در مدح فیلترشکن؛ آینهای که حقیقت را لو میدهد

اما در این میان، یک بازیخرابکن جدید به نام فیلترشکنها پیدایشان شده است.
البته منظور همان استفاده رایج و قدیمی از فیلترشکنها در ایران برای عبور از فیلترینگ و مراجعه به شبکههای اجتماعی برای کسب خبر و … نیست بلکه این ابزارها از سمتی دیگر تبدیل شدهاند به «آینهای از واقعیت.»
آینهای که نشان میدهد چقدر از خدمات جهانی را از ما دریغ کردهاند و چقدر از سرویسهای داخلی را با نسخههای ناقص و کمفروشی تحویلمان دادهاند. کافی است یک روز بدون فیلترشکن وارد بعضی سایتها شوی؛ ناگهان منوهایی ناپدید میشوند، گزینههایی خاکستری میشوند و امکاناتی که باید «حق» باشد، تبدیل میشود به «امتیاز ویژه برای غیرایرانیها.»
این روزها و با ابقای اختلالها، رفتار کاربران، شیوه و ابزار استفاده از فیلترشکنها نیز در ایران تغییر کرده است و حقایق جدیدی را نمایان میکند.
لذا وقتی با VPN دایما در حال کار، نه برای استفاده از یک سایت یا سرویس خاص که به کل پا در اینترنت میگذارید، به جز برخی تغییرات مناسبتی، ناگهان با منوهایی روبهرو میشوید که تا پیش از این از وجودشان خبر نداشتیم.
اینجاست که متوجه میشوید با چقدر کمفروشی هم از داخل و هم از خارج مواجهاید و همین که غیرایرانی شناسایی شوید نوع خدمات هم متفاوت میشود.
نکته تلخ ماجرا اینجاست که فیلترشکن، برخلاف تصور، فقط ابزار دسترسی نیست؛ بلکه تبدیل شده به یک ابزار سنجش کیفیت که با آن میتوان فهمید کدام سرویس جهانی کدام خدمات را به ما نمیدهد، کدام سرویس به ظاهر غیر ممنوع نسخه کامل را ارایه نمیدهد و کدام پلتفرم، فقط بهخاطر موقعیت جغرافیایی ما را نمیبیند و به کل هیچ خدمتی نمیدهد.
سرنوشت عجیب ما که برای بسیاری از مردم دنیا حتی اگر از وجود آنها با خبر شود، قابل درک و هضم نیست.
در نهایت، فیلترشکنها نهتنها محدودیتها را دور میزنند، بلکه حقایق جدیدی را هم آشکار میکنند. حقیقتی تلخ اما واقعی: ما سالهاست اینترنت را «نصفه» مصرف کردهایم؛ نصفه از بیرون، نصفه از داخل.
و عجیب نیست که در چنین شرایطی، فیلترشکن تبدیل شود به محبوبترین ابزار دیجیتال ایرانیها؛ ابزاری که برخلاف بسیاری از سیاستها و محدودیتها، چیزی را پنهان نمیگذارد.
