ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۳۳۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


یک عضو حقوق‌دان شورای نگهبان با تاکید بر لزوم مقدس‌ شمردن قانون نه اجرای آن توسط همه، گفت: معنایی ندارد که وقتی استفاده از فلان شبکه ممنوع است در آن فعالیت کنیم آن زمان چه‌طور از مردم انتظار دارید که به مصوبات و قوانین عمل کنند، اما تا شب نشده خودمان آن را نقض می‌کنیم.

محسن اسماعیلی در هفتمین همایش نقش پژوهش در فرآیند قانون‌گذاری، اظهار کرد: اگر قانون خوب است، باید قابلیت اجرا در جامعه را هم داشته باشد. مهم کارآمدی قانون است کما این‌که نظارت بر اجرای قانون و پایبندی بر آن نیز جزو فرآیند قانون‌گذاری به شمار می‌آید.

وی اضافه کرد: اگر قانون تصویب شود و در رده مسئولان کشور حرمت نداشته و زیرپا گذاشته شود کیان مجلس و روح قانون‌گذاری لطمه می‌خورد.

این عضو حقوق‌دان شورای نگهبان تاکید کرد: معنایی ندارد که استفاده از فلان شبکه ممنوع باشد، اما همه ما در آن فعالیت داشته باشیم. چه‌طور در این شرایط انتظار دارید که مردم به مصوبات ما عمل کنند، در حالی که شب نشده خودمان مصوبات را نقض می‌کنیم. اگر قانون خوب است برای همه خوب بوده و اگر بد است برای همه بد است. باید قانون را مقدس شمرد.

وی با بیان این‌که در زمان شکل‌گیری مرکز پژوهش‌ها صحبت از نیاز وجود چنین مرکزی بود، گفت: اکنون ما در مرحله‌ای هستیم که باید به سمت آینده‌پژوهی رفته و از آینده‌نگری عبور کنیم. بدان معنا که پیش از این آینده را حدس می‌زدیم و براساس آن تقنین می‌کردیم. امروز گفتمان عوض شده، نباید آینده را حدس زد بلکه باید آینده را بسازیم و با این نگاه جلو برویم.

اسماعیلی با بیان این‌که باید با سرعت عقب‌ماندگی در این حوزه را جبران کنیم، اظهار کرد: اکنون تحول در حوزه فناوری با چنان سرعتی پیش می‌رود که اگر آینده‌پژوهی نباشد، دچار عقب‌افتادگی می‌شویم. باید با قدرت بیشتری حرکت کنیم که از جمله آن توجه به این نکته است که باید قبل و بعد از تقنین را هم مورد توجه قرار داد. برای این کار به افرادی احتیاج است که واقعیات جامعه را بشناسند.

به گزارش ایسنا،این عضو حقوق‌دان شورای نگهبان توضیح داد: گاهی قانون خوب نوشته می‌شود، اما با واقعیات اجتماعی سازگار نیست، لذا مجبور می‌شویم که قانون را منسوخ کرده و یا به آن توجه نکنیم یا این‌که اجرایی شده که آن هم خسارت‌بار است، لذا باید قبل و بعد از قانون‌گذاری را دید.

وی خاطر نشان کرد: 100 سال پیش در فقه شیعی گفته شد قانون به عنوان رساله عملی است، لذا امروز نباید در قانون تردید شود حساسیت خوب است، اما معلوم نیست که این نوع اعمال حساسیت موفق باشد. امروز میزان اظهارنظر کسانی که دست‌شان در عمرشان به کیبورد نخورده درباره فضای مجازی کشور از همه اظهارنظرهای مدیر عامل مایکروسافت بیشتر است. این حساسیت‌ها خوب است ولی وقتی جواب می‌دهد که آینده‌پژوهی کرده باشیم.

این عضو حقوق‌دان شورای نگهبان ادامه داد: ما نمی‌توانیم جلوی واقعیات بایستیم، باید واقعیات را پذیرفت و به دنبال تعامل و نه تقابل بود.

به گفته اسماعیلی اگر مرکز پژوهش‌ها بتواند اقدامات و فناوری را مدیریت کند و تحولات داشته باشد، موفق خواهد بود. ما نیازمند تحول هستیم. باید فرآیند قانون‌گذاری را تفسیر کنیم. اگر قرار است کشور ما در منطقه و جهان نقش منحصربه فردی ایفا کند بدون آینده‌پژوهی ممکن نیست. آینده‌پژوهی هم بدون امکانات و در نظر گرفتن شرایط هم میسر نخواهد بود.

پلتفرم‌هایی که از اساس برای کسب سود طراحی شده‌ بودند، حالا به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر اقدام سیاسی و نظامی تبدیل شده‌اند. وضعیتی که به تعبیر نویسندگان کتابی جدید باعث شده است کل جهان به میدان نبردی دائمی تبدیل شود.

قواعد بازی عوض شده‌اند/ از تیلور سوئیفت تا داعش آن‌ها را به شیوه‌ای یکسان به کار می‌گیرند، چه درسی در این مسئله وجود دارد؟
بسیاری از پروژه‌هایی که ابتدا به منظور اهدافی نظامی راه‌اندازی شده بودند، بعدها برای کسب درآمد نیز به کار گرفته شدند، از پودر پنیر بگیرید تا جی.پی.اس. اما شبکه‌های اجتماعی گویا مسیر برعکس را طی کرده‌اند. پلتفرم‌هایی که از اساس برای کسب سود طراحی شده‌ بودند، حالا به بخشی جدایی‌ناپذیر از هر اقدام سیاسی و نظامی تبدیل شده‌اند. وضعیتی که به تعبیر نویسندگان کتابی جدید باعث شده است کل جهان به میدان نبردی دائمی تبدیل شود.
ما در دنیای بات‌ها و ترول‌های اینترنتی و فیدهای خبری گلچین‌شده زندگی می‌کنیم، دنیایی که در آن واقعیت در دسترس همگان است.

کتاب جدید لایک‌جنگ: جنگ‌افزار‌شدن شبکه‌های اجتماعی۱ به واکاوی این پرسش می‌پردازد که شبکه‌های اجتماعی چگونه فرهنگ ما را متحول و قواعد قدیمی سیاست و حتی جنگ را وارونه می‌کنند. نویسندگان کتاب، پیتر دبلیو. سینگر و امرسون بروکینگ، می‌خواهند نشان دهند که تمایز متعارف بین سرگرمی و سیاست، جنگ و صلح و حتی غیرنظامی و نظامی رفته‌رفته در حال ناپدید شدن است.

نگارندگان ادعا می‌کنند که اکنون شبکه‌های اجتماعی محلی برای کشمکش جهانی اطلاعات است که میلیون‌ها انسان از ده‌ها کشور دنیا بر روی پلتفرم‌های گوناگون برپا می‌کنند. شبکه‌های اجتماعی روش فکری ما، نحوه کسب اطلاعات و چگونگی درک ما از دنیای اطراف‌مان را تغییر می‌دهند و چیزی به‌نام «میدان نبردِ»۲ جهانی ایجاد کرده‌اند که در آن ستاره‌های پاپ مانند تیلور سوئیفت و گروه‌های تروریستی مثل داعش برای مبارزه آنلاین بر سر جلب توجه ما از تاکتیک‌های یکسانی استفاده می‌کنند.

با سینگر، کارشناسی برجسته در مسائل امنیتی قرن بیست‌ویکم، مصاحبه‌ای انجام دادم درباره پیامدهای این تغییرات و اینکه چرا شرکت‌های فناوری تاکنون مسئولیت پلتفرم‌های ساخته خودشان را نپذیرفته‌اند.

متن این مصاحبه با اندکی ویرایش در زیر می‌آید.

شان ایلینگ: شبکه‌های اجتماعی با ما چه می‌کند؟

پیتر دبلیو. سینگر: شبکه‌های اجتماعی همزمان ما را به هم متصل و از هم جدا کرده‌اند. خواه بحث از زندگی شخصی‌مان باشد یا سیاست یا جنگ، دیگر در‌بانی در کار نیست؛ همه ما می‌توانیم اطلاعاتی به دست آوریم و آن را به اشتراک بگذاریم. بنابراین در مقایسه با گذشته، بیشتر صاحب اختیار و قدرت شده‌ایم.

اما این از طرفی هم بدین معنی است که ما پیوسته به هزار سمت‌و‌سوی مختلف کشیده می‌شویم و معمولاً از مهم‌ترین مسائل دور می‌مانیم و ممکن است آلت دست دیگران شویم، چون همه این اطلاعات روی چند پلتفرم عظیم تلنبار می‌شود که بیش از هر کار دیگر برای پول‌‌درآوردن طراحی شده‌اند. درواقع حاصل کار بسیار شبیه نوعی میدان نبرد برای جلب توجه و کنترل دیگران است.

ایلینگ: شما خیلی تعمدی از عبارت «میدان نبرد» استفاده می‌کنید و بیشتر صفحات کتاب شما به این موضوع اختصاص دارد که شبکه‌های اجتماعی چگونه به سلاح جنگی تبدیل شده است. آیا این جنگ‌افزار اکنون ارزان‌ترین و موثرترین سلاح است؟

سینگر: اینترنت در آغاز جایی بود برای اشتراک زمان کامپیوتری بین دانشمندان، سپس به‌سرعت به رسانه‌ای اجتماعی تغییر کاربری داد. اما اینترنت با خلق چنین ابزاری برای ارتباط انبوه، تبدیل شد به سیستم عصبی همه‌چیز، از تجارت گرفته تا اخبار و مثل هرچیز دیگر به نوعی جنگ‌افزار بدل شد.

این ابزار خیلی زود مورد استفاده همه قرار می‌گیرد، از گروه‌های تروریستی گرفته تا هواداران آنلاینِ خوانندگانی محبوب مثل کانیه وست و تیلور سوئیفت و همه این افراد آن را راهی برای دستیابی به اهداف خود می‌دانند. اینترنت خواه برای به‌کارگیری و تغییر محاوره یا داستان به‌نفع خود افراد یا برای جمع‌آوری اطلاعات محرمانه به‌منظور استفاده در هدایت عملیات فیزیکی به کار رود، ابزاری فوق‌العاده ارزان و پرکاربرد است. و صرف‌نظر از اینکه کاربرش کیست، دراصل از قواعدی یکسان تبعیت می‌کند.

آیا اینترنت موثرترین یا قوی‌ترین سلاح است؟ در برخی موارد مسلماً این‌گونه بوده است. برخی کشورها از آن برای رسیدن به اهداف سنتی جنگ استفاده کرده‌اند بی‌آنکه گلوله‌ای شلیک کرده باشند. و کشورهایی مثل روسیه، متفاوت‌تر از کشورهایی مثل آمریکا از آن بهره می‌گیرند. و به‌همین دلیل روسیه در چند سال اخیر در پیشبرد منافع خود بسیار موفق بوده است.


ایلینگ: آیا روسیه در این بازی سایبری بهترین است؟

سینگر: مطمئناً الان روس‌ها در صدر قرار دارند اما تنها نیستند. در این فضا صدرنشین بزرگ دیگری به‌نام داعش را می‌بینیم. تسلط آن‌ها بر شبکه‌های اجتماعی در صعودشان به صدر جدولِ بازی تروریسم و پشت‌سرگذاشتن القاعده و گروه‌های دیگر نقشی اساسی داشت. مردم با دیدن داعش با خود می‌گویند چطور گروهی با جهان‌بینی قرن‌هفتمی توانست اینقدر مشهور شود. پاسخ این است که آن‌ها در استفاده از فناوری قرن‌بیستمی بسیار ماهر بودند.

وقتی داعشی‌ها تصمیم گرفتند در ژوئن ۲۰۱۴ به موصل حمله کنند، چه کار کردند؟ آن‌ها این تصمیم را با یک هشتگ اعلام کردند. آن‌ها مثل روسیه قواعد بازی را فهمیده بودند، ازجمله اینکه: دنیا در حال تماشاست و نمی‌توانید چیزی را پنهان کنید، پس باید واقعیت را بپذیرید و از شبکه‌های اجتماعی برای تبدیل پیام خودتان به پویشی فراگیر استفاده کنید.

ایلینگ: فکر نمی‌کنم جامعه ما بتواند خود را به‌موقع با این تغییرات تکنولوژیک سازگار کند؛ یعنی این تحولات آنقدر جلوتر از قوانین و فرهنگ و نهادهای ما حرکت می‌کنند که در اصل ما را گروگان خود کرده‌اند.

سینگر: نمی‌دانم باید از واژه «گروگان» استفاده کنم یا نه، اما قطعاً مشکلی داریم. همه این اتفاقات در حدود ۱۰سال اخیر رخ داده است و امروز مردم با یک میدان نبردِ جدید روبه‌رو شده‌اند که درک و پذیرش آن برایشان بسیار دشوار است.

ما در کتابمان با یکی از کارشناسان مطرح مبارزات سیاسی درباره انتخابات ۲۰۱۶ آمریکا مصاحبه کرده‌ایم. او می‌گوید که چطور طبق همه قواعد شناخته‌شده، اصولاً ترامپ نباید برنده می‌شد. تعداد رقبا بیش‌ازاندازه بود، روزنامه‌ها از او حمایت نمی‌کردند، پویش او تقریباً هیچ دفتری نداشت، تبلیغات تلویزیونی کمتری داشت و مواردی از این قبیل. اما همه این‌ها قواعدی قدیمی‌اند و در عصر اینترنت دیگر جواب نمی‌دهند.

بنابراین به قواعد جدیدی نیاز داریم و این درباره تک‌تک ما نیز صدق می‌کند. چون اگر همه راه‌هایی را که شبکه‌های اجتماعی و اینترنت برای پرت‌کردن حواس و کنترل شما به کار می‌گیرند نشناسید، هدفی آسیب‌پذیر خواهید شد. وقتی وارد اینترنت می‌شوید، پیوسته آماج حمله افرادی خواهید بود که به دنبال پول درآوردن از توجه شما، خشم شما یا هرچیز ممکن دیگر هستند.

در سال ۲۰۱۶ سراسر کشور غافلگیر شد و به‌همین دلیل روسیه توانست در جامعه ما چنان آشوبی ایجاد کند. اگر تشخیص ندهیم که جهان چقدر عوض شده است، نمی‌توانیم از خودمان محافظت کنیم. چرا که جهان تغییر کرده است و با سرعت بیشتر و بیشتری به تغییر خود ادامه خواهد داد.

ایلینگ: شما در کتاب از عبارت «ماشین ناواقعیت۳» برای توصیف کارکرد اساسی شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنید. آیا امروزه فایده سیاسی شبکه‌های اجتماعی این است؟ ساخت واقعیت؟

سینگر: می‌توانید از شبکه‌های اجتماعی برای رسیدن به اهداف خود استفاده کنید، هر هدفی که باشد. و این هدف برای خیلی از گروه‌ها خلق واقعیتی جدید است، چون مخاطبِ هدفْ درک خود را از جهان -نه فقط اخبار، بلکه تصویری که از دنیا می‌سازد- از دریچه شبکه‌های اجتماعی می‌گیرد.

بنابراین از بسیاری لحاظ این گفته قدیمی در ذهن متبادر می‌شود که نمی‌توانید واقعیت‌های خودتان را داشته باشید. درواقع، اکنون می‌توانید واقعیت‌های خودتان را داشته باشید و نکته هولناک در این میان آن است که همه عوامل پیش‌برنده شبکه‌های اجتماعی از جلمه الگوریتم‌ها و بازار، به این نوع تفکر پاداش می‌دهند. بنابراین همه کاربران شبکه‌های اجتماعی از امکانات آن به‌نفع اهداف خود استفاده خواهند کرد، خواه این کاربران افرادی باشند شهرت‌طلب یا شرکت‌ها یا گروه‌های تروریستی یا رسانه‌های خبری حامی جریانی خاص.


ایلینگ: نکته عجیب درباره شبکه‌های اجتماعی این است که از یک‌ طرف همه‌چیز را درحد تئاتر تقلیل داده‌اند، تئاتری که در آن همه‌چیز نمایش و برندسازی است و از طرفی هم مخاطرات را افزایش داده و گسترش خشونت عملی و هرج‌ومرج در دنیا را آسان‌تر کرده‌اند. من فکر نمی‌کنم به این زودی چاره‌ای برای عبور از این تنش پیدا کنیم.

سینگر: یکی از چالش‌های کتاب ما این بود که می‌خواستیم دوگانگی مد نظر شما را حل کنیم. سعی کردیم آن را پر کنیم از حس‌ها و شخصیت‌هایی که واقعاً ترسناکند، مانند خواننده رپ ناموفقی که در اینترنت افراط‌گرا شده و یکی از سربازگیران ارشد داعش می‌شود؛ اما جنبه خوب زندگی آنلاین را نیز نشان داده‌ایم، مثلاً یک زن مسلمان آمریکایی که گروهی ایجاد کرد و به‌طنز اسم آن را ارتش دامبلدور [برگرفته از مجموعه داستان‌های هری پاتر] گذاشت. در این گروه نوجوان‌ها به‌صورت آنلاین با استفاده از تاکتیک‌ها و زبان مختص خود به دنبال افراط‌گرایان می‌گردند؛ و صادقانه باید گفت که کارشان را بهتر از وزارت خارجه انجام می‌دهند.

بخش دوم حرف‌ شما مربوط می‌شود به اینکه چرا شرکت‌های فناوری چنین دوران سختی داشته‌اند. از بسیاری جهات مثل این است که به‌خاطر اتفاقی که برای بچه‌هایشان افتاده باشد، چند مرحله دچار غم و غصه می‌شوند. آن‌ها پلتفرم‌هایی خلق کرده‌اند که عملاً کنترلش را از دست داده‌اند و اکنون با پیامدهای آن دست به گریبان شده‌اند. اما تناقضات همچنان پابرجاست و مطمئن نیستم واقعیت‌ها را صادقانه خواهند پذیرفت یا نه.

ایلینگ: می‌توانید برای روشن شدن منظورتان مثالی بیاورید؟

سینگر: مارک زاکربرگ موسس فیسبوک را در نظر بگیرید. درست بعد از انتخابات ۲۰۱۶، او همچنان اصرار داشت که اطلاعات غلط نمی‌توانسته بر روند انتخابات تاثیر داشته باشد؛ حرف‌هایی از این دست می‌زد و درعین‌حال به کارزارهای سیاسی می‌گفت که اگر می‌خواهید پول‌های خود را برای اثرگذاری بر آرای مردم خرج کنید، فیسبوک بهترین جاست. پس هنوز نوعی انکارگرایی در شرکت‌های فناوری وجود دارد.

می‌بینیم که در موقعیت عجیب‌وغریبی قرار داریم که در آن تعداد انگشت‌شماری خوره فناوری درواقع از قدرتمندترین بازیگران جنگ و سیاست‌اند، چون پلتفرم‌هایی را کنترل می‌کنند که عملاً تعیین‌کننده قواعد بازی جدید است. ابتدای کار، هرگز قرار نبود آن‌ها در این نقش ظاهر شوند و علاقه خاصی هم به جنگ و سیاست ندارند اما طوری تعیین‌کننده بازی شدند که پیشتر قابل تصور نبود.

ایلینگ: من اخیراً با اریک واینستین، ریاضیدان و مدیرعامل شرکت سرمایه‌گذاری پیتر تیل، مصاحبه‌ای انجام دادم. به‌باور او فناوری که فرزند کاپیتالیسم است شاید درنهایت نابودکننده آن باشد. به‌نظر شما می‌توانیم همین حرف را درباره اینترنت و لیبرال دموکراسی هم بزنیم؟

سینگر: پرسش خوبی است. ما در یک نظام حکومتی زندگی می‌کنیم که فرزند و زاییده عصر روشنگری است، دورانی که به‌لطف اختراع ماشینِ چاپ ممکن شد. اما حالا می‌فهمیم که رسیدن به پای تغییر و تحولاتْ روزبه‌روز دشوارتر می‌شود، تغییراتی که نه‌فقط در اصول سیاسی ما بلکه در اکوسیستم گسترده اطلاعاتی ما نیز رخ می‌دهد.

اما باید به یاد داشته باشیم که این پدیده شمشیری دولبه است. چون درمقابلِ نمونه‌های بدِ استفاده از شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان ابزاری برای جنگ و تضعیف دموکراسی‌، نمونه‌های خوبی داریم که نشان می‌دهد این پدیده منجر شده است به افزایش مشارکت شهروندان، آنهم در سطحی که از آتن باستان تا امروز بی‌سابقه است.

