ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۲۸ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


رواج تخم مرغ غازهای مجازی

يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

خیلی از قدیمی‌ها و پدر و مادرها، هنوز که هنوزه نمی‌تونن یه سری از کلمات رو از ذهنشون پاک کنن.

مثلا میگن برو ریکا بخر، یعنی برو مایه ظرفشویی بخر. ببین کی پای اف‌اف یا آیفون هست، یعنی ببین کی پای زنگ در خونه هست. برو تاید بخر، یعنی برو پودر رختشویی بخر. سر راه یه پفک بخر، یعنی، نمیدونم معادل این یکی چی هست ولی می‌فهمم یعنی پفک بخر!

یا میگن این ماتیک‌ رو چند خریدی که منظورشون رژ لب هست و خلاصه کلی کلمه دیگه.

حالا جریانش از این قرار بوده که چون اولین بار اون محصولات به نام اون برندها یعنی ریکا، آیفون، تاید، پفک، ماتیک و ... وارد ایران شدن، دیگه تو خاطرات موندن و کلی طول می‌کشه تا از ذهن‌ها پاک بشه.

به این موارد اما میشه یه سری غلط‌های مرسوم هم اضافه کرد. مثل تخم مرغ غاز، تخم مرغ کفتر، تخم مرغ بلدرچین و کلی از این نمونه‌های مشابه که می‌فهمیم منظور طرف چیه اما غلط هست.

حالا یه چند وقتی هست که یه سری از این کلمات جدید دارن تو فضای مجازی هم زیاد می‌شن. یعنی بکار بردن نام یک برند به جای یک محصول یا خدمت. نمونه‌هاشم زیاده که من چون نمیخام تبلیغاتی بشه و مطلبم مورد حذف قرار بگیره، نمی‌گم.

اما واقعیت اینه که من تو این چند روز گذشته اینقدر به این موضوع برخورد کردم که چندباری میخاستم سرمو بکوبم به سپر ماشین. تا دلتون بخاد کلی از مسوولان و کلی از رسانه‌ها هستن که اصلا متوجه نیستن که بابا جان شما نباید اسم یک برند رو به جای خدمت یا محصول به کار ببری.

مسوول محترم، رسانه‌ محترم! اگه پول گرفتین و مشغول تبلیغ هستین که هیچ اما اگه بلد نیستی برو بپرس اسم این محصول یا خدمت چی هست. نه این که هر چی اولین بار تو عمرت دیدی بگی. ما دیگه توی غار زندگی نمی‌کنیم.

مثلا می‌دونستین ماجرای اسم کانگورو چی هست؟ میگن ظاهرا اولین بار کسایی که استرالیا رو کشف کرده بودن، از دیدن کانگورها به شدت به هیجان اومده بودن. خب اون موقع فقط بومی‌های استرالیا که از تمام دنیا ارتباطشون قطع بود و هنوز مستعمره انگلیس نشده بودن زندگی می‌کردن و خب زبانشونم محلی بوده.

یه روز یکی از این کاشف‌ها می‌ره به زبون انگلیسی می‌پرسه نام این حیوون چیه؟ بومیه هی سرشو تکون می‌داده که نمی‌فهمم چی میگی، خلاصه اینقدر با دست اشاره می‌کنه به اون حیوون و سوالشو تکرار می‌کنه که بومیه در نهایت می‌گه، کانگرو.

طرف هم فکر می‌کنه چه جالب اسم این حیوون کانگرو هست و می‌ره در تمام دنیا اینو پخش می‌کنه. میگن سال‌ها بعد که زبان بومی‌ها رو یاد گرفتن فهمیدن کانگرو به زبون اونا یعنی نمی‌فهمم چی میگی!

خلاصه از مسوولان درخواست می‌شه از نام برندهای فضای مجازی رو به جای کالاها و خدمات بکار نبرن. ما که زبون هم رو بلدیم سوال کن عزیزم.

عزت زیاد

آق فری (منبع:عصرارتباط)

افزایش خیران در اینترنت (طنز)

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که کلی سایت‌ و کانال تو صفحات اجتماعی پر شده از انواع تبلیغات عجیب و غریب. از کرایه ساعتی لاکپشت گرفته تا تربیت قورباغه در منزل. به جز اینا البته یه مدتی هست تعداد خیرین تو اینترنت به طرز شدیدی افزایش پیدا کرده.

مسوولان که احتمالا سرشون شلوغ هست، اما اگه مایل بودین، برید تو یکی دوتا از این سایت‌های تبلیغات رایگان پر شده از خیرین. مثلا یه سری آدم خیر پیدا شدن که حاضرن یه اتاق تو خونه در اختیار خانم‌های مجرد بذارن. تازه خیلی‌هاشون نوشتن دو وعده غذای گرم هم در اختیارشون میذارن.

یه سری آدم دلسوز هم پیدا شدن که توی تبلیغات اعلام می‌کنن حاضرن کمک مالی هم بکنن البته یه شرطی هم داره و فقط خانم‌های مجرد شامل این کمک می‌شن.

یه دسته از افراد دلسوز هم هستن که میگن ما حاضریم اونایی که تمکن مالی ندارن رو با خودشون ببرن سفرهای خارجی تا اونها هم بتونن دنیا رو ببینن و دلشون یه مقدار باز شه.

باور کنید تا اینجای مطلب اصلا شوخی نیست و خودتون اگه باور نمی‌کنید می‌تونید برید تو این سایت‌های تبلیغات رایگان با چشمای خودتون ببینید.

البته به این موارد ماساژ رایگان در منزل و اجاره ساعتی خانه برای استراحت کسانی که خسته هستن هم رو باید اضافه کرد. یعنی تا وقتی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نبودن من فکر نمی‌کردم ما اینقدر آدم خوب اطرافمون هست که حاضرن دیگران رو به سفر ببرن، بهشون جا و غذا و حتی پول بدن و هر کاری هم لازمه برای رفع خستگیشون بکنن.

اینا از آثار مثبت شبکه‌های اجتماعی هست. حالا یه عده هی شبانه روز سیاه نمایی کنن که این چه وضعیه و فقط نیمه خالی لیوان رو ببینن.

مدیون هستین اگه فکر کنید من دارم شوخی می‌کنم. اصلا هم شوخی نیست و هیچ کس هم فکر بد نکنه. دلیل هم دارم. خب اگه اینکارا اشکالی داشت و نیت خیرخواهانه نداشتن که تا الان پدر صاحب سایت و آگهی‌دهنده‌ها رو در میاوردن.

پس حالا فکر کنم به شما هم ثابت شده که تعداد خیران روز به روز در حال افزایش هست و دیگه این فقط کودکان کار نیستن که مورد حمایت قرار می‌گیرن. خیلی هم ممنون هستیم از همه کسانی که زمینه‌ساز این همه خدمات خوب و مهربانانه شدن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پدیده‌ای به نام دکترهای کرایه‌ای

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

عارضم خدمتتون که تو کشور ما از اونجا که اوضاع خیلی از کار و کاسبی‌ها خوب نیست، شاهد پدیده‌های جدید و البته معکوسی هستیم که طی اون یه سری برای اینکه بتونن کلاهبرداری کنن خودشونو دکتر معرفی می‌کنن و یه سری هم می‌رن دکتر می‌شن تا بتونن کلاهبرداری کنن!

البته وقتی می‌گم دکتر منظورم پزشک‌ها نیست و خب صد البته منظورم تمام کسانی که مدرک دکترا دارن هم نیست، خلاصه راه نیفتن یه سری دنبال شکایت و این حرفا.

آها داشتم می‌گفتم که خلاصه وضع کاروکاسبی به سمتی رفته که یه سری از دکترا توی دانشگاه‌ها و خارج از دانشگاه‌ها افتادن دنبال روش‌های جدید کسب درآمد. تو حوزه ICT خودمون رو عرض می‌کنما.

