سیکل ۱۲ گانهِ و تکراری قطع اینترنت در ایران

علی شمیرانی - اینترنت در ایران دیگر یک «زیرساخت» نیست؛ یک «الگوی تکرار» است. الگویی که نه در سطح فنی تعریف می‌شود، نه در سطح سیاست‌گذاری اصلاح، بلکه در سطحی از تصمیم‌گیری‌های مبهم، بی‌پاسخ و عاری از حافظه نهادی، مدام بازتولید می‌شود.

در یک سال گذشته، اینترنت در ایران سه بار قطع شده و اکنون نیز همچنان قطع است. اما مسئله تنها خود «قطعی» نیست؛ بلکه مسئله یک «چرخه» است. چرخه‌ای که هر بار از نو آغاز می‌شود، بی‌آنکه چیزی از گذشته آموخته شده باشد. حسب بررسی و تجربه اما من به این سیکل ۱۲گانه رسیدم:

۱- آغاز قطع اینترنت

همه چیز ناگهانی شروع می‌شود. بدون پیش‌آگاهی و بدون حتی یک روایت رسمی منسجم. اینترنت قطع می‌شود و کاربران، کسب‌وکارها و حتی بخشی از بدنه دولت، هم‌زمان غافلگیر می‌شوند.

۲- آغاز سکوت طولانی

پس از قطع، سکوت آغاز می‌شود. نه توضیحی، نه زمان‌بندی، نه افق مشخصی. این سکوت، خود به بخشی از بحران تبدیل می‌شود؛ چراکه ابهام را به بی‌اعتمادی و بی‌اعتمادی را به فرسایش سرمایه‌های اجتماعی و روان جامعه گره می‌زند.

۳- آغاز ذکر مصیبت

در غیاب پاسخ رسمی، رسانه‌ها، کارشناسان و حتی برخی مدیران میانی شروع به روایت خسارات می‌کنند. مقالاتی در مدح اینترنت و مذمت محدودسازی نوشته می‌شود. آمارهای غیررسمی از زیان کسب‌وکارها منتشر می‌شود و واژه‌هایی مانند «فاجعه اقتصادی»، «اختلال در معیشت» و «ضربه به اعتماد عمومی» به ادبیات روز بازمی‌گردد.

۴- آغاز فشار به دولت و وزارت ارتباطات

افکار عمومی جهت پیدا می‌کند. فشارها متوجه دولت و به‌طور خاص وزارت ارتباطات می‌شود. مطالبه‌گری شکل می‌گیرد، اما مسئله اینجاست که این فشار تکراری، اغلب به جایی هدایت می‌شود که خود، محل تصمیم‌گیری نهایی نیست.

۵- وقت‌کشی و خرید زمان

در این مرحله، سازوکارهای آشنا فعال می‌شوند: تشکیل کمیته‌های بررسی، برآورد خسارات، جلسات هم‌اندیشی، دیدارهای کارشناسی. فرآیندهایی که بیش از آنکه به حل مسئله کمک کنند، زمان می‌خرند تا شاید «مسئله» به‌طور طبیعی فرونشیند.

۶- اتهام‌زدایی و اعلام برائت

دولت و وزارت ارتباطات به‌تدریج موضع‌گیری می‌کنند؛ مخالفت با قطع اینترنت، تأکید بر ضرورت پایداری ارتباطات و در عین حال، فاصله‌گذاری با تصمیم. نوعی «اعلام برائت» شکل می‌گیرد که کارکردش کاهش هزینه‌های افکار عمومی است، نه لزوماً تغییر وضعیت.

۷- آغاز اعتراضات

در مرحله بعد وقتی زمان می‌گذرد و تغییری رخ نمی‌دهد، اعتراضات از گوشه و کنار پررنگ‌تر و صریح‌تر می‌شود. از کاربران عادی تا فعالان اقتصادی و صنفی، همه به نوعی صدای خود را بلندتر می‌کنند. این مرحله، نقطه اوج فشار اجتماعی است.

۸- آغاز اتصالات اینترنت طبقاتی

در میانه بحران، پدیده‌ای آشنا دوباره سر برمی‌آورد: دسترسی‌های خاص. اینترنت برای برخی باز می‌شود، برای برخی نه. مفهوم «اینترنت طبقاتی» از یک ادعای رسانه‌ای به یک تجربه زیسته تبدیل می‌شود. شکاف دیجیتال، این‌بار نه بر اساس توسعه، بلکه بر اساس دسترسی‌های خاص و ویژه تعریف می‌شود.

۹- آغاز گشایش‌های مرحله‌ای

کمی بعد ابتدا گوگل و وابستگانش و هوش مصنوعی چینی باز می‌شود. آن هم نه با اعلام رسمی که با کشف گاه و بیگاه رسانه‌ها و کاربران.

۱۰- وصل اینترنت

در نهایت، اینترنت بازمی‌گردد. نه با توضیح اقناع‌کننده از چرایی قطع، نه با گزارشی شفاف از خسارات، نه با تضمینی برای آینده. فقط وصل می‌شود؛ گویی هیچ‌گاه قطع نشده بود. (اگرچه این بار رکورد جهانی زدیم و هنوز هم با توجه به گسترش طبقاتی‌ها و مدل‌های دسترسی، علایمی از وصل اینترنت در دست نیست.)

۱۱- آغاز قطع اینترنت

اما این پایان نیست. همان‌طور که تجربه نشان داده، این فقط یک «وقفه» در چرخه است. با اولین بحران بعدی، همه چیز از نو آغاز می‌شود.

۱۲- تکرار مراحل قبل

و این، شاید مهم‌ترین بخش ماجراست: تکرار. تکرار بدون اصلاح، بدون پاسخ‌گویی، بدون حافظه. چرخه‌ای که به‌جای حل شدن، نهادینه شده است.

مسئله اینترنت در ایران دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا حتی سیاسی نیست؛ یک مسئله حکمرانی است. حکمرانی‌ای که در آن، تصمیم‌ها گرفته می‌شوند، اما مسئولیت‌ها به درستی توزیع نمی‌شوند. خسارت‌ها ایجاد می‌شوند، خساراتی که نه تنها هیچ‌گاه به طور کامل قابل محاسبه نیست بلکه قابل جبران هم نیست. و مهم‌تر از همه، تجربه‌ها انباشته نمی‌شوند.

در چنین وضعیتی، اینترنت نه فقط قطع می‌شود، بلکه «معنا»ی خود را نیز از دست می‌دهد؛ از یک زیرساخت حیاتی به یک متغیر بی‌ثبات در معادلات. و تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، هر وصل شدنی، تنها مقدمه‌ای برای قطع بعدی است.

عضویت در تلگرام آی تی آنالیز

نوشته های مشابه

1 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا