ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

گزارشی از پروژه ملی آسیکودا

| دوشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۰۶:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

تکفا- لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید. نجفی هستم مدیر ملی پروژه آسیکودا، فوق لیسانس کامپیوتر از انگلستان. از سال 65 تا سال 73 در شرکت داده‌پردازی مشغول به کار بودم. از سال 73 تا 74 معاون مدیرعامل شرکت خیبر بودم. از سال 73 به گمرک آمدم و معاون دفتر آمار و خدمات ماشینی و از سال 75 در پروژه آسیکودا مشغول به کار هستم.

پروژه آسیکودا به پروژه ملی آسیکودا یا طرح نگار می‌شناسند. اگر ممکن است در مورد این پروژه توضیحاتی را ارائه بفرمایید.

گمرک به عنوان سازمانی که مجری سیاست‌های بازرگانی دولت است سالیان سال به دنبال استفاده از سیستم‌های مکانیزه در محیط‌های عملیاتی بوده. مشکلی که گمرک با آن مواجه است این است که از یک طرف گمرک باید مراقبت و نظارت بر اجرای قوانین سنتی و پیچیده که در بخش تجارت ما وجود دارد باید این را در اجرا نظارت کند از یک طرف هم سازمان‌های جهانی، بازرگانان، وزارتخانه ها به گمرک فشار می‌آورند که شما باید ساده‌سازی کنید، روان‌سازی کنید، اینها دقیقاً هر دو با هم مغایراتی دارد. برای اینکه گمرک بتواند وظیفه خودش را خوب انجام بدهد از سال فرضاً 1370-1371 شروع کرد دنبال سیستم مکانیزه رفتن که بتواند عملیات خود را تسریع نماید. در این وادی با سیستمی مواجه شد به نام آسیکودا یعنی سیستم‌های شرکتهای داخلی آوردند سیستم نوشتند ولی پاسخگو نبود سیستم‌ها مثلاً یک سیستم داشتیم به اسم ... که شرکت انستیتو ایزایران آن سیستم را برای گمرک غرب گذاشت که متاسفانه (در گمرک شهریار گذاشت) که این سیستم کارایی لازم را نداشت. گمرک چندین قرارداد داخلی دیگر هم داشت که متاسفانه همه آنها با شکست مواجه شد. در این گیرودار با پیشنهاد سازمان ملل یا آنکتا در رابطه با استفاده از سیستم آسیکودا مواجه گردید. سیستم آسیکودا مخفف اتومیت فرکانت دیتا که این آسیکودا کلیه رویه‌های مختلف را مکانیزه می‌کند. ما در گمرک رویه‌های مختلف داریم مثل واردات، صادرات، خروج موقت و... رویه‌های مختلف را مکانیزه می‌کند. این سیستم در بیش از 70 کشورمان نصب شده، بنابراین یک تجربه خوبی پشت این سیستم نهفته است که این در سیستم را در واقع در سال 1373 و 1374 کارشناسان آنکتاد به ایران پیشنهاد دادند در نهایت گمرک ایران در سال 1375 گمرک مهرآباد به عنوان گمرک نمونه محل پیاده‌سازی طرح آسیکودا قرار بگیرد که باز در صنعت پروژه قرار شد که رویه‌های صادرات و واردات را ما پیاده کنیم در این گمرک به عنوان نمونه مدتی که درنظر گرفته بودیم 18 ماه بود. این یک سابقه خلاصه بود که آسیکودا چگونه وارد گمرک ایران شد.

اگر اجازه بفرمایید این بحث آسیکودا را یک مقداری جلو ببریم سپس به جنبه‌های دیگر این پروژه برمی‌گردیم. خوب فرمودید در سال 75 اولین گمرک کارش انجام شد. الان گمرکات در چه وضعیتی هستند و پروژه تا کجا پیش رفته است؟

سال 75 در واقع قراردادی منعقد شد که دوره‌اش 18 ماه بود. ما در واقع در پایان قرارداد (دی ماه 76) موفق شدیم گمرک مهرآباد را در بخش صادرات مکانیزه کنیم. در بخش واردات یک مقدار با مشکل مواجه بودیم به دلیل پیچیدگی مقرراتی که وجود داشت. به هر حال با تلاش‌هایی که صورت گرفت شش ماه بعد یعنی در مرداد 77 ما موفق شدیم واردات را هم در گمرک مهرآباد راه‌اندازی کنیم. وقتی که این سیستم در گمرک مهرآباد راه‌اندازی شد و دستاوردهای مثبتی که برای گمرک ایران داشت، مدیریت گمرک تصمیم گرفت که پروژه را گسترش دهد به سایر گمرکات. گسترش پروژه به سایر گمرکات شامل دو فاز بود که ما اصطلاحاً می‌گوییم فاز 2 پروژه و فاز 3 پروژه. در فاز 2 پروژه ما 8 گمرک فعال و استراتژیک خودمان را تحت پوشش قرار دادیم و در فاز 3 پروژه 10 گمرک دیگر را. منتها با تلاشی که کارشناسان کردند همکاران ما در گمرکات اجرایی و گمرکات ستادی انجام دادند ما موفق شدیم 33 گمرک را تا الان تحت پوشش آسیکودا قرار بدهیم. یعنی الان که من با شما صحبت می‌کنم 33 گمرک تحت پوشش آسیکودا قرار گرفت که از نظر درصد بخواهیم حساب کنیم، 90 درصد واردات کشور و 85 درصد صادرات کشور 50 درصد ترانزیت کشور اینها تحت پوشش سیستم آسیکودا قرار دارد که نکته مهمی که باید به آن اشاره کنم این است که راه‌اندازی این گمرکات بدون استفاده از کارشناسان مقیم خارجی صورت گرفته. این خیلی مهم است به خاطر اینکه در 70 کشوری که من گفتم آسیکودا در آنجا پیاده شده همه کشورها حداقل 2 تا 3 سال کارشناس مقیم داشتند و هزینه پیاده‌سازی پروژه آنها 2 تا 3 برابر ایران بوده است. یعنی ما صرفه‌جویی زیادی در هزینه پروژه کرده‌ایم.

آقای مهندس. این پروژه آسیکودا بعد از اینکه اجرا شده چه قابلیتی به گمرک اضافه کرده است. در حقیقت چه ارزش افزوده‌ای داشته است؟

مهم‌ترین قابلیت‌هایش را می‌توان بگوییم که کاهش زمان ترخیص کالا بوده است. قبل از اینکه آسیکودا پیاده شود برای بخش واردات ما حدوداً 48 ساعت ترخیص کالا زمان بود. این 48 ساعت را سیستم آسیکودا حدوداً به 2 ساعت رسانده است. در بخش واردات و در بخش صادرات حدوداً 1 ساعت نیاز است که کالا از گمرک ترخیص شود. این ساعت‌هایی که اعلام می‌کنم مربوط به زمانی است که شما کلیه مستندات موردنیاز را همراه خودت داشته باشی یعنی کمبود مدرک یا مجوز نداشته باشید. چون اگر شما دقت بفرمایید مجوز ثبت و سفارش بازرگانی را نداشته باشید این موضوع ربطی به گمرک ندارد یا اگر گشایش اعتبار را نداشته باشید یا مجوز استاندارد را نداشته باشید اینها سازمان‌های خارج از گمرک هستند. اگر شما با مجوز کامل به گمرک مراجعه کنید، ترخیص کالای شما حدوداً 2 ساعت بیشتر زمان نخواهد برد.

