وبلاگ

  • آق فری هم تذکر داد

    میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. به‌به! شکر هندوستان و شکر مازندران، هر دو شیرنند اما این کجا و آن کجا. به‌به! آفرین، احسنت. نه اشتباه نشه مشاعره نیست. دیدم دو تا ضرب‌المثل برای شروع متن چیز بدی نیست. واقعیت اینه که میخام بگم اتفاقا این مثال‌ها یه زمانی در گذشته معنا داشتن و این روزا دیگه انگار معنا ندارن. مثلا باید گفت، میان ماه من و ماه گردون فرقی نیست. یا گفت شکر هندوستان و شکر مازنداران هر دو شیرین هستن و هیچ فرقی با هم ندارن. حالا چرا اینا رو میگم. واقعیت اینه که یه مدته مد شده بعضی مسوولان دستگاه‌های نظارتی تو حوزه ICT خودمون هی تذکر می‌دن به اینور و اونور. مثلا میگن فلان اپراتور آخه چرا داری سر مردم کلاه می‌ذاری، پسر بد، قول بده دیگه از این کارا نکنی تا بازم دوستت داشته باشم. یا یه نهاد دیگه به اون یکی میگه، آخه چرا سه سال پیش بهت گفتم یه کاری رو بکنی هنوز انجامش ندادی؟ خیلی بدی. فعلا فقط بهت تذکر می‌دم و اگه بازم انجام ندادی …، اونوقت مجبورم دوباره بهت تذکر بدم. مرسی اه. بسیار خب، حالا که اینطوره منم میخام تذکر بدم، مثلا تذکر …

  • رواج تخم مرغ غازهای مجازی

    خیلی از قدیمی‌ها و پدر و مادرها، هنوز که هنوزه نمی‌تونن یه سری از کلمات رو از ذهنشون پاک کنن. مثلا میگن برو ریکا بخر، یعنی برو مایه ظرفشویی بخر. ببین کی پای اف‌اف یا آیفون هست، یعنی ببین کی پای زنگ در خونه هست. برو تاید بخر، یعنی برو پودر رختشویی بخر. سر راه یه پفک بخر، یعنی، نمیدونم معادل این یکی چی هست ولی می‌فهمم یعنی پفک بخر! یا میگن این ماتیک‌ رو چند خریدی که منظورشون رژ لب هست و خلاصه کلی کلمه دیگه. حالا جریانش از این قرار بوده که چون اولین بار اون محصولات به نام اون برندها یعنی ریکا، آیفون، تاید، پفک، ماتیک و … وارد ایران شدن، دیگه تو خاطرات موندن و کلی طول می‌کشه تا از ذهن‌ها پاک بشه. به این موارد اما میشه یه سری غلط‌های مرسوم هم اضافه کرد. مثل تخم مرغ غاز، تخم مرغ کفتر، تخم مرغ بلدرچین و کلی از این نمونه‌های مشابه که می‌فهمیم منظور طرف چیه اما غلط هست. حالا یه چند وقتی هست که یه سری از این کلمات جدید دارن تو فضای مجازی هم زیاد می‌شن. یعنی بکار بردن نام یک برند به جای یک محصول یا خدمت. نمونه‌هاشم زیاده که من چون نمیخام …

  • افزایش خیران در اینترنت (طنز)

    چند وقتی هست که کلی سایت‌ و کانال تو صفحات اجتماعی پر شده از انواع تبلیغات عجیب و غریب. از کرایه ساعتی لاکپشت گرفته تا تربیت قورباغه در منزل. به جز اینا البته یه مدتی هست تعداد خیرین تو اینترنت به طرز شدیدی افزایش پیدا کرده. مسوولان که احتمالا سرشون شلوغ هست، اما اگه مایل بودین، برید تو یکی دوتا از این سایت‌های تبلیغات رایگان پر شده از خیرین. مثلا یه سری آدم خیر پیدا شدن که حاضرن یه اتاق تو خونه در اختیار خانم‌های مجرد بذارن. تازه خیلی‌هاشون نوشتن دو وعده غذای گرم هم در اختیارشون میذارن. یه سری آدم دلسوز هم پیدا شدن که توی تبلیغات اعلام می‌کنن حاضرن کمک مالی هم بکنن البته یه شرطی هم داره و فقط خانم‌های مجرد شامل این کمک می‌شن. یه دسته از افراد دلسوز هم هستن که میگن ما حاضریم اونایی که تمکن مالی ندارن رو با خودشون ببرن سفرهای خارجی تا اونها هم بتونن دنیا رو ببینن و دلشون یه مقدار باز شه. باور کنید تا اینجای مطلب اصلا شوخی نیست و خودتون اگه باور نمی‌کنید می‌تونید برید تو این سایت‌های تبلیغات رایگان با چشمای خودتون ببینید. البته به این موارد ماساژ رایگان در منزل و اجاره ساعتی خانه برای …

