1- چالشها و ضرورتها
تکفا - عبدالحسين نفيسي1-1- همه چيز تغيير كرده است، جز آموزش و پرورش . در جهان امروز، مهارتهايي كه دانش و اطلاعات را با كارايي به خدمات و كالاهاي نو و ابتكاري تبديل ميكنند، معرف اقتصادهاي موفق مبتني بر دانش به شمار ميآيند. از آنجا كه دانش و اطلاعات به سكهاي رايج براي دستيابي به بهرهوري، رقابتپذيري و ثروت و رفاه تبديل شده است. كشورها نيز براي توسعهي سرمايه انساني اولويت بالاتري قايل شدهاند. به اين ترتيب در سرتاسر جهان، دولتها بر روي راهبردهايي به منظور افزايش دسترسي به آموزش با كيفيت بهتر متمركز شدهاند. تصميمگيران و سياستگذاران نيز در پي يافتن پاسخي براي پرسشهاي كليدي و چالشانگيزي برآمدهاند: تعريف آموزش و پرورش با كيفيت در اقتصاد جهاني امروز كه بر دانش و اطلاعات بنا شده چيست؟ آيا آموزش و پرورش با دنيايي كه شتابان در حال تغيير است، همگام پيش ميرود؟ آيا ميتوان الگويي مناسب براي اصلاحات يافت كه قابل اقتباس باشد؟
مشكل آن است كه اگر جهان امروز را با دنياي صد سال پيش مقايسه كنيم، با پيشرفتهاي خيرهكنندهاي در علوم، بازرگاني، خدمات پزشكي، ارتباطات و زمينههاي بيشمار ديگر روبهرو ميشويم. اما چون به مدرسه، در هر كجاي دنيا سر بزنيم، با شگفتي بين كلاس درس صد سال پيش با امروز تفاوتي احساس نميكنيم: دانشآموزان در رديفهاي پشت سر هم نشسته، مداد و كاغذ در دست، هر چه معلم پاي تخته سياه ميگويد و مينويسد با شتاب يادداشت ميكنند كه آنها را به حافظه سپرده و در زمان امتحان به سرعت پس دهند. در حالي كه به واسطه پيشرفت علوم و فنون بسياري از امور تغيير كرده است، اما كم يا بيش آموزش و پرورش و شيوهي يادگيري دانشآموزان و تدريس معلمان همان طور دست نخورده باقي مانده است.
در كشور ما نيز اكنون به تدريج الزامهاي عصر دانش و اطلاعات و ضرورت همگام شدن با تحولات و دستاوردهاي فناوري و علوم بشري احساس شده است، كه شاهد آن تصميمهاي اخير دولت در زمينهي سرمايهگذاري براي گسترش پرشتاب فناوري اطلاعات و ارتباطات در كشور است. همچنين آموزش و پرورش براي يافتن پاسخي شايسته به نوع پرسشهايي كه در بالا به آن اشاره شد در صدد تدوين منشوري براي هدايت امر اصلاحات در آموزش و پرورش كشور برآمده است كه تأكيد بر كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات از اركان آن به شمار ميرود.
2-1- مهارتهاي جديد در عصر دانش و اطلاعات
امروزه اهميت آموزش و پرورشي كه متناسب با نيازهاي فرد و جامعه باشد، بيش از هميشه احساس ميشود، زيرا دنيايي كه با شبكههاي اطلاعاتي به هم پيوند خورده است، متقاضي نيروي كاري است كه بفهمد چگونه از فناوري به عنوان ابزاري براي افزايش بهرهوري و خلاقيت استفاده كند. چنين مهارتي، مهارت «استدلال كردن بر مبناي اطلاعات» است. فرآيندي كه در آن منابع معتبر شناسايي شده، دسترسي به آن به طور مؤثر فراهم آمده، اطلاعات به شكل كامل درك و هضم شده و به ديگران انتقال داده ميشود. افزون بر آن كارفرمايان از كارگران انتظار دارند از مهارتهاي همكاري و تشريك مساعي، كار در گروه و تبادل اطلاعات در شبكهي جهاني، يعني تحليل مسأله از ديدگاه چندرشتهاي برخوردار باشند. از آنجا كه اين شبكهها بينالمللي هستند، كارفرمايان در جستجوي افرادي برميآيند كه ظرفيت تعامل مؤثر با كساني را دارا باشند كه داراي فرهنگ و زبان متفاوتي هستند. و بالاخره، كارگران عصر دانش بايد منعطف بوده و قادر باشند به همان سرعتي كه محيطهاي پوياي كار تغيير ميكند، به مؤثرترين شكل بياموزند. ناگزير كارگران چگونه آموختن را بايد فراگيرند.
3-1- موانع كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران
الف- موانع درون نظام آموزشي
- آموزش و پرورش، به رغم تلاشهاي صورت گرفته، در حيطههاي برنامهريزي تفصيلي آموزشي و درسي و نيز در حيطههاي اجرايي و اداري، نظام متمركزي است. اين تمركز، برنامهي درسي يكسان و بدون انعطافي را، از لحاظ محتوا، شيوههاي آموزش و تدريس و نوع ارزشيابي براي هر موضوع درسي، براي كليهي دانشآموزان، اعم از شهري، روستايي و عشايري؛ با هر نوع استعداد، علاقه و خاستگاه اقتصادي و اجتماعي، از هر جنس، نژاد، زبان و فرهنگ و ... تجويز ميكند. اين تمركز در كتاب درسي واحد و آييننامهي آموزشي يكسان تجلي ميكند. در چنين نظامي عملاً هيچگونه نوآوري و ابتكار چشمگير و مؤثري امكان نهادينهشدن نمييابد، زيرا هر اقدامي بايد از بالا تصميمگيري شده و به طور سراسري به اجرا گذاشته شود، اما بدنهي اجرايي با هر چه از بالا بيايد به صورت يك دستور اداري و از سر رفع تكليف برخورد ميكند و به مجرد برخورد با يك مانع پيشبيني نشده، اجراي دستور را متوقف ميكند. در اين شرايط كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل، مثلاً به صورت يك موضوع درسي، امكانپذير خواهد شد. افزون بر آن، به واسطهي اين تمركز، توان برنامهريزي درسي و رهبري فرآيند يادگيري، كه از مهارتهاي اصلي در كاربرد فناوري در آموزش به شما ميرود، در معلمان رشد نيافته است. علاوه بر تمركز، دولتي بودن كليهي فعاليتهاي تهيه و توليد مواد و نرمافزارهاي آموزشي مانع رشد و بالندگي بخش خصوصي در اين زمينه شده است و حال آنكه شرط موفقيت برنامهي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش مشاركت فعال بخش خصوصي است.
- نيروي انساني در آموزش و پرورش از نظر كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش با دو نارساي عمده روبهرو است: 1- پرورش نيافتن تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، روحيهي جستجوگري و مهارت مديريت فرايند يادگيري ناشي از نارساييهاي برنامههاي تربيت معلم و مساعدنبودن شرايط محيط كار براي بروز و شكوفايي هر نوع خلاقيت در معلمان و 2- ضعف قابل توجه انگيزه ناشي از علاقهمند نبودن به حرفه معلمي يا توان لازم را براي ايفاي اين نقش نداشتن، جو مديريت آمرانه و غيرمشاركتي حاكم بر روابط اداري، كمي حقوق و دستمزد، احساس وجود تبعيض بين كاركنان دولت با معلمان و بالاخره منزلت نداشتن حرفهي معلمي. با توجه به نقش كليدي معلمان و مديران مياني در موفقيت برنامههاي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش، در طراحي برنامههاي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش براي رفع يا تقليل اين محدوديتها بايد چارهي ويژهاي انديشيده شود.
- نامناسب بودن فضاي كالبدي آموزشگاهها به ويژه در موارد زير: 1- در نقاط روستايي، احتمال فقدان جريان برق و ارتباط تلفني مطمئن و مؤثر، تعداد كم دانشآموز و چند پايه بودن كلاسها، فقر عمومي و عدم امكان دسترسي خانوادهها به تسهيلات لازم براي بهره بردن از فناوري اطلاعات، 2- مسايل خاص مدارس عشايري، 3- به طور كلي نامناسب بودن طراحي مدارس (نقشههاي تيپ) از لحاظ استقرار تسهيلات فناوري اطلاعات در مدرسه.
ب- موانع محيطي
- همراه شدن پديدهي مدركگرايي كه از فرهنگ دولتي بودن بازار كار ايران و استفادهي ممتد از درآمدهاي ناشي از فروش نفت خام حاصل شده است، با مسألهي غامض آزمون سراسري دانشگاه (اعم از دولتي و غيردولتي) سبب شده است در آموزش و پرورش ايران چهار اصل يادگيري: يادگيري چگونه آموختن، يادگيري با ديگران زيستن، يادگيري براي به كاربردن و يادگيري براي بهتر زيستن تبديل به يك اصل مادر شود: يادگيري براي كسب نمرهي مناسب جهت به دست آوردن مدرك تحصيلي بالاتر. تحميل شدن اين فرهنگ به مدارس سبب شده است كه فقط جنبههايي از يادگيري كه فرد را به اين هدف ميرساند مورد توجه قرار گيرد و دانشآموز، معلم، مديريت مدرسه و آموزش و پرورش، والدين و به طور كلي جامعه از توجه به انواع ديگر يادگيري كه به كار زندگي شاد و مفيد در جامعهي مدني پويا و دايماً در حال تغيير خواهد آمد، با آگاهي غفلت كنند. براي چنين نوع يادگيري، چندان نيازي به كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات نخواهد بود.
- در دانشگاههاي كشور در زمينهي تخصصهاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، به ويژه تهيهي محتواي آموزشي مناسب و نرمافزارهاي لازم فعاليت آموزشي قابل توجهي صورت نميگيرد. همچنين توان تحقيقاتي كشور در اين زمينه بسيار اندك و سازماننايافته است. وجود اين نارساييها سبب ميشود توان طراحي برنامههاي مناسب براي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش، تربيت نيروي فني براي اجراي برنامهها و نظارت و ارزشيابي از برنامهها با كندي، در فضاي غيررقابتي و با كيفيت ضعيفي صورت پذيرد.
- محدوديتهاي ناشي از متفاوت بودن زبان نرمافزارهاي رايانهاي آموزشي موجود در دنيا با زبان فارسي و نيز محدوديتي كه به همين سبب دانشآموزان در تعامل با دنياي خارج از طريق اينترنت با آن روبهرو ميشوند، كوشش مضاعفي را از جانب طراحان ايراني نرمافزارهاي رايانهاي آموزشي طلب خواهد كرد.
- ناكارآمدي شبكه و تجهيزات مخابراتي كشور در تأمين ارتباط آسان، ارزان، مطمئن و ايمن از يك سو و فقدان قوانين مناسب براي دفاع از حقوق مادي و معنوي پديدآورندگان نرمافزارهاي آموزشي از سوي ديگر از جمله موانعي به شمار ميرود كه به ويژه مانع گسترش فعاليت فرهنگيان علاقهمند و بخش خصوصي در سرمايهگذاري در اين زمينه ميشود.
- مسألهي تأمين منابع مالي در آموزش و پرورش و كسري بودجه مزمن اين بخش در يك دههي گذشته از جمله موانع پيش روي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش است. زيرا اين برنامه در آغاز نيازمند سرمايهگذاري قابل توجه براي تجهيز مدارس، استقرار شبكهها، طراحي، تدوين و توليد محتواي برنامهها و نرمافزارهاي لازم ميباشد.
4-1- فناوري اطلاعات استعداد انجام چه كارهايي را در آموزش و پرورش داراست؟
الف- كاهش محدوديتهاي يادگيري و تقويت برابري فرصتها
- امكان تسهيل دستيابي همگان به فرصتهاي يادگيري با كيفيت خوب و به بهاي مناسب.
- امكان از ميان برداشته شدن محدوديتهاي ناشي از زمان يادگيري (زمان يادگيري در طول شبانهروز با در همهي اوقات سال)، طول يادگيري (طول دورهي تحصيلي، طول يا روز يا سال تحصيلي و ...)، مكان يادگيري (يادگيري مؤثر و سازمانيافته در هر جا ميتواند صورت پذيرد) و فاصله ميان فراگير و منابع يادگيري از جمله معلم.
- امكان از ميان برداشته شدن محدوديتهاي ناشي از جنس، نژاد، قوميت، موقعيت اقتصادي - اجتماعي فراگير، كه هر يك از آنها ميتواند در فرايند ياددهي - يادگيري اختلال ايجاد كند.
- امكان از ميان برداشته شدن قسمتي از محدوديتهاي ناشي از معلوليتهاي جسمي و ذهني در فرايند يادگيري.
- در نتيجه به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات، امكان ارايهي آموزش فراگير - محور در طول حيات فرد، با هزينهي كمتر، سرعت بيشتر و كيفيت مطلوبتر متناسب با نيازها و تواناييهاي فرد و پاسخگوي سياستها و راهبردهاي نظام فراهم ميگردد.
ب- تربيت نيروي انساني متناسب با عصر دانش و اطلاعات
- تربيت منابع انساني مورد نياز عصر دانش و اطلاعات با توانايي تفكر منطقي، خلاقيت ذهني براي به كارگيري فناوري اطلاعات در جهت حل مسايل پيش رو.
پ- بالابردن كارايي و بهرهوري در آموزش و پرورش
- خودكاركردن نظامهاي اداري و اجرايي آموزش و پرورش.
- امكان تقويت تمركززدايي و اعتلاي مشاركت مردم، اوليا، دانشآموزان، معلمان و كارفرمايان در سياستگذاري، اجرا و نظارت و ارزشيابي از فعاليتهاي آموزشي.
- تقويت سيستم تصميمگيري و مديريت مبتني بر اطلاعات، از طريق نظارت متمركز و اجراي غيرمتمركز.
- امكان ايجاد مدارس و ساير نهادهاي آموزشي و فرهنگي مجازي (مانند موزهها، كتابخانهها، آزمايشگاهها و كارگاههاي مجازي).
- امكان كاهش هزينهي دستيابي به اطلاعات نادر و پرهزينهي مورد نياز در آموزشهاي تخصصي و در پژوهشها.
2- ديدگاه آرماني (چشمانداز بلندمدت) - هدفها (مأموريتها)
1-2- ديدگاه آرماني (چشمانداز بلندمدت)
با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در جامعه و در نظام آموزش و پرورش محيط يادگيري - ياددهي فراهم خواهد شد كه در آن كليهي دانشآموزان با خلاقيت ذهني و تفكر منطقي توانايي به كارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات را به منظور كسب دانش و پرورش مهارتهاي مورد نياز براي رسيدن به آرمانهاي شخصي، تحقق هدفهاي آموزش و پرورش و مشاركت فعال در جامعهي مبتني بر دانش و اطلاعات داشته باشند.
2-2- هدفها (مأموريتها)
براي تحقق ديدگاه آرماني (چشمانداز بلندمدت) با استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات هدفهاي (مأموريتها) زير دنبال ميشود:
- در چارچوب «منشور اصلاحات آموزش و پرورش» كوشش در جهت ارتقاي كيفيت يادگيري، اعطاي مسئوليت يادگيري به خود دانشآموز و برقراري نظام منسجم و هماهنگ و جامع براي ارايهي خدمات آموزشي به دانشآموز، متناسب با نيازهاي او در هر زمان و هر مكان كه آن را طلب كند.
- تربيت منابع انساني مورد نياز عصر دانش و اطلاعات داراي توانايي تفكر منطقي، خلاقيت ذهني، و دانش، نگرش و مهارتهاي لازم براي مشاركت فعال در اجتماع.
- از ميان برداشتن محدوديتهاي ناشي از جنس، نژاد، قوميت، موقعيت اجتماعي - اقتصادي و همچنين محدوديتهاي ناشي از معلوليتهاي جسمي و ذهني دانشآموزان در فرايند ياددهي و يادگيري.
- ارتقاي بهرهوري و اثربخشي منابع از طريق تقويت نظام تصميمگيري و مديريت مبتني بر اطلاعات، خودكارسازي نظامهاي اداري و اجرايي و برقراري نظام نظارت متمركز و اجراي غيرمتمركز در آموزش و پرورش.
3- سياستها و اصولي كه براي رسيدن به هدفها بايد رعايت شود
الف- جنبههاي كلي
- مطالعات مختلف در كشورهاي توسعهيافته و در حال توسعه نشان داده است كه موفقيت در متحول كردن نظام آموزش و پرورش به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات مستلزم همراه شدن چهار نوع امكانات به شرح زير است:
1- رايانههاي مستقر در مدرسه و خانهي دانشآموز كه به شبكههاي جهاني متصل شده و در سراسر كشور گسترده باشد.
2- معلماني كه براي كار با رايانه و استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در فرايند ياددهي - يادگيري تربيت شده و از انگيزه و شوق بالايي برخوردار باشند.
3- محتواي برنامههايي كه در شبكهها در دسترس دانشآموزان و معلمان قرار ميگيرد با هدفهاي آموزشي سازگار بوده و از نظر ياددهي و يادگيري كارا و مؤثر باشند.
4- محيط اداري و فرهنگ حاكم بر آموزش و پرورش مناسب و موافق با تحولات فناوري اطلاعات و ارتباطات و كاربرد آن در آموزش و پرورش باشد.
پيام كلي كه از اين جمعبندي حاصل ميشود آن است كه در ايران لازم است به برنامهريزي كلان، منسجم و همهجانبه براي فناوري اطلاعات و ارتباطات تأكيد داشت و در قالب آن با مرحلهبندي عمليات، متناسب با امكانات مالي و توان تجهيز نيروي انساني و تهيهي محتواي برنامهها به گسترش آنها اقدام كرد. شروع برنامه بايد از دشوارترين و زمانبرترين بخش كار كه تهيهي بستر قانوني و نهادسازي براي تهيهي محتوا و ايجاد انگيزه و اشتياق در معلمان و مديران مياني است آغاز شود و سرمايهگذاري سنگين براي تجهيزات و تأسيسات شبكه به تناسب پيشرفت در زمينههاي نرمافزاري صورت پذيرد.
- طراحي و تدوين برنامههاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش لازم است با ارزشيابي علمي و دقيق از طرحها و برنامههاي مختلفي كه به صورت پراكنده در اين زمينه در آموزش و پرورش در سراسر كشور صورت گرفته آغاز شود. از جملهي اين برنامهها كه بيش از 13 سال براي آن سرمايهگذاري مديريتي، مالي و انساني صورت گرفته است «طرح جامع انفورماتيك آموزش و پرورش» و شبكه گستردهي كارگزاران آن در استانها و مناطق است. همچنين از تجربه «شبكه رشد» و ساير فعاليتهاي در دست تجربه سازمان پژوهش و برنامهريزي آموزشي و نهادهاي پژوهشي - آموزشي خصوصي و نيز تجربههاي مدارس دولتي و غيردولتي پراكنده در سراسر كشور در اين زمينه استفاده به عمل آيد. در اين زمينه توجه به دو پيشنهاد مشخص زير براي بهبود اثربخشي طرح جامع انفورماتيك در آموزش و پرورش درخور تأمل است:
1- تدوين الگوي «برنامهريزي و بودجهبندي منطقه آموزش و پرورش» كه در آن با به كارگيري يافتههاي حاصل از سيستمهاي عملياتي طرح مزبور در سطح مناطق آموزش و پرورش بتوان ميزان منابع تخصيصيافته به منطقه و مدرسه را عامل و انگيزهاي براي كسب بالاترين عملكرد آموزشي ممكن قرار داد. منظور از عملكرد آموزشي، تركيب دستاوردهاي پوشش تحصيلي و كيفيت يادگيري است كه شاخص آن از تركيب تعداد دانشآموزان تحت پوشش، ضرايب معرف كيفيت آموزش (مثلاً نتايج آزمون استاندارد)، ضرايب معرف كارايي (مثلاً نرخ اتلاف يا نرخهاي گذر و ارتقا) و ضرايب معرف شرايط محيطي (مثلاً ضريب محروميت منطقه) به دست ميآيد. از اين طريق آموزش و پرورش ميتواند به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات از يك سو، به طور مؤثر انگيزهي لازم را در مديران مدارس و مناطق براي كاربرد شيوهي مديريت مبتني بر اطلاعات فراهم آورد و از سوي ديگر، با استفاده از دادههاي علمي و مطمئن، اطمينان خاطر نسبي تصميمگيران و نظارتكنندگان سطوح عاليتر نظام را در مورد مصرف بهينهي منابع جلب كند.
2- براي حصول اطمينان از اثربخش بودن سرمايهگذاري در فناوري اطلاعات و ارتباطات لازم است كه از يك سو، در نظام آموزش و پرورش هدفهاي شناختي، نگرشها و مهارتها به صورت استاندارد و قابل اندازهگيري براي هر نوع و سطح آموزش تعريف شود و از سوي ديگر ابزارهاي سنجش و اندازهگيري آنها تدوين و بهنجار گردد. در اين زمينه تجربههاي ايران در زمينه شركت در آزمون بينالمللي علوم و رياضيات (TIMMS) و آزمونهاي PIRLS و ABC و همچنين پژوهشهاي انجام شده در داخل كشور در زمينه استانداردكردن پارهاي از ابزارهاي سنجش پيشرفت تحصيلي ميتواند براي تدوين چنين ابزارهايي به كار آيد. با اين كار ميتوان مجموعه فعاليتهايي را كه براي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در بهبود يادگيري - ياددهي در آموزش و پرورش صورت ميگيرد در ارتباط با يافتههاي مجموع عمليات مندرج در طرح جامع انفورماتيك قرار داد و سياستگذاريهاي اجرايي و اداري را با در نظرگرفتن عوامل و عملكردهاي محتوايي و كيفي يادگيري و ياددهي تعديل و تصحيح كرد.
- براي آمادهسازي محيط اداري و اصلاح فرهنگ حاكم بر آن متناسب با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، تكيهي اصلي بايد بر بهبود و تقويت مديريت علمي در آموزش و پرورش باشد. شيوههاي اين مهم بايد نهادينه شده و تائيد عموم كاركنان به ويژه معلمان نسبت به آن كسب شود. در اين زمينه نظام مديريت مبني بر اطلاعات ميتواند برنامه شناخت و پرورش مديران شايسته را پشتيباني و تقويت كند.
- وزارت آموزش و پرورش بايد تمهيدات لازم را براي ايجاد شبكهي ارتباطي و زيرساختهاي مخابراتي كه با هزينهي كم، سرعت بالا، كارايي زياد و با ايمني در دسترس دانشآموزان، خانوادهها، كليهي علاقمندان آموزش مداوم، معلمان، مديران و نيز تمامي مدارس و ادارات آموزش و پرورش قرار داشته باشد، به عمل آورد.
- لازم است كوشش شود بودجه مربوط به كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، براي مصون ماندن از آسيبهاي ناشي از كسري بودجه مزمن وزارت آموزش و پرورش در سالهاي اخير، همواره به صورت رديف مستقلي در قانونهاي بودجه كل كشور و برنامههاي توسعه در نظر گرفته شود. در توسعه فعاليتهاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات ارتباطات نيز بايد كاملاً انضباط بودجهاي رعايت شود و از بلندپروازيهاي متداول در بخش دولتي كه با بودجهاي اندك تعهدات سنگيني ايجاد ميكند و بر حجم طرحهاي در دست اجرا و خاتمهناپذير ميافزايد، احتراز گردد.
ب- سازماندهي و تقسيم كار
- براي شكستن تمركز و انحصار بخش دولتي در امور مرتبط با تهيهي محتوا و نرمافزارهاي آموزشي لازم است اقدامات زير دنبال شود:
1- متمركز كردن تدريجي فعاليت وزارت آموزش و پرورش بر مقولهي برنامهريزي درسي و سياستهاي كلان آن و مشاركت دادن نيروهاي علاقهمند در سراسر كشور در تهيهي محتواي برنامهها و تهيهي نرمافزارهاي لازم براي رسيدن به هدفها و سياستهاي مصوب. به اين ترتيب امكان ايجاد يك سازمان كوچك ولي برخوردار اي توان علمي بالا در امر پژوهش، برنامهريزي، نظارت و ارزشيابي در وزارت آموزش و پرورش فراهم ميآيد.
2- حمايت از بخش خصوصي براي ايجاد بازار رقابتي نرمافزارهاي مناسب و ارزان آموزشي، ارايهي خدمات فناوري اطلاعات و ارتباطات و عرضه، نصب و نگهداري سختافزارها و زيرساختهاي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش. اين كار مستلزم حمايتهاي فني و قانوني دولت و تسهيلات مالي و بانكي است.
3- اصلاح قوانين و مقررات موجود و تدوين و تصويب قوانين جديد به منظور: حمايت از حقوق مبتكران و تهيهكنندگان نرمافزارهاي آموزشي، حفظ حريم خصوصي افراد از دسترسي افراد غيرمجاز به اطلاعات شخصي، ايمني و سلامت پايگاهها و شبكههاي ارتباطي، برقراري امكان جايگزيني اسناد كاغذي با اسناد الكترونيكي و حذف امضاي حضوري و ... .
- به دليل وابسته نبودن يادگيري و ياددهي به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات به زمان و مكان خاص، ميتوان با بهرهگيري از نرمافزارهاي آموزشي وزارت آموزش و پرورش اجراي برنامههاي آموزش مادامالعمر، به ويژه با تجديد نظر در مأموريت سازمان نهضت سوادآموزي و ارايهي آموزشهاي ضمن خدمت در زمينهي فناوري اطلاعات و ارتباطات به شاغلان ساير بخشهاي اجتماعي و اقتصادي با همكاري ساير وزارتخانههاي مسئول و ارايهي آموزشهاي مناسب براي اوقات فراغت و دوران بازنشستگي و كهنسالي را با صرفهجويي قابل ملاحظهاي بهبود بخشيد.
- در الگوي توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در روستا، مدرسه روستايي ميتواند (و بايد) نقش محوري را بر عهده گيرد. امكانات رايانهاي و پايگاه و شبكه اينترنتي مدرسه روستا به كمك دانشآموزان و معلمان مدرسه ميتواند به عنوان پايگاه اطلاعات جمعيتي و بهداشتي، جغرافيايي، آموزشي، مشاهير فرهنگي و تاريخي، اقتصادي، تغييرات جوي، مقولههاي فرهنگي و سنن و آداب بومي، زبان و گويش محلي و نيز به عنوان دريچهي ارايهي نيازها و درخواستها و اعلام اولويتهاي روستا به كار گرفته شود. با اين كار از دوبارهكاري و ايجاد تسهيلات مكرر براي دستگاههاي مختلف دولتي مستقر در روستا پرهيز شده و ضمن بهرهبرداري بهينه از امكانات فناوري اطلاعات و ارتباطات مدرسه و صرفهجويي در هزينههاي دولت، به مدرسه نيز نقش اصلي آن به عنوان عامل و موتور توسعه در روستا بازگردانده شود. اين نكته لازم است تا در سطح تصميمگيري كلان دولت دربارهي فناوري اطلاعات و ارتباطات (مثلاً شوراي عالي فناوري اطلاعات و ارتباطات) مطرح شده و قبل از آن كه وزارتخانههاي ديگر براي سرمايهگذاري در اين زمينه براي روستا دست به اقدامات وسيعي بزنند، تكليف آن روشن شود.
پ- تربيت نيروي انساني
در زمينه تربيت نيروي انساني، رعايت سياستها و نكات زير ضروري است:
- آماده كردن معلمان براي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش با توجه به كثرت افراد مشمول و فشردگي زمان نيازمند سازماندهي ويژهاي است كه تشكيلات اداري و اجرايي موجود توان انجام آن را ندارد. استفاده از امكانات فناوري اطلاعات و ارتباطات براي اجراي آموزش ضمن خدمت معلمان و سرمايهگذاري براي تهيهي محتواي جذاب و مؤثر آموزشي ميتواند تا حدودي ضعف تشكيلات اجرايي را جبران كند.
- ايجاد انگيزه در معلمان، به ويژه با اصلاح شيوههاي مديريت مبتني بر اطلاعات و ايجاد بستر مساعد براي مشاركت آنان در تصميمسازيها و در تهيهي محتواي دروس لازمه گسترش كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش است. به توان معلمان در نقاط دورافتادهي كشور براي ايجاد نوآوري و ابتكار بايد اعتماد گرد و آن را ناديده نبايد گرفت. نتايج حاصل از تجربه حمايتنشده «معلم پژوهنده» مؤيد اين نكته است.
