لوکیشن گیت و جنجال سیمکارتهای سفید

ماجرا از آنجا آغاز شد که شبکه اجتماعی ایکس قابلیت جدیدی را به پروفایل کاربرانش افزود. این قابلیت امکان میداد که محل اتصال کاربران به این شبکه اجتماعی شناسایی شود. از آنجا که این شبکه اجتماعی در ایران فیلتر است و دسترسی به آن بدون فیلترشکن برای همگان ممکن نیست، اگر محل (لوکیشن) کاربری درون ایران باشد، نشان میدهد که این شخص به احتمال فراوان از اینترنت بدون فیلتر برخوردار است و خط او به اصطلاح «سفید» شده است.
قابلیت «Account based in» در قسمت پروفایل کاربر نشان میدهد هر حساب کاربری از کدام کشور یا منطقه مدیریت میشود. این قابلیت ناگهان فضای توییتر فارسی را با زلزله مواجه کرد. مشخص شد که تعداد بسیار زیادی از ایرانیها، عمدتا وابستگان به دولت، فعالان رسانه و برخی شخصیتهای شناخته شده، که بسیاری از آنها مواضع آتشینی در مخالفت با فیلترینگ اتخاذ میکردند، خودشان در خفا از اینترنت طبقاتی و سیمکارت بدون فیلتر برخوردار بودهاند.
بسیاری از مسوولان دولتی از جمله وزیر ارتباطات و معاونان وی، سخنگوی دولت و نمایندگان کنونی و پیشین مجلس از این جملهاند و جالب اینکه این افراد بارها مخالفت ظاهری خود را با اینترنت طبقاتی اعلام کرده و حتی گفته بودند مانند سایر مردم از فیلترشکن استفاده میکنند.
افشای این موضوع خشم کاربران را برانگیخت و فضای توییتر فارسی به نحو عجیبی به سوی تشنج رفت.
واکنش کاربرانی که از این خطهای سفید استفاده میکردند اما متفاوت بود. برخی از آنان قبول کردند که اشتباه کردهاند و از مردم پوزش طلبیدند، برخی دیگر اعلام کردند که در جریان سفید شدن خطشان نبودهاند (که البته این ادعا چندان مورد پذیرش کاربران ناراضی و متعرض قرار نگرفته است)، برخی نیز چنین توجیه کردند که حضور آنها در شبکههای اجتماعی فیلتر شده ضروری بوده و بابت برخورداری از این رانت آشکار، نه تنها اظهار ندامت نکردند، بلکه آن را حق خود دانستند.
این مساله، شائبه شکلگیری نوعی «اینترنت طبقاتی» را در ایران تقویت کرده است؛ پدیدهای که در آن، دسترسی به فضای آزاد اطلاعات نه بر اساس نیاز یا تخصص، بلکه بر اساس موقعیت سیاسی یا ارتباطات نهادی تعریف میشود.
با وجود حساسیت بالای موضوع، تاکنون هیچ مقام رسمی بهطور شفاف به وجود یا عدم وجود سیمکارتهای سفید واکنش نشان نداده است. در گذشته نیز برخی مسوولان پیشین حوزه ارتباطات از تخصیص اینترنت آزاد به برخی نهادهای خاص در چارچوب مصوبات شورای عالی فضای مجازی سخن گفته بودند، اما هیچگاه فهرستی شفاف از این دسترسیها منتشر نشده است.
در فضای مجازی، واکنشها به این ماجرا بسیار گسترده بوده است. بسیاری از کاربران از ریاکاری برخی چهرههای رسانهای ابراز ناراحتی کردهاند و گفتهاند کسانی که در ظاهر مخالف فیلترینگ هستند، خود از امتیاز اینترنت آزاد بهرهمندند. برخی نیز این وضعیت را نشانهای از رانت سیستماتیک و تبعیض ساختاری در سیاستگذاری فضای مجازی ایران دانستهاند. انتشار اسکرینشاتهایی از موقعیت مکانی توییتها، که نشان میداد برخی کاربران بدون فیلترشکن در داخل ایران به توییتر دسترسی دارند، به این موج انتقادی شدت بیشتری بخشیده است.
در سطحی کلانتر، این ماجرا بار دیگر مساله عدالت ارتباطی و حق دسترسی برابر به اطلاعات را در ایران به چالش کشیده است. کارشناسان معتقدند که وجود دسترسیهای گزینشی به اینترنت، نهتنها اعتماد عمومی به تصمیمگیران حوزه ارتباطات را تضعیف میکند، بلکه باعث تعمیق شکاف میان شهروندان و ساختار حاکمیتی میشود. از سوی دیگر، این وضعیت میتواند به تضعیف مشروعیت رسانههایی منجر شود که با بهرهمندی از این امتیاز، در رقابتی نابرابر با سایر کاربران فعالیت میکنند.
در شرایطی که محدودیتهای گسترده اینترنتی زندگی روزمره، تحصیل، کسبوکار و ارتباطات اجتماعی میلیونها ایرانی را مختل کرده، افشای دسترسی آزاد برخی افراد به اینترنت بدون فیلتر، بیش از پیش پرسشهایی درباره شفافیت، پاسخگویی و عدالت در سیاستگذاری دیجیتال کشور مطرح کرده است. افکار عمومی اکنون منتظر توضیحی رسمی از سوی نهادهای مسوول است؛ توضیحی که تاکنون داده نشده و سکوت در برابر آن، تنها به تشدید بیاعتمادی دامن میزند.