وبلاگ

  • ما از زلزله نمی‌میریم!

    این زلزله‌های اخیر تهران هم خداییش اگه مستقیما ما رو نکشه، غیر مستقیم آخر کار خودشو می‌کشه و تلفات خواهیم داد. من فکر کنم اینطور که پیش بره یه سری زیر ماشین‌ها میمیرن، یه سری زرنگ سرنوبت بنزین زدن دست به یقه می‌شن و همدیگرو می‌کشن، یه سری به خاطر دویدن و له کردن بچه‌ها و پیرها، یه سری به خاطر آلودگی هوا و یه سری هم به خاطر شایعاتی که تو فضای مجازی میشه سکته می‌کنن و می‌میرن. یعنی این زلزله باعث شد من بفهمم ما کلی میلیاردر تو تهران داریم و مردم الکی می‌گن چرا تخم مرغ گرون شد و فیلم و جوک درست می‌کنن. مثلا تا زمین می‌لرزه یه سری پریدن تو ماشین، پیچیدن تو اولین پمپ بنزین و از اونجا راهی خارج شهر می‌شن. هر کی ندونه فکر میکنه حالا میلیاردها دلار پول و کلی طلا و اسناد املاکش هم توی اون ماشین پر کرده و داره به جای دیار باقی راهی خارج شهر می‌شه. خب آقایون زرنگ این چه کاریه آخه می‌کنید، خب بابا اینطوری اگه واقعا زلزله بیاد که آتش‌نشان‌ها و ماشین‌های امدادی اصلا از توی پارکینگ‌هاشونم نمی‌تونن بیان بیرون. آخه این چه وضعیه. حالا این وسط یه سری مریض هم که فکر می‌کنن …

  • ما مردم بد عمل کردیم!

    این روزها بابت هر بحرانی اعم از آلودگی هوا و مسایلی از این دست که پیش میاد، روال کار تقریبا برای مردم روشن است. یک سری جلسه و تصمیم و بعد هم باد به کمک می‌آید و خداحافظ تا بعد. مثلا چند روز پیش یه جا دیدم یکی نوشته بود که کار مسوولان در جلسه بررسی آلودگی هوا مثل ستاد استهلال شده که سالی یکبار بعد از رویت هلال ماه دو روز رو تعطیل اعلام می‌کنن. اونوقت بعضی دوستان به این ستاد ایراد می‌گیرن، خب الان در مورد آلودگی هوا پس چرا کسی چیزی نمی‌گه که سالی یه بار دور هم جمع می‌شن و با رویت آلودگی هوا دو روز تعطیل می‌کنن و می‌رن تا سال بعد که آلودگی‌ها برگردن! نمی‌دونم چی بگم ولی مردم اینطوری هستن و از این جور حرفا میزنن دیگه. حالا چند وقتی هست که یه مشکل تو کشور پیدا شده و اون اینکه ظاهرا به علت تعدد نهادهای تصمیم‌گیر توی کشور، دیگه خود مسوولان هم نمی‌دونن کی باید چیکار کنه دقیقا. برای همین هر مشکلی که پیش میاد هر کی آدرس اون یکی رو میده و میگه فلان نهاد باید رسیدگی کنه. یعنی اگه الان از یک مسوول سوال کنی به نظر شما رفع فلان …

  • آموزش مدیریت در سه دقیقه

    اگر صرفا بر اساس رابطه مدیر جایی شده‌اید، اگر هیچ دانش و تجربه مرتبط با مدیریتی که به عهده گرفتید ندارید، اگر قصد دور کردن انتقادات و رسانه‌ها را دارید، اگر قصد ترقی شغلی دارید، اگر اصلا دوست ندارید کار کنید و بیشتر دنبال کار و شرکت شخصی خود هستید و پست مدیریتی هم ناجوانمردانه به شما تحمیل شده است، اگر مدیری هستید که اهل اختلاس و زد و بند هستید، ادامه این مطلب تضمین مناسبی برای حفظ موقعیت مدیریتی شما در هر جایی است. خب بذارید چکیده تمام یافته‌های خودم رو به رایگان در اختیار شما دوست عزیزی که مشمول موارد بالا می‌شید بذارم. این کار از دو مرحله بیشتر تشکیل نشده که به سرعت شما رو با اون آشنا می‌کنم. 1- شما باید اعتماد به نفس بسیار بسیار بالایی داشته باشید. البته واقعا نه. فقط باید اینطور وانمود بشه. روش کار هم بسیار ساده است. برای این که اعتماد به نفس خودتون رو بالا ببرید، باید همه مخاطبانتون رو یه موجوداتی فرض کنید که هیییییچ چیزی نمی‌فهمن. حالا اون موجود می‌تونه هر چیزی توی ذهن شما باشه. از یه متکا گرفته تا جیگر. یعنی وقتی جایی سخنرانی دارید، مصاحبه دارید و از این جور کارای وقت‌گیر دیگه، همه …

