چند سالي است كه شركت ثناراي به سفارش سازمانهاي دولتي مربوط نرم افزاري مانند شوراي عالي داده ورزي يا قرينه آن در وزرت ارتباطات اقدام به آمار گيري از چند شركتي مينمايد كه حاضر به همكاري و اطلاع رساني ميشوند. ساير شركتهايي كه در اين همه پرسي شركت نميكنند دلايلي براي خود دارند كه خارج از بحث ما است. آخرين گزارش تهيه شده مربوط به سال 1384 است و هنوز خبري از گزارش سال 1385 و آمار گيري آن نشده است.
از قيمتهاي ارايه شده و ظاهر موارد ارايه شده برميآيد كه اين قيمتها هم به سرنوشت قيمتهاي بعضي از نظامهاي صنفي مانند پزشكي دچار شده و براي كنترل قيمتها چيز ديگري هم با واقعيت مخلوط شده است. به عنوان نمونه به چند مورد زير كه ميانگين قيمتها قبل از كسورات مختلف مانند ماليات و بيمه است دقت فرماييد:

ارقام بالا كليه درآمد كارشناس از شركت قبل از كسورات است و كليه كسورات قانوني نيز از آن كسر خواهد كرديد. معلوم نيست مدير پروژهاي كه ساعتي 10 هزار تومان ميگيرد يا مشاوري كه ساعتي 12 هزار تومان ميگيرد داراي چه مدرك و تجربهاي هستند. طراحي كه ماهانه 783 هزار توام حقوق بگيرد يا داراي مدرك نامربوط است يا كمتر از 5 سال تجربه دارد كه در اين صورت طراح نميشود يا طراح ميشود ولي نتيجه كار براي كارفرما فاجعه آميز خواهد بود. وضعيت كارشناس شبكه درجه 1 بدتر از بقيه است. اگر به هزينههاي ارايه شده از طرف نظام صنفي رايانه براي خدمات شبكه توجه نماييم چند برابر بيش از ارقام شركت ثناراي است.
متاسفانه اين ارقام ممكن است براي پروژههاي دولتي استفاده شوند و هزينه پيمانكاران حرفهاي با آن سنجيده شود. اگر چنين شود، انتظار نداشته باشيم كارها با كيفيت انجام شوند. مثال ما ايرانيها است كه هر چه پول بدهي آش ميخوري. مشكل فرار نيرويهاي تخصصي از كشور نيز مزيد بر علت ميشود. آقايان بنشينند و منصفانه و عميق به قيمتها توجه كنند. ديگر زمان اول انقلاب گذشته است كه انتظار داشته باشيم همه براي رضاي خدايي كه ما تعريف ميكنيم جان بدهند و براي آزادي قدس همه چيز خود را فدا كنند. اكثر قريب به اتفاق نيرويهاي كارشناسي ما حتي كساني كه سوابق مذهبي هم دارند ديگر از اين فكرها نميكنند و اگر بتوانند براي مهاجرت اقدام ميكنند.
اگر اين ارقام را بخواهيم رعايت كنيم، هيچ كارشناس نرمافزار را نميتوانيم بيش از چند سال در جايگاه خود حفظ نماييم و بايد از بيتجربهها يا كم تجربهها يا ساير رشتههاي نامربوط استفاده نماييم كه نتيجه كار براي كارفرماي بدبخت از ابتدا معلوم است. و اگر شخصي به سواد و تجربه كافي يا زياد دست پيدا كرد ديگر قابل تحمل نيست و بايد بجاي او يك كارنشناس قرار داد.
اگر ميخواهيم واقيت را بدانيم بايد نهادي واقعا بيطرف براي هر رشته از اين صنعت قيمتهاي جداگانه استخراج كند و به تاييد تك تك اعضاي آمار گرفته شده برساند. آمارهاي فرمايشي و رتوش شده خيانت به مردم اين كشور است. اگر نظام صنفي رايانه بتواند بدون تاثير پذيري از دولت و هر سازمان ديگري اين كار را انجام دهد، شايد بهترين گزينه باشد. با توجه به هزينه اندك اين آمار گيري خوب است كه خود راسا عمل نمايد و كاري كه در زمينه شبكه انجام داده است در ساير موارد نيز به انجام رساند. بالاخره هزينه عضويت اعضا در اين زمينه هم ميتواند خرج شود و چه چيزي بهتر از اين كار؟
منبع : ماهنامه راه راست