ما پای کار هستیم؟

-
برترین روندهای فناوری در سال میلادی جدید: ۲۰۲۲۶
فناوریهایی که شرکت گارتنر تحت عنوانِ: «Top Strategic Technology Trends 2026» در پایان سال ۲۰۲۵ منتشر کرده است، عبارتند از:
– فناوری سکوهای توسعه بومیهوش مصنوعی (AI-native development platforms)،
– فناوری سکوهای اَبَررایانش هوش مصنوعی (AI supercomputing platforms)،
– فناوری رایانش محرمانه (Confidential computing)،
– فناوری سامانههای چندعاملی (Multiagent systems)،
– فناوری مدلهای زبانی دامنه-ویژه (Domain-specific language models)،
– فناوری امنیت سایبری پیشدستانه (Preemptive cybersecurity)،
– فناوری منشاء دیجیتالی (Digital provenance)،
– فناوری سکوهای امنیت هوش مصنوعی (AI security platforms)،
– و فناوری «زمینوطنی سازی» (geopatriation).
در ادامۀ، نخست به تعریف مختصرِ هر یک از فناوریهای مذکور میپردازم، و سپس با باز کردن فناوریهای پنهان در پس فناوری «زمینوطنی سازی» به جابجایی پارادایمی اشاره میکنم که در ماهیت این فناوری و دیگر فناوریهای مربوط به هوش مصنوعی دارد رخ میدهد.
از آنجایی که آنچه امروز و امسال (۲۰۲۵) برای نخستین بار در قالب Top Strategic Technology Trends 2026 مطرح میشود، بیش از آنکه صرفاً بشارت به «نوآوری فناوری» باشد [کاری که گارتنر در سالهای گذشته ذیل اصطلاح چرخۀ شورانگیزی (Hupe-cycle) به طور ضمنی انجام میداد]، بازتاب یک پروژۀ بزرگتر برای مدیریت و مهار اشاعۀ قدرت هوش مصنوعی، به منظور آمریکامحورسازی هوش مصنوعی و ایجاد هرم قدرتی جهانی است که در رأس آن، شرکتهای غول پیکر «هایتِک» و حافظ منافع آنها: دولت ایالات متحده آمریکا مستقر هستند و احتمالاً خواهند ماند، لذا در پایان این یادداشت، پرسشنامهای را آوردهام که به یاری آن میشود فهمید که ما کجای کاریم؟
-
تعریف کوتاه هریک از روندهای فناوری راهبردیِ سال ۲۰۲۶
- فناوری «سکوهای توسعه بومیهوش مصنوعی»
برخلافِ رفتار کنونی شرکتهای ایرانی که به طور add-on سکوهای هوش مصنوعی غیربومی را در فرآیند توسعه نرمافزارهای بومی به خدمت میگیرند، «سکوهای توسعه بومیهوش مصنوعی» (AI-native development platforms) پلتفرمهایی هستند که هوش مصنوعیgenerative را به طور ذاتی و in-built در فرآیند توسعه نرمافزار ادغام میکنند. این فناوری به تیمهای کوچک یا حتی متخصصان غیرفنی اجازه میدهد بدون دانش عمیق کدنویسی، اپلیکیشنهای اَمن و کارآمد بسازند. سکوهای مذکور با ابزارهایی مانند AI co-pilots، تعادل بین ساخت و خرید نرمافزار را تغییر و سرعت توسعه را افزایش میدهند.
- فناوری «سکوهای اَبَررایانش هوش مصنوعی»
سکوهای ابررایانش هوش مصنوعی (AI supercomputing platforms) پلتفرمهای رایانشی عظیمالجثه هستند که برای پردازش مدلهای پیشرفته هوش مصنوعی مانند مدلهای زبانی بزرگ و آموزشدهی به سیستمهای هوش مصنوعی زایا (generative) طراحی شدهاند و از ترکیب GPUها، TPUها و شبکههای پرسرعت بهره میبرند.
- فناوری «رایانش محرمانه»
رایانش محرمانه (Confidential Computing) فناوریای است که دادهها را در حین پردازش در محیطهای ابری یا چندابره محافظت میکند و از دسترسی غیرمجاز حتی توسط ارائهدهندگان ابر، مدیران سیستم یا حملات جانبی جلوگیری مینماید. سازوکار عملکرد این فناوری از فناوری «محیطهای اجرایی قابل اطمینان» [ Trusted Execution Environments (TEE) مانند Intel SGX،AMD SEV یا ARM TrustZone ] استفاده میکند تا دادهها را «رمزنگاری شده» نگه دارد و کلیدهای رمز را در حافظهای ایزوله محافظت کند، که برای کاربردهایی مانند AI، بهداشت و امور مالی حیاتی است.
رایانش محرمانه با رمزنگاری سنتی، تفاوت اساسی در مرحله حفاظت دادهها دارد: رمزنگاری سنتی، CPU و حافظه را ایمن نمیکند، در حالی که TEE یا «محیطهای اجرایی قابل اطمینان» مانند enclaves برای رمزنگاری دادهها حتی در حین رایانش استفاده میکند، بدون نیاز به رمزگشایی!
- فناوری «سامانههای چندعاملی»
سامانههای چندعاملی (Multiagent Systems) در استراتژیهای جنگ هیبریدی (Hybrid Warfare) نقش کلیدی در ایجاد هماهنگی توزیع شده و تصمیمگیری خودکار ایفا میکنند، جایی که عوامل هوشمند (مانند پهپادها، سرباز-رباتها یا نرمافزارهای سایبری) به صورت مستقل اما مشارکتی عمل کرده و انعطافپذیری بالایی در برابر تهدیدات ترکیبی (نظامی، سایبری، اطلاعاتی) فراهم میآورند.
نهادهای مردمی، NGOها، پدآفند غیرعامل، شرکتهای خصوصی و گروههای شبهنظامییی که در سامانههای چندعاملیِ جنگ هیبریدی به عنوان عوامل مستقل اما هماهنگ عمل میکنند، به کمک این فناوری لایههای غیرمتعارف (مانند اطلاعاتی، سایبری و روانی) را تقویت میکنند.
- فناوری «مدلهای زبانی دامنه-ویژه»
مدلهای زبانی دامنه-ویژه (Domain-specific Language Models) مدلهای هوش مصنوعی هستند که به جای آموزش عمومی روی دادههای وسیع اینترنت، روی دادههای تخصصی یک حوزه خاص (مانند پزشکی، حقوق، امور مالی یا مهندسی) fine-tune یا «ریز-تنظیم» میشوند تا دقت و کارایی بالاتری را در آن زمینه بخصوص ارائه دهند. درنتیجه: این نوع ازمدلهای زبانی، نسبت به مدلهای عمومی مانند GPT، خطا و توهم کمتری دارند زیرا اصطلاحات فنی را بهتر درک میکنند، فلذا در پزشکی (برای تشخیص بیماری از روی تصاویر) یا در حقوق (برای تحلیل قراردادها) کارایی لازم را دارند.
- فناوری «هوش مصنوعی فیزیکی»
هوش مصنوعی فیزیکی (Physical AI) ترکیبی متشکل از مدلهای هوش مصنوعی پیشرفته با رباتیک و حسگرهای فیزیکی است که ماشینها را قادر میسازد تا با دنیای واقعی تعامل هوشمندانه داشته باشند، نه فقط پردازش دادههای دیجیتالی. ویژگی اصلی فناوری هوش مصنوعی فیزیکی این است که از یادگیری تقویتی، مدلهای زایا (generative) و مدلهای زبان تصویری (vision-language models) برای درک محیط، دستکاری اشیاء و تصمیمگیری زمان-واقعی (real-time) استفاده میکند. برای مثال، پهپادهای خودآیین، رباتهایی که بدون برنامهریزی دستی، اشیاء را جا به جا یا مونتاژ میکنند، در جراحی رباتیک به خدمت گرفته میشوند، برآمده از این فناوری هستند.
فرق اساسی رباتیک برآمده از «هوش مصنوعی فیزیکی» با رباتیک سنتی در سطح هوشمندی، خودمختاری و انطباقپذیری با استانداردهای رفتاری و اجتماعی است: رباتیک سنتی بر برنامهریزی ثابت و قوانین از پیش تعریف شده برای اجرای وظایف تکراری (مانند جوشکاری صنعتی) تکیه دارد، در حالی که هوش مصنوعی فیزیکی بر مدلهای یادگیری عمیق و زایا (مولد) برای درک پویای محیط، به منظور تصمیمگیری زمان-واقعی و برای تعامل هوشمند با اشیاء فیزیکی به شیوه ای خوداتکا استوار است.
- فناوری «امنیت سایبری پیشدستانه»
امنیت سایبری پیشدستانه (Preemptive Cybersecurity) بر پیشگیری فعال از حملات با استفاده از هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و فریبکاری پیشرفته (استقرار تلههای هوشمند برای منحرف کردن مهاجمان و کاهش زمان واکنش دفاعی از ساعتها به ثانیهها) تمرکز دارد تا تهدیدات را پیش از وقوع خنثی کند.
از اهداف اصلی این فناوری، شناسایی زودهنگام تهدیدات: تحلیل الگوهای ناهنجار در شبکهها و رفتار کاربران با سکوهای هوش مصنوعی برای پیشبینی «حملات روز مبادا» ( zero-dayیا ransomware) است.
- فناوری «منشاء دیجیتالی»
فناوری منشاء دیجیتالی (Digital Provenance) سیستمی است که تاریخچه کامل، منشاء و تغییرات دادهها، محتوا یا داراییهای دیجیتالی را از ایجاد تا استفاده، ردیابی و تأیید میکند. درنتیجه: این فناوری برای تضمین اصالت، ممانعت از نقض حقوق مالکیت مادی و معنوی، جلوگیری از دستکاری و جعل عمیق، اثبات منشأ محصولات ارگانیک یا کمکربُن براساس استانداردهایی مانند EU Green Dealبه منظور کاهش ریسک جریمهها و افزایش اعتماد شرکا و مقاوم سازی زنجیره تأمین در برابر حملات سایبری استفاده میشود.
- فناوری «زمینوطنی سازی»
زمینوطنی سازی (Geopatriation) جدیدترین نوآوری در فهرست فناوریهای راهبردی سال ۲۰۲۶ است که گارتنر آن را با این نام «عجیب» و «سوگیرانه» معرفی کرده است؛ آری- نامی «عجیب» است، چونکه این اصطلاح هنوز درهیچ لغتنامهای وارد نشده و یافت نمیشود و موضوع خود را هم به سادگی لو نمیدهد؛ و البته که «سوگیرانه» است، چونکه موضوعاش دو سو دارد: سوی فروشنده فناوری و سوی خریدار فناوری! در حالی که سوی خریدار را با واژه patriation (وطنی سازی که مفهومی پُراحساستر از ملیسازی را القا میکند) به علاوۀ پیشوندِ Geo (مشتق از ژئوپُلیتیک دیجیتالی) بزرگنمایی میکند ولی منافع فروشنده فناوری را پنهان میسازد! در نظر اول، موضوع فناوری «زمینوطنی سازی»، سپردن حاکمیت داده (Data Sovereignty) و حاکمیت عملیاتی و فنی کلیۀ زیرساختهای هوش مصنوعی به کشور یا شرکت خریدار است، به رغم آن که بخش بزرگی از دادهها در خارج از کشور خریدار فناوری و در شرکت فروشنده فناوری باقی میماند.
-
نقد ۹ روند فناوری راهبردیِ برتر ۲۰۲۶ از دریچه نقد فناوری «زمینوطنی سازی»
برای درک درست ماهیت دوگانۀ اغلب فناوریهای ۹ گانۀ مذکور، کافی است که ماهیت فناوری «زمینوطنی سازی» را مرور کنیم:
فناوری «زمینوطنی سازی» اصطلاحی نسبتاً نوظهور و میانرشتهای است و بیشتر در ادبیات حاکمیت داده، ژئوپلیتیک دیجیتالی و اقتصاد سیاسی فناوری امروز بخصوص «هایتِک» به کار میرود. منظور از آن، بازگرداندن یا مقید و مقرراتیسازی دادهها، داراییهای دیجیتالی و جریانهای فناورانه به قلمرو حاکمیتی یک کشور یا منطقه سیاسی است، راهبردی که طرفداران بسیاری در کشورهای در حال توسعه در برابر جهانیسازی بیقید دادهها دارد.
به همین دلیل، «زمینوطنی سازی» یک «فناوری واحد» نیست، بلکه پشته (Stack) و اکوسیستمی از فناوریها و سازوکارهای همپیوند و در هم تنیده است.
اجزای اصلی این اکوسیستمِ عبارتند از فناوریهای زیر:
- فناوری رِگتِک (RegTech) که ستون فقرات حاکمیتی «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن، اجرای خودکار قوانین حاکمیتی، ملی و فراملی روی داده و خدمات دیجیتالی، گزارشدهی زمان-واقعی به نهادهای ناظر، کنترل جریانهای فرامرزی داده است. در اینجا باید در نظر داشت که معنی و جهتِ « قوانین حاکمیتی، ملی و فراملی روی داده و خدمات دیجیتالی، گزارشدهی زمان-واقعی به نهادهای ناظر، کنترل جریانهای فرامرزی» فقط معطوف به طرف خریدار فناوری نیست! بلکه عمدتاً معطوف به طرف فروشندگان فناوری و دارندگان «پَتِنتِ مادر» است. به این ترتیب، خریدار فناوری «هایتِک» آزادی مطلق ندارد و تصمیمات و عملیاتاش کاملاً محدود است. این مدل از قراردادها موفق شدهاند، انگیزه اقتصادی و تضمین حاکمیت ملی و شرکتی در هر دو سوی فروشنده و خریدار ایجاد کنند، منتها با این تفاوت که فروشنده، در همه موارد دست بالا را دارد.
- فناوریهای حاکمیت داده (Data Sovereignty Technologies) که دومین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن، دادن این تضمین است که داده «کجا ذخیره، کجا پردازش و تحت چه قانونی اجرا شود». از جملۀ فناوریهای تشکیل دهنده فناوریهای حاکمیت داده میتوان از سکوهای بومیسازی دادهها (Data Localization Platforms)، حصاربندی ژئوپُلیتیکی داده (Data Geo-fencing )، اَبر حاکمیتی (Sovereign Cloud) و رمزنگاری با کلیدهای ملی نام برد.
- فناوری هویت دیجیتالی و زیرساخت اعتماد (Digital Identity & Trust Infrastructure) که سومین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن، اتصال هویت دیجیتالی به حاکمیت ملی است. از جملۀ فناوریهای تشکیل دهنده «فناوریهای هویت دیجیتالی و زیرساخت اعتماد» میتوان از فناوریهای کارت ملی هوشمند و زیرساخت ملی کلید عمومی نام برد. به این ترتیب، فناوری زمین-وطنیسازی، معین و مشخص میکند که «چه کسی» مجاز به دسترسی به داده است و مرزهای حقوقی روی کاربران و سرویسها کجاست.
- فناوری امنیت سایبری و حاکمیت رمزنگاری (Cybersecurity & Cryptographic Sovereignty) پنجمین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن، جلوگیری از نفوذ خارجی و کنترل رمزنگاری است و مولفههایی دارد مانندِ استانداردهای رمزنگاری ملی (National Cryptography Standards)، و پودمان امنیت سختافزاری که از آن استانداردها حفاظت میکند، زیرا که بسیاری از کشورها (برخلاف ج.ا که ضرورتاً از رمزنگاری خارجی استفاده میکند) رمزنگاری خارجی را تهدید حاکمیتی میدانند.
- فناوری حکمرانی و مقرراتگذاری هوش مصنوعی (AI Governance & AI Regulation Tech) که ششمین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن، کنترل مدلها و الگوریتمها در مرزهای سیاسی سکوهای هوش مصنوعی است و مولفههایی دارد مانندِ فناوری رجیستری مدل ملی، فناوری ابزارهای ممیزی الگوریتمها (Algorithm Auditing Tools)، فناوری هوش مصنوعی توضیح دهنده (XAI) که مثل هوش مصنوعی عمومیهمچون یک «جعبه سیاه» عمل نمیکند بلکه فرایندهای چگونگی رسیدن به پاسخ را نیز توضیح میدهند (ویژگی مهمی که هوش مصنوعی را برای کاربردهای قضایی که نیاز به شرح فرایند رسیدن به واقعیت یا حقیقت را دارند، آماده میکند). یکی از کارکردهای مهم این فناوریها، جلوگیری از استفاده شهروندان از مدلهای خارجی غیرقابل کنترل و بومیسازی مدلها و دادههای آموزش رسمی کشور است.
- فناوری ملی سازی اَبر و زیرساخت (Cloud & Infrastructure Nationalization) که هفتمین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن تحکیم و استقرار زیرساخت فیزیکی و منطقی مستقل به کمک فناوریهایی از قبیلِ: مراکز داده حاکمیتی (Sovereign Data Centers)، شبکه ملی تحویل محتوا (National CDN)، رایانش ملی لبه (National Edge Computing) و کنترل زنجیره تأمین سخت افزاری (Hardware Supply Chain Control) است.
