پنتاگون جنگ سایبری و نظامی را یکپارچه میکند؛ آزمایش ونزوئلا و ایران

نیویورکتایمز در گزارشی نوشت، به گفته مقامهای آمریکایی، ایالات متحده در ونزوئلا از سلاحهای سایبری استفاده کرده تا شبکه برق را از کار بیندازد، سامانههای راداری را خاموش کند و ارتباطات رادیویی دستی را مختل سازد؛ اقداماتی که همگی برای آن انجام شد تا نیروهای نظامی آمریکا بدون جلب توجه، وارد ونزوئلا شوند. این عملیات، بخشی از تلاش تازه پنتاگون برای ادغام جنگ رایانهای با عملیات نظامی در دنیای واقعی است.
از عملیاتهای محدود تا ادغام در زرادخانه نظامی
ارتش آمریکا، پیشتر نیز از سلاحهای سایبری در عملیاتهای محدود و جداگانه، از جمله آسیب زدن به سانتریفیوژهای هستهای ایران از طریق دستکاری در نحوه عملکرد آنها یا از کار انداختن یک مزرعه ترول روسی، استفاده کرده بود.
بااینحال، پنتاگون اکنون در حال یافتن راههایی تازه برای پیوند جنگ در شبکههای رایانهای با سایر اجزای زرادخانه نظامی است. پنتاگون این رویکرد را در ونزوئلا و نیز در جریان حملات سال گذشته به تأسیسات هستهای ایران آزمایش کرده است.
خانم کاترین ای. ساتن، مقام ارشد سیاستگذاری سایبری پنتاگون، در گفتوگویی از اظهارنظر درباره ونزوئلا یا دیگر عملیاتهای اخیر خودداری کرد، اما گفت ارتش بر این موضوع متمرکز است که چگونه «تأثیرات سایبری» را در چارچوب عملیاتهای نظامی گستردهتر ادغام کند.
او افزود که این قابلیتها در کنار قدرت نظامی سنتی به کار گرفته شدهاند تا «چند تأثیر مختلف» بهطور موفقیتآمیز در میدان نبرد، در کنار هم جمع شوند.
او گفت: «این رویکرد یکپارچه، آینده جنگ سایبری را رقم میزند.»
به گفته ساتن، هدف این است که این قابلیتها بهشکل بیوقفه در عملیاتهای نظامی گستردهتر تنیده شوند؛ بهگونهای که امکان حملات دقیقتر را فراهم کنند، توانایی دشمن برای فرماندهی نیروهایش را تضعیف کنند و از حرکت و مانور نیروهای نظامی آمریکا در میدان نبرد پشتیبانی کنند.
او افزود: «از آنجا که سایبر، ذاتاً حوزهای اطلاعاتمحور است، ما میتوانیم چرخه تصمیمگیری دشمن را مختل و پنجرههایی از فرصت ایجاد کنیم که نیروهای متعارف، از طریق تضعیف سامانه فرماندهی، کنترل دشمن و کمک به دستیابی به برتری اطلاعاتی بتوانند از آن بهرهبرداری کنند.» در این زمینه، ساتن در جلسه کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، با موضوع چگونگی بهبود آموزش نیروهای سایبری پنتاگون شهادت میدهد.
آزمون ونزوئلا و رقابت قدرتهای سایبری
در حال حاضر کنگره سرگرم بررسی این موضوع است که آیا باید نیروی نظامی مستقل برای عملیاتهای سایبری ایجاد شود یا نه؛ مشابه اقدامی که در دوره نخست ریاستجمهوری دونالد ترامپ به تشکیل نیروی فضایی آمریکا از دل نیروی هوایی انجامید.
ساتن گفت که چه نیروی جدیدی ایجاد شود و چه نشود، پنتاگون برنامههایی را برای بازنگری اساسی در شیوه آموزش و بهکارگیری نیروهای فرماندهی سایبری ایالات متحده پیش میبرد.
در حالی که ایالات متحده توانمندیهای سایبری خود را تقویت کرده، دیگر کشورها نیز فاصله چندانی با آن ندارند. چین، بهویژه، نشان داده نهادهای امنیتیاش قادرند بهطور عمیق به شبکههای رایانهای آمریکا نفوذ کنند. عملیات «ولت تایفون» چین، با این هدف طراحی شده بود که زیرساختهای حیاتی نزدیک پایگاههای نظامی آمریکا را از کار بیندازد تا واکنش آمریکا به هرگونه بحران در منطقه اقیانوس آرام را مهار کند.
در حالی که چین توانمندیهای پیشرفتهای را بهصورت مستقل به نمایش گذاشته، ایالات متحده نشان داده که قادر است آثار سایبری را همزمان با اجرای عملیاتهای نظامی به کار گیرد.
به گفته مقامات آمریکایی، فرماندهی سایبری ایالات متحده (U.S. Cyber Command)، در ونزوئلا توانست دکلهای مخابراتیای را که امکان کارکرد بیسیمهای دستی ارتش ونزوئلا را فراهم میکردند، از کار بیندازد، بخشی از سامانههای راداری را از مدار، خارج و برق را قطع کند. این عملیاتها، شناسایی یا درگیری ارتش ونزوئلا با نیروهای آمریکاییای را که برای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهوری، وارد این کشور شده بودند، بهمراتب دشوارتر کرد.
بااینحال، برخی منتقدان در زمینه اهمیت سلاحهای سایبری ابراز تردید کردهاند. برخی دیگر با استناد به بیانیههای دولت ونزوئلا گفتهاند که ارتش آمریکا، دستکم به یک نیروگاه برق حمله کرده است. افزون بر این، قدرتمندترین رادار پدافند هوایی ونزوئلا، اساساً هیچگاه عملیاتی نبوده است. در مقابل، مقامات کنونی و پیشین آمریکایی میگویند سلاحهای سایبری، زمانی بیشترین اثربخشی را دارند که با سایر عملیاتهای نظامی و اطلاعاتی ترکیب شوند.
مارک مونتگمری، دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا که در هدایت «سولاریوم فضای سایبری» (کمیسیون تشکیلشده به دستور کنگره) نقش داشت، گفت: «جنگ سایبری در سطح بالاتری از نبرد، تکامل یافته است، زیرا اکنون با عناصر جنگ فیزیکی در طرحهای تهاجمی ادغام میشود. این موضوع، بسیار مهم است.»
بازسازی نیروی سایبری: از تخصص تا تسلط
به گفته ساتن، هنگامی که قابلیتهای سایبری با عملیاتهای نظامی در دنیای واقعی ترکیب میشوند، اثرگذاری آنها بسیار بیشتر از زمانی است که صرفاً بهتنهایی و برای هدف قرار دادن تسلیحات الکترونیکی دشمن به کار گرفته شوند.
او گفت: «از نظر تاریخی، بخش بزرگی از بحثهای سیاستی، درباره کنشگران سایبری در برابر کنشگران سایبریِ مخرب بوده است. وقتی درباره یکپارچهسازی سایبری صحبت میکنیم، باید به این فکر کنیم که عملیاتهای سایبری چگونه میتوانند به آثار راهبردی دست یابند.»
با توجه به اینکه بخش خصوصی با پیشنهاد دستمزدهای بالا، مهندسان نرمافزار و متخصصان امنیت سایبری را جذب میکند، ارتش اغلب در حفظ نیروهایی که دارای تخصص سایبری هستند، با مشکل مواجه بوده است.
ساتن گفت: «الگوهای سنتی مسیر شغلی در ارتش با نیازهای منحصربهفرد ایجاد نیروهای سایبری سازگار نبودهاند و این موضوع به چالشهایی در جذب افراد مناسب، حفظ استعدادهای برتر و ارائه آموزشهای تخصصی موردنیاز برای موفقیت در آینده منجر شده است.»
پنتاگون مصمم است با ایجاد مسیرهای شغلیای که بهجای تخصص عمومی، به موضوع «تسلط عمیق بر حوزه سایبری» تأکید دارند، فرماندهی سایبری را بازسازی کند.
ساتن گفت که این وزارتخانه بر بهبود تخصصگرایی نیروهای خود در حوزههایی مانند رایانش ابری، سامانههای کنترل صنعتی و هوش مصنوعی، تمرکز کرده است.
او خاطرنشان کرد: «باید اطمینان یابیم توانایی پرورش متخصصان عمیق در حوزههای فنیِ حیاتی و تخصصی را داریم.»
ساتن همچنین گفت که وزارت دفاع هماکنون، در حال اجرای برنامهای با عنوان «فرماندهی سایبری ۲.۰» است.
به گفته او، این تغییرات برای «ایجاد چابکی در نیروی ما حیاتی است تا در صورت لزوم، مسیر خود را تغییر دهیم و از تکنیکهای نوظهور، همزمان با ظهورشان، پیشی بگیریم.»