ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۱۳ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


جذب گردشگر فتوشاپ به ایران (طنز)

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

انتخابات ریاست جمهوری باعث شد من به یک نتیجه برسم و اون اینکه در ایران استعدادهای بسیار قدرتمند و بامزه‌ای در ساخت دروغ داریم که اگر این توان رو بتونیم درست هدایت کنیم و زبان کشورهای مختلف رو یادشون بدیم شاید بشه نتیجه انتخابات خیلی از کشورها رو تغییر داد!

یعنی کم مونده بود پای موجودات فضایی به دروغ‌های فضای مجازی باز بشه. حجم سوتی‌ها در بعضی دروغ‌ها هم بسیار بالا بود و من دل درد گرفتم از این همه استعداد در ساخت طنزهای تخریباتی به جای انتخاباتی. یه جورایی فکر کنم اگه بررسی بشه در این زمینه رکورد زدیم.

در مورد کاندیداهای شورای شهر اوضاع اما به کلی متفاوت بود و اغراق نیست اگر بگم فتوشاپ‌کاران ایرانی در این دوره از انتخابات پولدار شدن. عکسای بعضی کاندیداها غوغایی کرده بود تو فضای مجازی و هنر بعضی فتوشاپ‌کارها به حدی بالا بود که عکس جاسم رو تحویل می‌گرفتن و عکس جمیله تحویل می‌دادن.

خلاصه یه حرکت محیرالعقولی زده شد که چه بسا بعد از انتخابات خیلی‌ها تصور کنن تقلب شده و کاندیداهایی که انتخاب کردن اصلا به شوراها راه پیدا نکردن. از بس که دست برده بودن توی عکس‌ها.

بعضی کاندیدها کم مونده بود عکسشونو با لباس فضانوردی فتوشاپ کنن و پوسترهاشون تو فضای مجازی دست به دست بشه. تغییر رنگ چشم، مو، قد، سن، وزن و این جور چیزها که دیگه اصلا خیلی کار دم دستی شده انگار.

یعنی هنر تا این حد که عکس چوب‌کبریت هم تحویلشون می‌دادی برات تبدیل می‌کردن به بلندترین درخت دنیا.

خلاصه کار از رتوش عکس تو انتخابات بعضی از کاندیداهای شورای شهر گذشته بود و مرزهای فتوشاپ تو دنیا رو ما تونستیم جابجا کنیم.

ژست‌ها هم که دیگه نگو عالی بود و اگه دست عکاس‌های سلبریتی‌های آمریکا و اروپا به این عکس‌ها برسه، حتما سراسیمه و فریادزنان برای تحصیل و کسب علم و تجربه راهی ایران شده و این موضوع می‌تونه باعث باز شدن یک بخش جدید در جذب گردشگر و افزایش توریست‌هایی بشه که برای آموزش فتوشاپ و عکاسی، ایران رو انتخاب می‌کنن.

نکته پایانی اینکه حالا دستکاری که چه عرض کنم، برعکس کردن عکس بعضی کاندیداها چقدر تاثیر روی رای آوردنشون می‌تونست داشته باشه، موضوعی هست که تو همین یکی دو روز آینده معلوم میشه. اما خواستم بگم کسایی که به عکس‌ها رای دادن فردا راه نیفتن برن جلوی شوراها برای دیدار با کاندیدای مورد نظر و بعد که پیداش نکردن، فکر کنن ساختمون رو اشتباه رفتن. درست رفتی عزیزم اگه پیدا نکردی اسمشو بپرسی نشونت می‌دن.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

می‌خوری میری یا میری میخوری؟

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

آقا یه ساندویچی تو محل ما هست به اسم سعیدسکته. برای خودش یه زبون خاص داره و مشتری‌های گذری کلی گیج می‌شن که این بابا چی میگه. مثلا طرف سفارش میده بعد که منتظر تحویل غذا میشه نمیدونه این ساندویچی که سعید سکته میگه دقیقا مال کیه. مثلا میگه کال‌سیب کی بود. منظورش اینه که کالباس با سیب‌زمینی پخته برای کی بود.

یا میگه سوسبند، که منظورش سوسیس بندری یا میگه فلاپن که طرف فکر میکنه اسم یه غذای خارجی هست و در حالیکه منظورش فلافل با پنیره. یا مشتری که اول سفارش میده، سعید می‌پرسه می‌خوری می‌ری یا میری می‌خوری؟ که این جمله رو اینقدر سریع میگه که مشتری غریبه نمی‌دونه یعنی چی.

بچه‌های محل هم بارها بهش گفتن بابا این چه مدلیه؟ می‌خوری می‌ری یعنی چی، بگو همینجا میل می‌کنید یا می‌برید؟ اونم همیشه چند تا حرف زشت می‌زنه و میگه برو بابا من سوسولی بلد نیستم حرف بزنم.

کاراشم یه جورایی مثل حرف زدنشه. تند تند و بی‌توجه کار می‌کنه. مثلا طرف میگه آقا ترشی نریز، ولی گوش نمیده و می‌ریزه و بعد هم که مشتری صداش در میاد، شروع میکنه به بحث برای قانع کردن طرف و میگه آقا جان همه جا فلافل رو با ترشی می‌خورن، مدلش اینطوریه. طرف هم میگه خب من نمی‌خام ناراحتی معده دارم. سعیدسکته هم می‌گه بده من آقاجان، بعد یه چند تا ترشی با دست از روی ساندویچ کم می‌کنه و برمی‌گردونه و طرفم با معده درد نوش جان میکنه میره.

ما هم هرچی میگیم سعید جان این روش مشتری مداری نیست، اینا دیگه نمیان ازت خرید بکنن، باز میگه به شما ربطی نداره من یه عمره مشتری دارم.

حالا حکایت سعیدسکته یه جورایی انگار تو همین حوزه اینترنت خودمونم هست. مصوب کردن که تفکیک اینترنت اجرا بشه در حالیکه نمیشه اجرا بشه. هی ملت میگن ما که حس نمی‌کنیم، شرکت‌های اینترنتی میگن نمیشه آقا جان، ولی هی اصرار و اصرار که باید بشه و هر کی انجام نده یه کاری باهاش می‌کنیم که حساب دست همه بیاد. خلاصه بعد از یه مدتی حالا ظاهرا پذیرفتن واقعا نمیشه و باید یه راه دیگه پیدا کنن براش.

اینجا بود که من به این فکر کردم که داستان چجوریاس، یعنی اول تصویب می‌کنن بعد می‌فرستن برای اجرا یا اول اجرا می‌کنن بعد می‌فرستن برای تصویب؟ یعنی در کل اول چی تصویب شده؟ مثلا نشستن گفتن فکر بدی نیست اینترنت تفکیک بشه‌ها؟ پس تصویبش می‌کنیم و هفته بعد هم افتتاح؟ یعنی اینطوری بوده؟ من که نفهمیدم.

خلاصه به نظرم یه جای کار می‌لنگه و هر کی فهمید کجاش لنگ می‌زنه من رو هم خبر کنه و خانواده‌ای رو از نگرانی نجات بده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مناظره یا منازره

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

یعنی من به این نتیجه رسیدم که در کنار "کودک‌درون" کم نیستند ایرانی‌های که دارای یک چیزی به نام "سیاستمدار درون" هم هستن.

البته بخشی از این دوستان که دارای شهامت بیشتری بودن و "سیاستمداردرونشون" یه مقدار بیش‌فعال‌تر از سایرین بود، حتی تا وزارت کشور برای ثبت نام هم رفتن که خب اونجا بود که فهمیدن شادابی و سرزندگی "سیاستمدار درون" به تنهایی برای رییس جمهور شدن کافی نیست، همونطور که کسایی که کودک درونشون بیش‌فعال هست دلیلی نمیشه که تو مهدکودک راهشون بدن و بتونن روی سرسره بچه‌ها سوار بشن. اصلا جا نمی‌شن اونجا و به زور هم جا بشن نمی‌تونن سر بخورن و احتمال شکستن سرسره هم بسیار بالاست.

خلاصه هر کاری راهی داره و باید قابلیت‌ها و اندام مناسب با اون کار رو داشت. حالا از اون تعدادی که پاشدن رفتن ثبت‌نام انتخابات و عکس‌هاشون بیشتر از برخی کاندیداها تو اینترنت دست به دست شد که بگذریم، یه عده هستن که اگرچه نرفتن ثبت نام ولی فضای مجازی رو کشتن با حرفا و اظهاراتشون.

