ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۹۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


مریم آریایی - این روزها با اعلام نتایج انتخابات در ایران تحلیل‌های زیادی از میزان اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی در نتیجه انتخابات دیده می‌شود؛ عده‌ای شفافیت فضا و تحقق دموکراسی را نتیجه ظهور این رسانه‌های نوین می‌دانند و عده‌ای هم پا را فراتر گذاشته و در نگاهی اغراق‌آمیز شبکه‌های اجتماعی را تعیین‌کننده نتیجه دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری می‌دانند.

امروزه نیمی از جمعیت جهان آنلاین هستند و عصر، عصر دیجیتال است؛ اما این واقعیت که کاربران هر روز وقت بیشتری در فضای مجازی می‌گذرانند، تاثیرات منفی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بر زندگی روزمره را بیشتر آشکار می کند.

به گزارش ایرنا از پایگاه اینترنتی بی بی سی ورلد، شبکه‌های اجتماعی می‌توانند ابزار تحول باشند، به نشر ایده‌های سازنده کمک کنند و انسان‌ها را به هم وصل کنند؛ اما از نگرانی در مورد حریم خصوصی گرفته تا مزاحمت های آنلاین، معضلات هر روز کاربران شبکه‌های اجتماعی هستند.
علاوه بر این، پژوهش‌های تازه نشان داده‌اند که وابستگی کاربران به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی اثر منفی روی سلامت جسمی و روانی آنها دارد.
تازه‌ترین پژوهش در انگلیس نشان داده است که اینستاگرام تاثیر منفی بر سلامت جوانان دارد. اسنپ‌چت در این مطالعه به عنوان دومین شبکه اجتماعی مضر برای سلامت روانی ذکر شده است.
به دنبال بیشتر شدن تاثیرات منفی شبکه‌های اجتماعی، کاربران بیشتری به تعدیل و تنظیم رابطه خود با دنیای آنلاین علاقمند شده‌اند.
با این همه، درست مانند هر اعتیاد دیگر، افراد حتی در مواقعی که از شبکه‌های اجتماعی متنفر هستند، نمی‌توانند آن را ترک کنند.
دکتر ریچارد گراهام، یکی از مشاوران مرکز ترک اعتیاد اینترنت در لندن، درباره تاثیر شبکه‌های اجتماعی بر مغز و حالت‌های روانی کاربران گفت: گرچه مطالعات نشان داده است که شبکه‌های اجتماعی می‌توانند حافظه کاربران را تقویت کنند، اما استفاده بیش از اندازه ممکن است به عکس، باعث ضعیف شدن حافظه و کاهش تمرکز شود.
شبکه‌های اجتماعی همچنین می توانند به اعتماد به نفس جوانانی که مدام به دنبال مقایسه خود با دیگر کاربران هستند، آسیب بزنند.
دکتر گراهام توصیه‌هایی کاربردی برای کاربران دارد تا رابطه‌ای سالم با شبکه‌های اجتماعی داشته باشند:
- مراقب خواب خود باشید. نور صفحه‌ موبایل یا تبلت باعث کاهش فعالیت هورمون خواب و موجب می‌شود که مغز سیگنال بیدار شدن دریافت کند. از حدود یک ساعت مانده به زمان خواب، شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذارید.
- اساسا استفاده از شبکه‌های اجتماعی را به زمان مشخصی محدود کنید، مثلا روزی چهار بار و هر بار فقط یک ربع به فیسبوک‌ سربزنید و سعی کنید این میزان را به مرور کاهش دهید.
- دامنه مکان استفاده از شبکه‌های اجتماعی را محدود کنید. مثلا خودتان را مقید کنید که هیچ وقت در اتاق خواب سراغ اینستاگرام نروید.
- ابزارهای دیجیتال مانند موبایل و تبلت را در ساعات مشخصی از روز از خود دور نگه دارید تا سراغ شبکه‌های اجتماعی نروید.
-چالش کنترل استفاده از شبکه‌های اجتماعی را به عنوان یک فعالیت مثبت برای خود و اطرافیان‌تان جا بیندازید تا انگیزه کافی برای پایبند ماندن به آن داشته باشید،مثلا بگویید که می‌خواهید تمرکزتان را بالا ببرید.
مشاوران علاوه بر توصیه‌ به کاهش استفاده از شبکه‌های اجتماعی، توصیه‌هایی هم دارند که کاربران چگونه از شبکه‌های اجتماعی استفاده کنند:
- قبل از تایپ کردن فکر کنید. یک قاعده ساده آن است که چیزی را که در گفت‌وگوی رو در رو به دیگران نمی‌گویید، در شبکه‌های اجتماعی هم ننویسید.
- عملکرد خود در شبکه‌های اجتماعی را حسابرسی کنید. هر از گاهی پروفایل‌های خود در شبکه‌های اجتماعی را بررسی کنید و از خود بپرسید آیا از پیام‌ها، عکس‌ها و مطالبی که به طور عمومی منتشر می‌کنید راضی هستید؟ آیا چهره‌ای که برای خود ساخته‌اید با واقعیت زندگی شما منطبق است؟
- خانه‌تکانی دیجیتال را فراموش نکنید. لازم نیست که در همه شبکه‌های اجتماعی پروفایل داشته باشید. اگر یکی از حساب‌های شما مدتی است که بی‌استفاده مانده است، آن را پاک کنید.

با انجام جدیدترین تحقیقات در سطح کشور انگلیس محرز شد، اینستاگرام به عنوان مضرترین رسانه اجتماعی، بیشترین کاربرد را در بین نوجوانان و جوانان سراسر جهان دارد.

به گزارش فارس، بر اساس نظرسنجی‌های انجام شده در سطح شهر لندن و چندین ایالت دیگر، محرز شد که اینستاگرام بدترین شبکه اجتماعی است که برای سلامت روانی افراد و به خصوص نوجوانان و جوانان مضرترین رسانه اجتماعی به شمار می‌آید. 

پژوهشگران و روانشناسان با مشارکت 1479 شهروند نوجوان و جوان در محدوده سنی 14 تا 24 سال و طرح این سؤال که اینستاگرام چه تأثیری در تنهایی، استرس، اضطراب، احساس تمسخر، بدخوابی و روابط با افراد دارد، به این نتیجه رسیدند که می‌توان این رسانه را در دسته بدترین شبکه‌های اجتماعی قرار داد. 

شبکه اجتماعی‌ که منجر به تغییرات در روند زندگی شده و با دسترس بودن برای تمامی گروه‌های سنی منجر به افزایش آمار فساد در نوجوانان با سنین کم شده و علاوه بر تأثیر منفی گذاشتن بر روی تحصیلات آنها، منجر به آسیب‌های گسترده به مغز آنها نیز شده است. 

این در حالیست که والدین به عنوان کسانی که باید مراقبت از فرزندشان را برعهده داشته باشند و ناظر رفتار وی باشند، با استفاده بی‌حد و حصر از شبکه‌های اجتماعی این بهانه را به جوان خود می‌دهند که آزادانه و بدون هیچ فیلترینگی این شبکه را رصد کنند. 

سازمان بهداشت انگلیس باور دارد، شبکه‌های اجتماعی «به بحران سلامت روان در میان کاربران جوان» دامن می‌زنند. 

با وجود اینکه شبکه‌های اجتماعی می‌توانند تأثیر مثبتی در شناساندن ویژگی‌های خوب فرد به خود وی داشته باشند، اما عدم آموزش منجر به استفاده منفی از این شبکه شده و ما در تمام جهان تنها شاهد مضرات این شبکه اجتماعی هستیم. 

در گذشته نه چندان دور، فیس‌بوک مضرترین شبکه اجتماعی شناخته می‌شد که در دو سال گذشته جای خود را به اینستاگرام داده است و با روند افزایش استفاده گروه سنی حساس از این رسانه، مدیریت این شبکه فضا را طوری فراهم کرده است که نوجوانان و جوانان تمامی کشورها هر روز برای استفاده از این شبکه اجتماعی مشتاق‌تر از قبل شوند.

شبکه‌های اجتماعی؛ برگ برنده مسافر پاستور؟

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۴ ق.ظ | ۰ نظر

پریسا خسروداد - مسعود عابدی - شبکه‌های اجتماعی پدیده ای  در دل اینترنت هستند که از سیاست گرفته تا اقتصاد و فرهنگ و روابط اجتماعی را کاملا دگرگون کرده اند.

باوجود اینکه قاعده‌ی خاصی برای پست گذاشتن در فیس‌بوک و اینستاگرام وجود ندارد، همیشه در شبکه‌های اجتماعی آداب ناگفته‌ای وجود داشته که بهتر است از آن‌ها پیروی کنید.
به گزارش جام جم آنلاین، از قهوه‌های آخر  شبی و سفارش‌های پیتزا گرفته تا گذاشتن آموزش تمرین‌های ورزشی به‌عنوان پست و سلفی‌های قشنگ، در این مقاله فوت‌وفن فیس‌بوک و اینستاگرام را به شما آموزش خواهیم داد.
فیس‌بوک نسبت به اینستاگرام رسمی‌تر است، با در نظر داشتن اینکه احتمالاً بیشترین مخاطب را در فیس‌بوک خواهید داشت – با هزاران دوست فیس‌بوکی که دارید—باید از آن به‌صرفه استفاده کنید.
با داشتن این مطلب در ذهن، از فیس‌بوک اغلب برای نشان دادن اینکه چگونه با زندگی درگیر هستید به جهان استفاده می‌شود.
پس اگر چیزی بزرگی برای به اشتراک گذاشتن دارید، به زاکربرگ درون خود اعتماد کنید و از فیس‌بوک استفاده کنید.

* وقت‌هایی که پست گذاشتن در فیس‌بوک مناسب است:
وقتی‌که می‌میرید برای حرافی کردن درباره‌ی سیاست (همه می‌دانند که سیاست برای فیس‌بوک است)
وقتی‌که می‌خواهید به‌خوبی های فرزندان یا نوه‌های خود ببالید، که می‌تواند تعریف‌از‌خود درخشانی هم محسوب شود!
وقتی‌که حس می‌کنید می‌خواهید ریسک کنید اما برای استفاده از فیس‌بوک لایو آماده نیستید.
اگر شما از قدیمی‌ها هستید و فیس‌بوک تنها شبکه‌ی اجتماعی مورداستفاده‌ی شماست، بنابراین فکر می‌کنید که پست‌های فیس‌بوک باحال ترین هستند.
وقتی‌که می‌خواهید فیلم آموزش آشپزی خودتان را درست کنید. همه می‌دانند که کاربران فیس‌بوک عاشق دیدن ویدئوی نحوه تهیه‌ی غذا هستند، پس چرا خودتان یک ویدئو نسازید؟
وقتی‌که خبرهای شخصی هیجان‌آوری دارید که می‌توانید روی شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید، مثل نامزدی یا شغل جدید. پستی در فیس‌بوک بگذارید چون می‌خواهید همه‌ی دنیا بدانند!
اگر یک گزارشگر فنی هستید و می‌خواهید به همه یادآوری کنید که یک گزارشگر فنی هستید.
وقتی‌که بدون شک می‌خواهید در توجه باشید. احیاناً اگر نشنیده‌اید، اخیراً دیگر کسی از استوری فیس‌بوک استفاده نمی‌کند، پس خیالتان راحت، اگر شما در استوری پستی بگذارید همه آن را خواهند دید شامل خانواده، دوستان، آشنایان، بدخواهان و آن یارویی که در دبیرستان جلوی شما زخمی شد!
اگر فک و فامیل زاکربرگ هستید، چون اگر از فیس‌بوک استفاده نکنید ممکن است تبعیدتان بکند.
پست‌های اینستاگرام شوخی نیستند و باید بااحتیاط و دقیق روی آن‌ها کار کرد.
اینستاگرام جایی است که به خلاقیتتان اجازه درخشش می‌دهید، جایی که تبدیل به عکاس حرفه‌ای می‌شوید و صاحب زیبایی‌های واقعی اجتماعی می‌شوید.
اگر فکر می‌کنید از پسش برمی‌آیید و می‌خواهید ورود خوبی داشته باشید، اولین پست اینستاگرام با یک نوتیفیکیشن به فالوئر های شما هشدار می‌دهد که شما نیز به قافله پیوسته‌اید.

وقت‌های که پست گذاشتن در اینستاگرام مناسب است:
وقتی در حالت تمام-جشن قرار دارید.
آیا در حال نوشیدن هستید با دوست صمیمی خود خوش می‌گذرانید؟ از قابلیت بومرنگ استفاده کنید تا فالوئر‌هایتان حس کنند پیش شما هستند.
وقتی‌که می‌خواهید تصاویر خیره‌کننده‌ی غذا را به اشتراک بگذارید.
از اینکه دهان بقیه را آب بی اندازید خجالت نکشید. فیلتری برای عکس خود انتخاب کنید و آن را پست کنید.
اگر می‌خواهید به همه بفهمانید که در حال نوشیدن قهوه هستید، باید در اینستاگرام پست بگذارید.
بااین‌حال فقط عکس‌های قهوه در یک ماگ واقعی در یک کافی‌شاپ کوچک محلی قبول هستند.
اگر می‌خواهید بقیه بدانند که دقیقاً کجا هستید.
برعکس اسنپ‌ چت شما موقعیت خود را با جزئیات دقیق‌تری به اشتراک می‌گذارید و دیگران می‌توانند بفهمند به‌جای اینکه در چه شهری هستید دقیقاً در چه رستورانی هستید.
وقتی‌که می‌خواهید یک منظره‌ی عالی را به اشتراک بگذارید. آسمان‌خراش‌ها، غروب آفتاب، یک روز آفتابی در ساحل؟ این‌ها برای اینستاگرام هستند.
اگر می‌خواهید عکسی از گربه‌ی خود بگذارید.
کتاب‌ها ! کتاب‌ها ! اینستاگرام برای عکس‌های کتاب‌هاست.
اگر می‌خواهید هنری شوید اینستاگرام قابلیت‌های هیجان‌انگیزی دارد مثل ~LIT~ متن درخشان و استیکر های بامزه که عکس‌های شما را به سطح بالا می‌رساند.
وقتی‌که می‌خواهید مخاطبین مختلفی داشته باشید.
برای خیلی‌ها حریم شخصی اینستاگرام آرام‌تر از فیس‌بوک است.
اما اگر حساب شما پابلیک باشد شما فالوئر هایی خواهید داشت که شخصاً نمی‌شناسید و طرفدار دوآتشه‌ی شما هستند.

شرم کن!

