ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۹۲ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


چرا قیمه رو می‌ریزی تو ماستا!

دوشنبه, ۱۵ مهر ۱۳۹۸، ۰۹:۰۶ ق.ظ | ۰ نظر

یه لحظه با خودتون فکر کنید دارید یه مسابقه فوتبال می‌بینید که چند دقیقه‌ای نگذشته، یکی از توپ جمع‌کن‌ها میاد وسط زمین و یه گل می‌زنه به یکی از تیم‌ها.
چند لحظه بعد یکی از مامورای پلیس هم می‌پره وسط و یه گل هم اون می‌زنه. بعد یکی از تماشاچی‌ها میاد وسط و توپ رو بر می‌داره و فرار می‌کنه.
دیگه خیالت راحت شده که حتما تموم شد و میشه یه بازی درست و حسابی رو دید که یه دفعه یکی از عکاسای گوشه زمین می‌پره وسط و تور دروازه رو با قمه جر می‌ده و دقایق طولانی گند می‌زنه تو بازی.
این بار مربی یکی از تیم‌ها میاد وسط و از پشت گردن دروازه‌بان تیم حریف رو می‌گیره و تکنیک خفه کردن رو اجرا می‌کنه روش و راهی بیمارستانش می‌کنه.
یهو دوربین می‌ره روی داور چهارم که چند تا مامور پلیس اومدن و دارن می‌برنش. چون چک برگشتی داشته و شاکیش حکم جلبش رو گرفته بوده.
این وسط یک دفعه برق استادیوم به خاطر مشکل زیرساخت‌ها اتصالی می‌کنه و حدود 20 هزار نفر از تماشاچی‌ها کشته می‌شن.
همه خلاصه از این وضعیت بازی کپ کردن و منتظرن ببینن داور چیکار می‌کنه که اونم دست می‌بره تو جیبش و بدون هیچ دلیلی به 7 تا از بازیکنای یکی از تیم‌ها که خوشش نمیاد، کارت قرمز می‌ده!
ناظر بازی هم در حالی دستگیر می‌شه که از اول بازی رفته بود تو رختکن بقیه داورها و داشت جیب اونا رو می‌زد.
میخوام بگم این وضعیت یه جورایی حال و روز این روزای حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعاته که بدجوری قیمه‌ها داره ریخته می‌شه تو ماستا!
بابا جان آخه این چه وضعیتیه. چرا هر کس درست سر پست و مسوولیت خودش نیست. یعنی چی که هر کی هر کی شده.
بدبختی اینجاست که دیگه از جایی و کسی هم امیدی نیست که بتونه بیاد وسط و این وضعیت رو جمع و جور کنه. چون مثل فوتبال نیست که مثلا فیفا دخالت کنه از اون طرف هم سازمان ملل و اتحادیه جهانی مخابرات بیاد وضعیت ما رو سر و سامان بده.
خلاصه خیلی‌ها شروع کردن برای حفظ جان و مالشون از استادیوم، ببخشید از حوزه ارتباطات، خارج می‌شن و فرار رو بر قرار ترجیح می‌دن. منم خیلی وقته چند تا شغل جنبی و جایگزین برای خودم جور کردم و برای خنده اینجا موندم. شما هم به فکر باشید که خربزه آبه.
عزت زیاد
آق فری


(عصرارتباط)

میمون‌های سایبری ایران زرنگ‌تر شدن

يكشنبه, ۷ مهر ۱۳۹۸، ۰۱:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

گاهی اوقات بعضی دوستانم گله می‌کنن که این چه وضعی هست که یک سری سلبریتی با دلقک‌بازی و حرفای بی‌سر‌و‌ته زدن توی فضای مجازی اینقدر طرفدار دارند اما خیلی آدمای محترم رو کسی دنبال نمی‌کنه؟
بعد هم از ملت گله می‌کنن که چرا این‌طوری شدن و افسوس می‌خورن و آه می‌کشن و می‌گن وضعیت خوبی نیست.
من خب چون قبلا هم از این جور گله‌مندی‌ها دیده بودم، حرف‌هاشون که تمام شد، تصمیم گرفتم به زبان ساده توضیح بدم که چرا دلقک‌ها توی فضای مجازی پرطرفدار هستن.
ببینید اگه به باغ‌وحش تشریف برده باشید، معمولا اطراف قفس میمون‌ها خیلی شلوغه و مراجعه‌کننده‌ها با خودشون نمی‌گن مثلا دیدن میمون‌ها بی‌کلاسی محسوب می‌شه و اگه برم دم قفس مارها یعنی آدم با کلاسی هستم! علتش اینه که میمون‌ها از نظر ظاهری بیشترین شباهت رو به ما دارن و چون یک مقدار هم هوش یادگیریشون بیشتر از بقیه حیوانات هست، کارهایی می‌کنن که مردم سرگرم می‌شن.
هفته قبل اما دو تا از میمون‌های سایبری ایرانی کاری کردن که حسابی سر و صدا به پا کرد و البته من یک مقدار نگران شدم که اوضاع داره خطرناک می‌شه و اینا وارد فاز جدیدی دارن می‌شن.
یکی از این میمون‌ها به طرفداراش گفته بود 12 میلیون کامنت تو صفحش بذارن تا رکورد جهانی رو جابجا کنه. این اتفاق البته افتاد و بیشتر از تقاضای این میمون هم کامنت جمع شد.
یکی دیگه از میمون‌های سایبری ظاهرا با یک خانمی وارد دعوا شده بود و به طرفداراش گفته بود که صفحه اون خانم رو ریپورت کنن تا از اینستاگرام حذف بشه. طرفدارا هم این کار رو کرده بودن.
از قضا این موضوع خیلی هم سر و صدا کرده بود و یه سری مطلب و گزارش و کاریکاتور از دعوای این میمون سایبری و فحاشی‌هاش منتشر شده بود. نکته جالب‌تر اینکه هیچ شکایت رسمی هم از دو طرف ماجرا به ثبت نرسیده بود.
می‌خوام همینجا از فرصت استفاده کنم و بگم، باید بسیار مراقب و هوشیار باشیم که میمون‌های سایبری ایران زرنگ‌تر شده و وارد یک فاز جدید و حرفه‌ای شدن.
ببینید توی آمریکا، ساختن سلبریتی‌ها یک صنعت محسوب می‌شه. یعنی یه سری آدم و شرکت‌ها هستن که شما می‌تونید با پرداخت پول بهشون، کاری کنید که شما رو به صدر توجه مردم در اخبار، رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی برسونند.
در یک نمونه از کارهایی که فعالان صنعت سلبریتی آمریکا مشغولش هستند، مدیر برنامه سلبریتی‌ها باید به شکل مداوم، نقشه‌ها و برنامه‌های کاذب و ساختگی برای سوژه‌هاشون درست کنن تا همیشه اون‌ها رو در صدر توجه طرفداراشون نگه دارن. دعواهای الکی، تصادف‌های ساختگی، فیلم‌هایی که مثلا از زندگی خصوصی‌شون لو رفته و کارهایی از این دست.
خلاصه خواستم بگم آماده باشید که توی ایران هم از این دعواهای ساختگی و جمع‌کردن طرفدار و جلب توجه رسانه‌ها انگار از طرف مدیر برنامه میمون‌های سایبری ایران کلید خورده و با وضع فعلی کشور، همین یکی رو کم داشتیم.
عزت زیاد
آق فری

 

این دروغو که می‌گی راسته؟!

يكشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۲۳ ق.ظ | ۰ نظر

یادش به خیر سریال روزی روزگاری. این سریال سال 70 از تلویزیون پخش شد و کلی دیالوگ‌ها و تیکه‌کلام‌های ماندگار داشت که یکیش همین بود که حسام بیگ می‌پرسید: «ایی دروغو که می‌گی راسه؟» یا این تیکه که: ««قلی خان دزد بود، خان نبود. لابد تو هم اسمشو شنفتی. وقتی به سن و سال تو بود با خودش گفت ببینم تنهایی می‌تونم هزار تا قافله رو لخت کنم؟‏ با همین یه حرف، پای جونش وایساد و هزار تا قافله رو لخت کرد.‏ آخر عمری پشت دستشو داغ زد و به خودش گفت: هزار تات تموم، حالاببینم عرضه‌ش رو داری تنهایی یه قافله رو سالم برسونی مقصد؟‏ نشد... نشد... نتونست. مشغول‌الذمه خودش شد. تقاص از این بدتر؟»

ولی عجب این جمله «ایی دروغو که گفتی راسه؟» این روزها مصداق پیدا کرده و باید با آب طلا نوشت. اونقدر اوضاع دروغ‌هایی که بعضی مسوولان می‌گن زیاد و بد شده که واقعا هر کی هم یه بار راست بگه، همه می‌گن اوه‌اوه حتما به قول دیوی توی کلاه قرمزی از افعال معکوس استفاده کرده.

بابا خب حق دارن این‌طور برداشت کنن. طرف مثلا صد تا مصاحبه کرده و توییت زده و ژست فساد‌ستیزی گرفته و گفته یه عده مخالف شفافیت و سامانه‌ها و خدمات الکترونیکی هستن، بعد معلوم شده همون آقا، تا خرخره اسم و اثرش توی پرداخت فسادآلود یارانه‌های مطبوعاتی گیره.

یا فلان مدیر به دروغ می‌گه، سر هیولا و فساد و غیره رو توی یه سری کلاهبرداری پیامکی و اینترنتی قطع می‌کنم.

یک سال، دو سال می‌گذره، می‌بینی نه! خبر خاصی نشد. بعد در کمال آرامش و خونسردی میاد و دروغ دوم رو هم تقدیم می‌کنه و می‌گه: تمام شد. سر فساد رو قطع کردم!

فرداش هم می‌ره دنبال شکار غول‌ها و سلطان‌های خیالی بعدی!

خداییش این دیالوگ این روزها کاربردش زیاد نشده؟ «این دروغو که می‌گی راسته؟!»

یا حتی اون دیالوگ که می‌گه قلی خان بعد هزارتا دزدی و غارت قافله‌ها با خودش گفت، ببینم حالا آخر عمری عرضه داری تنهایی یه قافله (بعضی اسم‌های امروزیش یه طرح، یه کار، یه مجوز، یه مناقصه) رو سالم برسونی مقصد؟ نشد... نشد... نتونست. مشغول‌الذمه خودش شد. تقاص از این بدتر؟

خلاصه اینکه مدتیه از گوشه و کنار از این شعارها و حرفای دهن‌پرکن زیاد می‌شنویم و انگار باید بهش عادت کنیم و فرض رو بر دروغ بودن‌شون بذاریم مگر اینکه خلافش ثابت بشه. همون‌طور که به یه سری تخلفات ریز و درشت عادت کردیم. چون بعضی خلافکارها جنس‌شون یه طوری هست که انگار نامرئی هستن و بعضیا می‌بینن و بعضیا هم نمی‌بینن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

هشدار آق فری به مدیران بادکنکی

دوشنبه, ۲۱ مرداد ۱۳۹۸، ۰۶:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

چند سالی میشه که تو حوزه فناوری یه نسل جدیدی از مدیرا دارن روی کار میان که از مدیریت فقط عنوانش رو یدک می‌کشن. طرف به واسطه فامیل بودن و زد و بند با یه سری آدم رفته شده مدیر عامل یا عضو هیات مدیره فلان شرکت دولتی یا بانکی، بعد جوری ادا از خودش در میاره که هر کی ندونه فکر می‌کنه طرف قبل از این گوگل رو اداره می‌کرده.

در حالیکه من می‌تونم ثابت کنم اگه جاشون درخت بکاری و تو شرکت اعلام کنی، از امروز این درخت مدیر عامل یا عضو هیات مدیره شده، آب از آب تکون نخوره. مثلا طرف یه سری قرارداد انحصاری با یه بانک داره که سال‌هاست برقراره. خب به موجب این قرارداد، مدیر عامل انسان باشه یا یکی از اقسام مایعات و جامدات، شرکت کارش جلو می‌ره و آخر هر ماه پول به حسابش واریز می‌شه. یا اگر دولتی باشه که خب بودجه و حقوق اساسی آخر ماه تو حسابشونه.

مشکل من از جایی با این آدمای اضافه و ناکارآمد شروع می‌شه که این نسل از مدیرای تازه به دوران رسیده اما با پول‌های بادآورده چه کارها که نمی‌کنن.

از اونجا که با پول میشه همه چیز رو خرید، این آقایون از خیر هیچ چیزی نمی‌گذرن. مثلا طرف برای شرکتش رتبه می‌خره، تندیس می‌خره، چهره سال می‌خره، یه خروار نشریه صبح تا شب عکسشو می‌زنن، پول می‌ده تو همایش‌ها سخنران ثابت باشه. پول می‌ده بره تو هیات مدیره‌ها. پول می‌ده ممبر فیک برای کانال تلگرام، توییتر و اینستاگرامش می‌خره و کلی از این جور کارا.

این وسط برای ملت از خودشون نظریه و تز هم در می‌کنن که من حسابی بهم فشار اومده.

اینم بگم که این آقایان بادکنک که هر روز هم داره به لطف شبکه‌های اجتماعی و نشریات دوزاری تعدادشون زیاد می‌شه، اگر همین فردا و فقط برای یک ماه یک شرکت خصوصی با دو تا کارمند رو بدن دستشون، تعطیل میشه.

لذا همینجا قصد دارم یه هشدار اساسی به این تیپ مدیرا بدم، چون خیلی رفتن روی مخم.

از طرفی خوب می‌دونم که خوب می‌دونید منظورم کیا هستین. لذا میخام بگم آقایان، شما لطف کنید به همون حقوق‌ها و پاداش‌های یامفتی که می‌گیرید، سفرهای لازم خارجی که میرید و دزدی‌هایی که می‌کنید، مشغول باشید. چون در این مورد کاری نمی‌شه کرد و اصولا همه به هم گره خوردین و بالایی‌ها تکونتون نمی‌دن.

اما اگه بخاین اظهار فضل کنید، دست از این کارای خرکی و سخنرانی‌های الکلی و مصاحبه‌های آبکی و خرید مناصف پفکی و ادامه سیاست‌های بادکنکی‌تون بر ندارید، آق فری بد جوری روی شما کلید خواهد کرد و از این به بعد حتما توی این ستون دیگه با ذکر نام و مسوولیتتون شروع می‌کنه راجع به شماها نوشتن و گیر دادن.

اینم بگم که از مدیرای نشریه شنیدم، وضع کار و بار و کاغذ مطبوعات هم اصلا خوب نیست و شاید بخایم نشریه رو جمش کنیم و قرار شده بزنیم به سیم آخر.

خلاصه تو وضعیت روحی و اقتصادی خطرناکی هستیم که ممکنه مثل دینامیت بشیم و خیلی‌ها رو با خودمون بفرستیم هوا.

این هشدار رو جدی بگیرین چون من از امروز یه کمربند انتحاری بستم. حقوقم هم چند ماهیه عقب افتاده و فشارم بالاس. والسلام نامه تمام.

عزت زیاد

آق فری

 

 

کمیته اهدای وام و یارانه به دوستان و آشنایان

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۹:۳۸ ق.ظ | ۰ نظر

ما نهادهای زیادی در کشور داریم که به خاطر پیشرفت و شکوه ایران عزیزمان، از هیچ کمکی دریغ نمی‌کنن. این کمک‌ها طیف بسیار متنوعی از دادن امکانات و مکان‌ها، نوشتن قانون‌های اختصاصی، معافیت‌های مالیاتی، ممنوعیت شکایت از متخلفان و یا ارایه وام‌های بلاعوض و کم‌بهره را شامل می‌شه.

اما مدیون هستین اگه فکر کنین به بهانه این حمایت‌ها، در واقع یه سفره‌ای پهن شده و یه عده در حال پولشویی، یه عده در حال دزدی، یه عده در حال گرفتن حق‌السکوت و یه عده با پول‌های به دست آمده از بودجه مملکت، در حال خرید و فروش سکه و ساختمان و ارز هستن.

می‌خوام همین جا این رو هم بگم که اگه یه روزی، خدای ناکرده، تصادفی یکی از این تخلفاتی که گفتم افشا شد، مدیون هستید اگه فکر کنید، وام‌دهنده‌ها و ناظران توی این دزدی‌ها دست داشتن. لطفا این فکرهای آلوده رو از ذهنتون دور کنید.

حالا اگه توی تلویزیون دو تا دادگاه دیدین که توش از رییس کل حراست فلان دستگاه گرفته تا مدیر‌عامل فلان بانک، خودشون دزدهای اصلی بودن، به هیچ وجه دلیل نمی‌شه که هی از این فکرا کنید.

اما از شوخی گذشته، گاهی اوقات یه چیزایی توی اخبار رسانه‌های رسمی و نه شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شه که فکر می‌کنیم بعدش باید اگه خبری از بگیر و ببند نمی‌شه حداقل یه جوابی چیزی توی این مایه‌ها داده بشه که رسانه محترم خبر فلان روز شما غلط زیادی بود و حق شکایت محفوظ است که البته زحمت جواب هم دیگه به خودشون نمی‌دن.

جالب اینجاست که بعضی از این پول‌پاشی‌ها و خوردن امکانات، گاهی اصلا رسانه‌ای هم نمی‌شه. در این مورد کافیه فقط سری به این سامانه‌های نیم‌بند بزنید و اسامی گیرندگان وام و یارانه رو چک کنید. اصلا هم لازم نیست از تخصص علوم حسابداری برخوردار باشید یا به اسناد ارایه شده برای تایید پرداخت وام دسترسی داشته باشید.

مثلا طرف دو سال قبل 100 میلیون تومان بابت راه‌اندازی سایت فلان دات‌کام از محل وام وجوه اداره شده فلان وزارتخونه گرفته، بعد شما می‌ری توی اینترنت اسم سایت رو می‌زنی و می‌بینی، سایتی وجود نداره.

یا طرف برای 30 تا نشریه میلیون‌ها تومان وام از بهمان وزارتخونه گرفته اما اثری از نشریاتش حتی توی اینترنت پیدا نمی‌کنید.

یا مثلا لیست ارزگیرندگان از بانک مرکزی هم که معرف حضور هست و رسانه‌ها هم زیاد درباره‌ش نوشتن و بعضی از این وام‌گیرندگان حتی آدرس هم نداشتن.

لذا همون‌طور که خدمتتون گفتم اصولا برای پیدا کردن خیلی از این مسایل نیاز به این نیست که یک مامور کارکشته نظارتی باشید، حسابداری بلد باشید، روزنامه‌نگار فضولی باشید یا به مستنداتی دسترسی داشته باشید.

اما اینکه چرا چنین است و کسی سری به این سفره‌هایی که پهن شده نمی‌زنه تا ببینه چه خبره، حتما دلایلی داره.

