کدام کشورها و تا چه میزان آسیب می‌بینند؟

تبعات قطع کابل‌های اینترنت برای ایران و منطقه

علی شمیرانی - تهدیدهای تازه مقام‌های ایرانی درباره قطع کابل‌های فیبرنوری زیردریایی و هدف قرار دادن مراکز داده و زیرساخت‌های دیجیتال مرتبط با آمریکا در منطقه، با واکنش گسترده رسانه‌های بین‌المللی همراه شده است. در روزهای اخیر، رسانه‌ها و تحلیلگران مختلف با بررسی پیامدهای احتمالی چنین اقدامی، از آسیب‌پذیری ارتباطات اینترنتی کشورهای حاشیه خلیج فارس، اختلال در تجارت و خدمات مالی و حتی به خطر افتادن سرمایه‌گذاری‌های بزرگ فناوری در منطقه سخن گفته‌اند.
دو گزارش منتشرشده از سوی مؤسسه اطلاعات دریایی Windward و رسانه Business Today، با تمرکز بر این تهدیدها، تصویری از وابستگی ارتباطی کشورهای منطقه، موقعیت کابل‌های زیردریایی و تحرکات مشکوک کشتی‌های مرتبط با ایران ارائه کرده‌اند.
  • هرمز؛ مسیر عبور هفت کابل اینترنتی

۱۹ اکتبر، حسین محبی، سخنگوی سپاه پاسداران، در مراسمی در تهران اعلام کرد هفت کابل اصلی اینترنت از زیر تنگه هرمز عبور می‌کنند و از معرفی اهداف و تسلیحات جدید خبر داد. او همچنین هشدار داد که پاسخ ایران این بار بسیار سخت‌تر خواهد بود.

این اظهارات در ادامه تهدیدهای قبلی مقام‌های ایرانی مطرح شد. پیش‌تر محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، از امکان هدف قرار دادن کابل‌های مرتبط با آمریکا، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی در صورت وقوع جنگی جدید سخن گفته بود. در اردیبهشت‌ماه نیز سپاه پاسداران اعلام کرده بود عبور کابل‌های زیردریایی از تنگه هرمز می‌تواند مشمول مجوزهای ایران شود.

گزارش Windward نشان می‌دهد عدد اعلام‌شده از سوی مقام ایرانی با واقعیت زیرساختی منطقه فاصله زیادی ندارد. در حال حاضر شش کابل فعال از تنگه هرمز عبور می‌کنند و دو کابل دیگر نیز با نام‌های FIG و SEA-ME-WE 6 در دست احداث هستند که قرار است در سال ۲۰۲۷ به بهره‌برداری برسند. با تکمیل این پروژه‌ها، شمار کابل‌های عبوری به هشت مورد خواهد رسید.

در حال حاضر شش کابل فعال عبارت‌اند از:

  • 2Africa: یکی از شبکه‌های گسترده ارتباطی منطقه که شاخه خلیج فارس آن به عراق، کویت، بحرین، قطر، عربستان سعودی، امارات و عمان متصل می‌شود و شرکت‌هایی مانند متا، اورنج، وودافون و چاینا موبایل در این پروژه مشارکت دارند.
  • AAE-1: کابل ارتباطی آسیا، آفریقا و اروپا که به قطر، امارات، عمان و عربستان سعودی متصل است و شرکت‌هایی از جمله اوریدو، زین و عمانتل در آن مشارکت دارند.
  • FALCON: مسیری ارتباطی با نقاط اتصال در عراق، کویت، بحرین، قطر، عربستان، امارات، عمان و ایران.
  • GBI: شبکه ارتباطی Gulf Bridge International که کشورهای عراق، کویت، بحرین، قطر، عربستان، امارات، عمان و ایران را پوشش می‌دهد.
  • Tata TGN-Gulf: کابل ارتباطی متصل به بحرین، قطر، عربستان، امارات و عمان.
  • OMRAN/EPEG: مسیری ارتباطی میان عمان و ایران که در نقاطی مانند خصب، دیبا و برکا در عمان و ایران اتصال دارد.

دو پروژه در حال احداث نیز شامل کابل FIG با مشارکت اوریدو و کابل SEA-ME-WE 6 هستند که هر دو برای سال ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده‌اند و مسیرهایی در خلیج فارس و کشورهای اطراف آن خواهند داشت.

  • چهار کشور بدون مسیر جایگزین

مهم‌ترین نکته در گزارش Windward، تفاوت میزان آسیب‌پذیری کشورهای منطقه در برابر قطع کابل‌های زیردریایی است. این تفاوت بیش از آنکه به تعداد کابل‌ها مربوط باشد، به موقعیت جغرافیایی و امکان دسترسی به مسیرهای جایگزین بستگی دارد.

عراق، کویت، بحرین و قطر در آسیب‌پذیرترین موقعیت قرار دارند، زیرا تمام کابل‌های زیردریایی مورد استفاده آنها در داخل خلیج فارس به ساحل می‌رسند. در نتیجه، ارتباط زیردریایی این کشورها با جهان ناگزیر از مسیر تنگه هرمز عبور می‌کند.

عراق سه کابل فعال دارد که همگی در بندر فاو به ساحل می‌رسند. این کشور در حال توسعه یک مسیر زمینی ارتباطی از فاو تا مرز ترکیه با مشارکت اوریدو است تا وابستگی خود به مسیر دریایی را کاهش دهد.

کویت پنج کابل، بحرین پنج کابل و قطر هفت کابل ارتباطی دارند. با این حال، برخی از این کابل‌ها مانند FOG، مسیر قطر به امارات و مسیر کویت به ایران، از محدوده خلیج فارس خارج نمی‌شوند. بر این اساس، کویت سه مسیر، بحرین چهار مسیر و قطر پنج مسیر ارتباطی برای اتصال به خارج از خلیج فارس در اختیار دارند، اما این مسیرها همچنان به عبور از تنگه هرمز وابسته‌اند.

در همین حال اما وضعیت امارات، عمان و عربستان تا حدودی متفاوت است.

امارات شش کابل در ساحل خلیج فارس دارد، اما ۱۴ کابل دیگر در فجیره و کلبا، در ساحل دریای عمان و خارج از تنگه هرمز، به ساحل می‌رسند. هرچند این مسیرها نیز از دسترس تهدیدهای احتمالی ایران خارج نیستند.

عمان دو کابل در خصب، ۱۱ کابل در ساحل دریای عمان و پنج کابل دیگر در صلاله و قلهات در ساحل دریای عرب دارد.

عربستان سعودی نیز از نظر تنوع مسیرهای ارتباطی در موقعیت بهتری قرار گرفته است. چهار کابل در منطقه الخبر و ۱۴ کابل دیگر در سواحل دریای سرخ، در شهرهای جده، ینبع، ضبا و حقل به این کشور متصل می‌شوند. البته این مزیت به معنای مصونیت کامل نیست. در سپتامبر ۲۰۲۵ دو کابل زیردریایی در نزدیکی جده قطع شدند.

  • تردد کشتی‌های تحریمی ایران بر فراز مسیر کابل‌ها

یکی از بخش‌های قابل توجه گزارش Windward، بررسی تحرکات دو نفتکش مرتبط با ایران است که در فاصله دو هفته پیش از اظهارات سخنگوی سپاه، برای چندین روز در محدوده مسیر کابل‌های ارتباطی منطقه توقف یا حرکت بسیار کند داشته‌اند.

این مؤسسه با استفاده از داده‌های ردیابی دریایی اعلام کرده هر دو کشتی در فهرست تحریم‌های دفتر کنترل دارایی‌های خارجی وزارت خزانه‌داری آمریکا (OFAC) قرار داشته‌اند و هنگام توقف نیز محموله‌ای حمل نمی‌کردند.

نخستین کشتی در سپتامبر ۲۰۲۴ به دلیل انتقال محموله برای نیروی قدس سپاه تحریم شده بود. این کشتی پس از توقف در نزدیکی خورفکان، به سمت مسقط حرکت کرد و در ۳۰ سپتامبر، هنگام عبور از محدوده مسیر کابل‌های زیردریایی، سرعت خود را به کمتر از یک گره دریایی کاهش داد و به مدت ۷۳ ساعت در همان منطقه متوقف ماند.

