وعده‌هایی که به سرانجام نمی‌رسد

روستاهای بی‌اینترنت و بوم‌گردی‌هایی که از رونق افتادند

در حالی که برخی مقام‌ها همچنان از مدیریت، مصلحت و ضرورت سخن می‌گویند، در روستاهایی که بقای کسب‌وکار، بوم‌گردی، فروش محلی و حتی ارتباط ساده روزمره به اینترنت گره خورده، واقعیت چهره‌ای به‌مراتب خشن‌تر دارد.

اینجا قطع اینترنت فقط اختلال در یک ابزار نیست؛ عقب‌راندن مردمی است که تازه به مسیر اقتصاد دیجیتال و ارتباط پایدار پا گذاشته بودند و اکنون بار دیگر در وضعیتی رها شده‌اند که بسیاری آن را پرتاب به جهانی شبیه غارنشینی تعبیر می‌کنند.

در روزهایی که هنوز گردبار محدودیت‌های اینترنت از هوای اجتماعی کشور کنار نرفته، سخنان تازه عبدالکریم حسین‌زاده، معاون رئیس‌جمهور، بار دیگر توجه افکار عمومی را به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های ارتباطی و معیشتی سال‌های اخیر جلب کرده است. بحرانی که برخلاف ظاهر فنی و امنیتی‌اش، در لایه‌های زندگی مردم رخنه کرده و اثراتش مستقیم بر میز غذای خانواده‌ها، آینده شغلی جوانان، جریان گردشگری و اقتصاد خرد نشسته است.

در کوچه و خیابان، آن‌ گونه که در روستاهای دورافتاده یا شهرهای پرتراکم شنیده می‌شود، قطع اینترنت تنها یک مشکل تکنولوژیک نیست؛ نشانه‌ای از گسستی عمیق‌تر است. گسستی که مردم، نه از زبان سخنرانی‌ها، بلکه در کاهش درآمد، نابودی کسب‌وکار و حس بی‌پناهی تجربه‌اش می‌کنند.

پیامی که از دل قطع اینترنت می‌تراود
اینترنت که خاموش می‌شود، فقط صفحه گوشی یا لپ‌تاپ تاریک نمی‌شود؛ نخستین چیزی که تاریک می‌شود اعتماد عمومی است. مردم روزهاست می‌پرسند قطع‌ اینترنت چه پیامی برای آن‌ها دارد؟ در کدام عقل مدیریتی پذیرفته می‌شود که زیرساخت حیاتی زندگی مدرن، هر بار با یک تهدید یا تنش، از مدار خارج شود و هیچ مقام مسئولی حتی موظف به پاسخگویی شفاف نباشد؟

در برداشت عمومی، قطع اینترنت معنایی نهفته دارد، حکمرانی به جای بالا بردن امنیت و توجه به زندگی انسان امروزی در عصر ارتباطات، ترجیح می‌دهد سیم‌های ارتباطی را بکشد و آنها را به دنیای غارنشینی پرتاب کند.

بوم‌گردی‌هایی که از رونق افتادند
در سخنان معاون رئیس‌جمهور، اشاره به نابودی کسب‌وکارهای روستایی، تلخ‌ترین بخش واقعیت میدان است. در سال‌هایی که کشور می‌کوشید گردشگری بومی را به‌عنوان فرصتی برای توسعه مناطق کم‌برخوردار معرفی کند، اینترنت قطع شده، چرخ این محرک تازه‌نفس را از حرکت انداخت.

در روستاهای گردشگرپذیر، اقامتگاه‌های بوم‌گردی نه تنها برای جذب مسافر که برای پرداخت، رزرو، اطلاع‌رسانی و حتی ارتباط با نهادهای رسمی به اینترنت نیاز دارند. قطع اینترنت آن‌ها را از چرخه رقابت حذف کرده است. مسافری که قادر نیست محل اقامت را پیدا کند یا صاحب اقامتگاهی که نمی‌تواند مشتری را پاسخ دهد، طبیعی است که عطای سفر را به لقایش ببخشد.

نتیجه این وضعیت، خاموش شدن چراغ کسب‌وکارهایی است که دولت بارها آن‌ها را نمونه «اقتصاد مقاومتی» نامیده بود.

مسئولانی که نسخه یک‌طرفه می‌پیچند
سخنان عبدالکریم حسین‌زاده درباره «نسخه یک‌طرفه پیچیدن» را باید جدی گرفت. بخشی از مقامات، به جای شنیدن روایت مردم، تنها یک روایت از بالا به پایین ارائه می‌کنند: “تهدید وجود دارد، پس اینترنت باید محدود باشد.”

اما آنچه در این نسخه‌پیچی دیده نمی‌شود، هزینه انسانی و اقتصادی این تصمیمات است. در نگاه آنان، مردم تنها مصرف‌کننده اینترنت‌اند. در حالی که در دنیای امروز، اینترنت بستر کار، آموزش، درمان، سفر و حیات اجتماعی است. قطع آن، مانند خاموش کردن یک نیروگاه برق در میانه زمستان است؛ امری که هیچ توجیه یک‌طرفه‌ای آن را قابل‌قبول نمی‌کند.

پیامدهای اجتماعی؛ فرسایش انسجام و احساس وانهادگی
در لایه اجتماعی، استمرار این وضعیت فرسایش پنهانی ایجاد کرده است. مردم در مواجهه با قطعی بی‌پایان، به‌تدریج این برداشت را کسب می‌کنند که در فرآیند تصمیم‌گیری دیده نمی‌شوند. نارضایتی خاموش، ناامیدی از بهبود و احساس بی‌قدرتی، ترکیبی است که می‌تواند انسجام ملی را ــ همان که معاون رئیس‌جمهور بر ضرورتش تاکید کرده ــ تهدید کند.

وقتی مقام دولتی هشدار می‌دهد «در این دوران سخت به فکر انسجام، اتحاد و یکپارچگی ملت باشیم»، این جمله فقط توصیه نیست؛ بیانی است از شکافی که در حال شکل‌گیری است. شکافی که ریشه‌اش نه در اختلاف مردم با یکدیگر، که در فاصله میان مردم و سیاست‌گذاران دیده می‌شود.

ضرورت بازگشت به شرایط عادی
اصرار حسین‌زاده بر اینکه «اینترنت باید به دوران قبل از جنگ و شرایط عادی بازگردد»، فراتر از یک موضع سیاسی است. این جمله از دل واقعیتی می‌آید که جامعه مدت‌هاست آن را لمس می‌کند، کشور بدون اینترنت پایدار، نمی‌تواند در مسیر توسعه حرکت کند. اما بازگشت به شرایط عادی، تنها وصل کردن کابل‌ها نیست؛ بازسازی اعتمادی است که در ماه‌های گذشته تضعیف شده است.

باز کردن چشم‌ها در برابر یک واقعیت روشن
قطع اینترنت به تدریج به پدیده‌ای فراتر از یک اختلال تکنیکی تبدیل شده است؛ نشانه‌ای از سبک حکمرانی و نوع نگاه به جامعه. پیام آن ــ چه مقام‌ها بپذیرند یا نه ــ زیر پوست جامعه ثبت شده: اعتماد اگر ترک بردارد، هیچ ابزاری جای آن را پر نخواهد کرد.

بازگشت به شرایط پیشین، تنها در صورتی معنا پیدا می‌کند که مسئولان بپذیرند مردم نه مخاطب خاموش تصمیمات، که صاحبان حق‌اند. سخنان معاون رئیس‌جمهور، تلاشی است برای شکستن این دیوار سکوت، اما جامعه منتظر است که این صدای انتقاد از مرحله گفته‌ها عبور کرده و به اصلاح سیاست‌ها برسد؛ آن هم پیش از آنکه اقتصاد، معیشت و روان جمعی از این وضعیت بیشتر از آنچه اکنون است، آسیب ببیند. (رکنا)

عضویت در تلگرام آی تی آنالیز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا