دریغ از دانش مهندسی ترافیک در زیرساخت ارتباطی ایران

دلیل نبود دانش کافی مهندسی ترافیک در اغلب شرکتهای فعال در بخش ارتباطات کشور نیز واضح است: دانشگاههای شریف، علم و صنعت و بعضی از واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی مهندسان ترافیکِ جادهای و شهری را میپرورانند، اما مهندس ترافیکِ رسانههای الکترونیکی را نه!
در نتیجه این فقدان، ساختارهای سازمانی ما اغلب فاقد متخصصان مهندسی ترافیکِ مخابراتی و دادهای هستند و اگر هم نهاد یا شرکتی ادارهای و کارشناسانی را موظف به مهندسی اندازهگیری و بهینهسازی جریان ترافیکِ مخابراتی و دادهای کرده باشد، شاغلان واحدهای مربوط اغلب فاقد دانش کاری لازم هستند، به طوری که به صراحت میتوان گفت: تمام نهادها، سازمانها و شرکتهای عرضهکنندۀ خدمات ارتباطی/مخابراتی/اینترنتی در بخش خصوصی و عمومی ارتباطات و فناوری اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران دچار این نقیصه هستند.
این یادداشت به جز اشارۀ بالا، پاسخ مبسوط به چرایی این فقدان اسفناک نمیدهد؛ بلکه نخست میپردازد به معرفی مجموعۀ استانداردسازی مهندسی ترافیکِ رسانههای الکترونیکی تصویب شده در مجامع بینالمللی که اکثر کارشناسان طراحی، نگهداری و بهرهبرداری سیستمهای ارتباطی ما از آنها غافلند؛ سپس میکوشد تصویری از ضایعات این فقدان بزرگ در جمهوری اسلامی ایران رسم کند.
- معرفی استانداردهای جهانشمول مهندسی ترافیک
نگارنده با چند دهه سابقۀ کار طراحی و بهرهبرداری شبکه و پژوهش در بخش مخابرات، ارتباطات و فناوری اطلاعات، ندیدم و نمیشناسم مقام مسئولی را در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور و مدیری را در شرکتهای مخابرات و ارتباطات و فناوری اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران که بر اهمیت حیاتی دانش مهندسی ترافیک برای بهینهسازی و امنیت شبکههای ملی آگاه باشد و تحقق و اجرای یک یا چند استاندارد مهندسی ترافیک از مجموعۀ توصیهنامههای زیر را از مهندسان شاغل در واحدهای فنی تحت سرپرستی خود مطالبه کند. یا حداقل از مسئولان واحدهای طراحی و نگهداری و بهرهبرداری شبکههای زیرساختی بخواهد، از میان توصیهنامههای زیر، استاندارد مربوط به حوزۀ تخصصی همان واحد را مطالعه کنند، تا چه رسد به این که یکی یا چند تا از آنها را در پروژههای مربوط به حوزۀ کاری خود در شبکۀ داخلی یا در شبکه ملی اطلاعات کشور اِعمال یا اجرا کنند!
مجموعۀ این نوع استانداردهایِ در حال تعلیق در جمهوری اسلامی عبارتند از توصیهنامههای بینالمللی زیر:
- استانداردهای مهندسی ترافیک تلفنی (ذیل توصیهنامۀ ITU-T E.600)؛
- استانداردهای مهندسی ترافیک مخابراتی (ذیل توصیهنامۀ ITU-T E.700)؛
- استانداردهای مهندسی ترافیک پیامکی [SMS/MMS] (ذیل توصیهنامۀ 3GPP TS 23.040 ). ضمناً 3GPP نهادی جهانی وابسته به ITU است که علاوه بر استانداردهای 3G مسئول استانداردهای 4G و 5G هم هست؛
- استانداردهای کیفیت خدمات ارتباطی [QoS] (ذیل توصیهنامۀ ITU-T E.800)؛
- استانداردهای مهندسی ترافیک اینترنت و شبکههای نسل آینده [NGN](ذیل توصیهنامۀ ITU-T Y.1541)؛
- استانداردهای مهندسی ترافیک «چیزنِت» [IoT] به علاوۀ استانداردهای مهندسی ترافیک رگباری/انفجاری [Burst traffic] (ذیل توصیهنامۀ 3GPP TR 23.888).
عدم آگاهی و نبود مهارت لازم در اجرای استانداردهای فوق در بخش خصوصی و عمومی فناوری اطلاعات کشور در حالی است که:
- علم مهندسی ترافیکِ رسانههای الکتریکی که حدود پنجاه سال پیش جای خود را به رسانههای الکترونیکی دادند، اعتباری جهانشمول و عمری تقریباً یکصد ساله دارد و در شرکت مخابرات ایران در دهههای گذشته رعایت و تاحدودی اجرا میشد!
- دانش مهندسی ترافیک رسانههای مدرن (در شبکههای سیار و اینترنت) دارای اعتباری جهانشمول و عمری تقریباً سی ساله است! هم طراحان شبکه باید واقف به متن توصیهنامههای مذکور باشند و هم بهرهبرداران از زیرساختهای تلفنی و دادهای.
- طرفه آنکه عمدۀ استانداردهای جهانی مهندسی ترافیک در حوزههای مذکور به رغم این اعتبارِ گسترده، این عمرِ طولانی و این اهمیت حیاتی برای امنیت و رفاه کشور و مردم، در سازمان ملی استانداردهای ما تقریباً لامذکور و مغفول ماندهاند!
- توضیح در بارۀ اصطلاح «توصیهنامه»
نام محترمانۀ هریک از استانداردها در مجامع بینالمللی «توصیهنامه» (Recommendation) است به این دلیل که نمایندۀ کشور عضو در مجامع مذکور (از آن جمله نمایندۀ مربوط از جمهوری اسلامی ایران) پس از تصویب توصیهنامهای در سطح جهانی باید برود آن توصیهنامه را رسماً به سازمان ملی استاندارد معرفی و تفویض کند، تا متن وبافت استاندارد مربوط با صلاحدید کارشناسان در سطح بخشی و ملی، بومیسازی شود و سپس تصویب و ابلاغ شود!
وظیفۀ بردن توصیهنامههای مذکور از مجامع بینالمللی به سازمان ملی استاندارد بر عهده واحدهای مربوط در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات است؛ زیرا که معمولاً کارکنان واحدهای مربوط در این وزارتخانه برای شرکت در اجلاس مجامع بینالمللی استاندارد اعزام میشوند.
اصلیترینِ این واحدها، کمیسیون تنظیم مقررات ارتباطات است که به گمانم تا کنون کاری در این زمینه نکرده است. البته بعضی از واحدهای ذیربط در وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات در گذشته توصیهنامههای بسیاری را برای بومیسازی و تصویب به سازمان ملی استاندارد رسماً ارجاع دادهاند؛ اما تا جایی که میدانم اغلب استانداردهای ترافیکسنجی و بهینهسازی ترافیک رسانههای الکترونیکی مذکور فاقد مصوبه رسمی از سازمان ملی استاندارد هستند و در نتیجه هیچگاه برای اجرا در جمهوری اسلامی ایران ابلاغ رسمی نشدهاند.
- ضایعات معلق ماندن و بومیسازی نشدن توصیهنامهها
آشنایی من با دانش مهندسی ترافیک تلفنی و مخابراتِ داده به حدود چهل و نُه سال پیش برمیگردد، یعنی هنگامیکه پیش از انقلاب تازه به استخدام شرکت مخابرات ایران درآمده بودم و دورۀ کارآموزی اندازهگیری ترافیک تلفنی را در اداره کل طرح و مهندسی مراکز تلفنی (مستقر در تهران- وصال شیرازی) میگذراندم تا در پایان دورۀ کارآموزی به عنوان کارشناس اندازهگیری ترافیک تلفنی به ادارۀ مخابرات خراسان اعزام و در آنجا مشغول به همین کار شوم.
در این مرحله، تنها کار با دستگاههای ترافیکسنجی را یاد میدادند، بدون آن که مبانی نظری مهندسی ترافیک تلفنی را بیاموزند. ولی چند سال پس از انقلاب، آرام-آرام کار طراحی و مهندسی مراکز دیجیتالی در شرکت مخابرات ایران (تهران- سیدخندان) شروع و سرپرستی طراحی شبکه تهران به من واگذار شد.
اینجا بود که فهمیدم دورۀ مذکور (آشنایی با دستگاههای ترافیکسنجی) ناکافی و فاقد مبانی نظری علم مهندسی ترافیک تلفنی بود و حالا برای طراحی مراکز دیجیتالی شبکه مخابرات تهران مجبورم در بدترین شرایطِ برنامهریزی برای توسعه شبکۀ تلفن شهر تهران، کتاب ۴۲۰ صفحهای Telephone Traffic Theory Tables and Charts را که ناشر آن John Wiley & Sons Ltd بود مطالعه و حتی بخش نظری کتاب را برای اطلاع همکارانم ترجمه کنم.
یک دلیل بد بودن شرایط آن زمان برای برنامهریزی توسعه شبکۀ تلفن کشور، دیگر حضور نداشتن کارشناسان مجربی بود که پیش از انقلاب، حوزۀ تخصصی شان مهندسی ترافیک تلفنی و دادهای بود و پس از بهمن ۱۳۵۷ یا از شرکت رفته یا در بدنۀ عریض و طویل شرکت جابجا شده بودند و درهرصورت در دسترس من نبودند.
دیدم برای پیشبینی تعداد خطوط ارتباطی بین مراکز تلفن دیجیتالی و میان این مراکز و مراکز غیر دیجیتالی شبکۀ مخابرات شهر تهران بزرگ هیچ راهی ندارم جز مطالعۀ دقیق کتاب مذکور.
در عمل، اما احراز دانش مهندسی ترافیک نیز کمکم نکرد! زیرا کسی در کنارم نبود تا از دیتابیسِ اندازهگیریهای ترافیکی قبلی، وضعیت و رفتار ترافیکی مراکز تلفن جدیدالتأسیس در شبکۀ آینده را پیشبینی کند.
میخواهم بگویم که مطالعۀ کتاب مذکور که یکی از منابع معتبر آن زمان برای طراحی و پیشبینی و بهینهسازی ترافیک شبکههای مخابراتی بود و حاوی مبانی علمی/نظریِ مهندسی ترافیک تلفنی و ترافیک شبکههای دادهورزی (دیتاکام) بود کافی نبود و آگاهی داشتن از استانداردهای بینالمللی مذکور نیز کافی نخواهد بود، اگر دیتابیس شستهرفتهای از دادههای تاریخی و دانش استفاده از آنها برای پیشبینی وضع آینده در اختیار نداشته باشی!
موضوعات اصلی آن کتاب عبارت بودند از مبانی آماری ترافیک شبکه؛ رفتار تصادفی تماسها؛ استفاده از توزیعهای آماری برای مدلسازی جریان ترافیک ورود و خروج تماسها و پیامها، تعریف کمیت «اِرلانگ» (Erlang) [به عنوان «یکا» یا واحد ترافیک] برای سنجش بار ترافیکی شبکه تلفن، به کمک فرمولهای Erlang B (برای شبکههای فاقد صف انتظار) و از طریق فرمولهای Erlang C برای محاسبۀ بار ترافیکی شبکههای دادهای (شبکههای واجد صف انتظار).
این فرمولها به مهندسان کمک میکند تا آنها پهنای باند خطوط ارتباطی شبکه و کیفیت تضمین شدۀ خدمات را مشخص و هزینۀ گذار از شبکه آنالوگ به شبکۀ تمام دیجیتالی آینده را اقتصادی کنند.
اما از سالهای دهۀ هشتاد میلادی به بعد، با پیدایش اینترنت و بخصوص در آغاز قرن بیست و یکم به هنگام مواجهه با ترافیک رگباری/انفجاری ناشی از مبادلۀ ویدیو روی اینترنت، فرمولهای Erlang B و Erlang C برای مدلسازی جریان ترافیک و محاسبۀ پهنای باند خطوط ارتباطی، ناکارآمد شدند و فرمولهای جدیدی تحت عنوانِ Extended Erlang C و Erlang X پیشنهاد شدند.
اما کارشناسانی که از اهمیت فرمولهای Erlang B و Erlang C برای بهینهسازی شبکه بیخبرند، از مباحث جدید مثل Extended Erlang C و Erlang X و ترافیک خود-متشابه (Self-Similar) یا ترافیک رگباری/انفجاری (burst) هم سر در نمیآورند.
حتی بهینهسازی مسدودکردن اینترنت و بهینهسازی دوباره-بازکردن بدون اختلالِ مسیرها، نیاز به رعایت استانداردهای مهندسی ترافیک دارد.
به علاوه، طراحی دستگاهها و تجهیزات سخت افزاری برای بازرسی عمیق بستهها (DPI) و ساخت سیستمهای مسدودسازی ابزارهای عبور از فیلتر مثل فیلترشکن، نیازمند داشتن دانش مهندسی ترافیک اینترنت است.
شایعاتی پراکنده شدهاند که میگوید: دستگاهها، تجهیزات و سیستمهای مسدودسازی و بازرسی عمیق بستههای در حال عبور از دروازههای بینالمللی تحت کنترل شرکت ارتباطات زیرساخت را شرکتهای چینی به متولیان مسدودسازی و کنترل و نظارت بر رفتارکاربران در شبکه ملی اطلاعات به جمهوری اسلامی ایران میفروشند. اگر این ادعا درست باشد معنی ضمنیاش این است که چینیها بر دانش و استانداردهای مهندسی ترافیک اینترنت اشراف کامل دارند.
- ریسک خرید سیستمهای امنیتی از منابع خارجی
شواهد معتبری وجود دارد که نشان میدهد شرکتهای چینی به طور فعال در حال صادرات خدمات و تجهیزات «مهندسی ترافیک اینترنت» و «نظارت عالیه» به کشورهای دیگر، از جمله ایران، هستند. این صادرات معمولاً در قالب پروژههای زیرساختی یا همکاریهای امنیت سایبری و تحت عناوینی مانند «مدیریت پهنای باند»، «بهینهسازی شبکه» یا «امنیت سایبری» انجام میشود.
بر اساس اطلاعات موجود، این همکاریها را میتوان در دو سطح کلی دستهبندی کرد:
- صادرات فناوریهای پیشرفته نظارت و فیلترینگ
بر اساس اسناد فاش شده در سال ۲۰۲۵، شرکت چینیGeedge Networks به عنوان یکی از تأمینکنندگان اصلی فناوریهای مورد استفاده در «دیوار آتش چین» شناسایی شده است. این شرکت نه تنها در داخل چین فعال است، بلکه فناوری خود را به کشورهای دیگر نیز صادر میکند.
بر اساس این اسناد، کشورهای قزاقستان، اتیوپی، پاکستان و میانمار از خریداران و دریافتکنندگان تجهیزات این شرکت بودهاند. این فناوریها معمولاً از طریق همکاری با ارائهکنندگان محلی خدمات اینترنت در این کشورها نصب و راهاندازی میشوند.
محصولات این شرکت عبارتند از:
- درگاههای امنیتی موسوم به TSG: TianGou Security Gateway و
- سیستمهای تحلیل ترافیک مانند Network Zodiac که دارای قابلیتهای زیر هستند:
- بازرسی عمیق بستهها (DPI)
- مسدودسازی ابزارهای عبور از فیلتر مثل فیلترشکن؛
- محدودسازی پهنای باند پروتکلهای خاص؛ و
- مرتبط کردن فعالیتهای برخط با هویت واقعی کاربران.
- صادرات راهکارهای نظارت عالیه بر ترافیک (به منظور کشف رد پای تجاری)
علاوه بر شرکتهای تخصصی مانند Geedgeشرکتهای بزرگتر و شناختهشده چینی نیز به صادرات محصولات نظارت بر شبکه و امنیت سایبری مشغول هستند. اگرچه تمرکز اصلی این شرکتها بر «امنیت» است، اما فناوریهای آنها قابلیتهای مشترک زیادی با مهندسی ترافیک و نظارت عالیه دارد.
