قطع اینترنت پژوهشگران را زمینگیر کرد

در جهانی که دانش و پژوهش با سرعتی بیسابقه در حال گسترش است، دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت به یکی از پیشنیازهای بدیهی فعالیت علمی تبدیل شده است. دانشگاهها، پژوهشگاهها و مراکز علمی بدون اتصال مستمر به منابع بینالمللی عملاً از چرخه تولید و تبادل دانش عقب میمانند. با این حال، در ایران قطع و اختلال اینترنت به پدیدهای تکرارشونده بدل شده است؛ پدیدهای که آثار آن تنها به ارتباطات روزمره محدود نمیشود و بهتدریج بنیانهای آموزش عالی و پژوهش علمی را تحت تأثیر قرار میدهد.
با این حال، کمتر به این نکته پرداخته شده که این تصمیمها چه تأثیری بر افرادی دارد که کارشان نه اعتراض خیابانی است و نه فعالیت سیاسی، بلکه پژوهش، آموزش و تولید دانش است. در همین راستا پژوهشگر ایرنا در گفتوگو با دانشجویان و پژوهشگران تلاش کرده است تا ابعاد این قطعیها و پیامدهای آن بر روند کار علمی آنها را بررسی کند.
وقتی پژوهش و تولید علم پشت فیلتر میماند
برای پژوهشگران و دانشگاهیان، دسترسی به اینترنت بینالملل یک امکان تجملی یا انتخابی نیست؛ بلکه ستون فقرات فعالیت علمی و حرفهای آنهاست. بخش عمدهای از فرایند پژوهش، از ایدهپردازی و مرور پیشینه گرفته تا نگارش، ارسال و داوری مقالات به دسترسی پایدار و آزاد به اینترنت وابسته است. بدون امکان استفاده از پایگاههای معتبر علمی، بدون ایمیل قابل اتکا و بدون دسترسی به ابزارهای ارتباطی و پژوهشی آنلاین، عملاً چرخه تولید علم دچار اختلال جدی میشود.
قطع اینترنت یعنی دسترسی نداشتن به JSTOR، PubMed، Springer، IEEE؛ یعنی منابعی که شالوده تحقیقات دانشگاهی در بسیاری از رشتهها را تشکیل میدهند. این وضعیت فقط یک مشکل فنی یا موقتی نیست، بلکه به شکل مستقیم بر روند انتشار مقالهها، پاسخگویی به داوریها، شرکت در کنفرانسهای علمی بینالمللی و پیشبرد پروژههای تحقیقاتی اثر میگذارد. مقالهای که ارسال نمیشود، داوریای که بیپاسخ میماند و پروژهای که از زمانبندی خود خارج میشود، همگی پیامدهای ملموس این محدودیتها هستند؛ پیامدهایی که مستقیماً آینده شغلی و علمی پژوهشگران را تهدید میکنند.
«محمد» دانشجوی دکتری شیمی دانشگاه تهران میگوید: «من درگیر چاپ مقاله در یکی از ژورنالهای بین المللی هستم، یک دفعه اینترنت قطع شد، حالا به هر دلیلی، این مساله تمام برنامههای من را به هم ریخت، عملاً برای مدتی هیچ دسترسی به ژورنال و پیگیری کارهای چاپ مقاله نداشتم. خیلی سخت است واقعاً همه چیز زندگی آدم به هم ریخته میشود.»
«محسن» دانشجوی دانشگاه آزاد میگوید: «من هر ترم باید هزینه سنگینی بابت شهریه دانشگاه پرداخت کنم و با این شرایط سخت معیشتی، طبیعی است که هر چه زودتر درسم را تمام کنم فشار کمتری به خودم و خانوادهام وارد میشود اما قطع اینترنت باعث شده که روند کار پایاننامهام مختل شود و احتمال دارد دفاع از پایاننامه یک ترم دیگر به تعویق بیفتد.»
او با اشاره به حساسیت مراحل پایانی نگارش پایاننامه ادامه میدهد: «من دقیقاً در مرحلههای آخر نوشتن پایاننامه بودم. در این مقطع حتی یک روز هم اهمیت دارد؛ چه برسد به اینکه چندین روز بدون اینترنت بگذرد. نه به منابع علمی دسترسی داری، نه میتوانی با استاد راهنما یا داوران در ارتباط باشی و نه امکان پیگیری کارها وجود دارد.»
محسن تأکید میکند که این وضعیت فقط یک تأخیر ساده نیست، بلکه فشار روانی و فرسودگی ذهنی را هم به دنبال دارد: «در چنین شرایطی نه دست و دل کار کردن داری و نه عملاً به جایی وصل هستی. هم از نظر علمی معلق میمانی و هم از نظر روحی تحت فشار قرار میگیری؛ چون میدانی هر روز تأخیر، یعنی هزینه بیشتر، زمان از دسترفته و عقب افتادن از برنامهای که برای آیندهات چیده بودی.»
