ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۱۸ مطلب با موضوع «e-government» ثبت شده است

تحلیل


فنلاند پیشتاز فناوری اطلاعات و ارتباطات

پنجشنبه, ۱۷ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۰۵ ق.ظ | ۰ نظر

کشور فنلاند از نظر زیرساخت فناوری اطلاعات و ارتباطات یکی از پیشتازان عرصه جهانی است. صنعت مخابراتی این کشور دارای اعتبار جهانی است، به طوری که شرکتهایی همچون: نوکیا، وایسالاو اینسترومنتاریم از ابتکار عمل بالایی در این عرصه برخوردارند. در اواسط دهه 1990 شرکتهای مزبور در محدوده های کوچک نرم‌افزاری مشغول فعالیت بودند. در همین زمان باادغام برخی شرکتهای کوچک با یکدیگر و ایجاد شرکتهای بزرگتر، برنامه هایی برای انجام فعالیتهای تخصصی تر شروع شد و رفته رفته در اواخر دهه مزبور، نتایج تلاشهای انجام شده پدیدار شد. پس از اندک زمانی برخی از شرکتهای حرفه ای پا به عرصه وجود گذاشتند که اندک زمانی جایگاه مناسبی را دربازار بورس هلسینکی به خود اختصاص دادند. درواقع در عرض کمتر از یک دهه، این شرکتها بیست برابر بزرگتر شده اند. اغلب شرکتهای فعال در عرصه الکترونیک این کشور بر محصولات نهایی متمرکز شده اند. این شرکتها بیش از دو سوم کل سرمایه گذاری در زمینه فعالیتهای پژوهشی را به خود اختصاص داده اند. هم اکنون این کشور افق تازه ای را برای توسعه بازیهای رایانه ای و استفاده از آنها در تجارت گشوده است.
یکی از مهمترین ویژگیهای صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور فنلاند، توسعه شراکت تجاری از طریق صدور پروانه فعالیت به شرکتهای فعال در کشورهای دیگر است که از سادگی، سرعت و شفافیت بالایی برخوردار است.
برهمین اساس، یکی از اهداف دولت فنلاند افزایش شرکتهای فعال در عرصه جهانی فناوری اطلاعات و ارتباطات به عدد صد در سال 2007 است.
مهمترین چالشهای کنونی این کشور در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارتند از: افزایش سطح کاربری و کسب منافع بیشینه در این حوزه. بخشهای مالی و ارتباطی بیشترین سهم را در بخش دیجیتال در این کشور به خود اختصاص داده اند. رفته رفته فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم فنلاند مطرح می شود.
در سال 2000، مرکز پژوهشهای فنی فنلاند (وی.تی.تی) طرحی ده ساله را برای توسعه و بـه کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات ارایه کرد.
مهمترین اهداف این طرح را ایجاد محیطهای انسانی خلاق ، یادگیری و الگوبرداری نظامهای کاری از یکدیگر، روانی شبکه ها و معماری خدمات در بر می گیرد. مشارکت در پروژه های تحقیقاتی اروپایی از اهمیت حیاتی برخوردار است.
در دسامبر 2001، طرحی عملیاتی برای توسعه دولت الکترونیک بر خط ارایه شد که درسالهای 2002 و2003 گروهی توسط هیات مشورتی جامعـه اطلاعاتی و با ریاست نخسـت وزیر وقت تاسیس و به فورموله کردن برنامه های مزبور همت گماشت. با استفاده از مشاوران زبده، طرحی جامع برای توسعه فناوری اطلاعات وارتباطات با تمرکز بر دولت بر خط و تحقق ارایه خدمات عمومی در نیمه دوم دهه کنونی تهیه شد. مراحل اول این کار که آموزش بیش از یک چهارم مدیران دولتی و تربیت 1000 نفر متخصص بود در سال 2003 شروع شد. هم اکنون بیش از 5500 نفر متخصص زبده فناوری اطلاعات و ارتباطات در فنلاند مشغول فعالیت هستند که نرخ رشد سالانه آن 15 تا 20 درصد است.
با همه پیشرفتهای فنلاند در عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات، محدودیتهایی همچون: مجراهای فروش ضعیف، کالاهای نامناسب برای فروش اینترنتی، تعداد کم مشتریان و مشکلات لجستیکی باعث شده است تا تجارت الکترونیک در این کشور از رونق چندانی برخوردار نباشد. یکی از مهمترین چالشهای کنونی دولت فنلاند، فراگیری روشهای مناسب برای به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در بخشهای خدماتی همچون خرده فروشی و بهداشت است. دولت خود را موظف به بهبود کارایی و کاهش هزینه ها برای کاهش دریافت مالیات از شهروندان کرده است. رونق کسب و کار به توسعه شبکه های جدیدتر و آگاهی بیشتر شهروندان از روشهای همکاری و مشارکت در فرایندهای دیجیتال بستگی خواهد داشت. موفقیت فنلاند در این عرصه ها، مستلزم بهبود مهارتهای شهروندان تشخیص داده شده است. در این زمینه، سیاستهای زیر درنظر گرفته شده است. براین اساس، مدیریت دانش از نقش محوری برخوردار است.
نقش آفرینی معقول در فرایند جهانی شدن؛

افزایش جدی منابع و سرمایه مورد نیاز برای توسعه فعالیتهای پژوهشی و همزمان، کسب درآمد از این طریق؛

افزایش سرمایه انسانی و اجتماعی برای گذار به جامعه ای اطلاعاتی و ایفای نقش ممتاز در سطح اتحادیه اروپا؛
ایجاد نظام یادگیری مادام العمر؛
نقش آفرینی به عنوان آزمایشگاه جامعه اطلاعاتی اروپا.

نظام نوین بانکداری

در شرایط کنونی، نظام بانکداری همچون بسیاری از نظامهای کسب و کار به شدت از توسعه فناوری اطلاعات و ارتباط تاثیر پذیرفته است. بانکداری الکترونیک به معنای یکپارچه‌سازی تمامی فعالیتهای قابل ارایه از طریق بانکها بااستفاده از فناوری نوین اطلاعات و ارتباطات است. این قابلیت باعث پیدایش رونق و تسهیلات قابل ملاحظه ای در امور تجاری و مالی شده است. تفاوتهای اساسی بانکداری نوین مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباط بانکداری سنتی را می توان در جدول شماره یک مشاهده کرد:

تبادل الکترونیک وجوه به عنوان ابزاری برای انجام خدمات نوین بانکی، بدون جابه‌جایی فیزیکی پول و بدون تبادل اسناد کاغذی صورت می گیرد. انتقال وجوه در این رویکرد به صورت زیر توسط کمیسیون قانون تجارت بین المللی سازمانهای ملل متحد (UNCT KAL) تعریف شده است:
فرایندی که در آن یک یا بیش از یک عملیات در فرایند کار که پیش از این بااستفاده از کاغذ انجام می شد بااستفاده از روشهای الکترونیک انجام می شود.
نظامهای انتقال الکترونیک وجوه به سه سطح مشتری، بین بانکی و کارتهای پلاستیکی تقسیــم می شود. هرکدام از موارد مزبور را مـی توان به صورت خلاصه زیر تشریح کرد:
سطح مصرف کننده: بخشی از بانکداری که مربوط به ارایه خدمات به مصرف کنندگان و مشتریان نهایی است که از شیوه هایی همچون: ماشین خودپرداز و انتقال پول در محل خرید تلفنی، اینترنتی و نرم افزارهای خانگی صورت می گیرد.
بیـن بانکــی : انتقال الکترونیک وجوه در سطح بین بانکها که از مشهورترین شیوه های آن می توان به شبکه جهانی سوئیفت اشاره کرد. البته برخی کشورها نظیر امریکا، انگلستان و مالزی از شیوه های ویژه ای در داخل کشور استفاده می کنند. سوئیفت شبکه ای تعاونی است که تسهیلات و خدمات ویژه ای را از طریق مراکز رایانـه ای در سراسر دنیا ارایه مــی دهد.
کارتهای پلاستیکی : انتقال الکترونیک از طریق کارتهای بدهکار، اعتبار هزینه و هوشمند است که باتوجه به ماهیت به صورت پیش پرداخت یا بدهکاری انجام می شود.

الهام گرفتن از هشت پادر طراحی روبوت ها

دانشمندان به تازگی دریافته اند که هشت پا فقط برروی دو بازوی خود در کف دریا راه مـی رود. این کشف، ایده جدیدی را در میان دانشمندان روبوتیک برای طراحی و ساخت روبوت های نرم و انعطاف پذیر بارور ساخته است.
دانشمندان دانشگاه برکلی کالیفرنیا بر این عقیده اند که می توان ماهیچه های مصنوعی را براساس نحوه حرکت هشت پا ساخت.
هشت پا هنگام راه رفتن روی دوپای خویش، شش پای دیگر را در زیر خود به صورت آویزان نگه می دارد. علاوه براین، حرکت به صورت بسیار نرم و سیال صورت می گیرد. از نظر دانشمندان، هشت پا الگوی خوبی برای ساخت روبوت هایی است که در آنها قطعات سخت وجود ندارد.
هم اکنون نمونه ای از چنین بازویی ساخته شده که شامل لوله ای است که در درون آن فنری کار گذاشته شده است. این مجموعه نسبت به جریان الکتریکی حساس است و به حرکت در می آید. لوله مزبور دارای قابلیت کوتاهترشدن، بلندتر شدن و خمیده شدن در جهات مختلف است. پژوهشگران امیدوارند که بااستفـاده از قابلیت انعطاف پذیری این روبـوت ها، از آنها برای ماموریتهای دشواری که از روبوت های معمولی برنمی آید، استفاده کنند.

منبع: ماهنامه تدبیر

به سوی برنامه ریزی همه جانبه الکترونیکی

شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۱۵ ق.ظ | ۰ نظر

مقوله شکاف دیجیتالی موجود بین کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه و عقب مانده، با توجه به اهمیت روزافزون آن، اخیراً زیاد مورد توجه محافل گوناگون فکری- سازمانی قرار گرفته است.

واقعیت این است که کشورهای توسعه یافته با دسترسی به سرمایه کافی، فناوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی، منابع انسانی غنی و مدیریت پیشرفته و متخصص، سهم قابل توجهی از بازار فناوری ها را به خود اختصاص داده اند. در حالی که کشورهای عقب مانده، هنوز گرفتار بحث های اولیه، نگاه غیرسیستمی به موضوع و در برخی مواقع فقر مالی هستند.

در آفریقا، فقر نقش عمده و مهمی در بررسی علل عقب ماندگی رشد اینترنت ایفا می کند. به گونه ای که هزینه اتصال ماهانه به اینترنت در آفریقا از درآمد متوسط ماهانه یک فرد فزونی می گیرد. درحالی که هزینه های دسترسی به اینترنت در آمریکا، تنها یک درصد متوسط درآمد ماهانه فرد است.

موضوع گفت وگوی حاضر پیرامون این مسأله است که با چه برنامه ریزی ها و سیاستگذاری ها در زمینه آموزش کاربردی فردی - اجتماعی در به کارگیری فناوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی و گسترش استفاده از این امکان در عرصه های مختلف جامعه و همچنین با چه نوع حمایت مؤثر دولت می توان این شکاف دیجیتالی را کم کرد و در جهت دستیابی به توسعه همه جانبه، گام های جدی برداشت.

گروه اندیشه

معصومه کیهانی

* آقای دکتر، برای استفاده موثر از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات و همگانی شدن آن در جهت دستیابی به توسعه، چه برنامه های آموزشی فردی- اجتماعی کاربردی را پیشنهاد می کنید؟

- من ابتدا به این موضوع اشاره می کنم که فناوری های اطلاعات و ارتباطات تنها شامل اینترنت نیست بلکه پخش مستقیم برنامه های تلویزیونی از طریق ماهواره و سایر امکاناتی که هنوز فناوری های آنها در ایران خیلی جا نیفتاده است را در برمی گیرد و اما درمورد توسعه آموزش در جامعه و در دسترس قرار دادن فناوری های نوین ارتباطی- اطلاعاتی باید بگویم که این مشکل فقط مشکل ما نیست و حتی در کشورهای خیلی پیشرفته هم وجود داد. اصولاً آدم ها از یک سنی خیلی تمایل به یادگیری جدید ندارند. مخصوصاً اگر به آن زمینه خاص، نیاز نداشته باشند یا حداقل احساس نیاز نکنند. به همین دلیل یک فاصله ای بین نسل ها بوجود می آید. نسلی که با کامپیوتر با سرعت بسیار زیاد کار می کند و نسل دیگری که حتی ممکن است تحصیلاتش نیز به مراتب بالاتر از اولی باشد ولی کاملاً از کامپیوتر و از این امکانات دور است و به اندازه آن نسل قبلی توانایی استفاده از این وسایل را ندارد و این در واقع، همین بحثی است که تحت عنوان سواد رقومی در دنیا شروع و مطرح شده است. یعنی اگر در گذشته، درصد بیسوادی و تحولاتش را درکشورهای مختلف دنبال می کردیم، آن زمان این مبحث جدید، مطرح نبود که عنوانش درصد بیسوادان رقومی است و مقصود از بیسوادان رقومی همین افرادی هستند که کم و بیش با این تحولات بیگانه اند. موضوع، نه تنها در ایران، بلکه در همه جای جهان مطرح است. گزارش هایی من دارم حاکی از این که در کشورهایی مثل نروژ و ژاپن دولت ها با اختصاص بودجه ای مشخص، برنامه ریزی هایی را آغاز کرده اند که این شکاف سواد رقومی را در جامعه کاهش دهند و حتی در حال حاضر نتایج عمومی شدن این امکانات را کم و بیش می توان دید. مثلاً من، در سفری به بلژیک، چند ماه پیش شاهد بودم که در ساندویچ فروشی ها، یک اینترنت در اختیار مشتری قرار می گرفت که هنگام غذا خوردن، بتواند در آخرین لحظه، ای میلش را هم ببیند. طبیعی است پیرمردی که نشسته و غذا می خورد زمانی که می بیند مردم از اینترنت استفاده می کنند، حس می کند که چیزی را نمی داند و اگر در آنجا نبود، شاید این احساس را نمی کرد؛ چون اصلاً حرفه اش ربطی به این موضوع ها نداشت.

در واقع، می خواهم بگویم این نگرانی که در سؤال شما هست که در دسترس همگان قرار دادن این فناوری ها را چگونه می توان در سطح جامعه توسعه داد، درست و جدی است که نه تنها ما با مسائل زیادی در این زمینه مواجه ایم بلکه کشورهایی نیز که این دنیای گذرا را طی کرده اند و دارای سیستم هستند هم با این مشکل مواجه اند.

* من فکر می کنم به هر حال یک مقدار مشکل ما با آنها متفاوت است. چون همانگونه که شما اشاره کردید، سیستم و نظام بندیهایی که آنجا وجود دارد و عادت و روش هایی که مردم دارند، این تفاوت نسل ها که می فرمایید در زاویه فراگیری دیده می شود؛ با آنچه در جامعه ما می گذرد، بسیار فرق دارد.

- همین طور است. درست است که این تفاوت ها وجود دارد. من می خواستم بگویم که این مسأله من و شما نیست، مسأله جهانی است. منتهی در ایران، شاید ابعادش وسیع تر است ضمن این که از این طرف هم فاصله در ایران شاید به اندازه آنها نیست. یعنی مقدار کمی امکانات در دسترس است.

حالا چه اتفاقی ممکن است این امکانات را توسعه بدهد. به نظر من دو بعد دارد. یک بعدش، بعد فرهنگی است. برای مثال، وقتی بانک های ایرانی این امکانات را در اختیار مردم گذاشتند که بتوانند از طریق اینترنت در خانه شان، آخرین صورت حساب بانکی خود را روی مانیتور نگاه کنند خود این یعنی یک فرهنگ سازی.چندی پیش اعلام شد که یک شبکه اتصال میان بانکی در ایران می خواهد ایجاد شود که بسیاری از عملیات بانکها را بتوان در هر بانکی انجام داد، خود این یعنی، نشان دادن این که چنین پدیده ای، چه مزایایی دارد. این کار، از هر کلاس رسمی و ثبت نامی وسیع تر و موثرتر است. اگر این عملیاتی که قرار است در مورد بانکها اتفاق بیفتد، اجرا شود، دو تا سه سال دیگر تمام کسانی که در ایران حساب بانکی دارند، با این سیستم به نوعی درگیر می شوند و وقتی هم که درگیر شدند دنبال آن می روند تا بیشتر مسائل مربوط به این قضیه را یاد بگیرند.

بعد دیگر مسأله این است که من به هر حال شاهد برنامه های رسمی تری هستم. مثلاً وزارت آموزش و پرورش با همه تلاشش سعی می کند که امکانات اینترنت را در مدارس فراهم بکند. بخشی از اطلاعات من هم، خبرهای روزنامه همشهری است. منتهی باید جدی تر به این مسأله پرداخت. ما در ایران یک مشکلی داریم و آن این است که در مدارس ما تهیه سخت افزارها یک طرف قضیه است و بکارگیری آن، یک طرف دیگر است. در بسیاری از آزمایشگاههای مدارس ما، قفل است و به ندرت آن را بازمی کنند. بیشتر مراقب هستند که چیزی نشکند و آسیب نبیند تا این که استفاده شود. مدیر مدرسه بیشتر به این که، این آزمایشگاه را دارد، دلش خوش است نه به این که چند درصد از این وسایل و آزمایشگاه ها استفاده می شود. الان این مسأله فرهنگی خاص جامعه ماست. باید روی این مقوله کار شود که اگر مدارس کامپیوتر را وارد می کنند به گونه ای باشد که بچه هایی که این امکانات را در خانه ندارند، در مدرسه به واقع بتوانند با اینها کار کنند.

* اگر اجازه دهید، آقای دکتر من اینجا یک تأکیدی بکنم .نکته ای که شما فرمودید در مورد آموزش، خیلی جدی است که اگر آموزشی می خواهد انجام شود بهتر است از همان دوره دبیرستان شروع شود. چراکه به این ترتیب بسیار تأثیر گذارتر و فراگیرتر خواهد بود.

- همین طور است، حتی شاید بتوانیم یک کمی عقب تر از دوره دبیرستان برویم، دوره راهنمایی و حتی دبستان، چه اشکالی دارد؟

* به هر حال، اگر بخواهیم قدم به قدم جلو برویم، در شرایط فعلی، دبیرستان های ما با این مقوله، فاصله جدی دارند. این است که اگر در این مرحله هم این قضیه بتواند اجرا شود، خیلی خوب است. طبیعی است، بعد می تواند مراحل پایین تر را نیز دربر بگیرد.

- من هم با شما موافقم. در واقع، ما احتیاج به یک برنامه ریزی چندجانبه داریم. مثلاً من دیدم دستگاهی در داخل ایران ساخته شده به مراتب ارزانتر از کامپیوتر که فقط می شود توسط آن با اینترنت کار کرد. به نظر من بد نیست، به جای اینکه، یک مدرسه را با بودجه قابل توجهی متصل به اینترنت بکنیم، با آن وسیله ساخت ایران بتوانیم این مشکل را حل کنیم.

* این وسیله، جدید است آقای دکتر؟

- من آگهی اش را در روزنامه دیده ام. با این دستگاه بدون نیاز به کامپیوتر، مستقیم از طریق تلویزیون و تلفن می توان به اینترنت وصل شد. این، یک نکته است. نکته دیگری که در ابتدای صحبت هایم، اشاره کردم یادمان باشد که فناوریهای ارتباطی- اطلاعاتی، همه را دربرمی گیرد نه فقط یکی از آنها را. در واقع فشار و اختلال در ارتباط یک جامعه می تواند منتهی به اختلالات اجتماعی شود. ما نمی توانیم روی اینترنت خیلی کار کرده و برنامه ریزی کنیم ولی در مورد ماهواره این کار را نکنیم و ماهواره را به شدت منع کنیم. اینها باید متعادل و متوازن انجام بشود. یعنی، نمی تواند اینها از همدیگر تفکیک شود و در واقع، ما باید سیاستگذاری های کلان ارتباطی را برای کشورمان اجرا بکنیم تا در نتیجه، آن فرهنگ لازم برای بکارگیری درست این امکانات فراهم شود.

وجود اینها فی نفسه به مفهوم توسعه نیست. می دانید که این سوءتفاهم که هر چقدر این امکانات بیشتر باشد منتهی به توسعه می شود، درست نیست و به نظر من یک مقدار هم ناشی از عدم آشنایی اندیشمندان ارتباطات غربی با زبان رسانه های کشورهای در حال گذار است. چه بسا وجود رسانه ها در یک جامعه ای، مخل حتی توسعه باشد.

* بله؟، ما بحث تکثر را در جهت دستیابی به توسعه داریم که درمقابل قضیه ای است که شما می فرمایید.

-بله ،این مسأله با بحث تکثر متفاوت است. بنابراین وجود این سخت افزارها به تنهایی کافی نیست. اینها وقتی می تواند مؤثر باشد که در یک جامعه، برای مثال، عقلانیت توسعه پیدا کند. در حال حاضر، خود باوری یکی از ابزارهای کلیدی توسعه محسوب می شود. می گویند هر جامعه ای که عزت نفس اش را از دست دهد، اگر همه امکانات اقتصادی را هم داشته باشد، به توسعه دست نمی یابد.

هر گاه بتواند این امکانات را در راستای خودباوری، عقلانیت و تبدیل شدن خلاقیت و نوآوری به ارزش به کار گیرد، این اتفاق می افتد.

بنابراین، اگر چنین مجموعه ای از سخت افزاری و نرم افزاری به هم بیامیزد، این شرایط و بستر مناسبی برای توسعه، فراهم می شود.

* بحث اقتصادی مسأله و عدم دسترسی افراد به کامپیوتر و اساساً سیستم اینترنت را چگونه ارزیابی می کنید؟ به عبارت دیگر از این بعد، با چه نوع برنامه ریزی می توان تعداد کاربران اینترنت را افزایش داد؟

- این کار را متخصصین باید برنامه ریزی کنند. من در لابه لای صحبتم اشاره کردم که می شود با خرید دستگاه ساده تر، تعداد بیشتری امکانات را توزیع کرد. یک زمانی در ایران، ما ساعت آزاد مدارس را به سواد آموزی بزرگسالان اختصاص می دادیم که یک پرداخت جدایی برای فراش مدرسه و سایر امکانات را به دنبال داشت. ولی دیدید که چراغ های مدارس تا پاسی از شب روشن بود و بزرگسالان در آنها سواد آموزی می کردند. این یک نگاه بود که چگونه از فضایی که شب خالی است و بهره وری خاصی ندارد، می توان استفاده کرد. ما شاید در حال حاضر در کشور خودمان به یک چنین نوآوری های در حال گذر نیاز داریم. ولی می توانیم کاری کنیم که در واقع صرفاً این چنین نباشد که یک نفر در کلاسی ثبت نام کرده، هزینه پرداخت کند و در ساعت مقرری، کار با اینترنت را در سطح اولیه یاد بگیرد.

من نمی دانم، چرا نباید فکر کنیم که این همه مسجدی که ما در ایران داریم، در ساعات غیر نماز، می توانند عملاً برای به کارگیری چنین امکانات قابل استفاده باشند. قطعاً امکاناتی اگر مشارکت مردم را طلب کنیم همان طور که این مساجد مفروش یا با پول مردم محله چلچراغ خریده می شود می توان با پول همان مردم محله، برایش یک چنین امکاناتی تهیه کرد. به نظر من باید در این مورد برنامه ریزی کرد. منتهی ابتدا باید بر این باور بود که مردم عاقل هستند و خودشان می دانند باید چکار کنند. مهم این است که ما این امکانات را در دسترس آنان قرار دهیم. به جای اینکه مکرر بگوییم این را ببین و آن را نبین، این را بخوان و آن را نخوان، بکن، نکن؛ به او آموزش دهیم که در واقع چگونه می تواند از این امکانات درست استفاده کند.

* سؤال آخرم به نقش دولت برمی گردد. آنچه مسلم است دولت می تواند در برنامه ریزی ها و سیاستگذاری های کلان در زمینه ارتباطات، از به کارگیری هر چه فراگیر فناوریهای نوین ارتباطی- اطلاعاتی و گسترش به جا و مؤثر در جهت توسعه حمایت کند. البته گاهی مطرح می شود که ما به لحاظ فقر مادی، مشکل داریم و یا مسایل دیگری عنوان می شود. شما به عنوان محقق و استاد علوم ارتباطات اجتماعی، مشکلات عینی ما را در زمینه برنامه ریزی و سیاستگذاری در این مقوله، چگونه بررسی می کنید؟

- قطعاً امکانات اقتصادی و مادی در این مورد سهم دارد. اما الزاماً یک سهم اولیه نیست. شما در حال حاضر، اگر کشوری مثل هند را - که می دانیم وضعیت اقتصادی انبوه جامعه هند، وضعیت خاصی است- در نظر بگیرید می بینید که هند در جهان از نظر تولید نرم افزار، در جایی قرار گرفته که به زودی می تواند حرف اول را بزند و از بزرگترین صادرکنندگان نرم افزارهای کامپیوتری در دنیا خواهد شد و همچنین می دانید که در بسیاری از شهرهای هند مثل بمبئی، مردم در خیابان ها می خوابند و بسیار هم فقیرند. بنابراین مشاهده می کنید کشوری که بسیار فقیر است؛ البته به تکنولوژی دست یافته و این موضوع را ما قبول داریم که تا این اندازه در این زمینه پیشرفت کرده است. من فکر می کنم که با توجه به شاخص توسعه انسانی، ما در حال حاضر در قسمت بالای میانی جهان قرار داریم . مثلاً فاصله ما با مالزی خیلی زیاد نیست؛ این عامل اقتصادی، خیلی مهم نمی باشد.

واقعیت این است که من دو، سه تحقیق سنگین در این ۱۰ سال اخیر در مورد این مباحث داشته ام. تحقیقات من در ایران نشان می دهد که ما اصولاً دچار یک سردرگمی عمیق هستیم و در واقع، عامل بازدارنده ما مسأله سردرگمی حکومتی در باب این فناوری است.

و شواهد این سردرگمی را ما دیده ایم. فرض کنید اگر ویدئو را به عنوان آغازی از این قضیه در نظر بگیریم برخورد دهه۶۰ ما با ویدئو و برخورد دهه ۷۰ ما با ماهواره، تداوم همین سردرگمی هاست. این سردرگمی بسیار مهم است و می تواند تأثیرات بسیار مخربی در اینکه ما در دنیا، جای خودمان را پیدا کنیم یا عقب بمانیم، ایجاد کند. این نکته مهمی است که باید به آن بیشتر توجه شود.

مثال می زنم، فرض کنید ما در سال های اخیر، در خیلی از سخنرانی ها و نوشته ها شنیده ایم که اینترنت منبع فساد است. حالا وقتی ما این حرف را تکرار کردیم، حتی اگر در مساجد بی پول مردم، امکانات را هم فراهم کردید، آن فردی که خیلی اهل مطالعه نیست و تعدادشان هم در ایران زیاد است، وقتی شنیده اینترنت، منبع فساد است، مطمئن باشید که اجازه نخواهد داد که دختر دانش آموزش از اینترنت استفاده کند، حتی در مسجد.

ببینید، به واقع ما در این مورد سردرگم هستیم و این سردرگمی ما سبب می شود که حواسمان نباشد که وقتی ما چیزی را یک جانبه منفی می کنیم، بعد خیلی باید زحمت بکشیم تا آن را مثبت نشان دهیم.

این سردرگمی بیشتر عامل است تا فقر اقتصادی.

آخرین نکته این است که متأسفانه در ایران، یک مشکل دیگری نیز داریم و آن اینکه سیاستگذاری در این گونه حوزه ها را افرادی انجام می دهند که این تخصص را ندارند. من در مصاحبه های دیگر هم گفته ام که در ایران محققین برای خودشان، کار خودشان را می کنند و مردم هم کار خودشان را می کنند.

* بله متأسفانه هر کسی کار خودش را می کند و به دیگری کاری ندارد.

- متأسفانه، این خیلی بد است. سیاستگذاری را نباید دولت مردان انجام دهند سیاستگذاری را باید افراد متخصص اندیشمند با شهامت که خیلی رضایت دولت مردان برای آنها اهمیت ندارد و بلکه در پی انجام کار درست هستند، دنبال و مطرح کنند. اگر این افراد، مداخله کنند، این سیاستگذاری ها جواب می دهد. برخی مواقع هم، اگر دولت مردان متخصصین را به کار می گیرند، می بینیم که متخصص تا زمانی که مطیع است امکان ادامه همکاری دارد. اینها به هم اتصال دارد و حلقه هایی است که توی هم افتاده و تا این حلقه ها با هم نگاه نشود، ما نمی توانیم این نوع مشکلات را حل کنیم و عبور کنیم.

دولت الکترونیکی و زندگی شهروندان

شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر

مترجم: حسن نورائی بیدخت - بسیاری ازدولتها هنگامی که ناچار شده اند میان حرکت در راستای ابر بزرگراه اطلاعات یا توقف در کنار گذرگاه های فرعی تکنولوژی، یکی را برگزینند، همراه شدن با موج اینترنت را انتخاب کرده اند. اینترنت و سایر فن آوری های اطلاعات و ارتباطات علاوه بر یاری رساندن به زمامداران برای رقابت در اقتصاد جهانی، می توانند دولت ها را تقویت نموده و آنها را در زمینه حکومت کارسازتر- که برای بسیاری ازرهبران گزینه های جالب توجهی به شمار می روند- کمک نمایند. در برخی از این کشورها، از اینترنت حتی برای افزایش شفافیت،کاهش فساد و پاسخگوتر ساختن دولت در قبال شهروندان نیز استفاده می کنند.

ولی حکومتگران همواره اهل این نیستند که به دنبال کسب رهنمود اینترنتی مخالفان باشند. کنترل اطلاعات همواره سنگ بنای حکومت ها بوده است و آنها طبیعتاً نسبت به شبکه اینترنت مشکوک هستند. دسترسی عمومی به اینترنت می تواند بخش های عظیمی از جامعه را از دسترسی به اطلاعات و تصاویر ممنوعه برخوردار سازد یا مخالفت مردم عادی را تشدید کند و این چیزی است که پیش از این در بسیاری از کشورهایی که کاربران اینترنتی آنها روبه گسترش دارند و با دولت ها به چالش برمی خیزند اتفاق افتاده است. در نتیجه، این رژیم ها طرح های پیشرفته ای در زمینه سانسور به اجرا درمی آورند تا از ناراضیان اینترنتی خود یک گام جلوتر باشند.

این موارد رقابت و همچشمی تکنولوژیک، با قراردادن انقلابیون بالقوه و توده های دموکراسی طلب در برابر حکومت های مصمم به اعمال نظارت بر شهروندان، به مثابه یک مسابقه تسلیحاتی اینترنتی است. در واقع داستان های مربوط به ناراضیان قدرتمند اینترنتی که با ایمان به ماهیت دموکراتیک تکنولوژی تقویت گردیده اند، این اندیشه را بسط داده است که اینترنت رژیم های خودکامه را بی اثر می سازد. بنابراین، این که طرفداران حقوق بشر و سازمان های طرفدار آزادی مطبوعات علناً حمله به اینترنت را به عنوان نقض سرنوشت آشکار دموکراتیزه شدن فن آوری محکوم می کنند، چندان تعجب آور نیست.

ولی سانسور تکنولوژیک و طفره رفتن از آن در عین حال که به بحث آزادی سیاسی مربوط می گردد، صرفاً بخشی از یک چیستان (پازل) رو به رشد بزرگتر را نمایان می سازد. اینترنت حتی اگر به سقوط خودکامگی هم کمک کند، تجلی نوین آن را دگرگون می کند. اگرچه برنامه های دیگر، تبلیغات را سانسور و اشاعه می دهند ولی ابتکار دولت الکترونیک که بوروکراسی را تغییر شکل می دهد، اطلاعات آموزشی و بهداشتی را منتشر می سازد، ارتباط مستقیم میان مقام های مسئول و توده مردم را افزایش می دهد، عملاً کیفیت زندگی شهروندان را بهبود می بخشد و شفافیت را تقویت می کند. تلاش های فعالان و دولت های خارجی برای حمایت از «هکر»ها و قهرمانان اینترنتی در کشورهای خودکامه شاید عنوان هایی به دست آورد ولی کار عادی تر پشتیبانی از برنامه های دولت الکترونیک، همانا تقویت اصلاحات پایدار است.

تأثیر اینترنت بر اقتصاد

از دیرباز، حکومت های خودکامه در کشورهای در حال توسعه در ازای برخورداری از حق حاکمیت، ثبات و رفاه اقتصادی به وجود آورده اند. رژیم های خودکامه و نیمه خودکامه از جمله رژیم های چین، مالزی و سنگاپور پیش از این تلاش خود را روی صنایع فن آوری اطلاع رسانی داخلی که اقتصاد محلی را به تحرک وامی دارد، متمرکز ساخته اند. مالزی از مدت ها پیش «ابردالان چندرسانه ای» خود را به صورتی پناهگاهی برای شرکت های فن آوری درآورده و آن را با امتیازات مالیاتی و سیاست های عدم سانسور برای سرمایه گذاران تکمیل کرده است. ویتنام در عین حال که سرگرم اصلاحات اقتصادی است، قصد دارد «اقتصاد دانش» مبتنی بر جماعت کارآمدی از برنامه نویسان را توسعه بخشد. حتی رژیم های خودکامه ای همچون میانمار (برمه) که نسبتاً از انواع فن آوری های ارتباطات و اطلاع رسانی بیمناک هستند، غالباً بر پرداختن به برخی صنایع کلیدی درآمدساز از جمله توریسم تأکید می ورزند.

از سوی دیگر، برخی کشورهای خودکامه علاقه چندانی به گسترش دسترسی به اینترنت در درون مرزهای خود ندارند. کوبا که به واسطه یک تحریم در انزوا قرار گرفته و از گسترش کاربری اینترنت هراس دارد بر آن شده است تا فعالیت های تجاری و رقابت را در صنعت کوچک اینترنت خود محدود سازد. کاربری اقتصادی اینترنت در کوبا از الگوی کلی این کشور در خصوص تفکیک بخش های داخلی و خارجی آن متابعت کرده است و لذا بخش اعظم کاربری اینترنت در زمینه صنایع توریستی و صادراتی قرار داشته است.میانمار که به خاطر سوابق نامطلوب حقوق بشر خود از سوی بسیاری از دولت ها و سرمایه گذاران خارجی طرد شده است در پرداختن به توسعه فن آوری اطلاع رسانی کند بوده است. طبق یک فرمان صادر شده در سال ۱۹۹۶، مالکیت حتی یک تلفن ثبت نشده(چه برسد به یک کامپیوتر) غیر قانونی است و مجازات زندان دارد.

با وجود این، اگر حکومت های خودکامه بخواهند در اقتصاد جهانی مشارکت جویند با فشار بسیاری مواجه خواهند شد تا سرمایه گذاران خارجی و توسعه مبتنی بر بازار در بخش های اینترنتی را بپذیرند. میانمار تحت فشار اتحادیه کشورهای جنوب شرقی آسیا (آسه آن) می کوشد تا قوانین سخت گیرانه مربوط به فن آوری اطلاع رسانی خود را تعدیل نماید. نهادهایی چون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول اکنون مقررات زدایی در بخش ارتباطات و باز کردن درهای آن به روی سرمایه گذاری خارجی را تشویق می کنند. موجودیت هایی چون سازمان تجارت جهانی نیز در ازای پذیرش عضویت این کشورها، انجام برخی اصلاحات را از آنها خواستار می گردند. به طور مثال، چین ناگزیر شد برای پیوستن به این سازمان با سرمایه گذاری خارجی در بخش ارتباطات راه دور خود موافقت کند.این گونه اصلاحات به نوبه خود می تواند نفوذ دولت در بخش های کلیدی اقتصاد را کاهش و رشد محلی در صنایع اینترنتی داخلی را گسترش دهد.

حکومت های خودکامه از فن آوری ارتباطات و اطلاع رسانی از جمله اینترنت نیز جهت پیشبرد اهداف بزرگتر توسعه بهره می جویند. به طور مثال، نهاد «فدراسیون زنان سراسر چین» که تحت الحمایه دولت است، زنان روستایی را یاری می رساند تا از طریق سازمان های محلی که به اینترنت دسترسی دارند، اطلاعات بهداشتی دقیق و روز آمد کسب نمایند. این فدراسیون از طریق سایت شبکه خود درباره مسایل مختلفی چون تجاوز و بدرفتاری همسران، راهنمایی هایی در اختیار زنان قرار می دهد. در کوبا که در آن دسترسی عمومی به اینترنت محدود است، مقام های کشور ابتکارات بهداشتی اینترنتی را دنبال کرده اند. شبکه «اینفومد» یکی از قدیمی ترین شبکه های وزارت بهداشت کوبا، مراکز درمانی کشور را به هم مرتبط می سازد. مصر کشور نیمه خودکامه ای است که در صدد سانسور اینترنت برنیامده است و می کوشد سایت هایی برای آموزش روستاییان ایجاد کند.

کار آمد ساختن حکومت

در کشورهایی که از توسعه فن آوری ارتباطات و اطلاع رسانی استقبال می کنند، خودکامگی دیگر قلمرو دیکتاتوری های قدیمی و بوروکراسی های متزلزل نیست. حکومت ها با اجرای سیاست های دولت الکترونیک (از قبیل پیوند دادن صنایع کلیدی با سازمان های فدرال) می توانند توسعه اینترنت را در راستای حکومت به اهداف خود هدایت کنند. در نتیجه، حکومت های خودکامه رفته رفته سال های بی کفایتی و بیهودگی را کنار گذارده ، بوروکراسی های دست وپاگیر را حذف کرده و از طریق برقراری ارتباط بیشتر با استان های دورافتاده، حاکمیت مرزی را تحکیم می بخشند. این پیشرفت ها ظاهراً با دموکراتیزه کردن تضاد دارد اما گسترش برنامه های اینترنتی دولت می تواند رژیم ها را شفاف تر نیز نموده و به شهروندان امکان دهد که دیدگاه های خویش درباره عملکرد دولت را مستقیماً ابراز کنند.

بویژه کشور نیمه خودکامه سنگاپور در اصلاح تشکیلات اداری و تغییر شیوه تعامل دولت باشهروندان خود، سرآمد جهان بوده است. بخش فن آوری ارتباطات و اطلاع رسانی سنگاپور یکی از پویا ترین بخش های جهانی در این زمینه است و این کشور- شهر به بالا بودن میزان رسوخ اینترنت در میان ملت خودمباهات می کند. چراکه حدود ۱/۲ میلیون تن از جمعیت ۵/۴ میلیونی این کشور به اینترنت دسترسی دارند. عمده ترین بخش صنعت اینترنت سنگاپور برنامه شهروند الکترونیک آن است که خدمات بخش های مختلف دولت را یکپارچه ساخته و آنها را به نحو مطلوبی در اختیار کاربران قرار می دهد. هر اقدامی را که مستلزم تعامل با دولت باشد می توان از طریق اینترنت انجام داد و فهرست این اقدامات روز به روز گسترده تر می شود. به طور مثال در بخشی از سایت اینترنتی شهروند الکترونیک که به امور ازدواج مربوط می گردد، مراجعه کنندگان می توانند آگهی یک ازدواج مدنی یا اسلامی را درج کنند، فهرستی از قاضی های بخش را جستجو کنند، برنامه های مشاوره قبل و بعد از ازدواج رامشاهده کنند و حتی فهرستی از بیمارستان های ارایه دهنده مشاوره مسایل ژنتیکی به دست آورند. حزب حاکم سنگاپور با به کارگیری اینترنت جهت افزایش پاسخگویی دولت و بالا بردن سطح کیفی زندگی، میزان رضایت مردم از دولت را افزایش داده است.

البته سنگاپور یک مورد خاص به شمار می رود چرا که فقط ۵/۴ میلیون جمعت دارد و یک کشور مطلقاً دیکتاتوری به حساب نمی آید. مثلاً احزاب مخالف این کشور در انتخاباتی که مطابق قانون اساسی برگزار می گردد شرکت می جویند.

در بخشی از گزارش حقوق بشر ۲۰۰۱ وزارت خارجه آمریکا آمده است که «قانون اساسی سنگاپور آزادی بیان و آزادی اندیشه را تضمین کرده و در عین حال، اعمال محدودیت های رسمی در مورد این حقوق را نیز مجاز شمرده است.» به طور مثال، آن دسته از سایت های شبکه که از نظر دولت سنگاپور سیاسی تلقی می گردند باید در نهادهای ذی ربط به ثبت برسند. رسانه های رسمی کشور که دیدگاه های غیرانتقادی را مطرح می سازند از حضور اینترنتی چشمگیری برخوردارند. بیشتر گروه های جامعه نیز از آنجا که مایلند روابطی با حزب حاکم «اقدام مردم» داشته باشند از اینترنت به گونه ای مطلوب نظر دولت استفاده می کنند. هنگامی که شماری از مردم از طریق اینترنت به انتقاد از این حزب پرداختند، مسئولان این حزب با اعمال ضوابط تازه ای نسبت به آنان واکنش نشان دادند. اعمال قدرت دولت معمولاً به کمک فناوری های ارتباطات و اطلاع رسانی تقویت می گردد چرا که این فناوری ها دولت را در زمینه نوگرایی فعالیت های آن یاری بخشیده و کانال های ارتباطی تازه ای میان دولت و مردم باز می گشاید.

در مقایسه با کشورهای بزرگ و دارای تشکیلات اداری عریض و طویل، کشورهای کوچک و توانمندی چون سنگاپور عموماً می توانند از مزایای فناوری دولت الکترونیک به گونه ای سریع تر بهره مند شوند. با وجود این، بسیاری از رژیم های خودکامه به سرعت و با قاطعیت به طرح های دولت الکترونیک روی آوردند. در مصر، چشمگیرترین کاربری اینترنت نه توسط گروه های مخالف بلکه توسط دستگاه های دولتی صورت می گیرد. طی دو دهه گذشته، مصر دستگاه های دولتی منطقه ای خود را مجهز به کامپیوتر کرده و آنها را از طریق اینترنت به هم متصل ساخته است. این کشور در حال حاضر دارای یک سایت شبکه مرکزی است که حدود ۵۰۰ نهاد دولتی مختلف بدان متصل هستند. در آوریل ۲۰۰۱، مصر از ایجاد یک دولت الکترونیک برای ارائه خدمات مدنی و پیشبرد همکاری بین سازمان های دولتی خبر داد.چین که در توصیف به کارگیری فناوری های ارتباطات و اطلاع رسانی در کلیه جنبه های (سیاسی، اقتصادی و اجتماعی) زندگی از اصطلاح «اطلاعاتی شدن» استفاده می کند، در حال اجرای طرح یک دولت الکترونیک است. همه وزیران کابینه چین علاوه بر اجرای پروژه گسترده ای به نام دولت اینترنتی برای ارائه خدمات و اطلاعات به توده مردم و در زمینه مقابله با فساد، با شرکت های خصوصی تشریک مساعی می نمایند. آنان با انجام مناقصه های اینترنتی تهیه و خرید کالا، می توانند دست واسطه ها را کوتاه کرده و رشوه خواری را از میان بردارند.

دولت الکترونیک مزایای عمده ای برای شهروندان رژیم های خودکامه دارد. البته این برنامه ها می توانند حکومت های خودکامه را نیز تقویت بنمایند. مخصوصاً اگر این برنامه ها حاکمیت مرکزی را بهبود بخشند. برخی دولت ها شاید فقط به ظاهر به یک حکومت پیشرفته علاقه مند باشند. با وجود این، فقط به دلیل محاسبات تردیدآمیز قدرت نیست که مقام های این کشورها ابتکارات دولت الکترونیک را دنبال می کنند. اصلاح طلبان داخلی شاید برآن شوند که از این تدابیر به عنوان مبنایی برای آزادسازی سیاسی، اگر نه دموکراتیزه کردن کامل، استفاده کنند. به طور مثال، در چین، مقام های میان مرتبه تمایل خویش به استفاده از اینترنت جهت افزایش شفافیت و پاسخگویی دولت را نشان داده اند.

نویسنده :شانتی کالاتیل

مترجم: حسن نورائی بیدخت

شکاف دیجیتالی

شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۰۲ ق.ظ | ۰ نظر

شکاف دیجیتالی به معنای وجود نابرابری در دسترسی و استفاده از فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی (ICT) بین کشورهای توسعه یافته و عقب مانده است. آمار نشان می دهد که از هر دو نفر آمریکایی، یک نفر به شبکه اینترنت متصل است، حال آنکه از هر۲۵۰ نفر آفریقایی، تنها یک نفر به شبکه متصل می باشد.

برخی صاحبنظران معتقدند که تعداد کاربران اینترنتی در هر جامعه ای، معرف وضعیت فناوری های ارتباطی و اطلاعاتی در آن کشور است. برای مثال در همین آفریقا، تنها یک میلیون کاربر اینترنتی وجود دارد که این رقم در انگلیس، بالاتر از ۱۰ میلیون نفر است. چرا که در آمریکا هر کارمند می تواند با پرداخت یک ماه حقوق خود یک کامپیوتر خریداری نماید و به اینترنت اتصال پیدا کند. اما در بنگلادش، یک کارمند باید حقوق ۸ سال را پس انداز کند تا از کامپیوتر و اتصال به اینترنت برخوردار گردد. رئیس کمیسیون ارتباطات هند که نهاد مستقل نظام دهی ارتباطات در این کشور را سرپرستی می کند، در سخنرانی اخیر خود در ۱۳ ژانویه ۲۰۰۳ در کنفرانس منطقه ای آسیا و اقیانوسیه برای تدارک «کنفرانس عالی سران جهان در باره جامعه اطلاعاتی» اظهار داشت که آسیا با بیش از ۳ میلیارد جمعیت که بیش از نصف جمعیت جهان است از ۶۰۰ میلیون کاربران اینترنت در جهان، تنها ۱۵۰ میلیون کاربر اینترنتی دارد.

اما واقعیت این است که ایجاد شکاف دیجیتالی بین کشورهای غنی و فقیر به نبود حداقل امکانات زیربنایی مثل سطح پایین سواد و آموزش و درآمد سرانه و ساختار فرهنگی- اجتماعی در کشورهای عقب مانده و کمتر توسعه یافته، بر می گردد. در این چارچوب، ارزیابی دکتر کاظم معتمدنژاد و دکتر یونس شکرخواه را در زمینه تأثیر شکاف دیجیتالی بر کشورهای عقب مانده و راه حل های کاهش این شکاف، جویا شده ایم که از نظر خوانندگان گرامی می گذرد

اکنون در گفتمان اروپایی ارتباطی مفاهیمی مثل «تکنولوژی برای دربرگیری اجتماعی» باعث شده

تا همه نهادها برای بهره ور ساختن جوامع تحت پوشش خود به طرزی جدی تر به فرایند پرکردن شکاف دیجیتالی بپردازند

* شکاف دیجیتالی بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه و تأثیر آن بر عمیق تر شدن عقب ماندگی کشورهای توسعه نیافته را چگونه ارزیابی می کنید؟

- دکتر معتمدنژاد: «شکاف دیجیتال» کنونی مورد بحث در جهان امروز، مظهر نابرابری دیرین امکانات ارتباطی و اطلاعاتی جهان است، که از دهه ۱۹۵۰ تاکنون در مباحثه های سازمان ملل متحد و بویژه یونسکو مطرح بوده است. برای مقابله با این نابرابری در اوایل دهه ۱۹۶۰، از سوی یونسکو معیارهایی در باره استانداردهای توسعه یافتگی وسایل ارتباط جمعی، شامل حداقل ۱۰ روزنامه روزانه، ۵ گیرنده رادیو، ۲ صندلی سینما و ۲ گیرنده تلویزیون (برای ۱۰۰ نفر جمعیت) در نظر گرفته شد که تاکنون این حداقل ها جز در مورد رادیو و در برخی از کشورهای در حال توسعه در مورد تلویزیون، هیچ کدام از این معیارها در باره مطبوعات و سینما تحقق نیافته است.

از دهه ۱۹۸۰، به حداقل ضریب نفوذ تلفن برای هر ۱۰۰ نفر جمعیت نیز توجه خاصی معطوف شد و با در نظر گرفتن آن که اکثر کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین در این زمان، حتی از داشتن یک دستگاه تلفن برای هر ۱۰۰ نفر جمعیت هم برخوردار نبودند، به دستیابی به ضریب های ۱ دستگاه، ۵ دستگاه و ۱۰ دستگاه برای هر ۱۰۰ نفر جمعیت، به نسبت وسعت عقب ماندگی های آنها توجه پیدا شد و هنوز هم گفته می شود که تعداد تلفن های توکیو یا نیویورک از تمام تلفن های کشورهای آفریقایی جنوب صحرا بیشتر است.

* اکنون در مورد دسترسی به اینترنت نیز مانند موارد مذکور، نابرابری ها و عدم تعادل های موجود بین کشورهای پیشرفته و کشورهای در حال توسعه، طرف توجه جهانی قرار گرفته اند و به سبب آن که رشد استفاده از اینترنت در کشورهای توسعه یافته با برخورداری آنها از ضریب های بالای نفوذ تلفنی و امکانات کامپیوتری، به طور بسیار سریع صورت می گیرد و کشورهای کمتر توسعه یافته یا توسعه نیافته از تلفن و کامپیوتر لازم برخوردار نیستند، شکاف ارتباطی و اطلاعاتی مربوط به آن که به «شکاف دیجیتالی» (شکاف عددی، رقمی یا الکترونی) مشهور شده است، وسیع تر و عمیق تر از شکاف های مربوط به وسایل ارتباط جمعی و تلفن است.

- دکتر شکرخواه: وقتی صحبت از شکاف دیجیتالی می کنیم در واقع باید ببینیم از کدام زاویه به این موضوع نگاه می کنیم. اگر از زاویه نیویورک و توکیو و لندن به مسأله نگاه می کنیم، خوب، همه چیز بر وفق مراد است و دنیا کاملا مجازی به نظر می رسد. اما از منظر موزامبیک و مالی و غیره، زندگی به روال سابق ادامه دارد. این حقیقت تلخ از زاویه آخرین گزارش های سازمان ملل، منظورم گزارش توسعه انسانی است، بیشتر چهره می نماید. طبق تازه ترین گزارش ها، کشورهای صنعتی که تنها ۱۵ درصد جمعیت زمین را شکل می دهند، ۸۸ درصد کاربران اینترنت هستند. اما همین رقم برای آسیا که یک پنجم جمعیت جهان را تشکیل می دهد به ۵ درصد هم نمی رسد و تلخ تر اینکه در کل آفریقای ۷۳۹ میلیونی، فقط ۱۴ میلیون خط تلفن وجود دارد و این یعنی کمتر از منطقه منهتن آمریکا.

در همین آفریقا فقط یک میلیون کاربر اینترنتی هست و مقایسه کنید این رقم را با کاربران اینترنت در انگلیس که بالاتر از ۱۰ میلیون نفر است.

در بحث شکاف دیجیتال بدبختی در اینجاست که همه چیز هم به سخت افزارها مربوط نمی شود. سواد هم نقش دارد و همینطور زبان. یعنی حتی اگر امکانات سخت افزاری هم برقرار و مساوی باشد، موانع دیگری مثل زبان وجود دارد. وقتی چهارپنجم محتوای اینترنت انگلیسی است و در دنیا از هر ده نفر، یک نفر انگلیسی می داند، حالا تکلیف بهره برداری از محتوا چه خواهد شد؟

* به نظر شما، مهمترین اثر نامطلوب شکاف دیجیتالی و عدم استفاده مناسب از فناوری های نوین اطلاعات و ارتباطات در چه بخشی از جامعه نمود بیشتری دارد؟

- دکتر شکرخواه: من فکر می کنم آسیب های شکاف دیجیتالی یکی در اقتصاد بسیار زیاد است و دیگری در آموزش. از نظر اقتصادی، کارشناسان این رشته بسیار صاحبنظرتر از من هستند و مقولات مرتبط با اقتصاد و پایه و تجارت الکترونیک را می توانند توضیح دهند.

اما از نظر آموزشی باید بگویم تکنولوژی های موسوم به ICT بسیار قابل انعطاف و مؤثرند. من به پروژه معروف هندی ها اشاره می کنم که ببینید کار با این تکنولوژی های ICT چقدر ساده است. هندی ها پروژه ای را برای بچه های خیابانی دهلی اجرا کردند که به پروژه حفره ای در دیوار معروف شد

(Hole in the wall). آنها در این پروژه مونیتورهای کامپیوترها را در چند خیابان دهلی در دیوار کار گذاشتند و از متعلقات کامپیوتر فقط ماوس، کلیدهای کیبورد و جوی استیک ها در اختیار این بچه های خیابانی قرارگرفت و یک اپراتور هم کار اتصال اینترنت را از درون یک کیوسک به عهده داشت. جوابی که این پروژه داد همه را بهت زده کرد. این بچه های خیابانی خودشان بدون آموزش،کلیک کردن و بازکردن منوها و کشیدن Icon را یاد گرفتند. آنها حتی کار با Paint و Word را هم خودشان یاد گرفتند و این در واقع یک آموزش بود که در آن مطلقا از معلم خبری نبود. خوب حالا شما خودتان خسارت ناشی از نبودن Ictها را برای آموزش محاسبه کنید. از داشتن حفره های دیواری تا داشتن پارک های تکنولوژیک و شهرهای شبکه ای و غیره. هرکدام، تأثیرگذاری های خاص خود را بر آموزش می گذارند.

* برای مهار کردن این شکاف دیجیتالی و یا حداقل برای کاهش این شکاف، چه نهادهایی مسئول ترند و چه باید کرد؟

- دکتر معتمدنژاد: برای مقابله با شکاف دیجیتالی در سال های اخیر از سوی سازمان ملل متحد و مخصوصا شورای اقتصادی و اجتماعی سازمان، سیاست ها و برنامه های خاصی پیش بینی شده اند. در اعلامیه کنفرانس سران جهان به مناسبت آغاز هزاره سوم میلادی که در سپتامبر ۲۰۰۰، در محل سازمان ملل متحد در نیویورک تشکیل شد، بر مقابله با شکاف مذکور، تأکید فراوان شده بود. «گروه مطالعاتی ملل متحد در باره تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات» در راه توسعه و پیشرفت یک اقتصاد «معرف محور» جهانی، که از پاییز ۲۰۰۱ به فعالیت پرداخته است نیز به ترمیم شکاف دیجیتال توجه زیادی معطوف ساخته است. «برنامه ملل متحد برای توسعه» هم یک «برنامه فرصت دیجیتال» برای کمک به کشورهای در حال توسعه در این زمینه به اجرا گذاشته است.

* آقای دکتر، لطفا در مورد این کمک ها توضیح بیشتری بفرمایید.

- این کمک های مختلف شامل کمک تکنولوژی، کارشناسی، برنامه ریزی و تولید محتواست که بیشتر به کشورهای فقیر و عقب مانده تعلق می گیرد. در این گروه، شش کمیته تخصصی در شش زمینه کار می کنند. آنها در مناطق مختلف دنیا، قطب های اطلاعاتی ایجاد کرده اند که به آنها کمک می کند. این قطب ها از عده ای داوطلب در جنوب شرقی آسیا، در کشورهای عربی، حتی آسیای مرکزی، اروپا و آمریکای لاتین تشکیل شده اند و در آنها متخصصان کشورهای مختلف و مسئولین ارتباطات کشورها جمع می شوند و در مورد اینکه برای این جوامع چه کمک هایی می توان کرد، پیشنهادهایی می شود. ولی در ایران، متأسفانه ما با اینها هیچ تماسی نداریم.

* علت این عدم تماس چیست؟

- نبود هماهنگی در کارها. اما در ادامه بحث، باید بگویم یونسکو نیز از آغاز سال ۲۰۰۱، با ایجاد «بخش جامعه اطلاعاتی» در حوزه ارتباطات و اطلاعات خود، برنامه «اطلاعات برای همه» را اجرا می کند که یکی از هدف های مهم آن، تأمین دسترسی همگانی و عادلانه به اطلاعات الکترونی است.

گروه ۸ کشور بزرگ صنعتی جهان نیز از تابستان ۲۰۰۱ با تأسیس یک گروه مطالعاتی و عملیاتی در مورد مقابله با شکاف دیجیتال؛ در این زمینه فعالیت های خاصی را آغاز کرده است. بانک جهانی نیز در برنامه توسعه اطلاعات خود به این امر توجه مخصوص دارد. کنفرانس عالی سران جهان در باره جامعه اطلاعاتی که در پاییز سال آینده در ژنو تشکیل خواهد شد نیز یکی از اهداف مهم خود را جلب همکاری جهانی دولت ها و مؤسسات خصوصی و سازمان های غیردولتی برای از میان بردن شکاف دیجیتال تعیین کرده است.

اما با وجود تمام این برنامه ها و کوشش ها و فعالیت ها، در شرایط جدید توسعه سرمایه داری جهانی که بر مقررات زدایی و خصوصی سازی و آزادسازی فعالیت های اقتصادی و جهانی سازی هر چه بیشتر زمینه های صنعتی، تجاری، فرهنگی، ارتباطی و اطلاعاتی استوار شده است و منافع شرکت های بزرگ فراملی عملا بر منافع مردم جهان، چیره گردیده است موفقیت برنامه ها و سیاست های سازمان های بین المللی دولتی و غیردولتی برای ایجاد شرایط ضروری برای توسعه ارتباطات و اطلاعات در کشورهای در حال توسعه، چشم انداز امید بخشی ندارد. تجربیات چند دهه اخیر راجع به توسعه شکاف اقتصادی بین کشورهای پیشرفته صنعتی و کشورهای عقب مانده غیرصنعتی که نشانگر عمیق تر شدن فاصله سطح زندگی ۲۰ درصد جمعیت ثروتمند کشورهای پیشرفته و ۸۰ درصد جمعیت فقیر کشورهای آسیایی و آفریقایی و آمریکای لاتین شده است، خوش بینی ها را در این زمینه افزایش نمی دهد.

- دکتر شکرخواه: من فکر نمی کنم که بتوان برای پرکردن شکاف دیجیتالی، فرد یا نهادی را بدون مسئولیت دانست، هرچند که در اکثر کشورهای جهان PTT یا همان وزارتخانه های پست و تلگراف و تلفن که بیشتر حالا به وزارت ارتباطات و تکنولوژی تغییر نام داده اند، نقش محوری تری دارند. اما در هرحال، اکنون در گفتمان اروپایی ارتباطی مفاهیمی مثل «تکنولوژی برای دربرگیری اجتماعی» باعث شده تا همه نهادها برای بهره ور ساختن جوامع تحت پوشش خود به طرزی جدی تر به فرایند پرکردن شکاف دیجیتالی بپردازند و طبعا وقتی پای بحث مسایلی چون در برگیری تکنولوژیک یک جامعه پیش می آید، بحث مدل های دسترسی هم مطرح می شود و برای اینکه نهادهای مختلف مدل های خودشان را تسری بدهند، نوعی مشارکت بیشتر پدید می آید و بحث مالکیت، دولتی بودن، خصوصی بودن و سایر مباحث دسترسی در همین نقطه به یک نقطه بهینه می رسد. منظورم این است که فرضا اگر نقطه و یا مدل بهینه دسترسی فراهم شود، آیا به سواد دسترسی نیاز نداریم؟ حالا نقش آموزش و پرورش و آموزش عالی در ایجاد سواد دیجیتالی برای دسترسی به اطلاعات و بهره وری از آن چیست؟ پس همان طور که ملاحظه می کنید اصلا نمی توان به نگاه های بخشی و یا تونلی، به طرف پرکردن شکاف دیجیتال رفت.

من فکر می کنم با حذف اولین حلقه نظریه لرنر که همان حرکت از روستا به شهر باشد، چهار مرحله بعدی آن، یعنی سوادآموزی (وعلی القاعده این بار سوادآموزی دیجیتال)، در معرض رسانه ها قرار گرفتن، مشارکت اقتصادی و مشارکت سیاسی حالا کاملا معنی دار است و بنابر این معتقدم پرکردن شکاف دیجیتالی از طریق تنها یک نهاد یا بخش امکان پذیر نیست.

گفت و گو : معصومه کیهانی(ایران)

تعریف نانوتکنولوژی و آشنایی با آن

چهارشنبه, ۹ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۰۸ ق.ظ | ۴ نظر

نانوتکنولوژی، فناوری جدید است که تمام دنیا را فرا گرفته است و به تعبیر دقیق تر «نانو تکنولوژی بخشی از آینده نیست بلکه همه آینده است» . در این نوشتار سایتnano بعد از تعریف نانوتکنولوژی و بیان کاربردهای آن دلایل و ضرورت های توجه به این فناوری را آورده است:
•••
• تعریف نانوتکنولوژی و آشنایی با آن
نانوتکنولوژی، توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستم های جدید با در دست گرفتن کنترل در سطوح ملکولی و اتمی و استفاده از خواص است که در آن سطوح ظاهر می شود. از همین تعریف ساده بر می آید که نانوتکنولوژی یک رشته جدید نیست، بلکه رویکردی جدید در تمام رشته هاست. برای نانوتکنولوژی کاربردهایی را در حوزه های مختلف از غذا، دارو، تشخیص پزشکی و بیوتکنولوژی تا الکترونیک، کامپیوتر، ارتباطات، حمل و نقل، انرژی، محیط زیست، مواد، هوافضا و امنیت ملی برشمرده اند.
کاربردهای وسیع این عرصه به همراه پیامدهای اجتماعی، سیاسی و حقوقی آن، این فناوری را به عنوان یک زمینه فرا رشته ای و فرابخش مطرح نموده است. هر چند آزمایش ها و تحقیقات پیرامون نانوتکنولوژی از ابتدای دهه 80 قرن بیستم به طور جدی پیگیری شد، اما اثرات تحول آفرین، معجزه آسا و باورنکردنی نانوتکنولوژی در روند تحقیق و توسعه باعث گردید که نظر تمامی کشورهای بزرگ به این موضوع جلب گردد و فناوری نانو را به عنوان یکی از مهم ترین اولویت های تحقیقاتی خویش طی دهه اول قرن بیست و یکم محسوب نمایند .
استفاده از این فناوری در کلیه علوم پزشکی، پتروشیمی، علوم مواد، صنایع دفاعی، الکترونیک، کامپوترهای کوانتومی و ... باعث شده که تحقیقات در زمینه نانو به عنوان یک چالش اصلی علمی و صنعتی پیش روی جهانیان باشد. لذا محققین، اساتید و صنعتگران ایرانی نیز باید در یک بسیج همگانی، جایگاه، موقعیت و وضعیت خویش را در خصوص این موضوع مشخص نمایند و با یک برنامه ریزی علمی دقیق و کارشناسانه به حضوری فعال و حتی رقابتی سالم در این جایگاه، عرض اندام و ابراز وجود نمایند و برای چنین کاری طراحی یک برنامه منسجم، فراگیر و همه جانبه اجتناب ناپذیر است.
• نانوتکنولوژی و کاربردهای آن
علوم و فناوری نانو، عنصری اساسی در درک بهتر طبیعت در دهه های آتی خواهد بود. از جمله موارد مهم در آ ینده، همکاری های تحقیقاتی میان رشته ا ی، آموزش خاص و انتقال ایده ها و افراد به صنعت خواهد بود. بخشی از تاثیرات و کاربردهای نانوتکنولوژی به شرح زیر می باشد:
_ تولید، مواد و محصولات صنعتی: نانوتکنولوژی تغییر بنیانی مسیری است که در آینده، موجب ساخت مواد و ابزارها خواهد شد. امکان سنتز بلوک های ساختمانی نانو با اندازه و ترکیب به دقت کنترل شده و سپس چیدن آنها در ساختارهای بزرگ تر، که دارای خواص و کارکرد منحصربه فرد باشند، انقلابی در مواد و فرآیندهای تولید آنها، ایجاد می کند. محققین قادر به ایجاد ساختارهایی از مواد خواهند شد که در طبیعت نبوده و شیمی مرسوم نیز قادر به ایجادشان نبوده است. برخی از مزایای نانوساختارها عبارتست از: مواد سبک تر، قوی تر و قابل برنامه ریزی، کاهش هزینه عمر کاری از طریق کاهش دفعات نقص فنی، ابزارهایی نوین بر پایه اصول و معماری جدید، بکارگیری کارخانجات مولکولی یا خوشه ا ی که مزیت مونتاژ مواد در سطح نانو را دارند.
- پزشکی و بدن انسان: رفتار مولکولی در مقیاس نانومتر، سیستم های زنده را اداره می کند. یعنی مقیاسی که شیمی، فیزیک، زیست شناسی و شبیه سازی کامپیوتری، همگی به آن سمت درحال گرایش هستند.
ـ فراتر از سهل شدن استفاده بهینه از دارو، نانوتکنولوژی می تواند فرمولاسیون و مسیرهایی برای رهایش دارو ( Drug Delivery) تهیه کند، که به نحو حیرت انگیزی توان درمانی داروها را افزایش می دهد.
ـ مواد زیست سازگار با کارایی بالا: از توانایی بشر در کنترل نانوساختارها حاصل خواهدشد. نانومواد سنتزی معدنی و آلی را مثل اجزای فعال، می توان برای اعمال نقش تشخیصی (مثل ذرات کوانتومی که برای مرئی سازی بکار می رود) درون سلول ها وارد نمود.
ـ افزایش توان محاسباتی به وسیله نانوتکنولوژی: ترسیم وضعیت شبکه های ماکرومولکولی را در محیط های واقعی ممکن می سازد. اینگونه شبیه سازی ها برای بهبود قطعات کاشته شده زیست سازگار در بدن و جهت فرآیند کشف دارو، الزامی خواهد بود.
ـ دوام پذیری منابع: کشاورزی، آب، انرژی، مواد و محیط زیست پاک
نانوتکنولوژی چنان چه ذکر شد، منجر به تغییراتی شگرف در استفاده از منابع طبیعی، انرژی و آب خواهد شد و پس ا ب و آلودگی را کاهش خواهد داد. همچنین فناوری های جدید، امکان بازیافت و استفاده مجدد از مواد، انرژی و آب را فراهم خواهند کرد. در زمینه محیط زیست، علوم و مهندسی نانو، می تواند تاثیر قابل ملاحظه ا ی، در درک مولکولی فرآیندهای مقیاس نانو که در طبیعت رخ می دهد، در ایجاد و درمان مسایل زیست محیطی از طریق کنترل انتشار آلاینده ها، در توسعه فناوری های «سبز» جدید که محصولات جانبی ناخواسته کمتری دارند و ی ا در جریانات و مناطق حاوی فاضلاب، داشته باشد. لازم به ذکراست، نانوتکنولوژی توان حذف آلودگی های کوچک از منابع آبی (کمتر از 200 نانومتر) و هوا (زیر 20 نانومتر) و اندازه گیری و تخفیف مداوم آلودگی در مناطق بزرگ تر را دارد. در زمینه انرژی، نانوتکنولوژی می تواند به طور قابل ملاحظه ا ی کارآیی، ذخیره سازی و تولید انرژی را تحت تاثیر قرار د ا د ه مصرف انرژی را پایین بیاورد .
به عنوان مثال، شرکت های مواد شیمیایی، مواد پلیمری تقویت شده با نانو ذرات را ساخته اند که می تواند جایگزین اجزای فلزی بدنه اتومبیل ها شود. استفاده گسترد ه از این نانوکامپوزیت ها می تواند سالیانه 5/1 میلیارد لیتر صرفه جویی مصرف بنزین به همراه داشته باشد . یا انتظار می رود تغییرات عمده ا ی در فناوری روشنایی در 10 سال آینده رخ دهد. می توان نیمه هادی های مورد استفاده در دیودهای نورانی (LEDها) را به مقدار زیاد در ابعاد نانو تولید کرد. در آمریکا، تقریبا «20درصد کل برق تولیدی، صرف روشنایی (چه لامپ های التهابی معمولی و چه فلوئورسنت) می شود. مطابق پیش بینی ها در 10 تا 15 سال آینده، پیشرفت هایی از این دست می تواند مصرف جهانی را بیش از 10درصد کاهش دهد که 100 میلیارد دلار در سال صرفه جویی و 200 میلیون تن کاهش انتشار کربن را به همراه خواهدداشت .
ـ هوا و فضا: محدودیت های شدید سوخت برای حمل بار به مدار زمین و ماورای آن، و علاقه به فرستادن فضاپیما برای ماموریت های طولانی به مناطق دور از خورشید، کاهش مداوم اندازه، وزن و توان مصرفی را اجتناب ناپذیر می سازد. مواد و ابزارآلات نانوساختاری، امید حل این مشکل را به وجود آورده است.» نانوساختن «( Nanofabrication ) همچنین در طراحی و ساخت مواد سبک وزن، پرقدرت و مقاوم در برابر حرارت، مورد نیاز برای هواپیماها، راکت ها، ایستگاه های فضایی و سکوهای اکتشافی سیاره ا ی یا خورشیدی، تعیین کننده است. همچنین استفاده روزافزون از سیستم های کوچک شده تمام خودکار، منجر به پیشرفت های شگرفی در فناوری ساخت و تولید خواهد شد. این مسئله با توجه به اینکه محیط فضا، نیروی جاذبه کم و خلأ بالا دارد، موجب توسعه نانوساختارها و سیستم های نانو _ که ساخت آنها در زمین ممکن نیست- در فضا خواهدشد.
ـ امنیت ملی: برخی کاربردهای دفاعی نانوتکنولوژی عبارتند از: تسلط اطلاعاتی از طریق نانوالکترونیک پیشرفته بعنوان یک قابلیت مهم نظامی، امکان آموزش موثرتر نیرو، به کمک سیستم های واقعیت مجازی پیچیده تر حاصله از الکترونیک نانوساختاری، استفاده بیشتر از اتوماسیون و رباتیک پیشرفته برای جبران کاهش نیروی انسانی نظامی، کاهش خطر برای سربازان و بهبود کارآیی خودروهای نظامی، دستیابی به کارایی بالاتر (وزن کمتر و قدرت بیشتر) موردنیاز در صحنه های نظامی و در عین حال تعداد دفعات نقص فنی کمتر و هزینه کمتر در عمر کاری تجهیزات نظامی، پیشرفت در امر شناسایی و در نتیجه مراقبت عوامل شیمیایی، زیستی و هسته ا ی، بهبود طراحی در سیستم های مورد استفاده در کنترل و مدیریت عدم تکثیر سلاح های هسته ا ی، تلفیق ابزارهای نانو و میکرومکانیکی جهت کنترل سیستم های دفاع هسته ا ی. در بسیاری موارد، فرصت های اقتصادی و نظامی مکمل هم هستند. کاربردهای درازمدت نانوتکنولوژی در زمینه های دیگر، پشتیبانی کننده امنیت ملی است و بالعکس.
- کاربرد نانوتکنولوژی در صنعت الکترونیک: ذخیره سازی اطلاعات در مقیاس فوق العاده کوچک، با استفاده از این فناوری می توان ظرفیت ذخیره سازی اطلاعات را در حد یکهزار برابر یا بیشتر افزایش دهد و نهایتا به ساخت ابزارهای ابرمحاسباتی به کوچکی یک ساعت مچی منتهی شود.
ظرفیت نهایی ذخیره اطلاعات به حدود یک ترابیت در هر اینچ ربع برسد، و این امر موجب می شود که ذخیره سازی 50 عدد DVD یا بیشتر در یک هارد دیسک با ابعاد یک کارت اعتباری شود. ساخت تراشه ها در اندازه های فوق العاده کوچک به عنوان مثال در اندازه های 32 تا 90 نانو متر، تولید دیسک های نوری 100 گیگا بایتی در اندازه های کوچک نیز می باشد.
• تاریخچه فناوری نانو در جهان
چهل سال پیش Richard Feynman، متخصص کوانتوم نظری و دارنده جایزه نوبل، درسخنرانی معروف خود در سال 1959 با عنوان» آن پایین فضای بسیاری هست «( Ther is plenty of room in the bottom ) به بررسی بعد رشد نیافته علم مواد پرداخت. وی درآن زمان اظهار داشت :» اصول فیزیک، تا آنجایی که من توانایی فهمش را دارم، بر خلاف امکان ساختن اتم به اتم چیزها حرفی نمی زنند. «او فرض را بر این قرار داد که اگر دانشمندان فرا گرفته اند که چگونه ترانزیستورها و دیگر سازه ها را با مقیاس های کوچک بسازند، پس ما خواهیم توانست که آنها را کوچک و کوچک تر کنیم. در واقع آنها به مرزهای حقیقی شان در لبه های نامعلوم کوانتوم نزدیک خواهند بود به طوری که یک اتم را در مقابل دیگری به گونه ای قرار دهیم که بتوانیم کوچکترین محصول مصنوعی و ساختگی ممکن را ایجاد کنیم.
• با استفاده از این فرم های بسیار کوچک چه وسایلی می توانیم ایجاد کنیم؟
Feynman در ذهن خود یک» دکتر مولکولی «تصور کرد که صدها بار از یک سلول منحصربفرد کوچک تر است و می تواند به بدن انسان تزریق شود و درون بدن برای انجام کاری یا مطالعه و تایید سلامتی سلول ها و یا انجام اعمال ترمیمی و به طور کلی برای نگهداری بدن در سلامت کامل به سیر بپردازد. در بحبوبه سالهای صنعتی کلمه» بزرگ از «اهمیت ویژه ای برخوردار بود. مثل علوم بزرگ، پروژه های مهندسی بزرگ و غیره حتی کامپیوترها در دهه 1950 تمام طبقات ساختمان را اشغال می کردند. ولی از وقتی Feynman نظرات و منطق خود را بازگو کرد، جهان روندی به سوی کوچک شدن در پیش گرفت. Marvin Minsky تفکرات بسیار باروری داشت که می توانست به اندیشه های Feynman قوت ببخشد. Minsky پدر یابنده هوش های مصنوعی دهه 70-1960 جهان را در تفکراتی که مربوط به آینده می شد، رهبری می کرد. در اواسط دهه 70، Eric Drexler که یک دانشجوی فارغتالتحصیل بود، Minskey را به عنوان استاد راهنما جهت تکمیل پایان نامه اش انتخاب کرد و او نیز این مسئولیت را بر عهده گرفت. Drexler سبت به وسایل بسیار کوچک Feynman علاقه مند شده بود و قصد داشت تا در مورد توانایی های آنها به کاوش بپردازد. Minskey نیز با وی موافقت کرد. Drexler در اوایل دهه 80، درجه استادی خود را در رشته علوم کامپیوتر دریافت کرده بود و گروهی از دانشجویان را به صورت انجمنی به دور خود جمع نموده بود. او افکار جوانترها را با یک سری ایده ها که خودش نانوتکنولوژی» نامگذاری کرده، مشغول می داشت. Drexler اولین مقاله علمی خود را در مورد نانوتکنولوژی مولکولی (MNT) در سال 1981 ارایه داد. او کتاب Engin of Creation:The Coming Era of Nanotechnology را در سال 1986 به چاپ رساند. Drexler تنها درجه دکتری در نانوتکنولوژی را در سال 1991 از دانشگاه MIT دریافت داشت. او یک پیشرو در طرح نانوتکنولوژی است و هم اکنون رییس استیتو Foresight و Research Fellow می باشد.
• تعیین بودجه های کلان در کشورهای صنعتی برای تحقیقات در زمینه نانوتکنولوژی
بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه (در حدود 30 کشور)، برنامه هایی را در سطح ملی برای پشتیبانی از فعالیت های تحقیقاتی و صنعتی نانوتکنولوژی تدوین و اجرا می نمایند. زیرا نانوتکنولوژی به عنوان انقلابی در شرف وقوع، آینده اقتصادی کشورها و جایگاه آنها در جهان را تحت تاثیر جدی قرار خواهد داد و این مسئله در این کشورها توسط صاحب نظران و محققان تبیین شده و برای مدیران اجرایی به صورت یک امر شفاف و قطعی درآمده است. در بخشی از این کشورها، در یکی دو سال اخیر تحرکات شدیدی از طرف دولت ها برای سرعت بخشیدن به توسعه نانوتکنولوژی صورت گرفته و فعالیتهایی که تا قبل از این به صورت خودجوش توسط محققان انجام می گرفته است، با تشویق و حمایت های مستقیم دولت ادامه یافته اند که در این قسمت نمودار ستونی میزان سرمایه گذاری دولت ها آورده شده است:
• اهمیت مطرح شدن طرح
همانگونه که اشاره شد بسیاری از کشورهای پیشرفته و در حال پیشرفت، برنامه هایی را برای پشتیبانی از فعالیت های تحقیقاتی و صنعتی نانوتکنولوژی تدوین و اجرا می نمایند. اما یک سئوال مهم برای کشور ما و بسیاری از کشورها که هنوز به نانوتکنولوژی به عنوان تمدن آینده علمی توجه کافی نکرده اند، این است که آیا باید با این روند همراه شد یا نه؟ توجه به فضای بسیار بزرگ و در حال ایجاد نانوتکنولوژی و حجم وسیع فعالیت های مربوط به آن در دنیا، این باور را به انسان القاء می کند که دیر یا زود باید آینده را دید و برای ورود به آن اقدام نمود.
• ورود کشورها به عرصه نانوتکنولوژی اجتناب ناپذیر است
بسیاری از صاحب نظران و محققان، نانوتکنولوژی را مساوی آینده دانسته اند. به عنوان نمونه کمیته مشاوران رییس جمهور آمریکا در علوم و فناوری در تایید برنامه ملی نانوتکنولوژی برای سال 2001، از نانوتکنولوژی به عنوان محور آینده جهان یاد می کند. به دلیل تاثیرات این فناوری بر اکثر فناوری های موجود، عقیده صاحب نظران این است که متخصصان رشته های مختلف بدون گرایش به مباحث مقیاس نانو در دهه های آینده فرصتی برای رشد نخواهند داشت و شکوفایی بسیاری از فناوری های مهم ازجمله فناوری اطلاعات و بیوتکنولوژی به عنوان دو دستاورد بسیار عظیم قرن بیستم بدون بهره گیری از نانوتکنولوژی دچار اختلال خواهند شد. از این جهت این مسئله برای دانشگاهیان، محققان و مسئولان هر کشور امری حیاتی است.
ـ دلایل اساسی ضرورت ورود کشور به عرصه نانوتکنولوژی
علاوه بر موضوع فوق، می توان دلایل زیر را برای اجتناب ناپذیری ورود کشورهایی چون ایران اقامه نمود:
ـ تاثیر اساسی نانوتکنولوژی در رشد و پیشرفت بسیاری از فناوری ها
ماهیت فرارشته ای علوم و فناوری نانو به عنوان توانمندی تولید مواد، ابزارها و سیستم های جدید با دقت اتم و مولکول، موجب تعریف کاربردهای بسیار زیادی در عرصه های مختلف علمی و صنعتی شده است. برای نانوتکنولوژی کاربردهای بسیاری را در حوزه های دارو و غذا و بهداشت، درمان بیماری ها، محیط زیست، انرژی، الکترونیک، کامپیوتر و اطلاعات، مواد، ساخت و تولید، هوافضا، بیوتکنولوژی و کشاورزی و امنیت ملی و دفاع برشمرده اند. به همین دلیل بر تمام فناوری ها تاثیر گذاشته و دیر یا زود باید شاهد محصولات آنها بود. به عنوان نمونه در بخش پزشکی و بهداشت، یک زمینه کاری بسیار مهم، سیستم توزیع دارو در داخل بدن می باشد. مصرف دارو در حال حاضر به صورت حجمی است در حالی که سلول های خاصی از بدن نیازمند آن می باشند. در روش جدید دارو با وسایل ترزیق متفاوت با امروزه به صورت مستقیم به سمت سلول های مشخص جهت گیری شده و دارو به محل نیاز تحویل داده می شود. با همین مکانیزم، بیماری های بزرگ و کوچک در آغاز شکل گیری قابل تشخیص و درمان خواهند بود. یا در بخش مواد، پروژه هایی در دست کار می باشد که موادی با وزن بسیار کم و خواص بسیار مناسب تولید شوند. کاربرد این مواد در ساختمان، خودرو، هواپیما و بسیاری از ملزومات زندگی انسان ها دیده خواهد شد. بنابراین عرصه بسیار وسیع نانوتکنولوژی که زندگی انسان ها را نیز در برخواهد گرفت، خود القاءکننده این نتیجه خواهد بود که نمی توان به روی آن چشم بست.
ـ تاثیر نانوتکنولوژی بر امنیت جهانی
از نظر دفاعی، نانوتکنولوژی برای کشورها، هم فرصت است هم تهدید. به لحاظ کاربردهای بسیار زیادی که این فناوری می تواند در امور نظامی داشته باشد، گرایش زیادی در بخش دفاعی کشورها به تحقیق و توسعه نانوتکنولوژی صورت گرفته است. این کاربردها از لباس های مانع خطر تا پرنده های بسیار کوچک، تجهیزات اطلاعاتی و بسیاری موارد دیگر است که هم اکنون با حمایت وزارتخانه های دفاع کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و برخی کشورهای اروپایی به صورت پروژه های تحقیقاتی در حال انجام هستند. از این جهت این فناوری برای کشورها یک تهدید محسوب می شود. اما برای کشورهایی که بتوانند با استفاده از روند موجود، جایگاهی را در آینده امنیت جهانی برای خود در نظر بگیرند، یک فرصت خواهد بود. با توجه به اینکه این کاربردها بسیار متنوع هستند، هر کشوری می تواند زمینه ای را برای پیشگامی در جهان سهم خود نماید و در آینده رقابت های بین المللی نقشی داشته باشد.
ـ شکل گیری بازارهای بسیار بزرگ
شواهد موجود نشان می دهد که درصد بالایی از بازارهای محصولات مختلف متکی بر نانوتکنولوژی خواهد بود و به همین دلیل دولت ها و شرکت های بزرگ و کوچک به دنبال کسب جایگاهی برای خود در این بازارها هستند. میهیل روکو، رییس کمیته علوم و فناوری نانو در ریاست جمهوری آمریکا طی مقاله ای در ماه می سال 2001، پتانسیل نانوتکنولوژی برای تغییر چشمگیر در اقتصاد جهانی را یادآوری نموده است. بر مبنای پیش بینی وی و بخش دیگری از صاحب نظران در ده الی 15 سال آینده نانوتکنولوژی بازار نیمه هادی را به طور کامل تحت تاثیر قرار خواهد داد. خبرهایی نیز که اخیرا از شرکت های اصلی سازنده پردازنده های کامپیوتر در آمریکا و ژاپن منتشر شده است، از ورود پردازنده های حاوی یک میلیارد نانوترانزیستور تا قبل از 10 سال آینده حکایت دارد. به عنوان مثال شرکت اینتل اعلام نموده است که در سال 2007 پردازنده های متکی بر نانوترانزیستور را با قدرت و سرعت بسیار بیشتر و مصرف کمتر نسبت به آخرین دستاوردهای امروزی نیمه هادی ها وارد بازار خواهد کرد. در بخش دارو نیز پیش بینی شده است تا 10 الی 15 سال آینده نیمی از این صنعت متکی بر نانوتکنولوژی خواهد بود که خود نیاز به وسایل تزریق جدید و آموزش های پزشکی روزآمد خواهد داشت یا در مورد موادشیمیایی، فقط ذکر بازار 100 میلیارد دلاری کاتالیست ها که تا 10 سال آینده به طور کامل متکی بر کاتالیست های نانوساختاری خواهد بود برای نشان دادن اهمیت بحث کافی است.
از هم اکنون بازار بزرگی برای بکارگیری مواد جدید در محصولات فعلی در حال شکل گیری است. موادی که می توانند خواص جدید و فوق العاده ای به محصولات موجود بخشیده و موجب کاهش قیمت آنها شوند. به عنوان نمونه نانولوله های کربنی ( Carbon Nanotubes ) با وزن بسیار کمتر و استحکام بسیار بیشتر نسبت به موادی چون فولاد، بخش زیادی از صنایع را در آینده تحت تاثیر قرار خواهد داد. در کنار این پیش بینی ها، این سئوال باید مطرح شود که جایگاه کشورهایی که به نانوتکنولوژی دسترسی ندارند، در بازارهای آینده و اقتصاد جهانی چه خواهد بود. با توجه به اینکه سهم هر کشور یا بنگاه در زمان شکل گیری یک بازار تثبیت می شود، زمان سرمایه گذاری برای رسیدن به جایگاه مناسب، همین امروز است.

مترجم‌: محمداسماعیل‌ ریاحی‌ - طی‌ سالهای‌ 1984 تا 1988، مجموعه‌ای‌ از مطالعات‌ در زمینه‌ آینده‌علم‌ و فن‌آوری‌ در اروپا، از سوی‌ 235 مرکز پژوهشی‌ اروپایی‌ انجام‌شد. این‌ مطالعات‌ به‌ کمک‌ کمیسیون‌ اروپایی‌ برنامه‌ موسوم‌ به‌FAST صورت‌ گرفت‌.
هدف‌ این‌ مطالعات‌، تعیین‌ اولویتهای‌ جدید برای‌ سیاستگذاری‌در زمینه‌ علم‌ و فن‌آوری‌ اتحادیه‌ کشورهای‌ اروپایی‌، از طریق‌ تجزیه‌و تحلیل‌ ضرورتها و پیامدهای‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌ توسعه‌ بلندمدت‌علمی‌ و فنی‌ اروپا بود. این‌ مطالعات‌ بر روی‌ تغییر شکل‌ و دگرگونی‌خدمات‌ و فن‌آوری‌ جدید، کارکرد ارتباطات‌، آینده‌ نظام‌ غذایی‌اروپا، توسعه‌ یکپارچه‌ و هماهنگ‌ منابع‌ تجدید شونده‌ و روابط میان‌فن‌آوری‌، اشتغال‌ و کار متمرکز شده‌ است‌. همچنین‌، مطالعات‌مذکور، تجزیه‌ و تحلیلهای‌ مربوط به‌ اقتصاد کلان‌ وفن‌آوری‌،الگوهای‌ آینده‌ برای‌ سرمایه‌گذاری‌ بر روی‌ تحقیق‌ وتوسعه (R&D)، جهانی‌ کردن‌ اقتصاد و قراردادهای‌ همکاری‌ بین‌شرکتهای‌ تجاری‌ نهادینه‌ کردن‌ و کاربرد سنجش‌ فن‌آوری‌ در سطوح‌ملی‌ و اروپایی‌ را در برداشت‌.

دو پیام‌ عمده‌
حاصل‌ این‌ مطالعات‌ دو پیام‌ عمده‌ و مهم‌ در زمینه‌ آینده‌ علم‌ وفن‌آوری‌ اروپا بود؛ نخست‌ اینکه‌، طی‌ بیست‌ سال‌ گذشته‌، امکانات‌عظیمی‌ در جهت‌ رشد اقتصادی‌ و اجتماعی‌ نوین‌ مرتبط با توسعه‌ وپیشرفتهای‌ علمی‌ و فنی‌ مورد بهره‌برداری‌ قرارنگرفته‌ بود. تأخیرها وتعویقها، ناکامیها و شکستها و موانع‌ ایجاد شده‌، به‌ علت‌ توجه‌ اندک‌به‌ سازوکارهایی‌ بود که‌ انتشار و کاربرد دانش‌ و فن‌آوری‌ جدید راتحت‌ تسلط و کنترل‌ قرار داده‌ بودند. این‌ میزان‌ توجه‌ برای‌ ابداع ‌فرایندها و روشها و تولید محصولات‌ به‌ هیچ‌ روی‌ کافی‌ نیست‌.بنابراین‌، صنایع‌، دانشگاهها و دولتهای‌ اروپایی‌ باید به‌ نوآوریهایی‌اولویت‌ دهند که‌ به‌ کاربرد مفیدتر و یکپارچگی‌ گسترده‌ترفن‌آوریهای‌ موجود و نوین‌، هم‌ درکشورهای‌ اتحادیه‌ اروپا و هم‌ درسراسر جهان‌، منجر خواهند شد. این‌ نوآوریها باید در ارتباط باقیمت‌، کیفیت‌ و توانایی‌ رقابت‌ با دیگران‌ باشد تا بتواند تقاضاهای‌اقتصادی‌ و اجتماعی‌ ویژه‌ در سطوح‌ محلی‌، ملی‌، اروپایی‌ وبین‌المللی‌ را برآورده‌ سازد.
دوم‌ اینکه‌، اروپایی‌ کردن‌1 فن‌آوری‌، صنعت‌ و اقتصاد، به‌ طورقابل‌ ملاحظه‌ای‌ تحت‌ تأثیر جهانی‌ شدن‌ روزافزون‌ فن‌آوری‌ واقتصاد و نیز یک‌ جنگ‌ ویرانگر بین‌ امریکا، ژاپن‌ و اروپای‌ غربی‌ به‌منظور در دست‌گرفتن‌ رهبری‌ فنی‌ و اقتصادی‌ جهان‌ خواهدبود. برای‌ جلوگیری‌ از تضعیف‌ اروپای‌ فنی‌ در (بازار جهانی‌) با (راهبرد2و اولویتهای‌ جهانی‌) صرفا سیاستگذاری‌ درمحدوده‌ اروپا در زمینه‌علم‌ و فن‌آوری‌ به‌ تنهایی‌ کافی‌ نخواهد بود. اروپاییها باید خطمشی‌ وسیاستگذاری‌ توسعه‌ اقتصادی‌ مشترکی‌ را طراحی‌ کرده‌ تحقق‌بخشند که‌ برداشت‌ و تصویری‌ واضح‌ از نقشهای‌ مربوط به‌ قراردادهای‌ بخش‌ خصوصی‌ در سطح‌ اروپا و جهان‌ وبرنامه‌های‌مورد حمایت‌ ـ بویژه‌ در بخشهای‌ مربوط به‌ فن‌آوری‌ عالی‌ـ را دربرداشته‌ باشد. به‌ طور کلی‌، آینده‌ اروپا به‌ موازنه‌ و تعادل‌ میان ‌راهبردهای‌ اروپایی‌ و جهانی‌ و نیز میزان‌ جهت‌ یافتگی‌ وتعیین‌موقعیت‌ ونیز تحقق‌ این‌ راهبردها از سوی‌ سازمانهای‌ خصوصی‌ وعمومی‌، بستگی‌ دارد.
موارد مذکور اگرچه‌ دو پیام‌ عمده‌ این‌ مطالعات‌ هستند، اما تنهاپیامهای‌ مطالعات‌ کمیسیون‌ اروپایی‌ نیستند. مطالعات‌ مذکور، دامنه ‌گسترده‌ای‌ از نتایج‌ و پیشنهادها را نیز ارائه‌ کرده‌اند. بسیاری‌ از نتایج‌در بیست‌ و دو نکته‌ اصلی‌ و برجسته‌ در زمینه‌ آینده‌ علم‌، فن‌آوری‌،اقتصاد و جامعه‌ اروپا جمع‌بندی‌ و ترکیب‌ شده‌اند. این‌ نکات ‌برجسته‌ ـ که‌ به‌ طور خلاصه‌ در این‌ مقاله‌ مورد بررسی‌ قرار می‌گیرندـ بر محور سه‌ موضوع‌ اصلی‌ دسته‌بندی‌ شده‌اند:
الف‌) تاثیر متقابل‌ میان‌ کار انسانی3، تولید، توسعه‌خدمات‌ ونظامهای‌ ارتباطی‌ نوظهور؛
ب‌) توسعه‌ و پیشرفت‌ در زمینه‌ کشاورزی‌، غذا و منابع‌ طبیعی‌؛
ج‌) جست‌وجو برای‌ یافتن‌ قواعد جدید در زمینه‌ علم‌، فن‌آوری‌و جامعه‌، هم‌ در اروپای‌ سازمان‌ یافته‌ و هم‌ در اقتصاد جهانی‌ در حال‌ظهور.
الف‌) کار، تولید، خدمات‌ و ارتباطات‌
نخستین‌ دسته‌ از نتایج‌ درخصوص‌ آینده‌ کار انسانی‌ و تولید، تغییردرماهیت‌ خدمات‌ و ظهور نظامهای‌ ارتباطی‌ نوین‌ است‌. فرصتهای‌مغتنمی‌ در جهت‌ توسعه‌ صنعتی‌ و اجتماعی‌ ـ سازمانی‌4 خاص‌ اروپاپیدا شده‌ است‌. اعتراضها و مخالفتهای‌ عمده‌ در این‌ جامعه‌ بسیارپیشرفته‌ صنعتی‌، تحریک‌ و استفاده‌ از قابلیتها و تواناییهای‌ انسانی‌ راموجب‌ شده‌ فرایندهای‌ سازمانی‌ پیچیده‌ و آسیب‌پذیر را به‌ کنترل‌ درخواهدآورد.

1ـ تغییر در شالوده‌های‌ فنی‌ و صنعتی‌
شالوده‌های‌ فنی‌ و صنعتی‌ اقتصادهای‌ پیشرفته‌، پس‌ از تغییرات‌ساختاری‌ دهه‌ 1990، دستخوش‌ تغییر و تحول‌ شده‌ امکانات‌جدیدی‌ برای‌ رشد اقتصادی‌ و اجتماعی‌ فراهم‌ آورده‌اند. بیوتکنولوژی‌ و فن‌آوریهای‌ ارتباط دوربرد5، از جمله‌ منابع‌ و عوامل‌اصلی‌ تغییر خواهند بود. این‌ تغییرات‌ همچنین‌ از خودکاری‌6 تشدیدشده‌ و کاربرد اطلاعات‌7، از ترکیب‌ روزافزون‌ میان‌میکروالکترونیکها، موادجدید و فن‌آوری‌ نوری‌ (حرکت‌ به‌ سوی‌اپتوماترونیک‌ها8) و از تقاضاها برای‌ سطوح‌ عالیتری‌ ازاستانداردهای‌ محیطی‌، کارپژوهی‌9، سلامتی‌ و کیفیت‌ ناشی‌ خواهندشد.
امکانات‌ و قابلیتهایی‌ در جهت‌ توسعه‌ و گسترش‌ برخی‌ ازموضوعها، بویژه‌ در چند حوزه‌ مشخص‌ مورد انتظار و قابل‌ پیش‌بینی‌است‌: طراحی‌ بسیار خوب‌ نظامهای‌ خودکار و متمرکز اطلاعات‌ ونظامهایی‌ که‌ عمدتا به‌ سوی‌ تواناییها و نیازهای‌ مصرف‌کنندگان ‌جهت‌گیری‌ شده‌اند (فن‌آوریهای‌ انسان‌ مدارانه‌10)، توسعه‌ و بسطنسل‌ جدیدی‌ از عناصر سازنده‌ و تشکیل‌ دهنده‌ (نسل‌اپتوماترونیک‌ها) و معرفی‌ ابزارها و تجهیزات‌، فرایندها و تولیدات‌ نوینی‌ که‌ برای‌ مصرف‌کنندگان‌، مشتریان‌، محیط و نسلهای‌ بعدی‌دوستانه‌تر و کم‌ خطرتر باشد.

2ـ افزایش‌ شدت‌ توجه‌ به‌ علم‌
یک‌ چنین‌ توسعه‌ای‌، بشدت‌ با اهمیت‌ روزافزون‌ دانش‌ در ارتباطخواهدبود. شدت‌ علم‌ (میزان‌ دانش‌ به‌ کارگرفته‌ شده‌ در فرایندها11، تولیدات‌ و خدمات‌) نه‌ تنها در صنایع‌ مشتری‌ مدار و متراکم‌ از دانش‌نظیر صنایع‌ داروسازی‌ بلکه‌ به‌ طور واقعی‌ و عملی‌ نیز افزایش‌خواهد یافت‌. انعکاس‌ اهمیت‌ روزافزون‌ دروندادهای‌ دانش‌ رامی‌توان‌ در میزان‌ هزینه‌های‌ در تحقیق‌ و توسعه‌ (R&D) توسط مؤسسات‌ صنعتی‌ و در تعداد قابل‌ توجه‌ دانشمندان‌ و مهندسان‌درگیر در فعالیتهای‌ تحقیق‌ و توسعه‌ در کشورهای‌ پیشرفته‌ ـ که‌ انتظارمی‌رود از این‌ میزان‌ هم‌ بیشترشود ـ مشاهده‌ کرد. برآورد شده‌ که‌ کارکنان‌ تحقیق‌ و توسعه‌ درکشوری‌ چون‌ آلمان‌ طی‌ سی‌سال‌ آینده‌ از

3/2 درصد از کل‌ جمعیت‌ فعال‌ به‌ 4 درصد افزایش‌ خواهد یافت‌.
درطی‌ بیست‌تاسی‌ سال‌ آینده‌، دانش‌ جدید شالوده‌ بیشترفن‌آوریهای‌ نوآورانه‌ و مبدعانه‌ای‌ نظیر فن‌آوری‌ مغز12،بیوچیپس‌13، پیوند اندامهای‌ بدن‌، استنتاج‌ و استنباط ماشینی‌، موادغذایی‌ جدید، مواد فوق‌ رسانا، تغییر ژنتیک‌ اندامها و ایستگاههای‌فضامداری‌14 خواهد بود. در مجموع‌، هزینه‌های‌ صرف‌ شده‌ درزمینه‌ علم‌ افزایش‌ یافته‌ اولویتها و انتخابهای‌ مرتبط با تحقیق‌ و توسعه‌در پرتو نیازها و اهداف‌ جامعه‌ تعیین‌ خواهدشد.
3ـ سازمانها در صف‌ مقدم‌
سازمانها به‌ عنوان‌ یک‌ جنبه‌ کلیدی‌ از آینده‌ در حال‌ ظهور هستند، اماعلومی‌ نظیر فیزیک‌، شیمی‌ و زیست‌شناسی‌ ـ که‌ فن‌آوری‌ نوین‌فعلی‌ بر آنها متکی‌ است‌ ـ برای‌ تضمین‌ کارایی‌ بهینه‌ سازمانها بسنده‌نیستند.
مدیریت‌ کارامد سازمانهای‌ تولیدی‌ و خدماتی‌، مستلزم‌ تواناییهاو فعالیتهای‌ جدیدی‌ در جهت‌ کنترل‌ کار کردهای‌ بینابین‌ و میانجی‌ وروابط بین‌شخصی‌ درون‌ سازمان‌ و بین‌ سازمانهاست‌.
بنابراین‌، قابلیت‌ اعتماد، کارایی‌ و اثربخشی‌ و توانایی‌ نظامهای‌سازمانی‌ و پیچیده‌، صرفا به‌ پیشرفت‌ در علوم‌ فیزیکی‌، طبیعی‌،مهندسی‌ و کاردانی‌ و مهارت‌ بستگی‌ نداشته‌ و بلکه‌ عملکرد بهینه‌سازمانها، به‌ طور روزافزونی‌ به‌ علومی‌ نظیر زبان‌شناسی‌، نشانه‌شناسی‌15، روان‌شناسی‌ شناختی‌، علوم‌رفتاری‌، جامعه‌شناسی‌سازمانها و جامعه‌شناسی‌ صنعتی‌ وابسته‌ خواهند بود. شالوده‌فرارشته‌ای‌16 گسترده‌تری‌ در دانشگاهها، کارخانه‌ها و ادارات‌ موردنیاز است‌. یک‌ چنین‌ شالوده‌ای‌ باید بر روی‌ پیوند از نو تجدیدشده‌ای‌ بین‌ فیزیک‌، شیمی‌، زیست‌شناسی‌ و علوم‌ انسانی‌ ـ اجتماعی‌پی‌افکنده‌ شود. همچنین‌، علوم‌ انسانی‌ و اجتماعی‌ باید به‌ عنوان‌بخش‌ ضروریتری‌ از سیاستگذاری‌ در زمینه‌ علم‌ فن‌آوری‌ برای‌کشورهای‌ اتحادیه‌ اروپا در نظرگرفته‌ شوند.
4ـ انتقادها و اعتراضهای‌ چهارگانه‌ نسبت‌ به‌ خدمات‌
تمامی‌ تغییرات‌ و دورنماهای‌ اشاره‌ شده‌، در جهت‌ یک‌ دگرگونی‌کلان‌ نظام‌ اقتصادی‌، به‌ یکدیگر نزدیک‌ شده‌ و گردهم‌ می‌آیند و آن‌عبارت‌ است‌ از: انتقال‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ به‌ اقتصاد مبتنی‌ برخدمات‌.هم‌ اکنون‌، فعالیتهای‌ خدماتی‌ هم‌ بر حسب‌ اشغال‌ و هم‌ بر حسب‌سهم‌ از تولید ناخالص‌ ملی‌ (G.N.P)، تقریبا دو برابر مهمتر ازفعالیتهای‌ صنعتی‌ هستند. سهم‌ فعالیتهای‌ خدماتی‌ در سال‌ 2000حدود هفتاد درصد از G.N.P در اکثر کشورهای‌ توسعه‌ یافته‌ اروپایی‌خواهد بود. این‌ انتقال‌ و دگرگونی‌ کلان‌، چهارچالش‌ عمده‌ را برای‌اروپا ایجاد خواهد کرد. کشورهای‌ اروپایی‌ در جهت‌ رودررویی‌ بااین‌ چالشها، ناچارند اقدامات‌ زیر را به‌ عمل‌ آورند:
ــ این‌ کشورها باید در اشکال‌ جدیدی‌ از تولید خدمات‌ مهارت‌پیدا کنند. این‌ اشکال‌ جدید نیازمند نوآوری‌ درسطح‌ مدیریت‌، توجه‌بیشتر به‌ روشهای‌ مشارکت‌ خدماتی‌ مصرف‌کنندگان‌ درطراحی‌ وتولید خدمات‌، نوآوریهای‌ سازمانی‌ مهم‌ هم‌ در درون‌ خانواده‌ها وهم‌ درون‌ تشکیلات‌ شغلی‌ و معاملات‌ تجاری‌ و تغییرات‌ در اقتصاد غیررسمی‌ است‌.
ــ باید بین‌ فن‌آوریهای‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ با خانواده‌ها پیوندموفقیت‌آمیزی‌ ایجاد کنند. به‌ جز در فرانسه‌، در سایر کشورهای‌اروپایی‌ تله‌ماتیک‌17 خانگی‌ و تله‌ماتیک‌ به‌ عنوان‌ خدمات‌ عمومی‌،دوران‌ طفولیت‌ را پشت‌ سر می‌گذارد. گرچه‌ خدمات‌ جدید کمیاب ‌و نادر هستند اما با این‌ حال‌ امکانات‌ و استعدادهای‌ نوآوری‌ قابل‌ملاحظه‌ و چشمگیر است‌. تجربیات‌ و آزمایشهایی‌ که‌ شالوده‌ وپایگاه‌ آنها اروپایی‌ است‌، از جمله‌ ابزارهایی‌ خواهند بود که‌ از طریق‌آن‌ می‌توان‌ نوآوری‌ را تحریک‌، تشویق‌ و ترویج‌ کرد.
ــ باید خطر تشدید نابرابریهای‌ فنی‌ و اقتصادی‌ بین‌ مناطق‌ درکشورهای‌ اتحادیه‌ اروپا توسط تغییرات‌ ایجاد شده‌ در نظام‌ خدمات‌را ـ بویژه‌ از طریق‌ توسعه‌ و اشاعه‌ خدمات‌ مبتنی‌ بر فن‌آوریهای‌اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ برطرف‌ کنند.
ــ باید هماهنگی‌ و همکاری‌ مستحکمی‌ در سطح‌ اروپایی‌، میان‌راهبردهای‌ ملی‌ درجهت‌ بین‌المللی‌ کردن‌ و جهانی‌ کردن‌ فعالیتهای‌خدماتی‌ ایجاد نمایند. شکل‌دهی‌ مجدد به‌ اقتصاد جهان‌، ازطریق‌بین‌المللی‌ شدن‌ و جهانی‌ شدن‌ روزافزون‌ خدمات‌ ترغیب‌ می‌گردد؛به‌ این‌ معنی‌ که‌ دیگر، رقابتهای‌ جهانی‌ به‌ شرکتها و مؤسسات‌ تجاری‌محدود نخواهد بود و بلکه‌، شامل‌ رقابت‌ مستقیم‌ میان‌ ملتها نیزخواهد بود. از این‌ رو، همکاری‌ و مشارکت‌ اتحادیه‌ اروپا در این‌حوزه‌، اهمیت‌ حیاتی‌ خواهدداشت‌.
مسأله‌ نهایی‌ این‌ است‌ که‌ با وجود انتقال‌ کلان‌ به‌ سوی‌ اقتصادمبتنی‌ برخدمات‌، به‌ نظر نمی‌رسد که‌ آماده‌ و مشتاق‌ برای‌ طراحی‌ وتحقق‌ بخشیدن‌ خطمشی‌ نوآوری‌ خدماتی‌ باشند. فرهنگ‌ تحقیق‌ وتوسعه‌ (R&D) و نوآوری‌، تحت‌ سلطه‌ جهت‌گیری‌ به‌ سوی‌ ابزارهاو تجهیزات‌ قرارگرفته‌ است‌ و هنوز در بیشتر محافل‌ نظام‌ خدمات‌ به‌عنوان‌ خدمتگزاران‌ صنعت‌ در نظرگرفته‌ می‌شوند. در صورتی‌ که‌ این‌نگرش‌ غالب‌ باشد، احتمالا اکثر تلاشها در جهت‌ تمرکز بر تحقیق‌ وتوسعه‌ صنعتی‌ ـ و در نظرگرفتن‌ سهم‌ اندکی‌ از تحقیق‌ و توسعه‌درزمینه‌ خدمات‌ ـ خواهد بود. در صورت‌ تداوم‌ این‌ الگو، ممکن‌است‌ جوامع‌ ما شانس‌ خود را برای‌ بهره‌برداری‌ از امکانات‌ واستعدادهای‌ موجود به‌ بهای‌ نوآوری‌ در نظام‌ خدماتی‌ ویژه‌ اروپا ـبخصوص‌ در زمینه‌ آموزش‌ و تربیت‌، مواد غذایی‌، معماری‌ وتندرستی‌ ـ از دست‌ بدهند.
5ـ پیدایش‌ شرکتهای‌ فراصنعتی‌18
شرکتها و مؤسسات‌ تجاری‌ در حال‌ تغییر و تحول‌ هستند. بر طبق‌مطالعات‌ FAST، نوع‌ جدیدی‌ از شرکت‌ ـ شرکت‌ فراصنعتی‌ ـ درحال‌ ظهور است‌ و در آینده‌ گسترش‌ پیدا خواهدکرد. شرکتهای‌فراصنعتی‌ تغییرات‌ ساختاری‌ در فعالیتهای‌ تولیدی‌ و خدماتی‌ و نیزپیوند متقابل‌ آنها را منعکس‌ می‌کنند. شرکتهای‌ فراصنعتی‌ دارای‌ویژگیهای‌ زیر هستند:
ــ سازوکارهای‌ درونی‌ و بیرونی‌ برای‌ رشد (مانند منابع‌ انسانی‌ وشبکه‌ ارتباطی‌)؛
ــ شکلهای‌ قابل‌ انعطافتری‌ از تشکیلات‌؛
ــ شکل‌ جدیدی‌ از مدیریت‌ با سلسله‌ مراتب‌ کمتر؛
ــ الگوهای‌ جرح‌ و تعدیل‌ نوین‌؛
ــ گرایش‌ به‌ اینکه‌ به‌ عنوان‌ یک‌ شرکت‌ جهانی‌ فعال‌ در بازارهای‌جهانی‌، هم‌ از جنبه‌ تولیدات‌ و هم‌ ازجنبه‌ مواد خام‌ مطرح‌ باشند.
الزامات‌ و پیامدهای‌ ظهور شرکتهای‌ فراصنعتی‌، به‌ طور ویژه‌ای‌به‌ فعالیتهای‌ تحقیق‌ و توسعه‌ یک‌ سازمان‌ و مدیریت‌ فن‌آوری‌ ومنابع‌ انسانی‌ آن‌ مربوط می‌شود. شرکتهای‌ فراصنعتی‌، تمایل‌ دارند تابخش‌ وسیعی‌ از فعالیتهای‌ خود را در این‌ زمینه‌ها متمرکز سازند.هدف‌ آنها به‌ حداکثر رساندن‌ انعطافپذیری‌ در وضعیت‌ متغییر جهانی‌است‌؛ در همان‌ حالی‌ که‌ سطح‌ ضروری‌ کنترل‌ روی‌ کارکردهاوفعالیتهای‌ آشکارشان‌ را دارا هستند. بنابراین‌، شبکه‌های‌ متغییر چندناحیه‌ای‌19 و چندبخشی‌20، احتمالا به‌ امور عادی‌ بدل‌ شده‌ به‌صورت‌ قاعده‌ و قانون‌ درمی‌آیند. ساختار و ارتباطات‌ سازمانی‌ ابعادکلیدی‌ شرکتها خواهند بود و از همین‌ روی‌ است‌ که‌ طراحی‌، توسعه ‌و گسترش‌ و کنترل‌ نظامهای‌ ارتباطی‌ اروپایی‌ در پانزده‌ تابیست‌ سال‌آینده‌ دارای‌ اهمیت‌ راهبردی‌ خواهدبود.

6ـ نظامهای‌ ارتباطات‌
نظامهای‌ ارتباطی‌ اروپا طی‌ پانزده‌ تا بیست‌ سال‌ آینده‌، نتیجه‌ تعدادزیادی‌ از منافع‌ و راهبردهای‌ متضاد ـ ملی‌، خصوصی‌ و بخشی‌ ـ دردرون‌ ساختاری‌ از فرایندهای‌ شتابان‌ جهانی‌ شدن‌ و بین‌المللی‌ شدن‌و روابط قدرت‌ خواهد بود. اکثر منابع‌ مالی‌ و انسانی‌ محدود اروپا به‌مصرف‌ فن‌آوری‌ خواهد رسید تا در زمینه‌ پیکارها و مبارزات‌ فنی‌مربوط به‌ تجهیزات‌، روساختها، تولیدات‌ شبکه‌ها، هنجارها واستانداردها موفقیتهایی‌ به‌ دست‌ آید. با این‌ حال‌، فن‌آوری‌، تنها یک‌عنصر ـ گرچه‌ یک‌ عنصر حیاتی‌ ـ از فرصتها و موقعیتهای‌ مناسب‌،مسائل‌ و راه‌ حلهای‌ بعدی‌ است‌. بنابر یک‌ چشم‌انداز مربوط به‌ اروپا،دو حوزه‌ و زمینه‌ اساسی‌ در آینده‌ وجود دارند؛ تعریف‌ نقش‌21 وحوزه‌ منافع‌ عمومی‌ در نظامهای‌ ارتباطات‌ و تعریف‌ و ترویج‌22منافع‌ عمومی‌ اروپایی‌ در حوزه‌ ارتباطات‌.
در هر دو زمینه‌، اتحادیه‌ اروپا به‌ علت‌ تفاوت‌ روساختها،شبکه‌ها و قوانین‌ ملی‌ نمی‌تواند خطر گسترش‌ یک‌ نظام‌ ارتباطی ‌نامنسجم‌ و ناقص‌ را بپذیرد. بنابراین‌ تلاشهایی‌ در زمینه‌ هماهنگی‌،عادی‌سازی‌23 و یکسان‌سازی‌ موارد مذکور، می‌تواند راهبرد آنی‌مناسبی‌ باشد. همین‌ راهبرد در جهت‌ همکاری‌ ویکپارچگی‌ میان‌تولیدکنندگان‌ تجهیزات‌، تهیه‌کنندگان‌ ملل‌ و مصرف‌کنندگان‌ قابل‌اجراست‌.
در هر حال‌، تعریف‌ و ترویج‌ علایق‌ عمومی‌ و منافع‌ مشترک‌ مربوط به‌ اروپا، از مقولات‌ روساختها، تجهیزات‌ و شبکه‌ها فراترمی‌رود. باید در نظر داشت‌ که‌ بین‌المللی‌ کردن‌24 و جهانی‌ شدن‌روزافزون‌ نظامهای‌ ارتباطی‌، تولیدکنندگان‌ و گردانندگان‌ عمده‌ (یعنی‌سازندگان‌ و عرضه‌کنندگان‌ خدمات‌) را تحت‌ فشار قرارخواهدداد تادر جهت‌ دستیابی‌ به‌ بازارهای‌ بزرگ‌ جهانی‌ و بسط راهبردهای‌گسترده‌تر از راهبردهای‌ جهت‌ داده‌ شده‌ اروپایی‌، به‌ رقابت‌ بپردازند. در چنین‌ وضعیتی‌، مراجع‌ و مسؤولان‌ اروپایی‌ (دولتها و مجالس‌قانونگذاری‌) باید اصول‌ الهام‌بخش‌ و ترغیب‌ کننده‌ای‌ را بر مبنای‌دستاوردهای‌ تجربیات‌ اجتماعی‌ گسترده‌ و متنوع‌ اروپایی‌ تعریف‌ و تشریح‌ نمایند و هنجارها و معیارها و نیز شیوه‌های‌عمل‌پذیرفتنی‌تری‌ را وضع‌ و تثبیت‌ کنند. تنها از طریق‌ چنین‌ شیوه‌ای‌است‌ که‌ می‌توان‌ به‌ اهداف‌ چندگانه‌ای‌ نظیر؛ حق‌ برخورداری‌ واستفاده‌ از نوآوری‌، خودمختاری‌ متصدیان‌ و گردانندگان‌، قابلیت‌دسترسی‌ اجتماعی‌ به‌ نظامهای‌ جدید، تنوع‌ فرهنگی‌ و جهانشمولی‌ وعمومیت‌ خدمات‌ دست‌ یافت‌ و تعریف‌ و ترویج‌ منافع‌ عمومی‌مشترک‌ اروپایی‌ را محقق‌ ساخت‌.

7ـ مصرف‌کننده‌25 به‌ عنوان‌ نوآور26
مقوله‌ مصرف‌کننده‌، در حال‌ شکل‌گیری‌ و پدیدارشدن‌ در رأس‌مسائل‌ و موضوعهای‌ مربوط به‌ نوآوری‌ است‌. تغییرات‌ جاری‌ درنظام‌ تولید و شالوده‌های‌ فنی‌ و اجتماعی‌ ـ سازمانی‌ نظامهای‌اقتصادی‌ پیشرفته‌ نشانگر آن‌ است‌ که‌ مصرف‌کننده‌ نه‌ تنها قادر است‌،بلکه‌ در واقع‌ در حال‌ تبدیل‌ شدن‌ به‌ یک‌ (نوآور) نیزمی‌باشد.
(مصرف‌کننده‌ به‌ عنوان‌ نوآور) یک‌ مقوله‌ کاملا جدید نیست‌.برای‌ مثال‌، نمونه‌های‌ تاریخی‌ نشان‌ می‌دهند که‌ در حوزه‌ ارتباطات‌، فن‌آوری‌ ـ تقریبا به‌ طور نظام‌مند ـ به‌ منظوری‌ غیر از آنچه‌ از سوی‌پیشگامان‌ و برنامه‌ریزان‌ پیش‌بینی‌ می‌شد، مورد استفاده‌ قرارمی‌گرفته‌است‌. برای‌ نمونه‌، تلفن‌ با هدف‌پخش‌ کردن‌ موسیقی‌ اپرا ابداع‌ شده‌بود.
احتمالا نقش‌ مصرف‌کننده‌ به‌ عنوان‌نوآور در آینده‌ گسترش‌خواهد یافت‌، چراکه‌ به‌ برکت‌ دانش‌ و فن‌آوری‌ جدید، به‌ طورروزافزونی‌ دستیابی‌ به‌ توسعه‌ و گسترش‌ فرایندها، تولیدات‌ وخدمات‌ نوین‌ امکانپذیر خواهدبود. در چنین‌ وضعیتی‌، مصرف‌کنندگان‌ و مشتریان‌ سازمانمند و متشکل‌، نقش‌ بسیار مهمی‌را ایفاء خواهند کرد؛ شبیه‌ آنچه‌ در جنبش‌ فضای‌ سبز و جنبش‌مصرف‌کنندگان‌ دیده‌ شده‌ است‌. اگرچه‌ دشوار است‌ که‌ بگوییم‌ این‌پدیده‌ به‌ ایجاد تغییری‌ معنادار در فرایند نوآوری‌ منجر می‌شود اما بااین‌ حال‌ ممکن‌ است‌ انگیزه‌ای‌ را در جهت‌ افزایش‌ کیفیت‌ نوآوری‌ ایجاد نماید.

8ـ کار انسانی‌ در محیط فنی‌ پیشرفته‌
کار و فعالیت‌ نیروی‌ انسانی‌ در کانون‌ جریانات‌، چشم‌اندازها وموضوعهایی‌ که‌ تاکنون‌ توصیف‌ شد، قراردارد. مطالعات‌ FASTنشان‌می‌دهد که‌ کار انسانی‌ می‌تواند مرز و حدفاصلی‌ برای‌ نوآوری‌در سازمان‌ و تشکیلات‌ فن‌آوری‌، آموزش‌27 و اقتصاد باشد. اندازه‌ وحد کار انسانی‌، به‌ طراحی‌ و شیوه‌ اجرا و نیز عملکرد نظامهای ‌تولیدی‌ نوین‌ بستگی‌ خواهدداشت‌. شرایط و مقتضیات‌ مورد نیازبرای‌ این‌ نوع‌ از نظام‌ تولیدی‌، در جهت‌ تقویت‌ آینده‌ رقابت‌ جویانه‌محصولات‌ تولید شده‌ اروپایی‌ در بازار بین‌المللی‌، به‌ شرح‌ مواردزیر است‌:
ــ این‌ نظام‌ تولیدی‌ باید محصولاتش‌ را به‌ صورت‌ مجتمع‌28،متناسب‌ با نیازها و خواسته‌های‌ مصرف‌کنندگان‌ و با کیفیت‌ تولیدنماید.
ــ این‌ نظام‌ تولیدی‌ باید خدمات‌ حفاظتی‌ و نگهداری‌ کارامد وکافی‌ فراهم‌ نماید.
ــ این‌ نظام‌ تولیدی‌ باید محصولاتی‌ با انعطافپذیری‌ بالا ومتناسب‌ با زمان‌ تولید کند.
در حال‌ حاضر، عمدتا نظامهای‌ تولیدی‌ از رویکرد (فن‌محوری‌)29 الهام‌ می‌گیرند. در این‌ رویکرد، نظامها و نیز مشکلات ‌تولید، صرفا از لحاظ وضعیت‌ و مناسبات‌ فنی‌ و مهندسی‌ طراحی‌ وتجزیه‌ و تحلیل‌ می‌شوند. اساسا هدف‌ فن‌آوری‌ نوین‌، افزایش‌یکپارچگی‌ و هماهنگی‌ فرایندهای‌ تولید به‌ سطوح‌ بالاتر است‌. نقش‌منتسب‌ به‌ نیروی‌ انسانی‌ به‌ سادگی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ چگونه‌ بایدمقتضیات‌ خودکاری‌ و یکپارچگی‌ فن‌آوری‌ را تغییر داده‌ اصلاح‌ وتعدیل‌ نماییم‌. مفهوم‌ C.I.M (تولید یکپارچه‌ کامپیوتری‌30)پیشرفته‌ترین‌ توصیف‌ و حالت‌ از رویکرد فن‌محوری‌ است‌

‌1ـ کاملا متناسب‌ تولید در مقیاس‌ کوچک‌ و تولید انبوه‌

1ـ کاملا متناسب‌ تولید در مقیاس‌ کلان‌ است
2ـ مبتنی‌ بر وضعیت‌ و شرایط است‌

2ـ مبتنی‌ بر توانایی‌ و امکانات‌ فنی‌ است‌
3ـ مشارکت‌وحضور معنادار کار مستقیم‌ و بی‌واسطه‌

3ـ ابزاری‌ است‌ که‌ به‌ ظاهر شبیه‌ قدرت‌ مطلق‌ و همه‌ جا حاضر است‌
(مشارکت و حضور نسبی کار غیرمستقیم جنبی)
4ـ طراحی‌ از قبل‌ تعیین‌ شده

‌4ـ طراحی‌ مقطعی‌ با مشارکت‌ مصرف‌کننده‌
5ـ تولید از قبل‌ تعیین‌ شده

‌5ـ سازمان‌ و تشکیلات‌ تولیدی‌ قابل‌ انعطاف‌ و انطباقپذیر
6ـ یکپارچگی‌ کامل‌ فنی

‌6ـ یکپارچگی‌ مبتنی‌ برچهارچوب‌ تصمیم‌گیریهای‌ غیر متمرکز خودمختار‌
7ـ خودکاری‌ کاملا سنجیده‌ و اندازه‌گیری‌ شده

7ـ‌ خودکاری‌ متغیر مورد استفاده‌ به‌ عنوان‌ یک‌ ابزار
8ـ کنترل‌‌بسیارفراوان‌ و تمام‌ وقت‌ فرایند تولید توسط انسان‌

8ـ کنترل‌ سنجیده‌ و اندازه‌گیری‌ شده‌ فرایند تولید از طریق‌ کامپیوتر
9ـ فلسفه‌ مسلط و حاکم‌:

9ـ فلسفه‌ مسلط و حاکم‌:
‌تقویت‌ تواناییها وامکانات‌ سازمانی‌ و انسانی‌ از طریق‌ فن‌آوری‌

برتری‌ و تفوق‌ مهندسی‌ فنی

در نتیجه‌ رویکرد فن‌ محوری‌، فن‌آوریهای‌ خودکار اولیه‌، برجایگزین‌ کردن‌ کارکنان‌ و نیروی‌ انسانی‌ توسط ماشینها ودستگاههای‌ فنی‌ متکی‌ بودند. در حال‌ حاضر، فن‌آوریهای‌ اطلاعاتی‌و ارتباطی‌ نوین‌، به‌ خودکاری‌ای‌ منجر شده‌اند که‌ به‌ عنوان‌ یک‌ ابزارارتباطی‌ برای‌ نظامهای‌ پیچیده‌ (مؤثر برهم‌) در نظر گرفته‌ می‌شوند.این‌ نوع‌ از خودکاری‌، مستلزم‌ اشکال‌ جدیدی‌ از یکپارچگی‌فن‌آوریها، مهارتها و عوامل‌ سازمانی‌ است‌ ـ یک‌ رویکرد (انسان‌مدارانه‌)31. هدف‌ رویکرد انسان‌ مدارانه‌ (یا انسان‌ محور)، توسعه‌نظامهای‌ تولیدی‌ انسان‌مدار مبتنی‌ بر توازن‌ و تعادل‌ بین‌ منابع‌ انسانی‌،قابلیتها و تواناییها، فن‌آوریها و تشکیلات‌ قابل‌ انطباق‌ و توافقی‌است‌. مفهوم‌ CHIM در حوزه‌ تولید کالاها، طراحی‌ و تولید،منعکس‌ کننده‌ رویکرد انسان‌ مدارانه‌ است‌ (جدول‌ شماره‌ 2)
نظامها و فن‌آوریهای‌ انسان‌ مدارانه‌، تقریبا در بسیاری‌ از شرکتها ومؤسسات‌ تجاری‌ ـ بویژه‌ توسط شرکتهای‌ کوچک‌ و متوسط که‌ یک‌نوع‌ تولید تخصص‌ شده‌ قابل‌ انعطاف‌ را بسط و گسترش‌ داده‌اند ـطراحی‌ و به‌ کارگرفته‌ شده‌اند. این‌ نوع‌ از تولید تلاش‌ می‌کند تاحداکثر انعطافپذیری‌ را برای‌ واکنش‌ نشان‌دادن‌ به‌ تغییرات‌ بازار، ازطریق‌ به‌ کارگیری‌ ترکیب‌ بهینه‌ای‌ از کار مهارتهای‌ دستی‌ و ابزارهای‌ماشینی‌ قابل‌ انعطاف‌ به‌ وجود آورد.
فن‌آوریها و نظامهای‌ انسان‌ مدارانه‌ علاوه‌ بر مزایای‌ خود، تأثیرمطلوب‌ و رضایت‌ بخشی‌ بر روی‌ سطح‌ و کیفیت‌ اشتغال‌ نیز خواهندداشت‌. این‌ گونه‌ تأثیرات‌ بسیار خوشایند و رضایت‌بخش‌ خواهندبود چراکه‌ دورنمای‌ اشتغال‌ دهه‌ آینده‌ در کشورهای‌ اتحادیه‌ اروپانگران‌ کننده‌ است‌.

9ـ سناریوهای‌ اشتغال‌ در اروپا
سطح‌ بالای‌ بیکاری‌ (بیش‌ از هفت‌ درصد جمعیت‌ فعال‌)، احتمالا به‌عنوان‌ مشکل‌ اصلی‌ اروپا در دهه‌ 1990 باقی‌ خواهد ماند. مطالعات‌FAST، برخی‌ از سناریوهای‌ آزمایشی‌ و احتمالی‌ مربوط به‌ اشتغال‌در اروپا را توصیف‌ و تشریح‌ کرده‌اند. تداوم‌ وضع‌ موجود درسناریویی‌ به‌ نام‌ (اشتغال‌ نامطمئن‌)36 منعکس‌ شده‌ است‌.محتملترین‌ سناریو، یعنی‌ (مشاغل‌ برای‌ شایسته‌ترینها)37 بر اصول‌رقابت‌ جهانی‌ مبتنی‌ است‌. کم‌ احتمالترین‌ سناریو، یعنی‌ (درآمد برای‌همه‌)38 بر تفکیک‌ بین‌ دستمزد کار و درآمد و نیز بر تقسیم‌ و توزیع‌جهانی‌ حداقل‌ درآمد پایه‌ مبتنی‌ است‌. به‌ هر حال‌، اگر سناریوی‌(مشاغل‌ برای‌ همه‌)39 یا سناریوی‌ (دولت‌ رفاه‌ بازبینی‌ شده‌)40 موردتوجه‌ قرارگیرند، ممکن‌ است‌ در حوالی‌ سال‌ 2000، مشکل‌ جدیدی‌از اشتغال‌ کامل‌ ایجاد شود. در سناریوی‌ مشاغل‌ برای‌ همه‌،مداخله‌دولت‌ و کنترل‌ شدیدتر بازار کار از عوامل‌ ضروری‌ هستند و درسناریوی‌ دولت‌ رفاه‌ بازبینی‌ شده‌، اشکال‌ جدیدی‌ از اشتغال‌ کامل‌ ازطریق‌ نوآوریهای‌ مهم‌ در نظامهای‌ رفاهی‌ فعلی‌ به‌ دست‌ می‌آید.
دورنماهای‌ اشتغال‌ در سال‌ 2000
دورنماهای‌ ویژه‌ برای‌ اشتغال‌ و نوع‌ مشاغل‌ در سال‌ 2000، ازبخشی‌ به‌ بخش‌ دیگر و نیز در درون‌ گروههای‌ شغلی‌ مختلف‌،متفاوت‌ خواهدبود.
برای‌ مشاغل‌ مدیریت‌، تحقیق‌ و توسعه‌ (R&D)، مراقبت‌41 ونگهداری‌42، فعالیتهای‌ مربوط به‌ تعمیرات‌ و مرمت‌سازی‌ و مشاغل‌مربوط به‌ ارائه‌ خدمات‌ عمومی‌ و خدمات‌رسانی‌ به‌ خانواده‌ها،می‌توان‌ آینده‌ روشن‌ و نویدبخشی‌ را پیش‌بینی‌ کرد. گروههایی‌ ازافراد موسوم‌ به‌ (کارگران‌ مغزی‌)43 یا نوآوران‌ سیستم‌ (نظیرمهندسان‌، طراحان‌ و برنامه‌ریزان‌، تحلیل‌گران‌ سیستم‌، کارشناسان‌نرم‌افزار و خودکاری‌، متخصصان‌ حفاظت‌ و نگهداری‌ و مشاوران‌ وکارشناسان‌ حقوقی‌ و مالی‌) دسترسی‌ آسانتری‌ به‌ بازار کار خواهند داشت‌.
همچنین‌، دورنماهای‌ امیدوارکننده‌ و نویدبخشی‌ برای‌ مشاغل‌آموزشی‌، بهداشت‌، خدمات‌ شهری‌ و مشاغل‌ متنوع‌ متعلق‌ به‌ (نقاط مبهم‌)44 خدمات‌ غیررسمی‌ به‌ افراد، خانواده‌ها و شرکتهای‌ تجاری‌پیش‌بینی‌ می‌شود. ]اصطلاح‌ نقاط مبهم‌ نشانگر جایی‌ است‌ که‌ در آن‌بیکاری‌ در سطح‌ نسبتا بالایی‌ است‌.م‌[. خدمات‌ مربوط به‌ نقاط مبهم‌طیف‌ گسترده‌ای‌ از خدمات‌ ارتباطی‌ تا مراقبت‌ شخصی‌ و از کمک‌ مالی‌ متقابل‌ و تا نهادها و انجمنهای‌ داوطلبانه‌ و افتخاری‌ رادربرمی‌گیرند.

جدول‌ 2 برخی‌ از نتیجه‌گیریهای‌ کلی‌
* چشم‌اندازهای‌ مثبت‌ که‌ سیاستگذاری‌ علمی‌ و فنی‌ اتحادیه‌ اروپا باید از آن‌ بهره‌برداری‌ کند:
· حوزه‌های‌ مربوط به‌ اشکال‌ جدیدی‌ از توسعه‌ اقتصادی‌ ـ اجتماعی‌:
ــ کار انسانی‌ و طراحی‌ وتوسعه‌ نظامها و فن‌آوریهای‌ جهت‌داده‌ شده‌ به‌ سوی‌ انسان‌ مداری‌؛
ــ خدمات‌ اجتماعی‌ و ارائه‌ آن‌ به‌ خانواده‌ها؛
ــ نوآوری‌ در (زیست‌ مدیریت‌)32 یعنی‌ استفاده‌ از منابع‌ طبیعی‌ برای‌ تولید کالاها و خدمات‌ مادی‌33 (غذا و
غیر غذا) و غیر مادی‌34؛
ــ نوآوری‌ قانونی‌35 و نظم‌ بخش‌.
· حوزه‌های‌ مربوط به‌ حفاظت‌ و تقویت‌ آزادی‌ عمل‌ درازمدت‌ اروپاییها در سطح‌ جهانی‌:
ــ توسعه‌ علوم‌ شناختی‌؛
ــ نسل‌ جدیدی‌ از ابزارها ودستگاههای‌ اپتوماترونیک‌؛
ــ رشد نظامهای‌ خدماتی‌ تولیدکننده‌؛
ــ هماهنگی‌ و سازگاری‌ اروپاییها در تجهیزات‌ ارتباطی‌ و ارتباط دوربرد، روساختها و شبکه‌ها.
* نگرانیها وعلایق‌ آینده‌ که‌ سیاستگذاری‌ علمی‌ و فنی‌ اتحادیه‌ اروپا باید برای‌ مواجهه‌ با آنها سهیم‌ گردد:
ــ غلبه‌ و تسلط احتمالی‌ نظامهای‌ فن‌محوری‌ به‌ عنوان‌ مانعی‌ در گسترش‌ و توسعه‌ رویکرد انسان‌ مدارانه‌؛
ــ پیشرفت‌ ناچیز در زمینه‌ فرارشته‌ای‌ کردن‌ علوم‌ و تفکیک‌ و جدایی‌ روزافزون‌ بین‌ علوم‌ فیزیکی‌ و طبیعی‌ از یک‌ سو و علوم‌انسانی‌ و اجتماعی‌ ازسوی‌ دیگر؛
ــ افزایش‌ نابرابریهای‌ ناحیه‌ای‌ در درون‌ و میان‌ کشورهای‌ عضـو اتحادیه‌ اروپا و نیز کشورهای‌ کوچک‌ کم‌ توسعه‌یافته‌ اروپا طی‌ ده‌ تا پانزده‌ سال‌ آینده‌بر اثر فن‌ آوریهای‌ نوین‌؛
ــ افزایش‌ روزافزون‌ دستیابی‌ نابرابر به‌ منافع‌ و مزایای‌ ناشی‌ از هزینه‌های‌ علمی‌ و فنی‌ نوین‌ برحسب‌ گروههای‌ اجتماعی‌ متفاوت‌؛
ــ گرایش‌ به‌ سمت‌ کاستن‌ از هزینه‌های‌ عمومی‌ تحقیق‌ و توسعه‌ (R&D)؛
ــ کاهش‌ نسبی‌ نقش‌ ملتها در توسعه‌ فنـی‌ در سطح‌ جهانی‌، همـراه‌ با افزایش‌ روزافزون‌ تصمیمـات‌ اخـذ شده‌ از سوی‌ شبکه‌های‌ جهانی‌ شرکتهای‌
تجاری‌ چندملیتی‌؛ تحت‌ این‌ شرایط، مشکل‌ روزافزون‌ (تعریف‌ و ترویج‌ منافع‌ عمومی‌ درمضامین‌ علمی‌ و فنی‌) ممکن‌است‌ به‌ یک‌ وظیفه‌ دشوارتبدیل‌شود؛
ــ تضادهای‌ احتمالی‌ میان‌ جست‌وجو برای‌ ایجاد یک‌ فضای‌ یکپارچه‌ و هماهنگ‌ علمی‌ و صنعتی‌ اروپایی‌ با راهبردهای‌ جهانی‌ بخش‌ خصوصی‌.

در پایان‌ قرن‌، اتحادیه‌ اروپا می‌تواند شاهد یک‌ حرکت‌ نزولی‌ درمشاغل‌ روستایی‌ (در حدود 5/2 میلیون‌ واحد) باشد. در سال‌ 2000،از میان‌ 5/4 میلیون‌ نفر کشاورز اتحادیه‌ کشورهایی‌ شامل‌ اسپانیا،پرتغال‌ و یونان‌، احتمالا 50 درصد در ایتالیا و نواحی‌ سه‌گانه‌مدیترانه‌ای‌ فرانسه‌ جای‌ می‌گیرند. از این000/250/2 کشاورز، 64درصد تنها به‌ صورت‌ پاره‌وقت‌ و در سطح‌ بخورونمیر کار خواهندکرد، 20 درصد دیگر گرچه‌ به‌ صورت‌ تمام‌ وقت‌ کار می‌کنند، امافقیر محسوب‌ می‌شوند، تنها 6 درصد به‌ گروه‌ کشاورزان‌ غنی‌ و دارامتعلق‌ خواهند بود. برعکس‌، تنها 20 درصد از کشاورزان‌ (000/900نفر) در انگلستان‌ (از جمله‌ ایرلند شمالی‌)، دانمارک‌، بلژیک‌،لوگزامبورگ‌، بخش‌ Schlewigholstein آلمان‌ و نواحی‌ از فرانسه‌ غیراز نواحی‌ سه‌ گانه‌ مدیترانه‌ای‌ و سه‌ گانه‌ جنوبی‌ فرانسه‌، جای‌می‌گیرند. ازاین‌ 000/900 نفر، 60 درصد به‌ صورت‌ تمام‌ وقت‌مشغول‌ به‌ کار بوده‌ تقریبا نصف‌ آنها غنی‌ و دارا خواهند بود.
نگرانیها و دلواپسیهای‌ مشابهی‌ نسبت‌ به‌ دورنمای‌ اشتغال‌ برای‌کارگران‌ غیر ماهر بالای‌ 50 سال‌ نیز باید ملحوظ نمود. سهم‌ آنها ازکل‌ جمعیت‌ بین‌ سالهای‌ 1985 تا 2020 به‌ طور متوالی‌ و مداوم‌افزایش‌ خواهد یافت‌ ـ بویژه‌ در آلمان‌، به‌ گونه‌ای‌ که‌ در این‌ کشورسهم‌ آنها از 2/37 درصد از کل‌ جمعیت‌ در سال‌ 1985 به‌ 3/49 درصد در سال‌ 2020 افزایش‌ می‌یابد.
در حال‌ حاضر، تنها نیمی‌ از جمعیت‌ فعال‌ در گروه‌ سنی‌ 50 ـ64 ساله‌ شاغل‌ هستند که‌ اکثریت‌ آنها کارگران‌ پاره‌ وقت‌ یا کارفرماهستند. برای‌ کسانی‌ که‌ در پنجاهمین‌ سال‌ زندگی‌، شغلشان‌ را ازدست‌ می‌دهند، انطباق‌ و سازگاری‌ برای‌ ورود به‌ درون‌ یک‌ حوزه‌جدید شغلی‌، مهم‌ و دشوار خواهدبود. براثر کمبود احتمالی‌ نیروی‌کار در پایان‌ قرن‌ حاضر، ممکن‌ است‌ فرصتهای‌ جدیدی‌ برای‌ افرادبالای‌ 50 سال‌ در برخی‌ از کشورهای‌ اروپایی‌ نظیر آلمان‌، دانمارک‌ وبلژیک‌ برای‌ دریافت‌ دستمزد کار (نظام‌ کارمزدی‌) به‌ وجود آید. بااین‌ حال‌، مطمئنا مشکلاتی‌، حتی‌ برای‌ کارکنان‌ کارآزموده‌ و مجرب‌،در ارتباط با ویژگیها و خصوصیات‌ شغل‌ موردنیاز در پایان‌ قرن‌،ایجاد خواهد شد. فن‌آوریها و نظامهای‌ جهت‌یافته‌ براساس‌ رویکردانسان‌ مدارانه‌، می‌توانند در کمک‌ به‌ افراد مسنتر برای‌ منطبق‌ شدن‌ بانوع‌ جدیدی‌ از کار، نقش‌ مثبتی‌ را ایفاء نمایند.
ارزیابی‌ تأثیرات‌ همه‌ جانبه‌ و کلی‌ فن‌آوری‌ نوین‌ بر حجم‌اشتغال‌، کارپیچیده‌ای‌ است‌. با وجود بررسیها و تحلیلهای‌ جداگانه‌مهمی‌ که‌ در درون‌ اتحادیه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ (نظیر مطالعه‌ صورت‌گرفته‌ در آلمان‌ و بررسی‌ گروه‌ مطالعه‌ مشاغل‌ درانگلستان‌) و خارج‌از اروپا (نظیر مطالعه‌ توصیف‌ شده‌ در گزارش‌ لئونتیف‌ ـ واچین‌45) انجام‌ شده‌ است‌، باز هم‌ اختلاف‌نظر وجود داشته‌ و باقی‌خواهد ماند.برداشت‌ و درک‌ کلی‌ این‌ است‌ که‌ تاثیر ترمیمی‌ و سازگارانه‌ در سطح‌ملی‌ ـ اما نه‌ به‌ طور کلی‌ ـ با اهمیت‌ و کارساز بوده‌ ناپایداری‌ وبی‌ثباتی‌ در مشاغل‌ و بخشهای‌ گوناگون‌ وجود خواهدداشت‌. طی‌ده‌تا پانزده‌ سال‌ آینده‌، در حدود ده‌ تا پانزده‌ میلیون‌ نفر از ساکنان‌اتحادیه‌ کشورهای‌ اروپایی‌، در زمینه‌ اشتغال‌ موقعیتی‌ دشوار ووضعیت‌ بحرانی‌ خواهندداشت‌.
ب‌) کشاورزی‌، غذا و منابع‌ طبیعی‌
مجموعه‌ دیگر از دستاوردهای‌ حاصل‌ از مطالعات‌ FAST، برموضوع‌ آینده‌ منابع‌ کشاورزی‌ و طبیعی‌ متمرکز شده‌ است‌. یکی‌ ازحوزه‌های‌ اصلی‌ شناخته‌ شده‌ این‌ مطالعات‌، نیاز به‌ رویکرد یکپارچه‌و هماهنگ‌ نسبت‌ به‌ توسعه‌ روستایی‌ است‌. چنین‌ رویکردی‌،مستلزم‌ تقویت‌ سیاستگذاری‌ غذایی‌ به‌ منظور جهت‌گیری‌ به‌ سمت‌خواسته‌ها و نیازهای‌ مصرف‌کننده‌ (مشتری‌مدار) و استفاده‌ بهینه‌ اززمینهای‌ اروپایی‌، مبتنی‌ بر بهترین‌ ترکیب‌ ممکن‌ از فرآورده‌های‌مادی‌ و غیرمادی‌ خواهدبود.
مجموعه‌ دیگری‌ از دستاوردهای‌ حاصل‌ از این‌ مطالعات‌، درارتباط با گشودن‌ دورنماها و چشم‌اندازهایی‌ برای‌ مدیریت‌ منابع‌ دراتحادیه‌ اروپا، مدیریت‌ منابع‌ در سطح‌ جهان‌ و بویژه‌، مسأله‌ حفاظت‌و بهره‌برداری‌ از تنوع‌ زیستی‌ جهان‌ است‌:
1ـ تنوع‌ و کیفیت‌
در سالهای‌ آینده‌، تنوع‌ و کیفیت‌ به‌ عنوان‌ نیروهای‌ محرک‌ وبرانگیزاننده‌ توسعه‌ کشاورزی‌ ـ صنعتی‌ در کشورهای‌ پیشرفته‌ عمل‌خواهند کرد. طی‌ بیست‌ سال‌ آینده‌ در اروپا، تقاضا برای‌ موادغذایی‌از لحاظ حجم‌ و کمیت‌ ثابت‌ خواهد بود و یا حتی‌ ممکن‌ است‌کاهش‌ یابد. این‌ وضعیت‌ به‌ دلایلی‌ چند از جمله‌: رشد پایین‌جمعیت‌، درصد بالای‌ سالخوردگان‌ با نیازهای‌ غذایی‌ اندک‌ و کاهش‌فعالیت‌ جسمانی‌ و عضلانی‌ بر اثر استفاده‌ از فن‌آوریهای‌ کاهش‌دهنده‌ نیروی‌ کارانسانی‌، ایجاد خواهدشد. از لحاظ هزینه‌موادغذایی‌، انتظار می‌رود افزایش‌ ناچیزی‌ در حدود 5/0درصد درهر سال‌ رخ‌ دهد و در کشورهای‌ فقیرتر اتحادیه‌ اروپا، بازارها درزمینه‌ تولیدات‌ دامی‌ رشد خواهند کرد.
با توجه‌ به‌ در حال‌ رشد بودن‌ میزان‌ تولیدات‌ کشاورزی‌ و ثابت‌ماندن‌ سطح‌ تقاضا برای‌ مواد غذایی‌، سرمایه‌گذاری‌ بر روی‌ تولیدات‌و محصولات‌ غیر خوراکی‌، از سوی‌ بسیاری‌ از صاحبنظران‌ به‌ عنوان‌راه‌ حل‌ مشکلات‌ کشاورزی‌ اروپا مطرح‌ شده‌ است‌. اما به‌ طور کلی‌با این‌ وضعیت‌ باید با احتیاط برخوردکرد. تولید انرژی‌ و موادشیمیایی‌ تنها به‌ منزله‌ این‌ است‌ که‌ از زمینی‌ که‌ در مقیاس‌ وسیع‌مستعد و حاصلخیز است‌، استفاده‌ کنیم‌ و این‌ امر تحت‌ شرایط فنی‌ واقتصادی‌ موجود یا احتمالی‌ در آینده‌، غیر مفید و غیر اقتصادی‌خواهدبود. با این‌ حال‌، (زیست‌ ـ انرژی‌)46 (برای‌ نمونه‌ گاز متان‌ناشی‌ از فراورده‌های‌ جانبی‌ یا انرژی‌ حاصل‌ از سوختن‌ چوب‌)تحت‌ شرایط محلی‌ معین‌ دراتحادیه‌ اروپا، دارای‌ دورنمایی‌ روشن‌است‌، بویژه‌ اگر این‌ امر، به‌ صورت‌ بخشی‌ از یک‌ طرح‌ یکپارچه‌ وهماهنگ‌ توسعه‌ درآید. تولید زیست‌ ـ انرژی‌ معادل‌ 5 تا 10 درصداز کل‌ تقاضای‌ انرژی‌ توسط اتحادیه‌ کشورهای‌ اروپایی‌ است‌ ـ گرچه‌با تفاوتهای‌ برجسته‌ و آشکار در میان‌ کشورهای‌ عضو اتحادیه‌ اروپا.
دورنماها و چشم‌اندازهای‌ امیدبخش‌ دیگری‌ در اروپا، در زمینه‌بهره‌برداری‌ از زمین‌ در خصوص‌ تولید روغنها47 و چربیها48، موادشیمیایی‌ خالص‌ و بویژه‌ محصولاتی‌ نظیر پلاستیکهای‌ قابل‌ تجزیه‌ ازنظر شیمیایی‌، الیاف‌ نساجی‌ و مشتقات‌ آهار49 برای‌ مواد چسبنده‌ وپلاستیک‌ وجود دارند. برآورد می‌شود مجموع‌ ظرفیت‌ تولید زیست‌ـ انرژی‌ نزدیک‌ به‌6/5 تا 4/6 میلیون‌ تن‌ باشد؛ با در نظرگرفتن‌ اینکه‌(بیواتانل‌)50 به‌ عنوان‌ تقویت‌ کننده‌ اکتان‌51 مورد استفاده‌ قرار نگیرد.این‌ سطح‌ از تولید تقریبا برابر با سه‌ میلیون‌ هکتار یا 2 تا 3 درصد ازحوزه‌ زمینهای‌ کشاورزی‌ مورد استفاده‌ دراتحادیه‌ کشورهای‌اروپایی‌ است‌ و نشاندهنده‌ دو برابر شدن‌ زیست‌انبوهی‌52 مورداستفاده‌ کنونی‌ ازسوی‌ بخشهای‌ صنعتی‌ است‌.
از جمله‌ نیروهای‌ مهمی‌ که‌ حامی‌ و پشتیبان‌ تقاضای‌ روبه‌ تزایدبرای‌ مواد خام‌ کشاورزی‌ در صنایع‌ غیر خوراکی‌ است‌، مقتضیات ‌جدید مربوط به‌ حفاظت‌ از محیطزیست‌، بویژه‌ محصولات‌ مورداستفاده‌ عمومی‌ که‌ از نظر شیمیایی‌ قابل‌ تجزیه‌ شدن‌53 هستند نظیرصابونها و کیسه‌های‌ پلاستیک‌ هستند. عامل‌ محرک‌ و برانگیزاننده‌دیگر، دورنمای‌ ارائه‌ شده‌ مربوط به‌ بهره‌برداری‌ و استخراج‌ کامل‌ ازتنوع‌ و تعین‌54 بیومولکولها از طریق‌ بیوتکنولوژی‌ پیشرفته‌ است‌.

2ـ سیاستگذاری‌ غذایی‌ جهت‌یافته‌ به‌ سوی‌ مصرف‌کننده‌ یامشتری‌مدار
مطالعات‌ FAST پیش‌بینی‌ می‌کنند که‌ در آینده‌، خطمشی‌ وسیاستگذاری‌ غذایی‌ای‌ اجرا و محقق‌ خواهد شد که‌ عمدتادرخدمت‌ منافع‌ مصرف‌کنندگان‌ جهت‌ یافته‌ است‌. اتحادیه‌ اروپا، درحوزه‌ موادغذایی‌، فعالیتهای‌ زیادی‌ را انجام‌ داده‌ است‌ تا پشتیبانی‌ ومصونیت‌ مصرف‌ کننده‌ را تضمین‌ و تأمین‌ نماید. طی‌ سالهای‌ آینده‌،مواجهه‌ بین‌ مواد غذایی‌ و مصرف‌کننده‌، در مرکز یک‌ سیاستگذاری‌غذایی‌ مستحکمتر در سطح‌ اروپا، مشاهده‌ خواهد شد. توفیقات‌ این‌سیاستگذاری‌ بر حسب‌ توانایی‌ آن‌ به‌ پاسخگویی‌ نسبت‌ به‌ تقاضای‌ روبه‌ تزاید برای‌ غذای‌ سالمتر با قیمتهای‌ معقول‌ و متناسب‌، سنجیده‌خواهدشد. دولتها، همواره‌ درگیر بررسی‌ و تنظیم‌ و کنترل‌ به‌ منظورتضمین‌ کردن‌ این‌ نکته‌ بوده‌اند که‌ مصرف‌کنندگان‌ دریافت‌ کننده‌موادغذایی‌ای‌ باشند که‌ سالم‌، مغزی‌ و کافی‌ است‌. بنابراین‌، پیش‌بینی‌می‌شود در طراحی‌ و توسعه‌ محصولات‌ غذایی‌ توجه‌ افزونتری‌ به‌کیفیت‌، سلامتی‌ و مفید بودن‌ معطوف‌ خواهدشد. علاوه‌براین‌،مراقبتها و نظارتهای‌ کارامدتری‌ در جهت‌ جلوگیری‌ از انجام‌دادن‌تخلفات‌ غذایی‌ توسط کشاورزان‌ و دامداران‌ (برای‌ مثال‌ سوءاستفاده‌هورمونی‌ حیوانات‌)، به‌ عمل‌ آورندگان‌ غذاها (برای‌ مثال‌ آلودگی‌ یافساد روغن‌ خوراکی‌)، دولتها (برای‌ نمونه‌ کنترل‌ موقعیتهایی‌ که‌ درآن‌ غذا آلوده‌ به‌ مواد رادیو اکتیو می‌شود) به‌ عمل‌ خواهد آمد. منابع‌ وامکانات‌ بیشتری‌ برای‌ تغذیه‌، آموزش‌ و اطلاع‌رسانی‌ به‌ مصرف‌کننده ‌اختصاص‌ داده‌ خواهدشد.
در نهایت‌، مطالعات‌ FAST پیش‌بینی‌ می‌کنند کسانی‌ که‌ تمایل‌دارند شاهد تغییرات‌ بنیادیتری‌ در سیاستگذاریهای‌ مربوط به‌دامداری‌ و حیوانات‌ و استفاده‌ از کودهای‌ شیمیایی‌ و سموم‌ دفع‌آفات‌ باشند، فشار شدیدی‌ را وارد خواهند کرد تا از مقدار و میزان‌چربی‌ و نیترات‌ و آلودگی‌ مشتقات‌ بکاهند و مهمتر از آن‌،مصرف‌کنندگان‌ را از قیمتهای‌ بالای‌ مواد غذایی‌ برهانند.
3ـ بهره‌برداری‌ بهتر از زمین‌
اگرچه‌ فراورده‌های‌ غذایی‌ با حجم‌ وسیع‌، به‌ عنوان‌ محصولات‌اصلی‌ زمینها باقی‌ خواهند ماند، با این‌ حال‌، در پی‌گرفت‌ کوششهای‌به‌ عمل‌ آمده‌ در زمینه‌ افزایش‌ بازده‌ در هکتار، در حوالی‌ سال‌ 2000،حدود 10 میلیون‌ هکتار از زمینهای‌ کشورهای‌ اتحادیه‌ اروپا اضافی‌خواهندبود، مگر اینکه‌ رویه‌ها و شیوه‌های‌ (کشت‌ یکپارچه‌ و مزارع‌پهناور)55 در سطح‌ وسیعی‌ انجام‌ گیرد و یا اینکه‌ راههای‌ عمده‌دیگری‌ غیر از تولید مواد غذایی‌ برای‌ بهره‌برداری‌ از زمینها درپیش‌گرفته‌ شود.
در بسیاری‌ از محافل‌، به‌ کشت‌ یکپارچه‌ و مزارع‌ پهناور درکشاورزی‌، با نظر مساعد نگریسته‌ می‌شود، چراکه‌ این‌ نوع‌ کشت‌ به‌دنبال‌ خود مزایایی‌ نظیر: چشم‌انداز و منظره‌ جذاب‌، آلودگی‌ کمترآب‌ و خاک‌، سلامتی‌ و بهزیستی‌ حیوانات‌، تنوع‌ و گوناگونی‌حیوانات‌ و گیاهان‌ وحشی‌ و... را در پی‌ خواهدداشت‌.
با این‌ حال‌، یکپارچگی‌ اراضی‌56 با فشارها و محدودیتهایی‌مواجه‌ خواهد شد. علاقه‌ و اشتیاق‌ کشاورزان‌ در دفاع‌ و حفاظت‌ ازدرآمدهای‌ خود کاملا واضح‌ است‌. علاوه‌ براین‌، ساخت‌ نسبتاانعطافناپذیر مالکیت‌ زمین‌ و میزان‌ بالای‌ مالیات‌، مشکلاتی‌ را درجهت‌ گسترش‌ کشت‌ و کار برای‌ جبران‌ بازده‌ پایینتر ایجاد خواهدکرد. درآینده‌، میزان‌ مصرف‌ روبه‌ کاهش‌ میانجی‌ها (کودهای‌شیمیایی‌، انرژی‌، خوراک‌ و تغذیه‌) ازطریق‌ سطوح‌ پایینتر یارانه‌ وحمایت‌ مالی‌، تشویق‌ و تقویت‌ خواهدشد. بنابراین‌، پژوهشگران‌ به‌درستی‌ پیشنهاد کرده‌اند که‌ فن‌آوریهایی‌ برای‌ کشاورزی‌ با بازده‌ کمترو پایینتر مورد توجه‌ قراربگیرند.
4ـ توسعه‌ یکپارچه‌ و هماهنگ‌ روستایی‌
یکپارچگی‌ و هماهنگی‌ توسعه‌ روستایی‌، امری‌ ضروری‌ است‌. دراتحادیه‌ اروپا، چندین‌ هزار روستای‌ زراعی‌ کوچک‌، بدون‌ آینده‌مشخص‌ و روشن‌، درمعرض‌ تهدید و خطر قرارگرفته‌اند. به‌ بیانی‌واضحتر، در صورتی‌ که‌ حوزه‌های‌ روستایی‌ پرت‌ و دور افتاده‌اتحادیه‌ اروپا، به‌ شکل‌ کنونی‌ باقی‌ بمانند، با نقاط ضعف‌ و نقایص ‌روزافزونی‌ مواجه‌ خواهند شد از جمله‌ اینکه‌:
ــ دورافتاده‌ و پراکنده‌ از مراکزپژوهشی‌ هستند و از این‌ رومکانهای‌ مناسبی‌ برای‌ اجرا و آغاز نوآوریهای‌ فنی‌ محسوب‌نمی‌شوند.
ــ در بخشهایی‌ که‌ نیازمند شدت‌ و عمق‌ پایین‌ فنی‌ است‌تخصص‌ یافته‌اند و تحت‌ سلطه‌ شرکتهای‌ تجاری‌ کوچک‌ هستند.
ــ دسترسی‌ اندکی‌ به‌ سطوح‌ بالای‌ کارآموزی‌، آموزش‌ وشبکه‌های‌ اطلاع‌رسانی‌ دارند.
مسائل‌ و مشکلات‌ مذکور، به‌ وضوح‌ در نواحی‌ کمتر توسعه‌یافته‌ اتحادیه‌ اروپا که‌ تعدادشان‌ دو برابر شده‌ است‌ به‌ همراه‌ یونان‌،اسپانیا و پرتغال‌ که‌ 20 درصد از کل‌ جمعیت‌ اتحادیه‌ اروپا را تشکیل‌می‌دهند، وخیمتر است‌. تقریبا تمامی‌ این‌ نواحی‌ از میزان‌ بالای‌بیکاری‌ و فضای‌ ناکافی‌ اشتغال‌57 رنج‌ می‌برند. آینده‌ حوزه‌های‌روستایی‌ اتحادیه‌ اروپا، دیگر نمی‌تواند شبیه‌ به‌ گذشته‌شان‌ که‌ دراطراف‌ تولید محصولات‌ زراعی‌ و دامی‌ متمرکز شده‌ بود، در نظرگرفته‌ شود؛ اگرچه‌ کشاورزی‌، جنگلداری‌، به‌ عمل‌آوری‌تولیدات‌ دامی‌ و زراعی‌ و مراقبت‌ مناسب‌ از چشم‌اندازها و مناظر ومحیطزیست‌، از اجزای‌ ?-----

EXTENDED BODY:

احمد شعبانی* - توجه به فناوری اطلاعات در دهه آخر قرن بیستم را مبتنی بر توسعه عملی زمینه‌های فناوری در آزمایشگاه‌های پژوهشی و تا حدودی دانشگاه‌های توسعه‌یافته دانسته‌اند، در حالی که در آغاز هزاره جدید، فناوری اطلاعات به نحوی گسترده راهکارهای عملی خود را در زمینه‌های زندگی اجتماعی مانند دولت الکترونیکی، سلامت و بهداشت الکترونیکی، و آموزش الکترونیکی جستجو کرده و این امر به مرور ساختار حاکمیتی دولت‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

دسترسی به اطلاعات مراقبت‌های پزشکی نیز، یک حق ابتدایی و اساسی عامه مردم است .فراهم‌آوری امکانات و منابع انسانی کافی به همراه تجهیزات مناسب الکترونیکی در همه جا و بویژه نقاط دور دست و محروم،‌کاری دشوار و پرهزینه می‌باشد. با بهره‌جویی از فناوری مخابراتی و اطلاعاتی، افراد جامعه قادر خواهند بود از دسترسی یکسان به خدمات بهداشتی و پزشکی الکترونیکی به منظور حفظ سلامت خویش بهره‌مند شوند و فرایند مراقبت‌های بهداشتی و درمانی خود را به نحو مناسب‌تری اداره کنند. کاربرد اساسی دیگر این روند، کمک به پیشگیری و کنترل بیماری‌های واگیردار، راهنمایی منابع انسانی متخصص در درمان، و تسریع در فرایند ارائه خدمات بهداشتی و پزشکی است (المدرسی، 1382).

بر این مبنا، بهره‌جویی از ساختار دولت الکترونیکی نیاز به برنامه‌های دقیق در حوزه نرم‌افزاری مانند تجارت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، و پزشکی الکترونیکی دارد. در این مقاله، به دیدگاه جهانی در خصوص پزشکی الکترونیکی پرداخته شده و سپس برنامه‌های مقدماتی این حوزه در کشور مورد بررسی قرار گرفته است.

کلیدواژه‌ها: بهداشت الکترونیکی/ پزشکی الکترونیکی/ تکفاب/ جامعه اطلاعاتی ایران

1. دیدگاه جهانی درباره بهداشت و پزشکی الکترونیکی

تأکید بر برنامه‌‌های پزشکی الکترونیکی در طول چند سال اخیر، به منزله دستاوردی از حوزه جامعه اطلاعاتی، به مرور از توفیق و کامروایی بیشتری برخوردار می‌گردد و فزونی می‌یابد. در این زمینه چند سند عمده، مورد ارزیابی ناظران مسائل اطلاعاتی است که به طور طبیعی دیدگاه‌های مربوط به مدرک، سند، و منابع چاپی را در حوزه پزشکی، در دهه آتی دگرگون خواهد ساخت. نخستین سند عمده که بر وظایف دولت الکترونیکی برای کشورهای آسیایی و اقیانوسیه تأکید ورزیده اعلامیه «توکیو در هزاره سوم» میلادی است که اولویت‌های منطقه را در دوازده ماده تشریح نموده و به دولت الکترونیکی، بازرگانی الکترونیکی، آموزش و بهداشت الکترونیکی توجه دارد (شکرخواه، 82). بی‌شک تأکید سازمان‌ها و اجلاسیه‌های منطقه‌ای بر حوزه‌های تخصصی برنامه‌های الکترونیکی، راهبردی اجرایی از سوی حاکمیت و دولت‌های عضو را در بردارد. در ابعاد بین‌المللی، پیش‌درآمد ساختار مزبور را «کوفی عنان» در سخنرانی افتتاحیه خویش در اجلاس جامعه اطلاعاتی به تاریخ نوامبر 2003 میلادی به این قرار تذکر ‌می‌دهد:

ما در گذر از یک تحول تاریخی هستیم، تحول در شیوه زندگی، یادگیری، کار، ارتباطات، و فعالیت اقتصادی ... همه با توان فوق‌العاده فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی آشناییم: از تجارت گرفته تا درمان از راه دور، آموزش و پرورش گرفته تا حفظ محیط زیست.

آینده صنعت فناوری اطلاعات در دست جهان توسعه‌یافته (که بازارهای آن اشباع گردیده) نیست، بلکه آینده آن در دست میلیون‌ها نفری است که در جهان درحال‌توسعه‌اند و هنوز دست انقلاب اطلاعاتی به آن‌ها نرسیده است. بهداشت الکترونیکی، تحصیل الکترونیکی،‌ و دیگر کاربردهای فناوری اطلاعاتی و ارتباطی زمینه تازه‌ای برای رشد است (عنان، 1382).

با این گفته‌ها می‌خواهیم بر نقش منابع و مأخذ اطلاعاتی در کشورهای در حال توسعه، به انضمام جایگاه صنعت فناوری اطلاعات در تحقق رفاه و سعادت بیشتر از طریق توسعه منابع علمی و روزآمدسازی آن‌ها تأکید کنیم. همین دیدگاه را در اندیشه‌های برخی از عالمان جهان در خصوص اهمیت نقش علم به طور کلی و بهداشت و پزشکی الکترونیکی به طور خاص، می‌توان دریافت. مثلاًً «لوچیانو مایانی» به منزله دبیرکل «سرن»[1] در سخنرانی افتتاحیه خویش در اجلاس «نقش علم در جامعه اطلاعاتی» به نحو گسترده‌ای از ظرفیت‌های فناوری اطلاعاتی در عرصه بهداشت عمومی و توسعه برنامه‌ریزی برای آن سخن رانده است. «مایانی» به جنبه‌های عامیانه و همگانی تصوری از فناوری اطلاعاتی و ارتباطی اندیشیده تا فواید آن به همراه مزیت‌های ارتباطی اشاره می‌کند. این مزایا مبتنی بر حوزه‌های متنوعی هستند، از جمله آموزش، بهداشت،‌ محیط زیست، توسعه اقتصادی، و فناوری‌‌های توان‌بخشی (مایانی، 1382). از دیدگاه وی فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی را می‌توان در عرصه‌هایی از بهداشت عمومی، در اولویت قرار داد. بر این مبنا، اطلاعات بهداشتی عنصری در برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های مدیریتی تلقی می‌شود و در توان‌بخشی به جامعه در حال توسعه، کمک درخوری می‌نماید.

این گونه نگرش‌های نو به مرور توجه دانشمندان علوم مختلف و از آن جمله حوزه اطلاع‌رسانی را برانگیخت؛ در «پیش‌نویس نهایی بیانیه اصول اجلاس عالی سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی» در 9 دسامبر 2003 میلادی، مواد 2، 25، و 51 به زمینه‌های گسترش پزشکی الکترونیکی تخصیص یافت و به توانمندی‌های این حوزه اشارات چشمگیری داشت.

در ماده 2 با عنوان «چالش پیش روی ما»، سخن از مهار توانمندی‌های فناوری اطلاعاتی و ارتباطی برای دستیابی به اهداف توسعه‌ای مندرج در «اعلامیه هزاره» می‌رود، که مبتنی است بر از بین بردن فقر مطلق و گرسنگی، تأمین امکان تحصیلات ابتدایی برای همه جهانیان، تقویت برابری زن و مرد و قوت بخشیدن به زنان، کاستن از مرگ‌و‌میر کودکان، بهبود سلامت مادران، مبارزه با ایدز و ویروس اچ آی وی، مالاریا و دیگر بیماری‌ها، تضمین پایداری محیط زیست، و توسعه همکاری جهانی برای رسیدن به توسعه، به منظور دست یافتن به جهانی سرشار از صلح، عدالت، و رفاه. آنچه در چالش مزبور مشهود است توجه به دردها و آلام انسانی درجهان فقیر و کشورهای درحال‌توسعه می‌باشد، که فناوری اطلاعاتی برای آن‌ها یک ابزار گران و فراتر از دسترس محسوب می‌گردد، و انطباق زمینه‌های مذکور با توسعه اطلاعاتی برای جهان در حال توسعه، بسیار دشوار تلقی می‌شود.

در ماده 25 بر برابری و عدالت اطلاعاتی تأکید شده و این برابری را مبتنی بر تقویت و اشتراک دانش جهانی به‌منظور دستیابی به توسعه از طریق فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی، و علمی می‌داند. راه دستیابی به این برابری استفاده از فناوری‌های کمکی تلقی گردیده، به قسمی که در طرح جهانی و ساختار ارتباطی، طریق مناسبی را جلوه‌گر سازد.

در نهایت ماده 51 بر نقش دولت‌ها در اشاعه منابع اطلاعاتی تأکید می‌کند و متذکر می‌شود: استفاده از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی باید در جهت ایجاد منافع در همه جنبه‌های زندگی روزمره باشد. کاربردهای فناوری اطلاعاتی و ارتباطی در عملیات و خدمات دولت، اطلاعات بهداشتی و درمانی، آموزش و پرورش، اشتغال، حفظ محیط‌‌زیست و مدیریت منابع طبیعی، ... دارای اهمیت بالقوه است(پیش‌نویس بیانیه...، 1382).

از یک دیدگاه کلی می‌توان گفت که آنچه از منظر جهانی در حوزه‌های اطلاعات بهداشتی و پزشکی مورد تأکید واقع شده بهره‌جویی از فناوری اطلاعاتی در تأمین دسترسی عامه به و مواد مزبور است. این اطلاعات باید در مسیرهای عمومی و همگانی، به منزله ابزار سلامتی و بهبود در شرایط زندگی مردم قرار گیرد تا به مرور در راه توسعه ملی واقع شود. «تیموتی اوانز» مشاور فناوری اطلاعات و ارتباطات سازمان بهداشت جهانی بر این اعتقاد است که بحث بهداشت الکترونیکی، پاسخ به نیاز افرادی است که به طیف وسیعی از برنامه‌های کاربردی نیاز دارند. از جمله مهم‌ترین این تأثیرات، جمع‌آوری و مجتمع‌کردن برنامه‌های کاربردی در یک یا چند شبکه در سطح ملی (یا حتی در سطح جهانی) است. به این ترتیب یک شبکه، اطلاعات روزآمد بالینی‌ـ بهداشتی را در کوتاه‌ترین زمان ممکن در سراسر گیتی در دسترس قرار می‌دهد(اوانز، 1382).

2. دیدگاه ملی درباره بهداشت و پزشکی الکترونیکی

نگرش ملی در زمینه بهداشت و پزشکی الکترونیکی در جامعه ایران بر مبنای آیین‌نامه هیئت وزیران و طرح «تکفا» در 15 تیر 1382 به طور رسمی شکل گرفت. براساس این آیین‌نامه و تصمیم‌‌گیری هیئت وزیران مقرر شد که مصوبات آن هیئت در جلسه مورخ 9 تیر 1381 و بنا به پیشنهاد شماره 53188/105 مورخ خرداد ماه 1381 سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی کشور، آیین‌نامه نحوه اجرای فعالیت‌های مشخص به منظور گسترش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور را در ماده شماره 3 این آیین‌نامه برنامه‌های هفت‌گانه‌ای همراه با پروژه مربوطه به عنوان اولویت‌های برنامه عملیاتی فناوری ارتباطات و اطلاعات کشور اعلام شد و در بند «ج» به حوزه طرح گسترش کاربرد فناوری ارتباطات در آموزش عالی و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی اشاره شد و به منزله یکی از راهبردهای ملی به تصویب رسید. بر این قرار دولت، سلامت و بهداشت الکترونیکی را در چارچوب یکی از مسائل اهم برای دستگاه‌های اجرایی مطرح ساخت. در این مصوبه، تعهدات دولت جمهوری اسلامی ایران در دو جنبه توسعه سخت‌افزاری و خلاقیت نرم‌افزاری تجلی یافته است. در این زمینه به راهکارهای علمی موجود در جامعه اطلاعاتی ایران در برنامه توسعه سوم و چهارم جمهوری اسلامی ایران اشاره می‌شود.

الف. طرح جامع اطلاع‌رسانی نظام پزشکی کشور مبتنی بر زیرساختار اطلاعات مکانی جی‌آی‌اس)[2].

گسترش فناوری ارتباطات و اطلاعات در نظام پزشکی کشور از عوامل حیاتی در خدمات اطلاعاتی دولت الکترونیکی در جامعه اطلاعاتی ایران محسوب می‌شود. این روند براساس پروژه مصوب موسوم به «طرح جامع اطلاع‌رسانی نظام پزشکی کشور مبتنی بر زیرساختار اطلاعات مکانی (جی‌آی‌اس)» است که از این پس آن را «طرح جامع اطلاع‌رسانی» می‌خوانیم. این طرح براساس تخصیص اعتبار تبصره 13 قانون بودجه سال 1381 مبتنی بر موافقت‌نامه‌های سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی، قابلیت توسعه دارد. اولویت‌دهی این طرح از نظر آن سازمان برای طرح مزبور، از اجزای ماده 7 موافقت‌نامه اجرایی تلقی شده و «جهت‌دهی فعالیت‌های مشترک بخشی به کمیته‌های فرابخشی و تفکیک وظایف» شمرده شده است(موافقت‌نامه‌های اخیر...، 1382). خروجی «طرح جامع اطلاع‌رسانی نظام پزشکی کشور» در چارچوب جامعه اطلاعاتی ایران به قرار زیر تعیین شده است:

- ایجاد سیستم‌های نرم‌افزاری ثبت و جمع‌آوری اطلاعات پزشکی در رده‌های نیروی انسانی، تجهیزات پزشکی، ساختمان‌ها، بیمارستان‌ها، طبقه‌بندی بیماری‌ها و نیاز بخش‌های مذکور بر مبنای استانداردهای بین‌المللی بهداشتی ـ درمانی.

- ارائه آیین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌های لازم در خصوص اخذ استاندارد، نگهداری، مدیریت و انتشار داده‌های بهداشتی‌ـ درمانی بر مبنای استانداردهای بین‌المللی در سطح ملی؛

- به‌روز نگهداری و ارائه اطلاعات از طریق وب به کلیه ذینفعان و درخواست‌کنندگان

- ارائه گزارش‌های مرتبط با پراکندگی بیماری‌های مختلف، توزیع نیروی انسانی، توزیع فضاهای درمانی (تخت‌های بیمارستانی،‌ توزیع دارو و تجهیزات بیمارستانی)، و ... از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی؛

- تهیه طرح نظام جامع‌ اطلاع‌رسانی پزشکی کشور شامل مراحل: اخذ، مدیریت و ارائه اطلاعات پزشکی کشور (بیمه‌ها، خدمات درمانی، و ...)، نرم‌افزارها، سخت‌افزارها، و ساماندهی زیر ساخت‌های لازم تا سطح شناخت و امکان‌سنجی؛

- تهیه استانداردها و ساختار اجرایی مدیریت پروژه « نظام جامع اطلاع‌رسانی پزشکی مبتنی بر ساختار اطلاعات مکانی (جی‌آی‌اس)» شامل کلیه بخش‌های دخیل، وظایف و نقش آن‌ها براساس مطالعات طرح نظام جامع اطلاع‌رسانی پزشکی(برنامه‌های تکفا، 1382).

آنچه از این دستورالعمل آشکار می‌شود انتقال برنامه‌های پراکنده پزشکی و بهداشتی کشور به یک سیستم جامع اطلاعاتی مبتنی بر فناوری اطلاعات است که زمینه‌های دسترس‌پذیری را در جهات علمی و خدماتی براساس استانداردهای موجود بین‌المللی و ملی در حوزه بهداشتی ـ درمانی ارتقا می‌دهد

ب. برنامه راهبردی توسعه کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات بهداشتی‌ (تکفاب)

طرح راهبردی ملی توسعه کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات بهداشتی به استفاده از فناوری‌های جدید در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، دانشگاه‌های علوم پزشکی و سازمان‌های تابعه مربوط می‌شود. هدف اصلی این طرح، برقراری ارتباط بین‌ ارائه خدمات بهداشتی با قابلیت‌های فناوری جدید می‌باشد تا موارد زیر فراهم شوند:

- حمایت از بیمار و ارائه خدمات طراحی‌شده برای او به طور مناسب، سریع و بی‌وفقه؛

- حمایت از پرسنل از طریق ارتباطات الکترونیکی مؤثر، آموزش و مدیریت بهتر، کاهش زمان دستیابی به اطلاعات ضروری (یادداشت‌ها، نتایج آزمایش‌ها)، و افزایش نیروهای خبره و متخصص؛

- بهبود مدیریت و تحویل سرویس‌ها با ارائه اطلاعات مفید برای حمایت از تحقیقات بالینی، اطلاعات مدیریتی و نظارتی.

این طرح بر دانشگاه‌ها، سازمان‌های تابعه و مراکز ارائه خدمات متمرکز می‌شود، ولی در عین حال قصد دارد هم‌راستا با پیشرفت‌هایی که در حوزه خدمات فناوری ارتباطات و اطلاعات به وقوع می‌پیوندد، ارتباط لازم به وجود آید تا دو نوع خدمات با هم یکپارچه شوند و در یک زمینه ماهوی، آماده کار باشند. هسته اصلی راهبرد طرح این است که کنترل بیشتری بر فرایند مدیریت منابع، مدیریت اجرایی و تحویل اطلاعات، و همچنین امور مربوط به فناوری ارتباطات و اطلاعات اعمال گردد. در این صورت رهبری و هدایت فناوری ارتباطات و اطلاعات بهداشتی[3] توانمند می‌گردد و با اجرای محلی و ملی که براساس معیارهای عدالت اجتماعی هستند منطبق خواهد شد.

اجرای این طرح از ابتدای سال 1382 پیش‌بینی شده و قوت‌‌های آن بر مبنای وجود منابع انسانی متخصص و مستعد، و منابع علمی قابل توجه در اکثر مراکز، بیان شده است. فرصت‌های موجود مشتمل بر اجرای پروژه‌هایی است همچون «اچ‌بی‌‌آی» و اچ‌آی‌سی و تجارب ارزنده پزشکی راه دور که در سال‌های اخیر در دفتر توسعه و هماهنگی اطلاع‌رسانی معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان، و آموزش پزشکی حاصل شده. فرصت مناسب است تا در زمینه روزآمد شدن به کارگیر تکنولوژی نوین در اطلاع‌رسانی پزشکی یک حرکت جهشی در از بین بردن فاصله زیاد جهان پیشرفته با علوم روز کشور برداشته شود و در این زمینه به استانداردهای جهانی دسترسی حاصل گردد.

بینش طرح در رابطه با فناوری اطلاعات و ارتباطات این است که کلیه فعالیت‌های حوزه بهداشت، درمان و آموزش پزشکی را با قابلیت‌های فناوری جدید اطلاعاتی مرتبط سازد. نمونه‌های عملی برای مقاصد طرح به قرار زیرند:

1. برای بیماران، در خدمات بهداشتی و درمانی دارای فناوری ارتباطات و اطلاعات، تأثیرات مستقیم و قابل رؤیتی در نحوه تعامل آن‌ها با سیستم بهداشت، و تجربه آن‌ها به عنوان مشتریان خدمات سلامتی موجود است. بر این قرار که سوابق مربوط به بیمار همیشه و به سرعت در دسترس کارکنان قرار خواهد گرفت و کیفیت سوابق تغییری نخواهد کرد. در عوض بیماران نیز با مشاهده سیستم‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات با کیفیت بالا،‌ به کارکنان مطمئن‌تر می‌شوند و به همه سؤالات پزشکان پاسخ می‌دهند و به جدیدترین پروتکل‌های تجویزی و درمانی و نیز به آخرین یافته‌های دانش پزشکی و تخصص بالینی اعتماد می‌کنند و پروتکل‌های مراقبت از راه دور بیمار در دسترس قرار می‌گیرند.

2. متخصصان بهداشت، سیستم‌های جدید، سریع، و ایمن فناوری ارتباطات و اطلاعات را در اختیار خواهند داشت تا از کار روزمره آنان پشتیبانی کنند. بدین ترتیب آنان قادر خواهند بود پیشینه بیمار مورد نظر را بازبینی، طرح‌های مراقبت از وی را برنامه‌ریزی، داروها را تجویز، آزمایش‌ها را بررسی، و نتایج آن را سریعاً و به راحتی مشاهده کنند. با توجه به این نکات، زمانی که به بیمار اختصاص می‌دهند به طور مؤثر در راه تأمین سلامتی، و مراقبت با کیفیت بالا بر اساس جدیدترین سوابق الکترونیکی که صحت و امنیت آن‌ها نیز منظور شده صرف خواهد شد.

3. برای مدیران بهداشت، تأمین‌داده‌های صحیح و معتبر (مالی و بالینی)، تعیین نیروی کاری بهتر، و اداره منابع ناقص راحت‌تر می‌شود. نظارت بالینی افزایش می‌یابد و سطح کیفیت مراقبت از بیماران ارتقا می‌یابد. سلامت عمومی، طرح‌ریزی خدمات برای مردم، و نیز خدمات آماری و تحلیلی براساس داده‌های باکیفیت، بهتر خواهد بود. همچنین اطلاعات، به طور ایمن و بلافاصله در اختیار متخصصان قرار می‌گیرد.

توسعه تکفاب براساس سه مرحله (زیربنا، خدمات کاربردی، و اجرای آن) تعریف شده است. در «زیربنا»ی مقدماتی، تعریف استانداردهای داده‌ها، استانداردهای تبادل، امکان مشاوره پزشکی از طریق رایانه‌های شخصی، و استانداردهای لازم برای حفظ اسرار بیماران در نظر گرفته شده. «خدمات کاربردی» آن مشتمل بر بررسی ایجاد خدمات پرونده‌های بهداشتی ملی، و استفاده از «ایکس‌ام‌ال» مبتنی بر مشخصه سیستم «ئی‌پی‌آر» با استفاده از استانداردهای قابل تغییر است. بخش‌های بعدی طرح در دو مرحله و با توجه به راهبرد‌‌های زیر پیشنهاد شده است:

مرحله اول: 1383-1382

1. زیربنا

- امکان دستیابی به پهنای باند لازم (حداقل 64 کیلوبایت در ثانیه) برای مراکز بهداشتی، و افزایش به پهنای باند 2 مگابایت در ثانیه میان مراکز اصلی؛

- قابلیت دسترسی به داده‌های معتبر برای همه کارکنان بهداشتی با توجه به سطوح مسئولیتی، و ایجاد سیستم تهیه فهرست‌های بهداشتی در سطح ملی.

2. خدمات کاربردی

- خدمات ملی پیوسته اورژانس؛

- خدمات ملی پیوسته اطلاعات خاص پزشکی؛

- خدمات ملی نظام اطلاعات دارویی و غذایی؛

- پایلوت خدمات پرونده سلامتی ملی؛

- پایلوت خدمات ملی تحلیلی پرونده بهداشتی- درمانی؛

- پایلوت تهیه مطالب و آموزش به شیوه الکترونیکی؛

- بررسی خدمات ملی منابع الکترونیکی پزشکی از طریق کتابخانه مجازی.

مرحله دوم: 1389- 1384

1. زیربنا

- دستیابی به پهنای باندی که در سرعت‌های توصیه‌شده در شبکه‌های محلی و نواحی گسترده دیگر، جوابگوی نیازها باشد؛

- مکانیسم‌های دستیابی امن (مثل کارت‌های هوشمند) برای مردم.

2. خدمات کاربردی

- خدمات ملی ثبت سلامتی به همراه داده‌های مهم و لینک‌های ارجاعی به سیستم‌های شبکه جهانی محلی برای دستیابی کامل به سابقه؛

- خدمات شناسنامه الکترونیکی بهداشتی؛

- خدمات ملی تجویز نسخه الکترونیکی به همراه کارآیی کامل برای متخصصان بالینی و خود بیمار به صورت پیوسته.

براساس طرح توسعه تکفاب، روند اطلاع‌رسانی پزشکی به صورت ملی و با توجه به توانمندی‌های استان‌ها، امکان تحقق پیدا می‌کند (برنامه استراتژیک ...، 1382). این طرح بر حسب ساختار یک دبیرخانه با توجه به همکاری نزدیک با واحدهای مسئول، قابلیت تحقق می‌یابد. این طرح اینک در سه استان آذربایجان شرقی، بوشهر، و کهگیلویه و بویراحمد به صورت آزمایشی در حال اجرا می‌باشد و صورتجلسات و نتایج آن در پایگاه وب تکفاب موجود است. آنچه به منزله کارکردی در طرح ملی تکفاب مشهود است محور حرکت طرح در اجزای مختلف آن، و به قرار زیر می‌باشد و مسئولان برای آن براساس معرفی هر محور و مبحث کلیدی، چاره‌اندیشی نموده‌اند:

- محور آموزش الکترونیکی،

- محور کتابخانه دیجیتال و خدمات اطلاعات تحقیقات،

- محور خدمات اطلاعات بالینی و نسخه الکترونیکی،

- محور خدمات اطلاعات مدیریت.

نتیجه‌گیری

آن چه از طرح جامع اطلاع‌رسانی و برنامه راهبردی توسعه کاربرد فناوری و اطلاعات بهداشتی دولت جمهوری اسلامی ایران استنتاج می‌شود مبتنی بر برنامه‌های کلیت‌نگر در ساختار زیربنایی و توسعه آموزش منابع انسانی است که می‌تواند اجزای مسائل بهداشتی و پزشکی الکترونیکی را در دهه هشتاد شمسی دربرگیرد. از تجارب ممالک توسعه‌یافته آشکار است که نیاز روزافزون عامه جوامع مزبور به اطلاعات الکترونیکی سلامتی، روبه فزونی دارد؛ چنانچه در جامعه آمریکا مردم از طریق شبکه جهانی وب به طور کلی در هزاره جدید در جستجوی چهار دسته از منابع اطلاعاتی بوده‌اند که عبارت‌اند از: علائق شخصی، درباره سلامتی، مطالب دولتی، و مسائل مذهبی.

طبق تحقیقات جدیدی که در تابستان 2002 میلادی صورت گرفته، هفتاد و سه میلیون نفر آمریکایی در مقطع زمانی مزبور به دنبال اطلاعات الکترونیکی درباره سلامتی بوده‌اند، در حالی که در پاییز سال 2000 میلادی حدود پنجاه و دو میلیون نفر از اطلاعات الکترونیکی سلامتی بهره برده‌اند که این ارقام رشد چشمگیری را نشان می‌دهند. همچنین 81 درصد، جستجوی خود را با یک موتور جستجو یا سایت‌های اطلاع‌رسانی مثل«یاهو!»، «ام‌اس‌ان»، و «ای‌اُ‌اِل» شروع کرده و بقیه مستقیماً به سراغ سایت‌های مربوط به سلامتی رفته‌اند. گزارش شده که 82 درصد از افراد از اطلاعات سلامتی یافته‌شده، راضی بوده‌اند. از هر سه نفر یک نفر می‌گوید کسی را می‌شناسد که اطلاعات سلامتی موجود در اینترنت، به او کمک کرده است، و از هر صد نفر، دو نفر فردی را می‌شناسند که از این اطلاعات آسیب دیده است. اغلب جستجوها برای اطلاعات سلامتی مربوط به بیماری‌های خاص، کنترل وزن، و اطلاعات درباره دستور استفاده از داروها بوده است. همچنین، جستجو در خصوص سلامت روانی و مباحث حساس پزشکی رو به افزایش است)بشاش، 1381).

تمام موارد مذکور مبین ترویج اطلاعات سلامت الکترونیکی در جامعه اطلاعاتی نوین در هزاره جدید است. بر این مبنا دولت جمهوری اسلامی ایران به تبعیت از اعتقاد راهبردی سازمان بهداشت جهانی، باید جنبه‌های آموزشی و شبکه‌سازی را به منزله چشم‌انداز نوین توسعه بهداشت و پزشکی الکترونیکی تا پایان قرن حاضر شمسی بر اصول و مبانی زیر متمرکز کند:

1. آموزش: سرمایه‌گذاری در بخش‌های آموزش بهداشتی‌- درمانی برای پزشکان متخصص و عمومی، پرستاران، و امدادگران؛

2. سازگاری: تدارک زیرساخت‌های فنی استاندارد برای کشور و بالطبع سازمان‌های مختلف به منظور اتصال به شبکه جهانی بهداشت؛

3. کاربرد فناوری‌های نوین در امر بهداشت: مبتنی بر سرمایه‌گذاری بیشتر در حوزه تحقیقات پزشکی؛

4. شبکه‌سازی: قابلیت برقراری ارتباط جهانی و ملی در حوزه بهداشت و درمان، فارغ از محدوده جغرافیایی.

منابع

- (1382)، «برنامه‌های تکفا: نظام پزشکی کشور». تکفا. سال اول. شماره 4 (اردیبهشت 1382)، ص 162.

برنامه استراتژیک توسعه کاربری فناوری ارتباطات و اطلاعات بهداشتی (تکفاب). سایت تکفاب: وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. (WWW.Takfab.hbI.Ir) [بهمن 1382].

بشاش، محمود. «آنها در جستجوی چه هستند؟» در وب سایت خود را به یک مرکز درآمد تبدیل کنید. کتاب الکترونیکی در سایت محمود بشاش (WWW.mahmoodb.com) [پاییز 1381].

پیش‌نویس بیانیه اصول اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی، نسخه 15 آذر. سایت ایران و جامعه اطلاعاتی. (WWW.Iranwsis.org) آذر 1382.

تیمونی، اوانز. «بهداشت الکترونیکی وارد می‌شود». عصر ارتباط. شماره 46 (20 دی 1382)، ص 9.

شکرخواه، یونس (بی‌تا). «بررسی تطبیقی محتوای اعلامیه‌های کنفرانس منطقه‌ای: تدارک اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی». سایت ایران و جامعه اطلاعاتی (WWW.Iranwsis.org) [آذر 1382].

‌عنان کوفی (بی‌تا). «سخنرانی کوفی عنان، دبیرکل سازمان ملل متحد، در اجلاس عالی سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی». سایت ایران و جامعه اطلاعاتی. (WWW.Iranwsis.org) [آذر 1382].

لوچیانومایانی (بی‌تا). «سخنرانی لوچیانومایانی، دبیرکل CERN در مراسم اختتامیه اجلاس نقش علم در جامعه اطلاعاتی. سایت ایران و جامعه اطلاعاتی. (WWW.Iranwsis.org) [آذر 1382].

المدرسی، محمدتقی (1382) «ICT فناوری بیطرف و جامعه مبتنی بر اطلاعات» ماهنامه تجارت الکترونیک و رایانه. شماره 8 (آذر، ص 18.

«موافقت‌نامه‌های اخیر دستگاه‌های اجرایی درخصوص پروژه‌های برنامه‌های تکفا». تکفا. سال اول. شماره 4 (اردیبهشت 1382)، ص 156.
پی‌نوشت‌ها
1. CERN

2. GIS (Geographic Information System)

3. HICT (Health Information & Communication Technology)

* استادیار گروه کتابداری و اطلاع‌رسانی دانشگاه اصفهان

منبع: سایت مرکز مدارک و اطلاعات علمی ایران

راه طولانى تا ایجاد دولت الکترونیکی (1)

سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

جواد دلیری - «خدمات دولت الکترونیکى» عنوانى است که روى پارچه نوشته هاى ساده یا تابلوهاى ورودى مقابل دفاتر تازه تأسیس در گوشه و کنار شهر نقش بسته است. دفاتر خدمات دولت الکترونیکى مراکزى است که چندسالى است براى ارائه خدمات دولتى روى شبکه هاى رایانه اى و اینترنتى ایجاد شده است، اما خدمات همچنان سنتى ارائه مى شود.

پرده دوم:

ساعت ۱۱ صبح، یکى از ۵۰ دفتر خدمات دولت الکترونیکى در تهران پر است از مراجعه کنندگان که براى صدور گذرنامه آمده اند یا تعویض گواهینامه و یا گرفتن بر گه عدم خلافى ... در دفتر «خدمات دولت الکترونیکى» تنها سه رایانه وجود دارد. یکى از آنها فقط پرینت برگه خلافى مى دهد. یکى روى میز مدیر دفتر قرار دارد و آن یکى هم به مراجعه کنندگان سرویس مى دهد... مراجعه کنندگان زیر لب غرغر مى کنند... یکى مى گفت، گفته بودن سه هفته اى گواهینامه مى دهند اما سه ماه است گواهینامه ام به دستم نرسیده است دیگرى پاسخ مى داد، از صبح اینجایم، هنوز کارم راه نیفتاده است.

پرده سوم:

در یک کشور اروپایى زندگى مى کند. قبوض برق، آب و تلفن خود را با استفاده از رایانه اش در منزل پرداخت مى کند، بلیت مسافرتش را با فشار چند کلیک و اتاق مورد نظرش را در هتل شهر مقصد رزرو مى کند، پول نقد با خود همراه نمى برد، نگران کمبود پول هم نیست، براى دانشگاهش هم نیازى ندارد در صف انتخاب واحد دانشگاه بایستد....

* * *

در جهان مدرن، دولت الکترونیکى در برگیرنده توسعه و به کارگیرى زیر ساختهاى اطلاعاتى و همچنین تدوین و اجراى سیاستها، قوانین و مقررات لازم براى کاهش فرایند هاى ادارى است. اما در ایران، این «دولت جدید»، وضعیتى متفاوت دارد. برخلاف نام الکترونیکى آن، نقطه اتصال مردم و دولت که باید از طریق رایانه باشد، همچنان سنتى است. در حالى که نبایدنیازى به مراجعه حضورى و فیزیکى به مراکز خدماتى باشد افراد باز هم باید به مراکز خدماتى بروند.

طرح خدمات دولت الکترونیک در حقیقت آغازى براى استفاده آسان از فناورى اطلاعات به منظور توزیع خدمات دولتى یا سازمانى به صورت مستقیم به ارباب رجوع است و به علت خواص چنین شبکه اى باعث خواهد شد این خدمات در تمام شبانه روز و خارج از ساعات ادارى ارائه شود. امروز بسیارى از کشورهاى در حال توسعه و در حال گذار در تلاشند تا با تدوین و اجراى پروژه هاى دولت الکترونیک خود را با واقعیات و محیط جدید منطبق سازند و از مزایاى آن بهره گیرند. واقعیت این است که اگر طرحهاى دولت الکترونیک به گونه اى کارآمد و هدفمند طراحى و اجرا شوند مى تواند اصلاحات نهادى عمیقى را در بخش دولتى و اصلاح دولت به عمل آورند.

دولت الکترونیک برخلاف رویکردى که در بسیارى از کشورهاى در حال توسعه و بویژه خاورمیانه مشاهده مى شود، قرار دادن رایانه به مقامات و کارمندان دولتى، اتوماتیک کردن رویه هاى عملى قدیمى یا صرفاً ارائه اطلاعات نهادها و وزارتخانه ها روى وب سایت یا ایجاد وب سایت وزارتخانه اى نیست. به اعتقاد صاحبنظران ارتباطى دولت الکترونیک استفاده از فناورى ها واطلاعاتى و ارتباطى براى متحول کردن دولت وفرآیند حکومت گرى از طریق قابل دسترسى تر، کارآمدتر و پاسخگو تر کردن آن است. رضا خسروى کار شناس فناورى ارتباطات و اطلاعات مى گوید: «دولت الکترونیک استفاده سهل و آسان از فناورى اطلاعات به منظور توزیع خدمات دولتى به صورت مستقیم به مشترى، به صورت ۲۴ ساعته و در هفت روز هفته است. دولت الکترونیکى در صدد استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات در جهت ارائه اطلاعات و خدمات به شهروندان، بخش هاى اقتصادى، کارمندان دولت و سایر قسمت هاى دولتى اطلاق مى شود.

مفهوم دولت الکترونیک در پى ظهور وگسترش فناورى هاى نوین ارتباطى و از جمله اینترنت گسترش پیدا کرد. تغییر ات گسترده و عمیقى که اینترنت برابعاد گوناگون زندگى انسانها، از روابط انسانى گرفته تا کار، آموزش، تفریح، خرید و.... داشته، لزوم ارائه خدمات نوین و کیفى که پاسخگوى نیازها و انتظارات شهروندان جامعه اطلاعاتى آینده باشد را نمایان مى سازد. سیر تحول و توسعه دولت الکترونیک جدا از گسترش و توسعه شبکه اینترنت نیست. همانطور که اینترنت با سرعت فراوان و دسترسى آسان تر توسعه مى یابد، دولتها نیز به طور فزاینده اى به این فناورى به عنوان ابزارى جهت کاهش هزینه ها، ارتقا، بهبود ارتباطات میان بخش هاى دولت و مردم افزایش کارایى در میان سیستم هاى بروکراتیک دولتى و تشویق مشارکت شهروندان در فرایندهاى دولتى مى نگریستند. نخستین بارى که از دولت الکترونیک به طور رسمى نام برده شد، در طول مدت ریاست جمهورى کلینتون در آمریکا بود.

اما تفکر و ایده دولت الکترونیک محدود به آمریکا نیست زیرا در سایر کشورهاى پیشرفته و در حال توسعه نیز، نیاز براى تغییرات و تحولات جدى در بخش دولتى احساس مى شود.

علاوه بر این، دولت الکترونیکى مزایاى مهمى براى شهروندان، مشاغل و دولت ها در سرتاسر جهان به وجود آورده است. اگر چه این فناورى هنوز دوره نوجوانى خود را طى مى کند ولى قابلیت هاى انعطاف ناپذیر اینترنت شامل پتانسیل بالاى آن براى کاستن فوق العاده هزینه ها، افزایش سود، گسترش موارد قابل دسترس، از بین بردن فاصله هاست. خسروى کارشناس ارتباطات مى گوید: «دولت الکترونیک، شاهد مدیریت کارآمدى خواهد بود، خدمات دولتى بهترى به شهروندان ارائه مى شود، تعامل بهترى با شهروندان و بخش هاى بازرگانى و صنعتى به وجود مى آورد، از طریق خدمات به مردم، در هر زمان و هر مکان ارائه مى شود، تسهیلات در اختیار شهروندان قرار مى گیرد، انجام امور دولتى با شفافیت بیشترى انجام مى شود، مسؤولیت پذیرى از سوى بخش هاى دولتى مشاهده خواهد شد، مخاطب بخش هاى دولتى دیگر جمع نبوده، بلکه فرد است، کاهش بوروکراسى ادارى و کاغذبازى در ادارات از دیگر مزایاى دولت الکترونیکى است.

مهندس نصرالله جهانگرد، دبیر شوراى عالى اطلاع رسانى مى گوید: «در تهران با جمعیت سیالى بالغ بر ده میلیون نفر مواجه هستیم، همچنین دو میلیون خودرو، ترافیک سنگین تزاحم و تلاقى از هم گسیختگى فراوانى را به وجود آورده است.»

جهانگرد این پرسش را مطرح مى کند که «کاربران و شهروندان چه نیازهایى دارند و در این زمینه با دو مسأله روبرو هستیم؛ اول توسعه شهرى و دوم خود فناورى اطلاعات براى پشتیبانى از توسعه شهرى.» جهانگرد ادامه مى دهد: فناورى اطلاعات و ارتباطات مى تواند کلیه خدمات شهرى را در فضاى مجازى توسعه دهد و با ایجاد طرح جامع و ارتباط بخشى بین کانون هاى مختلف تصمیم گیرى جامع را در این میان به وجود آورد.

مزایاى استفاده از فناورى اطلاعات و ارتباطات براى توسعه شهرى تسهیل و افزایش اثربخشى برنامه ریزى شهرى، مشارکت بهتر در برنامه ریزى و افزایش مقبولیت اجتماعى، بهبود شرایط اکولوژیکى و محیط زیست شهرى، مدیریت مناسب ترافیکى، کارآیى و کاربرد شهروند محور فضاى زندگى و دسترسى بهتر به اطلاعات سازه ها و مبلمان شهرى است.

با این حال، در راه تحقق و پیاده سازى دولت الکترونیک موانع بسیارى اعم از محدودیت مهار فنى و تکنولوژى، دشوارى هاى اقتصادى و مالى، نگرش هاى موجود در جامعه در سطح مسؤولان و دستگاه هاى اجرایى کشور گرفته تا شهروندان و عموم جامعه و غیره قابل مشاهده است.

على خسروى، کارشناس ارتباطات مى گوید: در میان مسؤولان، برنامه ریزان و نیز افکار عمومى جامعه هنوز ضرورت تحقق دولت الکترونیک به طور کامل درک نشده است و مدیران بلندپایه سازمان هاى دولتى، در عمل از برنامه ریزى هاى انجام شده در جهت بسترسازى براى تحقق دولت الکترونیک حمایت لازم را به عمل نمى آورند. لذا این مسأله نیازمند تدابیر برنامه هایى به منظور تغییر نگرش ها در این خصوص است.

مهندس جهانگرد مى گوید: «به دلیل اینکه دسترسى به این تکنولوژى تاکنون محدود بوده، با کمبود دانش و مهارت، فقدان انگیزه بر جایگزینى روش هاى سنتى و عادت و گاه اجبار شهروندان در کسب خدمات رودررو مواجه بوده ایم.»

على محقر، رئیس اداره IT وزارت کشور هم نکته اى دیگر مى گوید. او تصریح مى کند: مشخص شدن برنامه همراه با زمان بندى و هزینه هاى مربوطه، الزام مدیران تمام دستگاه هاى دولتى و غیردولتى در به کارگیرى فناورى هاى اطلاعاتى در انجام وظایف محوله و تخصیص اعتبار بر اساس برنامه جامع، از اولویت هاى اصلى توسعه در این حوزه محسوب مى شود.

او بر وجود دستگاهى به عنوان متولى فناورى اطلاعات و ارتباطات در ایران تأکید دارد، چرا که به اعتقاد او در صورت وجود دستگاه اصلى و برنامه مشخص، بودجه و اعتبارات نقش مهمى را در ایجاد فرهنگ و توسعه دولت الکترونیکى خواهد داشت. ضمن آنکه ماهیت و عملکرد دولت الکترونیکى به گونه اى است که در کوتاه مدت نه تنها سرمایه گذارى هاى انجام شده را برمى گرداند، بلکه سودآورى هاى فراوانى براى دستگاه هاى دولتى و بنگاه هاى خصوصى به بار خواهد آورد.

محقر، رئیس اداره IT وزارت کشور معتقد است: بودجه توسعه طرح دولت الکترونیکى باید در بخش تکمیل شبکه فیبر نورى کشور، پایگاه هاى داده ملى، سیستم هاى ماهواره اى در مراکز استان ها و شهرستان ها، برج هاى IT در شهرستان ها، آموزش هاى کوتاه مدت و تخصصى، تخصیص یابد.

وى ادامه مى دهد: همچنین تکلیف و الزام قانونى جهت اختصاص درصدى از بودجه دستگاه هاى دولتى یا عمومى و حتى خصوصى بویژه توسعه سخت افزارى و نرم افزارى IT در همان دستگاه باید صراحتاً در قانون آورده شود.

بنابراین، در صورت درک ویژگى ها و مختصات جامعه اطلاعاتى آینده و جایگاه و نقش ایران در این عرصه از سوى مدیران و برنامه ریزان شاهد اجرا و پیاده سازى اصولى و صحیح دولت الکترونیک در جامعه خواهیم بود. از دیگر سو رسانه هاى جمعى اعم از رادیو و تلویزیون و مطبوعات مى بایست با اطلاع رسانى مناسب نسبت به آگاه سازى افکار عمومى شهروندان در خصوص مفاهیم و مزایاى دولت الکترونیکى اقدام کرده تا شرایط پیاده سازى دولت الکترونیکى تسهیل شود. ایجاد و نگهدارى شبکه هاى اطلاع رسانى و پایگاه اطلاع رسانى هزینه هاى بالایى را بویژه براى کشورهاى در حال توسعه در بر دارد.

لذا فراهم کردن بسترهاى پیاده سازى و تحقق دولت الکترونیک هزینه هاى سنگینى را بر دوش جامعه و شهروندان خواهد گذاشت، زیرساخت هاى لازم در این زمینه در بسیارى از جوامع مهیا نیست. عمده ترین بستر پیاده سازى دولت الکترونیک، اینترنت است که فراهم کردن امکانات مناسب در این زمینه ضرورى و اجتناب ناپذیر است.

منبع: ایران

راه طولانى تا ایجاد دولت الکترونیکی (2)

سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

جواد دلیرى -اگر در زندگى مدرن روزمره نمى توان هیچگونه تصورى از زندگى بدون انرژى برق یا آب داشت، دیر یا زود اینترنت نیز این نقش را به عهده خواهد گرفت، یعنى نمى توان بدون استفاده از اینترنت و خدمات مبتنى بر آن زندگى کرد.

بر اساس گزارش منتشر شده توسط وزارت ارتباطات و فناورى اطلاعات، مى توان ادعا کرد که اغلب وزارتخانه هاى کشور وارد مرحله اول از دولت الکترونیک شده اند و یا اینکه اقداماتى را در راستاى نیل به این هدف آغاز کرده اند، ولى در حال حاضر ۱۴ درصد از سازمانهاى اصلى دولتى حتى فاقد آدرس اینترنتى هستند، ۷۸ درصد داراى وب سایتهاى ابتدایى بوده و تنها ۸ درصد [یعنى دو مورد] داراى سایت پیشرفته اند و هیچ یک از سایتهاى دولتى در مرحله تعاملى، تراکنشى و یا مرحله یکپارچگى قرار ندارند. هیچگونه خدمات دولتى یا پرداخت در حال حاضر از طریق وب سایتهاى دولتى ایران قابل اجرا نیست. اکثر سازمانهاى دولتى موجود حتى فاقد ارتباط با سازمانها و شرکتهاى تابعه خود هستند و تنها برخى از آنها داراى ارتباط با بخشى از سازمانها یا شرکتهاى زیرمجموعه خود هستند.

ایده دولت الکترونیک بدین منظور مطرح شد که دولت و شهروندان بتوانند ارتباط نزدیک ترى با یکدیگر داشته باشند و مردم جامعه نیز در تعیین سرنوشت اجتماعى شان نقش داشته باشند. به همین دلیل، یکى از منافع مورد انتظار در انجام پروژه هاى مرتبط با فناورى ارتباطات و اطلاعات، بهبود کارایى در ادارات است.

از دیگر مزایاى دولت الکترونیک، ارتقاى کیفیت و حجم خدمات و نیز افزاش قابلیت دسترسى به اطلاعات دولتى است. دولت الکترونیک به دلیل داشتن ویژگیهایى مانند سریع تر شدن تعاملات، افزایش مسؤولیت پذیرى و پاسخگویى و پردازش سریع تر باعث مى شود تا علاوه بر کارایى ناشى از صرفه جویى در هزینه ها و منابع کیفیت خدمات نیز افزایش یافت.

دکتر على اکبر جلالى استاد دانشگاه علم و صنعت مى گوید: افزایش کیفیت خدمات دولتى، به روز شدن این خدمات، بهبود وضعیت شهروندان، افزایش پاسخگویى، تمرکز خدمات دولتى بر نیازهاى شهروندان، کاهش هزینه ها، آسانى ارتباطات، کاهش اندازه دولت، کاهش تخلفات، افزایش مشارکت مردم و اداره مؤثرتر حکومت همگى از آثار مثبت دولت الکترونیک است.

واقعیت این است که اگر طرحهاى دولت الکترونیک به گونه اى کارآمد و هدفمند طراحى و اجرا شوند، مى توان اصلاحات نهادى عمیقى را در بخش دولتى و اصلاح دولت به عمل آورد، اما دولت الکترونیک در برخى از کشورها تاکنون نتوانسته به مفهوم واقعى خود نزدیک شود. در بسیارى از کشورها از جمله ایران رویدادى که تاکنون شاهد آن بوده ایم، این مسأله محدود به خریدارى سخت افزار براى ادارات و دوایر و تشکیل فرایند اتوماسیون ادارى و تغییر روشهاى سنتى و یا در بهترین موارد، گذاردن اطلاعات محدود در وب سایتهاى سازمان یا وزارتخانه ها است.

در صورتى که هدف اصلى یک دولت الکترونیک، استفاده از فناورى اطلاعات در جهت تغییر ساختار دولت براى بالا بردن قابلیت دسترسى به دولت براى مراجعان و پاسخگویى و ازدیاد بازدهى کارى آن به سمت توسعه است. راهى که از طریق استفاده از فناورى اطلاعات به انجام مى رساند. چنین طرحى جز با ارائه یک ساختار قوى و همکارى تمام بخشهاى یک دولت و فراهم سازى بستر مناسب محقق نخواهد شد. در نتیجه اجراى آن تنها با ایجاد وب سایت هاى دولتى و انتشار اخبارى از فعالیتهاى سازمانى امکانپذیر نیست.

مدل دولت الکترونیک به صورتى چندلایه تنظیم شده که حتى در کشورهاى پیشرفته نیز برخى لایه هاى پیشرفته آن پایه ریزى نشده است، اما صرفاً براى ادعا و عنوان هم که شده، دولت الکترونیک نیازمند حداقلهایى است که حتى از مراحلى چون مکانیزاسیون و اتوماسیون بالاتر است.

بنابر تصمیم دولت، کلیه سازمانهاى دولتى موظف شده بودند تا پایان سال ۸۲ وب سایت مربوط به خود را راه اندازى کرده و اطلاعات مورد نیاز ارباب رجوع را در آن قرار دهند.

طبق مصوبات، استقرار سیستم هاى مکانیزه در زمینه فعالیت هاى دستگاههاى اجرایى، استقرار شبکه اطلاع رسانى اینترنتى، درج آدرس اینترنتى در سر برگ ها، قرار دادن اطلاعات مورد نیاز در شبکه هاى اطلاع رسانى، راه اندازى پایگاه اینترنتى مردم از سوى سازمان مدیریت از جمله اقداماتى است که در این راستا باید انجام مى گرفت.

اما على رغم این مصوبات کافى است به صورت گذرا سرى به دفاتر خدمات دولت الکترونیک بزنید، متوجه مى شود تنها براى گرفتن یک فرم نیازمند زمانى طولانى هستید، پس از پر کردن فرم تازه از شما، شماره کد ملى مى خواهند که اگر نداشته باشید، باید ساعتها وقت زمان بگذارید. همه این کارها با یک شبکه رایانه اى قابل حل است اما هنوز در خیلى جاها سنتى است.

مشخص است در برخى جاه ها پیچیدگى فرآیند کارهاى ادارى با ایجاد دفاتر دولت الکترونیکى کاملاً بیشتر شده است. این درست مشابه فرآیندى است که بانکهاى ما در رایانه اى کردن امور انجام مى دهند. آنها یک بار تمامى مراحل کار را در رایانه وارد مى کنند و یک بار هم به صورت دستى این کار را انجام مى دهند در حالى که در گذشته کل این مراحل صرفاً به صورت دستى انجام مى گرفت. تردید در پیاده سازى دولت الکترونیکى و ایجاد کار به صورت نصفه و نیمه نه تنها هیچ فایده اى براى ایجاد سهولت و سرعت در کارنداشته بلکه حلقه اى به حلقه هاى بروکراتیک و سنتى مى افزاید. همین سازمان ثبت احوال، چندین سال است براى کسب اطلاعات مربوط به مردم هزینه بسیارى را صرف کرده است و چندین سال است براى اعلام این شماره به مردم راههاى مختلفى در پیش گرفته مى شود. با این حال هنوز یا بسیارى از مردم شماره هاى ملى خود را نمى دانند یا هنوز کارت ملى خود را نگرفته اند.

در آمریکا، ارائه خدمات به صورت اینترنتى در مقایسه با سایر روشهاى ارائه خدمات ۷۰ درصد براى دولت مرکزى صرفه جویى در پى داشته است. تجدید گواهینامه از طریق اینترنت ۲ دلار هزینه در پى دارد در حالى که با سایر روش ها این هزینه ۷ دلار است. در آلاسکا هزینه ثبت نام اتومبیل ۷‎/۷۵ دلار بوده که استفاده از سیستم اینترنتى، این مبلغ را به ۹۱ سنت کاهش داده است. در برزیل از هر ۱۰ نفر، ۸ نفر برگه هاى مالیاتى خود را به صورت اینترنتى ارسال کرده اند که در نتیجه آن دولت برزیل ۱۰ میلیون دلار در هزینه هایش صرفه جویى کرد. دولت شیلى به علت استفاده از سیستم هاى یکپارچه الکترونیکى ۲۰۰ میلیون دلار صرفه جویى در هزینه ها داشته است. اما ایران در میان ۱۷۸ کشور جهان در رتبه ۱۱۵ قرار دارد. ایران در این رتبه پایین تر از کشورهاى کوچکى مانند سریلانکا، گرانادا، سوریتام، آلبانى، ویتنام، هندوراس و ... قرار دارد. حمیدرضا ریاحى مشاور دبیر شوراى عالى اطلاع رسانى توضیح مى دهد: ایجاد ارتباط الکترونیکى بین دستگاههاى مختلف، مبتنى بر یک دستور اجرایى و حکومتى نیست که به صرف اعلام شوراى عالى اطلاع رسانى یا هر مقام دیگرى محقق شود. دستگاههاى اجرایى در قالب برنامه تکفا هر کدام موظف هستند در وهله اول نگرش خود را به کاربرى فناورى ارتباطات و اطلاعات از یک ابزار به موجد و ستبر توسعه تغییر دهند و سپس با بهره گیرى از برنامه هاى جامع بخشى سیستم هاى خود را ارتقا دهند که این تغییرات به الزامات زیادى از جمله فرهنگ سازى، قوانین و مقررات ساختار هاى جدید سازمانى علاوه بر زیر ساخت هاى گوناگون فنى و دسترسى نیاز دارد. به گفته او در هیچ جاى دنیا این تحولات یک دفعه اتفاق نیفتاده که اکنون ما انتظار داشته باشیم در طول زمان نسبتاً کوتاه برنامه تکفا این تحول در نگرش ها و در نهایت ارتباط یکپارچه بین نهادهاى مختلف برقرار شده باشد.

او تغییر نگرش رأس هرم مدیریتى کشور را در زمینه به کارگیرى آى تى اولویت مى داند.

* * *

از شواهد پیداست تا قوام یافتن چنین رؤیایى که در جاى جاى شهر دفاتر خدماتى الکترونیکى مستقر باشند و با یک «کلیک» کارها انجام شود، فاصله بسیار داریم چرا که این دفاتر بیش تر شبیه یک دفتر پستى عمل مى کنند و بودجه چند میلیاردى این طرح تاکنون به طورى عمل کرده که شما مدارک را دستى به این دفاتر مى دهید، گذرنامه و گواهینامه را باز دستى دریافت مى کنیم در حالى که باید این کار از منزل و از طریق اتصال به یک شبکه و بدون حضور فیزیکى انجام پذیرد. هرچند مسؤولان اعلام کرده اند دولت الکترونیک تا پایان برنامه چهارم بطور کامل محقق مى شود که باید دید این تحقق تا چه حد کامل خواهد بود. باید ماند و دید که از این رو یا تا واقعیت چه مقدار فاصله داریم، پایان برنامه چهارم توسعه؟ ... امیدوار باشیم؟

منبع: ایران

سازمان مدیریت و پروژه هایی که به تعویق می افتد

سه شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – سازمان مدیریت و برنامه ریزی از جمله نهادهایی است که نقش مهمی در پیشرفت پروژه های کشور داشتته و دارد. اما این سازمان بنا بر دلایلی که هنوز چرایی آن مشخص نیست موجبات کندی، تعویق و گاه حتی متوقف شدن برخی از پروژه های خرد و کلان در حوزه IT شده است.

یک نمونه مشخص و همه ساله ازعدم تامین منابع از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی به منابع طرح توسعه و کاربری فناوری اطلاعات و ارتباطات (تکفا) مربوط می شود. پیش از این و در اخبار نیز اعلام شد که تلاش های نهادی همچون شورای عالی اطلاع رسانی در سال گذشته نهایتاً منجر به جذب تنها نیمی از بودجه این طرح شد و این که چرا باید برای جذب تنها نیمی از بودجه مصوب و قانونی این گونه تلاش و پیگیری به عمل آید موضوعی است که سازمان مدیریتی ها باید به آن پاسخ دهند.

اما کم نیستند پروژه هایی که این روزها به علت عدم تامین اعتبار از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی به تعویق افتاده اند.

از آن جمله می توان به طرح های ICT وزارت آموزش و پرورش اشاره کرد. به گفته معاون وزیر آموزش و پرورش طرح هایی همچون اتوبوس اینترنتی و تجیهیز مدارس از نظر این وزارتخانه آماده است ولی به دلیل تامین نشدن اعتبار به تعویق افتاده اند.به گفته وی سال گذشته تنها 30 درصد از طرح تجهیز مدارس تامین شده است.

موضوع دیگر به تعویق افتادن پروژه های گام اول توسعه وزارت ICT است. بر این اساس سال گذشته وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات 5 تفاهمنامه مختلف را با 4 وزارتخانه و قوه قضائیه تحت عنوان گام اول توسعه به امضا رسانید که این تفاهمنامه باید تا پایان مردادماه سال جاری به بهره برداری برسد که به دلیل تأمین نشدن اعتبارات لازم از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی این کار به تعویق خواهد افتاد.

اعتبار تفاهمنامه‌‌های گام اول توسعه از محل اعتبارات وزارتخانه فناوری اطلاعات و ارتباطات تأمین خواهد شد اما اجازه جابجایی این اعتبارات باید از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی صادر شود که علیرغم قول‌های داده شده این امر تا کنون محقق نشده است.

نمونه دیگر به تعویق مکرر در اجرای طرح سیستم عامل ملی و باز هم به دلیل عدم تامین اعتبار باز می گردد. در این خصوص نیز خوانساری مدیر اجرایی پروژه سیستم‌عامل ملی گفته است" نتیجه مناقصه 10 پروژه طرح سیستم‌عامل، مشخص شده است اما به دلیل تأمین نشدن اعتبار از سوی سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی امکان اعلام نتایج مشخص شده، وجود ندارد."

مورد دیگر به پارک فناوری اطلاعات پردیس باز می گردد. یکی از دلایل تاخیر در افتتاح پارک فناوری پردیس عدم تامین بودجه موردنیاز جهت انجام این پروژه بوده است.

اما عدم تامین اعتبارات توسعه ICT کشور با توجه به ماهیت همیشه در تغییر این فناوری و جایگاه ویژه نهادی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی می تواند صدمات قابل توجهی را متوجه کشور، برنامه ریزی های آتی و توسعه این فناوری کند. موارد فوق تنها نمونه ای از پروژه های به تعویق افتاده از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی هستند که اخبار مربوط به آنها به دلیل جایگاه این سازمان و نگرانی برخی از مسوولان از احتمال تعویق های طولانی تر همواره به عنوان یک مقام آگاه مطرح می شود.

به هر حال و به قول رییس مرکز تحقیقات مخابرات وقتی پروژه ای همچون شارع 2 چیزی حدود 5 سال به طول می انجامد و جهان فناوری به سرعت دستخوش تغییرات می شود، آیا می توان با همان طرح ، برنامه و تجیزات پیش بینی شده کار را اجرایی کرد یا آن که نه وضع به کلی متفاوت شده است؟

کلیات سند دولت الکترونیکی به تصویب رسید

سه شنبه, ۲۸ تیر ۱۳۸۴، ۰۳:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

به گزارش خبرنگار خبرگزاری شهر ، مجتبی جعفری رییس مرکز فناوری اطلاعات ریاست جمهوری با بیان این مطلب گفت: در تنظیم این سند 180 مورد فعالیت هایی که در زمینه دولت الکترونیکی انجام گرفته بود مورد مطالعه قرار گرفت ودر این سند دورنمایی از دولت الکترونیکی ترسیم شده است.

وی افزود: سعی شده است این سند چشم انداز بیست ساله نظام را پوشش دهد که هدف از این کار تعیین یک نقشه راه کلی جهت انجام فعالیت های آینده در زمینه دولت الکترونیکی است.

براساس این گزارش مجتبی جعفری برقراری ارتباط سازمانی بین دستگاههای مختلف که در حوزه دولت الکترونیکی فعالیت می کنند وهمچنین ایجاد یکپارچگی برنامه ها و تامین وفاق مورد نیاز در این عرصه از جمله اهداف تنظیم و تصویب این سند بوده است

وی تصریح کرد: این سند به ابعاد کلان ایجاد دولت الکترونیکی و پیامدهایی که بعد از ایجاد دولت الکترونیک باید بوقوع به پیوندند، پرداخته است.

رییس مرکز فناوری اطلاعات ریاست جمهوری تاکیدکرد: در این سند به عوارضی که ممکن است ورود به این عرصه برای کشور بوجود آورد مدنظر قرار گرفته و تهیه ملزومات مورد نیاز جهت تحقق دولت الکترونیکی و حداقل کردن عوارض آن از جمله ویژگی های این سند می باشد.

وی خاطر نشان کرد: نمونه ای در همین چهارچوب برای فناوری اطلاعات ریاست جمهوری تهیه گردیده که درحال تهیه RFP های نرم افزاری آن هستیم.

مجتبی جعفری در خصوص طرح شبکه گسترده دولت گفت: این طرح به منظور ارتباطات دولت با دولت تهیه شد، و تاکنون در 22 استان کشور اجرایی شده است.

براساس این گزارش مجتبی جعفری دبیر شورای عالی امنیت فضای تبادل اطلاعات در بخش دیگر از سخنان خود در خصوص سند امنیت فضای تبادل اطلاعات گفت: طبق بند ج ماده 44 قانون برنامه سوم تهیه این سند به عهده دولت گذاشته شده است که تاکنون این سند تنظیم و به تصویب دولت رسیده است و به دستگاههای اجرایی ابلاغ شده ومراتب اجرایی آن آغاز گردیده است.

وی افزود: خط مشی اساسی تهیه این سند تامین آسودگی خاطر در همه زمینه های اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مردم در فضای تبادل اطلاعات است.

وی خاطر نشان کرد: اتکا به توانایی های داخلی خصوصا بخش خصوصی که درحوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات فعالیت می کنند از دیگر خط مشی های این سند است.

مجتبی جعفری در خصوص نحوه اجرایی این سند گفت: طبق تصویب دولت، مجری این سند سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور است ودفتر فناوری اطلاعات ریاست جمهوری وظیفه نظارت بر اجرای آن جهت تحقق اهداف این سند را بر عهده دارد.

وی افزود: علاوه بر موارد ذکر شده کمیسیونی نیز در دولت پیش بینی شده است که مشکلات موجود بر سر راه اجرایی شدن این سند را بررسی کند.

فناوری اطلاعات و ارتباطات، عصای دست فقرا

پنجشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۸۴، ۱۰:۰۸ ق.ظ | ۰ نظر

برگردان:عباس زندباف - مارتی اوپ‌دکور برای گروه بین‌المللی "وان‌ورلد" کار می‌کند و می‌گوید خلاصی یافتن از فقر با چند تلنگر موشی (ماوس)آغاز می‌شود. اماآیا پروژه ‌های اجتماعی اینترنتی می‌توانند بازار را نیز خود همراه کنند؟

به راستی برای تهیدستان روستا‌نشین سراسر جهان از رایانه، تلفن و اینترنت چه کاری ساخته است؟ بنیاد‌ها، دولت‌ها وشرکت های خصوصی میلیون میلیون خرج برنامه‌های ICT4D(فناوری اطلاعات و ارتباطات در خدمت توسعه) می‌کنند، اصطلاحی که سازمان ملل ضرب کرده است برای از میان برداشتن شکاف میان جهان توسعه یافته و در حال توسعه به کمک فناوری. اما آیا این چنین سرمایه‌گذاری‌هایی صرفه‌ی اقتصادی دارد و سودی به بار می‌آورد؟

نگارنده در سال 2003 برای گروه بین‌المللی "وان ورلد" چندین بررسی موردی در کشور‌های رو به توسعه‌ی جنوب آسیا، جنوب آفریقا و آمریکای مرکزی انجام داده است و به بازدید بیش از 20 پروژ‌ه‌ی ICT4D رفته است که هر یک محیط اجرایی و هدف‌های خاص خود را داشته‌اند. هدف از این کار دست یافتن به تصویری روشن از چگونگی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) در جامعه‌ی مدنی و ارزیابی اثرات آن بر موانع اصلی توسعه مثل فقر بود.پروژه‌ها متنوع بود و از ارایه‌ی تجهیزات بی‌سیم به عشایر و آموختن طرز کار با رایانه به کودکان آلونک‌نشین گرفته تا آموزش راه‌اندازی وبگاه (وب‌سایت) به سازمان‌های غیر دولتی(NGO) و پخش اینترنتی برنامه‌های رادیویی را در بر گرفت. بودجه‌ی بسیاری از پروژ‌ه‌ها ناچیز بود و حتی پولی برای پرداخت حقوق کارکنان پروژه در بساط نبود. در واقع بررسی موردی معطوف به پروژ‌ه‌هایی نبود که به نوعی گل‌های سر‌سبد باشند. درکل عدم ثبات یکی از بزرگ‌ترین معضلات پروژه‌ها بود. بدون ثبات نه می شود برای تحقق حداکثر قابلیت‌ها برنامه‌ریزی کرد و نه می‌توان به آینده امیدوار بود.

در این نوشتار به سه بررسی موردی متفاوت و نکاتی درباره‌ی چگونگی اجرای پروژ‌های همانند آن‌ها در آینده، پرداخته شده است. پرسش این است که در جنوب اقتصادی جهان چه کسانی می‌توانند از دسترسی به فناوری اطلاعات (ICT) به بهره‌ای دست یابند و چه اثراتی در قلمرو توسعه‌ی انسانی رخ می‌دهد.
شفافیت

در جهان رو به توسعه، فساد و آلودگی‌های مالی از جمله موانع اصلی رشد اقتصادی‌اند شفاف‌سازی و مسئولیت‌پذیر کردن هر چه بیشتر نهاد‌های دولتی در مبارزه علیه‌ی فقر اهمیت فراوانی دارد.

درسان‌سالوادر در پایتخت السالوادر دو نفر از دفتر کوچک‌شان و با اتکا به سلاحی نیرومند یعنی اینترنت دست به مبارزه علیه‌ی فساد دولتی زده‌اند. لینداهمبای (کارشناس علوم سیاسی و اهل آمریکا) و خایمه‌لوپز (کارشناس سامانه‌های اطلاعاتی اهل السالوادر) به کمک اینترنت، وبگاه‌ها و نامه‌های الکترونیکی به سرعت و با خرج اندکی می‌توانند به انبوهی از مخاطبان خود در مورد فساد سازمان‌ها و ادارات دولتی اطلاع رسانی کنند بی آن که در معرض انتقام‌جویی معمول پیامد این گونه کارها باشند.

این دو نفر بیش از پانزده سال است که از طریق اینترنت سرگرم مبارزه با فساد هستند.سازمان‌ آن‌ها که "پروبیداد لاتین آمریکا" نام دارد اطلاعات تمامی منابع مربوط به فساد در آمریکای لاتین را گردآوری و منتشر می‌کند، 750 خبرنگار گزارش گر فساد‌ها را پوشش می دهد، هشدار‌های گوناگون به جاهای مختلف ارسال می کند، از خبرنگاران تحت پیگرد حمایت می‌کند و به گونه‌ای خستگی ناپذیر در پی کشف فساد است.

یکی از جالب‌ترین بخش‌های وبگاه آن‌ها "تالار فساد" نام دارد و در آن فهرست تمامی رئیس جمهور‌های پیش آمریکای لاتین که دولت‌های‌شان به خاطر مصونیت‌های قانونی یا فقدان مقررات دستخوش فساد فراوان بوده است ارائه شده است.

فعالیت‌های "پروبیداد" کمابیش به تمامی در عرصه‌‌ی مجازی اینترنت انجام می‌شود اما اثرات آن بسیار فراتر از دنیای مجازی است. هشدار‌هایی که طی سالیان سال صادر کرده‌انددولت‌هایی را به اعتراف در مورد فساد و معذرت خواهی واداشته است و بسیاری از روزنامه‌نگاران را نیز از بند خلاص کرده است.

یکی از جالب‌ترین شاهد‌های اثر‌گذاری "پروبیداد" تبادل (وانتشار) نامه‌ای الکترونیکی با لوچیوگوتیرز، رئیس جمهور اکوادور و یکی از ستارگان "تالار فساد" است که به خاطر خویشاوندگرایی در امور حکومتی در کانون توجه‌ی "پروبیداد" قرار گرفته یود. یکی از علل اصلی فقر که جنبه‌ی فردی دارد عدم تخصص افراد و در نتیجه دسترسی نداشتن به فرصت‌ها است. آشنایی با رایانه و سایر فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی مانند تلفن همراه ابزار با ارزشی برای کاریابی بسیاری از افراد فقیراست.

مدیر مدرسه‌ی "دیپالایا" که ویژه کودکان آلونک‌نشین در دهلی (هندوستان) است می‌گوید " امروزه روز، آشنایی با رایانه مانند آشنایی با الفبا است." هدف از آموزش رایانه ایجاد اعتماد به نفس در دانش آموز و افرایش توان‌مندی آن‌ها برای حضور در بازار کار است.

دانش‌آموزان نوجوان هفته ای سه ساعت آموزش می‌بینند و طرز کار با DOS، ویندوز، ماکروسافت آفیس، مرور‌گر‌های اینترنتی و پست الکترونیک را فرا می گیرند. بزرگسالان و افراد ترک تحصیل کرده هم می‌توانند در این دوره‌ها شرکت کنند.در این مدرسه مانند بسیاری از مدرسه‌های دیگر جهان نمی‌خواهند با آموختن مهارت‌های رایانه‌ای به کودکان طبقات فقیر جامعه، برنامه نویس یا کارشناس فناوری اطلاعات پرورش دهند. هدف آن است که این کودکان با آموختن مهارت‌های رایانه‌ای برای ادامه‌ی تحصیل یا یافتن کارهای مناسب‌تر انگیزه داشته باشند.

در پروژه‌ی دیگری برای آموختن مهارت‌های رایانه‌ای که "تکنوکلاب" نام دارد و در کاستاریکا به اجرا در آمده است یکی از آموزگاران درباره‌ی انگیزه‌سازی و امکان پیشرفت فارغ‌التحصیلان این دوره‌ها می‌گوید: "این بچه‌ها وقتی بخواهند در فروشگاهی کار کنند دیگر لازم نیست به سراغ شغل نظافت‌گری و جارو‌ کشیدن بروند. مبانی کار با رایانه را یاد‌ گرفته‌اند می‌توانند صندق‌دار بشوند."
دسترس پذیری

بارزترین شاهد اثر‌گذاری مثبت فناوری‌های نو در زمینه‌ی توسعه‌‌ی انسانی را می‌توان در زندگی عشایر "وان گوجار" و در اقامتگاه قشقایی‌شان در پارک ملی "شیوالیکس" در اوتارانچال (هندوستان) مشاهده کرد. عشایر "وان گوجار" هرتابستان گاو‌میش‌های خود را به کوهستان های هیمالیا می‌برند و چون یکجا‌نشین نیستند دست‌شان ار کمک و برنامه‌های دولت کوتاه می‌ماند.

به همین دلیل سازمان غیر دولتی و بومی RLEK که پانزده سال است برای احقاق حقوق عشایر "وان گوجار" فعالیت می‌کند برای کمک به عشایری که در اعماق جنگل‌ها به سر مىبرند و از جاده ها و روستاها دورند به فناوری ارتباطات متوسل شده است. این فناوری ارتباطی نه تلفن همراه و آنتن های ماهواره ای است نه خطوط اینترنتی پرسرعت ، بلکه دستگاه بی سیم ساده ای مانند دستگاه های "واکی- تاکی" است. این سازمان غیر دولتی هشتاد گوشی ساده ا ز این نوع در اختیار عشایر قرار داده است و وزارت مخابرات هندوستان هم دو طیف بسامدی به این کار اختصاص داه است.

طالب حسین یکی از افراد عشایر می گوید " در حوداثی که برای آدم پیش می آید بی سیم جان آدم را نجات می‌دهد". برای مثال برای نجات جان پسر بچه ای که از درخت افتاده بود افراد فوریت های پزشکی را با بی سیم خبر کردند. با بی سیم می توان از بریدن غیر قانونی درخت ها ، شکارچیان غیر قانونی و آتش سوزی جنگل جلوگیری کرد. البته کاربرد اصلی بی‌سیم هم ارتباط گرفتن عشایر با همدیگر است. طالب می‌گوید " بی‌سیم به ما کمک می‌کند از حقوق طبیعی‌مان در جنگل‌ها حفاظت کنیم و در برابر زورگویی جنگل بانان نیز مقاومت کنیم."
کمبود نقدینگی

کمابیش تمام پروژه‌هایی که بازدید کردم در کاهش فقر اثراتی داشته‌اند اما دشوارترین چالش فرآروی آن‌ها دست‌یابی به ثبات مالی بلند مدت است. منابع اصلی تأمین اعتبار این پروژه‌ها سازمان‌های خیریه‌ی بین‌المللی ، سازمان‌های توسعه دو جانبه و چند جانبه و بخش خصوصی است. در السالوادر ، دولت در آمدهای حاصل از خصوصی‌سازی بخش مخابرات را با هدف آن که شهروندان این کشور به فناوری دسترسی داشته باشند در برنامه‌های کلان سرمایه گذاری کرده است.

اما با همه ی این احوال تمام پروژه‌هایی که بررسی کرد‌ه‌ام دستخوش معضلات شدید مالی‌اند و این موضوع به خصوص در مورد پروژه‌های آموزشی صدق می‌کند.برخی از مراکز آموزشی متکی به کارکنان داوطلب‌اند ، بسیاری هم با بودجه‌های بخور و نمیر کار می‌کنند و برخی هم امیدی به بقا ندارند.

علت چیست ؟ پاسخ را باید در واپسین سال‌های دهه ی 1990 جست که برای نخستین بار و در اوج رونق فناوری اطلاعات بحث "فاصله ی دیجیتالی" بین جهان توسعه یافته و در حال توسعه مطرح شد و اطلاعات و خدمات رایانه‌ای و اینترنتی در بخش ICT4D به عنوان دارایی‌ های سود آور تلقی شدند.

برای گروه‌ها و برنامه‌های محلی به آسانی می‌‌توان اعتبار خرید تجهیزات و خطوط ارتباطی لازم را تهیه کرد. اما پس از چند سال که پول‌ها ته کشید معضلات سر بر مىآورند. حقوق کارکنان را باید پرداخت و سخت افزارها و نرم افزارها نیاز به نگه‌داری و ارتقا دارنددر اغلب موارد با فروش خدمات یا اطلاعات نمی‌توان این هزینه‌ها را پوشش داد .

"اینفوسنتروس" ها در السالوادر به وضوح نمونه‌ای هستند از چالش بین ارائه خدمات به فقرا و خودکفایی.
بازار تهیدستان

موسسه‌های اینفورسنتروس از جمله سازمان‌هایی بودند که توانستند از دولت پول یا در واقع وام بگیرند. به اینفوسنتروس‌ها (اینترنت سرا) به امید سود آور بودن شان وام دادند. پول ها صرف خرید سخت افزار و خطوط اینترنت شد و مقداری هم صرف تولید مطالب اینترنتی در زمینه‌های توسعه انسانی شد.

اما این کار موفقیت چندانی نداشت.از چهل اینفوسنتروس فقط دوازده‌تای شان وضعیت خوبی داشتند. به هنگام سررسید قسط‌های وام دولت، چاره‌ای نبود جز متوقف کردن تمامی فعالیت های غیر انتفاعی. کارکنان بخش تولید مطالب مربوط به توسعه‌ی انسانی را نیز مازاد اعلام کردند.

اکنون اینفوسنتروس ها به کافه های اینترنتی در استطاعت افراد ثروتمند تبدیل شده‌اند و در نواحی فقیرو روستایی از آن‌ها خبری نیست. مأموریت اولیه "همگانی کردن دسترسی به دانش" نیز‌، دست کم به طور موقت‌، به دست فراموشی سپرده شده است. برخی فعالیت ها در زمینه ی ICT4D نیز از لحاظ درآمد زایی موفقیت آمیز بوده‌اند. پروژه تلفن روستایی گرامین در بنگلادش نمونه‌ای مشهور از این موفقیت‌ها است. در این پروژه به زنان روستایی فقیر وام خرید تلفن همراه می دهند. آنها نیز تلفن همراه شان را به هم روستائیان خود برای کسب و کار و یا تماس‌های اضطراری اجاره می‌دهند. درآمد حاصل از این کار هم از قسط وام بیشتر است.

مبنای این الگو هم نگرش "قاعده هرم" (BOP) است که محمد یونس بنیان گذار بانک گرامین به بهترین وجه به کار گرفته است.

نگرش "قاعده هرم" معطوف به پایین‌ترین لایه‌ی هرم جمعیتی جهان است که 4 میلیارد نفر در سراسر جهان را در بر می‌گیرد که درآمد سالانه‌اشان از 1500 دلار کمتر است. با توسعه بازارهای مناسب نیازهای این لایه، تولید فرآورده‌ها و خدمات متناسب با الگوی مصرف آنها و افزایش قدرت خریدشان تا حد زیادی می‌توان زندگی ‌شان را بهبود داد. این نگرش هم رواج روز افزونی در جهان یافته است.
گام های کوچک ، دست آوردهای بزرگ

هنگامی که داشتم این مقاله را می‌نوشتم پیامی به زبان اسپانیایی روی صفحه نمایشگر رایانه‌ام پدیدار شد. آنتونی یکی از دانش آموزان تکنوکلاب در کاستاریکا از طریق برنامه رایگان"یاهو مسنجر" داشت احوال مرا می‌پرسید در باره‌ی دیدار اخیرش از موزه ملی کودکان با هم گپ زدیم و برای اش عکس خودش را که در کارستاریکا گرفته بودم فرستادم.

آنتونی اهل حومه فقیرنشین کلان شهر‌ سان خوزه در کاستاریکا است و اگر هم بخت با وی یاری می‌کرد می‌توانست وارد مدرسه‌ای شود بعید بود که در آن کار با رایانه را یاد بگیرد. پولی هم نداشت که از کافه‌های اینترنتی استفاده کند.

آموختن طرز کار کردن با رایانه و ارتباط با مردم سایر کشورها گشایشی در زندگی کودکان ایجاد می‌کند. در مدرسه پیشرفت می‌کنند ، آداب معاشرت شان بهبود پیدا می‌کند و بهتر می‌توانند دیدگاه‌های خود را بنویسند. اعتماد به نفس و استقلال شان هم زیاد می‌شود. آنتونی به صورت داوطلبانه تعمیر رایانه را فرا گرفت و آن قدر اعتماد به نفس پیدا کرد که پیام کوتاهی برای کسی که نمی‌شناسد و در آن، سوی جهان زندگی می‌کند بفرستد تا اوضاع زندگی در جاهای دیگر با خبر شود.

همین مثال کوچک هم نشان می‌دهد که سازمان‌های وام دهنده ، دولت‌ها و بخش خصوصی باید همچنان به برنامه‌هایی مانند تکنوکلاب کمک مالی بدهند برنامه‌هایی که وضعیت مالی چندان خوبی ندارند.
خوش بین می توان بود اگر ....

بررسی‌های موردی و رایزنی‌هایی که در هفت کشور رو به توسعه در سه قاره جهان انجام داده‌ام مرا به ابن اطمینان رسانده است که فناوری اطلاعات و ارتباطات برای فقرا مفید است.

در بخش توسعه این اتفاق نظر وجود دارد که اطلاعات، دانش و ارتباطات نقشی حیاتی در فرآیندهای دگرگونی اجتماعی و اقتصادی ایفا می کنند. اما فناوری نو فقط ابزاری برای تقویت فرایندهای اطلاعاتی و ارتباطی هستند ، همین و بس. حال این پرسش پیش مىآید که تحت چه شرایطی می توان به بهترین وجه از این ابزارها بهره گرفت ؟ پژوهشی که انجام داده‌ام سه نتیجه در این زمینه به دست می‌دهد.

نخست آن که فناوری ها باید با بستر اطلاعات و ارتباطی مورد نظر همساز باشند. در زیمبابوه سازمانی برای زنان روستایی ، رایانه‌های شخصی بسیار جدیدی فراهم کرد تا بتوانند به اینترنت وصل شوند. اما کسی در ادارات این سازمان در آن قسمت نبود که به این زنان بی‌سواد کار بااین رایانه‌ها را یاد بدهد. بنابراین رایانه ها ماه‌ها در انبار خاک خوردند. در حالی که تجربه‌ی بی‌سیم های ".واکی - تاکی" در عشایر "وان گوجار" به خوبی نشان می‌دهد که با فناوری ساده می‌توان به اهداف بزرگی دست یافت.

دوم آن که فناوری‌های مورد نظر باید در فعالیت های "متعارف" حوزه اطلاعات و ارتباطات جا بیفتند. یا دست کم در کنار رسانه‌های سنتی قرار گیرند تا این تصور پیش نیاید که قرار است راهی به کلی جدید پیموده شود.

سوم آن که باید امنیت مالی وجود داشته باشد. به آسانی می‌توان پول بیشتری صرف فعالیت‌های ICT4D کرد اما توزیع بهتر بودجه طی مدت اجرای پروژه ، واقع نگری در حوزه‌ی پیش‌بینی درآمد زایی‌ها ، سرمایه گذاری در زمینه امکان سنجی و انجام بررسی‌های بنیادی است که به تحقق انتظارات مورد نظر کمک می‌کند.

در دهه‌ی 1990 حباب فعالیت های پر رونق فناوری اطلاعات ترکید اگر برای ICT4D نیز همین پدیده رخ دهد بسیار تاسف آور خواهد بود.

منبع: www.tcwmagazine.com

بودجه سال 1384 و محورهای اصلی آن

پنجشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۸۴، ۰۹:۵۸ ق.ظ | ۰ نظر

مهنازرنجبر - بخش ارتباطات و فناوری اطلاعات در سال 1383 با تغییرات زیادی روبرو بود. ازنیمه دوم سال 1382 فعالیتهای لازم برای تفکیک سه شرکت زیر ساخت ، ارتباطات داده و ارتباطات سیار از شرکت مخابرات ایران آغاز شد و در شهریور ماه سال1383 اساسنامه سه شرکت ،پس از بررسی در مجلس شورای اسلامی ابلاغ شد . اساسنامه شرکت مخابرات ایران نیز به عنوان شرکت مادر تخصصی برای بررسی به مجلس تقدیم شد و پس از بررسی های لازم در سال 1383 به تصویب رسید و به این شرکت ابلاغ شد. همان گونه که اشاره شد ، فرآیند فوق در سال 1382 آغاز شده بود ازاین رو با این تصور که روند بررسی و تصویب اساسنامه شرکت ها به این میزان طولانی نخواهد شد و در سال 1382 به تایید رسیده و ابلاغ خواهد شد، بودجه سال 1383 شرکت ها به طور مجزا بررسی ، تدوین و به تصویب رسید.

همان گونه که در تدوین بودجه هر سال اهداف مشخصی در نظر گرفته می شود، در بودجه سال 1383 نیز، اهدافی از جمله، توسعه شبکه های پستی و مخابراتی کشور و بهبود ضریب دسترسی مردم به خدمات پایه در این دو بخش مدنظر قرار گرفته بود. ضمن آن که برای توسعه و بهبود کیفیت خدمات پستی و مخابراتی اصلاحاتی از جمله ایجاد سازمان های جدیدی همچون سازمان تنظیم مقررات ، سازمان فضایی و فعالیت در زمینه آزادسازی و خصوصی سازی در ساختار بخش پیش بینی شده بود. در این رابطه فعالیت هایی نیز در جهت شکل گیری و توسعه دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات ( ICT ) در روستاها آغاز شده که ادامه این فرآیند جزء اهداف اساسی برنامه چهارم و بودجه سال1384 شرکت های مخابراتی و پستی است.

از جمله اهداف اصلی دیگر ،در سال 1383 ، با توجه به سیاست هایی همچون آزادسازی و خصوصی سازی طراحی و گسترش شبکه زیر ساخت کشور برای تسهیل شرایط ورود و فعالیت شرکت های مخابراتی غیر دولتی بود.

اهداف کمی دیگر ی که در بخش مخابرات می توان به آن اشاره کرد، تعداد تلفن های مشغول بکار است؛ تعداد تلفن ثابت مشغول به کار در پایان سال 1382، 15340805 شماره با ضریب نفوذ 23.06درصد بود که در پایان سال 1383 پیش بینی می شد به 18702822شماره با ضریب نفوذ 27.64درصد برسد اما در پایان سال 17788765 شماره با ضریب نفوذ 26.3 درصد محقق گردید و این پیش بینی برای سال 1384 دستیابی به 20788765 شماره تلفن ثابت مشغول به کار با ضریب نفوذ 30.9 در صد است.

تلفن سیار مشغول به کار در پایان سال1382 ،3449876 شماره بود که برای سال 1383 ،5149984 شماره با ضریب نفوذ 7.61 درصد پیش بینی شده بود اما در مجموع تا پایان سال 1383 ، 5075678 شماره با ضریب نفوذ 7.5 درصد تحقق یافت. برای سال 1384 نیز پیش بینی می شود تعداد 3300000 شماره با ضریب نفوذ 14.4 درصد مشغول به کار شود.

علاوه بر اهداف فوق ، برای فراهم آوردن شرایط رقابتی بین بخش های مخابراتی غیر دولتی طرح تنظیم مقررات مورد تاکید قرار گرفت و به منظور تدوین ضوابط و مقررات فعالیت های بخش غیر دولتی و دولتی، سازمان تنظیم مقررات رادیویی ایجاد شد.

در تدوین بودجه سال 1384 آنچه بیش تر مورد نظر قرار گرفت ، ثبات تعرفه ها در سال 1384، توسعه شبکه های ICTو ارتقاء کیفیت خدمات بخش ، شروع رسمی فعالیت شرکت های مادر تخصصی و استقلال بودجه ای شرکت های زیر مجموعه ، صدور مجوزهای مربوط به فعالیت بخش ها ی غیر دولتی ، کوچک سازی بخش دولتی و استفاده از بخش غیر دولتی برای انجام امور ، فراهم آوری شرایط لازم برای حضور در بازار بورس و حرکت به سمت آزاد سازی در بخش و شفاف سازی روابط میان شرکت ها برای حضور رقابتی شرکت های دولتی و عیر دولتی ، است.

بودجه سال 1384 با شرایط فوق و بر اساس اهداف ذیل طراحی شد؛

1- دایری تلفن ثابت به میزان 3 میلیون شماره
2- دایری تلفن همراه به میزان 3.3میلیون شماره
3- افزایش ضریب نفوذ تلفن ثابت به 32 و همراه به 11 درصد
4- دایری 185 درگاه پر سرعت ارتباطات داده و افزایش تعداد حدود یک میلیون کاربر جدید
5- راه اندازی 2هزار دفتر ICTروستایی و 342 دفتر ICTشهری به منظور ارائه خدمات پستی ، مخابراتی و پست بانکی توسط بخش خصوصی و تعاونی
6- بهبود رتبه کشور در بخش ICTدر سطح منطقه و بین الملل از 75 به 65
از جمله محورهای اصلی که در بودجه سال 1384 همچون بودجه سال 1383 وجود دارد می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- ایجاد شرایط لازم از جمله تدوین و به روز رسانی قوانین و مقررات آزادسازی و خصوصی سازی

2- توسعه بخش و ارائه خدمات پایه در سطح کشور

3- کاهش زمان انتظار دریافت خدمات و بهبود کیفیت آنها

4- تعیین و تنظیم ضوابط و تعرفه های اتصال متقابل

5- آغاز به کار کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی ، سازمان تنظیم فضایی و شورای عالی فناوری اطلاعات با مسئولیت ریاست جمهوری

6- ایجاد و گسترش دفاتر ICT شهری و روستایی در سراسر کشور برای ارائه خدمات ارتباطی و فناوری اطلاعات و سایر خدمات دولت توسط بخش غیر دولتی به عنوان گیشه دولت در مجموع با توجه به شرایط ، اهداف و محورهای فوق و پس از طی یک فرآیند طولانی لایحه بودجه سال 1384 تدوین شد. در سال 1383 با توجه به این که شرکت ها در ابتدای مسیر تفکیک شدن از یکدیگر قرار داشتند هیچ فرآیند مشخص و شفافی که نحوه تعامل بین شرکت ها را مشخص کند و روابط فی مابین آنها را تعیین نماید وجود نداشت ، لذا بر اساس تجارب سال های گذشته و بررسی های تقریبا کارشناسی این روابط به صورت آزمون و خطا تعریف شد و صحیح یا غلط بودن آن منوط به اجرایی شدن بودجه سال 1383 گردید.

در مجموع بودجه سال 1384 به صورت زیر تدوین شد و به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید.

درآمدهای سال 1384بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات معادل 31822 میلیارد ریال برآورد شده که نسبت به درآمدهای سال 1383 ،30326 میلیارد ریال، حدود 5 درصد رشد نشان می دهد که دلیل عمده آن رشد منفی درآمدهای شرکتهای مخابرات ایران ، ارتباطات داده و زیر ساخت است. در سال 1383با توجه به این که بودجه شرکت های مخابراتی به دلیل تعریف نشده بودن روابط ، چندان واقعی مشخص نشده بود ، پس از گذشت یک سال سعی شد روابط دقیق تر و کارشناسی تر تعریف شود و مشکلاتی که شرکت ها طی سال 1383 با آن روبرو شدند در بودجه سال 1384 حتی المکان مرتفع شود لذا درآمدها و هزینه ها واقعی تر دیده شده است.

هزینه های بخش در مقایسه با سال 1383 از رشد 18 درصدی برخوردار است و از رقم 19709 میلیارد ریال به 23172 میلیارد ریال رسیده است که با توجه به رشد و توسعه بخش و استفاده از فناوری های جدید و تورم موجود منطقی به نظر می رسد. اما سود بخش در سال 1384 در مقایسه با سال 1383 حدود 7درصد کاهش یافته که یکی از دلایل آن رشد بالاتر هزینه ها نسبت به درآمد و نامتناسب بودن رشد این دو بوده است اما یکی از موارد دیگری که می توان در این خصوص به آن اشاره کرد بحث تعریف نشده بودن روابط شرکت ها و نداشتن مبنای مشخصی برای بودجه ریزی شرکت های جدید در سال 1383 است.

منبع: www.tcwmagazine.com

کارنامه مخابرات در سالی که گذشت

پنجشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۸۴، ۰۷:۰۵ ق.ظ | ۰ نظر

مهناز رنجبر - برنامه سوم توسعه با تمام نقاط قوت و ضعفش به پایان رسیداما بخش های اقتصادی تا چه حد توانستند اهدافی راکه برای خود در برنامه تعیین کرده بودند محقق نمایند. بی شک بخشی که سیاست های مناسب تر و واقع بینانه تری را اتخاذ کرده توانسته درصد بالاتری از اهداف مشخص شده را محقق نماید.
در برنامه سوم توسعه برای بخش مخابرات نیز مشابه سایر بخش های اقتصادی اهدافی مشخص شده بود که عمده آن ها عبارت بودند از :

- تنظیم انحصارات موجود در بخش و ایجاد زمینه رقابتی کردن فعالیت ها از طریق عرضه خدمات پستی و مخابراتی توسط بخش غیر دولتی( مواد 28 و35)

- انجام اصلاحات ساختاری و تشکیلاتی به منظور گذر ازوضعیت انحصاری موجود به وضعیت رقابتی و آزاد سازی فعالیتهای ارتباطی (ماده 1)

- انتزاع وظایف حاکمیتی از قوانین شرکت ها و تقویت حاکمیت و کاهش تصدی گری دولت(ماده 2)

- ساماندهی شرکت های تابعه وزارت و اصلاح قوانین و مقررات جهت تبدیل شرکت های دولتی پست و مخابرات به شرکت های مادر تخصصی و کوچک کردن اندازه دولت و واگذاری تصدی های بخش خصوصی ( ماده 4)

- اعطای مجوز های لازم جهت ایجاد شبکه (غیر مادر ) به صورت موازی با شبکه های موجود توسط بخش خصوصی (بند الف ماده 124)

- اعطای مجوز واگذاری قسمتی از فعالیت های شرکت های دولتی مخابراتی به بخش خصوصی( بند الف ماده 124)

- اعطای مجوز برای جابجایی اعتبار و درآمد بین شرکت های مخابرات استانی و ایران در جهت کمک به استانهای زیان ده ( ماده 125)

- ملکف شدن وزارت خانه به ایجاد زیر ساخت های ارتباطی و شاهراه های اطلاعاتی لازم با پهنای باند کافی و گسترده (ماده 103)
آنچه در این اهداف بیش ازهمه به چشم می خوردحرکت به سمت رقابتی شدن ، کاهش تصدی های دولت و ایجاد شرایط برای حضور سایر شرکت های رقیب در عرصه خدمت رسانی است.

اما در سال 1383 که سال پایانی برنامه سوم و سال تدوین برنامه چهارم بود باید اهداف تعیین شده در برنامه سوم محقق می شد و برنامه چهارم بر اساس دستاوردهای این برنامه تدوین می گشت.

در سال 1383 در راستای اهداف برنامه سوم توسعه مقرر شده بود ‏ بهره بردار دوم تلفن همراه فعالیت خود را با ارائه سیم کارت تلفن همراه در سال 1383 آغاز نماید، خدمات تلفن همراه اعتباری از نیمه دوم سال 1383‏ ‍‎‏ ارائه شود، فعالیت بخش خصوصی برای ارائه خدمات تلفن ثابت آغاز گردد‏ ، سه شرکت جدید سیار ،ارتباطات داده و زیر ساخت به طور مستقل از مخابرات ایران شروع به کار نمایند و سا زمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی فعالیت خود را آغاز نماید و ... .

از مجموعه اهداف فوق سه شرکت سیار ، ارتباطات داده و زیر ساخت از شرکت مخابرات ایران تفکیک شدند و به طور مستقل فعالیت خود را آغاز نمودند و شرکت مخابرات ایران نیز به یک شرکت مادر تخصصی تبدیل گشت و وظیفه سیاست گذاری ، هدایت و نظارت گروه مخابرات را به عهده گرفت. سازمان تنظیم مقررات نیز فعالیت خود را رسما در نیمه دوم سال 1383 آغاز نمود ، اما این که در این مدت کوتاه توانسته کارنامه موفقیت آمیزی داشته باشد جای بررسی و تامل دارد هرچند موفقیت و یا عدم موفقیت این سازمان نمی تواند تنها نتیجه سیاست های این سازمان باشد و باید سایر شرکت های تابعه وزارت خانه نیز این سازمان را با وظایف تعریف شده بپذیرند و سیاست ها و تصمیم های اتخاذ شده این سازمان را لازم الاجرا بدانند.

بخش خصوصی نیز به ارائه خدمات تلفن ثابت در برخی شهرها از جمله تهران ،کرج ، تبریز ، ارومیه ، بندر عباس و ... پرداخت اما نتایج به دست آمده نشان می دهد این بخش در ارائه خدمات تلفن ثابت چندان موفق نبوده و عدم موفقیت نیز ناشی از عوامل زیادی از جمله نحوه واگذاری فعالیت ، زیر ساخت ها ی موجود و ... بوده است.

خدمات تلفن همراه اعتباری نیز که قرار بود در نیمه دوم سال 1383 ارائه شود همچنان در سال 1384 در حال تجهیزامکانات است و به نظر نمی رسد در موعد مقرر بتواند سیم کارت های مشخص شده را ارائه نماید. بهره بردار تلفن همراه اعتباری علاوه بر این که برای خرید تجهیزات لازم مشکلات خاص خود را دارد، همکاری های لازم از سوی شبکه دولتی مخابرات را نیز نداشته و نتوانسته به طور مطلوب از امکانات موجود سود جوید.

بهره بردار دوم تلفن همراه نیز دچار دگرگونی های زیادی شد. قرارداد بهره بردار دوم تلفن همراه با نظارت مسئولین ذیصلاح کشور منعقد شد و در حالی که طرف خارجی خود را برای راه انداز ی شبکه آماده می نمود و در نیمه دوم سال 1383، متقاضیان منتظر دریافت خدمات از این بخش بودند ، صحیح بودن یا نبودن قرارداد منعقد شده و بررسی مصالح امنیتی کشور توسط افراد ذیصلاح تا پایان سال 1383 به طول انجامید و هنوز هم شرایط کاملا مشخص و قطعی نیست .

مشکل عمده برای فعالیت بهره بردار دوم در سال 1383نحوه انعقاد قرارداد و مفاد آن بود که تقریبا در اواخر سال 1383 این مشکلات با تغییرات بسیار زیادی که اعمال شد مرتفع شد. این تغییرات ،‏ قرارداد را با شکل اولیه آن که مورد تفاهم دو طرف بود بسیار متفاوت نمود اما علی رغم تغییرات موجود ، طرف خارجی قرارداد جدید را پذیرفت و آمادگی خود را برای شروع فعالیت اعلام کرد اما با توجه به مشکلاتی که در ایران وجود دارد هنوز فعالیت ها شروع نشده است و در عملی شدن یا نشدن این پروژه تردید وجود دارد.

از اهداف دیگری که مخابرات در سال 1383 داشت پاسخگویی به 5.6 میلیون تقاضای تلفن همراه بود که بر اساس قرعه کشی تا پایان سال حدود هفتصد هزار شماره از آن محقق شد اما با توجه به تجهیزات و امکانات موجود ، با وارد شدن نزدیک به هفتصد هزار مشترک به شبکه مخابراتی کشور ، کیفیت ارتباطات به طور محسوسی کاهش یافت که این موضوع حتی با استفاده از تجهیزات جدید نیز مرتفع نشد و شدت نیز یافت . پیش از ثبت نام سیم کارت تلفن همراه هیچ برآورد صحیحی از تعداد متقاضیان صورت نگرفت شاید یکی از توجیهات غیر قابل پیش بینی بودن رفتار مردم باشد (هر چند در چنین شرایطی هم باید بهترین و بدترین حالت ممکن را در نظر گرفت و بر اساس آن و توانایی موجود برنامه ریزی نمود ) اما آنچه قابل سنجش بود چگونگی توانایی امکانات و تجهیزات موجود برای پاسخگویی به متقاضیان و قابلیت ارتقاء شبکه از نظر کیفی با توجه به شرایط اقتصادی ، سیاسی و فنی مخابرات بود. در مجموع به نظر می رسد مشکل اصلی همان مشکل همیشگی علاج واقعه پس از وقوع است.

در سال 1383 علاوه بر موارد فوق باید سند برنامه چهارم نیز تهیه می شد . تدوین سند از سال 1383 آغاز گشت و چندین نسخه اولیه به عنوان سند بخش فناوری اطلاعات تدوین شد و مورد ویرایش قرار گرفت اما نسخه نهایی آن هنوز آماده نشده و مقرر شده تا پایان اردیبهشت 1384 نهایی گردد.

با توجه به موارد فوق ،بخش مخابرات در سال 1383 نتوانسته اهداف خود را محقق نماید و مواردی را نیز که اجرا نموده موفقیت چندانی به همراه نداشته است ، در مجموع سال پایانی برنامه سوم سال چندان خوبی برای بخش مخابرات نبوده است به امید آن که سال 1384 ، سال آغازین برنامه چهارم توسعه ، سال تحقق اهداف محقق نشده سال 1383 و سال دست یابی به جایگاهی مناسب تر در سطح کشورهای هم ردیف باشد.

همایش فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه، چندی پیش به همت موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی با همکاری دبیرخانه شورای عالی اطلاع رسانی، سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان دانشگاه ها، دفتر مدیریت طرح و توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات آموزش و پرورش و دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در محل تالار ابن خلدون این دانشکده برگزار شد.

در این همایش، مهندس نصرالله جهانگرد (دبیر شورای عالی اطلاع رسانی)، دکتر رضا داوری اردکانی (رئیس فرهنگستان علوم)، دکتر قربان بهزادیان نژاد (رئیس موسسه تحقیقات و توسعه علوم انسانی) مهندس مهدی نویدادهم (رئیس سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش)، دکتر عباس منوچهری (دبیر علمی این همایش) و جمعی از فعالان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات حضور داشتند.

گزارش تهیه شده از این همایش را از نظر می گذرانید:

سوادمان نقص پیدا کرده است

مهندس نصرالله جهانگرد، دبیر شورای عالی اطلاع رسانی سخنران افتتاحیه این همایش با اشاره به اینکه برنامه توسعه چهارم کشور تاکید ویژه ای در بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات ICT دارد گفت: ICT به عنوان موتور توسعه در برنامه های بلندمدت و میان مدت کشورمان مطرح است و در این میان تعریف ICT، قلمروهای آن و تاثیراتی که می تواند داشته باشد از مهم ترین موضوعات آن است. وی افزود: به واسطه شدت نفوذی که پدیده اینترنت در جامعه داشته، ما ضمن تهدیدانگاری در همه شئون جامعه به تدریج فرصتی پیدا کردیم تا به فرصتهای آن نگاه کنیم و نوعی فرصت انگاری در مورد این موضوع به وجود آمد. در مواجهه با پدیده های جدید با دو رویکرد تهدیدانگاری و شیفتگی روبه رو هستیم که این دو رویکرد احتیاج به تدبیر و تدبر دارد تا به بهره مندی از فرصتها دست یابیم، بنابراین نیازمندیم پدیده جدید و چالش های آن را بشناسیم تا بتوانیم چگونگی رفتارمان را در اتخاذ مواضع پیدا کنیم.وی افزود: در سالهای ۸۳ و ۱۹۸۴ میلادی، رایانه در دنیا به صورت مستقر و مستقل در یک نقطه بوده است، اما پس از این سالها با رشد الکترونیک شاهد اتفاقات جدید در حوزه ICT بودیم. پدیده رایانه در سیستم های مخابراتی به کار گرفته شد و پیوندی بین رایانه و مخابرات به وجود آمد که سبب ورود جوامع به عصر اطلاعات شد و پدیده شبکه حاصل این پیوند بود.

جهانگرد در ادامه تاکید کرد: توسعه در بکارگیری ICT در بخشهای مختلف اجتماعی و اقتصادی امروز به سطحی از پیچیدگی و نفوذ رسیده که برآورد می شود که اگر کشورها از این موضوع غفلت کنند در حقیقت از مبحثی که قریب به ۷۰درصد تولید ناخالص ملی را متاثر ساخته غافل شده اند که این موضوع در دهه آینده مشکل ساز خواهد بود.

جهانگرد، از سرمایه انسانی به عنوان مهم ترین چالش توسعه نام برد و افزود: در کشورهای شبیه ما نیروی انسانی مهارت بسیار کمی دارد و فرار مغزها نیز یک پدیده عمومی در بین کشورهای مختلف است و این در حالی است که خروج یک نفر فارغ التحصیل در سطح دکتری از کشور موجب جابجا یی یک میلیون دلار فرصت است. آمریکا به این مبحث توجه جدی داشته و امروز این کشور به عنوان منبع تعامل جهانی در مبحث ارتباطات شده و در حقیقت امروز «هاب» مبادله اطلاعات و ارتباطات دنیا، آمریکاست.

وی مبحث بکارگیری فناوری اطلاعات را مهمتر از بخش فناوری دانست و گفت: طی دو دهه گذشته بین ما و محیط پیرامون مان، گسست خطرناکی شکل گرفته و با دشمن انگاری، ارتباط علمی و پژوهشی، قطع شده و فقدان یک ارتباط و تعامل صحیح با پیرامون موجب شده که تصور کنیم هرچه می گوییم صحیح است و در نتیجه سوادمان نیز نقص پیدا کرده است.

وی با اظهار تاسف از این که طی دو دهه گذشته هیچ محصول فکری جدیدی در حوزه علوم انسانی نداشته ایم، گفت: این موضوع بسیار خطرناک است، بنابراین هرچه زودتر باید کاری کنیم که این خلاء پر شود.

شکاف فرهنگی،

مهم ترین عامل ایجاد شکاف دیجیتالی

مهندس مهدی نویدادهم، معاون وزیر آموزش و پرورش سخنران بعدی این همایش بود. وی گفت: ارزشها و ضدارزشهای هر جامعه می تواند هم به عنوان عامل پیش برنده و هم به عنوان مانعی در بحث فناوری ایفای نقش کند. وی افزود: فناوری توسعه در عصر حاضر لازم و ملزم هم هستند و ارتباط دوسویه و افزایش یابنده ای خواهند داشت. وی اظهار داشت: توسعه، زمینه فناوری و فناوری، زمینه بسط توسعه را فراهم می کند و اکثر کشورها با درک این قضیه سرمایه گذاری در بخش فناوری را از آموزش و پرورش آغاز کرده اند.

نویدادهم تصریح کرد: کشورهایی می توانند میدان دار توسعه باشند که از فناوری استفاده بهینه ای کنند و جوامعی که این کار را انجام ندهند، قطعا حاشیه نشینان دهکده جهانی خواهند بود.

وی ادامه داد: اگر فرهنگ را مجموعه ای از باورها، نگرشها و ارزشهای اجتماعی بدانیم که در بستر زمان و مکان شکل گرفته است، قطعا دستیابی به توسعه و فناوری اطلاعات، وام دار جامعه خواهد بود. وی گفت: توسعه و بسط فناوری اطلاعات و ارتباطات بیش از آن که، به زیرساخت های مخابراتی نیاز داشته باشد، نیازمند زیرساخت های فرهنگی است و منظور از زیرساخت های فرهنگی، تاسیسات و تجهیزات فرهنگی نیست، بلکه منظور باورها و نگرشهای مردم است.

معاون وزیر آموزش و پرورش افزود: در آخرین تئوری های توسعه بیان شده که منابع انسانی و سرمایه انسانی، اصلی ترین عامل و دلیل توسعه اند و توسعه یافتگی تنها توسط انسانهای توسعه یافته محقق می شود. وی افزود: چنین انسان هایی می توانند زمینه بسط توسعه و فناوری اطلاعات را در کشور فراهم کنند.وی، با بیان این که فرصت ها و تهدیدهایی فراوانی فراروی دستیابی انسان فرهیخته و بسط فناوری و تحقق توسعه همه جانبه بر مبنای چشم انداز ۲۰ساله کشور وجود دارد، اظهار داشت: فرهنگ جامعه ما از آسیب های زیادی رنج می برد و اگر برای حل آنها چاره اندیشی نشود، ایران با داشتن IT و یا بدون آن تفاوت زیادی نخواهد داشت.

فلسفه فناوری اطلاعات

دکتر سیدمحمدرضا حسینی بهشتی، در سخنرانی خود تحت عنوان فلسفه فناوری اطلاعات و پرسشهای فلسفی در عرصه فناوری اطلاعات و ارتباطات با اشاره به نام گذاری عصر حاضر به عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات گفت: فناوری اطلاعات در سده گذشته حوادث زیادی را پشت سر نهاده و فیلسوفان گذشته تحت تاثیر چنین حوادثی به بنیانهای فناوری پرداخته اند.

وی افزود: در عصر فناوری اطلاعات و ارتباطات، تعابیر گوناگونی همچون هوش مصنوعی طرح می شود که بار سنگینی با خود همراه دارد و در مقابل آن نیز جبهه گیری هایی به وجود آمده است. برخی آن را در مسیر افسون زدایی از عالم به تعبیر ماکس وبر دیدند. آنچه در این میان مطرح است این که آیا تفاوتی میان هوش مصنوعی و هوش انسانی وجود دارد، آیا ما باید ذهن انسانی را نوعی از همان سیستمی بدانیم که در رایانه ها به کار می رود.

حسینی بهشتی ادامه داد: برخی مطرح کرده اند که اندیشه انسانی، قابل تعمیم به کاری که در رایانه ها انجام می شود، نیست.

وی با متفاوت خواندن خط مشی های انسانی و شیوه عمل رایانه ها گفت: انسان ها در برخورد با مسائل، از قوه حدس برخوردارند و ما با یک نگاه کل گرایانه روبه رو هستیم و از منظر کل و پیوند میان جزء و کل، امور را درمی یابیم و کل به عنوان حاصل جمع این اجزا مطرح است. در رایانه ها هر آنچه که به عنوان مسئله مطرح است، به عناصر داده تبدیل می شود که این نگاه کل گرایانه در آن مطرح نیست.این استاد دانشگاه افزود: عناصر خلاقیت و التفات ذهنی، مسئله بازاندیشی و تامل و استفاده از احساس در اندیشه نیز از مباحثی است که از بحث رایانه ها خارج است.

جهان فرهنگی کاربران اینترنت

در ادامه این همایش، دکتر مسعود کوثری، عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سخنرانی خود تحت عنوان «جهان فرهنگی کاربران اینترنت» ، با اشاره به افزایش روزافزون کاربران اینترنت و وب لاگ ها و شبکه های دوست یابی اظهار داشت: در برخی از جنبه ها شمار کاربران ایرانی (اعم از داخل کشور یا خارج از کشور) طی دهه اخیر به تعداد قابل توجهی رسیده است تا جایی که در وب لاگ نویسی رتبه پنجم و در شبکه های دوست یابی رتبه سوم را به خود اختصاص داده اند.

وی، منظور از مفهوم جهان فرهنگی را جهان نشانه های فرهنگی عنوان کرد و گفت: افراد جامعه ای خاص در آن جهان زندگی می کنند و کنش های اجتماعی آنان از این نشانه های فرهنگی الهام گرفته است.

وی افزود: مفهوم جهان فرهنگی با توجه به مفهوم جهان زندگی «هابر ماس» ساخته شده است. منظور او از جهان زندگی، جهان معانی و ارزش هایی است که مردم یک جامعه درون آن زندگی می کنند و کنش های اجتماعی آنان از این باورها و ارزش ها سرچشمه گرفته است. بخشی از این جهان زندگی، جهان فرهنگی است که مردم یک جامعه از آن متأثر هستند و دین، هنر، فلسفه و... نقش مهمی در ساختن این جهان فرهنگی دارند.

دکتر کوثری گفت: این جهان، جهانی به طور کامل ذهنی نیست که قابل مشاهده و بررسی تجربی نباشد، و می توان در جاهای مختلف نشانه های این جهان فرهنگی را در معنای عام آن مشاهده کرد. از دیگر سو، کاربران اینترنت با توجه به ایفای همزمان نقش مخاطب و تولید کننده در وب لاگ ها و شبکه های دوست یابی، به خوبی جهان فرهنگی خود را با نشانه هایی که آگاهانه یا ناآگاهانه به کار می گیرند، بیان می کنند.

این استاد دانشگاه اضافه کرد: می توان با کمک گرفتن از نشانه های فرهنگی موجود در وب لاگ ها و شبکه های دوست یابی، این جهان فرهنگی را بازآفرینی کرد و از این طریق به جریان ها و مدهای فکری رایج بین جوانان که مهم ترین کاربران این شبکه ها هستند پی برد.

سرمایه فکری و اینترنت

دکتر مهدی منتظر قائم، استاد گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز در این همایش طی سخنانی با اشاره به «سرمایه فکری و اینترنت» گفت: باید جهان جدید را جهان جامعه اطلاعاتی دانست که در آن محوریت تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات مورد قبول همگان قرار گرفته است.

وی افزود: امروزه اطلاعات از طریق شبکه های رایانه ای در دسترس همه قرار گرفته و به صورت کالایی ارزشمند ظهور یافته است. ویژگی انقلاب تکنولوژی، کاربرد گسترده اطلاعات در تولید و پردازش اطلاعات است.وی با اشاره به سرمایه اطلاعات و علم و سرمایه ساختاری به عنوان دو نمود سرمایه فکری، اظهار داشت: برای ساده سازی مباحث فناوری اطلاعات و ارتباطات باید سه محور اخذ دانش جدید، پردازش دانش جدید درون سازمان و تبدیل دانش جدید به ثروت جدید را بررسی کرده و می توان گفت فناوری اطلاعات و ارتباطات، اینترنت، وبلاگ ها و هر سه محور را با دگرگونی مواجه کرده است. البته دانش جدید با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در درون سازمان می تواند دانش جدید را به محصول جدید تبدیل کند.

وبلاگی شدن فرهنگ

دکتر هادی خانیکی، استاد دانشگاه و مشاور رئیس جمهور، در دومین روز برپایی این همایش بر تشریح مفهوم «وبلاگی شدن فرهنگ» گفت: نگاه رسانه ای به مسئله وبلاگ نویسی در ایران و نتیجه گیری از نسبت میان این پدیده و تأثیر آن بر حوزه فرهنگ و این که آیا وبلاگ یک رسانه محسوب می شود یا نه، دغدغه صاحب نظران علوم ارتباطات است.وی گفت: من در عالم واقع وبلاگ را به عنوان رسانه جدیدی تعریف می کنم که ضمن پیچیدگی درهم تنیده است و باعث کنش های دیگر اجتماعی نیز می شود.

وی افزود: برای گریز از فشارهای سیاسی و اجتماعی، تمایل به استفاده از نام های مستعار در وبلاگ های ایرانی بیشتر است. وبلاگ های ایرانی امکان گفت وگویی شدن فرهنگ را بیشتر از رسانه های مکتوب فراهم کرده اند.

این استاد دانشگاه گفت: فرهنگ از طریق رسانه ها منتقل می شود و به همین دلیل از دیوارنویسی غارها تا فرهنگ شفاهی و مکتوب نمی توانیم رسانه ای شدن فرهنگ را نادیده بگیریم.

مشاور رئیس جمهور افزود:با توجه به نقش وبلاگ ها در قیاس با سایر رسانه ها در کشورمان، آنچه فرضیه ما برای توضیح رسانه ای تحولات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در ایران می شود، فرضیه معروفی با عنوان انقلاب بزرگ و رسانه کوچک است که صحیح بودن این فرضیه در انقلاب اسلامی بیشتر نمایان شد.

فرهنگ غیررسمی و ارتباطات

در ادامه این همایش دکتر محمدرضا تاجیک، در سخنرانی خود با اشاره به مفهوم «فرهنگ غیررسمی» تصریح کرد: در جامعه به طور جدی با پدیده ای تحت عنوان فرهنگ غیررسمی مواجه هستیم که در بسیاری از موارد گزاره های آن جدی تر از فرهنگ رسمی جلوه می کند.وی افزود: این فرهنگ غیررسمی با توسعه ارتباطات و جهانی شدن و انفجار اطلاعات در حال تشدید است و اگر چاره ای اندیشیده نشود، فرهنگ رسمی ما را با چالش مواجه خواهد کرد.

وی تصریح کرد: فرهنگ غیررسمی ناظر به ارزش ها، عقاید و هنجارهایی است که به صورت خودجوش سربرآورده است و برای افرادی است که می خواهند خارج از چارچوب های مشخص و تعیین شده، ایده ها و هنجارهای خود را داشته باشند. فرهنگ رسمی و غیررسمی با انبوهی از هنجارهای رسمی و غیررسمی مواجه هستند که در این میان هنجارهای غیررسمی از درون جامعه و به طور غیررسمی تکوین می یابند.تاجیک اضافه کرد: در جامعه ما نوعی تضاد و تعارض میان فرهنگ رسمی و فرهنگ غیررسمی نمایان است. تعارض فرهنگی به شکل بی اعتمادی نسبت به مسئولان و وجود روحیه قانون گریزی، تبادر می یابد و مردم در این شکل به رعایت هنجارهای غیررسمی تمایل بیشتری نشان می دهند.

وی با عنوان این که امروزه جهانی شدن به درون فضاهای بسته و نفوذناپذیر، رخنه کرده است، گفت: در این شرایط دیگر فرهنگ رسمی نمی تواند جایگاهی مطلق پیدا کند، در این فضا، همه حوزه های استحفاظی در هم می ریزد و هر فرهنگی در فضایی قرار می گیرد که امکان حضور فرهنگ های دیگر نیز به راحتی در آن وجود دارد و در این فضا دیگر برون وجود ندارد و موقعیت های مجمع به موقعیت های بشری تبدیل می شود. دنیای بسته فرهنگ های رسمی بر روی سایر فرهنگ ها گشوده می شود. پس ثبات و خصوصیات فرهنگی کماکان ازبین می رود و نوسان و سیالیت و اختلاط جایگزین می شود.

وی اظهارداشت: در چنین فضایی، باورداشتن به فرهنگ دنیایی خاص و دفاع از آن در برابر سایر فرهنگ ها بسیار دشوار می شود و افراد آن دچار بحران هویت و معنا می شوند که به تعبیری موجب ناامنی وجودی افراد می شود.وی در پایان گفت: باید تلاش کرد تا فرهنگ و گفتمان رسمی در جامعه بتواند به صورت پویایی بازتولید داشته باشد و فاصله خود را با فرهنگ غیررسمی کمتر کند تا در آینده شاهد چالش های جدی در این زمینه نباشیم.

فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت

دکتر محمود مهرمحمدی، استاد دانشگاه تربیت معلم نیز در ادامه این همایش به سخنرانی درباره فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت پرداخت و مفروضات و پیش فرض هایی را در بسط مساله فناوری اطلاعات و ارتباطات و ارتباط آنها با موضوع تعلیم و تربیت ارایه کرد.وی در پیش فرض نخست با اشاره به تکنولوژی و ابزارهای مرتبط، به ارتباط تکنولوژی با هوش و حواس انسان پرداخت که به اعتقاد وی این تکنولوژی در سایه خلاقیت بشر و در خدمت منویات آدمی است که نباید اجازه مختل شدن هوش و حواس توسط تکنولوژی با همه ابزارهای آن را داد.

دکتر مهرمحمدی افزود: مصداق این حکم را باید در تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات و تعلیم و تربیت در نظام آموزش و پرورش جست وجو کرد. از آن جا که پرورش با شاکله انسان سروکار دارد و تعلیم و تربیت، وجدانی و مسئولیت آفرین است پس باید با به کارگیری این تکنولوژی در نظام آموزش مراقب جریانات تند و شدید و سیر هجومی آن بود تا فرصت تدبر آن ضرورت ها را زائل نسازد. اما اساسا در سایه تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات نیاز به تعریفی جدید از ماموریت های پرورشی داریم.

این استاد دانشگاه فرض دوم را تاثیرپذیری تعلیم و تربیت از مقوله ICT که جنبه ای مثبت دارد بیان کرد و گفت: نظام هایی که این تاثیرپذیری را نادیده گرفته و با مراعات نکردن آن سعی در پاک کردن صورت مساله دارند، نظام هایی واپس گرا هستند. فرض سوم نگاهی غیر از نگاه ابزاری به مقوله موردنظر درجهت تحقق انقلاب آموزشی است.وی در ادامه با رئوس چند تمهید با پذیرش توسعه ICT اشاره کرد و گفت: از خطرات موجود در این زمینه یکی افزایش خطر انزوای اجتماعی، افزایش خطر شکل گیری هویت های ناهنجار در سایه توسعه شبکه ها، به خطر افتادن آموزش ارزش های مهم انسانی، در حاشیه قرارگرفتن دروس ارزشی و تبدیل شدن تکنولوژی جدید به الهه جدید است که با علم بدان می بایست راهکارهای عملی خود را مورد مطالعه، بررسی و کنکاش قرارداد و امتیازهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در نظام تعلیم و تربیت را می توان در نکاتی مانند زیرسئوال رفتن اقتدار معلم، یادگیری مادام العمر، ایجاد انعطاف در روش های تعلیم و تربیت و نهایتا ضرورت توجه به آموزه های مردم سالاری در تعلیم و تربیت دانست.

وی در پایان به ماده ۵۳ از برنامه چهارم توسعه کشور اشاره کرد و با بیان جهت گیری های لازم به سمت انقلاب آموزشی و معیوب دانستن آن، اظهار امیدواری کرد که نکات موجود رفع شود.

اخلاق و فناوری اطلاعات، رویکردی دینی

حجت الاسلام دکتر محسن الویری، استادیار دانشگاه امام صادق (ع) نیز در این همایش طی سخنانی به موضوع «اخلاق و فناوری اطلاعات، رویکردی دینی» پرداخت و گفت: اخلاق از مهم ترین وجوه زندگی بشر بوده و با وجود دشواری ها و تاملات فراوانی که در تعریف، مبانی و ابعاد و لایه های آن وجود دارد، همچنان یکی از اصلی ترین حوزه های موردعلاقه و توجه نظریه پردازان و پژوهشگران شاخه های مختلف علوم انسانی است.

وی افزود: ادیان نیز همیشه یکی از خاستگاه های توجه به اخلاق بوده اند. در اندیشه اسلامی نیز اخلاق با فلسفه بعثت پیامبران و با تمامیت اسلام و کمال ایمان همطراز شمرده شده است.

در دهه های معاصر به دلیل توجه بیشتر به عوامل فرهنگی موثر در زندگی اجتماعی، توجه به اخلاق روندی فزاینده داشته است.

استادیار دانشگاه امام صادق (ع) اضافه کرد: مطرح کردن اندیشه مدیران نیمه مرتاض و نیمه کلانتر، پاره ای از فعالیت های سازمان هایی مانند یونسکو، سیاهه ای بلند از مباحث اخلاقی موردبحث در کتاب ها و نشریات علمی، راه یافتن اخلاق به نظریه های توسعه و تدوین منشورهایی مانند نظام اخلاقی روزنامه نگاران، ازجمله نشانه های این رویکرد نوین اخلاقی است.

وی در ادامه گفت: اکنون مباحث اخلاقی با همان ابهام ها، جنبه ها و چالش ها به گونه ای در مطالعات محیط های مجازی و جامعه اطلاعاتی دامن گسترده اند که گفته اند، شکست در سامان دهی اخلاق در جامعه اطلاعاتی، هر موفقیت دیگر را خدشه پذیر خواهد ساخت.وی گفت: به اعتقاد من یکی از عوامل ابهام و در نتیجه ناکارآمدی نظریه های رایج اخلاقی، درهم آمیختگی اخلاق با حقوق و نداشتن مرزی روشن و مشخص با آن است.

الویری افزود: مروری بر مباحث اخلاقی مربوط به جامعه اطلاعاتی بیانگر آن است که اکثر آنها همان مباحثی است که در حقوق مدنظر قرار می گیرد. ریشه این درهم آمیختگی در آن است که نظریه پردازان غربی در سده های اخیر، اخلاق را موضوعی بیرونی و رفتاری شمرده اند.

وی گفت: شاید برای دورماندن از پیامدهای چنین نگاهی به اخلاق در چندین سال اخیر نشانه هایی از توجه به زمینه های روحی و درونی اخلاق و خاستگاه مذهبی آن در متون و منابع حوزه اخلاق انگاری راه یافته است.

استادیار دانشگاه امام صادق (ع) با تاکید بر این نکته که نظریه پردازان مسلمان همواره اخلاق را صنعتی درونی برای انسان ها برشمرده اند اظهارداشت: از این رو باتوجه به خلاءهای نظری موجود در حوزه تعامل اخلاق و فرهنگ و فناوری به نظر می رسد می توان با بهره گیری از آموزه های وحیانی و غیر وحیانی اسلام به تدوین طرحی نو در حوزه اخلاق و فناوری دست یافت که از آ سیب ها و کاستی های کنونی به دور باشد.وی تکیه بر تربیت درونی شهروندان این جامعه مجازی را مهم ترین رهیافت و ویژگی نظام اخلاق دین محور در جامعه اطلاعاتی بیان کرد و گفت: این عامل الزامات و پیامدهای ویژه خود را دارد. زمینه هایی همچون جوهره اخلاقی ابزارهای ارتباطی در پیشینه تمدن اسلامی و فضای مفهومی و منطق حاکم بر قانون اساسی و سند چشم انداز ۲۰ ساله کشور، ما را بیش از سایر کشورهای اسلامی به سوی بازفهمی تعامل اخلاق و فناوری و درانداختن طرحی نو، فرا می خواند.

مدیریت فناوری اطلاعات

پنجشنبه, ۹ تیر ۱۳۸۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ | ۰ نظر

ضرورت‌ها و ویژگی‌های توسعه سریع فناوری اطلاعات در جهان، لزوم همراهی متقابل دستگاه‌های مختلف کشور را با این جریان عظیم جهانی بدیهی می‌نماید. اهمیت این موضوع آنچنان بوده که رهبر معظم انقلاب سیاست‌های کلی شبکه‌های اطلاع‌رسانی رایانه‌ای تنظیم شده در مجمع تشخیص مصلحت را تأیید و به ترتیب ذیل به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ فرمایند :

سیاستهای کلی شبکه‌های اطلاع‌رسانی رایانه‌ای :

1- ایجاد، سازماندهی و تقویت نظام ملی اطلاع‌رسانی رایانه‌ای و اعمال تدابیر و نظارت‌های لازم به منظور صیانت از امنیّت سیاسی، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و جلوگیری از جنبه‌ها و پیامدهای منفی شبکه‌های اطلاع‌رسانی.

2- توسعه کمی و کیفی شبکه اطلاع‌رسانی ملی و تأمین سطوح و انواع مختلف خدمات و امکانات این شبکه برای کلیه متقاضیان به تناسب نیاز آنان و با رعایت اولویت‌ها و مصالح ملی.

3- ایجاد دسترسی به شبکه‌های اطلاع‌رسانی جهانی صرفاً از طریق نهادها و مؤسسات مجاز

4- حضور فعّال و اثرگذار در شبکه‌های جهانی و حمایت از بخش‌های دولتی و غیردولتی در زمینه تولید و عرضه اطلاعات و خدمات ضروری و مفید با تأکید بر ترویج فرهنگ و اندیشه اسلامی

5- ایجاد و تقویت نظام حقوقی و قضایی متناسب با توسعه شبکه‌های اطلاع‌رسانی به ویژه در جهت مقابله کارآمد با جرائم سازمان‌یافته الکترونیکی

6- توسعه فناوری اطلاعات و آینده‌نگری درخصوص آثار تحولات فناوری اطلاعات در سطح ملی و جهانی و گسترش مطالعات و تحقیقات و تربیت نیروی انسانی متخصص در این زمینه

7- اقدام مناسب برای دستیابی به میثاق‌ها و مقررات بین‌المللی و ایجاد اتحادیه‌های اطلاع‌رسانی با سایر کشورها به ویژه کشورهای اسلامی به منظور ایجاد توازن در عرصه اطلاع‌رسانی بین‌المللی و حفظ و صیانت از هویت و فرهنگ ملی و مقابله با سلطه جهانی.

تقریباً تمام بندهای سیاست‌های فوق‌الذکر بخصوص بندهای 5 و 6 و 7 ارتباط مستقیم با موضوع بحث ما دارد.

فناوری اطلاعات بایدبه منظور افزایش سرعت و دقت و کاهش هزینه‌های فعالیت‌های مختلف سازمان‌ها و درنتیجه بالابردن بهره‌وری آن‌ها به کار رود. در دستگاه قضایی به لحاظ تراکم پرونده‌ها و نوع کار ( که صرف وقت زیادی را می‌طلبد) چالش‌ها و خلاءهایی به چشم می‌خورد که با استفاده از قابلیت‌های این فناوری در گردآوری، طبقه‌بندی، پردازش و بازآوری اطلاعات قابل جبران است.

زمینه‌های کاربرد فن‌آوری اطلاعات در قضا :

1- ایجاد پایگاه داده‌ها شامل اطلاعات مربوط به احکام، زندان‌ها، شعبات قضایی و اطلاعات پرسنلی، پرونده‌های در حال بررسی، تحقیقات انجام‌شده و طرح‌های پژوهشی جهت دسترسی آسان و سریع مراجع قضایی به این اطلاعات در مواردی چون تطبیق شرایط عفو و تخفیف مجازات، برنامه‌ریزی کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت اجرایی، تنظیم و سازماندهی نیروی انسانی، کنترل مراحل رسیدگی به پرونده‌های قضایی و کشف علل اطاله رسیدگی و ….

2- تسهیل ارتباطات داخل بخشی و بین بخشی (بین شعبات مختلف، کارشناسان تخصصی، مراکز تخصصی نظیر سازمان اسناد و پزشکی قانونی و پلیس بین‌الملل و تشخیص هویت دادستانی مراکز نظامی، وزارت اطلاعات ) و تسریع امر دادرسی و صدور گواهینامه‌های قضایی و استعلامات و ارتقاء کیفی سیستم‌های نظارتی.

3- ایجاد سامانه اطلاع‌رسانی و مشاوره قضایی به صورت چند رسانه‌ای جهت استفاده مردم برای افزایش آگاهی عمومی از مسائل حقوقی و قابلیت‌های دستگاه قضایی، ارائه رهنمود برای کسانی که مشکلات قضایی دارند و آموزش نحوه پیگیری شکایات و استعلامات و آشنایی با مواد و آیین‌نامه‌های حقوقی و الگوریتم‌های قضایی.

4- ایجاد سامانه‌هایی با کیفیت بالا برای کشف جرم و پیشگیری از جرائم با تهیه نقشه‌های محلی جرم، استفاده از بارکد‌های ژنتیکی افراد سابقه‌دار به جای اثر انگشت، بازسازی رایانه‌ای صحنه‌های وقوع جرم و تسهیل محاسبات و احتمالات و پیشگویی وقوع جرم، قابلیت ثبت و نگهداری داده‌های حاصله از بقایای به جای مانده در محل حادثه اعم از متن، تصویر، نتیجه آزمایشات و نیز مرتبط کردن شبکه پلیس با یک یا چند مرکز هماهنگ‌کننده اصلی.

5- کاربرد تکنولوژی اطلاعات در بهبود و ارتقاء سطح آموزش‌های قضایی و ارتباط بین مراکز آموزشی در داخل و خارج کشور و انجام تله کنفرانس‌ها و ویدئو کنفرانس‌ها در زمینه مسائل بین‌المللی حقوقی و ایجاد اجلاس بین‌المللی مجازی در زمینه حقوق جهت کاهش هزینه و وقت و ارتباط دائمی با دادگاه‌های بین‌المللی جهت استیلای حقوق ملی و پر رنگ کردن نقش کارشناسان حقوقی ایرانی در مجامع بین‌المللی.

موانع و چالش‌های موجود :

1- امنیت و حفاظت اطلاعات: موضوع امنیت در فناوری اطلاعات و به ویژه در کاربردهای قضایی و اطلاعاتی – امنیتی آن از موضوعات مهم و اولویت‌دار است. خوشبختانه با تمهیدات مختلف سخت‌افزاری و نرم‌افزاری امکان همه‌گونه مانوری در این زمینه مقدور است. کلیه داده‌ها را می‌توان از نظر سطح امنیت و محرمانه بودن طبقه‌بندی کرد و میزان قابلیت دسترسی افراد و مراکز مرتبط را مشخص نمود و سیستم‌های اخطار نفوذ را نصب نمود. مرکز کنترل‌کننده می‌تواند همواره سابقه‌ای از مراجعات به پایگاه داده‌ها داشته باشد و خطاهای احتمالی را پیگیری کند.

2- تجهیزات و امکانات: استفاده از این فناوری نیاز به یک حداقل امکانات و تجهیزات با مشخصات فنی خاص دارد که باید از قبل فراهم شده باشد. البته هر سازمانی با توجه به توازن مالی و فنی خود می‌تواند میزان گسترش و توسعه فناوری اطلاعات در آن سازمان را مشخص کند و به همان میزان از آن بهره ببرد. در هر صورت به نظر می‌رسد تأمین تجهیزات موردنیاز در مقابل هزینه‌هایی که در حال حاضر صورت می‌گیرد زیاد نباشد و با توجه به صرفه‌جویی که در مراحل مختلف دادرسی می‌شود مقرون به صرفه باشد. ضمن اینکه واقعاً از امکانات موجود هم استفاده بهینه‌ای نمی‌شود. در اولین گام به نظر می‌رسد مرتبط کردن مجتمع‌های قضایی با مراکز تخصصی و با دیوان عالی کشور و پیاده کردن سامانه پایگاه داده‌ها و نظام اطلاع‌رسانی و مشاوره قضایی امری میّسر و مقدور باشد.

3- نیروی انسانی: شکّی نیست که برای پیاده کردن الگوهای کاربردی فناوری اطلاعات نیاز به نیروی انسانی زبده و آموزش‌دیده در زمینه تشکیل و نگهداری، رفع عیوب احتمالی و طبقه‌بندی داده‌ها و نظارت بر عملکرد وجود دارد اما این تنها بخش کوچکی از نیروهای انسانی دست‌اندرکار یک سامانه مبتنی بر فن‌آوری اطلاعات است. بخش عمده نیروهای مرتبط با این فن‌آوری کاربران هستند که با توجه به قابلیت‌های این فن‌آوری نیاز به تخصص بالایی نخواهند داشت و با آموزش‌های کوتاه‌مدت به سطح مهارت مورد نیاز خواهند رسید. البته یک حرکت فرهنگی ملی در جهت رایج کردن کاربرد رایانه و بهره‌مندی از فناوری اطلاعات در بین اقشار مختلف جامعه باید صورت گیرد. بر اساس برخی گزارشات از هر 1100 نفر ایرانی فقط یک نفر از اینترنت استفاده می‌کند که این رقم حتی نسبت به کشورهای آسیایی و منطقه خاورمیانه بسیار پایین‌تر است.

مقاومت دستگاه‌ها، تداخل با روند معمول و جاری از جمله مشکلات وارد کردن یک فناوری جدید در دستگاه مربوطه است. برای جبران این مشکل معمولاً فناوری جدید را ابتدا از مجموعه‌های مستقل‌تر کارشناسی‌تر و محدودتر آغاز می‌کنند که مراجعات عمومی کمتری داشته باشند و اشکالات احتمالی سامانه جدید موجب نارضایتی و تداخل شدید در روند معمول کل مجموعه نگردد.

ایران و فناوری اطلاعات

دوشنبه, ۶ تیر ۱۳۸۴، ۰۷:۲۹ ب.ظ | ۰ نظر

از آنجا که مقوله فناوری اطلاعات (IT) بسیار مهمی می‌باشد لذا توجه تمام دولتهای جهان و از جمله دولت ایران را به خود معطوف کرده است.

تخصیص بودجه 1250 میلیارد ریالی (160 میلیون دلار) در سال 1381 نشانه اهمیت و تأثیر بی‌چون و چرای این صنعت در آینده جهان می‌باشد، که از این بودجه 750 میلیارد ریال آن برای تجهیزات سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و شبکه جامع اطلاع‌رسانی بازرگانی و 500 میلیارد ریال آن نیز برای اشتغال از طریق این صنعت می‌باشد.

بازار فناوری اطلاعات

اما باید دید که بازار فناوری اطلاعات در ایران تا چه اندازه گنجایش و توان پیشرفت را دارا می‌باشد؟

اگر چه ایران به‌دلیل تحریم‌ها و تحولات اقتصادی تا حد زیادی از این مقوله عقب افتاده و این امر تأثیر منفی زیادی را به بازار فناوری اطلاعات ایران تحمیل نموده است اما با این حال با تلاش دست‌اندرکاران این صنعت شاهد رشد سریع و چشمگیر آن هستیم.

برآورد حجم بازار فناوری اطلاعات ایران کار چندان ساده‌ای نیست اما مطابق با شاخص‌های منتشر شده از سوی بعضی از سازمان‌ها، ارزش بازار فناوری اطلاعات ایران در آغاز هزاره سوم، بین یک تا یک‌و‌نیم میلیارد دلار تخمین زده می‌شود که این رقم سالانه، از رشد سالیانه قابل توجهی برخوردار است.

توجه به این نکته که بازار فعلی فناوری اطلاعات در ایران در یکی از بهترین مقاطع خود برای سرمایه‌گذاری به‌سر می‌برد، بسیار مهم و حایز اهمیت است.

شرکت‌های کامپیوتری

بحث دیگر شرکتهای کامپیوتری حامی صنعت فناوری اطلاعات در ایران می‌باشند. تا پایان سال 1376 تعداد کل شرکت‌های کامپیوتری در ایران اعم از آن دسته از شرکت‌هایی که توسط شورای عالی انفورماتیک تأیید شده یا نشده بودند، به 1051 شرکت می‌رسید. از این میان تا خرداد سال 1379، 484 شرکت از طرف شورای علی انفورماتیک ایران احراز صلاحیت شده بودند که از این میان 78% سهم شهر تهران و تنها 22% سهم سایر شهرستان‌ها می‌شد. که این خود نیز باعث بازنگری به منزله جذب تمامی سرمایه‌های فنی به سمت پایتخت و عقب‌افتادگی نسبی سایر شهرستان‌ها از نظر علمی نسبت به پایتخت می‌شود!

نکته‌ دیگر کسب استانداردهای جهانی برای ورود به بازار جهانی صنعت فناوری اطلاعات (IT) و رقابت با سایر کشورها صاحب صنعت در این زمینه نظیر آمریکا، اروپا، هند و … می‌باشد.

تاکنون در یک طرح آغازین، هشت شرکت نرم‌افزاری موفق به دریافت گواهینامه‌های

IT Tick،ISO 9001 شده‌اند و تعداد بیشتری از شرکت‌ها نیز به‌دنبال اخذ این گواهینامه‌ها می‌باشند.

نرم‌افزار

مقوله دیگر در زمینه این صنعت مقوله نرم‌افزار می‌باشد.

دولت ایران برای حمایت هرچه بیشتر از صنعت نرم‌افزار در داخل کشور اقداماتی صورت داده است که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1. حمایت مالی از شرکت‌های تولیدکننده نرم‌افزار

2. ضمانت دولتی در قرارهای منعقده بین شرکت‌های ایرانی و خارجی

3. تصویب قانون مالکیت فکری برای کلیه نرم‌افزارهای تولید داخل توسط مجلس شورای اسلامی

ذکر این نکته که ارزش 200 میلیون دلاری بازار نرم‌افزار ایران پتانسیل افزایش تا سقف 500 میلیون دلار را دارا می‌باشد از آن جهت حایز اهمیت است که دولت با افزایش حمایت مادی و معنوی از این صنعت می‌تواند به پیشرفت صنعت فناوری اطلاعات (IT) کمک شایانی کرده باشد.

صادرات و واردات نرم‌افزار

اما پس از تولید یک نرم‌افزار بحث بازار فروش آن به‌میان می‌آید که مقوله واردات و صادرات نیز از همین دست می‌باشند.

شرکت‌های نرم‌افزاری ایران برای افزایش سود حاصله، گسترش بازار نرم‌افزار، جلب سرمایه‌ها و بالا بردن سطح کیفی تولیدات خود نیاز به همکاری و تبادل اطلاعات با شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری در جهان را دارا می‌باشند. و این موضوع باعث افزایش مبلغ مجوزهای واردات نرم‌افزار از یک میلیون دلار در سال 1375 به پنج میلیون دلار در سال 1378 می‌باشد.

