ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۳۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


برایان رزنیک – ترجمه علیرضا شفیعی‌نسب - در سال ۲۰۱۳، کاربران ردیت و توییتر اتهاماتی کاملاً جعلی نسبت به یک سری افراد نشر می‌دادند که طبق ادعا، «متهم» بمب‌گذاری بودند. پس از حادثۀ پارکلند هم، یک تئوری توطئه در شبکه‌های اجتماعی نشر یافت که می‌گفت تیراندازانِ جان‌به‌دربرده در اصل کنش‌گرانی هستند که می‌خواهند برای قوانین مربوط به کنترل سلاح جلب حمایت کنند. این شایعه قبل از اینکه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی وارد عمل شوند و آن را حذف نمایند، به اطلاع صدها هزار کاربر رسید.

اخیراً ژورنال ساینس پژوهشی منتشر کرده که این الگو را (حداقل در رابطه با شیوع اطلاعات غلط در توییتر) اعتبارسنجی می‌کند. این پژوهش با تحلیل میلیون‌ها توییت مربوط به سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷، به نتیجه‌ای شوکه‌کننده می‌رسد: «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اکاذیب بسیار دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این پژوهش همچنین دریافت که «تأثیر اخبار سیاسی جعلی به مراتب پررنگ‌تر از اخبار جعلی مربوط به تروریسم، بلایای طبیعی، علم، افسانه‌های محلی یا اطلاعات مالی است».

این تحلیل عظیمْ با گردهم‌آوردن داده‌ها، به این ظن متداول می‌پردازد که رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان پلتفرمی برای نشر اخبار، گرایش به خبرهای خاله‌زنکی، تأییدنشده، احساسی و جعلی دارد. و این امر نگران‌کننده است، چون رسانه‌های اجتماعی به نیرویی غالب برای نشر اخبار تبدیل شده‌اند.

اما شاید بتوان گفت یافتۀ مهم‌تر این پژوهش این است که چه چیزی به این اخبار جعلی دامن می‌زند؟ این عامل نه حساب‌های پرنفوذ توییتری با میلیون‌ها کاربر دنبال‌کننده است و نه بات‌های روسی که آن‌ها را برای توییت خودکار اطلاعات غلط طراحی می‌کنند. عامل اصلی شیوع این اخبار جعلی خودِ کاربران عادی توییتر با دنبال‌کننده‌های اندک هستند که معمولاً اخبار غلط را با دوستانشان به اشتراک می‌گذارند.

امروزه بیش از هر زمان دیگر مشخص است این است که شیوع اخبار جعلی از پیامدهای نقص در ابعاد روانشناختی انسان است. پلتفرم‌هایی مثل توییتر صرفاً این نقص را تقویت می‌کنند. اما مشخص نیست که آیا چنین پلتفرم‌هایی می‌توانند این مشکل را حل کنند یا نه.

 

چگونه یک دروغ را در سراسر توییتر انگلیسی‌زبان ردیابی کنیم؟

پژوهش جدید ساینس حاصل کار سه محقق علوم کامپیوتری در دانشگاه ام‌آی‌تی است. آن‌ها این پروژه را دو سال قبل از اینکه «اخبار جعلی» به لفظی متداول تبدیل شود، آغاز کرده بودند.

هدف آن‌ها بررسی چیزی بود که ساده به‌نظر می‌رسید، اما دربرگیرندۀ حجمی عظیم از داده‌هاست. همۀ ما واکنش زنجیره‌ای یک توییت ویروسی را دیده‌ایم. یک نفر چیزی را توییت می‌کند، دیگری آن را ریتوییت، فرد سوم بابی کاملاً مجزا اما در رابطه با همان مطلب باز می‌کند. توییت‌ها در واکنش زنجیره‌ای که یادآور شکافت هسته‌ای است، پراکنده و بازنشر می‌شوند.

پژوهشگران ام‌آی‌تی می‌خواستند تلاش کنند تمام آن زنجیره را ثبت کنند (تا ببینند شایعات جعلی با چه سرعت و عمقی و برای چند نفر نشر می‌یابند) و سپس آن را با نحوۀ نشر اخبار واقعی مقایسه نمایند. (توییتر به کاربران اجازه می‌دهد خاستگاه و مسیر نشر توییت‌ها را ببینند. انجام چنین تحلیلی با شبکه‌های الگوریتم‌محورتر مانند فیسبوک بسیار دشوارتر است).

آن‌ها در ابتدای کار به وبسایت‌های حقیقت‌سنجی نظیر اسنوپز، پولیتی‌فکت و فکت‌چک مراجعه کردند تا مطالب واقعی و جعلی که قابل اعتبارسنجی هستند را از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ پیدا کنند. سینان آرال، نویسندۀ ارشد مقاله می‌گوید «سپس سراغ داده‌های توییتر رفتیم و کار را رو به عقب آغاز نمودیم» تا بفهمند هر خبر جعلی اولین بار در کجا مورد اشاره قرار گرفته است.

آن‌ها با این کار تمام دفعاتی را که این اخبار جعلی از روی توییت اولیه، ریتوییت شدند یا کاربری دیگر آن‌ها را بازگو کرد، مشاهده نمودند. سروش وثوقی، یکی دیگر از مؤلفان این مقاله توضیح می‌دهد که این تحلیل شامل ریتوییت‌های نقل‌قول۱ نبود (در این نوع از ریتوییت، کاربران می‌توانند نظری را در بالای توییت اصلی اضافه کنند)، چون نمی‌توان فهمید ریتوییت‌های نقل‌قول «اطلاعات غلط را گسترش می‌دهند یا آن‌ها را اصلاح می‌کنند».

اما در نهایت، پژوهشگران به نمونه‌ای از ۱۲۶۰۰۰«آبشار» توییت (یعنی زنجیرۀ ریتوییت‌ها) رسیدند که ۳میلیون نفر در نشر آن‌ها دست داشتند.

توییتر امکان دسترسی مخصوص به حجم واقعاً شگفت‌انگیزی از داده‌ها را داد. دیوید لیزر، دانشمند علوم سیاسی و کامپیوتری در دانشگاه نورث‌ایسترن می‌گوید: «کمتر پلتفرمی چنین امکان دسترسی‌ای در اختیار قرار می‌دهد». او می‌افزاید توییتر را باید تحسین کرد که با کمال میل به پژوهشگران اجازه می‌دهد هر توییت عمومی را که قصد دارند در تحلیلشان بگنجانند، مورد پرس‌وجو قرار دهند. معمولاً توییتر حجم داده‌هایی را که پژوهشگران از سرورهایش به دست می‌آورند، محدود می‌کند.

 

پژوهشگران پس از اینکه داده‌هایشان را تکمیل کردند، تأثیر این اخبار جعلی را از سه جهت مورد سنجش قرار دادند:

۱. سرعت: مطلب با چه سرعتی به دست تعداد مشخصی از افراد می‌رسد

۲. عمق: هر خبر جعلی چند بار ریتوییت می‌شود

۳. دامنه: کاربران اطلاعات غط را چگونه ارزیابی می‌کنند

 

پژوهشگران شیوع اخبار غلط را با نشر اخبار واقعیِ حقیقت‌سنجی شده و چند خبرِ موردتأیید دستیاران پژوهشی مقایسه کردند.

نتایج بسیار آزارنده بود: در هر یک از این معیارها، اخبار جعلی سرتر از اخبار موثق بود. «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اخبار جعلی دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این را آرال می‌گوید و می‌افزاید که تأثیر اخبار سیاسی به‌طور خاص بیشتر است.

در مجموع، یافته‌های این تحلیل نشان می‌دهد که «حقیقت شش برابر بیشتر از دروغ طول می‌کشد تا به دست ۱۵۰۰ نفر برسد».

 

یک محدودیت بزرگ: آیا مقایسۀ اخبار جعلی با اخبار واقعی منصفانه است؟

بزرگ‌ترین محدودیت این پژوهش نمونۀ مقایسه‌ایِ مربوط به اخبار واقعی بود. پژوهشگرانْ اخباری را استخراج نمودند که وبسایت‌های حقیقت‌سنج آن‌ها را تأیید کرده بود. آن‌ها مسیر این اخبار را در میان اکوسیستم توییتر ردیابی کردند. پژوهشگران همچنین چند خبر واقعی دیگر را هم افزودند که دستیاران پژوهشی آن‌ها را انتخاب کرده بودند.

با این حال، چنین کاری شاید مثل مقایسۀ سیب و پرتقال باشد. وب‌سایت‌های حقیقت‌سنجی صحت اخبار جعلی را هم اگر به‌طور گسترده شیوع و نشر یافته باشد تأیید می‌کنند. خبرهای واقعی ممکن است در آن حد ویروسی نشود.

همچنین اخبار واقعی از طریق خروجی‌های مختلفی به دست ما می‌رسند، اما بسیاری از شایعات ریشه در توییتر دارد.

مثلاً وقتی یک تیرانداز دست به کشتار در محیط یک مدرسه بزند، احتمالاً آن را از منابع مختلفی نظیر تلویزیون، رادیو و پیام‌های متنی دوستان بشنویم. این نوع انتشار اخبارْ تفاوتی کیفی با شایعات توییتری دارد که می‌توان آن‌ها را تا خاستگاه چند نفره‌شان ردیابی کرد. به گفتۀ دیوید رند، روانشناس دانشگاه ییل که در مورد شیوع اطلاعات غلط پژوهش می‌کند «میلیون‌ها خبر واقعی و مهم هم وجود دارد که توجهات زیادی را به خود جلب کرده‌اند».

به همین خاطر سخت می‌توان مشخص کرد که گروه مناسب مقایسه باید در این پژوهش به چه صورت باشد. این را رند می‌گوید که خودش در مقالۀ ساینس دستی نداشته. آیا درست است شیوع تئوری‌های توطئه در مورد دانشجویانی که به عنوان «کنش‌گران بحران» عمل می‌کنند را با اخبار هواشناسی یا بازار سهام مقایسه کرد؟ سخت می‌توان چنین گفت.

اما حتی اگر مقایسه با اخبار واقعی را هم نادیده بگیریم، این مقالۀ ساینس واقعیتی دلسردکننده را در مورد اخبار توییتری نشان می‌دهد: اینکه اخبار جعلی می‌تواند سریع و عمیق نشر یابد.

این پژوهش دریافت که «اکاذیب در هر سطحی نسبت به حقیقت، به دست افراد بیشتری می‌رسد، بدین معنا که افراد اکاذیب را بسیار بیشتر از حقیقت ریتوییت می‌کنند».

همچنین مهم است بدانیم چرا و چه کسی پشت این قضیه است.

برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران بررسی کردند که آیا اخبار جعلی میان افراد عادی و دوستانشان نشر می‌یابد یا اینکه حساب‌های بزرگ با چندین میلیون دنبال‌کننده آن‌ها را می‌پراکنند؟

آن‌ها دریافتند که «افرادی که اخبار جعلی را نشر می‌دهند به‌طور معناداری دنبال‌کننده‌های کمتری دارند، معمولاً اعتبارسنجی نشده‌اند و فعالیت کمتری در توییتر دارند». این را آرال می‌گوید. به عبارت دیگر، همین اعضای عادی هستند که اخبار جعلی را نشر می‌دهند.

این تحلیل چیز چندانی در مورد حساب‌های پرطرفداری مانند اینفووارز۲ که عمدتاً اکاذیب را نشر می‌دهند نمی‌گوید. وثوقی می‌گوید «نمی‌گوییم حساب‌های بزرگ و پرطرفدار نقشی در نشر اخبار جعلی ندارند». حرف آن‌ها به‌طور خلاصه این است که حساب‌های نشردهندۀ اخبار کذبْ نسبت به حساب‌های نشردهندۀ اخبار واقعی، به دست افراد بیشتری می‌رسند.

کنند) را نیز مدنظر قرار می‌دهد. جالب است بات‌ها در مجموع اخبار واقعی و جعلی را با نرخی برابر نشر می‌دهند. با این حال مشخص است که سرعت و عمق انتشار اخبار جعلی را باید به انسان‌هایی نسبت داد که آن‌ها را نشر می‌دهند.

هدف از طراحی این پژوهش درک انگیزۀ افرادِ نشردهندۀ اخبار جعلی نبود. آیا این کاربران عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند؟ آیا ترول می‌کنند؟ آیا به طعنۀ ریتوییت می‌نمایند؟ این پژوهش حرفی در این مورد نمی‌زند.

اما پژوهشگران توانستند به یک پاسخ احتمالی برسند: اینکه اخبار جعلی تازه‌تر و غیرمنتظره‌تر از اخبار واقعی هستند. اینجا بود که مجموعه داده‌های عظیم به کار آمد. این قضیه برای پژوهشگران قابل مشاهده بود که آیا کاربرانی که اخبار جعلی توییت می‌کنند، قبلاً این اخبار جعلی را در صفحۀ فید (خوراک) خود دیده‌اند یا نه. اگر قبلاً آن را ندیده‌اند، می‌توان آن اخبار را تازه‌تر به حساب آورد.

به گفتۀ آرال «اخبار جعلی به طور قابل‌توجهی تازه‌تر از اخبار واقعی بودند و این با عقل جور درمی‌آید؛ چون وقتی اصلاً در قید واقعیت نباشید، اطلاعات خیلی تازه‌تری به ذهنتان می‌رسد». تحلیل احساسات در این مقالۀ ساینس نشان داد که پاسخ‌های ارائه‌شده به توییت‌های اخبار جعلی خیلی بیشتر از اخبار واقعی حاوی ابزار شگفتی یا انزجار است. شاید به همین خاطر است که اخبار جعلی مرگ سلبریتی‌ها تا این حد در توییتر شایع‌اند: این اخبار غیرمنتظره و احساسی هستند و سخت می‌توان در برابر به اشتراک‌گذاری آن‌ها مقاومت کرد.

پژوهش‌های دیگری هم این فرضیۀ «تازگی» را نشان داده‌اند. بنا به مقاله‌ای در سال ۲۰۱۷ که رند یکی از نویسندگان آن بود، وقتی شرکت‌کنندگان سرتیترهایی را می‌بینند که تکرار می‌شوند، به احتمال زیاد آن‌ها را باور می‌کنند (این امر نتیجۀ چیزی است که به به «اثر حقیقت موهوم»۳ معروف است)، اما احتمالش کمتر است آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذرانند. پژوهش دیگری دریافت که هر چه بار اخلاقی یا احساسی یک توییت بیشتر باشد، احتمال نشر آن در میان یک گروه با ایدئولوژی خاص بیشتر است.

 

آیا توییتر واقعاً می‌تواند این مشکل را حل کند؟

مشکل پیگیری اخبار از طریق توییتر همین است که بر عمیق‌ترین لایه‌های احساسمان دست می‌گذارد. و اخبار جعلی را هم معمولاً با همین هدف طراحی می‌کنند.

در گفت‌وگویی که با میریام متسگر داشتم، این پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا که دستی در این پژوهش ساینس نداشت می‌گوید «اخبار جعلی برای نشر دادن بسیار مناسب است: هم شوکه‌آور است، هم غیرمنتظره است و هم بر احساسات مردم دست می‌گذارد. فرمول نشر اطلاعات غلط همین است». نقش ابعاد روانشناختی انسان باعث می‌شود تا بسیاری از ما جذب محتوای جعلی شویم و تمایل به نشر آن داشته باشیم.

رند معتقد است که «همکاری ناسالمی میان ترول‌ها و پلتفرم‌ها وجود دارد. درگیر کردن مردم در محتوا برای پلتفرم‌ها خوب است و ترول‌ها هم می‌خواهند محتوای درگیرکننده ایجاد کنند».

این مسیری سخت است که توییتر باید از آن عبور کند. توییتر می‌خواهد مرجع اخبار فوری باشد. این را نیز می‌خواهد که تجربه‌ای درگیرکننده و موثق برای کاربران خود فراهم نماید. این دو هدف شاید همیشه در تضاد باشند. در عین حال، سود این قضیه (تا حدی) به افرادی هم می‌رسد که درگیر محتوای جعلی هستند و آن‌ها را نشر می‌دهند.

برایم سؤال است که آیا شبکه‌های اجتماعی واقعاً روزی می‌توانند این مشکل را حل کنند؟ اگر آن‌ها بخواهند تجربۀ پلتفرمشان کاربرمحور باشد (و اگر الگوریتم‌ها سرنخ‌های ساده‌ای از کاربران بگیرند تا مشخص کنند چه چیز مهم است)، اخبار جعلی همیشه دست بالا را در نشر در این پلتفرم‌ها خواهند داشت.

توییتر پیشرفت‌هایی داشته: بات‌ها را مسدود کرده و در راستای ارزیابی مجدد سلامت گفتگوهای پلتفرم خود فراخوان داده است. این رسانه پژوهشگرانی نظیر آرال را دعوت می‌کند تا اطلاعات غلط را بر روی پلتفرم بررسی کنند. توییتر می‌تواند در کشف توییت‌های سرشار از نظریه‌های توطئه و سرکوب آن‌ها عملکرد بهتری داشته باشد. همچنین می‌تواند کاربران بیشتری را که عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند، مسدود نماید.

اما اخبار جعلی فقط برای کسانی جذاب نیست که خواهان نابودی دنیا هستند، بلکه برای بسیاری از ما جذاب است. ما هم عضو توییتر هستیم.

پی‌نوشت‌ها:

• این مطلب را برایان رزنیک نوشته است و در تاریخ ۱۹ مارس ۲۰۱۸، با عنوان «False news stories travel faster and farther on Twitter than the truth» در وب‌سایت ووکس منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ آن را با عنوان «انتشار اخبار جعلی توییتر کار کیست؟ من و شما» و ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب منتشر کرده است.

•• برایان رزنیک (Brian Resnick) گزارشگر وب‌سایت ووکس است. نوشته‌های او مرتبط با علوم اجتماعی و رفتاری، فضا، پزشکی، محیط زیست و اصولاً هر چیزی است که باعث شود بگویید «چه جالب».

 

[۱] Quote retweet

[۲] Infowars

[۳] Illusory truth effect

مرجع: ووکس (منبع:سایت ترجمان)

از «سلبریتی» به «اینفلوئنسر»

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

وسط ماجراهای پرتنش فضای مجازی، عده ای پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار. سلبریتی ها هم دم را غنیمت شمردند.

«اگر کاری از نظر جامعه ناپسند است، نامِ آن را عوض کن، خواهی دید که چگونه آن کار تطهیر می شود». این توصیه را بسیاری در طول تاریخ به کار بسته اند و نتیجه هم کمابیش همیشه مطلوبشان بوده است. یک نمونه آن «رشوه» است که به ندرت بتوان کسی را یافت که بتواند یا بخواهد با صدای بلند از آن دفاع کند، اما اگر نامِ‌ آن را عوض کنیم و آن را «شیرینی» یا «هدیه» بنامیم، خواهیم دید که به اذن خدا هیچ کس منتقد آن نخواهد بود و حتی کسانی داد سخت خواهند داد که اخلاقی نخواهد بود که اگر کسی کاری برای تو کرد، در تشکر از او کم بگذاری و همین حداقل «شیرینی» را هم به او ندهی. نمونه دیگرش همین «مطرب» و «رقاصه» است که تا همین چند سال پیش ناسزا حساب می‌ شد، اما وقتی نام آن تغییر کرد و شد، مثلاً، «رقصنده»، دیدیم که حتی با همین «رقاصه‌» های قدیم و «رقصنده» های جدید مصاحبه هم کردند و بسیاری از مردمی که وقتی می خواستند به زنی ناسزا بگویند او را «رقاصه» می خواندند نشستند و با لذت همان مصاحبه ها را دیدند و برای هم تعریف کردند و حتی آهی هم دور هم کشیدند. واضح است که من این جا نمی خواهم موضع گیری اخلاقی کنم و از بحث های بعدی نتیجه بگیرم که آن گروهی که می خواهم از آن ها صحبت کنم «رقاصه» یا شبیه آن هستند؛ العیاذ بالله! این ها تنها مثال است برای این که حرفم را منتقل کنم. حرف این است که اگر چیزی، به غلط یا درست، در جامعه نکوهیده است، می توان با عوض کردنِ نامش آن را تطهیر کرد و دیگر کسی با آن مشکلی نخواهد داشت.

به گزارش مهر حالا، به گمان من چنین اتفاقی برای واژه «سلبریتی» افتاده است. تا پیش از شبکه های مجازی، در دهه های ۶۰ و ۷۰، کسانی در سینما بودند که نامشان «سوپر استار» بود و معمولاً، اگر نه همیشه، از بهترین های نسل خود بودند. دهه ها قبل از آن، کسانی از نویسنده ها و رمان نویس ها بسیار «مشهور» بودند و همیشه در روزنامه ها و مطبوعات بحث از آن ها بود. برای این گروه هم حداقلی از توانایی و استعداد ضروری بود. به گمان این حقیر، دلیلِ این ضرورت، چه در باب سوپراستارها و چه در مورد «مشاهیر»، این بود که کسانِ دیگری بودند که درباره‌ی آنان حرف می‌ زدند و آن افراد باید دلیلی می یافتند تا درباره کسی حرف بزنند.

اما وقتی شبکه های اجتماعی به عرصه آمدند، به عنوان خلف صالح مجلاتِ زرد، ماجرا عوض شد. این بار دیگر این دیگران نبودند که درباره افراد حرف می زدند، این خودِ افراد بودند که تریبون پیدا کرده و می توانستند حرفشان را بزنند. اما این جا هم، در مراحلِ اولیه، یعنی زمانی که وبلاگ ها بسیار فعال بودند، قانون بقای اصلح هنوز حاکم بود.

بعد از این که چند سالی از شوکِ ایجاد وبلاگ گذشت، دیگر بسیاری از وبلاگ هایی که شعرهای احساسی می نوشتند و زیر پستِ وبلاگ های دیگر کامنت می گذاشتند که تبادل لینک کنند و گلی هم کنار کامنتشان می گذاشتند از گردونه حذف شدند و وبلاگ هایی باقی ماندند که، بای نحو، حرفی برای گفتن یا نوآوری ای در شیوه گفتن داشتند. اما وقتی فیس بوک و خصوصاً بعد از آن اینستاگرام و بعد شبکه های پیام رسانی مانند تلگرام آغاز به کار کردند، ماجرا به کلی عوض شد. آن جا دیگر می توانستی به هر نحو، مطلقاً به هر نحو، «فالوور» جمع کنی و برای همین کسانی حتی از «درآوردن شلوار» و مسخره کردن خود و ناسزا گفتن به دیگران هم دریغ نکردند.

همه ی این ها نامِ «سلبریتی» به خود گرفتند و، بنا به طبیعتِ بشر، که همه جا دوست دارد طبقه بالا و طبقه پایین ایجاد کند و کسانی خود را برتر از باقیِ افراد بدانند، در میان سلبریتی ها هم سلسله مراتبی به وجود آمد و کسانی شدند سلبریتی سطح بالا و کسانی هم شدند سلبریتی سطح پایین.

در این میان، برخی از این سلبریتی ها، که عموماً از سینما و تلویزیون به فضای مجازی آمده بودند، کارکردی دوگانه یافتند. اینان هم سلبریتیِ سینمایی یا تلویزیونی بودند و هم سلبریتی مجازی و همین هم باعث شد که بتوانند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند و قاعدتاً خود را برتر از باقیِ سلبریتی ها می دانستند، می خواستند به قول معروف سفره خود را از این سلبریتی های سطح پایین جدا کنند.

جز این، واژه «سلبریتی»، بعد از ظهورِ آن طبقه سلبریتی های سطح پایین سابق الذکر، دیگر آن بار مثبت خود را از دست داده بود و حتی این جا و آن جا به عنوان ناسزا هم به کار می رفت، بسیار شبیه اتفاقی که پیش از این برای واژه های «ژورنالیستی» و «روشنفکری» افتاده بود و از بار معنایی مثبت، به چیزی در سطح وراجی های احمقانه و دک و پزِ بدونِ ریشه پایین آمده بود. برای همین بود که عده ای، که البته ریشه آن را عده را نمی دانم کجاست، پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار.

سلبریتی های فیس بوکی و اینستاگرامی هم این را غنیمت شمردند و همایش و گرد هم آیی برگزار کردند و خود را نه «سلبریتی»، که «اینفلوئنسر» نامیدند و بعد هم اخ و پیف راه انداختند که این سلبریتی ها (یا به اصطلاح، «شاخ های مجازی») فلان اند و نباید مشهورشان کرد، و بعد عده دیگری از همین «اینفلوئنسر» ها هم پیدا شدند و گفتند اصلاً سلبریتی یعنی احمق، و نباید اساساً کاری به کار احمق ها داشت.

جزئیاتِ بحث این جا البته مهم نیست. آن چه مهم است، این است که پدیده، پدیده یکسانی است. عده ای هستند که با استفاده از رسانه ها، حال چه سینما و تلویزیون و چه فیس بوک و تلگرام، مشهور شده اند و البته بعضی آدم حسابی اند و بعضی نه، اما این در اصل ماجرا تغییری نمی دهد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که وقتی واژه ای در جامعه بار منفی پیدا می کند، تا آن جا که کسانی به فکر می افتند که نام دیگری برای آن انتخاب کنند، نشان دهنده اتفاقی بسیار فراگیر در جامعه است.

*

در ابتدای بحث از «رشوه» و «شیرینی» و «رقاصه» و «رقصنده» سخن گفتم، اما باید به این نکته توجه کرد که این دو مثال فرقی اساسی با «سلبریتی» و «اینفلوئنسر» دارند. «رشوه» و «رقاصه» در جامعه در کوتاه مدت بار معنایی منفی نیافته اند و مردمانِ کشور ما، تا جایی که یادشان می آید، این دو واژه بار منفی داشته اند (و البته این بدان معنا نیست که بار معنایی منفی آن ها ازلی و ابدی است، اینجا بحث فقط از طول مدتی است که این بار معنایی با این واژگان بوده است). اما «سلبریتی» در جلوی چشمانِ یک نسل چنین تغییری کرده است، درست همان طور که اگر در دهه ۶۰ واژه «روشنفکر» در ذهن مخاطبان کسانی مانند داریوش شایگان، رضا داوری اردکانی و عبدالکریم سروش را تداعی می کرد، اکنون و پس از تغییر نسل همین واژه جوانک های ریشویی را تداعی می کند که تمام روز خود را در کافه و به دنبالِ «مخ زدن» می گذرانند. یکی از عوامل چنین اتفاقی می تواند این باشد که جامعه، به قول آن نظریه پرداز ایرانی، و البته در معنایی کمی متفاوت با منظور او، «جامعه ای کوتاه مدت» است. به این صورت که اتفاقات در جامعه ایران بسیار سریع اند و بسیار هم زود فراموش می شوند. یک دلیل دیگر هم این است که وقتی افراد بیشتری امکان می یابند تا در جمع یا دسته ای حضور داشته باشند، به تبع حضورِ افراد مختلف، و به دلیلِ این که اکثریت افراد «متوسط» اند و نه نابغه یا «خاص» (منحنیِ نرمالِ ویژگی های انسانی را به یاد آورید)، ویژگی هایی به آن گروه نسبت داده می شود.

اگر زمانی تنها دو یا سه تن «روشنفکر» حساب می شدند، قاعدتاً این واژه معنای متفاوتی داشت تا زمانی که تعداد بسیار بیشتری «خود را با این نام می شناسند». اما شاید دلیلِ اساسی تر همین امکانِ تریبون داشتنی است که با ظهور فضای مجازی برای همه به وجود آمده است. وقتی فضای مجازی این امکان را به وجود می آورد که همه، بدون هیچ استثنایی، بتوانند تریبونی مخصوص خود داشته باشند، قاعدتاً افراد بسیاری از پایینِ منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و فرهنگ و حتی سلامت روانی هم تریبون دارند و چون چنین افرادی توجه بیشتری به خود جلب می کنند، لاجرم مشهورتر می شوند و باعثِ ننگِ نامِ «سلبریتی».

*

اما به گمانم، هر چند همه این عوامل را دخیل می دانم، دلیلِ «هنجاری» ای هم در کار است. در واقع، حتی کسانی که از بالای منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و سلامت روانی به عرصه شهرت پا گذاشته اند، به تدریج به خاطر طبیعتِ فضای مجازی تغییر می کنند، چه این تغییر آگاهانه باشد و چه نا آگاهانه. این پدیده شناخته شده ای است که اگر نویسنده ای یا فیلمسازی فیلم موفقی بسازد، بعد از آن برایش بسیار دشوار خواهد بود که مسیر دیگری در پیش بگیرد و تمایل خواهد داشت همان مسیر را تکرار کند و در نتیجه به مرور ارزش و اهمیت خود را از دست خواهد داد.

اما اینجا و در آخرین بخش این یادداشت می خواهم بر نکته دیگری تاکید کنم، این که «سلبریتی» ها یا «اینفلوئنسر» ها، بعد از چشیدنِ لذتِ شهرت، دیگر نمی خواهند این موقعیت را از دست بدهند و به همین دلیل خود را به جریانِ آب می سپارند. نمونه این پدیده را به آسانی می توان در اینستاگرام یا تلگرام یافت. بازیگر یا کارگردان یا نویسنده ای که به ضرورت رنگِ «پروفایلش» را بنفش می کند، در موقعیتی به تندی از پلیس انتقاد و در موقعیت دیگری به تندی از او حمایت می کند، با فیلترینگ مخالفت می کند و به دولتی که در زمان انتخابات برایش سینه چاک کرده به خاطر قیمت ارز به تندی می تازد، بدون این که ذره ای در هر یک از این امور سررشته ای داشته باشد.

این البته به این معنا نیست که شخص نمی تواند نظر خود را تغییر دهد، هر انسان عاقلی متناسب با شرایط به هرچیزی واکنش نشان می دهد، اما عقلِ روزمره به انسان ها نشان می دهد که کجا تغییرِ موضع است و کجا ریاکاری و سوار شدن بر موج. در واقع، به نظر می رسد که یکی از مهم ترین، اگر نه مهم ترین، دلایلی که باعث شده واژه «سلبریتی» بار منفی پیدا کند این است که مردم، که معمولاً شامه تیزی در این موارد دارند، فهمیده اند که قرار است فقط سرشان کلاه گذاشته شود و طرفشان ارزشی برای حرفِ یک ساعت پیش خود هم قائل نیست.

همین است که همین واژه «سلبریتی» در ایران تبدیل به ناسزا می شود، اما در امریکا یا اروپا واژه ای است کاملاً خنثی که به جمعی اشاره می کند که به هر دلیلی مشهور یا محبوب هستند و زندگی خصوصی شان هم برای مردم جذاب است، اما گمان نمی کنم اگر فکر کنیم تعداد زیادی از مواردی را به یاد بیاوریم که یک سلبریتی هالیوودی هر هفته بیانیه ای سیاسی یا انتقادی صادر می کند.

*

خلاصه کلام این که همیشه در جامعه نشانه هایی هست که به ما نشان می دهد چه اتفاقاتی زیر پوست جامعه جریان دارد و تغییر بار معنایی کلمات یکی از قوی ترینِ این نشانه ها است. اگر زمانی روشنفکران باید این را جدی می گرفتند که واژه «روشنفکر» به عنوان ناسزا به کار می رود و فکری به حال آن چه بر پرنسیپِ آن ها می رود می کردند، شاید امروز چنین جایگاه خود را از دست نمی دادند و اگر امروز، سلبریتی ها جز تغییرِ نامِ خود کاری نکنند، سرنوشتِ واژه «اینفلوئنسر» هم بهتر از «سلبریتی» نخواهد بود.

چالش لودگی در فضای مجازی

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ق.ظ | ۰ نظر

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی جدا از رهاوردهای مثبت، در چند سال اخیر خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و عرفی را در فرهنگ ایرانی جابه جا کرده و برخی رفتارهای ناپسند را به سوی عادی سازی سوق داده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، مفاهیم اخلاقی، شرعی و عرفی که تا چندی پیش در جامعه تابو و ممنوع تلقی می شد، اکنون با رخنه بی حد و مرز شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام در جامعه و روابط اجتماعی و خانوادگی به رفتاری عادی تبدیل شده است. برخی از این رفتارها به شکلی بیمارگونه در حال رشد هستند. شخصیت های هنجارشکن در صفحه های اجتماعی مجال جولان یافته اند. اگرچه هستند در این میان افراد و گروه هایی که با دغدغه های فرهنگی و زیست محیطی در حال فرهنگ سازی و آموزش به مخاطبان هستند و تا اندازه ای نیز در این زمینه موفق بوده اما گویا بخش زیادی از این فضا به رواج رفتارهای ناپسندی چون زیرپاگذاشتن شرعیات و عرف، تهدید، ناسزاگویی، تظاهر، دروغ، مصرف گرایی و فساد اخلاقی اختصاص یافته است.
نمونه چنین رفتارهایی کم نیستند. جایی که لودگیِ بیشتر، لایک و کامنت بیشتری می گیرد، مردان لباس زنانه می پوشند و ویدئوهایی برای خنداندن مردم می سازند، زنان نیز به ابزاری برای تبلیغات و جلب مخاطب تبدیل شده اند، مسخره کردن دیگران بامزه تلقی می شود، شاخ های مجازی دنبال کننده (فالوئر) های بیشتری دارند، آنجا که ایرانیان به صفحه شخصی یک داور یا بازیکن فوتبال حمله کرده و اعتراض خود را با انواع ناسزا اعلام می کنند، آنجا که انواع مطالبِ به ظاهر طنز را موشکافی کرده و می بینیم در پس آن عادی سازی یک بی اخلاقی یا کم اهمیت ساختن اعتقادات دینی نهفته است، آنجا که والدین یک کودک بدون توجه به بازتاب های فرهنگی و تربیتی برای فرزندان خود صفحه های عمومی ساخته و تصاویر خصوصی خود را با هزاران نفر به اشتراک می گذارند، جایی که بخش زیادی از اختلافات خانوادگی، طلاق و بزهکاری ها به فضای مجازی و ارتباطات غیراخلاقی در پسِ آن ختم می شود. همه و همه پیامدهایی است که به واسطه نفوذ بیش از حد شبکه های اجتماعی نصیب خانواده و فرهنگ ایرانی شده است. جست وجوی چرایی افزایش آسیب های فضای مجازی ما را به عوامل متعددی می رساند.
ورود هر فناوری به جوامع به ویژه کشورهای در حال توسعه با آسیب هایی همراه است مگر اینکه همزمان یا زودتر از ورود، فرهنگ استفاده درست آن نیز آموزش داده شود. ورود شبکه های اجتماعی به ایران با نوعی تاخر فرهنگی همراه بود. تاخیر فرهنگی به معنای فاصله میان ابزار فرهنگی و شیوه مناسب استفاده از آن است. همین مساله بر میزان و گستردگی آسیب های آن افزود. کلاهبرداری های اقتصادی بخشی از آن بود که اکنون با آگاه سازی و هشدارهای پی درپی نیروی انتظامی و پلیس فتا شیوه های کلاهبرداران در این فضا رو شده و آمار آن به طور چشمگیری کاهش یافته است. حضور بدون محدودیت و آموزش کودکان و نوجوانان در این فضا نیز خود معضلی بزرگ است که نهادهای تربیتی خانواده و آموزش و پرورش تنها متولیانی هستند که می توانند آنان را از گزند آسیب های در امان نگه دارند.
سطحی نگری آسیب دیگر فضای مجازی برای افراد فعال در این فضا است. فضایی که انسان را از کتاب خوانی، تفکر عمیق و گفت وگوهای علمی و فلسفی دور می سازد. برای همین روز به روز سرانه کتاب خوانی در کشور و تیراژ کتاب ها و نشریات پایین می آید. افراد ترجیح می دهند ساعت ها روی مبل نشسته و در شبکه های اجتماعی گشت بزنند تا اینکه در یک رویداد یا نشست علمی حضور یابند.
یک سر دیگر گسترش چنین معضلاتی به انبوه مخاطبانی بازمی گردد که سلیقه آنان تا تماشای لودگی های یک جوان فراری به ترکیه یا الگوبرداری از تجملات ساختگی و غیرواقعی یک شاخ اینستاگرام تنزل یافته است. غافل از اینکه بخش زیادی از وقت و پول را پای تماشای تصاویر و ویدئوهایی می گذارند که نه تنها ذره ای آگاهی و پیشرفت علمی نصیب شان نمی کند بلکه ناخواسته تمایل به زیر پاگذاشتن اخلاقیات در آنان تقویت می شود. برای مبارزه با چنین مخاطبانی چندی پیش هشتگ «احمق ها را معروف نکنیم» در فضای مجازی راه اندازی شد. دنبال نکردن صفحه های مبتذل که گردانندگان آن با لودگی به دنبال اشاعه بی اخلاقی و جلب تایید دیگران برای کسب درآمد هستند، مناسبت ترین راه برای مقابله با این معضل است.
جای خالی برنامه ریزی برای استفاده از اوقات فراغت و کمبود امکانات تفریحی و رفاهی نقش مهمی در اختصاص وقت بیش از اندازه افراد به فضای مجازی دارد. این شرایط در شهرهای کوچک بحرانی تر است چرا که در سال های اخیر شاهد ساخت مرکز و اماکن تفریحی در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد بوده ایم. فراهم آوردن امکانات تفریحی و فرهنگی برای گذران اوقات فراغت مردم را از این فضا دورساخته و به حضور در فضاهای جمعی مجبور می سازد.
در یک کلام شبکه های اجتماعی فرهنگ ایرانی، اخلاق، باورهای دینی و هویت ملی را نشانه رفته اند. مولفه های ارزشمند اخلاقی مانند ادب، احترام، دینمداری، عرق ملی، صداقت و ساده زیستی جای خود را به توهین، مصرف زدگی، تجملات، دروغ، لودگی و ناسزاگویی داده است. بنابراین، تشخیص سره از ناسره در فضای مجازی و ایجاد مرزهای اخلاقی و فرهنگی در استفاده از این فضا، تنها با آگاهی بخشی و آموزش شیوه استفاده از فناوری امکان پذیر خواهد بود.
به طور کلی در بحث آسیب های اجتماعی و فرهنگی برای به نیل به پیشگیری، مقابله و راهکار باید دست به دامن آموزش و آگاهی شد. در مورد آسیب های فضای مجازی و مقابله با گسترش فرهنگ لودگی در این فضا، باید با آموزش و هشدار نسبت به عواقب آن افراد را در به کارگیری از این فضا هوشیار ساخت. در این رابطه مسئولان فرهنگی، برنامه ریزان آموزشی و فعالان شورای عالی فضای مجازی بار بزرگی بر دوش دارند تا با تقویت هویت فرهنگی و ملی کودکان در مدارس و آموزش استفاده درست از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، تا حد امکان جامعه را از آسیب های آن مصون نگه دارند. بی شک مقابله قهری با چنین فضاهایی نه تنها آسیب ها را کاهش نخواهد داد بلکه افراد را به استفاده از آن به طرز بی رویه ای ترغیب خواهد کرد.

2018: سال سانسور رسانه‌های اجتماعی

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند.

 سال 2018 با کارزاری بین المللی برای سانسور اینترنت آغاز شده است. نباید چندان تعجب آور باشد که این اتفاق از قبل نیز در دست انجام بوده است. نشانه های آن نیز به وضوح قابل مشاهده بود. هم اکنون در سراسر جهان غول های فناوری درحال دریافت درخواست های سیاسی از سوی دولت ها برای اعمال محدودیت در آزادی بیان هستند. کنوانسیون حقوق بشر اروپایی مثل بسیاری توافقات دیگری که در آمریکا به این سرنوشت دچار شده اند، در انگلیس درحال کنار گذاشته شدن است. تلاشی همه جانبه برای بستن دهان رسانه های اجتماعی و کارکرد آنها در جریان است.

انگلیس از هیچ نظر یک سرمشق کامل برای این  فضیلت به حساب نمی آید. سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند. البته این کار با نام قرار دادن تروریسم در صدر فهرست و به عنوان محرک اصلی این درخواست ها آغاز شد، اما کار به همین جا پایان نگرفت. دیوید کامرون می خواست محتوایی را که می توانستند با شورشگری مرتبط باشند ممنوع کند. سپس نوبت به فعالیت های مجرمانه رسید.

سرویس خبری مالی بلومبرگ  مطلبی تحت عنوان «به سال 2018 خوش آمدید: سال سانسور رسانه های اجتماعی» منتشر کرد که با این جملات آغاز می شود: «در سال جاری اصلا به این خیال نباشید که رسانه های اجتماعی خدمات محوری خود را یعنی یک پلتفرم سانسور نشده برای هر دیدگاه قابل تصوری ارائه دهند. سانسور پیشاپیش آغاز شده است و در حال شدیدتر شدن نیز هست.»

تحولاتی که در چند روز گذشته شاهد بوده ایم عبارتند از:

- روز اول ژانویه دولت آلمان «قانون تشدید نظارت های شبکه» را به اجرا گذاشت که تهدید می کند شرکت های رسانه های اجتماعی اگر بلافاصله محتوایی که قابل اعتراض تلقی می شود، از سایت های خود حذف نکنند تا 50 میلیون دلار جریمه شوند. هم گروه های تجاری آلمان و هم سازمان ملل هشدار داده اند که این قانون به شرکت های فناوری انگیزه های لازم را برای محدود کردن آزادی بیان تضمین شده خواهد داد.

- روز سوم ژانویه امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در گامی دیگر برای محدود کردن بیشتر آزادی بیان در قالب تهمیدات سختگیرانه ای که در شرایط اضطراری به اجرا گذاشته می شود، قول داد ممنوعیتی را در طول چرخه های انتخاباتی در مورد چیزی که «اخبار جعلی» نامیده می شود، به اجرا بگذارد. این حرکت ها از سوی فرانسه و آلمان به از سرگیری درخواست هایی برای اجرای یک قانون سانسور در کل اتحادیه اروپا انجامیده است.

- روز 28 دسامبر نیویورک تایمز گزارش کرد که فیس بوک حساب کاربری رمضان کادیروف سرکرده جمهوری چچن را تحت این عنوان که او به فهرست تحریم های آمریکا اضافه شده، حذف کرده است. همانطور که اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا خاطر نشان کرده، این کار سابقه ای را می گذارد که به طورکلی این آزادی عمل را به دولت آمریکا می دهد که صرفا با قرار دادن نام افراد در یک فهرست تحریم های اقتصادی، راه آزادی بیان را در سراسر جهان سد کند.

- فیس بوک همچنان به بستن حساب های کاربری فلسطینی ها ادامه می دهد و به درخواست مقامات اسرائیلی بیش از 100 حساب کاربری را حذف کرده است.

این اقدامات در پی تصمیمی صورت گرفته اند که از سوی دولت ترامپ برای از بین بردن بی طرفی اینترنت اتخاذ شده و به شرکت های فناوری مجوز سانسور و سد کردن دسترسی به وب سایت ها و خدمات را می دهد.

در ماه آگوست وب سایت ورلد سوسیالیست برای اولین بار گزارش داد که بزرگ ترین موتور جستجو(یک سرنخ: نام این موتور با گ شروع می شود) در حال سانسور کردن وب سایت های دست چپی و ضد جنگ پیشرو هستند. این شرکت با اعمال تغییراتی در الگوریتم های جستجوی خود مدعی شده که از نظر سیاسی بی طرف است و هدف آن فقط ارتقا دادن «محتوای موثق تر» و  کاستن از «گمراه کردن های فاحش، کم کیفیت، اهانتگر یا اطلاعات غلط است.»
سایت های بی شمار دیگر همچنان کاهش شدید سطح ترافیک جستجو را در سراسر سال گذشته گزارش می دهند و نشانه های چندانی دال بر تغییر این وضعیت به چشم نمی خورد. این تاکتیک ها در نهایت سایت های مستقل بیشتر و بیشتری را وادار به خروج از این میدان خواهد کرد.

بلومبرگ در ادامه می گوید: «حجم فزاینده ای از تحقیقاتی وجود دارد که مدل های کسب و کار پلتفرم های اینترنتی، عاملی  موثر در گسترش اخبارجعلی و همچنین نظرات نفرت پراکنانه هستند. قانونگزاران باید به جای  هدر دادن وقت بر سر تک و توک موارد در آلمان و هرجای دیگر، به شالوده اصلی این مشکل یعنی گمنامی  بپردازند. بدون این کار فیس بوک های جهان روزگار بسیار دشوارتری را در  افزایش دادن شمارکاربران خود، اجتناب از پاسخگویی حقوقی بابت محتوای منتشره و تداوم پول درآوردن از محتوایی که خودشان درخلق آنها کمک نمی کنند، خواهند داشت. محدودیت های سانسور گزینشی و توانایی اوباش اینترنتی مزدبگیر و فعالان ثابت قدم برای عبور از آن در سال جاری و در کنار آن نیاز به یافتن راه هایی بهتر جهت حصول اطمینان از اینکه شرکت های رسانه های اجتماعی به صف رسانه های مسئول می پیوندند، آشکارتر خواهد شد.»

به گزارش الف سایتwsws.org  می نویسد: «اکنون هیچ کس نمی تواند ادعا کند که غول های بزرگ فناوری، در هماهنگی نزدیک و فعالانه با دولت های کشورهای قدرتمند و سازمان های اطلاعاتی، در حال پیش بردن یک کارزار گسترده و سیستماتیک برای اعمال سانسور در اینترنت نیستند.»
نخبگان حاکم در سراسر جهان، از طریق تلاش برای خفه و سرکوب کردن آزادی بیان در اینترنت در کسوت نادرست مبارزه با «اخبار جعلی» و «تبلیغات بیگانه»، در حال برخورد کردن با این فشار تکنولوژیک هستند. و مشکل این است که طرف برنده این بازی هم آنها خواهند بود.
در برابر تلاش ها برای مهار و کنترل رسانه های اجتماعی و آزادی بیان باید مقاومت کرد، اما در این مقاومت هیچ نشانه ای از قد علم کردن در برابر این چالش دیده نمی شود.

نوشته: سایت ترو پابلیکا

حتی اگر هرگز عضو فیس بوک نبوده باشید یا برای مدت طولانی وارد حساب کاربری خود در فیس بوک نشده باشید، این شبکه اجتماعی باز هم فعالیت ها و اقدامات شما در جهان مجازی را ردگیری می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیزینس اینسایدر، مشکل جدی این است که راه حلی قطعی و اطمینان آور برای متوقف کردن جاسوسی های فیس بوک از کاربران جهان مجازی وجود ندارد و مدیران این شبکه اجتماعی برای جمع آوری اطلاعات از فعالان اینترنتی به هر شیوه ممکن متوسل می شوند.

به گفته دیوید بیسر رئیس واحد مدیریت تولید شرکت فیس بوک،این شبکه اجتماعی کاربرانی را که از وب سایت های مختلف استفاده می کنند یا کاربر برنامه های تلفن همراه گوناگون هستند، زیر نظر دارد و بر مبنای لایک ها و به اشتراک گذاری های کاربران اطلاعات مفصلی در مورد شخصیت و ویژگی های اخلاقی و حرفه ای افراد جمع آوری می کند.

تعداد زیادی از برنامه های یادشده به کاربران امکان می دهند با استفاده از اطلاعات کاربری خود در فیس بوک از امکاناتشان استفاده کنند و از همین رو دسترسی به حجم بی سابقه ای از داده ها به همین شکل ممکن می شود.

به گفته بیسر، وقتی که کاربری از یک سایت بازدید کرده یا یک app را باز می کند، فیس بوک هم اطلاعات مربوط به آن را دریافت می کند؛ حتی اگر آن فرد در شبکه اجتماعی مذکور حساب کاربری نداشته باشد.

یکی دیگر از اطلاعاتی که توسط فیس بوک جمع آوری می شود، آدرس آی پی یا پروتکل اینترنتی فرد است. اطلاعات مربوط به سیستم عامل مورد استفاده و تاریخچه استفاده از مرورگر هم به همین شکل به دست فیس بوک می افتد. آدرس آی پی برای شناسایی موقعیت جغرافیایی فرد مورد استفاده قرار می گیرد و اطلاعات کوکی ها هم تاریخچه بازدید از وب سایت های مختلف را در اختیار فیس بوک قرار می دهد.

به گفته سخنگوی فیس بوک، افرادی که کاربر آن نیستند نمی توانند دریابند این شبکه اجتماعی چه اطلاعاتی را در مورد آنها جمع آوری می کند و قادر به متوقف کردن این روند هم نیستند. علت این مساله آن است که آنها در فیس بوک حساب کاربری ندارند. در واقع فیس بوک از این طریق تلاش می کند کاربران را به طور مستقیم به بازکردن حساب در شبکه اجتماعی یادشده ترغیب کند.

بدیهی است که فیس بوک نمی تواند از اطلاعاتی که از کاربران غیرعضو جمع آوری کرده برای نمایش آگهی های تبلیغاتی استفاده کند و این نوع رفتارها محدود به کسانی است که در فیس بوک عضویت دارند. به گفته سخنگوی فیس بوک، این شرکت از طراحی نمایه مخفی یا سایه هم برای افراد غیرعضو در فیس بوک بر اساس فعالیت های عمومیشان خودداری می کند.

سخنگوی فیس بوک در این مورد گفته است: اگر شما کاربر فیس بوک نباشید، ما می توانیم شما را بر اساس چنین اطلاعاتی شناسایی کنیم یا از این اطلاعات برای شناسایی هویت شما استفاده کنیم. اما فیس بوک می تواند به شیوه های مختلف افراد را به عضویت ترغیب کند. این شرکت همچنین می تواند داده های انبوه جمع آوری شده در مورد کاربران را در اختیار مدیران سایت ها و appها قرار دهد تا آنها در مورد تعداد کاربران خدمات وابسته به خود و غیره اطلاعات بیشتری کسب کنند. از این لحاظ فیس بوک مانند یک شرکت خدمات تحلیلی تحت وب عمل می کند.

اما موضوع در مورد کاربران فیس بوک که وارد این سایت نشده اند، اما از برنامه های تلفن همراه و وب سایت های مختلف استفاده می کنند، متفاوت است. فیس بوک نه تنها فعالیت های این افراد را ردگیری می کند، بلکه این فعالیت ها را با حساب های کاربری آنان مرتبط می سازد و از  مجموعه این اطلاعات برای ارسال آگهی های هدفمند برای کاربران بهره می گیرد.

اگر چه کاربران با استفاده از بخش تنظیمات فیس بوک می توانند جلوی انتقال اطلاعات جمع آوری شده از خود برای نمایش آگهی های هدفمند را بگیرند، اما نمی توانند به طور کلی مانع از جمع آوری کل این اطلاعات شوند و فیس بوک به هر حال اطلاعات خصوصی مربوط به نحوه استفاده از سایت ها و خدمات مختلف را جمع آوری می کند. البته می توان با استفاده از برخی برنامه های بلوکه کننده ردگیری های اینترنتی جلوی سوءاستفاده گسترده از اطلاعات خصوصی کاربران را گرفت.

شگرد شبکه‌های اجتماعی در ترویج مواد مخدر

دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

کارشناسان ارشد حوزه انتظامی و مبارزه با مواد مخدر نسبت به نقش پررنگ شبکه های اجتماعی در اعتیاد جوان ها و تبلیغات دروغین آن ها هشدار می دهند.

بر اساس آمار، ۳  آسیب اعتیاد، طلاق، فقر و بیکاری درصدر آسیب‌های امروزی جامعه قرار دارند. در این میان کاهش سن اعتیاد در کشور و ورود مواد مخدر جدید، موضوعی است که باعث نگرانی مسئولان ذی ربط شده است.

پیش از این اعتیاد بیشتر در میان طبقه محروم جامعه رواج داشت؛ طبقه ای که عمدتا به دلیل فقر فرهنگی و اجتماعی به سمت آسیب ها گرایش پیدا می کردند اما بر اساس آمارهای موجود با وجود آنکه محرومین و نیازمندان و افراد ناآگاه و کم‌سواد بیشتر در معرض اعتیاد هستند اما اعتیاد در تمام گروه‌ها و طبقات اجتماعی از نیازمندان و توانگران، تحصیلکرده‌ها و غیرتحصیلکرده‌ها، شیوع داشته و رو به گسترش است. در این میان کارشناسان معتقد هستند که مواد مخدر جدید و تبلیغات پیرامون آن ها باعث شده است که نوجوان ها و اقشار تحصیل کرده نیز به دام استفاده از مواد مخدر بیفتند.

به اعتقاد کارشناسان، آموزش مهارت های زندگی در سنین پایین و آشنا کردن نوجوان ها با مواد مخدر جدید و شیوه های تبلیغی آنها، مهمترین راه مبارزه اجتماعی با اعتیاد است.

 

قدرت نه گفتن را به نوجوان ها بیاموزیم

سردار منتظرالمهدی در نشست خبری خود بیان کرد: برای سالم سازی جامعه باید قدرت (نه گفتن) به پیشنهادهای آسیب زا را در نسل جوان تقویت کنیم چرا که آسیب های اجتماعی جزء لاینفک زندگی در جوامع بشری است و نمی توان اثرات آن را نادیده گرفت.

معاون اجتماعی ناجا خاطرنشان کرد: خانواده و مدرسه از مهمترین پایگاه های تقویت شخصیت افراد هستند و آموزش های این دونهاد تعیین کننده آینده و سرنوشت نسل جوان کشور هستند.

وی تاکید کرد: پیشگیری از آسیب های اجتماعی یکی از اولویت های ناجا در تحقق منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است و پلیس دراین خصوص برنامه های متعددی دارد.

معاون اجتماعی ناجا افزود: باید مهارت تاب آوری روانی را در برابر مسائل و مشکلات در نسل جوان تقویت کنیم تا در برابر آسیب های اجتماعی واکسینه شوند.

سردار رحیمی رئیس پلیس پایتخت نیز در گفتگو با خبرنگار مهر بر قدرت «نه» گفتن تاکید کرد و گفت: با توجه به گردش مالی بسیار بالا در حوزه مواد مخدر و نوآوری های فراوان قاچاقچیان در این عرصه،‌ ما باید گام اصلی را در پیشگیری و آموزش قرار دهیم، در قدرت «نه» گفتن به پیشنهادهای نادرست.

وی افزود: در این زمینه نقش خانواده ها بسیار حائز اهمیت است. خانواده ها باید با هشیاری نسبت به این مسائل ورود کنند.

 

شبکه های اجتماعی و اغفال نوجوان ها

سردار منتظر المهدی معاون اجتماعی نیروی انتظامی با اشاره به فعالیت شبکه های اجتماعی تاکید کرد: مسدود شدن روزانه حدود ۲۰۰ کانال که در حوزه انواع جرایم فعالیت می کنند نشان از چیره دستی پلیسی دارد که پشت پرده دستان ناپاک را آشکار کرده و نقاب از رخ شیادان بر می دارد؛ هر چند که ضرورت ارتقاء دانش رسانه ای و سواد فضای مجازی کاربران برای ناکام ماندن مجرمان کاملا احساس می شود.

وی با بیان این که در فضای مجازی، ۴۶ درصد از جرایم در تلگرام و ۲۵ درصد در اینستاگرام رخ می دهد، گفت: بیشترین جرایم در حوزه کلاهبرداری های مالی و برداشت های غیرمجاز با ۳۵ درصد است؛ در مرحله دوم فروش و تبلیغات مواد مخدر قرار دارد که در این زمینه شناسایی و برخورد با ۳ هزار و ۳۲۰ کانال، گروه و سایت از جمله فعالیت های مردان تیز بین پلیس فتاست که مجرمان حقیقی در پس فضای مجازی را  به طرفه العینی شکار می کنند.

این روزها بر اساس آماری که پلیس اعلام می کند، سوداگران مرگ و فروشندگان مواد مخدر، بر روی شبکه های مجازی تمرکز کرده اند و با توجه به گرایش جوان ها به این فضا، هر روز نیز بر میزان فعالیت آن ها در این شبکه ها افزوده می شود.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تغییری که در الگوی مصرف مواد مخدر درحال شکل‌گیری است، گفت: این تغییر رفتار را می توان در رواج مخدرهای جدید و گرایش به مصرف مخدری مانند گل که یکی از مشتقات گیاه شاهدانه است مشاهده می‌شود.

سرهنگ بخشنده ادامه داد: متاسفانه با رشد روز افزون شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، افرادی شیاد از این طریق قصد فروش مواد مخدر در این شبکه ها را دارند که به صورت روزانه شاهد تبلیغات دروغین آن ها در سایت ها هستیم.

وی توضیح داد: گرایش به سمت استفاده از این ماده قابل توجه است و می توان گفت حدود ۱۲ درصد کشفیات ما را این ماده مخدر به خود اختصاص داده است. این مواد جدید، چون در داخل کشور تولید می‌شوند، سختی‌های مواد سنتی را برای رسیدن به تهران ندارند، چرا که خیلی از آن‌ها حتی در اطراف تهران یا پایتخت تولید می‌شوند.

سرهنگ محمد بخشنده به شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: پروسه تولید مواد مخدر جدید کاملا متفاوت است و حتی توزیع آن نیز آهسته آهسته به سمت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌رود ما موارد بسیاری از دستگیری ها را داریم که در شبکه های اجتماعی نسبت به فریب نوجوان ها اقدام کرده اند .

وی افزود: با توجه به تبلیغات گسترده، اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی و دوره حساس آغاز جوانی، این خانواده‌ها هستند که نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و برای شناخت مواد مخدر جدید، شناخت آثار آن‌ها و برای فرزندانشان وقت بگذارند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با بیان اینکه کارشناسان فتای پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب، به صورت شبانه روزی فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را برای شناسایی سوداگران مرگ در فضای مجازی، رصد می کنند، تصریح کرد: در صورت مشاهده موارد خلاف و موضوعات مجرمانه در زمینه تبلیغ و یا فروش مواد مخدر و روانگردان در فضای مجاری، با متخلفان برابر قانون و مقتدرانه برخورد خواهد شد.

وی ادامه داد: کارشناسان فضای سایبری این پلیس با رصد های مدام و مستمر خود سعی می کنند ضمن ایجاد امنیت در فضای مجازی از آسیب های موجود در این فضا که جوانان و به ویژه خانواد های آنان را تهدید می کند پیشگیری نمایند.

 

باید از ظرفیت شبکه های مجازی برای بازدارندگی بهره برد

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب که شبکه های مجازی و تبلیغات می تواند در زمینه کاهش مصرف هم مفید باشند و نیاز به برنامه ریزی ویژه در این زمینه داریم گفت: نمی توان چشم را بر آثار چشمگیر تبلیغات منفی درباره این مواد بست. به عنوان مثال بر اساس آمار، کشفیات ما در حوزه قرص اکس و کراک به دلیل تبلیغات منفی تقریبا به صفر رسیده است.

سرهنگ بخشنده ادامه داد: وقتی از معتادان می پرسیم چرا دیگر سراغ کراک نمی روید می گویند چون بدن آدم کرم می زند. تاثیر این موضوع به حدی بوده که کراک الان به تاریخ پیوسته است. به همین دلیل نگاه ما ورود جدی تر خانواده ها از یکسو و توجه به نقش ها و اثرگذاری های شبکه های اجتماعی برای آگاه سازی جوان ها و نوجوان هاست.

سردار احمدرضا رادان رئیس مرکز مطالعات راهبردی نیروی انتظامی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: نیروی انتظامی، قوه قضائیه، جامعه و مدرسه، همگی در این زمینه نقش دارند اما خانواده نقش اصلی را دارد چرا که خانواده کودک را به مدرسه و جامعه راهی می کند و او را از جامعه و مدرسه تحویل می گیرد. نتیجه این است که خانواده ها اول باید این موضوع را بفهمند، آموزش بگیرند، شاخص ها، علائم و مسیرها را بیاموزند و همراه فرزندانشان باشند.

سردار رادان تاکید کرد: خانواده هایی که فرزندان را فقط به مدرسه و جامعه می سپارند و از خودشان غافل می شوند معمولا آسیب می بینند. نقش اول و پله اول با خانواده است و گام اول همیشه تاثیرگذارترین است؛ خانواده ها نباید این موضوع را فراموش کنند. خانواده ها باید با شناخت از مواد مخدر جدید و تاثیر آن ها، و همچنین رصد کردن شبکه های اجتماعی بویژه شبکه هایی که فرزندانشان در آن ها عضو هستند، نقش اصلی را در بازدارنگی ایفا کنند.

واقعیت این است که با توجه به گسترش اعتیاد در قشر جوان و نوجوان و گرایش این قشر به مواد مخدر جدید، مسوولان و دستگاه‌های دست اندرکار مبارزه با مواد مخدر باید به نقش پررنگ خانواده‌ها برای تحقق رویکرد اجتماعی مقابله با اعتیاد بپردازند؛ امروزه شبکه های اجتماعی برای حضور خانواده‌ها در این مسیر مهم می توانند بهتر عمل کنند و ضرورت دارد مطالب آموزشی، پیشگیری، مقابله و درمان از طریق این شبکه ها به آنها اطلاع‌رسانی شود.

بر اساس نتایج پژوهشی جدید، استفاده زیاد از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند اثرات متفاوتی روی بهزیستی نوجوانان داشته باشد. بنا بر این نتایج، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در ده‌سالگی می‌تواند به‌زیستی را در دختران نوجوان کاهش دهد.

به گزارش ایسنا، به نقل از BMC Public Health، پژوهشگران در دانشگاه اسکس و UCL رابطه‌ای میان افزایش زمان صرف شده در شبکه‌های اجتماعی در اوایل نوجوانی (10 سالگی) و کاهش به‌زیستی در اواخر نوجوانی (10 تا 15 سالگی) در دختران نوجوان یافته‌اند.

دکتر کارا بوکر، یکی از پژوهشگران فوق، در این خصوص می‌گوید: «یافته‌های ما نشان می‌دهند که نظارت بر تعاملات اولیه در رسانه‌های اجتماعی، به‌خصوص برای دختران، اهمیت زیادی دارد. چراکه این موضوع می‌تواند بعدها در به‌زیستی آن‌ها در دوران نوجوانی و شاید حتی در طول بزرگ‌سالی تاثیر بگذارد.»

نویسندگان این مقاله دریافته‌اند که دختران نوجوان، بیشتر از پسرها از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و تعاملات افراد فوق در چنین رسانه‌هایی، با افزایش سن هم در دختران و هم در پسران افزایش می‌یابد.

در پژوهش مورد اشاره، حدود نیمی از دختران در سن 13 سالگی، روزانه بیش از 1 ساعت در رسانه‌های اجتماعی تعامل می‌کردند، ولی در پسران این رقم، یک‌سوم بود.

در سن 15 سالگی، هر دو جنس استفاده از رسانه‌های اجتماعی را افزایش دادند اما دختران هنوز هم بیشتر از پسران از رسانه اجتماعی استفاده می‌کردند. بر این اساس، 59درصد از دختران و 46 درصد از پسران روزانه یک ساعت یا بیشتر، از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند.

نتایج بررسی‌های تیم پژوهشی نشان داد که به‌زیستی در طول نوجوانی، هم در پسران و هم در دختران کاهش یافت و این از نمرات شادی و دیگر جنبه‌های بهزیستی منعکس گردید.

دکتر بوکر می‌گوید: «بااین‌حال در پسران، رابطه‌ معنی‌دار و قابل‌توجهی میان استفاده از رسانه‌های اجتماعی و به‌زیستی یافت نشد. لذا دیگر عوامل، مانند مقدار زمانی که صرف بازی می‌شود، می‌تواند با کاهش مشاهده‌ شده در به‌زیستی پسران ارتباط داشته باشد.»

در این مطالعه، از داده‌هایی استفاده شد که از سال 2005 تا 2009 جمع‌آوری شدند و نشان می‌دادند که به‌طورکلی 9.859 نوجوان انگلستانی بین 10 تا 15 ساله، در یک روز عادی که به مدرسه می‌روند چند ساعت را صرف تعامل در سایت‌های رسانه‌های اجتماعی می‌کنند.

محققان دریافتند که در طول نوجوانی، نمرات شادکامی دختران تا حدود سه نمره، از 36.9 به 33.3 و نمرات شادکامی پسران دو نمره، از 36.02 به 34.55 افت کرد. پژوهشگران نتیجه گرفتند اگرچه به‌زیستی کلی برای هردوی آن‌ها، کاهش می‌یابد، ولی این کاهش در دختران به‌طور قابل‌توجهی بیشتر است.

این یافته‌ها، بار دیگر اهمیت مراقبت بیشتر از نوجوانان بالاخص دختران را در مقابل استفاده بیش‌ازحد از شبکه‌های اجتماعی، نشان می‌دهد

رئیس پلیس پایتخت گفت: ارتکاب بیشترین جرایم فضای مجازی در بستر شبکه های اجتماعی صورت گرفته است.

به گزارش مهر، رئیس پلیس پایتخت گفت: بیشترین جرایم فضای مجازی در بسترشبکه های اجتماعی رخ داده است.

سردار حسین رحیمی اضافه کرد: سال گذشته فراوانی پرونده های متشکله در پلیس فتای تهران بزرگ مربوط به هتک حیثیت، نشر اکاذیب و کلاهبرداری های رایانه ای بوده است.

وی افزود: پلیس فتای پایتخت در سالی که گذشت موفق به کشف ۷۱ درصدی جرایم ارتکابی گردید.

سردار رحیمی تاکید کرد: شهروندان در محافظت ازحریم خصوصی خود در فضای مجازی هوشیار باشند.

به‌جای اینستاگرام، در گوگل بچرخید

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ | ۰ نظر

ست استفنز-دیویدویتز (نیویورک تایمز) - وقتی در شبکه‌های اجتماعی، مخصوصاً اینستاگرام یا فیس‌بوک، پرسه می‌زنیم، اغلب افسرده می‌شویم. همه در حال خوش‌گذراندن و تفریح و خرید وسایل جدید هستند و ما درگیر بیماری و خستگی و کار بی‌پایان.

اینترنت ما را به جان هم می‌اندازد؟

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

نیکلاس کار، بوستون گلوب — روز یکشنبه، عید پاک، مردی در شهر کلیولند حین کشتن فردی ۷۴ ساله که به‌صورت اتفاقی انتخاب کرده بود از خودش فیلم گرفت و ویدئوِ آن را در فیس‌بوک منتشر کرد.

فراز و فرود شبکه‌های اجتماعی در سال 96

پنجشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۲ ب.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - کارشناسان معتقدند که در حال حاضر دست‌کم 60 درصد افراد بالای 12 سال در کشور حداقل در یک شبکه اجتماعی عضویت دارند و این در حالی است که مردان ایرانی پنج درصد بیشتر از زنان این قبیل فضاها را مورد استفاده قرار می‌دهند.

پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

نیک بیلتون - مترجم: بابک طهماسبی - چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تایید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد

بسیاری آمریکای پیش از جنگ داخلی را یک فانتزی پیشرو تصور می‌کنند: مردانی با سبیل‌های چخماقی که در سالن‌های گردوخاک‌گرفته لم داده‌اند و عرق ذرت بالا می‌اندازند و صدای پیانو هم در پس‌زمینه می‌آید. ولی در واقعیت، زندگی در آن روزگار کثیف‌تر از این حرف‌ها بود: آمریکایی‌ها پس از فراغت از کار وقت خود را در شیره‌کش‌خانه‌های کاملاً قانونی با کشیدن هروئین می‌گذراندند. در سال ۱۸۸۵ میلادی تریاک و کوکائین را حتی به بچه‌ها هم می‌دادند تا مرهمی باشد بر درد دندان درآوردن. «قطره کوکائین برای دندان‌درد»، که با شعار «تسکین فوری» تبلیغ می‌شد، بسته‌ای ۱۵ سنت فروخته می‌شد. امروزه، در میانه بحران مواد مخدر، وقتی این را می‌شنویم، بی‌بروبرگرد تعجب می‌کنیم و می‌پرسیم: «واقعاً چه فکری پیش خودشون می‌کردن؟»
من نیز غالباً همین تعجب و سوال را دارم وقتی به شبکه‌های اجتماعی و تسلط فعلی‌شان بر جامعه فکر می‌کنم. آیا نسل‌های آینده در ده یا بیست یا صد سال آینده به امروز ما خواهند نگریست و با سردرگمی خواهند پرسید درست است که این شبکه‌های اجتماعی فوایدی داشتند ولی با وجود شواهدی مبنی‌بر اینکه این پلتفرم‌ها در حال نابودکردن جامعه بودند، چرا نسلی از انسان‌ها اینقدر به آن‌ها باور داشتند؟ شواهدی همچون اینکه تروریست‌ها از این شبکه‌ها برای عضوگیری استفاده می‌کنند، این شبکه‌ها باج‌گیری را تسهیل می‌کنند، اضطراب را افزایش می‌دهند و انتخاباتمان را خراب می‌کنند. البته برخی از افرادی که این شبکه‌های اجتماعی را ایجاد کرده‌اند امروز مطمئن نیستند که این‌ها اصولاً فایده‌ای هم دارند. یک ماه پیش، نوشته‌ای منتشر کردم که به‌تفصیل شرح می‌داد برخی از نخستین کارمندان فیس‌بوک اینک هیولایی را می‌بینند که خودشان خلق کرده‌اند. چنان‌که یکی از نخستین کارمندان فیس‌بوک به من گفت: «شب‌ها در جایم دراز می‌کشم و به چیزهایی فکر می‌کنم که در آن روزهای نخستین خلق کردیم و اینکه چه کاری می‌توانستیم بکنیم تا از این محصول این‌طور استفاده‌هایی نشود».
پس از انتشار آن نوشته، منتظر ایمیل‌ها و پیام‌های خشمناک کارمندان سابق و فعلی فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام بودم. ولی چنین نشد و درعوض ایمیل‌های بسیاری از کارکنان سابق (حتی فعلی) این شبکه‌های اجتماعی دریافت کردم که اعتراف می‌کردند همین حس را دارند. حتی برخی از آن‌ها گفتند که خودشان دیگر از این پلتفرم‌ها استفاده نمی‌کنند. کسانی که با من تماس گرفتند از رده‌های مهندسی بودند تا مدیران ارشد. برخی از سرمایه‌دارانی که در روزهای نخستین این شبکه‌ها یا رقبایشان از آن‌ها حمایت مالی کرده‌اند به من گفته‌اند که دیگر از این شبکه‌ها استفاده نمی‌کنند یا خیلی کم استفاده می‌کنند. ماه پیش، مارک ساستر از شرکت آپ‌فرانت ونچرز نوشت که پس از مشاهده استفاده ترامپ از شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک و توییتر را از گوشی خود پاک کرده است. او نوشت: «این‌کار موجب بهبودی عظیم در هر روز از زندگی من شد، بهبودی که نمی‌توانم توصیف کنم و باید خودتان هم این‌کار را بکنید تا بفهمید». این کار او به‌موازات تعداد بی‌شمار روزنامه‌نگارانی است که به من گفته‌اند حساب کاربری خود را حذف کرده‌اند یا اپلیکیشن شبکه‌های اجتماعی را در گوشی خود پاک کرده‌اند یا اینکه بدون حذف‌کردن حساب کاربری یا اپلیکیشن دنیای رسانه‌های اجتماعی را ترک گفته‌اند.
وقتی دریافتم یکی از این سرمایه‌گذاران خطرپذیر، که عشقی الهی به توییتر داشت، مدتی است در این شبکه غیرفعال شده است، ایمیلی به او زدم تا حالش را بپرسم. چنین پاسخ داد: «به‌سختی می‌توانم تصور کنم چرا باید به توییتر برگردم. مانند یک بیماری عفونی و اعتیادآور است که بر آن غلبه کرده‌ام و اینک سیستم ایمنی بدنم رضایت بیشتری دارد». همان‌طورکه همکارم، مایا کوزوف، چند روز پیش نوشته است، رونق شبکه‌های اجتماعی، که به لطف رشد صنعت موبایل شکل گرفت، به پایان رسیده است. اشاره درستی می‌کند: «اینکه آیا صنعت فناوری اطلاعات بتواند ورای بهره‌گیری از اضطراب‌های اجتماعی ما به‌قصد فروش آگهی یا ورای خشمگین‌ترکردن ما به سمتِ افزایش مشارکت [اجتماعی] ما برود، شاید نیازمند درانداختن طرحی نو در رابطه میان خلیج سان‌فرانسیسکو۱ با بقیه کشور باشد». این حس، هم‌زمان، در بخش‌هایی از خلیج سان‌فرانسیسکو و بقیه کشور وجود دارد.
حالا (البته چندماهی می‌شود) خودِ من هم بخشی از این گروهم. اینستاگرام و فیس‌بوک و اسنپ‌چت را از گوشی پاک کرده‌ام. ماهی یک‌بار، حتی شاید هم کمتر، سری به فیس‌بوک می‌زنم تا اگر کسی پیغامی برایم فرستاده باشد ببینم و لایک و کامنت هم نمی‌گذارم. بیشتر از یک سال است که وارد اسنپ نشده‌ام. روزی سه‌بار در اینستاگرام عکس می‌گذاشتم ولی اکنون سالی سه‌بار عکس می‌گذارم. برای مقاصد کاری، هنوز از توییتر کمی استفاده می‌کنم ولی آخرهفته‌ها اپلیکیشن آن را از گوشی پاک می‌کنم زیرا مرا غمگین یا خشمگین یا مضطرب می‌کند. دیگر به یاد نمی‌آورم که آخرین‌بار چه زمانی سرزدن به شبکه‌های اجتماعی مرا شاد یا توانمند کرده است. شاید مهم به نظر نرسد ولی کسی این را می‌گوید که آن‌قدر توییتر را دوست داشت که کتابی درباره آن نوشته است.
بله تمام این‌ها را پیشتر نیز شنیده‌ایم، اینکه مردم شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند و اینکه پلتفرم‌ها کارشان تمام است. نیویورک‌تایمز نسخه‌های مختلفی از این داستان را نوشته است و پرداختن به این موضوع در بخش اقتصادی این روزنامه مثل یک ستون ثابت شده است. ولی باور دارم این‌بار اوضاع فرق دارد و این شروع یک چرخش بزرگ است و تقصیر بر گردن همین شبکه‌های اجتماعی است.
یکی از مشکلات این است که این شبکه‌های اجتماعی شباهت زیادی به مواد مخدر دارند. فیس‌بوک و سایر شبکه‌ها به‌خوبی این موضوع را می‌دانند. گوشی‌هایمان چندبار در ساعت از لایک‌ها و کامنت‌ها و ریتوئیت‌ها می‌گویند. تلاش همه‌شان یکی است، اینکه ما را دوباره آنجا بکشند تا آمار و ارقامشان برای گزارش درآمد سه‌ماهه بعد بهتر شود. شان پارکر، یکی از نخستین سرمایه‌گذاران فیس‌بوک و نخستین رئیس فیس‌بوک، چیزی را به زبان آورد که همگی می‌دانستیم: قصد فیس‌بوک این است که مثل مواد مخدر عمل کند با «دادن گاه‌به‌گاه دوزهای پایین دوپامین ازاین‌طریق که کسی برای عکسی یا برای نوشته‌ای لایکی یا کامنتی گذاشته است». پارکر گفت که این کار عامدانه و با نقشه قبلی بوده است. این شرکت‌ها «از نقطه‌ضعفی در روان‌شناسی انسان سوءاستفاده می‌کنند». این نکته را چامات پالیهاپیتیا، از مدیران سابق فیس‌بوک، نیز بازتاب داده است. در برنامه‌ای در تلویزیون سی.ان.ان، که درباره نقش فیس‌بوک در جامعه بود، او از خود پرسید «آیا خودم را مقصر می‌دانم؟» و پاسخ داد «قطعاً خودم را مقصر می‌دانم».
و درنهایت بزرگ‌ترین دلیلی که منجر می‌شود مردم شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذارند: وعده ارتباط ختم شد به واقعیتِ گسست. همگی دیدیم دونالد ترامپ چگونه از شبکه‌های اجتماعی بهره گرفت تا بین ما تفرقه بیندازد، چگونه مشکلات درونی تاریک و رقت‌انگیز خود را به جهانیان توییت کرد، چگونه توجه نکرد که عواقب برچسب‌زدن‌های بچه‌گانه روی یک دیکتاتور کمونیست، که به‌اندازه خود او مشکلات درونی دارد، ممکن است ما را در آستانه یک جنگ هسته‌ای قرار دهد. دیدن همه این اتفاقات به‌صورت زنده موجب می‌شود از خود بپرسید با این عمر گران‌قدر چه می‌کنم؟ درمورد گفت‌وگو با سایر شهروندان نیز چنین است. همه ما تلاشی منجر به شکست برای گفت‌وگو با سایرین در این شبکه‌ها داشته‌ایم که به‌سرعت تبدیل به جنگ و دعوا شده است یا افرادی غریبه به شما حمله‌ور شده‌اند چون عقایدتان با آن‌ها متفاوت است. سال‌ها پیش، یکی از مدیران فیس‌بوک به من گفت اختلاف‌نظر سر یک مسئله اصلی‌ترین دلیل قطع دوستی در فیس‌بوک است. او به‌شوخی گفت «کی می‌دونه، اگه این وضع ادامه پیدا کنه، شاید آخرسر کاربرهایی داشته باشیم که فقط چندتا دوست تو فیس‌بوک دارن». ازهمه‌بدتر، همگی دیدیم روسیه به‌گونه‌ای این شبکه‌های اجتماعی را علیه ما آمریکایی‌ها به کار گرفت که ده سال پیش کسی نمی‌توانست فکرش را هم بکند.
اصلاً بیایید این شبکه‌های اجتماعی را بدهیم به روس‌ها. روسیه از شبکه‌های اجتماعی ما استفاده کرد تا تفرقه‌افکنی کند، مانند عروسک‌گردانی که اراده‌اش را بر عروسک تحمیل می‌کند. همان‌طورکه یک مقام دولتی اخیراً به من گفت، «پروپاگاندای پنهانی پوتین یکی از موفق‌ترین کارزارهای تاریخ معاصر بوده است». به گفته مقامات، تمام چیزی که پوتین نیاز داشت همین شبکه‌های اجتماعی بود. از وقتی عضو این شبکه‌های اجتماعی شدم، این نخستین‌بار است که در اردوگاه کسانی قرار می‌گیرم که می‌پرسند «چه فکری پیش خودمون می‌کردیم؟».

 

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را نیک بیلتون نوشته است و در تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷، با عنوان «The End of the Social Era Can’t Come Soon Enough» در وب‌سایت ونیتی‌فر منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ آن را با عنوان «پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست» و ترجمه بابک طهماسبی منتشر کرده است.
•• نیک بیلتون روزنامه‌نگار انگلیسی-آمریکایی است که در حال حاضر گزارشگر ویژه ونیتی‌فر است. از تخم درآمدنِ توییتر: داستانی واقعی درباره پول، قدرت، دوستی و خیانت (Hatching Twitter: A True Story of Money, Power, Friendship, and Betrayal) از جمله کتاب‌های اوست.

[۱] ثروتمندین منطقه آمریکا که محل استقرار بسیاری از ابرکمپانی‌های تکنولوژی است. (منبع:الف)

رسانه‌های اجتماعی فضای قابل توجهی در کسب و اشترا‌ک‌گذاری اطلاعات به کاربران می‌دهند؛ هر کاربری می‌تواند درباره موضوعی خاص ایجاد ارتباط کند، دیگران نیز می‌توانند در آن شرکت کرده و به نوعی سهیم باشند.

 فضای  رسانه‌های اجتماعی به کاربران اجازه می‌دهد هر شخص و گروهی درباره موضوع دلخواهش بحث کند و محتوایی را به اشتراک بگذارد.

فارغ از نوع رسانه اساسا افراد از طریق رسانه‌ها اطلاعات مورد نیاز خود را دریافت می‌کنند.

مراحل اساسی مدیریت و کنترل بحران به خصوص در بلایای طبیعی شامل سه مرحل اصلی آموزش(قبل از بحران)، مواجهه (زمان بحران) و پشتیبانی-اصلاح (پس از بحران) است.

1.    مرحله آموزش: قبل از بحران بحث آموزشی و فرهنگ‌سازی رسانه‌ها دارای اهمیت بسیاری است؛ رسانه‌ها به واسطه برخورداری از کارکرد نظارت بر محیط و همچنین تفسیر می‌توانند بحران‌های بالقوه را شناسایی و به مسئولان گوشزد کنند؛ آموزش افراد و آگاه بخشی به آنان نیز در این مرحله قرار دارد.

2.    مرحله مواجهه: هنگام وقوع بحران مهمترین وظیفه رسانه اطلاع‌رسانی، انتشار اخبار و نیز جلب مشارکت همگانی است؛ یکی از پیامدهای هر بحران شکل‌گیری شایعات است به همین منظور برای هدایت افکار عمومی اطلاع‌رسانی باید به شیوه مدبرانه‌ای صورت پذیرد.

3.    مرحله پشتیبانی: در این مرحله که پس از اتمام بحران شروع می‌شود، رسانه‌ها سه نقش را برعهده می‌گیرند:
          a.    اطلاع‌رسانی برای تقویت همبستگی با آسیب‌دیدگان
          b.    بررسی چگونگی و نحوه مواجهه سازمانهای مسئول با بحران
          c.    اطلاع‌رسانی و آموزش برای کاهش درد و ناراحتی بازماندگان

به گزارش تسنیم ناگفته پیداست یکی از دلایلی که عموم مردم پس از بحران به صورت مجازی دور هم جمع می‌شوند، فراهم ساختن «حمایت عاطفی» رسانه‌های اجتماعی برای کاربران است.

به طور کلی درباره کارکرد رسانه‌های اجتماعی باید اشاره کرد انتشار اطلاعات در زمان درست از سوی رسانه‌های اجتماعی باعث می‌شود اطلاعات به صورت هم‌زمان به میلیون‌ها نفر برسد.

باید توجه داشت دسترسی به داده‌ها شامل عکس‌ها و فیلم‌ها در زمان واقعی می‌تواند به نیازهای اول یعنی هدایت خطر و همچنین در پیش گرفتن برنامه مدیریت بحران منجر شود.

علاوه بر این افرادی که دور از خانواده و دوستان‌شان هستند، می‌توانند به اطلاعات درباره وضعیت‌های بحرانی و عزیزانشان دسترسی داشته باشند.

مهم‌تر از همه رسانه‌های اجتماعی با قابلیت انتشار پیام در کسری از ثانیه و در سطح جهانی قادر به بسیج کردن منابع در سراسر جهان هستند.

 

نقش رسانه‌های اجتماعی در زلزله و سونامی شرق ژاپن

مدیریت بحران زلزله و سونامی در کشور ژاپن از نمونه‌های تأثیرگذار مدیریت در جهان به حساب می‌آید و پژوهشگران زیادی در سراسر دنیا آن را مورد مطالعه قرار داده‌اند.

دولت ژاپن با استفاده از رسانه‌های جمعی و اجتماعی خدمات مفیدی به شهروندان بحران‌زده و دیگر ساکنان ژاپنی ارائه کرده است.

بدون اغراق در ژاپن به بهترین شیوه از این رسانه‌ها برای مدیریت بحران، امداد و نجات استفاده شده است.

رسانه‌های جمعی در ژاپن ماند تلویزیون و رادیو و رسانه‌های اجتماعی مانند توییتر، یوتیوب، فیس‌بوک و میکسی در این بحران توانستند به عنوان یکی از اهرم‌های مدیریت بحران اقدام کنند.

همواره رسانه‌های جمعی در پوشش بحران‌های طبیعی پیشتاز بوده‌اند و اخبار و اطلاعات مربوط به زلزله را در اختیار مخاطبان خود قرار داده‌اند اما همگی می‌دانیم ابزارهای جدید ارتباطی مانند رسانه‌های اجتماعی نیز پتانسیل بالایی در این بخش دارند.

ژاپن و رسانه‌های اجتماعی آن هنگام سونامی چگونه ظاهر شدند؟

یک روز پس از زلزله مرگبار و سونامی ژاپن، علی‌رغم اختلال در شبکه‌های مخابراتی و تلفن همراه، اینترنت در اکثر نقاط این کشور با سرعت و کیفیت خوب در دسترس بود.

عواملی مانند قطع نشدن اینترنت، سواد رسانه‌ای مناسب ژاپنی‌ها درباره چگونگی استفاده از رسانه‌های اجتماعی و... باعث حضور جدی این رسانه‌ها در زلزله سال 2011 ژاپن شدند.

رسانه‌های اجتماعی مختلف را در ادامه زیر ذره‌بین قرار داده‌ایم:

 

توییتر در صدر رسانه‌های اجتماعی

شبکه اجتماعی  توییتر در ژاپن با داشتن نزدیک به 35 میلیون کاربر فعال سومین کشور از لحاظ تعداد کاربر به حساب می‌آید؛ توییت‌های مربوط به زلزله از یک دقیقه و 25 ثانیه بعد از زلزله شروع شده و مربوط به شخصی از محل کانون زلزله بوده است.

پس از زلزله هشدارهای رسمی و غیررسمی بسیاری در توییتر منتشر شد که شامل اخطار تخلیه مناطق برای سونامی قریب‌الوقوع نیز بود؛ توییت‌هایی با پیام درخواست نجات و کمک، تقاضای امکانات، عزادارای برای از دست رفتگان، ابراز نگرانی برای کسانی که دوستشان دارند، پیشنهاد برای کمک و تسلیت از طریق این رسانه به راه افتاد و در روز اول تنها هزار و 200 توییت از توکیو منتشر شد.

 

یوتیوب در زلزله و سونامی شرق ژاپن

پس از بحران ژاپن، یوتیوب در صدر رسانه‌های پرکاربرد قرار گرفت؛ ویدئوهای زیادی از طریق این رسانه اجتماعی منتشر و در سرتاسر دنیا دیده شد.

بیشترین ویدئوی ضبط شده در طول تاریخ فجایع طبیعی و آپلود آن در یوتیوب متعلق به زلزله و سونامی شرق ژاپن است؛ ویدئویی که در آن شهردار یکی از شهرهای ژاپن تقاضای تعدادی داوطلب ایثارگر برای امداد و نجات می‌کرد حدود 500 هزار نفر بیننده داشت.

این ویدئو باعث شد صدها کامیون حاوی کمک‌های امدادی به آن منطقه سرازیر شود.

 

 شبکه اجتماعی میکسی در زلزله و سونامی شرق ژاپن

شبکه اجتماعی میکسی در بین ژاپنی‌ها نسبت به فیس‌بوک از محبوبیت بالاتری برخوردار است و ضریب نفوذ بالاتری دارد؛ پس از زلزله محبوبیت فیس‌بوک به سرعت در بین مردم ژاپن افزایش پیدا کرد و کاربران آن به بیش از 17 میلیون نفر رسید.

 

گوگل در زلزله و سونامی شرق ژاپن

رسانه‌های اجتماعی شیوه متداول و مؤثر برای جست‌وجوی افراد گمشده و گرفتن اطلاعات به روز در این باره به حساب می‌آیند.

سرویس جست‌وجوی گوگل حدود دو ساعت بعد از زلزله راه‌اندازی و در زمان بسیار کمی به زبان ژاپنی ترجمه شد؛ مردم با استفاده از این سرویس شروع به جست‌وجو و آپلود اطلاعات درباره گمشدگان خود کردند.

 

رسانه‌های اجتماعی در زلزله کرمانشاه چه نقشی داشتند؟

انتشار خبر زلزله که مرکز آن حوالی استان کرمانشاه بود، منجر به ایجاد موج بزرگی در شبکه‌های اجتماعی شد.

خوشبختانه واکنش رسانه‌های اجتماعی به زلزله کرمانشاه بسیار سریع بود؛ از ساعت نخستین وقوع بحران کاربران شبکه‌های اجتماعی آخرین اطلاعات و عکس‌ها از این فاجعه را به اشتراک گذاشتند و آخرین اخبار را نیز توییت کردند.

انتشار نیازهای زلزله‌زدگان از همان ساعات اولیه باعث ارسال کمک‌های مردمی به سمت کرمانشاه شد؛ همچنین در حالیکه میلیون‌ها کاربر اطلاعات مفیدی را به اشتراک می‌گذاشتند، کمپین‌های جمع‌آوری کمک‌های اولیه نیز راه‌اندازی شد.

افراد بسیاری در همان ساعات آغازین از استان‌های همجوار و سراسر ایران به کمک مردم زلزله‌زده کرمانشاه شتافتند؛ از مهم‌ترین اقدامات مثبتی که به واسطه رسانه‌های اجتماعی صورت گرفت، شناساندن مناطق آسیب‌دیده به افراد ناآشنا با منطقه بود.

براساس آمار منتشر شده از سوی سامانه رصد و تحلیل فضای مجازی «پایشگر» که نشریه دانش‌بنیان نیز به آن پرداخته است،  از ساعت 9 شب 21 آبان تا ساعت 10 صبح 22 آبان ماه  کاربران فضای مجازی بالغ بر 75 هزار مطلب در این فضا منتشر کرده‌اند.

ناگفته پیداست با توجه به اینکه هر فرد با داشتن گوشی هوشمند و اینترنت به صورت بالقوه یک رسانه محسوب می‌شود، کاربران زیادی از محل زلزله به انتشار اطلاعات پرداخته و باعث بسیج بیشتر منابع شدند.

کمپین‌های بسیاری مانند همشانه، پشتگرمی، دلگرمی و هموطن از ساعات اولیه شروع به کار کرده و با استقبال کاربران مواجه شدند.

هشتگ کرمانشاه_تسلیت نیز از ساعات اولیه توسط کاربران زیادی به منظور همدردی با زلزله‌زدگان در فضای مجازی منتشر شد.

البته در کنار تمام مزایای رسانه‌های اجتماعی و کارکرد بسیار مفیدشان باید توجه داشته باشیم که پیامدهای منفی و محدودیت‌هایی هم وجود دارد.

فراهم شدن فضایی برای کلاهبرداری مجازی یکی از همین پیامدهای منفی است.

به عنوان مثال در توییتر یا اینستاگرام می‌توانید انواع پیام‌ها و اطلاعات گمراه کننده از جمله توییت‌های با هدف کلاهبرداری را ببینید.

ویژگی ذاتی رسانه‌های اجتماعی آنها را به بستری مناسب برای تولید و انتشار شایعه نیز تبدیل می‌کند و این موضوع در زمان بحران می‌تواند مسئله‌ساز شود.

در واقع هنگامی که اطلاعات نادرست گسترش می‌یابد پیگیری برای یافتن منشأ آن دشوار می‌شود؛ از دیگر مسائل استفاده از این رسانه‌ها در هنگام بحران، صدق و صحت اطلاعات ارائه شده از سوی آنهاست.

برای مثال در زلزله کرمانشاه طی چند روز متوالی لیستی از روستاهایی که کمک‌رسانی نشده‌اند در رسانه‌های اجتماعی منتشر شد؛ در حالیکه اغلب آنها در ساعات اولیه مورد شناسایی و کمک‌رسانی قرار گرفته بودند.

وقتی از این رسانه‌ها به درستی استفاده نشود، باعث افزیش رعب و وحشت کاربران، گمراهی آنها و ایجاد آسیب‌های جدی می‌شوند.

در پایان می‌توان گفت شواهد عینی و تجربی به خوبی نقش مؤثر و برجسته رسانه‌های اجتماعی را در مدیریت و ارتباطات بحران نشان داده‌اند؛ این رسانه‌ها به طور همزمان به اقداماتی از قبیل اطلاع‌یابی، اطلاع‌رسانی و ترغیب به ایجاد بسیج عمومی در راستای کمک به مردم بحران‌زده و امداد و نجات پرداخته‌اند.

قانون جاری کشور برای هتک حیثیت و نشر اکاذیب رایانه‌ای مصوبات و مفادی دارد که بسیاری از کاربران فضای مجازی بدون آگاهی از آن دست به انتشار تصاویر و فیلمهای شخصی و خانوادگی می‌زنند.

به گزارش تسنیم هتک حیثیت و نشر اکاذیب، بعد از برداشت غیرمجاز از حسابهای بانکی یکی از بیشترین جرمهای حوزه جرائم رایانه‌ای است و برخی از افراد با سوءاستفاده از مزیت فناوریهایی مانند اینترنت، موجب به خطر افتادن آبروی افراد می‌شوند.

ایجاد صفحه در برخی سایتهای اجتماعی به نام دیگران با هدف انتقام‌گیری و بازی با آبروی افراد، بارگذاری مطالب موهن در پایگاه‌های اینترنتی با هدف هتاکی به افراد مختلف، انتشار اسرار شخصی و خانوادگی دیگران با انگیزه انتقام و هتک حیثیت افراد، انتشار یا تحریف عکسهای خصوصی دیگران، نشر اکاذیب و افترا در اینترنت با هدف تشویق اذهان عمومی و بدبین کردن افراد به یکدیگر و... بخشی از اقدامات مجرمانه‌ای است که برخی افراد با انگیزه‌هایی همانند تفریح، انتقام و فرونشاندن عصبانیت و جلب توجه و باز کردن عقده‌های روحی و روانی در حوزه فضای مجازی مرتکب می‌شوند که آسیبهای جبران‌ناپذیری را در پی دارد.

اخلاق یکی از مهمترین ویژگیهای زندگی بشر است و از خصلتهای روحی و نفسانی افراد نیز به حساب می‌آید.

این ویژگیها شامل موضوعات نیکو و پسندیده مانند امانت‌داری و راست‌گویی است؛ رفتارهایی که از این ویژگیها ناشی می‌شود را رفتار اخلاقی می‌گویند.

در فضای سایبر نیز اخلاق کاربران از لحظه ورود به آن شروع می‌شود و ممکن است بازتاب ماهیت واقعی آنها یا اینکه با اخلاق واقعی آنها تفاوت داشته باشد؛ البته این فضا قوانین خاص خود را داشته و بستگی به شرایطی دارد که کاربران در آن قرار می‌گیرند یا اخلاقی که از خودشان بروز می‌دهند.

هنجارسازی مثبت یکی از اصولی است که در هر فناوری نوظهوری باید رعایت شود بنابراین در فضای سایبر نیز کاربران هنجارهای مثبت را باید رعایت کنند و اخلاق حرفه‌ای در استفاده از امکانات سودمند آن داشته باشند.

با توجه به آمارهای موجود موضوع هتک حیثیت و نشر اکاذیب یکی از بیشترین جرمهایی است که در حوزه جرائم رایانه‌ای رخ می‌دهد.

برخی از افراد با سوءاستفاده از مزیت ابزارهای فناوری از قبیل شبکه اینترنت و موبایل و... اقدام به تشویق اذهان عمومی کرده و موجب به خطر افتادن آبروی افراد می‌شوند که قانون برای برخورد با اینگونه افراد در فصل پنجم قانون جرائم رایانه‌ای در سه ماده مجازاتی را تعیین کرده است.

از این رو توصیه می‌شود که از قرار دادن تصاویر خصوصی و خانوادگی در شبکه‌های اجتماعی پرهیز کنند؛ در فضای مجازی به کسانی اعتماد کنند که مورد اعتماد خانواده هستند و شناخت کاملی از آنها دارند.

فصل پنجم قانون جرائم رایانه‌ای در مورد هتک حیثیت و نشر اکاذیب رایانه‌ای:

ماده 16 : هر کس به وسیله سیستمهای رایانه‌ای یا مخابراتی، فیلم یا صوت یا تصویر دیگری را تغییر دهد یا تحریف و آن را منتشر یا با علم به تغییر یا تحریف منتشر کند، به نحوی که عرفا موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از 91 روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا 40 میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

ماده 17 : هر کس به وسیله سیستمهای رایانه‌ای یا مخابراتی صوت یا تصویر یا فیلم خصوصی یا خانوادگی یا اسرار دیگری را بدون رضایت او منتشر کند یا در دسترس دیگران قرا دهد، به نحوی که منجر به ضرر یا عرفا موجب هتک حیثیت او شود، به حبس از 91 روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا 40 میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

ماده 18 : هر کس به قصد اضرار به غیر یا تشویش اذهان عمومی یا مقامات رسمی به وسیله سیستم رایانه یا مخابراتی اکاذیبی را منتشر کند یا در دسترس دیگران قرار دهد یا با همان مقاصد اعمالی را برخلاف حقیقت، رأسا یا به عنوان نقل قول، به شخص حقیقی یا حقوقی یا مقامهای رسمی به طور صریح یا تلویحی نسبت دهد، اعم از اینکه از طریق یاد شده به نحوی از انحاء ضرر مادی یا معنوی به دیگری وارد شود یا نشود، افزون بر اعاده حیثیت به حبس از 91 روز تا دو سال یا جزای نقدی از پنج تا 40 میلیون ریال یا هر دو مجازات محکوم خواهد شد.

نادر نینوایی - پرطرفدارها که در انگلیسی به آنها influencers گفته می‌شود، به ‌دسته‌ای از افرادی اطلاق می‌شود که در شبکه‌های اجتماعی توانسته‌اند مخاطبان زیادی را در صفحات شخصی خود جلب کنند.

شبنم کهن‎چی - آخرین گزارش ها نشان دهنده کاهش روند رشد کاربران اینترنت در جهان به استثنای خاورمیانه و افزایش کاربران موبایلی رسانه های اجتماعی است.
بررسی گزارشی که شرکت Hootsuite به تازگی منتشر کرده، نشان می دهد که بیش از آنکه روند افزایش کاربران اینترنت در جهان سرعت داشته باشد، رشد کاربران رسانه های اجتماعی به خصوص با استفاده از موبایل سرعت گرفته است. در بیشتر کشورها رشد کاربران موبایلی رسانه های اجتماعی بیش از دیگر کاربران رسانه های اجتماعی است که از وب استفاده می کنند. این قاعده تنها در خاورمیانه به هم خورده و رشد کاربران موبایلی هنوز از کاربران وب پیشی نگرفته است. گزارش Hootsuite  نشان می دهد تعداد کاربران موبایلی اینترنت دنیا 3 میلیارد و 448 میلیون نفر است. 
این آمارها نشان می دهد در سال 2017 تعداد کاربران اینترنت در جهان به 3 میلیارد و 733 نفر رسیده که تقریبا نیمی از جمعیت جهان را شامل می شود. از بین کاربران آنلاین جهان 2 میلیارد و 789 نفر کاربر فعال رسانه های اجتماعی شناخته شده اند. در حالی که تعداد کاربران اینترنت در سال 2017 نسبت به سال 2016 حدود 10 درصد رشد داشته، تعداد کاربران فعال رسانه های اجتماعی در سال 2017 نسبت به سال 2016 حدود 21 درصد رشد داشته است. سال 2017 اولین سالی است که در بیشتر کشورهای جهان روند افزایش کاربران رسانه های اجتماعی از روند رشد کاربران اینترنت در جهان پیشی گرفته است. 
 رشد 34 درصدی در افریقا
گزارشی که منتشر شده و مورد توجه رسانه ها نیز قرار گرفته نشان می دهد که تعداد کاربران اینترنت در آفریقا در سال 2017 به 362 میلیون نفر رسیده است و از این جمعیت 170 میلیون نفر کاربر فعال رسانه های اجتماعی هستند. در حالی که رشد کاربران اینترنت در این کشور در سال 2017 نسبت به سال 2016 تنها 4 درصد رشد داشته، رشد کاربران فعالی رسانه های اجتماعی در آفریقا در سال 2017 نسبت به سال 2016 حدود 32 درصد رشد کرده است. این رشد در بین کاربران فعال رسانه های اجتماعی که از موبایل استفاده می کنند به 47 درصد می ‍رسد؛ 150 میلیون کاربر. 
 رشد سریع کاربران در آمریکا
تعداد کاربران اینترنت در آمریکا در سال 2017 حدود 718 میلیون کاربر تخمین زده شده است. از این تعداد کاربر آنلاین آمریکایی تعداد کاربران فعال رسانه های اجتماعی 599 میلیون کاربر برآورد شده است. تعداد کاربران فعال رسانه های اجتماعی که از موبایل استفاده می کنند نیز 535 میلیون نفر است که نسبت به سال 2016 حدود 22 درصد رشد داشته است. این درحالی است که رشد کاربران فعال رسانه های اجتماعی در آمریکا در سال 2017 نسبت به سال 2016 تنها 17 درصد برآورد شده است. به این ترتیب باز هم رشد کاربران فعال رسانه های اجتماعی از رشد کاربران اینترنت در این کشور پیشی گرفته اما با موبایل. 
 یک چهارم جمعیت آسیا اقیانوسیه در رسانه های اجتماعی فعالند
تعداد جمعیت در منطقه آسیا–اقیانوسیه 4 میلیارد و 153 میلیون نفر برآورد شده است. از این جمعیت یک میلیارد و 909 میلیون نفر کاربر اینترنت هستند و از این تعداد یک میلیارد و 514 میلیون نفر کاربر فعال رسانه های اجتماعی شناخته شده اند. تعداد کاربران فعال رسانه های اجتماعی که از موبایل برای دسترسی به این رسانه ها استفاده می کنند یک میلیارد و 441 میلیون نفر برآورد شده است. به این ترتیب رشد کاربران فعال رسانه های اجتماعی در منطقه آسیا پاسفیک در سال 2017 نسبت به سال 2016 میزان 25 درصد بوده است. رشد موبایلی کاربران فعال نیز 35 درصد برآورد شده است. 
 نیمی از جمعیت اروپا فعال رسانه های اجتماعی هستند
از جمعیت 839 میلیون نفری اروپا 637 میلیون نفر کاربر اینترنت و از این جمعیت 412 میلیون نفر کاربر فعال رسانه های اجتماعی هستند. 340 میلیون کاربر فعال رسانه های اجتماعی نیز تنها از موبایل در این قاره استفاده می کنند. کاربران موبایلی رسانه های اجتماعی در اروپا در سال 2017 نسبت به سال 2016 حدود 11 درصد رشد داشته اند.
 خاورمیانه ای ها؛ شنا بر خلاف جریان
جمعیت خاورمیانه 246 میلیون نفر تخمین زده شده است. از این میزان، 147 میلیون نفر کاربر اینترنت هستند. 93 میلیون از کاربران اینترنت در خاورمیانه کاربر فعال رسانه های اجتماعی شناخته می شوند و تعدا کاربران فعالی که از موبایل استفاده می کنند به 83 میلیون نفر می رسد. خاورمیانه تنها جایی است که رشد کاربران فعال رسانه های اجتماعی اش (کلی) بیش از کاربران فعال رسانه های اجتماعی است که تنها از موبایل استفاده می کنند. رشد کاربران فعال رسانه های اجتماعی در خاورمیانه به 47 درصد می رسد (نسبت به سال 2016) در حالی که رشد کاربران موبایلی این رسانه ها در سال 2017 نسبت به سال 2016 به 44 درصد می رسد.
 362 میلیون کاربر 12 تا 15 ساله 
به طور کلی یک میلیارد و 655 میلیون کاربر اینترنت زیر 12 سال ن دارند. 2 میلیارد و 17 میلیون کاربر زیر 15 سال هستند. به این ترتیب تعداد کاربران 12 تا 15 سال اینترنت در دنیا به 362 میلیون کاربر می رسد. تعداد کاربران 16 تا 64 ساله دنیا به 4 میلیارد و 803 میلیون کاربر می رسد و کاربران بالای 65 سال 657 میلیون نفر در سال 2017 برآورد شده اند. انتظار می رود تعداد کاربران بالای 65 میلیون نفر طی یک دهه آینده به شدت افزایش پیدا کند.
 خاورمیانه، چهارمین در افزایش ضریب نفوذ 
بر اساس گزارش Hootsuite  ضریب نفود اینترنت در خاورمیانه 60 درصد برآورد شده است. این رقم در آمریکای شمالی 88 ردصد، آمریکای میانی 53 درصد، آمریکای جنوبی 66 درصد ، شمال اروپا 84 درصد، آفریقا 29 درصد، اروپای شمالی 67 درصد، آسیای میانه 48 درصد، آسیای جنوبی 33 درصد، آسیای شرقی 57 درصد، اقیانوسیه 68 درصد در سال 2017 برآورد شده است. به این ترتیب خاورمیانه در سال 2017 چهارمین رتبه را در میزان ضریب نفوذ اینترنت در دنیا کسب کرده است. 
 آینده طلایی پلی استیشن
45 درصد از کاربران اینترنت در دنیا از طریق لپ تاپ اطلاعات شان را به اشتراک گذاشته اند و 50 درصد از موبایل برای به اشتراک گذاری استفاده کرده اند. اما نکته جالب توجه این است که امسال پلی استیشن به عنوان ابزاری که از آن برای به اشتراک گذاری استفاده شده رشد چشمگیری داشته: 12 صدم درصد اشتراک گذاری ها در دنیا با استفاده از پلی استیشن بوده است. این رقم دو سال پیش صفر بوده و این رشد نشان دهنده آینده طلایی پلی استیشن است. رشد پلی استیشن در به اشتراک گذاری از دیگر ابزارها طی سال 2017 بیش از سایر ابزارها بوده است؛ 33 درصد.
 نفوذ رسانه های اجتماعی
میزان نفوذ رسانه های اجتماعی در خاورمیانه 38 درصد در سال 2017 برآورد شد. این رقم در مورد اقیانویسه 52 درصد، آمریکای شمالی 66 درصد، آمریکای میانه 51 درصد، آمریکای جنوبی 59 درصد، اروپای شرقی 54 درصد، آفریقا 14 درصد، آسیای جنوبی 15 درصد، آسیای میانه 7 درصد، اروپای شمالی 44 درصد، آسیاس شرقی 57 درصد در سال 2017 است. 
یبشترین میزان نفود دسترسی به رسانه های اجتماعی در منطقه East در سال 2017 را به ترتیب قطر، امارات، مولداوی، کره جنوبی دارند. کمترین رشد را نیز کره شمالی، ترکمنستان،اریتره، تاجیکستان داشته اند.
میزان نفود دسترسی به رسانه های اجتماعی از طریق موبایل در خاورمیانه 34 درصد، آمریکای شمالی 58 درصد، آمریکای میانه 46 درصد، آمریکای جنوبی 52 درصد، آفریقا 12 درصد، اروپای غربی 47 درصد، آسیای میانه 4 درصد، اروپای شرقی 34 درصد، آسیای جنوبی 13 درصد، آسیاس شرقی 42 درصد و اقیانوسیه 45 درصد در سال 2017 برآورد شده است.
 پیام رسان ها در صدر
کاربران فعال رسانه های اجتماعی از کدام رسانه ها در سال 2017 بیشتر استفاده کردند: اول فیس بوک، دوم مسنجر فیس بوک و سوم واتس اپ، یوتیوب و دوباره دو پیام رسان به نام QQ و وی چت. اینکه از شش جایگاه اول رسانه های اجتماعی پرطرفدار دنیا، چهار جایگاه به پیام رسان ها اختصاص دارد، نشان دهنده گسترش کاربری پیام رسان ها نه فقط به عنوان پیام رسان است. 

«اینفلوئنسر» ها از جذابیت های امروز رسانه های اجتماعی و ابزارهای جدید تبلیغاتی هستند. با فاصله ای از جوامع پیشرفته که کم هم نیست، جامعه ایرانی نیز به این مقطع رسیده: شغلی به نام اینفلوئنسری. تبلیغات اینفلوئنسری، شیوه جدیدی از تبلیغات است که آهسته آهسته در حال رواج پیدا کردن است. بنا بر گزارشاتی که منتشر شده آمارهای غیر رسمی نشان می دهد اینستاگرام حدود 28 میلیون کاربر در ایران دارد. کاربرانی که روزانه به طور متوسط حدود 13 دقیقه از وقت خود را در این شبکه اجتماعی سپری می کنند. این آمارها نشان می دهد حدود 80 درصد از کاربران ایرانی فعال، روزانه ۵ بار به اینستاگرام سر می زنند و به طور میانگین ۱۷ دقیقه از زمان خود را در این شبکه اجتماعی صرف بازدید از پست های به اشتراک گذاشته شده می کنند. با توجه به افزایش تعداد کاربران ایرانی که به واسطه محبوبیت و تخصص شان دارای اعتبار و نفوذ هستند و تغییراتی که در دنیای تبلیغات شاهدش هستیم، یکی از دغدغه های کسب و کارها و کاربران پر نفوذ، تبلیغات و کسب درآمد از آن است. در حال حاضر ابزارهای آنلاینی برای تهیه بانک اطلاعاتی اینفلوئنسرها وجود دارد که البته مورد استفاده اینفلوئنسرهای ایرانی قرار نمی گیرد. شرکت های بزرگ تبلیغات در سراسر دنیا نیز وارد این حوزه شده و با تمرکز بر معرفی این کاربران تلاش می کنند برای برندها راه جدیدی جهت بازاریابی و تبلیغات باز کنند.


 پلتفرمی که «اولین» نبود
هفته گذشته، رامبد جوان، یکی از کمدین ها که البته وارد حوزه کارگردانی و مجری گری نیز شده و با داشتن 6.2 میلیون فالور در اینستاگرام یک اینفلوئنسر محسوب می شود، در باغ کتاب تهران مراسم رونمایی از «اولین پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ» را برگزار کرد. بسیاری از این پلتفرم به عنوان «اولین» پلتفرم یا شبکه اجتماعی اینفلوئنسرها یاد کردند. 
این در حالی است که پیش از رونمایی پر سر و صدای تگ استار که خود را اولین پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ معرفی کرده است، شرکت های زیادی کار با اینفلوئنسرها را آغاز کردند. از جمله این شرکت ها، شرکت تبلیغاتی چنکا است. این شرکت دستاورد مرکز فناوری های پیشرفته دانشگاه صنعتی شریف است که با استفاده از فناوری‏های داده‏ محور در زمینه اینفلوئنسر مارکتینگ فعالیت می کند. چنکا نیز مانند تگ استار برای اجرای کمپین های تبلیغاتی در موضوعات مختلف جامعه هدفمندی را متناسب با موضوع انتخاب کرده و از این طریق تبلیغات اثربخش را برای کسب و کارها انجام می دهد. اسنپ فود، علی بابا، فیلیمو نیز از جمله مشتریان این شرکت هستند. 
ادسنسور نیز شرکت دیگری است که در همین زمینه فعالیت می کند. این شرکت ادعا کرده طی یک سال بیش از ۱۰۰ تبلیغ اینفلوئنسر مارکتینگ با بیش از ۲۵۰ چهره در یک سال گذشته داشته است. از جمله نکاتی که برای جذب اینفلوئنسر به عنوان معیار مورد توجه این شرکت است می توان به میزان اثربخشی و تولید محتوای تخصصی پرداخت. 


 نقدهای تند
برخی فارغ از اولین یا چندمین پلتفرم بودن تگ استار، ورود رامبد جوان به حوزه تبلیغات را مورد انتقاد قرار دادند. اما بیشترین انتقادات به انتخاب مهمانانی بود که به عنوان اینفلوئنسر روی فرش قرمز آمدند و نیز انتقاد به معیار تگ استار برای اینفلوئنسر شناختن کاربران (2 هزار فالور برای توییتری ها و 10 هزار فالور برای اینستاگرامی ها). نقدی هم درباره عنوان این گردهمایی بود که تنها شامل بخشی از اینفلودنسرها می شد نه همه اینفلوئنسرهای ایران. از آنجا که تعداد انتقادات زیاد بود به خلاصه دو نقد از توییتر و اینستاگرام اشاره می کنیم*: 
«محمد مهدی کارگر که مدیر شبکه های اجتماعی شهرداری تهران در توییتر خود mkargar@ اینطور نوشته است: چند روز پیش، #رامبد_جوان تعدادی لعبتک دلقک بی مایه را به اسم #سلبریتی و #اینفلوئنسر در فرهنگی ترین مکان تهران دور هم جمع کرد تا از پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ #تگ_استار رونمایی کند! چقدر زشت و چقدر تأسّف انگیز که مشاهیر و الگوهای ما در جامعه این سفله گان و بی مایه گان هستند! ... این ضدّ فرهنگ #تگ _استار در فرهنگی ترین نقطه ی تهران، یعنی باغ کتاب برگزار شده! آقای شهرداری تهران (TehranMunicipal@)، آقای باغ کتاب (baghe_ketab@)، رفیق عزیز سیدمجید حسینی (seyedmajid58@) چشم شما روشن! خبر داشتید از این برنامه اصلاً؟! ...ما هم می ریم یه میمون می خریم، یه صفحه اینستاگرام براش درست می کنیم، از ادا و اطوارش عکس و فیلم می گیریم، منتشر می کنیم، فالوئر که گرفتیم نامردید اگر میمون ما رو در پلتفرم اینفلوئنسر مارکتینگ #تگ_استار شرکت ندید آقای #رامبد_جوان و شرکت کذا! تأسف خوردن البته دردی رو دوا نمی کنه از جامعه ای که سر رشته رو گم کرده. از جامعه ای که خودش سر خودش کلاه می ذاره. از جامعه ای که خودش دوست داره کلاغ رو جای قناری بهش بندازن. جامعه ای که تشنه است، کمبود داره، عقده ای شده. دلقک و ملیجک ارج و قربش بیشتره تا دانشمند و هنرمند واقعی... هنرمند واقعی رو پیدا کنیم! مؤثر واقعی رو پیدا کنیم! خیلی بده مؤثرین جامعه ای از امیرکبیر، عارف، شریعتی، شجریان و سپهری برسه به مسترتیستر و کچلیک و مسی ایرانی. برای #رامبد_جوان متأسّفم و من بعد جور دیگه ای بهش نگاه می کنم...».
رامبد جوان و تگ استار در اینستاگرام نیز از تیغ انتقادات در امان نماندند: 
آذر خرم که به عنوان فیلم ساز، بازیگر و مفهوم پرداز یکی از اینفلوئنسرهای اینستاگرام محسوب می شود که بیش از 252 هزار دنبال کننده دارد (azar.khorram1@) در واکنش به مراسمی تحت عنوان «اولین گردهمایی اینفلوئنسرهای ایرانی» برگزار شد و خودش هم حضور داشت، در اینستاگرامش نوشت: «سلام آقای جوان، درفضای مجازی (به خاطردسترسی همگانی) هرکسی میتونه یه شبه به صدهزارفالوئربرسه!...کافیه هزینه یکی دیگه رو بده یا اصرارداشته باشه با فیلم های دونفرش مردمو متقاعد کنه که اول اونا بودن بعد لیلی و مجنون! یا هر روز به جای یکی دیگه زندگی کنه وبه خودش بگه «بَدل» سوال اینه که معیار شما، برای انتخاب این صد نفر اثرگذار در اینستاگرام چی بوده؟!....

اگر حقیقتا می دونستید، چه افرادی رو با چه محتوای پیجی دعوت کردید که جای تاسف داره، اگر هم نمیدونستید و همینطوری دِیمی انتخاب کردید که بیشترجای تاسف داره! کاش به جای اینکه ارزش روبه لایک و بازدید بدید از خودتون می پرسیدید کی داره دانش، آگاهی یا فرهنگ وهنر رو رواج میده؟...به مدد عوام، این روزها خیلی از «بی فایده ها» معروف شدن! و حالا به جایی رسیدیم که حتی هنرمندامون با همین بی فایده ها سلفی میگیرن! ...لطفا بعد از اینکه منو خود برتر بین، بی ادب، مغرور و «مگه فکر کرده کیه» خطاب کردید، در بی طرفی به عمق مطلبم توجه کنید. کلمات قدرتمندند، لطفا با نسبت دادن الفاظی مثل بهترین، ستاره و...، درکاربرانِ آویزان اینستاگرام تَوهم فوق العاده بودن ایجاد نکنید!...بااحترام آذرخرّم»
شکی نیست که تعداد دنبال کننده های یک کاربر نشان دهنده میزان دیده شدنش است. اما فراموش نکنیم که اثرگذاری نیاز به شاخص هایی غیر از تعداد دنبال کننده ها دارد. شاخص هایی مانند میزان مهارت و توانایی تولید محتوایی مناسب، تفکر و فرهنگ در شاخه ای که در آن فعالیت می کند. 


 تناقض آقای مدیر
حالا رامبد جوان با این گردهمایی و تگ استار در مرکز انتقادات برخی کاربران رسانه های اجتماعی و خبرنگاران قرار گرفته است. هر چند در نشست خبری در کنار او، آرمان حسینی مدیرعامل تگ استار و سینا فرحی قایم مقام و رییس هیات مدیره این شرکت قرار داشتند اما از شیوه پاسخگویی به سوالات مشخص بود دو نفر دیگر تحت تاثیر رامبد جوان بودند. سند این ادعا شیوه پاسخگویی به یکی از سوالات خبرنگاران بود. هنگامی که خبرنگاری به صورت آنلاین درباره اینکه آیا این شرکت فکری برای مشکلات حقوقی که احتمال دارد برای برندها و اینفلوئنسرها پیش بیاید کرده؟ رامبد جوان تنها به یک «بله کردیم» اکتفا کرد و هنگامی که خبرنگاران حاضر در جمع را منتظر ارایه توضیح دید، شنیده شد که خطاب به مدیرعامل و قایم مقام و رییس هیات مدیره  تگ استار گفت: «لازم نکرده توضیح بدهید».

این در حالی است که مدیرعامل این شرکت، روز پیش از برگزاری این مراسم در مصاحبه با همین خبرنگار بر لزوم بکارگیری مشاوران حقوقی برای بستن قرارداد از سوی فعالان حوزه رسانه های اجتماعی تاکید داشت و معتقد بود «در حال حاضر حدود 20 درصد از فعالان رسانه های اجتماعی و استارت آپ ها از مشاوران حقوقی استفاده می کنند. توصیه می شود تا جایی که می شود در بکارگیری مشاوران حقوقی و مالی خست به خرج ندهند چون این مساله به اندازه مسایل فنی و بازاریابی دارای اهمیت است. توجه به مسایل حقوقی و شفاف سازی در این بخش از ایجاد هزینه و خسارت در آینده پیشگیری خواهد کرد». 

 انتخاب بد
عامل اصلی که نارضایتی و انتقادات تند درباره تگ استار و شیوه برگزاری اولین گردهمایی اینفلوئنسرهای ایران را به وجود آورد، «انتخاب» و تعریف اینفلوئنسر بود؛ انتخاب جمعی که بخش کوچکی از جامعه اینفلوئنسرهای ایران بودند و نه همه آنها. البته اگر بتوان پذیرفت که این افراد تاثیرگذار هستند و نه فقط سرگرم کننده و پربیننده. این رفتار تنها باعث نارضایتی و انتقادات کاربران و فعالان این حوزه نشده. بلکه برخی از حامیان این برنامه هم از انتخاب چهره ها در این گردهمایی ناراضی بودند. 
خبرگزاری مهر هفته گذشته با راشا شیدماهر، مدیر ارشد بازاریابی اسنپ که یکی از حامیان اصلی اولین گردهمایی اینفلوئنسرهای ایران بود صحبت کرد. وی به خبرگزاری مهر گفت: «قرار بر این بود که اینفلوئنسرهای واقعی گرد هم جمع شوند. اما در نهایت شاهد دورهمی اینفلوئنسرنماها بودیم. اگر از قبل مشخص بود که قرار است چه افرادی در این گردهمایی شرکت کنند به هیچ وجه حامی این رویداد نمی شدیم. تعداد زیادی از کسانی که امروز چهره های تاثیرگذار خطاب می شوند بدون صفحاتشان در شبکه های اجتماعی هیچ هویتی از خود ندارند و علت تاثیرگذار خواندنشان به هیچ عنوان مشخص نیست. بخش عمده ای از این افراد در نتیجه توجه بیش از حد کسب وکارهای مختلف بزرگ شدند و امروز در مسیری قرار گرفتند که می توانند روی مخاطبان شبکه های اجتماعی تاثیر کاذب بگذارند. ما در ایران الگوهای باارزشی همچون جهان پهلوان تختی و ریزعلی خواجوی را داشتیم. چرا باید فضایی به وجود آید که افرادی پوچ و بی هویت به درجه تاثیرگذاری بر مردم نائل شوند و افرادی که زحمت می کشند و نان حلال درمی آورند و کارآفرین هستند به حاشیه رانده شوند. ترویج زندگی به سبک اینفلوئنسرهایی که در اینستاگرام باب شده است آن هم در جامعه ای که اغلب مردم درگیر مشکلات معیشتی هستند کار درستی نیست». گفتنی است علی رغم اینکه اسنپ از حامیان گردهمایی اینفلوئنسرهای ایرانی بود و لوگوی آن زیر پوسترها دیده می شد،  هیچ نماینده ای به مراسم رونمایی از تگ استار و گردهمایی نفرستاد. 


 فهرست کوتاهی از میهمانان 
برخی از مهمانان اولین گردهمایی اینفلوئنسرهای ایران عبارت بودند از :
مستر تیستر: که غذای رستوران های مختلف را تست می کند. 
کچلیک: پسر خردسال مازندرانی که با شیرین زبانی توانسته دل بعضی را ببرد.
رضا پرستش: جوانی که به دلیل شباهت به مسی به عنوان بدل مسی شناخته می شود.
محسن بروفر: کسی که روی گزارش های فوتبالی علیفر دابسمش می ساخت و به همین دلیل به شهرت رسید. 
محسن ایزی: کسی که دابسمش می سازد.
عرفان علیرضایی: کلیپ طنز و دابسمش می سازد.
حسن شاهرخ نیا: کلیپ طنز و دابسمش می سازد.
دانیال کاظمی: کسی که ادعای شعبده بازی دارد. 
*روزنامه فناوران مسوولیتی در مقابل نقدهایی که در رسانه های اجتماعی منتشر شده ندارد. 

نماینده ولی فقیه در خراسان رضوی گفت: باید این فضای مجازی را مدیریت کنیم، تا کی باید در این اسارت باشیم؟ ما نمی‌گوئیم آن را ببندید اما باید آن را مدیریت کنید.

اهم اظهارات امروز امام جمعه مشهد به نقل از خبرگزاری ها به این شرح است:

*نوع آرایشگری شیطان را اشاره کردیم، شیطان مال و ثروت را جلوه می‌دهد؛ برای مال به دست آوردن و پولدار شدن، چگونه باید پولدار شد؟ انواع و اقسام راه‌ها را شیطان پیش روی انسان قرار می‌دهد و همین قدر که انسان جذب این پول و مال و ثروت و نقش آفرینی ثروت شد راه‌های شیطانی نیز مطرح می‌شود.

*برای برخی نیز مسئله مقام و قدرت مطرح است. جوانی که در ابتدا می‌خواهد راه را انتخاب کند، شیطان، قدرت را در نظر وی جلوه می‌دهد و می‌گوید اگر به این قدرت نرسی، با وضعیت عادی نمی‌توانی به جایی برسی؛ برای اینکه به این قدرت بخواهد برسد، انواع و اقسام راه‌های غیرخدایی توسط شیطان ترسیم می‌شود.

*شیطان، پول و قدرت را در نزد جوان جلوه می‌دهد و برای وی جاده‌سازی می‌کند؛ مرحله دوم این است که راه‌بندان در مقابل انسان صورت دهد تا انسان به سمت کار خیر نرود و تلاش می‌کند از طریق توسعه منکرات و فحشا انسان را از راه راست باز بدارد.

*(با اشاره به حریق کشتی سانچی و درگذشت 32 سرنشین آن و تسلیت این واقعه): این حادثه بسیار ناگوار و دردناک بود و مورد اظهار دردمندی مردم ما قرار گرفت و از مردم باعاطفه و بااحساس وطن‌دوست خود که همدردی کردند تشکر می‌کنم؛ در سایر بلاد و کشورهای دنیا ناظر امثال این حوادث هستیم و حتی شاید به مراتب شدیدتر هم باشد اما مردم آن کشور بی‌تفاوت از کنار آن می‌گذرند؛ از روزی که این حادثه رخ داد مردم باعاطفه ما در کنار عزیزان دردمند وابسته به این بزرگواران دست به دعا برداشتند و پس از رحلت آنان نیز در کنار آنها بودند.

*همه برابر این قضیه اظهار همدردی کردند که همراه با عاطفه سرشار مردمی ما بود و در عرصه اسلامی و دینی ما بسیار باارزش و ذی قیمت است؛ در کنار این عاطفه‌ها، مشتی عناصر ناپاک و سودجو و معامله‌گر سیاسی بدون توجه به این داغ، شروع به سوء استفاده سیاسی کردند و شایعه پراکنی نابکارانه کردند و بر این درد و زخم نمک پاشیدند و گفتند این نفت برای کره شمالی رفته و موشک آمریکایی اصابت کرده است که معلوم شد دروغ گفته‌اند و سفیر کره جنوبی اعلام کرد این میعانات مربوط به این کشور بوده؛ از سوی دیگر به دلیل پرچم پاناما مسئله را زیر سوال بردند که این یک مسئله متدوال در دریانوردی است.

*با این شایعات دروغ نمک بر زخم داغداران پاشیدند، مبداء این جریان در کلیدواژه‌های استکباری دنیا وجود دارد و رحم در دل اینها وجود ندارد و فجیع‌ترین حرکات را صورت می‌دهند و از ابزار شایعه پراکنی استفاده می‌کنند که بزرگترین شگرد دشمن ناپاک شکست خورده ما است.

* آمریکا از ابتدای شروع پیروزی انقلاب ما انواع و اقسام شگردهایش شکست خورده است، ابتدا کودتایشان شکست خورد و سپس وارد جنگ تحمیلی شدند و سپس شورش قومی و قبیله‌ای راه انداختند و همه شکست خورد و دیگر نمی‌خواهد برنامه قبلی را تجربه کند و قدرت برخورد نظامی ندارند.

*آمریکا شگرد دهه 60 را دنبال نمی‌کند و جنگ نرم را در دستور کار قرار داده تا مردم را از نظام جدا کند زیرا تمام توان و قدرت این نظام، مردم هستند؛ نکته دیگر نومید کردن مردم از نظام است تا مردم به این نتیجه برسند که نظام مقدس جمهوری اسلامی که مولود یک انقلاب مردمی است دیگر کارآمد نیست و روی این مسئله در حال کار کردن هستند زیرا می‌داند این نظام، یک نظام دینی است و تا وقتی باور مردم به این نظام ادامه دارد، این مردم عقب نمی‌نشینند.

*آمریکا درصدد است مردم عقاید و باورهای دینی خود را از دست بدهند و این مردم از نظام جدا شوند و این اهدف سوء چگونه باید اجرا شود؟ تنها راه برای این مهم جنگ نرم است و ابزار اجرایی جنگ نرم، شایعه پراکنی است زیرا در این صورت افکار عمومی مردم و جوانان را به هم می‌زند و اگر دشمن در افکار عمومی با شایعه پراکنی نفوذ کند به اهداف جنگ نرم خود خواهد رسید و امروز فضای مجازی در کشور میدان جولان شایعه پراکنی است.

*با این ارتباطاتی که در فضای مجازی وجود دارد، انسان‌ها را می‌تواند از نظام جدا کند و شایعاتی را راه‌اندازی کرده و در افکار عمومی نفوذ کند و نمونه آن را در اغتشاشات اخیر شاهد بودید، این را کاملاً لمس کردید که دشمن به دنبال شایعه پراکنی است؛ یک حادثه رخ داد و مردم ما داغدار شدند و این جریان بی رحم غیرانسان می‌خواست از این موقعیت دردمندی جامعه ما و ملت ما بهره برداری کند و با شایعه پراکنی جنگ نرمش را توسعه دهد و این را باید توجه کنیم. این میدان جولان شایعه پراکنی یعنی این فضای مجازی باید علاج شود و نمی‌توان به همین شکل مسئله را رها کرد.

*(با اشاره به سخنان رئیس جمهور): شبکه اجتماعی ابزار ارتباط مردم است و مردم امروز برحسب توسعه تکنولوژی و فناوری، ارتباطاتشان از طریق این شبکه‌ها تنظیم می‌شود و ابزار زندگی و کاسبی مردم است و شاید ضرورتش از یک اتوبان هم بیشتر باشد، البته اتوبان با چند تصادف بسته نمی‌شود اما بحث این است که با این شبکه اجتماعی پول مردم از بانک‌ها دزدیده می‌شود و جریانهای تروریستی عضوگیری می‌کنند و مغزها را شستشو می‌دهند و دشمن در حال بهره‌برداری از این فضای مجازی است و درصدد درست کردن پیاده نظام برای خود است.

*شاهد هستیم که در مسئله بهره برداری افراد از این شبکه‌های اجتماعی این همه مفاسد وجود دارد؛ باید این را مدیریت و اصلاح کرد؛ بحث ما بسته شدن فضای مجازی و مسدود کردن نیست و هیچ عاقلی این را نمی‌گوید زیرا این نیاز مردم از نظر ارتباطات است و حتی نیاز درحدی است که اگر شبکه‌های داخلی جوابگو نباشد سراغ شبکه‌های فاسد بیگانه بروند. مدیریت این است که از این استعدادها استفاده کنید؛ شرکت‌های دانش بنیان را حمایت کنید و نیاز مردم را از یک شبکه اطلاعات ملی و یک شبکه قوی برطرف کنید تا مردم به سراغ ابزار دشمن نروند و این باید مدیریت شود. دبیر شورای عالی فضای مجازی رسما اعلام کرد اگر بخواهیم وارد عرصه فعالیت شویم، امکانات داخل کشور از نظر نیروی انسانی را به کار بیندازیم و دولت حمایت کنیم تا یک سال دیگر از انحصار شبکه‌های بیگانه نجات می‌یابیم.

*باید این فضای مجازی را مدیریت کنیم، تا کی باید در این اسارت باشیم؟ خطری که در فضای مجازی متوجه خانواده‌های ما است این است که امنیت از میان رفته است؛ ما نمی‌گوئیم آن را ببندید اما باید آن را مدیریت کنید و با یک سال تمام قضیه مدیریت می‌شود.

سید مسعود شهیدی - بدون تردید، موضوع فضای مجازی، در چند دهه اخیر و دهه های آینده یکی از مهمترین چالشهای دولت ها و  ملت های جهان است. تمام کشورها بدون استثنا با این پدیده نوظهور رو در رو هستند و در قبال آثار مثبت و  منفی آن و در قبال آزاد بودن یا محدود بودن آن بحث های گسترده ای در حوزه نخبگانی صورت گرفته و هنوز  هم صورت می گیرد.

این بحث ها به تدریج در حوزه های سیاستگذاری و قانونگذاری کشورها، تبدیل به راهبرد  های بلند مدت و کوتاه مدت، و قانون های رسمی می شود و چارچوب های اجتماعی و حقوق شهروندی را  بازتعریف می کند. نگاهی گذرا به نوع تلقی، سیاستگذاری و قانونگذاری برخی کشورهای بزرگ جهان، و  مقایسه آن با برخی دیدگاه های موجود در کشورمان، ما را با واقعیت های عینی این حوزه آشناتر و به وظایفمان  در قبال فضای مجازی آگاه تر می کند تا با شناخت عمیقتر و فارغ از گرایش های جناحی و آزمون و خطاهای  پر خسارت، واقع بینانه در مورد این پدیده  سرنوشت ساز قرن جدید تصمیم گیری کنیم.

سوال روز و سوال اساسی که باید پاسخ آن را یافت این است که آیا فضای مجازی علی رغم همه حسن ها و  منافعی که دارد، یک تهدید بزرگ و نگران کننده برای دوام و بقای کشورها هست یا نیست و آیا محدود کردن  فضای مجازی مغایرتی با آزادی مردم و حقوق شهروندی دارد یا نه؟

از آمریکا که خاستگاه اولیه و پایگاه اصلی  فضای سایبری و اینترنت جهانی و بزرگترین سرمایه گذار و بهره بردار فضای مجازی است باید شروع کرد.  ایالات متحده، ضمناً یکی از کانون های اصلی لیبرال دموکراسی است و قطب دنیای آزاد به حساب می آید.  آمریکا پدیدآورنده و مدیریت کننده و مرکزیت اینترنت جهانی است و از طریق آن اهداف خود در هر نقطه جهان  را پی گیری می کند.

باید دید  تحلیل کلان آمریکا که بزرگترین بهره بردار فضای مجازی است در قبال   خطرات فضای مجازی برای خود آمریکا چیست؟ خلاصه ترین و گویا ترین بیان، متعلق به استفان هارتبر،  مشاور اسبق وزارت امور خارجه آمریکا و یکی از نظریه پردازان نظام سیاسی آمریکاست.

او گفته است: « دولت آمریکا به لحاظ حقوقی، فرهنگی و اجتماعی هرگز و با هیچ بحرانی صدمه نخواهد دید، مگر از طریق  فضای مجازی.» این جمله کوتاه، گویای این واقعیت است که ایالات متحده آمریکا که در رتبه نخست تکنولوژی  و صنعت رایانه ای و سایبری و در جایگاه های نخست اقتصادی، علمی و نظامی جهان قرار دارد، فضای  مجازی را بزرگترین خطر برای موجودیت و بقای خود شناخته است. این تحلیل، که برآمده از تحقیقات و تاملات  صدها پژوهشگاه و اتاق های فکر و شوراهای تخصصی و سیاستگذاری کاخ سفید است، در اکتبر 2001 تبدیل  به لایحه ای تحت عنوان «لایحه میهن پرستی» شد و در کنگره آمریکا به تصویب رسید که به موجب آن، ایجاد  محدودیت از طریق کنترل و نظارت بر تبادلات اینترنتی کاربران، رنگ قانونی به  خود گرفت و سپس در سال  2003 توسط دیوان عالی ایالات متحده، با شدت و حدت بیشتری به تصویب رسید و به اجرا درآمد.

برای بسیاری از غربگرایان و دولتمردان کشور ما، که هر روز با ساده لوحی تمام در رسانه ها شعار آزادی  فضای مجازی سر می دهند، وجود "لایحه میهن پرستان" آن هم در آمریکا که قطب دنیای آزاد است باور کردنی  نیست. آنها باور نمی کنند که الگوی آنها در جامعه باز، بیست و هشت سال قبل، در سال 1991، اولین کشور  جهان بوده که برای محدود کردن فضای مجازی، دست به کار شده و لایحه بسیار مهمی  تحت عنوان "شبکه ملی  اطلاعات" را در کنگره به تصویب رسانده و اجرایی کرده که یکی از اهداف آن اعمال مدیریت ایالات متحده در  پردازش فضای مجازی و ایجاد محدودیت، با کیفیت بسیار بالا و پیشرفته بوده است.

آنها ظرف این 28 سال   217 قانون دیگر برای کنترل، مدیریت و محدودسازی فضای مجازی آمریکا به تصویب رسانده اند که هر  قانون، بندها و تبصره های دقیق و اجرائی و مصداقی و بدون ابهام دارد که شامل جزئی ترین تخلفات در  عملکردها، ارتباط ها و مبادله ها ی فضای مجازی است. در همین چند هفته اخیر، مدیران دو شبکه اجتماعی  «فیس بوک» و «توئیتر» بر اساس همین قوانین دقیق از سوی مقامات امنیتی و اطلاعاتی ایالات متحده مورد  بازخواست قرار گرفته ‌اند که چرا افکار عمومی مردم آمریکا را علیه امنیت ملی و علیه سیاست رسمی این  کشور تهییج کرده اند؟

بر اساس این قوانین، «اف بی آی» اداره تحقیقات پلیس فدرال، موظف است تمامی  اطلاعات و داده ها و ارتباطات مربوط به کاربران اینترنتی را جمع آوری و کنترل کند. باراک اوباما که برای  رای آوردن در انتخابات، با شعار «تغییر» و «اینترنت باز» و «حق استفاده از اینترنت معادل حقوق بشر  است» به صحنه آمده بود، پس از پیروزی در انتخابات، بر اساس مصالح عالیه کشورش که بین دو حزب اصلی  مشترک است، بدون وقفه، قانون کنترل اینترنت را امضا کرد و امضای او بدین معنا بود که حزب دموکرات هم   محدودیت های شدید فضای مجازی را تایید می کند و آن را مغایر با آزادی و مغایر با حقوق شهروندی نمی  داند. او نه تنها تغییری در سیاست محدودسازی فضای مجازی که در زمان جمهوری خواهان تصویب و اجرا  شده بود، نداد، بلکه در سال 2015 همان قانون «میهن پرستی» را با اضافه کردن " قانون  شنود" و "قانون  جاسوسی از ارتباطات اینترنتی کاربران و جاسوسی از مکالمات تلفنی شهروندان آمریکا" تمدید کرد.

بر اساس  این قوانین، امروز در آمریکا تمامی ارتباط ها و اطلاعات اینترنتی شهروندان و تمامی تماس های تلفنی افراد   ضبط می شود و تحت کنترل قرار دارد. قانون «سوپا» و قانون «پیپا» به دولت آمریکا قدرت می دهد که در  صورت صلاحدید، حتی  میلیون ها سایت اینترنتی را تعطیل کند. روزنامه نیویورک تایمز در سرمقاله خود، از  واقعیتی پنهان پرده برمی دارد و می نویسد: "نتیجه اجرای دو قانون فوق، ایجاد  پدیده ای مانند دیوار اینترنتی  چین، یعنی همان دیوار آتش بزرگ چین، در آمریکاست."

به بیان دیگر، آمریکایی ها هم مثل چینی ها، برای  حفظ موجودیت و منافع کشور خود، اقدام های مشابهی برای ایجاد محدودیت در فضای مجازی کرده اند. قابل  توجه است که هیچ یک از این  سخت گیری ها و محدودیت های فضای مجازی که در آمریکا اعمال شده، مغایر  با حقوق شهروندی و حقوق بشر و مغایر با آزادی های مصرح در لیبرالیسم غربی و مغایر با قانون اساسی  آمریکا شناخته نشده و کسی آنها را متهم به فاشیسم، کمونیسم، توتالیتاریسم، ضدیت با آزادی و ضدیت با جامعه  باز نکرده است.

به تدریج در بسیاری از کشورها، مشابه  پروژه "شبکه ملی اطلاعات در آمریکا" که در دهه 90  اجرائی شد،  طراحی و پیاده سازی گردید. به طور نمونه کره جنوبی که رتبه اول سرعت اینترنت جهان را در اختیار دارد،  در همان دهه ۱۹۹۰ برای محافظت از منافع ملی خود، پروژه  "شبکه ملی اینترنت پر سرعت کره" را با هدف  آسان سازی دسترسی به اطلاعات، کنترل و مدیریت فضای مجازی و تفکیک ترافیک داخل و خارج کشور اجرا  کرد.

انگلستان، کشور دیگری است که پروژه بزرگ "شبکه ملی اطلاعات" را مشابه آنچه در آمریکا وجود داشت  اجرائی کرد. امروز انگلستان، بزرگ ترین مرکز کنترل اینترنت جهان یا به اختصار «جی.سی.اچ.کیو" را در  اختیار دارد. این مرکز به دولت انگلیس امکان می دهد تا در سراسر جهان، دسترسی افراد و سایت ها به اینترنت  را به صورت هوشمند و دائمی  کنترل کند. در انگلستان همچنین با سامانه مسدودسازی محتوا به سبک "کلینفید"  به طور هوشمند، دسترسی بیش از 90 درصد خطوط پر سرعت اینترنتی انگلستان به محتواهای ممنوع، مسدود  شده و در صورت تخلف، خطوط خانگی قطع می شوند.

استرالیا و کانادا هم که هر دو از کشورهای مشترک  المنافع با بریتانیا هستند، در سال های اخیر برنامه های بسیار گسترده و سختگیرانه ای را برای کنترل اینترنت  آغاز کرده اند، تا آنجا که در این زمینه بیش از دیگر متحدان غربی با کشور چین به عنوان بزرگ ترین محدود  کننده اینترنت، مقایسه می شوند ولی با احساس مسئولیتی که در قبال منافع ملی خود دارند ترسی از این مقایسه  ها به دل راه نمی دهند. استرالیا در آخرین اقدام، حتی دسترسی به سرویس های گوگل را هم محدود کرده و این  اقدامات را مغایر با حقوق شهروندی نمی داند.

پس از افشاگری ‌های ادوارد اسنودن که مشخص کرد آمریکا از طریق جاسوسی در فضای مجازی جهان، منافع  خود را دنبال می کند، بسیاری از کشورها و حتی هم پیمان های آمریکا، برای حفظ منافع خود، به دنبال ایجاد "  شبکه ملی اطلاعات" در خاک خود برآمدند تا با اعمال کنترل و نظارت بر اینترنت جهانی و جداسازی شبکه  اطلاعات داخلی از شبکه اطلاعات خارجی، از جاسوسی های سیاسی، امنیتی، اقتصادی، علمی، فرهنگی و  نظامی و نقض حریم خصوصی شهروندان خود در امان باشند. امروز کشورهایی همچون برزیل، هند، استرالیا  و آلمان هم در صدد هستند اطلاعات و داده‌ هایی که مبدا و مقصدشان خود این کشورهاست، از داخل خود این  کشورها عبور کند نه از مبادی و مقاصدی که سازمان های اطلاعات آمریکا در آنها به جاسوسی می‌پردازند.

با وجود آنکه شبکه ملی اطلاعات در هر کشوری ویژگی های خاص خود را دارد ولی عموماً شبکه ‌ای است  کاملاً مستقل و حفاظت شده نسبت به شبکه‌ اینترنت جهانی با امکان تعامل مدیریت شده با اینترنت. در این حالت،  کشورها قادر می شوند از حالت بی دفاع و منفعل در برابر اینترنت، خارج شده و فعالانه، اقتضائات فرهنگی و  منافع ملی خود را محافظت  کنند. دانشنامه آزاد(ویکی پدیا) که یک منبع بین المللی اطلاعات است می نویسد:  "شبکه ملی اطلاعات، یکی از پروژه‌ های حفاظت از منافع ملی کشورها در فضای اینترنت است. کشورها و  حتی  قدرت ‌های بزرگ جهان، به دنبال جدا کردن مسیر ترافیک داده‌ های خود از خاک آمریکا هستند. اتحادیه  اروپا هم که یکی از قدرتهای برتر جهان امروز است خطر را احساس کرده و در صدد ایجاد شبکه اطلاعات  داخلی اروپاست. آنگلا مرکل گفته است با ایجاد این شبکه، ایمیل ‌ها و سایر اطلاعات اروپا از مسیر آمریکا  عبور نخواهد کرد."

اما صریح ترین مواضع و عملکردها در قبال خطرات فضای مجازی، مربوط به فرانسه است که اگر مورد تامل  قرار گیرد، نگاه آسیب شناسانه در قبال فضای مجازی را تقویت خواهد کرد. فرانسه با وجود آنکه مهد آزادی و  دموکراسی و لیبرالیسم شناخته می شود، بدون ترس و تعلل و لکنت زبان، برای حفظ منافع ملی خود، شدیدترین  نظارت ها و محدودیت های حکومتی را بر فضای مجازی، اعمال کرده و از بیان آن هم هیچ ابائی ندارد،  محدودیت هایی حتی فراتر از دیگر کشورهای اتحادیه اروپا. طبق قانون های "هادویی"  و "لوپسی" مصوب سال  2009 کاربرانی که ممنوعیت های یک شبکه ای را رعایت نکنند بلافاصله از دسترسی به آن شبکه محروم می  شوند.

در فرانسه فهرست بلندی از سایت های متخلف مسدود شده وجود دارد که چون قوانین را زیر پا گذاشته اند  از دسترس خارج شده اند. در فرانسه، شهروندان، حق جستجوی عبارات ممنوع شده را - که حاکمیت فرانسه آن  عبارات را مشخص کرده - در مورتورهای جستجو ندارند. اینترنت مدارس نیز شبکه ‌های اجتماعی را به شدت  محدود کرده است. اما مهم تر از همه این اقدامات، سخنان جدید رئیس جمهور فرانسه است که دیگر جای هیچ  ابهامی در تشخیص موضوع باقی نمی گذارد.

او با صراحت گفته است: «اگر می ‌خواهیم از لیبرال دموکراسی  محافظت کنیم، بایستی قوانین قدرتمندی در زمینه کنترل و محدودسازی فضای مجازی داشته باشیم.»

او تصریح  کرده؛ «من تصمیم گرفته ‌ام نظام قانونی کشورمان را برای محافظت از حیات دموکراسی در برابر اخبار جعلی  تغییر دهم.» ماکرون در این سخنرانی گفته است: «رسانه ‌های اجتماعی بایستی منابع تامین مالی خود برای تولید  محتوا را شفاف کنند.» او در بخش دیگری از اظهاراتش تصریح کرده؛ «بایستی به قضات اختیار داده شود  مطالب حاوی اطلاعات نادرست را حذف کرده و حتی  وب‌سایت ‌هایی را که اقدام به انتشار چنین اطلاعاتی می‌  کنند، مسدود کنند.» او گفته است: «بایستی به «شورای عالی سمعی بصری» (نهاد نظارت بر رسانه‌ های  فرانسه) اختیارات بیشتری داد تا با هرگونه تلاش برای بی‌ ثبات ‌سازی کشور از طریق کانال ‌های تلویزیونی که  تحت کنترل یا نفوذ کشورهای خارجی هستند، مبارزه کنند.»

وقتی رئیس جمهور فرانسه این گونه صریح سخن می گوید و دیگران این گونه از منافع ملی و حیات مادی و  معنوی خود در قبال فضای مجازی دفاع می کنند، دولتمردان ما هم باید قوی تر از گذشته به میدان بیایند و    ایجاد «شبکه ملی اطلاعات» و مدیریت بر فضای مجازی را که سال هاست به عنوان قانون ابلاغ شده، جدی تر  از گذشته در دستور کار خود قرار دهند.

* با بهره برداری از پژوهش کارشناس محترم فضای مجازی، آقای دکتر کوهنانی (منبع:الف)

رئیس‌جمهور فرانسه می‌گوید قصد معرفی لایحه‌ای برای «دفاع از حیات دموکراسی» در برابر فعالیت رسانه‌هایی دارد که اقدام به انتشار اخبار جعلی و نادرست در فضای مجازی می‌کنند.

به گزارش تسنیم، «امانوئل ماکرون»، رئیس‌جمهور فرانسه در روزهای گذشته بارها به موضوع گسترش «اخبار جعلی» در رسانه‌های اجتماعی اشاره کرده و از قصد خود برای معرفی لایحه‌ای برای مبارزه با آنها خبر داده است. 

وی، به عنوان مثال روز چهارشنبه در جمع خبرنگارانِ «کاخ الیزه» با اشاره به اینکه برخی از رسانه‌های اجتماعی به ابزارهایی برای ارائه اطلاعات نادرست و راه‌اندازی هجمه‌های تبلیغاتی علیه شخصیت‌های صنف‌های مختلف تبدیل شده‌اند، خواستار مسدود کردن آنها شد.   

آقای ماکرون گفت: «در شبکه‌های اجتماعی سراسر جهان و به تمام زبان‌ها، هزاران حساب کاربری ایجاد شده‌اند که هدفشان گسترش پروپاگاندا و ترویج دروغ برای لکه‌دار کردن حیثیت مقام‌های سیاسی، شخصیت‌ها، مقام‌های دولتی و روزنامه‌نگاران است.»

طرح ماکرون، با مخالفت‌هایی در محافل سیاسی فرانسه رو به رو شده و برخی از منتقدان آن را ناقض قوانین داخلی این کشور درباره آزادی بیان دانسته‌اند. «مارین لوپن» طرح ماکرون را «بسیار دردسرساز» توصیف کرده و گفته است: «چه کسی قرار است تصمیم بگیرد کدام اطلاعات نادرست هستند؟»

«ماکرون» در سخنرانی روز چهارشنبه گفت: «اگر می‌خواهیم از لیبرال- دموکراسی محافظت کنیم، بایستی قوانین قدرتمندی در این زمینه داشته باشیم. من تصمیم گرفته‌ام نظام قانونی کشورمان را برای محافظت از حیات دموکراسی در برابر اخبار جعلی تغییر دهم.»     

با آنکه هنوز اخباری درباره محتوای لایحه پیشنهادی رئیس‌جمهور فرانسه منتشر نشده سخنرانی او حاوی اشاراتی بیانگر درباره تدابیری است که او احتمالاً در آینده در پیش خواهد گرفت.

«ماکرون» در آن سخنرانی گفت رسانه‌های اجتماعی بایستی منابع تامین مالی خود برای تولید محتوا را شفاف کنند و برای هزینه‌کرد آنها در این زمینه، سقف وجود داشته باشد. او در بخش دیگری از اظهاراتش تصریح کرد بایستی به قضات اختیار داده شود مطالب حاوی اطلاعات نادرست را حذف کرده و حتی دسترسی به وب‌سایت‌هایی که اقدام به انتشار چنین اطلاعاتی می‌کنند را مسدود کنند.

رئیس دولت فرانسه، به عنوان پیشنهادی دیگر گفت بایستی به «شورای عالی سمعی-بصری»، (نهاد نظارت بر رسانه‌های فرانسه) اختیارات بیشتری داد تا با «هر گونه تلاش برای بی‌ثبات‌سازی کشور از طریق کانال‌های تلویزیونی که تحت کنترل یا نفوذ کشورهای خارجی هستند» مبارزه کنند. 

در دوران مبارزات انتخاباتی فرانسه، برخی از رسانه‌های این کشور شایعات زیادی درباره حساب‌های برون‌مرزی «ماکرون» یا تامین منابع مالی ستاد انتخاباتی او توسط برخی کشورهای خارجی مطرح کردند. او در آن زمان از «مارین لوپن»، رهبر حزب جبهه ملی به دلیل استناد به شایعات مطرح‌شده در برخی رسانه‌ها درباره حساب‌های برون‌مرزی‌اش در «باهاماس» شکایت کرد. 

منابع رسانه‌ای در فرانسه گفته‌اند لایحه پیشنهادی «ماکرون» احتمالاً با مانع چندانی برای تصویب در «مجمع ملی» این کشور و تبدیل به قانون رو برو نخواهد شد. حزب «آن مارش» رئیس‌جمهور «ماکرون» از اکثریت قابل توجهی در «مجمع ملی» برخوردار است.