این مشمول بازدید ارزیاب‌ها هم می‌شود؟

این دو حالت دارد. ما برای اینکه باز بتوانیم به بازرگانان تسهیلات بدهیم یک سیستم خاص را در گمرک از آن استفاده می‌کنیم به اسم سلکتی وی‌تی که فارسی آن می‌شود انتخاب اتوماتیک مسیر اظهارنامه. یعنی الان شما به عنوان مسافر وقتی وارد گمرک می‌شوید می‌بینید یک چراغ سبز است یک چراغ قرمز است به شما این اختیار را می‌دهد که از چراغ سبز رد شوید یا از چراغ قرمز عبور کنید. این بحث در بخش تجاری بسیار پیچیده می‌شود. ما نمی‌توانیم به بازرگان این اجازه را بدهیم که شما کانال را خودت انتخاب کن. اتفاقی که افتاده ما یک تعدادی پارامترهای خاصی را در سیستم تعبیه کردیم در سیستم نصب کردیم که سیستم آسیکودا با استفاده از آن پارامتر با مراجعه به آن پارامترها تشخیص می‌دهد که شما در کدام کانال وارد بشوید. حالا اگر در سیستم تشخیص بدهد که حالا پارامترهایش محرمانه است، چند تا را من به عنوان مثال برای شما می‌گویم. مثلاً یک کشوری اگر واردات از کشور افغانستان داشته باشید این برای مارسکیش بالا است. افغانستان به هر حال محل تولید مواد مخدر است یا اگر از کلمبیا شما واردات داشته باشید برای مارسکیش بالا است چون کلمبیا مرکز تولید اسلحه است. ولی اگر از انگلستان داشته باشید ریسکش برای ما پایین است. یک بخش دیگری که ما درنظر می‌گیریم تعرفه کالا است. یک سری تعرفه‌ها هستند که این تعرفه‌ها برای اسلحه شیمیایی برای سلاح‌های میکروبی مورد استفاده قرار می‌گیرند. اینها را ما از نظر گمرک چون ریسکش بالاست اینها را سیستم اتوماتیک می‌برد به کانال قرمز. حالا اگر غیر از اینها باشد سیستم آن را به کانال‌های سبز یا زرد انتقال می‌دهد. در کانال سبز معمولاً گمرک کنترلی انجام نمی‌دهد. یعنی بازدیدی که شما فرمودید از کالا صورت نمی‌دهد. در کانال سبز کافی است بازرگان اظهارنامه و اسناد خودش را تحویل گمرک بدهد، گمرک به صورت اجمالی و چشمی یک نگاهی می‌کند و در واقع پروانه ترخیص کالا را به بازرگان می‌دهد. در کانال زرد فقط اسناد دیده می‌شود یک مقدار وقت بیشتری برای بازدید یا کنترل اسناد درنظر گرفته می‌شود. در کانال قرمز دقیقاً همان کنترل‌های سنتی صورت می‌گیرد چون در واقع قرمز نشانگر ریسک بالای اظهارنامه است. بنابراین سیستم با این شاخص‌های خاص اظهارنامه‌ها را در کانال‌های مختلف قرار می‌دهد. این یکی از دستاوردهای سیستم آسیکودا که زمان ترخیص کالا را کاهش می‌دهد. دیگری که می‌توانم به آن اشاره کنم ما حدوداً خوشبختانه امسال ما تجمیع عوارض در مجلس تصویب شد و شورای نگهبان هم تأیید کرد و ما دو نوع عوارض بیشتر نمی‌گیریم منتها سال گذشته ما 27 یا 28 نوع عوارض می‌گرفتیم. کل محاسبات اینها را سیستم برای ما به صورت اتوماتیک انجام می‌داد. این یک بخش خیلی خوبی بود برای ما. یک سری دفاتر سنتی در گمرک وجود داشت که اصطلاحاً به آن می‌گفتند دفتر کرتاژ - دفتر ژورنال. خوشبختانه این دفاتر الان حذف شده با توجه به اینکه سیستم مکانیزه شده این دفاتر هم حذف شده. یک بخش بسیار مهم دیگری که آسیکودا ارائه می‌دهد، قبل از استفاده از آسیکودا ما حدوداً چیزی شاید بگویم 9 تا 10 ماه نسبت برای ارائه آمار تجارت خارجی تأخیر داشتیم. یعنی ما در دی یا بهمن 82 آمار تجارت خارجی 81 را ارائه می دادیم ولی با استفاده از آسیکودا ما در پایان سال آمار تجارت خارجی را ارائه دادیم. فکر می‌کنم در اوایل سال 82 ما آمار تجارت خارجی را ارائه دادیم و به مدیرانی که در گمرکات هستند آمارهای لحظه‌ای در رابطه با اینکه وضعیت تعداد اظهارنامه، درآمد، تعداد ارباب رجوع آنها چقدر است این‌ها را برای تصمیم‌گیری مدیران لحظه‌ای به آنها ارائه می‌دهیم. این در واقع دستاوردهای اولیه‌ای بوده که ما در رابطه با استفاده از این پروژه داشتیم.

شما گفتید در بحث آسیکودا در 70 کشور دنیا جواب داده و توسط آنکتاد به کشور معرفی شد و شروع به کار کرد. قبل از این فرمایشتان فرمودید که ما از کارهایی که شرکتهای داخلی کرده بودند استفاده کردیم و همه این پروژه‌ها با شکست مواجه شد. فکر می‌کنید که این شکستی که شرکتهای داخلی داشتند به خاطر این بود که چون شرکتهای داخلی بودند یا اینکه ضعیف بودند و به هر حال نتوانستند این کاری را که باید انجام دهند.

ببینید تجربه‌ای را که با شرکتهای داخلی خود من دارم این است. ما شرکتهای داخلی‌مان شرکتهای توانمندی از نظر فناوری هستند ولی شناخت صنعت چیز دیگری است. ببینید الان این سیستم آسیکودا آمده و پیاده شده. یک سیستم عاملی برای خودش دارد، یک دیتابیش دارد یک کلانیت دراد یک اپلی‌کیشن اینجا رایج است. این اپلی‌کیشن چیز پیچیده‌ای ندراد که من بگویم یک شرکت داخلی نتواند بیاید اینکار را انجام بدهد. منتها ضعف شرکت داخلی در کجا بوجود می‌آید. اظهارنامه به وسیله رایانه بحث جدیدی نیست. این بحث الان حدوداً 20 سال است که در دنیا مورد استفاده قرار می‌گیرد. ولی اینکانسرت را هیچکدام از شرکتهای داخلی نتوانستند تجزیه، تحلیل کنند و مورد استفاده قرار بدهند. یعنی بیزنیس یا صنعت را بشناسند. معمولاً شرکتهای داخلی ما در حوزه نرم‌افزاری سرمایه‌گذاری نمی‌کنند. شرکتهای داخلی ما می‌آیند یک قرارداد می‌بندند در قالب قرارداد می‌خواهند یعنی اینکه یک شرکت می‌آید در گمرک می‌گوید که خوب شما بیا واردات یا صادرات یا ترانزیت خودت را قرارداد ببند و وقتی قرارداد می‌بندی این شرکت تازه وارد گود می‌شود می‌خواهد بفهمد که ترانزیت من واترینگش چیست وارداتش واترینگش چیست در صورتی که در دنیا شرکتها می‌آیند سرمایه‌گذاری می‌کنند. الان یک تعداد زیادی شرکت هستند در کنار آسیکودا بدون اینکه مشتری داشته باشند رفتند سولوشن درآورده‌اند. سولوشن‌های فرض کنید حتی بهتر از آسیکودا. رفته شرکت با هزینه خودش سرمایه‌گذاری کرده بعد به من می‌گوید که گمرک ببین شما اینجاها گلوکاه دارید. یعنی ببینید اینقدر رفته سرمایه‌گذاری کرده بررسی کرده تحقیق کرده که من که در گمرک هستم داخل گود هستم او از بیرون گود بهتر مسائلش را می‌بیند. به من می‌گوید گمرک یا بیمه یا بانک شما در این وادی‌ها اینجاها گلوگاه دارید اینجا مشکل دارید اینجاها با مسئله مواجه هستید. بعد می‌گوید که این راه حلش است. راه حل آن را هم ارائه می‌دهد و بعد می‌گوید این راه حلش است. اگر می‌خواهید این راه حل را استفاده کنید بسم‌ا... اینگونه نیست که من بیایم با یک شرکت قرارداد ببندم بعد این تازه وارد گود بشود بخواهد توی فضای گمرک بفهمد در واقع که این گمرک اصلاً چه سازمانی است شرح وظایفش چیست چه بخشنامه‌ای دارد مقرراتش چیست و تا بخواهد بجنبد زمان از دست رفته است. این یک اشکال بزرگی است که ما در بخش نرم‌افزار با آن مواجهیم بحث دیگری که وجود دارد تجربه است. ممکن است ما شرکتهای داخلی خیلی خوبی داشته باشیم ولیکن این شرکتها تجربه کار در صنعت را نداشته باشند یعنی وقتی ما می‌گوییم این سیستم در 70 کشور نصب شده یعنی 70 بار این تجربه مرور شده، بررسی شده اصلاح شده یا یک شرکت مدعی می‌شود که من 10 تا مشتری بانکی در کشورهای مختلف داریم یا مشتری بیمه‌ای دارم در کشورهای مختلف. وقتی شما بررسی می‌کنید یعنی این شرکت رفته در 15 نقطه شروع به کار و فعالیت کرده این تجربه را با خودش دارد. این تجربه را متاسفانه شرکتهای داخلی ما در نرم‌افزارهای خیلی کم دارند و راغب هم نیستند که در نرم‌افزار هزینه کنند یا نباید بگویم هزینه یا سرمایه‌گذاری بکنند. دوست دارند اینکار را حتماً در قالب یک قرارداد انجام بدهند. این یکی از یکی دو تا دلایلی است که سیستم‌های نرم‌افزاری اینجا با شکست مواجه می‌شود. به هر حال این که ما یک مشاور و یا یک پشتیبان خارجی برای چنین سیستم‌هایی داشته باشیم در پیاده‌سازی به ما کمک می‌کند. یعنی اینکه من می‌گویم که ما در واقع بتوانیم تجربه را منتقل کنیم آنکتاد یک تجربه‌ای داشته این تجربه بیاید منتقل بشود ظرفیت‌سازی بشود در داخل گمرک یا حتی شرکتهای داخلی در واقع شرکتهای داخلی خودشان سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و حداقل بیایند از این تجربه‌ها استفاده بکنند. این دلایلی است که در واقع پروژه‌های داخلی با شکست مواجه می‌شوند.

برمی‌گردیم به همین بحث اقتصاد دولتی و خصوصی. وقتی اقتصاد ما 80 درصدش دولتی است توقع اینکه در هر صورت شرکتها بروند سرمایه‌گذاری کنند و بیایند سمت دولت و دولت هم با مکانیزم‌های خاص خودش که حالا به آن اشاره خواهیم کرد خیلی قابل اعتماد نیست انتخاب‌هایی که خواهد کرد این است که خوب ضریب ریسک شرکتها را زیاد می‌کند توقعی هم نمی‌توان داشت که شرکت برود و سرمایه‌گذاری کند در حالی که فقط یک مشتری دارد. مشتری هم بنا به خیلی دلایل عدیده می‌تواند حالا انتخاب عقلانی نکند یک انتخاب از روی رندوم کند. این اتفاقی که بارها افتاده در حالی که در کشورهای دیگر این بحث نیست که وقتی اقتصاد آزاد دارید و پهنه شما هم پهنه کل دنیا هست 200 کشور یا 180 کشوری که کار گمرکی دارند همیشه 20 تا پیدا می‌شوند که عقلانی تصمیم بگیرند و خرید را از آن شرکت انجام بدهند و به همین دلیل من فکر می‌کنم که نه در بحث نرم‌افزار، نه بحث در IT، بلکه در همه قسمت‌های صنعتی کشورمان ما این مشکل را داریم و اصولاً سرمایه‌گذاری در آن صورت نمی‌گیرد به خاطر اینکه خریدار دولتی است و به هر حال عقلانی می‌تواند تصمیم‌ نگیرد. شما فکر می‌کنید برای شرکتها گلوگاهی که وجود دارد و دولت چه کاری می‌تواند انجام بدهد؟

دولت در بودجه سال 81 و 82 خودتان بهتر می‌دانید آمده یک تلاشی می‌کند و اعتباراتی را برای این منظور گذاشته است. به عنوان مثال بخش خصوصی در طرح تکفا مصوبه شده سال 81 یک اعتباری داشته در سال 82 یک اعتباری داشته یکی از الزامات این است که قراردادها با بخش خصوصی انجام گیرد و البته بحث شما کاملاً درست است. من بحث شما را قبول دارم که اقتصاد دولتی با بوروکراسی خودش سرمایه‌گذاری ریسک‌های خودش را دارد ولی فکر می‌کنم که دولت به این نتیجه رسیده که باید بخش خصوصی را حمایت کند حمایتش را در قالب این می‌بیند که در این پروژه‌ها حتماً از بخش خصوصی استفاده شود که خیلی خوب است. منتها بحث دیگری که وجود دارد این است که دنیای تجارت دنیای بیزینس ریسک‌های خاص خودش را دارد. یعنی ما نمی‌توانیم بگوییم که بخش خصوصی ما بیاید یک کار صددرصد مطمئن را ببیند و حتماً هم مثلاً اطمینان داشته باشد که آخر قضیه چند برابر سرمایه‌گذاری سود بدهد یک مقدار در واقع شاید معقول نباشد. در کل دنیا هرگونه سرمایه‌گذاری شما در بورس انجام دادید در ساختمان انجام بدهید در خرید و فروش انجام بدهید یک سری ریسک‌هایی را با خودش دارد. یعنی اینگونه نیست که شما بگویید من به عنوان بخش خصوصی حالا در IT بیایم بروم اینجا چند میلیون تومان سرمایه‌گذاری کنم. این حتماً بشود 500 میلیون یعنی باید یک شرکت توانایی پذیرش ریسک را داشته باشد. معمولاً در جامعه ما محافظه‌کاری خیر حاکم است و در محافظه‌کاری هم این بحث‌ها به وجود می‌آید. منتها می‌گویم شرکتها باید بتوانند در این بخش سرمایه‌گذاری کنند، ریسک کنند، دولت هم در واقع باید سیاست‌هایش را تغییر بدهد که فرض بفرمایید الان در قوانین وجود دارد که می‌توانند بروند با شرکتهای دولتی قرارداد ببندند و بدون رعایت قوانین مناقصه این طبیعتاً بخش خصوصی را در یک فشار خاص قرار می‌دهد. به نظر من باید این قوانین اصلاح شود یعنی دولت باید حرکت کند با کمک انجمن‌ها با کمک اتحادیه‌ها این بخش‌ها باید اصلاح بشود. ولی فکر کنم دارد یک جهتی می‌گیرد یک حرکتی دارد انجام می‌شود.

این قضیه پیچیده است و پیچیدگی نظام بوروکراسی است. کشور ما در بحث IT سرمایه‌گذاری‌ها عموماً نتایج غیرقابل مشهود است. فرض بفرمایید اگر شما در صنعت ساختمان سرمایه‌گذاری بفرمایید، آخرش یک ساختمان دارید که شماره پلاکش هم معلوم است ولی در بحث IT و اصولاً فناوری اطلاعات و ارتباطات سرمایه‌گذاری‌ها نتایجش ملموس نیست و تبدیل به اکسسی می‌شود که اگر فرض بفرمایید که چهار تا کارشناس در یک شرکت باشند و از آن شرکت بروند بیرون بخشی از اطلاعات با خودش برده می‌شود و اینجاها معمولاً جای تأسف به وجود می‌آید که دولتی‌ها به این قضیه توجه نمی‌کنند که به هر حال Pattent آن سرمایه‌گذاری جای دیگری صورت گرفته حتی اگر قیمتی هم باشد. ممکن است گرانتر هم باشد ولی به هر حال وقتی انشعاب صورت می‌گیرد بلافاصله به آن مراجعه می‌کنند و البته جوابش هم بسیار روشن است ما دولت هستیم حق انتخاب کارفرما و پیمانکار برای ما محفوظ است. این یک وجه از قضیه است و باصطلاح حتی آن قسمت خوبش است که طرف مراجعه می‌کند به آن کسی که تخصص قضیه را دارد یا شما این اطلاعات را دارید به هر حال ما مواجه می‌شویم می‌بینیم که در نهایت بنا به هر دلیلی در مناقصه‌ها معمولاً قیمت پایین حرف آخر را می‌زند و در نهایت شرکتی که هیچ‌گونه آشنایی در این مطلب ندارد به دلیل قیمت پایین‌تر انتخاب می‌کنند خوب اینها بحث‌هایی است که یک مقدار به اصطلاح امنیت سرمایه‌گذاری را در حقیقت مخدوش می‌کند. اینکه شرکتها سرمایه‌گذاری نکردند به این معنی نیست که نخواستند سرمایه‌گذاری کنند خیر از موارد بوده، سرمایه‌گذاری شده به نتیجه نرسیده بعد به اصطلاح سرمایه‌گذاری نکردند یا می‌رساند به محافظه‌کاری شاید روز اول همه محافظه‌کار نبودند.

یک بحثی را آقای مظلوم به ذهنم می‌رسد ببینید ما توی ساختمان مثالی که شما زدید به دلیل اینکه یک صنعت پنج یا شش هزار ساله است یک سری قواعد و قوانین و استانداردهای حاکم داریم یک خوشبختی هم که قابل لمس است قابل دیدن است یعنی شما می‌بینید آن را در بخش فناوری ارتباطات و اطلاعات چند تا مشکل وجود دارد مشکل اولیه‌اش این است که این صنعت یک صنعت نوپا است چون صنعت نوپا زبان مشترک بین IT و مدیران اجرایی وجود ندارد. شما به عنوان یک مهندس ساختمان می‌توانید الان بروید یک مدیر را توجیه کنید که آقا ببین شما این زمین را می‌خرید 100 میلیون تومان 200 میلیون تومان رویش ساختمان می‌سازید می‌شود 300 میلیون تومان پایان 300 میلیون تومان شما یک ساختمان 4 طبقه دارید در آن روز می‌شود 350 میلیون تومان یک مدیر اجرایی یک مدیر یک مدیرکل این را به راحتی می‌تواند پذیرش کند. حالا شما این را برگردان (من می‌گویم زبان مشترک وجود ندارد) شما این را بیا در Application نرم‌افزاری این را توجیه کن به مدیر می‌خواهی بگویی که شما می‌خواهی بروی یک Application قرارداد ببندی 300 میلیون تومان حالا این ریالی را که دارد سرمایه‌گذاری می‌کند می‌خواهید تبدیل کنید به ریالی که دو سال دیگر می‌خواهد بدست بیاورد. ببینید چه کار پیچیده‌ای است یعنی شما آنجا آن ساختمان را می‌توانید یک ماکت بکشید و نشانش بدهید و در اینجا در واقع تبدیل این سرمایه‌گذاری به اینکه شما نیروی انسانی‌ات کاهش پیدا می‌کند زمانت دو ساعت کاهش پیدا می‌کند آمارت به روز می‌شود این‌ها را نمی‌تواند مدیر تبدیل به ریال کند. بعد همیشه هم تور محیط نرم‌افزار به دلیل عدم وجود زبان مشترک مدیر بیزینس یا مدیر اجرایی صورت مسئله خودش را خوب نمی‌تواند تعریف کند. این صورت مسئله خوب تعریف نمی‌شود. شرکت پیمانکار عمق مسئله را خوب نمی‌بیند چون خوب صورت مسئله‌اش را تعریف نکرده. شرکت پیمانکار مثلاً عمق را 3 متری می‌بیند هزینه و زمان‌بندی‌اش را برای آن سه متر اعلام می‌کند وارد گود می‌شود می‌بیند این 3 متر چاه صدمتری است. این اتفاقات در این صنعت خیلی زیاد اتفاق افتاده از آن طرف شرکت پیمانکار می‌آید کار را شروع می‌کند نه مدیر اجرایی کار را تأیید می‌کند نه مدیر IT کار را تأیید می‌کند یعنی این مثلث به خاطر اینکه خوب با هم مچ نشدند سپس می‌شود تمام پروژه‌های نرم‌افزاری در کشور حالا تمامش را نمی‌توانم بگویم درصد زیادی از آن تأیید نمی‌شود. با (اورباجت) مواجه می‌شود. با زمان‌بندی که قبلاً پیش‌بینی شده اجرا نمی‌شود. زمان خیلی طولانی‌تر می‌شود و هیچکدام از مدیران شجاعت اینکه کار را امضا بکنند تحویل بگیرند را نخواهند داشت. این مشکلی است که در دنیا وجود دارد این دنیا راه‌حل‌هایی را بدست آورده استانداردهایی بدست آورده این را کاهش داده یعنی در دنیا هم آمارها نشان می‌دهد مثلاً حدوداً 50 درصد پروژه‌های نرم‌افزاری با یکی از این معضلات مواجه می‌شوند. کاست بالاتر است زمان بالاتر است. دستاورد آن چیزی که مورد انتظار بوده نیست. در ایران این قضیه در حول و حوش 70 درصد است. حالا شما می‌توانید آمارها را جمع‌آوری کنید در این رنج است. یعنی اینکه خودم در واقع در خیبر که بودم یا در گمرک بسیاری پروژه‌ها را دارم که همه آنها ناتمام مانده مدیر اجرایی به‌گونه‌ای درست حرف می‌زند مدیر IT هم درست حرف می‌زند. منتها همه از منظر خودشان همه آنها با دید خودشان یا با زبان خودشان اینجا آن زبان مشترک وجود ندارد سبب می‌شود که پروژه‌ها می‌بیند ناقص می‌ماند کار به دادگاه می‌کشد یا حالا یک گروهی هم کارشان به دادگاه نمی‌کشد یا جا می‌ماند و مدیرهای بعدی می‌آیند و مدیرهای بعدی هم اصلاً کل قضیه را می‌برند زیر سوال. جابجایی مدیریتی که در صنعت وجود دارد یا در بیزینس‌ها وجود دارد سبب می‌شود کل پروژه می‌برند حالا آن شرکت پیمانکار هم گوشه دیوار قرار می‌گیرد یک وقت‌هایی هم هست که متاسفانه در خود این صنعت هم شرکتها کار را درست انجام نمی‌دهند. من نمونه این را هم دارم. فرض بفرمایید که بعضی وقت‌ها متقاضی که حالا کارفرما باشد برآوردش این است که کار مثلاً فرض بفرمایید که 200 میلیون تومان یک برآورد اولیه برای خودش دارد 200 میلیون تومان است در 12 ماه شرکت می‌آید پیشنهاد می‌آید 50 میلیون تومان در 6 ماه برای اینکه کار را بگیرد یا کار را زخمی کند به خاطر آن بحثی که شما فرمودید بحث مناقصه است. شاخص‌های خیلی خوبی وجود ندارد برای انتخاب پیمانکار یا اگر شاخص‌ها وجود داشته باشد ما گرفتار سیستم‌های زیرحسابی نظارتی و بازرسی هستیم که ملاک آن سیستم‌ها مبلغ است. شایسته سالاری شرکتهای نیست یعنی اگر یک مدیری وقتی پیشنهادات را بخواهد بررسی کند یک پیشنهاد 50 میلیون تومانی وجود داشته باشد و پیشنهادهای بعدی 200 میلیون تومان باشد اگر مدیر بخواهد برود سراغ 200 میلیون تومان باید به هزاران جا پاسخگو باشد من تجربه این کار را دارم خود شما هم حتماً دارید اینها سبب می‌شود که کار در این وادی بسیار بسیار سخت و پیچیده بشود به خصوص در بخش نرم‌افزار و در بخش سخت‌افزار ممکن است مشکلات باشد ولی بسیار کمتر است ولی در بخش نرم‌افزار این مسائلی که الان عنوان کردم بسیار بسیار کار را مشکل می‌کند.

شما در بحث‌هایتان اشاره کردید به بحث قوانین سنتی و پیچیده‌ای که وجود دارد. سؤال من این است که وقتی شما مثال زدید انستیتو ایزایران وقتی آمد به نظر من می‌رسد البته شاید اشتباه می‌گویم شما تصحیح بفرمایید وقتی که وارد می‌شود توقع و تصور گمرک این است که همه آن قوانین باید در قالب نرم‌افزار بیاید و اجرایی بشود و شرکت در یک فضایی قرار می‌گیرد که محیط بر آن احاطه دارد ولی وقتی که طرح آسیکودا می‌آید آنکتاد می‌آید با خودش یک پکیج می‌آورد و می‌گوید همین است و غیر از این نیست و آن موقع است که گمرک آن موقع می‌پذیرد که آن شرکت یا آن نرم‌افزار پکیج است که محیط می‌شود و گمرک است که اینجا محاط می‌شود. خوب اگر ما بپذیریم و اگر گمرک هم سازمانی باشد که مقررات پذیرش این را داشت که این پکیج‌ها آسیکودا را که آمده و باصطلاح خطوط فعلی را جابجا کرده اگر این را می‌پذیرفت چرا در برخورد با شرکتهای داخلی این قدرت پذیرش را از خودش سلب می‌کند شروع می‌کند به دیکته کردن ترکمن‌چای و نوشتن و خیلی از اتفاقات که خودتان بهتر می‌دانید.

اتفاقاً سؤال خوبی است. من یادم است که آن زمان‌ها این قضیه را پیگیری می‌کردم. مال انستیتو ایزایران را یک جایی یک توافقی شده که طی آن توافق گفتند شما همین وضع موجود را برای ما درست کنید. من باز دارم برگردم به این عدم تفاهم و زبان مشترک. ببینید اگر من به عنوان یک مدیر بیزینس فرض کنید من اصلاً IT نمی‌دانم اینجا نشستم یک روشی هم دارم می‌آیم به شما شرکت پیمانکار میگویم آقا شما برای من روشم را مکانیزه کن. به نظر من اگر شرکت پیمانکار شرکت IT کار درست و حسابی باشد به من باید بگوید که آقا شما از وجود موجودت داکیومنت داری گردش کار داری اگر داری به بده اگر ندارم شما می‌گویید پس آقا من باید بیایم گردش کار وضع موجود شما را دربیاورم و 1-در این موقع با هم تفاهم کنید و 2-این وضع موجود ممکن است در یک جاهایی اطلاعات تکراری جمه‌آوری کند و در یک جاهایی دارید امضاهای اضافی جمع‌آوری می‌کنید و یک جاهایی دارید فرم‌های اضافی در گردش دارید باید به عنوان شرکت پیمانکار باید به من بگویی که به عنوان شرکت پیمانکار باید این را اصلاح کنی تا من سیستم تو را بهینه کنم. مکانیزه کنم وقتی این اتفاقات نمی‌افتد و من شرکت‌دار من مدیر بیزینس می‌گویم نه آقا بیا همین کار را انجام بده پیمانکار وارد وادی می‌شود که خودش نمی‌داند چیست این اتفاقی است که برای Application شهریار افتاد یعنی شرکت انستیتو ایزایران پذیرفت که باید همین وضع موجود را مکانیزه کند کار موازی اصلاً انجام می‌شود. این فقط این می‌شود که شرکت دنبال این بوده که فقط یک کاری را بگیرد و برایش مهم نبوده که اجرایش به چه صورت است. این کاری است که بعضی شرکتهای ما انجام می‌دهند کسانی که یک مقدار معتبر باشند شاید نه محکم‌های هدفشان بیایستند که شما باید بیایی مستند کنی اصلاح کنی بعد من بیایم این کار را برایت انجام بدهم. ولی متاسفانه این شرکت یا شرکتهایی از این نوع به دلیل ضعف مالی اینکار را نکردند منتها وقتی ما آمدیم با آنکتاد طرف شدیم خوب آنکتاد اولاً application را مجانی به گمرک داده مجانی اعطا کرده منتها بابت پشتیبانی‌اش پول می‌گیرد به همه کشور application را مجانی داده است. از موضع باید برخورد می‌کند می‌گوید آقا تو باید بیایی این پکیج که دارد می‌آید با خودش یک سری نوآوری می‌آورد باید خودت را در این قالب حرکت بدهی مثال برایت می‌زنم. ما قبل از اینکه آٍیکودا بیاید شما باید وقتی اظهار می‌کردید کالا را پول را در همان جا به بانک پرداخت می‌کردید در مسیر ارزیابی پیش می‌آمد که پرداخت شما کم بود ارزیاب می‌گفت برو مثلاً 10هزار تومان دیگر واریز کن باید به بانک مراجعه می‌کردند این هم می‌شد 2 بار و یا اینکه از درب خروج وقتی می‌خواستی بروی می‌گفت این تعدادش بیشتر است این می‌شود 3 بار تا 4 بار مجبور بودی بروی بانک و جاهای مختلف. آسیکودا گفت بانک آخرین مرحله است گمرک گفت قانون ما است گفت: مه باید به هم بزنی گردش کاریت را باید به هم بزنی این چیزی که من می‌گویم اگر می‌خواهی سیستم پیاده شد یعنی ما با این وادی‌ها مواجه بودیم. یعنی برخورد از بالا می‌شد که اینکار باید انجام شود. در بخش‌های داخلی معمولاً موضع‌های شرکتهای ما خیلی محکم نیست شاید یکی از دلایلش همین خصوصی بودن و دولتی بودن است.

طرح آسیکودا در مورد فرم اظهارنامه، یک فرم ارائه کرد که برای همه رویه‌ها باید از آن استفاده شود. این فرم stand up است. شرکتها هم بعضی وقت‌ها کم‌تجربگی می‌کنند و برای اینکه وارد بازی بشوند یک کار سنگین را با هزنیه کم ارائه می‌دهند و بعد هم سریع تسلیم کارفرما می‌شوند برای اینکه به سود خودشان برسند از آن طرف وقتی مبالغ را کم می‌گویند ما تصمیم‌گیری‌هایمان سخت می‌شود. شاخص‌هایی که داریم شاخص‌های قوانینی نیست. مدیران صنعت و مدیران IT نمی‌توانند ریسک کنند و خودشان را زیر سؤال ببرند. این مواردی است که به ذهن من می‌رسد.

در جمع‌بندی صحبت‌ها من مثالی می‌زنم مثال گمرک را می‌زنم که قابل تعمیم است. در بخش‌های دیگر ما وقتی که نشستیم این جا یک رویه‌ای حاکم است که یا باید از بالا به پایین بیاید و مثل آنکتاد این را جابجا کند و به هم بریزد یا اینکه این رویه حاکم است برما و اگر بخواهم از جانب شرکتها انجام بدهیم ناچاریم در همین فضا بتوانیم خودمان را تطبیق بدهیم. این فضا است که وجود دارد. حالا اینجا وقتی با رئیس کل گمرک صحبت می‌کنیم او بیشتر طرفدار وضع موجود است می‌خواهد وضعیت موجود را حفظ کند تا سازوکارش به جریان بیفتد ولی وقتی از زاویه مدیر IT کسی که مأمور شده تغییری انجام بدهد و یک تکنولوژی جدیدی را ببرد در عرصة سازوکار الزاماً این دیدگاه می‌تواند دیدگاه آن فرد نباشد بلکه می‌آید و خودش هم می‌پذیرد که تغییراتی لازم است و اینکار می‌تواند به بهترین شیوه انجام شود. نکته‌ای که برای من سؤال است این است که وقتی شما به عنوان مدیر آسیکودا انتخاب می‌شوید و می‌خواهید اینکار را انجام بدهید به نظر من می‌رسد در آن مقطع انتخاب آسیکودا برایتان اجتناب ناپذیر بوده ولی از آنجا به بعد شاید شما می‌تواند دو اپرج داشته باشید. یکی اینکه بیاید همین جوری که الان آسیکودا را اجرا کردید در گمرک انجام بدهید و یکسری کارشناس استخدام کنید و کار را انجام بدهید و نهایتاً اینکار بتواند تسری پیدا کند به گمرکات دیگر. می‌شد در همین لحظه یک شرکت پیمانکار را بیاورید که مشاور داخلی در کنار دستتان بیاورید که در حقیقت او طرق آسیکودا باشد و او مجری شود و پیاده کند تا پایان این دوره 2 تا شرکت 5 تا شرکت اینجوری داشته باشیم تا در کنار شما رشد کنند بوجود بیایند. اگر شده توضیح بفرمایید و اگر نشده هم چرا اصولاً به این قضیه دقت‌نظر نشده است.