- فناوری فنام (FinTech) که هفتمین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است به منظور برقراری معادلۀ «پیوند داده + پول = قدرت ژئوپلیتیکی» از اهمیت شایان توجه برخوردار است و نقش آن، کنترل جریانهای مالی دیجیتالی مرتبط با داده و خودکارسازی فرایندهای کشف پولشویی (AML/KYC Automation) به کمک فناوریهایی مانند بلاکچین مقرراتی شده (Regulated Blockchain) مثل رمزارز دیجیتالی بانک مرکزی (CBDC) و پایشگری تراکنش (Transaction Monitoring) است.
- و در نهایت فناوری خودکارسازی اجرای قوانین و سیاستها (LegalTech & Policy Automation) که هشتمین جزء مهم فناوری «زمین-وطنی سازی» است و نقش آن ترجمه قانون به منطق ماشین از طریق فناوریهای Smart Legal Contracts،Policy Engines، Policy Engines، Machine-Readable Law و Automated Enforcement است.
-
ما کجای کار هستیم؟
شرح نسبتاً مبسوطی از برترین روندهای فناوری راهبردی سال ۲۰۲۶ را دادم تا از خود ۲ سوأل بپرسیم: ایران کجاست؟ و ما کجای کار هستیم؟
من قاصر از پاسخ دادن به پرسش اول هستم. به پرسش اول کسی میتواند پاسخ مستند بدهد که دسترسی به اسناد لازم برای شناخت ایران داشته باشد. برای پاسخ به پرسش دوم، ولی میتوان به طرح پرسشنامهای شبیه به فهرست پرسشهای زیر روی آورد و به هر سؤال با «بله» یا «نه» جواب داد:
- هدف: آیا هدف مشخص، مکتوب و قابل اندازهگیری برای «قدرت درجۀ ۱ هوش مصنوعی منطقه»-شدن داریم؟
- برنامه: آیا برای رسیدن به این هدف، گامهای عملی مشخص شدهاند؟
- مسئولیت: آیا هر گام مسئول مشخص دارد؟
- زمانبندی: آیا برای هر گام زمان شروع و پایان تعیین شده؟
- منابع: آیا منابع لازم (زمان، ابزار، دانش، بودجه) فراهم است؟
- اقدام واقعی: آیا حداقل یک اقدام عملی انجام شده؟ (نه در حد حرف)
- پیگیری: آیا سازوکار بررسی پیشرفت و اصلاح مسیر داریم؟
در پایان میتوان نتیجه گرفت که: اگر پاسخ شما به پرسشهای ۵ تا ۷ «بله» است، این یعنی «واقعاً پای کار هستیم»!
اما اگر پاسخ شما تنها به پرسشهای ۳ و ۴ «بله» است،این یعنی نیت هست، اما در اجرا لنگ میزنیم!
ولی اگر پاسخ شما تنها به ۲ پرسش نخست «بله» است، این یعنی هنوز وارد عمل نشدهایم!
حال سعی کنید به این ۲ پرسش پاسخ کتبی دهید:
- اگر بخواهیم از رقبای منطقهای مان عقب نیافتیم و سریع پای کار بیاییم باید چه هدفی را دنبال کنیم؟ و
- از کجا بیاغازیم؟
- سه گام عملی کوچک ما کدامند؟
- برای هر گام کدام مسئول را میگمارید؟ و
- او از کِی باید وارد عمل شود؟
- آیا او میتواند نخستین گام را همین امروز شروع کند؟
سخن آخر: هوش مصنوعی دارد جای «سلاحهای راهبردی» قرن بیستم را میگیرد و ما با منطق کنترلی کاملاً جدیدی رو به رو هستیم: قبلاً صادرات «هایتِک» با کاربرد دوگانه کنترل میشد [و کشورهایی مثل جمهوری اسلامی، روسیه و … تحریم میشدند] ولی از هم اکنون تا اطلاع ثانوی، توانمندی سیستمی کشورهای متعهد به بلوک غرب (بخوان: متعهد به ایالات متحده آمریکا) که واردکنندۀ «هایتک» از شرکتهای غول پیکر آمریکایی هستند، به وسیلۀ فناوریهایی شبیه به فناوریهای فهرست شده در Top Strategic Technology Trends 2026، کنترل میشود تا کشور خریدار فناوری برترهمواره به قدرت برتر وابسته بماند و هیچگاه از زیر سلطه قدرت مستقر در رأس هرم بیرون نیاید. جاده صاف کنِ مسیر رسیدن به این هدف، قراردادهایی است مبتنی بر «ملیگرایی حداقلی در بطن جهانیگرایی حداکثری»!
در این میان، ما کجای کاریم؟
آنان که قهرمانان فرصتسوزیاند، شاید بگویند: در حال انتظاریم!