  • پدیده‌ای به نام دکترهای کرایه‌ای

    عارضم خدمتتون که تو کشور ما از اونجا که اوضاع خیلی از کار و کاسبی‌ها خوب نیست، شاهد پدیده‌های جدید و البته معکوسی هستیم که طی اون یه سری برای اینکه بتونن کلاهبرداری کنن خودشونو دکتر معرفی می‌کنن و یه سری هم می‌رن دکتر می‌شن تا بتونن کلاهبرداری کنن! البته وقتی می‌گم دکتر منظورم پزشک‌ها نیست و خب صد البته منظورم تمام کسانی که مدرک دکترا دارن هم نیست، خلاصه راه نیفتن یه سری دنبال شکایت و این حرفا. آها داشتم می‌گفتم که خلاصه وضع کاروکاسبی به سمتی رفته که یه سری از دکترا توی دانشگاه‌ها و خارج از دانشگاه‌ها افتادن دنبال روش‌های جدید کسب درآمد. تو حوزه ICT خودمون رو عرض می‌کنما. خب از قدیم یه چیزی مد بود که مثلا بعضی استادها می‌رفتن یه کتاب خارجی جدید می‌خریدن بعد از روش کپی می‌گرفتن و هر 8 صفحه رو می‌دادن دست دانشجوها و بهشون می‌گفتن ترجمه کنید، نمره کلاسی داره. بعد هم کل ترجمه‌ها رو به هم می‌چسبوندن و یه کتاب می‌دادن بیرون. البته این تیپ دکترا اینقدر عجله دارن که وقت نمی‌کنن یکبار هم کتاب رو بخونن و انگار دانشجوها هم حرفه‌ای شدن و خلاصه اگه یه کتاب به زبان فارسی خریدین که هر چی خوندین نفهمیدن چی …

  • پاول دورف، پاشو بیا پیش ما!

    این پاول دورف رو حتما خیلی‌ها می‌شناسن، اگه یک درصد کسی نمی‌شناسه باید بگم این بابا سازنده برنامه تلگرام هست که روی گوشیتون نصب هست و دارید استفاده می‌کنید. ظاهرا پاول متولد روسیه هست اما از این کشور خارج شده و حالا کجا زندگی می‌کنه، من خودم درست هنوز نفهمیدم، اما انگار خونه به دوش هست یا تو هواپیما زندگی می‌کنه، چون تو ایران هر روز یکی یه جا رو میگه. آقا این پاول دورف که ما ایرونی‌ها اساسی پولدارش کردیم، برای خودش پدیده‌ای هست. من از نزدیک ندیدمش اما بهش می‌خوره خیلی بچه پررو و حاضرجواب باشه. آقا نشد یکی تو ایران اسم اینو ببره، اونم 5 دقیقه بعد توی توییتر جوابشو نده. جواب‌هاشم خیلی از سر گردن کلفتی هست و من نمی‌دونم چرا وقتی پیام‌هاشو می‌خونم حس می‌کنم تهش باید یه “چی‌داداچ” اضافه کنم. لامصب به همه گیر می‌ده آخه. کافیه یکی بگه ما تو ایران باهاش حرف زدیم، سه سوت میاد میگه نه خیر اصلا همچین چیزی نیست. حالا یه مدته این بابا خیلی باحال شده و انگار داره حال و هوای مملکت ما دستش میاد. چند وقت پیش یه سری رفتن بهش گفتن، آقا راسته وزیر ارتباطات می‌گه سرور تلگرام اومده تو ایران؟ اینم یه جوابی …

  • 10 پیشنهاد برای پیشگیری از سلفی جنجالی

    هفته قبل انتشار یکسری عکس‌های سلفی در مجلس با سرکار خانم «فدریکو موگرینی» عجب داستانی به پا کرد. خب از اونجا که پای جمعی از نماینده‌های مجلس وسط هست و نمی‌شه هر چیزی هم گفت، کار برای نوشتن کمی سخت می‌شه. از شوخی گذشته وقتی شاهد عکس گرفتن با ساختمان در حال سوختن و تروریست‌های در حال تیراندازی و بازماندگان هنرپیشه‌ها و خوانندگان در مراسم‌های ختم هستیم و این عمل همچنان هم ادامه دارد، جای گله نیست. اگرچه فکر کنم مردم و رسانه‌ها چنان حرکتی زدند که در تاریخ و حافظه نسل‌های آتی و حتی گیاهان هم ثبت شد و از این جهت دیگه نیازی به پیشنهاد نیست، اما خب از طرفی می‌بینم چون انسان ذاتا موجودی فراموشکار و جایزالخطاست، شاید دوباره چنین وضعیتی تکرار بشه، برای همین من نشستم کلی فکر کردم و یه سری پیشنهادات به ذهنم رسید که در ادامه مطرح می‌کنم و امیدوارم مورد استفاده مسوولان قرار بگیره. پیشنهاد اول: چاپ 8 در 8 متر اون عکس و گذاشتن در قسمت ورودی مجلس به نحوی که هر روز قابل رویت باشه. پیشنهاد دوم: استفاده از دیوارهای کاذب در مجلس در مناسبت‌هایی که میهمان خارجی داریم. پیشنهاد سوم: تفکیک روز حضور خانم‌ها و آقایان در مجلس، مثلا …

  • من یک میمون پولدار هستم

    خب شک ندارم تیتر براتون جالب بوده و با خودتون گفتین، چه جالب اینجا یکی نوشته من میمون هستم، حتما باید چیز باحالی باشه؟ خلاصه هر فکری که ممکنه کرده باشین، عاملی شده برای خوندن این مطلب. حالا بهتون می‌گم چرا من میمون هستم! واقعیت اینه که این روزها تو شبکه‌های اجتماعی یه عالمه آدم هستن که مثلا بهشون می‌گن بچه معروف. روش کار اینا جالبه و اکثرا سعی می‌کنن با عجیب‌ترین کارها خودشونو معروف کنن. یکی رو یه قسمت خاصی از بدنش تمرکز کرده. یکی از شست پاش عکس میگیره می‌ذاره، یکی صدای حیوانات در میاره، یکی عکس از دستشویی خونوشن میذاره، یکی هم میگه من میمون هستم. حالا متوجه شدین منظورم این نبود که من میمون هستم، منظورم اون بود. این شبکه‌های اجتماعی حالا شده پاتوقی برای یه سری آدمای عجیب و غریب که مردم مثل باغ وحش برای دیدن اونها دورشون جمع می‌شن. اینام فکر می‌کنن ملت خیلی دارن چیز ازشون یاد می‌گیرن یا خیلی باهاشون حال کردن، هی از خودشون شکلک‌های عجیب و جدیدتر می‌سازن. خلاصه این روزها تعداد میمون‌های مجازی روز به روز در حال افزایش هست و این باغ وحش هر روز داره بزرگتر از دیروز می‌شه. این وسط یه سری شرکت‌ها دیگه خیلی …

  • کاربران اینترنت دیگه شلوغ نکنن

    یعنی من موندم این کاربرای اینترنت تو ایران بیکارن هی می‌رن تو صفحه وزیر ارتباطات و رسانه‌های مختلف اعتراض می‌کنن. خب مثلا فکر کردین چی میشه؟ بابا جان با شلوغ‌کاری که چیزی درست نمیشه. یه مدت هی گیر دادن ملت و رسانه‌ها به گرونی اینترنت، نتیجش چی شد؟ خب مسوولان هم اومدن گفتن یه کاری می‌کنیم که اینترنت 50 درصد ارزونتر بشه. کلی تیتر خورد و سر و صدا شد و ملت ذوق کردن که چی میشه یعنی. چند وقت بعد فرمول کاهش قیمت اینترنت که تقدیم حضورشون شد متوجه شدن که اینترنت یه مقدار کوچولویی گرونتر شد براشون. این از این. یه مدت دیگه هی ملت ریختن تو صفحه وزیر ارتباطات و گیر دادن که بابا اپراتورها چرا طرح‌های تشویقی نمی‌دن، یکی می‌ده یکی نمی‌ده، ما طرح تشویقی می‌خایم و بازم شلوغ‌کاری کردن. بعدش مسوولان گفتن چشم، قول می‌دیم رسیدگی بشه. یه مدت بعد اعلام شد تمام طرح‌های تشویقی پرطرفدار اینترنت باید لغو بشه! من فکر می‌کردم دیگه درس عبرت بشه برای یه سری و برن دنبال زندگیشون. بعد دیدم نه اینا ول کن نیستن. این دفعه ملت می‌رفتن اینور اونور هی می‌نوشتن آقای وزیر این اینترنت ما خورده می‌شه اصلا نمی‌فهمیم، چطوری پامون حساب می‌شه. باز مسوولان قول …

  • الان چی شد دقیقا؟

    هفته پیش دبیر کمیته فیلترینگ رو یه موضوعی دست گذاشت که تا همین الان که دارید این مطلب رو می‌خونید وزیر ارتباطات ول کن ماجرا نیست. ماجرا اینطور بود که آقای دبیر فیلترینگ گفت ما 40 بار دستور مسدود کردن 8 هزارتا کانال و سایت رو به وزارت ارتباطات دادیم و اونا هم هیچ اقدامی نکردن. اوه اوه اوه، وزیر ارتباطات از اول هفته کلید کرد روی این موضوع. از شانس بد دبیر کمیته فیلترینگ این هفته وزیر ارتباطات روزی 2 تا افتتاحیه داشت و تا آخر هفته 10 بار گیر داد به این موضوع. دیگه اوضاع جوری شده بود که من دلم سوخت برای دبیر کمیته مسدودسازی سایت‌ها. خلاصه وزیر ارتباطات روز و شب بود که می‌گفت کدوم 8 هزارتا سایت، کدوم 40 بار، ایشون نظر شخصیشون بوده، از خودشون بپرسید. یه عده میخان همه چیز رو ببندن. ایشون دبیر یه کمیته هستن. یعنی دیگه این دم آخری، سنگ تموم گذاشت وزیر ارتباطات. حالا درسته که هنوز گرد و خاک این بگو مگوها تموم نشده اما والا ملت گیج شدن این وسط. خب بابا این فیلترینگ جریانش چیه دقیقا. یعنی شما برید مطبوعات رو تو این یک هفته اخیر چک کنید، یه بولتن چاق و چله سر این ماجرا …

  • پس چی محرمانه نیست؟

    هفته قبل یکی از رمزآلودترین چیزهایی که دنبالش بودم، هیچ اتفاقی براش نیفتاد و همچنان رمزآلود باقی موند. یه مدتی هست که سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه افتاده و من همیشه خواب می‌دیدم یعنی حالا که این سامانه راه بیفته من می‌تونم بفهمم اون چیزهایی که شبیه منوی کبابی‌ها هست و وقتی توافق می‌کنن با خارجی‌ها به هم تحویل می‌دن، چی توش نوشته. بعد با خودم می‌گفتم بابا فری تو رو چه به این حرفا، برو به رانندگیت برس، به تو چه که توش چی نوشتن، حرف بدی که نیست، حتما خوبه دیگه. تو برو رانندگیتو بکن و هی به خودم می‌گفتم پس ولش کن. آقا از خوش‌شانسی من هفته قبل یه خبرنگار شیطون، دقیقا رفته بود تو سامانه و همین سوال رو از وزارت ارتباطات کرده بود و گفته بود بدینوسیله من متن توافقنامه‌هاتونو می‌خام. طبق قانون 10 روز بعد باید جوابش ارسال می‌شد که 4 تا 10 روز دیگه هم گذشت و حال من بدجوری گرفته شد. چون خبرنگاره نوشت، یه نفر از وزارت ارتباطات بهش زنگ زده و گفته با عرض شرمندگی اون چیزی که دنبالشی محرمانه هست. آقا حال من بد گرفته نشد؟ از اون روز دچار افسردگی شدم چون فهمیدم دیگه هیچ رقمه این …

دکمه بازگشت به بالا