما از آنجا كه روش هاي بسياري براي يادگيري وجود دارد بايد راهكاري موثر و فراتر از آموزش جست.

يادگيري چيست؟
درتعليم و تربيت، يادگيري وسيله اي است براي رسيدن به هدف. يادگيري فرايندي است كه طي آن افراد مهارت يا دانش تازه اي كسب مي كنند تا كيفيت كار خود را بهبود بخشند.
شركت ها طالب فروشندگاني هستند كه شيوه هاي نوين فروش را بياموزند به گونه ا ي كه به فروش بهتري دست يابند و اين حرف آخر درتجارت است..يك هتلدار مايل است كارمندان هتل درمورد ارائه خدمات مختلف به مشتريان بيشتر ياد بگيرند به گونه اي كه براي ميهمانان خود مفيدتر باشند و درنتيجه مشتري هاي بيشتري جلب آن هتل شوند و اعتبارت جاري بالاتري كسب كنند.
يك لوله كش به دنبال اين است كه شيوه تازه اي براي تعمير تركيدگي لوله ها ياد گيرد تا بتواند با سرعت بيشتري كار كند و در زمان معين تعداد بيشتري مشتري جلب كند. از كارگزاران بورس مي خواهند درباره راهبرد سرمايه گذاري بيشتر بياموزند تا خدمات خود را در سطح بالاتري ارائه دهند، در حالي كه مدير شركت مي تواند ميزان سرمايه هاي زمان مديريت خود را بيفزايد. در هر يك از مواردي كه ذكر شد، افراد يا گروه ها مي توانند با توانمندي هاي حاصل از يادگيري، سريعتر ، بهتر و زيركانه تر كار كنند و نتيجتا سازمان يا كار فرمايان آنها به سود بيشتري دست خواهند يافت.
نقش آموزش

تا به حال تكيه ما، به طور سنتي بر روي آموزش به عنوان رويكردي مفروض براي تسهيل و بهبود كار كرد بوده و به آموزش به ديده فراگيري خاص كه موجب كارآيي كارآموزي مي شود نظر مي كرده ايم. كارآموزي و آموزش زماني به كار مي آيد كه بخواهيم يادگيري در سوي خاصي شكل بگيرد و فراگيران مهارتي جديد يا دانشي نو را با سطح توانمندي مشخصي در زماني معين به كار گيرند.
آموزش خلبانان بايد در جهت اطمينان از احراز توانمندي هاي لازم براي كنترل هواپيما، قبل از حمل مسافر باشد، هرگاه يك جراح قبل ازاحراز مهارت و صلاحيت هاي لازم اقدام به عمل جراحي كند، ممكن است نتايج ناگواري به بار آيد و به همين دليل آموزش آنها ضروري است.
آموزش را مي توان با روش هاي بسياري انجام داد. مثلا دركلاس، با تلفن، بوسيله كامپيوتر يا ماهواره. همچنين شيوه هاي گوناگون براي اجراي آنها وجود دارد: سخنراني ، مورد پژوهي، تكليف و تمرين، شبيه سازي، كار آزمايشگاه و كار گرو هي
نهايتا ارتباط مفهومي ميان يادگيري و آموزش وجود دارد به اين معني که وقتي شما چيزي را باموفقيت آموزش داديد اين امر به معناي آن است که کسي نيز چيزي را فرا گرفته ست. ولي اين رابطه استلزام منطقي ندارد چرا که ممکن است معلمي کوشا با جديت کامل آموزش دهد ولي کسي نيز در کلاس او باشد که هميشه چرت بزند و چيزي فرانگيرد. در عين حال يادگيري همواره نيازمند معلم نيست وبسيار کسان مطالب علمي را خود آموخته اند.
مختصات يادگيري الکترونيکي
يادگيري الکترونيکي و شبکه اي فضاى محصور آموزش سنتي را در معرض سوال و ترديد قرار داده و مفروضات اين فضاى محدود درباره ثبات و پايدارى كلام، متن خطى و معلم در مقام ناقل مقتدر در معرض چالش واقع شده است. براين اساس امكاناتى براى تعليم و تربيت ايجاد شده كه متنوع ترو خودانگيخته تر از جريان غالب تعليم و تربيت معاصر مى‏باشد و با نظارت شخصي و انتخابي پذيرفته مي‏شود. فضاي مجازي محيطى مبتني بر كنترل خود فرد ايجاد مى‏كند .مفاهيم قطعيت خود را از دست مي دهند و شاگردان به نحو فعال در توليد دانش مشاركت مي ورزند. بدين‏سان فضايى ايجاد مى‏شود كه فراگيران صرفاً معانى را شرح نمى‏دهند بلكه فعالانه در خلق معاني مشاركت مى‏ورزندو بر ساختن معني تأكيد مى‏شود و به جاي دانش رسمي بر كسب مهارت هاي اساسي تاكيد مي گردد.به نظر مي‏آيد كه در اين نكته اجماع نسبي وجود دارد كه ورود فناوريهاي اطلاعات و ارتباطات و لوازم آن در تعليم و تربيت مهارت‏هاى يادگيري بلند مدت و مستقل را تشويق مي‏كند. قابليت فوق متني(Hypertextual) فضاي مجازي مجالي براي ساخت فعالانه دانش توسط فراگيران را فراهم مي سازد.
همه اين موارد فرصت‏هاى بيشترى براى تعليم و تربيت فراگير مدار ايجاد مى‏كند و تأكيد را از آموزش به يادگيرى منتقل مي کند.تأكيد بر تعليم و تربيتى نيست كه هدفش نيل به هدف هاي خارجي و تحميلي و از پيش تعيين شده ?سياق تعليم و تربيت مدرن باشد. كلاس ها ديگر در مكان هاي محصور و موقعيت هاي از فيزيكي خاص برگزار نمي شود بلكه هر جا مي تواند كلاس باشد و در هر زمان مي توان به فراگيري دانش ?پرداخت. در کلاس مجازي تمرکز از معلم در مقام فرد مقتدر برداشته مي شود و به فراگير و علائق او معطوف مي شود.
لانگشير تأكيد مى‏كند كه معلمان و دانش‏آموزان فرصت توسعه مفهوم و آگاهي فراسطح را مى‏يابند و اين ناشى از اعمال ارتباطى است كه متضمن وسعت ذهن، نظارت برخود و بازتابش مداوم بر روى مشاركت كنندگان است.
????علاوه بر آن، بى‏ ترديد دور شدن از خطي بودن متن‏هاي چاپي ، منجر به تغييراتي در ماهيت شناخت مي‏شود.پي آمد هاي آن تغييرات شناختي، آگاهي روزافزون از تصوير رنگ، چشم انداز جهاني و توانايي فراهم آوردن گستره وسيعي ازمحرك ها به صورت خودانگيخته است
?به نظر ما فضاي مجازي نه تنها در تعليم و تربيت ، بلكه در هويت فراگيران نيز اثر مي‏گذارد، فضاي مجازي فقط فراهم آورنده امكانات براي ديگران نيست بلكه در معني و نقش يادگيري، ايجاد تغيير مي‏كند

نقش معلم

ساده انگارانه است اگر تصور كنيم معلمين در فضاي مجازي ديگر هيچ نقشي ندارند. در فضاي مجازي، نقش جديد و آشكار معلم، كمك به دانش‏آموزان براي دسترسي به اطلاعات و كاربرد آن است، گرچه اين نقش خاص نقشي است كه معلمان با فراگيران در آن شريكند، گاه نيز فراگيران در محيط شبكه از معلمين، پركارتر و با معلومات‏تر مي‏شوند، علاوه بر آن، دسترسي فراگيران به اطلاعات، نقش سنتي و مسلط معلمان مقام فراهم آورندگان محتوي را به نقش متفاوت تبديل مي‏كند كه در آن فرايند يادگيري روشن‏تر مي‏شود، مثلاً معلمان به فراگيران در شكل دادن پرسش‏ها و برخورد نقادانه با آنچه در شبكه مي‏بينند، مي‏توانند مساعدت كنند.نقش معلم از ناقل دانش به خالق محيط يادگيري متحول ميشود.آشنايي با زمان و چگونگي مداخله در فرآيند يادگيري الكترونيكي، فراهم آوردن منابع الكترونيكي براي فراگير، آشنايي با زمان مناسب طرح سوال يا تمرين از فراگير، آشنايي با چگونگي برقراري توازن ميان راهنمايي و عرضه مهارت با ايجاد مجال تفكر و كار مستقل فراگير وبطور كلي تسهيل فرآيند يادگيري و راهنماي مسير آن از اهم فعاليت هاي معلم در فضاي مجازي است.
اين نكته درست است كه امكانات ارتباط در فضاي مجازي رشد مي كنند ولي در فضاي مجازي اين مشكل نيز ممكن است پيش آيد كه تعامل موجود به شكل اين يا آن (either-or)عمل كند و محدوده تجربه هاي ارائه شده فقير شوديعني براي يادگيري، برنامه‏اي بكار رودكه مي‏تواند يادگيرنده را در فضا و مكان محدود كند به همان صورت كه مي‏تواند فضاي خلاقيت و تحقيق ايجاد كند. ?لذا كاركرد فضاي مجازي صرفاً مجال گسترده‏اي كه ايجاد مي‏كند نيست بلكه روش‏هايي كه فعاليت‏هاي آموزشي را سامان مي‏دهد، در مجموعه يادگيري‏ها، نقش دارد و در اين جاست كه معلم اهميت حضور و بروز مهارت هاي خود را نشان مي دهد.

ايجاد فضاي مشارکتي در محيط يادگيري الکترونيکي

آن چه ايجاد آن در محيط يادگيري الکترونيکي حائز اهميت است و مي تواند يادگيري را عمق بخشد فضايي است که فراگيران بتوانند به تبادل تجربه هاي خود بپردازند و يادگيري را از طريق همياري انجام دهند.لذا تشکيل انجمن ها ايجاد امکاني براي چت و گفت و گو از لوازم يادگيري الکترونيکي است. اين امکان در واقع يادگيري مشارکتي را تحقق مي بخشد.
رايج ترين تعريف از يادگيري مشاركتي ناظر بر موقعيتي است كه در آن دو نفر يا چند نفر ياد مي گيرند كه چگونه ياد بگيرند. در باره هريك از اجزاء اين تعريف مي توان تفسير هاي مختلفي ارائه كرد.
دو يا چند نفر مي توانند ناظر بر يك زوج ، گروه كوچك سه تا پنج نفره ، يك كلاس (شامل بيست تاسي نفر) و يك اجتماع (شامل چند صد يا چندهزار نفر) يا يك جامعه (شامل چند هزار يا ميليون ها نفر) باشد.
با يكديگر بودن را مي توان با اشكال مختلف تعامل، مانند تعامل چهره به چهره، تعامل از طريق كامپيوتر، تعامل همزمان يا ناهمزمان دانست و يا آن كه اين همياري، تلاش واقعي در كنار يكديگر باشديا آن كه فعاليت يادگيري به شكل منظمي تقسيم شده باشد.
بر اين اساس ذيل عنوان يادگيري مشاركتي مي توان يادگيري دو نفر را از طريق فعاليت حل مسئله همزمان در طي يك يا دو ساعت دانست يا گروهي از دانشجوياني كه از پست الكترونيكي در يك دوره يك ساله استفاده مي كنند.يادگيري مشاركتي مكانيزم يادگيري منحصر بفرد نيست. اگر در باب يادگيري از طريق همياري و مشاركت سخن گفته مي شود در باب يادگيري به تنهايي نيز مي توان سخن گفت. اگر كسي به تنهايي چيزي را ياد مي گيرداين كار از طريق فعاليت هايي مانند خواندن، ساختن،پيش بيني و .. كه مستلزم مكانيزم هايي چون استقراء و قياس است ، انجام مي شود. مشابه اين امر در گروه صورت مي گيرد با اين توجه كه تعامل ميان اعضاي گروه فعاليت هاي بيشتري چون تبيين ، عدم توافق ، تنظيم قاعده دوطرفه و ... رانيز شامل مي شود كه خود در بر دارنده مكانيزم هايي چون استنباط ، درون فكني ، بارگيري شناختي كمتر و ... را نيز دربر مي گيرد.حوزه يادگيري مشاركتي دقيقا شامل اين فعاليت ها و مكانيزم هاست و امكان پديد آيي اين فعاليت ها در يادگيري مشاركتي بيش از يادگيري فردي است. در عين حال تضميني نيست كه اين مكانيزم ها در هر نوع تعامل هميارانه صورت گيرد و نيز تنها در همياري رخ نمي دهد. در برخي از سطوح توصيف ، مكانيزم هاي بالقوه يادگيري مشاركتي همان مكانيزم هاي بالقوه شناختي فردي اند.
بطور اساسي يادگيري مشاركتي صورت ارائه رهنمود به يادگيران را دارد مثل اين كه شما در اين درس با يكديگر كار مي كنيد يا اعضاي گروه دور يك ميز كار مي كنند ويا اين كه افراد گروه در نهايت ازطريق نمره گروه خود ارزشيابي مي شوند، لذا موقعيت همياري و مشاركت در يادگيري نوعي قرارداد اجتماعي است كه ميان گروه ها يا ميان گروه ها و معلم بسته مي شود. اين قرارداد شرايطي را كه تعاملات ضمن آن رخ مي دهد مشخص مي كند، بدون اين كه بروز اين تعاملات را تضمين كند، مثلا قرارداد مشاركت تلويحا دلالت بر آن دارد كه همه فراگيران به حل مسئله كمك مي كنند ولي همواره اين چنين نيست.
اجمالا واژه يادگيري مشاركتي موقعيتي را توصيف مي كند كه اشكال خاصي تعامل از طرف افراد انتظار مي رود كه متضمن مكانيزم هاي يادگيري است، اما لزوما تضميني براي رخداد تعاملات مورد انتظار وجود ندارد. لذا دغدغه اصلي در يادگيري مشاركتي طراحي راه هايي براي افزايش احتمال رخداداين تعامل است. اين روش هارا مي توان به چهار دسته تقسيم كرد:
تنظيم شرايط اوليه: براي طراحي دقيق موقعيت، افزايش احتمال تعاملات بايد مورد نظر باشد.پرسش هايي كه در اين مرحله ، براي معلمان مطرح مي شود از اين قبيل است: تعداد مناسب اعضاي هر گروه چه ميزان است؟ آيا بايد با ملاك معيني گروه را ترتيب داد يا تشكيل گروه را به خود اعضا واگذار كنيم؟ آيا گروه بايد بر اساس ديدگاه هاي مشابه، سطح رشد يكسان، دانش يكسان تشكيل شود يا اين امر اهميت ندارد؟ آيا گروه ها بهتر است روبروي هم باشند يا در كنار هم؟ چه كارهايي براي يادگيري مشاركتي مناسب است و چه كارهايي نيست.
مشخص نمودن قرارداد مشاركت بر اساس سناريويي كه نقش ها در آن مشخص است، صورت مي پذيرد. در اين رويكرد يادگيري مشاركتي بدل به روش مي شود. مثلا اموزش مشترك بطور مشخص نقش هارا معين مي كند. پاره اي روش ها بر اساس تنظيم تفاوت هاي فراگيران مبتني است يا بر اساس برانگيختن تعاملات متعارض است و يا اين كه تكميل دانش فراگيران مستلزم تعاملات غني است مثلا:
1- پرسش از فراگيران براي ايفاي نقش خاص در استدلال و بحث، گرچه حتي ديدگاه بيان شده ، ديدگاه شخص آن ها در نهايت نباشد.
2- ارائه ديدگاه هاي مختلف براي دانش آموزان
3- كنترل دستيابي به اطلاعات به شيوه اي كه اعضاي گروه به اطلاعات متفاوت دست بيابند.
در اين شيوه شرايط حل مسئله به گونه اي است كه اعضاي گروه مجبور به تركيب اطلاعات يكديگر هستند.
4-تجهيز تعاملات خلاق با لحاظ قواعد تعامل در ميان گروه
معلم ممكن است قواعد تعامل را براساس مشاركت چهره به چهره بيان كند مثلا بگويد: همه اعضاي گروه بايد نظر خود را بيان كنند.
4-نظارت بر تعاملات و تنظيم آن ها: بدين سان معلم در موقعيت يادگيري مشاركتي ايفاي نقش مي كند. اين بخش با افزايش تعداد اعضاي گروه اهميت بيشتري مي يابد. اين نقش تسهيل كنندگي است و نه تدريس. در واقع در اين جا معلم جواب صحيح را فراهم نمي كند يا گروهي را كه درست جواب داده اند، مشخص نمي كند بلكه حداقل مداخله در جريان آموزش را دارد. (در حد اشاره و رهنمود ) و نقش او در واقع جهت دهي كار گروه در جهت كار خلاق يا نظارت بر آن است تا مثلا در يابد كه كداميك از اعضاي گروه از مجموعه تعلاملات جدا افتاده اند.
تنوع معني مشاركت:كلمه مشاركت. چهار جنبه را بايد در بر داشته باشد.
1- موقعيت افراد مشابه يكديگر باشد، مثلا مشاركت بيشتر ميان افراد در جايگاه مشابه رخ مي دهد نه ميان رييس و كارمندان يا معلم و شاگرد.
2-تعاملات ميان اعضا كما بيش مشاركتي است، مثلا مباحثه رنگ مشاركتي بيش از ارائه رهنمود دارد.
3-برخي مكانيزم هاي يادگيري ماهيت مشاركتي بيشتري دارند.
4- چهارمين عنصر به آثار يادگيري مشاركتي مربوط است ، نه به اين دليل كه اين عنصر، خود يادگيري مشاركتي را تعريف مي كند بلكه به دليل اين كه ديدگاه هاي واگرا در باره چگونگي ارزيابي آثار يادگيري مشاركتي در گستره اصطلاح شناسي اين زمينه موثرند.
تكنولوژي هاي جديد يادگيري مي توانند تعليم و تربيت را از طريق روش هاي ساختاري و نظامدار تحت تاثير قرار دهند .آغاز موفق فناوري اطلاعات در محيط يادگيري مجازي كمك به برقراري تعامل ميان رشته‌اي(interdisciplinary) بين دانش آموزان ومعلمان و در بين گروهها است. اين روش به يادگيرندگان اجازه مي دهد تا با اجتماع و مؤسسه آموزشي خود ارتباط داشته باشند . تكنولوژي هاي جديدتر مي توانند ارتباط بين معلمان و دانش آموزان را براي بهبود فرايند يادگيري و تجارب يادگيري تغيير دهند .
يادگيري الكترونيكي قابليت خوبي براي? تسهيل تبادل آموزشي بين تهيه كنندگان و استفاده كنندگان ، دارد . براي مثال مي تواند:
* دانش آموزان رادرمورد آموزشهايي كه در دسترس است ، مطلع كند .
* افزايش ارتباط معلم - فراگير ، بخش مهمي از محيط يادگيري مناسب است ، از طريق ايميل ، مذاكرات چت و....
* تشويق به يادگيري فعال ، دانش آموزان يادگيري را به صورت مواد حفظي کسب نمي کنند. يادگيري الكترونيكي مزيتهاي بيشتري را از طريق فعاليت در جريان يادگيري ايجاد مي كند .
* تسهيل كار گروهي در يادگيري ، سهيم شدن در ايده هاي يكديگر و عكس العمل نشان دادن به ايده هاي يكديگر ، تفكر را رشد مي دهد و درك و فهم را افزايش مي دهد . يادگيري اگر در جريان يك تلاش گروهي صورت پذيرد ، مي تواند بهبود يابد .
* بازخورد و تقويت فوري را فراهم مي كند .
* كمك به تنظيم سرعت يادگيري از طريق ابزارهايي ازقبيل تكاليف ، برنامه هاي كمكي ، كامپيوترها ، كنفرانس ها و ...
* پيروي كردن از الگوي مؤثر روشهاي يادگيري كه روش هاي مختلف يادگيري را تسهيل مي كنند .
بر اين اساس در فضا هاي مجازي بايد زمينه يادگيري مشارکتي و تبادل اطلاعات را فراهم کرد. بويژه اگر به ديدگاه پاره اي از نظريه پردازان حوزه يادگيري مانند پياژه و ويگوتسکي توجه داشته باشيم که يادگيري را مولود مشارکت گروهي و گفتمان اجتماعي مي دانند.

يادگيري مشوق ـ مشاركت و همراهي
پشتيبانان فناوري در محيط هاي آموزشي، يادگيري را مهمترين هدف بنيادي هدف استفاده فضا هاي مجازي و شبکه اي مي دانند. (بوتون و گارث ،كيگان، 1995، والز ، 1993) حس يادگيري از طريق مكالمات بين افراد يا گروه ها برانگيخته مي شود و مستلزم خلاقيت و بازخواني ارتباط است (چاپانيس، 1975 ، شگلوف، 1991 ، شگلوف و ساكز، 1973) مكالمه روشي است براي اين كه افراد به طور گروهي باورها و معاني را تدوين كنند و درعين حال تفاوت بين آنها را تكرار كنند. اين گفتگوها، زمينه اي مشترك با آشنايي متقابل را درباره باورها و فرضيات فراهم مي كنند. (گودين و هريتج، 1995، بس ساسمن، 1998) يادگيري را مي توان به عنوان گونه اي مشخص از فعاليت گروهي تلقي كرد. اين فلسفه آموزشي هنگامي به عينيت در ميايد كه پروژه هاي گروهي كه براي تشويق بين اعضا وگروه طراحي شده اند، معين شود. يادگيري گروهي به عنوان فرايندي آموزشي در نظر گرفته مي شود كه تاكيد بر تلاش هاي گروهي يا مشاركتي بين اعضاي دانشكده با دانشجويان دارد. مشاركت فعال و تعامل ، هم درميان دانش جويان و هم آموزگاران منجر به ايجاد دانشي جديد شد كه از دل گفتگوهاي پرشور كساني به دست مي يايد كه ايده ها و اطلاعات خود را به اشتراك مي گذارند. از نظر آرماني، دانش جو عضوي فعال ازجامعه يادگيرنده است، اما در عين حال كسي است كه اقدام به تحقيق، يادگيري و فهم، برمبنايي فردي و مستقل از سرعت پيشرفت ديگر فراگيران ميكند . لذا همچنانکه در پيش ذکر شد از مختصات مهم فضا هاي مجازي يادگيري تشکيل گروه هاي مشارکتي و توسعه يادگيري در اين محيط ها مي باشد.

نتيجه گيري:
مفروضات اساسي در ايجاد محيط يادگيري مجازي عبارتند از:
* هدف ايجاد فضاي مجازي يادگيري . يادگيري است و نه آموزش
* نقش معلم در اين فضا راهنمايي است و نه انتقال اطلاعات
* در طراحي يادگيري مجازي ايجاد فضاي مشارکتي از اهميت بسزايي برخوردار استمنابع و مآخذ
منابع فارسي:
1. رجايي ، فرهنگ، پديده جهاني شدن ( وضعيت بشري و تمدن اطلاعاتي )، ترجمه عبدالحسين آذرنگ، انتشارات آگاه، بهار 1380

2. عطاران، محمد، جهاني شدن، فناوري اطلاعات و تعليم و تربيت ، موسسه فرهنگي آفتاب مهر، تهران 1381
3. مهر محمدي ، محمود، باز انديشي فرآيند ياددهي-يادگيري و تربيت معلم، انتشارات مدرسه
1380

منابع انگليسي:
Christopher Winch and John Gingell; Key concepts in the philosophy of
education; Routledge. 1999

Edwards Richards and Usher Robin; Globalization and Pedagogy (Space; Place and Identity); Routledge; 2000

Loveless, Avril and Ellis, Viv; Pedagogy and the Curriculum; RoutledgeFalmer, New York, 2001


Pelgrum.W.J; Obstacles to the integration of ICT in education; results from a worldwide educational assessment;computer and education 37(2001)163-178

Pierre Dillenbourg: Collaborative Learning; pergamon; Netherland; 1999

Rosenberg Marc J. E-Learning: Strategies for Delivering Knowledge in the Digital Age;McGraw-Hill;2002

Wilson ; Building for Collaborative Learning talk by Andy Blunden, 18th October,for the Multimedia Education Unit's Lunchtime Seminar Series. ...
In Constructivist learning environments: Case studies in instructional design Case studies in instructional design, (1996)

Why does collaborative learning work?; available on www.wcer.wisc.edu/nise/CL1/CL/moreinfo/MI2C.htm

بررسي اجمالي آموزش اينترنتي در ايران و مواجه ان با فرايند هاي تکنولوژيک جهان

تکفا - گفت و گو با علي اصغر فرامرزيان - از ابتدا سعي ندارم وارد يک وادي انتقادي شوم ولي بررسي موضوعي را که انتخاب کردم بدون ذکر خصوصيات آموزش عالي کشور ناقص خواهد ماند. مقايسه موجودي نظام آموزشي کشور با نظام حاصل متولد شده از بازسازي نظام جهاني که از ان شرحي خواهد گذشت مقدور نيست مگر اينکه به مشکلات ان توجه شود. همگان م? پذيريم که دير? است نظام آموزش عال? کشور توانائ? پذيرش حد اکثر 10 درصد ازعلاقمندان به اموزش عالي را داشته است. شايد اين آمار بخودي خود براي هر گونه توضيح و توجيه توسعه براي آموزش کشور کافي باشد اما بدون توجه به خصوصيات علمي، فرهنگي و سياسي نظام آموزشي عالي نمي توان به راه حل اين مشکل در ايران پرداخت لذا در ابتدا به مشکلات اصلي و اساسي نظام آموزش کشور در چهار بخش علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي کشور اشاره ائي کلي، خلاصه و گذرا خواهم داشت.

الف: مشکلات علم?
احتمالا اكثر کارشناسان شك‌ ندارند كه‌ نظ‌ام‌ كپي‌ شده آموزش? ايران‌ پس‌ از توسعه‌ صنعت‌ چندين سال بعد از رونق گرفتن دانشگاه در اروپا پايه‌ ريزي‌ شده‌ وهميشه محدوديت ها و نيازهاي قابل توجه ان بعلت قطع رابطه با کاربرد هاي اجتماعي اجازه ارزيابي و بازسازي به ان را نداده است. بمرور زمان مبناي‌ ان بدون بازنگري تبديل به يك‌ آموزش‌ سنتي‌ براساس‌ تربيت‌ فراگيران‌ شاغل‌ در نظ‌ام‌ اداري شده و دو عامل اساسي و وجودي، وارداتي خود يعني صنعتي‌ و كشاورزي‌ را فراموش کرده است. محصول‌ آموزش يافته اين‌ سيستم‌ در ايران با بليعدن 10 درصد موفق دانش آموختگان کشور انها را براي يک نظ‌ام‌ اداري‌ که قاصرازهر گونه خدمت به توليدات صنعت‌ وكشاورزي‌ است تربيت کرده و بدليل عدم چالش بين علم آموختگان در صحنه علمي و عملي کشور روز به روز از کيفيت علمي مراکز آموزشي کاسته است.

ب: مشکلات فرهنگي
فرهنگ‌ كار راحت، عدم‌ علاقمندي‌ به‌ كار توليد وخدمات‌ در بين‌ فارغ‌ التحصيلان‌ اموزش‌ عالي‌ و ترويج پشت‌ ميز نشيني‌ از مهمترين‌ دستاوردهاي نظام آموزش عالي کشور بوده است‌
هم اکنون نِيز نظام آموزش? کشور تابع? از گذشته است و کماکان راه متفاوت? را ط? نم? کند. نخبگان و دولت دو لبه اره ائ? هستند که بدون تعيين يک راه کار صحيح با پر کردن ظرفيت آموزش? بدنه آموزش کشور را فرو م? ريزند. نظام آموزش? بعنوان مهمترين عنصر کار و توليد، ايستا و قادر نيست قشر جوان کشور را با فرهنگ سازندگ? اشنا کند. پاک کردن غبار فرهنگ پشت ميز نشين? و توسعه نظام ادارا? از افکار و آعتقادات نظام آموزش? ما شده و تکرار کننده شيوه هاي گذشته است. فعاليت ها? توليد? و خدمات? بعنوان مهمترين نيازها? جامعه روز به روز احترام اجتماعي خود را از دست داده ونقش آموزش در انها بيرنگ و کوچک م? شود. کليه اين عوامل دست به دست هم مي دهند که الگوي فرهنگ توسعه و سازندگ? در اين جامعه جوان تبديل به يک باور نشود و فراگير نخبه علاوه بر اينکه خود نوع دانش مورد علاقه اش را انتخاب نم? کند، هيچ تحليل? از اينده ندارد و نظام نيز هيچ راهي را براي استفاده متناسب از توانائي هاي او به او پيشنهاد نمي کند.

ج: مشکلات اجتماع?
ادامه تحصيل بعلت پيروي از الگوها? غلط به يک? از بزرگترين استرس ها? اجتماع? تبديل شده است. تلاش اجتماع? به عهده والدين گذاشته شده، جوانان با کار بيگانه شده اند و انگاري بجز تحصيل بي هدف هيچ وظيفه اجتماعي بر دوش ندارند. يک? از بزرگترين نگران? ها? اعضا? خانواده ها قبول? فرزندان در دانشگاه است، بخش زياد? از در آمد خانواده هزينه تحصيلات فرزندان م? شود وما حصل ان بيکار? اجتماع? و متوقف شدن فعاليت اجتماع? در بخش توليد و خدمات است.

د: مشکلات اقتصاد?
عدم تناسب محصول آموزش عال? کشور با نيازهاي اجتماعي و عدم تزريق عادلانه اين محصول در بخش خدمات و توليد باعث خسارتهاي کلان اقتصادي در كشور است‌. جذب‌ بيشترين‌ دانش‌ اموختگان‌ عالي‌ كشوردر نظام ادار? و بايگاني کردن نخبگان کشور در فايل دولت نه‌ تنها نظام ادار? را كاملا نا كارآمد کرده بلكه‌ بيش‌ از 50 درصد هزينه‌ جار? کشور‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است. بدين معنا که آموزش ما در خدمت هزينه کردن سرمايه کشور برا? نخبگان ول? بدون انتظار ازارائه کار مفيد ازاين قشر کارآمد است، به لفظ? ديگراين شيوه افراد مستعد کشور را در قالب? مسدود و غير کارا فرو برده است. صنعت‌ كه‌ موثر ترين‌ بخش‌ دانش‌آموختگان‌ كشور را جذب‌ كرده از جمعيتي‌ كمتر از پنج‌ درصد فارغ‌ التحصيلان‌ اموزش‌ عالي‌ سود مي‌ برد و كشاورزي‌ از استفاده‌ بيش از دو درصد اين‌ دانش‌ اموختگان‌ محروم‌ است‌. ميلياردها سرمايه‌ گذاري‌ براي‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ كشور با جذب‌ اين‌ تعداد فارغ‌ التحصيل‌،‌ نظ‌ام‌ آموزش‌ عالي‌ كشور را تبديل‌ به‌ يك‌ سرمايه‌ گذار? غير اقتصادي و بيهوده‌ كرده‌ است‌.

اين خصوصيات نظام آموزشي کشور را از درک يک معماري جديد براي بازسازي و روزآمد کردن يک نظام آموزشي دور کرده است. ايران با داشتن 7/18 ميليون دانش آموز، 8/4 ميليون جمعيت پشت کنکور? و 2/8 ميليون نفر کودک? که هنوز به مدرسه راه نيافته اند با توجه به مشکلات فوق بعنوان يکي از جوانترين کشورهاي دنيا نيازمند آموزش است. بديه? است اين امار هيچ استدلال? را نياز ندارد تا اهميت آموزش درکشور را بيان کند. عل? رغم مشکلات فراوان? که برا? فراهم اوردن تسهيلات اموزش? اين جمعيت مد نظر است بايد توجه داشت برا? کشور? که داعيه تربيت يک نسل جديد را دارد در يک برنامه ريزي منطقي، جوان? بودن چنين جامعه ائ? م? تواند يک? از ويژگيها? ان محسوب شود.

يک و نيم ميليون نفر آموزنده در کشور تصد? آموزش 20 ميليون فرا گير را بعهده دارند. نياز به کلاس درس روز به روز افزايش مي يابد بنا ها? فيزيک? فراوان در اقصا نقاط کشور توسط دانشگاه ها? دولتي،‌ آزاد، پيام نور و... در حال تاسيس هستند. کارشناسان متعقدند که نظام آموزش? در کشور با هزينه ائ? فراوان پايه ائ? سست را بنا نهاده و با چنين سرمايه گذار? کما کان آموزش عال? کشور قادر نيست بيش از ده درصد علاقمندان به آموزش را بپذيرد.


فارغ التحصيلان دوره متوسطه
جمع

سال تحصيلي

دختر

پسر

جمع

75820
83359
159179
66-1365 (1)
111683
136649
248332
71-1370(1)
245685(2)
199018(2)
444703(2)
76-1375(1)
369207(2)
271742(2)
640949(2)
77-1376(1)
321575(2)
260836(2)
582411(2)
78-1377(3)
395547(2)
316035(2)
711582(2)
79-1378(3)
449966
357028
806994
80-1379(3)
مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش . (ر.پ).

در سال تحصيلي 1380 -81 دانشگاه هاي کشور بيش از يک و نيم ميليون دانشجو را در خود جاي داده اند. ظرفيت صندلي هاي دانشگاه ها تکميل است و اين دانشگاه ها بيش از اين ظرفيت ندارند، افزايش اين ظرفيت خصوصا در ده ساله گذشته با کاهش کيفيت علمي در کشور همراه بوده است.
سالانه بيش از هشتصد هزار نفر از دوره متوسطه فارغ التحصيل شده و به خيل علاقمندان به دانشگاه در ايران اضافه مي شود اين تعداد با ميانگين افزايش بيش از 30 درصد در سال به چهار ميليون و هشتصد هزار نفر متقاضي ورود به دانشگاه مي پيوندد. بدين صورت مي توان گفت با معادلات رشد جمعيت در ايران افزايش ميانگين فارغ التحصيل سالانه بيش از يک ميليون خواهد بود و اين رقم رشد تا سال 2021 قطعي وادامه دار است. بر اساس اين امار افزايش نياز دانشگاه در ايران بيش از 9 برابر نياز جامعه جهاني است.

دانشجويان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاهها و مراكز آموزش عالي(1)
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

378365
381505
759870
81-1380
مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي .
به استثناي دانشگاه آزاد اسلامي.
دانشجويان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاه آزاد اسلامي
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

390068
416571
806639
81-1380
مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامي.
مركز اطلاعات ، آمار و كامپيوتر

فارغ التحصيلان سطوح مختلف تحصيل
دانشگاهها و مراكز آموزش عالي(1)
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

57778
72633
130411
80-1379
مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي .
به استثناي دانشگاه آزاد اسلامي.
فارغ التحصيلان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاه آزاد اسلامي
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

86481
109581
196062
1380-81
مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامي.
مركز اطلاعات ، آمار و كامپيوتر

آمار فارغ التحصيلان کمتر از 18 درصد از صندلي هاي اشغال شده در دانشگاه است. جالب توجه است که در سه ساله گذشته تعداد فارغ التحصيلان کمتر از 50 درصد دانشجوياني است که صندلي هاي دانشگاه را اشغال کرده اند.

همه اين عوامل بيان از يک نياز معجزه آسا براي راه حل معضل آموزش عالي در کشور دارد و اين ممکن نيست بجز از طريق يک تحول اساسي که بتواند بلحاظ کمي و کيفي پاسخگوي نياز اموزش عالي در کشور باشد. انچه مسلم است توسعه آموزش عالي بايد از يک راه کار اصلي در کشور پيروي کند ولي اينطور که پيدا است اين مشکل نيز مانند توليد، صنعت، کشاورزي، بيکاري و... تابعي از يک راه حل اساسي نيست و در فعل و انفعال اجتماعي راهي بجز ادامه نيازهاي ان وجود ندارد. لذا جامعه مسئول نظام آموزش عالي ما با فرهنگ موجود در کشور تابعي در بوجود آوردن تسهيلات لازم براي آموزش کشور است. براي توسعه کيفيت دانشگاه هاي فيزيکي کشور حرفي براي گفتن وجود ندارد و شاخصه هاي بررسي ان که در اين مقال امکان پرداختن به ان نيست همه حکايت از افت کيفيت آموزش عالي دارد. لذا حد اقل نتيجه گيري از اين استدلالات اين است که استفاده از شيوه هاي ديگر خسارتي براي کيفيت آموزش عالي کشور در بر ندارد وان را از انچه هست بدتر نمي کند. بديهي است روند موجود پاسخگوي نياز هاي آموزش عالي کشور نيست و راه حل اين نياز در زمان کوتاه به يک معجزه نياز دارد. وجود نزديک به 5 ميليون فرد مشتاق به اموزش و اضافه شدن يک ميليون فارغ التحصيل در هرسال با نياز هاي مشتاقان ان با امکاناتي از قبيل فضا و مکان در وضعيت موجود کشور و بنيه علمي ان نيست و راهي با مشخصات بهتر از توسعه آموزش مجازي براي آن وجود ندارد. در ادامه اين مبحث بايد بگويم که اينجا بحث بر اين نيست که کدام يک از انواع آموزش توانائي حل اين معضل را دارد. بلکه بايد قبل از هر چيز به عدم دسترسي به اين مشکل و عدم فراهم آوردن آن در فضاي فيزيکي دانشگاه هاي کشور اذعان داشت. در اينجا شايد بهتر باشد قبل از اينکه در مورد فلسفه دانشگاه مجازي و فيزيکي، سنتي و مدرن و سود و زيان هر کدام بحث بشود اين نکته مورد بررسي قرار گيرد که ايا راه حل دومي مي تواند براي معضل آموزش کشور وجود داشته باشد يا خير. با توجه به اين مشکلات و دلايلي که براي روشن ساختن اينده اين تکنولوژي بيان ادعا کردم مي‌توان گفت بهترين سرمايه گذاري در آموزش عالي، انتخاب آموزش مجازي باشد چون مي تواند کوتاه ترين و موثرترين راه براي آموزش عالي کشور باشد. اما نبايد فراموش کرد که طي اين راه نياز به يک برنامه ريزي اصولي است تا همانند ديگر سوژه هاي اين کشور تبديل به يک عنصر سود جوئي نشود. بديهي است ورود در اين تکنولوژي قبل از هر چيز نيازمند به توليد اطلاعات است و براي دستيابي به ان بايد از نخبگان کشور و اساتيد دانشگاه استفاده کرد.
در اين راه سرمايه گذاري در زمينه توليد اطلاعات متناسب با تکنولوژي اولين قدم براي ورود در اين خط مشي اساسي است. بديهي است اين مورد نيازمند به سرمايه گذاري و اشراف به يک برنامه ريزي بلند مدت دارد که هزينه هاي ان دور از هر گونه جنجال و سود جوئي بايد پرداخت شود. بطور مثال هر واحد درسي‌ بر اساس‌ مصوبه‌ وزارت‌ علوم‌ نيازمند يك‌ ساعت‌ كلاس‌ درس‌ و دانشجوي‌ ليسانس‌ بط‌ور ميانگين‌ بايستي‌ 136 واحد درسي را طي کند. هردانشجوي‌ فوق‌ ليسانس‌حد اقل ملزم‌ به‌ گذراندن‌ 32 واحد است . در صورتي که هرواحد درسي را 1 ساعت و هر ترم را 17 هفته محاسبه کنيم، در مجموع‌ واحد هاي‌ درسي‌ رشته‌ ليسانس‌ حداقل 2312 ساعت و برابر 138720 دقيقه و فوق‌ ليسانس‌ 918 ساعت‌ برابر 55080 دقيقه است‌. در صورتيكه‌ لازم‌ باشد براي‌ هر دقيقه‌ فيلم‌ اموزشي‌ فقط‌ پانزده‌ هزار تومان‌ سرمايه‌ در نظر گرفته شود. هر رشته‌ ليسانس‌ نياز به‌ سرمايه‌اي‌ برابر 000ر800ر080ر2 و فوق‌ ليسانس‌ 000ر200ر826 تومان‌ دارد.

بديهي است اين نوع سرمايه گذاري ‌پس از طي شدن صحيح اين راه سود آور خواهد بود. در صورتيکه در هررشته‌ ليسانس‌ فقط‌ 1000 دانشجو و براي‌ هر ترم 500 هزار تومان محاسبه شود در آمد يك‌ رشته‌ در يك‌ دوره‌ 4 ساله‌ 4 ميليارد تومان‌ خواهد بود حال اگر اين رقم در تعداد مشتاقان آموزش عالي و بر هزينه سرانه دانشجو در کشور نيز ضرب گردد، شاخص يکي از بهترين معادلات اقتصادي در کشور را نشان خواهد داد.

جهاني شدن
در اين رهگذر معتقدان‌ به‌ جهاني‌ شدن‌ به‌ اينده‌ جهاني‌ مي‌ انديشند كه‌ در قلمرو ان‌ همه‌ چيز در حال‌ انتقال‌ است‌. اينترنت‌ فراهم‌ كننده‌ فضائي‌ حداقل‌ با 65000 بزرگراه‌ است‌ كه‌ مي‌ تواند كليه‌اط‌لاعات‌ را با سرعت‌ 120 هزار مايل‌ در ثانيه‌ براي‌ بيش از يک ميليارد‌ شهروند خود به‌ سراسر جهان‌نقل‌ مكان‌ دهد. اين‌ دهكده‌ هم‌ اكنون‌ تبديل‌ به‌ يكي‌ از پر جمعيت‌ ترين‌ كشورهاي‌ جهان‌ شده‌ ودران‌ شهروندان‌ از نظ‌ر دانش‌، پردازش‌ و اط‌لاعات‌ با يك‌ زبان‌ سخن‌ مي‌ گويند. اعضاي‌ اين‌ جامعه‌ با زبان‌ توليد اشنا هستند و در تلاشند تا جامعه‌ ائي‌ مرتبط‌ را مهيا سازند كه‌ داراي‌ ساختار يك‌ جامعه‌ نوين‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ باشد و برتعامل‌ ميان‌ فرايند ها و واكنش‌ ها دامن‌ بزند و زير بناي‌ جديدي‌ براي‌ پيوستن‌ به‌ نهادهاي‌ اجتماعي‌ درجهان‌ بوجود اورد.

جهاني‌ شدن‌ واقعيت‌ روبه‌ گسترشي‌ است‌ كه‌ همه‌ عرصه‌ هاي‌ اقتصادي‌ , اجتماعي‌ و فرهنگي‌ جهان‌ را تحت‌ تاثير قرارداده‌ و تمامي‌ كشورها را به‌ گونه‌ ائي‌ با ان‌ درگير كرده‌ است‌. اين‌ فرايند به‌ بركت‌ رشد تكنولوژي‌ همگرائي‌ فراواني‌ بين‌ مشخصه‌ هاي‌ اقتصادي، فرهنگي‌، فني‌ وعلمي‌ جهان‌ بوجود خواهد اورد. ديري‌ نخواهد پائيد كه‌ اين‌ شهروندان‌ بخاط‌ر شاخصه‌ هائي‌مانند انعط‌اف‌ پذيري، ايجاد رقابت‌ وقدرت‌ مديريت‌ بر مولفه‌ هاي‌ توليد ثروت‌ مسلط‌ شوند و با تشكيل‌ كانون‌ هاي‌ تواناي‌ تكنولوژي‌ و بهرمندي‌ از اط‌لاعات‌ پيوسته‌ جهاني‌ بر اجراي‌ كار و فرايند هاي‌ توسعه‌ اقتصادي‌سياسي‌ و فرهنگي‌ اشراف‌ يابند. انها معتقدند بااين‌ پديده‌ در بسياري‌ از زمينه‌ ها نويد بخش‌ تاريخ نمادين‌ و مظ‌هر اينده‌ موهبت‌ اميز ي‌ هستند كه‌ اسط‌وره‌ ها و پيش‌ گوئي‌ هاي‌ تاريخ كهن‌ در ذهن‌ و خيال‌ مردمان‌ پرورانده‌ بود.
سرمايه‌ گذاري‌ فرا ملي‌ در همه‌ بخشهاي‌ اين‌ پديده‌ در زمينه‌ هاي‌ صنايع‌ اط‌لاعات‌، تجارت‌ رسانه‌ ائي‌، ط‌رح‌ ها و برنامه‌ هاي‌ سخت‌ افزاري‌ و نرم‌افزاري‌ خدمات‌ پيشرفته‌, اموزش، توليد كشاورزي، بهداشت، تكنولوژي‌، توليد سنتي‌ و نوين‌، حمل‌ و نقل‌، تجارت‌، توريست‌، اط‌لاعات‌ جنگ‌ افروزي‌ و صلح‌ ط‌لبي‌، چرخه‌ هاي‌ اقتصادي‌ ركود ورونق‌ بازار، مستغلات،‌ محيط ‌زيست‌، مديريت‌، فرهنگ‌ و ...باعث‌ نياز و اجبار به‌ شبكه‌ ائي‌ شدن‌ است‌. اين‌ شهروندان‌ مي‌ اموزند كه‌ براي‌ زندگي‌ در اين‌ شهر بايد رقابت‌ را بپذيرند و رقبا را تحمل‌ كنند. انها اصرار دارند به‌ شهروندان‌ خود بقبولانند كه‌ حاشيه‌ نشيني‌ و فرار از واقعيت‌ هاي‌ مناسب‌ اين ‌توسعه‌ نبوده‌ و خارج‌ از اصول‌ شهروندي‌ در پايگاههاي‌ اط‌لاعاتي‌ است‌.

منتقدان‌منط‌قي‌ ‌با انتقادهائي‌ كه‌ بر اين‌ تحول‌ روا مي‌ دارند بر اين‌ باورند كه‌ بالاخره‌ اين‌ راه‌ سپري‌ خواهد شد و با انگاره‌ هاي‌ خود از اين‌ حقيقت‌ در نمي‌ گذرند. انان‌ براين‌ باورند كه‌ اين‌ تحولات‌ بر زندگي‌ انسان‌ قرن‌ بيست‌ و يكم‌ تاثير گذاشته‌ و نويدها و ابهامات‌ او را تغيير مي‌ دهند . اين‌ پديده‌ به‌ تحولات‌ و تغييرات‌ سرعت‌ مي‌ بخشد ومردم‌ را وامي‌ دارد تا به‌ باز نگري‌ اراء و انديشه‌ هاي‌ خويش‌ بپردازند و ارزش‌ ها و نهادهاي‌ موجود را مورد نقد وبررسي‌ قراردهند و نتيجه‌ مي‌ گيرند كه‌ مسلما در اين‌ رهرو سط‌ح‌ اگاهي‌ و اط‌لاعات‌ همگاني‌ مردم‌ ارتقاء خواهد يافت.

از نتيجه‌ نگاه‌ منتقدان‌ و معتقدان‌ بايد دريافت‌ كه‌ مسلما در اين‌ روند دگرگوني‌هاي‌ اساسي‌ وجود خواهد داشت‌ كه‌ در بين‌ انها پذيرش‌ دگرگوني‌ هاي‌ تكنولوژيك‌ براي‌ همه‌ جوامع‌ موثرتر و گريز نا پذيرتر است‌. پديده‌ اينترنت‌ در فرايند جهاني‌ شدن‌ پويا ترين‌ و جامعترين‌ تحولي‌ است‌ كه‌ بعنوان‌ منبع‌ بزرگ‌ اط‌لاعات‌ جهان‌ هيچ‌ كس‌ نتوانسته‌ اين‌ موفقيت‌ بزرگ‌ تكنولوژيك‌ را ناديده‌ انگارد. به‌ همين‌ دليل‌ اثار و تبعات‌ ان‌ گستره‌ وسيعي‌ را در بر گرفته‌ و امروزه‌ بعنوان‌ تكنولوژي‌ برتر مهمترين‌ عامل‌ پشتيباني‌ اط‌لاعات‌ علمي‌ و هماهنگ‌ كننده‌ اهنگ‌ ان‌ در جهان‌ كنوني‌ شده است‌.

جهش‌ يكباره‌ ابر رسانه‌ اينترنت‌ در دهه‌ اخير راه‌ قرنها را ط‌ي‌ و تابعي‌ از مختصات‌ همه‌ علوم‌ شده‌ است‌. فرهنگ‌ و علم‌ در جهان‌ امروز بعلت‌ فعل‌ و انفعالات‌ سرعت‌ پيشرو اين‌ رسانه‌ بصورت‌ قابل‌ ملاحظ‌ه‌ ائي‌ توسعه‌ يافته‌ و همه‌ انديشمندان‌ معاصر را به‌ يك‌ رقابت‌ جهاني‌ فرا خوانده‌ است‌. اين‌ ابزار در بخش آموزش بيش از همه زمينه‌ ها فزون‌ ط‌لب، گسترش‌ پذير و بسط‌ يابنده اند. منابع‌ و ماخذ به‌ سهولت‌ در اختيار گذارده‌ شده‌، فاصله‌ ها از بين‌ رفته‌ وعامل‌ يافتن‌ براي‌ هر تجسس‌ در هر پژوهش‌ را در كوتاه‌ ترين‌ زمان‌ از منابع‌ و ماخذ موجود در سراسر جهان‌ ميسر ساخته‌ است‌.

بهر حال هزاره جديد از ان جهانيان است و استفاده از پژوهشگراني که مي خواهند آزادانه و جدا از هر گونه مناقشه به مطالعه و تفکر پرداخته و به مفاهيم جديد دست يابند راهي بسيار هموار و صحيح است. واگر اصحاب علم تصميم دارند در چالش کشيدن راست کيشي هاي جهان کنوني از تکنولوژي برتر استفاده کنند بايد در اين وادي قدم نهند.

بدون‌ ورود بيشتر در بحث‌ تئوريك در اين‌ مقال‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسي‌ بيشتر در مورد دلايل مثبت سرمايه گذاري در آموزش مجازي بعنوان راه حل اساسي براي مشکلات آموزشي کشور در بخش آموزش عالي در ايران بپردازم و درآن با نگاهي‌ كوتاه‌ به توسعه‌ تاثير جهاني‌ آموزش‌ مجازي‌ و تاثيرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان‌ بر آموزش کشور خصوصا آموزش عالي‌ تاکيد کنم.

توسعه جهاني آموزش تکنولوژيک
در اين‌ بخش‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسي‌ بيشتر رابط‌ه‌ اينترنت‌ با خلف‌ ترين‌ فرزند خود يعني‌ اموزش‌ بپردازم‌ و نگاه‌ كوتاهي‌ بر تاثيرجهاني‌ توسعه‌ اموزش‌ مجازي‌ و تاثيرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان براين اموزش‌ در جهان داشته‌ باشم .

تخصصي شدن جهان کنوني باعث شده است که روزبه روز نياز به آموزش عالي در جهان جوان کنوني که بيش از 50 درصد ان زير 25 سال سن دارند افزايش يابد. طبق مطالعات جديد هم اکنون 48 ميليون دانشجو در دانشگاه هاي جهان در حال تحصيل هستند. پيش بيني شده است اين تعداد تا سال 2010 به 100 ميليون نفر و در سال 2025 به 160 ميليون نفر خواهند رسيد. (McCann Benjamin, 2001)

انچه ‌در ابعاد جهاني آموزش و ضرورت وجودي ان حتمي است،‌ اين است که توسعه آموزش يک ضرورت جهاني و آموزش مجازي يکي از بهترين راه حل هاي ان است. اين نوع آموزش با اينکه هنوز زمان کودکي خود را مي گذراند‌ براموزش‌ سراسر دنيا تاثير جهان‌ شمول‌ وموثري‌ گذارده‌ است‌ اما در بحث‌ كلان‌ اين‌ پديده‌ ديري‌ نخواهد پائيد تا اين‌ تاثير برابعاد مختلف‌ اموزش‌ حرفه‌ ائي‌ بين‌ المللي‌ چهره‌ موثر خود را بعنوان‌ يك‌ انقلاب‌ اموزشي‌به‌ نمايش‌ بگذارد. مسلما با توجه‌ به‌ رشد روز افزون‌ بهره‌ گيري‌ از اينترنت‌، جهان‌ اموزش‌ بدين‌ دليل‌ كه‌ با خبرگان‌ اجتماعي‌ سرو كار دارد جزو اولين‌ بهره‌ وران‌ از اين‌ ابزار استثنائي‌ خواهد بود. خصوصا اينكه‌ اموزش‌ در اين‌ گذر با يك‌ سرمايه‌ گذاري‌ ارزان‌ و سودمند با اموزش‌ كامپيوتر و نحوه‌ فراگيري‌ استفاده‌ از ان‌ با استفاده‌ از نرم‌ افزارهاي‌ اموزشي‌ به‌ نتايج‌ قابل‌ عرضه‌ ائي‌ دست‌ خواهد يافت‌. به همين دليل همه در حال سبقت گرفتن از يکديگر در اين ارتباط هستند. نتيجه يک تحقيق نشان مي دهد با توسعه آموزش مجازي سرانه روزانه هزينه يک دانشجو در انگليس مي تواند از 320 دلار در روز حد اقل به 20 دلار وحد اکثر تا 30 دلار تقليل يابد1. آموزش از طريق اينترنت پس از مدت کوتاه پس از ايميل دومين مرتبطين را بخود اختصاص داده است (شوراي اطلاع رساني ، 30 خرداد 1381).
با توجه‌ به‌ اين مقدمه‌ بايد بپذيريم‌ كه‌ در فرايند اموزش‌ ، توسعه فعاليت هاي آموزشي يک ضرورت جهاني است. آموزش يكي‌ از موثرترين‌ وبي‌ خط‌ر ترين‌ عوامل‌ مربوط‌ به‌ تكنولوژي‌ ايتنرنت‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ شديدا مورد استقبال‌ همگان‌ قرار گرفته‌ و حتي‌ براي‌ مخالفين‌ خود در اين‌ زمينه‌ كوچك‌ ترين‌ ترديدي‌ باقي‌ نگذاشته‌ است‌. سرمايه گذاري در اين امر يکي از مهمترين موارد عوامل اساسي براي ورود و بهره وري در اين بخش حياتي است. اين سرمايه گذاري در اکثر کشورهاي توسعه يافته که حتي دانشگاه هاي آنها کوچکترين مشکل در زمينه ظرفيت پذيرش دانشجو را ندارد به بهترين وجه انجام گرفته است. امريکا در سال 1999 طي يک برنامه آموزشي براي مشاغل آموزش جديد 62 ميليارد دلار سرمايه گذاري کرده است2.
آموزش مجازي مهمترين عامل در توسعه فن آوري اطلاعات است. امروز از آموزش مجازي بعنوان مهمترين عامل توسعه دهنده فن اوري اطلاعات ياد مي شود و فعالين در اين رشته معتقدند با توجه به گفتار اشناي تکنولوژي با اين زبان نظ‌ام‌ اموزشي‌ مجازي‌ محدود به‌ هيچ‌ تخصص، مقط‌ع‌، سن‌ و دوره‌ خاص‌ نيست‌ و با توجه‌ به‌ گستره‌ فعال‌ خود مي تواند اموزش‌ را در همه‌ مراحل و مقاط‌ع‌ فعال‌ كند . بدين‌ دليل‌ كه‌ محدود به‌ مكان‌ و زمان‌ نيست‌ و مي‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را با گزينه‌ هاي‌ ساده‌ تر از انچه‌ كه‌ تا كنون‌ در اموزش‌ مط‌رح‌ بوده‌ است‌ به‌ يك‌ فرا خوان‌ همگاني‌ در موسسات، دانشگاه ها،‌ کارخانجات و ... دعوت‌ كند. مسلما بدين‌ ترتيب‌ با همگاني و تخصصي کردن اين نوع آموزش يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ درمقابل‌ مدرك‌ گرائي‌هاي بدون تخصص خواهد بود. اين نوع آموزش نه فقط در مراکز آموزشي رسمي بلکه در همه موسسات نيازمند به آموزش مورد استقبال قرار گرفته است. بررسي آموزش و مزاياي آن در مرکز آموزشهاي صليب سرخ جهاني نشان مي دهد اين سازمان براي توسعه اموزش مجازي بين سالهاي 2000 تا 2003 در طول 3 سال 10 ميليون دلار سرمايه گذاري کرده است.

توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ ورود دراين‌ سيستم‌ علاوه‌ بر ورود اموزش‌ تكنولوژيك‌ مي‌ تواندعامل‌ مهمي‌ براي‌ افزايش مشاغل در تخصص فن آوري اطلاعات و اموزش‌ مباني‌ تكنولوژي‌ اط‌لاعات‌ و ارتقاي‌ فرهنگ‌ كامپيوتر و اينترنت‌ باشد كه‌ خود داراي‌ اهميت‌ فراوان‌ است‌. اين نوع آموزش شرکت هاي بزرگ جهان را براي فعاليت هاي آموزشي پرسنل خود و ورود به وادي توليد سخت افزار و نرم افزارهاي آموزش علاقمند کرده است. شرکت کداک در سال 2001 در يک برنامه جديد 13.23 ميليارد دلار در زمينه تکنواوژي آموزش جديد سرمايه گذاري کرده و بدين مناسبت 80 هزار نفر متخصص را استخدام کرده است.

اينترنت‌ بعنوان‌ ابزاري‌ برتر در بسياري‌ از مكان‌ ها راه‌ دشوار اموزش‌ را نزديک، هزينه‌هاي‌ آن‌ را ارزان‌، عوامل‌ دست‌ نيافتي‌ را دست‌ يافتني‌ و اهالي‌ علم‌ و تحقيق‌ را به‌ چالشي‌ سود مند فرا خوانده‌ است‌. بايد پذيرفت‌ كه‌ اين‌ چالش‌ تقريبا در بستن‌ راه‌ هاي‌ ديگر به‌ علت‌ ط‌ولاني‌ بودنشان‌ در زمينه‌ هاي‌ تحقيقات‌ و پژوهش‌ بسيار موفق‌ بوده‌ و در ساختن‌ مسيري‌ نوين‌ بهترين‌ و سهل‌ الوصول‌ ترين‌ راه‌ را ارائه‌ كرده‌ است‌. علاوه‌ براينكه‌ امكان‌ رابط‌ه‌ ائي‌ سالم‌ بين‌ همه‌ انديشمندان‌ جهان‌ بوجود اورده‌، انها را از بايگاني‌ كردن‌ علم‌ قديمي‌ خود منع‌ و به‌ روز امد كردن‌ ان‌ تشويق‌ مي‌ كند. در اين راه هيچ يک از مراکز مختلف براي استفاده از اين امکان استثنا نشده اند. شرکت تويوتا اعلام کرده است که با تدوين يک برنامه آموزش مجازي موفق خواهد شد در طول 5 سال 11.9 ميليون دلار در هزينه هاي آموزشي شرکت خود صرفه جوئي کند ودراين راه به 200 تحقيق اساسي نيز دست خواهد يافت.

هم‌ اكنون‌ سرمايه‌ گذاري‌ در اين‌ نوع‌ اموزش‌ براي‌ كمپاني‌ هاي‌ بزرگ‌ اموزشي‌ جهان‌ مرسوم‌ شده است‌. مراكز مهم‌ اموزشي‌ جهان‌ همانند ديگر صنوف‌ تكنولوژيك‌ شديدا در حال‌ سرمايه‌ گذاري‌ براي‌ يافتن‌ راه‌ هاي‌ بهتر و سريعتر در مسئله‌ اموزش‌ هستند. ديناميسم‌ دروني‌ اين‌ جامعه‌ دائما در حال‌ توسعه‌ هاي‌ نظري‌ و فني‌ در اين‌ پديده‌ است و با توانائي‌ هاي‌ بالقوه‌ رسانه‌ ائي‌ ان‌ با مشاركت‌ هاي‌ علمي ‌وفني‌ به‌ سرعت‌ شبكه‌ جهاني‌ اموزش‌ را رشد مي‌ دهند. دولتها با سرمايه‌ گذاريهاي‌ كلان‌ در حال‌ وسعت‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ شاخه‌ از تكنولوژي‌ اط‌لاعا ت‌ هستند ودر اين‌ فضاي‌ هوشمند اط‌لاعاتي‌ همه‌ متفقند تا به افزايش‌ محتواي‌ اط‌لاعات‌ متنوع‌ و متكثر‌ اين‌ واقعيت‌ اجتماعي‌ عصر جديد پاسخي‌ در خور تامل‌ بدهند و در تعاملهاي‌ اموزشي‌ و تربيتي‌ اين‌ مهم‌ سهيم‌ باشند. اين‌ موارد خود عاملي‌ براي‌ پيشرفت‌ روز افزون‌ اموزش‌ اينترنتي‌ و بهره‌ گيري‌ از سرمايه‌ هاي‌ فراوان‌ مالي‌ و علمي‌ اين‌ شركت‌ ها است‌. جنرال موتور اعلام کرده است با تاسيس مرکز آموزش اينترنتي توانسته است سالانه 4 ميليون دلاردر هزينه هاي کارخانه خود صرفه جوئي مي کند3.

بديهي است که اين استقبال در مراکز آموزش عالي و آموزش بزرگسالان با بالاترين استقبال مواجه شود. اين توسعه از جانب مراکز آموزش عالي دنيا بيش از هر مکان ديگري جدي گرفته شده و در افزايش توسعه هاي کمي و کيفي انها تاثير گذاشته است. بسياري از طرحهاي دراز مدت انها که فقط پنج سال پيش براي توسعه در نظر گرفته شده بود بدليل سرعت روز افزون اين دانش تغيير يافته است. فعاليت دانشگاه هاي دنيا براي توسعه اموزش غير حضوري در سال 1980 فقط 45 دانشگاه درسال 1990 به 400 دانشگاه رسيده است. با توجه به ويژگي‌هاي توسعه دانشگاه هاي مجازي اين تعداد در سال 1997 به 1600 دانشگاه رسيده است4.

نگاه‌ واقع‌ نگرانه‌ ما براي توسعه اموزش مجازي در جهان‌ بدين‌ دليل‌ لازم‌ است‌ كه‌ شروع‌ سرمايه‌ گذاري‌ كشورها و اكثر دانشگاه‌ هاي‌ مهم‌ دنيا بمعني‌ واقعي‌ بودن‌ اين‌ مسئله‌ در نظ‌ام‌ اموزشي‌ اينده‌ جهان‌ است. گروه 21هم اکنون از اولين گروه‌هاي سرمايه گذار در بخش دانشگاه مجازي بوده است. اين گروه آموزش مجازي دربخش آموزش عالي را براي بهره گيري از همه صاحبان اين دانش، تکنولوژي، سرعت در توليد، صرفه جوئي در سرمايه گذاري و دست يافتن به بازار کشورهاي مشترک با اشتراک بين دهها دانشگاه جهان شروع کرده است. اين دانشگاه ها با سرمايه گذاري مشترک در حال حاضر بيش از 500 هزار دانشجو و 44 هزار استاد را در زمينه آموزش مجازي بکار گرفته و تبديل به يکي از با تجربه ترين موسسات در اين نوع آموزش شده اند5.

ضرورت توليد اطلاعات
فعاليت‌ تئوريك‌ اصحاب‌ اموزش‌ براين‌ پديده‌ بسيار قابل‌ توجه‌ است‌. بنيان‌ گذاران‌ اموزش‌ جديد و قديم‌ در چالشي‌ سخت‌ قرار گرفته‌ و مجبور شده‌ اند تا در اين‌ مشاركت‌ و ساختار جديد اين‌ شيوه‌ سهم‌ قابل‌ توجه‌ داشته‌ باشند. توجه‌ انها به‌ يك‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ متناسب‌ با ابزار تكنولوژيك‌ يكي‌ ازمهمترين‌ موضوعات‌ اموزش‌ اينترنتي‌ است‌. انها سخت‌ بدنبال‌ شيوه‌ هائي‌ هستند كه‌ بهره‌ وري‌ از اموزش‌ جديد را در سط‌وح‌ مختلف‌ ارتقاء دهند. نظريه پردازان‌ رشته‌ تعليم‌ و تربيت‌ در پژوهش‌ هاي‌ سنگين‌، اموزش‌ مجازي‌ را از مقط‌ع‌ پيش‌ دبستاني‌ شروع‌ و تا بالا ترين‌ مقاط‌ع‌ اموزش‌ عالي‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌ دهند.

در اين‌ زمينه‌ بايد توجه‌ داشت، مشاركت‌ اكثريت‌ انسانهاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌ در نظ‌ام‌ اموزش‌ جهاني‌ بزرگترين‌ تضمين‌ علمي‌ و اخلاقي‌ در اين‌ مسير است‌. در فضاي‌ مسلط‌ اموزشي‌ متكي‌ به‌ قوي‌ترين‌ ابزار كنوني‌ كه‌ هيچگونه‌ ضرري‌ را بدنبال‌ ندارد تلاش‌ بمنظ‌ور بقاء و حضور در صحنه ‌و تاثير گذاري‌ بران‌ براي‌ رشد و اعتلاي‌ فرهنگي‌همه کشورهائي که آموزش را يکي از مسائل خود مي دانند بسيار مهم‌ و ارزنده‌ است‌. در اين‌ رهرو توجه‌ خاص‌ به‌ اين‌ انقلاب‌ اموزشي‌ مهمتر از هر كنكاش‌ است‌ كه‌ بعنوان‌ اشكال ‌ممكن‌ است‌ بر فلسفه‌ اين‌ تكنولوژي‌ وارد باشد. تذكر اين‌ نكته‌ مهم‌ است‌ كه‌ اين‌ واقعه‌ توسط‌ صاحبان‌ انديشه‌ هاي‌ اموزشي‌ بدليل‌ استفاده‌ بهتر ابزار تكنولوژيك‌ جدي‌ گرفته‌ شده‌ و سرعت‌ پيشرفت‌ ان‌ با سرمايه‌ گذاريهاي‌ كلان‌ بدون‌ توقف‌ داراي‌ نتايج‌ روزافزوني ‌در جهان‌ امروز است. آمار يک تحقيق نشان مي دهد که فقط دانشگاه هاي امريکا سالانه براي توسعه آموزش مجازي 15 ميليارد دلار را بخود اختصاص مي دهند. (Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, 2003)

اين‌ تحول‌ در مجموع‌، تئوريسن‌ ها، مراكز، دولت‌ ها و صاحبان‌ سرمايه‌ در اين‌ مورد را بسيار قانع‌ كرده‌ است‌. نقصهاي‌ وارد براين‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ هر چند بسيار اندكند ولي‌ بعنوان‌ جدي‌ ترين‌ پروژه‌ هاي‌ تحقيق‌ و پژوهش‌ در حال‌ بررسي‌ و ارزيابي‌ قرار گرفته‌ اند تا در اولين‌ فرصت‌ چاره‌ا ئي‌ براي‌ انها انديشيده‌ شود. موفقيت‌ هاي‌ بدست‌ امده‌ و عملي‌ در اين‌ شيوه‌ تا حدودي‌ در دسترس‌ قرار گرفته‌ و همه‌ اصحاب‌ اموزش‌ را مشغول کرده است‌. هزينه هاي مربوط به مراکز فعال افزايش يافته و سعي شده است اين وادي کمتر در رقابت هاي کمپاني هاي بزرگ قرار گرفته و براي توليدات بيشتر استقلال داشته باشد. آژانس هاي فعال آزاد بين المللي که در توسعه توليد اطلاعات نرم افزاري آموزش مجازي کارمي کنند توانسته‌اند در سال 2000 از آمريکا 23 ميليون دلار دريافت کرده و اين رقم را تا سال 2004 به بيش از 10 برابر برسانند6.

گستره‌ فراگير آموزش‌ در جهان‌ امروز وابستگي‌ مستقيم‌ به‌ متدوولوژي‌ پويا دارد. اما بهره‌مندي‌ از اين‌ متد ولوژي‌ رابط‌ه‌ نزديك‌ با ابزار برتر را اقتضا مي‌ كند و ابزار برتر بهترين‌ امكانات‌ را براي‌ تسهيل‌ پويائي‌ اموزش‌ فراهم‌ مي‌ آورد. در ط‌ول‌ قرون‌ اموزش‌ وام‌ دار ابزار و منابعي‌ بوده‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ انها با صرف‌ عمرمحقق‌ و تحقيق‌ همراه‌ بوده‌ و چه‌ بسا پژوهش‌ ها و پژوهشگران‌ فراواني‌ بعلت‌ فقدان‌ ابزار و ماخذ در اين‌ راه‌ متوقف‌ شده‌اند. امروز همگان‌ پذيرفته‌ اند اين‌ راه‌ دشوار با‌ سريعترين‌ شكل‌ ممكن‌ هموار شده‌ و به‌ ساده‌ ترين‌ صورت‌ قابل‌ دسترسي‌ است. آموزش‌ گران‌ هميشه‌ در ارزوي‌ استفاده‌ توامان‌ ابزار ديداري‌، نوشتاري‌ و شنيداري‌ بوده‌ اند تا در ارتقاء تحصيل‌ و تدريس‌ بالاترين‌ تاثير را حاصل‌ كنند. تجهيزات‌ چند رسانه‌ ائي‌ بعنوان‌ بزرگترين‌ ابزار اينترنت‌ و قدرت‌ بهره‌ گيري‌ از اين‌ تسهيلات‌ با لقوه‌ تجسس‌ بر هر موضوع‌ را در هر نقط‌ه‌ جهان‌ ممكن‌ ساخته‌ است‌. بهره‌ مندي‌ فرا گير از همه‌ ابزار در اموزش‌ رمز موفقيت‌ اين‌ شيوه‌ خواهد بود. اين‌ روش‌ قادراست‌ با شكستن‌ هر نقط‌ه‌ جغرافيائي‌ اجزاي‌ هر مكان‌ و عناصر هر موجود را كه‌ انسان‌ به‌ دانش‌ ان‌ دست‌ يافته‌ در كارگاه‌ و لابراتوار هاي خود به‌ كمك‌ تصوير و صدا در هر مكان‌ و زمان‌ به‌ سمع‌ و نظ‌ر هراموزش‌ گيرنده‌ برساند و هر لايه‌ عنصر را با بهره‌ گيري‌ از تصوير متحرك‌ تجزيه‌ و تحليل‌ كند. اين دلايل بطور جدي باعث شده است سرمايه گذاري در توليد اطلاعات براي شيوه هاي آموزش روز به روز فزوني يابد.

متفكرين‌ اين‌ شيوه ‌آموزشي‌ بط‌ور جدي‌ ادعا مي‌ كنند توسعه‌ روز افزون ‌توليد اين‌ ابزار در جهان‌ امروز باعث‌ مضاعف‌ شدن‌ علاقه‌ دست‌ اندر كاران‌ واقعي‌ تربيت‌ و تدريس‌ شده‌ است‌ و انها بعنوان‌ اصحاب‌ اموزش‌ مدرن‌ در دوران‌ معاصر در تلاش‌ براي‌ تدبير يك‌ تكنولوژي‌ منحصر بفرد براي‌ ساختن‌ ترويج‌ اينده‌ علم‌ و دانش‌ هستند. اين ادعاها بدون پشتوانه انبوه اطلاعات قابل ارائه در ساختمان اين تکنو لوژي ممکن نخواهد بود. لذا توسعه اين اطلاعات که ويژگي هاي ساختاري خود را دارا است نياز به سرمايه گذاري قابل توجه دارد. توليد اطلاعات در زمينه آموزش مجازي در امريکا از 1.7 ميليارد دلار در سال 2000 به 5.3 ميليارد دلار در سال 2003 رسيده است7.

امكان‌ رابط‌ه‌ علمي‌ و متديك‌ دانشجو ومعلم‌، دانشجو و دانشجو بعلت‌ وجود ابزار و منابع‌ غني‌ علمي‌ وبا استفاده‌ از قابليت‌ حذف‌ زمان‌ و مكان‌ استفاده‌ بيشتر اين‌ شيوه‌ را افزايش‌ خواهد داد. امكان‌ آسان‌ دستيابي‌ فرا مكاني‌ به‌ نيروهاي‌ اموزش‌ گيرنده‌ و آموزش‌ دهنده‌ باعث‌ جهان‌ شمولي‌ اين‌ صنعت‌ اموزشي‌ شده‌ و گستره‌ وسيعي‌ از دانش‌ پژوهان‌ جهان‌ را در خود مجتمع‌ كرده‌ است‌ .اين‌ واقعه ‌بعلت‌ پاسخگوئي‌ جديد تحقيقات‌ نرم‌ افزاري‌ و سخت‌ افزاري‌ و پيش‌ بيني‌ موفق‌ ان‌ سريعتر از ديگر تاثيرات‌ تكنولوژيك‌ اكثر سرمايه‌ گذاران‌ فرهنگي‌ بزرگ‌ جهان‌ را قانع‌ ساخته‌ كه‌ سود دهي‌ اينده‌ اين‌ شيوه‌ را مد نظ‌ر قرار داده‌ و بر تحقيق‌ و پژوهش‌ آن‌ مشاركت‌ و سرمايه‌ گذاري‌ كنند. لذا زمينه سازي براي توسعه تکنولوژي آموزش مجازي پيش نياز اين فعاليت ها است. سرمايه گذاري براي توسعه تکنولوژي اطلاعات آموزشي در امريکا در سال 1997 - 17 ميليارد دلار و در سال 2004 به 33 ميليارد دلار افزايش رسيده است8.

رقابت در زمينه توليد اطلاعات بين شرکتهاي توليد کننده اطلاعات بسيار افزايش يافته است. اکثر صاحبنظران امر آموزش پيش بيني مي کنند که اين روند درصد بالائي از آموزش را در بخود اختصاص خواهد داد و باعث يک تغيير اساسي در تغيير شکل آموزش از انچه تا کنون بوده است خواهد شد. اساتيد تعليم و تربيت معتقدند با افزايش دامنه بيش از حد تخصص و ريز شدن نمي توان به درجه بندي مدارک موجود دانشگاهي اکتفا کرد. آنها چهارچوب کنوني را پاسخگوي توسعه دانش و خرد شدن مباحث ان نميدانند و معتقدند ادامه اين سيستم با اتلاف وقت فراگير رو برو خواهد بود. خرد شدن اجراي علم و چگونگي پرداخت به ان نيازمند دگرگوني اين سيستم است اما پاسخ آن به سرعت تحولات تکنولوژيک و چگونگي توسعه توليد اطلاعات مربوط به آن است. اين مباحث باعث شده است که صاحبان وارد شده درتوسعه آموزش مجازي شرط اول را عدم هر گونه صرفه جوئي در توليد نرم افزار و سخت افزار مربوط به آموزش مجازي قرار دهند چون هرگونه کمبود باعث کندي اين تکنولوژي و عقب افتادگي از رقبا است. انها مي دانند که سرمايه گذاري علاوه بر اينکه سود آور خواهد شد معضل بزرگ جهاني را در همه اماکن ساده خواهد کرد. نتيجه يک بررسي نشان مي دهد سرمايه گذاري براي توليد اطلاعات در آمريکا و کانادا براي هر ساعت حد اقل 15000$ و حد اکثر 30000$ هزينه در بر دارد در حالي که همين مطالعه در مورد فروش اطلاعات در زمينه آموزش مجازي نشان مي دهد فروش توليدات آموزش مجازي در سال 2002 بيش از 2.4 ميليارد دلار بوده و در سال 2003 تا 50 درصد افزايش داشته است. بخشي از اين بررسي حاکي است در آمد يک ترم دانشگاه بريتيش کلمبيا براي 10هزار دانشجو بيش از 50 ميليون دلار بوده است. اين دانشگاه در حال حاضر روي سايت مجازي webCT بيش از يک ميليون و دويست هزار دانشجو در حال آموزش دارد9.


استدلال هاي اين تكنولوژي‌ بايد توجه‌ كشورهاي‌ جوان‌ راكه‌ امكانات‌ خدمات آموزشي‌ انها نمي‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را راضي‌ كند بيش‌ از همه‌ برانگيزاند. چون‌پس از يک سرمايه گذاري صحيح هزينه‌ هاي‌ اين‌ نوع اموزش‌ با توجه‌ به‌ تاثيرات‌ ان‌ بسيار ارزان‌ و قابل‌ توجه‌ خواهد بود. با كمترين‌ امكانات‌ دستيابي‌ به‌ شاخصه‌ هاي‌ قابل‌ قبول‌ اموزشي‌ در گستره‌ ائي‌ عظ‌يم‌ در اقصا نقاط‌ دنيا فراهم‌ خواهد شد. در اين‌ مجموعه‌ با توجه‌ به‌ ضعف‌ آرمان‌ شهري‌ اموزش‌ سنتي‌ در اين‌ شيوه‌ اماکن دور دست فراموش‌ نمي‌ شوند. آرمان‌ شهري‌ جزء خصوصيات‌ اين‌ ط‌رح‌ نيست‌ و نقاط‌ دور و نزديك، شمال‌ وجنوب‌ مي‌ توانند با سرمايه‌ گذاري‌ مساوي‌ در يك‌ حد از نتايج‌ ان‌ بهره‌ مند شوند.


در نتيجه بديهي‌ است‌ استدلال‌ نظ‌ام‌ هاي‌ اموزشي‌ دنيا براي‌ تغيير به‌ عوامل‌ مختلفي‌ همچون‌ تغيير سياستهاي‌ كلان‌ اجتماعي‌، پيشرفت‌ هاي‌ علم‌ جديد، سود اور نبودن‌ دست‌ اورد هاي‌ علمي‌ قبلي‌،‌ حذف رشته هاي غير اقتصادي، توزيع‌ دانش‌ اجتماعي‌، جبران‌ كمبود هاي‌ بحران‌ زا در جامعه‌، تغيير سياست‌ هاي‌ فرهنگي و... بستگي‌ دارد . تغيير نظ‌ام‌ اموزشي‌ در جهان‌ بر اساس‌ راه‌ كارهاي علمي‌، فرهنگي، اجتماعي‌ و سياسي قابل‌ تغيير است‌. به اين معنا که آموزش بايد يک ارتباط زنده با جامعه داشته و همگام با مسائل اصلي پيشرفت کند. هرچند لازم است جوامع آموزشي بخش عمده ائي از تعيين مسير جامعه را در دست داشته باشند ولي اين فرماندهي از دهه 50 ميلادي به بعد از ارتباط خود با اين مراکز کاسته و عوامل موثر ديگر اجتماعي اين فرمان را مهار و بدست خود گرفته اند. شايد اين رابطه عادلانه توصيف نشود ولي وجود اين مديريت علاوه بر وابستگي به هر يک از اين عوامل باعث سرعت در پيشرفت و عملي شدن ان در ارتباط با جامعه شده است. روز به روز بازار علم نيز به بازار جهاني نزديک مي شود. علم وبازار دو شريک مستقيم شده اند که در اين سود دهي مشارکت دو طرفه دارند و مخاطبين يکديگر را راضي مي کنند. در جامعه اطلاعات محور کنوني دو جامعه وجود دارد جامعه فقير و غني اطلاعاتي، جامعه غني جامعه‌اي است که از مهارت هاي علمي و فني خود در عمل استفاده مي کند و جامعه فقير جامعه اي است که روزبه روز از انسان قرن جديد و مهارتهاي مربوط به ان فاصله مي گيرد. مسلما بخش‌ مهمي‌ از اين‌ تغييرات‌ دست‌ خوش‌ پيشرفت‌ عوامل‌ جهاني‌ است‌ ولي‌ نبايد فرايند عامل‌ پر هزينه‌ ائي‌ به‌ نام‌ اموزش‌ را جداي‌ از نيازهاي‌ اجتماعي‌, اقتصادي‌ و فرهنگي‌ يك‌ كشور مورد بررسي‌ قرار داد و در پوسته ائي جداي از فعاليت هاي جهاني علم موضع گرفت. تکثر و تنوع عامل ذاتي علم و دانشگاه است. در سال 1842 دانشگاه هاروارد از پذيرش دانشجويان ايالات ديگر مغرور بود در ان زمان وقتي اين دانشگاه سه دانشجوي ويرجينيائي را پذيرفت انها را تحقير مي کرد پس از مدتي علاوه براينکه دانش انها شاخص شد تاثير قابل ملاحظه ائي بر آموزش اين دانشگاه گذاشت و باعث يک خط مشي آموزشي جديد در اين دانشگاه شد10. علم جداي از تحولات جديد و روز امد شدن و ورود در وادي پژوهش، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع به کارگاهي تبديل شده که وسائل ازمايشگاهي ندارد و براي آزمون تجربيات خود قاصر و بديهي است محصول ان صرفا ورشکستگي و بيکاري است.

توليد اطلاعات بعنوان شاخص اوليه آموزش مجازي در کشور نياز به يک فعاليت جمعي دارد. با توجه به اينکه اصل اطلاعات نزد نخبگان و دانشوران کشور است در اين راه بهترين پيشنهاد راه اندازي اين فعاليت همراه با فعاليت هاي جهاني وبهره گيري از اين عزيزان است. البته اکثر دانشگاه هاي جهان علاوه بر اينکه بيشترين استفاده را از يارانه هاي اختصاص يافته دولت و بخش خصوصي در اين زمينه مي برند اينده دانشگاه هاي خود را کوچک شدن فضاي فيزيکي و بزرگ شدن گستره جهاني ان پنداشته و همراه با توسعه اين دانش از فعاليت هاي عمراني خود کاسته و در اين زمينه سرمايه گذاري مي کنند. صاحبان اطلاعات و علم دريافته اند که اين اقدام به سرانجام خواهد رسيد. لذا اکثر به اين نتيجه رسيده اند که در اين راه سهيم شوند. دانشگاه ها و مراکز عالي براي آموزش هاي فني مورد نياز انها سرمايه جدي را در نظر گرفته و اکثر اساتيد خود را براي ارائه جهاني اين تکنولوژي اماده مي سازند. بديهي است اگر هزينه اين سرمايه گذاري در دانشگاه هاي کشور صرف شود علاوه بر ايجاد زمينه هاي فرهنگي توسعه فناوري اطلاعات، با توجه به نياز ده برابر کشور مي تواند از هر نوع بيکاري اصحاب علم که احتمالا نگران خطرات اين تکنولوژي و اينده خود هستند پيشگيري کند. در اين راه همچنين مي توان اعضاي هيأت علمي دانشگاه هاي کشور را که بيش 98 برابر علاقمندان به ورود دانشگاه ها هستند براي توسعه سريع اين مهم سازماندهي نمود. اين تلاش براي جلوگيري از سود جوئي افرادي را که احتمالا بودجه اختصاص يافته به تکنولوژي جديد را چپاول خواهند کرد بهترين روش عملي خواهد بود.

در هر صورت ما بايد بپذيريم اين راه سپري شده و اين کودک براه خواهد افتاد. در بخش آموزش مجازي خريد تکنولوژي ساده ترين راه است. پرداختن به مسائل جنبي فن آوري اطلاعات و صرفا خريد و واردات سخت افزار و راضي شدن به ارائه گزارش هاي ان بعنوان فعاليت هاي اساسي، ما را از توليد اطلاعات اثر بخشي هاي داخلي واستقلال در برابر نمونه‌هاي خارجي ان دور مي کند. کندي در شروع، عدم سازماندهي و مديريت در اين مورد ما را مجبور به از بين بردن بودجه هاي کلان داخلي و خريد نمونه هاي نا هماهنگ خارجي با فرهنگ ملي مان خواهد ساخت. اين بي توجهي باعث مي شود از ابتدا بدليل ندانم کاري بازار اين فعاليت را در دست دانشگاه‌هاي خارجي قرار داده و اولين دانشگاه‌ها را در خارج تاسيس کنيم يا پس از مدتي به خريد و ترجمه آن مجبور شويم. همه اين نکات هم اکنون بازار مغشوشي را در کشور بوجود آورده است. سبقت مديران کشور براي خريد اين تکنولوژي که اکثرا از چهار چوب آن جدا و بي اطلاع هستند به صرف تعريف از ظواهر ان، حتي امکان هر گونه رابطه صحيح با دانشگاه‌ها و مؤسسات موثر خارجي را از بين برده است.
انچه مسلم است از اين بازار مکاره نيز بجز سود جويان کسي بهره نخواهند برد. پيش بيني اين اقدامات نشان خواهد داد پس از مدتي پذيرش دانشجو براي دانشگاه هاي خارجي که هم اکنون در کشور فعال شده اند با بهائي باندازه دانشگاه هاي ازاد و بخش خصوصي داخلي مقرون بصرفه خواهد بود. ولي بايد گفت ان زمان براي رقابت خيلي دور و به قيمت از دست دادن بسياري از انديشمندان کشور تمام خواهد شد.

منابع

شوراي اطلاع رساني ، 30 خرداد 1381، نوع و نسبت حجم استفاده از سرويس هاي مختلف اينترنت

* مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش .
فقط فارغ التحصيلان دوره روزانه .
فارغ التحصيلان دوره نظام قديم فقط در سرجمع واجزاي آن منظور شده است.
آمار ارائه شده مربوط به دوره هاي روزانه و شبانه مي باشد.

* مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي
وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري .
وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري.
موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي

ماخذ- دانشگاه آزاد اسلامي،‌مرکز اطلاعات، آمار و کامپيوتر.

Bowen,W.G.,&Bok, D., 1998, The Shope of the Rive:Long-term Consequences of Considerinr Race in College and University Adminission. Nj: Princeton University Press.

Goodridge Elisabeth, May 13, 2002, E-Learning Struggles To Make The Grade
http://www.informationweek.com/story/IWK20020509S0011

McCann Benjamin, May, 2001, VIRTUAL CAMPUS:
Underlying Technologies and Model Development, university of wollongong

InterWise, Inc. and Morgan Keegan, 2/12/2002,Taking the First Steps A Checklist to Choose a e-Learning Live, http://www.digitalpipe.com/pdf/dp/white_papers/e_learning/interwise.pdf

Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, March 10, 2003, Elearning helps companies capture the knowledge of retiring employees and gain competitive edge, www.informationweek.com

Universitas 21,(2002) 'Introduction', http://www.universitas.edu.au/

Yair Levy, (2002) AN OVERVIEW OF NEXT-GENERATION INTERNET BASED DISTANCE LEARNING SYSTEMS, Florida International University, College of Business Administration

سوتيترها
اين سازمان براي توسعه اموزش م

جامعه اطلاعاتی و آموزش الکترونیکی

تکفا - لطفاً ضمن معرفي خود، سوابق تحصيلي و كاريتان را بيان فرماييد.
احمد فهيمي‌فر متولد 1331 هستم. تحصيلاتم در رشته‌ي مهندسي عمران در سطوح ليسانس، فوق‌ليسانس و دكتري مي‌باشد. سوابق آموزشي، تحقيقاتي و اجرايي نسبتاً طولاني دارم كه عمدتاً در ارتباط با رشته‌ي مهندسي عمران است. در حال حاضر مسئوليت دانشگاه صنعتي اميركبير را به عهده دارم.

جامعه‌ي اطلاعاتي چه جامعه‌اي است؟
در يك جامعه اطلاعاتي آنچه اصل و بنيان هر گونه تعامل در چه بْعد آموزشي، چه تجاري يا فرهنگي و يا حتي در سطح دولت‌ها و ... را شكل مي‌دهد، اطلاعات مي‌باشد. به زبان ساده همان‌گونه كه يك جامعه انساني، در هر سطحي از دانش و فناوري، فرهنگ و تمدن كه باشد، بدون دسترسي به هوا و اكسيژن، لحظه‌اي نمي‌تواند به حيات وزندگي خود ادامه دهد؛ موجوديت يك جامعه‌ي اطلاعاتي نيز بدون عنصر اطلاعات يا Information بي‌معنا و ناممكن خواهد بود.

پيش‌نيازهاي آموزشي ما براي رسيدن به چنين جامعه‌اي چيست؟
آنچه مسلم است، براي دست‌يابي به چنين جامعه‌اي، ما نيازمند آموزش نه فقط در سطوح عالي و دانشگاهي، بلكه در كليه‌ي سطوح جامعه مي‌باشيم و اين امري بديهي است. اما نكته‌اي كه مطرح مي‌باشد اين است كه صرف رسيدن به چنين جامعه‌اي، مشكل‌گشاي مسايل يا تسهيل‌كننده‌ي موانع نخواهد بود. به عنوان مثال تشكيل جوامع مختلف انساني در نقاط مختلف كره‌ي زمين نتوانست به تنهايي پاسخ‌گوي مشكلات نسل اولين بشر باشد. بنابراين نه تنها بايد به پي‌ريزي چنين جامعه‌اي انديشيد، بلكه بايستي لزوم بنا نهادن اركان و شالوده آن به گونه‌اي مطلوب، متكامل و متناسب با ويژگي‌هاي بومي جامعه‌ي كنوني‌مان را مد نظر داشته باشيم و اين نيازمند تدوين يك استراتژي آموزشي مدون و مشخص در كليه‌ي سطوح جامعه خواهد بود.

چرا خروجي مراكز آموزش متوسطه و آموزش عالي دانشگاه‌ها با نياز صنعت ICT تطابق ندارد؟ به طوري كه صنعت ICT شديداً به دنبال نيروي متخصص است و از طرفي با بحران بي‌كاري مواجهيم.
البته عدم تطابق و تناسب آموزش در سطوح متوسطه و عالي با نيازهاي صنعت در كشور، متأسفانه فقط گريبانگير بخش ICT نيست و اين مسأله‌اي است كه سال‌هاست مورد بحث محافل علمي و صنعتي در شاخه‌هاي مختلف قرار دارد. يكي از عمده‌ترين مشكلات موجود در اين زمينه مربوط به كمبود اساتيد مي‌باشد. اين امر به ويژه در بخش ICT با توجه به جوان بودن آن بيشتر به چشم مي‌خورد. مسأله‌ي دوم اين است كه آموزش امري زمانبر است و راه‌اندازي يك رشته‌ي دانشگاهي حداقل بعد از 4 سال خروجي مؤثر و مسلماً آن هم در سطح محدود خواهد داشت. مورد ديگر مربوط مي‌شود به سير سريع تحولات در اين شاخه از فناوري كه مسلماً آموزش سنتي نمي‌تواند پاسخ‌گوي اين روند رشد و هماهنگ با آن باشد.
چالش سوم نيز برمي‌گردد به مسأله‌ي مهاجرت مغزها. در حال حاضر بيشترين ميزان جذب متخصصين خارجي در كشورهاي صنعتي جهان و حتي كشورهاي در حال توسعه چون مالزي، سنگاپور و ... مربوط به شاخه‌هاي مختلف مهندسي كامپيوتر و فناوري اطلاعات مي‌باشد. اين در حالي است كه بيشترين ميزان مهاجرت متخصصين در كشور ما كه داراي رتبه‌ي اول در از دست دادن مغزهاست مربوط به اين شاخه است.
در زمينه‌ي بحران بي‌كاري نيز مسأله‌اي كه به وضوح به چشم مي‌خورد، عدم داشتن تخصص از سوي عمده قشر بي‌كار جامعه مي‌باشد. توجه داشته باشيد كه از ديد صنعت، داشتن تخصص لزوماً به معني داشتن مدرك و يا بالعكس داشتن مدرك لزوماً به معني داشتن تخصص نيست.
مسأله‌ي ديگر در رابطه با عدم مديريت مؤثر در بخش صنعت ICT مي‌باشد. مسلماً از مديري هر چند باتجربه كه سابقه‌اي در بخش ICT نداشته و يا تحت آموزشي هدفمند در اين زمينه قرار نگرفته، نمي‌توان انتظار چنداني داشت.

آيا روي آوردن به E-learning مي‌تواند راه‌گشاي اين معضل باشد؟
مسلماً آموزش الكترونيكي با ويژگي‌هاي خاص خود مي‌تواند با از ميان برداشتن بسياري از مشكلات فوق و فراهم آوردن بسياري امكانات ديگر، نه تنها اين معضل را در اين بخش مي‌تواند حل نمايد، بلكه در ساير زمينه‌ها نيز نقش موثري ايفا مي‌نمايد.

آيا E-learning مي‌تواند زمينه‌اي براي آموزش‌هاي اختصاصي در سطح ابتدايي و متوسطه و عالي فراهم آورد؟
اگر منظور از آموزش اختصاصي را همان تدريس خصوصي بدانيم، بايد گفت كه اتفاقاً يكي از موارد كاربرد آموزش‌هاي الكترونيكي ارايه‌ي خدمات كمك‌آموزشي و تقويتي به داوطلبان در سطح مختلف است. البته در سطح ابتدايي اين كار به دليل فراهم نبودن زمينه‌هاي معلوماتي دانش‌آموزان در حال حاضر مشكل است.
در سطح آموزش‌هاي دانشگاهي، استفاده از آموزش‌هاي الكترونيكي مي‌تواند هم به عنوان كمك در آموزش و در كنار دروس واقعي ارايه شود و هم به صورت يك درس مستقل و كامل در اختيار دانشجويان و داوطلبان قرار گيرد.

اگر چنين است، آيا فري به حال تهي‌ي محتواي اين دروس شده است؟
مسلماً. اما ديدگاه ما در اين زمينه بيشتر توجه به جنبه كيفيت و استفاده‌ي هرچه بيشتر از امكانات آموزش الكترونيكي بوده نه جنبه‌ي كمي آن. صرفاً قراردادن متن دروس بر روي وب تحت عنوان ارايه‌ي يك درس به صورت الكترونيكي، نه كاري پيچيده است و نه مزيت محسوسي نسبت به آموزش معمولي داراست.

زيرساخت‌هاي مورد نياز براي بسترسازي آموزش الكترونيكي كدامند؟
اين زيرساخت‌ها عبارتند از:
1. زيرساخت‌هاي سخت‌افزاري و شبكه
2. زيرساخت‌هاي نرم‌افزاري براي مديريت و به كارگيري سيستم‌هاي مختلف آموزشي در محيط الكترونيكي و ابزارهايي براي توليد و مديريت محتواي آموزشي در اين محيط
3. زيرساخت‌هاي مغزافزاري براي تهيه‌ي محتوا و مديريت مؤثر آموزش در محيط مجازي

چه اقداماتي در سطح آموزش عالي در رابطه با E-learning صورت گرفته است؟
وزارت علوم در قالب طرح تكفا، برنامه‌هاي را در دست اقدام دارد.

مفهوم آموزش مجازي چيست؟
شيوه‌اي از آموزش كه در آن با به كارگيري يكي از انواع رسانه‌هاي الكترونيكي، افراد مورد آموزش قرار مي‌گيرند.
اين رسانه‌ي الكترونيكي مي‌تواند اينترنت، اينترانت، اكسترانت، ويديو، ضبط صوت، تلويزيون ، لوح فشرده ... باشد. در حقيقت آموزش الكترونيكي زيرمجموعه‌اي است از دو گستره‌ي بزرگتر يعني فناوري اطلاعات و متدولوژي آموزشي كه در مجموع امكان آموزشي افراد را در هر زمان يا مكان با شيوه و سرعت دلخواه فراهم آورده است. هرچند برخي از صاحب‌نظران معتقدند كه موفقيت اين شيوه‌ي آموزشي را تنها زماني مي‌توان تائيد نمود كه ديگر با نام جداگانه‌اي مورد اشاره قرار نگرفته و به عنوان يك محيط آموزشي كامل و فراگير جايگزين شيوه‌هاي سنتي گردد. اما بسياري بر اين باورند كه شيوه‌هاي آموزشي تركيبي، بازدهي بالاتري را نشان خواهد داد.

چالش‌هاي فراروي توسعه‌ي آموزش‌هاي مجازي در ايران كدامند؟
مهم‌ترين اين موانع عبارتند از:
- عدم تدوين استراتژي مشخص در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي
- محدوديت در حجم و كيفيت محتواي آموزشي و انتقال آن با استفاده از خطوط موجود (خطوط كم‌سرعت)
- عدم فراهم بودن بسترهاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري مناسب، با كيفيت بالا و امنيت لازم
- كمبود منابع مغزافزاري در اين زمينه
- عدم گسترش فرهنگ استفاده‌ي صحيح مؤثر از آموزش الكترونيكي (و به طور كلي فناوري اطلاعات) در امور آموزش.

آموزش عالي چه اقداماتي در راستاي توسعه ICT انجام داده است؟
ظاهراً كميته‌هاي كاري متعددي در اينم زمينه تشكيل داده است كه از نتايج آنها مطلع نيستيم.

چه مبلغ از بودجه‌هاي اختصاص‌داده شده از تكفا تا به حال هزينه شده و در چه قسمت‌هايي؟
در اين زمينه اطلاعات دقيقي ندارم. بهتر است مسئولين سازمان مديريت و برنامه‌ريزي مرتبط با اين بخش پاسخ دهند.

لطفاً در رابطه با آخرين اقدامات انجام شده براي راه‌اندازي دانشگاه مجازي در دانشگاه اميركبير توضيحاتي بفرماييد.
تحليل نيازهاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري صورت گرفته است و خط‌مشي دانشگاه براي كوتاه‌مدت و بلندمدت معين شده است. در كوتاه‌مدت ابتدا سعي در تهيه و نصب نرم‌افزار مربوطه مي‌شود و سپس در طول هر ترم بين 5 تا 10 درس به صورت مجازي بر روي شبكه قرار مي‌گيرد. اولويت با دروسي خواهد بود كه اولاً مخاطبين بيشتري را پوشش دهد و ثانياً اساتيد دروس مربوطه مايل به همكاري باشند.
در بلندمدت سعي مي‌گردد كليه‌ي دروس رشته‌هاي كارشناسي ارشد و كارشناسي پرطرفدار به صورت مجازي ارايه گردد.

آموزش اينترنتي در ايران و مواجه ان با فرايند هاي تکنولوژيک جهان

تکفا - علي اصغر فرامرزيان -از ابتدا سعي ندارم وارد يک وادي انتقادي شوم ولي بررسي موضوعي را که انتخاب کردم بدون ذکر خصوصيات آموزش عالي کشور ناقص خواهد ماند. مقايسه موجودي نظام آموزشي کشور با نظام حاصل متولد شده از بازسازي نظام جهاني که از ان شرحي خواهد گذشت مقدور نيست مگر اينکه به مشکلات ان توجه شود. همگان م? پذيريم که دير? است نظام آموزش عال? کشور توانائ? پذيرش حد اکثر 10 درصد ازعلاقمندان به اموزش عالي را داشته است. شايد اين آمار بخودي خود براي هر گونه توضيح و توجيه توسعه براي آموزش کشور کافي باشد اما بدون توجه به خصوصيات علمي، فرهنگي و سياسي نظام آموزشي عالي نمي توان به راه حل اين مشکل در ايران پرداخت لذا در ابتدا به مشکلات اصلي و اساسي نظام آموزش کشور در چهار بخش علمي، فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي کشور اشاره ائي کلي، خلاصه و گذرا خواهم داشت.

الف: مشکلات علم?
احتمالا اكثر کارشناسان شك‌ ندارند كه‌ نظ‌ام‌ كپي‌ شده آموزش? ايران‌ پس‌ از توسعه‌ صنعت‌ چندين سال بعد از رونق گرفتن دانشگاه در اروپا پايه‌ ريزي‌ شده‌ وهميشه محدوديت ها و نيازهاي قابل توجه ان بعلت قطع رابطه با کاربرد هاي اجتماعي اجازه ارزيابي و بازسازي به ان را نداده است. بمرور زمان مبناي‌ ان بدون بازنگري تبديل به يك‌ آموزش‌ سنتي‌ براساس‌ تربيت‌ فراگيران‌ شاغل‌ در نظ‌ام‌ اداري شده و دو عامل اساسي و وجودي، وارداتي خود يعني صنعتي‌ و كشاورزي‌ را فراموش کرده است. محصول‌ آموزش يافته اين‌ سيستم‌ در ايران با بليعدن 10 درصد موفق دانش آموختگان کشور انها را براي يک نظ‌ام‌ اداري‌ که قاصرازهر گونه خدمت به توليدات صنعت‌ وكشاورزي‌ است تربيت کرده و بدليل عدم چالش بين علم آموختگان در صحنه علمي و عملي کشور روز به روز از کيفيت علمي مراکز آموزشي کاسته است.

ب: مشکلات فرهنگي
فرهنگ‌ كار راحت، عدم‌ علاقمندي‌ به‌ كار توليد وخدمات‌ در بين‌ فارغ‌ التحصيلان‌ اموزش‌ عالي‌ و ترويج پشت‌ ميز نشيني‌ از مهمترين‌ دستاوردهاي نظام آموزش عالي کشور بوده است‌
هم اکنون نِيز نظام آموزش? کشور تابع? از گذشته است و کماکان راه متفاوت? را ط? نم? کند. نخبگان و دولت دو لبه اره ائ? هستند که بدون تعيين يک راه کار صحيح با پر کردن ظرفيت آموزش? بدنه آموزش کشور را فرو م? ريزند. نظام آموزش? بعنوان مهمترين عنصر کار و توليد، ايستا و قادر نيست قشر جوان کشور را با فرهنگ سازندگ? اشنا کند. پاک کردن غبار فرهنگ پشت ميز نشين? و توسعه نظام ادارا? از افکار و آعتقادات نظام آموزش? ما شده و تکرار کننده شيوه هاي گذشته است. فعاليت ها? توليد? و خدمات? بعنوان مهمترين نيازها? جامعه روز به روز احترام اجتماعي خود را از دست داده ونقش آموزش در انها بيرنگ و کوچک م? شود. کليه اين عوامل دست به دست هم مي دهند که الگوي فرهنگ توسعه و سازندگ? در اين جامعه جوان تبديل به يک باور نشود و فراگير نخبه علاوه بر اينکه خود نوع دانش مورد علاقه اش را انتخاب نم? کند، هيچ تحليل? از اينده ندارد و نظام نيز هيچ راهي را براي استفاده متناسب از توانائي هاي او به او پيشنهاد نمي کند.

ج: مشکلات اجتماع?
ادامه تحصيل بعلت پيروي از الگوها? غلط به يک? از بزرگترين استرس ها? اجتماع? تبديل شده است. تلاش اجتماع? به عهده والدين گذاشته شده، جوانان با کار بيگانه شده اند و انگاري بجز تحصيل بي هدف هيچ وظيفه اجتماعي بر دوش ندارند. يک? از بزرگترين نگران? ها? اعضا? خانواده ها قبول? فرزندان در دانشگاه است، بخش زياد? از در آمد خانواده هزينه تحصيلات فرزندان م? شود وما حصل ان بيکار? اجتماع? و متوقف شدن فعاليت اجتماع? در بخش توليد و خدمات است.

د: مشکلات اقتصاد?
عدم تناسب محصول آموزش عال? کشور با نيازهاي اجتماعي و عدم تزريق عادلانه اين محصول در بخش خدمات و توليد باعث خسارتهاي کلان اقتصادي در كشور است‌. جذب‌ بيشترين‌ دانش‌ اموختگان‌ عالي‌ كشوردر نظام ادار? و بايگاني کردن نخبگان کشور در فايل دولت نه‌ تنها نظام ادار? را كاملا نا كارآمد کرده بلكه‌ بيش‌ از 50 درصد هزينه‌ جار? کشور‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است. بدين معنا که آموزش ما در خدمت هزينه کردن سرمايه کشور برا? نخبگان ول? بدون انتظار ازارائه کار مفيد ازاين قشر کارآمد است، به لفظ? ديگراين شيوه افراد مستعد کشور را در قالب? مسدود و غير کارا فرو برده است. صنعت‌ كه‌ موثر ترين‌ بخش‌ دانش‌آموختگان‌ كشور را جذب‌ كرده از جمعيتي‌ كمتر از پنج‌ درصد فارغ‌ التحصيلان‌ اموزش‌ عالي‌ سود مي‌ برد و كشاورزي‌ از استفاده‌ بيش از دو درصد اين‌ دانش‌ اموختگان‌ محروم‌ است‌. ميلياردها سرمايه‌ گذاري‌ براي‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ كشور با جذب‌ اين‌ تعداد فارغ‌ التحصيل‌،‌ نظ‌ام‌ آموزش‌ عالي‌ كشور را تبديل‌ به‌ يك‌ سرمايه‌ گذار? غير اقتصادي و بيهوده‌ كرده‌ است‌.

اين خصوصيات نظام آموزشي کشور را از درک يک معماري جديد براي بازسازي و روزآمد کردن يک نظام آموزشي دور کرده است. ايران با داشتن 7/18 ميليون دانش آموز، 8/4 ميليون جمعيت پشت کنکور? و 2/8 ميليون نفر کودک? که هنوز به مدرسه راه نيافته اند با توجه به مشکلات فوق بعنوان يکي از جوانترين کشورهاي دنيا نيازمند آموزش است. بديه? است اين امار هيچ استدلال? را نياز ندارد تا اهميت آموزش درکشور را بيان کند. عل? رغم مشکلات فراوان? که برا? فراهم اوردن تسهيلات اموزش? اين جمعيت مد نظر است بايد توجه داشت برا? کشور? که داعيه تربيت يک نسل جديد را دارد در يک برنامه ريزي منطقي، جوان? بودن چنين جامعه ائ? م? تواند يک? از ويژگيها? ان محسوب شود.

يک و نيم ميليون نفر آموزنده در کشور تصد? آموزش 20 ميليون فرا گير را بعهده دارند. نياز به کلاس درس روز به روز افزايش مي يابد بنا ها? فيزيک? فراوان در اقصا نقاط کشور توسط دانشگاه ها? دولتي،‌ آزاد، پيام نور و... در حال تاسيس هستند. کارشناسان متعقدند که نظام آموزش? در کشور با هزينه ائ? فراوان پايه ائ? سست را بنا نهاده و با چنين سرمايه گذار? کما کان آموزش عال? کشور قادر نيست بيش از ده درصد علاقمندان به آموزش را بپذيرد.


فارغ التحصيلان دوره متوسطه
جمع

سال تحصيلي

دختر

پسر

جمع

75820
83359
159179
66-1365 (1)
111683
136649
248332
71-1370(1)
245685(2)
199018(2)
444703(2)
76-1375(1)
369207(2)
271742(2)
640949(2)
77-1376(1)
321575(2)
260836(2)
582411(2)
78-1377(3)
395547(2)
316035(2)
711582(2)
79-1378(3)
449966
357028
806994
80-1379(3)
مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش . (ر.پ).

در سال تحصيلي 1380 -81 دانشگاه هاي کشور بيش از يک و نيم ميليون دانشجو را در خود جاي داده اند. ظرفيت صندلي هاي دانشگاه ها تکميل است و اين دانشگاه ها بيش از اين ظرفيت ندارند، افزايش اين ظرفيت خصوصا در ده ساله گذشته با کاهش کيفيت علمي در کشور همراه بوده است.
سالانه بيش از هشتصد هزار نفر از دوره متوسطه فارغ التحصيل شده و به خيل علاقمندان به دانشگاه در ايران اضافه مي شود اين تعداد با ميانگين افزايش بيش از 30 درصد در سال به چهار ميليون و هشتصد هزار نفر متقاضي ورود به دانشگاه مي پيوندد. بدين صورت مي توان گفت با معادلات رشد جمعيت در ايران افزايش ميانگين فارغ التحصيل سالانه بيش از يک ميليون خواهد بود و اين رقم رشد تا سال 2021 قطعي وادامه دار است. بر اساس اين امار افزايش نياز دانشگاه در ايران بيش از 9 برابر نياز جامعه جهاني است.

دانشجويان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاهها و مراكز آموزش عالي(1)
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

378365
381505
759870
81-1380
مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي .
به استثناي دانشگاه آزاد اسلامي.
دانشجويان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاه آزاد اسلامي
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

390068
416571
806639
81-1380
مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامي.
مركز اطلاعات ، آمار و كامپيوتر

فارغ التحصيلان سطوح مختلف تحصيل
دانشگاهها و مراكز آموزش عالي(1)
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

57778
72633
130411
80-1379
مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي .
به استثناي دانشگاه آزاد اسلامي.
فارغ التحصيلان سطوح مختلف تحصيلي
دانشگاه آزاد اسلامي
جمع

سال تحصيلي

زن

مرد

جمع

86481
109581
196062
1380-81
مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامي.
مركز اطلاعات ، آمار و كامپيوتر

آمار فارغ التحصيلان کمتر از 18 درصد از صندلي هاي اشغال شده در دانشگاه است. جالب توجه است که در سه ساله گذشته تعداد فارغ التحصيلان کمتر از 50 درصد دانشجوياني است که صندلي هاي دانشگاه را اشغال کرده اند.

همه اين عوامل بيان از يک نياز معجزه آسا براي راه حل معضل آموزش عالي در کشور دارد و اين ممکن نيست بجز از طريق يک تحول اساسي که بتواند بلحاظ کمي و کيفي پاسخگوي نياز اموزش عالي در کشور باشد. انچه مسلم است توسعه آموزش عالي بايد از يک راه کار اصلي در کشور پيروي کند ولي اينطور که پيدا است اين مشکل نيز مانند توليد، صنعت، کشاورزي، بيکاري و... تابعي از يک راه حل اساسي نيست و در فعل و انفعال اجتماعي راهي بجز ادامه نيازهاي ان وجود ندارد. لذا جامعه مسئول نظام آموزش عالي ما با فرهنگ موجود در کشور تابعي در بوجود آوردن تسهيلات لازم براي آموزش کشور است. براي توسعه کيفيت دانشگاه هاي فيزيکي کشور حرفي براي گفتن وجود ندارد و شاخصه هاي بررسي ان که در اين مقال امکان پرداختن به ان نيست همه حکايت از افت کيفيت آموزش عالي دارد. لذا حد اقل نتيجه گيري از اين استدلالات اين است که استفاده از شيوه هاي ديگر خسارتي براي کيفيت آموزش عالي کشور در بر ندارد وان را از انچه هست بدتر نمي کند. بديهي است روند موجود پاسخگوي نياز هاي آموزش عالي کشور نيست و راه حل اين نياز در زمان کوتاه به يک معجزه نياز دارد. وجود نزديک به 5 ميليون فرد مشتاق به اموزش و اضافه شدن يک ميليون فارغ التحصيل در هرسال با نياز هاي مشتاقان ان با امکاناتي از قبيل فضا و مکان در وضعيت موجود کشور و بنيه علمي ان نيست و راهي با مشخصات بهتر از توسعه آموزش مجازي براي آن وجود ندارد. در ادامه اين مبحث بايد بگويم که اينجا بحث بر اين نيست که کدام يک از انواع آموزش توانائي حل اين معضل را دارد. بلکه بايد قبل از هر چيز به عدم دسترسي به اين مشکل و عدم فراهم آوردن آن در فضاي فيزيکي دانشگاه هاي کشور اذعان داشت. در اينجا شايد بهتر باشد قبل از اينکه در مورد فلسفه دانشگاه مجازي و فيزيکي، سنتي و مدرن و سود و زيان هر کدام بحث بشود اين نکته مورد بررسي قرار گيرد که ايا راه حل دومي مي تواند براي معضل آموزش کشور وجود داشته باشد يا خير. با توجه به اين مشکلات و دلايلي که براي روشن ساختن اينده اين تکنولوژي بيان ادعا کردم مي‌توان گفت بهترين سرمايه گذاري در آموزش عالي، انتخاب آموزش مجازي باشد چون مي تواند کوتاه ترين و موثرترين راه براي آموزش عالي کشور باشد. اما نبايد فراموش کرد که طي اين راه نياز به يک برنامه ريزي اصولي است تا همانند ديگر سوژه هاي اين کشور تبديل به يک عنصر سود جوئي نشود. بديهي است ورود در اين تکنولوژي قبل از هر چيز نيازمند به توليد اطلاعات است و براي دستيابي به ان بايد از نخبگان کشور و اساتيد دانشگاه استفاده کرد.
در اين راه سرمايه گذاري در زمينه توليد اطلاعات متناسب با تکنولوژي اولين قدم براي ورود در اين خط مشي اساسي است. بديهي است اين مورد نيازمند به سرمايه گذاري و اشراف به يک برنامه ريزي بلند مدت دارد که هزينه هاي ان دور از هر گونه جنجال و سود جوئي بايد پرداخت شود. بطور مثال هر واحد درسي‌ بر اساس‌ مصوبه‌ وزارت‌ علوم‌ نيازمند يك‌ ساعت‌ كلاس‌ درس‌ و دانشجوي‌ ليسانس‌ بط‌ور ميانگين‌ بايستي‌ 136 واحد درسي را طي کند. هردانشجوي‌ فوق‌ ليسانس‌حد اقل ملزم‌ به‌ گذراندن‌ 32 واحد است . در صورتي که هرواحد درسي را 1 ساعت و هر ترم را 17 هفته محاسبه کنيم، در مجموع‌ واحد هاي‌ درسي‌ رشته‌ ليسانس‌ حداقل 2312 ساعت و برابر 138720 دقيقه و فوق‌ ليسانس‌ 918 ساعت‌ برابر 55080 دقيقه است‌. در صورتيكه‌ لازم‌ باشد براي‌ هر دقيقه‌ فيلم‌ اموزشي‌ فقط‌ پانزده‌ هزار تومان‌ سرمايه‌ در نظر گرفته شود. هر رشته‌ ليسانس‌ نياز به‌ سرمايه‌اي‌ برابر 000ر800ر080ر2 و فوق‌ ليسانس‌ 000ر200ر826 تومان‌ دارد.

بديهي است اين نوع سرمايه گذاري ‌پس از طي شدن صحيح اين راه سود آور خواهد بود. در صورتيکه در هررشته‌ ليسانس‌ فقط‌ 1000 دانشجو و براي‌ هر ترم 500 هزار تومان محاسبه شود در آمد يك‌ رشته‌ در يك‌ دوره‌ 4 ساله‌ 4 ميليارد تومان‌ خواهد بود حال اگر اين رقم در تعداد مشتاقان آموزش عالي و بر هزينه سرانه دانشجو در کشور نيز ضرب گردد، شاخص يکي از بهترين معادلات اقتصادي در کشور را نشان خواهد داد.

جهاني شدن
در اين رهگذر معتقدان‌ به‌ جهاني‌ شدن‌ به‌ اينده‌ جهاني‌ مي‌ انديشند كه‌ در قلمرو ان‌ همه‌ چيز در حال‌ انتقال‌ است‌. اينترنت‌ فراهم‌ كننده‌ فضائي‌ حداقل‌ با 65000 بزرگراه‌ است‌ كه‌ مي‌ تواند كليه‌اط‌لاعات‌ را با سرعت‌ 120 هزار مايل‌ در ثانيه‌ براي‌ بيش از يک ميليارد‌ شهروند خود به‌ سراسر جهان‌نقل‌ مكان‌ دهد. اين‌ دهكده‌ هم‌ اكنون‌ تبديل‌ به‌ يكي‌ از پر جمعيت‌ ترين‌ كشورهاي‌ جهان‌ شده‌ ودران‌ شهروندان‌ از نظ‌ر دانش‌، پردازش‌ و اط‌لاعات‌ با يك‌ زبان‌ سخن‌ مي‌ گويند. اعضاي‌ اين‌ جامعه‌ با زبان‌ توليد اشنا هستند و در تلاشند تا جامعه‌ ائي‌ مرتبط‌ را مهيا سازند كه‌ داراي‌ ساختار يك‌ جامعه‌ نوين‌ اجتماعي‌، فرهنگي‌ و اقتصادي‌ باشد و برتعامل‌ ميان‌ فرايند ها و واكنش‌ ها دامن‌ بزند و زير بناي‌ جديدي‌ براي‌ پيوستن‌ به‌ نهادهاي‌ اجتماعي‌ درجهان‌ بوجود اورد.

جهاني‌ شدن‌ واقعيت‌ روبه‌ گسترشي‌ است‌ كه‌ همه‌ عرصه‌ هاي‌ اقتصادي‌ , اجتماعي‌ و فرهنگي‌ جهان‌ را تحت‌ تاثير قرارداده‌ و تمامي‌ كشورها را به‌ گونه‌ ائي‌ با ان‌ درگير كرده‌ است‌. اين‌ فرايند به‌ بركت‌ رشد تكنولوژي‌ همگرائي‌ فراواني‌ بين‌ مشخصه‌ هاي‌ اقتصادي، فرهنگي‌، فني‌ وعلمي‌ جهان‌ بوجود خواهد اورد. ديري‌ نخواهد پائيد كه‌ اين‌ شهروندان‌ بخاط‌ر شاخصه‌ هائي‌مانند انعط‌اف‌ پذيري، ايجاد رقابت‌ وقدرت‌ مديريت‌ بر مولفه‌ هاي‌ توليد ثروت‌ مسلط‌ شوند و با تشكيل‌ كانون‌ هاي‌ تواناي‌ تكنولوژي‌ و بهرمندي‌ از اط‌لاعات‌ پيوسته‌ جهاني‌ بر اجراي‌ كار و فرايند هاي‌ توسعه‌ اقتصادي‌سياسي‌ و فرهنگي‌ اشراف‌ يابند. انها معتقدند بااين‌ پديده‌ در بسياري‌ از زمينه‌ ها نويد بخش‌ تاريخ نمادين‌ و مظ‌هر اينده‌ موهبت‌ اميز ي‌ هستند كه‌ اسط‌وره‌ ها و پيش‌ گوئي‌ هاي‌ تاريخ كهن‌ در ذهن‌ و خيال‌ مردمان‌ پرورانده‌ بود.
سرمايه‌ گذاري‌ فرا ملي‌ در همه‌ بخشهاي‌ اين‌ پديده‌ در زمينه‌ هاي‌ صنايع‌ اط‌لاعات‌، تجارت‌ رسانه‌ ائي‌، ط‌رح‌ ها و برنامه‌ هاي‌ سخت‌ افزاري‌ و نرم‌افزاري‌ خدمات‌ پيشرفته‌, اموزش، توليد كشاورزي، بهداشت، تكنولوژي‌، توليد سنتي‌ و نوين‌، حمل‌ و نقل‌، تجارت‌، توريست‌، اط‌لاعات‌ جنگ‌ افروزي‌ و صلح‌ ط‌لبي‌، چرخه‌ هاي‌ اقتصادي‌ ركود ورونق‌ بازار، مستغلات،‌ محيط ‌زيست‌، مديريت‌، فرهنگ‌ و ...باعث‌ نياز و اجبار به‌ شبكه‌ ائي‌ شدن‌ است‌. اين‌ شهروندان‌ مي‌ اموزند كه‌ براي‌ زندگي‌ در اين‌ شهر بايد رقابت‌ را بپذيرند و رقبا را تحمل‌ كنند. انها اصرار دارند به‌ شهروندان‌ خود بقبولانند كه‌ حاشيه‌ نشيني‌ و فرار از واقعيت‌ هاي‌ مناسب‌ اين ‌توسعه‌ نبوده‌ و خارج‌ از اصول‌ شهروندي‌ در پايگاههاي‌ اط‌لاعاتي‌ است‌.

منتقدان‌منط‌قي‌ ‌با انتقادهائي‌ كه‌ بر اين‌ تحول‌ روا مي‌ دارند بر اين‌ باورند كه‌ بالاخره‌ اين‌ راه‌ سپري‌ خواهد شد و با انگاره‌ هاي‌ خود از اين‌ حقيقت‌ در نمي‌ گذرند. انان‌ براين‌ باورند كه‌ اين‌ تحولات‌ بر زندگي‌ انسان‌ قرن‌ بيست‌ و يكم‌ تاثير گذاشته‌ و نويدها و ابهامات‌ او را تغيير مي‌ دهند . اين‌ پديده‌ به‌ تحولات‌ و تغييرات‌ سرعت‌ مي‌ بخشد ومردم‌ را وامي‌ دارد تا به‌ باز نگري‌ اراء و انديشه‌ هاي‌ خويش‌ بپردازند و ارزش‌ ها و نهادهاي‌ موجود را مورد نقد وبررسي‌ قراردهند و نتيجه‌ مي‌ گيرند كه‌ مسلما در اين‌ رهرو سط‌ح‌ اگاهي‌ و اط‌لاعات‌ همگاني‌ مردم‌ ارتقاء خواهد يافت.

از نتيجه‌ نگاه‌ منتقدان‌ و معتقدان‌ بايد دريافت‌ كه‌ مسلما در اين‌ روند دگرگوني‌هاي‌ اساسي‌ وجود خواهد داشت‌ كه‌ در بين‌ انها پذيرش‌ دگرگوني‌ هاي‌ تكنولوژيك‌ براي‌ همه‌ جوامع‌ موثرتر و گريز نا پذيرتر است‌. پديده‌ اينترنت‌ در فرايند جهاني‌ شدن‌ پويا ترين‌ و جامعترين‌ تحولي‌ است‌ كه‌ بعنوان‌ منبع‌ بزرگ‌ اط‌لاعات‌ جهان‌ هيچ‌ كس‌ نتوانسته‌ اين‌ موفقيت‌ بزرگ‌ تكنولوژيك‌ را ناديده‌ انگارد. به‌ همين‌ دليل‌ اثار و تبعات‌ ان‌ گستره‌ وسيعي‌ را در بر گرفته‌ و امروزه‌ بعنوان‌ تكنولوژي‌ برتر مهمترين‌ عامل‌ پشتيباني‌ اط‌لاعات‌ علمي‌ و هماهنگ‌ كننده‌ اهنگ‌ ان‌ در جهان‌ كنوني‌ شده است‌.

جهش‌ يكباره‌ ابر رسانه‌ اينترنت‌ در دهه‌ اخير راه‌ قرنها را ط‌ي‌ و تابعي‌ از مختصات‌ همه‌ علوم‌ شده‌ است‌. فرهنگ‌ و علم‌ در جهان‌ امروز بعلت‌ فعل‌ و انفعالات‌ سرعت‌ پيشرو اين‌ رسانه‌ بصورت‌ قابل‌ ملاحظ‌ه‌ ائي‌ توسعه‌ يافته‌ و همه‌ انديشمندان‌ معاصر را به‌ يك‌ رقابت‌ جهاني‌ فرا خوانده‌ است‌. اين‌ ابزار در بخش آموزش بيش از همه زمينه‌ ها فزون‌ ط‌لب، گسترش‌ پذير و بسط‌ يابنده اند. منابع‌ و ماخذ به‌ سهولت‌ در اختيار گذارده‌ شده‌، فاصله‌ ها از بين‌ رفته‌ وعامل‌ يافتن‌ براي‌ هر تجسس‌ در هر پژوهش‌ را در كوتاه‌ ترين‌ زمان‌ از منابع‌ و ماخذ موجود در سراسر جهان‌ ميسر ساخته‌ است‌.

بهر حال هزاره جديد از ان جهانيان است و استفاده از پژوهشگراني که مي خواهند آزادانه و جدا از هر گونه مناقشه به مطالعه و تفکر پرداخته و به مفاهيم جديد دست يابند راهي بسيار هموار و صحيح است. واگر اصحاب علم تصميم دارند در چالش کشيدن راست کيشي هاي جهان کنوني از تکنولوژي برتر استفاده کنند بايد در اين وادي قدم نهند.

بدون‌ ورود بيشتر در بحث‌ تئوريك در اين‌ مقال‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسي‌ بيشتر در مورد دلايل مثبت سرمايه گذاري در آموزش مجازي بعنوان راه حل اساسي براي مشکلات آموزشي کشور در بخش آموزش عالي در ايران بپردازم و درآن با نگاهي‌ كوتاه‌ به توسعه‌ تاثير جهاني‌ آموزش‌ مجازي‌ و تاثيرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان‌ بر آموزش کشور خصوصا آموزش عالي‌ تاکيد کنم.

توسعه جهاني آموزش تکنولوژيک
در اين‌ بخش‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسي‌ بيشتر رابط‌ه‌ اينترنت‌ با خلف‌ ترين‌ فرزند خود يعني‌ اموزش‌ بپردازم‌ و نگاه‌ كوتاهي‌ بر تاثيرجهاني‌ توسعه‌ اموزش‌ مجازي‌ و تاثيرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان براين اموزش‌ در جهان داشته‌ باشم .

تخصصي شدن جهان کنوني باعث شده است که روزبه روز نياز به آموزش عالي در جهان جوان کنوني که بيش از 50 درصد ان زير 25 سال سن دارند افزايش يابد. طبق مطالعات جديد هم اکنون 48 ميليون دانشجو در دانشگاه هاي جهان در حال تحصيل هستند. پيش بيني شده است اين تعداد تا سال 2010 به 100 ميليون نفر و در سال 2025 به 160 ميليون نفر خواهند رسيد. (McCann Benjamin, 2001)

انچه ‌در ابعاد جهاني آموزش و ضرورت وجودي ان حتمي است،‌ اين است که توسعه آموزش يک ضرورت جهاني و آموزش مجازي يکي از بهترين راه حل هاي ان است. اين نوع آموزش با اينکه هنوز زمان کودکي خود را مي گذراند‌ براموزش‌ سراسر دنيا تاثير جهان‌ شمول‌ وموثري‌ گذارده‌ است‌ اما در بحث‌ كلان‌ اين‌ پديده‌ ديري‌ نخواهد پائيد تا اين‌ تاثير برابعاد مختلف‌ اموزش‌ حرفه‌ ائي‌ بين‌ المللي‌ چهره‌ موثر خود را بعنوان‌ يك‌ انقلاب‌ اموزشي‌به‌ نمايش‌ بگذارد. مسلما با توجه‌ به‌ رشد روز افزون‌ بهره‌ گيري‌ از اينترنت‌، جهان‌ اموزش‌ بدين‌ دليل‌ كه‌ با خبرگان‌ اجتماعي‌ سرو كار دارد جزو اولين‌ بهره‌ وران‌ از اين‌ ابزار استثنائي‌ خواهد بود. خصوصا اينكه‌ اموزش‌ در اين‌ گذر با يك‌ سرمايه‌ گذاري‌ ارزان‌ و سودمند با اموزش‌ كامپيوتر و نحوه‌ فراگيري‌ استفاده‌ از ان‌ با استفاده‌ از نرم‌ افزارهاي‌ اموزشي‌ به‌ نتايج‌ قابل‌ عرضه‌ ائي‌ دست‌ خواهد يافت‌. به همين دليل همه در حال سبقت گرفتن از يکديگر در اين ارتباط هستند. نتيجه يک تحقيق نشان مي دهد با توسعه آموزش مجازي سرانه روزانه هزينه يک دانشجو در انگليس مي تواند از 320 دلار در روز حد اقل به 20 دلار وحد اکثر تا 30 دلار تقليل يابد1. آموزش از طريق اينترنت پس از مدت کوتاه پس از ايميل دومين مرتبطين را بخود اختصاص داده است (شوراي اطلاع رساني ، 30 خرداد 1381).
با توجه‌ به‌ اين مقدمه‌ بايد بپذيريم‌ كه‌ در فرايند اموزش‌ ، توسعه فعاليت هاي آموزشي يک ضرورت جهاني است. آموزش يكي‌ از موثرترين‌ وبي‌ خط‌ر ترين‌ عوامل‌ مربوط‌ به‌ تكنولوژي‌ ايتنرنت‌ است‌ و به‌ همين‌ دليل‌ شديدا مورد استقبال‌ همگان‌ قرار گرفته‌ و حتي‌ براي‌ مخالفين‌ خود در اين‌ زمينه‌ كوچك‌ ترين‌ ترديدي‌ باقي‌ نگذاشته‌ است‌. سرمايه گذاري در اين امر يکي از مهمترين موارد عوامل اساسي براي ورود و بهره وري در اين بخش حياتي است. اين سرمايه گذاري در اکثر کشورهاي توسعه يافته که حتي دانشگاه هاي آنها کوچکترين مشکل در زمينه ظرفيت پذيرش دانشجو را ندارد به بهترين وجه انجام گرفته است. امريکا در سال 1999 طي يک برنامه آموزشي براي مشاغل آموزش جديد 62 ميليارد دلار سرمايه گذاري کرده است2.
آموزش مجازي مهمترين عامل در توسعه فن آوري اطلاعات است. امروز از آموزش مجازي بعنوان مهمترين عامل توسعه دهنده فن اوري اطلاعات ياد مي شود و فعالين در اين رشته معتقدند با توجه به گفتار اشناي تکنولوژي با اين زبان نظ‌ام‌ اموزشي‌ مجازي‌ محدود به‌ هيچ‌ تخصص، مقط‌ع‌، سن‌ و دوره‌ خاص‌ نيست‌ و با توجه‌ به‌ گستره‌ فعال‌ خود مي تواند اموزش‌ را در همه‌ مراحل و مقاط‌ع‌ فعال‌ كند . بدين‌ دليل‌ كه‌ محدود به‌ مكان‌ و زمان‌ نيست‌ و مي‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را با گزينه‌ هاي‌ ساده‌ تر از انچه‌ كه‌ تا كنون‌ در اموزش‌ مط‌رح‌ بوده‌ است‌ به‌ يك‌ فرا خوان‌ همگاني‌ در موسسات، دانشگاه ها،‌ کارخانجات و ... دعوت‌ كند. مسلما بدين‌ ترتيب‌ با همگاني و تخصصي کردن اين نوع آموزش يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ درمقابل‌ مدرك‌ گرائي‌هاي بدون تخصص خواهد بود. اين نوع آموزش نه فقط در مراکز آموزشي رسمي بلکه در همه موسسات نيازمند به آموزش مورد استقبال قرار گرفته است. بررسي آموزش و مزاياي آن در مرکز آموزشهاي صليب سرخ جهاني نشان مي دهد اين سازمان براي توسعه اموزش مجازي بين سالهاي 2000 تا 2003 در طول 3 سال 10 ميليون دلار سرمايه گذاري کرده است.

توجه‌ به‌ اين‌ نكته‌ لازم‌ است‌ كه‌ ورود دراين‌ سيستم‌ علاوه‌ بر ورود اموزش‌ تكنولوژيك‌ مي‌ تواندعامل‌ مهمي‌ براي‌ افزايش مشاغل در تخصص فن آوري اطلاعات و اموزش‌ مباني‌ تكنولوژي‌ اط‌لاعات‌ و ارتقاي‌ فرهنگ‌ كامپيوتر و اينترنت‌ باشد كه‌ خود داراي‌ اهميت‌ فراوان‌ است‌. اين نوع آموزش شرکت هاي بزرگ جهان را براي فعاليت هاي آموزشي پرسنل خود و ورود به وادي توليد سخت افزار و نرم افزارهاي آموزش علاقمند کرده است. شرکت کداک در سال 2001 در يک برنامه جديد 13.23 ميليارد دلار در زمينه تکنواوژي آموزش جديد سرمايه گذاري کرده و بدين مناسبت 80 هزار نفر متخصص را استخدام کرده است.

اينترنت‌ بعنوان‌ ابزاري‌ برتر در بسياري‌ از مكان‌ ها راه‌ دشوار اموزش‌ را نزديک، هزينه‌هاي‌ آن‌ را ارزان‌، عوامل‌ دست‌ نيافتي‌ را دست‌ يافتني‌ و اهالي‌ علم‌ و تحقيق‌ را به‌ چالشي‌ سود مند فرا خوانده‌ است‌. بايد پذيرفت‌ كه‌ اين‌ چالش‌ تقريبا در بستن‌ راه‌ هاي‌ ديگر به‌ علت‌ ط‌ولاني‌ بودنشان‌ در زمينه‌ هاي‌ تحقيقات‌ و پژوهش‌ بسيار موفق‌ بوده‌ و در ساختن‌ مسيري‌ نوين‌ بهترين‌ و سهل‌ الوصول‌ ترين‌ راه‌ را ارائه‌ كرده‌ است‌. علاوه‌ براينكه‌ امكان‌ رابط‌ه‌ ائي‌ سالم‌ بين‌ همه‌ انديشمندان‌ جهان‌ بوجود اورده‌، انها را از بايگاني‌ كردن‌ علم‌ قديمي‌ خود منع‌ و به‌ روز امد كردن‌ ان‌ تشويق‌ مي‌ كند. در اين راه هيچ يک از مراکز مختلف براي استفاده از اين امکان استثنا نشده اند. شرکت تويوتا اعلام کرده است که با تدوين يک برنامه آموزش مجازي موفق خواهد شد در طول 5 سال 11.9 ميليون دلار در هزينه هاي آموزشي شرکت خود صرفه جوئي کند ودراين راه به 200 تحقيق اساسي نيز دست خواهد يافت.

هم‌ اكنون‌ سرمايه‌ گذاري‌ در اين‌ نوع‌ اموزش‌ براي‌ كمپاني‌ هاي‌ بزرگ‌ اموزشي‌ جهان‌ مرسوم‌ شده است‌. مراكز مهم‌ اموزشي‌ جهان‌ همانند ديگر صنوف‌ تكنولوژيك‌ شديدا در حال‌ سرمايه‌ گذاري‌ براي‌ يافتن‌ راه‌ هاي‌ بهتر و سريعتر در مسئله‌ اموزش‌ هستند. ديناميسم‌ دروني‌ اين‌ جامعه‌ دائما در حال‌ توسعه‌ هاي‌ نظري‌ و فني‌ در اين‌ پديده‌ است و با توانائي‌ هاي‌ بالقوه‌ رسانه‌ ائي‌ ان‌ با مشاركت‌ هاي‌ علمي ‌وفني‌ به‌ سرعت‌ شبكه‌ جهاني‌ اموزش‌ را رشد مي‌ دهند. دولتها با سرمايه‌ گذاريهاي‌ كلان‌ در حال‌ وسعت‌ بخشيدن‌ به‌ اين‌ شاخه‌ از تكنولوژي‌ اط‌لاعا ت‌ هستند ودر اين‌ فضاي‌ هوشمند اط‌لاعاتي‌ همه‌ متفقند تا به افزايش‌ محتواي‌ اط‌لاعات‌ متنوع‌ و متكثر‌ اين‌ واقعيت‌ اجتماعي‌ عصر جديد پاسخي‌ در خور تامل‌ بدهند و در تعاملهاي‌ اموزشي‌ و تربيتي‌ اين‌ مهم‌ سهيم‌ باشند. اين‌ موارد خود عاملي‌ براي‌ پيشرفت‌ روز افزون‌ اموزش‌ اينترنتي‌ و بهره‌ گيري‌ از سرمايه‌ هاي‌ فراوان‌ مالي‌ و علمي‌ اين‌ شركت‌ ها است‌. جنرال موتور اعلام کرده است با تاسيس مرکز آموزش اينترنتي توانسته است سالانه 4 ميليون دلاردر هزينه هاي کارخانه خود صرفه جوئي مي کند3.

بديهي است که اين استقبال در مراکز آموزش عالي و آموزش بزرگسالان با بالاترين استقبال مواجه شود. اين توسعه از جانب مراکز آموزش عالي دنيا بيش از هر مکان ديگري جدي گرفته شده و در افزايش توسعه هاي کمي و کيفي انها تاثير گذاشته است. بسياري از طرحهاي دراز مدت انها که فقط پنج سال پيش براي توسعه در نظر گرفته شده بود بدليل سرعت روز افزون اين دانش تغيير يافته است. فعاليت دانشگاه هاي دنيا براي توسعه اموزش غير حضوري در سال 1980 فقط 45 دانشگاه درسال 1990 به 400 دانشگاه رسيده است. با توجه به ويژگي‌هاي توسعه دانشگاه هاي مجازي اين تعداد در سال 1997 به 1600 دانشگاه رسيده است4.

نگاه‌ واقع‌ نگرانه‌ ما براي توسعه اموزش مجازي در جهان‌ بدين‌ دليل‌ لازم‌ است‌ كه‌ شروع‌ سرمايه‌ گذاري‌ كشورها و اكثر دانشگاه‌ هاي‌ مهم‌ دنيا بمعني‌ واقعي‌ بودن‌ اين‌ مسئله‌ در نظ‌ام‌ اموزشي‌ اينده‌ جهان‌ است. گروه 21هم اکنون از اولين گروه‌هاي سرمايه گذار در بخش دانشگاه مجازي بوده است. اين گروه آموزش مجازي دربخش آموزش عالي را براي بهره گيري از همه صاحبان اين دانش، تکنولوژي، سرعت در توليد، صرفه جوئي در سرمايه گذاري و دست يافتن به بازار کشورهاي مشترک با اشتراک بين دهها دانشگاه جهان شروع کرده است. اين دانشگاه ها با سرمايه گذاري مشترک در حال حاضر بيش از 500 هزار دانشجو و 44 هزار استاد را در زمينه آموزش مجازي بکار گرفته و تبديل به يکي از با تجربه ترين موسسات در اين نوع آموزش شده اند5.

ضرورت توليد اطلاعات
فعاليت‌ تئوريك‌ اصحاب‌ اموزش‌ براين‌ پديده‌ بسيار قابل‌ توجه‌ است‌. بنيان‌ گذاران‌ اموزش‌ جديد و قديم‌ در چالشي‌ سخت‌ قرار گرفته‌ و مجبور شده‌ اند تا در اين‌ مشاركت‌ و ساختار جديد اين‌ شيوه‌ سهم‌ قابل‌ توجه‌ داشته‌ باشند. توجه‌ انها به‌ يك‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ متناسب‌ با ابزار تكنولوژيك‌ يكي‌ ازمهمترين‌ موضوعات‌ اموزش‌ اينترنتي‌ است‌. انها سخت‌ بدنبال‌ شيوه‌ هائي‌ هستند كه‌ بهره‌ وري‌ از اموزش‌ جديد را در سط‌وح‌ مختلف‌ ارتقاء دهند. نظريه پردازان‌ رشته‌ تعليم‌ و تربيت‌ در پژوهش‌ هاي‌ سنگين‌، اموزش‌ مجازي‌ را از مقط‌ع‌ پيش‌ دبستاني‌ شروع‌ و تا بالا ترين‌ مقاط‌ع‌ اموزش‌ عالي‌ مورد بررسي‌ قرار مي‌ دهند.

در اين‌ زمينه‌ بايد توجه‌ داشت، مشاركت‌ اكثريت‌ انسانهاي‌ علمي‌ و فرهنگي‌ در نظ‌ام‌ اموزش‌ جهاني‌ بزرگترين‌ تضمين‌ علمي‌ و اخلاقي‌ در اين‌ مسير است‌. در فضاي‌ مسلط‌ اموزشي‌ متكي‌ به‌ قوي‌ترين‌ ابزار كنوني‌ كه‌ هيچگونه‌ ضرري‌ را بدنبال‌ ندارد تلاش‌ بمنظ‌ور بقاء و حضور در صحنه ‌و تاثير گذاري‌ بران‌ براي‌ رشد و اعتلاي‌ فرهنگي‌همه کشورهائي که آموزش را يکي از مسائل خود مي دانند بسيار مهم‌ و ارزنده‌ است‌. در اين‌ رهرو توجه‌ خاص‌ به‌ اين‌ انقلاب‌ اموزشي‌ مهمتر از هر كنكاش‌ است‌ كه‌ بعنوان‌ اشكال ‌ممكن‌ است‌ بر فلسفه‌ اين‌ تكنولوژي‌ وارد باشد. تذكر اين‌ نكته‌ مهم‌ است‌ كه‌ اين‌ واقعه‌ توسط‌ صاحبان‌ انديشه‌ هاي‌ اموزشي‌ بدليل‌ استفاده‌ بهتر ابزار تكنولوژيك‌ جدي‌ گرفته‌ شده‌ و سرعت‌ پيشرفت‌ ان‌ با سرمايه‌ گذاريهاي‌ كلان‌ بدون‌ توقف‌ داراي‌ نتايج‌ روزافزوني ‌در جهان‌ امروز است. آمار يک تحقيق نشان مي دهد که فقط دانشگاه هاي امريکا سالانه براي توسعه آموزش مجازي 15 ميليارد دلار را بخود اختصاص مي دهند. (Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, 2003)

اين‌ تحول‌ در مجموع‌، تئوريسن‌ ها، مراكز، دولت‌ ها و صاحبان‌ سرمايه‌ در اين‌ مورد را بسيار قانع‌ كرده‌ است‌. نقصهاي‌ وارد براين‌ نظ‌ام‌ اموزشي‌ هر چند بسيار اندكند ولي‌ بعنوان‌ جدي‌ ترين‌ پروژه‌ هاي‌ تحقيق‌ و پژوهش‌ در حال‌ بررسي‌ و ارزيابي‌ قرار گرفته‌ اند تا در اولين‌ فرصت‌ چاره‌ا ئي‌ براي‌ انها انديشيده‌ شود. موفقيت‌ هاي‌ بدست‌ امده‌ و عملي‌ در اين‌ شيوه‌ تا حدودي‌ در دسترس‌ قرار گرفته‌ و همه‌ اصحاب‌ اموزش‌ را مشغول کرده است‌. هزينه هاي مربوط به مراکز فعال افزايش يافته و سعي شده است اين وادي کمتر در رقابت هاي کمپاني هاي بزرگ قرار گرفته و براي توليدات بيشتر استقلال داشته باشد. آژانس هاي فعال آزاد بين المللي که در توسعه توليد اطلاعات نرم افزاري آموزش مجازي کارمي کنند توانسته‌اند در سال 2000 از آمريکا 23 ميليون دلار دريافت کرده و اين رقم را تا سال 2004 به بيش از 10 برابر برسانند6.

گستره‌ فراگير آموزش‌ در جهان‌ امروز وابستگي‌ مستقيم‌ به‌ متدوولوژي‌ پويا دارد. اما بهره‌مندي‌ از اين‌ متد ولوژي‌ رابط‌ه‌ نزديك‌ با ابزار برتر را اقتضا مي‌ كند و ابزار برتر بهترين‌ امكانات‌ را براي‌ تسهيل‌ پويائي‌ اموزش‌ فراهم‌ مي‌ آورد. در ط‌ول‌ قرون‌ اموزش‌ وام‌ دار ابزار و منابعي‌ بوده‌ كه‌ دسترسي‌ به‌ انها با صرف‌ عمرمحقق‌ و تحقيق‌ همراه‌ بوده‌ و چه‌ بسا پژوهش‌ ها و پژوهشگران‌ فراواني‌ بعلت‌ فقدان‌ ابزار و ماخذ در اين‌ راه‌ متوقف‌ شده‌اند. امروز همگان‌ پذيرفته‌ اند اين‌ راه‌ دشوار با‌ سريعترين‌ شكل‌ ممكن‌ هموار شده‌ و به‌ ساده‌ ترين‌ صورت‌ قابل‌ دسترسي‌ است. آموزش‌ گران‌ هميشه‌ در ارزوي‌ استفاده‌ توامان‌ ابزار ديداري‌، نوشتاري‌ و شنيداري‌ بوده‌ اند تا در ارتقاء تحصيل‌ و تدريس‌ بالاترين‌ تاثير را حاصل‌ كنند. تجهيزات‌ چند رسانه‌ ائي‌ بعنوان‌ بزرگترين‌ ابزار اينترنت‌ و قدرت‌ بهره‌ گيري‌ از اين‌ تسهيلات‌ با لقوه‌ تجسس‌ بر هر موضوع‌ را در هر نقط‌ه‌ جهان‌ ممكن‌ ساخته‌ است‌. بهره‌ مندي‌ فرا گير از همه‌ ابزار در اموزش‌ رمز موفقيت‌ اين‌ شيوه‌ خواهد بود. اين‌ روش‌ قادراست‌ با شكستن‌ هر نقط‌ه‌ جغرافيائي‌ اجزاي‌ هر مكان‌ و عناصر هر موجود را كه‌ انسان‌ به‌ دانش‌ ان‌ دست‌ يافته‌ در كارگاه‌ و لابراتوار هاي خود به‌ كمك‌ تصوير و صدا در هر مكان‌ و زمان‌ به‌ سمع‌ و نظ‌ر هراموزش‌ گيرنده‌ برساند و هر لايه‌ عنصر را با بهره‌ گيري‌ از تصوير متحرك‌ تجزيه‌ و تحليل‌ كند. اين دلايل بطور جدي باعث شده است سرمايه گذاري در توليد اطلاعات براي شيوه هاي آموزش روز به روز فزوني يابد.

متفكرين‌ اين‌ شيوه ‌آموزشي‌ بط‌ور جدي‌ ادعا مي‌ كنند توسعه‌ روز افزون ‌توليد اين‌ ابزار در جهان‌ امروز باعث‌ مضاعف‌ شدن‌ علاقه‌ دست‌ اندر كاران‌ واقعي‌ تربيت‌ و تدريس‌ شده‌ است‌ و انها بعنوان‌ اصحاب‌ اموزش‌ مدرن‌ در دوران‌ معاصر در تلاش‌ براي‌ تدبير يك‌ تكنولوژي‌ منحصر بفرد براي‌ ساختن‌ ترويج‌ اينده‌ علم‌ و دانش‌ هستند. اين ادعاها بدون پشتوانه انبوه اطلاعات قابل ارائه در ساختمان اين تکنو لوژي ممکن نخواهد بود. لذا توسعه اين اطلاعات که ويژگي هاي ساختاري خود را دارا است نياز به سرمايه گذاري قابل توجه دارد. توليد اطلاعات در زمينه آموزش مجازي در امريکا از 1.7 ميليارد دلار در سال 2000 به 5.3 ميليارد دلار در سال 2003 رسيده است7.

امكان‌ رابط‌ه‌ علمي‌ و متديك‌ دانشجو ومعلم‌، دانشجو و دانشجو بعلت‌ وجود ابزار و منابع‌ غني‌ علمي‌ وبا استفاده‌ از قابليت‌ حذف‌ زمان‌ و مكان‌ استفاده‌ بيشتر اين‌ شيوه‌ را افزايش‌ خواهد داد. امكان‌ آسان‌ دستيابي‌ فرا مكاني‌ به‌ نيروهاي‌ اموزش‌ گيرنده‌ و آموزش‌ دهنده‌ باعث‌ جهان‌ شمولي‌ اين‌ صنعت‌ اموزشي‌ شده‌ و گستره‌ وسيعي‌ از دانش‌ پژوهان‌ جهان‌ را در خود مجتمع‌ كرده‌ است‌ .اين‌ واقعه ‌بعلت‌ پاسخگوئي‌ جديد تحقيقات‌ نرم‌ افزاري‌ و سخت‌ افزاري‌ و پيش‌ بيني‌ موفق‌ ان‌ سريعتر از ديگر تاثيرات‌ تكنولوژيك‌ اكثر سرمايه‌ گذاران‌ فرهنگي‌ بزرگ‌ جهان‌ را قانع‌ ساخته‌ كه‌ سود دهي‌ اينده‌ اين‌ شيوه‌ را مد نظ‌ر قرار داده‌ و بر تحقيق‌ و پژوهش‌ آن‌ مشاركت‌ و سرمايه‌ گذاري‌ كنند. لذا زمينه سازي براي توسعه تکنولوژي آموزش مجازي پيش نياز اين فعاليت ها است. سرمايه گذاري براي توسعه تکنولوژي اطلاعات آموزشي در امريکا در سال 1997 - 17 ميليارد دلار و در سال 2004 به 33 ميليارد دلار افزايش رسيده است8.

رقابت در زمينه توليد اطلاعات بين شرکتهاي توليد کننده اطلاعات بسيار افزايش يافته است. اکثر صاحبنظران امر آموزش پيش بيني مي کنند که اين روند درصد بالائي از آموزش را در بخود اختصاص خواهد داد و باعث يک تغيير اساسي در تغيير شکل آموزش از انچه تا کنون بوده است خواهد شد. اساتيد تعليم و تربيت معتقدند با افزايش دامنه بيش از حد تخصص و ريز شدن نمي توان به درجه بندي مدارک موجود دانشگاهي اکتفا کرد. آنها چهارچوب کنوني را پاسخگوي توسعه دانش و خرد شدن مباحث ان نميدانند و معتقدند ادامه اين سيستم با اتلاف وقت فراگير رو برو خواهد بود. خرد شدن اجراي علم و چگونگي پرداخت به ان نيازمند دگرگوني اين سيستم است اما پاسخ آن به سرعت تحولات تکنولوژيک و چگونگي توسعه توليد اطلاعات مربوط به آن است. اين مباحث باعث شده است که صاحبان وارد شده درتوسعه آموزش مجازي شرط اول را عدم هر گونه صرفه جوئي در توليد نرم افزار و سخت افزار مربوط به آموزش مجازي قرار دهند چون هرگونه کمبود باعث کندي اين تکنولوژي و عقب افتادگي از رقبا است. انها مي دانند که سرمايه گذاري علاوه بر اينکه سود آور خواهد شد معضل بزرگ جهاني را در همه اماکن ساده خواهد کرد. نتيجه يک بررسي نشان مي دهد سرمايه گذاري براي توليد اطلاعات در آمريکا و کانادا براي هر ساعت حد اقل 15000$ و حد اکثر 30000$ هزينه در بر دارد در حالي که همين مطالعه در مورد فروش اطلاعات در زمينه آموزش مجازي نشان مي دهد فروش توليدات آموزش مجازي در سال 2002 بيش از 2.4 ميليارد دلار بوده و در سال 2003 تا 50 درصد افزايش داشته است. بخشي از اين بررسي حاکي است در آمد يک ترم دانشگاه بريتيش کلمبيا براي 10هزار دانشجو بيش از 50 ميليون دلار بوده است. اين دانشگاه در حال حاضر روي سايت مجازي webCT بيش از يک ميليون و دويست هزار دانشجو در حال آموزش دارد9.


استدلال هاي اين تكنولوژي‌ بايد توجه‌ كشورهاي‌ جوان‌ راكه‌ امكانات‌ خدمات آموزشي‌ انها نمي‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را راضي‌ كند بيش‌ از همه‌ برانگيزاند. چون‌پس از يک سرمايه گذاري صحيح هزينه‌ هاي‌ اين‌ نوع اموزش‌ با توجه‌ به‌ تاثيرات‌ ان‌ بسيار ارزان‌ و قابل‌ توجه‌ خواهد بود. با كمترين‌ امكانات‌ دستيابي‌ به‌ شاخصه‌ هاي‌ قابل‌ قبول‌ اموزشي‌ در گستره‌ ائي‌ عظ‌يم‌ در اقصا نقاط‌ دنيا فراهم‌ خواهد شد. در اين‌ مجموعه‌ با توجه‌ به‌ ضعف‌ آرمان‌ شهري‌ اموزش‌ سنتي‌ در اين‌ شيوه‌ اماکن دور دست فراموش‌ نمي‌ شوند. آرمان‌ شهري‌ جزء خصوصيات‌ اين‌ ط‌رح‌ نيست‌ و نقاط‌ دور و نزديك، شمال‌ وجنوب‌ مي‌ توانند با سرمايه‌ گذاري‌ مساوي‌ در يك‌ حد از نتايج‌ ان‌ بهره‌ مند شوند.


در نتيجه بديهي‌ است‌ استدلال‌ نظ‌ام‌ هاي‌ اموزشي‌ دنيا براي‌ تغيير به‌ عوامل‌ مختلفي‌ همچون‌ تغيير سياستهاي‌ كلان‌ اجتماعي‌، پيشرفت‌ هاي‌ علم‌ جديد، سود اور نبودن‌ دست‌ اورد هاي‌ علمي‌ قبلي‌،‌ حذف رشته هاي غير اقتصادي، توزيع‌ دانش‌ اجتماعي‌، جبران‌ كمبود هاي‌ بحران‌ زا در جامعه‌، تغيير سياست‌ هاي‌ فرهنگي و... بستگي‌ دارد . تغيير نظ‌ام‌ اموزشي‌ در جهان‌ بر اساس‌ راه‌ كارهاي علمي‌، فرهنگي، اجتماعي‌ و سياسي قابل‌ تغيير است‌. به اين معنا که آموزش بايد يک ارتباط زنده با جامعه داشته و همگام با مسائل اصلي پيشرفت کند. هرچند لازم است جوامع آموزشي بخش عمده ائي از تعيين مسير جامعه را در دست داشته باشند ولي اين فرماندهي از دهه 50 ميلادي به بعد از ارتباط خود با اين مراکز کاسته و عوامل موثر ديگر اجتماعي اين فرمان را مهار و بدست خود گرفته اند. شايد اين رابطه عادلانه توصيف نشود ولي وجود اين مديريت علاوه بر وابستگي به هر يک از اين عوامل باعث سرعت در پيشرفت و عملي شدن ان در ارتباط با جامعه شده است. روز به روز بازار علم نيز به بازار جهاني نزديک مي شود. علم وبازار دو شريک مستقيم شده اند که در اين سود دهي مشارکت دو طرفه دارند و مخاطبين يکديگر را راضي مي کنند. در جامعه اطلاعات محور کنوني دو جامعه وجود دارد جامعه فقير و غني اطلاعاتي، جامعه غني جامعه‌اي است که از مهارت هاي علمي و فني خود در عمل استفاده مي کند و جامعه فقير جامعه اي است که روزبه روز از انسان قرن جديد و مهارتهاي مربوط به ان فاصله مي گيرد. مسلما بخش‌ مهمي‌ از اين‌ تغييرات‌ دست‌ خوش‌ پيشرفت‌ عوامل‌ جهاني‌ است‌ ولي‌ نبايد فرايند عامل‌ پر هزينه‌ ائي‌ به‌ نام‌ اموزش‌ را جداي‌ از نيازهاي‌ اجتماعي‌, اقتصادي‌ و فرهنگي‌ يك‌ كشور مورد بررسي‌ قرار داد و در پوسته ائي جداي از فعاليت هاي جهاني علم موضع گرفت. تکثر و تنوع عامل ذاتي علم و دانشگاه است. در سال 1842 دانشگاه هاروارد از پذيرش دانشجويان ايالات ديگر مغرور بود در ان زمان وقتي اين دانشگاه سه دانشجوي ويرجينيائي را پذيرفت انها را تحقير مي کرد پس از مدتي علاوه براينکه دانش انها شاخص شد تاثير قابل ملاحظه ائي بر آموزش اين دانشگاه گذاشت و باعث يک خط مشي آموزشي جديد در اين دانشگاه شد10. علم جداي از تحولات جديد و روز امد شدن و ورود در وادي پژوهش، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع به کارگاهي تبديل شده که وسائل ازمايشگاهي ندارد و براي آزمون تجربيات خود قاصر و بديهي است محصول ان صرفا ورشکستگي و بيکاري است.

توليد اطلاعات بعنوان شاخص اوليه آموزش مجازي در کشور نياز به يک فعاليت جمعي دارد. با توجه به اينکه اصل اطلاعات نزد نخبگان و دانشوران کشور است در اين راه بهترين پيشنهاد راه اندازي اين فعاليت همراه با فعاليت هاي جهاني وبهره گيري از اين عزيزان است. البته اکثر دانشگاه هاي جهان علاوه بر اينکه بيشترين استفاده را از يارانه هاي اختصاص يافته دولت و بخش خصوصي در اين زمينه مي برند اينده دانشگاه هاي خود را کوچک شدن فضاي فيزيکي و بزرگ شدن گستره جهاني ان پنداشته و همراه با توسعه اين دانش از فعاليت هاي عمراني خود کاسته و در اين زمينه سرمايه گذاري مي کنند. صاحبان اطلاعات و علم دريافته اند که اين اقدام به سرانجام خواهد رسيد. لذا اکثر به اين نتيجه رسيده اند که در اين راه سهيم شوند. دانشگاه ها و مراکز عالي براي آموزش هاي فني مورد نياز انها سرمايه جدي را در نظر گرفته و اکثر اساتيد خود را براي ارائه جهاني اين تکنولوژي اماده مي سازند. بديهي است اگر هزينه اين سرمايه گذاري در دانشگاه هاي کشور صرف شود علاوه بر ايجاد زمينه هاي فرهنگي توسعه فناوري اطلاعات، با توجه به نياز ده برابر کشور مي تواند از هر نوع بيکاري اصحاب علم که احتمالا نگران خطرات اين تکنولوژي و اينده خود هستند پيشگيري کند. در اين راه همچنين مي توان اعضاي هيأت علمي دانشگاه هاي کشور را که بيش 98 برابر علاقمندان به ورود دانشگاه ها هستند براي توسعه سريع اين مهم سازماندهي نمود. اين تلاش براي جلوگيري از سود جوئي افرادي را که احتمالا بودجه اختصاص يافته به تکنولوژي جديد را چپاول خواهند کرد بهترين روش عملي خواهد بود.

در هر صورت ما بايد بپذيريم اين راه سپري شده و اين کودک براه خواهد افتاد. در بخش آموزش مجازي خريد تکنولوژي ساده ترين راه است. پرداختن به مسائل جنبي فن آوري اطلاعات و صرفا خريد و واردات سخت افزار و راضي شدن به ارائه گزارش هاي ان بعنوان فعاليت هاي اساسي، ما را از توليد اطلاعات اثر بخشي هاي داخلي واستقلال در برابر نمونه‌هاي خارجي ان دور مي کند. کندي در شروع، عدم سازماندهي و مديريت در اين مورد ما را مجبور به از بين بردن بودجه هاي کلان داخلي و خريد نمونه هاي نا هماهنگ خارجي با فرهنگ ملي مان خواهد ساخت. اين بي توجهي باعث مي شود از ابتدا بدليل ندانم کاري بازار اين فعاليت را در دست دانشگاه‌هاي خارجي قرار داده و اولين دانشگاه‌ها را در خارج تاسيس کنيم يا پس از مدتي به خريد و ترجمه آن مجبور شويم. همه اين نکات هم اکنون بازار مغشوشي را در کشور بوجود آورده است. سبقت مديران کشور براي خريد اين تکنولوژي که اکثرا از چهار چوب آن جدا و بي اطلاع هستند به صرف تعريف از ظواهر ان، حتي امکان هر گونه رابطه صحيح با دانشگاه‌ها و مؤسسات موثر خارجي را از بين برده است.
انچه مسلم است از اين بازار مکاره نيز بجز سود جويان کسي بهره نخواهند برد. پيش بيني اين اقدامات نشان خواهد داد پس از مدتي پذيرش دانشجو براي دانشگاه هاي خارجي که هم اکنون در کشور فعال شده اند با بهائي باندازه دانشگاه هاي ازاد و بخش خصوصي داخلي مقرون بصرفه خواهد بود. ولي بايد گفت ان زمان براي رقابت خيلي دور و به قيمت از دست دادن بسياري از انديشمندان کشور تمام خواهد شد.

منابع

شوراي اطلاع رساني ، 30 خرداد 1381، نوع و نسبت حجم استفاده از سرويس هاي مختلف اينترنت

* مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش .
فقط فارغ التحصيلان دوره روزانه .
فارغ التحصيلان دوره نظام قديم فقط در سرجمع واجزاي آن منظور شده است.
آمار ارائه شده مربوط به دوره هاي روزانه و شبانه مي باشد.

* مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالي
وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري .
وزارت علوم ، تحقيقات و فناوري.
موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي

ماخذ- دانشگاه آزاد اسلامي،‌مرکز اطلاعات، آمار و کامپيوتر.

Bowen,W.G.,&Bok, D., 1998, The Shope of the Rive:Long-term Consequences of Considerinr Race in College and University Adminission. Nj: Princeton University Press.

Goodridge Elisabeth, May 13, 2002, E-Learning Struggles To Make The Grade
http://www.informationweek.com/story/IWK20020509S0011

McCann Benjamin, May, 2001, VIRTUAL CAMPUS:
Underlying Technologies and Model Development, university of wollongong

InterWise, Inc. and Morgan Keegan, 2/12/2002,Taking the First Steps A Checklist to Choose a e-Learning Live, http://www.digitalpipe.com/pdf/dp/white_papers/e_learning/interwise.pdf

Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, March 10, 2003, Elearning helps companies capture the knowledge of retiring employees and gain competitive edge, www.informationweek.com

Universitas 21,(2002) 'Introduction', http://www.universitas.edu.au/

Yair Levy, (2002) AN OVERVIEW OF NEXT-GENERATION INTERNET BASED DISTANCE LEARNING SYSTEMS, Florida International University, College of Business Administration

سوتيترها
اين سازمان براي توسعه اموزش مجازي بين سال

اقدامات صدا وسیما در زمینه آموزش الکترونیکی

تکفا - آقاي فريبرز: دوستان از انجمن شركت‌هاي انفورماتيك مي‌خواهند از فعاليت‌هاي صدا و سيما در زمينه‌ي مفاهيم آموزش E-learning و كارهايي كه تاكنون انجام شده است، مطلع شوند تا در مجله‌ي تكفا - كه به شكل ماهنامه منتشر مي‌شود و موضوع اين شماره‌ي آن در رابطه با آموزش است - مطالبي را در مورد فعاليت‌هاي صدا و سيما در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي منعكس نمايند.

آقاي افراسيابي انفورماتیک سازمان صدا و سیما : در ابتدا لازم مي‌دانم مطلبي را توضيح دهم؛ دفعه‌ي گذشته آقاي آقازاده فرمودند كه دوستان علاقه‌مند هستند تا مصاحبه‌اي داشته باشند و بنده عرض كردم: بهتر است اين صحبت با كارشناسان انجام شود. علتش هم اين است كه اولاً آنهايي كه زحمت كشيدند و كار كردند و فداكاري نمودند و كار تخصصي انجام دادند بهتر مي‌توانند توضيح بدهند. ثانياً آنها محق‌تر هستند كه صحبت كنند. اما گويا سوءبرداشتي شده بود كه شايد من علاقه به برگزاري جلسه كه چنين نبوده بلكه بنده ندارم. فكر كردم از اين طريق شايد، هم حق كساني كه زحمت كشيدند بهتر ادا شود، هم مطلب بهتر شكافته شود. به هر حال الان با كمي اشتياق در خدمتتان هستم.

خانم عصاري: از شما متشكريم كه اين وقت را در اختيار ما قرار داديد.
همان طور كه مطلع هستيد، انجمن صنفي شركت‌هاي انفورماتيك 600 شركت انفورماتيكي در زمينه‌هاي مختلف سخت‌افزار، نرم‌افزار، اينترنت و تمام زمينه‌هاي كاري در رابطه با رايانه به عنوان زيرمجموعه در اختيار دارد و در صورت نياز مي‌تواند در رابطه با فعاليت‌هاي انفورماتيكي سازمان كمك‌هاي مؤثري ارايه نمايد. ما از سال 1374 فعاليتمان را آغاز نموديم و در رابطه با مسايل مربوط به انفورماتيك به ارگان‌ها و نهادهاي دولتي مشاوره داده‌ايم و در صورت لزوم سمينارها و نشست‌هايي را برگزار مي‌كنيم و براي شركت‌ها و يا سازمان‌هاي ديگر در راستاي بحث اطلاع‌رساني و شفاف‌سازي اقداماتي را انجام مي‌دهيم.
مجله‌ي تكفا نيز كه اسمش با طرح تكفا و اقدامات جناب آقاي جهانگرد، دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني مصادف شده است، هدفش همين بحث شفاف‌سازي و اطلاع‌رساني در رابطه با طرح است.
شايد در گذشته طرح‌هاي مشابه با بودجه‌هاي كلان‌تر به كارهاي مختلف در كشور اختصاص داده شده، ولي به واسطه‌ي عدم انجام بحث اطلاع‌رساني و شفاف‌سازي روند خوبي را طي نكرده است.
لذا انجمن تصميم گرفت تا روند بودجه‌هايي را كه از طرف شوراي عالي اطلاع‌رساني (تبصره 13) به سازمان‌ها اختصاص داده مي‌شود، دنبال كند تا انشاءا... مسير درستشان را طي كنند و در واقع اين يكي از اهدافي بود كه ما در اين مجله (تكفا) دنبال مي‌كرديم.
اين مجله در اصل رسانه‌اي است كه اطلاع‌رساني بين بخش‌هاي دولتي و بخش خصوصي و دانشگاه‌ها و حتي شركت‌هاي خارجي - كه بخواهند با شركت‌هاي ايراني در انجام پروژه‌اي ملي "Partner" باشند - را انجام مي‌دهد.
تاكنون 4 شماره مجله‌ي تكفا به چاپ رسيده است و اين شماره به بحث IT و آموزش اختصاص دارد. ما به واسطه‌ي رسالتي كه داريم، به اكثر جاهايي كه در رابطه با آموزش در ايران فعال هستند يا به هر حال داعيه‌ي فعاليت در اين زمينه را دارند، مراجعه كرديم؛ از جمله آموزش عالي دانشگاه‌ها، شوراي دانشگاه مجازي، آموزش و پرورش و ... .
مصاحبه‌هايي با معاونين وزير آموزش و پرورش و آموزش عالي در رابطه با بحث آموزش (E-learning) داشتيم و از آنجا مطلع شديم كه شما نيز يك (Portal) ملي در رابطه با آموزش داريد. علاقه‌مند شديم تا از رسالت و اهداف اين (Portal) اطلاع پيدا كنيم و بدانيم كه در واقع صدا و سيما چه كاري را در رابطه با آموزش دنبال مي‌كند؟
آقاي افراسيابي: بسم‌ا... الرحمن‌الرحيم. طبق قانون سوم توسعه‌ي كشور، يكي از وظايف و تكاليف صدا و سيما، راه‌اندازي شبكه‌ي آموزش تعاملي است. يكي دو سال است كه ما شبكه‌ي آموزش تلويزيون را شروع كرده‌ايم. فعاليت اين شبكه عمدتاً پخش پودمان‌هاي درسي دانشگاه جامع علمي - كاربردي است؛ به علاوه‌ي يك سري آموزش‌هايي كه بنا به نظر دوستان عمومي‌تر است و مي‌تواند براي جامعه مؤثر باشد. اما اين شبكه يك شبكه‌ي آموزش تلويزيوني تعاملي نيست و يك‌طرفه است.
همزمان با اين شبكه و حتي مقدم بر راه‌اندازي آن در سازمان بحث و تصميم‌گيري شده بود كه شبكه‌ي آموزش حتماً بايد تعاملي باشد، منتهي در عمل امكانات شبكه‌ي آموزش زودتر مهيا و راه‌اندازي شد.
ما براي مطالعه درباره‌ي (E-learning) يك تيم درست كرديم. خود ما به عنوان افرادي كه با مبحث فناوري اطلاعات كمي آشنا هستيم، استنباط‌هايي داشتيم كه با آن چيزي كه بعد از مطالعه پيدا كرديم، خيلي تفاوت داشت.
(E-learning) بخش‌هاي گوناگوني دارد كه هر كدام دريايي است. من پس از سمينار آموزش از راه دور كه چندي پيش برگزار شد و مصاحبه‌هايي كه بعضي از عزيزان داشتند، متوجه شدم كه در فاز تخصصي موضوع، خيلي كم كار شده است.
براي شناساندن آموزش از راه دور، يادگيري از راه دور و شاخه‌ها و زيرشاخه‌هاي مختلف، ابزارهاي متفاوتي قابل به كارگيري است كه براي هر كدام از اين ابزارها، شيوه‌هاي كار در نظر گرفته شده است. به هر حال تيم ما كارهاي ارزنده‌اي را در اين زمينه انجام داده و ما مدت‌ها است كه وعده‌ي انتشار اين مطالب را داده‌ايم، ولي به علت وسواسي كه در كار است و مي‌خواهيم كار خيلي بي‌نقص منتشر شود، مقداري طول كشيده است و به نظر مي‌آيد اولين و تنها كار فارسي و خوبي است كه در اين زمينه انجام و منتشر شده باشد. البته هم‌اكنون هم اگر اطلاعاتي از ما خواسته شود و بتوانيم كمك نماييم، اين كار را قبل از انتشار انجام خواهيم داد.
پس از اين كار دوستان ما يك مناقصه‌ي عمومي بين‌المللي (RFP) براي خريد نرم‌افزار E-learning برگزار كردند كه اين هم كار ساده‌اي نبود و براي آن نيز مطالعات مفصلي انجام شد و در نهايت پس از بررسي‌هاي بسيار زياد، فرم (تقاضاي) مناقصه به شكل خوب و جامعي در اختيار ارگان‌هاي طالب خريد نرم‌افزار قرار گرفت.
پس از برگزاري اين مناقصه (RFP) مدارك فني شركت‌هاي علاقه‌مند به همكاري با ما با در نظرگرفتن چند اولويت توسط كارشناسان ما بررسي شد. يكي از مهم‌ترين اولويت‌هاي كه در همه‌ي كارهاي IT خودمان مدنظر قرار داديم، اين بود كه حتي‌المقدور از نرم‌افزارهاي (Open Source) استفاده نماييم و نيز از نرم‌افزارهايي كه مشمول طرح تحريم آمريكا نشود و در صورتي كه در يك مورد خاص رعايت هيچ يك از دو مورد مذكور برايمان مقدور نبود، عرضه‌كننده مي‌بايست تعهد دهد كه مي‌تواند ليسانس نرم‌افزار را به نام ما بگيرد. از همان ابتدا تصميم گرفتيم خيلي شفاف و روشن كار كنيم و كار قاچاقي يا به نام يك شركت در دبي يا انگليس يا جاي ديگر انجام ندهيم و مثلاً نرم‌افزاري را با قيمتي گران‌تر بخريم بدون اينكه هيچ پشتيباني داشته باشد.
لذا در اين مناقصه خود به خود بعضي شركت‌ها كنار گذاشته شدند و در آخر شركتي كه اتفاقاً بيشتر اعضاي آن ايراني بود، نرم‌افزار Plat Form (سيستم آموزش از راه دور) مناسبي ارايه كردند و طي قراردادي كار را شروع كرديم.
در سمينار هم عرضه داشتيم كه ما در حقيقت يك فونداسيون (سخت‌افزار) ايجاد كرديم و سپس نرم‌افزاري را براي (Application) تهيه نموديم. محتوا را هر كسي مي‌تواند روي اين نرم‌افزار بگذارد. به عنوان مثال دانشگاه‌هاي ما يا آموزش و پرورش يا آموزش فني حرفه‌اي يا هر جاي ديگر، حتي مدارس غيرانتفاعي و امثال آن چنانچه مطالعه كنند و آموزش از راه دور را مقرون به صرفه تشخيص دهند مي‌توانند از اين برنامه استفاده نمايند. يعني Plat Form آماده است، محتوايش را آنها (مؤسسات آموزش‌دهنده) تعيين مي‌كنند و از طريق امكاناتي كه مهيا شده در اختيار آموزش‌گيرندگان قرار مي‌گيرد.
البته تهيه‌ محتوا به شكل Web base كه بتواند از طريق شبكه به آموزش‌گيرندگان وصل شود، حتماً تخصص مي‌خواهد. البته چنانچه استاد يك درس خاص، استفاده از E-learning و آموزش از راه دور برايش مشكل باشد، نرم‌افزار ما يك ابزار طراحي درس دارد كه كار را خيلي ساده مي‌كند و اين يكي از مزيت‌هاي اين نرم‌افزار است.
با اين وجود چنانچه كسي بنا به هر دليلي نخواهد يا نتواند از اين ابزار استفاده كند، راه ديگري برايش در نظر گرفته‌ايم. ما بنا داريم شركت‌هايي را به عنوان شركت‌هاي معتبر طراحي محتوا آموزش داده و به متقاضيان معرفي نماييم و در صورتي كه استاد يا دانشگاه يا مركز آموزشي به هر دليل اعم از كمبود وقت، ناتواني در استفاده از نرم‌افزار يا ... قادر به طراحي محتوا نباشد، فقط با تعيين محتوا و شكل و نحوه‌ي عرضه‌ي آن با استفاده از امكانات ما بتوانند محتوا را از طريق شبكه به آموزش‌بينندگان انتقال دهد.

آقاي مظلوم: با تشكر از توضيحاتي كه بيان فرموديد، آيا اين طرح در راستاي همان قانون برنامه‌ي سوم توسعه است كه راه‌اندازي شبكه‌ي تعاملي را بر صدا و سيما تكليف كرده بود؟

آقاي افراسيابي: البته ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چنين سرمايه‌گذاري چه ارتباطي با صدا و سيما دارد؟ بايد عرض كنم كه اولاً: به لحاظ اينكه صدا و سيما بزرگترين مركز اطلاع‌رساني كشور است، علي‌القاعده بايد براي انجام وظايف خود سرمايه‌گذاري سنگيني اعم از سخت‌افزار، نرم‌افزار و شبكه انجام دهد. ثانياً: ايجاد يك شبكه آموزش تعاملي در برنامه‌ي سوم توسعه به عهده‌ي ما گذاشته شده بود و ما براي تحقق اين تكليف اين‌گونه عمل نموديم.
لازم به ذكر است كه ما براي خاص مسأله‌ي آموزش هيچ اعتباري از صندوق دولت نگرفته‌ايم و شايد هم ضعف ما بوده است كه نتوانستيم از طرح تكفا بودجه بگيريم. صندوق بازنشستگي در اين كار مشاركت كرده و سرمايه را تأمين نموده و ما اميدواريم از طريق سرويس‌دهي متناسب به متقاضيان اين سرمايه‌گذاري را برگردانيم.

آقاي مظلوم: آيا صندوق بازنشستگي در اين سرمايه‌گذاري دنبال منافع اقتصادي هم بوده است؟ و نيز آيا در صورت استفاده مصرف‌كنندگان از اين سيستم مي‌توان گفت كه Study انجام شده يا خير؟
آقاي افراسيابي: يكي از استفاده‌كنندگان در اين شبكه، خود شبكه آموزش است. يعني كاري كه با سرمايه صندوق بازنشستگي انجام شده به همه‌ي متقاضيان از جمله شبكه آموزش صدا و سيما خدمت‌رساني مي‌كند. بنابراين ما حتي به شبكه‌ي آموزش صدا و سيما به عنوان يك مشتري نگاه مي‌كنيم. اين شبكه هم با سفارش‌هايي كه مي‌گيرد، مي‌تواند اين سرمايه را برگرداند.
با آموزش و پرورش و دانشگاه علمي - كاربردي مذاكراتي داشته‌ايم و اميدواريم علاوه بر آنها با دانشگاه پيام نور و دانشگاه آزاد اسلامي قراردادهايي ببنديم. پيشنهادهايي هم در رابطه با كلاس‌هاي كنكور و تقويتي و ... از بخش خصوصي داشتيم.

آقاي مظلوم: آيا اين تعاملي كه مي‌فرماييد همان Interactive خواهد بود و ديگر مديا ... نيست و بايد قاعدتاً روي اينترنت آن را عرضه نماييد؟

آقاي افراسيابي: يكي از اهدافي كه ما به عنوان صدا و سيما در بحث شبكه‌اي اطلاع‌رساني اينترنتي دنبال مي‌كنيم، اين است كه سعي كنيم از اينترانت ملي استفاده كنيم. يعني به جاي اينكه مراجعين ما، حتي آنهايي كه در ايران هستند، از شبكه‌ي جهاني اينترنت استفاده كنند، به ما وصل شوند و در حقيقت از اينترانت ملي استفاده كنند و اين كار (تهيه‌ي محتواهايي كه متقاضي خوب داشته باشد) به توسعه‌ي شبكه ارتباطي كمك مي‌كند.

آقاي مظلوم: هنگامي كه شما يك هدف ملي را در نظر مي‌گيريد و مي‌فرماييد كه امكانات وسيعي براي توسعه‌ي اين كار فراهم شده است، به نظرم مي‌آيد كه بايد از بْعد ملي به قضيه نگاه كرد و آن را از بْعد سازماني خارج نمود. بايد انتظار داشت كه مراكز ديگري نيز مانند دانشگاه‌ها با مراكز فني و حرفه‌اي هم بخواهند چنين سرمايه‌گذاري را انجام دهند كه اين مطلب نه تنها اتلاف منابع است، بلكه عدم استفاده‌ي مطلوب از ظرفيت‌ها است.
لطفاً توضيح بفرماييد آيا در اين زمينه از طرف شما پيشنهادي يا تحركي انجام شده تا سايرين به عنوان مصرف‌كننده بيايند يا شما هنوز در مراحل پيگيري كار هستيد؟

آقاي افراسيابي: تصور من اين است كه صدا و سيما براي هر كس يك شريك خوب است. در همين مناقصه‌اي كه عرض كردم، بسياري از شركت‌كنندگان، بخش خصوصي بودند و اكثر آنها به جاي دريافت پول، حاضر به شراكت با ما بودند. چرا كه مي‌دانستند به هر حال روند تبليغي صدا و سيما برگشت سرمايه را تضمين مي‌كند. دستگاه‌هاي دولتي هم بايد از اين بْعد به قضيه نگاه كنند. يعني تعداد مخاطباني كه ما در صدا و سيما داريم - و مي‌توانيم آنها را به نوعي به استفاده از اين امكانات تشويق نماييم - بي‌نظير است. مطمئناً اگر كسي بخواهد منصفانه و دلسوزانه كار كند، مي‌تواند از امكانات تبليغي راديو و تلويزيون و سرمايه‌گذاري انجام شده براي اين كار استفاده نمايد و نيازي به سرمايه‌گذاري زيادي ندارد.
با توجه به اين امتيازات، دستگاه‌ها، ارگان‌ها و تمام كساني كه مي‌خواهند در اين زمينه كار كنند، بايد از اين سيستم استقبال نمايند. به خصوص كه ما در مورد محتوا نظر خاصي نداريم و آنها مي‌توانند كاملاً آزادانه هر محتوايي را كه براي فراگيران لازم مي‌دانند طراحي كرده و در اين شبكه قرار دهند. البته امكانات صدا و سيما در كار اين شبكه بيش از آن چيزي است كه بيان شد. ما در مركز هر استان يك پايگاه اطلاع‌رساني داير كرده‌ايم و به زودي محتواي راديو و تلويزيون اعم از خبر، برنامه‌هاي صدا و سيما، مطالب آرشيو و ... را از طريق اين پايگاه‌ها به مردم عرضه مي‌كنيم. اين پايگاه‌ها كه هم‌اكنون در 7 يا 8 استان راه‌اندازي شده است، به سادگي در دسترس مردم قرار خواهد گرفت. مردم مي‌توانند بدون نياز به اينترنت جهاني و از طريق اتصال به همان شبكه ارتباطات داخل شهري، اين اطلاعات را به صورت ارزان‌تر و با سرعت و كيفيت مطلوب‌تر دريافت دارند و اين امتيازي ديگر است براي آنها كه مي‌خواهند مطالبشان را از اين شبكه عرضه كنند.
البته ما هنوز به دنبال بازاريابي نرفته‌ايم؛ علتش هم اين است كه در ابتدا بايستي اين نرم‌افزار را روي سخت‌افزار خودمان نصب كنيم تا هنگامي كه مي‌خواهيم با يك مشتري صحبت كنيم، چيزي براي عرضه داشته باشيم و مشتري نيز بتواند خصوصيات و توانايي‌ها و مزايايي كه به شاگرد ارايه مي‌كند را ببيند. منظورم از سخت‌افزار همان (Server)هاي خاصي است كه مي‌تواند با اين نرم‌افزار كار كند. End user حتماً يك كامپيوتر و يك Modem كه بتواند از طريق Dial up به شبكه وصل شود هرچند همان طور كه عرض كردم تلاش ما اين است كه حتي بدون استفاده از شبكه جهاني اينترنت و از طريق شبكه داخلي كشور محتوا را دريافت كرده و استفاده كند.
انشاءا... پس از نصب نرم‌افزار بر روي سخت‌افزار، بازاريابي‌مان را به طور جدي شروع مي‌كنيم و به سراغ علاقه‌مندان به اين برنامه مي‌رويم و توانايي‌ها و خصوصيات آن را مفصلاً شرح مي‌دهيم.

آقاي مظلوم: حجم سرمايه‌گذاري چقدر است؟

آقاي افراسيابي: توجه داشته باشيد كه اين سرمايه‌گذاري فقط براي آموزش از راه دور نيست، يعني مراكزي را كه در استان‌ها تجهيز كرديم، يك اولويتش جهت عرضه‌ي شبكه‌ي خودمان است.
قيمتي كه شركت براي خود نرم‌افزار آموزش از راه دور در مناقصه داده بود، 7ر2 ميليون دلار بود و ما توسط يك مكانيزم شراكتي، پولي نداديم و با آنها قراردادي بستيم كه طبق آن از محل درآمدها مبلغ قرارداد تأمين شود.
تاكنون براي تهيه‌ي سخت‌افزار و خطوط ارتباطي كه از مخابرات براي جاهاي مختلف خريداري كرده‌ايم (خطوط E1 و مانند آن) چيزي حدود 6 ميليارد تومان هزينه كرده‌ايم. ما از تكفا فقط 500 ميليون تومان بابت آرشيو ديجيتال گرفتيم. به نظر من پولي كه از تكفا بايست نصيب سازمان مي‌شد، بايد داراي يك مخرج يك رقمي مي‌بود و من معتقدم كه ما خوب در جذب اين پول كار نكرديم. هرچند تصورم اين است كه با توجه به اينكه صدا و سيما بزرگترين دستگاه اطلاع‌رساني كشور است و در اين زمينه خوب سرمايه‌گذاري نموده، بايد از كمك بيشتري بهره‌مند گردد.

آقاي مظلوم: آيا طرح را به اندازه‌ي يك رقم برده بوديد؟

آقاي افراسيابي: بله، در آنجا طرح ارايه شده است. البته هنوز هم نااميد نيستيم.

آقاي آقازاده: اجازه دهيد يك بار ديگر مطلب را به شكل كاملاً شفاف عرض كنم. ما براي انجام وظايفمان به خصوص در بعد اطلاع‌رساني داخلي خودمان (اتوماسيون و آموزش كاركنان و شبكه‌ي آموزش تعاملي) به يك زيرساخت احتياج داشتيم. براي تهيه‌ي اين زيرساخت - جهت استفاده براي مبادلات ديتاي خودمان - تا جايي كه مخابرات امكانات داشت. از آنجا و در جاهايي كه هنوز امكانات مخابراتي داير نشده بود از امكانات موجود بهره برديم تا يك «اينترانت» درست كنيم. هدف اصلي ايجاد اينترانت اين بود كه براي ارتباط ديتا مجبور به ارسال ديتا به خارج نشويم (مثل وضعيت فعلي جامعه‌ي انفورماتيك). به عنوان مثال براي ارسال يك E-mail از يك نقطه به نقطه‌ي ديگر، مجبور نشويم آن را به 20 جا بفرستيم و در كشورهاي خارج hub شود و برگردد. به همين جهت در كنار شبكه‌ي آموزش تعاملي، اين شبكه را هم ساخته و راه‌اندازي كرديم. با توجه به اينكه اعتبار كافي هم در اختيار نداشتيم و سازمان نيز نمي‌توانست از بودجه‌ي اعتبارات خود چنين زيرساخت سنگيني را قبول نمايد، لذا اقدام به جلب نظر دوستان از جمله صندوق بازنشستگي نمودند و آنها را در اين كار مشاركت دادند.
آنچه كه ما انجام مي‌دهيم - به جز بخشي كه به اطلاع‌رساني خودمان مربوط مي‌شود - مانند شبكه‌هاي Live صرفاً در جهت همان زيرساخت است و ما به هيچ وجه به Content و Applicationهاي متعارف وارد نمي‌شويم. تمام اينها را به بخش خصوصي وصل مي‌كنيم. قرار ما اين است كه به شكل (Business Development) وارد شود كه نمونه‌ي موفقش همين موضوع E-learning است.
ما به E-learning نياز داشتيم و اين Application هنگامي كه شناسايي شد، در بالاترين درجه‌ي استاندارد دنيا و جامع‌ترين موارد موجود بود. البته ممكن است بهتر از اين نيز وجود داشته باشد، اما در بين Applicationهاي موجود هيچ‌كدام اين جامعيت را نداشتند. در نتيجه اين را انتخاب كرديم.
هرچند بخشي از اين Application به درد ما نمي‌خورد و هنوز در كشور ما بخشي از اين امكانات تا زماني كه ساختار تكنولوژي آن ايجاد شود، قابل استفاده نيست. ليكن بخش زيادي از آن براي ما مفيد و مثمر ثمر است.
وقتي كه ما استفاده‌ خودمان را مي‌بريم، بقيه‌اش مازاد مي‌ماند و از آنجا كه براي بخش‌هاي ديگر چنين سرمايه‌گذاري سنگيني مقدور و مطابق با بهره‌وري نيست، لذا منطقي اين است كه با هزينه‌اي كمتر از مازاد همين سرويس استفاده نمايند. ما نيز به جز Contentهاي داخلي خودمان نمي‌خواهيم چيزي ارايه دهيم.
موارد ديگر هم مانند همين برنامه است. يعني بر روي اين زيرساخت فني كه درست شده است، بخش خصوصي و غيردولتي مي‌توانند لايه‌هاي Application را به صورت مشاركتي كار كنند. چنانچه كسي بخواهد موارد ديگري را عرضه نمايد، بخشي را كه به ما مربوط مي‌شود خودمان مشتري‌اش هستيم. به جاي اينكه Application بخريم، با همين سيستم براي شبكه‌ي آموزشمان سرويس خريديم.
حال كسي ممكن است سرويس‌هاي ديگري مانند E-banking داشته باشد كه پس از مذاكره به نتيجه مي‌رسيم. ما خدمات رفت و برگشتي سرمايه‌اي را كه فرضاً براي E-learning يا باقي مواردمان لازم است، انجام داديم.
به عنوان مثال كتابفروشي سروش مي‌تواند يك كتابفروشي خيلي بزرگ On-line درست كند كه اين مطلب جزء وظايف و اهدافش هست و هم‌اكنون در حال تهيه‌ي آن هستند و مي‌توانند از اين بستر استفاده نمايند.
يكي از اصلي‌ترين اهداف ما نيز كمك به ايجاد يك بستر ملي انتقال ديتا است و هر جا كه امكانات مخابراتي فراهم شود، مي‌توانيم اتصالات را روي اين سرويس Shift كنيم. ما هرگز نمي‌خواهيم يك كار كاملاً مجزا انجام دهيم و تا جايي كه بتوانيم سعي مي‌كنيم از مراودات غيرضروري خارجي در ارتباطات داخلي كم كنيم و براي اين كار بخش خصوصي را وارد كار خواهيم نمود.
مثلاً ما مي‌توانستيم همين نرم‌افزار را بخريم، در صورتي كه ترجيح داديم متولي‌اش همان سازندگان باشند و در سود يا ضرر احتمالي هم شريك باشند و كار را متعلق به خود احساس كنند و اين تجربه‌ي بسيار خوب و موفقي بود.

آقاي مظلوم: چند بار در صحبت‌هايتان حمايت از بخش خصوصي و كمك گرفتن از آنها را مطرح فرموديد. در صورتي كه مثلاً (RFP) را خودتان نوشتيد نه بخش خصوصي!

آقاي آقازاده: بله خودمان نوشتيم، هر چند كه مشاوراني هم داشتيم. البته از تمام تجربيات بهره برديم. حدود 2 سال كار پژوهشي انجام داديم. يك تيم مفصل تحقيقاتي كه كارشناسان آن لزوماً از داخل سازمان نبودند و دوستان از تمام كارشناساني كه به وجودشان نياز احساس مي‌شد، استفاده مي‌كردند.
مدير اين پروژه سركار خانم سيگاري بودند و مشاوريني هم از دانشگاه‌ها و جاهاي ديگر داشتند و در نهايت حاصل كار يك Document شد.
حجم بسيار بالايي حدود 000ر5 سايت را بررسي كردند تا بفهمند E-learning چيست. فاز بعدي قدم عملياتي بود كه براي انجام آن از ورودي اطلاعاتي (پايان اطلاعات پژوهشي‌مان) استفاده كرديم. تمام نرم‌افزارهاي معتبر دنيا در آن شناسايي شده بود.
حدود يك سال از اكثر شركت‌هاي خارجي و بخش خصوصي داخلي Demo گرفتيم. همه را ديديم و بحث‌هاي كارشناسي كرديم. اين يك نحوه‌ي كمك به بخش خصوصي بود.
هرچه را مي‌خوانديم. حتماً نمايشش را مي‌ديديم و در كنار آن چيزي را كه مي‌خواستيم كم‌كم شكل گرفت. جامع‌ترين نرم‌افزار ممكن را ابتدا در ذهنمان ساختيم.
البته استانداردهايي مانند MIT وجود داشت ولي Virtual Class نداشت. در صورتي كه ما آن را نيز مي‌خواستيم. يا اينكه Web CT، Virtual Class را پشتيباني نمي‌كرد. هرچند خيلي جامع بود. يا مثلاً نرم‌افزار خيلي معروفي بود ولي Virtual Class نداشت. بعضي نكات را هم خودمان در نظر داشتيم كه به سمت نرم‌افزارهاي فاقد گواهي‌نامه يا داراي گواهي‌نامه‌اي كه براي استفاده در خارج از كشور است، نرويم. ما هزينه‌ي گواهي‌نامه را مي‌دهيم و مي‌آوريم در تهران نصب مي‌كنيم، اما عملاً پشتيباني وجود ندارد.
تا جايي كه امكان داشت دوست داشتيم از امكانات داخلي استفاده كنيم. اين نرم‌افزار نيز هرچند خاص سيستم كانادايي است، ولي تمام برنامه در داخل كشور Develop مي‌شود و اعضاي اين شركت كانادايي نيز ايراني‌الاصل و از شاگردان تيزهوشان هستند كه در كانادا شركت تأسيس كردند. پس از يك كار كارشناسي و شركت در مناقصه، امتياز اين شركت از تمام رقبايشان بالاتر بود. قبل از خريد نهايي، مذاكره‌اي داشتيم كه كار به صورت مشاركت طرفين انجام شود و يك سرويس‌دهنده‌اي شبيه Web CT در ايران راه‌اندازي كنيم كه خوشبختانه اين اقدام صورت گرفت و تا مدت نه‌چندان كمي آماده‌ي بهره‌برداري مي‌شود.

آقاي مظلوم: آيا آن شركت Partner داخلي دارد؟

آقاي آقازاده: بله. اين شركت از طريق يك شركت داخلي معرفي شده است و طرف ما يك شركت داخلي است.

آقاي مظلوم: گفتيد در بحث بازاريابي، سرمايه‌گذاري شده است و شركتي در صدا و سيما داريد كه به نوعي عرضه‌كننده‌ي محصولاتش است. آيا اين قضيه هم به همان شكل است؟

آقاي آقازاده: ما بازاريابي نمي‌كنيم. بازاريابي را همان شركتي كه Partner ما است انجام مي‌دهد. بخش خصوصي كارش را انجام مي‌دهد و ما صرفاً وظيفه‌ي زيرساخت را به عهده داريم.

آقاي افراسيابي: طرف ايراني، شركت جوانه نرم‌افزار است و آن شركتي كه نرم‌افزار را در مناقصه ارايه كرد Object-j است و كليات اين آموزش در سايت زير موجود است.
www.Farasima.com

آقاي مظلوم: نكته‌اي كه وجود دارد اين است كه خود صدا و سيما تعداد زيادي همكار دارد كه آموزش آنها هم مطرح است. آيا بحث E-learning را به عنوان يك ابزار براي همكاران خود نيز استفاده مي‌كنيد؟

آقاي افراسيابي: معاونت فني در امور بهره‌برداري (خود ما) براي آموزش ICDL قرارداد بسته است. البته در حقيقت اين يك آزمايش است كه تعداد كمي وصل شوند تا ببينيم آيا مشكلي ندارد؟ ولي در كل آموزش تمام كاركنان صدا و سيما مد نظر است. در مورد شبكه‌اي هم كه گفتم سرمايه‌گذاري شده، همه‌ي آن به منظور آموزش نبوده است. به عنوان مثال هم‌اكنون هنگامي كه مي‌خواهيم از استان‌ها خبر، صدا يا تصوير براي ما ارسال كنند يا بايد از شبكه‌هاي مخابراتي استفاده شود، يا از شبكه‌هاي ماهواره‌اي. ولي به علت تنگناهايي كه داريم، خبر گاهي اوقات به موقع نمي‌رسد و گاهي اوقات با كيفيت مطلوب نمي‌رسد. مثلاً ما يك خط از شيراز به اصفهان و يك خط از بندرعباس به اصفهان و خط ديگري از غرب به اصفهان داريم، در حقيقت اصفهان گلوگاه است. بنابراين برخي اوقات ما دچار مشكل مي‌شويم. اين شبكه چنين مشكلاتي را حل خواهد كرد. ما پيش‌بيني كرديم كه انتقال صدا و تصوير و اخبار از استان‌ها از طريق همين شبكه انجام شود. احياناً يك سري سيستم‌هاي ارتباطي اينترانت خود سازمان روي اين شبكه استوار خواهد شد و چنين استفاده‌هايي را نيز از اين شبكه خواهيم داشت. در بحث آموزش نيز، آموزش كاركنان صدا و سيما را به عنوان فاز اول اين كار در نظر گرفته‌ايم.

آقاي مظلوم: ما ساعت 10:10 به صدا و سيما رسيديم و تا آقايان هماهنگ كنند و خدمت شما برسيم، 40 دقيقه طول كشيد! اين نگاه، نگاه كسي است كه از بيرون بيايد و تمايل به همكاري با صدا و سيما داشته باشد.
من هرگاه از كنار اين مجموعه رد مي‌شوم، احساس مي‌كنم جايي است كه ورود به آن بسيار دشوار است و امروز متوجه شديم كه واقعاً همين طور است. با اين نگاهي كه وجود دارد و اين وضعيت، مي‌خواهيم كار تجاري هم انجام دهيم. يك طرف اين قضيه هم كه بخش خصوصي است. آيا فكر نمي‌كنيد اين كار مقداري سخت است؟

آقاي افراسيابي: بله. ما هم اتفاقاً اين مطلب را ديده‌ايم. الان شركت صوتي، تصويري سروش به عنوان ICP از مخابرات مجوز گرفته است و همچنين براي عرضه‌ي اينترنت به شركت‌هاي اينترنتي مجوز گرفته است. دفتر فراسيما هم در ساختمان سروش، روبه‌روي پارك ملت در برج ملت است. چنانچه به سايت فراسيما هم مراجعه نماييد، تلفن و آدرس آنجا را خواهيد يافت و هيچ مشكلي از نظر دسترسي و ارتباط وجود ندارد. از طرف ديگر اگر كسي به وسيله‌ي تلفن، فاكس يا هر وسيله‌ي ديگري تمايل به دريافت اطلاعات نشان دهد، دوستان ما جهت توضيحات و ارايه‌ي نرم‌افزار به سراغشان مي‌روند. به زودي نيز يك محتواي آزمايشي خواهيم گذاشت تا متقاضيان از نزديك با كار آشنا شوند و در صورت تمايل قرارداد ببندند، همان دفتر واقع در شركت سروش آماده‌ي پاسخ‌گويي و بازاريابي است.

آقاي مظلوم: با تأكيدي كه مقام رهبري در مورد مشاركت بخش خصوصي به عنوان پايه فعاليت كشور داشتند، اگر امكاني وجود دارد، بايد به بخش خصوصي (به اين معنا كه 99% خصوصي باشد) واگذار شود. در صورتي كه سروش يك شركت دولتي است و بحث توليد ثروت چيزي نيست كه بخواهيم در ساز و كارهاي بوروكراتيك بگذاريم.
اين پارادوكس براي من حل نشده است كه از يك طرف مي‌فرماييد كه مي‌خواهيد بخش خصوصي را درگير نماييد و از طرف ديگر آن Interface دوباره به همان سازمان‌هاي دولتي باز مي‌گردد.

آقاي افراسيابي: در مورد پارادوكس، يا بايد كاملاً منقطع كنيم و مثلاً بگوييم كه صدا و سيما را به بخش خصوصي بدهيم، يعني كل نظام اين كار را مي‌كند كه چنين بنايي نيست. يا اينكه خود ما به عنوان كساني كه به اين دستگاه وابسته هستيم بايد حافظ منافع آن باشيم. اگر در مملكت شعار بخش خصوصي مي‌دهيم از آن جهت است كه تعالي كشور را در تعالي بخش خصوصي مي‌بينيم و چنانچه بنا بود كشور دچار خسران منافع بشود، هيچ‌وقت اين كار را نمي‌كرديم. ما در حقيقت فكر مي‌كنيم كه رشد، توسعه، سرعت كار، كيفيت و سود به معناي كلانش براي ما اين است كه با بخش خصوصي كار كنيم و طبيعي است كه ساز و كارها را بايد به گونه‌اي بگذرايم كه بخش خصوصي به راحتي بتواند در اين ميدان حضور پيدا كند و ميدان بازي براي فعاليت داشته باشد، هم سود ببرد و هم سود به ما برساند. اما بنا نيست كه ما در ازاي ضرر، سود كنيم. فكر مي‌كنيم اين راه‌كاري كه پيدا كرديم، راه‌كار خوبي است و ما صدا و سيما را طوري تعريف كرديم كه گويي يك مشتري است و آن سيستم يا شخص حقوقي كه اين قضيه را ارايه مي‌كند به صدا و سيما به عنوان يك مشتري خيلي بزرگ نگاه مي‌كند. صدا و سيما مشتري بسياري از كاربردهاي اين سيستم است.
اما به هر حال در مشاركت، صدا و سيما هم بايد نقش و حضوري داشته باشد و ما براي اينكه در حقيقت نقش و حضور صدا و سيما را كمرنگ كنيم، شركت سروش را معرفي كرديم كه باز به تعبيري يك شركت خصوصي است. چرا كه كمتر از 50 درصد از سهام‌دارانش را كارمندان صدا و سيما تشكيل مي‌دهند و بقيه‌اش متعلق به صندوق بازنشستگي و اتحاديه تعاوني‌هاي صدا و سيما است.
حال در بقيه‌ي Applicationها كه آقاي آقازاده اشاره فرمودند، باز براي ما به همين منوال است. يعني فرض كنيد اگر شركتي نرم‌افزار E-shopping را داشته باشد يا همان فروش صوتي و تصويري سروش و يا هر خريدي كه بخواهد در شبكه انجام شود، قطعاً ما استقبال مي‌كنيم و بنا نداريم كه حتي آن نرم‌افزار را هم خودمان بنويسيم يا ابداع كنيم.
صحبتي كه من در جايي در مورد Portal داشتم، بحث شبكه‌ي آموزش نبود. Portal كه ما به دنبالش هستيم، در حقيقت يك Portal ملي باز و نه به معناي دولتي است. به عبارت ديگر ما نمي‌خواهيم دستگاه‌هاي دولتي را روي اين Portal معرفي نماييم، بلكه مي‌خواهيم يك درگاهه‌اي داشته باشيم تا تمام آنچه كه ما را جذب مي‌كند و آنچه كه در حقيقت در آن شبكه اينترانت ملي مشغولمان مي‌كند يك عاملي باشد كه اين را تسهيل كند.
نيازمندي‌هاي مردم موجود باشد و مردم بتوانند از طريق اين شبكه داخلي وصل شده، و نيازهاي خود را برطرف نمايند. سرگرمي مي‌خواهند، خبر مي‌خواهند، بسته‌هاي صوتي يا تصويري مي‌خواهند، سرويس‌هاي شبكه‌اي مانند E-mail با تمام Featureهايش را بتوانند دريافت كنند و ما همه‌ي اينها را در Portal بتوانيم عرضه نماييم.
اينها همه در صورتي است كه طراح Portal بخش خصوصي بوده، مشاوري كه ما را مرحله به مرحله تا رسيدن به هدفمان پيش مي‌برد، بخش خصوصي بوده و بنا هست كه در تك‌تك بخش‌هايي كه در آن Portal ديده مي‌شود از بخش خصوصي استفاده كنيم، به جز بخش ارايه‌ي شبكه‌هاي تلويزيوني كه در اين مورد هم ما صدا و سيما را به عنوان يك مشتري مي‌بينيم.

آقاي آقازاده: ما به يك تقسيم كاري اعتقاد داريم. اين تقسيم كار بين بخش دولتي و بخش خصوصي به اين شيوه منطقي جلوه پيدا مي‌كند كه در جايي كه بخش خصوصي به دلايل مختلف از جمله دلايل سرمايه‌گذاري نمي‌تواند وارد شود، بخش دولتي كار كند؛ يا به عبارت ديگر در زيرساخت‌ها بخش دولتي كار كند و در جاهايي كه بخش خصوصي مي‌تواند فعاليت كند ما دخالت نمي‌كنيم. پس با اين پيش‌فرض بايد گفت كه اين شبكه طوري ساخته شده كه سرمايه‌گذاري به اصطلاح زيرساختي‌اش را ما انجام مي‌دهيم و در Applicationها به شدت تمايل به مشاركت داريم و Contentها را اصلاً دخالت نمي‌دهيم. تاكنون روش كار به همين شكل پيش رفته است و ما نمي خواهيم به هيچ وجه كار مشابهي انجام دهيم. به عنوان مثال يكي از كارهايي كه هم‌اكنون در اين شبكه انجام مي‌گيرد، اتصال سيستم‌ها در داخل كشور است (اينترانت). ما عملاً اينترانت را درست كرديم و لايه‌هاي Application آن را از بخش خصوصي مي‌گيريم. خود ما به هيچ وجه Application وارد نمي‌كنيم. ما زيرساخت را ايجاد كرديم و باقي كار را با مشاركت بخش خصوصي پيش مي‌بريم. با وجود اينكه مي‌توانستيم مثلاً همين E-learning را بخريم، اما درست در لحظه‌اي كه بايد خريد انجام مي‌گرفت. ترجيح داديم كه بخش خصوصي درگير شود. اين با روش‌هاي سنتي حمايت كردن در بخش‌هاي مختلف صنايع متفاوت است. بخش خصوصي بايد با كيفيتي مناسب در سود و ضرر شريك شود. ما فكر مي‌كنيم IT بازار خوبي است. اگر از سيستم‌هاي خوب به خصوص توليدكننده حمايت شود، قطعاً اين سيستم مي‌تواند كارش را به پيش ببرد و در نهايت نگهداريش هم به عهده‌ي خودش است و بهره‌بردار اصلي و سودبرنده‌ي نهايي كسي است كه Content را خواهد داشت.
بد نيست در مورد ICDL هم توضيحي بدهم. ما به عنوان يك نمونه‌ي Content يك 3rd Partner آورديم و در E-learning مشاركت كرديم. به اين شكل كه يك شركتي كه نرم‌افزار را داشته (مجتمع فني تهران) معرفي كرديم و قرارداد سه‌جانبه‌اي بستيم. ICDL استانداردشده در ايران و قرار است طي امسال و سال آينده آموزش فراگيري در ايران داشته باشيم. ما هزينه‌ها را با اين مشاركت به شدت كاهش داديم. امكانات خوبي هم فراهم كرديم و تعداد زيادي مي‌توانند درزمان كم با هزينه‌اي اندك آموزش ببينند. واقعيت اين است كه ما نه در بخش بازاريابي دخالت خواهيم كرد و نه اداره‌ي اين Content يا Applicationها را به عهده مي‌گيريم. ما فقط نگهدارنده‌ي آن زيرساخت‌ها خواهيم بود و هزينه‌هاي اين زيرساخت‌ها را از درآمد احتمالي سرمايه‌گذار برمي‌داريم.

آقاي افراسيابي: چون مجتمع فني تهران ICDL را با گواهي مايكروسافت عرضه مي‌كند، هنگامي كه شنيد ما چنين شبكه‌اي داريم و اين نرم‌افزار را در اختيار داريم، براي انجام يك كار مشترك اظهار علاقه نمود. قرارداد جديدي بسته شد تا ان‌شاءا... بتوانيم ICDL را در كل كشور با همان جديت كه عرض شد با سهولت دسترسي و كيفيت مطلوب ارايه كنيم.
همان طور كه در ابتداي صحبت اشاره كردم، شركت Object-J در مورد طراحي محتوا سؤال مي‌كرد. فرض كنيد دانشگاهي بخواهد درس فيزيك را به صورت Web base ارايه نمايد. چه كسي بايد آن را به صورت مولتي مديا طراحي و ارايه كند؟ از آنجا كه ما هيچ اشتياقي به اين كار نداريم، توصيه‌ي من به دوستان اين بود كه بخش خصوصي را آموزش دهيم و هنگامي كه آنها فهميدند در اين كار منافع دارند، خودشان براي ما بازاريابي مي‌كنند. بخش دولتي لَخت است و براي خروج از اين لختي بايد به بخش خصوصي وصل شود و آن را هْل بدهد و برايش منافع ايجاد كند تا بخش خصوصي هم بتواند براي بخش دولتي منافعي به دنبال داشته باشد.
در مبحث E-learning يقين دارم كه بخش خصوصي به اين معنا كه سرمايه‌گذاري كند و بگويد اين Plat form را دارم، وارد نمي‌شود. چراكه سرمايه‌گذاري سنگيني است. اما اكنون كه ساز و كارش فراهم شده، يقين دارم براي بازاريابي‌اش اقدام خواهد نمود و كم‌كم مشترياني مي‌آيند و در سطح كلان هزينه‌ي اين سرمايه‌گذاري‌ها را برمي‌گردانند.

آقاي مظلوم: در سال‌هاي قبل تجربياتي كسب كرديم. به عنوان مثال وزارت دفاع در زمان صلح و سازندگي به جهت مشاركت به يخچال‌سازي و تلويزيون‌سازي روي آورد و نتيجه‌اش اين شد كه ما تلويزيون خارجي خريداري كرديم. اين گونه است كه بخش خصوصي ديگر وارد نخواهد شد. بحث، بحث انحصار است. ما كار را براي ورود رقبا سخت مي‌كنيم.

آقاي افراسيابي: در ابتدا بايد بگويم انحصار، يعني قدرت قانوني براي جلوگيري. مثلاً ما خودمان را در عرضه‌ي شبكه‌هاي راديو تلويزيوني قانوناً منحصر مي‌دانيم. به عبارت ديگر چنانچه كسي بخواهد شبكه‌اي ايجاد كند، به قوه‌ي قضاييه مراجعه كرده و درِ محل كارش را پلمپ مي‌نماييم؛ اين مي‌شود انحصار. اما يك موقع شما كاري را به صورت خوب و ارزان و مشتري‌پسند ارايه مي‌دهيد، مانند شركت مايكروسافت. اين شركت چيزي را ارايه مي‌كند كه بقيه نمي‌توانند ارايه دهند. آيا شما مي‌توانيد بگوييد مايكروسافت انحصارگراست؟
مضافاً اينكه ما در اين كار كه عرض كردم از سرمايه دولتي هم استفاده نكرديم كه بگوييم سوبسيد دولت را مي‌گيريم تا به مردم ارزان‌تر بدهيم. اين پول، پول بخش خصوصي است. سرمايه‌ي سازمان بازنشستگي، پول خود كارمندان است كه بايد حقوق پرسنل شود و حتماً بايد برگردد. اگر صندوق در اين زمينه توجيه اقتصادي نمي‌شد و مطمئن به بازگشت سرمايه نبود. اين كار را نمي‌كرد؛ همان طور كه مثلاً صندوق برج‌سازي مي‌كند، تجارت مي‌نمايد تا بتواند حقوق پرسنل را بدهد. تمام صندوق‌ها از قبيل تأمين اجتماعي و امثال آن بايد سودزا باشند، در غير اين صورت ورشكسته مي‌شوند.
پس در اين كار قدرتي به نام انحصار براي اين كه جلوي كسي را بگيرند، نداريم. اما واقعيت اين است كه در بحث آموزش، به خصوص بخش خصوصي، به هيچ وجه سرمايه‌گذاري نمي‌كرد. الان دانشگاه‌هايي داريم كه يا مجوز دانشگاه مجازي را گرفته‌اند يا در آستانه‌ي گرفتن مجوزند و ما فكر مي‌كنيم چون هيچ سرمايه‌گذاري براي Plat form نكرده‌اند، به سراغ ما خواهند آمد. ما سرمايه‌گذاري را انجام داده‌ايم و مجوز را دانشگاه گرفته است و دانشجو را جذب مي‌كند و با هم كار مي‌كنيم. به نظر من اين يك كار ملي است و كاري كه كشور ما خيلي به آن نياز دارد و الان هم دير شده و بايد زودتر اقدام مي‌كرديم. هرچند بخش خصوصي در بعضي موارد به علت سرمايه‌گذاري سنگيني كه مي‌خواهد، سرمايه‌گذاري نكنند. ولي اگر ما اين كار را ملي ببينيم با هر تلاش ممكن بايد امكان آن را در كشور ايجاد كنيم.
خود صدا و سيما هم در ابتداي كار به اين راحتي رضايت نمي‌داد و طرح توجيهي نوشته شد، با افراد مختلف صحبت شد و كارهاي زيادي صورت گرفت تا پذيرفتند كه سرمايه‌گذاري انجام شود.

آقاي آقازاده: نكته‌ي حايز اهميت اين است كه ما به عنوان يك مشتري بزرگ، 50 درصد سرمايه‌گذاري را پوشش مي‌دهيم. انحصار را از اين زاويه مي‌بينيم. به اين ترتيب كه درآمد من تأمين شده، بنابراين به اين بازار وارد مي‌شوم و به نوعي به صدا و سيما متصل مي‌شود و اين اتصال مرا در كار خود ضمانت مي‌كند.
ما روش اصولي خريد را دقيقاً انجام داديم. مزايده (RFP) را در سطح بين‌المللي منتشر كرديم. همه در شرايط مساوي وارد مزايده شدند. پيشنهادها توسط كميته‌هاي كارشناسي غير مدير بررسي و امتيازدهي شدند و بالاترين امتياز را خريداري كرديم. ما كه كارشناس بوديم از قيمت خريد هيچ اطلاعي نداشتم. براي كار قيمت و خريد از ضرايب و كميسيون معاملات و روش‌هاي دولتي كه وجود دارد استفاده كرديم. هيچ كس هم هيچ اتهامي نمي‌زند.
اما هنگامي كه مي‌خواهيم وارد عرصه‌ي جديدي شويم و دقيقاً بخش خصوصي را درگير كنيم، به جاي توليدكننده‌ها با دلال‌هاي مختلف روبه‌رو مي‌شويم. اين يك آفت است، من ايراد را به شما برنمي‌گردانم، ولي به عنوان عضوي از جامعه‌ي انفورماتيك كشور، متأثر مي‌شوم كه درصد بالايي از كساني كه اسماً در كار انفورماتيك هستند، فقط دلال‌هايي به اسم شركت هستند ولي توليدكننده نيستند؛ هرچند باز دلال‌ها يك ويژگي مثبت دارند.
تازه درصد بالايي از آنها كه توليدكننده هستند، صرفاً براساس Componentها و ماژول‌هاي فاقد License عمل مي‌كنند. ما نمي‌توانيم نرم‌افزارهاي بدون License را در كشور بخريم و به عنوان مثال نمي‌توانيم هر E-mail، Exchange را در كشور خريداري كنيم.
ما اعلام مي‌كنيم ايميل فارسي مي‌خواهيم، 100 نفر هم مي‌آيند و هنگامي كه به يكي بگويي از تو نمي‌خرم، فوري داد و فرياد راه مي‌اندازد كه چرا از من نخريدند. در صورتي كه يك Shell را روي يك Exchange نصب كرده‌اند و ارايه مي‌كنند. ممكن است من مدير متوجه نشوم و خوشم هم بيايد كه چه كار قشنگي انجام داده‌اند، ولي كارشناسان من بررسي مي‌كنند و متوجه مي‌شوند. يكي دو جاي ديگر هم آمدند و رسماً گفتند كه براساس Windows base كار كردند، در صورتي كه در ايران License استفاده از Windows وجود ندارد و ما نمي‌توانيم آن را بخريم. بعد هم مي‌خواهند آن را روي Plan سازمان دولتي ما نصب كنند و هيچ كس هم به ايشان نمي‌گويد كه اين كار دزدي است يا در مورد سرويس كه مي‌فرماييد، هم‌اكنون در ايران دانشگاه مجازي تأسيس شده است و اين همه Application Server وجود دارد. همه در كانادا و آمريكا جمع شده‌اند. فلان دستگاه اسلامي زحمت زيادي مي‌كشد ولي در نهايت Content او از آمريكا پشتيباني مي‌شود. در بْعد امنيت هم تمام شركت‌هاي عرضه‌كننده‌ي امنيت (Security) را ببينيد؛ چند درصدشان امنيت (Security) داخلي هستند؟ Check Point سيستم‌هاي مبتني بر Web Sense همه فاقد گواهي‌نامه (License) هستند.
شركت‌هايي وجود دارند كه ديروز در مزايده‌ي ساختمان‌سازي ما شركت كرده و الان آمده در E-learning ما Solution ارايه داده است. بعد هم يك نرم‌افزار Windows base را از تركيه آورده و اينجا ارايه داده است. فلان شركت بزرگ آمده از اوراكل نرم‌افزار ارايه داده، البته اوراكل سيستم خوبي است، ولي چه كسي در ايران از اوراكل گواهي‌نامه (License) مي‌دهد. هرچند ما به دلايلي ترجيح مي‌داديم از اوراكل استفاده كنيم.
تمام چيزهايي كه شركت‌هاي داخلي عرضه مي‌كردند، عمدتاً Solutionهاي تست نشده و تجربي يكي دو جا بيشتر نبودند. ما در واقع ترجيح مي‌داديم كه چيزي را استفاده كنيم كه با دارندگان Web CT قابل رقابت باشد. از طرفي نرم‌افزار جامعي هم نيست، ولي سيستمي كه ما انتخاب كرديم، حاوي تمام ويژگي‌هاي مورد نياز است. يك عده جوان ايراني از بچه‌هاي باهوش خودمان كه به دلايل فرار مغزها يا هر چه كه اسمش را مي‌گذاريد به جاي اينكه نرم‌افزار را در ايران عرضه كنند، ترجيح دادند بروند خارج از ايران. آن هم به خاطر عدم رعايت كپي‌رايت. تا وقتي كه مي‌شود كپي هر نرم‌افزار سنگيني را به 2 قران از بازار رضا خريد، كسي سرمايه‌گذاري نوشتن نرم‌افزار نمي‌كند و اين جوانان رفتند و سرمايه‌گذاري نمودند و زحمت كشيدند، حالا بايد عرضه بين‌المللي كرده و به مشتريانشان برسانند؛ به همين سادگي. در اين قضيه نه دلالي پشت ماجرا بود، نه راه‌هاي خاصي بلد بودند. حتي جرأت آمدن به ايران را نداشتند. ما هم هنگامي كه جواب RFB آنها را بررسي كرديم، در رزومه‌ي آنها متوجه شديم نامشان ايراني است. از شركت داخلي كه آنها را معرفي كرده بود، پرسيديم. گفتند بله اين نرم‌افزار كه عرضه‌ي بين‌المللي مي‌شود، در ايران نوشته مي‌شود و Block Word هم از بخش‌هايي از آن استفاده مي‌كند. اين نرم‌افزار هم كيفيت دارد، هم امتياز و هم جامع است. پس اصلاً موضوع رانت - حتي به آن شكلي كه شما مي‌فرماييد - مطرح نيست. براي اين قضيه هيچ‌گونه تضميني هم وجود ندارد. به عبارت ديگر، ما به عنوان استفاده‌كننده خودمان كاربر داريم. ما چيزي عرضه نكرديم و چنانچه الان يك دانشگاه اين سرويس را از ما بگيرد، به مراتب بيشتر از ما مصرف‌كننده خواهد داشت. تنها قراردادي كه تاكنون بسته‌ايم، براي آموزش داخلي سازمان بوده كه در اين خصوص پولي رد و بدل نشده و واقعاً شرايط بخش خصوصي ما بايد مشكل‌مان را در بخش خصوصي حل كنيم و از طرفي دارايي‌هايمان را به توليدكنندگي تبديل كنيم. من از همين تريبون اعلام مي‌كنم، هر كس كه به سمت نوشتن يا ايجاد يا حتي به نوعي تطبيق Plat formهاي Free رفت، دستش را مي‌بوسيم.
ما بايد واقعيت را بپذيريم. در همين نمايشگاه E-learning يكي از دوستان آمد؛ خيلي هم زحمت كشيده بود. ناراحت و عصباني كه شما رفتيد از كجا نرم‌افزار گرفتيد. من ديگر در E-learning باختم و ديگر تمام شد و ... از همين موارد كه شما مي‌فرماييد انحصار ايجاد شده است! گفتم سيستم شما تماماً براساس Windows است و شما بايد آن را Open Source كني و روي Plat formهاي آزاد ببري. ما مي‌خواهيم يك كار كاملاً قانوني بين‌المللي انجام دهيم. 80-70 درصد ISPهاي كنوني از Check Point استفاده مي‌كنند كه تماماً خلاف قانون و مقررات بين‌المللي است. چيزي كه در ايران فاقد اجازه است، با نرم‌افزار كپي‌شده‌ي دوقراني بازار رضا تفاوتي ندارد. چه اينكه مانند ما پول بدهند و Check Point بخرند، چه بروند و CD را 500ر1 تومان از بازار رضا بخرند. چراكه گواهي‌نامه (License) را براي استفاده در محل مي‌دهند نه براي استفاده در شركت فلان آقا كه بعد هم آن را برداشته و به تهران بياورند. اين حرفي است كه به شركت‌هاي خصوصي زديم و اعتقاد كارشناسي ما است. اتفاقاً به خاطر كمك به بخش خصوصي و به خاطر كمك به كسي كه توليدكننده و كننده‌ي كار است، يك بار براي هميشه بايد محكم بايستيم.
ما چه بخواهيم سرويس Application بخريم و چه Content بگيريم، از كساني كه توليدكننده‌ي كار هستند، مي‌خريم.
يكي از دلايلي كه كار كمي كند پيش مي‌رود، نيز همين است كه نمي‌خواهيم خودمان را درگير كنيم. براي توليد Content تعداد زيادي از كساني كه صفحات Web و Flash مي‌سازند وجود دارند. مگر ما خودمان نمي‌توانيم اين كار را بكنيم؟ حتي براي استفاده‌ي كاربرهاي خودمان هم اين كار را نكرده‌ايم. يعني ترجيح مي‌دهيم همين شركت‌ها و همين جوان‌ها بيايند و درگير كار بشوند. آيا مي‌دانيد چه قدر شغل ايجاد مي‌شود. از طرف ديگر سود آن به مراتب بيشتر از سودي است كه ما از سرويس به د

ورود رايانه به مدارس


نويسنده: كلاديو دمورا كاسترو مترجم: اكرم عيني
در بسياري از كشورها، مديران در تدارك خريد رايانه براي مدارسشان هستند. اما بر سر راه استفاده موفق از رايانه درمدرسه، دامهاي بسياري گسترده شده است. نويسنده در اين مقاله به چالش هاي حضور رايانه ها درمدرسه مي پردازد و راهكارهايي را پيشنهاد مي‌كند. اين راهكارها از كاربرد ساده رايانه درآموزش آغاز مي شود وتا كاربردهاي مختلف آن به روشهاي قابل دسترسي پيش مي رود نكته آخر اين كه بنا به دلايلي موجه، بايد در مراحل آغازين ورود رايانه به مدرسه ها، ساده ترين كاربرد رايانه را برگزينيم وبعد كه تجربه‌هاي بيشتري به دست آمد، از سياستي بي وقفه براي ارتقا و روز آمد كردن كاربردهاي قبلي رايانه ها پيروي كنيم. اين ده نكته را در پي مي آوريم.
1- مهم وحياتي است كه به افراد اطمينان دهيم درمراحل اوليه استفاده از رايانه، اگر با نتايج ضعيف يا پيامدهاي ناخوشايندي روبه رو شدند،روحيه خود را از دست نداده ودلسرد نشوند.
برنامه دولت فرانسه در دهه هشتاد، براي ورود صدها هزار رايانه به مدارس، باعث ناميدي ، دلسردي و تضعيف روحيه طرافداران اين برنامه شد و تلاشهاي پس از آن هم دچار چنين مشكلي شدند. كشور هاي ديگر هم تجربه چنين پيامدهاي ناخوشايندي را داشتند.
2- درگذشته هر گونه تلاش براي آوردن رايانه به مدرسه، به دليل كمبود سخت افزار عقيم مي ماند. اما اين وضع زياد طول نكشيد. اگرچه رايانه ها قابل اطمينان ومعتبر هستند و نسبتاً مدت زيادي بدون مشكل كار مي كنند، اما باز هم نيازمند تعمير، نگهداري و پشتيباني هستند. پس ضروري است براي پشتيباني از آن، بودجه اي درنظر گرفته شود و ترجيحاً بهتر است از هزينه خريد كامپيوترها باشد. زيرا در غير اين صورت مدرسه به گورستان انبوهي از مواد ديجيتالي مبدل خواهد شد. در آمريكا برخي مدارس ترجيح مي دهند رايانه گرانتري بخرند كه داراي كارت ضمانت نامه نگهداري بلند مدت از سيستم باشد. زيرا هميشه فراهم كردن سرمايه و پول براي خريد اول ، راحت تر از تهيه بودجه نگهداري، پشتيباني و تعمير بعد از آن است . يكي ديگر از كشورها قانوني دارد كه طبق آن خريد، تعمير ، نگهداري، ضمانت نامه و ارائه نرم افزارهاي لازم براي رايانه، بايد از يك فروشنده و يا عامل تهيه شود واين كار را براي جلوگيري از مقصر دانستن فروشنده قبلي و طفره نرفتن فروشندگان از وظيفه شان انجام مي‌دهد. بنابراين تا مشكلات مالي، منطقي، پشتيباني، نگهداري و ضمانت نامه رايانه ها حل نشده است، نبايد رايانه به مدرسه آورد شود.
3- وقتي از اهميت مشكلات سخت افزاري كاسته شد و مسائل سخت افزار وضمانت نامه نگهداري و پشتيباني از رايانه بر طرف گرديد، مانع بعدي استفاده از رايانه در مدارس، نرم افزار است. امروزه برنامه ها و نرم افزارهاي خوب و بسيار عالي وجود دارند كه اكثر آنها داراي درجه كمتر از عالي، بسيار خوب و با درجه يك هستند، اما هنوز جاي رشد وتوسعه دارند. براي مدارس، گره كار و تنگنا، كميابي و گراني نرم افزار نيست، بلكه مساله انتخاب نرم افزار مهم تر است. رايانه ها بايد حداقل با يك بسته نرم افزاري و مجموعه اي از نرم افزارهاي مورد نياز و مناسب به مدرسه آورده شوند. البته نبايد از اوليا مدرسه انتظار داشت كه نرم افزار خريداري كنند، زيرا قبل از ايجاد عادت استفاده از رايانه دركلاس، انتخاب و خريد نرم افزار واقع بينانه نيست و ورود رايانه به مدرسه را به تأخير مي اندازد. علاوه بر مشكلاتي كه با رايانه ايجاد مي شود خود آوردن رايانه به مدرسه، به تنهايي موضوعي بحث برانگيز است، بدون اين كه بحث رايانه هايي كه در مدارس بي استفاده وبي كار مانده اند را به آن اضافه كنيم. مطئماً گروهي از روزنامه نگاران واربابان جرايد به مدارس بدون گچ وتخته توجه مي‌كنند و برخي ديگر، روي رايانه هايي كه هرگز درمدرسه استفاده نمي شوند شانس خود را امتحان مي كنند.
4- سومين مانع بزرگ ورود رايانه به مدارس بعد از سخت افزار ونرم افزار، آموزش معلمان است. تقريباً نتايج پژوهشها و ارزشيابي‌ها نشان داده است كه عدم آمادگي معلم، مشكل شماره يك است و برعكس اين نتايج ، پژوهشهايي كه روي افراد پيشگام وموفق در استفاده از رايانه انجام شده، حاكي از يك تلاش جدي و معتبر نظام تربيت معلم و آموزش معلمان براي به كارگيري و استفاده از رايانه درمدرسه است.
5- براي اطمينان نجات سياسي افرادي كه در اين كار پيشگام مي‌شوند ، ضروري است تضمين كنيم كه از رايانه ها بلافاصله پس از ورود به مدرسه، استفاده مي شود. بنابراين بايد راهكارهاي مثل خطا-امن يا اگر خطا كنيد رايانه دچار مشكل نمي شود وسالم مي‌ماند. را در پيش گرفت . به عبارت ديگر راهكاري مورد نياز است تا بلافاصله بعد از نصب و راه اندازي رايانه، از آنها استفاده شود. همچنين از نظر سياستگذاري نبايد مهم باشد كه كاربر ابتدايي، خيلي با استعداد يا فوق العاده خلاق نيست. بزرگترين دشمن استفاده از رايانه درمراحل اوليه استفاده از آن، وجود افراد مستبد وتابع مقررات خشك و دست و پاگير و ايجاد محيطي دستوري ومقرراتي و حضور سرپرستان ومسئولان محتاط ومحافظه كار است. اگر اين افراد كه ادعا دارند خيلي خوب رايانه مي دانند و بالاتر از همه هستند، زمام اين امور را به دست گيرند، اولين استفاده از رايانه با تاخير مواجه خواهد بود. درحقيقت اين گونه افراد، آب به آسياب دشمنان ورود رايانه به مدرسه مي‌ريزند.
6- در خصوص نحوه استفاده رايانه در مدرسه حداقل سه مكتب فكري وجود دارد كه هر كدام نقطه قوت و ضعف خودشان را دارند. اولين سبك، رايانه را به عنوان ماشين – تدريس مي بيند كه وظيفه‌اش كنترل تلفظ، حساب كردن يا براي آموزش خصوصي وانفرادي به دانش آموز بر مبناي راهنماي برنامه تحصيلي وبرنامه درسي است. دومين سبك استفاده از رايانه را عاملي براي پرورش مهارتهاي فكري وغني سازي آموزشي مي‌داند. توان بالقوه رايانه، شبيه سازي مسائل ومنطق را گسترش مي دهد . سبك سوم استفاده از رايانه را به عنوان ابزاري مي دانند كه صاحبان شركتها و سرمايه گذاران از آن استفاده مي كنند، دراين خصوص استفاده از رايانه در مدارس براي آماده كردن دانش آموزان براي استفاده از رايانه در محل كار است. مي توانيم كاربرد چهارمي ذكر كنيم و آن بازي است. بازيها يسياري وجود دارند كه توان بالقوه قابل توجهي براي رشد و پرورش مهارتهاي شناختي اصلي دارند و شواهد نشان مي دهد حتي بازيهايي كه ادعا نمي كنند داراي پيامد آموزشي هستند نيز مي توانند منجر به يادگيري و فراگيري شوند. زيرا خود بازي با كامپيوتر يك پيامد آموزشي دارد. مدارس مجبورند يكي از اين كاربردها يا تركيبي از آنها را انتخاب كنند. قبل از ورود رايانه به مدرسه، هر مدرسه اي بايد به تنهايي آزادي انتخاب راه و نحوه استفاده از كاربردهاي رايانه را داشته باشد؛ اما اوليا مدرسه نبايد وادار شوند كه چنين تصميمات سخت و جدال انگيزي را اتخاذ كنند.
7- اكنون كه شايستگي ها و ظرفيت وكاستي هاي وابسته به هر كدام از گزينه هاي نكته 6 شناخته شده اند. نبايد اجازه دهيم كه از اشتباهات گذشتگان چشم پوشي شود. معتبرو اصيل ترين كاربرد رايانه آموختن چگونه فكر كردن است. كساني كه نمايش يك لوگوي آموزشي را ديده اند، اين شانس را داشتند تا با توانايي بالقوه رايانه براي پرورش مهارتهاي عقلاني و ذهني نگاهي اجمالي داشته باشند. افرادي كه برنامه هاي شبيه سازي مثل ( اوريگون )، (تريل ) يا (سيم سيتي ) كه در آن ارتباط بين رشته اي و پرواز خيال با سرعت بالاي رايانه و توانايي گرافيكي بالا امكانپذير شده است را ديده اند، مجذوب توان بالقوه شبيه سازي شده اند كه از منظر عقلاني و نظري يكي از پرهيجان ترين مسيرهاي آموزشي است. هر كس كه دلواپس و علاقه مند كيفيت آموزشي است، از اين توان بالقوه اي كه روي اين برنامه هاي فوق العاده ارائه مي شود، بي نصيب نخواهد ماند و البته جايي است كه خطر در كمين است. تحقيقات روي پانزده سال گذشته نشان مي دهد كه مشكلات و سختي هايي در اجراي موفق اين برنامه ها وجود داشته است. پرورش و توسعه مهارتهاي عقلاني بر نظري با استفاده از رايانه در يك دوره زماني كوتاه مدت، منطقي قابل دوام ندارد و شناسايي و ورود رايانه در مدرسه در يك زمان كوتاه منجر به پرورش مهارتها نخواهد شد. توصيه شده است برنامه هاي ملي براي معرفي و شناسايي و ورود رايانه به مدرسه همراه با اهداف پرورش مهارتهاي نظري آغاز نشود. زيرا برنامه ملي نيازمند يك دوره بلند مدت آموزش و آمادگي معلم براي استفاده از رايانه است، در حالي كه انتظارات عامه براي اقدام عمل عاجل و فوري است. البته اين بدان معني نيست كه اين راه حل هاي گزينه اي و متناوب بايد كاملاً متوقف شوند، بلكه در حقيقت آشنايي با رايانه بايد يك هدف عمومي براي همه در بلند مدت باشد و برخي برنامه هاي خاص كه موقعيت براي آنها مساعد تر است، بايد بلافاصله شروع شوند؛ زيرا اينها يك مكان خاص و جايي براي آزمايش و تجربه خلاقيت هستند.
8- براي معلم ها ، يكي از خسته كننده ترين و غير قابل ملاحظه ترين كاربردهاي رايانه در مدرسه، استفاده از آن براي انجام تكليف و مشق دانش آموزان و انجام تمرينهاي حساب، حل مسأله، تصحيح وتلفظ وغيره است. اما در حقيقت اين تكاليف همان چيزي است كه واقعاً در مدارس روي آنها كار مي شود و دليلش ساده است با اين كار، معلم قضاوت خواهد كرد كه آيا دانش آموزان از رايانه استفاده كرده اند يا رايانه ها بدون استفاده بوده اند. معلم ها تشخيص مي دهند كه آيا رايانه ها به جاي اين كه به دانش آموزان كمك كنند، آنها را تنبل مي كنند و از درسشان عقب مي اندازند ( در نتيجه رايانه ها خاموش مي مانند و از آنها استفاده نخواهد شد). خود معلم ها هنگامي از رايانه استفاده مي كنند كه بدانند برايشان سودمند است و تا براي خوب يادگرفتن و تبحر و كسب مهارت در كاربري رايانه و نرم افزارهاي آن زمان زيادي صرف نكنند، به راحتي از رايانه استفاده نمي كنند.
همچنين اگر با استفاده از رايانه، شروع كلاس به تأخير بيفتد و آماده كردن كلاس طولاني تر شود يا خطر قرار گرفتن در موقعيتي باشد كه باعث خجالت كشيدن معلم از نداستن رايانه شود ( بخصوص در حضور برخي دانش آموزان گستاخ و جسور كه خطر ريسك بيشتري وجود دارد) و معلم در كار با كامپيوتر تأخير داشته باشد؛ اگر معلم از پيشنهاد استفاده از كامپيوتردر برنامه درسي پيروي نكند؛ اگر"مهارتهاي استفاده از رايانه" را كه آموخته است، نتواند براي سنجش دانش آموزان به كار گيرد و براي آزمون و سنجش دانش آموزان مورد نياز نباشد نيز، به راحتي از رايانه استفاده نمي كند. هر كدام از موقعيتهاي ياد شده فرصت استفاده از رايانه درمدرسه را ازبين مي برد. اماتجربه نشان داده است كه معلم ها صبر بي شمار رايانه براي انجام تمرين و تكليف دوباره در ضرب يا تقسيم ويا هر كار تكراري چنيني را شايسته مي دانند . اين دلائل ونتايج از آسمان به زمين نيامده، برنامه هاي تمرين و مشق وتكليف رايانهاي دروقت، انرژي و كارپرزحمت و جان فرساي معلم صرفه جويي مي كند واز اين رو از آنها استفاده مي شود به عنوان يك راهكار ابتدايي دلائل عالي بسياري وجود دارد كه نه تنها بايد از اين گونه استفاده از رايانه‌ در مدارس جلوگيري نكنيم، بلكه بر عكس ضروري است براي مدارس نرم افزار هاو برنامه هاي تمريني و تكليف درسي فراهم كنيم ومعلم ها را براي استفاده از آنها آماده كنيم و روش استفاده از آنها را آموزش دهيم
9- همراه با راهنمايي هاي ياد شده، برخي نظريات اضافي ديگر هم به ترتيب ذكر مي شود. آن روزها گذشت كه برنامه هاي تمرين و تكليف درسي به منظور تدريس افعال بي قاعده و يا به يادآوري ايام تاريخي با زبان برنامه نويسي بيسيك نوشته مي شد، گذشت روزهايي كه ابزارهاي برنامه نويسي نگارشي اين اميد رابه معلم مي داد كه آنها مي توانند محتواي دوره هاي تحصيلي و برنامه هاي درسي رابه برنامه هاي آموزشي و خودآموز ترجمه كنند. مراكز بزرگ نرم افزاري و موسسات برنامه نويسي ملي، راه چنين رويكردهاي ناشيانه را بسته اند.امروزه، برنامه هاي نرم افزاري آموزشي كه درجه متوسط وعادي دارند و حاضر و آماده هستند، حداقل صدهزار دلار است و برنامه هاي پرآب و رنگ و خبره و برنامه هاي پيشرفته تر كمي گرانتر هستند. بنابراين برنامه ملي براي ورود رايانه و يا آشنايي با رايانه نيازمند كنترل اين نرم افزارهاي موجود است وبايد تعيين كند كه آيا موارد استثنايي وجود دارد ودر چه جايي بايد براي نيازهاي نرم افزاري جديد تصميم گيري شود.
10- آموزش چگونگي استفاده از رايانه به عنوان ابزار توليدي خلاق به دانش آموزان روش مطمئني براي آوردن كامپيوتر به مدرسه است. اگر برخي كاربردهاي رايانه اي وجود دارد كه بسياري ازموسسات وشركتها از آن استفاده مي كنند، پس وظيفه ما است كه چگونه كاركردن با اكثر آنها همه مهارتها را به دانش آموزان آموزش دهيم. اين يك استفاده ساختاري از رايانه درمدارس است و راه ساده اي براي اقدام به اين كار است واز لحاظ معنايي به معني آموزش دانش آموزان درباره چگونگي استفاده از واژه پرداز( درمرحله بعد نشر روميزي)، يك صفحه گسترده، ابزاري هاي گرافيكي و بانك داده ها است. براي چنين كاربردهاي يك قانون مفصل وجود دارد و اين نرم افزارها هم بلافاصله دردسترس است. به علاوه بايد در نظر گرفت كه دوره هاي آموزشي رايانه براي آموزش اين مهارتها به طور گسترده اي در دسترس است و معمولاً منبع خوبي براي معلم هاو همه آموزگاران و مربيان است. رايانه ها نبايد بدون يك بسته نرم افزاري توليدي و خلاق به مدرسه آورده شوند. نصب چنين نرم افزاري كاري خارج از ظرفيتهاي موجود مدرسه است. كار عمده بعدي توسعه راهكار مناسب براي استفاده ازاين ابراز توليد اطلاعات است و براي شروع آموزش تايپ دستي مهارت سودمند وبا ارزشي است، حتي اگر همه طرفداران ورود رايانه به مدرسه با اين ايده موافق نباشند واز آن بهره نبرد، اما آموزش صفحه كليد روش خوبي براي شروع كار با ابزارهاي توليد اطلاعات است. همچنين مهم است كه معلمان براي استفاده از اين ابزارهاي توليد اطلاعات در دانش آموزان ايجاد علاقه وانگيزه كند و آنها رامجبور به انجام تمرينهاي عملي كنند. البته نبايد انتظار داشته باشيم كه معلمها نمونه هاي خلاقي از خودشان ابداع كننديا الگويي كه مورد علاقه دانش آموزان است را پرورش دهند. اين مثالها ونمونه ها بايد به دنياي واقعي دانش آموزان نزديك و تاحد ممكن براي آنان سودمندباشد.

ميزگرد دانشگاه مجازي

تکفا - س. مسأله‌اي كه سبب شده ما خدمت شما برسيم، مجله‌ي تكفا كه اميدواريم شماره‌هاي قبلي آن خدمت شما رسيده باشد. مجله‌ي آتي را به آموزش الكترونيكي اختصاص داده‌ايم كه دستور كار جلسات شما است. مي‌خواهيم از شرح وظايف اين شورا و كارهايي كه انجام مي‌دهد، اطلاعاتي داشته باشيم و من ابتدا انجمن شركت‌هاي انفورماتيك را معرفي مي‌كنم. اين انجمن از سال 1373 تأسيس شده و بيش از 550 شركت عضو دارد. تلاش انجمن در اين سال‌ها برقراري ارتباط بين بخش خصوصي با بخش دولتي و دانشگاه‌ها مي‌باشد. در سال‌هاي اخير پس از مطرح شدن بحث جامعه مدني، انجمن بيشتر مورد توجه قرار گرفته و مطرح شده است. پس از مطرح شدن طرح تكفا، انجمن به عنوان نماينده‌ي بخش خصوصي اين مجله را منتشر نموده و صاحب امتياز آن انجمن مي‌باشد. هر جلد از مجله به يك موضوع خاص اختصاص يافته. مثلاً شماره‌ي گذشته به تجارت الكترونيكي اختصاص يافته بود. با توجه به مطالب گسترده اي كه در اين مجله درج مي‌كنيم، هر مجله در واقع يك منبع است درباره‌ي آن موضوع خاص.
اهداف شورا چيست؟ اعضاي آن چه كساني هستند؟ شرح وظايف و اهداف آن را توضيح دهيد و اقداماتي كه تاكنون انجام داده را بيان كنيد و چه اقداماتي تاكنون درباره‌ي بحث دانشگاه مجازي صورت گرفته است؟
ربيع - دبير کميته
بخشي از اطلاعاتي كه شما خواسته‌ايد به صورت مكتوب موجود است. البته خلاصه‌اي از آن را خدمت شما توضيح مي‌دهيم. اين جمع "كميته راهبردي طرح ملي توسعه دانشگاه‌هاي مجازي كشور" است. طرح دانشگاه مجازي را آقاي دكتر ربيعي به وزارت علوم داده بودند و ايشان به عنوان مجري طرح توسعه‌ي دانشگاه‌هاي مجازي كشور با حکم وزير علوم، تحقيقات و فناوري تعيين شدند و خودشان با دانشگاه‌هاي مختلف تماس گرفتند و كميته‌ي راهبردي را تشكيل دادند. بنده را هم بعنوان نماينده دانشگاه بين المللي (آمريکا)بخاطر فعاليت در زمينه آموزش مجازي به عضويت در کميته راهبردي دعوت کردند. همين دعوت موجب شد که امروز در اينجا خدمت دوستان باشم. هرچند که کميته قبلا شکل گرفته بود و اعضاي گروه هاي تخصصي آن به بيش از 60 نفر مي‌رسيد ولي فعاليت مستمر و پيگير از شش ماه گذشته آغاز گرديد. ابتدا، با دکتر مرتضي انواري که پيش کسوت ما هستند و پايگاه اصلي ايشان در دانشگاه کاليفرنيا (برکلي) ميباشد نشستي داشتم و بعد با جلب نظر دکتر جلالي از دانشگاه علم و صنعت و دکتر بديع از مرکز تحقيقات مخابرات نخستين جلسه کميته در دي ماه 81 تشکيل شد. در اين نشست دکتر ربيعي، دکتر انواري، دکتر بديع، دکتر جلالي و بنده شرکت داشتيم. در 3 بهمن 81 دومين نشست شکل گرفت که دکتر کادان از دانشگاه امير کبير نيز به جمع ما پيوستند. در بهمن ماه 81 با پيوستن دکتر ابراهيم زاده از دانشگاه پيام نور و دکتر پارسلئي از دانشگاه تهران جمع عضاي علمي کميته به 8 نفر رسيد. در اين هنگام علاوه بر اعضاي علمي نمايندگان تگفا آقايان صاحب نسق و گواهي و اعضاي مرکز تحقيقات آقاي خراط و خانم محمودي نيز در نشست ها شرکت داشتند. در سال 82 با مشارکت دکتر دولائي، دکتر معيني و دکتر فروتن از دانشگاه شهيد بهشتي تعداد شرکت کنندگان در نشست ها به 15 نفر رسيد.

س- ملاک عضويت در کميته چيست؟
پ - در دومين نشست کميته شرايط زير براي عضويت (عضو علمي) در کميته تصويب شد:
* ارائه حدمات ارزشمند در زمينه هاي آموزش مجازي
* تجربه تدريس، پژوهش، تاليف، مديريت و برنامه ريزي دانشگاهي مرتبط با فناوري اطلاعات و ارتباطات
* آشنائي با روش ها، ابزار، استانداردي آموزش مجازي
* علاقه، توان و آمادگي مشارکت فعال در کميته راهبردي
* نمايندگي تام الاختيار موسسه مربوطه

س- هدف اصلي کميته چيست:
پ- هدف اصلي دنبال کردن تحولات در آموزش مجازي در سطوح دانشگاهي است، مبادله اطلاعات، همفکري دست اندر کاران آموزش الکترونيکي، مشاوره در تعيين سياست ها، برنامه ريزي، بتر سازي، ارزشيابي، بومي سازي، و خلاصه تدوين سياست هاي راهبردي در امر آموزش مجازي دانشگاهي است.

س- چه گامهائي تاکنون بر داشته ايد و چه برنامه اي داريد؟
پ- در مرحله مقدماتي به تعاريف پرداختيم. بعد زمينه هاي زير را براي بررسي هاي تخصصي تعريف کرديم:
* تدوين واژگان تخصصي E-Learning
* بررسي مقايسه اي نرم افزار هاي موجود
* بر رسي پويائي محتوي جهت سازگارسازي آن با شرايط آوزش
* گرد آوري فعاليت هاي پراکنده انجام شده در سطح کشور
* بررسي نياز ها و فوائد فارسي سازي درآموزش الکترونيکي
* بر رسي رابطه ميان نياز ها و انگيزه ها در حوزه هاي مختلف کاربري ٍE-Learning
* برسي نظريات معرفت شناسي وروش هاي موجود درآموزش مجازي
* بر رسي نحوه تامين منابع انساني در آموزش مجازي
* بر رسي مسائل حقوقي و انواع تعرفه در آموزش مجازي
* پيگيري اجراي عالمي پروژه هاي نمونه
* بر رسي روش هاي ارزيابي فراگير در حوزه E-Learning


* س- عملا چه کاري انجام داده ايد؟
پ- غلاوه بر مشارکت در پژوهش هاي کاربردي در هاميش ها و نشست هاي آموزش و پرورش، مخابرات و عيرو نيز مشارکت نموده ايم. بهترين نمونه آن ارائه دو ميزگرد زير عنوان "دانشگاه مجازي" در نخستين همايش ملي آموزش الکترونيکي (تکفا) در 3 و 4 خرداد ماه بود. در اين ميز گرد ها ده نفر از اعضاي علمي در دو ميز گرد برنامه ريزي شده مسائل آموزش اکترونيکي و دانشگاه مجازي را با هماهنگي ويژه اي که کمتر در همايش ها اتفاق مي افتد ارائه داديم.
س. سؤال من اين است كه آيا مي‌خواهيم همين روش سنتي را به صورت الكترونيكي درآوريم يا بحث آموزش را همگاني كرده و كنكور عملاً حذف شود. مثلاً پيام نور به صورت غيرمتمركز اين كار را انجام مي‌دهد. آيا اين شورا هم مي‌خواهد به همين مطلب برسد و فقط شيوه‌اش الكترونيكي باشد؟

ي. دکتر انواري
اين موارد در حوزه‌ي اختيارات و وظايف اين گروه نيست. چون ما اصلاً نمي‌دانيم دانشگاه‌ها چه مي‌خواهند بكنند. جوابي كه من مي‌توانم بگويم، جواب به اين سؤال اصلاً امكان ندارد. چون محال است كه همه‌ي دانشگاه‌ها به سمت E-learning بروند. در تحقيقات اخير معلوم شده صحبت انسان با Monitor خيلي نقص دارد. بنابراين به احتمال خيلي زياد مثل تمام كشورهاي دنيا تعداد خيلي محدود است و مردم خيلي استقبال نمي‌كنند. يعني تعداد كمي يك دانشگاه معتبر را كنار مي‌گذارند به سراغ E-learning مي‌روند.

اهدافي كه آقاي دكتر ذكر كردند، به سادگي قابل پيگيري نمي‌باشد و هر يك از آنها به يك كميته جهت بررسي و پيگيري نياز دارد. ما مي‌توانيم به كارشناسان كمك كنيم و بگوييم كار روي كدام مسئله در اولويت قرار دارد. هر كاري كه براي يك دانشگاه انجام مي‌شود، فقط مختص به همان دانشگاه است. مثلاً پيام نور يك دانشگاه است با اهداف خاص خودش. اگر اين پروژه براي دانشگاه ديگري انجام شود، صددرصد احتياج به كار مجدد دارد. ما بايد اولويت‌ها را كاملاً براي مسئولان بشناسانيم و سپس كمك آنها را طلب كنيم. مشكلي كه در حال حاضر دامنگير E-learning هست و بايد به آن توجه شود، هر كسي از بحث محتوا و ارايه‌ي سيستم نقطه نظر خود را دارد. حتي حاضر نيست نظارت آن را به كميته بدهد كه درباره‌ي مينيمم استانداردهاي محلي تحقيق بشود كه مثلاً اگر قرار است يك درسي در اين دانشگاه تدريس شود، بايد چه مشخصاتي داشته باشد. آيا اين درس‌ها را مي‌توان ارايه داد يا اصلاً چه حد و حدودي بايد داشته باشد. پس ما وقتي به اين سؤال جواب نداديم، به اين دليل است كه جواب‌هاي متعددي وجود دارد. در اينجا لازم است درباره‌ي طرحي كه آقاي دكتر ربيع بيان كردند توضيحاتي را خدمتتان عرض كنم. اين در سه فاز بايد انجام مي‌شده. وزارت علوم سه دانشگاه را انتخاب كرد كه اين طرح را مشتركاً انجام دهند. آنها گفتند هدفشان اين بوده كه سه دانشگاه كار موازي انجام دهند و پول به يك نفر تعلق گيرد.
اين گزارش دادن بسيار سخت است و مانند شبيه‌سازي كردن يك انسان فهيم، دانشمند، منظم، مهربان، ... ما نمي‌گوييم 100% اين كار را كرديم، بلكه تمام سعي و تلاش خود را انجام داده‌ايم. در خارج از كشور مسئله به اين صورت نبوده. مسئله يك خط سيري داشته و آرام‌آرام رشد كرده. آنها يك كميته شبيه همين كميته را انتخاب مي‌كنند و مي‌گويند E-learning مطرح شده، شما ببينيد چه كارهايي شده و خواهد شد. سيستم داشتن اهميت ندارد، مسايل خيلي مهم‌تري وجود دارد و ارتباط عميقي بين متخصصان و مديران لازم است تا كار سريع‌تر پيش رود، سرعت حركت بسيار كند است. البته من اصلاً نااميد نيستم.

پ. در حال حاضر يك ميليون نفر داوطلب ورود به دانشگاه هستند و استرس حاكم بر جوانان بسيار زياد است زيرا از اين تعداد تقريباً حدود 100 هزار نفر مي‌توانند به دانشگاه راه پيدا كنند، مي‌خواهيم بدانيم راهكاري براي اين مورد در نظر گرفته شده است؟

اصولاً اين كار كلاً ممكن است، البته در صورتي كه به عنوان يك پروژه تعريف شود و در اختيار ما قرار گيرد و كسي هزينه‌ها را متقبل شود.

آقاي مظلوم: تعداد زيادي از مردم مايلند دانشگاه بروند، ولي اين امكان وجود ندارد. هدف دانشگاه آزاد نيز همين بود. چه اتفاقي افتاده كه مدل آموزشي در حال تغيير است.

د. ربيعي: ساختارها و نوع نگرش بايد عوض شود ولي ما بعضي از كلاس‌ها مثل آزمايشگاه كنترل را نمي‌توانيم الكترونيكي كنيم. ساختارها بايد عوض شود. نوع نگرش به يادگيري بايد عوض شود. بسترها بايد عوض شود.
در حال حاضر كشورهايي مثل هند كه فارغ‌التحصيلان در مقطع ليسانس به تعداد زياد دارند، مشغول انجام كارهاي غيرتخصصي مثل رانندگي، رفتگري هستند. در كشور ما نيز مشكل اينجاست كه ما براي فارغ‌التحصيلان كار نداريم. حتي در رشته‌ي كامپيوتر هم، كساني را داريم كه شغل ندارند.

آقاي مظلوم: بله. صحبت شما درست است. اما ما تقاضا براي ورود به دانشگاه داريم. حالا بايد ببينيم كه در مورد عرضه چه مي‌توانيم بكنيم.

پ- ربيع
هر كدام از ما نظرات مختلفي داريم. اين کميته نظر واحدي در اين خصوص ندارد. مسئله‌اي كه براي ما اهميت دارد، شناخت است. شناخت مقوله‌ي آموزش الكترونيكي يا مجازي، شناخت مسايل جامعه‌ي اطلاعاتي.شناخت زمينه‌ها، و بهد همکاري و هماهنگي اهميت دارد. ما مي‌خواهيم از مجموعه بضاعت علمي كشور و ايرانيان خارج از كشور يك مأخذ و منبعي درست كنيم كه در جامعه به عنوان يك مرجع صاحب نظر شناخته شود. به همين دليل است كه ما كميته را تبديل كرديم به شورا كه كار مشورتي انجام بدهيم. اينجا همه‌ي دوستان كار داوطلبانه انجام مي‌دهند و مشاركت مي‌كنند و با هم مشورت و بحث مي‌كنند. در واقع مي کوشيم يك كنسرسيومي از مجموعه توانمندي‌هاي داخل و خارج جمع ‌كنيم و سپس راهكار هاي مناسب شرايط ايران ارايه نماييم. قرار نيست كه ما مسايل تئوري و نظري توسعه كشور را در اينجا حل كنيم.

د. فروتن:
وقتي بحث آموزش در حالت كلي مطرح مي‌شود، دو ديدگاه مد نظر است. يكي ديدگاه ارتقاء دانش و مهارت در فرد است، ديگري ايجاد ديدگاه ارتباط و آبرو است. محتويات آموزش ملازم با فرهنگ است و آن هم ملازم با ارتباط و آبروست. اگر شكل‌گيري مهارت را پيش‌فرض بگيريم، عملاً بايد بپذيريم كه يك فضايي از جذب از نظر توليد بايد در جامعه وجود داشته باشد كه خروجي‌هاي اين فرايند بتوانند جذب آن شوند. هميشه تخصص از لحاظ مفهومي ملازمت و ارتباط پيدا مي‌كند با بهره‌وري كه در جامعه مطرح است.
اگر ما بتوانيم E-learning را در نهايت بنا به نيازي كه در آن فضا وجود دارد و خروج متخصصين در حد كافي قرار بدهيم، كار بزرگي انجام داده‌ايم.
براي جامعه‌اي كه مي‌خواهد واقعاً توسعه داشته باشد، تخصص مطرح است و تخصص زماني مي‌تواند مطرح شود كه فضاي جذب بنا به مقتضيات آن جامعه وجود داشته باشد.
مهارت تخصصي هم مهم است و اما مسئله‌اي كه اهميت بيشتري دارد، رضايت افراد از ورود به دانشگاه است. اما خطري كه وجود دارد، اين است كه افراد داراي مدرك شده و به نوع احساس پرستيژ و آبرو هم مي‌كنند، ولي وقتي وارد فضاي جامعه مي‌شوند، مي‌بينند عملاً آن چيزي كه به عنوان يك ملازم فرهنگي روي آن حساب مي‌كردند، پاسخگوي روند هويتي‌شان در جامعه‌ي پيراموني شان نبوده است، دچار نوعي سرخوردگي خواهند شد كه بازخورد بسيار منفي بر روي جامعه است؛ از نقطه نظر اعتباري كه جامعه براي علم قايل مي‌شود.
بنابراين جمع‌بندي من از فرمايش دكتر ربيعي اين است كه خوب است كه در كنار كار كردن بر روي E-learning ما به دنبال يك روش سيستماتيك براي اشتغال‌زايي باشيم. هرجا اشتغال‌زايي مطرح باشد، در كنار آن تخصص مفهوم پيدا مي‌كند.

د. ربيع: يك طرح به نام طرح ملي توسعه دانشگاه هاي مجازي كشور است که تصور ميرفت تمام پژوهشگران و دانشمندان براي تحقق آن گرد هم بيايند و اين كار را انجام بدهند. از طرفث برداشت نادرست ازآموزش الكترونيكي در جهان سوم است که در ايران هم متاسفانه به عنوان يك چيزي كه مد روز است همه جا به طور موازي روي آن كار مي‌كنند . در حال حاضر هم 10 جا دانشگاه مجازي درست مي‌شود، هركدام با يك روش متفاوت اما با کاستي هاي يکسان. به نظر من برداشت كلي از مفهوم فراگيري مجازي يك برداشت سنتي است. همين که ما E-Learning را "آموزش الکترونيکي" ترجمه ميکنيم مبين اين بينش و برداشت سنتي از يک پديده فوق مدرن است. در واقع، ابزار برداشت صحيح آن هنوز در جامعه ما وجود ندارد. كاربردش در يك جامعه‌ي نيمه صنعتي، نيمه سنتي و نيمه رشديافته، بعنوان کاربرد ابزاري و راهي ميان‌بر محسوب مي‌شود. اصلاً ممكن است اين بينش کاملا غلط باشد. اينكه جوامع توسعه نيافته بخواهند با ابزار و فنآوري فوق مدرن تنگناهاي توسعه را با اين راه ميان‌بر دور بزنند بسيار سئوال برانگيز است. در جوامع غرب پيشرفته‌ترين اقشار و حوزه‌ها و بخش‌ها هستند كه بيشترين بهره‌گيري را از جامعه‌ي اطلاعاتي مي‌برند. در اينجا شايد تنها جايي كه بتواند از اين فناوري بهره گيري مطلوب نمايد دانشگاه‌هاي پيشرفته هستند. بايد شناخت از موضوع داشته باشند، زبانشان خوب باشد، ابزار ارتباطي را داشته باشند. اين را فقط در دانشگاه‌هاي پيشرفته مي‌توان داشت كه آن هم تعداد محدودي پيدا مي‌شوند.
شايد بتوان ايجاد كنسرسيومي از نخبگان و نهاد ها به تدريج يك مجموعه علمي پژوهشي بوجود آورد كه همه ب‌توانند به آن مجموعه متوسل شوند. اما در شرايط کنوني، در مجموع به نظر من بينش غلط است. چون بر اساس باوري است که مي‌خواهد با يك ذهنيت سنتي يك پديده قوق مدرن را پياده کند. و ين امكان‌پذير نيست.

د. ربيعي: تكفا بايد واقعيت‌ها را شفاف مطرح كند و ما در جامعه مشكلات فرهنگي داريم و اين طرح قرباني اين مسئله شده است، مشكلات عميق فرهنگي داريم.

آقاي مظلوم: نكته‌ي قابل توجه اين است كه تكفا يك مشكل دارد و يك دشمن دارد و آن هم نظام اداري كشور است. سيستم اداري ما مانع است. اما اين مسئله نبايد مانع حركت شود.

يك مقدار هم مشكلات داخل مراكز و دانشگاه‌ها است. اگر طرحي مطرح شد به نام توسعه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات، كساني كه به موضوع علاقمندند، اگر با خود موضوع موافق هستند. بايد تلاش كنند. به جاي اين كه از اين طرح حمايت شود، طرح‌هاي موازي ايجاد مي‌شود. هر دانشگاه طرحي با يك بينش ارايه مي‌دهد. نتيجه اين مي‌شود كه طرح اصلي متوقف مي‌شود. اما خوشبختانه اين جمعي كه تشكيل شده، مدل بوده و اين طرح را مي‌خواهد به سمتي پيش برود كه اين جمع مركز ثقل دانشگاه مجازي شود.

د. کاردان:
يكي از كارهايي كه وزارت علوم مي‌توانست انجام دهد، اين بود كه دكتر ربيعي را مسئول كند و بگويد شما يك Platform طراحي كنيد و تمام آن استانداردها را مطرح كنند. بعد گروه ديگري را مأمور ميكرد كه اينها محتوا را تهيه كنند. محتوا مسئله‌ي جدي است. متأسفانه وزارت علوم كاري كه لازم بود انجام نداد و كارهاي زيربنايي و مطالعاتي را انجام نداد. آقاي ربيعي مي‌خواست كاري انجام دهد كه خيلي خوب بود، ولي پشيمان شدند.

در تاييد فرمايشات شما دكتر انواري بايد بگويم كه مشكل اصلي ما موازي‌كاري است و اينكه چند جا يك كار را انجام مي‌دهند. يعني اگر مشخص باشد كه شرح وظايف هر كدام چيست و هر كدام چه كاري را بايد انجام دهند، مثلاً يك دانشگاه مسئوليت فراهم كردن محتوا را داشته باشد، همزمان با آن يك قسمت ديگر ملزم بشود كه جنبه‌هاي سخت‌افزاري و مخابراتي را فراهم كند. يعني هر كدام كار مربوط به قسمت خود را انجام دهند. اما به صورت هم‌زمان روي قسمت‌هاي مختلف آن ساختار كار كنيد.

آقاي مظلوم: يك جمع‌بندي را ارايه مي‌دهيم. به نظر مي‌رسد كه ما راهي را طي كرديم كه اين حركت در دنيا شروع شده است. در سال 69-68 حركتي به اين سمت شد، منتهي متوقف شد. 10 سال در مورد اين قضيه صحبتي نشد. حركت اخيري كه در قالب طرح تكفا شده است، به طور كلي مثبت است و ما مي‌توانيم از آن استفاده كنيم. به هر حال فضا ايجاد شده با همه‌ي مشكلات و همه بايد براي به وقوع پيوستن اين تحول تلاش كنيم.
د. ربيع:
اول موضوع شناخت پديده‌‌ي جامعه‌ي اطلاعاتي است كه به نظر من ما هنوز به آن نرسيده‌ايم. بعد از شناخت موضوع، فرهنگ‌سازي مطرح مي‌شود. بعد مي‌رسيم به مسئله سياست‌هاي راهبردي و برنامه‌هاي كلان و استراتژيك كشور. بعد از اينكه به اينها رسيديم، متوجه مي‌شويم كه يك سري ابزار لازم داريم و بعد بحث كاربرد مطرح مي‌شود كه 3 آزمون براي اين مسئله وجود دارد. يكي دانشگاه سراسري كه ميان‌بر باشد و يكي از بسترهاي خوب آن دانشگاه پيام نور است. دوم بحث نمونه‌سازي است كه در سطح بالاتري قرار دارد كه يك دانشگاه تخصصي تک ساختاري مجازي است انجام آن ز اين طريق ميسر است که هر دانشگاه يا مرکز هر تواني دارد در يک سبد ميريزد و از مجموع اين توان درس ها و رشته هاي مجازي اراوه ميشد. دانشجوياني که خارج از يک دانشگاه موجود فارق التحصيل ميشوند از وزارت علوم، تحقيقات و فناوري مدرک "دانشنامه ملي" دريافت ميکنند. اين هامن کنسرسيومي است که قبلا اساره شد و همه جاي دنيا مرسوم است.

گفتگو با مشاور IT آموزش و پرورش


گفتگو با طلايي،‌ مشاور IT آموزش و پرورش
تکفا - مقدمه: تجربيات و نمونه‌هاي جهاني شدن نشان داده است كه براي همه گيركردن هر فناوري و صنعتي، بستر سازي را بايد از سنين پائين شروع كرد؛ بنابراين آموزش و پرورش، در روند توسعه پايدار، نقشي حياتي و انكار ناشدني دارد.
در كشور مانيز، طرح تكفا با توجه ويژه‌اي به آموزش فناوري (ICT) به نوجوانان و جوانان شكل گرفته و آموزش و پرورش در اولويت قرار گرفته است بر همين اساس يكي از اعتبار قابل توجهي در مقايسه با دستگاه‌ها براي پيش برد برنامه هاي توسعه ICT و آموزش به اين وزارتخانه اختصاص يافته است.
از سويي، اين وزارتخانه با پيگيري موضوع اتوماسيون اداري مجموعه هاي تحت مديريت خود، آموزش معلمان و مهمتر از همه تكميل و پشتيباني شبكه ملي مدارس ايران (رشد) اقدامات در خور توجهي را به انجام رسانده است.
به منظور آگاهي از آخرين تحولات و برنامه‌هاي وزارت آموزش و پرورش در قالب طرح تكفا با آقاي طلايي كارشناس ارشد زبانشناسي رايانه‌اي از دانشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي و مشاورIT وزارت آموزش و پرورش به گفت و گو نشسته‌ايم كه در ادامه مي‌آيد:
آقاي طلايي به عنوان مشاور IT وزارت آموزش و پرورش قسمت تحت مديريت شما زير مجموعه كدام بخش از وزارتخانه محسوب مي شود؟
اينجا دفتر وزارتي است و خطاب مان با كل وزارتخانه است اما چون مهندس علاقمندان به عنوان نماينده ويژه وزارتخانه در طرح تكفا، رئيس سازمان پژوهش هم هستند، ما از ساختمان‌هاي سازمان استفاده مي‌كنيم.
آيا در حال حاضركليه قراردادهاي تكفا در آموزش و پرورش بسته شده و شما تمام بودجه‌ها را اختصاص داده‌ايد؟
بله ؛ اطلاعات اين قرادادها براي چاپ در نشريه تكفا در اختيار شما قرار خواهد گرفت.
اصولاً اتوماسيون اداري مجموعه آموزش و پرورش از كي آغاز شد و طرح تكفا چگونه در اين موضوع تاثير گذار بود؟
درسالهاي پاياني دهه 60 زماني كه آقاي دكتر سپهري راد معاون آموزش و پرورش بودند و توجه ويژه آقاي مهندس علاقه‌مندان به بحث انفورماتيك را پايه گذار اين مطلب شد .از سال 69 لزوم بهره گيري از انفورماتيك به ويژه در نظام هاي مديريتي مطرح شد و به اين ترتيب تمام سيستم ها از قبيل دبيرخانه ، بايگاني، حقوق و دستمزد و امور رفاهي به سيستم‌هاي كامپيوتري مجهز شد.
اين سيستم تا سال گذشته به همين صورت عمل مي كرد و با مطرح شدن تكفا با همان شركتي كه قبلاً اين سيستم هاي كامپيوتري را براي ما تهيه كرده بود قرارداد بستيم تا همه برنامه ها را به صورت تحت وب در آورده و با ويندوز اجرا كنند.
اين شركت، يكي از زير مجموعه هاي آموزش و پرورش است؟
شركتي داريم به نام شركت پژوهش و نوآوري كه آن برنامه‌ها را طراحي كرده بود.بعد اين سيستم را به وزارتخانه مي‌دهد و مسؤوليت پشتيباني از سيستم با دفتر خدمات ماشيني وزارتخانه بود كه الان به دفتر فناوري اطلاعات تغيير نام داده است.
اين دفتر خدمات ماشيني يا فناوري اطلاعات چه وظايفي دارد؟ آيا در پروژه هاي مربوط به تكفا نيز فعال است؟
در اين دفتر كه در معاونت نيروي انساني واقع است، خدمات ماشيني انجام مي شده و از يك يا دو سال پيش هم كه به دفتر فناوري اطلاعات تغيير نام يافته، عيناً همان امور و يكسري وظايف جديد را به عهده دارد و اما قصد داريم مقررات رفته رفته، برخي از امور مربوط به طرح تكفا به اين دفتر واگذار گردد؛ از استانداردسازي و مديريت وب سايت‌هاي وزارتخانه و....
آيا دفتر فناوري اطلاعات نيروي انساني و تخصص مديريت استانداردسازي وب سايتها و ساير مسائل اتوماسيون را دارد؟
بله.شما مي بينيد شوراي عالي اداري سازمان مديريت و برنامه ريزي نيز 4-5 ماهي است كه بخشنامه‌هاي مربوط به وب سايت صادر مي‌كنند. بايد توجه داشته باشيد كه ما كا روي شبكه رشد را از سال 79 آغاز كرديم، يعني زماني كه مسآله تكفا اصلاً مطرح نبود.البته اينها كه گفتم، به اين معني نيست كه همه كارها را دفتر فناوري اطلاعات انجام مي دهد.براي مثال چند روز پيش به منظور به روز رساني شبكه و نگهداري محتواي آن مناقصه‌اي برگزار كرديم كه شركت" پارس آن لاين" برنده مناقصه شد.
به هر حال همه به اين نتيجه رسيده‌اند كه نگرش نسبت به IT بايد عوض شود، بنابراين طرحي به نام مدرسه مطلوب شده است.
در مورد مدرسه مطلوب چه كارهايي انجام داده ايد؟ آيا مشابه چنين طرحي در خارج از كشور هم وجود دارد؟
بله. كشور مالزي به شدت وارد اغين قضيه شده و همه كارهايش را روي مدرسه پايه‌ريزي و برنامه‌ريزي مي‌كند، البته با مفهوم فضاي يادگيري، فرايند يادگيري و ياددهي.
طي يك سال و نيم گذشته كارهاي تحليلي و تطبيقي را به اين منظور انجام شده است، مطالعات مفصلي انجام شده و علاوه برآن نشست‌هاي علمي متعددي هم برگزار شده كه همه اطلاعات گردآوري شده و روي سايت قرار دارد.
حدود 2 سال است كه روي اين مسأله به صورت علمي كار مي‌كنيم تا مفاهيمي همچون "آموزش و پرورش در عصر اطلاعات" و "نقش معلم به عنوان تسهيل كننده و نه منبع دانش..." را جا بيندازيم.
در قالب تكفا، مطابق برنامه دولت پيش رفتيم.ابتدا يك برنامه ميان مدت (از سال 1381 تا 1383) طراحي شده كه در اين برنامه كاملاً رئوس كارهايي كه بايد در هر سال انجام شود، مشخص است. سازمان مديريت و برنامه‌ريزي هم بودجه را سال به سال اختصاص مي‌دهد.
اهم برنامه‌هاي امسالتان چه بوده است؟
امسال، توانمندسازي زير ساخت شبكه رشد، به عنوان شبكه ملي مدارس ايران، اهم برنامه ها بوده است.
روش كار واگذاري پروژه تقويت زير ساخت شبكه ملي رشد چگونه بوده و هم اكنون در چه مرحله‌اي است؟
ابتدا طرح به مسابقه گذاشته شد كه 6 شركت در مسابقه برنده شدند و طرح هاي اوليه را ارئه دادند. از ميان اين 6 شركت، "عصر دانش افزار" و "اميد" برنده شدند كه از آنها خواستيم طرح تفصيلي ارائه بدهند. از شركت مركز تحقيقات مخابرات را هم در كار دخيل كرديم تا طرح با قالب ديتا هماهنگ شود و يك شبكه مجزا از ديتا تشكيل ندهيم و آنها هم بدانند ما داريم چه مي كنيم.ناظر پروژه هم دانشگاه شريف بود كه در مدت حدود 4 ماه تلاش شبانه روزي دوستان، در همه جلسات شركت داشت. در نهايت در روزهاي گذشته كار به پايان رسيد و قرار شد طي جلسه‌اي با آقاي دكتر معتمدي و مهندس جهانگرد كار را بررسي كنيم تا هيچ مشكلي باقي نماند.
در نهايت قرارداد را با چه شركتي منعقد كرديد؟
كار را به مناقصه گذاشتيم. شركت‌هاي عصر دانش افزار، اميد و شركت مركز تحقيقات مخابرات به صورت كنسرسيوم، طرح جامع شبكه را ارائه دادند وRFP هم بر اساس طرح جامع آماده شد و براي اجراي فاز اول به مناقصه گذاشته شد.
آيا RFP را براي شركت در مناقصه در اختيار شركتها گذاشته‌ايد؟
فراخوان در روزنامه‌ها داده شد شركت‌ها بايد بيايند RFP را بگيرند.
طرح به مناقصه گذاشته شده براي انجام چه اموري است؟
فاز اول اين طرح كه به مناقصه گذاشته شده براي ايجاد 6 مركز داده‌ها (Data Center ) در 5 شهر اصفهان، تهران، مشهد، تبريز و شيراز و 1200مدرسه است.براي اين طرح مشاوران خارجي هم به استخدام درآمده‌اند كه دانشگاه شريف مسؤول اين بخش است.
زمان پيش بيني شده براي اجراي طرح جه مدت است؟
در تير ماه با شركت برنده مناقصه عقد قرارداد شده ولي اجراي طرح حدود 6 ماه طول مي كشد. ما در مناقصه اعلام كرده‌ايم كه كار بايد ظرف حداكثر 6 ماه به انجام برسد و مديران عامل 30 شركت حاضر در مناقصه را هم در جريان امر گذاشتيم.
اين مناقصه در چه روزنامه هايي اعلام عمومي شد؟
روزنامه‌هاي جام جم، اطلاعات و ايران. البته شركت‌ها نسبت به كوتاهي فرصت تهيه پيشنهاد اعتراض داشتند و مي‌گفتند مناقصه در روزنامه‌هايي اعلام شده كه شركت‌هاي محدودي در مناقصه شركت كنند.
پيشنهاد اين بوده كه در روزنامه‌هايي مثل "آسيا" و "ابرار اقتصادي" و "هفته نامه عصر ارتباط" اين مناقصه‌ها اعلام شود و به انجمن شركت‌هاي انفورماتيك هم اعلام شود تا به سرعت در اختيار شركت‌ها قرار بگيرد.
تاكنون چه مراكزي تجهيز شده و برنامه‌هاي آينده براي تجهيز مراكز آموزشي چيست؟
در قالب طرح تكفا 6500 دبيرستان تجهيز شده و در سال آينده نيز انشاا... به همين تعداد تجهيز خواهد شد. از سال 83 نيز به سراغ مدارس راهنمايي و ابتدايي خواهيم رفت.
همچنين از كل 120 مركز تربيت معلم، 60 مركز تجهيز شده و 60 مركز باقي مانده نيز در سال آينده مجهز خواهد شد.
مدارس استثنايي كه نياز به دستگاه‌هاي ويژه دارند و كانون‌هاي فرهنگي نيز در اين طرح ديده شده‌اند.
در مورد استان‌ها نيز، بودجه را اختصاص داده ايم و مناقصه‌هاي محلي برگزار شده است. جالب اينكه در برخي استان‌ها بعضي شركت‌هاي جديد به همين دليل به وجود آمده‌اند، چون طبق آيين‌نامه ارايه كار به بخش دولتي امكان ندارد و يا معلمان، خودشان به اين منظور شركت تأسيس كرده‌اند.
در زمينه آموزش دبيران چطور؟
امسال 30 درصد دبيران (64هزار نفر) آموزش ديده‌اند و از طريق شركت‌هاي خصوصي مسؤول آموزش مدرك گرفته‌اند كه اين مدارك از سوي ما تأييد شده است. مدارك در دو سطح سواد عمومي و سواد تخصصي كامپيوتر ارايه شده كه دومي همان آموزش تهيه و توليد محتوا است.
البته پيش از اينكه اين بحث‌ها مطرح بشود، ما صفحاتي را طراحي كرديم و در آنها به آموزش مفاهيم پايه فناوري اطلاعات از قبيل آموزش ويندوز، Word، اينترنت و ايميل و Power Point پرداختيم و اينكه اصولاً IT چه نقشي در آموزش و پرورش دارد. معلمان مي توانند اين آموزش‌ها را در خانه هم دريافت كنند، اما بايد در مركز آزمون (Test Center) تأييد شده از سوي ما، مورد آزمون قرار بگيرند.
اين آزمون‌ها چگونه انجام مي شود؟
ما همانند برخي آموزشگاههاي راهنمايي و رانندگي كه هم آموزش دارند و هم آزمايش، عمل كرديم و انجام اين كار را به بخش خصوصي سپرديم. اما در سال جاري به دنبال تاسيس 30 مركز آزمون در سطح كشور هستيم.
با ICDL كه مركزش در ايرلند است صحبت كرديم كه آنها Test Center ما را ببينند و تأييد كنند.
ما مايل هستيم كه از بخش خصوصي كمك بگيريم و به زودي فراخوان بانك سئوالات را اعلام مي‌كنيم. به نظر مي‌رسد شركت‌هايي در بخش خصوصي، در زمينه بانك سئوالات و نرم افزار آزمون اقدامات مناسبي انجام داده‌اند.
در زمينه مالكيت معنوي و كپي رايت نرم‌افزارهايي كه استفاده مي كنيد، چه كاري كرده‌ايد؟
كميسيون حقوقي مالكيت معنوي تكفا دارد روي اين مسأله كار مي كند. از سويي با كساني كه مدعي توليد نظام محتوا الكترونيكي هستند وارد مذاكره شده‌ايم. ما از آنها مي‌خواهيم كه روي يك سوژه -مانند آموزش يكصد معلم- كار كنند و پس از اينكه كار را انجام دادند، 10هزار معلم براي آموزش معرفي مي‌كنيم. حتي فراخواني آماده كرده‌ايم كه از مدعيان توليد LMS خواسته‌ايم طرح‌شان را ارايه بدهند تا ما روي آن سرمايه‌گذاري كنيم.
در بحث برنامه درسي و محتوا نيز امسال سفارش توليد چند درس نظري و چند درس فني و حرفه‌اي را از طريق فراخوان اعلام كرديم كه قرار است به دو طريق (CD) و محصول تحت وب ارايه بشود كه تا آماده شدن كار در شهريور ماه روي شبكه قرار خواهد گرفت.
از سوي ديگر نظام ملي اطلاع رساني آموزش و پرورش را آماده كند و هم اكنون در دست تهيه است.
اين نظام ملي اطلاع رساني چه توانايي‌هايي دارد؟
اطلاعات گسترده اي از آن قابل استخراج است، از جمله بررسي وضعيت نيروي انساني به تفكيك شهر و استان.
شما زير ساخت شبكه آن را داريد؟
بله، زير ساخت‌ها آماده شده است.
به اين ترتيب فقط قرار است نرم افزارهاي تحت DOS را به صورتweb based درآورند؟
بله، اما پشتيباني توسط مركز خدمات ماشيني (دفتر فناوري اطلاعات) انجام مي شود. پشتيباني به اين صورت است كه يك شبكه نيروي انساني وجود دارد و در استان‌ها گروه‌هاي فناوري اطلاعات يك مدير گروه و چند پرسنل و در شهرستانها نيز با چند پرسنل و در مدارس با يك نيرو فعال است. البته ما اصرار داريم كه پشتيباني، نگهداري و به روز رساني اطلاعات به بخش خصوصي سپرده شود.
وقتي توليد سيستم را به بخش خصوصي مي دهيد، چرا پشتيباني را هم به آنها محول نمي كنيد؟
اين يكي از بحث‌هايي است كه آموزش و پرورش روي آن حرف دارد. چون قبلاً هم اين روش عملي شده و جواب نداده است؛ كامپيوترهايي از شركت‌هاي خصوصي خريداري شده و به شهرستانها فرستاديم اما شركت طرف قرارداد عملاً نيروي مناسبي براي پشتيباني از سيستم در محل مستقر نكرد و ما با مشكل مواجه شديم.
اگر طرح خوب اجرا نشده، دليل اين نيست كه اصلش نادرست است؟
نه؛ اصل كار غلط نيست، اما نتايج آن خوب نبوده است.
چه فعاليتهاي پژوهشي در اين زمينه به انجام رسانده‌ايد؟
در بحث امور پژوهشي به منابع ON LINE و مكتوب متعددي دسترسي داريم و مطالعاتي را هم خودمان سفارش داده‌ايم. در نشست‌هاي متعدد علمي و همايش‌هاي بين‌المللي هم به اين منظور شركت كرده‌ايم و با كشورهاي آلمان و مالزي روابط مناسبي داريم و تفاهم نامه‌هايي را نيز به امضا رسانده‌ايم.
در سفر هند آقاي خاتمي از آموزش و پرورش دعوت به عمل نياوردند .اما تفاهم نامه امضا شده در سفر هند را دنبال مي كنيم ودر جريان بخش مربوط به آموزش و پرورش نيز هستيم.

گزارش برگزاري اولين همايش آموزش الكترونيكي

تکفا - «اولين همايش آموزش الكترونيكي» به همت كميته‌ي آموزش الكترونيكي تكفا - از زيرمجموعه‌هاي شوراي عالي اطلاع‌رساني - در روزهاي سوم و چهارم خرداد ماه جاري برگزار شد.
برنامه‌ي تكفا كه از تير ماه سال 81، به طور جدي از برنامه‌هاي مطرح و بااهميت ملي در ارتباط با توسعه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات مي‌باشد، اكنون 11 كميته دارد، كه كميته‌ي آموزش الكترونيكي يكي از كميته‌هاي فعال اين برنامه مي‌باشد. با توجه به اينكه محور اصلي توسعه‌ي فناوري اطلاعات و ارتباطات در هر كشور، توسعه‌ي منابع انساني مي‌باشد، برنامه‌ي تكفا نيز از اين مهم غافل نبوده محور اصلي اين برنامه نيز توجه به نيروي انساني در كشور است. مي‌توان گفت از ميان 7 محور اساسي اين برنامه، توسعه‌ي منابع انساني به عنوان اساسي‌ترين محور لحاظ گرديده است.
از جمله وظايف كميتة آموزش الكترونيكي تكفا مي‌توانيم به موارد زير اشاره كنيم:
* ايجاد بانك اطلاعات آموزش الكترونيكي كشور
* شناسايي و تعريف طرح‌هاي جلوبرنده برنامه‌هاي پژوهشي و پروژه‌هاي كاربردي
* توسعه‌ي فرهنگي و آشناسازي عموم مردم با جنبه‌هاي آموزش الكترونيكي
* برگزاري سمينارها و كارگاه‌هاي آموزشي
با توجه به اين وظايف، دست‌اندركاران كميته‌ي آموزش الكترونيكي، براي ايجاد يك بانك اطلاعات از متخصصان آموزش الكترونيكي و شناسايي طرح‌هاي كاربردي و جلوبرنده و آشناسازي قسمت‌هايي از بدنه‌ي آموزش رسمي كشور با مفاهيم و كاربردهاي آموزش الكترونيكي، با همكاري كليه‌ي دستگاه‌ها و نهادهاي عضو، همايش الكترونيكي را برگزار كرد.
اهداف كلي همايش عبارت بودند از:
1) شناخت توانايي‌هاي داخلي (بخش خصوصي، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشي) در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي
2) شناساندن برخي توانايي‌هاي شركت‌هاي خارجي به بخش داخلي در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي
3) فعال‌تر كردن قسمت‌هاي مربوط به «علوم انساني» آموزش الكترونيكي
4) آشناكردن قسمتي از بدنه‌ي اصلي آموزش رسمي كشور (معلمان و دانش‌آموزان) با آموزش الكترونيكي
لازم به ذكر است، براي رسيدن به هدف چهارم، تعدادي از مدارس برجسته انتخاب شده و به صورت مهمان در همايش شركت كردند.
اين همايش در سه بخش عمده برگزار شد:
1) ارايه‌ي مقالات در دو سالن A و B
2) اجراي كارگاه‌هاي آموزشي
3) نمايشگاه محصولات مرتبط با آموزش الكترونيكي
مخاطبان اصلي مقالت سالن A، علاقمندان به مباحث آموزش عالي و دانشگاه مجازي و مخاطبان اصلي مقالات سالن B، علاقمندان به مباحث مرتبط با آموزش و پرورش و مدرسه‌ي هوشمند و مدرسه‌ي مجازي بودند. زمان در نظر گرفته شده براي ارايه‌ي هر مقاله 20 دقيقه بود.
بخش اول ارايه‌ي مقالات، شامل مفاهيم كلي و مطالبي بود كه براي هر دو سالن به صورت مشترك برگزار شد. در اين بخش دانشگاه آزاد اسلامي به ارايه‌ي طرح دانشگاه مجازي و قسمت‌هايي از مباني فني اين دانشگاه پرداخت. پس از آن مقاله‌هايي با عناوين سيستم‌هاي چندرسانه‌اي، سيستم آموزش مجازي توزيع‌شده‌ي هوشمند، راه يكپارچگي آموزش الكترونيكي؛ آشنايي با امكانات نرم‌افزاري يك محيط آموزش مجازي ارايه شد.
بخش دوم ارايه‌ي مقالات در سالن A. با طرح‌ها و برنامه‌هاي صدا و سيما در زمينه‌ي آموزش عمومي الكترونيكي شروع شد و بعد از آن مشخصات RFP نمونه و انتخابي آموزش الكترونيكي در صدا و سيما مطرح شد. ارايه‌ي بعدي در مورد آموزش و آزمون ICDL بود و بعد از آن در مورد استانداردسازي آموزش الكترونيكي مقاله‌اي ارايه شد. مقاله‌ي آخر اين بخش در مورد سيستم پيشرفته‌ي آموزش الكترونيكي مبتني بر دانش و شبكه بود.
در بخش دوم در سالن B، مقاله‌اي در مورد فناوري اطلاعات در خدمت جامعه‌ي يادگيري ارايه شد. مقاله‌ي بعد درباره‌ي فعاليت‌هاي انجام شده در آموزش و پرورش در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي بود. طرح ملي آموزش كامپيوتري دبستان و پيش‌دبستان ارايه‌ي بعدي بود. مقاله‌ي بعد به كاربرد آموزشي و پژوهشي وبلاگ مي‌پرداخت و در انتها، يك شبكه‌ي آموزشگاهي كه در زمينه‌ي آموزش مجازي فعاليت‌هايي كرده است مقاله‌ي خود را ارايه داد.
دو بخش آخر ارايه‌ي مقالات در سالن A، به موضوع دانشگاه مجازي اختصاص داشت. فعالان اين زمينه، در دو ميز گرد، مفاهيم و ضرورت دانشگاه مجازي، اولويت‌ها و عامل‌هاي مؤثر براي تعيين خط مشي اين دانشگاه را ارايه كردند.
بخش سوم كه آخرين بخش در روز اول همايش بود، در سالن A شامل مقالات زير بود:
* كاربرد رايانه و آموزش الكترونيكي براي نابينايان
* سيستم آموزش مجازي سازمان زمين‌شناسي
* كلاس مجازي
* معرفي زيرساختي براي تهيه درس‌افزارها
* زيرساخت نرم‌افزاري شبكه‌هاي آموزش ملي
بخش سوم در سالن B مقالات زير را در بر مي‌گرفت:
* نظام جامع ارزش‌يابي رايانه‌اي
* بررسي محتواي 44 سايت آموزشي موجود در وب
* به كارگيري محيط آموزشي در حمايت از كلاس سنتي
* معرفي نرم‌افزار آموزش تقابلي و زنده زبان فارسي از طريق اينترنت
* استانداردهاي آموزشي به كمك كامپيوتر و بررسي مزايا و معايب اين روش مبتني بر مطالعه‌ي فردي و تجربه‌ي اجرايي
برنامه‌هاي سالن A در روز دوم با دو مقاله كه شرحي كه از اقدامات انجام شده در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي در وزارت بهداشت و درمان بود، شروع شد و بعد از اين دو مقاله، مقالات زير ارايه شد:
* تجربه‌ي آموزش فعال درس فيزيولوژي با كمك شبكه و اينترنت
* استفاده از اينترنت در تدريس با توجه به روش‌هاي آموزش پويا
* آزمون بازاريابي برخي از نرم‌افزارهاي آموزي در بازار ايران
هم‌زمان با اين بخش، در سالن B در ابتدا شرحي از فعاليت‌هاي وزارت كار و امور اجتماعي در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي ارايه شد. پس از آن مقالات زير ارايه شد:
* ويژگي‌ها و ضرورت‌هاي يادگيري الكترونيكي
* بررسي مزايا و ضرورت‌هاي آموزش الكترونيكي با نگاهي به آداب تعليم و تربيت
در آخر اين بخش نيز ميز گردي با حضور ارايه‌دهندگان مقالات اين قسمت برگزار شد.
بخش دوم سالن A در روز دوم برگزاري، بيشتر به مطالب مربوط به علوم انساني و مفاهيم آموزش الكترونيكي مي‌پرداخت. مقالات ارايه شده عبارت بودند از:
* دانشگاه مجازي، تحول از آموزش به يادگيري
* واقعيت آموزش مجازي در ايران
* يادگيري الكترونيكي، تغيير چهره‌ي آموزش در جهان
* بازمهندسي مفهوم يادگيري الكترونيكي براساس مديريت دانش
* آموزش دريايي همه‌جا همه‌وقت
بخش دوم سالن B در روز دوم به ارايه تجربيات عملي آموزش الكترونيكي كه در برخي مدارس يا آموزشگاه‌ها انجام شده بود، اختصاص داشت. عناوين اين مقالات عبارت بودند از:
* ايده‌هاي استفاده از اينترنت در بهبود فرآيند آموزش
* بررسي مشكلات و راه‌كارهاي ارايه سيستم‌هاي آموزش الكترونيكي عمومي
* آموزش سواد كامپيوتري براساس نظريه‌ي بلوم
* مشاركت گذاشتن تجربه‌ي كلاس آنلاين در مدرسه
* آموزش بزرگسالان
دو بخش آخر سالن A به مباحث دانشگاه مجازي اختصاص داشت و همزمان در سالن B مقالات زير ارايه شد:
* يادگيري در آموزش الكترونيكي
* پيش‌نيازهاي توسعه‌ي يادگيري الكترونيكي در ايران
* آموزش مبتني بر وب
* سيستم فراگيري الكترونيكي در مقايسه با ساير روش‌ها
* آموزشگاه‌هاي رايانه‌اي خصوصي كشور و آموزش الكترونيكي
* مقدمه‌اي بر سيستم‌هاي نوين آموزش الكترونيكي
* معيارهاي ارزيابي ابزارهاي كاوش
* محفل يادگيري مجازي رياضيات
* كاربرد اينترنت در كلاس درس
به صورت موازي با دو سالن A و B، در 4 سالن ديگر، كارگاه‌هاي آموزشي ارايه مي‌شد. 18 كارگاه آموزشي كه در هر كدام به طور متوسط 20 نفر حضور داشتند، نيز ظرف دو روز برگزار شد.
فضاي بيرون سالن‌ها به نمايشگاه محصولات مرتبط با آموزش الكترونيكي اختصاص داشت. در اين فضا 25 غرفه وجود داشت. در تعدادي از غرفه‌ها مطالب جالب آموزشي براي بازديدكنندگان در همان محل نمايشگاه ارايه مي‌شد.
هر روز به طور متوسط 1200 نفر شركت‌كننده‌ي رسمي با كارت همايش، در سالن‌هاي ارايه‌ي مقالات و كارگاه‌هاي آموزشي حضور داشتند و در هر روز 400 نفر غير از شركت‌كنندگان رسمي از نمايشگاه ديدن كردند.
نكته‌ي مهم ديگر در اين همايش حضور فعال معلمان و شركت‌كنندگان از طرف آموزش و پرورش بود. اين حضور ابعادي ملي داشت و از بسياري از استان‌هاي كشور در اين همايش حضور داشتند.
اختتاميه همايش بعد از آخرين ارايه‌ها، برگزار شد. در اين برنامه به ارايه‌دهندگان هفت مقاله‌ي برگزيده و گردانندگان سه غرفه‌ي برگزيده و ارايه‌كنندگان سه كارگاه برتر، جوايزي اهدا شد.
دستاوردهاي همايش
بعد از مراسم اختتاميه، دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني و مسئولين برگزاري همايش، طي نشستي با حضور فعالان آموزش مجازي كه در همايش مقاله يا كارگاه آموزشي ارايه كرده بودند يا غرفه داشتند به نقد و بررسي همايش پرداختند. اهم مسائل مطرح شده در اين نشست به شرح زير مي‌باشد:
- مهم‌ترين دستاورد همايش آدرس‌دهي و آدرس‌يابي در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي بود ، كه به خوبي انجام شد. اكنون بانكي از متخصصان آموزش الكترونيكي و بانكي از علاقمندان به اين حيطه ايجاد شده است و هر دوي اين بانك‌ها در حال توسعه مي‌باشند.
- در اين همايش فضاي همفكري و تعامل بين متخصصان اين عرصه به خوبي ايجاد شد.
- از ديگر دستاوردهاي همايش مي‌توان عمومي شدن مفاهيم آموزش الكترونيكي را بر شمرد. تا حد قابل قبولي، افراد فعال و علاقمند به امر آموزش (مثلاً معلمان) با مفاهيم آموزش الكترونيكي آشنا شدند و مسيري كه بايد طي شود تا بتوانند از ابزارهاي جديد براي آموزش بهره بگيرند نيز تا حدودي روشن شد.
- اكنون بضاعت و داراي كشور در زمينه‌ي آموزش الكترونيكي مشخص شده است و نقاط قوت و ضعف در سطح ملي روشن شده است. برنامه‌ريزان اين عرصه مي‌توانند به تناسب اين شناخت، سند راهبردي كلان كشور براي توسعه‌ي آموزش الكترونيكي را تنظيم كنند.
- از ديگر دستاوردها، ايجاد موجي در سطح كشور در زمينه‌ي يادگيري الكترونيكي مي‌باشد؛ اكنون مي‌توان به نحو احسن از اين فضا استفاده كرد و همايش را به موقعيت ويژه‌اي براي ارايه‌ي آخرين دستاوردهاي كارشناسان در اين عرصه تبديل كرد. مي‌توان با تشكيل گروه‌هاي كاري در زمينه‌هاي تخصصي مختلف و برگزاري نشست‌هاي منظمي تا سال آينده، از پشتوانه‌ي چندين نشست علمي و عميق براي همايش سال آينده برخوردار شد.
اعضاي كميته‌ي آموزش الكترونيكي علاقه دارند، كه سايت همايش (www.iran_elearning.com) به عنوان درگاه آموزش الكترونيكي كشور شناخته شود. به اين ترتيب دسترسي به بانك اطلاعاتي متخصصان و علاقمندان اين بحث از طريق سايت براي همگان امكان‌پذير خواهد بود.
قسمت مهم ديگر سايت، توليد محتوا و نوشتن مقالات كاربردي است. دسترسي به مقالات ارايه‌شده در همايش و چگونگي تهيه‌ي فيلم‌هاي همايش، نيز از طريق سايت امكان‌پذير خواهد بود. در مجموع، پس از همايش، از سايت گفته شده، به عنوان سايت كميته‌ي آموزش الكترونيكي تكفا بهره گرفته خواهد شد. اميد است، اين سايت مطالبي را ارايه كند كه در خود كميته‌ي آموزش الكترونيكي يك برنامه‌ي ملي باشد.
شهروز گواهي
كميته‌ي آموزش الكترونيكي تكفا

رسالت آموزش در عصر اطلاعات

تکفا - براي همه‌ي ما صحنه‌ي دانش‌آموز روستايي در پاي تخته سياه احساس خاصي برمي‌انگيزد. حسي آميخته از پاكي و صداقت و عشق. بوي گچ و تخته ناخودآگاه ما را به منزلگاه آرامش‌بخش زمان‌ها و زبان هاي كودكانه مي‌برد و براي لحظه‌اي در حرم امن اين خانه‌ي زيبا كه روزي در آن قسم خورديم فرزندان خوبي براي ايران باشيم، مي‌توانيم دوباره با اشك‌هاي شوق و حسرت بيم و اميد لحظه‌اي كه مادر براي اولين بار دستان ما را به دستان گرم معلم پيوند زد به ياد آوريم.
امروز در اين نقطه از زمان در جايي ايستاده‌ايم كه قادريم قطعه‌هاي زمان را در كنار هم قرار دهيم و تصويري واضح از آنچه بر ما گذشته و آنچه به دست آورده‌ايم را نظاره‌گر باشيم. انشاهايي كه زماني در تفسير توانا بود هر كه دانا بود مي‌نوشتيم، لاجرم در اكوسيستم محيطي تبديل به ذراتي شده كه بايد براي تداوم بقا آن را استنشاق كنيم. جمله‌هاي زيبايي كه در مقايسه ثروت و علم مي‌نوشتيم ديگر خاطره‌اي عجيب‌تر از اثبات گردي زمين است، چراكه در جايي قرار داريم كه علم برابر ثروت است.
هم‌اكنون پس از پشت سرگذاشتن صخره‌هاي پرپيچ و خم عمر در پايين صخره‌اي ايستاده‌ايم كه اگر از آن بالا نرويم، گرماي خورشيد علم و آگاهي را هرگز لمس نخواهيم كرد و ماندن هم مساوي مرگ است.
در اين بحران اگر لحظه‌اي چشم‌ها را ببنديم، ديگر هرگز باز نخواهيم كرد. مجسمه‌هاي يخ‌زده‌اي خواهيم بود از جهل. جهل در مقابل دانشي كه پشت‌كوهي‌ها مدت‌هاست در حال فراگيري آنند و ما در سرماي اين جهل حتي قدرت بيان دردهايمان را هم نخواهيم داشت.
چگونه مي‌توان اين صخره‌ي صاف را در چنين شرايط دشواري پيمود. اولين رمز آن نخوابيدن است، نترسيدن، جسارت و اميد به موفقيت و وقوف به اين نكته كه قرار نيست طنابي از بالا براي نجات بياندازند و پي بردن به اين امر كه ما تنهاييم و قطعاً اگر با طنابي كه از بالا مي‌آيد خودمان را نجات دهيم، طنابي است كه عمري براي زنده ماندن به گردن خواهيم داشت. در اين بحران تعقل، تفكر و تلاش تنها راه رهايي است.
بلي در عصر اطلاعات، دانايي رمز بقاست. در عصر اطلاعات و جامعه‌ي اطلاعاتي، تك‌تك عناصر جامعه بايد مجهز به دانش روز باشند و شايد مقدم‌تر از هر گروه ديگري. هنگام آن است كه كساني كه در آموزش ابتدايي، متوسطه و عالي مشغولند، آستين‌ها را بالا زده و به مدد چراغ جادويي دانش روز، طلسم ديو جهل را بشكنند. اين رسالت تك‌تك ما است. هرچند چشم‌ها به سيستم آموزشي كشور دوخته شده و همه منتظر دميدن تحول از آن افق مي‌باشند، راه سختي به نظر مي‌آيد و موانع اصلي ما در اين راه سيستم‌هاي پوسيدة اداري و آموزشي است. از طرفي بايد به سرعت حركت كرد تا از خطر شكاف ديجيتالي كه همانند زلزله‌اي هولناك كشورهاي در حال توسعه را هر چه عميق‌تر در لايه‌هاي تاريك زمان فرو مي‌برد مصون بمانيم و از طرف ديگر قبل از پيروي محض از الگوهاي آماده كشورهاي توسعه يافته، بايد فكري براي پايه‌هاي پوسيده سيستم آموزشي كه حتي جوابگوي عصر صنعتي نيز نبوده باشيم.
پيدايش نگرش‌هاي نوين در سيستم آموزشي كشور و ارائه راه‌حل‌هاي مناسب براي اجراي سيستمي در گستردگي كشوري كه به تعداد كل جمعيت برخي از كشورهاي جهان دانش‌آموز و جمعيت جوان دارد كار ساده‌اي نيست و نياز به طرح راهبردي محكم و متقني دارد كه بتواند جوابگوي نيازهاي اطلاعات باشد.
با آگاهي از اين امر كه فناوري اطلاعات و ارتباطات ضعف‌ها را سريع‌تر به ضف و قوت‌ها را سريع‌تر رشد مي‌دهد، لذا نگرش نوين سيستم آموزشي كه هم‌اكنون در نظام آموزشي كشور در حال نقد و بررسي است و قرار است محصول دانش‌آموز پژوهنده و سازمان يادگيرنده را براي جامعه اطلاعاتي ايران به ارمغان آورد از ضرورت‌ها و پيش‌نيازهاي بلامنازع و حياتي بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش به نظر مي‌رسد.
همچنين توليد محتوا پيش‌نياز ديگر بكارگيري اين فناوري در آموزش و پرورش مي‌باشد. چه ورود رايانه در مدارس بدون محتواي كافي ابزاري براي ترويج فرهنگ غربي در سنيني است كه به شدت به بنيان‌هاي فرهنگي كشور لطمه خواهد زد.
مسلم است پس از پشت سر گذاشتن پيش‌نيازهاي اصلي، آموزش مربيان و معلمان، خانواده‌ها و نهايتاً سخت‌افزار و شبكه دسترسي از دغدغه‌هاي بعدي بكارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش خواهد بود.
در عصري كه فناوري اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار توانمندساز انديشه و در امتداد فكر انسان‌ها، هر لحظه در حال توليد و توزيع اطلاعات است، به نظر مي‌رسد رسالت اصلي نظام آموزشي تعليم و تربيت انساني است كه بتواند با توجه به اطلاعاتي كه در هر لحظه در دست دارد بهترين انتخاب را انجام دهد و در هجوم حجم حيران كننده اطلاعات بر هويت خود حاكم بماند.

دانش‌آموز پژوهنده - سازمان يادگيرنده

تکفا - در حال حاضر، وزارت آموزش و پرورش سرگرم تهيه‌ي سند راهبردي توسعه كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش است. در اين راستا شعار تربيت دانش‌آموز پژوهنده و ايجاد سازمان يادگيرنده را به عنوان چشم‌انداز اين توسعه انتخاب نموده است. گزينش اين شعار، براساس تحليل جايگاه نيروي انساني در دوران جديد است كه وزارت آموزش و پرورش به عنوان اصلي‌ترين تأمين‌كننده‌ي نيروي انساني مورد نياز جامعه، مي‌بايست از هم‌اكنون دغدغه تربيت چنين انساني را داشته باشد.
در اين مقاله به تحليل و تشريح چشم‌انداز توسعه‌ي فناوري در آموزش پرداخته شده است.

ضرورت:
اگر اين تعبير را بپذيريم كه هر يك از فناوري‌ها در جهت گسترش يكي از توانمندي‌هاي بشر به وجود آمده است (خودرو در جهت گسترش اندام‌هاي حركتي بشر، ابزار اپتيك در جهت گسترش ديد و ...)، فناوري اطلاعات نيز در جهت گسترش توانمندي‌هاي انديشه‌ي انسان تكوين يافته است. به تعبيري ديگر، فناوري اطلاعات، فن بهره‌برداري از انديشه انساني است. بهره‌برداري بهينه از انديشه، سپردن امور شناخته شده، تكراري و غيرخلاق به ماشين (از طريق خودكارسازي عمليات) و آزادسازي انديشه و مهارت‌هاي انساني جهت مكاشفه در ناشناخته‌هاست. بدين لحاظ حوزه عمل فناوري اطلاعات و آموزش تقريباً يكي است. اين انطباق موجب گرديده است تا تأثيرپذيري حوزه‌‌ي آموزش از اين فناوري نسبت به ساير حوزه‌ها بنيادي‌تر باشد؛ به طوري كه بسياري از كشورها در توسعه كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش به بازآفريني (Reinvention) نظام آموزشي و نه بازسازي آن مي‌انديشند. هم‌اكنون تحول در نظام‌هاي آموزشي آغاز شده است، ولي آنچه ما شاهد آنيم، هنوز از نتايج سحر است. دگرگوني بنيادي در راه است و اين دگرگوني عليرغم ميل ما اتفاق مي‌افتد.
فناوري اطلاعات همانند ساير فناوري‌ها، ابزار توانمندسازي است و في‌نفسه حامل ارزش نيست. اما مي‌تواند به توسعه‌ي ارزش‌ها و يا ضدارزش‌ها منجر گردد.
شايد كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش ناگزير باشد، اما شيوه و هدف كاربرد آن، قطعاً انتخابي است. انتخاب هوشمندانه مي‌تواند به خروج از دور باطل عقب‌ماندگي بيانجامد و دنباله‌روي كوركورانه، مي‌تواند به تشديد اضمحلال ارزش‌ها و بي‌هويتي منجر شود.

دانش‌آموز پژوهنده
بنا به تعريف، فناوري اطلاعات، روش‌ها و امكانات پردازش و انتقال اطلاعات است كه هدف از كاربرد هوشمندانه‌ي آن افزايش نظم (در حوزه اجرا) و يا آگاهي (در حوزه انديشه) است.
فناوري اطلاعات اين توانايي را دارد كه تضاد ظاهري نظم و آگاهي را به نفع توسعه حل نمايد و همواره قالب نظم را متناسب با محتواي آگاهي سامان دهد و از اين طريق نظم را بر بنيان آگاهي استوار سازد.
فناوري اطلاعات از يك سو با نظم بخشيدن به حوزه‌ي اجرا، آن دسته از فعاليت‌هاي اجرايي را كه تكراري و فاقد خلاقيت‌اند، به سمت خودكارسازي و ماشيني‌شدن پيش مي‌راند و از اين طريق انسان را آزاد مي‌كند تا به آنچه ويژه انسان است يعني انديشه بپردازد و از سوي ديگر با تغذيه اطلاعاتي حوزه انديشه، بهره‌وري را در اين حوزه در جهت حقيقت‌يابي (پژوهش) و توليد دانش افزايش مي‌دهد. پژوهش كاربردي، طراحي دقيق‌تر و اجراي روان تر را موجب مي‌گردد و اجراي روان، زمينه‌ي خودكارسازي هرچه بيشتر را فراهم مي‌سازد و اين چرخه ادامه مي‌يابد و حاصل آن رها شدن هرچه بيشتر بشر از روزمرگي و جلوس در جايگاه رفيع حقيقت‌يابي (تحقيقات) است. بدين لحاظ دوران آينده، دوران پژوهش است.
مأموريت آموزش و پرورش، تربيت دانش‌آموزان براي ورود به دوران آينده - عصر اطلاعات - است و براساس تحليل فوق، اصلي‌ترين ويژگي نيروي انساني دوران جديد پژوهندگي است. بدين لحاظ آموزش و پرورش از هم‌اكنون مي‌بايست تربيت دانش‌آموز پژوهنده را در دستور كار خود قرار دهد.
انسان فطرتاً حقيقت‌جوست و آموزش و پرورش مي‌بايست مساعي خود را در تكوين مهارت‌هاي حقيقت‌يابي (پژوهندگي) در دانش‌آموزان به كار بندد.
دانش‌آموز پژوهنده، انساني است خلاق كه مهارت لازم در آموختن، درست انديشيدن و به كارگيري منابع در دسترس براي پويش هدف را كسب كرده است.
مهارتِ آموختن، بستر و زيرساخت آموختن ساير آموزه‌هاست. در اين بستر، امكان تلفيق آموخته‌ها و خلق دانايي به وجود مي‌آيد و بدون اين زيرساخت، آموخته‌ها، جزاير جدا از هم و بدون زايشي خواهند بود كه منجر به بصيرت و فرهيختگي نخواهند شد و شعار تعليم و تربيت امروز يعني آموختن را بايد آموخت ناظر بر همين مطلب است.
درست انديشيدن، متناسب است با درجه درستي مدل‌هاي ذهني (شناخت) كه آن نيز محصل فرايند يادگيري است. انسان و به معني اخص آن دانش‌آموز، از دريچه‌ي اين مدل‌ها به جهان مي‌نگرد (حوزه هاي عاطفي و شناختي) و به نسبت نهادينه‌شدگي اين مدل‌ها، ماهرانه زندگي مي‌كند (حوزه رواني - حركتي).
آموختن مهارت در به كارگيري منابع در دسترس، يعني آموختن كار گروهي، يعني آموختن ارتباط با معلم، يعني آموختن ارتباط با اولياء و جامعه، يعني آموختن ناوبري در پايگاه‌هاي اطلاعاتي و اينترنت، يعني آموختن استفاده از فناوري‌ها از جمله فناوري اطلاعات، يعني آموختن استفاده از كتاب و منابع كمك‌آموزشي، يعني آموختن ... . خلاقيت دانش‌آموز ارتباط مستقيمي با مهارت وي در به كارگيري منابع در دسترس دارد و اين مهارت خود قابل آموختن است.
خلاقيت، مهارتي است كه خداوند اكسير آن را در سرشت انسان دميده است كه شيوه‌هاي مختلف آموزش مي‌تواند آن را شكوفا و يا پژمرده سازد.
عامل ديگري كه در تسريع و تسهيل فراگيري نقش اساسي دارد. سامان‌يافتگي منابع در دسترس است. اين سامان‌يافتگي خدمتي است كه محيط آموزشي و جامعه به دانش‌آموز ارايه مي‌نمايد. اين سامان‌يافتگي تمام منابع را از جمله سامان‌يافتگي معلم، آموزشگاه، دوره‌هاي آموزشي، محتويات دروس، شكل و ترتيب ارايه‌ي مطالب كتاب، پايگاه‌هاي اطلاعاتي و ... شامل مي‌گردد.
تركيب سامان‌يافتگي منابع (خدمت ارايه شده توسط محيط آموزشي) و آموزش دانش‌آموز‌محور شرايط ايده‌آل را براي بروز خلاقيت فراهم مي‌آورد. اگرچه خلاقيت دانش‌آموز مي‌تواند بر بسياري از سامان‌نيافتگي‌ها و ناهنجاري‌ها، پل زده و گذر كند. ليكن در اين صورت اكسير خلاقيت صرف مواردي گرديده است كه نياز به خلاقيت نداشته است و صرفاً اين اكسير به دليل هرج و مرج در سطوح بالاتر، هزينه شده است.

سازمان يادگيرنده
وظيفه هدايت و تدارك دانش‌آموزان براي پيمودن مسير و رسيدن به ويژگي‌دهندگي، بر عهده‌ي نظام آموزشي است. نظام آموزشي بستري است براي پرورش دانش‌آموزاني كه چون انسان مختارند و چون توانايي آن را دارند كه با انتخاب درست در جايگاهي برتر از فرشته قرار گيرند. اما به ضرورت سن هنوز مهارت لازم براي انتخاب بهينه را فرانگرفته‌اند و لذا نياز به هدايت و راهنمايي دارند.
بستري كه شايستگي پرورش دانش‌آموز پژوهنده را دارد، خود مي‌بايست از ويژگي‌هايي برخوردار باشد كه تحت عنوان يادگيرندگي مطرح گرديده است.
سازمان يادگيرنده، با تحول نه به عنوان يك اتفاق و يا يك پروژه مقطعي، بلكه به عنوان فرايندي دايمي برخورد مي‌نمايد. سازمان يادگيرنده، توانايي ارتقاء دارد، مي‌تواند بشناسد، براساس شناخت طراحي نموده و اهداف و ضوابط اجرايي را معين كند، براساس اين ضوابط برنامه‌ريزي و اجرا نمايد، حاصل اجراي فعاليت‌ها را به صورت دايمي و فراگير مورد سنجش و ارزش‌يابي قرار دهد، انحرافات را تحليل و از اين طريق بازخورد لازم براي تكامل شناخت (يادگيري) را فراهم سازد، شناخت كامل‌تر، طراحي طبيعي‌تر و در نتيجه اجراي روان‌تر را در پي خواهد داشت. سازمان يادگيرنده صرفاً يك شعار نيست، بلكه اندام‌هايي دارد كه در جهت وظايف فوق ساماندهي شده‌اند. اطلاعات در اين سازمان زينت نيست، بلكه ضرورت اجراي فعاليت‌ها و تصميم‌گيري‌هاست.
يادگيرندگي، وجه مشترك سازمان و دانش‌آموز است، لذا مي‌تواند از مدل واحدي تبعيت نمايد. طراحي مفهومي اين مدل مي‌تواند اولين گام در توسعه كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش تلقي گردد.

پروژه‌ مدل‌سازي شناخت فرآيندهاي انتقال مفاهيم

تکفا- گفت و گو با دكتر كامبيز بديع، مدير گروه پژوهشي جامعه‌ي اطلاعاتي مركز تحقيقات مخابرات ايران
پروژه‌اي تحت عنوان مدل‌سازي شناخت فرآيندهاي انتقال مفاهيم و تحقيق از سال گذشته تحت مديريت دكتر بديع آغاز به كار كرده است. مرحله اول اجراي اين پروژه در شهريورماه امسال به پايان مي‌رسد و متعاقب آن مرحله دوم كار خويش را شروع مي‌نمايد. آنچه كه به عنوان محصول عملي اين پروژه خواهد بود، يك ITS1 يا سامانه آموزشگر هوشمند مي‌باشد كه مسئوليت آن به عهده مهندس خراط بوده و از شهريورماه سال جاري عملاً مديريت كامل آن را بر عهده خواهد گرفت. در اين پروژه فعاليت‌ها در جهت ارتقاء دانش و مهارت تخصصي كاربران مي‌باشد كه توضيحات بيشتر آن را ايشان ارائه خواهند كرد.
مقوله‌ي ديگري كه ما بدان توجه داريم، اين است كه برون‌دادهاي (Output) آن را به نحوي با برون‌داده‌هاي ITS مرتبط نماييم.
فعاليتي را از پاييز گذشته آغاز كرده‌ايم هنوز آن را به عنوان يك پروژه تحقيقاتي نمي‌دانيم، بلكه فعاليتي است تحت نظارت مديريت گروه با عنوان «سازماندهي متون آموزشي محقق‌پرور2» كه مسئوليت آن به عهده مهندس محمودي مي‌باشد. در اين پروژه كاري كه به طور محوري انجام مي‌شود، اين است كه كتب درسي تخصصي در زمينه مجموعه‌اي از مباحث محوري در حوزه گروه جامعه‌ي اطلاعاتي تهيه شود. كاربران اين منابع محققان و پژوهشگران مي‌باشند و هدف اين است كه چارچوب‌هاي ذهني فرد محقق در برخورد با مسئله تحقيقاتي در آن حوزه تقويت شود . تفاوت آن با منابع مرجع (Reference) در اين است كه كتاب‌ها يا اين منابع باعث تقويت فرد در يك زمينه موضوعي خاص مي‌شود، حال آنكه تضميني نيست كه بعدها چگونه بتواند از اين دانسته‌ها به نحو احسن و مؤثر استفاده نمايد. آنچه كه مد نظر مي‌باشد اين است كه محقق با مقوله خوشه‌بندي كه از مباحث كليدي است، آشنا شود تا در حوزه فعاليت‌هاي مربوط به كارهاي جامع اطلاعاتي بتواند كارايي لازم را داشته باشد. حاصل اين بررسي انتشار كتابي است كه اولين چاپ آن به زودي منتشر خواهد شد. خلاصه اينكه فعاليت‌هايي كه در گروه جامعه‌ي اطلاعاتي مرتبط با آموزش الكترونيكي (e-learning) يا Cyber learning انجام مي‌شود به اين مفهوم توجه دارد كه Cyber learning يك مقدار مبسوط‌تر از واژه e-learning است و بيشتر روي قضية آموزش3 و معلم4 مانور مي‌دهد.
مهندس خراط در همين ارتباط معتقد است كه به جاي كاربرد واژه متن5 بايد از ابرمتن6 استفاده كرد. چرا كه ابرمتن مفهوم درست‌تري مي‌باشد، چون متن متشكل از نمادهاي زبان طبيعي است، اما در ابرمتن چيزهاي ديگري غير از زبان طبيعي مي‌تواند وجود داشته باشد. اين سامانه در نهايت داراي چند كارگزار (Multiagent) خواهد بود كه در محيط رايانه‌اي و با درجه تعامل بالا نسبت به كاربر عمل خواهد كرد.

در توضيحات شما بيشترين تأكيد روي Cyber learning بود. به همين دليل مايليم تعريفي از آموزش الكترونيكي و Cyber learning ارايه فرماييد. ضمناً رويكرد مركز در اين پروژه چگونه مي‌باشد؟
اينكه E-learning چه تعريف و مفهومي دارد، براي بسياري مشخص است و نيازي به تعريف آن نيست، اما اينكه من تعريفي را از مفهوم واژه مورد نظر ارايه نمايم، شايد كار درستي نباشد. معمولاً افراد بنا به ذهنيت‌هايي كه دارند و درگير هستند واژه مورد نظر را براي خويش تعريف مي‌كنند. به هر حال فراگيري يا آموزش الكترونيكي به هر نوع فراگيري آموزشي اطلاق مي‌گردد كه در محيط‌هاي الكترونيكي كه نماينده بارز آن شبكه‌هاي رايانه‌ايست صورت پذيرد. تفاوت عمده بين E-learning و Cyber learning اين است كه در بحث E-learning به مقوله ساز و كارهاي كنترلي و ارتباطي حاكم بر روابط بين كاربر و شبكه توجه نمي‌شود، بلكه بيشتر بر اين نكته تأكيد مي‌گردد كه اين كار بايد در محيط شبكه‌اي اتفاق بيفتد. اما شرايطي را در نظر بگيريد كه كاربر يا فراگير واكنش‌هايي را در قبال ابرمتن‌هاي ارايه شده به خرج مي‌دهد كه در راهبردها و راهكارهاي بعدي تأثيرگذار است. سايبرنتيك به معناي ساز و كارهاي كنترل و ارتباطات در ماشين و موجودات زنده مي‌باشد. به عبارت ديگر در سيستم‌هاي حياتي يك سري ساز و كارهاي كنترلي و ارتباطي وجود دارد كه مي‌توان با الهام از آنها سيستم‌هاي ماشيني و هوشمند را طرح‌ريزي كرد؛ به طوري كه در آنها قابليت‌هاي مشابه با سيستم‌هاي زنده در سطوح مختلف به وجود آيد. "وينر" كه در واقع واضع واژه‌ي سايبرنتيك است، اساس هوش و هوشمندي را كه به عنوان شاخصه اصلي موجودات زنده مي‌باشد، بر مبناي كنترل و ارتباطات قرار مي‌دهد. ما نيز در بحث رايافراگيري به مكانيسم‌هاي كنترل و ارتباط بين كاربر و سامانه شبكه‌اي توجه داريم، به عنوان مثال فرض كنيد كاربري در تعامل با سامانه دچار نوعي دغدغه و اضطراب مي‌باشد و مايل است كه اين احساس از بين برود. اين مقوله چيزي نيست كه در حوزه آموزش الكترونيكي مطرح باشد، ولي در سايبرنتيك بدان پاسخ داده مي‌شود.

و اين بحث شايد تاكنون به اين شكل مطرح نشده است؟
بلي، شما صحيح مي‌فرماييد. تاكنون اين بحث به اين صورت مطرح نشده، چراكه ما همواره خيلي الكترونيكي و خيلي فيزيكال و يا به عبارتي ديگر ابزاري فكر كرده‌ايم. ما در بحث آموزش الكترونيكي، بيشتر تلاشمان فراهم كردن زيرساختار براي هدايت مراودات و تبادلاتي است كه بين كاربر و سامانه وجود دارد.

در تائيد فرمايش شما، رويكردي كه امروزه در برخورد با توليد محصولات مرتبط با E-learning در جهان به وجود آمده بيشتر به اين نكته توجه دارد كه كار با آنها براي كاربر آسان‌تر باشد.
اساس اين مسئله به مقوله تعامل انسان با رايانه و يا Human Computer Interaction برمي‌گردد. اين مقوله از مسايل بسيار جديست كه سال‌هاست در دنيا مطرح مي‌باشد. در مثالي كه اخيراً ارايه شد، ابعاد روان‌شناسانه و عوامل انساني مربوط به كاربر به طرز خاصي مد نظر قرار گرفته است. اگر بخواهيم فضايي ايجاد كنيم كه آنها در داخل آن قابل آزمايش باشند، اين گرايش را پيدا خواهيم كرد كه به جاي كلمه E-learning از Cyber learning استفاده كنيم، در Cyber learning كاربر E-learning را دارد. با توجه به مطالب فوق هر جا كه بحث پيرامون هدايت فراگير در يك فرآيند يادگيري است و نگاه به سمت تجهيزات فيزيكي و ساختاري است، بهتر است كه از واژه E-learning استفاده شود و در مقابل هر جا كه جدا از مباحث فوق، توجه به ابعاد روان‌شناسانه، فرهنگي، زيست محيطي و حتي عوامل انساني مي‌باشد، بهتر است از واژه Cyber learning استفاده شود. به عبارت ديگر از واژه Cyber learning زماني استفاده مي‌گردد كه بحث مهندسي انساني و عوامل انساني مطرح باشد. من شخصاً مايلم از اين واژه استفاده شود؛ چرا كه در بحث learning هميشه دغدغه و اضطراب است، حتي اگر عوامل محيطي مناسب را هم ايجاد كنيد، در Cyber وضع به گونه‌اي ديگر است.

بخشي از سئوال قبلي پاسخ داده نشد، رويكرد مركز از ابتدا چگونه بوده است؟
رويكرد مركز به مرور زمان ايجاد خواهد شد. چرا كه اين موضوع چيزي نبوده كه از جايي ابلاغ شده باشد و بگويند مثلاً بايد روي بحثي مثل E-learning كار كنيد. عموماً يك مقدار به مديران پروژه فرصت داده مي‌شود تا خودشان اين رويكرد را ايجاد و يا خلق نمايند. استنباط من اين است آنچه كه در آينده در زمينه مقوله E-learning و Cyber learning به عنوان يك رويكرد حاكم خواهد شد،‌ بيشتر به طراحي و سامانه‌هاي هوشمند رايانشي توجه دارد تا به وسيله آن مهارت‌ها و دانش تخصصي افراد را در مباحث Information و Communication كه از آن شما به عنوان ICT7 ياد مي‌كنيد افزايش دهد. به عبارتي ديگر تمام اين مباحث براي ارتقاي دانش و مهارت (Knowledge و Expertise) از طريق سازماندهي ابرمتن‌هاي خوب، اهميت قايل است. البته به اين نكته اشاره مي‌كنيم كه وقتي صحبت از ICT مي‌شود، در واقع وارد بحثي مي‌شويم كه بسيار گسترده‌تر است، اما در بحث سامانه‌هاي رايانشي يعني Computational System و Computational Environment كه به عنوان اين تجربيات احداث مي‌شد پروتوكوليزه مي‌گرديد (Protocolized)؛ يعني قراردادسازي و راهكارسازي و يا هم‌پذيرسازي انجام مي‌شد. به هر حال در گروه پژوهشي جامعه اطلاعاتي مركز تحقيقات مخابرات ايران با تمركز روي ICT بحث Cyber learning با اهداف ايجاد سامانه‌هاي رايانه‌اي و هوشمند براي ارتقاي دانش و مهارت مورد توجه مي‌باشد.

جناب آقاي مهندس خراط، لطفاً در مورد پروژه‌ي ITS توضيحات بيشتري ارايه دهيد.
در مركز تحقيقات پروژه‌اي با عنوان مدل‌سازي شناختي فرآيندهاي انتقال مكان تحقيق در حال اجراست. اين مركز تا قبل از سال 81 تجربه Education learning Systems را داشت. نوع فعاليت آن شبيه فعاليت جاري بود، يعني با توجه به ابزارهاي موجود در ساختار وب (web) بر مبناي تجربه‌اي كه بر روي سيستم‌هاي آموزشي داشتند، سامانه‌اي را ايجاد كردند كه امكانات مختلفي نظير ثبت نام، گرفتن واحد درسي، ارزيابي و ... داشت، منتهي از سال 81 به بعد تحت هدايت دكتر بديع، مسئلة آموزش از جنبه‌هاي مختلف مورد توجه قرار گرفت كه خوشبختانه وجود همكاران خوب و متخصص كه بعضاً نگرش‌هاي نظري و فلسفي هم داشتند به اين امر كمك كرد. پروژه جديد كه با هدايت دكتر بديع ارايه مي‌گرديد، داراي چند محور بود. در يكي از محورها روي سامانه‌هاي آموزشگر هوشمند بررسي‌هايي انجام گرديد. در پايان سيستمي با عنوان پروتوتايپ توسعه داده شد كه با توجه به نيازهاي مركز، مقوله بازشناسي يا Pattern Review بيشتر به عنوان موضوع آموزشي انتخاب گرديد؛ منتهي قرار شد سامانه، ساختار هوشمند داشته باشد. در كنار آن يك مجموعه مطالعات ديگر كه محورهاي اصلي را براي ما انتخاب مي‌كردند به وجود آمد. يكي ديگر از مقولات و محورهاي بحث، نگرش‌هاي مختلف آموزشي بود. گروهي كه مسئوليت انجام مطالعات روي اين محور را بر عهده داشت، به طور خاص روي مسائل مختلف به لحاظ نظري، بحث آموزش را دنبال مي‌كردند.
آنها همچنين از منظر عينيت‌گرا تا پايان دوره سازه‌گرا طيف مذكور را زير نظر داشتند. در مطالعات اين گروه مباحثي مطرح شد كه سعي مي‌شود در مراحل بعدي تصوير آن را در سيستم آموزشگر فعلي لحاظ گردد. اينها نگرش‌هاي جديد آموزش است. گروه مطالعاتي عقيده داشت تنها الكترونيكي شدن موضوع مد نظر نمي‌باشد؛ متأسفانه چيزي كه در غالب همايش‌هاي آموزش الكترونيكي مشاهده مي‌شود، اين است كه سخنرانان معمولاً تعدادي اسلايد با خود به همراه دارند كه بيانگر شرايط عصر كشاورزي است. سپس اشاره‌اي به دوران صنعتي مي‌نمايند و در نهايت بحث را با پديده‌هاي عصر اطلاعات به پايان مي‌رسانند. آنچه كه در اين بين گم مي‌شود چيزي است كه ما از دنياي قبل تصوير مي‌كنيم و آن نيازي بود كه براي تغيير ساختار آموزشي لازم به نظر مي‌رسيد. هنگامي كه مجموعه‌اي از فناوري‌هاي جديد تكنولوژي اطلاعات وارد مي‌شد، در صدد تطبيق ساختار آموزشي جامعه با آن مي‌شديم و اينها به دليل نيازي بود كه تغييرات آن دوره الزام مي‌كرد. ما مصمم بوديم اين قضايا را به نوعي در پروژه مد نظر قرار دهيم. به همين دليل مجموعه‌اي از مطالعات بنيادي روي نگرش‌هاي آموزشي آغاز شد، البته بحث‌هاي متفاوتي هم وجود داشت؛ از جمله اينكه قرار بود ساختار يك ساختار هوشمند باشد. خوشبختانه گروهي كه با ما همكاري مي‌كردند توانستند روي نگرش‌هاي هوشمند مجموعه ساختار Intelligent Tutoring System (ITS) كار كنند كه خوشبختانه برون‌دادهاي آن در قالب مقالات مختلف منتشر شد.
در ادامه مطالعات بحث سيستم‌هاي آموزش مستمر را داشتيم كه هنوز ادامه دارد و اميد است كه در مراحل بعدي كار، پياده‌سازي آن آغاز شود. ضرورت اين بحث را شايد بتوان با مثال زير روشن كرد. فرض كنيد يك نفر وارد يك سازمان مي‌شود و قرار است كه مدت سي سال از زندگي خود را در آن طي نمايد. ملاحظاتي كه از داخل و يا از خارج از سازمان متناسب با ويژگي‌هاي فرد بايد لحاظ شود تا وي بتواند يك روند آموزشي ممتد و مستمر را طي كند چيست؟ اينها مجموعه فعاليت‌هايي است كه اميدواريم در پايان شهريورماه سال جاري كه زمان اتمام مراحل اول پروژه مي‌باشد در قالب اسناد و مقالاتي مرتبط با سيستم آموزشگر هوشمند ارايه نماييم.

در ادامه خانم محمودي اظهار مي‌دارد فعاليتي كه ما انجام مي‌دهيم، مربوط است به پرورش رايانشي يا به عبارت ديگر سازماندهي متون به طوري كه بتوانند محقق‌پرور باشند. فكر مي‌كنم با توضيحاتي كه دكتر بديع و مهندس خراط دادند، اهميت مسئله روشن شده باشد.
اينجا جايگاه خاصي خواهد بود كه هر نوع متن يا نوشتار را كه مي‌تواند مورد استفاده قرار گيرد، حال به صورت كتاب يا مقاله و يا نوشتارهاي دستي و يا متوني كه روي سامانه‌هاي كامپيوتري و اينترنتي وجود دارد، بايد از ساختاري برخوردار باشد كه علاوه بر رعايت جنبه‌هاي فني و استفاده از تجهيزات بتواند از ابتدا تا انتها هنگامي كه فردي آن را مطالعه مي‌كند اطلاعات مورد نياز خويش را كسب نمايد. اهميت اين مسئله هنگامي نمايان شد كه ما وارد بحثي با عنوان پرورش رايانشي شديم. يكي از فعاليت‌ها روي مدل‌سازي پرورشي يا Pedagogy Modeling بود و ديگري درباره‌ي Pedagogical Text System، كه همان متون پرورشي است. يكي ديگر از فعاليت‌ها، ارزيابي محقق يا Learner Assessment و يا Searcher Assessment؛ قسمت ديگر Pedagogy Infrastructure & Architecture مي‌باشد؛ يعني روي معماري و ساختار سيستم‌هاي پرورشي، تمركز ما در اين قسمت روي متون پرورشي يا Pedagogical Text System مي‌باشد؛ كه اين موضوع از جنبه‌هاي مختلف مورد بحث قرار مي‌گيرد. بخش ديگر به بازنمايي متون مربوط است. اين قسمت را مي‌توان بخش اصلي كار دانست، چرا كه مي‌بايست يك سري تمهيداتي را بينديشيم تا متني را كه خوانده مي‌شود، بتواند حالت محقق‌پروري داشته باشد. بايد فرد قادر باشد اگر دنبال يك چيز خاصي مي‌باشد توان انتخاب بين آنها را داشته باشد. يعني بتوانند ارجاع را داشته باشند. براي اين كار يك سري قابليت‌هايي را به صورت پيش‌فرض در نظر مي‌گيريم. به تدريج با مطالعه‌ي آن متون انتظار اين است كه اين قابليت‌ها تقويت شوند و يا اينكه افزايش داده شود يا ديگر قابليتي كه وجود نداشته ايجاد گردد. در اين راستا كارهايي كه انجام مي‌شود در قالب دو دسته بررسي مي‌شوند؛ يكي به لحاظ علمي و فرآيندي كه بايستي طي شود، يعني اينكه از جهت علمي چه در متون خاص يا در رشته مورد نظر يا ساير رشته‌هاي مرتبط يا رشته‌هايي كه به هيچ وجه وابستگي ندارند چه تمهيداتي در ساختاردهي يك متن بايد در نظر گرفته شود كه بتواند به تدريج با مطالعه بخش‌هاي مختلف آن قابليت‌هايي را كه اشاره شد پرورش دهد يا اضافه نمايد. بخش ديگر در واقع نمونه‌ي عملي آن است كه مشغول انجام آن مي‌باشيم و در اين ارتباط كتابي تحت عنوان خوشه‌بندي يا Clustering آماده‌ي چاپ مي‌باشد. انتخاب اين موضوع آن است كه اين مقوله از مباحث پايه‌اي است. در پروژه‌هايي كه مشغول انجام آن مي‌باشيم، گفته شد كه از اين قسمت شروع نماييم، سپس آن را به موضوعات ديگر گسترش دهيم به گونه‌اي كه براي بقيه قابل استفاده باشد. اين بخشي از كار است كه در زمينه متون پرورشي انجام مي‌شود. بخش ديگر روي دسته‌بندي انواع متون (Text Categorization) است كه يك سري مباحث خاص خودش را دارد؛ بحث ديگر Text Generation است كه همان نمونه عملي است كه بدان اشاره شد، يعني اينكه نهايتاً كتابي در اين زمينه منتشر گردد. بحث Text Mining و Interpretation كار ديگري است كه در قالب پروژه تحت نظارت مهندس حجازي به صورت متن‌كاوي انجام مي‌شود. خلاصه‌ي كلام اينكه روند كار ما در كل روي ساختار پرورش رايانشي است و مباحثي كه در اين قالب مورد توجه خاص مي‌باشد، متون پرورشي، بازنمايي متون و تهيه متون عملي است.

گرچه در خلاصه صحبت‌هاي خود به اين نكته اشاره كرديد، مايلم بدانم كه متوني را كه مشغول بررسي آن مي‌باشيد، آيا متون خاصي هستند، يا اينكه به راحتي مي‌توان در مورد يك مفهوم و يا دانش ديگر هم به كار گرفته شوند؟
همان طور كه گفته شد، فعلاً در حال بررسي هستيم. يك جنبه‌ي آن به اين معنا توجه دارد كه بتوانيم به فرآيند كلي برسيم؛ به طوري كه وابستگي به يك موضوع خاص نداشته باشد كه البته براي نيل به اين هدف اجباراً مي‌بايست موضوع خاصي در نظر گرفته مي‌شد. براي اين منظور بايد يك سري پروتكل استخراج گردد كه وابستگي به يك موضوع خاص يا رشته خاص نداشته باشد، چرا كه اهميت اين مسئله آنقدر زياد است كه در تمامي رشته‌ها مي‌بايد در نظر گرفته شود.

استاد در اين متون چه كسي است؟ به عبارتي آيا به استاد نياز است يا نه، يعني بعد از اينكه متن تهيه شد، آيا ارتباط آن با استاد قطع مي‌شود يا نه؟ به عبارت ديگر آيا فرد مي‌تواند آن متن را بگيرد و به آن هدفي كه مد نظر مي‌باشد، برسد يا اينكه دائماً اين ارتباط بايد ادامه پيدا كند.
پيش‌فرض ما اين است كه متوني را تهيه كنيم يا تمهيداتي را در نظر بگيريم كه تا آنجا كه ممكن است وابستگي به استاد را كاهش دهيم، درست مثل اينكه شخصي پشت كامپيوتر مي‌نشيند و به اينترنت دسترسي پيدا مي‌كند و سپس از طريق يكي از موتورهاي جستجو مطالب مورد نياز خويش را استخراج مي‌نمايد، آنجا استادي حضور ندارد. قصد ما اين است كه كاربر با مطالعه آن متن و يا هر متن ديگر كه به صورت كتاب و يا كتابچه مي‌باشد، بتواند به هدف و يا تمايلي كه براي رسيدن به هدف خويش دارد نايل گردد، به طوري كه به خود آموزش دهد و نتيجه كار خويش را در قالب يك تحقيق بيان نمايد يا روي يك موضوع تحقيقاتي جديدتر كار كند تا به نتايج عملي مورد نظر برسد. آن وقت مي‌توانيم بازخورد يا Feedback آن را بگيريم. به عبارت ساده‌تر، هدف اين است كه فرد با خواندن متن به خودش آموزش دهد، يعني مثل منابع و مأخذ (References) دانشگاهي نباشد كه استاد حتماً بايد چهار فصل آن را تدريس نمايد تا بقيه آن مورد استفاده قرار گيرد.

اگر درست متوجه شده باشم، هدف اصلي پرورش محقق است. حال اين سئوال مطرح است كه در اين راه چه عواملي تأثيرگذارند و آيا در اين متون اين گونه عوامل مدنظر مي‌باشد يا خير؟
برداشت ما از اينكه محقق كيست، چيز ديگري است. شكل عمده‌اي كه وجود دارد و معمولاً كمتر بدان توجه مي‌شود، اين است كه در دانشگاه تعداد زيادي دانشجو حضور دارند كه روي مباحث مختلف كار مي‌كنند. متأسفانه اغلب مشاهده مي‌شود كه بعد از فارغ‌التحصيل شدن قادر به انجام كار تحقيقاتي در زمينه مورد علاقه‌ي خويش نيستند و نمي‌توانند كار تحقيقاتي انجام دهند؛ چرا كه نمي‌دانند چگونه بايد به دنبال دستيابي به مباحث مورد علاقه‌ي خويش باشند.

بايد آن را در دانشگاه فراگيرند اما...
متأسفانه فرا نمي‌گيرند و اين چيزي است كه بايد در قالب يك مطالعه جامع مورد بررسي قرار گيرد تا اين معضل برطرف گردد.

دانشجويان معمولاً در دانشگاه واحد درسي روش تحقيق را مي‌گذرانند.
اين كافي نيست؛ چراكه در بسياري از رشته‌ها يك درس دو واحدي ارايه مي‌شود كه بخشي از آن را مربوط به روش تحقيق است و آن هم بيشتر به چگونگي جمع‌آوري اطلاعات مربوط است. در حالي كه اين مبحث از مباحث بسيار مهمي است كه اگر فرد اصول را نداند، نمي‌تواند اشراف لازم را پيدا كند. فرض كنيد يكي از استادان كه خودش كار تحقيقاتي را خوب انجام مي‌دهد اگر بتواند آن روش را آموزش بدهد خوب است و به همين خاطر است كه آموزش دادن هم خود يك مسئله مي‌باشد، ممكن است من محقق خوبي باشم اما نتوانم اصول تحقيق و متدولوژي آن را به ديگري و يا ديگران آموزش بدهم. در حال حاضر در زمينه‌هاي فراگيري الكترونيكي روي اين مباحث بحث مي‌شود كه دكتر بديع و مهندس خراط بدان اشاره كردند. منتهي در هر سيستمي به مباحث خاصي توجه مي‌شود، كه بايستي جنبه‌هاي روان‌شناسي مسئله نيز در نظر گرفته شود. بايد معلومات فرد، به ميزان اطلاعات مورد نياز وي و اينكه آيا آن فرد مي‌تواند پس از مطالعه به هدفي كه دارد نايل گردد يا نه همگي بايد ارزيابي شوند.

آقاي دكتر شما از اضطراب و دغدغه كاربر به هنگام كار و ارتباط با كامپيوتر گفتيد. بفرماييد اصولاً چه چيزي در ذهن شما و يا آن كاربر هست و اساساً براي رفع آن چه راهكاري را پيشنهاد مي‌دهيد؟
اضطراب و دغدغه‌اي را كه بدان اشاره شد، اضطراب و دغدغه‌اي بود كه ما نسبت به مقوله آموزش داشتيم. منتهي اين مقوله مستقل از سئوال شما نيست، يعني كاربري كه به سيستم وصل مي‌شود، هرچه آن سيستم از وي شناخت بيشتري داشته باشد و يا هر چه قابليت تطبيق بيشتري وجود داشته باشد، متناسب با شناختش مي‌تواند مدعي گردد كه رضايت آن كاربر را بهتر جلب مي‌نمايد. كاري كه ما انجام مي‌دهيم، در واقع اين است كه مباحث روان‌شناسانه را در بحث شناسايي كاربري لحاظ كنيم، يعني ويژگي‌هاي فردي را در نظر بگيريم. به عنوان مثال بدانيم كه به لحاظ يادگيري چه تفاوتي بين دو نفر وجود دارد، آن هنگام كه با يك موضوع به صورت يك دانش (Knowledge) برخورد مي‌نماييم. يك نفر علاقمند است كه يك قالب كلي از آن مطالب داشته باشد و ديگري مايل است كه براي پاسخگويي به موضوع مورد خويش مرحله به مرحله حركت نمايد. بديهي است فردي كه انتظار دريافت يك قالب كلي از مطلب مورد نظر خويش را دارد، به هنگام برخورد با يك سيستم آموزشي كه اطلاعات را به صورت ريز در اختيار كاربر قرار مي‌دهد دچار اضطراب و دغدغه‌ي خاطر مي‌شود؛ در نتيجه بازده آموزشي وي تغيير پيدا مي‌كند. ما سعي كرديم حتي‌الامكان اين موارد را در قالب يك سري گروه‌هاي مشخص تقسيم‌بندي نماييم. مثال ديگر برخورد يك محقق يا يك مهندس با سيستم مي‌تواند متفاوت باشد. پس بايد در ساختاردهي متن به اين امر توجه شود كه خانم محمودي در اين مورد توضيح دادند. خلاصه اينكه براي كاربران متناسب با جايگاهي كه دارند، بايد در سيستم آموزشي تفاوت قايل شد، نوع مطالب آموزشي هم تابع همين اصل است. نمي‌توان بين نوع مطالب آموزشي تفاوتي قايل نشد، كاري كه متأسفانه در اكثر سيستم‌هاي آموزش الكترونيكي انجام مي‌شود؛ يعني با يك سامانه تاريخ درس مي‌دهند و نرم‌افزار را هم تدريس مي‌نمايند. اين امر از ديدگاه آموزشي مورد قبول نيست، چراكه در مفاهيم آموزشي ممكن است يك مسئله يك واقعيت باشد يا يك روال و يا يك مفهوم. هر كدام از اينها آموزش خاص خودش را طلب مي‌كند، چراكه در مورد يك مسئله بايد تأكيد بيشتري شود و در مورد مسئله‌اي ديگر سئوال بيشتري مطرح گردد. پس در خصوص يك مسئله بايد امكان دستكاري كاربر بيشتر باشد، اينها هر كدام نظريه‌هاي خاص خودش را دارد كه ما سعي مي‌كنيم آن بررسي‌هاي نظري را حتي‌الامكان وارد سيستم‌هاي آموزشي‌مان نماييم. ما با كمك يك گروه خبره روي اجزاي آموزشي متناسب با نگرش آنها به سيستم بدن، داريم كار مي‌كنيم، يعني كاري كه دوباره به سيستم آموزشي معلم‌محور نزديك مي‌شود.

اين سيستمي كه بدان اشاره كرديد، ابتدا مدل خويش را انتخاب مي‌كند. به عبارتي در آغاز يك شناخت از خودش پيدا مي‌نمايد و سپس...
سيستم ابتدا سعي مي‌كند يك شناخت ابتدايي از كاربر خودش پيدا نمايد و در مسير آموزش او را رها نمي‌كند. اين كار با طرح يك سري سئوال و جواب ممكن مي‌گردد. مجموعه نتايج اين سئوال و جواب‌ها موجب مي‌گردد كه سيستم از كاربر خويش شناختي ابتدايي كسب نمايد و در روند آموزش سعي مي‌كند رفتار كاربر را مورد سنجش قرار دهد. فرض كنيد فردي خودش را به عنوان يك كاربر برون‌گرا به سيستم معرفي مي‌كند، يعني به سئوالات به گونه‌اي پاسخ مي‌دهد كه معمولاً يك فرد برون‌گراي واقعي بايد پاسخ دهد. توقع اين است كه يك كاربر برون‌گرا دائماً با سيستم و يا كاربران ديگر در تعامل باشد. حال اگر اين ويژگي در رفتارش مشاهده نشد، سيستم سعي مي‌كند به نوعي خودش را با كاربر منطبق و يا Adapt نمايد و اين قابليتي است كه سيستم‌هاي تطبيق‌پذير يا هوشمند مي‌توانند داشته باشند.

خيلي جالب است يعني متون هم متفاوت مي‌شود؟
بلي. به پيشنهاد دكتر بديع به اين متن يا ابرمتني كه در سيستم داريم هويتي داده شده است. هويت از ديدگاه سيستم‌هاي هوشمند يك Frame است، به عبارتي براي هر جزء آموزشي و يا هر نوع متني يك Frame در نظر گرفته شده است، اين Frame به ما مي‌گويد كه اين جزء آموزشي تا چه ميزان مبتني بر فرمول است يا درجه سختيش از ديدگاه يك خبره (Expert) چه مقدار است. چه ميزان وارد عمق مطالب مي‌شود، پس ما مي‌توانيم nتا كتاب درسي يا Text در سيستم داشته باشيم كه ويژگي‌هاي آنها با يكديگر متفاوت باشد. اينجاست كه متناسب با نوع نگرش كاربران، آن متن و يا كتاب درسي را در اختيارشان قرار مي‌دهيم.

دروس مختلف با هم متفاوت هستند، ارايه‌ي آنها هم كه با يكديگر فرق مي‌كند. از طرفي متناسب با ويژگي‌هاي فرد منابع در اختيار آنها قرار مي‌گيرد. سئوال اين است كه اين مسئله با توجه به مطالب فوق آيا به صورت عملي قابل اجرا مي‌باشد؟
بلي. اين يك واقعيت است. يك استاد وقتي به سي نفر درس مي‌دهد و موضوعي را براي آنها ارايه مي‌نمايد پس از مدتي متوجه مي‌شود كه يكي از شاگردان به مطالب وي توجه بيشتري دارد. نسبت اين توجه كه جنبه‌ي شهودي دارد 1 به 30 مي‌باشد. انتظاري كه از سيستم‌هاي الكترونيكي داريم اين است كه با توجه به هزينه‌هايي كه براي آن مي‌شود و ساختار شبكه‌اي ايجاد مي‌گردد و سيستم رايانشي روي آن قرار مي‌دهيم حتي‌الامكان بتواند اين پردازش را انجام دهد. به عبارت ديگر سيستم بايد بتواند شرايط مشابه شهودي معلم را كه نسبت آن يك به سي بود به نسبت يك به هزار افزايش دهد. در اينجا نسبت را افزايش داده‌ايم اما آنچه را كه از دست داده شده است، همان درك شهودي است. چرا كه در اين حالت از حضور استاد خبره خبري نيست، كه سعي داريم به آن سمت حركت نماييم.

يعني آن وقت اين محتواها بايد توسط يك استاد توليد شود؟
بلي. داخل ساختار فعلي چند مسئله وجود دارد. فرض كنيد يك مسئله اين است كه اينها بايستي با فعاليتي كه خانم محمودي بدان اشاره كرد و يا در بحث Mining مطرح شد متصل (Joint) شوند، چراكه در حال حاضر سيستم‌هاي Mining اين اجازه را مي‌دهد كه شما به طور خودكار يك سري استنباط نسبت به Text كسب نماييد كه اين امر مي‌تواند ورودي يك سيستم يا يك آموزشگر هوشمند باشد و به اصطلاح به تدوين مفاهيم كمك كند، به طوري كه خيلي كارها ديگر دستي انجام نشود. تنها نكته‌ي اميدواركننده، دستي نبودن آن است، چراكه اگر استادي بخواهد اين مقدار تجربه را به چندين حالت مختلف براي چندين نوع كاربر بنويسد، به نظر انسان خاصي بايد باشد و مي‌توان با قاطعيت گفت كه چنين انسان‌هايي بسيار اندكند. اعضاي جامعه‌ي اطلاعاتي قاعدتاً اگر با يك تعامل مناسبي به هم برسند كمك مي‌كنند تا اين كارها سهل‌تر انجام شود.

نكته‌اي كه بسيار حائز اهميت به نظر مي‌رسد اين است كه آيا زيرساخت فرهنگي كنوني ما چنين فعاليت‌هايي را مي‌پذير يا نه.
استادان ما نسبت به اين قضيه هيچ مشكلي ندارند، البته زمينه مساعد فرهنگي بايد فراهم باشد، اما به اين نكته توجه داشته باشيد كه خود اين امر فرهنگ‌ساز است، يعني نبايد به صرف ترس و واهمه‌اي كه از پيامدهاي Information & Knowledge Technology وجود دارد به سمت و سويي حركت نماييد كه دچار يأس و نااميدي شويد. براي اشاعه سامانه مبتني بر IKT در جامعه بايد جرأت و شهامت داشت. بديهي است هنگامي كه IKT معرفي شد، خودش فرهنگ‌ساز خواهد بود. اما در مورد موضع‌گيري برخي استادان در نفي استفاده از فناوري، بايد بگوييم اين را نبايد به بقيه استادان تعميم داد. ضمن اينكه يك واقعيت است؛ چراكه مشكلات اقتصادي موجب گرديده تا همين درس در جاي ديگر براي دريافت حق‌الزحمه‌اي ديگر ارايه شود. حال اگر در بحث سامانه و اهدافي كه از آن صحبت شد به لحاظ اقتصادي و معيشتي تمهيدات لازم پيش‌بيني شود قطعاً برخوردها فرق خواهند كرد. بايد به مقوله Copyright توجه جدي گردد كه اگر اين امر صورت پذيرد، آن وقت استادان ما با فكري مطمئن، بدون داشتن دغدغه‌ي خاطر به انجام فعاليت‌‌هاي پژوهشي خواهند پرداخت.

يعني بايد انرژي به سمت تحقيق گردش پيدا كند تا عمق مطالب بيشتر گردد؟
بلي. اگر چنين اتفاقي صورت پذيرد، بسياري از استادان فرصت مي‌يابند كه وقت خويش را روي موضوعات تحقيق متمركز نمايند. اينكه در حال حاضر سطح تحقيق در جامعه‌ي ما به نسبت استادان پايين‌تر است به خاطر عدم علاقه و يا نداشتن توان علمي نيست، بلكه دلايل ديگري دارد كه عمدتاً اقتصادي است.
يك نكته را هم كه مهندس خراط بدان اشاره كرد، بحث مستمر بودن آموزش بود كه به طرز فوق‌العاده زيبايي در پروژه ITS رعايت مي‌شود. اجازه دهيد سناريويي را براي شما ارايه نمايم. فردي را در نظر بگيريد كه در بخش صنعت به كار اشتغال دارد. اين فرد در هر مقامي كه باشد، هر از گاه لازم است كه سطح دانش و مهارت خويش را روزآمد نمايد. قاعدتاً بايد امكان شركت در دوره‌هاي بازآموزي را داشته باشد. حال اگر اين دوره در يك محيط واقعي شبيه‌سازي شود، امكان روزآمد شدن آن فرد بيشتر زماني است كه كار شبيه‌سازي در يك محيط واقعي صورت گرفته، چراكه براي برپايي يك دوره بازآموزي به منابع مختلف از جمله افراد خبره نيازمند است. حال اين سئوال مطرح است كه آيا تعداد افراد خبره در آن زمينه‌ي موضوعي خاص مي‌تواند پاسخگوي همه باشد؟

در يك واحد صنعتي بخش آموزشي معمولاً وجود ندارد يا اثر بسيار كم‌رنگي دارد. در اين شرايط چه بايد كرد؟
بايد استادان را از جاهاي مختلف ديگر دعوت كرد. اينكه آيا بتوانند دعوت كنند يا نكنند، مشكل ديگريست. فرض كنيم استاد با همه‌ي گرفتاري‌ها در كلاس حاضر مي‌شود. حال اين سئوال مطرح است كه فرد درست در وسط كار آيا حوصله دارد به كلاس برود يا نه؟

اين هم نكته‌ي مهمي است. چون سطح فرد هر چه به سمت مديريت برود از ميزان اين حوصله و تمايل كاسته مي‌شود.
بلي. اما حالا شما اين سناريو را در نظر بگيريد كه فرد هر جايي كه هست مي‌تواند در هر لحظه آموزش ببيند. قطعاً از آن استقبال مي‌كند، چراكه انرژي‌هاي زايد در وي حذف مي‌شوند، دغدغه و اضطراب به طور خودكار كاهش مي‌يابد و علاقه‌ي او به روزآمد شدن افزايش پيدا مي‌كند.
من تفاوتي بين IKT و ICT نمي‌بينم، ICT بيشتر فضاي كاربري و Utility است و IKT بيشتر به متدولوژي نزديك است، در واقع اين دو مكمل يكديگر هستند، نه رقيب يكديگر. پس مي‌توان گفت كه IKT در خدمت ICT است.
اگر قرار است Communication Technology خوبي داشته باشيم، بايد Knowledge آن را هم داشته باشيم. IT به تنهايي كافي نيست چون I به تنهايي در اختيار شما گذاشته نمي‌شود. اينكه چرا به سمت پروژه‌هايي نظير مديريت دانش، داده‌كاوي علم و دانش Text Mining و يا Knowledge Management مي‌رويم به اين دليل است كه مي‌خواهيم Knowledgeاي را از داخل آن استخراج كنيم.
لازم مي‌دانم توضيحي را بدهم. شايد تاكنون انجام شده يا نشده. به هرحال دكتر لوكس راجع به Data Mining و Knowledge Management اخيراً يك سري پروژه‌هايي را هدايت مي‌نمايد، منتهي همان طور كه مي‌دانيد، ايشان بيشتر از ديدگاه كنترلي سعي مي‌كنند به اين مسايل نزديك شوند.
اجازه دهيد يك مثال ساده از ITSاي كه مهندس خراط در نظر دارند برايتان بگويم. قطعاً به ياد داريد كه ايشان در بخشي از اظهاراتشان به مجموعه User model و Learner Style اشاره داشتند. يعني مدل كاربر، سبك كاربر و سبك فراگير. آنچه كه از مدل كاربر مي‌آموزند بيشتر «باور»، «خواسته» و «نيت» است. آنچه كه از Learner Style دريافت مي‌كنند از سبك فراگير بيشتر است و آن اجزاي روان‌شناسانه مرتبط با آن فراگير يا كاربر است كه به نوعي ذوق و اشتياق و رجحانش را در برخورد با يك محيط آموزشي نشان مي‌دهد. به عنوان مثال دوست دارد ديداري باشد، شنيداري باشد، فرمول باشد، روي شهودش تأثير بگذارد يا روي سبك استدلالش تأثير بگذارد. حالا فرض كنيد بنا بر اين دو نوع اطلاعي كه داريد يكي را از User model مي‌گيريد و نتيجه‌اي را كه از Learner model دريافت مي‌نماييد. در نهايت به جمع‌بندي معقولي از سبك ارايه مطلب مي‌رسيد. در اينجا شما استراتژي Local را جهت ارايه به كاربر انتخاب مي‌نماييد. ما به شدت از روش‌هاي كنترلي استفاده مي‌كنيم، بنابراين شما فكر مي‌كنيد كه پروژه ITS و حتي فعاليت Pedagogy پروژه‌هاي (Interdisciplinary) و چندرشته‌اي (Multidisciplinary) و فراگستره‌اي Transdisciplinary هستند. TD در واقع به چيزهايي مثل كنترل و طراحي اطلاق مي‌شود كه علاوه بر اينكه در برق و الكترونيك كاربرد دارد، در شيمي هم استفاده مي‌شود. فرضاً Signal Processing كه مورد نظر ماست، براي 54 نفر از كاربران خودمان مد نظر قرار داديم.
- مهندسان مخابرات
- مهندس خودكارسازي (اتوماسيون) و كنترل
- مهندسان پزشكي
- مهندسان سازماني Organizational Engineer
رده چهارم جزء مهندسان نيستند اما به دليل اينكه در هر سازمان با داده‌هاي بسياري روبرو هستند و اين داده‌ها داراي افت و خيز مي‌باشند و هر جا كه افت و خيزي در كار باشد، سيگنال وجود دارد، يعني پيامينگي در جايي هست كه پيام‌ها عكس مي‌شود. بنابراين اينها را هم مهندس تعريف كرده‌ايم.

با توجه به علاقه‌ي شما در مورد واژه‌گزيني لطفاً معاني كلمات زير را بيان فرماييد.
رايا فراگير Cyber learner
فراگيري الكترونيكي E-learning
فعلاً همان پرورش بناميد Pedagogy

در فرهنگ ما استاد و علم جايگاه ويژه‌اي دارند. در سيستم جديد اين احترام و جايگاه چه خواهند شد؟
حضور استاد بايد به صورت صريح باشد، منتهي حضور وي به شكل غيرحضوري خواهد شد. استاد وقتي نشان داده خواهد شد كه در تنظيم متن‌ها نقش داشته باشد، يعني نقش وي انتزاعي و زيرساختاري‌تر مي‌شود. در صورت نياز از اتاق‌هاي Chat هم مي‌توان براي ارتباط مستقيم شاگرد و استاد استفاده كرد.

ارتباط حضوري يك سري مسايل اخلاقي به همراه دارد. خوي، منش و عاداتي را منتقل مي‌كند. در دنياي web جايگاه اين مسايل كجاست؟
توجه داشته باشيد امروز، در علم رايانه بسياري از اين شاخص‌ها را مي‌توان انتقال داد. مثلاً شما مي‌توانيد با Highlight كردن يك سري علائم روي چهره استاد اين پيام را انتقال دهيد، آن هم با اين معاني كه استاد قدري در مورد آموخته شما ترديد دارد، يا خوشحال است و يا اينكه غمگين است. به عبارت ديگر به راحتي مي‌توان احساس را انتقال داد.

اما مواردي مثل پشتكار، آداب اجتماعي و موارد مشابه را چگونه مي‌توان منتقل نمود؟
اگر تنها بعد نگران‌كننده‌ي قضيه اين مورد است، مي‌توان شاگردها را متقاعد كرد كه هرچند يك بار در يك گردهمايي يا يك جلسه با استاد و همشاگردي‌هاي خويش برخورد داشته باشند. مجازي بودن اين فرصت را ايجاد مي‌كند كه اگر بخواهند، واقعاً پخته شوند.

محمودي: قضاوت‌ها به دليل اينكه تحت تأثير رفتار نيت قرار مي‌گيرند منصفانه مي‌شود. در مراوده با توجه به سئوالات و نوشته‌هاي فرد مي‌توان به منش او پي برد، حتي اگر قضيه رو در رو هم مطرح باشد، مي‌توان به صورت On line يا حتي Off line توسط Web Camها ارتباط برقرار كرد.

آيا در اين فضا ارادت به استاد به وجود مي‌آيد؟
محمودي: از روي نحوه تعامل آن فرد مشخص با استاد مي‌توان فهميد كه آيا ارادتي وجود دارد يا نه؟
دكتر بديع: هر صفتي را كه براي موجود زنده تعريف شده است، سعي كرده‌ايم به نحوي بازنمودهاي رفتاري آن را در نظر بگيريم، البته معنا و مفاهيم ارادت متفاوت است و حتي يكي از استادان قديمي خودم را اگر در پاركي ببينم و نزد او بروم و آشنايي بدهم، مفهوم انتزاعي ارادت نمود پيدا مي‌كند، يا حتي وقتي كه مقاله‌اي را مي‌نويسيد و در آن به استادتان اشاره مي‌كنيد باز هم نوعي ارادت است.

چه چيزي انسان را به سمت ارادت مي‌برد؟
به لحاظ ساختار رواني انسان، اينكه به نحوي در يك دوره تعاملي از خيرات و بركات آن فرد استفاده كرده باشد. بنابراين فردي كه از طريق سيستم مجازي متوجه شد به او از جانب استاد خير و بركت رسيده است با توجه به شناخت خود نمادهاي متفاوتي از ارادت را از خود بروز مي‌دهد.
اگر مجازي‌گرايي را بخواهيد با نگاهي مشكوك ارزيابي نماييد. جمله خود را بيشتر روي اين بگذاريد كه در برخورد مجازي امكان دريافت بازخوردها به شفافيت و وضوحي كه در برخورد فيزيكي وجود دارد، نيست. بايد ديد كه آيا امكان تقويت آن وجود دارد يا نه، منتهي در فيدبك يا بازخورد مسئله اصلي ارزيابي است است و اينكه آيا مي‌توان ابزار مناسبي را براي تحليل رفتار داشته باشيم كه متناسب با آن بازخورد را اعمال كنيم. در سيستم فيزيكي به دليل رو در رو بودن مي‌توان سئوالات مختلفي را براي اين مقوله عنوان كرد، ولي آيا در بعد مجازي هم اين امكان وجود دارد.

در پايان توصيه مي‌شود عناصر جوهري در يك فرهنگ را الزاماً قائم به يك سري الگوهاي خوش‌تعريف متداول شده از آن فرهنگ نكنيد. به عنوان مثال نگوييد كه فرهنگ ما غني است چون شاگرد به حتم براي استاد احترام قايل است، ولي بگوييد غني است چون به ارادت بها مي‌دهد، يعني برخورد انتزاعي با عناصر جوهري بايد در يك فرهنگ داشت. به اين وسيله قادر مي‌باشيد با توجه به مسايل اجتماعي مفاهيم را به روز ترجمه نماييد.
1 . Intelligent Tutorial System
2 . Pedagogy Caltex
3. Tutoring
4. Pedagogy
5. Text
6. Hyper Text
7 . Information & Communication Technology

استفاده از فناوري اطلاعات در مدارس

تکفا - اينكه فناوري اطلاعات بايد مورد استفاده سيستم آموزشي كشور قرار گيرد، شايد جاي شك وجود نداشته باشد. سؤال عمده اين است كه چگونه بايد به اين مهم جامه‌ي عمل پوشاند.
روش‌هاي پاسخ‌دهي به سؤالات مطابق تجارب قبلي در جامعه ما بسيار كند و در مبحث IT اينچنين پاسخي قابل استفاده نخواهد بود.
روش‌هاي استفاده شده در جامعه‌ي ما براي پاسخ‌دهي به سؤالات كلان معمولاً بر مديريت متحرك استوار مي‌باشد، مانند مسيري شبيه آنچه در ذيل مي‌آيد.
ديگران به توسعه IT در سيستم آموزشي چگونه پرداخته‌اند؟ در چه زماني شروع كردند؟ در آن زمان چه شرايط و امكاناتي داشتند؟ در آن زمان IT در دنيا در چه وضعيتي بود؟
شما تصور كنيد پاسخ‌دهي به سؤالات فوق به چه زماني احتياج دارد؟ 6 ماه، 1 سال. هر چه باشد اين زمان در عمر IT بسيار طولاني است. پس بايد دوباره جواب‌ها را اصلاح نمود و اين يعني كندي و لختي بيشتر.
پس بايد از همين لحظه شروع كرد. از كجا شروع كنيم. از تهران يا شهرستان‌ها. از منطقه يك يا از منطقه بيست. از مدرسه A يا مدرسه B. بايد از هر جايي كه امكان دارد شروع كرد. مطابق با شرايط و امكانات ويژه‌ي آن‌جا (رجوع شود به مقاله‌ي ارايه شده در كنفرانس Earn مسكو تحت عنوان «سيستم‌هاي مكمل در آموزش و پرورش» در آدرس www.Alborzsch.ir).
در همين راستا و براساس همين نگرش، ما كار را در مركز تحقيقات و پژوهش دكتر چمران دبيرستان البرز شروع كرديم كه مي‌تواند به عنوان يك الگوي عملي مورد استفاده قرار گيرد.
ما كار خود را با بخش كوچكي از دانش‌آموزان (حدود 100 نفر) شروع كرديم؛ با هدف استفاده از اينترنت در آموزش دروس دبيرستاني. ابتدا دروش فيزيك و شيمي براي دانش‌آموزان سال اول دبيرستان در نظر گرفته شد و در ادامه راه محيط كاري براي دانش‌آموزان چنان فراهم گرديد كه بتواند در مورد آنچه كه بحث مي‌شود، خوب بيانديشند و خوب مشاهده كنند.
خلاصه‌ي آنچه انجام شد، بدين قرار است كه به دانش‌آموزان Internet explorer, WinXP، موتورهاي جستجو چون Yahoo و Front page آموزش داده شد. سپس تحقيقات و پژوهش از طريق اينترنت را به صورت عملي با مدرسين انجام دادند و نتايج كارهاي خود را از طريق Front page به صورت يك محصول آماده نمودند و در نمايشگاهي اين محصولات را در معرض ديد ديگران قرار دادند.
از نتايج مهم حاصل شده بايد به آشناشدن دانش‌آموزان با مفاهيم شبكه به صورت عام و شبكه اينترنت به صورت خاص نام برد، زيرا اثرات شبكه بسياري از مفاهيم رايج گذشته را دگرگون نموده است. ذكري از پارامترهاي مؤثر در كار در پايان مناسب به نظر مي‌رسد، هرچند كه بررسي تفصيلي آنها مجال بيشتري را طلب مي‌كند.
1- عموم دانش‌آموزان، كار جدي با كامپيوتر را تجربه نكرده‌اند و اين خود باعث كندي كار در ابتداي حركت ما بود و روش‌هاي پيش‌بيني و اجرا گرديد كه اين اثر را تعديل نمايد.
2- دانش‌آموزاني كه در اين طرح حضور داشتند، هم كلاس عادي فيزيك يا شيمي را مي‌گذراندند و هم از طريق اينترنت و كامپيوتر به اين موضوعات پرداختند. اثر اين دو روش توأم، يعني روش سنتي و روش بر مبناي IT بر دانش‌آموزان جزء موضوعاتي بود كه در اين طرح مورد بررسي قرار گرفت.
3- ابزارهايي كه از طريق اينترنت و كامپيوتر مورد استفاده دانش‌آموزان قرار مي‌گرفت، از طريق مدرسين مورد كارشناسي قرار مي‌گرفت كه به صورت مناسبي در ساختار آموزشي گنجانيده شود.
4- از موضوعات مهم ديگر، برخورد مدرسين سنتي با روش جديد بود، به گونه‌اي كه اين برخورد كمترين مشكلات را به بار آورد.
اميدواريم كه با شناخت بهتر تجربه حاصل آمده، بتوان گام‌هاي مؤثر بيشتري در آينده برداريم؛ چه براي دبيرستان البرز و چه ديگر مدارس كشور.
جلال حشمت‌پناه

IT در خدمت آموزش پزشكي


تکفا - مقدمه: دكتر عباس فروتن، پزشك و متخصص فيزيولوژي و استاديار دانشگاه شهيد بهشتي است. اما به غير از تدريس، دل‌مشغولي ديگري هم دارد. او در اين دانشگاه، مركزي را با عنوان «مركز آموزش از راه دور» ايجاد كرده و روي بحث دانشگاه مجازي كار مي‌كند و در اين زمينه به تجربيات ارزشمندي دست يافته است.
خبرنگار تكفا در گفت و گويي با دكتر فروتن، فرصت‌ها و موانع آموزش از راه دور و نقش انفورماتيك و IT در علم پزشكي را به بحث گذاشته است كه در ادامه از نظرتان مي‌گذرد.

آقاي دكتر، ضمن معرفي خود بگوييد چه شد كه به مبحث آموزش از راه دور علاقه‌مند شديد؟
من، عباس فروتن، پزشك و متخصص فيزيولوژي و استاديار دانشگاه شهيد بهشتي هستم و مدتي نزديك به يك سال و نيم است كه «مركز آموزش از راه دور» را در اين دانشگاه راه‌اندازي كرده و در آن، به بررسي شيوه‌هاي بهينه‌سازي كلاس درس با استفاده از امكانات IT مشغول هستم.
سابقه توجه و علاقه‌مندي من به مسأله نقش IT در پزشكي به دوران جنگ تحميلي برمي‌گردد. در آن زمان، به كار آموزش در بيمارستان‌هاي صحرايي، همراه با اطلاع‌رساني سريع و دقيق مي‌پرداختيم. پس از پايان جنگ، تجارب ارزنده‌اي كه به دست آمده بود، منجر به راه‌اندازي و تأسيس واحدي در دانشگاه شهيد بهشتي با عنوان "طب حوادث" شد.
وارد كردن مطالب گردآوري شده براي اين واحد درسي به كامپيوتر و سپس آشنايي با محيط وب و پايگاه‌هاي داده، يك تحول فكري در من ايجاد كرد و بحث دانشگاه مجازي، از آنجا كه موجب صرفه‌جويي در زمان مي‌شود و كاربرد مؤثري دارد، توجه مرا جلب كرد.

در اين مدت، چه فعاليت‌هايي در زمينه‌ي آموزش مجازي و آشناسازي دانشجويان و استادان با اين موضوع انجام داده‌ايد؟
ابتدا بايد بگوييم كه ما به دنبال بهينه‌سازي كلاس درس مجهز به كامپيوتر بوده‌ايم، نه ايجاد كلاس‌هاي درس كاملاً مجازي. يعني سعي داريم كلاس‌هايي را تدارك ببينيم كه به امكانات روزآمد جهت تدريس مجهز باشند. به همين منظور يكي از دروس روتين را با امكاناتي كه تهيه شده، هم به شكل ارتباط اينترنتي و راه دور و هم به صورت كلاس عادي برگزار كرديم كه به تجربيات عملي مفيدي دست يافتيم.
استادان، معمولاً در زمينه چگونگي طراحي دوره، گذاشتن آن روي وب، ارزش‌يابي و اجراي گروه‌هاي سيستمي سؤالات و ابهاماتي داشتند. بنابراين، در مدت يك سال، بيش از 200 نفر از استادان مورد آموزش قرار گرفتند و موفق شديم به آنان در طراحي يك نمونه‌ي درسي و قرار دادن آن روي وب كمك كنيم.
در همين زمينه، حدود 200 نفر از دانشجويان پزشكي، 40 نفر از رزيدنت‌هاي خارجي، 21 نفر از دانشجويان دكتراي فيزيولوژي، 6 نفر از دانشجويان مهندسي پزشكي و 12 نفر از دانشجويان كارشناسي ارشد پرستاري آموزش ديده‌اند.
از سوي ديگر سمينارهاي مختلفي نيز به منظور بسترسازي برگزار شده است.
در همين راستا 18 كارگاه آموزشي نيز به صورت كلاس برگزار شد و پس از آن نظرسنجي به عمل آمده از دانشجويان و استادان شركت‌كننده در اين كارگاه‌ها، حاكي از علاقه‌ي زياد آنان به موضوع بود. اين نظرسنجي‌ها، همچنين بيانگر آن است كه برگزاري اين دوره‌ها بايد در قالب علمي و فرم كنترل شده باشد كه طبعاً منجر به جهش و تحولي در آينده‌ي كشور خواهد شد. در غير اين صورت با دوره‌هاي كم‌ارزش و غيرقابل اعتماد مواجه خواهيم شد كه باعث دفع افراد علاقه‌مند به وب مي‌شود.

اشاره كرديد به اين مسأله كه هدف آن، راه‌اندازي كلاس كاملاً مجازي نبوده است. از برگزاري اين دوره‌ها، علاوه بر بهينه‌سازي آموزش در كلاس‌ها، چه اهدافي را دنبال مي‌كنيد.
ما دنبال اين هستيم كه روابط اجتماعي در دانشگاه بين دانشجو و استاد حفظ شود؛ زيرا وجود كلاس و بحث‌هايي كه در آن شكل مي‌گيرد، خود از عوامل مهم ديگر ورود استاد و دانشجو به صحن دانشگاه است. در مورد مسئله‌ي تعليم و تربيت، در مورد تعليم ممكن است تا حدي در سيستم كاملاً مجازي شكل بگيرد ولي در مورد بخش تربيت دسترسي به اهداف تربيتي تنها در محيط فيزيكي كلاس درس ميسر است.
در اين روش، امكان يادگيري استاد وجود دارد. مثلاً وقتي دانشجويان در حال بررسي يك موضوع خاص هستند، استاد در همان زمان مي‌تواند دو صفحه بعد را از روي اينترنت مطالعه و اطلاعاتش را ب روز كند و سپس پاسخ دانشجويان را بدهد. بنابراين ساختار كلاس هم حفظ خواهد شد. از سوي ديگر، به كارگيري تجهيزات پيشرفته در كلاس‌ها - همچون صفحه‌نمايشگر به جاي تخته سياه يا وايت‌برد - ضمن حفظ ماهيت كلاس، امكانات بهتري براي تدريس در اختيار استاد قرار مي‌دهد.
دانشجويان ابتدا در اين سيستم سردرگم هستند؛ ولي پس از مدتي، با همكاري و كندوكاوهاي متعدد كار تئوري را در گروه‌هاي 2 يا 3 نفره به خوبي فرا مي‌گيرند و اين تمرين براي ورود به مبحث دانشگاه مجازي است. در اين روش، شما عواملي در اختيار داريد كه در كلاس‌هاي درس معمول در اختيارتان نبود. اين عوامل موجب مي‌شود كه يادگيري شيرين و عميق شود و خستگي به حداقل برسد.
عامل مهم در اين روش، خاصيت Interactivity يا تعاملي بودن كلاس و درس است. در اين حالت، استاد فاقد هر گونه جزوه و كتاب بوده و همه چيز، به صورت ساختار و نقشه دوره، در اختيار دانشجوست. بنابراين، دانشجو بخش به بخش جلو مي‌رود و استاد فقط راهنمايي و رفع اشكال مي‌كند.
خاصيت تعاملي بودن ارايه‌ي دروس موجب مي‌شود كه افراد، به دلخواه و با سرعت و مدل‌هاي مختلف يادگيري به پيش بروند و به طبع، هر فرد اشكالاتي دارد كه ديگران ندارند و فقط براي او توضيح داده مي‌شود.

بد نيست به تشريح بعضي از روش‌هايي كه در اين دوره‌ها به كار مي‌گيريد، بپردازيد.
ما يك سري از درس‌ها را با ساير دانشگاه‌هاي خارج از كشور Link مي‌كنيم و از اطلاعات موجود آنان استفاده مي‌نماييم. مثلاً عكس‌هاي راديوگرافي همراه با نوع بيماري و معالجه‌ي آن از سايت دانشگاه Emory.edu در اختيار دانشجويان قرار مي‌گيرد و دانشجويان از ترم دوم يعني از همان نخستين سال ورود به دانشگاه، كار عملي انجام مي‌دهند و اين موجب تقويت انگيزه‌ي آنان مي‌شود. كار گروهي در اين سيستم انجام مي‌شود و رعايت استانداردها در كلاس درس پزشكي كاملاً رعايت شده است. ما با كمك Webcam و يا تصويربرداري و ذخيره‌ي آن در بانك اطلاعاتي ميزان روابط بين گروه‌ها، دانشجويان و استادان را اندازه‌گيري مي‌كنيم. مسأله‌ي قابل ذكر ديگر اينكه 60 درصد نمره‌ي دانشجويان مربوط به تكاليفي است كه طي دوره انجام مي‌دهند و از طريق كامپيوتر انجام مي‌دهند، 10 درصد مربوط به حضور و فعاليت در كلاس است و 30 درصد بقيه مربوط به امتحان نهايي است كه اين موجب جلوگيري از درس‌خواندن در شب امتحان شده و باعث افزايش عمق يادگيري خواهد شد.

آيا نرم‌افزار مربوطه طبق سفارش شما نوشته شده است؟
در بررسي‌ها پي برديم كه نرم‌افزار وجود دارد، ولي نكات و ايده‌هاي آموزشي كه روان‌شناسان مطرح مي‌كنند در آن موجود نيست. بنابراين برنامه‌اي را با كمك برنامه‌نويسان به طور گام به گام طراحي و پياده كرديم. در واقع، نكته‌ي مهم اين است كه بتوانيم كلاس را طوري اداره كنيم كه بدانيم دانشجو در كلاس چه فعاليتي مي‌كند و احساس حضور در كلاس درس هم حفظ شود، تا بتواند نيازهايمان را برآورده كند و سپس دانشجو در خارج از كلاس درس وارد دوره شده و تكاليف فردي خود را تكميل و ارسال مي‌نمايد.

پس در حقيقت نرم‌افزار مذكور به صورت يك واحد كمك‌آموزشي عمل مي‌كند؟
در واقع ما اين روش را Computer Assistant Classroom مي‌ناميم. نكته مهم در روش، اين است كه در ارتباط با دانشجو، احساس حضور در كلاس درس حفظ شود. ما در انتهاي هر فصل يا صفحه، سؤالاتي قرار داده‌ايم كه دانشجو براي عبور از آن فصل بايد به آن پاسخ دهد و ما به شكل Online بر آن نظارت مي‌كنيم و به درصد و نوع پاسخ‌هاي اشتباه پي مي‌بريم. اين امر به طراحي‌هاي بعدي ما كمك مي‌كند. پس بايد بپذيريم براي اينكه اين كار موفق باشد، بايد دقت و حوصله‌ي زيادي داشت.

ارايه‌ي دروس به چه زباني است؟
هم فارسي و هم انگليسي.

اگر فردي نتواند در كلاس حاضر شود، مي‌تواند در خانه از طريق كامپيوتر از اين كلاس‌ها استفاده كند؟
چنين كاري امكان‌پذير است، ولي ما اجازه‌ي آن را نداريم. به دليل اينكه جلسات ما، كلاس‌هاي عادي دانشگاه محسوب مي‌شود. بحث اين است كه دانشجويان در آينده كارهاي گروهي را در اينجا و كارهاي فردي را در بيرون از اينجا انجام دهند.

اين مركز چه نيازهايي دارد و از كجا بايد شروع كرد؟
اولين قدم تايپ كردن يعني وارد نمودن Textها و Mediaها به كامپيوتر است. بعد از آن مطالب روي Website در اختيار دانشجويان قرار مي‌گيرد. در اين حالت، استادان، تمام اطلاعات خود را عرضه مي‌كنند و در اين راستا مسؤولان بايد استادان را از نظر روزآمدسازي اطلاعات پشتيباني كنند.

غالباً به خاطر كمبود استاد و محدوديت‌ها به خصوص در مراكز دوردست، استفاده از روش فردي و كاملاً مجازي پيشنهاد مي‌گردد. ولي اين انتخاب كاملاً صحيح نيست. استفاده از استادان به نظر شما بهتر نخواهد بود؟
مسلماً همين طور است. ولي در خارج، اكنون اين دوره‌هاي درسي بسيار زياد است كه مي‌توان از آن استفاده كرد. ولي با توجه به وضعيت بومي و محلي و اجتماعي ما بايد اين دوره‌ها را تغييراتي داد و بومي كرد و يا حتي از ابتدا طراحي كرد. زير نيازهاي هر كشور و يا كشورهاي يك منطقه مسلماً متفاوت با ساير مناطق است و برخي درس‌ها در مناطقي بسيار مهمند، اما همان درس در منطقه‌ي ديگر دنيا بسيار كم اهميت است.

اين امر مي‌تواند به صورت يك خطر براي E-learning تلقي شود؟ يعني دانشجويان در دوره‌هاي درسي خارجي تحصيل كنند، ولي تخصص آنها به درد جامعه نخورد؟ معمولاً دانش تكنولوژي قبل از اين كه به طور رسمي وارد شود، توسط افراد وارد مي‌شود و اين از معضلات كشور است.
كاملاً همين طور است، يعني ما به وسيله‌ي اينترنت مي‌توانيم به تمام اطلاعات دنيا دسترسي داشته باشيم، ولي در اين زمينه فاقد محتوايي سازمان‌يافته هستيم.

شما چه توصيه‌هايي براي افراد علاقمند به آموزش مجازي در مراكز آموزش پزشكي ديگر داريد؟
قدم اول اين است كه يك ارتباط آموزش عادي، پايه قرار گيرد و سپس به شكل كامپيوتري درآيد. بايد طرح درس استاد مشخص شود و هدف آموزش هم روشن باشد. در سيستم E-learning بيشتر مسائل به تعريف هدف برمي‌گردد. در مرحله بعد، بايد اهداف اولويت‌بندي شود. بر اين اساس، بانك‌هاي اطلاعاتي و دوره‌هاي درسي شكل مي‌گيرد و ارزش‌يابي دوره انجام مي‌شود. بايد اهميت فصل‌ها مشخص شود و در طول دوره به دانشجو تكليف داده شود و آنها نيز سؤالات خود را مطرح كند. اين سؤالات كه جنبه‌ي آموزشي دارد، مشكلات دوره‌ي بعد را حل مي‌كند.
نكته‌ي بسيار مهم، كار گروهي است. يكي از مهم‌ترين انگيزه‌هاي آموزش، كار گروهي است. در اين حالت، دانشجويان با هم تعامل و هم‌فكري دارند؛ يعني در كلاس درس دانشجو فعال است و استاد يك تا دو درصد بيشتر صحبت نمي‌كند.
مثلاً در كلاس‌هاي عادي درس پاسخ درصد اكسيژن در ارتفاع شهر تهران را معلم مي‌گويد، ولي در اينجا دانشجويان در اينترنت جست و جو مي‌كنند، فرمول را مي‌يابند و با قراردادن مقادير، جواب درست را به دست مي‌آورند. اين حالت براي آنان خوشايند است و هر كس هم به روش و سليقه خود اين كار را انجام مي‌دهد.

در سيستم‌هاي فردي خود افراد ياد مي‌گيرند؟
اگر خيلي فردي باشد، كلاس سرد و بي‌روح مي‌شود؛ بنابراين اگر دو نفر شوند بهتر است و تشكيل گروه‌هاي سه نفري عالي است. در بحث سؤال و جواب‌هاي فردي، مي‌توان خطاهاي فرد را گوشزد كرد و اين خيلي مهم است.
پيشنهاد مي‌كنم كه در كنار درس‌هاي دانشگاهي، يك سري كلاس‌هاي مجهز آموزش مجازي برگزاري كنيم كه هم دانشجويان و هم استادان با E-learning آشنا شده و هم روابط اجتماعي كلاس را هم داشته باشند.

به نظر مي‌رسد شما در مورد آموزش‌هاي مجازي و گروه‌هاي سه‌نفره، وقتي زيادي صرف مي‌كنيد. تفاوت وقتي كه براي كلاس‌هاي عادي و اين نوع كلاس‌ها صرف مي‌كنيد؟ چقدر است؟ مشكلات اجرايي كه در اين زمينه داشته‌ايد بيان كنيد.
مشكلات زياد است. از لحاظ تئوري، در مورد IT و جايگاه آن در كشورهاي پيشرفته بسيار بحث مي‌شود؛ ولي بايد توجه داشت كه ما با عنايت به سطح سواد، امكانات و تجهيزات و محدوديت‌هاي كشور مي‌خواهيم E-learning را پياده كنيم و اين قابل قياس با كشورهاي ديگر نيست. با توجه به امكانات كشور و استرس‌ها، همكاران ما بعضي وقت‌ها 7 صبح مي‌آيند و تا ساعت 10 و 11 شب و در مواردي كه كارگاه داريم، در تمامي شب به كار مشغولند. زيرا در صورت بروز كوچك‌ترين اشكال، همه چيز به هم مي‌ريزد. اميدوارم بتوانيم اصولي را تدوين كنيم كه مبحث E-learning به يك بحث لوكس تبديل نشود.

حالا بحث خلاقيت و نوآوري مطرح است. در حالي كه ما كار معمول را در كلاس انجام نمي‌دهيم. هنوز هم هيأت علمي بايد 12 ساعت تدريس كند تا حق‌الزحمه‌اش را دريافت كند، ولي شما چندين برابر معمول وقت مي‌گذاريد. با توجه به موضوع مطرح خلاقيت در دنيا و سعي ما در ايجاد آموزش خلاق و نوآور مشكلات اجرايي آن را چگونه مي‌بينيد؟
طبق نظر دانشجويان، ما به آنها روش و استراتژي جست و جو را آموخته‌ايم تا هر موضوعي را بخواهند، پيگيري كنند. در سيستم عادي، بايد كلاس درس تشكيل شود، استاد تدريس كند، جلسات كنترل شده و حساب و كتاب دارد، ولي در سيستم جديد نمي‌توان اين‌گونه عمل كرد.
اساساً بحث E-learning بر محور روش يادگيري است كه ربطي به E-learning ندارد. روان‌شناسان يادگيري، چگونگي برخورد با كودكان، بزرگسالان، نحوه سخنراني و مواردي از اين قبيل را عنوان مي‌كنند كه ربطي به E-learning ندارد و مي‌توان با استفاده از تكنولوژي به بهترين شكل از آن استفاده كرد. بنابراين ما دنبال پياده كردن دوره‌هايي رفتيم كه از هر لحاظ كامل باشد.

اكنون بدون حضور شما هم، ارايه‌ي اين دوره‌ي درسي ادامه مي‌يابد. يعني تهديدي كه در ارتباط با ICT در بسياري از موارد وجود دارد، اينجا هم اتفاق مي‌افتد. مثلاً در بحث هنر اگر يك خطاط يك بار خط‌اش را روي كامپيوتر بگذارد، زحمات سي‌ساله‌اش هدر مي‌رود. فكر مي‌كنيد اين تهديد واقعي است؟
يكي از صفات عالي انساني؟ كه همه بايد سعي كنيم به آن متصف شويم، كنارگذاشتن بخل علمي است. بايد ياد بگيريم كه هر چه مي‌دانيم، سخاوتمندانه در اختيار ديگران قرار دهيم.

در اين صورت بحث امنيت مالي مطرح مي‌شود. يعني اگر كارتان را از دست بدهيد، حامي لازم را خواهيد داشت؟
اگر اين طرز تفكر باشد، به هيچ وجه نبايد به اين كارها دست زد، چون هيچ سيستمي كه از شما پشتيباني مالي كند، وجود ندارد.

مصاديق خدمات كارشناسي در زمينه نرم‌افزار

شوراي‌عالي داده ورزي، به استناد بندهاي «الف» و «ج» ماده 1 «لايحه قانوني تشكيل شوراي‌عالي انفورماتيك كشور» مصاديق خدمات كارشناسي مندرج در بند 5 ماده 79 قانون محاسبات عمومي را در زمينه نرم‌افزار، به شرح زير، تصويب كرده است. مراتب براي اطلاع و اجرا ابلاغ مي شود.
الف) تهيه سيستم‌هاي مكانيزه، شبكه‌هاي كامپيوتري و اطلاع‌رساني، شامل امكان‌سنجي ، تجزيه و تحليل، طراحي، برنامه‌نويسي، نصب و راه‌اندازي سيستم‌ها به شكل يك‌پارچه و يا چند سيستم مجزاي كاربردي.
ب) ارائه خدمات مشاوره‌اي در مراحل تهيه اسناد مناقصه و نظارت بر كارهاي انفورماتيكي، شامل تدوين درخواست جهت دريافت پيش‌نهاد (RFP)، تهيه اسناد براي استعلام يا مناقصه، دريافت و تأييد صورت وضعيت‌ها و كاركردهاي موقت و قطعي و داوري فني در موارد اختلاف در قراردادهاي انفورماتيكي (سخت‌افزاري و نرم‌افزاري).
ج) ارائه خدمات براي آزمايش نرم افزارها و سخت‌افزارها و تهيه گزارش تطبيقي محصولات سفارش و تحويل شده، صدور مجوزهاي استاندارد معتبر محصولات رايانه‌اي.
د) طراحي و راه‌اندازي شبكه‌اي رايانه‌اي و اطلاع‌رساني، شامل ارائه خدمات در زمينه تهيه وب سايت، نگه‌داري وب سايت بر روي شبكه اينترنت، تهيه نرم افزارهاي چندرسانه‌اي، طراحي شبكه‌هاي LAN و WAN، خدمات پزشكي و آموزش از راه دور بر روي شبكه، خدمات طراحي و نگه‌داري فروش‌گاه‌ها و نمايش‌گاه‌هاي الكترونيك، خدمات توليد و نگه‌داري نشريات الكترونيك بر روي شبكه.

محمدرضا عارف
معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان
مديريت و برنامه‌ريزي كشور
بخش‌نامه مذكور در تاريخ 28/12/1379 به كليه دستگاه‌هاي اجرايي ابلاغ شد.

معماري سرويس گرا در توليد نرم افزار

تکفا - در اين مقاله يكي از آخرين معماري ها در توليد نرم افزارها با نام معماري سرويس گرا معرفي مي گردد.
Service Oriented Architecture علي كاظمي مقدم، نيما شريفي مهر ali.kazemi@takfa.ir nima@nebrasinfo.com چكيده مقاله: در اين مقاله به بررسي معماري سرويس گرا در توليد نرم افزار، به عنوان يكي از آخرين دستاوردهاي صنعت مهندسي نرم افزار، پرداخته مي شود. كلمات كليدي: سرويس هاي وب، Web Services، معماري سرويس گرا، Service Oriented Architecture، SOA مقدمه: معماري سرويس گرا به عنوان يكي از آخرين دستآوردها در توليد نرم افزار، به نظر مي رسد، در سالهاي آتي معماري غالب صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات باشد. علت بوجود آمدن اين معماري، ايده اي بود كه در ذهن تعدادي از معماران آن وجود داشت و آن نرم افزار به عنوان سرويس بود. در مدل نرم افزار به عنوان سرويس شما نرم افزار خود را بگونه اي طراحي مي كنيد كه قابل استفاده توسط سيستم هاي ديگر باشد يعني ديگران مي توانند براي استفاده از سرويس شما ثبت نام كنند و هر موقع كه لازم داشتند از خدمات آن بهره ببرند، همانند حالتي كه در مورد شبكه هاي تلويزيون كابلي وجود دارد. تا زماني كه شما به سرويس متصل هستيد، شما مي توانيد هر لحظه كه خواستيد از سرويس استفاده كنيد. براي مدتهاي طولاني برنامه نويسان سعي مي كردند تا، كدهاي خود را بصورت modular بنويسند، تا بتوان از آن در توليد نرم افزارهاي ديگر استفاده كرد. تفاوت نوشتن كد بصورت modular و بر اساس معماري سرويس گرا در حجم مخاطبان آن است. دوباره به همان مثال اول برمي گريم، وقتي شما كد خود را به منظور قابل استفاده بودن توسط نرم افزارهاي ديگر، به شكل modular مي نويسيد مانند اين است كه، يك شبكه تلويزيون كابلي درون يك ساختمان خاص داريد و بنابراين فقط ساكنين آن ساختمان مي توانند از آن بهره برداري كنند. در جهان امروز طيف مخاطباني كه بالقوه مي توانند از سرويس شما استفاده كنند، كل كاربران روي شبكه اينترنت است. بنابراين بايد مكانيزمي بوجود مي آمد، كه مي توانست پاسخگوي اين محيط جديد (اينترنت) و كاربران آن باشد و بنابراين معماري سرويس گرا بوجود آمد. اين معماري توسط دو شركت IBM, Microsoft بوجود آمد، كه هر دو شركت طي سالهاي اخير از حاميان اصلي سرويسهاي وب و عامل بسياري از ابداعات جديد در حيطه سرويس هاي وب، مانند UDDI ,WSE بوده اند. قابل ذكر است، كه در آخرين معماري در حال توسعه، در توليد نرم افزار كه هنوز هم در مرحله تحقيقاتي است ( MDA) ، تدابيري جهت هماهنگي با معماري سرويس گرا در نظر گرفته شده است. از نمونه هاي استفاده از اين معماري در كشور خودمان، سازمان ثبت احوال كشور است كه موظف شده تا پايگاه هاي اطلاعاتي خود را بصورت سرويس وب و مبتني بر اين معماري به ساير نهادها مانند نيروي انتظامي و ساير دستگاه ها ارائه دهد. معماري سرويس گرا چيست؟ همان طور كه در عنوان آن مشخص است، به مفهومي در سطح معماري، اشاره مي كند و بنابراين در مورد چيزي پايه اي و اساسي در سطوح بالا است، كه پايه و اساس آن تجربيات بدست آمده در توليد سيستم هاي نرم افزاري مبتني بر CBD و دو اصل اساسي در صنعت مهندسي نرم افزار يعني توليد نرم افزار بصورت با همبستگي زياد و در عين حال با چسبندگي كم است. بنابراين ايده هاي برنامه نويسي سرويس گرا ايده اي جديد نيست و شما شايد قبلا از آن استفاده كرده باشيد. اما جمع آوري بهترين تجربيات از توليد چنين سيستمهايي بصورت مجتمع و ناظر به وضعيت تكنولوژيكي امروز بشر، كه همان مفاهيم مطرح شده در معماري سرويس گرا است چيز جديدي است. در زير بصورت دقيق تر اين بحث را ادامه مي دهيم آيا توليد سيستم هاي سرويس گرا مفهوم جديدي است؟ مهندسان نرم افزار، هميشه مي گفتند و گفته اند كه نرم افزار بايد به شكلي نوشته شود كه همبستگي زياد ولي در عين حال اتصال كمي داشته باشد. شركتهاي بزرگ نرم افزاري هم در جهت گام برداشتن براي رسيدن به اين دو اصل، تكنولوژي هايي را بوجود آوردند كه به برنامه نويسان اجازه دهد تا به اين دو هدف در توليد نرم افزارهاي خود تا حد زيادي دست يابند. براي مثال مي توان به تكنولوژي هايي مانند COM+ , CORBA و RMI و موارد ديگر، اشاره كرد. خوب پس مشاده كرديد كه موضوع برنامه نويسي سرويس گرا، مفهموم جديدي نيست و اين معماري تلاشي ديگر در جهت توليد نرم افزارهاي با همبستگي زياد و در عين حال با چسبندگي و اتصال كم است. ممكن است بپرسيد، پس چرا با وجود تكنولوژي هاي قدرتمندي چون CORBA,COM+,RMI چيز جديدي بوجود آمد؟ مگر تكنولوژي هاي قبلي موفق نبودند؟ بله مهمترين اشكال در معماري هاي قدرتمندي چون موارد مذكور اين بود كه توليد كنندگان آنها سعي داشتند، كه تكنولوژي خود را بر بازار غالب نمايند. رويايي كه هرگز به حقيقت نمي پيوست. بنابراين با توجه به اين موضوع كه اين تكنولوژيها قادر به تعامل مناسب با يكديگر نبودند عملا اصل همبستگي زياد بصورت خود بخود رد مي شد. البته معماري هاي مذكور اشكالات ديگري هم داشتند كه نسبت به مورد بالا از اهميت كمتري برخوردار است كه از جمله آنها مي توان به عدم هماهنگي با اصول امنيتي مورد استفاده در اينترنت اشاره كرد. البته بعدها راه حل هايي هم براي اين مشكل بوجود آمد (مانند RPC Over HTTP) اما به اين علت كه از روز اول، در طراحي اين تكنولوژي ها اين امر در نظر گرفته نشده بود، از كارايي مناسبي برخوردار نبودند. مفهموم همبستگي زياد و در عين حال با چسبندگي و اتصال كم، وقتي بخواهد در جهت ارزيابي يك سيستم نرم افزاري يا تكنولوژي، مورد استفاده قرار گيرد بسيار مبهم مي شود. حتي كسي مي تواند ايده هاي همبستگي و چسبندگي را باهم تركيب كند!. براي جلوگيري از چنين ابهاماتي، شما مي تواند از ويژگي هاي معماري سرويس گرا به عنوان يك راه براي ارزيابي ميزان همبستگي و چسبندگي و اتصال يك سيستم نرم افزاري يا يك تكنولوژي استفاده كنيد. اگرچه مفاهيم مطرح شده در معماري سرويس گرا دقيقاً همان مفاهيم همبستگي زياد و در عين حال چسبندگي كم نيستند، اما سيستمهايي كه بر اساس معماري سرويس گرا طراحي و پياده سازي شده اند، نشان داده اند كه توانسته اند تا حد بسيار زيادي ويژگي هاي همبستگي زياد و در عين حال چسبندگي كم را بخوبي در خود ايجاد و حفظ كنند. ويژگي هاي سيستم هاي نرم افزاري مبتني بر معماري سرويس گرا: - استفاده كننده از سرويس هيچ لزومي ندارد از جرئيات پياده سازي سرويس در سمت سرويس دهنده مطلع باشد - محل سرويس دهنده بايد از نظر استفاده كننده از سرويس پنهان باشد (در انجام امور مرتبط با استفاده از سرويس ) و تنها در زمان اجرا سرويس گيرنده از مكان سرويس دهنده آگاه خواهد شد. - نرم افزار مبتني بر معماري سرويس گرا بايد بتواند با نرم افزارهاي موجود روي ساير پلتفرم ها تعامل داشته باشد. - چندين نسخه از سرويس بايد بصورت همزمان در كنار هم فعاليت كنند زيرا با توجه به طيف گسترده استفده كنندگان در صورت بروزرساني سرويس در سمت سرويس دهنده، به سرعت امكان بروزرساني استفاده كنندگان سرويس وجود ندارد همچنين تعدادي از ويژگي هايي كه هر نرم افزار، اعم از اينكه مبتني بر اين معماري باشد يا نباشد، بايد داشته باشد به شرح زير است: - كارايي زياد - امنيت بالا (تضمين محرمانگي، صحت اطلاعات و هميشه در دسترس بودن) و همچنين كنترل دسترسي - قابليت اطمينان بالا بخصوص وقتي سر و كار با تراكنش هاي چند مرحله اي است. سرويسهاي وب به عنوان پايه معماري سرويس گرا: سير تكامل و رشد XML، با پيدايش سرويس هاي وب همراه بود. يك سرويس وب بهترين راه حل براي پياده سازي معماري سرويس گرا است، مخصوصا وقتي ديدگاه استفاده از كل كاربران اينترنت به عنوان كاربران بالقوه سرويس مطرح باشد. شما پايه كار خود را بر پروتكل HTTP بنا مي نهيد، پروتكلي كه از همه پروتكل هاي ديگر روي اينترنت قابل دسترس تر است. با نگاه به قابلتهاي سيستم هاي نرم افزاري مبتني بر معماري سرويس گرا، شما متوجه خواهيد شد كه سرويس هاي وب بسياري از موارد مطرح شده در بالا را رعايت مي كنند اما تعدادي از اصول مطرح شده را هم زير پا مي گذارند كه آن را بررسي مي كنيم: - كارايي: XML كه عنصر اصلي سازنده سرويسهاي وب است، نسبت به ساير مكانيزم هاي انتقال اطلاعات (binary) از سربار بسيآر زيادي برخودار است. - قابليت اطمينان در تراكنش ها: اگر شما در يك تراكنش از يك سرويس وب استفاده كنيد، چگونه مي توانيد صحت تراكنش را تضمين كنيد در حالي كه تمام كارهاي شما مبتني بر اينترنت و پروتكل HTTP است؟ - امنيت: شما چگونه مي توانيد كاربران سرويس خود را تصديق هويت كنيد تا بعد از آن بتواند صلاحيت آنها را در استفاده از سرويس تان مورد بررسي قرار دهيد؟ همچنين يك نكته منفي ديگر در مورد سرويس هاي وب در حال حاضر، عدم پشتيباني اكثر محيط هاي توليد نرم افزار (IDE) براي توليد و استفاده از آنها است و در عين حال فراهم كردن قابلتهايي مانند كمك به برنامه نويس در استفاده از متدها و غيره يا پيدا كردن خطاها در زمان كامپايل و نه زمان اجرا. بنابراين، مگر اينكه موارد فوق به نحوي حل نگردد، ممكن است استفاده از سرويس هاي وب به عنوان پايه معماري سرويس گرا مورد سوال قرار گيرد. البته در هر حال سرويس هاي وب از اين نظر كه طيف كاربران بالقوه آنها اينترنت است بسيار مورد توجه هستند. در حال حاضر هم در اكثر سازمانها براي تمامي نرم افزار ها يك واسط بصورت وب سرويس جهت فراهم كردن استفاده از آن براي سازمانهاي همكار فراهم مي شود و يا حتي در داخل سازمان و در مواردي كه استفاده از نرم افزار مذبور در داخل سازمان بسيار استفاده شود، با توجه به مشكلات كارايي سرويس هاي وب، يك واسط بصورت يكي از تكنولوژي هاي برنامه نويسي مبتني بر Component مانند COM+ و يا CORBA براي نرم افزار ايجاد مي شود. آماده شدن براي معماري سرويس گرا: همانطوري كه ذكر شد، با وجود اينكه تعدادي نكات منفي در استفاده از سرويسهاي وب به عنوان پايه معماري سرويس گرا وجود دارد اما اين موارد قابل حل هستند. براي مثال در مورد بحث كارايي، مي توان از پردازنده اي قدرتمند تر استفاده كرد و يا مشكل امنيت را مي توان با استفاده از زيرساختهاي مبتني بر رمزنگاري هاي نامتقارن حل كرد. در هر حال اگر شما تا بحال براي معماري سرويس گرا آماده نشده ايد، در هر حال لازم است تا به اين سمت پيش رويد زيرا همانطور كه در ابتداي اين مقاله اشاره شد، نرم افزارهاي مبتني بر اين معماري، نسل غالب سالهاي آينده خواهند بود. بدين منظور بايد اندكي تفكر خود را در مورد طراحي نرم افزار، تغيير دهيد. در زير به مهمترين آنها اشاره مي شود: - سعي كنيد با سرويس دهنده هاي خود از طريق واسط هاي چاق ارتباط برقرار كنيد و از استفاده از واسط هاي پرحرف بپرهيزيد. به عبارت ديگر سعي كنيد عملياتي كه شامل چندين فراخواني است از طريق يك فراخواني انجام دهيد. هر بايت اطلاعاتي كه شما روي اينترنت مي فرستيد محسوس است زيرا روي اينترنت اولا پهناي باند محدود است و همچنين در مورد هر انتقال بايد عمليات تحليل نام و مسيريابي انجام شود. - سعي كنيد حتي الامكان اطلاعات مربوط به وضعيت را در سمت سرويس دهنده نگهداري نكنيد. سعي كنيد اين كار را به استفاده كنندگان واگذار كنيد. براي مثال اگر شما يك سازمان باشيد كه تعداد زيادي مراجعه كننده دارد و شما نياز به اطلاعات مراجعه كننده ها داريد، اگر بخواهيد خودتان تمام اطلاعات مربوط به مراجعه كنندگان خود را نگهداري كنيد به يك انبار بسيار بزرگ نياز خواهيد داشت . بهتر است از مراجعه كنندگان خود بخواهيد كه اطلاعات خودشان را نگهداري كنند، نه خود سازمان شما بخواهد آنها را نگهداري كند. - سعي كنيد از واسط هاي بسيار خوش تعريف براي سرويس هاي خود استفاده كنيد زيرا وقتي شما پايه خود را بر سرويسهاي وب بنا نهاديد شما لازم داريد اين واسط ها را در اختيار استفاده كنندگان از سرويس خود قرار دهيد. (از طريق WSDLسرويس وب خود) - سعي كنيد به سمت استفاده از روشهاي غيرهمزمان براي فراخواني هاي خود پيش رويد زيرا بسياري از سرويس ها به استفاده كنندگان خود بصورت غيرهمزمان سرويس مي دهند(مانند سرويس هاي وب) بنابراين براي سرويس گيرندگان بهتر است از اين روش تبعيت كنند. اين روش مناسبي نيست كه سرويس گيرنده به علت اينكه سرويس دهنده هنوز پردازش را شروع نكرده است ، بلاك شود. به عبارت ديگر سعي كنيد ديد خود را از حالت درخواست/پاسخ (مطرح در معماري Client/Server) به ديد مبتني بر پيام تغيير دهيد؛ يعني وقتي كه سرويس گيرنده يك پيام را براي سرويس دهنده ارسال كرد سرويس دهنده بعد از مدتي از طريق يك پيام به سرويس گيرنده پاسخ خواهد داد. - براي تصديق هويت و كنترل دسترسي به روشهاي ديگر فكر كنيد. مكانيزهاي امنيتي در مورد سرويس هاي وب متفاوت است. در مورد مكانيزهاي امنيتي مورد استفاده از روشهاي خاص يك پلتفرم استفاده نكنيد زيرا قابليت تعامل سيستم شما را با ساير سرويس ها بخطر مي اندازد(مانند Integrated Windows Authentication) اخيرا هم يك گسترش در مشخصات سرويس هاي وب با نام ws-security بوجود آمده است كه از آن جهت پياده سازي امنيت در سروي هاي وب استفاده مي شود. - از پلتفرمي استفاده كنيد كه به شما اجازه دهد بطور همزمان چندين نسخه از يك سرويس را در كنار هم نگه داريد (مراجعه كنيد به قابليتهاي سيستم هاي نرم افزاري مبتني بر معماري سرويس گرا) همچنين به ياد داشته باشيد تكنولوژيهايي مانند COM+,CORBA,RMI در حيطه خود فنآوري هاي موفقي بوده و هستند و تعداد بسيار زياد سيستمهايي كه از اين معماري ها استفاده مي كنند اين موضوع را نشان مي دهد. سرويس هاي وب شامل مفاهيمي هستند كه در مورد اين تكنولوژي ها وجود ندارد، اما اين به اين معني نيست كه سرويس هاي وب در زماني كوتاه جايگزين اين فنآوري ها خواهند بود؛ و بنابراين سعي كنيد در كنار اين تكنولوژي ها از سرويس هاي وب بهره جوييد. نتيجه گيري: معماري سرويس گرا از آخرين فن آوري هاي بوجود آمده در توليد نرم افزار است، كه علاوه بر رعايت دو اصل همبستگي زياد و چسبندگي كم نيازهاي تكنولوژيكي امروز بشر را برآورده مي سازد. با توجه به بوجود آمدن شركتهاي چند مليتي، ظهور خدمات الكترونيك و پيچيده شدن امور گوناگون و مخصوصا مجتمع سازي سيستم هاي نرم افزاري گوناگون EAI، اين معماري توانسته بخوبي از عهده اين پديده هاي نوين بر آيد. منابع: 1 –Mehran Nikoo, Service-Oriented Architecture, Where do we stand? , 2003 2 –Alan Brown, Simon Johnston, Kevin Kelly, Using Service-Oriented Architecture and Component-Based Development to Build Web Services Application, 2002

بررسي و مطالعه در خصوص تدوين شاخص‎هاي نرم‎افزار

تکفا- هدف پروژه:
شناسايي، تعيين و تعريف شاخص‎هاي صنعت نرم‎افزار ايران همراه با فرمول محاسباتي شاخص‎ها و چگونگي جمع‎آوري و بروزرساني آن‎ها
نحوه انجام كار:
مراحل و نحوه انجام كار شناسايي، تعيين و تعريف شاخص‎ها را به ترتيب ذيل برشمرد:
1- بررسي فعاليت‎‎هاي انجام شده در آن در زمينه تعريف شاخص‎هاي قسمت نرم‎افزار و تدوين قسمتي از شاخص‎هاي تعريف شده
2- شناسايي شاخص‎هاي صنعت نرم‎افزار از مراجع و سازمان‎هاي بين‎المللي مربوطه
3- مطالعه تطبيقي شاخص‎هاي مورد استفاده در سه كشور جهان
4- تعريف پديده صنعت نرم‎افزار و تعيين متغيرها و عوامل مؤثر
5- كمي كردن متغيرها و تعيين شاخص‎هاي تعيين شده
6- تعيين فرمول و نحوه محاسبه شاخص‎هاي تعيين شده
7- معرفي آثار افزايش يا كاهش شاخص بر صنعت نرم‎افزار
8- تعيين اقلام آماري و منابع مورد نياز براي محاسبه شاخص‎ها
9- شناسايي و تعيين اقلام اطلاعاتي و دوره زماني اندازه‎گيري آن‎ها
10- بررسي و تعيين نحوه محاسبه متولي اندازه‎گيري و به هنگام‎سازي شاخص
خروجي‎ها و نتايج حاصله:
- فهرست شاخص‎هاي تعريف شده صنعت نرم‎افزار
- عوامل تأثيرگذار داخلي و خارجي بر صنعت نرم‎افزار
- شاخص‎هاي منتخب (برتر) در حوزه صنعت نرم‎افزار
- فرمول، نحوه محاسبه، اثر افزايشي يا كاهشي شاخص‎هاي برتر
وضعيت پروژه: در حال انجام اصلاحات نهايي
مجري پروژه: شركت ياس ارغواني

عنوان پروژه:
مروري بر فعاليت‎هاي انجام شده در زمينه سياست‎گذاري و برنامه‎ريزي صنعت نرم‎افزار كشور
هدف پروژه:
شناسايي، جمع‎آوري و دسته‎بندي مدارك و مستندات تهيه شده در پروژه‎هاي قبلي جهت سياست‎گذاري و برنامه‎ريزي صنعت نرم‎افزار و تبديل آن‎ها به شكلي كه قابل استفاده دست‎اندركاران باشد.
نحوه انجام كار:
* شناسايي سازمان‎هايي كه در زمينه صنعت نرم‎افزار و فن‎آوري اطلاعات اقدام به انجام پروژه‎هاي تحقيقاتي در جهت سياست‎گذاري و برنامه‎ريزي صنعت نرم‎افزار نموده‎اند
* جمع‎آوري مدارك و مستندات تهيه شده در پروژه‎هاي قبلي انجام شده
* جمع‎بندي نتايج حاصل از پروژه‎هاي قبلي با ذكر منبع و ارايه نسخه‎اي از منابع مورد بررسي در قالب گزارش
خروجي‎ها:
* مشخصات سازمان‎هاي انفورماتيكي و پژوهشي فعال در حوزه صنعت نرم‎افزار كه طي پروژه مزبور به آن‎ها مراجعه شده است.
* مشخصات تحقيقات صورت گرفته در حوزه صنعت نرم‎افزار در داخل كشور به تفكيك كتاب، مقاله، گزارش، پروژه و پايان‎نامه و ارايه يك كپي كاغذي و يا الكترونيكي از سند مربوطه
* بررسي آماري تحقيقات صورت گرفته در مورد صنعت نرم‎افزار به تفكيك حوزه‎هاي مختلف
وضعيت پروژه: اتمام يافته
مجري پروژه: شركت ياس ارغواني

عنوان پروژه:
بررسي وضعيت داخلي و خارجي صنعت نرم‎افزار
هدف پروژه:
جمع‎آوري تدوين اطلاعات در محورهاي زير جهت زيرسازي فعاليت‎هاي آتي:
1- بررسي و مطالعه گزارشات و فعاليت‎هاي انجام شده قبلي در صنعت نرم‎افزار كشور
2- وضعيت شركت‎ها و نهادهاي فعال در صنعت نرم‎افزار
3- بررسي و شناخت روند جهاني نرم‎افزار
4- بررسي وضعيت پروژه‎هاي تحقيقاتي در صنعت نرم‎افزار ايران و جهان
خروجي‎هاي پروژه:
* فهرست فعاليت‎ها و گزارشات مرتبط با صنعت نرم‎افزار ايران
* خلاصه گزارش‎هاي مهم و مؤثر در صنعت نرم‎افزار كشور
* ارزيابي فعاليت‎هاي مهم و مؤثر در صنعت نرم‎افزار ايران
* فهرست شركت‎ها و نهادهاي فعال در صنعت نرم‎افزار و مشخصات آن‎ها
* بررسي و طبقه‎بندي شركت‎ها و نهادهاي فعال در استفاده از روش‎هاي نوين مهندسي نرم‎افزار، ابزارها و روش‎ها و متدولوژي‎ها، استانداردها، آموزش، نيروي انساني و غيره.
* طبقه‎بندي محصولات توليد شده در كشور با توجه به نوع محصول، محيط كاري، كاربرد و غيره.
* تعيين ميزان نيروي انساني فعال در زمينه نرم‎افزار در شركتغها و نهادها و ارزيابي آن‎ها
* بررسي وضعيت فعلي صنعت نرم‎افزار در جهان در سرفصل‎هاي گوناگون
* بررسي و ارزيابي وضعيت سياست‎گذاري و توسعه نرم‎افزار در ايران
* فهرست و ارايه مشخصات پروژه‎هاي تحقيقاتي مهم دانشگاه‎هاي مهم جهان و مراكز تحقيقاتي مرتبط
* ارزيابي تحقيقات انجام شده
چگونگي انجام كار: براي هر يك از موارد قرارداد متدولوژي و محدوده اجرا متناسب با نوع فعاليت، تعريف و بين ناظر و مجري مورد توافق قرار گرفته است. همچنين يك كميته هادي متشكل از مدير پروژه ، نماينده كارفرما و عضوي از هيأت مديره انجمن شركت‎هاي كامپيوتري به طور مداوم بر حسن اجراي پروژه نظارت نموده و به ارايه رهنمودهاي لازم مي‎پردازند.
وضعيت پروژه: در حال انجام
مجري: شركت وتوس سيستم

عنوان پروژه:
مطالعه، بررسي و تجزيه و تحليل بازار نرم‎افزار كشور سوريه
هدف پروژه:
هدف اصلي پروژه توسعه صادرات نرم‎افزار به كشور سوريه مي‎باشد كه به اين منظور اهداف زير مدنظر قرار گرفته شده است:
شناخت كشور سوريه از لحاظ مشخصات جغرافيايي و جمعيتي و تحصيلي،
بررسي و تشريح اقتصاد سوريه و كليه قوانين مرتبط با سرمايه‎گذاري در آن كشور
شناخت شركت‎هاي نرم‎افزاري فعال در سوريه و مشخصات محصولات هر كدام
شناخت نيازهاي نرم‎افزاري كشور سوريه
ارايه مراحل و مدارك لازم جهت حضور در كشور سوريه.
مراحل انجام كار به سه بخش عمده تقسيم شده است:
1- مطالعات كتابخانه‎اي از طريق مراجعه به سايت‎هاي اينترنتي، كتابخانه‎ها، تهيه كتب مرتبط به قوانين كشور سوريه، كتاب اول و ديگر كتب مرتبط صورت گرفته است.
2- مطالعات ميداني از طريق مراجعه به شركت‎هاي نرم‎افزاري سوريه حضور در نمايشگاه‎هاي بين‎المللي IT، ارتباط با انجمن كامپيوتر و وزارت صنايع سوريه و گرفتن اطلاعاتي از قبيل مشخصات محصولات، تعداد و تحصيلات پرسنل فعال و حجم بازار آن‎ها انجام شده است.
3- تجزيه و تحليل اطلاعات جمع‎آوري شده شامل تجزيه و تحليل قوانين وضع شده در سوريه، حجم بازار نرم‎افزار و ICT سوريه و نيازهاي نرم‎افزاري كشور سوريه و در نهايت ارايه و همكاري‎هايي جهت سرمايه‎گذاري و يا صادرات به كشور سوريه
وضعيت پروژه: در حال انجام
مجري پروژه: شركت آرشام كوشا

عنوان پروژه:
سامانه ابرمتن? توانمندي‎هاي صادرات صنعت الكترونيك ?شور
هــــدف پروژه:
تحليل، طراحي، مديريت، نظارت، بر پياده‎سازي و برپاي? سايت و سامانه ابرمتني توانمندي‎هاي صادرات صنعت الكترونيك‎ ?شور همراه با جمع‎آور? و بروزرسان? اطلاعات بخش الكترونيك
نحوه انجام كار:
بررسي و مطالعات پيرامون تعيين و تشخيص شركت‎هاي صادركننده خدمات الكترونيكي و تحليل و طراحي ساختار اطلاعات و صفحات ابرمتني توانمندي‎هاي صادرات و تعيين و تدوين خدمات اطلاعاتي مورد نياز و نظارت بر پياده‎سازي و برپايي سامانه ابرمتني توانمندي‎هاي صادرات صنعت الكترونيك كشور، مديريت، راهبري ، نگهداري و ارتقاء اطلاعات آن.
خروج?‎ها? پروژه:
سايت ابرمتني پايگاه توانمندي‌هاي صادرات‌ محصولات بخش الكترونيك كشور به عنوان ي?? از مرا?ز اطلاع‎رسان? بخش ال?تروني? عمل م?‎نمايد. اين سايت با هدف ارايه تصويري اطلاعاتي از قابليت‎ها و امكانات شركت‎ها و سازمان‎هايي كه در امر صادرات محصولات در بخش الكترونيك كشور فعاليت دارند طراحي و توليد گرديده است، ضمن آنكه در آينده مي‎توان از اين سايت به عنوان يك محيط مشاركت جمعي براي تحقق گونه‎هاي متفاوت مبادلات تجاري (B2X) بهره‎گيري نمود .
قابليت‎هاي ايجاد شده سايت عبارتند از:
- امكان ارايه اطلاعات شركت‎ها و سازمان‎هاي توانمند در حوزه صادرات محصولات در بخش الكترونيك كشور و خدمات اطلاعات? شامل جداول و نمودارها? مقايسه‎ا? موضوع? انتخاب?.
- امكان ورود، بهنگامي و مشاهده اطلاعات در طيف كاربران عضو سايت.
- قابليت ارتقاء حضور اعضاي اطلاعاتي سامانه از گره‎هاي مجازي تا اينترانت‎هاي واقعي.
- امكان جستجو منظرهاي مفهومي باارزش تصميمغگيري و جداول و نمودارهاي مقايسه‎اي.
- نمونه خدمات اينترانتي و اكسترانتي در قالب برگه‎هاي ايستا وبا بهره‎گير? از اينترانت‎ها? مجازي پيش‎ساخته.
- امكان ارايه نمونه كاتالوگ‎هاي الكترونيكي محصولات صادراتي.
- ام?ان جستجو? ?ليد واژه‎ا?.
براساس مهندسي نيازهاي ?اربران و متناسب با اهداف سامانه توانمند?‎ها? صادرات بخش ال?تروني? ?شور خدمات و ويژگ?‎ها? اصل? سامانه عبارتند از:
- برآورد نيازهاي اطلاع رساني محصولات صادراتي.
- ارايه‎كنندگان آن‎ها.
- اولويت‌هاي كالايي، خدماتي و سازماني در بين ارايه‎كنندگان
- بهنگامي اطلاعات و تضمين كيفي آن‎ها
- ايجاد تكاملي شالوده اطلاعاتي بر مبناي ارتباطات بين شبكه‎اي براي صادركنندگان و مشتريان
- قابليت دسترسي الكترونيكي به مشخصات كالاها و خدمات.
از جمله ام?انات ويژه سامانه، دسترس? به منظرها? مفهوم? درخواست? با ارزش تصميم‎گير? و قابليت مقايسه‎ا? در قلمروها? زير است ?ه برا? ?ليه ?اربران سايت ميسر و دست‎يافتن? است:
- ?انديدا? شر?ت در نمايشگاه
- مشار?ت در پروژه‎ها? بين‎الملل?
- ?انديدا برا? استفاده از تسهيلات صادرات?
- صادر?ننده فعال
- توانمند?‎ها? تحقيق و توسعه
- منظر مفهوم? مناسب با نيازها? ?اربر
با گزينش هر قلمرو و انتخاب هري? از سرفصل‎ها? اطلاعات? (اطلاعات شناسنامه ا?، صادرات?، فروش خارج?، خدمات پس از فروش، قراردادها? خارج?، مزايا? نسب? ?الا) و اقلام اطلاعات? مورد نظر برا? صادر?نندگان و مصرف‎?نندگان اطلاعات به عنوان ?اربران سايت ام?انات جستجو? گوناگون و متنوع? فراهم آمده است. معماري اطلاعاتي سايت به گونه‎اي است كه ساختار گسترش يابنده‎اي از يك پايگاه ابرمتني اطلاعاتي تا يك اينترانت سازماني را قابل ارتقا به يك اكسترانت صادراتي م?‎نمايد.
سايت نمونه خدمات اينترانت?، با هدف تعيين اجزا? لازم و ?ارآ برا? پايگاه اينترانت شر?ت‎ها? صادر?ننده محصولات ال?تروني? درنظر گرفته شده است. اين ساختار بدون ش? حجم وسيع و قابل توجه? از نيازها? اطلاعات? ي? صادر?ننده محصولات ال?تروني?? را پوشش م?‎دهد. در زير سيستم‎ها? پيشنهاد? بخش? به نام مزيت‎ها? رقابت? وجود دارد ?ه عنصر اتصال اينترانت‎ها? هم?ار در ا?سترانت است. بدين معن? ?ه اطلاعات ارايه شده در اين بخش از اينترانت‎ها، به عنوان پايه اطلاعات? ا?سترانت نمونه، برا? توليد جداول مقايسه ا? ب?ار م?‎رود و به اين ترتيب اينترانت‎ها برا? حضور در ا?سترانت موظف به داشتن حداقل ي? صفحه با ساختار ي?سان هستند. خدمات ويژه‎ا? برا? ?ليه شر?ت‎ها? حاضر در سايت درنظرگرفته شده و قالب‎هايي برا? توليد ?اتالوگ ال?تروني?? محصولات با نمونه اطلاعات? و ام?ان توليد آن در شب?ه ايجاد شده است.
نياز اين سايت به ارايه خدمات در طيف كاربران و ارايه تقاضاها و تاييدهاي عملياتي به گونه‎ا? است ?ه عمليات ارسال پيام‎هاي درخواست، ارسال اطلاعات بهنگامي، اخطارسرآمدن موعدهاي بهنگامي و ثبت ماوقع عمليات لازم را به طور خود?ار فراهم سازد.
ام?ان جستجو? ?ليد واژه‎ا? برا? ?اربران برحسب موارد زير ام?ان‎پذير است:
- نام شر?ت
- نام محصول
- نام ?شور? ?ه ?الا به آن صادر شده
- حداقل سرمايه ثبت شده
- حداقل سرمايه پرداخت شده
- حداقل تعداد ?ارمندان
- سال تأسيس
ارايه اطلاعات شر?ت‎ها و سازمان‎ها? توانمند در حوزه صادرات محصولات در بخش ال?تروني? ?شور بر مبناي فعاليت‎هاي عمده صادراتي بخش الكترونيك در قالب طبقه‎بند? پنج‎گانه زيرصورت گرفته است و راهنماي مناسبي براي دستيابي هدفمند به شركت‌ها و محصولات مورد ارجاع كاربران خواهد بود:
1- المان‎هاي پايه.
2- ساخت ماجول‎ها.
3- محصولات نهايي.
4- دستگاه‎هاي خاص .
5- تجهيزات جانبي.
وضعيت پروژه: در حال انجام اصلاحات نهايي
مجري پروژه: شركت راه‎گشاي سامانه

عنوان پروژه:
سازوكارهاي افزايش تقاضاي نرم افزار در بازار داخلي ايران
هــــدف پروژه:
تدو?ن سازو?ارها? افزا?ش تقاضا? بازارداخل? نرم‎افزار ايران (برا? محصولات تول?د داخل ?شور) در دو بخش عموم? و دولت? از طريق بازارسنج? .
نحوه انجام كار:
مطالعات عمومي شامل :
االف- بازارسنجي كمي و كيفي بازار نرم‎افزار ايران بر اساس اطلاعات موجود.
ب- نيازسنجي حوزه‎هاي اصلي تقاضا.
پ- بررسي نمونه‎ا? موفق درتوليد وعرضه نرم‎افزار درداخل ?شور.
تدوين و تبيين سازوكارهاي گسترش بازار در بخش عمومي شامل:
االف- شناسايي حوزه‎هاي پرشمارگان (براي گسترش كمي بازار) .
ب- شناسايي حوزه هاي راهبرد?( براي گسترش كيفي بازار) .
پ- سازو?ارها? گسترش بازار در بخش عموم?.
ت- تدوين سازوكارهاي گسترش بازار توليد و عرضه نرم‎افزار با تاكيد بر افزايش بهره‎وري و نيز ترويج الگوهاي نوين ارايه محصولات نرم‎افزاري.
تدوين سازوكارهاي گسترش بازار در بخش دولتي و الزام دستگاه‎ها به خودكارسازي شامل:
الف- مطالعه نيازها و اولويت سازماني و سامان‎ها?.
ب- شناساي? ام?ان عرضه بالقوه.
پ- تدوين برنامه عموم? سازو?ارها? تشويق? جهت گسترش خود?ار?.
ت- توصيف چارچوب آيين نامه اجراي? پيشنهاد?.
خروج?‎ها? پروژه:
.الف- سازو?ارها? پيشنهاد? گسترش بازار.
ب- مدل بازارسنج? مناسب و خود?ار شده .
پ- ام?انات سامانه‎ا? تجميع، تحليل و داده‎آماي? و ابزارها? خود?ار تحليل اطلاعات.
وضعيت پروژه: به اتمام رسيده- درحال انجام اصلاحات نهايي
مجري پروژه: شركت راه‎گشاي سامانه

عنوان پروژه:
حضور در نمايشگاه و CeBIT 2003 و مديريت غرفه صنعت نرم‌افزار ايران
هدف پروژه:
معرفي توانمندي‌هاي صنعت نرم‌افزار ايران، طرح تكفا
نحوه انجام كار:
- انتخاب 10محصول برتر
- هماهنگي نماينده ثناراي در آلمان جهت انجام امور اداري و اجرايي نمايشگاه
- برگزاري سمينارهاي تخصصي جهت آشنايي با صنعت نرم‌افزار ايران
- تهيه محتوا و مطالب قابل عرضه به زبان آلماني و ايجاد تارگاه آلماني ثناراي و ثبت آن در آلمان
- استفاده از ابزارهاي تبليغاتي
- تماس با Bitkom جهت انعكاس حضور ايران و بسط همكاري
خروجي‌هاي پروژه:
- ارايه گزارش چگونگي فراهم آوردن امكان حضور در نمايشگاه
- حضور در نمايشگاه CeBIT2003
- ارايه گزارش نحوه عملكرد در نمايشگاه
- ارايه گزارشي از دستاوردهاي نمايشگاه
وضعيت پروژه: به اتمام رسيده
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

عنوان پروژه:
ايجاد يك مركز مشاوره براي صنعت نرم‌افزار كشور
هدف پروژه:
ارايه خدمات مشاوره به شركت‌هاي متقاضي جهت افزايش توانمندي مديريت شركت‌ها
ايجاد يك مركز مشاوره قوي
ارايه خدمات مشورتي در زمينه بازاريابي بين‌الملل
ارايه خدمات مشورتي در زمينه بازارسنجي
ارايه خدمات مشورتي در زمينه اخذ تسهيلات اعتباري براي خداقل 10 شركت
ارايه خدمات مشورتي در زمينه اخذ تسهيلات مالي داخلي
ارايه خدمات در زمينه ساختارهاي شركت‌هاي نرم‌افزاري
نحوه انجام كار:
- ارايه مشاوره‌هاي موردي برحسب تقاضا
- برقراري تماس و ارتباط با شركت‌هاي مهم و اصلي مشاوره در دنيا
- شناسايي و برقراري تماس با نمايندگان شركت‌هاي مشاوره مهم در داخل ايران
- ايجاد بانك اطلاعاتي از مشاوران
- جمع‌آوري اطلاعات بازارهاي خارجي
خروجي‌هاي پروژه:
ارايه خدمات مشاوره‌اي براي شركت‌هاي نرم‌افزاري متقاضي
ارايه گزارش نحوه عملكرد تيم مشاوره
وضعيت پروژه: به اتمام رسيده
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

عنوان پروژه:
ايجاد و به‌روز رساني تارگاه صادرات نرم‌افزار
هدف پروژه:
اطلاع‌رساني در مورد صنعت نرم‌افزار و صادرات نرم‌افزار
ارايه ظرفيت و توان شركت‌هاي نرم‌افزار ايراني
ايجاد امكانات لازم براي تبادل اطلاعات ميان ايرانيان مستقر در خارج و فعال در زمينه نرم‌افزار
ايجاد امكانات لازم براي برقراري ارتباط و تبادل اطلاعات با شركت‌هاي خارجي
ارايه اطلاعات در مورد بازار نرم‌افزار ايران
ارايه اطلاعات در مورد نيروي انساني نرم‌افزاري ايران
ارايه اطلاعات در مورد سياست‌هاي دولت در زمينه نرم‌افزار
ارايه اطلاعات در مورد بازارهاي هدف و ويژگي‌هاي آن‌ها
ارايه اطلاعات در مورد پروژه‌هاي مهم انجام‌شده و در دست انجام
ارايه اطلاعات مناسب براي كمك به فعاليت‌هاي صادراتي و بازاريابي خارجي
فناوري‌هاي نو و فرااتصال به تارگاه‌هايي كه اطلاعات روزآمد در زمينه مورد بحث ارايه مي‌نمايند.
اخبار مهم شركت‌هاي ايراني و سياست‌هاي دولت
نحوه انجام كار:
ايجاد تارگاه، جمع‌آوري اطلاعات از مراكز ذي‌صلاح
بررسي اهداف و فرآورده‌ها و خدمات شركت و طراحي شكل و محتواي تارگاه بر اساس اهداف آن
ايجاد بخش اخبار شركت
ايجاد بخش اطلاعات مربوط به فرآورده‌ها و خدمات
ايجاد بخش فرااتصال به تارگاه‌هاي مرتبط
ايجاد بخش اطلاعات پروژه‌هاي انجام‌شده و در دست انجام
ايجاد بخش اطلاعات كلي
ايجاد اتاق‌هاي گفتگو
ايجاد نمايشگاه‌ و فروشگاه مجازي براي عرضه نمونه توليدات نرم‌افزاري داخلي
خروجي‌هاي پروژه:
طراحي و ايجاد تارگاه نرم‌افزار (شركت ثناراي)
ارايه سه مرحله گزارش از نحوه انجام و روند پيشرفت كار
وضعيت پروژه: به اتمام رسيده
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

عنوان پروژه:
بررسي آثار تحريم اقتصادي آمريكا و روش‌هاي مقابله با آن
هدف پروژه:
بررسي آثار تحريم در صنايع ايران و نيز تمركز بر بررسي آثار تحريم بر صنعت نرم‌افزار از ديدگاه انتقال تكنولوژي، آموزشي، پشتيباني، صادرات، سرمايه گذاري و توليد محصول و ابزارهاي نوين نرم‌افزاري
بررسي قوانين و دستورالعمل‌هاي مربوط به تحريم اقتصادي آمريكا و تعيين موارد، حدود شمول و خارج از شمول آن
بررسي روش‌هاي كاهش اثرات تحريم
چگونگي انجام كار:
مطالعات ميداني
تهيه مدل اقتصادي
تعين تقريبي ميزان خسارات سالانه وارده و پيش بيني براي سه سال آينده
مطالعه رو‌يه‌ها و راهكارهاي مقابله با تحريم در صنعت نرم‌افزار
ترجمه قوانين و دستورالعمل‌هاي حيطه شمول تحريم
خروجي‌هاي پروژه:
تدوين راهنماي تحريم
تدوين يك مدل اقتصادي از آثار تحريم بر صنايع نوين
تهيه گزارش از ابعاد تاثير تحريم در بخش فناوري اطلاعات
وضعيت پروژه: به اتمام رسيده
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

عنوان پروژه:
بررسي مشكلات شركت‌هاي نرم‌افزاري
هدف پروژه:
تعريف مدل شناسايي مشكلات شركت‌هاي نرم‌افزاري، عوامل به وجود آورنده آن و ارايه راه‌كارهاي مناسب در جهت رفع يا كاهش مشكلات
نحوه انجام كار:
مطالعات ميداني
تبادل نظر با پاره‌اي از خبرگان و افراد صاحب‌نظر صنعت نرم‌افزار كشور و مديران شركت‌هاي نرم‌افزاري
تعريف پروژه و تعيين چارچوب‌ها و اهداف پروژه
بررسي مطالعات انجام شده در گذشته و نتايج آن‌ها
بررسي مقالات نوشته شده در اين زمينه
بررسي مدل‌هاي مختلف ارزيابي شركت‌ها به منظور دست يافتن به يك مدل مناسب براي منظور اين پروژه
تهيه يك پرسش‌نامه جهت گردآوري اطلاعات از شركت‌ها
انتخاب 40 شركت نرم‌افزاري با توجه به يك الگوي آماري مناسب
مراجعه به شركت‌هاي فوق و اخذ اطلاعات قيد شده در پرسش‌نامه
خروجي‌هاي پروژه:
ارايه مدل شناسايي مشكلات شركت‌ها
جمع‌بندي و تحليل اطلاعات گردآوري شده
تهيه فهرستي از مشكلات داخلي و خارجي شركت‌ها
تعيين عوامل ايجاد كننده مشكلات داخلي
تهيه فهرستي از عوامل و تعيين عوامل مستقل و مهم ايجاد كننده مشكلات در شركت‌ها
پيش‌نهاد راه‌كارهاي عملي براي حل يا تخفيف عوامل ايجاد مشكلات
وضعيت پروژه: در حال انجام
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

عنوان پروژه:
جذب بخشي از منابع مالي صندوق فناوري انجازات به ايران
هدف پروژه:
آماده‌سازي شركت‌ها با هدف جذب سرمايه‌هاي خارجي
نحوه انجام كار:
جلب نظر شركت‌هاي ايراني جهت تلاش براي جذب سرمايه صندوق انجازات
بررسي و انتخاب شركت‌هاي داراي پتانسيل لازم
ارزيابي شركت‌ها و طرح‌هاي آن‌ها و تهيه برنامه كاري (Business Plan) مناسب
ارسال درخواست سرمايه‌گذاري شركت‌ها و طرح‌هاي موجود آن‌ها
ارايه مشاوره به شركت‌ها در مراحل پس از تصميم‌گيري نهايي صندوق
جمع‌بندي تجربيات و تهيه يك گزارش نهايي كار
خروجي‌هاي پروژه:
دو مرحله گزارش نحوه انجام كار
تدوين راهنماي جذب سرمايه صندوق انجازات
جذب سرمايه صندوق براي شركت‌هاي منتخب
وضعيت پروژه: در حال انجام
مجري پروژه: شركت تحقيقات و توسعه صادرات نرم‎افزار ثناراي

سمينار آشنايي با نظام مهندسي و استانداردهاي توليد و توسعه نرم افزار

تکفا- مقدمه : امروزه سهم عظيمي از سرمايه كشورهاي توسعه يافته را فناوري اطلاعات تشكيل مي‌دهد. براي بهره برداري مناسب از اين حجم زياد ثروت ملي، رعايت اصول فني و استانداردهاي كيفيت در طراحي و توليد نرم افزار و استفاده از نيروي انساني متخصص و آموزش ديده از اولين درجه اهميت برخوردار است. صنعت نرم افزار در ايران عليرغم وجود امكانات بالقوه نتوانسته به قدر كافي پيشرفت نمايد و همواره با مشكلات عديده‌اي دست به گريبان بوده است . اين مشكلات به دلايل مختلفي بروز نموده است اما شايد مهمترين دليل آن نبود يك روند استاندارد سالم و متناسب با جامعه ما و نداشتن استانداردهاي جهاني مناسب بافرهنگ و ساختار جامعه نرم‌افزار ايران باشد.
ضرورت ايجاد نظام مهندسي و استانداردهاي توليد و توسعه نرم افزارطي چند دهه اخير به شدت احساس مي شده و نبود اين نظام تاکنون موجب آن گرديده است که حرفه نرم افزار فاقد جايگاه مشخص و متولي خاصي باشد.
عليرغم تلاش‌هاي فراواني که از سوي کارشناسان حرفه طي ده سال گذشته براي تهيه نظام مهندسي نرم افزار صورت پذيرفته است عملا به دلايل رکود بازار نرم افزار، استفاده کاربران از بسته هاي نرم افزاري، معدود بودن پروژه هاي ملي و همچنين ضعف بخش خصوصي در ارايه خدمات وسيع و موثر نرم افزاري، کارهاي انجام شده در اين زمينه مورد استفاده قرار نگرفت. در سال‌هاي اخير با توجه به تدوين برنامه هاي توسعه و كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات (تکفا) در بخش دولتي و بخصوص با اجرائي شدن طرح هاي ملي در سال 81 ، ضرورت داشتن يك نظام منسجم كاري در زمينه نحوه واگذاري پروژه‌ها و استانداردهاي توليد و توسعه نرم افزار كه بتواند يك زبان مشترك كاري بين كارفرما و پيمانكار را ايجاد نمايد، عملا بيشتر احساس گرديد. بر اين اساس و به عنوان صيانت و حفاظت از منافع بخش هاي مختلف در گير در انجام پروژه هاي نرم افزاري، با حمايت شوراي‌عالي انفورماتيك كشور و اقدام انجمن شركت‌هاي انفورماتيک ايران، برنامه ريزي هاي لازمه در جهت تهيه و تدوين نظام مهندسي و استانداردهاي توليد و توسعه نرم افزار صورت پذيرفت و در گام نخست مرحله اول اين نظام با عنوان " نحوه ارجاع پروژه‌هاي نرم افزاري" تهيه گرديده است و در اختيار عموم قرار گرفت.
آنچه مي‌خوانيد گزارشي از سميناري است كه جهت آشنايي شركت‌هاي نرم‌افزاري، مسوولين ICT سازمان‌ها، برگزار گرديد. فاز اول اين طرح توسط شوراي‌عالي انفورماتيك و انجمن شركت‌هاي انفورماتيك ايران انجام شد.
همايش آشنايي با ارجاع كار نرم‌افزاري با حضور مهندس جهانگرد دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني، دكتر سپهري‌راد، دبير شوراي‌عالي انفورماتيك، نمايندگان شركت‌هاي خصوصي و دستگاه‌هاي دولتي در سالن آمفي‌تئاتر هتل سيمرغ تهران برگزار شد.
در ابتداي جلسه مهندس سعيدي، رييس هيات مديره انجمن شركت‌هاي انفورماتيك ايران اظهار داشت:يكي از مسايلي كه همواره مسوولان دولتي با آن روبرو بودند و همچنين شركت‌هاي نرم‌افزاري از آن رنج مي‌بردند، مساله چگونگي ارجاع كارهاي نرم‌افزاري است. به‌هر حال از آن لحظه‌اي كه يك سازمان يا وزارتخانه يا نهاد دولتي تصميم مي گيرد كه كاري را ارجاع دهد؛ چگونگي بيان آن، چگونگي ارجاع آن، چگونگي برگزاري مناقصات آن را در نظر مي گيرد، از چندي پيش انجمن شركت‌هاي انفورماتيك ايران به كمك شوراي عالي انفورماتيك در اين فكر بوده كه آيين‌نامه‌هايي را جهت يكپارچگي و وحدت رويه در اين كار مدون و مصوب كند. اين فكر ساليان سال است كه در ذهن دست‌اندركاران حرفه وجود داشته كه به لطف خدا و پيگيري‌ها و دلسوزي‌هاي دكتر سپهري راد دبير محترم شوراي عالي انفورماتيك فاز اول اين كار با همكاري انجمن در قسمت ارجاع كار در نظام مهندسي نرم‌افزار به‌پايان رسيد. البته كميته نرم‌افزار انجمن نيز مدت‌ها بر روي اين طرح به بحث و تبادل نظر پرداخته است و كساني كه علاقمند به اين مبحث بودند نيز نظرات مشورتي خود را ارائه كردند.
فاز اول نظام مهندسي نرم‌افزارانجام شده و اميدواريم كه كار فازهاي بعدي هم به‌سرعت آغاز شود و طرح‌هاي انجام شده و كارهاي اجرايي آن، به‌سرعت به نتيجه برسد.
در ادامه همايش دكتر سپهري‌راد دبير شوراي عالي انفورماتيك گفت: در شوراي عالي انفورماتيك ما به اين نتيجه رسيديم كه بسياري از مشكلات موجود درباره قراردادهاي انفورماتيك به نداشتن يك رابطه مدون براي ارجاع كار باز مي‌گردد.
اول آنكه بسياري از قراردادهايي كه بين كارفرماياني كه عمدتا دولتي‌ بودند و شركت‌هاي انفورماتيكي به اختلاف مي‌انجاميد براي حل و فصل، ميانجي‌گري، اظهارنظر و يا داوري به اين شورا ارجاع مي‌شد. دوم اينكه مطابق با ضابطه‌هايي كه در سازمان مديريت وجود دارد، قراردادهاي انفورماتيكي در حد معيني براي تاييد به شورا ارجاع مي‌شود. به همين دليل بسياري از قراردادها كه بعضاً موارد كلاني هم در آن وجود داشت، با ضوابط بسيار بدوي و ابتدايي منعقد شده و بسياري از ابعادآن نيز مبهم بوده است. به همين دليل با پيشرفت كار نظرات كارفرما و پيمانكار از هم فاصله گرفته و به‌ دليل ابهام اوليه هركدام يك برداشت و تفسير از موضوع دارند. تجربه نشان ‌داده كه بسياري از قراردادها از همان ابتدا با يك تعريف نامعلوم و مبهم آغاز شده و پيمانكار تكاليف خود را براساس برداشت‌هايش قرار داده است وبعضاً كارفرما توقعات ديگري را ابراز كرده كه به دليل نامعلوم بودن مي‌توانسته حق با او باشد.
به‌همين ترتيب در مورد قراردادها و پروژه‌هايي كه ابتدا براي اظهارنظر به شورا ارجاع مي‌شد نيز همين‌طور بود.
به اين دليل ما به اين نتيجه رسيديم كه اگر بخواهيم يك كار اصولي انجام دهيم ، بايد حداقل روابط مدوني كه دو طرف آن را توقع كنند در نظر گرفته شود.. يك RFP خوب تكليف هر دو طرف را معلوم مي‌كند و دريافت يك پيشنهاد خوب، كاملا مدون و منسجم ارزيابي پيشنهادهاي متفاوت را به‌خوبي ميسر نموده و پس از آن پيمانكارهاي متقابل كه پيشنهاد مي‌دهند، مي‌توانند دريابند كه دليل برگزيده شدن يكي ويا برگزيده نشدن ديگري چيست. اما اگر در اين مورد ابهام وجود داشته باشد، همه حق را به خود مي‌دهند. در مراحل مختلف قراردادها مواردي را مشاهده مي‌كرديم با مبالغ كلان كه بسياري از مسايل ريزآن مشخص بود، اما شرح خدمات آن معلوم نبود. در حالي‌كه شرح خدمات يكي از اجزا است و بايد مشخص شود كه آن مبالغ مالي براساس كدام شرح خدمات است و در مقابل كدام مبالغ كدام‌يك از آن خدمات بايد انجام شود.از اين رو سعي شد با استفاده ازتجربياتي كه در كشور در اين زمينه وجود دارد كه البته اين موضوع را نيز بايد اشاره كنم كه در زمينه انفورماتيك هم به دليل ماهيت كار وهم به دليل عدم انباشت تجربيات گذشته در اين زمينه كار منسجمي از قبل وجود نداشت. در حالي‌كه در بخش ديگري از سازمان مديريت كه معاونت امور فني مي‌باشد، در زمينه كارهاي فيزيكي تجربيات چندده‌ساله وجود دارد و در آن زمينه آيين‌نامه‌ها و دستورالعمل‌هاي بسيار متعددي وجود دارد كه كاملا جزييات را مشخص كرده است. اگرچه امكان الگوبرداري از آن روش‌ها وجود ندارد اما به‌دليل تفاوت ماهوي كارهاي انفورماتيكي و ساير كارهايي كه جنبه فيزيكي بيشتري دارد، بخشي از آن تجربيات استفاده شده و براساس تجربياتي كه در انجمن و در شركت‌هاي خوش‌سابقه وجود دارد، آيين‌نامه‌هاي موردنظر به‌طوري كه توليد نرم‌افزار از يك استاندارد قابل قبولي پيروي بكند، تهيه شد. همچنين سعي شد از تجربيات جهاني بهره برداري شود، اگرچه شرايط كاملا يكسان نيست. در اولين مرحله ارجاع كارهاي نرم‌افزاري در قالب 6 دستورالعمل مدون شد و پس از اينكه اين كارها صورت گرفت، كميته نرم‌افزار انجمن وقت بسياري صرف نمود و چند نفر هم از طرف شورا ماموريت يافتند كه روي آن نظر بدهند. چنين كار بزرگي در قدم اول مغتنم است و به گمان من نسبت به آن چيزي كه از قبل وجود دارد به مراتب بهتر بوده و قدم‌هاي روبه‌جلوي بسياري برداشته شده است. آنچه كه پيش از اين آيين‌نامه‌ها وجود دارد، مي‌توان گفت كه در خط صفر است. هر دستگاهي يك ضوابطي دارد و به‌نوعي كار را تعريف مي‌كند. برخي بسيار مفصل و برخي بسيار مجمل. در مورد شركت‌ها نيز همين‌طور است. اين حداقل مي‌تواند يك ضابطه عمومي‌تري فراهم كند تا با يك وحدت رويه كارها را آغاز كنند.
ما مي‌توانيم در مراحل بعد اين موارد را تكميل كنيم. اولا با اتكا به اظهارنظرهايي كه در اين مراحل مي‌شود و بعد هم به اتكاء تجربياتي كه براساس يكي دو سال عمل كردن به اين آيين‌نامه‌ها به‌دست مي‌آيد. قطعا برخي از موارد در عمل خود را نشان خواهد داد كه از قبل قابل پيش‌بيني نيست. بنابراين ما اميدواريم با همكاري همه دست‌اندركاران هم كارفرمايان دولتي و هم شركت‌هاي انفورماتيكي بتوانيم با اجراي آن، اين مسئله را بهبود دهيم و تجربياتي كه در عمل به‌دست آمده را اعمال كنيم و همچنين از مواردي كه در مراحل بررسي، از اظهارنظرهايي كه به بهبود اين روش‌ها كمك مي‌كند، استفاده كنيم.
در ادامه مهندس جهانگرد، نماينده ويژه رييس جمهور در امور فناوري ارتباطات و اطلاعات به‌شدت گرفتن بحث IT در مباحث مختلف بازار كشور اشاره نمود و گفت: يك چيز در وراي همه اين بحث‌ها برجسته‌تر است و آن اهميت و نقشي است كه فناوري اطلاعات در توسعه كشور دارد. معمولا هر اقتصادي در يك يا چند قلمرو نقش اصلي را بازي مي‌كند و با حركت و تحرك آن بخش ساير بخش‌ها داراي امكان بيشتر براي رشد و توسعه خواهند داشت. فناوري ارتباطات و اطلاعات نسبت به ساير بخش‌هاي ديگر در دنيا در چند سال اخير وزن بيشتري پيدا كرده، اگرچه اقتصاد ايران هنوز اقتصاد مبتني بر توسعه بخش نفت و گاز است و شايد در زمينه‌هاي ديگر هم نفت و گاز نقش بزرگي در توسعه ما خواهند داشت، اما ساير بخش‌ها و قلمروها در اندازه‌هاي خود داراي وزن و اهميت ويژه‌اي در توسعه همه‌جانبه هستند و براي همه آنها كماكان فناوري ارتباطات و اطلاعات يك ويژگي زيرساختي دارد و خواهد داشت. از اين جهت بار سنگين تحركاتي كه اين بخش در توسعه ايران به دوش خواهد كشيد، نقش ويژه و پراهميتي پيدا مي‌كند و توجه به سازوكار انتظام بازار اين بخش داراي اهميت بيشتر خواهد بود و براي غوغاي رياست‌مداران و كرسي‌مداران يك واقعيت شكل مي‌گيرد و آن واقعيت سبك و كار بازار و تحركاتي است كه در بازار پيدا مي‌كند و رونق مي‌يابد. اين رونق و تحرك اگر همراه با نظم و انتظام نباشد، قطعا دچار كاستي‌هايي خواهيم شد و ضربه خواهيم خورد. در نظام اداري و اجرايي‌ كشور براي مجموعه سرمايه‌هاي فيزيكي و فعاليت‌هايي كه به‌نوعي متكي بر طرح‌هاي انفورماتيكي است تا حدودي تجربه نظم و نظام داريم كه مهم‌ترين و كامل‌ترين آن در حوزه ساختمان است. قديمي‌ترين روش‌هاي نظام كار و ارجاع كار نظام مهندسي ساختمان در ايران است و تاكنون هم به‌خوبي كار كرده و اين مساله كه چقدر مشكلات دارد يا ندارد، در خود آن صنف دنبال مي‌شود و در طي 5-4 سال گذشته با استفاده از تجربه آن جريان اقتصادي در كشور، چند نظام مهندسي ديگر شروع به كارنموده ويا مستقيما از مجلس محترم و يا از دولت گرفتند، اما هيچ‌كدام به استحكام و توانمندي آن نظام نرسيدند.زيرا همه آنها ناظر بر مجموعه منابع و سرمايه‌هاي در گردش كاري است كه عمدتا فيزيكي است. ما براي قلمرو فكرافزار در كشور هيچ‌گونه رويه و نظام مهندسي نداريم. بنابراين در اين قلمرو كماكان مي‌توانيم بگوييم كه فناوري اطلاعات نقش كلي ايفا خواهد كرد. قطعا نظم و انتظامي كه ما بتوانيم ان‌شاءا... در قلمرو فكرافزار به‌وجود بياوريم و اهل فن به آن تكيه بكنند، مدرك و مدلي براي ديگر حوزه‌هايي كه متكي بر منابع ارزش افزوده فكرافزار و ارزش‌افزوده مجازي هستند، خواهد بود. از اين جهت تجربه همفكري و تعامل شما علاوه بر قلمرو فناوري اطلاعات از طرف ساير حوزه‌هايي كه متكي بر تراوشات فكري و نوآوري نيروهاي انساني هستند، به‌عنوان الگو و مدل استفاده خواهد شد. چنانچه ما در جريان كار بسياري از تجربياتي كه در ساير حوزه‌هاي مهندسي كشور شده تعيين كرديم كه استفاده كنيم. چند سالي است كه با پيگيري‌هايي كه از سوي دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك و انجمن شركتهاي انفورماتيك ايران صورت گرفته، اميدوار هستم كه هم امروز و هم در آينده با تعامل و همفكري كه مي‌فرماييد، هرچه زودتر به اين نظم و رويه جديد دست يابيم و اين مساله به‌عنوان ملاك همكاري‌هاي آتي بخش خصوصي و دولت قرار بگيرد. اميدوار هستيم كه با تقويت پيوندهاي مجموعه صنف فناوري اطلاعات كشور داراي شخصيت‌هاي حقوقي و صنفي فراوان‌تري باشيم و بتوانيم از حقوق اين صنف بهتر در مقابل تنش‌هاي بازار دفاع كنيم و همچنين در تنظيم رويه‌ها و مقررات از مشاركت همه شما بهره‌مند شويم.
در بخش‌هاي ديگر سازمان امور فرهنگي تلاش نموده كه بين دولت و اين صنف رويه‌هاي شفاف‌تري در ارجاع كار به‌وجود بياورد و حتي اخيرا جلسه بسيار گرمي بين اعضاي صنف مشاورين و مهندسين ساختماني با مجموعه سازمان مديريت و برنامه‌ريزي برگزار شده و به‌نوعي تفاهم‌نامه‌اي براي گسترش اين تعامل امضا كردند. من از طرف جناب آقاي ستاري‌فر اين پيام را دارم كه ايشان هم راجع به اهميت مجموعه فناوري در كشور چنين جمعي را با اين مجموعه داشته باشند و تفاهم‌نامه‌اي را بتوانند تنظيم كنند و ان‌شاءا... در جهت تقويت همكاري‌هاي بين دولت و شركت‌هاي بخش خصوصي تاثير مثبت داشته باشد.
مهندس داداش‌زاده، مسئول كميته نرم‌افزار انجمن شركت‌هاي انفورماتيك ايران در ادامه اين همايش به تشريح مرحله اول آيين‌نامه نظام مهندسي، با عنوان نحوه ارجاع پروژه‌هاي نرم‌افزاري پرداخت.
وي در تشريح روند تهيه و تدوين اين آيين‌نامه اظهار داشت: در تدوين اين آيين‌نامه، كميته نرم‌افزار وقت زيادي را صرف نموده‌اند. از صاحب‌نظران مختلف نظرات جمع‌آوري شد و تا جايي كه امكان است به‌هرحال اين بخش از كار مورد نقد قرار گرفت. منابعي كه استفاده شده براي تدوين اين بخش از آيين‌نامه عمدتا منابعي است كه در حال حاضر در دنيا معتبر است. از زحماتي كه ساير كارشناسان در عرض 12-10 سال گذشته در كشور كشيدند، استفاده زيادي شده و براساس مذاكرات شفاهي نظرات جمع‌آوري شده و در نتيجه منجر به تهيه و تدوين آنچه كه خدمتتان ارايه مي‌دهم شده است. به‌طور كلي اگر بخواهيم شرايط نرم‌افزار را در كشور بررسي كنيم، به‌دليل اقتصاد شبهه دولتي و متمركزي كه ايران دارد رقابت بسيار محدود و انحصار بسيار زياد است. حتي شركت‌هاي عمده نرم‌افزاري و شركت‌هايي كه در كار نرم‌افزار در كشور مطرح هستند، اينها از دل تشكيلات دولتي درآمده‌اند و اگرچه در حال حاضر عنوان مي‌شود كه اين شركت‌ها خصوصي هستند، ولي در حقيقت مي‌توان گفت كه اين شركت‌ها نه خصوصي و نه دولتي هستند. به دليل انحصار و امكاناتي كه بوده متاسفانه رقابت در زمينه رشد تكنولوژيكي صورت نگرفته از اين بابت صنعت نرم‌افزار در كشور يك عقب‌ماندگي قابل‌ملاحظه‌اي را دارد. تحريم‌هايي كه از خارج اعمال شده تاثير بسيار زيادي بر اين امر گذاشته و باعث عقب‌ماندگي نرم‌افزار شده است. عدم تمايل سازمان‌هاي بزرگ به‌دليل همان انحصار و اينكه رقابتي صورت نگرفته يا انگيزه‌اي در كار وجود نداشته به‌خصوص در بخش صنايع مي‌بينيم كه در تمام دنيا در حقيقت صنايع هستند كه درخواست‌كننده رشد IT هستند. در بخش صنعت تقريبا هيچ‌گونه سرمايه‌گذاري براي IT نشده و اين مساله كه طرح تكفا وقتي كه شروع مي‌شود، يكي از شرايطش اين است كه حتما همكار خارجي داشته باشيد، نشان از اين دارد كه متاسفانه صنعت نرم‌افزار در كشور در شرايط خوب و موقعيت مناسبي قرار ندارد. متولي به‌خصوصي نداشته و اگرچه در حال حاضر وزارت فناوري اطلاعات كه تغيير نام وزارت پست و تلگراف و تلفن بوده، قرار است متولي اين قضيه باشد اما تصور نمي‌شود اين وزارتخانه به‌جز بخش مخابرات در بخش IT امكاناتي داشته باشد كه بتواند اين مسايل را پيش ببرد و باعث پويايي اين رشته شود.
فاز اول نظام مهندسي نرم‌افزار شامل استانداردهاي توليد و توسعه نرم‌افزار، دوزبانه كردن طرح‌ها و استانداردها و تهيه نرم‌افزار براساس آنها، انجام حداقل يك پروژه نرم‌افزاري براساس استانداردها به‌منظور شناسايي كاستي‌هاي طرح و ارايه ساختار و شرح وظايف سازماني براي ارتقا نظام مهندسي و تهيه آيين‌نامه‌هاي قانوني و حقوقي اين نظام مي‌باشد. در مرحله اول گزارش در 6 بخش تحت عنوان نحوه ارجاع پروژه‌هاي نرم‌افزاري تنظيم شده است كه براي هر فصل يك مستند مستقل تهيه و تدوين شده است. همچنين مشاوره پروژه‌هاي نرم‌افزاري با هدف شناسايي مشخصات و وظايف مشاوران اين پروژه به‌منظور كمك به انتخاب درست و بهينه مشاوران صورت مي‌گيرد و هرچه در اين بخش سرمايه گذاري صورت گيرد، ساير بخش‌ها سريع‌تر انجام خواهد شد.
دومين مرحله نحوه ارجاع پروژه‌هاي نرم‌افزاري، تهيه درخواست براي ارايه پيشنهاد يا RFB است و اين مستند به‌منظور ارايه اطلاعات مورد نياز كارفرما در ارتباط با انجام پروژه نرم‌افزاري و نحوه ارايه پيشنهاد توسط شركت‌كنندگان در مسابقه نرم‌افزاري تهيه و تدوين شده است.
همچنين نظارت بر پروژه‌هاي نرم‌افزاري با هدف بيان نحوه نظارت بر پروژه‌ها و ارايه راهكارهاي انجام پروژه‌هاي نرم‌افزاري است كه شامل طرح، اهداف نظارت فعاليت‌هاي نظارت بر پروژه‌هاي سازمان، انجام فعاليت‌ها و نظارت بر مسووليت‌ها انجام خواهد شد.
از ديگر مراحل و مستندات اين آيين‌نامه، مرحله پيشنهاد، برگزاري مسابقه و ارزيابي پيشنهاد و پيمان‌نامه نرم‌افزاري است و بخش پيشنهاد به‌منظور آگاهي سازمان برگزاركننده مسابقه نرم‌افزاري از ديدگاه‌ها و توانمندي‌هاي اجرايي، فني و مديريتي پيشنهاددهنده در راستاي موضوع مورد مسابقه، الگوي پيشنهاد براي پروژه‌هاي نرم‌افزاري تعيين شده و پيمان‌نامه نرم‌افزاري در قالب كلي پيمان‌نامه كه به‌منظور انجام پروژه با برنده مسابقه منعقد مي‌شود، تهيه و توزيع شده است.
مرحله دوم اين نظام با نام استانداردها ي توليد و توسعه نرم‌افزار پس از مشخص‌شدن شرح خدمات و محدوده طرح، در حال حاضر مراحل اجرايي خود را سپري مي‌كند و اميد است در آغاز سال 83 آماده بهره‌برداري شود.
در پايان اين جلسه به سوالات شركت‌كنندگان پاسخ داده شد.
نوار صوتي كامل جلسه فوق به علاوه مستندات فاز اول نظام مهندسي از طريق دبيرخانه انجمن شركتهاي انفورماتيك ايران قابل دسترسي است. همچنين اين مستندات در سايت انجمن به آدرس www.irica.com قابل برداشت مي‌باشد.

استانداردهاي توليد نرم‌افزار

ثنارای - هنگامي كه بين طرفين پيماني منعقد مي شود و خريدار كالايي را مي خرد كه هنوز وجود ندارد؛ چگونه اطمينان مي يابد كه كالا يا خدماتي كه بعدا دريافت خواهد كرد با نمونه ها ويا وعده هاي ارائه شده از طرف فروشنده تطابق خواهد داشت؟ مسئله در واقع عبارت است از اطمينان پيدا كردن نسبت به كيفيت فراورده ها از يك طرف و تداوم يافتن اين كيفيت از طرف ديگر. براي حل اين معضل كميته فني 176 سازمان جهاني استاندارد ها عهده دار تدوين استاندارهاي جهاني كيفيت در سال 1979 شد. كميته مزبور در سال 1987 براي اولين بار خانواده استانداردهاي جهاني كيفيت موسوم به ايزو 9000 را به بازار عرضه كرد. موفقيت فوري و وسيع استانداردهاي مزبور صحت نظر تدوين كنندگان آن و نياز مبرم بازار به چنين استانداردهائي را نشان داد. موضوع اصلي ايزو 9000 مديريت كيفيت است. ايزو 9000 به گونه اي تدوين شده است كه در همه صنايع و سازمانها صرفنظر از كالا و خدماتي كه ارائه مي كنند، قابل كاربرد باشد.

با طرح مسئله تضمين کيفيت ، هدف اين است كه قبل از وقوع مشكل، به نحوي بتوان از بروز آن پيشگيري كرد و سيستمهاي تضمين كيفيت مبتني بر استانداردهاي مختلف کلاً به پيشگيري فكر مي كنند ، که اساساً مسئله را حل نمي كند بلكه بايد تدبيري انديشيد تا اين مسئله پيشگيري شود.
براي روشن شدن بحث ابتدا تعدادي از واژگان كليدي اين حوزه را تعريف مي كنيم :
كيفيت : يعني توافق بين پيمانكار و مشتري در مورد محصول يا خدمات مورد نظر.
تضمين كيفيت : اطمينان از اينكه توافق بين مشتري و پيمانكار انجام مي پذيرد.
مديريت كيفيت : طرح و برنامه ريزي به منظور برآوردن اهداف فوق از طريق تعريف برنامه هاي كيفيتي براي تكنولوژي، سيستمها و روشها و نيروي انساني.
استاندارد : ادبيات مشاركت در حوزه صنعت است ( مشاركت از طريق تقسيم كار).

به طور كلي استانداردها در دو دسته قابل تقسيم بندي اند:
1) استانداردهاي محصول هستند كه كميتهاي قابل اندازه گيري محصولات را بيان مي كنند مثل سختي، رنگ و . . .
2) استانداردهاي رفتاري هستند كه رفتارها را استاندارد مي كنند. رفتار ترافيكي يك نمونه مشخص از اين استاندارد است.
به اين ترتيب كه شما ملزم هستيد وقتي با اتومبيل وارد خيابان مي شويد، يكسري قوانين و استانداردها ي از قبل توافق شده اي را رعايت كنيد، يعني در مورد رفتار از قبل توافق كرده ايد. ايزو 9000 و استانداردهاي تضمين كيفيت، استانداردهاي كميتي و محصولي نيستند بلكه استاندارد هاي رفتاري هستند و رفتار سيستم را قابل محاسبه مي كنند. وقتي رفتار سيستم قابل محاسبه مي شود، مشتري اعتمادش به سيستم بيشتر مي شود. پس اين مشتري است كه جهت همکاري با پيمانكار ، احتياج به پروتكل همكاري دارد تا فعاليتها شفاف باشند. از اينرو مي توان از ايزو 9000 به عنوان مرجع استفاده كرد.

ايزو 9000 فرآيند از مشتري تا مشتري است. يعني از زماني كه بخش بازاريابي با مشتري وارد بحث مي شود، تا زماني كه محصول را به مشتري تحويل مي دهد و همچنين خدمات پس از فروش را نيز شامل مي شود. چون ايزو 9000 استاندارد محصول نيست ، هر صنعت بايد براي برآوردن نيازهاي مشتري ، استانداردهاي محصولي خاص صنعت خود را درآن تزريق كند.
در زماني كه ما زندگي مي كنيم، تكنولوژي اطلاعات نقش غير عادي پيدا كرده است. به اين صورت كه انسانهاي معمولي را به نابغه تبديل مي كند. و چند ساعت آموزش، كارهايي انجام مي دهد كه بدون استفاده از نرم افزار با مشاركت چند متخصص انجام مي پذيرد.

آنچه مد نظر است مطرح کردن منافع ايزو 9000 براي شركتهاي كامپيوتري است. شركتهاي كامپيوتري ، شركتهايي هستند كه به مشترياني كه گاه خودشان تهيه كنندگان نرم افزار هستند ، سرويس مي دهند. يعني شركتهايي مسئوليت تهيه Module هايشان را به كشورها يا شركتهاي ديگر واگذار مي كنند.
مأخذ: تارگاه صادرات نرم‌افزار

May 04, 2005

موبایل خود را دور نریزید!

دست نگه دارید و کمی صبور باشید شما که چند سال صبر کرده اید چند روز دیگه هم روش! بله فعلاً موبایل خود را که این روزها وهمانطور که قبلاً هم پیش بینی کرده بودیم بیشتر به یک اسباب بازی تبدیل شده را می توانید نگه دارد. چون در دو اظهار نظر متفاوت از سوی مخابراتی ها ، مشترکان همیشه گلایه مند این وسیله ارتباطی را به دوهفته و یکی دیگر به یکماه حواله داده اند ولی به اعتقاد من این موبایل وضعش بهتر که نمی شود بدتر نیز می شود.
یکی نیز می گفت این شبکه با تمام مشکلاتش به دولت بعدی سپرده خواهد شد. ولی وعده کهنه و تکراری نصب آنتن های BTS تقریباً حال مشترکان تلفن همراه را به هم می زند. همین چندی پیش بود که با یکی از کارشناسان مخابرات که صحبت می کردم می گفت ما مشکل پوشش نداریم و مشکل ما به استفاده بیشتر از ظرفیت شبکه باز می گردد. به هر حال تحمل بفرمایید تا زمانی که مملکت در گیر انتخابات می شود و اونوقت دیگر نمی دانید از چه کسی باید پیگیر وضعیت موجود باشید. من فکر می کنم اگر مسوولان مخابرات مثلاً می گفتند که اختلال های شبکه موبایل تا 3ماه دیگر برطرف می شود که تا آن موقع نه خبرنگاری مزاحم آنها میشد و نه در زمان موعود دیگر آقایان بودند که پاسخگو باشند.

May 03, 2005

و طلسم شکست...

بلاخره سایت آی تی آنالیز هم بعد از کلی فراز و نشیب بالا اومد. در این مدت که سایت به شکل نیمه آزمایشی بالا بود دائماً سرگرم جمع آوری توصیه ها و گوش دادن به نظرات دوستان و دشمنان! بودم تا از هر لحاظ بتونیم با کمک بقیه یک سایت نسبتاً قابل قبول بالا بیاریم.
مسلماً در حال حاضر کم نیست تعداد سایت های مختلف در حوزه فناوری اطلاعات که تمامشون هم قدیمی تر و با تجربه تر از آی تی آنالیز هستند. (و همین جا اعلام کنم که به حمایت همشون در ادامه راه قطعاً نیاز هست.) پس باید تلاش می شد تا یک کار نو و تا حد امکان متفاوت عرضه میشد که امیدوارم بتونیم این کارو بکنیم. در مورد اهداف راه اندازی این سایتم مطلب زیاده که به صورت مصداقی به تک تک اهدافش اشاره خواهد شد.
به هر حال وجود یک وبلاگ این امکان رو فراهم میکنه تا یک مقدار صمیمانه تر و با ادبیاتی متفاوت تر به سایر مقولات که طرح آنها در قالب خبر، تحلیل و یا هر شکل و قالب رسمی که امکان پذیر نیست پرداخته شود.
امید وارم بتونیم به هر مقدار هر چند کوچک مطالبی در این سایت عرضه شود که مفید باشد.
و بالاخره از همه دوستانی هم که به هر شکلی منتقد ومشوق ما بوده و هستند تشکر ویژه می شود.

شبکه تلفن همراه تا یک ماه دیگر بهبود می یابد

ایسنا - معاون نظارت و مديريت شبكه‌ي ارتباطات سيار، گفت: با ورود و قرار گرفتن تجهيزات لايه‌ي سيگنالينگ گشايش مناسبي در شبكه خواهيم داشت و اين مقوله از نظر فني بهبود و موفقيتي در شبكه محسوب مي‌شود.
مهندس ”ايرج ممقاني” در گفت‌وگو با خبرنگار سرويس ارتباطات خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، به تشريح وضعيت شبكه‌ي تلفن همراه كشور پرداخته و اظهار داشت: شبكه‌ي ارتباطات سيار دائما در حال افزايش ظرفيت بوده و هر ماه به طور متوسط بين ‌٢٥٠ تا ‌٣٠٠ هزار شماره‌ي جديد وارد شبكه مي‌شود.
وي، ادامه داد: شايد ظرفيت بخش‌هايي از مراكز مربوط به سوئيچ آماده باشد، اما ظرفيت راديويي شبكه براي توسعه‌ي ورود مشتركان در آينده كافي نيست و در بخش راديويي ظرفيت‌هاي لازم به موازات توسعه ايجاد مي‌شود.
وي، با اشاره به اين كه سايت‌هاي جديد در فضاهايي كه قبلا توسط سايت‌هاي همجوار تحت پوشش قرار مي‌گيرفت ايجاد مي‌شوند، گفت: اين ورود بايد براي عملكرد مناسب شبكه كاملا مورد تنظيم قرار گيرد و ‌٦ تيم كارشناسي دائما در سطح تهران نسبت به شناسايي نقاط كور و انجام تنظيمات مربوط اقدام مي‌كنند، اما طبيعي است كه انجام همزمان ظرفيت‌سازي و تنظيم سايت‌هاي جديد و بهبود سايت‌هاي قبلي، اختلالاتي به دنبال دارد.
وي خط روي خط شدن تلفن همراه را از تداخلات فركانسي و تنظيمات فيزيكي آنتن‌هاي مربوط دانست و افزود: تنظيمات مربوط به نرم‌افزار و سخت‌افزار شبكه به گونه‌اي انجام مي‌شود كه تداخلات سلولي نداشته باشيم. همچنين بروز اختلالات تلفن‌همراه به دليل ظرفيت‌سازي است كه با آهنگ سريع در ارتباطات سيار در حال انجام است.
وي، ادامه داد: در حال حاضر از ‌٢ باند فركانسي ‌٩٠٠ و ‌١٨٠٠ براي توسعه‌ي ظرفيت‌سازي استفاده مي‌شود، كه از ‌٢٠ ارديبهشت ماه تعداد زيادي سايت جديد در هر ‌٢ باند وارد شبكه خواهند شد.
ممقاني، افزود: براي انجام بهينه‌ي كار، تيم‌هاي كارشناسي زيادي هر روز شاخص‌هاي كيفي را مدنظر قرار مي‌دهند تا با پايين آمدن استانداردها عمليات مربوطه سريعا انجام شود.
وي، با اظهار اميدواري از اين كه يكماه آينده شاهد بهبود كيفي محسوسي در شبكه‌ي تلفن همراه هستيم، گفت: با ورود و قرار گرفتن تجهيزات لايه‌ي سيگنالينگ يا STP گشايش مناسبي در شبكه و در بخش سيگنالينگ خواهيم داشت. به طوري كه سوئيچ‌ها تنها براي ترافيك باقي خواهند ماند و اين مقوله از نظر فني بهبود و موفقيتي در شبكه محسوب مي‌شود.
وي، همچنين يادآور شد: تجهيزات مربوطه از شركت هواوي چين خريداري و نصب شده و با اتمام يكپارچه‌سازي آن با شبكه راه‌اندازي خواهد شد.
وي، خاطرنشان كرد: تجهيزات شبكه‌ي ارتباطات سيار كشور در بخش‌هاي سوئيچينگ و راديويي از سه شركت زيمنس، نوكيا و اريكسون خريداري شده، البته توليد داخلي هم در اين رابطه داشتيم و خريدهايي از شركت فنون ارتباطات انجام شده است. همچنين تعدادي از شركت‌هاي داخلي با شركت‌هاي مذكور مشاركت دارند.
وي، در مورد وضعيت پوشش جاده‌اي تلفن همراه گفت: تقريبا تمام جاده‌هاي اصلي تحت پوشش قرار گرفته است و تلاش مي‌كنيم تا جاده‌هاي كشور به خصوص جاده‌هايي كه در كنار روستاها واقع شده‌اند، تحت پوشش قرار بگيرند.
وي افزود: در راستاي پوشش جاده‌اي تلفن همراه مشكلات زيادي گريبانگير دست‌اندركاران است به عنوان مثال برخي از جاده‌هاي كوهستاني عليرغم ايجاد امكانات لازم هنوز با مشكل مواجه‌اند.
وي، ادامه داد: براي رفع اين گونه مشكلات در نظر داريم تا با برگزاري مناقصه براي برخي از نقاط كور كه نصب آنتن BTS به صرفه نيست، از تكرار كننده استفاده كنيم.
وي، تصريح كرد: آنتن تلفن همراه انواع مختلفي دارد كه متناسب با كاربردها مورد استفاده قرار مي‌گيرد و ميزان پوشش آن‌ها و قدرت خروجي فرستنده‌ها قابل تنظيم است.
وي، در توضيح اين مطلب افزود: به عنوان مثال قدرت يك آنتن كه تا ‌٣٠ كيلومتر برد دارد، تا ‌١٠ و حتي زير يك كيلومتر قابل تنظيم است، فرضا در شهر با توجه به افزايش تعداد سلول‌ها آنتن‌ها تا ‌٥٠٠ متر با هم فاصله داشته و قدرت آن‌ها به جهت عدم تداخل، زياد نمي‌شوند و شايد برخي از تداخل‌ها به جهت تنظيم نامناسب قدرت آنتن‌ها باشد.
وي، خاطرنشان كرد: آنتن مدل ‌٤-4-4 كه معمولا در شهرهاي بزرگ مورد استفاده قرار مي‌گيرد در شرايط عادي مي‌توانند بين ‌١٥٠٠ تا ‌٢ هزار مشترك را تحت پوشش قرار دهند.
معاون نظارت و مديريت شبكه‌ي ارتباطات سيار با بيان اين كه، نزديك به ‌٥/١ ميليون مشترك SMS در كشور وجود دارد، گفت: به زودي مركز SMS موجود به ميزان ‌٢ ميليون شماره افزايش مي‌يابد و با توجه به اين كه اقدامات مربوط به قراردادها و ورود سرور و ديتابيس، سخت‌افزار و نرم‌افزار انجام گرفته اين زمان زياد طولاني نيست.
وي، با بيان اين كه تجهيزات مربوطه از شركت ZTE چين خريداري شده، يادآور شد: در اين راستا تجهيزات سخت‌افزاري قبلي افزايش و پلت‌فرم نرم‌افزار هم به روز خواهد شد، كه ارتقاء نرم‌افزاري شامل پلت‌فرم‌هاي قديمي و بخش جديد مي‌شود.
وي ادامه داد: به موازات اين كار سيستم داخلي ‌٢٠٠ هزار شماره‌يي كه طرح آن توسط اساتيد دانشگاه شريف انجام گرفته، در شيراز پيش‌بيني شده و به صورت آزمايشي در حال استفاده بوده و اشكالات موجود بررسي و در جهت رفع آن‌ها اقدام مي‌شود.
وي، افزود: با گشايش اين ‌٢٠٠ هزار شماره ظرفيت مي‌توان مشتركان ناحيه‌ي ‌٧ با پيش شماره ‌٠٩١٧ را به اين مركز فرستاد و افزايش ظرفيتي در شبكه SMS ايجاد كرد.
وي، خاطرنشان كرد: از ديدگاه ما هيچ‌يك از مشتركان تلفن‌همراه نبايد بدون SMS باشند. در همين راستا مناقصه‌ي داخلي ريالي بزرگي انجام مي‌شود كه نهايتا يك شركت داخلي كه مي‌تواند پارتنر خارجي داشته باشد، نسبت به ارائه‌ي سرويس‌هاي پيغام كه SMS و چند سرويس ديگر را در بر مي‌گيرد، اقدام كند.
وي اظهار اميدواري كرد: تا انتهاي سال ‌٨٤ تجهيزات مربوط نصب و ظرفيت لازم براي ‌٥ ميليون نفر ايجاد شود. اما در حال حاضر شركت‌ها در حال ارزيابي هستند تا پس از آن به كميسيون معرفي شوند.
وي خاطرنشان كرد: انشاء الله تا پايان دولت مشكلي در واگذاري‌ها نخواهيم داشت. علاوه بر كميت شبكه و ظرفيت‌سازي مناسب در برنامه‌ها كاملا مشخص شده و ارتباطات سيار پروژه‌هاي مربوطه را همراه با پيمانكاران عمومي كه كار مربوط به مناقصه‌ها و عقد قرادادهايشان در حال اتمام است، انجام خواهد داد.

كاربران زمان زيادي را براي ورود به شبكه‌هاي اينترنتي از دست مي‌دهند

ایرنا - مدير يك مركز ‪ ISP‬در اصفهان گفت: حدود ‪ ۷۵‬درصد وقت كاربران اينترنتي در ايران به منظور انتظار براي اتصال به شبكه، باز كردن صفحات سايتهاي اينترنتي و دريافت برنامه‌ها و فايلها از شبكه هدر مي‌رود.
" عليرضا مشك‌فروش " روز سه‌شنبه در گفت و گو با ايرنا افزود: اگر حداكثر زمان براي باز كردن يك صفحه اينترنتي در يك مركز ‪ ۲۵ ،ISP‬ثانيه باشد اين زمان براي يك كاربر خانگي حداقل ‪ ۶۰‬ثانيه است و اين امر گوياي اتلاف حدود ‪ ۷۵‬درصد از وقت كاربران به هنگام استفاده از اينترنت است.
وي بيان داشت: با توجه به زمان (‪ (PING‬ارسال و دريافت بسته‌هاي اطلاعاتي (‪ (DATA POCKET‬در دو مسير بين خانه كاربر تا مركز ‪ ISP‬و از مركز ‪ ISP‬تا سرور پايگاه اينترنتي مورد نظر كاربر، مدت زمان انتظاري جهت باز شدن يك صفحه يا دريافت (‪ (DOWN LOAD‬يك برنامه پديد مي‌آيد.
وي ادامه داد: ناكارآمد بودن بستر ارتباطي و مخابراتي كشور و مراكز ‪،ISP‬ استفاده از سيستم "‪ "DIAL UP‬براي اتصال به شبكه ، استفاده از يك زوج سيم تلفن براي چندمشترك(سيستم ‪ (PCM‬و عدم رعايت نسبت ظرفيت‌پهناي‌باند اينترنتي و تعداد خطوط اشتراك در مراكز ‪ ISP‬از جمله دلايل طولاني شدن اين زمان انتظار هستند.
وي يادآور شد: دو روش اتصال به اينترنت در ايران با تلفن از طريق خطوط "اي-وان" (‪ (E1‬و "آي.اس.دي.ان"(‪ (ISDN‬وجود دارد كه بنابه‌نوع‌بستر مخابراتي آنها، زمان انتظار براي باز شدن صفحات متفاوت است.
خطوط ‪ ، ISDN‬خطوط اتصال به شبكه اينترنت هستند كه ظرفيت پهناي باند ثابت ‪ ۱۲۸‬كيلو بيت بر ثانيه با استفاده از دستگاه "ان.تي"(‪ (NT‬و ظرفيت ‪ ۶۴‬كيلو بيت در ثانيه با استفاده از خطوط عادي تلفن را براي كاربر تامين مي‌كند.
مشك فروش گفت: به دليل بد تنظيم شدن خطوط ‪ ISDN‬در بستر مخابراتي و دفاتر فني مراكز‪ ، ISP‬زمان صرف شده براي ارسال و دريافت هر بسته اطلاعاتي حدود پنج تا شش ثانيه است در حاليكه اگر اين خطوط كارآمد بودند اين زمان بايد حدود ‪ ۱۰۰‬ميلي (يك دهم) ثانيه مي‌بود.
وي با اشاره به اينكه وضعيت خطوط "اي - وان"(‪ (E1‬در مقايسه با ‪ ISDN‬كمي بهتر است، گفت: مشكل بزرگ خطوط "اي - وان" در ايران، ناپديد شدن بسته‌هاي اطلاعاتي (‪ (LOST POCKET‬در مسير بسترهاي ارتباطي است كه كاربر مجبور مي‌شود مجددا درخواست خود را ارسال كند.
وي دليل ناپديد شدن بسته‌هاي اطلاعاتي در خطوط "اي - وان" را قطع ارتباط بين كاربر و مركز ‪ ) ISP‬سكته خطوطاي - وان) و ناكارآمد بودن سيستم خطوط اي - وان در بستر مخابراتي ايران دانست.
به گفته وي ميزان حجم صفحات اينترنت نيز در زمان انتظار براي باز شدن آنها تاثير دارد به طوريكه متوسط زمان براي باز شدن يك صفحه عادي حدود دو ثانيه است در حاليكه اگر صفحه حجيم باشد اين زمان حدود ‪ ۶۰‬ثانيه است.
مشك‌فروش تصريح كرد: در ايران يك كاربر خانگي بين ‪ ۳۰‬تا ‪ ۶۰۰‬ثانيه براي باز كردن يك سايت اينترنتي بايد به انتظار بماند.
وي تاكيد كرد: طمع كاري برخي مراكز ارايه‌دهنده خدمات اينترنتي نيز در پيدايش اين وضعيت بسيار تاثير دارد.
وي توضيح داد: در بهترين شرايط يك مركز ‪ ISP‬بايد ‪ ۶۴‬كيلو بيت بر ثانيه پهناي باند اينترنتي براي هر پنج كاربر در نظر بگيرد در حاليكه در ايران اين ظرفيت پهناي باند براي ‪ ۱۰‬تا‪ ۲۰‬كاربر ارايه مي‌شود.

استفاده از سيستم عامل ملي، اجباري نخواهد بود

ايرنا - مدير طرح ملي لينوكس فارسي گفت: سيستم عامل ملي به معني اجبار استفاده تمام اركان ملي و رسمي يك دولت از يك سيستم عامل انحصاري نيست، زيرا اين خود نوعي انحصار ايجاد مي‌كند.
محمد خوانساري افزود: رسيدن به سيستم عامل ملي نيازمند ابزارها و مولفه‌هاي متفاوتي است.
وي تصريح كرد: فرهنگ‌سازي، تربيت نيروي انساني متخصص، منابع انساني و برطرف كردن مشكلات زبان فارسي در سيستم عامل لينوكس از جمله فعاليت‌هاي مهمي است كه براي رسيدن به سيستم عامل ملي بايد انجام شود.
وي خاطرنشان كرد: ساير كشورها از لينوكس در سطح ملي خود استفاده كرده و به افراد مختلف امكان انتخاب مي‌دهند كه از لينوكس و ويندوز يا هر سيستم عامل ديگري استفاده كنند.
وي تصريح كرد: لينوكس به عنوان بهترين گزينه با ويژگي‌هاي آزاد بودن كدهاي منبع آن و و عدم وابستگي به كشور و شركت خاص مي‌باشد.
مدير طرح ملي لينوكس فارسي افزود: لينوكس‌حافظ حق معنوي توسعه‌دهندگان آن به عنوان بهترين گزينه، يك رقيب در مقابل سيستم عامل اختصاصي ويندوز در تمام كشورهاي دنيا شناخته شده است.
خوانساري اظهار داشت: در اين رابطه مي‌توان به اتحاد ژاپن، كره و چين براي توليد يك سيستم عامل بر مبناي لينوكس كه برطرف‌كننده نيازهاي ملي آن كشورها باشد اشاره كرد.
به گفته وي، در كشورهاي اتحاديه اروپا مانند آلمان، ايتاليا، اتريش و اسپانيا و كشورهاي آمريكاي مركزي و جنوبي نظير پرو، برزيل و آرژانتين لينوكس را به عنوان رقيب مطرح در سطح ملي در مقابل ويندوز انتخاب كرده‌اند.
به عقيده وي لينوكس با امكانات بومي شده نظير زبان و خط مربوط به هر كشور سبب شده كه مايكروسافت تخفيف‌هاي بسياري را به آن كشورها به همراه پيشنهادهاي وسوسه‌انگيز براي استفاده از ويندوز بدهد و اين بازار رقابتي باعث كاهش قيمت محصولات مايكروسافت شده است.
وي در مورد طرح ملي لينوكس فارسي گفت: اين طرح از دو سال قبل با مديريت مركز فناوري اطلاعات و ارتباطات پيشرفته شريف، كارفرمايي شوراي عالي انفورماتيك و حمايت شوراي عالي اطلاع‌رساني و اجراي بخش‌هاي مختلف آن توسط شركت‌هاي خصوصي آغاز به كار كرده است.
اين مسئول ادامه داد: اين طرح به رفع مشكلات مربوط به زبان فارسي در سيستم عامل لينوكس در سطوح مختلف سيستم عامل نظير هسته سيستم عامل، كتابخانه، محيط‌هاي گرافيكي، فونت، ترجمه و فعاليت‌هاي ديگر مي‌پردازد.
وي الزامات موفقيت اين طرح را حمايت دولت با هدف گسترش سيستم عامل ملي لينوكس در دستگاه‌هاي دولتي عنوان كرد و گفت: ارتقاء كارمندان دولت در صورت فراگيري سيستم عامل لينوكس و دوره‌هاي ‪ ACDL‬بر اساس لينوكس از ديگر اقدامات ضروري به شمار مي‌رود.
خوانساري خاطرنشان كرد: اگر تشويق استفاده از لينوكس در پروژه‌هاي طرح تكفا، اعطاي بودجه‌هاي تشويقي در صورت استفاده از لينوكس و فرهنگ‌سازي و توسعه منابع انساني انجام شود، موفقيت اين طرح تضمين مي‌شود.
وي موفقيت اين طرح را وابسته به همكاري بيشتر دستگاه‌هاي سياستگذار و تصميم‌گير فناوري اطلاعات در داخل كشور ذكر كرد و ادامه داد: همچنين الزام و تشويق دستگاه‌ها به استفاده از لينوكس و بسترسازي براي شركت‌هاي خصوصي براي انجام پروژه‌هاي نرم افزاري در حوزه لينوكس از كارهايي است كه بايد انجام شود.
وي گفت: در حال حاضر لينوكس به عنوان سرور براي استفاده از زبان فارسي مشكلي ندارد و به راحتي قابل جايگزين كردن است.
به عقيده وي انجام اين فعاليت با حمايت دولت در سطح سازمان‌ها و دستگاه‌هاي دولتي ممكن است.
وي طرح ملي لينوكس در اين حوزه را تنها داراي جايگاه مشورتي و پيشنهادي و فاقد قدرت اجرايي در حوزه گسترش لينوكس در سطح دولت ذكر كرد.
خوانساري افزود: در سال ‪ ،۸۳‬بودجه تخصيص داده شده به اين طرح پرداخت نشده و در انجام پروژه‌ها از بودجه تخصيصي سال ‪ ۸۲‬استفاده شده است.
وي افزود:بودجه تخصيصي ‪ ۸۳‬اين طرح قرار است تا تيرماه سال جاري پرداخت شود.

معرفی وبلاگهاى برتر بخش علمى- آموزشى جشنواره‌ دانشجويان

ایسنا - به گزارش سرويس “نگاهى به وبلاگها”ى خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) هيات داوران بخش علمى -آموزشى نخستين جشنواره‌ى دانشجويان وبلاگ نويس ايران، با تصريح بر اينكه وبلاگ به عنوان رسانه‌اى در دل رسانه و رسانه‌ى بى‌رسانه‌ها، ابزارى با كيفيت و ارزان قيمت براى ارائه‌ى هرگونه ديدگاهى به سوى وب بشمار مى‌رود، برگزارى جشنواره‌ى نخست را حركتى موثر در تعميق‌بخشى و جهت‌دهى صحيح، فنى و محتوايى اين پديده دانسته و ضمن ارج نهادن به تلاش برگزار كنندگان و شركت كنندگان تداوم اين حركت را نكته‌اى كليد در تاثيربخشى آن مى‌داند.
بنابراين گزارش اين هيات در بررسى وبلاگهاى راه يافته به بخش مسابقه‌ى جشنواره به نكاتى برخورد كه اشاره به آنها مى‌تواند نوع و جهت قضاوت داوران اين بخش را مشخص كرده و در عين حال انتظاراتى را كه از وبلاگها و همچنين برگزاركنندگان اين جشنواره مى‌رود، بيان دارد.
همچنين به گزارش ايسنا هيات داوران ضمن احترام به نظر برگزار كنندگان جشنواره در انتخاب نام علمى و آموزشى براى وبلاگهاى اين بخش اين نكته را يادآور مى‌سازد كه دسته‌بندى وبلاگها با موضوعاتى چون IT، معمارى، كشاورزى، حقوق و غيره كه در مقام قضاوت در يك قياس محتوايى قرار نمى‌گيرد بسيار دشوار است و ابراز اميدوارى مى‌كند در دوره‌هاى آتى وبلاگهاى اين بخش دسته‌بندى‌ها در گروه‌هاى مشخص‌تر مورد ارزيابى قرار گيرد.
اين هيات همچنين با تاكيد بر اينكه اكثر قريب‌ به اتفاق وبلاگهاى اين بخش از كيفيت مناسب و قابل قبولى برخوردار بودند، وبلاگ نويسان را به عنوان شيوه و قالبهاى مناسب‌ترى براى بيان محتوا و همخوانى با ماهيت وبلاگ دعوت مى‌نمايد.
هيات داوران بخش علمى‌، آموزشى نخستين جشنواره‌ى دانشجويان وبلاگ نويس با تاكيد بر اينكه وبلاگهاى علمى، آموزشى به عنوان يكى از موثرترين توليدكنندگان محتواى علمى در محيط وب هستند انتظار دارد وبلاگهاى اين بخش و ارائه‌ى مطالب آموزشى و علمى ضمن حفظ قواعد برداشت و انتشار مطالب نسبت به تاليف مطالب با قواعد نگارشى صحيح و همچنين توجه به دو يا چندزمانه كردن وبلاگهاى خود توجه بيشترى نشان دهند.
اسامى هيات داوران
عليرضا شيرازى، نيما اكبرپور، شهرام شريف.
رتبه اول به دليل نگارش آكادميك وبلاگ، گردهمايى منابع و تحقيقات و گزارشهاى مربوط به گسترش وبلاگ نويسى «وبلاگ كتابدار»
رتبه دوم به دليل پرداختن به هنر معمارى در ابعاد مختلف و جمع‌آورى و پيگيرى مطالب مربوط به معمارى در دنيا «معارى را بياموزيم»
رتبه سوم به دليل يك كار گروهى و منسجم براى ايجاد يك وبلاگ گروهى و تخصصى متفاوت «وبلاگ سرويس ژنتيك و بيوتكنولوژى ايران»

لزوم باز آفرینی دولت در عصر اطلاعات

علی شمیرانی – هر چه در مسایل حوزه IT تامل بیشتری می شود نکات و مشکلات بیشتری نیز نمایان می شود. کشور ما باید در حوزه IT به سرعت رشد کند آن هم به هر قیمتی!
آیا این حرف درستی است ؟ بخش اول آن یعنی کشور ما باید در حوزه IT به سرعت رشد کند حرف غلطی به نظر نمی رسد ولی قسمت دوم یعنی به هر قیمتی ، مشکل دارد. ولی چه می توان کرد درحالی که این اتفاق به تعبیری در حال رخ دادن است. باز هم تکرار و تاکید می شود که برخی از دستگاه های دولتی به اسم IT سرگرم اتلاف منابع و سرمایه های قابل توجهی هستند.
در این خصوص هم بازار وعده و وعید و خاصه خرجی از حساب دولت حسابی داغ است . در اینجا یک نکته مهم مطرح می شود . برای مثال آیا وزارت ICT می تواند به بهانه حمایت و کمک به مردم اقدام به وارد کردن گندم در کشور کند؟ و بعد در پاسخ به این پرسش که چرا چنین کاری کرده اید بگویند چون وزارت کشاورزی به فکر مردم نیست و کم کاری می کند؟ مسلماً در این مورد پاسخ منفی است و این دستگاه ها در کارها و امور غیر مربوط به خود اقدامی نکرده و نمی کنند.
ولی ... ولی در حوزه IT اوضاع کاملاً فرق می کند و مشابه مثال غلط بالا به راحتی در حال رخ دادن است و افسوس و صد افسوس که سازمان های نظارتی نیز تاکنون در این خصوص وارد عمل نشده اند. در این خصوص باید پرسید که آیا وقت آن نرسیده است که برای مثال دستگاهی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی وارد عمل شده و ضمن جلوگیری از خاصه خرجی ها در حوزه IT به تعریف شرح جدیدی از وظایف دستگاه های دولتی در این عرصه بپردازد . با کمال تاسف و در غیر این صورت شاهد اسراف به مراتب بیشتر بودجه ها و به بار نشستن پروژه هایی اندک و کم ارزش خواهیم بود.
به همین منظور می بایست هر چه سریعتر و از طرق مقتضی بودجه های IT در کشور را به نحو مطلوب مدیریت شود.
ذکر این نکته ضروری است که در حال حاضر کم نیستند وزارتخانه ها و دستگاه هایی که با تشکیل بخش هایی تحت عنوان مرکز ، معاونت ، موسسه و یا هر عنوان دیگری به فعالیت های متنوع ، موازی و غیر مرتبط با ماموریت های سازمانی خود در حوزه IT می پردازند و خوب بهانه خوبی هم در این مورد وجود دارد " به هر حال فناوری اطلاعات باید در کشور گسترش یابد آیا این دلیل بدی است؟"
از این رو لزوم باز آفرینی دولت در عصر اطلاعات به امری اجتناب ناپذیر تبدیل شده است.

-ali shemirani علی شمیرانی.jpg

نظام صنفي رايانه‌اي

بخش اول: تعاريف مربوط به نظام صنفي رايانه‌اي
لغات و اصلاحات به كار رفته در نظام صنفي رايانه‌اي كشور داراي معاني زير است:
1. نظام صنفي رايانه‌اي كشور
تشكيلاتي است كه از اصناف رايانه‌اي كشور جهت حمايت از حقوق پديدآاورندگان نرم‌افزارها، نظم بخشي و سازمان‌دهي فعاليت‌هاي تجاري رايانه‌اي مجاز تحت نظر شوراي‌عالي انفورماتيك كشور مطابق با مواد اين آئين‌نامه و به منظور اعتلا، رونق و گسترش صنعت انفورماتيك در كشور به وجود مي‌آيد و از اين به بعد در اين آئين‌نامه نظام رايانه‌اي خوانده مي‌شود.
2. صنف رايانه‌اي
اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي كه شغل خود را فعاليت‌هاي توليدي، خدماتي و يا تحقيقاتي در زمينه فن‌آوري اطلاعات (سخت‌افزار، نرم‌افزار و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني) قرار داده‌اند «صنف رايانه‌اي» را تشكيل مي‌دهند كه از ان به بعد در اين آئين‌نامه صنف خوانده مي‌شود.
3. عضو صنف
هر شخص حقيقي يا حقوقي كه داراي پروانة شغلي براي فعاليت‌هاي بند 2 از شاخه صنفي مربوط است يك «عضو صنف» ناميده مي‌شود كه از اين به بعد در اين آئين‌نامه عضو خوانده مي‌شود.
4. شاخ‌هاي نظام صنفي رايانه‌اي
شاخه‌هاي صنفي رايانه‌اي عبارتند از:
الف- شركت‌ها و مؤسسات انفورماتيكي عضو كه در اين آئين‌نامه شاخة شركت‌ها خوانده مي‌شود.
ب- اشخاص حقيقي عضو كه در اين آئين‌نامه شاخة اشخاص حقيقي خوانده مي‌شوند.
ج- مشاوران مستقل عضو كه در اين آئين‌نامه شاخة مشاوران خوانده مي‌شوند.

بخش دوم: اركان نظام رايانه‌اي و شاخه‌ها
مادة 30-
اركان نظام رايانه‌اي عبارت است از مجمع عمومي، هيات‌ مديره، بازرسين و هيات حل اختلاف.
مجمع عمومي
مادة 31-
مجمع عمومي از تمام اعضاء تشكيل مي‌شود.

مادة 32-
وظائف و اختيارات مجمع عمومي عبارت است از:
• تعيين خط مشي و اهداف كلي نظام رايانه‌اي در جهت حفظ حقوق اعضاء، رشد و توسعه و اعتلاي فن‌آوري اطلاعات در كشور.
• پيش‌نهاد اصلاحي در قوانين و مقررات از جمله اين آئين‌نامه به شوراي‌عالي انفورماتيك كشور براي تصويب در مراجع قانوني.
• انتخاب هيات‌ مديره.
• انتخاب بازرسين.
• تصويب بودجه.
• تصويب صورت‌هاي مالي.
• تعيين يك يا دو روزنامه كثيرالانتشار جهت آگهي‌هاي رسمي.

مادة 33-
مجمع عمومي حداقل سالي يك بار و تا 4 ماه پس از پايان سال مالي نظام تشكيل مي‌شود. تشكيل جلسات مجمع به طور فوق‌العاده در طول سال مالي بلااشكال است.

مادة 34-
مجمع عمومي بنا به دعوت هيات‌ مديره طي آگهي در روزنامه‌هاي منتخب مجمع عمومي با فاصله حداقل 15 روز و با تعيين زمان و مكان و دستور جلسه تشكيل مي‌شود.

مادة 35-
چنان‌چه بار اول حداقل نيمي از اعضاي هر شاخه در جلسه حضور نيابند، براي بار دوم دعوت به عمل خواهد آمد و جلسه مزبور با هر تعداد از حاضرين رسمي خواهد بود.

مادة 36-
اعضاء مي‌توانند شخصاً و يا از طريق نماينده در مجمع عمومي حضور پيدا كنند.

مادة 37-
تصميمات مجمع عمومي با اكثريت بيش از نيمي از حاضرين معتبر خواهد بود.

مادة 38-
هر عضو داراي يك راي در مجمع عمومي است.
هيـا‌ت‌مديـره
مادة 39-
هيات‌ مديره مسؤول اداره نظام رايانه‌اي است.

مادة 40-
اختيارات و وظائف هيات‌ مديره تمام امور و موارد خارج از وظائف و اختيارت مجمع عمومي است كه براي ادارة نظام رايانه‌اي و نيل به اهداف آن و اجراي مصوبات مجمع عمومي لازم و مفيد است. از جمله داراي وظائف و اختيارات زير مي‌باشد.

دعوت مجمع عمومي براي تشكيل جلسه، پيش‌نهاد طرح‌ها و سياست‌هاي كلي نظام رايانه‌اي به مجمع، پيش‌نهاد بودجه ساليانه، تنظيم و تقديم صورت‌هاي مالي، نمايندگي نظام نزد كليه اشخاص اعم از حقيقي و دولتي و غير دولتي و مراجع قضايي، صلح دعاوي، انجام معاملات و انعقاد قراردادها، صدور اسناد تجاري و تعهدآور، ايجاد تشكيلات اداري مناسب نظام رايانه‌اي، تصويب دستورالعمل‌هاي معاملاتي در موارد لزوم.

مادة 41-
هيات‌ مديره مركب از نه عضو است كه شش نفر آن از شاخه شركت‌ها و دو نفر آن از شاخه اشخاص حقيقي و يك نفر از شاخه مشاوران به ترتيب مواد آتي انتخاب خواهند شد.

مادة 42-
ابتدا هيات‌ مديره هر شاخه حداكثر دو برابر تعداد مربوط به خود به شرح ماده قبل را انتخاب و به مجمع عمومي نظام رايانه‌اي معرفي مي‌كند سپس مجمع عمومي از ميان افراد معرفي شده، هيات‌ مديره را انتخاب خواهد كرد.

مادة 43-
هر عضو مي‌تواند تمام آراي مربوط به مديران معرفي شده هر شاخه را به يك نامزد آن شاخه بدهد و يا بين نامزدهاي آن شاخه تقسيم نمايد ولي نمي‌تواند آراي مربوط به مديران معرفي شده هر شاخه را به مديران شاخه ديگر بدهد.

مادة 44-
يك نفر از نامزدهاي هر شاخه كه پس از مديران منتخب آن شاخه بيش‌‌ترين آراء را داشته‌اند به عنوان اعضاء علي‌البدل محسوب خواهند شد.

مادة 45-
مدت مديريت اعضاي هيات‌ مديره 2 سال و قابل تمديد است، عزل هر مدير با تصويب مجمع عمومي بلامانع است.

مادة 46- در صورت انقضاء مدت و يا كاهش تعداد مديران به كم‌تر از 7 نفر، مادام كه مديران جديد انتخاب نشده‌اند، مديران موجود كماكان وظائف و اختيارات هيات مديره را خواهند داشت. هيات‌ مديره موظف است مجمع عمومي را براي انتخاب و يا تكميل اعضاي خود دعوت نمايد در صورت عدم دعوت، هر عضو مي‌تواند برگزاري جلسة مجمع عمومي را از طريق بازرسان خواستار شود. در اين صورت بازرس از طريق هيات‌ مديره يا مستقلاً وظيفه دارد مجمع عمومي را دعوت نمايد وگرنه از طريق شوراي‌عالي انفورماتيك اقدام مقتضي جهت برگزاري جلسة مجمع و يا نصب هيات‌ مديره موقت به عمل خواهد آمد.

مادة 47-جلسات هيات مديره با 5 نفر رسميت خواهد داشت و تصميمات با اكثريت حداقل 5 رائ معتبر خواهد بود.

مادة 48-هيات‌ مديره در اولين جلسه از ميان خود يك نفر را به سمت رئيس هيات‌ مديره و يك نفر را به عنوان نايب رئيس و يك نفر را به عنوان دبير نظام رايانه‌اي معين خواهد نمود. دبير نظام رايانه‌ اي مي تواند از ميان اعضاي هيات‌ مديره نباشد.

مادة 49-وظائف و اختيارات رئيس هيات‌ مديره و دبير نظام رايانه‌اي توسط هيات‌ مديره معين خواهد شد.

مادة 50-هيات‌ مديره مي‌تواند بخشي از وظائف و اختيارات خود را با حفظ مسئوليت به دبير نظام رايانه‌اي واگذار نمايد.
بـازرسان
ماده 51-مجمع عمومي تا 3 شخص را به عنوان بازرس نظام رايانه‌اي و به همين تعداد به عنوان بازرس علي‌البدل معين مي‌نمايد.

مادة 52-انتخاب بازرسان براي مدت يك سال مالي است ولي عزل آنان به شرط تعيين جانشين هم‌واره مجاز است.

مادة 53-بازرسان حق دارنددر تمام امور نظام رايانه‌اي و شاخه‌هاي آن تفحص كرده و گزارش‌هاي لازم را به مجمع عمومي تسليم نمايند.

مادة 54-هيات‌ مديره نظام رايانه‌اي و شاخه‌هاي مكلف به هم‌كاري با بازرسان هستند.

مادة 55-بازرسان گزارش‌هاي خود را كه مربوط به امور جاري نظام رايانه‌اي باشد كتباً به مجمع تسليم مي‌كنند و تصويب صورت‌هاي مالي بدون استماع گزارش بازرسان كه به امضاي همة آن‌ها رسيده باشد معتبر نخواهد بود.
بخش سوم: رسيدگي به شكايات و حل اختلاف
مادة 56- اعضاي مديران شاخه‌ها و نيز اشخاص خارج از نظام رايانه‌اي براي حل اختلاف ميان خود، مي‌توانند به هيات حل اختلاف مراجعه كنند.

مادة 57-تركيب هيات حل اختلاف و ظوابط رسيدگي به اختلافات و شكايات مطابق با دستورالعملي خواهد بود كه به تصويب هيات‌ مديره نظام رايانه‌اي خواهد رسيد.

مادة 58-در صورت حصول سازش بين طرفين اختلاف، مطابق مواد 183 و 184 قانون آيين دادرسي دادگاه‌هاي عمومي و انقلاب در امور مدني رفتار خواهد شد.
بخش چهارم: اركان شاخه‌ها
مادة 59-هر شاخه داراي مجمع عمومي، هيات‌ مديره و بازرسان خواهد بود.

مادة 60-وظائف و اختيارات و ساير موارد مربوط به اركان فوق در هر شاخه مشابه با موارد و مواد مربوط به اركان ياد شده در نظام رايانه‌اي مي‌باشد. صدور پروانه اشتغال هر عضو مطابق ظوابطي خواهد بود كه توسط هيات‌ مديره هر شاخه تدوين و پس از تاييد هيات‌ مديره نظام رايانه‌اي، به تصويب شوراي‌عالي انفورماتيك مي‌رسد. لغو يا ابطال پروانه اشتغال هر عضو چه به صورت دائم يا موقت تابع ظوابط و مقررات قانون نظام صنفي كل كشور خواهد بود. مصوبات اركان هر شاخه نبايد مغاير با مصوبات اركان نظام رايانه‌اي باشد.

مادة 61-اعضاي هيات‌ مديره در شاخه‌ها حداكثر 5 نفر و به تعداد فرد خواهند بود كه توسط مجمع عمومي از ميان داوطلبين با اكثريت نسبي انتخاب خواهند شد. مصوبات هيات‌ مديره با اكثريت مطلق اعضاء معتبر خواهد بود.
بخش پنجم: ساير موارد
مادة 62-سال مالي هر شاخه از اول مهر ماه هر سال آغاز و به پايان شهريور سال بعد خاتمه مي‌پذيرد.

مادة 63-سال مالي نظام رايانه‌اي از اول آبان ماه هر سال شروع و به پايان مهر ماه سال بعد خاتمه مي‌يابد.

مادة 64-در كلية موارد مبهم يا مسكوت در اين آئين‌نامه با توجه به مواد قانوني و اين آئين‌نامه طبق نظر شوراي‌عالي انفورماتيك كشور (كه از اين به بعد شورا خوانده مي‌شود) عمل خواهد شد.

مادة 65-در صورتي كه شورا تصميماتي را در خصوص فعاليت‌هاي رايانه‌اي و يا نظام رايانه‌اي و شاخه‌هاي مذكور در اين قانون اتخاذ نمايد، تصميمات مذبور براي نظام رايانه‌اي و شاخه‌ها لازم‌الرعايه خواهد بود.

مادة 66-شورا موظف است نماينده يا نمايندگاني را جهت نظارت بر تصميمات مجامع عمومي نظام رايانه‌اي و شاخه‌ها معرفي نمايد. اركان مزبور مكلف به ارائه توضيحات و هم‌كاري با نمايندگان مزبور خواهند بود و يك نسخه از مصوبات مجامع عمومي و نيز مصوبات هيات‌ مديره كه متضمن انتخاب رئيس و نايب رئيس هيات‌ مديره و دبير نظام رايانه‌اي يا شاخه باشد بايد به شورا ارسال شود.

مادة 67-شورا مي‌تواند در صورت تخلف بيش از دو بار هر هيات‌ مديره از اجراي مصوبات شوراي مزبور، مجمع عمومي مربوط را جهت اتخاذ تصميمات مقتضي دعوت نمايد.

مادة 68-اعضايي كه داراي پروانه اشتغال از شاخه مربوط به خود نباشند حق فعاليت نخواهند داشت و در صورت ادامه كار از طريق مراجع قضايي و با اقدام هيات‌ مديره شاخه مربوط تحت پي‌گرد قانوني قرار خواهند گرفت.

مادة 69-شورا مسئول تمهيدات و آماده نمودن زمينه‌ها براي ايجاد و تشكيل هر يك از شاخه‌ها و نظام رايانه‌اي است.

مادة 70-هر شاخه مي‌تواند در مراكز استان‌ها و شهرستان‌هايي كه صلاح بداند دفتر نمايندگي تاسيس نمايد. اعطاي نمايندگي دو يا سه شاخه به يك شخص بلامانع است. نمايندة هر شاخه مجري مصوبات هيات‌مديرة آن شاخه خواهد بود.

مصاديق خدمات كارشناسي در زمينه نرم‌افزار

شوراي‌عالي داده ورزي، به استناد بندهاي «الف» و «ج» ماده 1 «لايحه قانوني تشكيل شوراي‌عالي انفورماتيك كشور» مصاديق خدمات كارشناسي مندرج در بند 5 ماده 79 قانون محاسبات عمومي را در زمينه نرم‌افزار، به شرح زير، تصويب كرده است. مراتب براي اطلاع و اجرا ابلاغ مي شود.
الف) تهيه سيستم‌هاي مكانيزه، شبكه‌هاي كامپيوتري و اطلاع‌رساني، شامل امكان‌سنجي ، تجزيه و تحليل، طراحي، برنامه‌نويسي، نصب و راه‌اندازي سيستم‌ها به شكل يك‌پارچه و يا چند سيستم مجزاي كاربردي.
ب) ارائه خدمات مشاوره‌اي در مراحل تهيه اسناد مناقصه و نظارت بر كارهاي انفورماتيكي، شامل تدوين درخواست جهت دريافت پيش‌نهاد (RFP)، تهيه اسناد براي استعلام يا مناقصه، دريافت و تأييد صورت وضعيت‌ها و كاركردهاي موقت و قطعي و داوري فني در موارد اختلاف در قراردادهاي انفورماتيكي (سخت‌افزاري و نرم‌افزاري).
ج) ارائه خدمات براي آزمايش نرم افزارها و سخت‌افزارها و تهيه گزارش تطبيقي محصولات سفارش و تحويل شده، صدور مجوزهاي استاندارد معتبر محصولات رايانه‌اي.
د) طراحي و راه‌اندازي شبكه‌اي رايانه‌اي و اطلاع‌رساني، شامل ارائه خدمات در زمينه تهيه وب سايت، نگه‌داري وب سايت بر روي شبكه اينترنت، تهيه نرم افزارهاي چندرسانه‌اي، طراحي شبكه‌هاي LAN و WAN، خدمات پزشكي و آموزش از راه دور بر روي شبكه، خدمات طراحي و نگه‌داري فروش‌گاه‌ها و نمايش‌گاه‌هاي الكترونيك، خدمات توليد و نگه‌داري نشريات الكترونيك بر روي شبكه.

محمدرضا عارف
معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان
مديريت و برنامه‌ريزي كشور
بخش‌نامه مذكور در تاريخ 28/12/1379 به كليه دستگاه‌هاي اجرايي ابلاغ شد.

لايحه وظايف و اختيارات و تغيير نام وزارت پست و تلگراف و تلفن

ماده 1-نظر به تحول چشمگير علوم و فنون مرنبط با صنايع الكترونيك ، مخابرات ، ارتباطات راديويی و رايانه‌ای و نقش مهم و مؤثر خدمات پستی ، مخابراتی ، پست بانك و سنجش از راه دور ، در امور فرهنگی و اقتصادی ، تعميق علائق و پيوستگی بين جوامع انسانی، تحول نظام اداری، كاهش مسافرت‌های غيرضرور، حفظ محيط زيست و تشخيص منابع زمينی، هواشناسی، اقيانوس شناسی در برنامه‌ريزی توسعه و لزوم تدوين و تعيين وظايف و اختيارات قانونی برای دستگاه متولی نظارت بر عرضه خدمات مذكور و هماهنگ كردن نام و عنوان اين دستگاه متناسب با ضرورت‌ها و نيازهای زمان، قانون تغيير نام وزارت پست و تلگراف و تلفن و تعيين وظايف و اختيارات و تجديد تشكيلات آن به شرح مواد آتی تدوين می‌شود.
ماده 2-به منظور اعمال حاكميت بر طيف فركانس و حفاظت از حقوق راديويی كشور در سطح منطقه و بين‌الملل و تمركز امور سياستگذاری، تدوين ضوابط و استانداردها و نظارت بر حسن اجرای آنها در بخش‌های مختلف ارتباطات پستی و مخابراتی نظير خدمات جديد و متعارف پستی، مخابراتی، ارتباطات فضايی، ارتباطات راديويی،. انتقال داده‌ها، انتقال صدا و تصوير، سنجش از دور، ارتباطات رايانه‌ای و ايجاد بستر مناسب برای اطلاع‌رسانی و آمايش و پردازش اطلاعات و روش‌های اطلاعات دورسنجی و پشتيبانی آنها و همچنين سياستگذاری در زمينه توسعه امكانات و خدمات ارتباطی مذكور، هماهنگی آخرين پيشرفت‌های علمی، تجربی و فناوری اطلاعات در جهان، به موجب این قانون، وزارت پست و تلگراف و تلفن به «وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات» تغيير می‌یابد. كليه وظايف ، اختيارات و مسؤوليت‌های وزير پست و تلگراف و تلفن به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تفويض می‌گردد.
ماده 3-وظايف و اختيارات وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات:
الف:تدوين سياست‌ها و ضوابط كلی در زمينه ارتباطات و فناوری اطلاعات
ب:سياستگذاری و برنامه‌ريزی كلان و هدايت و نظارت بر شبكه‌های پست بانك و مخابراتی و فناوری اطلاعات كشور.
ج:ايجاد، نگهداری، بهره‌برداری و توسعه شبكه‌های مادر پستی و مخابراتی كشور
د:تنظيم، مديريت و كنترل فضای فركانسی كشور و تدوين مقررات و تصويب ظوابط و جداول و معيارهای استفاده بهينه از فركانس و مدارهای ماهواره‌ای و نظازت حاكميت بر طيف و جدول ملی فركانس كشور
ه:زمينه‌سازی برای مشاركت بخش تعاونی خصوصی در طراحی، مهندسی نصب و راه‌اندازی و نگهداری و بهره‌برداری شبكه‌های پستی و مخابراتی كشور و ايجاد بهره‌برداری شبكه‌های غير مادر
و:فراهم نمودن زمينه مشاركت بخش تعاونی و خصوصی در ايجاد و اداره بهره‌برداری از شبكه پستی كشور و ارائه خدمات خاص
ز:نظارت كلان بر فعاليت‌های بخش غيردولتی در امور مربوط به مخابرات، پست بانك، خدمات هوايی پيام و فناوری اطلاعات
ح:صدور مجوز تاسيس و بهره‌برداری واحدهای ارائه خدمات پستی و مخابراتی فناوری اطلاعات در سطح كشور
ط: طراحی و تدوين نظام ملی فناوری اطلاعات كشور
ی:توسعه و ترويج ارتباطات و فناوری اطلاعات در كشور و تامين زيرساخت‌های مورد نياز آن به منظور دسترسی آحاد مردم به خدمات پايه ذيربط
ك:حمايت از تحقيق و توسعه برای استفاده وسيع‌تر فناوری جديد در زمينه فناوری اطلاعات و اشاعه فرهنگ كاربرد آنها
ل:تدوين و پيشنهاد استانداردهای مالی مربوط به ازتباطات و فناوری در امور ذيربط
م:اعمال استانداردها، ظوابط و نظام‌های كنترل كيفی و تاييد نمونه تجهيزات Type Approve در ارائه خدمات و توسعه و بهره‌برداری از شبكه‌های مخابراتی، پستی و فناوری اطلاعات در كشور
ن:فراهم نمودن زمينه مشاركت بخش غيردولتی در توسعه ارتباطات و فناوری اطلاعات
س:تدوين ظوابط حل اختلاف و تعيين اسناد مورد قبول محاكم قضايی در اختلافات و تخلفات مربوط به ارتباطات و فناوری اطلاعات و ارائه به دولت جهت تصویب
ع:عضويت در اتحاديه‌ها و مجامع بين‌المللی ارتباطی و فناوری اطلاعات به نمايندگی از سوی دولت و اهتمام به انجام تعهدات و قراردادهای بين‌المللی و دوجانبه پستی و پست بانك و مخابراتی و فناوری اطلاعات
ف:تصويب سياست‌ها و هدايت امور مربوط به طرح و چاپ و انتشار تمبر و اوراق بهادار پستی و صدور اجازه ورود و استفاده و ساخت ماشين‌های نقش تمبر و اعمال نظارت بر كليه امور مربوط به آن
ص:حفاظت و حراست از انواع مراسلات و امانات پستی و عدم ضبط و افشای آنها و همچنين مكالمات تلفنی و مبادلات شبكه اطلاع‌رسانی و اطلاعات مربوط به اشخاص حقيقی و حقوقی طبق قانون
ماده 4- به منظور سياستگذاری و تدوين راهبردهای ملی در قلمرو فناوری اطلاعات، تدوين برنامه‌های ميان‌مدت و بلندمدت برای توسعه پژوهش‌های بنيادی و كاربردی قلمرو و همچنين گسترش كاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات در كشور و برنامه‌های توسعه بخش‌های مختلف، شورای عالی فناوری اطلاعات تشكيل می‌گردد.
الف-رياست شورای عالی با رييس جمهور بوده و در غياب ايشان، معاون اول وی اين وظيفه را به عهده خواهند داشت.
ب-دبيرخانه شورای عالی در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تشكيل و دبير آن به پيشنهاد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و با حكم رياست جمهور منصوب می‌شود.
ج-تركيب اعضای شورا و شرح وظايف تفصيلی و اساسنامه شورای عالی توسط وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و با هماهنگی سازمان مديريت تهيه و به تصويب هيئت دولت خواهد رسيد.
د-سازمان مديريت و برنامه‌ريزی كشور موظف است تشكيلات لازم متناسب با اهداف و وظايف اين شورای عالی را با هماهنگی دبيرخانه شورای عالی تهيه و تصويب نموده و برای اعتبارات مربوط ، رديف مستقل در نظر بگيرد.
ه – وظايف شورای عالی فناوری اطلاعات :
1-تصويب اهداف كلان و استراتژيك توسعه فناوری اطلاعات در كشور
2-سياستگذاری و تصويب راهبردهای لازم برای گسترش بكارگيری فناوری اطلاعات در زمينه‌های مختلف اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی
3-تمهيد و تصويب نظام جامع فناوری اطلاعات و تعيين وظايف بخش‌های مختلف كشور در نظام جامع مذكور
4-تصويب مقررات و آيين‌نامه‌ها و ضوابط لازم برای قلمرو فناوری اطلاعات
5-تصويب برنامه‌های كلان پژوهش در جهت توسعه فناوری اطلاعات در كشور
6-تصويب برنامه‌های همكاری‌های ارتباطات بين‌الملل در قلمرو فناوری اطلاعات
ماده5-كميسيون تنظيم مقررات ارتباطات با اختيارات و وظايف ذيل تشكيل می‌گردد:
الف – اصلاح و تجديد ساختار بخش‌های ارتباطی كشور
ب-مديريت آزادسازی و خصوصی‌سازی در بخش ارتباطی كشور يا بهره‌گيری از سرمايه‌های داخلی و خارجی
ج- تعيين سياست نرخ‌گذاری بر كليه خدمات در بخش‌های مختلف ارتباطات و فناوری اطلاعات و تصويب جداول تعرفه‌ها ونرخ‌های كليه خدمات ارتباطی
د-تدوين و اعمال مقررات ارتباطی كشور و نظارت بر حسن اجرای آن
ه-سياستگذاری در خصوص صدور مجوز فركانس و تعيين و دريافت حق‌الامتياز صدور مجوز
و-تحقق اهداف مورد نظر در بخش ارتباطات راديويی و راديوآماتوری
ماده 6-كميسيون تنظيم مقررات ارتباطات از افراد زير تشكيل می‌گردد:
الف – وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات(رئيس)
ب – معاون وزير و رئيس سازمان تنظيم مقررات و راتباطات راديويی(دبير)
ج – نماينده سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور
د- نماينده وزارت امور اقتصاد و دارايی
ه – سه نفر صاحبنظر با پيشنهاد وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات و تصويب هيئت وزيران
تبصره – آيين‌نامه اجرايی مربوط به وظايف و طرز كار كميسيون ظرف مدت سه ماه پس از تصويب اين قانون به وسيله وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تهيه و پس از تصويب هيئت وزيران به‌موقع اجرا گذارده خواهد شد.
ماده 7 – در جهت اجرای مصوبات كميسيون تنظيم مقررات ارتباطات و تحقق اهداف موردنظر در بخش ارتباطات رايويی و ايفای وظايف ، سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تاسيس می‌شود و رييس سازمان معاون وزير خواهد بود.
تبصره 1 – دبيرخانه كميسيون در سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی تشكيل می‌گردد. دبيرخانه دارای رديف خاص اعتباری در بودجه سالانه كشور خواهد بود و تشكيلات آن با پيشنهاد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و تاييد سازمان مديريت و برنامه‌ريزی كشور ظرف مدت سه ماه پس از تصويب اين قانون تهيه و اعلام خواهد شد.
تبصره 2-سازمان مذكور كه وظايف و اختيارات حاكميتی، نظارتی و اجرايی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات را در بخش تنظيم مقررات ارتباطی و ارتباطات راديويی ايفا خواهد كرد دارای شخصيت حقوقی و استقلال مالی است، اعتبارات جاری و عمرانی مورد نياز آن همه ساله از محل وجوه و ارتباطات عمومی زير رديف بودجه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در لايحه بودجه كل كشور پيش‌بينی و تامين خواهد شد.
تبصره 3-اساسنامه سازمان مذكور حداكثر ظرف مدت شش ماه توسط وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تهيه و به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد
ماده 8-به منظور استفاده از فناوری‌های فضايی و استفاده صلح‌آميز از فضای ماورای جو و حفظ منافع ملی و بهره‌برداری منسجم از علوم و فناوری فضايی در جهت توسعه اقتصادی، فرهنگی ، علمی ، و فناوری كشور شورای عالی فضايی با رياست رييس جمهور با وظايف زير تشكيل می‌گردد:
الف-سياستگذاری كلان برای استفاده از فناوری‌های قضايی در بخش‌های امنيتی و استفاده صلح‌آميز از فضای ماورای جو
ب-سياستگذاری ساخت و پرتاب و استفاده از ماهواره‌های ملی تحقيقاتی
ج-ايجاد و هماهنگی لازم ميان كليه دستگاه‌های ذيربط
د-تاييد و تصويب برنامه‌های مربوط به امور فضايی دستگاه‌ها و سازمان‌های دولتی و غيردولتی
ه-تصويب برنامه‌های بلندمدت و ميان‌مدت در بخش فضايی كشور
و-هدايت و حمايت از فعاليت‌های بخش‌های خصوصی و تعاونی در امر استفاده بهينه از فضا
ز-تعيين خط مشی در مورد همكاری‌های منطقه‌ای و بين‌الملل در مسائل فضايی و تعيين مواضع دولت جمهوری اسلامی ايران در مجامع ياد شده
تبصره 1- تركيب اعضای شورای عالی و آيين نامه آن ظرف مدت شش ماه پس از تصويب اين قانون از طرف وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تهيه و به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد.
تبصره 2-دبيرخانه شورای عالی در سازمان ارتباطات فضايی ايران تشكيل و رييس سازمان ارتباطات فضايی ايران دبير شورای عالی خواهد بود.
ماده 9-به منظور انجام مصوبات شورای عالی فضايی كشور و امور مطالعاتی و پژوهشی و طراحی و مهندسی و اجرا در زمينه فناوری‌های خدمات فضايی و سنجش از دور و تقويت شبكه‌های ارتباطی و فناوری فضايی در داخل و خارج كشور و تجميع فعاليت‌های حاكميتی مركز سنجش از دور ايران و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و موسسات تابعه، سازمان ارتباطات فضايی ايران وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تشكيل می‌گردد.
سازمان مذكور دارای شخصيت حقوقی و استقلال مالی است و برابر اساسنامه خود اداره خواهد شد و موارد پيش‌بينی نشده تابع قانون تجارت خواهد بود و رييس سازمان معاون وزير خواهد بود.
اساسنامه سازمان مذكور ظرف مدت شش ماه توسط وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات تهيه و به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد.
ماده 10-هركس به تمام يا قسمتی از امكانات، تاسيسات، تجهيزات و دستگاه‌های ارتباطی مربوط به شبكه‌های عمومی پست، پست بانك، خدمات هوايی(پيام)، مخابرات، اطلاع‌رسانی، مايكروويو، مراكز فركانسی، خطوط انتقال مخابرات(كابل‌های هوايی يا زمينی يا نوری) و تجهيزات ماهواره‌ای و سنجش از دور اعم از دولتی و غيردولتی كه حسب استانداردهای لازم احداث شده است به هر نحو صدمه وارد نمايد به جبران خسارت وارده با تاسيسات و تجهيزات مذكور ملزم می‌گردد.
ماده 11-به منظور صیانت از منابع ملی نيل به عدالت اجتماعی توسعه ارتباطات به نقاط غیر برخوردار بالا بردن بازده ملی و بازده بخش شفاف‌سازی اقتصادی و بهبود رفاه اجتماعی وزيرارتباطات و فناوری اطلاعات می‌تواند موارد زیر را به اجرا گذارد:
الف - جابجايی اعتبارات شرکت‌های مخابرات استانی و ايران به یکدیگر در چارچوب سهم دولت.
ب-وجوه سرمايه‌گذاری شده در طرح‌های مصوب شرکت‌های مخابراتی (استانی و ايران) و پستی و دیگر موسسات سازمان‌ها و شرکت‌های وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و طرح‌های عمرانی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات از محل درآمدها و منابع داخلی خود آنها و يا از محل منابع داخلی شرکت‌های مخابراتی جزء هزینه‌های قابل قبول مالياتی محسوب و به عنوان افزايش سرمایه دولت و یا شرکت مخابرات ايران (حسب مورد) منظور می‌گردد و مشمول ماده (32)قانون برنامه و بودجه مصوب 1351 نمی‌باشد.
ج-وزير ارتباطات و فناوری اطلاعات می‌تواند نسبت به جابجايی و انتقال نيروی انسانی امکانات و تجهيزات اداری منابع مالی و اعتباری و ساختمان‌ها و اراضی متعلق به شرکت‌ها سازمان‌ها و مراکز وابسته و رفع نيازهای ستاد وزارتخانه یا بخش‌های مختلف تابعه اقدام نمايد.
د-شمول قانون محاسبات عمومی و قوانين و مقررات و آيين‌نامه‌های عمومی مربوط به دستگاه‌ها و موسسات دولتی و وابسته به دولت بر شرکت‌ها و سازمان‌های وابسته و تابعه وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مسلزم ذکر نام است.
ماده 12- شرکت‌ها و سازمان‌ها و مراکز تابعه و وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات موظفند در موقع تهيه و تنظيم بودجه سالانه شرکت یا سازمان و يا مرکز دودرصد از بودجه خود را برای فعالیت‌های تحقيقاتی و توسعه فناوری‌های نوین در زمينه ارتباطات و فناوری اطلاعات پشتيبانی صادران و توسعه منابع انسانی بدون الزام به رعايت قانون محاسبات عمومی کشور و ديگر قوانين و مقررات عمومی کشور به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات اختصاص دهند.
ماده 13- شرح وظايف تفصيلی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات حداکثر ظرف شش ماه پس از تصوِيب این قانون بر اساس مفاد این قانون و بندهای لازم‌الرعايه مندرج در ماده(2) قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ايران و با جهت‌گيری واگذاری وظايف اجرايی به بخش غيردولتی حذف وظايف تکراری و غيرضروری و انتقال وظايف قابل واگذاری به ديگر وزارتخانه‌ها توسط وزارتخانه و سازمان ذیربط به تفکيک وظايف ملی و استانی ( واحد ستادی و استانی )و پس از تاييد سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور در حدود مقررات و با رعايت اصل يکصدو سی و سوم (133)قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران به تصويب هيئت وزيران می‌رسد.
ماده 14-به سازمان مديريت و برنامه ريزی کشور اجازه داده می‌شود در سال 1382 حسب پيشنهاد وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در محدوده اعتبارات مصوب نسبت به هرگونه جابجايی تغيير رديف کاهش يا افزايش اعتبارات رديف‌های بودجه‌ای آنها به نحوی که حداکثر تسهيلات لازم را جهت اجرای اين قانون فراهم نموده و اختلالی در اداره امور مربوط ايجاد نشود اقدام نمايد.
ماده 15-اين قانون از زمان تصويب لازم‌الاجراست و از تاريخ تصويب آن کليه قوانين ( از جمله قانون تاسيس شورای عالی انفورماتيک مصوب 1359/4/4 شورای انقلاب اسلامی و قانون استفاده از بی‌سيم‌های اختصاصی غیرحرفه‌ای (آماتوری ) مصوب1345/12/1 مجلس سنا و شورای ملی ) در موارد مغاير با مفاد اين قانون لغو می‌گردد.

قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزار و آيين‌نامه اجرايي آن

قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهاي رايانه‌اي
(مصوب 10/10/1379)


ماده 1
حق نشر، عرضه، اجرا و حق بهره‌برداري مادي و معنوي نرم‌افزار رايانه‌اي متعلق به پديدآورنده آن است. نحوه تدوين و ارائه داده‌ها در محيط قابل پردازش رايانه‌اي نيز مشمول احكام نرم‌افزار خواهد بود. مدت حقوق مادي سي(30) سال از تاريخ پديدآوردن نرم‌افزار و مدت حقوق معنوي نامحدود است.

ماده 2
در صورت وجود شرايط مقرر در قانون ثبت علائم و اختراعات، نرم‌افزار به عنوان اختراع شناخته مي‌شود. آيين‌نامه مربوط به اين ماده به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد.

ماده3
نام، عنوان و نشانه ويژه‌اي كه معرف نرم‌افزار است از حمايت اين قانون برخوردار است و هيچ كس نمي‌تواند آنها را براي نرم‌افزار ديگري از همان نوع يا مانند آن به ترتيبي كه القاي شبهه كند به كاربرد در غير اين صورت به مجازات مقرر در ماده (13) اين قانون محكوم خواهد شد.

ماده4
حقوق ناشي از آن بخش از نرم‌افزاري كه به واسطه نرم‌افزارهاي ديگر پديد مي‌آيد متعلق به دارنده حقوق نرم‌افزارهاي واسط نيست.

ماده 5
پديدآوردن نرم‌افزارهاي مكمل و سازگار با ديگر نرم‌افزارها با رعايت حقوق مادي نرم‌افزارهاي اوليه مجاز است.

ماده6
پديدآوردن نرم‌افزارها ممكن است ناشي از استخدام و يا قرارداد باشد در اين صورت:
الف: بايد نام پديدآورنده توسط متقاضي ثبت به مراجع ياد شده در اين قانون به منظور صدور گواهي ثبت، اعلام شود.
ب: اگر هدف از استخدام يا انعقاد قرارداد، پديدآوردن نرم‌افزار مورد نظر بوده و يا پديدآوردن آن جزو موضوع قرارداد باشد، حقوق مادي مربوط و حق تغيير و توسعه نرم‌افزار متعلق به استخدام كننده يا كارفرما است، مگر اين كه در قرارداد به صورت ديگري پيش‌بيني شده باشد.

ماده 7
تهيه نسخه‌هاي پشتيبان و همچنين تكثير نرم‌افزاري كه به طريق مجاز براي استفاده شخصي تهيه شده است، چنانچه به طور همزمان مورد استفاده قرار نگيرد، بلامانع است.

ماده 8
ثبت نرم‌افزارهاي موضوع مواد (1) و (2) اين قانون پس از صدور تأييديه فني توسط شوراي عالي انفورماتيك حسب مورد توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا مرجع ثبت شركت‌ها انحام مي‌پذيرد.

ماده 9
دعواي نقض حقوق مورد حمايت اين قانون، در صورتي در مراجع قضايي مسموع است كه پيش از اقامه دعوا، تأييديه فني ياد شده در ماده (8) اين قانون صادر شده باشد. در مورد حق اختراع، علاوه بر تأييد مزبور، تقاضاي ثبت نيز بايد به مرجع ذيربط تسليم شده باشد.

ماده 10
براي صدور تأييديه فني موضوع ماده (8) در مورد نرم‌افزارهايي كه پديدآورنده آن مدعي اختراع بودن آن است، كميته‌اي به نامه "كميته حق اختراع" زير نظر شوراي عالي انفورماتيك تشكيل مي‌شود. اعضاي اين كميته مركب از سه كارشناس ارشد نرم‌افزار به عنوان نمايندگان شوراي عالي انفورماتيك، نماينده سازمان ثبت اسناد و املاك كشور و يك كارشناس حقوقي به انتخاب شوراي عالي انفورماتيك خواهد بود.

ماده 11
شورا مكلف است از صدور تأييديه فني براي نرم‌افزارهايي كه به تشخيص وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خلاف اخلاق اسلامي و عفت عمومي وسلامت شخصيت كودكان و نوجوانان باشند خودداري كنند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بايد ظرف دو هفته راجع به استعلام كتبي شوراي عالي انفورماتيك اعلام نظر كند.

ماده 12
به منظور حمايت عملي از حقوق ياد شده در اين قانون، نظم بخشي و ساماندهي فعاليت‌هاي تجاري رايانه‌اي مجاز، نظام صنفي رايانه‌اي توسط اعضاي صنف ياد شده تحت نظارت شورا به وجود خواهد آمد. مجازات‌هاي مربوط به تخلفات صنفي مربوط، برابر مجازات‌هاي جراي ياد شده در لايحه قانوني امور صنفي -مصوب 13/4/1359 و اصلاحيه‌هاي آن- خواهد بود.

ماده 13
هر كس حقوق مورد حمايت اين قانون را نقض نمايد، علاوه بر جبران خسارت، به حبس از نودويك روز تا شش ماه، و جزاي نقدي از ده ميليون (000/000/10) تا پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم مي‌گردد.
تبصره- خسارت شاكي خصوصي از اموال شخص مرتكب جرم جبران مي‌شود.

ماده 14
شاكي خصوصي مي‌تواند تقاضا كند مفاد حكم دادگاه در يكي از روزنامه‌ها با انتخاب و هزينه او آگهي شود.

ماده 15
جرم مذكور در ماده (13) با شكايت شاكي خصوصي آغاز و با گذشت او موقوف مي‌شود.

ماده 16
حقوق مذكور در ماده (1) در صورتي مورد حمايت اين قانون خواهد بود كه موضوع براي نخستين بار در ايران توليد و توزيع شده باشد.

ماده 17
آيين‌نامه اجرايي اين قانون شامل مواردي از قبيل چگونگي صدور گواهي ثبت و تأييديه فني و هزينه‌هاي مربوط، همچنين نحوه تشكيل نظام صنفي رايانه‌اي به پيشنهاد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و با هماهنگي وزارتخانه‌هاي فرهنگ و ارشاد اسلامي و دادگستري به تصويب هيئت وزيران خواهد رسيد.

آيين‌نامه اجرايي ثبت نرم‌افزار و نظام صنفي رايانه‌اي
(مصوب 21/4/1383 هيئت دولت)


قسمت اول- ثبت نرم‌افزار
بخش اول - تعاريف مربوط به ثبت نرم‌افزار:
ماده 1- در اين آئين نامه منظور از كلمه «قانون»، قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهاي رايانه‌اي -مصوب 1379- مي‌باشد.

ماده2- نرم‌افزار عبارت است از مجموعه برنامه‌هاي رايانه‌اي، رويه‌ها، دستورالعمل‌ها و مستندات مربوط به آنها و نيز اطلاعات مربوط به عمليات يك سيستم رايانه‌اي كه داراي كاربري مشخص بوده و بر روي يكي از حامل‌هاي رايانه‌اي ضبط شده باشد.
تبصره 1- آثار و محصولات نرم‌افزاري نوشتاري، صوتي و تصويري كه با كمك نرم‌افزار پردازش شده و به صورت يك پديده مستقل تهيه و ارائه شود نيز مشمول اين آئين‌نامه خواهد بود.
تبصره2- خلق عمليات نرم‌افزاري در ذهن يا بيان مخلوق ذهني بدون اين كه برنامه‌هاي رايانه‌اي و مستندات و دستورالعمل‌هاي آن تدوين شده باشد، نرم‌افزار محسوب نمي‌شود و براي خالق آن حقوقي ايحاد نمي‌نمايد.

ماده3- پديد‌آورنده نرم‌افزار شخص يا اشخاصي هستند كه براساس دانش و ابتكار خود كليه مراحل مربوط اعم از تحليل، طراحي، ساخت و پياده سازي نرم‌افزار را انجام دهند.

ماده4- حقوق معنوي نرم‌افزار رايانه‌اي بدون اينكه منحصر با اين تعبير باشد عبارت است از حق انتساب نرم‌افزار به پديدآورنده آن و محدود به زمان و مكان نيست و غيرقابل انتقال است.

ماده5- حقوق مادي نرم‌افزار رايانه‌اي بدون اينكه منحصر به مصاديق زير باشد عبارت از حق استفاده شخصي، حق نشر، حق عرضه، حق اجراء، حق تكثير و هرگونه بهره‌برداري اقتصادي است و قابل نقل و انتقال مي‌باشد.

ماده6- نشر عبارت است از قراردادن نرم‌افزار در معرض استفاده عموم اعم از اينكه بر روي يكي از حامل‌هاي رايانه‌اي، تكثير شده يا به منظور فوق در محيط‌هاي رايانه‌اي قابل استفاده براي ديگران قرار داده شود.

ماده7- عرضه عبارت است از ارائه نرم‌افزار براي استفاده شخص يا اشخاص معين ديگر در زمان يا مكان محدود و براي بهره برداري مشخص.

ماده8- اجراء عبارت است از استفاده عملي وكاربردي از نرم‌افزار در محيطهاي رايانه‌اي.


بخش دوم- حقوق پديدآورنده:
ماده9- حقوق مادي و معنوي نرم‌افزار به پديدآورنده تعلق دارد. استفاده از تمام يا قسمتي از حقوق مادي موضوع قانون براي مدت 30 سال يا كمتر، با قيد شرط يا بدون شرط به اشخاص ديگر قابل نقل و انتقال مي‌باشد. اشخاصي كه به ترتيب فوق اجازه نشر يا عرضه يا اجراي نرم‌افزاري را كه ديگري پديد آورده است به دست آورده‌اند مكلفند نام پديدآورنده را نيز در نسخ عرضه شده ذكر نمايند مگر اين كه با پديدآورنده به گونه‌اي ديگر توافق شده باشد.

ماده10- نرم‌افزار ممكن است به سفارش شخص حقيقي يا حقوقي پديدآمده باشد. حقوق مادي نرم‌افزارهائي كه مطابق ماده (6) قانون پديد مي‌آيند به مدت مقرر در ماده (1) قانون (30 سال) متعلق به سفارش دهنده است، مگر اينكه براي مدت كمتر يا ترتيب محدودتري توافق شده باشد ولي حقوق معنوي نرم‌افزارها متعلق به پديدآورنده است.

ماده11- هرگاه اشخاص متعدد در پديدآوردن نرم‌افزار مشاركت داشته باشند، چنانچه سهم مشاركت هر يك در پديدآوردن نرم افزار مشخص باشد، حقوق مادي حاصل از آن به نسبت مشاركت به هر يك تعلق مي‌گيرد. در صورتي كه كار يكايك آنان جدا و متمايز نباشد اثر مشترك ناميده مي‌شود و حقوق ناشي از آن حق مشاع پديدآوردندگان است.
تبصره- هر يك از شركاء به تنهايي يا همه آنها به اتفاق مي‌توانند در مورد نقض حقوق موضوع قانون مراجع قضائي صالحه مراجعه نمايند.

ماده12- استفاده از نرم‌افزارهاي ديگر براي ايجاد نرم‌افزارهاي سازگار و مكمل كه قابليتها و ظرفيت‌ها يا كاربري جديد ايجاد كند بلامانع است و نقض حقوق پديدآورنده نرم‌افزارهاي ديگر محسوب نمي‌شود مشروط بر اينكه پديدآورنده نرم‌افزار سازگار و مكمل رضايت كتبي پديدآورندگان نرم‌افزارهائي كه براي نخستين بار در ايران توليد و توزيع شده است را گرفته باشد.

ماده 13- حقوق مادي و معنوي نرم‌افزارهاي جديد كه به واسطه نرم‌افزارهاي ديگر پديد مي‌آيد متعلق به پديدآورنده نرم‌افزار جديد است.

ماده14- پاداش، جايزه نقدي و امتيازاتي كه در مسابقات علمي، هنري و ادبي طبق شرائط مسابقه به آثار مورد حمايت اين آئين نامه تعلق مي‌گيرد، متعلق به پديدآورنده آن خواهد بود.

ماده15- اشخاصي كه نرم‌افزاري را با تغييراتي كه عرفاً نتوان آن را يك نرم‌افزار جديد به حساب آورد، به نام خود ثبت، تكثير، منتشر، عرضه و يا بهره‌برداري نمايند، حقوق پديدآورنده نرم‌افزار ياد شده را نقض كرده‌اند.

ماده16- اشخاصي كه از نام، عنوان و نشان ويژه‌اي كه معرف نرم‌افزار خاصي است براي نام، عنوان و نشان نرم‌افزار خود بدون اخذ مجوز دارنده حقوق مادي و معنوي نرم‌افزار سابق و يا نماينده قانوني وي استفاده نمايند، ناقض حقوق پديدآورنده محسوب مي‌شوند.

ماده17- اشخاصي كه با علم و اطلاع از عدم رعايت حقوق پديدآورنده، نرم‌افزاري را كه بدون اجازه پديدآورنده منتشر يا عرضه شده است تهيه و مورد بهره‌برداري قرار دهند، ناقض حقوق پديدآورنده محسوب مي‌گردند.

ماده18- حق تكثير تمام يا بخشي از نرم‌افزار برروي حاملهاي رايانه‌اي متعلق به پديدآورنده است و ساير اشخاص حتي اگر قصد نشر يا عرضه يا بهره‌برداري نداشته باشند مجاز به تكثير نيستند.

ماده 19- خريد و به كارگيري نرم‌افزارهاي كپي غيرمجاز توسط دستگاههاي دولتي و ديگر دستگاهها و واحدها و سازمانهاي تابعه آنها كه شمول قانون برآنها مستلزم ذكر نام است ممنوع مي‌باشد.
تبصره- كاركنان دستگاههاي موضوع اين ماده، مجاز به نصب و بهره‌برداري نسخه كپي غيرمجاز نرم افزارهاي مورد حمايت قانون روي رايانه‌هاي متعلق به دولت و دستگاه مرتبط نمي‌باشند. متخلفان از اين حكم، مشمول مجازات مقرر در قانون خواهند بود.


بخش سوم- اختراع نرم افزار:
ماده 20- به منظور صدور تأييديه فني براي نرم افزارهائي كه پديدآورنده مدعي اختراع آن است، در اجراي ماده (10) قانون، كميته‌اي با تركيب مقرر در ماده مذكور زيرنظر شوراي عالي انفورماتيك تشكيل مي‌شود. اعضاي اين كميته به مدت سه سال منصوب مي‌شوند و انتصاب مجدد آنان نيز بلامانع است. دستورالعمل مربوط به نحوه تشكيل جلسات و اتخاذ تصميم در كميته مذكور به تصويب شوراي عالي انفورماتيك خواهد رسيد.

ماده21- در صورتي كه متقاضي، مدعي اختراع نرم‌افزار باشد ابتدا با مراجعه به اداره مالكيت صنعتي، اظهارنامه مربوط را اخذ و تكميل و همراه با مدارك و مستندات به اداره ياد شده تسليم و رسيد دريافت مي‌نمايد.
اداره مالكيت صنعتي موظف است پس از انجام تشريفات قانوني يك نسخه از اظهارنامه به همراه مدارك و مستندات را به دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك ارسال نمايد. دبيرخانه مزبور موضوع را در كميته حق اختراع مطرح و در صورت تأييد يا عدم تأييد فني اختراع، مراتب را به اداره مالكيت صنعتي اعلام تا مرجع مذكور حسب مورد و بر اساس ترتيبات و تشريفات مقرر در قانون ثبت علائم و اختراعات و آئين‌نامه‌هاي مربوط مبادرت به صدور ورقه اختراع و اعلام نتيجه نمايد.

ماده 22- حقوق دارنده ورقه ثبت اختراع نرم‌افزار همان است كه در قانون ثبت علائم و اختراعات و اصلاحات بعدي آن مشخص شده است.
تبصره - استفاده از حقوق مندرج در قانون ثبت علائم و اختراعات مانع از برخورداري پديدآورنده نرم افزار از حقوق موضوع قانون و مقررات اين آئين نامه نخواهد بود.


بخش چهارم- چگونگي صدور گواهي ثبت نرم‌افزار:
ماده 23- دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك با همكاري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، فرمهاي لازم براي تكميل توسط متقاضي ثبت نرم‌افزار را تهيه تا از طريق دبيرخانه مزبور در اختيار متقاضي قرار گيرد.
ماده24- متقاضي ثبت نرم‌افزار پس از تكميل فرمها، دو نسخه از نرم‌افزار را به دبيرخانه تحويل داده و رسيد دريافت مي‌دارد. علاوه بر آن متقاضي بايد به ازاي هر نرم‌افزار مبلغ يكصدهزار (000/100) ريال براي ثبت و يكصد هزار (000/100) ريال براي تأييديه فني به حساب خزانه واريز و رسيد آن را نيز همراه تقاضاي خود تحويل دهد.

ماده 25- شوراي يادشده پيش از تأييد فني، بايد با ارسال يك نسخه از نرم افزار به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، عدم مخالفت نرم‌افزار را با اخلاق اسلامي و عفت عمومي و سلامت شخصيت كودكان و نوجوانان استعلام كند. وزارت يادشده موظف است ظرف يك ماه نظر خود را به شورا اعلام كند.
تبصره- چنانچه وزارت مذكور ظرف مدت يك ماه، در پاسخ به استعلام شورا قادر به اظهارنظر قطعي نباشد، موظف است ضمن اعلام دلائل خود، حداكثر ظرف سه ماه نظر قطعي خود را اعلام نمايد. در غير اينصورت عدم مخالفت نرم‌افزار با ضوابط و مقررات فرهنگي از جمله اخلاق اسلامي، عفت عمومي و سلامت شخصيت كودكان و نوجوانان مورد تأييد تلقي خواهد شد.

ماده26- شورا پس از دريافت تأييديه وزارت مورداشاره موظف است حداكثر ظرف سه ماه نسبت به بررسي فني نرم‌افزار اقدام و نظر خود را به وزارت ياد شده اعلام نمايد. عدم اعلام نظر شورا در مهلت مقرر به منزله تأييد فني است.

ماده 27- وزارت مذكور موظف است حداكثر ظرف دو هفته پس از تأييديه فني شورا نسبت به ثبت نرم‌افزار و صدور گواهي ثبت به نام متقاضي اقدام نمايد.
تبصره 1- دارنده گواهينامه ثبت نرم‌افزار مي‌تواند شخصاً با مراجعه به وزارت تقاضا نمايد حقوق مادي نرم‌افزار به شخص ديگري منتقل شود. در اين صورت وزارت موظف است مراتب نقل و انتقال را ثبت و در گواهينامه ثبت نرم‌افزار درج نمايد.
تبصره2- وزارت موظف است مراتب ثبت و تغييرات مالكيت حقوق مادي نرم‌افزار ار در جايگاه اينترنتي كه به همين منظور ايجاد گرديده است درج كند.

ماده 28- چنانچه پديدآورنده، مدعي اختراع نرم‌افزار باشد، پس از طي مراحل مذكور در ماده (21)، نرم افزار در كميته حق اختراع مذكور در ماده (10) قانون مورد بررسي قرار گرفته و مراتب تأييد يا عدم تأييد در فرم مربوط درج مي‌گردد.
ابلاغ تأييد يا عدم تأييد اختراع توسط دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك كشور به اداره مالكيت صنعتي و از آن طريق به متقاضي صورت مي‌گيرد.

ماده29- شوراي عالي انفورماتيك و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مكلفند از نسخ نرم افزارهايي كه جهت تأييد و ثبت در اختيار آنها قرار مي‌گيرد به نحوي محافظت نمايند كه مندرجات آن جز با رضايت مالك حقوق مادي نرم‌افزار در دسترس ساير اشخاص قرار نگيرد. اشخاصي كه در دبيرخانه شورا و وزارت مذكور متهم به اهمال و سوءاستفاده باشند، با شكايت مالك به عنوان ناقض حقوق وي تحت تعقيب قرار خواهند گرفت. به علاوه تخلف اين قبيل اشخاص حسب مورد در هيئتهاي رسيدگي به تخلفات اداري يا هيئتهاي انضباطي مشابه رسيدگي و مجازات اداري مقرر نيز در مورد آنان اعمال خواهد شد.
تبصره- در موارد اختراع، موضوع تابع قوانين و مقررات مربوط خواهد بود.

ماده 30- قبول تقاضاي ثبت اختراع و نيز ثبت نرم‌افزار، مانع اعتراض و ادعاي حق از ناحيه اشخاص ديگر نخواهد بود و افراد ذي‌حق مي‌توانند به مراجع صالحه قضائي مراجعه نمايند.

ماده 31- چنانچه متقاضي ثبت نرم‌افزار نسبت به تصميم شوراي عالي انفورماتيك و يا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي اعتراض داشته باشد حسب مورد مي‌تواند در شوراي يادشده و يا كميته‌اي كه توسط وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تعيين مي‌شود تقاضاي تجديد نظر و رسيدگي مجدد نمايد.


قسمت دوم- نظام صنفي رايانه

بخش اول- تعاريف مربوط به نظام صنفي رايانه
ماده32- اصطلاحات اختصاري زير در معاني مشروح مربوط به كار مي‌رود:
1- نظام صنفي رايانه‌اي: قواعد و مقررتي است كه در جهت ساماندهي، ايجاد تشكيلات، تعيين وظائف و نظم بخشي به فعاليت تجاري رايانه‌اي مجاز و حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزار وضع و تحت نظارت شوراي عالي انفورماتيك كشور تنظيم و تنسيق مي‌گردد و از اين پس «نظام صنفي رايانه‌اي» خوانده مي‌شود.
2- فرد صنفي: شخص حقيقي يا حقوقي است كه فعاليت خود را در زمينه امور تحقيقاتي، طراحي، توليدي، خدماتي، تجاري رايانه‌اي (اعم از سخت‌افزار، نرم‌افزار و شبكه‌هاي اطلاع‌رساني) قرار مي‌دهد.
تبصره1- ايجاد هر گونه مركز پژوهشي، تحقيقاتي منوط به رعايت ضوابط قانوني مربوط است.
تبصره2- اشخاص حقيقي يا حقوقي كه طبق اين آئين نامه و قانون مجوز فعاليت، پروانه تأسيس يا بهره‌برداري مي‌گيرند، چنانچه مبادرت به عرضه مستقيم كالا يا خدمات به مصرف كننده نمايند مكلفند علاوه بر رعايت اين آئين نامه بر اساس مقررات مربوط نسبت به اخذ پروانه كسب حسب قانون نظام صنفي و مجوزهاي مربوط از مراجع ذي ربط اقدام كنند.
3- واحد صنفي: هر واحد اقتصادي كه توسط فرد صنفي رايانه‌اي با اخذ پروانه كسب يا مجوز لازم براي فعاليت موضوع بند (2) اين ماده دائر مي‌گردد، واحد صنفي ناميده مي‌شود.
4- عضو صنف: دانش‌آموختگان رشته‌‌هاي كامپيوتر، مهندسي برق، رياضي و رشته‌هاي مرتبط كه حداقل دو سال از زمان فارغ‌التحصيلي آنان در رشته‌هاي مزبور گذشته و يا در آزموني كه به همين منظور از سوي نظام صنفي رايانه‌اي برگزار مي‌گردد موفقيت لازم را احراز نمايند، به عنوان شخص حقيقي به عضويت نظام يادشده در مي‌آيد.
5- صنف رايانه‌اي: آن گروه از افراد كه طبيعت فعاليت آنان از يك نوع باشد، صنف رايانه‌اي را تشكيل مي‌دهند.
6- شاخه‌هاي نظام صنفي رايانه‌اي: شاخه‌هاي صنف بر اساس طبيعت كارهاي قابل ارجاع به آن به شرح زير دسته‌بندي مي‌شوند:
الف- براي انجام فعاليت‌هاي مشاوره، نظارت، طراحي، توليد، نصب و راه‌اندازي، توسعه و پشتيباني و آموزش سيستم‌هاي نرم‌افزار، سخت‌افزار، شبكه‌هاي اطلاع‌رساني و نظاير آن، «شاخه‌ شركت‌ها» با مشاركت افراد حقوقي صنف كه حسب قانون تجارت ايجاد مي‌شوند، تشكيل مي‌گردد.
ب- براي فعاليت‌هاي مربوط به عرضه محصولات سخت‌افزاري، نرم‌افزاري و حامل‌هاي حاوي اطلاعات، قطعات و مواد مصرفي كه نوعاً نياز به پشتيباني فني نداشته و يا پشتيباني فني آنها توسط شركت‌هاي موضوع بند (الف) ارائه مي‌شود. «شاخه فروشگاه‌ها» با مشاركت افراد حقيقي صنفي كه داراي پروانه كسب حسب قانون نظام صنفي هستند، تشكيل مي‌شود.
تبصره- عضويت اعضاي فروشگاهي در نظام صنفي رايانه‌اي موجب سلب اختيارت قانوني اتحاديه‌ها و مجامع امور صنفي نمي‌شود.
ج- براي فعاليت‌هاي مشاوره‌اي و نظارت، «شاخه مشاوران» تشكيل مي‌گردد. مشاوران از ميان اعضاء انتخاب مي‌شوند.
تبصره- شرايط احراز رتبه مشاوره و روش انتخاب و سقف فعاليت آنان به موجب دستورالعملي كه بر اساس قوانين و مقررات موجود به تصويب شوراي عالي انفورماتيك مي‌رسد، تعيين خواهد شد.

بخش دوم- اركان نظام صنفي رايانه‌اي:
ماده33- اركان نظام صنفي رايانه‌اي عبارتند از: نظام صنفي رايانه‌اي استان‌ها، شوراي انتظامي استان‌ها، هيئت عمومي نظام، شوراي مركزي نظام، شوراي انتظامي كل، بازرس و رئيس.

الف- نظام صنفي رايانه‌اي استانها:
ماده 34- نظام صنفي رايانه‌اي هر استان در صورتي كه حداقل اعضاي جدول زير را به تشخيص مراجع مذكور در آن پوشش دهد، تشكيل مي‌شود:

تبصره1- مادامي كه نظام صنفي رايانه‌اي استان تشكيل نشده است، امور مربوط به آن استان توسط شوراي مركزي نظام، سرپرستي يا اداره آن به نظام رايانه‌اي يكي از استان‌هاي همجوار واگذار خواهد شد.
تبصره2- عضويت در بيش از يك نظام صنفي استاني مجاز نمي‌باشد.

ماده 35- هر نظام استاني داراي مجمع عمومي، هيئت مديره، شوراي انتظامي و بازرس است. محل استقرار دائم دفتر مركزي آن در مركز استان مي‌باشد، ولي هيئت مديره مي تواند پس از تأييد شوراي مركزي در ساير شهرستان‌ها نيزنمايندگي داير نمايد.

ماده 36- مجمع عمومي نظام هر استان از اجتماع تمامي اعضاي (حقوقي، فروشگاهي و حقيقي) داراي حق رأي تشكيل مي‌گردد و وظايف و اختيارات آن به شرح زير است:
1- انتخاب اعضاي هيئت مديره و بازرس.
2- تصويب خط‌مشي‌ها، سياست‌ها و برنامه‌ها و آئين نامه‌هاي اجرائي نظام.
3- بررسي و تصويب پيشنهادهاي هيئت مديره.
4- تعيين ميزان وروديه، حق عضويت و ساير منابع درآمدي.
5- عزل هيئت مديره و بازرس.
6- بررسي و تصويب ترازنامه، صورتحساب درآمد و هزينه‌هاي سال مالي گذشته و بودجه سال آتي نظام.
7- استماع و ارزيابي گزارش ساليانه هيئت مديره در خصوص فعاليت‌هاي نظام.
8- تصويب تغييرات در مفاد اساسنامه نظام.
9- تصويب انحلال نظام استاني و ارجاع آن به هيئت عمومي صنف.
10- بررسي و اتخاذ تصميم نسبت به ساير اموري كه طبق قوانين، آئين‌نامه‌هاي مربوط در صلاحيت مجمع عمومي است.
تبصره 1- هر مجمع توسط هيئت رئيسه‌اي مركب از يك رئيس، يك منشي و دو ناظر اداره مي‌شود.
تبصره 2- اعضاي هيئت رئيسه نبايد از بين كساني باشند كه خود در انتخابات هيئت مديره و بازرس نامزد كرده‌اند.
تبصره 3- تصويب موارد مربوط به بندهاي (8) و (9) در اختيار مجمع عمومي فوق‌العاده مي‌باشد.

ماده 37- نحوه تشكيل جلسات مجامع عمومي عادي و فوق‌العاده:
تشكيل مجمع عمومي عادي در نوبت اول با حضور نصف به علاوه يك اعضاي هر شاخه (حقيقي، حقوقي و فروشگاهي) نظام مي باشد كه در صورت عدم حصول به نصاب لازم، در نوبت دوم كه حداكثر پانزده روز بعد تشكيل مي شود با هر تعداد از اعضاي كل شاخه‌هاي برگزار خواهد شد. تصميمات مجمع عمومي عادي با رأي اكثريت نسبي حاضران لازم‌الاجراء خواهد بود.
تبصره 1- نصاب تشكيل مجمع عمومي فوق‌العاده همان نصاب تشكيل مجمع عمومي عادي است ولي تصميمات آن با رأي دو سوم حاضران داراي اعتبار است.
تبصره 2- هر عضو مي‌تواند حداكثر وكالت دوعضو غائب در جلسه را داشته باشد.
تبصره 3- دعوت براي تشكيل مجامع عمومي توسط هيئت مديره يا بازرس و در دوره فترت توسط دبير صورت خواهد گرفت.
تبصره 4- دعوت براي تشكيل مجامع عمومي با دعوت كتبي و يا از طريق آگهي در روزنامه كثير‌الانتشار منتخب مجمع عمومي و با تعيين زمان و مكان و دستورجلسه انجام و بايد حداقل پانزده روز قبل از تشكيل مجمع به اطلاع عموم برسد. مجمع مي‌‌تواند براي دعوت از اعضاء روش ديگري را جايگزين نمايد.
تبصره 5- يك سوم از اعضاي شاخه‌هاي (حقوقي، فروشگاهي، حقيقي) نظام مي‌تواند درخواست تشكيل مجمع عمومي فوق‌العاده نمايند. هيئت مديره مكلف به قبول درخواست مي باشد.
تبصره 6- مجمع عمومي عادي سالي يك بار و مجمع عمومي به طور فوق العاده مي‌تواند به دفعات تشكيل شود.

ماده 38- هر نظام استاني داراي هيئت مديره‌اي خواهد بود كه از اعضاي داوطلب واجد شرايط، شاخه‌هاي آن توسط اعضاي همان شاخه براي يك دوره سه ساله انتخاب خواهن شد. انتخاب مجدد آنان براي يك دوره پيوسته ديگر بلامانع است و هيئت مديره تا زمان انتخاب هيئت مديره جديد، كماكان عهده‌دار مسئوليت خواهد بود.

ماده 39- تعداد نمايندگان هر شاخه در هيئت مديره نظام استاني به شرح جدول زير خواهد بود كه بين يك الي سه عضو علي البدل حسب تعداد براي هر شاخه خواهد داشت:

تبصره- با توجه به عدم وجود زيرساخت مناسب جهت تعيين صلاحيت مشاوران، هيئت مديره‌هاي استاني و شوراي مركزي دوره اول بدون حضور نمايندگان اين شاخه تشكيل مي‌شوند. آئين‌نامه چگونگي احراز صلاحيت مشاوران پس از تصويب در شوراي عالي انفورماتيك حداكثر تا مجمع عمومي بعدي به اجراء گذاشته مي‌شود.

ماده 40- شرايط انتخاب شوندگان هيئت‌هاي مديره استاني به شرح زير مي‌باشد:
1- تابعيت دولت جمهوري اسلامي ايران.
2- پايبندي به اسلام و يا يكي از اقليت‌هاي شناخته شده در قانون اساسي و وفاداري به نظام جمهوري اسلامي ايران.
3- عدم اعتياد به مواد مخدر
4- داشتن حسن شهرت اجتماعي، شغلي، علمي، حرفه‌اي و عدم اشتهار به فساد اخلاقي، به تأييد 5 درصد واجدان حق رأي دادن در نظام است كه اين تعداد كمتر از 2 نفر نمي‌باشد.
5- نداشتن پيشينه كيفري مؤثر.

ماده 41- اولين دوره انتخاب در استان با نظارت شوراي عالي انفورماتيك و با اطلاع استاندار و توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي هر استان برگزار خواهد شد.
تبصره- دستورالعمل مربوط به تشكيل مجمع عمومي مؤسس استان‌ها، اساسنامه الگو، برگزاري انتخابات اولين دوره هيئت مديره استان‌ها، انتخابات شوراي مركزي، با رعايت قانون و مفاد اين آيين‌نامه تهيه و به تصويب شوراي عالي انفورماتيك خواهد رسيد.

ماده 42- اهم وظايف و اختيارات هيئت مديره به شرح زير است:
1- نظارت بر حسن انجام خدمات ارائه شده توسط اشخاص حقيقي و حقوقي در حوزه استان.
2- تنظيم روابط بين اعضاي صنف و كارفرمايان و ارائه اطلاعات لازم به كارفرمايان در مورد اشخاص واجد صلاحيت فني.
3- دفاع از حقوق اجتماعي و حيثيت حرفه‌اي صنف.
4- همكاري با مراجع ذيربط در امر ارزشيابي، تعيين صلاحيت و ظرفيت اشتغال.
5- ارائه خدمات كارشناسي فني به مراجع قضايي و قبول داوري در اختلافاتي كه داراي ماهيت فني است در چارچوب قوانين و مقررات مربوط كشور.
6- معرفي نماينده نظام جهت عضويت در كميسيون حل اختلاف مالياتي، هيئت‌هاي تشخيص مطالبات تأمين اجتماعي و ساير مراجع قانوني.
7- ارتقاي دانش فني و كيفيت كار اعضاي صنف.
8- برنامه‌ريزي در جهت تقويت و توسعه فرهنگ فناوري اطلاعات در استان با برگزاري مسابقات حرفه‌اي و تخصصي در چارچوب قوانين و مقررات.
9- انتخاب دبير نظام صنفي رايانه‌اي استاني از بين خود و يا خارج از آن و يا عزل وي.
10- تعيين حق‌الزحمه كاركنان نظام استاني.
11- تنظيم دستورالعمل‌هاي اداري- مالي نظام استاني طبق مقررات و نظام‌نامه‌هاي مصوب هيئت عمومي.
12- معرفي اعضاي شوراي انتظامي وفق مقررات اين آئين‌نامه.
13- تشكيل كميسيون‌هاي تخصصي استاني با رعايت نظام‌نامه‌هاي هيئت عمومي و شوراي مركزي.
14- بررسي و تصويب بودجه سال آتي پيشنهادي نظام استاني.

ماده 43- هيئت مديره در اولين نشست خود يك نفر را به عنوان رئيس، يك يا دو نفر را به عنوان نايب رئيس و يك نفر را به عنوان خزانه‌دار انتخاب مي‌نمايد.

ماده 44- هيئت مديره مي‌تواند يك نفر را از بين خود و يا خارج از آن به عنوان دبير انتخاب نمايد. دبيرنظام، مسئول اداره امور دبيرخانه بوده و وظايف او به شرح زير است:
1- استخدام يه به كارگماردن كاركنان اداري نظام و در صورت لزوم استخدام مشاور و كارشناس پس از تصويب هيئت مديره.
2- انجام مكاتبات و نامه‌هاي اداري نظام و نظارت برحسن اجراي مقررات داخلي نظام.
3- گشايش حساب‌هاي بانكي نظام به اتفاق خزانه‌دار و رئيس هيئت مديره.
4- اجراي مصوبات و تصميمات هيئت مديره و مجمع عمومي و انجام امور جاري نظام.
5- حفظ و نگهداري اسناد و مدارك اداري و مشخصات كامل اعضاء.
6- تهيه و تنظيم كارت عضويت نظام با امضاي خود و رئيس هيئت مديره و مهر رسمي نظام.
7- ارسال شكايات واصل شده به شوراي انتظامي استان.
8- نمايندگي نظام نزد كليه اشخاص اعم از حقيقي و حقوقي، مراجع قضايي اداري با حق توكيل.

ماده 45- خزانه دار مسئول امور مالي نظام است و وظايف وي به شرح زير است:
1- امضاي كليه چك‌ها، اسناد مالي و اوراق تعهدآور بر عهده او و رئيس هيئت مديره يا دبير نظام است.
2- اداره امور مالي نظام، تنظيم دفاتر و اسناد صورتجلسات مالي و رسيدگي و حفظ حساب‌ها.
3- وصول و جمع آوري وروديه، حق عضويت‌ها و كمك‌هاي مالي.
4- تهيه و تنظيم ترازنامه جهت ارائه به هيئت مديره و بازرس.
5- رسيدگي به صحت اسناد و مدارك ارائه شده در مورد پرداخت‌ها.
6- نظارت بر خريد و فروش و هر نوع عملي مالي.
7- حفظ اموال منقول و غير منقول، وجوه و اسناد مالي.
8- تنظيم بودجه سال آتي و تسليم آن به هيئت مديره جهت بررسي و تصويب.

ب- شوراي انتظامي استان:

ماده46- هر نظام استاني داراي يك شوراي انتظامي متشكل از 3 تا 5 نفر به معرفي هيئت مديره كه يك نفر از آنها حقوقدان مي‌باشد خواهد بود و همگي با حكم رئيس شوراي مركزي نظام براي مدت سه سال منصوب شده و انتصاب مجدد آنان بلامانع خواهد بود.
رسيدگي به شكايات اشخاص حقيقي و حقوقي در خصوص تخلفات حرفه‌اي، انضباطي و انتظامي اعضاء به عهده شوراي ياد شده مي‌باشد. چگونگي رسيدگي به تخلفات و تعيين مجازات‌هاي انضباطي و موارد قابل تجديدنظر در شوراي انتظامي نظام طبق مواد آتي خواهد بود.
تبصره- هرگاه تخلف عضو، عنوان يكي از جرائم مندرج در قوانين را داشته باشد، اين شورا مكلف است مراتب را براي رسيدگي به جنبه جزائي آن در اسرع وقت به مراجع قضائي صالح اعلام دارد. رسيدگي مراجع قضائي مزبور مانع از اجراي مجازات‌هاي انتظامي اعضاء نخواهد بود.

ماده 47- شوراي انتظامي در اولين جلسه خود يك رئيس و يك نائب رئيس و يك نفر منشي براي مدت يك سال انتخاب خواهد كرد و تجديد انتخاب آنان بلامانع خواهد بود.

ماده 48- هيئت مديره مي‌تواند در صورت اطلاع از وقوع تخلف، رأساً نيز به شوراي انتظامي اعلام شكايت كند.

ماده 49- دبيرخانه شوراي انتظامي استان در دبيرخانه نظام صنفي رايانه‌اي استان قرار داشته و پس از وصول شكايت و تشكيل پرونده با رعايت نوبت تعيين وقت مي‌نمايد. موارد خارج از نوبت به تشخيص رئيس شوراي انتظامي استان تعيين مي‌شود.
تبصره- كليه مكاتبات و تصميمات و آراي شوراي انتظامي استان با امضاي رئيس و در غياب وي نائب رئيس و از طريق دبيرخانه انجام و ابلاغ مي‌شود.

ماده 50- شوراي انتظامي استان ملزم به رسيدگي به كليه شكايات واصله مي باشد. اگر شكايتي را وارد نداند و يا رسيدگي به شكايتي را در صلاحيت خود تشخيص ندهد نظر به رد شكايت يا عدم صلاحيت داده و در غير اين صورت پس از اخذ دفاعيات اتخاذ تصميم مي‌كند. شورا مي‌تواند در صورت نياز از طرفين بري استماع اظهارات آنان دعوت نمايد.
عدم حضور شاكي يا وكيل يا نماينده او در اولين جلسه رسيدگي بدون اعلام قبلي در حكم انصراف از شكايت است، ليكن عدم حضور مشتكي‌عنه مانع رسيدگي و اخذ تصميم نخواهد بود.
در صورت درخواست مشتكي عنه جهت حضور، شورا موظف به دعوت از وي مي‌باشد. مشتكي‌عنه در صورت عدم امكان حضور لايحه دفاعيه خود را قبل از جلسه رسيدگي به دبيرخانه شوراي انتظامي استان تسليم و يا يك نفر را به عنوان وكيل معرفي مي‌نمايد.
تبصره-شوراي انتظامي استان مي‌تواند از نظرات مشورتي كارشناسان خبره استفاده نمايد.

ماده 51- مجازات‌هاي انتظامي به قرار زير است:
1- اخطار شفاهي بدون درج در پرونده عضويت در نظام صنفي رايانه‌اي استان.
2- توبيخ كتبي يا درج در پرونده عضويت در نظام صنفي رايانه‌اي استان.
3- محروميت موقت از فعاليت صنفي به مدت 1 روز تا 3 ماه.
4- محروميت موقت از فعاليت صنفي به مدت سه ماه و يك روز تا يك سال.
5- محروميت موقت از فعاليت صنفي به مدت يك سال و يك روز تا پنج سال.

ماده 52- تخلفات انتظامي و انضباطي و مجازات‌هاي مربوط حسب مورد با توجه به شرايط، دفعات و مراتب تخلف به شرح زير است:
1- عدم رعايت شئونات شغلي و حرفه‌اي مربوط از درجه يك تا درجه دو.
2- سهل‌انگاري و يا عدم رعايت اصول فني به نحوي كه موجب تضييع حقوق غير گردد به تناسب ميزان خسارات وارده از درجه يك تا درجه سه.
3- صدور تأييديه‌هاي خلاف واقع، از درجه يك تا درجه پنج.
4- ارائه صورت وضعيت يا ساير اوراق و مدارك كه موجب تضييع حقوق ديگران شود از درجه دو تا درجه چهار.
5- امتناع از انجام تمام يا بخشي از تكاليف ناشي از قرارداد از درجه يك تا درجه سه.
6- جعل و تزوير در اوراق و اسناد و مدارك حرفه‌اي از درجه سه تا درجه پنج.
7- اشتغال در كارهايي كه خرج از صلاحيت حرفه‌اي و يا ظرفيت اشتغال تعيين شده توسط مراجع ذي‌ربط، از درجه يك تا درجه پنج.
8- سوء استفاده از عضويت و يا موقعيت‌هاي شغلي و اداري نظام به نفع خود و يا غير از درجه دو تا درجه پنج.
9- دريافت و پرداخت هرگونه مال يا وجه يا قبول خدمت خارج از ضوابط از درجه سه تا درجه پنج.
10- عدم رعايت مقررات و ضوابط مصوب نظام از درجه يك تا درجه سه.
11- تأسيس هرگونه مؤسسه، دفتر يا محل كسب و پيشه براي انجام خدمات فني بدون داشتن مجوز قانوني لازم از درجه دو تا درجه پنج.
12- انجام فعاليت در دوره محروميت موقت، علاوه بر محدوديت سابق از درجه چهار تا درجه پنج.

ماده 53- تشخيص تخلف و انطباق آن با هر يك از مجازات‌هاي مقرر به عهده شوراي انتظامي استان است و تكرار تخلف از هر نوع كه باشد موجب مجازات شديدتر خواهد بود. ارتكاب جرائم متعدد مشمول جمع مجازات‌ها است كه در هر حال مجموع محروميت از 10 سال فراتر نخواهد رفت.
تبصره- شوراي انتظامي استان موارد تخلف اعضاي فروشگاهي را به مراجعي كه در قانون نظام صنفي معين شده است، منعكس مي‌كند تا طبق مفاد قانون يادشده نسبت به آن رسيدگي و احكام لازم صادر گردد.

ماده 54- آراي شوراي انتظامي بايد مستند و مستدل و صريح بوده و در ذيل برگ رأي، نحوه اعتراض و مهلت آن به طور دقيق ذكر شود.
آراي شوراي انتظامي استان اعم از اينكه مبني بر عدم وقوع تخلف و يا تعيين مجازات باشد، ظرف مدت يك ماه از تاريخ ابلاغ، حسب مورد در شوراي تجديدنظر استاني و يا شوراي انتظامي كل قابل تجديدنظر است.

ماده 55- هر نظام استاني داراي يك شوراي انتظامي تجديد نظر است كه متشكل از پنج نفر مركب از يك نفر حقوقدان با 10 سال سابقه به انتخاب استاندار، يك نفر به انتخاب سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان، يك نفر از اعضاي هيئت مديره و دو نفر به انتخب شوراي مركزي نظام مي‌باشد كه با حكم شوراي مركزي نظام براي مدت سه سال منصوب مي‌گردند.
جلسات شوراي انتظامي استان با حضور دو سوم اعضاء رسميت يافته و در هر حال آراي صادر شده با سه رأي موافق معتبر و لازم‌الاجرا خواهد بود.
كليه درخواست‌هاي تجديدنظر در اين شورا بررسي مي‌شود. كليه احكام و مجازات‌هاي صادره تا درجه چهار در اين شورا قطعي و لازم‌الاجراء بوده و مجازات‌هاي درجه پنج در صورت درخواست محكوم عليه قابل بررسي در شوراي انتظامي كل خواهد بود.
تبصره- شوراي انتظامي تجديدنظر در اولين جلسه خود يك نفر را به عنوان رئيس و يك نفر به عنوان نايب رئيس و يك نفر را به عنوان منشي از بين خود انتخاب مي‌نمايد.

پ - شوراي انتظامي كل نظام:

ماده 56- شوراي انتظامي كل نظام، مرجع تجديدنظر آراي صدر شده مبني بر محكوميت از درجه پنج شوراي انتظامي استان‌ها است و داراي پنج عضو مي‌باشد. اعضاي آن براي مدت سه سال به شرح زير منصوب و انتخاب مجدد آنها بلامانع است:
1- يك نفر حقوقدان با 15 سال سابقه كار به معرفي وزير دادگستري.
2- دو نفر به انتخاب شوراي عالي انفورماتيك
3- دو نفر به انتخاب شوراي مركزي نظام.
جلسات شوراي انتظامي كل با حضور دو سوم اعضاء رسميت يافته و آراي صادر شده با سه رأي موافق معتبر و لازم‌الاجرا خواهد بود.
تبصره- روش و مدت انتخاب رئيس و نايب رئيس و منشي و محل دبيرخانه آن همانند شوراي انتظامي استان خواهد بود.

ماده 57- تقاضاهاي تجديدنظر پس از ثبت در دبيرخانه نظام استاني به همراه پرونده حسب مورد براي شوراي انتظامي تجديدنظر و يا شوراي انتظامي كل ارسال خواهد شد.

ت- بازرس:

ماده 58- مجمع عمومي استان يك نفر را به عنوان بازرس اصلي و يك نفر را به عنوان بازرس علي‌البدل براي مدت يك سال انتخاب مي‌نمايد. وظايف و اختيارات بازرس به شرح زير است:
1- بازرس مي‌تواند در جلسات هيئت مديره بدوه داشتن حق رأي شركت نمايد.
2- بازرس اختيار دارد بدون دخالت در امور اجرائي بر فعاليت هيئت مديره نظارت داشته و دفاتر و اسناد و مدارك و اطلاعات مورد نياز را بدون آنكه وقفه‌اي در فعاليت‌هاي اجرائي هيئت مديره ايجاد شود مطالبه و مورد بررسي قرار دهد.
3- بازرس مي‌تواند براي حسابرسي صورت‌هاي مالي پيشنهاد استفاده از مؤسسات حسابرسي را به هيئت مديره ارائه نمايد. هيئت مديره موظف است نسبت به عقد قرارداد با مؤسسه مذكور اقدام كند.
4- بازرس موظف است صورت‌هاي مالي مصوب هيئت مديره را كه حداقل دو هفته قبل از تشكيل مجمع عمومي ساليانه تهيه و در اختيار ايشان قرار مي‌گيرد، مورد رسيدگي قرار داده و نظر خود را ظرف حداكثر پنج روز قبل از تشكيل مجمع عمومي در اختيار هيئت مديره جهت طرح در مجمع عمومي قرار داده و گزارش ساليانه خود را به مجمع عمومي ارائه نمايد.

ث- هيئت عمومي:

ماده 59- به منظور هماهنگي در امور نظام‌هاي استاني هيئت عمومي نظام صنفي رايانه‌اي كه از اين پس به اختصار هيئت عمومي خوانده مي‌شود، از كليه اعضاي هيئت مديره نظام‌هاي استاني در سطح كشور تشكيل مي‌شود.
هيئت عمومي هر سال يكبار با دعوت شوراي مركزي با حضور نماينده شوراي عالي انفورماتيك جلسه عادي خواهد داشت. جلسات هيئت عمومي با حضور حداقل نيم از اعضاء رسميت خواهد يافت.
تبصره- تشكيل اولين هيئت عمومي بنا به دعوت رياست شوراي عالي انفورماتيك خواهد بود.

ماده 60- وظايف و اختيارات هيئت عمومي به شرح زير است:
1- انتخاب اعضاي شوراي مركزي از ميان اعضاي هيئت عمومي و عزل آنان.
2- استماع و ارزيابي گزارش ساليانه شوراي مركزي در خصوص فعاليت‌هاي نظام.
3- بررسي و تصويب ترازنامه شوراي مركزي.
4- بررسي و تصويب خط‌مشي‌هاي عمومي و پيشنهادي شوراي مركزي.
5- دريافت گزارش از فعاليت‌ها و مشكلات نظام‌هاي استاني و ارائه طريق به آنها.
6- اخذ تصميم در مورد تنظيم روابط بين نظام‌هاي استاني به پيشنهاد شوراي مركزي.
7- بررسي و تصويب ضوابط، مقررات، نظام‌نامه‌ها و همچنين دستورالعمل پرداخت حق‌الزحمه اعضاي شوراي مركزي، اعضاي شوراي انتظامي استاني، شوراي انتظامي كل، بازرسان استاني و بازرس نظام به پيشنهاد شوراي مركزي.
8- بررسي و تصويب نظام‌نامه‌هاي داخلي نحوه اداره هيئت عمومي.
9- بررسي و تصويب نظام‌نامه‌ پيشنهادي شوراي مركزي در خصوص نحوه مديريت منابع مالي نظام
10- انتخاب بازرس.
11- تبصره- شرح وظائف و اختيارت بازرس شوراي مركزي مطابق ماده (58) اين آئين‌نامه خواهد بود.

ج- شوراي مركزي:

ماده 61- براي اداره امور كلان نظام، شوراي مركزي مركب از 23 عضو اصلي و 9 عضو علي‌البدل تشكيل مي‌شود. تركيب نمايندگان شوراي مركزي و اعضاي علي‌البدل به همان نسبت مذكور در ستون آخر جدول ماده (39) اين آئين‌نامه بوده و داراي يك رئيس، دو نايب رئيس و يك خزانه‌دار است. مدت فعاليت هر دوره شوراي مركزي سه سال است.

ماده 62- جلسات شوراي مركزي در مواقع لزوم به دعوت رئيس شوراي مركزي و در غياب وي توسط نواب رئيس تشكيل و با حضور نصف به علاوه يك اعضاء رسميت خواهد يافت. تصميمات و مصوبات آن با حداقل 12 رأي موافق معتبر است.
اعضاي علي‌البدل بدون داشتن حق رأي مي‌توانند در جلسات شوراي مركزي شركت كنند. تصميمات شوراي مركزي پس از ثبت در دفتر مخصوص از طريق دبيرخانه شوراي مركزي به اشخاص و مراجع ذيصلاح ابلاغ و پيگيري مي‌شود.

ماده 63- انجام هزينه‌هاي اداري، استخدامي و ساير هزينه‌هاي اداره بهينه‌نظام، به موجب نظام‌نامه مالي و اداري است كه توسط شوراي مركزي پيشنهاد و به تصويب هيئت عمومي خواهد رسيد.

ماده 64- هزينه‌هاي سازماني نظام و اركان آن از محل حق عضويت اعضاء، كمك‌هاي اعطائي، دريافت بهاي ارائه خدمات پژوهشي، كارشناسي و آموزشي، فروش نشريات و برگزاري سمينارها و نمايشگاه‌ها تأمين خواهد شد.
نحوه و ميزان دريافت هر يك از منابع مذكور به موجب نظام‌نامه‌اي خواهد بود كه به پيشنهاد شوراي مركزي و تصويب هيئت عمومي مي‌رسد.

ماده 65- اهم وظايف شوراي مركزي عبارتست از:
1- پيشنهاد خط‌مشي‌هاي كوتاه مدت، ميان‌مدت و درازمدت جهت تصويب هيئت عمومي.
2- برنامه‌ريزي و فراهم آوردن زمينه اجراي اهداف و خط‌مشي‌هاي مصوب هيئت عمومي.
3- ايجاد زمينه مناسب براي انجام وظايف اركان نظام.
4- برگزاري آزمون‌هاي تخصصي احراز صلاحيت مشاوران مستقل.
5- تهيه پيش‌نويس تعيين حدود صلاحيت اعضاي صنف براي تصويب در شوراي عالي انفورماتيك.
6- همكاري با شوراي عالي انفورماتيك در اجراي رتبه‌بندي و احراز صلاحيت اعضاي صنف.
7- تهيه پيش‌نويس نحوه ارجاع كار و ظرفيت اشتغال اعضاي صنف جهت تصويب در شوراي عالي انفورماتيك.
8- مشاركت در برگزاري كنفرانس‌ها و گردهمايي‌هاي تخصصي در داخل كشور و در سطح بين‌المللي.
9- داوري بين اركان داخلي نظام‌هاي استاني يا بين نظام‌هاي استاني با يكديگر.
10- همكاري با مراكز تحقيقاتي، علمي و آموزشي.
11- حمايت اجتماعي از اعضاي نظام رايانه‌اي و دفاع از حقوق و حيثيت آنها و همچنين دفاع متقابل از حقوق جامعه به عنوان مصرف كنندگان محصولات صنف.
12- تهيه مباني قيمت گذاري خدمات با توجه به پيشنهادهاي نظام‌هاي استاني.
13- تعيين و معرفي امضاهاي مجاز براي امضاي اوراق و اسناد مالي و تعهدآور و قراردادها.
14- انتشار نشريه نظام و ساير نشريات تخصصي.
15- همكاري وارائه نظرات مشورتي به دولت و دستگاه‌هاي اجرائي در زمينه برنامه‌هاي توسعه فناوري اطلاعات در كشور.
تبصره- وظايف خزانه دار مشابه وظايف خزانه دار نظام استاني است.

چ - رئيس سازمان:

ماده 66- شوراي مركزي در اولين نشست خود سه نفر از اعضاي اصلي شورا را به عنوان رئيس به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور (شوراي عالي انفورماتيك) پيشنهاد مي‌نمايد تا يكي از آنها با حكم رئيس جمهور به اين سمت منصوب گردد.

ماده 67- وظايف و اختيارات رئيس سازمان به شرح زير است:
1- رئيس سازمان بالاترين مقام اجرائي و اداري سازمان بوده و نمايندگي سازمان در مراجع ملي و بين‌المللي را به عهده دارد.
2- مسئول اجراي مصوبات شوراي مركزي است.
3- نظارت بر عملكرد دبيرخانه و تهيه پيشنهادها و توصيه‌هاي لازم به منظور تحقق اهداف مندرج در قانون و ارائه آن به شوراي مركزي.
4- نظارت بر عملكرد نظامهاي استاني با هماهنگي شوراي مركزي به منظور حسن جريان امور و حفظ حقوق، منافع، حيثيت و شئونات حرفه‌اي.
5- پيشنهاد تعيين دبيركل.
6- افتتاح جلسات هيئت عمومي در مواقعي كه دعوت‌كننده شوراي مركزي است.
7- ابلاغ دستورالعمل‌ها، مصوبات و بخشنامه‌هاي مربوط به فناوري به نظام مهندسي استانها.
8- انجام ساير وظايفي كه از طرف هيئت عمومي يا شوراي مركزي به رئيس سازمان محول مي‌شود و همچنين وظايفي كه به منظور اداره نظام ضروري است.
9- امضاي مكاتبات عادي و اداري نظام.

ماده 68- رئيس سازمان مي‌تواند يك نفر از اعضاي شوراي مركزي و يا خارج از آن را به عنوان دبيركل به شوراي مركزي جهت كسب رأي اعتماد معرفي و يا درخواست عزل وي را نمايد.
تبصره- رئيس مي‌تواند برخي از اختيارت خود را با حفظ مسئوليت به دبير كل نظام محول كند.

ماده 69- در كليه موارد مبهم يا مسكوت در اين آئين‌نامه، با رعايت مواد قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزار رايانه‌اي، قانوننظام صنفي و اين آيين‌نامه، نظر شوراي عالي انفورماتيك ملاك عمل خواهد بود.

قانون تجارت الكترونيكی جمهوری اسلامی ایران

باب اول – مقررات عمومی

مبحث اول- در كليات

فصل اول- قلمرو و شمول قانون
ماده 1- اين قانون مجموعه اصول و قواعدی است كه برای مبادله آسان و ايمن اطلاعات در واسط‌های الكترونيكی و با استفاده از سيستم‌های ارتباطي جديد به كار می‌رود.
فصل دوم – تعريف
ماده 2-
الف - «داده‌پيام» (Data Message): هر نمادی از واقعه، اطلاعات يا مفهوم است كه با وسائل الكترونيكی، نوری و يا فناوری‌های جديد اطلاعات توليد، ارسال،دريافت، ذخيره يا پردازش می‌شود.
ب- «اصل‌ساز» (Originator): منشأ اصلی «داده‌پيام» است كه «داده‌پيام» به وسيله او يا از طرف او توليد يا ارسال می‌شود اما شامل شخصی كه در خصوص «داده‌پيام» به عنوان واسطه عمل می‌كند نخواهد شد.
ج- «مخاطب» (Addressee): شخصی است كه اصل‌ساز قصد دارد وی «داده‌پيام» را دريافت كند، اما شامل شخصی كه در ارتباط با «داده‌پيام» به عنوان واسطه عمل می‌كند نخواهد شد.
د- «ارجاع در داده‌پيام» ( By Reference Incorporation): يعنی به منابعی خارج از «داده‌پيام» عطف شود كه در صورت مطابقت با ماده (18) اين قانون جزئی از «داده‌پيام» محسوب می‌شود.
ه- «تماميت داده‌پيام» (Integrity ): عبارت است از موجوديت كامل و بدون تغيير «داده‌پيام». اعمال ناشی از تصدي سيستم از قبيل ارسال، ذخيره يا نمايش اطلاعات كه به طور معمول انجام می‌شود خدشه‌ای به تماميت «داده‌پيام» وارد نمی‌كند.
و- «سيستم رايانه‌ای» (System :(Computer هر نوع دستگاه يا مجموعه‌ای از دستگاه‌های متصل سخت‌افزاری- نرم‌افزاری است كه از طريق اجرای برنامه‌های پردازش خود كار «داده‌پيام» عمل می‌كند.
ز- «سيستم اطلاعاتی» (System Information): سيستمی برای توليد (اصل‌سازی)، ارسال، دريافت، ذخيره يا پردازش «داده‌پيام» است.
ح- «سيستم اطلاعاتی مطمئن» (System Secure Information): سيستم اطلاعاتی است كه:
1- به نحوی معقول در برابر سوء استفاده و نفوذ محفوظ باشد.
2- سطح معقولی از قابليت دسترسي و تصدی صحيح را دارا باشد.
3- به نحوی معقول متناسب با اهميت كاری كه انجام می‌دهد پيكربندی و سازماندهی شده باشد.
4- موافق با رويه ايمن باشد.
ط- «رويه ايمن» (Secure Method): رويه‌ای است برای تطبيق صحت ثبت «داده‌پيام» منشأ و مقصد آن با تعيين تاريخ و برای يافتن هرگونه خطا يا تغيير در مبادله، محتوا و يا ذخيره سازی «داده‌پيام» از يك زمان خاص. يك رويه ايمن ممكن است با استفاده از الگوريتم‌ها يا كدها، كلمات يا ارقام شناسائی، رمزنگاری، روش‌های تصديق يا پاسخ برگشت و يا طرق ايمنی مشابه انجام شود.
ی- «امضای الكترونيكی»(Electronic Signature): عبارت از هر نوع علامت منضم شده يا به نحو منطقي متصل شده به «داده‌پيام» است كه برای شناسائی امضا كننده «داده‌پيام» است كه برای شناسائی امضا كننده «داده‌پيام» مورد استفاده قرار می‌گيرد.
ك- «امضای الكترونيكی مطمئن» ( ( Secure/Enhanced/Advanced Electronic Signature
هر امضای الكترونيكی است كه مطابق با ماده (10) اين قانون باشد.
ل- «امضاء كننده» (Signatory): هر شخص يا قائم مقام وی كه امضای الكترونيكي توليد می‌كند.
م- «شخص» (Person): اعم است از شخص حقيقی و حقوقی و يا سيستم‌های رايانه‌ای تحت كنترل آنان.
ن- «معقول» (سنجش عقلانی)، (Reasonableness Test): با توجه به اوضاع و احوال مبادله «داده‌پيام» از جمله : طبيعت مبادله، مهارت و موقعيت طرفين، حجم مبادلات طرفين در موارد مشابه، در دسترس بودن گزينه‌های پيشنهادی و در آن گزينه‌ها از جانب هر يك از طرفين، هزينه گزينه‌هاي پيشنهادی، عرف و روش‌هاي معمول و مورد استفاده در اين نوع مبادلات، ارزيابی می‌شود.
س- «مصرف كننده» (Consumer): هر شخصي است كه به منظوری جز تجارت يا شغل حرفه‌ای اقدام می‌كند.
ع- «تأمين كننده» (Supplier): عبارت از شخصي است كه بنا به اهليت تجاری، صنفی يا حرفه‌ای فعاليت می‌كند.
ف- «وسايل ارتباط از راه دور» (Means Of Distance Communication): عبارت از هر نوع وسيله‌ای است كه بدون حضور فيزيكي همزمان تأمين كننده و مصرف كننده جهت فروش كالا و خدمات استفاده می‌شود.
ص- «عقد از راه دور»(Distance Contract): ايجاب و قبول راجع به كالاها و خدمات بين تأمين كننده و مصرف كننده با استفاده از وسايل ارتباط از راه دور است.
ق- «واسط بادوام» (Durable Medium): يعنی وسائلي كه به موجب آن مصرف كننده شخصا «داده‌پيام»های مربوطه را بر روی آن ذخيره كند از جمله شامل فلاپي ديسك، ديسك فشرده، ديسك سخت و يا پست الكترونيكی مصرف كننده.
ز- «داده‌پيام‌های شخصی» (Private Data): يعني «داده‌پيام»های مربوطه به يك شخص حقيقي (موضوع «داده» Data Subject) مشخص و معين.
فصل سوم – تفسير قانون
ماده 3- در تفسير اين قانون هميشه بايد به خصوصيت بين‌المللي، ضرورت توسعه هماهنگي بين كشورها در كاربرد آن و رعايت لزوم حسن نيت توجه كرد.
ماده 4- در مواقع سكوت و يا ابهام باب اول اين قانون، محاكم قضايي بايد بر اساس ساير قوانين موضوعه و رعايت چهارچوب فصول و مواد مندرج در اين قانون، قضاوت نمايند.
فصل چهارم – اعتبار قراردادهای خصوصي
ماده 5- هرگونه تغيير در توليد، ارسال، دريافت، ذخيره و يا پردازش داده‌پيام با توافق و قرارداد خاص طرفين معتبر است.

مبحث دوم- در احكام «داده‌پيام»

-نوشته، امضاء اصل
ماده 6- هرگاه وجود يك نوشته از نظر قانون لازم باشد، «داده‌پيام» در حكم نوشته است مگر در موارد زير:
الف- اسناد مالكيت اموال غيرمنقول.
ب- فروش مواد داروئی به مصرف‌كنندگان نهايي.
ج- اعلام، اخطار، هشدار و يا عبارات مشابهي كه دستور خاصی براي استفاده كالا صادر می‌كند و يا از بكارگيری روش‌های خاصي به صورت فعلي يا ترك فعل منع می‌كند.
ماده 7- هر گاه قانون، وجود امضاء را لازم بداند امضای الكترونيكی مكفي است.
ماده 8- هرگاه قانون لازم بداند كه اطلاعات به صورت اصل ارائه يا نگهداری شود، اين امر يا نگهداری و ارائه اطلاعات به صورت داده‌پيام نيز در صورت وجود شرايط زير امكان پذير می‌باشد:
الف- اطلاعات موردنظر قابل دسترسي بوده و امكان استفاده در صورت رجوع بعدی فراهم باشد.
ب- داده‌پيام به همان قالبی(فرمتی) كه توليد، ارسال و يا دريافت شده و يا به قالبي كه دقيقاً نمايشگر اطلاعاتي باشد كه توليد، ارسال و يا دريافت شده، نگهداری شود.
ج- اطلاعاتی كه مشخص كننده مبدأ، مقصد، زمان ارسال و زمان دريافت داده‌پيام می‌باشند نيز در صورت وجود نگهداری شوند.
د- شرايط ديگری كه هر نهاد، سازمان، دستگاه دولتي و يا وزارتخانه در خصوص نگهداری داده‌پيام مرتبط با حوزه مسؤوليت خود مقرر نموده فراهم شده باشد.
ماده 9- هرگاه شرايطي به وجود آيد كه از مقطعي معين ارسال «داده‌پيام» خاتمه يافته و استفاده از اسناد كاغذی جايگزين آن شود سند كاغذی كه تحت اين شرايط صادر می‌شود بايد به طور صريح ختم تبادل «داده‌پيام» را اعلام كند. جايگزيني اسناد كاغذی به جاي «داده‌پيام» اثری بر حقوق و تعهدات قبلي طرفين نخواهد داشت.

مبحث سوم- «داده‌پيام» مطمئن

فصل اول- امضاء و سابقه الكترونيكي مطمئن
ماده10- امضای الكترونيكي مطمئن بايد دارای شرايط زير باشد:
الف- نسبت به امضاء كننده منحصر به فرد باشد.
ب- هويت امضاء كننده «داده‌پيام» را معلوم نمايد.
ج- به وسيله امضاءكننده و يا تحت اراده انحصاری وي صادر شده باشد.
د- به نحوی به يك «داده‌پيام» متصل شود كه هر تغييری در آن «داده‌پيام» قابل تشخيص و كشف باشد.
ماده 11- سابقه الكترونيكي مطمئن عبارت از «داده‌پيام»ی است كه با رعايت شرايط يك سيستم اطلاعاتي مطمئن ذخيره شده و به هنگام لزوم در دسترس و قابل درك است.
فصل دوم – پذيرش، ارزش اثباتي و آثار سابقه و امضای الكترونيكي مطمئن
ماده 12- اسناد و ادله اثبات دعوی ممكن است به صورت داده‌پيام بوده و در هيچ محكمه يا اداره دولتي نمي توان براساس قواعد ادله موجود، ارزش اثباتي «داده‌پيام» را صرفاً به دليل شكل و قالب آن رد كرد.
ماده 13- به طور كلي، ارزش اثباتي «داده‌پيام»ها با توجه به عوامل مطمئنه از جمله تناسب روش‌های ايمني به كار گرفته شده با موضوع و منظور مبادله «داده‌پيام» تعيين می‌شود.
ماده 14- كليه «داده‌پيام»هائی كه به طريق مطمئن ايجاد و نگهداری شده‌اند از حيث محتويات و امضای مندرج در آن، تعهدات طرفين يا طرفي كه تعهد كرده و كليه اشخاصي كه قائم مقام قانوني آنان محسوب می‌شوند، اجرای مفاد آن و ساير آثار در حكم اسناد معتبر و قابل استناد در مراجع قضائي و حقوقي است.
ماده 15- نسبت به «داده‌پيام» مطمئن، سوابق الكترونيكي مطمئن و امضای الكترونيكي مطمئن انكار و ترديد مسموع نيست و تنها مي‌توان ادعای جعليت به «داده‌پيام» مزبور وارد و با ثابت نمود كه «داده‌پيام» مزبور به جهتي از جهات قانوني از اعتبار افتاده است.
ماده 16- هر «داده‌پيام»ی كه توسط شخص ثالث مطابق با شرايط ماده (11) اين قانون ثبت و نگهداری میشود، مقرون به صحت است.

مبحث چهارم- مبادله «داده‌پيام»

فصل اول- اعتبار قانوني ارجاع در «داده‌پيام»، عقد و اراده طرفين
ماده 17- «ارجاع در داده‌پيام» با رعايت موارد زير معتبر است:
الف- مورد ارجاع به طور صريح در «داده‌پيام» معين شود.
ب- مورد ارجاع برای طرف مقابل كه به آن تكيه ميكند روشن و مشخص باشد.
ج- «داده‌پيام» موضوع ارجاع مورد قبول طرف باشد.
فصل دوم- انتساب «داده‌پيام»
ماده 18- در موارد زير «داده‌پيام» منسوب به اصل‌ساز است:
الف- اگر توسط اصل‌ساز ويا به وسيله شخصي ارسال شده باشد كه از جانب اصل‌ساز مجاز به اين كار بوده است.
ب- اگر به وسيله سيستم اطلاعاتي برنامه‌ريزی شده يا تصدی خودكار از جانب اصل‌ساز ارسال شود.
ماده 19- «داده‌پيام»ی كه بر اساس يكي از شروط زير ارسال ميشود مخاطب حق دارد آن را ارسال شده محسوب كرده، و مطابق چنين فرضي (ارسال شده) عمل نمايد:
الف- قبلاً به وسيله اصل‌ساز روشي معرفي و يا توافق شده باشد كه معلوم كند آيا «داده‌پيام» همان است كه اصل‌ساز ارسال كرده است.
ب- «داده‌پيام» دريافت شده توسط مخاطب از اقدامات شخصي ناشي شده كه رابطه‌اش با اصلساز، يا نمايندگان وی باعث شده تا شخص مذكور به روش مورد استفاده اصل‌ساز دسترسي يافته و «داده‌پيام» را به مثابه «داده‌پيام» خود بشناسد.
ماده 20- ماده (19)اين قانون شامل مواردی نيست كه پيام از اصل‌ساز صادر نشده باشد و يا به طور اشتباه صادر شده باشد.
ماده 21- هر «داده‌پيام» يك «داده‌پيام» مجزا و مستقل محسوب ميگردد، مگر آن كه معلوم باشد كه آن «داده‌پيام» نسخه مجددي از «داده‌پيام» اوليه است.
فصل سوم- تصديق دريافت
ماده 22- هرگاه قبل يا به هنگام ارسال «داده‌پيام» اصل‌ساز از مخاطب بخواهد يا توافق كنند كه دريافت «داده‌پيام» تصديق شود، اگر به شكل يا روش تصديق توافق نشده باشد، هر نوع ارتباط خوكار يا مكاتبه يا اتخاذ هر نوع تدبير مناسب از سوي مخاطب كه اصل‌ساز را به نحو معقول از دريافت «داده‌پيام» مطمئن كند تصديق دريافت «داده‌پيام» محسوب ميگردد.
ماده 23- اگر اصل‌ساز به طور صريح هر گونه اثر حقوقي «داده‌پيام» را مشروط به تصديق دريافت «داده‌پيام» كرده باشد، «داده‌پيام» ارسال نشده تلقي می‌شود، مگرآن كه تصديق آن دريافت شود.
ماده 24- اماره دريافت «داده‌پيام» راجع به محتواي «داده‌پيام» صادق نيست.
ماده 25- هنگامي كه در تصديق قيد ميشود، «داده‌پيام» مطابق با الزامات فني استاندارد يا روش مورد توافق طرفين دريافت شده، فرض براين است كه آن الزامات رعايت شده اند.
فصل چهارم- زمان و مكان ارسال و دريافت «داده‌پيام»
ماده 26- ارسال «داده‌پيام» زماني تحقق مي يابد كه به يك سيستم اطلاعاتي خارج از كنترل اصل‌ساز يا قائم مقام وی وارد شود.
ماده 27- زمان دريافت «داده‌پيام» مطابق شرايط زير خواهد بود:
الف- اگر سيستم اطلاعاتي مخاطب براي دريافت «داده‌پيام» معين شده باشد دريافت، زماني محقق ميشود كه:
1- «داده‌پيام» به سيستم اطلاعاتي معين شده وارد شود؛ يا
2- چنانچه «داده‌پيام» به سيستم اطلاعاتي مخاطب غير از سيستمي كه منحصراً براي اين كار معين شده وارد شود «داده‌پيام» بازيافت شود.
ب- اگر مخاطب، يك سيستم اطلاعاتي براي دريافت معين نكرده باشد، دريافت زماني محقق ميشود كه «داده‌پيام» وارد سيستم اطلاعاتي مخاطب شود.
ماده 28- مفاد ماده (27) اين قانون بدون توجه به محل استقرار سيستم اطلاعاتي جاري است.
ماده 29- اگر محل استقرار سيستم اطلاعاتي با محل استقرار دريافت «داده‌پيام» مختلف باشد مطابق قاعده زير عمل ميشود:
الف- محل تجاري، يا كاري اصلساز محل ارسال «داده‌پيام» است و محل تجاري يا كاري مخاطب محل دريافت «داده‌پيام» است مگر آن كه خلاف آن توافق شده باشد.
ب- اگر اصل‌ساز بيش از يك محل تجاري يا كاري داشته باشد، نزديكترين محل به اصل معامله، محل تجاري يا كاري خواهد بود در غير اين صورت محل اصلي شركت، محل تجاري يا كاري است.
ج- اگر اصل‌ساز يا مخاطب فاقد محل تجاري يا كاري باشند، اقامتگاه قانوني آنان ملاك خواهد بود.
ماده 30- آثار حقوقي پس از انتساب، دريافت تصديق و زمان و مكان ارسال و دريافت «داده‌پيام» موضوع فصول دوم تا چهارم مبحث چهارم اين قانون و همچنين محتوي «داده‌پيام» تابع قواعد عمومي است.

باب دوم – دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي
(Certification Service Provider)

ماده 31- دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي واحدهائي هستند كه برای ارائه خدمات صدور امضای الكترونيكي در كشور تأسيس ميشوند. اين خدمات شامل توليد، صدور، ذخيره، ارسال، تأييد، ابطال و به روز نگهداری گواهي‌های اصالت (امضای)الكترونيكي ميباشد.
ماده 32- آيين‌نامه و ضوابط نظام تأسيس و شرح وظايف اين دفاتر توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و وزارتخانه هاي بازرگاني، ارتباطات و فناوري اطلاعات، امور اقتصادي و دارايي و دادگستري تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

باب سوم- در قواعد مختلف

مبحث اول- حمايت‌های انحصاری در بستر مبادلات الكترونيكي
فصل اول- حمايت از مصرف كننده (Consumer Protection)
ماده 33- فروشندگان كالا و ارائه دهندگان خدمات بايستي اطلاعات مؤثر در تصميم گيري مصرف كنندگان جهت خريد و يا قبول شرايط را از زمان مناسبي قبل از عقد در اختيار مصرف كنندگان قرار دهند. حداقل اطلاعات لازم، شامل موارد زير می‌باشد:
الف- مشخصات فني و ويژگي‌های كاربردی كالا و يا خدمات.
ب- هويت تأمين كننده، نام تجاری كه تحت آن نام به فعاليت مشغول می‌باشد و نشاني وی.
ج- آدرس پست الكترونيكي، شماره تلفن و يا هر روشي كه مشتری در صورت نياز بايستي از آن طريق با فروشنده ارتباط برقرار كند.
د- كليه هزينه هائي كه براي خريد كالا بر عهده مشتري خواهد بود (از جمله قيمت كالا و يا خدمات، ميزان ماليات، هزينه حمل، هزينه تماس).
ه- مدت زماني كه پيشنهاد ارائه شده معتبر می‌باشد.
و- شرايط و فرايند عقد از جمله ترتيب و نحوه پرداخت، تحويل و يا اجرا، فسخ، ارجاع، خدمات پس از فروش.
ماده 34- تأمين كننده بايد به طور جداگانه ضمن تأييد اطلاعات مقدماتي، اطلاعات زير را ارسال نمايد:
الف- آدرس محل تجاري يا كاري تأمين كننده برای شكايت احتمالي.
ب- اطلاعات راجع به ضمانت و پشتيباني پس از فروش.
ج- شرايط و فراگرد فسخ معامله به موجب مواد (37) و (38) اين قانون.
د- شرايط فسخ در قراردادهای انجام خدمات.
ماده 35- اطلاعات اعلامی و تأييديه اطلاعات اعلامي به مصرف كننده بايد در واسطي با دوام، روشن و صريح بوده و در زمان مناسب و با وسايل مناسب ارتباطي در مدت معين و براساس لزوم حسن نيت در معاملات و از جمله ضرورت رعايت افراد ناتوان و كودكان ارائه شود.
ماده 36- در صورت استفاده از ارتباط صوتي، هويت تأمين كننده و قصد وی از ايجادتماس با مصرف كننده بايد به طور روشن و صريح در شروع هر مكالمه بيان شود.
ماده 37- در هر معامله از راه دور مصرف كننده بايد حداقل هفت روز كاری، وقت برای انصراف (حق انصراف) از قبول خود بدون تحمل جريمه و يا ارائه دليل داشته باشد. تنها هزينه تحميلی بر مصرف كننده هزينه باز پس فرستادن كالاخواهد بود.
ماده 38- شروع اعمال حق انصراف به ترتيب زير خواهد بود:
الف- در صورت فروش كالا، از تاريخ تسليم كالا به مصرف كننده و در صورت فروش خدمات، از روز انعقاد.
ب- در هر حال آغاز اعمال حق انصراف مصرف كننده پس از ارائه اطلاعاتي خواهد بود كه تأمين كننده طبق مواد(33) و (34) اين قانون موظف به ارائه آن است.
ج- به محض استفاده مصرف كننده از حق انصراف،تأمين كننده مكلف است بدون مطالبه هيچ گونه وجهي عين مبلغ دريافتي را در اسرع وقت به مصرف كننده مسترد نمايد.
د- حق انصراف مصرف كننده در مواردی كه شرايط خاصي بر نوع كالا و خدمات حاكم است اجرا نخواهد شد. موارد آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 39- در صورتي كه تأمين كننده در حين معامله به دليل عدم موجودی كالا و يا عدم امكان اجرای خدمات، نتواند تعهدات خود را انجام دهد، بايد مبلغ دريافتي را فوراً به مخاطب برگرداند، مگر دربيع كلي و تعهداتي كه برای هميشه وفای به تعهد غير ممكن نباشد و مخاطب آماده صبر كردن تا امكان تحويل كالا و يا ايفای تعهد باشد. در صورتي كه معلوم شود تأمين كننده از ابتدا عدم امكان ايفاي تعهد خود را مي‌دانسته، علاوه بر لزوم استرداد مبلغ دريافتي، به حداكثر مجازات مقرر در اين قانون نيز محكوم خواهد شد.
ماده 40- تأمين كننده می‌تواند كالا يا خدمات مشابه آنچه را كه به مصرف كننده وعده كرده تحويل يا ارائه نمايد مشروط برآن كه قبل از معامله يا در حين انجام معامله آن را اعلام كرده باشد.
ماده 41- در صورتي كه تأمين كننده، كالا يا خدمات ديگری غير از موضوع معامله يا تعهد را براي مخاطب ارسال نمايد، كالا و يا خدمات ارجاع داده ميشود و هزينه ارجاع به عهده تأمين كننده است. كالا يا خدمات ارسالي مذكور چنانچه به عنوان يك معامله يا تعهد ديگر از سوي تأمين كننده مورد ايجاب قرار گيرد، مخاطب مي تواند آن را قبول كند.
ماده 42- حمايت‌های اين فصل در موارد زير اجرا نخواهد شد:
الف- خدمات مالي كه فهرست آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ب- معاملات راجع به فروش اموال غير منقول و يا حقوق مالكيت ناشي از اموال غيرمنقول به جز اجاره.
ج- خريد از ماشين‌هايی فروش مستقيم كالا و خدمات.
د- معاملاتي كه با استفاده از تلفن عمومي (همگاني) انجام می‌شود.
ه- معاملات راجع به حراجي ها.
ماده 43- تأمين كننده نبايد سكوت مصرف كننده را حمل بر رضايت وی كند.
ماده 44- در موارد اختلاف و يا ترديد مراجع قضائي رسيدگي خواهند كرد.
ماده 45- اجرای حقوق مصرف كننده به موجب اين قانون نبايد بر اساس ساير قوانين كه حمايت ضعيفتري اعمال ميكنند متوقف شود.
ماده 46- استفاده از شروط قراردادی خلاف مقررات اين فصل و همچنين اعمال شروط غيرمنصفانه به ضرر مصرف كننده، مؤثر نيست.
ماده 47- در معاملات از راه دور آن بخش از موضوع معامله كه به روشي غير از وسائل ارتباط از راه دور انجام ميشود مشمول مقررات اين قانون نخواهد بود.
ماده 48- سازمان‌هاي قانوني و مدني حمايت از حقوق مصرف كننده می‌توانند به عنوان شاكي اقامه دعوی نمايند. ترتيب آن به موجب آييننامهاي خواهد بود كه به پيشنهاد وزارت بازرگاني و تصويب هيأت وزيران ميباشد.
ماده 49- حقوق مصرف كننده در زمان استفاده از وسايل پرداخت الكترونيكي به موجب قوانين و مقرراتي است كه توسط مراجع قانوني ذيربط تصويب شده و يا خواهد شد.
فصل دوم- در قواعد تبليغ- (M arketing)
ماده 50- تأمين كنندگان در تبليغ كالا و خدمات خود نبايد مرتكب فعل يا ترك فعلي شوند كه سبب مشتبه شدن و يا فريب مخاطب از حيث كميت و كيفيت شود.
ماده 51- تأمين كنندگاني كه برای فروش كالا و خدمات خود تبليغ ميكنند نبايد سلامتي افراد را به خطراندازند.
ماده 52- تأمين كننده بايد به نحوی تبليغ كند كه مصرف كننده به طور دقيق، صحيح و روشن اطلاعات مربوط به كالا و خدمات را درك كند.
ماده 53- در تبليغات و بازاريابي بايد هويت شخص يا بنگاهي كه تبليغات به نفع اوست روشن و صريح باشد.
ماده 54- تأمين كنندگان نبايد از خصوصيات ويژه معاملات به روش الكترونيكي جهت مخفي نمودن حقايق مربوط به هويت يا محل كسب خود سوء استفاده كنند.
ماده 55- تأمين كنندگان بايد تمهيداتي را برای مصرف كنندگان درنظر بگيرند تا آنان راجع به دريافت تبليغات به نشاني پستي و يا پست الكترونيكي خود تصميم بگيرند.
ماده 56- تأمين كنندگان در تبليغات بايد مطابق با رويه حرفه‌ای عمل نمايند. ضوابط آن به موجب آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 57- تبليغ و بازاريابي براي كودكان و نوجوانان زير سن قانوني به موجب آيين‌نامهای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
فصل سوم- حمايت از «داده‌پيام»های شخصي
(حمايت از داده- Data Protection)
ماده 58- ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده‌پيام»های شخصي مبين ريشه‌های قومي يا نژادی، ديدگاه‌های عقيدتي، مذهبي، خصوصيات اخلاقي و «داده‌پيام»های راجع به وضعيت جسماني، رواني و يا جنسي اشخاص بدون رضايت صريح آنها به هر عنوان غير قانوني است.
ماده 59- در صورت رضايت شخص موضوع «داده‌پيام» نيز به شرط آن كه محتوای داده‌پيام وفق قوانين مصوب مجلس شورای اسلامی باشد ذخيره، پردازش و توزيع «داده‌پيام»های شخصي در بستر مبادلات الكترونيكي بايد با لحاظ شرايط زير صورت پذيرد:
الف- اهداف آن مشخص بوده و به طور واضح شرح داده شده باشند.
ب- «داده‌پيام» بايد تنها به اندازه ضرورت و متناسب با اهدافي كه در هنگام جمع‌آوری برای شخص موضوع «داده‌پيام» شرح داده شده جمعآوري گردد و تنها براي اهداف تعيين شده مورد استفاده قرار گيرد.
ج- «داده‌پيام» بايد صحيح و روزآمد باشد.
د- شخص موضوع «داده‌پيام» بايد به پرونده‌های رايان‌های حاوی «داده‌پيام»های شخصي مربوط به خود دسترسي داشته و بتواند «داده‌پيام»هايی ناقص و يا نادرست را محو يا اصلاح كند.
ه- شخص موضوع «داده‌پيام» بايد بتواند در هر زمان با رعايت ضوابط مربوطه در خواست محو كامل پرونده رايانه‌ای «داده‌پيام»های شخصي مربوط به خود را بنمايد.
ماده 60- ذخيره، پردازش و يا توزيع «داده‌پيام»های مربوطه به سوابق پزشكي و بهداشتي تابع آيين‌نامه‌ای است كه در ماده (79) اين قانون خواهد آمد.
ماده 61- ساير موارد راجع به دسترسي موضوع «داده‌پيام» از قبيل استثنائات، افشای آن برای اشخاص ثالث، اعتراض، فراگردهای ايمني، نهادهای مسؤول ديدباني و كنترل جريان «داده‌پيام»های شخصی به موجب مواد مندرج در باب چهارم اين قانون و آييننامه مربوطه خواهد بود.
مبحث دوم – حفاظت از «داده‌پيام» در بستر مبادلات الكترونيكي
فصل اول- حمايت از حقوق مؤلف(Author's Right/ Copyright) در بستر مبادلات الكترونيكي
ماده 62- حق تكثير، اجراء و توزيع (عرصه و نشر) آثار تحت حمايت قانون حمايت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 3/9/1348 و قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتي مصوب 26/9/1352 و قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهای رايانه‌ای مصوب 4/10/1379 ، به صورت«داده‌پيام» می‌باشند، از جمله اطلاعات، نرم‌افزارها و برنامه‌های رايانه‌ای، ابزار و روش‌های رايانه‌ای و پايگاه‌های داده و همچنين حمايت از حقوق مالكيت‌های فكری در بستر مبادلات الكترونيكي شامل حق اختراع، حق طراحي، حق مؤلف، حقوق مرتبط با حق مؤلف، حمايت از پايگاه‌های داده، حمايت از نقشه مدارهای يكپارچه قطعات الكترونيكي (Integrated Circuits & Chips) و حمايت از اسرار تجاری، مشمول قوانين مذكور در اين ماده و قانون ثبت علائم و اختراعات مصوبت 1/4/1310 و آيين‌نامه اصلاحي اجرای قانون ثبت علائم تجارتي و اختراعات مصوب 14/4/1337 خواهد بود، منوط بر آن كه امور مذكور در آن دو قانون موافق مصوبات مجلس شورای اسلاميباشد.
تبصره 1- حقوق مرتبط با مالكيت ادبي و هنری (Related Rights) كه پيش از اين به عنوان حقوق جانبي مالكيت ادبي و هنري (Neighboring Rights) شناخته می‌شدند شامل حقوق مادی و معنوی برای عناصر ديگري علاوه بر مؤلف، از جمله حقوق هنرمندان مجري آثار، توليد كنندگان صفحات صوتي و تصويري و سازمان‌ها و مؤسسات ضبط و پخش می‌باشند كه مشمول قوانين مصوب 3/9/1348 و 26/9/1352 مورد اشاره در اين ماده می‌باشند.
تبصره 2- مدار يكپاچه (Integrated Circuit) يك جزء الكترونيكي با نقشه و منطقي خاص است كه عملكرد و كارائي آن قابليت جايگزيني با تعداد بسيار زياديی از اجزاء الكترونيكي متعارف را داراست. طراحي‌هاي نقشه، جانمائي و منطق اين مدارها بر اساس قانون ثبت علائم و اختراعات مصوب 1/4/1310 و آييننامه اصلاحي اجراي قانون ثبت علائم تجارتي و اختراعات مصوب 14/4/1337 مورد حمايت ميباشد.
ماده 63- اعمال موقت تكثير، اجراء و توزيع اثر كه جزء لاينفك فراگرد فني پردازش «داده‌پيام» در شبكه‌ها است از شمول مقرر فوق خارج است.
فصل دوم- حمايت از اسرار تجاری (Trade Secrets)
ماده 64- به منظور حمايت از رقابت‌های مشروع و عادلانه در بستر مبادلات الكترونيكي، تحصيل غيرقانوني اسرار تجاری و اقتصادی بنگاه‌ها و مؤسسات برای خود و يا افشای آن برای اشخاص ثالث در محيط الكترونيكي جرم محسوب و مرتكب به مجازات مقرر در اين قانون خواهد رسيد.
ماده 65- اسرار تجاری الكترونيكي «داده‌پيام»ی است كه شامل اطلاعات، فرمول‌ها، الگوها، نرم‌افزارها و برنامه‌ها، ابزار و روش‌ها، تكنيك‌ها و فرايندها، تأليفات منتشر نشده، روش‌های انجام تجارت و داد و ستد، فنون، نقشه‌ها و فراگردها، اطلاعات مالي، فهرست مشتريان، طرح‌های تجاری و امثال اينها است، كه به طور مستقل دارای ارزش اقتصادی بوده و در دسترس عموم قرار ندارد و تلاش‌های معقولانه‌ای برای حفظ و حراست از آنها انجام شده است.
فصل سوم- حمايت از علائم تجاری (Trade Names)
ماده 66- به منظور حمايت از حقوق مصرف كنندگان و تشويق رقابت‌های مشروع در بستر مبادلات الكترونيكي استفاده از علائم تجاری به صورت نام دامنه (Domain Name) و يا هر نوع نمايش برخط (Online) علائم تجاري كه موجب فريب يا مشتبه شدن طرف به اصالت كالا و خدمات شود ممنوع و متخلف به مجازات مقرر در اين قانون خواهد رسيد.

باب چهارم – جرايم و مجازات‌ها

مبحث اول- كلاهبرداری كامپيوتری
ماده 67- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي، با سوء استفاده و يا استفاده غير مجاز از «داده‌پيام» برنامه‌ها و سيستم‌های رايانه‌ای و وسايل ارتباط از راه دور و ارتكاب افعالي نظير ورود، محو، توقف «داده‌پيام» مداخله در عملكرد برنامه يا سيستم رايانه‌ای و غير ديگران را بفريبد و يا سبب گمراهي سيستم‌های پردازش خودكار و نظاير آن شود و از اين طريق برای خود يا ديگري وجوه، اموال يا امتيازات مالي تحصيل كند و اموال ديگران را ببرد مجرم محسوب و علاوه بر رد مال به صاحبان اموال به حبس از يك تا سه سال و پرداخت جزاي نقدي معادل مال مأخوذه محكوم می‌شود.
تبصره- شروع به اين جرم نيز جرم محسوب و مجازات آن حداقل مجازات مقرر در اين ماده ميباشد.
مبحث دوم- جعل كامپيوتري
ماده 68- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي، از طريق ورود، تغيير، محو و توقف «داده‌پيام» و مداخله در پردازش «داده‌پيام» و مداخله در پردازش «داده‌پيام» و سيستم‌های رايانه‌ای، و يا استفاده از وسايل كاربردي سيستم‌هاي رمزنگاري توليد امضاء- مثل كليد اختصاصي- بدون مجوز امضاء كننده و يا توليد امضاي فاقد سابقه ثبت در فهرست دفاتر اسناد الكترونيكي ويا عدم انطباق آن وسايل با نام دارنده در فهرست مزبور و اخذ گواهي مجعول و نظاير آن اقدام به جعل «داده‌پيام» داراي ارزش مالي و اثباتي نمايد تا با ارائه آن به مراجع اداری، قضايي، مالي و غيره به عنوان «داده‌پيام»های معتبر استفاده نمايد جاعل محسوب و به مجازات حبس از يك تا سه سال و پرداخت جزای نقدي به ميزان پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم ميشود.
تبصره- مجازات شروع به اين جرم حداقل مجازات در اين ماده می‌باشد.
مبحث سوم- نقض حقوق انحصاري در بستر مبادلات الكترونيك
فصل اول- نقض حقوق مصرف كننده و قواعد تبليغ
ماده 69- تأمين كننده متخلف از مواد (33)، (34)،(35)،(36) و (37) اين قانون به مجازات از ده ميليون (000/000/10) ريال تا پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
تبصره- تأمين كننده متخلف از ماده (37) به حداكثر مجازات محكوم خواهد شد.
ماده 70- تأمين كننده متخلف ازمواد (39)،(50)،(51)،(52)،(53)،(54)،(55) اين قانون به مجازات از بيست ميليون (000/000/20) ريال تا يكصد ميليون(000/000/10) ريال محكوم خواهد شد.
تبصره 1- تأمين كننده متخلف از ماده (51) اين قانون به حداكثر مجازات در اين ماده محكوم خواهد شد.
تبصره 2- تأمين كننده متخلف از ماده (55) اين قانون به حداقل مجازات در اين ماده محكوم خواهد شد.
فصل دوم- نقض حمايت از «داده‌پيام»های شخصي/ حمايت از داده
ماده 71- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي شرايط مقرر در مواد (58) و (59) اين قانون را نقض نمايد مجرم محسوب و به يك تا سه سال حبس محكوم می‌شود.
ماده 72- هر گاه جرايم راجع به «داده‌پيام» هاي شخصي توسط دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي و ساير نهادهای مسؤول ارتكاب يابد، مرتكب به حداكثر مجازات مقرر در ماده (71) اين قانون محكوم خواهد شد.
ماده 73- اگر به واسطه بی‌مبالاتي و بي احتياطي دفاتر خدمات صدور گواهي الكترونيكي جرايم راجع به «داده‌پيام»های شخصي روی دهد، مرتكب به سه ماه تا يك سال حبس و پرداخت جزای نقدی معادل پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم می‌شود.
مبحث چهارم- نقض حفاظت از «داده‌پيام» در بسترمبادلات الكترونيكي
فصل اول-نقض حق مؤلف
ماده 74- هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي با تكثير، اجرا و توزيع (عرضه و نشر) مواردی كه در قانون حمايت حقوق مؤلفان، مصنفان و هنرمندان مصوب 3/9/1348 و قانون ترجمه و تكثير كتب و نشريات و آثار صوتي مصوب 26/9/1352 و قانون حمايت از حقوق پديدآورندگان نرم‌افزارهای رايانه‌ای مصوب 4/10/1379 منوط بر آنكه امور مذكور طبق مصوبات مجلس شورای اسلامی مجاز شمرده شود، در صورتی كه حق تصريح شده مؤلفان را نقض نمايد به مجازات سه ماه تا يك سال حبس و جزای نقدی به ميزان پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
فصل دوم- نقض اسرار تجاری
ماده 75- متخلفين از ماده (64) اين قانون و هر كس در بستر مبادلات الكترونيكي به منظور رقابت، منفعت و يا ورود خسارت به بنگاه‌های تجاری، صنعتي، اقتصادي و خدماتي، با نقض حقوق قراردادهای استخدام مبني برعدم افشاي اسرار شغلي و يا دستيابي غيرمجاز، اسرار تجاري آنان را براي خود تحصيل نموده و يا براي اشخاص ثالث افشا نمايد به حبس ازشش ماه تا دو سال و نيم، و جزای نقدی معادل پنجاه ميليون (000/000/50) ريال محكوم خواهد شد.
فصل سوم- نقض علايم تجاری
ماده 76- متخلفان از ماده (66) اين قانون به يك تا سه سال حبس و جزای نقدی از بيست ميليون (000/000/20) ريال تا يكصد ميليون (000/000/10) ريال محكوم خواهند شد.
فصل چهارم- ساير
ماده 77- ساير جرايم، آيين دادرسي و مقررات مربوطه به صلاحيت جزايي و روش‌های همكاری بين‌المللی قضايي جزايی مرتبط با بسترمبادلات الكترونيكي به موجب قانون خواهد بود.

باب پنجم- جبران خسارت

ماده 78- هرگاه در بستر مبادلات الكترونيكي در اثر نقص يا ضعف سيستم مؤسسات خصوصي و دولتي، به جز در نتيجه قطع فيزيكي ارتباط الكترونيكي، خسارتي به اشخاص وارد شود، مؤسسات مزبور مسؤول جبران خسارت وارده ميباشند مگر اينكه خسارات وارده ناشي ازفعل شخصي افراد باشد كه در اين صورت جبران خسارات بر عهده اين اشخاص خواهد بود.

باب ششم- متفرقه

ماده 79- وزارت بازرگاني موظف است زمينه‌های مرتبط با تجارت الكترونيكي را كه در اجرای اين قانون مؤثر ميباشند شناسائی كرده و با ارائه پيشنهاد و تأييد شورای عالي فناوری اطلاعات، خواستار تدوين مقررات مربوطه و آئين‌نامه‌های اين قانون توسط نهادهای ذی‌ربط شود. اين آيين‌نامه‌ها مقررات پس از تصويب هيأت وزيران به مرحله اجرا در خواهند آمد.ساير آيين‌نامه‌های مورد اشاره دراين قانون به ترتيب ذيل تهيه خواهند شد:
الف- آيين‌نامه مربوطه به مواد(38) و (42) اين قانون به پيشنهاد وزارتخانه‌های بازرگاني، امور اقتصادی و دارائي، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و بانك مركزی جمهوری اسلامی ايران تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ب- آيين‌نامه مربوط به مواد (56) و (57) اين قانون به پيشنهاد وزارتخانه‌های بازرگاني و فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.
ج- آيين‌نامه مربوط به ماده (60) اين قانون به پيشنهاد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و سازمان مديريت و برنامه‌ريزی كشور تهيه و به تصويب هيأت وزيران خواهد رسيد.

ضوابط واگذاري خدمات تلفن اينترنتي به بخش خصوصي


در راستاي ارائه تسهيلات و به‌كارگيري بخش خصوصي و ايجاد بازار رقابت و ارتقاء كيفيت سرويس در خصوص نحوه واگذاري ارائه خدمات تلفني مبتني بر شبكه اينترنت به بخش خصوصي و تعاوني و در چارچوب سياست‌هاي دولت و مصوبات برنامه سوم ضوابط ذيل تنظيم گرديده است:
1- تعاريف
1-1 تلفن اينترنتي:

برقراري ارتباط تلفني به‌صورت تلفن با تلفن ( Phone – to – Phone ) و يا كامپيوتر با تلفن ( PC– to – Phone ) از طريق شبكه عمومي اينترنت با استفاده از روش‌هاي سوئيچينگ بسته‌اي (Packet Switching ) و بدون كاربرد خطوط تخصيص يافته و مجزا براي ارتباطات داده‌اي را تلفن اينترنتي مي‌ناميم.

1-2 خدمات تلفن اينترنتي:

منظور ارائه خدمات برقراري تماس تلفن اينترنتي از مبدأ به نقاط دوردست به‌صورت تماس داخل به داخل و يا داخل به خارج كشور مي‌باشد.

1-3 موسسه:

هر شركت يا سازمان كه داراي ماهيت حقوقي بوده و داراي مجوز ارائه خدمات اينترنتي مي باشد.
2- مقررات مربوط به واگذاري خدمات تلفن اينترنتي به بخش خصوصي
2-1- ارائه اين خدمات منوط به اخذ مجوز از شركت مخابرات ايران خواهد بود.

2-2- كيفيت اين خدمات بايستي مطابق حداقل استانداردها و ضوابط اعلام شده توسط وزارت پست و تلگراف و تلفن باشد.

2-3- قيمت اين خدمات براي عموم توسط عرضه‌كنندگان آن براساس رقابت و عرضه و تقاضا تعيين مي‌شود. سقف قيمت معادل نرخ‌هاي مصوب تماس‌هاي بين الملل شركت مخابرات ايران خواهد بود.

2-4- مؤسسه مجاز به اقداماتي از قبيل تهيه، چاپ و عرضه كارت‌هاي پيش فروش (Prepaid car ) از طريق اينترنت و صفحات Web و روش‌هاي ديگر پيش فروش خدمات مطابق قوانين و مقررات كشور بوده و پاسخگوي اقدامات خود مي باشد.

2-5- مجوز صرفاً به موسساتي كه داراي مجوز ارائه خدمات اطلاع رساني و اينترنت ( رسا ) مي‌باشند داده مي‌شود.

2-6- در صورت عدم رعايت هر يك از بندهاي اين ضوابط مجوز صادره لغو خواهد شد.

2-7- رسيدگي به اختلافات مؤسسات با شركت مخابرات ايران بر عهده وزارت پست و تلگراف و تلفن مي‌باشد. مرجع حل اختلاف مشتركين و مؤسسه شركت مخابرات ايران بوده و در صورت عدم حل اختلاف به مراجع قضائي ارجاع خواهد شد.

2-8- حداكثر تعداد خطوط تلفن ( آنالوگ و يا ديجيتال ) مورد تقاضاي هر مؤسسه بايد متناسب با پهناي باند خط ارتباطي ديتاي آن مؤسسه بوده و سقف آن توسط شركت مخابرات ايران مشخص مي‌گردد.

2-9- هزينه‌هاي دريافتي شركت مخابرات ايران در قبال خدمات و مجوزهاي ارائه شده مؤسسه در زمينه تلفن اينترنتي مطابق تعرفه‌هاي مصوبه شركت خواهد بود.

2-10- امور ارتباطات ديتا به‌عنوان نماينده شركت مخابرات ايران مجري مفاد اين ضوابط خواهد بود.

2-11- كليه خطوط تلفني آنالوگ و يا ديجيتال مانند (E1 ) به‌صورت يك‌طرفه به سمت مؤسسه خواهد بود.

2-12- ارائه خدمات عمومي ارتباط از خارج به داخل و هم‌چنين ارتباط تلفني راه دور و بين الملل از مسيرهاي مستقل از اينترنت به‌صورت تخصيص يافته (Dedicated) از طريق سوئيچينگ مداري (Circuit Switch) و يا به‌صورت سوئيچينگ بسته‌اي (Packet Switching) مشمول قانون شبكه‌هاي مخابراتي بوده و تنها با كسب مجوز از شركت مخابرات ايران انجام پذير خواهد بود.

اين ضوابط در 15 بند و بدون تبصره در جلسه مورخ 1/2/1381 هيئت مديره شركت مخابرات ايران مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.
نرخ خدمات اينترنت و تعرفه واگذاري خدمات تلفن اينترنتي
نرخ خدمات اينترنت نامتقارن با ضريب دريافت و ارسال 4 به 1 با 40% كاهش مطابق جدول شماره 1 از تاريخ 1/2/1381 اعمال مي‌گردد. هم‌چنين در راستاي اجازه به بخش خصوصي جهت استفاده از تلفن اينترنتي مقرر گرديد كه تعرفه‌هاي خدمات اينترنت سال 1380 كه مطابق جدول شماره 2 است، در سال 1381 براي استفاده از اينترنت متقارن با ارائه سرويس اينترنت تلفني اعمال گردد.
• هزينه نصب، مبلغ 000000 1 ريال
• معادل 2 ماه هزينه ماهانه به‌عنوان پيش پرداخت دريافت مي‌گردد.
• شرايط واگذاري تلفن اينترنتي به بخش خصوصي مطابق ضوابط مربوط به واگذاري خدمات تلفن اينترنتي مي‌باشد.

جدول شماره 1 : تعرفه خدمات اينترنت نامتقارن
رديف پهناي باند و سرعت تعرفه ماهانه (ريال)
1. 64 Kbps 3600000
2. 128 Kbps 7200000
3. 256 Kbps 12000000
4. 512 Kbps 21000000
5. 1 Mbps 38400000
6. 2 Mbps 70000000
7. 4 Mbps 132000000
8. 8 Mbps 252000000

جدول شماره 2 : تعرفه‌هاي اينترنت متقارن بعلاوه ارائه خدمات اينترنت تلفني
رديف پهناي باند و سرعت تعرفه ماهانه (ريال)
1. 64 Kbps 6000000
2. 128 Kbps 12000000
3. 256 Kbps 20000000
4. 512 Kbps 35000000
5. 1 Mbps 60000000
6. 2 Mbps 115000000
7. 4 Mbps 220000000
8. 8 Mbps 420000000
مشخصات عمومي متقاضيان خدمات تلفن اينترنتي
1. درخواست كتبي متقاضي
2. تكميل و ارائه فرم مشخصات عموميVOIP (فرم شماره 1)
3. كپي اساس‌نامه شركت
4. كپي روزنامه رسمي شركت (كه بيش از دو سال از تاريخ اعتبار آن نگذشته باشد)
5. كپي شناس‌نامه مديرعامل شركت و اعضاي هيئت مديره
6. سوابق شركت در پنج سال گذشته
7. معرفي‌نامه نماينده مسؤل
8. كپي شناس‌نامه وچهار قطعه عكس نماينده مسؤل
9. تعهدنامه مبني بر رعايت كليه ضوابط VOIP(فرم شماره 2)
10. ارائه طرح كامل شبكه شامل:
• نحوه و سرعت اتصال به شبكه اينترنت
• نحوه اتصال به شبكه تلفني و تعداد خطوط
• نحوه اتصال تجهيزات به يكديگر
تبصره: طرح‌هائي كه از فن‌آوري روز در آنها استفاده شود داراي امتياز بيش‌تري خواهد بود.
11. ارائه مشخصات كامل انواع تجهيزات بند 10
12. تعداد نفرات فني شركت و مشخصات فردي و ميزان تحصيلات آنها

ضوابط صدور مجوز تامين‌كنندگان ارتباط اينترنت پرظرفيت

با توجه به نياز روزافزون جامعه به دسترسي پرسرعت به اينترنت، و در جهت استفاده از توان بخش خصوصي در همكاري با شركت مخابرات ايران در زمينه افزايش سريع پهناي باند دسترسي به اينترنت، ضوابط زير تنظيم گرديده است :

1 ـ تعاريف :
1 ـ 1 ـ تامين‌كنندگان ارتباط اينترنت پرظرفيت :
شركت‌ها و موسسات غيردولتي ثبت شده در ايران هستند كه در چارچوب اين ضوابط امكان ارتباط پرظرفيت اينترنت را براي متقاضيان پرظرفيت و يا ساير تامين‌كنندگان خدمات اينترنتي ( ISP ) به‌عنوان نماينده با شركت مخابرات ايران فراهم كرده، از اين پس موسسه (ICP1) ناميده مي‌شود. حدود فعاليت اين نمايندگي‌ها در قرارداد متقابل ميان شرکت مخابرات ايران و موسسه ICP)) مشخص خواهد شد.
1 ـ 2 ـ رسا (ISP2) :
ارايه‌كننده خدمات اطلاع‌رساني و اينترنت ()
1 ـ 3 ـ مشتركين تحت پوشش :
مشتركاني هستند كه از خدمات موسسه استفاده كرده، مي‌تواند رسا و يا هر شركت حقوقي ديگر باشد.
1 ـ 4 ـ پالايه (Filter) :
سيستمي است كه براي دسته‌بندي يا حذف بسته‌ها يا نشاني‌هاي ناخواسته و نامطلوب به‌كار مي‌رود.
1 ـ 5 ـ موافقتنامه مشخصات خدمات (3SLA)
موافقتنامه‌اي ميان مشترک و موسسه است که در آن مشخصات خدماتي که ارايه مي‌شود، آمده است ()
1 ـ‌6 ـ شبكه ملي ديتا :
شبكه ملي كه وظيفه انتقال داده را در سطح كشور برعهده دارد.

2 ـ‌ مقررات :
2 ـ 1 ـ موسسه ( ICP ) تحت قوانين جاري كشور و به‌صورت پيمانكار با شركت مخابرات ايران فعاليت مي‌كند.
2 ـ 2 ـ رعايت بند ب ـ 5 ضوابط شبكه‌هاي اطلاع‌رساني رايانه‌اي مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي براي هر موسسه ( ICP ) الزامي است.
2 ـ‌3 ـ انعقاد قرارداد و تعهدات مربوط به شركت خارجي ارايه‌كننده ارتباط اينترنت پرظرفيت به نيابت از شركت مخابرات ايران و در چارچوب قرارداد في ما بين، برعهده موسسه ( ICP ) است.
2 ـ 4 ـ بازاريابي و فروش اينترنت پرظرفيت برعهده موسسه ( ICP ) بوده و سقف نرخ فروش آن، مطابق تعرفه‌هاي مصوب سال 1377 شرکت مخابرات ايران جهت دسترسي به اينترنت است.
2 ـ 5 ـ حداقل پهناي باند جهت پذيرش تقاضا در شهر تهران 8Mb در ثانيه، شامل مجموع دريافت و ارسال و براي شهرستان‌ها 4Mb در ثانيه، شامل دريافت و ارسال است.
تبصره : هرگونه افزايش ظرفيت افزون بر مجوز ارايه شده مستلزم بررسي و صدور مجدد مجوز است.
2 ـ 6 ـ تعهداتي كه موسسه ( ICP ) ملزم به رعايت آن است، بدين شرح است :
2 ـ 6 ـ 1 ـ عدم واگذاري حق بهره‌برداري به غير، بدون كسب موافقت شركت مخابرات ايران
2 ـ 6 ـ 2 ـ رعايت مشخصات فني و كيفيت خدمات مطابق پيوست 1
2 ـ 6 ـ 3 ـ امضاي موافقتنامه كيفيت خدمات ( SLA ) با مشتركان تحت پوشش
2 ـ 6 ـ 4 ـ فروش عرض باند اينترنت به رسا ( ISP )‌هاي داراي مجوز
2 ـ 6 ـ 5 ـ تامين، نصب، راه‌اندازي، نگهداري و به‌روز رساني پالايه مطابق مشخصات فني پيوست 2
2 ـ 6 ـ 6 ـ ايجاد امكانات نظارتي بر دروازه اينترنت
2 ـ 6 ـ 7 ـ رعايت شرايط مندرج در بند الف ـ 6 ـ ج و الف ـ 6 ـ د مقررات و ضوابط شبكه‌هاي اطلاع‌رساني رايانه‌ايي مصوبه شوراي انقلاب فرهنگي
2 ـ 7 ـ موسسه ( ICP ) موظف است، تمهيدات لازم جهت مديريت و نظارت پالايه منصوبه خود، توسط شركت مخابرات ايران را فراهم كند.
2- 8 - موسسه موظف است مبلغي معادل 2 درصد از تعرفه‌هاي اشتراک اينترنت شرکت مخابرات (مصوب 1377) را به‌عنوان حسن انجام کار و تضمين بر انجام تعهدات، به‌صورت وديعه نزد شرکت مخابرات بسپارد. جزييات اين بند در قرارداد في ما بين مشخص خواهد شد.

3 ـ‌ مدت مجوز :
به متقاضيان داراي شرايط كه توسط شركت مخابرات ايران تاييد شده‌اند، مجوز ارايه خدمات به‌مدت دو سال خورشيدي داده خواهد شد و در انتهاي زمان مجوز، با درخواست موسسه (ICP) و در صورت تاييد شركت مخابرات ايران اين زمان قابل تمديد خواهد بود.
تبصره 1 : شرکت‌هايي که پيش از ابلاغ مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، داراي نقطه تماس بين الملل بوده‌اند، در چارچوب مهلت زماني قيد شده در مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، در اولويت تطبيق شرايط خود با اين ضوابط هستند.

4 ـ تعهدات و تسهيلات قابل ارايه توسط شركت مخابرات ايران :
خدماتي كه شركت مخابرات ايران به موسسه (ICP) ارايه مي‌دهد، بدين شرح است :
4 ـ 1 ـ تسهيلات
4-1-1- تامين امكانات ارتباط ديتاي موسسه (ICP) تا محل مشتركان تحت پوشش، با اخذ هزينه‌هاي مربوطه
4 ـ 2 ـ تعهدات
4-2-1- ترانزيت ترافيك داخل كشوري بين موسسه (ICP) ها و همچنين بين موسسه (ICP) ها و شبكه ملي ديتا با اخذ هزينه‌هاي مربوطه و عقد موافقتنامه کيفيت سرويس (SLA)
4-2-2- صدور مجوز ورود تجهيزات مورد نياز در صورت لزوم
4-2-3- اخذ مجوز فرکانس
تبصره 1 : ‌درخواست كنندگان، پيش از ورود هرگونه تجهيزاتي بايد ساير مجوزهاي لازم را اخذ كنند.
تبصره 2 : هزينه‌هاي مربوط به صدور مجوز ورود تجهيزات و مجوز فرکانس (موضوع بندهاي 4-2-2 و 4-2-3) برعهده موسسه (ICP) است.
تبصره 3 : به‌منظور اجراي تعهدات فوق، تضمين‌هاي لازم در قرارداد في مابين پيش بيني گردد.
4-2-4- امضاي موافقتنامه SLA با موسسه (ICP) در صورت ارايه سرويس به موسسه
4-2-5- تامين ارتباطات مورد نياز موسسه (ICP) ظرف حداکثر يک ماه و اعلام پاسخ رسمي به تقاضاهاي موسسه (ICP) ظرف حداکثر دو هفته (در صورت عدم وجود امکانات)

5 ـ سهم شركت مخابرات ايران :
سهم شرکت مخابرات ايران برابر 10% تعرفه‌هاي مصوب جاري ماهانه اشتراک اينترنت شرکت مخابرات ايران بر اساس پهناي باند موسسه (ICP) است که موسسه (ICP) به‌صورت ماهانه موظف به پرداخت آن خواهد بود.
تبصره 1 : جهت ارايه سرويس‌هاي مختلف - از قبيل VOIP - اخذ مجوزهاي مربوطه از مبادي ذيربط الزامي است.
تبصره 2 : دو درصد از تعرفه‌هاي مصوب جاري ماهانه اشتراک شرکت مخابرات ايران بابت اجاره تجهيزات از مبلغ مذکور در بند 5 کسر مي‌گردد.
تبصره 3 : مابه‌التفاوت نرخ خدمات اينترنت و نرخ خدمات تلفن اينترنتي، براي صدور مجوز ارايه خدمات تلفن اينترنتي توسط موسسه ( ICP )، اخذ مي‌گردد.

6 ـ‌ واگذاري تجهيزات :
تجهيزات نقطه تماس كه توسط موسسه (ICP) خريداري شده، به‌صورت اجاره به شركت مخابرات ايران واگذار مي‌شود و برابر قرارداد جداگانه‌اي، مجوز بهره‌برداري به متقاضي داده مي‌شود و پس از انقضاي مدت مجوز چنانچه قرارداد تمديد نشود، موسسه (ICP) مي‌تواند تجهيزات واگذاري را تحويل بگيرد.
تبصره 1 : در صورت عدم تمديد مدت مجوز، مطابق تبصره بند الف ـ 10 مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي، موسسه (ICP) مجاز به بهره‌برداري از تجهيزات خود نخواهد بود و موظف به جمع‌آوري آن است.
تبصره 2 : اين بند صرفا شامل تجهيزات نقطه تماس بين‌الملل است و ساير تجهيزات را شامل نمي‌شود.

7- مراجع حل اختلاف :
7-1- مرجع حل اختلاف ميان موسسه ( ICP ) و مشترکان، امور ارتباطات ديتا است.
7-2- مرجع حل اختلاف ميان موسسه ( ICP ) و امور ارتباطات ديتا، وزارت پست و تلگراف و تلفن است.

8- لغو حق‌بهره‌برداري :
در صورت تخلف از مفاد اين ضوابط و ساير قوانين و مقررات مربوطه، مطابق بند 9 مصوبه شوراي عالي انقلاب فرهنگي عمل خواهد شد.

9- ضميمه‌ها
موارد زير به‌عنوان پيوست‌هاي آيين‌نامه ضميمه شده است:
9-1- مشخصات فني و کيفيت خدمات
9-2- مشخصات فني پالايه
9-3- دستورالعمل و مراحل صدور مجوز
9-4- روش ارزيابي متقاضيان
9-5- دستورالعمل و روش نظارت بر فعاليت‌هاي موسسه
9-6 طرح قرارداد
اين ضوابط در 9 ماده، 10 تبصره و 6 پيوست در جلسه مورخ 24/4/1381 کميته متشکل از نمايندگان مجمع عمومي صاحبان سهام شرکت مخابرات ايران مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.

پيوست 1
مشخصات فني و کيفيت خدمات
ارتباط مخابراتي اينترنت دارندگان نقطه تماس بين‌الملل بايد داراي حداقل شرايط از لحاظ کيفي باشد، تا خدمات ارايه شونده به کاربر را از نظر کيفيت مطلوب تضمين كند. استفاده از ISP هاي بين‌المللي معتبر مي‌تواند تا حدودي شرايط فوق را تضمين كند. اين شرايط به سه بخش کلي تقسيم مي‌گردد:

1- کيفيت خدمات اينترنت و SLA :
الف- Availability Rate : خدمات ارايه شده بايد داراي حداکثر ضريب دسترسي باشد. اين ضريب بستگي به ميزان قطعي‌هاي اينترنت دارد که شامل دو بخش لينک ارتباطي بين تجهيزات ارايه کننده خدمات و ISP رده بالاتر (Upstream Provider) و قطعي‌هاي مربوط به داخل شبکه ISP رده بالاتر است، که سرويس دهندگان بايد تضمين كنند که مجموع اين دسترسي‌ها بايد مشخص باشد.
ب- Packet Loss : که تعيين کننده ميزان مفقود شدن بسته‌ها - شامل قسمت مربوط به لينک سرويس دهنده با Provider اصلي و قسمت مربوط به خود Provider است - که حداکثر مجاز آن بايد تعيين شده باشد.
ج- Latency (Delay) : شامل تاخير ماهواره و تاخير ماهواره و تاخير شبکه ارايه کننده سرويس است که اين مقدار بايد مشخص باشد.

2- کيفيت تجهيزات استفاده شده :
الف- مسيرياب مورد استفاده بايد پروتکل‌هاي مسيريابي شامل BGP4 و OSPF و Static Route را پشتيباني كند.
ب- تجهيزات ماهواره‌اي بايد Redundancy داشته باشند و سايت مربوطه مجهز به سيستم خنک کننده، برق No Break و سيستم زمين (Earth) باشد.

3- پشتيباني فني :
سرويس دهنده بايد پشتيباني فني به‌صورت 24 ساعت در روز و 7 روز هفته را تضمين كرده، در حداقل زمان ممکن به رفع مشکل بپردازد؛ که اين مقدار حداکثر 4 ساعت است.

پيوست 2
مشخصه فني پالايه و سيستم امنيتي
قابليت‌هاي لازم:
* حداقل داراي سه پورت ارتباطي
* پشتيباني از ايجاد حداقل 200 تونل همزمان
* قابليت مونيتورينگ و کنترل از دور به‌صورت ايمن و با استفاده از پروتکل‌هاي SSL و يا IPSEC
* مونيتورينگ Real Time وضعيت سيستم
* امکان مونيتورينگ از دور، از طريق وب
* امکان رمزگذاري 56 بيت DES و 128 بيت triple DES
* امکان ثبت و گزارش فعاليت‌ها
* امکان ثبت و گزارش تلاش براي دسترسي هاي غيرمجاز
* امکان ثبت گزارش به‌صورت داخلي
* امکان ثبت گزارش در سيستم خارجي
* سيستم هشدار دهنده از طريق پست الکترونيکي و يا SNMP و يا بر روي صفحه مانيتور
* شروع مجدد سيستم به‌طور اتوماتيک، در صورت بروز اشکال (Crash)
* پشتيباني از سرويس‌هاي IP مانندPOP3 , FTP , Telnet , HTTP , HTTPS , SSL , SMTP و غيره
* امکان افزودن سرويس‌هاي جديد
* عدم نياز به راه‌اندازي مجدد سيستم در صورت تغيير سياست دسترسي
* ارايه گزارش آماري ترافيک

قابليت‌هاي اضافي پيشنهادي
* پشتيباني از NAT/PAT
* امکان مديريت پهناي باند
* امکان مديريت چند Firewall از طريق يک كنسول (Console)
* امکان ارايه سرويس‌هاي Proxy و Caching
* برخورداري از قابليت DMZ Segmentation
* برخورداري از قابليت SMTP Email Handling
* قابليت برقراري حداقل 2000 نشست همزمان

پيوست 4
روش ارزيابي متقاضيان ICP
به‌منظور بررسي صلاحيت متقاضيان مجوز تامين ارتباط اينترنت پرظرفيت و صدور مجوز براي شرکت‌ها و موسسات کارآمد، موارد زير بررسي مي‌شود:
* تجهيزات ايستگاه (ايستگاه‌هاي) زميني و ماهواره‌اي متقاضي بايد قابليت ارايه سرويس در سطح حداقل 4 مگا بيت بر ثانيه، در جهت ارسال و حداقل 16 مگابيت بر ثانيه در جهت دريافت را داشته باشد.
* چنانچه در زمان تقاضا، سرعت خطوط متقاضي به حداقل لازم نرسيده باشد، متقاضي مي‌تواند در طي يک دوره سه ماهه از تاريخ اخذ مجوز، سرعت خطوط خود را به حداقل لازم برساند.
* در مراکز استان‌ها به‌غير از تهران، ملاک ارزيابي، سطح حداقل ارسال در يک نقطه و دريافت حداکثر در چهار نقطه است.
* در صورت تقاضاي ارايه سرويس در شهرستان‌ها ( به‌جز مراکز استان‌ها) ملاک ارزيابي امکان دريافت حداکثر در 4 نقطه ( به‌صورت انحصار دريافت ) با شرايط تامين حداقل 2 مگابيت ارسال از طريق امور ارتباطات ديتا است.
* قابليت کنترل و مانيتورينگ و اعمال نظارت در پالايه منصوبه
* قابليت نظارت بر دروازه اينترنتي
* قابليت اتصال و تعامل و روتينگ داخلي با شبکه ملي ديتا
* تطبيق مدارک ارايه شده و شرايط متقاضي با آيين نامه مطابق فرم شماره يک

پيوست 5
روش نظارت بر فعاليتهاي ICP
به‌منظور بررسي عملکرد و رتبه‌بندي موسسات تامين کننده ارتباط اينترنت پر ظرفيت بازديدها و بررسي‌هايي لازم است، صورت پذيرد:
پارامترهاي کيفيت سرويس مطابق با پيوست 1 آيين نامه
* بررسي مشترکان ICP و نحوه تطبيق ارايه سرويس به آنها مطابق بند 2- 6- 3- آيين نامه
* تطابق وضعيت سرعت خطوط ICP با مجوز ارايه شده
* کنترل و مانيتورينگ پالايه منصوبه در ICP
* مهلت اعتبار مجوز ICP
* تقاضاهاي ICP در چارچوب تعهدات و تسهيلات قابل ارايه توسط شرکت مخابرات ايران
* بر اساس اصول پيوست 1 آيين نامه و پارامترهاي فوق ICP ها رتبه‌بندي و به عموم اعلام مي‌شود.

مدارك لازم جهت تامين كنندگان ارتباطات اينترنت پر ظرفيت ICP
1- درخواست كتبي متقاضي
2- تكميل و ارايه فرم مشخصات عمومي و فني ICP (فرم شماره 1)
3- كپي اساسنامه شركت
4- كپي روزنامه رسمي شركت (كه بيش از دو سال از تاريخ اعتبار آن نگذشته باشد)
5- كپي شناسنامه مديرعامل شركت و اعضاي هيات مديره
6- سوابق شركت در پنج سال گذشته
7- معرفي‌نامه نماينده مسوول
8- كپي شناسنامه و 4 قطعه عكس نماينده مسوول
9- تعهدنامه مبني بر رعايت ضوابط شبكه‌هاي اطلاع‌رساني مصوب شوراي عالي انقلاب فرهنگي
(فرم شماره 2)
10- تعهدنامه مبني بر رعايت كليه مفاد ضوابط ICP(فرم شماره 3)
11- ارايه قرارداد كامل و يا پيش نويس قرارداد با شركت خارجي ارايه كننده ارتباط اينترنت پر ظرفيت
12- ارايه نمونه موافقتنامه خدمات (SLA) كه موسسه يا شركت (ICP) با مشتركان خود امضا مي‌كند (چنانچه موافقت‌نامه كيفيت خدمات در چند سطح مختلف تهيه گرديده است، ارايه يك نمونه از هر يك از موافقت نامه‌ها الزامي است.)
13- طرح برقراري نقطه تماس بين الملل و نحوه انتقال پهناي باند اينترنت به متقاضيان لازم به توضيح است كه چنانچه جهت ارايه خدمات به متقاضيان روشي به‌جز استفاده از شبكه ديتا مد نظر باشد، دريافت مجوز ندا (PAD) الزامي است.
14- ارايه مشخصات فني تجهيزات زميني ماهواره‌اي مربوط به ICP و فهرست کامل تجهيزات نقطه تماس بين الملل
15- مهر و امضا قرار داد پيوست كه ذيل كليه برگ‌هاي آن جمله "رويت شد و مورد تاييد است" قيد شده باشد.
16- تعداد نفرات فني شركت و مشخصات فردي و ميزان تحصيلات آنها

1 Internet Connection Provider
2 Internet Service Provider
3 Service Level Agreement

ضوابط صدور مجوز ايجاد مجتمع خدمات اينترنت (IDC1)

در راستاي توسعه فناوري اطلاعات در سطح ملي و ايجاد مراكز ذخيره و بازيابي اطلاعات اينترنتي در كشور - از قبيل ميزباني سرويس‌گرهاي وب - و به‌كارگيري هرچه بيشتر توانمندي‌هاي بخش خصوصي در ارايه تسهيلات بيشتر در چارچوب برنامه سوم توسعه، ضوابط زير تنظيم گرديده است:

1- تعاريف
1-1- مجتمع خدمات اينترنتي (IDC) :
موسسه‌اي كه به‌عنوان بخشي از شبكه ملي ديتا، خدمات زير را در محدوده مراكز اصلي مخابراتي (مراكز ترانزيت و SCها) ارايه مي‌دهد.
1-1-1- اشتراك مكاني2
اجاره فضاي مورد نياز مشترك جهت نصب تجهيزات شبكه‌اي و سرويس‌گرها در محل مجتمع خدمات اينترنتي
1-1-2- اجاره خدمات ذخيره و باز يابي اطلاعات
اجاره دادن بخشي از فضاي رايانه‌هاي موجود در IDC، از قبيل ميزباني سرويس‌گرها3 ميزباني وب4 و اجاره فضاي حافظه‌اي5
1-1-3- خدمات برنامه‌هاي كاربردي6
ارايه برنامه هاي كاربردي به مشتركين نظير بانكهاي اطلاعاتي,سيستمهاي اطلاعاتي جغرافيايي(GIS), برنامه هاي محاسباتي پيشرفته,اتو ماسيون و....بصورت متمركز با امكان دسترسي از راه دور به همراه خدمات نگهداري متمركز اطلاعات برنامه ها.
1-1- 4- خدمات شبكه‌اي7
ارايه خدمات ارتباط با شبكه - از قبيل عرضه ترافيك اينترنت به ارايه‌كنندگان خدمات اينترنتي (ISPها) - و همچنين ايجاد شبكه‌هاي خصوصي محلي و داخل شهري
تبصره 1: جهت ارايه خدمات به ارايه‌كنندگان خدمات اينترنتي (ISPها) اخذ مجوز (رسا) توسط ISP از شركت مخابرات ايران الزامي است.
تبصره 2: مجتمع خدمات اينترنتي (IDC) جهت توزيع ترافيك ديتا در بيرون از محوطه خود بايد نسبت به اخذ مجوز PAP نيز از شركت مخابرات ايران اقدام كند.
1-1-5- خدمات مديريت و امنيت شبكه8
عرضه خدمات مديريت, امنيت و نگهداري شبكه‌ها و سرويس‌گرهاي مشتركان
1-1-6- خدمات مشاوره اي
از قبيل طراحي ساختار سيستم‌هاو شبكه‌ها, مشاوره در امور ادغام و ارتقا9 و طراحي لايه هاي امنيتي.

2- مقررات مربوط به واگذاري مجوز مجتمع اينترنتي
2-1- شركت ثبت شده در ايران
2-2- دارا? سابقه در زمينه شبکه ها? انتقال داده و اينترنت به‌مدت 2 سال
2-3- ساختمان مجتمع خدمات اينترنتي بايد داراي حداقل امكانات و شرايط باشد:
2-3-1- ارتباط فيبرنوري با مركزترانزيت با سرعت نامحدود
2-3-2- دسترسي به خطوط تلفني (آنالوگ و ديجيتال)
2-3-3- داراي سيستم برق بدون وقفه و مولد برق اضطراري با قابليت تامين برق، مستقر در مجتمع خدمات اينترنتي به‌مدت 48 ساعت
2-3-4- داراي سيستم‌هاي اطفا و اعلام حريق در كليه سالن‌ها و طبقات
2-3-5- داراي سيستم‌هاي تهويه مطبوع پيشرفته براي ثابت نگاه داشتن ميزان گرما و رطوبت
2-3-6- توانايي فني جهت اعمال عمليات زير، روي سرويس‌گرها و شبكه هاي مشتركان :
Filtering-Recovery-Encryption-AuthenticationFirewall-Authorization-.
2-3-7- حداقل متراژ زير بنا 500 متر مربع، متناسب با فضاي مورد نيازIDC
2-2-تامين كليه نيازهاي مخابراتي و ديتاي مجتمع خدمات اينترنتي(IDC)، نظير خطوط تلفن (آنالوگ و ديجيتال), كابل اختصاصي و خطوط فيبرنوري و DSL ديتا, پس از تاييد شركت مخابرات ايران برعهده امور ارتباطات ديتا و شركت‌هاي مخابرات استان‌ها است و بايد حداكثر ظرف مدت 2 ماه پس از صدور مجوز و طي مراحل قانوني، كليه امكانات مورد نياز مجتمع خدمات اينترنتي برابر تعرفه هاي مصوب تامين شود.
2-3-كليه نيازهاي ترافيكي اينترنت مجتمع خدمات اينترنتي، صرفا از طريق شبكه پر سرعت شركت مخابرات ايران و دروازه‌هاي بين‌الملل اين شركت تامين مي‌شود.
2-4-كليه خدمات اطلاع‌رساني مجتمع خدمات اينترنتي بايد مطابق بند 6 آيين نامه مقررات و ضوابط شبكه‌هاي اطلاع رساني رايانه‌اي - رسا (مصوبه شوراي عالي انقلاب قرهنگي) باشد.
2-5-مسووليت حفظ و حراست از حريم خصوصي مشتركان مربوط به‌عهده مجتمع خدمات اينترنتيIDC است.
اين ضوابط در 21 بند و 2 تبصره در جلسه مورخ 1/2/1381هيات مديره شركت مخابرات ايران مطرح و تصويب شد.

مدارك لازم جهت ايجاد مجتمع خدمات اينترنت به بخش خصوصي IDC

1) درخواست كتبي متقاضي
2) تكميل و ارايه فرم مشخصات عمومي و فني IDC (فرم شماره 1)
3) كپي اساسنامه شركت
4) كپي روزنامه رسمي شركت (كه بيش از 2 سال از تاريخ آن نگذشته باشد)
5) كپي شناسنامه مدير عامل شركت و اعضاي هيات مديره
6) سوابق شركت در 5 سال گذشته، به‌طور كامل
7) معرفي نامه نماينده مسوول
8) کپ? شناسنامه و 4 قطعه عکس نماينده مسوول
9) تعهدنامه مبني بر رعايت كليه مفاد ضوابط IDC (فرم شماره 2)
10) ارايه كپي مدارك لازم در خصوص بند 2 ضوابط صدور مجوز IDC به شرح زير:
* وضعيت سيستم برق بدون وقفه و مولد برق اضطراري
* وضعيت سيستم‌هاي اطفا حريق
* وضعيت سيستم‌هاي تهويه مطبوع
* ذكر وضعيت توانايي‌هاي لازم جهت اعمال عمليات زير روي سرويسگرها و شبكه‌هاي مشتركان ذكر شده در بند 2-3-6 ضوابط فوق الذكر آمده است.
11) ارايه مشخصات فني و طرح توپولوژي شبكه IDC
12) ارايه مشخصات انواع تجهيزات به‌كار گرفته شده در شبكه IDC
13) تعداد نفرات شركت و مشخصات فردي و ميزان تحصيلات آنها

1 Internet data center
2 Co-Location
3 Server Hosting
4 Web Hosting
5 Storage Service Providing
6 Application Service Providing
7 Networking
8 Network Security Management
9 Upgrade

ضوابط صدور مجوز ارايه كنندگان خدمات نقطه دسترسي انتهايي (ندا)

در راستاي توسعه هرچه بيشتر مشاركت و سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و افزايش سريع كيفيت و كميت ارايه خدمات ديتا در كشور و در چارچوب سياست‌هاي دولت و مصوبات برنامه سوم توسعه, ارايه خدمات دسترسي به شبكه ملي ديتا مطابق با اين ضوابط به بخش خصوصي واگذار مي‌گردد.
1-تعاريف
1-1- ندا:
نام مخفف ارايه‌كنندگان خدمات نقطه دسترسي انتهايي (ندا) Private Access Provider(PAP)
1-2- كابل اختصاصي:
كابل مسي و يا فيبر نوري است كه از محل تاسيس ندا تا مركز تلفني مربوطه داير مي‌گردد.
1-3- موسسه:
هر شركت, سازمان و يا ارگان غيردولتي كه داراي شخصيت حقوقي ثبت شده در ايران بوده، ارايه‌كننده خدمات نقطه دسترسي انتهايي (ندا) باشد.
1-4- متقاضي:
متقاضي ارايه خدمات نقطه دسترسي انتهايي(ندا)
1-5- وزارت:
وزارت پست و تلگراف و تلفن
1-6- مخابرات استان:
يكي از شركت‌هاي مخابرات استان‌ها كه ندا در محدوده جغرافيايي آن واقع گرديده است.
1-7- مشترك:
متقاضي اتصال به ندا جهت بهره‌گيري از خدمات دسترسي به شبكه ملي ديتا
1-8- مشترك تلفن:
مشترك تلفن متقاضي اتصال به موسسه از طريق خط تلفن موجود جهت بهره‌گيري از خدمات ندا به‌صورت اتصال دايم غير Dialup))

2- فعاليتهاي موسسه
موسسه از طريق ايجاد مجتمع تجهيزات دسترسي (Modem pool,DSL Farm) و فراهم كردن تسهيلات فني لازم نظير تهويه و برق بدون قطع مي‌تواند خدمات زير را به مشتركان خود ارايه دهد.
2- 1- خدمات دسترسي به شبكه از طريق خطوط استيجاري
2- 2- خدمات دسترسي به شبكه از طريق خطوط تلفني و ISDN
2- 3- خدمات دسترسي به شبكه بصورت تلفيق صوت و داده
2- 4- خدمات دسترسي به شبكه از طريق سيستم‌هاي WLL و ديگر تجهيزات بي‌سيم، نظير مودم بي‌سيم با كاربرد صرفا انتقال داده (ديتا) با اخذ مجوزهاي فركانسي لازم از مبادي ذيربط
2- 5- خدمات دسترسي به اينترنت به طرق فوق در صورت اخذ مجوز رسا
2- 6- خدمات شبكه هاي اختصاصي مجازي در محدوده يك يا چند ندا

3- تسهيلات قابل ارايه به موسسه
3-1 تسهيلات زير از طرف شركت مخابرات ايران با اخذ هزينه‌هاي مربوط قابل واگذاري به موسسه است:
3-1-1- اتصال به شبكه زير ساخت و دسترسي ديتا و در صورت امكان ارايه فضاي مورد نياز در سايت مربوطه شبكه ملي ديتا
3-1-2- اتصال به شبكه اينترنت با خطوط پرسرعت، در صورت داشتن مجوز ارايه خدمات اطلاع رساني و اينترنت- رسا (مصوبه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي)
3-2- امكانات زير ازطرف مخابرات استان‌ها با اخذ هزينه‌هاي مربوط قابل واگذاري به ندا است:
3-2-1- كابل اختصاصي مخابراتي مسي
3-2-2- كابل اختصاصي فيبر نوري
3-2-3- خطوط تلفن با دسترسي آنالوگ و يا ديجيتال (E1) در صورت وجود امكانات فني در شبكه مركز مربوطه
3-2-4- خطوط ISDN به‌صورت BRI و يا PRI، در صورت وجود امكانات فني در شبكه مركز مربوطه
3-3- مخابرات استان موظف است كابل‌هاي اختصاصي ارتباطي بين ندا و مشترك را پس از اخذ هزينه‌هاي مربوطه تامين كرده، يا مجوزهاي لازم را جهت انجام عمليات كابل‌كشي توسط خود ندا صادر كند.
3-4- با درخواست موسسه و اعلام تمايل مشترك تلفن, كابل تلفن مشترك از طريق كابل اختصاصي به ندا متصل مي‌گردد.
جدا سازي ترافيك تلفني و ديتا از طريق تجهيزات ندا صورت خواهد گرفت. ارتباط تلفني پس از بازگشت از ندا بر روي كابل اختصاصي به سوييچ تلفني مركز متصل مي‌گردد.
تبصره: مسووليت حفظ كيفيت ارتباط تلفني در محدوده ندا به‌عهده موسسه خواهد بود.
3-5- با توجه به تنوع و تعدد سرويس‌هاي قابل ارايه به يك ندا, در صورت مثبت بودن امكان فني ارايه آنها, سرويس‌هاي شبكه ديتا تا تامين ساير سرويس‌هاي مورد نياز به‌صورت رزرو باقي خواهد ماند.

4- مراجع حل اختلاف
4-1- مرجع حل اختلاف بين PAP و مخابرات استان و مشترکان، وزارت پست و تلگراف و تلفن است.
4-2- مرجع حل اختلاف بين PAP و وزارت پست و تلگراف و تلفن, نمايندگان منتخب کميسيون ماده 2 آيين‌نامه اجرايي تبصره ماده 124 برنامه سوم است.

5- لغو حق بهره برداري
در صورت تخلف از مفاد اين ضوابط و ساير قوانين و مقررات مربوطه, مطابق بند 9 مصوبه شوراي‌عالي انقلاب فرهنگي عمل خواهد شد.

6- ضمايم
موارد زير به‌عنوان پيوست‌هاي آيين‌نامه ضميمه شده است :
6-1- دستورالعمل و مراحل انجام کار صدور مجوز PAP
6-2- روش ارزيابي متقاضيان PAP
6-3- روش نظارت بر فعاليتهاي PAP
6-4- طرح قرارداد

اين ضوابط در 6 ماده 1 تبصره و 4 پيوست در کميسيون ماده 2 آيين نامه اجرايي تبصره ماده 124 قانون برنامه سوم توسعه مطرح و مورد تصويب قرار گرفت.

پيوست 2
روش ارزيابي متقاضيان PAP
به‌منظور بررسي صلاحيت متقاضيان مجوز ارايه خدمات نقطه دسترسي انتهايي و صدور مجوز براي شرکت‌ها و موسسات کارآمد موارد زير بررسي مي‌شوند :
- طرح ارايه شده از طرف متقاضي بايد حداقل سه مرکز مخابراتي را در بر گيرد.
- در طرح اريه شده بايد جداسازي صوت و ديتا در مراکز مخابراتي صورت گيرد.
- وجود کابل‌هاي اختصاصي بين مراکز مخابراتي و مکان متقاضي به عنوان امتياز
- شناسايي فراهم‌کنندگان ارتباط اينترنت متقاضي
- پارامترهاي عنوان شده ارايه سرويس به مشترکان
- قابليت اتصال و تعامل و روتينگ داخلي با شبکه ملي ديتا
- بررسي مجوزهاي فرکانسي در صورت لزوم
- تطبيق مدارک ارايه شده و شرايط متقاضي با آيين نامه

پيوست 3
روش نظارت بر فعاليتهاي PAP
به‌منظور بررسي عملکرد و رتبه‌بندي ارايه‌کنندگان خدمات نقطه دسترسي انتهايي PAP بازديدها و بررسي‌هاي لازم است صورت پذيرد:
- پارامترهاي کيفيت سرويس
- بررسي مجوز مشترکين PAP
- نوع سرويس‌هاي ارايه شده توسط ندا، مطابق آيين‌نامه
- تقاضاهاي PAP در چاچوب تعهدات و تسهيلات قابل ارايه توسط وزارت پست و تلگراف و تلفن

مدارك لازم واگذاري خدمات نقطه دسترسي انتهايي PAP
1) درخواست كتبي متقاضي
2) تكميل و ارايه مشخصات عمومي و فني PAP(فرم شماره 1 و 2)
3) كپي اساسنامه شركت
4) كپي روزنامه رسمي كشور (كه بيش از 2 سال از تاريخ رسمي آن نگذشته باشد)
5) كپي شناسنامه مدير عامل شركت و اعضا هيات مديره
6) سوابق شركت به طور كامل در 5 سال گذشته
7) معرفي‌نامه نماينده مسوول
8) كپي شناسنامه و چهار قطعه عكس نماينده مسوول
9) تعهد نامه مبني بر رعايت كليه مفاد ضوابط ندا (PAP)(فرم شماره 3)
10) ارايه طرح كامل شبكه شامل:
-نحوه اتصال به‌يكديگر، شامل تعداد و سرعت خطوط
- نحوه و سرعت اتصال به شبكه زير ساخت مخابرات
- نحوه اتصال به شبكه زير ساخت مخابرات
- نحوه اتصال به شبكه تلفني و تعداد خطوط
تبصره: طرح‌هايي كه از فناوري‌هاي روز در آنها استفاده شود، داراي امتياز بيشتري خواهد بود.
11) ارايه مشخصات كامل انواع تجهيزات بند 10
12) تعداد نفرات فني شركت و مشخصات فردي و ميزان تحصيلات آنها
1 Private Access provider

ضوابط صدور پروانه بهره بردارى توليد نرم افزار

صدور پروانه بهره بردارى توليد نرم افزار در سال ١٣٨٠ به شرح زير به تائيد وزير صنايع و معادن رسيد.
هدف : سازماندهى، توليد، رشد و توسعه واحدهاى توليد كننده نرم افزار در جهت بهره بردارى از توانمندى هاى آنان در صنعت و معدن و بخشهاى خدماتى و نظارت بر آنها
ماده١ – تعاريف
الف ـ واحد توليد نرم افزار: واحدى است كه در زمينه انجام يك يا چند يا كليه مراحل لازم در يك نظام رايانه اى طراحى، پياده سازى و پشتيبانى شبكه هاى رايانه اى اطلاع رسانى، ارائه خدمات مهندسى و نظارت بر كارهاى مرتبط با فنا ورى اطلاعات، فعاليت مى كند.
ب – پروانه بهره بردارى توليد نرم افزار: مجوزى است كه پس از بررسیهاى كارشناسى در صورت احراز شرايط لازم بر اساس مفاد اين دستور عمل جهت متقاضيان از سوى حوزه معاونت امور توليد صادر مى گردد.
ماده ٢ ـ شرح وظايف واحدهاى توليد نرم افزار:
الف – تهيه سيستمهاى مكانيزه، شبكه هاى رايانه اى و اطلاع رسانى
ب – ارائه خدمات مهندسى در مراحل تهيه اسناد مناقصه و نظارت بر كارهاى انفورماتيكى
ج – ارائه خدمات، بر آزمايش نرم افزارها و سخت افزارها و تهيه گزارش تطبيقى محصولات سفارش و تحويل شده
د – طراحى و راه اندازى شبكه هاى رايانه اى و اطلاع رسانى
ماده ٣ – ضوابط تشخيص شركت نرم افزارى :


- توليد كننده نرم افزار بايد يك شخصيت حقوقى بوده و درج عنوان “ توليد نرم افزار” در اساسنامه شركت الزامى است.
- شركت متقاضى بايد به وسيله شوراى عالى انفورماتيك كشور و يا مرجعى كه در اين امر جايگزين شورا مى گردند احراز صلاحيت و طبقه بندى شده و حداقل ٢٥٠ امتياز را كسب كرده باشند.
- شركت متقاضى بايد نرم افزارهاى توليدى خود را در دفتر شورا يا مرجعى كه در اين امر جايگزين شورا مى گردد، ثبت وسپس نسبت به فروش آن اقدام كند.
- ميانگين درآمد حاصل از فروش نرم افزار ٢ سال آخر شركت متقاضى بر اساس اظهارنامه و برگه هاى تشخيص قطعى ماليات وزارت امور اقتصاد و دارائى بايد حداقل ٥١% از كل درآمد شركت بوده و سهم فروش نرم افزار ساليانه كمتر از پانصد ميليون ريال نباشد.
- شركتهاى جديد التاسيس كه بيش از يك برگ قطعى تشخيص مالياتى دريافت ننموده اند آخرين اظهارنامه و برگه تشخيص مالياتى ملاك محاسبه قرار مى گيرد.

ماده ٤ – مدت اعتبار پروانه:
مدت اعتبار پروانه بهره بردارى واحد توليد نرم افزار ٢ سال از تاريخ صدور بوده و حسب ماده ٥ براى تعيين صلاحيت مجدد مورد ارزيابى قرار مى گيرند.
ماده ٥ – شرايط تمديد :
تداوم احراز شرايط مندرج در ماده ٣

ضوابط استراداد يا ادغام شركت‌هاي داراي پروانه‌ي ارايه‌ي خدمات انتقال داده‌ها

ضوابط و مقررات استراداد و يا ادغام شركت‌هاي داراي پروانه‌ي ارايه‌ي خدمات انتقال داده‌ها (PAP) و تعهدات آن‌ها مصوب جلسه‌ي مورخ 3/9/83 كميسيون ماده‌ي 2 آيين‌نامه‌ي اجرايي تبصره‌ي ماده‌ي 124 قانون برنامه‌ي سوم كه به امضاي ”مهندس داوري‌نژاد” معاون وزير و رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي رسيده است، به اطلاع مي‌رسد:
به گزارش سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي،با توجه به بند 3-26-2 پروانه‌ي ارائه‌ي خدمات انتقال داده‌ها موضوع خسارت ناشي از قصور در انجام تعهدات طبق برنامه‌ي زمان‌بندي و مصوبات جلسه‌ي شماره‌ي 1/2 مورخ 3/9/83 كميسيون موضوع ماده‌ي 2 آيين‌نامه‌ي اجرايي تبصره‌ي ماده‌ي 124 قانون برنامه‌ي سوم، موارد ذيل براي اجرا ابلاغ مي‌شود.
1- شركت‌هايي كه به هر دليل تمايل دارند پروانه‌ي ارائه‌ي خدمات انتقال داده‌هاي خود را عودت دهند فرصت دارند تا پايان وقت اداري روز 25 آذرماه سال جاري تقاضاي كتبي خود را به همراه عين پروانه به دبيرخانه‌ي سازمان تحويل و رسيد اخذ نمايند تا نسبت به لغو پروانه و آزادسازي ضمانت‌نامه حسن انجام تعهدات آنان مشروط بر آنكه هيچ تعهد متضمن بار مالي با مشتركين خدمات خود نداشته باشند اقدام شود.
2- شركت‌هاي دارنده‌ي پروانه كه توافق نموده‌اند از طريق ادغام و يا تشكيل كنسرسيوم از قدرت بيشتري در صحنه‌ي رقابت برخوردار باشند مي‌توانند در مهلت مقرر در بند فوق درخواست كتبي خود را با امضاي تمام توافق‌كنندگان به سازمان ارائه نمايند. سازمان با دريافت تقاضا براي ادغام و در صورت صلاحديد و اطمينان از تداوم عرضه رقابتي خدمات صرفاð نسبت به لغو پروانه‌هايي كه بايد لغو شوند اقدام نمود و ضمانت‌نامه‌هاي حسن انجام تعهدات آنان را مشروط بر آن كه هيچ تعهد متضمن بار مالي با مشتركين خدمات خود نداشته باشند مسترد مي‌نمايد. متقاضيان تشكيل كنسرسيوم نيز مي‌توانند شركت جديدي از جمع سهامداران موجود و يا شركت‌هاي متقاضي را به عنوان هويت جديد به سازمان پيشنهاد نمايند. سازمان در صورت صلاحديد و اطمينان از عرضه‌ي رقابتي خدمات نسبت به لغو تمام پروانه‌هاي متقاضيان اقدام نموده و ضمانت‌نامه‌هاي حسن انجام تعهدات آنان را مشروط بر آن كه هيچ تعهد متضمن بار مالي با مشتركين خدمات خود نداشته باشند مسترد مي‌نمايد. شركت‌هاي متقاضي كنسرسيوم حداكثر 15 روز بعد از مهلت مندرج در بند يك ‌بايد اسناد ثبت شركت جديد و ضمانت‌نامه‌ي حسن انجام تعهدات موضوع بند 3-19 پروانه را به دبيرخانه سازمان تحويل و رسيد دريافت نمايند. دريافت مدارك بعد از مهلت تعيين شده و يا تحويل مدارك ناقص باعث عدم رسيدگي به درخواست شده و در اين صورت هيچ حقي براي متقاضيان در تحويل پروانه‌هاي قبلي و يا صدور پروانه جديد ايجاد نمي‌نمايد. در صورت صدرو پروانه جديد كليه‌ي تعهدات شركت‌هاي متقاضي به مشتركين خود به پروانه‌ي جديد منتقل خواهد شد. حداكثر مهلت انجام تعهدات پروانه جديد برابر ميانگين مهلت‌هاي تعيين شده پروانه‌هاي تشكيل دهنده كنسرسيوم خواهد بود.
3- بعد از لغو پروانه در هر كدام از گزينه‌هاي فوق‌، استرداد و يا صدور مجدد آن غير ممكن مي‌باشد.
4- در صورت ضبط بخشي از ضمانت‌نامه‌، دارندگان پروانه موظفند بر اساس بند 3-26-3 پروانه و حداكثر ظرف 7 روز از تاريخ ابلاغ، ضمانت‌نامه‌ي خود را ترميم نموده و به سقف مقرر در پروانه رسانده و تحويل سازمان نمايند و يا آنكه در ظرف مدت فوق جبران خسارت وارده را به شكل نقدي به حساب‌هاي خزانه واريز و رسيد آن را تحويل سازمان نمايند.
5- با سررسيد شدن تعهدات دارندگان پروانه ارائه‌ي خدمات انتقال داده‌ها و انجام قصور در اجراي تعهدات مربوط به هر يك از متغيرهاي ظرفيت، تعداد شهرها و استان‌ها، سازمان نسبت به ضبط تمام و يا بخشي از ضمانت‌نامه‌هاي حسن انجام تعهدات، لغو پروانه و يا هر دو به شرح زير اقدام خواهد نمود.
الف- مجموع درصد عدم انجام تعهدات متغيرها تا ميزان پانزده درصد، معاف از پرداخت جبران خسارت.
ب- مجموع درصد عدم انجام تعهدات متغيرها تا ميزان 75 درصد، به همان ميزان از ضمانت‌نامه به نفع دولت ضبط مي‌گردد.
ج- مجموع درصد عدم انجام تعهدات متغيرها تا ميزان بيش از 75 درصد، ضمن لغو پروانه تمامي ضمانت‌نامه به نفع دولت ضبط مي‌شود.

شرايط اعطای پروانه ارايه خدمات انتقال داده ها از طريق ارتباطات ماهواره ای

شرايط اعطاي پروانه ارايه خدمات انتقال داده ها از طريق ارتباطات ماهواره اي توسط كميسيون ماده ٢ آيين نامه اجرايي قانون اختيارات و وظايف وزارت ارتباطات وفنآوري اطلاعات اعلام شد.به موجب اين پروانه كاربران بخش خصوصي ودولتي مي توانند در ارايه خدمات حرفه اي مخابراتي از طريق ماهواره به صورت ارتباط نقطه به نقطه يا شبكه هاي اختصاصي فعاليت كنند.
سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی وزارت ICT- بر اساس پيش نويس فراخوان خدمات انتقال ماهواره اي پروانه براي حداكثر٥ شركت و براي مدت٥ سال صادر خواهد شد و در چارچوب سياست هاي وزارتخانه ودر نظر گرفتن عرضه فنآوري هاي نوين و تاثيرات ناشي از آن قابل تمديد است.
بنابر اين گزارش حق الامتياز پروانه براي براي مدت اعتبار آن ٤٥ ميليارد ريال خواهد بود كه از اين مبلغ ١٥ ميليارد همزمان با دريافت پروانه بايد به حساب خزانه داري كل كشور واريز شود.از ابتداي سال دوم تا پايان مدت اعتبار پروانه هر ساله مبلغ ٥/٧ميليارد ريال به عنوان حق الامتياز سالانه حداكثر تا سه ماه بعد از پايان هر سال به حساب خزانه پرداخت خواهد شد .
گفتني است مبالغ واريزي به خزانه غيرقابل برگشت خواهد بود .
هزينه هاي مربوط به استفاده از فركانس در چاچوب مصوبه مورخ ٢١ اسفند ماه سال ١٣٧٩ هيات وزيران و با تغييرات بعدي آن به طور جداگانه محاسبه وصورت حساب خواهد شد.
همچنين سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويي كشور براي اطمينان از حسن انجام تعهدات متقاضيان ضمانت نامه اي معتبر به ميزان ١٥ ميليارد ريال بدون قيدوشرط در تمام طول مدت پروانه دريافت خواهد كرد.
در اين ميان براي شركت هايي كه پيش از اين پروانه ارايه خدمات انتقال داده ها دريافت كرده وضمانت نامه حسن انجام تعهدات به اين سازمان سپرده اند اين مبلغ به ميزان ٥ ميليارد ريال خواهد بود.
بر همين اساس پروانه صادر شده در طول مدت اعتبار غيرقابل انتقال به غير بوده ولي دارنده پروانه مي تواند تركيب سهامداران را تغيير دهد.
دارندگان پروانه مختار خواهند بود از كليه روشهاي فني براي انتقال از طريق ماهواره اقدام كنند. بدين ترتيب روش هاي نقطه به نقطه اختصاصي ويا مشترك با مركز اصلي(HUB)ويا بدون آن به صورت شبكه اي چند نقطه به چند نقطه ويا ستاره اي با استفاده از انواع ماهواره هاي سنكرون- مدار متوسط- مدار پايين وديگر استفاده كنند.
از سوي ديگر دارندگان پروانه تنها مجاز به تامين خدمات انتقال از طريق ماهواره بوده كه تمام انواع صدا –تصوير ويا داده هاي رايانه اي را شامل مي شود وتامين محتواي خدمات نهايي تلفني ويا تلويزيوني وداده هاي رايانه اي چه به صورت پخش عمومي ويا اختصاصي در محدوده شرح خدمات پروانه نيست.
بر اساس پيش نويس اين فراخوان متقاضي بايد در زمان صدور پروانه درقالب شركت با موضوع انحصاري ارايه خدمات انتقال داده ها ويا مخابرات ماهواره اي وبه صورت غيردولتي(خصوصي يا تعاوني)به ثبت برسد و همواره در طول مدت قرارداد وضعيت غيردولتي خود را حفظ كند.
بنابراين گزارش در صورت وجود سهام متعلق به دولت ويانهادهاي عمومي در شركت هاي متقاضي مجموع اين سهام بايد حداكثر ٢٥درصدباشد.سرمايه گذاري بانكهاويا موسسات اعتباري وشركت هاي سرمايه گذاري دولتي از محل منابع سپرده گذاران مشمول اين محدوديت نخواهد بود.
گفتني است قلمروي فعاليت دارندگان اين پروانه تمام خاك جمهوري اسلامي ايران خواهد بود ولي در مناطق آزاد تجاري وصنعتي كشورعلاوه بر اين پروانه اجازه مسوولان ذي ربط نيز ضروري است.
همچنين ارايه خدمات به نقاط ومناطق خارج از مرزهاي ايران به شرط رعايت قوانين بين المللي وقوانين خاص هر كشور بلامانع است.
بر اساس پيش نويس فراخوان ارايه پروانه خدمات انتقال داده ها از طريق ماهواره برخي از شرايط شركت و نحوه بارگذاري اعلام نتايج اعطاي پروانه به اين قرار است:
-تكميل فرم الكترونيكي معرفي متقاضي يا متقاضيان و مشخصات شركتي كه براي دريافت پروانه معرفي خواهد شد ودريافت شماره ثبت
-تامين ضمانت نامه بانكي معتبر بدون قيد وشرط به طرفيت سازمان تنظيم مقررات وارتباطات راديويي به مبلغ يك ميليارد ريال
-ظرف مدت ٥ روز از تاريخ اعلام نتايج قرعه كشي طي نامه كتبي به ٥ شركت اول برنده از آنان خواسته خواهد شد تا طي مدت ٤٥ روز مدارك لازم از جمله فيش واريز شده وجوه حق الامتياز وضمانت نامه حسن انجام تعهدات ارايه دهند.با صدور پروانه براي هر شركت ضمانت نامه شركت در قرعه كشي همزمان مسترد خواهد شد.

سياست‌هاي كلي برنامه چهارم توسعه جمهوري اسلامي ايران

امور فرهنگي، علمي و فن‌آوري:
1. اعتلا و عمق و گسترش دادن معرفت و بصيرت ديني بر پايه قرآن و مكتب اهل بيت
• استوار كردن ارزش‌هاي انقلاب اسلامي در انديشه و عمل
• تقويت فضايل اخلاقي و ايمان، روحيه ايثار و اميد به آينده
• برنامه‌ريزي براي بهبود رفتارهاي فردي و اجتماعي
2. زنده و نمايان نگاه‌داشتن انديشه ديني و سياسي حضرت امام خميني (ره) و برجسته كردن نقش آن به‌عنوان يك معيار اساسي در تمام سياست‌گذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها

3. تقويت وجدان كاري و انضباط اجتماعي و روحيه كار و ابتكار، كارآفريني، درستكاري و قناعت و اهتمام به ارتقاي كيفيت توليد.
• فرهنگ‌سازي براي استفاده از توليدات داخلي، افزايش توليد و صادرات كالا و خدمات
4. ايجاد انگيزه و عزم ملي براي دستيابي به اهداف مورد نظر در افق چشم‌انداز

5. تقويت وحدت و هويت ملي مبتني بر اسلام و انقلاب اسلامي و نظام جمهوري اسلامي و آگاهي كافي درباره تاريخ ايران، فرهنگ، تمدن و هنر ايراني - اسلامي و اهتمام جدي به زبان فارسي

6. تعميق روحيه دشمن شناسي و شناخت ترفندها و توطئه‌هاي دشمنان عليه انقلاب اسلامي و منافع ملي، ترويج روحيه ظلم‌ستيزي و مخالف با سلطه‌گري استكبار جهاني

7. سالم‌سازي فضاي فرهنگي، رشد آگاهي‌ها و فضايل اخلاقي و اهتمام به‌ امر به معروف و نهي از منكر
• اطلاع‌رساني مناسب براي تحقق ويژگي‌هاي مورد نظر در افق چشم‌انداز

8. مقابله با تهاجم فرهنگي
• گسترش فعاليت رسانه‌هاي ملي در جهت تبيين اهداف و دستاوردهاي ايران اسلامي براي جهانيان.

9. سازمان‌دهي و بسيج امكانات و ظرفيت‌هاي كشور در جهت افزايش سهم كشور در توليدات علمي جهان
• تقويت نهضت نرم‌افزاري و ترويج پژوهش
• كسب فن‌آوري، به‌ويژه فن‌آوري‌هاي نو. شامل ريز فن‌آوري و فن‌آوري‌هاي زيستي، اطلاعات و ارتباطات، زيست محيطي، هوافضا و هسته‌اي.
10. اصلاح نظام آموزشي كشور، شامل: آموزش و پرورش، آموزش فني و حرفه‌اي، آموزش عالي و كارآمد كردن آن براي تامين منابع انساني مورد نياز در جهت تحقق اهداف چشم‌انداز

11. تلاش در جهت تبيين و استحكام مباني مردم‌سالاري ديني و نهادينه كردن آزادي‌هاي مشروع از طريق آموزش، آگاهي بخشي و قانونمند كردن آن
امور اجتماعي، سياسي، دفاعي و امنيتي
12. تلاش در جهت تحقق عدالت اجتماعي و ايجاد فرصت‌هاي برابر و ارتقاي سطح شاخص‌هايي از قبيل آموزش، سلامت، تامين غذا، افزايش درآمد سرانه و مبارزه با فساد.

13. ايجاد نظام تامين اجتماعي براي حمايت از حقوق محرومان و مستضعفان و مبارزه با فقر و حمايت از نهادهاي عمومي و موسسات و خيريه‌هاي مردمي با رعايت ملاحظات ديني و انقلابي

14. تقويت نهاد خانواده و جايگاه زن در آن و در صحنه‌هاي اجتماعي و استيفاي حقوق شرعي و قانوني بانوان در همه عرصه‌ها و توجه ويژه به نقش سازنده آنان

15. تقويت هويت ملي جوانان متناسب با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي
• فراهم كردن محيط رشد فكري و علمي و تلاش درجهت رفع دغدغه‌هاي شغلي، ازدواج، مسكن و آسيب‌هاي اجتماعي آنان
• توجه به مقتضيات دوره جواني و نيازها و توانايي‌هاي آنان
16. ايجاد محيط و ساختار مناسب حقوقي، قضايي براي تحقق اهداف چشم‌انداز

17. اصلاح نظام اداري و قضايي در جهت: افزايش تحرك و كارآيي، بهبود خدمات‌رساني به مردم، تامين كرامت و معيشت كاركنان، به‌كارگيري مديران و قضات لايق و امين و تامين شغلي آنان، حذف يا ادغام مديريت‌هاي موازي، تاكيد بر تمركز زدايي در حوزه‌هاي اداري و اجرايي، پيشگيري از فساد اداري و مبارزه با آن و تنظيم قوانين مورد نياز.

18. گسترش و عمق بخشيدن به روحيه تعاون و مشاركت عمومي و بهره‌مند ساختن دولت از همدلي و توانايي‌هاي عظيم مردم.

19. آمايش سرزميني مبتني بر اصول ذيل:
• ملاحظات امنيتي و دفاعي
• كارآيي و بازدهي اقتصادي
• وحدت و يكپارچگي سرزمين
• گسترش عدالت اجتماعي و تعادل‌هاي منطقه‌اي
• حفاظت از محيط زيست و احياي منابع طبيعي
• حفظ هويت اسلامي، ايراني و حراست از ميراث فرهنگي
• تسهيل و تنظيم روابط دروني و بيروني اقتصاد كشور
• رفع محروميت‌ها خصوصاً در مناطق روستايي كشور
20. تقويت امنيت و اقتدار ملي با تاكيد بررشد علمي و فن‌آوري. مشاركت و ثبات سياسي. ايجاد تعادل ميان مناطق مختلف كشور. وحدت و هويت ملي. قدرت اقتصادي و دفاعي و ارتقاء جايگاه جهاني ايران.

21. هويت بخشي به سيماي شهر و روستا
• بازآفريني و روزآمدسازي معماري ايراني ـ اسلامي.
• رعايت معيارهاي پيشرفته براي ايمني بناها و استحكام ساخت‌وسازها
22. تقويت و كارآمد كردن نظام بازرسي و نظارت.
• اصلاح قوانين و مقررات در جهت رفع تداخل ميان وظايف نهادهاي نظارتي و بازرسي.
23. اولويت دادن به ايثارگران انقلاب‌اسلامي در عرضه منابع مالي و فرصت‌ها و امكانات و مسؤوليت‌هاي دولتي در صحنه‌هاي مختلف فرهنگي و اقتصادي.

24. ارتقاء توان دفاعي نيروهاي مسلح براي بازدارندگي. ابتكار عمل و مقابله مؤثر در برابر تهديدها و حفاظت از منابع ملي و انقلاب‌اسلامي و منابع حياتي كشور.

25. توجه ويژه به حضور و سهم نيروهاي مردمي در استقرار امنيت و دفاع از كشور و انقلاب با تقويت كمي و كيفي بسيج مستضعفين.

26. تقويت، توسعه و نوسازي صنايع دفاعي كشور با تاكيد بر گسترش تحقيقات و سرعت دادن به انتقال فن‌آوري‌هاي پيشرفته

27. توسعه نظم و امنيت عمومي و پيشگيري و مقابله مؤثر با جرائم و مفاسد اجتماعي و امنيتي از طريق تقويت و هماهنگي دستگاه‌هاي قضايي. امنيتي و نظامي و توجه جدي در تخصيص منابع به وظايف مربوط به اعمال حاكميت دولت
امور مربوط به مناسبات سياسي و روابط خارجي:
28. ثبات در سياست خارجي براساس قانون اساسي و رعايت عزت، حكمت و مصلحت و تقويت روابط خارجي از طريق :
• گسترش همكاري‌هاي دوجانبه، منطقه‌اي و بين‌المللي
• ادامه پرهيز از تشنج در روابط با كشورها.
• تقويت روابط سازنده با كشورهاي غير متخاصم.
• بهر‌ه‌گيري از روابط براي افزايش توان ملي
• مقابله با افزون‌خواهي و اقدام متجاوزانه در روابط خارجي.
• تلاش براي رهايي منطقه از حضور نظامي بيگانگان.
• مقابله با تك‌قطبي شدن جهان.
• حمايت از مسلمانان و ملت‌هاي مظلوم و مستضعف به ويژه ملت فلسطين.
• تلاش براي همگرايي بيشتر ميان كشورهاي اسلامي
• تلاش براي اصلاح ساختار سازمان ملل.
29. بهره‌گيري از روابط سياسي با كشورها براي نهادينه كردن روابط اقتصادي، افزايش جذب منابع و سرمايه‌گذاري خارجي و فن‌آوري پيشرفته و گسترش بازارهاي صادراتي ايران و افزايش سهم ايران از تجارت جهاني و رشد پرشتاب اقتصادي مورد نظر در چشم‌انداز.

30. تحكيم روابط با جهان اسلام و ارائه تصوير روشن از انقلاب اسلامي و تبيين دستاوردها و تجربيات سياسي، فرهنگي و اقتصادي جمهوري اسلامي و معرفي فرهنگ غني و هنر و تمدن ايراني و مردم سالاري ديني.

31. تلاش براي تبديل مجموعه كشورهاي اسلامي و كشورهاي دوست منطقه به يك قطب منطقه‌اي اقتصادي، علمي، فن‌آوري و صنعتي.

32. تقويت و تسهيل حضور فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در مجامع جهاني و سازمان‌هاي فرهنگي بين‌المللي.

33. تقويت هويت اسلامي و ايراني ايرانيان خارج از كشور، كمك به ترويج زبان فارسي در ميان آنان، حمايت از حقوق آنان، و تسهيل مشاركت آنان در توسعه ملي.
امور اقتصادي:
34. تحقق رشد اقتصادي پيوسته، با ثبات و پرشتاب متناسب با اهداف چشم‌انداز.
• ايجاد اشتغال مولد و كاهش نرخ بيكاري.
35. فراهم نمودن زمينه‌هاي لازم براي تحقق رقابت‌پذيري كالاها و خدمات كشور در سطح بازارهاي داخلي و خارجي و ايجاد ساز و كارهاي مناسب براي رفع موانع توسعه صادرات غيرنفتي.

36. تلاش براي دستيابي به اقتصاد متنوع و متكي بر منابع دانش و آگاهي، سرمايه انساني و فن‌آوري نوين.

37. ايجاد سازوكار مناسب براي رشد بهره‌وري عوامل توليد (انرژي، سرمايه، نيروي كار، آب، خاك و …).
• پشتيباني از كارآفريني، نوآوري و استعدادهاي فني و پژوهشي.
38. تامين امنيت غذايي كشور با تكيه بر توليد از منابع داخلي و تاكيد برخودآگاهي در توليد محصولات اساسي كشاورزي.

39. مهار تورم و افزايش قدرت خريد گروه‌هاي كم‌درآمد و محروم و مستضعف و كاهش فاصله بين دهك‌هاي بالا و پايين درآمدي جامعه و اجراي سياست‌هاي مناسب جبراني.

40. توجه به ارزش اقتصادي، امنيتي، سياسي و زيست محيطي آب در استعمال، عرضه، نگهداري و مصرف آن.
• مهار آب‌هايي كه از كشور خارج مي‌شود و اولويت استفاده از منابع آب‌هاي مشارك
41. حمايت از تامين مسكن گروه‌هاي كم درآمد و نيازمند.

42. حركت در جهت تبديل درآمد نفت و گاز به دارايي‌هاي مواد به منظور پايدارسازي فر‌آيند توسعه و تخصيص و بهره‌برداري بهينه از منابع.

43. توسعه روستاها.
• ارتقاء سطح درآمد و زندگي روستاييان و كشاورزان و رفع فقر. با تقويت زيرساخت‌هاي مناسب توليد و تنوع بخشي و گسترش فعاليت‌هاي مكمل به‌ويژه صنايع تبديلي و كوچك و خدمات نوين. با تاكيد بر اصلاح نظام قيمت‌گذاري محصولات.
44. هم‌افزايي و گسترش فعاليت‌هاي اقتصادي در زمينه‌هايي كه داراي مزيت نسبي هستند از جمله صنعت، معدن، تجارت، مخابرات، حمل‌ونقل و گردشگري، به‌ويژه صنايع نفت، گاز و پتروشيمي و خدمات مهندسي پشتيبان آن، صنايع انرژي‌بر و زنجيره پايين دستي آن‌ها، با اولويت سرمايه‌گذاري در ايجاد زيربناها و زيرساخت‌هاي مورد نياز و سامان‌دهي سواحل و جزاير ايراني خليج‌فارس در چارچوب سياست‌هاي آمايش سرزمين.

45. تثبيت فضاي اطمينان‌بخش براي فعالان اقتصادي و سرمايه‌گذاران با اتكاء به مزيت‌هاي نسبي و رقابتي و خلق مزيت‌هاي جديد و حمايت از مالكيت و كليه حقوق ناشي از آن.

46. ارتقاء بازار سرمايه ايران و اصلاح ساختار بانكي و بيمه‌اي كشور با تاكيد بر كار‌‌آيي، شفافيت، سلامت و بهره‌مندي از فن‌آوري‌هاي نوين.
• ايجاد اعتماد و حمايت از سرمايه‌گذاران با حفظ مسؤوليت‌پذيري آنان.
• تشويق رقابت و پيش‌گيري از وقوع بحران‌ها و مقابله با جرم‌هاي مالي.
47. توانمندسازي بخش‌هاي خصوصي و تعاوني به عنوان محرك اصلي رشد اقتصادي و كاهش تصدي دولت همراه با حضور كارآمد آن در قلمرو امور حاكميتي در چارچوب سياست‌هاي كلي اصل 44 قانون اساسي كه ابلاغ خواهد شد.

48. ارتقاء ظرفيت و توانمندي‌هاي بخش تعاوني از طريق تسهيل فرآيند دستيابي به منابع، اطلاعات، فن‌آوري، ارتباطات و توسعه پيوندهاي فني، اقتصادي و مالي آن.

49. توجه و عنايت جدي بر مشاركت عامه مردم در فعاليت‌هاي اقتصادي كشور و رعايت جهات زير در امر واگذاري مؤسسات اقتصادي دولت به مردم:
• امر واگذاري در جهت تحقق اهداف برنامه باشد و خود هدف قرار نگيرد.
• در چارچوب قانون اساسي صورت پذيرد.
• موجب تهديد امنيت ملي و يا تزلزل حاكميت ارزش‌هاي اسلامي و انقلابي نگردد.
• به خدشه‌دار شدن حاكميت نظام يا تضييع حق مردم و يا ايجاد انحصار نيانجامد.
• به مديريت سالم و اداره درست كار توجه شود.
50. اهتمام به نظم و انضباط مالي و بودجه‌اي و تعادل بين منابع و مصارف دولت.

51. تلاش براي قطع اتكاي هزينه‌هاي جاري به نفت و تامين آن از محل درآمدهاي مالياتي و اختصاص عوايد نفت براي توسعه سرمايه‌گذاري براساس كارآيي و بازدهي.

52. تنظيم سياست‌هاي پولي. مالي و ارزي با هدف دستيابي به ثبات اقتصادي و مهار نوسانات.
ملاحظه:
شاخص‌هاي كمي و نحوه انطباق محتواي برنامه‌ها و بودجه‌هاي سالانه متناسب با سياستهاي كلي برنامه چهارم تهيه و ارايه شود.

دستور العمل نحوه تامين اعتبار پروژه هاي ICT روش مشاركت منابع در بخش دولتي

به منظور تسريع در فرآيند تشخيص و تسجيل اعتبارات تبصره 13 و در راستاي سياست ها يمصوب هيئت محترم وزيران (بندهاي ((ز)) و (( ح )) آئين نامه اجرايي شماره 7386/ ت 28496 ه مورخ 17/ 2/ 1382 ) دستورالعمل ذيل به منظور تعيين روش تشخيص و تسجيل و هزينه كرد بخشي از اعتبارات تبصره 13 قانون بودجه سال 1382 اعلام مي گردد .

1)روش تشخيص و تسجيل :
اختصاص منابع تبصره 13 به پروژه هاي تعريف شده در راستاي آن دسته از فعاليتهاي فرعي آئين نامه اجرايي شماره 7386/ ت 28496 ه مورخ 17/2/1382 كه در جدول (1) پيوست مشخص شده اند به صورت مشاركت منابع (( Matching fund و براساس قراردادهاي منعقده صورت مي گيرد . درصد مشاركت منابع تبصره 13 در هر يك از فعاليتهاي مربوط به طرح تكفا براساس جدول شماره (1) پيوست تعيين مي شود . ( هر گونه تغييرات در عناوين فعاليتهاي جدول (1) به استناد ماده 15 آئين نامه فوق الذكر ، توسط دبيرخانه شورايعالي اطلاع رساني تعيين و از طريق دفتر پژوهشي اعلام مي گردد ) اختصاص منابع بر اساس شرايط ذير صورت مي پذيرد.

1-1 عقد قرارداد انجام فعاليت با رعايت مفاد ماده 8 آئين نامه اجرايي فوق و دستورالعمل صادره از سوي دبير خانه شورايعالي اطلاع رساني

1-2 ارتباط موضوع قرارداد با يكي از فعاليتها ي فرعي موضوع ماده 15 آئين نامه اجرايي فوق ، عناوين فعاليتها در جدول شماره 1 ارائه شده است .

تبصره – مواردي كه تطبيق آن با فعاليتهاي فرعي مندرج در جدول (1) احراز نگردد جهت بررسي كارشناسي و تاييد نهايي به دبير خانه شورايعالي اطلاع رساني ارجاع مي گردد .

1-3 پيش بيني موضوع قرارداد مورد نظر در موافقت نامه هاي جاري يا عمراني دستگاه متقاضي

1-4 كليه قرارداد هاي منعقده و در دست اقدام قبلي دستگاهها نيز در همين چارچوب قابل اقدام خواهد بود .


2) روش اقدام :

2-1 عقدقرارداد به استنادموافقت نامه هاي جاري و ياعمراني دستگاه با رعايت مفاد ماده 8 آئين نامه شماره 7386/ ت 28496ه

2-2 تكميل اطلاعات كار برگ ICT-01 و ارسال آن به انضمام يك رونوشت از قرارداد منعقده به سازمان مديريت و برنامه ريزي استان و يا دفتر بخشي مربوطه حسب مورد

توضيح : ارسال مدارك به دفاتر بخشي و يا سازمان مديريت و برنامه ريزي استانها حسب اينكه قرارداد بر مبناي منابع و موافقت نامه هاي ملي و يا استاني مبادله شده است مي بايد صورت پذيرد .

2-3 كسب تائيد سازمان مديريت و برنامه ريزي استان و يا دفاتر بخشي در قالب كاربرگ ICT-01 مبني بر :

2-3-1- نياز دستگاه به انجام فعاليت مربوطه و پيش بيني قبلي در موافقت نامه هاي دستگاه

2-3-2- ارتباط موضوع قرارداد با يكي از فعاليتهاي فرعي آئين نامه اجرايي فوق

2-4 ارسال كار برگ ها و ساير مدارك جهت تائيد نهايي و ابلاغ اعتبار به دفتر امور پژوهشي سازمان توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي استان و يا دفاتر بخشي

2-5 اعلام رسمي تصويب پروژه و تعيين سهم قابل پرداخت از محل اعتبارات تبصره 13 به دستگاه ذيربط


3) نحوه ابلاغ

3-1 ابلاغ اعتبارات مصوب هر سه ماه يكبار از سوي دفتر امور پژوهشي به سازمان مديريت و برنامه ريزي استان و يا وزارت خانه ذيربط حسب انتخاب صورت گرفته در فرم ICT-01 صورت خواهد گرفت .

4)نحوه مبادله موافقت نامه

4-1 كليه موافقت نامه هاي اعتبارات ابلاغ شده به استان ها از سوي سازمان مديريت و برنامه ريزي استان ذيربط مبادله خواهد شد .

4-2 موافقت نامه هاي اعتبارات ابلاغ شده به وزارت خانه از محل تبصره 13 توسط دفتر امور پژوهشي سازمان مديريت و برنامه ريزي مبادله مي شود .

4-3 كليه موافقت نامه هاي اين اعتبارات در قالب فرم واحد ( پيوست شماره 2) مبادله مي شود .


5 ) نحوه تخصيص اعتبارات

5-1 50% سهم تبصره 13 بلافاصله پس از مبادله موافقت نامه تخصيص مي يابد .

5-2 50% دوم تبصره 13 پس از دريافت تائيديه پرداخت سرجمع سهم ساير منابع و تخصيص دريافتي از محل تبصره 13 تخصيص مي يابد .


6 . دستگاههاي اجرايي موظفند گزارش پيشرفت اين دستورالعمل را هر سه ماه يكبار براي دبير خانه شورايعالي اطلاع رساني و سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور ارسال نمايند .

چهارچوب كلي سياست و ضوابط فعاليت شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران

دبير‌خانه شوراي‌عالي انفورماتيك كشور
به استناد تبصره 1 ماده 1 لايحه قانوني تشكيل شوراي عالي انفورماتيك كشور، و هم‌چنين نظريه شوراي محترم نگهبان در پاسخ به نامه شماره 83240 مورخ 8/1/1360 نخست وزير، و با رعايت مفاد تصويب‌نامه شماره 12613/ ت/91ه – مورخ 9/3/1371 هيات محترم وزيران، به‌اين وسيله چهارچوب كلي سياست و ضوابط شوراي عالي انفورماتيك كشور در مورد فعاليت شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران جهت اقدام و اعلام به دستگاه‌ها ومتقاضيان ذي‌ربط ابلاغ مي‌گردد. دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك كشور مي‌تواند در چهارچوب اين ضوابط، نسبت به امضاء ومبادله قراردادهاي مورد نظر با متقاضيان تاسيس شعبه در ايران اقدام نموده و سپس مجوز لازم را جهت ثبت آن‌ها در اداره ثبت شركت‌ها صادر كند.

مسعود روغني زنجاني

معاون رئيس جمهور و رئيس سازمان برنامه و بودجه و

رئيس شوراي عالي انفورماتيك كشور

رونوشت:
• سازمان ثبت اسناد و املاك كشور: لطفاً دستور فرمائيد اداره كل ثبت شركت‌ها و مالكيت صنعتي صرفاً پس از ارائه مجوز صادره از سوي دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك كشور، نسبت به ثبت شعب شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران اقدام نمايد.
• معاونت انفورماتيك، بازگشت به نامه شماره 10372-21 مورخ 18/3/1371 و شماره 163-2 مورخ 13/2/1371.

مقدمه
چندي است كه برخي شركت‌هاي كامپيوتري بين‌المللي بر اساس برداشت و استنباط خود از نظرات مسئوولان اقتصادي كشور و شرايط اقتصادي جديد، براي ارائه خدمات گسترده و مستقيم سخت‌افزار و نرم‌افزار در ايران مقدمات لازم را فراهم آورده‌اند. دبيرخانه شوراي عالي انفورماتيك كشور، با توجه به گسترش فزاينده ارائه اين گونه خدمات، بر آن شد كه مقررات مربوط به فعاليت اين شركت‌ها را در چهارچوب قوانين و مقررات موجود كشور و با تاكيد بر حفظ منافع دراز مدت جمهوري اسلامي ايران، تدوين و اعلام نمايند. ترديدي نيست كه حضور اين‌گونه شركت‌ها در ايران داراي جنبه‌هاي منفي و مثبت گوناگون است. تلاش شوراي عالي انفورماتيك كشور بر اين است كه با تدوين ضوابط مناسب، ضمن كسب حداكثر منافع براي جامعه انفورماتيك كشور و فراهم نمودن زمينه براي بروز هر چه بيش‌تر وجوه مثبت حضور اين گونه شركت‌ها، تا حد امكان جنبه‌هاي منفي آن را به كم‌ترين حد ممكن برساند. در اين زمينه و در چهارچوب سياست‌هاي شوراي عالي انفورماتيك كشور، آن دسته از شركت‌هايي خواهند توانست عرصه مناسبي براي فعاليت خود بيابند كه مزيت ويژه و چشم‌گيري در زمينه فعاليت خود در ايران به نمايش گذاشته و دست‌آوردهاي برتري را به لحاظ ارتقاي دانش فني متخصصان كامپيوتر ايراني و يا برپاسازي نهادهاي مؤثري در زمينه توليد سخت‌افزار و نرم‌افزار و خدمات پشتيباني آنها در ايران به ارمغان آورند.

هم‌كاري شركت‌هاي خارجي كامپيوتري با شركت‌هاي ايراني در زمينه توليد نرم‌افزار، يكي از زمينه‌هاي اصلي مورد حمايت خواهد بود. شركت‌هاي خارجي مي‌توانند توليد نرم‌افزارهاي مورد نياز خود را به شركت‌ها يا ساير گروه‌هاي كامپيوتري ايران سفارش داده و مديريت نمايند.

شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در صورتي كه ايران را به صورت مركز ارائه خدمات به كل منطقه درآورده و بازار منطقه را از طريق ايران پوشش دهند، مي‌توانند ضمن حضور فعال در بازار ايران، از تسهيلات بيش‌تري نيز برخوردار گردند.

توليد و مونتاژ كامپيوتر در ايران (به طور مشخص) كامپيوترهاي كوچك PC مورد حمايت است، و از هم اكنون تسهيلات ويژه‌اي براي توليد در كشور در مقابل واردات فراهم گرديده است.

در حال حاضر، شركت‌هاي متعدد كامپيوتري ايراني به ارائه خدمات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري خود مي‌پردازند و بخش بسيار زيادي ازمشتريان را در كشور تحت پوشش دارند. هرگونه فعاليت جديد شركت‌هاي كامپيوتري بين‌المللي در چهارچوب ضوابط ذكر شده در ايران نبايد موجبات تضعيف شركت‌هاي ايراني را فراهم آورد. لذا جذب متخصصان اصلي و تعيين‌كننده شركت‌هاي موجود از سوي شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران، اقدامي نامطلوب خواهد بود. اما اين‌گونه شركت‌ها مي‌توانند از طريق جذب نيروهاي جوان و تازه فارغ‌التحصيل و يا جذب نيروهاي متخصص ايراني ساكن در خارجي از كشور، به فعاليت پردازند تا در مجموع موجبات افزايش سطح خدمات كامپيوتري در كشور فراهم گريده و امكاناتي فراتر از امكانات موجود كشور به دست آيد.

چهارچوب كلي سياست شوراي عالي انفوزماتيك كشور در مورد فعاليت اين‌‌گونه شركت‌ها قبلاً در يكي دو شماره خبرنامه انفورماتيك، به طور خلاصه ذكر گرديده است. اينك ضوابط مربوط به نحوه فعاليت اين‌گونه شركت‌ها به‌طور جامع رسماً اعلام مي‌گردد. بديهي است رعايت ساير قوانين ومقررات كشور در هر مورد الزامي خواهد بود. آنچه كه در خلال اين مدت در قالب سياست‌ها و ضوابط شوراي‌عالي انفورماتيك كشور بيان گرديده و در جلسات مسؤولان اين شركت‌ها با دبيرخانه شورا نيز تصريح شده است، همواره مبتني بر اصول حفظ منافع جمهوري اسلامي ايران، آينده‌نگري در مورد اين منافع، انتقال و ارتقاي دانش فني مولد در زمينه انفورماتيك در كشور، حمايت از مصرف‌كنندگان و كاربران كامپيوتري و بالاخره تقويت توانايي‌هاي نيروهاي داخلي در زمينه انفورماتيك بوده است. به اميد آنكه اين ضوابط بتواند در عمل به به‌ترين شكل ممكن و با حفظ اصالت هدف‌هايي كه تدوين آن را ايجاب نموده، به مرحله اجرا درآيد. شوراي‌عالي انفورماتيك كشور از هرگونه نظر سازنده‌اي در اين زمينه استقبال كرده و اميدوار است بتواند با هم‌فكري همه دست‌اندركاران فعاليت‌هاي انفورماتيكي كشور، آنچه را كه در مجموع به صلاح، رشد و اعتلاي جامعه انفورماتيكي ايران مي‌باشد، در قالب ضوابط و دستورالعمل‌هاي مربوطه تدوين نمايد.
چهارچوب كلي سياست و ضوابط شوراي‌عالي انفورماتيك كشور در مورد فعاليت شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران
1- با توجه به تجربه ساليان گذشته مبني بر حضور مستقيم شركت‌هاي كامپيوتري بزرگ بين‌المللي در ايران كه سرنوشت وضعيت خدمات پشتيباني مراكز كامپيوتري مستقر در ايران را دراختيار مراكز تصميم‌گيري خارج از مرزهاي كشور قرارداده بود، و لذا با تصميم آنان مبني بر قطع اين خدمات، مشكلات زيادي را براي اين مراكز به وجود آورد و به منظور پيش‌گيري از بروز مجدد اين نوع مشكلات و هم‌چنين در جهت رشد كيفي نيروهاي ايراني دست‌اندركار فعاليت‌هاي كامپيوتري كشور، شركت‌هاي خارجي مستقيماً نمي‌توانند در ايران فعاليت نمايند. بلكه تمام خدمات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري اين‌گونه شركت‌هاي بين‌المللي بايد از طريق يك يا چند شركت كامپيوتري ايراني پذيرفته شده در طرح احراز صلاحيت و طبقه بندي شركت‌هاي كامپيوتري صورت پذيرد.
بدين ترتيب، اين شركت‌ها مي‌توانند از طريق اعطاي نمايندگي به شركت‌هاي كامپيوتري ايراني واجد شرايط، به شرطي كه آموزش‌هاي لازم را ديده باشند و بتوانند از طريق دريافت دانش فني طيف كاملي از خدمات پشتيباني سخت‌افزاري و نرم‌افزاري را به صورت مطمئن و ضمانت شده در چهارچوب تعهدات شركت‌هاي خارجي به مشتريان ايراني ارائه دهند، فعاليت كنند. هم‌چنين اين شركت‌ها مي‌توانند در صورتي كه قوانين و مقررات كشور اجازه دهد، نسبت به سرمايه‌گذاري تا سقف مجاز در هريك شركت‌هاي كامپيوتري ذي‌صلاح ايراني، خدمات مورد نظر خود را به‌طور مشترك به انجام برسانند. بديهي است در جهت تدارك اين امور، حضور كارشناسان شركت خارجي در ايران به منظور انجام آموزش‌هاي لازم و يا نظارت بر روند انجام تعهدات از سوي شركت‌هاي كامپيوتري ايراني و برپاسازي ساختار سازماني مناسب در اين شركت‌ها با رعايت ساير مقررات كشور، از نظر اين شورا بلامانع خواهد بود.
شركت‌هاي بين‌الملل، هم‌چنين براي انجام امور مربوط به آماده سازي شركت‌هاي ايراني نماينده خود، مي‌توانند دفاتر خود را به صورت شعبه، با اخذ مجوز از اين شورا و با رعايت ساير مقررات در ايران تاسيس و در صورت تمايل، به لحاظ تنوع قطعات يدكي تجهيزات كامپيوتري، انبارهاي اصلي قطعات يدكي خود را در ايران برپا سازند. لكن هرگونه خدمات سخت‌افزاري و نرم‌افزاري و خدمات پشتيباني را بايد منحصراً از طريق يكي از شركت‌هاي كامپيوتري ايراني انجام دهند.

2- تاسيس شعبه از سوي شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران به صورت يك دفتر محلي (صرفاً به منظور تسهيل در پشتيباني فني- تشكيلاتي و بازرگاني شركت‌هاي ايراني داراي نمايندگي) با رعايت مقررات مربوطه و هم‌چنين رعايت موارد زير بلامانع خواهد بود. اين شورا در اين صورت پس از ارائه مدارك لازم از سوي شركت‌هاي خارجي و عقد قرارداد لازم با شورا، مجوز و معرفي‌نامه لازم را براي ثبت شعبه در اداره ثبت شركت‌ها و مؤسسات غيرتجاري و اقدامات بعدي صادر خواهد نمود.

3- شركت كامپيوتري خارجي بايد در كشور خود رسماً به ثبت رسيده باشد و در صورت لزوم، مدارك مثبته در اين زمينه را ارائه دهد.

4- شركت كامپيوتري خارجي بايد داراي حسن سابقه، شهرت و تجربه و تخصص در زمينه كامپيوتر بوده و مراتب مورد گواهي مراجع رسمي كشور متبوعه و يا مراجع بين‌المللي واقع گرديده باشد.

5- شركت كامپيوتري خارجي بايد در دوران حضور در ايران و نيز انجام كارهاي خود، مقررات جمهوري اسلامي ايران را كاملاً رعايت نمايد.

6- شعبه مذكور حق هيچ‌گونه انجام عمليات فروش، عقد قرارداد كامپيوتر و عقد قراردادهاي خدمات پشتيباني و هر گونه عملياتي كه منجر به ارائه مستقيم خدمات آن شركت به مشتريان و خريداران در ايران گردد را نداشته و تمام عمليات مذكور بايد از سوي شركت‌هاي ايراني ذي‌صلاح صورت پذيرد.هرگونه عقد قرارداد مستقيم كامپيوتري با شركت‌هاي كامپيوتري خارجي، منوط به موافقت موردي از سوي شوراي‌عالي انفورماتيك كشور و رعايت ساير مقررات خواهد بود.

7- انجام هرگونه خدمات كامپيوتري در قالب عقد قرارداد با مشتريان، صرفاً از سوي شركت‌هاي كامپيوتري ايراني پذيرفته شده در طرح احراز صلاحيت و طبقه‌بندي شركت‌هاي كامپيوتري مجاز مي‌باشد. در قراردادهايي كه شركت‌هاي ايراني ذي‌صلاح با مشتريان منعقد مي‌نمايند، شركت خارجي و يا شعبه آن شركت در ايران (منوط به دادن تضميني از سوي شركت اصلي ) مي‌تواند به عنوان طرف سوم به منظور تضمين اجراي تعهدات پذيرفته شده از سوي شركت كامپيوتري ايراني، قرارداد را نيز امضا نمايند، مگر آنكه ترتيب ديگري با هماهنگي شوراي عالي انفورماتيك كشور مدنظر قرارگيرد.

8- شركت‌هاي كامپيوتري خارجي و يا شعبه آنها در ايران مي‌توانند در موارد زير كه مستلزم عقد قراردادهاي مستقيم با مشتريان نمي‌باشد، با رعايت ساير مقرارت مربوطه فعاليت نمايند.
الف. شركت در نمايش‌گاه‌هاي تخصصي (كامپيوتر و رشته‌هاي مرتبط).
ب. بر پاسازي و يا شركت در كنفرانس‌ها و سمينارهاي محلي و يا بين‌المللي.
ج. ارائه آموزش هاي مورد نياز جامعه انفورماتيك و شركت‌هاي كامپيوتري به‌صورت موردي يا دائم.
د. ايجاد انبارهاي اصلي قطعات يدكي و هم‌چنين فراهم آوردن امكانات خدمات و تعميرات عمده به منظور پشتيباني بهتر و سريع‌تر نمايندگي‌هاي خود.

9- شركت‌هاي ايراني داراي نمايندگي مي‌توانند به تشخيص خود و با رعايت ساير مقررات كشور، در هر مورد ازنيروهاي كارشناسي شركت كامپيوتري خارجي (و با شعبه آن شركت ) براي انجام خدمات كامپيوتري مورد نظر خود و يا ارائه سرويس به مشتريان در كنار پرسنل فني خود استفاده نمايند.

10- شركت خارجي كه مي‌خواهد به شرح فوق در ايران ايجاد شعبه نمايد بايد شركت مادر (اصلي) توليدكننده و عرضه كننده نرم‌افزار و سخت‌افزار باشد. مگر آنكه شركت مادر رسماً نمايندگي تام خود را در منطقه به شركت ذي‌صلاح ديگري واگذار كرده و تمام مسؤوليت‌هاي ناشي از آن را بپذيرد. در اين صورت، با ارائه مدارك لازم، شركت دوم مي‌تواند با رعايت موارد ذكر شده به جاي شركت مادر، در ايران شعبه ايجاد نمايد.

11- ضوابط ذكر شده فوق به مدت حداقل دو سال معتبر است. لذا شركت‌هاي كامپيوتري خارجي كه شعبه خود را در ايران ثبت مي‌نمايند مي‌بايد همواره خود را با تغييرات بعدي و يا جزئياتي كه حسب مورد از سوي شوراي عالي انفورماتيك كشور اعلام خواهد شد، تطبيق دهند.

12- مسؤوليت و عواقب ناشي از هرگونه اقدامي بر خلاف ضوابط اين آيين‌نامه و ساير قوانين و مقررات كشور، تماماً متوجه شركت كامپيوتري خارجي و شعبه آن در ايران خواهد بود.
مدارك لازم جهت ثبت شعبه شركت كامپيوتري خارجي در ايران
1- تقاضاي رسمي تاسيس شعبه در ايران از سوي شركت خارجي متقاضي با امضاي بالاترين مقام شركت (مدير عامل يا رئيس هيات مديره حسب مورد) با ذكر صريح زمينه فعاليت در ايران (مشابه نمونه شماره 1)
تبصره: درصورتي‌كه شركت متقاضي، توليدكننده و يا عرضه كننده اصلي نرم‌افزار و سخت‌افزار نباشد:

ارائه نامه رسمي شركت مادر (اصلي) مبني براينكه در چهارچوب كلي سياست و ضوابط شوراي عالي انفورماتيك كشور در مورد فعاليت شركت‌هاي كامپيوتري خارجي در ايران، شركت متقاضي از سوي شركت مادر سمت نمايندگي تام در منطقه را دارا بوده و پشتيباني مي‌شود. (مشابه نمونه شماره 2)

2- مهر و امضاي قرارداد از سوي شركت متقاضي با امضاي بالاترين مقام شركت( مدير عامل يا رئيس هيات مديره حسب مورد)(فرم ضميمه در 5 نسخه)

3- ارائه مدارك ثبت شركت در كشور متبوع شامل:
• اساس‌نامه شركت (حاوي آخرين تغييرات)
• گواهي ثبت شركت (به‌همراه آخرين تغييرات) كه در آن مشخصات سهام‌داران و هيات مديره و مديرعامل روشن باشد.
• تاييد سفارت جمهوري اسلامي ايران در كشور متبوع در مورد مدارك فوق (در صورت درخواست شورا)

4- ارائه گواهي از مرجع رسمي ذي‌ربط دركشور متبوع و يا ساير مراجع معتبر بين‌المللي مبني بر:
• تخصص كامپيوتري شركت
• حسن شهرت، سابقه و عمل‌كرد شركت
• تاييد سفارت جمهوري اسلامي ايران در كشور متبوع در مورد گواهي فوق (در صورت در خواست شورا)

5- تمامي مدارك مي‌بايست به زبان انگليسي همراه با ترجمه رسمي آن به زبان فارسي باشد.

6- صرف ارسال درخواست به شورا و تكميل مدارك مورد نياز، حقي را براي متقاضي ايجاد نمي‌كند.

تصويب نامه هيات وزيران در خصوص اعطاى تسهيلات به صادر کنندگان نرم افزار

هيات وزيران در جلسه مورخ 14/1/1379 بنا به پيشنهاد شماره 19/42-4/102 مورخ 17/1/1379 سازمان برنامه و بودجه و به استناد بند (ب ) تبصره (47) قانون بودجه سال 1379 کل کشور ، آئين نامه اجرايى بند ياد شده را به شرح زير تصويب نمود :
ماده 1: عناوين و نحوه اعطاى تسهيلات :
الف: کمک به تهيه اطلاعات ، خدمات ، قوانين و مقررات مورد نياز صادر کنندگان نرم افزار
ب : کمک به توليد کنندگان نرم افزار براى شرکت در نمايشگاه هاى داخلى و بين المللى جهت ارايه محصولات خود
ج : کمک براى جبران خسارتهاى احتمالى ناشى از تهيه نرم افزارهاى مختلف حداکثر تا چهل درصد (40%) هزينه هاى انجام شده
د : کمک به برگزارى دوره هاى آموزشى جهت ارتقاى سطح دانش توليد کنندگان نرم افزار به منظور تطابق با استانداردهاى جهانى
ه : تهيه جزوات تخصصى آموزشى و کمک آموزشى و کمک به عضويت اشخاص حقيقى و حقوقى در سيستمهاى رايانه اى بين المللى .
و: اعطاى کمک هاى نقدى و غير نقدى به منظور تشويق صادر کنندگان موفق نرم افزارهاى رايانه اى ، مطابق با استانداردهاى جهانى
ماده 2: ساير مقررات
الف : حداقل پنجاه در صد (50%) از اعتبار بند (ب) تبصره (47) قانون بودجه سال 1379کل کشور به صورت کمک به صادر کنندگان نرم افزار و در قالب مواد (16) و (17) قابل مصرف خواهد بود .
ب : رييس سازمان برنامه و بودجه مسئول اجراى اين آئين نامه مى باشد .

تصويب نامه هيات وزيران برنامه تحول اداري


هيئت وزيران در جلسه مورخ 20/1/1382 بنا به پيشنهاد شماره 880/1901 مورخ 9/1/1382 سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و به استناد اصل يكصد و سي و هشتم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تصويب نمود:
1- اعتبارات مربوط به " برنامه تحول اداري" تحت شماره 10313 به منظور تحول و نوسازي اداري دستگاه‌هاي اجرايي بر اساس مصوبات هيئت وزيران، شوراي‌عالي اداري و سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور در چارچوب موارد زير هزينه گردد:
الف- انجام مطالعه به منظور سياستگذاري، ارزشيابي، نظارت و اجراي احكام ماده(88) و بند "ب" ماده (89) قانون تنظيم بخشي از مقررات مالي دولت.
ب- عقد قرارداد با افراد حقيقي و حقوقي براي انجام اصلاحات تشكيلاتي دستگاه اجرايي در سطح كلان و خرد بر اساس ضوابط مصوب.
پ- عقد قرارداد با افراد حقيقي و حقوقي براي اصلاح روش‌هاي انجام كار و مكانيزه نمودن آنها.
ت- اجراي طرح تكريم مردم و جلب رضايت ارباب رجوع.
ث- پرداخت جوايز و پاداش به كاركنان ومديران موفق در جلب رضايت مردم و برنامه‌هاي تحول اداري.
ج- استقرار سيستم‌هاي مديريت كيفيت و تعالي سازماني.
چ- استقرار نظام پذيرش و بررسي پيشنهادها و اعطاي جوايز به پيشنهادهاي موثر طبق مصوبات مربوطه.
ح- انجام مطالعات لازم براي اجراي برنامه‌هاي اتوماسيون اداري، موضوع مصوبه شماره 722/013ط مورخ 22/4/1381 شوراي‌عالي اداري.
خ- انجام مطالعات لازم جهت تعيين قيمت تمام شده فعاليت‌ها، موضوع جزء (2) بند (ب) تبصره (4) قانون بودجه سال 1382 كل كشور.
د- مطالعه و تنظيم برنامه‌هاي آموزشي در چارچوب نظام آموزش كاركنان دولت و ارزشيابي و نظارت بر اجراي آنها.
ذ- انجام مطالعات لازم جهت برنامه‌ريزي نيروي انساني و بهگزيني نيروي انساني و نظارت و ارزشيابي آن.
ر- پرداخت هزينه‌هاي مربوط جهت ارزيابي عملكرد دستگاه‌هاي اجرايي، موضوع تصويب‌نامه شماره 44642/ت27701هـ مورخ 28/10/1381 هيئت وزيران.

ز- بررسي و مطالعه نظام‌هاي مديريتي جهت دستيابي به الگوهاي مناسب مديريتي وطراحي، اجرا و ارزيابي آنها.
ژ- انجام برنامه‌هاي فرهنگ‌سازي و ايجاد زمينه‌هاي ذهني براي تحقق تحول اداري نظير برگزاري سمينارهاي تخصصي، آموزشي، ميزگردهاي تخصصي و توليد برنامه‌هاي سمعي و بصري و غيره.
س. انجام مطالعات به منظور بهنگام سازي قوانين ، مقررات و دستورالعمل‌هاي اداري و مستندسازي.
ش. استفاده از خدمات مشاوره‌اي افراد حقيقي و حقوقي در خصوص برنامه‌هاي تحول اداري، طرح تكريم ارباب رجوع و غيره.
2- دستگاه‌هاي اجرايي موظفند درچارچوب موارد فوق‌الذكر و مصوبات مربوط به تحول اداري برنامه جامع اجراي تحول اداري در دستگاه مربوط را تنظيم و پس از تاييد شورا يا كميسيون تحول اداري مربوط انجام دهند و نسخه‌اي از برنامه مصوب را حداكثر تا خرداد ماه سال 1382 براي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ( معاونت امور مديريت و منابع انساني) ارسال نمايند.
تبصره1- در صورت عدم تكافوي اعتبار برنامه تحول اداري براي اجراي برنامه جامع فوق‌الذكر، استفاده ازاعتبارات برنامه خدمات اداري دستگاه مجاز است.
تبصره2- معادل 25 صدم درصد ازاعتبارات هزينه‌اي هر استان تحت عنوان برنامه تحول اداري به صورت رديف متمركز در اختيار سازمان مديريت و برنامه‌ريزي استان قرار مي‌گيرد تا پس از تاييد برنامه‌هاي تحول اداري پيشنهادي دستگاه‌ها و تصويب ستاد برنامه‌ريزي تحول اداري استان، به دستگاه‌هاي ذيربط اختصاص يابد.
تبصره3- به منظور تسهيل در انجام هزينه‌هاي فوق‌الذكر، 50% از اعتبار برنامه تحول اداري خارج از شمول قانون محاسبات عمومي مي‌باشد.
3- رييس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور اختيار دارد براي تحقق برنامه‌هاي تحول اداري دستگاه‌هايي كه اعتبار آنها پاسخگوي انجام برنامه جامع آنها نمي‌باشد، علاوه بر موارد فوق از محل رديف 503624 به دستگاه‌هاي ذيربط اختصاص دهد.
4- خريد تجهيزات، تاسيسات، اجاره ساختمان و نظاير آن از محل اعتبارات اين برنامه مجاز نمي‌باشد.
5- دستگاه‌هاي اجرايي موظفند هر شش ماه يك بار پيشرفت برنامه‌هاي تحول اداري دستگاه خود را پس از تاييد شورا يا كميسيون تحول اداري ذيربط و ستاد برنامه‌ريزي تحول اداري استان‌ها و گزارش‌هاي مربوط به دستگاه‌هاي اجرايي استان را به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ارسال نمايند. سازمان مذكور گزارش جامع را به همراه تحليل، ارزيابي و رتبه‌بندي دستگاه‌ها در اجراي برنامه‌هاي تحول اداري به شوراي‌عالي اداري گزارش مي‌نمايد واين گزارش مبناي ارزيابي عملكرد دستگاه در اجراي تصويب‌نامه شماره 44642/ت27701هـ مورخ 28/10/1381 هيئت وزيران قرار خواهد گرفت.
6- به منظور عملياتي شدن سياست‌ها، برنامه‌ها و طرح‌هاي مربوط به تحول در نظام اداري در دستگاه‌هاي اجرايي و همچنين ايجاد انسجام در اجراء پيگيري و نظارت امورمربوط، كليه وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي دولتي موظفند از محل تجميع وظايف، ساختار سازماني ونيروي انساني شاغل در واحدهاي ذيربط كه عهده‌دار وظايف مربوط به اصلاح اداري

و توسعه فناوري مي‌باشند، نسبت به ايجاد " مركز نوسازي وتحول اداري" با شرايطي كه به تصويب شوراي‌عالي اداري مي‌رسد، اقدام نمايند.
تبصره - سازمان ‌هاي مشمول اين تصويب نامه و تشكيلات مركز مزبور با تشخيص و تاييد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ابلاغ مي‌گردد و به هر صورت ايجاد اين مركز نبايد موجب توسعه تشكيلاتي شود.

محمدرضا عارف
معاون اول رييس جمهور

رونوشت به دفترمقام معظم رهبري، دفتر رييس‌جمهور، دفتر رياست قوه قضائيه، دفتر معاون اول رييس‌جمهور، دفتر معاون حقوقي و امور مجلس رييس جمهور، دفتر رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام، ديوان محاسبات‌كشور، ديوان عدالت اداري، اداره كل قوانين مجلس شوراي اسلامي، سازمان بازرسي كل كشور، اداره‌كل حقوقي، اداره كل قوانين ومقررات كشور، كليه وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها و مؤسسات دولتي، نهادهاي انقلاب اسلامي، استانداري‌هاي سراسركشور، روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران، دبيرخانه شوراي اطلاع‌رساني دولت و دفتر هيأت دولت ابلاغ مي‌شود.

تحقق دولت الكترونيكي

شوراي عالي اداري در نود و سومين جلسه مورخ 15/4/1381 بنا به پيشنهاد سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در جهت تحقق اهداف قانون برنامه سوم توسعه، بمنظور دستيابي به اطلاعات دقيق و بهنگام در بخشهاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي از طريق اتوماسيون فعاليتها، تسريع در اجراي امور، بهبود ارائه خدمات به مردم با حداكثر نظم و دقت و افزايش كيفيت تصميمگيري در سطوح مختلف و ارائه خدمات غيرحضوري، همچنين كاهش هزينه ها، افزايش كارآيي و اثربخشي در بخشهاي مختلف، ايجاد گردش سريع و صحيح اطلاعات بين دستگاههاي اجرائي و در راستاي تحقق دولت الكترونيكي تصويب نمود:

اتوماسيون فعاليتهاي اختصاصي:
ماده1- بمنظور استقرار سيستمهاي مكانيزه در زمينه فعاليتهاي اختصاصي دستگاههاي اجرائي، سازمان مديريت و برنامهريزي كشور از طريق كميسيون اتوماسيون نظام اداري حداكثر تا پايان مرداد ماده 1381، ده فرايند اختصاصي دستگاههاي اجرائي را از نظر حجم فعاليتها، گستره جغرافيايي، جامعه تحت پوشش، ميزان ارتباط و ارائه خدمات به مردم احصاء نموده و به دستگاههاي اجرائي ذيربط اعلام خواهد نمود تا نسبت به بازبيني، اصلاح، مهندسي مجدد فرآيندها و مكانيزه نمودن مراحل آن ظرف مدتي كه توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور تعيين خواهد شد اقدام نمايند.
در سالهاي بعد نيز حداكثر تا پايان ارديبهشت ماه هر سال ده فرايند اختصاصي دستگاههاي اجرائي احصاء و جهت انجام اقدامات مذكور به دستگاههاي ذيربط ابلاغ خواهد شد.
ماده2- دستگاههاي مذكور مكلفند حداكثر تا پايان سال 1381 نسبت به استقرار شبكه اطلاع رساني و اتصال آن به شبكه جهاني اطلاعرساني (اينترنت) اقدام نمايند و آدرس اينترنتي شبكه را در سربرگ نامه هاي خود درج نمايند.
ماده3- دستگاههاي اجرايي مكلفند جهت تسهيل اطلاع رساني بمردم، نحوه ارائه خدمات خود اعم از مراحل انجام كار، فرمهاي مورد نياز، زمان مراجعه، آدرس ساختمانهاي مورد مراجعه را در شبكه اطلاع رساني خود قرار دهند و حتيالامكان بخشي يا كل انجام خدمات را از طريق شبكه اطلاع رساني ارائه نمايند.
ماده 4- سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور مكلف است نسبت به راهانداز جايگاه اينترنت (Portal) بنام "مردم" بمنظور دستيابي آسان و سريع عموم مردم به اطلاعات و خدمات دستگاههاي اجرايي تا پايان سال 1382 اقدام نمايد.

اتوماسيون فعاليتهاي عمومي:
ماده5- بمنظور ايجاد هماهنگي در استقرار سيستمهاي مكانيزه در زمينه فرآيندهاي عمومي دستگاههاي اجرائي، سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور در زمينه هاي امور پرسنلي، بودجه و عمراني و وزارت امور اقتصادي و دارايي در زمينه هاي امور مالي و پشتيباني مكلفندفرمتها و استانداردها و ويژگيهاي مورد انتظار سيستمهاي مذكور اعم از گزارشهاي خروجي، نحوه ارتباط با ساير سيستمها، نحوه ارائه و تبادل اطلاعات، را تدوين و پس از تصويب كميسيون تخصصي اتوماسيون نظام اداري وابسته به شورايعالي اطلاع رساني حداكثر تا پايان نيمه اول سال 1382 به دستگاههاي اجرايي ابلاغ نمايند.
تبصره 1- دستگاههاي اجرايي مكلفند نسبت به انطباق سيستمهاي در حال اجراي خود با ضوابط مذكور اين ماده حداكثر ظرف 4 ماه از تاريخ ابلاغ ضوابط، اقدامات لازم را بعمل آورند و دستگاههاي اجرائي كه فاقد سيستمهاي كامپيوتري در زمينه هاي ابلاغ شده ميباشند مكلفند حداكثر ظرف يكسال نسبت به مكانيزه نمودن سيستمهاي مذكور براساس ضوابط مورد انتظار اقدام نمايند.
ماده6- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور و وزارت امور اقتصادي و دارائي مكلفند حسب مورد نسبت به تهيه و بهنگام رساني نرم‌افزارهاي عمومي يا انتخاب نرم‌افزار بهينه از بين سيستمهاي مورد عمل در دستگاههاي اجرايي اقدام نموده و نرمافزارهاي مذكور را بعنوان نرم‌افزار هماهنگ و استاندارد به دستگاههاي اجرايي پيشنهاد نمايند.
ماده 7- دستگاههاي اجرايي مكلفند حداكثر از ابتداي سال 1382 اطلاعات مورد درخواست سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و وزارت امور اقتصادي و دارائي را نظير رونوشت احكام كارگزيني موضوع ماده 29 قانون استخدام كشوري، اطلاعات مربوط به بودجه، تخصيص اعتبارات، حسابداري را براساس مقررات مربوط از طريق رسانه‌هاي كامپيوتري اعم از شبكه اطلاعاتي، لوح فشرده يا ديسكت به دستگاههاي مذكور ارسال نمايند.

فراگيرنمودن بهره‌گيري از شماره ملي و كد پستي:
ماده8- در اجراي قانون الزام اختصاص شماره ملي و كد پستي مصوب سال 1376 و مصوبه شماره 115/14 مورخ 7/6/1378 شوراي عالي اداري كليه دستگاههاي اجرايي مكلفند حداكثر تا پايان سال 1381 در كليه بانكهاي اطلاعاتي مكانيزه مربوط به اطلاعات نيروي انساني، شماره ملي و كد پستي افراد را درج نمايند.
تبصره1- استفاده از ساير شماره‌ها به غير از شماره ملي و كدپستي براي شناسائي افراد و مكان آنان در مورد فعاليتهائي نظير پرسنلي، مالياتي، معاملاتي و صدور گواهينامه‌ها، مدارك و اسناد عمومي از نيمه دوم سال 82 مجاز نميباشد.
تبصره2- دستگاههاي اجرائي مكلفند تا پايان برنامه سوم توسعه شماره شناسائي و آدرس مندرج در مدارك و گواهينامه‌هاي صادره قبلي را به شماره ملي و كدپستي تبديل و در مدارك و گواهينامه‌ها درج نموده و به بانك اطلاعاتي انتقال دهند.

سازكارهاي هدايت و هماهنگي در اجراي مصوبه
ماده 9- مجري طرح توسعه و كاربري فنآوري اطلاعات و ارتباطات در هر يك از دستگاههاي اجرايي به اعضاي شوراي تحول اداري (موضوع مصوبه شماره 29/013ط مورخ 30/7/1379 شورايعالي اداري) و حسب مورد به كميسيون تحول اداري (موضوع بخشنامه شماره 4363/11 مورخ 30/6/77 سازمان امور اداري و استخدامي كشور) اضافه ميگردند.
ماده 10- دستگاههاي دولتي در جهت طراحي سيستمها و ايجاد بانكهاي اطلاعاتي و استقرار شبكه در صورت كمبود نيروي انساني مربوط در بخش فناوري اطلاعاتي خود لازم است مرجحاً از امكانات بخش خصوصي استفاده نمايند و به منظور هدايت و مديريت فعاليتهاي كامپيوتري، چنانچه فاقد واحد مسئول فنآوري اطلاعات باشند از طريق تغيير عنوان پستهاي بلاتصدي، واحدي متناسب با حجم فعاليتهاي خود ايجاد نمايند.
سطح سازماني اين واحدها و تعداد پست سازماني براساس حجم وظايف و فعاليتها براساس ضوابط تشكيلاتي وزارتخانه‌ها و سازمانهاي دولتي با هماهنگي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور تعيين خواهد شد.
ماده11- به منظور ايجاد هماهنگي در جهت تحقق و پيگيري اجراي اهداف اين تصويبنامه، هر يك از وزارتخانه ها و سازمانهاي مستقل مكلفند ظرف مدت يك ماه از تاريخ اين تصويبنامه نماينده تام الاختيار و صاحبنظر خود را (مجري طرح توسعه و كاربري فنآوري اطلاعات و ارتباطات) به عنوان مسئول هماهنگي اتوماسيون فعاليتهاي وزارتخانه يا سازمان و مؤسسات وابسته به سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور معرفي كنند، سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور با برگزاري جلسات مستمر با نمايندگان مذكور ضمن اعمال هماهنگيهاي لازم اجراي دقيق اين مصوبه را پيگيري مينمايد.
ماده 12- دستگاههاي اجرئي مكلفند برنامه خود را به منظور تحقق موارد ذكر شده در اين تصويب نامه تنظيم و از طريق نمايندة وزارتخانه يا سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور ارسال نمايند.
ماده13- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور مكلف است اقدامات انجام شده در دستگاههاي اجرايي در زمينه اجراي اين مصوبه را هر سه ماه يكبار مورد بررسي قرار دهد و نسبت به آن تعداد از دستگاههائي كه تكاليف را بعمل نياورده و يا عمليات آنها با تأخير مواجه ميباشد، موارد را به شورايعالي اداري كشور گزارش تا در جلسهاي با حضور وزير مربوطه مورد بررسي قرار گيرد.
ماده14- كميسيون اتوماسيون نظام اداري بعنوان كميسيون ذيربط شورايعالي اطلاعرساني به منظور ايجاد زمينه تحقق دولت الكترونيكي هدايت و هماهنگي كلان فعاليتهاي اتوماسيون نظام اداري را عهده‌دار خواهد بود. طرحها و پروژههاي مربوط پس از تصويب اين كميسيون با هماهنگي دبير شوراي عالي اطلاع‌رساني از طريق سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور به دستگاههاي اجرايي ابلاغ ميگردد.

آموزش كاركنان دولت در زمينه فنآوري اطلاعات
ماده15-كليه دستگاههاي اجرايي مكلفند براساس برنامه هايي كه توسط سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور در مورد آموزش نيروي انساني دستگاههاي دولتي اعم از كارشناسان، مديران و ساير كاركنان در زمينه بهره‌گيري از فنآوري اطلاعات تدوين و ظرف مدت 6 ماه از تاريخ تصويب اين مصوبه ابلاغ ميگردد، نسبت به برنامهريزي و شركت نيروي انساني خود در دوره‌هاي آموزشي فنآوري اطلاعات (در قالب نظام آموزش كاركنان دولت) تسهيلات لازم را فراهم آورند. بنحوي كه كليه متصديان مربوط، مهارتهاي لازم را در بهره‌گيري از فنآوري اطلاعات جهت ارائه اطلاعات و خدمات به مردم كسب نمايند.
تبصره- سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور مكلف است سازوكارهاي تشويقي را در مورد كاركناني كه دوره‌هاي آموزشي فنآوري اطلاعات را طي نموده و توانايي لازم را جهت استفاده از كامپيوتر در زمينه‌هاي شغلي خود كسب مينمايند برقرار كند. بنحوي كه اينگونه كاركنان از امتيازات لازم برخوردار شوند.

ايجاد امكانات و تسهيلات زيربنايي
ماده 16- وزارت پست و تلگراف و تلفن مكلف است در اجراي ماده 103 قانون برنامه سوم توسعه با اولويت لازم نسبت به تقويت شبكه مخابراتي كشور و ايجاد تسهيلات جهت واگذاري خطوط ارتباطي براي شبكه بين دستگاهي و دسترسي مناسب به شبكة جهاني اطلاع‌رساني (اينترنت) متناسب با اقدامات توسعة سيستمهاي كامپيوتري و طراحي و استقرار شبكه در دستگاههاي دولتي تمهيدات لازم را به عمل آورد.
ماده 17- شركت پست جمهوري اسلامي ايران مكلف است بمنظور اطلاع‌رساني در زمينه نحوه ارائه خدمات دستگاههاي اجرائي بمردم نسبت به اختصاص فضا و تجهيزات مناسب در دفاتر پستي سراسر كشور اقدام نموده و با دريافت تعرفه‌هاي مصوب اطلاعات لازم را از طريق شبكه اطلاعرساني به متقاضيان ارائه نمايد.

فراهم نمودن زيربناي حقوقي
ماده 18- به منظور ايجاد زيربناي حقوقي لازم در زمينه تسهيل تبادل اطلاعات به صورت مكانيزه بين دستگاههاي دولتي و همچنين دستگاههاي دولتي و بخش خصوصي و اطلاع‌رساني و ارائه خدمت به مردم و اصلاح مقررات موجود يا تدوين قوانين و مقررات لازم در جهت تسريع در اتوماسيون فعاليتها، كميسيون تخصصي اتوماسيون نظام اداري با هماهنگي سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور پس از كسب نظرات و پيشنهادات دستگاههاي دولتي ظرف مدت يكسال لوايح و آيين‌نامه‌هاي لازم را تدوين و پس از تأييد كميسيون حقوقي شورايعالي اطلاعرساني به مراجع ذيربط ارسال نمايند.
تبصره – دستگاههائي دولتي مكلفند ظرف مدت سه‌ماه از تاريخ تصويب نامه نظرات و پيشنهادات حقوقي خود را به كميسيون مذكور ارسال نمايند.

محل اعتبار اجراي مصوبه
ماده19- هزينه اجراي طرحها و پروژه‌هايي كه به تصويب كميسيون تخصصي اتوماسيون نظام اداري (سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور) ميرسد، علاوه بر اعتبارات پيشبيني شده در بودجه سنواتي دستگاهها، در سال 1381، از محل اعتبارات تبصره 13 قانون بودجه سال 1381، در سالهاي بعد از محل رديف‌هايي كه در بودجه سنواتي پيشبيني ميگردد با تشخيص سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور قابل تأمين ميباشد.

شمول مصوبه
ماده20- منظور از دستگاه اجرايي در اين مصوبه كليه وزارتخانه‌ها، سازمانها، مؤسسات و شركتهاي دولتي و شركتها و مؤسساتي كه شمول قانون بر آنها مستلزم ذكر يا تصريح نام است از جمله نيروي انتظامي، شهرداري تهران و ساير شهرداريها، بانكها، شركتهاي بيمه و همچنين مؤسسات و نهادهاي عمومي غير دولتي و نهادهاي انقلاب اسلامي كه از بودجه عمومي دولت استفاده مينمايند، ميباشد.
ماده 21- سازمان مديريت و برنامهريزي كشور ميتواند جهت ايجاد زمينه و بستر مناسب براي تحقق دولت الكترونيك و اجراي با اولويت تكاليف پيشبيني شده در اين مصوبه دو استان داوطلب و پيشرو در زمينه اتوماسيون فعاليتهاي اداري را انتخاب و مورد حمايت ويژه و همه جانبه قرار دهد.
سازمان مذكور موظف است به منظور نظارت بر حس اجراي مصوبه گزارش پيشرفت اجراي مصوبه در دو استان منتخب را به همراه گزارش چگونگي اجراي آن در ساير دستگاههاي مشمول اين مصوبه هر سه ماه يكبار تهيه و به شوراي عالي اداري ارائه نمايد.
ــ مصوبه مذكور در تاريخ 22/04/1381 (شماره مصوبه 722/13.ط) به امضاي محمد ستاري فر معاون رئيس جمهور و دبير شورايعالي اداري رسيده وبه كليه دستگاه ها ابلاغ شد

تاريخچه و سابقه‌ي تدوين قانون طرح تجارت الكترونيكي

قانونمندي و تدوين نظام حقوقي و قضايي حاكم بر محيط ديجيتال همواره به عنوان يكي از پيش‌نيازها و زيرساخت‌هاي اوليه در مدل‌هاي ملي توسعه‌ي ICT (فناوري ارتباطات و اطلاعات)1 كشورهاي مختلف، توجهي همسنگ با لزوم دست‌رسي مناسب و ارزان قيمت همگاني و همچنين ضرورت امنيت اطلاعات را به خود اختصاص داده است. در كشور ما نيز به تدريج و با روشن شدن اهميت IT و گسترده شدن كاربري اين فناوري، در اواخر دوره‌ي مجلس پنجم، بحث تدوين قانوني براي تجارت الكترونيكي و حقوق محيط ديجيتال مطرح شد كه در آن دوره با پي‌گيري وزارت بازرگاني به‌صورت يك طرح كلي در مجلس مطرح و ثبت شد. ولي عملاً در مجلس ششم همراه با شتاب‌گرفتن موضوع توسعه‌ي فناوري اطلاعات و فراگيري اينترنت در كشور، بحث در اين خصوص فعال شد.

درك مناسب مجلس ششم از اهميت و نياز به اين قانون موجب پيگيري‌ جدي مجلس در اين خصوص گرديد و منجر به تهيه‌ي يك پيش نويس جامع از قانون به همراه يك گزارش ضميمه‌ي توجيهــي توسط وزارت بازرگاني شد. پيش‌نويس وزارت بازرگاني در قالب يك طرح و به پيشنهاد تعدادي از نمايندگان محترم مجلس مطرح شد و از مرحله تصويب شور اول گذشت و براي تكميل و بررسي نهايي به كميسيون صنايع و معادن به عنوان كميسيون اصلي و كميسيون‌هاي قضايي و حقوقي، اقتصادي و عمراني به عنوان كميسيون‌هاي فرعي ارجاع شد. از آن‌جا كه ابعاد و جنبه‌هاي مختلف اين قانون بسيار متنوع و مفصل بود و حوزه تأثير آن نيز تنها متوجه وزارت بازرگاني نبود، نمايندگان محترم مقرر داشتند كه موضوع در كميسيوني متشكل از نمايندگان كليه‌ي دستگاه‌هاي ذي‌ربط با هماهنگي نماينده‌ي ويژه رييس‌جمهور در امور فناوري ارتباطات و اطلاعات مجدداً بررسي و پس از جمع‌آوري نظرات، جمع‌بندي فراگيرتر در كميسيون صنايع و معادن مطرح شود.

براي انجام اين امر مهم قريب به چهار ماه زمان و صدها نفر-ساعت جلسات كارشناسي صرف شد كه اين جلسات با حضور نمايندگاني از وزارتخانه‌هاي پست و تلگراف و تلفن، بازرگاني، دادگستري، علوم تحقيقات و فناوري و سازمان‌هاي مختلف از جمله گمرك، بانك مركزي، مناطق آزاد، ايرانگردي و جهانگردي، كانون كارشناسان رسمي دادگستري و تعدادي از حقوق‌دانان برجسته كه در اين زمينه تخصص و تجربه داشتند، برگزار شد. همچنين با توجه به اهميت موضوع و همزماني بررسي آن با اوج مرحله‌ي تدوين برنامه‌ي تكفا در زمستان سال 80، آقاي مهندس جهانگرد شخصاً تقريباً در تمام نشست‌ها حضور يافتند.

ويژگي‌ها و شاخصه‌هاي قانون تجارت الكترونيكي
اين قانون، اولين و كامل‌ترين قانون در حوزه‌ي ديجيتال كشور به شمار مي‌آيد. براي مثال در عرف قضايي، به تدريج و با عموميت يافتن استفاده از فناوري‌هاي ارتباطي نظير تلفن، فاكس، تلكس، ضبط‌صوت، ضبط‌تصوير و امثالهم، ارايه‌ي مستندات و ادله‌ي اثبات دعوي مبتني بر اين فناوري‌ها در محاكم رواج يافت. اين در حالي است كه در قانون به طور رسمي از فاكس يا ساير روش‌هاي ارتباطي اسمي برده نشده است. به همين‌ جهت اصل پذيرش مستندات در قالب‌هاي ذكر شده و ميزان اعتبار آن‌ها در نزد دادگاه كاملاً به تشخيص قاضي وابسته بوده و هيچ‌كدام از طرفين دعوي اعم از مدعي و مدعي‌عليه نيز پيشاپيش تضميني براي قبول آن‌ها در نزد دادگاه در اختيار ندارند. اين شرايط براي تعامل و كسب‌و‌كار در محيط ديجيتال و يا اينترنت قابل تصور نيست. اولاً درفضاي ديجيتال طرفين يك تعامل الكترونيكي الزاماً شناختي از يك‌ديگر نداشته و چه‌بسا هيچ‌گاه يك‌ديگر را نديده باشند. بديهي است كه در صورت عدم زيربناي حقوقي مؤثر و دقيق كه ضمانت‌كننده‌ي تعامل الكترونيكي باشد، طرفين حاضر به استفاده از اين محيط براي مذاكره، كسب‌و‌كار، قبول تعهدات و پرداخت الكترونيكي نخواهند بود. ثانياً به علت ماهيت فرا مرزي و بين‌المللي اينترنت و محيط ديجيتال، نياز به وجود پشتوانه‌ي محكم قانوني براي اطمينان‌بخشي به طرف‌هاي خارجي براي انجام مبادلات بسيار حياتي است. بنابراين چنان‌چه مستندات مختلف مربوط به تعامل در محيط ديجيتال به‌طور عام، و كسب‌و‌كار و تجارت به‌طور خاص، داراي پايه‌ي حقوقي ثـــابت، محكم و از پيش‌تضمين شده نباشند، نمي توانند ضامن كاربري و توسعه‌ي استفاده از اين واسط جديد باشند. از اين جهت رسميت بخشيدن به داده‌ي پيام به‌عنوان يكي از انواع ادله‌ي اثبات دعوي قدم بسيار مهمي است كه در اين پيش‌نويس قانون به آن توجه خاص شده است. به‌علاوه، رسميت بخشيدن به مبادلات و داده‌ي پيام الكترونيكي در اين قانون، داراي ابعاد و زمينه هاي ديگري نيز بوده است. براي مثال بحث حريم خصوصي، مالكيت معنوي و حقوق مصرف‌كننده از جنبه‌هاي مختلفي است كه در اين قانون لحاظ شده است. اگرچه اين موارد در قوانين فعلي نيز وجود داشتند، با شكل‌گيري فضاي ديجيتال برخي از تعاريف، دامنه‌ي تأثيرات و طبعاً جرايم و مجازات‌هاي متناسب با آن‌ها تغيير مي‌كنند، و به همين دليل نياز بود تا قوانين مرتبط و متناسب با اين فضا شكل بگيرد.

از ديگر مشخصه‌هاي مهم اين قانون، تطابق نسبي آن با قوانين متعارف بين‌المللي و ساير كشورها در زمينه‌هاي مشابه است. با توجه به ماهيت كاملاً فرا مرزي و بين‌المللي تعاملات الكترونيكي، اين ضرورت وجود دارد كه طرف‌هاي خارجي، اين قوانين را شبيه و منطبق بر عرف بين‌المللي بيابند تا به اين وسيله، اطمينان براي تعامل و كار با طرف‌هاي ايراني فراهم شود. به عنوان مثال شرايط ذكر شده در اين قانون براي احراز مطمئن بودن يك امضاي الكترونيكي، عبارت است از اين‌كه نسبت به امضاكننده منحصر به فرد باشد؛ هويت امضاكننده‌ي داده‌ي پيام را معلوم كند؛ به وسيله‌ي امضاكننده يا تحت اراده‌ي انحصاري وي صادر و به نحوي به يك داده‌ي پيام متصل شده باشد كه هر تغيير در آن داده‌ي پيام، قابل تشخيص و كشف باشد. اين شرايط تقريباً به صورت يكسان و بدون تغيير از شرايط پذيرفته شده‌ي بين‌المللي در قوانين مشابه در ساير كشورهاست. در بررسي و تدوين اين طرح، قوانين كشورهاي مختلف خصوصا‌ً قوانين مرجع سازمان ملل UNCITRAL)) و اتحاديه ي اروپا مورد استفاده و مقايسه‌ي تطبيقي قرار گرفته‌اند.
يك خصوصيت مهم ديگر اين قانون، تنظيم آن به گونه‌اي است كه با تغييرات سريع و عميق در زمينه‌ي فناوري ارتباطات و اطلاعات، كارايي خود را حفظ كرده و بدون وابستگي به يك فناوري خاص، اثربخشي خود را داشته و اصطلاحاً نسبت به فناوري خنثي باشد.

قلمرو شمول قانون
با توجه به نكات ذكر شده، بديهي است كه گر‌چه موضوع محوري اين قانون توجه به امر تجارت و معامله در محيط اكترونيكي است، اختصاصاً مربوط به مسايل تجاري نبوده و همانند تجارت سنتي طبعاً دامنه‌ي محيط اطراف آن، مسايل و بخش‌هاي مختلفي را در بر‌مي‌گيرد و لذا عملاً با هويت حقوقي بخشيدن به داده‌ي پيام، همه‌ي كاربري‌ها را به‌طور عام پوشش مي‌دهد؛ از اين رو بسيار مهم و حياتي بود كه از ديدگاه دستگاه‌هاي اجرايي مختلف مورد بررسي قرار گيرد و لذا بخش‌هاي مختلف به طور فعال و با صرف زمان زياد به كار تدوين اين قانون كمك كردند. علاوه بر دستگاه‌هاي اجرايي ذكر شده، كميسيون‌هاي مختلف مجلس خصوصاً كميسيون صنايع و معادن و كميته‌ي مخابرات اين كميسيون و همچنين حقوق‌دانان مركز پژوهش‌هاي مجلس شوراي اسلامي نيز با نگرشي كلان و فرا بخشي ابعاد مختلف، اين قانون را مورد توجه و بررسي قرار دادند.

اين قانون با توجه به شمول و جامع‌نگري خود مي‌تواند گام بزرگي در نوآوري و بازآفريني فضاي اقتصادي و اجتماعي در كشور محسوب شود. براي نمونه اين قانون به دليل ماهيت متحول كننده‌ي فناوري موضوع آن، الزاماتي را براي پاسخگويي دستگاه‌ها ايجاد مي‌كند و در مهندسي مجدد فرايندهاي كاري و اجرايي مؤثر خواهد بود؛ همچنين حتي مي تواند در نظام حقوقي كشور نيز تحول و نوآوري هايي را به دنبال داشته باشد كه براي مثال به رعايت و لحاظ كردن برخي از قوايد و ملاحظات بين المللي نظير قاعده‌ي حسن‌نيت مي‌توان اشاره نمود.

محورهاي اصلي قانون تجارت الكترونيكي
اولين قسمت از اين قانون مبحث تعاريف است. اصطلاحات، تعاريف و عبارات جديدي از جمله داده‌ي پيام، اصلساز، امضاي الكترونيكي، سيستم اطلاعاتي در اين قانون مورد استفاده قرار گرفته‌اند. اين قانون همچنين مبحث اصالت نوشته و امضاي الكترونيك را مطرح مي كند و با تعيين شرايط احراز داده‌ي پيام مطمئن، آثار و ارزش حقوقي و اثباتي آن را مشخص مي‌كند. يكي از ديگر بخش هاي بسيار مهم اين قانون، تعريف كليات مربوط به نظام حقوقي مورد نياز براي صدور گواهي الكترونيكي است. در واقع نحوه‌ي دستيابي به چارچوب ايجاد اطمينان در تعاملات الكترونيكي، در اين قانون تعيين شده است.

علاوه بر موارد فوق، قانون تصويب ‌شده ضمن تعيين حقوق مصرف‌كننده در تجارت الكترونيكي، به دليل نقايص موجود در نظام حقوقي كشور در رابطه با محيط ديجيتال، از جمله در زيربخش‌هايي نظير حمايت از حريم خصوصي، مالكيت معنوي و جرايم و مجازات‌هاي رايانه‌اي، سعي در پوشش دادن تمام اين قسمت‌ها كرده است.

آثار و ارزش حقوقي و اثباتي داده‌ي پيام در قانون
به منظور تحكيم جايگاه اسناد و ادله‌ي الكترونيكي و با توجه به اطمينان فراواني كه در صورت تحقق شرايط ايمني تعيين شده در اين قانون وجود خواهد داشت، از يك سو، و اهميت فوق‌العاده‌اي كه اين امر در گسترش كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات به عنوان يك واسط جدي و رسمي در تعاملات مهم و تراكنش‌هاي مالي داراست، ارزش و آثار حقوقي بسيار بالا و در حد سند رسمي براي داده‌ي پيام مطمئن تعيين شده است.

ارزش‌گذاري داده‌ي پيام مطمئن به عنوان سند رسمي يا سند معتبر، يكي از بحث‌ برانگيزترين موارد مورد مذاكره بوده است. نكته‌ي مهم و تفاوت اساسي در اين است كه اگر سندي معمولي به عنوان مورد ادعا به محكمه ارايه شود، اثبات صحت سند به عهده‌ي ارايه‌دهنده‌ي سند است؛ در حالي كه يك سند رسمي مثل سند اتومبيل نياز به اثبات صحت توسط ارايه‌دهنده‌ي آن نداشته و ابتدائاً فرض بر صحت آن است. در قانون مدني كشور، شرايطي براي سند رسمي مطرح شــده كه در مورد داده‌ي پيام مطمئن صدق نمي كرد و به همين جهت اين قانون موارد مذكور را به عنوان سند معتبر شناسايي كرده است. توضيح آن كه از شرايط مذكور در قانون مدني آن است كه سند رسمي را بايد نماينده‌ي دولت تأييد و امضا كند. اسنادي از قبيل سند ملكي، سند اتومبيل، سند ازدواج و امثالهم كه در سازمان‌هاي ثبت اسناد و املاك، ثبت احوال و قوه قضاييه به ثبت مي رسند، از اين نوع مي‌باشند. در چنين مواردي، وجود امضاي دولت نه تنها به معني تأييد قطعي دخالت و درگيري طرف يا طرف‌هاي موضوع آن سند مي‌باشد، بلكه تا حدود بسيار زيادي تضمين كننده‌ي صحت محتوي و موضوع سند نيز است. اين در حالي است كه در فضاي ديجيتالي هر شخص قادر است هرگونه داده‌‌ي پيامي نظير يك پيغام الكترونيكي (E-mail) را مستقل از محتوي و موضوع آن با امضاي الكترونيكي مطمئن را ايمن كرده و به اين ترتيب ضمن آن كه با تأمين شرايط مورد نظر در اين قانون تأييد يك مركز صدور گواهي الكترونيكي كه احتمالاً مي‌تواند دولتي يا به طور غير‌مستقيم نماينده‌ي دولت باشد، اخذ كرده باشد، از تماميت داده‌ي پيام و عدم تغيير محتواي آن اطمينان حاصل و اين اطمينان را به طرف‌هاي احتمالي مقابل خود نيز منتقل كند. با وجود اين، اطمينان حاصل شده، تنها متوجه عدم تغيير محتوا بوده و به هيچ‌وجه ضمانتي براي صحت اين محتوا نيست. ‌يك ادعاي موهوم و بي‌پايه نيز مي‌تواند با داشتن شرايط تعيين شده، به صورت داده‌ي پيام مطمئن تبديل شده و از عدم تغيير محتواي آن در طول يك دوره‌ي زماني خاص يقين حاصل گردد؛ اما بديهي است كه محتواي آن نمي تواند سند رسمي مورد تأييد نماينده‌ي دولت باشد.

با وجود اين به دليل اهميتي كه اطمينان پيشاپيش طرف‌هاي درگير در يك تعامل الكترونيكي در استفاده از محيط ديجيتال داراست، عواقب و ارزش اثباتي كه طبق قانون مدني فعلي براي سند رسمي در اين قانون و براي اين مورد خاص در نظر گرفته شده است، براي سند معتبر نيز لحاظ شده است. ماده‌ي 15 پيش‌نويس قانون مورد‌نظر مي‌گويد: "نسبت به داده‌ي پيام مطمئن، سوابق الكترونيكي مطمئن و امضاي الكترونيكي مطمئن انكار و ترديد مسموع نيست و تنها مي‌توان ادعاي جعليت به داده‌ي پيام‌ مزبور نمود و يا ثابت كرد كه داده‌ي پيام‌ مزبور به جهتي از جهات قانوني از اعتبار افتاده است". نظر به اطمينان از عدم تغيير محتوا، اثرات و ارزش اثباتي كه منحصراً مربوط به اسناد رسمي بوده است، به داده‌ي پيام مطمئن نيز تعميم داده شده و جايگاه مدعي و مدعي‌عليه براي اثبات عناصر اصلي يك مستند حقوقي نظير اصل وجود داده‌ي پيام، هويت شخص صادر‌كننده آن و تغيير يا عدم تغيير محتواي آن عوض شده است. يعني اگر داده‌ي پيام يا سندي الكترونيكي داراي امضاي مطمئن باشد، شخص خوانده يا مدعي‌عليه بايد بار قضايي و طبعاً هزينه‌هاي رد آن را متحمل شود. اين ماده قانون از اهميت زيادي برخوردار بوده و لذا بحث و بررسي فراواني را به دنبال داشته است.

دفاتر صدور گواهي الكترونيكي (CA)2
با روشي شبيه به آن چه براي تسجيل سندهاي رسمي در كشور وجود دارد و توسط دفاتر اسناد رسمي زير نظر قوه قضاييه صورت مي‌پذيرد، در محيط ديجيتال نيز نياز به ساز و كاري رسمي و تعريف‌ شده‌ي ملي براي اطمينان بخشي به تعامل‌هاي الكترونيكي وجود دارد. نظام‌هاي خوش‌تعريف بين‌المللي در جهان شكل گرفته‌اند كه اصطلاحاً دفاتر صدور گواهي الكترونيكي ناميده مي‌شوند. در همين رابطه در اين قانون نيز دفاتر صدور گواهي الكترونيكي پيش بيني شده است كه عمدتاً با هدف و وظيفه‌ي مديريت نظام‌هاي ايمني و رمزنگاري موردنياز براي تشخيص و تأييد هويت الكترونيكي كاربران در محيط‌هاي ديجيتال، تضمين حفظ تماميت و عدم تغيير محتواي داده‌ي ‌پيام، و همچنين عدم امكان انكار طرف‌هاي دخيل در يك تعامل الكترونيكي مي‌باشند.
در عموم كشورهايي كه فضاي تعامل الكترونيكي در آن‌ها گسترش پيدا كرده، ساختار تأييد هويت الكترونيكي و دفاتر صدور گواهي وجود دارد كه به جز آمريكا، سازمان اصلي يا اصطلاحاً Root Authority، يك سازمان متمركز ملي و دولتي است. در اين كشورها در لايه‌هاي بعدي، اين مسؤوليت تا حدود زيادي به دفاتر خصوصي صدور گواهي تفويض مي‌شود. استثنائاً در آمريكا سازمان و تشكيلات متمركزي به اين منظور وجود نداشته و كليه‌ي اين امور توسط چند شركت بزرگ خصوصي مديريت و اجرا مي‌شوند. آيين‌نامه‌ي تصريح شده در اين قانون به منظور تعيين دقيق ساختار مورد نياز كشور در اين موضوع در نظر گرفته شده است. به منظور تعيين ساختار، تشكيلات، مقررات و ساز وكارهاي مورد نياز براي دفاتر صدور گواهي الكترونيكي و تعريف دقيق حوزه‌ي فعاليت و مسؤوليت‌هاي اين دفاتر، بر اساس اين قانون چند دستگاه اجرايي، مسؤول تدوين آيين‌نامه‌ي تأسيس اين سازمان و ارگان جديد گرديده‌اند تا مستندات مذكور را تهيه و پس از تصويب هيأت وزيران به آن رسميت بخشند.

با توجه به توضيحات ارايه شده و از آن‌جايي‌كه هدف اين طرح قانونمند كردن كل تعاملات محيط ديجيتال مي‌باشد، به نظر مي‌رسد كه اطلاق نام "تجارت الكترونيكي" به اين قانون گوياي جامعيت و شمول آن نباشد. بديهي است كه تنها يكي از كاربردهاي محيط ديجيتال و اين قانون، كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات براي داد و ستد تجاري است و كاربردهاي بسيار ديگري از جمله در دولت الكترونيكي، آموزش الكترونيكي، بهداشت الكترونيكي و غيره وجود دارند كه همگي با اين قانون مورد پوشش قرار مي‌گيرند.

نقش تصويب قانون تجارت الكترونيكي در تحقق تجارت الكترونيكي
طبيعتاً هيچ قانوني به تنهايي نمي‌تواند تضمين كننده‌ي صحت انجام امور و سلامت اتفاقات باشد. تعامل در محيط ديجيتالي و تجارت الكترونيكي نيز از اين قاعده مستثنا نيست. اين كه افراد امور مختلف شخصي و از جمله كسب‌و‌كار خود را در محيط ديجيتالي و يا اينترنت انجام دهند، مستلزم وجود پيش‌نيازهاي زيادي است كه قانون مناسب تنها يكي از آن‌هاست. به عنوان مثال اين كه فرهنگ عمومي پذيراي اين نوع تعاملات باشد، از مهم‌ترين پيش‌نيازها است. در كشورهاي غربي نيز با وجود فراهم‌شدن همه زيرساخت‌هاي لازم، از جمله قوانين جامع و قوي، هنوز حجم تعاملات الكترونيكي، تراكنش‌هاي مالي و به عبارتي ميزان كاربري‌هايي نظير دولت الكترونيكي و تجارت الكترونيكي در مقايسه با روش‌هاي متعارف پيشين در اين كشورها به تدريج در حال افزايش است. با توجه به پيشتازي اين كشورها در اصلاح و يا تدوين قوانين مناسب، بديهي است كه نسبت كم كاربري فعلي در اين كشورها به هيچ وجه در نتيجه نارسايي حقوقي نبوده است.

اصولاً تدوين قوانين و مقررات گرچه از الزامات بسيار مهم است، تنها يكي از زيرساخت‌هاي اصلي لازم براي گسترش كاربري اين فناوري در زمينه‌هاي مختلف خصوصاً تجارت الكترونيكي به شمار مي‌رود. براي مثال اگر حتي تمام نظام اجرايي دفاتر صدور گواهي الكترونيكي هم‌اكنون فراهم باشد، باز هم موجب گسترش و تحقق واقعي تجارت الكترونيكي نخواهد بود. كشور نيازمند گسترش زيرساخت‌ها و الزامات پايه‌اي‌تري از جمله نظام هاي پرداخت الكترونيكي، طرح‌هاي جامع و زيرساخت هاي بهره‌برداري از تجارت الكترونيكي و عملياتي شدن فرآيندهاي نوين بانكي، گمركي و بيمه‌اي كه لازمه‌ي تجارت الكترونيكي مي‌باشد كه به تدريج در مراحل شكل‌گيري هستند.

راه‌اندازي تجارت الكترونيكي به صورت يك مقوله‌ي مجزا و مستقل اصولاً بي‌معني است؛ چرا كه زيرساخت‌ها و ملزومات گسترش و توسعه‌ي كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات در كليه‌ي شاخه‌هاي آن نظير دولت الكترونيكي، تجارت الكترونيكي، بهداشت الكترونيكي، آموزش الكترونيكي و غيره يكسان است و مجموعه‌اي پيچيده و به هم وابسته را تشكيل مي‌دهد. ساده‌انگاري است كه تصور شود با تصويب يك قانون، انجام برخي تغييرات شكلي و ظاهري و سپس خريد تجهيزات كامپيوتري بتوان تجارت الكترونيكي را پياده كرد. عوامل و ابعاد بسيار بزرگي كه تنها با برنامه‌ريزي، سرمايه‌گذاري و صرف منابع فراوان خصوصاً طي زمان طولاني قابل حصول هستند، مورد‌نياز مي‌باشند. توسعه‌ي منابع انساني، فرهنگ‌سازي و آموزش در سطوح مختلف، بازآفريني نقش و جايگاه دستگاه‌هاي اجرايي و مهندسي مجدد فرآيند‌هاي موجود، تأمين سيستم‌هاي جامع از جمله ايجاد بستر‌هاي امن براي تراكنش هاي مالي، نظام‌هاي پول الكترونيكي و بانكداري الكترونيكي، هماهنگي دستگاه‌هاي اجرايي مرتبط نظير بانك‌ها، گمرك و بيمه، همگي مباحث بسيار مهم و حياتي‌اي هستند كه با مديريت صحيح و اولويت‌بندي دقيق آن‌ها مي‌توان به استقرار پايدار كاربردهاي مختلف از جمله تجارت الكترونيكي اميدوار بود. با وجود اين در اين طرح با توجه به نقش زيرساختي و حياتي قانون و مقررات در بسط كاربري، چارچوب‌هاي اوليه، پايه هاي حقوقي و مشروعيت بخشي به اين تعاملات به همراه فرهنگ‌سازي موردنياز ديده شده است.

خلاصه و نتيجه‌گيري
قانون تصويب ‌شده در مجلس شوراي اسلامي، اولين گام اساسي در نظام‌مند كردن كاربري فناوري ارتباطات و اطلاعات مي‌باشد كه به دليل نقايص موجود در نظام حقوقي كشور در رابطه با محيط ديجيتال، از جمله در زيربخش‌هايي نظير حمايت از حريم خصوصي و مالكيت معنوي، اين قانون سعي در پوشش دادن تمام اين قسمت‌ها كرده است. البته هر يك از زيربخش‌هاي ذكر شده، نيازمند تدوين قوانيني جامع و كامل مي‌باشند و مواد مصوب در قانون فعلي در برگيرنده كليه‌ي جوانب اين زيربخش‌ها نيست؛ لذا انتظار آن مي‌رود كه به دنبال تصويب اين قانون توسط مجلس شوراي اسلامي و پس از اعمال نظرات و اصلاحات احتمالي توسط شوراي محترم نگهبان، قوانين مكمل ديگر از جمله قانون حريم خصوصي افراد، جرايم و مجازات‌هاي كامپيوتري و ديگر زيرمجموعه‌هاي قانوني، تدوين شده و موجبات گسترش سريع‌تر تعاملات الكترونيكي را فراهم آورند. بديهي است كه قانون حاضر نيز مانند هر قانون ديگري ممكن است در آينده و با توجه به تجربيات كا