iTanalyze.com
  عبارت مورد جستجو  
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران  
Home صفحه اول آرشیو ارتباط باما درباره ما ارسال مطلب سایت های مرتبط وبلاگ نظرسنجی جستجو
adsl122.JPG
inthernet2.jpg
hkbp1rc9z204.jpg
wimax logo w.JPG
Wednesday 05 Apr 2006چهارشنبه ۱۶ فروردین ۱۳۸۵
DC_0483.JPG

میزگرد بررسی وضعیت صنعت نرم افزار ایران(1)

در این میز گرد مسایلی همچون جايگاه صنعت نرمافزار در ايران، كنكاش در موانع صدور نرم افزارهاي ايراني ،چالش هاي حقوقي نرم افزارهاي ايراني، مشكلات طراحي نرم افزار ،سازوكارهاي افزايش تقاضاي نرم افزار در بازار داخلي ايران و مشكلات شركت هاي نرم افزاري مورد بررسی قرار گرفته است.


شرکت کنندگان:
1. آقاي مهندس رضا آسياباني: جانشين مدير مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي (نور)
2. آقاي دكتر مرتضي انواري: رئيس مركز ملّي فناوري اطلاعات و ارتباطات و استاد دانشگاه
3. آقاي مهندس مجتبي پورمحقق: عضو هيأت علمي دانشگاه و دانشجوي دكتراي مهندسي كامپيوتر
4. آقاي دكتر محمدجعفر صديق: مديركل دفتر علوم، تحقيقات و فناوري سازمان مديريت و برنامه¬ريزي كشور
5. آقاي مهندس احسان طيراني‌راد: (دبير جلسه)
6. آقاي مهندس رضا كرمي: مديرعامل شركت نرم¬افزاري گلستان
7. آقاي مهندس محمدحسن محوري: كارشناس رسمي دادگستري در زمينه كامپيوتر
8. آقاي مهندس سيدمحسن ميرابراهيمي: دبير جشنواره نرم¬افزارهاي چند رسانه¬اي و رسانه¬هاي ديجيتال.

طيراني¬راد: بحث را با يك موضوع ساده اما بسيار مهم آغاز مي¬كنيم. آقاي دكتر انواري، تعريفي ساده از نرم¬افزار و جايگاه فناورانه آن بيان نماييد.

انواري: صنعت در زبان فارسي يعني بوجود آوردن چيزي كه داراي ساختار، سازمان و سامانه¬اي باشد، حتي صنعت را در مورد شعر هم كار مي¬برند كه منظور از آن، زيبايي¬هاي شعر نيست،‌ بلكه منظور ساختارها و انواع و اقسام اشعاري است كه در دنيا وجود دارد، مثل غزل، مثنوي و ...
بنابراين گفتن صنعت نرم¬افزاري يك امر طبيعي است. چون در اين امر نيز شاهد ساختار و زندگي هستيم. در زبان انگليسي هم كه “Software Industry” مي¬گويند، واژه «Industry» خيلي وسيع¬تر از صنعت و ساختن است و بيشتر معني كنكاش و تلاش مي¬دهد. مثلاً به آدم پركار و زحمتكش «Industrious» مي¬گويند كه از «Industry» مشتق شده است.
در ضمن شما مي¬توانيد اين كار را با معرفي شركت¬هايي كه نرم‌افزار توليد مي¬كنند، انجام دهيد. مثلاً ماكروسافت يا اوراكل شركتی‌هايي هستند كه نرم‌افزار توليد مي¬كنند. هم¬چنين سان ماكرو سيستم، هم سيستم و نرم‌افزار و هم وسائل انتقال ديتا را بوجود مي¬آورد. كار صنعت نرم¬افزاري از سال 1940 شروع شد. منتها در آن زمان رايانه¬ها ده برابر اين اتاق جا مي¬گرفت و ممكن بود هر لحظه يكي از لامپ¬هايش بسوزد. در نرم‌افزاري كه اين رايانه داشت يك چيزهايي را مثل اسم نام و عدد و ... ، به رايانه وصل مي¬كردند. در ضمن عمل‌هايي را كه قرار بود روي اين اعداد، اسامي و كلمات بكار برده شود به رايانه وصل مي¬كردند. بعد از اينكه كامپايلر را بوجود آوردند، معني نرم‌افزار كمي عوض شد، يعني شما از نرم‌افزار چيزي جز متن نمي¬بينيد كه اين متن را به رايانه مي¬فرستيد، كامپايل مي¬شود و يك كارهايي را براي شما انجام مي¬دهد. در مورد
Manager Data Base¬ يا زبان¬هاي مختلف برنامه¬ريزي يا هر چيز ديگري كه از آن به نرم‌افزار ياد مي¬كنيم نيز معني نرم‌افزار به همين صورت عوض مي¬شود. در مورد اين موضوع بيشتر از اين وارد نمي¬شوم،‌ فقط چند نكته را يادآور مي¬شوم:
نخست اينكه: اين صنعت در تمام شئون زندگي و كارهاي انسان وارد شده و هيچ واقعه¬اي در دنيا نمي¬تواند از مقدار كارهايي كه در اين زمينه انجام مي¬شود يا از تعداد كساني كه روي اين نرم‌افزار كار مي¬كنند، كم كند. يعني اين صنعت مثل ساير صنايع نيست كه بعد از دوره¬اي خارج شود. بعنوان مثال ما در صنعت مفهومي داريم كه در آن دانش و فناوري وارد مي¬شود و تكنولوژي¬هاي ديگر را بيرون مي¬اندازد. شما چنين چيزي را براي نرم‌افزار بعنوان صنعت نخواهيد داشت. يعني صنعت نرم¬افزار دائماً در حال تغيير است و تغييراتي كه پيدا مي¬كند در جهت Web Baseها هست و در 4ـ5 سال آينده در تمام كشورهاي صاحب فناوري، قسمت اعظم اروپا و آمريكا، كار 80 درصد كساني كه در توليد نرم‌افزار تلاش مي¬كنند مربوط به وب خواهد بود.
دوم آنكه ميزان درآمدي كه شركت¬هاي بزرگ نرم‌افزاري دارند در دنيا براي همه واضح است. ثروتمندترين مرد دنيا رئيس ماكروسافت و دومين مرد ثروتمند دنيا رئيس اوراكل است. به نظر من ايران هم براي پيشبرد اين صنعت و هم براي بالابردن وضع اقتصادي كشور در اين راه مي¬تواند سهم بسيار بزرگي داشته باشد.

طيراني¬راد: آقاي دكتر انواري تاريخچه‌اي علمي از صنعت نرم¬افزار بيان كردند. آقاي مهندس ميرابراهيمي نظر شما در مورد وضعيت ايران در صنعت نرم¬افزار در مقايسه با آنچه كه درخارج از ايران وجود دارد، چيست؟

ميرابراهيمي: مشكلي كه در رابطه با اين صنعت داريم، مربوط به بحث مفاهيم و تعاريف است كه حدود و ثغور اين تعاريف را بايد مشخص كنيم. وقتي مي‌گوييم صنعت نرم‌افزار در ايران، در اين صنعت عموماً از كلمات و واژه¬هاي مختلفي استفاده مي¬شود كه افراد را سردرگم كرده و اين امر تا به آنجا رسيده كه حتي دستگاه¬ها و سازمان¬هاي متولي هم با عناوين مختلف در اين وادي داريم. در صنعت فناوري اطلاعات و ارتباطات كشور حدود 26 تشكل و نظام صنفي داريم، سه شوراي عالي و حدود 8 الي 9 سازمان و وزارت¬خانه و كلي مدير داريم كه هر كدام از يك باب به اين امر مي¬نگرند.
در رابطه با جايگاه صنعت نرم¬افزاربايد گفت كه اين بحثی است كه براي ما هم كه 18 سال در اين صنعت كار مي¬كنيم، مطرح است و علت عمده اين امر به عدم دسترسي به آمار و ارقام بخصوص در زمينه صنعت نرم¬افزار در كشور برمي¬گردد.
متأسفانه در دوره¬هاي مختلف شاهد موضع¬گيري و اعلام نظرات مختلفي هستيم كه هيچ¬كدام از اينها پشتوانه تحقيقاتي و علمي ندارد، يعني تا به حال نتوانستيم از سازوكارها و وضعيت توليد، تقاضا، اقتصاد و يا مشاغلي كه صنعت نرم¬افزار در كشور مي¬سازد، آمارگيري درستي انجام داده و آن را ملاكي براي اعلام نظراتمان، برنامه¬ريزي¬هايمان و صحبت¬هايي كه در اين زمينه انجام مي¬گيرد، قرار دهيم. حتي در زمينه دانشجوياني كه در اين رشته فعاليت مي¬كنند، هنوز آمار دقيقي نداريم و تاكنون به تفاهم نرسيديم كه چه دانشجوياني را جزو فارغ¬التحصيلان يا نيروهاي متخصص نرم¬افزاري فناوري اطلاعات بدانيم.
در يكي از گزارش¬هايي كه در سال 78 به سفارش وزارت صنايع تهيه شده، حدود 5ـ6 شاخه و رشته دانشگاهي را بعنوان رشته¬هاي مرتبط يا زمينه¬اي معرفي كرده، شوراي عالي انفورماتيك هم دسته¬بندي خاص خودش را دارد و هر دستگاه و سازماني، همين¬طور دسته¬بندي خاص خودش را دارد. در عمل هيچ دستگاهي تا به امروز نتوانسته با آمار و ارقام به اين سؤال جواب دهد كه جايگاه صنعت نرم¬افزاري در ايران كجاست.
حدود دو سال پيش براي بدست آوردن اين آمارها تمام مراكزي را كه اين اطلاعات را به نوعي داشتند از گمركات گرفته، تا وزارت بازرگاني و مركز ثبت سفارش، شوراي عالي انفورماتيك و ... بررسي كرديم، حتي براي بدست آوردن ميزان حجم تقاضاي بازار در رابطه با نرم¬افزار در شاخة (بيمه و بانك) كه يك حيطه بسيار بسيار محدود و مشخص است، موفق نشديم آمار و ارقام درستي بدست بياوريم، چه برسد به applicationها و نرم‌افزارهايي كه در صنعتي مثل ERP استفاده مي¬شود و پلت فرم¬هايي كه براي شاخه¬هاي مختلف نرم¬افزاري استفاده مي¬شود. در حال حاضر هم به جامعه، مرتباً آمارهاي غلط تزريق مي¬شود. به طور مثال بعد از نمايشگاه جيتكس دوبي، در سايت¬ها شاهد اين بوديم كه مطرح مي¬كردند ايران براي صادرات نرم¬افزار حدود 500 ميليون تومان در سال هزينه مي¬كند. با كمي دقت مي¬توان فهميد كه اين اطلاعات اشتباه است. به علت اينكه اين عدد، ميزان بودجه اختصاص يافته يك سازمان دولتي به يك شركت كنسرسيومي در رابطه با نمايشگاه جيتكس بوده است. يعني يك شركت پولي را كه براي شركت در نمايشگاه جيتكس و سبيت آلمان گرفته است، پانصد ميليون تومان بوده، در حالي كه اين ميزان بودجه را بعنوان ميزان سرمايه¬گذاري دولت جمهوري اسلامي ايران در نرم¬افزار حساب مي¬كنند.
لازم به ذكر است كه همين الان فقط يكي از بانك¬ها براي خريد نرم¬افزارش 12 ميليون دلار پول پرداخت كرده و براي بررسي اينكه به چه كسي ارجاع دهد، يک و نيم ميليون دلار هزينه كرده است. بعضي از شركت¬هاي نرم¬افزاري بيش از اين اعداد براي بازار Web Marketing در خارج كشور هزينه كرده¬اند. شركت ما هم براي صادرات و بازاريابي نرم¬افزارهايش ظرف 3 سال بيش از اينها هزينه كرده تا بتوانيم بازاري را شناسايي كنيم و محصولي را به فروش برساند. معزل ما اعداد و ارقام غلط مي¬باشدكه نبايد به آن¬ها بها داد.
حدود 5 سال پيش سازمان بازنشستگي به‌عنوان سهام‌دار در شركت داده¬پردازي ايران، براي پيداكردن راهكارهايي كه بدانيم كجاها مي¬توانيم در زمينه صادرات نرم¬افزار فعاليت كنيم، حدود 5 ميليون دلار اختصاص داد. براي بررسي اينكه صنعت نرم¬افزار كجاست، متاسفانه اعداد و ارقام نداريم.
هم¬چنين مشاهده مي¬كنيم كه فولاد مباركه براي گرفتن نرم‌افزارهايي كه براي كنترل كار خود نياز دارد، رقم¬هايي را هزينه مي¬كند. معاون يكي از وزارت¬خانه¬ها نقل مي¬كند كه حدود 170 ميليون دلار براي نرم¬افزارهاي يكي از شركت¬هايشان پرداخت شده است، ولي ما هيچ جا ردپاي 170 ميليون دلار در آمار و ارقام¬ها نمي¬بينيم. از اين رو زماني كه مي¬خواهيم در رابطه با صنعت نرم¬افزار در ايران صحبت كنيم. نمي¬دانيم چقدر واردات و چقدر صادرات داريم، هم¬چنين نمي¬دانيم چه تعداد شركت در اين زمينه فعاليت مي¬كنند و چقدر نيروي متخصص زبده در اين زمينه، در كشور پرورش داديم. البته درمورد مسأله آموزش راجع به دانشجوياني كه فارغ¬التحصيل دانشگا¬ه¬هاي داخل هستند به تفاهم رسيديم، ولي مشكل عمده¬اي كه وجود دارد اينست كه تا به حال يك كار آمارگيري و سرشماري در كشور نشده، تا به حال يك سازمان متولي در كشور نبوده كه بتواند اين آمار را به ما بدهد.

طيراني¬راد: من بر صحبت¬هاي آقاي ميرابراهيمي تأكيد مي¬كنم كه در صنعت نرم¬افزار دچار سردرگمي هستيم و اين امر بر سياست¬گذاري¬هاي ما نيز تأثير گذاشته است به طوري كه نتوانستيم سياست¬گذاري واحدي را اتخاذ كنيم. از لحاظ علمي و تئوريك نيز در اين زمينه با مشكل مواجه بوده¬ايم.
آقاي مهندس آسياباني با شرحي كه گذشت شما بعنوان دست¬اندركار چه نظري داريد؟

آسياباني: در مورد بحث جايگاه موجود ايران در صنعت نرم¬افزار، اطلاعات و آمار ناقص است، بنابراين بهتر است بياييم يك جايگاه ايده¬آل براي صنعت نرم¬افزار در نظر بگيريم و بايسته¬ها را بررسي كنيم. يعني به اين بپردازيم كه در ايران صنعت نرم¬افزار بايد چه جايگاهي داشته باشد و چه جايگاهي مي¬تواند داشته باشد.
نكته اول: باتوجه به اينكه منبع اصلي نرم¬افزار فكر است و توليد نرم¬افزار نياز به منابع و تكنولوژي و سرمايه¬گذاري كلان ندارد و با توجه به اينكه ايراني¬ها نيز معروف به تفكر بالايي هستند، جای كار خيلي زياد است. يعني اگر سرمايه¬گذاري فكري و نيروي انساني بكنيم، ارزش افزوده خيلي بالايي خواهيم داشت.
اگر در سراسر دنيا دقت كنيم مغزهاي متفكر اصلي نرم¬افزاري در بسياري از شركت¬ها ايراني هستند و اين نشانگر اينست كه ما در اين صنعت مي¬توانيم خيلي پيش برويم و نيازي به سرمايه¬گذاري¬هاي ميلياردي و تكنولوژي¬هاي بسيار پيچيده¬اي كه پياده شدنش در كشور ما خيلي مشكل است نداريم، بلكه با تفكر و ايده مي¬توان آثار زيادي خلق كرد.
نكته دوم: نرم¬افزار مي¬تواند بعنوان يكي از زيرساخت¬هاي علم و دانش قرار بگيرد. با توجه به اينكه دهة آينده معروف به دهة‌ دانش اقتصادي (Knowledge Economic) است و اقتصاد و ارزش¬ها و قدرت¬ها، براساس دانش و علم است و وقت اينكه تسليحات نظامي و تكنولوژي¬هايي پيشرفته حرف اول را بزند، گذشته است. علم و دانش حرف اول را خواهد زد و نرم¬افزار مي¬تواند يكي از زيرساخت¬هاي اصلي علم و دانش باشد. نرم¬افزار مي¬تواند زيرساخت¬هاي ديگري مثل منابع، كتب، نشريات، مقالات، كنفرانس¬ها و سمينارهاي مختلف و بسياري از زيرساخت¬هاي ديگر را كه در توليد علم و دانش براي محققان نياز است، براحتي در اختيار آن¬ها قرار دهد. از سال 68 كه مركز تحقيقات كامپيوتري علوم انساني تأسيس شد و مديريت نرم¬افزاري را عهده¬دار شدم، كاري كه مي¬كرديم همين بود كه زيرساخت¬هاي تحقيق را براي محققان و اساتيد فراهم كنيم. بنابراين مي¬بينيم كه يكي از نقش¬هاي نرم¬افزار توليد زيرساخت¬هاي علم است.
نكته سوم: همان¬طور كه آقاي انواري فرمودند، نرم¬افزار در تاروپود و در اعمال و زندگي مردم نفوذ كرده و در تمام شركت¬ها،‌ وزارتخانه¬ها، مراكز و مؤسسات نفوذ خواهد كرد. نكته¬اي كه در اين ميان مورد غفلت واقع شده است، امنيت اين صنعت مي¬باشد. وظيفه صنعت نرم¬افزار و متوليانشان اينست كه امنيت نرم¬افزاري را براي كارفرماها توضيح دهند. به بسياري از منابع ما كه به صورت فيزيكي مي¬باشند، اهميت زيادي داده مي¬شود، ولي موقعي كه نرم¬افزاري مي¬شود و روي وب مي¬آيد، اين نكته¬ها مورد گوشزد قرار نمي¬گيرد. چه بسا اطلاعات ما سرقت مي¬شود، ضربه مي¬خورد و جابه¬جا می¬شود. در بعضي موارد مثل بانك¬ها كه از حساسيت زيادي برخوردار است، بنابر اهميت كار، برنامه¬هاي امنيتي از قبل تعيين شده را تهيه مي¬كنند، اما آيا تابحال فكر كرده¬ايم كه اگر سرويس¬هايي را كه از طريق دولت الكترونيك ارائه مي¬دهيم و تمام مؤسسات ما از طريق وب سرويس مي¬دهند، امنيتشان را چگونه حفظ خواهيم كرد؟ اگر تمام اين سرورها به هر دليلي دان شود و تمام سرويس¬هايي كه مي¬دهد تعطيل شوند، چه خواهيم كرد. چون ما اين توانايي را نداريم، كشورهاي خارج به محض اينكه اراده بكنند مي¬توانند تمام سايت¬هاي ما را بخوابانند و در نتيجه سرويس بزرگي را كه ما به محققان مي¬دهيم تعطيل بكنند، بدون اينكه جوابي بدهند. اما آيا ما تاكنون به كارفرماهايمان گوشزد كرده¬ايم كه بايد فكر اين باشند كه خودشان مركز داده راه بيندازند. بنابراين توجه به امر امنيت از وظايف صنعت نرم¬افزار است.
كساني كه وظيفه¬شان پياده¬سازي، توليد، خريد نرم¬افزار براي شركت¬ها و مؤسسات و دولت است، بايد روي امنيت سرورهاي خود زياد تكيه كنند كه در صورت عدم توجه در اين زمينه از هزاران بمب و موشك، بيشتر ضربه خواهيم ديد.

طيراني¬راد: جناب آقاي پورمحقق با توجه به صحبت¬هايي كه شد و تأكيدي كه بر خلاقيت و نيروي فكر و دانش مطرح گرديد، وظيفه دانشگاه¬هاي ما اين است كه به اين صنعت، ساختار و جهت بدهند. با تجربه¬اي كه شما در اين زمينه داريد آيا مهندسان نرم¬افزار ما براي اين مهم آموزش مي¬بينند كه بعد بتوانند در طراحي و توليد نرم¬افزار و در نهايت در صادرات نرم¬افزار وارد بشوند يا خير؟

پورمحقق: واقعيت امر اين است كه حداقل در 90 درصد دانشگا¬ه¬هاي ايران (دولتي، آزاد، غيرانتفاعي و ...) آموزش مدون و هدفدار و درستي صورت نمي¬گيرد. جا دارد كه سرفصل¬هاي آموزش عالي تغيير كند. سرفصل¬هاي آموزش عالي يكبار در سال 73 تدوين شده و يكبار هم در سال 77 مورد بازنگري قرار گرفته است. در مورد صنعت نرم¬افزار و تكنولوژي ديجيتال نمي¬توانيم به چيزي كه مربوط به 7ـ¬¬¬ 8 سال پيش است اكتفا كنيم و سرفصل¬ها و كتاب¬ها و دروس را بايد مرتباً عوض كنيم.
يك تفكر سنتي برنامه¬نويسي را آموزش مي¬دهيم كه دقيقاً مربوط به دهة 70ـ80 ميلادي و در نهايت ابتداي دهة 90 ميلادي است. حال آنكه با آن تفكر، دانشجويان ما فارغ¬التحصيل مي¬شوند، كه آن تفكر اشتباهي است. سيستم¬هاي نرم¬افزاري جديد با توجه به رشد و توسعه داده¬ها، بزرگ¬شدن سيستم¬ها، پيچيدگي آن¬ها، بحراني شدن آن¬ها و افزونگي داده¬ها در عمل يك متدولوژي ديگري را مي¬طلبد كه در دانشگاه¬هاي ما تدريس نمي¬شود، اگر از چند دانشگاه خوب در تهران مانند شريف، تهران و علم و صنعت را كه استادان به روزي دارد بگذريم، به طور اتفاقي مي¬توان دانشگاهي پيدا كرد كه درست آموزش دهند. به اين ترتيب مهندس نرم¬افزار در بدو ورود به سيستم، همان¬گونه فكر مي¬كند كه بايد در نهايت فكر كند. چالش ديگر اين است كه دانشجوي نرم¬افزار بايد بحثي را در مورد مهندسي صنايع و اتوماسيون صنعتي و مسأله كار تيمي بداند. اينها چيزهايي است كه در دانشگاه به دانشجو تدريس نمي¬شود و پروژه¬هايي كه در دانشگاه داده مي¬شود، عملاً از اين خيلي فاصله دارد. بدين ترتيب نيروي مهندسي كه دانشگا¬ه¬ها تربيت مي¬كند با آن چيزي كه بايد باشد، خيلي فاصله دارد.

طيراني¬راد: در بحث صنعت نرم¬افزار به بحث امنيت سيستم¬هاي نرم¬افزار بعنوان حلقة گم شده و مفقوده در توليد و توسعه نرم¬افزار رسيديم. آقاي مهندس كرمي شما نظرتان در اين مورد چيست؟

كرمي: صنعت نرم¬افزار به دليل تنوع مشكلاتش مي¬تواند موضوع بيشتر سمينارها و نشست¬ها باشد، در نشست مشابهي ،جمع¬بندي نظرات را كه داشتيم، حدوداً 20 مورد مشكل و چالش شناسايي كرديم كه ابعاد مختلف صنعت نرم¬افزار در ايران را پوشش مي¬داد كه هر كدام از آن¬ها نياز به نشست و كار فكري جداگانه¬اي دارند و به طور قطع به همة‌ اين¬ها نمي¬توان در يك جلسه 2ـ3 ساعته پرداخت.
به نظر من مهم¬ترين و پايه¬ترين مشكل صنعت نرم¬افزار در ايران چالش نيروي انساني و آموزش است. صنعت نرم¬افزار برخلاف خيلي از صنايع و بخش¬هاي ديگر صنعت، صنعت سرمايه¬بري نيست يا لااقل در كشور ما در مرحله¬اي از تكامل نيست كه منابع مالي فراواني بخواهد، بلكه يك صنعت يا يك حرفه و رشته دانشور است و چيزي كه در اين صنعت حرف اول را مي¬زند نيروي انساني ماهر نوآور و خلاق است. هستة اصلي شركت¬هاي موفق نرم¬افزاري در دنيا در مراحل اوليه رشدشان وجود تعداد انگشت¬شمار افراد نوآور و خلاق بوده كه اينها توانسته¬اند در محيط مناسب خلاقيت¬هايشان را تبديل به نوآوري، نوآوري¬هايشان را تبديل به محصول، محصولاتشان را تجاري كنند و بعد وارد عرصه رقابت در بازار شوند. سال¬ها حضور داشته باشند، رشد كنند و به جايي برسند كه امروزه رسيده¬اند.
پس يك شركت نرم¬افزاري هم در مرحله تولدش و هم در مرحله بلوغش احتياج به نيروي انساني دارد و بدون آن، نمي¬تواند مسير را بدرستي دنبال كند. چيزي كه امروزه در شركت¬هاي نرم¬افزاري با آن مواجه¬ هستيم، انبوهي از مشكلات مالي، اداري، قانوني و ... است، اما آزار دهنده¬ترين مشكل و چالش، مشكل نيروي انساني است كه عملاً بايد ظرفيت¬هاي كاري ما را بسازند. فرض بر اين است كه در جامعه، نيروي انساني را نظام آموزشي و بخصوص نظام آموزش عالي بايد تربيت كند و در اختيار ما قرار دهد. دانشگاه¬هايمان تبديل به سيستم¬هايي شده¬اند كه از يك طرف انبوهي از جوانان با استعداد را تحويل گرفته و از آن طرف بعد از تلف كردن 3ـ4 سال از عمرشان كساني تحويل مي¬دهند كه نه در حد تكنولوژي¬هاي روز (كه توقع بالايي است)، حتي در حد مهارت¬هاي پايين شناختي، فكري و ارتباطي و كار جمعي هم نمي¬باشند. طبيعتاً شركت¬ها، بايد خودشان هزينه آموزش را بپردازند كه اين هزينة بيش از حد متعارفي است كه شركتي براي سرانه آموزش در نظر مي¬گيرد. به همين دليل هزينه توليد نرم¬افزار در ايران به طور نسبي بيش از حد متعارف است.
از طرف ديگر بازار داخلي هم مشكلات خودش را دارد. بنابراين يكي از راه¬¬حل¬هاي اين مشكلات، همفكري دانشگاه و صنعت براي رفع يا كمتر كردن مشكلات در اين حوزه است. مكانيزم¬هايي كه مي¬توان در مورد آن¬ها فكر كرد، متنوع است، اما اينكه چه مكانيزم¬هايي مناسب و عملي است، مي¬تواند موضوع تحقيق مستقلي باشد. به هر حال به نظر من بحث چالش¬ نيروي انساني و بالا بردن سرانه آموزش در داخل شركت¬ها و به دنبالش سيّال بودن نيروي انساني يكي از عمده¬ترين چالش¬هايي است كه در بازار نرم¬افزار ما در سمت توليد وجود دارد.
فراتر از اين¬ها نكته اصلي،‌ خود فرآيند حل و شناسايي اين مشكلات است. در اين فرآيند نقشي كه مورد غفلت قرار مي¬گيرد، نقش نهادهاي صنفي در شناسايي و حل اين مشكلات است. ما از دوراني كه دولت هم ادعاي حاكميت و هم ادعاي تصدي¬گري در همه حوزه¬ها را داشت، آرام آرام به دوراني منتقل مي¬شويم كه دولت براي خودش عرصه¬هاي سياستگذاري،‌ برنامه¬ريزي و هدايت را قائل است. حتي در اين عرصه¬ها هم نهادهاي دولتي بدون كمك گرفتن از نهادهاي صنفي كه در واقع حلقه واسط بين بنگاه¬هاي اقتصادي و مجموعه حاكميت هستند، نمي¬تواند خوب شناسايي و برنامه¬ريزي و در نتيجه، اقدام كند. بنابراين با هر ديدي به اين صنعت نگاه كنيم، جايگاه نهادهاي صنفي بسيار مهم است. بزرگترين اين نهادها انجمن شركت¬هاي انفورماتيك است كه با توجه به وسعت دامنة اعضايش و همين¬طور توان فكري و اجرايی مي¬تواند مؤثر باشد. منتهي بايد از اين پتانسيل¬ها در جهت پيوند با ساير نهادهاي تأثير¬گذار مثل دانشگاه¬ها و ... بهره ببريم تا اين مشكلات را ابتدا شناسايي و بعد حل كنيم.

ميرابراهيمي: به نظر شما مسأله كپي¬رايت و هرج و مرجي كه در كشور داريم، مشكل عمده ما نيست؟ از نظر من مسأله نيروي انساني و سيال بودن نيروها¬ به طرف آمريكا در همه جا هست. به جهت اينكه تكنولوژي، درآمد، بالاترين حقوق¬ها، بهترين شرايط پيشرفت در آنجا هست. حتي در كشورهاي اروپايي كه بهشت نيروهاي سطح بالا در آنجاست. همه كشورها از بلوك شرق، تا اروپا و خاور دور، فرار مغزها را دارند. اين مشكل، مشكل جهاني است. اما به نظر من در ايران بزرگ¬ترين مشكل مربوط به سرقت¬ها و كپي¬رايت است.

كرمي: شركت¬هايي كه در زمينه توليد نرم¬افزار فعالند، عمدتاً دو گرايش دارند، توليد بسته¬هاي نرم¬افزاري و توليد سيستم¬هاي سفارش مشتري. اتفاقاً شركت¬هايي كه در زمينه توليد سيستم¬هاي سفارشي مشتري كار مي¬كنند، ممكن است خيلي وزني به مسأله كپي¬رايت ندهند، اما شركت¬هايي كه كارشان توليد بسته¬هاي آموزشي است، آزاردهنده¬ترين مشكلشان حق كپي¬رايت و حق تأليف آنهاست. پس با ديدهاي مختلف ممكن است در اولويت¬بندي مشكل با هم توافق نداشته باشيم.
مسأله كپي¬رايت مسأله ساده¬اي نيست و مدافعان و مخالفان بسياري دارد. هنوز نمي¬دانيم كه آيا ضرر اين كار بيشتر است يا سودش بيشتر است؟ درسطح ملي و حقوقي چگونه مي¬توان اين مسأله را حل كرد؟ در سطح بين¬المللي اين مسأله چگونه حل مي¬شود؟ آينده اين قضيه چيست؟

ميرابراهيمي: با نظر شما مخالفم، به جهت اينكه كساني كه بسته‌هاي نرم‌افزاري توليد مي¬كنند، برعكس، از قفل¬هايي استفاده مي¬كنند كه يك مقداري مشكلشان را راجع به كپي¬رايت حل مي¬كند.
اما براي سرمايه¬گذارها و شركت¬ها اتفاقاً سفارش خاصي مطرح است. به نظر من يكي از بزرگ¬ترين مشكلات مملكت بحث كپي¬رايت است. ما براي شبكه‌ها و سيستم‌هاي پشتيبان، 120 هزار دلار پول آموزش مي¬دهيم، جامعه ايران براي سرمايه¬گذاري گدا نيست. جامعة‌ ، جامعة‌ پولداري است، آدم سرمايه¬گذار هم بسيار زياد داريم، متقاضي هم است، مشكل در امنيت است. شما بهترين كالا را هم بياوريد، از شما مي¬دزدند و شما حقي نداريد. 90 درصد اقتصاد، دولتي است و دولت بعنوان قانونگذار و مصرف كننده در هر دو جا نقش خودش را خالي كرده است. جامعه هنوز با مسأله شرعي كپي رايت مشكل دارد و هنوز نتوانسته¬ايم از مراجعان حكمي را بگيريم كه صراحتاً ‌اين كار را حرام بدانند. صنعت نرم¬افزار خيلي فراتر از آن است كه برايش يك سيستم مالي ـ اداري بنويسيم و يا نسخه‌اي الكترونيكي از كتابي را تهيه كنيم. از آن‌طرف كاتاليزوري هم از طرف دولت داريم كه بعضي مواقع به از بين رفتن منابع سرعت عمل مي¬دهد.

طيراني¬راد: شايد مناسب باشد، وارد چالش‌هاي حقوقي صنعت نرم‌افزار در ايران شويم. در سال 79 قانون حمايت از پديدآورندگان نرم¬افزار¬هاي رايانه‌اي در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيد. آقاي مهندس محوري، لطفاً بفرماييد اين قانون چه دستاوردهايي داشته است؟

محوري: مشكل مهمي كه در اين صنعت داريم نگاهي است كه به اين بخش از صنعت مي¬شود. در پروژه¬ها شاهد اين هستيم كه هنوز به سخت¬افزارها و شبكه¬ها توجه ويژه¬اي مي¬شود، يعني به بخش فيزيكي اين صنعت بيشتر پرداخته مي¬شود، ولي در حوزه نرم¬افزار اين¬گونه نيست. به دليل اين¬كه اين بخش و هزينه¬هاي اين بخش ملموس نيست، نگاهي هم كه به آن مي¬شود، نگاه متفاوتي است.
در مورد بحثي كه شما مطرح كرديد، كپي¬رايت دو قسمت دارد. كپي رايت داخلي و كپي¬رايت بين¬المللي. در حوزه داخل واقعيت اينست كه ما مدت¬ها قانوني در اين زمينه نداشتيم كه بالاخره در سال 79 تصويب شد و آئين¬نامة اجرايش بعد از 2ـ3 سال كه به چند دستگاه اجرايي واگذار شده بود، در سال گذشته به تصويب رسيد و حدود يك سال است كه اين قانون زمينة اجرا پيدا كرده است. اين بحث هم مثل هر پديده فرهنگي ديگر بايد فرهنگ¬سازي بشود، چون بالاخره اين قانون هم سواي ساير مشكلاتي كه دارد فرهنگش در كشور جا نيفتاده است، مثلاً در دادگاه¬ها بخصوص قضات، با بحث كپي رايت آشنا نيستند. و مدتي طول مي¬كشد تا مطالب و موضوع پرونده¬هايي كه در اين زمينه مطرح است، براي قضات ما جا بيفتد. تصوري كه از بحث كپي¬رايت دارند مانند تصوري است كه از كپي سي‌دي دارند يا تصوري كه از جعل چك دارند. اما بحثي كه در سيستم¬هاي نرم¬افزاري داريم اينست كه از يك سيستم اعم از ايده، طرح، ساختار و اجزايش استفاده شده و يك چيز مشابهي با يك درجه مشابهت از 0 گرفته تا 100 ساخته مي¬شود. اما اينكه تكليف چيست؟
در اين زمينه بزرگ¬ترين چالش فكري سوای نقش قانونيش طول كشيدن فهم قضيه توسط خود قضات است.
از نظر نگاه فني در نرم¬افزار 4 بحث مطرح است. 1. پايگاه‌هاي اطلاعاتي 2. منطق 3. كد اصلي 4. واسط كاربر
بايد حداقل در اين حوزه¬ها ميزان كپي¬رايت و تشابه مشخص شود تا به درصدي از قضاوت رسيد. اينها چيزهايي نيست كه براحتي بشود حلشان كرد. در گستره صنعت نرم¬افزار چه در ايران و چه در خارج، صرف ايده را مشمول كپي رايت نمي¬دانند. عدم اشراف قضات به مسأله كپي رايت باعث اتلاف وقت و تأخير در امر تصميم¬گيري مي¬شود.

طيراني¬راد: عمده مواردي كه به عنوان چالش صنعت نرم‌افزار، دوستان اشاره كردند و موردي را كه شما گفتيد، به‌نظر من ناشي از اين است كه ورود فناوري اطلاعات به ايران، برپايه سياست‌گذاري و برنامه‌ريزي براي پذيرش و كاربرد آن نبوده است، بلكه كليد Enter فشرده شده و با يك فضاي جديدي روبرو شده‌ايم. آغاز بحث¬هاي فناوري اطلاعات را به طور مشخص و صريح و كلان، در برنامه سوم توسعه داشتيم، برنامه¬اي كه در قسمتي از آن راهكارهايي براي ورود به عصر فناوري اطلاعات و استفاده از ابزار فناوري¬هاي نوين انديشيده شده بود. هم¬اكنون برنامه سوم توسعه پايان يافته است. حالا برنامه چهارم توسعه را در پيش داريم برنامه¬اي كه توسط سياست¬گذاران ما مبتني بر دانش و دانايي تعريف شده است. آقاي دكتر صديق، در برنامه چهارم توسعه، نگاه به نرم¬افزار چگونه بوده و سياست¬هايي كه براي رشد و تعالي آن در نظر گرفته شده، چيست؟

صديق: تاروپود برنامه چهارم با بحث فناوري اطلاعات عجين شده است. اين به اين معني است كه يك گوشة خاصي يك حكم برايش نوشته نشده است، گرچه احكام خاصي هم مثل بحث توسعه خط و زبان و فرهنگ به‌وسيلة اين فناوري در نظرگرفته شده است.
ماحصل برنامه سوم ايجاد عزم قطعي در جامعه ايران براي ورود به عصر اطلاعات بود. اصلي¬ترين دستاورد برنامه توسعه سوم اين است كه امروزه مستقل از گروه و دسته¬بندي سياسي بكار خود ادامه مي¬دهد.
هميشه بين قانون و عمل فاصله¬اي وجود دارد كه آن فاصله را بايد مديران و سيستم اجرايي خوب پر كند. فكر نكنيم قانون نوشته شده بلافاصله اجرا مي¬شود. امروزه عامل مشخصه¬ كشورهاي جهان اول و دوم توانايي به اجرا گذاشتن حفظ حقوق مالكيت معنوي است. اگر كشوري بتواند اين كار را بكند يكي از شاخصه¬هاي ورود به جهان اول را پيدا كرده است. فرق انگليس در دو دهه قبل با انگليسي كه الان از فرانسه جلوتر است، در اين قسمت است. خب، اجراكردن قانون بسيار سخت است. از قانون راهنمايي رانندگي، قانون صريح¬تري نداريم، مشخص است كه تا فاصله 30 متري چهارراه¬ها ماشين نبايد بايستد و مسافر سوار كند و همچنين دهانه پل‌ها. اما چه كسي اين قانون را رعايت مي¬كند؟ خيلي پيچيده است؟ يعني ماشين متوقف در دهانه پل را كسي نمي‌بيند؟ هنوز در رعايت كردن قانون به اين صريحي مشكل داريم. بنابراين بين نوشتن قانون و عمل كردن به آن فاصله است، بخصوص براي فهم قانون نياز به خردمندي و دانش بالا باشد. در كشورهاي اروپايي عقيده بر اين است كه حقوقدان¬ها وكلاي متخصص بايد يك ليسانس تخصصي داشته باشند و يك فوق ليسانس حقوق. يعني يك ليسانس تخصصي داشته باشند و يك فوق ليسانس تخصصي در زمينه حقوق تا بتوانند در اين حوزه كار بكنند. قانون رانندگي با فهم ساده¬اي كه دارد هنوز به صورت كامل اجرا نمي¬شود، چه برسد به قانون¬هايي كه فهمشان بسيار مشكل است.
جاپاهاي محكمي در برنامه چهارم ديده شده است و نگاهي كه حاكم بر اين قضيه بود، نگاه جذب سنگين سرمايه در برنامه چهارم به اين بخش است. به نظر من تا نتوانيم مسأله كپي‌رايت و حفظ حقوق پديدآورندگان را حل كنيم، صنعت نرم¬افزار اوج نخواهد گرفت. در هند مي¬شود در سطح شهرهاي آنجا نرم¬افزار كپي كرد، اما در پارك¬هاي علم و فناوري ايجاد شده، بايد قوانين كپي رايت مثل انگلستان و آمريكا رعايت شود، يعني مثل آن كشورها هر كسي بابت كپي نرم¬افزار تا 250 دلار جريمه مي¬شود. اين كشور حداقل يك محيط امن كوچك قابل كنترل ايجاد مي¬كند كه مخاطبان خاصي دارند كه به استناد آن مي¬تواند حجم بزرگي از كسب‌وكار را ايجاد كند. با اينكه در فروش دوباره نرم¬افزار با مشكل مواجهه مي¬شود،‌ ولي روي آن زياد سرمايه¬گذاري نمي¬كند كه اين مشكل را مي¬تواند با برقراري پيوند با كمپاني¬هاي ديگري كه نرم¬افزار توليد مي¬كنند، حل كند. راه¬حل¬هاي واسطه¬اي هم وجود دارد. البته بديهي است كه كل صنعت نرم¬افزار هم منحصر به توليد و فروش نرم¬افزار نمي¬شود. بحث ارائه سرويس¬ در محيط¬هاي نرم¬افزارينيز مطرح است. از نظر من شركت¬هاي ما توان توليد بسته‌ها ندارند توليد بسته خيلي سخت است و توليد آن آخرين سطح توان يك شركت نرم¬افزاري است. در سطوح پايين نرم¬افزاري فردي كه مي¬خواهد سرويس ارائه دهد هم نرم¬افزار را تضمين مي¬كند و هم دردسرهاي كاربر را كم مي¬كند. اما تهديدي كه ما در اين الگو داريم مربوط به رويكردهاي كاربرهايمان مي¬شود. مثلاً اگر شخصي كه ارائه دهنده سرويس نرم¬افزاري است به كتابخانه ملي ايران پيشنهاد بدهد كه كليه كتاب¬هايش را OCR مي¬كند و فايل¬هايش را تحويل مي¬دهد. طرف قرارداد ترجيح مي¬دهد كه نرم¬افزار را خودش بخرد. سخت‌افزارر را خودش بخرد،‌ نيرو استخدام كند و كتاب¬هايش را OCR بكند و وقتي هم OCR كرد، نداند با سيستم چه كار كند، ولي كار را به متخصص ارائه دهندة سرويس نسپارد، زيرا خيال مي¬كند كه اين¬گونه به نفعش است. البته اين چالش دركشور روز به روز كمتر مي¬شود و فرهنگ كارسپاري نرم¬افزار در كشور رشد مي¬كند. چالش در تكفا اين بود كه وقتي به دولت پيشنهاد كارسپاري نرم¬افزار را به بخش خصوصي داديم، ادعا مي¬كردكه اتلاف منبع مي¬شود. ولي مديران و كارفرمايان دولتي هم آرام آرام متوجه شدند و فرهنگ كارسپاري پيدا كردند. به نظر من نه بايد نااميد شد و نه زياد ذوق زده شد. بايد شروع به كاركردن كنيم. مطمئنم 5ـ6 سال بعد ملت– در تمام سطوح، مديران دولتي، خصوصي و فعالان- ياد خواهند گرفت كه چگونه با هم در تعامل باشند، مثل كار ساختمان و ساختمان¬سازي.
به هر حال اقداماتي كه شده قطعات پازلي است كه در كنار هم چيده مي¬شود و اميد داريم برنامه چهارم توسعه طوري باشد كه صنعت نرم¬افزار و به طور كلي فناوري اطلاعات اوج بگيرد.

طيراني¬راد: صحبت‌هاي آقاي دكتر صديق نكات قابل تاملي داشت، گمان من اين است، راه‌حلي كه آقاي مهندس كرمي هم به آن اشاره كردند، اين‌كه شركت‌هاي فعال در اين زمينه باهم ارتباط برقرار كنند و بر اساس برنامه‌ريزي پيش روند. در پيچيدگي‌هايي كه ذكر شد مي‌توان راه‌حل را اين دانست كه نظام صنفي رايانه‌اي بيايد و يك نوع اخلاق حرفه‌اي را براي ما به ارمغان بياورد.
اجازه بدهيد بحث را به موضوع‌هاي ديگري نيز تسري دهيم. آقاي دكتر انواري نظر شما در مورد مشكلاتي كه در طراحي نرم¬افزار است، چيست؟

انواري: عدم توجه به پيشرفت¬هاي اخيري كه در كار مهندسي نرم¬افزار در دنيا پيش آمده، يكي از مشكل¬هاي طراحي نرم¬افزار است. بعنوان مثال، در شروع هركار نرم‌افزاري، هر موسسه يا بنگاهي، بايد مدل شده باشد تا طبق آن، نرم‌افزار براي آن توليد كنيم.
بايد معماري نرم‌افزاري تهيه شود كه مبتني بر Best Practic باشد. اين بحث، بحث تازه¬اي است كه اصلاً در ايران صحبتي از آن نشده است.
نكته بعدي ترس از اين است كه مانند قورباغه، پرش و يا جهش داشته باشيم از روي زبان‌هاي برنامه‌نويسي كه قديمي شده‌اند. يعني لازم نيست به دانشجو فورترن ياد بدهيم تا بعد به جاوا برسيم. اين‌جا بايد پرش كرد. همچنين سازمان¬هايي كه مي¬خواهند نرم‌افزار توليد كنند لازم نيست كه از IBM، IMS بخرند و روي اين ماشين¬هاي بزرگ نصب كنند و همه را وادار كنند كه همه پايگاه‌هاي اطلاعاتي خودشان را روي DPMS بگذارند. راجع به فناوري اطلاعات، به‌طور مثال لازم نيست تا تمام تاريخ فيزيك را بلد باشيد تا بمب اتمي درست كنيد. در اين فناوري مي¬توانيد از خيلي از اين‌ها پرش كنيد.
اگر به برنامه¬هاي درسي علوم كامپيوتر يا فناوري ارتباطات يا فناوري اطلاعات نگاه كنيد، متاسفانه سال¬ها مي¬گذرد تا اين‌كه براي تغييرشان اقدام مي¬كنند. آن چيزي كه در دهة 70 ميلادي تدريس مي¬شد، هنوز هم جزو موارد مهمي است كه گفته مي‌شود، از اين هم مي‌شود پرش كرد. سازمان¬هاي خصوصي و دولتي كه در اين زمينه كار مي¬كنند بايد كمك كنند تا كارمندان فني¬شان مرتباً با موضوع‌هاي تازه و دانش و مهارت¬هاي تازه مواجه شوند. اخيراً قانوني به‌وجود آمده مشهور به قانون half life. يعني چيزي كه تو الان مي¬داني بعد از اينكه 18 ماه از آن بگذرد فقط نصف آن¬ها به‌درد مي¬خورد و بقيه به‌درد نمي¬خورد. حالا شما در نظر بگيريد كه از دهة 70 كه دانشگاه‌ها شروع به تريس علوم كامپيوتر كرده‌اند، تدريس اين دروس شروع شده، چند بار بايد مطالب آن¬ها عوض مي¬شد، در صورتي كه هنوز هيچ كدام از آن¬ها يكبار هم عوض نشده است. از جمله كارهايي كه بايد بشود، اين است كه نياز به منابع دانش روزآمد داريم تا مطالبي را كه مهم است مرتباً تغيير دهد و به روز كند تا مردم بتوانند به آن دسترسي پيدا كنند.

ميرابراهيمي: چرا در دنيا به به‌روزرساني دانش تاكيد مي‌كنند، در حالي‌كه دركشور نيازي به اين كار نداريم. چون يك بودجه‌اي دولت از نفت دارد و به سازمان‌ها اختصاص مي‌دهد و اگر در سازمان‌ها اين دانش را به‌روز كنيم، مشكل¬ساز است. كار صورت‌حساب¬هاي سود و زيان و ترازنامه در هر كشوري و در هر كارخانه¬اي به يك صورت است، اما تنها جايي كه ما اين را در اشكال مختلف و غير استاندارد داريم، ايران است. شما هيچ جايي در دنيا نمي¬توانيد پيدا كنيد كه نرم¬افزاري باشد كه سيستم¬هاي مالي ايران را پشتيباني كند. هيچ سازماني در ايران نمي¬تواند ERP يا CRM تهيه كند كه در همان بدو كار با مشكل برخورد نكند، چرا؟ چون تعاريف ما مربوط به گذشته است. در ايران موفقيت در اين نيست كه اطلاعات و دانش را به‌روز بكنيم، موفقيت در اين است كه بتوانيم با شرايط سازگار شويم.
در شركت¬ها خود افراد با تجربه با توجه به سطحشان اين دانش¬ها را بوجود مي¬آورند، بعنوان مثال در كاربردهاي ادارييمان هنوز كه هنوز است شركتي را داريم كه از روش¬هاي 15سال پيش استفاده مي¬كنند. سازمان¬ها هيچ دخالتي ندارند و يك قالب خشك و سلبِ از قبل تعريف شده كه مربوط به 15 سال پيش مي¬باشد، استفاده مي¬شود.
الان در شركت¬هايي كه كار صادرات مي¬كنند، خيلي به‌روز دارند كار مي‌كنند. جديدترين نرم¬افزارها و پلت‌فرم‌ها را تجربه مي¬كنند. در برنامه¬هاي توسعه سوم و چهارم ابداً شاخص¬هايي در اين زمينه نداريم، شاخص¬هاي مخابراتي داريم، آموزشي داريم، ولي شاخص¬هاي نرم‌افزاري نداريم. ذهن¬ها دركشور بايد عوض شود. در كشورمان دولت مقتدر نداريم. و چون يك دولت مقتدر نداريم و منبع درآمدي بسيار هنگفت به نام نفت داريم، كسي براي نرم‌افزار و توليد آن احساس مشكل نمي¬كند.

صديق: اين كه دوستان اشاره مي‌كنند، مشكلات روند توسعه است. در ايران به زمان اهميت داده نمي¬شود. در حال حاضر بانكي داريم كه سالانه يك دهم درصد سرمايه سود مي¬دهد. اگر اين بانك را بفروشيم و پولش را در بانك خصوصي بگذاريم 14 درصد سود خواهد داد. در حالي كه مديرعاملش هم سرجاي خود باقي است. خب، كسي سوالي نمي‌كند، يا شخصي كه بايد اين را اصلاح كند، اصلاً برايش سوالي پيش نيامده است. اين يك سيكل معيوب است. به نظر من تغييرات درست جهت جامعه را عوض مي¬كند. ما بعد از انقلاب 2ـ3 مقطع اين نوع تغييرات را داشتيم. در آن موقع بارها سؤال مي¬شد، افزايش تعداد فارغ¬التحصيلان در ايران چه خاصيتي دارد؟ دانشگاه آزاد چه كار كرد؟ من اين‌ها را تاييد مي‌كنم. چرا؟ چون از نظر من تقاضاي فردي كه 6 ابتدايي خوانده با فردي كه ديپلمه است و با يك كارشناس، از حاكمان دولت فرق مي¬كند. خب، سياستي داريم مبني بر اين‌كه در پارك‌هاي علم و فناوري، فارغ‌التحصيلان را به آن چيزي كه خارجي‌ها به‌آن مي‌گويند Business Man تبديل كنيم. مي‌پرسند، اگر نتوانست كسب‌وكاري راه‌اندازي كند، چه؟ مي‌گويم، سؤالي كه اين شخص با محصولي كه آماده در دستش است از دولتش با همان فردي كه اگر ليسانس بود از دولت مي¬پرسد، فرق مي¬كند. تقاضايي كه ليسانسه دارد اين است كه آيا امكان دارد يك ميز با حقوقي ماهيانه در بانك به من بدهيد. اما وقتي يك نرم¬افزار آماده در دست دارد نه ميز مي¬خواهد نه حقوق، بلكه سؤالش اين است كه به چه علتي نمي¬گذاريد من محصولم را بفروشم. جنس سؤال¬ها فرق مي¬كند. تقاضاي جامعه عوض مي¬شود و اين يك تغيير است، حركتي كه با افزايش سطح متوسط سواد در كشور ايجاد مي¬شود. اين موضوع دو طرفه است كه بين بخش خصوصي و دولت مطرح است. بحث حمايت از تحقيقات خصوصي در فناوري اطلاعات بحث بسيار سختي است. پروژه گرفتن در صنعت فناوري اطلاعات مثل پاس لب تور است يا بايد در زمين حريف بخواباني يا در زمين خودت مي¬خوابد. بارها به بخش خصوصي گفتم، وقتي يك پروژه را به هزار بهانه از دولت مي¬گيريد، بايد حتي با 2 برابر ضرر هم كه شده پروژه را موفق كرد. بايد بحث Best Practic را به مديران فهماند،‌ در اين صورت او احساس خواهد كرد كه به شما نياز دارد. سياست تكفا اين بود كه جامعه را به محصول خوب، متقاعد و علاقه¬مند ¬كند.

انواري: به نظر من يكي از مواردی كه در ايران كمتر به آن توجه مي¬شود، بوجود آوردن معماري نرم‌افزار قبل از انجام ديگر كارها است. كه جزو اين معماري، درست كردن تيمي به نام بهره¬وران است كه از كاربر نهايي، يعني از مقاطع بسيار پايين گرفته تا كسي كه آن نرم‌افزار را براي شركت و سازمان خودش توليد مي¬كند را شامل مي¬شود. در ايران به اين كارها كمتر توجه مي¬شود. بعد مي¬رسيم به اين سؤال كه اين معماري از نظر تكنيكي مسائل مربوط به طراحي پلت‌فرم و طراحي روش را چگونه حل مي¬كند؟ چشم¬انداز داشتن بدون داشتن برنامه رويا هست. اگر برنامه¬اي هم بدون چشم¬انداز داشته باشيم هيچ كاري جز مشقت نخواهيم داشت كه انجام دهيم. اگر چشم¬انداز ما با برنامه باشد، مي¬توان تمام مسائل را حل كرد. در مورد صحبت¬هاي آقاي دكتر صديق در رابطه با دولت هم بايد بگويم، جامعه از اين صحبت¬ها و بحث¬ها جلوتر نخواهد رفت، مگر اينكه در درجة اول پارامترهاي رسيدن به جامعه اطلاعاتي را بشناسيم و جامعه را عادت بدهيم به‌اين‌كه كارش را درست انجام بدهد. با حرف زدن، جامعه اطلاعاتي نخواهيم داشت، بايد وظايفمان را بشناسيم. بعد جامعه اطلاعاتي را بياوريم. شما دولت الكترونيك را بدون دولت نمي‌توانيد داشته باشيد، بانكداري الكترونيك را بدون بانك و همچنين امثال آن‌ها را.
منبع : بيست و ششمين نشست «کتاب ماه کليات»
(ادامه)


نظرات خوانندگان
ارسال نظرات




(you may use HTML tags for style)

ایران
جهان
وبلاگ

 
نرم افزار
تجارت الکترونیکی
دولت الکترونیکی
بانکداری الکترونیکی
آموزش الکترونیکی
تکفا
امنیت
اینترنت
مخابرات
جامعه اطلاعاتی
رویدادها
قوانین و مقررات
 


نقل مطالب سایت باذکر منبع مجاز است