
شرایط کشور وارد مرحله پیچیدهای شده است؛ اعتراضات صنفی که از بازار تهران آغاز شده بود به ناآرامی و درگیریهای خشونت آمیز رسیده است؛ بدیهی است که در چنین شرایط مسئولان در سطوح عالی و امنیتی شیوههای مختلفی را برای برقراری هرچه سریعتر آرامش بکار میگیرند. در این بین، اما خطاهایی نیز در جریان است که اگر نسبت به تبعات آن هشدار ندهیم و غافل شویم، میتواند نتایج غیرقابل جبران امنیتی در پی داشته باشد.
یکی از این اشتباهات آشکار، قطع گسترده اینترنت و سلب امکان برقراری هرگونه ارتباط و اطلاع رسانی است. کاهش سرعت اینترنت و کار نکردن فیلترشکنها در مواقع حساس، فارغ از درستی و نادرستی آن، سیاست آشنا و تکراری است. قطع کامل اینترنت که از سال ۱۳۹۸ در دستور کار قرار گرفته، راهکار متفاوتی است که بارها درباره آسیبهای آن سخن رفته است.
این بار و با تشدید ناآرامیها در سطح کشور از پنجشنبه شب، یعنی هجدم دی ماه شاهد قطع بی سابقه اینترنت بودیم. قطعی اینترنت تا چندین ساعت به صورت کامل و بدون دسترسی به سایتهای داخلی انجام شد. با پیگیری وزارت ارتباطات، بعد از چندین ساعت اینترنت ملی، به رغم محدودیتهای گسترده نظیر عدم امکان جست وجو یا دسترسی به پیامرسانهای داخلی برقرار شد. با این حال همچنان در ساعاتی از شب شاهد قطع کامل آنتندهی تلفن همراه مواجهایم. در دو روز گذشته در برخی نقاط تهران و شهرستانها، طی ساعت ۸ تا ۱۲ شب امکان برقراری هیچ تماسی فراهم نبوده است. مشاهدات عینی ما نشان میدهد که شب هجدهم دی ماه حتی امکان برقرار تماس با اورژانس و پلیس نیز فراهم نبوده است.
این وضعیت زندگی عادی مردم را تحت الشعاع قرار داده، اما فقط این نیست. شرایط استثنایی تا حدی قابل توجیه است، اما بستن دستن رسانههای داخلی و سلب امکان اطلاع رسانی و دادن ابتکار عمل به دست تلویزیونهای فارسی زبان جای سوال است.
چرا سیم کارت سفیدها هم قطع شدند؟
رسانههای داخلی در حالی با قطع کامل اینترنت بین المللی مواجه شدهاند که طی چند هفته اخیر درگیر حواشی مرتبط با سیمکارت سفید برخی خبرنگاران بوده اند. منتقدان آن را یک رانت تلقی کرده و در شبکههای اجتماعی به فعالان حوزه خبر تاختند. توضیحات خبرنگاران درباره این امکان به ویژه در مواقعی چون جنگ ۱۲ روزه با هدف اطلاع رسانی، کار را به جایی نرساند. در پی همین حواشی بود که مسعود پزشکیان با تاکید دستور سیاه کردن خطهای سفید را داد.
حاشیهها تازه فروکش کرده بود که وارد یک بزنگاه دیگر شدیم و این بار سیمکارتهای سفید هم قطع شده است! در نتیجه این سیاست، رسانههای داخلی عملا در ایفای وظایف رسانهای خود آچمز شدهاند.
بیژن مقدم، فعال رسانهای اصولگرا با انتقاد از این وضعیت، به رویداد۲۴ گفته: «پیش از این و طی ماههای گذشته نیز این تجربه را داشتیم که به دلایلی اینترنت کشور خواسته یا نخواسته قطع شود، این تجربه به ما ثابت میکند باید همیشه برای این مواقع حساس آماده باشیم. اما یکی از نکات مهم آن است که فرایند اطلاعرسانی در هیچ شرایطی قطع نشود».
وی تاکید کرد: «اطلاع رسانی دو بخش داد؛ یک بخش همین رسانههای رسمی و مجوزدار و فعال در کشور هستند و یک بخش هم اطلاع رسانی در پیامرسانها و رسانههای خارج از کشور. در جنگ دوازده روزه، بخش اول از امکان اتصال به اینترنت بهرمند شده و نشان دادند که حضور و نقشآفرینی رسانهها در چنین شرایطی چقدر مهم است. در دو روز گذشته، اما با قطع کامل اینترنت، حتی برای سیمکارتهای سفید، که برخی به اشتباه آن را رانت شخصی برای گروهی خاص تلقی کرده بودند، دست رسانههای داخلی بسته و دست تلویزیونهای خارج از کشور باز مانده است. در این بین این ما رسانههای داخلی هستیم که دست بسته مانده و نمیتوانیم به وظیفه خود عمل کنیم».
خلع سلاح رسانهها خطاست
این فعال سیاسی اصولگرا با اشاره به تجربه موفق عملکرد رسانههای داخلی در دوره جنگ دوازده روزه تاکید کرد: «رسانهها در آن روزها اثرگذاری خوبی داشتند و انتظار میرفت این سیاست آزموده شده، ادامه یابد؛ اما الان شاهد خلع سلاح رسانهها هستیم.»
او می گوید مساله مهم این است که قطع اینترنت رسانهها، به معنی قرار گرفتن در یک جنگ نابرابر رسانهای است. ما درباره اینکه چرا دسترسی به اینترنت محدود شده قضاوتی نمیکنیم، چون تصمیم مسئولان این بوده که در شرایط غیرعادی و ویژه کنونی ارتباط بین جریان آشوبگر باید اینترنت باید قطع شود. ما این این تصمیم را نفی نمیکنیم، اما قطع اینترنت نباید شامل حال رسانهها شود. اینترنت ابزار کار ما است و رسانه یکی از سلاحهایی است که حاکمیت برای عبور از این دوره به آن نیاز دارد. لذا ایجاد محدودیت برای رسانههای داخلی به معنی آن است که ما از یکی از سلاحهای خود عمدا استفاده نکنیم».
وی ادامه داد: «حضور پررنگ رسانههای داخلی در چنین شرایطی قطعا مفید خواهد بود. همین اطلاعیههایی که از سوی نهادهای مختلف صادر میشود، باید از طریق رسانهها به اطلاع مردم برسد. به هرحال همه مردم که به رسانه ملی دسترسی نداشته یا اصلا بیننده آن نیستند».
مقدم ضمن انتقاد جدی از قطع اینترنت خبرنگاران گفت: «به هرحال برای ارائه این امتیاز به خبرنگاران بررسیهایی انجام شده است. حتی میشد این بار یک پالایش دوباره انجام داد و مثلا از یک لیست هزار نفره، به یک لیست هشتصد و یا پانصد نفره برسند؛ اما اینکه کلا این دسترسی را قطع شود، تصمیم درستی نبوده است.»
با وجود انتقادات گسترده، اما هنوز شاهد محدودیت رسانههای داخلی به منابع خبری و شبکههای اطلاع رسانی هستیم، این وضعیت در کنار محدودیتهای همیشگی در عرصه رسانه، کار اهالی مطبوعات را سخت و آنها را در موقعیتی سخت قرار داده است.


