iTanalyze.com
  عبارت مورد جستجو  
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران  
Home صفحه اول آرشیو ارتباط باما درباره ما ارسال مطلب سایت های مرتبط وبلاگ نظرسنجی جستجو
adsl122.JPG
inthernet2.jpg
hkbp1rc9z204.jpg
wimax logo w.JPG
Tuesday 30 Aug 2005سه شنبه ۸ شهریور ۱۳۸۴
home_06.jpg

اعتياد به فضاى مجازى

مترجمان: دكتر نادر صادقى لواسانى نيا، حنانه زينلى - امروزه بحث داغى در بين روانشناسان درگرفته و شور و شوق بسيار براى اينترنت، برخى افراد را كمى هيجان زده كرده است، برخى افراد زمان زيادى را با آن مى گذرانند. آيا اين شكل ديگرى از اعتياد است كه روح انسان را مورد تاخت و تاز قرار داده است؟
روانشناسان هنوز مطمئن نيستند كه اين پديده را چگونه نامگذارى كنند؟ برخى به آن برچسب «اختلال اعتياد به اينترنت» مى زنند، اما افراد زيادى بسيار زودتر از زمانى كه اينترنت وارد زندگى آنها شود، به كامپيوترهاى خودشان معتاد بوده اند. برخى ديگر به شدت به كامپيوترهايشان وابسته هستند و هيچ تمايلى به اينترنت ندارند. شايد ما بايد اين پديده را «اعتياد به كامپيوتر»بناميم. همچنين نبايد اعتياد پيش پا افتاده و اغلب پذيرفته شده اى را كه برخى افراد به بازيهاى ويديويى دارند، فراموش كنيم. بازيهاى تصويرى نيز كامپيوترند يا كامپيوترهايى هستند كه نيازمند به پشتكار بسيار زياد دارند اما با اين حال كامپيوتر هستند. در مورد تلفن نيز همين طور است، مردم به تلفن هم معتاد مى شوند و اين امر فقط مربوط به كشورهاى غربى نيست. درست مثل كامپيوترها، تلفن ها نيز به لحاظ تكنولوژيكى از ارتباطات گسترش يافته اند و شايد بتوان آنها را در مقوله ارتباطات كامپيوترمحور طبقه بندى كرد (كه با عنوان cmc شناخته مى شوند) و محققان آن را به فعاليتهاى اينترنتى ترجمه كرده اند. در آينده اى نه چندان دور، كامپيوتر، تلفن و تكنولوژى تصويرى ممكن است همگى با هم تركيب شده و شايد به شدت اعتيادآور شوند.
شايد، در يك سطح گسترده، پذيرفتنى است كه در مورد «اعتياد به فضاى مجازى»۵ گفت وگو كرد. برخى از اعتيادهاى فضاى مجازى، بازى و رقابت محورند، برخى ديگر احتياجات اجتماعى را برآورده مى كنند و برخى فقط از اعتياد به كار ناشى مى شوند. پس اين تفاوتها ممكن است ظاهرى باشد.
نه افراد زيادى در مورد اعتياد به بازى و كار، مشتهاى خود را در هوا گره كرده اند و نه روزنامه هاى زيادى نيز در مورد اين مقولات مقاله نوشته اند. اين موضوعات از مد افتاده اند. اينكه رسانه ها توجه خود را به سمت اعتيادهاى اينترنتى و فضاى مجازى برگردانده اند منعكس كننده موضوع داغ و جديدى به نام اينترنت است. اين امر همچنين اضطراب مردمى را نشان مى دهد كه واقعاً نمى دانند اينترنت چيست، هرچند همه درباره اين موضوع حرف مى زنند.
با وجود اين برخى افراد مسلماً با اعتياد به كامپيوترها و فضاى مجازى به خودشان آسيب مى رسانند. گاهى به خاطر اعتياد به اين فضاها افراد شغل خودشان را از دست داده و يا از مدرسه به دليل نمرات بد اخراج مى شوند و يا به اين دليل كه نمى توانند در مقابل وقف كردن تمام وقت خود به فضاهاى مجازى مقاومت كنند، از همسرانشان جدا مى شوند. در اين صورت آنها به لحاظ بيمارى شناسى، معتاد محسوب مى شوند و همانند تمام اعتيادها، مشكل اين است كه كجا بايد خطى ميان شور و شوق «طبيعى» و اشتغال فكرى «نابهنجار» كشيد؟
«اعتيادها» را مى توان به صورت خيلى سطحى «سالم»، «ناسالم» و يا تركيبى از هر دو تعريف كرد. اگر شما شيفته يك سرگرمى شده ايد و احساس مى كنيد وقف آن هستيد و مى خواهيد تا زمانى كه امكان دارد به آن بپردازيد اين مى تواند راهى براى يادگيرى، خلاقيت و يا ابراز وجود باشد. حتى در برخى اعتيادهاى ناسالم شما مى توانيد اين ويژگى هاى مثبت را پيدا كنيد، اما در اعتيادهاى واقعاً بيمارگونه، درجات استفاده به سمت بالا مى روند، معايب بر مزايا مى چربند و منجر به اختلال جدى در توانايى هاى فرد در زندگى «واقعى» مى شوند. تقريباً هر چيزى مى تواند هدف اعتياد بيمارگون باشد، مثل موادمخدر، تمرين ورزشى، قماربازى، رابطه جنسى، ولخرجى، كار و غيره. با نگاهى به اين مشكلات از يك چشم انداز بالينى متوجه مى شويم كه معمولاً اين اعتيادهاى بيمارگو ريشه در زندگى گذشته فرد دارند كه مى توان آنها را از تضادها و محروميت هاى معنادارى در زندگى فرد پيدا كرد. آنها ممكن است تلاشى براى كنترل افسردگى و اضطراب و شايد منعكس كننده ناامنى هاى عميق و احساسى از تهى بودن درونى باشند.
تاكنون، تشخيص روانپزشكى رسمى در مورد اعتياد به «اينترنت» و يا «كامپيوتر» وجود نداشته است. آخرين ويراست (چهارمين) از راهنماى تشخيصى و آمارى اختلال هاى روانى (كه همچنين با عنوان DSM - IV شناخته مى شود) كه استانداردهايى براى طبقه بندى انواع بيماريهاى روانى ارائه مى كنند، هيچ طبقه بندى را براى اعتياد به اينترنت معرفى نكرده است.
بايد منتظر ماند كه آيا اين شكل از اعتياد روزى در اين راهنما گنجانده خواهد شد يا خير. همانند بسيارى از تشخيص هاى رسمى، براى «اختلال اعتياد به اينترنت» و يا هر تشخيص پيشنهادى ديگر، بايد تا بيشتر شدن تحقيقات گسترده ديگر صبر كرد و دو حوزه اساسى را در نظر گرفت. اول اينكه آيا مجموعه اى تشخيصى از نشانه هاى بادوام و قابل اطمينان وجود دارد كه اين اختلال را تشكيل مى دهد؟ دوم، آيا تشخيص با هر چيز ديگر از قبيل عوامل مشابه در گذشته فرد، شخصيت و ويژگى پيش آگهى افرادى كه مورد تشخيص قرار مى گيرند در رابطه است؟ اگر جواب منفى بود، جار و جنجال براى چيست؟ اين تنها يك برچسب بدون اعتبار خارجى است.
تا اينجا، محققان فقط توانسته اند بر حوزه اول متمركز شوند و سعى كنند تا مجموعه اى از نشانه هايى را مشخص كنند كه اعتياد كامپيوترى و يا اينترنتى را تشكيل مى دهند.
