ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۳۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


دبیر شورای عالی فضای مجازی با بیان اینکه همه در شورای عالی فضای مجازی متفق بودند که انحصار تلگرام به ضرر کشور است گفت: حتی رییس جمهور دستور دادند که اقداماتی به عمل آید که کشور از انحصار تلگرام خارج شود.

ضرب الاجل اروپا به شبکه‌های اجتماعی

جمعه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۷، ۱۰:۰۹ ق.ظ | ۰ نظر

اتحادیه اروپا با تعیین ضرب الاجلی از کلیه پلتفرم‌های اینترنتی خواهد خواست هرگونه محتوی با ماهیت «تروریستی» را حذف کنند.

به گزارش تسنیم و به نقل از یورونیوز، اتحادیه اروپا با تعیین ضرب الاجلی از کلیه پلتفرم‌های اینترنتی خواهد خواست پس از دریافت هشدار این اتحادیه حداکثر پس از یکساعت اقدام به حذف هرگونه محتوی با ماهیت «تروریستی» کنند.

به موجب این طرح که روز چهارشنبه از سوی ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا پیشنهاد شد متخلفین و شرکت‌هایی که از این دستور سرپیچی کنند با مجازات‌های سنگین روبرو می‌شوند. نهاد اجرایی اتحادیه اروپا همچنین از کلیه فعالان حوزه فناوری دیجیتال خواسته است با راه اندازی و نصب «ابزارهایی جدید» مانع انتشار چنین محتواهایی شوند. امکان برقراری «تماس دائم» از سوی کاربران برای اطلاع رسانی و نیز بررسی درخواست‌ها جهت حذف یک محتوی مشکوک از دیگر پیشنهادهای مطرح شده توسط اتحادیه اروپا است.

شاخه اروپایی انجمن صنعت رایانه و ارتباطات که منابع شرکت‌های فعال در این بخش از جمله فیسبوک و گوگل را نمایندگی می‌کند در نخستین واکنش به این طرح ضمن ابراز نگرانی در خصوص تهدید آزادی بیان اعلام کرد: «چنین اقداماتی به گونه ای نامتناسب بر کسب و کار شرکت های کوچک اروپایی تاثیر منفی خواهد گذاشت.»

ژان کلود یونکر، رئیس کمیسیون اروپا روز چهارشنبه در نشستی با حضور کلیه اعضاء در جریان سخنرانی سالانه خود تاکید کرد: «کمیسیون امروز قوانین جدیدی را پیشنهاد می کند که به موجب آن هر گونه محتوی تروریستی باید حداکثر پس از یک ساعت از انتشار حذف شوند زیرا چنین مطالبی در این بازه زمانی بیشترین تاثیر را دارند.»

بروکسل پیشتر نیز از فعالان حوزه فناوری دیجیتال خواسته بود به درخواست مقام های سیاسی کشورها برای حذف زودهنگام محتواهای تروریستی تن دهند. ضرب الاجل و قوانین جدید در این خصوص در حالی اعلام شده است که دستگاه اجرایی اتحادیه اروپا پیش از این بر روی همکاری داوطلبانه پلتفرم های اینترنتی حساب باز کرده بود.

این در حالیست که به موجب پیشنهاد مطرح شده در آخرین سخنرانی رئیس کمیسیون اروپا، رعایت زمان تعیین شده به عنوان ضرب الاجل از این پس الزام آور است و رعایت نشدن آن با وضع مجازات‌های سنگین همراه خواهد شد.

کمیسیون اروپا تاکید کرده است که کشورهای عضو بنا به شرایط خود مجازات‌هایی کارآمد، متناسب و بازدارنده را در صورت بروز تخلف و بی توجهی به این دستورالعمل بر ضد خاطیان وضع خواهند کرد

دیکتاتوری ضدایرانی در شبکه‌های اجتماعی به حدی رسیده که سابقه ندارد اما در همین حال رژیم صهیونیستی و گروه‌هایی چون تروریست‌های منافقین به‌راحتی از این شبکه‌ها استفاده می‌کنند.

خبرگزاری فارس - مهدی پورصفا: شبکه‌های اجتماعی در حالی به منبع اصلی اخبار برای مردم دنیا تبدیل شده‌اند که اطلاعات دروغ بدون هیچ مانعی به سرعت در این رسانه‌ها در اختیار کابران قرار می‌گیرد و تنها اطلاعاتی که قصد رساندن حقیقت به گوش مردم غرب را داشته باشد، مورد سانسور قرار می‌گیرد.

در روزهای گذشته هدف قرار دادن همزمان حساب‌های کاربری در شبکه‌های اجتماعی که اغلب متعلق به ایران بودند، تبدیل به تیتر یک اخبار حوزه فناوری اطلاعات شده است. بر طبق اعلامیه شرکت گوگل 39 کانال یوتیوب، شش وبلاگ در بلاگر و ۱۳ حساب در گوگل پلاس که ارتباط‌شان را با رادیو و تلویزیون دولتی ایران «پنهان کرده بودند» مسدود شدند.

از طرفی چندی پیش فیس بوک اعلام کرد که ۶۵۲ صفحه، گروه و حساب در این شبکه اجتماعی که مردم را در غرب آسیا، آمریکای لاتین، بریتانیا و آمریکا هدف قرار می‌دادند، حذف کرده و در کنار آن بخش ایمنی شبکه اجتماعی توئیتر نیز اعلام کرد که ۲۸۴ حساب کاربری را که دست به اقدامات «مخدوش سازی هماهنگ» می‌زدند، مسدود کرده است.

این شرکت‌ها حساب‌های فوق را با همکاری شرکتی به نام «فایر آی» مسدود کرده‌اند. شرکتی که در سال‌های اخیر در حوزه مقابله با حملات سایبری فعال بوده و مدیر عامل آن از بازنشستگان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا است.

بر طبق گزارش رویترز اغلب حساب‌های حذف شده متعلق به اتحادیه بین المللی رسانه‌های مجازی بوده که منبع اغلب آن‌ها شبکه‌ها و خبرگزاری‌های فارسی زبان ایرانی بوده است. شرکت فایر آی نیز اعلام کرده است که حساب‌های فوق با رسانه‌های دولتی ایران فعالیت‌های تبلیغاتی در ضدیت با عربستان سعودی، رژیم صهیونیستی و حمایت از فلسطینی‌ها و توافق هسته‌ای انجام می‌دادند.

روشن است که این اقدام با هدف حمایت از رژیم صهونیستی و بی اعتنا به تلاش‌های سایر بازیگران برای تاثیرگذاری بر افکارعمومی از طریق شبکه‌های اجتماعی انجام شده است. اما سئوال اینجاست که آیا موضع شرکت‌هایی همچون گوگل و یاهو در مقابل فعالیت‌های هماهنگ سایر طرف‌ها نیز همین‌گونه است و یا چنین فعالیت‌های هماهنگی که به نفع مردم فلسطین است که با  موضع‌گیری‌های این چنینی روبه رو می‌شود.

 

* نژادپرستی نوین

اگر در قرن بیستم رسانه‌های کاغذی و شبکه‌های تلویزیونی به بستری برای رقابت‌های تبلیغاتی و انتخاباتی تبدیل شده بود، در قرن بیست و یکم این شبکه‌های اجتماعی هستند که افکار عمومی را شکل می‌دهند و به آن‌ها جهت می‌دهند. این ماجرا زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم دنیای بسیاری از کاربران تنها در همین شبکه‌های اجتماعی خلاصه می‌شود.

برای مثال تا سال 2017 پلتفرمهای تحت مالکیت فیس بوک نزدیک به 86 درصد کاربران 16 تا 64 ساله را در 33 کشور دنیا تحت پوشش قرار داده و به عنوان دروازه‌ای برای ورود به اینترنت ایفای نقش می‌کردند. طبیعی است که در چنین شرایطی شبکه‌های اجتماعی به عنوان اصلی‌ترین مسیرهای دریافت اطلاعات و اخبار در دنیا عمل خواهند کرد.

همچنین موسسه پیو در نظرسنجی خود از بین مردم آمریکا به این نتیجه رسیده است که در آمریکا 66 درصد کاربران فیس بوک اطلاعات خود را از این وب سایت دریافت می‌کنند و از هر 10 کاربر توییتر تقریباً 6 کاربر اخبار خود را از توییتر دریافت می‌کند. 70 درصد کاربران شبکه اجتماعی ردیت نیز به همین منوال عمل می‌کنند.

بر اساس نظرسنجی‌های انجام شده توسط موسسه تامسون رویترز در سال 2016 از بین 50 هزار کاربر در 26 کشور دنیا، 56 درصد آن‌ها از رسانه‌های اجتماعی به عنوان منبع خبر استفاده می‌کنند. حتی در آمریکا نیز تلویزیون‌ها دیجیتال و کابلی قافیه را به رسانه‌های اجتماعی باخته‌اند.

با چنین جایگاهی به راحتی می‌توان افکار عمومی دنیا را در هر سطحی بر علیه یک موضوع با سوء استفاده از این توان بسیج کرد. کمپین‌های تبلیغاتی یک نمونه واضح از چنین شرایطی است. با این حال و در شرایطی که نژادپرستی موضوعی شایع در شبکه‌های اجتماعی است اما الگوریتم‌های طراحی شده توسط شبکه‌های اجتماعی اجازه گسترش این پدیده را می‌دهند.

این الگوریتم‌ها هستند که اجازه دسترسی به اخبار و اطلاعات را به کاربران می‌دهند، به عنوان مثال در فیس بوک در صورتی که دایره دوستان شما محدود به یک گرایش خاص سیاسی یا نژادی باشد، الگوریتم فیس بوک اجازه دسترسی به سایر اخبار و اطلاعات را به صورت هوشمند نخواهد داد.

به این ترتیب شبکه‌های اجتماعی عملاً زمینه ایجاد جزایر جداگانه مبتنی بر عقاید خاص را فراهم می‌کنند. این اتفاق به وضوح در وقایع تظاهرات سیاه پوستان در شهر فرگوسن مشهود بود. به این ترتیب بسیاری از شهروندان آمریکایی بنا بر همین الگوریتم‌ها از دسترسی به اخبار غرب آسیا به خصوص منازعات مرتبط به صهیونیست‌ها و فلسطینی‌ها محروم شدند.

شبکه‌های اجتماعی به این ترتیب موجب تشدید حزب‌گرایی و قطب‌گرایی‌های نژادی می‌شوند. اوضاع در دریافت اخبار از منابع مطمئن بسیار بدتر است، به عنوان مثال مطالعه‌ای که توسط موسسه مطبوعات آمریکا در ماه مارس سال 2017 منتشر شده حاکی از آن است که آنچه برای این کاربران مهم است، فردی است که لینک اخبار را برای آنان می‌فرستد.

به این ترتیب با محدود شدن اخبار عملا منابع کاربران شبکه‌های اجتماعی محدود به تعدادی منابع خاص می‌شود. حال فرض کنید که شما بخواهید اطلاعات جدیدی را در مورد جنایات رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها که کوچکترین نشانی در رسانه‌های غربی علیه آنان منتشر نمی‌شود را به گوش کاربران برسانید.

از آنجا که در رسانه‌های جریان اصلی خبری از جنایات نیست، به صورت طبیعی این اخبار به صورت اتوماتیک از اولویت‌های اصلی خبری برای کاربران شبکه‌های اجتماعی حذف می‌شوند. جالب اینجاست که در صورت انجام چنین کاری، بلافاصله با عناوینی همچون نفرت پراکنی و طرفدارای از تروریسم مورد هدف قرار می‌گیرید. به عنوان نمونه علاوه بر موارد فوق می‌توان به حذف حساب‌های کاربری مرتبط با حزب الله در شبکه‌های اجتماعی توییتر و فیس بوک اشاره کرد.

 

* وقتی اخبار جعلی بر انتشار حقایق غلبه می‌کنند

معضل بعدی در خصوص عملکرد شبکه‌های اجتماعی اطمینان در خصوص منابع اخبار منتشر شده است. شبکه‌های اجتماعی به دلیل پلتفرم توزیعی مدنظرشان عملاً هیچ نظارتی بر منابع انتشار اخبار و اطلاعات ندارند. تجربه نشان می‌دهد که اطلاعات و اخبار کذب توزیع شده در شبکه‌های اجتماعی می‌توانند در دنیای واقعی تبعاتی سخت و خطرناک داشته باشند.

نمونه چنین اتفاقی را می‌توان در ماجرای پیتزا گیت دید. اخبار غلطی که در وب سایت ردیت منتشر شد، در قالب اخبار اصلی منعکس شد. این اخبار نشان می‌داد که حلقه‌ای از سیاستمداران دموکرات به دنبال سوء استفاده از کودکان در یک پیتزا فروشی در واشنگتن هستند و کار به آنجا رسید که عده‌ای مسلح به آدرس پیتزا فروشی درج شده در اخبار حمله کردند، اما با یک مغازه ساده روبه رو شدند.

در عرصه منازعات سیاسی این گونه اخبار خواهان بیشتری پیدا می‌کنند. به عنوان مثال بر اساس مطالعه‌ای که در ایالت میشیگان انجام شد، این امر ثابت شد که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 حجم اخبار حرفه‌ای به اشتراک گذاشته شده به کمترین حجم ممکن رسیده است.

بر طبق تحقیقات جان مارکوف از روزنامه نگاران نشریه نیویورک تایمز ربات‌های خودکار طرفدار ترامپ از پیام‌های منتشر شده توسط هواداران کلینتون پیشی گرفتند. همچنین گزارش‌های منتشر شده در نشریات گاردین و وبسایت بازفید نشان داد که یک شهر 55 هزار نفری به نام ولس در مقدونیه به تنهایی دارای 100 وبسایت طرفدار ترامپ بود که اخبار جعلی را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کردند.

جالب اینجاست که شبکه‌های اجتماعی به دلیل کارکرد اقتصادی خود لینک‌های مورد نظر را با قدرت ترویج می‌کنند. مطالعات موسسه پیو نشان می‌دهد که 23 درصد آمریکایی‌ها اخبار جعلی را حتی پس از این که از ماهیت آن‌ها مطلع شدند، باز هم به اشتراک می‌گذارند.

با وجود رسوایی‌های فراوان در این باره تنها مجلس قانونگذاری آلمان شبکه‌های اجتماعی را موظف به برداشتن اطلاعات کذب در مدت زمان 24 ساعت کرده است. در ماجرای حذف حساب‌های کاربری مرتبط با ایران هم آنچه جلب توجه می‌کند، وجود منابع مورد اطمینان در هر کدام از شبکه‌های خبری است.

اغلب حساب‌های کاربری حذف شده، اخباری با منابع مطمئن همچون خبرگزاری‌های رسمی همچون فارس و واحد مرکزی خبر را در فضای مجازی را منتشر می‌کردند. لینک این اخبار به راحتی در فضای مجازی قابل پیگیری است. از این رو جالب است که با وجود فعالیت‌های میلیون‌ها ربات در فضای شبکه‌های اجتماعی و انتشار اخبار دروغ، این شبکه‌ها اقدام به حذف حساب‌هایی کرده‌اند که اخبار مرتبط با ایران را منتشر می‌کنند.

 

* ارتش‌های سایبری که در مقابل چشمان بسته گوگل و توییتر فعالیت می‌کنند

نکته‌ بعدی در خصوص عملکرد شبکه‌های اجتماعی فعالیت ارتش‌های سایبری با هدف تاثیرگذاری بر وقایع و اتفاقات بین‌المللی است. اغلب این ارتش‌ها تلاش می‌کنند تا با انتشار اطلاعات دروغ به مسموم کردن فضا بپردازند.

به عنوان مثال در گزارش موسسه اینترنتی آکسفورد که که در ماه ژانویه سال 2015 منتشر شده از فعالیت یکی از تیپ‌های ارتش بریتانیا با هدف مبارزه با دشمنان در فضای توییتر و فیسبوک خبر می‌دهد. روزنامه گاردین هم در گزارشی به این مسئله اشاره کرد که یک واحد جنگ سایبری تحت نظر وزارت دفاع بریتانیا در آغاز ناآرامی‌ها در سوریه و استان درعا به انتشار اخبار جعلی و مرتبط در خصوص وقایع این کشور می‌پرداخته است.

نقطه تمرکز این واحد، فعالیت کلاه‌سفیدها در اقصی نقاط این کشور بود. هم چنین در یک گزارش جداگانه به این نکته اشاره شده است که هم اکنون نزدیک به 28 کشور از چنین واحدهایی بهره می‌برند. این کشورها از یگان‌های نظامی و یا شرکت‌های ارتباطی پیمانکار برای تاثیرگذاری بر شبکه‌های اجتماعی برخوردارند.

در این میان رژیم صهیونیستی با توجه به ابعاد خود بیشترین هزینه را برای تاثیرگذاری بر شبکه‌های اجتماعی صرف می‌کند. انتشار فیلمی از سربازان رژیم صهیونیستی که در حال خواندن یک ترانه قدیمی ایرانی هستند، نشان می‌دهد که تلاش‌های فوق کاملاً هدفمند است.

گروهک تروریستی منافقین هم به دنبال استفاده از شبکه توییتر برای حمایت از شعارهای خود است و حتی استفاده از واژه‌ها و ربات‌هایی با محتوای جنسی در دستور کار آن قرار گرفته است.

در سال 2014 گروه هکری انانیموس مدعی شد، تعداد زیادی از حساب‌های کاربری گروهک‌های تروریستی همچون داعش از طریق برخی از آی پی‌های متعلق به نهادهای اطلاعاتی غربی به روزرسانی می‌شود. با وجود انتشار جزییات این ماجرا شرکت‌های فوق کوچکترین قدمی در این باره برای روشن شدن جزییات ماجرا برنداشتند.

 

* دیکتاتوری به سبک گوگل و فیس بوک

در آخرین تحولات مربوط به این ماجرا «جی نانکارو»، سخنگوی فیس بوک می‌گوید که این شرکت همچنان در حال تحقیق در مورد حساب‌ها و صفحات مرتبط با ایران است.

این سخنان سخنگوی شرکت فیس بوک به این معناست که ما باید در آینده نزدیک شاهد حذف حساب‌های بیشتری باشیم که مطالبی در حمایت از موضع کشورهای مستقل از جمله ایران را منتشر می‌کنند.

این موضع‌گیری در حالی است که انتشار اطلاعات دروغ و بدون منبع در شبکه‌های مجازی غوغا می‌کند و برخی آن را به عنوان معضلی برای دموکراسی‌های غربی می‌شناسند. به نظر می‌رسد که باید به این نتیجه صریح برسیم که عملاً نوعی دیکتاتوری به نفع مواضع غرب در این شبکه‌ها در جریان است؛ دیکتاتوری که حتی سانسورچی‌ها در حکومت‌هایی استبدادی همچون اتحاد جماهیر شوروی نیز نمی‌توانستند خواب آن را ببینند.

نظر جدید ترامپ درباره شبکه‌های اجتماعی

يكشنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

ترامپ با متهم کردن شبکه‌های اجتماعی به روال «ضد جمهوری‌خواه/محافظه‌کار»استدلال کرد که این پلتفرم‌های آنلاین باید هم بحث‌های مداوم خوب و هم بد را پوشش دهند.

به گزارش خبرآنلاین، این اظهارات در حالی مطرح می شود که مدیران شبکه‌های اجتماعی ازجمله توئیتر، فیس‌بوک و ... به‌شدت تحت‌فشارند تا هم مانع از نفوذ دولت‌های خارجی مانند روسیه در محتوای آنلاین شوند و هم مانع از گسترش خشونت اجتماعی، فرقه‌گرایی و نژادپرستی شوند.

رئیس‌جمهور آمریکا دراین‌باره توئیت کرد: بگذارید هم حرف‌های خوب و هم بد زده شود و بعد این ما هستیم که آن را در ذهن خود شکل می‌دهیم و قضاوت می‌کنیم.

البته هشدار وی در مورد بسته شدن محتوای دست راستی‌ها است که مستقیم به آن اشاره کرد و گفت: درحالی‌که محتوای دست راستی‌ها بسته می‌شود، محتوای طرف مقابل پالایش نمی‌شود.

جمهوری خواهان ادعا کرده‌اند که شبکه‌های اجتماعی ازجمله توئیتر و فیس‌بوک علیه آن‌ها است و چندین جلسه استماع را در کنگره با مدیران این شبکه‌ها برگزار کرده‌اند.

«جک دورسی» مدیر توئیتر بعد از جنجال توئیت‌های یک دسته راستی به نام جونز از اقدام خود دفاع کرده و گفت: او پالیسی توئیتر را زیر پا گذاشته است.

دعوا بین رسانه‌های مطرح آمریکا از یک‌سو و دار و دسته ترامپ همچنان ادامه دارد و با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای این دعواها کش‌دارتر خواهد شد.

شبکه‌های اجتماعی، بیماری عصر مدرن

دوشنبه, ۲۲ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

استفاده از شبکه های اجتماعی که به عنوان یک بیماری و اعتیاد در عصر جدید از آن نام برده می شود، گریبانگیر قشر وسیعی از مردم شده و از جمعیت 7 میلیون و 500 هزار نفری صربستان تقریبا 3میلیون و 500 هزار نفر از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند.

به گزارش ایرنا، در صربستان شبکه های اجتماعی کاربران زیادی دارد و به طور تقریبی می توان گفت که حدود 90 درصد مردم این کشور از یکی از شبکه های ارتباط جمعی استفاده می کنند.
تاثیر منفی شبکه های اجتماعی بر مردم به ویژه قشر جوان موضوعی است که به طور فراینده ای در جهان مورد بحث است و گفته شده که یکی از عواقب استفاده بی رویه از شبکه های اجتماعی، احساس افسردگی است که این عارضه را می توان در بیشتر جوانان مشاهده کرد.
روانشناسان خطرات اعتیاد به شبکه های اجتماعی را کمتر از عواقب اعتیاد به مشروبات الکلی و مواد مخدر نمی دانند و معتقدند که استفاده زیاد از گوشی همراه و یا دیگر ارتباطات جمعی تاثیرات منفی در روحیه افراد به ویژه جوانان می گذارد و در ضمن بسیاری را از اهداف خود در زندگی دور می کند.
مرز استفاده از اینترنت اکنون تغییر کرده است. در گذشته اگر کسی چند ساعت از اینترنت استفاده می کرد و یا گوشی همراه را با خود به حمام می برد، گفته می شد که شخص به گوشی تلفن و شبکه های اجتماعی وابسته شده، اما اکنون بیشتر ما زمان بیشتری را در کنار شبکه های مختلف اینترنتی صرف می کنیم و باید گفت که هرگز از گوشی خود دور نمی شویم.
وزارت مخابرات و ارتباطات صربستان از حدود دو سال پیش مرکزی را به نام «مرکز تماس ملی برای ایمنی خردسالان و نوجوانان در اینترنت) جهت ارایه کمک و مشاوره به نوجوانان و والدین تاسیس کرده است.
این مرکز با تجربیاتی که در این مدت بدست آمده، اعلام کرد که خردسالان بیشتر اوقات خود را صرف اینترنت می کنند و تعداد زیادی از والدین در تماس با نهادهای دولتی خواهان کسب اطلاع و مشاورت در باره چگونگی محدود کردن فرزندان خود برای استفاده از اینترنت هستند.
خردسالان و نوجوانان در صربستان بیشتر اوقات خود را بخاطر بازی های مختلف و استفاده از یوتیوب و یا در ارتباط با شبکه های اجتماعی از اینترنت صرف می کنند.
کارشناسان امور اجتماعی در صربستان استفاده مدام بین 4 تا 6 ساعت از اینترنت را استفاده بیش از حد و آن را یک نوع وابستگی می دانند.
باید به این موضوع اشاره کرد که فناوری مدرن، تصویری از عصر جدید و نوع زندگی کنونی است و در حالیکه استفاده صحیح از آن می تواند دوستی و نزدیکی را تقویت کند، استفاده بی رویه نیز وابستگی و انزوا را برای انسان ایجاد می کند.
تحقیقات در صربستان نشان می دهد که شبکه های اجتماعی نوعی وابستگی را در افراد به ویژه نزد خردسالان و نوجوانان بوجود می آورند که از طریق مشاوره و آگاه کردن افراد با زیان های استفاده زیاد از وسایل ارتباطات جمعی می توان با آن مبارزه کرد.
البته به این نکته نیز باید توجه کرد که شبکه های اجتماعی افزون بر عواقب ناگوار و وابستگی دارای امتیازاتی نیز هستند، زیرا با کمک این ابزار می توان با دیگران از راه دور بدون صرف هزینه و یا مخارج کم ارتباط برقرار کرد و همچنین در مدت زمان کوتاه به اطلاعات مورد نیاز دست یافت.
همانطور که استفاده غیر اصولی از شبکه های اجتماعی می تواند بحران هایی را در زمینه های مختلف ایجاد کند، نباید از مزایای مثبت این شبکه ها غافل بود. اکنون می بینیم که در بسیاری از امور بدون استفاده شبکه های اجتماعی نمی توان کاری را پیش برد.
علاوه بر محاسنی که شبکه های اجتماعی می توانند در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، تبلیغاتی، علمی و مذهبی داشته باشند، می توانند عاملی برای انحراف افراد در جامعه نیز باشند.
نرم افزارهای اتصال به شبکه های اجتماعی روی گوشی ها و سیستم های رایانه از جمله واتس آپ می توانند در راستای ارتقای سطح آگاهی ها و فرهنگ جامعه موثر و مفید باشند.
در این گونه شبکه ها افراد در قالب گروه ها می توانند به تبادل اطلاعات و نظرات بپردازند.
اگر چه در قانون کنونی رسانه های جمعی در صربستان شبکه های اجتماعی از جمله یوتیوب، تویتر و فیس بوک رسانه محسوب نمی شوند، اما با این حال اهمیت آنها در حوزه اطلاعات و صحنه رسانه های عمومی در این کشور برجسته و بسیار مهم است.
رسانه های سنتی در صربستان هنوز روندهای اطلاع رسانی، ایجاد افکار عمومی و گرایش های اجتماعی را هدایت می کنند. اما اغلب واکنش رسانه های سنتی بر شبکه های اجتماعی نشان می دهد که به تدریج ورود این شبکه ها در جریان رسانه ای اجتناب ناپذیر است، زیرا که شبکه های اجتماعی برای انتقال سریع اطلاعات نقش بسیار مهمی دارند. همانطور که رسانه های سنتی مانند تلویزیون، رادیو و مطبوعات در زمان خود سازندگان تغییرات اجتماعی بودند، بنابراین رسانه های جدید مانند شبکه های اجتماعی اکنون تاثیر عمده ای بر روند اجتماعی دارند.
هدف شبکه های اجتماعی کمک به بهبود و تسهیل روابط، همکاری و تعامل بین افراد، سازمان ها و موسسات در موضوعات گوناگون از قبیل تجارت، پزشکی، مباحث آموزشی و غیره در راستای تغییر مثبت است.
شبکه های اجتماعی را می توان مانند ابزارمتنوعی دانست که همه به صورت آزاد به آن دسترسی دارند. این پدیده برای اشتراک گذاری اطلاعات بسیار قابل توجه است.
شبکه های اجتماعی همچنین در زمینه های تجاری و اقتصادی کاربرد زیادی دارند، به طوریکه شرکت های تجاری بزرگ برای تبلیغ محصولات خود سعی در استفاده هرچه بیشتر از این شبکه ها در عرصه تبلیغات محصولات و برند خود دارند.

همین حالا شبکه‌های اجتماعی‌تان را حذف کنید

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۷، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

علیرضا شفیعی نسب - وقتی سرچ اینستاگرام را باز می کنیم، احتمالاً با انبوهی از پست های عجیب وغریب مواجه می شویم که کلیک روی هر کدامشان می تواند برایمان جالب و دوست داشتنی باشد.

شبکه‌های اجتماعی بستر جدید توزیع موادمخدر

چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

مسئولان ارشد مبارزه با موادمخدر با بیان اینکه تبلیغات مخدرجدید با شیوه های دروغین در فضای مجازی صورت می گیرد، ضمن تاکید بررصد فضای مجازی از خانواده ها خواستند ورود جدی به موضوع داشته باشند.

خبرگزاری مهر - چندی پیش پرویز افشار سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر در نشست خبری عنوان کرد: ۳۰ درصد مواد مخدر افغانستان از ایران ترانزیت می شود. بر اساس آمارهای بین المللی کشورها حداکثر ۲۰ تا ۲۵ درصد مواد ورودی به کشور را می توانند کشف کنند. اگر ما ۸۱۰ تن را کشف کردیم، ۲۴۰۰ تن مواد باید بر اساس تخمین از کشور ما تلاش شده که عبور کند.

وی در این نشست افزود: میزان تولید مواد مخدر در افغانستان هم تقریبا دو برابر شده است و به حدود ۹ هزار تن رسیده است.

این عدد زنگ هشداری بویژه برای جوانان و نوجوانان محسوب می شود. حجم تولید مواد مخدر به شدت افزایش یافته و به تبع آن میزان ورود این مواد به کشور هم افزایش خواهد یافت.

با وجود این مسئولان ارشد مبارزه با مواد مخدر، در نشست هایی که برگزار کرده اند، همواره بر این موضوع تاکید داشته اند که با مراقبت حداکثری از مرزها و افزایش اشراف اطلاعاتی، زمینه ورود مواد به کشور کاهش یافته است، اما در این میان نباید شیوه های نوین ورود و تبلیغ مواد مخدر را نادیده گرفت که اتفاقا بیش از پیش جوانان و نوجوانان را هدف گرفته است.

 

شبکه های مجازی و تبلیغات دروغین، زمینه ساز گرایش جوانان به مواد مخدر جدید

سرهنگ محمد بخشنده، رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر در گفتگو با خبرنگار مهر  عنوان کرد: این روزها یکی از موضوعات مهم برای ما، ورود مواد مخدر جدید و تبلیغات و دروغ پراکنی درباره آن هاست که شاهد گرایش روز افزون به این مواد جدید هستیم و باید جلوی آن با فرهنگسازی و آشنا کردن خانواده ها با آثار مصرف آن صورت گیرد.

سرهنگ محمد بخشنده به شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: پروسه تولید مواد مخدر جدید کاملا متفاوت است و حتی توزیع آن نیز آهسته آهسته به سمت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌رود.

وی افزود: با توجه به تبلیغات گسترده، اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی و دوره حساس آغاز جوانی، این خانواده‌ها هستند که نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و برای شناخت مواد مخدر جدید، شناخت آثار آن‌ها و برای فرزندانشان وقت بگذارند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با بیان اینکه کارشناسان فتای پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب، به صورت شبانه روزی فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را برای شناسایی سوداگران مرگ در فضای مجازی، رصد می کنند، تصریح کرد: در صورت مشاهده موارد خلاف و موضوعات مجرمانه در زمینه تبلیغ و یا فروش مواد مخدر و روانگردان در فضای مجازی، با متخلفان برابر قانون و مقتدرانه برخورد خواهد شد.

وی ادامه داد: کارشناسان فضای سایبری این پلیس با رصد های مدام و مستمر خود سعی می کنند ضمن ایجاد امنیت در فضای مجازی از آسیب های موجود در این فضا که جوانان و به ویژه خانواده های آنان را تهدید می کند پیشگیری نمایند.

 

فضای مجازی تیغ دو لبه است

سردار حسین رحیمی فرمانده انتظامی تهران بزرگ در گفتگو با خبرنگار مهر با آسیب شناسی مواد جدید و گرایش آن در میان جوانان می گوید: مواد مخدر جدید چون میزان تخریب و حالت نشئگی اش بیشتر است، از سوی دیگر تبلیغات پیرامون آن هم با جذابیت بیشتر و دروغ های فراوان همراه است، جوان تر ها را به سمت خود می کشد.

وی تاکید می کند: در این زمینه نقش خانواده ها بسیار حائز اهمیت است. خانواده ها باید با هشیاری نسبت به این مسائل ورود کنند.

پرویز افشار، سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب که در فضای مجازی منفعل نیستیم، گفت: الان در فضای مجازی می بینید که به صورت خودجوش فعالیت ها برای مقابله با مواد مخدر بویژه در بعد فرهنگی و پیش گیری و گروه های ان جی او ها داریم.

وی تاکید کرد: اما اینکه فضای مجازی تیغ دولبه است و کسانی که دنبال انتفاع هستند از آن بهره می برند شکی نیست. کنترل فضای مجازی و مبارزه با جرایم آن متولی دارد و متولی آن پلیس فتاست. سیاستگذاری آن هم متولی دارد که شورای عالی فضای مجازی است که با جدیت در این حوزه ورود کرده اند.

افشار ادامه داد: ما در فضای مجازی با پدیده سیاری رو به رو هستیم. کانال هایی که مبادرت به تبلیغات می کنند توسط پلیس فتا به خوبی رصد شده و با آن ها مقابله می شود، اما فضا سیال است. امروز یک جاست و فردا جای دیگر. نگاه ما این است که غیر از بعد مقابله ای که دائم رصد می شوند حداکثر بهره برداری ما در فضای مجازی از طریق بارگذاری محتواهایی باشد که باعث ایجاد مصونیت شود و اطلاع رسانی در این زمینه صورت گیرد.

وی با اشاره به این تبلیغات گفت: مهمترین تبلیغات دروغین درباره گل این بود که این مواد اعتیاد آور نیست، تمرکز ایجاد می کند و... همین تبلیغات دروغین باعث توسعه گل شد اما الان بویژه در جمعیت دانشجویی با مداخلت ما از سال ۹۶ مصرف گل به میزان قابل توجهی کاهش یافته است

عباس پورخصالیان - بیست برترین ‌رسانه‌های اجتماعی جهان با 13.5 میلیارد کاربر، عرصه رقابت را در بازار جهانی این خدمات، تنگ کرده‌اند! به‌طوری که یاهو مسنجر تنها تا روز 17 جولای 2018 (26/04/97) فعالیت خواهد کرد و پس از آن از بازار جهانی محو می‌شود!

برایان رزنیک – ترجمه علیرضا شفیعی‌نسب - در سال ۲۰۱۳، کاربران ردیت و توییتر اتهاماتی کاملاً جعلی نسبت به یک سری افراد نشر می‌دادند که طبق ادعا، «متهم» بمب‌گذاری بودند. پس از حادثۀ پارکلند هم، یک تئوری توطئه در شبکه‌های اجتماعی نشر یافت که می‌گفت تیراندازانِ جان‌به‌دربرده در اصل کنش‌گرانی هستند که می‌خواهند برای قوانین مربوط به کنترل سلاح جلب حمایت کنند. این شایعه قبل از اینکه پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی وارد عمل شوند و آن را حذف نمایند، به اطلاع صدها هزار کاربر رسید.

اخیراً ژورنال ساینس پژوهشی منتشر کرده که این الگو را (حداقل در رابطه با شیوع اطلاعات غلط در توییتر) اعتبارسنجی می‌کند. این پژوهش با تحلیل میلیون‌ها توییت مربوط به سال‌های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷، به نتیجه‌ای شوکه‌کننده می‌رسد: «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اکاذیب بسیار دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این پژوهش همچنین دریافت که «تأثیر اخبار سیاسی جعلی به مراتب پررنگ‌تر از اخبار جعلی مربوط به تروریسم، بلایای طبیعی، علم، افسانه‌های محلی یا اطلاعات مالی است».

این تحلیل عظیمْ با گردهم‌آوردن داده‌ها، به این ظن متداول می‌پردازد که رسانه‌های اجتماعی به‌عنوان پلتفرمی برای نشر اخبار، گرایش به خبرهای خاله‌زنکی، تأییدنشده، احساسی و جعلی دارد. و این امر نگران‌کننده است، چون رسانه‌های اجتماعی به نیرویی غالب برای نشر اخبار تبدیل شده‌اند.

اما شاید بتوان گفت یافتۀ مهم‌تر این پژوهش این است که چه چیزی به این اخبار جعلی دامن می‌زند؟ این عامل نه حساب‌های پرنفوذ توییتری با میلیون‌ها کاربر دنبال‌کننده است و نه بات‌های روسی که آن‌ها را برای توییت خودکار اطلاعات غلط طراحی می‌کنند. عامل اصلی شیوع این اخبار جعلی خودِ کاربران عادی توییتر با دنبال‌کننده‌های اندک هستند که معمولاً اخبار غلط را با دوستانشان به اشتراک می‌گذارند.

امروزه بیش از هر زمان دیگر مشخص است این است که شیوع اخبار جعلی از پیامدهای نقص در ابعاد روانشناختی انسان است. پلتفرم‌هایی مثل توییتر صرفاً این نقص را تقویت می‌کنند. اما مشخص نیست که آیا چنین پلتفرم‌هایی می‌توانند این مشکل را حل کنند یا نه.

 

چگونه یک دروغ را در سراسر توییتر انگلیسی‌زبان ردیابی کنیم؟

پژوهش جدید ساینس حاصل کار سه محقق علوم کامپیوتری در دانشگاه ام‌آی‌تی است. آن‌ها این پروژه را دو سال قبل از اینکه «اخبار جعلی» به لفظی متداول تبدیل شود، آغاز کرده بودند.

هدف آن‌ها بررسی چیزی بود که ساده به‌نظر می‌رسید، اما دربرگیرندۀ حجمی عظیم از داده‌هاست. همۀ ما واکنش زنجیره‌ای یک توییت ویروسی را دیده‌ایم. یک نفر چیزی را توییت می‌کند، دیگری آن را ریتوییت، فرد سوم بابی کاملاً مجزا اما در رابطه با همان مطلب باز می‌کند. توییت‌ها در واکنش زنجیره‌ای که یادآور شکافت هسته‌ای است، پراکنده و بازنشر می‌شوند.

پژوهشگران ام‌آی‌تی می‌خواستند تلاش کنند تمام آن زنجیره را ثبت کنند (تا ببینند شایعات جعلی با چه سرعت و عمقی و برای چند نفر نشر می‌یابند) و سپس آن را با نحوۀ نشر اخبار واقعی مقایسه نمایند. (توییتر به کاربران اجازه می‌دهد خاستگاه و مسیر نشر توییت‌ها را ببینند. انجام چنین تحلیلی با شبکه‌های الگوریتم‌محورتر مانند فیسبوک بسیار دشوارتر است).

آن‌ها در ابتدای کار به وبسایت‌های حقیقت‌سنجی نظیر اسنوپز، پولیتی‌فکت و فکت‌چک مراجعه کردند تا مطالب واقعی و جعلی که قابل اعتبارسنجی هستند را از ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۷ پیدا کنند. سینان آرال، نویسندۀ ارشد مقاله می‌گوید «سپس سراغ داده‌های توییتر رفتیم و کار را رو به عقب آغاز نمودیم» تا بفهمند هر خبر جعلی اولین بار در کجا مورد اشاره قرار گرفته است.

آن‌ها با این کار تمام دفعاتی را که این اخبار جعلی از روی توییت اولیه، ریتوییت شدند یا کاربری دیگر آن‌ها را بازگو کرد، مشاهده نمودند. سروش وثوقی، یکی دیگر از مؤلفان این مقاله توضیح می‌دهد که این تحلیل شامل ریتوییت‌های نقل‌قول۱ نبود (در این نوع از ریتوییت، کاربران می‌توانند نظری را در بالای توییت اصلی اضافه کنند)، چون نمی‌توان فهمید ریتوییت‌های نقل‌قول «اطلاعات غلط را گسترش می‌دهند یا آن‌ها را اصلاح می‌کنند».

اما در نهایت، پژوهشگران به نمونه‌ای از ۱۲۶۰۰۰«آبشار» توییت (یعنی زنجیرۀ ریتوییت‌ها) رسیدند که ۳میلیون نفر در نشر آن‌ها دست داشتند.

توییتر امکان دسترسی مخصوص به حجم واقعاً شگفت‌انگیزی از داده‌ها را داد. دیوید لیزر، دانشمند علوم سیاسی و کامپیوتری در دانشگاه نورث‌ایسترن می‌گوید: «کمتر پلتفرمی چنین امکان دسترسی‌ای در اختیار قرار می‌دهد». او می‌افزاید توییتر را باید تحسین کرد که با کمال میل به پژوهشگران اجازه می‌دهد هر توییت عمومی را که قصد دارند در تحلیلشان بگنجانند، مورد پرس‌وجو قرار دهند. معمولاً توییتر حجم داده‌هایی را که پژوهشگران از سرورهایش به دست می‌آورند، محدود می‌کند.

 

پژوهشگران پس از اینکه داده‌هایشان را تکمیل کردند، تأثیر این اخبار جعلی را از سه جهت مورد سنجش قرار دادند:

۱. سرعت: مطلب با چه سرعتی به دست تعداد مشخصی از افراد می‌رسد

۲. عمق: هر خبر جعلی چند بار ریتوییت می‌شود

۳. دامنه: کاربران اطلاعات غط را چگونه ارزیابی می‌کنند

 

پژوهشگران شیوع اخبار غلط را با نشر اخبار واقعیِ حقیقت‌سنجی شده و چند خبرِ موردتأیید دستیاران پژوهشی مقایسه کردند.

نتایج بسیار آزارنده بود: در هر یک از این معیارها، اخبار جعلی سرتر از اخبار موثق بود. «در تمام شاخه‌های اطلاعات، اخبار جعلی دامنه‌دارتر، سریع‌تر، عمیق‌تر و گسترده‌تر از حقایق نشر می‌یابد». این را آرال می‌گوید و می‌افزاید که تأثیر اخبار سیاسی به‌طور خاص بیشتر است.

در مجموع، یافته‌های این تحلیل نشان می‌دهد که «حقیقت شش برابر بیشتر از دروغ طول می‌کشد تا به دست ۱۵۰۰ نفر برسد».

 

یک محدودیت بزرگ: آیا مقایسۀ اخبار جعلی با اخبار واقعی منصفانه است؟

بزرگ‌ترین محدودیت این پژوهش نمونۀ مقایسه‌ایِ مربوط به اخبار واقعی بود. پژوهشگرانْ اخباری را استخراج نمودند که وبسایت‌های حقیقت‌سنج آن‌ها را تأیید کرده بود. آن‌ها مسیر این اخبار را در میان اکوسیستم توییتر ردیابی کردند. پژوهشگران همچنین چند خبر واقعی دیگر را هم افزودند که دستیاران پژوهشی آن‌ها را انتخاب کرده بودند.

با این حال، چنین کاری شاید مثل مقایسۀ سیب و پرتقال باشد. وب‌سایت‌های حقیقت‌سنجی صحت اخبار جعلی را هم اگر به‌طور گسترده شیوع و نشر یافته باشد تأیید می‌کنند. خبرهای واقعی ممکن است در آن حد ویروسی نشود.

همچنین اخبار واقعی از طریق خروجی‌های مختلفی به دست ما می‌رسند، اما بسیاری از شایعات ریشه در توییتر دارد.

مثلاً وقتی یک تیرانداز دست به کشتار در محیط یک مدرسه بزند، احتمالاً آن را از منابع مختلفی نظیر تلویزیون، رادیو و پیام‌های متنی دوستان بشنویم. این نوع انتشار اخبارْ تفاوتی کیفی با شایعات توییتری دارد که می‌توان آن‌ها را تا خاستگاه چند نفره‌شان ردیابی کرد. به گفتۀ دیوید رند، روانشناس دانشگاه ییل که در مورد شیوع اطلاعات غلط پژوهش می‌کند «میلیون‌ها خبر واقعی و مهم هم وجود دارد که توجهات زیادی را به خود جلب کرده‌اند».

به همین خاطر سخت می‌توان مشخص کرد که گروه مناسب مقایسه باید در این پژوهش به چه صورت باشد. این را رند می‌گوید که خودش در مقالۀ ساینس دستی نداشته. آیا درست است شیوع تئوری‌های توطئه در مورد دانشجویانی که به عنوان «کنش‌گران بحران» عمل می‌کنند را با اخبار هواشناسی یا بازار سهام مقایسه کرد؟ سخت می‌توان چنین گفت.

اما حتی اگر مقایسه با اخبار واقعی را هم نادیده بگیریم، این مقالۀ ساینس واقعیتی دلسردکننده را در مورد اخبار توییتری نشان می‌دهد: اینکه اخبار جعلی می‌تواند سریع و عمیق نشر یابد.

این پژوهش دریافت که «اکاذیب در هر سطحی نسبت به حقیقت، به دست افراد بیشتری می‌رسد، بدین معنا که افراد اکاذیب را بسیار بیشتر از حقیقت ریتوییت می‌کنند».

همچنین مهم است بدانیم چرا و چه کسی پشت این قضیه است.

برای پاسخ به این پرسش، پژوهشگران بررسی کردند که آیا اخبار جعلی میان افراد عادی و دوستانشان نشر می‌یابد یا اینکه حساب‌های بزرگ با چندین میلیون دنبال‌کننده آن‌ها را می‌پراکنند؟

آن‌ها دریافتند که «افرادی که اخبار جعلی را نشر می‌دهند به‌طور معناداری دنبال‌کننده‌های کمتری دارند، معمولاً اعتبارسنجی نشده‌اند و فعالیت کمتری در توییتر دارند». این را آرال می‌گوید. به عبارت دیگر، همین اعضای عادی هستند که اخبار جعلی را نشر می‌دهند.

این تحلیل چیز چندانی در مورد حساب‌های پرطرفداری مانند اینفووارز۲ که عمدتاً اکاذیب را نشر می‌دهند نمی‌گوید. وثوقی می‌گوید «نمی‌گوییم حساب‌های بزرگ و پرطرفدار نقشی در نشر اخبار جعلی ندارند». حرف آن‌ها به‌طور خلاصه این است که حساب‌های نشردهندۀ اخبار کذبْ نسبت به حساب‌های نشردهندۀ اخبار واقعی، به دست افراد بیشتری می‌رسند.

کنند) را نیز مدنظر قرار می‌دهد. جالب است بات‌ها در مجموع اخبار واقعی و جعلی را با نرخی برابر نشر می‌دهند. با این حال مشخص است که سرعت و عمق انتشار اخبار جعلی را باید به انسان‌هایی نسبت داد که آن‌ها را نشر می‌دهند.

هدف از طراحی این پژوهش درک انگیزۀ افرادِ نشردهندۀ اخبار جعلی نبود. آیا این کاربران عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند؟ آیا ترول می‌کنند؟ آیا به طعنۀ ریتوییت می‌نمایند؟ این پژوهش حرفی در این مورد نمی‌زند.

اما پژوهشگران توانستند به یک پاسخ احتمالی برسند: اینکه اخبار جعلی تازه‌تر و غیرمنتظره‌تر از اخبار واقعی هستند. اینجا بود که مجموعه داده‌های عظیم به کار آمد. این قضیه برای پژوهشگران قابل مشاهده بود که آیا کاربرانی که اخبار جعلی توییت می‌کنند، قبلاً این اخبار جعلی را در صفحۀ فید (خوراک) خود دیده‌اند یا نه. اگر قبلاً آن را ندیده‌اند، می‌توان آن اخبار را تازه‌تر به حساب آورد.

به گفتۀ آرال «اخبار جعلی به طور قابل‌توجهی تازه‌تر از اخبار واقعی بودند و این با عقل جور درمی‌آید؛ چون وقتی اصلاً در قید واقعیت نباشید، اطلاعات خیلی تازه‌تری به ذهنتان می‌رسد». تحلیل احساسات در این مقالۀ ساینس نشان داد که پاسخ‌های ارائه‌شده به توییت‌های اخبار جعلی خیلی بیشتر از اخبار واقعی حاوی ابزار شگفتی یا انزجار است. شاید به همین خاطر است که اخبار جعلی مرگ سلبریتی‌ها تا این حد در توییتر شایع‌اند: این اخبار غیرمنتظره و احساسی هستند و سخت می‌توان در برابر به اشتراک‌گذاری آن‌ها مقاومت کرد.

پژوهش‌های دیگری هم این فرضیۀ «تازگی» را نشان داده‌اند. بنا به مقاله‌ای در سال ۲۰۱۷ که رند یکی از نویسندگان آن بود، وقتی شرکت‌کنندگان سرتیترهایی را می‌بینند که تکرار می‌شوند، به احتمال زیاد آن‌ها را باور می‌کنند (این امر نتیجۀ چیزی است که به به «اثر حقیقت موهوم»۳ معروف است)، اما احتمالش کمتر است آن‌ها را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک بگذرانند. پژوهش دیگری دریافت که هر چه بار اخلاقی یا احساسی یک توییت بیشتر باشد، احتمال نشر آن در میان یک گروه با ایدئولوژی خاص بیشتر است.

 

آیا توییتر واقعاً می‌تواند این مشکل را حل کند؟

مشکل پیگیری اخبار از طریق توییتر همین است که بر عمیق‌ترین لایه‌های احساسمان دست می‌گذارد. و اخبار جعلی را هم معمولاً با همین هدف طراحی می‌کنند.

در گفت‌وگویی که با میریام متسگر داشتم، این پژوهشگر دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا که دستی در این پژوهش ساینس نداشت می‌گوید «اخبار جعلی برای نشر دادن بسیار مناسب است: هم شوکه‌آور است، هم غیرمنتظره است و هم بر احساسات مردم دست می‌گذارد. فرمول نشر اطلاعات غلط همین است». نقش ابعاد روانشناختی انسان باعث می‌شود تا بسیاری از ما جذب محتوای جعلی شویم و تمایل به نشر آن داشته باشیم.

رند معتقد است که «همکاری ناسالمی میان ترول‌ها و پلتفرم‌ها وجود دارد. درگیر کردن مردم در محتوا برای پلتفرم‌ها خوب است و ترول‌ها هم می‌خواهند محتوای درگیرکننده ایجاد کنند».

این مسیری سخت است که توییتر باید از آن عبور کند. توییتر می‌خواهد مرجع اخبار فوری باشد. این را نیز می‌خواهد که تجربه‌ای درگیرکننده و موثق برای کاربران خود فراهم نماید. این دو هدف شاید همیشه در تضاد باشند. در عین حال، سود این قضیه (تا حدی) به افرادی هم می‌رسد که درگیر محتوای جعلی هستند و آن‌ها را نشر می‌دهند.

برایم سؤال است که آیا شبکه‌های اجتماعی واقعاً روزی می‌توانند این مشکل را حل کنند؟ اگر آن‌ها بخواهند تجربۀ پلتفرمشان کاربرمحور باشد (و اگر الگوریتم‌ها سرنخ‌های ساده‌ای از کاربران بگیرند تا مشخص کنند چه چیز مهم است)، اخبار جعلی همیشه دست بالا را در نشر در این پلتفرم‌ها خواهند داشت.

توییتر پیشرفت‌هایی داشته: بات‌ها را مسدود کرده و در راستای ارزیابی مجدد سلامت گفتگوهای پلتفرم خود فراخوان داده است. این رسانه پژوهشگرانی نظیر آرال را دعوت می‌کند تا اطلاعات غلط را بر روی پلتفرم بررسی کنند. توییتر می‌تواند در کشف توییت‌های سرشار از نظریه‌های توطئه و سرکوب آن‌ها عملکرد بهتری داشته باشد. همچنین می‌تواند کاربران بیشتری را که عمداً اطلاعات غلط را نشر می‌دهند، مسدود نماید.

اما اخبار جعلی فقط برای کسانی جذاب نیست که خواهان نابودی دنیا هستند، بلکه برای بسیاری از ما جذاب است. ما هم عضو توییتر هستیم.

پی‌نوشت‌ها:

• این مطلب را برایان رزنیک نوشته است و در تاریخ ۱۹ مارس ۲۰۱۸، با عنوان «False news stories travel faster and farther on Twitter than the truth» در وب‌سایت ووکس منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۶ خرداد ۱۳۹۷ آن را با عنوان «انتشار اخبار جعلی توییتر کار کیست؟ من و شما» و ترجمۀ علیرضا شفیعی‌نسب منتشر کرده است.

•• برایان رزنیک (Brian Resnick) گزارشگر وب‌سایت ووکس است. نوشته‌های او مرتبط با علوم اجتماعی و رفتاری، فضا، پزشکی، محیط زیست و اصولاً هر چیزی است که باعث شود بگویید «چه جالب».

 

[۱] Quote retweet

[۲] Infowars

[۳] Illusory truth effect

مرجع: ووکس (منبع:سایت ترجمان)

از «سلبریتی» به «اینفلوئنسر»

شنبه, ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۳:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

وسط ماجراهای پرتنش فضای مجازی، عده ای پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار. سلبریتی ها هم دم را غنیمت شمردند.

«اگر کاری از نظر جامعه ناپسند است، نامِ آن را عوض کن، خواهی دید که چگونه آن کار تطهیر می شود». این توصیه را بسیاری در طول تاریخ به کار بسته اند و نتیجه هم کمابیش همیشه مطلوبشان بوده است. یک نمونه آن «رشوه» است که به ندرت بتوان کسی را یافت که بتواند یا بخواهد با صدای بلند از آن دفاع کند، اما اگر نامِ‌ آن را عوض کنیم و آن را «شیرینی» یا «هدیه» بنامیم، خواهیم دید که به اذن خدا هیچ کس منتقد آن نخواهد بود و حتی کسانی داد سخت خواهند داد که اخلاقی نخواهد بود که اگر کسی کاری برای تو کرد، در تشکر از او کم بگذاری و همین حداقل «شیرینی» را هم به او ندهی. نمونه دیگرش همین «مطرب» و «رقاصه» است که تا همین چند سال پیش ناسزا حساب می‌ شد، اما وقتی نام آن تغییر کرد و شد، مثلاً، «رقصنده»، دیدیم که حتی با همین «رقاصه‌» های قدیم و «رقصنده» های جدید مصاحبه هم کردند و بسیاری از مردمی که وقتی می خواستند به زنی ناسزا بگویند او را «رقاصه» می خواندند نشستند و با لذت همان مصاحبه ها را دیدند و برای هم تعریف کردند و حتی آهی هم دور هم کشیدند. واضح است که من این جا نمی خواهم موضع گیری اخلاقی کنم و از بحث های بعدی نتیجه بگیرم که آن گروهی که می خواهم از آن ها صحبت کنم «رقاصه» یا شبیه آن هستند؛ العیاذ بالله! این ها تنها مثال است برای این که حرفم را منتقل کنم. حرف این است که اگر چیزی، به غلط یا درست، در جامعه نکوهیده است، می توان با عوض کردنِ نامش آن را تطهیر کرد و دیگر کسی با آن مشکلی نخواهد داشت.

به گزارش مهر حالا، به گمان من چنین اتفاقی برای واژه «سلبریتی» افتاده است. تا پیش از شبکه های مجازی، در دهه های ۶۰ و ۷۰، کسانی در سینما بودند که نامشان «سوپر استار» بود و معمولاً، اگر نه همیشه، از بهترین های نسل خود بودند. دهه ها قبل از آن، کسانی از نویسنده ها و رمان نویس ها بسیار «مشهور» بودند و همیشه در روزنامه ها و مطبوعات بحث از آن ها بود. برای این گروه هم حداقلی از توانایی و استعداد ضروری بود. به گمان این حقیر، دلیلِ این ضرورت، چه در باب سوپراستارها و چه در مورد «مشاهیر»، این بود که کسانِ دیگری بودند که درباره‌ی آنان حرف می‌ زدند و آن افراد باید دلیلی می یافتند تا درباره کسی حرف بزنند.

اما وقتی شبکه های اجتماعی به عرصه آمدند، به عنوان خلف صالح مجلاتِ زرد، ماجرا عوض شد. این بار دیگر این دیگران نبودند که درباره افراد حرف می زدند، این خودِ افراد بودند که تریبون پیدا کرده و می توانستند حرفشان را بزنند. اما این جا هم، در مراحلِ اولیه، یعنی زمانی که وبلاگ ها بسیار فعال بودند، قانون بقای اصلح هنوز حاکم بود.

بعد از این که چند سالی از شوکِ ایجاد وبلاگ گذشت، دیگر بسیاری از وبلاگ هایی که شعرهای احساسی می نوشتند و زیر پستِ وبلاگ های دیگر کامنت می گذاشتند که تبادل لینک کنند و گلی هم کنار کامنتشان می گذاشتند از گردونه حذف شدند و وبلاگ هایی باقی ماندند که، بای نحو، حرفی برای گفتن یا نوآوری ای در شیوه گفتن داشتند. اما وقتی فیس بوک و خصوصاً بعد از آن اینستاگرام و بعد شبکه های پیام رسانی مانند تلگرام آغاز به کار کردند، ماجرا به کلی عوض شد. آن جا دیگر می توانستی به هر نحو، مطلقاً به هر نحو، «فالوور» جمع کنی و برای همین کسانی حتی از «درآوردن شلوار» و مسخره کردن خود و ناسزا گفتن به دیگران هم دریغ نکردند.

همه ی این ها نامِ «سلبریتی» به خود گرفتند و، بنا به طبیعتِ بشر، که همه جا دوست دارد طبقه بالا و طبقه پایین ایجاد کند و کسانی خود را برتر از باقیِ افراد بدانند، در میان سلبریتی ها هم سلسله مراتبی به وجود آمد و کسانی شدند سلبریتی سطح بالا و کسانی هم شدند سلبریتی سطح پایین.

در این میان، برخی از این سلبریتی ها، که عموماً از سینما و تلویزیون به فضای مجازی آمده بودند، کارکردی دوگانه یافتند. اینان هم سلبریتیِ سینمایی یا تلویزیونی بودند و هم سلبریتی مجازی و همین هم باعث شد که بتوانند تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند و قاعدتاً خود را برتر از باقیِ سلبریتی ها می دانستند، می خواستند به قول معروف سفره خود را از این سلبریتی های سطح پایین جدا کنند.

جز این، واژه «سلبریتی»، بعد از ظهورِ آن طبقه سلبریتی های سطح پایین سابق الذکر، دیگر آن بار مثبت خود را از دست داده بود و حتی این جا و آن جا به عنوان ناسزا هم به کار می رفت، بسیار شبیه اتفاقی که پیش از این برای واژه های «ژورنالیستی» و «روشنفکری» افتاده بود و از بار معنایی مثبت، به چیزی در سطح وراجی های احمقانه و دک و پزِ بدونِ ریشه پایین آمده بود. برای همین بود که عده ای، که البته ریشه آن را عده را نمی دانم کجاست، پیدا شدند و گفتند باید آدم خوب های قصه را «اینفلوئنسر» بنامیم، واژه ای انگلیسی به معنای تاثیر گذار.

سلبریتی های فیس بوکی و اینستاگرامی هم این را غنیمت شمردند و همایش و گرد هم آیی برگزار کردند و خود را نه «سلبریتی»، که «اینفلوئنسر» نامیدند و بعد هم اخ و پیف راه انداختند که این سلبریتی ها (یا به اصطلاح، «شاخ های مجازی») فلان اند و نباید مشهورشان کرد، و بعد عده دیگری از همین «اینفلوئنسر» ها هم پیدا شدند و گفتند اصلاً سلبریتی یعنی احمق، و نباید اساساً کاری به کار احمق ها داشت.

جزئیاتِ بحث این جا البته مهم نیست. آن چه مهم است، این است که پدیده، پدیده یکسانی است. عده ای هستند که با استفاده از رسانه ها، حال چه سینما و تلویزیون و چه فیس بوک و تلگرام، مشهور شده اند و البته بعضی آدم حسابی اند و بعضی نه، اما این در اصل ماجرا تغییری نمی دهد. نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که وقتی واژه ای در جامعه بار منفی پیدا می کند، تا آن جا که کسانی به فکر می افتند که نام دیگری برای آن انتخاب کنند، نشان دهنده اتفاقی بسیار فراگیر در جامعه است.

*

در ابتدای بحث از «رشوه» و «شیرینی» و «رقاصه» و «رقصنده» سخن گفتم، اما باید به این نکته توجه کرد که این دو مثال فرقی اساسی با «سلبریتی» و «اینفلوئنسر» دارند. «رشوه» و «رقاصه» در جامعه در کوتاه مدت بار معنایی منفی نیافته اند و مردمانِ کشور ما، تا جایی که یادشان می آید، این دو واژه بار منفی داشته اند (و البته این بدان معنا نیست که بار معنایی منفی آن ها ازلی و ابدی است، اینجا بحث فقط از طول مدتی است که این بار معنایی با این واژگان بوده است). اما «سلبریتی» در جلوی چشمانِ یک نسل چنین تغییری کرده است، درست همان طور که اگر در دهه ۶۰ واژه «روشنفکر» در ذهن مخاطبان کسانی مانند داریوش شایگان، رضا داوری اردکانی و عبدالکریم سروش را تداعی می کرد، اکنون و پس از تغییر نسل همین واژه جوانک های ریشویی را تداعی می کند که تمام روز خود را در کافه و به دنبالِ «مخ زدن» می گذرانند. یکی از عوامل چنین اتفاقی می تواند این باشد که جامعه، به قول آن نظریه پرداز ایرانی، و البته در معنایی کمی متفاوت با منظور او، «جامعه ای کوتاه مدت» است. به این صورت که اتفاقات در جامعه ایران بسیار سریع اند و بسیار هم زود فراموش می شوند. یک دلیل دیگر هم این است که وقتی افراد بیشتری امکان می یابند تا در جمع یا دسته ای حضور داشته باشند، به تبع حضورِ افراد مختلف، و به دلیلِ این که اکثریت افراد «متوسط» اند و نه نابغه یا «خاص» (منحنیِ نرمالِ ویژگی های انسانی را به یاد آورید)، ویژگی هایی به آن گروه نسبت داده می شود.

اگر زمانی تنها دو یا سه تن «روشنفکر» حساب می شدند، قاعدتاً این واژه معنای متفاوتی داشت تا زمانی که تعداد بسیار بیشتری «خود را با این نام می شناسند». اما شاید دلیلِ اساسی تر همین امکانِ تریبون داشتنی است که با ظهور فضای مجازی برای همه به وجود آمده است. وقتی فضای مجازی این امکان را به وجود می آورد که همه، بدون هیچ استثنایی، بتوانند تریبونی مخصوص خود داشته باشند، قاعدتاً افراد بسیاری از پایینِ منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و فرهنگ و حتی سلامت روانی هم تریبون دارند و چون چنین افرادی توجه بیشتری به خود جلب می کنند، لاجرم مشهورتر می شوند و باعثِ ننگِ نامِ «سلبریتی».

*

اما به گمانم، هر چند همه این عوامل را دخیل می دانم، دلیلِ «هنجاری» ای هم در کار است. در واقع، حتی کسانی که از بالای منحنیِ نرمالِ سواد و هوش و سلامت روانی به عرصه شهرت پا گذاشته اند، به تدریج به خاطر طبیعتِ فضای مجازی تغییر می کنند، چه این تغییر آگاهانه باشد و چه نا آگاهانه. این پدیده شناخته شده ای است که اگر نویسنده ای یا فیلمسازی فیلم موفقی بسازد، بعد از آن برایش بسیار دشوار خواهد بود که مسیر دیگری در پیش بگیرد و تمایل خواهد داشت همان مسیر را تکرار کند و در نتیجه به مرور ارزش و اهمیت خود را از دست خواهد داد.

اما اینجا و در آخرین بخش این یادداشت می خواهم بر نکته دیگری تاکید کنم، این که «سلبریتی» ها یا «اینفلوئنسر» ها، بعد از چشیدنِ لذتِ شهرت، دیگر نمی خواهند این موقعیت را از دست بدهند و به همین دلیل خود را به جریانِ آب می سپارند. نمونه این پدیده را به آسانی می توان در اینستاگرام یا تلگرام یافت. بازیگر یا کارگردان یا نویسنده ای که به ضرورت رنگِ «پروفایلش» را بنفش می کند، در موقعیتی به تندی از پلیس انتقاد و در موقعیت دیگری به تندی از او حمایت می کند، با فیلترینگ مخالفت می کند و به دولتی که در زمان انتخابات برایش سینه چاک کرده به خاطر قیمت ارز به تندی می تازد، بدون این که ذره ای در هر یک از این امور سررشته ای داشته باشد.

این البته به این معنا نیست که شخص نمی تواند نظر خود را تغییر دهد، هر انسان عاقلی متناسب با شرایط به هرچیزی واکنش نشان می دهد، اما عقلِ روزمره به انسان ها نشان می دهد که کجا تغییرِ موضع است و کجا ریاکاری و سوار شدن بر موج. در واقع، به نظر می رسد که یکی از مهم ترین، اگر نه مهم ترین، دلایلی که باعث شده واژه «سلبریتی» بار منفی پیدا کند این است که مردم، که معمولاً شامه تیزی در این موارد دارند، فهمیده اند که قرار است فقط سرشان کلاه گذاشته شود و طرفشان ارزشی برای حرفِ یک ساعت پیش خود هم قائل نیست.

همین است که همین واژه «سلبریتی» در ایران تبدیل به ناسزا می شود، اما در امریکا یا اروپا واژه ای است کاملاً خنثی که به جمعی اشاره می کند که به هر دلیلی مشهور یا محبوب هستند و زندگی خصوصی شان هم برای مردم جذاب است، اما گمان نمی کنم اگر فکر کنیم تعداد زیادی از مواردی را به یاد بیاوریم که یک سلبریتی هالیوودی هر هفته بیانیه ای سیاسی یا انتقادی صادر می کند.

*

خلاصه کلام این که همیشه در جامعه نشانه هایی هست که به ما نشان می دهد چه اتفاقاتی زیر پوست جامعه جریان دارد و تغییر بار معنایی کلمات یکی از قوی ترینِ این نشانه ها است. اگر زمانی روشنفکران باید این را جدی می گرفتند که واژه «روشنفکر» به عنوان ناسزا به کار می رود و فکری به حال آن چه بر پرنسیپِ آن ها می رود می کردند، شاید امروز چنین جایگاه خود را از دست نمی دادند و اگر امروز، سلبریتی ها جز تغییرِ نامِ خود کاری نکنند، سرنوشتِ واژه «اینفلوئنسر» هم بهتر از «سلبریتی» نخواهد بود.

چالش لودگی در فضای مجازی

سه شنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ق.ظ | ۰ نظر

فضای مجازی و شبکه های اجتماعی جدا از رهاوردهای مثبت، در چند سال اخیر خطوط قرمز اخلاقی، اعتقادی و عرفی را در فرهنگ ایرانی جابه جا کرده و برخی رفتارهای ناپسند را به سوی عادی سازی سوق داده است.

به گزارش گروه تحلیل، تفسیر و پژوهش های خبری ایرنا، مفاهیم اخلاقی، شرعی و عرفی که تا چندی پیش در جامعه تابو و ممنوع تلقی می شد، اکنون با رخنه بی حد و مرز شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام و تلگرام در جامعه و روابط اجتماعی و خانوادگی به رفتاری عادی تبدیل شده است. برخی از این رفتارها به شکلی بیمارگونه در حال رشد هستند. شخصیت های هنجارشکن در صفحه های اجتماعی مجال جولان یافته اند. اگرچه هستند در این میان افراد و گروه هایی که با دغدغه های فرهنگی و زیست محیطی در حال فرهنگ سازی و آموزش به مخاطبان هستند و تا اندازه ای نیز در این زمینه موفق بوده اما گویا بخش زیادی از این فضا به رواج رفتارهای ناپسندی چون زیرپاگذاشتن شرعیات و عرف، تهدید، ناسزاگویی، تظاهر، دروغ، مصرف گرایی و فساد اخلاقی اختصاص یافته است.
نمونه چنین رفتارهایی کم نیستند. جایی که لودگیِ بیشتر، لایک و کامنت بیشتری می گیرد، مردان لباس زنانه می پوشند و ویدئوهایی برای خنداندن مردم می سازند، زنان نیز به ابزاری برای تبلیغات و جلب مخاطب تبدیل شده اند، مسخره کردن دیگران بامزه تلقی می شود، شاخ های مجازی دنبال کننده (فالوئر) های بیشتری دارند، آنجا که ایرانیان به صفحه شخصی یک داور یا بازیکن فوتبال حمله کرده و اعتراض خود را با انواع ناسزا اعلام می کنند، آنجا که انواع مطالبِ به ظاهر طنز را موشکافی کرده و می بینیم در پس آن عادی سازی یک بی اخلاقی یا کم اهمیت ساختن اعتقادات دینی نهفته است، آنجا که والدین یک کودک بدون توجه به بازتاب های فرهنگی و تربیتی برای فرزندان خود صفحه های عمومی ساخته و تصاویر خصوصی خود را با هزاران نفر به اشتراک می گذارند، جایی که بخش زیادی از اختلافات خانوادگی، طلاق و بزهکاری ها به فضای مجازی و ارتباطات غیراخلاقی در پسِ آن ختم می شود. همه و همه پیامدهایی است که به واسطه نفوذ بیش از حد شبکه های اجتماعی نصیب خانواده و فرهنگ ایرانی شده است. جست وجوی چرایی افزایش آسیب های فضای مجازی ما را به عوامل متعددی می رساند.
ورود هر فناوری به جوامع به ویژه کشورهای در حال توسعه با آسیب هایی همراه است مگر اینکه همزمان یا زودتر از ورود، فرهنگ استفاده درست آن نیز آموزش داده شود. ورود شبکه های اجتماعی به ایران با نوعی تاخر فرهنگی همراه بود. تاخیر فرهنگی به معنای فاصله میان ابزار فرهنگی و شیوه مناسب استفاده از آن است. همین مساله بر میزان و گستردگی آسیب های آن افزود. کلاهبرداری های اقتصادی بخشی از آن بود که اکنون با آگاه سازی و هشدارهای پی درپی نیروی انتظامی و پلیس فتا شیوه های کلاهبرداران در این فضا رو شده و آمار آن به طور چشمگیری کاهش یافته است. حضور بدون محدودیت و آموزش کودکان و نوجوانان در این فضا نیز خود معضلی بزرگ است که نهادهای تربیتی خانواده و آموزش و پرورش تنها متولیانی هستند که می توانند آنان را از گزند آسیب های در امان نگه دارند.
سطحی نگری آسیب دیگر فضای مجازی برای افراد فعال در این فضا است. فضایی که انسان را از کتاب خوانی، تفکر عمیق و گفت وگوهای علمی و فلسفی دور می سازد. برای همین روز به روز سرانه کتاب خوانی در کشور و تیراژ کتاب ها و نشریات پایین می آید. افراد ترجیح می دهند ساعت ها روی مبل نشسته و در شبکه های اجتماعی گشت بزنند تا اینکه در یک رویداد یا نشست علمی حضور یابند.
یک سر دیگر گسترش چنین معضلاتی به انبوه مخاطبانی بازمی گردد که سلیقه آنان تا تماشای لودگی های یک جوان فراری به ترکیه یا الگوبرداری از تجملات ساختگی و غیرواقعی یک شاخ اینستاگرام تنزل یافته است. غافل از اینکه بخش زیادی از وقت و پول را پای تماشای تصاویر و ویدئوهایی می گذارند که نه تنها ذره ای آگاهی و پیشرفت علمی نصیب شان نمی کند بلکه ناخواسته تمایل به زیر پاگذاشتن اخلاقیات در آنان تقویت می شود. برای مبارزه با چنین مخاطبانی چندی پیش هشتگ «احمق ها را معروف نکنیم» در فضای مجازی راه اندازی شد. دنبال نکردن صفحه های مبتذل که گردانندگان آن با لودگی به دنبال اشاعه بی اخلاقی و جلب تایید دیگران برای کسب درآمد هستند، مناسبت ترین راه برای مقابله با این معضل است.
جای خالی برنامه ریزی برای استفاده از اوقات فراغت و کمبود امکانات تفریحی و رفاهی نقش مهمی در اختصاص وقت بیش از اندازه افراد به فضای مجازی دارد. این شرایط در شهرهای کوچک بحرانی تر است چرا که در سال های اخیر شاهد ساخت مرکز و اماکن تفریحی در کلانشهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز و مشهد بوده ایم. فراهم آوردن امکانات تفریحی و فرهنگی برای گذران اوقات فراغت مردم را از این فضا دورساخته و به حضور در فضاهای جمعی مجبور می سازد.
در یک کلام شبکه های اجتماعی فرهنگ ایرانی، اخلاق، باورهای دینی و هویت ملی را نشانه رفته اند. مولفه های ارزشمند اخلاقی مانند ادب، احترام، دینمداری، عرق ملی، صداقت و ساده زیستی جای خود را به توهین، مصرف زدگی، تجملات، دروغ، لودگی و ناسزاگویی داده است. بنابراین، تشخیص سره از ناسره در فضای مجازی و ایجاد مرزهای اخلاقی و فرهنگی در استفاده از این فضا، تنها با آگاهی بخشی و آموزش شیوه استفاده از فناوری امکان پذیر خواهد بود.
به طور کلی در بحث آسیب های اجتماعی و فرهنگی برای به نیل به پیشگیری، مقابله و راهکار باید دست به دامن آموزش و آگاهی شد. در مورد آسیب های فضای مجازی و مقابله با گسترش فرهنگ لودگی در این فضا، باید با آموزش و هشدار نسبت به عواقب آن افراد را در به کارگیری از این فضا هوشیار ساخت. در این رابطه مسئولان فرهنگی، برنامه ریزان آموزشی و فعالان شورای عالی فضای مجازی بار بزرگی بر دوش دارند تا با تقویت هویت فرهنگی و ملی کودکان در مدارس و آموزش استفاده درست از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، تا حد امکان جامعه را از آسیب های آن مصون نگه دارند. بی شک مقابله قهری با چنین فضاهایی نه تنها آسیب ها را کاهش نخواهد داد بلکه افراد را به استفاده از آن به طرز بی رویه ای ترغیب خواهد کرد.

2018: سال سانسور رسانه‌های اجتماعی

يكشنبه, ۲ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند.

 سال 2018 با کارزاری بین المللی برای سانسور اینترنت آغاز شده است. نباید چندان تعجب آور باشد که این اتفاق از قبل نیز در دست انجام بوده است. نشانه های آن نیز به وضوح قابل مشاهده بود. هم اکنون در سراسر جهان غول های فناوری درحال دریافت درخواست های سیاسی از سوی دولت ها برای اعمال محدودیت در آزادی بیان هستند. کنوانسیون حقوق بشر اروپایی مثل بسیاری توافقات دیگری که در آمریکا به این سرنوشت دچار شده اند، در انگلیس درحال کنار گذاشته شدن است. تلاشی همه جانبه برای بستن دهان رسانه های اجتماعی و کارکرد آنها در جریان است.

انگلیس از هیچ نظر یک سرمشق کامل برای این  فضیلت به حساب نمی آید. سپتامبر گذشته ترزا می غول های رسانه های اجتماعی را تهدید کرد که آنها باید محتوایی را که مورد تایید دولت نیست از سایت های خود بردارند. البته این کار با نام قرار دادن تروریسم در صدر فهرست و به عنوان محرک اصلی این درخواست ها آغاز شد، اما کار به همین جا پایان نگرفت. دیوید کامرون می خواست محتوایی را که می توانستند با شورشگری مرتبط باشند ممنوع کند. سپس نوبت به فعالیت های مجرمانه رسید.

سرویس خبری مالی بلومبرگ  مطلبی تحت عنوان «به سال 2018 خوش آمدید: سال سانسور رسانه های اجتماعی» منتشر کرد که با این جملات آغاز می شود: «در سال جاری اصلا به این خیال نباشید که رسانه های اجتماعی خدمات محوری خود را یعنی یک پلتفرم سانسور نشده برای هر دیدگاه قابل تصوری ارائه دهند. سانسور پیشاپیش آغاز شده است و در حال شدیدتر شدن نیز هست.»

تحولاتی که در چند روز گذشته شاهد بوده ایم عبارتند از:

- روز اول ژانویه دولت آلمان «قانون تشدید نظارت های شبکه» را به اجرا گذاشت که تهدید می کند شرکت های رسانه های اجتماعی اگر بلافاصله محتوایی که قابل اعتراض تلقی می شود، از سایت های خود حذف نکنند تا 50 میلیون دلار جریمه شوند. هم گروه های تجاری آلمان و هم سازمان ملل هشدار داده اند که این قانون به شرکت های فناوری انگیزه های لازم را برای محدود کردن آزادی بیان تضمین شده خواهد داد.

- روز سوم ژانویه امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه در گامی دیگر برای محدود کردن بیشتر آزادی بیان در قالب تهمیدات سختگیرانه ای که در شرایط اضطراری به اجرا گذاشته می شود، قول داد ممنوعیتی را در طول چرخه های انتخاباتی در مورد چیزی که «اخبار جعلی» نامیده می شود، به اجرا بگذارد. این حرکت ها از سوی فرانسه و آلمان به از سرگیری درخواست هایی برای اجرای یک قانون سانسور در کل اتحادیه اروپا انجامیده است.

- روز 28 دسامبر نیویورک تایمز گزارش کرد که فیس بوک حساب کاربری رمضان کادیروف سرکرده جمهوری چچن را تحت این عنوان که او به فهرست تحریم های آمریکا اضافه شده، حذف کرده است. همانطور که اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا خاطر نشان کرده، این کار سابقه ای را می گذارد که به طورکلی این آزادی عمل را به دولت آمریکا می دهد که صرفا با قرار دادن نام افراد در یک فهرست تحریم های اقتصادی، راه آزادی بیان را در سراسر جهان سد کند.

- فیس بوک همچنان به بستن حساب های کاربری فلسطینی ها ادامه می دهد و به درخواست مقامات اسرائیلی بیش از 100 حساب کاربری را حذف کرده است.

این اقدامات در پی تصمیمی صورت گرفته اند که از سوی دولت ترامپ برای از بین بردن بی طرفی اینترنت اتخاذ شده و به شرکت های فناوری مجوز سانسور و سد کردن دسترسی به وب سایت ها و خدمات را می دهد.

در ماه آگوست وب سایت ورلد سوسیالیست برای اولین بار گزارش داد که بزرگ ترین موتور جستجو(یک سرنخ: نام این موتور با گ شروع می شود) در حال سانسور کردن وب سایت های دست چپی و ضد جنگ پیشرو هستند. این شرکت با اعمال تغییراتی در الگوریتم های جستجوی خود مدعی شده که از نظر سیاسی بی طرف است و هدف آن فقط ارتقا دادن «محتوای موثق تر» و  کاستن از «گمراه کردن های فاحش، کم کیفیت، اهانتگر یا اطلاعات غلط است.»
سایت های بی شمار دیگر همچنان کاهش شدید سطح ترافیک جستجو را در سراسر سال گذشته گزارش می دهند و نشانه های چندانی دال بر تغییر این وضعیت به چشم نمی خورد. این تاکتیک ها در نهایت سایت های مستقل بیشتر و بیشتری را وادار به خروج از این میدان خواهد کرد.

بلومبرگ در ادامه می گوید: «حجم فزاینده ای از تحقیقاتی وجود دارد که مدل های کسب و کار پلتفرم های اینترنتی، عاملی  موثر در گسترش اخبارجعلی و همچنین نظرات نفرت پراکنانه هستند. قانونگزاران باید به جای  هدر دادن وقت بر سر تک و توک موارد در آلمان و هرجای دیگر، به شالوده اصلی این مشکل یعنی گمنامی  بپردازند. بدون این کار فیس بوک های جهان روزگار بسیار دشوارتری را در  افزایش دادن شمارکاربران خود، اجتناب از پاسخگویی حقوقی بابت محتوای منتشره و تداوم پول درآوردن از محتوایی که خودشان درخلق آنها کمک نمی کنند، خواهند داشت. محدودیت های سانسور گزینشی و توانایی اوباش اینترنتی مزدبگیر و فعالان ثابت قدم برای عبور از آن در سال جاری و در کنار آن نیاز به یافتن راه هایی بهتر جهت حصول اطمینان از اینکه شرکت های رسانه های اجتماعی به صف رسانه های مسئول می پیوندند، آشکارتر خواهد شد.»

به گزارش الف سایتwsws.org  می نویسد: «اکنون هیچ کس نمی تواند ادعا کند که غول های بزرگ فناوری، در هماهنگی نزدیک و فعالانه با دولت های کشورهای قدرتمند و سازمان های اطلاعاتی، در حال پیش بردن یک کارزار گسترده و سیستماتیک برای اعمال سانسور در اینترنت نیستند.»
نخبگان حاکم در سراسر جهان، از طریق تلاش برای خفه و سرکوب کردن آزادی بیان در اینترنت در کسوت نادرست مبارزه با «اخبار جعلی» و «تبلیغات بیگانه»، در حال برخورد کردن با این فشار تکنولوژیک هستند. و مشکل این است که طرف برنده این بازی هم آنها خواهند بود.
در برابر تلاش ها برای مهار و کنترل رسانه های اجتماعی و آزادی بیان باید مقاومت کرد، اما در این مقاومت هیچ نشانه ای از قد علم کردن در برابر این چالش دیده نمی شود.

نوشته: سایت ترو پابلیکا

حتی اگر هرگز عضو فیس بوک نبوده باشید یا برای مدت طولانی وارد حساب کاربری خود در فیس بوک نشده باشید، این شبکه اجتماعی باز هم فعالیت ها و اقدامات شما در جهان مجازی را ردگیری می کند.

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از بیزینس اینسایدر، مشکل جدی این است که راه حلی قطعی و اطمینان آور برای متوقف کردن جاسوسی های فیس بوک از کاربران جهان مجازی وجود ندارد و مدیران این شبکه اجتماعی برای جمع آوری اطلاعات از فعالان اینترنتی به هر شیوه ممکن متوسل می شوند.

به گفته دیوید بیسر رئیس واحد مدیریت تولید شرکت فیس بوک،این شبکه اجتماعی کاربرانی را که از وب سایت های مختلف استفاده می کنند یا کاربر برنامه های تلفن همراه گوناگون هستند، زیر نظر دارد و بر مبنای لایک ها و به اشتراک گذاری های کاربران اطلاعات مفصلی در مورد شخصیت و ویژگی های اخلاقی و حرفه ای افراد جمع آوری می کند.

تعداد زیادی از برنامه های یادشده به کاربران امکان می دهند با استفاده از اطلاعات کاربری خود در فیس بوک از امکاناتشان استفاده کنند و از همین رو دسترسی به حجم بی سابقه ای از داده ها به همین شکل ممکن می شود.

به گفته بیسر، وقتی که کاربری از یک سایت بازدید کرده یا یک app را باز می کند، فیس بوک هم اطلاعات مربوط به آن را دریافت می کند؛ حتی اگر آن فرد در شبکه اجتماعی مذکور حساب کاربری نداشته باشد.

یکی دیگر از اطلاعاتی که توسط فیس بوک جمع آوری می شود، آدرس آی پی یا پروتکل اینترنتی فرد است. اطلاعات مربوط به سیستم عامل مورد استفاده و تاریخچه استفاده از مرورگر هم به همین شکل به دست فیس بوک می افتد. آدرس آی پی برای شناسایی موقعیت جغرافیایی فرد مورد استفاده قرار می گیرد و اطلاعات کوکی ها هم تاریخچه بازدید از وب سایت های مختلف را در اختیار فیس بوک قرار می دهد.

به گفته سخنگوی فیس بوک، افرادی که کاربر آن نیستند نمی توانند دریابند این شبکه اجتماعی چه اطلاعاتی را در مورد آنها جمع آوری می کند و قادر به متوقف کردن این روند هم نیستند. علت این مساله آن است که آنها در فیس بوک حساب کاربری ندارند. در واقع فیس بوک از این طریق تلاش می کند کاربران را به طور مستقیم به بازکردن حساب در شبکه اجتماعی یادشده ترغیب کند.

بدیهی است که فیس بوک نمی تواند از اطلاعاتی که از کاربران غیرعضو جمع آوری کرده برای نمایش آگهی های تبلیغاتی استفاده کند و این نوع رفتارها محدود به کسانی است که در فیس بوک عضویت دارند. به گفته سخنگوی فیس بوک، این شرکت از طراحی نمایه مخفی یا سایه هم برای افراد غیرعضو در فیس بوک بر اساس فعالیت های عمومیشان خودداری می کند.

سخنگوی فیس بوک در این مورد گفته است: اگر شما کاربر فیس بوک نباشید، ما می توانیم شما را بر اساس چنین اطلاعاتی شناسایی کنیم یا از این اطلاعات برای شناسایی هویت شما استفاده کنیم. اما فیس بوک می تواند به شیوه های مختلف افراد را به عضویت ترغیب کند. این شرکت همچنین می تواند داده های انبوه جمع آوری شده در مورد کاربران را در اختیار مدیران سایت ها و appها قرار دهد تا آنها در مورد تعداد کاربران خدمات وابسته به خود و غیره اطلاعات بیشتری کسب کنند. از این لحاظ فیس بوک مانند یک شرکت خدمات تحلیلی تحت وب عمل می کند.

اما موضوع در مورد کاربران فیس بوک که وارد این سایت نشده اند، اما از برنامه های تلفن همراه و وب سایت های مختلف استفاده می کنند، متفاوت است. فیس بوک نه تنها فعالیت های این افراد را ردگیری می کند، بلکه این فعالیت ها را با حساب های کاربری آنان مرتبط می سازد و از  مجموعه این اطلاعات برای ارسال آگهی های هدفمند برای کاربران بهره می گیرد.

اگر چه کاربران با استفاده از بخش تنظیمات فیس بوک می توانند جلوی انتقال اطلاعات جمع آوری شده از خود برای نمایش آگهی های هدفمند را بگیرند، اما نمی توانند به طور کلی مانع از جمع آوری کل این اطلاعات شوند و فیس بوک به هر حال اطلاعات خصوصی مربوط به نحوه استفاده از سایت ها و خدمات مختلف را جمع آوری می کند. البته می توان با استفاده از برخی برنامه های بلوکه کننده ردگیری های اینترنتی جلوی سوءاستفاده گسترده از اطلاعات خصوصی کاربران را گرفت.

شگرد شبکه‌های اجتماعی در ترویج مواد مخدر

دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

کارشناسان ارشد حوزه انتظامی و مبارزه با مواد مخدر نسبت به نقش پررنگ شبکه های اجتماعی در اعتیاد جوان ها و تبلیغات دروغین آن ها هشدار می دهند.

بر اساس آمار، ۳  آسیب اعتیاد، طلاق، فقر و بیکاری درصدر آسیب‌های امروزی جامعه قرار دارند. در این میان کاهش سن اعتیاد در کشور و ورود مواد مخدر جدید، موضوعی است که باعث نگرانی مسئولان ذی ربط شده است.

پیش از این اعتیاد بیشتر در میان طبقه محروم جامعه رواج داشت؛ طبقه ای که عمدتا به دلیل فقر فرهنگی و اجتماعی به سمت آسیب ها گرایش پیدا می کردند اما بر اساس آمارهای موجود با وجود آنکه محرومین و نیازمندان و افراد ناآگاه و کم‌سواد بیشتر در معرض اعتیاد هستند اما اعتیاد در تمام گروه‌ها و طبقات اجتماعی از نیازمندان و توانگران، تحصیلکرده‌ها و غیرتحصیلکرده‌ها، شیوع داشته و رو به گسترش است. در این میان کارشناسان معتقد هستند که مواد مخدر جدید و تبلیغات پیرامون آن ها باعث شده است که نوجوان ها و اقشار تحصیل کرده نیز به دام استفاده از مواد مخدر بیفتند.

به اعتقاد کارشناسان، آموزش مهارت های زندگی در سنین پایین و آشنا کردن نوجوان ها با مواد مخدر جدید و شیوه های تبلیغی آنها، مهمترین راه مبارزه اجتماعی با اعتیاد است.

 

قدرت نه گفتن را به نوجوان ها بیاموزیم

سردار منتظرالمهدی در نشست خبری خود بیان کرد: برای سالم سازی جامعه باید قدرت (نه گفتن) به پیشنهادهای آسیب زا را در نسل جوان تقویت کنیم چرا که آسیب های اجتماعی جزء لاینفک زندگی در جوامع بشری است و نمی توان اثرات آن را نادیده گرفت.

معاون اجتماعی ناجا خاطرنشان کرد: خانواده و مدرسه از مهمترین پایگاه های تقویت شخصیت افراد هستند و آموزش های این دونهاد تعیین کننده آینده و سرنوشت نسل جوان کشور هستند.

وی تاکید کرد: پیشگیری از آسیب های اجتماعی یکی از اولویت های ناجا در تحقق منویات مقام معظم رهبری (مدظله العالی) است و پلیس دراین خصوص برنامه های متعددی دارد.

معاون اجتماعی ناجا افزود: باید مهارت تاب آوری روانی را در برابر مسائل و مشکلات در نسل جوان تقویت کنیم تا در برابر آسیب های اجتماعی واکسینه شوند.

سردار رحیمی رئیس پلیس پایتخت نیز در گفتگو با خبرنگار مهر بر قدرت «نه» گفتن تاکید کرد و گفت: با توجه به گردش مالی بسیار بالا در حوزه مواد مخدر و نوآوری های فراوان قاچاقچیان در این عرصه،‌ ما باید گام اصلی را در پیشگیری و آموزش قرار دهیم، در قدرت «نه» گفتن به پیشنهادهای نادرست.

وی افزود: در این زمینه نقش خانواده ها بسیار حائز اهمیت است. خانواده ها باید با هشیاری نسبت به این مسائل ورود کنند.

 

شبکه های اجتماعی و اغفال نوجوان ها

سردار منتظر المهدی معاون اجتماعی نیروی انتظامی با اشاره به فعالیت شبکه های اجتماعی تاکید کرد: مسدود شدن روزانه حدود ۲۰۰ کانال که در حوزه انواع جرایم فعالیت می کنند نشان از چیره دستی پلیسی دارد که پشت پرده دستان ناپاک را آشکار کرده و نقاب از رخ شیادان بر می دارد؛ هر چند که ضرورت ارتقاء دانش رسانه ای و سواد فضای مجازی کاربران برای ناکام ماندن مجرمان کاملا احساس می شود.

وی با بیان این که در فضای مجازی، ۴۶ درصد از جرایم در تلگرام و ۲۵ درصد در اینستاگرام رخ می دهد، گفت: بیشترین جرایم در حوزه کلاهبرداری های مالی و برداشت های غیرمجاز با ۳۵ درصد است؛ در مرحله دوم فروش و تبلیغات مواد مخدر قرار دارد که در این زمینه شناسایی و برخورد با ۳ هزار و ۳۲۰ کانال، گروه و سایت از جمله فعالیت های مردان تیز بین پلیس فتاست که مجرمان حقیقی در پس فضای مجازی را  به طرفه العینی شکار می کنند.

این روزها بر اساس آماری که پلیس اعلام می کند، سوداگران مرگ و فروشندگان مواد مخدر، بر روی شبکه های مجازی تمرکز کرده اند و با توجه به گرایش جوان ها به این فضا، هر روز نیز بر میزان فعالیت آن ها در این شبکه ها افزوده می شود.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر نیز در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به تغییری که در الگوی مصرف مواد مخدر درحال شکل‌گیری است، گفت: این تغییر رفتار را می توان در رواج مخدرهای جدید و گرایش به مصرف مخدری مانند گل که یکی از مشتقات گیاه شاهدانه است مشاهده می‌شود.

سرهنگ بخشنده ادامه داد: متاسفانه با رشد روز افزون شبکه های اجتماعی در فضای مجازی، افرادی شیاد از این طریق قصد فروش مواد مخدر در این شبکه ها را دارند که به صورت روزانه شاهد تبلیغات دروغین آن ها در سایت ها هستیم.

وی توضیح داد: گرایش به سمت استفاده از این ماده قابل توجه است و می توان گفت حدود ۱۲ درصد کشفیات ما را این ماده مخدر به خود اختصاص داده است. این مواد جدید، چون در داخل کشور تولید می‌شوند، سختی‌های مواد سنتی را برای رسیدن به تهران ندارند، چرا که خیلی از آن‌ها حتی در اطراف تهران یا پایتخت تولید می‌شوند.

سرهنگ محمد بخشنده به شبکه‌های اجتماعی اشاره کرد و گفت: پروسه تولید مواد مخدر جدید کاملا متفاوت است و حتی توزیع آن نیز آهسته آهسته به سمت شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی می‌رود ما موارد بسیاری از دستگیری ها را داریم که در شبکه های اجتماعی نسبت به فریب نوجوان ها اقدام کرده اند .

وی افزود: با توجه به تبلیغات گسترده، اثرگذاری شبکه‌های اجتماعی و دوره حساس آغاز جوانی، این خانواده‌ها هستند که نباید از مسئولیت شانه خالی کنند و برای شناخت مواد مخدر جدید، شناخت آثار آن‌ها و برای فرزندانشان وقت بگذارند.

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران بزرگ، با بیان اینکه کارشناسان فتای پلیس مبارزه با مواد مخدر فاتب، به صورت شبانه روزی فضای مجازی و شبکه های اجتماعی را برای شناسایی سوداگران مرگ در فضای مجازی، رصد می کنند، تصریح کرد: در صورت مشاهده موارد خلاف و موضوعات مجرمانه در زمینه تبلیغ و یا فروش مواد مخدر و روانگردان در فضای مجاری، با متخلفان برابر قانون و مقتدرانه برخورد خواهد شد.

وی ادامه داد: کارشناسان فضای سایبری این پلیس با رصد های مدام و مستمر خود سعی می کنند ضمن ایجاد امنیت در فضای مجازی از آسیب های موجود در این فضا که جوانان و به ویژه خانواد های آنان را تهدید می کند پیشگیری نمایند.

 

باید از ظرفیت شبکه های مجازی برای بازدارندگی بهره برد

رئیس پلیس مبارزه با مواد مخدر تهران در گفتگو با خبرنگار مهر با بیان این مطلب که شبکه های مجازی و تبلیغات می تواند در زمینه کاهش مصرف هم مفید باشند و نیاز به برنامه ریزی ویژه در این زمینه داریم گفت: نمی توان چشم را بر آثار چشمگیر تبلیغات منفی درباره این مواد بست. به عنوان مثال بر اساس آمار، کشفیات ما در حوزه قرص اکس و کراک به دلیل تبلیغات منفی تقریبا به صفر رسیده است.

سرهنگ بخشنده ادامه داد: وقتی از معتادان می پرسیم چرا دیگر سراغ کراک نمی روید می گویند چون بدن آدم کرم می زند. تاثیر این موضوع به حدی بوده که کراک الان به تاریخ پیوسته است. به همین دلیل نگاه ما ورود جدی تر خانواده ها از یکسو و توجه به نقش ها و اثرگذاری های شبکه های اجتماعی برای آگاه سازی جوان ها و نوجوان هاست.

سردار احمدرضا رادان رئیس مرکز مطالعات راهبردی نیروی انتظامی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر عنوان کرد: نیروی انتظامی، قوه قضائیه، جامعه و مدرسه، همگی در این زمینه نقش دارند اما خانواده نقش اصلی را دارد چرا که خانواده کودک را به مدرسه و جامعه راهی می کند و او را از جامعه و مدرسه تحویل می گیرد. نتیجه این است که خانواده ها اول باید این موضوع را بفهمند، آموزش بگیرند، شاخص ها، علائم و مسیرها را بیاموزند و همراه فرزندانشان باشند.

سردار رادان تاکید کرد: خانواده هایی که فرزندان را فقط به مدرسه و جامعه می سپارند و از خودشان غافل می شوند معمولا آسیب می بینند. نقش اول و پله اول با خانواده است و گام اول همیشه تاثیرگذارترین است؛ خانواده ها نباید این موضوع را فراموش کنند. خانواده ها باید با شناخت از مواد مخدر جدید و تاثیر آن ها، و همچنین رصد کردن شبکه های اجتماعی بویژه شبکه هایی که فرزندانشان در آن ها عضو هستند، نقش اصلی را در بازدارنگی ایفا کنند.

واقعیت این است که با توجه به گسترش اعتیاد در قشر جوان و نوجوان و گرایش این قشر به مواد مخدر جدید، مسوولان و دستگاه‌های دست اندرکار مبارزه با مواد مخدر باید به نقش پررنگ خانواده‌ها برای تحقق رویکرد اجتماعی مقابله با اعتیاد بپردازند؛ امروزه شبکه های اجتماعی برای حضور خانواده‌ها در این مسیر مهم می توانند بهتر عمل کنند و ضرورت دارد مطالب آموزشی، پیشگیری، مقابله و درمان از طریق این شبکه ها به آنها اطلاع‌رسانی شود.

بر اساس نتایج پژوهشی جدید، استفاده زیاد از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌تواند اثرات متفاوتی روی بهزیستی نوجوانان داشته باشد. بنا بر این نتایج، استفاده از رسانه‌های اجتماعی در ده‌سالگی می‌تواند به‌زیستی را در دختران نوجوان کاهش دهد.

به گزارش ایسنا، به نقل از BMC Public Health، پژوهشگران در دانشگاه اسکس و UCL رابطه‌ای میان افزایش زمان صرف شده در شبکه‌های اجتماعی در اوایل نوجوانی (10 سالگی) و کاهش به‌زیستی در اواخر نوجوانی (10 تا 15 سالگی) در دختران نوجوان یافته‌اند.

دکتر کارا بوکر، یکی از پژوهشگران فوق، در این خصوص می‌گوید: «یافته‌های ما نشان می‌دهند که نظارت بر تعاملات اولیه در رسانه‌های اجتماعی، به‌خصوص برای دختران، اهمیت زیادی دارد. چراکه این موضوع می‌تواند بعدها در به‌زیستی آن‌ها در دوران نوجوانی و شاید حتی در طول بزرگ‌سالی تاثیر بگذارد.»

نویسندگان این مقاله دریافته‌اند که دختران نوجوان، بیشتر از پسرها از رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند و تعاملات افراد فوق در چنین رسانه‌هایی، با افزایش سن هم در دختران و هم در پسران افزایش می‌یابد.

در پژوهش مورد اشاره، حدود نیمی از دختران در سن 13 سالگی، روزانه بیش از 1 ساعت در رسانه‌های اجتماعی تعامل می‌کردند، ولی در پسران این رقم، یک‌سوم بود.

در سن 15 سالگی، هر دو جنس استفاده از رسانه‌های اجتماعی را افزایش دادند اما دختران هنوز هم بیشتر از پسران از رسانه اجتماعی استفاده می‌کردند. بر این اساس، 59درصد از دختران و 46 درصد از پسران روزانه یک ساعت یا بیشتر، از رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کردند.

نتایج بررسی‌های تیم پژوهشی نشان داد که به‌زیستی در طول نوجوانی، هم در پسران و هم در دختران کاهش یافت و این از نمرات شادی و دیگر جنبه‌های بهزیستی منعکس گردید.

دکتر بوکر می‌گوید: «بااین‌حال در پسران، رابطه‌ معنی‌دار و قابل‌توجهی میان استفاده از رسانه‌های اجتماعی و به‌زیستی یافت نشد. لذا دیگر عوامل، مانند مقدار زمانی که صرف بازی می‌شود، می‌تواند با کاهش مشاهده‌ شده در به‌زیستی پسران ارتباط داشته باشد.»

در این مطالعه، از داده‌هایی استفاده شد که از سال 2005 تا 2009 جمع‌آوری شدند و نشان می‌دادند که به‌طورکلی 9.859 نوجوان انگلستانی بین 10 تا 15 ساله، در یک روز عادی که به مدرسه می‌روند چند ساعت را صرف تعامل در سایت‌های رسانه‌های اجتماعی می‌کنند.

محققان دریافتند که در طول نوجوانی، نمرات شادکامی دختران تا حدود سه نمره، از 36.9 به 33.3 و نمرات شادکامی پسران دو نمره، از 36.02 به 34.55 افت کرد. پژوهشگران نتیجه گرفتند اگرچه به‌زیستی کلی برای هردوی آن‌ها، کاهش می‌یابد، ولی این کاهش در دختران به‌طور قابل‌توجهی بیشتر است.

این یافته‌ها، بار دیگر اهمیت مراقبت بیشتر از نوجوانان بالاخص دختران را در مقابل استفاده بیش‌ازحد از شبکه‌های اجتماعی، نشان می‌دهد

رئیس پلیس پایتخت گفت: ارتکاب بیشترین جرایم فضای مجازی در بستر شبکه های اجتماعی صورت گرفته است.

به گزارش مهر، رئیس پلیس پایتخت گفت: بیشترین جرایم فضای مجازی در بسترشبکه های اجتماعی رخ داده است.

سردار حسین رحیمی اضافه کرد: سال گذشته فراوانی پرونده های متشکله در پلیس فتای تهران بزرگ مربوط به هتک حیثیت، نشر اکاذیب و کلاهبرداری های رایانه ای بوده است.

وی افزود: پلیس فتای پایتخت در سالی که گذشت موفق به کشف ۷۱ درصدی جرایم ارتکابی گردید.

سردار رحیمی تاکید کرد: شهروندان در محافظت ازحریم خصوصی خود در فضای مجازی هوشیار باشند.

به‌جای اینستاگرام، در گوگل بچرخید

پنجشنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۷، ۱۲:۳۲ ب.ظ | ۰ نظر

ست استفنز-دیویدویتز (نیویورک تایمز) - وقتی در شبکه‌های اجتماعی، مخصوصاً اینستاگرام یا فیس‌بوک، پرسه می‌زنیم، اغلب افسرده می‌شویم. همه در حال خوش‌گذراندن و تفریح و خرید وسایل جدید هستند و ما درگیر بیماری و خستگی و کار بی‌پایان.

اینترنت ما را به جان هم می‌اندازد؟

چهارشنبه, ۸ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

نیکلاس کار، بوستون گلوب — روز یکشنبه، عید پاک، مردی در شهر کلیولند حین کشتن فردی ۷۴ ساله که به‌صورت اتفاقی انتخاب کرده بود از خودش فیلم گرفت و ویدئوِ آن را در فیس‌بوک منتشر کرد.

فراز و فرود شبکه‌های اجتماعی در سال 96

پنجشنبه, ۲ فروردين ۱۳۹۷، ۰۱:۱۲ ب.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - کارشناسان معتقدند که در حال حاضر دست‌کم 60 درصد افراد بالای 12 سال در کشور حداقل در یک شبکه اجتماعی عضویت دارند و این در حالی است که مردان ایرانی پنج درصد بیشتر از زنان این قبیل فضاها را مورد استفاده قرار می‌دهند.

پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست

سه شنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۶، ۰۳:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

نیک بیلتون - مترجم: بابک طهماسبی - چندماه قبل، شان پارکر، اولین رئیس فیس‌بوک، حرف‌هایی زد که داغ دل خیلی‌ها را تازه کرد. پارکر تایید کرد که فیس‌بوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی، آگاهانه و عامدانه، از نقصان‌های روان‌شناختی انسان‌ها سوءاستفاده می‌کنند تا کاربرانشان را هرچه بیشتر درگیر کنند. دقیقاً مثل نوعی اعتیاد

بسیاری آمریکای پیش از جنگ داخلی را یک فانتزی پیشرو تصور می‌کنند: مردانی با سبیل‌های چخماقی که در سالن‌های گردوخاک‌گرفته لم داده‌اند و عرق ذرت بالا می‌اندازند و صدای پیانو هم در پس‌زمینه می‌آید. ولی در واقعیت، زندگی در آن روزگار کثیف‌تر از این حرف‌ها بود: آمریکایی‌ها پس از فراغت از کار وقت خود را در شیره‌کش‌خانه‌های کاملاً قانونی با کشیدن هروئین می‌گذراندند. در سال ۱۸۸۵ میلادی تریاک و کوکائین را حتی به بچه‌ها هم می‌دادند تا مرهمی باشد بر درد دندان درآوردن. «قطره کوکائین برای دندان‌درد»، که با شعار «تسکین فوری» تبلیغ می‌شد، بسته‌ای ۱۵ سنت فروخته می‌شد. امروزه، در میانه بحران مواد مخدر، وقتی این را می‌شنویم، بی‌بروبرگرد تعجب می‌کنیم و می‌پرسیم: «واقعاً چه فکری پیش خودشون می‌کردن؟»
من نیز غالباً همین تعجب و سوال را دارم وقتی به شبکه‌های اجتماعی و تسلط فعلی‌شان بر جامعه فکر می‌کنم. آیا نسل‌های آینده در ده یا بیست یا صد سال آینده به امروز ما خواهند نگریست و با سردرگمی خواهند پرسید درست است که این شبکه‌های اجتماعی فوایدی داشتند ولی با وجود شواهدی مبنی‌بر اینکه این پلتفرم‌ها در حال نابودکردن جامعه بودند، چرا نسلی از انسان‌ها اینقدر به آن‌ها باور داشتند؟ شواهدی همچون اینکه تروریست‌ها از این شبکه‌ها برای عضوگیری استفاده می‌کنند، این شبکه‌ها باج‌گیری را تسهیل می‌کنند، اضطراب را افزایش می‌دهند و انتخاباتمان را خراب می‌کنند. البته برخی از افرادی که این شبکه‌های اجتماعی را ایجاد کرده‌اند امروز مطمئن نیستند که این‌ها اصولاً فایده‌ای هم دارند. یک ماه پیش، نوشته‌ای منتشر کردم که به‌تفصیل شرح می‌داد برخی از نخستین کارمندان فیس‌بوک اینک هیولایی را می‌بینند که خودشان خلق کرده‌اند. چنان‌که یکی از نخستین کارمندان فیس‌بوک به من گفت: «شب‌ها در جایم دراز می‌کشم و به چیزهایی فکر می‌کنم که در آن روزهای نخستین خلق کردیم و اینکه چه کاری می‌توانستیم بکنیم تا از این محصول این‌طور استفاده‌هایی نشود».
پس از انتشار آن نوشته، منتظر ایمیل‌ها و پیام‌های خشمناک کارمندان سابق و فعلی فیس‌بوک و توییتر و اینستاگرام بودم. ولی چنین نشد و درعوض ایمیل‌های بسیاری از کارکنان سابق (حتی فعلی) این شبکه‌های اجتماعی دریافت کردم که اعتراف می‌کردند همین حس را دارند. حتی برخی از آن‌ها گفتند که خودشان دیگر از این پلتفرم‌ها استفاده نمی‌کنند. کسانی که با من تماس گرفتند از رده‌های مهندسی بودند تا مدیران ارشد. برخی از سرمایه‌دارانی که در روزهای نخستین این شبکه‌ها یا رقبایشان از آن‌ها حمایت مالی کرده‌اند به من گفته‌اند که دیگر از این شبکه‌ها استفاده نمی‌کنند یا خیلی کم استفاده می‌کنند. ماه پیش، مارک ساستر از شرکت آپ‌فرانت ونچرز نوشت که پس از مشاهده استفاده ترامپ از شبکه‌های اجتماعی، فیس‌بوک و توییتر را از گوشی خود پاک کرده است. او نوشت: «این‌کار موجب بهبودی عظیم در هر روز از زندگی من شد، بهبودی که نمی‌توانم توصیف کنم و باید خودتان هم این‌کار را بکنید تا بفهمید». این کار او به‌موازات تعداد بی‌شمار روزنامه‌نگارانی است که به من گفته‌اند حساب کاربری خود را حذف کرده‌اند یا اپلیکیشن شبکه‌های اجتماعی را در گوشی خود پاک کرده‌اند یا اینکه بدون حذف‌کردن حساب کاربری یا اپلیکیشن دنیای رسانه‌های اجتماعی را ترک گفته‌اند.
وقتی دریافتم یکی از این سرمایه‌گذاران خطرپذیر، که عشقی الهی به توییتر داشت، مدتی است در این شبکه غیرفعال شده است، ایمیلی به او زدم تا حالش را بپرسم. چنین پاسخ داد: «به‌سختی می‌توانم تصور کنم چرا باید به توییتر برگردم. مانند یک بیماری عفونی و اعتیادآور است که بر آن غلبه کرده‌ام و اینک سیستم ایمنی بدنم رضایت بیشتری دارد». همان‌طورکه همکارم، مایا کوزوف، چند روز پیش نوشته است، رونق شبکه‌های اجتماعی، که به لطف رشد صنعت موبایل شکل گرفت، به پایان رسیده است. اشاره درستی می‌کند: «اینکه آیا صنعت فناوری اطلاعات بتواند ورای بهره‌گیری از اضطراب‌های اجتماعی ما به‌قصد فروش آگهی یا ورای خشمگین‌ترکردن ما به سمتِ افزایش مشارکت [اجتماعی] ما برود، شاید نیازمند درانداختن طرحی نو در رابطه میان خلیج سان‌فرانسیسکو۱ با بقیه کشور باشد». این حس، هم‌زمان، در بخش‌هایی از خلیج سان‌فرانسیسکو و بقیه کشور وجود دارد.
حالا (البته چندماهی می‌شود) خودِ من هم بخشی از این گروهم. اینستاگرام و فیس‌بوک و اسنپ‌چت را از گوشی پاک کرده‌ام. ماهی یک‌بار، حتی شاید هم کمتر، سری به فیس‌بوک می‌زنم تا اگر کسی پیغامی برایم فرستاده باشد ببینم و لایک و کامنت هم نمی‌گذارم. بیشتر از یک سال است که وارد اسنپ نشده‌ام. روزی سه‌بار در اینستاگرام عکس می‌گذاشتم ولی اکنون سالی سه‌بار عکس می‌گذارم. برای مقاصد کاری، هنوز از توییتر کمی استفاده می‌کنم ولی آخرهفته‌ها اپلیکیشن آن را از گوشی پاک می‌کنم زیرا مرا غمگین یا خشمگین یا مضطرب می‌کند. دیگر به یاد نمی‌آورم که آخرین‌بار چه زمانی سرزدن به شبکه‌های اجتماعی مرا شاد یا توانمند کرده است. شاید مهم به نظر نرسد ولی کسی این را می‌گوید که آن‌قدر توییتر را دوست داشت که کتابی درباره آن نوشته است.
بله تمام این‌ها را پیشتر نیز شنیده‌ایم، اینکه مردم شبکه‌های اجتماعی را ترک می‌کنند و اینکه پلتفرم‌ها کارشان تمام است. نیویورک‌تایمز نسخه‌های مختلفی از این داستان را نوشته است و پرداختن به این موضوع در بخش اقتصادی این روزنامه مثل یک ستون ثابت شده است. ولی باور دارم این‌بار اوضاع فرق دارد و این شروع یک چرخش بزرگ است و تقصیر بر گردن همین شبکه‌های اجتماعی است.
یکی از مشکلات این است که این شبکه‌های اجتماعی شباهت زیادی به مواد مخدر دارند. فیس‌بوک و سایر شبکه‌ها به‌خوبی این موضوع را می‌دانند. گوشی‌هایمان چندبار در ساعت از لایک‌ها و کامنت‌ها و ریتوئیت‌ها می‌گویند. تلاش همه‌شان یکی است، اینکه ما را دوباره آنجا بکشند تا آمار و ارقامشان برای گزارش درآمد سه‌ماهه بعد بهتر شود. شان پارکر، یکی از نخستین سرمایه‌گذاران فیس‌بوک و نخستین رئیس فیس‌بوک، چیزی را به زبان آورد که همگی می‌دانستیم: قصد فیس‌بوک این است که مثل مواد مخدر عمل کند با «دادن گاه‌به‌گاه دوزهای پایین دوپامین ازاین‌طریق که کسی برای عکسی یا برای نوشته‌ای لایکی یا کامنتی گذاشته است». پارکر گفت که این کار عامدانه و با نقشه قبلی بوده است. این شرکت‌ها «از نقطه‌ضعفی در روان‌شناسی انسان سوءاستفاده می‌کنند». این نکته را چامات پالیهاپیتیا، از مدیران سابق فیس‌بوک، نیز بازتاب داده است. در برنامه‌ای در تلویزیون سی.ان.ان، که درباره نقش فیس‌بوک در جامعه بود، او از خود پرسید «آیا خودم را مقصر می‌دانم؟» و پاسخ داد «قطعاً خودم را مقصر می‌دانم».
و درنهایت بزرگ‌ترین دلیلی که منجر می‌شود مردم شبکه‌های اجتماعی را کنار بگذارند: وعده ارتباط ختم شد به واقعیتِ گسست. همگی دیدیم دونالد ترامپ چگونه از شبکه‌های اجتماعی بهره گرفت تا بین ما تفرقه بیندازد، چگونه مشکلات درونی تاریک و رقت‌انگیز خود را به جهانیان توییت کرد، چگونه توجه نکرد که عواقب برچسب‌زدن‌های بچه‌گانه روی یک دیکتاتور کمونیست، که به‌اندازه خود او مشکلات درونی دارد، ممکن است ما را در آستانه یک جنگ هسته‌ای قرار دهد. دیدن همه این اتفاقات به‌صورت زنده موجب می‌شود از خود بپرسید با این عمر گران‌قدر چه می‌کنم؟ درمورد گفت‌وگو با سایر شهروندان نیز چنین است. همه ما تلاشی منجر به شکست برای گفت‌وگو با سایرین در این شبکه‌ها داشته‌ایم که به‌سرعت تبدیل به جنگ و دعوا شده است یا افرادی غریبه به شما حمله‌ور شده‌اند چون عقایدتان با آن‌ها متفاوت است. سال‌ها پیش، یکی از مدیران فیس‌بوک به من گفت اختلاف‌نظر سر یک مسئله اصلی‌ترین دلیل قطع دوستی در فیس‌بوک است. او به‌شوخی گفت «کی می‌دونه، اگه این وضع ادامه پیدا کنه، شاید آخرسر کاربرهایی داشته باشیم که فقط چندتا دوست تو فیس‌بوک دارن». ازهمه‌بدتر، همگی دیدیم روسیه به‌گونه‌ای این شبکه‌های اجتماعی را علیه ما آمریکایی‌ها به کار گرفت که ده سال پیش کسی نمی‌توانست فکرش را هم بکند.
اصلاً بیایید این شبکه‌های اجتماعی را بدهیم به روس‌ها. روسیه از شبکه‌های اجتماعی ما استفاده کرد تا تفرقه‌افکنی کند، مانند عروسک‌گردانی که اراده‌اش را بر عروسک تحمیل می‌کند. همان‌طورکه یک مقام دولتی اخیراً به من گفت، «پروپاگاندای پنهانی پوتین یکی از موفق‌ترین کارزارهای تاریخ معاصر بوده است». به گفته مقامات، تمام چیزی که پوتین نیاز داشت همین شبکه‌های اجتماعی بود. از وقتی عضو این شبکه‌های اجتماعی شدم، این نخستین‌بار است که در اردوگاه کسانی قرار می‌گیرم که می‌پرسند «چه فکری پیش خودمون می‌کردیم؟».

 

پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را نیک بیلتون نوشته است و در تاریخ ۲۳ نوامبر ۲۰۱۷، با عنوان «The End of the Social Era Can’t Come Soon Enough» در وب‌سایت ونیتی‌فر منتشر شده است و وب‌سایت ترجمان در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ آن را با عنوان «پایان عصر شبکه‌های اجتماعی دور از تصور نیست» و ترجمه بابک طهماسبی منتشر کرده است.
•• نیک بیلتون روزنامه‌نگار انگلیسی-آمریکایی است که در حال حاضر گزارشگر ویژه ونیتی‌فر است. از تخم درآمدنِ توییتر: داستانی واقعی درباره پول، قدرت، دوستی و خیانت (Hatching Twitter: A True Story of Money, Power, Friendship, and Betrayal) از جمله کتاب‌های اوست.

[۱] ثروتمندین منطقه آمریکا که محل استقرار بسیاری از ابرکمپانی‌های تکنولوژی است. (منبع:الف)