دولت‌های محلی با روش‌هایی نو و خلاقانه از شبکه‌های اجتماعی برای ترغیب شهروندان به مشارکت استفاده می‌کنند و برخی دولت‌های ملی مانند سوئیس و استرالیا نیز از آن دنیا در حال تماشاست و نمی‌توانید چیزی را پنهان کنید، پس باید واقعیت را بپذیرید و از شبکه‌های اجتماعی برای تبدیل پیام خودتان به پویشی فراگیر استفاده کنید
به‌شیوه‌هایی جالب بهره‌برداری می‌کنند. و همین چند سال پیش بود که شبکه‌های اجتماعی را الهام‌بخش خیزش‌های بهار عربی معرفی کردند.
مهم این است که این فناوری‌ها‌ در اینجا ماندنی است، بنابراین مجبوریم خود را با آن‌ها وفق دهیم و یاد بگیریم چگونه با آن‌ها زندگی کنیم. باید برای همه‌چیز از رای‌دادن گرفته تا تجارت و شهروندی رویکردهایی قرن‌بیستمی در پیش بگیریم و نیز باید دربرابر حملات بیرونی از خود دفاع کنیم. درواقع چاره دیگری نداریم.

ایلینگ: شما در آخر کتاب خواهشی از غول‌های فناوری مثل توییتر و فیسبوک دارید و از آن‌ها درخواست می‌کنید در نظارت بر پلتفرم‌های خود بهتر عمل کنند. اما این کار به نظر من واقع‌گرایانه نیست، چون کلیت مدل کسب‌وکار آن‌ها بر تبدیل کاربران به محصولاتی برای تبلیغات‌چی‌ها استوار است و این همیشه بر هرگونه تعهد آن‌ها در قبال هنجارهای دموکراتیک یا گفتمان مدنی برتری خواهد داشت.

آیا واقعاً باور دارید که آن‌ها اراده چنین تغییری را دارند، ولو این کار به قیمت ازدست‌دادن سودشان تمام شود؟
سینگر: بخش آخر نوعی هشدار است، چون فکر می‌کنم این شرکت‌ها کم‌کم از خود می‌پرسند اینکه اجازه می‌دهند مشتریانشان آماج حمله باشند درعمل برای سودشان خوب خواهد بود یا نه. درنهایت این شرکت‌ها نمی‌توانند از کشیده‌شدن به مسائل سیاست و جنگ و پروپاگاندا فرار کنند، چون پلتفرم‌هایشان برای همین کار استفاده می‌شود. درگیر ماجرا شدن به این صورت در خونشان نیست، ولی بالاخره به اینجا رسیده‌اند و می‌دانند که اگر با چنین مشکلاتی کنار نیایند بالاخره دولت‌ها مداخله خواهند کرد.

کاری که نمی‌توانند انجام دهند و البته کاری که در گذشته انجام داده‌اند این است که فرض کنند فناوری به‌طریقی مسائل سیاسی ما را حل خواهد کرد. آن‌ها سالیان متمادی در این چرخه گرفتار شده‌اند، چرخه‌ای که معلوم است کارساز نیست. آن‌ها باید بدانند که این پلتفرم‌ها صرفاً تشکیلاتی انتفاعی نیست؛ بلکه سیستم عصبی زندگی شخصی، شغلی و سیاسی ما نیز هست و مسئولیت دارند با آن‌ها رفتاری درخور داشته باشد.

بنابراین درخواست ما در این کتاب کاملاً منطقی است. اشکالی ندارد اگر محصولی، مثلاً یک نرم‌افزار رتبه‌بندی رستوران، را به‌صورت آزمایشی در دنیا منتشر کنیم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد، اما موضوع وقتی مشکل‌ساز می‌شود که محصول موردنظر چیزی باشد که دنیا به آن وابسته است و احتمال کاربردش در جرم و جنایت و جنگ و خشونت می‌رود. شرکت‌ها باید همان اقدامی را انجام دهند که معمولاً ارتش انجام می‌دهد، یعنی پیشاپیش سناریویی را درقالب مانور نظامی شبیه‌سازی و همه اتفاقات بد و محتمل را پیش‌بینی می‌کنند و برای آن‌ها واکنش‌هایی تدارک ببینند.

این مسئولیت مدنی شرکت‌های فناوری است و دیگر نمی‌توانند سرشان را مثل کبک زیر برف کنند.

 

اطلاعات کتاب‌شناختی:

Singer, Peter Warren & Emerson Brooking. LikeWar: The Weaponization of Social Media. Houghton Mifflin Harcourt, 2018

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب گفت‌وگویی است با پیتر دبلیو. سینگر و در تاریخ ۹ اکتبر ۲۰۱۸ با عنوان «How social media became a weapon of war» در وب‌سایت ووکس منتشر شده است. وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۷ آن را با عنوان «چطور شبکه‌های اجتماعی به جنگ‌افزار تبدیل شدند؟» و ترجمه مجتبی هاتف منتشر کرده است.
•• پیتر دبلیو. سینگر (Peter W. Singer) دانشمند علوم سیاسی ،محقق روابط بین‌الملل و متخصص در زمینه جنگ‌های قرن بیست‌ویکم‌ام است. وی در حال حاضر استراژیست «بنیاد آمریکای جدید» و ویراستارِ همکار در پاپیولار ساینس است.
••• شان ایلینگ (Sean Illing) مصاحبه‌گر رسانه آمریکایی ووکس است. او پیش از شروع کار رسانه‌ای در اینترنت، در دانشگاه سیاست و فلسفه تدریس می‌کرد. از دیگر مصاحبه‌های او که در ترجمان منتشر شده‌اند می‌توانید به «چرا تظاهر می‌کنیم بیش از حد واقعی خودمان می‌دانیم» و «مردم به گوگل چیزهایی می‌گویند که به هیچکس دیگر نمی‌گویند» مراجعه کنید.

[۱] LikeWar: The Weaponization of Social Media: استفاده نویسنده از کلمه Like در این عنوان معنایی دوسویه دارد که قابل انتقال به فارسی نیست. این عبارت را هم می‌توان به «پسندیدن (لایک‌کردن) جنگ» ترجمه کرد و هم به «شبیه جنگ» [مترجم].
[۲] battle space
[۳] unreality machine

 
 

الکس استیموس یکی از مدیران سابق فیس بوک معتقد است، انتشار اطلاعات دروغین از طریق شبکه های اجتماعی دموکراسی آمریکایی را به خطر انداخته است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از ورج، وی که به تازگی پست خود به عنوان مدیر امور امنیتی فیس بوک را ترک کرده با انتشار مقاله‌ای در روزنامه واشنگتن پست تصریح کرده که فیس بوک می توانست زودتر در برابر دخالت روسیه در انتخابات امریکا از طریق این پلاتفورم واکنش نشان دهد. هر چند این موضوع بسیار فراتر از فیس بوک است.

وی افزوده است: کنگره امریکا باید قوانین خود را در زمینه تبلیغات سیاسی به روز کند و کاربران شبکه های اجتماعی هم باید خود را با این محیط جدید رسانه ای تطبیق دهند؛ محیطی که در آن کنترل آنچه که ارزشمند است، دیگر ساده نیست و دروازه بانان خبری متعدد حضور دارند.

استیموس با اشاره به برخی اشتباهات فیس بوک و دیگر شبکه های اجتماعی در ارتباط با دخالت های دیجیتالی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 روسیه افزود: آنها بسیار شیفته توانمندی محصولات ارائه شده از طریق شبکه های اجتماعی بوده‌اند و لذا دیدن سوءاستفاده از این ابزار برایشان بسیار دشوار بوده است.

به گفته وی مدیران ارشد فیس بوک ابتدا به شدت تلاش کردند تا این موضوع را ناچیز جلوه دهند و اگر این کار را نکرده بودند می توانستند واکنش مناسب تری داشته باشند. البته باید توجه داشت که دولت آمریکا و دستگاه های اطلاعاتی امریکا هم در این زمینه عملکرد خوبی نداشته اند و برخی رسانه های آمریکا هم با نحوه پرداخت به این موضوع عملا به انتشار اطلاعات غلط کمک کرده اند.

این مدیر سابق فیس بوک خواستار توجه کنگره آمریکا به این موضوع و وضع قوانین جدیدی در زمینه تبلیغات سیاسی شد تا این قوانین بتوانند تحولات ناشی از شکل گیری پلاتفورم های جدیدی مانند فیس بوک را نیز به خوبی دربربگیرند.

حذف ایرانی‌ها از شبکه‌های اجتماعی آمریکا

يكشنبه, ۲۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۲۸ ق.ظ | ۰ نظر

احمد محمدغریبان - شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه یک جاده دوطرفه هستند و نقطه پایانی بر صدای یک‌سویه شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی غرب محسوب می‌شوند. اما این گزاره حالا نیاز به اصلاح دارد و باید گفت، شبکه‌های اجتماعی جاده دوطرفه «بودند» و حالا دیگر نیستند.

حالا برخی ایرانی‌ها نیز همچون بسیاری از مردم دنیا توانسته‌اند توجه کاربرانی را در سراسر دنیا به خود جلب کنند، اما از آنجا که در صفحات اجتماعی برخی از ایرانی‌ها خبری از تصاویر خانه و بدن و حیوانات و طنز نیست و پیام و حرف‌هایی برای گفتن و شنیدن دارند، اوضاع کمی متفاوت شده است و حالا به نظر می‌رسد شبکه‌های اجتماعی آمریکایی، باید این مسیر دوطرفه را مسدود کنند تا همچون شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی‌شان صرفا پیام‌هایی در دنیا و به سمت ایرانی‌ها مخابره شود که صرفا با اهداف و سیاست‌های آنها هماهنگ است.

اما برای آنکه ژست دموکراسی خود را حفظ کنند، مثل همیشه با ارایه تعاریف خاص خود از خشونت، تروریسم، نژادپرستی و امثالهم، قواعد بازی را به شکلی تغییر داده‌اند که در آن ایرانی‌ها و صداهای غیرهمسو قرار نگیرند.

حالا شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک، اینستاگرام که البته آن هم متعلق به فیس‌بوک است و همچنین توییتر و گوگل، از مدتی قبل به نوعی کم آورده و در یک جرزنی و مثل همیشه استانداردهای دوگانه و متناقض، کار شناسایی و حذف صفحات اجتماعی برخی ایرانیان را در دستور کار قرار داده‌اند.

البته که کار چندان خاصی هم از ایرانیان ساخته نیست زیرا در زمین آنها و با قواعدی که آنها می‌سازند باید بازی کنند و فعلا صدای اعتراضشان به جایی نخواهد رسید، تا شاید در آینده روشی برای تقویت صدا، انتقال پیام و اعتراض خود بیابند.

 

پرونده حذف ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی آمریکایی

با این مقدمه اما سری خواهیم زد به پرونده حذف ایرانیان از شبکه‌های اجتماعی آمریکایی. در ماه‌های اخیر جسته و گریخته شاهد مسدود شدن حساب‌ ایرانیان از سوی شبکه‌های اجتماعی آمریکایی بودیم اما این اقدام به شکل موجی سنگین در یکی دو ماه تداوم یافت. اواخر مردادماه بود که گوگل خبر از مسدود کردن شماری از کانال‌های یوتیوب و سایر حساب‌های کاربری به دلیل «ارتباط مخفی» آنها با کارزار اطلاعات جعلی مرتبط با ایران داد. اقدام گوگل چند روز پس از آن صورت گرفت که شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و توییتر دست به اقدام مشابهی علیه ایران زده بودند.

استناد گوگل شرکت امنیت سایبری فایر‌آی آمریکایی بود که در گزارش خود اعلام کرده بود: ۳۹ کانال یوتیوب، شش وبلاگ در بلاگر و ۱۳ حساب در گوگل‌پلاس که ارتباطشان را با رادیو و تلویزیون دولتی ایران «پنهان کرده بودند» مسدود شدند.

این شرکت امنیت سایبری آمریکایی به‌طور هماهنگ با همتای اسراییلی خود در گزارشی اعلام کردند که شبکه‌های مرتبط با رسانه‌های دولتی ایران فعالیت‌های تبلیغاتی در ضدیت با عربستان سعودی، اسراییل و حمایت از فلسطینی‌ها و توافق هسته‌ای انجام می‌دادند.

گوگل در پستی نوشته است: تحقیقات ما در مورد این موضوعات همچنان ادامه دارد و ما به همکاری با مجریان قانون و سایر نهادهای دولتی مرتبط در ایالات متحده و کشورهای دیگر در راستای ارایه یافته‌های خود ادامه خواهیم داد. کنت والکر، معاون رییس گوگل، در بیانیه‌ای گفته است:‌ فعالان این نوع رخنه، مقررات ما را نقض کرده بودند و ما سریعا محتوای آنها را از سایت‌های خود حذف کرده و حساب‌هایشان را بستیم.

پیش از گوگل نیز بخش ایمنی توییتر در حساب کاربری‌اش نوشت: طی همکاری با گروه‌های تخصصی‌مان امروز، ۲۸۴ حساب کاربری در توییتر را به‌خاطر درگیری در تبانی هماهنگ شده، معلق کرده‌ایم. براساس تحلیل ما به نظر می‌رسد بسیاری از این حساب‌های کاربری از ایران سرچشمه می‌گیرد.

در همین راستا فیس‌بوک نیز طی بیانیه‌ای اعلام کرد: چندین صفحه، گروه و حساب کاربری را به‌خاطر رفتار غیرقابل اعتماد در فیس‌بوک و اینستاگرام حذف کردیم. برخی از این فعالیت‌ها از ایران منشأ می‌گرفت و برخی از روسیه. این کمپین‌ها متمایز از یکدیگر فعالیت می‌کردند و ما هیچ پیوند یا هماهنگی بین آنها شناسایی نکردیم. با این حال، آنها با ایجاد شبکه‌هایی از حساب‌های کاربری برای گمراه کردن دیگران درباره اینکه چه کسی بودند و چه کاری انجام می‌دادند، از تاکتیک‌های مشابهی استفاده کردند.

اتانیل گلیچر، رییس بخش سیاست‌گذاری امنیت سایبری فیس‌بوک، طی بیانیه‌ای اعلام کرد: ما ۶۵۲ صفحه، گروه و حساب کاربری دخیل در رفتارهای غیرطبیعی هماهنگ شده که در ایران به راه افتاده بود و مردم را در سراسر شبکه اینترنت در خاورمیانه، آمریکای لاتین، بریتانیا و آمریکا هدف قرار می‌داد، حذف کردیم.

موضوعی که بی‌ارتباط با دولت آمریکا نیست و به همین دلیل می‌بینیم در همان ایام مایک پومپئو، وزیر خارجه آمریکا در توییترش درباره بیانیه فیس‌بوک نوشت: ما قادر به تایید ارتباط این شبکه با رسانه دولتی ایران هستیم.

آنچنان که جان بولتون، مشاور امنیت ملی دولت دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا در مصاحبه‌ای ایران را در کنار روسیه، چین و کره شمالی، چهار کشوری معرفی کرد که در تلاش برای نفوذ در انتخابات آمریکا هستند. فیس‌بوک حتی مدعی است که جمهوری اسلامی ایران برخی از این صفحات «قلابی» را از سال ۲۰۱۱ ایجاد کرده است و رسانه دولتی ایران و اطلاعات نیروهای مسلح ایران در تشکیل آنها نقش داشته‌اند.

 

ادامه حذف صفحات ایرانی‌ها در فیس‌بوک و توییتر

در آخرین اقدام از این دست در روزهای اخیر آنچنان که فایننشال‌تایمز گزارش داده، فیس‌بوک 82 صفحه، گروه و حساب کابری را در فیس‌بوک و اینستاگرام ایرانی را به دلیل آنچه «رفتارهای هماهنگ نامعتبر» برای اثرگذاری بر مخاطبانی در انگلیس و آمریکا نامیده، حذف کرده است.

 فیس‌بوک مدعی شده صاحبان حساب‌های کاربری و صفحات حذف‌شده، خودشان را به عنوان شهروندان آمریکا و در مواردی معدود شهروندان انگلیس معرفی کرده و مطالبی درباره نژادپرستی، مهاجرت و مخالفت با دونالد ترامپ، رییس‌جمهور آمریکا منتشر می‌کردند.

رییس بخش سیاست‌گذاری امنیت سایبری فیس‌بوک می‌گوید: با آنکه در فعالیت این صفحات هیچ ارتباطی با حکومت ایران پیدا نکرده‌ایم، نمی‌توانیم با اطمینان بگوییم که چه کسی مقصر است.

 

سوابق فیلتر کاربران ایرانی

با بررسی سوابق فیلتر کاربران در این شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم که پیش از این هم ایرانی‌ها فیلتر می‌شدند: در دی‌ماه سال گذشته بود که صفحه اینستاگرام سردار قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران توسط اینستاگرام از دسترس خارج شد.

البته پیش از مسدودی کامل صفحه، اینستاگرام پستی درباره نابودی داعش را از این صفحه پاک کرده بود. این در حالی است که پیش از آن در صفحه اینستاگرام سرلشکر سلیمانی کلیپی هولناک از جنایات داعش و اهداف آنها منتشر شده بود. البته این اولین باری نبود که اینستاگرام، صفحه سردار سلیمانی را از دسترس خارج کرده است؛ پیش از آن هم چندین بار این صفحه و صفحه نشر آثار امام خمینی و سیدحسن نصرالله نیز بسته شده است.

در مهرماه امسال هم اینستاگرام صفحه پویش مردمی «دختران انقلاب» را مسدود کرد. «دختران انقلاب» نام پویش مردمی است که به ترویج حجاب اسلامی و نمایش حجاب دختران ایرانی می‌پردازد. این پویش مردمی بیست‌ویکم تیرماه ۹۷ همزمان با روز عفاف و حجاب با برگزاری یک همایش در تهران اعلام موجودیت کرد.

در اقدامی مشابه در تیر ماه امسال شبکه اجتماعی «اینستاگرام» فیلم منتشر شده توسط وحید یامین‌پور با هشتگ #هزار جلاد هزار اشرف درباره گروهک منافقین را که به کشتار کودکان در بیمارستان اسلام‌آباد توسط گروهک منافقین پرداخته بود حذف کرد. یامین‌پور می‌گوید: این فیلم صرفا روایتی از هزاران جنایات منافقین بود و هیچ صحنه خشونت‌آمیز و مغایر با قوانین شبکه‌های اجتماعی نداشت.

در تیرماه امسال همچنین حساب‌های کاربری مرتبط با حزب‌الله لبنان که اخبار جنگ سوریه را پوشش می‌دادند، بدون هیچ توضیحی مسدود شده‌اند.

 

موج بستن فله‌ای حساب ایرانیان

این اقدام‌ها اما آن‌طور که اشاره شد، در مردادماه شکل جدیدی به خود گرفت و شاهد موج بستن فله‌ای حساب ایرانیان بودیم. شبکه‎های اجتماعی فیس‌بوک و توییتر در ادامه کارزار اتهام‎زنی به ایران از انسداد صدها حساب کاربری ایرانی به بهانه رفتار هماهنگ غیرقابل اعتماد خبر دادند.

فیس‌بوک درمجموع ۶۵۲ صفحه و حساب کاربری ایرانی را که ادعا می‌شود به رسانه‌های دولتی ایران تعلق داشته‌اند به اتهام هماهنگی برای انجام رفتارهای غیرمعتبر مسدود کرد.

تقریبا بلافاصله بعد از فیس‌بوک، توییتر هم با طرح اتهامات مشابه از مسدود کردن ۲۸۴ حساب ایرانی خبر داد، حال‌ آنکه از مرتبط دانستن آنها با نهادهای دولتی ایران پرهیز کرد.

در جریان این موج مقابله فله‌ای شرکت گوگل اعلام کرد که مجموعا ۵۲ حساب کاربری در شبکه‌های یوتیوب وگوگل‌پلاس و شش وبلاگ را به بهانه ارتباط با شبکه رادیو و تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی ایران مسدود کرده است.

 

شفاف‌شدن بیشتر اهداف شبکه‌های اجتماعی

این برخوردها اما بیش از پیش ماهیت شبکه‌های اجتماعی آمریکایی را به نمایش می‌گذارد؛ چیزی که همیشه تلاش می‌کردند انکار کنند و همیشه این اتهام که در همکاری با دولت آمریکا هستند را رد می‌کردند.

حالا اما می‌بینیم که فیس‌بوک اعلام کرده که با مشارکت «موسسه ملی دموکرات» (ان‌دی‌آی) و «موسسه بین‌المللی جمهوری‌خواه» (آی‌آر‌آی) دو سازمان تبلیغاتی که توسط دولت آمریکا تاسیس و تامین مالی شده‌اند، با «اخبار جعلی» مبارزه می‌کند. این پلتفرم شبکه اجتماعی پیش از این نیز با اندیشکده شورای آتلانتیک که ناتو حامی مالی آن است همکاری نزدیکی داشته است.

کارکنان دو سازمان ان‌دی‌آی و آی‌آر‌آی را که در واشنگتن مستقر هستند، سیاستمداران ارشد دموکرات و جمهوری‌خواه تشکیل می‌دهند؛ ریاست ان‌دی‌آی بر عهده وزیر امور خارجه پیشین مادلین آلبرایت است، درحالی که سناتور درگذشته جان مک‌کین مدت‌های طولانی ریاست آی‌آر‌آی را بر عهده داشت. هر دو گروه در سال 1983 به عنوان بازوهای «اقدام ملی برای دمکراسی» ایجاد شدند که یک گروه مرتبط با دوران جنگ سرد بود که با حمایت رییس وقت سیا، ویلیام کیسی تشکیل شده بود.

آلن مک لئود، عضوگروه رسانه‌ای دانشگاه گلاسکو در مقاله‌ای به این ارتباط اشاره کرده و می‌نویسد: دولت آمریکا به شکلی موثر به یک واسطه در تعیین آنچه جهان باید ببیند و بشنود تبدیل شده است و این توانایی را دارد تا اخبار سازمان‌ها یا کشورهایی که با دیدگاه‌‌های آن سهیم نیستند به حاشیه براند یا اصولا حذف کند. این قدرت می‌تواند در مواقع حساس نظیر انتخابات مورد استفاده قرار گیرد. این یک تهدید دور از ذهن نیست.

 

واکنش قبلی ایران به حذف ایرانی‌ها

اما به دنبال حذف فله‌ای صفحات ایرانی در مرداد‌ماه گذشته در معدود واکنش‌هایی که از سوی مقامات ایرانی شاهد بودیم، علیرضا میریوسفی، رییس بخش مطبوعاتی هیات نمایندگی ایران در سازمان ملل متحد در مورد ادعای فیس‌بوک و توییتر در بستن صفحات ایرانی گفت: چنین ادعاهایی مضحک و بخشی از مجموعه اقدام‌های آمریکا برای تغییر نظام در ایران هست.

این مقام ایرانی در ادامه گفت: این اقدام‌ها سوء‌استفاده از بستر رسانه‌های اجتماعی است.

 

و سکوت در برابر اقدامات اخیر

یک فعال اینترنتی در مصاحبه با اسپوتنیک در تحلیل این شرایط می‌گوید: در حال حاضر به نوعی یک جنگ در فضای آنلاین به راه افتاده است. این کار یک بهانه برای فشار بیشتر علیه ایران است؛ زیرا تاکنون هیچ‌گونه اخباری در این مورد نبوده است و به‌صورت ناگهانی شروع به حذف برخی اکانت‌ها کرده‌اند و شروع به درج اخباری مبنی بر تلاش ایران برای تاثیرگذاری روی ذهنیت مردم آمریکا کردند. به همین دلیل به نظر بنده دولت آمریکا نه‌تنها به دنبال افزایش فشار در بعد جغرافیایی و سیاسی است، که در بعد فضای آنلاین نیز به‌دنبال فشار بر دولت ایران است.

وی همچنین ادامه می‌دهد: من بعید می‌دانم این آخرین اقدام آمریکا در این زمینه باشد زیرا پیش از این نیز اتهاماتی از طرف دولت آمریکا نسبت به دولت ایران مبنی بر هک کردن یک سری مراکز از جمله مراکز آموزشی مطرح شده بود. مسایلی که تا قبل از این خبری از آنها درج و گفته نمی‌شد و این مساله عجیب است چون ایران در چند ماه گذشته حتی فعالیت تحریک‌آمیزی در این زمینه نداشته است و نسبت به فعالیت‌های ترامپ نیز منفعل بوده؛ یعنی با وجود تلاش فراوان ترامپ برای هجمه خبری که منجر به واکنشی از طرف ایران شود، ایران هیچ واکنشی نشان نداده است.

حالا همان‌طور که پیش‌بینی می‌شد، شاهد تداوم روند حذف و فیلتر حساب‌های ایرانی از سوی شبکه‌های اجتماعی آمریکایی هستیم اما این سوی ماجرا، مقامات ایرانی علاقه‌ای به ورود به این بخش از جنگ در فضای آنلاین نشان نمی‌دهند و می‌بینیم که اقدام اخیر فیس‌بوک با سکوت آنها مواجه شده است.

غولهای فناوری اینترنت را ناامن کردند

سه شنبه, ۱۵ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۵۰ ق.ظ | ۰ نظر

امنیت اطلاعات با گسترش روند دیجیتال شدن کاسته شده و هر روز حجم بیشتری از اطلاعات کاربران فاش می شود. این روند در سال های اخیر نگران کننده تر شده است.

خبرگزاری مهر - شیوا سعیدی: چند هفته پیش تیتر این خبر همه را شگفت زده کرد: «اطلاعات ۵۰ میلیون کاربر فیس بوک افشا شد». هرچند این نخستین باری نیست که اطلاعات خصوصی افراد فاش می شود، اما حجم آن نگران کننده است. پیش از این نیز اخبار مربوط به فاش شدن اطلاعات کاربران خبرساز شده بود. به عنوان مثال در اوایل سال جاری رسوایی کمبریج آنالایتیکا در صدر اخبار قرار گرفت. این شرکت به وسیله اطلاعات کاربران فیس بوک استراتژی تبلیغاتی دونالد ترامپ را طراحی کرده بود.

به هرحال همزمان با پیشرفت فناوری و دیجیتالیزه شدن سیستم های ذخیره اطلاعات و گسترش استفاده از اینترنت در گجت های مختلف هر روز اخبار بیشتری درباره فاش شدن اطلاعات محرمانه کاربران منتشر می شود. افشای اطلاعات کاربران در سال های اخیر وارد مرحله جدیدی شده است و دلایل مختلفی دارد.

دلایلی که منجر به افشای اطلاعات کاربران می شود

افشای اطلاعات در لغت به معنای انتشار عمدی یا غیرعمدی اطلاعات خصوصی و عمومی در محیطی غیر ایمن است. دلایل مختلفی به افشای اطلاعات منجر می شوند مانند هک اطلاعات توسط هکرهای زیرزمینی و افشای اطلاعات توسط فعالان سیاسی یا دولت های محلی یا حتی استفاده از تجهیزات رایانشی یا شبکه های ذخیره اطلاعات. در این میان نباید نقش باگ های داخلی و بدافزارها را نیز نادیده گرفت.

روزانه حجم عظیمی از داده های تولیدی توسط شرکتهای ارائه دهنده شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان، مدیریت و تحلیل می شود و نتایج حاصل از تحلیل روی این داده های کلان (بیگ دیتا)، متقاضی بسیاری داشته و از بنگاههای تجاری (که برای بهره مندی در تبلیغات هوشمند به این اطلاعات نیاز دارند) تا سازمانهای امنیتی و حاکمیتی (برای رصد وضعیت ملتها در نقاط مختلف دنیا)، متقاضی این داده ها هستند. حتی در این بین شرکتهای تحلیلی بسیاری، کلان‌داده‌ها را منبع اصلی درآمد خود قرار داده و با ارائه گزارشهای هدفمند، می‌توانند نتیجه انتخابات مختلف را تغییر دهند. در این میان نباید از سوء استفاده شرکتهای تبلیغاتی و بازاریابی غافل ماند.

فضای مجازی روز به روز ناامن‌تر

با روند رو به رشد ناامنی در فضای مجازی، در سال جاری میلادی انبوهی از اخبار مربوط به افشای اطلاعات کاربران منتشر شد.

با روند رو به رشد ناامنی در فضای مجازی، در سال جاری میلادی انبوهی از اخبار مربوط به افشای اطلاعات کاربران منتشر شدپس از فاش شدن خبر مربوط به افشای اطلاعات ۵۰ میلیون کاربر فیس بوک، گزارش های دیگر نشان داد احتمالا حساب کاربری اینستاگرام این افراد نیز هک شده است. همچنین اگر یکی از این افراد از طریق اطلاعات حساب کاربری فیس بوک خود وارد اینستاگرام یا هر وب سایت دیگری شده بود، احتمالا هکرها به اطلاعات حساب او دسترسی پیدا کرده بودند.

در آخرین نمونه این اخبار مشخص شد، هکرها پیام های خصوصی ۸۱ هزار کاربر فیس بوک را منتشر کرده اند. آنها در یک آگهی تبلیغاتی اعلام کردند دسترسی به حساب های کاربری را با قیمت ۱۰ سنت می فروشند.

همچنین وب سایتی به نام Krebs on Security اعلام کرد، نرم افزار جاسوسی mSpy اطلاعات میلیون ها کاربر خود را فاش کرده است. جالب آنکه اطلاعات کاربران این نرم افزار به راحتی قابل دسترسی است و حجم وسیعی را شامل می شود از جمله نام، آدرس ایمیل، پیام های فیس بوک و واتس اپ.

 اما این ها تنها موارد نیستند. چندی پیش، محققان دانشگاه آکسفورد نیز هشدار دادند جمع آوری و اشتراک گذاری اطلاعات کاربران به وسیله اپلیکیشن های موبایل از کنترل خارج شده است. آنها متوجه شدند ۹۰ درصد اپلیکیشن های رایگان در پلی استور اطلاعات کاربران را با آلفابت (شرکت مادر گوگل) به اشتراک می گذارد. بیش از ۴۰ درصد این اپلیکیشن ها اطلاعات کاربران را به کسب و کارهای متعلق به فیس بوک منتقل می کنند.

همچنین گزارشی دیگر نشان داده اپلیکیشن هایی مانند Dr.Unarchiver و Dr.Cleaner که  توسط شرکت Trens Micro عرضه شده اند، تاریخچه مرورگر کاربر را جمع آوری و آپلود می کنند. این برنامه ها همچنین اطلاعات اپلیکیشن های دیگر نصب شده در دستگاه را جمع آوری می کنند.

افشای اطلاعات با اهداف مختل تا به آنجا پیش رفته که یک شرکت هواپیمایی هنگ کنگی به نام Cathay Pasific نیز اعلام کرد اطلاعات ۹.۴ میلیون نفر از مشتریانش فاش شده است. در این نشت اطلاعات اسامی، ملیت، تاریخ تولد، شماره تلفن، ایمیل، آدرس، شماره پاسپورت، شماره کارت شناسایی و تاریخچه سفر مشتریان فاش شده بود.

شاید یکی از تکان دهنده ترین اخبار نیز مربوط به وجود اطلاعات ۳۵ میلیون رای دهنده آمریکایی در وب تاریک بود. این اطلاعات یک ماه قبل از شروع انتخابات مجلس نمایندگان برای فروش در یک فروم آنلاین عرضه شده بود. البته کارشناسان ادعا می کنند عرضه اطلاعات به معنای افشای اطلاعات نیست. این سوابق احتمالا از شرکت هایی سرقت شده که از اطلاعات رای دهندگان برای استفاده در برنامه های انتخاباتی ایالت ها استفاده می کنند.

هشدار محققان نسبت به شکافهای امنیتی اپلیکیشن ها

این درحالی است که شبکه های اجتماعی نیز پلتفرم امنی برای اطلاعات به حساب نمی آیند. محققان امنیتی به دفعات شکاف های امنیتی را در این زمینه کشف کرده اند. یکی از آن موارد مربوط به سوءاستفاده از ویس میل واتس اپ است. هکرها با استفاده از شماره تلفن کاربر سعی می کنند اپلیکیشن استاندارد واتس اپ را در موبایل خود نصب کنند. در مرحله بعد واتس اپ با ارسال یک پیامک حاوی کد تائید ۶ رقمی به موبایل کاربر عملیات را احراز هویت می کند. به همین دلیل هکرها سعی می کنند زمانی که کاربر موبایل خود را رصد نمی کنند( شب هنگام) این عملیات را انجام دهند. درمرحله بعد واتس اپ به کاربر اجازه می دهد بین ارسال دوباره  کد۶ رقمی و تماس صوتی خودکار یکی را انتخاب کند. از آنجا که کاربر موبایل خود را رصد نمی کند، پیام به ویس میل او ارسال می شود. در این مرحله هکرها با استفاده از شکاف امنیتی در شبکه شرکت های مخابراتی این ویس میل ها را دریافت می کنند. 

تلگرام هم در امان نیست

حتی تلگرام نیز از این روند مستثنی نیست. یک محقق امنیتی کشف کرده نسخه های قبلی اپلیکیشن دسکتاپ تلگرام هنگام حین برقراری تماس صوتی،  IP آدرس های عمومی و خصوصی (نشانی پروتکل اینترنت) را فاش کرده است. دلیل این امر چارچوب کاری همتا به همتای تلگرام بوده است.

لو رفتن موقعیت مکان در آیفون

یکی دیگر از نمونه های جالب اطلاعات مربوط به اپل است. بررسی های امنیتی نشان می دهد تعدادی از برنامه های محبوب آیفون بی سروصدا اطلاعات موقعیت مکانی ده ها میلیون کاربر این گوشی را به اشتراک می گذارند. بسیاری از این برنامه ها علاوه بر شناسایی موقعیت دقیق مکانی کاربران خود اطلاعات حساس دیگری را نیز جمع آوری می کنند که دسترسی به آنها توسط شرکت هاس ثالث می تواند امنیت افراد را به خطر بیندازد.

از سوی دیگر صاحب خدمات ایمیل یاهو نیز اعلام کرده ایمیل های تجاری مشتریان خود را بررسی می کند و در اختیار شرکت های تبلیغاتی قرار می دهد. یاهو بیش از یک دهه قبل رصد ایمیلی کاربران خود را آغاز کرده است. این شرکت از الگوریتم های مختلف برای بررسی ایمیل های تجاری در این باکس کاربر استفاده می کند.

 مشکلات تقلبی رایانه راهی برای دسترسی به اطلاعات کاربران

این درحالی است که شیوه های سرقت اطلاعات کاربران در سال های اخیر بسیار متنوع شده است. یکی از روش های کلاهبرداری از کاربران مشکلات تقلبی رایانه ها است. طبق گزارش Action Fraud ،(سازمان گزارش دهی جرائم سایبری در انگلیس) کلاهبرداران انگلیسی با ارائه خدمات مربوط به حل مشکلات تقلبی رایانه، بیش از ۲۱ میلیون پوند از ۲۲ هزار نفر کلاهبرداری کرده اند.

این نوع کلاهبرداری با یک تماس تلفنی، ایمیل یا یک پیام پاپ  آپ در رایانه فرد  آغاز می شود. این پیام به کاربر هشدار می دهد اختلالی در رایانه یا ارتباط اینترنتی او وجود دارد که باید حل شود. در مرحله بعد کلاهبرداران از کاربر تقاضای مبلغی می کنند تا مشکل را حل کنند. در موارد دیگر آنها قربانیانشان را فریب می دهند تا نرم افزاری روی دستگاهشان نصب کنند. با این وسیله کلاهبرداران به اطلاعات شخصی و مالی کاربر دسترسی می یابند در همین راستا این سازمان برنامه ای برای آموزش مردم درباره «کلاهبرداری خدمات نرم افزار رایانه ای» را ارائه می کند.

مروری بر تاریخچه سرقت اطلاعات

اما افشای اطلاعات از چه زمانی اوج گرفت؟ واقعیت آن است که افشای اطلاعات لزوما فقط به شکل دیجیتالی نیست اما به طور حتم اوج گیری عصر دیجیتال، سبب افزایش رویدادهای مربوط به افشای اطلاعات شده است. کارشناسان و وب سایت های مختلف در این باره نظرات متفاوتی دارند اما با توجه به رویدادهای مهم می توان گفت افشای اطلاعات در فضای دیجیتال از ۲۰۰۵ میلادی آغاز شد. درهمین راستا یک سازمان غیرانتفاعی در آمریکا به نام Privacy Rights Clearinghouse آماری از میزان اطلاعات فاش شده و تعداد رویدادهای افشای اطلاعات اعلام کرد.

طبق اطلاعات وب سایت این سازمان از ۲۰۰۵ میلادی تاکنون ۱۱ میلیارد و ۲۳۷ میلیون و ۵۳۵ هزار و ۵۴۱ داده فاش شده است. همچنین در این بازه زمانی ۸۸۵۳ رویداد مربوط به افشای اطلاعات به طور عمومی اعلام شده اند.

یکی از بزرگترین نمونه های افشای اطلاعات در تاریخ، به شرکتExperianتعلق دارد. اکسپرین یکی از ۳ سازمان اصلی گزارش دهی اعتباری در آمریکا است که در سال ۲۰۱۲ میلادی شرکتی به نام Court Ventures را خرید. این شرکت اطلاعات مربوط به سوابق عمومی را جمع آوری می کرد. از سوی دیگر در زمان ادغام  Court Ventures نیز قراردادی با شرکتی به نام US Info Search داشت تا اطلاعات را در اختیار این شرکت قرار دهد. Court Ventures اطلاعات را به شرکت های طرف سوم از جمله یک موسسه خدمات کلاهبرداری ویتنامی می فروخت و به آنها اجازه می داد تا اطلاعات خصوصی مشتریان آمریکایی از جمله آمار مالی و شماره های تامین اجتماعی را بررسی کنند. در بسیاری از موارد از این اطلاعات برای سرقت هویت استفاده می شد.

بزرگترین رخدادهای افشای اطلاعات کاربران

نام شرکت

تاریخ افشای اطلاعات

میزان اطلاعات فاش شده

شیوه فاش شدن اطلاعات

فیس بوک

۲۰۱۸

۵۰ میلیون کاربر

هک/ امنیت ضعیف

گوگل پلاس

۲۰۱۸

۵۰۰هزار کاربر

امنیت ضعیف

ادوب سیستمز

۲۰۱۳

۱۵۲ میلیون کاربر

هک

نرم افزار جاسوسیmSpy

۲۰۱۸

تعداد نامشخص

ضعف امنیتی

اوبر

۲۰۱۷

۵۷ میلیون کاربر

هک

اپل

۲۰۱۲

۱۲ میلیون کاربر

انتشار تصادفی اطلاعات

تلگرام

۲۰۱۸

تعداد نامشخص

 ضعف امنیتی

پیتزا هات

۲۰۱۷

تعداد نامشخص

ضعف امنیتی

وب سایت های بازی رایانه ای چینی( Duowan، ۷K۷K، ۱۷۸.com)

۲۰۱۱

۱۰ میلیون کاربر

هک

مرکز یکپارچه اطلاعات دفاعی کره جنوبی

۲۰۱۷

۲۳۵ گیگابایت

هک

ای بی

۲۰۱۴

۱۴۵ میلیون کاربر

هک

Equifax

۲۰۱۷

۱۴۳ میلیون کاربر

 امنیت ضعیف

اورنوت

۲۰۱۳

۵۰ میلیون کاربر

هک

اکسپرین

۲۰۱۲

۱۴۵ میلیون کاربر

سوءاستفاده از اطلاعات

جی میل

۲۰۱۴

۵ میلیون کاربر

هک

شرکت هواپیماییCathay Pasific

۲۰۱۸

۹.۴ میلیون کاربر

ضعف امنیتی

هوم دیپوت

۲۰۱۴

۵۶ میلیون کاربر

هک

بانک جی پی مورگان چیس

۲۰۱۴

۷۶ میلیون کاربر

هک

هک عظیم کسب وکارهای آمریکایی از جمله بورس نزدک

۲۰۱۲

۱۶۰ میلیون کاربر

هک

سونی آنلاین اینترنتینمنت

۲۰۱۱

۲۴۶۰۰۰۰۰۰ کاربر

هک

سونی پلی استیشن نتورک

۲۰۱۱

۷۷ میلیون کاربر

هک

توئیتر

۲۰۱۳

۲۵۰ هزار کاربر

هک

اوبر

۲۰۱۴

۵ هزار کاربر

امنیت ضعیف

آندرآرمور

۲۰۱۸

۱۵۰ میلوین کاربر

هک

یاهو

۲۰۱۳

۳ میلیارد کاربر

هک

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کاهش ارزش سهام و محبوبیت

چنین رویدادهایی ریسک برای دزدی هویت یا پیامدهای وخیم تر همراه دارند. پس از اعلام این رویدادها کاربران مجبور می شوند تمام اطلاعات و پسوردهای خود را تغییر دهند.

از سوی دیگر چنین رویدادهایی پس از علنی شدن هیاهوی زیادی ایجاد می کند و به طور معمول شرکت سعی می کند از خسارات بیشتر جلوگیری کند. به عنوان مثال، افشای اطلاعات مشتریان خرده فروشی تارگت در ۲۰۱۳ میلادی به کاهش سودآوری شرکت منجر شد. در پایان ۲۰۱۵ میلادی تارگت با انتشار گزارشی اعلام کرد هزینه های مرتبط با افشای اطلاعات مشتریان آن بالغ بر ۲۹۰ میلیون دلار بوده است.

به نوشته رویترز افشای اطلاعات ۳میلیارد کاربر یاهو که در ۲۰۱۳ میلادی اتفاق افتاد اما در ۲۰۱۶ میلادی فاش شد، نیز یکی از پرهزینه ترین رویدادهای این چنینی در تاریخ بوده است. این رویداد سبب شد شرکت وریزون قیمت پیشنهادی برای خرید یاهو را یک میلیارد دلار کاهش دهد.

البته به سختی می توان خسارت های مالی مستقیم و غیر مستقیم مربوط به افشای اطلاعات کاربران را به دست آورد. یکی از راه های معمول در این زمینه ارزیابی واکنش بازار به چنین رویدادی است.

در نمونه افشای اطلاعات کاربران فیس بوک از طریق شرکت کمبریج آنالایتیکا، این امر نه تنها به سقوط ارزش سهام شرکت و ورشکستگی آن منجر شد، در ایالات متحده آمریکا از میزان محبوبیت دونالد ترامپ نیز کاسته شد. از سوی دیگر مارک زاکربرگ مجبور شد برای شهادت دراین باره در برابر کنگره ظاهر شود. تمام این رویدادها به کاهش محبوبیت و تعداد کاربران فیس بوک منجر شده است.

 قوانینی که حفاظت از اطلاعات را اجباری می کنند

به نوشته دیجیتال ورلد، با افزایش تعداد رویدادهای افشای اطلاعات، کشورها و مناطق مختلف قوانین متفاوتی را برای حفاظت از اطلاعات ارائه کرده اند. قوانینی مانند HIPAA (استانداردهای امنیتی برای حفاظت از سوابق بهداشتی افراد) یا استاندارد امنیت اطلاعات PCI در آمریکا ابداع شده اند تا راهنمایی برای شرکت ها و سازمان ها برای کنترل انواع خاصی از اطلاعات حساس مشتریان ابداع کنند. این قوانین چارچوبی برای امنیت، ذخیره سازی و روش های استفاده از اطلاعات حساس را فراهم می کنند. اما این قوانین در تمام صنایع وجود ندارند و لزوما از افشای اطلاعات جلوگیری نمی کنند.

طبق قانونGDPR شرکتها در صورت افشای اطلاعات کاربران۲۰ میلیون یورو جریمه می شوند از سوی دیگر اتحادیه اروپا نیز چندی پیش قانونGDPR را در راستای حفاظت از اطلاعات کاربران وضع کرد. به موجب این قانون شرکت هایی که اطلاعات کاربران را فاش کنند، مشمول جریمه ای  معادل ۲۰ میلیون یورو یا ۴ درصد از گردش مالی سالانه جهانی خود می شوند.

همچنین ایالت کالیفرنیا در آمریکا نیز با وضع قانونی جدید، انتخاب پسوردهای ضعیف برای دستگاه های الکترونیکی مانند رایانه و موبایل توسط شرکت تولید کننده ممنوع است. در انگلیس نیز قانونگذاران در پی تصویب دستورالعملی برای شرکت های تولید کننده گجت های اینترنت اشیا هستند تا از انتخاب پسوردهای ضعیف برای آنها جلوگیری شود.

مخترع وب هم دست به کار شد

از سوی دیگر دست اندرکاران صنعت فناوری نیز راهکارهای مختلفی ارائه می کنند. اکنون پس از  گذشت ۲۸ سال از تولد وب و گسترش اینترنت، «برنرز لی»، مخترع وب، طرح متن باز جدیدی به نام سولید را راه اندازی کرده که هدف از پیگیری آن جلوگیری از جمع آوری انبوهی از اطلاعات خصوصی کاربران و انتقال این اطلاعات به شرکت های ثالث است.

او درباره این طرح می گوید: وب به موتوری برای نابرابری و تقسیم هم مبدل شده و نیروهای قدرتمند از آن برای پیشبرد دستور کار خود بهره می گیرند. ما امروز به نقطه حساسی رسیده ایم و تغییرات جدی ضروری است.

به گفته وی با اجرای طرح سولید مدل فعلی انتقال داده های خصوصی کاربران به شرکت های بزرگ فناوری تغییر می کند تا منافع آنها تامین شود و اشخاص بتوانند بر روی داده های خود کماکان کنترل کنند. در قالب این طرح برخی تغییرات فنی به صورت ماژولار و چند بخشی بر روی فناوری های پرکاربرد وب مانند HTTP, REST, HTML اعمال می شود که استفاده از وب به صورت فعلی را مختل نمی کنند، اما کنترل داده های فردی و حفظ حریم شخصی را تسهیل می کنند.

آینده دزدی های اینترنتی

یکی از دلایل فراگیرشدن افشای اطلاعات در سال های پس از ۲۰۰۵ میلادی افزایش حجم اطلاعات است که به مجرمان سایبری فرصت های بیشتری می دهد تا حجم بیشتری از اطلاعات را در یک حمله سرقت کنند.

درهمین راستا وب سایت ها و شرکت های مختلف آمارهای مختلفی از آینده روند افشای اطلاعات منتشر می کنند. طبق گزارش CSC که در ۲۰۱۲ میلادی منتشر شده، تا ۲۰۲۰ میلادی بیش از یک سوم اطلاعات در خدمت ابر نگهداری می شود. 

از سوی دیگر وب سایت Statistica نیز در تحقیقی وضعیت واقعی امنیت اطلاعات در سراسر جهان از ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۵ میلادی را نشان می دهد. از ۲۰۱۵ میلادی تاکنون ۲۵ درصد اطلاعات جهان نیازمند اقدامات امنیتی بیشتری هستند اما همچنان به طور غیر ایمن نگهداری می شوند. طبق تحقیق این وب سایت آماری پیش بینی می شود، این شاخص در ۲۰۲۵ میلادی به ۴۵ درصد می رسد.

این در حالی است که هم اکنون با گسترش اینترنت اشیا و هوش مصنوعی، اطلاعات کاربران نه تنها در وب سایت ها و مخازن اطلاعاتی شرکت ها، بلکه در گجت های ساده خانگی نیز ذخیره می شود. از آنجا که در بسیاری از این گجت ها اقدامات امنیتی در نظر گرفته نشده، کارشناسان متعددی درباره سرقت از آنها هشدار داده اند.

تمام این روندها حاکی از آن است که حریم خصوصی برای افراد در حال از بین رفتن است و در صورتی که اقدامات امنیتی بیشتری انجام نشود، هر روز شاهد رویدادهای بیشتر افشای اطلاعات کاربران خواهیم بود

فیس بوک روز گذشته اعلام کرد تعدادی حساب کاربری متعلق به کاربران ایرانی را بسته، زیرا بر این باور است که از حساب های یادشده سوءاستفاده شده است.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از بیزینس اینسایدر، فیس بوک روز گذشته اعلام کرد تعدادی حساب کاربری متعلق به کاربران ایرانی را بسته، زیرا بر این باور است که از حساب های یادشده سوءاستفاده  شده است. فیس بوک مدعی شده که از این حساب ها برای انتشار مطالب سیاسی تفرقه اندازانه استفاده می‌کردند.

این شبکه اجتماعی همچنین افزوده که برخی از این حساب های کاربری بیش از یک میلیون دنبال کننده داشته اند. فیس بوک علیرغم جنجال خبری که در این زمینه به راه انداخته، تصریح کرده شواهدی در اختیار ندارد که نشان دهد این حساب ها با دولت ایران در ارتباط هستند و به طور قطع نمی داند که چه فرد یا افرادی مسئول راه اندازی حساب های یادشده هستند.

حساب های تعلیق شده ظاهرا ایرانی در فیس بوک عبارتند از 30 صفحه، 33 حساب کاربری و سه گروه. علاوه بر این 16 حساب کاربری در اینستاگرام هم تعلیق شده و علت این کار رفتار تفرقه اندازانه دانسته شده است.

مدیران شبکه های اجتماعی آمریکا در هفته های اخیر مدعی شده اند برخی کشورهای خارجی مانند ایران، روسیه و چین از طریق شبکه های اجتماعی به دنبال دستکاری افکار عمومی و تاثیرگذاری بر انتخابات آتی کنگره امریکا هستند. این ادعاها توسط هر سه کشور رد شده است.

خوشبختی گم شده در صفر و یک‌های مجازی

سه شنبه, ۱ آبان ۱۳۹۷، ۰۱:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر

این روزها در هر خانواده‌ای بیشتر وقت اعضا با شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد. در این گزارش به مرور تحقیقاتی پرداخته‌ایم که تاثیر استفاده زیاد از شبکه‌های اجتماعی بر میزان طلاق را بررسی کرده‌اند.

فارس - سیده راضیه حسینی:  فرقی هم ندارد چه سن و سالی دارند؛ پدر، مادر و بچه‌ها هر کدام مدت زمان طولانی را صرف چرخیدن در این شبکه‌ها و جواب دادن به پیام‌های دریافتی می‌کنند. اما همزمان از کنار هم بودن‌ها و حرف زدن‌های اعضای خانواده کم شده و همین باعث شده صمیمیت بین آن‌ها کمتر شود. استفاده زیاد از شبکه‌های اجتماعی بیشترین مشکل را برای رابطه همسران به وجود آورده است. این مشکلات در کشورهای مختلف آنقدر زیاد و پرتعداد شده‌ که نگرانی‌های جدی در مورد آسیب استفاده از شبکه‌های اجتماعی به دوام ازدواج بوجود آورده است. چند نفر از اساتید دانشگاه‌های طراز اول ارتباطات دنیا، یک تحقیق مفصل انجام داده‌اند تا تاثیر گذران وقت در این شبکه‌ها بر میزان رضایت زوج‌ها از زندگی مشترک و همینطور میزان طلاق را بسنجند. نتایج تحقیق درست بودن این نگرانی‌ها را نشان می‌دهد.

 

صفر و یک‌ها احساس خوشبختی را می‌بلعند

دکتر جیمز کتز یکی از اساتید برجسته ارتباطات در دنیاست و الان رییس دپارتمان رسانه‌ای نوظهور در دانشگاه بوستون آمریکا. با همکارانش در یکی از دانشگاه‌های شیلی در تحقیق‌شان نرخ طلاق در ایالت‌های مختلف آمریکا را با میزان استفاده خانواده از فیس‌بوک مقایسه کرده‌اند. پروفسور کتز می‌نویسد: ممکن است تعجب‌آور باشد که پروفایل فیس‌بوک بعنوان یکی از فاکتورهایی که نسبت به سایر رفتارهای افراد کم اهمیت بنظر می‌رسد، می‌تواند یک ارتباط آماری مهم با نرخ طلاق و نارضایتی از زندگی مشترک داشته باشد.

وی می‌گوید: این تحقیق نشان داد گذران وقت در شبکه‌های اجتماعی کیفیت ازدواج و احساس خوشبختی را کاهش می‌دهد و باعث بروز مشکلات در ارتباط زوج‌ها و سوق پیدا کردن به سمت طلاق می‌شود.

در یک پژوهش جداگانه که در در دانشگاه تگزاس بر روی افراد ازدواج کرده صورت گرفت، محققین فهمیدند کسانی که زمان بیشتری را بر روی سایت‌های شبکه‌های اجتماعی می‌گذرنند، میزان خوشبختی کمتری را احساس می‌کنند. این تحقیق نشان میدهد که افرادی که از شبکه‌های اجتماعی استفاده نمی‌کنند، 11 درصد نسبت به کسانی که از به صورت مرتب در شبکه‌های اجتماعی حضور دارند، احساس خوشبختی کنند.

 

شبکه‌های اجتماعی شک را به یقین تبدیل می‌کند

نه تنها شکل فعالیت‌هایی که یک نفر در شبکه‌های اجتماعی دارد بلکه مدت زمان صرف شده می‌تواند ایجاد مشکل کند. شبکه‌های اجتماعی این امکان را فراهم می‌کنند که یک فرد شکاک خیلی راحت بتواند اطلاعاتی در مورد ارتباطات و تعاملات مختلف همسرش به دست بیاورد. چه مساله‌ای وجود داشته باشد و چه وجود نداشته باشد، این ارتباطات احساس ناخوشایندی برای او بوجود می‌آورد و همین، منجر به تلاش برای چک کردن بیشتر این ارتباطات، جدل، درگیری و بروز مشکلات جدی می‌شود.

مشکل دیگر اینکه متاسفانه موارد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد شک فرد نسبت ارتباطات همسرش در شبکه‌های اجتماعی به‌جاست. این شبکه‌های فضایی را به وجود آورده است که اگر فرد مشکل یا خلأیی در زندگی مشترک خود داشته باشد، به جای تلاش برای حل کردنش به دنبال تسکین آن از طریق ارتباطات مجازی بیفتد. این تحقیقات نشان داده که از هر ده نفر یکی گفته‌اند پیام‌های و پست‌هایشان را از دیگری مخفی می‌کنند. هشت درصد افراد بزرگسال گفته‌اند اکانت‌های مختلفی دارند و از هر سه طلاقی یکی به خاطر این مسائل جرقه خورده است.

 

ماسک‌های مجازی دوگانگی می‌آورد

کارشناسان و متخصصان خانواده و ازدواج در کشور خودمان هم در تحقیقاتشان به نتیجه‌های مشابهی رسیده‌اند. آنان معتقدند یکی از اثرات شبکه‌های اجتماعی این است که به افراد هویت کاذب و غیر واقعی می‌دهد. کسانی که در ارتباطات و گفتگوهای خود فقط به فضای مجازی اکتفا می‌کنند کم‌کم یک هویت کاذب برایشان ایجاد می‌شود و به سمت توهم‌پردازی و خیال‌بافی می‌روند که این مشکل باعث می‌شود که بیشتر این افراد نتوانند تصمیم‌هایی مناسب، به موقع، عینی و واقعی در زندگی خود بگیرند. بررسی‌ها نشان داده که شخصیتی که فضای مجازی به افراد می‌دهد تا حد زیادی با شخصیت اصلی او متفاوت است؛ یک کاربر تلاش می‌کند نداشته‌های خودش را به صورت مجازی جبران کند و یا اینکه تحت تأثیر مقایسه خود با باقیه کاربرها قرار می‌گیرد و از شخصیت‌های کاذب آن‌ها برای شکل دادن به شخصیت مجازی خودش استفاده کند. تمام این‌ها فرد را دچار دوگانگی می‌کند و رابطه‌های واقعی در خانواده را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

رابطه‌های جدید راهی برای فرار از نارضایتی

بخاطر وجود گوشی‌های هوشمند و اپلیکیشن‌های شبکه‌‌های اجتماعی، هیچ زمانی تا این اندازه شرایطی فراهم نشده تا فرد ناراضی از زندگی مشترک دنبال رابطه برقرارکردن‌های جدید، رابطه گرفتن با افرادی که پیش از ازدواج ارتباطی عاطفی با او داشته‌اند یا به دنبال وقت‌گذرانی و رابطه موقت باشند.

هر روز در صفحه حوداث برخی روزنامه‌ها و مجلات خبرهایی می‌بینیم که زندگی یک زوج تنها به دلیل اینکه زن یا مرد، فرد دیگری را از طریق همین شبکه‌های اجتماعی وارد زندگی خود کرده، به جدایی کشیده شده است؛ خیلی از اتفاقات خشونت‌آمیز در این خبرها نیز مربوط به مواردی است که فرد متوجه می‌شود همسرش با شخص دیگری در فضای مجازی در ارتباط است.

 

عاطفه‌ها طلاق می‌گیرند

کارشناس‌ها می‌گویند یکی از مهمترین تاثیراتی که شبکه اجتماعی می‌تواند در مدت زمانی طولانی ایجاد ‌کند، گرفتن نبوغ و خلاقیت فرد است که باعث ایجاد تنبلی، افسردگی و بوجود آمدن یک سری حالت‌های روانی غیر عادی می‌شود. این حالت‌های روانی باعث رفتارها و ناسازگاری‌هایی می‌شود که با ادامه پیدا کردنش و پایین آمدن آستانه تحمل طرف مقابل، زمینه جدایی زوج‌ها از هم را بوجود می‌آورند.

تبعات شبکه‌های اجتماعی بر روی خانواده‌ها، از طلاق‌های رسمی هم فراتر است. ممکن است دو نفر به خاطر بروز چنین رفتارهایی بصورت رسمی از هم جدا نشوند اما نوعی از سردی ارتباط یا طلاق عاطفی را به وجود بیاید که اثرات آن از طلاق رسمی بسیار بیشتر است و متأسفانه آمار این نوع طلاق به شدت زیاد شده است.

 

آسیب‌ها قابل مدیریت هستند

به‌واسطه این تحقیقات و نتایجی که در رسانه‌ها منتشر شده، بسیاری از زوج‌ها در آمریکا که تلاش کرده‌اند تاثیراستفاده از شبکه‌های اجتماعی بر روی روابط‌شان را درک کنند و تلاش کنند مدت زمانی که در فیس بوک یا دیگر شبکه‌ها صرف می‌کنند را محدود کنند. بعضی از زوج‌ها حتی برای شکل استفاده‌شان از شبکه اجتماعی قواعدی را تنظیم کرده‌اند؛ مانند ارتباط نگرفتن با افرادی که پیش از ازدواج با آنان رابطه عاطفی داشته‌اند و به اشتراک نگذاشتن اطلاعات خصوصی و عکس‌هایشان بدون کسب اجازه از یکدیگر.

در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی به جزء جدانشدنی زندگی خانواده‌های امروز تبدیل شده‌اند، اگر شناخت نسبت به اثرات آن برای زندگی مشترک بیشتر شود، افراد دنبال راه‌حل می‌روند و می‌توانند راه‌هایی برای کم کردن این آسیب‌ها بیابند.

دبیر شورای عالی فضای مجازی با بیان اینکه همه در شورای عالی فضای مجازی متفق بودند که انحصار تلگرام به ضرر کشور است گفت: حتی رییس جمهور دستور دادند که اقداماتی به عمل آید که کشور از انحصار تلگرام خارج شود.

ضرب الاجل اروپا به شبکه‌های اجتماعی

جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۰۹ ق.ظ | ۰ نظر

اتحادیه اروپا با تعیین ضرب الاجلی از کلیه پلتفرم‌های اینترنتی خواهد خواست هرگونه محتوی با ماهیت «تروریستی» را حذف کنند.

به گزارش تسنیم و به نقل از یورونیوز، اتحادیه اروپا با تعیین ضرب الاجلی از کلیه پلتفرم‌های اینترنتی خواهد خواست پس از دریافت هشدار این اتحادیه حداکثر پس از یکساعت اقدام به حذف هرگونه محتوی با ماهیت «تروریستی» کنند.

به موجب این طرح که روز چهارشنبه از سوی ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا پیشنهاد شد متخلفین و شرکت‌هایی که از این دستور سرپیچی کنند با مجازات‌های سنگین روبرو می‌شوند. نهاد اجرایی اتحادیه اروپا همچنین از کلیه فعالان حوزه فناوری دیجیتال خواسته است با راه اندازی و نصب «ابزارهایی جدید» مانع انتشار چنین محتواهایی شوند. امکان برقراری «تماس دائم» از سوی کاربران برای اطلاع رسانی و نیز بررسی درخواست‌ها جهت حذف یک محتوی مشکوک از دیگر پیشنهادهای مطرح شده توسط اتحادیه اروپا است.

شاخه اروپایی انجمن صنعت رایانه و ارتباطات که منابع شرکت‌های فعال در این بخش از جمله فیسبوک و گوگل را نمایندگی می‌کند در نخستین واکنش به این طرح ضمن ابراز نگرانی در خصوص تهدید آزادی بیان اعلام کرد: «چنین اقداماتی به گونه ای نامتناسب بر کسب و کار شرکت های کوچک اروپایی تاثیر منفی خواهد گذاشت.»

ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا روز چهارشنبه در نشستی با حضور کلیه اعضاء در جریان سخنرانی سالانه خود تاکید کرد: «کمیسیون امروز قوانین جدیدی را پیشنهاد می کند که به موجب آن هر گونه محتوی تروریستی باید حداکثر پس از یک ساعت از انتشار حذف شوند زیرا چنین مطالبی در این بازه زمانی بیشترین تاثیر را دارند.»

بروکسل پیشتر نیز از فعالان حوزه فناوری دیجیتال خواسته بود به درخواست مقام های سیاسی کشورها برای حذف زودهنگام محتواهای تروریستی تن دهند. ضرب الاجل و قوانین جدید در این خصوص در حالی اعلام شده است که دستگاه اجرایی اتحادیه اروپا پیش از این بر روی همکاری داوطلبانه پلتفرم های اینترنتی حساب باز کرده بود.

این در حالیست که به موجب پیشنهاد مطرح شده در آخرین سخنرانی رئیس کمیسیون اروپا، رعایت زمان تعیین شده به عنوان ضرب الاجل از این پس الزام آور است و رعایت نشدن آن با وضع مجازات‌های سنگین همراه خواهد شد.

کمیسیون اروپا تاکید کرده است که کشورهای عضو بنا به شرایط خود مجازات‌هایی کارآمد، متناسب و بازدارنده را در صورت بروز تخلف و بی توجهی به این دستورالعمل بر ضد خاطیان وضع خواهند کرد

دیکتاتوری ضدایرانی در شبکه‌های اجتماعی به حدی رسیده که سابقه ندارد اما در همین حال رژیم صهیونیستی و گروه‌هایی چون تروریست‌های منافقین به‌راحتی از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند.

خبرگزاری فارس - مهدی پورصفا: شبکه‌های اجتماعی در حالی به منبع اصلی اخبار برای مردم دنیا تبدیل شده‌اند که اطلاعات دروغ بدون هیچ مانعی به سرعت در این رسانه‌ها در اختیار کابران قرار می‌گیرد و تنها اطلاعاتی که قصد رساندن حقیقت به گوش مردم غرب را داشته باشد، مورد سانسور قرار می‌گیرد.

در روزهای گذشته هدف قرار دادن همزمان حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی که اغلب متعلق به ایران بودند، تبدیل به تیتر یک اخبار حوزه فناوری اطلاعات شده است. بر طبق اعلامیه شرکت گوگل 39 کانال یوتیوب، شش وبلاگ در بلاگر و ۱۳ حساب در گوگل پلاس که ارتباط‌شان را با رادیو و تلویزیون دولتی ایران «پنهان کرده بودند» مسدود شدند.

از طرفی چندی پیش فیس بوک اعلام کرد که ۶۵۲ صفحه، گروه و حساب در این شبکه اجتماعی که مردم را در غرب آسیا، آمریکای لاتین، بریتانیا و آمریکا هدف قرار می‌دادند، حذف کرده و در کنار آن بخش ایمنی شبکه اجتماعی توئیتر نیز اعلام کرد که ۲۸۴ حساب کاربری را که دست به اقدامات «مخدوش سازی هماهنگ» می‌زدند، مسدود کرده است.

این شرکت‌ها حساب‌های فوق را با همکاری شرکتی به نام «فایر آی» مسدود کرده‌اند. شرکتی که در سال‌های اخیر در حوزه مقابله با حملات سایبری فعال بوده و مدیر عامل آن از بازنشستگان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است.

بر طبق گزارش رویترز اغلب حساب‌های حذف شده متعلق به اتحادیه بین المللی رسانه‌های مجازی بوده که منبع اغلب آن‌ها شبکه‌ها و خبرگزاری‌های فارسی زبان ایرانی بوده است. شرکت فایر آی نیز اعلام کرده است که حساب‌های فوق با رسانه‌های دولتی ایران فعالیت‌های تبلیغاتی در ضدیت با عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطینی‌ها و توافق هسته‌ای انجام می‌دادند.

روشن است که این اقدام با هدف حمایت از رژیم صهونیستی و بی اعتنا به تلاش‌های سایر بازیگران برای تاثیرگذاری بر افکارعمومی از طریق شبکه‌های اجتماعی انجام شده است. اما سئوال اینجاست که آیا موضع شرکت‌هایی همچون گوگل و یاهو در مقابل فعالیت‌های هماهنگ سایر طرف‌ها نیز همین‌گونه است و یا چنین فعالیت‌های هماهنگی که به نفع مردم فلسطین است که با  موضع‌گیری‌های این چنینی روبه رو می‌شود.

 

* نژادپرستی نوین

اگر در قرن بیستم رسانه‌های کاغذی و شبکه‌های تلویزیونی به بستری برای رقابت‌های تبلیغاتی و انتخاباتی تبدیل شده بود، در قرن بیست و یکم این شبکه‌های اجتماعی هستند که افکار عمومی را شکل می‌دهند و به آن‌ها جهت می‌دهند. این ماجرا زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم دنیای بسیاری از کاربران تنها در همین شبکه‌های اجتماعی خلاصه می‌شود.

برای مثال تا سال 2017 پلتفرمهای تحت مالکیت فیس بوک نزدیک به 86 درصد کاربران 16 تا 64 ساله را در 33 کشور دنیا تحت پوشش قرار داده و به عنوان دروازه‌ای برای ورود به اینترنت ایفای نقش می‌کردند. طبیعی است که در چنین شرایطی شبکه‌های اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین مسیرهای دریافت اطلاعات و اخبار در دنیا عمل خواهند کرد.

همچنین موسسه پیو در نظرسنجی خود از بین مردم آمریکا به این نتیجه رسیده است که در آمریکا 66 درصد کاربران فیس بوک اطلاعات خود را از این وب سایت دریافت می‌کنند و از هر 10 کاربر توییتر تقریباً 6 کاربر اخبار خود را از توییتر دریافت می‌کند. 70 درصد کاربران شبکه اجتماعی ردیت نیز به همین منوال عمل می‌کنند.

بر اساس نظرسنجی‌های انجام شده توسط موسسه تامسون رویترز در سال 2016 از بین 50 هزار کاربر در 26 کشور دنیا، 56 درصد آن‌ها از رسانه‌های اجتماعی به عنوان منبع خبر استفاده می‌کنند. حتی در آمریکا نیز تلویزیون‌ها دیجیتال و کابلی قافیه را به رسانه‌های اجتماعی باخته‌اند.

با چنین جایگاهی به راحتی می‌توان افکار عمومی دنیا را در هر سطحی بر علیه یک موضوع با سوء استفاده از این توان بسیج کرد. کمپین‌های تبلیغاتی یک نمونه واضح از چنین شرایطی است. با این حال و در شرایطی که نژادپرستی موضوعی شایع در شبکه‌های اجتماعی است اما الگوریتم‌های طراحی شده توسط شبکه‌های اجتماعی اجازه گسترش این پدیده را می‌دهند.

این الگوریتم‌ها هستند که اجازه دسترسی به اخبار و اطلاعات را به کاربران می‌دهند، به عنوان مثال در فیس بوک در صورتی که دایره دوستان شما محدود به یک گرایش خاص سیاسی یا نژادی باشد، الگوریتم فیس بوک اجازه دسترسی به سایر اخبار و اطلاعات را به صورت هوشمند نخواهد داد.

به این ترتیب شبکه‌های اجتماعی عملاً زمینه ایجاد جزایر جداگانه مبتنی بر عقاید خاص را فراهم می‌کنند. این اتفاق به وضوح در وقایع تظاهرات سیاه پوستان در شهر فرگوسن مشهود بود. به این ترتیب بسیاری از شهروندان آمریکایی بنا بر همین الگوریتم‌ها از دسترسی به اخبار غرب آسیا به خصوص منازعات مرتبط به صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها محروم شدند.

شبکه‌های اجتماعی به این ترتیب موجب تشدید حزب‌گرایی و قطب‌گرایی‌های نژادی می‌شوند. اوضاع در دریافت اخبار از منابع مطمئن بسیار بدتر است، به عنوان مثال مطالعه‌ای که توسط موسسه مطبوعات آمریکا در ماه مارس سال 2017 منتشر شده حاکی از آن است که آنچه برای این کاربران مهم است، فردی است که لینک اخبار را برای آنان می‌فرستد.

به این ترتیب با محدود شدن اخبار عملا منابع کاربران شبکه‌های اجتماعی محدود به تعدادی منابع خاص می‌شود. حال فرض کنید که شما بخواهید اطلاعات جدیدی را در مورد جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها که کوچکترین نشانی در رسانه‌های غربی علیه آنان منتشر نمی‌شود را به گوش کاربران برسانید.

از آنجا که در رسانه‌های جریان اصلی خبری از جنایات نیست، به صورت طبیعی این اخبار به صورت اتوماتیک از اولویت‌های اصلی خبری برای کاربران شبکه‌های اجتماعی حذف می‌شوند. جالب اینجاست که در صورت انجام چنین کاری، بلافاصله با عناوینی همچون نفرت پراکنی و طرفدارای از تروریسم مورد هدف قرار می‌گیرید. به عنوان نمونه علاوه بر موارد فوق می‌توان به حذف حساب‌های کاربری مرتبط با حزب الله در شبکه‌های اجتماعی توییتر و فیس بوک اشاره کرد.

 

* وقتی اخبار جعلی بر انتشار حقایق غلبه می‌کنند

معضل بعدی در خصوص عملکرد شبکه‌های اجتماعی اطمینان در خصوص منابع اخبار منتشر شده است. شبکه‌های اجتماعی به دلیل پلتفرم توزیعی مدنظرشان عملاً هیچ نظارتی بر منابع انتشار اخبار و اطلاعات ندارند. تجربه نشان می‌دهد که اطلاعات و اخبار کذب توزیع شده در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در دنیای واقعی تبعاتی سخت و خطرناک داشته باشند.

نمونه چنین اتفاقی را می‌توان در ماجرای پیتزا گیت دید. اخبار غلطی که در وب سایت ردیت منتشر شد، در قالب اخبار اصلی منعکس شد. این اخبار نشان می‌داد که حلقه‌ای از سیاستمداران دموکرات به دنبال سوء استفاده از کودکان در یک پیتزا فروشی در واشنگتن هستند و کار به آنجا رسید که عده‌ای مسلح به آدرس پیتزا فروشی درج شده در اخبار حمله کردند، اما با یک مغازه ساده روبه رو شدند.

در عرصه منازعات سیاسی این گونه اخبار خواهان بیشتری پیدا می‌کنند. به عنوان مثال بر اساس مطالعه‌ای که در ایالت میشیگان انجام شد، این امر ثابت شد که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 حجم اخبار حرفه‌ای به اشتراک گذاشته شده به کمترین حجم ممکن رسیده است.

بر طبق تحقیقات جان مارکوف از روزنامه نگاران نشریه نیویورک تایمز ربات‌های خودکار طرفدار ترامپ از پیام‌های منتشر شده توسط هواداران کلینتون پیشی گرفتند. همچنین گزارش‌های منتشر شده در نشریات گاردین و وبسایت بازفید نشان داد که یک شهر 55 هزار نفری به نام ولس در مقدونیه به تنهایی دارای 100 وبسایت طرفدار ترامپ بود که اخبار جعلی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند.

جالب اینجاست که شبکه‌های اجتماعی به دلیل کارکرد اقتصادی خود لینک‌های مورد نظر را با قدرت ترویج می‌کنند. مطالعات موسسه پیو نشان می‌دهد که 23 درصد آمریکایی‌ها اخبار جعلی را حتی پس از این که از ماهیت آن‌ها مطلع شدند، باز هم به اشتراک می‌گذارند.

با وجود رسوایی‌های فراوان در این باره تنها مجلس قانونگذاری آلمان شبکه‌های اجتماعی را موظف به برداشتن اطلاعات کذب در مدت زمان 24 ساعت کرده است. در ماجرای حذف حساب‌های کاربری مرتبط با ایران هم آنچه جلب توجه می‌کند، وجود منابع مورد اطمینان در هر کدام از شبکه‌های خبری است.

اغلب حساب‌های کاربری حذف شده، اخباری با منابع مطمئن همچون خبرگزاری‌های رسمی همچون فارس و واحد مرکزی خبر را در فضای مجازی را منتشر می‌کردند. لینک این اخبار به راحتی در فضای مجازی قابل پیگیری است. از این رو جالب است که با وجود فعالیت‌های میلیون‌ها ربات در فضای شبکه‌های اجتماعی و انتشار اخبار دروغ، این شبکه‌ها اقدام به حذف حساب‌هایی کرده‌اند که اخبار مرتبط با ایران را منتشر می‌کنند.

 

* ارتش‌های سایبری که در مقابل چشمان بسته گوگل و توییتر فعالیت می‌کنند

نکته‌ بعدی در خصوص عملکرد شبکه‌های اجتماعی فعالیت ارتش‌های سایبری با هدف تاثیرگذاری بر وقایع و اتفاقات بین‌المللی است. اغلب این ارتش‌ها تلاش می‌کنند تا با انتشار اطلاعات دروغ به مسموم کردن فضا بپردازند.

به عنوان مثال در گزارش موسسه اینترنتی آکسفورد که که در ماه ژانویه سال 2015 منتشر شده از فعالیت یکی از تیپ‌های ارتش بریتانیا با هدف مبارزه با دشمنان در فضای توییتر و فیسبوک خبر می‌دهد. روزنامه گاردین هم در گزارشی به این مسئله اشاره کرد که یک واحد جنگ سایبری تحت نظر وزارت دفاع بریتانیا در آغاز ناآرامی‌ها در سوریه و استان درعا به انتشار اخبار جعلی و مرتبط در خصوص وقایع این کشور می‌پرداخته است.

نقطه تمرکز این واحد، فعالیت کلاه‌سفیدها در اقصی نقاط این کشور بود. هم چنین در یک گزارش جداگانه به این نکته اشاره شده است که هم اکنون نزدیک به 28 کشور از چنین واحدهایی بهره می‌برند. این کشورها از یگان‌های نظامی و یا شرکت‌های ارتباطی پیمانکار برای تاثیرگذاری بر شبکه‌های اجتماعی برخوردارند.

در این میان رژیم صهیونیستی با توجه به ابعاد خود بیشترین هزینه را برای تاثیرگذاری بر شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کند. انتشار فیلمی از سربازان رژیم صهیونیستی که در حال خواندن یک ترانه قدیمی ایرانی هستند، نشان می‌دهد که تلاش‌های فوق کاملاً هدفمند است.

گروهک تروریستی منافقین هم به دنبال استفاده از شبکه توییتر برای حمایت از شعارهای خود است و حتی استفاده از واژه‌ها و ربات‌هایی با محتوای جنسی در دستور کار آن قرار گرفته است.

در سال 2014 گروه هکری انانیموس مدعی شد، تعداد زیادی از حساب‌های کاربری گروهک‌های تروریستی همچون داعش از طریق برخی از آی پی‌های متعلق به نهادهای اطلاعاتی غربی به روزرسانی می‌شود. با وجود انتشار جزییات این ماجرا شرکت‌های فوق کوچکترین قدمی در این باره برای روشن شدن جزییات ماجرا برنداشتند.

 

* دیکتاتوری به سبک گوگل و فیس بوک

در آخرین تحولات مربوط به این ماجرا «جی نانکارو»، سخنگوی فیس بوک می‌گوید که این شرکت همچنان در حال تحقیق در مورد حساب‌ها و صفحات مرتبط با ایران است.

این سخنان سخنگوی شرکت فیس بوک به این معناست که ما باید در آینده نزدیک شاهد حذف حساب‌های بیشتری باشیم که مطالبی در حمایت از موضع کشورهای مستقل از جمله ایران را منتشر می‌کنند.

این موضع‌گیری در حالی است که انتشار اطلاعات دروغ و بدون منبع در شبکه‌های مجازی غوغا می‌کند و برخی آن را به عنوان معضلی برای دموکراسی‌های غربی می‌شناسند. به نظر می‌رسد که باید به این نتیجه صریح برسیم که عملاً نوعی دیکتاتوری به نفع مواضع غرب در این شبکه‌ها در جریان است؛ دیکتاتوری که حتی سانسورچی‌ها در حکومت‌هایی استبدادی همچون اتحاد جماهیر شوروی نیز نمی‌توانستند خواب آن را ببینند.

نظر جدید ترامپ درباره شبکه‌های اجتماعی

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

ترامپ با متهم کردن شبکه‌های اجتماعی به روال «ضد جمهوری‌خواه/محافظه‌کار»استدلال کرد که این پلتفرم‌های آنلاین باید هم بحث‌های مداوم خوب و هم بد را پوشش دهند.

به گزارش خبرآنلاین، این اظهارات در حالی مطرح می شود که مدیران شبکه‌های اجتماعی ازجمله توئیتر، فیس‌بوک و ... به‌شدت تحت‌فشارند تا هم مانع از نفوذ دولت‌های خارجی مانند روسیه در محتوای آنلاین شوند و هم مانع از گسترش خشونت اجتماعی، فرقه‌گرایی و نژادپرستی شوند.

رئیس‌جمهور آمریکا دراین‌باره توئیت کرد: بگذارید هم حرف‌های خوب و هم بد زده شود و بعد این ما هستیم که آن را در ذهن خود شکل می‌دهیم و قضاوت می‌کنیم.

البته هشدار وی در مورد بسته شدن محتوای دست راستی‌ها است که مستقیم به آن اشاره کرد و گفت: درحالی‌که محتوای دست راستی‌ها بسته می‌شود، محتوای طرف مقابل پالایش نمی‌شود.

جمهوری خواهان ادعا کرده‌اند که شبکه‌های اجتماعی ازجمله توئیتر و فیس‌بوک علیه آن‌ها است و چندین جلسه استماع را در کنگره با مدیران این شبکه‌ها برگزار کرده‌اند.

«جک دورسی» مدیر توئیتر بعد از جنجال توئیت‌های یک دسته راستی به نام جونز از اقدام خود دفاع کرده و گفت: او پالیسی توئیتر را زیر پا گذاشته است.

دعوا بین رسانه‌های مطرح آمریکا از یک‌سو و دار و دسته ترامپ همچنان ادامه دارد و با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای این دعواها کش‌دارتر خواهد شد.

شبکه‌های اجتماعی، بیماری عصر مدرن

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

استفاده از شبکه های اجتماعی که به عنوان یک بیماری و اعتیاد در عصر جدید از آن نام برده می شود، گریبانگیر قشر وسیعی از مردم شده و از جمعیت 7 میلیون و 500 هزار نفری صربستان تقریبا 3میلیون و 500 هزار نفر از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند.

به گزارش ایرنا، در صربستان شبکه های اجتماعی کاربران زیادی دارد و به طور تقریبی می توان گفت که حدود 90 درصد مردم این کشور از یکی از شبکه های ارتباط جمعی استفاده می کنند.
تاثیر منفی شبکه های اجتماعی بر مردم به ویژه قشر جوان موضوعی است که به طور فراینده ای در جهان مورد بحث است و گفته شده که یکی از عواقب استفاده بی رویه از شبکه های اجتماعی، احساس افسردگی است که این عارضه را می توان در بیشتر جوانان مشاهده کرد.
روانشناسان خطرات اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کمتر از عواقب اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر نمی دانند و معتقدند که استفاده زیاد از گوشی همراه و یا دیگر ارتباطات جمعی تاثیرات منفی در روحیه افراد به ویژه جوانان می گذارد و در ضمن بسیاری را از اهداف خود در زندگی دور می کند.
مرز استفاده از اینترنت اکنون تغییر کرده است. در گذشته اگر کسی چند ساعت از اینترنت استفاده می کرد و یا گوشی همراه را با خود به حمام می برد، گفته می شد که شخص به گوشی تلفن و شبکه های اجتماعی وابسته شده، اما اکنون بیشتر ما زمان بیشتری را در کنار شبکه های مختلف اینترنتی صرف می کنیم و باید گفت که هرگز از گوشی خود دور نمی شویم.
وزارت مخابرات و ارتباطات صربستان از حدود دو سال پیش مرکزی را به نام «مرکز تماس ملی برای ایمنی خردسالان و نوجوانان در اینترنت) جهت ارایه کمک و مشاوره به نوجوانان و والدین تاسیس کرده است.
این مرکز با تجربیاتی که در این مدت بدست آمده، اعلام کرد که خردسالان بیشتر اوقات خود را صرف اینترنت می کنند و تعداد زیادی از والدین در تماس با نهادهای دولتی خواهان کسب اطلاع و مشاورت در باره چگونگی محدود کردن فرزندان خود برای استفاده از اینترنت هستند.
خردسالان و نوجوانان در صربستان بیشتر اوقات خود را بخاطر بازی های مختلف و استفاده از یوتیوب و یا در ارتباط با شبکه های اجتماعی از اینترنت صرف می کنند.
کارشناسان امور اجتماعی در صربستان استفاده مدام بین 4 تا 6 ساعت از اینترنت را استفاده بیش از حد و آن را یک نوع وابستگی می دانند.
باید به این موضوع اشاره کرد که فناوری مدرن، تصویری از عصر جدید و نوع زندگی کنونی است و در حالیکه استفاده صحیح از آن می تواند دوستی و نزدیکی را تقویت کند، استفاده بی رویه نیز وابستگی و انزوا را برای انسان ایجاد می کند.
تحقیقات در صربستان نشان می دهد که شبکه های اجتماعی نوعی وابستگی را در افراد به ویژه نزد خردسالان و نوجوانان بوجود می آورند که از طریق مشاوره و آگاه کردن افراد با زیان های استفاده زیاد از وسایل ارتباطات جمعی می توان با آن مبارزه کرد.
البته به این نکته نیز باید توجه کرد که شبکه های اجتماعی افزون بر عواقب ناگوار و وابستگی دارای امتیازاتی نیز هستند، زیرا با کمک این ابزار می توان با دیگران از راه دور بدون صرف هزینه و یا مخارج کم ارتباط برقرار کرد و همچنین در مدت زمان کوتاه به اطلاعات مورد نیاز دست یافت.
همانطور که استفاده غیر اصولی از شبکه های اجتماعی می تواند بحران هایی را در زمینه های مختلف ایجاد کند، نباید از مزایای مثبت این شبکه ها غافل بود. اکنون می بینیم که در بسیاری از امور بدون استفاده شبکه های اجتماعی نمی توان کاری را پیش برد.
علاوه بر محاسنی که شبکه های اجتماعی می توانند در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تبلیغاتی، علمی و مذهبی داشته باشند، می توانند عاملی برای انحراف افراد در جامعه نیز باشند.
نرم افزارهای اتصال به شبکه های اجتماعی روی گوشی ها و سیستم های رایانه از جمله واتس آپ می توانند در راستای ارتقای سطح آگاهی ها و فرهنگ جامعه موثر و مفید باشند.
در این گونه شبکه ها افراد در قالب گروه ها می توانند به تبادل اطلاعات و نظرات بپردازند.
اگر چه در قانون کنونی رسانه های جمعی در صربستان شبکه های اجتماعی از جمله یوتیوب، تویتر و فیس بوک رسانه محسوب نمی شوند، اما با این حال اهمیت آنها در حوزه اطلاعات و صحنه رسانه های عمومی در این کشور برجسته و بسیار مهم است.
رسانه های سنتی در صربستان هنوز روندهای اطلاع رسانی، ایجاد افکار عمومی و گرایش های اجتماعی را هدایت می کنند. اما اغلب واکنش رسانه های سنتی بر شبکه های اجتماعی نشان می دهد که به تدریج ورود این شبکه ها در جریان رسانه ای اجتناب ناپذیر است، زیرا که شبکه های اجتماعی برای انتقال سریع اطلاعات نقش بسیار مهمی دارند. همانطور که رسانه های سنتی مانند تلویزیون، رادیو و مطبوعات در زمان خود سازندگان تغییرات اجتماعی بودند، بنابراین رسانه های جدید مانند شبکه های اجتماعی اکنون تاثیر عمده ای بر روند اجتماعی دارند.
هدف شبکه های اجتماعی کمک به بهبود و تسهیل روابط، همکاری و تعامل بین افراد، سازمان ها و موسسات در موضوعات گوناگون از قبیل تجارت، پزشکی، مباحث آموزشی و غیره در راستای تغییر مثبت است.
شبکه های اجتماعی را می توان مانند ابزارمتنوعی دانست که همه به صورت آزاد به آن دسترسی دارند. این پدیده برای اشتراک گذاری اطلاعات بسیار قابل توجه است.
شبکه های اجتماعی همچنین در زمینه های تجاری و اقتصادی کاربرد زیادی دارند، به طوریکه شرکت های تجاری بزرگ برای تبلیغ محصولات خود سعی در استفاده هرچه بیشتر از این شبکه ها در عرصه تبلیغات محصولات و برند خود دارند.

همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

علیرضا شفیعی نسب - وقتی سرچ اینستاگرام را باز می کنیم، احتمالاً با انبوهی از پست های عجیب وغریب مواجه می شویم که کلیک روی هر کدامشان می تواند برایمان جالب و دوست داشتنی باشد.

شبکه‌های اجتماعی بستر جدید توزیع موادمخدر

چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

مسئولان ارشد مبارزه با موادمخدر با بیان اینکه تبلیغات مخدرجدید با شیوه های دروغین در فضای مجازی صورت می گیرد، ضمن تاکید بررصد فضای مجازی از خانواده ها خواستند ورود جدی به موضوع داشته باشند.

خبرگزاری مهر - چندی پیش پرویز افشار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست خبری عنوان کرد: ۳۰ درصد مواد مخدر افغانستان از ایران ترانزیت می شود. بر اساس آمارهای بین المللی کشورها حداکثر ۲۰ تا ۲۵ درصد مواد ورودی به کشور را می توانند کشف کنند. اگر ما ۸۱۰ تن را کشف کردیم، ۲۴۰۰ تن مواد باید بر اساس تخمین از کشور ما تلاش شده که عبور کند.

وی در این نشست افزود: میزان تولید مواد مخدر در افغانستان هم تقریبا دو برابر شده است و به حدود ۹ هزار تن رسیده است.

این عدد زنگ هشداری بویژه برای جوانان و نوجوانان محسوب می شود. حجم تولید مواد مخدر به شدت افزایش یافته و به تبع آن میزان ورود این مواد به کشور هم افزایش خواهد یافت.

با وجود این مسئولان ارشد مبارزه با مواد مخدر، در نشست هایی که برگزار کرده اند، همواره بر این موضوع تاکید داشته اند که با مراقبت حداکثری از مرزها و افزایش اشراف اطلاعاتی، زمینه ورود مواد به کشور کاهش یافته است، اما در این میان نباید شیوه های نوین ورود و تبلیغ مواد مخدر را نادیده گرفت که اتفاقا بیش از پیش جوانان و نوجوانان را هدف گرفته است.

 

شبکه های مجازی و تبلیغات دروغین، زمینه ساز گرایش جوانان به مواد مخدر جدید

سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر در گفتگو با خبرنگار مهر  عنوان کرد: این روزها یکی از موضوعات مهم برای ما، ورود مواد مخدر جدید و تبلیغات و دروغ پراکنی درباره آن هاست که شاهد گرایش روز افزون به این مواد جدید هستیم و باید جلوی آن با فرهنگسازی و آشنا کردن خانواده ها با آثار مصرف آن صورت گیرد.

سرهنگ محمد بخشنده به شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: پروسه تولید مواد مخدر جدید کاملا متفاوت است و حتی توزیع آن نیز آهسته آهسته به سمت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌رود.

وی افزود: با توجه به تبلیغات گسترده، اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی و دوره حساس آغاز جوانی، این خانواده‌ها هستند که نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و برای شناخت مواد مخدر جدید، شناخت آثار آن‌ها و برای فرزندانشان وقت بگذارند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با بیان اینکه کارشناسان فتای پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب، به صورت شبانه روزی فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را برای شناسایی سوداگران مرگ در فضای مجازی، رصد می کنند، تصریح کرد: در صورت مشاهده موارد خلاف و موضوعات مجرمانه در زمینه تبلیغ و یا فروش مواد مخدر و روانگردان در فضای مجازی، با متخلفان برابر قانون و مقتدرانه برخورد خواهد شد.

وی ادامه داد: کارشناسان فضای سایبری این پلیس با رصد های مدام و مستمر خود سعی می کنند ضمن ایجاد امنیت در فضای مجازی از آسیب های موجود در این فضا که جوانان و به ویژه خانواده های آنان را تهدید می کند پیشگیری نمایند.

 

فضای مجازی تیغ دو لبه است

سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی تهران بزرگ در گفتگو با خبرنگار مهر با آسیب شناسی مواد جدید و گرایش آن در میان جوانان می گوید: مواد مخدر جدید چون میزان تخریب و حالت نشئگی اش بیشتر است، از سوی دیگر تبلیغات پیرامون آن هم با جذابیت بیشتر و دروغ های فراوان همراه است، جوان تر ها را به سمت خود می کشد.

وی تاکید می کند: در این زمینه نقش خانواده ها بسیار حائز اهمیت است. خانواده ها باید با هشیاری نسبت به این مسائل ورود کنند.

پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب که در فضای مجازی منفعل نیستیم، گفت: الان در فضای مجازی می بینید که به صورت خودجوش فعالیت ها برای مقابله با مواد مخدر بویژه در بعد فرهنگی و پیش گیری و گروه های ان جی او ها داریم.

وی تاکید کرد: اما اینکه فضای مجازی تیغ دولبه است و کسانی که دنبال انتفاع هستند از آن بهره می برند شکی نیست. کنترل فضای مجازی و مبارزه با جرایم آن متولی دارد و متولی آن پلیس فتاست. سیاستگذاری آن هم متولی دارد که شورای عالی فضای مجازی است که با جدیت در این حوزه ورود کرده اند.

افشار ادامه داد: ما در فضای مجازی با پدیده سیاری رو به رو هستیم. کانال هایی که مبادرت به تبلیغات می کنند توسط پلیس فتا به خوبی رصد شده و با آن ها مقابله می شود، اما فضا سیال است. امروز یک جاست و فردا جای دیگر. نگاه ما این است که غیر از بعد مقابله ای که دائم رصد می شوند حداکثر بهره برداری ما در فضای مجازی از طریق بارگذاری محتواهایی باشد که باعث ایجاد مصونیت شود و اطلاع رسانی در این زمینه صورت گیرد.

وی با اشاره به این تبلیغات گفت: مهمترین تبلیغات دروغین درباره گل این بود که این مواد اعتیاد آور نیست، تمرکز ایجاد می کند و... همین تبلیغات دروغین باعث توسعه گل شد اما الان بویژه در جمعیت دانشجویی با مداخلت ما از سال ۹۶ مصرف گل به میزان قابل توجهی کاهش یافته است

عباس پورخصالیان - بیست برترین ‌رسانه‌های اجتماعی جهان با 13.5 میلیارد کاربر، عرصه رقابت را در بازار جهانی این خدمات، تنگ کرده‌اند! به‌طوری که یاهو مسنجر تنها تا روز 17 جولای 2018 (26/04/97) فعالیت خواهد کرد و پس از آن از بازار جهانی محو می‌شود!

برایان رزنیک – ترجمه علیرضا شفیعی‌نسب - در سال ۲۰۱۳، کاربران ردیت و توییتر اتهاماتی کاملاً جعلی نسبت به یک سری افراد نشر می‌دادند که طبق ادعا، «متهم» بمب‌گذاری بودند. پس از حادثۀ پارکلند هم، یک تئوری توطئه در شبکه‌های اجتماعی نشر یافت که می‌گفت تیراندازانِ جان‌به‌دربرده در اصل کنش‌گرانی هستند که می‌خواهند برای قوانین مربوط به کنترل سلاح جلب حمایت کنند. این شایعه قبل از اینکه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی وارد عمل شوند و آن را حذف نمایند، به اطلاع صدها هزار کاربر رسید.

اخیراً ژورنال ساینس پژوهشی منتشر کرده که این الگو را (حداقل در رابطه با شیوع اطلاعات غلط در توییتر) اعتبارسنجی می‌کند. این پژوهش با تحلیل میلیون‌ها توییت مربوط به سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷، به نتیجه‌ای شوکه‌کننده می‌رسد: «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اکاذیب بسیار دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این پژوهش همچنین دریافت که «تأثیر اخبار سیاسی جعلی به مراتب پررنگ‌تر از اخبار جعلی مربوط به تروریسم، بلایای طبیعی، علم، افسانه‌های محلی یا اطلاعات مالی است».

این تحلیل عظیمْ با گردهم‌آوردن داده‌ها، به این ظن متداول می‌پردازد که رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان پلتفرمی برای نشر اخبار، گرایش به خبرهای خاله‌زنکی، تأییدنشده، احساسی و جعلی دارد. و این امر نگران‌کننده است، چون رسانه‌های اجتماعی به نیرویی غالب برای نشر اخبار تبدیل شده‌اند.

اما شاید بتوان گفت یافتۀ مهم‌تر این پژوهش این است که چه چیزی به این اخبار جعلی دامن می‌زند؟ این عامل نه حساب‌های پرنفوذ توییتری با میلیون‌ها کاربر دنبال‌کننده است و نه بات‌های روسی که آن‌ها را برای توییت خودکار اطلاعات غلط طراحی می‌کنند. عامل اصلی شیوع این اخبار جعلی خودِ کاربران عادی توییتر با دنبال‌کننده‌های اندک هستند که معمولاً اخبار غلط را با دوستانشان به اشتراک می‌گذارند.

امروزه بیش از هر زمان دیگر مشخص است این است که شیوع اخبار جعلی از پیامدهای نقص در ابعاد روانشناختی انسان است. پلتفرم‌هایی مثل توییتر صرفاً این نقص را تقویت می‌کنند. اما مشخص نیست که آیا چنین پلتفرم‌هایی می‌توانند این مشکل را حل کنند یا نه.

 

چگونه یک دروغ را در سراسر توییتر انگلیسی‌زبان ردیابی کنیم؟

پژوهش جدید ساینس حاصل کار سه محقق علوم کامپیوتری در دانشگاه ام‌آی‌تی است. آن‌ها این پروژه را دو سال قبل از اینکه «اخبار جعلی» به لفظی متداول تبدیل شود، آغاز کرده بودند.

هدف آن‌ها بررسی چیزی بود که ساده به‌نظر می‌رسید، اما دربرگیرندۀ حجمی عظیم از داده‌هاست. همۀ ما واکنش زنجیره‌ای یک توییت ویروسی را دیده‌ایم. یک نفر چیزی را توییت می‌کند، دیگری آن را ریتوییت، فرد سوم بابی کاملاً مجزا اما در رابطه با همان مطلب باز می‌کند. توییت‌ها در واکنش زنجیره‌ای که یادآور شکافت هسته‌ای است، پراکنده و بازنشر می‌شوند.

پژوهشگران ام‌آی‌تی می‌خواستند تلاش کنند تمام آن زنجیره را ثبت کنند (تا ببینند شایعات جعلی با چه سرعت و عمقی و برای چند نفر نشر می‌یابند) و سپس آن را با نحوۀ نشر اخبار واقعی مقایسه نمایند. (توییتر به کاربران اجازه می‌دهد خاستگاه و مسیر نشر توییت‌ها را ببینند. انجام چنین تحلیلی با شبکه‌های الگوریتم‌محورتر مانند فیسبوک بسیار دشوارتر است).

آن‌ها در ابتدای کار به وبسایت‌های حقیقت‌سنجی نظیر اسنوپز، پولیتی‌فکت و فکت‌چک مراجعه کردند تا مطالب واقعی و جعلی که قابل اعتبارسنجی هستند را از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ پیدا کنند. سینان آرال، نویسندۀ ارشد مقاله می‌گوید «سپس سراغ داده‌های توییتر رفتیم و کار را رو به عقب آغاز نمودیم» تا بفهمند هر خبر جعلی اولین بار در کجا مورد اشاره قرار گرفته است.

آن‌ها با این کار تمام دفعاتی را که این اخبار جعلی از روی توییت اولیه، ریتوییت شدند یا کاربری دیگر آن‌ها را بازگو کرد، مشاهده نمودند. سروش وثوقی، یکی دیگر از مؤلفان این مقاله توضیح می‌دهد که این تحلیل شامل ریتوییت‌های نقل‌قول۱ نبود (در این نوع از ریتوییت، کاربران می‌توانند نظری را در بالای توییت اصلی اضافه کنند)، چون نمی‌توان فهمید ریتوییت‌های نقل‌قول «اطلاعات غلط را گسترش می‌دهند یا آن‌ها را اصلاح می‌کنند».

اما در نهایت، پژوهشگران به نمونه‌ای از ۱۲۶۰۰۰«آبشار» توییت (یعنی زنجیرۀ ریتوییت‌ها) رسیدند که ۳میلیون نفر در نشر آن‌ها دست داشتند.

توییتر امکان دسترسی مخصوص به حجم واقعاً شگفت‌انگیزی از داده‌ها را داد. دیوید لیزر، دانشمند علوم سیاسی و کامپیوتری در دانشگاه نورث‌ایسترن می‌گوید: «کمتر پلتفرمی چنین امکان دسترسی‌ای در اختیار قرار می‌دهد». او می‌افزاید توییتر را باید تحسین کرد که با کمال میل به پژوهشگران اجازه می‌دهد هر توییت عمومی را که قصد دارند در تحلیلشان بگنجانند، مورد پرس‌وجو قرار دهند. معمولاً توییتر حجم داده‌هایی را که پژوهشگران از سرورهایش به دست می‌آورند، محدود می‌کند.

 

پژوهشگران پس از اینکه داده‌هایشان را تکمیل کردند، تأثیر این اخبار جعلی را از سه جهت مورد سنجش قرار دادند:

۱. سرعت: مطلب با چه سرعتی به دست تعداد مشخصی از افراد می‌رسد

۲. عمق: هر خبر جعلی چند بار ریتوییت می‌شود

۳. دامنه: کاربران اطلاعات غط را چگونه ارزیابی می‌کنند

 

پژوهشگران شیوع اخبار غلط را با نشر اخبار واقعیِ حقیقت‌سنجی شده و چند خبرِ موردتأیید دستیاران پژوهشی مقایسه کردند.

نتایج بسیار آزارنده بود: در هر یک از این معیارها، اخبار جعلی سرتر از اخبار موثق بود. «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اخبار جعلی دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این را آرال می‌گوید و می‌افزاید که تأثیر اخبار سیاسی به‌طور خاص بیشتر است.

در مجموع، یافته‌های این تحلیل نشان می‌دهد که «حقیقت شش برابر بیشتر از دروغ طول می‌کشد تا به دست ۱۵۰۰ نفر برسد».

 

یک محدودیت بزرگ: آیا مقایسۀ اخبار جعلی با اخبار واقعی منصفانه است؟

بزرگ‌ترین محدودیت این پژوهش نمونۀ مقایسه‌ایِ مربوط به اخبار واقعی بود. پژوهشگرانْ اخباری را استخراج نمودند که وبسایت‌های حقیقت‌سنج آن‌ها را تأیید کرده بود. آن‌ها مسیر این اخبار را در میان اکوسیستم توییتر ردیابی کردند. پژوهشگران همچنین چند خبر واقعی دیگر را هم افزودند که دستیاران پژوهشی آن‌ها را انتخاب کرده بودند.

با این حال، چنین کاری شاید مثل مقایسۀ سیب و پرتقال باشد. وب‌سایت‌های حقیقت‌سنجی صحت اخبار جعلی را هم اگر به‌طور گسترده شیوع و نشر یافته باشد تأیید می‌کنند. خبرهای واقعی ممکن است در آن حد ویروسی نشود.

همچنین اخبار واقعی از طریق خروجی‌های مختلفی به دست ما می‌رسند، اما بسیاری از شایعات ریشه در توییتر دارد.

مثلاً وقتی یک تیرانداز دست به کشتار در محیط یک مدرسه بزند، احتمالاً آن را از منابع مختلفی نظیر تلویزیون، رادیو و پیام‌های متنی دوستان بشنویم. این نوع انتشار اخبارْ تفاوتی کیفی با شایعات توییتری دارد که می‌توان آن‌ها را تا خاستگاه چند نفره‌شان ردیابی کرد. به گفتۀ دیوید رند، روانشناس دانشگاه ییل که در مورد شیوع اطلاعات غلط پژوهش می‌کند «میلیون‌ها خبر واقعی و مهم هم وجود دارد که توجهات زیادی را به خود جلب کرده‌اند».

به همین خاطر سخت می‌توان مشخص کرد که گروه مناسب مقایسه باید در این پژوهش به چه صورت باشد. این را رند می‌گوید که خودش در مقالۀ ساینس دستی نداشته. آیا درست است شیوع تئوری‌های توطئه در مورد دانشجویانی که به عنوان «کنش‌گران بحران» عمل می‌کنند را با اخبار هواشناسی یا بازار سهام مقایسه کرد؟ سخت می‌توان چنین گفت.

اما حتی اگر مقایسه با اخبار واقعی را هم نادیده بگیریم، این مقالۀ ساینس واقعیتی دلسردکننده را در مورد اخبار توییتری نشان می‌دهد: اینکه اخبار جعلی می‌تواند سریع و عمیق نشر یابد.

