پرونده اینترنت ماهوارهای در مرحله حساس

بعد از جنگ ۱۲ روزه بود که به سرعت قوانینی برای جرمانگاری و ممنوعیت استفاده از تجهیزات اینترنت ماهوارهای در مجلس ایران تصویب شد. چند ماه بعد نیز بر اساس گزارش رسانههای داخلی و خارجی، در جریان قطعی اینترنت زمستان سال جاری، اینترنت ماهوارهای استارلینک در ایران پس از ارسال پارازیتها با اختلال مواجه شد. اما اکنون مرور اخبار نشان میدهد، این به معنای پایان راه و مختومهشدن همیشگی پرونده این ابزار ارتباطی نیست.
در روزهای گذشته انبوهی از اخبار و گزارشها در خصوص وضعیت اینترنت ماهوارهای در رسانههایی همچون تکپالیسی، والاستریتژورنال، اماسان، پیسیمگ و … منتشر شد که حاوی نکات و موضوعات حساس و جالب توجهی در خصوص سرنوشت و احتمالات این نبرد میان ایران و استارلینک است.
در همین رابطه سایت Tech Policy Press که یک سازمان غیرانتفاعی آمریکایی است در گزارشی به بررسی تحولات پیرامون اینترنت ماهوارهای استارلینک در ایران پرداخته و نوشت: دولتها در مواقع بحرانی به سادگی و با عجله از اهرمهای محدودسازی ارتباطات استفاده نمیکنند؛ اگرچه ایران در این خصوص عملکردی متفاوت دارد.
این واقعیت اما فضایی را برای واکنشهای راهحلگرایانه فناوری، مانند استارلینک ایلان ماسک، ایجاد کرده است تا وارد عمل شوند و خود را به عنوان راهحل به بازار عرضه کنند.
منطق به طرز فریبندهای ساده است: اگر دولتها میتوانند شبکههای زمینی را خاموش کنند، اتصال باید تغییر مسیر داده شود. به همین دلیل است که اینترنت ماهوارهای، به ویژه سیستمهای مدار پایین زمین (LEO)، به عنوان جایگزینی مقاوم در برابر انسداد، بدون مرز و مصون در برابر قدرت دولتی مطرح شد.
اما قطع اینترنت در سال ۲۰۲۶ در ایران، محدودیتهای این چارچوب را آشکار میکند و نشان میدهد که اینترنت ماهوارهای در برابر اختلال مصون نیست و در همان سیستمهای حاکمیت و کنترل تعبیه شده است.
آمادگی ایران برای مهار استارلینک
در قلب وقایع پایان دسامبر ۲۰۲۵ در ایران یک دستورالعمل آشنا وجود داشت که در قطعیهای سراسری اینترنت در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ دیده شده بود: دولت ایران در مواقعی که آسیبپذیری بالایی را احساس میکرد، از زیرساختهای دیجیتال استفاده و کنترل خود را اعمال میکرد.
اما اکنون و در مورد خاص و اخیر سال جاری در ایران دولت خود را برای مقابله با معرفی و استفاده از خدمات اینترنت ماهوارهای استارلینک تطبیق داده و تکامل داد.
در سطح قانونی، امنیت ملی، قطعی کامل اینترنت را برای قطع ارتباطات توجیه کرد. در سطح شبکه، دولت کنترل خود را بر دروازههای داخلی اعمال کرد و دادههای تلفن همراه و پهنای باند ثابت را در سراسر کشور خاموش کرد، در حالی که دسترسی محدودی به اینترانت ملی تحت کنترل دولت حفظ کرد.
در سطح ماهواره، شواهد موجود در حال حاضر نشان میدهد که مقامات ایرانی از اقدامات اجرایی طیف، از جمله تداخل با سیگنالهای GPS (جعل) با حدود ۳۰ تا ۸۰ درصد از دست رفتن بستهها، پارازیت فرکانس رادیویی، توقیف تجهیزات ماهوارهای و برخورد با مالکیت و استفاده از پایانههای ماهوارهای در کشور استفاده کردهاند که مجازات آن تا ۱۰ سال زندان است.
