دست دهها میلیون ایرانی را در مجازی باز کنید

در شرایطی که تجاوز نظامی ظالمانه آمریکا و اسرائیل به خاک کشورمان با پیامدهای گسترده همراه شده و احتمال بروز فجایع انسانی در سایه حملات نظامی افزایش یافته است، مسئله «روایتگری رسانهای» به یکی از ابعاد مهم این بحران تبدیل شده است. در چنین وضعیتی، اطلاعرسانی سریع و انتقال تصاویر و روایتهای میدانی از رنج مردم و پیامدهای جنگ میتواند نقش تعیینکنندهای در آگاهسازی افکار عمومی جهان و شکلدهی به درک جهانی از واقعیتهای میدان داشته باشد. با این حال، همزمانی این شرایط با محدودسازی اینترنت و فیلترینگ برخی پلتفرمهای جهانی، پرسشهای جدی درباره کارکرد ارتباطی این سیاستها ایجاد کرده است، زیرا بسته شدن مسیرهای ارتباطی میتواند عملاً امکان رساندن صدای مردم و روایت فجایع جنگ به افکار عمومی جهانی را محدود کند.
قاعدتا جاسوسان دشمن اینترنت ماهواره ای دارند
اگر بستن اینترنت بین المللی در زمان اعتراضات با این توجیه که فیلمی به خارج کشور منتشر نشود انجام شد، مشخص نیست در شرایط کنونی این اقدام با چه توجیهی انجام میشود، حال آن که اگر رییس جمهور در اسرع وقت نسبت به صدور دستور رفع این محدودیتها اقدام نماید، ظرفیت دهها میلیون ایرانی فعال در فضای مجازی می تواند نظر جهان و افکار عمومی غرب و دست کم کشورهای عربی را علیه جنگ حساس کند.
در همین زمینه، قادر باستانی تبریزی، مدرس دانشگاه در حوزه ارتباطات و رسانه و عضو هیئتمدیره انجمن صنفی روزنامهنگاران، در گفتوگو با ایرنا به تحلیل ابعاد رسانهای و ارتباطی این موضوع پرداخته است. متن این گفتگو را در ادامه میخوانیم.
وقتی کشور در معرض حمله نظامی تمام عیار است، منطق ارتباطی تغییر میکند
باستانی در پاسخ به این پرسش که آیا ادامه فیلترینگ در شرایط فعلی منطق ارتباطی قابل دفاعی دارد، گفت: در ادبیات علمی «ارتباطات بحران» آمده که در شرایط اضطراری، جریان اطلاعات معتبر و مشروع باید از طریق کانالهای رسمی و عمومی بهطور فعال برقرار بماند. تجربههای جهانی در جنگها و بحرانهای امنیتی نشان میدهد که دولتها معمولاً تلاش میکنند حضور ارتباطی خود را در فضای عمومی و شبکههای اجتماعی تقویت کنند تا روایت ملی و انسانی خود را به افکار عمومی جهان منتقل کنند و میدان ارتباطی را خالی نگذارند.
او گفت: در مقاطعی ممکن است فیلترینگ با این استدلال توجیه شود که انتشار برخی تصاویر یا اطلاعات میتواند موجب التهاب داخلی یا سوءاستفاده بازیگران خارجی شود، اما زمانی که کشور در معرض یک حمله نظامی تمام عیار قرار دارد، منطق ارتباطی تغییر میکند. در چنین شرایطی یکی از مهمترین سرمایههای راهبردی هر کشور قدرت روایتگری در عرصه افکار عمومی جهانی است؛ یعنی توانایی ارائه تصویر واقعی از آنچه بر مردم میگذرد. این ظرفیت بدون حضور فعال شهروندان، خبرنگاران و کاربران در شبکههای اجتماعی جهانی عملاً شکل نمیگیرد.
محدود شدن اینترنت صدای میلیونها شهروندی را محدود میکند
این استاد ارتباطات افزود: محدود شدن اینترنت یا دسترسی به پلتفرمهای جهانی در چنین شرایطی، بهطور ناخواسته صدای میلیونها شهروندی را که میتوانند روایتهای دستاول از جنگ، حملات و پیامدهای انسانی آن ارائه دهند، محدود میکند. در حالی که در عصر حوزه عمومی شبکهای، افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر روایتهای مردمی، تصاویر میدانی و تجربههای زیستهای است که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود. به همین دلیل اگر این صداها به جهان نرسد، امکان شکلگیری درک دقیق از واقعیتهای انسانی بحران هم کاهش پیدا میکند.
باستانی تبریزی درباره تأثیر محدودسازی پلتفرمها بر تصویر رسانهای ایران در جهان نیز گفت: در ادبیات ارتباطات بینالملل و دیپلماسی عمومی، تصویر یک کشور در افکار عمومی جهانی صرفاً از طریق رسانههای رسمی شکل نمیگیرد، بلکه حاصل برهمکنش مجموعهای از بازیگران ارتباطی است. از شهروندان و خبرنگاران گرفته تا فعالان شبکههای اجتماعی، نخبگان رسانهای و رسانههای مستقل تاثیرگذار هستند. در واقع در عصر ارتباطات شبکهای، هر شهروند میتواند به یک کنشگر رسانهای تبدیل شود و سهمی در شکلدهی به روایت جهانی از بحران داشته باشد.
با محدود شدن دسترسی شهروندان به پلتفرمهای جهانی، ظرفیت روایتگری جامعه از دست میرود
او خاطرنشان کرد: وقتی دسترسی شهروندان به پلتفرمهای جهانی محدود میشود، عملاً بخش مهمی از ظرفیت روایتگری جامعه از دست میرود و میدان روایت بهطور ناخواسته به رسانههای خارجی یا روایتهای رقیب واگذار میشود. در چنین شرایطی امکان بازنمایی مستقیم رنج مردم، خسارات انسانی، و پیامدهای واقعی حملات نظامی برای افکار عمومی جهان کاهش مییابد. نتیجه این وضعیت آن است که روایتهایی که در خارج از کشور و توسط رسانههای همدست دشمن تولید میشوند، میتوانند بهتدریج جایگزین روایتهای بومی شوند و درک جهانی از واقعیتهای اجتماعی و انسانی جامعه را دچار عدم توازن یا حتی انحراف کنند.
او اضافه کرد: تجربه جنگها و بحرانهای معاصر نشان میدهد که شبکههای اجتماعی به یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری ادراک جهانی تبدیل شدهاند. از جنگ اوکراین گرفته تا تحولات غزه، تصاویر و روایتهایی که شهروندان در لحظه منتشر میکنند، گاهی بسیار اثرگذارتر از گزارشهای رسمی عمل کردهاند و توانستهاند افکار عمومی جهانی را تحت تأثیر قرار دهند. به همین دلیل بسیاری از دولتها در چنین شرایطی تلاش میکنند این ظرفیت ارتباطی را بهصورت هوشمندانه مدیریت و هدایت کنند، نه اینکه با انسداد کامل آن، امکان روایتگری جامعه خود را محدود کنند.
مسدودسازی گسترده شبکههای اجتماعی الزاماً به معنای کنترل کامل جریان اطلاعات نیست
باستانی تبریزی در پاسخ به این پرسش که آیا فیلترینگ میتواند مانع انتقال اطلاعات حساس شود، گفت: در ساختار ارتباطی جهان امروز که مبتنی بر شبکههای چندلایه و فناوریهای متنوع ارتباطی است، مسدودسازی گسترده شبکههای اجتماعی الزاماً به معنای کنترل کامل جریان اطلاعات نیست. تجربه سیاستگذاری اینترنت در بسیاری از کشورها نشان میدهد که چنین محدودیتهایی بیش از آنکه بازیگران حرفهای را متوقف کند، دسترسی کاربران عادی و شهروندان را محدود میکند.
