پلتفرمی پر از ایرج ملکی

فیلیمو پر از کلیپ‌های زرد اینستاگرامی شد

ایمان عظیمی - صنعت سرگرمی جهانی در دهه اخیر دستخوش تحولات بنیادینی شده است و مخاطبان دیگر برای پر کردن اوقات خالی‌شان چندان به شیوه‌های سنتی و امتحان پس‌داده گذشته، یعنی تماشای فیلم در سالن سینما و نشستن پای تلویزیون وفادار نیستند و دنیا و مافی‌های آن را از طریق صفحات چند اینچی تلفن همراه خویش مرور می‌کنند؛

بنابراین مرور ده‌ها ریلز و پست در شبکه‌های مختلف اجتماعی در فاصله زمانی بسیار کوتاه کاملاً با شکل زندگی انسان مدرن جور درمی‌آید و او دیگر مانند سابق، هزینه گزاف و وقت زیادی را صرف انجام امور دیگر نمی‌کند. این اتفاق به‌خودی‌خود مثبت یا حتی منفی ارزیابی نمی‌شود؛ اما بیش و پیش از هر چیز باید زیرساخت‌های قانونی، اخلاقی – عرفی و حرفه‌ای آن در بسترهای گوناگون یا همان سکوهای پخش رعایت شود.

در حال حاضر، روند تولید آنچه به‌عنوان «میکرودرام» در دنیا معروف شده، فضای مجازی چینی را درنوردیده و محبوبیتش در دیگر کشورها نیز رو به گسترش و فزونی است، حتی در ایران خودمان هم واینرها یا نسخه بی‌استعداد آن‌ها، یعنی «شاخ‌های مجازی» به‌مرور در حال ربودن صحنه از بازیگران به‌اصطلاح حرفه‌ای سینما، تلویزیون و تولیدات پلتفرمی هستند و با کمترین امکانات پول روی پول می‌گذارند و در بعضی از بزنگاه‌ها حتی به جریان اصلی سرگرمی هم ورود پیدا می‌کنند.

همین مسئله هم باعث شده «فیلیمو» در جایگاه یکی از رقبای اصلی صداوسیما در میان پلتفرم‌های شبکه نمایش خانگی به این مسئله واکنش نشان دهد و بخش قابل‌توجهی از تارنمای خود را به بارگذاری میکرودرام‌های ایرانی و خارجی اختصاص دهد. شاید در همین ابتدا با توجه به لحن نگارنده به این نتیجه رسیده باشید که مو لای درز اقدام فیلیمو نمی‌رود؛ اما استفاده از محتوای میکرودرام‌ها یا کلیپ‌های کوتاه اینستاگرامی قواعدی دارد که با توجه به کیفیت پایین تصاویر منتشرشده در پلتفرم مربوطه می‌توان تمام جنبه‌های ریزودرشت آن را زیر ساطور نقد برد، زیرا VODهای ایرانی هویت خویش را در وضعیت متفاوتی تعریف کرده‌اند و شکل ظهور و بروز آن‌ها برای کاربرانی که دست در جیب می‌کنند و پول خرید اشتراک می‌دهند اساساً باید دگرگونه باشد.

تنفس مصنوعی برای احیای ابتذال
کیفیت میکرودرام‌های حرفه‌ای – به‌ویژه نمونه‌های موفق چینی و غربی – در مقایسه با میانگین کلیپ‌های کوتاه وایرال‌شده در سطح نت از چند جنبه کلیدی به طور محسوسی بالاتر است. در چین و غرب مانند ایران، هزینه تولید کلیپ‌های کوتاه یا همان میکرودرام‌ها بسیار کمتر از آثار پرهزینه سینمایی و تلویزیونی است؛ اما برخلاف ایران یک تولید صنعتی به‌حساب می‌آید. این آثار از تیم‌های حرفه‌ای در زمینه فیلم‌برداری، نورپردازی، صدابرداری و طراحی صحنه برخوردارند، درحالی‌که بسیاری از کلیپ‌های کوتاه ایرانی در شبکه‌های اجتماعی با گوشی موبایل، نور طبیعی و بدون برخورداری از تیم صدای مجزا تولید می‌شوند که همین مسئله کیفیت بصری و شنیداری این تصاویر را به‌شدت کاهش می‌دهد.

در این میان ساختار فیلمنامه و روایت که بحرانی مضاعف است. میکرودرام‌های چینی و غربی بر اساس فرمول‌ها و قراردادهای ژانری نوشته می‌شوند و در همان ثانیه‌های ابتدایی کاشت خود را انجام می‌دهند و به تعلیق و غافلگیری می‌رسند تا بیننده درنهایت برای تماشای ادامه آن در قسمت‌های بعدی ترغیب شود. کلیپ‌های وایرال‌شده در فضای مجازی ایرانی اغلب شبیه کارهای بد و بی‌کیفیت ایرج ملکی معروف است و هیچ کشش دراماتیکی ایجاد نمی‌کند. در میان میکرودرام‌های خارجی استفاده از بازیگران و کارگردانان متخصص امری رایج و مرسوم تلقی می‌شود، ولی در طرف مقابل این مسئله علی‌السویه است و اهمیتی به آن داده نمی‌شود. تازه این سوای استفاده از موسیقی‌متن اورجینال و مواردی ازاین‌دست است که یک اثر را در چرخه تولیدات صنعتی جانمایی می‌کند. از طرف دیگر، تم مرکزی این تصاویر در قالب شبکه اجتماعی ایرانی نیز ضد ایرانیت و اسلام به‌عنوان دو بال هویت‌ساز تمدنی ماست.

کافی است نگاهی به بخشی از این کلیپ‌ها – که برخی از آن‌ها در فیلیمو هم آپلود شده- بیندازیم تا به عمق فاجعه پی ببریم. این به‌اصطلاح آثار معمولاً در بین تن‌نمایی و ارائه محتوای ضداخلاقی در حال برهم‌زدن خطوط قرمز عرفی، ایرانی و اسلامی جامعه ما هستند و از هرگونه امکانی که به این مسئله دامن بزند نهایت استفاده را می‌برند. همه این موارد در حالی به طور مستمر و مدام در فضای اینستاگرام دست‌به‌دست می‌شود که فیلیمو نیز در مقام یکی از بازیگران اصلی این میزانسن به آن ارزش افزوده می‌دهد و حتی ترتیبی اتخاذ می‌کند که میکرودرام‌ها بخش ویژه‌ای برای خود داشته باشند! برای نمونه، مضمون روابط چندضلعی، خیانت، لات‌گرافی و هر آنچه در فیلم‌ها و سریال‌های این چندساله به‌عنوان آسیب‌های اخلاقی شناخته می‌شوند نقشی محوری در میکرودرام‌ها دارند و نه‌تنها هیچ مرجعی جلوی این موارد را نمی‌گیرد؛ بلکه در رسانه‌های شناخته‌شده دست‌به‌دست هم می‌شوند؛ اتفاقی که اگر چندسال پیش رقم می‌خورد با واکنش آنی مصلحان اجتماعی روبه‌رو می‌شد. فارغ از این مورد، پلتفرمی باید به وجود بیاید که مختص پخش میکرودرام‌ها باشد، نه اینکه مردم برای تماشای سریال‌ها و فیلم‌های اورجینال پول اشتراک پرداخت کنند و آثاری را به نظاره بنشینند که اهمیت نبودنشان فرسنگ‌ها بیش از بودنشان است.

خودآموز یادگیری قاعده بازی با نتفلیکس
پیش از هر چیز برای درک پدیده میکرودرام، تنها کافی است نگاهی به آمار و ارقام بیندازیم. بر اساس گزارش‌های منتشرشده در iimedia research و dataeye بازار میکرودرام چین در سال 2023 میلادی به ارزشی معادل 37.4 میلیارد یوان (حدود 5.2 میلیارد دلار) رسید که این رقم تقریباً معادل 70 درصد کل درآمد باکس آفیس سینمای این کشور در همان سال بود! به‌طوری که پیش‌بینی می‌شود این رقم تا سال 2027 از مرز 100 میلیارد یوان (حدود 14 میلیارد دلار) عبور کند. اما باید گفت این تنها نیمی از ماجراست، زیرا قسمت جالب‌تر را باید در بازارهای غربی این صنعت نوپا جست‌وجو کرد. اپلیکیشن reelshort که توسط شرکت چینی crazy maple studio توسعه‌یافته، در سال 2023 به‌عنوان پدیده‌ای غیرمنتظره در ایالات متحده ظاهر شد و توانست در اواخر همان سال برای مدتی از نتفلیکس و تیک‌تاک در رده‌بندی اپ‌استور آمریکا پیشی‌بگیرد و در صدر اپلیکیشن‌های سرگرمی ظاهر شود. بنا به گزارش‌های آماری موجود، درآمد این اپلیکیشن از مرز 500 میلیون دلار عبور کرد و در بیش از 100 کشور مورد استقبال و استفاده قرار گرفت.

این اتفاق، نتفلیکس را به فکر واداشت و باعث شد در سال‌های اخیر از تمرکز تمام و کمالش بر تولید محتوای بلند اندکی فاصله بگیرد و بخشی را هم به کلیپ‌ها و سریالک‌های کوتاه اختصاص دهد. نتفلیکس در سال 2024 شروع به پخش آزمایشی برخی میکرودرام‌های چینی با دوبله یا زیرنویس انگلیسی کرد و اگرچه هنوز به طور رسمی وارد این بازار نشده؛ اما گزارش‌هایی از مذاکرات این شرکت با استودیوهای چینی به‌منظور تولید محتوای کوتاه اختصاصی منتشر شده است. البته ذکر این نکته که نتفلیکس با معرفی ویژگی fast laughs در سال 2022 به طور غیرمستقیم اهمیت محتوای کوتاه را به رسمیت شناخت و به تقلید از تیک‌تاک روی آورد خالی‌ازلطف نیست. در میان رقبای نتفلیکس، نظیر «آمازون پرایم ویدئو» و «اپل تی‌وی پلاس» تاکنون گارد بسته‌ای نسبت به این مسئله داشته‌اند.

در واقع این پلتفرم‌ها، بیشتر بر تولید محتوای پریمیوم با بودجه‌های کلان تمرکز کرده‌اند و این‌طور به نظر می‌رسد که میکرودرام را با برند لوکس خود سازگار نمی‌دانند. همه این موارد را گفتیم تا به اینجا برسیم که گویا فیلیمو برای ورود به عرصه میکرودرام‌ها از الگوی نتفلیکس لااقل در جنبه ظاهری و بیرونی آن مایه گرفته است، آن‌هم درحالی‌که شکل ارائه آن هیچ نسبتی با ظرفیت‌هایش به‌عنوان یکی از سکوهای اصلی پخش در ایران ندارد، زیرا مخاطب برای تماشای آن چیزی که صداوسیما و شبکه‌های ماهواره‌ای به وی نمی‌دهند، تن به خرید حق اشتراک و استفاده از تولیدات شبکه نمایش خانگی می‌دهد و بودونبود بخش ویژه میکرودراما چندان برایش محلی از اعراب و اهمیت ندارد. فارغ از این مسئله، بخش قابل‌توجهی از سریال‌ها، فیلم‌ها و مستندهای موجود در فیلیمو خارجی‌اند و پرواضح است دست‌اندرکاران این سکوها هزینه‌ای را صرف خرید حقوق مادی آثار نمی‌کنند.

آن بخش ایرانی هم در غالب موارد انگشت‌شمار است؛ برای نمونه، فیلیمو اکنون تنها دو اثر «بدنام» و «کنکل» را به‌عنوان سریال‌های ایرانی در حال پخش دارد؛ با این تفاوت که کنکل از ابتدا محصول پلتفرم دیگری بود و نطفه شکل‌گیری آن ارتباطی با فیلیمو نداشت. به بیان دیگر، کاربر به این خاطر اشتراک می‌خرد که محتوای اختصاصی تماشا کند، وگرنه میکرودرام یا هر چیز دیگری را می‌تواند به میانجی حضور و وقت‌گذرانی در اینستاگرام، یوتیوب و… دنبال کند. البته دلیل نقش‌آفرینی بی‌مورد میکرودراما در فیلیمو تنها به هویت آن و مسئله حق اشتراک و کپی‌رایت آثار خارجی و… بازنمی‌گردد، بلکه مسئله کیفیت محتوا هم در این میان اهمیت دارد.

عضویت در تلگرام آی تی آنالیز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا