آمارهای ایسپا نشان میدهد که ۸۲.۲ درصد ایرانیان دستکم از یکی از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و اینستاگرام بیشترین کاربران را به خود اختصاص داده است.
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران |
شبکههای اجتماعی محلی برای تبلیغ کالاها یا فروش و ارائه خدمات تبدیل شدهاند که بلاگرها برنده آن هستند و پولهای هنگفتی را از این طریق به جیب میزنند.
استفاده از موبایل طی 3 دهه اخیر انقلابی را در زندگی مردم ایجاد کرده است بهطوری که موبایل اکنون دیگر صرفا یک تلفن همراه نیست بلکه استفاده از این دستگاه با کاربردهای فراوان با زندگی تک تک افراد جامعه عجین شده است؛ دستگاهی که تاثیرات بسیار عمیقی بر جامعه و فرهنگ تمام کشورها از جمله ایران بر جا گذاشته است. این تکنولوژی که به نوعی بر فرهنگ انسان و جوامع مختلف تاثیر مستقیم دارد، به افراد این امکان را میدهد تا در هر زمان و مکانی بتوانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و یا به اطلاعات مورد نیاز خود دسترسی داشته باشند و به تفریح و سرگرمی بپردازند. امروز استفاده از تلفنهای همراه به قدری گسترش یافته است که شرکتهای مختلف ناچارند روزبهروز به تکنولوژیهای این دستگاه بیفزایند تا کاربران رضایت کافی را داشته باشند. در موبایلهای هوشمند، افراد میتوانند به راحتی به اینترنت متصل شوند، شبکههای گسترده اجتماعی را ببینند و به هرگونه اخبار، اطلاعات علمی، موسیقی، فیلم و منابع دیگر دسترسی پیدا کنند.
حال که روز به روز بر تعداد شبکههای اجتماعی اضافه میشود، استفاده غیرضرور، نادرست یا کنترلنشده از آن میتواند تبعات نامطلوب و چه بسا مشکلآفرینی را در پی داشته باشد، زیرا به دلیل جذابیت اغلب شبکههای اجتماعی که گردانندگان آن به دنبال افزایش تعداد مخاطب و بعضا کاسبی از این طریق هستند، نهتنها باعث تضییع وقت میشود بلکه امکان دارد تماشای چنین شبکههایی و اثرات آن با محتوایی که دارند بر زندگی شخص و خانواده تاثیر منفی بر جا گذارد. به طور مثال بلاگرها این روزها در حال رقابت با هم هستند و با انتشار عکس، فیلم یا برنامههای بیمحتوا به صورت زنده به اصطلاح گرفتن لایو با مردم ارتباط قوی میگیرند. محتوای چنین برنامههایی اغلب بیمفهوم بوده و از الفاظ رکیک یا تصاویر نامتعارفی استفاده میشود؛ پدیدهای که بیتردید بر جامعه مخاطب بویژه جوانان و نوجوانان تاثیر منفی میگذارد. علاوه بر این شبکههای اجتماعی محلی برای تبلیغ کالاها یا فروش و ارائه خدمات تبدیل شدهاند که بلاگرها برنده آن هستند و پولهای هنگفتی را از این طریق به جیب میزنند.
دکتر مجید ابهری، رفتارشناس اجتماعی در گفتوگو با «وطن امروز» گفت: دام بلاگرها برای مخاطبان پهن است، چرا که آنها افکار و نکاتی را به جامعه تحمیل میکنند که آسیبهای گستردهای را در پی دارد. وی با بیان اینکه فضای مجازی به همراه خود سبک نوینی از روابط اجتماعی و خانواده را وارد جامعه کرده است، افزود: هجوم بدون نظارت و کنترل فضای مجازی بلاگرها جامعه بر مسیری حرکت میکند که دیگر والدین و آموزشوپرورش و نمادهای رفتاری تاثیری در اصلاح رفتارهای فرزندان ندارد. این رفتارشناس در ادامه افزود: وبلاگران و بلاگران به عنوان مروجان رفتارها در جامعه به جایی رسیدهاند که هر گونه حرکت و اشاره آنها تاثیر فوری و با دوام روی مخاطبان بویژه نوجوانان را در پی دارد. متاسفانه نفوذ بلاگرها در جوانان و نوجوانان تا اندازهای است که درآمد کلانی برای آنها به دلیل جذب مخاطب است و همین درآمدها موجب شده است تا گوی رقابت را در بلاگری از هم بربایند. ابهری افزود: در دنیای مد لباس، آرایش و پیرایش، بلاگرها تجسم انتقال رفتارهای مختلف شده و خانوادهها و مربیان نگران تاثیرات عمیق این رفتارها از سوی آنها بر روی جامعه بویژه افزاد کمسن و سال هستند. نمونه آن انواع بازیهای رایانهای که منجر به برد و باختهای سنگین میشود، چرا که از کنترل خارج شدهاند.
وی اضافه کرد: گسترش این نوع فعالیتها تنها و تنها به دلیل عدم نظارت و کنترل نهادهای متولی است.
وی افزود: به نظر میرسد باید رفتارشناسان، روانشناسان و مربیان تربیتی به سرعت و با دستان پر و اندیشههای پرتر وارد میدان شوند و اجازه ندهند سرمایههای ملی به این شکل به تاراج برود.
سالهاست زندگی خانوادههای ایرانی دستخوش آموزش بلاگرها شده است؛ آموزشهایی که در ورای رونق اقتصادی برای بلاگرها تغییراتی را در سبک زندگی خانوار شهری و روستایی ایران ایجاد کرده است. به عبارتی فضای مجازی پنجرههای جدیدی را به روی خانوادههای ایرانی باز کرده است، پنجرهای که به نوعی تصاویر متعددی را مقابل دیدگان اعضای خانواده به تصویر میکشد، هر چند کارشناسان برای استفاده از فضای مجازی به خانوادهها توصیههایی ارائه میکنند و محدودیتهایی را در نظر میگیرند اما مادران به عنوان رکن اصلی ترسیمکننده سبک زندگی و به عنوان یکی از مخاطبان اصلی فضای مجازی بویژه اینستاگرام، گاهی در قالب این محدودیتها نمیگنجند و بدون توجه به عوارض تغییر سبک زندگی بر اساس آموزههای اینستاگرام، تغییرات زیادی را در خانه و خانواده ایجاد میکنند.
تغییراتی که تنها به سبک تهیه غذا و سرو آن محدود نمیشود، بلکه شامل خریدهای جدید لوازم خانه تا خرید مواد غذایی با برندهایی معرفیشده توسط بلاگرها، خرید لباس کودک و سایر اقلام میشود؛ موضوعی که در برخی موارد مسیری سخت، گران و بیمحتوا را به خانواده تحمیل میکند.
طبق گزارشهای رسانهها روند استفاده ایرانیان از فضای مجازی نشان میدهد 33.5 درصد درصد زن، 33.1 درصد مرد از واتس اپ؛ 50.7 درصد زن و 50.6 درصد مرد از اینستاگرام؛ 41.4 درصد زن و 37.1 درصد مرد از تلگرام، 11.6 درصد زن و 7.8 درصد مرد از بله، 34.1 درصد زن و 24 درصد مرد از ایتا؛ 30.3 درصد زن و 26.9 درصد مرد از روبیکا استفاده میکنند.
دکتر منصوره حجاری، پژوهشگر خانواده و رسانه در این باره و درباره این موضوع که بلاگرها چگونه زندگی را برای خانوادهها بازنمایی میکنند، اظهار داشت: در حال حاضر با رشد صفحات متعدد بلاگرهای خانواده در پلتفرمهای تصویر محور ایرانی و خارجی روبهرو هستیم؛ هم در اینستاگرام و هم در روبیکا صفحههای متعددی را میبینیم که بلاگرها در آنها در حال بازنمایی زندگی خانوادگی خودشان هستند و دنبالکنندگان نیز به تدریج رشد چشمگیری داشتهاند، حتی اکنون صفحاتی داریم که دنبالکنندگان میلیونی دارند.
وی در پاسخ به این پرسش که چطور بلاگرهای خانواده، سبک زندگی را بازتعریف میکنند، گفت: این موضوع در 2 محور ساختارهای ارتباطی خانواده و فرآیندهای ارتباطی خانواده توصیف میشود؛ ساختارهای ارتباطی بر اساس مدلهای نظری به 3 محور تغییرات در مرزهای خانواده، تغییرات در نقشهای خانوادگی و تغییرات در قوانین خانواده تقسیم میشود.
حجاری ادامه داد: فرآیندهای ارتباطی هم شامل تغییرات در بازتعریف آغاز رابطه، ازدواج و تغییراتی که در مرحله نگهداری رابطه و صمیمیت وجود دارد، تعریف میشود.
وی با بیان اینکه در بازتعریف مرزها میتوانیم به بازتعریف مرزهای حریم خصوصی خانواده اشاره کنیم، به ایرنا گفت: در صفحات خانوادگی ما با مرزهای بسطیافته نمایش خانواده مواجه هستیم؛ مرزهای حوزه خصوصی خانه کمرنگ و مبهم شده و در تصاویر مشاهده میکنیم بلاگرها تصاویری از خصوصیترین حوزههای خانه را به نمایش میگذارند؛ تصاویر اتاق خواب، تصاویری از اتاق کودک، تصاویری از آشپزخانه، تصاویری از پذیرایی و سالن و همه اجزای خانه در معرض دید کاربران و دنبالکنندگان قرار میگیرد.
آمارهای ایسپا نشان میدهد که ۸۲.۲ درصد ایرانیان دستکم از یکی از پیامرسانها و شبکههای اجتماعی استفاده میکنند و اینستاگرام بیشترین کاربران را به خود اختصاص داده است.
طبق قانون جدیدی که فرماندار ایالت کالیفرنیا آمریکا امضا کرده است، فراهم کردن محتوای اعتیادآور برای کودکان بدون رضایت والدین شان از سال ۲۰۲۷ میلادی ممنوع می شود.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از آسوشیتدپرس، پیش از کالیفرنیا، ایالت نیویورک نیز قانونی را تصویب کرد که به والدین اجازه می دهد دسترسی نوجوانان به پست هایی که الگوریتم شبکه اجتماعی توصیه می کند را مسدود کنند.
همچنین ایالت یوتا آمریکا در سال های اخیر قوانینی با هدف محدودسازی دسترسی کودکان به شبکه های اجتماعی را تصویب کرد اما آنها در دادگاه با چالش هایی روبرو شدند.
گوین نیوسام فرماندار کالیفرنیا در بیانیه ای نوشت: والدین می دانند اعتیاد به شبکه های ا جتماعی چه آسیبی به کودکانشان می رساند؛ آنها را از ارتباطات انسانی دور می کند، اضطراب و استرس همراه دارد و ساعت های طولانی صرف وقت گذرانی در این پلتفرم ها می شود. کالیفرنیا با کمک لایحه جدید از کودکان و نوجوانان در مقابل ویژگی هایی محافظت می کند که به طور خاص برای ایجاد این عادت های مخرب طراحی شده اند.
طبق این قانون، پلتفرم ها نباید بدون اجازه والدین بین ۱۲ شب تا ۶ صبح و همچنین بین ۸ صبح تا ۳ بعد از ظهر روزهای هفته در بازه می تا سپتامبر که کودکان معمولا در مدرسه هستند، نوتیفیکیشنی برای کودکان ارسال کنند.
براساس قانون مذکور محتوا زمانی اعتیاد آور به حساب می آید که محتوایی که چند کاربر تولید کرده یا به اشتراک گذاشته اند به طور همزمان یا متوالی براساس اطلاعات کاربران برای آنها توصیه، گزینش یا اولویت داده شود.
قانون جدید در حالی در کالیفرنیا وضع شده که این ایالت مامن بزرگترین شرکت های فناوری جهان است. در سال های اخیر قوانین پیشنهادی مشابه به تصویب نرسیدند اما فرماندار کالیفرنیا برای نخستین بار در آمریکا در سال ۲۰۲۲ میلادی قانونی را امضا کرد که به پلتفرم های آنلاین اجازه نمی دهد اطلاعات خصوصی کاربران را به شیوه ای که به سلامت کودکان آزار برساند، جمع آوری کنند.
دنیای اقتصاد : مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در نشست خبری گزارش وضعیت تجارت الکترونیک در سال ۱۴۰۲ را ارائه کرد. طبق این گزارش ارزش و تعداد معاملات این حوزه در سال گذشته بهترتیب معادل ۷۴ و ۳۱ درصد رشد داشته است. در حالیکه این گزارش بیانگر انجام ۳۱۸۸ هزار میلیارد تومان معامله در تجارت الکترونیک است، اما در آن به سهم پیامرسانهای داخلی و خارجی از این میزان معامله اشاره نشده است. این در حالی است که گزارش اخیر دیتاک نشاندهنده گردش مالی ۷۰هزار میلیاردی بازار خردهفروشی (فروشگاههای فعال درشبکههای اجتماعی) است.
نشست خبری رونمایی از گزارش تجارت الکترونیک در سال 1402 با حضور مهدی فرحی، قائممقام وزیر صمت و امین کلاهدوزان، رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در نیمه هفته جاری برگزار شد. در ابتدای این نشست، جزئیات گزارش تجارت الکترونیک در سال 1402 ارائه شد که طبق آن، ارزش معاملات این حوزه در سال گذشته با رشد ۷۴ درصدی به رقم ۳۱۸۸ هزار میلیارد تومان رسیده است. مرکز توسعه تجارت الکترونیکی پیشبینی میکند که ارزش این معاملات در پایان سال ۱۴۰۳ به ۶ هزار همت برسد. ارزش معاملات حوزه تجارت الکترونیکی در سال گذشته معادل ۵۱ میلیارد دلار است که بهاعتقاد کلاهدوزان چندان کمتر از ارزش معاملات این حوزه در کشورهای همسایه نیست. او با بیان این مطلب در ادامه توضیح داد که در صورت تسهیل و بهبود فرآیندها و امور تجارت الکترونیکی در یک تا دو سال آینده ارزش معاملات این حوزه در ایران به میزان ارزش این معاملات در ترکیه نزدیک میشود و چهبسا بتواند از آن عبور کند.
این رشد در تعداد معاملات نیز اتفاق افتاده و تعداد معاملات تجارت الکترونیکی در سال ۱۴۰۲ با رشد ۳۱ درصدی به 9.3میلیارد فقره رسیده است. همچنین برآوردهای این گزارش که براساس اعداد ثبتشده در سیستم شاپرک بانک مرکزی انجام گرفته است، نشان میدهد متوسط مبلغ هر تراکنش تجارت الکترونیکی در سال گذشته با 33 درصد رشد ۸۱۵ هزار تومان بوده است. رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در پاسخ به انتقاد رسانهها از سهم تورم در رشد مبلغ معاملات در این حوزه مطرح میکند که اگر این رشد فقط در ارزش تراکنشها رخ داده بود، میتوان سهم تورم را چشمگیر دانست، اما رشد مبلغ معاملات در کنار افزایش تعداد آنها محقق شده است. او همچنین معتقد است که تجارت الکترونیکی ۲۵ درصد معاملات خردهفروشی را به خود اختصاص داده است.
در بخش دیگری از این گزارش، ارزش و تعداد معاملات الکترونیکی دولت نیز اعلام شده که طبق آن، دولت در سال گذشته معادل 438 هزار فقره معامله الکترونیکی به ارزش 1119 هزار میلیارد تومان انجام داده و تعداد و ارزش این معاملات بهترتیب 4 و 71 درصد رشد داشته است. البته رشد تعداد و ارزش معاملات الکترونیکی دولت در سال گذشته نسبت به سال 1401 ناچیز است، زیرا رشد این دو شاخص در سال 1401 به ترتیب معادل 22 و 116 درصد بوده است.
در ادامه این گزارش، سهم رسانههای مکمل در معرفی، ارائه و تبلیغ محصول در کنار بهکارگیری وبسایت اعلام شده است. براساس یافتههای این گزارش، کسبوکارهای فعال در حوزه تجارت الکترونیکی برای معرفی، ارائه و تبلیغ خود درکنار وبسایتشان از رسانههای دیگری مانند شبکههای اجتماعی و پیامرسانها به عنوان رسانههای مکمل استفاده میکنند. در میان انواع رسانههای مکمل که کسبوکارها از آن استفاده میکنند، سهم شبکههای اجتماعی ۴۳درصد، تلفن (مرکز پشتیبانی تماس) ۲۵درصد، پیامرسانها ۲۲درصد و اپلیکیشنهای موبایلی ۱۰درصد بوده است.
برخلاف گزارشهای قبلی مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، در گزارش این مرکز از وضعیت تجارت الکترونیک در سال گذشته آماری از سهم هریک از شبکههای اجتماعی و پیامرسانهایی که کسبوکارها از آنها استفاده کردند، ارائه نشده است. امین کلاهدوزان درباره اینکه چه تعداد از فروشگاهها روی شبکههای اجتماعی داخلی و چه تعداد در شبکههای اجتماعی خارجی فعالیت میکنند، توضیح داد: «برداشت کلی ما این است که بیشتر آنها روی شبکههای اجتماعی خارجی فعالیت میکنند، اما ما در گزارش خود از آنها نپرسیدهایم که روی کدام شبکه اجتماعی فعالیت میکنید. این وظیفه وزارت ارتباطات است تا میزان مصرف و استقبال مردم به شبکههای اجتماعی را برآورد کند.»
در این گزارش، آمار صدور و تعداد اینمادهای فعال نیز شاخصی دیگر برای ارزیابی تجارت الکترونیک بوده است. بر این اساس، تعداد کل واحدهای تجارت الکترونیکی دارای اینماد فعال ۲۰۷ هزار و ۳۱۷ واحد بوده است که حدود ۳۷ هزار مورد از آنها اینماد خاکستری و بقیه اینماد ستارهدار داشتهاند. همچنین تعداد کل اینمادهای فعال در سال ۱۴۰۲ در مقایسه با ۱۴۰۱ حدود ۴۷ درصد رشد کرده و تعداد اینمادهای صادرشده در سال گذشته نیز ۱۱۳ درصد بیشتر از سال قبل از آن بوده است.
با توجه به اینکه مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در سال گذشته بهمنظور تمرکززدایی، افزایش کیفیت خدمات و حمایت از نقشآفرینی بخش غیردولتی فراخوانی منتشر کرد تا از میان متقاضیان تعدادی از شرکتهای توانمند، نوآور و دارای صلاحیت را به عنوان «کارگزاری صدور اینماد» انتخاب کند. کلاهدوزان، رئیس این مرکز در پاسخ به سوال «دنیای اقتصاد» درباره آخرین وضعیت کارگزاری صدور اینماد توضیح داد: «کارگزاری صدور اینماد یکی از برنامههای جدی مرکز توسعه تجارت الکترونیکی است و فرآیندهای مرتبط با آن از سال گذشته شروع شده است. در حال حاضر بخشی از اینمادهای خاکستری توسط پرداختیارها صادر میشود.» او در ادامه افزود: هدف ما این است تا مردم برای صدور اینماد به مرکز توسعه تجارت الکترونیکی مراجعه نکنند و درخواست خود را از طریق کارگزاریهای مربوطه پیگیری کنند، اما درعینحال آماری از میزان صدور اینماد توسط کارگزاری صدور اینماد ارائه نکرد.
بخش دیگری از دادههای گزارش مرکز توسعه تجارت الکترونیکی درباره واحدهای تجارت الکترونیکی فعال در کشور نشان میدهد سهم تهران از تعداد این واحدها که در سال ۱۴۰۱ حدود ۵۱درصد بوده، در سال گذشته به ۴۶درصد رسیده است. این کاهش بهمعنای افزایش تعداد واحدهای تجارت الکترونیک در شهرستانهاست که نشان میدهد توزیع این واحدها در سراسر کشور اندکاندک در حال رسیدن به تعادل است. پس از تهران، استان اصفهان از نظر تعداد واحدهای تجارت الکترونیکی سهم 5.7 درصدی، خراسان رضوی سهم 8.6 درصدی و فارس سهم 9.4 درصدی دارند. به گفته رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، یکی از نکات مثبت درباره واحدهای تجارت الکترونیکی استانها این است که در سال ۱۴۰۲ استانهایی رشد زیاد در این حوزه را تجربه کردهاند که در سالهای قبل کمترین تعداد واحدهای تجارت الکترونیکی در کشور را داشتهاند.
در ادامه، حوزه فعالیت واحدهای تجارت الکترونیکی دارای اینماد نیز بررسی شده است که بیشترین زمینه فعالیت در بین واحدهای تجارت الکترونیکی به حوزه فروش کالا مربوط میشود. ۶۲ درصد از این واحدها در زمینه فروش کالا فعالیت میکنند، ۱۱ درصد از واحدهای تجارت الکترونیکی خدمات فناوری اطلاعات، ارتباطات و اطلاعرسانی را ارائه میکنند، ۱۰ درصد ارائهدهنده خدمات آموزشی، فرهنگی و هنری هستند و ۴ درصد هم در حوزه خدمات پشتیبانی و توسعه کسبوکار فعالیت میکنند. همچنین در این گزارش اطلاعاتی از گروه سنی، جنسیت و نوع شخصیت
حقیقی/حقوقی صاحبان کسبوکار نیز آمده که طبق آن، در میان صاحبان کسبوکارها، سهم مردان ۸۱ درصد و سهم زنان ۱۹ درصد است. در میان گروههای مختلف سنی نیز ۴۲ درصد از صاحبان واحدهای تجارت الکترونیکی در بازه سنی ۳۰ تا ۴۰ سال و ۱۸ درصد در گروه سنی ۲۰ تا ۳۰ سال قرار دارند. با این تفاسیر، ۶۰ درصد از صاحبان کسبوکارهای این حوزه را جوانان تشکیل میدهند.
علاوه بر این، با توجه به اینکه تامین مالی و در اصل تزریق پول به کسبوکارهای حوزه تجارت الکترونیک عنصر اصلی تداوم حیات آنهاست، گزارش مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در این خصوص بیانگر آن است که ۸۷ درصد از این تامین مالی به صورت شخصی، ۴ درصد ازطریق شتابدهندهها و صندوقهای خطرپذیر سرمایهگذاری، ۲ درصد بهشیوه دولتی، ۲ درصد با جمعسپاری مالی و 5 درصد با سایر روشها انجام میشود. این آمار نشان میدهد که سرمایهگذاری در این کسبوکارها ضعف اساسی دارد و بار اصلی تامین مالی برای آنها بر دوش صاحبان کسبوکار است. کلاهدوزان در این خصوص ضمن اینکه کمبودن میزان سرمایهگذاری یا تامین مالی در روشهایی جز روش تامین مالی شخصی را ضعف محسوب میکند، برای جبران این مشکل پیشنهاد میکند که با سیاستگذاری و برنامهریزیهای مناسب نقش صندوقهای سرمایهگذاری و شتابدهنده پررنگتر شود؛ چراکه این سهم در سال گذشته درمقایسه با سال ۱۴۰۱ نهتنها بیشتر نشده، بلکه ۲ درصد کمتر هم شده است.
او در پایان صحبتهای خود توسعه بازارهای جدید، استفاده از ظرفیتهای قانونی برای رگولیشن، کاهش تصدیگری، حرکت به سمت حکمرانی مشارکتی، خودتنظیمگری و مشارکت با بخش خصوصی را برنامههای مرکز توسعه تجارت الکترونیکی در سال جاری اعلام میکند. او در این خصوص توضیح میدهد: «در راستای توسعه بازارهای جدید، خرید و فروش طلا و خودرو در پلتفرمها نهایی شده است.
در خصوص استفاده از ظرفیتهای قانونی برای رگولیشن نیز سندباکس وزارت صمت در سال گذشته فعال شد. در حال حاضر، چهار طرح وارد این سندباکس شده و یکی از آنها تایید شده است.» کلاهدوزان در پاسخ به سوال «دنیای اقتصاد» درباره جزئیات طرحهای سندباکس وزارت صمت مطرح کرد: «خرید و فروش طلا و فروش اشتراکی املاک حوزههای فعالیت چهار طرح واردشده به سندباکس هستند که طرح اول تحت عنوان انبار هوشمند، نهایی و از این سندباکس خارج شده است.» رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی همچنین از برنامهریزی این مرکز برای راهاندازی صندوق سرمایهگذاری خطرپذیر مخصوص حوزه تجارت الکترونیک خبر داد.
با بررسی گزارش ارائه شده از رئیس مرکز توسعه تجارت الکترونیکی درباره وضعیت تجارت الکترونیک در سال 1402 به نظر میرسد این گزارش در مقایسه با سالهای قبل تفاوتهای معناداری دارد. عدم ارائه سهم پیامرسانهای داخلی در تجارت الکترونیک و سهم تعدادی و مبلغی معاملات این حوزه از طریق پایانههای فروشگاهی و درگاه پرداخت الکترونیکی از جمله این تفاوتهاست. البته مرکز توسعه تجارت الکترونیکی تا زمان نگارش این گزارش، هنوز جزئیات گزارش وضعیت تجارت الکترونیک در سال گذشته را در سایت خود منتشر نکرده است که باید دید در روزهای آتی اطلاعاتی درباره این دو شاخص منتشر خواهد کرد یا خیر. کلاهدوزان در این خصوص توضیح میدهد: «واقعیت این است که شبکههای اجتماعی و پیامرسانها چندین کارکرد در بازار تجارت الکترونیکی کشور دارند و بررسیهای ما نشان میدهد این پلتفرمها بیشتر در حکم ابزار تبلیغاتی برای بازیگران اصلی این حوزه کاربرد دارند. در واقع فروشندگان اینترنتی از شبکههای اجتماعی برای تبلیغات و برگزاری کمپینهای آنلاین خود و همچنین تعاملات با مشتری استفاده میکنند. بررسیها نشان میدهد عددی که در این بازار رد و بدل میشود با عدد ۳۱۸۸ همتی فاصله معناداری دارد و نمیتوان گفت بازار سوشال کامرس در ایران نقش بسزایی در رشد تجارت الکترونیکی دارد.»
این در حالی است که گزارش اخیر دیتاک بیانگر فعالیت حدود چهار میلیون فروشگاه در بستر اینستاگرام و تلگرام است. طبق این گزارش، از میان 46 میلیون کاربر ایرانی که در اینستاگرام ثبتنام کردهاند، 31 میلیون کاربر فعال هستند. همچنین از میان 60 میلیون کاربر ایرانی که در تلگرام ثبتنام کردهاند، 24میلیون کاربر فعال هستند. علاوه بر این، از میان کسبوکارهای فعال شکل گرفته در اینستاگرام، بیشترین سهم با 33 درصد به مد و پوشاک اختصاص دارد. پس از آن زیبایی و سلامت با 25 درصد در جایگاه دوم، خوراکیها با 12 درصد در جایگاه سوم، لوازم خانه و آشپزخانه با 11 درصد در جایگاه چهارم، لوازمتحریر و آموزش با هشت درصد در جایگاه پنجم، کالای دیجیتال با هفت درصد در جایگاه ششم و ساعت و جواهرآلات با چهار درصد در جایگاه هفتم قرار دارند.
در بخش دیگری از این گزارش، به گردش مالی سال 1402 ایرانیان در شبکههای اجتماعی نیز اشاره شده که مبلغی بالغ بر 130هزار میلیارد تومان (دو میلیارد دلار) است. از این مبلغ بیش از 70هزار میلیارد تومان سهم بازار خردهفروشی (فروشگاههای فعال در شبکههای اجتماعی)، 40 هزار میلیارد تومان سهم زیرساخت و اینترنت(اپراتورها) و 20هزار میلیارد تومان سهم سرویس مکمل زنجیره فروش (تبلیغات و لجستیک) بوده است. با استناد به آمار گزارش دیتاک به نظر میرسد که فیلترینگ در مقبولیت اینستاگرام و تلگرام تاثیرمنفی چندانی نداشته است و همچنان این شبکههای اجتماعی نزد مردم و شرکتها بیشترین استفاده را دارند.
با این اوصاف، سوالی که در این خصوص مطرح میشود آن است که آیا با عدم ارائه سهم شبکههای اجتماعی در گزارش مرکز توسعه تجارت الکترونیک، این مرکز قصد سانسور یا حذف این اطلاعات را دارد یا در روزهای آتی جزئیات این شاخص بهصورت عمومی منتشر خواهد شد؟
اخبار جعلی مضر است زیرا میتواند باعث ایجاد سوء تفاهم و سردرگمی در مورد مسائل مهم شود. انتشار اطلاعات نادرست میتواند درگیریهای اجتماعی را تشدید و به بحث و جدل دامن بزند.
اخبار جعلی اطلاعات ساختگی هستند که عمدتاً از رسانههای خبری واقعی تقلید و برای تغییر درک خوانندگان از رویدادها، حقایق، اخبار و اظهارات طراحی شدهاند.
اطلاعات نادرست در رسانههای اجتماعی فریبنده است و میتواند به سرعت منتشر شود. اخبار جعلی جدید نیست، اما سرعت انتشار آن اتفاقی نسبتا جدید است. بسیاری از مردم در اینترنت به سختی اخبار واقعی را از اخبار جعلی تشخیص میدهند و این باعث سردرگمی میشود.
رسانههای اجتماعی در حال تبدیل شدن به روشی رایج برای دریافت اخبار و اطلاعات هستند. اما با این حال، نمیتوان به همه اطلاعات این شبکهها اعتماد کرد. اطلاعات نادرست با هدف فریب باعث بیاعتمادی میشوند.
طعمه کلیک: این مورد از عناوین، تصاویر یا توضیحات رسانههای اجتماعی اغراق آمیز، مشکوک یا گمراه کننده برای ایجاد ترافیک وب استفاده میکند. این داستانها عمدا برای جذب خوانندگان ساخته شدهاند.
نرم افزارهای ویرایش عکس مدرن، تولید تصاویر جعلی واقعگرایانه را آسان کردهاند. در این شرایط به دنبال سایهها یا لبههای ناهموار در عکس باشید. جستجوی عکس معکوس گوگل روش دیگری برای بررسی تصویر است تا ببینید از کجا منشا گرفته است و آیا تغییر یافته است یا خیر
تبلیغات: این دسته نیز اطلاعات، شایعات یا ایدههایی را برای آسیب رساندن به یک نهاد، کشور، گروهی از افراد یا فردی منتشر میکند و معمولاً برای منافع سیاسی هستند.
اخبار مغرضانه: این مورد خوانندگان را جذب میکند تا تعصبات و باورهای خود را تأیید کنند.
طنز: این دسته باعث ایجاد اخبار جعلی برای تقلید و سرگرمی میشود.
سرفصلهای گمراه کننده: این داستانها ممکن است کاملاً نادرست نباشند، اما با عناوین گمراهکننده و تکههای کوچک نمایش داده شده در فیدهای خبری تحریف شدهاند.
اشتراک گذاری مداوم ولایک محتوا در رسانههای اجتماعی آسان است و هر بار که کاربر آن را با شبکه اجتماعی خود به اشتراک میگذارد، تعداد افرادی که این محتوا را میبینند افزایش مییابد.
الگوریتم رسانههای اجتماعی و موتورهای جستجو نیز توصیههای شخصیشدهای را بر اساس اولویتهای گذشته و سابقه جستجو در اختیار خوانندگان قرار میدهند. این بیشتر به افرادی که اخبار جعلی را میبینند کمک میکند.
سیستمهای هوش مصنوعی همچنین میتوانند اطلاعات نادرست را ترویج کنند. هوش مصنوعی میتواند مطالب جعلی واقعگرایانه را بر اساس مخاطب هدف ایجاد کند. همچنین میتواند از رباتها برای جعل هویت کاربران انسانی و انتشار اطلاعات نادرست استفاده کند.
هکرها نیز میتوانند داستانهایی را در رسانههای خبری واقعی قرار دهند، به گونهای که به نظر میرسد از منابع قابل اعتماد هستند.
ترولها نیز میتوانند در نظرات مقالات معتبر ظاهر شود. ترولها عمدا پست میگذارند تا باعث ناراحتی و مشاجره با خوانندگان دیگر شوند. گاهی اوقات به دلایل سیاسی دستمزد دریافت میکنند که میتواند در انتشار اخبار جعلی نقش داشته باشد.
اولین قدم برای مبارزه با انتشار اطلاعات نادرست در رسانه های اجتماعی، شناسایی اخبار جعلی است. بهتر است قبل از اشتراک گذاری با دیگران، دوباره آن را بررسی کنید.
سایر سایتها و رسانههای خبری معتبر را جستجو کنید تا ببینید آیا این خبر را گزارش میکنند یا خیر. همچنین منابع معتبر ذکر شده در محتوا را بررسی کنید.
اگر این خبر از منبع ناشناس است، کمی تحقیق کنید. آدرس وب صفحه را بررسی کنید و به دنبال دامنههایی به غیر از.com بگردید، مانند "infonet." یا ".offer." و هرگونه اشتباه املایی را در آدرس URL بررسی کنید. در صورت شک، به صفحه اصلی بروید و همان اطلاعات را بررسی کنید.
سیستمهای هوش مصنوعی همچنین میتوانند اطلاعات نادرست را ترویج کنند. هوش مصنوعی میتواند مطالب جعلی واقعگرایانه را بر اساس مخاطب هدف ایجاد کند. همچنین میتواند از رباتها برای جعل هویت کاربران انسانی و انتشار اطلاعات نادرست استفاده کند
نام نویسنده را جستجو کنید. اعتبار، تعداد فالوورهای آنها و مدت زمان فعال بودن حساب را بررسی کنید. سایر پستها را بررسی کنید تا مشخص شود آیا آنها رفتارهای رباتی، مانند پست کردن در تمام اوقات روز و از نقاط مختلف جهان، دارند یا خیر. ویژگیهایی مانند نام کاربری با اعداد و پیوندهای مشکوک را در اطلاعات نویسنده بررسی کنید. اگر خبر از حسابهای دیگر بازنشر شده و دارای محتوای سیاسی بسیار شدید باشد، احتمالاً با یک حساب ربات جعلی روبرو هستید.
علاوه بر مشاهده اطلاعات و اعتبار نویسنده، عکس پروفایل او را بررسی کنید. عکس نمایه را در جستجوی معکوس Google سرچ کنید. مطمئن شوید که تصویر یک تصویر تقلبی یا یک فرد مشهور نیست. اگر تصویر اصلی به نظر نمیرسد، پس احتمالاً مقاله نیز قابل اعتماد نیست.
به این فکر کنید که آیا داستان غیرواقعی به نظر میرسد یا واقعی؟ یک داستان معتبر دارای حقایق زیادی است که با نقل قولهای کارشناسان، آمار رسمی و دادههای نظرسنجی منتقل شده است. همچنین میتواند گزارش شاهدان عینی نیز داشته باشد. اگر حقایق دقیق یا ثابتی فراتر از عنوان وجود ندارد، اطلاعات را زیر سوال ببرید. به دنبال شواهدی باشید که نشان دهد واقعه واقعاً اتفاق افتاده است. مطمئن شوید که از حقایق صرفاً برای حمایت از یک دیدگاه خاص استفاده نمیشود.
اجازه ندهید که باورهای شخصی قضاوت را پنهان کند. سوگیریها میتوانند بر نحوه پاسخ افراد به مقاله تأثیر بگذارند. رسانههای اجتماعی داستانهایی را پیشنهاد میکنند که با علایق، نظرات و عادات افراد مطابقت دارند. پس اجازه ندهید احساسات بر دیدگاهها در مورد خبر تأثیر بگذارد. به یک خبر، انتقادی و منطقی نگاه کنید.
وبسایتهای طنز داستان را به طنز یا شوخی تبدیل میکنند. وب سایت را بررسی کنید تا ببینید آیا آنها به طور مداوم داستانهای خنده دار ارسال میکنند و آیا آنها به طنز معروف هستند یا خیر.
به بالای محتوا برای «محتوای حمایت شده» یا نام مشابه نگاه کنید. این داستانها اغلب عکسهای جذابی دارند و به نظر میرسد به اخبار دیگر پیوند دارند. صفحه را بررسی کنید و به دنبال برچسبهایی مانند "حامی مالی" یا "تبلیغات" باشید. این مقالهها خوانندگان را طعمه خرید چیزی میکنند، خواه مشروع باشند یا فریبنده. برخی از این سایتها ممکن است کاربران را برای نصب بدافزار به سایتهای مخرب ببرند. بدافزار میتواند دادهها را از دستگاهها بدزدد، باعث خرابی سختافزار شود، یا یک کامپیوتر یا شبکه سیستم را از کار بیاندازد.
سایتهای حقیقتسنجی همچنین میتوانند به تشخیص موثق یا جعلی بودن خبر کمک کنند. این سایتها با استفاده از بررسیکنندههای واقعیت مستقل، با بررسی منابع رسانهای معتبر، صحت اطلاعات را بررسی و تحقیق میکنند. آنها اغلب بخشی از خبرگزاریهای بزرگتر هستند که حقایق و اظهارات نادرست را شناسایی میکنند.
نرم افزارهای ویرایش عکس مدرن، تولید تصاویر جعلی واقعگرایانه را آسان کردهاند. در این شرایط به دنبال سایهها یا لبههای ناهموار در عکس باشید. جستجوی عکس معکوس گوگل روش دیگری برای بررسی تصویر است تا ببینید از کجا منشا گرفته است و آیا تغییر یافته است یا خیر.
شبکه های اجتماعی با افزایش خطر ابتلا به افسردگی مرتبط هستند.
به گزارش ایسنا، جدیدترین مطالعه انجام شده در مورد ارتباط بین استفاده از رسانه های اجتماعی و خطر ابتلا به افسردگی حاکی از ارتباط این دو است.
محققان آمریکایی اظهار داشتند: رابطه بین استفاده از رسانه های اجتماعی و سلامت روان از موضوعاتی است که همواره مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. از یک سو، رسانه های اجتماعی شرایطی را فراهم می سازد تا افراد با یک جامعه بزرگتر ارتباط برقرار کنند و اطلاعاتی را در مورد موضوعات مورد علاقه خود بدست آورند. از سوی دیگر، حتی پیش از اینکه اطلاعات نادرست گسترده در مورد این پلتفرم ها شناسایی شود، این احساس وجود داشت که ممکن است جوانان تحت تاثیر پیامدهای منفی آن قرار گیرند.
در این مطالعه جدید استفاده از رسانه های اجتماعی و شروع علائم افسردگی در میان حدود ۵۴۰۰ فرد بزرگسال مورد بررسی قرار گرفت. در آغاز مطالعه در هیچ یک از این افراد علائمی از افسردگی مشاهده نشد.
اما در بررسی های متعدد انجام گرفته طی ۱۲ ماه، وضعیت علائم افسردگی در برخی از شرکت کنندگان بدتر شده است. این خطر با استفاده از سه شبکه اجتماعی فیسبوک، اسنپ چت و تیک تاک تشدید یافته است.
هرچند یکی از محققان آمریکایی در پاسخ به این سوال که آیا رسانه های اجتماعی واقعاً باعث افسردگی می شوند؟ گفت: این سوال مانند طرح معمای مرغ و تخم مرغ است که معلوم نیست اول مرغ بوده یا تخم مرغ و بین این دو مولفه نیز نمی توان مشخص کرد، کدامیک از دیگری تاثیر می گیرد.
به گزارش ایسنا به نقل از مدیکال اکسپرس، محققان تاکید کردند: در توضیح نتایج بدست آمده در این مطالعه می توان گفت افرادی که در معرض خطر افسردگی هستند، حتی اگر در حال حاضر افسرده نباشند، بیشتر از رسانههای اجتماعی استفاده میکنند. مورد دیگر این است که رسانه های اجتماعی در واقع به افزایش این خطر کمک می کنند.
بی شک پدیدهای که ما در عصر حاضر، «رسانه اجتماعی» مینامیم، فرزندان عصری هستند، که اینترنت در آن از طریق سادهترین راهها، امکان ارتباط افراد با یکدیگر را فراهم کرده است. با ورود جهان به قرن 21 و آغاز روند ظهور بسترهای تازه چون فیسبوک و توییتر، مفهوم قادر کردن مردم به ارتباط با یکدیگر به صورت آنلاین، توسعه یافت و طیف وسیعی از روشها برای تحقق این ایده، ابداع شد. این امر مقدمهای بر ظهور تهدیدی بزرگ برای دموکراسی غربی شد.
به گزارش روابط عمومی پژوهشگاه فضای مجازی، این پژوهشگاه در راستای عمل به وظایف سازمانی خود اقدام به انتشار تحقیقاتی در جهت بررسی فرصتها و تهدیدهای فضای مجازی به منظور آگاهیبخشی در سطح متولیان تصمیمگیر و سطح جامعه کرده است. در همین راستا و در تحقیقی با عنوان «نقش رسانه های اجتماعی در برابر دموکراسی»، به تشریح و کارکرد شبکههای اجتماعی در مقاطع زمانی خاص پرداخته شده است.
در بخشی از این تحقیق آمده است: هرچند رسانههای اجتماعی در حال حاضر، دیگر تازگی روزهای ابتدایی ندارند و حتی دیگر راهی سرگرمکننده برای استفاده از اینترنت به شمار نمیروند اما بر اساس برآوردهای صورت گرفته، در سال 2020، بیش از 3.8 میلیارد نفر در سراسر جهان، از رسانههای اجتماعی استفاده کردند و این بسترهای برخط، به نحوی چشمگیر، شروع به تاثیرگذاری بر زندگی ما کردهاند. این تحول به حدی دور از ذهن بوده است که 15 سال پیش، عده بسیار کمی از کارشناسان میتوانستند چنین شرایطی را پیشبینی کنند. مردم در بستر شبکههایی چون فیسبوک و توییتر، تنها به ارتباط و تعامل بسنده نمیکنند. امروزه ما طیف گستردهای از فعالیتها، مانند پیگیری اخبار، بحث در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی، سازماندهی و مشارکت در فعالیتهای مدنی و ... را از از طریق رسانههای اجتماعی انجام میدهیم. از سوی دیگر، برخی شخصیتهای معروف و «اینفلوئنسر» نیز در بطن شبکههای اجتماعی معنا مییابند. این افراد پتانسیل بسیار بالایی در اقناع و تاثیرگذاری بر دنبالکنندگان خود دارد.
نیروهای حاضر در بازی
در سالهای اخیر، قدرت حیرت انگیزی در دل پلتفرمهای یاد شده رشد کرده است. این قدرت عظیم، اقتدار سنتی دولت-ملتهای مدرن را به چالش کشیده و همین امر سبب مواجه شدن دولتها با 2 مشکل اساسی و تهدید بالقوه شده است.
اقتضای منافع، میتواند شبکههای اجتماعی محبوب و شاخص جهان را به سمت انتشار پنهانی اخبار جعلی، اطلاعات غلط یا چرخش تبلیغاتی هدفمند و متناسب با اهداف تعیین شده آنها سوق دهد. این قدرت، به مدیران ارشد رسانههای اجتماعی، امکان تغییر در افکار عمومی و حتی نتایج رویدادهای بزرگ مانند انتخابات را نیز میدهد.
شرکتهای فناوری متولی این پلتفرمها در محدوده قلمرو رسانه قدرت زیادی برای تاثیرگذاری بر شبکه خود دارند. به عبارت دیگر، آنها میتوانند آنچه کاربران با یکدیگر به اشتراک میگذارند را دستکاری، محدود یا کنترل کنند.
برای درک چگونگی بهره گیری گروههای بیگانه خارجی از دستکاری و ایجاد اختلال در فرایند عادی فعالیت رسانههای اجتماعی، به منظور تحقق اهداف، باید راههای انتشار اطلاعات در این پلتفرمها را بفهمیم. در این میان، اگرچه بررسی جزییات دقیق نحوه کار الگوریتمها، مکانیزمهای حاکم بر توییتر و میزان ضریب نفوذ مطالب میتواند مفید باشد، اما مهمترین هدف تمایز میان 2 روش معمول انتشار اطلاعات است.
همرسانی ارگانیک و غیرارگانیک
به عقیده کارشناسان، میتوان تعاملات موجود بر بستر رسانههای اجتماعی را به 2 دسته کلی تقسیم کرد. دسته نخست، روابطی هستند که در آن، کاربران، به صورت کاملا طبیعی درباره علایق خود بحث کرده، اطلاعات خود را با دوستانشان در میان میگذارند و همه رفتارها بدون انگیزههای پنهان در جریان هستند. جریان داده ها در چنین فضایی، که با انگیزه، واکنش و نیات واقعی کاربران حاضر در پلتفرم همراه است، تعاملات ارگانیک نامیده میشود که همواره به شکلی طبیعی در همه انواع تعاملات انسانی وجود دارد.
انتشار اطلاعات به صورت غیرارگانیک، در نقطه مقابل رویکرد یاد شده قرار دارد. این شکل از تعامل زمانی آغاز میشود که شخص، جریان یا سازمانی با برنامه ریزی قبلی و در راستای تحقق هدفی خاص، کنترل بخشی از سازوکار انتشار اطلاعات در بستر یک رسانه اجتماعی را به دست گیرد. این نوع از انتشار دادهها، لزوما بد یا مخرب نیست. گاهی اوقات، پویشهای هدفمند، در پی دستکاری رسانههای اجتماعی و انتشار گسترده اطلاعات مدنظر هستند. هنگامی که رسانههای اجتماعی از طریق همرسانی غیرارگانیک و در جهت شکلدهی به افکار عمومی مورد استفاده قرار گیرند، مشکل بزرگ به وجود میآید.
میزان رشد و قدرت درونی شبکههای اجتماعی، بر فعالیت و تولید محتوای بیشتر از سوی کاربران بستگی دارد. همین امر، عزم پلتفرمهای یاد شده برای مبارزه با تولید محتوا به صورت غیرارگانیک و مخرب را کاهش میدهد. در این میان، اساسیترین راهکارهای بالقوه، مستلزم تغییرات گسترده در سیاستهای کلی و بنیادین شرکتهای فناوری متولی رسانههای اجتماعی است.
آسیبهای همرسانی غیرارگانیک برای دموکراسی
بر اساس ادعاهای مطرح شده، در سالهای اخیر، مصادیق بیشماری از اجرای پویشهای همرسانی غیرارگانیک مخرب در جهان دیده شده است که آسیبهای بیشماری را در پی داشتهاند. مقامات غربی مدعی هستند که انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در سال 2016 و میان دورهای کنگره این کشور سال 2018 و خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، از مهمترین نمونههای همرسانی غیرارگانیک مخرب در کشورهای غربی بزرگ، به شمار میرود.
اشتراکگذاری غیرارگانیک اطلاعات، معضل بزرگی است که حدودا یک دهه از ظهور آن به شکل نوین و در بستر رسانههای اجتماعی میگذرد. این روند در طول 5 سال اخیر رشد فزاینده و چشمگیری داشته است. به عنوان مثال، رسوایی کمبریج آنالیتیکا نشان میدهد که چگونه میتوان از تبلیغات هدفمند برای برای دستکاری و ایجاد تغییر در رای افراد، استفاده کرد. در پرونده یاد شده، اطلاعات شخصی افراد توسط فیسبوک، جمعآوری، تجزیه و تحلیل میشد و نتایج آن جهت استفاده در تبلیغات سیاسی، موجود در رسانههای اجتماعی، در اختیار کمبریج آنالیتیکا، قرار میگرفت.
علاوه بر این، مقامات آمریکایی نیز در سالهای اخیر بارها، مسئله تاثیر روسیه بر روند دموکراتیک امور سیاسی غرب را مطرح ساختهاند. چنین تهدیداتی در جهان آینده به حدی حائز اهمیت هستند که مقامات رسمی ایالات متحده، بارها مدعی شدهاند که چندین کشور خارجی، از جمله روسیه، چین و ایران با جنگ اطلاعاتی و انتشار اخبار جعلی بر روی رسانههای اجتماعی در پی اثرگذاری بر دموکراسی غرب هستند.
این در حالی است که با وجود ادعاهای فراوان، هنوز کسی نمیتواند ماهیت، حجم و میزان اثرگذاری این قبیل دخالتهای سیاسی را تایید یا ارزیابی کند.
استفاده از حسابهای کاربری غیرواقعی که با هدف فریب ساخته شدهاند، نمونه دیگری از فعالیت غیرارگانیک رسانه اجتماعی محسوب میشود که بر انتشار و ارتقای پستهای تبلیغاتی مبتنی نیست. در این شیوه، کاربران غیرواقعی و مخرب، میتوانند بارها از آدرسهای ایمیل یکبار مصرف یا اطلاعات تماس جعلی استفاده کنند. این حسابهای کاربری در صورت فعالیت به عنوان یک گروه سازمان یافته، وسیلهای مناسب برای دستکاری و ایجاد اخلال در الگوریتم طبیعی رسانههای اجتماعی محسوب میشوند. به عبارت دیگر، این دست اقدامات در بستر پلتفرمهای اجتماعی، میتواند سبب محبوبیت بیشتر برخی دیدگاههای سیاسی یا افراد خاص شود.
رسانههای اجتماعی چه میتوانند بکنند؟
میزان رشد و قدرت درونی شبکههای اجتماعی، بر فعالیت و تولید محتوای بیشتر از سوی کاربران بستگی دارد.همین امر، عزم پلتفرمهای یاد شده برای مبارزه با تولید محتوا به صورت غیرارگانیک و مخرب را کاهش میدهد. در این میان، اساسیترین راهکارهای بالقوه، مستلزم تغییرات گسترده در سیاستهای کلی و بنیادین شرکتهای فناوری متولی رسانههای اجتماعی است.
به عقیده کارشناسان، راه حل ایدهآل مبارزه با گروههای عملیاتی جنگ اطلاعات در فضای مجازی، این است که همه حسابهای کاربری جعلی توسط پلتفرمهای موجود، مسدود و کاربران واقعی دارای عملکرد غیرعادی، شناسایی و معلق شوند. با این وجود، شناسایی و تشخیص یک «ترول حرفهای» با توان پوششی بالا، تقریبا غیر ممکن است و از سوی دیگر نیز، سختگیری بیش از حد در مورد عملکرد اکانتها، میتوانند سبب اشتباه پلتفرم و محدودیت عده زیادی از کاربران واقعی شود.
در مورد نحوه فعالیت رسانههای اجتماعی نیز یک مسئله وجود دارد. افراد به طور کلی از تعامل با محتوایی که با آن موافق هستند و احساس خوبی در آنها ایجاد می کند لذت میبرند و از آنچه به نظرشان ناپسند آید، اجتناب می کنند. این به طور طبیعی کاربران را در «اتاقهای اکو» آنلاین قرار میدهد. بنابراین، تعامل بیشتر کاربران با افراد همسو و موافق با خود، حتی بدون تأثیر تبلیغات هدفمند نیز به طور طبیعی اتفاق میافتد. این عارضه کاملا طبیعی که حباب اطلاعاتی نیز نام دارد، تنها نوک آشکار شده کوه یخ تهدیدات رسانههای اجتماعی برای دموکراسی به شمار میرود.
طبیعت تهدیدکننده رسانههای اجتماعی
همرسانی غیرارگانیک داده، پلتفرم رسانههای اجتماعی را به ابزاری طبیعی برای تهدید دموکراسی بدل کرده است. این در حالی است که رسانههای اجتماعی نیز از سوی دیگر، مستقیم و آگاهانه از طریق مختلف با سیاست در تعامل هستند. رسانههای اجتماعی، بخشی عمده از چیزی که امروز «غولهای فناوری» نامیده میشوند، هستند. بر اساس برآوردهای صورت گرفته، به نظر میرسد که قدرت نفوذ و لابی بخش فناوری روز به روز در حال رشد و افزایش بوده و هر شرکتی برای منافع خود در تلاش و کشمکش است. تأثیر شرکتهای فعال در بخش فناوری بر سیاست، به ویژه در ایالات متحده، برخی از سیاستمداران را به واکنش وادار کرده است. بسیاری از چهرههای سیاسی سرشناس، تلاش خود را برای مقاومت در برابر لابی شرکتهای فناوری، آغاز کردهاند.
از سوی دیگر، اتحادیه اروپا نیز در نظر دارد تا قدرت شرکتهای بزرگ فناوری را محدود کند. کشورهای اروپایی قصد دارند مسئولیت رسانههای اجتماعی در قبال محتوای منتشر شده بر بسترشان را افزایش دهند.
اکثر رسانههای اجتماعی، مدعی هستند که در صورت اعطای آزادی از سوی دولتها به آنها، میتوانند بهترین عملکرد ممکن را در زمینه مبارزه با انتشار دادههای غلط داشته باشند و بهترین تجربیات ممکن از تعاملات اجتماعی را برای کاربران خود فراهم سازند. مدیران شرکتهای بزرگ فناوری، مدام بر خودتنظیمی و لزوم پرهیز دولتها از دخالت در امر تنظیم عملکرد رسانههای اجتماعی تاکید دارند.
اما، به واسطه اهمیت بسیار بالای محتوای تولیدی از سوی کاربران و برجسته بودن نقش این مولفه در مدل کسب و کار رسانههای اجتماعی، موضوع خودتنظیمی، نسبت به سایر صنایع، در رسانههای اجتماعی، شرایطی متفاوت و چالش برانگیز مییابد.
تنظیم سریع و موثر عملکرد و فعالیت همه کاربران به صورت برخط و بدون هدر رفت زمان، غیرممکن است. گرچه یک پلتفرم اجتماعی میتواند مجموعه قوانین و سیاستهایی را برای کنترل رفتار کاربرانش اعلام کند، اما اعمال این قوانین و بررسی میزان پایبندی افراد به مقررات یاد شده، باید بر گزارشات مردمی مبتنی بوده و امری زمانبر محسوب میشود.
دومین چالش بزرگ پیش روی رسانههای اجتماعی نوظهور، این است که فرایند خودتنظیمی، ذاتا برای مدل کسب و کار و تجارت این شرکتها مضر و مخرب است. بیشتر این پلتفرمها، عمده در آمد خود را از راه تبلیغات کسب می کنند. بیشک فرایندی مانند شناسایی و حذف اطلاعات غلط، اخبار جعلی و تبلیغات هدفمند مخرب، انتشار تبلیغات را محدود میسازد و در نتیجه درآمد شرکت را کاهش میدهد.
بنابراین اگر مراقب نباشیم ، شبکههای اجتماعی میتوانند به نماینده و تصمیمگیرندهای جدید در این بستر، تبدیل شوند. تصمیمگیری در مورد امور مختلف در آیندهای نزدیک، بدون توجه و اهمیت به ارگانیک یا غیرارگانیک بودن، به بلندترین صدا در رسانههای اجتماعی سپرده خواهد شد.
نکته قابل توجه این است که شبکههای اجتماعی توانایی تبدیل شدن به ابزار قدرتمند دموکراتیزهسازی هر جامعهای را دارند. پلتفرمهای یاد شده به مردم اجازه میدهد که با قدرت بیشتر متحد و همصدا شوند و همین امر، مصادره جریانهای موجود در بستر رسانههای اجتماعی و دستکاری اطلاعات از سوی گروههایی خاص را میسر می کند. بنابراین، شمشیر دو لبه رسانههای اجتماعی از یک سو میتوانند جهان را برای همیشه تغییر داده و به مکانی بهتر بدل سازند، یا از سوی دیگر، با در نظر گرفتن منافع محدود گروههایی خاص، اقدام به دستکاری و کنترل افکار عمومی نمایند.
در نهایت میتوان نتیجه گرفت که اگر توانایی غیر قابل وصف بشر برای فروپاشی و نابودی چیزهای خوب مورد استفاده برای تحقق اهداف خوب وجود نداشت، رسانههای اجتماعی به نیرویی قدرتمند برای اشاعه ارزشهای مردمسالارانه بدل میشدند. اما در حال حاضر، قدرت و گستره فعالیت این پلتفرمها به حدی است که خود تهدیدی اساسی برای دولتهای بزرگ جهان تبدیل شدهاند.
نسخه کامل این پژوهش در سایت پژوهشگاه فضای مجازی به آدرس http://csri.majazi.ir/index.php جهت بهره برداری متقاضیان و پژوهشگران در دسترس است.
مقامات روسیه به اتهام حذف نشدن پست های تشویق کودکان به شرکت در تظاهرات از گوگل، فیس بوک، توئیتر، تلگرام و تیک تاک شکایت کرده اند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، مقامات روسیه از ۵ شبکه اجتماعی به اتهام عدم حذف پستهایی شکایت کرده است که کودکان را تشویق به شرکت در تظاهرات غیرقانونی میکنند.
خبرگزاری اینترفاکس روسیه با اشاره به سندی در دادگاه مسکو این خبر را منتشر کرده است.
توئیتر، گوگل و فیس بوک هرکدام به طور جداگانه با سه شکایت روبرو هستند. به ازای هر تخلف ممکن است جریمه ای تا سقف ۴ میلیون روبل (حدود ۵۴ هزار دلار) برای هر شرکت تعیین شود. شکایاتی علیه تیک تاک و تلگرام نیز مطرح شده است.
شکایات مذکور پس از آن ثبت شدهاند که ماه گذشته تظاهرات گستردهای در این کشور برگزار شد.
گوگل از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است. فیس بوک، توئیتر، تیک تاک و تلگرام نیز هنوز به درخواست اظهار نظر پاسخی ندادهاند. دادرسی شکایات علیه گوگل، فیس بوک و توئیتر در ۲ آوریل برگزار میشود.
فیس بوک قوانین روسیه را نقض کرده است
از سوی دیگر خبرگزاری تاس در گزارشی جداگانه به گله مقامات روسیه از فیس بوک اشاره کرده است. روسیه فیس بوک را متهم کرده با مسدود سازی محتوای انتشار یافته توسط برخی از رسانهها، حقوق شهروندی را نقض کرده است.
در همین راستا راسکامنادزور (نهاد نظارت بر ارتباطات این کشور) تهدید کرد فیس بوک با جریمه ای حداقل یک میلیون روبلی (۱۳ هزار و ۴۳۳ دلار) روبرو خواهد شد. همچنین نهاد مذکور از شبکه اجتماعی خواسته تا دسترسی به محتوای مذکور را بازیابی کند. طبق ادعای راسکامنادزور، فیس بوک پستهایی مربوط به دستگیری حامیان یکی از گروههای راستگرای افراطی اکراینی را مسدود کرده است.
وایچسلاو ولودین سخنگوی پارلمان روسیه در این باره گفت: این رفتار غیرقابل قبول و خلاف قوانین ملی ما است.
ولودین در بیانیهای اعلام کرد فیس بوک حقوق اساسی مربوط انتشار و دریافت اطلاعات را نقض کرده است. در همین راستا قوانینی برای حفظ «حاکمیت دیجیتال» روسیه ارائه میشود.
طی ماههای اخیر روسیه نیز مانند کشورهای دیگر از جمله هند و استرالیا، گامهایی برای قانونمند کردن قدرت شبکههای اجتماعی اتخاذ کرده است.
در ماه دسامبر، لایحههایی در روسیه تصویب شدهاند که بر اساس آنها پلتفرمهای اجتماعی که محتوای ممنوع را حذف نکنند با جریمه روبرو خواهند شد. همچنین اگر تشخیص داده شود شبکههای اجتماعی آمریکایی رفتار تبعیض آمیزی با رسانههای روسیه دارند، دسترسی به آنها محدود خواهد شد.
وزیر فناوری هند با اشاره مستقیم به توئیتر، فیس بوک، لینکدین و واتس اپ هشدار داد شبکه های اجتماعی برای فعالیت در هند باید از قوانین این کشور اطاعت کنند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رویترز، راوی شانکار پراساد وزیر فناوری هند به شبکههای اجتماعی آمریکایی هشدار داد که باید از قوانین هند اطاعت کنند.
این درحالی است که روز چهارشنبه اختلافات میان دولت نارندا مودی نخست وزیر هند و توئیتر به دلیل شیوه قانونگذاری محتوا در شبکه اجتماعی بالا گرفت.
وزیر فناوری هند هنگام سخنرانی در پارلمان این کشور به طور مستقیم به توئیتر، فیس بوک، لینکدین و واتس اپ اشاره کرد و گفت: آنها میتوانند در هند فعالیت کنند. اما فقط در صورتیکه طبق قوانین این کشور عمل کنند.
او در این باره افزود: شبکههای اجتماعی باید از قانون اساسی هند پیروی کنند و مطیع قوانین این کشور باشند.
روز چهارشنبه توئیتر از اجرای کامل دستور دولت هند برای حذف بیش از ۱۱۰۰ حساب کاربری و پست که دولت هند آنها را اخبار جعلی میدانست، سرباز زد و به همین دلیل با سرزنش مقامات این کشور روبرو شد.
توئیتر اعلام کرد تمام محتوای مورد نظر را مسدود نکرده زیرا معتقد است این دستور با قوانین هند همخوانی ندارد. اما این شبکه اجتماعی به طور دائم برخی حسابهای کاربری را مسدود کرد و دسترسی به برخی دیگر را با توجه به موقعیت جغرافیایی در هند ممنوع کرد.
در همین راستا وزرات فناوری هند از سیاستمداران خواست تا فالوورهای خود را تشویق کنند به شبکه اجتماعی Koo (رقیب هندی توئیتر) بپیوندند.
روسیه به شبکه های اجتماعی هشدار داده در صورت حذف نکردن محتوای غیرقانونی و عدم همخوانی با قوانین اینترنت روسیه با جریمه های سنگین روبرو میشوند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از رپابلیک ورد، شبکههای بزرگ اجتماعی از جمله تیک تاک، فیس بوک، توئیتر و حتی یوتیوب هشداری دریافت کردهاند که در صورت عدم همخوانی با قوانین اینترنت روسیه با جریمه روبرو میشوند و ممکن است مسدود شوند.
در ۱۰ ژانویه ۲۰۲۱ میلادی قانون جدیدی در روسیه تصویب شد که طبق آن شبکههای اجتماعی برای حذف نکردن محتوای غیر قانونی با جریمه ای معادل ۱۰ درصد درآمد سالانه خود روبرو میشوند. قانون مذکور از یکم فوریه اجرایی شده و شبکههای بزرگ اجتماعی را ملزم به حذف محتوایی میکند که طبق قانون روسیه غیرقانونی به حساب میآید.
مقامات روسیه محتوای تشویق به شرکت در اعتراضات بدون مجوز، بزرگنمایی در تعداد شرکت کنندگان و گسترش اخبار جعلی درباره خشونت پلیس در این اعتراضات را غیرقانونی اعلام کردهاند.
سازمان راسکامنادزور (سازمان نظارت بر رسانههای روسیه) همچنین هشداری برای تیک تاک و VKontakte (شبکه اجتماعی روسی) صادر و آنها را ملزم به حذف محتوایی کرده که کودکان زیر ۱۸ سال را به شرکت در اعتراضات بدون مجوز تشویق میکرد. روز بعد این سازمان به شبکههای اجتماعی فعال در روسیه هشدار داد در صورت حذف نکردن پستهای مذکور جریمه خواهند شد.
همچنین این سازمان چندی پیش برای فیس بوک، اینستاگرام، تیک تاک، یوتیوب و VKontakte به دلیل مسدود نکردن ۱۷۰ پست با محتوای غیرقانونی جریمه در نظر گرفت.
البته راسکامنادوزر اعلام کرده است که شبکههای اجتماعی به طور فعال با آنها همکاری میکنند و ۹۰ درصد پستهای مربوط به تشویق کودکان در اعتراضات را حذف کردهاند.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده که در پی حمله طرفدارانش به کنگره آمریکا در هفته گذشته، از ورود به بسیاری از شبکههای اجتماعی اصلی محروم شد، اکنون به دنبال فضای جدیدی در اینترنت برای ارتباط با طرفدارانش است و از این رو به اپلیکشن «پارلر» روی آورده است.
این کار باعث شد تا گوگل و اپل، اپلیکشین «پارلر» را که در میان طرفداران ترامپ بسیار محبوب است، از فهرست اپلیکشینهای موجود در فروشگاههای خود یعنی اپاستور و گوگل پلی استور حذف کند. آمازون نیز «پارلر» را از سرویس میزبانی وب حذف کرد.
در واکنش به این اتفاقات جان ماتزه، مدیرعامل «پارلر» با امید بازگشتِ روی خوشِ بزرگترین غولهای دنیای اینترنت به این شبکه اجتماعی که تنها دو سال از راه اندازی آن میگذرد، اعلام کرد که برای مدت یک هفته سرویسدهی «پارلر» را متوقف و بازنگری در فعالیتهای آن را آغاز خواهد کرد.
با این وجود او مجازاتهای اپل، گوگل و آمازون را «حملهای هماهنگ شده از سوی غولهای فناوری برای از بین بردن فرصت رقابت در بازار» توصیف کرد؛ زیرا به گفته او در مدت دو سال اخیر «پارلر بسیار موفق بوده است».
گمانه زنیها حاکیست که حتی اگر خوشبینی جان ماتزه درست از آب درآید، باز هم بعید است که این شبکه اجتماعی بتواند به موفقیت پیشین خود دست یابد.
شبکه اجتماعی نوبنیاد «پارلر» بیش از ۱۲ میلیون کاربر عمدتا در میان هواداران با دیدگاههای راست افراطی دارد که گفته میشود بسیاری از آنها دنبالکنندههای دونالد ترامپ در توییتر بودهاند.
حذف اپلیکیشن «پارلر» از گوگل پلیاستور، جمعه گذشته بدون هشدار قبلی به این شبکه اجتماعی انجام شد؛ گوگل دلیل این کار را فرستاده شدن مطالبی از مسیر پارلر با هدف «تحریک خشونت مداوم در ایالات متحده» اعلام کرد.
اپل نیز روز شنبه پس از یک مهلت ۲۴ ساعته به «پارلر» برای برنامهریزی مجدد با هدف جلوگیری از استفاده از این پلتفرم برای انجام فعالیتهای غیرقانونی و خطرناک، اقدام به حذف آن کرد.
آمازون نیز روز شنبه به «پارلر» پیام داد که از نیمه شب یکشنبه باید به دنبال یک سرویس میزبانی وب دیگر برای فعالیت باشد. در نامهای که از سوی آمازون برای «پارلر» فرستاده شد، آمده است که تنها در چند هفته گذشته دستکم ۹۸ پست که «بوضوح خشونت را تشویق و تحریک میکنند» در این شبکه اجتماعی منتشر شده و به این ترتیب ادامه فعالیت کاربران در این شبکه «یک خطر واقعی برای امنیت عمومی» است.
ادعای تقلب در انتخابات؛ خروج حامیان ترامپ از فیس بوک وتوییتر وکوچ آنها به پارلر
جان ماتزه، مدیرعامل «پارلر» روز یکشنبه در جریان گفتگو با شبکه خبری فاکس نیوز اعلام کرد که کار بازنگری در سیاستها و اصلاح فعالیتهای «پارلر» همچنان ادامه دارد. با این وجود افزود: «بسیاری از فروشندگان ما را رها کردهاند. اگرچه در تلاشیم تا هرچه سریعتر آنلاین شویم، اما با مشکلات زیادی روبرو هستیم. زیرا بسیاری از فروشندگان دیگر حاضر با کار با ما نیستند چراکه فعالیت آنها بیش از همه به تاییدهای اپل و گوگل وابسته است.»
ترامپ وعده داده است که احتمالا پلتفرم شخصی خود را برای ارتباط با طرفدارانش راه اندازی خواهد کرد اما کارشناسان پیشبینی می کنند که این کار به سرعت عملی نشود.
دنیایاقتصاد : رقابت دو نامزد انتخاباتی آمریکا به خط پایان رسید و احتمالا بخشی از نتایج آن امروز اعلام میشود. بخش عمدهای از رقابتها در این انتخابات در عرضاندام دو نامزد در فضای مجازی و در اختیار گرفتن این فضا بود و بیجهت نبود که در ساعات پایانی تبلیغاتی هر دو نامزد ریاستجمهوری به شکل گستردهای از شبکههای اجتماعی و بهخصوص توییتر برای افزایش میزان نفوذ یا تخریب رقیب بهره گرفتند.
بستر تکنولوژی با توجه به رشد نفوذ آن بین مردم آمریکا که بر اساس آمارها هماکنون دارای ۲۸۸ میلیون کاربر اینترنت است فضای مناسبی برای ارتباط نامزدها (ریاستجمهوری، مجالس سنا و نمایندگان) با مردم است و آنها هم تمام تلاش خود را در این زمینه بهکار گرفتند.
به نظر میرسد در این دوره به دلایل متعدد آمادهسازی افکار عمومی برای وقایع پیش روی این انتخابات عمدتا از طریق شبکههای اجتماعی صورت گرفت بنابراین میتوان گفت حتی بهرغم رای دادن نحوه گردش اطلاعات یا چگونگی مواجهه کاربران با اخبار و دادهها در این شبکهها، پتانسیل ایجاد یک بحران یا یک گذر دموکراتیک از یک انتقال قدرت را به همراه داشته باشد.
خط مقدم توییتر
توییتر را حالا میتوان شبکه اجتماعی اول سیاست آمریکا دانست. استفاده خود ترامپ از توییتر در سالهای ریاستجمهوری بخش عمده رقابتها را به این عرصه کشاند و خود او با انتشار متعدد توییتها شامل متن و ویدئو یا ریتوییت کردن اظهارنظرات دیگران بسیار فعال و البته جنجالی عرضاندام کرد. جو بایدن هم تلاش کرد در این انتخابات شبکههای اجتماعی را محلی برای رقابت نزدیک ببیند. هرچند رویکرد کمپین جو بایدن و استراتژیهای شبکههای اجتماعی آنها متفاوت از ترامپ بود. بررسی مجموعه توییتهای چند روز اخیر ترامپ نشاندهنده آن بود که وی بهدنبال استراتژی ایجاد هراس از رقیب، ایجاد تمایز و تفرقه بین گروههای مختلف جمیعتی و نژادی و... بود در حالی که تلاش جو بایدن در توییتر برای ایجاد نوعی اتحاد ملی و حتی جلب نظر جمهوریخواهانی بود که با ترامپ رابطه خوبی ندارند.
ترامپ از نظر فالوور (87 میلیون) از بایدن (9 میلیون) با اختلاف زیادی پیش است، اما اخیرا یک تحقیق نشان داد که میزان مشارکت کاربران در بحثهای مطرح شده در هر توییت به هم بسیار نزدیک است.
هفتهنامه نیوزویک یک روز قبل فاش کرد که بایدن برای رقابت توییتری با ترامپ چندان صادق نبوده و تعداد زیادی فالوور به سرعت به مجموعه دنبالکنندگان اکانت معاون سابق ریاستجمهوری اضافه شده است. بر اساس گزارش نیوزویک تعداد زیادی از این فالوورها از یک منطقه روستایی هندی هستند که بسیاری از آنها اساسا قادر به انگلیسی صحبت کردن نیستند. براساس این گزارش برخی آژانسهای تبلیغاتی در دهلینو و بمبئی برای اضافه شدن تعداد فالوورها و افزایش نفوذ توییتهای بایدن به کمپین تبلیغاتی این نامزد کمک کردهاند. در این گزارش به نقل از یکی از شرکتهایی که با چهار کارمند چنین خدماتی (ایجاد ارتش ترولها یا کاربران غیرواقعی) ارائه میدهد آمده که آنها از طریق سرویس گوگلداکز فرامین مربوط به فالو کردن کاربران یا انتشار یک محتوا را دریافت میکنند. هر کدام از آنها چند صد اکانت در اختیار دارند که از این طریق محتواها را از طریق همه این اکانتها به اشتراک میگذارند.
یکی از سازماندهندگان این گروه که کار خود را از سال 2014 در انتخابات نخستوزیری هند آغاز کرده میگوید، برای آنها بایدن یا شخص دیگری فرقی ندارد آنها سفارش حمایت خود را از آژانسهای تبلیغاتی در دهلی نو دریافت میکنند.
فیسبوک و تکرار اشتباهات 2016 ؟
با این حال بسیاری معتقدند که از نظر تاثیر نامناسب شبکههای اجتماعی و توزیع اخبار جعلی و فریبدادن کاربران شبکههای اجتماعی در انتخابات 2020، به مراتب بهتر از 2016 عمل کردهاند. پس از انتخابات 2016 مشخص شد که تاثیر نامناسب اخبار و اطلاعات دروغین در شبکههای اجتماعی بسیار بیشتر از حد تصور بوده است. در این میان رسوایی شرکت کمبریج آنالیتیکا (یک شرکت تحلیل داده با دسترسی وسیع به دادههای شخصی کاربران فیسبوک) کار را به عذرخواهی زاکربرگ و تعطیلی کمبریج آنالتیکا کشاند هرچند در نهایت تغییری در نتایج انتخابات ایجاد نشد.
حالا در انتخابات 2020 به نظر میرسد شبکههای اجتماعی خود را برای تبدیل نشدن به ابزاری جهت ایجاد فریب افکار عمومی بهتر آماده کردهاند. تنها چند روز قبل از روز انتخابات، توییتر اعلام کرد که روی توییت هر نامزدی که زودتر از موعد اعلام پیروزی یا تشکیک کند برچسب نادرست خواهند زد. توییتر حتی روز گذشته یکی از توییتهای ترامپ را هم به همین بهانه محدود کرد.
همچنین فیسبوک و توییتر اعلام کردند که با توجه به پیچیدگی شمارش آرا در این دوره و امکان گمراهی اذهان با اعلام آرایی که ابتدا شمارش میشوند تمهیداتی را در نظر گرفتهاند از جمله یک پیغام را با عنوان «شمارش همچنان ادامه دارد» در فیسبوک و اینستاگرام قرار خواهند داد. در صورتی که یک نامزد اعلام پیروزی پیش از موعد کند فیسبوک پست او را حذف نمیکند اما با برچسب «نتایج نهایی هنوز مشخص نیست» آن را مشخص خواهد کرد.
توییتر اما گفته اساسا اعلام پیش از موعد پیروزی را حذف میکند. توییتر البته قبل از این هم برای مقابله با انتشار اخبار جعلی در سطح وسیع امکان ریتوییت را از این شبکه به شکلی تغییر داده بود که کاربر حتما باید روی هر توییتی که قصد ریتوییت دارد نظرش را هم بنویسد (به اصطلاح کوت کند).
یوتیوب هم چندی قبل اعلام کرده بود که در روز انتخابات برای جلوگیری از گمراهی کاربران ممکن است از برچسب «نتایج هنوز نهایی نشده است» روی برخی ویدئوهای مرتبط با این موضوع استفاده کند.
این اقدام شبکههای اجتماعی به نوعی مراقبت از سوءاستفاده از این شبکهها برای به انحراف کشاندن افکار عمومی در جریان انتخابات و اعلام پیروزی زودتر از موعد است که با توجه به اظهارنظرهای ترامپ بسیاری انتظار داشتند او و طرفدارانش چنین کنند در حالی که رایگیری پستی بر اساس قوانین هر ایالت ممکن است تا روزها به طول بینجامد.
دخالت خارجی یا تهدید داخلی؟
چهار سال قبل جنجال بر سر دخالت روسها در انتخابات ریاستجمهوری به نفع ترامپ تا ماهها ادامه داشت. حالا به نظر میرسد شبکههای اجتماعی در این دوره همکاریهایی را با هم و با دولت برای جلوگیری از دستاندازی خارجی به افکار عمومی داخلی خود انجام دادهاند. این تمهیدات شامل شناسایی و مسدود کردن اکانتهایی است که از خارج از کشور تلاش در به انحراف کشیدن افکار عمومی را دارند. با این حال به نوشته تک کرانچ در انتخابات 2020 تهدید اصلی نه از خارج از مرزها که از داخل مرز است. بر این اساس میزان دخالت دیده شده خارجی در انتخابات امسال بسیار ناچیز بود که همانها هم شناسایی و حذف شده بدون اینکه بتواند زیادی جلب توجه کند.
از سوی دیگر برخی شرکتها مثل فیسبوک و گوگل اعلام کردهاند اساسا از چند روز قبل از روز انتخابات و یک روز بعد از آن هیچگونه تبلیغات انتخاباتی را منتشر نخواهند کرد. این بهخصوص برای فیسبوک از آن جهت قابلتوجه است که در سال 2016 روسها تعداد زیادی تبلیغ به نفع ترامپ خریداری و روی این شبکه برای آمریکاییها پخش کردند.
توییتر هم اساسا از سال قبل تصمیم به عدمانتشار تبلیغات انتخاباتی بهطور کلی گرفته بود. تیکتاک شبکه اجتماعی چینی که در ماههای اخیر مسدود شدنش توسط ترامپ سروصدای زیادی به پا کرده هم اعلام کرد مانند توییتر اساسا تبلیغ سیاسی دریافت نمیکند. تیکتاک هم که در روزهای پایانی منتهی به انتخابات، فعلا به حکم یه قاضی از حکم مسدودیت ترامپ رهایی پیدا کرده است یکی از موثرترین شبکهها بهخصوص برای رای اولیها در انتخابات محسوب میشود.
تمهیدات دیگر
موضوع انتخابات و تجربه سالهای گذشته اما سایر شبکههای اجتماعی را دست بهکار کرده است؛ از جمله Reddit که اعلام کرده هر محتوایی که تصور کند در فکر گمراهی کاربران است را بلافاصله حذف میکند. این سایت همچنین با ایجاد یک صفحه به هر سوال درباره رایگیری و اعلام نتایج آن - توسط متخصصان رایگیری - پاسخ میدهد.
اسنپچت هم که یک اپلیکیشن مشابه اینستاگرام است، هرچند احتمال انتشار محتوای خبری غیرواقعی یا دروغ در سطح گسترده در این اپلیکیشن را پایین دانسته اما اعلام کرده که تمهیداتی را برای جلوگیری از قرار گرفتن محتواهای مشکوک یا به اصطلاح ستارهدار شدن و قرار گرفتن در بخش Discover به عمل میآورد.
تیکتاک هم اعلام کرده با گروهی از متخصصان حقیقتیاب (Fact Checker) در دوره انتخابات همکاری کرده تا جلوی محتواهای نامناسب در این پلتفرم گرفته شود.
بهرغم همه این تمهیدات به سختی بتوان باور کرد که شبکههای اجتماعی حتی با بهرهگیری از ابزارهای هوش مصنوعی یا الگوریتمهای دیگر قادر به جلوگیری از انتشار همه محتواهایی باشند که به قصد فریب یا تحتتاثیرقرار دادن کاربران منتشر میشوند. با توجه به ماهیت شبکههای اجتماعی محتواها در این پلتفرمها خیلی زود و به سرعت مورد پذیرش یا رد قرار میگیرند بنابراین در مدت زمان بسیار کوتاهی تاثیر خود را میگذارند. از سوی دیگر میلیونها دلار بودجه که از طریق شرکتها و گروههای مختلف در این شبکهها هزینه میشود همواره مسیر جدید و تجربه نشدهای را برای تحتتاثیر قرار دادن فریبکارانه افکار عمومی پیدا میکنند، چنانکه در فضای خارج از فضای مجازی هم چنین میکنند.
طبق قانون جدید مدیران شبکههای اجتماعی ازجمله فیسبوک، اینستاگرام،یوتیوب و 4چان در استرالیا بازداشت خواهند شد.
به گزارش خبرآنلاین، قانون جدیدی در استرالیا به تصویب رسید که بر اساس آن به اشتراکگذاری محتوای خشونتآمیز جرم تلقی شده و کمپانیهای به اشتراکگذاری چنین محتواهایی با جریمه مالی و زندان روبرو خواهند شد. جریمه تا 10 درصد از درآمد کمپانی و 3 سال زندان تعریفشده است.
این قانون{لینک} روز پنجشنبه توسط پارلمان استرالیا به تصویب رسید که پس از حادثه قتلعام مسلمانان توسط یک استرالیایی در کریس چرچ نیوزیلند نوشتهشده تا شبکههای اجتماعی را وادار به مقابله با محتوای خشونتآمیز کند.
قانون جدید مدیران شبکههای اجتماعی و نیز اپراتورهای اینترنتی را بهجای کاربر نهایی مورد هدف قرار داده است تا هرچه سریعتر نسبت به حذف محتوای نامناسب اقدام کنند.
ویدئوی 17 دقیقهای از قتلعام مسلمانان در نیوزیلند توسط قاتل در فیسبوک و یوتیوب به اشتراک گذاشته شد و میلیونها بار توسط کاربران در سراسر جهان دیده شده و بعداً حذف شد.
رییس سازمان امنیت آلمان از شبکههای اجتماعی به عنوان "قوه پنجم" نام میبرد و آنها را خطری برای دموکراسی در کشورهای غربی ارزیابی میکند. در بین شبکههای اجتماعی بیشترین حملات متوجه فیسبوک است.
دویچه وله - انتقاد هانس گئورگ ماسن، رییس سازمان امنیت آلمان، تا کنون بیشتر متوجه نقش شبکههای اجتماعی در ایجاد امکان تماس بین نیروهای جهادگرا بود. به باور او، شبکههای اجتماعی بهویژه فیسبوک برای جهادگرایان و نیروهای افراطگرا این امکان را فراهم میکنند که فعالیتهای خود را با یکدیگر هماهنگ کنند. بدیهی است که تماس نیروهای افراطی برای جوامع دموکراتیک و باز غربی میتواند تهدید کننده و حتی بسیار خطرناک باشد.
انتقاد و حملات اخیر رییس سازمان امنیت آلمان تنها به موارد یاد شده محدود نمیشود. اظهارات اخیر او متوجه نقش مخرب شبکههای اجتماعی در توهمآفرینی نیز است. فرایندی که هر گاه فراگیر شود، میتواند تفاوت بین اخبار صحیح و جعلی را از بین ببرد.
ماسن شبکههای اجتماعی را "قوه پنجم" خوانده است؛ پدیدهای نوظهور در کنار رسانهها و سه قوه حکومتی. رییس سازمان امنیت آلمان عملکرد عاری از مسوولیت کاربران روی شبکههای اجتماعی را برای بنیانهای نظام دموکراتیک زیانبار و خطرناک میداند.
او میگوید آنگاه که در ارزیابیها، اسناد و مدارک نقش و ارزش خود را از دست میدهند و واقعیت تا سطح نظر و باور تنزل مییابد، بنیان پلورالیسم دموکراتیک از بین میرود. او گفت: «در یک نظام دموکراتیک نمیبایست باورها و "اسناد" بهمثابه مجموع اطلاعاتی همارزش تلقی شون و ارزش اسناد را نمیتوان تا حد "بایت و بیت" کم کرد».
رییس سازمان امنیت آلمان او بر این باور است که انتقاد از خطرات ناشی از سو استفاده از شبکههای اجتماعی به معنی نادیده گرفتن نقش مثبت این شبکهها نیست، اما هرگاه این مباحث دموکراتیک در پهنه شبکهها به درستی پیش نروند، میتوانند بر فضای لیبرال و آزاد جوامع دموکراتیک تاثیراتی منفی بر جای گذارد.
این انتقادها که تنها رییس سازمان امنیت آلمان، پرچمدارش نیست باعث شده دولت آلمان قانونی را تصویب کند که مسوولان شبکههای اجتماعی و در موسساتی که روی شبکههای اجتماعی فعالیت دارند را موظف به کنترل بیشتر محتوا و موضوعات منتشر شده روی شبکه خود میکند.
بر اساس این قانون که از اول اکتبر سال ۲۰۱۷ اجرایی شده است، آن دسته از صاحبان پلتفرمهای فعال در شبکههای اجتماعی که بیش از ۲ میلیون کاربر دارند، موظفند ظرف ۲۴ ساعت اقدام به پاک کردن مطالب و پستهای مجرمانه کنند. هرگونه سهلانگاری در برخورد با وظیفه پاک کردن نمونههای مربوط به "محتوای مجرمانه" میتواند جریمههای نقدی سنگینی (حتی تا میزان ۵۰ میلیون یورو) به همراه بیاورد.
برخی گمان میکنند این انتقادها سو استفاده از وضعیت شبکههای اجتماعی در برخی از کشورها از جمله آمریکا و پرونده باز شبکههای اجتماعی (نقش روسیه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) و بزرگنمایی است. روزنامه "زوددویچه" هفته گذشته با انتشار مقالهای نسبت به اظهارات رییس سازمان امنیت آلمان درباره خطرات برخاسته از شبکههای اجتماعی برای دموکراسی واکنش نشان داده است. نویسنده مقاله نقش اخبار جعلی در آلمان را بسیار ناچیز میداند. نویسنده از نتایج نظرسنجیهای صورت گرفته در زمینه باورپذیری شبکهها در آلمان برای اثبات نظر خود بهره گرفته و بر این حقیقت تاکید میکند که کاربران شبکههای اجتماعی در آلمان برای کسب اطلاعات مورد نیاز خود بیشتر به رسانههای اصلی و معتبر رجوع میکنند تا به اطلاعات منتشر شده در شبکهها.
از آن گذشته، دولت آلمان و سازمان امنیت این کشور بر فعالیت سایتها و حسابهای جعلی نظارت دارد. به عنوان نمونه، مسوولان با بستن این سایتها و مسدود کردن حسابهای کاربری مشکوک مانع از تاثیرگذاری آنها بر نتایج انتخابات پارلمانی سال ۲۰۱۷ آلمان شدند.
کارشناسان دیگر نیز تا کنون بارها نسبت به گسترش کنترل دولتی بر مضامین منتشر شده در شبکههای اجتماعی ابراز نگرانی کردهاند. به باور آنها اعمال فشار بر صاحبان پلاتفرمها و همچنین مسوولان شبکههای اجتماعی در عمل میتواند از گستره آزادی بیان بکاهد.
مسوولان فیسبوک نیز اعلام کردهاند که با دو شیوه با انتشار اخبار جعلی مقابله خواهند کرد. راهکار نخست برآمده از همکاری وسیع با خبرنگاران است. در چارچوب همکاریهای فیسبوک با خبرنگاران، امکان مطلع شدن هر چه سریعتر از نمونههای "محتوی مجرمانه" یا انتشار گزارشهای غلط فراهم میشود. از اینرو، مسوولان فیسبوک میتوانند امر پاک کردن این گونه مطالب و پستها را پیگیرانهتر به مورد اجرا گذارند.
بر اساس راهکار دوم، فیسبوک اعلام کرده است تا پایان سال جاری میلادی نرمافزار ویژهای را در دسترس کاربران قرار خواهد داد که قادر است تبلیغات غیر مجاز صورت گرفته روی فیسبوک را ردیابی کند. دامنه کاربرد این نرم افزار که Propaganda-Check نام دارد در شرایط کنونی محدود به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا میشود.
کاربران آمریکایی با استفاده از این نرمافزار میتوانند میزان تبلیغات صورت گرفته از سوی آژانس پژوهش اینترنتی را ردگیری کنند. این شرکت که در پترزبورگ قرار دارد در فاصله زمانی ژانویه ۲۰۱۵ تا اوت ۲۰۱۶ کوشیده بود تا از طریق انتشار اخبار جعلی روی فیسبوک و اینستاگرام کاربران آمریکایی، بر نتایج انتخابات ریاست جمهوری این کشور تاثیر بگذارد.
بسیاری بر این باورند که شایعات و اخبار نادرست نیز بخشی از زندگی روزمره محسوب می شوند و باید با آنها کنار آمد. به نظر می رسد جوانان بیشتر طرفدار این دیدگاه هستند و تصور می کنند کارکرد سرگرمی و گذران فراغت شایعه سبب می شود اطلاعات نادرست آسیب زننده نباشند اما افراد و گروه هایی که در اثر این شایعات آسیب می بینند، آبرو، اعتبار یا سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهند.
سلامتی آنان در معرض تهدید قرار می گیرد و سازمان ها و موسساتی که برای خنثی کردن آثار و پیامدهای نشر این اخبار، هزینه های مالی و انسانی سنگینی متحمل می شوند به خوبی می دانند اطلاعات گمراه کننده یا دروغ چندان هم بی ضرر نیست به ویژه اگر ابزار انتشار آن شبکه های اجتماعی باشند.
شایعات، اطلاعات یا اخباری هستند که صحت آنها تایید نشده است. به همین دلیل هنگامی که در دسترس مخاطب قرار می گیرند، گیرنده پیام نمی تواند درستی یا نادرستی آنها را تشخیص دهد. عموم مردم در برخورد با چنین پیام هایی کمتر می اندیشند و کمتر خود را برای چک کردن درستی محتوا به دردسر می اندازند. شایعات به آسانی آب خوردن منتشر می شوند چون بازنشر آنها در شبکه های اجتماعی بسیار سریع و گسترده است، ضمن آنکه در فضای مجازی که کنترل مستقیمی بر محتوا وجود ندارد و عملا فرآیند دروازه بانی پیام صورت نمی گیرد، هر کاربر می تواند تولیدکننده محتوا و نشر دهنده آن باشد بی آنکه صلاحیت تولید پیام را داشته باشد.
بدتر آنکه در فرآیند نشر و بازنشر هر شایعه، هر کاربر می تواند در محتوا دخل و تصرف انجام دهد، اطلاعاتی را بردارد یا بیفزاید. بنابراین پیام هر بار که منتقل می شود تغییرات جزیی پیدا می کند و به عبارتی یک کلاغ، چهل کلاغ می شود در نتیجه به مرور زمان ضمن انتشار گسترده، یک شایعه ممکن است بزرگنمایی شود یا کاملا دگرگونی پیدا کند.
برخی افراد از ساختن و نشر اطلاعات جعلی لذت می برند و احساس می کنند قدرت پیدا کرده اند. در برخی موارد حس انتقامجویی از برخی فشارها یا ناملایمات اجتماعی و اقتصادی آنها را وامی دارد تا به نشر شایعه روی بیاورند اما در مورد اخبار سیاسی و حساس، غالبا پروپاگاندای برنامه ریزی شده ای در پس پرده وجود دارد که اهداف مشخصی را دنبال می کند.
جای شگفتی نیست که اینگونه شایعات اغلب مشتریان پروپاقرصی دارد که مشتاقانه آنها را می خوانند، باور می کنند و به اشتراک می گذارند. هیچ کس از محتوای تکراری و کسالت بار خوشش نمی آید. برای همین است که اخباری از این دست که به نظر هیجان انگیز و جذاب می آیند بازار داغی دارند. مشکل از آنجا آغاز می شود که این همه اشتیاق برای باور یک شایعه و بازنشر آن معمولا می تواند هر تلاشی برای اثبات واقعیت را خنثی کند.
هشدار جدی به رسانه های سنتی
پژوهشگران ایتالیایی می گویند چراغ خطر شبکه های اجتماعی روشن شده است. محققان این کشور تلاش کرده اند تا نشان دهند اطلاعات نادرست یا فرضیات توطئه آمیز چرا و چگونه سریع تر از اطلاعات معتبر در رسانه های اجتماعی منتشر می شوند.
در این مطالعه 270 هزار پست پست از 73 صفحه ایتالیایی فیس بوک مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج ناامیدکننده است. محققان و خبرنگارانی که می خواهند اطلاعات عینی و واقعی در اختیار مخاطبان خود قرار دهند و به مسئولیت اجتماعی خود برای تنویر افکار عمومی عمل کنند، در برابر اطلاعات نادرست عملا کاری از پیش نمی برند. این مطالعه تاکید می کند قدرت غیرمعقول پست ها در شبکه های اجتماعی با ابزار «لایک» و «بازنشر» بسیار بیشتر از آن است که روش های سنتی ژورنالیستی بتواند با آن مقابله کند.
در بسیاری موارد پلاریزه شدن اخبار و سیاسی شدن موضوعات در جامعه، کار را برای رسانه ها و روزنامه نگاران سخت تر هم می کند چرا که کشف واقعیت و قضاوت عادلانه برای مردم در چنین شرایطی دشوارتر می شود. به همین دلیل در بسیاری موارد رسانه های سنتی بازی را به حریف واگذار می کنند.
محققان کشورهای انگلوساکسون و آلمانی زبان نیز بر این یافته تاکید دارند که رسانه های جریان اصلی و روزنامه نگاران حقیقی در فضای عمومی نقش خود را به عنوان دروازه بان خبری از دست داده اند، بنابراین هر محتوایی امکان می یابد در این فضا جریان پیدا کند.
یکی از مهمترین پیامدهای از بین رفتن دروازه بانی خبر، دوگانگی مخاطبان و سردرگمی آنان برای تشخیص منابع معتبر است. آنان به رسانه ها شک می کنند چرا که تصور می کنند کنترل رسمی روی آنها سبب می شود واقعیت ها را پنهان یا کتمان کنند.پرسانه های خبری اخیرا با پدیده ای جدید روبرو شده اند؛ «نفرت انفجاری»!
رویدادهای عمومی که سبب می شود اتاق های خبر، روزنامه نگاران و رسانه های سنتی، پرخاشگرانه ترین و نفرت بارترین کامنت ها را از مخاطبان خود دریافت کنند و به سانسور و پنهان کردن اطلاعات از جامعه محکوم شوند. در چنین شرایطی، بی اعتمادی مردم به رسانه های سنتی خود قدرت شبکه ها در شایعه پراکنی را صدچندان می کند.
میثم لطفی - پلیس سوئد چندی پیش سه مرد را به اتهام آزار و اذیت زنی در یک آپارتمان واقع در شهر اوپسالا که در فاصله یک ساعتی شمال شهر استکهلم واقع شده است دستگیر کرد. پیدا کردن مظنونان برای ماموران پلیس کار چندان دشواری نبود، زیرا آنها هنگام ارتکاب جرم از سری پخش تصاویر ویدیویی فیسبوک موسوم به Facebook Live استفاده کردند. از همان لحظات پخش این تصاویر ویدیویی زنده دهها کاربر اتفاق مذکور را گزارش دادند و طولی نکشید که ماموران پلیس این آپارتمان را محاصره و مردان را دستگیر کردند.
سرویس Facebook Live به همه کاربران امکان میدهد تا بهصورت مستقیم از طریق گوشی هوشمند خود تصاویر ویدیویی زنده و مستقیم پخش کنند که البته این قابلیت در دیگر اپلیکیشنهای اجتماعی از جمله اینستاگرام و اسنپچت هم موجود است. اگرچه کمپینهای تبلیغاتی بهصورت گسترده کاربران جهانی را تشویق میکنند تا از این سرویس استفاده کنند و لحظات مختلف از زندگی خود را بهصورت مستقیم با دیگر کاربران بهاشتراک بگذارند، ولی باید گفت که از ابتدا تاکنون از این ابزار به اشکال مختلف سوءاستفاده شده است. شکنجه یک مرد جوان معلول در شیکاگو، تخلفات یک قاتل ولگرد و دستگیری او توسط ماموران پلیس، کودکآزاری و تجاوزهای گروهی و آزار و اذیت زن سوئدی از جمله تصاویر زندهای بود که در هفتههای اخیر از طریق سرویس Live فیسبوک بهنمایش گذاشته شد.
در هر یک از این موارد، نوعی جرم و تخلف اجتماعی با تصاویر ویدیویی زنده بهنمایش گذاشته شد و کاربران جهانی امکان مشاهده جنایت را بهصورت مستقیم داشتند و البته در برخی از این موارد نشان داده شد که این جنایتها هیچگونه پیگیری بعدی نداشته و فرد متخلف با هیچ مشکلی مواجه نشده است. جامعهشناسان بر اساس بررسیهای اخیر خود به این نتیجه رسیدهاند که نمایش زنده جرایم و تخلفات در شبکههای اجتماعی رو به افزایش است. بنابراین باید گفت چه عاملی موجب این اتفاق شده است؟
پروفسور ریموند سورِت، از اساتید رشته جرمشناسی در دانشگاه مرکزی فلوریدا که روی پدیدههای علمی تحقیق میکند، در این خصوص گفت: «نمایش زنده جرم یک اتفاق احمقانه بهنظر میرسد. با این اتفاق اطرافیان بهراحتی میتوانند فرد متخلف را لو دهند تا ماموران پلیس در کوتاهترین زمان او را دستگیر کنند، ولی نکته مهم اینجاست که چنین عملی در حال افزایش است».
البته باید توجه کرد که دستگیری این متخلفان همواره کار آسانی نیست. تروریستها، معترضان سیاسی، مجرمان اجتماعی و متخلفان سابقهدار از اپلیکیشنهای اجتماعی با قابلیت پخش تصاویر ویدیویی زنده استفاده میکنند تا اهداف خود را پیش ببرند و از این طریق میزان هوش و ذکاوت یا تواناییهای کاذب خود را بهنمایش بگذارند. در این موارد استفاده دقیق و پیشبینی شده از ابزارهای اینترنتی رسانهای امکان بزرگنمایی و نمایش دروغین عملکرد مجرمان را فراهم میکند تا تاثیرگذاری رفتار آنها بیشتر شود. این اتفاق هماکنون رواج پیدا نکرده است و بر اساس اطلاعات موجود، در دهه 1880 میلادی یک قاتل زنجیرهای که خود را با نام Jack the Ripper معرفی میکرد، نامهای به اداره پلیس فرستاد و در آن جزییات مربوط به تخلفات خود را اعلام کرد تا نشان دهد به چه میزان در این زمینه توانایی دارد. او نیز رفتار مشابهی را دنبال کرده بود تا از این طریق قدرتنمایی کند.
پروفسور سورِت با تاکید بر این مساله اظهار کرد که از قرنها پیش متخلفان برای آنکه بتوانند قدرت و توانایی خود را بهنمایش بگذارند، اقداماتی را بهصورت عمومی انجام میدادند تا جلب توجه کنند. این فرایند هماکنون در دنیای اینترنت با روی کار آمدن شبکههای اجتماعی بهصورت متفاوت دنبال میشود و البته همان هدف را در خود جا داده است.
آنچه در این زمینه جدید بهنظر میرسد، ابزارهایی است که مجرمان از طریق شبکههای اجتماعی به آن دسترسی پیدا کردهاند. گوشی هوشمند به این دسته از افراد امکان میدهد تا بتوانند تخلفات خود را بهراحتی بهنمایش بگذارند و با زدن یک کلید بهصورت زنده و مستقیم تصاویر ویدیویی مربوط به انواع مختلف جرایم را پخش کنند. در این زمینه بهاشتراکگذاشتن عکسها روی فیسبوک، توییتکردن، بهروزرسانی لحظه به لحظه صفحههای اجتماعی، پخش تصاویر ویدیویی زنده، انتشار تصاویر ویدیویی ضبطشده و... مرسوم است و البته باید توجه کرد که فیسبوک تنها شبکه اجتماعی محسوب نمیشود که در این زمینه مورد سوءاستفاده قرار میگیرد. با این وجود چون فیسبوک بیش از 79/1 میلیارد مشترک فعال دارد، انتشار تصاویر ویدیویی زنده روی آن میتواند بسیار قابل ملاحظه باشد و طیف گستردهای از مخاطبان را دربر گیرد.
تصاویر ویدیویی زنده با موضوع جرم و جنایت در بیشتر موارد عکسالعمل و بازخوردهای تند مخاطبان را در پی داشته است و با این وجود بسیاری از کاربران هم بدون هر گونه عکسالعمل، رفتارهای ناهنجار مجرمان را فقط تماشا کردهاند و چهبسا برای انجام رفتار مشابه جری شدهاند.
پامِلا راتلِگ، از مشهورترین روانشناسان حوزه رسانه در این خصوص گفت: «شبکههای اجتماعی ابزار جدید برای مجرمان محسوب میشوند تا به کمک آنها بتوانند دایره تواناییهای خود را بهنمایش بگذارند و توجه کاربران را به خود جلب کنند. گروه مخاطبان در دنیای شبکههای اجتماعی بسیار گسترده است و برای آن دسته از افرادی که قصد بهنمایش گذاشتن رفتارهای غیر اجتماعی را دارند، این فضا بسیار کاربردی و مفید بهنظر میرسد. شبکههای اجتماعی این بستر را فراهم کردهاند تا رفتارهای غیر اجتماعی بهراحتی بهنمایش گذاشته شوند».
انتشار عمومی تصویر ویدیویی مستقیم با مخاطبان زیاد برای مجرمان جذابیت زیادی دارد. این افراد میکوشند در تصاویری که بهنمایش میگذارند کمترین اطلاعات را منتشر کنند تا امکان شناسایی و ردیابی آنها توسط ماموران پلیس غیرممکن شود و با این کار نشان دهند که از پلیس هم جلوتر هستند و بهراحتی میتوانند هر هدفی را که در سر دارند، عملی کنند.
در دنیای امروز که انتشار تصاویر ویدیویی مستقیم در شبکههای اجتماعی محبوب مانند فیسبوک، اینستاگرام، اسنپچت و... بسیار رواج پیدا کرده است، سانسور کردن ویدیوهای مخصوص مجرمان کار غیرممکنی بهنظر میرسد و هنوز هیچ سازوکاری در نظر گرفته نشده است تا از این طریق امکان مقابله با چنین رفتارهایی فراهم شود.
آنچه در بیشتر این تصاویر مشاهده میشود، خودنمایی مجرم و بزرگنمایی تواناییهای فردی او است تا ضمن ایجاد رعب و وحشت برای مردم، نشان دهد که میتواند جامعه را بر اساس تواناییهای خود مدیریت کند و البته بررسیهای روانشناختی نشان میدهد که این موج بهزودی تغییر مسیر میدهد و شبکههای اجتماعی قابلیتهای مذکور را بهگونهای در اختیار مشترکان خود میگذارند تا امکان بهنمایش گذاشتن هر گونه تصویر در آنها وجود نداشته باشد.
(منبع:عصر ارتباط)
رئیس مرکز رسانههای دیجیتال با بیان اینکه ۵۳ درصد مردم ایران حداقل در یکی از شبکه اجتماعی عضو هستند، گفت: میانگین روزانه ساعت حضور ایرانی ها در فضای مجازی ۵ تا ۹ ساعت است در حالی که میانگین جهانی ۱۶ ساعت در ماه است.
به گزارش فارس، سید مرتضی موسویان در همایش فرصتهای سرمایه گذاری و کسب و کار در فناوری اطلاعات و ارتباطات، اظهار داشت: روند تغییر بازار حرکت به سمت تولید محتوای بیشتر است.
رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت ارشاد افزود: ضریب نفوذ اینترنت در کشور 80 درصد است و 43 میلیون نفر کاربر اینترنت هستند. همچنین 40 میلیون گوشی هوشمند در کشور وجود دارد.
وی با اشاره به آماری از حضور مردم در فضای مجازی گفت: 53 درصد مردم ایران حداقل عضو در یکی از شبکه اجتماعی عضو هستند و 72 درصد جوانان 18 تا 29 سال حداقل در یکی از شبکه های اجتماعی عضویت دارند. همچنین میانگین روزانه ساعت حضور ایرانی ها در فضای مجازی 5 تا 9 ساعت است در حالی که میانگین جهانی 16 ساعت در ماه است که پیش بینی می شود تا سال 2020 به به 120 ساعت در ماه افزایش یابد.
موسویان از وجود 20 میلیون کاربر گیم در کشور خبر داد و گفت: این افراد سالانه 14.6 میلیارد ساعت صرف بازی میکنند.
رئیس مرکز فناوری اطلاعات و رسانه های دیجیتال گفت: هم اکنون پربازدیدترین وبگاه ها در ایران داخل میزبانی می شوند و سایتهای ایرانی که در آمریکا میزبانی می شوند در رده دوم قرار دارند.
وی همچنین با اعلام آماری از علاقمندی کاربران ابرانی در فضای مجازی، گفت: به ترتیب وبگاههای ارائه کننده خبر، تبلیغات، بازی و نرم افزار، شبکه های اجتماعی و محتوای آموزشی مورد استقبال ایرانیها است که نشان از ارتقای سواد رسانه ای دارد.
موسویان افزود: علاوه بر استفاده از گوگل و یوتیوب، ایرانی ها بیشترین عضویت را در شبکه های اجتماعی تخصصی دارند و برای مثال بیشترین عضویت در شبکه اجتماعی لینکدین در منطقه به ایرانیها اختصاص دارد. ایرانیها همچنین بیشترین مراجعه به نرم افزارهای کاربردی و نقشه در سرویس های خارجی را دارند که نشانه علاقه آنها به محتوای فرهنگی است.
در شرایطی که سرانه مطالعه در ایران بسیار پایین است با گسترش رسانههای اجتماعی، تلاش برای فعالیت در جهت کتابخوانی به قشرهایی از مردم رسیده و در شبکههای اجتماعی گروههایی از علاقهمندان به کتاب برای تشویق به مطالعه به وجود آمده است.
از جمله در برنامه تلگرام کانالهایی با تعداد زیادی عضو برای اشتراکگذاری کتاب تاسیس شده که به علت در دسترس بودن و اعلانهای مداوم تا حدی ترغیبکننده است اما یک نکته در اینجا به چشم میخورد و آن انتشار غیرقانونی پیدیاف برخی کتابها و رعایت نکردن حقوق مولف است.
سرقت ادبی، نشر غیرمجاز کتاب، دانلود و انتشار آثار ادبی بدون اجازه ناشر و مولف و ... از مسائلی است که در حوزه نشر به چشم میخورد. در قانون "حقوق پدیدآورنده" آمده است: «حقوق پدیدآورنده شامل حق انحصاری نشر و پخش و عرضه و اجرای اثر و بهرهبرداری مادی و معنوی از نام و اثر اوست.» اما با رواج بیش از پیش اینترنت و تبدیل غیرقانونی کتابها به فایل پیدیاف، این قانون تا حدود زیادی رعایت نمیشود.
اما شبکههای اجتماعی تا چه حد در سرانه مطالعه موثرند؟ آیا انتشار غیرقانونی راه درستی برای ترغیب به کتابخوانی است؟ و آیا این نوع انتشار تاثیری بر انگیزه ناشر و مولف خواهد گذاشت؟
ناشر چه میگوید؟
ناشرانی که با سرمایه خودشان کتاب چاپ میکنند و نه با سرمایه مولف، تمام هزینه روند انتشار یک کتاب را میپردازند و تمام امیدشان برای بازگشت هزینه به زمان فروش معطوف میشود.
در همین راستا بهرنگ کیائیان از مدیران نشر چشمه میگوید: این کار به نویسندگان، مترجمان و شاعران بسیار ضربه میزند. در حالی که بازار کتاب رونقی ندارد این هجمهها بازار را خرابتر میکند. در این حالت نمیتوان گفت که این کانالهای تلگرامی و سایتهای انتشار فایل پیدیاف جریانی در کنار جریان چاپ هستند.
او همچنین متذکر میشود: سایتهایی مانند «فری بوک» ساز و کاری را فراهم کردهاند که افرادی که میخواهند به صورت قانونی فایل پیدیاف را خریداری کنند راحت باشند. این افراد از طریق روش اخلاقی و قانونی میتوانند این کتابها را بخوانند.
کیائیان در عین حال میگوید: این نوع انتشار درباره کتابهای نایاب یا کتابهایی که موجود نیستند باعث بیشتر خوانده شدن میشود، اما انتشار پیدیاف کتابی که در حال انتشار است و مولف و ناشر از آن منتفع میشوند، درست نیست.
ادمین؛ شوالیه یا سارق ادبی؟
ادمینهای کانالهای تلگرامی معتقدند کار آنها بر کتابخوانی تاثیر مثبت دارد.
حمید ادمین یک کانال تلگرامی میگوید: الان کمتر کسی با این ترافیک و مشکلات دیگر برای خرید کتاب از خانه خارج میشود. من بارها کتابهایی را که به تازگی منتشر شده است معرفی کردهام و بخشهایی از آنها را گذاشتهام تا افراد را به خریدن کتاب تشویق کنم، حتی پیش آمده که مولفان از من خواستهاند کتابشان را در کانال قرار دهم تا افراد بیشتری آن را بخوانند.
او در ادامه بیان میکند: سعی هرکسی به نوبه خودش موثر خواهد بود. ما حتی برای شهرهای مختلف برنامه ترویج کتابخوانی داریم و تا کنون در چند شهر بزرگ از جمله تهران، تبریز، مشهد، اصفهان و ... کانال اختصاصی کتاب راهاندازی شده که موقعیت تبادل یا خرید و فروش وجود داشته باشد.
این ادمین کانال کتاب میگوید: اگر کسی میخواهد از انتشار کتابش به صورت پیدیاف جلوگیری کند باید از سایتهایی که این کار را انجام میهند شکایت کند. اما کاری که ما انجام میدهیم این است که با دانلود از همین سایتها به نیاز افراد به برخی کتابها پاسخ میدهیم. من تنها کتابها را در دسترس قرار میدهم تا عضوها به خواندن آن ترغیب شوند.
او میگوید: طرحهایی در این کانال اجرا کردم. به عنوان نمونه طرح «کتاب من» که خود افراد معرفی کتاب را برای من ارسال میکنند تا در کانال قرار بگیرد. طرح «کتاب مورد علاقه صوتی» که هر کسی بخشی از کتاب مورد علاقه خود را میخواند تا دیگران را به خواندن آن کتاب تشویق کند. طرح «قصه شب» که شبها قبل از خوابیدن بخشی از یک قصه را به صورت صوتی برای کاربران میگذارم.
حمید در پایان اظهار میکند: این طرحها تنها به فضای مجازی مربوط است اما ما طرحهایی برای دنیای واقعی داریم. حتی کسانی که کتابخوان نبودند از طریق این کانال به خواندن کتاب ترغیب شدند. اگر یک نفر هم به خواندن کتاب ترغیب شود برای من بسیار ارزشمند است.
اهل قلم چه میگویند؟
برخی از اهل قلم معتقدند این نوع انتشار در فروش کتاب تاثیری ندارد. برخی نیز این کار را مخرب میدانند. البته تمامی این افراد انتشار غیرقانونی فایل پیدیاف آثار را غیراخلاقی میدانند و میگویند در انگیزهشان برای ادامه کار خللی ایجاد نمیکند.
کاوه میرعباسی درباره تاثیر انتشار فایل پیدیاف آثارش میگوید: انتشار فایل پیدیاف در فروش کتابهای کاغذی هیچ تاثیر منفی ندارد. کسانی که میگویند موثر است میخواهند دل خودشان را با این حرفها خوش کنند. یک کتاب من در یکی از سایتها در دو روز حدود هزار بار دانلود شده بود اما این موضوع در فروشش تاثیر نداشت.
این مترجم و نویسنده میافزاید: من خودم روزی چندین کتاب خارجی دانلود میکنم ولی اگر به صورت رایگان نبود آنها را نمیخواندم. خواندن فایل پیدیاف کار راحتی نیست. شخصا زمانی نگران شده بودم اما تجربه ثابت کرد چنین نیست. به عنوان مثال کتاب «نادیا» دو سال است به صورت پیدیاف در سایتها وجود دارد. این کتاب از سال اول انتشار دو سال یک بار تجدید چاپ شد و بعد از انتشار فایل پیدیاف هم دوباره به روال سابق بعد از دو سال تجدید چاپ شد؛ پس این موضوع تاثیری نداشت.
بلقیس سلیمانی نیز میگوید: این کار درستی نیست. ارشاد باید قوانینی برای این مشکل تنظیم کند و امکان اجرایی شدن آن را فراهم کند. اوضاع در مورد سایتهایی که کتابها را به صورت نسخه پیدیاف میفروشند فرق میکند. ولی در یکسری سایتها کتاب به صورت مجانی دانلود میشود.
او همچنین بیان میکند: تا به حال تمام کتابهای من به صورت فایل منتشر شده است. من و ناشر سعی کردیم از این کار جلوگیری کنیم زیرا ما از این طریق امرار معاش میکنیم ولی انگیزه من ربطی به انتشار پیدیاف ندارد.
احمد پوری درباره انتشار غیرقانونی فایل کتابهایش اظهار میکند: چندین کتاب من در سایتها منتشر شده است اما این باعث کمشدن انگیزه من نشده است زیرا تیراژ کتاب به اندازهای پایین است که به دست مخاطبان اصلیاش میرسد. انتشار پیدیاف باعث نمیشود این تیراژ کم صدمه بخورد.
این مترجم و نویسنده میگوید: این کار، کار خوبی نیست زیرا اجازه ناشر و مولف اثر گرفته نشده است. کاری غیراخلاقی و غیرقانونی است. علاوه بر آن کسانی که در اینترنت هستند اغلب برایشان راحتتر است که به آن صورت بخوانند. اگر این فایلها نباشد کتاب کاغذی نمیخوانند. انتشار فایل پیدیاف مشتری کتاب را کم نمیکند.
او همچنین میافزاید: من آمار دقیقی ندارم اما حس میکنم معمولا کسانی که دانلود میکنند کتاب را نمیخوانند. فقط حرصِ داشتن و صاحب شدن یک کتاب به صورت غیرقانونی را دارند. برخی کلکسیون خیلی خیلی بالایی از کتابهای پیدیاف دارند اما هیچ کدام را نخواندهاند ولی در مجموع باید گفت این کار، کار خوبی نیست.
پوری با بیان اینکه دانلود غیرقانونی کتابهایش در انگیزهاش تاثیر ندارد میگوید: شخصا به این سادگی انگیزهام پایین نمیآید. من کتابی داشتم که اجازه انتشار نگرفت اما باز انگیزهام پایین نیامد. اگر کسی انگیزهاش قوی باشد با این اتفاقات انگیزهاش پایین نمیاید ولی باز همه اینها صحه گذاشتن بر کار غیراخلاقی و غیرقانونی نیست.
مشکلی همیشگی
کانالهای تلگرامی به بررسی و کار پژوهشی نیاز دارند؛ اینکه چقدر از این کانالهای مرتبط با کتاب میتوانند موثر یا مضر باشند و تاثیرات مثبت و منفی داشته باشند. خلأ کارهای پژوهشی روی پدیدههای نوظهور اینچنینی و آشنایی با ظرفیتهای آنها به شدت احساس میشود.
علی گرانمایهپور استاد علوم ارتباطات در دسترس بودن کتاب را در سرانه کتابخوانی موثر نمیداند و میگوید: من در مورد تأثیر شبکههای مجازی در فیلم، کتاب و موسیقی یک عقیده دارم. هر چه کانال ارتباطی برای انتشار اطلاعات بیشتر باشد شیوه انتشار هم فرق میکند. در کشوری که مردم به هر دلیلی متکی به ارتباط شفاهی هستند میلیونها جلد کتاب را به شکل پیدیاف منتشر کنید باز کمکی به فرهنگ کتابخوانی نمیکند. اما در حال حاضر کانالهای تلگرام جنبه سرگرمی، خبری و اطلاعرسانی دارند.
این تحلیلگر رسانه با تاکید بر انجام کار پیمایشی برای ارائه دقیق نتیجه، بیان میکند: درباره شبکههای مجازی و ماهوارهها تا زمانی که کار پیمایشی انجام نشود نمیتوان گفت شیوه انتشار اطلاعات تأثیر مثبت یا منفی دارد. زمانی که فریاد میزدیم ماهوارهها تأثیر منفی میگذارد هیچکس روی این موضوع تحقیق نکرد. در مورد تلگرام و سایتها هم که کانالهای ارتباطی هستند، باید تحقیق کنیم.
او اظهارنظرهای بیپایه را مخدوشکننده میداند و میگوید: باید سعی شود در مورد ترتیب و تأثیر شبکههای ارتباطی و اجتماعی و اپلیکیشنها تا تحقیق نشده است نظری داده نشود، زیرا ذهن تصمیمگیرندگان را مخدوش میکنیم. به جای میلیونها خبر درباره مزایا و معایب هر پدیده، گروهی تشکیل دهیم تا تحلیل محتوا کنند که واقعا انتشار پیدیاف اثر داشته یا نداشته و اگر داشته به چه شکل بوده است.
گرانمایهپور میافزاید: در واقع به این شکل نیست که بگوییم این کانالها سطح معلومات و مطالعات را بالا میبرد. فارغ از تمام اینها سخت و زود است که درباره تأثیر این شبکهها و سایتها بر مردم قضاوت کنیم. شاخصهای مطالعه متفاوت است و این شبکهها شاخصهای خاص خودشان را دارند.
این استاد ارتباطات درباره رعایت نشدن حق مولف در سایتها میگوید: بحث سایتها با اپلیکیشنها فرق دارد. اپلیکیشنها دائم همراه فرد هستند و قابلیتهای متفاوتی دارند. اما در بحث سایت موضوع کمی جدیتر میشود. برخی کتابها مانند رمانها یا کتابهای علمی به هر دلیلی دیگر چاپ نمیشوند. سایتها به صورت رایگان یا با فروش، کار دسترسی به کتاب را تسهیل میکنند. این اتفاق به نداشتن فرهنگ و قانون بازمیگردد.
او در پایان میگوید: البته رعایت نکردن حقوق مولف مخصوص ایران نیست و در خارج هم وجود دارد اما پلیس سایبر در بسیاری از کشورها با تکیه بر قوانین، گاهی سایتها را میبندد، منشأ آپلود را پیدا میکند و افراد را دستگیر میکند، زیرا برای هنرمند و اثر هنری ارزش قائلاند. بحث حقوق نگارنده و صاحب اثر یکی از مشکلات همیشگی ماست که تابع قانون کپیرایت نیستیم. در بحث انتشار موسیقی هم همین مشکلها وجود دارد.
به این ترتیب به نظر میرسد رعایت نکردن قانون حق مولف در ایران از بزرگترین آسیبهای آثار فرهنگی و هنری است و تنها راه برای سامان دادن به اوضاع نابسامان کپیرایت، تحقیق و شناخت دقیق و در نهایت تنظیم صحیح قانون و اجرای آن است.
گزارش: نازنین ساسانیان - ایسنا
توهین تعریف ساده ای دارد: اگر کسی حرف هایی که دوست نداشتیم را به ما و دوستان ما بزند، توهین است و اگر همان حرف ها و حتی بدترش را به آنهایی که دوست شان نداریم بزند، توهین نیست و انتقاد است.
تا می توانید در این خصوص اطلاع رسانی کنید! هر کجا نشسته اید توی بوق و کرنا کنید که «من با هرگونه توهینی مخالفم» تا می توانید این جمله را تکرار کنید! حتی وقتی که توهین می کنید این جمله را بعد از توهین به کار ببرید تا معلوم شود توهین کردن مهم نیست، بلکه مخالفت با توهین مهم است که شما به قدر کافی از آن بهره مند هستید!
انکار
به صرفه ترین راه در مقابل مشکلات، انکار مشکلات است. با انکار می توانید مشکلات خود را شکلات کنید و آن را بخورید! روش کار خیلی ساده است: از بیخ و بُن انکارش کنید و بگویید: «چه توهینی! اینها همه حساسیت های بیش از حد است و بیشتر سوءتفاهم است تا توهین!» و اگر باز هم اصرار شد و مستند ارائه شد، بگویید: «خب! [و مدتی مکث کنید!] این اتفاقات در محیط های مجازی، امری طبیعی است!» و چند تا مثال بی ربط هم جور کنید و بچسبانید تَنگ قضیه تا از همه لحاظ حق به جانب شما باشد!
بسیاری بر این باورند که شایعات و اخبار نادرست نیز بخشی از زندگی روزمره محسوب می شوند و باید با آنها کنار آمد. به نظر می رسد جوانان بیشتر طرفدار این دیدگاه هستند و تصور می کنند کارکرد سرگرمی و گذران فراغت شایعه سبب می شود اطلاعات نادرست آسیب زننده نباشند اما افراد و گروه هایی که در اثر این شایعات آسیب می بینند، آبرو، اعتبار یا سرمایه اجتماعی خود را از دست می دهند.
سلامتی آنان در معرض تهدید قرار می گیرد و سازمان ها و موسساتی که برای خنثی کردن آثار و پیامدهای نشر این اخبار، هزینه های مالی و انسانی سنگینی متحمل می شوند به خوبی می دانند اطلاعات گمراه کننده یا دروغ چندان هم بی ضرر نیست به ویژه اگر ابزار انتشار آن شبکه های اجتماعی باشند.
شایعات، اطلاعات یا اخباری هستند که صحت آنها تایید نشده است. به همین دلیل هنگامی که در دسترس مخاطب قرار می گیرند، گیرنده پیام نمی تواند درستی یا نادرستی آنها را تشخیص دهد. عموم مردم در برخورد با چنین پیام هایی کمتر می اندیشند و کمتر خود را برای چک کردن درستی محتوا به دردسر می اندازند. شایعات به آسانی آب خوردن منتشر می شوند چون بازنشر آنها در شبکه های اجتماعی بسیار سریع و گسترده است، ضمن آنکه در فضای مجازی که کنترل مستقیمی بر محتوا وجود ندارد و عملا فرآیند دروازه بانی پیام صورت نمی گیرد، هر کاربر می تواند تولیدکننده محتوا و نشر دهنده آن باشد بی آنکه صلاحیت تولید پیام را داشته باشد.
میثم لطفی - ویکتور کوئیرز، 34 ساله که حدود یکدهه از زمان تاسیس آژانس املاک او در کالیفرنیا میگذرد، این روزها بهقدری از لحاظ مالی قدرتمند است که هفته گذشته 500 هزار دلار به یک انجمن خیریه کمک کرد. او در پنج سال نخست فعالیت خود یکبار اعلام ورشکستگی کرد و پس از آن تصمیم گرفت برای همیشه از عرصه خرید و فروش مسکن خارج شود. ولی همسرش پیشنهاد داد آگهی فروش املاک و زمینهایی را که به آنها مراجعه میکنند را روی شبکه اجتماعی اسنپچت بهاشتراک بگذارد تا افراد بیشتری به آنها دسترسی داشته باشند. طولی نکشید که این اتفاق موجب رونق کسبوکار آنها شد و سرانجام کوئیرز در کنار همسرش در فاصله سالهای 2012 تا 2015 میلادی توانست بیش از 50 شعبه از آژانس خود را در شهرهای مختلف آمریکا تاسیس کند و به کمک شبکههای اجتماعی به یکی از بزرگترین بنگاههای املاک در این کشور تبدیل شود.
آژانس املاک زنجیرهای کوئیرز از جمله مراکزی محسوب میشود که بخش اعظم درآمدهای خود را به کمک کانالهای موجود در شبکههای رسانهای از جمله اسنپچت، اینستاگرام و پریسکوپ بهدست میآورد و بیشترین مشتریهای خود را از طریق پلتفرمهای رسانهای جذب میکند. مدیر این مرکز میگوید: «شبکههای اجتماعی یک بنگاه املاک بزرگ محسوب میشوند که آگهیهای تبلیغاتی در آنها بیشترین بازده را دارد ... ولی باید بهدرستی بدانید که چطور در این عرصه حضور یابید و با مشتریان خود برخورد کنید».
بنگاههای مجازی
بسیاری از آژانسهای املاک در سراسر جهان سراغ فیسبوک میروند و در برخی موارد صفحات اختصاصی روی توییتر را در اختیار میگیرند. ولی آندسته از آژانسهایی که کارشناس امور مجازی را استخدام کردهاند، بهخوبی میدانند که حضور در دیگر شبکههای اجتماعی از جمله اینستاگرام و اسنپچت میتواند خریداران جوان را به سمت آنها بکشاند. از جمله آژانسهای زنجیرهای املاک در آمریکا که توانسته است با مطالعه دقیق در این زمینه به موفقیتهای فراوان دست پیدا کند میتوان به Redfin اشاره کرد. این مرکز فناوریهای موجود در شبکههای اجتماعی را به یک مدل کاربردی برای فروش زمین و مسکن تبدیل کرده است و با تمام مشتریان خود از این طریق ارتباط برقرار میکند.
این شرکت هماکنون تبلیغات گسترده در اینستاگرام دارد تا تصاویر خانههای اجارهای و فروشی را به مشتریان نشان دهد و از این طریق آگهیهای خود را بهصورت گستردهتر به انتشار برساند. آنجلا نیومن، مدیر این شرکت بزرگ میگوید هدف اصلی آنها تبلیغ ابزار موبایلی آژانس Redfin از طریق شبکههای اجتماعی است تا بتوانند خود را به همه مردم جهان معرفی کنند.