این پژوهش دریافت که «اکاذیب در هر سطحی نسبت به حقیقت، به دست افراد بیشتری می‌رسد، بدین معنا که افراد اکاذیب را بسیار بیشتر از حقیقت ریتوییت می‌کنند».

همچنین مهم است بدانیم چرا و چه کسی پشت این قضیه است.

برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران بررسی کردند که آیا اخبار جعلی میان افراد عادی و دوستانشان نشر می‌یابد یا اینکه حساب‌های بزرگ با چندین میلیون دنبال‌کننده آن‌ها را می‌پراکنند؟

آن‌ها دریافتند که «افرادی که اخبار جعلی را نشر می‌دهند به‌طور معناداری دنبال‌کننده‌های کمتری دارند، معمولاً اعتبارسنجی نشده‌اند و فعالیت کمتری در توییتر دارند». این را آرال می‌گوید. به عبارت دیگر، همین اعضای عادی هستند که اخبار جعلی را نشر می‌دهند.

این تحلیل چیز چندانی در مورد حساب‌های پرطرفداری مانند اینفووارز۲ که عمدتاً اکاذیب را نشر می‌دهند نمی‌گوید. وثوقی می‌گوید «نمی‌گوییم حساب‌های بزرگ و پرطرفدار نقشی در نشر اخبار جعلی ندارند». حرف آن‌ها به‌طور خلاصه این است که حساب‌های نشردهندۀ اخبار کذبْ نسبت به حساب‌های نشردهندۀ اخبار واقعی، به دست افراد بیشتری می‌رسند.

کنند) را نیز مدنظر قرار می‌دهد. جالب است بات‌ها در مجموع اخبار واقعی و جعلی را با نرخی برابر نشر می‌دهند. با این حال مشخص است که سرعت و عمق انتشار اخبار جعلی را باید به انسان‌هایی نسبت داد که آن‌ها را نشر می‌دهند.

هدف از طراحی این پژوهش درک انگیزۀ افرادِ نشردهندۀ اخبار جعلی نبود. آیا این کاربران عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند؟ آیا ترول می‌کنند؟ آیا به طعنۀ ریتوییت می‌نمایند؟ این پژوهش حرفی در این مورد نمی‌زند.

اما پژوهشگران توانستند به یک پاسخ احتمالی برسند: اینکه اخبار جعلی تازه‌تر و غیرمنتظره‌تر از اخبار واقعی هستند. اینجا بود که مجموعه داده‌های عظیم به کار آمد. این قضیه برای پژوهشگران قابل مشاهده بود که آیا کاربرانی که اخبار جعلی توییت می‌کنند، قبلاً این اخبار جعلی را در صفحۀ فید (خوراک) خود دیده‌اند یا نه. اگر قبلاً آن را ندیده‌اند، می‌توان آن اخبار را تازه‌تر به حساب آورد.

به گفتۀ آرال «اخبار جعلی به طور قابل‌توجهی تازه‌تر از اخبار واقعی بودند و این با عقل جور درمی‌آید؛ چون وقتی اصلاً در قید واقعیت نباشید، اطلاعات خیلی تازه‌تری به ذهنتان می‌رسد». تحلیل احساسات در این مقالۀ ساینس نشان داد که پاسخ‌های ارائه‌شده به توییت‌های اخبار جعلی خیلی بیشتر از اخبار واقعی حاوی ابزار شگفتی یا انزجار است. شاید به همین خاطر است که اخبار جعلی مرگ سلبریتی‌ها تا این حد در توییتر شایع‌اند: این اخبار غیرمنتظره و احساسی هستند و سخت می‌توان در برابر به اشتراک‌گذاری آن‌ها مقاومت کرد.

پژوهش‌های دیگری هم این فرضیۀ «تازگی» را نشان داده‌اند. بنا به مقاله‌ای در سال ۲۰۱۷ که رند یکی از نویسندگان آن بود، وقتی شرکت‌کنندگان سرتیترهایی را می‌بینند که تکرار می‌شوند، به احتمال زیاد آن‌ها را باور می‌کنند (این امر نتیجۀ چیزی است که به به «اثر حقیقت موهوم»۳ معروف است)، اما احتمالش کمتر است آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذرانند. پژوهش دیگری دریافت که هر چه بار اخلاقی یا احساسی یک توییت بیشتر باشد، احتمال نشر آن در میان یک گروه با ایدئولوژی خاص بیشتر است.

 

آیا توییتر واقعاً می‌تواند این مشکل را حل کند؟

مشکل پیگیری اخبار از طریق توییتر همین است که بر عمیق‌ترین لایه‌های احساسمان دست می‌گذارد. و اخبار جعلی را هم معمولاً با همین هدف طراحی می‌کنند.

در گفت‌وگویی که با میریام متسگر داشتم، این پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا که دستی در این پژوهش ساینس نداشت می‌گوید «اخبار جعلی برای نشر دادن بسیار مناسب است: هم شوکه‌آور است، هم غیرمنتظره است و هم بر احساسات مردم دست می‌گذارد. فرمول نشر اطلاعات غلط همین است». نقش ابعاد روانشناختی انسان باعث می‌شود تا بسیاری از ما جذب محتوای جعلی شویم و تمایل به نشر آن داشته باشیم.

رند معتقد است که «همکاری ناسالمی میان ترول‌ها و پلتفرم‌ها وجود دارد. درگیر کردن مردم در محتوا برای پلتفرم‌ها خوب است و ترول‌ها هم می‌خواهند محتوای درگیرکننده ایجاد کنند».

این مسیری سخت است که توییتر باید از آن عبور کند. توییتر می‌خواهد مرجع اخبار فوری باشد. این را نیز می‌خواهد که تجربه‌ای درگیرکننده و موثق برای کاربران خود فراهم نماید. این دو هدف شاید همیشه در تضاد باشند. در عین حال، سود این قضیه (تا حدی) به افرادی هم می‌رسد که درگیر محتوای جعلی هستند و آن‌ها را نشر می‌دهند.

برایم سؤال است که آیا شبکه‌های اجتماعی واقعاً روزی می‌توانند این مشکل را حل کنند؟ اگر آن‌ها بخواهند تجربۀ پلتفرمشان کاربرمحور باشد (و اگر الگوریتم‌ها سرنخ‌های ساده‌ای از کاربران بگیرند تا مشخص کنند چه چیز مهم است)، اخبار جعلی همیشه دست بالا را در نشر در این پلتفرم‌ها خواهند داشت.

توییتر پیشرفت‌هایی داشته: بات‌ها را مسدود کرده و در راستای ارزیابی مجدد سلامت گفتگوهای پلتفرم خود فراخوان داده است. این رسانه پژوهشگرانی نظیر آرال را دعوت می‌کند تا اطلاعات غلط را بر روی پلتفرم بررسی کنند. توییتر می‌تواند در کشف توییت‌های سرشار از نظریه‌های توطئه و سرکوب آن‌ها عملکرد بهتری داشته باشد. همچنین می‌تواند کاربران بیشتری را که عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند، مسدود نماید.

اما اخبار جعلی فقط برای کسانی جذاب نیست که خواهان نابودی دنیا هستند، بلکه برای بسیاری از ما جذاب است. ما هم عضو توییتر هستیم.

پی‌نوشت‌ها:

• این مطلب را برایان رزنیک نوشته است و در تاریخ ۱۹ مارس ۲۰۱۸، با عنوان «False news stories travel faster and farther on Twitter than the truth» در وب‌سایت ووکس منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ آن را با عنوان «انتشار اخبار جعلی توییتر کار کیست؟ من و شما» و ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب منتشر کرده است.

•• برایان رزنیک (Brian Resnick) گزارشگر وب‌سایت ووکس است. نوشته‌های او مرتبط با علوم اجتماعی و رفتاری، فضا، پزشکی، محیط زیست و اصولاً هر چیزی است که باعث شود بگویید «چه جالب».

 

[۱] Quote retweet

[۲] Infowars

[۳] Illusory truth effect

مرجع: ووکس (منبع:سایت ترجمان)

از «سلبریتی» به «اینفلوئنسر»

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

وسط ماجراهای پرتنش فضای مجازی، عده ای پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار. سلبریتی ها هم دم را غنیمت شمردند.

«اگر کاری از نظر جامعه ناپسند است، نامِ آن را عوض کن، خواهی دید که چگونه آن کار تطهیر می شود». این توصیه را بسیاری در طول تاریخ به کار بسته اند و نتیجه هم کمابیش همیشه مطلوبشان بوده است. یک نمونه آن «رشوه» است که به ندرت بتوان کسی را یافت که بتواند یا بخواهد با صدای بلند از آن دفاع کند، اما اگر نامِ‌ آن را عوض کنیم و آن را «شیرینی» یا «هدیه» بنامیم، خواهیم دید که به اذن خدا هیچ کس منتقد آن نخواهد بود و حتی کسانی داد سخت خواهند داد که اخلاقی نخواهد بود که اگر کسی کاری برای تو کرد، در تشکر از او کم بگذاری و همین حداقل «شیرینی» را هم به او ندهی. نمونه دیگرش همین «مطرب» و «رقاصه» است که تا همین چند سال پیش ناسزا حساب می‌ شد، اما وقتی نام آن تغییر کرد و شد، مثلاً، «رقصنده»، دیدیم که حتی با همین «رقاصه‌» های قدیم و «رقصنده» های جدید مصاحبه هم کردند و بسیاری از مردمی که وقتی می خواستند به زنی ناسزا بگویند او را «رقاصه» می خواندند نشستند و با لذت همان مصاحبه ها را دیدند و برای هم تعریف کردند و حتی آهی هم دور هم کشیدند. واضح است که من این جا نمی خواهم موضع گیری اخلاقی کنم و از بحث های بعدی نتیجه بگیرم که آن گروهی که می خواهم از آن ها صحبت کنم «رقاصه» یا شبیه آن هستند؛ العیاذ بالله! این ها تنها مثال است برای این که حرفم را منتقل کنم. حرف این است که اگر چیزی، به غلط یا درست، در جامعه نکوهیده است، می توان با عوض کردنِ نامش آن را تطهیر کرد و دیگر کسی با آن مشکلی نخواهد داشت.

به گزارش مهر حالا، به گمان من چنین اتفاقی برای واژه «سلبریتی» افتاده است. تا پیش از شبکه های مجازی، در دهه های ۶۰ و ۷۰، کسانی در سینما بودند که نامشان «سوپر استار» بود و معمولاً، اگر نه همیشه، از بهترین های نسل خود بودند. دهه ها قبل از آن، کسانی از نویسنده ها و رمان نویس ها بسیار «مشهور» بودند و همیشه در روزنامه ها و مطبوعات بحث از آن ها بود. برای این گروه هم حداقلی از توانایی و استعداد ضروری بود. به گمان این حقیر، دلیلِ این ضرورت، چه در باب سوپراستارها و چه در مورد «مشاهیر»، این بود که کسانِ دیگری بودند که درباره‌ی آنان حرف می‌ زدند و آن افراد باید دلیلی می یافتند تا درباره کسی حرف بزنند.

اما وقتی شبکه های اجتماعی به عرصه آمدند، به عنوان خلف صالح مجلاتِ زرد، ماجرا عوض شد. این بار دیگر این دیگران نبودند که درباره افراد حرف می زدند، این خودِ افراد بودند که تریبون پیدا کرده و می توانستند حرفشان را بزنند. اما این جا هم، در مراحلِ اولیه، یعنی زمانی که وبلاگ ها بسیار فعال بودند، قانون بقای اصلح هنوز حاکم بود.

بعد از این که چند سالی از شوکِ ایجاد وبلاگ گذشت، دیگر بسیاری از وبلاگ هایی که شعرهای احساسی می نوشتند و زیر پستِ وبلاگ های دیگر کامنت می گذاشتند که تبادل لینک کنند و گلی هم کنار کامنتشان می گذاشتند از گردونه حذف شدند و وبلاگ هایی باقی ماندند که، بای نحو، حرفی برای گفتن یا نوآوری ای در شیوه گفتن داشتند. اما وقتی فیس بوک و خصوصاً بعد از آن اینستاگرام و بعد شبکه های پیام رسانی مانند تلگرام آغاز به کار کردند، ماجرا به کلی عوض شد. آن جا دیگر می توانستی به هر نحو، مطلقاً به هر نحو، «فالوور» جمع کنی و برای همین کسانی حتی از «درآوردن شلوار» و مسخره کردن خود و ناسزا گفتن به دیگران هم دریغ نکردند.

همه ی این ها نامِ «سلبریتی» به خود گرفتند و، بنا به طبیعتِ بشر، که همه جا دوست دارد طبقه بالا و طبقه پایین ایجاد کند و کسانی خود را برتر از باقیِ افراد بدانند، در میان سلبریتی ها هم سلسله مراتبی به وجود آمد و کسانی شدند سلبریتی سطح بالا و کسانی هم شدند سلبریتی سطح پایین.

در این میان، برخی از این سلبریتی ها، که عموماً از سینما و تلویزیون به فضای مجازی آمده بودند، کارکردی دوگانه یافتند. اینان هم سلبریتیِ سینمایی یا تلویزیونی بودند و هم سلبریتی مجازی و همین هم باعث شد که بتوانند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند و قاعدتاً خود را برتر از باقیِ سلبریتی ها می دانستند، می خواستند به قول معروف سفره خود را از این سلبریتی های سطح پایین جدا کنند.

جز این، واژه «سلبریتی»، بعد از ظهورِ آن طبقه سلبریتی های سطح پایین سابق الذکر، دیگر آن بار مثبت خود را از دست داده بود و حتی این جا و آن جا به عنوان ناسزا هم به کار می رفت، بسیار شبیه اتفاقی که پیش از این برای واژه های «ژورنالیستی» و «روشنفکری» افتاده بود و از بار معنایی مثبت، به چیزی در سطح وراجی های احمقانه و دک و پزِ بدونِ ریشه پایین آمده بود. برای همین بود که عده ای، که البته ریشه آن را عده را نمی دانم کجاست، پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار.

سلبریتی های فیس بوکی و اینستاگرامی هم این را غنیمت شمردند و همایش و گرد هم آیی برگزار کردند و خود را نه «سلبریتی»، که «اینفلوئنسر» نامیدند و بعد هم اخ و پیف راه انداختند که این سلبریتی ها (یا به اصطلاح، «شاخ های مجازی») فلان اند و نباید مشهورشان کرد، و بعد عده دیگری از همین «اینفلوئنسر» ها هم پیدا شدند و گفتند اصلاً سلبریتی یعنی احمق، و نباید اساساً کاری به کار احمق ها داشت.

جزئیاتِ بحث این جا البته مهم نیست. آن چه مهم است، این است که پدیده، پدیده یکسانی است. عده ای هستند که با استفاده از رسانه ها، حال چه سینما و تلویزیون و چه فیس بوک و تلگرام، مشهور شده اند و البته بعضی آدم حسابی اند و بعضی نه، اما این در اصل ماجرا تغییری نمی دهد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که وقتی واژه ای در جامعه بار منفی پیدا می کند، تا آن جا که کسانی به فکر می افتند که نام دیگری برای آن انتخاب کنند، نشان دهنده اتفاقی بسیار فراگیر در جامعه است.

*

در ابتدای بحث از «رشوه» و «شیرینی» و «رقاصه» و «رقصنده» سخن گفتم، اما باید به این نکته توجه کرد که این دو مثال فرقی اساسی با «سلبریتی» و «اینفلوئنسر» دارند. «رشوه» و «رقاصه» در جامعه در کوتاه مدت بار معنایی منفی نیافته اند و مردمانِ کشور ما، تا جایی که یادشان می آید، این دو واژه بار منفی داشته اند (و البته این بدان معنا نیست که بار معنایی منفی آن ها ازلی و ابدی است، اینجا بحث فقط از طول مدتی است که این بار معنایی با این واژگان بوده است). اما «سلبریتی» در جلوی چشمانِ یک نسل چنین تغییری کرده است، درست همان طور که اگر در دهه ۶۰ واژه «روشنفکر» در ذهن مخاطبان کسانی مانند داریوش شایگان، رضا داوری اردکانی و عبدالکریم سروش را تداعی می کرد، اکنون و پس از تغییر نسل همین واژه جوانک های ریشویی را تداعی می کند که تمام روز خود را در کافه و به دنبالِ «مخ زدن» می گذرانند. یکی از عوامل چنین اتفاقی می تواند این باشد که جامعه، به قول آن نظریه پرداز ایرانی، و البته در معنایی کمی متفاوت با منظور او، «جامعه ای کوتاه مدت» است. به این صورت که اتفاقات در جامعه ایران بسیار سریع اند و بسیار هم زود فراموش می شوند. یک دلیل دیگر هم این است که وقتی افراد بیشتری امکان می یابند تا در جمع یا دسته ای حضور داشته باشند، به تبع حضورِ افراد مختلف، و به دلیلِ این که اکثریت افراد «متوسط» اند و نه نابغه یا «خاص» (منحنیِ نرمالِ ویژگی های انسانی را به یاد آورید)، ویژگی هایی به آن گروه نسبت داده می شود.

اگر زمانی تنها دو یا سه تن «روشنفکر» حساب می شدند، قاعدتاً این واژه معنای متفاوتی داشت تا زمانی که تعداد بسیار بیشتری «خود را با این نام می شناسند». اما شاید دلیلِ اساسی تر همین امکانِ تریبون داشتنی است که با ظهور فضای مجازی برای همه به وجود آمده است. وقتی فضای مجازی این امکان را به وجود می آورد که همه، بدون هیچ استثنایی، بتوانند تریبونی مخصوص خود داشته باشند، قاعدتاً افراد بسیاری از پایینِ منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و فرهنگ و حتی سلامت روانی هم تریبون دارند و چون چنین افرادی توجه بیشتری به خود جلب می کنند، لاجرم مشهورتر می شوند و باعثِ ننگِ نامِ «سلبریتی».

*

اما به گمانم، هر چند همه این عوامل را دخیل می دانم، دلیلِ «هنجاری» ای هم در کار است. در واقع، حتی کسانی که از بالای منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و سلامت روانی به عرصه شهرت پا گذاشته اند، به تدریج به خاطر طبیعتِ فضای مجازی تغییر می کنند، چه این تغییر آگاهانه باشد و چه نا آگاهانه. این پدیده شناخته شده ای است که اگر نویسنده ای یا فیلمسازی فیلم موفقی بسازد، بعد از آن برایش بسیار دشوار خواهد بود که مسیر دیگری در پیش بگیرد و تمایل خواهد داشت همان مسیر را تکرار کند و در نتیجه به مرور ارزش و اهمیت خود را از دست خواهد داد.

اما اینجا و در آخرین بخش این یادداشت می خواهم بر نکته دیگری تاکید کنم، این که «سلبریتی» ها یا «اینفلوئنسر» ها، بعد از چشیدنِ لذتِ شهرت، دیگر نمی خواهند این موقعیت را از دست بدهند و به همین دلیل خود را به جریانِ آب می سپارند. نمونه این پدیده را به آسانی می توان در اینستاگرام یا تلگرام یافت. بازیگر یا کارگردان یا نویسنده ای که به ضرورت رنگِ «پروفایلش» را بنفش می کند، در موقعیتی به تندی از پلیس انتقاد و در موقعیت دیگری به تندی از او حمایت می کند، با فیلترینگ مخالفت می کند و به دولتی که در زمان انتخابات برایش سینه چاک کرده به خاطر قیمت ارز به تندی می تازد، بدون این که ذره ای در هر یک از این امور سررشته ای داشته باشد.

این البته به این معنا نیست که شخص نمی تواند نظر خود را تغییر دهد، هر انسان عاقلی متناسب با شرایط به هرچیزی واکنش نشان می دهد، اما عقلِ روزمره به انسان ها نشان می دهد که کجا تغییرِ موضع است و کجا ریاکاری و سوار شدن بر موج. در واقع، به نظر می رسد که یکی از مهم ترین، اگر نه مهم ترین، دلایلی که باعث شده واژه «سلبریتی» بار منفی پیدا کند این است که مردم، که معمولاً شامه تیزی در این موارد دارند، فهمیده اند که قرار است فقط سرشان کلاه گذاشته شود و طرفشان ارزشی برای حرفِ یک ساعت پیش خود هم قائل نیست.

همین است که همین واژه «سلبریتی» در ایران تبدیل به ناسزا می شود، اما در امریکا یا اروپا واژه ای است کاملاً خنثی که به جمعی اشاره می کند که به هر دلیلی مشهور یا محبوب هستند و زندگی خصوصی شان هم برای مردم جذاب است، اما گمان نمی کنم اگر فکر کنیم تعداد زیادی از مواردی را به یاد بیاوریم که یک سلبریتی هالیوودی هر هفته بیانیه ای سیاسی یا انتقادی صادر می کند.

*

خلاصه کلام این که همیشه در جامعه نشانه هایی هست که به ما نشان می دهد چه اتفاقاتی زیر پوست جامعه جریان دارد و تغییر بار معنایی کلمات یکی از قوی ترینِ این نشانه ها است. اگر زمانی روشنفکران باید این را جدی می گرفتند که واژه «روشنفکر» به عنوان ناسزا به کار می رود و فکری به حال آن چه بر پرنسیپِ آن ها می رود می کردند، شاید امروز چنین جایگاه خود را از دست نمی دادند و اگر امروز، سلبریتی ها جز تغییرِ نامِ خود کاری نکنند، سرنوشتِ واژه «اینفلوئنسر» هم بهتر از «سلبریتی» نخواهد بود.

چالش لودگی در فضای مجازی

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ق.ظ | ۰ نظر

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی جدا از رهاوردهای مثبت، در چند سال اخیر خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و عرفی را در فرهنگ ایرانی جابه جا کرده و برخی رفتارهای ناپسند را به سوی عادی سازی سوق داده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، مفاهیم اخلاقی، شرعی و عرفی که تا چندی پیش در جامعه تابو و ممنوع تلقی می شد، اکنون با رخنه بی حد و مرز شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام در جامعه و روابط اجتماعی و خانوادگی به رفتاری عادی تبدیل شده است. برخی از این رفتارها به شکلی بیمارگونه در حال رشد هستند. شخصیت های هنجارشکن در صفحه های اجتماعی مجال جولان یافته اند. اگرچه هستند در این میان افراد و گروه هایی که با دغدغه های فرهنگی و زیست محیطی در حال فرهنگ سازی و آموزش به مخاطبان هستند و تا اندازه ای نیز در این زمینه موفق بوده اما گویا بخش زیادی از این فضا به رواج رفتارهای ناپسندی چون زیرپاگذاشتن شرعیات و عرف، تهدید، ناسزاگویی، تظاهر، دروغ، مصرف گرایی و فساد اخلاقی اختصاص یافته است.
نمونه چنین رفتارهایی کم نیستند. جایی که لودگیِ بیشتر، لایک و کامنت بیشتری می گیرد، مردان لباس زنانه می پوشند و ویدئوهایی برای خنداندن مردم می سازند، زنان نیز به ابزاری برای تبلیغات و جلب مخاطب تبدیل شده اند، مسخره کردن دیگران بامزه تلقی می شود، شاخ های مجازی دنبال کننده (فالوئر) های بیشتری دارند، آنجا که ایرانیان به صفحه شخصی یک داور یا بازیکن فوتبال حمله کرده و اعتراض خود را با انواع ناسزا اعلام می کنند، آنجا که انواع مطالبِ به ظاهر طنز را موشکافی کرده و می بینیم در پس آن عادی سازی یک بی اخلاقی یا کم اهمیت ساختن اعتقادات دینی نهفته است، آنجا که والدین یک کودک بدون توجه به بازتاب های فرهنگی و تربیتی برای فرزندان خود صفحه های عمومی ساخته و تصاویر خصوصی خود را با هزاران نفر به اشتراک می گذارند، جایی که بخش زیادی از اختلافات خانوادگی، طلاق و بزهکاری ها به فضای مجازی و ارتباطات غیراخلاقی در پسِ آن ختم می شود. همه و همه پیامدهایی است که به واسطه نفوذ بیش از حد شبکه های اجتماعی نصیب خانواده و فرهنگ ایرانی شده است. جست وجوی چرایی افزایش آسیب های فضای مجازی ما را به عوامل متعددی می رساند.
ورود هر فناوری به جوامع به ویژه کشورهای در حال توسعه با آسیب هایی همراه است مگر اینکه همزمان یا زودتر از ورود، فرهنگ استفاده درست آن نیز آموزش داده شود. ورود شبکه های اجتماعی به ایران با نوعی تاخر فرهنگی همراه بود. تاخیر فرهنگی به معنای فاصله میان ابزار فرهنگی و شیوه مناسب استفاده از آن است. همین مساله بر میزان و گستردگی آسیب های آن افزود. کلاهبرداری های اقتصادی بخشی از آن بود که اکنون با آگاه سازی و هشدارهای پی درپی نیروی انتظامی و پلیس فتا شیوه های کلاهبرداران در این فضا رو شده و آمار آن به طور چشمگیری کاهش یافته است. حضور بدون محدودیت و آموزش کودکان و نوجوانان در این فضا نیز خود معضلی بزرگ است که نهادهای تربیتی خانواده و آموزش و پرورش تنها متولیانی هستند که می توانند آنان را از گزند آسیب های در امان نگه دارند.
سطحی نگری آسیب دیگر فضای مجازی برای افراد فعال در این فضا است. فضایی که انسان را از کتاب خوانی، تفکر عمیق و گفت وگوهای علمی و فلسفی دور می سازد. برای همین روز به روز سرانه کتاب خوانی در کشور و تیراژ کتاب ها و نشریات پایین می آید. افراد ترجیح می دهند ساعت ها روی مبل نشسته و در شبکه های اجتماعی گشت بزنند تا اینکه در یک رویداد یا نشست علمی حضور یابند.
یک سر دیگر گسترش چنین معضلاتی به انبوه مخاطبانی بازمی گردد که سلیقه آنان تا تماشای لودگی های یک جوان فراری به ترکیه یا الگوبرداری از تجملات ساختگی و غیرواقعی یک شاخ اینستاگرام تنزل یافته است. غافل از اینکه بخش زیادی از وقت و پول را پای تماشای تصاویر و ویدئوهایی می گذارند که نه تنها ذره ای آگاهی و پیشرفت علمی نصیب شان نمی کند بلکه ناخواسته تمایل به زیر پاگذاشتن اخلاقیات در آنان تقویت می شود. برای مبارزه با چنین مخاطبانی چندی پیش هشتگ «احمق ها را معروف نکنیم» در فضای مجازی راه اندازی شد. دنبال نکردن صفحه های مبتذل که گردانندگان آن با لودگی به دنبال اشاعه بی اخلاقی و جلب تایید دیگران برای کسب درآمد هستند، مناسبت ترین راه برای مقابله با این معضل است.
جای خالی برنامه ریزی برای استفاده از اوقات فراغت و کمبود امکانات تفریحی و رفاهی نقش مهمی در اختصاص وقت بیش از اندازه افراد به فضای مجازی دارد. این شرایط در شهرهای کوچک بحرانی تر است چرا که در سال های اخیر شاهد ساخت مرکز و اماکن تفریحی در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد بوده ایم. فراهم آوردن امکانات تفریحی و فرهنگی برای گذران اوقات فراغت مردم را از این فضا دورساخته و به حضور در فضاهای جمعی مجبور می سازد.
در یک کلام شبکه های اجتماعی فرهنگ ایرانی، اخلاق، باورهای دینی و هویت ملی را نشانه رفته اند. مولفه های ارزشمند اخلاقی مانند ادب، احترام، دینمداری، عرق ملی، صداقت و ساده زیستی جای خود را به توهین، مصرف زدگی، تجملات، دروغ، لودگی و ناسزاگویی داده است. بنابراین، تشخیص سره از ناسره در فضای مجازی و ایجاد مرزهای اخلاقی و فرهنگی در استفاده از این فضا، تنها با آگاهی بخشی و آموزش شیوه استفاده از فناوری امکان پذیر خواهد بود.
به طور کلی در بحث آسیب های اجتماعی و فرهنگی برای به نیل به پیشگیری، مقابله و راهکار باید دست به دامن آموزش و آگاهی شد. در مورد آسیب های فضای مجازی و مقابله با گسترش فرهنگ لودگی در این فضا، باید با آموزش و هشدار نسبت به عواقب آن افراد را در به کارگیری از این فضا هوشیار ساخت. در این رابطه مسئولان فرهنگی، برنامه ریزان آموزشی و فعالان شورای عالی فضای مجازی بار بزرگی بر دوش دارند تا با تقویت هویت فرهنگی و ملی کودکان در مدارس و آموزش استفاده درست از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، تا حد امکان جامعه را از آسیب های آن مصون نگه دارند. بی شک مقابله قهری با چنین فضاهایی نه تنها آسیب ها را کاهش نخواهد داد بلکه افراد را به استفاده از آن به طرز بی رویه ای ترغیب خواهد کرد.

2018: سال سانسور رسانه‌های اجتماعی

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند.

 سال 2018 با کارزاری بین المللی برای سانسور اینترنت آغاز شده است. نباید چندان تعجب آور باشد که این اتفاق از قبل نیز در دست انجام بوده است. نشانه های آن نیز به وضوح قابل مشاهده بود. هم اکنون در سراسر جهان غول های فناوری درحال دریافت درخواست های سیاسی از سوی دولت ها برای اعمال محدودیت در آزادی بیان هستند. کنوانسیون حقوق بشر اروپایی مثل بسیاری توافقات دیگری که در آمریکا به این سرنوشت دچار شده اند، در انگلیس درحال کنار گذاشته شدن است. تلاشی همه جانبه برای بستن دهان رسانه های اجتماعی و کارکرد آنها در جریان است.

انگلیس از هیچ نظر یک سرمشق کامل برای این  فضیلت به حساب نمی آید. سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند. البته این کار با نام قرار دادن تروریسم در صدر فهرست و به عنوان محرک اصلی این درخواست ها آغاز شد، اما کار به همین جا پایان نگرفت. دیوید کامرون می خواست محتوایی را که می توانستند با شورشگری مرتبط باشند ممنوع کند. سپس نوبت به فعالیت های مجرمانه رسید.

سرویس خبری مالی بلومبرگ  مطلبی تحت عنوان «به سال 2018 خوش آمدید: سال سانسور رسانه های اجتماعی» منتشر کرد که با این جملات آغاز می شود: «در سال جاری اصلا به این خیال نباشید که رسانه های اجتماعی خدمات محوری خود را یعنی یک پلتفرم سانسور نشده برای هر دیدگاه قابل تصوری ارائه دهند. سانسور پیشاپیش آغاز شده است و در حال شدیدتر شدن نیز هست.»

تحولاتی که در چند روز گذشته شاهد بوده ایم عبارتند از:

- روز اول ژانویه دولت آلمان «قانون تشدید نظارت های شبکه» را به اجرا گذاشت که تهدید می کند شرکت های رسانه های اجتماعی اگر بلافاصله محتوایی که قابل اعتراض تلقی می شود، از سایت های خود حذف نکنند تا 50 میلیون دلار جریمه شوند. هم گروه های تجاری آلمان و هم سازمان ملل هشدار داده اند که این قانون به شرکت های فناوری انگیزه های لازم را برای محدود کردن آزادی بیان تضمین شده خواهد داد.

- روز سوم ژانویه امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در گامی دیگر برای محدود کردن بیشتر آزادی بیان در قالب تهمیدات سختگیرانه ای که در شرایط اضطراری به اجرا گذاشته می شود، قول داد ممنوعیتی را در طول چرخه های انتخاباتی در مورد چیزی که «اخبار جعلی» نامیده می شود، به اجرا بگذارد. این حرکت ها از سوی فرانسه و آلمان به از سرگیری درخواست هایی برای اجرای یک قانون سانسور در کل اتحادیه اروپا انجامیده است.

- روز 28 دسامبر نیویورک تایمز گزارش کرد که فیس بوک حساب کاربری رمضان کادیروف سرکرده جمهوری چچن را تحت این عنوان که او به فهرست تحریم های آمریکا اضافه شده، حذف کرده است. همانطور که اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا خاطر نشان کرده، این کار سابقه ای را می گذارد که به طورکلی این آزادی عمل را به دولت آمریکا می دهد که صرفا با قرار دادن نام افراد در یک فهرست تحریم های اقتصادی، راه آزادی بیان را در سراسر جهان سد کند.

- فیس بوک همچنان به بستن حساب های کاربری فلسطینی ها ادامه می دهد و به درخواست مقامات اسرائیلی بیش از 100 حساب کاربری را حذف کرده است.

این اقدامات در پی تصمیمی صورت گرفته اند که از سوی دولت ترامپ برای از بین بردن بی طرفی اینترنت اتخاذ شده و به شرکت های فناوری مجوز سانسور و سد کردن دسترسی به وب سایت ها و خدمات را می دهد.

در ماه آگوست وب سایت ورلد سوسیالیست برای اولین بار گزارش داد که بزرگ ترین موتور جستجو(یک سرنخ: نام این موتور با گ شروع می شود) در حال سانسور کردن وب سایت های دست چپی و ضد جنگ پیشرو هستند. این شرکت با اعمال تغییراتی در الگوریتم های جستجوی خود مدعی شده که از نظر سیاسی بی طرف است و هدف آن فقط ارتقا دادن «محتوای موثق تر» و  کاستن از «گمراه کردن های فاحش، کم کیفیت، اهانتگر یا اطلاعات غلط است.»
سایت های بی شمار دیگر همچنان کاهش شدید سطح ترافیک جستجو را در سراسر سال گذشته گزارش می دهند و نشانه های چندانی دال بر تغییر این وضعیت به چشم نمی خورد. این تاکتیک ها در نهایت سایت های مستقل بیشتر و بیشتری را وادار به خروج از این میدان خواهد کرد.

بلومبرگ در ادامه می گوید: «حجم فزاینده ای از تحقیقاتی وجود دارد که مدل های کسب و کار پلتفرم های اینترنتی، عاملی  موثر در گسترش اخبارجعلی و همچنین نظرات نفرت پراکنانه هستند. قانونگزاران باید به جای  هدر دادن وقت بر سر تک و توک موارد در آلمان و هرجای دیگر، به شالوده اصلی این مشکل یعنی گمنامی  بپردازند. بدون این کار فیس بوک های جهان روزگار بسیار دشوارتری را در  افزایش دادن شمارکاربران خود، اجتناب از پاسخگویی حقوقی بابت محتوای منتشره و تداوم پول درآوردن از محتوایی که خودشان درخلق آنها کمک نمی کنند، خواهند داشت. محدودیت های سانسور گزینشی و توانایی اوباش اینترنتی مزدبگیر و فعالان ثابت قدم برای عبور از آن در سال جاری و در کنار آن نیاز به یافتن راه هایی بهتر جهت حصول اطمینان از اینکه شرکت های رسانه های اجتماعی به صف رسانه های مسئول می پیوندند، آشکارتر خواهد شد.»

به گزارش الف سایتwsws.org  می نویسد: «اکنون هیچ کس نمی تواند ادعا کند که غول های بزرگ فناوری، در هماهنگی نزدیک و فعالانه با دولت های کشورهای قدرتمند و سازمان های اطلاعاتی، در حال پیش بردن یک کارزار گسترده و سیستماتیک برای اعمال سانسور در اینترنت نیستند.»
نخبگان حاکم در سراسر جهان، از طریق تلاش برای خفه و سرکوب کردن آزادی بیان در اینترنت در کسوت نادرست مبارزه با «اخبار جعلی» و «تبلیغات بیگانه»، در حال برخورد کردن با این فشار تکنولوژیک هستند. و مشکل این است که طرف برنده این بازی هم آنها خواهند بود.
در برابر تلاش ها برای مهار و کنترل رسانه های اجتماعی و آزادی بیان باید مقاومت کرد، اما در این مقاومت هیچ نشانه ای از قد علم کردن در برابر این چالش دیده نمی شود.

نوشته: سایت ترو پابلیکا

حتی اگر هرگز عضو فیس بوک نبوده باشید یا برای مدت طولانی وارد حساب کاربری خود در فیس بوک نشده باشید، این شبکه اجتماعی باز هم فعالیت ها و اقدامات شما در جهان مجازی را ردگیری می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیزینس اینسایدر، مشکل جدی این است که راه حلی قطعی و اطمینان آور برای متوقف کردن جاسوسی های فیس بوک از کاربران جهان مجازی وجود ندارد و مدیران این شبکه اجتماعی برای جمع آوری اطلاعات از فعالان اینترنتی به هر شیوه ممکن متوسل می شوند.

به گفته دیوید بیسر رئیس واحد مدیریت تولید شرکت فیس بوک،این شبکه اجتماعی کاربرانی را که از وب سایت های مختلف استفاده می کنند یا کاربر برنامه های تلفن همراه گوناگون هستند، زیر نظر دارد و بر مبنای لایک ها و به اشتراک گذاری های کاربران اطلاعات مفصلی در مورد شخصیت و ویژگی های اخلاقی و حرفه ای افراد جمع آوری می کند.

تعداد زیادی از برنامه های یادشده به کاربران امکان می دهند با استفاده از اطلاعات کاربری خود در فیس بوک از امکاناتشان استفاده کنند و از همین رو دسترسی به حجم بی سابقه ای از داده ها به همین شکل ممکن می شود.

به گفته بیسر، وقتی که کاربری از یک سایت بازدید کرده یا یک app را باز می کند، فیس بوک هم اطلاعات مربوط به آن را دریافت می کند؛ حتی اگر آن فرد در شبکه اجتماعی مذکور حساب کاربری نداشته باشد.

یکی دیگر از اطلاعاتی که توسط فیس بوک جمع آوری می شود، آدرس آی پی یا پروتکل اینترنتی فرد است. اطلاعات مربوط به سیستم عامل مورد استفاده و تاریخچه استفاده از مرورگر هم به همین شکل به دست فیس بوک می افتد. آدرس آی پی برای شناسایی موقعیت جغرافیایی فرد مورد استفاده قرار می گیرد و اطلاعات کوکی ها هم تاریخچه بازدید از وب سایت های مختلف را در اختیار فیس بوک قرار می دهد.

به گفته سخنگوی فیس بوک، افرادی که کاربر آن نیستند نمی توانند دریابند این شبکه اجتماعی چه اطلاعاتی را در مورد آنها جمع آوری می کند و قادر به متوقف کردن این روند هم نیستند. علت این مساله آن است که آنها در فیس بوک حساب کاربری ندارند. در واقع فیس بوک از این طریق تلاش می کند کاربران را به طور مستقیم به بازکردن حساب در شبکه اجتماعی یادشده ترغیب کند.

بدیهی است که فیس بوک نمی تواند از اطلاعاتی که از کاربران غیرعضو جمع آوری کرده برای نمایش آگهی های تبلیغاتی استفاده کند و این نوع رفتارها محدود به کسانی است که در فیس بوک عضویت دارند. به گفته سخنگوی فیس بوک، این شرکت از طراحی نمایه مخفی یا سایه هم برای افراد غیرعضو در فیس بوک بر اساس فعالیت های عمومیشان خودداری می کند.

سخنگوی فیس بوک در این مورد گفته است: اگر شما کاربر فیس بوک نباشید، ما می توانیم شما را بر اساس چنین اطلاعاتی شناسایی کنیم یا از این اطلاعات برای شناسایی هویت شما استفاده کنیم. اما فیس بوک می تواند به شیوه های مختلف افراد را به عضویت ترغیب کند. این شرکت همچنین می تواند داده های انبوه جمع آوری شده در مورد کاربران را در اختیار مدیران سایت ها و appها قرار دهد تا آنها در مورد تعداد کاربران خدمات وابسته به خود و غیره اطلاعات بیشتری کسب کنند. از این لحاظ فیس بوک مانند یک شرکت خدمات تحلیلی تحت وب عمل می کند.

اما موضوع در مورد کاربران فیس بوک که وارد این سایت نشده اند، اما از برنامه های تلفن همراه و وب سایت های مختلف استفاده می کنند، متفاوت است. فیس بوک نه تنها فعالیت های این افراد را ردگیری می کند، بلکه این فعالیت ها را با حساب های کاربری آنان مرتبط می سازد و از  مجموعه این اطلاعات برای ارسال آگهی های هدفمند برای کاربران بهره می گیرد.

اگر چه کاربران با استفاده از بخش تنظیمات فیس بوک می توانند جلوی انتقال اطلاعات جمع آوری شده از خود برای نمایش آگهی های هدفمند را بگیرند، اما نمی توانند به طور کلی مانع از جمع آوری کل این اطلاعات شوند و فیس بوک به هر حال اطلاعات خصوصی مربوط به نحوه استفاده از سایت ها و خدمات مختلف را جمع آوری می کند. البته می توان با استفاده از برخی برنامه های بلوکه کننده ردگیری های اینترنتی جلوی سوءاستفاده گسترده از اطلاعات خصوصی کاربران را گرفت.