  • تمام مشکلات حوزه ICT حل شد!

    خانم‌ها و آقایان! امروز این افتخار بزرگ نصیب من شده تا به شما اعلام کنم، تمامی مشکلات مرتفع و تمامی طرح‌ها و وعده‌های حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات به سرانجام رسید. به همین مناسبت از شما دعوت کرده‌ایم تا در این قصر باشکوه و مراسم رونمایی از تندیس مسوولانی که در این راه با مشقات فراوان توانستند، ما را به جایی که امروز ایستاده‌ایم، رهنمون کنند، حضور بیابید. این روز را هرگز فراموش نخواهیم کرد و بر قدوم استوار و بلندی که با صلابت و اقتدار پیش رفتند تا کشور پیش برود، بوسه می‌زنیم. خانم‌ها و آقایان! خواهشمندم برای استقبال هرچه زیباتر قیام کرده و عشق و شور خود را با تمام وجود نثار کنید. خانم‌ها و آقایان! این شما و این جناب آقای …! چیزی که داشتین می‌خوندین، صدای مغز بعضی از مدیران هست که همیشه خودشون رو در چنین روز و جایگاهی تصور می‌کنن. خب حالا چی شد که این مطلب به ذهن من رسید. واقعیت اینه که چند روزیه چیزایی می‌بینم که دارم خودمو واقعا برای دیدن چنین مراسمی حاضر می‌کنم. اصلا هم شوخی ندارم. حالا می‌خام متن یک مصاحبه رو با یک مدیر رو با شما در میان بذارم که احتمالا چند وقت دیگه اگه تو …

  • شما داغید، حالیتون نیست

    این تعرفه‌های جدید اینترنت هم بساطی شده برای خودش، یعنی الان جوری شده که نظرات مردم رو که می‌خونی میگن، به همون مدل قبلی که معلوم نبود چه مدلیه واقعا راضی هستیم و تو رو خدا بهش دست نزنید. البته من خودم  چند روز قبل توی جمعی از کاربران اینترنت داشتم حرف می‌زدم و بهشون گفتم: خب حقتون هست که اینطوری بشه. تا شما باشید نرید هی بگید اینترنت ما گرونه، معلوم نیست چطوری تموم میشه، شبیه دنیا نیستیم، کند هست و از این جور حرفا. نتیجه این غر زدن‌ها و اعتراضات جواب داد و حالا یه مدل جدید رونمایی شده اونم چه مدلی. توش اومدن گفتن تعیین سقف مصرف اینترنت دست خود فروشنده‌ها هست. خب این کجاش بده. فروشنده همیشه از خیر و نفع خودش به نفع مشتری می‌گذره یعنی حاضره حتی ضرر کنه که ماها راضی باشیم. اصلا این یه شعار هست تو ایران که “حق همیشه با مشتری است.” حالا هر کی قبول نداره، مشکل خودشه. تازه یه اتفاق جالب دیگه اینکه شما اگه یه وقت دیدین خدای ناکرده فروشنده‌ای خواست سود خودش رو در نظر بگیره، خب کاری نداره می‌تونید برید از یه جای دیگه اینترنت بخرید. خلاصه همینطوری داشتم برای خودم سخنرانی می‌کردم که شنیدم …

  • عمو وعده‌یاب دل‌خوش!

    هفته قبل یه آقایی تو ایران راه افتاده یه جایی به اسم “مرکز رصد و پایش وعده‌های مسوولان” راه انداخته و گفته در حال حاضر در مرحله مقدماتی رصد و پایش وعده‌های مسئولین هستیم و در مرحله بعد پیگیر وعده‌ها و بررسی دلایل عدم تحقق وعده‌ها خواهیم بود. این آقا خودشم کرده رییس این مرکز جدید التاسیس. این خبر رو که دیدم کلی خندیدم. خداییش عجب جایی زندگی می‌کنیم ما ایرانی‌ها. این آقای قصه ما که من اسمش رو گذاشتم عموی دل‌خوش وعده‌یاب! اما نمی‌دونم تازه از خارج کشور اومده، در جریان مسایل نیست، یا می‌خاسته تو چند تا رسانه اسم و عکسش بخوره حال کنه برای خودش. حالا اصلا به من چه فازش چی بوده اما میخام یه چند تا ایراد کوچولو به طرح عمو وعده‌یاب وارد کنم. اول اینکه خودتم که وعده دادی تو مرحله رصد مقدماتی هستی عمو جان. بهتر بود حداقل تو یه نفر به جای وعده می‌رفتی این کار رو می‌کردی بعد خبرش رو می‌دادی به رسانه‌ها. فعلا که خودتم رو هوا هستی عمو جون. دوم اینکه عمو وعده‌یاب گل، تو این مملکت کلی قانون داریم که اجرا نمی‌شه، اونوقت تو رفتی مرکز رصد وعده راه انداختی؟ سوم اینکه عمو جان تو این مملکت کلی …

  • قاعده “تکرار کن، مجاز کن!”

    دیگه دارم به این باور می‌رسم که فضای مجازی کشور، اتفاقا هیچ ربطی به کشور نداره و اصلا کاری به کار قوانین و دستورات و مجازات‌ها و هزارتا باید و نبایدهای دیگه نداره. قاعده این فضا آزادی هست. یعنی یه جایی شده که توش هر کاری دلت بخاد می‌تونی بکنی. اتفاقا کسایی که تو فضای مجازی یه سری کارای خلاف می‌کنن یه روش خیلی خوب برای حل مشکلاتشون انتخاب کردن. مثلا یه نفر میره سایت همسریابی می‌زنه، البته همسریابی که چه عرض کنم، بعد کافیه یه مسوولی بیاد وسط و بگه ممنوع هست، فرداش 500 نفر دیگه میرن سایت همسریابی می‌زنن و بعدش دیگه مجاز می‌شه. یا مثلا میگن فروش فیلترشکن ممنوع و جرم هست. فرداش اگه صد تا سایت داشتن این کار رو می‌کردن در یک جهش به هزارتا افزایش پیدا می‌کنن و خیلی راحت توش شماره حساب بانکی هم تقدیم حضور می‌کنن و بعد به چشمای ملت خیره می‌شن ببینن اصلا کی میخاد گیر بده بهشون. یا مثلا میگن قمار سایبری هم ممنوع هست جهت اطلاع، فرداش مثل مور و ملخ سایت قمار ساخته می‌شه. اصلا انگار یه سری وایستادن ببینن کدوم مسوول میگه کدوم کار ممنوعه. اونوقت اینو به عنوان یک علامت تلقی می‌کنن که حتما سود …

  • حل مشکلات با باد دهان

    انگار شیوه حل مشکل آلودگی هوای تهران با باد هوا، مورد پسند خیلی از مسوولان حوزه ICT قرار گرفته. سال‌هاست که هوای تهران آلوده است و هر وقت هوا خیلی آلوده می‌شود، یک باد به کمک می‌آید و همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود. ریزگردها هم توسط باد هوا مدیریت می‌شن و به محض اینکه وضعیت آب و هوای جنوب کشور غبارآلود می‌شه، همین که بحث استیضاح و نقد وسط میاد، موضوع آنقدر کش پیدا می‌کنه که دوباره یک بادی از راه می‌رسه و همه‌چیز را با خودش می‌بره. در حوزه ICT باد هوا شاید کمک چندانی نکنه، اما ظاهرا با الهام از باد هوا از روش دیگری برای حل مشکلات استفاده می‌شه و اون باد دهانه. یعنی همین که طرحی نصفه و نیمه اجرا می‌شه، مسوولان مربوطه کار وزیدن باد دهان از طریق حرف زدن رو شروع می‌کنن و برخی بنگاه‌های ارایه خدمات خبری یا همان رسانه‌ها، کار انتقال این باد صادره به سمت مشکلات و منتقدان را آغاز می‌کنن. این اصوات و بادها اما به دو روش عمل می‌کنن، مثلا می‌گویی فلان مشکل امان مردم را بریده،  راه‌کار مسوولان اما جالبه. یکی از این راه‌ها سامانه‌درمانیه. یعنی یک سری اصوات خارج می‌شه و میگن سامانه می‌سازیم خودش مشکلات …

  • 5 اقدام مدیریتی آق فری

    یه حس غریبی مدتی طولانی هست که به من میگه اگه مدیر بشم می‌تونم مدیر خیلی موفقی باشم. هر چی به دور و اطراف حوزه ICT نگاه می‌کنم می‌بینم چیزی از خیلی از مدیرا کم ندارم که هیچ تازه قول می‌دم بهتر هم باشم. خب حالا بهتون می‌گم مدیر که بشم چیکار می‌کنم. اولین کاری که می‌کنم اینه که تمام دوستام رو هر جا بتونم مشغول به کار کنم، حکم می‌زنم براشون. حتما می‌گید تو هم که شدی مثل خیلی‌های دیگه. صبر کنید زود قضاوت نکنید الان توضیح می‌دم. دوستای من همه بیکار هستن، فرق من با بعضی از مدیرای دیگه دقیقا همین جاس. من یه سری بیکار رو می‌برم سرکار نه این که اونایی که صد جا سر کار هستن این بشه کار صد و یکمشون. دومین کاری که می‌کنم اینه که دستور می‌دم لیست تمام نمایشگاه‌های داخلی و خارجی رو برام تهیه کنن تا برم همشونو بگردم. لابد بازم تو دلتون می‌گید زکی اینم که شد مثل خیلی‌های دیگه. بابا جان اینقدر زود قضاوت نکنید لطفا. من قول می‌دم هر جا که برم بیام تو همین ستون بگم چی دیدم چی شنیدم،‌ فرق من با مدیرای دیگه اینه که نمیام بگم بحث‌های خوبی مطرح شد و روی افزایش …

  • مشتری‌نداری به سبک یک تاکسی‌یاب

    من هفته قبل متوجه یه موضوعی شدم که باعث شد چند تا از مویرگ‌های مغزم دچار تورم شدید بشه که خب حتما می‌دونید که خطرناکه حسن. می‌خام رازی رو که بهش تازه هفته پیش پی بردم باهاتون در میون بذارم. اون راز اینه که شما می‌تونید خودتون به خودتون یه مجوز کسب و کار بدین، بعد خودتون برای خودتون قانون وضع کنید و بعد شروع کنید به پول درآوردن. والا شوخی نمی‌کنم. الان توضیح می‌دم و باور کنید این مطلب کاملا جدی هست. بذارید صاف برم سر اصل موضوع. هفته قبل فهمیدم که بعضی از این کسب‌وکارهای اینترنتی و در راس اونا تاکسی‌های اینترنتی، نه تنها خودشون یه مجوز خاص برای خودشون درست کردن، بلکه توش یه سری قوانین صنفی هم وضع کردن که به خودشون اختیارات نامحدود می‌ده و در واقع از هفت دولت آزادشون می‌کنه. طرف رفته یه تاکسی اینترنتی درست کرده بعد توش قانون گذاشته، بدینوسیله من قانون تعیین می‌کنم که به موجب آن من هیچ مسوولیتی در قبال هر اتفاقی که برای شما میفته ندارم. من یک حکومت خودمختار هستم که نه مسوولیتی دارم، نه دادگاهی. من فقط مسوول پول درآوردن هستم. پس اگر یکی از راننده‌هایی که از گوشه خیابون برای شما جذب کردیم، قاتل …

دکمه بازگشت به بالا