برخی از این شرکتها عبارتند از:
- شرکت میکرو استپ که در زمینه امنیت سایبری فعالیت میکند و به طور رسمی از راه حلهای بینالمللی خود مانند «پلتفرم تشخیص تهدید» یا TDP رونمایی کرده است. این پلتفرم با قابلیت بازرسی کامل ترافیک و تحلیل جریان داده، به مشتریان خود در سراسر جهان از جمله در آسیای جنوب شرقی، اروپا و آمریکای لاتین خدمات امنیت سایبری ارائه میکند. شرکت میکرو استپ استراتژی خود را به صراحت همگام با پروژۀ «ابتکار عمل کمربند و جاده» (OBOR) برای توسعه بازارهای بینالمللی تعریف کرده است.
- شرکت بیجینگ هوافِی تکنولوژی که در زمینه ارتباطات فیبر نوری و نظارت تصویری فعالیت دارد، در پروفایل رسمی خود اعلام کرده که محصولاتش به بیش از ۳۰ کشور از جمله ایران، روسیه، عربستان سعودی و ترکیه صادر میشود. اگرچه محصولات این شرکت مستقیماً در حوزه فیلترینگ محتوا تعریف نمیشوند، اما زیرساخت انتقال داده و نظارت تصویری (که نمونه آن به طور گسترده در پروژههای نظارت شهری چین به کار رفته) را فراهم میکنند که خود بخشی از زنجیره تأمین فناوری امنیت و نظارت عالیه است.
اطلاعات عمومی مذکور البته چندان مهم نیستند، زیرا فقط میگویند که ایران نیز به احتمال زیاد جزو دریافتکنندگان یا حداقل متقاضیان این دسته از تجهیزات و خدمات مهندسی ترافیک و نظارت عالیه از منابع چینی بوده یا هست ولی مهمتر از اطلاعات عمومی مذکور، پرسش از بود یا نبود تخصص مهندسی ترافیک دیتا در کشور است!
اگر چنین تخصصی در میان مسئولان مسدودسازی دروازههای بینالمللی کشور وجود نداشته باشد؛ یا متخصصان مربوط در تیمهای عملیاتیِ مسدودسازی و بازگشایی اینترنت وجود داشته باشند ولی فاقد دانش لازم در مورد «اِرلانگ X » و ماهیت «خودمتشابه ترافیک» لحظهای اینترنت کشور باشند، آنچه عملاً اتفاقات میافتد، قطع و وصل مکرر و بروز اختلال در ارتباطات پس از گشایش مجدد دروازههای بینالمللی است، اختلالاتی که معمولاً سیستماتیک، زنجیرهای و دیرآشکار هستند و فراتر از قطع و وصل، به پایداری شبکه، اقتصاد دیجیتالی و اعتماد کاربران آسیب میرسانند.
- اکنون نوبت «نصر» است!
بخشهای خصوصی و عمومی فعال در توسعۀ شبکۀ ملی اطلاعات کشور چه برای ارتقاء کیفیت خدمات شبکه و چه برای بهینهسازی کنترل و نظارت بر شبکۀ سرتاسری نیازمند دانش مهندسی ترافیک تلفنی ثابت، موبایلی، اینترنتی، ماهوارهای و چیزنِتی (شبکۀ حسگرهای متصل به اینترنت یا IoT) هستند.
در این رابطه هم وزارت عتف و هم وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات به علاوۀ نهاد ریاست جمهوری و بخصوص سازمان ملی استاندارد و فرهنگستان علوم باید به وظایف جاری خود در این زمینه به جِدّ بپردازند. اما چون ذینفعان عمدۀ پرورش کارشناسان زبده در حوزۀ مهندسی ترافیکِ رسانههای دیجیتالی، بخش خصوصی فناوری اطلاعات کشور و تودههای میلیونی کاربران هستند، به نظر میرسد که سازمان نظام صنفی رایانهای میتواند وارد این میدان شود و ابتکار عمل را به عنوان نهاد میانجی به دست گیرد.
اگر امروز به صورت هماهنگ برای رفع این نقیصۀ چندلایه بکوشیم، شاید در برنامۀ توسعه نُهم یا دهم توسعه بتوانیم ضایعات فقدان دانش، کارشناس و استانداردهای ملی مهندسی ترافیک را در بخش و فرابخش فاوا و در حوزۀ رسانههای دیجیتالی برطرف کنیم!