ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۰۶ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


مراسم قربون هم دیگه بریم

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که بازار برگزاری همایش‌ها و نشست‌ها و افتتاحات تو حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات رونق خوبی گرفته. البته خدا رو شکر ما از این نظر هیچ وقت تو کشور نه تنها دچار کمبود نبودیم بلکه حتی بعضیا می‌گن ما رکوردهای جهانی هم می‌تونیم ثبت کنیم.
تو یه نمونه یکی از کارای روزمره خود من این شده که بشینم اخبار مربوط به همایش‌ها و مراسم‌هایی که برام ایمیل می‌شه رو پاک کنم. اینقدر ایمیل میاد که فکر کنم از تعداد اسپم‌ها هم داره جلو می‌زنه.
خلاصه انگار ترمز برگزاری همایش‌ها رو کندن و انداختن دور. اما چیزی که روی اعصاب من هست سه چیزه.
اول این که الان مثلا موضوع اینترنت چیزها رو بورس هست و شبانه روز همایش و برنامه‌هایی داره برگزار می‌شه که هر کدوم با یک کلمه جابجایی تو عنوان با هم فرق دارن. مثلا "اینترنت اشیاء بایدها و نبایدها" یا "اینترنت اشیاء و قوانین و مقررات" یا "اینترنت اشیاء و ما" و کلی از این چیزا.
خب حالا منو که اصولا نمی‌رم، اما بعد که ایمیل دعوت به همایش رو پاک می‌کنم، چند روز بعد منتظر ایمیل بعدی هستم که همایش اینترنت اشیاء و غیره برگزار شد. منم از روی فضولی خبر رو باز می‌کنم و می‌بینم یه عالمه حرف توش زده شده که همشون شبیه به هم هستن و از همه بدتر همشونم تو اینترنت مثل ریگ بیابون پیدا میشه. این اولین چیزی هست که روی مخ منه.
دوم این که یه سری از این همایش‌ها و مراسم‌ها نه تنها هیچ چالش و مساله‌ای توش وجود نداره، بلکه صرفا به منظور قربون هم دیگه رفتن برگزار می‌شه. مثلا هزار جور مشکل و مساله داریم تو کشور بعد سخنرانا یکی یکی میرن بالا و میگن با تشکر از فلان مقام و همکار و شرکت و سخنرانای قبلی و ... بعد هم میان پایین و منتظر می‌شن تا نفر بعد بره بالا و قربون اونا بره.
حالا من نفهیدم خب همایشی که توش همه با هم همکار و همدست هستن، بعد هم همه چیز خوب پیش رفته، شما هم که دارید قربون همدیگه می‌رید و 99 درصد جمعیت هم کارمندای خودتون هستن، خب اصلا چه نیازی به برگزاریش هست؟
و اما سومین چیزی که روی مخ من هست و نمی‌تونم درکش کنم اینه که حضاری که به این همایش‌ها می‌رن نمی‌دونم دقیقا فازشون چی هست. خب یه سری مجبور هستن اداره رو تعطیل کنن و برن، اما اونایی که مجبور نیستن چرا می‌رن؟ خب عزیزم اطلاعاتی که تو این همایش‌ها ارایه می‌شه به خدا همش تو اینترنت هم هست.
عزت زیاد
آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موز تو را می‌خواند (طنز)

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

بعد از این همه سال کار و نشست و برخاست با خبرنگارا و مدیرا و روابط عمومی‌ها دارم به این نتیجه می‌رسم که فقط خبرنگارا نیستن که باعث شدن یه سری حرفای بد بد پشت سرشون راه بیفته.
مثلا میگن بعضی خبرنگارا باجگیر هستن، خبرنگار 50 تومنی که البته این معادل امروزی همون 5 ریالی سابق هست که با تورم رشد کرده و شده 50 هزار تومنی. منظورم خبرنگارایی هست که گرفتن یه کارت هدیه 50 تومنی رو دیگه حداقل هدیه الزامی می‌دونن!
خلاصه خبرنگارای کول دیسکی، خبرنگارای پاوربانکی و از این جور القاب هم از جمله دیگر اسامی هست که برای بعضی خبرنگارا بکار می‌ره.
این عزیزان دل خلاصه هر روز هم باعث می‌شن که اسامی جدیدی براشون درست بشه. اما واقعیت این هست که ما داریم فقط یک روی سکه رو می‌بینیم. اونم خبرنگارای فلان مدل هستن.
اما خب روی دیگه این سکه دهنده‌ها هستن. یعنی روابط عمومی‌های 50 تومنی، کول‌دیسکی، پاوربانکی و باج بده!
این روزها به لطف تلگرام عجایب و غرایب هم بیشتر و بیشتر می‌شه. مثلا طرف روابط عمومی یه جایی شده (برای یک مراسم!) بعد فوری یه گروه درست می‌کنه تو تلگرام و چند تا خبرنگار مورد نظرش رو تو گروه اضافه می‌کنه و مثلا شروع می‌کنه به اطلاع‌رسانی گروهی و هماهنگ.
از قضا منم چند بار اشتباهی تو بعضی از این گروه‌ها اضافه شدم و شاهکارهای توپی دیدم. مثلا تو گروه عکس می‌ذارن که "خبرنگاران محترم، اسباب پذیرایی آماده است و نشست خبری تا ساعاتی دیگر آغاز می‌شود." بعد یه عکس از موز و سیب و کلوچه انداخته که یعنی از اینا هست که بخورین.
بعد مراسم که شروع می‌شه و می‌بینه فقط سه نفر اومدن، دوباره پیام می‌ذاره تو گروه که "خبرنگاران محترم، هدایایی هم برای شما در نظر گرفته‌ایم!" پشت سرش هم یه عکس می‌ذاره که لای یه پاکت باز هست و توش یه چیزایی قرار گرفته که اگه بری اونجا اون جایزه‌ها همش مال تو میشه!
باور بفرمایید اینا همش واقعی هست. قسم می‌خورم و اصلا هم طنز نیست.
خب دوست گرامی و همکار روابط عمومی، شما فکر نمی‌کنید این کار زشت هست؟ شما فکر نمی‌کنید این کار بدآموزی داره برای خبرنگارای تازه کار؟ شما فکر نمی‌کنید که در شکل‌گیری این رفتار زشت شما هم مقصر هستید؟
اگه حرف حساب دارید که رسانه هم میاد و با کمال میل و بدون رشوه و هدیه منتشر می‌کنه، پس این کارا چیه دیگه.
خلاصه داشتم این مطلب رو می‌نوشتم یاد تبلیغ یه شرکت افتادم که می‌گفت، راه تو را می‌خواند، منم به نظرم رسید تیتر بزنم "موز تو را می‌خواند!"
عزت زیاد
آق فری

جایزه‌ خرها بخوانند

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

من خیلی خیلی دلم برای آقا دوربینی و آقای افق زاویه بدن می‌سوزه. خداییش در حق این بندگان خدا ظلم کردیم همه ما.

اسم این دو تا بنده خدا اینقدر تو رسانه‌ها تکرار شده که هر اتفاقی می‌فته همه تو عکس‌ها میگردن ببینن، آقا دوربینی یا آقای افق زاویه بدن رو پیدا می‌کنن یا نه؟ بعد هم که پیدا نکنن خودشون دست به کار می‌شن و تصویرسازی می‌کنن و بعد هم زیرش می‌نویسن، مدیون هستین اگه فکر کنید فتوشاپه!

اما من می‌خام بگم اگه خوب دقت کنیم تو همین حوزه ICT خودمون کلی آقادوربینی و افق زاویه داریم. منتها کسی حال نداره دربارشون بنویسه. مثلا بعضی‌ها رو محاله یه رویدادی باشه اما نبینی که عین کنه چسبیدن به کسایی که مطمئن هستن تو افق زاویه دوربین عکاسا قرار دارن.

از این عشق دوربین‌ها که بگذریم، یه سری جایزه‌خر قهار هم تو این حوزه داریم. یه سری که چه عرض کنم کلی جایزه‌خر داریم.

این جایزه‌خرها تقریبا تو هر جشنواره و رویدادی که یه چیزی توش بدن حاضر هستن و از تمام مزایای این رویدادهای جایزه و تندیس فروش بهره‌مند می‌شن. مثلا می‌گن ما پول می‌دیم جایزه می‌خریم و یه پولی هم اضافه می‌دن که لوگوی شرکتشون تو سالن باشه و یه پول دیگه هم می‌دن که مدیرشون امکان سخنرانی هم داشته باشه و از این چیزا.

من همیشه برام سوال بود که چطور بعضی‌ها اینقدر تابلو جایزه می‌فروشن و بعضی‌ها هم خیلی تابلوتر جایزه می‌خرن. برای همین از بد حادثه یه بار یه کسی رو می‌شناختم که دیدم اسمش توی هیات داوران یکی از این برنامه‌های تندیس‌فروش هست. فوری گوشی رو برداشتم و بهش گفتم بابا آبرو و حیثت خودتو داری به باد می‌دی بکش کنار تا دیر نشده، که دیدم جوابی داد که کاملا قانع شدم.

دوستم گفت مگه خلافه؟! گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی هم اونی که جایزه می‌فروشه خودش می‌دونه چیکار داره می‌کنه هم اونی که جایزه می‌خره می‌دونه پول داده خریده. قانون هم خرید و فروش جایزه و تندیس رو ممنوع نکرده!

یه کم فکر کردم چی بگم دیدم خب حرفی نمی‌مونه، یه جورایی راست می‌گه و حکایت من راضی تو راضی، گور بابای ناراضی هست.

بعدش اما با خودم فکر کردم خب این جایزه‌خرها چه کاریه چند میلیون بدن یه تندیس یا لوح بخرن. خب چرا نمی‌رن نرسیده به میدون فردوسی هر چی تندیس می‌خان برای خودشون نمی‌خرن و تا سقف اتاق مدیراشون رو پر نمی‌کنن؟ اینطوری که خیلی ارزون‌تر میفته براشون. تازه برای همه کارمندا هم می‌تونن بخرن هر هفته.

نخندین، لابد می‌گین بابا تابلو هست. خیر هیچم تابلو نیست، باور کنید بعضی از این جشنواره‌ها رو اصلا کسی نمی‌دونه کی و کجا برگزار شده. خلاصه از ما گفتن دوستان جایزه‌خر یه کم بیشتر فکر کنن و نیم‌نگاهی هم به مغازه‌های لوح و تندیس فروش نرسیده به میدون فردوسی داشته باشن.

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

وعده‌شناسی

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ | ۰ نظر

میگم من با همین میزان سواد و دانشم یه چیزایی در خصوص انواع وعده‌ها دستگیرم شده که یه مدته می‌خام با شما در میون بذارم.

من تو این سال‌ها اینقدر وعده شنیدم که دیگه استاد وعده شناسی شدم و امروز هم بنا دارم تا این دانش ارزشمند رو به مدیران جوان‌تر در حوزه ICT هم انتقال بدم و طبق معمول هم به رایگان مشاوره می‌دم.