از کانال‌های آشپزی گرفته تا کانال "اینو نبینی از دستت رفته" همه جا پر شده از نظرات مشعشع اونایی که سیاستمدار درونشون این روزها حسابی به غلیان افتاده. طرف جوری نظر میده که حتی ارسطو و فیثاغورس و انیشتین هم اونقدر به نظراتی که می‌دادن مطمئن نبودن.

یعنی یه وقتایی آدم میگه خدا رو شکر این فضای مجازی اومد وگرنه بعضیا اگه این بحثا رو تو خیابان می‌کردن، اگه تعداد زیادی کشته نمی‌دادیم، قطع عضو و ضرب و جرح رو شاخش بود.

از یه طرف بعضیا می‌گن اگه ما نبودیم الان طلوع و غروب خورشید و ماه دچار اختلال می‌شد و کره زمین یا از سرما یخ می‌زد یا می‌سوخت و شما اگه دقت کنی چند وقتی هست که طلوع خورشید منظم‌شده و خبر از نوسان‌های سال‌های قبل نیست.

از اونطرف بعضیا میگن آقا این حرفا چیه؟ پس چی شد؟ مگه قرار نبود اقتصاد ما از آمریکا جلو بیفته و به جای دلار، ریال ارز رایج جهانی بشه؟

یعنی شما ببینید با این سطح از اختلاف نظر اگه این جماعت تو خیابون بحث می‌کردن کار به کجا می‌رسید.

خلاصه این که تو بعضی جاهای فضای مجازی این روزها به جای "مناظره منطقی" میان اونایی که سیاست‌مدار درونشون بالا زده و اتفاقا نه سر پیاز هستن نه ته پیاز، شاهد نوعی "منازره غیر منطقی" هستیم که اصلا هم کار خوبی نیست.

تموم شه این انتخابات راحت شیم بریم سر کار و زندگمیون. اه، مرسی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

روز عروسی مطبوعات

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

من یه دوستی داشتم که تو گلفروشی کار می‌کرد. میگفت وقتی ماشین عروس میارن برامون در واقع روز عروسی ما هم هست. چون هر چی گل در حال پلاسیدن هست رو لابه‌لای گل‌های تازه ماشین عروس تقدیم پاچه آقای داماد می‌کنیم و از این بابت کلی هم ازش ممنون هستیم. این وسط حالا یه دامادی هم بخاد زرنگ بازی دربیاره و متوجه چهارتا گل تابلو بشه، بهش می‌گیم به هر حال گل‌ها خارج از آب و تو آفتاب هستن و گرمای ماشین هم پدرشونو در میاره و خلاصه گل مصنوعی هم شما بزنی خراب می‌شه داداچ.

یه دوست دیگه‌ای هم که تو آجیل فروشی کار می‌کرد، می‌گفت ماها شب عیدا روز عروسیمون هست. هر چی جنس ته انبار هست می‌زنیم تنگ آجیل‌های تازه و خلاصه با عشق روانه پاچه ملت می‌کنیم. حالا این وسط یکی هم بخاد زرنگ‌بازی دربیاره و چند تا از این تلخ و مونده‌ها بره زیر دندونش، روش خاصی داریم.

اول به قیافش نگاه می‌کنیم، اگه ببینیم مشتری همچین تپل بخری نیست، میگیم نه احتمالا همون دو تا که زیر دندون شما رفته این مدلی بوده حالا شک داری از این بغلیش بخور، باز یه مدل دیگه هم داریم اینم بخور خلاصه مزه دهن طرف رو اینقدر قاطی می‌کنیم که هر چی گفت بازم تلخه می‌گیم خب مزه اولیه از شانس شما مونده هنوز.

اگرم دیدیم طرف خرید بالا می‌خاد بکنه می‌کشیمش کنار و یه دکتری، مهندسی، حاج‌آقایی بهش می‌بندیم و میگیم شما تشریف بیارید پشت مغازه. بعد هم یه گونی که روش جنس تازه هست و زیرش همون جنسای قبلی میدیم یه تست می‌زنه و میگیم تقدیم داداچ.

حالا یه دوستی دارم تو مطبوعات کار می‌کنه و میگه ماها دم انتخاباتات که می‌شه روز عروسیمون هست. از چپ و راست چاخان می‌رسه به دستمون و پشت سرش هم زنگ می‌زنن که سفارشی هست. یعنی مایه رو داده و ما هم راهی پاچه مردم می‌کنیم.

حالا این وسط اگه یه خواننده‌ای بخاد زرنگ بازی دربیاره و بگه ای بابا این خبر تابلو هست که تبلیغه و پول گرفتین و از این حرفا، ما هم جواب می‌دیم واقعا متاسفیم به خاطر نوع نگاه و برخورد شما، ما به جریان آزاد اطلاعات اعتقاد داریم و مخالف خفه کردن صداها هستیم. ما به هیچ جناحی وابستگی نداریم و هر کاندیدایی می‌تونه حرفاشو بزنه اینجا، داداچ.

حالا یه مدتیه من دارم فکر می‌کنم پس روز عروسی تو کار من چه زمانی هست. این همه ساله دارم به خیال خودم طنز می‌نویسم و تمام ایام سال هم مجردم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

با اجازه مسوولان و اپراتورها؛ بله!؟

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

من فکر کنم هزار سال هم که از خدا عمر بگیرم تا ثانیه آخری که راهی دیار باقی می‌شم، چیزی نیست که از دیدنش تو ایران کف نکنم. یعنی کلا من همینطور کف تولید می‌کنم و راه می‌رم برای خودم.

از انواع دزدی‌ها و کلاهبرداری‌ها گرفته تا ترفندهای خالی کردن جیب مردم و تا هزار و یک قلم کار دیگه.

قبلنا وقتی می‌خواستن چیزی رو فیلتر کنن، نیاز به کسب اجازه از کسی نبود. مسوولان مربوطه بررسی می‌کردن، تصمیم می‌گرفتن و اجرا می‌کردن. حالا این وسط یه سری ملت هر چی داد و بیداد می‌کردن که آخه چرا، چه اشکالی داره، تغییری تو ماجرا و نتیجه نمی‌کرد.

مثلا همین توییتر، نصف بیشتر مردم و مسوولان عضوش هستن، اما فیلتره. علتش چیه؟ نه می‌دونم، نه می‌خام بدونم، نه به من ربطی داره و نه اصلا موضوع این مطلبه.

یا مثلا این بازی‌هایی که چپ و راست فیلتر می‌شن، این پیام‌رسان‌ها و خیلی چیزای دیگه. همینطوری فیلتر میشن و تمام، یعنی شاکی خاصی ندارن.

حالا شاهد یه حرکت جدید هستیم که در نوع خودش خیلی جالبه. ظاهرا تلگرام سرویس صوتی جدیدش رو داره ریز ریز تو دنیا عرضه می‌کنه و قراره تو ایران هم این قابلیت عرضه بشه. اما جالبه که وزیر ارتباطات این موضوع رو مشروط به نظر اپراتورهای موبایل کشور کرده.

حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه بار مسوولیت فیلتر احتمالی کلی یا بخشی تلگرام دیگه گردن دولت و مسوولان ذیربط نیست. این بنا به خواست اپراتورهای موبایل انجام می‌شه و به شکل غیر مستقیم هر کی هم اعتراضی داره از چشم اینا ببینه.

علت رو که جویا شدن، جناب وزیر گفتن، چون این اپراتورها کلی سرمایه‌گذاری کردن و تهدید محسوب می‌شه براشونو و ما باید منافع اپراتورها رو در نظر بگیریم و ...

باشه قبول و فرض کنید ما هم این فرض رو پذیرفتیم. اونوقت سوال اینجاست که مثلا در مورد توییتر و امثالهم، به نظر مردم هم مراجعه شد؟ نه،‌ نشد.

اصلا توییتر رو ولش کن. اون زیاد مهم نیست همه با فیلترشکن عضوش هستن و قضیه چندان پیچیده و جدی نیست.

فقط من اینجا یه سوال برام پیش میاد. یعنی جناب وزیر هر کی بیاد بگه فلان سایت و سرویس خارجی روی کار و بار من تاثیر منفی می‌ذاره شما هم لطف می‌کنید با هماهنگی و اجازه شاکی، امکان ادامه فعالیت اونها را متوقف کنید؟

مثلا من یه وبلاگی دارم که چند وقتی هست مخاطبش کم شده، می‌تونم درخواست بدم تمام سایت‌های خبری خارجی رو فیلتر کنید که سرمایه‌گذاری من برگرده و کار و بارم سکه بشه؟

منتظر پاسخ شما هستم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

قاطی کردن آب و روغن خبرگزاری‌ها

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

ماجرای پرپستی و تنوع گسترده فعالیت‌های وزیر ارتباطات اصلا موضوع جدیدی نیست و‌ دیگه بعد از 4 سال هم بهش عادت کردیم و هم سوژه جدیدی نیست.

وزیر ارتباطات همه جا هست، از دیدار با مقامات خارجی و اظهار نظر راجع به برجام گرفته تا افتتاح پل و حضور در مراسم برداشت برنج. خب بنده خدا کار بدی هم نمی‌کنه، کلی هم کمک حال دولت هست و اصلا مسوولیت‌هاش ایجاب می‌کنه که اینجور جاها حضور داشته باشه.

این وسط من تو کف یه چندتا خبرگزاری مملکت هستم که بندگان خدا بدجوری آب و روغن قاطی کردن و بعد از 4 سال هنوز هم نتونستن از این حالت نجات پیدا کنن. یعنی موندن اخبار وزیر ارتباطات رو باید در کدوم یک از سرویس‌های بین‌الملل، کشاورزی، راه و ساختمان، سیاسی، ارتباطات یا اقتصادی پوشش بدن.

برای این منظور یکی دو خبرگزاری راه‌کار عقلانی و درستی پیدا کردن و هر وقت وزیر محترم راجع به موضوع خاصی حرف می‌زنه خبرش رو در اون سرویس مربوطه پوشش می‌دن. البته اون بندگان خدا هم گاهی قاطی می‌کنن که وقتی وزیر ارتباطات جایی حضور داره باید خبرنگار کدوم یکی از سرویس‌های خبریشون رو اعزام کنن که خداییش قبول دارم کار سختی هست و راه حلی نداره!

اما این وسط یکی دو تا خبرگزاری هستن که آدم از سطح درک و تشخیص اونها هنگ می‌کنه. علی‌الخصوص یکی از خبرگزاری‌ها که دیگه شورش رو درآورده و سرویس ارتباطاتش شده ترشی هفت بیجار! یعنی توش از برجام و انتخابات و مذاکرات گرفته تا برداشت محصول و افتتاح ریل راه‌آهن پیدا می‌شه.

من تصور می‌کنم تو این خبرگزاری که بود و نبودش یکی هست و بودجه دولتی داره و خدا کنه یه روزی تعطیل بشه تا پول مملکت هدر نره، وزیر ارتباطات رو به قول فرنگی‌ها با سلبریتی (همون بچه معروف‌ها) اشتباه گرفته و فکر میکنه وزیر هر کاری کرد باید و باید در همون سرویس ارتباطات به شکل کامل پوشش داده بشه.

در نتیجه مخاطب وقتی به سرویس ارتباطات این خبرگزاری مراجعه می‌کنه فکر می‌کنه اشتباها دوباره به صفحه نخست خبرگزاری مراجعه کرده، چون توش همه چیز پیدا می‌شه.

خلاصه این مطلب به هیچ وجه من الوجوه برای اصلاح رویه این خبرگزاری تهیه نشده (مگه دیوانه هستم آب تو هاون بکوبم) و صرفا از جهت طنز آن منتشر شده است.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

حمایت وزارت ارتباطات از عروسی‌ها

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۲۵ ق.ظ | ۰ نظر

نمی‌دونم چی بگم ولی باید بگم وگرنه این ستون خالی می‌مونه و پولی هم به من پرداخت نمی‌شه. هفته قبل یک خبر توپی دیدم که گفتم با شما هم در میون بذارم. خبر اینه که خوشبختانه وزارت ارتباطات هم به کمک عروس و دامادها اومد.

این وزارتخونه خدا رو شکر پس از اتمام موفقیت آمیز تمامی طرح‌های قبلی خودش از ارسال ماهواره به فضا گرفته تا راه‌اندازی شبکه‌های ملی متعدد، حالا قصد داره مشکلات سایر بخش‌های کشور رو هم وارد بشه و رفع کنه.

خب البته شخص وزیر محترم ارتباطات هم که از برداشت برنج گرفته تا افتتاح پل و خط راه‌آهن و مذاکرات خارجه و خلاصه انبوهی از امور تخصصی اشراف دارند و همه جا در صحنه حاضر هستن و از این بابت نقطه قوتی در توفیق ورود به طرح‌های جدید محسوب می‌شن.

در همین راستا یکی از معاونان وزیر ارتباطات فرمودن که کار حمایت از ساخت اپلیکیشن‌های تحویل غذا، سفارش تاکسی و دایرکتوری تامین‌کنندگان عروسی به پایان رسیده است.

همین لحظه جا داره تا از اقدامات وزارت ارتباطات در مداخله در بازار و حمایت از اپلیکیشن‌های تکراری و به ویژه من عاشق دایرکتوری تامین کنندگان عروسی هستم، اینو خیلی خوشم اومد، تشکر ویژه کنم.

یعنی الان من اینقدر خوشحالم که فقط خدا می‌دونه. میخام به دوستانی که در سایر دستگاه‌ها و اتحادیه و اصناف دیگه مشغول به کار هستم بگم، برید کنار که وزارت ارتباطات وارد می‌شود. یعنی شماها (منظورم دوستان سایر دستگاه‌های دیگه هستن،) نمی‌دونید که نتیجه سال‌ها کم‌کاری شماها باعث شده تا وزارت ارتباطات خونش به جوش بیاد و وارد عمل بشه.

هیچ‌کس اندازه فعالان حوزه ICT در جریان توانمندی‌های این وزارتخونه نیست. اما من میخام همینجا و از همین تریبون به جوونا بگم که از همین الان به فکر راه‌اندازی سور و سات عروسی باشید که وزارت ارتباطات هم به کمک شما اومده. دیگه بهانه‌ای هم برای عقب انداختن عروسی لطفا جور نکنید. وام ده میلیونی که دارید میگیرید، وضعیت معاملات و رهن و اجاره مسکن هم که راکده و اوضاع کامل مساعده برای عروسی.

فقط من اینجا میخام با توجه به گسترش شگرف شرح خدمات و ماموریت‌های وزارت ارتباطات و اون نقطه قوته که بهتون گفتم، درخواست تغییر نام این وزارتخانه رو رسما تقاضا کنم. میدونم که حتما شما هم فکر می‌کند که خب چه اسمی برای وزارتخونه جدید باید اعلام بشه که از تاکسی‌داران و رستوران دارها گرفته تا فعالان صنعت عروسی و غیره رو در بر بگیره.

پیشنهاد من نام کامل، جامع و بی‌نقص "وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و سایر امور" هست. با این اسم دیگه مو لای درز کارا نمی‌ره و از نهادهای تصویب‌کننده هم خواستار همکاری هستم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مراسم قربون هم دیگه بریم

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که بازار برگزاری همایش‌ها و نشست‌ها و افتتاحات تو حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات رونق خوبی گرفته. البته خدا رو شکر ما از این نظر هیچ وقت تو کشور نه تنها دچار کمبود نبودیم بلکه حتی بعضیا می‌گن ما رکوردهای جهانی هم می‌تونیم ثبت کنیم.
تو یه نمونه یکی از کارای روزمره خود من این شده که بشینم اخبار مربوط به همایش‌ها و مراسم‌هایی که برام ایمیل می‌شه رو پاک کنم. اینقدر ایمیل میاد که فکر کنم از تعداد اسپم‌ها هم داره جلو می‌زنه.
خلاصه انگار ترمز برگزاری همایش‌ها رو کندن و انداختن دور. اما چیزی که روی اعصاب من هست سه چیزه.
اول این که الان مثلا موضوع اینترنت چیزها رو بورس هست و شبانه روز همایش و برنامه‌هایی داره برگزار می‌شه که هر کدوم با یک کلمه جابجایی تو عنوان با هم فرق دارن. مثلا "اینترنت اشیاء بایدها و نبایدها" یا "اینترنت اشیاء و قوانین و مقررات" یا "اینترنت اشیاء و ما" و کلی از این چیزا.
خب حالا منو که اصولا نمی‌رم، اما بعد که ایمیل دعوت به همایش رو پاک می‌کنم، چند روز بعد منتظر ایمیل بعدی هستم که همایش اینترنت اشیاء و غیره برگزار شد. منم از روی فضولی خبر رو باز می‌کنم و می‌بینم یه عالمه حرف توش زده شده که همشون شبیه به هم هستن و از همه بدتر همشونم تو اینترنت مثل ریگ بیابون پیدا میشه. این اولین چیزی هست که روی مخ منه.
دوم این که یه سری از این همایش‌ها و مراسم‌ها نه تنها هیچ چالش و مساله‌ای توش وجود نداره، بلکه صرفا به منظور قربون هم دیگه رفتن برگزار می‌شه. مثلا هزار جور مشکل و مساله داریم تو کشور بعد سخنرانا یکی یکی میرن بالا و میگن با تشکر از فلان مقام و همکار و شرکت و سخنرانای قبلی و ... بعد هم میان پایین و منتظر می‌شن تا نفر بعد بره بالا و قربون اونا بره.
حالا من نفهیدم خب همایشی که توش همه با هم همکار و همدست هستن، بعد هم همه چیز خوب پیش رفته، شما هم که دارید قربون همدیگه می‌رید و 99 درصد جمعیت هم کارمندای خودتون هستن، خب اصلا چه نیازی به برگزاریش هست؟
و اما سومین چیزی که روی مخ من هست و نمی‌تونم درکش کنم اینه که حضاری که به این همایش‌ها می‌رن نمی‌دونم دقیقا فازشون چی هست. خب یه سری مجبور هستن اداره رو تعطیل کنن و برن، اما اونایی که مجبور نیستن چرا می‌رن؟ خب عزیزم اطلاعاتی که تو این همایش‌ها ارایه می‌شه به خدا همش تو اینترنت هم هست.
عزت زیاد
آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موز تو را می‌خواند (طنز)

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

بعد از این همه سال کار و نشست و برخاست با خبرنگارا و مدیرا و روابط عمومی‌ها دارم به این نتیجه می‌رسم که فقط خبرنگارا نیستن که باعث شدن یه سری حرفای بد بد پشت سرشون راه بیفته.
مثلا میگن بعضی خبرنگارا باجگیر هستن، خبرنگار 50 تومنی که البته این معادل امروزی همون 5 ریالی سابق هست که با تورم رشد کرده و شده 50 هزار تومنی. منظورم خبرنگارایی هست که گرفتن یه کارت هدیه 50 تومنی رو دیگه حداقل هدیه الزامی می‌دونن!
خلاصه خبرنگارای کول دیسکی، خبرنگارای پاوربانکی و از این جور القاب هم از جمله دیگر اسامی هست که برای بعضی خبرنگارا بکار می‌ره.
این عزیزان دل خلاصه هر روز هم باعث می‌شن که اسامی جدیدی براشون درست بشه. اما واقعیت این هست که ما داریم فقط یک روی سکه رو می‌بینیم. اونم خبرنگارای فلان مدل هستن.
اما خب روی دیگه این سکه دهنده‌ها هستن. یعنی روابط عمومی‌های 50 تومنی، کول‌دیسکی، پاوربانکی و باج بده!
این روزها به لطف تلگرام عجایب و غرایب هم بیشتر و بیشتر می‌شه. مثلا طرف روابط عمومی یه جایی شده (برای یک مراسم!) بعد فوری یه گروه درست می‌کنه تو تلگرام و چند تا خبرنگار مورد نظرش رو تو گروه اضافه می‌کنه و مثلا شروع می‌کنه به اطلاع‌رسانی گروهی و هماهنگ.
از قضا منم چند بار اشتباهی تو بعضی از این گروه‌ها اضافه شدم و شاهکارهای توپی دیدم. مثلا تو گروه عکس می‌ذارن که "خبرنگاران محترم، اسباب پذیرایی آماده است و نشست خبری تا ساعاتی دیگر آغاز می‌شود." بعد یه عکس از موز و سیب و کلوچه انداخته که یعنی از اینا هست که بخورین.
بعد مراسم که شروع می‌شه و می‌بینه فقط سه نفر اومدن، دوباره پیام می‌ذاره تو گروه که "خبرنگاران محترم، هدایایی هم برای شما در نظر گرفته‌ایم!" پشت سرش هم یه عکس می‌ذاره که لای یه پاکت باز هست و توش یه چیزایی قرار گرفته که اگه بری اونجا اون جایزه‌ها همش مال تو میشه!
باور بفرمایید اینا همش واقعی هست. قسم می‌خورم و اصلا هم طنز نیست.
خب دوست گرامی و همکار روابط عمومی، شما فکر نمی‌کنید این کار زشت هست؟ شما فکر نمی‌کنید این کار بدآموزی داره برای خبرنگارای تازه کار؟ شما فکر نمی‌کنید که در شکل‌گیری این رفتار زشت شما هم مقصر هستید؟
اگه حرف حساب دارید که رسانه هم میاد و با کمال میل و بدون رشوه و هدیه منتشر می‌کنه، پس این کارا چیه دیگه.
خلاصه داشتم این مطلب رو می‌نوشتم یاد تبلیغ یه شرکت افتادم که می‌گفت، راه تو را می‌خواند، منم به نظرم رسید تیتر بزنم "موز تو را می‌خواند!"
عزت زیاد
آق فری

جایزه‌ خرها بخوانند

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

من خیلی خیلی دلم برای آقا دوربینی و آقای افق زاویه بدن می‌سوزه. خداییش در حق این بندگان خدا ظلم کردیم همه ما.

اسم این دو تا بنده خدا اینقدر تو رسانه‌ها تکرار شده که هر اتفاقی می‌فته همه تو عکس‌ها میگردن ببینن، آقا دوربینی یا آقای افق زاویه بدن رو پیدا می‌کنن یا نه؟ بعد هم که پیدا نکنن خودشون دست به کار می‌شن و تصویرسازی می‌کنن و بعد هم زیرش می‌نویسن، مدیون هستین اگه فکر کنید فتوشاپه!

اما من می‌خام بگم اگه خوب دقت کنیم تو همین حوزه ICT خودمون کلی آقادوربینی و افق زاویه داریم. منتها کسی حال نداره دربارشون بنویسه. مثلا بعضی‌ها رو محاله یه رویدادی باشه اما نبینی که عین کنه چسبیدن به کسایی که مطمئن هستن تو افق زاویه دوربین عکاسا قرار دارن.

از این عشق دوربین‌ها که بگذریم، یه سری جایزه‌خر قهار هم تو این حوزه داریم. یه سری که چه عرض کنم کلی جایزه‌خر داریم.

این جایزه‌خرها تقریبا تو هر جشنواره و رویدادی که یه چیزی توش بدن حاضر هستن و از تمام مزایای این رویدادهای جایزه و تندیس فروش بهره‌مند می‌شن. مثلا می‌گن ما پول می‌دیم جایزه می‌خریم و یه پولی هم اضافه می‌دن که لوگوی شرکتشون تو سالن باشه و یه پول دیگه هم می‌دن که مدیرشون امکان سخنرانی هم داشته باشه و از این چیزا.

من همیشه برام سوال بود که چطور بعضی‌ها اینقدر تابلو جایزه می‌فروشن و بعضی‌ها هم خیلی تابلوتر جایزه می‌خرن. برای همین از بد حادثه یه بار یه کسی رو می‌شناختم که دیدم اسمش توی هیات داوران یکی از این برنامه‌های تندیس‌فروش هست. فوری گوشی رو برداشتم و بهش گفتم بابا آبرو و حیثت خودتو داری به باد می‌دی بکش کنار تا دیر نشده، که دیدم جوابی داد که کاملا قانع شدم.

دوستم گفت مگه خلافه؟! گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی هم اونی که جایزه می‌فروشه خودش می‌دونه چیکار داره می‌کنه هم اونی که جایزه می‌خره می‌دونه پول داده خریده. قانون هم خرید و فروش جایزه و تندیس رو ممنوع نکرده!

یه کم فکر کردم چی بگم دیدم خب حرفی نمی‌مونه، یه جورایی راست می‌گه و حکایت من راضی تو راضی، گور بابای ناراضی هست.

بعدش اما با خودم فکر کردم خب این جایزه‌خرها چه کاریه چند میلیون بدن یه تندیس یا لوح بخرن. خب چرا نمی‌رن نرسیده به میدون فردوسی هر چی تندیس می‌خان برای خودشون نمی‌خرن و تا سقف اتاق مدیراشون رو پر نمی‌کنن؟ اینطوری که خیلی ارزون‌تر میفته براشون. تازه برای همه کارمندا هم می‌تونن بخرن هر هفته.

نخندین، لابد می‌گین بابا تابلو هست. خیر هیچم تابلو نیست، باور کنید بعضی از این جشنواره‌ها رو اصلا کسی نمی‌دونه کی و کجا برگزار شده. خلاصه از ما گفتن دوستان جایزه‌خر یه کم بیشتر فکر کنن و نیم‌نگاهی هم به مغازه‌های لوح و تندیس فروش نرسیده به میدون فردوسی داشته باشن.

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

وعده‌شناسی

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ | ۰ نظر

میگم من با همین میزان سواد و دانشم یه چیزایی در خصوص انواع وعده‌ها دستگیرم شده که یه مدته می‌خام با شما در میون بذارم.

من تو این سال‌ها اینقدر وعده شنیدم که دیگه استاد وعده شناسی شدم و امروز هم بنا دارم تا این دانش ارزشمند رو به مدیران جوان‌تر در حوزه ICT هم انتقال بدم و طبق معمول هم به رایگان مشاوره می‌دم.

 

وعده سر خرمن

وعده سر خرمن که من اسمش رو می‌شه وعده بعد خدمت هم گذاشت از این قراره که شما باید تاریخ سرانجام وعده رو درست در زمانی انتخاب کنی که دیگه در اون مسوولیت نیستی. تازه بعضی از مسوولان وعده سر خرمن که هیچ وعده بعد خدمت هم که هیچ وعده بعد از حیات هم جدیدا دارن می‌دن. مثلا طرف بالای 70 سال رو داره و وعده 15 سال دیگه رو می‌ده که خدا می‌دونه اصلا تا اون موقع در قید حیات تشریف دارن یا نه؟

 

وعده بی سر و ته

این وعده خیلی باحال‌تر هست. نمونه زیادش تو دیدارهای دوجانبه به خصوص با طرف‌های خارجی هست. این وعده این مدلی هست که گفته می‌شه مثلا در دیدار با وزیر بورکینافاسو توافق شد همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های بسیار متعددی داشته باشیم.

همونطور که ملاحظه می‌شه این وعده نه موضوع روشنی داره، نه تاریخ شروع نه تاریخ پایان نه برآورد مالی و نه هیچ چیز دیگه‌ای. این مدل وعده مدت‌هاست کاربری زیادی هم پیدا کرده.

 

وعده خبرنگار دک‌کن

وعده خبرنگار دک‌کن هم به اون دسته وعده‌هایی می‌گن که مثلا یه مسوول می‌بینه یه چیزی خب حسابی داغ شده و خبرنگارها هم هی هر جا می‌رسن می‌گن چی شد چی شد. در اینگونه مواقع می‌گن فلان مشکل با قاطعیت در دستور بررسی قرار گرفت.

بعضی خبرنگارا هم که هیچ دوره و آموزشی ندیدن بدون این که بپرسن خب یعنی چی، دقیقا چه زمانی و چیکار می‌خاید بکنید و چگونه، یه تیتر دو وجبی می‌زنن و بعد هم موضوع به خاطره‌ها می‌پیونده.

 

وعده تو وعده‌ای

این وعده برای زمانی هست که یه وعده‌ای دادین و چندتا خبرنگار هم گیر سه پیچ دارن می‌دن که یالا بگو چی شد. برای رفع این مشکل باید سراغ راه‌کار وعده تو وعده رفت و برای این که وعده کشکی قبلی رو از خاطرها برد، 4 تا وعده جدید و گنده دیگه داد که حسابی مخشونو کار بگیره. دوباره سررسید اونا که داشت نزدیک می‌شد 8 تا وعده جدید دیگه می‌دی و سررسید اونا هم که شد 16 تا دیگه و همینطور می‌ری جلو و من می‌خام ببینم اونوقت چند تا خبرنگار اصلا می‌تونن پیگیر سرنوشت این همه وعده باشن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مارادونا رو ول کنید

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶ ق.ظ | ۰ نظر

بچه که بودیم یه جوکی بود که می‌گفت یه روزی تیم ایران با آرژانتین مسابقه داشته و بازیگان افسانه‌ای مارادونا هم تو تیم آرژانتین حضور داشت. این مارادونا اعجوبه‌ای بود و سابقه دریبل زدن 8 نفر و گل زدن‌های عجیب و غریب زیاد داشت.

خلاصه همه می‌دونستن که یک لحظه از مارادونا غفلت بشه کار خودشو کرده. برای همین مربی تیم ایران چهار پنج نفر رو مامور کرده بوده که تا توپ میفته دست مارادونا سریع بریزن سرش و هر طور شده توپ رو ازش بگیرن. خلاصه همه چیز خوب پیش می‌رفته و تا توپ می‌رسید به مارادونا ده تا بازیکن می‌رفتن سراغش و حسابی مهارش کرده بودن و نیمه اول آرژانتین نتونست گل بزنه.

این وضعیت که خیلی تماشاچی‌ها و بازیکن‌ها ایرانی رو به وجد آورده بود تا جایی پیش می‌ره که تحت تاثیر هیجان بالای ورزشگاه و تشویق‌ها و دوربین‌ها، قولی که یکی از بازیکنای ایران بوده جوگیر می‌شه و توپ رو از وسط زمین اشتباهی می‌بره سمت دروازه ایران و یه گل به خودی خوشگل می‌زنه. مربی که فکر می‌کنه این کار تصادفی بوده قلی رو از زمین بیرون نمی‌یاره تا این که دوباره توپ می‌فته دست قلی و بازم جوگیر می‌شه یه گل به خودی دیگه هم می‌زنه.

آقا این اتفاق برای سومین بار که می‌فته مربی از کنار زمین داد می‌زنه مارادونا رو ول کنید همه مراقب قلی باشید!

از اون موقع به بعد این جوک "مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید" تبدیل می‌شه به یه جورایی ضرب المثل و در مواقعی به کار می‌ره که یکی برعکس بقیه کاری رو به ضرر تیم و مجموعه‌ای انجام می‌ده.

حالا این چه ربطی به ما داشت؟ واقعیت تو اخبار برخورد کردم به یه تیتری که برام جالب بود و نوشته بود، پارازیت معاون وزارت بهداشت روی اعصاب مردم!

ماجرا هم به شکل خلاصه اینه که یکی از معاونان وزیر بهداشت هر چند وقت یه بار میگه پارازیت ضرر داره و کلی هم اینور اونور تیتر می‌خوره و این کار رو تو سه سال اخیر اینقدر کرده که دیگه وزیر بهداشت گفت سه ساله به ایشون می‌گم اگه مدرکی داری بیار اما نمی‌یاره.

حالا وزیر بهداشت جای خودش، چندین و چند سازمان داخلی مسوول این کار از سازمان انرژی اتمی گرفته تا سازمان رگولاتوری هم هی دارن میگن بابا جان، پارازیت‌ها و امواج رادیویی مضر نیستن و هیچ‌ سند قطعی و سازمان جهانی هم این موضوع رو تایید نمی‌کنه، اما معاون مذکور ظاهرا دست بردارد نیست و ماجرای تیتر پارازیت معاون وزیر بهداشت روی اعصاب مردم هم به همین علت هست.

خلاصه اینجاست که میگن مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید.

عزت زیاد

آق فری

می‌خواهم کلاهبردار شوم!

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ | ۰ نظر

هر چی بیشتر سنم می‌ره بالا و بیشتر اخبار رو می‌خونم، هی بیشتر دارم به این نتیجه می‌رسم که کلاهبرداری بر خلاف تصور عمومی چقدر آسون هست.

مثلا همین هفته قبل تو اخبار اومده بود: دادستان استان البرز از دستگیری هشت نفر از اعضای باند کلاهبرداری بزرگ تلفنی از داخل زندان! خبرداد و گفت: این پرونده با 5200 شاکی که پزشک، وکیل دادگستری و اقشار فرهیخته جامعه هستند، در دادسرا در دست بررسی است. (روش کلاهبرداری هم همون روش قدیمی بوده که می‌گفته شما جایزه بردی برو پای دستگاه خودپرداز فلان دکمه و فلان شماره حساب رو وارد کن تا پول بیاد به حسابت! توجه داشته باشید که توی اون 5200 شاکی، دکتر و وکیل هم بودن!)

یا اخیرا یه روش دیگه کلاهبرداری رو یاد گرفتم. طرف چند سال قبل گفته بود من نماینده اپل تو ایران هستم. بعد کلی ریختن سرش که دروغه، تو نمایندش نیستی و بماند که طرف به کارش ادامه داد. بعد یه نشست خبری گذاشت و به کلی خبرنگار هم یه گوشی آیفون هدیه داد که تو زمان خودش 100 میلیونی آب خورد. بعد هم برای اینکه به مسوولان دولتی ثابت کنه کلکی تو کارش نیست و شفاف و قانونی عمل میکنه، یه سری گوشی رو از گمرک وارد می‌کرد.

اما هفته پیش یکی از کارمندای این شرکت نمایندگی که الان تعطیله، راز این جریان رو بر ملا کرد. ظاهرا این آقا علاوه بر واردات چندتا گوشی قانونی، کلی هم گوشی قاچاق وارد می‌کرده و تازه تمام گوشی‌های قاچاق در واقع دست دوم بودن که توی دبی با تعویض قابشون نو می‌کرده و تازه لوازم جانبیش رو هم از نوع تقلبی می‌خریده و فقط زحمت چاپ جعبه‌ توی چین رو دستش مونده بود. آیا می‌تونید حدس بزنید چه سود کلانی از این طریق به جیب زده، تازه من الان فهمیدم اون همه گوشی هم که به خبرنگارا برای دروغ نویسی داده بود 100 میلیون آب نخورده و فوقش 10 میلیون افتاده براش!

حالا اون دکتر و وکیل و مردم عادی که هیچ، دوباره چند روز پیش تو خبرها اومده بود: شاکی که از پژوهشگران وزارت ارتباطات است، گفت: سرگرم کار بودم که تلفن همراهم زنگ زد و مرد جوانی با خوش‌زبانی گفت: «سلام آقا من از یک برنامه زنده تلویزیونی با شما تماس می‌گیرم. باید به اطلاعتان برسانم که برنده یک سفر زیارتی عتبات شده‌اید اما اگر نخواهید به این سفر بروید می‌توانیم از طریق صدا و سیما مبلغ پنج میلیون تومان به حساب بانکی شما واریز کنیم و باقی ماجرا»

اینه که تمام این موارد شیطان درون من رو حسابی بی‌خواب کرده برای برنامه‌ریزی یک کلاهبرداری.

عزت زیاد

آق فری


منبع:عصرارتباط

شاید شما هم این ماجرا را شنیده باشید که میگن هر کی زودتر برسه سرکار اون رییس هست. این ماجرا کنایه از ناهماهنگی و بلاتکلیفی هست. خب الان ما در مورد کسب و کارهای اینترنتی یه همچین وضعیتی داریم و در یک نمونه از هر گوشه یکی میگه آقا این تاکسی‌یاب‌های اینترنتی رو بدین به ما تا قانونی بشن.

مثلا تا الان شاید جالب باشه بدونید از وزارت کشور، شهرداری تهران، شورای شهر تهران، سازمان تاکسی‌رانی، اتحادیه موسسات توریستی و اتوموبیل کرایه تهران و این اواخر حتی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای هم درگیر ماجرا شدن و گفتن برای اعطای مجوز و قانونمند شدن فعالیت این عزیزان آماده همکاری هستن.

این وسط استدلال سازمان نظام صنفی رایانه‌ای این بوده که چون کارشون به اینترنت و فناوری اطلاعات مربوط می‌شه، پس یه کار نرم‌افزاری هست و به ما مربوط می‌شه. حالا من موندم یعنی این همه ماشین و راننده هم مربوط به صنف رایانه میشن یا اون تیکش اصلا مهم نیست؟ شایدم به این ترتیب قراره بعدش یه کمیسیون رانندگان هم تشکیل بشه و به این ترتیب علاوه بر رفع مشکل، کلی آدم دیگه هم بتونن به عضویت این سازمان در بیان.

اما با این برداشت و استدلال من می‌خام به دوستان دیگر اتحادیه‌ها و اصناف هم پیشنهاد بدم تا دیر نشده و از کار بیکار نشدن، به این مسابقه بزرگ اعطای مجوز به تاکسی‌یاب‌های اینترنتی اضافه بشن و شانس برنده شدن خودشون رو امتحان کنن.

برای همین به نظرم از جمله می‌شه به اتحادیه صنف فروشندگان لاستیک و روغن، پنچرگیران و فیلترسازان تهران پیشنهاد داد، چون ماشین‌ها هم لاستیک و روغن دارن و هم نیاز به پنچرگیری و فیلترسازی.

اتحادیه تعمیرکاران خودرو هم می‌تونن به نوعی زمینه عضویت تاکسی‌یاب‌های اینترنتی رو فراهم کنن.

اتحادیه صافکاران و نقاشان اتوموبیل هم البته نباید نادیده گرفته بشه و ایضا اتحادیه لوازم یدکی خودرو و ماشین‌آلات هم حق داره وارد این ماجرا بشه.

دبیرخانه شرکت‌های PAP و انجمن شرکت‌های اینترنتی و حتی شرکت مخابرات هم مهم هستن، خب اگه اینا اینترنت و تلفن این شرکت‌ها رو قطع کنن کلا تعطیل میشن، پس اونها هم باید به لیست اضافه بشن.

در نهایت اینکه اتحادیه املاک تهران هم بد نیست چون به هر حال شاغلان در این کسب و کار اینترنتی نیاز به خونه و سرپناه هم دارن.

لازم به ذکر است این اتحادیه‌ها همه وجود دارن و فعال هستن و من از همین تریبون می‌خام این عزیزان رو دعوت کنم تا خیلی شیک و روشن و با در دست داشتن استدلال‌های قوی و منطقی شانس خودشون رو در مسابقه جذب تاکسی‌یاب‌های اینترنتی در اتحادیه خودشون امتحان کنن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

الان که شما دارید این مطلب رو می‌خونید طبق گفته مسوولان وزارت ارتباطات 5 و نیم میلیون نفر از مالکان سیم‌کارت‌های مساله‌دار، خطشون یک‌طرفه شده و دیگه نمی‌تونن مزاحم مردم بشن و هزار جور خلاف دیگه بکنن.

تازه آخرین خبر اینه که از دو روز بعد کل خطشون قطع می‌شه ان‌شاءا...

اما من نمی‌دونم چرا هر چی به خودم فشار می‌یارم نمی‌تونم قبول کنم که روز خداحافظی با این سیم‌کارت‌های بی‌صاحب رسیده. خب آخه قبلا هم از این اولتیماتوم‌ها و خط و نشون‌ها زیاد کشیده بودن و آدم فکر می‌کرد کار تمومه.

اما یهویی پلیس فتا از وجود 10 میلیون سیم‌کارت مساله‌دار خبر داد. حالا اتفاقی که افتاده اینه که به فاصله کمی بعد از افشاگری پلیس فتا، برخوردها دوباره جان گرفته و هی اعلام می‌شه این دفعه دیگه کارشون تمومه.

جالب‌تر این که سه سوته 4 و نیم میلیون نفر از مالکان این سیم‌کارت‌ها سریعا رفتن و مشکلشون رو حل کردن!

من نمیدونم اینا چطوری و با این سرعت عمل در جریان قرار گرفتن و سریع رفتن مشکل رو رفع کردن و سوال دیگه اینکه چرا تا قبلش هشدارها رو جدی نمی‌گرفتن.

برای همین حالا آمار 10 میلیونی پلیس فتا ظرف سه سوت 4 و نیم میلیون آب رفت و مونده 5 و نیم میلیون سیم‌کارت بلاتکلیف و فعال.

حالا یه حس غریبی بهم میگه احتمالا زمانیکه شما دارین این مطلب رو میخونید چند میلیون دیگه هم مشکلشون رفع شده! بماند که قبل از آمار پلیس فتا اصلا صحبت از میلیون و اونم ده میلیون نبود. هر چی بود یه سری آمار کوچولو از تخلفات کوچولو بود.

اما حالا داره سه سوته بساط این معضل جمع می‌شه که به نظرم واقعا این همه سرعت در همکاری با طرح ساماندهی سیم‌کارت‌های بی‌هویت، قابل تقدیره. یعنی اینقدری که با این طرح تو چند روز گذشته همکاری شده ملت برای ثبت‌نام یارانه اینقدر سریع نبودن.

خلاصه الان همه نگاه‌ها به سمت سازمان رگولاتوری هست که همین الانا روی تصویر تلویزیون ظاهر بشن و دستاوردهای اجرای این ضرب‌الاجل رو اعلام کنن و بنده همینطور دستم رو کانال‌های خبری هست که ببینم چی شده و چی می‌گن و باز هم شاهد استقبال فوق سریع مالکان سیم‌کارت‌های بی‌هویت خواهیم بود یا نه؟(منبع: عصرارتباط)

درخواست ثبت‌نام در سامانه اختلاس!

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۵۹ ق.ظ | ۰ نظر

من می‌خام همین اول متن یه تشکری بکنم از خودمون و سایر همکاران مطبوعاتیمون به خاطر سال‌ها تلاش بی‌فایده و قلم‌فرسایی برای ساماندهی به وضعیت سیم‌کارت‌های بی‌هویت.

بعد از سال‌ها آب در هاون کوبیدن، نتیجه این شده که پلیس اعلام کرده به شکل ناقابل 10 میلیون سیم‌کارت بی‌هویت در کشور باقی و رها به حال خودشون موندن.

این تا اینجا کنج حافظه شما بمونه تا برسیم به اخبار جدید. حالا دوباره یکی از این طرح ساماندهی‌های جدید کلید خورد که خییییلی بزرگ‌تر از نمونه‌های قبلی هست. تو این طرح جدیده قراره همه مردمی که تو شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی هستند و اتفاقا به قول امروزی‌ها فالوئرهای زیادی هم دارن، احراز هویت بشن.

خب دعوای من با آقایون مسوول ساماندهی جدید از همینجا شروع می‌شه.

آقایون! ما ده ساله که داریم تو مملکت حنجره و گلومون پاره می‌شه که چرا سیم‌کارت‌های بی‌هویت که فقط به دو تا اپراتور که خدا رو شکر داخل خاک کشورم هستن و تازه 90 درصد مشکل هم به یکیشون مربوط می‌شه رو سامان بدین، اما نتیجش شده این.

حالا من موندم با این همه شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان موبایلی که در اتفاقی بسیار جالب بخش زیادی از اونها کلا فیلتر هستند و کاربرانشون با فیلترشکن و VPN بهشون دسترسی دارن، چطوری قراره ساماندهی بشن؟

آقا چرا راه دور بریم، گرداننده‌های بعضی از این صفحات پرطرفدار و کانال‌های پرمخاطب اصلا داخل کشور نیستن که کسی بخاد ساماندهی‌شون بکنه. در واقع مثل این می‌مونه که اعلام بشه لطفا تمامی کسانی که قصد انجام هرگونه اختلاس دارن، لطفا نسبت به ثبت نام در سامانه اختلاس اقدام لازم را مبذول فرمایند!

خب بابا طرف نشسته با هزار جور کلک و دروغ و اتهام و عکس و غیره، این همه فالوئر جمع کرده که باهاش یه کارای صورت بده، اونوقت بهش بگیم تشریف بیار خودتو معرفی کن، چی باید بگه؟ مثلا بگه اگه خودمو معرفی کنم اجازه قانونی خلافکاری بهم می‌دین؟ یا اگه خودمو معرفی کنم، دستگیرم می‌کنید؟ یا اگه خودمو معرفی کنم، بهم چایی و غذا می‌دین و بعد هم با یه آژانس منو محترمانه راهی خونه می‌کنید؟ و کلی سوال دیگه.

ولی از شوخی گذشته برام واقعا سواله چطوری قراره این کار انجام بشه. فعلا که قرار هست از چند روز دیگه ثبت‌نام از مدیرای صفحات پربیننده شروع بشه و شخصا دارم ثانیه شماری می‌کنم چند نفر به محل ثبت‌نام مراجعه می‌کنن.

البته بگما همه صفحات و کانال‌های پربیننده خدای ناکرده خلافکار نیستن، اما من خیلی مشتاقم بدونم اون بدها تکلیفشون چی می‌شه.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

برو بابا دلت خوشه

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۱ ق.ظ | ۰ نظر

چند هفتس من موندم چه خبره تو مملکت. یه دعوایی راه افتاده بین این کسب و کارهای سنتی و اینترنتی که بیا و ببین. البته اینترنتی‌ها با کسی دعوا ندارن و صداشونم در نمیاد. چون اصلا نیازی به داد و بیداد ندارن. اتحادیه‌ها و اصناف شلوغش کردن. اینترنتی‌ها هم می‌گن هر وقت تونستی کاری کنی ما رو خبر کن.

ماجرا خیلی جالبه. اولش یهو جو بالا گرفت که یه سری کسب و کار بانکی بدون هیییییچ قانون و مقرراتی دارن خیلی قشنگ میلیاردها تومن پول ملت رو براشون جابجا می‌کنن. بعد گفتن ای بابا این کار قانونی نیست و بگیر و ببند و آخرشم هیچی به هیچی.

هنوز این موضوع تموم نشده بود که ما فهیدیم چقدر ظلم شده در حق این کسب و کارهای بانکی، اینا که خلاف نمی‌کردن، تازه داشتن خدمت هم می‌کردن. چون یک مقامی برگشت گفت بعضی بانک‌ها دارن به قمارخونه‌های اینترنتی خدمات بانکی هم می‌دن تا این عزیزان خلاف‌کار بتونن با خیال راحت جیب مردم رو خالی کنن.

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه می‌شه؟

این یکی هنوز تموم نشده بود که رییس یک اتحادیه گفت کار فلان سایت خلافه و این چه وضعیه هر کی هر کاری میخاد می‌کنه و بعدم تهدید کرد که چنین و چنان می‌کنم. هنوز اصوات حرف این بنده خدا روی هوا بود که خبر اومد، سایته شروع کرده به درج آگهی خرید و فروش بچه!

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه می‌شه؟

جالب‌تر این که فرداش یکی دیگه از مسوولان دولتی گفت، این چه وضعیه فلان اپلیکیشن‌ها کاملا غیر قانونی هستن و باید هر چه سریع‌تر برن زیر نظر یه اتحادیه و از این حرفا. این جمله هنوز تموم نشده بود که خبر رسید اپلیکیشن‌های مورد نظر رفتن اسپانسر یه نمایشگاه وسط تهران هم شدن و تبلیغاتشون سراسر شهر هم پخش شده تازه!

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه میشه؟

بعد دیگه همونجا یقه خودمو گرفتم گفتم کوفت، بله که میشه، میبینی که کردن و شد.

دیگه تو فکر بودم یعنی فاز این مسوولانی که این همه اعتراض می‌کنن چی هست دقیقا. خب مگه تو روزنامه‌ها یه چیزی اعلام بشه، کسی می‌ترسه مثلا فرداش کسب و کارش رو جمع می‌کنه مگه؟ بابا طرف تو روز روشن بانک مرکزی گفته غیرقانونی هستین، تابلو زده مشتری هم داره مشتی!

خلاصه اینجا بود که حس کردم تنها برداشت و پیامی که می‌شه از وضع موجود داشت اینه که برو بابا دلت خوشه.

عزت زیاد

آق فری

ایجاد اشتغال با استفاده از ساماندهی

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ق.ظ | ۱ نظر

من دیگه کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که ساماندهی تو ایران رسما داره تبدیل میشه به یک شغل. چرا؟ خب عرض می‌کنم.

ما قبلنا البته الان هم ادامه داره یه بخشی از مشاغل مربوط به شرکت در جلسات و همایش‌ها بود. یعنی یه سری مدیر و کارمند هستن که اصولا از این جلسه در میان می‌رن تو اون جلسه و پشت سرش راه می‌فتن فلان همایش و خلاصه شغلشون تقریبا شده گزارش نوشتن از جلسات و همایش‌ها.

بعد یه شغل دیگه درست شد به نام عضویت تو کارگروه‌ها. کار و بار این شغل جدید انصافا خوبه و به نظرم تونسته بخش قابل ملاحظه‌ای از مشکل اشتغال تو کشور رو حل کنه و تقریبا در حال جلو افتادن از شغل همایش‌گردی هست.

این کارگروه‌ها خیلی خوبن و نه فقط تو حوزه ICT که تو تمام مسایل جواب می‌ده. مثلا هوا آلوده می‌شه،‌کمیته بحران تشکیل میشه، همون حرفای سال‌های قبل زده می‌شه و بارون که میاد کمیته رو هم با خودش می‌بره.

یا مثلا مگس سفید میاد، کارگروه تشکیل می‌شه، هوا که سرد می‌شه و مگسا یا مهاجرت می‌کنن یا می‌میرن، کارگروه هم به کارش خاتمه می‌ده.

از این مثال‌ها خیلی زیاده و کلی کارگروه داریم که بعد از تشکیل با کمک باد و بارون و سرما و گرما و غیره خود به خود به کارشون خاتمه داده می‌شه.

البته یه وقت فکر نکنید اعضای این تیپ کارگروه‌ها خدای ناکرده بیکار می‌شن. نه اصلا، یعنی صبح نشده یه کارگروه دیگه درست میشه و روز از نو روزی از نو.

حالا در کنار دو روش اشتغال همایش‌گردی و عضویت تو کارگروه‌ها یه شغل جدید و توپ ایجاد شده که من شک ندارم خیلی سریع می‌تونه بیشتر از دو مورد قبلی در ایجاد اشتغال به کشور کمک کنه.

این شغل جدید اسمش ساماندهی هست که اتفاقا تو حوزه ICT به شدت در حال رشد هست و به زودی یه پست اصلا به تمام سازمان‌ها اضافه می‌شه به اسم معاون ساماندهی که مدیر کل ساماندهی و کارشناس ساماندهی هم خب می‌خاد.

ساماندهی کانال‌های اجتماعی، ساماندهی پیام‌رسان‌های موبایلی، ساماندهی سایت‌های همسریابی، ساماندهی سیم‌کارت‌های بی‌هویت، ساماندهی فروشگاه‌های اینترنتی، ساماندهی کالاهای قاچاق در فضای مجازی، ساماندهی سایت‌های اینترنتی، ساماندهی سایت‌های خبری، ساماندهی بازی‌های رایانه‌ای، ساماندهی مدلینگ و مزون‌ها در فضای مجازی، ساماندهی گارانتی‌های کامپیوتری، ساماندهی IPهای اینترنتی، ساماندهی پسماندهای الکترونیکی، ساماندهی هاستینگ‌های داخلی، ساماندهی کپی‌رایت و کلی ساماندهی دیگه که خسته می‌شم همشو بگم.

شما همینطوری سرانگشتی بشین حساب کن چقدر شغل ایجاد می‌شه از این طریق. چون تا بحث ساماندهی مطرح می‌شه خب به دبیرخونه و قند و چایی و میوه و شیرینی و جلسه و همایش و کلی ملزومات دیگه نیاز داره که هر کدوم یه سری آدم رو می‌طلبه.

فقط من جواب دو تا چیز رو نمی‌دونم، اول این که چرا ساماندهی‌ها تموم نمی‌شن و به نتیجه نمی‌رسن و دوم این که چرا قبلش طوری عمل نمی‌شه که بعدش نیاز به ساماندهی داشته باشیم؟

عزت زیاد

آق فری‌

منبع:عصرارتباط

بیکارانی که دنبال مجوز می‌روند

يكشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش چند تا خبر رو که کنار هم گذاشتم بازم یه سوژه جدید به ذهنم رسید که گفتم با شما هم مطرح کنم اینجا.

تو اخبار دیدم یه مسوولی گفته 22 هزار تا فروشگاه اینترنتی مجوز دارند و 700 هزار تا ندارن. باز همینطور داشتم نگاه می‌کردم دیدم زده وزارت ورزش کلا بیخیال ساماندهی سایت‌های همسریابی شد. از اونطرف دیدم کار ساماندهی سایت‌های خبری هم به نتیجه‌ای نرسیده.

از اونطرف‌تر هم دیدم گفتن قراره کانال‌های تلگرامی هم ساماندهی بشن که از اونم خبری نیست.

یا مثلا کسی می‌خواست کار مالی بکنه باید از دو هزارجا مجوز می‌گرفت و آخرشم نمی‌تونست کار کنه، اما الان تو اینترنت یه سوته یه چیزایی درست شدن که مثل بانک‌ها پول ملت رو جابجا می‌کنن.

راستی این وسط صدای آژانس‌ها و تاکسی‌دارها هم دراومده که بابا تو این اینترنت هر کی رفته یه سازمان تاکسیرانی برای خودش راه‌ انداخته.

تازه شنیدم یه سری پول مجازی هم ساخته شده که اصلا دیگه به پول واقعی هم نیازی نیست.

یه سری کار شبکه‌ای هم مد شده که مثل همون هرمی‌های سابق هستن و اونم تو خونه نشستی و با یه کانال تو تلگرام یا اینستاگرام کلی آدم مشغول به کار شدن.

بعد دیدم رییس یه اتحادیه گفته اینطوری پیش بره ما هم میریم میشینم خونه و یه سایت فروش راه می‌ندازیم. چون نه مجوز می‌خاد نه سابقه می‌خاد، نه مالیات می‌دی نه بیمه، نه اجاره، نه عوارض شهرداری می‌دی و تازه اصلا لازم نیست جنس هم جایی انبار کنی، عکس یه سری محصول رو از تو اینترنت پیدا می‌کنی میذاری روی سایت و بالاشم می‌زنی حراج ویژه به مناسبت بلک فرای‌دی و بعد هم هر کی سفارش داد، تونستی پولشو می‌خوری، اگرم نتونستی خب یه پیک می‌فرستی دم خونه قاچاقچی یه دونه کالا می‌گیری می‌فرستی برای مشتری و خلاصه از هفت دولت آزادی.

این وسط منم دیدم اوضاع مثل این که برای کاسبی بدک نیست منم چقدر هی رانندگی کنم. منم بشینم خونه یه چیزی بفروشم برای خودم، مجوز هم که نمی‌خاد، دیگه کلا بیخیال شدن.

فقط من موندم اینایی که می‌رن مجوز می‌گیرن فازشون دقیقا چی هست؟ خب بابا بیکارید می‌رید خودتون رو توی دردسر و چشم و نظر مردم می‌ندازین؟

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

هفته قبل دوباره یه سری موضوعاتی پیش اومد که ذهن من نکشید که چطور باید درک و تحلیلش کنه. برای همین به این نتیجه رسیدم که طرح موضوع کنم که شاید شما بتونید در این مقوله یه مقدار بنده رو هم روشن کنید.

آقا ماجرا از این قراره که بعد از افتتاح فاز نخست شبکه ملی اطلاعات، دو ماه دیگه فاز دومش و ظاهرا اونور سال هم کلا این شبکه افتتاح می‌شه.

از اونطرف و در حالیکه کار ساخت و اجرای این شبکه از سوی وزارت ارتباطات رو به پایان هست، شورای عالی فضای مجازی در حال تدوین و تعریف و تهیه سند برای شبکه ملی اطلاعات هست. پس یعنی اول شبکه ساخته می‌شه بعد تعریف می‌شه و براش سند تهیه می‌شه یا این که اول باید تعریف بشه و بعد ساخته بشه؟

اینطور که پیداست در حالت خوش‌بینانه اگه همه چیز طبق برنامه پیش بره زمان پایان ساخت شبکه ملی اطلاعات و تعریف و سندش یکی خواهد شد. خلاصه من در این مورد موندم که جریان چی هست. یکی منو راهنمایی کنه.

اما این بنده خدا فقط شبکه ملی اطلاعات نیست که به این حالت دچار شده، تو خبرها خوندم فیلترینگ هوشمند هم که چند سالی هست کلید خورده و ظاهرا اونم در حال اتمام هست، از جمله مواردی هست که تازه قراره تو دستور کار تصمیم‌گیری شورای عالی فضای مجازی قرار بگیره.

تازه فکر نکنید من رفتم گشتم به این دو مورد گیر دادم و برام سوال شده‌ها. شبکه‌های بومی، پیام‌رسان‌های بومی و جویشگرهای بومی و کلی بومی دیگه که همه ساخته شدن و برخی در حال کار هستن و برخی شکست خوردن و تعطیل شدن هم، در دستور کار بررسی و تصمیم شورای عالی فضای مجازی هست.

خلاصه من در جمع‌بندی خودم علتش رو که نفهمیدم اما به یه نتیجه قابل توجه رسیدم و اون اینکه برای نخستین بار تو کشور سرعت اجرا از تصمیم‌گیری بیشتر شده. یعنی اگه قبلا 4 سال زمان می‌ذاشتن که یک پروژه یکساله رو طراحی کنن، الان 4 سال میشه که یه پروژه اجرا شده و تازه میخان بشینن جلسه تصمیم و طراحی براش بذارن.

خب این بده؟ فقط من باز موندم چطوری میشه سرعت اجرای یک پروژه از سرعت تشکیل جلسات برای تصمیم درباره اون پروژه بیشتر باشه؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)