ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۹۱ مطلب با موضوع «e-learning» ثبت شده است

تحلیل


تکفا - علی اصغر فرامرزیان -از ابتدا سعی ندارم وارد یک وادی انتقادی شوم ولی بررسی موضوعی را که انتخاب کردم بدون ذکر خصوصیات آموزش عالی کشور ناقص خواهد ماند. مقایسه موجودی نظام آموزشی کشور با نظام حاصل متولد شده از بازسازی نظام جهانی که از ان شرحی خواهد گذشت مقدور نیست مگر اینکه به مشکلات ان توجه شود. همگان م? پذیریم که دیر? است نظام آموزش عال? کشور توانائ? پذیرش حد اکثر 10 درصد ازعلاقمندان به اموزش عالی را داشته است. شاید این آمار بخودی خود برای هر گونه توضیح و توجیه توسعه برای آموزش کشور کافی باشد اما بدون توجه به خصوصیات علمی، فرهنگی و سیاسی نظام آموزشی عالی نمی توان به راه حل این مشکل در ایران پرداخت لذا در ابتدا به مشکلات اصلی و اساسی نظام آموزش کشور در چهار بخش علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور اشاره ائی کلی، خلاصه و گذرا خواهم داشت.
الف: مشکلات علم?

احتمالا اکثر کارشناسان شک‌ ندارند که‌ نظ‌ام‌ کپی‌ شده آموزش? ایران‌ پس‌ از توسعه‌ صنعت‌ چندین سال بعد از رونق گرفتن دانشگاه در اروپا پایه‌ ریزی‌ شده‌ وهمیشه محدودیت ها و نیازهای قابل توجه ان بعلت قطع رابطه با کاربرد های اجتماعی اجازه ارزیابی و بازسازی به ان را نداده است. بمرور زمان مبنای‌ ان بدون بازنگری تبدیل به یک‌ آموزش‌ سنتی‌ براساس‌ تربیت‌ فراگیران‌ شاغل‌ در نظ‌ام‌ اداری شده و دو عامل اساسی و وجودی، وارداتی خود یعنی صنعتی‌ و کشاورزی‌ را فراموش کرده است. محصول‌ آموزش یافته این‌ سیستم‌ در ایران با بلیعدن 10 درصد موفق دانش آموختگان کشور انها را برای یک نظ‌ام‌ اداری‌ که قاصرازهر گونه خدمت به تولیدات صنعت‌ وکشاورزی‌ است تربیت کرده و بدلیل عدم چالش بین علم آموختگان در صحنه علمی و عملی کشور روز به روز از کیفیت علمی مراکز آموزشی کاسته است.

ب: مشکلات فرهنگی

فرهنگ‌ کار راحت، عدم‌ علاقمندی‌ به‌ کار تولید وخدمات‌ در بین‌ فارغ‌ التحصیلان‌ اموزش‌ عالی‌ و ترویج پشت‌ میز نشینی‌ از مهمترین‌ دستاوردهای نظام آموزش عالی کشور بوده است‌

هم اکنون نِیز نظام آموزش? کشور تابع? از گذشته است و کماکان راه متفاوت? را ط? نم? کند. نخبگان و دولت دو لبه اره ائ? هستند که بدون تعیین یک راه کار صحیح با پر کردن ظرفیت آموزش? بدنه آموزش کشور را فرو م? ریزند. نظام آموزش? بعنوان مهمترین عنصر کار و تولید، ایستا و قادر نیست قشر جوان کشور را با فرهنگ سازندگ? اشنا کند. پاک کردن غبار فرهنگ پشت میز نشین? و توسعه نظام ادارا? از افکار و آعتقادات نظام آموزش? ما شده و تکرار کننده شیوه های گذشته است. فعالیت ها? تولید? و خدمات? بعنوان مهمترین نیازها? جامعه روز به روز احترام اجتماعی خود را از دست داده ونقش آموزش در انها بیرنگ و کوچک م? شود. کلیه این عوامل دست به دست هم می دهند که الگوی فرهنگ توسعه و سازندگ? در این جامعه جوان تبدیل به یک باور نشود و فراگیر نخبه علاوه بر اینکه خود نوع دانش مورد علاقه اش را انتخاب نم? کند، هیچ تحلیل? از اینده ندارد و نظام نیز هیچ راهی را برای استفاده متناسب از توانائی های او به او پیشنهاد نمی کند.
ج: مشکلات اجتماع?

ادامه تحصیل بعلت پیروی از الگوها? غلط به یک? از بزرگترین استرس ها? اجتماع? تبدیل شده است. تلاش اجتماع? به عهده والدین گذاشته شده، جوانان با کار بیگانه شده اند و انگاری بجز تحصیل بی هدف هیچ وظیفه اجتماعی بر دوش ندارند. یک? از بزرگترین نگران? ها? اعضا? خانواده ها قبول? فرزندان در دانشگاه است، بخش زیاد? از در آمد خانواده هزینه تحصیلات فرزندان م? شود وما حصل ان بیکار? اجتماع? و متوقف شدن فعالیت اجتماع? در بخش تولید و خدمات است.
د: مشکلات اقتصاد?

عدم تناسب محصول آموزش عال? کشور با نیازهای اجتماعی و عدم تزریق عادلانه این محصول در بخش خدمات و تولید باعث خسارتهای کلان اقتصادی در کشور است‌. جذب‌ بیشترین‌ دانش‌ اموختگان‌ عالی‌ کشوردر نظام ادار? و بایگانی کردن نخبگان کشور در فایل دولت نه‌ تنها نظام ادار? را کاملا نا کارآمد کرده بلکه‌ بیش‌ از 50 درصد هزینه‌ جار? کشور‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است. بدین معنا که آموزش ما در خدمت هزینه کردن سرمایه کشور برا? نخبگان ول? بدون انتظار ازارائه کار مفید ازاین قشر کارآمد است، به لفظ? دیگراین شیوه افراد مستعد کشور را در قالب? مسدود و غیر کارا فرو برده است. صنعت‌ که‌ موثر ترین‌ بخش‌ دانش‌آموختگان‌ کشور را جذب‌ کرده از جمعیتی‌ کمتر از پنج‌ درصد فارغ‌ التحصیلان‌ اموزش‌ عالی‌ سود می‌ برد و کشاورزی‌ از استفاده‌ بیش از دو درصد این‌ دانش‌ اموختگان‌ محروم‌ است‌. میلیاردها سرمایه‌ گذاری‌ برای‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ کشور با جذب‌ این‌ تعداد فارغ‌ التحصیل‌،‌ نظ‌ام‌ آموزش‌ عالی‌ کشور را تبدیل‌ به‌ یک‌ سرمایه‌ گذار? غیر اقتصادی و بیهوده‌ کرده‌ است‌.
این خصوصیات نظام آموزشی کشور را از درک یک معماری جدید برای بازسازی و روزآمد کردن یک نظام آموزشی دور کرده است. ایران با داشتن 7/18 میلیون دانش آموز، 8/4 میلیون جمعیت پشت کنکور? و 2/8 میلیون نفر کودک? که هنوز به مدرسه راه نیافته اند با توجه به مشکلات فوق بعنوان یکی از جوانترین کشورهای دنیا نیازمند آموزش است. بدیه? است این امار هیچ استدلال? را نیاز ندارد تا اهمیت آموزش درکشور را بیان کند. عل? رغم مشکلات فراوان? که برا? فراهم اوردن تسهیلات اموزش? این جمعیت مد نظر است باید توجه داشت برا? کشور? که داعیه تربیت یک نسل جدید را دارد در یک برنامه ریزی منطقی، جوان? بودن چنین جامعه ائ? م? تواند یک? از ویژگیها? ان محسوب شود.

یک و نیم میلیون نفر آموزنده در کشور تصد? آموزش 20 میلیون فرا گیر را بعهده دارند. نیاز به کلاس درس روز به روز افزایش می یابد بنا ها? فیزیک? فراوان در اقصا نقاط کشور توسط دانشگاه ها? دولتی،‌ آزاد، پیام نور و... در حال تاسیس هستند. کارشناسان متعقدند که نظام آموزش? در کشور با هزینه ائ? فراوان پایه ائ? سست را بنا نهاده و با چنین سرمایه گذار? کما کان آموزش عال? کشور قادر نیست بیش از ده درصد علاقمندان به آموزش را بپذیرد.

فارغ التحصیلان دوره متوسطه

جمع

سال تحصیلی

دختر

پسر

جمع
75820

83359

159179

66-1365 (1)

111683

136649

248332

71-1370(1)

245685(2)

199018(2)

444703(2)

76-1375(1)

369207(2)

271742(2)

640949(2)

77-1376(1)

321575(2)

260836(2)

582411(2)

78-1377(3)

395547(2)

316035(2)

711582(2)

79-1378(3)

449966

357028

806994

80-1379(3)

مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش . (ر.پ).
در سال تحصیلی 1380 -81 دانشگاه های کشور بیش از یک و نیم میلیون دانشجو را در خود جای داده اند. ظرفیت صندلی های دانشگاه ها تکمیل است و این دانشگاه ها بیش از این ظرفیت ندارند، افزایش این ظرفیت خصوصا در ده ساله گذشته با کاهش کیفیت علمی در کشور همراه بوده است.

سالانه بیش از هشتصد هزار نفر از دوره متوسطه فارغ التحصیل شده و به خیل علاقمندان به دانشگاه در ایران اضافه می شود این تعداد با میانگین افزایش بیش از 30 درصد در سال به چهار میلیون و هشتصد هزار نفر متقاضی ورود به دانشگاه می پیوندد. بدین صورت می توان گفت با معادلات رشد جمعیت در ایران افزایش میانگین فارغ التحصیل سالانه بیش از یک میلیون خواهد بود و این رقم رشد تا سال 2021 قطعی وادامه دار است. بر اساس این امار افزایش نیاز دانشگاه در ایران بیش از 9 برابر نیاز جامعه جهانی است.

دانشجویان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی(1)

جمع
سال تحصیلی
زن
مرد
جمع
378365

381505

759870

81-1380

مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی .

به استثنای دانشگاه آزاد اسلامی.

دانشجویان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاه آزاد اسلامی

جمع
سال تحصیلی
زن
مرد
جمع
390068

416571

806639

81-1380

مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامی.

مرکز اطلاعات ، آمار و کامپیوتر

فارغ التحصیلان سطوح مختلف تحصیل

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی(1)

جمع

سال تحصیلی

زن

مرد

جمع
57778

72633

130411

80-1379

مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی .

به استثنای دانشگاه آزاد اسلامی.

فارغ التحصیلان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاه آزاد اسلامی

جمع

سال تحصیلی

زن

مرد

جمع
86481

109581

196062

1380-81

مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامی.

مرکز اطلاعات ، آمار و کامپیوتر



آمار فارغ التحصیلان کمتر از 18 درصد از صندلی های اشغال شده در دانشگاه است. جالب توجه است که در سه ساله گذشته تعداد فارغ التحصیلان کمتر از 50 درصد دانشجویانی است که صندلی های دانشگاه را اشغال کرده اند.
همه این عوامل بیان از یک نیاز معجزه آسا برای راه حل معضل آموزش عالی در کشور دارد و این ممکن نیست بجز از طریق یک تحول اساسی که بتواند بلحاظ کمی و کیفی پاسخگوی نیاز اموزش عالی در کشور باشد. انچه مسلم است توسعه آموزش عالی باید از یک راه کار اصلی در کشور پیروی کند ولی اینطور که پیدا است این مشکل نیز مانند تولید، صنعت، کشاورزی، بیکاری و... تابعی از یک راه حل اساسی نیست و در فعل و انفعال اجتماعی راهی بجز ادامه نیازهای ان وجود ندارد. لذا جامعه مسئول نظام آموزش عالی ما با فرهنگ موجود در کشور تابعی در بوجود آوردن تسهیلات لازم برای آموزش کشور است. برای توسعه کیفیت دانشگاه های فیزیکی کشور حرفی برای گفتن وجود ندارد و شاخصه های بررسی ان که در این مقال امکان پرداختن به ان نیست همه حکایت از افت کیفیت آموزش عالی دارد. لذا حد اقل نتیجه گیری از این استدلالات این است که استفاده از شیوه های دیگر خسارتی برای کیفیت آموزش عالی کشور در بر ندارد وان را از انچه هست بدتر نمی کند. بدیهی است روند موجود پاسخگوی نیاز های آموزش عالی کشور نیست و راه حل این نیاز در زمان کوتاه به یک معجزه نیاز دارد. وجود نزدیک به 5 میلیون فرد مشتاق به اموزش و اضافه شدن یک میلیون فارغ التحصیل در هرسال با نیاز های مشتاقان ان با امکاناتی از قبیل فضا و مکان در وضعیت موجود کشور و بنیه علمی ان نیست و راهی با مشخصات بهتر از توسعه آموزش مجازی برای آن وجود ندارد. در ادامه این مبحث باید بگویم که اینجا بحث بر این نیست که کدام یک از انواع آموزش توانائی حل این معضل را دارد. بلکه باید قبل از هر چیز به عدم دسترسی به این مشکل و عدم فراهم آوردن آن در فضای فیزیکی دانشگاه های کشور اذعان داشت. در اینجا شاید بهتر باشد قبل از اینکه در مورد فلسفه دانشگاه مجازی و فیزیکی، سنتی و مدرن و سود و زیان هر کدام بحث بشود این نکته مورد بررسی قرار گیرد که ایا راه حل دومی می تواند برای معضل آموزش کشور وجود داشته باشد یا خیر. با توجه به این مشکلات و دلایلی که برای روشن ساختن اینده این تکنولوژی بیان ادعا کردم می‌توان گفت بهترین سرمایه گذاری در آموزش عالی، انتخاب آموزش مجازی باشد چون می تواند کوتاه ترین و موثرترین راه برای آموزش عالی کشور باشد. اما نباید فراموش کرد که طی این راه نیاز به یک برنامه ریزی اصولی است تا همانند دیگر سوژه های این کشور تبدیل به یک عنصر سود جوئی نشود. بدیهی است ورود در این تکنولوژی قبل از هر چیز نیازمند به تولید اطلاعات است و برای دستیابی به ان باید از نخبگان کشور و اساتید دانشگاه استفاده کرد.

در این راه سرمایه گذاری در زمینه تولید اطلاعات متناسب با تکنولوژی اولین قدم برای ورود در این خط مشی اساسی است. بدیهی است این مورد نیازمند به سرمایه گذاری و اشراف به یک برنامه ریزی بلند مدت دارد که هزینه های ان دور از هر گونه جنجال و سود جوئی باید پرداخت شود. بطور مثال هر واحد درسی‌ بر اساس‌ مصوبه‌ وزارت‌ علوم‌ نیازمند یک‌ ساعت‌ کلاس‌ درس‌ و دانشجوی‌ لیسانس‌ بط‌ور میانگین‌ بایستی‌ 136 واحد درسی را طی کند. هردانشجوی‌ فوق‌ لیسانس‌حد اقل ملزم‌ به‌ گذراندن‌ 32 واحد است . در صورتی که هرواحد درسی را 1 ساعت و هر ترم را 17 هفته محاسبه کنیم، در مجموع‌ واحد های‌ درسی‌ رشته‌ لیسانس‌ حداقل 2312 ساعت و برابر 138720 دقیقه و فوق‌ لیسانس‌ 918 ساعت‌ برابر 55080 دقیقه است‌. در صورتیکه‌ لازم‌ باشد برای‌ هر دقیقه‌ فیلم‌ اموزشی‌ فقط‌ پانزده‌ هزار تومان‌ سرمایه‌ در نظر گرفته شود. هر رشته‌ لیسانس‌ نیاز به‌ سرمایه‌ای‌ برابر 000ر800ر080ر2 و فوق‌ لیسانس‌ 000ر200ر826 تومان‌ دارد.
بدیهی است این نوع سرمایه گذاری ‌پس از طی شدن صحیح این راه سود آور خواهد بود. در صورتیکه در هررشته‌ لیسانس‌ فقط‌ 1000 دانشجو و برای‌ هر ترم 500 هزار تومان محاسبه شود در آمد یک‌ رشته‌ در یک‌ دوره‌ 4 ساله‌ 4 میلیارد تومان‌ خواهد بود حال اگر این رقم در تعداد مشتاقان آموزش عالی و بر هزینه سرانه دانشجو در کشور نیز ضرب گردد، شاخص یکی از بهترین معادلات اقتصادی در کشور را نشان خواهد داد.
جهانی شدن

در این رهگذر معتقدان‌ به‌ جهانی‌ شدن‌ به‌ اینده‌ جهانی‌ می‌ اندیشند که‌ در قلمرو ان‌ همه‌ چیز در حال‌ انتقال‌ است‌. اینترنت‌ فراهم‌ کننده‌ فضائی‌ حداقل‌ با 65000 بزرگراه‌ است‌ که‌ می‌ تواند کلیه‌اط‌لاعات‌ را با سرعت‌ 120 هزار مایل‌ در ثانیه‌ برای‌ بیش از یک میلیارد‌ شهروند خود به‌ سراسر جهان‌نقل‌ مکان‌ دهد. این‌ دهکده‌ هم‌ اکنون‌ تبدیل‌ به‌ یکی‌ از پر جمعیت‌ ترین‌ کشورهای‌ جهان‌ شده‌ ودران‌ شهروندان‌ از نظ‌ر دانش‌، پردازش‌ و اط‌لاعات‌ با یک‌ زبان‌ سخن‌ می‌ گویند. اعضای‌ این‌ جامعه‌ با زبان‌ تولید اشنا هستند و در تلاشند تا جامعه‌ ائی‌ مرتبط‌ را مهیا سازند که‌ دارای‌ ساختار یک‌ جامعه‌ نوین‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ باشد و برتعامل‌ میان‌ فرایند ها و واکنش‌ ها دامن‌ بزند و زیر بنای‌ جدیدی‌ برای‌ پیوستن‌ به‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ درجهان‌ بوجود اورد.
جهانی‌ شدن‌ واقعیت‌ روبه‌ گسترشی‌ است‌ که‌ همه‌ عرصه‌ های‌ اقتصادی‌ , اجتماعی‌ و فرهنگی‌ جهان‌ را تحت‌ تاثیر قرارداده‌ و تمامی‌ کشورها را به‌ گونه‌ ائی‌ با ان‌ درگیر کرده‌ است‌. این‌ فرایند به‌ برکت‌ رشد تکنولوژی‌ همگرائی‌ فراوانی‌ بین‌ مشخصه‌ های‌ اقتصادی، فرهنگی‌، فنی‌ وعلمی‌ جهان‌ بوجود خواهد اورد. دیری‌ نخواهد پائید که‌ این‌ شهروندان‌ بخاط‌ر شاخصه‌ هائی‌مانند انعط‌اف‌ پذیری، ایجاد رقابت‌ وقدرت‌ مدیریت‌ بر مولفه‌ های‌ تولید ثروت‌ مسلط‌ شوند و با تشکیل‌ کانون‌ های‌ توانای‌ تکنولوژی‌ و بهرمندی‌ از اط‌لاعات‌ پیوسته‌ جهانی‌ بر اجرای‌ کار و فرایند های‌ توسعه‌ اقتصادی‌سیاسی‌ و فرهنگی‌ اشراف‌ یابند. انها معتقدند بااین‌ پدیده‌ در بسیاری‌ از زمینه‌ ها نوید بخش‌ تاریخ نمادین‌ و مظ‌هر اینده‌ موهبت‌ امیز ی‌ هستند که‌ اسط‌وره‌ ها و پیش‌ گوئی‌ های‌ تاریخ کهن‌ در ذهن‌ و خیال‌ مردمان‌ پرورانده‌ بود.

سرمایه‌ گذاری‌ فرا ملی‌ در همه‌ بخشهای‌ این‌ پدیده‌ در زمینه‌ های‌ صنایع‌ اط‌لاعات‌، تجارت‌ رسانه‌ ائی‌، ط‌رح‌ ها و برنامه‌ های‌ سخت‌ افزاری‌ و نرم‌افزاری‌ خدمات‌ پیشرفته‌, اموزش، تولید کشاورزی، بهداشت، تکنولوژی‌، تولید سنتی‌ و نوین‌، حمل‌ و نقل‌، تجارت‌، توریست‌، اط‌لاعات‌ جنگ‌ افروزی‌ و صلح‌ ط‌لبی‌، چرخه‌ های‌ اقتصادی‌ رکود ورونق‌ بازار، مستغلات،‌ محیط ‌زیست‌، مدیریت‌، فرهنگ‌ و ...باعث‌ نیاز و اجبار به‌ شبکه‌ ائی‌ شدن‌ است‌. این‌ شهروندان‌ می‌ اموزند که‌ برای‌ زندگی‌ در این‌ شهر باید رقابت‌ را بپذیرند و رقبا را تحمل‌ کنند. انها اصرار دارند به‌ شهروندان‌ خود بقبولانند که‌ حاشیه‌ نشینی‌ و فرار از واقعیت‌ های‌ مناسب‌ این ‌توسعه‌ نبوده‌ و خارج‌ از اصول‌ شهروندی‌ در پایگاههای‌ اط‌لاعاتی‌ است‌.
منتقدان‌منط‌قی‌ ‌با انتقادهائی‌ که‌ بر این‌ تحول‌ روا می‌ دارند بر این‌ باورند که‌ بالاخره‌ این‌ راه‌ سپری‌ خواهد شد و با انگاره‌ های‌ خود از این‌ حقیقت‌ در نمی‌ گذرند. انان‌ براین‌ باورند که‌ این‌ تحولات‌ بر زندگی‌ انسان‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ تاثیر گذاشته‌ و نویدها و ابهامات‌ او را تغییر می‌ دهند . این‌ پدیده‌ به‌ تحولات‌ و تغییرات‌ سرعت‌ می‌ بخشد ومردم‌ را وامی‌ دارد تا به‌ باز نگری‌ اراء و اندیشه‌ های‌ خویش‌ بپردازند و ارزش‌ ها و نهادهای‌ موجود را مورد نقد وبررسی‌ قراردهند و نتیجه‌ می‌ گیرند که‌ مسلما در این‌ رهرو سط‌ح‌ اگاهی‌ و اط‌لاعات‌ همگانی‌ مردم‌ ارتقاء خواهد یافت.

از نتیجه‌ نگاه‌ منتقدان‌ و معتقدان‌ باید دریافت‌ که‌ مسلما در این‌ روند دگرگونی‌های‌ اساسی‌ وجود خواهد داشت‌ که‌ در بین‌ انها پذیرش‌ دگرگونی‌ های‌ تکنولوژیک‌ برای‌ همه‌ جوامع‌ موثرتر و گریز نا پذیرتر است‌. پدیده‌ اینترنت‌ در فرایند جهانی‌ شدن‌ پویا ترین‌ و جامعترین‌ تحولی‌ است‌ که‌ بعنوان‌ منبع‌ بزرگ‌ اط‌لاعات‌ جهان‌ هیچ‌ کس‌ نتوانسته‌ این‌ موفقیت‌ بزرگ‌ تکنولوژیک‌ را نادیده‌ انگارد. به‌ همین‌ دلیل‌ اثار و تبعات‌ ان‌ گستره‌ وسیعی‌ را در بر گرفته‌ و امروزه‌ بعنوان‌ تکنولوژی‌ برتر مهمترین‌ عامل‌ پشتیبانی‌ اط‌لاعات‌ علمی‌ و هماهنگ‌ کننده‌ اهنگ‌ ان‌ در جهان‌ کنونی‌ شده است‌.
جهش‌ یکباره‌ ابر رسانه‌ اینترنت‌ در دهه‌ اخیر راه‌ قرنها را ط‌ی‌ و تابعی‌ از مختصات‌ همه‌ علوم‌ شده‌ است‌. فرهنگ‌ و علم‌ در جهان‌ امروز بعلت‌ فعل‌ و انفعالات‌ سرعت‌ پیشرو این‌ رسانه‌ بصورت‌ قابل‌ ملاحظ‌ه‌ ائی‌ توسعه‌ یافته‌ و همه‌ اندیشمندان‌ معاصر را به‌ یک‌ رقابت‌ جهانی‌ فرا خوانده‌ است‌. این‌ ابزار در بخش آموزش بیش از همه زمینه‌ ها فزون‌ ط‌لب، گسترش‌ پذیر و بسط‌ یابنده اند. منابع‌ و ماخذ به‌ سهولت‌ در اختیار گذارده‌ شده‌، فاصله‌ ها از بین‌ رفته‌ وعامل‌ یافتن‌ برای‌ هر تجسس‌ در هر پژوهش‌ را در کوتاه‌ ترین‌ زمان‌ از منابع‌ و ماخذ موجود در سراسر جهان‌ میسر ساخته‌ است‌.
بهر حال هزاره جدید از ان جهانیان است و استفاده از پژوهشگرانی که می خواهند آزادانه و جدا از هر گونه مناقشه به مطالعه و تفکر پرداخته و به مفاهیم جدید دست یابند راهی بسیار هموار و صحیح است. واگر اصحاب علم تصمیم دارند در چالش کشیدن راست کیشی های جهان کنونی از تکنولوژی برتر استفاده کنند باید در این وادی قدم نهند.
بدون‌ ورود بیشتر در بحث‌ تئوریک در این‌ مقال‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسی‌ بیشتر در مورد دلایل مثبت سرمایه گذاری در آموزش مجازی بعنوان راه حل اساسی برای مشکلات آموزشی کشور در بخش آموزش عالی در ایران بپردازم و درآن با نگاهی‌ کوتاه‌ به توسعه‌ تاثیر جهانی‌ آموزش‌ مجازی‌ و تاثیرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان‌ بر آموزش کشور خصوصا آموزش عالی‌ تاکید کنم.
توسعه جهانی آموزش تکنولوژیک

در این‌ بخش‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسی‌ بیشتر رابط‌ه‌ اینترنت‌ با خلف‌ ترین‌ فرزند خود یعنی‌ اموزش‌ بپردازم‌ و نگاه‌ کوتاهی‌ بر تاثیرجهانی‌ توسعه‌ اموزش‌ مجازی‌ و تاثیرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان براین اموزش‌ در جهان داشته‌ باشم .
تخصصی شدن جهان کنونی باعث شده است که روزبه روز نیاز به آموزش عالی در جهان جوان کنونی که بیش از 50 درصد ان زیر 25 سال سن دارند افزایش یابد. طبق مطالعات جدید هم اکنون 48 میلیون دانشجو در دانشگاه های جهان در حال تحصیل هستند. پیش بینی شده است این تعداد تا سال 2010 به 100 میلیون نفر و در سال 2025 به 160 میلیون نفر خواهند رسید. (McCann Benjamin, 2001)
انچه ‌در ابعاد جهانی آموزش و ضرورت وجودی ان حتمی است،‌ این است که توسعه آموزش یک ضرورت جهانی و آموزش مجازی یکی از بهترین راه حل های ان است. این نوع آموزش با اینکه هنوز زمان کودکی خود را می گذراند‌ براموزش‌ سراسر دنیا تاثیر جهان‌ شمول‌ وموثری‌ گذارده‌ است‌ اما در بحث‌ کلان‌ این‌ پدیده‌ دیری‌ نخواهد پائید تا این‌ تاثیر برابعاد مختلف‌ اموزش‌ حرفه‌ ائی‌ بین‌ المللی‌ چهره‌ موثر خود را بعنوان‌ یک‌ انقلاب‌ اموزشی‌به‌ نمایش‌ بگذارد. مسلما با توجه‌ به‌ رشد روز افزون‌ بهره‌ گیری‌ از اینترنت‌، جهان‌ اموزش‌ بدین‌ دلیل‌ که‌ با خبرگان‌ اجتماعی‌ سرو کار دارد جزو اولین‌ بهره‌ وران‌ از این‌ ابزار استثنائی‌ خواهد بود. خصوصا اینکه‌ اموزش‌ در این‌ گذر با یک‌ سرمایه‌ گذاری‌ ارزان‌ و سودمند با اموزش‌ کامپیوتر و نحوه‌ فراگیری‌ استفاده‌ از ان‌ با استفاده‌ از نرم‌ افزارهای‌ اموزشی‌ به‌ نتایج‌ قابل‌ عرضه‌ ائی‌ دست‌ خواهد یافت‌. به همین دلیل همه در حال سبقت گرفتن از یکدیگر در این ارتباط هستند. نتیجه یک تحقیق نشان می دهد با توسعه آموزش مجازی سرانه روزانه هزینه یک دانشجو در انگلیس می تواند از 320 دلار در روز حد اقل به 20 دلار وحد اکثر تا 30 دلار تقلیل یابد1. آموزش از طریق اینترنت پس از مدت کوتاه پس از ایمیل دومین مرتبطین را بخود اختصاص داده است (شورای اطلاع رسانی ، 30 خرداد 1381).

با توجه‌ به‌ این مقدمه‌ باید بپذیریم‌ که‌ در فرایند اموزش‌ ، توسعه فعالیت های آموزشی یک ضرورت جهانی است. آموزش یکی‌ از موثرترین‌ وبی‌ خط‌ر ترین‌ عوامل‌ مربوط‌ به‌ تکنولوژی‌ ایتنرنت‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ شدیدا مورد استقبال‌ همگان‌ قرار گرفته‌ و حتی‌ برای‌ مخالفین‌ خود در این‌ زمینه‌ کوچک‌ ترین‌ تردیدی‌ باقی‌ نگذاشته‌ است‌. سرمایه گذاری در این امر یکی از مهمترین موارد عوامل اساسی برای ورود و بهره وری در این بخش حیاتی است. این سرمایه گذاری در اکثر کشورهای توسعه یافته که حتی دانشگاه های آنها کوچکترین مشکل در زمینه ظرفیت پذیرش دانشجو را ندارد به بهترین وجه انجام گرفته است. امریکا در سال 1999 طی یک برنامه آموزشی برای مشاغل آموزش جدید 62 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده است2.