شما بهتر می‌دانید که در این مملکت عمر مدیریت خیلی کوتاه است و دلیلش این است که به هر حال به شما بگویم مدیران انتخابشان با شایسته سالاری صورت نمی‌گیرد یا ارتباطی است بیشتر بنابراین وقتی یک نفر در بالا جابجا می‌شود یک موجی ایجاد می‌شود. عمر مدیریت هم که کوتاه باشد مدیریت استراتژی کلان نخواهد داشت یعنی این مدیریت افق چهار یا پنج ساله برای خودش ترسیم نمی‌کند. معمولاً می‌آید می‌گوید من طی 18 ماه یا یکسال چه کاری را می‌توانم انجام بدهم. یعنی استراتژی کلان ندارد وقتی هم استراتژی کلان نداشته باشد دچار روزمرگی می‌شوید و یا مشکلاتی که روزانه، ماهانه، بخشی نامه یا مسائل اقتصادی است که باید یکجوری هندل بکنیم. معضل سازمان را حل و فصل بکنیم. در آن بخش مدیریت در طول پنج شش سال گذشته خوشبختانه پروژه آسیکودا شدیداً مورد حمایت مدیریت بالا بوده یعنی این یکی از لازمه‌های مار بود اگر نبود امکان پیاده‌سازی و نهادینه شدنش وجود نداشت. یعنی در زمان آقای مهدی کرباسیان و الان مسعود کرباسیان این پروژه شدیداً مورد حمایت بود. هر دوی این رؤسای گمرک هم به دنبال اینکه اصلاً واژه‌ها مکانیزه واژه IT در گمرک شکل و فرم بگیرد خیلی تعدلش کردند گفتم گمرک یک سازمان خیلی سنتی است و قدمتش به هزاران سال قبل برمی‌گردد شما حالا دو تا سازمان سنتی مثل ثبت احوال را نگاه کنید و اگر بخواهید در آنها تحول اداری عملیاتی برای مکانیزه کردن انجام بدهید چقدر باید نیاز به حمایت و پشتیبانی دارید که خوشبختانه صورت گرفته الان هم ما دنبال این راهکار هستیم که بتوانیم یک استراتژی دو سه ساله را دربیاوریم. همین الان من در واقع ما برای گمرک یک قرارداد بستیم که استراتژی سازمان گمرک در پنج سال آینده چه باشد. به استناد آن الان داریم برای چند تا از شرکتها به صورت محدود مناقصه می‌کنیم که برای ما استراتژی IT در بیاورند که ببینند استراتژی IT چه هست یک طرف قضیه این است که این پروژه آسیکودا دائم در حال تغییر و تحول است یعنی اینکه از گمرکات مختلف دنیا اظهارنظر می‌شود در رابطه با کارایی پروژه، با تل نکا، اشکالاتش به آنکتاد، آنکتاد دو برخورد دارد با این قضیه. یک برخوردش این است که بعضی‌ها را می‌گوید که تو باید بروی مقررات و قوانین خودت را سده کنی که چند بار این را به ما گفته منتها این دست گمرک نیست در بخش بازرگانی است در بخش صنایع است. بعضی‌ها را که آنکتاد می‌بیند که درست است می‌برد در هسته مرکزی انجام می‌دهد و به همه کشور این را می‌فرستند این از نظر فانکش‌های سیستم است. از نظر فنی سیستم هم آنکتاد می‌آید خودش را بروز می‌کند الان تا آخر امسال ما یک application web base را از آنکتاد خواهیم گرفت. ساختار application ما سرور است ولی آخر امسال application web base را خواهم گرفت که ما را حرکت می‌دهد در سمت بحث گمرک الکترونیکی یعنی از هر ساعتی در روز بتوانند حق‌العمل‌ها را بازرگانان از دفاتر یا منزل خودشان اظهار کنند. برای پیاده‌سازی این پروژه دو تا اپرج وجود داشت. یک اپرج این بود که در آن وقتی که در سال 75 می‌خواستیم پروژه پیاده‌سازی بشود یک اپرج این بود که ما با استفاده از نیروهای گمرک اینکار را انجام بدهیم. شاید بگویم که 3 اپرج وجود داشت. یک اپرج هم این بود که از شرکتهای مشاور دعوت بکنیم که بیایند در این قضیه به ما کمک کنند. یک اپرج هم این بود که ما بیاییم در واقع 3 تا یا یک تعدادی نیرو گمرک بگیرد به صورت پروژه بعد خودش نگه دارد که این نیروها این پروژه را در واقع جلو ببرند. حالا این را که می‌گویم در تصمیم‌گیری‌های آن موقع من هنوز فعالیت خودم را در پروژه شروع نکرده بودم. من در بخش آمار و خدمات ماشین بودم. بحث‌هایی بود که در گمرک وجود داشت. در بخش اول که خود نیروهای رسمی گمرک این کار را انجام بدهند احساس شد که این نیروها چون خودشان سرگرم کارهای حاری هستند وقت کافی ندارند. اطلاعات کافی ندارند و بعد ممکن است مقاومت وجود داشته باشد. این اپرج را درست ندیدند. در بخش دومش با تعدادی از شرکتها در واقع جلسه داشتیم و جلساتش را من یادم است بودم. فرض بفرمایید چون خود گمرک هم با وجود آنکه چهار یا پنج نفر را گرفتیم نمی‌دانستند که چه باید بکنند. بالاخره برای راه‌اندازی پروژه آنکتاد یک گارد لاینی را به شما می‌دهد ولی پیاده‌سازی این گاردلاین‌ها در واقع یک هنر است. این را آمدیم این گاردلاین‌ها را یادم است با شرکت داده‌پردازی که خودم آنجا بودم در میان گذاشتم که ما می‌خواهیم اینکار را انجام بدهیم با شرکت dpf آن موقع در این ارتباط صحبت کردیم گفتیم می‌خواهیم اینکار را انجام بدهیم. با شرکت فرایان که تعدادی application در بخش ما داشت ما نشستیم صحبت کردیم که می‌خواهیم این کار را انجام بدهیم. با شرکت خدمات انفورماتیک یعنی با یک تعدادی شرکت که شاید تعدادشان پنج یا شش شرکت بود نشستیم صحبت کردیم که اینکار را می‌خواهیم انجام بدهیم پروپوزال‌هایی که می‌گرفتیم بیشتر در رابطه با اینکه بیاییم شبکه طراحی کنند سخت‌افزار بدهند بیشتر در این وادی بود. کسی به ما نگفت بیاییم فرضاً کنار شما بایستیم فرضاً یک قراردارد مشاوره ببندیم ما از این قضیه استقبال می‌کردیم دلیلش هم خود ما هم نمی‌دانستیم خود من که بعد به عنوان مسؤول پروژه انتخاب شدم نمی‌دانستم که چه باید بکنیم. یک نرم‌افزاری را همین الان به شما بدهند بگویند که آقایان شما بیا این نرم‌افزار را ببر در شبکه بانکی کشور پیاده کن آدم را وحشت می‌گیرد. بنابراین پیشنهادهایی که می‌شد بیشتر در این وادی بود یعنی گفتند ما می‌آییم سه تا نیرو می‌گذاریم اینجا که هم خودمان یک تجربه‌ای کسب کنیم از این قضیه پیاده‌سازی application خارجی یکی از اولین applicationهای خارجی است که در کشور پیاده شده. بعد اتفاقی افتاد ما دیدیم که همه این شرکتها دارند اینگونه به ما پیشنهاد می‌دهند ماه پنج یا شش نیرو گرفتیم و شروع کردیم به کار و در طول کار به صورت on and off مشکلاتمان را با بعضی از این شرکتها در میان گذاشتیم منتها این مشکلات مشکلات فانکشن‌های سیستمی یا عملکرد سیستم نبود. این تجربه باید کسب می‌شد بوسیله این شرکتها چون همه شرکتها تجربه مثلاً یونیکس را دارند اوراکل را دارند چگونه اوراکل تیول بشود را دارند. تجربه‌ای را که ندارم این است که حالا این فانکشن‌های که توی محیط گمرک ایران وجود دارد چگونه تبدیل کنیم به سیستم و از آن استفاده کنیم. این تجربه وجود نداشت. در این تجربه کسی با ما وارد نشد. بعد آمدیم خودمان کار را جلو بردیم با همین پنج شش نیروی قراردادی که بعد به آن نیروی رسمی اضافه کردیم دلیلش این هم بوده برای اینکه پروژه نهادینه بشود حتماً باید از نیروهای رسمی استفاده می‌کردیم برای اینکه فردا آن نیروی قراردادی ممکن است از بدنه جدا شود و برود به یک شرکت دیگر. یک تعداد از نیروهای رسمی هستند که آمدند کار را در بدنه جلو می‌برند. این اتفاقی بوده که شاید ناخواسته شکل گرفته.

البته آقای مهندس فضای سال 75 با فضای سال 82 قطعاً متفاوت است. البته خوب پروژه تکفا هم آمده و اصولاً مطرح کرده وقتی که نرم‌افزار خارجی می‌خواهد بیاید حتماً قراردادش با شرکت ایرانی بسته شود بلکه حرکتهایی در این سمت دارد انجام می‌شود. نگرانی که واقعاً وجود دارد در بخش خصوصی در برخورد با دولت‌ها این است که همان تفکرات حالا شکلش را عوض کند و در قالب دیگری مطرح شود. ببخشید من این سؤال را مطرح می‌کنم چون می‌دانم در مورد شما مصداق ندارد. یعنی هیچ محدودیتی وجود ندارد. یعنی الان شما به این نتیجه رسیدید که آسیکودا باید اجرا شود یا مشابه آسیکودا که یک صنعتی است برای گمرک الکترونیکی دارد انجام می‌شود و یک سری از دوستان شما در اینجا قراردادی کار می‌کنند خوب تکفا هم گفته بخش خصوصی خوب هیچ اشکالی ندارد. ما هم که ارتباطاتمان آن طرف برقرار است و می‌توانیم برقرار کنیم. به هر دلیل ما فردا با همین کارکنانی که اینجا هستند فردا برویم یک شرکت تأسیس کنیم حتی با آنهایی که رسمی هستند شرکت تعاونی بزنیم و هم بخش خصوصی است و هم کار خلاف قانونی انجام ندادیم ولی خطری که وجود دارد این است که ماهیت تکفا را که آقا ما یک سری شرکت خصوصی داشته باشیم که اینها بتوانند از محل پولی که خرج می‌شود بتوانند مجدداً به باروری و شکوفایی برسند، از بین می‌برند. این خط را برای بخش خصوصی هنوز دارد در این مقطع در سال 82 با همه این مقدمات که فراهم است و فکر می‌کنم جز آن عزم مدیران تصمیم‌گیر برای اینکه واقعاً به بخش خصوصی به معنای واقعی کلمه داده شود هیچ راه دیگری به نظر ما نمی‌رسد شما اگر می‌دانید که خودش یک بوروکراسی نمی‌شود؟

این قضیه در واقع هست. حالا از شما چه پنهان به من هم پیشنهادهای این چنینی شده. خود پیشنهادش نه غیرقانونی است و نه کار خلاف است ولی من راستش را بخواهید موافقت نکردم با این قضیه گفتم ما تلاش کردیم پروژه را در بدنه گمرک ایران نهادینه کنیم که خوشبختانه اینکار را کردیم. در بحث طرح تکفا که به ما اعتباری داده بابت این قضیه ما اعتبارات طرح تکفا را تمامش را می‌بریم در بخش خصوصی یعنی اینگونه نیست الان کارهای مختلفی داریم در گمرک ببینید چون آسیکودا یک تریت مارک انحصاری آنکتاد است ولی ما در کنار آسیکودا احتیاج داریم که تعدادی application جانبی آسیکودا را حمایت کنیم. مثال سیستم ارزشی ما احتیاج داریم که ارزش کالاهایمان دقیقاً مشخص شده باشد چون تمامی عوارضی که می‌گیریم از ارزش کالاهاست که این ارزش خیلی وقت‌ها قیمت‌ها در آن بالا و پایین می‌شود. من هزینه طرح تکفا را مثلاً دور ارزش استفاده می‌کنم RFP آن ده دوازده روز دیگر درمی‌آید. من نه این را می‌دهم به بچه‌های خودم. یک خط مشی که من دارم سیاست‌های من در سیستم‌ها out-sorce هستند. Develop application نمی‌کنند. همین سیستم را در بدنه گمرک نهادینه می‌کند. من احتیاج دارم به یک سری application های جانبی که آسیکودا را حمایت کند. من اعتبارات تکفا را در سیستم ارزش هزینه می‌کنم. RFP ده روز دیگر درمی‌آید. از هفت هشت شرکت خصوصی که بتوانند در محیط base بتوانند با یونیکس با اوراکل با این ابزارها مار کنند من مناقصه می‌کنم. اگر احساس کنم مبلغش زیر 40 میلیون تومان است ممکن است از اعتبارات تکفا خودم استفاده کنم بروم با یک شرکت خاصی که ببینم تجربه این کار را دارد نه شرکتی که شش ماه است ثبت شده است. شرکتی که بالاخره یک مقدار موجه باشد مستقیم قرارداد ببندم یا اینکه از شش شرکت استعلام کنم مناقصه محدود بگذارم. اینها باید ببینیم حدوداً برآورد قیمتش چقدر است. یا سیستم جانبی دیگری داریم برای همین مملکتی که آسیکودا به اسم تخلفات یعنی اینکه ببینیم تخلفاتی که در سرتاسر گمرکات صورت می‌گیرد افراد ممکن است اظهارنامه جعل کنند پروانه جعل کنند. سوابق اینها را ما در گمرک داشته باشیم و اطلاعاتش را تزریق کنیم به آسیکودا که اینها را آسیکودا بفرستد حتماً به کانال قرمز که این یک سیستم دیگر است و RFP آن دارد درمی‌آید. یعنی من اینجا نگذاشتم که applicationهای جانبی را بچه‌های ما develop کنند. می‌گویم نظارت کنید application را می‌دهیم بخش خصوصی که آن را انجام بدهد، نظارت کنیم تا کار را درست از آن تحویل بگیریم. طراحی مثلاً شبکه مخابراتی داشتیم دادیم بخش خصوصی انجام بدهد. سیستم کارت هوشمند را داریم اطلاعات حق‌العمل کاران، صاحبان کالا و... در کارت هوشمند باشد صورت مسئله را یک جوری ما باید تعریف کنیم دو صفحه سه صفحه تعریف می‌کنیم می‌دهیم بخش خصوصی می‌گوییم حالا شما به ما قیمت و هزینه بده معمولاً هم خط مشی‌مان این است که مثلاً اگر دفعه پیش تیم ما نیفت الکترونیکی را به مناقصه گذاشتیم همیشه می‌دانیم اسناد که تهیه می‌شود به صورت RFB دچار ابهام ممکن است باشد ممکن است همه چارچوب آن یک جلسه هماهنگی هم می‌گذاریم دعوتنامه می‌فرستیم یا مناقصه عمومی می‌گذاریم دعوت می‌کنیم مثلاً ساعت 12-10 جلسه گردهمایی است و پرسش و پاسخ یعنی نماینده‌ات را بفرست در جلسه تا توجیه شود که مثلاً قیمت فرضاً 50 میلیونی 500 میلیون نگیرم قیمت‌های متعادل بگیرم یعنی 20 درصد 30 درصد اختلاف باشد نه اینکه 500 درصد اختلاف داشته باشد. معمولاً خط مشی ما حالا چه در رابطه با اعتبارات تکفا چه غیرتکفا این بوده که ما اینجا خودمان سیستمی را develop نکنیم. همه سیستم‌ها را بدهیم بخش خصوصی.

برای سال 82 در قالب تکفا تعداد پروژه‌هایی را که می‌خواهید عرضه کنید الان جمع‌بندی دارید؟

حدوداً فکر کنم 6-7 پروژه‌اند که ما به عنوان جانبی آسیکودا می‌بینیم و این را out source می‌کنید که بخش خصوصی بیاید مشارکت کند.

این بحث زیرساختاری که گمرک احتیاج دارد از نظر اجرای دقیق‌تر آسیکودا یک جاهایی هم به بحث‌های مخابرات برمی‌گردد. آیا در این زمینه کاری انجام شده؟ این فضا و این زیرساختار آماده است که شما بتوانید این توسعه را در آسیکودا انجام بدهید؟

خود شما هم بهتر می‌دانید چند تا گلوگاه داریم برای اینکه بتوانیم برویم به سم?-----

EXTENDED BODY:

  • ۸۴/۰۲/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">