از طرفی شرکت‌های نرم‌افزار ایرانی از محصولات نرم‌افزاری تولید شده در سال 1375 که بالغ بر 710 محصول بوده‌اند، 70 محصول آن‌را به ارزش تقریبی یک میلیون دلار صادر کردند که نمودار زیر توزیع موضوعی این نرم‌افزارها را نشان می‌دهد.

نمودار

زمینه‌های توسعه نرم‌افزار در ایران را می‌توان به صورت زیر نام برد:

1. آموزش

2. اداری، مالی، صنعتی

3. پزشکی

4. بانکداری

5. بیمه

6. حمل و نقل

7. طراحی و مهندسی

8. فرهنگی

9. قضایی

10. سیستم‌های اطلاعات جغرافیایی (GIS)

11. هنر و تبلیغات

12. دفاعی

13. خدمات نشر رومیزی

سخت افزار:

پس از جنگ و در زمان بازسازی کشور تمام توجهات به سوی تولید داخلی و پیشرفت و توسعه دادن و به اصطلاح رسیدن به خودکفایی کشیده شد، که در نتیجه این فکر حمایت های دولت از تولید داخلی افزایش یافت و تولیدکنندگان داخلی با تصویب قانون حمایت از تولید کننده که طبق آن محصولات تولید شده در خارج اجازه ورود به داخل کشور را نمی یافتند، برای ادامه این راه تشویق شدند. همچنین دولت با در نظر گرفتن یارانه های متعددی از جمله اختصاص ارز با نرخ پایین، تولیدکنندگان را یاری کرد. اما متأسفانه حمایتی این چنین جدی از تولیدکنندگان داخلی عوارض جانبی نیز به همراه داشت. اما تولید داخلی کفاف تقاضای بازار را نمی داد و به قولی عرضه و تقاضای بازار با هم پیش نمی رفتند و همین موضوع کافی بود تا قاچاق اجناس خارجی به کشور آغاز شده و هر روز نیز افزایش یابد. و این در حالی است که جنس خارجی با قیمت بسیار کمتر و تنوع بیشتر از جنس داخلی به بازار عرضه می شد و این نتیجه ای جز ورشکست شدن تولیدکنندگان داخلی نداشت. دولت برای مقابله با این معضل، موانع عینی تعرفه ای را از میان برداشت.

به این ترتیب تنها حمایتی که هم اکنون دولت از تولیدکنندگان داخلی به عمل می‌آورد اخذ تعرفه‌های بالاتر برای کالای ساخته شده از کشور است و دولت امیدوار است که بتواند با این ترفند از ورود کالای قاچاق به داخل کشور جلوگیری کند که تا حدودی نیز موفق بوده است. بیشتر محصولات فوق از کشورهایی چون کره، آلمان، فرانسه و ژاپن به ایران وارد می شوند و شرکت های سوئدی نیز در حوزه تأمین تجهیزات شبکه سازی و ارتباطات راه دور ایران فعالیت قابل ملاحظه و چشمگیری دارند.

اگر چه اکنون ورود انواع رایانه به داخل کشور مجاز است، اما به دلایلی که بحث شد رایانه های با مارک تجاری در بازار بسیار نایاب است. از طرفی امروز تولید داخلی به طور کامل تقاضای بازار را جواب می دهند. به عنوان مثال می توان به نمایشگرها اشاره کرد. در ایران حدود 10 شرکت تولید کننده نمایشگر وجود دارد که نمایشگرهای CRT را با استاندارد جهانی TCO , MPRIIرا تولید می کنند. این تولید کنندگان مارک های مشهور نمایشگر را تولید کرده و به این ترتیب کل نیاز بازار را تأمین می کنند. طبق آمارهای رسمی در سال 1379 حدود چهار هزار نمایشگر تولید شده است. اما متأسفانه هنوز قطعاتی مانند CPUs, DRIVERs, RAMs هنوز به صورت قاچاق به کشور وارد می شود.

نکته قابل توجه ارزش بازار رایانه های شخصی و لوازم جانبی آن است. طبق آمارها در سال 1380 ، فروش چهارصد هزار دستگاه رایانه شخصی ارزش را به رقمی معادل 500 تا 700میلیون دلار رسانده که مطابق دهه گذشته افزایش 20 درصدی آن پیش بینی می شود.ترکیب بازار مصرف رایانه‌های شخصی در ایران به صورت زیر است:

دولت که سهمی نزدیک به %70 را در بر می‌گیرد که خود شامل:

سازمانهای دولتی و وزارتخانه ها،

نیروهای انتظامی،

بانک ها و شرکت های بیمه،

کارخانه های بزرگ تولیدی می‌باشد

بنگاه ها و مؤسسات کاری متوسط و کوچک که %15 بازار را در بر می‌گیرد

خانه ها که %15 بازار را در می‌‌گیرد.

نکته قابل توجه در این بخش نفوذ سریع کامپیوترهای شخصی به خانه ها در عین ساکن ماندن رشد در بخش های دولتی و بخش های کوچک تجاری است که حدود %2 بوده و پیش بینی ها نشان می‌دهد که این رقم در آینده نزدیک افزایش خواهد یافت.

شبکه:

در این بخش به توضیح در باره مطالبی مانند ارتباطات خطوط تلفن، سیستم تلفن همراه، زیر ساخت ارتباطی، شبکه ملی دیتا می پردازیم.

ارتباطات خطوط تلفن:

در ایران تنها شرکت ارایه کنندگان خدمات تلفن، مخابرات ایران می باشد. ظرفیت شبکه مخابرات کشور در سال 1374 بالغ بر 5 میلیون خط بوده است که این رقم تا پایان تیرماه 1379 به 9.8 میلیون خط تلفن ثابت رسیده است. به این ترتیب ضریب نفوذ تلفن ثابت در ایران برای هر 100 نفر جمعیت 13.8 برآورد می شود.این ضریب در سال 1380 به 14 رسیده است. برطبق برنامه های موجود تعداد تلفن های ثابت در ایران تا سال 1384 به 20 میلیون خط خواهد رسید.

سیستم های تلفن های همراه:

سیستم تلفن همراه در ایران از نسل دوم و از سیستم GSM استفاده می کند. بر اساس آمار موجود تعداد تلفن همراه واگذاری شده در ایران از سوی شرکت مخابرات در ایران تا پایان سال 1380 حدود 18 میلیون خط بوده است. بنابراین ضریب نفوذ تلفن همراه در ایران 5 درصد است.

شرکت مخابرات قصد دارد تا با همکاری بخش خصوصی در 3 سال آینده 10 میلیون خط دایر نماید و همچنین در بهبود کیفیت این خطوط نیز برنامه هایی در دست اجراست.

منبع : www.payam.co.ir

علیرضا زمانى - عدم توان و عدم تمایل پزشکان بیمارستان ها در استفاده بیشتر از فناورى اطلاعات، باعث مرگ هزاران نفر مى شود.

خانم سولومون از کالیفرنیا مى گوید: «دسترسى پزشک به اطلاعات پزشکى موجود «آلکس» مى تواند به معنى زنده ماندن او باشد.» آلکس پسر خانم سولومون که هم اکنون ۲۰ سال دارد با بیمارى هیدروسفالى بزرگ شده است، بیمارى مهلک نادرى که در آن مایع در مغز جمع مى شود و نیاز به تخلیه از طریق شنت ها (خروجى هاى) خاص دارد. بنابراین خانم سولومون چاره اى ندارد جز اینکه به صورت فایل متحرکى از سوابق حساسیت ها، مشکلات غده هیپوفیز، اسکن هاى مغزى و هر چه هر پزشکى در مورد آلکس نوشته است تبدیل شود. خانم سولومون همیشه نگران است. پیش مى آید که با او تماس هاى نگران کننده اى بگیرند، مانند زمانى که آلکس به سفرى رفت و کارش به جایى رسید که بیهوش در بیمارستانى دوردست بسترى شد. خانم سولومون نتوانست پرونده پزشکى او را به موقع برساند و دائم دعا مى کرد آنتى بیوتیک اشتباه به او ندهند یا او را به پشت نخوابانند، کارى که مى تواند باعث مرگ وى بشود.

براى خانم سولومون مشکل اطلاعات در ارائه خدمات سلامت چنان جنبه فوریتى داشت که او نهایتاً خودش دست به کار شد تا در حد توان کارى کند. او وامى گرفت، برنامه ریزان کامپیوترى را استخدام کرد و سیستم کامپیوترى به نام Follow Me ساخت تا به کمک آن به صورت نظرى هر پزشکى در هر مکانى بتواند به اطلاعات موجود پزشکى درون آن دسترسى پیدا کند. این برنامه مشکل حوزه خدمات سلامت جهان را حل نمى کند (هم اکنون حدود ۴۰۰ خانواده از آن استفاده مى کنند.) اما سولومون به درستى نقطه ضعف مورد انتقاد و خطرناک حوزه خدمات سلامت را که به کارگیرى یک فناورى اطلاعات نوین است به خوبى شناسایى کرده است.

مطالعه اى در ژورنال انجمن پزشکى آمریکا خطرات نرم افزارهاى پزشکى که ناقص طراحى شده باشند را توضیح داده است. جان واکر و ۵ همکار او مطالعه خود در مورد تعامل سیستم ها را در شماره ژانویه مجله Health affairs منتشر کردند.

راه حل به نظر ساده مى رسد: تمامى اطلاعات را از پرونده هاى کاغذى بیماران خارج کنیم و آنها را در پایگاه داده هایى بگذاریم که- و این مرحله حساس کار است- با همدیگر ارتباط برقرار کنند؛ به گونه اى که هر پزشکى بتواند به تمام اطلاعاتى که براى کمک به هر مریضى در هر زمان و در هر مکان نیاز دارد، دسترسى پیدا کند. به عبارت دیگر راه حل فقط در استفاده از کامپیوتر نیست بلکه در ارتباط سیستم هاى مختلف پزشکان، بیمارستان ها، آزمایشگاه ها، داروخانه ها و بیمه گرها با یکدیگر در محیطى شلوغ و به گونه اى است که قابلیت تعامل داشته باشند.

با وجودى که این موضوع ممکن است به ظاهر ساده به نظر برسد، اما امروزه چشم اندازى بسیار بعید به نظر مى رسد. بر اساس گفته آقاى دیوید بیتس، سرپرست بخش پزشکى عمومى در بیمارستان زنان بوستن و متخصص استفاده فناورى اطلاعات در سلامت، حوزه سلامت فقط ۲ درصد درآمد خود را در فناورى اطلاعات سرمایه گذارى مى کند، در حالى که در صنایع دیگرى که محتاج اطلاعاتند، این مقدار حدود ۱۰ درصد است. در یک نگاه گذرا تفاوت هاى بزرگى در این زمینه بین کشورهاى مختلف دیده مى شود. در انگلستان ۹۸ درصد پزشکان عمومى در مطب خود کامپیوتر دارند و ۳۰ درصد آنها ادعا مى کنند که دیگر از کاغذ استفاده نمى کنند، در حالى که در آمریکا ۹۵ درصد ارائه دهندگان کوچک خدمات از قلم و کاغذ استفاده مى کنند. آقاى بیتس مى گوید این ارقام ممکن است گمراه کننده باشد، چرا که سیستم هاى موجود کامپیوترى نمى توانند با سیستم هاى دیگر ارائه کنندگان خدمات پزشکى ارتباط برقرار کنند و در نتیجه به آن مقدارى که به نظر مى آید سودمند نیستند. کسانى که دسترسى به خدمات بر خط (online) دارند کاملاً طبیعى مى دانند که به خدمات پستى، بورس، پرونده مالیاتى و اطلاعات تجدید گواهینامه رانندگى و تقریباً هر چیز دیگرى دسترسى داشته باشند، اما این دسترسى شامل سلامت و پرونده پزشکى آنها نمى شود. این اطلاعات به صورت پراکنده و سازمان نیافته در پرونده هاى کلینیک هایى که در آنها بیمار ویزیت شده است وجود دارد و احتمالاً مدت ها قبل به فراموشى سپرده شده اند. اطلاعات خصوصى تر در واقع در جعبه سیاهى به دور از دسترس مالک آن مدفون شده است.

جان چمبر مدیر شرکت سیسکو بزرگترین شرکت شبکه کامپیوترى در جهان مى گوید: «بسیارى از مدیران فناورى اطلاعات این موضوع را که حوزه سلامت در کنار صنعت معدن به عنوان فناورى ترس ترین حوزه شناخته شده است، سئوال بر انگیز مى دانند.» جف میلر یکى از مدیران هاولت-پاکارد (HP)، شرکت بزرگ سازنده کامپیوتر حوزه سلامت را یکى از کندترین حوزه ها در به کارگیرى فناورى مى داند و بیان مى کند این موضوع خصوصاً زمانى غیرواقعى مى نماید که بیمارستان ها اغلب مبالغ زیادى سرمایه صرف آخرین دستگاه هاى سى تى اسکن یا MRI مى کنند، اما در مورد پشتیبانى دفاترشان اهمال مى کنند. او مى گوید این مثل این است که یک کارخانه ماشین سازى بخواهد ماشین هایى پیشرفته با سوخت هیدروژن بسازد اما از فرآیندهاى کاغذى و نیروى کار دستى انسان بهره بگیرد.

این موضوع تبعات خاص خود را به دنبال دارد. بر طبق گفته انستیتو پزشکى سازمان غیردولتى اى که در واشینگتن مستقر است، خطاهاى قابل پیشگیرى پزشکى- حاصل از تداخلات ناخواسته دارویى به تنهایى - بین ۴۴هزار تا ۹۸ هزار نفر را در آمریکا به کام مرگ مى کشاند. این موضوع ناکارآمدى هاى سیستم پزشکى در رده هشتم علت مرگ در آمریکا و بالاتر از حوادث رانندگى، سرطان سینه و ایدز قرار داده است. مارک بلات قبل از پیوستن به شرکت اینتل ( بزرگترین سازنده نیمه هادى ها) به منظور مدیریت راهبرد خدمات سلامت آن به مدت ۲۰ سال پزشک خانواده بوده است، مى گوید: «مثل این مى ماند که روزى دو هواپیما ۷۴۷ سقوط کند.» او مى گوید باید واکنش بیشترى نشان داده شود.

• ثمرات ارزشمند

به طور قطع ارتقاى سیستم هاى کامپیوترى خطاهاى پزشکى را به طور کامل از بین نخواهد برد. اما اغلب محققین اعتقاد دارند که به میزان قابل توجهى باعث کاهش این خطاها مى شوند. مطالعه اى در آمریکا تخمین زده است که استفاده از فناورى اطلاعات مى تواند سالانه از ۲ میلیون واکنش نامناسب دارویى و ۱۹۰۰۰۰ مورد بسترى در بیمارستان جلوگیرى کند. مطالعه دیگرى کاهش ۸۶ درصدى خطاها در اثر استفاده از سیستم تجویز داروى الکترونیک را تخمین زده است. در مقابل تحقیقى که در مارس امسال در ژورنال جامعه پزشکى آمریکا به چاپ رسیده است اخطار داده است که اگر نرم افزار به خوبى طراحى نشده باشد، استفاده از فناورى اطلاعات مى تواند به افزایش تعداد خطاها بینجامد. اما تقریباً همه متفق القول هستند که یک فناورى با طراحى مناسب براى ارتقاى کیفیت ارائه خدمات سلامت الزامى است.

این هزینه هاى سلامت نه تنها بارى بر دوش جوامع ثروتمند با متوسط سن بالا است بلکه در مورد کشورهاى فقیرى مانند چین نیز صدق مى کند. آقاى میلر از شرکت HP تخمین مى زند که دوباره کارى و ناکارایى سالانه ۲۵ تا ۴۰ درصد هزینه ۳/۳ تریلیون دلارى سلامت جهان را به خود اختصاص مى دهد که با استفاده از فناورى اطلاعات مناسب قابل پیشگیرى است. مطالعه انجام شده در مرکز تحقیقات بالینى دارتموث در نیو همپشایر به نتیجه مشابهى رسیده است، به این معنى که یک سوم بودجه ۶/۱ تریلیون دلارى سلامت آمریکا ( در سال ۲۰۰۳) صرف روال هایى مى شود که تکرارى یا نا بجا هستند.تخمین میزان سودى که فناورى اطلاعات پس از کنار گذاشتن هزینه هاى آن مى تواند به دنبال داشته باشد کار آسانى نیست. در ماه ژانویه جان واکر و ۵ همکار او که در مرکز راهبرى فناورى اطلاعات در بوستون فعالیت مى کنند، در ژورنال Health Affairs نتیجه گرفتند که یک شبکه الکترونیک سلامت کاملاً متعامل مى تواند سالانه ۸/۷۷ میلیارد دلار سود خالص به دنبال داشته باشد که برابر ۵ درصد هزینه هاى سالانه سلامت آمریکا است. این منافع از کاهش هزینه ها به خاطر ارجاع سریع تر بین پزشکان، تاخیر کمتر در تجویز آزمایشات و دریافت نتایج آنها، خطاى کمتر در گزارشات شفاهى یا دست نویس، آزمایشات تکرارى کمتر و تجویز یا تکرار تجویز اتوماتیک داروها حاصل مى شود. اما در این مطالعه بزرگترین منفعت احتمالى استفاده از این سیستم که آمار بهتر براى تشخیص سریع گسترش بیمارى ها ( مانند سارز یا آنفلوآنزاى مرغى) است در نظر گرفته نشده است.

آقاى بیت با اشاره به تفاوت هاى موجود بین دو برنامه مقدماتى ( پایلوت) در آمریکا مى گوید: واژه کلیدى تکرارى در تمام این تخمین ها کلمه «متعامل» است. در یکى از این مطالعات در شهر سانتا بارباراى ایالت کالیفرنیا شبکه تک به تکى (peer to peer ) که طى آن کامپیوترهاى کلینیک و مطب هاى مختلف مى توانند به یکدیگر متصل شوند، پیاده سازى شد. این شبکه به پزشکان اجازه مى داد که مستندات را به صورت فایل هاى PDF از یکدیگر دریافت کنند. اما اطلاعات موجود در آنها- یعنى متونى که اعداد در بین آن قرار داشت- ساختار نایافته و در نتیجه غیر قابل استفاده بود. این سیستم در واقع مثل سیستم فاکسى (نمابرى) مى ماند که سریع تر عمل مى کند ولى اصلاً تعامل ندارد.

مطالعه مقدماتى دیگرى که در ایندیانا پولیس و به رهبرى موسسه رجنستریف که موسسه تحقیقات پزشکى غیرانتفاعى است، انجام شد به مدل متعامل نزدیکتر بود. در این مطالعه شبکه اى در سطح شهر ایجاد شد که در داخل آن پزشکان مى توانند با داشتن اجازه از طرف بیمارشان به تاریخچه کامل پزشکى آنها که شامل تمام مراقبت هاى قبلى انجام شده در ۱۱ بیمارستان بود، دسترسى پیدا کنند. در حال حاضر این پایگاه داده ۳ میلیون پرونده پزشکى دارد و ۳ میلیون تصویر رادیولوژى، ۵/۱ گیگابایت متن تشخیصى، ۲۰ میلیون تجویز توسط پزشکان و اطلاعات دیگر را در خود دارد. تفاوت عمده این مطالعه با مطالعه دیگر در این بود که در این مطالعه در صورت امکان، داده ها به صورت ساختار یافته و فورمت شده وارد مى شدند. نتایج آزمایشات در ردیف و ستون هاى مشخص با برچسب هایى (تگ هایى)، که هر کامپیوتر بتواند تشخیص دهد و با اعداد مرتبط دیگر مقایسه کند، وارد مى شد. این سیستم گونه اى از استفاده از فناورى است که نه تنها خطاها و هزینه هاى اضافى را کاهش مى دهد، بلکه به پزشکان براى تصمیم گیرى بهتر کمک مى کند.

منبع: www.ayandehnegar.org

انتخابات الکترونیکی در دولت الکترونیکی

دوشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

جابر کریم پور1 - کامل نورانی2 - در سالهای اخیر، پیشرفت تکنولوژی و الکترونیکی شدن مراکز و سازمانهای دولتی و خصوصی، رشد قابل توجهی داشته است. سیستم های الکترونیکی مانند دولت الکترونیکی(E-Voting in E-Government)، تجارت الکترونیکی، شهر الکترونیکی و اخیرا رای گیری الکترونیکی روز به روز در حال نفوذ به زندگی روزمره مردم هستند. تجربه نشان داده است که الکترونیکی کردن بخش و یا بخشهای از یک سازمان، رشد کیفی مناسبی در روند کاری آن سازمان داشته است اما این سیستم ها دارای معایب و مشکلات خاص خود هستند که روز به روز اصلاح میشوند. یکی از مهمترین اهداف دولت الکترونیکی صرفه جویی در وقت مردم و همچنین کاهش هزینه‌های اجرایی سازمانهای دولتی است که سیستم رای گیری الکترونیکی به عنوان زیر سیستم دولت الکترونیکی هم ، چنین اهدافی را دنبال میکند. روشهای اتخاذ رای به صورت سنتی علاوه بر مزایای خاص خود، دارای معایب زیادی هستند. صرف وقت زیاد برای شمارش آرا، هزینه‌های کلان تشکیل ایستگاه‌های رای گیری و همچنین هدر رفتن منابع انسانی مستقر در این ایستگاه‌ها به عنوان معایب این سیستم ها محسوب می شوند. از طرفی امنیت بالای این سیستم ها و مستند بودن هر رای اخذ شده از مزایای این روش ها هستند.بنابراین وجود چنین معایب و محاسنی، مسئولان را در جایگزین کردن این سیستم ها مردد کرده است. انتخابات عمومی در کشورهای اروپایی و امریکایی در سالهای اخیر به صورت نیمه الکترونیکی امتحان شده و نتایج مطلوبی را هم به دنبال داشته است. طبق آمار همه پرسی های به عمل آمده در این کشورها، به طور میانگین %75 از مردم ( %90 مردم بلژیک، %70 مردم انگلستان، %75 مردم ایالات متحده و .....) با الکترونیکی کردن سیستم های رای گیری جهت اطمینان بیشتر از صحت برگزاری انتخابات و همچنین افزایش سرعت در اجرا و کاهش هزینه‌ها موافق هستند. ما در این مقاله ابتدا انواع سیستم های رای گیری الکترونیکی را به عنوان یک ضرورت در دولت الکترونیکی توصیف کرده و پس از آن مزایا و معایب هر کدام و امکان به کارگیری آنها را در کشور خودمان بررسی میکنیم.

واژه‌های کلیدی : دولت الکترونیکی – رای گیری الکترونیکی .

مقدمه

یکی از مهمترین اهداف دولت الکترونیکی، بالا بردن درصد مشارکت مردم در کارهای دولتی و دخالت دادن مستقیم مردم در تعیین سرنوشت خود است. در این دولت اگر بخواهیم مردم را به رای دادن ترغیب کنیم باید سیستم رای گیری ما بدون نقص، خوشایند برای مردم و مهمتر از همه، مورد اعتماد آنها باشد. یکی از مهمترین مشکلات در دولت های اروپایی و آمریکایی، پایین آمدن تعداد شرکت کننده گان درانتخابات عمومی است چنانکه در اروپا، تعداد شرکت گننده گان در سال 1950 که %83.3 بود به %24 در آخرین انتخابات پارلمان اروپا کاهش یافت. همین مشکل باعث شده است که حتی کشورهای محافظه کار مانند انگلستان که دارای روند انتخاباتی ثابت در 100 سال گذشته بودند، طرح های جدید و مورد اعتماد برای مردم، جهت افزایش تعداد شرکت کننده گان در انتخابات، ارائه دهند. اما فقط ایجاد امکانات برای برگزاری انتخابات نوین و رای گیری الکترونیکی لازم نیست بلکه فرهنگ سازی برای استفاده از آن و همچنین ایجاد فضای اعتماد میان مردم و این سیستم ها، جزء شرایط اختصاصی این امر هستند.

برای مثال، دولت تونی بلر در انگلستان طی یک برنامه 4 ساله با صرف اعتباری بالغ بر 9 میلیارد دلار، در پی پیاده سازی پروژه‌های الکترونیکی و از جمله دولت الکترونیکی و همچنین انتخابات الکترونیکی بر آمد و موفق به این کار هم شد، اما بعد از اتمام طرح، دولت متوجه شد که یک اصل اساسی که همان فرهنگ سازی برای استفاده از این سیستم ها بود را فراموش کرده اند. بنابراین اگر ما درکشورمان قصد استفاده از این سیستم ها و از جمله سیستم رای گیری الکترونیکی را داریم، باید همزمان با شروع طرح، روی قضیه فرهنگ سازی هم کار شود تا اشتباه دولت های دیگر و از جمله دولت انگلستان را تکرار نکنیم.

فرهنگ سازی میتواند با در نظر گرفتن قسمتی از اعتبار طرح برای این کار تحقق یابد. این فرهنگ را می توان از طریق رسانه‌های عمومی، مطبوعات و ........ طی یک برنامه زمانبندی شده در میان مردم ایجاد کرد.بنابراین اگر ما همزمان با شروع طرح های سیستم های الکترونیکی، روی قضیة فرهنگ سازی و ایجاد فضای اعتماد کار کنیم، چندین مرحله جلو می افتیم و میتوان عقب ماندگی موجود در این زمینه را تا حدی جبران کرد.

در کشور ما قبل از مساله فرهنگ سازی، برای استفاده از سیستم های الکترونیکی رای گیری، باید مشکلات درونی دولت که بیشتر جنبه سیاسی دارند، حل شود. در سال 1378 بود که برای اولین بار بحث استفاده از تجهیزات الکترونیکی و رایانه ای برای برگزاری انتخابات در کشورمان مطرح شد. در آن زمان که مصادف بود با سومین سال به روی کار آمدن دولت اصلاح طلب آقای خاتمی، تلاش وزارت کشور برای متقاعد کردن شورای نگهبان برای استفاده از تجهیزات الکترونیکی در انتخابات مجلس ششم، با جلو کشاندن بحث حقوقی و ساختاری، که شورای نگهبان به آن اشاره کرده بود، بی نتیجه ماند. اما همچنان این موضوع برای انتخابات ریاست جمهوری در دورة بعدی (1380) و انتخابات شوراهای شهر و روستا، توسط وزارت کشور ایران مطرح شد. چنانکه حتی پیش از برگزاری انتخابات مجلس هفتم، به این موضوع قدری از حالت تئوریک خود خارج شد و با تهیه نرم افزاری برای شمارش آرا، و فرستادن آن به شورای نگهبان، تا نزدیکی های موفقیت پیش رفت. اما باز هم شورای نگهبان به عنوان نهاد ناظر بر انتخابات در کشور، اعلام کرد که به دلیل عدم اطمینان از کارکرد نرم افزار ارائه شده برای شمارش آرا، این انتخابات هم به سنت گذشته و با حظور رای دهنده گان در پای صندوقهای رای و شمارش به صورت دستی برگزار خواهد شد.اما این موضوع در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در سال 1384، همچنان توسط وزارت کشور دنبال می شود.

پس از گذشت هفت سال از برگزاری اولین انتخابات اینترنتی در جهان، به نظر میرسد توافقات اولیه برای مدرنیزه کردن برگزاری انتخابات در کشور ( شاید تنها در سطح استفاده از تجهیزات الکترونیکی برای شمارش آرا ) فراهم شده است و مسئولان مربوطه باید با در نظر گرفتن معایب این سیستم ها، مزایای زیاد این سیستم ها که از جمله افزایش تعداد شرکت کننده گان در انتخابات و کاهش هزینه‌های اجرایی برگزاری آن است، را مد نظر داشته باشند.

اینک برای اولین بار در کشور، رای گیری برای تصویب لوایح و طرح ها در مجلس با استفاده از سیستم های الکترونیکی انجام می شود. این در حالی است که مجلس شورای اسلامی در طول 99 سال گذشته از رای گیری سنتی و کاغذی استفاده می کرد.

سیستم های رای گیری الکترونیکی مجزا از هم عبارتند از :

1- رای گیری کامپیوتری ( ایستگاهی )

2- رای گیری اینترنتی

3- رای گیری از طریق (Short Message System(SMS و تلفن های Touch-Tone

که در یک دولت الکترونیکی لازم نیست که فقط از یکی از این سیستم ها استفاده شود، بلکه می توان همزمان از هر سه روش استفاده کرد تا نتایج بهتری از لحاظ مشارکت مردم در انتخابات حاصل شود .

1- رای گیری کامپیوتری ( ایستگاهی )

در این روش به جای استفاده از برگه‌های رای و صندوق اخذ رای، از کامپیوترها استفاده می شود به این ترتیب که در محل اخذ رای ، کامپیوترهایی برای رای گیری قرار می گیرد و شخص رای دهنده توسط مونیتورهای حساس دستی و یا صفحه کلید و یا مدادهای الکترونیکی، نامزد مورد نظر را انتخاب کرده و رای خود را اخذ می کنند، در این روش امکان معرفی نامزدها در کنار عکس هرکدام نیز وجود دارد، در حال حاظر مدل های جدید از این دستگاه‌ها ، همانند دستگاه‌های خود پرداز (ATM) نیز تولید شده اند. در روش رای گیری کامپیوتری ( ایستگاهی )، همچنان تشخیص هویت افراد رای دهنده با استفاده از مدارک شناسایی صورت نمی گیرد. در هر حال، در این روش هم، مردم مجبور به حضور در مکانهای رای گیری هستند و به جای اینکه رای خود را روی کاغذ بنویسند و به صندوق بیندازند، از کامپیوتر استفاده می کنند، ایستگاههای رای گیری در این روش می توانند به شبکه‌های امن اکسترانت وصل شده و آخرین آمار را در هر لحظه به سرورهای مرکزی بفرستند. از مزایای این روش، اطلاع نامزدها از وضعیت خود در هر لحظه و به دست آمدن نتایج انتخابات در سریع ترین زمان ممکن (گاهی درست در پایان زمان رای گیری) است اما در عوض با پیاده سازی این روش، هزینه‌های برگزاری انتخابات بالا می رود زیرا ایستگاه رای گیری باید مجهز به سیستم های کامپیوتری متصل به شبکه باشند و از طرفی کنترل و حفاظت از شبکه ای که این ایستگاهها را به سرور مرکزی وصل کند کار مشکلی است .

در انتخابات نوامبر 2004 آمریکا هم از ایستگاههای رای گیری در کنار سایر روشهای رای گیری الکترونیکی استفاده شد به این ترتیب که دولت برای راحتی مردم اقدام به نصب کیوسک هایی در فروشگاه‌ها و مراکز عمومی و دفاتر پستی نمود و مردم با مراجعه به یکی از این مراکز اقدام به رای گیری می کردند.

2- رای گیری اینترنتی

این روش یکی از کم هزینه ترین راه‌های برگزاری انتخابات است زیرا در آن ما به ایستگاههای رای گیری نیازی نداریم و نیروی انسانی در این ایستگاهها هدر نمی رود بلکه تمام افراد واجد شرایط در هر مکانی که باشند می توانند با مراجعه به سایت های اینترنتی که برای این کار تهیه شده اند، رای خود را به نفع نامزد مورد نظر اخذ کنند. در واقع یکی از مهمترین مزایای این سیستم، نداشتن محدودیت مکانی برای افراد واجد شرایط رای است و آنها در هر کجای جهان که باشند میتوانند رای خود را اخذ کنند. بحث امنیت در این روش بسیار حائز اهمیت است . توجه به این نکته که‌هر شخص فقط یک بار می تواند رای دهد بسیار مهم است. یکی از روشهای حل این مشکل، ارائه PIN کد های شناسائی شخص توسط دولت به تمام افراد واجد شرایط است که قصد دارند از طریق اینترنت در انتخابات شرکت کنند زیرا سیستم ثبت نام ONLNE را عملا نمی توان پیاده کرد در واقع PIN کدها در حکم کلمه عبور برای ورود به سایت انتخابات است.

روش دیگر حل مشکل ، استفاده از کوکی هاست که آن را هم میتوان توسط برنامه‌هایی شناسایی و حذف کرد و یا اینکه کلا جلوی ثبت کوکی را گرفت.

روش بسیار موثر دیگر استفاده از ACTIVEX است. ACTIVEXها تنها راه دسترسی کامل سرورهای به کامپیوتر کاربران است. در واقع سرورهای رای گیری بعد از دسترسی کامل به کامپیوتر شخص رای دهنده و برداشتن شماره سریال یکی از قطعات سخت افزاری و ذخیره کردن آن در بانک اطلاعاتی خود، از رای دادن مجدد آن شخص جلوگیری می کنند. اما نکته قابل توجه این است که ACTIVEX ها توسط شرکت ما یکروسافت ساخته شده و فقط در سیستم عامل های ویندوز اجرا می شوند، در صورتیکه تعدادی از کاربران نیز وجود دارند که از سیستم عامل های غیر ویندوز استفاده می کنند. در کل، بدون در نظر گرفتن مسائل امنیتی، سیستم رای گیری اینترنتی که یکی از ارزانترین راه‌های برگزاری انتخابات است و این سیستم می تواند تمامی افراد را در هر نقطه ای که باشند به رای دادن ترغیب کند. و اگر مسائل امنیتی آن حل شود یکی از انتخاب های حتمی در سیستم رای گیری کشورمان خواهد بود .

در انتخابات سال 2000 آمریکا هم، از این سیستم در کنار دیگر سیستم ها استفاده شد که البته بدلیل بی اعتمادی مردم ، تنها %4.69 از افراد رای دهنده، رای خود را از طریق اینترنت اخذ کردند. به رغم وجود نگرانی هایی در مورد افشا شدن هویت شخص رای دهنده، خرابی تکنولو‌‌‌ﮊیک، امنیت شبکه رای گیری، کارایی، ذخیره سازی و انتقال آرا و رای دادن چند باره، اما هنوز امیدهای زیادی برای بهبود این روش و بهینه کردن آن وجود دارد. در حال حاظر کشورهای ( ژاپن، نیوزلند، سوئد، سوئیس، استونی ) در حال فراهم کردن زمینه‌های رای گیری اینترنتی هستند چنان که کشور تازه استقلال یافته استونی، انتخابات موفق سال 2002 خود را از طریق شبکه‌های اینترنتی برکزار کرد.

3-رای گیری از طریق (Short Message System (SMS و تلفن های Touch-Tone

این نوع رای گیری که هنوز به طور رسمی در دنیا تجربه نشده است تقریبا یک نوع رای گیری از راه دور است در این سیستم، و هر کاربر از طریق سرویس پیام کوتاه تلفن همراه خود و همچنین از طریق خط تلفن های مجهز به سیستم تون و یا تلوزیونهای دیجیتالی متصل به خط تلفن می توانند رای خود را به سرور رای گیری بفرستند. یکی از معایب این روش، در دسترس نبودن سیستم های تلویزیون دیجیتال و یا تلفن همراه و یا خط تلفن های Tone، برای هر شخص می باشد که اگر از این سیستم به تنهایی استفاده شود باعث کاهش تعداد شرکت کنندگان در انتخابات می شود. اما آسان بودن اخذ رای در این سیستم ها از مزایای آن است.

چند نوع سیستم رای گیری هم وجود دارد که در حد تئوریک هستند و هنوز پیاده سازی نشده اند اما همانطور که گفتیم در دولت الکترونیکی باید تلاش شود تا اعتماد مردم را نسبت به این سیستم های رای گیری جذب کرد که برای آن باید سیستم ها کار آمد و بی نقص بوده و رای هر شخص محفوظ بماند و هویت شخص رای دهنده همچون روشهای همیشگی پنهان باشد.

در پیاده سازی سیستم های رای گیری الکترونیکی باید به چند نکته توجه اساسی داشته باشیم که عبارتند از :

1- کارآمد بودن سیستم های سخت افزاری رای گیری الکترونیکی

2- محفوظ ماندن رای هر شخص

3- مشخص نشدن هویت شخص رای دهنده

4- Open Sourceبودن نرم افزارهای رای گیری الکترونیکی

5- قابل استناد نبودن رای ها

که در زیر به توضیح مختصر برای هر کدام می پردازیم:

1- کارآمد بودن سیستم های سخت افزاری رای گیری الکترونیکی

کار آمد بودن سیستم های رای گیری هم به عواملی بستگی دارد مثلا اگر انتخابات در سطح کشوری باشد، آنگاه فشار زیادی روی سرورهای مرکزی بوجود می آید پس اگر سرور های مرکزی دارای سخت افزار مناسبی نباشند، در انتخابات با مشکل مواجه خواهیم شد، و یا اگر از سیستم عامل هایی همچون Windows برای این کار استفاده شود، امکانCrash کردن این در روزهای اولیه و حتی ساعات اولیه هم وجود دارد ودر صورتی که سیستم عامل هایی مانند Linux درمحیطText Mode می توانند روزها و حتی ماه‌ها بدون راه اندازی مجدد، کار کنند.

2- محفوظ ماندن رای هر شخص

محفوظ ماندن رای هر شخص نیز یکی دیگر از مسائل بسیار مهم و حائز اهمیت است. در این سیستم ها اگر ظاهرا اکثریت مردم خواستار رای آوردن یک نامزد باشند اما نامزد دیگری ناباورانه پیروز شود آنگاه ممکن است اعتماد مردم را نسبت به خود سلب کنند. چنان که برخی از مردم ایالت متحده، ادعا داشتند که هنگامی که ما رای خود را به جان کری می دادیم (توسط سیستم های رای گیری الکترونیکی ایستگاهی )، رای ما به رای های جورج بوش اضافه می شده است. که البته این ها ثابت شده نیست ولی شبهاتی را در میان عام ایجاد می کنند. یکی از راههایی که از طریق آن می توان اعتماد مردم را به این سیستم های رای گیری زیاد کرد، Open Source بودن نرم افزارهای آن است. در واقع OS بودن نرم افزارهای سیستم های رای گیری الکترونیکی یکی از لازمه‌های پیاده سازی آن در دولت الکترونیکی است.

3- مشخص نشدن هویت شخص رای دهنده

در سیستم های رای گیری الکترونیکی از نوع اینترنتی وSMS هویت شخص رای دهنده مشخص می شود. زیرا برای ورود به این سیستم ها یا از PIN کدها استفاده می شود و یا از ثبت نام OnLine ، که در هر دو حالت، هویت شخص مشخص می شود.در واقع سازمان برگزار کننده انتخابات الکترونیکی باید کاملا مورد اعتماد مردم باشد و هویت اشخاص رای دهنده تحت هیچ شرایطی به بیرون درج نکند.

4- Open Sourceبودن نرم افزارهای رای گیری الکترونیکی

هر کس که با یک نرم افزار کار می کند در واقع از درون آن کاملا خبر ندارد یعنی ممکن است این نرم افزار طوری نوشته شده باشد که از یک نامزد به نفع نامزد دیگری سوء استفاده شود، به این معنی که ممکن است در لابه لای کد های نرم افزار، کد های خصمانه هم گنجانده شود. پس اگر این نرم افزار به صورت Open Source باشند در آن صورت حد اقل متخصصان نرم افزار می توانند بدانند که نرم افزار، صادقانه کار می کنند. البته Open Source بودن منهای مجوز تغییرات، زیرا برخی از مجوزهای Open Source که بر قانون CopyLeft مشهور است این اجازه را می دهد که پس از بازبینی سورس برنامه، بتوان آن را بهینه و توزیع کرد. به عقیده طرفداران جنبش نرم افزار آزاد و Open Source، این حق مردم است که بدانند نرم افزار چطور کار می کند. در واقع اگر نرم افزارهای سیستم های رای گیری الکترونیکیOS باشند توانسته اند اعتماد مردم را تا حد زیادی به خود جذب کنند.

5- قابل استناد نبودن رای ها

قابل استناد نبودن هر رای در سیستم های رای گیری الکترونیکی هم یکی از معایبی است که از طرف نامزدهای انتخابات مطرح می شود، زیرا اگر نامزدی از نتایج بدست آمده در انتخابات اعتراض کند، در آن صورت رای های اخذ شده قابل استناد نیستند در صورتی که در روش سنتی تمامی رای ها قابل استناد بود و می توان با شمارش مجدد آرا، شک ها را بر طرف کرد. اما در حالت الکترونیکی، اگر سیستم های رای گیری سالم نباشند، دیگر نمی توان مردم را به رای دادن مجدد واداشت.

نتیجه

در حالی که ما به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم شورای نگهبان اعلام کرده است که هنوز هیچ برنامه و طرح جامعی از سوی وزارت کشور معرفی نشده است. طبق ماده 9 قانون انتخابات ریاست جمهوری، برای الکترونیکی کردن سیستم رای گیری باید قبل از انتخابات، نرم افزار و سخت افزار های مناسب به شورای نگهبان ارائه شود و اگر این شورا آن را تایید کرد، استفاده از آن بلا مانع می شود. این شورا همچنین اعلام کرده است که دستگاههای شمارش آرای وزارت کشور که OMR از نوع OpScan است، یک تکنولوژی مربوط به 12 سال پیش را دارند و عملا دیگر از آنها نمی توان استفاده کرد.مسئولان برگزار کننده انتخابات در کشورمان، باید به این نکته هم توجه اساسی داشته باشند که اشتباه در انتخاب سیستم رای گیری، علاوه بر به وجود آمدن بار سنگین مالی برای دولت، می تواند باعث کاهش تعداد شرکت کننده گان در انتخابات شود.بنابراین انتخاب نوع سیستم رای گیری الکترونیکی باید توسط کارشناسان خبره و صاحب نظر در این امر صورت گیرد. لازم به ذکر است که وزارت کشور باید با تهیه سخت افزارهای مدرن تر، در مدت زمان کوتاه مانده به انتخابات، حداقل شمارش آرا را الکترونیکی کرده تا نتایج سریع و کم اشتباه تر و سالم تر حاصل شوند.

مراجع: www.computerweekly.com

www.FoxIT.com

www.truthout.org

www.ACM.org
1- دانشجوی دوره دکترای سیستم های کامپیوتری دانشگاه تبریز

2- دانشجوی دوره کارشناسی نرم افزار کامپیوتر دانشگاه جامع تکنولوژی مرکز تراکتورسازی تبریز

منبع : مرکز مدارک علمی ایران