ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۱۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه‌های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


افت 60 درصدی مراجعه به رسانه‌ها

شنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

نتیجه یک بررسی نشان می‌دهد که رفتار خبری نزدیک به 60 درصد کاربران اینترنت در ایران تغییر کرده و این کاربران اخبار خود را صرفا از طریق شبکه‌های اجتماعی کسب می‌کنند.

بسیاری بر این باورند که شایعات و اخبار نادرست نیز بخشی از زندگی روزمره محسوب می شوند و باید با آنها کنار آمد. به نظر می رسد جوانان بیشتر طرفدار این دیدگاه هستند و تصور می کنند کارکرد سرگرمی و گذران فراغت شایعه سبب می شود اطلاعات نادرست آسیب زننده نباشند اما افراد و گروه هایی که در اثر این شایعات آسیب می بینند، آبرو، اعتبار یا سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهند.
سلامتی آنان در معرض تهدید قرار می گیرد و سازمان ها و موسساتی که برای خنثی کردن آثار و پیامدهای نشر این اخبار، هزینه های مالی و انسانی سنگینی متحمل می شوند به خوبی می دانند اطلاعات گمراه کننده یا دروغ چندان هم بی ضرر نیست به ویژه اگر ابزار انتشار آن شبکه های اجتماعی باشند.
شایعات، اطلاعات یا اخباری هستند که صحت آنها تایید نشده است. به همین دلیل هنگامی که در دسترس مخاطب قرار می گیرند، گیرنده پیام نمی تواند درستی یا نادرستی آنها را تشخیص دهد. عموم مردم در برخورد با چنین پیام هایی کمتر می اندیشند و کمتر خود را برای چک کردن درستی محتوا به دردسر می اندازند. شایعات به آسانی آب خوردن منتشر می شوند چون بازنشر آنها در شبکه های اجتماعی بسیار سریع و گسترده است، ضمن آنکه در فضای مجازی که کنترل مستقیمی بر محتوا وجود ندارد و عملا فرآیند دروازه بانی پیام صورت نمی گیرد، هر کاربر می تواند تولیدکننده محتوا و نشر دهنده آن باشد بی آنکه صلاحیت تولید پیام را داشته باشد.

 
چرا شبکه های اجتماعی شایعه پرورند؟


بدتر آنکه در فرآیند نشر و بازنشر هر شایعه، هر کاربر می تواند در محتوا دخل و تصرف انجام دهد، اطلاعاتی را بردارد یا بیفزاید. بنابراین پیام هر بار که منتقل می شود تغییرات جزیی پیدا می کند و به عبارتی یک کلاغ، چهل کلاغ می شود در نتیجه به مرور زمان ضمن انتشار گسترده، یک شایعه ممکن است بزرگنمایی شود یا کاملا دگرگونی پیدا کند.
برخی افراد از ساختن و نشر اطلاعات جعلی لذت می برند و احساس می کنند قدرت پیدا کرده اند. در برخی موارد حس انتقامجویی از برخی فشارها یا ناملایمات اجتماعی و اقتصادی آنها را وامی دارد تا به نشر شایعه روی بیاورند اما در مورد اخبار سیاسی و حساس، غالبا پروپاگاندای برنامه ریزی شده ای در پس پرده وجود دارد که اهداف مشخصی را دنبال می کند.
جای شگفتی نیست که اینگونه شایعات اغلب مشتریان پروپاقرصی دارد که مشتاقانه آنها را می خوانند، باور می کنند و به اشتراک می گذارند. هیچ کس از محتوای تکراری و کسالت بار خوشش نمی آید. برای همین است که اخباری از این دست که به نظر هیجان انگیز و جذاب می آیند بازار داغی دارند. مشکل از آنجا آغاز می شود که این همه اشتیاق برای باور یک شایعه و بازنشر آن معمولا می تواند هر تلاشی برای اثبات واقعیت را خنثی کند.

 

هشدار جدی به رسانه های سنتی
پژوهشگران ایتالیایی می گویند چراغ خطر شبکه های اجتماعی روشن شده است. محققان این کشور تلاش کرده اند تا نشان دهند اطلاعات نادرست یا فرضیات توطئه آمیز چرا و چگونه سریع تر از اطلاعات معتبر در رسانه های اجتماعی منتشر می شوند.
در این مطالعه 270 هزار پست پست از 73 صفحه ایتالیایی فیس بوک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج ناامیدکننده است. محققان و خبرنگارانی که می خواهند اطلاعات عینی و واقعی در اختیار مخاطبان خود قرار دهند و به مسئولیت اجتماعی خود برای تنویر افکار عمومی عمل کنند، در برابر اطلاعات نادرست عملا کاری از پیش نمی برند. این مطالعه تاکید می کند قدرت غیرمعقول پست ها در شبکه های اجتماعی با ابزار «لایک» و «بازنشر» بسیار بیشتر از آن است که روش های سنتی ژورنالیستی بتواند با آن مقابله کند.
در بسیاری موارد پلاریزه شدن اخبار و سیاسی شدن موضوعات در جامعه، کار را برای رسانه ها و روزنامه نگاران سخت تر هم می کند چرا که کشف واقعیت و قضاوت عادلانه برای مردم در چنین شرایطی دشوارتر می شود. به همین دلیل در بسیاری موارد رسانه های سنتی بازی را به حریف واگذار می کنند.
محققان کشورهای انگلوساکسون و آلمانی زبان نیز بر این یافته تاکید دارند که رسانه های جریان اصلی و روزنامه نگاران حقیقی در فضای عمومی نقش خود را به عنوان دروازه بان خبری از دست داده اند، بنابراین هر محتوایی امکان می یابد در این فضا جریان پیدا کند.
یکی از مهمترین پیامدهای از بین رفتن دروازه بانی خبر، دوگانگی مخاطبان و سردرگمی آنان برای تشخیص منابع معتبر است. آنان به رسانه ها شک می کنند چرا که تصور می کنند کنترل رسمی روی آنها سبب می شود واقعیت ها را پنهان یا کتمان کنند.پرسانه های خبری اخیرا با پدیده ای جدید روبرو شده اند؛ «نفرت انفجاری»!
رویدادهای عمومی که سبب می شود اتاق های خبر، روزنامه نگاران و رسانه های سنتی، پرخاشگرانه ترین و نفرت بارترین کامنت ها را از مخاطبان خود دریافت کنند و به سانسور و پنهان کردن اطلاعات از جامعه محکوم شوند. در چنین شرایطی، بی اعتمادی مردم به رسانه های سنتی خود قدرت شبکه ها در شایعه پراکنی را صدچندان می کند.

چرا شبکه های اجتماعی شایعه پرورند؟


خبرنگاران رسانه های سنتی با مشکل دیگری هم روبرو هستند. اخبار فوری آنها خود گاهی به منشأ شکل گیری شایعات بدل می شود. اگر سرعت، پول رایج عصر اطلاعات باشد اطلاعات سریع اما نادرست بسیار گران تمام می شود. رسانه های مدرن سبب شده اند منابع در دسترس مخاطبان افزایش پیدا کند. ما به اطلاعات بیشتری دست پیدا کرده ایم اما این اطلاعات تلفیقی از خبرهای درست، نیمه درست و دروغ و شایعه است. دسترسی به این بسته خبری سریع اما نامطلوب است چرا که اطلاعات نادرست مانند سرطانی است که به سرعت منتشر می شود.
فشار شبکه های اجتماعی و سرعت انتشار اطلاعاتی که چندان موثق نیستند و بیشتر بر ارزش های خبری منفی متکی هستند روزنامه نگاری عینی را عملا مختل کرده است.
رسانه های سنتی برای آنکه در رقابت با شبکه های اجتماعی جا نمانند سرعت را به دقت و صحت ترجیح می دهند و همین امر به نشر اطلاعات نادرست اما سریع دامن می زند. این چالشی است که نه فقط رسانه های کشور ما بلکه غول های رسانه ای جهان مانند «سی ان ان» یا «ردیت» هم با آن دست به گریبانند و بارها آنها را واداشته تا به دلیل انتشار اخبار نادرست از مخاطبان خود عذرخواهی کنند.

هیجان ها از واقعیت قدرتمندترند
اما چه چیز سبب شده است شایعات شبکه ای چنین قدرت غیرقابل رقابتی پیدا کنند؟ وقتی جامعه در شرایط بحرانی قرار می گیرد افکار عمومی عطش فراوانی برای دریافت اطلاعات و اخبار پیدا می کند. در نبود منابع موثق، اطلاعاتی که به نیاز خبری جامعه پاسخ دهند یا در صورت کندی عملکرد آنها، شبکه های اجتماعی قادرند به سرعت شایعات یا اطلاعات نادرست را منتشر کنند و افکار عمومی را تحت تاثیر خود قرار دهند.
انتشار شایعاتی نظیر کشته شدن افراد سرشناس، آلودگی مواد غذایی، تعطیلی یا ورشکستگی بانک ها یا صنایع مختلف مشتی نمونه خروار است که نشان می دهد به ویژه در شرایط بحرانی، اطلاعات چگونه با هم رقابت می کنند و منتشر می شوند.
در این شرایط دو دسته اطلاعات با یکدیگر در رقابت قرار می گیرند. یک دسته اطلاعاتی هستند که با استفاده از هیجان ها و احساس های مردم روی افکار عمومی تاثیر می گذارند و غالبا منشأ تزریق نگرانی و اضطراب در میان مردم هستند. بازنشر اینگونه اطلاعات در شبکه های اجتماعی به ترس و واکنش های هستریک جامعه دامن می زند چرا که غالبا در گفتگوهای فضای مجازی امکان بزرگنمایی پیدا می کند.
دسته دوم نیز اطلاعاتی هستند که از منابع رسمی نظیر سازمان ها و موسسات دولتی و توسط روابط عمومی ها و رسانه ها منتشر می شوند و سعی دارند با انتشار حقایق و اطلاعات واقعی و صحیح افکار عمومی را آرام یا کنترل کنند. مشکل از آنجا آغاز می شود که واکنش های هیجانی مخاطبان به اخبار منفی، غالبا بر منابع خبری رسمی و مجازی اطلاعات تمتقن غلبه پیدا می کند. به عنوان مثال خطر شیوع یک بیماری، آلودگی مواد غذایی یا گرانی کالاها قابلیت بالقوه بسیاری برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی دارد و دقیقا به دلیل آنکه عواطف و احساسات مخاطبان را تحت تاثیر قرار می دهد با سرعت غیرقابل باوری بازنشر پیدا می کند.
محققانی که به روانشناسی شایعه پرداخته اند معتقدند شایعات زمانی بالا می گیرد که ابهام، خطر یا تهدید بالقوه ای وجود داشته باشد. مطالعاتی که روی انتشار ویروسی شایعات انجام شده نشان می دهد برخی هیجان های خاص منجر به بازنشر بیشتر شایعات در شبکه های اجتماعی می شوند.
 