یه دلیلش می‌تونه این باشه که مسوولان نظارتی مستقر در این نهادها، وارد عمل شدن و دارن مستندات لازم رو جمع می‌کنن تا مقدمات تشکیل پرونده و ارسال به دادگاه فراهم بشه، برای همین شاید چند سالی کار طول بکشه.

اما دروغ چرا؟ همین جا می‌خوام حرفایی که کمی بالاتر زدم رو پس بگیرم و بگم همچین مدیون هم نیستین اگه فکر کنید بعضی رییس‌ها و مسوولان نظارتی هم سر این سفره‌ها نشستن و در حال تناول بیت‌المال هستن. و خدا رو چه دیدید شاید به عمر من و شما قد داد و یه روزی اونا رو هم توی دادگاه‌هایی که از تلویزیون پخش می‌شه، دیدیم.

عزت زیاد

آق فری

می‌خندی؟! باید بخونیش

يكشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر

همونطور که می‌دونید برای پختن غذا یه سری مواد خاص نیاز هست. بعضی از این مواد ثابت هستن و بعضیا متغیر.

مثلا قابلمه، قاشق، چنگال، چاقو و گاز برای پخت و پز تقریبا تو کار تهیه تمام غذاها پیدا می‌شن. اما یه سری چیزهایی که تو قابلمه‌ها ریخته می‌شه متغیر هست و مثلا موادی که برای پختن آش بکار می‌ره با مواد پخت کیک فرق داره.

امیدوارم تا اینجا تونسته باشم منظورم رو برسونم. حالا میخوام خدمتتون بگم که همایش‌ها هم که بخش لاینفک زندگی و عملکرد بسیاری از مسوولان ما هست هم به هر حال یه موادی برای تهیه می‌خواد.

مثلا تو تمام همایش‌ها یه مکان خاص، میز، صندلی، سیستم صوتی و تصویری و از این چیزها، بخش ثابت و لازم همایش‌ها هست. اما مثل غذاها، موادی که توی همایش‌ها می‌ریزن علی‌القاعده باید متفاوت باشه.

مثلا عنوان و موضوع همایش‌ها باید با هم فرق داشته باشه، وقتی هم عنوان همایش عوض می‌شه باید به تبع اون، مدعوین و سخنرانان هم عوض بشن دیگه. تا اینجاش فکر کنم منظورم روشنه.

اما حرفم اینه که به جز میز و صندلی‌ها، ظاهرا تو اکثر همایش‌های حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات، حتی با تغییر عنوان همایش‌ها، دوباره می‌بینی مدعوین و سخنران‌ها ثابت و همون قبلیا هستن!

خلاصه وضعیت طوری شده که من دیگه کاری با تغییر عنوان همایش‌های حوزه ICT ندارم و چشم‌بسته می‌تونم تا 99 درصد، اسم سخنران‌ها، مدعوین و حتی محل نشستن اون‌ها رو تو همایش پیشگویی کنم. یه مقدار بیشتر هم که حوصله کنم و وقت بذارم می‌تونم تا 98 درصد محتوای سخنرانی سخنران‌ها رو هم اعلام کنم.

یعنی یه جورایی مثل این می‌مونه که یه آشپز بیاد تو تلویزیون بگه، با سلام خدمت همه خوبان و گرامیان، امروز می‌خوایم با طرز تهیه بیف‌استراگانف آشنا بشیم، مواد لازم برای این کار گوشت، خامه، قارچ، سیب‌زمینی و پیاز هست.

دوباره فرداش همون آشپز بیاد تو تلویزیون بگه با سلام خدمت همه خوبان و گرامیان، امروز می‌خوایم با طرز تهیه سالادشیرازی آشنا بشیم، مواد لازم برای این کار گوشت، خامه، قارچ، سیب‌زمینی و پیاز هست!

خب انصافا مخاطب هنگ نمی‌کنه و از خودش نمی‌پرسه اینا که دقیقا همون دیروزیا هستن، پس چرا وقتی اسمش عوض شد، هیچیش عوض نشد؟

خلاصه خواستم بگم اکثر همایش‌های ICT ما هم یه چیزی تو همین مایه‌ها شده و علاوه بر میز و صندلی و سیستم صوتی، عنوانشون که اصلا مهم نیست و سخنرانان و مدعوین و جای نشستن همه همونه که بود.

تو بعضی از این همایشا هم چون همه با هم دوست و آشنا هستن، دیگه رو صندلی‌ها اسمشون رو هم حک کردن تا اگه یه روزی یه غریبه از همه جا بی‌خبر اومد قاطیشون، بتونن سند نشون بدن و بفرستنش یه جای دیگه.

خوش بگذره بهتون که خودتون برای خودتون اینا هی همایش میذارید!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

شما کارت رو انجام بده لطفا!

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۳:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

چند سالی هست که ما یه اصطلاح تماشاگر‌نما داریم که خب طعنه به آدمایی هست که در ابتدا واقعا برای تماشای بازی فوتبال اومدن، اما اعصابشون که خورد می‌شه و دستشون به داور نمی‌رسه و از گفتن شیر سماور هم دلشون خنک نمی‌شه، شروع می‌کنن به پرتاب بمب و سنگ و چوب و شیشه آب و خلاصه صندلی زیر خودشون به سمت وسط زمین. از این لحظه به بعد تبدیل می‌شن به یک تماشاگرنما.

معادل تماشاگرنما به حوزه‌های دیگه هم سرایت کرد و تو فرهنگ اصطلاحات کشور رایج شده.

حالا چند وقتیه ما با یه سری مسوول روزنامه‌نگارنما، منتقدنما و مخالف‌نما مواجه هستیم که برای خودشون یه پدیده هستن و میشه اسمشون رو گذاشت مسوول‌نما!

طرف راه افتاده صبح تا شب تو رسانه‌ها، سایت‌ها، تلگرام، توییتر برای ما تریپ مخالف برداشته و به زمین و زمان نقد می‌کنه و تیکه می‌ندازه، یه سری فالوئرنما هم که در واقع نوکران آقای رییس هستن، در پوشش فالوئر راه می‌افتن این اظهارات اربابشون رو بلافاصله یه سری کادر گل و بلبل میذارن کنارش و یه عکس قاطع از رییس هم میذارن بالای متن و دورشم طلاکوبی کردن. بعد هم کار مالوندن و چپوندنشون به بقیه ملت شروع می‌شه.

بعد این وسط یکی هم که صداش در میاد که ای بابا اینکارا چیه؟ این آقا خودش مسوول این بخش هست، نوکرا سریع از در و دیوار مثل چماق‌کشا می‌ریزن رو سر طرف که درست حرف بزن، ایشون شجاعت داره، همین که صدای درد مردم رو به گوش بقیه می‌رسونه چیز کمی نیست و یه سر و گردن از بقیه مسوولان بالاتره!

این وسط من موندم که میون این همه رسانه و کانال و شبکه و روزنامه‌نگار که سال‌هاست دارن از صبح تا شب مشکلات مردم و کشور رو می‌گن، دیگه مسوولی که تریپ مخالفت برداشته رو کجای دلم بذارم.

خلاصه حرف اینه که آقای مسوول محترم، همه نوکرا و چاکرات قربون عکسای یهویی و بی‌خبر که مثلا از خستگی خوابیدی و حواست نبوده ازت گرفتن و میلیون میلیون تصادفی سر از شبکه‌های اجتماعی در میاره، برن، بابا آره می‌دونیم تو هم شب که می‌خوابی مثل بقیه مردم پیژامه پاته و با کت شلوارت نمی‌خوابی، می‌دونیم تو هم مثل بعضی از مردم ماشین و موتور داری، می‌دونیم تو هم مثل بقیه مردم غذا می‌خوری، لباس آستین‌کوتاه داری، زن داری، بچه داری، فوتبال می‌بینی، دستشویی می‌ری، سر جدت دست از این کارات بردار و شما کارت رو انجام بده لطفا!

غر زدن و نقد و مخالفت رو بذار برای همون مردم. ملت خودشون دارن تو مشکلات دست و پا می‌زنن و شما حرف بزنی یا نزنی و عکس از زندگی روزانت بذاری یا نذاری، نه خودتو شبیه مردم نشون دادی نه باری از دوش مردم برداشتی. شما کارت رو انجام بده لطفا! مرسی، اه.

عزت زیاد

آق فری

تقلب 300 میلیارد تومانی

چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۳۶ ق.ظ | ۰ نظر

در همین شماره عصرارتباط گزارشی از حجم تقلب سایت‌ها و شاخ‌های ایرانی منتشر شده که نشون می‌ده بعضی از بچه‌زرنگ‌ها برای اینکه سری توی سرها در بیارن، سالانه مبلغ ناقابل حدود 300 میلیارد تومان صرف تقلب توی فضای مجازی می‌کنن.

من هر چی فکر کردم که خب چی بگم، این بیشتر گریه داره تا طنز. اما خب دستور اومد که باید تو هم یه گیری بدی.

من هم نشستم با خودم فکر کردم که مثلا اینکه بگیم فلان تعداد ایرانی به مواد مخدر اعتیاد دارن، مگه جای شوخی داره؟

خب اینکه یه سری با مواد زدن به خیال خودشون می‌رن توی فضای نابودی و باید تا مردن هم جلو برن، کجاش خنده‌داره؟

حالا می‌خوام به این زرنگ‌هایی هم که می‌خوان با دوپینگ رتبه سایت‌شون و صفحات اجتماعیشون رو بالا ببرن، بگم، عزیزم شما تا ته دنیا باید این هزینه رو از جیب مبارک بدی چون ندی یکی دیگه می‌ده و می‌افته جلو.

