ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۸۲ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


لپ تاپ ویژه معلولان ذهنی

سه شنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۸۴، ۰۵:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

محمد رجبی - شرکت مهتاب غرب اعلام نمود به مناسبت حمایت از خودمان و در راستای سیاست زیبای " بزغاله واری" و درجریان آبهای گل آلود تعدادی لپ تاپ قدیمی که ویژه خبرنگاران سفارش داده بودیم و پس از سالها تحقیق و توسعه و سفارش خاص خودمان و همکاری ویزیتور مسئول ببخشید مدیر مسئول نشریه خودمان و با زحمات شاق و طاقت فرسای چشم بادومی ها به نتیجه و ثمر رسیده است هدیه خواهد شد.

کپی کارت خبرنگاری، سه سال سابقه نه چندان درخشان، چاپ ده مقاله و عنوان در نشریه جناح خودمان، دفترچه بسیج اقتصادی، کارت کد ملی، کپی شناسنامه، کپی گذرنامه همسر و فرزندان و کپی کارت هوشمند بنزین و پس از احراز صلاحیت و تشکیل کمیته های تخصصی، خبرنگاران واجد شرایط شناسایی و پس از تحقیقات محلی و اخذ 120% وجه نقد بابت لپ تاپ ها، نسبت به واگذاری آنها اقدام خواهد شد.

کسانی که دچار معلولیت ذهنی بوده وامکان کنترل قیمت واقعی نوت بوک ها را ندارند در اولویت قرار دارند.

مدیرعامل شرکت مذکور اعلام نمود یکی از بهترین راه حلهای خراب کردن ( بفرمائید ضایع کردن) گل آلود نمودن آب است تا نتوان سره را از ناسره تشخیص داد و بدینصورت می توان کسانی که خدمت می کنند، کسانی که با پول مردم بیش از یکسال و نیم کار می کنند (بخوانید صفامی کنند) و کسانی که کالاهای وامانده و قدیمی خود را رد می کنند (بخوانید قالب می کنند!) را یکجا و به یک چوب راند!

روز ترک سل

دوشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۸۴، ۰۶:۳۱ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – امروز روز ترک سل و کلی اخبار ضد و نقیض از روشن شدن تکلیف اپراتور دوم بود.

تر کسل امضا کرد. ترک سل امضا نکرده ، طرف ایرانی امضا کرد، طرف ایرانی هنوز موافقت خود را اعلام نکرده، کار به وزارتخانه رفته حالا اخبار از وزارتخانه پیگیری می شود. وزارتخانه امضا کرده وزارتخانه امضا نکرده.

اخبار ضد و نقیض تمام نشده چیزی که ترک سل امضا کرده قرار داد نبوده بلکه چیز دیگری بوده است.

طرف ترک با ایرانی ها اختلاف نظر دارد ولی نه اختلافی وجود ندارد.

فردا نشست مطبوعاتی برگزار می شود.

این حاصل پرونده امروز ترک سل بود. نمی دانم ترک ها در آینده و در عمل چه گونه پیش خواهند رفت البته اگر قراردادی را امضا کردند.

رواج شوخی در اطلاعیه های رسمی

چهارشنبه, ۹ شهریور ۱۳۸۴، ۰۳:۵۹ ب.ظ | ۰ نظر

محمد رجبی - بعضی اوقات، رسانه ها خبری را میدهند و یا اطلاعیه ایی را منتشر می کنند که اگر هیچ سودی نداشته باشد مانند جوکهای بی مزه، کمی تا قسمتی موجب خنده می شود. مانند همین اطلاعیه اخیر یک شرکت خصوصی (قبلاً دولتی) که علاقه دارد فضاحت جریان هدیه لپ تاپ های خبرنگاران کماکان زنده بماند و الطاف!!! این پیمانکار طرف قرارداد انجمن صنفی روزنامه نگاران فراموش نشود!

در اطلاعیه آمده است" تحویل لپ تاپ های مربوطه را طبق روال طبیعی به عمل خواهد آورد..."

نتیجه اخلاقی: روال طبیعی یعنی همین که پس از ماهها با اخذ یک میلیون دلار اعتبار هدیه، لپ تاپ ها را تحویل ندهی سرت را بالا بگیری و "حق شکایت و استیفای حقوق" را محفوظ بداری.

نتیجه تجاری: شرکتهای غیرطبیعی، روال طبیعی را کنار بگذارید، با پول مشتری ماهها و اصلاً سالها حال کنید و بدانید و آگاه باشید که هم سودش بیشتر است هم مشهور می شوید!!

نتیجه سیاسی: آقای رئیس جمهور، شما را به خدا زودتر پسرخاله مان، ببخشید رئیسمان و به طبعش ما را عوض کنید که کار خیلی خرابتر از این حرفها ست، گندش بیشتر در نیاید. الهی ما نباشیم که ببینیم!

نتیجه انقلابی: مرگ بر آمریکا که همه مشکلات ما زیر سر آمریکا ست.

نتیجه مدیریتی: آقایان مدیر، ترجیحاً مدیر حراست را مدیر روابط عمومی هم بنمائید خیلی بهتر است و صدالبته اگر مدیر روابط خصوصی هم بنمائید بهترتر است.

نتیجه جناحی: همه اش زیر سر این روزنامه کیهان است.

نتیجه بهداشتی: حرص نخورید، رگهای قلب و عروقتان گرفتگی پیدا می کند، یک چیز گفتیم که بخندید!

نتیجه خبرنگاری: پرتقال فروش را یافتم!

نتیجه پلیسی: متهم به زودی از کشور خارج می شود.

فاوا می خورید یا می برید؟

دوشنبه, ۷ شهریور ۱۳۸۴، ۰۵:۴۸ ب.ظ | ۲ نظر

علی شمیرانی – فرهنگستان زبان و ادب فارسی واژه "فاوا" را به عنوان واژه معادل فناوری اطلاعات و ارتباطات تصویب کرد. اگرچه واژه های مورد تصویب فرهنگستان زبان و ادب فارسی بنا به دلایل مختلفی چندان مورد استفاده رسانه ها قرار نمی گیرد و به کارگیری عباراتی همچون فاوا به جای فناوری اطلاعات و ارتباطات معادل جالب و مناسبی محسوب نمی شود.

علت نیز آن است که خود عبارت فناوری اطلاعات و ارتباطات با وجود تشکیل شدن از سه لغت هنوز هم برای عموم ناشناخته و ناملموس است و حالا به کارگیری فاوا کار را کمی سخت تر می کند.

چند وقت پیش فردی به روزنامه زنگ زد و در حالی که خیلی جدی هم به نظر می رسید از من پرسید "آقا میشه بفرمایید رابطه نان و تکنولوژی چیست که مدتی است در روزنامه ها و رسانه ها مطرح می شود؟"

منظور او نانوتکنولوژی بود. باورش برام کمی سخت بود ولی بعد از کمی صحبت مطمئن شدم طرف شوخی نمی کند. بعد سعی کردم با توضیحاتی بسیار ساده کمی ذهنش را آماده کنم و بعد آدرس سایتی را به او دادم تا بتواند اطلاعات دقیق تر و بیشتری به دست بیاورد.

یک بار دیگر نیز خانمی از وزارت ... به من زنگ زد. او با صدایی ضعیف و کالاً مضطرب گفت آقا من میخواستم درباره موضوعی با شما صحبت کنم. گوش هایم حسابی تیز شده بود با خودم گفتم حتما‌ً باید سوژه مهمی باشد که این خانم این طوری حرف می زند.

گفتم بفرمایید. گفت تروخدا به کسی نگویید که من به شما زنگ زدم. گفتم خانم من که شما را نه دیده ام و نه می شناسم پس جایی برای نگرانی نیست، بفرمایید. او که بعداً فهمیدم یک تایپیست است از من پرسید آقا این فناوری اطلاعات چیه؟ هنوز درست برایش توضیح نداده بودم که حرفم را قطع کرد و با استرس پرسید راست می گویند که اگر این فناوری را به وزارتخانه بیاورند کلی از پرسنل را بیرون می کنند؟

در حقیقت فهمیدم که اضطراب وی از کجا ریشه می گیرد و پاسخ سوال اول چندان برای او مهم نیست و او اصلاً نمی خواهد بداند IT چه کوفتی است. او فقط می خواست بداند اگر آقای آی تی بیاید همه را بیرون می کند یا نه؟

نفس عمیقی کشیدم و برای اینکه آرامش کنم گفتم اصلاً نگران نباشید IT کسی را بیرون نمی کند.

بعد در حالی که به نظر می رسید کمی آرامتر شده گفت آقا من یک تایپیست قراردادی هستم می خواستم مطمئن شوم که با آمدن IT من و همکارانم به کارمان ادامه خواهیم داد یا نه؟ من هم برای اینکه او را راحت و در ضمن حسابی خوشحال کنم گفتم اتفاقاً‌ اگر IT بیاید نان شما تو روغن است چون اون موقع کلی سند و مدرک قدیمی است که باید تایپ شده و دیجیتالی شود . او که ظاهراً‌ از این پاسخ حسابی خوشحال شده بود بلافاصله گوشی را قطع کرد تا احتمالاً سایر تایپیست ها را هم در جریان قرار داده و خوشحال کند.

لذا با چنین وضعی آیا فاوا و کلماتی از این دست واژه های مناسبی محسوب می شوند؟

نظر بدهید!

پنجشنبه, ۳ شهریور ۱۳۸۴، ۰۱:۳۹ ب.ظ | ۳ نظر

قسمت نظرات خوانندگان سایت نیز فعال شد تا ارتباط سایت با مخاطبان کاملاً و تا حد امکان به شکل ساده دو طرفه شود. لذا با نظرات پیشنهادات و انتقادات خود ما را به سمت دستیابی به سایتی بهینه راهنمایی و هدایت کنید.قطعاً شما نیز می توانید با ارسال مطالب و پیشنهاد سوژه به ما کمک کنید.

با تشکر

چرا سایت iranwsis به روز نمی شود؟

پنجشنبه, ۳ شهریور ۱۳۸۴، ۱۱:۲۶ ق.ظ | ۱ نظر

علی شمیرانی – سایت iranwsis در حوزه فناوری اطلاعات و همانطور که از نامش پیداست در مباحث مربوط به جامعه اطلاعاتی سایت شناخته شده ای محسوب می شود. علت این اعتبار و نام آشنایی هم بیشتر به خاطر وجود اساتیدی است که در پس این سایت حضور داشته و به انتشار مقالات علمی و معتبر می پردازند. داخل پرانتز بگویم که تعدادی از این بزرگواران از اساتید خود من نیز بوده و هستند.

اما این سایت ظاهراً آخرین بار در 30 خرداد سال جاری به روز شده و هنوز در صفحه اول این سایت متن مصاحبه و عکس دکتر خوارزمی باقی مانده است. این در حالی است که ما فاصله چندانی با فاز دوم اجلاس WSIS قرار نداریم و تا آنجا که من می دانم قرار نیست از این سایت به شکل فصلی استفاده شود.

قطعاً این سایت به علت جایگاه و پشتوانه ای که دارد می تواند به تحلیل و گاه حتی جهت دهی در بحث جامعه اطلاعت کشور تبدیل شود و با ارایه مطالب قوی به بررسی نقاط ضعف و قوت این مبحث در کشور بپردازند.

امید است مشکل خاصی در به روز رسانی این سایت وجود نداشته باشد و سایت iranwsis.org نیز به زودی به جایگاه قبلی خود بازگردد.

امکانات جدید در راه است

چهارشنبه, ۲ شهریور ۱۳۸۴، ۰۷:۱۲ ب.ظ | ۱ نظر

علی شمیرانی – مدتی است که وبلاگ به روز نشده و کلی خاک گرفته بود خلاصه ما تار عنکبوت کنار زدیم تا به اینجا رسیدیم. عرض شود که اینجا به علت گرد گیری هوا زیاد مساعد نیست فقط این رو بگم که سایت دارای نواقصی بود که با همت متخصصان داخلی این نواقص در حال برطرف شدن بوده و به زودی برکات تغییرات جدید را در سایت مشاهده خواهید کرد.

از جمله این تغییرات جدید می توان به افزودن امکان قرار دادن کامنتس (اظهار نظر) اشاره کرد. که حتماً‌ منتظر نظرات شما خواهیم بود. لینک ارسال مطلب هم در راه است و تغییرات دیگر که در فازهای بعدی توسعه سایت ITanalyze.ir اعمال خواهد شد.

بم هنوز زنده است

شنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۳۱ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - روز گذشته بم بودیم. وقتی رسیدیم شب بود. ما مهمان شهردار جوان بم بودیم. ما را به هتل آزادی بم هدایت کردند. به هتل که رسیدیم یک ماشین عروس جلوی در پارک بود. در لابی هتل آقایان نشسته بودند و در سالن دیگر نیز خانم ها بودند. درحال نوشتن فرم های ورود به هتل که بودیم داماد داشت با میهمانان عروسیش روبوسی و حال و احوال می کرد.

وسایل را در اتاق گذاشتیم و به گوشه ای از لابی رفتیم تا شام بخوریم. همانطور که نشسته بودیم فردی به ما نزدیک شد و پرسید شما مهمان شهردار هستید و وقتی پاسخ مثبت ما را گرفت سر تکان داد و از ما دور شد. چند لحظه بعد شهردار بم به همراه مرد میان سال لاغر اندامی با ریش های نسبتاً بلند به سمت ما آمدند و خود را معرفی کردند.

بعد از سلام و احوال پرسی چشمان کنجکاو همه منتظر سکوت شهردار جوان بود تا پرسش ها را مطرح کنند. من بلافاصله شروع کردم.

آقای شهردار اوضاع چطور پیش می رود؟ آیا از میزان کمک ها و رسیدگی ها کم شده یا نه؟

شهردار: فردا صبح خودتان می توانید وضع شهر را ببینید. البته کمک ها در حال انجام است ولی خوب مشکلاتی هم وجود دارد.

فردی که کنار شهردار نشسته بود سکوت سنگینی داشت. به شهردار گفتم شما کسی از خانواده خود را ازدست داده اید؟

شهردار: من نه. در خانه ما همه سقف ها فرو ریخت به جز سقفی که با خانواده در آنجا خوابیده بودیم. بعد رو به مردی که کنارش نشسته بود کرد و گفت: ولی متاسفانه ایشان دو فرزندشان را از دست دادند. مرد سرش را به پایین انداخت و برای لحظه ای همه در سکوت فرو رفتیم. حالا می شد فهمید سکوت سنگین او برای چه بوده است.

چند لحظه بعد از شهردار پرسیدم چند درصد از خانه های مردم ساخته شده؟ خیلی خوشبین بودم و فکر می کردم با آن کمک هایی که از داخل و خارج کشور شده کارها کلی جلو رفته ولی پاسخ شهردار چیز دیگری بود.

او گفت فقط ده درصد از خانه های بم به طور کامل ساخته شده است آن هم با فشار و کمک خود مردم. ناباورانه به شهردار نگاه می کردیدم که دوباره گفت: فردا صبح خودتان می توانید وضع شهر را ببینید.

بعد شهردار رو به ما کرد و سوالی پرسید که مرا بیشتر ناراحت کرد. شهردار پرسید: راستی از جریان شهر الکترونیکی بم که صحبتش مطرح شد شما خبری دارید؟

نفس عمیقی کشیدم. هیچکس پاسخی به سوال او نداد و من از خودم پرسیدم وقتی شهردار بم چیزی نمی داند چه کسی ممکن است در جریان ماجرا باشد. از شهردار خواستیم به جمع میهمانان عروسی بازگردد.شهردار نیز از ما خداحافظی کرد و به لابی هتل یعنی محل برگزاری عروسی بازگشت و ما منتظر طلوع آفتاب ماندیم.

صبح شد. من قبلاً به بم نرفته بودم ماشین به راه افتاد و من چشم به دو سوی جاده منتظر رسیدن به میان شهر بم بودم غافل از آنکه ما تقریباً از سوی دیگر شهر به آنسوی شهر رفته بودیم و تو گویی هنوز به شهری نرسیده ای و در جاده هستی. از عظمت و ابهت ارگ بم که من پیش از این فقط عکسش را دیده بودم نیز چیزی جز یک تپه شنی بزرگ بر جا نمانده بود و دیگر از همهمه توریست ها با دوربین ها و لباس های خاصشان هم خبری نبود.

در راه بازگشت روی تکه دیواری به جا مانده از بم کسی نوشته بود" خدایا چرا بم"

به هتل برگشتیم تا وسایل را جمع کنیم و برویم. روی دیوار عکسی توجهم را جلب کرد. عکس دخترکی را نشان می داد که رو به دوربین لبخندی بر چهره دارد، پشت دخترک و در میان آوارها در تکه ای زمین نسبتاً صاف خط کشی ها بازی"لی لی" پیدا بود. زیر عکس نوشته بود"بم هنوز زنده است."

شوخ طبعی مدیران با خبرنگاران

سه شنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۸۴، ۰۴:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

محمد رجبی - پیرو مقاله قبلی با عنوان به نام خاتمی به کام پرتقال فروش، دیروز (16/5/84) اطلاعیه و خبری در رسانه ها درج گردید مبنی بر آنکه به خبرنگاران و تولید کنندگان نرم افزار، لپ تاپ با بهترین نام تجاری و کیفیت جهانی و مورد تائید سازمان استاندارد ایران و به قیمت 762،000 تومان به مناسبت روز خبرنگار تقدیم می گردد و گذشته از شرایط سهل ، تحویل فوری و عدم منت هدیه و … این در حالی است که سرانجام یک میلیون دلار اهدایی ریاست جمهوری سابق پس از گذشت 5/1 سال نامعلوم است و انجمن صنفی روزنامه نگاران هنوز نمی داند چه نوت بوکی را تحویل خواهد داد.

ولی قیمت 1،100،000 تومان و متعاقب آن 800،000 تومان نقد را از خبرنگاران مطالبه می کند!! (و صد البته دست استکبار جهانی و عوامل پنهانی و دخالتهای بیگانگان را نیز تکرار می کند)

اگر با نرخ بهره بانکی حساب کنیم و بهره 1،000،000 دلار در عرض یکسال و نیم را از رقم عرضه لپ تاپ های دبیرخانه جشنواره مالتی مدیا و مجمع ناشران الکترونیک کم کنیم آنگاه می توانستند به یکهزار خبرنگار لپ تاپ ها را به قیمت 425،500 تومان بدون احتساب هدیه تحویل داده و اگر هدیه را نیز بپذیریم ( یعنی همان 1،000،000 دلار را !) آنگاه می توانستند به 1،624 نفر خبرنگار لپ تاپ رایگان هدیه کنند.

همکاران عزیر خبرنگارم، جای حرص خوردن نیست، شوخی ایی بود که زمان خنده اش تمام شد.

محمد خوانساری، مجری طرح ملی لینوکس فارسی مرکزIT پیشرفته شریف در گفت‌‌‏وگو با ایلنا، با اشاره به اینکه حدود 3 هزار و 500 میلیون ریال بودجه برای انجام ده پروژه طرح ملی لینوکس فارسی در سال جاری موردنیاز است، گفت: اختصاص 350 میلیون ریال برای یک پروژه IT طی یک سال، رقم زیادی نبوده و مجریان این پروژه در تلاش هستند با حداقل هزینه، طرح را به اتمام برسانند.

خوانساری، در ادامه افزود: شورای عالی اطلاع‌‏رسانی در راستای حمایت از تحقیقات در بخش خصوصی بودجه‌‏ای به استفاده‌‏کنندگان از نرم‌افزارهای متن باز و آزاد اختصاص داده تا به راحتی بتوانند با بهینه‌‏سازی و سفارشی کردن نرم‌‏افزارهای آزاد و متن باز به فعالیت خود ادامه دهند.

