وبلاگ
-
چرا به من مسوولیت نمیدن؟
چند روز پیش داشتم تو کوچه ماشین رو دستمال میکشیدم که دیدم یکی از اون دوستای بیکار که خیلی هم حرف میزنه از دور میاد. پیچیدم زیر ماشین که مثلا من رو نبینه و بره پی کارش که دیدم زد روی شونهام و گفت مخلص آقفری. یه آه عمیقی درون خودم کشیدم و گفتم وامصیبتا! دو ساعتی از وقتم رفت هوا. یه سلام و علیک سردی باهاش کردم و خودمو مشغول نشون دادم که بیخیال شه که البته کاملا بیفایده بود. شروع کرد از گرونی و بدبختی و همین حرفای روزمره گفتن. منم هی میگفتم خب اینا رو همه میدونیم، خودت در چه حالی که حرفاش رفت تو یه فاز دیگه. بهم گفت، من یه مدته یه سری سوال دارم که نمیدونم کی جوابشو داره؟ میگفت یه مدته حال هیچکاری رو ندارم، دارم چاق میشم، هر جا هم میرم ملت میپیچن میرن که با من طرف نشن. ولی باور کن من این چیزا رو میفهمم. جدیدا هم هر کی منو میبینه میگه تو خیلی حرف زیاد میزنی. منم حالا یه مدته دارم با خودم فکر میکنم، چرا به من یه مسوولیت نمیدن؟ اینو که گفت حواسم یه کم جمع شد و چشمام گرد شد و ازش پرسیدم، مسوولیت؟! مگه تو …
-
افسردگی چرخیدن در توییتر مسوولان
از زمانی که اینترنت به دنیا اومده خب مثل هر پدیده دیگهای که استفاده زیاد ازش مضراتی داره، یه سری بیماری و مرض خاص اینترنتی هم به همراه آورده. مشکل گردن پیامکی، بیماری سلفی، بیماری خودبزرگبینی و خیلی بیماریهای دیگه از جمله این مشکلات محسوب میشه. به نظرم اما توی ایران اگه یه تحقیقی بشه، میشه نام یک بیماری خاص دیگه رو هم به جمع بیماریهای اینترنتی دنیا اضافه کرد که البته فکر کنم خاص ایران باشه. من اسم اون بیماری رو گذاشتم، ” افسردگی چرخیدن در توییتر مسوولان”. حالا این بیماری دقیقا چیه. من اصولا معتقدم حرف باد هواست و اگه به هر آدمی بگن بین دو نفر که یکیشون لال هست اما خیلی خوب کار میکنه و یکیشون لال نیست، اما فقط حرف میزنه، کدوم رو انتخاب میکنید، همه بلافاصله فرد لال رو انتخاب میکنن. به همین دلیل من زیاد توی توییتر و تلگرام و فیسبوک و اینستاگرام نمیچرخم چون میدونم جز یه مشت باد هوا چیزی گیرم نمیاد. اما خب آدمیزاد کنجکاوه و همین هم باعث شد تا یه مدتی سری به توییتر بعضی از مسوولان حوزه ICT بزنم و ببینم ملت پای هر توییتی که میکنن، چی میگن و نظرشون چیه در کل. عرض شود که …
-
نون توی استارتآپه
من بازم یک کشف جدید کردم. شما همین الان تیتر اخبار یکی از رسانههای حوزه ICT رو اگه مرور کنید احساس میکنید جنگه! و مسوولان روزی نیست که همدیگرو متهم به کمکاری، سیاسیکاری، موازیکاری و کارهایی از این قبیل نکنن. اما وسط این همه دعوا یه جای امن و امان وجود داره که البته چندین و چند نام و داره. اونجای امن و بهش استارتآپ، کسبوکارهای نوپا، کسبوکارهای خلاق، کسبوکارهای اینترنتی، کسبوکارهای دانشبنیان و امثالهم میگن. یعنی اینجا بر خلاف اونجا، یه جنگ برای حمایت از این کسبوکارها در جریانه و از دولت و مجلس و قوه قضاییه گرفته تا اصناف و فعالان بخش خصوصی، همینطور مصوبه، بخشنامه، پول، امکانات، تسهیلات، همایش، جشنواره و جایزه و غیره سرازیر هست تو این بخش. خلاصه الان نون توی استارتآپه و در حالیکه صدای فریاد واردکنندهها و صادرکنندهها، شرکتها و غیره روی هواس، استارتآپها ماشالا چشمشون نزنم، از در و دیوار حمایته که آوار شده روی سرشون. لذا من نشستم فکر کردم و دیدم حالا که اینطوره بد نیست یه پیشنهادی به تمامی شرکتهای حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات بدم. به نظرم میرسه همین الان همه برن شرکتهای سابق رو منحل کنن و سریع یه شرکت استارتآپی، دانشبنیانی چیزی راه بندازن و پشتبندش …
-
انگلشناسی در توییتر و اینستاگرام
اگر گذرتون به صفحات مجازی سلبریتیهای سیاسی، هنری، ورزشی، اقتصادی و غیره افتاده باشه و از قضا سری هم به نظراتی که زیر این صفحات گذاشته میشه بزنید، با چهرهها و تصاویر تکراری زیادی مواجه خواهید شد. برخی از اینها مردمی هستند که به شکلی محترمانه نظرات خاص خودشون رو میدن و دنبال پرسش و این تیپ مسایل هستن. اما من بعد از یه مطالعهای که داشتم متوجه حضور سه تیپ خاص از کاربران شدم که اینجا میخام اسمشون رو انگل بذارم. در دنیای بیولوژیک، انگل به موجودی گفته میشود که حداقل یک قسمت از دوره زندگی خود را بر روی یا داخل بدن موجود زنده دیگری زندگی کرده و از این زندگی فایده میبره یا تغذیه میکنه. در واقع بعضی از کامنتگذارها روی بدن میزبان (صفحات سلبریتیها) زیست میکنند و هدفشان صرفا بهرهبردن از کاربران سلبریتیها برای بقای خود یا دیده شدن هستن. من در مطالعاتم به سه دسته انگل در توییتر و اینستاگرام رسیدم. دسته اول انگلهای مضر هستن. این انگلها فقط با فحاشی و طرح موضوعات عجیب و غریب دنبال دیده شدن و عضوگیری از بخش نظرات صفحات سلبریتیها هستن. دسته دومی که در مطالعاتم بهشون برخورد کردم انگلهای مفید هستن. این انگلها که از صبح تا …
-
افشاگری از هزینههای آبدارخانه
این ژست افشاگری و شفافسازی و غیرمحرمانهسازی که توی بعضی مدیران دولتی حوزه ICT افتاده، دیگه از مرحله ژست داره خارج میشه و وارد مرحله رفتن روی اعصاب و توهین به شعورم میشه. گوگل خودش شبانهروز داره آمار میده که میلیونها اپلیکیشن آلوده رو برای حفظ بازار و اعتبار و برند و اعتماد مخاطبانش حذف کرده و میکنه، حالا یه سازمان دولتی 100 تا دونه اپ آلوده شناسایی کرده و به اون جایی که باید خودش مراقب خودش و مشتریهاش باشه دستور داده حذفش کنن. بعد رییس اون سازمان مذکور اومده توی بوق و کرنا کرده که همه بدانند و آگاه باشن که ما رسوا کردیم و ما افشا کردیم و ما خییییلی خوبیم و از این حرفا. همین موضوع باعث شد تا من سوژه طنز این هفته رو تقدیم حضور کنم. ببینید، ماجرای این تیپ بازیهای افشاگرانه مثل این میمونه که مدیری بیاد بگه، مردم! من امروز تصمیم بسیار مهمی گرفتم و هفتهها هم به این موضوع فکر کردم. بعد موضوع رو توی شورای معاونانم مطرح کردم که با مخالفت کامل اونها مواجه شد و گفتن این مساله میتونه تبعات زیادی داشته باشه. اما من شجاعت کردم و گفتم ما چیز پنهانی نداریم که بخوایم از مردم مخفی کنیم. …