خانم كيمرلى، اس . يونگ روانشناس در مركز اعتياد روى خط، افرادى را به عنوان وابسته به اينترنت طبقه بندى مى كند كه طى سال گذشته تعداد چهار يا بيشتر موارد زير را داشته باشند. البته ، وى به طور خاص بر روى اعتياد به اينترنت و نه بر طبقه گسترده ترى از اعتياد به كامپيوتر تمركز كرده است:
آيا شما هنگامى كه خارج از خط هستيد به اينترنت و يا خدمات روى خط فكر كرده و اشتغال ذهنى داريد؟
آيا شما احساس مى كنيد كه احتياج به گذراندن زمان بيشترى روى خط داريد تا همان ميزان از رضايت را به دست آوريد؟
آيا شما قادر نيستيد استفاده روى خط خود را كنترل كنيد؟
آيا شما به هنگام قطع و يا كم كردن استفاده روى خط خود احساس بدخلقى يا ناراحتى مى كنيد؟
آيا شما بيشتر از زمانى كه معمولاً قصد داشتيد روى خط مى مانيد؟
ايوان گولدبرگ بيشتر به عنوان شوخى مجموعه اى از نشانه هايى را معرفى كرده كه وى آن را استفاده «بيمارگون از كامپيوتر» مى ناميد. ساير روانشناسان درباره ساير نشانه هاى احتمالى اعتياد به اينترنت و يا نشانه هايى كه اندكى از معيارهاى يونگ و يامعيارهاى طنزگونه گولدبرگ را داشته باشد، هنوز بحث مى كنند.
اين نشانه ها شامل موارد زير هستند:
تغييرات شديد در سبك زندگى به منظور گذراندن زمان بيشترى در شبكه
كاهش كلى فعاليت هاى بدنى
بى توجهى به سلامت فردى در نتيجه فعاليت اينترنتى
اجتناب از فعاليت هاى مهم زندگى به منظور گذراندن زمان بيشترى در شبكه
كمبود خواب و يا تغيير الگوهاى خواب براى گذراندن زمان بيشترى در شبكه
كاهش معاشرت و در نتيجه از دست دادن دوستان
غفلت از خانواده و دوستان
به هيچ وجه نمى خواهند زمان زيادى را در خارج از شبكه بگذرانند
نياز شديد به گذراندن زمان بيشترى با كامپيوتر
بى توجهى به مسؤوليتهاى شغلى و شخصى خانم لين روبرتز، در يك فهرست راهنما براى روانشناسى مجازى، به تشريح پيامدهاى احتمالى جسمانى ناشى از استفاده بسيار از اينترنت پرداخته است، اگرچه وى اين واكنشها را با اعتياد بيمارگون الزماً يكسان نمى داند.
يك پاسخ شرطى شده (افزايش ضربان قلب و فشارخون) هنگام اتصال مودم
يك «حالت دگرگون شده ازخودآگاهى» درطى مدتهاى طولانى از تعامل گروهى دوطرفه‎/ كوچك (تمركز كامل و خيره شدن به صفحه نمايش، مشابه با حالت خلسه و يا مراقبه)
رؤياهايى كه درمتن طومارى شكل ظاهر مى شوند (مشابه با انجام بازيهاى متنى مثل مو)
زودرنجى بسيار شديد به هنگامى كه فرد در فضاى مجازى غوطه ور است از سوى افراد بامسائل زندگى واقعى.
جان سولر در مقاله خود با عنوان «اعتياد به بازى قلعه» كه يك محيط گپ زنى‎/ مو گرافيكى است به معيارهايى اشاره مى كند كه اغلب روانشناسان در تعريف همه اشكال اعتياد استفاده مى كنند.
واضح است كه تلاش براى تعريف اعتياد به اينترنت و كامپيوتر از اين الگوها مشتق شده است كه شايد براى تمام انواع اعتياد مشترك باشند. به عبارتى ديگر به الگوهايى اشاره مى كنند كه شايد به علتهاى عميق تر و جهانى اعتياد مربوط باشند:
آيا شما به دليل اين رفتار از امور مهم زندگى خود غفلت مى كنند؟
آيا اين رفتار باعث مختل شدن روابط شما يا ايجاد اختلال در روابط شما با نزديكانتان شده است؟
آيا نزديكان شما درمورد اين رفتار شما ناراحت و يا دلخور شده اند؟
آيا هنگامى كه ديگران از اين رفتارانتقاد مى كنند، حالت دفاعى گرفته و يا رنجيده مى شويد؟
آيا شما درمورد آنچه كه انجام مى دهيد احساس گناه يا اضطراب مى كنيد؟
آيا شما تاكنون متوجه شده ايد كه در حال پنهان كارى و يا «مخفى كردن» اين رفتار هستيد؟
آيا تاكنون سعى كرده ايد عكس العمل خود را كاهش داده، اما قادر به انجام آن نشده ايد؟
اگر با خودتان صادق هستيد، آيا احساس مى كنيد كه يك نياز پنهان ديگرى است كه باعث انجام اين رفتار مى شود؟
اگر شما تا اندازه اى از اين سؤالها آشفته شده و يا ازپا درآمده ايد قابل درك است. اين دقيقاً معضلى است كه پيش روى روانشناسان در فرايند تعريف و تأييد يك مقوله شناختى جديد قراردارد.
به شكلى ساده تر، برخى از كوششهاى فكاهى براى تعريف اعتياد به اينترنت را درنظر بگيرد. در پايين، فهرستى از سازمان مركزى معتادان گمنام به اينترنت ارائه شده است. اگرچه بيشتر قصد شوخى دركار بوده است به برخى مشابهت هاى برجسته، بايد برخى موارد با معيارهاى تشخيصى جدى توجه كرد، حتى در يك شوخى نيز ريشه اى از حقيقت وجوددارد.
ده علامتى كه نشان مى دهد شما معتاد به اينترنت هستيد:
۱- شما ساعت ۳ صبح بيدار مى شويد تا به دستشويى برويد، مى ايستيد و پست الكترونيك خود را در راه برگشتن به تختخواب بازرسى مى كنيد.
۲- شما برروى بدن خود اينگونه خالكوبى مى كنيد: «اين هيكل با نرم افزار نت اسكيپ Netscape Navigator
۳- كودكان خود را با نام هاى Eudora، Mozilla يا Doctom صدا مى كنيد.
۴- شما مودم خود را خاموش مى كنيد ويك احساس وحشتناك از تهى بودن به شما دست مى دهد، انگار كه شما از معشوق خود دور مى شويد.
۵ - شما نيمى از زمان مسافرت هوايى خود را درحالى مى گذرانيدكه كامپيوتر لب تاپ خود را روى زانو و فرزندتان را در قفسه بالاى سر گذاشته ايد.
۶ - شما تصميم مى گيريد كه فقط به دليل دسترسى رايگان به اينترنت براى يك يا دوسال بيشتر در دانشگاه بمانيد.
۷- شما با مودم ۲۴۰۰ بايت در ثانيه مردم را تمسخر مى كنيد.
۸ - شما درنامه هاى پستى خود هم از شكلكهاى خنده دار استفاده مى كنيد.
۹ - آخرين رفيقى كه شما داشتيد يك TPEG بوده است.
۱۰ - سخت ديسك شما خراب شده است، شما دو ساعت است كه به اينترنت وصل نشده ايد. شروع به راه رفتن مى كنيد. تلفن را برداشته و شماره دسترسى ISP خود را به صورت دستى مى گيريد. شما سعى مى كنيد تا به شكل انسانى با مودم ارتباط برقراركنيد.
شما موفق شديد.
همچنين يك معضل شناخت شناسى كنجكاوى برانگيز موردتوجه محققانى است كه اعتيادهاى فضاى مجازى را بررسى مى كنند. آيا خود آنها نيز معتادند؟ آيا اگر آنها نيز درواقع تاحدى با كامپيوترهايشان اشتغال ذهنى دارند، آيا اين موضوع آنها را كمتر قادر مى سازد تا عينى باشند و بدين ترتيب نتايج كار آنها دقيق تر است؟ و يا مشغول شدن آنها با كامپيوتر به آنها نگرشهاى ارزشمندى درنتيجه تحقيق مشاهده اى مشاركتى مى دهد؟ به اين سؤال نمى توان براحتى پاسخ داد.
نتيجه: هنگامى كه زندگى واقعى شما از زندگى فضاى مجازى جدامى شود، اين يك مشكل است. هنگامى كه زندگى واقعى شما با زندگى فضاى مجازى شما تركيب مى شود، خوب است.
هنگامى كه مردم به اينترنت معتاد مى شوند و يا به شكلى بيمارگون در فضاى مجازى، هيجان خود را تخليه مى كنند آنها از زندگى واقعى خود جداشده اند. فعاليت فضاى مجازى آنها خودش تبديل به يك دنيا مى شود. آنها با افراد زندگى روزمره خود دراين باره گفت وگو نمى كنند. اين يك جانشين انتخابى و يا گريز از زندگيشان است. فضاى مجازى اغلب يك بخش گسسته از ذهن خود آنهاست. به عبارت ديگر يك ناحيه مسدودشده درون روح آنها كه تضادها و خيال پردازيها درآن تخليه هيجانى مى شوند.
بازسازى اين گسست يك بخش از تكنيكهاى كمك به افرادى است كه معتاد به اينترنت هستند.
ازطرف ديگر، استفاده سالم از اينترنت به معنى تلفيق دنياى روزمره و فضاى مجازى است. شما با دوستان و خانواده در «زندگى واقعى» خود درباره زندگى روى خط حرف مى زنيد. شما هويت، علايق و مهارتهاى واقعى خود را به درون اجتماع روى خط مى آوريد. شما به افرادى كه روى خط مى شناسيد تلفن زده و يا آنها را حضورى ملاقات مى كنيد و ازطرف ديگر شما با افرادى كه در دنياى واقعى مى شناسيد نيز ازطريق پست الكترونيك يا چت تماس برقرارمى كنيد. اصل اساسى براى كمك به كسانى كه به صورت اعتيادآورى در دنياى مجازى گير افتاده اند اين است كه آنها را به «دنياى واقعى» بازگرداند و اين امر همچنين يك ابزار قدرتمند براى مصاحبه با كسانى است كه به سوءرفتار در فضاى مجازى معتادشده اند. (مثل پيشنهادهاى بى شرمانه Snerts). چگونه شما نوجوانى را كه پشت گمنامى فضاى مجازى مخفى شده است مى خواهيد معالجه كنيد؟
۱- او را با نام واقعى اش صداكنيد.
۲- علايق دنياى واقعى وى را كشف كرده، دراين باره با او حرف بزنيد و اگر تمام اين موارد شكست خورد؛
۳ - با والدينش تماس بگيريد.
اكنون اجازه بدهيد كه من به قضيه اصلى برگردم، «هنگامى كه اين موضوع مشكل ساز است كه زندگى شخصى فرد از زندگى مجازى او جداشود.» من فكرمى كنم زيبايى اين قضيه دراين است كه همچنين سناريوى تصوير آينه اى را نيز موردتوجه قرارمى دهد. برخى افراد به اينترنت تهمت مى زنند. آنها نمى خواهند هيچ كارى با آن داشته باشند. اين نيز شكلى از جدايى و ناتوانى در تلفيق اينترنت با زندگى واقعى است كه آن نيز مشكل ساز است.
منبع:ايران


نظرات خوانندگان
ارسال نظرات




(you may use HTML tags for style)

ایران
جهان
وبلاگ


نقل مطالب سایت باذکر منبع مجاز است