۷ سناریو از عدم بازگشت اینترنت به ایران

در داخل ایران هنوز تصویر روشن و رسمی از آینده اینترنت ایران در دست نیست. اگرچه در رسانهها تقریبا روزی نیست که از خسارات قطع اینترنت و مسایل حاشیهای همچون اینترنت طبقاتی و پرو یافت نشود. اما گزارش پیش رو که برگرفته از گزارش و تحلیلهای منابع خارجی همچون ویکیپدیا، رویترز، وال استریت ژورنال، منابع داخلی و … به بررسی ۷ سناریوی احتمالی از عدم بازگشت اینترنت به ایران پرداخته شده است.
مقدمه
بیش از هفتاد روز از آغاز گستردهترین و طولانیترین محدودیت اینترنت در تاریخ ایران میگذرد. برخلاف تجربههای پیشین که قطعیها معمولاً چند روزه یا نهایتاً چند هفتهای بودند، این بار وضعیت متفاوت است. اینترنت دیگر یکباره قطع نشده که یکباره هم وصل شود. آنچه امروز در ایران جریان دارد، نه یک اختلال فنی موقتی است و نه یک فیلتر ساده است. چیزی که شاهد آن هستیم، تحول تدریجی «اینترنت عمومی» به «اینترنت امتیازی» است؛ مدلی که در آن دسترسی به شبکه جهانی برای بسیاری ناممکن است، اما برای گروهی خاص به شکلی کنترلشده و با مجوزهای ویژه فراهم شده است.
به عبارتی دیگر پیش از این، اینترنت مانند یک بزرگراه عمومی بود که همه میتوانستند از آن استفاده کنند، اما تنها چند خروجی مسدود شده بود. اما اکنون این بزرگراه بسته شده و تنها به برخی خودروهای خاص که «مجوز عبور» دارند، اجازه ورود داده میشود. این یعنی گذار از «محدودیت ساده» به «مدیریت سطح دسترسی».
خاموشی هوشمند و وضع موجود
برخلاف قطعیهای سالهای قبل که با اختلال فیزیکی در کابلهای زیردریایی یا برق مراکز داده همراه بود، این بار برخی تحلیلگران خارجی معتقدند معماری فنی متفاوتی طراحی شده است که از آن با عنوان «خاموشی ساختاریافته» یا «خاموشی هوشمند» یاد میکنند.
به زبان سادهتر، در گذشته اگر اینترنت قطع میشد، همهچیز از کار میافتاد. اما حالا شبکه ملی اطلاعات فعال است. شما میتوانید از پیامرسانهای داخلی استفاده کنید یا تراکنش بانکی انجام دهید. اما به محض اینکه تلاش میکنید به یک سرور خارجی وصل شوید، یا راهی پیدا نمیکنید، یا با چنان کندی و اختلالی مواجه میشوید که عملاً استفاده غیرممکن میشود.
بنا بر تحلیل و ادعای برخی رسانههای خارجی این مدل از طریق چند لایه فنی پیاده شده است:
۱- بستن مسیرهای بینالمللی در سطح هسته شبکه: فرض کنید یک راه اصلی و بینالمللی وجود دارد که تمام ماشینها (بستههای داده) باید از آن عبور کنند. حالا این راه را بستهاند، نه با تخریب فیزیکی، بلکه با اعلام اینکه «این مسیر دیگر فعال نیست». شبکه داخلی هنوز کار میکند، اما نشانی از جهان در آن نیست.
۲- جایگزینی «فهرست سیاه» با «فهرست سفید»: در روش سنتی، همه چیز باز بود به جز مواردی که مسدود میشد. اما در روش جدید، تقریباً همه چیز از پیش بسته است و فقط معدود کاربران یا خدمات تأییدشده مجاز به عبور هستند. این یعنی کنترل «معکوس»؛ دیگر فیلتر کردن چیزها مهم نیست، مهم این است که به چه کسی «اجازه اتصال» میدهیم. دقیقاً به همین دلیل است که مفاهیمی مانند «سیمکارت سفید» و «اینترنت پرو» به ادبیات اجرایی وارد شدهاند.
۳- اختلال در ابزارهای شخصیسازیشده برای عبور از محدودیت: در سالهای گذشته، بسیاری از کاربران با استفاده از ابزارهای تغییردهنده آدرس (فیلترشکنها) از محدودیتها عبور میکردند. اما معماری جدید نه فقط خود فیلترها، بلکه پروتکلهای رمزنگاری مدرن را نیز هدف میگیرد. به بیانی ساده، حتی اگر ابزار عبور از محدودیت را هم داشته باشید، شبکه به گونهای طراحی شده که کیفیت ارتباط شما را چنان کاهش دهد که عملاً غیرقابل استفاده شود.

اینترنت طبقاتی؛ واقعیتی غیرقابل انکار
مدتها بود که از «اینترنت طبقاتی» به عنوان یک هشدار یاد میشد. اما اکنون این هشدار به یک واقعیت اجرایی تبدیل شده است. هرچند برخی مقامهای رسمی واژه «طبقاتی» را رد میکنند، اما اصل وجود دسترسیهای متفاوت را تأیید کردهاند. در عمل، امروز ۵ لایه دسترسی در ایران قابل مشاهده است:
– لایه یک: کاربران عادی که دسترسی آنها عملاً قطع شده است.
– لایه دو: کاربرانی که از ابزارهای پرهزینه و ناپایدار استفاده میکنند؛ گاهی وصل میشوند، اما کیفیت ارتباط به شدت ضعیف است.
– لایه سه: کاربرانی که به اینترنت ماهوارهای دسترسی دارند که جرایم سنگینی برای آن پیشبینی شده است.
– لایه چهار: برخی کسبوکارها که موفق به دریافت «اینترنت حرفهای» شدهاند؛ اتصال دارند اما تحت ضوابط و محدودیت.
– لایه پنج: نهادها، سازمانها و افراد خاص که از «سیمکارت سفید» یا «دسترسی سازمانی» برخوردارند.
نکته مهم این است که این لایهبندی به صورت رسمی و شفاف در ایران اعلام نشده است اما در چنین شرایطی یک کسبوکار کوچک که به اینترنت وابسته است، اگر در فهرست سفید نباشد، عملاً از رقابت حذف میشود.
مزیتی رقابتی به نام دسترسی به اینترنت
شاید مهمترین و ملموسترین پیامد وضعیت فعلی، شکلگیری یک «اقتصاد دیجیتال دو لایه» باشد. در یک لایه، کسبوکارها و افرادی که دسترسی دارند، میتوانند به مشتریان خارجی خدمات بدهند، از ابزارهای هوش مصنوعی، سرویسهای ابری (فضای ذخیرهسازی و پردازش از راه دور) استفاده کنند، با شرکای بینالمللی ارتباط داشته باشند و در بازار رقابت جهانی باقی بمانند.
در لایه دیگر که اکثریت قریب به اتفاق فعالان اقتصادی هستند، عملاً امکان هیچ کدام از این فعالیتها وجود ندارد.
لذا چند مثال به روشن شدن موضوع، کمک میکند:
– یک فروشگاه اینترنتی که ویترین آن در شبکه اجتماعی اینستاگرام بود، حالا دیگر مشتری ندارد؛ چون مشتریانش هم اینترنت ندارند و خودش هم نمیتواند کالای خود را به داخل و خارج معرفی کند.
– یک فریلنسر (یعنی کسی که از راه دور برای کارفرمایان خارجی کار میکند) که پیش از این از طریق سکوی «آپورک» یا «فایور» کار میگرفت، حالا درآمدش به صفر رسیده است؛ چون هم نمیتواند به آن سکوها وصل شود و هم نمیتواند فایلهای پروژه را مبادله کند.
– یک آژانس تبلیغاتی که کمپینهای بینالمللی طراحی میکرد، دیگر نمیتواند از ابزارهای تحلیل بازار جهانی استفاده کند.
بنابر آمارهای داخل ایران هر روز بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد کشور وارد میشود. خسارت غیرمستقیم، مانند از دست رفتن اعتماد سرمایهگذاران، فرار مغزها و کاهش توان رقابتی، احتمالاً دو تا سه برابر این رقم است. برخی از خسارات نیز اصولا هرگز قابل احصا و محاسبه نیستند. همچنین بنا به گفته برخی مقامات رسمی، حدود ۱۰ میلیون شغل به نحوی به اینترنت وابسته هستند.
اما مهمتر از اعداد، تخریب «اعتماد به پایداری محیط دیجیتال» است. هیچ سرمایهگذاری، چه داخلی و چه خارجی، حاضر نیست وارد بازاری شود که زیرساخت اولیهاش (اینترنت) مدام در معرض قطعی و محدودیت است. نتیجه این خواهد شد که حتی پس از بازگشتی فرضی، بازگشت به شرایط عادی ماهها و شاید سالها طول بکشد.

اینترنت پرو؛ راه حل یا تعمیق شکاف؟
واکنش دولت به این بحران اقتصادی، طرح «اینترنت پرو» یا «اینترنت حرفهای» بود. در این طرح، کسبوکارها، رسانهها و برخی افراد میتوانند با ارائه مدارک و اثبات نیاز شغلی، سطح خاصی از دسترسی به شبکه جهانی را دریافت کنند.
در نگاه اول، این طرح تلاشی برای نجات بخشی از اقتصاد است. اما منتقدان (از جمله بسیاری از کارشناسان مستقل) معتقدند که این طرح نه تنها مشکل را حل نمیکند، بلکه آن را نهادینه میسازد. چرا؟
به دلیل آن که اینترنت جهانی به یک «کالای لوکس» تبدیل میشود. دسترسی به اطلاعات، آموزش، بازار و ابزارهای حرفهای که در دنیا یک «حق عمومی» محسوب میشود، حالا نیاز به «مجوز ویژه» دارد. منتقدان میگویند، در چنین ساختاری، رانت ارتباطی شکل میگیرد؛ یعنی کسانی که دسترسی دارند، میتوانند از مزیت رقابتی آن استفاده کنند و بقیه حذف میشوند.
از سوی دیگر، شفافیت این فرآیند نیز محل تردید است. مشخص نیست چه کسی تصمیم میگیرد کدام کسبوکار مجوز بگیرد و کدام نه. چه تضمینی وجود دارد که این دسترسیها بر اساس روابط توزیع نشود؟ و مهمتر از همه، کسبوکارهای کوچک و تازهتأسیس که بودجه کافی ندارند، چگونه میتوانند از این طرح استفاده کنند؟
مهاجرت خاموش و ظهور نسل آفلاین
در بررسی و گزارش منابع داخلی و خارجی، یکی از پیامدهای کمتر دیده شده اما شاید مخربتر از همه، تشدید «مهاجرت نیروی انسانی متخصص» است. جامعه برنامهنویسان، تحلیلگران داده، طراحان دیجیتال، تولیدکنندگان محتوا، پژوهشگران و اساتید دانشگاه، دیگر اینترنت را یک ابزار رفاهی نمیبینند؛ آن را زیرساخت اصلی زندگی و کار خود میدانند.
یک برنامهنویس برای کار کردن نیاز به دسترسی به مخزن کد گیتهاب، مستندات فنی، و ابزارهای همکاری تیمی دارد. یک پژوهشگر برای بهروز ماندن نیاز به دسترسی به مقالات علمی، کنفرانسهای آنلاین و ارتباط با همتایان خارجی دارد. یک تولیدکننده محتوا برای زندگی نیاز به ارتباط با مخاطبان و پلتفرمهای تبلیغاتی دارد. وقتی همه اینها از دسترس خارج میشود، یک مساله پیش میآید: «کاری برای من در ایران وجود ندارد.»
نتیجه، خروج تدریجی اما مداوم متخصصان است. اما نکته مهمتر، «مهاجرت زیرساختی» است. الگویی که در کشورهایی همچون سودان، سوریه و اوکراین که سالهاست با مشکلات داخلی و جنگ درگیر هستند، رخ داد. مطابق این الگو احتمالا حتی شرکتهایی که هنوز در ایران ثبت هستند، سرورهای خود را به خارج منتقل میکنند، تیمهای فنی خود را در کشورهای دیگر مستقر میکنند و به تدریج از اکوسیستم دیجیتال ایران خارج میشوند. وقتی این فرآیند کامل شود، بازگشت آنها اگر نگوییم غیرممکن، بسیار دشوار، خواهد بود.
در سایر موارد و بنا بر گزارشهای داخلی و خارجی، ما با شکلگیری پدیده «نسل آفلاین» و مسایل متعدد روانی، آموزشی، سرگرمی، حس جاماندگی، حذف از رقابت، نابرابری و خشم ناشی از آن در این نسل مواجه خواهیم شد.
در حوزه آموزش عالی و پژوهش، وضعیت بحرانیتر است. دسترسی به پایگاههای داده علمی، نشریات معتبر و ابزارهای همکاری بینالمللی که برای هر پژوهشگری ضروری است، یا قطع شده یا به شدت مختل. این یعنی ایران نه تنها در اقتصاد، که در تولید علم و فناوری نیز از جهان عقب میافتد. در حوزه هوش مصنوعی که امروز موتور محرک اقتصاد جهانی است، دسترسی به سرویسهای ابری و ابزارهای توسعه از طریق اینترنت الزامی است. نبود این دسترسی به معنای حذف تدریجی ایران از رقابت در این عرصه کلیدی است.

۷ سناریو از عدم بازگشت اینترنت به ایران
حالا به پرسش اصلی میرسیم: فرض کنیم اگر اینترنت برای همیشه به همین منوال بماند، چه میشود؟ یعنی نه بازگشتی کامل به اینترنت آزاد، نه قطعی مطلق؛ بلکه مدل «اتصال گزینشی و طبقاتی» برای همیشه در ایران باقی بماند. در آن صورت، چه آینده احتمالی در انتظار ایران است؟
- از منظر آسیبهای داخلی
نابودی تدریجی بخش زیادی از مشاغل اقتصاد دیجیتال: کسبوکارهای مبتنی بر اینترنت یکبهیک از بین میروند. استارتاپها یا ورشکست میشوند یا مجبور به کوچ میشوند. سرمایهگذاری خطرپذیر (ونچر کپیتال) به صفر متمایل میشود.
تثبیت یک اقتصاد رانتی جدید: دسترسی به اینترنت جهانی خود تبدیل به یک کالای نایاب و ارزشمند میشود. کسانی که مجوز دارند، میتوانند از این نایابی سود ببرند و یک طبقه جدید واسطه و سودجو شکل میگیرد.
فرسایش عدالت دیجیتال (شکاف عمیق طبقاتی): یک خانواده مرفه که میتواند هزینه اینترنت پرو، سیمکارت سفید، کانفیگ یا اینترنت ماهوارهای را بپردازد، با یک خانواده کمدرآمد که از این امکانات بیبهره است، شکافی به وسعت کل اقتصاد جهانی خواهد داشت. فرزندان اولی میتوانند از فرصت آموزش آنلاین جهانی بهره ببرند، بازار کار بینالمللی داشته باشند و با جهان ارتباط برقرار کنند. فرزندان دومی در یک شرایط محدود میمانند.
موج دوم و سوم مهاجرت: نسل جوان و متخصص که آینده خود را در این شرایط نمیبیند، کشور را به مقصد هر نقطه دارای اتصال پایدار ترک خواهد کرد. نتیجه، خالی شدن کشور از نیروی انسانی کارآمد و پیر شدن جمعیت باقیمانده.
افول علمی و فناوری: بدون دسترسی به جریان جهانی دانش، دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به تدریج منزوی و دچار عقبماندگی میشوند. شکاف فناوری (به ویژه در حوزههای نوظهور مانند هوش مصنوعی، زیستفناوری و محاسبات ابری) به صورت تصاعدی افزایش مییابد.
بحران اعتماد اجتماعی: شهروندان به تدریج اعتماد خود را به هر نهادی که چنین محدودیتی را رقم زده، از دست میدهند. احساس «محصور و نادیده گرفته شدن» جامعه را به سمت سرخوردگی و بیگانگی پایدار سوق میدهد.
- از منظر آسیبهای خارجی
انزوای بینالمللی: ایران به کشوری تبدیل میشود که در زنجیره ارزش جهانی دیجیتال هیچ نقشی ندارد. نه صادرات خدمات فناوری اطلاعات، نه جذب سرمایهگذاری خارجی در این حوزه و نه مشارکت در پروژههای بینالمللی پژوهشی.
انزوای فناورانه: ایران در میان کشورها به عنوان «مقصد غیرقابل اعتماد برای همکاری دیجیتال» شناخته میشود. در چنین شرایطی احتمالا شرکتهای بینالمللی حتی برای پروژههای نرمافزاری ساده نیز از تعامل با ایران اجتناب میکنند.
از دست رفتن «نرمافزار قدرت» (قدرت نرم): در دنیایی که ارتباطات دیجیتال بخش مهمی از دیپلماسی عمومی است، ایران صدای خود را در فضای مجازی جهانی از دست میدهد. نمیتواند روایت خود را به جهان منتقل کند، نمیتواند از فرصتهای دیپلماسی دیجیتال استفاده کند و نمیتواند در تنظیم قواعد حاکم بر فضای مجازی جهانی نقشی ایفا کند.
ایجاد یک «ابرشرط» برای تحریمهای هوشمند: کشورهای غربی میتوانند به راحتی استدلال کنند که «ایران خود را از اقتصاد جهانی دیجیتال جدا کرده است، بنابراین تحریمهای مرتبط با فناوری تأثیر مضاعفی دارد.» این وضعیت عملاً ابزار فشار جدیدی به دست مخالفان بینالمللی ایران میدهد.
افزایش وابستگی به شرکای فناورانه محدود: وقتی دسترسی آزاد به اینترنت جهانی نباشد، کشور مجبور میشود برای تأمین نیازهای فناورانهاش به معدود کشورهایی متکی شود که حاضرند در چنین شرایطی همکاری کنند. این وابستگی خود میتواند به قیمت از دست رفتن استقلال تصمیمگیری در حوزه فناوری تمام شود.
جمعبندی و نتیجهگیری
اینترنت سالهاست که ابزار لوکس و تفریحی نیست. در جهان امروز، اینترنت همان قدر برای اقتصاد و جامعه ضروری است که برق، آب، راه و نفت. کشوری که دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت جهانی را به یک «امتیاز قابل تخصیص» تقلیل میدهد، در روی دیگر سکه خود را از مدار توسعه، نوآوری، آموزش، تجارت و ارتباط خارج میکند.
اکنون بیش از هفتاد روز از آغاز این آزمایش بزرگ میگذرد و هزینههای مستمر آن هر روز بیشتر نمایان میشود. شاید برای کوتاهمدت بتوان «نظم و کنترل» بیشتری احساس کرد، اما هزینههای بلندمدت این انزوای دیجیتال چنان سنگین است که شاید نسلها طول بکشد تا جبران شود. لذا پرسش شاید این نیست که آیا اینترنت بازمیگردد یا نه؟ بلکه پرسش این است: اگر وقتی بازگردد، آیا همه چیز به فراموشی سپرده میشود و به حالت قبل باز میگردد؟
منابع:
۱. گزارش ویکیپدیا درباره خاموشی اینترنت ایران در سال ۲۰۲۶
۲. گزارش خبرگزاری رویترز درباره ادامه محدودیت اینترنت و دسترسی ویژه برخی کسبوکارها
۳. گزارش والاستریت ژورنال درباره اظهارات مقامات ایرانی در مورد اینترنت طبقاتی
۴. مقاله پژوهشی پایگاه arXiv با عنوان «تحلیل فنی محدودیتهای اینترنت ایران در سال ۲۰۲۶»
۵. منابع داخلی
