وبلاگ
-
مواد لازم برای تهیه پیامرسان بومی
این روزا همزمان با فراهم شدن زمزمه فیلتر تلگرام، بحث اینکه پیامرسانهای داخلی چطوری میتونن جای تلگرام رو بگیرن در گروههای تلگرامی حسابی بالا گرفته. منم خب مثل خیلیها تو عید بیکار بودم و از این گروه به اون گروه تو تلگرام میچرخیدم و مطالب رو میخوندم. خلاصه خوب که مطالب رو خوندم از لابهلای دعوای موافقان و مخالفان، مواد لازم برای تهیه پیامرسان بومی رو به شرح زیر برداشت کردم: انتخاب یک نام: برای داشتن یک پیامرسان بومی باید اول نشست یه نام براش پیدا کرد.انتخاب یک مدیر: خب هر کاری یه مدیر میخاد که هر چی چهرش جدیتر باشه بهتر هست.استخدام تعدادی برنامهنویس: بعد از انتخاب نام، خب باید رفت سراغ قسمت سخت ماجرا، یعنی استخدام تعدادی برنامهنویس برای کپی برنامه تلگرام و سایر نمونههای خارجی و اعمال برخی تغییرات گرافیکی.دریافت وام: از اونجا که استخدام برنامهنویس نیاز به پول و سرمایهگذاری داره، دولت باید یه سری وام کمبهره یا بیبهره بده که بشه پیامرسان بومی تهیه کرد.مصوبه فیلتر رقبا: چهارمین مواد لازم برای تهیه پیام رسان بومی، بستن رقبا یا بخشنامههای الزامآور برای استفاده اجباری دستگاهها و مردم از پیامرسانهای بومی هست.از کار انداختن فیلترشکنها: در نهایت اینکه اگه طوری عمل بشه که فیلترشکنها هم درست کار …
-
«مسوولان پاسخگونما» در شبکههای اجتماعی
تو سالهای اخیر به برکت شکلگیری انبوهی از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهای موبایلی، خیلی از مسوولان برای خودشون کلی صفحه راهاندازی کردن تا به اصطلاح معروف خیلی مردمی و بیواسطه پاسخگوی مسایل و مشکلات مردم باشن. بماند که این وسط ملت نمیدونن کجا باید فرمایشات و رهنمودهای مسوولان پاسخگو رو دنبال کنن. چون این تیپ مسوولان بسته به فازی که دارن، بخشی از فرمایشات و نظراتشون رو تو شبکههای فیلترشده عرضه میکنن، بخشی رو تو شبکههای داخلی و غیر فیلترشده میفرمایند و بخشی هم در پیامرسانهای موبایلی. به این ترتیب صبح که میشه رسانهها و ملت باید برای تلمذ و بهرهبرداری از نقطهنظرات مسوولان نسبت به مسایل حوزه کاریشون، تک به تک سراغ مسوولان و تک به تک سراغ صفحات مختلف اونا برن تا مطلع بشن اوضاع از چه قراره. حالا من اصلا کاری با این اطلاعرسانی زیگزاگ تو شبکههای اجتماعی مسوولان و این که هر مطلب رو در کدوم یک از شبکهها اعم از فیسبوک، توییتر، اینستاگرام، تلگرام، کلوب، فیسنما، افسران، بیسفون، لنزور، سلام، بله، ویسپی، آپارات، گپ و غیره دنبال کنن ندارم. با اینم کاری ندارم که هر کدوم از مسوولان رو چه حساب و فازی همزمان در چند کدوم از اینا حضور پیدا میکنن. با اینم کاری …
-
اصرار نکنید حتما مشکلی هست
چند روز قبل سوار آسانسور شدم که برم منزل که طبقه چهارم هست. یکهو دیدم به جای اینکه بره بالا رفت پایین توی پارکینگ. یکی از همسایهها رو دیدم که با کلی میوه و خرید توی دو تا دستش جلوی در آسانسور ایستاده بود. خب شما باشید چیکار میکنید؟ نمیگی ببخشید و در رو ببندین برین طبقه بالا. خب اونم میخاد بره بالا و دو نفر جا میشن توی آسانسور دیگه. پس ادب حکم میکنه که در آسانسور رو باز نگه داری تا اون بنده خدا هم سوار بشه. در آسانسور که باز شد، سلام و علیکی کردم و گفتم: بفرمایید داخل. همسایه محترم با اونکه کلی بار و پلاستیک میوه دستش بود، گفت: نه شما بفرمایید من بعدا سوار میشوم. منم گفتم خب حالا داره تعارف میکنه دیگه، ما ایرانیها نصف عمرمون تو تعارفات میگذره حالا اینم روش. خلاصه اصرار کردم که خواهش میکنم بفرمایید. همسایه هم اصرار کرد شما بفرمایید، من بعد میام. با این که شک کردم که تعارف داره از حد عرف و نرمال خارج میشه، اما بازم اصرار کردم. همسایه محترم هم سرانجام پذیرفت و داخل آسانسور شد. اما چشمتون روز بد نبینه. همین که سوار شد، یه بوی جهنمی تو کابین آسانسور پیچید که …
-
قابل توجه مسوولان و همراهان در سفرهای استانی
ایام دهه فجر و هفته دولت دو مقطعی هستن که شاهد فوران آمارها و افتتاحیهها هستیم. از در و دیوار پیامک و خبر میاد که مثلا 55 هزار طرح عمرانی به بهرهبرداری رسید. 40 هزار کلنگ به زمین خورد و کلی از این جور خبرها که حتی فهرست خیلیهاشونم در دسترس نیست چه برسه به جزییاتشون. دیگه عادت کردیم به اینجور خبرها و این وسط خیلی از رسانهها هم نقش بینظیری ایفا میکنن. خب همه چیزمون به هم میاد خدا رو شکر. تو این چند روز هی داشتم اخبار افتتاحیهها و این چیزارو زیر و رو میکردم، اما از سایت روابط عمومیها گرفته تا رسانهها هیچ خبری به جز مسوولان همیشه حرفزن نبود. مثلا خبر اومده بود، دیدار صمیمی آقای رییس با جوانان. اول این که من نمیدونم این ماجرای صمیمی چه صیغهای هست که هی به کار میبرن. مثلا باقی نشستها و دیدارها که توش نمینویسن صمیمی یعنی قراره دعوا بشه؟ اولا عکسای خبر رو که نگاه میکنی تا چشم کار میکنه همه از جمله همراهان خود آقای رییس هستن که انگار با یه هواپیما رفتن تو شهرستان. خلاصه خوب که گوشه کنار عکسا رو بگردی، یکی دو تا از جوانان اون شهرستان هم یه جایی برای نشستن گیرشون …
-
همه چیز در کشور باید درست شود!
امروز داشتم با یکی از دوستام حرف میزدم، بهم گفت تو هنوزم فکر میکنی عقل سالم در بدن داری؟ اومدم محکم جواب بدم بله، که یه کم شک کردم و بجاش گفتم چطور مگه؟ گفت مرد حسابی خسته نشدی اینقدر برای خودت مینویسی؟ مثلا فکر کردی اهمیتی داری؟ فکر کردی مثلا کسی توجهی میکنه؟ واقعا عقل تو کلهات هست؟ من خب همینطور هاج و واج داشتم نگاهش میکردم و یه چند لحظهای به فکر فرو رفتم که همچینم بیراه نمیگه. بعد گفت پاشو برو یکی از این اپلیکیشنها رو نصب کن مسافرکشی یا باربری کنی بهتره که. حداقل یه کار درست و حسابی کردی. دوباره به فکر فرو رفتم که واقعا کجای کارم بعد از این همه سال اشتباه بوده که دوستم بهم میگه دیوانه و بعدم میگه پاشو برو دنبال یه کار دیگه. دنبال علت داشتم میگشتم که دیدم توی تلگرام عکس صفحه اول یکی از نسخههای قدیمی بخش طنز روزنامه قانون رو برام ارسال کردن. انصافا عجب نویسندههای خلاق و باهوشی داره ضمیمه بیقانون این روزنامه. بعد دیدم عکس رییس جمهور رو زده و تیتر و رو تیتر مطلب از این قرار بود: (روتیتر) دستور ویژه رییس جمهور برای تنظیم بازار شب عید: (تیتر) رییس جمهور: بازار شب …
-
همین که تلاش کردی کافیه
یکی از خوبیهای مدیر شدن و پروژههای اصطلاحا دولتی گرفتن این هست که نتیجش هر چی بشه مهم نیست و کسی کاری به کارتون نداره. من رو که سالهاست میشناسید، ژن برتر نیستم وگرنه یه عمر برای دو زار پول این ستون رو پر نمیکردم. برای همین همیشه وقتی خواب میدیدم یه مسوولیت یا پروژه مهم میخان بهم واگذار کنن، میگفتم نظر لطف شماس و از عهده من خارجه. حالا اجازه بدین یه مقدار باتجربهتر و پختهتر بشم در خدمتم. اما الان نه در عالم خواب که در واقعیت حتی پستهای کلان کشوری هم بهم پیشنهاد بشه، درجا میپذیرم و یک ثانیه هم تردید نمیکنم. خب یعنی شما باشین فارغ از این که چند ساله هستین، چقدر تخصص و تجربه دارید، الان بهتون پست یا پروژهای پیشنهاد بشه رد میکنید خداییش؟! اگه بگید آره رد میکنم، خب با عرض شرمندگی باید بگم برادر من اشتباه میکنی. حالا میگم چرا. مثلا تو همین حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، کلی طرح و پروژه بلاتکلیف و شکست خورده داریم و مدیرایی که از این صندلی به اون صندلی جابجا میشن. یه بار که با یکیشون خیلی رک و شفاف و البته در گوشی حرف میزدم درباره اینکه چرا اینقدر گند میزنه و چرا …
-
فیلترشکن ندارم، لطفا سوال نفرمایید!
هفته قبل با اعماق وجودم جمله، «اینجا اطلاعات نیست، لطفا سوال نفرمایید» که تو خیلی از ادارات و بیمارستانها بالای سر آدمایی که معمولا جلوی درها نشستن رو درک کردم. یا روی شیشه خیلی از مغازهها حتما دیدین که نوشتن، «لطفا آدرس نپرسید». شخصا همیشه از دیدن این جملات شاکی میشدم و میگفتم خب که چی؟ طرف راهش رو گم کرده یا نمیدونه کجا بره، خب چه اشکالی داره راهنماییش کنیم. تا اتفاقی برام افتاد که فهمیدم ماجرا از چه قراره. چند روز پیش یکی از دوستانم میگفت، قبلا پیرزنها و پیرمردها اگه میومدن نزدیک یه جوون از دو حالت خارج نبود، یا ازش کمک میخاستن که بارش رو تا یه جا ببره یا کمک میخواستن که از خیابون رد بشن، اما الان نزدیکت که میشن میگن عزیزم یه فیلترشکن برای من نصب میکنی! بعد میگفت چند روزی هست که دیگه جرات نداره گوشیش رو توی مترو یا اتوبوس از جیبش دربیاره. میگفت هفته قبل گوشیمو که درآوردم، سریع متوجه شدم که چند نفر با چشمای متعجب سرشونو کردن تو گوشی و گفتن: داداش تلگرامت وصله!؟ منم خیلی ساده گفتم خب آره با فیلترشکن وصل هستم. بعد یکی خودشو نزدیک کرد و گفت، میشه بیزحمت برای منم یه فیلترشکن نصب …
-
من ماتریکس شدهام!