البته یه سری از این زرنگ‌ها می‌گن پول تقلب در واقع یه جور سرمایه‌گذاریه و با تبلیغات برمی‌گرده. من هم می‌خوام خطاب به اینا بگم که فرنگی‌ها یه ضرب‌المثل دارن که می‌گن اگه بار اول گولم زدی، شرم بر تو باد، اما اگه بار دوم هم گولم زدی، شرم بر من باد.

به زبون ساده حکایت یه بار جستی ملخک دوبار جستی ملخک خودمونه که برای همیشه نمی‌شه سر همه رو گول مالید. دیر یا زود گند این کارم مثل این هرمی‌ها در می‌یاد و دیگه نمی‌شه تو پاچه مردم کرد. آخه چرا مثل این همه آدم سالم نمی‌رید دنبال یه کار آدمیزادی؟ والا این کارا آخر و عاقبت نداره.

البته من به بعضی از این آدما حق می‌دم که با خودشون بگن خب کلی آدم از راه کج اتفاقا رفتن و به مقصد خودشون تو کانادا هم رسیدن. آره خب من هم قبول دارم و نمی‌دونم چی بهتون جواب بدم!

اما خوب که فکر می‌کنم می‌بینم همیشه هم این‌طور نیست و همه هم از راه کج به کانادا نمی‌رسن و یه سری هم کلی بدهی بالا آوردن و فراری هستن و یه سری هم سر از زندان درآوردن.

خلاصه می‌خوام بگم، اون پولی که دارید جور می‌کنید تا بذارید روی تقلب، به جاش یه مقدار پسته و یه شاخه گل بخرید و ببرید خونه تا فواید بیشتری نصیبتون بشه. دیگه نمی‌دونم چی بگم، به زبان کدوار هر چی به عقلم می‌رسید گفتم، نکنید از این کارها، دیگه خود دانید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

گردش مالی «داره می‌ریزه!»

دوشنبه, ۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۲:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر

این روزها که کشور با بحران‌های متعددی از جمله خروج برانکو، ماجرای توله خرس و بچه رامبد جوان مواجه هست و بسیاری از رسانه‌ها و مردم با حساسیت بالایی پیگیر این معضلات هستن، نمی‌شه هیچ‌رقمه از کلیپ‌های معروف «داره می‌ریزه!» که فکر کنم الان دیگه معرف حضور تمام ایرانیان داخل و خارج کشور هست، بدون‌حرف رد شد.
عارضم خدمتتون که توی حوزه فاوا که مثل بقیه کشور خبر خاصی نیست و به قول ابراهیم اصغرزاده (فعال سیاسی) ما در حال تجربه وضعیت «بی‌دولتی» توی کشور هستیم و انگار یه جورایی دولت، کشور رو در حالت اتوپایلوت گذاشته و همه با هم شاد و خندان در حال دیدن «داره می‌ریزه!» هستیم.
اینه که منم دیدم حیفه به بررسی پدیده «داره می‌ریزه!» نپردازم. این‌طور که به نقل از خواننده «داره می‌ریزه!» در رسانه‌ها اومده، خواندن این مداحی به سال 95 برمی‌گرده و مشخص نیست چطوری و چه کسی این مولودی را از کانال تلگرامی ایشون، برداشته و فرستاده برای خانمی به نام «ت.ب» که در کانادا است و ایشان هم مولودی را تبدیل به دابسمش کرده و در پیج اینستاگرامش گذاشته که از اینجا شروع شد و بیش از 500 هزار بازدید در این پیج داشت و کم‌کم دابسمش‌های مختلفی در داخل هم ساخته شد.
به نظرم فارغ از شوخی، «داره می‌ریزه!» می‌تونه دستمایه یه پژوهش اساسی بشه. به نظرم اگه یه تحقیقی بشه که به این سوالا جواب بده خوبه.
1. اولین سوال اینکه چند تا «داره می‌ریزه!» ساخته شده؟
2. هزینه تولید هر کلیپ «داره می‌ریزه!» چقدر است؟
3. هر کلیپ «داره می‌ریزه!» چقدر دیده شده؟
4. بابت هر «داره می‌ریزه!» چه تعداد لایک و فالوئر جذب شده؟
5. جمع دقایق دانلود کل کلیپ‌های «داره می‌ریزه!» چقدر است؟
6. چند نفر از ایرانی‌ها «داره می‌ریزه!» رو دانلود کردن؟
7. در مجموع چه میزان از پهنای باند کشور صرف «داره می‌ریزه!» شد؟
8. و در نهایت اینکه هزینه جمع دانلود مجموع کلیپ‌های تولید شده «داره می‌ریزه!» چقدر است؟
جدا یکی بشینه حساب کنه گردش مالی «داره می‌ریزه!» چقدر بوده، به نظر شما جالب نیست؟ از این جهت می‌گم جالبه که شما ببینید یه ایده می‌تونه چطور میلیون‌ها و بلکه میلیاردها تومن پول از جیب مردم بیرون بکشه و بریزه به جیب یک سری‌های دیگه. یا با الهام گرفتن از همین ایده فردا یکی بیاد مثلا یه چیزی مثل «داره می‌ا‌فته!» تولید کنه. به این ترتیب دقیق‌تر معلوم می‌شه چقدر پول و وقت و امکانات کشور «داره می‌ریزه!».
عزت زیاد
«داره می‌ریزه!»
آق فری!

(منبع:عصرارتباط)

از گوگل تشکر کنیم یا از مسوولان؟

چهارشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۸، ۰۲:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

این ماجرای پوسته‌های ایرانی تلگرام دیگه خیلی داره ماجرای تو مخی می‌شه. یه مدت همه ازشون برائت جستن و گفتن اینا اخ هستن و فیلترشکن هست و باید نابودشون کرد، چون عامل شکست پیام‌رسان‌های داخلی شدن.

یه مدت بعد همونایی که می‌گفتن اینا بد هستن، یهو به این پوسته‌ها علاقه‌مند شدن و بعد یه مجوز توپ برای یه مدت نامحدود دادن که فعال باقی بمونن.

از اون طرف ماجرا یه عده مثل وزارت ارتباطات که متهم به حمایت از این پوسته‌های تلگرامی بودن و می‌گفتن بهشون یه عالمه سرور و امکانات و پول دادن، حالا هی دارن این پوسته‌ها رو می‌کوبن و می‌گن ما همیشه هم گفتیم که این پوسته‌ها ناامن هستن و بهتره مردم ازشون استفاده نکنن.

خلاصه اینکه پوسته‌های مذکور از جمله تلگرام طلایی و برادرش هاتگرام و دوست نزدیکشون موبوگرام، در ظاهر دو دسته موافق و مخالف بین مسوولان دارن. یه دسته می‌گن بابا این پوسته‌ها بد هستن و مشکل دارن، یه دسته می‌گن نه اتفاقا خیلی هم خوبن و باید بمونن.

این وسط اما گوگل یه مدتیه راه افتاده داره این پوسته‌ها رو خودش راسا از روی موبایل ایرانی‌ها حذف می‌کنه. استدلالش هم اینه که این پوسته‌ها ناامن هستن و دارن از کاربرانش جاسوسی می‌کنن. اتفاقا پاول دوروف که مالک تلگرام هم هست خیلی وقت پیشا گفته بود من توصیه می‌کنم کسی از این پوسته‌ها استفاده نکنه.

حالا من اینجا گیر کردم و برام سواله که اگه این پوسته‌ها به قول گوگل و تلگرام و بعضی مسوولان وزارت ارتباطات کشورمون، ناامن هستن و بهتره کسی ازشون استفاده نکنه، اولا چرا مسوولان که خودشون باید امنیت کاربران رو حفظ کنن وارد عمل نمی‌شن و این پوسته‌ها رو جمع نمی‌کنن.

دوما الان گوگل خودش داره پوسته‌ها رو از روی موبایل‌ها حذف می‌کنه، باید ازش تشکر کنیم یا نه؟

البته من خودم به این نتیجه رسیدم این مسوولانی که در ظاهر مخالفت می‌کنن و می‌گن این پوسته‌ها ناامن هستن، در باطن نه تنها مشکلی باهاشون ندارن بلکه چه بسا دارن امکانات می‌دن و حمایت هم می‌کنن.

چون اگه غیر از این بود، امنیت مردم رو که نباید با توییت زدن و مصاحبه تامین کرد؟ البته اگه به سبک رییس‌جمهور قرار نباشه نظرسنجی چهره‌به‌چهره بشه!

لذا اگر امنیت حق مردم هست، حداقل باید یه جوری یه چوبی لای چرخ این پوسته‌ها گذاشته می‌شد، اما چون این اتفاق نمی‌ا‌فته آدم احساس می‌کنه این مخالفت‌ها از جنس مردم‌فریب‌‌ده محسوب می‌شه.

در کل همین چیزاست که باعث می‌شه من توی شک باقی بمونم که از گوگل تشکر کنم که این پوسته‌های ناامن رو داره حذف می‌کنه یا از مسوولان که اجازه دادن این پوسته‌ها فعال باشن و علی‌القاعده خیال مردم هم باید از امنیت‌شون راحت باشه؟

خلاصه کسی فهمید من رو هم خبر کنه و خانواده‌ای رو از نگرانی برهاند!

عزت زیاد

آق فری

سعید جان پاشو بیا تفاهم‌نامه امضا کنیم

سه شنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۹:۴۶ ق.ظ | ۰ نظر

تفاهم‌نامه‌های جاهای دیگه رو نمیدونم اما بعضی از تفاهم‌نامه‌های حوزه مرحوم فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور واقعا یه جوک بی‌مزه شده.

طرف تا یکی دو تا رسانه از دستشون در می‌ره و بهش گیر می‌دن که زیادی بیکار و بی‌خبر شدی، سریع یه سری تفاهم‌نامه امضا می‌کنه.

متنی که در ادامه می‌خونید رو یک کلاغ از دفتر یک مسوول به دست من رسونده که داشته تلفنی با یکی دیگه حرف می‌زده.

رییس: سلام سعید جان، خوبی؟ اروپا خوش گذشت؟ بابا به ما هم خبر بده مگه با ما بد می‌گذره؟ (هرهرهر) کم‌پیدایی جیگر. می‌گم یکی دو تا نشریه یه مقدار موی دماغ شدن، گذرت سمت ساختمون ما افتاد یه توک پا بیا یه تفاهم‌نامه امضا کنیم.

طرف پشت خط: چه تفاهم‌نامه‌ای؟

رییس: گرفتی ما رو؟ بابا پاشو بیا یه دو تا پوشه با دو تا کاغذ سفید و خالی می‌ذاریم جلومون، بچه‌های روابط عمومی هم می‌گم عکس بگیرن و با یه خبر بفرستن برای رسانه‌ها و اتفاقا توش بزنن در جمع خبرنگاران! (تکرار خنده؛ هرهرهر)

طرف پشت خط: خب نتیجه چی؟

رییس: سعید به خدا افتادی رو فاز خنگی همیشگی‌ها. بابا جان نتیجه چیه دیگه؟ خیالت تخت هیچ رسانه‌ای نه پیگیر نتیجه می‌شه نه این که بخواد حتی بدونه تو این کاغذایی که مثلا در حال امضا عکس می‌گیریم چی نوشته شده. آقا اصلا چرا سختش می‌کنی، تو اگه یه روزی کسی ازت پرسید چی شد، بفرستشون سمت من. منم می‌دم این روابط عمومی با یه چیزی جمش کنه. اصلا کسی پیگیر هم شد میگیم محرمانه هست. (هرهرهر)

بابا تو کاری به این کارا نداشته باش، پاشو بیا یه عکس بگیر برو، این خبرنگارا رو تو خیلی زیادی جدی گرفتیا. می‌گم حواست نیست گوش نمی‌دیا. بابا جان میگم یه کاغذ سفید قراره امضا کنیم و خبرشو بدیم نشریات. تو خبر نه گفتیم چیکار میخوایم بکنیم، نه گفتیم تا کی می‌خوایم کاری بکنیم. اونوقت خبرنگار مثلا از چیچی میخواد سوال در بیاره.

راستی سعید می‌خوای سر راه داری می‌یای، به محسن هم زنگ بزنی اونم باشه؟ سه تایی به نظرم باحال‌تره‌ها. یه عکس مشتی می‌گیریم و فرداش می‌شی تیتر روزنامه‌ها.

آره به نظرم بگو محسن هم باشه، چون به ذهنم رسید بگیم یه سری مطالعات اولیه داره که باید بریم سوییس فقط! (هرهرهر)

طرف پشت خط یه چیز غیرقابل پخش می‌گه.

رییس: بابا عجب خری هستیا، تلفنی نمیخواد بگی، پاشو بیا حضوری. آره بابا اون اونجا هم می‌ریم (هرهرهر). قربونت فقط دیر نکنی. به بچه‌ها سلام برسون.

عزت زیاد

آق فری

 

(منبع:عصرارتباط)

اختلاس بعدی را یک سامانه می‌کند

سه شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۰:۱۴ ق.ظ | ۰ نظر

تو ایام عید قصد سفر و خرید اینترنتی بلیط هواپیما داشتم. رفتم سراغ یکی از این سایت‌های فروش و یه چند دقیقه‌ای که گشتم دنبال پرواز و ایرلاین مناسب، کار ثبت اطلاعات خودم و همراهانم رو شروع کردم که خب خودش یه مقدار زمان می‌بره، بعد به مرحله پرداخت پول رسیدم و اطلاعات بانکی رو هم که کامل وارد کردم و روی گزینه پرداخت کلیک کردم و پول که واریز شد، دیدم زرشک، سیستم پیغام داد بلیط شما ثبت نشده است.

ناچار زنگ زدم به شرکت و نفر بیست و یکم توی نوبت بودم. 15 دقیقه بعد وصل شدم به اپراتور و اونم در پاسخ به چرایی ماجرا گفت، ما مقصر نیستم سامانه مربوط به ایرلاینی که شما انتخاب کردین، پذیرش مسافر رو لغو کرده.

گفتم خب حالا باید چیکار کنم. گفت اجازه بدین من با یه ایرلاین دیگه برای شما یک پرواز تهیه کنم. خب منم که کاری نمی‌تونستم بکنم گفتم خب انجام بده. کار تمام شد.

موقع برگشتن دوباره مراجعه کردم به همون سایت فروش بلیط که اتفاق خیلی جالبی افتاد و دقیقا مثل دفعه قبل بعد از این که کلیک واریز پول رو فشار دادم، دوباره پیغام زرشک آمد که بلیط شما ثبت نشده است.

دوباره تماس گرفتم و 15 نفری هم تو نوبت بودن. اپراتور خیلی ساده دقیقا جواب همون اپراتور قبلی رو بلغور کرد که ما مقصر نیستیم و سامانه ایرلاین شما قطع شده و ... منم دیدم اگه حرف نزنم قطعا خفه می‌شم. گفتم فرض کن من یک درصد این دروغی که رو شما تحویلم می‌دی باور کردم، فقط یک سوال برام باقی می‌مونه که چرا این سامانه شما دقیقا و دقیقا بعد از واریز پول قطع میشه و پیغام زرشک رو ارسال می‌کنه؟

اپراتور داشت دوباره از اشکالات موجود فاقد وجود و بی‌زبانی به نام سامانه می‌گفت که همه چیز بدون مداخله انسان انجام می‌شه و داشت به ماستمالیش ادامه می‌داد که حرفش رو قطع کردم و گفتم ممنون، خیلی توضیحات شما قانع‌کننده بود و اگر یه روز تو خیابون سامانه شما رو ببینم حتما باهاش برخورد می‌کنم. بعد هم گفتم لطفا پول من رو کامل عودت بدین و خسارتتون رو از سامانه بگیرید.

این روزها مد شده تقلب در نظرسنجی صدا و سیما رو می‌ندازن گردن پیمانکار، ارسال پیامک تبلیغاتی ایرانسل از طریق سامانه پیامک هشدار بحران رو هم می‌ندازن گردن پیمانکار. جالبه که تو خبرها دیدم پلیس راهنمایی هم گفته مسیریاب ویز هم می‌تونه عامل ترافیک‌های تهران بشه! خلاصه اینطور که داره پیش می‌ره و پرونده‌ها خیلی ساده جمع‌وجور میشه، به همه شما قول می‌دم در آینده خبر اختلاس‌ها رو هم بندازن گردن سامانه‌ها و دیگه حتی یه نفر هم برای ارایه پاره‌ای از توضیحات پاش به محکمه‌ای باز نشه.

اینو اصلا شوخی نکردم، منتظر باشین تا خبر وقوع تخلف و اختلاس بعدی رو اگه ننداختن گردن سامانه، اونوقت هر چی خواستین به من بگین.

عزت زیاد

آق فری

عمه قربونت بره که مشهور شدی

سه شنبه, ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۰:۱۳ ق.ظ | ۰ نظر

این فضای مجازی در کنار همه خاصیت‌هایی که می‌گن داره خب کلی امراض فیزیکی و روانی هم برای کاربرانش به ارمغان آورده. بدی ماجرا اینجاست که بیمارای روانی شبکه‌های اجتماعی مثل خیلی از معتادا، مشکلشون رو انکار می‌کنن و نمی‌پذیرن که حالشون خیلی بده و نیاز به مراقبت‌های ویژه دارن.

یکی از مشکلات روانی شبکه‌های اجتماعی، ایجاد توهم شدیدا کاذب و حس مشهور و معروف شدن هست.

مثلا این روزها خیلی مد شده یه عده یه سری فایل‌های صوتی یا تصویری تولید می‌کنن و خودشون مثل مجری‌ها شروع می‌کنن به خوندن خبر و گزارش مثلا از یک جایی. جوری هم صاف و اتو کرده حرف می‌زنن و لباس می‌پوشن که واقعا اگه نشناسی یا ندونی فکر می‌کنی طرف یه عمر تو رسانه‌های معتبر جهانی کار می‌کرده.

خوشمزگی بیشتر ماجرا اینه که طرف خودش فیلمبرداره، خودش مجریه، خودش تهیه‌کنندس، خودش ادیت می‌کنه، صداگذاری می‌کنه و از همه جالب‌تر خودشم از این گروه به اون گروه راه افتاده چیزی که ساخته رو می‌ندازه که مخاطب جمع کنه.

بدی ماجرا اما اینجاست که طرف فکر می‌کنه میلیون‌ها نفر در روز احتمالا دارن اونو تماشا می‌کنن، خلاصه آدم می‌مونه برای اینا غصه بخوره، مسخرشون کنه و بگه عمت قربونت بره که مشهور شدی یا چیکار کنه.

خلاصه میخاستم بگم خیلی از جوونها این روزها به این تیپ کارا دارن رو میارن به امید اینکه مثلا معروف بشن و تو یکی از این کلیپ‌ها میلیون‌ها تومن تبلیغات بگیرن. به نظرم یکی باید آستین بالا بزنه اینا رو بیدار کنه و بهشون بگه بابا این راه تو رو به هیچ کجا نمی‌رسونه. والا یکشبه پولدار شدن مال قصه‌هاست.

یعنی اگه یه روزی این به اصطلاح محتوا و کلیپ‌های صوتی و تصویری که داره شبانه روز تو فضای وب فارسی تولید میشه، یه دفعه حذفشون کنی من فکر کنم سرعت اینترنت صد برابر بهتر بشه و شبکه‌های اجتماعی تقریبا خالیه خالی بشن.

ایهاالناس تولید محتوا کار پرزحمتیه، باید تحقیق کرد، سرمایه‌گذاری کرد، تجربه کسب کرد، صبور بود، این که یه صندلی بذاری و صاف بشینی خبر بخونی که نشد تولید محتوا. اونم تو این وضعیت قیمت اینترنت که مثل برق هم دود میشه و معلوم نمیشه کی تموم شد. تو این شرایط ملت یه فایل 2 مگی تو تلگرام رو شک می‌کنن که دانلود بکنن یا نه، چه برسه به فایل چند ده مگی که معلوم نیست جریانش چیه.

خلاصه از ما گفتن بود اما کیه که گوش کنه.

عزت زیاد

آق فری

 

چرا به من مسوولیت نمی‌دن؟

چهارشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۷، ۰۴:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش داشتم تو کوچه ماشین رو دستمال می‌کشیدم که دیدم یکی از اون دوستای بیکار که خیلی هم حرف می‌زنه از دور میاد. پیچیدم زیر ماشین که مثلا من رو نبینه و بره پی کارش که دیدم زد روی شونه‌ام و گفت مخلص آق‌فری.

یه آه عمیقی درون خودم کشیدم و گفتم وامصیبتا! دو ساعتی از وقتم رفت هوا. یه سلام و علیک سردی باهاش کردم و خودمو مشغول نشون دادم که بی‌خیال شه که البته کاملا بی‌فایده بود.

شروع کرد از گرونی و بدبختی و همین حرفای روزمره گفتن. منم هی می‌گفتم خب اینا رو همه می‌دونیم، خودت در چه حالی که حرفاش رفت تو یه فاز دیگه.

بهم گفت، من یه مدته یه سری سوال دارم که نمی‌دونم کی جوابشو داره؟ می‌گفت یه مدته حال هیچ‌کاری رو ندارم، دارم چاق می‌شم، هر جا هم می‌رم ملت می‌پیچن می‌رن که با من طرف نشن. ولی باور کن من این چیزا رو می‌فهمم.

جدیدا هم هر کی منو می‌بینه می‌گه تو خیلی حرف زیاد می‌زنی. منم حالا یه مدته دارم با خودم فکر می‌کنم، چرا به من یه مسوولیت نمی‌دن؟

اینو که گفت حواسم یه کم جمع شد و چشمام گرد شد و ازش پرسیدم، مسوولیت؟! مگه تو چیکار می‌کنی یا چیکار بلدی که بهت مسوولیت بدن؟

اونم با تعجب به من نگاه کرد گفت گرفتی ما رو داداش؟ یعنی تو میخوای بگی هیچ مسوولی رو ندیدی که مشخصاتش کپ مشخصات فعلی من باشه؟ خب گناه من چیه که نباید یه حقوق تپل بگیرم و راست راست بچرخم و فقط حرف بزنم؟

من که دهنم باز مونده بود، بهش گفتم نه بابا اینطوریام نیست، بلاخره مسوولیت دردسر داره، آسونم نیست بابا، که حرفمو قطع کرد گفت چه مسوولیتی بابا؟

گفتم بابا از اینور اونو گیر می‌دن، بعضی مطبوعات هی انتقاد می‌کنن.

دوباره پرید وسط حرفم گفت، تو انگار تو باغ نیستیا. مثلا کی گیر می‌ده؟ مثلا کدوم مسوول برکنار شده بابت این گیرایی که می‌گی. مطبوعات هم که جوک شدن بابا. مثلا مطبوعات صبح تا شب اصلا هر روز گیر بدن. خب که چی؟ اصلا مگه کسی تره خرد می‌کنه برای نشریات؟ اصلا مگه کسی می‌خونه اینا رو؟

این خبرا نیست بابا. تو هم هی بزرگ می‌کنی همه چیز رو برای خودت. مثلا من هر روز به تو بگم خر! تو تبدیل به خر می‌شی بعد از یه مدت؟ نه دیگه به کار و زندگیت می‌رسی، عین خیالتم نیست.

گفتم البته نظر لطف شماست! ولی ... که گفت، ببین خلاصه به تو هم می‌گم، مدیونی اگه جایی آشنایی چیزی داشتی، کاری مسوولیتی جور شد به من اطلاع ندی. من برم داداش که تو هم نگی من زیاد حرف می‌زنم.

اون رفت و منم دو ساعتی به نوع نگاه و منطقش فکر کردم و به افق خیره موندم.

عزت زیاد

آق‌فری


(منبع:عصرارتباط)

افسردگی چرخیدن در توییتر مسوولان

چهارشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ | ۰ نظر

از زمانی که اینترنت به دنیا اومده خب مثل هر پدیده دیگه‌ای که استفاده زیاد ازش مضراتی داره، یه سری بیماری و مرض خاص اینترنتی هم به همراه آورده. مشکل گردن پیامکی، بیماری سلفی، بیماری خودبزرگ‌بینی و خیلی بیماری‌های دیگه از جمله این مشکلات محسوب می‌شه.

به نظرم اما توی ایران اگه یه تحقیقی بشه، می‌شه نام یک بیماری خاص دیگه رو هم به جمع بیماری‌های اینترنتی دنیا اضافه کرد که البته فکر کنم خاص ایران باشه. من اسم اون بیماری رو گذاشتم، " افسردگی چرخیدن در توییتر مسوولان".

حالا این بیماری دقیقا چیه. من اصولا معتقدم حرف باد هواست و اگه به هر آدمی بگن بین دو نفر که یکیشون لال هست اما خیلی خوب کار می‌کنه و یکیشون لال نیست، اما فقط حرف می‌زنه، کدوم رو انتخاب می‌کنید، همه بلافاصله فرد لال رو انتخاب می‌کنن.

به همین دلیل من زیاد توی توییتر و تلگرام و فیس‌بوک و اینستاگرام نمی‌چرخم چون می‌دونم جز یه مشت باد هوا چیزی گیرم نمیاد. اما خب آدمیزاد کنجکاوه و همین هم باعث شد تا یه مدتی سری به توییتر بعضی از مسوولان حوزه ICT بزنم و ببینم ملت پای هر توییتی که می‌کنن، چی می‌گن و نظرشون چیه در کل.

عرض شود که الان می‌خوام به شما بگم من شخصا از حجم اعتراضات، فحاشی‌ها، ناله‌ها، سوالات و متلک‌هایی که پای پست توییتر بعضی مسوولان دیدم، دچار بیماری افسردگی چرخیدن در توییتر مسوولان شدم.

یعنی واقعا برام سواله بعضیا رو از چه جنسی ساختن که می‌تونن این حجم از ناله و نفرین و اعتراض و انتقاد رو تحمل کنن و خم به ابروی مبارک نیارن. بابا من اگه برم نونواییِ محل و طرف بقیه پولم رو جلوم پرت کنه، بهم بر می‌خوره و از فرداش می‌رم یه نونوایی دیگه. چه برسه به اینکه یه جایی باشم که هر چی بگم کلی فحش نثارم بشه.

یعنی طرف توییت کرده سلام، چه روز خوبیه امروز. بعد زیرش خروار خروار تقدیر و تشکر نوشته شده.

خلاصه دارم به این نتیجه می‌رسم که من عمرا بتونم یه روزی مسوول بشم. مگه اینکه یا مثل خیلی از مسوولان اصلا در دسترس مردم نباشم و توی شهر و مترو و تاکسی پیدام نشه.

یا اصلا توی توییتر و جاهایی از این دست نباشم که فحش نشنوم. یا اینکه بیام توی این فضاهای سایبری اما عمرا یه نگاه هم به جوابا و نظرات مردم نکنم. در غیر این صورت غمباد می‌گیرم و می‌میرم.

اما واقعیت اینه که بعضی مسوولان انگار مرد آهنین شدن و هزاران پیام هم که بهشون بدی، نه تنها دایورت می‌کنن، بلکه بعضیا حتی سر شوخی و خوشمزگی رو هم باز می‌کنن. خدایی این روحیه رو از کجا آوردن این مسوولان که می‌تونن وجدان رو ببوسن و دور بندازن.

حرف دیگه‌ای ندارم جز آرزوی صبر و سلامت برای بازماندگان.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

نون توی استارت‌آپه

يكشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ق.ظ | ۰ نظر

من بازم یک کشف جدید کردم. شما همین الان تیتر اخبار یکی از رسانه‌های حوزه ICT رو اگه مرور کنید احساس می‌کنید جنگه! و مسوولان روزی نیست که همدیگرو متهم به کم‌کاری، سیاسی‌کاری، موازی‌کاری و کارهایی از این قبیل نکنن.

اما وسط این همه دعوا یه جای امن و امان وجود داره که البته چندین و چند نام و داره. اونجای امن و بهش استارت‌آپ، کسب‌وکارهای نوپا، کسب‌وکارهای خلاق، کسب‌وکارهای اینترنتی، کسب‌وکارهای دانش‌بنیان و امثالهم می‌گن.

یعنی اینجا بر خلاف اونجا، یه جنگ برای حمایت از این کسب‌وکارها در جریانه و از دولت و مجلس و قوه قضاییه گرفته تا اصناف و فعالان بخش خصوصی، همینطور مصوبه، بخش‌نامه، پول، امکانات، تسهیلات، همایش، جشنواره و جایزه و غیره سرازیر هست تو این بخش.

خلاصه الان نون توی استارت‌آپه و در حالیکه صدای فریاد واردکننده‌ها و صادرکننده‌ها، شرکت‌ها و غیره روی هواس، استارت‌آپ‌ها ماشالا چشمشون نزنم، از در و دیوار حمایته که آوار شده روی سرشون.

لذا من نشستم فکر کردم و دیدم حالا که اینطوره بد نیست یه پیشنهادی به تمامی شرکت‌های حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات بدم. به نظرم می‌رسه همین الان همه برن شرکت‌های سابق رو منحل کنن و سریع یه شرکت استارت‌آپی، دانش‌بنیانی چیزی راه بندازن و پشت‌بندش یه اپلیکیشن یا سایت بالا بیارن و حالشو ببرن.

راه‌اندازی خیلی از این شرکت‌ها هم ظاهرا امکانات خاصی نمی‌خاد. دفتر و دستک که نمی‌خاد و حتی تلفن هم احتیاج نیست. این شرکت‌ها باید کوچیک و قبراق باشن و الان دفاتر مجازی هم جواب می‌ده.

میزان تنوع این مشاغل هم اینقدر زیاده که از فروشگاه‌های اینترنتی و تاکسی‌های اینترنتی گرفته تا خشکشویی اینترنتی و تحویل نون و پنیر اینترنتی رو هم شامل میشه. وام و حمایت و معافیت‌های مالیاتی و غیره هم که ردیفه.

خیلی‌هاشونم اصلا قانون ندارن و گفتن تا روزی روزگاری که مسوولان دور هم بشینن و یه قانونی برای کارشون تصویب کنن، هیچ‌کس کاری به کارشون نداشته باشه. به نظر شما این وضعیت خوبی برای کار و کاسبی نیست؟

اصلا چه کاریه این کسب‌وکارهای سنتی و شرکت‌های حوزه فاوا می‌رن از هفت‌خوان رستم رد می‌شن تا مجوز کار بگیرن و بعد هم رتبه‌بندی بشن و چندسالی که کار کردن تازه شاید با سفارش یه پروژه نون‌ و آبدار گیرشون بیاد.

خب بابا اینور بازار یه اتوبان 8 بانده از پول و امکانات ریخته. خب چه کاریه سایر شرکت‌های حوزه فاوا نشستن هی غر می‌زنن که مشکلات داریم. می‌خاین مشکل نداشته باشین؟ خب بفرمایید راه بازه و جاده هم بسیار هموار. هیچ کس هم جرات نداره بگه بالای چشمتون ابرو هست.

یعنی یه مقدار نگاه کنید متوجه می‌شید ظرف این چندوقت، اونقدری که این استارت‌آپ‌های تازه کار و جوان‌ها با وزرا و مسوولان جلسه و بازدید دارن، مدیران عامل پیر شرکت‌های حوزه فاوا در 30 سال گذشته جلسه با مسوولان نداشتن.

خلاصه از ما گفتن بود و دوستان دیگه خودشون می‌دونن که بشینن تو شرکت‌های قدیمی‌شون غر بزنن یا پاشن یه استارت‌آپ راه بندازن و کسب‌وکارشون رو نجات بدن.

عزت زیاد

آق فری

(عصرارتباط)

انگل‌شناسی در توییتر و اینستاگرام

يكشنبه, ۲۳ دی ۱۳۹۷، ۱۰:۳۷ ق.ظ | ۰ نظر

اگر گذرتون به صفحات مجازی سلبریتی‌های سیاسی، هنری، ورزشی، اقتصادی و غیره افتاده باشه و از قضا سری هم به نظراتی که زیر این صفحات گذاشته می‌شه بزنید، با چهر‌ه‌ها و تصاویر تکراری زیادی مواجه خواهید شد.

برخی از این‌ها مردمی هستند که به شکلی محترمانه نظرات خاص خودشون رو می‌دن و دنبال پرسش و این تیپ مسایل هستن.

اما من بعد از یه مطالعه‌ای که داشتم متوجه حضور سه تیپ خاص از کاربران شدم که اینجا می‌خام اسمشون رو انگل بذارم. در دنیای بیولوژیک، انگل به موجودی گفته می‌شود که حداقل یک قسمت از دوره زندگی خود را بر روی یا داخل بدن موجود زنده دیگری زندگی کرده و از این زندگی فایده می‌بره یا تغذیه می‌کنه.

در واقع بعضی از کامنت‌گذارها روی بدن میزبان (صفحات سلبریتی‌ها) زیست می‌کنند و هدفشان صرفا بهره‌بردن از کاربران سلبریتی‌ها برای بقای خود یا دیده شدن هستن.

من در مطالعاتم به سه دسته انگل در توییتر و اینستاگرام رسیدم. دسته اول انگل‌های مضر هستن. این انگل‌ها فقط با فحاشی و طرح موضوعات عجیب و غریب دنبال دیده شدن و عضو‌گیری از بخش نظرات صفحات سلبریتی‌ها هستن.

دسته دومی که در مطالعاتم بهشون برخورد کردم انگل‌های مفید هستن. این انگل‌ها که از صبح تا شب بیکار هستن و تو صفحات سلبریتی‌ها می‌چرخن، کارشون جواب دادن و دفع انگل‌های مزاحمه. یعنی برای اینکه بتونن توجه مخاطبان و علاقه‌مندان سلبریتی‌ها رو به خودشون جلب کنن، میان و شروع می‌کنن به بحث کردن و جدل با انگل‌های مزاحم و مضر. بعد کافیه یکی یه علامت لایک رو نظر اینا بذاره و اونوقته که دیگه بدبخته و انگل مفید تا شماره شناسنامه طرف رو پیدا نکنه و به عقد خودش در نیاره ول کن نیستن.

دسته سوم انگل‌ها که بیشتر تو اینستاگرام من کشفشون کردم، انگل‌های تاجر هستن. این انگل‌ها که البته عمدتا تو کار خلاف و تجارت سیاه هستن، پای پست‌های سلبریتی‌ها به معرفی صفحات غیر اخلاقی، فروش فیلترشکن، تبلیغ سایت شرط‌بندی و سایر فعالیت‌هایی از این دست مشغولن.

این وسط بعضی از سلبریتی‌ها برای رهایی از انگل‌ها کلا امکان نظرگذاری رو بستن. اما اونایی که نبستن یعنی باید برید ببینید چه خبره زیر پست‌هاشون. نکته جالب دیگه‌ای که من تو مطالعات انگل‌شناسی خودم بهش رسیدم این بود که اتفاقا هر سه دسته این انگل‌ها از این راه به توفیقات خوبی رسیدن و حالا برای خودشون یه پا جوجه‌شاخ توییتری یا اینستاگرامی شدن.

نمی‌دونم کسی قدر این مطالعات من رو می‌دونه یا نه، اما اگه خوشتون اومده و پایه هستین یه خبری بهم بدین تا متن کامل‌تر این مطالعاتم رو در اختیارتون بذارم. در ضمن اگه مسوولان حمایت کنن، حاضرم مطالعات بیشتری از این جنس هم در دستور کار بذارم.

عزت زیاد

آق فری

(عصرارتباط)

افشاگری از هزینه‌های آبدارخانه

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۵۵ ق.ظ | ۰ نظر

این ژست افشاگری و شفاف‌سازی و غیرمحرمانه‌سازی که توی بعضی مدیران دولتی حوزه ICT افتاده، دیگه از مرحله ژست داره خارج می‌شه و وارد مرحله رفتن روی اعصاب و توهین به شعورم می‌شه.

گوگل خودش شبانه‌روز داره آمار می‌ده که میلیون‌ها اپلیکیشن آلوده رو برای حفظ بازار و اعتبار و برند و اعتماد مخاطبانش حذف کرده و می‌کنه، حالا یه سازمان دولتی 100 تا دونه اپ آلوده شناسایی کرده و به اون جایی که باید خودش مراقب خودش و مشتری‌هاش باشه دستور داده حذفش کنن. بعد رییس اون سازمان مذکور اومده توی بوق و کرنا کرده که همه بدانند و آگاه باشن که ما رسوا کردیم و ما افشا کردیم و ما خییییلی خوبیم و از این حرفا.

همین موضوع باعث شد تا من سوژه طنز این هفته رو تقدیم حضور کنم. ببینید، ماجرای این تیپ بازی‌های افشاگرانه مثل این می‌مونه که مدیری بیاد بگه، مردم! من امروز تصمیم بسیار مهمی گرفتم و هفته‌ها هم به این موضوع فکر کردم. بعد موضوع رو توی شورای معاونانم مطرح کردم که با مخالفت کامل اونها مواجه شد و گفتن این مساله می‌تونه تبعات زیادی داشته باشه.

اما من شجاعت کردم و گفتم ما چیز پنهانی نداریم که بخوایم از مردم مخفی کنیم. به همین علت امروز می‌خوام در حضور اصحاب رسانه رسما اعلام کنم که ما هزینه اداره آبدارخانه مجموعه خودمون رو رسما افشا کردیم.

کسانی که مایل هستن می‌تونن به سامانه‌ای که به همین منظور ایجاد شده مراجعه کنن و به تفکیک خودشون ببینن که ما چقدر در سال صرف خرید قند، چایی، مایع ظرفشویی، دستمال تنظیف، خرید لیوان، پارچ، بیسکوییت، شیرینی و حتی میوه‌ها می‌کنیم.

حالا مثلا من یعنی آق ‌فری هم توی اون نشست خبری حضور دارم. چه اشکالی داره آرزو بر جوانان عیب نیست و من هم مثلا خبرنگارم. بعد من اونجا دستم رو بلند می‌کنم و می‌گم یه سوال دارم. رییس مربوطه هم می‌گه بفرمایید. سوال من این بود که می‌خواستم از جزئیات قرارداد یک میلیارد یورویی شما هم اطلاعاتی داشته باشم. ممنون می‌شم بفرمایید.

رییس هم که انگار اختلال در شنوایی داره این‌طور پاسخ می‌ده، عرض کردم خدمتتون شما در سامانه‌ای که ایجاد شده به تفکیک می‌تونید هزینه قند و چایی آبدارخانه رو داشته باشید و خودتون... .

من حرفش رو قطع می‌کنم و می‌گم، نه قربان! هزینه اون قرارداد یک میلیاردی منظورم بود.

رییس می‌گه: شما توجه کنید، در اون سامانه شما حتی می‌تونید هزینه بیسکوییت و میوه رو هم ببینید.

من دوباره حرفش رو قطع می‌کنم و سوالم رو تکرار می‌کنم. رییس هم که می‌بینه من توجیه نمی‌شم و ول کن ماجرا نیستم، می‌گه در این مورد شما می‌تونید سوالتون رو توی سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات به شکل کتبی مطرح کنید و اونجا جوابتون داده می‌شه.

بحث کردن بی‌فایده‌س و رییس جواب بده نیست. ناچارا و اگرچه می‌دونم بی‌فایده هست اما من هم رفتم و سوالم رو توی سامانه مطرح کردم. چند روز بعد پاسخ سامانه ارسال شد: «محرمانه است!»

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

یه کاری داشتم که یادم نمیاد

سه شنبه, ۴ دی ۱۳۹۷، ۰۹:۱۶ ق.ظ | ۰ نظر

اگه از یک مقام مسوول درباره یک کاری که دقیقا به حوزه کاری خودش مربوط می‌شه، سوال کنید و بعد اون سرش رو بخارونه و یه جوابی توی این مایه‌ها بده که: والا به نظرم یه کاری باید در این مورد می‌کردیم اما الان یادم نیست چی به چیه؟ اون‌وقت به قول فامیل دور شما هم نباید رو بکنید به آقای مجری و ازش بپرسید، الان من چه شکلی‌ام؟

ماجرا از این قراره که این چیزی که من نوشتم همچین من‌ درآوردی نبود. اون هفته‌ای که گذشت، یک مقام ارشد در حوزه فضای مجازی در جریان مصاحبه با یک روزنامه این‌طور گفته: «امیدواریم در چارچوب شبکه ملی اطلاعات روی اینترنت کار کنیم ولی هرکس که به آن داخل می‌شود، هویت مشخصی دارد. به ‌نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام می‌شد.»

مجددا به تیکه پایانی جمله توجه کنید: به ‌نظرمان باید این برنامه تا پارسال انجام می‌شد!

آقا این جمله رو هزار جور می‌شه تفسیر کرد، اما خب چون من نگران آینده حرفه‌ای خودم هستم، خیلی همچین نرم از کنارش رد می‌شم. ایشون گفتن به نظرم، یعنی خب قاعدتا مطمئن نیستن. این از دو حال خارج نیست یعنی یا این‌قدر سرشون شلوغه و پروژه و کار ریخته که بنده خدا دقیق یادش نیست یا اینکه اصولا اصلا براشون مهم نبوده که بهش فکرم نکردن.

دوم اینکه وقتی می‌گن به نظرم باید تا پارسال انجام می‌شد، خب این یعنی حالا که انجام نشده، هیچی به هیچی؟

قربونت برم مگه خودتون این رو تصویب نکرده بودین. لابد شما هم میگین ما فقط مسوول تصویب هستیم. اجراش رو یکی دیگه باید بکنه. نظارت رو هم یکی دیگه. حالا این وسط خودتون برید بگردین کی تا پارسال اجرا نکرده، چرا اجرا نکرده، حالا که اجرا نکرده اصلا چی می‌شه، اونی که باید نظارت می‌کرده کجاس و چیکار می‌کرده و کلی از این تیپ سوالای بی‌اهمیت و پیش پا افتاده دیگه.

حالا ما روزنامه‌نگارا که کاره‌ای نیستیم و کسی هم اصلا توجهی نمی‌کنه که ماها چی می‌گیم و چی نمی‌گیم و مرده‌ایم یا زنده. شما فکر نمی‌کنید این برای مدیرا و کارمندای دولتی و غیردولتی بدآموزی داره؟

یعنی اون مدیر و کارمندایی که باید این کار رو می‌کردن به اضافه دیگرانی که کارای دیگه به عهده‌شون گذاشته شده یه لحظه با خودشون اینطوری فکر نمی‌کنن که چه باحال ما هیچ‌کاری نکردیم، بعد اونی که باید به ما نظارت می‌کرد و از ما حساب‌کشی می‌کرد، خودش هم درست یادش نیست چی ازمون خواسته بوده. این خیلی باحاله، پس اگه هیچ‌کاری هم نکنیم، هیچی نمی‌شه!

من یه پیشنهادی دارم. می‌گم حالا که مصوب‌کننده و نظارت‌کننده و اجراکننده کاری به کار هم ندارن، لااقل توی مطبوعات و برای سرگرمی مردم هم که شده یه توپ و تشری به هم بزنید بد نیست. این‌طوری حداقل دو تا کارمند و مدیر جزء توی شهرهای دور و کوچیک یه ذره ترس توی دلشون ایجاد می‌شه و بی‌خیال اجرای کارها و پروژه‌ها نمی‌شن. از من گفتن بود، دیگه خود دانید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

کسب و کارهای اینترنتی و گیجی مفرط!

دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۹:۰۳ ق.ظ | ۰ نظر

آدم اخبار مربوط به کسب‌وکارهای اینترنتی توی ایران رو که می‌خونه تقریبا محاله دچار گیجی اون هم از نوع مفرط نشه.

حالا می‌گم چرا. از این تیپ خبرا خیلی زیاده، مثلا چند روز پیش گفتن مدیر سایت فلان بابت اینکه یکی توی سایتش یه کار خلاف قانون انجام داده بود، به سرعت از سوی مسوولان مربوطه دستگیر و سایت مذکور سه‌سوته فیلتر شد.

خب آدم این خبر رو می‌بینه با خودش فکر می‌کنه خب حتما حقش بوده، می‌خواست کار بد نکنه و مراقب فضای کسب‌وکارش باشه تا مسوولان رو هم عصبانی نکنه.

اما دست نگه‌ دارید. این فکر شما به دلایلی که در ادامه می‌گم اشتباهه. آخه مساله اینجاست که از این تیپ خبرا هم خیلی زیاد شده. مثلا چندین و چند ساله که پلیس به مدیرای سایت دیوار و شیپور انواع و اقسام هشدارها و اخطارها رو داره می‌ده و نه تنها آب از آب تکون نمی‌خوره، بلکه حتی برای پنج ثانیه هم سایت متخلف نه تعطیل می‌شه نه مدیر این سایت به علت بی‌توجهی به اخطارها بازداشت می‌شه.

خب حالا شما هر روز هر دو مدل این خبرها رو توی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بخونی، حق داری در مورد روش برخورد با این کسب‌وکارهای اینترنتی دچار گیجی مفرط بشی یا نه؟

بابا مدیرعامل تلگرام هم دو بار بهش گفتن مثل بچه آدم بیا همکاری کن، اون هم نکرد، مسوولان هم بدون توجه به حضور 40 میلیون نفر توی این پیام‌رسان و انبوهی از کسب‌وکارهایی که اونجا شکل گرفته بود دستور فیلترینگ رو صادر کردن.

حالا جریان چیه که یکی مثل تلگرام فیلتر می‌شه، یه سری سایت هم سه‌سوته فیلتر می‌شن، اما به بعضی تاکسی‌های اینترنتی، فروشگاه‌های اینترنتی، سایت‌های تبلیغات اینترنتی، صرفا به اخطار درمانی اکتفا می‌شه؟

فرض کنید من می‌خوام یه کسب‌وکار اینترنتی راه بندازم. می‌شه یکی از مسوولان بگه راز اینکه یه سری درجا فیلتر می‌شن و یه سری هرگز فیلتر نمی‌شن چیه؟ حالا من به درک، می‌شه به همه کسایی که دارن توی این حوزه کار می‌کنن یا می‌خوان وارد این حوزه بشن، خیلی شفاف بگید که راهش چیه که همه یاد بگیرن کسب‌وکارشون رو ببرن توی اون سمت و مسیری که فقط بهشون اخطار داده می‌شه و خبری از برخورد نیست؟

واقعیت اینه که اگه این رو شفاف کنید و بگید مثلا دلیلش اینه، خب کی دوست داره کسب‌وکار و سرمایه‌ش بره هوا؟ خب اونم می‌ره هر کاری که اونا کردن رو می‌کنه و سالی هزار تا اخطارم که بگیره می‌دونه مهم نیست و اتفاقی برای سرمایه و کسب‌وکارش نمی‌افته. خداییش حرفم بده یا سوالم غلطه؟ یه بار بگید قال قضیه کنده بشه و همه هم روشن بشن و برن دنبال کاسبیشون دیگه.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)