بیبیسی: ۵۰ هزار استارلینک در ایران فعال است

با وجود غیرقانونی بودن هر گونه خرید، فروش و استفاده از فناوری استارلینک در داخل مرزها، گروهی سازمانیافته در خارج از مرزها به بهانه قطع بودن اینترنت بینالملل در حال ارسال قاچاقی و پنهانی تجهیزات استارلینک به ایران هستند؛ اقدامی که بیبیسی جهانی کوشیده با انتشار گزارشی مفصل آن را تلاش برای دسترسی شهروندان ایرانی به دنیای اطلاعات آزاد نشان دهد.
در این گزارش که در واحد جهانی دیساینفورمیشن بیبیسی تولید و منتشر شده، یک سازمان حقوق بشری در ماه مارس شمار دستگاههای استارلینک فعال در ایران را بیش از ۵۰ هزار اعلام کرده که به نظر میرسد در ماههای اخیر افزایش هم یافته است. هر چند تلاش خبرنگاران بیبیسی برای تماس با مدیران شرکت اسپیسایکس (به ریاست ایلان ماسک) برای گرفتن آمار دقیق به نتیجه نرسیده است.
گفته میشود در دو سال و نیم اخیر بیش از ۵۰۰۰ ترمینال استارلینک در ایران فروخته شده است. ضمن اینکه دستکم سه فرد/گروه در کار انتقال قاچاقی تجهیزات استارلینک به داخل ایران هستند اما اگر کسی به خاطر داشتن یا استفاده از استارلینک در ایران بازداشت و جریمه شود، هیچکدام مسئولیت کارهای خود را بر عهده نمیگیرند.(اطلاعات آنلاین)

از هوش مصنوعی چنین سؤالی پرسیدم که جواب آن هم در نوع خودش عالی بود!😁👇
آیا به نظرت حکومت هایی که به دنبال محدودیت اینترنت و یا قطع آن هستند، آینده ای خواهند داشت؟ به خصوص وقتی اینترنت ماهواره ای هم در آینده گسترده تر و ارزان تر خواهد شد و حتی در داخل لپ تاپ ها و خودرو ها هم تعبیه می شود؟
سوال بسیار دقیقی مطرح کردید. برای پاسخ، باید بین «محدودیت هوشمندانه» و «قطع کامل و سرکوب» اینترنت تفاوت قائل شد.
در کوتاهمدت، محدودیت اینترنت (مثل فیلترینگ هدفمند یا قطع در شرایط بحران) میتواند برای حکومتها «موفقیت تاکتیکی» داشته باشد؛ مثل کنترل ناآرامیهای لحظهای. اما در میانمدت و بلندمدت، آینده روشنی ندارند. دلایل اصلی:
1. اینترنت ماهوارهای مانند استارلینک و پروژههای مشابه دیگر یک گزینه نیستند، بلکه دارند به کالایی معمولی تبدیل میشوند. هزینه پایینآمده، آنتنهای کوچک و حتی ادغام با لپتاپ و خودرو (که اشاره کردید) باعث میشود کنترل شبکههای ملی بیفایده شود. حکومت برای قطع ماهواره باید کل آسمان را از نظر نظامی کنترل کند که عملاً غیرممکن است.
2. اقتصاد و رشد متکی به دادههای آزادتر است. کشورهایی که محدودیت شدید دارند، از نوآوری، جذب استعداد و سرمایهگذاری خارجی عقب میمانند. در رقابتی که هوش مصنوعی، دادههای عظیم و اتصال دائمی حرف اول را میزنند، قطع اینترنت به معنای خودتحریمی از آینده است.
3. تغییر نسل و هنجارهای اجتماعی: نسلی که با اینترنت همیشگی بزرگ شده، محدودیت را برنمیتابد. حتی اگر حکومتی فعلاً موفق به قطع یا فیلتر شود، نیروهای اجتماعی اش را فرسایش میدهد و هزینه مشروعیتش به شدت بالا میرود.
۴. شکستهای تاریخی: تجربه قطع اینترنت در برخی کشورها (مثل میانمار، سودان یا حتی بخشهایی از هند) نشان داده که قطع اینترنت صرفاً خشم را به تاخیر میاندازد و راههای جایگزین (mesh networks، بلاکچین، بلوتوث و…) شکوفا میشود.
پیشبینی من:
– حکومتها مجبور میشوند از «مدیریت پهنای باند» و «فیلترینگ هوشمند مبتنی بر محتوا» به سمت «پذیرش دسترسی همگانی و تمرکز بر سواد رسانهای و امنیت سایبری» حرکت کنند.
– قطع کامل و سرکوبگرانه اینترنت تنها در کشورهای بسیار بستهای باقی میماند که به قیمت عقبماندگی تکنولوژیک و فرار مغزها، برای حفظ کنترل لحظهای هزینه میدهند. اما در درازمدت، حتی آنها یا تغییر میکنند یا به حاشیهراندگی سیاسی-اقتصادی تن میدهند.
به عبارت دیگر: آینده از آنِ حکومتهایی است که یاد بگیرند در اینترنت ماهوارهای و متصل همیشگی، چطور با شهروندان تعامل کنند، نه مبارزه با فناوری. آنهایی که به قطع اصرار دارند، مثل کسانی میمانند که میخواهند جلوی باران با چتر سوراخ بایستند.