خب از قدیم یه چیزی مد بود که مثلا بعضی استادها می‌رفتن یه کتاب خارجی جدید می‌خریدن بعد از روش کپی می‌گرفتن و هر 8 صفحه رو می‌دادن دست دانشجوها و بهشون می‌گفتن ترجمه کنید، نمره کلاسی داره. بعد هم کل ترجمه‌ها رو به هم می‌چسبوندن و یه کتاب می‌دادن بیرون.

البته این تیپ دکترا اینقدر عجله دارن که وقت نمی‌کنن یکبار هم کتاب رو بخونن و انگار دانشجوها هم حرفه‌ای شدن و خلاصه اگه یه کتاب به زبان فارسی خریدین که هر چی خوندین نفهمیدن چی می‌گه بدونید از این کتابا هست.

یه سری دیگه از دکترا دانشجوها رو به اسم اجرای طرح و پروژه و در واقع برای بیگاری راهی شرکت‌هاشون می‌کنن.

اما موضوع مد نظر من که اخیرا هم زیاد شده، اینه که یه سری از دکترا افتادن تو کار جایزه و لوح فروشی.

واقعیت اینه که اینقدر دست زیاد شده تو برگزاری جشنواره‌ها و فستیوال‌ها تو حوزه ICT که بعضی‌هاشون خیلی دیگه تابلو شدن و هر کی بیکار بود، بدون این که حتی یه پوستر چاپ کنه و روش اعطای جوایز رو اعلام کنه و 4 تا آدم بذاره به عنوان مثلا داور، یه جشنواره برگزار می‌کرد.

حالا دیگه یه سری برای این که بگن والا بلا ما کارمون علمی هست، راه افتادن دکتر کرایه می‌کنن. این دکترا فقط به عنوان دکور و توی پوسترها استفاده می‌شن و اصلا از زمان و مکان برگزاری جشنواره هم خبر ندارن. بعضی‌ها هم ممکنه نهایتا برای اهدای جوایز دعوت بشن و بدون این که بدونن ماجرا چیه فقط باید لبخند بزنن و هدایا رو بدن و آخر سر هم دستمزد بگیرن و برن.

خلاصه این روزها اینقدر اسم بعضی دکترا تو جشنواره‌های لوح فروشی تکرار می‌شه که شاید فکر کنید یه جشنواره هست که داره هفته‌ای سه بار و در طول سال برگزار می‌شه! در حالیکه اشتباه فکر می‌کنید و جشنواره‌ها متفاوتن، بلکه این بعضی آقایون دکترها هستن که ثابتن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پاول دورف، پاشو بیا پیش ما!

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

این پاول دورف رو حتما خیلی‌ها می‌شناسن، اگه یک درصد کسی نمی‌شناسه باید بگم این بابا سازنده برنامه تلگرام هست که روی گوشیتون نصب هست و دارید استفاده می‌کنید.

ظاهرا پاول متولد روسیه هست اما از این کشور خارج شده و حالا کجا زندگی می‌کنه، من خودم درست هنوز نفهمیدم، اما انگار خونه به دوش هست یا تو هواپیما زندگی می‌کنه، چون تو ایران هر روز یکی یه جا رو میگه.

آقا این پاول دورف که ما ایرونی‌ها اساسی پولدارش کردیم، برای خودش پدیده‌ای هست. من از نزدیک ندیدمش اما بهش می‌خوره خیلی بچه پررو و حاضرجواب باشه. آقا نشد یکی تو ایران اسم اینو ببره، اونم 5 دقیقه بعد توی توییتر جوابشو نده.

جواب‌هاشم خیلی از سر گردن کلفتی هست و من نمی‌دونم چرا وقتی پیام‌هاشو می‌خونم حس می‌کنم تهش باید یه "چی‌داداچ" اضافه کنم. لامصب به همه گیر می‌ده آخه. کافیه یکی بگه ما تو ایران باهاش حرف زدیم، سه سوت میاد میگه نه خیر اصلا همچین چیزی نیست.

حالا یه مدته این بابا خیلی باحال شده و انگار داره حال و هوای مملکت ما دستش میاد. چند وقت پیش یه سری رفتن بهش گفتن، آقا راسته وزیر ارتباطات می‌گه سرور تلگرام اومده تو ایران؟ اینم یه جوابی داد که نشون می‌ده خیلی به اوضاع و احوال اینجا مسلط شده شیطون. چون برگشته گفته، به نظرم میاد خبرنگار اشتباه فهمیده و بعید می‌دونم وزیر ارتباطات همچین حرفی زده باشه!

یعنی این شیطونم یاد گرفته هر جا اوضاع پیچیده می‌شه بگه برداشت اشتباه خبرنگار بوده!

حالا چند روز پیش تو صحن مجلس یکی از نماینده‌ها داشت علیه پاول حرف می‌زد که این بابا صهیونیسته که باورتون نمی‌شه هنوز صحبت‌هاش تموم نشده بود که پاول توی توییترش جوابشو داد!

خلاصه من به ذهنم رسید به پاول دورف بگم شیطون، تو که عین ما ایرانی‌ها صبح تا شب تو شبکه‌های اجتماعی هستی، حال و هوای مملکت و اشتباه خبرنگار و این چیزا رو هم بلدی، جوابم که خوب بلدی بدی، فکر کنم اینقدر که ایرانی‌ها اومدن بهت سلام مخصوص دادن تو توییتر یه مقدار زبون فارسی هم باید یاد گرفته باشی، بابا جون حالا که ناز می‌کنی سرور نمیاری ایران، لااقل خودت پاشو بیا ایران.

بابا تو عین خودمونی، آخه چرا هی از این کشور به اون کشور می‌ری، بیا اینجا راحت زندگی کن و هر وقتم خواستی اگه تونستی برگرد برو!

خداییش دارم میگم اگه جوابی چیزی بخای روی این مطلب من بذاری تو توییتر، حسابی برات قاطی می‌کنما. گفته باشم.

عزت زیاد

آق فری

10 پیشنهاد برای پیشگیری از سلفی جنجالی

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل انتشار یکسری عکس‌های سلفی در مجلس با سرکار خانم «فدریکو موگرینی» عجب داستانی به پا کرد. خب از اونجا که پای جمعی از نماینده‌های مجلس وسط هست و نمی‌شه هر چیزی هم گفت، کار برای نوشتن کمی سخت می‌شه.

از شوخی گذشته وقتی شاهد عکس گرفتن با ساختمان در حال سوختن و تروریست‌های در حال تیراندازی و بازماندگان هنرپیشه‌ها و خوانندگان در مراسم‌های ختم هستیم و این عمل همچنان هم ادامه دارد، جای گله نیست.

اگرچه فکر کنم مردم و رسانه‌ها چنان حرکتی زدند که در تاریخ و حافظه نسل‌های آتی و حتی گیاهان هم ثبت شد و از این جهت دیگه نیازی به پیشنهاد نیست، اما خب از طرفی می‌بینم چون انسان ذاتا موجودی فراموشکار و جایزالخطاست، شاید دوباره چنین وضعیتی تکرار بشه، برای همین من نشستم کلی فکر کردم و یه سری پیشنهادات به ذهنم رسید که در ادامه مطرح می‌کنم و امیدوارم مورد استفاده مسوولان قرار بگیره.

پیشنهاد اول: چاپ 8 در 8 متر اون عکس و گذاشتن در قسمت ورودی مجلس به نحوی که هر روز قابل رویت باشه.

پیشنهاد دوم: استفاده از دیوارهای کاذب در مجلس در مناسبت‌هایی که میهمان خارجی داریم.

پیشنهاد سوم: تفکیک روز حضور خانم‌ها و آقایان در مجلس، مثلا روزهای فرد خانم‌ها و روزهای زوج آقایان.

پیشنهاد چهارم: عدم دعوت از بانوان میهمان خارجی.

پیشنهاد پنجم: ممنوعیت امکان همراه داشتن موبایل و دوربین عکاسی در مجلس در زمان‌های ناچاری.

پیشنهاد ششم: عدم دعوت از عکاسان رسانه‌ها برای جلوگیری از مخابره این قبیل تصاویر.

پیشنهاد هفتم: برگزاری مراسم تحلیف در خارج از کشور.

پیشنهاد هشتم: استفاده از تک‌تیراندازها برای شکار سلفی‌گیران.

پیشنهاد نهم: آموزش مهمانان خارجی. یعنی زمانیکه تو هواپیما و قبل از فرود روی زمین بهشون توضیح داده می‌شه که باید حجاب داشته باشن، باید بگن اگه کسی خواست سلفی باهات بگیره اسپری فلفل بپاش تو چشماش.

پیشنهاد دهم: هر چی فکر کردم دیگه چیزی به ذهنم نرسید، فقط خواستم یه پیشنهاد دهم هم داده باشم!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

من یک میمون پولدار هستم

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

خب شک ندارم تیتر براتون جالب بوده و با خودتون گفتین، چه جالب اینجا یکی نوشته من میمون هستم، حتما باید چیز باحالی باشه؟

خلاصه هر فکری که ممکنه کرده باشین، عاملی شده برای خوندن این مطلب. حالا بهتون می‌گم چرا من میمون هستم! واقعیت اینه که این روزها تو شبکه‌های اجتماعی یه عالمه آدم هستن که مثلا بهشون می‌گن بچه معروف.

روش کار اینا جالبه و اکثرا سعی می‌کنن با عجیب‌ترین کارها خودشونو معروف کنن. یکی رو یه قسمت خاصی از بدنش تمرکز کرده. یکی از شست پاش عکس میگیره می‌ذاره، یکی صدای حیوانات در میاره، یکی عکس از دستشویی خونوشن میذاره، یکی هم میگه من میمون هستم.

حالا متوجه شدین منظورم این نبود که من میمون هستم، منظورم اون بود. این شبکه‌های اجتماعی حالا شده پاتوقی برای یه سری آدمای عجیب و غریب که مردم مثل باغ وحش برای دیدن اونها دورشون جمع می‌شن. اینام فکر می‌کنن ملت خیلی دارن چیز ازشون یاد می‌گیرن یا خیلی باهاشون حال کردن، هی از خودشون شکلک‌های عجیب و جدیدتر می‌سازن.

خلاصه این روزها تعداد میمون‌های مجازی روز به روز در حال افزایش هست و این باغ وحش هر روز داره بزرگتر از دیروز می‌شه. این وسط یه سری شرکت‌ها دیگه خیلی باحال هستن و فکر می‌کنن چون میمون‌ها همه روزه افراد زیادی رو دور خودشون جمع می‌کنن، حتما آدمای تاثیرگذاری هستن و میشه تو قفسشون یه سری محصول و کالا ریخت که ملت برن بخرن.

حالا از بد حادثه این میمون‌ها قیمت خیلی بالایی هم دارن و برای گذاشتن یه مطلب تبلیغاتی توی قفس مجازیشون، پول‌های آنچنانی طلب می‌کنن. یه سری از این شرکت‌های خال‌تور هم فکر می‌کنن خب بابا، این آدم هر چی باشه تونسته صدها هزار نفر رو دور خودش جمع کنه و امتحانش ضرری نداره.

اما وقتی که پول رو دادن تازه می‌فهمن اوه اوه چه کلاهی رفته سرشون و هیچکدوم از طرفدارای میمون مجازی، علاقه‌ای به محصولات و کالاهای تو قفس نشون نمی‌دن.

خلاصه این روزها یه سری شرکت‌ها پولای گنده گنده‌ای دارن به باد می‌دن تو شبکه‌های اجتماعی و این وسط یه سری میمون پولدار دارن تحویل جامعه می‌دن.

منم اول باور نمی‌کردم اما یکی از این میمون‌ها فقط برای گذاشتن یه کالا تو قفسش اونم برای چند ساعت ناقابل 8 میلیون تومن پول می‌گیره که معادل میزان درآمد یه آدم با کلی تحصیلات و تجربه هست.

خلاصه بعضیا خوب راهی برای پول درآوردن پیدا کردن و اگرچه بعضیا بهشون میخندن اما اونام به بقیه میخندن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

کاربران اینترنت دیگه شلوغ نکنن

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۳ ق.ظ | ۰ نظر

یعنی من موندم این کاربرای اینترنت تو ایران بیکارن هی می‌رن تو صفحه وزیر ارتباطات و رسانه‌های مختلف اعتراض می‌کنن.

خب مثلا فکر کردین چی میشه؟ بابا جان با شلوغ‌کاری که چیزی درست نمیشه. یه مدت هی گیر دادن ملت و رسانه‌ها به گرونی اینترنت، نتیجش چی شد؟ خب مسوولان هم اومدن گفتن یه کاری می‌کنیم که اینترنت 50 درصد ارزونتر بشه. کلی تیتر خورد و سر و صدا شد و ملت ذوق کردن که چی میشه یعنی. چند وقت بعد فرمول کاهش قیمت اینترنت که تقدیم حضورشون شد متوجه شدن که اینترنت یه مقدار کوچولویی گرونتر شد براشون.

این از این. یه مدت دیگه هی ملت ریختن تو صفحه وزیر ارتباطات و گیر دادن که بابا اپراتورها چرا طرح‌های تشویقی نمی‌دن، یکی می‌ده یکی نمی‌ده، ما طرح تشویقی می‌خایم و بازم شلوغ‌کاری کردن. بعدش مسوولان گفتن چشم، قول می‌دیم رسیدگی بشه. یه مدت بعد اعلام شد تمام طرح‌های تشویقی پرطرفدار اینترنت باید لغو بشه!

من فکر می‌کردم دیگه درس عبرت بشه برای یه سری و برن دنبال زندگیشون. بعد دیدم نه اینا ول کن نیستن. این دفعه ملت می‌رفتن اینور اونور هی می‌نوشتن آقای وزیر این اینترنت ما خورده می‌شه اصلا نمی‌فهمیم، چطوری پامون حساب می‌شه.

باز مسوولان قول پیگیری دادن. یه کمیته معلوم نشد کجا و چطور تشکیل شد و چند وقت بعد خبر اومد، خیالتون راحت، بررسی کردیم هیچ مشکلی نبود. شماها سرعتتون و مصرفتون رفته بالا، داغید متوجه نمی‌شید. هیچ کلکی هم در کار نیست.

کاربرای اینترنت اما این دفعه انگار از نتیجه راضی نبودن. دوباره گیر دادن که بابا این اینترنت حجمی پوست ما رو کنده، اصلا چرا مثل همه دنیا غیرحجمی و نامحدودش نمی‌کنید تا ما هم خیالمون راحت بشه؟

مسوولان که دیدن خب مردم ناراضی هستن، گفتن چشم بررسی بیشتر می‌کنیم. حالا نتیجه بررسی روشن و تصویب شده. اتفاقی که قراره بیفته اینه که اینترنت نامحدود می‌دن به کاربرا. اما بعد گفتن همچین نامحدودم نیست ولی معلوم نیست چقدره. بعدم گفتن چون نامحدود شده یه کوچولو قیمتش بالاتر میفته براتون.

کاربرای اینترنت که داشتن حساب و کتاب می‌کردن که یعنی چطوری میشه، خبر رسید که قراره سه مدل اینترنت با نرخ‌های متفاوت تو کشور داشته باشیم. یه اینترنت همون اینترنتی هست که باهاش می‌رن تو شبکه‌های اجتماعی و اون ور آبی، یه اینترنت شبکه ملی اطلاعات هست که توش دویست یا سیصد تا سایت هست. یه اینترنت دیگه هم هست که تو ایرانه اما تو شبکه ملی اطلاعات نیست. اونم یه نرخ داره.

حالا برید ببینم سر در میارید چی به چیه یا نه. خوبتون شد؟ تا شما باشید که دیگه شلوغ‌کاری نکنید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

الان چی شد دقیقا؟

يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ | ۰ نظر

هفته پیش دبیر کمیته فیلترینگ رو یه موضوعی دست گذاشت که تا همین الان که دارید این مطلب رو می‌خونید وزیر ارتباطات ول کن ماجرا نیست. ماجرا اینطور بود که آقای دبیر فیلترینگ گفت ما 40 بار دستور مسدود کردن 8 هزارتا کانال و سایت رو به وزارت ارتباطات دادیم و اونا هم هیچ اقدامی نکردن.

اوه اوه اوه، وزیر ارتباطات از اول هفته کلید کرد روی این موضوع. از شانس بد دبیر کمیته فیلترینگ این هفته وزیر ارتباطات روزی 2 تا افتتاحیه داشت و تا آخر هفته 10 بار گیر داد به این موضوع. دیگه اوضاع جوری شده بود که من دلم سوخت برای دبیر کمیته مسدودسازی سایت‌ها.

خلاصه وزیر ارتباطات روز و شب بود که می‌گفت کدوم 8 هزارتا سایت، کدوم 40 بار، ایشون نظر شخصیشون بوده، از خودشون بپرسید. یه عده میخان همه چیز رو ببندن. ایشون دبیر یه کمیته هستن.

یعنی دیگه این دم آخری، سنگ تموم گذاشت وزیر ارتباطات. حالا درسته که هنوز گرد و خاک این بگو مگوها تموم نشده اما والا ملت گیج شدن این وسط. خب بابا این فیلترینگ جریانش چیه دقیقا. یعنی شما برید مطبوعات رو تو این یک هفته اخیر چک کنید، یه بولتن چاق و چله سر این ماجرا جمع می‌شه که تهش معلوم نشد داستان چیه؟

یعنی الان ما دقیقا نفهمیدم چی شد، اینا نظر شخصی بوده، قطعی بوده، کمیته‌ای بوده، قضایی بوده، اگه بوده مستنداتش کجاس. بابا این خبرنگارا که مثل توپ هی پاس می‌شن اینور اونور، یه تعداد مردم هم هستن که می‌خونن این چیزا رو. خب یه چیزی این وسط درست نیست. متوجه منظورم هستین؟

یاد اون جریان میفتم که طرف می‌گفت، هر کدوم از مسوولان رو که می‌بینی از وضعیت موجود گله دارن، به نظرم عملکرد ما مردم بد بوده که ناراحتشون کردیم!

البته فقط این یه مورد نیستا، خیلی چیزای دیگه هست که تو این مملکت معما شده برای مردم که خب حق با کیه؟

انگار این روزا مردم باید برداشت آزاد داشته باشن از خبرها و اظهارات مسوولان. یعنی وقتی یکی یه چیزی میگه، اختیار با شماست که بگید درسته یا غلط. چون هر کی یه چیزی می‌گه و شما خودت باید تصمیم بگیری کدوم حرف رو قبول کنی و این یعنی یک پدیده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پس چی محرمانه نیست؟

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

هفته قبل یکی از رمزآلودترین چیزهایی که دنبالش بودم، هیچ اتفاقی براش نیفتاد و همچنان رمزآلود باقی موند. یه مدتی هست که سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه افتاده و من همیشه

داری اشتباه می‌زنی داداچ!

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

من هر جا تو اینترنت و این شبکه‌های اجتماعی با این جمله " داری اشتباه می‌زنی داداچ!" مواجه می‌شم، ناخودآگاه خندم می‌گیره و روش کلیک می‌کنم ببینم چیه. چون عمدتا چیزای خیلی باحال و خنده‌دار پیدا میشه.

برای همین گفتم برای این مطلب هم از تیتر "داری اشتباه می‌زنی داداچ!" استفاده کنم تا به غنا و جذابیت مطلب همی بیفزاید.

چند روز پیش تو خبرها اومده بود رایزنی‌ها برای رفع فیلتر دو تا سایت خارجی برای مراکز دانشگاهی در حال انجامه. یعنی کمی تا قسمتی از مردم می‌تونن بدون فیلترشکن‌های رایگان به این سایت‌ها دسترسی داشته باشن.

یعنی من در عجبم که واقعا بعضیا فکر می‌کنن کسی که دنبال کار علمی هست و در سن قانونی قرار داره واقعا چیزی به اسم فیلترشکن به گوشش نخورده؟! داداچ من! شما رفتی یه تحقیق کوچیک تو دبستان‌های کشور بکنی و ببینی که چند درصدشون می‌دونن فیلتر شکن چیه و دارن ازش استفاده هم می‌کنن؟ شما توی گوگل سرچ کردی "فیلترشکن" تا ببینی کلی سایت دانلود رایگان و فروش فیلترشکن که شماره حساب بانکی هم خدمتتون معرفی کرده، وجود داره؟

داداچ من! شما تو کانال‌های ماهواره‌ای ندیدی که صبح تا شب دارن فیلترشکن رایگان به مردم معرفی می‌کنن؟

داری اشتباه می‌زنی داداچ من! اگر کسی هم دنبال رفع فیلتره چیزی هست که دیگه تقریبا کسی نیست، فقط برای رفع فیلتر اون شبکه‌های اجتماعی هست که کلی از مسوولان توش عضویت دارن، اما می‌گن برای مردم ممنوع هست و البته بماند که میلیون‌ها نفر هم عضوش هستن.

داداچ من! به نظرم این دفعه که یکی اومد گفت فلان سایت رو برای تحقیقات علمی من رفع فیلتر کن، جا داره یه کم بهش شک کنی و مطمئن بشی سرکاری نیست.

من واقعا در عجبم که این چه وضعیه که فیلتر شکن‌ها ظرف چند ثانیه در دسترس هستن، عضویت یه عده از مسوولان در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده بلامانع هست، میلیون‌ها نفر از مردم هم غیرقانونی عضو اون جاها هستن، بعد قراره برای کمی تا قسمتی از مردم دو تا سایت باز بشه؟!

داری اشتباه می‌زنی داداچ! داری اشتباه می‌زنی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موسسه احمق و داغون گالوپ

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش دیدم موسسه بیکار و بی‌مغز و آمریکایی گالوپ رفته 142 تا کشور دنیا رو یه بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ما ایرانی‌ها، عصبانی‌ترین مردم دنیا هستیم.

یعنی من منتظرم یکی این نماینده روانی گالوپ تو ایران رو نشان من بده، که ببینم رفته از کیا تحقیق کرده که فهمیده ما اعصاب نداریم. خب تویی که ورداشتی این تحقیق مسخره رو کردی، از کجا اصلا مجوز گرفتی؟ کی به تو اصلا ویزا داده وارد کشور ما بشی، خارجی بودی یا جاسوس داشتی تو ایران که این تحقیق رو برات کردن، مرتیکه!

آخه اصلا تو ایران کسی یه دونه فحش گذاشته تو صفحهات اینترنتی دیگران؟ اصلا ما تا حالا رفتیم صفحه یه بازیکن، یه داور، یه مجری یا هر کس دیگه‌ای رو تو خارج از ایران پیدا کنیم، به زبان شیرین فارسی بهش فحش بدیم؟

اصلا ما تا حالا ترقه رو سر داور فوتبال انداختیم؟ تا حالا شده ما صدای بوق ماشین تو خیابونا بشنویم؟ کسی تا حالا دو تا ایرانی دیده که سر یه نگاه کردن به قتل برسونن همدیگه رو؟ آقای مدیر نادون موسسه گالوپ، شما مطمئنی کارشناس بخش ایران، اطلاعات غلط تو پاچه جنابعالی نکردن؟ مطمئنی اطلاعات ایران با یه کشور دیگه جابجا نشده؟ شما مطمئنی عامل استکبار برای خراب کردن چهره ما ایرانی‌ها نیستی؟

آقای مدیر گالوپ، عزیز من ما خودمون داریم تو این مملکت زندگی می‌کنیم. این مزخرفات چیه سرهم کردی؟ عصبانی کیه؟ چرا اعتبار خودتونو به باد می‌دین، میخاین به بچه‌ها آدرس شبکه اجتماعیت رو بدم تا ببینی چقدر در اشتباهی؟

ما تو مملکتی زندگی می‌کنیم که برای بغرنج‌ترین مشکلات ظرف بیست و پنج صدم ثانیه اینقدر جوک ساخته می‌شه که عصبانیت که هیچ، غم و غصه هم از دلمون بیرون می‌ره. کجای دنیا مردمش اینقدر جوک می‌سازن که ما می‌سازیم؟ بعد ما عصبانی هستیم؟ بی‌شعور!

شما کجای دنیا دیدی یه ساختمون در حال سوختن باشه ملت برن با لب‌های خندان و کنترل کامل اعصاب، باهاش عکس سلفی بگیرن؟ این مردم عصبانی هستن یا برای تقویت روحیه اونایی که تو آتیش گیر کردن و نیروهای امدادی وسط خیابون ایستادن؟ ما عصبانی هستیم؟ حیوان!

شما کجای دنیا دیدی وسط عملیات تروریستی مردم با حضور در صحنه، کنترل کامل اعصاب و بدون لرزش دستشون از صحنه‌ها فیلمبرداری کنن و تازه گزارش صوتی هم بدن همون موقع. شما فیلم صحنه‌های ترور تو اروپا رو ببین. یکیشم به درد نمی‌خوره، طرف رفته نوک کوه یواشکی از زیر پیراهنش داره فیلم میگیره یا نهایت تو زیرزمین خونش با استرس میگه صدای تیر میاد تو 2 کیلومتری اینجا. اونوقت مردم ما به اعصاب خودشون کنترل ندارن، اونا دارن؟

باشه شما خوبین، گالوپ پدرسوخته دروغگو، مگه دستم بهت نرسه، آشغال عوضی!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

اثبات خوبی تعدد نهادهای نظارتی

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ق.ظ | ۰ نظر

اغراق نیست اگه بگیم تو کشور ما به ازای هر نهاد اجرایی و غیر اجرایی یه نهاد نظارتی هم وجود داره! بعضیا با این موضوع خیلی مشکل دارن و میگن این که نشد ما می‌خایم آب بخوریم باید به صد جا جواب پس بدیم، آخرشم قید آب خوردن رو هم می‌زنیم.

البته در نظر داشته باشین که بعضی از این دستگاه‌های نظارتی در کنار هم یک وظیفه رو به نوعی انجام می‌دن. مثلا اگه یه وقت در مصرف بودجه تخطی انجام بشه، چند تا نهاد هستن که می‌تونن وارد عمل بشن و ایرادات لازم رو بگیرن. اما حالا دلایلی وجود داره که نشون می‌ده تعدد نهادهای نظارتی همچین هم بد نیست و اصلا موازی‌کاری انجام نمی‌شه.

یه نمونش همین هفته پیش اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که از اول سال 95 تا هفته پیش، غیرقانونی داشتن از مردم 10 ریال بابت ارسال پیامک اضافه می‌گرفتن. این وسط خلاصه حواس هیچکس هم نبوده. حالا شما فکر کن اگه این همه نهاد نظارتی نداشتیم چی می‌شد. مثلا اگه یکی بود چقدر بد بود. اگه همون یکی متوجه نمی‌شد، خب مشکل ادامه پیدا می‌کرد.

اما وقتی کلی نهاد نظارتی داشته باشیم اگه اولی متوجه نشد دومی هست، دومی متوجه نشد سومی هست، سومی متوجه نشد چهارمی هست و همینطور الی آخر. خلاصه در مورد این اضافه‌دریافت هزینه پیامک سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان متوجه ماجرا شد و اعلام کرد غیرقانونی هست. از اونطرف سازمان رگولاتوری هم که دیده ای بابا راست می‌گه، اومد اعلام کرد حدود 14 ماه اضافه از مردم پول گرفته شده که به اپراتورها میگیم دیگه اینکارو نکنن!

حالا این وسط پول‌ها در محل مورد نظر مصرف شده یا نه معلوم نیست و این که میشه وجوه اضافه رو به مردم برگردوند که به شدت نامعلوم‌تر هست. یعنی اینجاست که میشه فهمید چقدر خوبه ما تو کشور کلی نهاد نظارتی داریم که بخش زیادیشون هم یک کار انجام می‌دن.

تا حالا به این فکر کردین مثلا اگه سازمان حمایت از مصرف‌کننده هم متوجه نمی‌شد، چی می‌شد؟ والا اینطور که پیداست شاید سال‌ها بعد هم کسی متوجه نمی‌شد. پس بار دیگر وجود این همه نهاد نظارتی رو قدر دانسته و تشکر فراوان می‌کنیم.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

صدای خارجی‌ها هم درآمد

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

تاریخ ارتباطات ایران از زمان راه‌اندازی تلگراف در کشور گرفته تاکنون، به اندازه 4 سال گذشته شاهد امضای تفاهم و توافق با طرف‌های خارجی نبوده! حتی سفرهای خارجی تمام وزرای ارتباطات گذشته را روی هم بگذاریم، شاید به اندازه سفرهای 4 سال قبل وزیر ارتباطات فعلی نشه.

چند وقت پیش من تو همین هفته‌نامه یه گزارش خوندم در مورد یه عالمه تفاهم‌نامه بین وزارت ارتباطات ایران و تقریبا نصف بیشتر دنیا امضا شده که همچنان هم البته ادامه داره. نکته جالب‌تر این که بعد یه عمر تازه داره دوزاریمون می‌فته که تفاهم‌نامه لزوما چیز خاصی نیست. یه جلسه دورهمی هست، اون طرف میگه چه خبرا، این طرف میگه قربانت، شما چه خبرا و آخرش می‌گن خب این حرفایی که زدیم رو بی‌زحمت یه کاغذ وردار خلاصشو بنویس که امضا کنیم که یه کاری کرده باشیم. اصلا شگون نداره همینطوری بیایم خودتونو ببینیم برگردیم. مردم حرف در میارن برامون.

القصه تا دلتون بخاد ما تفاهم‌نامه در پهنه زمین داریم در حوزه ارتباطات. اما خداییش یه چیزی بگم؟ من فکر می‌کردم فقط ماها اینجا صدامون دراومده و برامون سواله که خب این تفاهمات قبلی الان خروجیش چی بوده که همینطور توافقات جدید پشت سر هم در حال امضا هست، که فهمیدم اشتباه می‌کنیم.

چند روز قبل خبری دیدم که اساسی کف کردم. یه دونه از این خبر همیشگیا بود که وقتی موضوع خاصی برای تیتر زدن نیست، تیتر می‌زنن، "وزرای ارتباطات ایران و روسیه بر همکاری‌های فیمابین تاکید کردند" منم که کلا آدم گیر و حساس روی این توافقات، نشستم واو به واو خبر رو خوندم ببینم چی به چیه که یه چیز عالی دیدم و برای همین عین پاراگراف رو به نقل از ایرنا تقدیم حضور می‌کنم: "نیکیفروف وزیر ارتباطات روسیه نیز در این دیدار با تاکید بر اهمیت مباحث مطرح شده از سوی همتای ایرانی، اظهار کرد: روابط صادقانه و شفافی بین دو وزارت خانه وجود دارد و هم اکنون ایران و روسیه توافق‌های زیادی امضا کرده‌اند که باید برای پیگیری و اجرایی کردن آنها تلاش شود."

یعنی اینطور که پیداست نیکیفروف هم از حجم توافقاتی که این مدت با وزارت ارتباطات ایران امضا کرده کم آورده و گفته بابا بیخیال، اینقدر توافق امضا کردیم که اصلا یادم داره می‌ره چی امضا کردیم. بهتره به جای امضای قرار داد تاکید بر همکاری بیشتر، بشینیم یه حرکتی برای اجراشون هم بکنیم بابا.

خب آخه اونجا پوتین گیر میده به وزیراش که چی دارین امضا می‌کنن هی تپ و توپ برای خودتون. خروجی وردار بیار بینیم بابا وگرنه .... برای همین نیکیفروف هم نگران بوده، چون اونجا فرق داره با ایران و خواسته که یه تکلیفی از توافقات قبلی روشن بشه. خلاصه صدای خارجی‌ها هم دراومده انگار!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مطمئنی کندی یا ...

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

کلاه‌گذاشتن و سرکارگذاشتن من یه مقدار سخت شده، چون بعد از یه عمر خوندن خبرها و نوشتن این ستون دیگه بعضی چیزها از یادم نمی‌ره به این راحتی‌ها.

از اونطرف فقط من نیستم که یه عمره میخونم و می‌نویسم، خیلی از مدیرا هم هستن که یه عمره می‌خونن و حرف می‌زنن و خب این وضعیت یه کم رقابت رو برای طرفین سخت می‌کنه. یعنی هم من می‌تونم به بعضی حرفای مدیرا گیر بدم هم اونا اینقدر استاد شدن که گیر من نیفتن.

از این مقدمات که بگذریم بذارید برم سر اصل ماجرا. هفته قبل یکی از مدیرا یه حرفی زد که به گوش من آشنا اومد.

ایشون یه چیزی تو این مایه‌ها گفتن: "علت افت رتبه جهانی ایران در شاخص دولت الکترونیکی به علت سرعت بالای حرکت سایر کشورها بوده!"

آقا مشابه این نظر رو من چند سال قبل هم یادم هست یه جا خوندم که گفته بودن اگه دنیا پیشرفت می‌کنه به خاطر اینه که سرعتشون بالاتر از ماست.

حالا من در همین رابطه چند کلامی حرف با مدیرایی که معتقدند سرعت بالای رقبا باعث پیش افتادن اونا از ما هست دارم.

اول این که قربونت برم، با این توجیهی که شما داری باید مراقب باشی از طرف سرویس‌های بیگانه برای همکاری با دیگر کشورها ربوده نشی. یعنی من جای مسوولان بودم سریع یه تیم حفاظت قوی میذاشتم برای این تیپ مسوولان که اینقدر باهوش هستن و امکان ربودنشون خیلی بالا هست.

دوم این که قربونت برم، من یه کم نگران سلامت و فشاری هستم که روی شما هست. یعنی استرس و نگرانی از پیشرفت دیگران و جاموندن ما، توی چشم و صورت و صدای شما موج می‌زنه. تو رو خدا اینقدر به خودتون فشار نیارید ما به شما احتیاج داریم، خیلی هم زیاد احتیاج داریم.

سوم این که قربونت برم، شما اطمینان داری که بقیه یه کم سریع‌تر از ما دارن رشد و پیشرفت می‌کنن؟ یعنی یه کم دقت کنی به نظرت نمیاد که ما کند نیستیم و در واقع ایستادیم و درجا می‌زنیم؟ یه کم به اسم کشورهای داغونی که از ما جلوتر هستن نظر بیفکنی شاید بهتر متوجه بشی که علت پیشرفت اونا سرعتشون نیست.

چهارم اینکه این بار شما قربونم بری، با این توجیهی که شما داری، فکر کنم عمه مرحوم من هم بتونه جای شما مدیریت کنه و هر وقت هم بهش گفتن سرکار خانم ما که تو دنیا آخر شدیم، خیلی راحت چشم‌هاش رو گرد کنه صداش رو بلند کنه و بگه خب تقصیر من چیه که بقیه سریع‌تر پیشرفت می‌کنن، الان جواب کار کشورهای دیگه رو هم من باید بدم؟!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

یک روز ترسناک از زندگی در آینده

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۴۹ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل تو هر گروه تلگرامم یه پیام که می‌دیدم شیرجه می‌زدم روش. آخه دو روز بعد از انتخابات انگار حرفای همه ته کشیده بود و هیچ‌کس دیگه حرفی برای گفتن نداشت. انگار همه رفته بودن مرخصی. منم علاف و بیکار، کلی وقت اضافه آورده بودم و دیگه تو صفحه گروه‌های آشپزی هم هر چی می‌دیدم تا ته می‌خوندم! اما لابه لای مطالب یه چیزی دیدم که به نظرم خیلی جالب اومد. بعد رفتم گشتم تو اینترنت ببینم کی نوشته که دیدم پیدا نمی‌شه. خلاصه نویسنده مطلب رو پیدا نکردم که اسمشو تو متن بگم و از این بابت شرمنده و اگه نویسندش پیدا شد قطعا اسم مبارک رو درج می‌کنم.

خلاصه این مطلب رو من تیتر یک "روز ترسناک از زندگی در آینده" براش انتخاب کردم و اگرچه مطلب طنز هست، اما ترسناکه و تا حد زیادی واقعیت فردای احتمالی زندگی هست. راستی بابت این مطلب به من حق‌التحریر داده نمی‌شه!

- الو، پیتزا گوردون؟

-  خیر آقا، پیتزا گوگل.

- آه، ببخشید؛ اشتباه گرفتم.

-   خیر آقا؛ گوگل اونو خریده.

- بسیار خوب؛ لطفاً سفارش مرا یادداشت کنید.

- بله آقا؛ مثل معمول باشه؟

- معمول؟ مگر شما منو می‌شناسین؟

-  طبق برگۀ داده‌های سفارش دهندگان ما، در 12 مرتبۀ پیشین، شما پیتزا با پنیر، سوسیس با لایۀ ضخیم سفارش داده‌اید.

-  بسیار خوب؛ این دفعه هم همون باشه.

-  می‌توانم پنیر ریکوتا، سبزی شابانک با گوجۀ خشک را به شما توصیه کنم؟

-  چی؟ من از سبزی‌ها متنفّرم.

-  ولی وضعیت کلسترول شما خوب نیست، آقا.

-  شما از کجا می‌دونین؟

-  شماره تلفن ثابت شما با اسمتان را در راهنمای مشترکین وارد کردیم؛ نتیجۀ آزمایش خون شما در هفت سال گذشته به دست آمد.

-  بسیار خوب؛ امّا این پیتزا را نمی‌خواهم! من دارو می‌خورم.

-  ببخشید؛ امّا شما داروی خودتان را مرتّب نمی‌خورید؛ از پایگاه داده‌های تجاری ما معلوم می‌شود که شما در چهار ماه گذشته فقط یک بسته سی‌تایی قرص کلسترول را در شبکۀ فروش دارو خریداری کرده‌اید.

-  من مقدار بیشتری از داروخانۀ دیگری گرفتم.

-  در صورت کارت اعتباری شما ثبت نشده است.

-  نقد پرداخت کردم

-  امّا طبق صورت حساب بانکی شما، آنقدر وجه نقد برداشت نکرده‌اید.

-  من منبع دیگری برای پول نقد دارم.

-  این موضوع در اظهارنامۀ مالیاتی شما ذکر نشده است؛ مگر آن که منبع درآمدی داشته باشید که اظهار نکرده باشید.

-  به جهنّم!

-  متأسّفم آقا، ما این اطّلاعات را فقط به قصد کمک به شما استفاده می‌کنیم.

-  کافیه! از گوگل و فیس‌بوک و توییتر و واتس‌اپ حالم به هم می‌خوره. می‌رم به جزیره‌ای بدون اینترنت، تلویزیون کابلی، که هیچگونه خطّ تلفن موبایل در آنجا وجود نداشته باشه و کسی مراقب من نباشه و جاسوسی منو نکنه.

-  متوجّهم آقا، امّا شما ابتدا باید گذرنامۀ خود را تمدید کنید؛ چون 5 هفته پیش اعتبارش تمام شده است!

عزت زیاد

آق فری

جذب گردشگر فتوشاپ به ایران (طنز)

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

انتخابات ریاست جمهوری باعث شد من به یک نتیجه برسم و اون اینکه در ایران استعدادهای بسیار قدرتمند و بامزه‌ای در ساخت دروغ داریم که اگر این توان رو بتونیم درست هدایت کنیم و زبان کشورهای مختلف رو یادشون بدیم شاید بشه نتیجه انتخابات خیلی از کشورها رو تغییر داد!

یعنی کم مونده بود پای موجودات فضایی به دروغ‌های فضای مجازی باز بشه. حجم سوتی‌ها در بعضی دروغ‌ها هم بسیار بالا بود و من دل درد گرفتم از این همه استعداد در ساخت طنزهای تخریباتی به جای انتخاباتی. یه جورایی فکر کنم اگه بررسی بشه در این زمینه رکورد زدیم.

در مورد کاندیداهای شورای شهر اوضاع اما به کلی متفاوت بود و اغراق نیست اگر بگم فتوشاپ‌کاران ایرانی در این دوره از انتخابات پولدار شدن. عکسای بعضی کاندیداها غوغایی کرده بود تو فضای مجازی و هنر بعضی فتوشاپ‌کارها به حدی بالا بود که عکس جاسم رو تحویل می‌گرفتن و عکس جمیله تحویل می‌دادن.

خلاصه یه حرکت محیرالعقولی زده شد که چه بسا بعد از انتخابات خیلی‌ها تصور کنن تقلب شده و کاندیداهایی که انتخاب کردن اصلا به شوراها راه پیدا نکردن. از بس که دست برده بودن توی عکس‌ها.

بعضی کاندیدها کم مونده بود عکسشونو با لباس فضانوردی فتوشاپ کنن و پوسترهاشون تو فضای مجازی دست به دست بشه. تغییر رنگ چشم، مو، قد، سن، وزن و این جور چیزها که دیگه اصلا خیلی کار دم دستی شده انگار.

یعنی هنر تا این حد که عکس چوب‌کبریت هم تحویلشون می‌دادی برات تبدیل می‌کردن به بلندترین درخت دنیا.

خلاصه کار از رتوش عکس تو انتخابات بعضی از کاندیداهای شورای شهر گذشته بود و مرزهای فتوشاپ تو دنیا رو ما تونستیم جابجا کنیم.

ژست‌ها هم که دیگه نگو عالی بود و اگه دست عکاس‌های سلبریتی‌های آمریکا و اروپا به این عکس‌ها برسه، حتما سراسیمه و فریادزنان برای تحصیل و کسب علم و تجربه راهی ایران شده و این موضوع می‌تونه باعث باز شدن یک بخش جدید در جذب گردشگر و افزایش توریست‌هایی بشه که برای آموزش فتوشاپ و عکاسی، ایران رو انتخاب می‌کنن.

نکته پایانی اینکه حالا دستکاری که چه عرض کنم، برعکس کردن عکس بعضی کاندیداها چقدر تاثیر روی رای آوردنشون می‌تونست داشته باشه، موضوعی هست که تو همین یکی دو روز آینده معلوم میشه. اما خواستم بگم کسایی که به عکس‌ها رای دادن فردا راه نیفتن برن جلوی شوراها برای دیدار با کاندیدای مورد نظر و بعد که پیداش نکردن، فکر کنن ساختمون رو اشتباه رفتن. درست رفتی عزیزم اگه پیدا نکردی اسمشو بپرسی نشونت می‌دن.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

می‌خوری میری یا میری میخوری؟

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

آقا یه ساندویچی تو محل ما هست به اسم سعیدسکته. برای خودش یه زبون خاص داره و مشتری‌های گذری کلی گیج می‌شن که این بابا چی میگه. مثلا طرف سفارش میده بعد که منتظر تحویل غذا میشه نمیدونه این ساندویچی که سعید سکته میگه دقیقا مال کیه. مثلا میگه کال‌سیب کی بود. منظورش اینه که کالباس با سیب‌زمینی پخته برای کی بود.

یا میگه سوسبند، که منظورش سوسیس بندری یا میگه فلاپن که طرف فکر میکنه اسم یه غذای خارجی هست و در حالیکه منظورش فلافل با پنیره. یا مشتری که اول سفارش میده، سعید می‌پرسه می‌خوری می‌ری یا میری می‌خوری؟ که این جمله رو اینقدر سریع میگه که مشتری غریبه نمی‌دونه یعنی چی.

بچه‌های محل هم بارها بهش گفتن بابا این چه مدلیه؟ می‌خوری می‌ری یعنی چی، بگو همینجا میل می‌کنید یا می‌برید؟ اونم همیشه چند تا حرف زشت می‌زنه و میگه برو بابا من سوسولی بلد نیستم حرف بزنم.

کاراشم یه جورایی مثل حرف زدنشه. تند تند و بی‌توجه کار می‌کنه. مثلا طرف میگه آقا ترشی نریز، ولی گوش نمیده و می‌ریزه و بعد هم که مشتری صداش در میاد، شروع میکنه به بحث برای قانع کردن طرف و میگه آقا جان همه جا فلافل رو با ترشی می‌خورن، مدلش اینطوریه. طرف هم میگه خب من نمی‌خام ناراحتی معده دارم. سعیدسکته هم می‌گه بده من آقاجان، بعد یه چند تا ترشی با دست از روی ساندویچ کم می‌کنه و برمی‌گردونه و طرفم با معده درد نوش جان میکنه میره.

ما هم هرچی میگیم سعید جان این روش مشتری مداری نیست، اینا دیگه نمیان ازت خرید بکنن، باز میگه به شما ربطی نداره من یه عمره مشتری دارم.

حالا حکایت سعیدسکته یه جورایی انگار تو همین حوزه اینترنت خودمونم هست. مصوب کردن که تفکیک اینترنت اجرا بشه در حالیکه نمیشه اجرا بشه. هی ملت میگن ما که حس نمی‌کنیم، شرکت‌های اینترنتی میگن نمیشه آقا جان، ولی هی اصرار و اصرار که باید بشه و هر کی انجام نده یه کاری باهاش می‌کنیم که حساب دست همه بیاد. خلاصه بعد از یه مدتی حالا ظاهرا پذیرفتن واقعا نمیشه و باید یه راه دیگه پیدا کنن براش.

اینجا بود که من به این فکر کردم که داستان چجوریاس، یعنی اول تصویب می‌کنن بعد می‌فرستن برای اجرا یا اول اجرا می‌کنن بعد می‌فرستن برای تصویب؟ یعنی در کل اول چی تصویب شده؟ مثلا نشستن گفتن فکر بدی نیست اینترنت تفکیک بشه‌ها؟ پس تصویبش می‌کنیم و هفته بعد هم افتتاح؟ یعنی اینطوری بوده؟ من که نفهمیدم.

خلاصه به نظرم یه جای کار می‌لنگه و هر کی فهمید کجاش لنگ می‌زنه من رو هم خبر کنه و خانواده‌ای رو از نگرانی نجات بده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مناظره یا منازره

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

یعنی من به این نتیجه رسیدم که در کنار "کودک‌درون" کم نیستند ایرانی‌های که دارای یک چیزی به نام "سیاستمدار درون" هم هستن.

البته بخشی از این دوستان که دارای شهامت بیشتری بودن و "سیاستمداردرونشون" یه مقدار بیش‌فعال‌تر از سایرین بود، حتی تا وزارت کشور برای ثبت نام هم رفتن که خب اونجا بود که فهمیدن شادابی و سرزندگی "سیاستمدار درون" به تنهایی برای رییس جمهور شدن کافی نیست، همونطور که کسایی که کودک درونشون بیش‌فعال هست دلیلی نمیشه که تو مهدکودک راهشون بدن و بتونن روی سرسره بچه‌ها سوار بشن. اصلا جا نمی‌شن اونجا و به زور هم جا بشن نمی‌تونن سر بخورن و احتمال شکستن سرسره هم بسیار بالاست.

خلاصه هر کاری راهی داره و باید قابلیت‌ها و اندام مناسب با اون کار رو داشت. حالا از اون تعدادی که پاشدن رفتن ثبت‌نام انتخابات و عکس‌هاشون بیشتر از برخی کاندیداها تو اینترنت دست به دست شد که بگذریم، یه عده هستن که اگرچه نرفتن ثبت نام ولی فضای مجازی رو کشتن با حرفا و اظهاراتشون.

از کانال‌های آشپزی گرفته تا کانال "اینو نبینی از دستت رفته" همه جا پر شده از نظرات مشعشع اونایی که سیاستمدار درونشون این روزها حسابی به غلیان افتاده. طرف جوری نظر میده که حتی ارسطو و فیثاغورس و انیشتین هم اونقدر به نظراتی که می‌دادن مطمئن نبودن.

یعنی یه وقتایی آدم میگه خدا رو شکر این فضای مجازی اومد وگرنه بعضیا اگه این بحثا رو تو خیابان می‌کردن، اگه تعداد زیادی کشته نمی‌دادیم، قطع عضو و ضرب و جرح رو شاخش بود.

از یه طرف بعضیا می‌گن اگه ما نبودیم الان طلوع و غروب خورشید و ماه دچار اختلال می‌شد و کره زمین یا از سرما یخ می‌زد یا می‌سوخت و شما اگه دقت کنی چند وقتی هست که طلوع خورشید منظم‌شده و خبر از نوسان‌های سال‌های قبل نیست.

از اونطرف بعضیا میگن آقا این حرفا چیه؟ پس چی شد؟ مگه قرار نبود اقتصاد ما از آمریکا جلو بیفته و به جای دلار، ریال ارز رایج جهانی بشه؟

یعنی شما ببینید با این سطح از اختلاف نظر اگه این جماعت تو خیابون بحث می‌کردن کار به کجا می‌رسید.

خلاصه این که تو بعضی جاهای فضای مجازی این روزها به جای "مناظره منطقی" میان اونایی که سیاست‌مدار درونشون بالا زده و اتفاقا نه سر پیاز هستن نه ته پیاز، شاهد نوعی "منازره غیر منطقی" هستیم که اصلا هم کار خوبی نیست.

تموم شه این انتخابات راحت شیم بریم سر کار و زندگمیون. اه، مرسی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

روز عروسی مطبوعات

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

من یه دوستی داشتم که تو گلفروشی کار می‌کرد. میگفت وقتی ماشین عروس میارن برامون در واقع روز عروسی ما هم هست. چون هر چی گل در حال پلاسیدن هست رو لابه‌لای گل‌های تازه ماشین عروس تقدیم پاچه آقای داماد می‌کنیم و از این بابت کلی هم ازش ممنون هستیم. این وسط حالا یه دامادی هم بخاد زرنگ بازی دربیاره و متوجه چهارتا گل تابلو بشه، بهش می‌گیم به هر حال گل‌ها خارج از آب و تو آفتاب هستن و گرمای ماشین هم پدرشونو در میاره و خلاصه گل مصنوعی هم شما بزنی خراب می‌شه داداچ.

یه دوست دیگه‌ای هم که تو آجیل فروشی کار می‌کرد، می‌گفت ماها شب عیدا روز عروسیمون هست. هر چی جنس ته انبار هست می‌زنیم تنگ آجیل‌های تازه و خلاصه با عشق روانه پاچه ملت می‌کنیم. حالا این وسط یکی هم بخاد زرنگ‌بازی دربیاره و چند تا از این تلخ و مونده‌ها بره زیر دندونش، روش خاصی داریم.

اول به قیافش نگاه می‌کنیم، اگه ببینیم مشتری همچین تپل بخری نیست، میگیم نه احتمالا همون دو تا که زیر دندون شما رفته این مدلی بوده حالا شک داری از این بغلیش بخور، باز یه مدل دیگه هم داریم اینم بخور خلاصه مزه دهن طرف رو اینقدر قاطی می‌کنیم که هر چی گفت بازم تلخه می‌گیم خب مزه اولیه از شانس شما مونده هنوز.

اگرم دیدیم طرف خرید بالا می‌خاد بکنه می‌کشیمش کنار و یه دکتری، مهندسی، حاج‌آقایی بهش می‌بندیم و میگیم شما تشریف بیارید پشت مغازه. بعد هم یه گونی که روش جنس تازه هست و زیرش همون جنسای قبلی میدیم یه تست می‌زنه و میگیم تقدیم داداچ.

حالا یه دوستی دارم تو مطبوعات کار می‌کنه و میگه ماها دم انتخاباتات که می‌شه روز عروسیمون هست. از چپ و راست چاخان می‌رسه به دستمون و پشت سرش هم زنگ می‌زنن که سفارشی هست. یعنی مایه رو داده و ما هم راهی پاچه مردم می‌کنیم.

حالا این وسط اگه یه خواننده‌ای بخاد زرنگ بازی دربیاره و بگه ای بابا این خبر تابلو هست که تبلیغه و پول گرفتین و از این حرفا، ما هم جواب می‌دیم واقعا متاسفیم به خاطر نوع نگاه و برخورد شما، ما به جریان آزاد اطلاعات اعتقاد داریم و مخالف خفه کردن صداها هستیم. ما به هیچ جناحی وابستگی نداریم و هر کاندیدایی می‌تونه حرفاشو بزنه اینجا، داداچ.

حالا یه مدتیه من دارم فکر می‌کنم پس روز عروسی تو کار من چه زمانی هست. این همه ساله دارم به خیال خودم طنز می‌نویسم و تمام ایام سال هم مجردم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

با اجازه مسوولان و اپراتورها؛ بله!؟

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

من فکر کنم هزار سال هم که از خدا عمر بگیرم تا ثانیه آخری که راهی دیار باقی می‌شم، چیزی نیست که از دیدنش تو ایران کف نکنم. یعنی کلا من همینطور کف تولید می‌کنم و راه می‌رم برای خودم.

از انواع دزدی‌ها و کلاهبرداری‌ها گرفته تا ترفندهای خالی کردن جیب مردم و تا هزار و یک قلم کار دیگه.

قبلنا وقتی می‌خواستن چیزی رو فیلتر کنن، نیاز به کسب اجازه از کسی نبود. مسوولان مربوطه بررسی می‌کردن، تصمیم می‌گرفتن و اجرا می‌کردن. حالا این وسط یه سری ملت هر چی داد و بیداد می‌کردن که آخه چرا، چه اشکالی داره، تغییری تو ماجرا و نتیجه نمی‌کرد.

مثلا همین توییتر، نصف بیشتر مردم و مسوولان عضوش هستن، اما فیلتره. علتش چیه؟ نه می‌دونم، نه می‌خام بدونم، نه به من ربطی داره و نه اصلا موضوع این مطلبه.

یا مثلا این بازی‌هایی که چپ و راست فیلتر می‌شن، این پیام‌رسان‌ها و خیلی چیزای دیگه. همینطوری فیلتر میشن و تمام، یعنی شاکی خاصی ندارن.

حالا شاهد یه حرکت جدید هستیم که در نوع خودش خیلی جالبه. ظاهرا تلگرام سرویس صوتی جدیدش رو داره ریز ریز تو دنیا عرضه می‌کنه و قراره تو ایران هم این قابلیت عرضه بشه. اما جالبه که وزیر ارتباطات این موضوع رو مشروط به نظر اپراتورهای موبایل کشور کرده.

حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه بار مسوولیت فیلتر احتمالی کلی یا بخشی تلگرام دیگه گردن دولت و مسوولان ذیربط نیست. این بنا به خواست اپراتورهای موبایل انجام می‌شه و به شکل غیر مستقیم هر کی هم اعتراضی داره از چشم اینا ببینه.

علت رو که جویا شدن، جناب وزیر گفتن، چون این اپراتورها کلی سرمایه‌گذاری کردن و تهدید محسوب می‌شه براشونو و ما باید منافع اپراتورها رو در نظر بگیریم و ...

باشه قبول و فرض کنید ما هم این فرض رو پذیرفتیم. اونوقت سوال اینجاست که مثلا در مورد توییتر و امثالهم، به نظر مردم هم مراجعه شد؟ نه،‌ نشد.

اصلا توییتر رو ولش کن. اون زیاد مهم نیست همه با فیلترشکن عضوش هستن و قضیه چندان پیچیده و جدی نیست.

فقط من اینجا یه سوال برام پیش میاد. یعنی جناب وزیر هر کی بیاد بگه فلان سایت و سرویس خارجی روی کار و بار من تاثیر منفی می‌ذاره شما هم لطف می‌کنید با هماهنگی و اجازه شاکی، امکان ادامه فعالیت اونها را متوقف کنید؟

مثلا من یه وبلاگی دارم که چند وقتی هست مخاطبش کم شده، می‌تونم درخواست بدم تمام سایت‌های خبری خارجی رو فیلتر کنید که سرمایه‌گذاری من برگرده و کار و بارم سکه بشه؟

منتظر پاسخ شما هستم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)