-
یه کاری داشتم که یادم نمیاد
اگه از یک مقام مسوول درباره یک کاری که دقیقا به حوزه کاری خودش مربوط میشه، سوال کنید و بعد اون سرش رو بخارونه و یه جوابی توی این مایهها بده که: والا به نظرم یه کاری باید در این مورد میکردیم اما الان یادم نیست چی به چیه؟ اونوقت به قول فامیل دور شما هم نباید رو بکنید به آقای مجری و ازش بپرسید، الان من چه شکلیام؟ ماجرا از این قراره که این چیزی که من نوشتم همچین من درآوردی نبود. اون هفتهای که گذشت، یک مقام ارشد در حوزه فضای مجازی در جریان مصاحبه با یک روزنامه اینطور گفته: «امیدواریم در چارچوب شبکه ملی اطلاعات روی اینترنت کار کنیم ولی هرکس که به آن داخل میشود، هویت مشخصی دارد. به نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام میشد.» مجددا به تیکه پایانی جمله توجه کنید: به نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام میشد! آقا این جمله رو هزار جور میشه تفسیر کرد، اما خب چون من نگران آینده حرفهای خودم هستم، خیلی همچین نرم از کنارش رد میشم. ایشون گفتن به نظرم، یعنی خب قاعدتا مطمئن نیستن. این از دو حال خارج نیست یعنی یا اینقدر سرشون شلوغه و پروژه و کار ریخته که بنده خدا …
-
کسب و کارهای اینترنتی و گیجی مفرط!
آدم اخبار مربوط به کسبوکارهای اینترنتی توی ایران رو که میخونه تقریبا محاله دچار گیجی اون هم از نوع مفرط نشه. حالا میگم چرا. از این تیپ خبرا خیلی زیاده، مثلا چند روز پیش گفتن مدیر سایت فلان بابت اینکه یکی توی سایتش یه کار خلاف قانون انجام داده بود، به سرعت از سوی مسوولان مربوطه دستگیر و سایت مذکور سهسوته فیلتر شد. خب آدم این خبر رو میبینه با خودش فکر میکنه خب حتما حقش بوده، میخواست کار بد نکنه و مراقب فضای کسبوکارش باشه تا مسوولان رو هم عصبانی نکنه. اما دست نگه دارید. این فکر شما به دلایلی که در ادامه میگم اشتباهه. آخه مساله اینجاست که از این تیپ خبرا هم خیلی زیاد شده. مثلا چندین و چند ساله که پلیس به مدیرای سایت دیوار و شیپور انواع و اقسام هشدارها و اخطارها رو داره میده و نه تنها آب از آب تکون نمیخوره، بلکه حتی برای پنج ثانیه هم سایت متخلف نه تعطیل میشه نه مدیر این سایت به علت بیتوجهی به اخطارها بازداشت میشه. خب حالا شما هر روز هر دو مدل این خبرها رو توی رسانهها و شبکههای اجتماعی بخونی، حق داری در مورد روش برخورد با این کسبوکارهای اینترنتی دچار گیجی مفرط …
-
کی از همه پوپولتره، من، من!
عمو پورنگ یه شعری داره که هر روز برای بچههای توی خونه میخونه و بچهها باید اون قسمت من من رو جواب بدن. برای اینکه بیشتر به ذهنها یادآوری بشه این شعرش رو میگم که میگه: کی از همه تمیزتره، من من/کی از همه قشنگتره، من من/با هوشه و زرنگتره، من من و… حالا چرا یاد این شعر افتادم. واقعیت اینه که یه مدته یه حرکات عجیب و غریبی تو شبکههای اجتماعی از بعضی مسوولان میبینم که از درکش واقعا عاجز موندم. اینم بگم که یه اصطلاح غربی داریم به اسم پوپولیسم که معادل دقیق معنیش یه جورایی یعنی مردمگرایی، اما خب تو ذهن عموم بیشتر ازش با عنوان عوامفریب استفاده میشه. یعنی یه جورایی داستان نقش مار به جای کلمه مار. این داستان خیلی شیرینه و چون به حال و روز امروز بعضی از مسوولان میخوره بد نیست با هم خیلی کوتاه مرور کنیم. ماجرا از این قرار بود که در روستایی یک کلکل بین یک معلم و شیاد درگرفت که کدومشون با سواد و کدام یک بیسواد است. در روز موعود همه مردم روستا در میدان ده گردآمده بودند تا ببینند آخر کار، چه میشود. شیاد به معلم گفت: بنویس «مار». معلم نوشت: مار. نوبت به شیاد بیسواد …
-
عزل پستی در برابر عزل احمدینژادی/طنز
تیتر مطلب یه مقدار شبیه اسم فیلمهای ژانر گودزیلایی ژاپن شد. یادش بهخیر فیلمهای گودزیلا دربرابر مادورا، گودزیلا دربرابر کینگکونگ، گودزیلا علیه گیدورا و … واقعیت سالها تو سپهر مدیریتی ایران ماجرای معروف به «عزل احمدینژادی» رایج شده که ماجراش معرف حضور همگان هست و به برکناری وزیر امورخارجه روی هوا مربوط میشه. خلاصه هر کی یه دفعه و بیخبر عزل میشه تیتر میزنن برکناری احمدینژادیه فلانی. هفته قبل رویداد که چه عرض کنم یه سوپر اتفاقی تو سپهر مدیریتی کشور رخ داد که مرزهای عزل احمدینژادی رو فرسنگها جابهجا کرد؛ موضوعی که تا دیر نشده مسوولان میتونن در کتاب رکوردهای گینز هم ثبت کنن تا نام کشورمون رو در دنیا مطرح بکنه. ماجرا رو خیلیها میدونن اما چون احتمال داره بعضیها ندونن خلاصش رو خدمتتون عرض میکنم. تو خراسان شمالی یه مراسمی برای معرفی مدیر کل پست استان داشت برگزار میشد و کلی میهمان و بنر و گل و بلبل هم جمع بودن و از تهران هم نماینده مدیرعامل پست شرف حضور پیدا کرده بودن. خلاصه کلی آدم به خط شده بودن و از مدیر قبلی تشکر کرده بودن و مدیر جدید رو معرفی کرده بودن که یکدفعه تلفن زنگ میخوره و میگن الان اطلاع دادن که با پوزش …
-
واگذاری اجرای شبکه ملی اطلاعات به مردم
شبکه ملی اطلاعات کشور هم حکایت مثنوی هفتاد من شده که کنایه از طولانی بودن داستان یا اتفاقی است. خلاصه سالهاست هنوز درست و درمون مشخص نیست سر و ته شبکه ملی اطلاعات چیه. اما چیزی که از اول هم بهش میگفتن اینترنت ملی و کلی هم سر و صدا دربارش راه افتاد، این بود که اینترنت کشور از اینترنت دنیا جدا بشه و فلسفه اینکار هم این بود که هم هزینهها بیاد پایین، هم دسترسی خارجیها در مواردی به شبکههای داخلی ناممکن بشه و هم اینکه اگر روزی آمریکا فیلش یاد هندستان کرد، دست ما تو حنا نمونه. القصه اینکه همه فکر میکردیم اگه شبکه ملی اطلاعات راه بیفته اولین اتفاقی که میفته سایتهای داخلی از خارجی تفکیک میشه و کلی هزینههامون میاد پایین. خلاصه همه تو این فکرا و توهمات قرار داشتیم که هفته قبل رییس رگولاتوری اعلام کرد، علت کندی ( که البته من بهش میگم ناموفقیت) طرح تفکیک ترافیک اینترنت از اینترانت، اینه که خود مدیرای سایتها نمیان اطلاعاتشون رو به سامانه بدن و اونایی هم که میدن نمیرن اطلاعات IPهاشون رو به روز کنن و دلیل دوم هم اینکه مردم از فیلترشکن استفاده میکنن و در نتیجه یک خارجی محسوب میشن و دسترسیشون به هزارتا …