این شرکت هماکنون کارشناسانی استخدام کرده است تا بهصورت مستمر فعالیتهای آن را در فیسبوک، اینستاگرام، پینترست و یوتیوب مدیریت کنند. در این فعالیتها نهتنها تصاویر مربوط به خانههای اجارهای و فروشی منتشر میشود، بلکه کاربران میتوانند بودجه خود را روی صفحه اختصاصی Redfin در شبکههای اجتماعی مختلف اعلام کنند تا شرکت بتوانند بهترین گزینه را در کوتاهترین زمان برای آنها انتخاب کند. نیومن بر این باور است که اگر کسی قصد خرید خانه در کشور آمریکا را داشته باشد و به صفحات Redfin در پلتفرمهای مختلف مراجعه کند، بیتردید میتواند خانه مورد علاقه خود را در فاصله زمانی یک روز بیابد.
آژانس زنجیرهای Redfin دریافته است که باید در هر شبکه اجتماعی رفتار متفاوتی داشت تا از این طریق مشتریان بیشتر جذب شوند. در فیسبوک کاربران تمایل دارند آگهیهای تبلیغاتی را مانند اخبار جدید مطالعه کنند و به همین دلیل مطالب باید به این صورت تنظیم شوند. در پینترست و اینستاگرام کاربران تمایل به تماشای مطالب تصویری دارند و به همین دلیل در این دو شبکه اجتماعی باید تاکید اصلی روی جنبه بصری آگهیها باشد. در شبکه اجتماعی یوتیوب هم Redfin یک کانال اختصاصی راهاندازی کرده است که در آن نحوه خرید صحیح املاک را آموزش میدهد و بهجز تبلیغات، نشان میدهد که چگونه مردم میتوانند بیشترین استفاده را از منابع مالی خود ببرند.
تجربه حضور آژانسهای فروش مسکن در شبکههای اجتماعی در شرایطی صورت میگیرد که صاحبان بیشتر این مراکز در گروه سنی بالاتر از مشتریان خود به سر میبرند و همین مساله موجب شده آنها بهخوبی نتوانند نیازهای مشتری را شناسایی کنند. میانگین سن اعضای «انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» (NAR) در کشور آمریکا 57 سال اعلام شده است که این رقم با سن والدین غالب خریداران مسکن در کشور آمریکا برابری میکند. مرکز NAR در آخرین گزارش خود اعلام کرد 91 درصد اعضای آن عضو شبکههای اجتماعی هستند و تا اندازهای در این زمینه فعالیت میکنند. با این وجود هنوز هیچ آمار و اطلاعاتی منتشر نشده که نشان دهد فعالیت اجتماعی این مراکز در دنیای مجازی تا چه اندازه موفق بوده است.
بزرگترین آژانس اینترنتی
لینکدین که بزرگترین شبکه اجتماعی سازمانی و گستردهترین پلتفرم تخصصی مجازی در جهان محسوب میشود، از نظر حضور آژانسهای املاک و بنگاههای مسکن توانسته فیسبوک و توییتر را پشت سر بگذارد و در این زمینه هم عنوان نخست را از آن خود کند.
دو مرکز تحقیقاتی NAIOP ماساچوست و Solomon McCown مطالعه مشترکی انجام دادند تا وضعیت آژانسهای املاک در دنیای پلتفرمهای اجتماعی مشخص شود. این بررسی نشان داد لینکدین بزرگترین پلتفرم برای حضور کارگزاران مسکن و بنگاههای املاک محسوب میشود و پس از آن فیسبوک با در اختیارگرفتن 20 درصد بازار در رتبه دوم قرار دارد.
کارشناسان در این بررسی متوجه شدند از میان تمام آژانسهای املاک که فعالیتهای خود را در شبکههای اجتماعی دنبال میکنند، 81 درصد از طریق دستگاههای موبایلی به صفحه اختصاصی خود سر میزنند و بقیه هم رایانههای رومیزی را برای این کار در اختیار میگیرند. باید توجه داشت که جذب مشتریان جدید انعقاد قرارداد با آنها نیز در بیشتر مواقع از طریق گوشی هوشمند انجام میشود و تنها کمتر از هفت درصد صاحبان آژانس املاک ترجیح میدهند در شبکههای اجتماعی حضور نداشته باشند.
از هر 10 نفر که مدیریت آژانس املاک را بر عهده داشتند، 9 نفر اعلام کردند که شبکه اجتماعی موجب رونق کسبوکارشان شده و زندگی تخصصی آنها را تغییر داده است. این بررسی نشان داد که لینکدین با 300 میلیون کاربر در 200 کشور جهان محبوبترین شبکه اجتماعی برای بنگاهداران محسوب میشود و توانسته به یک عرصه قابل اعتماد برای فروش خانه در دورافتادهترین نقاط تبدیل شود. لینکدین برای آنکه بتواند خدمات خود را با کیفیت قابل قبول در اختیار کاربران جهانی بگذارد، بهصورت فصلی از مدیران شرکتهای بزرگی چون یاهو، گوگل، مایکروسافت،TiVo، PayPal و Electric Arts کمک میگیرد. این شبکه اجتماعی که توسط «جِف وینر» مدیریت میشود، امکانات اختصاصی را در زمینههای مختلف ارایه میدهد و همین مساله موجب شده تا صاحبان آژانسهای املاک بتوانند بهخوبی نیازهای خود را در این پلتفرم پاسخ دهند.
لینکدین که خدمات آن بهصورت عمومی عرضه میشود، مدل تجاری خود را بهگونهای تعریف کرده است که درآمدها بهواسطه اشتراک کاربران جهانی، فروش آگهیهای تبلیغاتی و راهکارهای هوشمند سازمانی بهدست میآیند. این سایت در واقع متخصصان جهانی را گرد هم میآورد تا کارایی آنها را به حداکثر برساند و احتمال موفقیت پروژههای آنها را بیشتر کند. به همین دلیل آندسته از آژانسهای تبلیغاتی که در لینکدین سرمایهگذاری کردهاند، بیش از رقبای خود در فیسبوک و توییتر توانستند با مشتریان ارتباط برقرار کنند.
بنگاههای فناورانه
«انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» در آمریکا بر اساس بررسی جدید خود به این نتیجه رسیده که با وجود بمباران اطلاعاتی در شبکههای اجتماعی، مردم به این فضا اطمینان دارند تا بتوانند خانه مورد علاقه خود را از این طریق انتخاب کنند. این مرکز متوجه شده که برای خریداران خانه دشوارترین اتفاق پیدا کردن گزینههای مناسب است. آمارها نشان میدهد از هر 10 نفری که برای پیدا کردن خانه جدید بهصورت اینترنتی جستوجو میکنند چهار نفر با مشکل پیدا کردن گزینههای مناسب مواجه هستند و بهدرستی نمیدانند که چطور میتوانند یک خانه ایدهآل با قیمت مناسب را بیابند. با این وجود گفته شده که بیشتر مردم سعی میکنند به کمک آژانس املاک گزینه مناسب را پیدا کنند؛ به نحوی که در سال 2014 میلادی 88 درصد معاملات مربوط به خرید و فروش خانه در آمریکا را آژانسهای مسکن مدیریت کردند که این رقم در سال 2010 میلادی 83 درصد گزارش شده بود. بررسیها همچنین نشان داد 94 درصد جوانانی که قصد خرید خانه دارند، از سایتهای اینترنتی و بهخصوص شبکههای اجتماعی برای پیدا کردن گزینههای جدید استفاده میکنند. جوانان معمولا سراغ آن دسته از آگهیهای تبلیغاتی در شبکههای اجتماعی میروند که تصاویر خانه را نشان داده باشد، اطلاعات جامع مربوط به موقعیت خانه را شامل شود و یک تور مجازی برای حضور قسمتهای مختلف خانه ارایه دهد. به طور میانگین این سه قابلیت در هر آگهی تبلیغاتی که باشد، بین 10 روز تا دو هفته خانه مربوطه را به فروش میرساند.
آژانسهای املاک این روزها دریافتهاند که برای حضور در بازار رقابتی باید در شبکههای اجتماعی فعالیت مستمر داشته باشند و از این طریق با مشتریان خود ارتباط برقرار کنند. با این اتفاق میزان تمایل فروشندگان خانه به استفاده از فناوری بسیار زیاد شده است؛ به نحوی که بررسیها نشان میدهد طی یک سال گذشته 93 درصد بنگاههای املاک از طریق پست الکترونیکی با مشتریان در ارتباط بودهاند و 85 درصد هم بهصورت مستمر به مشتریان پیامک زدهاند.
ولی در میان این فناوریها شبکههای اجتماعی بیشترین اهمیت را دارند. «انجمن ملی صاحبان آژانس املاک» در آخرین گزارش رسمی خود اعلام کرد که از میان همه بنگاههای فعال در آمریکا 80 درصد در لینکدین حضور دارند، 71 درصد خدمات فیسبوک را بهکار میبرند و بقیه هم در توییتر، اینستاگرام، پینترست و اسنپچت آگهیهای خود را تبلیغ میکنند. حدود 81 درصد صاحبان آژانس املاک در آمریکا اعلام کردند از شبکههای اجتماعی برای بیشتر دیدهشدن، قرارگرفتن در معرض عموم و بازاریابی استفاده میکنند، 66 درصد این پلتفرمها را برای ایجاد ارتباطات و شبکههای جامع بهکار گرفتهاند، 59 درصد از آنها برای تبلیغات استفاده میکنند و 51 درصد هم شبکههای اجتماعی را با هدف افزایش انگیزه میان مشتریان مورد استفاده قرار میدهند.
به هر حال باید توجه داشت که صاحبان آژانسهای املاک بهصورت مستمر بهدنبال روشهایی میگردند تا بتوانند مشتریان را ترغیب به خرید و فروش خانه کنند و تجربه آنها طی چند سال اخیر نشان داده که شبکههای اجتماعی بهترین و کاربردیترین ابزار در این زمینه محسوب میشوند. البته باید گفت بهجز آمریکا، پلتفرمهای اجتماعی در دیگر کشورها هم با هدف خرید و فروش خانه مورد استفاده قرار میگیرند.
(منبع:عصرارتباط)
معاون امنیت سازمان فناوری اطلاعات ایران دو حوزه شبکههای اجتماعی داخلی و شبکههای بانکی را به عنوان اولویتهای با اهمیت ویژه این معاونت اعلام کرد و گفت: این دو حوزه مرتب رصد میشوند و مشکلات امنیتی را به آنها گزارش میکنیم.
سیدهادی سجادی اظهار داشت: مرکز مدیریت امداد و هماهنگی عملیات رخدادهای رایانهای (ماهر) و معاونت امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران به تمامی سیستمهای مهم کشور توجه دارد و در تمامی ابعاد مرتبط با چرخه حیاتی یک سیستم گزارش امنیتی ارائه میکند.
معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران دو حوزه شبکههای اجتماعی داخلی و شبکههای بانکی را به عنوان برنامههای در اولویت این معاونت اعلام کرد و گفت: به دلیل اهمیت ویژه، این دو حوزه به صورت مرتب ارزیابی و رصد میشوند و در جهت بهبود مستمر سیستمها گزارش مشکلات امنیتی را طی جلسات داخلی و خصوصی به آنها گزارش میکنیم.
وی تاکید کرد: شبکههای اجتماعی که یکی از اولویتها محسوب میشوند، حجم وسیعی از کاربران را درگیر کردند و دائم نیز در حال رشد هستند.
سجادی با اشاره به فعالیت پژوهشی مشترک میان معاونت امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران و بخش راهکارهای اطلاعاتی هوشمند دانشگاه صنعتی شریف، گفت: در راستای ایجاد فضای مجازی امن در شبکههای اجتماعی داخلی طی کار مشترکی الزامات امنیتی مورد نیاز شبکههای اجتماعی تهیه شد و این الزامات برای اجرا به دارندگان شبکههای اجتماعی داخلی ابلاغ میشود که تلاش میکنیم آنها را برای رعایت این الزامات توجیه کنیم.
به گزارش فارس معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران با اشاره به نتایج این همکاری مشترک، توضیح داد: طی تحقیقی سطح امنیت اطلاعات کاربران در 10 شبکه اجتماعی برتر داخلی بررسی شد و نتیجه این بود که سطح امنیت در بسیاری از شبکههای اجتماعی داخلی پایین است و این شبکهها از نظر حفظ امنیت کاربران دارای نقصهای متعددی هستند.
وی با ذکر مواردی از نتایج این پژوهش بدون اعلام نام شبکهها، گفت: برای مثال در آخرین رویداد اطلاعات 2 میلیون کاربر یکی از شبکههای اجتماعی پربازدید داخلی (که با مخاطرات زیادی مواجه بود و دارای سطح امنیت پایین گزارش شده بود) هک شد و اطلاعات حساب کاربری و کلمه عبور این کاربران در اینترنت منتشر شد.
سجادی ادامه داد: همچنین مشخص شد که برخی شبکههای اجتماعی داخلی اقدام به فروش اطلاعات کاربران خود میکنند که در باره این موضوع در صورت داشتن شاکی میتواند اعلام جرم شود.
معاون امنیت فضای تبادل اطلاعات سازمان فناوری اطلاعات ایران خاطر نشان کرد: این مخاطرات به دلیل نوعی سهلانگاری و عدم آگاهی از طرف صاحبان شبکه و مردم وجود دارد که با برنامه جدی سازمان فناوری اطلاعات، به صورت مرتب اطلاعات مفیدی را برای امنسازی به صاحبان این شبکهها گزارش میدهیم و به زودی شاهد ارتقاء جدی سطح امنیت در شبکههای اجتماعی داخلی خواهیم بود.
سخنگوی سازمان ثبتاحوال کشور گفت: سازمان ثبت احوال بحث شناسایی در فضای مجازی را در دستور کار قرار داده است و با توجه به اینکه براساس آمارها 280 میلیون نفر از شبکههای اجتماعی در سراسر دنیا استفاده میکنند و قشر عظیمی از مردم ایران نیز در این شبکهها حضور دارند، مأموریت جدی این سازمان اعلام و احراز هویت در فضای مجازی است.
وی خاطرنشان کرد: شماره ملی برای تمام آحاد جامعه ضروری و واجب است و بدون این شماره نمیتواند خدمات مختلف دریافت کند. در حال حاضر جمعیتی حدود 5 میلیون نفر که 15 سال و بالاتر سن دارند تا به امروز هیچ نوع کارت شناسایی دریافت نکردهاند که 3 میلیون نفر از آنها بیش از 18 سال سن دارند.
طریقت ادامه داد: این افراد از اول مهر تا اول دی ماه مهلت دارند نسبت به دریافت کارت ملی هوشمند همراه با تسهیلات اقدام کنند و در غیراینصورت برابر قانون و تصمیمات اتخاذشده با آنها برخورد خواهد شد.
وی درباره فراوانی نام اظهار داشت: 10 نام اول برای پسران در 6 ماهه نخست امسال به ترتیب، امیرعلی، محمد، علی، ابوالفضل، محمدطاها، امیرحسین، حسین، امیرعباس، امیرمحمد و محمدمهدی بوده است.
وی درباره 8 نام فراوان برای دختران نیز اظهار داشت: فاطمه، زهرا، نازنینزهرا، یسنا، زینب، ریحانه، فاطمهزهرا و باران 8 نام نخست در 6 ماهه امسال برای فرزندان دختر ایرانی بوده است.
طریقت درباره ارائه کارت هوشمند ملی اظهار داشت: در طول برنامه پنجم باید کارتهای هوشمند ملی جایگزین کارتهای فعلی میشد که بهدلیل مشکلات مختلف در حوزه تجهیزات و بدنه کار و اعتبارات این مهم محقق نشد.
وی افزود: اعتبارات کارتهای هوشمند ملی از محل درآمد و هزینه است که برای هر کارت 17 هزار و 200 تومان براساس مصوبه هیأت دولت اخذ میشود که پس از حدود 2 ماه این کارتها تحویل داده خواهد شد که بابت این تأخیر طولانی از مردم عذرخواهی میکنیم.
به گزارش فارس سخنگوی سازمان ثبتاحوال کشور گفت: سومین ماشین صدور کارتهای هوشمند ملی نیز نصب شده است تا با ارتقای ظرفیت، تحویل کارتهای هوشمند ملی زودتر انجام شود.
وی خاطرنشان کرد: کارتهای ملی فعلی تا 7 سال اعتبار دارد که تعدادی از آنها اعتبارشان به اتمام رسیده، لذا تا زمانی که عدم اعتبار کارتهای ملی را سازمان اعلام نکند، این کارتهای ملی اعتبار دارد.
طریقت بیان داشت: در حال حاضر کارت هوشمند ملی تنها به افرادی داده میشود که کارت اولی هستند و تاکنون هیچ کارتی دریافت نکردهاند که تعداد آنها نیز حدود 3 میلیون نفر است.
وی خاطرنشان کرد: علیرغم وعدههای دادهشده قادر نیستیم تا پایان امسال 20 میلیون کارت هوشمند ملی توزیع کنیم.
طریقت افزود: تاکنون حدود 3 میلیون و 200 هزار نفر کارت هوشمند ملی را دریافت کردهاند.
وی یادآور شد: افرادی که تاکنون شناسنامه دریافت نکردهاند در کشور نداریم و میتوان گفت هر ایرانی یک شناسنامه دارد.
سخنگوی سازمان ثبتاحوال کشور درباره تغییر نام اظهار داشت: 12 هزار نام و 32 هزار نام خانوادگی در 6 ماهه امسال تغییر یافته است که در سال گذشته 22 هزار نام و 65 هزار نام خانوادگی تغییر یافته بود.
وی درباره ارائه شناسنامه مکانیزه نیز اظهار داشت:9.5 میلیون شناسنامه مکانیزه تاکنون صادر و در اختیار شهروندان قرار گرفته است.