ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۳۴ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


عمو وعده‌یاب دل‌خوش!

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل یه آقایی تو ایران راه افتاده یه جایی به اسم "مرکز رصد و پایش وعده‌های مسوولان" راه انداخته و گفته در حال حاضر در مرحله مقدماتی رصد و پایش وعده‌های مسئولین هستیم و در مرحله بعد پیگیر وعده‌ها و بررسی دلایل عدم تحقق وعده‌ها خواهیم بود.

این آقا خودشم کرده رییس این مرکز جدید التاسیس.

این خبر رو که دیدم کلی خندیدم. خداییش عجب جایی زندگی می‌کنیم ما ایرانی‌ها. این آقای قصه ما که من اسمش رو گذاشتم عموی دل‌خوش وعده‌یاب! اما نمی‌دونم تازه از خارج کشور اومده، در جریان مسایل نیست، یا می‌خاسته تو چند تا رسانه اسم و عکسش بخوره حال کنه برای خودش.

حالا اصلا به من چه فازش چی بوده اما میخام یه چند تا ایراد کوچولو به طرح عمو وعده‌یاب وارد کنم.

اول اینکه خودتم که وعده دادی تو مرحله رصد مقدماتی هستی عمو جان. بهتر بود حداقل تو یه نفر به جای وعده می‌رفتی این کار رو می‌کردی بعد خبرش رو می‌دادی به رسانه‌ها. فعلا که خودتم رو هوا هستی عمو جون.

دوم اینکه عمو وعده‌یاب گل، تو این مملکت کلی قانون داریم که اجرا نمی‌شه، اونوقت تو رفتی مرکز رصد وعده راه انداختی؟

سوم اینکه عمو جان تو این مملکت کلی طرح و پروژه داریم که سال‌هاست روی هوا هستن، اونوقت تو رفتی مرکز رصد وعده راه انداختی؟

چهارم اینکه من هر جای قوانین رو که زیر و رو کردم هیچ‌جاش ندیدم دادن وعده تخلف باشه. خب یه مدیری بالای تریبون برای این که خواب حضار بپره و یه کفی براش بزنن یه وعده‌ای می‌ده که حضار به هیجان بیان. دیگه اینم جرمه؟ اینم نگن که حرفی برای گفتن باقی نمی‌مونه دیگه.

پنجم اینکه مثلا وعده‌ها رو یافتی، می‌خای باهاش چیکار بکنی؟ یعنی جواب این سوال رو کاملا تشریحی می‌خام بدی‌. دقیقا بگو می‌خای این وعده‌ها رو که گرفتی دستت باهاش چیکار کنی؟

مرد حسابی، این همه رسانه و سایت و خبرگزاری و دستگاه نظارتی و ... تو این مملکت داریم اونوقت تو فکر کردی خیلی کارت جالب بوده و فقط به فکر خودت رسیده؟ نه داداش قرن‌هاست که رسانه‌ها دارن همین چیزا رو می‌نویسن.

خلاصه چند وقت دیگه اگه دیدی دارن برات شعر می‌خونن عمو وعده یاب، بله، وعده‌ها رو یافتی، بله، پشت کوه انداختی، بله، یه وقت تعجب نکنی و شاکی نشی.

عمو جان پولت زیادی کرده بده من برات خرج کنم. از این کار هیچی در نمیاد و خلاصه اینقدر وعده بیاب تا صبح دولتت بدمد. از من گفتن بود.

عزت زیاد

آق فری(منبع:عصرارتباط)

قاعده “تکرار کن، مجاز کن!”

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

دیگه دارم به این باور می‌رسم که فضای مجازی کشور، اتفاقا هیچ ربطی به کشور نداره و اصلا کاری به کار قوانین و دستورات و مجازات‌ها و هزارتا باید و نبایدهای دیگه نداره.

قاعده این فضا آزادی هست. یعنی یه جایی شده که توش هر کاری دلت بخاد می‌تونی بکنی. اتفاقا کسایی که تو فضای مجازی یه سری کارای خلاف می‌کنن یه روش خیلی خوب برای حل مشکلاتشون انتخاب کردن.

مثلا یه نفر میره سایت همسریابی می‌زنه، البته همسریابی که چه عرض کنم، بعد کافیه یه مسوولی بیاد وسط و بگه ممنوع هست، فرداش 500 نفر دیگه میرن سایت همسریابی می‌زنن و بعدش دیگه مجاز می‌شه.

یا مثلا میگن فروش فیلترشکن ممنوع و جرم هست. فرداش اگه صد تا سایت داشتن این کار رو می‌کردن در یک جهش به هزارتا افزایش پیدا می‌کنن و خیلی راحت توش شماره حساب بانکی هم تقدیم حضور می‌کنن و بعد به چشمای ملت خیره می‌شن ببینن اصلا کی میخاد گیر بده بهشون.

یا مثلا میگن قمار سایبری هم ممنوع هست جهت اطلاع، فرداش مثل مور و ملخ سایت قمار ساخته می‌شه.

اصلا انگار یه سری وایستادن ببینن کدوم مسوول میگه کدوم کار ممنوعه. اونوقت اینو به عنوان یک علامت تلقی می‌کنن که حتما سود خوبی توی کار هست و با تشکر از مسوول مربوطه راه میفتن همه میزنن توی اون کار!

یا اخیرا گفتن سایت‌های همسفریابی و اجاره ساعتی خانه ممنوع هست و حالا شاهد رشد این پدیده جدید هستیم.

یعنی در واقع انگار یه سری فهمیدن راه حل مجاز شدن یک تخلف در تکرار اون هست.

می‌دونم خودتونم فکر کنید کلی مثال به ذهنتون می‌رسه اما بذارید بازم مثال بزنم. مثلا الان یه فروشگاه اینترنتی چند سالی هست یه طرح بلک فرایدی (جمعه سیاه) راه انداخته که مربوط به فرهنگ غربی‌ها هست. هر سال هم که اینکار رو می‌کنه کلی سر و صدا به پا میشه و چند تا رسانه شروع می‌کنن به گیر دادن که ای بابا این چه وضعیه. مسوولان اون فروشگاه که با قاعده “تکرار کن، مجاز کن” آشنا هستن، اتفاقا از سال‌های بعدش با تبلیغات گسترده‌تری این کار رو شروع کردن و امسال هم جهت استحضار مسوولان، بازم این حرکت رو با درج اخبار در رسانه‌های کشور از جمله در خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی! (خبرگزاری مهر) کلید زدن.

به نظرم از سال آینده در کنار بلک‌فرایدی، ولنتاین و ... اگه دیدین یه سری فروشگاه‌های اینترنتی جشنواره تخفیف ویژه لوازم شب هالویین و کریسمس هم در رسانه‌های کشور از جمله اون قانونی‌هاش راه‌انداختن، اصلا نه جای تعجب داره نه گله. اصلا قانونش همینه؛ تکرارش کن، مجازش کن. اونم به کمک رسانه‌های رسمی کشور!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:)

حل مشکلات با باد دهان

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸ ق.ظ | ۰ نظر

انگار شیوه حل مشکل آلودگی هوای تهران با باد هوا، مورد پسند خیلی از مسوولان حوزه ICT قرار گرفته.

سال‌هاست که هوای تهران آلوده است و هر وقت هوا خیلی آلوده می‌شود، یک باد به کمک می‌آید و همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود. ریزگردها هم توسط باد هوا مدیریت می‌شن و به محض اینکه وضعیت آب و هوای جنوب کشور غبارآلود می‌شه، همین که بحث استیضاح و نقد وسط میاد، موضوع آنقدر کش پیدا می‌کنه که دوباره یک بادی از راه می‌رسه و همه‌چیز را با خودش می‌بره.

در حوزه ICT باد هوا شاید کمک چندانی نکنه، اما ظاهرا با الهام از باد هوا از روش دیگری برای حل مشکلات استفاده می‌شه و اون باد دهانه.

یعنی همین که طرحی نصفه و نیمه اجرا می‌شه، مسوولان مربوطه کار وزیدن باد دهان از طریق حرف زدن رو شروع می‌کنن و برخی بنگاه‌های ارایه خدمات خبری یا همان رسانه‌ها، کار انتقال این باد صادره به سمت مشکلات و منتقدان را آغاز می‌کنن.

این اصوات و بادها اما به دو روش عمل می‌کنن، مثلا می‌گویی فلان مشکل امان مردم را بریده،  راه‌کار مسوولان اما جالبه. یکی از این راه‌ها سامانه‌درمانیه. یعنی یک سری اصوات خارج می‌شه و میگن سامانه می‌سازیم خودش مشکلات را می‌شوره می‌بره. از این جا به بعد مشکل قدیمی دیگه حل می‌شه و یه مشکل جدید به وجود میاد به نام سامانه‌ای که هیچ مشکلی رو حل نکرد. بعد میان یک باد جدید تولید می‌کنن و می‌گن مشکل سامانه عدم همکاری فلان دستگاه و بهمان مسووله، حالا بادی که دو مشکل قبلی یعنی اصل مشکل و سامانه رو حل کردن به سمت آن مسوولان دگر میرن.

مسوولان دیگه هم که خب از پشت کوه نیومدن و با روش باددرمانی آشنا هستن، اصوات دیگری صادر می‌کنن و مشکلات خود را به سمت آینده، دستگاه‌های دیگر یا سایر مسایل حواله میدن.

این وسط رسانه‌ها نیز روی بادها از این سو به اون سو میرن و خلاصه کاری ندارن، کی چی می‌گه، فقط روی بادها سوار می‌شن تا یه جورایی اموراتشون بگذره.

انصافا تیتر رسانه‌ها رو همین امروز با همین الگوی «باددهان‌درمانی» یه نگاهی بکنین، این می‌گه فلان کار باید بشود، اون یکی می‌گه بله ما هم معترضیم، اون یکی می‌گه اجرای فلان کار بسیار مهم و گره‌گشاست، بعد هم پشت‌بندش همایش‌های باددرمانی شروع می‌شه که توش از فرصت‌ها و تهدیدها حرف می‌زنن و آخر شب هم می‌رن منزل تا فردا صبح که یک مشکل دیگه رو حل کنن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

5 اقدام مدیریتی آق فری

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

یه حس غریبی مدتی طولانی هست که به من میگه اگه مدیر بشم می‌تونم مدیر خیلی موفقی باشم. هر چی به دور و اطراف حوزه ICT نگاه می‌کنم می‌بینم چیزی از خیلی از مدیرا کم ندارم که هیچ تازه قول می‌دم بهتر هم باشم.

خب حالا بهتون می‌گم مدیر که بشم چیکار می‌کنم.

اولین کاری که می‌کنم اینه که تمام دوستام رو هر جا بتونم مشغول به کار کنم، حکم می‌زنم براشون. حتما می‌گید تو هم که شدی مثل خیلی‌های دیگه. صبر کنید زود قضاوت نکنید الان توضیح می‌دم. دوستای من همه بیکار هستن، فرق من با بعضی از مدیرای دیگه دقیقا همین جاس. من یه سری بیکار رو می‌برم سرکار نه این که اونایی که صد جا سر کار هستن این بشه کار صد و یکمشون.

دومین کاری که می‌کنم اینه که دستور می‌دم لیست تمام نمایشگاه‌های داخلی و خارجی رو برام تهیه کنن تا برم همشونو بگردم. لابد بازم تو دلتون می‌گید زکی اینم که شد مثل خیلی‌های دیگه. بابا جان اینقدر زود قضاوت نکنید لطفا. من قول می‌دم هر جا که برم بیام تو همین ستون بگم چی دیدم چی شنیدم،‌ فرق من با مدیرای دیگه اینه که نمیام بگم بحث‌های خوبی مطرح شد و روی افزایش همکاری‌های فیمابین تاکید کردیم. خداییش قول می‌دم چیزای جالبی براتون تعریف کنم.

سومین کاری که می‌کنم این که قول می‌دم از صبح تا شب تو شبکه‌های اجتماعی در دسترس همه علاقه‌مندانم باشم و هر کی هر چی بگه سریع بهش جواب بدم و قول بدم تمام تلاشم رو برای رفع اون می‌کنم. خلاصه همیشه باهاتون در چت و تماس هستم و هر کی حوصلش سر رفت یه پیام که بده سریع جوابشو می‌دم.

چهارمین کاری که می‌کنم اینه که قول می‌دم هر روز استخر برم و ورزش رو اساسی شروع کنم. خب می‌دونید که اگه من مریض بشم علاوه بر این که هزینه‌های درمانی به جامعه تحمیل می‌کنم باعث میشه نرسم کارای مفید برای شما هموطنان عزیز و خوب خودم انجام بدم. پس سلامتی من در اولویت هست.

پنجمین کاری که می‌کنم اینه که قول می‌دم هر جا دعوت شدم سخنرانی قبلش یه سرچ 5 دقیقه‌ای تو گوگل بکنم که بدونم موضوع از چه قرار هست و حرفای کلی و کیلویی نزنم. خداییش خودتون دیدین بعضی مدیرا از حضور در جمع کودکان گرفته تا حضور در یک جمع کارشناسی یه مدل حرف می‌زنن. مثلا وقتی همایش تاثیر کوانتوم در رایانش ابری هست می‌گن کوانتوم تاثیر بسیار مهمی در رایانش ابری داره و باید حمایت بیشتری از این بخش بشه. بعد هم میان پایین می‌رن همایش بعدی، اونجا هم مثلا عنوانش این هست، کودکان و فضای مجازی، اونجا هم می‌گن بحث کودکان در فضای مجازی بحث بسیار مهمی هست و باید تلاش زیادی در این خصوص بشه.

خلاصه من قول می‌دم یه "مهم است" ته عنوان همایش‌ها نذارم و سخنرانیم رو به اتمام نرسونم.

من برنامه‌ها و اهدافم رو صادقانه خدمتتون گفتم حالا از شما هموطن گرامی خواستارم تو شبکه‌های اجتماعی و هر ابزار دیگه‌ای که دم دست دارید، از آق فری برای قرار گرفتن در یک پست مدیریتی حمایت کنید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مشتری‌نداری به سبک یک تاکسی‌یاب

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

من هفته قبل متوجه یه موضوعی شدم که باعث شد چند تا از مویرگ‌های مغزم دچار تورم شدید بشه که خب حتما می‌دونید که خطرناکه حسن.

می‌خام رازی رو که بهش تازه هفته پیش پی بردم باهاتون در میون بذارم. اون راز اینه که شما می‌تونید خودتون به خودتون یه مجوز کسب و کار بدین، بعد خودتون برای خودتون قانون وضع کنید و بعد شروع کنید به پول درآوردن.

والا شوخی نمی‌کنم. الان توضیح می‌دم و باور کنید این مطلب کاملا جدی هست.

بذارید صاف برم سر اصل موضوع. هفته قبل فهمیدم که بعضی از این کسب‌وکارهای اینترنتی و در راس اونا تاکسی‌های اینترنتی، نه تنها خودشون یه مجوز خاص برای خودشون درست کردن، بلکه توش یه سری قوانین صنفی هم وضع کردن که به خودشون اختیارات نامحدود می‌ده و در واقع از هفت دولت آزادشون می‌کنه.

طرف رفته یه تاکسی اینترنتی درست کرده بعد توش قانون گذاشته، بدینوسیله من قانون تعیین می‌کنم که به موجب آن من هیچ مسوولیتی در قبال هر اتفاقی که برای شما میفته ندارم. من یک حکومت خودمختار هستم که نه مسوولیتی دارم، نه دادگاهی.

من فقط مسوول پول درآوردن هستم. پس اگر یکی از راننده‌هایی که از گوشه خیابون برای شما جذب کردیم، قاتل و جانی از کار دراومد، هیچ مسوولیتی متوجه من نیست. پول من رو بدین، همدیگرو تیکه پاره هم که کردین برید مشکلتون رو با مراجع قضایی که از قبل و خارج از حکومت خودمختار ما وجود دارند، حل کنید.

ما اینجا با پول شما کار داریم نه با چیز دیگه. پس مشتری گرامی اگه این دفعه یه ماشین سفارش دادی، خودت باید از قیافه طرف بتونی تشخیص بدی که طرف واقعا راننده هست یا قصد جان و مال شما رو کرده. اگه خوشت نیومد می‌تونی کنسل کنی و یکی دیگه سفارش بدی که خب بازم باید تصمیم بگیری و تشخیص بدی کاری به کارت ممکنه داشته باشه یا نه؟

اگرم به هر حال قیافه یکی به دلت نشست و احساس کردی قصد جونت رو نداره، خب سفارشت رو می‌دی، پول ما رو اخ می‌کنی و بعد وصیتت رو می‌نویسی و مسوولیت جان و مالت رو خودت به عهده می‌گیری.

راستی ما یک خدمت مناسب دیگه هم برای شما مشتریان عزیز و گرامی در نظر گرفتیم. و اون این هست که در پایان سفر اگر زنده موندی و مشکلی برات پیش نیومد، می‌تونی به راننده مورد نظر یه نمره‌ای بدی. چون ما به مشتری مداری اهمیت زیادی می‌دیم و اگه راننده‌ای نمره بدی بگیره، اخراجش می‌کنیم و بعد با یک نام جدید وارد سیستم می‌کنیم تا اون اسم قبلی باعث تکدر خاطر شما مشتری گرامی و از پا افتادن کسب‌وکار ما نشه.

ما عاشق مشتری‌هامون هستیم. تقدیم با عشق، تاکسی‌یاب اینترنتی مشتری‌مدار!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

آق فری هم تذکر داد

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. به‌به! شکر هندوستان و شکر مازندران، هر دو شیرنند اما این کجا و آن کجا. به‌به! آفرین، احسنت.

نه اشتباه نشه مشاعره نیست. دیدم دو تا ضرب‌المثل برای شروع متن چیز بدی نیست. واقعیت اینه که میخام بگم اتفاقا این مثال‌ها یه زمانی در گذشته معنا داشتن و این روزا دیگه انگار معنا ندارن.

مثلا باید گفت، میان ماه من و ماه گردون فرقی نیست. یا گفت شکر هندوستان و شکر مازنداران هر دو شیرین هستن و هیچ فرقی با هم ندارن.

حالا چرا اینا رو میگم. واقعیت اینه که یه مدته مد شده بعضی مسوولان دستگاه‌های نظارتی تو حوزه ICT خودمون هی تذکر می‌دن به اینور و اونور. مثلا میگن فلان اپراتور آخه چرا داری سر مردم کلاه می‌ذاری، پسر بد، قول بده دیگه از این کارا نکنی تا بازم دوستت داشته باشم.

یا یه نهاد دیگه به اون یکی میگه، آخه چرا سه سال پیش بهت گفتم یه کاری رو بکنی هنوز انجامش ندادی؟ خیلی بدی. فعلا فقط بهت تذکر می‌دم و اگه بازم انجام ندادی ...، اونوقت مجبورم دوباره بهت تذکر بدم. مرسی اه.

بسیار خب، حالا که اینطوره منم میخام تذکر بدم، مثلا تذکر بدم که چرا طرح‌ها عقب هستن، چرا بعضیا اصلا نیستن که بخان عقب باشن، نتیجه فلان قرار چی شد، خروجی فلان دیدار چی بود و هزارتا چیز دیگه.

خلاصه من هم عصبانی هستم و تذکر خیلی جدی می‌دم. اما یه کم که فکر کردم گفتم خب که چی بشه. اصلا اینقدر تذکر بده تا تذکردونت پاره بشه! هیچ کس به هیچی حساب نمیکنه اصلا.

بعد با خودم فکر کردم خب اگه تذکر من که یه راننده و نویسنده معمولی هستم به جایی نمی‌رسه، تذکر بعضی مسوولان حوزه ICT هم به جایی نمی‌رسه، خب اصولا تذکر برای چی هست و تذکر کی به جایی می‌رسه؟

حالا اصلا یکی نیست به من بگه این خبرایی که تو رسانه‌ها میاد که فلان مسوول و فلان نهاد به فلان جا و بهمان نهاد تذکر دادن، اصلا جزییات این تذکرها چیه؟ مثلا طرف به تذکر بی‌توجهی کنه چی میشه مثلا؟ این همه قانون و مصوبه داریم که درست اجرا نمی‌شه حالا از یه تذکر قراره چی دربیاد؟

رسانه‌هایی که به این قبیل مسوولان دسترسی دارن، چرا هیچی نمی‌گن و نمی‌پرسن آقای مسوول دقیقا چه تذکری دادین؟ خلاصه خود من دارم به این نتیجه می‌رسم که فرقی بین تذکر من با تذکر بعضی مسوولان وجود نداره، پس آق فری هم تذکر می‌دهد!

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

رواج تخم مرغ غازهای مجازی

يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

خیلی از قدیمی‌ها و پدر و مادرها، هنوز که هنوزه نمی‌تونن یه سری از کلمات رو از ذهنشون پاک کنن.

مثلا میگن برو ریکا بخر، یعنی برو مایه ظرفشویی بخر. ببین کی پای اف‌اف یا آیفون هست، یعنی ببین کی پای زنگ در خونه هست. برو تاید بخر، یعنی برو پودر رختشویی بخر. سر راه یه پفک بخر، یعنی، نمیدونم معادل این یکی چی هست ولی می‌فهمم یعنی پفک بخر!

یا میگن این ماتیک‌ رو چند خریدی که منظورشون رژ لب هست و خلاصه کلی کلمه دیگه.

حالا جریانش از این قرار بوده که چون اولین بار اون محصولات به نام اون برندها یعنی ریکا، آیفون، تاید، پفک، ماتیک و ... وارد ایران شدن، دیگه تو خاطرات موندن و کلی طول می‌کشه تا از ذهن‌ها پاک بشه.

به این موارد اما میشه یه سری غلط‌های مرسوم هم اضافه کرد. مثل تخم مرغ غاز، تخم مرغ کفتر، تخم مرغ بلدرچین و کلی از این نمونه‌های مشابه که می‌فهمیم منظور طرف چیه اما غلط هست.

حالا یه چند وقتی هست که یه سری از این کلمات جدید دارن تو فضای مجازی هم زیاد می‌شن. یعنی بکار بردن نام یک برند به جای یک محصول یا خدمت. نمونه‌هاشم زیاده که من چون نمیخام تبلیغاتی بشه و مطلبم مورد حذف قرار بگیره، نمی‌گم.

اما واقعیت اینه که من تو این چند روز گذشته اینقدر به این موضوع برخورد کردم که چندباری میخاستم سرمو بکوبم به سپر ماشین. تا دلتون بخاد کلی از مسوولان و کلی از رسانه‌ها هستن که اصلا متوجه نیستن که بابا جان شما نباید اسم یک برند رو به جای خدمت یا محصول به کار ببری.

مسوول محترم، رسانه‌ محترم! اگه پول گرفتین و مشغول تبلیغ هستین که هیچ اما اگه بلد نیستی برو بپرس اسم این محصول یا خدمت چی هست. نه این که هر چی اولین بار تو عمرت دیدی بگی. ما دیگه توی غار زندگی نمی‌کنیم.

مثلا می‌دونستین ماجرای اسم کانگورو چی هست؟ میگن ظاهرا اولین بار کسایی که استرالیا رو کشف کرده بودن، از دیدن کانگورها به شدت به هیجان اومده بودن. خب اون موقع فقط بومی‌های استرالیا که از تمام دنیا ارتباطشون قطع بود و هنوز مستعمره انگلیس نشده بودن زندگی می‌کردن و خب زبانشونم محلی بوده.

یه روز یکی از این کاشف‌ها می‌ره به زبون انگلیسی می‌پرسه نام این حیوون چیه؟ بومیه هی سرشو تکون می‌داده که نمی‌فهمم چی میگی، خلاصه اینقدر با دست اشاره می‌کنه به اون حیوون و سوالشو تکرار می‌کنه که بومیه در نهایت می‌گه، کانگرو.

طرف هم فکر می‌کنه چه جالب اسم این حیوون کانگرو هست و می‌ره در تمام دنیا اینو پخش می‌کنه. میگن سال‌ها بعد که زبان بومی‌ها رو یاد گرفتن فهمیدن کانگرو به زبون اونا یعنی نمی‌فهمم چی میگی!

خلاصه از مسوولان درخواست می‌شه از نام برندهای فضای مجازی رو به جای کالاها و خدمات بکار نبرن. ما که زبون هم رو بلدیم سوال کن عزیزم.

عزت زیاد

آق فری (منبع:عصرارتباط)

افزایش خیران در اینترنت (طنز)

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که کلی سایت‌ و کانال تو صفحات اجتماعی پر شده از انواع تبلیغات عجیب و غریب. از کرایه ساعتی لاکپشت گرفته تا تربیت قورباغه در منزل. به جز اینا البته یه مدتی هست تعداد خیرین تو اینترنت به طرز شدیدی افزایش پیدا کرده.

مسوولان که احتمالا سرشون شلوغ هست، اما اگه مایل بودین، برید تو یکی دوتا از این سایت‌های تبلیغات رایگان پر شده از خیرین. مثلا یه سری آدم خیر پیدا شدن که حاضرن یه اتاق تو خونه در اختیار خانم‌های مجرد بذارن. تازه خیلی‌هاشون نوشتن دو وعده غذای گرم هم در اختیارشون میذارن.

یه سری آدم دلسوز هم پیدا شدن که توی تبلیغات اعلام می‌کنن حاضرن کمک مالی هم بکنن البته یه شرطی هم داره و فقط خانم‌های مجرد شامل این کمک می‌شن.

یه دسته از افراد دلسوز هم هستن که میگن ما حاضریم اونایی که تمکن مالی ندارن رو با خودشون ببرن سفرهای خارجی تا اونها هم بتونن دنیا رو ببینن و دلشون یه مقدار باز شه.

باور کنید تا اینجای مطلب اصلا شوخی نیست و خودتون اگه باور نمی‌کنید می‌تونید برید تو این سایت‌های تبلیغات رایگان با چشمای خودتون ببینید.

البته به این موارد ماساژ رایگان در منزل و اجاره ساعتی خانه برای استراحت کسانی که خسته هستن هم رو باید اضافه کرد. یعنی تا وقتی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نبودن من فکر نمی‌کردم ما اینقدر آدم خوب اطرافمون هست که حاضرن دیگران رو به سفر ببرن، بهشون جا و غذا و حتی پول بدن و هر کاری هم لازمه برای رفع خستگیشون بکنن.

اینا از آثار مثبت شبکه‌های اجتماعی هست. حالا یه عده هی شبانه روز سیاه نمایی کنن که این چه وضعیه و فقط نیمه خالی لیوان رو ببینن.

مدیون هستین اگه فکر کنید من دارم شوخی می‌کنم. اصلا هم شوخی نیست و هیچ کس هم فکر بد نکنه. دلیل هم دارم. خب اگه اینکارا اشکالی داشت و نیت خیرخواهانه نداشتن که تا الان پدر صاحب سایت و آگهی‌دهنده‌ها رو در میاوردن.

پس حالا فکر کنم به شما هم ثابت شده که تعداد خیران روز به روز در حال افزایش هست و دیگه این فقط کودکان کار نیستن که مورد حمایت قرار می‌گیرن. خیلی هم ممنون هستیم از همه کسانی که زمینه‌ساز این همه خدمات خوب و مهربانانه شدن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پدیده‌ای به نام دکترهای کرایه‌ای

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

عارضم خدمتتون که تو کشور ما از اونجا که اوضاع خیلی از کار و کاسبی‌ها خوب نیست، شاهد پدیده‌های جدید و البته معکوسی هستیم که طی اون یه سری برای اینکه بتونن کلاهبرداری کنن خودشونو دکتر معرفی می‌کنن و یه سری هم می‌رن دکتر می‌شن تا بتونن کلاهبرداری کنن!

البته وقتی می‌گم دکتر منظورم پزشک‌ها نیست و خب صد البته منظورم تمام کسانی که مدرک دکترا دارن هم نیست، خلاصه راه نیفتن یه سری دنبال شکایت و این حرفا.

آها داشتم می‌گفتم که خلاصه وضع کاروکاسبی به سمتی رفته که یه سری از دکترا توی دانشگاه‌ها و خارج از دانشگاه‌ها افتادن دنبال روش‌های جدید کسب درآمد. تو حوزه ICT خودمون رو عرض می‌کنما.

خب از قدیم یه چیزی مد بود که مثلا بعضی استادها می‌رفتن یه کتاب خارجی جدید می‌خریدن بعد از روش کپی می‌گرفتن و هر 8 صفحه رو می‌دادن دست دانشجوها و بهشون می‌گفتن ترجمه کنید، نمره کلاسی داره. بعد هم کل ترجمه‌ها رو به هم می‌چسبوندن و یه کتاب می‌دادن بیرون.

البته این تیپ دکترا اینقدر عجله دارن که وقت نمی‌کنن یکبار هم کتاب رو بخونن و انگار دانشجوها هم حرفه‌ای شدن و خلاصه اگه یه کتاب به زبان فارسی خریدین که هر چی خوندین نفهمیدن چی می‌گه بدونید از این کتابا هست.

یه سری دیگه از دکترا دانشجوها رو به اسم اجرای طرح و پروژه و در واقع برای بیگاری راهی شرکت‌هاشون می‌کنن.

اما موضوع مد نظر من که اخیرا هم زیاد شده، اینه که یه سری از دکترا افتادن تو کار جایزه و لوح فروشی.

واقعیت اینه که اینقدر دست زیاد شده تو برگزاری جشنواره‌ها و فستیوال‌ها تو حوزه ICT که بعضی‌هاشون خیلی دیگه تابلو شدن و هر کی بیکار بود، بدون این که حتی یه پوستر چاپ کنه و روش اعطای جوایز رو اعلام کنه و 4 تا آدم بذاره به عنوان مثلا داور، یه جشنواره برگزار می‌کرد.

حالا دیگه یه سری برای این که بگن والا بلا ما کارمون علمی هست، راه افتادن دکتر کرایه می‌کنن. این دکترا فقط به عنوان دکور و توی پوسترها استفاده می‌شن و اصلا از زمان و مکان برگزاری جشنواره هم خبر ندارن. بعضی‌ها هم ممکنه نهایتا برای اهدای جوایز دعوت بشن و بدون این که بدونن ماجرا چیه فقط باید لبخند بزنن و هدایا رو بدن و آخر سر هم دستمزد بگیرن و برن.

خلاصه این روزها اینقدر اسم بعضی دکترا تو جشنواره‌های لوح فروشی تکرار می‌شه که شاید فکر کنید یه جشنواره هست که داره هفته‌ای سه بار و در طول سال برگزار می‌شه! در حالیکه اشتباه فکر می‌کنید و جشنواره‌ها متفاوتن، بلکه این بعضی آقایون دکترها هستن که ثابتن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پاول دورف، پاشو بیا پیش ما!

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

این پاول دورف رو حتما خیلی‌ها می‌شناسن، اگه یک درصد کسی نمی‌شناسه باید بگم این بابا سازنده برنامه تلگرام هست که روی گوشیتون نصب هست و دارید استفاده می‌کنید.

ظاهرا پاول متولد روسیه هست اما از این کشور خارج شده و حالا کجا زندگی می‌کنه، من خودم درست هنوز نفهمیدم، اما انگار خونه به دوش هست یا تو هواپیما زندگی می‌کنه، چون تو ایران هر روز یکی یه جا رو میگه.

آقا این پاول دورف که ما ایرونی‌ها اساسی پولدارش کردیم، برای خودش پدیده‌ای هست. من از نزدیک ندیدمش اما بهش می‌خوره خیلی بچه پررو و حاضرجواب باشه. آقا نشد یکی تو ایران اسم اینو ببره، اونم 5 دقیقه بعد توی توییتر جوابشو نده.

جواب‌هاشم خیلی از سر گردن کلفتی هست و من نمی‌دونم چرا وقتی پیام‌هاشو می‌خونم حس می‌کنم تهش باید یه "چی‌داداچ" اضافه کنم. لامصب به همه گیر می‌ده آخه. کافیه یکی بگه ما تو ایران باهاش حرف زدیم، سه سوت میاد میگه نه خیر اصلا همچین چیزی نیست.

حالا یه مدته این بابا خیلی باحال شده و انگار داره حال و هوای مملکت ما دستش میاد. چند وقت پیش یه سری رفتن بهش گفتن، آقا راسته وزیر ارتباطات می‌گه سرور تلگرام اومده تو ایران؟ اینم یه جوابی داد که نشون می‌ده خیلی به اوضاع و احوال اینجا مسلط شده شیطون. چون برگشته گفته، به نظرم میاد خبرنگار اشتباه فهمیده و بعید می‌دونم وزیر ارتباطات همچین حرفی زده باشه!

یعنی این شیطونم یاد گرفته هر جا اوضاع پیچیده می‌شه بگه برداشت اشتباه خبرنگار بوده!

حالا چند روز پیش تو صحن مجلس یکی از نماینده‌ها داشت علیه پاول حرف می‌زد که این بابا صهیونیسته که باورتون نمی‌شه هنوز صحبت‌هاش تموم نشده بود که پاول توی توییترش جوابشو داد!

خلاصه من به ذهنم رسید به پاول دورف بگم شیطون، تو که عین ما ایرانی‌ها صبح تا شب تو شبکه‌های اجتماعی هستی، حال و هوای مملکت و اشتباه خبرنگار و این چیزا رو هم بلدی، جوابم که خوب بلدی بدی، فکر کنم اینقدر که ایرانی‌ها اومدن بهت سلام مخصوص دادن تو توییتر یه مقدار زبون فارسی هم باید یاد گرفته باشی، بابا جون حالا که ناز می‌کنی سرور نمیاری ایران، لااقل خودت پاشو بیا ایران.

بابا تو عین خودمونی، آخه چرا هی از این کشور به اون کشور می‌ری، بیا اینجا راحت زندگی کن و هر وقتم خواستی اگه تونستی برگرد برو!

خداییش دارم میگم اگه جوابی چیزی بخای روی این مطلب من بذاری تو توییتر، حسابی برات قاطی می‌کنما. گفته باشم.

عزت زیاد

آق فری

10 پیشنهاد برای پیشگیری از سلفی جنجالی

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل انتشار یکسری عکس‌های سلفی در مجلس با سرکار خانم «فدریکو موگرینی» عجب داستانی به پا کرد. خب از اونجا که پای جمعی از نماینده‌های مجلس وسط هست و نمی‌شه هر چیزی هم گفت، کار برای نوشتن کمی سخت می‌شه.

از شوخی گذشته وقتی شاهد عکس گرفتن با ساختمان در حال سوختن و تروریست‌های در حال تیراندازی و بازماندگان هنرپیشه‌ها و خوانندگان در مراسم‌های ختم هستیم و این عمل همچنان هم ادامه دارد، جای گله نیست.

اگرچه فکر کنم مردم و رسانه‌ها چنان حرکتی زدند که در تاریخ و حافظه نسل‌های آتی و حتی گیاهان هم ثبت شد و از این جهت دیگه نیازی به پیشنهاد نیست، اما خب از طرفی می‌بینم چون انسان ذاتا موجودی فراموشکار و جایزالخطاست، شاید دوباره چنین وضعیتی تکرار بشه، برای همین من نشستم کلی فکر کردم و یه سری پیشنهادات به ذهنم رسید که در ادامه مطرح می‌کنم و امیدوارم مورد استفاده مسوولان قرار بگیره.

پیشنهاد اول: چاپ 8 در 8 متر اون عکس و گذاشتن در قسمت ورودی مجلس به نحوی که هر روز قابل رویت باشه.

پیشنهاد دوم: استفاده از دیوارهای کاذب در مجلس در مناسبت‌هایی که میهمان خارجی داریم.

پیشنهاد سوم: تفکیک روز حضور خانم‌ها و آقایان در مجلس، مثلا روزهای فرد خانم‌ها و روزهای زوج آقایان.

پیشنهاد چهارم: عدم دعوت از بانوان میهمان خارجی.

پیشنهاد پنجم: ممنوعیت امکان همراه داشتن موبایل و دوربین عکاسی در مجلس در زمان‌های ناچاری.

پیشنهاد ششم: عدم دعوت از عکاسان رسانه‌ها برای جلوگیری از مخابره این قبیل تصاویر.

پیشنهاد هفتم: برگزاری مراسم تحلیف در خارج از کشور.

پیشنهاد هشتم: استفاده از تک‌تیراندازها برای شکار سلفی‌گیران.

پیشنهاد نهم: آموزش مهمانان خارجی. یعنی زمانیکه تو هواپیما و قبل از فرود روی زمین بهشون توضیح داده می‌شه که باید حجاب داشته باشن، باید بگن اگه کسی خواست سلفی باهات بگیره اسپری فلفل بپاش تو چشماش.

پیشنهاد دهم: هر چی فکر کردم دیگه چیزی به ذهنم نرسید، فقط خواستم یه پیشنهاد دهم هم داده باشم!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

من یک میمون پولدار هستم

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

خب شک ندارم تیتر براتون جالب بوده و با خودتون گفتین، چه جالب اینجا یکی نوشته من میمون هستم، حتما باید چیز باحالی باشه؟

خلاصه هر فکری که ممکنه کرده باشین، عاملی شده برای خوندن این مطلب. حالا بهتون می‌گم چرا من میمون هستم! واقعیت اینه که این روزها تو شبکه‌های اجتماعی یه عالمه آدم هستن که مثلا بهشون می‌گن بچه معروف.

روش کار اینا جالبه و اکثرا سعی می‌کنن با عجیب‌ترین کارها خودشونو معروف کنن. یکی رو یه قسمت خاصی از بدنش تمرکز کرده. یکی از شست پاش عکس میگیره می‌ذاره، یکی صدای حیوانات در میاره، یکی عکس از دستشویی خونوشن میذاره، یکی هم میگه من میمون هستم.

حالا متوجه شدین منظورم این نبود که من میمون هستم، منظورم اون بود. این شبکه‌های اجتماعی حالا شده پاتوقی برای یه سری آدمای عجیب و غریب که مردم مثل باغ وحش برای دیدن اونها دورشون جمع می‌شن. اینام فکر می‌کنن ملت خیلی دارن چیز ازشون یاد می‌گیرن یا خیلی باهاشون حال کردن، هی از خودشون شکلک‌های عجیب و جدیدتر می‌سازن.

خلاصه این روزها تعداد میمون‌های مجازی روز به روز در حال افزایش هست و این باغ وحش هر روز داره بزرگتر از دیروز می‌شه. این وسط یه سری شرکت‌ها دیگه خیلی باحال هستن و فکر می‌کنن چون میمون‌ها همه روزه افراد زیادی رو دور خودشون جمع می‌کنن، حتما آدمای تاثیرگذاری هستن و میشه تو قفسشون یه سری محصول و کالا ریخت که ملت برن بخرن.

حالا از بد حادثه این میمون‌ها قیمت خیلی بالایی هم دارن و برای گذاشتن یه مطلب تبلیغاتی توی قفس مجازیشون، پول‌های آنچنانی طلب می‌کنن. یه سری از این شرکت‌های خال‌تور هم فکر می‌کنن خب بابا، این آدم هر چی باشه تونسته صدها هزار نفر رو دور خودش جمع کنه و امتحانش ضرری نداره.

اما وقتی که پول رو دادن تازه می‌فهمن اوه اوه چه کلاهی رفته سرشون و هیچکدوم از طرفدارای میمون مجازی، علاقه‌ای به محصولات و کالاهای تو قفس نشون نمی‌دن.

خلاصه این روزها یه سری شرکت‌ها پولای گنده گنده‌ای دارن به باد می‌دن تو شبکه‌های اجتماعی و این وسط یه سری میمون پولدار دارن تحویل جامعه می‌دن.

منم اول باور نمی‌کردم اما یکی از این میمون‌ها فقط برای گذاشتن یه کالا تو قفسش اونم برای چند ساعت ناقابل 8 میلیون تومن پول می‌گیره که معادل میزان درآمد یه آدم با کلی تحصیلات و تجربه هست.

خلاصه بعضیا خوب راهی برای پول درآوردن پیدا کردن و اگرچه بعضیا بهشون میخندن اما اونام به بقیه میخندن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

کاربران اینترنت دیگه شلوغ نکنن

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ | ۰ نظر

یعنی من موندم این کاربرای اینترنت تو ایران بیکارن هی می‌رن تو صفحه وزیر ارتباطات و رسانه‌های مختلف اعتراض می‌کنن.

خب مثلا فکر کردین چی میشه؟ بابا جان با شلوغ‌کاری که چیزی درست نمیشه. یه مدت هی گیر دادن ملت و رسانه‌ها به گرونی اینترنت، نتیجش چی شد؟ خب مسوولان هم اومدن گفتن یه کاری می‌کنیم که اینترنت 50 درصد ارزونتر بشه. کلی تیتر خورد و سر و صدا شد و ملت ذوق کردن که چی میشه یعنی. چند وقت بعد فرمول کاهش قیمت اینترنت که تقدیم حضورشون شد متوجه شدن که اینترنت یه مقدار کوچولویی گرونتر شد براشون.

این از این. یه مدت دیگه هی ملت ریختن تو صفحه وزیر ارتباطات و گیر دادن که بابا اپراتورها چرا طرح‌های تشویقی نمی‌دن، یکی می‌ده یکی نمی‌ده، ما طرح تشویقی می‌خایم و بازم شلوغ‌کاری کردن. بعدش مسوولان گفتن چشم، قول می‌دیم رسیدگی بشه. یه مدت بعد اعلام شد تمام طرح‌های تشویقی پرطرفدار اینترنت باید لغو بشه!

من فکر می‌کردم دیگه درس عبرت بشه برای یه سری و برن دنبال زندگیشون. بعد دیدم نه اینا ول کن نیستن. این دفعه ملت می‌رفتن اینور اونور هی می‌نوشتن آقای وزیر این اینترنت ما خورده می‌شه اصلا نمی‌فهمیم، چطوری پامون حساب می‌شه.

باز مسوولان قول پیگیری دادن. یه کمیته معلوم نشد کجا و چطور تشکیل شد و چند وقت بعد خبر اومد، خیالتون راحت، بررسی کردیم هیچ مشکلی نبود. شماها سرعتتون و مصرفتون رفته بالا، داغید متوجه نمی‌شید. هیچ کلکی هم در کار نیست.

کاربرای اینترنت اما این دفعه انگار از نتیجه راضی نبودن. دوباره گیر دادن که بابا این اینترنت حجمی پوست ما رو کنده، اصلا چرا مثل همه دنیا غیرحجمی و نامحدودش نمی‌کنید تا ما هم خیالمون راحت بشه؟

مسوولان که دیدن خب مردم ناراضی هستن، گفتن چشم بررسی بیشتر می‌کنیم. حالا نتیجه بررسی روشن و تصویب شده. اتفاقی که قراره بیفته اینه که اینترنت نامحدود می‌دن به کاربرا. اما بعد گفتن همچین نامحدودم نیست ولی معلوم نیست چقدره. بعدم گفتن چون نامحدود شده یه کوچولو قیمتش بالاتر میفته براتون.

کاربرای اینترنت که داشتن حساب و کتاب می‌کردن که یعنی چطوری میشه، خبر رسید که قراره سه مدل اینترنت با نرخ‌های متفاوت تو کشور داشته باشیم. یه اینترنت همون اینترنتی هست که باهاش می‌رن تو شبکه‌های اجتماعی و اون ور آبی، یه اینترنت شبکه ملی اطلاعات هست که توش دویست یا سیصد تا سایت هست. یه اینترنت دیگه هم هست که تو ایرانه اما تو شبکه ملی اطلاعات نیست. اونم یه نرخ داره.

حالا برید ببینم سر در میارید چی به چیه یا نه. خوبتون شد؟ تا شما باشید که دیگه شلوغ‌کاری نکنید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

الان چی شد دقیقا؟

يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ | ۰ نظر

هفته پیش دبیر کمیته فیلترینگ رو یه موضوعی دست گذاشت که تا همین الان که دارید این مطلب رو می‌خونید وزیر ارتباطات ول کن ماجرا نیست. ماجرا اینطور بود که آقای دبیر فیلترینگ گفت ما 40 بار دستور مسدود کردن 8 هزارتا کانال و سایت رو به وزارت ارتباطات دادیم و اونا هم هیچ اقدامی نکردن.

اوه اوه اوه، وزیر ارتباطات از اول هفته کلید کرد روی این موضوع. از شانس بد دبیر کمیته فیلترینگ این هفته وزیر ارتباطات روزی 2 تا افتتاحیه داشت و تا آخر هفته 10 بار گیر داد به این موضوع. دیگه اوضاع جوری شده بود که من دلم سوخت برای دبیر کمیته مسدودسازی سایت‌ها.

خلاصه وزیر ارتباطات روز و شب بود که می‌گفت کدوم 8 هزارتا سایت، کدوم 40 بار، ایشون نظر شخصیشون بوده، از خودشون بپرسید. یه عده میخان همه چیز رو ببندن. ایشون دبیر یه کمیته هستن.

یعنی دیگه این دم آخری، سنگ تموم گذاشت وزیر ارتباطات. حالا درسته که هنوز گرد و خاک این بگو مگوها تموم نشده اما والا ملت گیج شدن این وسط. خب بابا این فیلترینگ جریانش چیه دقیقا. یعنی شما برید مطبوعات رو تو این یک هفته اخیر چک کنید، یه بولتن چاق و چله سر این ماجرا جمع می‌شه که تهش معلوم نشد داستان چیه؟

یعنی الان ما دقیقا نفهمیدم چی شد، اینا نظر شخصی بوده، قطعی بوده، کمیته‌ای بوده، قضایی بوده، اگه بوده مستنداتش کجاس. بابا این خبرنگارا که مثل توپ هی پاس می‌شن اینور اونور، یه تعداد مردم هم هستن که می‌خونن این چیزا رو. خب یه چیزی این وسط درست نیست. متوجه منظورم هستین؟

یاد اون جریان میفتم که طرف می‌گفت، هر کدوم از مسوولان رو که می‌بینی از وضعیت موجود گله دارن، به نظرم عملکرد ما مردم بد بوده که ناراحتشون کردیم!

البته فقط این یه مورد نیستا، خیلی چیزای دیگه هست که تو این مملکت معما شده برای مردم که خب حق با کیه؟

انگار این روزا مردم باید برداشت آزاد داشته باشن از خبرها و اظهارات مسوولان. یعنی وقتی یکی یه چیزی میگه، اختیار با شماست که بگید درسته یا غلط. چون هر کی یه چیزی می‌گه و شما خودت باید تصمیم بگیری کدوم حرف رو قبول کنی و این یعنی یک پدیده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پس چی محرمانه نیست؟

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

هفته قبل یکی از رمزآلودترین چیزهایی که دنبالش بودم، هیچ اتفاقی براش نیفتاد و همچنان رمزآلود باقی موند. یه مدتی هست که سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه افتاده و من همیشه

داری اشتباه می‌زنی داداچ!

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

من هر جا تو اینترنت و این شبکه‌های اجتماعی با این جمله " داری اشتباه می‌زنی داداچ!" مواجه می‌شم، ناخودآگاه خندم می‌گیره و روش کلیک می‌کنم ببینم چیه. چون عمدتا چیزای خیلی باحال و خنده‌دار پیدا میشه.

برای همین گفتم برای این مطلب هم از تیتر "داری اشتباه می‌زنی داداچ!" استفاده کنم تا به غنا و جذابیت مطلب همی بیفزاید.

چند روز پیش تو خبرها اومده بود رایزنی‌ها برای رفع فیلتر دو تا سایت خارجی برای مراکز دانشگاهی در حال انجامه. یعنی کمی تا قسمتی از مردم می‌تونن بدون فیلترشکن‌های رایگان به این سایت‌ها دسترسی داشته باشن.

یعنی من در عجبم که واقعا بعضیا فکر می‌کنن کسی که دنبال کار علمی هست و در سن قانونی قرار داره واقعا چیزی به اسم فیلترشکن به گوشش نخورده؟! داداچ من! شما رفتی یه تحقیق کوچیک تو دبستان‌های کشور بکنی و ببینی که چند درصدشون می‌دونن فیلتر شکن چیه و دارن ازش استفاده هم می‌کنن؟ شما توی گوگل سرچ کردی "فیلترشکن" تا ببینی کلی سایت دانلود رایگان و فروش فیلترشکن که شماره حساب بانکی هم خدمتتون معرفی کرده، وجود داره؟

داداچ من! شما تو کانال‌های ماهواره‌ای ندیدی که صبح تا شب دارن فیلترشکن رایگان به مردم معرفی می‌کنن؟

داری اشتباه می‌زنی داداچ من! اگر کسی هم دنبال رفع فیلتره چیزی هست که دیگه تقریبا کسی نیست، فقط برای رفع فیلتر اون شبکه‌های اجتماعی هست که کلی از مسوولان توش عضویت دارن، اما می‌گن برای مردم ممنوع هست و البته بماند که میلیون‌ها نفر هم عضوش هستن.

داداچ من! به نظرم این دفعه که یکی اومد گفت فلان سایت رو برای تحقیقات علمی من رفع فیلتر کن، جا داره یه کم بهش شک کنی و مطمئن بشی سرکاری نیست.

من واقعا در عجبم که این چه وضعیه که فیلتر شکن‌ها ظرف چند ثانیه در دسترس هستن، عضویت یه عده از مسوولان در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده بلامانع هست، میلیون‌ها نفر از مردم هم غیرقانونی عضو اون جاها هستن، بعد قراره برای کمی تا قسمتی از مردم دو تا سایت باز بشه؟!

داری اشتباه می‌زنی داداچ! داری اشتباه می‌زنی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موسسه احمق و داغون گالوپ

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش دیدم موسسه بیکار و بی‌مغز و آمریکایی گالوپ رفته 142 تا کشور دنیا رو یه بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ما ایرانی‌ها، عصبانی‌ترین مردم دنیا هستیم.

یعنی من منتظرم یکی این نماینده روانی گالوپ تو ایران رو نشان من بده، که ببینم رفته از کیا تحقیق کرده که فهمیده ما اعصاب نداریم. خب تویی که ورداشتی این تحقیق مسخره رو کردی، از کجا اصلا مجوز گرفتی؟ کی به تو اصلا ویزا داده وارد کشور ما بشی، خارجی بودی یا جاسوس داشتی تو ایران که این تحقیق رو برات کردن، مرتیکه!

آخه اصلا تو ایران کسی یه دونه فحش گذاشته تو صفحهات اینترنتی دیگران؟ اصلا ما تا حالا رفتیم صفحه یه بازیکن، یه داور، یه مجری یا هر کس دیگه‌ای رو تو خارج از ایران پیدا کنیم، به زبان شیرین فارسی بهش فحش بدیم؟

اصلا ما تا حالا ترقه رو سر داور فوتبال انداختیم؟ تا حالا شده ما صدای بوق ماشین تو خیابونا بشنویم؟ کسی تا حالا دو تا ایرانی دیده که سر یه نگاه کردن به قتل برسونن همدیگه رو؟ آقای مدیر نادون موسسه گالوپ، شما مطمئنی کارشناس بخش ایران، اطلاعات غلط تو پاچه جنابعالی نکردن؟ مطمئنی اطلاعات ایران با یه کشور دیگه جابجا نشده؟ شما مطمئنی عامل استکبار برای خراب کردن چهره ما ایرانی‌ها نیستی؟

آقای مدیر گالوپ، عزیز من ما خودمون داریم تو این مملکت زندگی می‌کنیم. این مزخرفات چیه سرهم کردی؟ عصبانی کیه؟ چرا اعتبار خودتونو به باد می‌دین، میخاین به بچه‌ها آدرس شبکه اجتماعیت رو بدم تا ببینی چقدر در اشتباهی؟

ما تو مملکتی زندگی می‌کنیم که برای بغرنج‌ترین مشکلات ظرف بیست و پنج صدم ثانیه اینقدر جوک ساخته می‌شه که عصبانیت که هیچ، غم و غصه هم از دلمون بیرون می‌ره. کجای دنیا مردمش اینقدر جوک می‌سازن که ما می‌سازیم؟ بعد ما عصبانی هستیم؟ بی‌شعور!

شما کجای دنیا دیدی یه ساختمون در حال سوختن باشه ملت برن با لب‌های خندان و کنترل کامل اعصاب، باهاش عکس سلفی بگیرن؟ این مردم عصبانی هستن یا برای تقویت روحیه اونایی که تو آتیش گیر کردن و نیروهای امدادی وسط خیابون ایستادن؟ ما عصبانی هستیم؟ حیوان!

شما کجای دنیا دیدی وسط عملیات تروریستی مردم با حضور در صحنه، کنترل کامل اعصاب و بدون لرزش دستشون از صحنه‌ها فیلمبرداری کنن و تازه گزارش صوتی هم بدن همون موقع. شما فیلم صحنه‌های ترور تو اروپا رو ببین. یکیشم به درد نمی‌خوره، طرف رفته نوک کوه یواشکی از زیر پیراهنش داره فیلم میگیره یا نهایت تو زیرزمین خونش با استرس میگه صدای تیر میاد تو 2 کیلومتری اینجا. اونوقت مردم ما به اعصاب خودشون کنترل ندارن، اونا دارن؟

باشه شما خوبین، گالوپ پدرسوخته دروغگو، مگه دستم بهت نرسه، آشغال عوضی!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

اثبات خوبی تعدد نهادهای نظارتی

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ق.ظ | ۰ نظر

اغراق نیست اگه بگیم تو کشور ما به ازای هر نهاد اجرایی و غیر اجرایی یه نهاد نظارتی هم وجود داره! بعضیا با این موضوع خیلی مشکل دارن و میگن این که نشد ما می‌خایم آب بخوریم باید به صد جا جواب پس بدیم، آخرشم قید آب خوردن رو هم می‌زنیم.

البته در نظر داشته باشین که بعضی از این دستگاه‌های نظارتی در کنار هم یک وظیفه رو به نوعی انجام می‌دن. مثلا اگه یه وقت در مصرف بودجه تخطی انجام بشه، چند تا نهاد هستن که می‌تونن وارد عمل بشن و ایرادات لازم رو بگیرن. اما حالا دلایلی وجود داره که نشون می‌ده تعدد نهادهای نظارتی همچین هم بد نیست و اصلا موازی‌کاری انجام نمی‌شه.

یه نمونش همین هفته پیش اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که از اول سال 95 تا هفته پیش، غیرقانونی داشتن از مردم 10 ریال بابت ارسال پیامک اضافه می‌گرفتن. این وسط خلاصه حواس هیچکس هم نبوده. حالا شما فکر کن اگه این همه نهاد نظارتی نداشتیم چی می‌شد. مثلا اگه یکی بود چقدر بد بود. اگه همون یکی متوجه نمی‌شد، خب مشکل ادامه پیدا می‌کرد.

اما وقتی کلی نهاد نظارتی داشته باشیم اگه اولی متوجه نشد دومی هست، دومی متوجه نشد سومی هست، سومی متوجه نشد چهارمی هست و همینطور الی آخر. خلاصه در مورد این اضافه‌دریافت هزینه پیامک سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان متوجه ماجرا شد و اعلام کرد غیرقانونی هست. از اونطرف سازمان رگولاتوری هم که دیده ای بابا راست می‌گه، اومد اعلام کرد حدود 14 ماه اضافه از مردم پول گرفته شده که به اپراتورها میگیم دیگه اینکارو نکنن!

حالا این وسط پول‌ها در محل مورد نظر مصرف شده یا نه معلوم نیست و این که میشه وجوه اضافه رو به مردم برگردوند که به شدت نامعلوم‌تر هست. یعنی اینجاست که میشه فهمید چقدر خوبه ما تو کشور کلی نهاد نظارتی داریم که بخش زیادیشون هم یک کار انجام می‌دن.

تا حالا به این فکر کردین مثلا اگه سازمان حمایت از مصرف‌کننده هم متوجه نمی‌شد، چی می‌شد؟ والا اینطور که پیداست شاید سال‌ها بعد هم کسی متوجه نمی‌شد. پس بار دیگر وجود این همه نهاد نظارتی رو قدر دانسته و تشکر فراوان می‌کنیم.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

صدای خارجی‌ها هم درآمد

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

تاریخ ارتباطات ایران از زمان راه‌اندازی تلگراف در کشور گرفته تاکنون، به اندازه 4 سال گذشته شاهد امضای تفاهم و توافق با طرف‌های خارجی نبوده! حتی سفرهای خارجی تمام وزرای ارتباطات گذشته را روی هم بگذاریم، شاید به اندازه سفرهای 4 سال قبل وزیر ارتباطات فعلی نشه.

چند وقت پیش من تو همین هفته‌نامه یه گزارش خوندم در مورد یه عالمه تفاهم‌نامه بین وزارت ارتباطات ایران و تقریبا نصف بیشتر دنیا امضا شده که همچنان هم البته ادامه داره. نکته جالب‌تر این که بعد یه عمر تازه داره دوزاریمون می‌فته که تفاهم‌نامه لزوما چیز خاصی نیست. یه جلسه دورهمی هست، اون طرف میگه چه خبرا، این طرف میگه قربانت، شما چه خبرا و آخرش می‌گن خب این حرفایی که زدیم رو بی‌زحمت یه کاغذ وردار خلاصشو بنویس که امضا کنیم که یه کاری کرده باشیم. اصلا شگون نداره همینطوری بیایم خودتونو ببینیم برگردیم. مردم حرف در میارن برامون.

القصه تا دلتون بخاد ما تفاهم‌نامه در پهنه زمین داریم در حوزه ارتباطات. اما خداییش یه چیزی بگم؟ من فکر می‌کردم فقط ماها اینجا صدامون دراومده و برامون سواله که خب این تفاهمات قبلی الان خروجیش چی بوده که همینطور توافقات جدید پشت سر هم در حال امضا هست، که فهمیدم اشتباه می‌کنیم.

چند روز قبل خبری دیدم که اساسی کف کردم. یه دونه از این خبر همیشگیا بود که وقتی موضوع خاصی برای تیتر زدن نیست، تیتر می‌زنن، "وزرای ارتباطات ایران و روسیه بر همکاری‌های فیمابین تاکید کردند" منم که کلا آدم گیر و حساس روی این توافقات، نشستم واو به واو خبر رو خوندم ببینم چی به چیه که یه چیز عالی دیدم و برای همین عین پاراگراف رو به نقل از ایرنا تقدیم حضور می‌کنم: "نیکیفروف وزیر ارتباطات روسیه نیز در این دیدار با تاکید بر اهمیت مباحث مطرح شده از سوی همتای ایرانی، اظهار کرد: روابط صادقانه و شفافی بین دو وزارت خانه وجود دارد و هم اکنون ایران و روسیه توافق‌های زیادی امضا کرده‌اند که باید برای پیگیری و اجرایی کردن آنها تلاش شود."

یعنی اینطور که پیداست نیکیفروف هم از حجم توافقاتی که این مدت با وزارت ارتباطات ایران امضا کرده کم آورده و گفته بابا بیخیال، اینقدر توافق امضا کردیم که اصلا یادم داره می‌ره چی امضا کردیم. بهتره به جای امضای قرار داد تاکید بر همکاری بیشتر، بشینیم یه حرکتی برای اجراشون هم بکنیم بابا.

خب آخه اونجا پوتین گیر میده به وزیراش که چی دارین امضا می‌کنن هی تپ و توپ برای خودتون. خروجی وردار بیار بینیم بابا وگرنه .... برای همین نیکیفروف هم نگران بوده، چون اونجا فرق داره با ایران و خواسته که یه تکلیفی از توافقات قبلی روشن بشه. خلاصه صدای خارجی‌ها هم دراومده انگار!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مطمئنی کندی یا ...

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

کلاه‌گذاشتن و سرکارگذاشتن من یه مقدار سخت شده، چون بعد از یه عمر خوندن خبرها و نوشتن این ستون دیگه بعضی چیزها از یادم نمی‌ره به این راحتی‌ها.

از اونطرف فقط من نیستم که یه عمره میخونم و می‌نویسم، خیلی از مدیرا هم هستن که یه عمره می‌خونن و حرف می‌زنن و خب این وضعیت یه کم رقابت رو برای طرفین سخت می‌کنه. یعنی هم من می‌تونم به بعضی حرفای مدیرا گیر بدم هم اونا اینقدر استاد شدن که گیر من نیفتن.

از این مقدمات که بگذریم بذارید برم سر اصل ماجرا. هفته قبل یکی از مدیرا یه حرفی زد که به گوش من آشنا اومد.

ایشون یه چیزی تو این مایه‌ها گفتن: "علت افت رتبه جهانی ایران در شاخص دولت الکترونیکی به علت سرعت بالای حرکت سایر کشورها بوده!"

آقا مشابه این نظر رو من چند سال قبل هم یادم هست یه جا خوندم که گفته بودن اگه دنیا پیشرفت می‌کنه به خاطر اینه که سرعتشون بالاتر از ماست.

حالا من در همین رابطه چند کلامی حرف با مدیرایی که معتقدند سرعت بالای رقبا باعث پیش افتادن اونا از ما هست دارم.

اول این که قربونت برم، با این توجیهی که شما داری باید مراقب باشی از طرف سرویس‌های بیگانه برای همکاری با دیگر کشورها ربوده نشی. یعنی من جای مسوولان بودم سریع یه تیم حفاظت قوی میذاشتم برای این تیپ مسوولان که اینقدر باهوش هستن و امکان ربودنشون خیلی بالا هست.

دوم این که قربونت برم، من یه کم نگران سلامت و فشاری هستم که روی شما هست. یعنی استرس و نگرانی از پیشرفت دیگران و جاموندن ما، توی چشم و صورت و صدای شما موج می‌زنه. تو رو خدا اینقدر به خودتون فشار نیارید ما به شما احتیاج داریم، خیلی هم زیاد احتیاج داریم.

سوم این که قربونت برم، شما اطمینان داری که بقیه یه کم سریع‌تر از ما دارن رشد و پیشرفت می‌کنن؟ یعنی یه کم دقت کنی به نظرت نمیاد که ما کند نیستیم و در واقع ایستادیم و درجا می‌زنیم؟ یه کم به اسم کشورهای داغونی که از ما جلوتر هستن نظر بیفکنی شاید بهتر متوجه بشی که علت پیشرفت اونا سرعتشون نیست.

چهارم اینکه این بار شما قربونم بری، با این توجیهی که شما داری، فکر کنم عمه مرحوم من هم بتونه جای شما مدیریت کنه و هر وقت هم بهش گفتن سرکار خانم ما که تو دنیا آخر شدیم، خیلی راحت چشم‌هاش رو گرد کنه صداش رو بلند کنه و بگه خب تقصیر من چیه که بقیه سریع‌تر پیشرفت می‌کنن، الان جواب کار کشورهای دیگه رو هم من باید بدم؟!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)