با نگاهی به مجموع موارد، قطعی اینترنت در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که این صرفا یک اقدام فنی نبوده، بلکه یک استراتژی هماهنگ و یکپارچه بوده که از طریق کنترل دولت بر زیرساختها اجرا شده است. در واقع قطعیها، اثبات موفقیتآمیز قدرت زیرساختی هستند.
سکته استارلینک در مقابل اختلالها
اما در حالی که اینترنت ماهوارهای به عنوان یک جایگزین در طول قطعیهای اینترنت معرفی شده است، وقایع ایران حقیقت سختتری را آشکار میکند: اینکه اینترنت ماهوارهای با محدودیتهای فیزیکی و فنی مواجه است که میتواند آن را زمینگیر کند.
ترمینالهای استارلینک برای حفظ همترازی با ماهوارههای موجود در مدار، به موقعیتیابی و زمانبندی GPS متکی هستند تا بتوانند ترافیک uplink و downlink را به طور مؤثر مدیریت کنند. اما این سیگنالها در برابر تداخل آسیبپذیر هستند.
در مورد ایران، جعل GPS و پارازیت فرکانس رادیویی به کار گرفته شدند و به تدریج شبکه را تضعیف کردند. همین روشها و تاکتیکها توسط روسیه در اوکراین در سال ۲۰۲۲ به کار گرفته شد. اما این شکست مهندسی استارلینک نبود، بلکه یک شیوه طراحی بود؛ ماهوارهها باید در مدار پایین قرار گیرند تا به تأخیر کم و پوشش گسترده دست یابند، که همین امر باعث میشود آنها قابل پیشبینی باشند و سیگنالها در مقایسه با سیستمهای زمینثابت، راحتتر مختل شود.
در ادامه این گزارش آمده است، ظهور پارازیتاندازهای مخصوص LEO در سراسر ایران و برخی دیگر از کشورها، نشاندهنده سرمایهگذاریهای استراتژیک و همراه با جرمانگاری پایانههای غیرمجاز و توقیف است. این نشان میدهد که آسیبپذیری فنی هنگامی که کشورها مایل به ادغام آن در یک خاموشی گستردهتر اینترنت باشند، یک اهرم عملی است. به عبارت دیگر، ماهوارهها همیشه میتوانستند تحت شرایط خاصی غیرفعال شوند، اما تصمیم به انجام این کار کاملاً به اراده و انتخابهای استراتژیک دولت بستگی داشت.
نقاط کور و خلأهای بینالمللی
اما از سوی دیگر در حالی که ترمینالهای استارلینک همچنان به صورت قاچاق به کشور وارد میشوند، ایران رسماً با استارلینک و سایر سیستمهای ماهوارهای بیمجوز به عنوان استفاده غیرمجاز از طیف رادیویی خود شناسایی میکند و مالکیت و استفاده از آنها را جرم میداند. اجرای این قانون در طول ناآرامیهای سیاسی تشدید میشود.
اما قطع اینترنت در ایران محدودیتهای ساختاری حاکمیت جهانی را آشکار کرد که مدیریت طیف فرکانسی در قلب این مشکل قرار دارد. دولتها بر طیف رادیویی حاکمیت دارند و مقررات رادیویی اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) سازمان ملل متحد برای تسهیل هماهنگی بین دولتها و اپراتورها طراحی شده است.
آنها اصول تناسب، ضرورت یا آسیب را ارزیابی نمیکنند و همچنین برای کسانی که در هنگام استفاده از طیف فرکانسی به عنوان سلاح و سوءاستفاده آسیب میبینند، راهحلهای مؤثری ارائه نمیدهند، با وجود اینکه چنین اقداماتی بارها در گزارشهای شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در طول سالها محکوم شده است.
از این رو، اقداماتی مانند مسدود کردن، پارازیت انداختن یا غیرفعال کردن سرویسهای اینترنت ماهوارهای را میتوان به عنوان جلوگیری از تداخل مضر و نه به عنوان اقدامات سیاسی عمدی در نظر گرفت.
نقطه کور حکمرانی سایبری در این فرض نهفته است که مدیریت طیف فرکانسی یک حوزه بیطرف، غیرسیاسی و صرفاً فنی است.
در چنین حالتی هنگامی که دولتها از این مقامات درخواست کمک میکنند، سیستم تا حد زیادی دلایل آنها را بدون در نظر گرفتن زمینههای دیگر، به صورت ظاهری میپذیرد.
در اتحادیه بینالمللی مخابرات، هیچ سازوکار مشخصی برای تمایز بین تلاشهای مشروع برای جلوگیری از تداخل مضر و تلاشهای عمدی برای مختل کردن عمدی ارتباطات وجود ندارد. اما این امر نه پنهان است و نه استثنایی؛ این اقتدار حاکمیتی است که آشکارا و در معرض دید اعمال میشود.
برای مثال، پرونده مصر در سال ۲۰۲۰ در اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU) استفاده از سیستمهای تلفن همراه برای شناسایی، مکانیابی و مختل کردن انتقالهای رادیویی غیرمجاز را آشکار کرد. اگرچه این پرونده از نظر فنی و نظارتی به عنوان اجرای طیف فرکانسی مطرح شد، اما نگرانیهایی را ایجاد کرد مبنی بر اینکه چنین قابلیتهایی در عمل برای شناسایی و سرکوب ارتباطات توسط فعالان و پخشکنندگان مستقل که خارج از سیستمهای رسانهای تحت کنترل دولت فعالیت میکنند، مورد استفاده قرار گرفته است.
لذا در روایتی بیطرفانه از «مدیریت طیف فرکانسی»، چنین اقداماتی به راحتی در چارچوب قوانین قرار میگیرد، با وجود اینکه اثرات آن بر گردش اطلاعات قابل تشخیص نیست.
پرونده میانمار در سال ۲۰۲۵ در اتحادیه بینالمللی مخابرات، این موضوع را ملموستر میکند و نشان میدهد که اپراتورهای ماهوارهای مانند اسپیسایکس میتوانند قاطعانه عمل کنند. در این مورد خاص، استارلینک داوطلبانه بیش از ۲۵۰۰ ترمینال فعال را بدون هیچ درخواستی از دولت میانمار و بدون ارائه هیچ گونه اطلاعات مکانی غیرفعال کرد.
در نتیجه و جمعبندی باید گفت ما اکنون با یک دوگانگی مواجه هستیم که از یکسو دولتها بر حکمرانی فضای ارتباطات خود تاکید دارند و مطابق قواعد بینالمللی عمل میکنند و از سوی دیگر اپراتورهای خصوصی همچون استارلینک نیز با استناد به قواعد بینالمللی در زمینه حقوق بشر وارد عرصه ارایه دسترسی اینترنت به مردم میشوند.
وقتی زیرساختها دیگر خنثی نیستند
قطعیهای اینترنت نقص فنی نیستند، بلکه اقدامات سیاسی عمدی هستند که از طریق زیرساختها امکانپذیر میشوند. مورد ایران به صراحت نشان میدهد که زیرساختهای دیجیتال خنثی نیستند. هیچ فناوری نمیتواند جایگزین حمایتهای قانونی و سیاسی سیستماتیک شود. تا زمانی که قوانین بازی ثابت بمانند، هر «راه حل» جدید فقط به عرصهای دیگر برای قدرت تبدیل خواهد شد.
در پایان گزارش تک پالیسی آمده است، بنابراین، جامعه مدنی و سیاستگذاران باید نه تنها با وجود این ابزارها، بلکه با انگیزهها، شکافهای حاکمیتی و محاسبات ژئوپلیتیکی که تعیین میکنند این ابزارها چه زمانی، کجا و علیه چه کسی به کار گرفته شوند، مقابله کنند.
از موانع قانونی در واشنگتن تا مقابله با پارازیت
ایالات متحده در هفتههای اخیر به افزایش دسترسی به اینترنت در ایران به اشکال مختلف تمایل زیادی نشان داده است. اما استارلینک نمیتواند تنها راه حل باشد زیرا این ترمینالها پرهزینه هستند و در معرض خطر دائمی مصادره قرار دارند. از سوی دیگر، اینترنت مستقیم به تلفن همراه فقط به یک تلفن همراه نیاز ندارد. قانون حداکثر حمایت که در بهار ۲۰۲۵ معرفی شد، به این فناوری پرداخت. اکنون قانون آزادی دو حزبی در حال بررسی میتواند این شکاف را پر کند. این قانون از نهادهای دولتی ایالات متحده میخواهد که امکانسنجی استقرار اینترنت مستقیم به تلفن همراه را در مقیاس بزرگ در ایران ارزیابی کنند.
اگرچه یکی از بزرگترین چالشهایی که این ارزیابی احتمالاً شناسایی خواهد کرد، مسائل نظارتی است: شرکتهای آمریکایی برای انتقال سیگنالهای تلفن همراه به ایران به مجوز خاص دولت آمریکا نیاز دارند.
در همین حال NasNet که یک گروه فنی و غیررسمیِ فعال در حوزه پایش اختلالات اینترنت، تحلیل کیفیت اتصال و رصد پارازیت و تداخل سیگنال در ایران است در توییتی مدعی شد: «مسئله تداخل، یک بازی مداوم است؛ بنابراین، شرایط ممکن است دوباره تغییر کند یا حتی بدتر شود. با این وجود، ما تلاشهای خود را متوقف نخواهیم کرد.» NasNet حتی ادعا میکند که با SpaceX برای غلبه بر مشکلات پارازیت همکاری کرده است. اگرچه SpaceX بلافاصله به درخواست اظهار نظر پاسخ نداد.
تشدید نبرد اختلال و ارسال تجهیزات
همزمان با این تحولات وال استریت ژورنال در گزارشی اختصاصی مدعی شد که دولت ترامپ یک ضدحمله پنهانی فناوری را آغاز و با موفقیت تقریباً ۶۰۰۰ ترمینال اینترنت ماهوارهای استارلینک را به ایران قاچاق کرده است. این عملیات بیسابقه با هدف ارائه چیزی که از آن با نام یک «خط نجات دیجیتال» نام برده میشود، انجام شده است.
طبق گزارشها، تحویل مخفیانه کیتهای استارلینک پاسخی مستقیم به “قطعی اخیر اینترنت در ایران بوده است.
در ادامه گزارش وال استریت ژورنال آمده است: مقامات آمریکایی که نخواستند نامشان فاش شود، اظهار داشتند که وزارت امور خارجه بودجه سایر برنامههای «آزادی اینترنت» را برای خرید نزدیک به ۷۰۰۰ ترمینال در مجموع اختصاص داده است. سپس این دستگاهها از طریق کانالهای مخفی در سراسر مرزهای ایران منتقل شدهاند.
این مداخله تکنولوژیکی اولین باری است که از سوی ایالات متحده و مستقیماً از طریق ارسال سختافزار استارلینک در یک کشور رخ میدهد
طبق گزارشها، ترامپ در مورد تحویل این تجهیزات توجیه شده است.
از سوی دیگر کارلوس پلاسیدو، تحلیلگر صنعت ماهواره، نیز در گفتوگو با PCMag خاطرنشان میکند که با توجه به مقیاس گسترده منظومه ماهوارهای استارلینک، ایجاد اختلال کامل در آن آسان نیست و بسته به اینکه در کجای ایران هستید، در هر زمان بین ۱۵ تا ۶۰ ماهواره بالای سر یک کاربر قرار داد.
وی همچنین میگوید: «ایجاد اختلال کامل در سیستمی با این همه مسیر اتصال ممکن، دشوار است.»