او گفت: بازیگران حرفهای، سازمانهای رسانهای یا گروههای اطلاعاتی معمولاً به ابزارها و زیرساختهای ارتباطی پیشرفتهتری دسترسی دارند. از اینترنت ماهوارهای گرفته تا شبکههای خصوصی امن، سامانههای رمزگذاریشده و مسیرهای ارتباطی جایگزین توسط آنها استفاده میشود. به همین دلیل در عمل، این دسته از بازیگران راههای متعددی برای انتقال اطلاعات در اختیار دارند و محدودسازی پلتفرمهای عمومی لزوماً مانع فعالیت آنها نمیشود.
باستانی تبریزی تاکید کرد: بیشترین اثر این محدودیتها متوجه شهروندان عادی، خبرنگاران محلی و کاربران شبکههای اجتماعی است. همان کسانی که میتوانند روایتهای انسانی، تصاویر میدانی و تجربههای واقعی جامعه در مواجهه با جنگ و بحران را به افکار عمومی جهانی منتقل کنند. از این منظر، بسیاری از مطالعات سیاستگذاری اینترنت به این نتیجه رسیدهاند که سیاستهای کنترل فراگیر در فضای شبکهای معمولاً کارآمدی محدودی در جلوگیری از انتقال اطلاعات حساس دارند، اما میتوانند هزینههای ارتباطی، اجتماعی و حتی رسانهای قابل توجهی برای جامعه ایجاد کنند.
روایتها میتواند درک افکار عمومی در سایر کشورها را تحت تأثیر قرار دهد
این پژوهشگر رسانه درباره ظرفیت کاربران ایرانی در شکلدهی به افکار عمومی جهانی نیز گفت: ایران از نظر تعداد کاربران فعال در فضای مجازی یکی از بزرگترین جوامع کاربری در منطقه به شمار میرود و دهها میلیون کاربر ایرانی طی سالهای اخیر در پلتفرمهای مختلف شبکههای اجتماعی حضور مستمر داشتهاند. این جمعیت بزرگ کاربری در شرایط عادی هم یک ظرفیت مهم ارتباطی برای کشور محسوب میشود و در شرایط بحران یا جنگ میتواند به یک سرمایه راهبردی در عرصه روایتگری بینالمللی تبدیل شود.
او گفت: در چارچوب نظریه «قدرت نرم دیجیتال»، کشورها تنها از طریق رسانههای رسمی یا دیپلماسی کلاسیک بر افکار عمومی جهان اثر نمیگذارند، بلکه حضور فعال شهروندان در شبکههای اجتماعی هم میتواند به تقویت روایت ملی کمک کند. زمانی که کاربران از تجربههای واقعی خود درباره جنگ، فشارهای انسانی، خسارات اجتماعی یا زندگی روزمره در شرایط بحران سخن میگویند، این روایتها میتواند درک افکار عمومی در سایر کشورها را تحت تأثیر قرار دهد و تصویر انسانیتری از واقعیتهای جامعه ارائه کند.
روایتهای شهروندی میتوانند نقش قابل توجهی در جهتدهی به فضای رسانهای ایفا کنند
او افزود: بهویژه در بسیاری از کشورهای غربی و عربی که بخش مهمی از بحثهای سیاسی و رسانهای در بستر شبکههای اجتماعی شکل میگیرد، روایتهای شهروندی میتوانند نقش قابل توجهی در جهتدهی به فضای رسانهای ایفا کنند. طبق مطالعات ارتباطی، حجم بالای روایتها، تصاویر و تجربههای منتشرشده توسط کاربران میتواند به تغییر اولویتهای رسانهای، افزایش حساسیت افکار عمومی و حتی شکلگیری فشار اجتماعی بر دولتها و نهادهای بینالمللی منجر شود.
در شرایطی جنگی مشارکت ارتباطی شهروندان میتواند یکی از مهمترین عوامل تابآوری اجتماعی باشد
باستانی تبریزی در پاسخ به پرسشی درباره پیامدهای احتمالی رفع فیلتر در شرایط بحران گفت: از منظر مدیریت بحران رسانهای، یکی از مهمترین راهبردها برای دولتها حفظ شفافیت ارتباطی و باز نگه داشتن کانالهای ارتباطی با جامعه است. در شرایطی که یک کشور با بحران امنیتی یا جنگ مواجهه میشود، اعتماد عمومی و مشارکت ارتباطی شهروندان میتواند به یکی از مهمترین عوامل تابآوری اجتماعی تبدیل شود.
تسهیل دسترسی مردم به پلتفرمهای جهانی چه میکند؟
این استاد دانشگاه گفت: اگر دولت در چنین شرایطی تصمیم بگیرد دسترسی به پلتفرمهای جهانی را تسهیل کند، این اقدام میتواند چند پیامد مهم به همراه داشته باشد. اول اینکه امکان روایت مستقیم واقعیتهای میدانی توسط شهروندان افزایش مییابد و این امر میتواند تصویر دقیقتر و انسانیتری از پیامدهای جنگ و شرایط اجتماعی جامعه به افکار عمومی جهان منتقل کند.
او افزود: پیامد دوم، تقویت سرمایه اجتماعی در داخل کشور است. وقتی شهروندان احساس کنند صدای آنها شنیده میشود و امکان بیان تجربهها و نگرانیهایشان وجود دارد، سطح اعتماد عمومی به نهادهای حاکمیتی افزایش مییابد و جامعه در مواجهه با بحرانها انسجام و همبستگی بیشتری نشان میدهد.
باستانی تصریح کرد: در سطح بینالمللی نیز باز بودن فضای ارتباطی میتواند پیام روشنی درباره اعتماد به جامعه و شفافیت ارتباطی ارسال کند. چنین رویکردی در چارچوب دیپلماسی عمومی میتواند به تقویت تصویر کشور در افکار عمومی جهانی کمک کند و امکان شکلگیری روایتهای دقیقتر و متوازنتر درباره واقعیتهای جامعه را فراهم آورد.
عضو هیات مدیره انجمن صنفی روزنامه نگاران در پایان این گفتوگو تأکید کرد: در عصر ارتباطات شبکهای، سیاستگذاری رسانهای دیگر نمیتواند صرفاً بر منطق کنترل یا انسداد اطلاعات استوار باشد، بلکه باید میان دو ضرورت مهم یعنی «حفظ امنیت اطلاعاتی» و «کارآمدی ارتباطی در عرصه عمومی جهانی» توازن ایجاد کند. در جهانی که جریان اطلاعات بهصورت چندلایه و فرامرزی حرکت میکند، مدیریت هوشمند ارتباطات به یکی از مؤلفههای اصلی قدرت ملی تبدیل شده است.
کشورهایی که در شرایط بحران روایت رسمی خود را تقویت کردهاند، در رقابت روایتها موفقتر عمل کردهاند
او گفت: تجربههای بینالمللی نشان میدهد کشورهایی که در شرایط بحران توانستهاند روایت رسمی خود را در کنار روایتهای شهروندی در فضای عمومی جهانی تقویت کنند، در رقابت روایتها موفقتر عمل کردهاند. در چنین شرایطی حضور فعال شهروندان، خبرنگاران و کاربران شبکههای اجتماعی میتواند به تکمیل روایت رسمی کشور کمک کند و تصویری انسانیتر و ملموستر از واقعیتهای جامعه به افکار عمومی جهان ارائه دهد.
باستانی با بیان اینکه در بحرانهای بزرگ، راهبرد مؤثر انسداد گسترده ارتباطی نیست، بلکه مدیریت هوشمند جریان اطلاعات است، به دست اندرکاران توصیه کرد، ضمن توجه به ملاحظات امنیتی، تلاش کنند ظرفیت ارتباطی جامعه و رسانهها را برای روایت واقعیتها و تقویت جایگاه کشور در افکار عمومی جهانی فعال نگه دارند.