چرا شبکه های اجتماعی شایعه پرورند؟
تصویر جعلی دست دادن ظریف با اوباما

برخی از این هیجان ها که سرایت ویروسی دارند عبارتند از: حس کنجکاوی، نیاز به سرگرمی، منفعت طلبی، شگفتی و عدم اطمینان. عدم اطمینان و بی اعتمادی یکی از ویروسی ترین این هیجان هاست که عملا می تواند به بمب ساعتی خطرناکی برای ایجاد ترس و نشر بیشتر اکاذیب در شبکه های اجتماعی تبدیل شود.
هراس بانکی که در تعریف به هجوم سپرده گذاران برای دریافت وجوهی که نزد بانک سپرده گذاری کرده اند، گفته می شود و معمولا در پی عدم اطمینان ناشی از حوادثی نظیر جنگ، شورش یا کودتا در کشور یا سوءمدیریت در یک یا چند بانک رخ می دهد یکی از پدیده هایی است که چندی پیش به دلیل نشر اطلاعات نادرست در شبکه های اجتماعی کشور بحران ساز شد.
به همین ترتیب اخبار دستکاری شده یا شایعات اقتصادی می توانند به طرز ناخوشایندی بازارها را دستخوش بحران کنند و ترس و بی اعتمادی است که منشاء اصلی تمام این بحران ها به شمار می رود. در این شرایط افکار عمومی که دچار ترس و واضطراب شده منتظر پاسخگویی منابع رسمی در تلویزیون یا مطبوعات نمی نشیند بلکه به سرعت تحت تاثیر قرار می گیرد و واکنش نشان می دهد.
کمتر کسی از خاطر برده است که پنیک ناشی از شایعه گرانی دلار و کمبود مواد غذایی چگونه سبب شد انبارهای فروشگاه های زنجیره ای و سوپرمارکت ها در مدت کمتر از چند ساعت خالی شود!
نشر اخباری مانند واردات خرمای داعشی، وجود وایتکس در شیر یا استفاده از گوشت گربه در تولید سوسیس و کالباس نیز از جمله شایعاتی بودند که بیشترین بهره را از ترس و هراس مخاطبان خود بردند.
اینجا دقیقا جایی است که سازمان های دولتی و منابع رسمی خبری دچار چالشی جدی می شوند و از تلاش های خود برای خنثی کردن شایعات کمترین نتیجه را می گیرند چرا که آنها تلاش می کنند با استدلال و ارائه مدارک و مستندات واقعیت ها را منتشر کنند در حالی که به طور همزمان شبکه های اجتماعی با بهره گیری از محتوای کاملا هیجانی و احساسی که ریشه در ترس، اضطراب و احساس ناامنی یا حتی خوشحالی و شادمانی کاذب و مقطعی دارد مشغول نشر سریع اخبار گمراه کننده اند.
به بیان ساده تر می توان گفت در این شرایط واقعیت هایی که از طریق مجاری سنتی اخبار منتشر می شوند، نمی توانند به خوبی از پس مدیریت افکار عمومی بربیایند و شهروندان را با جریان مورد نظر دولت همراه کنند. اینجا جایی است که برای خنثی کردن شایعات مهندسی و طراحی پیام، مدیریت سریع و ضربتی، به کارگیری درست زبان و سرعت پاسخگویی به شایعات حرف اول را می زند. در شرایط بحرانی منابع رسمی باید جلوتر و حتی فراتر از شبکه های اجتماعی بیندیشند و عمل کنند.
پژوهش هایی که تلاش کرده اند قدرت نفوذ کانال های سنتی (مانند شبکه های خبری) را با پیام هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود، مقایسه کنند نشان داده اند که تاثیرگذاری رسانه های سنتی تنها اندکی از شبکه های اجتماعی بیشتر است. شاید به این دلیل که عموم مردم به ویژه نوجوانان و جوانان متوجه تمایز بین اخبار و اطلاعات رسمی و موثق و اطلاعات تولید شده توسط کاربران شبکه ها نیستند. آنها در مواجهه با پیام های تایید نشده یا همان شایعات کمتر به منبع اطلاعات توجه می کنند و تحت تاثیر هیجان ها تنها منشاء بازنشر اینگونه پیام ها می شوند.

تاکتیک هایی برای خنثی کردن شایعات
کارشناسان معتقدند پنج رویکرد حرفه ای می تواند با نشر اطلاعات نادرست در شبکه های اجتماعی مقابله کند:
* چارچوب بندی و زبان اولیه بسیار مهم است. تحقیقات نشان می دهد اولین اطلاعاتی که منتشر می شود اهمیت زیادی دارد. طراحی جملاتی که برای انتقال اطلاعات به عموم به کار می رود، بسیار حیاتی و کلیدی است چرا که خود می تواند به جای کنترل شایعه و ترس به آن دامن بزند. وقتی یک منبع رسمی می گوید: هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان در دست نیست، شایعه پردازان به راحتی بالاترین آمارها را تخمین می زنند و در شبکه ها منتشر می کنند اما اگر همین خبر در قالب «آمار کشته شدگان را به زودی اعلام می کنیم» عنوان شود، قطعا تاثیر مثبت بیشتری بر افکار عمومی دارد.
 
چرا شبکه های اجتماعی شایعه پرورند؟
تصویر منتشر شده تحت عنوان خاکسپاری دسته جمعی جان باختگان حادثه منا که صحت نداشت

* عدم اطمینان جرقه ای برای انفجار است. بی اعتمادی مردم اغلب سبب می شود برای کسب اطلاعات بیشتر به منابع اطلاعاتی خودشان روی بیاورند. هر قدر منابع رسمی و سازمان های مطلع برای نشر اطلاعات صحیح بیشتر دست دست کنند و سیاست حبس اطلاعات در پیش بگیرند، شبکه های اجتماعی برای نشر و بازنشر شایعات قدرت بیشتری پیدا می کنند. این شبکه ها در واقع با شایعه، شکاف اطلاعاتی را پر می کنند که می بایست توسط اخبار موثق پر می شد.
* پایش دقیق و تحلیل به موقع شبکه های اجتماعی برای مقابله با شایعات اقدامی بسیار کلیدی است. بررسی دقیق و لحظه به لحظه آنچه در شبکه های اجتماعی رخ می دهد سبب می شود در صورت انتشار اطلاعات نادرست امکان تکذیب یا اصلاح سریع آن وجود داشته باشد.
تحلیل به موقع محتوای شبکه ها بهترین راه حل دفاعی در برابر شایعات است زیرا نشان می دهد شکاف اطلاعاتی در کجاست و مردم به دنبال چه اطلاعاتی هستند. بنابراین منابع رسمی به سرعت می توانند نیاز اطلاعاتی شهروندان را برطرف و شکاف به وجود آمده را پر کنند. مشکل معمولا از آنجا ناشی می شود که منابع رسمی اغلب قدرت محاوره های عمومی در رسانه های آنلاین و شبکه های اجتماعی را نادیده می گیرند و از تاثیرگذاری آن غافل اند.
* تصاویر و ویدئوها بسیار سریع تر از کلمات و متون نشر پیدا می کنند. منابع رسمی اطلاعات باید بدانند تاثیرگذاری فرمت های مختلف اطلاعات در شرایط مختلف با یکدیگر متفاوت است. گزارش های تصویری غالبا تاثیر بیشرتی بر افکار عمومی می گذارند و سریع تر از اطلاعات مکتوب بازنشر پیدا می کنند.
محتواهایی مانند عکس یا فیلم در شرایط بحرانی و خاص، عملکرد ویژه ای دارند چرا که می توانند به طور مستند شایعات را تکذیب کنند.
* سواد رسانه ای همواره از ملزومات زندگی در دنیای رسانه های مدرن است. مردم، خبرنگاران و دولتمردان می بایست در این زمینه آموزش ببینند. کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند واکنش درست افکار عمومی و رسانه ها در قبال شایعات و موضع گیری صحیح سیاستمداران و دولتمردان در چنین شرایطی، در وهله نخست به میزان آگاهی آنان از کارکرد رسانه های نوین بازمی گردد به ویژه عموم مردم که با کوچکترین خبر نامساعدی دچار اضطراب و آشفتگی می شوند باید بدانند هر محتوایی در فضای جاری معتبر و قابل اعتماد نیست.
آنها باید منابع خبری رسمی و موثق را بشناسند و قدرت تشخیص و تفکیک محتوای دروغ و راست را با مراجعه به این منابع پیدا کنند. سیاستگذاران و خبرنگاران نیز باید تدابیری بیندیشند و منابع و مراجعی ایجاد کنند تا مردم در هنگام مواجهه با پیام های مشکوک و غیرقابل اعتماد به آنها مراجعه کنند و حقیقت را بیابند. گرچه نمی توان با نشر اطلاعات گمراه کننده در فضای مجازی به طور کامل مقابله کرد اما دست کم می توان با آموزش از آسیب های آن بر افکار عمومی کاست.
شاید بتوان شبکه های اجتماعی را به خاطر دروغ پراکنی و شایعه سازی مقصر دانست و سرزنش کرد اما آیا می توان زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شکل گیری شایعه و تاثیر متقابل آن بر همین حوزه ها را نیز نادیده انگاشت؟
هر نوع اطلاعات آنلاین در واقع بخشی از یک اکولوژی گسترده تر و پیچیده تر است که عوامل بسیاری در درون آن با هم در ارتباط هستند. به همین دلیل تشخیص و تبیین علل انتشار سریع اطلاعات نادرست و شناسایی منشأ آنها نیز کار آسانی نیست.
علاوه بر این لازم است کارشناسان و صاحبنظران فراتر از رسانه مسئله را مورد بررسی قرار دهند و به زمینه های سیاسی و فرهنگی که شایعه اساسا در آن شکل می گیرد و بازنشر می شود، توجه کنند.
واقعیت این است که برای کشف و درک پیامدهای نشر اطلاعات بدون دروازه بانی و کنترل در شبکه های اجتماعی هنوز در ابتدای راه هستیم. این شبکه ها در آینده نشر اخبار نقش پررنگی ایفا خواهند کرد و بدون شک دنیای خبر و خبررسانی را متحول می کنند اما به نظر می رسد در حال حاضر به جای بهتر کردن این دنیا، مشغول تخریب آن هستند.
شناسایی آسیب های شبکه های اجتماعی و تدوین راهکارهایی برای مقابله با پیامدهای ناخوشایند آنها نیازمند همکاری و همیاری پژوهشگران حوزه های مختلف از جمله ارتباطات، جامعه شناسی، روانشناسی و حتی علوم سیاسی است. قدرت و آسیب های شایعات شبکه ای را نباید دست کم گرفت. (منبع: هفته نامه تجارت فردا)

نسل جدید کلاهبرداران و «لایک‌های آرمیچری»

دوشنبه, ۲۸ فروردين ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ق.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - روزنامه‌نگاران دوران قلم و کاغذ در طول سال‌های کاری خود، شاهد ظهور و بروز نسل‌های متعددی از شیوه اطلاع‌رسانی بوده و همچنان نیز هستند. زمانی در کشورمان چند روزنامه بودند و تنها خبرگزاری کشور یعنی ایرنا که اطلاعات آن به شکل اختصاصی و از طریق تلکس در دسترس بود.

میثم لطفی - پلیس سوئد چندی پیش سه مرد را به اتهام آزار و اذیت زنی در یک آپارتمان واقع در شهر اوپسالا که در فاصله یک ساعتی شمال شهر استکهلم واقع شده است دستگیر کرد. پیدا کردن مظنونان برای ماموران پلیس کار چندان دشواری نبود، ‌زیرا آنها هنگام ارتکاب جرم از سری پخش تصاویر ویدیویی فیس‌بوک موسوم به Facebook Live استفاده کردند. از همان لحظات پخش این تصاویر ویدیویی زنده ده‌ها کاربر اتفاق مذکور را گزارش دادند و طولی نکشید که ماموران پلیس این آپارتمان را محاصره و مردان را دستگیر کردند.

سرویس Facebook Live به همه کاربران امکان می‌دهد تا به‌صورت مستقیم از طریق گوشی هوشمند خود تصاویر ویدیویی زنده و مستقیم پخش کنند که البته این قابلیت در دیگر اپلیکیشن‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام و اسنپ‌چت هم موجود است. اگرچه کمپین‌های تبلیغاتی به‌صورت گسترده کاربران جهانی را تشویق می‌کنند تا از این سرویس استفاده کنند و لحظات مختلف از زندگی خود را به‌صورت مستقیم با دیگر کاربران به‌اشتراک بگذارند، ولی باید گفت که از ابتدا تاکنون از این ابزار به اشکال مختلف سوءاستفاده شده است. شکنجه یک مرد جوان معلول در شیکاگو، تخلفات یک قاتل ولگرد و دستگیری او توسط ماموران پلیس، کودک‌آزاری و تجاوزهای گروهی و آزار و اذیت زن سوئدی از جمله تصاویر زنده‌ای بود که در هفته‌های اخیر از طریق سرویس Live فیس‌بوک به‌نمایش گذاشته شد.

در هر یک از این موارد، نوعی جرم و تخلف اجتماعی با تصاویر ویدیویی زنده به‌نمایش گذاشته شد و کاربران جهانی امکان مشاهده جنایت را به‌صورت مستقیم داشتند و البته در برخی از این موارد نشان داده شد که این جنایت‌ها هیچ‌گونه پیگیری بعدی نداشته و فرد متخلف با هیچ مشکلی مواجه نشده است. جامعه‌شناسان بر اساس بررسی‌های اخیر خود به این نتیجه رسیده‌اند که نمایش زنده جرایم و تخلفات در شبکه‌های اجتماعی رو به افزایش است. بنابراین باید گفت چه عاملی موجب این اتفاق شده است؟

پروفسور ریموند سورِت، از اساتید رشته جرم‌شناسی در دانشگاه مرکزی فلوریدا که روی پدیده‌های علمی تحقیق می‌کند، در این خصوص گفت: «نمایش زنده جرم یک اتفاق احمقانه به‌نظر می‌رسد. با این اتفاق اطرافیان به‌راحتی می‌توانند فرد متخلف را لو دهند تا ماموران پلیس در کوتاه‌ترین زمان او را دستگیر کنند، ولی نکته مهم اینجاست که چنین عملی در حال افزایش است».

البته باید توجه کرد که دستگیری این متخلفان همواره کار آسانی نیست. تروریست‌ها، معترضان سیاسی،‌ مجرمان اجتماعی و متخلفان سابقه‌دار از اپلیکیشن‌های اجتماعی با قابلیت پخش تصاویر ویدیویی زنده استفاده می‌کنند تا اهداف خود را پیش ببرند و از این طریق میزان هوش و ذکاوت یا توانایی‌های کاذب خود را به‌نمایش بگذارند. در این موارد استفاده دقیق و پیش‌بینی شده از ابزارهای اینترنتی رسانه‌ای امکان بزرگ‌نمایی و نمایش دروغین عملکرد مجرمان را فراهم می‌کند تا تاثیرگذاری رفتار آنها بیشتر شود. این اتفاق هم‌اکنون رواج پیدا نکرده است و بر اساس اطلاعات موجود، در دهه 1880 میلادی یک قاتل زنجیره‌ای که خود را با نام Jack the Ripper معرفی می‌کرد، نامه‌ای به اداره پلیس فرستاد و در آن جزییات مربوط به تخلفات خود را اعلام کرد تا نشان دهد به چه میزان در این زمینه توانایی دارد. او نیز رفتار مشابهی را دنبال کرده بود تا از این طریق قدرت‌نمایی کند.

پروفسور سورِت با تاکید بر این مساله اظهار کرد که از قرن‌ها پیش متخلفان برای آنکه بتوانند قدرت و توانایی خود را به‌نمایش بگذارند، اقداماتی را به‌صورت عمومی انجام می‌دادند تا جلب توجه کنند. این فرایند هم‌اکنون در دنیای اینترنت با روی کار آمدن شبکه‌های اجتماعی به‌صورت متفاوت دنبال می‌شود و البته همان هدف را در خود جا داده است.

آنچه در این زمینه جدید به‌نظر می‌رسد، ابزارهایی است که مجرمان از طریق شبکه‌های اجتماعی به آن دسترسی پیدا کرده‌اند. گوشی هوشمند به این دسته از افراد امکان می‌دهد تا بتوانند تخلفات خود را به‌راحتی به‌نمایش بگذارند و با زدن یک کلید به‌صورت زنده و مستقیم تصاویر ویدیویی مربوط به انواع مختلف جرایم را پخش کنند. در این زمینه به‌اشتراک‌گذاشتن عکس‌ها روی فیس‌بوک، توییت‌کردن، به‌روزرسانی لحظه به لحظه صفحه‌های اجتماعی، پخش تصاویر ویدیویی زنده، انتشار تصاویر ویدیویی ضبط‌شده و... مرسوم است و البته باید توجه کرد که فیس‌بوک تنها شبکه اجتماعی محسوب نمی‌شود که در این زمینه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد. با این وجود چون فیس‌بوک بیش از 79/1 میلیارد مشترک فعال دارد، انتشار تصاویر ویدیویی زنده روی آن می‌تواند بسیار قابل ملاحظه باشد و طیف گسترده‌ای از مخاطبان را دربر گیرد.

تصاویر ویدیویی زنده با موضوع جرم و جنایت در بیشتر موارد عکس‌العمل و بازخوردهای تند مخاطبان را در پی داشته است و با این وجود بسیاری از کاربران هم بدون هر گونه عکس‌العمل، رفتارهای ناهنجار مجرمان را فقط تماشا کرده‌اند و چه‌بسا برای انجام رفتار مشابه جری شده‌اند.

پامِلا راتلِگ، از مشهورترین روان‌شناسان حوزه رسانه در این خصوص گفت: «شبکه‌های اجتماعی ابزار جدید برای مجرمان محسوب می‌شوند تا به کمک آنها بتوانند دایره توانایی‌های خود را به‌نمایش بگذارند و توجه کاربران را به خود جلب کنند. گروه مخاطبان در دنیای شبکه‌های اجتماعی بسیار گسترده است و برای آن دسته از افرادی که قصد به‌نمایش گذاشتن رفتارهای غیر اجتماعی را دارند، این فضا بسیار کاربردی و مفید به‌نظر می‌رسد. شبکه‌های اجتماعی این بستر را فراهم کرده‌اند تا رفتارهای غیر اجتماعی به‌راحتی به‌نمایش گذاشته شوند».

انتشار عمومی تصویر ویدیویی مستقیم با مخاطبان زیاد برای مجرمان جذابیت زیادی دارد. این افراد می‌کوشند در تصاویری که به‌نمایش می‌گذارند کمترین اطلاعات را منتشر کنند تا امکان شناسایی و ردیابی آنها توسط ماموران پلیس غیرممکن شود و با این کار نشان دهند که از پلیس هم جلوتر هستند و به‌راحتی می‌توانند هر هدفی را که در سر دارند، عملی کنند.

در دنیای امروز که انتشار تصاویر ویدیویی مستقیم در شبکه‌های اجتماعی محبوب مانند فیس‌بوک، اینستاگرام، اسنپ‌چت و... بسیار رواج پیدا کرده است، سانسور کردن ویدیوهای مخصوص مجرمان کار غیرممکنی به‌نظر می‌رسد و هنوز هیچ سازوکاری در نظر گرفته نشده است تا از این طریق امکان مقابله با چنین رفتارهایی فراهم شود.

آنچه در بیشتر این تصاویر مشاهده می‌شود، خودنمایی مجرم و بزرگ‌نمایی توانایی‌های فردی او است تا ضمن ایجاد رعب و وحشت برای مردم، نشان دهد که می‌تواند جامعه را بر اساس توانایی‌های خود مدیریت کند و البته بررسی‌های روان‌شناختی نشان می‌دهد که این موج به‌زودی تغییر مسیر می‌دهد و شبکه‌های اجتماعی قابلیت‌های مذکور را به‌گونه‌ای در اختیار مشترکان خود می‌گذارند تا امکان به‌نمایش گذاشتن هر گونه تصویر در آنها وجود نداشته باشد.


(منبع:عصر ارتباط)

رئیس مرکز رسانه‌های دیجیتال با بیان اینکه ۵۳ درصد مردم ایران حداقل در یکی از شبکه اجتماعی عضو هستند، گفت: میانگین روزانه ساعت حضور ایرانی ها در فضای مجازی ۵ تا ۹ ساعت است در حالی که میانگین جهانی ۱۶ ساعت در ماه است.

به گزارش فارس، سید مرتضی موسویان در همایش فرصت‌های سرمایه گذاری و کسب و کار در فناوری اطلاعات و ارتباطات، اظهار داشت: روند تغییر بازار حرکت به سمت  تولید محتوای بیشتر است.

رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه‌های دیجیتال وزارت ارشاد افزود:‌ ضریب نفوذ اینترنت در کشور 80 درصد است و 43 میلیون نفر کاربر اینترنت هستند. همچنین 40 میلیون گوشی هوشمند در کشور وجود دارد.

وی با اشاره به آماری از حضور مردم در فضای مجازی گفت: 53 درصد مردم ایران حداقل عضو در یکی از شبکه اجتماعی عضو هستند و 72 درصد جوانان 18 تا 29 سال حداقل در یکی از شبکه های اجتماعی عضویت دارند. همچنین میانگین روزانه ساعت حضور ایرانی ها در فضای مجازی 5 تا 9 ساعت است در حالی که میانگین جهانی  16 ساعت در ماه است که پیش بینی می شود تا سال 2020 به به 120 ساعت در ماه افزایش یابد.

موسویان از وجود 20 میلیون کاربر گیم در کشور خبر داد و گفت: این افراد سالانه 14.6 میلیارد ساعت صرف بازی می‌کنند.

رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال گفت: هم اکنون پربازدیدترین وبگاه ها در ایران داخل میزبانی می شوند و سایتهای ایرانی که در آمریکا میزبانی می شوند در رده دوم قرار دارند.

وی همچنین با اعلام آماری از علاقمندی کاربران ابرانی در فضای مجازی، گفت: به ترتیب وبگاه‌های ارائه کننده خبر، تبلیغات، بازی و نرم افزار، شبکه های اجتماعی و محتوای آموزشی مورد استقبال ایرانی‌ها است که نشان از ارتقای سواد رسانه ای دارد.

موسویان افزود: علاوه بر استفاده از گوگل و یوتیوب، ایرانی ها بیشترین عضویت را در شبکه های اجتماعی تخصصی دارند و برای مثال بیشترین عضویت در شبکه اجتماعی لینکدین در منطقه به ایرانی‌ها اختصاص دارد. ایرانی‌ها همچنین بیشترین مراجعه به نرم افزارهای کاربردی و نقشه در سرویس های خارجی را دارند که نشانه علاقه آنها به محتوای فرهنگی است.

ناشران ایرانی و معضلی در شبکه‌های اجتماعی

چهارشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

در شرایطی که سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین است با گسترش رسانه‌های اجتماعی، تلاش برای فعالیت در جهت کتاب‌خوانی به قشرهایی از مردم رسیده و در شبکه‌های اجتماعی گروه‌هایی از علاقه‌مندان به کتاب برای تشویق به مطالعه به وجود آمده است.

از جمله در برنامه تلگرام کانال‌هایی با تعداد زیادی عضو برای اشتراک‌گذاری کتاب تاسیس شده که به علت در دسترس بودن و اعلا‌ن‌های مداوم تا حدی ترغیب‌کننده‌ است اما یک نکته در این‌جا به چشم می‌خورد و آن انتشار غیرقانونی پی‌دی‌اف برخی کتاب‌ها و رعایت نکردن حقوق مولف است.

سرقت ادبی، نشر غیرمجاز کتاب، دانلود و انتشار آثار ادبی بدون اجازه ناشر و مولف و ... از مسائلی است که در حوزه نشر به چشم می‌خورد. در قانون "حقوق پدیدآورنده" آمده است: «حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و بهره‌برداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست.» اما با رواج بیش‌ از پیش اینترنت و تبدیل غیرقانونی کتاب‌ها به فایل پی‌دی‌اف، این قانون تا حدود زیادی رعایت نمی‌شود.

اما شبکه‌های اجتماعی تا چه حد در سرانه مطالعه موثرند؟ آیا انتشار غیرقانونی راه درستی برای ترغیب به کتاب‌خوانی است؟ و آیا این نوع انتشار تاثیری بر انگیزه ناشر و مولف خواهد گذاشت؟

 

ناشر چه می‌گوید؟

ناشرانی که با سرمایه خودشان کتاب چاپ می‌کنند و نه با سرمایه مولف، تمام هزینه روند انتشار یک کتاب را می‌پردازند و تمام امیدشان برای بازگشت هزینه به زمان فروش معطوف می‌شود.

در همین راستا بهرنگ کیائیان از مدیران نشر چشمه می‌گوید: این کار به نویسندگان، مترجمان و شاعران بسیار ضربه می‌زند. در حالی که بازار کتاب رونقی ندارد این هجمه‌ها بازار را خراب‌تر می‌کند. در این حالت نمی‌توان گفت که این کانال‌های تلگرامی و سایت‌های انتشار فایل پی‌دی‌اف جریانی در کنار جریان چاپ هستند.

او همچنین متذکر می‌شود: سایت‌هایی مانند «فری بوک» ساز و کاری را فراهم کرده‌اند که افرادی که می‌خواهند به صورت قانونی فایل پی‌دی‌اف را خریداری کنند راحت باشند. این افراد از طریق روش اخلاقی و قانونی می‌توانند این کتاب‌ها را بخوانند.

کیائیان در عین حال می‌گوید: این نوع انتشار درباره کتاب‌های نایاب یا کتاب‌هایی که موجود نیستند باعث بیشتر خوانده شدن می‌شود، اما انتشار پی‌دی‌اف کتابی که در حال انتشار است و مولف و ناشر از آن منتفع می‌شوند، درست نیست.

 

ادمین؛ شوالیه یا سارق ادبی؟

ادمین‌های کانال‌های تلگرامی معتقدند کار آن‌ها بر کتاب‌خوانی تاثیر مثبت دارد.

حمید ادمین یک کانال تلگرامی می‌گوید: الان کمتر کسی با این ترافیک و مشکلات دیگر برای خرید کتاب از خانه خارج می‌شود. من بارها کتاب‌هایی را که به تازگی منتشر شده است معرفی کرده‌ام و بخش‌هایی از آن‌ها را گذاشته‌ام تا افراد را به خریدن کتاب تشویق کنم، حتی پیش آمده که مولفان از من خواسته‌اند کتابشان را در کانال قرار دهم تا افراد بیشتری آن را بخوانند.

او در ادامه بیان می‌کند: سعی هرکسی به نوبه خودش موثر خواهد بود. ما حتی برای شهرهای مختلف برنامه ترویج کتاب‌خوانی داریم و تا کنون در چند شهر بزرگ از جمله تهران، تبریز، مشهد، اصفهان و ... کانال اختصاصی کتاب راه‌اندازی شده که موقعیت تبادل یا خرید و فروش وجود داشته باشد.

این ادمین کانال کتاب می‌گوید: اگر کسی می‌خواهد از انتشار کتابش به صورت پی‌دی‌اف جلوگیری کند باید از سایت‌هایی که این کار را انجام می‌هند شکایت کند. اما کاری که ما انجام می‌دهیم این است که با دانلود از همین سایت‌ها به نیاز افراد به برخی کتاب‌ها پاسخ می‌دهیم. من تنها کتاب‌ها را در دسترس قرار می‌دهم تا عضوها به خواندن آن ترغیب شوند.

او می‌گوید: طرح‌هایی در این کانال اجرا کردم. به عنوان نمونه طرح «کتاب من» که خود افراد معرفی کتاب را برای من ارسال می‌کنند تا در کانال قرار بگیرد. طرح «کتاب مورد علاقه صوتی» که هر کسی بخشی از کتاب مورد علاقه خود را می‌خواند تا دیگران را به خواندن آن کتاب تشویق کند. طرح «قصه شب» که شب‌ها قبل از خوابیدن بخشی از یک قصه را به صورت صوتی برای کاربران می‌گذارم.

حمید در پایان اظهار می‌کند: این طرح‌ها تنها به فضای مجازی مربوط است اما ما طرح‌هایی برای دنیای واقعی داریم. حتی کسانی که کتاب‌خوان نبودند از طریق این کانال به خواندن کتاب ترغیب شدند. اگر یک نفر هم به خواندن کتاب ترغیب شود برای من بسیار ارزشمند است.

 

اهل قلم چه می‌گویند؟

برخی از اهل قلم معتقدند این نوع انتشار در فروش کتاب تاثیری ندارد. برخی نیز این کار را مخرب می‌دانند. البته تمامی این افراد انتشار غیرقانونی فایل پی‌دی‌اف آثار را غیراخلاقی می‌دانند و می‌گویند در انگیزه‌شان برای ادامه کار خللی ایجاد نمی‌کند.

کاوه میرعباسی درباره تاثیر انتشار فایل پی‌دی‌اف آثارش می‌گوید: انتشار فایل پی‌دی‌اف در فروش کتاب‌های کاغذی هیچ تاثیر منفی ندارد. کسانی که می‌گویند موثر است می‌خواهند دل خودشان را با این حرف‌ها خوش کنند. یک کتاب من در یکی از سایت‌ها در دو روز حدود هزار بار دانلود شده بود اما این موضوع در فروشش تاثیر نداشت.

این مترجم و نویسنده می‌افزاید: من خودم روزی چندین کتاب خارجی دانلود می‌کنم ولی اگر به صورت رایگان نبود آن‌ها را نمی‌خواندم. خواندن فایل پی‌دی‌اف کار راحتی نیست. شخصا زمانی نگران شده بودم اما تجربه ثابت کرد چنین نیست. به عنوان مثال کتاب «نادیا» دو سال است به صورت پی‌دی‌اف در سایت‌ها وجود دارد. این کتاب از سال اول انتشار دو سال یک بار تجدید چاپ شد و بعد از انتشار فایل پی‌دی‌اف هم دوباره به روال سابق بعد از دو سال تجدید چاپ شد؛ پس این موضوع تاثیری نداشت.

بلقیس سلیمانی نیز می‌گوید: این کار درستی نیست. ارشاد باید قوانینی برای این مشکل تنظیم کند و امکان اجرایی شدن آن را فراهم کند. اوضاع در مورد سایت‌هایی که کتاب‌ها را به صورت نسخه پی‌دی‌اف می‌فروشند فرق می‌کند. ولی در یک‌سری سایت‌ها کتاب به صورت مجانی دانلود می‌شود.

او همچنین بیان می‌کند: تا به حال تمام کتاب‌های من به صورت فایل منتشر شده است. من و ناشر سعی کردیم از این کار جلوگیری کنیم زیرا ما از این طریق امرار معاش می‌کنیم ولی انگیزه من ربطی به انتشار پی‌دی‌اف ندارد.

احمد پوری درباره انتشار غیرقانونی فایل کتاب‌هایش اظهار می‌کند: چندین کتاب من در سایت‌ها منتشر شده است اما این باعث کم‌شدن انگیزه من نشده است زیرا تیراژ کتاب به اندازه‌ای پایین است که به دست مخاطبان اصلی‌اش می‌رسد. انتشار پی‌دی‌اف باعث نمی‌شود این تیراژ کم صدمه بخورد.

این مترجم و نویسنده می‌گوید: این کار، کار خوبی نیست زیرا اجازه ناشر و مولف اثر گرفته نشده است. کاری غیراخلاقی و غیرقانونی ‌است. علاوه بر آن کسانی که در اینترنت هستند اغلب برایشان راحت‌تر است که به آن صورت بخوانند. اگر این فایل‌ها نباشد کتاب کاغذی نمی‌خوانند. انتشار فایل پی‌دی‌اف مشتری کتاب را کم نمی‌کند.

او همچنین می‌افزاید: من آمار دقیقی ندارم اما حس می‌کنم معمولا کسانی که دانلود می‌کنند کتاب را نمی‌خوانند. فقط حرصِ داشتن و صاحب‌ شدن یک کتاب به صورت غیرقانونی را دارند. برخی کلکسیون خیلی خیلی بالایی از کتاب‌های پی‌دی‌اف دارند اما هیچ کدام را نخوانده‌اند ولی در مجموع باید گفت این کار، کار خوبی نیست.

پوری با بیان این‌که دانلود غیرقانونی کتاب‌هایش در انگیزه‌اش تاثیر ندارد می‌گوید: شخصا به این سادگی انگیزه‌ام پایین نمی‌آید. من کتابی داشتم که اجازه انتشار نگرفت اما باز انگیزه‌ام پایین نیامد. اگر کسی انگیزه‌اش قوی باشد با این اتفاقات انگیزه‌اش پایین نمی‌اید ولی باز همه این‌ها صحه گذاشتن بر کار غیراخلاقی و غیرقانونی نیست.

 

مشکلی همیشگی

کانال‌های تلگرامی به بررسی و کار پژوهشی نیاز دارند؛ این‌که چقدر از این کانال‌های مرتبط با کتاب می‌توانند موثر یا مضر باشند و تاثیرات مثبت و منفی داشته باشند. خلأ کارهای پژوهشی روی پدیده‌های نوظهور این‌چنینی و آشنایی با ظرفیت‌های آن‌ها به شدت احساس می‌شود.

علی گرانمایه‌پور استاد علوم ارتباطات در دسترس بودن کتاب را در سرانه کتاب‌خوانی موثر نمی‌داند و می‌گوید: من در مورد تأثیر شبکه‌های مجازی در فیلم، کتاب و موسیقی یک عقیده دارم. هر چه کانال ارتباطی برای انتشار اطلاعات بیشتر باشد شیوه انتشار هم فرق می‌کند. در کشوری که مردم به هر دلیلی متکی به ارتباط شفاهی هستند میلیون‌ها جلد کتاب را به شکل پی‌دی‌اف منتشر کنید باز کمکی به فرهنگ کتاب‌خوانی نمی‌کند. اما در حال حاضر کانال‌های تلگرام جنبه سرگرمی، خبری و اطلاع‌رسانی دارند.

این تحلیل‌گر رسانه با تاکید بر انجام کار پیمایشی برای ارائه دقیق نتیجه، بیان می‌کند: درباره شبکه‌های مجازی و ماهواره‌ها تا زمانی که کار پیمایشی انجام نشود نمی‌توان گفت شیوه انتشار اطلاعات تأثیر مثبت یا منفی دارد. زمانی که فریاد می‌زدیم ماهواره‌ها تأثیر منفی می‌گذارد هیچ‌کس روی این موضوع تحقیق نکرد. در مورد تلگرام و سایت‌ها هم که کانال‌های ارتباطی هستند، باید تحقیق کنیم.

او اظهارنظرهای بی‌پایه را مخدوش‌کننده می‌داند و می‌گوید: باید سعی شود در مورد ترتیب و تأثیر شبکه‌های ارتباطی و اجتماعی و اپلیکیشن‌ها تا تحقیق نشده است نظری داده نشود، زیرا ذهن تصمیم‌گیرندگان را مخدوش می‌کنیم. به جای میلیون‌ها خبر درباره مزایا و معایب هر پدیده، گروهی تشکیل دهیم تا تحلیل محتوا کنند که واقعا انتشار پی‌دی‌اف اثر داشته یا نداشته و اگر داشته به چه شکل بوده است.

گرانمایه‌پور می‌افزاید: در واقع به این شکل نیست که بگوییم این کانال‌ها سطح معلومات و مطالعات را بالا می‌برد. فارغ از تمام این‌ها سخت و زود است که درباره تأثیر این شبکه‌ها و سایت‌ها بر مردم قضاوت کنیم. شاخص‌های مطالعه متفاوت است و این شبکه‌ها شاخص‌های خاص خودشان را دارند.

این استاد ارتباطات درباره رعایت نشدن حق مولف در سایت‌ها می‌گوید: بحث سایت‌ها با اپلیکیشن‌ها فرق دارد. اپلیکیشن‌ها دائم همراه فرد هستند و قابلیت‌های متفاوتی دارند. اما در بحث سایت موضوع کمی جدی‌تر می‌شود. برخی کتاب‌ها مانند رمان‌ها یا کتاب‌های علمی به هر دلیلی دیگر چاپ نمی‌شوند. سایت‌ها به صورت رایگان یا با فروش، کار دسترسی به کتاب را تسهیل می‌کنند. این اتفاق به نداشتن فرهنگ و قانون بازمی‌گردد.

او در پایان می‌گوید: البته رعایت نکردن حقوق مولف مخصوص ایران نیست و در خارج هم وجود دارد اما پلیس سایبر در بسیاری از کشورها با تکیه بر قوانین، گاهی سایت‌ها را می‌بندد، منشأ آپلود را پیدا می‌کند و افراد را دستگیر می‌کند، زیرا برای هنرمند و اثر هنری ارزش قائل‌اند. بحث حقوق نگارنده و صاحب اثر یکی از مشکلات همیشگی ماست که تابع قانون کپی‌رایت نیستیم. در بحث انتشار موسیقی هم همین مشکل‌ها وجود دارد.

به این ترتیب به نظر می‌رسد رعایت نکردن قانون حق مولف در ایران از بزرگ‌ترین آسیب‌های آثار فرهنگی و هنری است و تنها راه برای سامان دادن به اوضاع نابسامان کپی‌رایت، تحقیق و شناخت دقیق و در نهایت تنظیم صحیح قانون و اجرای آن است.

گزارش: نازنین ساسانیان - ایسنا

علت توهین در شبکه‌های اجتماعی چیست؟

دوشنبه, ۲۵ آبان ۱۳۹۴، ۰۸:۵۸ ق.ظ | ۰ نظر
چرا در شبکه های اجتماعی توهین می کنیم؟!
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۰۹:۲۲

توهین تعریف ساده ای دارد: اگر کسی حرف هایی که دوست نداشتیم را به ما و دوستان ما بزند، توهین است و اگر همان حرف ها و حتی بدترش را به آنهایی که دوست شان نداریم بزند، توهین نیست و انتقاد است.
تا می توانید در این خصوص اطلاع رسانی کنید! هر کجا نشسته اید توی بوق و کرنا کنید که «من با هرگونه توهینی مخالفم» تا می توانید این جمله را تکرار کنید! حتی وقتی که توهین می کنید این جمله را بعد از توهین به کار ببرید تا معلوم شود توهین کردن مهم نیست، بلکه مخالفت با توهین مهم است که شما به قدر کافی از آن بهره مند هستید!

انکار
به صرفه ترین راه در مقابل مشکلات، انکار مشکلات است. با انکار می توانید مشکلات خود را شکلات کنید و آن را بخورید! روش کار خیلی ساده است: از بیخ و بُن انکارش کنید و بگویید: «چه توهینی! اینها همه حساسیت های بیش از حد است و بیشتر سوءتفاهم است تا توهین!» و اگر باز هم اصرار شد و مستند ارائه شد، بگویید: «خب! [و مدتی مکث کنید!] این اتفاقات در محیط های مجازی، امری طبیعی است!» و چند تا مثال بی ربط هم جور کنید و بچسبانید تَنگ قضیه تا از همه لحاظ حق به جانب شما باشد!


این تکنیک چندین امتیاز دارد، یکی اش این است که دیدگاه شما را مستدل و منطقی نشان می دهد. دیگر اینکه تعداد مخالفان شما را در دو مرحله کاهش می دهد و بعضا آنها را با شما همراه می کند؛ اول وقتی که می گویید: «این اتفاق های طبیعی است!» در هر صورت ممکن است عده ای باز هم اصرار و با شما مخالفت کنند!
آن وقت خیلی ساده آنها را مغرض، حسود، بی سواد و روشنفکرنما [روی این صفت تاکید کنید! لذت بخش است] بنامید. با توجه به اینکه همیشه و در همه حال حق به جانب شماست، پس طبیعتا شما پیروز میدان اید.

توهین شناسی
اینکه چه چیزی توهین است و چه چیزی توهین نیست، خودش ماجرایی است. متاسفانه عده ای بیش از اندازه روی تعریف توهین و حد و مرزش مانور می دهند و حساسیت افزایی می کنند! توهین تعریف ساده ای دارد: اگر کسی حرف هایی که دوست نداشتیم را به ما و دوستان ما بزند، توهین است و اگر همان حرف ها و حتی بدترش را به آنهایی که دوست شان نداریم بزند، توهین نیست و انتقاد است و حالا چون که شمایید! گیریم توهین هم باشد، باز هم مهم نیست! اصلا بعضی ها حق شان این است که بهشان توهین بشود! خلایق هرچه لایق! هر چند ما کلا با توهین مخالفیم! اتفاقا همین جاست که مرز توهین و انتقاد هم مشخص می شود! و این یادداشت کلا «مشخص خیز» است!

مقابله عادی با توهین
گزینه های بسیاری در این زمینه و جود دارد، یکی اش همان گفته سعدی جان است که می فرماید: «کلوخ انداز را پاداش سنگ است!» پس جواب توهین را باید با توهین های بیشتر داد! فراموش نکنیم این راه عموما راهگشا نیست! چون بعضی وقت ها به قدری شدت و غلظت توهین ها زیاد است که بیشتر از آن ممکن نیست! ولی خب راه حلی است که ممکن است جایی به درد بخورد!

مقابله اساسی با توهین
یکی دیگر از راه های مقابله با توهین، از بین بردن محیط های مجازی است! خیلی ساده است، وقتی ما محیط مجازی ای نداشته باشیم، دیگر رواج توهین در محیط های مجازی هم نخواهیم داشت! ممکن است بپرسید خب! این توهین ها مگر ریشه در دنیای واقعی ندارند؟ مگر در دنیای واقعی کسی به کسی توهین نمی کند و این پدیده فقط خاص دنیای مجازی است؟ نمونه اش همین ورزشگاه ها، میدان ها، خیابان ها و... در پاسخ باید عرض کنم؛ «متاسفانه این پرسش شما به موضوع این یادداشت ربط ندارد.»

نقطه آغاز توهین
جملاتی شبیه «آهنگ یا آلبوم ضعیفی بود»، «این ترانه یا آلبوم نسبت به آثار پیشین همین خواننده ضعیف بود.» همین دو نمونه و نظایر آن کافی است تا عده کثیری از هواداران خواننده مورد نظر از زمین و آسمان به شما حمله ور شوند که «ای فلان...» و «ای بهمان...» البته «هم فلان و هم بهمان...» و...
این گروه که تعدادشان کم هم نیست، ایمان راسخ دارند که خواننده محبوب شان هر کاری کند، فوق العاده است و بی نقص. پس هر انتقادی ولو محترمانه و ملایم را توهین فرض می کنند و در عوض توهین های خودشان را انتقاد می دانند.

نقاط غیرمعمول آغاز توهین
شما اگر معروف هستید و طرفداران زیادی دارید و نمی خواهید به شما توهین کنند، سعی کنید تا کسی می میرد، بی هیچ اتلاف وقتی واکنش نشان دهید و این ضایعه را به هر کسی که به فکرتان می رسد تسلیت بگویید وگرنه خب عده کثیری از هواداران خواننده مورد نظر از زمین و آسمان به شما حمله ور می شوند که «ای فلان...» و «ای بهمان...» و البته «هم فلان و هم بهمان...» و...
این گروه که تعدادشان کم هم نیست، ایمان راسخ دارند که همه باید از این موضوع ناراحت باشند و تسلیت بگویند وگرنه...

قانون بقای توهین
بعد از حمله هواداران همیشه در صحنه، هنرمند مورد نظر خود را به ندانستن می زند چرا که همه می دانند اینقدر سرش شلوغ است که وقتش را در محیط های مجازی تلف نمی کند ولی در کمال تعجب روزی هفت، هشت تا عکس و نوشته به اشتراک می گذارد!
او که بارها اعلام کرده است با هر گونه توهینی مخالف است، هنوز هم به مخالفتش ادامه می دهد اما از آنجایی که روحیه خیلی خیلی حساسی دارد، دلش از توهین به اثرش [او هر انتقادی به خود را توهین می داند!] شکسته می شود و به همین دلیل سکوت می کند و از برخورد منطقی و دندان شکن هوادارانش لذت می برد و چند روز بعد که دل حساسش خنک شد، کامنت می گذارد: بچه ها! بسشه! [!] ول کنید این... رو!

زمان شناسی در واکنش به توهین
طبق آمار به طور میانگین روزانه به 1.7 هنرمند در محیط های مجازی حمله همه جانبه صوت می گیرد و به 423.1 هنرمند هم حمله غیرهمه جانبه! ولی خب اینکه کِی به این توهین ها واکنش نشان بدهیم، مهم است. اول اینکه با توجه به اصل «ما با هرگونه توهینی مخالفیم» باید حواس مان باشد طوری واکنش نشان دهیم که همه چیز به نفع ما باشد! مثلا وقتی از کسی خوش مان نمی آید و با ما هم موافق نیست! چرا خودمان را به زحمت بیندازیم؟!
هر واکنشی باید به شهرت ما بیفزاید و به روند حرفه ای ما کمک کند. مثلا وقتی با خواننده ای خاص کار می کنیم که هوادارنش دارند از کسی انتقاد می کنند [به زغم خودشان البته وگرنه موضوع توهین است و بس!] ما نباید واکنش نشان بدهیم.
بدیهی است که فعالیت حرفه ای و رفاقت های ما مهم تر از این توهین هاست که بالاخره در محیط های مجازی پیش می آید و نباید زیاد حساسیت نشان داد! (منبع:ماهنامه تبار)

چرا شبکه‌های اجتماعی شایعه پرورند؟

دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۱:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

بسیاری بر این باورند که شایعات و اخبار نادرست نیز بخشی از زندگی روزمره محسوب می شوند و باید با آنها کنار آمد. به نظر می رسد جوانان بیشتر طرفدار این دیدگاه هستند و تصور می کنند کارکرد سرگرمی و گذران فراغت شایعه سبب می شود اطلاعات نادرست آسیب زننده نباشند اما افراد و گروه هایی که در اثر این شایعات آسیب می بینند، آبرو، اعتبار یا سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهند.
سلامتی آنان در معرض تهدید قرار می گیرد و سازمان ها و موسساتی که برای خنثی کردن آثار و پیامدهای نشر این اخبار، هزینه های مالی و انسانی سنگینی متحمل می شوند به خوبی می دانند اطلاعات گمراه کننده یا دروغ چندان هم بی ضرر نیست به ویژه اگر ابزار انتشار آن شبکه های اجتماعی باشند.
شایعات، اطلاعات یا اخباری هستند که صحت آنها تایید نشده است. به همین دلیل هنگامی که در دسترس مخاطب قرار می گیرند، گیرنده پیام نمی تواند درستی یا نادرستی آنها را تشخیص دهد. عموم مردم در برخورد با چنین پیام هایی کمتر می اندیشند و کمتر خود را برای چک کردن درستی محتوا به دردسر می اندازند. شایعات به آسانی آب خوردن منتشر می شوند چون بازنشر آنها در شبکه های اجتماعی بسیار سریع و گسترده است، ضمن آنکه در فضای مجازی که کنترل مستقیمی بر محتوا وجود ندارد و عملا فرآیند دروازه بانی پیام صورت نمی گیرد، هر کاربر می تواند تولیدکننده محتوا و نشر دهنده آن باشد بی آنکه صلاحیت تولید پیام را داشته باشد.

بدتر آنکه در فرآیند نشر و بازنشر هر شایعه، هر کاربر می تواند در محتوا دخل و تصرف انجام دهد، اطلاعاتی را بردارد یا بیفزاید. بنابراین پیام هر بار که منتقل می شود تغییرات جزیی پیدا می کند و به عبارتی یک کلاغ، چهل کلاغ می شود در نتیجه به مرور زمان ضمن انتشار گسترده، یک شایعه ممکن است بزرگنمایی شود یا کاملا دگرگونی پیدا کند.
برخی افراد از ساختن و نشر اطلاعات جعلی لذت می برند و احساس می کنند قدرت پیدا کرده اند. در برخی موارد حس انتقامجویی از برخی فشارها یا ناملایمات اجتماعی و اقتصادی آنها را وامی دارد تا به نشر شایعه روی بیاورند اما در مورد اخبار سیاسی و حساس، غالبا پروپاگاندای برنامه ریزی شده ای در پس پرده وجود دارد که اهداف مشخصی را دنبال می کند.
جای شگفتی نیست که اینگونه شایعات اغلب مشتریان پروپاقرصی دارد که مشتاقانه آنها را می خوانند، باور می کنند و به اشتراک می گذارند. هیچ کس از محتوای تکراری و کسالت بار خوشش نمی آید. برای همین است که اخباری از این دست که به نظر هیجان انگیز و جذاب می آیند بازار داغی دارند. مشکل از آنجا آغاز می شود که این همه اشتیاق برای باور یک شایعه و بازنشر آن معمولا می تواند هر تلاشی برای اثبات واقعیت را خنثی کند.

هشدار جدی به رسانه های سنتی

پژوهشگران ایتالیایی می گویند چراغ خطر شبکه های اجتماعی روشن شده است. محققان این کشور تلاش کرده اند تا نشان دهند اطلاعات نادرست یا فرضیات توطئه آمیز چرا و چگونه سریع تر از اطلاعات معتبر در رسانه های اجتماعی منتشر می شوند.
در این مطالعه 270 هزار پست پست از 73 صفحه ایتالیایی فیس بوک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج ناامیدکننده است. محققان و خبرنگارانی که می خواهند اطلاعات عینی و واقعی در اختیار مخاطبان خود قرار دهند و به مسئولیت اجتماعی خود برای تنویر افکار عمومی عمل کنند، در برابر اطلاعات نادرست عملا کاری از پیش نمی برند. این مطالعه تاکید می کند قدرت غیرمعقول پست ها در شبکه های اجتماعی با ابزار «لایک» و «بازنشر» بسیار بیشتر از آن است که روش های سنتی ژورنالیستی بتواند با آن مقابله کند.
در بسیاری موارد پلاریزه شدن اخبار و سیاسی شدن موضوعات در جامعه، کار را برای رسانه ها و روزنامه نگاران سخت تر هم می کند چرا که کشف واقعیت و قضاوت عادلانه برای مردم در چنین شرایطی دشوارتر می شود. به همین دلیل در بسیاری موارد رسانه های سنتی بازی را به حریف واگذار می کنند.
محققان کشورهای انگلوساکسون و آلمانی زبان نیز بر این یافته تاکید دارند که رسانه های جریان اصلی و روزنامه نگاران حقیقی در فضای عمومی نقش خود را به عنوان دروازه بان خبری از دست داده اند، بنابراین هر محتوایی امکان می یابد در این فضا جریان پیدا کند.
یکی از مهمترین پیامدهای از بین رفتن دروازه بانی خبر، دوگانگی مخاطبان و سردرگمی آنان برای تشخیص منابع معتبر است. آنان به رسانه ها شک می کنند چرا که تصور می کنند کنترل رسمی روی آنها سبب می شود واقعیت ها را پنهان یا کتمان کنند.پرسانه های خبری اخیرا با پدیده ای جدید روبرو شده اند؛ «نفرت انفجاری»!
رویدادهای عمومی که سبب می شود اتاق های خبر، روزنامه نگاران و رسانه های سنتی، پرخاشگرانه ترین و نفرت بارترین کامنت ها را از مخاطبان خود دریافت کنند و به سانسور و پنهان کردن اطلاعات از جامعه محکوم شوند. در چنین شرایطی، بی اعتمادی مردم به رسانه های سنتی خود قدرت شبکه ها در شایعه پراکنی را صدچندان می کند.
خبرنگاران رسانه های سنتی با مشکل دیگری هم روبرو هستند. اخبار فوری آنها خود گاهی به منشأ شکل گیری شایعات بدل می شود. اگر سرعت، پول رایج عصر اطلاعات باشد اطلاعات سریع اما نادرست بسیار گران تمام می شود. رسانه های مدرن سبب شده اند منابع در دسترس مخاطبان افزایش پیدا کند. ما به اطلاعات بیشتری دست پیدا کرده ایم اما این اطلاعات تلفیقی از خبرهای درست، نیمه درست و دروغ و شایعه است. دسترسی به این بسته خبری سریع اما نامطلوب است چرا که اطلاعات نادرست مانند سرطانی است که به سرعت منتشر می شود.
فشار شبکه های اجتماعی و سرعت انتشار اطلاعاتی که چندان موثق نیستند و بیشتر بر ارزش های خبری منفی متکی هستند روزنامه نگاری عینی را عملا مختل کرده است.
رسانه های سنتی برای آنکه در رقابت با شبکه های اجتماعی جا نمانند سرعت را به دقت و صحت ترجیح می دهند و همین امر به نشر اطلاعات نادرست اما سریع دامن می زند. این چالشی است که نه فقط رسانه های کشور ما بلکه غول های رسانه ای جهان مانند «سی ان ان» یا «ردیت» هم با آن دست به گریبانند و بارها آنها را واداشته تا به دلیل انتشار اخبار نادرست از مخاطبان خود عذرخواهی کنند.

هیجان ها از واقعیت قدرتمندترند

اما چه چیز سبب شده است شایعات شبکه ای چنین قدرت غیرقابل رقابتی پیدا کنند؟ وقتی جامعه در شرایط بحرانی قرار می گیرد افکار عمومی عطش فراوانی برای دریافت اطلاعات و اخبار پیدا می کند. در نبود منابع موثق، اطلاعاتی که به نیاز خبری جامعه پاسخ دهند یا در صورت کندی عملکرد آنها، شبکه های اجتماعی قادرند به سرعت شایعات یا اطلاعات نادرست را منتشر کنند و افکار عمومی را تحت تاثیر خود قرار دهند.
انتشار شایعاتی نظیر کشته شدن افراد سرشناس، آلودگی مواد غذایی، تعطیلی یا ورشکستگی بانک ها یا صنایع مختلف مشتی نمونه خروار است که نشان می دهد به ویژه در شرایط بحرانی، اطلاعات چگونه با هم رقابت می کنند و منتشر می شوند.
در این شرایط دو دسته اطلاعات با یکدیگر در رقابت قرار می گیرند. یک دسته اطلاعاتی هستند که با استفاده از هیجان ها و احساس های مردم روی افکار عمومی تاثیر می گذارند و غالبا منشأ تزریق نگرانی و اضطراب در میان مردم هستند. بازنشر اینگونه اطلاعات در شبکه های اجتماعی به ترس و واکنش های هستریک جامعه دامن می زند چرا که غالبا در گفتگوهای فضای مجازی امکان بزرگنمایی پیدا می کند.
دسته دوم نیز اطلاعاتی هستند که از منابع رسمی نظیر سازمان ها و موسسات دولتی و توسط روابط عمومی ها و رسانه ها منتشر می شوند و سعی دارند با انتشار حقایق و اطلاعات واقعی و صحیح افکار عمومی را آرام یا کنترل کنند. مشکل از آنجا آغاز می شود که واکنش های هیجانی مخاطبان به اخبار منفی، غالبا بر منابع خبری رسمی و مجازی اطلاعات تمتقن غلبه پیدا می کند. به عنوان مثال خطر شیوع یک بیماری، آلودگی مواد غذایی یا گرانی کالاها قابلیت بالقوه بسیاری برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی دارد و دقیقا به دلیل آنکه عواطف و احساسات مخاطبان را تحت تاثیر قرار می دهد با سرعت غیرقابل باوری بازنشر پیدا می کند.
محققانی که به روانشناسی شایعه پرداخته اند معتقدند شایعات زمانی بالا می گیرد که ابهام، خطر یا تهدید بالقوه ای وجود داشته باشد. مطالعاتی که روی انتشار ویروسی شایعات انجام شده نشان می دهد برخی هیجان های خاص منجر به بازنشر بیشتر شایعات در شبکه های اجتماعی می شوند.
برخی از این هیجان ها که سرایت ویروسی دارند عبارتند از: حس کنجکاوی، نیاز به سرگرمی، منفعت طلبی، شگفتی و عدم اطمینان. عدم اطمینان و بی اعتمادی یکی از ویروسی ترین این هیجان هاست که عملا می تواند به بمب ساعتی خطرناکی برای ایجاد ترس و نشر بیشتر اکاذیب در شبکه های اجتماعی تبدیل شود.
هراس بانکی که در تعریف به هجوم سپرده گذاران برای دریافت وجوهی که نزد بانک سپرده گذاری کرده اند، گفته می شود و معمولا در پی عدم اطمینان ناشی از حوادثی نظیر جنگ، شورش یا کودتا در کشور یا سوءمدیریت در یک یا چند بانک رخ می دهد یکی از پدیده هایی است که چندی پیش به دلیل نشر اطلاعات نادرست در شبکه های اجتماعی کشور بحران ساز شد.
به همین ترتیب اخبار دستکاری شده یا شایعات اقتصادی می توانند به طرز ناخوشایندی بازارها را دستخوش بحران کنند و ترس و بی اعتمادی است که منشاء اصلی تمام این بحران ها به شمار می رود. در این شرایط افکار عمومی که دچار ترس و واضطراب شده منتظر پاسخگویی منابع رسمی در تلویزیون یا مطبوعات نمی نشیند بلکه به سرعت تحت تاثیر قرار می گیرد و واکنش نشان می دهد.
کمتر کسی از خاطر برده است که پنیک ناشی از شایعه گرانی دلار و کمبود مواد غذایی چگونه سبب شد انبارهای فروشگاه های زنجیره ای و سوپرمارکت ها در مدت کمتر از چند ساعت خالی شود!
نشر اخباری مانند واردات خرمای داعشی، وجود وایتکس در شیر یا استفاده از گوشت گربه در تولید سوسیس و کالباس نیز از جمله شایعاتی بودند که بیشترین بهره را از ترس و هراس مخاطبان خود بردند.
اینجا دقیقا جایی است که سازمان های دولتی و منابع رسمی خبری دچار چالشی جدی می شوند و از تلاش های خود برای خنثی کردن شایعات کمترین نتیجه را می گیرند چرا که آنها تلاش می کنند با استدلال و ارائه مدارک و مستندات واقعیت ها را منتشر کنند در حالی که به طور همزمان شبکه های اجتماعی با بهره گیری از محتوای کاملا هیجانی و احساسی که ریشه در ترس، اضطراب و احساس ناامنی یا حتی خوشحالی و شادمانی کاذب و مقطعی دارد مشغول نشر سریع اخبار گمراه کننده اند.
به بیان ساده تر می توان گفت در این شرایط واقعیت هایی که از طریق مجاری سنتی اخبار منتشر می شوند، نمی توانند به خوبی از پس مدیریت افکار عمومی بربیایند و شهروندان را با جریان مورد نظر دولت همراه کنند. اینجا جایی است که برای خنثی کردن شایعات مهندسی و طراحی پیام، مدیریت سریع و ضربتی، به کارگیری درست زبان و سرعت پاسخگویی به شایعات حرف اول را می زند. در شرایط بحرانی منابع رسمی باید جلوتر و حتی فراتر از شبکه های اجتماعی بیندیشند و عمل کنند.
پژوهش هایی که تلاش کرده اند قدرت نفوذ کانال های سنتی (مانند شبکه های خبری) را با پیام هایی که در شبکه های اجتماعی منتشر می شود، مقایسه کنند نشان داده اند که تاثیرگذاری رسانه های سنتی تنها اندکی از شبکه های اجتماعی بیشتر است. شاید به این دلیل که عموم مردم به ویژه نوجوانان و جوانان متوجه تمایز بین اخبار و اطلاعات رسمی و موثق و اطلاعات تولید شده توسط کاربران شبکه ها نیستند. آنها در مواجهه با پیام های تایید نشده یا همان شایعات کمتر به منبع اطلاعات توجه می کنند و تحت تاثیر هیجان ها تنها منشاء بازنشر اینگونه پیام ها می شوند.

تاکتیک هایی برای خنثی کردن شایعات
کارشناسان معتقدند پنج رویکرد حرفه ای می تواند با نشر اطلاعات نادرست در شبکه های اجتماعی مقابله کند:
* چارچوب بندی و زبان اولیه بسیار مهم است. تحقیقات نشان می دهد اولین اطلاعاتی که منتشر می شود اهمیت زیادی دارد. طراحی جملاتی که برای انتقال اطلاعات به عموم به کار می رود، بسیار حیاتی و کلیدی است چرا که خود می تواند به جای کنترل شایعه و ترس به آن دامن بزند. وقتی یک منبع رسمی می گوید: هنوز آمار دقیقی از کشته شدگان در دست نیست، شایعه پردازان به راحتی بالاترین آمارها را تخمین می زنند و در شبکه ها منتشر می کنند اما اگر همین خبر در قالب «آمار کشته شدگان را به زودی اعلام می کنیم» عنوان شود، قطعا تاثیر مثبت بیشتری بر افکار عمومی دارد.
* عدم اطمینان جرقه ای برای انفجار است. بی اعتمادی مردم اغلب سبب می شود برای کسب اطلاعات بیشتر به منابع اطلاعاتی خودشان روی بیاورند. هر قدر منابع رسمی و سازمان های مطلع برای نشر اطلاعات صحیح بیشتر دست دست کنند و سیاست حبس اطلاعات در پیش بگیرند، شبکه های اجتماعی برای نشر و بازنشر شایعات قدرت بیشتری پیدا می کنند. این شبکه ها در واقع با شایعه، شکاف اطلاعاتی را پر می کنند که می بایست توسط اخبار موثق پر می شد.
* پایش دقیق و تحلیل به موقع شبکه های اجتماعی برای مقابله با شایعات اقدامی بسیار کلیدی است. بررسی دقیق و لحظه به لحظه آنچه در شبکه های اجتماعی رخ می دهد سبب می شود در صورت انتشار اطلاعات نادرست امکان تکذیب یا اصلاح سریع آن وجود داشته باشد.
تحلیل به موقع محتوای شبکه ها بهترین راه حل دفاعی در برابر شایعات است زیرا نشان می دهد شکاف اطلاعاتی در کجاست و مردم به دنبال چه اطلاعاتی هستند. بنابراین منابع رسمی به سرعت می توانند نیاز اطلاعاتی شهروندان را برطرف و شکاف به وجود آمده را پر کنند. مشکل معمولا از آنجا ناشی می شود که منابع رسمی اغلب قدرت محاوره های عمومی در رسانه های آنلاین و شبکه های اجتماعی را نادیده می گیرند و از تاثیرگذاری آن غافل اند.
* تصاویر و ویدئوها بسیار سریع تر از کلمات و متون نشر پیدا می کنند. منابع رسمی اطلاعات باید بدانند تاثیرگذاری فرمت های مختلف اطلاعات در شرایط مختلف با یکدیگر متفاوت است. گزارش های تصویری غالبا تاثیر بیشرتی بر افکار عمومی می گذارند و سریع تر از اطلاعات مکتوب بازنشر پیدا می کنند.
محتواهایی مانند عکس یا فیلم در شرایط بحرانی و خاص، عملکرد ویژه ای دارند چرا که می توانند به طور مستند شایعات را تکذیب کنند.
* سواد رسانه ای همواره از ملزومات زندگی در دنیای رسانه های مدرن است. مردم، خبرنگاران و دولتمردان می بایست در این زمینه آموزش ببینند. کارشناسان حوزه ارتباطات معتقدند واکنش درست افکار عمومی و رسانه ها در قبال شایعات و موضع گیری صحیح سیاستمداران و دولتمردان در چنین شرایطی، در وهله نخست به میزان آگاهی آنان از کارکرد رسانه های نوین بازمی گردد به ویژه عموم مردم که با کوچکترین خبر نامساعدی دچار اضطراب و آشفتگی می شوند باید بدانند هر محتوایی در فضای جاری معتبر و قابل اعتماد نیست.
آنها باید منابع خبری رسمی و موثق را بشناسند و قدرت تشخیص و تفکیک محتوای دروغ و راست را با مراجعه به این منابع پیدا کنند. سیاستگذاران و خبرنگاران نیز باید تدابیری بیندیشند و منابع و مراجعی ایجاد کنند تا مردم در هنگام مواجهه با پیام های مشکوک و غیرقابل اعتماد به آنها مراجعه کنند و حقیقت را بیابند. گرچه نمی توان با نشر اطلاعات گمراه کننده در فضای مجازی به طور کامل مقابله کرد اما دست کم می توان با آموزش از آسیب های آن بر افکار عمومی کاست.
شاید بتوان شبکه های اجتماعی را به خاطر دروغ پراکنی و شایعه سازی مقصر دانست و سرزنش کرد اما آیا می توان زمینه های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی شکل گیری شایعه و تاثیر متقابل آن بر همین حوزه ها را نیز نادیده انگاشت؟
هر نوع اطلاعات آنلاین در واقع بخشی از یک اکولوژی گسترده تر و پیچیده تر است که عوامل بسیاری در درون آن با هم در ارتباط هستند. به همین دلیل تشخیص و تبیین علل انتشار سریع اطلاعات نادرست و شناسایی منشأ آنها نیز کار آسانی نیست.
علاوه بر این لازم است کارشناسان و صاحبنظران فراتر از رسانه مسئله را مورد بررسی قرار دهند و به زمینه های سیاسی و فرهنگی که شایعه اساسا در آن شکل می گیرد و بازنشر می شود، توجه کنند.
واقعیت این است که برای کشف و درک پیامدهای نشر اطلاعات بدون دروازه بانی و کنترل در شبکه های اجتماعی هنوز در ابتدای راه هستیم. این شبکه ها در آینده نشر اخبار نقش پررنگی ایفا خواهند کرد و بدون شک دنیای خبر و خبررسانی را متحول می کنند اما به نظر می رسد در حال حاضر به جای بهتر کردن این دنیا، مشغول تخریب آن هستند.
شناسایی آسیب های شبکه های اجتماعی و تدوین راهکارهایی برای مقابله با پیامدهای ناخوشایند آنها نیازمند همکاری و همیاری پژوهشگران حوزه های مختلف از جمله ارتباطات، جامعه شناسی، روانشناسی و حتی علوم سیاسی است. قدرت و آسیب های شایعات شبکه ای را نباید دست کم گرفت. (منبع: هفته نامه تجارت فردا)

شبکه‌های اجتماعی بنگاه املاک می‌شوند

دوشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۸ ق.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - ویکتور کوئیرز، 34 ساله که حدود یک‌دهه از زمان تاسیس آژانس املاک او در کالیفرنیا می‌گذرد، این روزها به‌قدری از لحاظ مالی قدرتمند است که هفته گذشته 500 هزار دلار به یک انجمن خیریه کمک کرد. او در پنج سال نخست فعالیت خود یک‌بار اعلام ورشکستگی کرد و پس از آن تصمیم گرفت برای همیشه از عرصه خرید و فروش مسکن خارج شود. ولی همسرش پیشنهاد داد آگهی فروش املاک و زمین‌هایی را که به آنها مراجعه می‌کنند را روی شبکه اجتماعی اسنپ‌چت به‌اشتراک بگذارد تا افراد بیشتری به آنها دسترسی داشته باشند. طولی نکشید که این اتفاق موجب رونق کسب‌وکار آنها شد و سرانجام کوئیرز در کنار همسرش در فاصله سال‌های 2012 تا 2015 میلادی توانست بیش از 50 شعبه از آژانس خود را در شهرهای مختلف آمریکا تاسیس کند و به کمک شبکه‌های اجتماعی به یکی از بزرگ‌ترین بنگاه‌های املاک در این کشور تبدیل شود.

آژانس املاک زنجیره‌ای کوئیرز از جمله مراکزی محسوب می‌شود که بخش اعظم درآمدهای خود را به کمک کانال‌های موجود در شبکه‌های رسانه‌ای از جمله اسنپ‌چت، اینستاگرام و پریسکوپ به‌دست می‌آورد و بیشترین مشتری‌های خود را از طریق پلتفرم‌های رسانه‌ای جذب می‌کند. مدیر این مرکز می‌گوید: «شبکه‌های اجتماعی یک بنگاه املاک بزرگ محسوب می‌شوند که آگهی‌های تبلیغاتی در آنها بیشترین بازده را دارد ... ولی باید به‌درستی بدانید که چطور در این عرصه حضور یابید و با مشتریان خود برخورد کنید».

بنگاه‌های مجازی

بسیاری از آژانس‌های املاک در سراسر جهان سراغ فیس‌بوک می‌روند و در برخی موارد صفحات اختصاصی روی توییتر را در اختیار می‌گیرند. ولی آن‌دسته از آژانس‌هایی که کارشناس امور مجازی را استخدام کرده‌اند، به‌خوبی می‌دانند که حضور در دیگر شبکه‌های اجتماعی از جمله اینستاگرام و اسنپ‌چت می‌تواند خریداران جوان را به سمت آنها بکشاند. از جمله آژانس‌های زنجیره‌ای املاک در آمریکا که توانسته است با مطالعه دقیق در این زمینه به موفقیت‌های فراوان دست پیدا کند می‌توان به Redfin اشاره کرد. این مرکز فناوری‌های موجود در شبکه‌های اجتماعی را به یک مدل کاربردی برای فروش زمین و مسکن تبدیل کرده است و با تمام مشتریان خود از این طریق ارتباط برقرار می‌کند.

این شرکت هم‌اکنون تبلیغات گسترده در اینستاگرام دارد تا تصاویر خانه‌های اجاره‌ای و فروشی را به مشتریان نشان دهد و از این طریق آگهی‌های خود را به‌صورت گسترده‌تر به انتشار برساند. آنجلا نیومن، مدیر این شرکت بزرگ می‌گوید هدف اصلی آنها تبلیغ ابزار موبایلی آژانس Redfin از طریق شبکه‌های اجتماعی است تا بتوانند خود را به همه مردم جهان معرفی کنند.

این شرکت هم‌اکنون کارشناسانی استخدام کرده است تا به‌صورت مستمر فعالیت‌های آن را در فیس‌بوک، اینستاگرام، پینترست و یوتیوب مدیریت کنند. در این فعالیت‌ها نه‌تنها تصاویر مربوط به خانه‌های اجاره‌ای و فروشی منتشر می‌شود، بلکه کاربران می‌توانند بودجه خود را روی صفحه اختصاصی Redfin در شبکه‌های اجتماعی مختلف اعلام کنند تا شرکت بتوانند بهترین گزینه را در کوتاه‌ترین زمان برای آنها انتخاب کند. نیومن بر این باور است که اگر کسی قصد خرید خانه در کشور آمریکا را داشته باشد و به صفحات Redfin در پلتفرم‌های مختلف مراجعه کند، بی‌تردید می‌تواند خانه مورد علاقه خود را در فاصله زمانی یک روز بیابد.

آژانس زنجیره‌ای Redfin دریافته است که باید در هر شبکه اجتماعی رفتار متفاوتی داشت تا از این طریق مشتریان بیشتر جذب شوند. در فیس‌بوک کاربران تمایل دارند آگهی‌های تبلیغاتی را مانند اخبار جدید مطالعه کنند و به همین دلیل مطالب باید به این صورت تنظیم شوند. در پینترست و اینستاگرام کاربران تمایل به تماشای مطالب تصویری دارند و به همین دلیل در این دو شبکه اجتماعی باید تاکید اصلی روی جنبه بصری آگهی‌‌ها باشد. در شبکه اجتماعی یوتیوب هم Redfin یک کانال اختصاصی راه‌اندازی کرده است که در آن نحوه خرید صحیح املاک را آموزش می‌دهد و به‌جز تبلیغات، نشان می‌دهد که چگونه مردم می‌توانند بیشترین استفاده را از منابع مالی خود ببرند.

تجربه حضور آژانس‌های فروش مسکن در شبکه‌های اجتماعی در شرایطی صورت می‌گیرد که صاحبان بیشتر این مراکز در گروه سنی بالاتر از مشتریان خود به سر می‌برند و همین مساله موجب شده آنها به‌خوبی نتوانند نیازهای مشتری را شناسایی کنند. میانگین سن اعضای «انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» (NAR) در کشور آمریکا 57 سال اعلام شده است که این رقم با سن والدین غالب خریداران مسکن در کشور آمریکا برابری می‌کند. مرکز NAR در آخرین گزارش خود اعلام کرد 91 درصد اعضای آن عضو شبکه‌های اجتماعی هستند و تا اندازه‌ای در این زمینه فعالیت می‌کنند. با این وجود هنوز هیچ آمار و اطلاعاتی منتشر نشده که نشان دهد فعالیت اجتماعی این مراکز در دنیای مجازی تا چه اندازه موفق بوده است.

بزرگ‌ترین آژانس اینترنتی

لینکدین که بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی سازمانی و گسترده‌ترین پلتفرم تخصصی مجازی در جهان محسوب می‌شود، از نظر حضور آژانس‌های املاک و بنگاه‌های مسکن توانسته فیس‌بوک و توییتر را پشت ‌سر بگذارد و در این زمینه هم عنوان نخست را از آن خود کند.

دو مرکز تحقیقاتی NAIOP ماساچوست و Solomon McCown مطالعه مشترکی انجام دادند تا وضعیت آژانس‌های املاک در دنیای پلتفرم‌های اجتماعی مشخص شود. این بررسی نشان داد لینکدین بزرگ‌ترین پلتفرم برای حضور کارگزاران مسکن و بنگاه‌های املاک محسوب می‌شود و پس از آن فیس‌بوک با در اختیارگرفتن 20 درصد بازار در رتبه دوم قرار دارد.

کارشناسان در این بررسی متوجه شدند از میان تمام آژانس‌های املاک که فعالیت‌های خود را در شبکه‌های اجتماعی دنبال می‌کنند، 81 درصد از طریق دستگاه‌های موبایلی به صفحه اختصاصی خود سر می‌زنند و بقیه هم رایانه‌های رومیزی را برای این کار در اختیار می‌گیرند. باید توجه داشت که جذب مشتریان جدید انعقاد قرارداد با آنها نیز در بیشتر مواقع از طریق گوشی هوشمند انجام می‌شود و تنها کمتر از هفت درصد صاحبان آژانس املاک ترجیح می‌دهند در شبکه‌های اجتماعی حضور نداشته باشند.

از هر 10 نفر که مدیریت آژانس املاک را بر عهده داشتند، 9 نفر اعلام کردند که شبکه اجتماعی موجب رونق کسب‌وکارشان شده و زندگی تخصصی آنها را تغییر داده است. این بررسی نشان داد که لینکدین با 300 میلیون کاربر در 200 کشور جهان محبوب‌ترین شبکه اجتماعی برای بنگاه‌داران محسوب می‌شود و توانسته به یک عرصه قابل اعتماد برای فروش خانه در دورافتاده‌ترین نقاط تبدیل شود. لینکدین برای آنکه بتواند خدمات خود را با کیفیت قابل قبول در اختیار کاربران جهانی بگذارد، به‌صورت فصلی از مدیران شرکت‌های بزرگی چون یاهو، گوگل، مایکروسافت،‌TiVo، PayPal و Electric Arts کمک می‌گیرد. این شبکه اجتماعی که توسط «جِف وینر» مدیریت می‌شود، امکانات اختصاصی را در زمینه‌های مختلف ارایه می‌دهد و همین مساله موجب شده تا صاحبان آژانس‌های املاک بتوانند به‌خوبی نیازهای خود را در این پلتفرم پاسخ دهند.

لینکدین که خدمات آن به‌صورت عمومی عرضه می‌شود، مدل تجاری خود را به‌گونه‌ای تعریف کرده است که درآمدها به‌واسطه اشتراک کاربران جهانی، فروش آگهی‌های تبلیغاتی و راهکارهای هوشمند سازمانی به‌دست می‌آیند. این سایت در واقع متخصصان جهانی را گرد هم می‌آورد تا کارایی آنها را به حداکثر برساند و احتمال موفقیت پروژه‌های آنها را بیشتر کند. به همین دلیل آن‌دسته از آژانس‌های تبلیغاتی که در لینکدین سرمایه‌گذاری کرده‌اند، بیش از رقبای خود در فیس‌بوک و توییتر توانستند با مشتریان ارتباط برقرار کنند.

بنگاه‌های فناورانه

«انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» در آمریکا بر اساس بررسی جدید خود به این نتیجه رسیده که با وجود بمباران اطلاعاتی در شبکه‌های اجتماعی، مردم به این فضا اطمینان دارند تا بتوانند خانه مورد علاقه خود را از این طریق انتخاب کنند. این مرکز متوجه شده که برای خریداران خانه دشوارترین اتفاق پیدا کردن گزینه‌های مناسب است. آمارها نشان می‌دهد از هر 10 نفری که برای پیدا کردن خانه جدید به‌صورت اینترنتی جست‌وجو می‌کنند چهار نفر با مشکل پیدا کردن گزینه‌های مناسب مواجه هستند و به‌درستی نمی‌دانند که چطور می‌توانند یک خانه ایده‌آل با قیمت مناسب را بیابند. با این وجود گفته شده که بیشتر مردم سعی می‌کنند به کمک آژانس املاک گزینه مناسب را پیدا کنند؛ به نحوی که در سال 2014 میلادی 88 درصد معاملات مربوط به خرید و فروش خانه در آمریکا را آژانس‌های مسکن مدیریت کردند که این رقم در سال 2010 میلادی 83 درصد گزارش شده بود. بررسی‌ها همچنین نشان داد 94 درصد جوانانی که قصد خرید خانه دارند، از سایت‌های اینترنتی و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی برای پیدا کردن گزینه‌های جدید استفاده می‌کنند. جوانان معمولا سراغ آن دسته از آگهی‌های تبلیغاتی در شبکه‌های اجتماعی می‌روند که تصاویر خانه را نشان داده باشد، اطلاعات جامع مربوط به موقعیت خانه را شامل شود و یک تور مجازی برای حضور قسمت‌های مختلف خانه ارایه دهد. به طور میانگین این سه قابلیت در هر آگهی تبلیغاتی که باشد، بین 10 روز تا دو هفته خانه مربوطه را به فروش می‌رساند.

آژانس‌های املاک این روزها دریافته‌اند که برای حضور در بازار رقابتی باید در شبکه‌های اجتماعی فعالیت مستمر داشته باشند و از این طریق با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند. با این اتفاق میزان تمایل فروشندگان خانه به استفاده از فناوری بسیار زیاد شده است؛ به نحوی که بررسی‌ها نشان می‌دهد طی یک سال گذشته 93 درصد بنگاه‌های املاک از طریق پست الکترونیکی با مشتریان در ارتباط بوده‌اند و 85 درصد هم به‌صورت مستمر به مشتریان پیامک زده‌اند.

ولی در میان این فناوری‌ها شبکه‌های اجتماعی بیشترین اهمیت را دارند. «انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» در آخرین گزارش رسمی خود اعلام کرد که از میان همه بنگاه‌های فعال در آمریکا 80 درصد در لینکدین حضور دارند، 71 درصد خدمات فیس‌بوک را به‌کار می‌برند و بقیه هم در توییتر، اینستاگرام، پینترست و اسنپ‌چت آگهی‌های خود را تبلیغ می‌کنند. حدود 81 درصد صاحبان آژانس املاک در آمریکا اعلام کردند از شبکه‌های اجتماعی برای بیشتر دیده‌شدن، قرارگرفتن در معرض عموم و بازاریابی استفاده می‌کنند، 66 درصد این پلتفرم‌ها را برای ایجاد ارتباطات و شبکه‌های جامع به‌کار گرفته‌اند، 59 درصد از آنها برای تبلیغات استفاده می‌کنند و 51 درصد هم شبکه‌های اجتماعی را با هدف افزایش انگیزه میان مشتریان مورد استفاده قرار می‌دهند.

به هر حال باید توجه داشت که صاحبان آژانس‌های املاک به‌صورت مستمر به‌دنبال روش‌هایی می‌گردند تا بتوانند مشتریان را ترغیب به خرید و فروش خانه کنند و تجربه آنها طی چند سال اخیر نشان داده که شبکه‌های اجتماعی بهترین و کاربردی‌ترین ابزار در این زمینه محسوب می‌شوند. البته باید گفت به‌جز آمریکا، پلتفرم‌های اجتماعی در دیگر کشورها هم با هدف خرید و فروش خانه مورد استفاده قرار می‌گیرند.

(منبع:عصرارتباط)

معاون امنیت سازمان فناوری اطلاعات ایران دو حوزه شبکه‌های اجتماعی داخلی و شبکه‌های بانکی را به عنوان اولویت‌های با اهمیت ویژه این معاونت اعلام کرد و گفت: این دو حوزه مرتب رصد می‌شوند و مشکلات امنیتی را به آنها گزارش می‌کنیم.

سیدهادی سجادی اظهار داشت: مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانه‌ای (ماهر) و معاونت امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران به تمامی سیستم‌های مهم کشور توجه دارد و در تمامی ابعاد مرتبط با چرخه حیاتی یک سیستم گزارش امنیتی ارائه می‌کند.

معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران دو حوزه شبکه‌های اجتماعی داخلی و شبکه‌های بانکی را به عنوان برنامه‌های در اولویت این معاونت اعلام کرد و گفت: به دلیل اهمیت ویژه، این دو حوزه به صورت مرتب ارزیابی و رصد می‌شوند و در جهت بهبود مستمر سیستم‌ها گزارش‌ مشکلات امنیتی را طی جلسات داخلی و خصوصی به آنها گزارش می‌کنیم.

وی تاکید کرد: شبکه‌های اجتماعی که یکی از اولویت‌ها محسوب می‌شوند، حجم وسیعی از کاربران را درگیر کردند و دائم نیز در حال رشد هستند.

سجادی با اشاره به فعالیت پژوهشی مشترک میان معاونت امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران و بخش راه‌کارهای اطلاعاتی هوشمند دانشگاه صنعتی شریف، گفت: در راستای ایجاد فضای مجازی امن در شبکه‌های اجتماعی داخلی طی کار مشترکی الزامات امنیتی مورد نیاز شبکه‌های اجتماعی تهیه شد و این الزامات برای اجرا به دارندگان شبکه‌های اجتماعی داخلی ابلاغ می‌شود که تلاش می‌کنیم آنها را برای رعایت این الزامات توجیه کنیم.

به گزارش فارس معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران با اشاره به نتایج این همکاری مشترک، توضیح داد: طی تحقیقی سطح امنیت اطلاعات کاربران در 10 شبکه اجتماعی برتر داخلی بررسی شد و نتیجه این بود که سطح امنیت در بسیاری از شبکه‌های اجتماعی داخلی پایین است و این شبکه‌ها از نظر حفظ امنیت کاربران دارای نقص‌های متعددی هستند.

وی با ذکر مواردی از نتایج این پژوهش بدون اعلام نام شبکه‌ها، گفت: برای مثال در آخرین رویداد اطلاعات 2 میلیون کاربر یکی از شبکه‌های اجتماعی پربازدید داخلی (که با مخاطرات زیادی مواجه بود و دارای سطح امنیت پایین گزارش شده بود) هک شد و اطلاعات حساب کاربری و کلمه عبور این کاربران در اینترنت منتشر شد.

سجادی ادامه داد: همچنین مشخص شد که برخی شبکه‌های اجتماعی داخلی اقدام به فروش اطلاعات کاربران خود می‌کنند که در باره این موضوع در صورت داشتن شاکی می‌تواند اعلام جرم شود.

معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران خاطر نشان کرد: این مخاطرات به دلیل نوعی سهل‌انگاری و عدم آگاهی از طرف صاحبان شبکه و مردم وجود دارد که با برنامه جدی سازمان فناوری اطلاعات، به صورت مرتب اطلاعات مفیدی را برای امن‌سازی به صاحبان این شبکه‌ها گزارش می‌دهیم و به زودی شاهد ارتقاء جدی سطح امنیت در شبکه‌های اجتماعی داخلی خواهیم بود.

پاکسازی فضای مجازی به دست مردم

شنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۴، ۰۹:۱۲ ق.ظ | ۰ نظر

علی شمیرانی - اقناع کردن، صادق بودن و دادن اطلاعات کافی به مردم همیشه در پیشبرد و اصلاح امور در همه جای دنیا کارساز بوده است. ایرانی‌ها نیز از این قاعده مستثنا نبوده و هر گاه مقام یا مسوولی اظهاراتی از جنس صداقت داشته باشد، به سرعت با پذیرش و درک از سوی مردم مواجه می‌شوند.

سخنگوی سازمان ثبت‌احوال کشور گفت: سازمان ثبت احوال بحث شناسایی در فضای مجازی را در دستور کار قرار داده است و با توجه به اینکه براساس آمارها 280 میلیون نفر از شبکه‌های اجتماعی در سراسر دنیا استفاده می‌کنند و قشر عظیمی از مردم ایران نیز در این شبکه‌ها حضور دارند، مأموریت جدی این سازمان اعلام و احراز هویت در فضای مجازی است.

وی خاطرنشان کرد: شماره ملی برای تمام آحاد جامعه ضروری و واجب است و بدون این شماره نمی‌تواند خدمات مختلف دریافت کند. در حال حاضر جمعیتی حدود 5 میلیون نفر که 15 سال و بالاتر سن دارند تا به امروز هیچ نوع کارت شناسایی دریافت نکرده‌اند که 3 میلیون نفر از آن‌ها بیش از 18 سال سن دارند.

طریقت ادامه داد: این افراد از اول مهر تا اول دی ماه مهلت دارند نسبت به دریافت کارت ملی هوشمند همراه با تسهیلات اقدام کنند و در غیراین‌صورت برابر قانون و تصمیمات اتخاذشده با آن‌ها برخورد خواهد شد.

وی درباره فراوانی نام اظهار داشت: 10 نام اول برای پسران در 6 ماهه نخست امسال به ترتیب، امیرعلی، محمد، علی، ابوالفضل، محمدطاها، امیرحسین، حسین، امیرعباس، امیرمحمد و محمدمهدی بوده است.

وی درباره 8 نام فراوان برای دختران نیز اظهار داشت: فاطمه، زهرا، نازنین‌زهرا، یسنا، زینب، ریحانه، فاطمه‌زهرا و باران 8 نام نخست در 6 ماهه امسال برای فرزندان دختر ایرانی بوده است.

طریقت درباره ارائه کارت هوشمند ملی اظهار داشت: در طول برنامه پنجم باید کارت‌های هوشمند ملی جایگزین کارت‌های فعلی می‌شد که به‌دلیل مشکلات مختلف در حوزه تجهیزات و بدنه کار و اعتبارات این مهم محقق نشد.

وی افزود: اعتبارات کارت‌های هوشمند ملی از محل درآمد و هزینه است که برای هر کارت 17 هزار و 200 تومان براساس مصوبه هیأت دولت اخذ می‌شود که پس از حدود 2 ماه این کارت‌ها تحویل داده خواهد شد که بابت این تأخیر طولانی از مردم عذرخواهی می‌کنیم.

به گزارش فارس سخنگوی سازمان ثبت‌احوال کشور گفت: سومین ماشین صدور کارت‌های هوشمند ملی نیز نصب شده است تا با ارتقای ظرفیت، تحویل کارت‌های هوشمند ملی زودتر انجام شود.

وی خاطرنشان کرد: کارت‌های ملی فعلی تا 7 سال اعتبار دارد که تعدادی از آن‌ها اعتبارشان به اتمام رسیده، لذا تا زمانی که عدم اعتبار کارت‌های ملی را سازمان اعلام نکند، این کارت‌های ملی اعتبار دارد.

طریقت بیان داشت: در حال حاضر کارت هوشمند ملی تنها به افرادی داده می‌شود که کارت اولی هستند و تاکنون هیچ کارتی دریافت نکرده‌اند که تعداد آن‌ها نیز حدود 3 میلیون نفر است.

وی خاطرنشان کرد: علی‌رغم وعده‌های داده‌شده قادر نیستیم تا پایان امسال 20 میلیون کارت هوشمند ملی توزیع کنیم.

طریقت افزود: تاکنون حدود 3 میلیون و 200 هزار نفر کارت هوشمند ملی را دریافت کرده‌اند.

وی یادآور شد: افرادی که تاکنون شناسنامه دریافت نکرده‌اند در کشور نداریم و می‌توان گفت هر ایرانی یک شناسنامه دارد.

سخنگوی سازمان ثبت‌احوال کشور درباره تغییر نام اظهار داشت: 12 هزار نام و 32 هزار نام خانوادگی در 6 ماهه امسال تغییر یافته است که در سال گذشته 22 هزار نام و 65 هزار نام خانوادگی تغییر یافته بود.

وی درباره ارائه شناسنامه مکانیزه نیز اظهار داشت:‌9.5 میلیون شناسنامه مکانیزه تاکنون صادر و در اختیار شهروندان قرار گرفته است.