شبکه ملی اطلاعات؛ حلقهای همیشه مفقود

براساس آمارهای اعلامشده، حدود۱۰میلیون نفر بهصورت مستقیم وغیرمستقیم از اقتصاد دیجیتال ارتزاق میکنند.در جریان جنگ تحمیلی ۱۲روزه، طبق گفته وزیر ارتباطات، اقتصاد دیجیتال با کاهش حدود۳۰درصدی اشتغال مواجه شد. برآورد خسارتها نیز متفاوت است؛ از روزانه ۲ تا ۳ همت تا حتی ۱۰ همت. این اعداد، فارغ از اختلافنظرها، یک پیام روشن دارند: قطع اینترنت، هزینهای سنگین و چندلایه برای اقتصاد کشور ایجاد میکند.
در جریان جنگ ۱۲روزه نیز چنین اتفاقی رخ داد و کاربران به ناچار به پلتفرمهای داخلی مهاجرت کردند اما این مهاجرت ناگهانی، ضعفهای ساختاری این سکوها را آشکار کرد؛ از کندی و اختلال گرفته تا ناتوانی در مقیاسپذیری و ارائه خدمات پایدار. نمایندگان مجلس نیز بهصراحت اعلام کردند که پیامرسانهای بومی در بزنگاههای راهبردی، از نظر امنیت و ظرفیت، آمادگی لازم را ندارند.
اینجاست که نقش «شبکه ملی اطلاعات» بهعنوان یک راهبرد کلان، بیش از پیش برجسته میشود. شبکه ملی اطلاعات، اگر بهدرستی و بهصورت کامل پیادهسازی شود، میتواند این امکان را فراهم کند که حتی در شرایط قطع اینترنت جهانی، خدمات حیاتی کشور از بانکداری و سلامت گرفته تا آموزش و کسبوکارهای آنلاین بدون اختلال ادامه یابد.
به بیان دیگر، شبکه ملی اطلاعات میتواند سپر دفاعی اقتصاد دیجیتال در برابر شوکهای امنیتی باشد. با این حال، پرسش اساسی این است که شبکه ملی اطلاعات تا چه اندازه پیشرفت کرده و چرا با وجود سالها تاکید، هنوز نتوانسته از بروز خسارتها جلوگیری کند؟ برخی نمایندگان مجلس معتقدند اگر این شبکه بهدرستی توسعه یافته بود، قطع اینترنت بینالملل لزوما بهمعنای آسیبدیدن کسبوکارها نبود.
توسعه سکوهای داخلی، صرفا با حمایت شعاری یا اجبار کاربران ممکن نیست. فضای مجازی، عرصه رقابت است و کاربران، پلتفرمی را انتخاب میکنند که در برابر هزینه و زمانی که صرف میکنند، بهترین خدمات را ارائه دهد. همانطور که یک مسافر، وسیلهای را انتخاب میکند که بیشترین رفاه را با هزینه مشخص فراهم کند، کاربران نیز به سمت سکویی میروند که سریعتر، امنتر و بهروزتر باشد. تا زمانی که سکوهای داخلی با محدودیت خدمات، کندی و نبود نوآوری مواجه باشند، نمیتوان انتظار مهاجرت گسترده و پایدار کاربران را داشت.
در این میان، نقش دولت، مجلس، بخش خصوصی ودانشگاهها تعیینکننده است. دولت باید از مدیریت صرفا دستوری فاصله بگیرد و با استفاده از مدیران جسور، ریسکپذیر و متخصص، مسیر توسعه زیرساختها را هموار کند. بخش خصوصی باید میدان واقعی برای نوآوری و خلاقیت داشته باشد و حمایتها نیز مبتنی بر توانمندی و عملکرد پلتفرمها باشد، نه صرفا براساس ملاحظات اداری. دانشگاهها و نخبگان نیز میتوانند با انتقال دانش روز و ایدههای نو، موتور محرک این تحول باشند.
در نهایت، اگر قرار است در شرایط بحرانی، امنیت کشور حفظ شود و همزمان، اقتصاد دیجیتال از آسیب جدی مصون بماند، چارهای جز تکمیل شبکه ملی اطلاعات، تقویت سکوهای داخلی، جلب اعتماد عمومی و نگاه بلندمدت به اقتصاد دیجیتال وجود ندارد. بحرانها دیر یا زود تکرار میشوند؛ آنچه میتواند خسارتها را کاهش دهد، آمادگی پیشینی و تصمیمگیری بهموقع است.
بنابراین شبکه ملی اطلاعات میتواند بهعنوان زیرساخت حیاتی برای کاهش آسیبپذیری کسبوکارهای آنلاین در زمان قطعیهای اینترنت بینالملل عمل کند یعنی در شرایط بحرانی، میتوان دسترسی به خدمات غیرضروری جهانی را محدود کرد، درحالی که ترافیک مربوط به خدمات داخلی حیاتی با اولویت بالا و بدون اختلال جریان یابد. شبکه ملی اطلاعات اگر با سرعت و جدیت توسعه یابد، نه تنها میتواند آسیبهای ناشی از قطعیهای موقت اینترنت جهانی را به حداقل برساند، بلکه با ایجاد اکوسیستم دیجیتال مستقل، زمینه رشد کسبوکارهای بومی و کاهش خسارتهای اقتصادی در بحرانهای آتی را فراهم خواهد آورد. سرمایهگذاری روی این زیرساخت، درواقع سرمایهگذاری بر تابآوری اقتصاد دیجیتال کشور است.