هشدار وزیر ارتباطات به فراگیری استارلینک
اما در حالیکه طی روزهای گذشته اخباری از برخورد و شناسایی دارندگان تجهیزات اینترنت ماهوارهای در شهرهای مختلف کشور منتشر میشود، در همین رابطه و بر اساس گزارش رسانههای داخلی، ستار هاشمی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز هشداری در خصوص فراگیری احتمالی و خارج از کنترل اینترنت ماهوارهای در ایران داده است.
هاشمی معتقد است سیاستهای محدودکننده در حوزه اینترنت نهتنها به افزایش امنیت منجر نشده، بلکه کاربران را بهطور مستقیم به سمت استفاده از اینترنتهای ماهوارهای مانند استارلینک سوق داده است؛ روندی که به گفته او، اساس «شبکه ملی اطلاعات» را با تهدید جدی روبهرو میکند.
او با تأکید بر این که نمیتوان نیاز واقعی مردم به اینترنت را نادیده گرفت، هشدار داد: نادیدهگرفتن مسئله و پاککردن صورتمسئله، جامعه را به سمت راهحلهایی مانند استارلینک هدایت میکند.
هاشمی با اشاره به این که امروز استارلینک مطرح است و فردا فناوریهای دیگری جای آن را خواهند گرفت، گفت در صورت فراگیرشدن اینترنت ماهوارهای، عملاً امکان اعمال حاکمیت از بین میرود.
وی با بیان اینکه مدیریت صحنه با ابزارهای فنی نه مؤثر است و نه شدنی گفته: تاکنون حدود ۱۰۰ هزار آیپی مرتبط با استارلینک در شبکه داخلی کشور مشاهده شده است.
وزیر ارتباطات در بخش دیگری از سخنانش به پیامدهای فنی فیلترینگ بر معماری شبکه ملی اطلاعات پرداخت و توضیح داد که مهاجرت کاربران به سمت اینترنت ماهوارهای و ابزارهای عبور از فیلتر، باعث میشود حتی ترافیک داخلی نیز از مسیرهای خارجی عبور کند؛ موضوعی که بهطور مستقیم کارایی شبکه ملی را مختل میکند.
جمعبندی و نتیجهگیری
در نهایت میتوان گفت پرونده اینترنت ماهوارهای در ایران نه بسته شده و نه به یک نتیجه قطعی رسیده است؛ بلکه وارد فاز پیچیدهتری شده که در آن «فناوری»، «حاکمیت» و «ژئوپلیتیک» بهصورت همزمان درگیر شدهاند.
تحولات هفتههای اخیر نشان داد مواجهه ایران با استارلینک صرفاً یک واکنش مقطعی و شکستخورده نبود. در مقابل، اینترنت ماهوارهای استارلینک نیز با بنبست مواجه نیست و همزمان، ایالات متحده با ارسال هزاران ترمینال و بررسی گزینه «اینترنت مستقیم به موبایل» وارد فاز فعالتری شده است؛ اقدامی که این پرونده را از یک چالش فنی داخلی به یک موضوع ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است.
به عبارت دیگر آنچه امروز در ایران جریان دارد، صرفاً یک منازعه بر سر دسترسی به اینترنت نیست؛ بلکه آزمونی برای آینده حکمرانی ارتباطات است. این یعنی اگرچه فناوری بهتنهایی نمیتواند معادله قدرت را تغییر دهد اما از سوی دیگر نظام حکمرانی نیز بدون هزینه نمیتواند آسمان و فناوری را کاملاً مسدود کند. کمااینکه بنا به گفته وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات کشور، حتی شبکه ملی اطلاعات خود میتواند به بستری برای پایداری و ارایه خدمات اینترنت ماهوارهای تبدیل شود.
پرسش اینجاست که آیا مدل فعلی مواجهه ایران پایدار است؟ آیا اینترنت ماهوارهای به متغیر ثابت سیاست امنیتی ایران تبدیل خواهد شد؟
و در نهایت اینکه ایران اکنون به آزمایشگاه تقابل «حاکمیت زیرساختی» و «دسترسی فرامرزی» تبدیل شده است؛ جایی که نه کابلها تعیینکننده نهایی هستند و نه ماهوارهها و قواعد بازی در حال بازتعریف است.