آموزش مجازی مهمترین عامل در توسعه فن آوری اطلاعات است. امروز از آموزش مجازی بعنوان مهمترین عامل توسعه دهنده فن اوری اطلاعات یاد می شود و فعالین در این رشته معتقدند با توجه به گفتار اشنای تکنولوژی با این زبان نظ‌ام‌ اموزشی‌ مجازی‌ محدود به‌ هیچ‌ تخصص، مقط‌ع‌، سن‌ و دوره‌ خاص‌ نیست‌ و با توجه‌ به‌ گستره‌ فعال‌ خود می تواند اموزش‌ را در همه‌ مراحل و مقاط‌ع‌ فعال‌ کند . بدین‌ دلیل‌ که‌ محدود به‌ مکان‌ و زمان‌ نیست‌ و می‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را با گزینه‌ های‌ ساده‌ تر از انچه‌ که‌ تا کنون‌ در اموزش‌ مط‌رح‌ بوده‌ است‌ به‌ یک‌ فرا خوان‌ همگانی‌ در موسسات، دانشگاه ها،‌ کارخانجات و ... دعوت‌ کند. مسلما بدین‌ ترتیب‌ با همگانی و تخصصی کردن این نوع آموزش یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ درمقابل‌ مدرک‌ گرائی‌های بدون تخصص خواهد بود. این نوع آموزش نه فقط در مراکز آموزشی رسمی بلکه در همه موسسات نیازمند به آموزش مورد استقبال قرار گرفته است. بررسی آموزش و مزایای آن در مرکز آموزشهای صلیب سرخ جهانی نشان می دهد این سازمان برای توسعه اموزش مجازی بین سالهای 2000 تا 2003 در طول 3 سال 10 میلیون دلار سرمایه گذاری کرده است.
توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ ورود دراین‌ سیستم‌ علاوه‌ بر ورود اموزش‌ تکنولوژیک‌ می‌ تواندعامل‌ مهمی‌ برای‌ افزایش مشاغل در تخصص فن آوری اطلاعات و اموزش‌ مبانی‌ تکنولوژی‌ اط‌لاعات‌ و ارتقای‌ فرهنگ‌ کامپیوتر و اینترنت‌ باشد که‌ خود دارای‌ اهمیت‌ فراوان‌ است‌. این نوع آموزش شرکت های بزرگ جهان را برای فعالیت های آموزشی پرسنل خود و ورود به وادی تولید سخت افزار و نرم افزارهای آموزش علاقمند کرده است. شرکت کداک در سال 2001 در یک برنامه جدید 13.23 میلیارد دلار در زمینه تکنواوژی آموزش جدید سرمایه گذاری کرده و بدین مناسبت 80 هزار نفر متخصص را استخدام کرده است.
اینترنت‌ بعنوان‌ ابزاری‌ برتر در بسیاری‌ از مکان‌ ها راه‌ دشوار اموزش‌ را نزدیک، هزینه‌های‌ آن‌ را ارزان‌، عوامل‌ دست‌ نیافتی‌ را دست‌ یافتنی‌ و اهالی‌ علم‌ و تحقیق‌ را به‌ چالشی‌ سود مند فرا خوانده‌ است‌. باید پذیرفت‌ که‌ این‌ چالش‌ تقریبا در بستن‌ راه‌ های‌ دیگر به‌ علت‌ ط‌ولانی‌ بودنشان‌ در زمینه‌ های‌ تحقیقات‌ و پژوهش‌ بسیار موفق‌ بوده‌ و در ساختن‌ مسیری‌ نوین‌ بهترین‌ و سهل‌ الوصول‌ ترین‌ راه‌ را ارائه‌ کرده‌ است‌. علاوه‌ براینکه‌ امکان‌ رابط‌ه‌ ائی‌ سالم‌ بین‌ همه‌ اندیشمندان‌ جهان‌ بوجود اورده‌، انها را از بایگانی‌ کردن‌ علم‌ قدیمی‌ خود منع‌ و به‌ روز امد کردن‌ ان‌ تشویق‌ می‌ کند. در این راه هیچ یک از مراکز مختلف برای استفاده از این امکان استثنا نشده اند. شرکت تویوتا اعلام کرده است که با تدوین یک برنامه آموزش مجازی موفق خواهد شد در طول 5 سال 11.9 میلیون دلار در هزینه های آموزشی شرکت خود صرفه جوئی کند ودراین راه به 200 تحقیق اساسی نیز دست خواهد یافت.
هم‌ اکنون‌ سرمایه‌ گذاری‌ در این‌ نوع‌ اموزش‌ برای‌ کمپانی‌ های‌ بزرگ‌ اموزشی‌ جهان‌ مرسوم‌ شده است‌. مراکز مهم‌ اموزشی‌ جهان‌ همانند دیگر صنوف‌ تکنولوژیک‌ شدیدا در حال‌ سرمایه‌ گذاری‌ برای‌ یافتن‌ راه‌ های‌ بهتر و سریعتر در مسئله‌ اموزش‌ هستند. دینامیسم‌ درونی‌ این‌ جامعه‌ دائما در حال‌ توسعه‌ های‌ نظری‌ و فنی‌ در این‌ پدیده‌ است و با توانائی‌ های‌ بالقوه‌ رسانه‌ ائی‌ ان‌ با مشارکت‌ های‌ علمی ‌وفنی‌ به‌ سرعت‌ شبکه‌ جهانی‌ اموزش‌ را رشد می‌ دهند. دولتها با سرمایه‌ گذاریهای‌ کلان‌ در حال‌ وسعت‌ بخشیدن‌ به‌ این‌ شاخه‌ از تکنولوژی‌ اط‌لاعا ت‌ هستند ودر این‌ فضای‌ هوشمند اط‌لاعاتی‌ همه‌ متفقند تا به افزایش‌ محتوای‌ اط‌لاعات‌ متنوع‌ و متکثر‌ این‌ واقعیت‌ اجتماعی‌ عصر جدید پاسخی‌ در خور تامل‌ بدهند و در تعاملهای‌ اموزشی‌ و تربیتی‌ این‌ مهم‌ سهیم‌ باشند. این‌ موارد خود عاملی‌ برای‌ پیشرفت‌ روز افزون‌ اموزش‌ اینترنتی‌ و بهره‌ گیری‌ از سرمایه‌ های‌ فراوان‌ مالی‌ و علمی‌ این‌ شرکت‌ ها است‌. جنرال موتور اعلام کرده است با تاسیس مرکز آموزش اینترنتی توانسته است سالانه 4 میلیون دلاردر هزینه های کارخانه خود صرفه جوئی می کند3.
بدیهی است که این استقبال در مراکز آموزش عالی و آموزش بزرگسالان با بالاترین استقبال مواجه شود. این توسعه از جانب مراکز آموزش عالی دنیا بیش از هر مکان دیگری جدی گرفته شده و در افزایش توسعه های کمی و کیفی انها تاثیر گذاشته است. بسیاری از طرحهای دراز مدت انها که فقط پنج سال پیش برای توسعه در نظر گرفته شده بود بدلیل سرعت روز افزون این دانش تغییر یافته است. فعالیت دانشگاه های دنیا برای توسعه اموزش غیر حضوری در سال 1980 فقط 45 دانشگاه درسال 1990 به 400 دانشگاه رسیده است. با توجه به ویژگی‌های توسعه دانشگاه های مجازی این تعداد در سال 1997 به 1600 دانشگاه رسیده است4.
نگاه‌ واقع‌ نگرانه‌ ما برای توسعه اموزش مجازی در جهان‌ بدین‌ دلیل‌ لازم‌ است‌ که‌ شروع‌ سرمایه‌ گذاری‌ کشورها و اکثر دانشگاه‌ های‌ مهم‌ دنیا بمعنی‌ واقعی‌ بودن‌ این‌ مسئله‌ در نظ‌ام‌ اموزشی‌ اینده‌ جهان‌ است. گروه 21هم اکنون از اولین گروه‌های سرمایه گذار در بخش دانشگاه مجازی بوده است. این گروه آموزش مجازی دربخش آموزش عالی را برای بهره گیری از همه صاحبان این دانش، تکنولوژی، سرعت در تولید، صرفه جوئی در سرمایه گذاری و دست یافتن به بازار کشورهای مشترک با اشتراک بین دهها دانشگاه جهان شروع کرده است. این دانشگاه ها با سرمایه گذاری مشترک در حال حاضر بیش از 500 هزار دانشجو و 44 هزار استاد را در زمینه آموزش مجازی بکار گرفته و تبدیل به یکی از با تجربه ترین موسسات در این نوع آموزش شده اند5.
ضرورت تولید اطلاعات

فعالیت‌ تئوریک‌ اصحاب‌ اموزش‌ براین‌ پدیده‌ بسیار قابل‌ توجه‌ است‌. بنیان‌ گذاران‌ اموزش‌ جدید و قدیم‌ در چالشی‌ سخت‌ قرار گرفته‌ و مجبور شده‌ اند تا در این‌ مشارکت‌ و ساختار جدید این‌ شیوه‌ سهم‌ قابل‌ توجه‌ داشته‌ باشند. توجه‌ انها به‌ یک‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ متناسب‌ با ابزار تکنولوژیک‌ یکی‌ ازمهمترین‌ موضوعات‌ اموزش‌ اینترنتی‌ است‌. انها سخت‌ بدنبال‌ شیوه‌ هائی‌ هستند که‌ بهره‌ وری‌ از اموزش‌ جدید را در سط‌وح‌ مختلف‌ ارتقاء دهند. نظریه پردازان‌ رشته‌ تعلیم‌ و تربیت‌ در پژوهش‌ های‌ سنگین‌، اموزش‌ مجازی‌ را از مقط‌ع‌ پیش‌ دبستانی‌ شروع‌ و تا بالا ترین‌ مقاط‌ع‌ اموزش‌ عالی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌ دهند.
در این‌ زمینه‌ باید توجه‌ داشت، مشارکت‌ اکثریت‌ انسانهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌ در نظ‌ام‌ اموزش‌ جهانی‌ بزرگترین‌ تضمین‌ علمی‌ و اخلاقی‌ در این‌ مسیر است‌. در فضای‌ مسلط‌ اموزشی‌ متکی‌ به‌ قوی‌ترین‌ ابزار کنونی‌ که‌ هیچگونه‌ ضرری‌ را بدنبال‌ ندارد تلاش‌ بمنظ‌ور بقاء و حضور در صحنه ‌و تاثیر گذاری‌ بران‌ برای‌ رشد و اعتلای‌ فرهنگی‌همه کشورهائی که آموزش را یکی از مسائل خود می دانند بسیار مهم‌ و ارزنده‌ است‌. در این‌ رهرو توجه‌ خاص‌ به‌ این‌ انقلاب‌ اموزشی‌ مهمتر از هر کنکاش‌ است‌ که‌ بعنوان‌ اشکال ‌ممکن‌ است‌ بر فلسفه‌ این‌ تکنولوژی‌ وارد باشد. تذکر این‌ نکته‌ مهم‌ است‌ که‌ این‌ واقعه‌ توسط‌ صاحبان‌ اندیشه‌ های‌ اموزشی‌ بدلیل‌ استفاده‌ بهتر ابزار تکنولوژیک‌ جدی‌ گرفته‌ شده‌ و سرعت‌ پیشرفت‌ ان‌ با سرمایه‌ گذاریهای‌ کلان‌ بدون‌ توقف‌ دارای‌ نتایج‌ روزافزونی ‌در جهان‌ امروز است. آمار یک تحقیق نشان می دهد که فقط دانشگاه های امریکا سالانه برای توسعه آموزش مجازی 15 میلیارد دلار را بخود اختصاص می دهند. (Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, 2003)
این‌ تحول‌ در مجموع‌، تئوریسن‌ ها، مراکز، دولت‌ ها و صاحبان‌ سرمایه‌ در این‌ مورد را بسیار قانع‌ کرده‌ است‌. نقصهای‌ وارد براین‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ هر چند بسیار اندکند ولی‌ بعنوان‌ جدی‌ ترین‌ پروژه‌ های‌ تحقیق‌ و پژوهش‌ در حال‌ بررسی‌ و ارزیابی‌ قرار گرفته‌ اند تا در اولین‌ فرصت‌ چاره‌ا ئی‌ برای‌ انها اندیشیده‌ شود. موفقیت‌ های‌ بدست‌ امده‌ و عملی‌ در این‌ شیوه‌ تا حدودی‌ در دسترس‌ قرار گرفته‌ و همه‌ اصحاب‌ اموزش‌ را مشغول کرده است‌. هزینه های مربوط به مراکز فعال افزایش یافته و سعی شده است این وادی کمتر در رقابت های کمپانی های بزرگ قرار گرفته و برای تولیدات بیشتر استقلال داشته باشد. آژانس های فعال آزاد بین المللی که در توسعه تولید اطلاعات نرم افزاری آموزش مجازی کارمی کنند توانسته‌اند در سال 2000 از آمریکا 23 میلیون دلار دریافت کرده و این رقم را تا سال 2004 به بیش از 10 برابر برسانند6.
گستره‌ فراگیر آموزش‌ در جهان‌ امروز وابستگی‌ مستقیم‌ به‌ متدوولوژی‌ پویا دارد. اما بهره‌مندی‌ از این‌ متد ولوژی‌ رابط‌ه‌ نزدیک‌ با ابزار برتر را اقتضا می‌ کند و ابزار برتر بهترین‌ امکانات‌ را برای‌ تسهیل‌ پویائی‌ اموزش‌ فراهم‌ می‌ آورد. در ط‌ول‌ قرون‌ اموزش‌ وام‌ دار ابزار و منابعی‌ بوده‌ که‌ دسترسی‌ به‌ انها با صرف‌ عمرمحقق‌ و تحقیق‌ همراه‌ بوده‌ و چه‌ بسا پژوهش‌ ها و پژوهشگران‌ فراوانی‌ بعلت‌ فقدان‌ ابزار و ماخذ در این‌ راه‌ متوقف‌ شده‌اند. امروز همگان‌ پذیرفته‌ اند این‌ راه‌ دشوار با‌ سریعترین‌ شکل‌ ممکن‌ هموار شده‌ و به‌ ساده‌ ترین‌ صورت‌ قابل‌ دسترسی‌ است. آموزش‌ گران‌ همیشه‌ در ارزوی‌ استفاده‌ توامان‌ ابزار دیداری‌، نوشتاری‌ و شنیداری‌ بوده‌ اند تا در ارتقاء تحصیل‌ و تدریس‌ بالاترین‌ تاثیر را حاصل‌ کنند. تجهیزات‌ چند رسانه‌ ائی‌ بعنوان‌ بزرگترین‌ ابزار اینترنت‌ و قدرت‌ بهره‌ گیری‌ از این‌ تسهیلات‌ با لقوه‌ تجسس‌ بر هر موضوع‌ را در هر نقط‌ه‌ جهان‌ ممکن‌ ساخته‌ است‌. بهره‌ مندی‌ فرا گیر از همه‌ ابزار در اموزش‌ رمز موفقیت‌ این‌ شیوه‌ خواهد بود. این‌ روش‌ قادراست‌ با شکستن‌ هر نقط‌ه‌ جغرافیائی‌ اجزای‌ هر مکان‌ و عناصر هر موجود را که‌ انسان‌ به‌ دانش‌ ان‌ دست‌ یافته‌ در کارگاه‌ و لابراتوار های خود به‌ کمک‌ تصویر و صدا در هر مکان‌ و زمان‌ به‌ سمع‌ و نظ‌ر هراموزش‌ گیرنده‌ برساند و هر لایه‌ عنصر را با بهره‌ گیری‌ از تصویر متحرک‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ کند. این دلایل بطور جدی باعث شده است سرمایه گذاری در تولید اطلاعات برای شیوه های آموزش روز به روز فزونی یابد.
متفکرین‌ این‌ شیوه ‌آموزشی‌ بط‌ور جدی‌ ادعا می‌ کنند توسعه‌ روز افزون ‌تولید این‌ ابزار در جهان‌ امروز باعث‌ مضاعف‌ شدن‌ علاقه‌ دست‌ اندر کاران‌ واقعی‌ تربیت‌ و تدریس‌ شده‌ است‌ و انها بعنوان‌ اصحاب‌ اموزش‌ مدرن‌ در دوران‌ معاصر در تلاش‌ برای‌ تدبیر یک‌ تکنولوژی‌ منحصر بفرد برای‌ ساختن‌ ترویج‌ اینده‌ علم‌ و دانش‌ هستند. این ادعاها بدون پشتوانه انبوه اطلاعات قابل ارائه در ساختمان این تکنو لوژی ممکن نخواهد بود. لذا توسعه این اطلاعات که ویژگی های ساختاری خود را دارا است نیاز به سرمایه گذاری قابل توجه دارد. تولید اطلاعات در زمینه آموزش مجازی در امریکا از 1.7 میلیارد دلار در سال 2000 به 5.3 میلیارد دلار در سال 2003 رسیده است7.
امکان‌ رابط‌ه‌ علمی‌ و متدیک‌ دانشجو ومعلم‌، دانشجو و دانشجو بعلت‌ وجود ابزار و منابع‌ غنی‌ علمی‌ وبا استفاده‌ از قابلیت‌ حذف‌ زمان‌ و مکان‌ استفاده‌ بیشتر این‌ شیوه‌ را افزایش‌ خواهد داد. امکان‌ آسان‌ دستیابی‌ فرا مکانی‌ به‌ نیروهای‌ اموزش‌ گیرنده‌ و آموزش‌ دهنده‌ باعث‌ جهان‌ شمولی‌ این‌ صنعت‌ اموزشی‌ شده‌ و گستره‌ وسیعی‌ از دانش‌ پژوهان‌ جهان‌ را در خود مجتمع‌ کرده‌ است‌ .این‌ واقعه ‌بعلت‌ پاسخگوئی‌ جدید تحقیقات‌ نرم‌ افزاری‌ و سخت‌ افزاری‌ و پیش‌ بینی‌ موفق‌ ان‌ سریعتر از دیگر تاثیرات‌ تکنولوژیک‌ اکثر سرمایه‌ گذاران‌ فرهنگی‌ بزرگ‌ جهان‌ را قانع‌ ساخته‌ که‌ سود دهی‌ اینده‌ این‌ شیوه‌ را مد نظ‌ر قرار داده‌ و بر تحقیق‌ و پژوهش‌ آن‌ مشارکت‌ و سرمایه‌ گذاری‌ کنند. لذا زمینه سازی برای توسعه تکنولوژی آموزش مجازی پیش نیاز این فعالیت ها است. سرمایه گذاری برای توسعه تکنولوژی اطلاعات آموزشی در امریکا در سال 1997 - 17 میلیارد دلار و در سال 2004 به 33 میلیارد دلار افزایش رسیده است8.
رقابت در زمینه تولید اطلاعات بین شرکتهای تولید کننده اطلاعات بسیار افزایش یافته است. اکثر صاحبنظران امر آموزش پیش بینی می کنند که این روند درصد بالائی از آموزش را در بخود اختصاص خواهد داد و باعث یک تغییر اساسی در تغییر شکل آموزش از انچه تا کنون بوده است خواهد شد. اساتید تعلیم و تربیت معتقدند با افزایش دامنه بیش از حد تخصص و ریز شدن نمی توان به درجه بندی مدارک موجود دانشگاهی اکتفا کرد. آنها چهارچوب کنونی را پاسخگوی توسعه دانش و خرد شدن مباحث ان نمیدانند و معتقدند ادامه این سیستم با اتلاف وقت فراگیر رو برو خواهد بود. خرد شدن اجرای علم و چگونگی پرداخت به ان نیازمند دگرگونی این سیستم است اما پاسخ آن به سرعت تحولات تکنولوژیک و چگونگی توسعه تولید اطلاعات مربوط به آن است. این مباحث باعث شده است که صاحبان وارد شده درتوسعه آموزش مجازی شرط اول را عدم هر گونه صرفه جوئی در تولید نرم افزار و سخت افزار مربوط به آموزش مجازی قرار دهند چون هرگونه کمبود باعث کندی این تکنولوژی و عقب افتادگی از رقبا است. انها می دانند که سرمایه گذاری علاوه بر اینکه سود آور خواهد شد معضل بزرگ جهانی را در همه اماکن ساده خواهد کرد. نتیجه یک بررسی نشان می دهد سرمایه گذاری برای تولید اطلاعات در آمریکا و کانادا برای هر ساعت حد اقل 15000$ و حد اکثر 30000$ هزینه در بر دارد در حالی که همین مطالعه در مورد فروش اطلاعات در زمینه آموزش مجازی نشان می دهد فروش تولیدات آموزش مجازی در سال 2002 بیش از 2.4 میلیارد دلار بوده و در سال 2003 تا 50 درصد افزایش داشته است. بخشی از این بررسی حاکی است در آمد یک ترم دانشگاه بریتیش کلمبیا برای 10هزار دانشجو بیش از 50 میلیون دلار بوده است. این دانشگاه در حال حاضر روی سایت مجازی webCT بیش از یک میلیون و دویست هزار دانشجو در حال آموزش دارد9.

استدلال های این تکنولوژی‌ باید توجه‌ کشورهای‌ جوان‌ راکه‌ امکانات‌ خدمات آموزشی‌ انها نمی‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را راضی‌ کند بیش‌ از همه‌ برانگیزاند. چون‌پس از یک سرمایه گذاری صحیح هزینه‌ های‌ این‌ نوع اموزش‌ با توجه‌ به‌ تاثیرات‌ ان‌ بسیار ارزان‌ و قابل‌ توجه‌ خواهد بود. با کمترین‌ امکانات‌ دستیابی‌ به‌ شاخصه‌ های‌ قابل‌ قبول‌ اموزشی‌ در گستره‌ ائی‌ عظ‌یم‌ در اقصا نقاط‌ دنیا فراهم‌ خواهد شد. در این‌ مجموعه‌ با توجه‌ به‌ ضعف‌ آرمان‌ شهری‌ اموزش‌ سنتی‌ در این‌ شیوه‌ اماکن دور دست فراموش‌ نمی‌ شوند. آرمان‌ شهری‌ جزء خصوصیات‌ این‌ ط‌رح‌ نیست‌ و نقاط‌ دور و نزدیک، شمال‌ وجنوب‌ می‌ توانند با سرمایه‌ گذاری‌ مساوی‌ در یک‌ حد از نتایج‌ ان‌ بهره‌ مند شوند.

در نتیجه بدیهی‌ است‌ استدلال‌ نظ‌ام‌ های‌ اموزشی‌ دنیا برای‌ تغییر به‌ عوامل‌ مختلفی‌ همچون‌ تغییر سیاستهای‌ کلان‌ اجتماعی‌، پیشرفت‌ های‌ علم‌ جدید، سود اور نبودن‌ دست‌ اورد های‌ علمی‌ قبلی‌،‌ حذف رشته های غیر اقتصادی، توزیع‌ دانش‌ اجتماعی‌، جبران‌ کمبود های‌ بحران‌ زا در جامعه‌، تغییر سیاست‌ های‌ فرهنگی و... بستگی‌ دارد . تغییر نظ‌ام‌ اموزشی‌ در جهان‌ بر اساس‌ راه‌ کارهای علمی‌، فرهنگی، اجتماعی‌ و سیاسی قابل‌ تغییر است‌. به این معنا که آموزش باید یک ارتباط زنده با جامعه داشته و همگام با مسائل اصلی پیشرفت کند. هرچند لازم است جوامع آموزشی بخش عمده ائی از تعیین مسیر جامعه را در دست داشته باشند ولی این فرماندهی از دهه 50 میلادی به بعد از ارتباط خود با این مراکز کاسته و عوامل موثر دیگر اجتماعی این فرمان را مهار و بدست خود گرفته اند. شاید این رابطه عادلانه توصیف نشود ولی وجود این مدیریت علاوه بر وابستگی به هر یک از این عوامل باعث سرعت در پیشرفت و عملی شدن ان در ارتباط با جامعه شده است. روز به روز بازار علم نیز به بازار جهانی نزدیک می شود. علم وبازار دو شریک مستقیم شده اند که در این سود دهی مشارکت دو طرفه دارند و مخاطبین یکدیگر را راضی می کنند. در جامعه اطلاعات محور کنونی دو جامعه وجود دارد جامعه فقیر و غنی اطلاعاتی، جامعه غنی جامعه‌ای است که از مهارت های علمی و فنی خود در عمل استفاده می کند و جامعه فقیر جامعه ای است که روزبه روز از انسان قرن جدید و مهارتهای مربوط به ان فاصله می گیرد. مسلما بخش‌ مهمی‌ از این‌ تغییرات‌ دست‌ خوش‌ پیشرفت‌ عوامل‌ جهانی‌ است‌ ولی‌ نباید فرایند عامل‌ پر هزینه‌ ائی‌ به‌ نام‌ اموزش‌ را جدای‌ از نیازهای‌ اجتماعی‌, اقتصادی‌ و فرهنگی‌ یک‌ کشور مورد بررسی‌ قرار داد و در پوسته ائی جدای از فعالیت های جهانی علم موضع گرفت. تکثر و تنوع عامل ذاتی علم و دانشگاه است. در سال 1842 دانشگاه هاروارد از پذیرش دانشجویان ایالات دیگر مغرور بود در ان زمان وقتی این دانشگاه سه دانشجوی ویرجینیائی را پذیرفت انها را تحقیر می کرد پس از مدتی علاوه براینکه دانش انها شاخص شد تاثیر قابل ملاحظه ائی بر آموزش این دانشگاه گذاشت و باعث یک خط مشی آموزشی جدید در این دانشگاه شد10. علم جدای از تحولات جدید و روز امد شدن و ورود در وادی پژوهش، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع به کارگاهی تبدیل شده که وسائل ازمایشگاهی ندارد و برای آزمون تجربیات خود قاصر و بدیهی است محصول ان صرفا ورشکستگی و بیکاری است.
تولید اطلاعات بعنوان شاخص اولیه آموزش مجازی در کشور نیاز به یک فعالیت جمعی دارد. با توجه به اینکه اصل اطلاعات نزد نخبگان و دانشوران کشور است در این راه بهترین پیشنهاد راه اندازی این فعالیت همراه با فعالیت های جهانی وبهره گیری از این عزیزان است. البته اکثر دانشگاه های جهان علاوه بر اینکه بیشترین استفاده را از یارانه های اختصاص یافته دولت و بخش خصوصی در این زمینه می برند اینده دانشگاه های خود را کوچک شدن فضای فیزیکی و بزرگ شدن گستره جهانی ان پنداشته و همراه با توسعه این دانش از فعالیت های عمرانی خود کاسته و در این زمینه سرمایه گذاری می کنند. صاحبان اطلاعات و علم دریافته اند که این اقدام به سرانجام خواهد رسید. لذا اکثر به این نتیجه رسیده اند که در این راه سهیم شوند. دانشگاه ها و مراکز عالی برای آموزش های فنی مورد نیاز انها سرمایه جدی را در نظر گرفته و اکثر اساتید خود را برای ارائه جهانی این تکنولوژی اماده می سازند. بدیهی است اگر هزینه این سرمایه گذاری در دانشگاه های کشور صرف شود علاوه بر ایجاد زمینه های فرهنگی توسعه فناوری اطلاعات، با توجه به نیاز ده برابر کشور می تواند از هر نوع بیکاری اصحاب علم که احتمالا نگران خطرات این تکنولوژی و اینده خود هستند پیشگیری کند. در این راه همچنین می توان اعضای هیأت علمی دانشگاه های کشور را که بیش 98 برابر علاقمندان به ورود دانشگاه ها هستند برای توسعه سریع این مهم سازماندهی نمود. این تلاش برای جلوگیری از سود جوئی افرادی را که احتمالا بودجه اختصاص یافته به تکنولوژی جدید را چپاول خواهند کرد بهترین روش عملی خواهد بود.
در هر صورت ما باید بپذیریم این راه سپری شده و این کودک براه خواهد افتاد. در بخش آموزش مجازی خرید تکنولوژی ساده ترین راه است. پرداختن به مسائل جنبی فن آوری اطلاعات و صرفا خرید و واردات سخت افزار و راضی شدن به ارائه گزارش های ان بعنوان فعالیت های اساسی، ما را از تولید اطلاعات اثر بخشی های داخلی واستقلال در برابر نمونه‌های خارجی ان دور می کند. کندی در شروع، عدم سازماندهی و مدیریت در این مورد ما را مجبور به از بین بردن بودجه های کلان داخلی و خرید نمونه های نا هماهنگ خارجی با فرهنگ ملی مان خواهد ساخت. این بی توجهی باعث می شود از ابتدا بدلیل ندانم کاری بازار این فعالیت را در دست دانشگاه‌های خارجی قرار داده و اولین دانشگاه‌ها را در خارج تاسیس کنیم یا پس از مدتی به خرید و ترجمه آن مجبور شویم. همه این نکات هم اکنون بازار مغشوشی را در کشور بوجود آورده است. سبقت مدیران کشور برای خرید این تکنولوژی که اکثرا از چهار چوب آن جدا و بی اطلاع هستند به صرف تعریف از ظواهر ان، حتی امکان هر گونه رابطه صحیح با دانشگاه‌ها و مؤسسات موثر خارجی را از بین برده است.

انچه مسلم است از این بازار مکاره نیز بجز سود جویان کسی بهره نخواهند برد. پیش بینی این اقدامات نشان خواهد داد پس از مدتی پذیرش دانشجو برای دانشگاه های خارجی که هم اکنون در کشور فعال شده اند با بهائی باندازه دانشگاه های ازاد و بخش خصوصی داخلی مقرون بصرفه خواهد بود. ولی باید گفت ان زمان برای رقابت خیلی دور و به قیمت از دست دادن بسیاری از اندیشمندان کشور تمام خواهد شد.


منابع
شورای اطلاع رسانی ، 30 خرداد 1381، نوع و نسبت حجم استفاده از سرویس های مختلف اینترنت
* مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش .

فقط فارغ التحصیلان دوره روزانه .

فارغ التحصیلان دوره نظام قدیم فقط در سرجمع واجزای آن منظور شده است.

آمار ارائه شده مربوط به دوره های روزانه و شبانه می باشد.
* مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری .

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری.

موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
ماخذ- دانشگاه آزاد اسلامی،‌مرکز اطلاعات، آمار و کامپیوتر.
Bowen,W.G.,&Bok, D., 1998, The Shope of the Rive:Long-term Consequences of Considerinr Race in College and University Adminission. Nj: Princeton University Press.
Goodridge Elisabeth, May 13, 2002, E-Learning Struggles To Make The Grade

http://www.informationweek.com/story/IWK20020509S0011
McCann Benjamin, May, 2001, VIRTUAL CAMPUS:

Underlying Technologies and Model Development, university of wollongong
InterWise, Inc. and Morgan Keegan, 2/12/2002,Taking the First Steps A Checklist to Choose a e-Learning Live, http://www.digitalpipe.com/pdf/dp/white_papers/e_learning/interwise.pdf
Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, March 10, 2003, Elearning helps companies capture the knowledge of retiring employees and gain competitive edge, www.informationweek.com
Universitas 21,(2002) 'Introduction', http://www.universitas.edu.au/
Yair Levy, (2002) AN OVERVIEW OF NEXT-GENERATION INTERNET BASED DISTANCE LEARNING SYSTEMS, Florida International University, College of Business Administration

سوتیترها

این سازمان برای توسعه اموزش مجازی بین سال

اقدامات صدا وسیما در زمینه آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۵۶ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - آقای فریبرز: دوستان از انجمن شرکت‌های انفورماتیک می‌خواهند از فعالیت‌های صدا و سیما در زمینه‌ی مفاهیم آموزش E-learning و کارهایی که تاکنون انجام شده است، مطلع شوند تا در مجله‌ی تکفا - که به شکل ماهنامه منتشر می‌شود و موضوع این شماره‌ی آن در رابطه با آموزش است - مطالبی را در مورد فعالیت‌های صدا و سیما در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی منعکس نمایند.
آقای افراسیابی انفورماتیک سازمان صدا و سیما : در ابتدا لازم می‌دانم مطلبی را توضیح دهم؛ دفعه‌ی گذشته آقای آقازاده فرمودند که دوستان علاقه‌مند هستند تا مصاحبه‌ای داشته باشند و بنده عرض کردم: بهتر است این صحبت با کارشناسان انجام شود. علتش هم این است که اولاً آنهایی که زحمت کشیدند و کار کردند و فداکاری نمودند و کار تخصصی انجام دادند بهتر می‌توانند توضیح بدهند. ثانیاً آنها محق‌تر هستند که صحبت کنند. اما گویا سوءبرداشتی شده بود که شاید من علاقه به برگزاری جلسه که چنین نبوده بلکه بنده ندارم. فکر کردم از این طریق شاید، هم حق کسانی که زحمت کشیدند بهتر ادا شود، هم مطلب بهتر شکافته شود. به هر حال الان با کمی اشتیاق در خدمتتان هستم.
خانم عصاری: از شما متشکریم که این وقت را در اختیار ما قرار دادید.

همان طور که مطلع هستید، انجمن صنفی شرکت‌های انفورماتیک 600 شرکت انفورماتیکی در زمینه‌های مختلف سخت‌افزار، نرم‌افزار، اینترنت و تمام زمینه‌های کاری در رابطه با رایانه به عنوان زیرمجموعه در اختیار دارد و در صورت نیاز می‌تواند در رابطه با فعالیت‌های انفورماتیکی سازمان کمک‌های مؤثری ارایه نماید. ما از سال 1374 فعالیتمان را آغاز نمودیم و در رابطه با مسایل مربوط به انفورماتیک به ارگان‌ها و نهادهای دولتی مشاوره داده‌ایم و در صورت لزوم سمینارها و نشست‌هایی را برگزار می‌کنیم و برای شرکت‌ها و یا سازمان‌های دیگر در راستای بحث اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی اقداماتی را انجام می‌دهیم.

مجله‌ی تکفا نیز که اسمش با طرح تکفا و اقدامات جناب آقای جهانگرد، دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی مصادف شده است، هدفش همین بحث شفاف‌سازی و اطلاع‌رسانی در رابطه با طرح است.

شاید در گذشته طرح‌های مشابه با بودجه‌های کلان‌تر به کارهای مختلف در کشور اختصاص داده شده، ولی به واسطه‌ی عدم انجام بحث اطلاع‌رسانی و شفاف‌سازی روند خوبی را طی نکرده است.

لذا انجمن تصمیم گرفت تا روند بودجه‌هایی را که از طرف شورای عالی اطلاع‌رسانی (تبصره 13) به سازمان‌ها اختصاص داده می‌شود، دنبال کند تا انشاءا... مسیر درستشان را طی کنند و در واقع این یکی از اهدافی بود که ما در این مجله (تکفا) دنبال می‌کردیم.

این مجله در اصل رسانه‌ای است که اطلاع‌رسانی بین بخش‌های دولتی و بخش خصوصی و دانشگاه‌ها و حتی شرکت‌های خارجی - که بخواهند با شرکت‌های ایرانی در انجام پروژه‌ای ملی "Partner" باشند - را انجام می‌دهد.

تاکنون 4 شماره مجله‌ی تکفا به چاپ رسیده است و این شماره به بحث IT و آموزش اختصاص دارد. ما به واسطه‌ی رسالتی که داریم، به اکثر جاهایی که در رابطه با آموزش در ایران فعال هستند یا به هر حال داعیه‌ی فعالیت در این زمینه را دارند، مراجعه کردیم؛ از جمله آموزش عالی دانشگاه‌ها، شورای دانشگاه مجازی، آموزش و پرورش و ... .

مصاحبه‌هایی با معاونین وزیر آموزش و پرورش و آموزش عالی در رابطه با بحث آموزش (E-learning) داشتیم و از آنجا مطلع شدیم که شما نیز یک (Portal) ملی در رابطه با آموزش دارید. علاقه‌مند شدیم تا از رسالت و اهداف این (Portal) اطلاع پیدا کنیم و بدانیم که در واقع صدا و سیما چه کاری را در رابطه با آموزش دنبال می‌کند؟

آقای افراسیابی: بسم‌ا... الرحمن‌الرحیم. طبق قانون سوم توسعه‌ی کشور، یکی از وظایف و تکالیف صدا و سیما، راه‌اندازی شبکه‌ی آموزش تعاملی است. یکی دو سال است که ما شبکه‌ی آموزش تلویزیون را شروع کرده‌ایم. فعالیت این شبکه عمدتاً پخش پودمان‌های درسی دانشگاه جامع علمی - کاربردی است؛ به علاوه‌ی یک سری آموزش‌هایی که بنا به نظر دوستان عمومی‌تر است و می‌تواند برای جامعه مؤثر باشد. اما این شبکه یک شبکه‌ی آموزش تلویزیونی تعاملی نیست و یک‌طرفه است.

همزمان با این شبکه و حتی مقدم بر راه‌اندازی آن در سازمان بحث و تصمیم‌گیری شده بود که شبکه‌ی آموزش حتماً باید تعاملی باشد، منتهی در عمل امکانات شبکه‌ی آموزش زودتر مهیا و راه‌اندازی شد.

ما برای مطالعه درباره‌ی (E-learning) یک تیم درست کردیم. خود ما به عنوان افرادی که با مبحث فناوری اطلاعات کمی آشنا هستیم، استنباط‌هایی داشتیم که با آن چیزی که بعد از مطالعه پیدا کردیم، خیلی تفاوت داشت.

(E-learning) بخش‌های گوناگونی دارد که هر کدام دریایی است. من پس از سمینار آموزش از راه دور که چندی پیش برگزار شد و مصاحبه‌هایی که بعضی از عزیزان داشتند، متوجه شدم که در فاز تخصصی موضوع، خیلی کم کار شده است.

برای شناساندن آموزش از راه دور، یادگیری از راه دور و شاخه‌ها و زیرشاخه‌های مختلف، ابزارهای متفاوتی قابل به کارگیری است که برای هر کدام از این ابزارها، شیوه‌های کار در نظر گرفته شده است. به هر حال تیم ما کارهای ارزنده‌ای را در این زمینه انجام داده و ما مدت‌ها است که وعده‌ی انتشار این مطالب را داده‌ایم، ولی به علت وسواسی که در کار است و می‌خواهیم کار خیلی بی‌نقص منتشر شود، مقداری طول کشیده است و به نظر می‌آید اولین و تنها کار فارسی و خوبی است که در این زمینه انجام و منتشر شده باشد. البته هم‌اکنون هم اگر اطلاعاتی از ما خواسته شود و بتوانیم کمک نماییم، این کار را قبل از انتشار انجام خواهیم داد.

پس از این کار دوستان ما یک مناقصه‌ی عمومی بین‌المللی (RFP) برای خرید نرم‌افزار E-learning برگزار کردند که این هم کار ساده‌ای نبود و برای آن نیز مطالعات مفصلی انجام شد و در نهایت پس از بررسی‌های بسیار زیاد، فرم (تقاضای) مناقصه به شکل خوب و جامعی در اختیار ارگان‌های طالب خرید نرم‌افزار قرار گرفت.

پس از برگزاری این مناقصه (RFP) مدارک فنی شرکت‌های علاقه‌مند به همکاری با ما با در نظرگرفتن چند اولویت توسط کارشناسان ما بررسی شد. یکی از مهم‌ترین اولویت‌های که در همه‌ی کارهای IT خودمان مدنظر قرار دادیم، این بود که حتی‌المقدور از نرم‌افزارهای (Open Source) استفاده نماییم و نیز از نرم‌افزارهایی که مشمول طرح تحریم آمریکا نشود و در صورتی که در یک مورد خاص رعایت هیچ یک از دو مورد مذکور برایمان مقدور نبود، عرضه‌کننده می‌بایست تعهد دهد که می‌تواند لیسانس نرم‌افزار را به نام ما بگیرد. از همان ابتدا تصمیم گرفتیم خیلی شفاف و روشن کار کنیم و کار قاچاقی یا به نام یک شرکت در دبی یا انگلیس یا جای دیگر انجام ندهیم و مثلاً نرم‌افزاری را با قیمتی گران‌تر بخریم بدون اینکه هیچ پشتیبانی داشته باشد.

لذا در این مناقصه خود به خود بعضی شرکت‌ها کنار گذاشته شدند و در آخر شرکتی که اتفاقاً بیشتر اعضای آن ایرانی بود، نرم‌افزار Plat Form (سیستم آموزش از راه دور) مناسبی ارایه کردند و طی قراردادی کار را شروع کردیم.

در سمینار هم عرضه داشتیم که ما در حقیقت یک فونداسیون (سخت‌افزار) ایجاد کردیم و سپس نرم‌افزاری را برای (Application) تهیه نمودیم. محتوا را هر کسی می‌تواند روی این نرم‌افزار بگذارد. به عنوان مثال دانشگاه‌های ما یا آموزش و پرورش یا آموزش فنی حرفه‌ای یا هر جای دیگر، حتی مدارس غیرانتفاعی و امثال آن چنانچه مطالعه کنند و آموزش از راه دور را مقرون به صرفه تشخیص دهند می‌توانند از این برنامه استفاده نمایند. یعنی Plat Form آماده است، محتوایش را آنها (مؤسسات آموزش‌دهنده) تعیین می‌کنند و از طریق امکاناتی که مهیا شده در اختیار آموزش‌گیرندگان قرار می‌گیرد.

البته تهیه‌ محتوا به شکل Web base که بتواند از طریق شبکه به آموزش‌گیرندگان وصل شود، حتماً تخصص می‌خواهد. البته چنانچه استاد یک درس خاص، استفاده از E-learning و آموزش از راه دور برایش مشکل باشد، نرم‌افزار ما یک ابزار طراحی درس دارد که کار را خیلی ساده می‌کند و این یکی از مزیت‌های این نرم‌افزار است.

با این وجود چنانچه کسی بنا به هر دلیلی نخواهد یا نتواند از این ابزار استفاده کند، راه دیگری برایش در نظر گرفته‌ایم. ما بنا داریم شرکت‌هایی را به عنوان شرکت‌های معتبر طراحی محتوا آموزش داده و به متقاضیان معرفی نماییم و در صورتی که استاد یا دانشگاه یا مرکز آموزشی به هر دلیل اعم از کمبود وقت، ناتوانی در استفاده از نرم‌افزار یا ... قادر به طراحی محتوا نباشد، فقط با تعیین محتوا و شکل و نحوه‌ی عرضه‌ی آن با استفاده از امکانات ما بتوانند محتوا را از طریق شبکه به آموزش‌بینندگان انتقال دهد.
آقای مظلوم: با تشکر از توضیحاتی که بیان فرمودید، آیا این طرح در راستای همان قانون برنامه‌ی سوم توسعه است که راه‌اندازی شبکه‌ی تعاملی را بر صدا و سیما تکلیف کرده بود؟
آقای افراسیابی: البته ممکن است این سؤال مطرح شود که چنین سرمایه‌گذاری چه ارتباطی با صدا و سیما دارد؟ باید عرض کنم که اولاً: به لحاظ اینکه صدا و سیما بزرگترین مرکز اطلاع‌رسانی کشور است، علی‌القاعده باید برای انجام وظایف خود سرمایه‌گذاری سنگینی اعم از سخت‌افزار، نرم‌افزار و شبکه انجام دهد. ثانیاً: ایجاد یک شبکه آموزش تعاملی در برنامه‌ی سوم توسعه به عهده‌ی ما گذاشته شده بود و ما برای تحقق این تکلیف این‌گونه عمل نمودیم.

لازم به ذکر است که ما برای خاص مسأله‌ی آموزش هیچ اعتباری از صندوق دولت نگرفته‌ایم و شاید هم ضعف ما بوده است که نتوانستیم از طرح تکفا بودجه بگیریم. صندوق بازنشستگی در این کار مشارکت کرده و سرمایه را تأمین نموده و ما امیدواریم از طریق سرویس‌دهی متناسب به متقاضیان این سرمایه‌گذاری را برگردانیم.
آقای مظلوم: آیا صندوق بازنشستگی در این سرمایه‌گذاری دنبال منافع اقتصادی هم بوده است؟ و نیز آیا در صورت استفاده مصرف‌کنندگان از این سیستم می‌توان گفت که Study انجام شده یا خیر؟

آقای افراسیابی: یکی از استفاده‌کنندگان در این شبکه، خود شبکه آموزش است. یعنی کاری که با سرمایه صندوق بازنشستگی انجام شده به همه‌ی متقاضیان از جمله شبکه آموزش صدا و سیما خدمت‌رسانی می‌کند. بنابراین ما حتی به شبکه‌ی آموزش صدا و سیما به عنوان یک مشتری نگاه می‌کنیم. این شبکه هم با سفارش‌هایی که می‌گیرد، می‌تواند این سرمایه را برگرداند.

با آموزش و پرورش و دانشگاه علمی - کاربردی مذاکراتی داشته‌ایم و امیدواریم علاوه بر آنها با دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد اسلامی قراردادهایی ببندیم. پیشنهادهایی هم در رابطه با کلاس‌های کنکور و تقویتی و ... از بخش خصوصی داشتیم.
آقای مظلوم: آیا این تعاملی که می‌فرمایید همان Interactive خواهد بود و دیگر مدیا ... نیست و باید قاعدتاً روی اینترنت آن را عرضه نمایید؟
آقای افراسیابی: یکی از اهدافی که ما به عنوان صدا و سیما در بحث شبکه‌ای اطلاع‌رسانی اینترنتی دنبال می‌کنیم، این است که سعی کنیم از اینترانت ملی استفاده کنیم. یعنی به جای اینکه مراجعین ما، حتی آنهایی که در ایران هستند، از شبکه‌ی جهانی اینترنت استفاده کنند، به ما وصل شوند و در حقیقت از اینترانت ملی استفاده کنند و این کار (تهیه‌ی محتواهایی که متقاضی خوب داشته باشد) به توسعه‌ی شبکه ارتباطی کمک می‌کند.
آقای مظلوم: هنگامی که شما یک هدف ملی را در نظر می‌گیرید و می‌فرمایید که امکانات وسیعی برای توسعه‌ی این کار فراهم شده است، به نظرم می‌آید که باید از بْعد ملی به قضیه نگاه کرد و آن را از بْعد سازمانی خارج نمود. باید انتظار داشت که مراکز دیگری نیز مانند دانشگاه‌ها با مراکز فنی و حرفه‌ای هم بخواهند چنین سرمایه‌گذاری را انجام دهند که این مطلب نه تنها اتلاف منابع است، بلکه عدم استفاده‌ی مطلوب از ظرفیت‌ها است.

لطفاً توضیح بفرمایید آیا در این زمینه از طرف شما پیشنهادی یا تحرکی انجام شده تا سایرین به عنوان مصرف‌کننده بیایند یا شما هنوز در مراحل پیگیری کار هستید؟
آقای افراسیابی: تصور من این است که صدا و سیما برای هر کس یک شریک خوب است. در همین مناقصه‌ای که عرض کردم، بسیاری از شرکت‌کنندگان، بخش خصوصی بودند و اکثر آنها به جای دریافت پول، حاضر به شراکت با ما بودند. چرا که می‌دانستند به هر حال روند تبلیغی صدا و سیما برگشت سرمایه را تضمین می‌کند. دستگاه‌های دولتی هم باید از این بْعد به قضیه نگاه کنند. یعنی تعداد مخاطبانی که ما در صدا و سیما داریم - و می‌توانیم آنها را به نوعی به استفاده از این امکانات تشویق نماییم - بی‌نظیر است. مطمئناً اگر کسی بخواهد منصفانه و دلسوزانه کار کند، می‌تواند از امکانات تبلیغی رادیو و تلویزیون و سرمایه‌گذاری انجام شده برای این کار استفاده نماید و نیازی به سرمایه‌گذاری زیادی ندارد.

با توجه به این امتیازات، دستگاه‌ها، ارگان‌ها و تمام کسانی که می‌خواهند در این زمینه کار کنند، باید از این سیستم استقبال نمایند. به خصوص که ما در مورد محتوا نظر خاصی نداریم و آنها می‌توانند کاملاً آزادانه هر محتوایی را که برای فراگیران لازم می‌دانند طراحی کرده و در این شبکه قرار دهند. البته امکانات صدا و سیما در کار این شبکه بیش از آن چیزی است که بیان شد. ما در مرکز هر استان یک پایگاه اطلاع‌رسانی دایر کرده‌ایم و به زودی محتوای رادیو و تلویزیون اعم از خبر، برنامه‌های صدا و سیما، مطالب آرشیو و ... را از طریق این پایگاه‌ها به مردم عرضه می‌کنیم. این پایگاه‌ها که هم‌اکنون در 7 یا 8 استان راه‌اندازی شده است، به سادگی در دسترس مردم قرار خواهد گرفت. مردم می‌توانند بدون نیاز به اینترنت جهانی و از طریق اتصال به همان شبکه ارتباطات داخل شهری، این اطلاعات را به صورت ارزان‌تر و با سرعت و کیفیت مطلوب‌تر دریافت دارند و این امتیازی دیگر است برای آنها که می‌خواهند مطالبشان را از این شبکه عرضه کنند.

البته ما هنوز به دنبال بازاریابی نرفته‌ایم؛ علتش هم این است که در ابتدا بایستی این نرم‌افزار را روی سخت‌افزار خودمان نصب کنیم تا هنگامی که می‌خواهیم با یک مشتری صحبت کنیم، چیزی برای عرضه داشته باشیم و مشتری نیز بتواند خصوصیات و توانایی‌ها و مزایایی که به شاگرد ارایه می‌کند را ببیند. منظورم از سخت‌افزار همان (Server)های خاصی است که می‌تواند با این نرم‌افزار کار کند. End user حتماً یک کامپیوتر و یک Modem که بتواند از طریق Dial up به شبکه وصل شود هرچند همان طور که عرض کردم تلاش ما این است که حتی بدون استفاده از شبکه جهانی اینترنت و از طریق شبکه داخلی کشور محتوا را دریافت کرده و استفاده کند.

انشاءا... پس از نصب نرم‌افزار بر روی سخت‌افزار، بازاریابی‌مان را به طور جدی شروع می‌کنیم و به سراغ علاقه‌مندان به این برنامه می‌رویم و توانایی‌ها و خصوصیات آن را مفصلاً شرح می‌دهیم.
آقای مظلوم: حجم سرمایه‌گذاری چقدر است؟
آقای افراسیابی: توجه داشته باشید که این سرمایه‌گذاری فقط برای آموزش از راه دور نیست، یعنی مراکزی را که در استان‌ها تجهیز کردیم، یک اولویتش جهت عرضه‌ی شبکه‌ی خودمان است.

قیمتی که شرکت برای خود نرم‌افزار آموزش از راه دور در مناقصه داده بود، 7ر2 میلیون دلار بود و ما توسط یک مکانیزم شراکتی، پولی ندادیم و با آنها قراردادی بستیم که طبق آن از محل درآمدها مبلغ قرارداد تأمین شود.

تاکنون برای تهیه‌ی سخت‌افزار و خطوط ارتباطی که از مخابرات برای جاهای مختلف خریداری کرده‌ایم (خطوط E1 و مانند آن) چیزی حدود 6 میلیارد تومان هزینه کرده‌ایم. ما از تکفا فقط 500 میلیون تومان بابت آرشیو دیجیتال گرفتیم. به نظر من پولی که از تکفا بایست نصیب سازمان می‌شد، باید دارای یک مخرج یک رقمی می‌بود و من معتقدم که ما خوب در جذب این پول کار نکردیم. هرچند تصورم این است که با توجه به اینکه صدا و سیما بزرگترین دستگاه اطلاع‌رسانی کشور است و در این زمینه خوب سرمایه‌گذاری نموده، باید از کمک بیشتری بهره‌مند گردد.
آقای مظلوم: آیا طرح را به اندازه‌ی یک رقم برده بودید؟
آقای افراسیابی: بله، در آنجا طرح ارایه شده است. البته هنوز هم ناامید نیستیم.
آقای آقازاده: اجازه دهید یک بار دیگر مطلب را به شکل کاملاً شفاف عرض کنم. ما برای انجام وظایفمان به خصوص در بعد اطلاع‌رسانی داخلی خودمان (اتوماسیون و آموزش کارکنان و شبکه‌ی آموزش تعاملی) به یک زیرساخت احتیاج داشتیم. برای تهیه‌ی این زیرساخت - جهت استفاده برای مبادلات دیتای خودمان - تا جایی که مخابرات امکانات داشت. از آنجا و در جاهایی که هنوز امکانات مخابراتی دایر نشده بود از امکانات موجود بهره بردیم تا یک «اینترانت» درست کنیم. هدف اصلی ایجاد اینترانت این بود که برای ارتباط دیتا مجبور به ارسال دیتا به خارج نشویم (مثل وضعیت فعلی جامعه‌ی انفورماتیک). به عنوان مثال برای ارسال یک E-mail از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر، مجبور نشویم آن را به 20 جا بفرستیم و در کشورهای خارج hub شود و برگردد. به همین جهت در کنار شبکه‌ی آموزش تعاملی، این شبکه را هم ساخته و راه‌اندازی کردیم. با توجه به اینکه اعتبار کافی هم در اختیار نداشتیم و سازمان نیز نمی‌توانست از بودجه‌ی اعتبارات خود چنین زیرساخت سنگینی را قبول نماید، لذا اقدام به جلب نظر دوستان از جمله صندوق بازنشستگی نمودند و آنها را در این کار مشارکت دادند.

آنچه که ما انجام می‌دهیم - به جز بخشی که به اطلاع‌رسانی خودمان مربوط می‌شود - مانند شبکه‌های Live صرفاً در جهت همان زیرساخت است و ما به هیچ وجه به Content و Applicationهای متعارف وارد نمی‌شویم. تمام اینها را به بخش خصوصی وصل می‌کنیم. قرار ما این است که به شکل (Business Development) وارد شود که نمونه‌ی موفقش همین موضوع E-learning است.

ما به E-learning نیاز داشتیم و این Application هنگامی که شناسایی شد، در بالاترین درجه‌ی استاندارد دنیا و جامع‌ترین موارد موجود بود. البته ممکن است بهتر از این نیز وجود داشته باشد، اما در بین Applicationهای موجود هیچ‌کدام این جامعیت را نداشتند. در نتیجه این را انتخاب کردیم.

هرچند بخشی از این Application به درد ما نمی‌خورد و هنوز در کشور ما بخشی از این امکانات تا زمانی که ساختار تکنولوژی آن ایجاد شود، قابل استفاده نیست. لیکن بخش زیادی از آن برای ما مفید و مثمر ثمر است.

وقتی که ما استفاده‌ خودمان را می‌بریم، بقیه‌اش مازاد می‌ماند و از آنجا که برای بخش‌های دیگر چنین سرمایه‌گذاری سنگینی مقدور و مطابق با بهره‌وری نیست، لذا منطقی این است که با هزینه‌ای کمتر از مازاد همین سرویس استفاده نمایند. ما نیز به جز Contentهای داخلی خودمان نمی‌خواهیم چیزی ارایه دهیم.

موارد دیگر هم مانند همین برنامه است. یعنی بر روی این زیرساخت فنی که درست شده است، بخش خصوصی و غیردولتی می‌توانند لایه‌های Application را به صورت مشارکتی کار کنند. چنانچه کسی بخواهد موارد دیگری را عرضه نماید، بخشی را که به ما مربوط می‌شود خودمان مشتری‌اش هستیم. به جای اینکه Application بخریم، با همین سیستم برای شبکه‌ی آموزشمان سرویس خریدیم.

حال کسی ممکن است سرویس‌های دیگری مانند E-banking داشته باشد که پس از مذاکره به نتیجه می‌رسیم. ما خدمات رفت و برگشتی سرمایه‌ای را که فرضاً برای E-learning یا باقی مواردمان لازم است، انجام دادیم.

به عنوان مثال کتابفروشی سروش می‌تواند یک کتابفروشی خیلی بزرگ On-line درست کند که این مطلب جزء وظایف و اهدافش هست و هم‌اکنون در حال تهیه‌ی آن هستند و می‌توانند از این بستر استفاده نمایند.

یکی از اصلی‌ترین اهداف ما نیز کمک به ایجاد یک بستر ملی انتقال دیتا است و هر جا که امکانات مخابراتی فراهم شود، می‌توانیم اتصالات را روی این سرویس Shift کنیم. ما هرگز نمی‌خواهیم یک کار کاملاً مجزا انجام دهیم و تا جایی که بتوانیم سعی می‌کنیم از مراودات غیرضروری خارجی در ارتباطات داخلی کم کنیم و برای این کار بخش خصوصی را وارد کار خواهیم نمود.

مثلاً ما می‌توانستیم همین نرم‌افزار را بخریم، در صورتی که ترجیح دادیم متولی‌اش همان سازندگان باشند و در سود یا ضرر احتمالی هم شریک باشند و کار را متعلق به خود احساس کنند و این تجربه‌ی بسیار خوب و موفقی بود.
آقای مظلوم: چند بار در صحبت‌هایتان حمایت از بخش خصوصی و کمک گرفتن از آنها را مطرح فرمودید. در صورتی که مثلاً (RFP) را خودتان نوشتید نه بخش خصوصی!
آقای آقازاده: بله خودمان نوشتیم، هر چند که مشاورانی هم داشتیم. البته از تمام تجربیات بهره بردیم. حدود 2 سال کار پژوهشی انجام دادیم. یک تیم مفصل تحقیقاتی که کارشناسان آن لزوماً از داخل سازمان نبودند و دوستان از تمام کارشناسانی که به وجودشان نیاز احساس می‌شد، استفاده می‌کردند.

مدیر این پروژه سرکار خانم سیگاری بودند و مشاورینی هم از دانشگاه‌ها و جاهای دیگر داشتند و در نهایت حاصل کار یک Document شد.

حجم بسیار بالایی حدود 000ر5 سایت را بررسی کردند تا بفهمند E-learning چیست. فاز بعدی قدم عملیاتی بود که برای انجام آن از ورودی اطلاعاتی (پایان اطلاعات پژوهشی‌مان) استفاده کردیم. تمام نرم‌افزارهای معتبر دنیا در آن شناسایی شده بود.

حدود یک سال از اکثر شرکت‌های خارجی و بخش خصوصی داخلی Demo گرفتیم. همه را دیدیم و بحث‌های کارشناسی کردیم. این یک نحوه‌ی کمک به بخش خصوصی بود.

هرچه را می‌خواندیم. حتماً نمایشش را می‌دیدیم و در کنار آن چیزی را که می‌خواستیم کم‌کم شکل گرفت. جامع‌ترین نرم‌افزار ممکن را ابتدا در ذهنمان ساختیم.

البته استانداردهایی مانند MIT وجود داشت ولی Virtual Class نداشت. در صورتی که ما آن را نیز می‌خواستیم. یا اینکه Web CT، Virtual Class را پشتیبانی نمی‌کرد. هرچند خیلی جامع بود. یا مثلاً نرم‌افزار خیلی معروفی بود ولی Virtual Class نداشت. بعضی نکات را هم خودمان در نظر داشتیم که به سمت نرم‌افزارهای فاقد گواهی‌نامه یا دارای گواهی‌نامه‌ای که برای استفاده در خارج از کشور است، نرویم. ما هزینه‌ی گواهی‌نامه را می‌دهیم و می‌آوریم در تهران نصب می‌کنیم، اما عملاً پشتیبانی وجود ندارد.

تا جایی که امکان داشت دوست داشتیم از امکانات داخلی استفاده کنیم. این نرم‌افزار نیز هرچند خاص سیستم کانادایی است، ولی تمام برنامه در داخل کشور Develop می‌شود و اعضای این شرکت کانادایی نیز ایرانی‌الاصل و از شاگردان تیزهوشان هستند که در کانادا شرکت تأسیس کردند. پس از یک کار کارشناسی و شرکت در مناقصه، امتیاز این شرکت از تمام رقبایشان بالاتر بود. قبل از خرید نهایی، مذاکره‌ای داشتیم که کار به صورت مشارکت طرفین انجام شود و یک سرویس‌دهنده‌ای شبیه Web CT در ایران راه‌اندازی کنیم که خوشبختانه این اقدام صورت گرفت و تا مدت نه‌چندان کمی آماده‌ی بهره‌برداری می‌شود.
آقای مظلوم: آیا آن شرکت Partner داخلی دارد؟
آقای آقازاده: بله. این شرکت از طریق یک شرکت داخلی معرفی شده است و طرف ما یک شرکت داخلی است.
آقای مظلوم: گفتید در بحث بازاریابی، سرمایه‌گذاری شده است و شرکتی در صدا و سیما دارید که به نوعی عرضه‌کننده‌ی محصولاتش است. آیا این قضیه هم به همان شکل است؟
آقای آقازاده: ما بازاریابی نمی‌کنیم. بازاریابی را همان شرکتی که Partner ما است انجام می‌دهد. بخش خصوصی کارش را انجام می‌دهد و ما صرفاً وظیفه‌ی زیرساخت را به عهده داریم.
آقای افراسیابی: طرف ایرانی، شرکت جوانه نرم‌افزار است و آن شرکتی که نرم‌افزار را در مناقصه ارایه کرد Object-j است و کلیات این آموزش در سایت زیر موجود است.

www.Farasima.com
آقای مظلوم: نکته‌ای که وجود دارد این است که خود صدا و سیما تعداد زیادی همکار دارد که آموزش آنها هم مطرح است. آیا بحث E-learning را به عنوان یک ابزار برای همکاران خود نیز استفاده می‌کنید؟
آقای افراسیابی: معاونت فنی در امور بهره‌برداری (خود ما) برای آموزش ICDL قرارداد بسته است. البته در حقیقت این یک آزمایش است که تعداد کمی وصل شوند تا ببینیم آیا مشکلی ندارد؟ ولی در کل آموزش تمام کارکنان صدا و سیما مد نظر است. در مورد شبکه‌ای هم که گفتم سرمایه‌گذاری شده، همه‌ی آن به منظور آموزش نبوده است. به عنوان مثال هم‌اکنون هنگامی که می‌خواهیم از استان‌ها خبر، صدا یا تصویر برای ما ارسال کنند یا باید از شبکه‌های مخابراتی استفاده شود، یا از شبکه‌های ماهواره‌ای. ولی به علت تنگناهایی که داریم، خبر گاهی اوقات به موقع نمی‌رسد و گاهی اوقات با کیفیت مطلوب نمی‌رسد. مثلاً ما یک خط از شیراز به اصفهان و یک خط از بندرعباس به اصفهان و خط دیگری از غرب به اصفهان داریم، در حقیقت اصفهان گلوگاه است. بنابراین برخی اوقات ما دچار مشکل می‌شویم. این شبکه چنین مشکلاتی را حل خواهد کرد. ما پیش‌بینی کردیم که انتقال صدا و تصویر و اخبار از استان‌ها از طریق همین شبکه انجام شود. احیاناً یک سری سیستم‌های ارتباطی اینترانت خود سازمان روی این شبکه استوار خواهد شد و چنین استفاده‌هایی را نیز از این شبکه خواهیم داشت. در بحث آموزش نیز، آموزش کارکنان صدا و سیما را به عنوان فاز اول این کار در نظر گرفته‌ایم.
آقای مظلوم: ما ساعت 10:10 به صدا و سیما رسیدیم و تا آقایان هماهنگ کنند و خدمت شما برسیم، 40 دقیقه طول کشید! این نگاه، نگاه کسی است که از بیرون بیاید و تمایل به همکاری با صدا و سیما داشته باشد.

من هرگاه از کنار این مجموعه رد می‌شوم، احساس می‌کنم جایی است که ورود به آن بسیار دشوار است و امروز متوجه شدیم که واقعاً همین طور است. با این نگاهی که وجود دارد و این وضعیت، می‌خواهیم کار تجاری هم انجام دهیم. یک طرف این قضیه هم که بخش خصوصی است. آیا فکر نمی‌کنید این کار مقداری سخت است؟
آقای افراسیابی: بله. ما هم اتفاقاً این مطلب را دیده‌ایم. الان شرکت صوتی، تصویری سروش به عنوان ICP از مخابرات مجوز گرفته است و همچنین برای عرضه‌ی اینترنت به شرکت‌های اینترنتی مجوز گرفته است. دفتر فراسیما هم در ساختمان سروش، روبه‌روی پارک ملت در برج ملت است. چنانچه به سایت فراسیما هم مراجعه نمایید، تلفن و آدرس آنجا را خواهید یافت و هیچ مشکلی از نظر دسترسی و ارتباط وجود ندارد. از طرف دیگر اگر کسی به وسیله‌ی تلفن، فاکس یا هر وسیله‌ی دیگری تمایل به دریافت اطلاعات نشان دهد، دوستان ما جهت توضیحات و ارایه‌ی نرم‌افزار به سراغشان می‌روند. به زودی نیز یک محتوای آزمایشی خواهیم گذاشت تا متقاضیان از نزدیک با کار آشنا شوند و در صورت تمایل قرارداد ببندند، همان دفتر واقع در شرکت سروش آماده‌ی پاسخ‌گویی و بازاریابی است.
آقای مظلوم: با تأکیدی که مقام رهبری در مورد مشارکت بخش خصوصی به عنوان پایه فعالیت کشور داشتند، اگر امکانی وجود دارد، باید به بخش خصوصی (به این معنا که 99% خصوصی باشد) واگذار شود. در صورتی که سروش یک شرکت دولتی است و بحث تولید ثروت چیزی نیست که بخواهیم در ساز و کارهای بوروکراتیک بگذاریم.

این پارادوکس برای من حل نشده است که از یک طرف می‌فرمایید که می‌خواهید بخش خصوصی را درگیر نمایید و از طرف دیگر آن Interface دوباره به همان سازمان‌های دولتی باز می‌گردد.
آقای افراسیابی: در مورد پارادوکس، یا باید کاملاً منقطع کنیم و مثلاً بگوییم که صدا و سیما را به بخش خصوصی بدهیم، یعنی کل نظام این کار را می‌کند که چنین بنایی نیست. یا اینکه خود ما به عنوان کسانی که به این دستگاه وابسته هستیم باید حافظ منافع آن باشیم. اگر در مملکت شعار بخش خصوصی می‌دهیم از آن جهت است که تعالی کشور را در تعالی بخش خصوصی می‌بینیم و چنانچه بنا بود کشور دچار خسران منافع بشود، هیچ‌وقت این کار را نمی‌کردیم. ما در حقیقت فکر می‌کنیم که رشد، توسعه، سرعت کار، کیفیت و سود به معنای کلانش برای ما این است که با بخش خصوصی کار کنیم و طبیعی است که ساز و کارها را باید به گونه‌ای بگذرایم که بخش خصوصی به راحتی بتواند در این میدان حضور پیدا کند و میدان بازی برای فعالیت داشته باشد، هم سود ببرد و هم سود به ما برساند. اما بنا نیست که ما در ازای ضرر، سود کنیم. فکر می‌کنیم این راه‌کاری که پیدا کردیم، راه‌کار خوبی است و ما صدا و سیما را طوری تعریف کردیم که گویی یک مشتری است و آن سیستم یا شخص حقوقی که این قضیه را ارایه می‌کند به صدا و سیما به عنوان یک مشتری خیلی بزرگ نگاه می‌کند. صدا و سیما مشتری بسیاری از کاربردهای این سیستم است.

اما به هر حال در مشارکت، صدا و سیما هم باید نقش و حضوری داشته باشد و ما برای اینکه در حقیقت نقش و حضور صدا و سیما را کمرنگ کنیم، شرکت سروش را معرفی کردیم که باز به تعبیری یک شرکت خصوصی است. چرا که کمتر از 50 درصد از سهام‌دارانش را کارمندان صدا و سیما تشکیل می‌دهند و بقیه‌اش متعلق به صندوق بازنشستگی و اتحادیه تعاونی‌های صدا و سیما است.

حال در بقیه‌ی Applicationها که آقای آقازاده اشاره فرمودند، باز برای ما به همین منوال است. یعنی فرض کنید اگر شرکتی نرم‌افزار E-shopping را داشته باشد یا همان فروش صوتی و تصویری سروش و یا هر خریدی که بخواهد در شبکه انجام شود، قطعاً ما استقبال می‌کنیم و بنا نداریم که حتی آن نرم‌افزار را هم خودمان بنویسیم یا ابداع کنیم.

صحبتی که من در جایی در مورد Portal داشتم، بحث شبکه‌ی آموزش نبود. Portal که ما به دنبالش هستیم، در حقیقت یک Portal ملی باز و نه به معنای دولتی است. به عبارت دیگر ما نمی‌خواهیم دستگاه‌های دولتی را روی این Portal معرفی نماییم، بلکه می‌خواهیم یک درگاهه‌ای داشته باشیم تا تمام آنچه که ما را جذب می‌کند و آنچه که در حقیقت در آن شبکه اینترانت ملی مشغولمان می‌کند یک عاملی باشد که این را تسهیل کند.

نیازمندی‌های مردم موجود باشد و مردم بتوانند از طریق این شبکه داخلی وصل شده، و نیازهای خود را برطرف نمایند. سرگرمی می‌خواهند، خبر می‌خواهند، بسته‌های صوتی یا تصویری می‌خواهند، سرویس‌های شبکه‌ای مانند E-mail با تمام Featureهایش را بتوانند دریافت کنند و ما همه‌ی اینها را در Portal بتوانیم عرضه نماییم.

اینها همه در صورتی است که طراح Portal بخش خصوصی بوده، مشاوری که ما را مرحله به مرحله تا رسیدن به هدفمان پیش می‌برد، بخش خصوصی بوده و بنا هست که در تک‌تک بخش‌هایی که در آن Portal دیده می‌شود از بخش خصوصی استفاده کنیم، به جز بخش ارایه‌ی شبکه‌های تلویزیونی که در این مورد هم ما صدا و سیما را به عنوان یک مشتری می‌بینیم.
آقای آقازاده: ما به یک تقسیم کاری اعتقاد داریم. این تقسیم کار بین بخش دولتی و بخش خصوصی به این شیوه منطقی جلوه پیدا می‌کند که در جایی که بخش خصوصی به دلایل مختلف از جمله دلایل سرمایه‌گذاری نمی‌تواند وارد شود، بخش دولتی کار کند؛ یا به عبارت دیگر در زیرساخت‌ها بخش دولتی کار کند و در جاهایی که بخش خصوصی می‌تواند فعالیت کند ما دخالت نمی‌کنیم. پس با این پیش‌فرض باید گفت که این شبکه طوری ساخته شده که سرمایه‌گذاری به اصطلاح زیرساختی‌اش را ما انجام می‌دهیم و در Applicationها به شدت تمایل به مشارکت داریم و Contentها را اصلاً دخالت نمی‌دهیم. تاکنون روش کار به همین شکل پیش رفته است و ما نمی خواهیم به هیچ وجه کار مشابهی انجام دهیم. به عنوان مثال یکی از کارهایی که هم‌اکنون در این شبکه انجام می‌گیرد، اتصال سیستم‌ها در داخل کشور است (اینترانت). ما عملاً اینترانت را درست کردیم و لایه‌های Application آن را از بخش خصوصی می‌گیریم. خود ما به هیچ وجه Application وارد نمی‌کنیم. ما زیرساخت را ایجاد کردیم و باقی کار را با مشارکت بخش خصوصی پیش می‌بریم. با وجود اینکه می‌توانستیم مثلاً همین E-learning را بخریم، اما درست در لحظه‌ای که باید خرید انجام می‌گرفت. ترجیح دادیم که بخش خصوصی درگیر شود. این با روش‌های سنتی حمایت کردن در بخش‌های مختلف صنایع متفاوت است. بخش خصوصی باید با کیفیتی مناسب در سود و ضرر شریک شود. ما فکر می‌کنیم IT بازار خوبی است. اگر از سیستم‌های خوب به خصوص تولیدکننده حمایت شود، قطعاً این سیستم می‌تواند کارش را به پیش ببرد و در نهایت نگهداریش هم به عهده‌ی خودش است و بهره‌بردار اصلی و سودبرنده‌ی نهایی کسی است که Content را خواهد داشت.

بد نیست در مورد ICDL هم توضیحی بدهم. ما به عنوان یک نمونه‌ی Content یک 3rd Partner آوردیم و در E-learning مشارکت کردیم. به این شکل که یک شرکتی که نرم‌افزار را داشته (مجتمع فنی تهران) معرفی کردیم و قرارداد سه‌جانبه‌ای بستیم. ICDL استانداردشده در ایران و قرار است طی امسال و سال آینده آموزش فراگیری در ایران داشته باشیم. ما هزینه‌ها را با این مشارکت به شدت کاهش دادیم. امکانات خوبی هم فراهم کردیم و تعداد زیادی می‌توانند درزمان کم با هزینه‌ای اندک آموزش ببینند. واقعیت این است که ما نه در بخش بازاریابی دخالت خواهیم کرد و نه اداره‌ی این Content یا Applicationها را به عهده می‌گیریم. ما فقط نگهدارنده‌ی آن زیرساخت‌ها خواهیم بود و هزینه‌های این زیرساخت‌ها را از درآمد احتمالی سرمایه‌گذار برمی‌داریم.
آقای افراسیابی: چون مجتمع فنی تهران ICDL را با گواهی مایکروسافت عرضه می‌کند، هنگامی که شنید ما چنین شبکه‌ای داریم و این نرم‌افزار را در اختیار داریم، برای انجام یک کار مشترک اظهار علاقه نمود. قرارداد جدیدی بسته شد تا ان‌شاءا... بتوانیم ICDL را در کل کشور با همان جدیت که عرض شد با سهولت دسترسی و کیفیت مطلوب ارایه کنیم.

همان طور که در ابتدای صحبت اشاره کردم، شرکت Object-J در مورد طراحی محتوا سؤال می‌کرد. فرض کنید دانشگاهی بخواهد درس فیزیک را به صورت Web base ارایه نماید. چه کسی باید آن را به صورت مولتی مدیا طراحی و ارایه کند؟ از آنجا که ما هیچ اشتیاقی به این کار نداریم، توصیه‌ی من به دوستان این بود که بخش خصوصی را آموزش دهیم و هنگامی که آنها فهمیدند در این کار منافع دارند، خودشان برای ما بازاریابی می‌کنند. بخش دولتی لَخت است و برای خروج از این لختی باید به بخش خصوصی وصل شود و آن را هْل بدهد و برایش منافع ایجاد کند تا بخش خصوصی هم بتواند برای بخش دولتی منافعی به دنبال داشته باشد.

در مبحث E-learning یقین دارم که بخش خصوصی به این معنا که سرمایه‌گذاری کند و بگوید این Plat form را دارم، وارد نمی‌شود. چراکه سرمایه‌گذاری سنگینی است. اما اکنون که ساز و کارش فراهم شده، یقین دارم برای بازاریابی‌اش اقدام خواهد نمود و کم‌کم مشتریانی می‌آیند و در سطح کلان هزینه‌ی این سرمایه‌گذاری‌ها را برمی‌گردانند.
آقای مظلوم: در سال‌های قبل تجربیاتی کسب کردیم. به عنوان مثال وزارت دفاع در زمان صلح و سازندگی به جهت مشارکت به یخچال‌سازی و تلویزیون‌سازی روی آورد و نتیجه‌اش این شد که ما تلویزیون خارجی خریداری کردیم. این گونه است که بخش خصوصی دیگر وارد نخواهد شد. بحث، بحث انحصار است. ما کار را برای ورود رقبا سخت می‌کنیم.
آقای افراسیابی: در ابتدا باید بگویم انحصار، یعنی قدرت قانونی برای جلوگیری. مثلاً ما خودمان را در عرضه‌ی شبکه‌های رادیو تلویزیونی قانوناً منحصر می‌دانیم. به عبارت دیگر چنانچه کسی بخواهد شبکه‌ای ایجاد کند، به قوه‌ی قضاییه مراجعه کرده و درِ محل کارش را پلمپ می‌نماییم؛ این می‌شود انحصار. اما یک موقع شما کاری را به صورت خوب و ارزان و مشتری‌پسند ارایه می‌دهید، مانند شرکت مایکروسافت. این شرکت چیزی را ارایه می‌کند که بقیه نمی‌توانند ارایه دهند. آیا شما می‌توانید بگویید مایکروسافت انحصارگراست؟

مضافاً اینکه ما در این کار که عرض کردم از سرمایه دولتی هم استفاده نکردیم که بگوییم سوبسید دولت را می‌گیریم تا به مردم ارزان‌تر بدهیم. این پول، پول بخش خصوصی است. سرمایه‌ی سازمان بازنشستگی، پول خود کارمندان است که باید حقوق پرسنل شود و حتماً باید برگردد. اگر صندوق در این زمینه توجیه اقتصادی نمی‌شد و مطمئن به بازگشت سرمایه نبود. این کار را نمی‌کرد؛ همان طور که مثلاً صندوق برج‌سازی می‌کند، تجارت می‌نماید تا بتواند حقوق پرسنل را بدهد. تمام صندوق‌ها از قبیل تأمین اجتماعی و امثال آن باید سودزا باشند، در غیر این صورت ورشکسته می‌شوند.

پس در این کار قدرتی به نام انحصار برای این که جلوی کسی را بگیرند، نداریم. اما واقعیت این است که در بحث آموزش، به خصوص بخش خصوصی، به هیچ وجه سرمایه‌گذاری نمی‌کرد. الان دانشگاه‌هایی داریم که یا مجوز دانشگاه مجازی را گرفته‌اند یا در آستانه‌ی گرفتن مجوزند و ما فکر می‌کنیم چون هیچ سرمایه‌گذاری برای Plat form نکرده‌اند، به سراغ ما خواهند آمد. ما سرمایه‌گذاری را انجام داده‌ایم و مجوز را دانشگاه گرفته است و دانشجو را جذب می‌کند و با هم کار می‌کنیم. به نظر من این یک کار ملی است و کاری که کشور ما خیلی به آن نیاز دارد و الان هم دیر شده و باید زودتر اقدام می‌کردیم. هرچند بخش خصوصی در بعضی موارد به علت سرمایه‌گذاری سنگینی که می‌خواهد، سرمایه‌گذاری نکنند. ولی اگر ما این کار را ملی ببینیم با هر تلاش ممکن باید امکان آن را در کشور ایجاد کنیم.

خود صدا و سیما هم در ابتدای کار به این راحتی رضایت نمی‌داد و طرح توجیهی نوشته شد، با افراد مختلف صحبت شد و کارهای زیادی صورت گرفت تا پذیرفتند که سرمایه‌گذاری انجام شود.
آقای آقازاده: نکته‌ی حایز اهمیت این است که ما به عنوان یک مشتری بزرگ، 50 درصد سرمایه‌گذاری را پوشش می‌دهیم. انحصار را از این زاویه می‌بینیم. به این ترتیب که درآمد من تأمین شده، بنابراین به این بازار وارد می‌شوم و به نوعی به صدا و سیما متصل می‌شود و این اتصال مرا در کار خود ضمانت می‌کند.

ما روش اصولی خرید را دقیقاً انجام دادیم. مزایده (RFP) را در سطح بین‌المللی منتشر کردیم. همه در شرایط مساوی وارد مزایده شدند. پیشنهادها توسط کمیته‌های کارشناسی غیر مدیر بررسی و امتیازدهی شدند و بالاترین امتیاز را خریداری کردیم. ما که کارشناس بودیم از قیمت خرید هیچ اطلاعی نداشتم. برای کار قیمت و خرید از ضرایب و کمیسیون معاملات و روش‌های دولتی که وجود دارد استفاده کردیم. هیچ کس هم هیچ اتهامی نمی‌زند.

اما هنگامی که می‌خواهیم وارد عرصه‌ی جدیدی شویم و دقیقاً بخش خصوصی را درگیر کنیم، به جای تولیدکننده‌ها با دلال‌های مختلف روبه‌رو می‌شویم. این یک آفت است، من ایراد را به شما برنمی‌گردانم، ولی به عنوان عضوی از جامعه‌ی انفورماتیک کشور، متأثر می‌شوم که درصد بالایی از کسانی که اسماً در کار انفورماتیک هستند، فقط دلال‌هایی به اسم شرکت هستند ولی تولیدکننده نیستند؛ هرچند باز دلال‌ها یک ویژگی مثبت دارند.

تازه درصد بالایی از آنها که تولیدکننده هستند، صرفاً براساس Componentها و ماژول‌های فاقد License عمل می‌کنند. ما نمی‌توانیم نرم‌افزارهای بدون License را در کشور بخریم و به عنوان مثال نمی‌توانیم هر E-mail، Exchange را در کشور خریداری کنیم.

ما اعلام می‌کنیم ایمیل فارسی می‌خواهیم، 100 نفر هم می‌آیند و هنگامی که به یکی بگویی از تو نمی‌خرم، فوری داد و فریاد راه می‌اندازد که چرا از من نخریدند. در صورتی که یک Shell را روی یک Exchange نصب کرده‌اند و ارایه می‌کنند. ممکن است من مدیر متوجه نشوم و خوشم هم بیاید که چه کار قشنگی انجام داده‌اند، ولی کارشناسان من بررسی می‌کنند و متوجه می‌شوند. یکی دو جای دیگر هم آمدند و رسماً گفتند که براساس Windows base کار کردند، در صورتی که در ایران License استفاده از Windows وجود ندارد و ما نمی‌توانیم آن را بخریم. بعد هم می‌خواهند آن را روی Plan سازمان دولتی ما نصب کنند و هیچ کس هم به ایشان نمی‌گوید که این کار دزدی است یا در مورد سرویس که می‌فرمایید، هم‌اکنون در ایران دانشگاه مجازی تأسیس شده است و این همه Application Server وجود دارد. همه در کانادا و آمریکا جمع شده‌اند. فلان دستگاه اسلامی زحمت زیادی می‌کشد ولی در نهایت Content او از آمریکا پشتیبانی می‌شود. در بْعد امنیت هم تمام شرکت‌های عرضه‌کننده‌ی امنیت (Security) را ببینید؛ چند درصدشان امنیت (Security) داخلی هستند؟ Check Point سیستم‌های مبتنی بر Web Sense همه فاقد گواهی‌نامه (License) هستند.

شرکت‌هایی وجود دارند که دیروز در مزایده‌ی ساختمان‌سازی ما شرکت کرده و الان آمده در E-learning ما Solution ارایه داده است. بعد هم یک نرم‌افزار Windows base را از ترکیه آورده و اینجا ارایه داده است. فلان شرکت بزرگ آمده از اوراکل نرم‌افزار ارایه داده، البته اوراکل سیستم خوبی است، ولی چه کسی در ایران از اوراکل گواهی‌نامه (License) می‌دهد. هرچند ما به دلایلی ترجیح می‌دادیم از اوراکل استفاده کنیم.

تمام چیزهایی که شرکت‌های داخلی عرضه می‌کردند، عمدتاً Solutionهای تست نشده و تجربی یکی دو جا بیشتر نبودند. ما در واقع ترجیح می‌دادیم که چیزی را استفاده کنیم که با دارندگان Web CT قابل رقابت باشد. از طرفی نرم‌افزار جامعی هم نیست، ولی سیستمی که ما انتخاب کردیم، حاوی تمام ویژگی‌های مورد نیاز است. یک عده جوان ایرانی از بچه‌های باهوش خودمان که به دلایل فرار مغزها یا هر چه که اسمش را می‌گذارید به جای اینکه نرم‌افزار را در ایران عرضه کنند، ترجیح دادند بروند خارج از ایران. آن هم به خاطر عدم رعایت کپی‌رایت. تا وقتی که می‌شود کپی هر نرم‌افزار سنگینی را به 2 قران از بازار رضا خرید، کسی سرمایه‌گذاری نوشتن نرم‌افزار نمی‌کند و این جوانان رفتند و سرمایه‌گذاری نمودند و زحمت کشیدند، حالا باید عرضه بین‌المللی کرده و به مشتریانشان برسانند؛ به همین سادگی. در این قضیه نه دلالی پشت ماجرا بود، نه راه‌های خاصی بلد بودند. حتی جرأت آمدن به ایران را نداشتند. ما هم هنگامی که جواب RFB آنها را بررسی کردیم، در رزومه‌ی آنها متوجه شدیم نامشان ایرانی است. از شرکت داخلی که آنها را معرفی کرده بود، پرسیدیم. گفتند بله این نرم‌افزار که عرضه‌ی بین‌المللی می‌شود، در ایران نوشته می‌شود و Block Word هم از بخش‌هایی از آن استفاده می‌کند. این نرم‌افزار هم کیفیت دارد، هم امتیاز و هم جامع است. پس اصلاً موضوع رانت - حتی به آن شکلی که شما می‌فرمایید - مطرح نیست. برای این قضیه هیچ‌گونه تضمینی هم وجود ندارد. به عبارت دیگر، ما به عنوان استفاده‌کننده خودمان کاربر داریم. ما چیزی عرضه نکردیم و چنانچه الان یک دانشگاه این سرویس را از ما بگیرد، به مراتب بیشتر از ما مصرف‌کننده خواهد داشت. تنها قراردادی که تاکنون بسته‌ایم، برای آموزش داخلی سازمان بوده که در این خصوص پولی رد و بدل نشده و واقعاً شرایط بخش خصوصی ما باید مشکل‌مان را در بخش خصوصی حل کنیم و از طرفی دارایی‌هایمان را به تولیدکنندگی تبدیل کنیم. من از همین تریبون اعلام می‌کنم، هر کس که به سمت نوشتن یا ایجاد یا حتی به نوعی تطبیق Plat formهای Free رفت، دستش را می‌بوسیم.

ما باید واقعیت را بپذیریم. در همین نمایشگاه E-learning یکی از دوستان آمد؛ خیلی هم زحمت کشیده بود. ناراحت و عصبانی که شما رفتید از کجا نرم‌افزار گرفتید. من دیگر در E-learning باختم و دیگر تمام شد و ... از همین موارد که شما می‌فرمایید انحصار ایجاد شده است! گفتم سیستم شما تماماً براساس Windows است و شما باید آن را Open Source کنی و روی Plat formهای آزاد ببری. ما می‌خواهیم یک کار کاملاً قانونی بین‌المللی انجام دهیم. 80-70 درصد ISPهای کنونی از Check Point استفاده می‌کنند که تماماً خلاف قانون و مقررات بین‌المللی است. چیزی که در ایران فاقد اجازه است، با نرم‌افزار کپی‌شده‌ی دوقرانی بازار رضا تفاوتی ندارد. چه اینکه مانند ما پول بدهند و Check Point بخرند، چه بروند و CD را 500ر1 تومان از بازار رضا بخرند. چراکه گواهی‌نامه (License) را برای استفاده در محل می‌دهند نه برای استفاده در شرکت فلان آقا که بعد هم آن را برداشته و به تهران بیاورند. این حرفی است که به شرکت‌های خصوصی زدیم و اعتقاد کارشناسی ما است. اتفاقاً به خاطر کمک به بخش خصوصی و به خاطر کمک به کسی که تولیدکننده و کننده‌ی کار است، یک بار برای همیشه باید محکم بایستیم.

ما چه بخواهیم سرویس Application بخریم و چه Content بگیریم، از کسانی که تولیدکننده‌ی کار هستند، می‌خریم.

یکی از دلایلی که کار کمی کند پیش می‌رود، نیز همین است که نمی‌خواهیم خودمان را درگیر کنیم. برای تولید Content تعداد زیادی از کسانی که صفحات Web و Flash می‌سازند وجود دارند. مگر ما خودمان نمی‌توانیم این کار را بکنیم؟ حتی برای استفاده‌ی کاربرهای خودمان هم این کار را نکرده‌ایم. یعنی ترجیح می‌دهیم همین شرکت‌ها و همین جوان‌ها بیایند و درگیر کار بشوند. آیا می‌دانید چه قدر شغل ایجاد می‌شود. از طرف دیگر سود آن به مراتب بیشتر از سودی است که ما از سرویس به د?-----

EXTENDED BODY:

ورود رایانه به مدارس

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۵۴ ق.ظ | ۳ نظر

نویسنده: کلادیو دمورا کاسترو مترجم: اکرم عینی

در بسیاری از کشورها، مدیران در تدارک خرید رایانه برای مدارسشان هستند. اما بر سر راه استفاده موفق از رایانه درمدرسه، دامهای بسیاری گسترده شده است. نویسنده در این مقاله به چالش های حضور رایانه ها درمدرسه می پردازد و راهکارهایی را پیشنهاد می‌کند. این راهکارها از کاربرد ساده رایانه درآموزش آغاز می شود وتا کاربردهای مختلف آن به روشهای قابل دسترسی پیش می رود نکته آخر این که بنا به دلایلی موجه، باید در مراحل آغازین ورود رایانه به مدرسه ها، ساده ترین کاربرد رایانه را برگزینیم وبعد که تجربه‌های بیشتری به دست آمد، از سیاستی بی وقفه برای ارتقا و روز آمد کردن کاربردهای قبلی رایانه ها پیروی کنیم. این ده نکته را در پی می آوریم.

1- مهم وحیاتی است که به افراد اطمینان دهیم درمراحل اولیه استفاده از رایانه، اگر با نتایج ضعیف یا پیامدهای ناخوشایندی روبه رو شدند،روحیه خود را از دست نداده ودلسرد نشوند.

برنامه دولت فرانسه در دهه هشتاد، برای ورود صدها هزار رایانه به مدارس، باعث نامیدی ، دلسردی و تضعیف روحیه طرافداران این برنامه شد و تلاشهای پس از آن هم دچار چنین مشکلی شدند. کشور های دیگر هم تجربه چنین پیامدهای ناخوشایندی را داشتند.

2- درگذشته هر گونه تلاش برای آوردن رایانه به مدرسه، به دلیل کمبود سخت افزار عقیم می ماند. اما این وضع زیاد طول نکشید. اگرچه رایانه ها قابل اطمینان ومعتبر هستند و نسبتاً مدت زیادی بدون مشکل کار می کنند، اما باز هم نیازمند تعمیر، نگهداری و پشتیبانی هستند. پس ضروری است برای پشتیبانی از آن، بودجه ای درنظر گرفته شود و ترجیحاً بهتر است از هزینه خرید کامپیوترها باشد. زیرا در غیر این صورت مدرسه به گورستان انبوهی از مواد دیجیتالی مبدل خواهد شد. در آمریکا برخی مدارس ترجیح می دهند رایانه گرانتری بخرند که دارای کارت ضمانت نامه نگهداری بلند مدت از سیستم باشد. زیرا همیشه فراهم کردن سرمایه و پول برای خرید اول ، راحت تر از تهیه بودجه نگهداری، پشتیبانی و تعمیر بعد از آن است . یکی دیگر از کشورها قانونی دارد که طبق آن خرید، تعمیر ، نگهداری، ضمانت نامه و ارائه نرم افزارهای لازم برای رایانه، باید از یک فروشنده و یا عامل تهیه شود واین کار را برای جلوگیری از مقصر دانستن فروشنده قبلی و طفره نرفتن فروشندگان از وظیفه شان انجام می‌دهد. بنابراین تا مشکلات مالی، منطقی، پشتیبانی، نگهداری و ضمانت نامه رایانه ها حل نشده است، نباید رایانه به مدرسه آورد شود.

3- وقتی از اهمیت مشکلات سخت افزاری کاسته شد و مسائل سخت افزار وضمانت نامه نگهداری و پشتیبانی از رایانه بر طرف گردید، مانع بعدی استفاده از رایانه در مدارس، نرم افزار است. امروزه برنامه ها و نرم افزارهای خوب و بسیار عالی وجود دارند که اکثر آنها دارای درجه کمتر از عالی، بسیار خوب و با درجه یک هستند، اما هنوز جای رشد وتوسعه دارند. برای مدارس، گره کار و تنگنا، کمیابی و گرانی نرم افزار نیست، بلکه مساله انتخاب نرم افزار مهم تر است. رایانه ها باید حداقل با یک بسته نرم افزاری و مجموعه ای از نرم افزارهای مورد نیاز و مناسب به مدرسه آورده شوند. البته نباید از اولیا مدرسه انتظار داشت که نرم افزار خریداری کنند، زیرا قبل از ایجاد عادت استفاده از رایانه درکلاس، انتخاب و خرید نرم افزار واقع بینانه نیست و ورود رایانه به مدرسه را به تأخیر می اندازد. علاوه بر مشکلاتی که با رایانه ایجاد می شود خود آوردن رایانه به مدرسه، به تنهایی موضوعی بحث برانگیز است، بدون این که بحث رایانه هایی که در مدارس بی استفاده وبی کار مانده اند را به آن اضافه کنیم. مطئماً گروهی از روزنامه نگاران واربابان جراید به مدارس بدون گچ وتخته توجه می‌کنند و برخی دیگر، روی رایانه هایی که هرگز درمدرسه استفاده نمی شوند شانس خود را امتحان می کنند.

4- سومین مانع بزرگ ورود رایانه به مدارس بعد از سخت افزار ونرم افزار، آموزش معلمان است. تقریباً نتایج پژوهشها و ارزشیابی‌ها نشان داده است که عدم آمادگی معلم، مشکل شماره یک است و برعکس این نتایج ، پژوهشهایی که روی افراد پیشگام وموفق در استفاده از رایانه انجام شده، حاکی از یک تلاش جدی و معتبر نظام تربیت معلم و آموزش معلمان برای به کارگیری و استفاده از رایانه درمدرسه است.

5- برای اطمینان نجات سیاسی افرادی که در این کار پیشگام می‌شوند ، ضروری است تضمین کنیم که از رایانه ها بلافاصله پس از ورود به مدرسه، استفاده می شود. بنابراین باید راهکارهای مثل خطا-امن یا اگر خطا کنید رایانه دچار مشکل نمی شود وسالم می‌ماند. را در پیش گرفت . به عبارت دیگر راهکاری مورد نیاز است تا بلافاصله بعد از نصب و راه اندازی رایانه، از آنها استفاده شود. همچنین از نظر سیاستگذاری نباید مهم باشد که کاربر ابتدایی، خیلی با استعداد یا فوق العاده خلاق نیست. بزرگترین دشمن استفاده از رایانه درمراحل اولیه استفاده از آن، وجود افراد مستبد وتابع مقررات خشک و دست و پاگیر و ایجاد محیطی دستوری ومقرراتی و حضور سرپرستان ومسئولان محتاط ومحافظه کار است. اگر این افراد که ادعا دارند خیلی خوب رایانه می دانند و بالاتر از همه هستند، زمام این امور را به دست گیرند، اولین استفاده از رایانه با تاخیر مواجه خواهد بود. درحقیقت این گونه افراد، آب به آسیاب دشمنان ورود رایانه به مدرسه می‌ریزند.

6- در خصوص نحوه استفاده رایانه در مدرسه حداقل سه مکتب فکری وجود دارد که هر کدام نقطه قوت و ضعف خودشان را دارند. اولین سبک، رایانه را به عنوان ماشین – تدریس می بیند که وظیفه‌اش کنترل تلفظ، حساب کردن یا برای آموزش خصوصی وانفرادی به دانش آموز بر مبنای راهنمای برنامه تحصیلی وبرنامه درسی است. دومین سبک استفاده از رایانه را عاملی برای پرورش مهارتهای فکری وغنی سازی آموزشی می‌داند. توان بالقوه رایانه، شبیه سازی مسائل ومنطق را گسترش می دهد . سبک سوم استفاده از رایانه را به عنوان ابزاری می دانند که صاحبان شرکتها و سرمایه گذاران از آن استفاده می کنند، دراین خصوص استفاده از رایانه در مدارس برای آماده کردن دانش آموزان برای استفاده از رایانه در محل کار است. می توانیم کاربرد چهارمی ذکر کنیم و آن بازی است. بازیها یسیاری وجود دارند که توان بالقوه قابل توجهی برای رشد و پرورش مهارتهای شناختی اصلی دارند و شواهد نشان می دهد حتی بازیهایی که ادعا نمی کنند دارای پیامد آموزشی هستند نیز می توانند منجر به یادگیری و فراگیری شوند. زیرا خود بازی با کامپیوتر یک پیامد آموزشی دارد. مدارس مجبورند یکی از این کاربردها یا ترکیبی از آنها را انتخاب کنند. قبل از ورود رایانه به مدرسه، هر مدرسه ای باید به تنهایی آزادی انتخاب راه و نحوه استفاده از کاربردهای رایانه را داشته باشد؛ اما اولیا مدرسه نباید وادار شوند که چنین تصمیمات سخت و جدال انگیزی را اتخاذ کنند.

7- اکنون که شایستگی ها و ظرفیت وکاستی های وابسته به هر کدام از گزینه های نکته 6 شناخته شده اند. نباید اجازه دهیم که از اشتباهات گذشتگان چشم پوشی شود. معتبرو اصیل ترین کاربرد رایانه آموختن چگونه فکر کردن است. کسانی که نمایش یک لوگوی آموزشی را دیده اند، این شانس را داشتند تا با توانایی بالقوه رایانه برای پرورش مهارتهای عقلانی و ذهنی نگاهی اجمالی داشته باشند. افرادی که برنامه های شبیه سازی مثل ( اوریگون )، (تریل ) یا (سیم سیتی ) که در آن ارتباط بین رشته ای و پرواز خیال با سرعت بالای رایانه و توانایی گرافیکی بالا امکانپذیر شده است را دیده اند، مجذوب توان بالقوه شبیه سازی شده اند که از منظر عقلانی و نظری یکی از پرهیجان ترین مسیرهای آموزشی است. هر کس که دلواپس و علاقه مند کیفیت آموزشی است، از این توان بالقوه ای که روی این برنامه های فوق العاده ارائه می شود، بی نصیب نخواهد ماند و البته جایی است که خطر در کمین است. تحقیقات روی پانزده سال گذشته نشان می دهد که مشکلات و سختی هایی در اجرای موفق این برنامه ها وجود داشته است. پرورش و توسعه مهارتهای عقلانی بر نظری با استفاده از رایانه در یک دوره زمانی کوتاه مدت، منطقی قابل دوام ندارد و شناسایی و ورود رایانه در مدرسه در یک زمان کوتاه منجر به پرورش مهارتها نخواهد شد. توصیه شده است برنامه های ملی برای معرفی و شناسایی و ورود رایانه به مدرسه همراه با اهداف پرورش مهارتهای نظری آغاز نشود. زیرا برنامه ملی نیازمند یک دوره بلند مدت آموزش و آمادگی معلم برای استفاده از رایانه است، در حالی که انتظارات عامه برای اقدام عمل عاجل و فوری است. البته این بدان معنی نیست که این راه حل های گزینه ای و متناوب باید کاملاً متوقف شوند، بلکه در حقیقت آشنایی با رایانه باید یک هدف عمومی برای همه در بلند مدت باشد و برخی برنامه های خاص که موقعیت برای آنها مساعد تر است، باید بلافاصله شروع شوند؛ زیرا اینها یک مکان خاص و جایی برای آزمایش و تجربه خلاقیت هستند.

8- برای معلم ها ، یکی از خسته کننده ترین و غیر قابل ملاحظه ترین کاربردهای رایانه در مدرسه، استفاده از آن برای انجام تکلیف و مشق دانش آموزان و انجام تمرینهای حساب، حل مسأله، تصحیح وتلفظ وغیره است. اما در حقیقت این تکالیف همان چیزی است که واقعاً در مدارس روی آنها کار می شود و دلیلش ساده است با این کار، معلم قضاوت خواهد کرد که آیا دانش آموزان از رایانه استفاده کرده اند یا رایانه ها بدون استفاده بوده اند. معلم ها تشخیص می دهند که آیا رایانه ها به جای این که به دانش آموزان کمک کنند، آنها را تنبل می کنند و از درسشان عقب می اندازند ( در نتیجه رایانه ها خاموش می مانند و از آنها استفاده نخواهد شد). خود معلم ها هنگامی از رایانه استفاده می کنند که بدانند برایشان سودمند است و تا برای خوب یادگرفتن و تبحر و کسب مهارت در کاربری رایانه و نرم افزارهای آن زمان زیادی صرف نکنند، به راحتی از رایانه استفاده نمی کنند.

همچنین اگر با استفاده از رایانه، شروع کلاس به تأخیر بیفتد و آماده کردن کلاس طولانی تر شود یا خطر قرار گرفتن در موقعیتی باشد که باعث خجالت کشیدن معلم از نداستن رایانه شود ( بخصوص در حضور برخی دانش آموزان گستاخ و جسور که خطر ریسک بیشتری وجود دارد) و معلم در کار با کامپیوتر تأخیر داشته باشد؛ اگر معلم از پیشنهاد استفاده از کامپیوتردر برنامه درسی پیروی نکند؛ اگر"مهارتهای استفاده از رایانه" را که آموخته است، نتواند برای سنجش دانش آموزان به کار گیرد و برای آزمون و سنجش دانش آموزان مورد نیاز نباشد نیز، به راحتی از رایانه استفاده نمی کند. هر کدام از موقعیتهای یاد شده فرصت استفاده از رایانه درمدرسه را ازبین می برد. اماتجربه نشان داده است که معلم ها صبر بی شمار رایانه برای انجام تمرین و تکلیف دوباره در ضرب یا تقسیم ویا هر کار تکراری چنینی را شایسته می دانند . این دلائل ونتایج از آسمان به زمین نیامده، برنامه های تمرین و مشق وتکلیف رایانهای دروقت، انرژی و کارپرزحمت و جان فرسای معلم صرفه جویی می کند واز این رو از آنها استفاده می شود به عنوان یک راهکار ابتدایی دلائل عالی بسیاری وجود دارد که نه تنها باید از این گونه استفاده از رایانه‌ در مدارس جلوگیری نکنیم، بلکه بر عکس ضروری است برای مدارس نرم افزار هاو برنامه های تمرینی و تکلیف درسی فراهم کنیم ومعلم ها را برای استفاده از آنها آماده کنیم و روش استفاده از آنها را آموزش دهیم

9- همراه با راهنمایی های یاد شده، برخی نظریات اضافی دیگر هم به ترتیب ذکر می شود. آن روزها گذشت که برنامه های تمرین و تکلیف درسی به منظور تدریس افعال بی قاعده و یا به یادآوری ایام تاریخی با زبان برنامه نویسی بیسیک نوشته می شد، گذشت روزهایی که ابزارهای برنامه نویسی نگارشی این امید رابه معلم می داد که آنها می توانند محتوای دوره های تحصیلی و برنامه های درسی رابه برنامه های آموزشی و خودآموز ترجمه کنند. مراکز بزرگ نرم افزاری و موسسات برنامه نویسی ملی، راه چنین رویکردهای ناشیانه را بسته اند.امروزه، برنامه های نرم افزاری آموزشی که درجه متوسط وعادی دارند و حاضر و آماده هستند، حداقل صدهزار دلار است و برنامه های پرآب و رنگ و خبره و برنامه های پیشرفته تر کمی گرانتر هستند. بنابراین برنامه ملی برای ورود رایانه و یا آشنایی با رایانه نیازمند کنترل این نرم افزارهای موجود است وباید تعیین کند که آیا موارد استثنایی وجود دارد ودر چه جایی باید برای نیازهای نرم افزاری جدید تصمیم گیری شود.

10- آموزش چگونگی استفاده از رایانه به عنوان ابزار تولیدی خلاق به دانش آموزان روش مطمئنی برای آوردن کامپیوتر به مدرسه است. اگر برخی کاربردهای رایانه ای وجود دارد که بسیاری ازموسسات وشرکتها از آن استفاده می کنند، پس وظیفه ما است که چگونه کارکردن با اکثر آنها همه مهارتها را به دانش آموزان آموزش دهیم. این یک استفاده ساختاری از رایانه درمدارس است و راه ساده ای برای اقدام به این کار است واز لحاظ معنایی به معنی آموزش دانش آموزان درباره چگونگی استفاده از واژه پرداز( درمرحله بعد نشر رومیزی)، یک صفحه گسترده، ابزاری های گرافیکی و بانک داده ها است. برای چنین کاربردهای یک قانون مفصل وجود دارد و این نرم افزارها هم بلافاصله دردسترس است. به علاوه باید در نظر گرفت که دوره های آموزشی رایانه برای آموزش این مهارتها به طور گسترده ای در دسترس است و معمولاً منبع خوبی برای معلم هاو همه آموزگاران و مربیان است. رایانه ها نباید بدون یک بسته نرم افزاری تولیدی و خلاق به مدرسه آورده شوند. نصب چنین نرم افزاری کاری خارج از ظرفیتهای موجود مدرسه است. کار عمده بعدی توسعه راهکار مناسب برای استفاده ازاین ابراز تولید اطلاعات است و برای شروع آموزش تایپ دستی مهارت سودمند وبا ارزشی است، حتی اگر همه طرفداران ورود رایانه به مدرسه با این ایده موافق نباشند واز آن بهره نبرد، اما آموزش صفحه کلید روش خوبی برای شروع کار با ابزارهای تولید اطلاعات است. همچنین مهم است که معلمان برای استفاده از این ابزارهای تولید اطلاعات در دانش آموزان ایجاد علاقه وانگیزه کند و آنها رامجبور به انجام تمرینهای عملی کنند. البته نباید انتظار داشته باشیم که معلمها نمونه های خلاقی از خودشان ابداع کنندیا الگویی که مورد علاقه دانش آموزان است را پرورش دهند. این مثالها ونمونه ها باید به دنیای واقعی دانش آموزان نزدیک و تاحد ممکن برای آنان سودمندباشد.

میزگرد دانشگاه مجازی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۵۱ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا - س. مسأله‌ای که سبب شده ما خدمت شما برسیم، مجله‌ی تکفا که امیدواریم شماره‌های قبلی آن خدمت شما رسیده باشد. مجله‌ی آتی را به آموزش الکترونیکی اختصاص داده‌ایم که دستور کار جلسات شما است. می‌خواهیم از شرح وظایف این شورا و کارهایی که انجام می‌دهد، اطلاعاتی داشته باشیم و من ابتدا انجمن شرکت‌های انفورماتیک را معرفی می‌کنم. این انجمن از سال 1373 تأسیس شده و بیش از 550 شرکت عضو دارد. تلاش انجمن در این سال‌ها برقراری ارتباط بین بخش خصوصی با بخش دولتی و دانشگاه‌ها می‌باشد. در سال‌های اخیر پس از مطرح شدن بحث جامعه مدنی، انجمن بیشتر مورد توجه قرار گرفته و مطرح شده است. پس از مطرح شدن طرح تکفا، انجمن به عنوان نماینده‌ی بخش خصوصی این مجله را منتشر نموده و صاحب امتیاز آن انجمن می‌باشد. هر جلد از مجله به یک موضوع خاص اختصاص یافته. مثلاً شماره‌ی گذشته به تجارت الکترونیکی اختصاص یافته بود. با توجه به مطالب گسترده ای که در این مجله درج می‌کنیم، هر مجله در واقع یک منبع است درباره‌ی آن موضوع خاص.

اهداف شورا چیست؟ اعضای آن چه کسانی هستند؟ شرح وظایف و اهداف آن را توضیح دهید و اقداماتی که تاکنون انجام داده را بیان کنید و چه اقداماتی تاکنون درباره‌ی بحث دانشگاه مجازی صورت گرفته است؟

ربیع - دبیر کمیته

بخشی از اطلاعاتی که شما خواسته‌اید به صورت مکتوب موجود است. البته خلاصه‌ای از آن را خدمت شما توضیح می‌دهیم. این جمع "کمیته راهبردی طرح ملی توسعه دانشگاه‌های مجازی کشور" است. طرح دانشگاه مجازی را آقای دکتر ربیعی به وزارت علوم داده بودند و ایشان به عنوان مجری طرح توسعه‌ی دانشگاه‌های مجازی کشور با حکم وزیر علوم، تحقیقات و فناوری تعیین شدند و خودشان با دانشگاه‌های مختلف تماس گرفتند و کمیته‌ی راهبردی را تشکیل دادند. بنده را هم بعنوان نماینده دانشگاه بین المللی (آمریکا)بخاطر فعالیت در زمینه آموزش مجازی به عضویت در کمیته راهبردی دعوت کردند. همین دعوت موجب شد که امروز در اینجا خدمت دوستان باشم. هرچند که کمیته قبلا شکل گرفته بود و اعضای گروه های تخصصی آن به بیش از 60 نفر می‌رسید ولی فعالیت مستمر و پیگیر از شش ماه گذشته آغاز گردید. ابتدا، با دکتر مرتضی انواری که پیش کسوت ما هستند و پایگاه اصلی ایشان در دانشگاه کالیفرنیا (برکلی) میباشد نشستی داشتم و بعد با جلب نظر دکتر جلالی از دانشگاه علم و صنعت و دکتر بدیع از مرکز تحقیقات مخابرات نخستین جلسه کمیته در دی ماه 81 تشکیل شد. در این نشست دکتر ربیعی، دکتر انواری، دکتر بدیع، دکتر جلالی و بنده شرکت داشتیم. در 3 بهمن 81 دومین نشست شکل گرفت که دکتر کادان از دانشگاه امیر کبیر نیز به جمع ما پیوستند. در بهمن ماه 81 با پیوستن دکتر ابراهیم زاده از دانشگاه پیام نور و دکتر پارسلئی از دانشگاه تهران جمع عضای علمی کمیته به 8 نفر رسید. در این هنگام علاوه بر اعضای علمی نمایندگان تگفا آقایان صاحب نسق و گواهی و اعضای مرکز تحقیقات آقای خراط و خانم محمودی نیز در نشست ها شرکت داشتند. در سال 82 با مشارکت دکتر دولائی، دکتر معینی و دکتر فروتن از دانشگاه شهید بهشتی تعداد شرکت کنندگان در نشست ها به 15 نفر رسید.

س- ملاک عضویت در کمیته چیست؟

پ - در دومین نشست کمیته شرایط زیر برای عضویت (عضو علمی) در کمیته تصویب شد:

* ارائه حدمات ارزشمند در زمینه های آموزش مجازی

* تجربه تدریس، پژوهش، تالیف، مدیریت و برنامه ریزی دانشگاهی مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات

* آشنائی با روش ها، ابزار، استانداردی آموزش مجازی

* علاقه، توان و آمادگی مشارکت فعال در کمیته راهبردی

* نمایندگی تام الاختیار موسسه مربوطه
س- هدف اصلی کمیته چیست:

پ- هدف اصلی دنبال کردن تحولات در آموزش مجازی در سطوح دانشگاهی است، مبادله اطلاعات، همفکری دست اندر کاران آموزش الکترونیکی، مشاوره در تعیین سیاست ها، برنامه ریزی، بتر سازی، ارزشیابی، بومی سازی، و خلاصه تدوین سیاست های راهبردی در امر آموزش مجازی دانشگاهی است.
س- چه گامهائی تاکنون بر داشته اید و چه برنامه ای دارید؟

پ- در مرحله مقدماتی به تعاریف پرداختیم. بعد زمینه های زیر را برای بررسی های تخصصی تعریف کردیم:

* تدوین واژگان تخصصی E-Learning

* بررسی مقایسه ای نرم افزار های موجود

* بر رسی پویائی محتوی جهت سازگارسازی آن با شرایط آوزش

* گرد آوری فعالیت های پراکنده انجام شده در سطح کشور

* بررسی نیاز ها و فوائد فارسی سازی درآموزش الکترونیکی

* بر رسی رابطه میان نیاز ها و انگیزه ها در حوزه های مختلف کاربری ٍE-Learning

* برسی نظریات معرفت شناسی وروش های موجود درآموزش مجازی

* بر رسی نحوه تامین منابع انسانی در آموزش مجازی

* بر رسی مسائل حقوقی و انواع تعرفه در آموزش مجازی

* پیگیری اجرای عالمی پروژه های نمونه

* بر رسی روش های ارزیابی فراگیر در حوزه E-Learning

* س- عملا چه کاری انجام داده اید؟

پ- غلاوه بر مشارکت در پژوهش های کاربردی در هامیش ها و نشست های آموزش و پرورش، مخابرات و عیرو نیز مشارکت نموده ایم. بهترین نمونه آن ارائه دو میزگرد زیر عنوان "دانشگاه مجازی" در نخستین همایش ملی آموزش الکترونیکی (تکفا) در 3 و 4 خرداد ماه بود. در این میز گرد ها ده نفر از اعضای علمی در دو میز گرد برنامه ریزی شده مسائل آموزش اکترونیکی و دانشگاه مجازی را با هماهنگی ویژه ای که کمتر در همایش ها اتفاق می افتد ارائه دادیم.

س. سؤال من این است که آیا می‌خواهیم همین روش سنتی را به صورت الکترونیکی درآوریم یا بحث آموزش را همگانی کرده و کنکور عملاً حذف شود. مثلاً پیام نور به صورت غیرمتمرکز این کار را انجام می‌دهد. آیا این شورا هم می‌خواهد به همین مطلب برسد و فقط شیوه‌اش الکترونیکی باشد؟
ی. دکتر انواری

این موارد در حوزه‌ی اختیارات و وظایف این گروه نیست. چون ما اصلاً نمی‌دانیم دانشگاه‌ها چه می‌خواهند بکنند. جوابی که من می‌توانم بگویم، جواب به این سؤال اصلاً امکان ندارد. چون محال است که همه‌ی دانشگاه‌ها به سمت E-learning بروند. در تحقیقات اخیر معلوم شده صحبت انسان با Monitor خیلی نقص دارد. بنابراین به احتمال خیلی زیاد مثل تمام کشورهای دنیا تعداد خیلی محدود است و مردم خیلی استقبال نمی‌کنند. یعنی تعداد کمی یک دانشگاه معتبر را کنار می‌گذارند به سراغ E-learning می‌روند.
اهدافی که آقای دکتر ذکر کردند، به سادگی قابل پیگیری نمی‌باشد و هر یک از آنها به یک کمیته جهت بررسی و پیگیری نیاز دارد. ما می‌توانیم به کارشناسان کمک کنیم و بگوییم کار روی کدام مسئله در اولویت قرار دارد. هر کاری که برای یک دانشگاه انجام می‌شود، فقط مختص به همان دانشگاه است. مثلاً پیام نور یک دانشگاه است با اهداف خاص خودش. اگر این پروژه برای دانشگاه دیگری انجام شود، صددرصد احتیاج به کار مجدد دارد. ما باید اولویت‌ها را کاملاً برای مسئولان بشناسانیم و سپس کمک آنها را طلب کنیم. مشکلی که در حال حاضر دامنگیر E-learning هست و باید به آن توجه شود، هر کسی از بحث محتوا و ارایه‌ی سیستم نقطه نظر خود را دارد. حتی حاضر نیست نظارت آن را به کمیته بدهد که درباره‌ی مینیمم استانداردهای محلی تحقیق بشود که مثلاً اگر قرار است یک درسی در این دانشگاه تدریس شود، باید چه مشخصاتی داشته باشد. آیا این درس‌ها را می‌توان ارایه داد یا اصلاً چه حد و حدودی باید داشته باشد. پس ما وقتی به این سؤال جواب ندادیم، به این دلیل است که جواب‌های متعددی وجود دارد. در اینجا لازم است درباره‌ی طرحی که آقای دکتر ربیع بیان کردند توضیحاتی را خدمتتان عرض کنم. این در سه فاز باید انجام می‌شده. وزارت علوم سه دانشگاه را انتخاب کرد که این طرح را مشترکاً انجام دهند. آنها گفتند هدفشان این بوده که سه دانشگاه کار موازی انجام دهند و پول به یک نفر تعلق گیرد.

این گزارش دادن بسیار سخت است و مانند شبیه‌سازی کردن یک انسان فهیم، دانشمند، منظم، مهربان، ... ما نمی‌گوییم 100% این کار را کردیم، بلکه تمام سعی و تلاش خود را انجام داده‌ایم. در خارج از کشور مسئله به این صورت نبوده. مسئله یک خط سیری داشته و آرام‌آرام رشد کرده. آنها یک کمیته شبیه همین کمیته را انتخاب می‌کنند و می‌گویند E-learning مطرح شده، شما ببینید چه کارهایی شده و خواهد شد. سیستم داشتن اهمیت ندارد، مسایل خیلی مهم‌تری وجود دارد و ارتباط عمیقی بین متخصصان و مدیران لازم است تا کار سریع‌تر پیش رود، سرعت حرکت بسیار کند است. البته من اصلاً ناامید نیستم.
پ. در حال حاضر یک میلیون نفر داوطلب ورود به دانشگاه هستند و استرس حاکم بر جوانان بسیار زیاد است زیرا از این تعداد تقریباً حدود 100 هزار نفر می‌توانند به دانشگاه راه پیدا کنند، می‌خواهیم بدانیم راهکاری برای این مورد در نظر گرفته شده است؟
اصولاً این کار کلاً ممکن است، البته در صورتی که به عنوان یک پروژه تعریف شود و در اختیار ما قرار گیرد و کسی هزینه‌ها را متقبل شود.
آقای مظلوم: تعداد زیادی از مردم مایلند دانشگاه بروند، ولی این امکان وجود ندارد. هدف دانشگاه آزاد نیز همین بود. چه اتفاقی افتاده که مدل آموزشی در حال تغییر است.
د. ربیعی: ساختارها و نوع نگرش باید عوض شود ولی ما بعضی از کلاس‌ها مثل آزمایشگاه کنترل را نمی‌توانیم الکترونیکی کنیم. ساختارها باید عوض شود. نوع نگرش به یادگیری باید عوض شود. بسترها باید عوض شود.

در حال حاضر کشورهایی مثل هند که فارغ‌التحصیلان در مقطع لیسانس به تعداد زیاد دارند، مشغول انجام کارهای غیرتخصصی مثل رانندگی، رفتگری هستند. در کشور ما نیز مشکل اینجاست که ما برای فارغ‌التحصیلان کار نداریم. حتی در رشته‌ی کامپیوتر هم، کسانی را داریم که شغل ندارند.
آقای مظلوم: بله. صحبت شما درست است. اما ما تقاضا برای ورود به دانشگاه داریم. حالا باید ببینیم که در مورد عرضه چه می‌توانیم بکنیم.
پ- ربیع

هر کدام از ما نظرات مختلفی داریم. این کمیته نظر واحدی در این خصوص ندارد. مسئله‌ای که برای ما اهمیت دارد، شناخت است. شناخت مقوله‌ی آموزش الکترونیکی یا مجازی، شناخت مسایل جامعه‌ی اطلاعاتی.شناخت زمینه‌ها، و بهد همکاری و هماهنگی اهمیت دارد. ما می‌خواهیم از مجموعه بضاعت علمی کشور و ایرانیان خارج از کشور یک مأخذ و منبعی درست کنیم که در جامعه به عنوان یک مرجع صاحب نظر شناخته شود. به همین دلیل است که ما کمیته را تبدیل کردیم به شورا که کار مشورتی انجام بدهیم. اینجا همه‌ی دوستان کار داوطلبانه انجام می‌دهند و مشارکت می‌کنند و با هم مشورت و بحث می‌کنند. در واقع می کوشیم یک کنسرسیومی از مجموعه توانمندی‌های داخل و خارج جمع ‌کنیم و سپس راهکار های مناسب شرایط ایران ارایه نماییم. قرار نیست که ما مسایل تئوری و نظری توسعه کشور را در اینجا حل کنیم.
د. فروتن:

وقتی بحث آموزش در حالت کلی مطرح می‌شود، دو دیدگاه مد نظر است. یکی دیدگاه ارتقاء دانش و مهارت در فرد است، دیگری ایجاد دیدگاه ارتباط و آبرو است. محتویات آموزش ملازم با فرهنگ است و آن هم ملازم با ارتباط و آبروست. اگر شکل‌گیری مهارت را پیش‌فرض بگیریم، عملاً باید بپذیریم که یک فضایی از جذب از نظر تولید باید در جامعه وجود داشته باشد که خروجی‌های این فرایند بتوانند جذب آن شوند. همیشه تخصص از لحاظ مفهومی ملازمت و ارتباط پیدا می‌کند با بهره‌وری که در جامعه مطرح است.

اگر ما بتوانیم E-learning را در نهایت بنا به نیازی که در آن فضا وجود دارد و خروج متخصصین در حد کافی قرار بدهیم، کار بزرگی انجام داده‌ایم.

برای جامعه‌ای که می‌خواهد واقعاً توسعه داشته باشد، تخصص مطرح است و تخصص زمانی می‌تواند مطرح شود که فضای جذب بنا به مقتضیات آن جامعه وجود داشته باشد.

مهارت تخصصی هم مهم است و اما مسئله‌ای که اهمیت بیشتری دارد، رضایت افراد از ورود به دانشگاه است. اما خطری که وجود دارد، این است که افراد دارای مدرک شده و به نوع احساس پرستیژ و آبرو هم می‌کنند، ولی وقتی وارد فضای جامعه می‌شوند، می‌بینند عملاً آن چیزی که به عنوان یک ملازم فرهنگی روی آن حساب می‌کردند، پاسخگوی روند هویتی‌شان در جامعه‌ی پیرامونی شان نبوده است، دچار نوعی سرخوردگی خواهند شد که بازخورد بسیار منفی بر روی جامعه است؛ از نقطه نظر اعتباری که جامعه برای علم قایل می‌شود.

بنابراین جمع‌بندی من از فرمایش دکتر ربیعی این است که خوب است که در کنار کار کردن بر روی E-learning ما به دنبال یک روش سیستماتیک برای اشتغال‌زایی باشیم. هرجا اشتغال‌زایی مطرح باشد، در کنار آن تخصص مفهوم پیدا می‌کند.
د. ربیع: یک طرح به نام طرح ملی توسعه دانشگاه های مجازی کشور است که تصور میرفت تمام پژوهشگران و دانشمندان برای تحقق آن گرد هم بیایند و این کار را انجام بدهند. از طرفث برداشت نادرست ازآموزش الکترونیکی در جهان سوم است که در ایران هم متاسفانه به عنوان یک چیزی که مد روز است همه جا به طور موازی روی آن کار می‌کنند . در حال حاضر هم 10 جا دانشگاه مجازی درست می‌شود، هرکدام با یک روش متفاوت اما با کاستی های یکسان. به نظر من برداشت کلی از مفهوم فراگیری مجازی یک برداشت سنتی است. همین که ما E-Learning را "آموزش الکترونیکی" ترجمه میکنیم مبین این بینش و برداشت سنتی از یک پدیده فوق مدرن است. در واقع، ابزار برداشت صحیح آن هنوز در جامعه ما وجود ندارد. کاربردش در یک جامعه‌ی نیمه صنعتی، نیمه سنتی و نیمه رشدیافته، بعنوان کاربرد ابزاری و راهی میان‌بر محسوب می‌شود. اصلاً ممکن است این بینش کاملا غلط باشد. اینکه جوامع توسعه نیافته بخواهند با ابزار و فنآوری فوق مدرن تنگناهای توسعه را با این راه میان‌بر دور بزنند بسیار سئوال برانگیز است. در جوامع غرب پیشرفته‌ترین اقشار و حوزه‌ها و بخش‌ها هستند که بیشترین بهره‌گیری را از جامعه‌ی اطلاعاتی می‌برند. در اینجا شاید تنها جایی که بتواند از این فناوری بهره گیری مطلوب نماید دانشگاه‌های پیشرفته هستند. باید شناخت از موضوع داشته باشند، زبانشان خوب باشد، ابزار ارتباطی را داشته باشند. این را فقط در دانشگاه‌های پیشرفته می‌توان داشت که آن هم تعداد محدودی پیدا می‌شوند.

شاید بتوان ایجاد کنسرسیومی از نخبگان و نهاد ها به تدریج یک مجموعه علمی پژوهشی بوجود آورد که همه ب‌توانند به آن مجموعه متوسل شوند. اما در شرایط کنونی، در مجموع به نظر من بینش غلط است. چون بر اساس باوری است که می‌خواهد با یک ذهنیت سنتی یک پدیده قوق مدرن را پیاده کند. و ین امکان‌پذیر نیست.
د. ربیعی: تکفا باید واقعیت‌ها را شفاف مطرح کند و ما در جامعه مشکلات فرهنگی داریم و این طرح قربانی این مسئله شده است، مشکلات عمیق فرهنگی داریم.
آقای مظلوم: نکته‌ی قابل توجه این است که تکفا یک مشکل دارد و یک دشمن دارد و آن هم نظام اداری کشور است. سیستم اداری ما مانع است. اما این مسئله نباید مانع حرکت شود.
یک مقدار هم مشکلات داخل مراکز و دانشگاه‌ها است. اگر طرحی مطرح شد به نام توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات، کسانی که به موضوع علاقمندند، اگر با خود موضوع موافق هستند. باید تلاش کنند. به جای این که از این طرح حمایت شود، طرح‌های موازی ایجاد می‌شود. هر دانشگاه طرحی با یک بینش ارایه می‌دهد. نتیجه این می‌شود که طرح اصلی متوقف می‌شود. اما خوشبختانه این جمعی که تشکیل شده، مدل بوده و این طرح را می‌خواهد به سمتی پیش برود که این جمع مرکز ثقل دانشگاه مجازی شود.
د. کاردان:

یکی از کارهایی که وزارت علوم می‌توانست انجام دهد، این بود که دکتر ربیعی را مسئول کند و بگوید شما یک Platform طراحی کنید و تمام آن استانداردها را مطرح کنند. بعد گروه دیگری را مأمور میکرد که اینها محتوا را تهیه کنند. محتوا مسئله‌ی جدی است. متأسفانه وزارت علوم کاری که لازم بود انجام نداد و کارهای زیربنایی و مطالعاتی را انجام نداد. آقای ربیعی می‌خواست کاری انجام دهد که خیلی خوب بود، ولی پشیمان شدند.
در تایید فرمایشات شما دکتر انواری باید بگویم که مشکل اصلی ما موازی‌کاری است و اینکه چند جا یک کار را انجام می‌دهند. یعنی اگر مشخص باشد که شرح وظایف هر کدام چیست و هر کدام چه کاری را باید انجام دهند، مثلاً یک دانشگاه مسئولیت فراهم کردن محتوا را داشته باشد، همزمان با آن یک قسمت دیگر ملزم بشود که جنبه‌های سخت‌افزاری و مخابراتی را فراهم کند. یعنی هر کدام کار مربوط به قسمت خود را انجام دهند. اما به صورت هم‌زمان روی قسمت‌های مختلف آن ساختار کار کنید.
آقای مظلوم: یک جمع‌بندی را ارایه می‌دهیم. به نظر می‌رسد که ما راهی را طی کردیم که این حرکت در دنیا شروع شده است. در سال 69-68 حرکتی به این سمت شد، منتهی متوقف شد. 10 سال در مورد این قضیه صحبتی نشد. حرکت اخیری که در قالب طرح تکفا شده است، به طور کلی مثبت است و ما می‌توانیم از آن استفاده کنیم. به هر حال فضا ایجاد شده با همه‌ی مشکلات و همه باید برای به وقوع پیوستن این تحول تلاش کنیم.

د. ربیع:

اول موضوع شناخت پدیده‌‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی است که به نظر من ما هنوز به آن نرسیده‌ایم. بعد از شناخت موضوع، فرهنگ‌سازی مطرح می‌شود. بعد می‌رسیم به مسئله سیاست‌های راهبردی و برنامه‌های کلان و استراتژیک کشور. بعد از اینکه به اینها رسیدیم، متوجه می‌شویم که یک سری ابزار لازم داریم و بعد بحث کاربرد مطرح می‌شود که 3 آزمون برای این مسئله وجود دارد. یکی دانشگاه سراسری که میان‌بر باشد و یکی از بسترهای خوب آن دانشگاه پیام نور است. دوم بحث نمونه‌سازی است که در سطح بالاتری قرار دارد که یک دانشگاه تخصصی تک ساختاری مجازی است انجام آن ز این طریق میسر است که هر دانشگاه یا مرکز هر توانی دارد در یک سبد میریزد و از مجموع این توان درس ها و رشته های مجازی اراوه میشد. دانشجویانی که خارج از یک دانشگاه موجود فارق التحصیل میشوند از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری مدرک "دانشنامه ملی" دریافت میکنند. این هامن کنسرسیومی است که قبلا اساره شد و همه جای دنیا مرسوم است.

گفتگو با مشاور IT آموزش و پرورش

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۹ ق.ظ | ۰ نظر

گفتگو با طلایی،‌ مشاور IT آموزش و پرورش

تکفا - مقدمه: تجربیات و نمونه‌های جهانی شدن نشان داده است که برای همه گیرکردن هر فناوری و صنعتی، بستر سازی را باید از سنین پائین شروع کرد؛ بنابراین آموزش و پرورش، در روند توسعه پایدار، نقشی حیاتی و انکار ناشدنی دارد.

در کشور مانیز، طرح تکفا با توجه ویژه‌ای به آموزش فناوری (ICT) به نوجوانان و جوانان شکل گرفته و آموزش و پرورش در اولویت قرار گرفته است بر همین اساس یکی از اعتبار قابل توجهی در مقایسه با دستگاه‌ها برای پیش برد برنامه های توسعه ICT و آموزش به این وزارتخانه اختصاص یافته است.

از سویی، این وزارتخانه با پیگیری موضوع اتوماسیون اداری مجموعه های تحت مدیریت خود، آموزش معلمان و مهمتر از همه تکمیل و پشتیبانی شبکه ملی مدارس ایران (رشد) اقدامات در خور توجهی را به انجام رسانده است.

به منظور آگاهی از آخرین تحولات و برنامه‌های وزارت آموزش و پرورش در قالب طرح تکفا با آقای طلایی کارشناس ارشد زبانشناسی رایانه‌ای از دانشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی و مشاورIT وزارت آموزش و پرورش به گفت و گو نشسته‌ایم که در ادامه می‌آید:

آقای طلایی به عنوان مشاور IT وزارت آموزش و پرورش قسمت تحت مدیریت شما زیر مجموعه کدام بخش از وزارتخانه محسوب می شود؟

اینجا دفتر وزارتی است و خطاب مان با کل وزارتخانه است اما چون مهندس علاقمندان به عنوان نماینده ویژه وزارتخانه در طرح تکفا، رئیس سازمان پژوهش هم هستند، ما از ساختمان‌های سازمان استفاده می‌کنیم.

آیا در حال حاضرکلیه قراردادهای تکفا در آموزش و پرورش بسته شده و شما تمام بودجه‌ها را اختصاص داده‌اید؟

بله ؛ اطلاعات این قرادادها برای چاپ در نشریه تکفا در اختیار شما قرار خواهد گرفت.

اصولاً اتوماسیون اداری مجموعه آموزش و پرورش از کی آغاز شد و طرح تکفا چگونه در این موضوع تاثیر گذار بود؟

درسالهای پایانی دهه 60 زمانی که آقای دکتر سپهری راد معاون آموزش و پرورش بودند و توجه ویژه آقای مهندس علاقه‌مندان به بحث انفورماتیک را پایه گذار این مطلب شد .از سال 69 لزوم بهره گیری از انفورماتیک به ویژه در نظام های مدیریتی مطرح شد و به این ترتیب تمام سیستم ها از قبیل دبیرخانه ، بایگانی، حقوق و دستمزد و امور رفاهی به سیستم‌های کامپیوتری مجهز شد.

این سیستم تا سال گذشته به همین صورت عمل می کرد و با مطرح شدن تکفا با همان شرکتی که قبلاً این سیستم های کامپیوتری را برای ما تهیه کرده بود قرارداد بستیم تا همه برنامه ها را به صورت تحت وب در آورده و با ویندوز اجرا کنند.

این شرکت، یکی از زیر مجموعه های آموزش و پرورش است؟

شرکتی داریم به نام شرکت پژوهش و نوآوری که آن برنامه‌ها را طراحی کرده بود.بعد این سیستم را به وزارتخانه می‌دهد و مسؤولیت پشتیبانی از سیستم با دفتر خدمات ماشینی وزارتخانه بود که الان به دفتر فناوری اطلاعات تغییر نام داده است.

این دفتر خدمات ماشینی یا فناوری اطلاعات چه وظایفی دارد؟ آیا در پروژه های مربوط به تکفا نیز فعال است؟

در این دفتر که در معاونت نیروی انسانی واقع است، خدمات ماشینی انجام می شده و از یک یا دو سال پیش هم که به دفتر فناوری اطلاعات تغییر نام یافته، عیناً همان امور و یکسری وظایف جدید را به عهده دارد و اما قصد داریم مقررات رفته رفته، برخی از امور مربوط به طرح تکفا به این دفتر واگذار گردد؛ از استانداردسازی و مدیریت وب سایت‌های وزارتخانه و....

آیا دفتر فناوری اطلاعات نیروی انسانی و تخصص مدیریت استانداردسازی وب سایتها و سایر مسائل اتوماسیون را دارد؟

بله.شما می بینید شورای عالی اداری سازمان مدیریت و برنامه ریزی نیز 4-5 ماهی است که بخشنامه‌های مربوط به وب سایت صادر می‌کنند. باید توجه داشته باشید که ما کا روی شبکه رشد را از سال 79 آغاز کردیم، یعنی زمانی که مسآله تکفا اصلاً مطرح نبود.البته اینها که گفتم، به این معنی نیست که همه کارها را دفتر فناوری اطلاعات انجام می دهد.برای مثال چند روز پیش به منظور به روز رسانی شبکه و نگهداری محتوای آن مناقصه‌ای برگزار کردیم که شرکت" پارس آن لاین" برنده مناقصه شد.

به هر حال همه به این نتیجه رسیده‌اند که نگرش نسبت به IT باید عوض شود، بنابراین طرحی به نام مدرسه مطلوب شده است.

در مورد مدرسه مطلوب چه کارهایی انجام داده اید؟ آیا مشابه چنین طرحی در خارج از کشور هم وجود دارد؟

بله. کشور مالزی به شدت وارد اغین قضیه شده و همه کارهایش را روی مدرسه پایه‌ریزی و برنامه‌ریزی می‌کند، البته با مفهوم فضای یادگیری، فرایند یادگیری و یاددهی.

طی یک سال و نیم گذشته کارهای تحلیلی و تطبیقی را به این منظور انجام شده است، مطالعات مفصلی انجام شده و علاوه برآن نشست‌های علمی متعددی هم برگزار شده که همه اطلاعات گردآوری شده و روی سایت قرار دارد.

حدود 2 سال است که روی این مسأله به صورت علمی کار می‌کنیم تا مفاهیمی همچون "آموزش و پرورش در عصر اطلاعات" و "نقش معلم به عنوان تسهیل کننده و نه منبع دانش..." را جا بیندازیم.

در قالب تکفا، مطابق برنامه دولت پیش رفتیم.ابتدا یک برنامه میان مدت (از سال 1381 تا 1383) طراحی شده که در این برنامه کاملاً رئوس کارهایی که باید در هر سال انجام شود، مشخص است. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی هم بودجه را سال به سال اختصاص می‌دهد.

اهم برنامه‌های امسالتان چه بوده است؟

امسال، توانمندسازی زیر ساخت شبکه رشد، به عنوان شبکه ملی مدارس ایران، اهم برنامه ها بوده است.

روش کار واگذاری پروژه تقویت زیر ساخت شبکه ملی رشد چگونه بوده و هم اکنون در چه مرحله‌ای است؟

ابتدا طرح به مسابقه گذاشته شد که 6 شرکت در مسابقه برنده شدند و طرح های اولیه را ارئه دادند. از میان این 6 شرکت، "عصر دانش افزار" و "امید" برنده شدند که از آنها خواستیم طرح تفصیلی ارائه بدهند. از شرکت مرکز تحقیقات مخابرات را هم در کار دخیل کردیم تا طرح با قالب دیتا هماهنگ شود و یک شبکه مجزا از دیتا تشکیل ندهیم و آنها هم بدانند ما داریم چه می کنیم.ناظر پروژه هم دانشگاه شریف بود که در مدت حدود 4 ماه تلاش شبانه روزی دوستان، در همه جلسات شرکت داشت. در نهایت در روزهای گذشته کار به پایان رسید و قرار شد طی جلسه‌ای با آقای دکتر معتمدی و مهندس جهانگرد کار را بررسی کنیم تا هیچ مشکلی باقی نماند.

در نهایت قرارداد را با چه شرکتی منعقد کردید؟

کار را به مناقصه گذاشتیم. شرکت‌های عصر دانش افزار، امید و شرکت مرکز تحقیقات مخابرات به صورت کنسرسیوم، طرح جامع شبکه را ارائه دادند وRFP هم بر اساس طرح جامع آماده شد و برای اجرای فاز اول به مناقصه گذاشته شد.

آیا RFP را برای شرکت در مناقصه در اختیار شرکتها گذاشته‌اید؟

فراخوان در روزنامه‌ها داده شد شرکت‌ها باید بیایند RFP را بگیرند.

طرح به مناقصه گذاشته شده برای انجام چه اموری است؟

فاز اول این طرح که به مناقصه گذاشته شده برای ایجاد 6 مرکز داده‌ها (Data Center ) در 5 شهر اصفهان، تهران، مشهد، تبریز و شیراز و 1200مدرسه است.برای این طرح مشاوران خارجی هم به استخدام درآمده‌اند که دانشگاه شریف مسؤول این بخش است.

زمان پیش بینی شده برای اجرای طرح جه مدت است؟

در تیر ماه با شرکت برنده مناقصه عقد قرارداد شده ولی اجرای طرح حدود 6 ماه طول می کشد. ما در مناقصه اعلام کرده‌ایم که کار باید ظرف حداکثر 6 ماه به انجام برسد و مدیران عامل 30 شرکت حاضر در مناقصه را هم در جریان امر گذاشتیم.

این مناقصه در چه روزنامه هایی اعلام عمومی شد؟

روزنامه‌های جام جم، اطلاعات و ایران. البته شرکت‌ها نسبت به کوتاهی فرصت تهیه پیشنهاد اعتراض داشتند و می‌گفتند مناقصه در روزنامه‌هایی اعلام شده که شرکت‌های محدودی در مناقصه شرکت کنند.

پیشنهاد این بوده که در روزنامه‌هایی مثل "آسیا" و "ابرار اقتصادی" و "هفته نامه عصر ارتباط" این مناقصه‌ها اعلام شود و به انجمن شرکت‌های انفورماتیک هم اعلام شود تا به سرعت در اختیار شرکت‌ها قرار بگیرد.

تاکنون چه مراکزی تجهیز شده و برنامه‌های آینده برای تجهیز مراکز آموزشی چیست؟

در قالب طرح تکفا 6500 دبیرستان تجهیز شده و در سال آینده نیز انشاا... به همین تعداد تجهیز خواهد شد. از سال 83 نیز به سراغ مدارس راهنمایی و ابتدایی خواهیم رفت.

همچنین از کل 120 مرکز تربیت معلم، 60 مرکز تجهیز شده و 60 مرکز باقی مانده نیز در سال آینده مجهز خواهد شد.

مدارس استثنایی که نیاز به دستگاه‌های ویژه دارند و کانون‌های فرهنگی نیز در این طرح دیده شده‌اند.

در مورد استان‌ها نیز، بودجه را اختصاص داده ایم و مناقصه‌های محلی برگزار شده است. جالب اینکه در برخی استان‌ها بعضی شرکت‌های جدید به همین دلیل به وجود آمده‌اند، چون طبق آیین‌نامه ارایه کار به بخش دولتی امکان ندارد و یا معلمان، خودشان به این منظور شرکت تأسیس کرده‌اند.

در زمینه آموزش دبیران چطور؟

امسال 30 درصد دبیران (64هزار نفر) آموزش دیده‌اند و از طریق شرکت‌های خصوصی مسؤول آموزش مدرک گرفته‌اند که این مدارک از سوی ما تأیید شده است. مدارک در دو سطح سواد عمومی و سواد تخصصی کامپیوتر ارایه شده که دومی همان آموزش تهیه و تولید محتوا است.

البته پیش از اینکه این بحث‌ها مطرح بشود، ما صفحاتی را طراحی کردیم و در آنها به آموزش مفاهیم پایه فناوری اطلاعات از قبیل آموزش ویندوز، Word، اینترنت و ایمیل و Power Point پرداختیم و اینکه اصولاً IT چه نقشی در آموزش و پرورش دارد. معلمان می توانند این آموزش‌ها را در خانه هم دریافت کنند، اما باید در مرکز آزمون (Test Center) تأیید شده از سوی ما، مورد آزمون قرار بگیرند.

این آزمون‌ها چگونه انجام می شود؟

ما همانند برخی آموزشگاههای راهنمایی و رانندگی که هم آموزش دارند و هم آزمایش، عمل کردیم و انجام این کار را به بخش خصوصی سپردیم. اما در سال جاری به دنبال تاسیس 30 مرکز آزمون در سطح کشور هستیم.

با ICDL که مرکزش در ایرلند است صحبت کردیم که آنها Test Center ما را ببینند و تأیید کنند.

ما مایل هستیم که از بخش خصوصی کمک بگیریم و به زودی فراخوان بانک سئوالات را اعلام می‌کنیم. به نظر می‌رسد شرکت‌هایی در بخش خصوصی، در زمینه بانک سئوالات و نرم افزار آزمون اقدامات مناسبی انجام داده‌اند.

در زمینه مالکیت معنوی و کپی رایت نرم‌افزارهایی که استفاده می کنید، چه کاری کرده‌اید؟

کمیسیون حقوقی مالکیت معنوی تکفا دارد روی این مسأله کار می کند. از سویی با کسانی که مدعی تولید نظام محتوا الکترونیکی هستند وارد مذاکره شده‌ایم. ما از آنها می‌خواهیم که روی یک سوژه -مانند آموزش یکصد معلم- کار کنند و پس از اینکه کار را انجام دادند، 10هزار معلم برای آموزش معرفی می‌کنیم. حتی فراخوانی آماده کرده‌ایم که از مدعیان تولید LMS خواسته‌ایم طرح‌شان را ارایه بدهند تا ما روی آن سرمایه‌گذاری کنیم.

در بحث برنامه درسی و محتوا نیز امسال سفارش تولید چند درس نظری و چند درس فنی و حرفه‌ای را از طریق فراخوان اعلام کردیم که قرار است به دو طریق (CD) و محصول تحت وب ارایه بشود که تا آماده شدن کار در شهریور ماه روی شبکه قرار خواهد گرفت.

از سوی دیگر نظام ملی اطلاع رسانی آموزش و پرورش را آماده کند و هم اکنون در دست تهیه است.

این نظام ملی اطلاع رسانی چه توانایی‌هایی دارد؟

اطلاعات گسترده ای از آن قابل استخراج است، از جمله بررسی وضعیت نیروی انسانی به تفکیک شهر و استان.

شما زیر ساخت شبکه آن را دارید؟

بله، زیر ساخت‌ها آماده شده است.

به این ترتیب فقط قرار است نرم افزارهای تحت DOS را به صورتweb based درآورند؟

بله، اما پشتیبانی توسط مرکز خدمات ماشینی (دفتر فناوری اطلاعات) انجام می شود. پشتیبانی به این صورت است که یک شبکه نیروی انسانی وجود دارد و در استان‌ها گروه‌های فناوری اطلاعات یک مدیر گروه و چند پرسنل و در شهرستانها نیز با چند پرسنل و در مدارس با یک نیرو فعال است. البته ما اصرار داریم که پشتیبانی، نگهداری و به روز رسانی اطلاعات به بخش خصوصی سپرده شود.

وقتی تولید سیستم را به بخش خصوصی می دهید، چرا پشتیبانی را هم به آنها محول نمی کنید؟

این یکی از بحث‌هایی است که آموزش و پرورش روی آن حرف دارد. چون قبلاً هم این روش عملی شده و جواب نداده است؛ کامپیوترهایی از شرکت‌های خصوصی خریداری شده و به شهرستانها فرستادیم اما شرکت طرف قرارداد عملاً نیروی مناسبی برای پشتیبانی از سیستم در محل مستقر نکرد و ما با مشکل مواجه شدیم.

اگر طرح خوب اجرا نشده، دلیل این نیست که اصلش نادرست است؟

نه؛ اصل کار غلط نیست، اما نتایج آن خوب نبوده است.

چه فعالیتهای پژوهشی در این زمینه به انجام رسانده‌اید؟

در بحث امور پژوهشی به منابع ON LINE و مکتوب متعددی دسترسی داریم و مطالعاتی را هم خودمان سفارش داده‌ایم. در نشست‌های متعدد علمی و همایش‌های بین‌المللی هم به این منظور شرکت کرده‌ایم و با کشورهای آلمان و مالزی روابط مناسبی داریم و تفاهم نامه‌هایی را نیز به امضا رسانده‌ایم.

در سفر هند آقای خاتمی از آموزش و پرورش دعوت به عمل نیاوردند .اما تفاهم نامه امضا شده در سفر هند را دنبال می کنیم ودر جریان بخش مربوط به آموزش و پرورش نیز هستیم.

گزارش برگزاری اولین همایش آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۷ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - «اولین همایش آموزش الکترونیکی» به همت کمیته‌ی آموزش الکترونیکی تکفا - از زیرمجموعه‌های شورای عالی اطلاع‌رسانی - در روزهای سوم و چهارم خرداد ماه جاری برگزار شد.

برنامه‌ی تکفا که از تیر ماه سال 81، به طور جدی از برنامه‌های مطرح و بااهمیت ملی در ارتباط با توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌باشد، اکنون 11 کمیته دارد، که کمیته‌ی آموزش الکترونیکی یکی از کمیته‌های فعال این برنامه می‌باشد. با توجه به اینکه محور اصلی توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات در هر کشور، توسعه‌ی منابع انسانی می‌باشد، برنامه‌ی تکفا نیز از این مهم غافل نبوده محور اصلی این برنامه نیز توجه به نیروی انسانی در کشور است. می‌توان گفت از میان 7 محور اساسی این برنامه، توسعه‌ی منابع انسانی به عنوان اساسی‌ترین محور لحاظ گردیده است.

از جمله وظایف کمیتة آموزش الکترونیکی تکفا می‌توانیم به موارد زیر اشاره کنیم:

* ایجاد بانک اطلاعات آموزش الکترونیکی کشور

* شناسایی و تعریف طرح‌های جلوبرنده برنامه‌های پژوهشی و پروژه‌های کاربردی

* توسعه‌ی فرهنگی و آشناسازی عموم مردم با جنبه‌های آموزش الکترونیکی

* برگزاری سمینارها و کارگاه‌های آموزشی

با توجه به این وظایف، دست‌اندرکاران کمیته‌ی آموزش الکترونیکی، برای ایجاد یک بانک اطلاعات از متخصصان آموزش الکترونیکی و شناسایی طرح‌های کاربردی و جلوبرنده و آشناسازی قسمت‌هایی از بدنه‌ی آموزش رسمی کشور با مفاهیم و کاربردهای آموزش الکترونیکی، با همکاری کلیه‌ی دستگاه‌ها و نهادهای عضو، همایش الکترونیکی را برگزار کرد.

اهداف کلی همایش عبارت بودند از:

1) شناخت توانایی‌های داخلی (بخش خصوصی، دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی) در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی

2) شناساندن برخی توانایی‌های شرکت‌های خارجی به بخش داخلی در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی

3) فعال‌تر کردن قسمت‌های مربوط به «علوم انسانی» آموزش الکترونیکی

4) آشناکردن قسمتی از بدنه‌ی اصلی آموزش رسمی کشور (معلمان و دانش‌آموزان) با آموزش الکترونیکی

لازم به ذکر است، برای رسیدن به هدف چهارم، تعدادی از مدارس برجسته انتخاب شده و به صورت مهمان در همایش شرکت کردند.

این همایش در سه بخش عمده برگزار شد:

1) ارایه‌ی مقالات در دو سالن A و B

2) اجرای کارگاه‌های آموزشی

3) نمایشگاه محصولات مرتبط با آموزش الکترونیکی

مخاطبان اصلی مقالت سالن A، علاقمندان به مباحث آموزش عالی و دانشگاه مجازی و مخاطبان اصلی مقالات سالن B، علاقمندان به مباحث مرتبط با آموزش و پرورش و مدرسه‌ی هوشمند و مدرسه‌ی مجازی بودند. زمان در نظر گرفته شده برای ارایه‌ی هر مقاله 20 دقیقه بود.

بخش اول ارایه‌ی مقالات، شامل مفاهیم کلی و مطالبی بود که برای هر دو سالن به صورت مشترک برگزار شد. در این بخش دانشگاه آزاد اسلامی به ارایه‌ی طرح دانشگاه مجازی و قسمت‌هایی از مبانی فنی این دانشگاه پرداخت. پس از آن مقاله‌هایی با عناوین سیستم‌های چندرسانه‌ای، سیستم آموزش مجازی توزیع‌شده‌ی هوشمند، راه یکپارچگی آموزش الکترونیکی؛ آشنایی با امکانات نرم‌افزاری یک محیط آموزش مجازی ارایه شد.

بخش دوم ارایه‌ی مقالات در سالن A. با طرح‌ها و برنامه‌های صدا و سیما در زمینه‌ی آموزش عمومی الکترونیکی شروع شد و بعد از آن مشخصات RFP نمونه و انتخابی آموزش الکترونیکی در صدا و سیما مطرح شد. ارایه‌ی بعدی در مورد آموزش و آزمون ICDL بود و بعد از آن در مورد استانداردسازی آموزش الکترونیکی مقاله‌ای ارایه شد. مقاله‌ی آخر این بخش در مورد سیستم پیشرفته‌ی آموزش الکترونیکی مبتنی بر دانش و شبکه بود.

در بخش دوم در سالن B، مقاله‌ای در مورد فناوری اطلاعات در خدمت جامعه‌ی یادگیری ارایه شد. مقاله‌ی بعد درباره‌ی فعالیت‌های انجام شده در آموزش و پرورش در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی بود. طرح ملی آموزش کامپیوتری دبستان و پیش‌دبستان ارایه‌ی بعدی بود. مقاله‌ی بعد به کاربرد آموزشی و پژوهشی وبلاگ می‌پرداخت و در انتها، یک شبکه‌ی آموزشگاهی که در زمینه‌ی آموزش مجازی فعالیت‌هایی کرده است مقاله‌ی خود را ارایه داد.

دو بخش آخر ارایه‌ی مقالات در سالن A، به موضوع دانشگاه مجازی اختصاص داشت. فعالان این زمینه، در دو میز گرد، مفاهیم و ضرورت دانشگاه مجازی، اولویت‌ها و عامل‌های مؤثر برای تعیین خط مشی این دانشگاه را ارایه کردند.

بخش سوم که آخرین بخش در روز اول همایش بود، در سالن A شامل مقالات زیر بود:

* کاربرد رایانه و آموزش الکترونیکی برای نابینایان

* سیستم آموزش مجازی سازمان زمین‌شناسی

* کلاس مجازی

* معرفی زیرساختی برای تهیه درس‌افزارها

* زیرساخت نرم‌افزاری شبکه‌های آموزش ملی

بخش سوم در سالن B مقالات زیر را در بر می‌گرفت:

* نظام جامع ارزش‌یابی رایانه‌ای

* بررسی محتوای 44 سایت آموزشی موجود در وب

* به کارگیری محیط آموزشی در حمایت از کلاس سنتی

* معرفی نرم‌افزار آموزش تقابلی و زنده زبان فارسی از طریق اینترنت

* استانداردهای آموزشی به کمک کامپیوتر و بررسی مزایا و معایب این روش مبتنی بر مطالعه‌ی فردی و تجربه‌ی اجرایی

برنامه‌های سالن A در روز دوم با دو مقاله که شرحی که از اقدامات انجام شده در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی در وزارت بهداشت و درمان بود، شروع شد و بعد از این دو مقاله، مقالات زیر ارایه شد:

* تجربه‌ی آموزش فعال درس فیزیولوژی با کمک شبکه و اینترنت

* استفاده از اینترنت در تدریس با توجه به روش‌های آموزش پویا

* آزمون بازاریابی برخی از نرم‌افزارهای آموزی در بازار ایران

هم‌زمان با این بخش، در سالن B در ابتدا شرحی از فعالیت‌های وزارت کار و امور اجتماعی در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی ارایه شد. پس از آن مقالات زیر ارایه شد:

* ویژگی‌ها و ضرورت‌های یادگیری الکترونیکی

* بررسی مزایا و ضرورت‌های آموزش الکترونیکی با نگاهی به آداب تعلیم و تربیت

در آخر این بخش نیز میز گردی با حضور ارایه‌دهندگان مقالات این قسمت برگزار شد.

بخش دوم سالن A در روز دوم برگزاری، بیشتر به مطالب مربوط به علوم انسانی و مفاهیم آموزش الکترونیکی می‌پرداخت. مقالات ارایه شده عبارت بودند از:

* دانشگاه مجازی، تحول از آموزش به یادگیری

* واقعیت آموزش مجازی در ایران

* یادگیری الکترونیکی، تغییر چهره‌ی آموزش در جهان

* بازمهندسی مفهوم یادگیری الکترونیکی براساس مدیریت دانش

* آموزش دریایی همه‌جا همه‌وقت

بخش دوم سالن B در روز دوم به ارایه تجربیات عملی آموزش الکترونیکی که در برخی مدارس یا آموزشگاه‌ها انجام شده بود، اختصاص داشت. عناوین این مقالات عبارت بودند از:

* ایده‌های استفاده از اینترنت در بهبود فرآیند آموزش

* بررسی مشکلات و راه‌کارهای ارایه سیستم‌های آموزش الکترونیکی عمومی

* آموزش سواد کامپیوتری براساس نظریه‌ی بلوم

* مشارکت گذاشتن تجربه‌ی کلاس آنلاین در مدرسه

* آموزش بزرگسالان

دو بخش آخر سالن A به مباحث دانشگاه مجازی اختصاص داشت و همزمان در سالن B مقالات زیر ارایه شد:

* یادگیری در آموزش الکترونیکی

* پیش‌نیازهای توسعه‌ی یادگیری الکترونیکی در ایران

* آموزش مبتنی بر وب

* سیستم فراگیری الکترونیکی در مقایسه با سایر روش‌ها

* آموزشگاه‌های رایانه‌ای خصوصی کشور و آموزش الکترونیکی

* مقدمه‌ای بر سیستم‌های نوین آموزش الکترونیکی

* معیارهای ارزیابی ابزارهای کاوش

* محفل یادگیری مجازی ریاضیات

* کاربرد اینترنت در کلاس درس

به صورت موازی با دو سالن A و B، در 4 سالن دیگر، کارگاه‌های آموزشی ارایه می‌شد. 18 کارگاه آموزشی که در هر کدام به طور متوسط 20 نفر حضور داشتند، نیز ظرف دو روز برگزار شد.

فضای بیرون سالن‌ها به نمایشگاه محصولات مرتبط با آموزش الکترونیکی اختصاص داشت. در این فضا 25 غرفه وجود داشت. در تعدادی از غرفه‌ها مطالب جالب آموزشی برای بازدیدکنندگان در همان محل نمایشگاه ارایه می‌شد.

هر روز به طور متوسط 1200 نفر شرکت‌کننده‌ی رسمی با کارت همایش، در سالن‌های ارایه‌ی مقالات و کارگاه‌های آموزشی حضور داشتند و در هر روز 400 نفر غیر از شرکت‌کنندگان رسمی از نمایشگاه دیدن کردند.

نکته‌ی مهم دیگر در این همایش حضور فعال معلمان و شرکت‌کنندگان از طرف آموزش و پرورش بود. این حضور ابعادی ملی داشت و از بسیاری از استان‌های کشور در این همایش حضور داشتند.

اختتامیه همایش بعد از آخرین ارایه‌ها، برگزار شد. در این برنامه به ارایه‌دهندگان هفت مقاله‌ی برگزیده و گردانندگان سه غرفه‌ی برگزیده و ارایه‌کنندگان سه کارگاه برتر، جوایزی اهدا شد.

دستاوردهای همایش

بعد از مراسم اختتامیه، دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی و مسئولین برگزاری همایش، طی نشستی با حضور فعالان آموزش مجازی که در همایش مقاله یا کارگاه آموزشی ارایه کرده بودند یا غرفه داشتند به نقد و بررسی همایش پرداختند. اهم مسائل مطرح شده در این نشست به شرح زیر می‌باشد:

- مهم‌ترین دستاورد همایش آدرس‌دهی و آدرس‌یابی در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی بود ، که به خوبی انجام شد. اکنون بانکی از متخصصان آموزش الکترونیکی و بانکی از علاقمندان به این حیطه ایجاد شده است و هر دوی این بانک‌ها در حال توسعه می‌باشند.

- در این همایش فضای همفکری و تعامل بین متخصصان این عرصه به خوبی ایجاد شد.

- از دیگر دستاوردهای همایش می‌توان عمومی شدن مفاهیم آموزش الکترونیکی را بر شمرد. تا حد قابل قبولی، افراد فعال و علاقمند به امر آموزش (مثلاً معلمان) با مفاهیم آموزش الکترونیکی آشنا شدند و مسیری که باید طی شود تا بتوانند از ابزارهای جدید برای آموزش بهره بگیرند نیز تا حدودی روشن شد.

- اکنون بضاعت و دارای کشور در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی مشخص شده است و نقاط قوت و ضعف در سطح ملی روشن شده است. برنامه‌ریزان این عرصه می‌توانند به تناسب این شناخت، سند راهبردی کلان کشور برای توسعه‌ی آموزش الکترونیکی را تنظیم کنند.

- از دیگر دستاوردها، ایجاد موجی در سطح کشور در زمینه‌ی یادگیری الکترونیکی می‌باشد؛ اکنون می‌توان به نحو احسن از این فضا استفاده کرد و همایش را به موقعیت ویژه‌ای برای ارایه‌ی آخرین دستاوردهای کارشناسان در این عرصه تبدیل کرد. می‌توان با تشکیل گروه‌های کاری در زمینه‌های تخصصی مختلف و برگزاری نشست‌های منظمی تا سال آینده، از پشتوانه‌ی چندین نشست علمی و عمیق برای همایش سال آینده برخوردار شد.

اعضای کمیته‌ی آموزش الکترونیکی علاقه دارند، که سایت همایش (www.iran_elearning.com) به عنوان درگاه آموزش الکترونیکی کشور شناخته شود. به این ترتیب دسترسی به بانک اطلاعاتی متخصصان و علاقمندان این بحث از طریق سایت برای همگان امکان‌پذیر خواهد بود.

قسمت مهم دیگر سایت، تولید محتوا و نوشتن مقالات کاربردی است. دسترسی به مقالات ارایه‌شده در همایش و چگونگی تهیه‌ی فیلم‌های همایش، نیز از طریق سایت امکان‌پذیر خواهد بود. در مجموع، پس از همایش، از سایت گفته شده، به عنوان سایت کمیته‌ی آموزش الکترونیکی تکفا بهره گرفته خواهد شد. امید است، این سایت مطالبی را ارایه کند که در خود کمیته‌ی آموزش الکترونیکی یک برنامه‌ی ملی باشد.

شهروز گواهی

کمیته‌ی آموزش الکترونیکی تکفا

رسالت آموزش در عصر اطلاعات

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - برای همه‌ی ما صحنه‌ی دانش‌آموز روستایی در پای تخته سیاه احساس خاصی برمی‌انگیزد. حسی آمیخته از پاکی و صداقت و عشق. بوی گچ و تخته ناخودآگاه ما را به منزلگاه آرامش‌بخش زمان‌ها و زبان های کودکانه می‌برد و برای لحظه‌ای در حرم امن این خانه‌ی زیبا که روزی در آن قسم خوردیم فرزندان خوبی برای ایران باشیم، می‌توانیم دوباره با اشک‌های شوق و حسرت بیم و امید لحظه‌ای که مادر برای اولین بار دستان ما را به دستان گرم معلم پیوند زد به یاد آوریم.

امروز در این نقطه از زمان در جایی ایستاده‌ایم که قادریم قطعه‌های زمان را در کنار هم قرار دهیم و تصویری واضح از آنچه بر ما گذشته و آنچه به دست آورده‌ایم را نظاره‌گر باشیم. انشاهایی که زمانی در تفسیر توانا بود هر که دانا بود می‌نوشتیم، لاجرم در اکوسیستم محیطی تبدیل به ذراتی شده که باید برای تداوم بقا آن را استنشاق کنیم. جمله‌های زیبایی که در مقایسه ثروت و علم می‌نوشتیم دیگر خاطره‌ای عجیب‌تر از اثبات گردی زمین است، چراکه در جایی قرار داریم که علم برابر ثروت است.

هم‌اکنون پس از پشت سرگذاشتن صخره‌های پرپیچ و خم عمر در پایین صخره‌ای ایستاده‌ایم که اگر از آن بالا نرویم، گرمای خورشید علم و آگاهی را هرگز لمس نخواهیم کرد و ماندن هم مساوی مرگ است.

در این بحران اگر لحظه‌ای چشم‌ها را ببندیم، دیگر هرگز باز نخواهیم کرد. مجسمه‌های یخ‌زده‌ای خواهیم بود از جهل. جهل در مقابل دانشی که پشت‌کوهی‌ها مدت‌هاست در حال فراگیری آنند و ما در سرمای این جهل حتی قدرت بیان دردهایمان را هم نخواهیم داشت.

چگونه می‌توان این صخره‌ی صاف را در چنین شرایط دشواری پیمود. اولین رمز آن نخوابیدن است، نترسیدن، جسارت و امید به موفقیت و وقوف به این نکته که قرار نیست طنابی از بالا برای نجات بیاندازند و پی بردن به این امر که ما تنهاییم و قطعاً اگر با طنابی که از بالا می‌آید خودمان را نجات دهیم، طنابی است که عمری برای زنده ماندن به گردن خواهیم داشت. در این بحران تعقل، تفکر و تلاش تنها راه رهایی است.

بلی در عصر اطلاعات، دانایی رمز بقاست. در عصر اطلاعات و جامعه‌ی اطلاعاتی، تک‌تک عناصر جامعه باید مجهز به دانش روز باشند و شاید مقدم‌تر از هر گروه دیگری. هنگام آن است که کسانی که در آموزش ابتدایی، متوسطه و عالی مشغولند، آستین‌ها را بالا زده و به مدد چراغ جادویی دانش روز، طلسم دیو جهل را بشکنند. این رسالت تک‌تک ما است. هرچند چشم‌ها به سیستم آموزشی کشور دوخته شده و همه منتظر دمیدن تحول از آن افق می‌باشند، راه سختی به نظر می‌آید و موانع اصلی ما در این راه سیستم‌های پوسیدة اداری و آموزشی است. از طرفی باید به سرعت حرکت کرد تا از خطر شکاف دیجیتالی که همانند زلزله‌ای هولناک کشورهای در حال توسعه را هر چه عمیق‌تر در لایه‌های تاریک زمان فرو می‌برد مصون بمانیم و از طرف دیگر قبل از پیروی محض از الگوهای آماده کشورهای توسعه یافته، باید فکری برای پایه‌های پوسیده سیستم آموزشی که حتی جوابگوی عصر صنعتی نیز نبوده باشیم.

پیدایش نگرش‌های نوین در سیستم آموزشی کشور و ارائه راه‌حل‌های مناسب برای اجرای سیستمی در گستردگی کشوری که به تعداد کل جمعیت برخی از کشورهای جهان دانش‌آموز و جمعیت جوان دارد کار ساده‌ای نیست و نیاز به طرح راهبردی محکم و متقنی دارد که بتواند جوابگوی نیازهای اطلاعات باشد.

با آگاهی از این امر که فناوری اطلاعات و ارتباطات ضعف‌ها را سریع‌تر به ضف و قوت‌ها را سریع‌تر رشد می‌دهد، لذا نگرش نوین سیستم آموزشی که هم‌اکنون در نظام آموزشی کشور در حال نقد و بررسی است و قرار است محصول دانش‌آموز پژوهنده و سازمان یادگیرنده را برای جامعه اطلاعاتی ایران به ارمغان آورد از ضرورت‌ها و پیش‌نیازهای بلامنازع و حیاتی بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش به نظر می‌رسد.

همچنین تولید محتوا پیش‌نیاز دیگر بکارگیری این فناوری در آموزش و پرورش می‌باشد. چه ورود رایانه در مدارس بدون محتوای کافی ابزاری برای ترویج فرهنگ غربی در سنینی است که به شدت به بنیان‌های فرهنگی کشور لطمه خواهد زد.

مسلم است پس از پشت سر گذاشتن پیش‌نیازهای اصلی، آموزش مربیان و معلمان، خانواده‌ها و نهایتاً سخت‌افزار و شبکه دسترسی از دغدغه‌های بعدی بکارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش خواهد بود.

در عصری که فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان ابزار توانمندساز اندیشه و در امتداد فکر انسان‌ها، هر لحظه در حال تولید و توزیع اطلاعات است، به نظر می‌رسد رسالت اصلی نظام آموزشی تعلیم و تربیت انسانی است که بتواند با توجه به اطلاعاتی که در هر لحظه در دست دارد بهترین انتخاب را انجام دهد و در هجوم حجم حیران کننده اطلاعات بر هویت خود حاکم بماند.

دانش‌آموز پژوهنده - سازمان یادگیرنده

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۶ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا - در حال حاضر، وزارت آموزش و پرورش سرگرم تهیه‌ی سند راهبردی توسعه کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش است. در این راستا شعار تربیت دانش‌آموز پژوهنده و ایجاد سازمان یادگیرنده را به عنوان چشم‌انداز این توسعه انتخاب نموده است. گزینش این شعار، براساس تحلیل جایگاه نیروی انسانی در دوران جدید است که وزارت آموزش و پرورش به عنوان اصلی‌ترین تأمین‌کننده‌ی نیروی انسانی مورد نیاز جامعه، می‌بایست از هم‌اکنون دغدغه تربیت چنین انسانی را داشته باشد.

در این مقاله به تحلیل و تشریح چشم‌انداز توسعه‌ی فناوری در آموزش پرداخته شده است.
ضرورت:

اگر این تعبیر را بپذیریم که هر یک از فناوری‌ها در جهت گسترش یکی از توانمندی‌های بشر به وجود آمده است (خودرو در جهت گسترش اندام‌های حرکتی بشر، ابزار اپتیک در جهت گسترش دید و ...)، فناوری اطلاعات نیز در جهت گسترش توانمندی‌های اندیشه‌ی انسان تکوین یافته است. به تعبیری دیگر، فناوری اطلاعات، فن بهره‌برداری از اندیشه انسانی است. بهره‌برداری بهینه از اندیشه، سپردن امور شناخته شده، تکراری و غیرخلاق به ماشین (از طریق خودکارسازی عملیات) و آزادسازی اندیشه و مهارت‌های انسانی جهت مکاشفه در ناشناخته‌هاست. بدین لحاظ حوزه عمل فناوری اطلاعات و آموزش تقریباً یکی است. این انطباق موجب گردیده است تا تأثیرپذیری حوزه‌‌ی آموزش از این فناوری نسبت به سایر حوزه‌ها بنیادی‌تر باشد؛ به طوری که بسیاری از کشورها در توسعه کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش به بازآفرینی (Reinvention) نظام آموزشی و نه بازسازی آن می‌اندیشند. هم‌اکنون تحول در نظام‌های آموزشی آغاز شده است، ولی آنچه ما شاهد آنیم، هنوز از نتایج سحر است. دگرگونی بنیادی در راه است و این دگرگونی علیرغم میل ما اتفاق می‌افتد.

فناوری اطلاعات همانند سایر فناوری‌ها، ابزار توانمندسازی است و فی‌نفسه حامل ارزش نیست. اما می‌تواند به توسعه‌ی ارزش‌ها و یا ضدارزش‌ها منجر گردد.

شاید کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش ناگزیر باشد، اما شیوه و هدف کاربرد آن، قطعاً انتخابی است. انتخاب هوشمندانه می‌تواند به خروج از دور باطل عقب‌ماندگی بیانجامد و دنباله‌روی کورکورانه، می‌تواند به تشدید اضمحلال ارزش‌ها و بی‌هویتی منجر شود.
دانش‌آموز پژوهنده

بنا به تعریف، فناوری اطلاعات، روش‌ها و امکانات پردازش و انتقال اطلاعات است که هدف از کاربرد هوشمندانه‌ی آن افزایش نظم (در حوزه اجرا) و یا آگاهی (در حوزه اندیشه) است.

فناوری اطلاعات این توانایی را دارد که تضاد ظاهری نظم و آگاهی را به نفع توسعه حل نماید و همواره قالب نظم را متناسب با محتوای آگاهی سامان دهد و از این طریق نظم را بر بنیان آگاهی استوار سازد.

فناوری اطلاعات از یک سو با نظم بخشیدن به حوزه‌ی اجرا، آن دسته از فعالیت‌های اجرایی را که تکراری و فاقد خلاقیت‌اند، به سمت خودکارسازی و ماشینی‌شدن پیش می‌راند و از این طریق انسان را آزاد می‌کند تا به آنچه ویژه انسان است یعنی اندیشه بپردازد و از سوی دیگر با تغذیه اطلاعاتی حوزه اندیشه، بهره‌وری را در این حوزه در جهت حقیقت‌یابی (پژوهش) و تولید دانش افزایش می‌دهد. پژوهش کاربردی، طراحی دقیق‌تر و اجرای روان تر را موجب می‌گردد و اجرای روان، زمینه‌ی خودکارسازی هرچه بیشتر را فراهم می‌سازد و این چرخه ادامه می‌یابد و حاصل آن رها شدن هرچه بیشتر بشر از روزمرگی و جلوس در جایگاه رفیع حقیقت‌یابی (تحقیقات) است. بدین لحاظ دوران آینده، دوران پژوهش است.

مأموریت آموزش و پرورش، تربیت دانش‌آموزان برای ورود به دوران آینده - عصر اطلاعات - است و براساس تحلیل فوق، اصلی‌ترین ویژگی نیروی انسانی دوران جدید پژوهندگی است. بدین لحاظ آموزش و پرورش از هم‌اکنون می‌بایست تربیت دانش‌آموز پژوهنده را در دستور کار خود قرار دهد.

انسان فطرتاً حقیقت‌جوست و آموزش و پرورش می‌بایست مساعی خود را در تکوین مهارت‌های حقیقت‌یابی (پژوهندگی) در دانش‌آموزان به کار بندد.

دانش‌آموز پژوهنده، انسانی است خلاق که مهارت لازم در آموختن، درست اندیشیدن و به کارگیری منابع در دسترس برای پویش هدف را کسب کرده است.

مهارتِ آموختن، بستر و زیرساخت آموختن سایر آموزه‌هاست. در این بستر، امکان تلفیق آموخته‌ها و خلق دانایی به وجود می‌آید و بدون این زیرساخت، آموخته‌ها، جزایر جدا از هم و بدون زایشی خواهند بود که منجر به بصیرت و فرهیختگی نخواهند شد و شعار تعلیم و تربیت امروز یعنی آموختن را باید آموخت ناظر بر همین مطلب است.

درست اندیشیدن، متناسب است با درجه درستی مدل‌های ذهنی (شناخت) که آن نیز محصل فرایند یادگیری است. انسان و به معنی اخص آن دانش‌آموز، از دریچه‌ی این مدل‌ها به جهان می‌نگرد (حوزه های عاطفی و شناختی) و به نسبت نهادینه‌شدگی این مدل‌ها، ماهرانه زندگی می‌کند (حوزه روانی - حرکتی).

آموختن مهارت در به کارگیری منابع در دسترس، یعنی آموختن کار گروهی، یعنی آموختن ارتباط با معلم، یعنی آموختن ارتباط با اولیاء و جامعه، یعنی آموختن ناوبری در پایگاه‌های اطلاعاتی و اینترنت، یعنی آموختن استفاده از فناوری‌ها از جمله فناوری اطلاعات، یعنی آموختن استفاده از کتاب و منابع کمک‌آموزشی، یعنی آموختن ... . خلاقیت دانش‌آموز ارتباط مستقیمی با مهارت وی در به کارگیری منابع در دسترس دارد و این مهارت خود قابل آموختن است.

خلاقیت، مهارتی است که خداوند اکسیر آن را در سرشت انسان دمیده است که شیوه‌های مختلف آموزش می‌تواند آن را شکوفا و یا پژمرده سازد.

عامل دیگری که در تسریع و تسهیل فراگیری نقش اساسی دارد. سامان‌یافتگی منابع در دسترس است. این سامان‌یافتگی خدمتی است که محیط آموزشی و جامعه به دانش‌آموز ارایه می‌نماید. این سامان‌یافتگی تمام منابع را از جمله سامان‌یافتگی معلم، آموزشگاه، دوره‌های آموزشی، محتویات دروس، شکل و ترتیب ارایه‌ی مطالب کتاب، پایگاه‌های اطلاعاتی و ... شامل می‌گردد.

ترکیب سامان‌یافتگی منابع (خدمت ارایه شده توسط محیط آموزشی) و آموزش دانش‌آموز‌محور شرایط ایده‌آل را برای بروز خلاقیت فراهم می‌آورد. اگرچه خلاقیت دانش‌آموز می‌تواند بر بسیاری از سامان‌نیافتگی‌ها و ناهنجاری‌ها، پل زده و گذر کند. لیکن در این صورت اکسیر خلاقیت صرف مواردی گردیده است که نیاز به خلاقیت نداشته است و صرفاً این اکسیر به دلیل هرج و مرج در سطوح بالاتر، هزینه شده است.
سازمان یادگیرنده

وظیفه هدایت و تدارک دانش‌آموزان برای پیمودن مسیر و رسیدن به ویژگی‌دهندگی، بر عهده‌ی نظام آموزشی است. نظام آموزشی بستری است برای پرورش دانش‌آموزانی که چون انسان مختارند و چون توانایی آن را دارند که با انتخاب درست در جایگاهی برتر از فرشته قرار گیرند. اما به ضرورت سن هنوز مهارت لازم برای انتخاب بهینه را فرانگرفته‌اند و لذا نیاز به هدایت و راهنمایی دارند.

بستری که شایستگی پرورش دانش‌آموز پژوهنده را دارد، خود می‌بایست از ویژگی‌هایی برخوردار باشد که تحت عنوان یادگیرندگی مطرح گردیده است.

سازمان یادگیرنده، با تحول نه به عنوان یک اتفاق و یا یک پروژه مقطعی، بلکه به عنوان فرایندی دایمی برخورد می‌نماید. سازمان یادگیرنده، توانایی ارتقاء دارد، می‌تواند بشناسد، براساس شناخت طراحی نموده و اهداف و ضوابط اجرایی را معین کند، براساس این ضوابط برنامه‌ریزی و اجرا نماید، حاصل اجرای فعالیت‌ها را به صورت دایمی و فراگیر مورد سنجش و ارزش‌یابی قرار دهد، انحرافات را تحلیل و از این طریق بازخورد لازم برای تکامل شناخت (یادگیری) را فراهم سازد، شناخت کامل‌تر، طراحی طبیعی‌تر و در نتیجه اجرای روان‌تر را در پی خواهد داشت. سازمان یادگیرنده صرفاً یک شعار نیست، بلکه اندام‌هایی دارد که در جهت وظایف فوق ساماندهی شده‌اند. اطلاعات در این سازمان زینت نیست، بلکه ضرورت اجرای فعالیت‌ها و تصمیم‌گیری‌هاست.

یادگیرندگی، وجه مشترک سازمان و دانش‌آموز است، لذا می‌تواند از مدل واحدی تبعیت نماید. طراحی مفهومی این مدل می‌تواند اولین گام در توسعه کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش تلقی گردد.

پروژه‌ مدل‌سازی شناخت فرآیندهای انتقال مفاهیم

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا- گفت و گو با دکتر کامبیز بدیع، مدیر گروه پژوهشی جامعه‌ی اطلاعاتی مرکز تحقیقات مخابرات ایران

پروژه‌ای تحت عنوان مدل‌سازی شناخت فرآیندهای انتقال مفاهیم و تحقیق از سال گذشته تحت مدیریت دکتر بدیع آغاز به کار کرده است. مرحله اول اجرای این پروژه در شهریورماه امسال به پایان می‌رسد و متعاقب آن مرحله دوم کار خویش را شروع می‌نماید. آنچه که به عنوان محصول عملی این پروژه خواهد بود، یک ITS1 یا سامانه آموزشگر هوشمند می‌باشد که مسئولیت آن به عهده مهندس خراط بوده و از شهریورماه سال جاری عملاً مدیریت کامل آن را بر عهده خواهد گرفت. در این پروژه فعالیت‌ها در جهت ارتقاء دانش و مهارت تخصصی کاربران می‌باشد که توضیحات بیشتر آن را ایشان ارائه خواهند کرد.

مقوله‌ی دیگری که ما بدان توجه داریم، این است که برون‌دادهای (Output) آن را به نحوی با برون‌داده‌های ITS مرتبط نماییم.

فعالیتی را از پاییز گذشته آغاز کرده‌ایم هنوز آن را به عنوان یک پروژه تحقیقاتی نمی‌دانیم، بلکه فعالیتی است تحت نظارت مدیریت گروه با عنوان «سازماندهی متون آموزشی محقق‌پرور2» که مسئولیت آن به عهده مهندس محمودی می‌باشد. در این پروژه کاری که به طور محوری انجام می‌شود، این است که کتب درسی تخصصی در زمینه مجموعه‌ای از مباحث محوری در حوزه گروه جامعه‌ی اطلاعاتی تهیه شود. کاربران این منابع محققان و پژوهشگران می‌باشند و هدف این است که چارچوب‌های ذهنی فرد محقق در برخورد با مسئله تحقیقاتی در آن حوزه تقویت شود . تفاوت آن با منابع مرجع (Reference) در این است که کتاب‌ها یا این منابع باعث تقویت فرد در یک زمینه موضوعی خاص می‌شود، حال آنکه تضمینی نیست که بعدها چگونه بتواند از این دانسته‌ها به نحو احسن و مؤثر استفاده نماید. آنچه که مد نظر می‌باشد این است که محقق با مقوله خوشه‌بندی که از مباحث کلیدی است، آشنا شود تا در حوزه فعالیت‌های مربوط به کارهای جامع اطلاعاتی بتواند کارایی لازم را داشته باشد. حاصل این بررسی انتشار کتابی است که اولین چاپ آن به زودی منتشر خواهد شد. خلاصه اینکه فعالیت‌هایی که در گروه جامعه‌ی اطلاعاتی مرتبط با آموزش الکترونیکی (e-learning) یا Cyber learning انجام می‌شود به این مفهوم توجه دارد که Cyber learning یک مقدار مبسوط‌تر از واژه e-learning است و بیشتر روی قضیة آموزش3 و معلم4 مانور می‌دهد.

مهندس خراط در همین ارتباط معتقد است که به جای کاربرد واژه متن5 باید از ابرمتن6 استفاده کرد. چرا که ابرمتن مفهوم درست‌تری می‌باشد، چون متن متشکل از نمادهای زبان طبیعی است، اما در ابرمتن چیزهای دیگری غیر از زبان طبیعی می‌تواند وجود داشته باشد. این سامانه در نهایت دارای چند کارگزار (Multiagent) خواهد بود که در محیط رایانه‌ای و با درجه تعامل بالا نسبت به کاربر عمل خواهد کرد.
در توضیحات شما بیشترین تأکید روی Cyber learning بود. به همین دلیل مایلیم تعریفی از آموزش الکترونیکی و Cyber learning ارایه فرمایید. ضمناً رویکرد مرکز در این پروژه چگونه می‌باشد؟

اینکه E-learning چه تعریف و مفهومی دارد، برای بسیاری مشخص است و نیازی به تعریف آن نیست، اما اینکه من تعریفی را از مفهوم واژه مورد نظر ارایه نمایم، شاید کار درستی نباشد. معمولاً افراد بنا به ذهنیت‌هایی که دارند و درگیر هستند واژه مورد نظر را برای خویش تعریف می‌کنند. به هر حال فراگیری یا آموزش الکترونیکی به هر نوع فراگیری آموزشی اطلاق می‌گردد که در محیط‌های الکترونیکی که نماینده بارز آن شبکه‌های رایانه‌ایست صورت پذیرد. تفاوت عمده بین E-learning و Cyber learning این است که در بحث E-learning به مقوله ساز و کارهای کنترلی و ارتباطی حاکم بر روابط بین کاربر و شبکه توجه نمی‌شود، بلکه بیشتر بر این نکته تأکید می‌گردد که این کار باید در محیط شبکه‌ای اتفاق بیفتد. اما شرایطی را در نظر بگیرید که کاربر یا فراگیر واکنش‌هایی را در قبال ابرمتن‌های ارایه شده به خرج می‌دهد که در راهبردها و راهکارهای بعدی تأثیرگذار است. سایبرنتیک به معنای ساز و کارهای کنترل و ارتباطات در ماشین و موجودات زنده می‌باشد. به عبارت دیگر در سیستم‌های حیاتی یک سری ساز و کارهای کنترلی و ارتباطی وجود دارد که می‌توان با الهام از آنها سیستم‌های ماشینی و هوشمند را طرح‌ریزی کرد؛ به طوری که در آنها قابلیت‌های مشابه با سیستم‌های زنده در سطوح مختلف به وجود آید. "وینر" که در واقع واضع واژه‌ی سایبرنتیک است، اساس هوش و هوشمندی را که به عنوان شاخصه اصلی موجودات زنده می‌باشد، بر مبنای کنترل و ارتباطات قرار می‌دهد. ما نیز در بحث رایافراگیری به مکانیسم‌های کنترل و ارتباط بین کاربر و سامانه شبکه‌ای توجه داریم، به عنوان مثال فرض کنید کاربری در تعامل با سامانه دچار نوعی دغدغه و اضطراب می‌باشد و مایل است که این احساس از بین برود. این مقوله چیزی نیست که در حوزه آموزش الکترونیکی مطرح باشد، ولی در سایبرنتیک بدان پاسخ داده می‌شود.
و این بحث شاید تاکنون به این شکل مطرح نشده است؟

بلی، شما صحیح می‌فرمایید. تاکنون این بحث به این صورت مطرح نشده، چراکه ما همواره خیلی الکترونیکی و خیلی فیزیکال و یا به عبارتی دیگر ابزاری فکر کرده‌ایم. ما در بحث آموزش الکترونیکی، بیشتر تلاشمان فراهم کردن زیرساختار برای هدایت مراودات و تبادلاتی است که بین کاربر و سامانه وجود دارد.
در تائید فرمایش شما، رویکردی که امروزه در برخورد با تولید محصولات مرتبط با E-learning در جهان به وجود آمده بیشتر به این نکته توجه دارد که کار با آنها برای کاربر آسان‌تر باشد.

اساس این مسئله به مقوله تعامل انسان با رایانه و یا Human Computer Interaction برمی‌گردد. این مقوله از مسایل بسیار جدیست که سال‌هاست در دنیا مطرح می‌باشد. در مثالی که اخیراً ارایه شد، ابعاد روان‌شناسانه و عوامل انسانی مربوط به کاربر به طرز خاصی مد نظر قرار گرفته است. اگر بخواهیم فضایی ایجاد کنیم که آنها در داخل آن قابل آزمایش باشند، این گرایش را پیدا خواهیم کرد که به جای کلمه E-learning از Cyber learning استفاده کنیم، در Cyber learning کاربر E-learning را دارد. با توجه به مطالب فوق هر جا که بحث پیرامون هدایت فراگیر در یک فرآیند یادگیری است و نگاه به سمت تجهیزات فیزیکی و ساختاری است، بهتر است که از واژه E-learning استفاده شود و در مقابل هر جا که جدا از مباحث فوق، توجه به ابعاد روان‌شناسانه، فرهنگی، زیست محیطی و حتی عوامل انسانی می‌باشد، بهتر است از واژه Cyber learning استفاده شود. به عبارت دیگر از واژه Cyber learning زمانی استفاده می‌گردد که بحث مهندسی انسانی و عوامل انسانی مطرح باشد. من شخصاً مایلم از این واژه استفاده شود؛ چرا که در بحث learning همیشه دغدغه و اضطراب است، حتی اگر عوامل محیطی مناسب را هم ایجاد کنید، در Cyber وضع به گونه‌ای دیگر است.
بخشی از سئوال قبلی پاسخ داده نشد، رویکرد مرکز از ابتدا چگونه بوده است؟

رویکرد مرکز به مرور زمان ایجاد خواهد شد. چرا که این موضوع چیزی نبوده که از جایی ابلاغ شده باشد و بگویند مثلاً باید روی بحثی مثل E-learning کار کنید. عموماً یک مقدار به مدیران پروژه فرصت داده می‌شود تا خودشان این رویکرد را ایجاد و یا خلق نمایند. استنباط من این است آنچه که در آینده در زمینه مقوله E-learning و Cyber learning به عنوان یک رویکرد حاکم خواهد شد،‌ بیشتر به طراحی و سامانه‌های هوشمند رایانشی توجه دارد تا به وسیله آن مهارت‌ها و دانش تخصصی افراد را در مباحث Information و Communication که از آن شما به عنوان ICT7 یاد می‌کنید افزایش دهد. به عبارتی دیگر تمام این مباحث برای ارتقای دانش و مهارت (Knowledge و Expertise) از طریق سازماندهی ابرمتن‌های خوب، اهمیت قایل است. البته به این نکته اشاره می‌کنیم که وقتی صحبت از ICT می‌شود، در واقع وارد بحثی می‌شویم که بسیار گسترده‌تر است، اما در بحث سامانه‌های رایانشی یعنی Computational System و Computational Environment که به عنوان این تجربیات احداث می‌شد پروتوکولیزه می‌گردید (Protocolized)؛ یعنی قراردادسازی و راهکارسازی و یا هم‌پذیرسازی انجام می‌شد. به هر حال در گروه پژوهشی جامعه اطلاعاتی مرکز تحقیقات مخابرات ایران با تمرکز روی ICT بحث Cyber learning با اهداف ایجاد سامانه‌های رایانه‌ای و هوشمند برای ارتقای دانش و مهارت مورد توجه می‌باشد.
جناب آقای مهندس خراط، لطفاً در مورد پروژه‌ی ITS توضیحات بیشتری ارایه دهید.

در مرکز تحقیقات پروژه‌ای با عنوان مدل‌سازی شناختی فرآیندهای انتقال مکان تحقیق در حال اجراست. این مرکز تا قبل از سال 81 تجربه Education learning Systems را داشت. نوع فعالیت آن شبیه فعالیت جاری بود، یعنی با توجه به ابزارهای موجود در ساختار وب (web) بر مبنای تجربه‌ای که بر روی سیستم‌های آموزشی داشتند، سامانه‌ای را ایجاد کردند که امکانات مختلفی نظیر ثبت نام، گرفتن واحد درسی، ارزیابی و ... داشت، منتهی از سال 81 به بعد تحت هدایت دکتر بدیع، مسئلة آموزش از جنبه‌های مختلف مورد توجه قرار گرفت که خوشبختانه وجود همکاران خوب و متخصص که بعضاً نگرش‌های نظری و فلسفی هم داشتند به این امر کمک کرد. پروژه جدید که با هدایت دکتر بدیع ارایه می‌گردید، دارای چند محور بود. در یکی از محورها روی سامانه‌های آموزشگر هوشمند بررسی‌هایی انجام گردید. در پایان سیستمی با عنوان پروتوتایپ توسعه داده شد که با توجه به نیازهای مرکز، مقوله بازشناسی یا Pattern Review بیشتر به عنوان موضوع آموزشی انتخاب گردید؛ منتهی قرار شد سامانه، ساختار هوشمند داشته باشد. در کنار آن یک مجموعه مطالعات دیگر که محورهای اصلی را برای ما انتخاب می‌کردند به وجود آمد. یکی دیگر از مقولات و محورهای بحث، نگرش‌های مختلف آموزشی بود. گروهی که مسئولیت انجام مطالعات روی این محور را بر عهده داشت، به طور خاص روی مسائل مختلف به لحاظ نظری، بحث آموزش را دنبال می‌کردند.

آنها همچنین از منظر عینیت‌گرا تا پایان دوره سازه‌گرا طیف مذکور را زیر نظر داشتند. در مطالعات این گروه مباحثی مطرح شد که سعی می‌شود در مراحل بعدی تصویر آن را در سیستم آموزشگر فعلی لحاظ گردد. اینها نگرش‌های جدید آموزش است. گروه مطالعاتی عقیده داشت تنها الکترونیکی شدن موضوع مد نظر نمی‌باشد؛ متأسفانه چیزی که در غالب همایش‌های آموزش الکترونیکی مشاهده می‌شود، این است که سخنرانان معمولاً تعدادی اسلاید با خود به همراه دارند که بیانگر شرایط عصر کشاورزی است. سپس اشاره‌ای به دوران صنعتی می‌نمایند و در نهایت بحث را با پدیده‌های عصر اطلاعات به پایان می‌رسانند. آنچه که در این بین گم می‌شود چیزی است که ما از دنیای قبل تصویر می‌کنیم و آن نیازی بود که برای تغییر ساختار آموزشی لازم به نظر می‌رسید. هنگامی که مجموعه‌ای از فناوری‌های جدید تکنولوژی اطلاعات وارد می‌شد، در صدد تطبیق ساختار آموزشی جامعه با آن می‌شدیم و اینها به دلیل نیازی بود که تغییرات آن دوره الزام می‌کرد. ما مصمم بودیم این قضایا را به نوعی در پروژه مد نظر قرار دهیم. به همین دلیل مجموعه‌ای از مطالعات بنیادی روی نگرش‌های آموزشی آغاز شد، البته بحث‌های متفاوتی هم وجود داشت؛ از جمله اینکه قرار بود ساختار یک ساختار هوشمند باشد. خوشبختانه گروهی که با ما همکاری می‌کردند توانستند روی نگرش‌های هوشمند مجموعه ساختار Intelligent Tutoring System (ITS) کار کنند که خوشبختانه برون‌دادهای آن در قالب مقالات مختلف منتشر شد.

در ادامه مطالعات بحث سیستم‌های آموزش مستمر را داشتیم که هنوز ادامه دارد و امید است که در مراحل بعدی کار، پیاده‌سازی آن آغاز شود. ضرورت این بحث را شاید بتوان با مثال زیر روشن کرد. فرض کنید یک نفر وارد یک سازمان می‌شود و قرار است که مدت سی سال از زندگی خود را در آن طی نماید. ملاحظاتی که از داخل و یا از خارج از سازمان متناسب با ویژگی‌های فرد باید لحاظ شود تا وی بتواند یک روند آموزشی ممتد و مستمر را طی کند چیست؟ اینها مجموعه فعالیت‌هایی است که امیدواریم در پایان شهریورماه سال جاری که زمان اتمام مراحل اول پروژه می‌باشد در قالب اسناد و مقالاتی مرتبط با سیستم آموزشگر هوشمند ارایه نماییم.
در ادامه خانم محمودی اظهار می‌دارد فعالیتی که ما انجام می‌دهیم، مربوط است به پرورش رایانشی یا به عبارت دیگر سازماندهی متون به طوری که بتوانند محقق‌پرور باشند. فکر می‌کنم با توضیحاتی که دکتر بدیع و مهندس خراط دادند، اهمیت مسئله روشن شده باشد.

اینجا جایگاه خاصی خواهد بود که هر نوع متن یا نوشتار را که می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد، حال به صورت کتاب یا مقاله و یا نوشتارهای دستی و یا متونی که روی سامانه‌های کامپیوتری و اینترنتی وجود دارد، باید از ساختاری برخوردار باشد که علاوه بر رعایت جنبه‌های فنی و استفاده از تجهیزات بتواند از ابتدا تا انتها هنگامی که فردی آن را مطالعه می‌کند اطلاعات مورد نیاز خویش را کسب نماید. اهمیت این مسئله هنگامی نمایان شد که ما وارد بحثی با عنوان پرورش رایانشی شدیم. یکی از فعالیت‌ها روی مدل‌سازی پرورشی یا Pedagogy Modeling بود و دیگری درباره‌ی Pedagogical Text System، که همان متون پرورشی است. یکی دیگر از فعالیت‌ها، ارزیابی محقق یا Learner Assessment و یا Searcher Assessment؛ قسمت دیگر Pedagogy Infrastructure & Architecture می‌باشد؛ یعنی روی معماری و ساختار سیستم‌های پرورشی، تمرکز ما در این قسمت روی متون پرورشی یا Pedagogical Text System می‌باشد؛ که این موضوع از جنبه‌های مختلف مورد بحث قرار می‌گیرد. بخش دیگر به بازنمایی متون مربوط است. این قسمت را می‌توان بخش اصلی کار دانست، چرا که می‌بایست یک سری تمهیداتی را بیندیشیم تا متنی را که خوانده می‌شود، بتواند حالت محقق‌پروری داشته باشد. باید فرد قادر باشد اگر دنبال یک چیز خاصی می‌باشد توان انتخاب بین آنها را داشته باشد. یعنی بتوانند ارجاع را داشته باشند. برای این کار یک سری قابلیت‌هایی را به صورت پیش‌فرض در نظر می‌گیریم. به تدریج با مطالعه‌ی آن متون انتظار این است که این قابلیت‌ها تقویت شوند و یا اینکه افزایش داده شود یا دیگر قابلیتی که وجود نداشته ایجاد گردد. در این راستا کارهایی که انجام می‌شود در قالب دو دسته بررسی می‌شوند؛ یکی به لحاظ علمی و فرآیندی که بایستی طی شود، یعنی اینکه از جهت علمی چه در متون خاص یا در رشته مورد نظر یا سایر رشته‌های مرتبط یا رشته‌هایی که به هیچ وجه وابستگی ندارند چه تمهیداتی در ساختاردهی یک متن باید در نظر گرفته شود که بتواند به تدریج با مطالعه بخش‌های مختلف آن قابلیت‌هایی را که اشاره شد پرورش دهد یا اضافه نماید. بخش دیگر در واقع نمونه‌ی عملی آن است که مشغول انجام آن می‌باشیم و در این ارتباط کتابی تحت عنوان خوشه‌بندی یا Clustering آماده‌ی چاپ می‌باشد. انتخاب این موضوع آن است که این مقوله از مباحث پایه‌ای است. در پروژه‌هایی که مشغول انجام آن می‌باشیم، گفته شد که از این قسمت شروع نماییم، سپس آن را به موضوعات دیگر گسترش دهیم به گونه‌ای که برای بقیه قابل استفاده باشد. این بخشی از کار است که در زمینه متون پرورشی انجام می‌شود. بخش دیگر روی دسته‌بندی انواع متون (Text Categorization) است که یک سری مباحث خاص خودش را دارد؛ بحث دیگر Text Generation است که همان نمونه عملی است که بدان اشاره شد، یعنی اینکه نهایتاً کتابی در این زمینه منتشر گردد. بحث Text Mining و Interpretation کار دیگری است که در قالب پروژه تحت نظارت مهندس حجازی به صورت متن‌کاوی انجام می‌شود. خلاصه‌ی کلام اینکه روند کار ما در کل روی ساختار پرورش رایانشی است و مباحثی که در این قالب مورد توجه خاص می‌باشد، متون پرورشی، بازنمایی متون و تهیه متون عملی است.
گرچه در خلاصه صحبت‌های خود به این نکته اشاره کردید، مایلم بدانم که متونی را که مشغول بررسی آن می‌باشید، آیا متون خاصی هستند، یا اینکه به راحتی می‌توان در مورد یک مفهوم و یا دانش دیگر هم به کار گرفته شوند؟

همان طور که گفته شد، فعلاً در حال بررسی هستیم. یک جنبه‌ی آن به این معنا توجه دارد که بتوانیم به فرآیند کلی برسیم؛ به طوری که وابستگی به یک موضوع خاص نداشته باشد که البته برای نیل به این هدف اجباراً می‌بایست موضوع خاصی در نظر گرفته می‌شد. برای این منظور باید یک سری پروتکل استخراج گردد که وابستگی به یک موضوع خاص یا رشته خاص نداشته باشد، چرا که اهمیت این مسئله آنقدر زیاد است که در تمامی رشته‌ها می‌باید در نظر گرفته شود.
استاد در این متون چه کسی است؟ به عبارتی آیا به استاد نیاز است یا نه، یعنی بعد از اینکه متن تهیه شد، آیا ارتباط آن با استاد قطع می‌شود یا نه؟ به عبارت دیگر آیا فرد می‌تواند آن متن را بگیرد و به آن هدفی که مد نظر می‌باشد، برسد یا اینکه دائماً این ارتباط باید ادامه پیدا کند.

پیش‌فرض ما این است که متونی را تهیه کنیم یا تمهیداتی را در نظر بگیریم که تا آنجا که ممکن است وابستگی به استاد را کاهش دهیم، درست مثل اینکه شخصی پشت کامپیوتر می‌نشیند و به اینترنت دسترسی پیدا می‌کند و سپس از طریق یکی از موتورهای جستجو مطالب مورد نیاز خویش را استخراج می‌نماید، آنجا استادی حضور ندارد. قصد ما این است که کاربر با مطالعه آن متن و یا هر متن دیگر که به صورت کتاب و یا کتابچه می‌باشد، بتواند به هدف و یا تمایلی که برای رسیدن به هدف خویش دارد نایل گردد، به طوری که به خود آموزش دهد و نتیجه کار خویش را در قالب یک تحقیق بیان نماید یا روی یک موضوع تحقیقاتی جدیدتر کار کند تا به نتایج عملی مورد نظر برسد. آن وقت می‌توانیم بازخورد یا Feedback آن را بگیریم. به عبارت ساده‌تر، هدف این است که فرد با خواندن متن به خودش آموزش دهد، یعنی مثل منابع و مأخذ (References) دانشگاهی نباشد که استاد حتماً باید چهار فصل آن را تدریس نماید تا بقیه آن مورد استفاده قرار گیرد.
اگر درست متوجه شده باشم، هدف اصلی پرورش محقق است. حال این سئوال مطرح است که در این راه چه عواملی تأثیرگذارند و آیا در این متون این گونه عوامل مدنظر می‌باشد یا خیر؟

برداشت ما از اینکه محقق کیست، چیز دیگری است. شکل عمده‌ای که وجود دارد و معمولاً کمتر بدان توجه می‌شود، این است که در دانشگاه تعداد زیادی دانشجو حضور دارند که روی مباحث مختلف کار می‌کنند. متأسفانه اغلب مشاهده می‌شود که بعد از فارغ‌التحصیل شدن قادر به انجام کار تحقیقاتی در زمینه مورد علاقه‌ی خویش نیستند و نمی‌توانند کار تحقیقاتی انجام دهند؛ چرا که نمی‌دانند چگونه باید به دنبال دستیابی به مباحث مورد علاقه‌ی خویش باشند.
باید آن را در دانشگاه فراگیرند اما...

متأسفانه فرا نمی‌گیرند و این چیزی است که باید در قالب یک مطالعه جامع مورد بررسی قرار گیرد تا این معضل برطرف گردد.
دانشجویان معمولاً در دانشگاه واحد درسی روش تحقیق را می‌گذرانند.

این کافی نیست؛ چراکه در بسیاری از رشته‌ها یک درس دو واحدی ارایه می‌شود که بخشی از آن را مربوط به روش تحقیق است و آن هم بیشتر به چگونگی جمع‌آوری اطلاعات مربوط است. در حالی که این مبحث از مباحث بسیار مهمی است که اگر فرد اصول را نداند، نمی‌تواند اشراف لازم را پیدا کند. فرض کنید یکی از استادان که خودش کار تحقیقاتی را خوب انجام می‌دهد اگر بتواند آن روش را آموزش بدهد خوب است و به همین خاطر است که آموزش دادن هم خود یک مسئله می‌باشد، ممکن است من محقق خوبی باشم اما نتوانم اصول تحقیق و متدولوژی آن را به دیگری و یا دیگران آموزش بدهم. در حال حاضر در زمینه‌های فراگیری الکترونیکی روی این مباحث بحث می‌شود که دکتر بدیع و مهندس خراط بدان اشاره کردند. منتهی در هر سیستمی به مباحث خاصی توجه می‌شود، که بایستی جنبه‌های روان‌شناسی مسئله نیز در نظر گرفته شود. باید معلومات فرد، به میزان اطلاعات مورد نیاز وی و اینکه آیا آن فرد می‌تواند پس از مطالعه به هدفی که دارد نایل گردد یا نه همگی باید ارزیابی شوند.
آقای دکتر شما از اضطراب و دغدغه کاربر به هنگام کار و ارتباط با کامپیوتر گفتید. بفرمایید اصولاً چه چیزی در ذهن شما و یا آن کاربر هست و اساساً برای رفع آن چه راهکاری را پیشنهاد می‌دهید؟

اضطراب و دغدغه‌ای را که بدان اشاره شد، اضطراب و دغدغه‌ای بود که ما نسبت به مقوله آموزش داشتیم. منتهی این مقوله مستقل از سئوال شما نیست، یعنی کاربری که به سیستم وصل می‌شود، هرچه آن سیستم از وی شناخت بیشتری داشته باشد و یا هر چه قابلیت تطبیق بیشتری وجود داشته باشد، متناسب با شناختش می‌تواند مدعی گردد که رضایت آن کاربر را بهتر جلب می‌نماید. کاری که ما انجام می‌دهیم، در واقع این است که مباحث روان‌شناسانه را در بحث شناسایی کاربری لحاظ کنیم، یعنی ویژگی‌های فردی را در نظر بگیریم. به عنوان مثال بدانیم که به لحاظ یادگیری چه تفاوتی بین دو نفر وجود دارد، آن هنگام که با یک موضوع به صورت یک دانش (Knowledge) برخورد می‌نماییم. یک نفر علاقمند است که یک قالب کلی از آن مطالب داشته باشد و دیگری مایل است که برای پاسخگویی به موضوع مورد خویش مرحله به مرحله حرکت نماید. بدیهی است فردی که انتظار دریافت یک قالب کلی از مطلب مورد نظر خویش را دارد، به هنگام برخورد با یک سیستم آموزشی که اطلاعات را به صورت ریز در اختیار کاربر قرار می‌دهد دچار اضطراب و دغدغه‌ی خاطر می‌شود؛ در نتیجه بازده آموزشی وی تغییر پیدا می‌کند. ما سعی کردیم حتی‌الامکان این موارد را در قالب یک سری گروه‌های مشخص تقسیم‌بندی نماییم. مثال دیگر برخورد یک محقق یا یک مهندس با سیستم می‌تواند متفاوت باشد. پس باید در ساختاردهی متن به این امر توجه شود که خانم محمودی در این مورد توضیح دادند. خلاصه اینکه برای کاربران متناسب با جایگاهی که دارند، باید در سیستم آموزشی تفاوت قایل شد، نوع مطالب آموزشی هم تابع همین اصل است. نمی‌توان بین نوع مطالب آموزشی تفاوتی قایل نشد، کاری که متأسفانه در اکثر سیستم‌های آموزش الکترونیکی انجام می‌شود؛ یعنی با یک سامانه تاریخ درس می‌دهند و نرم‌افزار را هم تدریس می‌نمایند. این امر از دیدگاه آموزشی مورد قبول نیست، چراکه در مفاهیم آموزشی ممکن است یک مسئله یک واقعیت باشد یا یک روال و یا یک مفهوم. هر کدام از اینها آموزش خاص خودش را طلب می‌کند، چراکه در مورد یک مسئله باید تأکید بیشتری شود و در مورد مسئله‌ای دیگر سئوال بیشتری مطرح گردد. پس در خصوص یک مسئله باید امکان دستکاری کاربر بیشتر باشد، اینها هر کدام نظریه‌های خاص خودش را دارد که ما سعی می‌کنیم آن بررسی‌های نظری را حتی‌الامکان وارد سیستم‌های آموزشی‌مان نماییم. ما با کمک یک گروه خبره روی اجزای آموزشی متناسب با نگرش آنها به سیستم بدن، داریم کار می‌کنیم، یعنی کاری که دوباره به سیستم آموزشی معلم‌محور نزدیک می‌شود.
این سیستمی که بدان اشاره کردید، ابتدا مدل خویش را انتخاب می‌کند. به عبارتی در آغاز یک شناخت از خودش پیدا می‌نماید و سپس...

سیستم ابتدا سعی می‌کند یک شناخت ابتدایی از کاربر خودش پیدا نماید و در مسیر آموزش او را رها نمی‌کند. این کار با طرح یک سری سئوال و جواب ممکن می‌گردد. مجموعه نتایج این سئوال و جواب‌ها موجب می‌گردد که سیستم از کاربر خویش شناختی ابتدایی کسب نماید و در روند آموزش سعی می‌کند رفتار کاربر را مورد سنجش قرار دهد. فرض کنید فردی خودش را به عنوان یک کاربر برون‌گرا به سیستم معرفی می‌کند، یعنی به سئوالات به گونه‌ای پاسخ می‌دهد که معمولاً یک فرد برون‌گرای واقعی باید پاسخ دهد. توقع این است که یک کاربر برون‌گرا دائماً با سیستم و یا کاربران دیگر در تعامل باشد. حال اگر این ویژگی در رفتارش مشاهده نشد، سیستم سعی می‌کند به نوعی خودش را با کاربر منطبق و یا Adapt نماید و این قابلیتی است که سیستم‌های تطبیق‌پذیر یا هوشمند می‌توانند داشته باشند.
خیلی جالب است یعنی متون هم متفاوت می‌شود؟

بلی. به پیشنهاد دکتر بدیع به این متن یا ابرمتنی که در سیستم داریم هویتی داده شده است. هویت از دیدگاه سیستم‌های هوشمند یک Frame است، به عبارتی برای هر جزء آموزشی و یا هر نوع متنی یک Frame در نظر گرفته شده است، این Frame به ما می‌گوید که این جزء آموزشی تا چه میزان مبتنی بر فرمول است یا درجه سختیش از دیدگاه یک خبره (Expert) چه مقدار است. چه میزان وارد عمق مطالب می‌شود، پس ما می‌توانیم nتا کتاب درسی یا Text در سیستم داشته باشیم که ویژگی‌های آنها با یکدیگر متفاوت باشد. اینجاست که متناسب با نوع نگرش کاربران، آن متن و یا کتاب درسی را در اختیارشان قرار می‌دهیم.
دروس مختلف با هم متفاوت هستند، ارایه‌ی آنها هم که با یکدیگر فرق می‌کند. از طرفی متناسب با ویژگی‌های فرد منابع در اختیار آنها قرار می‌گیرد. سئوال این است که این مسئله با توجه به مطالب فوق آیا به صورت عملی قابل اجرا می‌باشد؟

بلی. این یک واقعیت است. یک استاد وقتی به سی نفر درس می‌دهد و موضوعی را برای آنها ارایه می‌نماید پس از مدتی متوجه می‌شود که یکی از شاگردان به مطالب وی توجه بیشتری دارد. نسبت این توجه که جنبه‌ی شهودی دارد 1 به 30 می‌باشد. انتظاری که از سیستم‌های الکترونیکی داریم این است که با توجه به هزینه‌هایی که برای آن می‌شود و ساختار شبکه‌ای ایجاد می‌گردد و سیستم رایانشی روی آن قرار می‌دهیم حتی‌الامکان بتواند این پردازش را انجام دهد. به عبارت دیگر سیستم باید بتواند شرایط مشابه شهودی معلم را که نسبت آن یک به سی بود به نسبت یک به هزار افزایش دهد. در اینجا نسبت را افزایش داده‌ایم اما آنچه را که از دست داده شده است، همان درک شهودی است. چرا که در این حالت از حضور استاد خبره خبری نیست، که سعی داریم به آن سمت حرکت نماییم.
یعنی آن وقت این محتواها باید توسط یک استاد تولید شود؟

بلی. داخل ساختار فعلی چند مسئله وجود دارد. فرض کنید یک مسئله این است که اینها بایستی با فعالیتی که خانم محمودی بدان اشاره کرد و یا در بحث Mining مطرح شد متصل (Joint) شوند، چراکه در حال حاضر سیستم‌های Mining این اجازه را می‌دهد که شما به طور خودکار یک سری استنباط نسبت به Text کسب نمایید که این امر می‌تواند ورودی یک سیستم یا یک آموزشگر هوشمند باشد و به اصطلاح به تدوین مفاهیم کمک کند، به طوری که خیلی کارها دیگر دستی انجام نشود. تنها نکته‌ی امیدوارکننده، دستی نبودن آن است، چراکه اگر استادی بخواهد این مقدار تجربه را به چندین حالت مختلف برای چندین نوع کاربر بنویسد، به نظر انسان خاصی باید باشد و می‌توان با قاطعیت گفت که چنین انسان‌هایی بسیار اندکند. اعضای جامعه‌ی اطلاعاتی قاعدتاً اگر با یک تعامل مناسبی به هم برسند کمک می‌کنند تا این کارها سهل‌تر انجام شود.
نکته‌ای که بسیار حائز اهمیت به نظر می‌رسد این است که آیا زیرساخت فرهنگی کنونی ما چنین فعالیت‌هایی را می‌پذیر یا نه.

استادان ما نسبت به این قضیه هیچ مشکلی ندارند، البته زمینه مساعد فرهنگی باید فراهم باشد، اما به این نکته توجه داشته باشید که خود این امر فرهنگ‌ساز است، یعنی نباید به صرف ترس و واهمه‌ای که از پیامدهای Information & Knowledge Technology وجود دارد به سمت و سویی حرکت نمایید که دچار یأس و ناامیدی شوید. برای اشاعه سامانه مبتنی بر IKT در جامعه باید جرأت و شهامت داشت. بدیهی است هنگامی که IKT معرفی شد، خودش فرهنگ‌ساز خواهد بود. اما در مورد موضع‌گیری برخی استادان در نفی استفاده از فناوری، باید بگوییم این را نباید به بقیه استادان تعمیم داد. ضمن اینکه یک واقعیت است؛ چراکه مشکلات اقتصادی موجب گردیده تا همین درس در جای دیگر برای دریافت حق‌الزحمه‌ای دیگر ارایه شود. حال اگر در بحث سامانه و اهدافی که از آن صحبت شد به لحاظ اقتصادی و معیشتی تمهیدات لازم پیش‌بینی شود قطعاً برخوردها فرق خواهند کرد. باید به مقوله Copyright توجه جدی گردد که اگر این امر صورت پذیرد، آن وقت استادان ما با فکری مطمئن، بدون داشتن دغدغه‌ی خاطر به انجام فعالیت‌‌های پژوهشی خواهند پرداخت.
یعنی باید انرژی به سمت تحقیق گردش پیدا کند تا عمق مطالب بیشتر گردد؟

بلی. اگر چنین اتفاقی صورت پذیرد، بسیاری از استادان فرصت می‌یابند که وقت خویش را روی موضوعات تحقیق متمرکز نمایند. اینکه در حال حاضر سطح تحقیق در جامعه‌ی ما به نسبت استادان پایین‌تر است به خاطر عدم علاقه و یا نداشتن توان علمی نیست، بلکه دلایل دیگری دارد که عمدتاً اقتصادی است.

یک نکته را هم که مهندس خراط بدان اشاره کرد، بحث مستمر بودن آموزش بود که به طرز فوق‌العاده زیبایی در پروژه ITS رعایت می‌شود. اجازه دهید سناریویی را برای شما ارایه نمایم. فردی را در نظر بگیرید که در بخش صنعت به کار اشتغال دارد. این فرد در هر مقامی که باشد، هر از گاه لازم است که سطح دانش و مهارت خویش را روزآمد نماید. قاعدتاً باید امکان شرکت در دوره‌های بازآموزی را داشته باشد. حال اگر این دوره در یک محیط واقعی شبیه‌سازی شود، امکان روزآمد شدن آن فرد بیشتر زمانی است که کار شبیه‌سازی در یک محیط واقعی صورت گرفته، چراکه برای برپایی یک دوره بازآموزی به منابع مختلف از جمله افراد خبره نیازمند است. حال این سئوال مطرح است که آیا تعداد افراد خبره در آن زمینه‌ی موضوعی خاص می‌تواند پاسخگوی همه باشد؟
در یک واحد صنعتی بخش آموزشی معمولاً وجود ندارد یا اثر بسیار کم‌رنگی دارد. در این شرایط چه باید کرد؟

باید استادان را از جاهای مختلف دیگر دعوت کرد. اینکه آیا بتوانند دعوت کنند یا نکنند، مشکل دیگریست. فرض کنیم استاد با همه‌ی گرفتاری‌ها در کلاس حاضر می‌شود. حال این سئوال مطرح است که فرد درست در وسط کار آیا حوصله دارد به کلاس برود یا نه؟
این هم نکته‌ی مهمی است. چون سطح فرد هر چه به سمت مدیریت برود از میزان این حوصله و تمایل کاسته می‌شود.

بلی. اما حالا شما این سناریو را در نظر بگیرید که فرد هر جایی که هست می‌تواند در هر لحظه آموزش ببیند. قطعاً از آن استقبال می‌کند، چراکه انرژی‌های زاید در وی حذف می‌شوند، دغدغه و اضطراب به طور خودکار کاهش می‌یابد و علاقه‌ی او به روزآمد شدن افزایش پیدا می‌کند.

من تفاوتی بین IKT و ICT نمی‌بینم، ICT بیشتر فضای کاربری و Utility است و IKT بیشتر به متدولوژی نزدیک است، در واقع این دو مکمل یکدیگر هستند، نه رقیب یکدیگر. پس می‌توان گفت که IKT در خدمت ICT است.

اگر قرار است Communication Technology خوبی داشته باشیم، باید Knowledge آن را هم داشته باشیم. IT به تنهایی کافی نیست چون I به تنهایی در اختیار شما گذاشته نمی‌شود. اینکه چرا به سمت پروژه‌هایی نظیر مدیریت دانش، داده‌کاوی علم و دانش Text Mining و یا Knowledge Management می‌رویم به این دلیل است که می‌خواهیم Knowledgeای را از داخل آن استخراج کنیم.

لازم می‌دانم توضیحی را بدهم. شاید تاکنون انجام شده یا نشده. به هرحال دکتر لوکس راجع به Data Mining و Knowledge Management اخیراً یک سری پروژه‌هایی را هدایت می‌نماید، منتهی همان طور که می‌دانید، ایشان بیشتر از دیدگاه کنترلی سعی می‌کنند به این مسایل نزدیک شوند.

اجازه دهید یک مثال ساده از ITSای که مهندس خراط در نظر دارند برایتان بگویم. قطعاً به یاد دارید که ایشان در بخشی از اظهاراتشان به مجموعه User model و Learner Style اشاره داشتند. یعنی مدل کاربر، سبک کاربر و سبک فراگیر. آنچه که از مدل کاربر می‌آموزند بیشتر «باور»، «خواسته» و «نیت» است. آنچه که از Learner Style دریافت می‌کنند از سبک فراگیر بیشتر است و آن اجزای روان‌شناسانه مرتبط با آن فراگیر یا کاربر است که به نوعی ذوق و اشتیاق و رجحانش را در برخورد با یک محیط آموزشی نشان می‌دهد. به عنوان مثال دوست دارد دیداری باشد، شنیداری باشد، فرمول باشد، روی شهودش تأثیر بگذارد یا روی سبک استدلالش تأثیر بگذارد. حالا فرض کنید بنا بر این دو نوع اطلاعی که دارید یکی را از User model می‌گیرید و نتیجه‌ای را که از Learner model دریافت می‌نمایید. در نهایت به جمع‌بندی معقولی از سبک ارایه مطلب می‌رسید. در اینجا شما استراتژی Local را جهت ارایه به کاربر انتخاب می‌نمایید. ما به شدت از روش‌های کنترلی استفاده می‌کنیم، بنابراین شما فکر می‌کنید که پروژه ITS و حتی فعالیت Pedagogy پروژه‌های (Interdisciplinary) و چندرشته‌ای (Multidisciplinary) و فراگستره‌ای Transdisciplinary هستند. TD در واقع به چیزهایی مثل کنترل و طراحی اطلاق می‌شود که علاوه بر اینکه در برق و الکترونیک کاربرد دارد، در شیمی هم استفاده می‌شود. فرضاً Signal Processing که مورد نظر ماست، برای 54 نفر از کاربران خودمان مد نظر قرار دادیم.

- مهندسان مخابرات

- مهندس خودکارسازی (اتوماسیون) و کنترل

- مهندسان پزشکی

- مهندسان سازمانی Organizational Engineer

رده چهارم جزء مهندسان نیستند اما به دلیل اینکه در هر سازمان با داده‌های بسیاری روبرو هستند و این داده‌ها دارای افت و خیز می‌باشند و هر جا که افت و خیزی در کار باشد، سیگنال وجود دارد، یعنی پیامینگی در جایی هست که پیام‌ها عکس می‌شود. بنابراین اینها را هم مهندس تعریف کرده‌ایم.
با توجه به علاقه‌ی شما در مورد واژه‌گزینی لطفاً معانی کلمات زیر را بیان فرمایید.

رایا فراگیر Cyber learner

فراگیری الکترونیکی E-learning

فعلاً همان پرورش بنامید Pedagogy
در فرهنگ ما استاد و علم جایگاه ویژه‌ای دارند. در سیستم جدید این احترام و جایگاه چه خواهند شد؟

حضور استاد باید به صورت صریح باشد، منتهی حضور وی به شکل غیرحضوری خواهد شد. استاد وقتی نشان داده خواهد شد که در تنظیم متن‌ها نقش داشته باشد، یعنی نقش وی انتزاعی و زیرساختاری‌تر می‌شود. در صورت نیاز از اتاق‌های Chat هم می‌توان برای ارتباط مستقیم شاگرد و استاد استفاده کرد.
ارتباط حضوری یک سری مسایل اخلاقی به همراه دارد. خوی، منش و عاداتی را منتقل می‌کند. در دنیای web جایگاه این مسایل کجاست؟

توجه داشته باشید امروز، در علم رایانه بسیاری از این شاخص‌ها را می‌توان انتقال داد. مثلاً شما می‌توانید با Highlight کردن یک سری علائم روی چهره استاد این پیام را انتقال دهید، آن هم با این معانی که استاد قدری در مورد آموخته شما تردید دارد، یا خوشحال است و یا اینکه غمگین است. به عبارت دیگر به راحتی می‌توان احساس را انتقال داد.
اما مواردی مثل پشتکار، آداب اجتماعی و موارد مشابه را چگونه می‌توان منتقل نمود؟

اگر تنها بعد نگران‌کننده‌ی قضیه این مورد است، می‌توان شاگردها را متقاعد کرد که هرچند یک بار در یک گردهمایی یا یک جلسه با استاد و همشاگردی‌های خویش برخورد داشته باشند. مجازی بودن این فرصت را ایجاد می‌کند که اگر بخواهند، واقعاً پخته شوند.
محمودی: قضاوت‌ها به دلیل اینکه تحت تأثیر رفتار نیت قرار می‌گیرند منصفانه می‌شود. در مراوده با توجه به سئوالات و نوشته‌های فرد می‌توان به منش او پی برد، حتی اگر قضیه رو در رو هم مطرح باشد، می‌توان به صورت On line یا حتی Off line توسط Web Camها ارتباط برقرار کرد.
آیا در این فضا ارادت به استاد به وجود می‌آید؟

محمودی: از روی نحوه تعامل آن فرد مشخص با استاد می‌توان فهمید که آیا ارادتی وجود دارد یا نه؟

دکتر بدیع: هر صفتی را که برای موجود زنده تعریف شده است، سعی کرده‌ایم به نحوی بازنمودهای رفتاری آن را در نظر بگیریم، البته معنا و مفاهیم ارادت متفاوت است و حتی یکی از استادان قدیمی خودم را اگر در پارکی ببینم و نزد او بروم و آشنایی بدهم، مفهوم انتزاعی ارادت نمود پیدا می‌کند، یا حتی وقتی که مقاله‌ای را می‌نویسید و در آن به استادتان اشاره می‌کنید باز هم نوعی ارادت است.
چه چیزی انسان را به سمت ارادت می‌برد؟

به لحاظ ساختار روانی انسان، اینکه به نحوی در یک دوره تعاملی از خیرات و برکات آن فرد استفاده کرده باشد. بنابراین فردی که از طریق سیستم مجازی متوجه شد به او از جانب استاد خیر و برکت رسیده است با توجه به شناخت خود نمادهای متفاوتی از ارادت را از خود بروز می‌دهد.

اگر مجازی‌گرایی را بخواهید با نگاهی مشکوک ارزیابی نمایید. جمله خود را بیشتر روی این بگذارید که در برخورد مجازی امکان دریافت بازخوردها به شفافیت و وضوحی که در برخورد فیزیکی وجود دارد، نیست. باید دید که آیا امکان تقویت آن وجود دارد یا نه، منتهی در فیدبک یا بازخورد مسئله اصلی ارزیابی است است و اینکه آیا می‌توان ابزار مناسبی را برای تحلیل رفتار داشته باشیم که متناسب با آن بازخورد را اعمال کنیم. در سیستم فیزیکی به دلیل رو در رو بودن می‌توان سئوالات مختلفی را برای این مقوله عنوان کرد، ولی آیا در بعد مجازی هم این امکان وجود دارد.
در پایان توصیه می‌شود عناصر جوهری در یک فرهنگ را الزاماً قائم به یک سری الگوهای خوش‌تعریف متداول شده از آن فرهنگ نکنید. به عنوان مثال نگویید که فرهنگ ما غنی است چون شاگرد به حتم برای استاد احترام قایل است، ولی بگویید غنی است چون به ارادت بها می‌دهد، یعنی برخورد انتزاعی با عناصر جوهری باید در یک فرهنگ داشت. به این وسیله قادر می‌باشید با توجه به مسایل اجتماعی مفاهیم را به روز ترجمه نمایید.

1 . Intelligent Tutorial System

2 . Pedagogy Caltex

3. Tutoring

4. Pedagogy

5. Text

6. Hyper Text

7 . Information & Communication Technology

استفاده از فناوری اطلاعات در مدارس

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۴۱ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - اینکه فناوری اطلاعات باید مورد استفاده سیستم آموزشی کشور قرار گیرد، شاید جای شک وجود نداشته باشد. سؤال عمده این است که چگونه باید به این مهم جامه‌ی عمل پوشاند.

روش‌های پاسخ‌دهی به سؤالات مطابق تجارب قبلی در جامعه ما بسیار کند و در مبحث IT اینچنین پاسخی قابل استفاده نخواهد بود.

روش‌های استفاده شده در جامعه‌ی ما برای پاسخ‌دهی به سؤالات کلان معمولاً بر مدیریت متحرک استوار می‌باشد، مانند مسیری شبیه آنچه در ذیل می‌آید.

دیگران به توسعه IT در سیستم آموزشی چگونه پرداخته‌اند؟ در چه زمانی شروع کردند؟ در آن زمان چه شرایط و امکاناتی داشتند؟ در آن زمان IT در دنیا در چه وضعیتی بود؟

شما تصور کنید پاسخ‌دهی به سؤالات فوق به چه زمانی احتیاج دارد؟ 6 ماه، 1 سال. هر چه باشد این زمان در عمر IT بسیار طولانی است. پس باید دوباره جواب‌ها را اصلاح نمود و این یعنی کندی و لختی بیشتر.

پس باید از همین لحظه شروع کرد. از کجا شروع کنیم. از تهران یا شهرستان‌ها. از منطقه یک یا از منطقه بیست. از مدرسه A یا مدرسه B. باید از هر جایی که امکان دارد شروع کرد. مطابق با شرایط و امکانات ویژه‌ی آن‌جا (رجوع شود به مقاله‌ی ارایه شده در کنفرانس Earn مسکو تحت عنوان «سیستم‌های مکمل در آموزش و پرورش» در آدرس www.Alborzsch.ir).

در همین راستا و براساس همین نگرش، ما کار را در مرکز تحقیقات و پژوهش دکتر چمران دبیرستان البرز شروع کردیم که می‌تواند به عنوان یک الگوی عملی مورد استفاده قرار گیرد.

ما کار خود را با بخش کوچکی از دانش‌آموزان (حدود 100 نفر) شروع کردیم؛ با هدف استفاده از اینترنت در آموزش دروس دبیرستانی. ابتدا دروش فیزیک و شیمی برای دانش‌آموزان سال اول دبیرستان در نظر گرفته شد و در ادامه راه محیط کاری برای دانش‌آموزان چنان فراهم گردید که بتواند در مورد آنچه که بحث می‌شود، خوب بیاندیشند و خوب مشاهده کنند.

خلاصه‌ی آنچه انجام شد، بدین قرار است که به دانش‌آموزان Internet explorer, WinXP، موتورهای جستجو چون Yahoo و Front page آموزش داده شد. سپس تحقیقات و پژوهش از طریق اینترنت را به صورت عملی با مدرسین انجام دادند و نتایج کارهای خود را از طریق Front page به صورت یک محصول آماده نمودند و در نمایشگاهی این محصولات را در معرض دید دیگران قرار دادند.

از نتایج مهم حاصل شده باید به آشناشدن دانش‌آموزان با مفاهیم شبکه به صورت عام و شبکه اینترنت به صورت خاص نام برد، زیرا اثرات شبکه بسیاری از مفاهیم رایج گذشته را دگرگون نموده است. ذکری از پارامترهای مؤثر در کار در پایان مناسب به نظر می‌رسد، هرچند که بررسی تفصیلی آنها مجال بیشتری را طلب می‌کند.

1- عموم دانش‌آموزان، کار جدی با کامپیوتر را تجربه نکرده‌اند و این خود باعث کندی کار در ابتدای حرکت ما بود و روش‌های پیش‌بینی و اجرا گردید که این اثر را تعدیل نماید.

2- دانش‌آموزانی که در این طرح حضور داشتند، هم کلاس عادی فیزیک یا شیمی را می‌گذراندند و هم از طریق اینترنت و کامپیوتر به این موضوعات پرداختند. اثر این دو روش توأم، یعنی روش سنتی و روش بر مبنای IT بر دانش‌آموزان جزء موضوعاتی بود که در این طرح مورد بررسی قرار گرفت.

3- ابزارهایی که از طریق اینترنت و کامپیوتر مورد استفاده دانش‌آموزان قرار می‌گرفت، از طریق مدرسین مورد کارشناسی قرار می‌گرفت که به صورت مناسبی در ساختار آموزشی گنجانیده شود.

4- از موضوعات مهم دیگر، برخورد مدرسین سنتی با روش جدید بود، به گونه‌ای که این برخورد کمترین مشکلات را به بار آورد.

امیدواریم که با شناخت بهتر تجربه حاصل آمده، بتوان گام‌های مؤثر بیشتری در آینده برداریم؛ چه برای دبیرستان البرز و چه دیگر مدارس کشور.

جلال حشمت‌پناه

IT در خدمت آموزش پزشکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۹:۳۵ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا - مقدمه: دکتر عباس فروتن، پزشک و متخصص فیزیولوژی و استادیار دانشگاه شهید بهشتی است. اما به غیر از تدریس، دل‌مشغولی دیگری هم دارد. او در این دانشگاه، مرکزی را با عنوان «مرکز آموزش از راه دور» ایجاد کرده و روی بحث دانشگاه مجازی کار می‌کند و در این زمینه به تجربیات ارزشمندی دست یافته است.

خبرنگار تکفا در گفت و گویی با دکتر فروتن، فرصت‌ها و موانع آموزش از راه دور و نقش انفورماتیک و IT در علم پزشکی را به بحث گذاشته است که در ادامه از نظرتان می‌گذرد.
آقای دکتر، ضمن معرفی خود بگویید چه شد که به مبحث آموزش از راه دور علاقه‌مند شدید؟

من، عباس فروتن، پزشک و متخصص فیزیولوژی و استادیار دانشگاه شهید بهشتی هستم و مدتی نزدیک به یک سال و نیم است که «مرکز آموزش از راه دور» را در این دانشگاه راه‌اندازی کرده و در آن، به بررسی شیوه‌های بهینه‌سازی کلاس درس با استفاده از امکانات IT مشغول هستم.

سابقه توجه و علاقه‌مندی من به مسأله نقش IT در پزشکی به دوران جنگ تحمیلی برمی‌گردد. در آن زمان، به کار آموزش در بیمارستان‌های صحرایی، همراه با اطلاع‌رسانی سریع و دقیق می‌پرداختیم. پس از پایان جنگ، تجارب ارزنده‌ای که به دست آمده بود، منجر به راه‌اندازی و تأسیس واحدی در دانشگاه شهید بهشتی با عنوان "طب حوادث" شد.

وارد کردن مطالب گردآوری شده برای این واحد درسی به کامپیوتر و سپس آشنایی با محیط وب و پایگاه‌های داده، یک تحول فکری در من ایجاد کرد و بحث دانشگاه مجازی، از آنجا که موجب صرفه‌جویی در زمان می‌شود و کاربرد مؤثری دارد، توجه مرا جلب کرد.
در این مدت، چه فعالیت‌هایی در زمینه‌ی آموزش مجازی و آشناسازی دانشجویان و استادان با این موضوع انجام داده‌اید؟

ابتدا باید بگوییم که ما به دنبال بهینه‌سازی کلاس درس مجهز به کامپیوتر بوده‌ایم، نه ایجاد کلاس‌های درس کاملاً مجازی. یعنی سعی داریم کلاس‌هایی را تدارک ببینیم که به امکانات روزآمد جهت تدریس مجهز باشند. به همین منظور یکی از دروس روتین را با امکاناتی که تهیه شده، هم به شکل ارتباط اینترنتی و راه دور و هم به صورت کلاس عادی برگزار کردیم که به تجربیات عملی مفیدی دست یافتیم.

استادان، معمولاً در زمینه چگونگی طراحی دوره، گذاشتن آن روی وب، ارزش‌یابی و اجرای گروه‌های سیستمی سؤالات و ابهاماتی داشتند. بنابراین، در مدت یک سال، بیش از 200 نفر از استادان مورد آموزش قرار گرفتند و موفق شدیم به آنان در طراحی یک نمونه‌ی درسی و قرار دادن آن روی وب کمک کنیم.

در همین زمینه، حدود 200 نفر از دانشجویان پزشکی، 40 نفر از رزیدنت‌های خارجی، 21 نفر از دانشجویان دکترای فیزیولوژی، 6 نفر از دانشجویان مهندسی پزشکی و 12 نفر از دانشجویان کارشناسی ارشد پرستاری آموزش دیده‌اند.

از سوی دیگر سمینارهای مختلفی نیز به منظور بسترسازی برگزار شده است.

در همین راستا 18 کارگاه آموزشی نیز به صورت کلاس برگزار شد و پس از آن نظرسنجی به عمل آمده از دانشجویان و استادان شرکت‌کننده در این کارگاه‌ها، حاکی از علاقه‌ی زیاد آنان به موضوع بود. این نظرسنجی‌ها، همچنین بیانگر آن است که برگزاری این دوره‌ها باید در قالب علمی و فرم کنترل شده باشد که طبعاً منجر به جهش و تحولی در آینده‌ی کشور خواهد شد. در غیر این صورت با دوره‌های کم‌ارزش و غیرقابل اعتماد مواجه خواهیم شد که باعث دفع افراد علاقه‌مند به وب می‌شود.
اشاره کردید به این مسأله که هدف آن، راه‌اندازی کلاس کاملاً مجازی نبوده است. از برگزاری این دوره‌ها، علاوه بر بهینه‌سازی آموزش در کلاس‌ها، چه اهدافی را دنبال می‌کنید.

ما دنبال این هستیم که روابط اجتماعی در دانشگاه بین دانشجو و استاد حفظ شود؛ زیرا وجود کلاس و بحث‌هایی که در آن شکل می‌گیرد، خود از عوامل مهم دیگر ورود استاد و دانشجو به صحن دانشگاه است. در مورد مسئله‌ی تعلیم و تربیت، در مورد تعلیم ممکن است تا حدی در سیستم کاملاً مجازی شکل بگیرد ولی در مورد بخش تربیت دسترسی به اهداف تربیتی تنها در محیط فیزیکی کلاس درس میسر است.

در این روش، امکان یادگیری استاد وجود دارد. مثلاً وقتی دانشجویان در حال بررسی یک موضوع خاص هستند، استاد در همان زمان می‌تواند دو صفحه بعد را از روی اینترنت مطالعه و اطلاعاتش را ب روز کند و سپس پاسخ دانشجویان را بدهد. بنابراین ساختار کلاس هم حفظ خواهد شد. از سوی دیگر، به کارگیری تجهیزات پیشرفته در کلاس‌ها - همچون صفحه‌نمایشگر به جای تخته سیاه یا وایت‌برد - ضمن حفظ ماهیت کلاس، امکانات بهتری برای تدریس در اختیار استاد قرار می‌دهد.

دانشجویان ابتدا در این سیستم سردرگم هستند؛ ولی پس از مدتی، با همکاری و کندوکاوهای متعدد کار تئوری را در گروه‌های 2 یا 3 نفره به خوبی فرا می‌گیرند و این تمرین برای ورود به مبحث دانشگاه مجازی است. در این روش، شما عواملی در اختیار دارید که در کلاس‌های درس معمول در اختیارتان نبود. این عوامل موجب می‌شود که یادگیری شیرین و عمیق شود و خستگی به حداقل برسد.

عامل مهم در این روش، خاصیت Interactivity یا تعاملی بودن کلاس و درس است. در این حالت، استاد فاقد هر گونه جزوه و کتاب بوده و همه چیز، به صورت ساختار و نقشه دوره، در اختیار دانشجوست. بنابراین، دانشجو بخش به بخش جلو می‌رود و استاد فقط راهنمایی و رفع اشکال می‌کند.

خاصیت تعاملی بودن ارایه‌ی دروس موجب می‌شود که افراد، به دلخواه و با سرعت و مدل‌های مختلف یادگیری به پیش بروند و به طبع، هر فرد اشکالاتی دارد که دیگران ندارند و فقط برای او توضیح داده می‌شود.
بد نیست به تشریح بعضی از روش‌هایی که در این دوره‌ها به کار می‌گیرید، بپردازید.

ما یک سری از درس‌ها را با سایر دانشگاه‌های خارج از کشور Link می‌کنیم و از اطلاعات موجود آنان استفاده می‌نماییم. مثلاً عکس‌های رادیوگرافی همراه با نوع بیماری و معالجه‌ی آن از سایت دانشگاه Emory.edu در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد و دانشجویان از ترم دوم یعنی از همان نخستین سال ورود به دانشگاه، کار عملی انجام می‌دهند و این موجب تقویت انگیزه‌ی آنان می‌شود. کار گروهی در این سیستم انجام می‌شود و رعایت استانداردها در کلاس درس پزشکی کاملاً رعایت شده است. ما با کمک Webcam و یا تصویربرداری و ذخیره‌ی آن در بانک اطلاعاتی میزان روابط بین گروه‌ها، دانشجویان و استادان را اندازه‌گیری می‌کنیم. مسأله‌ی قابل ذکر دیگر اینکه 60 درصد نمره‌ی دانشجویان مربوط به تکالیفی است که طی دوره انجام می‌دهند و از طریق کامپیوتر انجام می‌دهند، 10 درصد مربوط به حضور و فعالیت در کلاس است و 30 درصد بقیه مربوط به امتحان نهایی است که این موجب جلوگیری از درس‌خواندن در شب امتحان شده و باعث افزایش عمق یادگیری خواهد شد.
آیا نرم‌افزار مربوطه طبق سفارش شما نوشته شده است؟

در بررسی‌ها پی بردیم که نرم‌افزار وجود دارد، ولی نکات و ایده‌های آموزشی که روان‌شناسان مطرح می‌کنند در آن موجود نیست. بنابراین برنامه‌ای را با کمک برنامه‌نویسان به طور گام به گام طراحی و پیاده کردیم. در واقع، نکته‌ی مهم این است که بتوانیم کلاس را طوری اداره کنیم که بدانیم دانشجو در کلاس چه فعالیتی می‌کند و احساس حضور در کلاس درس هم حفظ شود، تا بتواند نیازهایمان را برآورده کند و سپس دانشجو در خارج از کلاس درس وارد دوره شده و تکالیف فردی خود را تکمیل و ارسال می‌نماید.
پس در حقیقت نرم‌افزار مذکور به صورت یک واحد کمک‌آموزشی عمل می‌کند؟

در واقع ما این روش را Computer Assistant Classroom می‌نامیم. نکته مهم در روش، این است که در ارتباط با دانشجو، احساس حضور در کلاس درس حفظ شود. ما در انتهای هر فصل یا صفحه، سؤالاتی قرار داده‌ایم که دانشجو برای عبور از آن فصل باید به آن پاسخ دهد و ما به شکل Online بر آن نظارت می‌کنیم و به درصد و نوع پاسخ‌های اشتباه پی می‌بریم. این امر به طراحی‌های بعدی ما کمک می‌کند. پس باید بپذیریم برای اینکه این کار موفق باشد، باید دقت و حوصله‌ی زیادی داشت.
ارایه‌ی دروس به چه زبانی است؟

هم فارسی و هم انگلیسی.
اگر فردی نتواند در کلاس حاضر شود، می‌تواند در خانه از طریق کامپیوتر از این کلاس‌ها استفاده کند؟

چنین کاری امکان‌پذیر است، ولی ما اجازه‌ی آن را نداریم. به دلیل اینکه جلسات ما، کلاس‌های عادی دانشگاه محسوب می‌شود. بحث این است که دانشجویان در آینده کارهای گروهی را در اینجا و کارهای فردی را در بیرون از اینجا انجام دهند.
این مرکز چه نیازهایی دارد و از کجا باید شروع کرد؟

اولین قدم تایپ کردن یعنی وارد نمودن Textها و Mediaها به کامپیوتر است. بعد از آن مطالب روی Website در اختیار دانشجویان قرار می‌گیرد. در این حالت، استادان، تمام اطلاعات خود را عرضه می‌کنند و در این راستا مسؤولان باید استادان را از نظر روزآمدسازی اطلاعات پشتیبانی کنند.
غالباً به خاطر کمبود استاد و محدودیت‌ها به خصوص در مراکز دوردست، استفاده از روش فردی و کاملاً مجازی پیشنهاد می‌گردد. ولی این انتخاب کاملاً صحیح نیست. استفاده از استادان به نظر شما بهتر نخواهد بود؟

مسلماً همین طور است. ولی در خارج، اکنون این دوره‌های درسی بسیار زیاد است که می‌توان از آن استفاده کرد. ولی با توجه به وضعیت بومی و محلی و اجتماعی ما باید این دوره‌ها را تغییراتی داد و بومی کرد و یا حتی از ابتدا طراحی کرد. زیر نیازهای هر کشور و یا کشورهای یک منطقه مسلماً متفاوت با سایر مناطق است و برخی درس‌ها در مناطقی بسیار مهمند، اما همان درس در منطقه‌ی دیگر دنیا بسیار کم اهمیت است.
این امر می‌تواند به صورت یک خطر برای E-learning تلقی شود؟ یعنی دانشجویان در دوره‌های درسی خارجی تحصیل کنند، ولی تخصص آنها به درد جامعه نخورد؟ معمولاً دانش تکنولوژی قبل از این که به طور رسمی وارد شود، توسط افراد وارد می‌شود و این از معضلات کشور است.

کاملاً همین طور است، یعنی ما به وسیله‌ی اینترنت می‌توانیم به تمام اطلاعات دنیا دسترسی داشته باشیم، ولی در این زمینه فاقد محتوایی سازمان‌یافته هستیم.
شما چه توصیه‌هایی برای افراد علاقمند به آموزش مجازی در مراکز آموزش پزشکی دیگر دارید؟

قدم اول این است که یک ارتباط آموزش عادی، پایه قرار گیرد و سپس به شکل کامپیوتری درآید. باید طرح درس استاد مشخص شود و هدف آموزش هم روشن باشد. در سیستم E-learning بیشتر مسائل به تعریف هدف برمی‌گردد. در مرحله بعد، باید اهداف اولویت‌بندی شود. بر این اساس، بانک‌های اطلاعاتی و دوره‌های درسی شکل می‌گیرد و ارزش‌یابی دوره انجام می‌شود. باید اهمیت فصل‌ها مشخص شود و در طول دوره به دانشجو تکلیف داده شود و آنها نیز سؤالات خود را مطرح کند. این سؤالات که جنبه‌ی آموزشی دارد، مشکلات دوره‌ی بعد را حل می‌کند.

نکته‌ی بسیار مهم، کار گروهی است. یکی از مهم‌ترین انگیزه‌های آموزش، کار گروهی است. در این حالت، دانشجویان با هم تعامل و هم‌فکری دارند؛ یعنی در کلاس درس دانشجو فعال است و استاد یک تا دو درصد بیشتر صحبت نمی‌کند.

مثلاً در کلاس‌های عادی درس پاسخ درصد اکسیژن در ارتفاع شهر تهران را معلم می‌گوید، ولی در اینجا دانشجویان در اینترنت جست و جو می‌کنند، فرمول را می‌یابند و با قراردادن مقادیر، جواب درست را به دست می‌آورند. این حالت برای آنان خوشایند است و هر کس هم به روش و سلیقه خود این کار را انجام می‌دهد.
در سیستم‌های فردی خود افراد یاد می‌گیرند؟

اگر خیلی فردی باشد، کلاس سرد و بی‌روح می‌شود؛ بنابراین اگر دو نفر شوند بهتر است و تشکیل گروه‌های سه نفری عالی است. در بحث سؤال و جواب‌های فردی، می‌توان خطاهای فرد را گوشزد کرد و این خیلی مهم است.

پیشنهاد می‌کنم که در کنار درس‌های دانشگاهی، یک سری کلاس‌های مجهز آموزش مجازی برگزاری کنیم که هم دانشجویان و هم استادان با E-learning آشنا شده و هم روابط اجتماعی کلاس را هم داشته باشند.
به نظر می‌رسد شما در مورد آموزش‌های مجازی و گروه‌های سه‌نفره، وقتی زیادی صرف می‌کنید. تفاوت وقتی که برای کلاس‌های عادی و این نوع کلاس‌ها صرف می‌کنید؟ چقدر است؟ مشکلات اجرایی که در این زمینه داشته‌اید بیان کنید.

مشکلات زیاد است. از لحاظ تئوری، در مورد IT و جایگاه آن در کشورهای پیشرفته بسیار بحث می‌شود؛ ولی باید توجه داشت که ما با عنایت به سطح سواد، امکانات و تجهیزات و محدودیت‌های کشور می‌خواهیم E-learning را پیاده کنیم و این قابل قیاس با کشورهای دیگر نیست. با توجه به امکانات کشور و استرس‌ها، همکاران ما بعضی وقت‌ها 7 صبح می‌آیند و تا ساعت 10 و 11 شب و در مواردی که کارگاه داریم، در تمامی شب به کار مشغولند. زیرا در صورت بروز کوچک‌ترین اشکال، همه چیز به هم می‌ریزد. امیدوارم بتوانیم اصولی را تدوین کنیم که مبحث E-learning به یک بحث لوکس تبدیل نشود.
حالا بحث خلاقیت و نوآوری مطرح است. در حالی که ما کار معمول را در کلاس انجام نمی‌دهیم. هنوز هم هیأت علمی باید 12 ساعت تدریس کند تا حق‌الزحمه‌اش را دریافت کند، ولی شما چندین برابر معمول وقت می‌گذارید. با توجه به موضوع مطرح خلاقیت در دنیا و سعی ما در ایجاد آموزش خلاق و نوآور مشکلات اجرایی آن را چگونه می‌بینید؟

طبق نظر دانشجویان، ما به آنها روش و استراتژی جست و جو را آموخته‌ایم تا هر موضوعی را بخواهند، پیگیری کنند. در سیستم عادی، باید کلاس درس تشکیل شود، استاد تدریس کند، جلسات کنترل شده و حساب و کتاب دارد، ولی در سیستم جدید نمی‌توان این‌گونه عمل کرد.

اساساً بحث E-learning بر محور روش یادگیری است که ربطی به E-learning ندارد. روان‌شناسان یادگیری، چگونگی برخورد با کودکان، بزرگسالان، نحوه سخنرانی و مواردی از این قبیل را عنوان می‌کنند که ربطی به E-learning ندارد و می‌توان با استفاده از تکنولوژی به بهترین شکل از آن استفاده کرد. بنابراین ما دنبال پیاده کردن دوره‌هایی رفتیم که از هر لحاظ کامل باشد.
اکنون بدون حضور شما هم، ارایه‌ی این دوره‌ی درسی ادامه می‌یابد. یعنی تهدیدی که در ارتباط با ICT در بسیاری از موارد وجود دارد، اینجا هم اتفاق می‌افتد. مثلاً در بحث هنر اگر یک خطاط یک بار خط‌اش را روی کامپیوتر بگذارد، زحمات سی‌ساله‌اش هدر می‌رود. فکر می‌کنید این تهدید واقعی است؟

یکی از صفات عالی انسانی؟ که همه باید سعی کنیم به آن متصف شویم، کنارگذاشتن بخل علمی است. باید یاد بگیریم که هر چه می‌دانیم، سخاوتمندانه در اختیار دیگران قرار دهیم.
در این صورت بحث امنیت مالی مطرح می‌شود. یعنی اگر کارتان را از دست بدهید، حامی لازم را خواهید داشت؟

اگر این طرز تفکر باشد، به هیچ وجه نباید به این کارها دست زد، چون هیچ سیستمی که از شما پشتیبانی مالی کند، وجود ندارد.