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

فیرمن دی‌براباندر؛ ترجمه امیرحسین میرابوطالبی - نحوۀ رفتارِ آنلاینِ ما حاویِ تناقضی شناخته‌شده است: می‌دانیم که همواره زیر نظریم، و در عین حال از نظارتِ شرارت‌بار گوگل و دولت تمجید و تحسین می‌کنیم. باوجود‌این، دایرۀ چیزهایی که برای انتشار در یک برنامک یا به‌اشتراک‌گذاری در حلقۀ «دنبال‌کنندگانِ» رسانۀ اجتماعی بیش از اندازه شخصی، پرده‌درانه یا یا مبتذل‌اند، هر روز در حال کوچک‌شدن است. بسیاری از ما وقتی با این همه اسباب‌بازی‌های دیجیتال روبرو می‌شویم که سطوحی جادویی از ارتباط و سهولت را در اختیارمان می‌گذارند، مقهور این «تفکر سبک‌سرانه می‌شویم که حریم خصوصی احمقانه است»، جمله‌ای که گَری اشتینگارت در سال ۲۰۱۳ در نیویورکر نوشت.
این به آن معنی نیست که رسانه‌های اجتماعی خودآگاهیِ ما را محدود کرده‌اند، یا اینکه خودِ اینترنتیِ ما به شدت مصنوعی و ساختگی نیست. همین طور به این معنی نیست که افرادی که در رژیم‌های سرکوبگر زندگی می‌کنند یا اقلیت‌ها در جوامعی که می‌دانند زیر نظرند، برای آنچه به صورت آنلاین می‌گویند نگران نیستند. با وجود همۀ این‌ها نکتۀ اصلی این است که رسانه‌های دیجیتال برداشتِ ما از صمیمیت و شرم را به کلی تغییر داده‌اند و این کار را هم به شکلی غیرقابل پیش‌بینی و تناقض‌آمیز انجام داده‌اند.
برای مثال من از فقدانِ حریم خصوصی می‌نالم و با این حال با آغوش باز و بنا به عادت همین حریم خصوصی را فدای سهولت می‌کنم. در این شرایط دیگر مجبور نیستم رستوران‌ها را شانسی انتخاب کنم و حدس بزنم کدام بهتر است؛ برنامۀ «یِلپ» خیلی ساده به من می‌گوید کدام بهتر است و بعد من را تا دم در ورودیِ رستوران اسکورت می‌کند. دیگر با ریسک تاخیرهای پیش‌بینی‌نشده در حمل ونقل عمومی روبرو نمی‌شوم؛ «نقشۀ گوگل» بهترین مسیر برای رسیدن به مقصد را نشانم می‌دهد و اگر هم مجبور شوم، یکی از ماشین‌های اوبِر می‌تواند با استفاده از کُلی مسیرهای فرعی و میان‌بُر مرا به مقصد برساند. دیگر لازم نیست روز تولدِ دوستانم را به خاطر بسپارم؛ فیسبوک خبرم می‌کند و همیشه هم به نحوی گولم می‌زند تا پُست جدیدی در صفحه‌ام قرار دهم، نکند که دیگران یادشان برود وجود دارم. برای بهره‌بردن از این اپلیکیشن‌ها تنها کاری که باید بکنم این است که هر وقت شرکت‌های صاحبشان خواستند، مکان، عادات و باورهایم را در اختیارشان قرار بدهم. الاخره چه خبر است؟
همان‌طور که میشل فوکو، فیلسوف فرانسوی، در کتاب مراقبت و تنبیه: تولد زندان۱ (۱۹۷۵) می‌نویسد، «در معرضِ دید بودنْ دام است.» منظور او این است که وقتی کسی اجازه می‌دهد زیر نظر باشد و یاد می‌گیرد دیگران را زیر نظر بگیرد، ماجرا هم جذاب است و هم خطرناک. او از طرح‌های جرمی بنتام در قرن هجدهم برای ایجاد یک «سراسربین» الهام گرفته بود. منظور از سراسربین زندانی است که زندانیانش از برجی مرکزی تحت نظر بوده و متصدیِ نامرئیِ آن برج با چشمان هشیارش آن‌ها را می‌بیند ولی کسی او را نمی‌بیند. ایدۀ بنتام این بود که زندانیان در این شرایط در درون خود وجودِ آن نگهبان خیالی را حس خواهند کرد و مراقب رفتارشان خواهند بود، حال چه در آن برج واقعاً کسی باشد یا نباشد. بنتام با هیجان در این رابطه می‌گوید: «اخلاقیات بهبود می‌یابد، بهداشت رعایت می‌شود، صنعت جان تازه می‌یابد، دستورالعمل‌ها به سرعت همه‌گیر می‌شوند و از فشار افکار عمومی نیز کاسته می‌شود.»
به نظر فوکو، نحوۀ فعالیت سراسربین به شکل عجیبی یادآور خودمراقبتی افراد در کل جامعه است. به گفتۀ او با وجود شاهدانِ همیشه‌مراقب، دیگر نیازی به اجبارِ فیزیکی نیست. افراد بر خودشان نظارت می‌کنند. آن‌ها نمی‌دانند که ناظران در هر لحظه درحال ثبت چه چیز هستند، دقیقاً به دنبال چه می‌گردند و یا مجازات نافرمانی چیست. با این حال تخیلشان باعث می‌شود به راحتی قابل کنترل باشند. به اعتقاد فوکو در چنین شرایطی معماریِ نظارت به نحو مخرّبی هوشمندانه و یک‌دست خواهد بود، آن‌قدر «ملایم» که به زحمت برای کسی محسوس باشد.
افراد نه‌تنها این نوع مراقبت را می‌پذیرند، بلکه چیزی نمی‌گذرد که برایشان عادی و نامرئی شده و با کمال میل آن را تداوم می‌بخشند. اگر آدم‌ها را در شرایطی قرار دهید که خودشان مسئول سانسور خود باشند، همچنان خود را آزاد و خودمختار مجسم می‌کنند. آن‌طور که فوکو می‌نویسد مراقبتْ قدرت را «چند برابر،خودکار، و ناشناس» می‌کند. این قدرت دیگر کمتر به شکل تهدید به خشونتِ از بالا به پایین نمود پیدا می‌کند و بیشتر به صورت «شبکه‌ای از روابط» مطرح می‌شود که افراد را به رضایت و عدم مخالفت ترغیب می‌کند. برداشتِ فوکو از قدرتْ مشابهِ توصیفِ زیگموند فروید از نقش «فراخود۲» در روانِ انسان است، توصیفی که در کتابِ تمدن و ملالت‌های آن (۱۹۳۰) آورده شده است: عاملی بازدارنده و موثر بر اخلاق که توسط تمدن روی هر فرد سوار می‌شود، چیزی «شبیه به پادگانی در شهری تصرف شده».
اگر فوکو زنده بود دربارۀ چشم‌انداز فعلی رسانه‌های دیجیتال چه می‌گفت؟ دولت‌‌های مداربستۀ مدرن، که به لطف فناوری‌های جدید به وجود آمده و گسترش یافته است، از جهات بسیاری نمونه‌هایی درخشان از برج‌های سراسربین هستند. برنارد هارکورت، نظریه‌پرداز آمریکایی، در کتاب در معرض دید: اشتیاق و نافرمانی در عصر دیجیتال۳ (۲۰۱۵) می‌گوید «دولت مداربسته» دیگر نمی‌تواند عبارت دقیق و درستی باشد. او ترجیح می‌دهد از نوعی «اُلیگارشیِ اختاپوسی» سخن بگوید تا شرکت‌هایی را مدنظر قرار دهد که از نقاط متعدد بر ما مسلط می‌شوند و در حال جاسوسی از ما هستند. به این‌ها باید مخاطبان دنبال‌کننده را هم اضافه کرد، از همکاران و آشنایان گرفته تا عموم مردم.
جان کلامِ فوکو این است که چنین نظارتی مایۀ نگرانی است، نه فقط به خاطرِ کارهایی که شرکت‌ها و دولت‌ها ممکن است با اطلاعات ما انجام دهند، بلکه به این خاطر که عمل نظارت فی‌نفسه نوعی اِعمال قدرت ویران‌گر است. این نظارت ظرفیت آن را دارد تا رفتارمان را تحت تاثیر قرار دهد و بدون آن‌که کاملاً متوجه شویم ما را به هم‌رنگی و هم‌دستی وادار کند.
اما یک جای کار می‌لنگد. اینترنت هیچ مرکز مشخصی ندارد؛ نیاز به شواهدی متقن از توطئه‌چینی میانِ شرکت‌ها و دولت‌ها نداریم تا متوجه شویم که به صورت آنلاین تحت نظریم. به نظر می‌رسد که از همه‌جا و هیچ‌جا تحت نظریم و با این حال همچنان خود را نمایش می‌دهیم. آیا واقعاً آن‌قدر به این مقررات تن داده‌ایم که نگهبانان دیگر نیازی به وجود برج‌های نگهبانی نمی‌بینند، یا قضیه چیز دیگری است؟
خیلی از آن زمان نگذشته که به نظر می‌رسید ممکن است اینترنت بتواند فضای عمومی جدیدی برای قرن بیست‌ویکم ایجاد کند، یک شهرِ مستحکم مجازی که جای فضاهای ویران فیزیکی و محیط‌های از هم گسستۀ شهری را بگیرد. بله، شاید رسانه‌های اجتماعی پایانِ حرمتِ بورژواها را رقم زدند؛ اما آیا این روند باعث تشویق افراد به بی‌پرده و صریح سخن گفتن نشد؟ آیا باعث نشد خودداری را کنار بگذارند و بدون شرم هرچه در دل دارند بگویند؟ فوکو اعتقاد داشت که نظارت شدید باعث خرد شدن آزادیِ بیان و عقیده و همچنین باعث همکاریِ آن‌هایی که تحت نظارت هستند می‌شود. اما شاید رسانه‌های اجتماعی افراد را در برابر چنین فشاری واکسینه کرده‌اند. شاید ما آن شهروندان دموکراتیکی هستیم که فلاسفه از زمان سقراط آرزویش را داشتند: افرادی که حاضر باشند به خاطر مباحثه و مناظره زندگیشان را در طبق اخلاص بگذارند، آن‌هایی که هیچ چیز برایشان پوشیده یا ممنوعه نیست.
البته در شرایط فعلی، می‌توان به سادگی گفت که انتخاب ترامپ با حمایت ماشین‌های منفور جوک‌سازی که حامی راستگرایی افراطی بودند، نشان دهندۀ محدودیت‌های چنین رویای شیرینی است. رسانه‌های اجتماعی فضایی اجتماعی فراهم می‌کنند که بیشتر مثل یک محیط خصوصی عمل می‌کند که در آن افرادِ زیادی خود را ابراز کرده و می‌دانند که آن‌هایی که آن‌ها را می‌بینند با آن موافقند. یا مزاحمان اینترنتی، باور دارند که پیامدهای آنچه به صورت آنلاین می‌گویند به آن‌ها آسیبی نخواهد رساند، انگار که به واسطۀ فناوری محافظت می‌شوند. داشتنِ یک گوشیِ هوشمند و دسترسی به اینترنت به صورت خودکار ابزار لازم برای همکاری، مباحثه و گفت‌وگویِ موثر و محترمانه را، آن طور که دموکراسی می‌طلبد، در اختیار ما قرار نمی‌دهد.
اگر امروز افلاطون زنده بود از نبودِ شرم در فضای آنلاین وحشت‌زده می‌شد. به گمانِ او شرمْ احساسی حیاتی است که برای فلسفه‌ورزی و رفتار اخلاقی ضروری است. در گفت‌وگوهای مشهورِ افلاطون، سقراط را کسانی به ستوه می‌آورند که از این می‌نالند که خِرَد سقراط و فهم استدلال‌هایش آن‌ها را شرمنده می‌کند. در جایی از رساله‌ای که مهمانی۴ نام دارد، آلکیبیادسِ سرمست، از محبتِ همراه با نارضایتی خود به سقراط می‌گوید: «می‌دانم که نمی‌توانم جوابش را بدهم یا بگویم که نباید آن طور که او می‌گوید عمل کنم، اما وقتی از حضورش مرخص می‌شوم، علاقه‌ام به محبوبیت باز هم مرا شکست می‌دهد.»
شرم این مفهوم را به صورت پیش‌فرض در خود دارد که بایستی بیش از این می‌دانستیم، اما با بی‌اعتنایی قوانین را زیرپا گذاشتیم. دقیقاً همین موضوع نکته‌ای است که افلاطون دربارۀ دانش اخلاقی در نظر دارد: ما از پیش آن را داریم، از پیش می‌دانیم که روش صحیحِ زندگیِ شایسته و ‌رضایت‌بخش چیست، اما مدام از آن هدف عالی فاصله می‌گیریم. به این ترتیب از نظر افلاطون، شرم نیرویی است که به ما کمک می‌کند در مقابل اشتیاق به همرنگ شدن با چیزی که می‌دانیم اشتباه است، مقاومت کنیم. شرم به ما کمک می‌کند که با خودمان صادق باشیم، طعنه‌های سقراط را تاب بیاوریم و به دانشِ اخلاقیِ باطنی‌مان توجه کنیم. به گفتۀ افلاطون، انسان بی‌شرم بردۀ میل است، حال این میل می‌تواند کالاهای مادی، قدرت، شهرت یا احترام باشد. چنین میلی مستبدانه است، زیرا با توجه به طبیعتش ارضاپذیر نیست.
با این حال، فوکو در کتاب تاریخ جنسیت۵ (۱۹۷۶) نقش رهایی‌بخشِ کمتری برای شرم قائل است. او می‌گوید که در تمدن غربی، ابزار کنترل رابطۀ جنسی، به طور خاص، اعتراف بود، اعترافی که در آن جایی برای تاییدطلبی و شرم نمی‌ماند. به گفتۀ فوکو: «انسان به حیوانی معترف بدل شد.» در شعائر کاتولیک، از پیروان خواسته می‌شود که روحشان را از آلایش تهی کنند و اجازه دهند حقیقت با همۀ زشتی‌اش فوران کند. این تنها راه پاکیزه‌شدن به‌دستِ کشیش اعتراف‌پذیر بود تا بخشش فرد از سوی خداوند اتفاق بیافتد. به این‌ترتیب، کشیش فرد را از احساس گناهش رها می‌کرد و تایید یا اجازۀ آن رفتار را به او می‌داد.
به گفتۀ فوکو این نهاد اعتراف بعدها از دین به آداب و رسوم سکولار انتقال یافت، چیزهایی مثل ادبیات، آزمایشات پزشکی و روان‌کاویِ اعترافی. اما همۀ آن‌ها بر اساس یک اصل عمل می‌کردند که آن گشت‌زنی در مرز میانِ چیزهای متعارف وپسندیده از یک سو، و چیزهای شرم‌آور و غیرمتعارف از سوی دیگر است. فوکو می‌نویسد: «الزام به اعتراف چنان به نقاط مختلف بازپخش شده و در ما ریشه دوانده که دیگر آن را به چشم پیامدِ قدرتی که ما را محدود می‌کند نمی‌بینیم. در مقابل این‌طور به نظرمان می‌رسد که حقیقتی که در پنهان‌ترین بخشِ سرشتِ ما جای دارد، حتماً باید به بیرون بروز یابد.»
اعتراف می‌تواند به ما حس رهایی دهد، انگار که بارِ شرم را از روی دوشمان برمی‌دارد. این اعتراف، آن‌طور که سَن آگوستین در کتاب اعترافات۶ می‌گوید، می‌تواند محمل نمایشِ مجموعه‌ای از فضیلت‌های دموکراسی باشد، فضیلت‌هایی مانند صداقت، شجاعت و تواضع. اما اگر کسی فوکو را باور داشته باشد، می‌داند که این اعتراف همیشه شامل نوعی نیرنگ است. ما همیشه برای یک نفر اعتراف می‌کنیم، در پیشگاه کسی که صاحب اختیار باشد، حال چه واقعی چه خیالی. وقتی که افراد مطلبی را به صورت آنلاین پُست می‌کنند، مخاطبی فرضی در ذهن دارند؛ این کار هیچ‌وقت به طور کامل بدون دلیل و غرض نیست.
آنچه خود را به شکلِ بی‌شرمیِ واضح نشان می‌دهد، شاید در حقیقت عکسش باشد. تصدیق جمعیت دیجیتالی جای تأیید کشیش اعتراف‌پذیر را گرفته است، یا به بیان دیگر، به عنوان جایگزینی برای ندای درونیِ وجدانِ اخلاقیِ سقراط عمل می‌کند. افراد درونیاتشان را با دیگران در میان می‌گذارند، به این امید که نیازهایشان تصدیق شود، ایده‌هایشان تایید شود، و ویژگی‌های عجیبشان با آغوش باز پذیرفته شود. نتیجه، هم‌رنگی فزاینده در داخل هر دسته، در کنار کاهش فضای مشترک برای فهم یکدیگر و گفت‌وگو مابِین دسته‌های مختلف است.
آن‌هایی که قدرت را دست دارند همواره به دنبال سازوکاری بوده‌اند که با آن بتوانند به خودِ درونیِ شهروندانشان دست یابند، یا آن‌طور که فوکو می‌گوید «گوشۀ تاریکی که هر کدام در درونمان داریم» را هویدا کنند. درون هر کس بخش‌هایی خطرناک و سرکش وجود دارد، یا به نظر می‌رسد وجود داشته باشد. اگر قرار است کنترل شویم، این بخش‌ها باید شناخته شده و رام شوند. برای آرام و مطیع‌ساختنِ یک گروه و فریفتنِ آن‌ها به خودگردانی، هیچ‌ راهی بهتر از افشای ناهنجاریِ آن‌ها و وعدۀ بخشایش‌ این ناهنجاری‌ها نیست.

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۳ ژانویه ۲۰۱۶ با عنوان Shame on you در وب‌سایت ایان منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان شرم کن ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Discipline and Punish: The Birth of the Prison
[۲] super-ego
[۳] Exposed: Desire and Disobedience in the Digital Age
[۴] Symposium
[۵] History of Sexuality
[۶] Confessions

فعالیت صفحات اجتماعی ضد ترامپ ممنوع!

شنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - دولت آمریکا اقدامات گسترده‌ای را آغاز کرده است تا هویت حساب‌های کاربری ناشناس در شبکه‌های اجتماعی مختلف که علیه دونالد ترامپ، رییس‌جمهور این کشور مطلب منتشر می‌کنند و او را مورد نقد قرار می‌دهند مشخص شود و از این طریق بتواند با اشخاصی که صفحات مذکور را مدیریت می‌کنند، برخورد کند. این اتفاق در حالی صورت می‌گیرد که دولت آمریکا همواره بر قانون آزادی بیان در اینترنت تاکید داشته و ادعا کرده است که به کاربران خود امکان می‌دهد بدون هرگونه محدودیت در دنیای مجازی صحبت کنند.

هفته گذشته وزارت امنیت داخلی آمریکا احضاریه‌ای را به شرکت توییتر فرستاد و از آن خواست تمامی اطلاعات مربوط به حساب‌های کاربری ناشناس را که ترامپ را مورد انتقاد قرار می‌دهند منتشر کند. با این اتفاق شرکت توییتر درخواست مذکور را امری غیرقانونی خواند و اعلام کرد تحت هیچ شرایطی چنین کاری انجام نمی‌دهد تا مشترکان آن بدبین شوند و نگرانی برای انتشار اطلاعات شخصی کاربران توییتر میان مردم رواج یابد.

دولت آمریکا در احضاریه خود تاکید ویژه داشت که در نخستین گام تمامی اطلاعات مربوط به حساب کاربری ALT_USCIS شامل شماره تلفن، آدرس IP، آدرس پست الکترونیکی و ... را در اختیار بگیرد و از این طریق بتواند افرادی را که در صفحه مذکور ترامپ را مورد انتقاد قرار می‌دهند شناسایی کند. با این اتفاق وکلای وزارت امنیت داخلی آمریکا رایزنی‌های خود را با مدیران توییتر آغاز کردند تا مشکل پیش‌آمده را برای آنها توضیح دهند.

این درخواست دولت آمریکا مخالفت‌ها و بازخوردهای گسترده‌ای را در دنیای فناوری به همراه داشت و شرکت توییتر با تنظیم شکایت علیه وزارت امنیت داخلی آمریکا اعلام کرد که این مرکز قصد دارد به‌صورت غیر قانونی به اطلاعات کاربران دسترسی پیدا کند. توییتر در شکایت قانونی خود که آن را به دادگاه فدرال سانفرانسیسکو تحویل داده، به قانون آزادی بیان تکیه کرده و گفت با وجود فشارهای فراوان، اطلاعات شخصی در حساب‌های کاربری را منتشر نمی‌کند.

درخواست آمریکا برای در اختیار گرفتن اطلاعات شخصی در حساب‌های کاربری توییتر پس از اعمال قوانین جدید ترامپ در زمینه مهاجرت و شهروندی صورت گرفت که به‌دنبال آنها صدها صفحه اجتماعی در توییتر انتقادهای شدید خود را نسبت به قوانین جدید اعلام کردند. تاکید ترامپ برای ساختن دیوار میان دو کشور مکزیک و آمریکا و اخراج میلیون‌ها کارگر خارجی از این کشور به این مخالفت‌ها دامن زد و شبکه‌های اجتماعی بهترین بستر برای اعلام نارضایتی مردم بود.

پس از مراسم تحلیف ترامپ در ژانویه 2017، حساب کاربری ALT_USCIS در شبکه اجتماعی توییتر که نام شخص یا گروهی که آن را مدیریت می‌کنند مشخص نیست، سازمان‌های دولتی آمریکا را مورد انتقادهای گسترده قرار داد و در مطالب مختلف بر اشتباه بودن قوانین تصویب‌شده توسط ترامپ تاکید کرد. طولی نکشید که ده‌ها حساب کاربری دیگر با پیشوند ALT و با محتوای مشابه در توییتر راه‌اندازی شد و موج جدید اعتراضات نسبت به سیاست‌های ترامپ از این طریق گسترش یافت.

نیک پاسیلیو، سخنگوی شرکت توییتر اعلام کرد دولت آمریکا در ماه‌های گذشته فشارهای زیادی را ایجاد کرد تا بتواند به اطلاعات صفحات اجتماعی مخالف خود دسترسی پیدا کند، ولی با وجود تمامی این تلاش‌ها تاکنون هیچ اطلاعاتی به مراکز دولتی آمریکا ارایه نشده است.

توییتر که محبوب‌ترین شبکه اجتماعی برای ترامپ محسوب می‌شود و بخش اعظم صحبت‌های رییس‌جمهور آمریکا از این طریق به گوش مردم می‌رسد، این روزها به بستر اجتماعی برای انتشار مخالفت‌ها و انتقادهای مردم علیه ترامپ تبدیل شده است و البته شبکه اجتماعی مذکور تاکید دارد که به هیچ دلیلی حاضر نمی‌شود اطلاعات شخصی مشترکان خود را در اختیار دولت آمریکا بگذارد.

شرکت توییتر هفته گذشته با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد: «حقوق مربوط به آزادی بیان از جمله اتفاقاتی است که برای کاربران توییتر لحاظ می‌شود و متمم اول قانون اساسی ایالات متحده به‌صورت کاملا واضح بر این مساله تاکید کرده که صحبت‌های سیاسی ناشناس یا با نام مستعار حق انتشار دارند».

وزارت امنیت داخلی آمریکا که تلاش فراوان می‌کند تا به اطلاعات شخصی حساب‌های کاربری توییتر دست پیدا کند، از دادن هرگونه پاسخ در این زمینه خودداری و بر این مساله اصرار کرد که تا به‌دست آوردن اطلاعات مورد نیاز خود روی این پرونده پافشاری می‌کند. وزارت دادگستری آمریکا که وظیفه محاکمه و بررسی قضایی آژانس‌ها و سازمان‌های دولتی این کشور را برعهده دارد، هیچ پاسخی در این زمینه نداد و بر خلاف تلاش‌های مکرر خبرنگاران، کاخ سفید هم در این زمینه سکوت کرد.

سناتور ران وایدِن، یکی از دموکرات‌های برجسته ایالت اورِگان با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد این یک اقدام کاملا بیهوده است که دولت آمریکا سعی دارد اطلاعات یک حساب کاربری مخالف خود را به‌دست آورد و بر این اساس تلاش‌های وزارت امنیت داخلی آمریکا کار غیر قانونی و بیهوده محسوب می‌شود.

ایشا بانداری، از وکلای ارشد اتحادیه آزادی‌های مدنی آمریکا ضمن حمایت از توییتر اظهار کرد که درخواست دولت آمریکا غیر معمول و عجیب بوده است. درخواست برای دستیابی به اطلاعات حساب کاربری افراد از سوی دولتی که بر آزادی بیان تاکید دارد، امری غیرقانونی محسوب می‌شود و می‌تواند تخلفی بزرگ باشد. او گفت: «هیچ دلیلی نمی‌بینیم که دولت آمریکا به‌واسطه آن بخواهد به اطلاعات مردم دست پیدا کند و در حساب‌های کاربری مردم جست‌وجو کند. آمریکا در قانون اساسی خود به شهروندان این کشور اجازه داده به‌صورت ناشناس انتقادهای خود را علیه دولت اعلام کنند. اقدام مذکور از ارزش‌های دولت آمریکا می‌کاهد و این اقدام بر اساس متمم اول قانون اساسی آمریکا رد می‌شود».

اندکی پس از آنکه شکایت توییتر علیه وزارت امنیت داخلی آمریکا به‌صورت عمومی منتشر شد، حساب کاربری ALT_USCIS یک کپی از متمم اول قانون اساسی این کشور را به همراه بخش‌هایی از شکایت قضایی توییتر منتشر کرد. حدود یک ساعت پس از انتشار خبر مذکور تعداد اعضای این صفحه اجتماعی با رشد سه برابری به 89 هزار نفر رسید.

این صفحه اجتماعی طی چند هفته گذشته انتقادهای فراوانی را علیه دولت آمریکا منتشر کرد. این صفحه در توییت‌های خود بر ناعادلانه بودن قوانین جدید دولت آمریکا برای مهاجرت و شهروندی در این کشور تاکید کرد و نشان داد سیاست‌های ترامپ برای جلوگیری از حضور و ورود مهاجران تا چه اندازه می‌تواند به این کشور آسیب وارد کند.

با وجود همه این کشمکش‌ها، ترامپ توانایی پذیرش مخالفان خود را ندارد و بر این مساله تاکید می‌کند که سیاست‌های جدید او برای مدیریت آمریکا کاملا درست است. (عصرارتباط)

هشدار درباره گرداب لایک‌های تقلبی

سه شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۵:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

نادر نینوایی - "شماره هفت بیداره 👀 دورم دیوار ، دیوار ، دیوار ، دیوار ... !" (40 هزار لایک!)

"عصرتون بخیر عزیزانِ جانم" (171 هزار لایک)

"سیزده تون به در باشه 🌺🔵☘️🍀 از طبیعت محافظت کنیم ☘️🍀" (145 هزار لایک)

افشاگری واعظی درباره شبکه‌های اجتماعی

دوشنبه, ۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۲۶ ب.ظ | ۰ نظر

واعظی با اشاره به اینکه حقوق شهروندی که از سوی دولت یازدهم پیگیری می‌شود بخش قابل توجهی در حوزه ICT دارد، تاکید کرد: طبق این حقوق شهروندی معتقدیم شبکه‌های اجتماعی باید برای استفاده مردم باز باشند و به غیر از آنچه که منافی عفت عمومی و غیر اخلاقی است و با آن مخالفیم نمی‌خواهیم قیم مردم باشیم چه چیزی را بدانند یا ندانند.

به گزارش فارس وی ادامه داد: می‌بینیم کسانی که روزی خودشان مخالف شبکه‌های اجتماعی بودند و حالا در آنها سرمایه‌گذاری کردند خواستار بسته شدن شبکه‌های اجتماعی هستند اما  دولت این موارد را جزء حقوق شهروندی می‌داند و با بسته شدن آن مخالف است.

وزیر ارتباطات با اشاره به اینکه امروز شبکه دسترسی فیبر نوری آغاز به کار کرده است، گفت: ما اصرار داشتیم که این پروژه در این دولت انجام شود تا بتوانیم از زیرساخت های شبکه ملی اطلاعات برای ارائه خدمات ارتباطی به مردم استفاده کنیم. در حال حاضر این سرویس توسط شرکت مخابرات ایران اجرایی شده و اپراتور چهارم فیبر نوری نیز در حال جذب سرمایه گذار خارجی برای اجرای این پروژه است.

به گفته واعظی، اپراتور ایرانیان نت به دلیل محدودیت های مالی صاحبان سهام تاکنون امکان اجرای این پروژه را پیدا نکرده اند و به همین دلیل در حال جذب سرمایه گذاری خارجی برای این پروژه هستند.

وزیر ارتباطات اجرای این پروژه را تحول اساسی در بخش دسترسی به شبکه ملی اطلاعات عنوان کرد و گفت: ما به سرعت در حال پیشرفت هستیم اما برخی به دنبال این هستند که دستاوردهای دولت را تخریب کنند.

واعظی گفت: کسانی که تا پیش از این در این وزارتخانه مسئول بودند و نتوانستند شبکه ملی اطلاعات را به جایی برسانند و راه بیندازند امروز می گویند راه اندازی این شبکه کار خاصی نبوده و دولت یازدهم فقط موفق شده که تنها ۱۰ درصد این پروژه را اجرایی کند.

واعظی با اشاره به تحولات صورت گرفته در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات کارنامه عملکرد خود را تشریح کرد و گفت: ظرفیت شبکه انتقال کشور ۱۱ برابر شده و ۱۰ هزار گیگابیت ظرفیت دارد در همین حال شبکه پهن باند ۱۵ برابر شده و به ۱۰ هزار گیگابیت ظرفیت رسیده است.

علی اصلان شهلا- چند روز پیش در واکنش به سخنان وزیر ارتباطات که اعلام کرده بود رفع فیلتر توییتر از دست دولت خارج است و باید در این باره کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه تصمیم گیری کند، نوشتیم که نیمی از اعضای این کمیته وزرای دولت هستند و از آنجا که نماینده مجلس نیز با دولت هم نظر است؛ بنابراین دولت برای رفع فیلتر توییتر نباید دردسری داشته باشد مگر آنکه وزرا با یکدیگر هم نظر نباشند.
پس از انتشار این گزارش، روزنامه دولت به این نقد و انتقادهای مشابه به طرح یک گمانه زنی پرداخت و اینگونه واکنش نشان داد: «توضیحات وزیر ارتباطات هیچ گاه کاربران و البته برخی خبرنگاران حوزه ICT را قانع نکرده است؛ چراکه از بین 12 عضو کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه 6 نفر آن را نمایندگان دولت (وزیران اطلاعات، ارشاد، دادگستری، ارتباطات، تحقیقات و فناوری، آموزش و پرورش یا نمایندگان شان) تشکیل می دهد؛ بنابراین انتظار می رود دولت با کمک این نمایندگان و راضی کردن یک عضو دیگر رای به رفع فیلتر شدن توییتر و فیس بوک بدهد. اما گویا اگر کارگروه تعیین مصادیق، همین حالا رای به رفع فیلتر این دو شبکه بدهد، باز هم امکان رفع فیلتر از آنها وجود نخواهد داشت. براساس اظهارات عبدالصمد خرم آبادی، دبیر کارگروه تعیین مصادیق مجرمانه و معاون دادستان کل کشور به این دلیل که این شبکه اجتماعی «علاوه بر دستور کارگروه با دستور مقام قضایی هم فیلتر شده»، تصمیم کارگروه منجر به رفع فیلتر توییتر نخواهد شد».
هرچند وزیر ارتباطات هیچ گاه از وجود حکم قضایی برای فیلتر شبکه های اجتماعی سخن نگفته و همواره آن را نتیجه تصمیم کارگروه فیلترینگ دانسته است، اما حتی با فرض وجود دستور قضایی، به نظر می رسد با مصوبه اخیر شورای عالی فضای مجازی، دیگر دولت بهانه ای برای پیگیری و رفع فیلتر شبکه های اجتماعی ندارد.
براساس این مصوبه مسوولیت اقدامات کاربران در شبکه های اجتماعی بر خط بر عهده کاربران است و در نتیجه نمی توان با شکایت خصوصی یا به خاطر رفتار یک کاربر، کل یک شبکه اجتماعی را فیلتر کرد.
باید دید با وجود این مصوبه بالاخره عزم دولت برای رفع فیلتر شبکه های اجتماعی مانند توییتر و فیسبوک جزم خواهد شد؟ (فناوران)

سیاست‌های ساماندهی پیام‌رسان‌ها تصویب شد

يكشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۱۶ ب.ظ | ۰ نظر

جلسه شورای عالی فضای مجازی به ریاست حسن روحانی رییس جمهور تشکیل شد و در آن مفاد باقیمانده از سیاست ها و اقدامات ساماندهی پیام رسان های اجتماعی پس از بحث و تبادل نظر به تصویب رسید.

در این جلسه که روز شنبه برگزارشد، بانک مرکزی مکلف گردید ظرف دو ماه آیین نامه پرداخت های بانکی از طریق پیام رسان های اجتماعی داخلی را با هماهنگی مرکز ملی فضای مجازی تدوین و ابلاغ نماید .

بر اساس مصوبه دیگری نیزهرگونه کنترل ارتباطات کاربران پیام رسان های اجتماعی بر خط ، توسط هر شخص حقیقی و حقوقی به جز موارد مصرح در قوانین مربوط ، ممنوع است  و مسئولیت اقدامات کاربران در شبکه های اجتماعی بر خط  بر عهده خود کاربران بوده و ارایه دهنده خدمت پیام رسان اجتماعی بر خط ،موظف به همکاری با مقامات مجاز، در چارچوب قوانین و مقررات است.

در جلسه شورای عالی فضای مجازی همچنین مصوب گردید که استفاده نهادها و موسسات دولتی و عمومی غیر دولتی از پیام رسان های اجتماعی برخط  خارجی برای مکاتبات و خدمات اداری ممنوع است.

توییتر شکایتش از دولت آمریکا را پس گرفت

دوشنبه, ۲۱ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۱۰ ب.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش، شبکه اجتماعی توییتر از دولت آمریکا شکایت کرد و علت شکایت آن بود که وزارت امنیت داخلی آمریکا می خواست توییتر را برای افشای اطلاعات کاربران زیر فشار بگذارد. حال خبرهای جدید حاکی از آن است که توییتر شکایتش را پس گرفته است.
فناوران- در شکایت نامه ای که روز پنجشنبه (۶ آوریل/ ۱۷ فروردین) به دادگاهی در سانفرانسیسکو ارایه شد، آمده است که وزارت امنیت ملی آمریکا می خواست بداند چه کسی پشت یک صفحه توییتری قرار دارد که در آن به طور مرتب به دونالد ترامپ حمله می شود. 
مارک فلانگن، وکیل مدافع شبکه اجتماعی توییتر گفت: دولت آمریکا از خواست خود برای افشای اطلاعات کاربری یک اکانت ناشناس در توییتر صرف نظر کرده و به همین دلیل شرکت توییتر نیز شکایت خود از دولت را پس گرفته است. 
اکانت کاربری مورد نظر در توییتر اواخر ژانویه گذشته با شناسه کاربری ناشناسی به نام  @ALT_USCIS آغاز به کار کرده است. این اکانت توییتری به شدت از دونالد ترامپ انتقاد می کند و کاربران را به مقاومت در برابر سیاست های رییس جمهوری جدید و قبل از همه سیاست های مهاجرتی او فرامی خواند.
توییتر از افشای اطلاعات کاربری مربوط به این اکانت خودداری کرده بود و در شکایت خود گفته بود اقدام دولت آمریکا عملی غیرقانونی و علیه آزادی بیان شهروندان است.
عشا بندری(Esha Bhandari)، یکی از وکلای اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا می گوید اینکه مقام های دولتی به این سرعت از خواسته خود منصرف شده اند نشان می دهد که درخواست آنها برای افشای اطلاعات کاربری اکانت مورد بحث، از همان ابتدا منطبق بر قانون اساسی نبوده است.
سال های گذشته نیز خبرهایی درباره تلاش دولت آمریکا و دیگر دولت های جهان برای دسترسی به اطلاعات شخصی کاربران شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک و توییتر منتشر شده بود

جهان دارد در فناوری‌های جدید ارتباطی غرق می‌شود. اما از این واقعیت انکارناپذیر دو کلان‌روایتِ متضاد وجود دارد. یکی از آن‌ها دنیای ما را نقطۀ عطفی در تاریخ بشر می‌داند که میزان آزادی بیان در آن بی‌سابقه است، درحالی‌که روایت دوم، از دنیایی اورولی پرده برمی‌دارد که در آن، حتی تلویزیون‌ها و گوشی‌های خاموش جاسوسی‌مان را می‌کنند. هر کدام را که بپذیریم، سوال باقی است: آزادی بیان در دنیای جدید چه وضعی پیدا خواهد کرد؟
لوس آنجلس ریویو آو بوکز — گسترش‌ وسایل جهانی ارتباطات بی‌سابقه بوده است. در ۲۹ اکتبر ۱۹۶۹، اولین پیام از کامپیوتری در دانشگاه کالیفرنیا در لوس‌‌ انجلس به مؤسسۀ تحقیقاتی استنفورد فرستاده شد. نقشه‌ای متعلق به دسامبر سال ۱۹۶۹، که مربوط است به آنچه نهایتاً تبدیل به اینترنت شد، شبکه‌ای را شامل تنها چهار کامپیوتر نشان می‌دهد. در آگوست ۱۹۸۱ تنها ۲۱۳ هاستِ اینترنت وجود داشت. اولین سایت اینترنتی در سال ۱۹۹۱ ساخته شد.


در سال ۲۰۱۵، تقریباً سه‌میلیارد کاربر اینترنت وجود داشته است. چیزی در حدود دومیلیارد گوشی هوشمند در سرتاسر جهان وجود دارد که پیش‌بینی شده است تعداد آن در سال ۲۰۲۰ به چهار میلیارد عدد برسد. برآورد شده است که تماشای تمامی فیلم‌هایی که ظرف یک ماه به شبکه‌های جهانی وارد می‌شوند حدود شش‌میلیون سال طول خواهد کشید. اگر فیس‌بوک کشوری بود که به‌تعداد کاربرانش جمعیت داشت، از چین هم پرجمعیت‌تر می‌شد.

مارشال مک‌لوهان، استاد رسانه، در سال ۱۹۶۲ چنین پیشرفت‌هایی را در کتاب آینده‌نگرِ خود، کهکشان کوتنبرگ۱، پیش‌بینی کرد. او در این کتاب می‌نویسد: «به‌هم‌وابستگی جدیدِ الکترونیکیْ جهان را، به‌شکل دهکده‌ای جهانی، از نو می‌سازد». تیموتی گارتن اش، استاد دانشگاه آکسفورد و بنیاد هوور در دانشگاه استنفورد، در کتاب آخر خود، آزادی بیان؛ ده اصل برای جهانِ به‌هم‌پیوسته۲، مک‌لوهان را به‌خاطر «بینش فوق‌العاده و پیش‌گویانه‌اش» می‌ستاید. اما به‌جای عبارت «دهکدۀ جهانی۳»، که از نظر او بیش‌ازحد جزئی و همگن و همسان‌خواه۴ است، اصطلاح «جهان‌شهر»۵ را ترجیح می‌دهد که «تمامیت این ’جهان‌چون‌شهر۶‘ پیوسته و آشفته» را که «در جهان‌های به‌هم‌آمیختۀ حقیقی و مجازی وجود دارد» دربرمی‌گیرد.

گارتن اش، نویسندۀ نُه کتاب دیگر، مقاله‌نویس ثابت نیویورک ریویو آو بوکز و برندۀ جایزۀ جورج اورول، اثر جدید و جذاب خود را با این جمله آغاز می‌کند: «همه اکنون همسایه‌ایم». دغدغۀ این نویسندۀ بریتانیایی آن است که چگونه همه می‌توانند در این جهان‌شهر بر سر مسئلۀ پیچیدۀ آزادی بیان با هم تفاهم داشته باشند. او تصدیق می‌کند که ما در جهانی پر از تعارض و تفاوت زندگی می‌کنیم که نباید به جهانی بی‌روح، تک‌صدا، غیرخلاق و غیرآزاد تبدیل شود. گارتن اش معتقد است: «برای اینکه به‌خوبی با یکدیگر در این جهان‌چون‌شهر زندگی کنیم، باید آزادی‌بیانِ بیشتر و شایسته‌تری داشته باشیم.»

هدف او به‌طور خلاصه این است که «چارچوبی برای تعارض متمدنانه و توأم با صلحْ متناسب با این جهانِ همسایه‌ها و بادوام در آن» بیابد. برای انجام این کار، گارتن اش مفهومی فراگیر و معقول از مفهوم آزادی بیان ارائه می‌دهد که از ناپختگی و کلیشه به دور است.

به‌زعم گارتن اش، مسئله این است که «بدون اینکه متوجه شویم، جنگ قدرتِ عظیمی بر سر شکل، شرایط و محدودیت‌های آزادی بیانِ جهانی در جریان است: پیرامون ما، داخل آن جعبۀ تویِ جیب‌هایمان و احتمالاً حتی درون ذهنمان». او این موضوع را «قدرت کلمه» می‌نامد که «نه‌تنها شامل تصاویر، صداها، نماد‌ها، اطلاعات و دانش می‌شود، بلکه ساختارها و شبکه‌های ارتباطات» را هم دربرمی‌گیرد. در قرن ۲۱، تکنولوژی‌های ارتباطی‌ای که سابق بر این آزاد و رها بودند به‌وسیلۀ قدرت‌های عمومی و خصوصی در کنترل گرفته شده و محدود شده‌اند. درواقع، «اَعمال درونی و گاهی مخفیانۀ ابرقدرت‌های خصوصی می‌توانند تأثیرگذارتر از تصمیمات قانون‌گذاران و اداره‌کنندگان باشد». دیگر «مسئلۀ تنها یک دولت ملیِ خاص نیست که به شما بگوید در یک کشور قادر به انتشار یا پخش چه چیزی هستید یا نیستید، یا ماجرا این نیست که مالک روزنامه‌ای تصمیم بگیرد که چه چیزهایی را چاپ خواهد کرد یا نخواهد کرد، یعنی مسائلی که قلمروِ کلاسیک آثار قرن بیستم در حوزۀ آزادی بیان بوده‌اند».

با درنظرگرفتن جهان‌شهرِ به‌هم‌پیوستۀ جدید، چالش بنیادی این است که آیا معیارهای آزادی بیان و تبادل آزاد اطلاعات در سرتاسر جهان به سطح مدل متمم اول۷ قانون اساسی امریکا، که گارتن اش آن را «سیستماتیک‌ترین قانون موافق آزادی بیان در جهان» می‌داند، خواهد رسید یا تسلیم مدل جورج اورولی خواهد شد که، در آن، پیوندِ شوم سانسور دولتی و اداره‌کنندگان خصوصیْ جلوی آزادی بیان را گرفته است و تبادل آزاد اطلاعات را سرکوب می‌کند.

گارتن اش، برای نگاهی دقیق‌تر به اینکه مدل اورولی درواقع چگونه چیزی است، نظام حزبیِ فعلی در چین را توصیف می‌کند که مدعی است حق دارد تمامی سخنان داخل مرزهای خود را براساس قانون «حفظ حاکمیت فضای مجازی» کنترل کند. مسلماً قانون اساسی چین، در بند ۳۵ خود، از این اصل حمایتِ ظاهری می‌کند که «شهروندان جمهوری خلق چین دارای آزادی بیان، آزادی مطبوعات، آزادی گردهمایی، آزادی انجمن، آزادی اجتماع و آزادی تظاهرات هستند». بااین‌حال در واقعیتِ امر، نشریۀ رسمی «ادارۀ اطلاع‌رسانی شورای دولت چین» در سال ۲۰۱۰ به‌طرز تکان‌دهنده‌ای اعلام کرد:

«هیچ نهاد یا شخصی مجاز نیست اطلاعاتی را که دارای محتویات زیر هستند تولید، تکثیر، افشا یا تبلیغ کند: مخالفت با اصول اساسی بیان‌شده در قانون اساسی؛ به‌خطرانداختن امنیت ملی، افشای اسرار دولتی، براندازی قدرت دولت و به‌خطرانداختن اتحاد ملی؛ آسیب‌زدن به شرافت و منافع دولت؛ تحریکِ تبعیض یا عداوت قومی و به‌خطرانداختن وحدت قومی؛ به‌خطرانداختن سیاست مذهبی دولت به‌وسیلۀ اشاعۀ ایده‌های ارتدادی یا خرافاتی؛ شایعه‌پراکنی در جهت اخلال در نظم و ثبات اجتماعی؛ انتشار مطالب مستهجن، پورنوگرافی، قمار، خشونت، وحشیگری و ترور یا مشارکت در جرم؛ تحقیر یا افترا، تجاوز به حقوق قانونی و منافع دیگران؛ و دیگر محتویات ممنوع‌شده به‌وسیلۀ قانون و مقررات اداری.»

چین تشکیلات سازمانیِ خصوصی/عمومیِ پرشاخ‌وبرگی ایجاد کرده است که تمامی ترافیک اینترنت را «از طریق بوروکراسی سانسور و تبلیغات گسترده‌ توسط چند اداره» مسدود، فیلتر یا هدایت می‌کنند. تحقیقی گسترده در دانشگاه هاروارد این موضوع را «در تاریخ مکتوب جهان بی‌سابقه» خواند. در سال ۲۰۱۱، سیزده‌درصد از رسانه‌های اجتماعیْ سانسور شده‌اند که رقمی شگفت‌آور است. تعداد کارکنان سازمان‌های گوناگون کنترل‌کنندۀ اینترنت در محدودۀ بیست‌هزار تا پنجاه‌هزار نفر برآورد شده است. یکی از اسناد داخلی حزب در سال ۲۰۱۳، به‌نحو اهانت‌باری، از اعضای حزب خواست که مراقب هفت مفهومِ خطرناک باشند، ازجمله «ترویج ایدۀ غربی روزنامه‌نگاری که این اصل را به چالش می‌کشد که رسانه‌ها و کارِ نشر باید تابع اصول حزب باشد» و «ترویج (ارزش‌های جهان‌شمول) در تلاش برای تضعیف مبانی نظری رهبری حزب».

اما کتاب گارتن اش، پیش از آنکه باقیِ ما بیش‌ازحد مغرور شویم، سؤالاتی جدی‌ مطرح می‌کند، سؤالاتی دربارۀ اینکه دموکراسی‌های غربی چه برخورد یا سوءبرخوردی با آزادی بیان داشته‌اند. هر جامعه‌ای، ازجمله هر جامعۀ دموکراتیکی، گرفتار سانسور است. برای مثال، دولت اوباما با توجیه «امنیت ملی»، بیش از همۀ رؤسای جمهورِ پیش از خود بر روی هم، افشاگران را براساس قانونِ جاسوسی سال ۸۱۹۱۷ تحت پیگرد قانونی قرار داده است و احتمال دارد ادوارد اسنودن، افشاگر آژانس امنیت ملی امریکا را نیز به آن فهرست ننگین اضافه کند.

گارتن اش به فراتر از ایالات متحده نیز نگاهی می‌اندازد تا محدودیت‌های آزادی بیان بیرون از رژیم‌های استبدادی را بیشتر بررسی کند. مادۀ نوزده میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی۹ جسورانه اعلام می‌کند: «همهْ حق آزادی بیان دارند» که شامل «آزادی جست‌وجو، دریافت و انتقال هر نوع اطلاعات و ایده» می‌شود. بااین‌حال، این اعلامیۀ گستردهْ تابع چندین محدودیتِ صریح است، «ازقبیل محدودیت‌هایی که قانون و ضرورت تصریح کرده است: الف) برای احترام به حقوق یا حیثیت دیگران؛ ب) برای حفاظت از امنیت ملی یا نظم عمومی یا سلامت و اخلاق عمومی». به‌علاوه، بند بیستمْ شامل این فرمان می‌شود که «هرگونه تبلیغ برای جنگ» و «هرگونه حمایت از خصومت‌های ملی، نژادی یا مذهبی که به‌منزلۀ تحریکِ به تبعیض، خصومت یا خشونت باشد» «براساس قانون ممنوع خواهد بود».

صیانت از آزادی بیان در مادۀ دهم کنوانسیون اروپایی حقوق بشر محدودیت‌های بیشتری را به‌خاطر «تمامیت ارضی»، «پیشگیری از بی‌نظمی یا جرم» و «حفظ مرجعیت و بی‌طرفی قوۀ قضائیه» اعمال می‌کند.

مادۀ چهارم کنوانسیون بین‌المللیِ رفع تمامی اَشکال تبعیض نژادی۱۰، که در سال ۱۹۶۵ تصویب شده است، تمامی کشورهای عضو را ملزم می‌کند که «همۀ تبلیغات و سازمان‌هایی را که براساس ایده‌ها یا نظریه‌های برتری یک نژاد یا گروهی از افراد که دارای رنگ پوست و ریشۀ نژادی مشترک هستند یا آن‌هایی که در جهت ترویج یا توجیه هرگونه عداوت و تبعیض نژادی تلاش می‌کنند» محکوم کنند. محکوم‌کردن چنین افکاری می‌تواند ستودنی باشد، اما این کنوانسیون فراتر رفته و به دولت‌ها دستور می‌دهد انتشار این ایده‌ها را «قانوناً مجازات‌پذیر» کنند. تاکنون چندین کشور از طریق تصویب و اجرای قوانین نفرت‌پراکنی۱۱ این کار را انجام داده‌اند.

گارتن اش نشان می‌دهد در دموکراسی‌های کمال‌یافته، که در آن‌ها حاکمیت قانون و نیز رسانه‌های متنوع و جامعۀ مدنیِ توسعه‌یافته وجود دارد، «معایب قوانین نفرت‌پراکنی، ازجمله نتایج ناخواسته‌اش، بر مزایای آن، چنان‌که در نیم قرن اخیر به اجرا درآمده‌اند، چربیده است». او، به‌وسیلۀ چندین نمونۀ نگران‌کننده، از ادعای خودش حمایت می‌کند.

برای مثال، از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۱، سالانه به‌طور متوسط صد محکومیت در فرانسه وجود داشته که در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ به ۲۰۸ مورد افزایش یافته است. بریژیت باردو، بازیگر زن فرانسوی، پنج بار به‌جرم تحریک به نفرت نژادی محکوم شده است، چون او حملاتی انتقادی به مسلمانان داشت که با ماجرای روش ذبح حیوانات توسط مسلمانان شروع می‌شد. روشن‌فکر برجسته، ادگار مورن، به‌دلیل حملۀ شدید به رفتار اسرائیل با فلسطینی‌ها محکوم شناخته شد و کریستین وانست، یکی از اعضای پارلمان، برای بیان «دیدگاه‌های هوموفوبیایی» گناه‌کار دانسته شد، گرچه هر دوِ این احکام در دادگاه تجدید نظر لغو شدند.

گارتن اش استاندارهای دوگانۀ فوق‌العاده ذهنی‌ای را آشکار می‌کند که نقش مهمی در تنبیه نفرت‌پراکنی بازی می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، سِر اقبال سکرانی دبیر کل شورای مسلمانان بریتانیا -که یک بار دربارۀ سلمان رشدی، که به‌خاطر انتشار کتاب آیات شیطانی، فتوایی علیهش صادر شده بود، گفت که مرگ احتمالاً برای او زیاده خوب بوده است- انتشار کاریکاتورهای دانمارکی‌ از چهرۀ پیامبر اسلام را محکوم کرد. یک ماه از این اظهارنظر نگذشته بود که، به‌صورت علنی، اعلام کرد که هم‌جنس‌گرایان «مضر» و «ناقل بیماری‌اند». آبراهام فاکسمن و کریستوفر وولف، از اتحادیۀ ضد افترا۱۲، استدلال می‌کنند که یوتیوب حق داشت کاری با ویدئوی جنجالیِ «معصومیت مسلمانان» نداشته باشد، اما اصرار داشتند که فیس‌بوک باید مطالب مربوط به انکار هولوکاست را حذف کند، زیرا نفرت‌پراکنی محسوب می‌شوند.

مسلماً نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از حرکت به‌سمت نظامی آزادتر و بازتر وجود دارد. برای مثال، گارتن اش تصمیم دادگاه حقوق بشر کانادا در سال ۲۰۰۹ را توصیف می‌کند که می‌گوید مادۀ سیزده قانون حقوق بشر، که کنترل نفرت‌پراکنی در سطح اینترنت را الزامی می‌داند، صیانت از آزادی بیان در منشور حقوق و آزادی‌های کانادا۱۳ را نقض می‌کند. ادعای اصلی کتاب این است که «باید محدودسازی آزادی بیان به‌واسطۀ اقدامات اجرایی دولت‌ها و شرکت‌ها را به حداقل ممکن برسانیم، اما به همان نسبت، هنجارها و رویه‌های مشترکی را گسترش دهیم که ما را قادر می‌کنند تا، به بهترین شکل، از این آزادیِ ضروری بهره ببریم».

گارتن اش، پس از گذراندن نُه ماه بر سر نوشتن کتابی دربارۀ آزادی بیان در قرن بیستم، از خود پرسید: «اگر موضوع تو جهان پس از گوتنبرگ است، چطور می‌توانی تنها به‌طریق کهنۀ گوتنبرگی دربارۀ آن بنویسی؟» درنتیجه، به‌همراه تیمی در دانشگاه آکسفورد، سایتی آزمایشی ساخت که مطالعات موردی، مصاحبه‌های تصویری، تحلیل‌ها و تفسیرهای شخصی از سرتاسر جهان را عرضه می‌کند که بیشترشان به سیزده زبان ترجمه شده است.

گارتن اش از قاهره به برلین، از پکن به دهلی، از نیویورک به یانگون سفر کرد و دربارۀ آزادی بیان گفت و شنید. این تجربه بر محتوای کتابش تأثیر گذاشت و آن را تغییر داد، بدین صورت که نهایتاً تصمیم گرفت آن را حول ده اصل و ازنو سازمان‌دهی کند. اولین اصل او، تحت عنوان «مایۀ حیاتی»، مبیّن مفهوم بنیادی اوست: «ما، یعنی همۀ انسان‌ها، باید آزاد و قادر به بیان دیدگاه‌های خودمان باشیم و اطلاعات و ایده‌ها را، فارغ از مرزها، دنبال و دریافت کرده و به دست آوریم.» این اصل ریشه در لب مطلبِ مادۀ نوزده میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی در سال ۱۹۶۶ دارد. گارتن اش توضیح می‌دهد که چرا این اصل، اولین است: «آزادی بیان صرفاً یک آزادی در میان آزادی‌های بسیار دیگر نیست، بلکه چیزی است که دیگر آزادی‌ها مبتنی بر آن هستند.»

کاربرد عبارت «انسان‌ها» صرفاً بلاغی نیست. از نظر گارتن اش منظور از «ما» «همۀ مردم» است و شرکت‌ها نباید مصداق آن تلقی شوند. در ایالات متحده، «کشوری دارای واضح‌ترین و باثبات‌ترین آزادی بیان در جهان، پول است که، به‌واسطۀ کمپین‌های سیاسی، بیداد می‌کند». در سرزمینِ متمم اول، «قدرتِ محدودکننده، تحریف‌کننده و مخربِ پول است که تنها و بزرگ‌ترین علت نگرانی برای آزادی بیان است. پول سخن می‌گوید، آن هم با صدایی بسیار بلند».

بقیۀ این ده اصل بر روی بحث‌انگیزترین مسائل آزادی بیان در جهانِ امروز تمرکز دارند. چگونه با سخنان خطرناکی که مروج خشونت‌اند مقابله کنیم؟ آیا می‌توان آزادی بیان را سانسور نکرد، اما محدود کرد؟ آیا باید مدنیت را به‌وسیلۀ قانون تحمیل کنیم؟ آیا شوخی و هنرِ زننده و توهین‌آمیز اجازۀ بیان دارد؟ آیا احترام به ادیان مستلزم قوانینی است که سخنانِ حمله‌کننده به ادیان را ممنوع کند؟ آیا می‌توانیم از حریم خصوصی و شهرت شخصی افراد محافظت کنیم، اما بررسی عمومی مسائل موردعلاقۀ عموم را [نیز] تضمین کنیم؟ آیا امنیت ملی، به‌واسطۀ حفاظت از افشاگران و درزدهندگان [اطلاعات]، آسیب دیده یا از کمک آن‌ها بهره‌مند شده است؟ چگونه باید آزادی بیان در اینترنت را حفظ کنیم، آن‌هم در اینترنتی که عمدتاً در دستان کمپانی‌های خصوصی‌ای است که مقید به متمم اول [قانون اساسی] نیستند؟

گارتن اش، با نثری روشن و جذاب و پر از نمونه‌های جالب و مبتنی بر تحقیقات جامع و بجا، از جنبۀ بین‌المللی به این سؤالات و سؤالات بیشتری می‌پردازد. برای خوانندگانی که عادت داشته‌اند آزادی بیان را صرفاً در محدودۀ عموماً خودستایانۀ تجربۀ امریکایی بررسی کنند (نقد من تحت عنوان «مخالفت بزرگ توماس هیلی»۱۴ و همچنین مرورم بر «موسیقی مدیسونیِ برت نوبورن»۱۵ را ببینید)، این کتاب مسائل چالش‌برانگیزی در زمینۀ طیف گسترده‌ای از دیگر کشورها و سنت‌ها مطرح می‌کند.
فصلی با عنوان «شجاعت» دهمین اصل را ترسیم می‌کند: «ما برای خودمان تصمیم می‌گیریم و با عواقبش روبه‌رو می‌شویم». گارتن اش به‌موازات رویکرد بین‌المللی خود، پس از اشاره به نمادهای سنت غربی، از جمله پریکلس، جان لیلبرن، جان میلتون، جان استوارت میل و قاضی لوئیس براندیس، داستان یک قهرمان مدرن آزادی بیان، لیو شیائوبو را می‌افزاید که در سال ۲۰۰۹ به‌اتهام «براندازی حکومت» به یازده سال زندان محکوم شد. لیو در سخنان پایانی خود در دادگاه گفت در انتظار روزی است که «کشورِ ما سرزمین آزادی بیان شود: کشوری که در آن کلام همۀ شهروندان دارای احترام برابری باشد، کشوری که در آن ارزش‌ها و ایده‌ها و باورها و دیدگاه‌های متفاوت سیاسی بتوانند ضمن همزیستی مسالمت‌آمیز با هم رقابت کنند». قاضی سخنان لیو را قبل از پایان قطع می‌کند، که همین بر اهمیت آن کلمات صحه می‌گذارد. آنچه نوشته بود و می‌خواست بگوید این بود که «امیدوارم من آخرین قربانی پیشینۀ طولانی برخورد با کلام به‌عنوان جرم در چین باشم. آزادی بیانْ بنیاد حقوق بشر است و همین‌طور ریشۀ طبیعت انسانی و مادر حقیقت. ازبین‌بردن آزادی بیان به‌معنای تحقیر حقوق بشر، فرونشاندن طبیعت انسان و سرکوب حقیقت است».
گارتن اش، در پایان، خواستار «ایدئالیسم واقع‌گرا و واقع‌گرایی ایدئالیستی» است. کتاب تأثیرگذار او گواهی بر این باورِ اوست که «بحثِ جاری بر سر محدودیت‌ها و شرایط راهگشا برای آزادی بیانْ خود یک عنصر حیاتی آزادی بیان است». چالشی که گارتن اش مطرح می‌کند مهم است، اما نتایج این بحثِ حیاتی فقط در دست ناظران هوشمندی مانند او نیست. این مسئولیت مشترک همۀ ماست. پرسشی که او از ما دارد این است که آیا آمادۀ این تکلیف هستیم؟

اطلاعات کتاب‌شناختی:
Ash, Timothy Garton. Free Speech: Ten Principles for a Connected World. Yale University Press, 2016

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۱۶ نوامبر ۲۰۱۶ با عنوان Free Speech in the Post-Gutenberg World در وب‌سایت لوس آنجلس ریویو آو بوکز منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان همه اکنون همسایه‌ایم ترجمه و منتشر کرده است.
*استفان رودْ (Stephen Rohde) وکیل قانون اساسی، سخنران، نویسنده و فعال سیاسی است.
[۱] The Gutenberg Galaxy
[۲] Free Speech: Ten Principles for a Connected World
[۳] global village
[۴] conformist
[۵] cosmopolis
[۶] world-as-city
[۷] First Amendment
[۸] Espionage Act of 1917
[۹] International Covenant on Civil and Political Rights
[۱۰] International Convention on the Elimination of Racial Discrimination
[۱۱] hate speech
[۱۲] Anti-Defamation League
[۱۳] Canada’s Charter of Rights and Freedoms
[۱۴] Thomas Healy’s The Great Dissent
[۱۵] Burt Neuborne’s Madison’s Music

 (استفان رود

ترجمۀ: حمیدرضا محمدی

مرجع: LARB)

رابطه شبکه‌های اجتماعی و اختلال خودشیفتگی

شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۴۷ ب.ظ | ۰ نظر

گاردین - همین چند عدد و رقم قادرند داستانی گویا از خودشیفتگی روایت کنند: روزانه بیش از هشتادمیلیون عکس روی اینستاگرام بارگذاری می‌شود، بیش از ۳.۵میلیارد لایک ردوبدل می‌گردد و حدود ۱.۴میلیارد نفر، معادل بیست‌درصد کل جمعیت جهان، جزئیاتی از زندگی‌شان را بر روی فیس‌بوک منتشر می‌کنند.
آیا این رسانه‌های اجتماعی بودند که گونه‌ای نسبتاً متواضع از جان‌داران را به مشتی خودشیفتۀ شهرت‌طلب تبدیل کردند یا ما ذاتاً همین‌قدر خودمحور بوده‌ایم؟
موارد تشخیص اختلال شخصیتی خودشیفتگی۱ در آمریکا طی ده سال گذشته رشد چشم‌گیری داشته است، رشدی که نرخش تنه به تنۀ نرخ رشد چاقی می‌زند.
پژوهش‌های متعددی ادعا می‌کنند که بین افزایش خودشیفتگی و فراگیری رسانه‌های اجتماعی رابطۀ مستقیمی یافته‌اند. پژوهشگرها رفتارهایی ازجمله تلاش در جذب فالوئرهای بیشتر، تمایل به درمیان‌گذاشتن چیزهایی از زندگی خود با فالوئرها و نیز تقید به ارائۀ تصویری مثبت در کلیۀ اوقات را به‌عنوان نمونه‌هایی از جلوه‌های خودشیفتگی در رسانه‌های اجتماعی برمی‌شمارند. به‌علاوه، پژوهشگرها رابطۀ مستقیمی بین تعداد دوستان فیس‌بوکیِ افراد با شدت ابتلای آن‌هابه دسته‌ای از خصلت‌های مخرب اجتماعی یافته‌اند، خصلت‌هایی که معمولاً مرتبط با خودشیفتگی قلمداد می‌شوند.
بااین‌حال، کیاران مک‌ماهون، روان‌شناس و رئیس مؤسسۀ سایبر سیکیوریتی۲، اعتقاد دارد که ارتباط بین خودشیفتگی و رسانه‌های اجتماعی آن‌قدرها هم سرراست و قطعی نیست.
مک‌ماهون می‌گوید: «دانشگاهیان معمولاً بر سر داده‌ها و شیوۀ سنجش آن‌ها بحث دارند. در کل، خودشیفتگیْ رشد یافته و استفاده از رسانه‌های اجتماعی نیز رشد داشته است. باوجوداین، همبستگی بین این دو چندان قطعی و روشن نیست.»

او می‌گوید: «محتمل است که آنچه در قالب رسانه‌های اجتماعی بازتاب می‌یابد رشد خودشیفتگی در بستر گسترده‌ترِ فرهنگی غرب باشد. رواج رسانه‌های اجتماعی در چنین حدی مستلزم این است که قبل‌ازآن خودشیفتگی ریشه دوانیده باشد.»
لوسی کلاید نیز به‌عنوان مشاور و روان‌درمانگر، اعتقاد دارد که تمایلات خودشیفتگی در همۀ افراد وجود دارد و اینکه امروزه این‌گونه خصلت‌ها بیشتر قابل‌لمس شده از آنجا ناشی می‌شود که رسانه‌های اجتماعیْ رایج و همه‌گیر شده‌اند.
کلاید می‌گوید: «به‌نظر من رسانه‌های اجتماعی مسبب اختلالات شخصیت نیستند، بلکه صرفاً امکان ظهور و تجلیِ آن‌ها را فراهم می‌کنند. اگر کسی خودشیفته باشد، می‌خواهد بازتاب‌های مثبتی از خود نشان دهد. او جهان را به‌دید آینه می‌نگرد و مرتباً به‌دنبال تصدیق‌شدن است. ازاین‌رو برای چنین فردی محتمل است که بخش اعظمی از زندگی خود را با حساسیتِ بسیار زیاد و بنا بر اقتضائات رسانه‌های اجتماعی گزینش و پالایش کند.»
جک پرایسِ سی‌وچهارساله ظرف ده سال اخیر توانسته بیش از شصت‌هزار فالوئر فیس‌بوک، اینستاگرام و توییتر از سراسر جهان برای خود دست‌وپا کند. او ده‌ها بار در روز به حساب‌هایش در رسانه‌های اجتماعی سر می‌زند و می‌گوید پروفایلش را با وسواس به‌روزرسانی می‌کند. او خودش را خودشیفته توصیف نمی‌کند، بلکه خود را فردی معرفی می‌کند که تکنولوژیِ موجود را در جهت رشد کسب‌وکار و هم‌گام‌ماندن با انتظارات [مشتریان] به کار گرفته است.
پرایس، که در اینجا نامش را تغییر داده‌ایم، می‌گوید: «گاهی پیش می‌آید که ساعت‌ها برای فکرکردن راجع‌به اینکه چه می‌خواهم منتشر کنم وقت می‌گذارم. فکر می‌کنم به اینکه فالوئرهایم چه محتوایی می‌خواهند و نیز به اینکه می‌خواهم چه تصوری از خودم برای فالوئرها بسازم. به زمانی که به‌این‌ترتیب صرف می‌شود به‌دید نوعی سرمایه‌گذاری پرسود نگاه می‌کنم، چراکه باعث می‌شود موفق و مشهور شوم و درآمد کسب کنم.»
او می‌گوید: «من غالباً لحظات زندگی را به‌مثابۀ «محتوای مناسبی» برای فالوئرهایم در شبکه‌های مجازی نگاه می‌کنم. این کار بسیار شبیه عکس‌گرفتن است. به‌اشتراک‌گذاری لحظات خوشی مهم‌تر است از تجربه‌شان در زندگی واقعی.»
در دهۀ ۱۹۶۰، خودشیفتگی به‌عنوان نوعی اختلال شخصیتی مورد توجه قرار گرفت و در سال ۱۹۸۰ معیارهای شاخص رسمی برای تشخیص این اختلال وضع شد. ویژگی‌ها و علائم اختلال شخصیتیِ خودشیفتگی شامل این موارد است: احساس نیاز شدید به تحسین‌شدن، خودمهم‌پنداریِ بیش‌ازحد و فقدان توان هم‌دلی با دیگران. براساس آنچه در راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی۳ آمده، سایر معیارهای اختلال شخصیتی خودشیفتگی عبارت اند از: رؤیاپردازی دربارۀ موفقیت‌های نامحدود، میل بی‌حد به جلب‌توجه دیگران و درعین‌حال واکنش سرد به دیگران و نیز انتخاب دوستان براساس پرستیژ و موقعیت اجتماعی و فارغ از ارزش‌های شخصیتی. در مقام مشاهده‌گر، به‌سهولت می‌توان شیوۀ رفتار افراد در رسانه‌های اجتماعی را با ویژگی‌های خودشیفتگی تطبیق داد.
نسل هزاره به‌شکلی ویژه در معرض اثرات بالقوه سوء رسانه‌های اجتماعی هستند. جوانان در فاصلۀ ۱۷ تا ۲۱ سال، برای یافتن موقعیت خود در جامعه و کسب استقلال از مراقبان دوران کودکی، ضرورتاً دوره‌ای از خودشیفتگی را سپری می‌کنند. رسانه‌های اجتماعی می‌توانند تأثیراتِ گذار از این مرحلۀ رشد را برای آنان تاحد نامناسبی مضاعف کنند.
کلاید می‌گوید: «افراد در این گروه سنی به‌شدت تحت تأثیر همتایان خود هستند. چیزی که برای این گروه سنی اهمیت حیاتی دارد این است که دیگران با چه دیدی به آن‌ها می‌نگرند. بخش عظیمی از توجه فرد در امور زندگی صرف این می‌شود که بازخوردِ مثبتی از خود برای دیگران ایجاد کند. مثلاً برای گرفتن یک سلفیِ عالی دقت فراوانی به خرج داده می‌شود، چون این چیزها تا ابد در فضای آنلاین باقی می‌مانند. چنین امری فشار کم‌نظیری را بر فرد تحمیل می‌کند و او را در وضعیت روانیِ پرفشار و دردناکی گرفتار می‌سازد. این فشار از توان لازم برای تقویت خودشیفتگیِ ازپیش‌موجودِ فرد برخوردار است و ویژگی‌های خودشیفتگی هم تاحدی در همۀ ما وجود دارند.»
پژوهش‌هایی چند ادعا می‌کنند رسانه‌های اجتماعیْ اعتمادبه‌نفس ما را تقویت می‌کنند. مک‌ماهون بر آن است که رسانه‌های اجتماعی به افراد اجازه می‌دهد که درآمدن به قالب هویت‌های متفاوت را امتحان کنند و فضای امنی برای خود در جامعه بیابند. درعین‌حال او این مسئله را نیز تأیید می‌کند که رسانه‌های اجتماعی در مقطعی زمانی، که به‌خودی‌خود بغرنج است، فشار اضافه‌ای را ایجاد می‌نمایند و می‌توانند افراد را به زیاده‌روی در به‌اشتراک‌گذاری وادار کنند.
او می‌گوید: «اگر پروفایل شما ملال‌آور باشد، لایکی دریافت نخواهید کرد. ولی اگر از چیزی درمورد خودتان پرده‌برداری کنید یا مطلبی حساسیت‌برانگیز منتشر کنید، آن وقت است که لایک‌های بیشتری خواهید گرفت. افرادی که بیش از پنج‌هزار فالوئر دارند، مدام در این فکرند که برای دریافت واکنش، هر بار لازم است چه مطلبی منتشر کنند.»
ویلیام رابرتس از باکینگ‌همشایر از کاربران همیشگی رسانه‌های اجتماعی است. او به‌خوبی به محدودیت زاویۀ دیدِ واقعیت از دریچۀ شبکه‌های اجتماعی واقف است. این جوان نوزده‌ساله رسانه‌های اجتماعی را محلی برای خودنمایی افراد می‌داند و، برای محافظت از خود در قبال اثرات سوء این شبکه‌ها، استفاده‌اش از آن‌ها را فعالانه مدیریت می‌کند.
رابرتس می‌گوید: «تنها هدف کارکردی اینستاگرام تبلیغ و ترویج لحظات ویژۀ زندگیِ افراد است و آدم‌ها غالباً میهمانی‌ها، تفریحات و اوقاتی را که با دوستان سپری می‌کنند را سوژۀ خود قرار می‌دهند. پست‌های خودِ من به‌ندرت احساساتم در لحظات ناراحتی، افسردگی یا تنهایی را بازگو می‌کنند و همگی بازتاب‌دهندۀ جنبه‌های مثبت زندگی‌ام هستند.»
به‌نظر کلاید، اینکه افراد همۀ جنبه‌های شخصیت خود را در شبکه‌های اجتماعی به نمایش بگذارند تقریباً غیرممکن است و مسئله هم همین است.
او می‌گوید: «همۀ ما تلاش می‌کنیم آشفتگیِ تجربۀ زندگی بشر را پاک‌سازی کنیم. زندگی مدرن دشوار است. اگر ما در پی نفی آشفتگی خود برآییم، عملاً نخواهیم توانست با دیگران و آشفتگی‌هایشان ارتباط برقرار کنیم و این واقعاً تنهایی‌آور و منزوی‌کننده است.»
کلاید می‌گوید: «ما خود را به تکه‌های یک‌بایتی فروشکسته‌ایم. ما قطعاً پیچیده‌تر از آنیم که در یک سلفی یا ۱۴۰ کاراکترِ توئیتر بگنجیم. اگر باورمان شود که چیزی جز این‌ها نیستیم، پذیرفتن و تحمل پیچیدگی‌های خودمان و دیگران غیرممکن می‌شود. بسیار سخت خواهد شد که بتوانیم خود واقعی‌مان باشیم با همۀ کاستی‌هامان. رسانه‌های اجتماعی هم اینجا ما را تنها خواهند گذاشت.»
شاید به‌سختی بتوان راجع‌به ارتباط مستقیم خودشیفتگی در میان نسل هزاره با رسانه‌های اجتماعی حکم قطعی صادر کرد. اما به نظر می‌رسد رسانه‌های اجتماعیْ خودشیفتگیِ ازپیش‌موجودِ افراد را دامن زده و تقویت می‌کنند.
مک‌ماهون می‌گوید: «چیزی که ضروری است بر آن متمرکز شویم نگریستن به درون است، نه رفتار بیرونی‌مان. اینکه افراد در رسانه‌های اجتماعی به‌دنبال تأییدات بیرونی از سوی دیگران هستند دلیلی دارد. باید در پی جستن احوال آن چیزی برآییم که قلب‌های مردم از آن خالی شده است.»

 

پی‌نوشت‌ها:
* این مطلب در تاریخ ۱۷ مارس ۲۰۱۶ با عنوان I, narcissist – vanity, social media, and the human condition در وب‌سایت گاردین منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۳۹۶ این مطلب را با عنوان اینستاگرام آن بخشِ خودشیفتۀ شخصیتتان را دوست دارد ترجمه و منتشر کرده است.
[۱] Narcissistic personality disorder (NPD)
[۲] Cyber Security Institute
[۳] Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders

زنگ‌ها برای توییتر به صدا درآمد

شنبه, ۱۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۱:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

شبنم کهن‌چی - رقابت در دنیای رسانه‌های اجتماعی، سخت و موفقیت ناپایدار است. شبکه‌های اجتماعی بزرگ مانند فیس‌بوک در دنیای محتوای متنی و اینستاگرام در دنیای محتوای تصویری در صورتیکه بر اساس نیاز روز و سلیقه کاربران‌شان حرکت نکنند طی مدت کوتاهی تبدیل به شهری سوت و کور و خالی از سکنه زنده خواهند شد. در چنین شرایطی ادامه حیات توییتر کمی عجیب به نظر می‌رسد. به خصوص که چند سالی است صورت‌های مالی توییتر نشان‌دهنده زیان‌ کلانی است. توییتر، طی حداقل چهار سال گذشته یک شبکه اجتماعی زیان‌ده بوده که بر بسیاری از جنبش‌های اجتماعی و سیاسی، روابط دیپلماسی کشورها و جریان‌سازی گروه‌های کوچک و بزرگ تاثیری انکارناپذیر داشته است. شاید یکی از دلایل محبوبیت توییتر نزد قشر خاصی از کاربران در کشورهای مختلف بی‌رقیب بودن این شبکه اجتماعی در سرعت اطلاع‌رسانی بوده است. در حقیقت توییتر برای مخالفان و منتقدان در جوامع مختلف، یک رسانه بی همتا برای متحد شدن، رساندن صدای اعتراض به مجامع بین‌المللی و تریبونی برای حرف زدن بوده. رسانه‌ای که حتی مخالفانش که اسباب فیلتر شدنش را فراهم کردند نیز عاقبت به آن روی آوردند تا جایگاه مردمی پیدا کنند. همین محبوبیت (هر چند بین قشر خاص) باعث شد مدیران توییتر از زیان‌ده بودن این کمپانی وحشت نکنند. هر چند تغییراتی که طی یک سال گذشته در این شبکه اجتماعی دیده می‌شود نشان‌دهد تلاش مدیران آن برای پیدا کردن راهکاری جهت افزایش درآمد است. اما به نظر می‌آید یا زیان‌دهی‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شود یا مدیرانش راهی برای افزایش درآمد پیدا نمی‌کنند.

حالا از دل توییتر، رقیبی پا به میدان گذاشته که می‌تواند چند برابر صورت‌های مالی زیان‌ده برای توییتر خطرناک‌تر باشد. شبکه اجتماعی مشابهی که بنیانگذارش یکی از کاربران توییتر بوده و خوب می‌داند کاربران توییتر از چه چیزهایی ناراضی هستند و به چه امکاناتی نیاز دارند. تجربه نشان داده در دنیای رسانه‌های اجتماعی، وفاداری کاربران معنایی ندارد. کاربران مهمان آن شبکه‌ای هستند که در آن راحت‌تر بتوانند با یکدیگر تعامل کرده و محتوا تولید کنند. آنچه کاربران را در یک شبکه اجتماعی نگه می‌دارد زیان یا سود کمپانی صاحب آن شبکه نیست بلکه محدودیت‌ها و اختیاراتی است که با آن مواجه هستند.

ورود رقیبی که محدودیت کمتر و اختیار بیشتری به کاربران می‌دهد و شباهت بسیاری به توییتر دارد باید زنگ خطر را برای جک دورسی و همکارانش به صدا درآورده باشد. حالا فقط این صورت مالی نیست که این کمپانی را تهدید می‌کند. کافی است کاربران بخواهند رقیب را آزمایش کنند و از آزمایش‌شان راضی باشند. شاید توییتر بیش از تبلیغات باید به رضایت کاربرانش فکر کند.(منبع:فناوران)

دولت فدرال آلمان با تصویب لایحه‌ای برای شبکه‌های اجتماعی‌ای که تمایلی به حذف پیام‌های توهین آمیز، مجرمانه و نفرت پراکن را نداشته باشند، جریمه‌ای تا سقف ۵۰ میلیون یورو تعیین کرد.

فناوران- این لایحه محدودیت ۲۴ ساعته‌‌ای را برای شبکه‌های اجتماعی جهت حذف این مطالب در نظر گرفته که در صورت عبور از محدوده زمانی جریمه خواهند شد.

چندی پیش دولت آلمان از قصد خود برای شکایت از فیس‌بوک بدلیل آنچه کوتاهی و بی‌توجهی مدیران این شبکه اجتماعی در مورد اخبار و مطالب جعلی و مجرمانه می‌خواند، خبر داد. همزمان یک پناهجوی سوری با نام انس مودامنی نیز از فیس‌بوک شکایت کرد. وی که پس از انتشار عکس سلفی خود در فیس‌بوک توسط کاربران به اقدام تروریستی متهم شده بود، حذف پیغام‌ها از این شبکه اجتماعی را درخواست کرد. تصویر انس مودامنی توسط اکانت‌های جعلی منتشر و ادعا شده بود که او یکی از عاملان حمله تروریستی ماه مارس سال ۲۰۱۶ در فرودگاه بروکسل بوده است. لایحه دولت آلمان که برای ابلاغ نیاز به تصویب پارلمان دارد، ماه گذشته توسط وزیر دادگستری این کشور پیشنهاد شد. گروه‌های زیادی تصویب این لایحه را خطری برای آزادی بیان دانسته و هشدار داده‌اند که در صورت محتاط‌شدن شبکه‌های اجتماعی، مطالب بسیاری بدون دلیل حذف خواهند شد.

آلمان در میان کشورهای جهان سخت‌ترین قوانین را برای محدود کردن ابراز مطالب نفرت‌آمیز، نژادپرستانه، مجرمانه و تحریک نفرت نسبت به اقلیت‌ها دارد.

منابع خبری ایرانی‌ها در سال 95

دوشنبه, ۷ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

آخرین گزارش از آخرین وضعیت شبکه‌های اجتماعی در ایران حاکیست که آمار از کاربران تلگرام 30 میلیون نفر است و کف اینستاگرام 13 میلیون نفر است.
زمان استفاده دو پیک دارد که ساعت پیکش یکی از حدود ساعت 9 شب تا 1 بامداد است و ساعت پیک دیگر بیشترین زمان استفاده از 10 صبح تا 14 بعدازظهر است که زمان‌ها قابل تقلیل هستند.

*آمار استفاده ایرانی ها از رسانه ملّی و شبکه های اجتماعی
همچنین بر اساس یک نظر سنجی معتبر  که در سراسر کشور بیش از 18 هزار نفر در آن شرکت کرده‌اند و پرسیده شده که شما منابع کسب خبرتان را در میان این سه گزینه بگویید؛ 69.3 درصد صداوسیما، 27.6 تلگرام و 14.6 ماهواره، 14 درصد دوستان، 13.7 درصد سایت ها، 11 سایر شبکه‌های اجتماعی، 9.3 روزنامه ها بودند.
نکته جالب توجه در این نظر سنجی این است که رقم استفاده از صداوسیما 10 درصد افزایش یافته است.
منبع:جهان نیوز

توییتر ۶۰۰ میلیون حساب کاربری را بست

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۳۹۶، ۰۳:۴۱ ب.ظ | ۰ نظر

توئیتر اعلام کرد از سال ۲۰۱۵ بیش از ۶۰۰ میلیون حساب کاربری را برای مبارزه با افراط‌گرایی، مسدود کرده است.
به گزارش ایلنا به نقل از راشا تودی، توئیتر اعلام کرد از اواسط سال ۲۰۱۵ بیش از ۶۰۰ میلیون حساب کاربری را برای جلوگیری از گسترش افراط‌گرایی، مسدود کرده است.
توییتر تنها در شش ماهه دوم سال ۲۰۱۶، ۳۷۶ هزار حساب کاربری را به اتهام تلاش برای گسترش تروریسم، مسدود کرده است.
این پایگاه اینترنتی اعلام کرد حذف و یا تعلیق حساب‌های کاربری از طریق رسیدگی به درخواست‌های دولت‌ها، اشخاص حقیقی و حقوقی و یا از روش‌های دیگر صورت گرفته است.

سال 95 به روایت شبکه‌های اجتماعی

چهارشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۶، ۰۴:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - سال 1395 هجری شمسی به‌پایان رسید و در این دوره زمانی 12 ماهه دنیا با تغییر و تحولات فراوان مواجه شد.

نادر نینوایی - شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی در سال‌های اخیر رشد چشمگیری در جهان و به‌خصوص در ایران داشته‌اند و اگرچه ورود ایرانی‌ها به شبکه‌های اجتماعی در ابتدا با فیس‌بوک رقم خورد، اما طولی نکشید که مجموعه درهمی از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی نیز راه خودشان را به کشور باز کردند.

وایبر، لاین، اینستاگرام، واتس‌اپ، ایمو، توییتر و اسکایپ برخی از شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی بودند که توسط ایرانیان به شکلی گسترده مورد استفاده قرار گرفته و البته در هر مقطع و بنا بر دلایل مختلف هر بار اقبال مردم به یکی بیشتر از بقیه بوده است.

برای پرونده آخر سال قصد داریم به بررسی پرطرفدارترین شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی حال حاضر ایران بپردازیم تا با نگاهی به سلیقه ایرانی‌ها در این حوزه ببینیم که هر بار به چه دلایلی و چگونه اقبال کاربران ایرانی به یک پیام‌رسان‌ یا شبکه اجتماعی خاص کم شده یا چرا به دیگری علاقه‌مند شده‌اند.

 

تلگرام پرطرفدارترین پیام‌رسان در ایران

مساله فیلتر بودن فیس‌بوک از یک‌سو و قابلیت‌های ویژه تلگرام مانند امکان ایجاد کانال، گروه‌های کاری، خانوادگی و راحت بودن دسترسی به آن به سبب موبایل‌محور بودن و فیلتر نبودن، این اپ موبایلی را به‌سرعت به محبوب‌ترین پیام‌رسان موبایلی ایران تبدیل کرد. حالا دیگر حتی شبکه اجتماعی فیس‌بوک نیز که در دوره‌ای به‌عنوان بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی ایرانیان شناخته می‌شد، در مقابل تلگرام حرفی برای گفتن ندارد و این اپ ساده است که به بزرگ‌ترین پاتوق مجازی ایرانیان تبدیل شده است.

آن‌طور که در گزارش یکی از سایت‌های خبری آمده، بیش از 8/45 میلیون کاربر تلگرام روی سرور اصلی تلگرام یعنی آی‌پی شماره 149.154.167.99 مستقر هستند که مربوط به کاربران ایرانی است. پس به این ترتیب باید گفت در حال حاضر تقریبا نیمی از جمعیت کشور به شکل مستقیم در تلگرام حضور دارند که در نوع خود آماری بی‌نظیر است و درآمدهای سرشاری را نصیب صاحبان این اپ ساده می‌کند.

تلگرام در تمام سیستم‌عامل‌های روز و رایج در دنیا از اندروید و iOS و ویندوزفون گرفته تا لینوکس و ویندوز اجرا می‌شود و همین یکی از مهم‌ترین نقاط قوت آن است. علاوه بر این، ساده بودن کار و نیز امکان انتشار انواع مختلف فایل‌ها روی آن از دیگر عوامل موفقیت تلگرام است.

 شما در تلگرام به‌راحتی می‌توانید پیام‌ها، تصاویر، ویدیوها و همه انواع پرونده‌ها و اسناد با پسوندهای مختلف را بدون هیچ مشکلی رد‌وبدل کنید و به‌اشتراک بگذارید.

با وجود امکانات گسترده ارایه‌شده روی تلگرام اما اگر تنها مزیت فنی باعث انتخاب تلگرام در ایران بود می‌بایست در سایر کشورهای جهان هم این اپ با استقبالی مشابه رو‌به‌رو شود، اما در حال حاضر ایرانی‌ها در میان سایر کشورها بیشترین کاربران حاضر در تلگرام را تشکیل می‌دهند. برخی از صاحب‌نظران معتقدند فیلتر و محدود شدن دسترسی به وایبر و لاین در مقاطعی خاص باعث هدایت مردم و ماندگاری آنها در این پیام‌رسان موبایلی و استفاده گسترده آنها از آن شد.    

 

اینستاگرام پرطرفدارترین اپ اشتراک تصویر

در حال حاضر اینستاگرام بعد از تلگرام دومین شبکه اجتماعی پرطرفدار در کشور است؛ این غول آمریکایی اگرچه در ابتدا فقط یک ابزار ساده برای اشتراک‌گذاری عکس بود، اما از سال 2012 که توسط شرکت فیس‌بوک خریداری شد، رشد چشمگیر 23 درصدی که 20 برابر بیشتر از میزان رشد خود فیس‌بوک است را تجربه کرد.

اینستاگرام در ایران اما شاید حتی سرعت رشد بالاتری داشته است و در زمانی کوتاه به ابزار دوست‌داشتنی صاحبان فروشگاه‌های مختلف تبدیل شده است. حالا دیگر بسیاری از فروشگاه‌های لباس‌فروشی، کفش‌فروشی، پرده‌فروشی و مغازه‌های فروش لوازم منزل در سطح کشور، یک صفحه شخصی اینستاگرام ساخته و به معرفی اجناس خود و حتی فروش آنلاین پرداخته‌اند.

البته شرکت‌های مختلف نیز از فضای اینستاگرام برای معرفی خدماتی که ارایه می‌دهند استفاده می‌کنند و این اپ برای آنها هم به ابزار تبلیغاتی مناسب تبدیل شده است، به نحوی که حالا روی بیزینس‌کارت‌ مدیران شرکت‌های مختلف، یک آدرس صفحه اینستاگرام نیز به‌چشم می‌خورد.

اما فروشگاه‌داران و مدیران شرکت‌ها تنها طرفداران ایرانی اینستا نیستند و جمعیت بزرگی از زنان خانه‌دار و دختران و پسران جوان هم از یک‌سو برای بررسی جدیدترین مدهای لباس و موی سر و از سوی دیگر برای اشتراک‌گذاری عکس‌های خود و جمع‌آوری لایک‌ که به رقابتی پیچیده تبدیل شده به طرفداران درجه یک اینستاگرام تبدیل شده‌اند و البته بازار مکاره خرید و فروش لایک‌های بیهوده هم در این فضا ایجاد شده است.

در میان طرفداران اینستاگرام در ایران نباید از حضور چهره‌های معروف ایرانی مانند بازیگران و خواننده‌ها نیز غافل ماند. در حال حاضر بهنوش بختیاری با 5/5میلیون فالوئر پرطرفدارترین ایرانی حاضر در اینستاگرام است و هر پستش به‌طور متوسط 100 هزار لایک می‌خورد. یکی از خوانندگان زیرزمینی هم از دیگر چهره‌های پرطرفدار اینستاگرام ایرانی‌ها است که حدود 4 میلیون فالوئر دارد و هر پستش به‌طور متوسط 50 هزار لایک می‌خورد که همین آمار گویای ضریب نفوذ بالای اینستاگرام در کشور است.