 

وعده سر خرمن

وعده سر خرمن که من اسمش رو می‌شه وعده بعد خدمت هم گذاشت از این قراره که شما باید تاریخ سرانجام وعده رو درست در زمانی انتخاب کنی که دیگه در اون مسوولیت نیستی. تازه بعضی از مسوولان وعده سر خرمن که هیچ وعده بعد خدمت هم که هیچ وعده بعد از حیات هم جدیدا دارن می‌دن. مثلا طرف بالای 70 سال رو داره و وعده 15 سال دیگه رو می‌ده که خدا می‌دونه اصلا تا اون موقع در قید حیات تشریف دارن یا نه؟

 

وعده بی سر و ته

این وعده خیلی باحال‌تر هست. نمونه زیادش تو دیدارهای دوجانبه به خصوص با طرف‌های خارجی هست. این وعده این مدلی هست که گفته می‌شه مثلا در دیدار با وزیر بورکینافاسو توافق شد همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های بسیار متعددی داشته باشیم.

همونطور که ملاحظه می‌شه این وعده نه موضوع روشنی داره، نه تاریخ شروع نه تاریخ پایان نه برآورد مالی و نه هیچ چیز دیگه‌ای. این مدل وعده مدت‌هاست کاربری زیادی هم پیدا کرده.

 

وعده خبرنگار دک‌کن

وعده خبرنگار دک‌کن هم به اون دسته وعده‌هایی می‌گن که مثلا یه مسوول می‌بینه یه چیزی خب حسابی داغ شده و خبرنگارها هم هی هر جا می‌رسن می‌گن چی شد چی شد. در اینگونه مواقع می‌گن فلان مشکل با قاطعیت در دستور بررسی قرار گرفت.

بعضی خبرنگارا هم که هیچ دوره و آموزشی ندیدن بدون این که بپرسن خب یعنی چی، دقیقا چه زمانی و چیکار می‌خاید بکنید و چگونه، یه تیتر دو وجبی می‌زنن و بعد هم موضوع به خاطره‌ها می‌پیونده.

 

وعده تو وعده‌ای

این وعده برای زمانی هست که یه وعده‌ای دادین و چندتا خبرنگار هم گیر سه پیچ دارن می‌دن که یالا بگو چی شد. برای رفع این مشکل باید سراغ راه‌کار وعده تو وعده رفت و برای این که وعده کشکی قبلی رو از خاطرها برد، 4 تا وعده جدید و گنده دیگه داد که حسابی مخشونو کار بگیره. دوباره سررسید اونا که داشت نزدیک می‌شد 8 تا وعده جدید دیگه می‌دی و سررسید اونا هم که شد 16 تا دیگه و همینطور می‌ری جلو و من می‌خام ببینم اونوقت چند تا خبرنگار اصلا می‌تونن پیگیر سرنوشت این همه وعده باشن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مارادونا رو ول کنید

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶ ق.ظ | ۰ نظر

بچه که بودیم یه جوکی بود که می‌گفت یه روزی تیم ایران با آرژانتین مسابقه داشته و بازیگان افسانه‌ای مارادونا هم تو تیم آرژانتین حضور داشت. این مارادونا اعجوبه‌ای بود و سابقه دریبل زدن 8 نفر و گل زدن‌های عجیب و غریب زیاد داشت.

خلاصه همه می‌دونستن که یک لحظه از مارادونا غفلت بشه کار خودشو کرده. برای همین مربی تیم ایران چهار پنج نفر رو مامور کرده بوده که تا توپ میفته دست مارادونا سریع بریزن سرش و هر طور شده توپ رو ازش بگیرن. خلاصه همه چیز خوب پیش می‌رفته و تا توپ می‌رسید به مارادونا ده تا بازیکن می‌رفتن سراغش و حسابی مهارش کرده بودن و نیمه اول آرژانتین نتونست گل بزنه.

این وضعیت که خیلی تماشاچی‌ها و بازیکن‌ها ایرانی رو به وجد آورده بود تا جایی پیش می‌ره که تحت تاثیر هیجان بالای ورزشگاه و تشویق‌ها و دوربین‌ها، قولی که یکی از بازیکنای ایران بوده جوگیر می‌شه و توپ رو از وسط زمین اشتباهی می‌بره سمت دروازه ایران و یه گل به خودی خوشگل می‌زنه. مربی که فکر می‌کنه این کار تصادفی بوده قلی رو از زمین بیرون نمی‌یاره تا این که دوباره توپ می‌فته دست قلی و بازم جوگیر می‌شه یه گل به خودی دیگه هم می‌زنه.

آقا این اتفاق برای سومین بار که می‌فته مربی از کنار زمین داد می‌زنه مارادونا رو ول کنید همه مراقب قلی باشید!

از اون موقع به بعد این جوک "مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید" تبدیل می‌شه به یه جورایی ضرب المثل و در مواقعی به کار می‌ره که یکی برعکس بقیه کاری رو به ضرر تیم و مجموعه‌ای انجام می‌ده.

حالا این چه ربطی به ما داشت؟ واقعیت تو اخبار برخورد کردم به یه تیتری که برام جالب بود و نوشته بود، پارازیت معاون وزارت بهداشت روی اعصاب مردم!

ماجرا هم به شکل خلاصه اینه که یکی از معاونان وزیر بهداشت هر چند وقت یه بار میگه پارازیت ضرر داره و کلی هم اینور اونور تیتر می‌خوره و این کار رو تو سه سال اخیر اینقدر کرده که دیگه وزیر بهداشت گفت سه ساله به ایشون می‌گم اگه مدرکی داری بیار اما نمی‌یاره.

حالا وزیر بهداشت جای خودش، چندین و چند سازمان داخلی مسوول این کار از سازمان انرژی اتمی گرفته تا سازمان رگولاتوری هم هی دارن میگن بابا جان، پارازیت‌ها و امواج رادیویی مضر نیستن و هیچ‌ سند قطعی و سازمان جهانی هم این موضوع رو تایید نمی‌کنه، اما معاون مذکور ظاهرا دست بردارد نیست و ماجرای تیتر پارازیت معاون وزیر بهداشت روی اعصاب مردم هم به همین علت هست.

خلاصه اینجاست که میگن مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید.

عزت زیاد

آق فری

می‌خواهم کلاهبردار شوم!

چهارشنبه, ۲۹ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ | ۰ نظر

هر چی بیشتر سنم می‌ره بالا و بیشتر اخبار رو می‌خونم، هی بیشتر دارم به این نتیجه می‌رسم که کلاهبرداری بر خلاف تصور عمومی چقدر آسون هست.

مثلا همین هفته قبل تو اخبار اومده بود: دادستان استان البرز از دستگیری هشت نفر از اعضای باند کلاهبرداری بزرگ تلفنی از داخل زندان! خبرداد و گفت: این پرونده با 5200 شاکی که پزشک، وکیل دادگستری و اقشار فرهیخته جامعه هستند، در دادسرا در دست بررسی است. (روش کلاهبرداری هم همون روش قدیمی بوده که می‌گفته شما جایزه بردی برو پای دستگاه خودپرداز فلان دکمه و فلان شماره حساب رو وارد کن تا پول بیاد به حسابت! توجه داشته باشید که توی اون 5200 شاکی، دکتر و وکیل هم بودن!)

یا اخیرا یه روش دیگه کلاهبرداری رو یاد گرفتم. طرف چند سال قبل گفته بود من نماینده اپل تو ایران هستم. بعد کلی ریختن سرش که دروغه، تو نمایندش نیستی و بماند که طرف به کارش ادامه داد. بعد یه نشست خبری گذاشت و به کلی خبرنگار هم یه گوشی آیفون هدیه داد که تو زمان خودش 100 میلیونی آب خورد. بعد هم برای اینکه به مسوولان دولتی ثابت کنه کلکی تو کارش نیست و شفاف و قانونی عمل میکنه، یه سری گوشی رو از گمرک وارد می‌کرد.