بررسی داده‌های حرکتی نشان می‌دهد کشتی با موتور روشن وارد محدوده شده، سپس با میانگین سرعت ۰.۶ گره و در شرایط خاموش بودن موتور به حرکت بسیار کند خود ادامه داده است. این شناور از حاشیه مسیر کابل‌های AAE-1، Bay of Bengal Gateway و 2Africa عبور کرده و در فاصله کمتر از نیم مایل دریایی از مسیر کابل‌های FALCON، GBI و MENA قرار گرفته است.

این کشتی چهار روز پیش از توقف، شناسه دریایی MMSI، علامت تماس و کد پرچم خود را نیز تغییر داده بود. تصاویر الکترواپتیکی ماهواره‌ای ثبت‌شده در اول اکتبر، ساعت ۶:۵۲ به وقت هماهنگ جهانی، حضور کشتی در همان محدوده را مستقلاً تأیید کرده‌اند.

کشتی دوم نیز که در نوامبر ۲۰۲۵ به دلیل حمل گاز مایع نفتی ایران تحریم شده بود، از تنگه مالاکا به سمت محل انتقال محموله در نزدیکی دبی حرکت می‌کرد. این شناور در چهارم اکتبر، در فاصله ۶۶۰ مایل دریایی از ساحل و در بخش مرکزی دریای عرب، توقف کرد و به مدت ۱۱۵ ساعت با سرعت میانه ۰.۶ گره دریایی در منطقه باقی ماند.

مسیر حرکت این کشتی از محدوده کابل‌های AAE-1، FEA، SEACOM/TGN-Eurasia، IMEWE و SeaMeWe-4 عبور می‌کرد. عمق آب در این محدوده حدود سه هزار و ۷۰۰ متر بود و این توقف طولانی‌ترین توقف ثبت‌شده در آن مسیر از اواخر ماه مه محسوب می‌شد.

البته Windward تأکید کرده است که نمی‌توان این دو توقف را به‌عنوان عملیات قطعی شناسایی یا نقشه‌برداری از کابل‌ها معرفی کرد. آنچه از داده‌ها می‌توان نتیجه گرفت، این است که دو کشتی تحریم‌شده مرتبط با ایران، هر دو بدون محموله و در حالی که مقصد مشخصی داشتند، در هفته‌های منتهی به تهدید علنی ایران، برای چندین روز بر فراز مسیرهای ارتباطی زیردریایی توقف کرده‌اند و پس از آن به حرکت عادی بازگشته‌اند.

از نظر فنی، شناسایی مسیر کابل‌های زیردریایی لزوماً به تماس مستقیم با بستر دریا نیاز ندارد. سونارهای چندپرتویی نصب‌شده روی بدنه کشتی می‌توانند محدوده‌ای در حدود ۳.۵ برابر عمق آب را پوشش دهند. حتی سامانه‌های مخصوص آب‌های عمیق نیز قابلیت نصب روی کشتی‌های تجاری را دارند. با این حال، گزارش Windward هیچ مدرک قطعی مبنی بر استفاده از چنین تجهیزاتی در این دو مورد ارائه نکرده است.

  • قطع کابل‌ها می‌تواند ارتباطات خود ایران را هم مختل کند

اما تهدید قطع کابل‌های زیردریایی یک محدودیت مهم نیز دارد و آن، وابستگی خود ایران به بخشی از همین زیرساخت‌هاست.

دو کابل FALCON و GBI در بندرعباس و بوشهر به خاک ایران متصل می‌شوند. بنابراین قطع این کابل‌ها، علاوه بر اختلال در ارتباطات کشورهای حاشیه خلیج فارس، اتصال بین‌المللی خود ایران را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. کابل OMRAN/EPEG نیز که میان عمان و ایران امتداد دارد، با محدودیت مشابهی روبه‌رو است.

البته این موضوع به معنای بی‌اثر بودن تهدید ایران نیست. کابل‌های 2Africa و Tata TGN-Gulf در ایران نقطه اتصال ندارند و دو کابل در حال احداث FIG و SEA-ME-WE 6 نیز به ایران متصل نخواهند شد. بنابراین انتخاب اهداف و مسیرهای مورد نظر، به شناخت دقیق موقعیت هر کابل و نقاط اتصال آن وابسته است.

  • تهدیدی فراتر از اینترنت؛ مراکز داده و اقتصاد دیجیتال

در همین حال اما گزارش Business Today ابعاد دیگری از این تهدید را بررسی کرده و نشان می‌دهد نگرانی‌ها تنها به کابل‌های زیردریایی محدود نیست.

در این گزارش به نقل از دو مقام ایرانی آمده است که تهران در صورت حمله به ایران می‌تواند کابل‌های زیردریایی را قطع کند و حتی مانع تعمیر و بازسازی آنها شود. یکی از این مقام‌ها هشدار داده است که در صورت حمله به ایران، دیگر هیچ خط قرمزی وجود نخواهد داشت و اهداف احتمالی از کابل‌های زیردریایی تا پایگاه‌های نظامی، حتی مراکز مخفی، گسترش می‌یابد.

یدالله جوانی، از مقام‌های سپاه پاسداران، نیز از امکان هدف قرار دادن هفت کابل زیر تنگه هرمز سخن گفته است. محسن رضایی هم پیش‌تر مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی مرتبط با آمریکا را در فهرست اهداف احتمالی قرار داده بود.

در همین حال، یک مقام ایرانی دیگر از کشورهای حاشیه خلیج فارس خواسته است در صورت بروز چنین وضعیتی، مسئولیت آن را متوجه واشنگتن بدانند.

الکس واتانکا، تحلیلگر مسائل ایران، در تحلیل این رویکرد گفته است تهران می‌خواهد کشورهای منطقه و مدیران شرکت‌های بزرگ را وادار کند تا با توجه به مخاطراتی که سیاست‌های دولت ترامپ برای سرمایه‌گذاری‌هایشان ایجاد می‌کند، به رئیس‌جمهور آمریکا فشار وارد کنند.

به این ترتیب، تهدید زیرساخت‌های ارتباطی می‌تواند فراتر از یک اقدام نظامی، به ابزاری برای فشار اقتصادی و سیاسی بر کشورهای منطقه و شرکت‌های فناوری تبدیل شود.

  • اختلال در اینترنت، بانکداری و تجارت منطقه

اهمیت این تهدید زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم کابل‌های زیردریایی در دنیا حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهان را حمل می‌کنند. با این حال، به گفته آلن مولدین از مؤسسه TeleGeography، کمتر از یک درصد پهنای باند بین‌المللی جهان از تنگه هرمز عبور می‌کند.

این آمار نشان می‌دهد قطع کابل‌های هرمز لزوماً اینترنت جهان را مختل نخواهد کرد، اما می‌تواند برای کشورهای وابسته به این مسیرها پیامدهای جدی داشته باشد.

بر این اساس قطع هم‌زمان چند کابل ممکن است خدمات اینترنتی، نظام بانکی، تجارت الکترونیکی، خدمات ابری و ارتباطات سازمانی را در کشورهای منطقه با اختلال مواجه کند. در شرایط جنگی نیز افزایش هزینه بیمه کشتی‌ها، محدودیت‌های تردد و پیچیدگی دریافت مجوزهای لازم می‌تواند تعمیر کابل‌ها را به تأخیر بیندازد و زمان بازیابی ارتباطات را طولانی‌تر کند.

در این میان، اما مسیرهای دریای سرخ نیز اهمیت دارند. این مسیرها حدود سه درصد از تقاضای جهانی و ۱۰ درصد از ترافیک بین‌منطقه‌ای را پوشش می‌دهند، هرچند تهران تاکنون تهدید مشخصی درباره هدف قرار دادن آنها مطرح نکرده است.

نگرانی از آسیب‌پذیری مراکز داده نیز با توجه به تحولات ماه‌های اخیر جدی‌تر شده است. بر اساس گزارش Business Today، حملات ایران در ماه مارس به دو مرکز متعلق به خدمات وب آمازون (AWS) در امارات اصابت کرد و به زیرساخت‌های نزدیک یکی از مراکز این شرکت در بحرین نیز آسیب رساند.

سپاه پاسداران همچنین نام شرکت‌هایی مانند مایکروسافت، گوگل، اپل و انویدیا را در میان اهداف احتمالی مطرح کرده است. این تهدیدها در شرایطی بیان می‌شوند که شرکت‌های بزرگ فناوری سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی برای توسعه مراکز داده، خدمات ابری و زیرساخت‌های هوش مصنوعی در منطقه انجام داده‌اند.

  • سرمایه‌گذاری‌های بزرگ فناوری در معرض ریسک

وابستگی زیرساخت‌های دیجیتال منطقه به مسیرهای محدود ارتباطی، می‌تواند پیامدهای مستقیمی برای برنامه‌های سرمایه‌گذاری شرکت‌های فناوری داشته باشد.

مایکروسافت برنامه‌ریزی کرده است تا سال ۲۰۳۰ بیش از ۴۰۰ میلیون دلار در توسعه زیرساخت‌های ارتباطی زیردریایی و زمینی منطقه سرمایه‌گذاری کند.

در چنین شرایطی، تهدید کابل‌ها و مراکز داده می‌تواند محاسبات اقتصادی شرکت‌ها را تغییر دهد. افزایش ریسک عملیاتی، هزینه بیمه و احتمال اختلال در دسترسی به خدمات، از جمله عواملی هستند که ممکن است بر تصمیم‌های سرمایه‌گذاری و توسعه زیرساخت‌های دیجیتال در کشورهای منطقه اثر بگذارند.

از سوی دیگر، توسعه مسیرهای زمینی ارتباطی و ایجاد زیرساخت‌های جایگزین می‌تواند بخشی از این آسیب‌پذیری را کاهش دهد. مسیر زمینی عراق به ترکیه یکی از نمونه‌های چنین تلاش‌هایی است، هرچند اجرای این پروژه‌ها زمان‌بر خواهد بود.

  • سه نشانه از نگرانی منطقه‌ای

بررسی دو گزارش Windward و Business Today نشان می‌دهد آسیب‌پذیری کابل‌های زیردریایی خلیج فارس موضوع تازه‌ای نیست، اما طرح علنی این تهدید از سوی مقام‌های ایرانی، به آن ابعاد تازه‌ای داده است.

در این میان، سه تحول می‌تواند مشخص کند که تهدیدهای مطرح‌شده صرفاً بخشی از بازدارندگی سیاسی هستند یا نشانه‌هایی از آمادگی عملیاتی پشت آنها وجود دارد.

نخست، تداوم توقف و حرکت‌های غیرعادی کشتی‌های مرتبط با ایران بر فراز مسیر کابل‌های خلیج فارس و دریای عرب، به‌ویژه کابل‌هایی که در خاک ایران نقطه اتصال ندارند.

دوم، پیشرفت پروژه مسیر زمینی ارتباطی عراق به ترکیه که در حال حاضر مهم‌ترین طرح جایگزین برای یکی از چهار کشور آسیب‌پذیر منطقه محسوب می‌شود.

سوم، تغییر احتمالی مسیر کابل‌های FIG و SEA-ME-WE 6 که قرار است در سال ۲۰۲۷ به بهره‌برداری برسند و در طراحی فعلی همچنان از محدوده تنگه هرمز عبور می‌کنند.

در مجموع، آنچه این دو گزارش برجسته می‌کنند، تنها احتمال قطع چند کابل اینترنتی نیست، بلکه شکنندگی بخشی از زیرساخت ارتباطی و اقتصادی منطقه در برابر یک بحران نظامی است. تنگه هرمز در کنار اهمیت راهبردی خود برای انتقال انرژی، اکنون به یکی از نقاط حساس اتصال دیجیتال کشورهای خلیج فارس نیز تبدیل شده است؛ نقطه‌ای که هرگونه اختلال در آن می‌تواند هزینه‌هایی فراتر از قطع دسترسی به اینترنت برای منطقه به همراه داشته باشد.(عصر ارتباط)

عضویت در تلگرام آی تی آنالیز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا