
جهان پیرامون ما این روزها تصویری از یک تناقض زنده است، هر لحظه میتوانیم ادعا کنیم به هر نقطهای متصل هستیم، اما در عمل، در میان انبوهی از کابلهای قطعشده گیر افتادهایم و در برزخی از امید به اتصال، به پذیرش موقعیت فعلی رسیده ایم.
در شرایط فعلی بیش از همه تولید و بخش خدمات سنتی مانند خردهفروشی، تعمیرات، و خدمات فنی را هدف قرار داده است. این کسبوکارها مجبورند فیزیکی باز باشند، اما ابزارهای حیاتی آنها برای مدیریت زنجیره تأمین، پرداخت، صدور فاکتور و ارتباط با مشتریان دچار وقفههای مکرر است. این اختلالات، هزینههای سربار را افزایش داده و سرعت گردش سرمایه را به شدت کاهش میدهد. این گونه است که مغازهها بازند، چراغهایشان روشن است، اما به دلیل در دسترس نبودن اینترنت و ابزارهایی که امروز بستر تجارت را تعریف میکنند در برزخی از عدم قطعیت معلق هستند و در عمل قفل شده باقی ماندهاند. این وضعیت اقتصاد را نیمهفعال کرده است،
رسانههای رسمی کار میکنند، تلویزیونها برنامه پخش میکنند و برخی وبسایتها قابل دسترسیاند. اما قلب تپنده جریان آزاد اطلاعات، موتور جستجوی گوگل، خاموش است، ما در یک کتابخانه بزرگ هستیم که قفل در اصلیاش شکسته شده است. بخشی از اپلیکیشنها کار میکنند، اما ارتباطات حیاتی قطع است. این اتصال نصفهنیمه نه رضایتبخش است و نه فرصتی برای برنامهریزی واقعی. فقط ما را در حالت آمادهباش دائمی نگه میدارد، بدون آنکه اجازه دهد کاملاً وارد عمل شویم.
انسداد ابزارهای کلیدی دسترسی به اطلاعات، مانند موتورهای جستجوی جهانی، کارایی کل اقتصاد را تحت تأثیر قرار داده است. تصمیمگیریهای اقتصادی، از قیمتگذاری مواد اولیه تا برنامهریزیهای استراتژیک بنگاه های صنعتی، نیازمند دسترسی سریع به دادههای بینالمللی و داخلی است. قطع این جریان، اقتصاد را مجبور به لنگر انداختن در دادههای قدیمیتر میکند که نتیجه آن، عدم انطباق با نوسانات سریع بازار جهانی است.
از خسارت اختلال اینترنت که به گفته معاون وزیر ارتباطات بسته بهشدت و نوع اختلال، بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ میلیارد تومان در روز تخمین زده میشود که بگذریم وضعیت باز اما بسته فعلی توازن عرضه و تقاضا را به کلی هم زده است. در حالی که مشاغل به دلیل حفظ ظاهر فعالیت، متحمل هزینههای عملیاتی باز بودن هستند، فقدان زیرساخت کارآمد، درآمدزایی آنها را به شدت محدود کرده است. این پارادوکس، موتور محرکه رشد اقتصادی را در حالتی از توقف اضطراری نگه داشته و نیازمند توجه فوری سیاست گذاران به اهمیت زیرساختهای ارتباطی بهعنوان ستون فقرات فعالیتهای اقتصادی امروز است که نباید همین طور لنگ بزند.
