دردسرهای روزنامهنگاری بدون اینترنت

غرق در شرایط حساس کنونی
تحریریه با خانه و زندگی و یا حتی محل کارهای دیگر شما فرقهای زیادی دارد و البته مهمترینش این است که وقتی توی خانه به هر دلیل، آفلاین هستید و یا شرایط شما را آفلاین کرده و دستتان از زمین و آسمان کوتاه است، گوشیتان تبدیل به بیخاصیتترین وسیله زندگی شده و با لپتاپتان هم فقط میتوانید فیلمهای ذخیره شده روی درایوهای مختلف را ببینید، در تحریریه اوضاع بر وفق مرادتان است. یعنی گوشی و رایانه و تلفنها کاربرد عادی خودشان را دارند و به عبارتی شما آنلاینِ آنلاین هستید و میتوانید در متن اخبار و وقایع ایران و جهان نفس بکشید… البته این را قبول دارم که تصویر و تصوری که الان ساختم، این روزها واقعاً خیلی ایدهآلیستی و فانتزی است!
«این روزها» که میگویم درواقع منظورم همان «اینسالها»ست! این سالها و چند سالی که فاصله بحرانها و آشوبها با هم کمتر شده و ما حس میکنیم بیشتر از دهههای قبل و تقریباً تا گلو غرق در «شرایط حساس کنونی» هستیم، هر بار که شرایط ناآرامیها حساستر میشود، اینترنت خبرنگاران و روزنامهنگاران هم مثل اینترنت معترضان و اغتشاشگران و بقیه مردم، اول کمرمق، بعد کمرمقتر و درنهایت از بیخ و بن قطع میشود. پس ما روزنامهنگاران هم مثل شما مردم با مشکلاتی که کسب و کارمان را تهدید میکند مواجهیم و مواقعی در سال خانه و تحریریه برایمان فرقی ندارد!
خدا را شکر آسانسور قطع نشد
مثل همه جمعههای بدون اغتشاش و اعتراض، توی خانه و از همان اول صبح به فکر این میافتم که: خب… سوژه امروز صفحهمان چه باشد؟ منتها مثل جمعههای قبل نمینشینم به وبگردی و زیر و رو کردن رویدادهای ایران و جهان. از شب قبل و بعد از یک روز کمرمقی اینترنتی، اول اینترنت بهکل قطع شده، بعد از یک ساعت هم در پی اتخاذ تمهیدی بیسابقه از سوی مسئولان، تماس و پیامک و همه تواناییهای گوشیها از دست رفته است. طوری که من نگران شدهام در ادامه ناآرامیها و تمهیدات امنیتی، آسانسور خانه هم از کار بیفتد، فشار آب کم شود و گاز هم به رحمت خدا برود! خدا را شکر هیچکدام از این اتفاقات – حداقل توی خانه ما- نمیافتد و امکان تماس تلفنی هم از ۸ صبح برقرار میشود تا مسئول اجرایی تحریریه زنگ بزند که امروز زودتر بیا سر کار، صفحه را زودتر ببند و زودتر هم برگرد! میپرسم: اونجا اینترنت که داریم؟ میگوید: «فعلاً نه… زود بیاین، آفلاین صفحه ببندین و آفلاین هم برین خونه…». بیمروت هیچ توضیحی هم نمیدهد که آفلاین چطوری مطلب پیدا کنیم؟ فوریفوتی و ناهار نخورده خودم را میرسانم به تحریریه و میبینم برخلاف شایعات جهانی، اینترنت تحریریه به صورت ملی برقرار شده است. مثل آب باریکهای که دقایقی هست و ساعتی نیست! پیامرسانها کار نمیکنند، موتورهای جستوجو شما را «یورآفلاین…تِرن آن موبایل دیتا» نشان میدهند و خبرگزاریهای داخلی، خط در میان در دسترس هستند. با وجود اغتشاش و ناآرامی، ناهار چند نفر از بچههای تحریریه که سهمیه دارند رسیده و خلاصه همه شرایط برای بستن صفحاتی پربار و پرمغز آماده است… بسمالله… آستینها را بالا میزنم و آماده میشوم برای زدن مشت محکم رسانهای به دهان بدخواهان ایران عزیز و هرچه اغتشاشگر و تروریست است… البته همانطور نیمهآفلاین و ناهار نخورده!
اغتشاشگران پشت پنجره!
یک جورهایی بگویید: روزنامهنگاری بحران؛ منتها مال ما- همین روزنامهنگاری بحران را عرض می کنم- اگر واقعاً وجود داشته باشد، با مال سایر جاهای دنیا فرق میکند. یعنی در هر جای دنیا وقتی آشوب و اعتراض و اغتشاش میپیچد به هم و همه چیز قاطی و درنهایت امنیتی میشود، مسئولان امنیتی سلاح اینترنت و فضای مجازی را به صورت هدفمند و هوشمندانه از آنهایی که باید بگیرند، میگیرند و خبرنگاران و روزنامهنگاران را اگر تقویت و مسلحتر نکنند، آنلاین نگه میدارند تا ضمن دسترسی به اخبار همه جای دنیا، بتوانند روایت روشنی از وقایع کشور خودشان را منتشر کنند.
ما روزنامهنگاران ایرانی اما انگار و ناچار همان روز اول، بلاتشبیه مثل اغتشاشگران، خلع سلاح اینترنتی و دیجیتالی میشویم و دستمان از زمین و آسمان کوتاه میشود و باید به صورت آفلاین ارتزاق کنیم. به قول قدیمیهایِ این کار، با اینترنت و هوش مصنوعی که همه میتوانند روزنامه دربیاورند، روزنامهنگار واقعی کسی است که این جور مواقع، آفلاین هم کار خودش را بکند!
باور کنید تا اواخر نوشتن این مطلب داشتم کار خودم را میکردم و خیلی سفت و سخت معتقد بودم مسئولان امنیتی باید در این روزگار بحرانخیز و اغتشاشآلود به مدد هوش مصنوعی و یا هرچه به فکرشان میرسد، اینترنت را هدفمند و هوشمند کنترل کنند و شیرفلکه را یکباره نبندند، حداقل برای اینترنت روزنامهنگار جماعت فکری بکنند. منتها یکباره و در یک کشف و شهود رسانهای به این نتیجه رسیدم که: «وقتی بیانیهها و اطلاعیههای مراجع امنیتی و چند تا از خبرگزاریهای داخلی دارند برای مردم توضیح میدهند که در شرایط حساس کنونی و برای مقابله با دشمن، بهترین و هوشمندانهترین کار، قطع کامل اینترنت است، وقتی ما هنوز موفق نشدهایم کشف کنیم که بهتر است سازمان هوش مصنوعی داشته باشیم یا ستاد هوش مصنوعی یا وزارتخانهاش را؟ وقتی اینترنت کل مملکت قطع شده و نم پس نمیدهد، من روزنامهنگار چرا باید اینترنت داشته باشم؟ داشته باشم که چه؟ مطلب و صفحهای را که منتشر میکنم و با آن مشت به سندان… ببخشید مشت به دهان استکبار جهانی میزنم، چه کسی و چطور و کجا و با کدام اینترنت قرار است ببیند؟».
بنابراین شما هم اگر روزی اینترنتتان وصل شد، یا رفتید و از کیوسک سر کوچه، نسخه کاغذی این صفحه را خریدید و خواندید، سهچهارم ابتدای این مطلب را بیخیال شوید. من بدینوسیله مراتب ندامت خودم را بابت بیان دردسرهای روزنامهنگاری آفلاین اعلام میکنم… در ضمن مسئول اجرایی تحریریه همین حالا اعلام کرد باید سریعتر کار کنیم چون تا دو ساعت دیگر شبکه داخلی قطع میشود و آسانسورها هم که در تمام روزهای اغتشاش، فداکارانه و با جدیت به خدماتدهی مشغول بودهاند به دلیل مسائل امنیتی موقتاً از مدار خارج میشوند.
«تابناک» هم فیلمی از «فراجا» را با تیتر «تصاویر شناسایی اشخاصی که در خانه شعار میدهند» منتشر کرده که البته به بحث ما ربطی ندارد اما طبق محتویات ویدئویی به این آدرس /۱۳۵۰۶۵۳/https://www.tabnak.ir/fa/news پهپادها تصویر شما را پشت پنجره خانهتان رصد میکنند و اگر شعار نامتعارف و ناهنجار داده باشید یا از پنجره، سر فرزندتان داد زده باشید که کوچه را ول کند و برگردد خانه، یک دست میآید، روی در خانهتان برچسب «شناسایی اغتشاشگران» را میچسباند، در مراحل بعدی مأموران در منزلتان حاضر شده و دلسوزانه به شما میگویند شعار دادن یا داد زدن سر دیگران از پشت پنجره کار خوبی نیست و در صورت اثبات اینکه فریاد و شعارتان اغتشاشگرانه بوده، شما را احضار و ازتان تعهد کتبی میگیرند که دیگر برای این جور کارها پشت پنجره داد نزنید!