زندگی علمی پشت VPN
یکی از مخربترین پیامدهای محدودیت اینترنت، چیزی است که کمتر دربارهاش حرف زده میشود: فرسایش روانی و ذهنیِ وصل ماندن. پیدا کردن فیلترشکن، عوض کردن فیلترشکن، امتحان کردن یکی دیگر، وصل شدن، قطع شدن، کُند شدن، دوباره امتحان کردن.
«حسنا» که یک دوره فرصت مطالعاتی در آلمان بوده و اکنون در دانشگاه شهید بشتی در حال دفاع از رساله خود است به پژوهشگر ایرنا میگوید: «از قطع طولانی اینترنت که بگذریم وقتی وصل است پیدا کردن فیلترشکن، خرید و وصل شدن خودش داستانی دارد. خیلی کار را سخت میکند. کسی که در سطح بین المللی در حال تحقیق و پژوهش است با دانشجویان خارجی میبایست رقابت کند واقعاً این محدودیتها برایش سخت است.»
«فاطمه» دانشجوی دانشگاه هنر در گفتوگو با پژوهشگر ایرنا میگوید:«به خدا هر فیلترشکنی که فکرش را بکنید امتحان کردهام. یکی را وصل میکنی کار نمیکند، سراغ بعدی میروی، آن هم یا وصل نمیشود یا بعد از چند دقیقه قطع میشود. تازه خودِ خرید فیلترشکن هم ماجرای جداگانهای دارد؛ هزینهاش که هیچ اما تضمینی هم برای پایداریاش وجود ندارد. بارها پیش آمده درست زمانی که در حال انجام پروژه یا جستوجوی علمی هستم، ناگهان قطع شده است.»
او ادامه میدهد: «در چنین شرایطی کار تحقیق و نوشتن اصلاً پیش نمیرود. تمرکز از بین میرود و عملاً روند پژوهش مدام قطع و وصل میشود. این قطعی و اختلال اینترنت حتی برای پژوهشگرانی که صرفاً در حوزههای داخلی کار میکنند هم آزاردهنده و فرساینده است؛ چه برسد به افرادی مثل من که با توجه به موضوع رسالهام، مجبور هستم از منابع خارجی استفاده کنم.»
فاطمه تأکید میکند که این محدودیتها فقط یک مانع فنی نیست بلکه مستقیماً کیفیت و سرعت کار علمی را هدف قرار میدهد: «وقتی دسترسی به منابع اصلی قطع باشد، عملاً بخشی از پژوهش متوقف میشود. این یعنی عقب افتادن از برنامه، فشار روانی بیشتر و احساس ناتوانی در انجام کاری که قرار بوده صرفاً یک مسیر علمی باشد، نه یک مبارزه دائمی با محدودیتها.»
در این بین نیز عده ای به شغل کاذب وی پی ان فروشی روی آوردهاند و بساط کاسبی راه انداخته اند. این چرخه برای میلیونها نفر به یک روند روزمره و فرسایشی تبدیل شده است. روندی که انرژی ذهنی، تمرکز و زمان را میبلعد. پژوهشگری که باید ذهنش درگیر تحلیل داده یا نوشتن مقاله باشد، عملاً وقت و تمرکزش را صرف این میکند که «امروز کدام VPN کار میکند». این فرسایش آرام، خزنده و بیسروصداست؛ در آمار نمیآید اما آدم را از درون خالی میکند.
قطعی اینترنت با زندگی علمی چه میکند؟
قطع و اختلال اینترنت فقط یک مزاحمت موقت نیست. در بلندمدت به بیاعتمادی علمی، حذف پژوهشگران از همکاریهای بینالمللی و عقبماندن کشور از جریان دانش منجر میشود. وقتی امکان ارتباط پایدار، تبادل منظم داده و مشارکت مستمر در پروژههای مشترک وجود نداشته باشد، طرفهای خارجی ترجیح میدهند از همکاری صرفنظر کنند و ریسک ناپایداری ارتباط را نپذیرند.
در چنین شرایطی، پژوهشگران ایرانی بهتدریج از شبکههای علمی بینالمللی کنار گذاشته میشوند و سهم کشور از جریان جهانی تولید و تبادل دانش کاهش مییابد. این حذف تدریجی نه با یک تصمیم رسمی بلکه بهصورت خاموش و ساختاری اتفاق میافتد؛ از دعوت نشدن به پروژههای مشترک گرفته تا حذف نام پژوهشگران از همکاریهای بلندمدت و کنسرسیومهای علمی.
پیامد نهایی این روند چیزی جز انزوای علمی، تشدید مهاجرت نخبگان و تضعیف بنیانهای تولید علم در کشور نیست. هزینه این وضعیت را نمیتوان بهسادگی با اعداد و آمارهای رسمی سنجید؛ هزینهای پنهان اما سنگین که هم آینده علمی افراد را تحت تأثیر قرار میدهد و هم مسیر توسعه علمی کشور را با چالشهای جدی و جبرانناپذیر مواجهه میکند.



