آقای وزیر! يك طبقه ديگر به جامعه اضافه نكنيد

فاطمه‌زهرا جامي - براي سال‌ها، جامعه ايران با يك معضل عميق مواجه بوده: فاصله. فاصله بين مردم و حاكميت، بين افراد و فرصت‌ها، بين طبقات و زيرساخت‌ها. اين فاصله چندان جديد نيست.

مدارس خاص، بيمه‌هاي درماني اختصاصي، دادگاه‌هاي ويژه، مسيرهاي تردد مخصوص در فرودگاه‌ها و خيابان‌ها، مراكز تفريحي و اقامتگاه‌هاي جداگانه براي مديران، سبدهاي كالايي خاص براي كاركنان برخي دستگاه‌ها، همگي نشان‌دهنده يك الگوي تبعيض‌آميز و البته فرساينده سرمايه‌هاي اجتماعي هستند.

اكنون، با ظهور اينترنت طبقاتي، اين الگو تبديل به يك ساختار جديد و قابل تثبيت شده است. پروژه عادي‌سازي اين نوع اينترنت، خيلي وقت است كليد خورده. حتي اگر جناب وزير ارتباطات در جلسه با رييس‌جمهور بگويد: «اينترنت حق مردم است؛ اينترنت طبقاتي و سفيد موضوعيت ندارد.»؛ درحالي كه تمامي دوستان خبرنگار من خط سفيد دارند، اين اظهارات با واقعيت جامعه در تناقض است.

جمله معروفي وجود دارد كه مي‌گويد: «تا گرسنه نباشي متوجه نمي‌شوي كه غم نان يعني چه.» حالا شما و خيلي ديگر از افراد كه داراي اينترنت به اصطلاح سفيد هستيد، مشكلات ما را درك نمي‌كنيد. مي‌گوييد دست ما نيست و نهادهاي بالادستي تصميم مي‌گيرند. مثل همه موضوعات ديگر كه در دوران وزارت شما به نهادهاي بالادستي پاسكاري شده است.

اما اين مورد را به شما حق مي‌دهيم، بله دست شما نيست و مطالبه ما چيز ديگري است: نگذاريد اينترنت طبقاتي در كشور نهادينه شود. اقتصاد ديجيتال در ايران كه حدود 5‌درصد اقتصاد كل كشور را تشكيل مي‌دهد در معرض خطر بوده و طبق اعلام وزارت ارتباطات، قطع كامل اينترنت روزانه حدود ۵۰۰ ميليارد تومان به هسته اقتصاد ديجيتال و نزديك به ۵ هزار ميليارد تومان به ‌اقتصاد كلان كشور خسارت وارد مي‌كند.

اما اين فقط برآورد سطحي است و هزينه فرصت اين اتفاق بسيار بسيار بيشتر از اين عدد است و بحران اصلي كمي پنهان است. اقتصاد ديجيتال يك ويژگي منحصربه‌فرد دارد كه صنايع ديگر كمتر از آن برخوردارند و آن نسبت نيروي انساني به سرمايه در اين صنعت است كه بسيار بالاست. در فضاي ديجيتال، نيروي انساني متخصص با كمترين امكانات و فقط يك لپ‌تاپ و اينترنت مي‌تواند به درآمد پايدار برسد. در قطعي‌هاي مكرر اخير كه طولاني مدت نيز بوده‌اند، بسياري از اين افراد بيكار شدند. موضوع ديگر ارتباط اين متخصصان با خارج از كشور است، بسياري از اين فعالان با كشور‌هاي خارجي كار مي‌كردند و اين اتفاق در كنار جلوگيري از مهاجرت، تجربه بين‌المللي را داخل كشور نگه مي‌داشت.

اين تجربه مي‌توانست به تيم‌هاي داخلي منتقل شود و استانداردها را بالا ببرد، و يك پل واقعي بين اكوسيستم ايران و جهان باشد. اين پل هرچند كوچك، قطع شد. و شايد مهم‌ترين بخش، چيزي است كه اصلا قابل اندازه‌گيري نيست: اثر روحي و چشم‌اندازي آن است. اين يك سيگنال مشخص به فعالان حوزه ديجيتال است كه هشدار مي‌دهد زيرساخت‌هاي كشور قابل اتكا و سرمايه‌گذاري نيستند و اينها را نمي‌توان با بسته‌هاي حمايتي جبران كرد.

جناب وزير، حتي اگر به همه كسب‌وكارها اينترنت سفيد دهيد، ميليون‌ها كاربر عادي و كسب‌وكار‌هاي كوچك و متوسط كه ستون فقرات اقتصاد ديجيتال هستند، در حاشيه قرار مي‌گيرند. نتيجه محتمل: ركود بيشتر در تجارت الكترونيك، كاهش فروش، افزايش بيكاري در بخش ديجيتال و مهاجرت استعداد‌ها به سمت بازار‌هاي خارجي يا فعاليت‌هاي غيررسمي. و از نگاه ارتباطاتي، اين موضوع به نارضايتي‌هاي اجتماعي در ايران كه بخش عمده‌اي از آن ناشي از دورافتادگي‌ها و نوعي طبقه‌بندي اقشار مختلف جامعه است دامن خواهد زد. اينترنت نبايد يك ابزار جديد براي ايجاد فاصله باشد. ما اينترنت پرو و سفيد نمي‌خواهيم، ما يك طبقه ديگر نمي‌خواهيم، ما دسترسي عادلانه براي همه مي‌خواهيم يك جامعه كه در آن هر‌كس بتواند با يك لپ‌تاپ، گوشي‌و يك اتصال اينترنتي، به جهان متصل شود.(منبع:اعتماد)
دانشجوي روابط‌عمومي دانشگاه علامه طباطبايي

عضویت در تلگرام آی تی آنالیز

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. هوش مصنوعی مولدش در ایران است وتمام شرکت‌های بزرگ دنیا برای آن سرمایه گذاری های فراوان وکلان کرده اند زیرا فقط بهویک ربات هوش مصنوعی ختم نمی‌شود از رهبر عزیز کشور برای آمدن به صحنه برای مردم ایران که جانانه همواره در کف خیابان از حق رهبرشان پا عقب نمی‌گذارند صحنه های دیپلماسی را رنگی وهمراهی کنند از هر سروری که لازم باشد هزینه را با درآمدهای حاصل از هوش مصنوعی بدست آمده دریغ نکنند چون همه کره خاکی از نظر دین وعلم ویا فلسفه انسان را یکسان می‌دانند وتبعیض در کشوری که الگوی جهانیان بوده وبه همواره قدم در این عرصه گذاشته درست و الگویی نیست که آن را نشان دهیم

  2. 1. یکی از دلایل حمایت طرفداران حکومت از قطع اینترنت این است که در زمانی که اینترنت قطع است، شورشی پیش نیامده! پس اگر در زمان قطع اینترنت، یک شورش بزرگی پیش بیاید، این نظریه شان نقض می شود!✊

    2. یکی از دلایل گرایش به سمت اینترنت، فرار از انواع قوانین مسخره و محدود کننده در داخل کشور است؛ پس نمی توان با پذیرش همان قوانین مسخره و محدود کننده، اینترنت طبقاتی را پذیرفت!🤦‍♂️ همگان به دنبال آزادی صرفه نظر از اعتقادات و علایق خودشان هستند و نه اینکه تحت نظارت باشند یا به دلایلی مثل تحصیلات یا نداشتن کارت پایان سربازی و یا بهایی بودن، از فعالیت اقتصادی، سیاسی یا هر نوع فعالیت دیگری محروم شوند!😏

    3. وضعیت اینترنت تا حدود سال 2030 که استارلینک مثل امواج رادیویی در همه جا خواهد بود و اندازه اش هم مثل رادیو خیلی کوچک و در اندازه فلش مموری خواهد شد، به طور کامل دگرگون می شود و جالب است که خود وزیر ارتباطات هم این را می داند که در نهایت کنترل اینترنت از دست حکومت ها خارج خواهد شد!😊🤗 پس فقط یک رسوایی دیگر برای اینها در تاریخ ثبت می شود به‌علاوه چند سال فرصت سوزی برای ایران و مردم آن.😔

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا