برنده جنگ جهانی با رمزارز؛ دولتها یا میلیاردرها؟

وی بیشتر بهخاطر فعالیتش بهعنوان تحلیلگر مستقل بازارهای مالی با وبلاگ TheFinanser.com، نویسندگی کتاب پرفروش Digital Bank و ریاست انجمن شبکهسازی اروپاییFinancial Services Club شناخته میشود. در این مطلب که در Thefinanser منتشر شده، اسکینر، نگاهی عمیق به رمزارزها، تحریمها و نقش دولتها در دنیای مالی دیجیتال داشته است.
این پژوهشگر بازار مالی مینویسد: سالها پیش، در حال ارائه توضیحات به یک کشور تحت تحریم بودم که دیگر قادر به دسترسی به شبکه سوئیفت نبود. این کشور، عملاً توسط اکثر بانکهای جهان منزوی شده بود و در رنج به سر میبرد.
البته فعالان بازار میتوانستند از حسابهای تودرتو، یعنی جایی که بانک خود را در قالب بانکهای دیگر مخفی میکردند، استفاده کنند، اما این کار، بسیار پیچیده بود، لذا به آنها توصیه کردم در بیتکوین سرمایهگذاری کنند.
دلیل اصلی این بود که آنها با بیتکوین، میتوانستند پول را در سراسر جهان بهطور لحظهای، بدون هیچگونه دخالت دولتی منتقل کنند. طبیعی بود که آنها به نظرات من گوش میدادند. استفاده روسیه از طرحهای رمزارزی، بهرهمندی ایران از بیتکوین برای دور زدن تحریمها و موارد دیگر، از نمونههای بارز محسوب میشود.
از سوی دیگر، هر روز شاهد تیترهایی هستم که میگویند دولتها، بهویژه در چین قصد دارند استفاده از رمزارزها را محدود کنند. در همین زمینه، چین در سال ۲۰۲۱، استخراج و معامله بیتکوین را ممنوع کرد. ولی آیا موفق شد؟ خیر. این ممنوعیت فقط پنج دقیقه جواب داد!
اکنون چین، دوباره پس از ایالات متحده، دومین جامعه بزرگ استخراج بیتکوین در جهان است (البته برای من کمی عجیب بود که قزاقستان در جایگاه سوم قرار دارد!)
آخرین اقدام در بودجه نوامبر توسط ریچل ریوز، وزیر خزانهداری بریتانیا انجام شد. جالب اینجاست که او نسبت به رمزارزها رویکرد نسبتاً دوستانهای داشت. در نهایت، رمزارزها از افزایش مالیات جدید در آخرین بیانیه بودجه بریتانیا در امان ماندند. بااینحال، دولت به پیشروی در سختگیریهای گزارشدهی و اقدامات کنترلی ادامه میدهد تا نظارت بر این بخش را تقویت کند، زیرا نگران رقابتپذیری حوزه قضایی است.
- چرا فضا اینقدر مثبت است؟
طبق گفته ریچارد مویرهِد، همبنیانگذار و رئیس Fabric Ventures، دلیل مثبت بودن فضا این است: «جذب سرمایه در یک جزیره بارانی با نظام مالیاتی سختگیرانه دشوار است.»
مسئله اصلی این است که رمزارزها چند ویژگی دارند که بهطور طبیعی برای دولتها ناخوشایند است. بسیاری از وجوه، بدون نظارت از مرزها عبور میکنند، بنابراین مالیاتستانی میسر نیست. بخش عمدهای از سرمایهگذاری در رمزارزها، بازدهی زیادی ایجاد میکند که مالیاتپذیر نیست و همین امر، امکان دور زدن تحریمها را فراهم میکند. همچنین این فضا، بهمثابه یک پلتفرم جهانی است که هیچ کنترل ملی و قانونی ندارد.
بااینحال، بهعنوان دولت، نمیتوانید بهطور کامل در حوزه رمزارزها سختگیری کنید، چون کشورتان را برای «نهنگهای رمزارزی» (سرمایهگذاران بزرگ رمزارز)، که اکنون بخش بزرگی از جهان را در اختیار دارند، غیرجذاب میکند.
به همین دلیل، چشمانداز لیبرترین (Libertarian)، با حمایت گسترده قانون GENIUS دونالد ترامپ و بنیانگذاران فناوری او، مانند ایلان ماسک و پیتر تیل، پشتیبانی میشود. لیبرترینها (حامیان دخالت حداقلی دولت)، کسانی هستند که در حال حفر قبر ما هستند و سعی میکنند زمین را ترک کنند و همزمان، پناهگاههای زیرزمینی فوقالعاده برای محافظت از خود و خانوادههایشان بسازند.
- اما چشمانداز لیبرترینها چیست؟
- راهکارهای مبتنی بر بازار: اصول بازار آزاد برای پیشبرد نوآوری و حل مشکلات، با ترجیح رقابت نسبت به کنترل دولتی
- پیشرفت فناوری: فناوری میتواند محدودیتهای انسانی را پشت سر بگذارد و آیندهای بهتر بسازد.
- تردید نسبت به دولت: عدم اعتماد کامل به دولت، زیرا دولت، مانع پیشرفت است و جهان باید توسط بنگاههای خصوصی و با رعایت آزادیهای فردی هدایت شود.
از آنجا که ثروت در دست تعداد کمی از میلیاردرها متمرکز است، همه اینها کمی دیستوپیایی (dystopian)، یعنی شبیه دنیای تاریک و سرکوبگر فیلم «متروپلیس» به نظر میرسد.
آیا این دیدگاه، من را یک «استاتیست»، یعنی حامی نظام سیاسی که در آن، دولت، کنترل متمرکز و گسترده بر امور اجتماعی و اقتصادی دارد، معرفی میکند؟ نه، این نگاه من را استاتیست نمیکند، بلکه واقعبین میکند.
باید کنترلهایی بر شبکهها وجود داشته باشد. ولی پرسش اینجاست که آیا این کنترلها باید دولتی باشند؟ بله، اما منظور از دولت چیست؟ شبکه دولت مرکزی کشور؟ یا چیزی بین این دو؟ من معتقدم گزینه آخر صحیح است. به همین دلیل، استیبلکوینها جالب میشوند، زیرا میتوانند ساختار ترکیبی از متمرکز و غیرمتمرکز در زمینه پول و پرداخت ارائه دهند.
این امر به معنای امنیت، نظارت و قانونگذاری است که با تجارت جهانی دیجیتال در مرزها ادغام شده است. در همین حال، کلید تمام اینها این است که آیا دولتها هنوز میتوانند مالیات و ارز خود را کنترل کنند یا اینکه احتمالاً کار، از دست خارج شده و فناوری به ما اجازه میدهد بدون هیچ کنترل، نظارت یا اطلاع دولت، تجارت کنیم؟