علی شمیرانی – خیلی وقتها با “نئو” قهرمان فیلم سهگانه ماتریکس با بازی (کیانو ریوز) احساس همزادپنداری میکنم. میگویم چرا. به نظر من روزنامهنگاری تنها یک شغل نیست. روزی که وارد این کار شدم، اینترنت ابزاری ناشناخته و لوکس بود که حتی روزنامهها نیز به آن دسترسی نداشتند. البته روزگار خیلی زود من را از فعالیت در حوزههای جنایی، سینمایی و سیاسی دلزده کرد و وارد حوزه خبری جدیدی شدم که وجود خارجی نداشت و حتی نمیدانستیم نامش را چه بگذاریم. من همنسل سه چهار نفری هستم که برای نخستین بار روزنامهنگاری حوزه ICT را در ایران آغاز کردیم. البته آن روزها جامعترین و کاملترین نامی که برای حوزه تازهتاسیس خود پیدا کرده بودیم و آن عبارت بر بالای نخستین صفحات یک روزنامه در ایران نقش میبست این دو کلمه بود: “کامپیوتر و اینترنت” حالا ما موجودات عجیب و از نظر برخی تا حدودی سوسول در تحریریه و میان باقی همکاران رسانهای محسوب میشدیم که راجع به “کامپیوتر و اینترنت”، دو موجود ناشناخته آن روزها، چیزهایی میدانستیم و مینوشتیم. به همین جهت اوایل کارمان بسیاری با تردید به ما و این حوزه کوچک و تازه شکلگرفته نگاه میکردند و معتقد بودند این حوزه خبری هیچگاه سرپا نمیماند و از بین …
-
اطلاعیه تشکر صنف فروشندگان فیلترشکن
هفته قبل اسم تمام فیلترشکنهای دنیا رو یاد گرفتم. نه اینکه دنبالشون باشم خدای ناکردهها، اینقدر جوک و طنز و عکس از وضعیت گوشیهای موبایل و کامپیوتر فرستادن و زیرش نوشتن “ما تا بن دندان مسلح به فیلترشکن شدیم!”، یاد گرفتم. من فکر کنم فیلتر تلگرام در ایران ظرف چند روز گذشته به بازار جهانی فیلترشکن و فعالان این عرصه یه تکون همچین اساسی داد. مثلا بعضی از سازندگان فیلترشکن فهمیدن که بالای یه تعداد کاربر دچار مشکل میشن. بعضیها فهمیدن باید امکانات بیشتری اضافه کنن. بعضیها کلی درآمد تبلیغاتیشون بالا رفت و بعضیها هم که تو فکر ساخت فیلترشکن نبودن، به شکل جدی به فکر اینکار افتادن. فارغ از این حرفا فروشندگان داخلی VPN فکر کنم شب عید خوبی رو پشت سر بذارن. چون فروششون یه جهش همچین تپل داشت و به کمک اون میتونن حقوق و عیدی و سنوات کارمنداشون رو خیلی راحت بدن. یه دوستی میگفت این روزا خیلی از جوونا تو یکی از این چند شغل مشغول به کارن. یا پیک موتوری هستن، یا مسافرکشی میکنن یا فلافل فروشی یا نصاب ماهواره هستن، اما الان فکر کنم فیلترشکن فروشی هم بهش اضافه بشه. من نمیدونم دقیقا چقدر ایرانی به جمع خریداران و نصبکنندگان فیلترشکن اضافه شدن …
-
تسلیت به دو تن از همکاران رسانهای
با تاسف و تاثر مطلع شدیم پدر ارجمند همکار محترممان سرکار خانم مریم عسکری دار فانی را وداع گفت. بدینوسیله برای آن مرحوم طلب مغفرت و برای خانواده محترم ایشان و همسرش محمدرضا بهانمرئوف آرزوی صبر داریم.