- براي تربيت نيروي انساني متخصص در سطوح مختلف: مربيان تدريس دروس فناوري اطلاعات و ارتباطات در دورههاي مختلف، كارشناسان راهبري زيرساختها و شبكهها در مدارس، محققان و تهيهكنندگان محتواي ديجيتالي براي استفاده در كلاسهاي درس و پايگاهها و شبكههاي آموزشي با كمك دانشگاهها و مراكز آموزش عالي بايد اقدام شود.
- در پرورش نيروي انساني متخصص كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش بايد اولويت به تربيت طراحان نرمافزاري رايانهاي دربارهي عموم موضوعات درسي و نيز تربيت برنامهريزان درسي متخصص در فناوري اطلاعات و ارتباطات داد شود. تقويت توان كارشناسي در اين دو زمينه براي دو بخش دولتي و خصوصي ضروري است.
ت- قلمرو پژوهش
- تقويت نهادهاي مناسب براي مديريت پژوهش در زمينهي كليهي مباحث مرتبط با فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش (بخش دولتي) و برقراري تسهيلات فني و مالي مناسب براي ايجاد و توسعهي نهادهاي پژوهشي مستقل و غيردولتي، به منظور فراهم آوردن بستر علمي و ابزارهاي مناسب براي تقويت امور برنامهريزي، سياستگذاري و ارزشيابي در بخش دولتي. مهمترين نكته در اينجا انتخاب رويكرد مديريت پژوهش در بخش دولتي به جاي اجراي پژوهش در اين زمينه است.
- يكي از زمينههاي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، تقويت و گسترش برنامههاي «معلم پژوهنده» و «تكريم و بزرگداشت معلم» و نيز پژوهشهاي دانشآموزي است. اين گونه برنامهها كه هماكنون به دليل انعطاف نظام اداري و آموزشي به شكل صوري و كماثر به اجرا گذاشته ميشود، به كمك فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتواند به ابزاري مؤثر در بهبود كيفيت يادگيري و ياددهي درآيد.
ث- مقولهي سختافزار و جنبههاي اقتصادي فناوري اطلاعات و ارتباطات
- در طراحي و كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش بايد به استفادهي بهينه از زمان و سرعت انجام طرحها توجه كافي مبذول داشت. سه عرصهي مهم علوم و فنون مرتبط با ميكروالكترونيك، رايانه و مخابرات از متحولترين عرصههاي علمي دنيا به شمار ميآيند و تغييرات سختافزاري و نرمافزاري مرتبط با اين عرصه بسيار پرشتاب است. بازتاب اين سرعت در ايران، عمر متوسط تجهيزات سختافزاري رايانه را به كمتر از 4 سال تقليل داده است. تعيين مشخصات فني و انتخاب تجهيزت پرهزينهي شبكه و رايانه و ابزارهاي جانبي آن بايد از يك سو، با توجه به عمر مفيد دستگاهها و بهاي آنها و از سوي ديگر، نيازها و شرايط كاري مدارس و مناطق آموزش و پرورش صورت پذيرد. از جمله استفادهي رايانه همراه (لپتاپ) به جاي رايانههاي روميزي در آموزش ابتدايي و راهنمايي كه آزادي عمل بيشتري را براي معلمان به همراه داشته و در هزينههاي ايجاد كارگاههاي فناوري اطلاعات و ارتباطات ميتواند صرفهجويي ايجاد كند، پس از تحليل هزينه - فايده راهحل بديلي به شمار ميآيد.
- بررسي تجربيات ساير كشورها نشان ميدهد كه در كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش، برخلاف نظر عموم، هزينهي تهيهي رايانه كمتر از يكسوم مجموع هزينهي به كارگيري فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش را تشكيل ميدهد. معمولاً به علل مختلف هزينهي استقرار شبكهي داخلي، تهيهي نرمافزارها و استفاده از خدمات مخابرات و شبكههاي جهاني، در برآورد اوليه هزينه طرحها ناديده يا ناچيز در نظر گرفته ميشود كه موجب گمراهي تصميمگيران و طولاني شدن زمان اجراي طرحها و ناكارآمد شدن سرمايهگذاريهاي انجام گرفته خواهد شد.
- گسترش و ژرفاي استفاده از فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش به سرعت و وسعت باند ارتباط به شبكههاي جهاني وابسته است. بنابراين بدون رشد فناوري اطلاعات و ارتباطات در كل كشور، به ويژه در زندگي روزمرهي مردم نميتوان انتظار داشت بتوان در محيطهاي آموزشي به صورت نظاممند و موثر از تمامي مزاياي فناوري اطلاعات و ارتباطات بهرهمند شد.
- در مراحل مقدماتي كار و در سطح آشناكردن دانشآموزان و معلمان با رايانه و كاربرد آن در آموزش ميتوان رايانههاي از رده خارج شدهي ادارات و شركتهاي دولتي (و احتمالاً خصوصي) را به كار گرفت. راهاندازي و سازوكاري كه اين تجهيزات را جمعآوري، تعمير و آماده به كار كند در شروع برنامهها صرفهجويي قابل توجهي به همراه خواهد داشت.
4- برنامههاي عمدهي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
حوزههاي انتخابي به منظور توسعهي سازمانيافته و هدفمند فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش كه به تناسب ماهيت فعاليتهاي مندرج در هر برنامه و سنخيت با آن با وظايف محوله به شاخههاي عمدهي تشكيلات وزارت آموزش و پرورش دستهبندي شده است، عبارتند از:
1-4- تربيت نيروي انساني شامل طرحهاي:
- برگزاري دورهي آشنايي با رايانه و ناوبري در شبكههاي جهاني براي معلمان
- طراحي محتواي مناسب دورههاي آموزش فناوري اطلاعات براي كاركنان، سازماندهي و اجراي دورهها
- تربيت مسئولان فناوري اطلاعات و ارتباطات براي تصدي امور مرتبط در مدارس
- پيگيري و حمايت از ايجاد دورههاي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش در سطوح كارشناسي و بالاتر در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي
2-4- برنامهريزي درسي و تهيهي نرمافزار شامل طرحهاي:
- طراحي و ارايهي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در كليهي سطوح آموزشي
- گسترش و تقويت «شبكه رشد»
- طراحي و به كارگيري محتواي متناسب با فناوري اطلاعات براي دروس اصلي هر سطح تحصيلي
- طراحي و اجراي طرح «مدارس هوشمند»
- برقراري نظام استانداردها و ارزشيابي يادگيري و عملكرد
- درهم تنيدن كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسي كليهي سطوح آموزشي
3-4- امور اجرايي و اداري شامل طرحهاي:
- گسترش و تقويت «طرح جامع انفورماتيك» وزارت آموزش و پرورش
- خودكارسازي امور اداري در آموزش و پرورش
4-4- زيرساختها، شبكهها و سختافزارها شامل طرحهاي:
- ايجاد كارگاه «فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكهي جهاني در مدارس
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان
5-4- سياستگذاري و مديريت شامل طرحهاي:
- بررسي، تدوين و تصويب قوانين و آييننامهها و استانداردها
- برقراري امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانشآموزان
- استقرار نظام مديريت مبتني بر اطلاعات در كليهي سطوح مديريت در آموزش و پرورش
- تشويق و حمايت از نهادهاي بخش خصوصي فعال در زمينهي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
6-4- امور پژوهشي شامل طرحهاي:
- تقويت و گسترش نهادهاي پژوهشي در زمينهي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
- طراحي و اجراي پژوهشهاي مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش
5- مراحل اجراي برنامهها
با توجه به اقدامات در دست اجرا در زمينهي فناوري اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش، لزوم رعايت توالي فعاليتهاي به هم پيوسته و امكان تجهيز توان اجرايي در نظام برنامهريزي و اجرايي، مرحلهبندي اقدامات اجرايي برنامهها به شرح زير پيشنهاد ميشود:
مرحله اول- تا پايان برنامه سوم توسعه
- ايجاد كارگاه «فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكههاي جهاني در كليهي مدارس متوسطه و ارايهي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در كليهي شاخهها و رشتههاي دوره متوسطه، مراكز تربيت معلم و آموزشكدههاي فني و حرفهاي.
- در ادامهي فعاليتهاي «طرح جامع انفورماتيك» وزارت آموزش و پرورش اتصال مناطق آموزش و پرورش و بخش اداري كليهي مدارس به اينترنت.
- بررسي، تدوين و تصويب قوانين و آييننامهها و استانداردهاي لازم براي ايجاد بستر مناسب براي طراحي محتواي دروس و برنامههاي آموزشي سازگار با فناوري اطلاعات و ارتباطات در سطح گسترده با مشاركت بخش خصوصي.
- گسترش «شبكه رشد» و سازماندهي، طراحي محتواي مناسب دورههاي آموزش فناوري اطلاعات و ارتباطات و اجراي محدود و آزمايشي آن براي معلمان، مديران و كارشناسان.
- تربيت يك مسئول فناوري اطلاعات و ارتباطات براي هر مدرسه متوسطه.
- برگزاري دوره آشنايي بت رايانه و ناوبري در شبكههاي جهاني براي معلمان متوسطه.
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان متوسطه و امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانشآموزان دوره متوسطه.
- استقرار نظام مديريت مبتني بر اطلاعات در سطح مناطق آموزشي و طراحي و اجراي آزمايشي خودكارسازي امور اداري در آموزش و پرورش.
- پيگيري و حمايت از ايجاد دورههاي كارشناسي و بالاتر مرتبط با كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش دانشگاهها.
- تقويت و گسترش نهادهاي پژوهشي در زمينهي كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش.
- تشويق و حمايت از نهادهاي بخش خصوصي فعال در زمينهي كاربرد فناوري اطلاعات در آموزش.
مرحله دوم- تا پايان برنامه چهارم توسعه
- ادامه و گسترش فعاليتهاي طرح جامع انفورماتيك و شبكه رشد و طراحي و به كارگيري محتواي متناسب فناوري اطلاعات براي دروس اصلي هر سطح تحصيلي.
- ايجاد «كارگاه فناوري آموزشي و اطلاعات» با تسهيلات اتصال به شبكههاي جهاني در كليهي مدارس ابتدايي و راهنمايي و كودكان استثنايي، ارايهي درس آشنايي با رايانه و اينترنت در دورههاي آموزش ابتدايي و راهنمايي كودكان استثنايي.
- تربيت يك مسئول فناوري اطلاعات و ارتباطات براي هر مدرسه ابتدايي، راهنمايي و كودكان استثنايي داراي ظرفيت كافي و تربيت يك معلم - متصدي فناوري اطلاعات براي مدارس كمجمعيت شهري و مدارس روستايي.
- برگزاري دورهي آشنايي با رايانه و ناوبري در شبكههاي جهاني براي معلمان ابتدايي، راهنمايي و استثنايي
- برقراري تسهيلات خريد رايانه براي معلمان ابتدايي، راهنمايي و استثنايي و امكانات پست الكترونيك براي معلمان و دانشآموزان اين دورهها.
- طراحي و اجراي آزمايشي طرح «مدارس هوشمند» در دوره متوسطه.
- خودكارسازي كامل امور اداري و اجرايي در آموزش و پرورش، برقراري نظام استانداردها و ارزشيابي يادگيري و عملكرد و تخصيص منابع به مناطق و مدارس آموزش و پرورش براساس عملكرد و كيفيت آموزشي.
مرحله سوم- تا پايان برنامه پنجم توسعه
- ادامه و گسترش فعاليتهاي مرحله دوم.
- رساندن نسبت دانشآموز به رايانه به 10÷1 در دورههاي متوسطه، كودكان استثنايي، تربيت معلم و كارداني فني و حرفهاي و به 20÷1 در دورههاي ابتدايي و راهنمايي.
- اجراي طرح مدارس هوشمند در كليهي سطوح آموزشي.
- در هم تنيدن كاربرد فناوري اطلاعات و ارتباطات در برنامهي درسي كليهي سطوح آموزشي و مبتني كردن كليهي فعاليتهاي يادگيري - ياددهي بر اين اساس.
فهرست منابع
منابع لاتين
1. Denmark: Denmark's Strategy for Education, learning and IT, 2001, Ministry of Education.
2. Germany: Online-Offline, IT in Education, Federal Ministry of Education and Research, 2000.
3. Japan: Basic IT Strategy, Nov. 200, By IT Strategy Council.
4. Korea: Adapting Education to the Information Age, A WhitePaper, 2001, Korea Education & Research Information Service.
5. New Zealand: Digital Horizons, Learning through ICT, 2002, Ministry if Education.
6. Norway: ICT in Norwegian Plan for 200-2003, Ministry of Education.
7. Singapore: Singapore's ICT Policy for the New Millenium: Implications foe SMEs (Small & Medium Enterprises), By Jamus Jerome Lim, 2000.
8. The Malaysian Smart School, A Conceptual Blueprint, 9 July, 1997.
9. UK, Can we learn digitally? Technology to enhance teaching, By: Apple Computer, 2002, www.apple.com/uk/education/learn-digitally
10. UK, Connecting Schools, Networking People, 2002, ICT Practice, Planning, and Procurement for the National Grid for Learning.
براي اطلاع از مهمترين فعاليتهاي فناوري اطلاعات در آموزش انگلستان، نشانيهاي زير به كار ميآيد:
http://www/becta.or.uk/news/reports/primaryfeatures/
http://www/becta.or.uk/start/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/schools/managers/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/teaching/pedagogy/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/ictplans.html
http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/index.html
http://besd.becta.org.uk
DfES Value for Money Unit, Purchasing guide for
Schools: http://www.defs.gov.uk/vfm/pg.shtml
European SchoolNet: http://www.eun.org/eun.org2/eun/en/index.html
NGfL: http://www.ngfl.gov.uk/about/index.htm
11. USA: The California Master Plan for Education, July 2002, http://www.sen.ca.gov.masterplan
12. USA: Using Information Technology to Transform the Way We Learn, Report to the President, President's Information Technology Advisory Committee, Feb. 2001, http://www.itrd.gov
13. World Bank: Ten Lessons for ICT and Education in the Developing World, By: Robert J. Hawkins, World Links for Development Program, 2001.
منابع فارسي:
1. بشردوست: عصر اطلاعات، عصر انديشه، 1380.
2. ـــــــــــ: استقرار مديريت بر مبناي اطلاعات در وزارت آموزش و پرورش، 1381.
3. ـــــــــــ: گزارش امكانسنجي نظام جامع انفورماتيك در وزارت آموزش و پرورش، مهر 1369.
4. جلالي، علياكبر، تعيين ديدگاههاي آرماني و برنامههاي كلي اجرايي توسعه فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش ايران، دانشگاه علم و صنعت ايران، پژوهشكده الكترونيك، 1381
5. حسينزاده، غلامحسين، امكانسنجي طراحي نظام يكپارچه تهيه، توليد، توزيع و كاربرد تجهيزات آموزشي مدارس كشور، گزارش طرح پژوهشي، پژوهشكده تعليم و تربيت، خرداد 1381.
6. دفتر برنامهريزي و تأليف كتب درسي: راهنماي برنامه آموزش ICT در دوره ابتدايي، 1381
7. رييس دانا، فرخلقا، فناوري آموزشي زمينهاي براي يادگيري متعهدانه، ارايه شده در همايش مهندسي اصلاحات در آموزش و پرورش، 1381.
8. شوراي راهبردي توسعه فناوري اطلاعات آموزش و پرورش: ساختار نظام طرح و توسعه فناوري اطلاعات وزارت آموزش و پرورش، مهرماه 1381.
9. صنايع آموزشي: توسعه فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، آبان 1380.
10. منصورنيا، حميد و طلايي، ابراهيم: كليات برنامهي توسعهي فناوري اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، فروردين 1381.
11. مؤسسهي آموزشي و تحقيقاتي صنعتي مصباح كوثر (... رياضي): طرح جامع توسعهي فناوري اطلاعات در آموزش و پرورش، ويرايش 3 مرداد 1381.
12. مؤسسه منظومه خرد: بررسي سايتهاي آموزشي در شبكههاي جهاني و معرفي سايتهاي مناسب براي الگوسازي شبكهي رشد آموزش و پرورش، ديماه 1380.
13. ميربها، اميد، مؤسسه سيماي جوان: مباني نظري تدوين برنامه جامع توسعهي فناوري اطلاعات در نظام رسمي آموزش و پرورش كشور، تيرماه 1381.
14. وزارت صنايع و معادن: گزارش عملكرد كميتههاي تخصصي شوراي فناوري اطلاعات، 1380.
15. يونسكو: آموزش فني و حرفهاي در قرن بيست و يكم: گزارش كنگره جهاني آموزش فني و حرفهاي، 1999، سئول، ترجمه عبدالحسين نفيسي، پژوهشكده تعليم و تربيت (دردست انتشار).