وی خاطرنشان کرد: جزئیات این بودجه و نحوه پرداخت آن در سایت اطلاع‌‏رسانی TAKFA.IR موجود بوده و برای اجرای آن از حدود یک ماه و نیم پیش کار گروه متن باز تشکیل شده است.

مدیر طرح ملی لینوکس فارسی مرکز IT پیشرفته شریف گفت: برای این که سیستم عامل لینوکس بتواند در کشور رشد و گسترش داشته باشد باید دولت از شرکت‌‏های خصوصی فعال در این عرصه حمایت کرده و بازار مناسب تولید محصولات با استفاده از این سیستم عامل را فراهم سازد.

روز قلم به دستان مبارک!

دوشنبه, ۱۷ مرداد ۱۳۸۴، ۰۱:۱۳ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – امروز کلی تماس و SMS های سرشار از لطف و محبت دوستان و همکاران به دستم رسید که خوب خوشحال شدم که دوستان بنده را مورد لطف و عنایت خودشان قرار دادند.

به خصوص زمانی بیشتر تعجب کردم که SMS هایی از کسانی دریافت کردم که سال هاست به علل مختلف با آنها در تماس نبودم ولی امروز فهمیدم که اگرچه سال هاست که با برخی در تماس نیستم ولی به هیچ وجه از یاد آنها نرفتم.

به هر حال می خواستم به نوبه خود به تک همکاران قلم به دست خود در همه حوزه ها تبریک گفته و برایشان آرزوی بهروزی، سربلندی و توفیق کنم.

راستی هروقت می گویند قلم به دست و از این چیزها یاد مطلبی از ابراهیم نبوی می افتم که نوشته بود ببخشید مگه بقیه قلم به پا هستند که به ما می گویند قلم به دست! روز خبرنگار به همه مبارک.

تکنولوژی اطلاع رسانی و رابطه ها!

شنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – در خبر ها آمده که چهارمین نمایشگاه تکنولوژی اطلاع رسانی و ارتباطات (وبه قول متولیان اصفهانی برگزار کننده این نمایشگاه ICT 2005 ) با استقبال مواجه نشد.

مجبورم برای توضیح منظورم اندکی به عقب یعنی چیزی بیش از ده سال قبل باز گردم . به زمانی که پدیده ای جدید با نام اختصاری ICT (Information and Communication Technology) در دنیا به وجود آمد. تا آنجا که من از زبان اساتید و انواع و اقسام مسوولان IT باز شنیده ام از این فناوری با نام فناوری اطلاعات و ارتباطات نام برده اند نه تکنولوژی اطلاع رسانی و ارتباطات. ولی این که در شهر مهم و بزرگی همچون اصفهان آن هم بعد از این همه سال از به کار گیری ترجمه ای مشخص برای ICT و آن هم برای چهارمین سال برگزاری ، معادل تکنولوژی اطلاع رسانی برای IT استفاده می شود، امری است که در جای خود نیاز به تامل دارد. باز جای شکرش باقی است که نگفتند نمایشگاه بین المللی تکنولوژی اطلاع رسانی. چون در این مملکت اگر فقط و فقط از کشور مسلمان و همسایه عزیز یعنی افغانستان هم در یکی از نمایشگاه های کشور شرکت کند ما به آن لقب بین المللی می دهیم.

به اعتقاد من مشکل انتخاب نامی نادرست برای IT به ما مطبوعاتی ها برمی گردد. به تعبیری مطبوعات با سال ها نوشتن و نوشتن ظاهراً هنوز حتی نتوانسته اند کاری کنند که نام این فناوری درست به کار رود حالا چه رسد به کاربردهای آن! بیچاره مطبوعاتی ها!

گروهان به جای خود! عقب گرد!همه باید تنبیه شوید ما به ده سال قبل باز می گردیم و از اول تمرین می کنیم. مفهوم بود؟

دست هایتان را به آسمان بلند کنید

چهارشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۵۸ ق.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – گل بود به سبزه نیز آراسته شد. دست هایتان را به آسمان بلند کنید البته این بار نه فقط برای دعا بلکه برای تلاش جهت ارسال یک sms ناقابل. چند روزی است که ارسال sms هم در این مملکت دچار مشکل شده. چند روز پیش نیز یکی از آن مقامات آگاه که در صورت افشای نامش دچار مشکل خواهد شد و لذا مجبور است پشت نام آگاه و مطلع حرف بزند گفته بود مشکلات جدید sms در تهران به وضعیت بد شبکه و واگذاری های جدید مربوط می شود.

با این تفاسیر حلقه اماکن موجود جهت امکان برقراری هر نوع ارتباط در تهران تنگ تر وتنگ تر می شود و در صورت ادامه این وضعیت اگر بچه دارید که خوب موضوع حل است و کسانی هم که بچه ندارند می توانند تلفن همراه خود را به عنوان وسیله ای جهت بازی و سرگرمی در اختیار بچه دیگران قرار دهند و به زمانی بازگردید که اصلاً موبایلی در کار نبود.

خلاصه آنکه این روزها برای ارسال sms باید دستتان را به آسمان بلند کنید و مثل دستگاه های طلایاب که روی زمین می چرخانند و دنبال ذرات طلا می گردند، شما نیز باید دست هایتان را به آسمان بلند کنید و در جست و جوی ذره ای سیگنال باشید. کمی به چپ کمی به راست کمی جلو کمی عقب نشد نه؟ دوباره امتحان کنید این بار زاویه دستتان را چند سانت عوض کنید و از اول تلاش کنید.

کمی هم صبور باشید. برای ارسال یک sms نیم ساعت وقت چیز زیادی نیست که شما خودتان را ناراحت می کنید.

وزیر ICT هم معلوم شد

چهارشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۸۴، ۰۹:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – ظاهراً آقای کهزادی بر اساس آخرین شنیده ها حکم وزارت ارتباطات را دریافت خواهد کرد. وی پیش از این معاون طرح وبرنامه صدا و سیما بوده و از روزهای قبل نیز بحث وزارت وی مطرح بود.

اما گذشته از این موارد یکی از نزدیکان ایشان آقای محمد خانی رییس سندیکای مخابرات است که قطعاً‌ بسیاری از شما با چهره و نقطه نظرات ایشان در خبرگزاری ایسنا به کرات برخورد داشته اید.

به هر حال جابجایی دولت و جاگیری دولت جدید مدتی فعالیت های کشور را به تاخیر خواهد انداخت که خوب تا حدودی هم طبیعی است. امیدوارم در دولت بعدی امور به مراتب بهتر از گذشته پیش برود.

به نام خاتمی به کام پرتقال فروش

سه شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

محمد رجبی - با توجه به تبلیغات مفصل و درج اخبار متعدد درخصوص هدیه ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران به جامعه خبرنگاران کشور و پس از گذشت حدود یک و نیم سال و شنیدن ادله ای که بیشتر به دروغگویی شبیه بود تا بیان واقعیت های تاخیر در عرضه لپ تاپ ها، پیرو درج آگهی ثبت نام برای اخذ لپ تاپ ها در روزنامه های کثیرالانتشار از جمله روزنامه همشهری امروز (11/5/84) و روزنامه ایران دیروز، با انجمن صنفی خبرنگاران تماس گرفتم که فرمودند هر خبرنگار بایستی 1،100،000 تومان بپردازد که البته 300،000 تومان آن از سوی ریاست جمهوری بعنوان هدیه قبلاً پرداخت شده است ( یک و نیم سال پیش) و این درحالی است که امروزه لپ تاپ های دارای مارک مشهور جهانی و با کیفیت و با مشخصات روز را می توان از بازار تک فروشی بدون هدیه ریاست جمهوری و بدون یک و نیم سال انتظار و بدون منت و با سرویس و گارانتی خوب را 810،000 تومان خریداری نمود.

بدیهی است اگر قرار باشد در تیراژ 1000 عدد یکجا خرید انجام گیرد صد در صد قیمت کمتری را می توان گرفت.

قبل از نوشتن این مختصر ، از دو سه شرکت معتبر خصوصی استعلام قیمت کردم، باور می کنید که قیمت برای یکصد عدد را بین 724،000 تومان تا 760،000 تومان اعلام کردند؟

بنظر شما درسته که در فصل گرمای تابستان، دنبال پرتقال فروش بگردیم؟ یا بهتر است برویم و لپ تاپ خودمان را تهیه و نه منت انجمن صنفی را بر دوش کشیده و نه اینکه راضی به زحمت ایشان باشیم ؟

استقبال گرم شما را می فشاریم

دوشنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۸۴، ۰۵:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - حتماً اگر روز گذشته به سایت مراجعه کرده بودید متوجه کم آوردن پهنای باند شدید درست مثل زمانی که نتایج کنکور را اعلام می کنند. این اتفاق نیز در پی اسقبال گرم شما هموطنان عزیز در اقصا نقاط دنیا به ویژه هموطنان داخلی رخ داد.

لذا نظر به اینکه سایت را با مراجعات پی در پی خود منهدم کردید مدیریت سایت از روز گذشته با آقای کردستانی در شرکت گوگل و امید پیریار در شرکت ebay تماس گرفته و به دنبال انتقال سایت روی هاست آنها هستیم. البته موبایل بیل گیتس در دسترس نبود که یکی از دوستان گفت برای سفر تفریحی فعلاً رفته کره ماه این رو گفتم که یک وقت فکر نکنید اومده ایران که موبایلش در دسترس نیست. اگرچه گفتند می تونیم شماره ایشون رو در کره ماه بدیم ولی به علت هزینه بالا و اینکه ما فعلاً به اونجا اورجینیشن نداریم بی خیال موضوع شدیم.

خوب شوخی کافیه با عرض پوزش از مشکل فنی در سایت و امید الکی به این که دوباره سایت دچار مشکل نشود اسقبال گرم شما را صمیمانه می فشاریم!

فرصت هایی که رفت و وعده هایی که عملی نشد

شنبه, ۸ مرداد ۱۳۸۴، ۰۴:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی – در روزها ، ماه ها و حتی سال های گذشته مسوولان و مدیران فناوری اطلاعات کشور در هر گوشه ای از دولت وعده های متعددی دادند که برخی عملی شد، برخی به تعویق افتاد و برخی نیز اصلاً‌عملی نشد.

اگرچه هنوز دولت و مدیران دولتی سر کارشان هستند وهنوز هم احتمال اجرای برخی ازوعده ها (در خوش بینانه ترین حالت) وجود دارد . به همین منظور باید تا پایان کار منتظر ماند و صبر کرد. ولی بعد از این مدت می توان روی فرصت های که سوخت و از دست رفت و وعده هایی که عملی نشد راحت تر کار کرد. به هر حال در شرایط فعلی گفته می شود که دولت در حال گذار است و در این زمان نقد و بررسی به شکل دیگری تعبیر می شود.

ولی این موضوعی است که قطعا ً‌از سوی رسانه ها جای بحث و بررسی دارد. بررسی کارنامه دولت آقای خاتمی در راستای توسعه و کاربری فناوری اطلاعات وارتباطات در تمامی ارکان دولت آن هم فارغ از گرایشی.

به هر حال هر طرح و پروژه ای نقاط ضعف و قوتی دارد که باید بررسی شود.

چیییییی دااااش اگه نمی خوای ما بریم!

يكشنبه, ۲ مرداد ۱۳۸۴، ۱۱:۵۳ ق.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - آقا پول در آوردن تو این مملکت زیادی راحت شده است. طرف تا 4 تا کلام چیز یاد می گیره فکر می کنه استاد شده و باید ماهی چند صد هزار تومان حقوق بگیره. تازه به محض این که بهش بگی بالای چشمت ابرو میگه "چیییییی داداش اگه نمی خوای ما بریم". فرقی نمی کنه زن باشه یا مرد.

طرف هنوز نمی دونه آی تی رو باید با "ث" سه نقطه نوشت یا "س" سه دندونه می خاد باهاش عین امپراتور چین برخورد بشه. زمان ما یعنی همین چند سال پیش که خداییش وضع اینجوری نبود. جواب هم روشنه.

چون اون موقع اصولاً تنوع مطبوعات این قدر زیاد نبود که شما بخای کلی هم ناز کنی و ادا و اطوار در بیاری. یا کارت خوب بود و تو کار می موندید یا اینکه نه جایت رو تحویل فرد دیگری می دادید تازه اگر کسی شما رو معرفی نکرده بود و تازه هم آمده بودی که کار یاد بگیری که وضع به کلی متفاوت بود چون حساب کارت با کرام الکاتبین بود.

تو مطبوعات اون موقع ها اصلاً راه نمی دادند سری تو سرا دربیارید. تازه گاهی اوقات بعضی ها که خب حسادت هم می کردند سعی می کردند تا مسخره ات کنند و با شوخی وغیره بی انگیزه ات کنند. ولی کسی که به کار علاقه داشت می بایست همه این سختی ها رو تحمل می کرد از جمله این که یک دفعه بعد از یک ماه مطالبی رو که تهیه کرده بودید بدون اینکه حتی برای یک بار به طور کامل خوانده بشه به سطل آشغال ریخته می شد و بعد می گفتند همه را از اول و با دقت بیشتری تهیه کن. تازه خیلی وقت ها اصلاً نمی گفتند اشکال کارت کجاست. علت هم روشن بود چون مطبوعات تعدد امروز را نداشتند.

ولی امروز.... امروز وضع به گونه ای دیگر شده است. مطبوعات زیاد شده اند. آنقدر زیاد که از زیر سطح مبتدی تا حرفه ای ترین شکل موجود روزنامه و خبرگزاری وجود دارد و خوب این رسانه ها نیز به خبرنگاران زیر سطح مبتدی تا حرفه ای احتیاج دارند. در مطبوعاتی که سردبیرش هنوز شناختی از مطبوعات و کارمطبوعاتی ندارد جا برای هر کسی پیدا می شود و همه می توانند مشغول به کار شوند.

خلاصه در چنین شرایطی است که اگر این روزها به کسی بگویید بالای چشمت ابرو، چشم هایش اندازه یک بشقاب گرد و بزرگ می شود و میگه "چیییییی داااااش اگه نمی خوای ما بریم" تازه زیاد که گیر بدید طرف خط و نشان هم می کشه که اگه وضع به همین منوال پیش بره احتمالاً کاردیت میکنه و میفرستت سینه بهشت زهرا!

آقا عجیب روزگاری شده عجیب!

سرطان گلدکوئست

چهارشنبه, ۲۹ تیر ۱۳۸۴، ۱۰:۴۷ ق.ظ | ۱ نظر

علی شمیرانی – از همان روزهای اولیه آغاز به کار گلدکوئست بود که در روزنامه ها نسبت به فعالیت آنها مشکوک شده و در مورد آن چندین و چند مقاله و گزارش نوشتیم. در آن روزها وضع به کلی متفاوت بود. گلدکوئستی ها تهدید می کردند. یکی از همکاران را تهدید کردند که خواهر کوچکش را در راه مدرسه می دزدند. یکی دیگر را نیز تهدید کردند که وقتی در خانه نیست منزلش را به آتش می کشند.

حتی عکس ما را در یک سایت اینترنتی گذاشتند و زیر آن نوشتند این افراد خائنان به کشور هستند و مانع توسعه تجارت الکترونیکی در ایران می شوند!

خلاصه این شبکه رفته رفته و مثل یک غده سرطانی بدخیم که راهی برای مقابله با آن وجود ندارد رشد کرد و رشد کرد. شبکه ای که با روشی خاص و بدون استفاده از هیچ امکانات تبلغاتی و رسانه ای به بهترین وجه ممکن جای خود را در میان خانوارهای ایرانی باز کرد. به جرات می توان گفت آنگونه که نام گلدکوئست در ایران جا افتاد نام شرکتی که شبانه روز از صدا و سیما تبلیغ می کرد جا نیافتاد.

به هر حال امروز گلدکوئستی ها دیگر تهدید نمی کنند و هر آنچه که بخواهید می توانید به راحتی در مطبوعات درج کنید.ولی چند سال پیش به محض نوشتن یک مقاله کوتاه به راحتی شماره موبایلت در اختیار گلدکوئستی ها قرار می گرفت و از یک ویزیتور معمولی گرفته تا مشاور حقوقی آنها زنگ می زد و با تهدید و تطمیع حرف می زدند می گفتند اگرمایل باشید شما را می بریم هنگ کنگ و فعالیت شرکت را از نزدیک نشانتان می دهیم تا ببینید همه کارهای ما قانونی است و بعد که به ایران بازگشتیم برای همه بنویسید که کار ما درست است.

اما جالب است که در شرایطی که هر نهاد مسول و غیر مسوول فعالیت گلدکوئستی ها را ممنوع کرده این شبکه همچنان مشغول به کار است و گاه احساس می شود راهی برای توقف آنها وجود ندارد. درست مانند یک سرطان.

لطفاً بی خیال شو

يكشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۸۴، ۰۴:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - یکی از اصولی ترین وظایف یک خبرنگار پیگیری وعده ها و اخباری است که اصطلاحاً به "می شود" ختم شده و مربوط به آینده است.

اما به این مهم از سوی خبرنگاران و بنابر دلایل مختلفی کمتر توجه می شود. یکی از این دلایل کمی تجربه است. یکی دیگر از دلایل فقدان یک حافظه قوی تاریخی (بازهم از اصول مهم حرفه خبرنگاری ) است. یکی دیگر از این دلایل به نداشتن آموزش صحیح باز می گردد.

اما در کنار این دلایل نسبتاً موجه دو دسته دیگر نیز باقی می ماند. یک دسته خبرنگارانی که خود را به فراموشی می زنند یا یک جوری با موضوع کنار می آیند! و یک دسته از خبرنگاران که پیگیر موضوع می شوند. در این مدت از کار و با تجربه اندکی که به دست آورده ام به محض اینکه پای صحبت یک مسوول می نشینم به راحتی می توانم تشخیص دهم که تمام حرف های طرف صحت دارد ، بخشی کذب و بخشی درست است یا آنکه نه تمام آنها کذب محض است.

لذا بعد از خروج از محل می دانم که چه سوژه ای جای کار دارد و به زودی دچار مشکل خواهد شد و یکی پس از دیگری وعده ها دود می شوند و به هوا می روند. این خصیصه و اخلاق کاری من نیز باعث ناراحتی خیلی ها (منظور کسانی که وعده سر خرمن می دهند و یا اشکالی در کارشان پیش می آید) شده است.

لذا وقتی موضوعی را پیگیری می کنی که دارای مشکلی است یا تهدید می شوی، یا تطمیع می شوی یا تلطیف! حتماً می گویید این تلطیف دیگر چه صیغه ای است؟ مورد اول و دوم یعنی تهدید و تطمیع که معرف حضور هست . اما در مورد تلطیف! تلطیف زمانی است که می بینید فرد مسوول با صدایی ناراحت و به شدت غم آلوده به شما می گوید تو را به خدا بی خیال شو. البته بعضی نیز با صدای ضعیف و دردناک نمی گویند بی خیال شو و با لحنی دیگر خواهش می کنند که فعلاً پیگیر موضوع نباشی.

و این بدترین زمان ممکن است که تو را با یک تعارض مواجه می کند. زمانی که با مشکل یا مساله ای برخورد می کنی که از یک طرف حس حرفه ای ، رسالت کاری و تلاش برای خدمتی هر چند کوچک جهت رفع یک مشکل تو را فرا گرفته و در مقابل صدای ناراحتی که به تو می گوید لطفاً بی خیال شو یا لطفا پیگیر این موضوع نباشید.

واقعاً تصمیم گیری در چنین شرایطی سخت است. ولی به راستی نمی دانم چرا اصلا باید چنین وضعی پیش بیاید؟ چرا برخی از مسولان به محض برخورد با پرسشگری ها و پیگیری های یک خبرنگار باید ترش کنند و او را تهدید، تطمیع و یا تلطیف کنند؟ واقعاً ریشه و اشکال کار در کجاست؟