از ماست كه بر ماست
علي شميراني - اگرچه كمي دير است ليكن من نيز با نظر دو تن از همكارانم كه نقدي بر نحوه تقدير از خبرنگاران در روز خبرنگار داشتند موافق هستم.
شبنم كهن چي و سپس شهرام شريف از جمله همكاراني بودند كه روز خبرنگار را به علت نوع برخورد دعوت كنندگان از ايشان مورد نكوهش قرار داده بودند.
من نيز با نظر ايشان موافقم. واقعيت اين است كه همچنان در حوزه فناوري اطلاعات ما شاهد برخوردي مصرفي با خبرنگاران هستيم. برخوردي كه از سال هاي گذشته وجود داشته است و خبرنگاران تنها زماني به كار گرفته مي شوند كه قرار باشد از آنها استفاده شود. بعد از اتمام تاريخ مصرف نيز خبرنگار يا خبرنگاران مربوطه اصولا امكان دسترسي به مدير و مديران مربوطه را نخواهند داشت چرا كه اصولا دليلي براي اين كار وجود ندارد. اگرچه اين عدم امكان دسترسي به مديران در مورد همگان شايد صدق نكند.
آن هم به يك دليل. برخي از نويسندگان در مطبوعات و خبرگزاري ها اصولا طوري مي نويسند كه انگار قراردادي چيزي با فرد مصاحبه شونده داشته و در حال انجام وظيفه هستند به همين جهت هيچ گاه نيز خبري بر خلاف مطامع فرد يا مجموعه مذكور در رسانه نويسنده مذكور يافت مي نشود.
در مورد علت برخورد مصرفي با خبرنگاران بسيار گفته و شنيده شده است و من قصد ورود به اين بحث را ندارم، ليكن هستند عده اي به ظاهر خبرنگار كه خود همواره ضمن ابراز ادب و احترام در خدمت گذاري حاضرند.
شما هم جاي صاحبان منصب و قدرت باشيد وقتي ببينيد كساني شبانه روز در خدمت شما و وصف نيكويي هاي شما هستند شايد برخوردي مشابه با آنها داشتيد. از اين رو من خيلي به حوزه ها، روابط عمومي ها و مديران انتقاد وارد نمي كنم چرا كه از ماست كه بر ماست. بياييد كمي واقع بين باشيم.
شما هم وقتي با صداي لرزان، چشمان ملتمس و حالت نيمه مضطرب يك نويسنده مواجه مي شويد كه به نوعي گدايي خبر از شما مي كند، چگونه برخورد خواهيد كرد؟ شما نيز طبعا و نه با قصد، نا خواسته انگار كه به يك مورچه نگاه مي كنيد از بالا و گوشه شانه هايتان او را ورنداز كرده و براي بردن لذت بيشتر مي گوييد" الان سرم شولوغه لطف كنيد با دفتر هماهنگ كنيد!"
و باور كنيد طرف دفتر ندارد كه اصولا منشي داشته باشد.
اگرچه خوشبختانه و خوشبختانه رگ و ريشه هايي در برخي بخش ها كه به درك بالاتري در تعامل با خبرنگاران رسيده اند، مشاهده مي شود كه رفتاري بسيار حرفه اي و در خور شان خود و خبرنگاران را دارند. اگرچه اين نيز با تلاش و خوب برخي از همكاران فراهم شده است.
به هر ترتيب اين چرخ مي چرخد و مي آيند و مي روند لذا علاوه بر آن كه همكاران مخالف با نوع برخورد با روزنامه نگاران را درك مي كنم، بايد بگويم به هر حال با توصيفي كه قبل تر آمد وضع همين است كه هست، زياد به ديگران گلايه نكنيد.
مطلبي از رئوف در همين مورد: لوح تقدیر نمی خوام!