یکی دیگر از گروه‌های طرفدار اینستاگرام در کشور اما عکاسان هستند که با انتشار عکس‌های خود در این فضا برای جذب مخاطبان و حتی بعضا فروش کارهای خود تلاش می‌کنند. از آنجا که اینستاگرام برای بارگذاری راحت‌تر، حجم عکس را تا حدودی محدود می‌کند، کیفیت و اندازه عکس هم کمی پایین می‌آید و همین باعث می‌شود که عملا نشود از عکس‌های اینستاگرام برای تهیه پوستر یا استفاده در مجلات استفاده کرد. همین موضوع سبب می‌شود که کسانی که خواستار استفاده از عکس هستند مجبور شوند برای تهیه عکس با کیفیت مطلوب، آن را از صاحب صفحه خریداری کنند و به این ترتیب حقوق مالکیت معنوی هم رعایت شود.

البته حضور اینستاگرام در ایران در سال‌های اخیر با حاشیه‌هایی هم همراه بوده و این موضوع که امکان فیلتر شدن صفحاتی که مطالب غیراخلاقی و سیاسی منتشر می‌کنند وجود ندارد، در چند برهه مساله‌ساز شده است. گفته می‌شود امکان فیلتر صفحات خاص در اینستاگرام وجود ندارد و به این ترتیب یا باید کل آن را فیلتر کرد و یا به باز بودن صفحات مورددار تن در داد.

 

فیس‌بوک و مهاجرت ایرانیان از آن

ما ایرانی‌ها اصولا اولین‌ها را خیلی دوست داریم؛ البته هر چقدر که خوش‌استقبال هستیم و زودی با ایده‌های جدید کنار می‌آییم به همان میزان هم زود از آنها دل می‌کنیم.

مثلا یک نمونه‌اش همین بستنی آیس‌پک است که در نوع خودش اولین بود و از آن استقبال بی‌نظیری شد و البته خیلی زود هم محبوبیتش را از دست داد و جای خودش را به بعدی‌ها سپرد. شاید بر اساس همین منطق بود که در ابتدا از فیس‌بوک نیز به‌دلیل آنکه اولین شبکه اجتماعی بود استقبال گسترده‌ای شد و البته خیلی زود نیز میان ایرانی‌ها محبوبیتش را از دست داد.

در سال 90 که اوج تب همه‌گیری فیس‌بوک در ایران بود، آمار 17 میلیون کاربر ایرانی عضو این شبکه اعلام شد.

با وجود خیل عظیم طرفداران فیس‌بوک در ایران در سالیان گذشته اما با ورود تلگرام و اینستاگرام به یکباره بیشتر کاربران این شبکه اجتماعی به این اپ‌های موبایلی نقل مکان کردند و کاربران فعال فیس‌بوک با ریزش شدید مواجه شد. البته ریزش مخاطبان فیس‌بوک تنها در ایران اتفاق نیفتاده و کند شدن روند رشد این شبکه‌ اجتماعی خبر از رسیدن آن به مرز اشباع به لحاظ تعداد کاربران می‌دهد. در سریال آمریکایی «آشنایی با مادر» یکی از شخصیت‌های سریال با اشاره به همین ریزش مخاطبان فیس‌بوک می‌گوید: الان دیگر فقط پدر و مادرها و افراد مسن در این شبکه اجتماعی فعال هستند و بقیه آن را ترک کرده‌اند.

با وجود ریزش بالای کاربران فعال فیس‌بوک اما همچنان این شبکه اجتماعی مورد توجه تعداد زیادی از خانواده‌های ایرانی، به‌خصوص آنهایی که بستگا‌ن‌شان در خارج از کشور هستند قرار دارد.

خانواده‌های ایرانی برای دیدن عکس‌های بستگان‌شان هرچند وقت یک‌بار به فیس‌بوک سر می‌زنند و صفحات ایرانی‌های خارج‌نشین را چک می‌کنند. علاوه بر این، فیس‌بوک برای بسیاری حکم یک محل برای ذخیره فایل‌های مختلف همچون عکس و فیلم‌های خانوادگی را پیدا کرده است؛ تصمیمی که البته بسیار پرریسک و اشتباه است.

آنها با ذخیره کردن آلبوم‌های خود و صدور اجازه دسترسی فقط برای خود و نزدیکان‌شان عملا یک آلبوم خانوادگی ایجاد می‌کنند که مسوولیت نگهداری و حفاظت آن بر عهده فیس‌بوک است. برای این عده، فیس‌بوک حکم گاوصندوقی را دارد که اطلاعات ارزشمند آنها را به رایگان نگهداری می‌کند و مانند هارد کامپیوترهای شخصی با خطر ویروسی شدن و پریدن اطلاعات هم مواجه نیست.

با توجه به نوع استفاده ایرانی‌ها از این شبکه اجتماعی باید گفت که ضمن ریزش شدید کاربران ایرانی فیس‌بوک به نوعی کاربری آن هم برای ایرانیان تغییر کرده است.

 

توییتر پاتوق اول خبرنگاران و سیاستمداران ایرانی

توییتر اگرچه شاید خیلی میان مردم عادی طرفدار نداشته باشد، اما محبوب‌ترین شبکه اجتماعی سیاستمداران و دنبال‌کنندگان اخبار و خبرنگاران است. با توجه به اینکه توییتر در سال‌های گذشته محدودیت 140 کاراکتری برای ارسال پیام مستقیم داشت برای بسیاری از کاربران راضی‌کننده نبود، اما طرفداران اخبار و آنهایی که می‌خواستند در هر لحظه و ثانیه در جریان سرخط اخبار قرار گیرند به سبب انتقال سریع اخبار به آن توجه نشان دادند. حضور گسترده سیاستمداران و خبرنگاران بیشتر رسانه‌ها در توییتر و توییت کردن اخبار در لحظه وقوع توسط آنها، باعث شده که سرعت انتقال اخبار در این شبکه اجتماعی حتی از خبرگزاری‌ها نیز پیشی بگیرد.

توییتر البته به سبب همین خبرمحوری و کم‌رنگ بودن جنبه سرگرمی و انتشار عکس و فیلم در آن چندان مورد توجه مخاطبان عام ایرانی قرار نگرفته است و البته فیلتر بودن این شبکه اجتماعی هم باعث شده که به میزان بیشتری از محبوبیت آن در ایران کاسته شود.

اگرچه توییتر در دو سال اخیر سعی کرده با اقداماتی مانند اضافه کردن امکان ارسال پیام مستقیم از 140 حرف به 1100 حرف عملا جنبه تفریحی‌اش را بالا ببرد اما لا‌اقل این کار آنها روی مخاطبان ایرانی اثر چندانی نداشته و همچنان استفاده از توییتر در ایران بیشتر مختص سیاسیون، روزنامه‌نگاران و علاقه‌مندان به اخبار است.

 

لاین؛ اپلیکیشنی با کارکردی دوگانه

لاین پیام‌رسانی است که علاوه بر ایفای نقش ارسال و دریافت پیام، امکان تماس تلفنی را هم برقرار می‌کند. همین ویژگی آن باعث شده بود در دوره‌ای که تماس‌های صوتی وایبر با محدودیت‌هایی مواجه بودند این اپلیکیشن در میان ایرانی‌ها طرفداران زیادی پیدا کند. البته تماس صوتی لاین با تاخیر یکی دو ثانیه‌ای صورت می‌گرفت و امکان تماس تصویری هم در آن وجود نداشت همین محدودیت‌ها به مرور باعث شد که لاین لااقل برای برقراری تماس جای خود را به تانگو و سایر رقبا بدهد.

با این وجود اما لاین کارکردهای چندگانه داشت و امکان استفاده از آن به‌عنوان یک شبکه اجتماعی همچون فیس‌بوک باعث شد که این اپلیکیشن همچنان طرفداران خود را داشته باشد.

امکان نوشتن مطالب و انتشار پست و قابلیت‌هایی مشابه فیس‌بوک باعث شده که همچنان این اپ طرف توجه گروه بزرگی از کاربران ایرانی باقی بماند. علاوه بر این، فعالیت‌های گردانندگان آن برای پشتیبانی از زبان فارسی و ارایه صفحات آموزش زبان انگلیسی، سرگرمی و مسابقه به زبان فارسی هم گویای این است که سازندگان ژاپنی لاین روی کاربران ایرانی خود حساب ویژه‌ای باز کرده‌اند و حالا حالاها این اپلیکیشن برای حضور در بازار پرجنب‌وجوش کاربران ایرانی برنامه دارد.

 

واتس‌اپ جزیره‌ای از غول اینترنتی زاکربرگ

اگرچه واتس‌اپ در ابتدای شروع به فعالیت اعلام کرده بود که فقط برای یک سال به‌صورت رایگان خدمات خود را ارایه می‌دهد، اما به‌زودی صاحبان این کمپانی فهمیدند بازار شدیدا رقابتی پیام‌رسان‌های موبایلی جایی برای عرضه اپ‌های پولی باقی نمی‌گذارد؛ به همین دلیل نیز به‌سرعت اعلام کردند که برای همیشه این اپلیکیشن رایگان خواهد ماند.

واتس‌اپ از آن جهت که می‌توان علاوه بر فرستادن متن، از آن برای ارسال فایل‌های مختلف مانند پی‌دی‌اف نیز استفاده کرد و داده‌های حجیم را بدون پایین آمدن کیفیت آنها ارسال کرد در تمام دنیا و نیز در ایران مورد توجه قرار گرفته است. از دیگر قابلیت‌های قابل توجه آن، رمز‌گذاری پیام‌ها پیش از ارسال است که باعث می‌شود خطر سرقت اطلاعات افراد به حداقل کاهش پیدا کند. ارسال 54 میلیارد پیام کوتاه به‌صورت روزانه در واتس‌اپ و حضور فعال 430 میلیون کاربر در آن موجب شد که زاکربرگ (مالک فیس‌بوک) به فکر تصاحب این شرکت نوپا و پردرآمد هم بیفتد و با خرید نقدی آن در سال 2014 مالکیت قطعی آن را به شرکت فیس‌بوک منتقل کند تا غول رسانه‌ای مارک زاکربرگ در حوزه شبکه‌های اجتماعی تکمیل شود.

ورود واتس‌اپ به ایران اما با سر‌وصداهای زیادی همراه بود و مسوولان مختلف قضایی در هنگام ورود آن به ایران خواستار فیلتر‌شدنش بودند. با این وجود اما وزارت ارتباطات با تمام قوا دربرابر فشارهایی که برای فیلتر کردن واتس‌اپ وارد می‌شد مقاومت کرد و حاضر به فیلتر کردن آن نشد.

فراهم بودن فضای فعالیت در ایران باعث شد که گردانندگان این پیام‌رسان موبایلی برای جذب هرچه بیشتر مخاطبان ایرانی رو به استفاده از زبان فارسی در اپ خود بیاورند و به این ترتیب با تعریف و ایجاد زبان فارسی در واتس‌اپ، از سال 94 تاکنون نسخه فارسی این اپلیکیشن موبایلی در حال فعالیت و ارایه خدمت به ایرانیان است که طبیعتا ترافیک بالای کاربران ایرانی روی آن سود سرشاری را هم برای صاحبان این اپ آمریکایی ایجاد می‌کند.

 

سایر پیام‌رسان‌های و شبکه‌های پرطرفدار در ایران

وقتی که برای نخستین‌بار پلی‌استیشن وان به بازار ایران وارد شد یک بازی بیشتر از همه مورد توجه قرار گرفت و آن فوتبال 98 بود. اگر آن موقع با این کنسول بازی کرده باشید به‌خوبی می‌دانید که بهترین تیم‌های آن بازی تیم‌های منتخب جهان و منتخب اروپا بودند که گلچینی از بهترین بازیکنان جهان را شامل می‌شد. با این وجود اما بازیکنان خوب زیادی وجود داشتند که در این دو تیم حاضر نبودند که «پاول ندود» هافبک بی‌نظیر یوونتوس و «یان کلر» غول دو متر و دوسانتیمتری تیم دورتمند از آن جمله بودند.

برای استفاده از قابلیت‌های ویژه و استثنایی این بازیکنان تیمی به نام تیم غایبان در این بازی ایجاد شده بود که به سبب بازیکنان باکیفیت حاضر در آن از جمله ندود و کلر، در میان خوره‌های بازی، طرفداران زیادی داشت.

اگر بخواهیم با همین نگاه به شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی توجه کنیم باید گفت که غول‌های زیادی در این عرصه مطرح شدند و از قضا طرفداران پروپاقرصی هم در ایران به‌دست آوردند که تا اینجا با مهم و مهم‌تر خواندن، از ذکر برخی از آنها غافل مانده‌ایم و حالا می‌خواهیم هرچند مختصر به تیم منتخب غایبان شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی بپردازیم.

ایمو، اسکایپ، تانگو و کلوب مهم‌ترین غایبانی هستند که در مقاطع مختلف در کشور مطرح شده و خیل قابل توجهی از کاربران ایرانی را با خود همراه کرده‌اند.

ایمو و تانگو بیش از هر چیز موفقیت خود را در ایران مدیون امکان برقراری تماس تصویری هستند. در دوره‌ای که رایتل انحصار تماس تصویری را در اختیار داشت و هیچ اقدامی برای برقراری تماس تصویری انجام نداده بود و البته در دوره‌ای که انحصار تمام شده بود اما اپراتورهای ایرانی منتظر پیوست فرهنگی بودند -که البته هنوز هم ابلاغ نشده است – تانگو با برقراری امکان تماس تصویری به اپلیکیشن محبوب ایرانی‌ها تبدیل شد.

حالا اما تانگو به سبب قطعی‌های مکرر و کیفیت پایین تصویرش در ایران محبوبیت خود را از دست داده است و اسکایپ و ایمو جای آن را برای ایرانیان پر کرده‌اند. امکان برقراری تماس تلفنی تصویری با ایمو و امکان ارایه ویدیوکنفرانس از مسافت‌های بسیار دور و با کیفیت مناسب با اسکایپ باعث شده این دو اپ در ایران محبوبیت روزافزونی پیدا کنند.

در میان هجوم اپلیکیشن‌های پیام‌رسان و شبکه‌های اجتماعی خارجی اما چند شبکه اجتماعی ایرانی مانند فیس‌نما و کلوب هم در حال فعالیت هستند و پیام‌رسان‌های موبایلی ایرانی مانند سروش و بیسفون هم ایجاد شده‌اند که مرتب توسط رسانه‌های رسمی تبلیغ می‌شوند، اما هنوز میزان حضور ایرانی‌ها در آنها به مراتب پایین‌تر از شبکه‌ها و پیام‌رسان‌های خارجی است.

شاید دریافت هزینه برای ارایه خدماتی که در شبکه‌های اجتماعی خارجی به رایگان عرضه می‌شود، یکی از دلایل استقبال کم‌رنگ از شبکه‌های اجتماعی ایرانی باشد اما بالاتر از این‌ها موضوع مهم‌تر، اعتماد پایین کاربران ایرانی به حفظ اطلاعات‌شان توسط ارایه‌کنندگان داخلی است که برای اخذ نتایج بهتر و توسعه فعالیت پیام‌رسان‌ها و شبکه‌های اجتماعی داخلی باید به آن توجه شود. (منبع:عصرارتباط)