اما هفته پیش یکی از کارمندای این شرکت نمایندگی که الان تعطیله، راز این جریان رو بر ملا کرد. ظاهرا این آقا علاوه بر واردات چندتا گوشی قانونی، کلی هم گوشی قاچاق وارد می‌کرده و تازه تمام گوشی‌های قاچاق در واقع دست دوم بودن که توی دبی با تعویض قابشون نو می‌کرده و تازه لوازم جانبیش رو هم از نوع تقلبی می‌خریده و فقط زحمت چاپ جعبه‌ توی چین رو دستش مونده بود. آیا می‌تونید حدس بزنید چه سود کلانی از این طریق به جیب زده، تازه من الان فهمیدم اون همه گوشی هم که به خبرنگارا برای دروغ نویسی داده بود 100 میلیون آب نخورده و فوقش 10 میلیون افتاده براش!

حالا اون دکتر و وکیل و مردم عادی که هیچ، دوباره چند روز پیش تو خبرها اومده بود: شاکی که از پژوهشگران وزارت ارتباطات است، گفت: سرگرم کار بودم که تلفن همراهم زنگ زد و مرد جوانی با خوش‌زبانی گفت: «سلام آقا من از یک برنامه زنده تلویزیونی با شما تماس می‌گیرم. باید به اطلاعتان برسانم که برنده یک سفر زیارتی عتبات شده‌اید اما اگر نخواهید به این سفر بروید می‌توانیم از طریق صدا و سیما مبلغ پنج میلیون تومان به حساب بانکی شما واریز کنیم و باقی ماجرا»

اینه که تمام این موارد شیطان درون من رو حسابی بی‌خواب کرده برای برنامه‌ریزی یک کلاهبرداری.

عزت زیاد

آق فری


منبع:عصرارتباط

شاید شما هم این ماجرا را شنیده باشید که میگن هر کی زودتر برسه سرکار اون رییس هست. این ماجرا کنایه از ناهماهنگی و بلاتکلیفی هست. خب الان ما در مورد کسب و کارهای اینترنتی یه همچین وضعیتی داریم و در یک نمونه از هر گوشه یکی میگه آقا این تاکسی‌یاب‌های اینترنتی رو بدین به ما تا قانونی بشن.

مثلا تا الان شاید جالب باشه بدونید از وزارت کشور، شهرداری تهران، شورای شهر تهران، سازمان تاکسی‌رانی، اتحادیه موسسات توریستی و اتوموبیل کرایه تهران و این اواخر حتی سازمان نظام صنفی رایانه‌ای هم درگیر ماجرا شدن و گفتن برای اعطای مجوز و قانونمند شدن فعالیت این عزیزان آماده همکاری هستن.

این وسط استدلال سازمان نظام صنفی رایانه‌ای این بوده که چون کارشون به اینترنت و فناوری اطلاعات مربوط می‌شه، پس یه کار نرم‌افزاری هست و به ما مربوط می‌شه. حالا من موندم یعنی این همه ماشین و راننده هم مربوط به صنف رایانه میشن یا اون تیکش اصلا مهم نیست؟ شایدم به این ترتیب قراره بعدش یه کمیسیون رانندگان هم تشکیل بشه و به این ترتیب علاوه بر رفع مشکل، کلی آدم دیگه هم بتونن به عضویت این سازمان در بیان.

اما با این برداشت و استدلال من می‌خام به دوستان دیگر اتحادیه‌ها و اصناف هم پیشنهاد بدم تا دیر نشده و از کار بیکار نشدن، به این مسابقه بزرگ اعطای مجوز به تاکسی‌یاب‌های اینترنتی اضافه بشن و شانس برنده شدن خودشون رو امتحان کنن.

برای همین به نظرم از جمله می‌شه به اتحادیه صنف فروشندگان لاستیک و روغن، پنچرگیران و فیلترسازان تهران پیشنهاد داد، چون ماشین‌ها هم لاستیک و روغن دارن و هم نیاز به پنچرگیری و فیلترسازی.

اتحادیه تعمیرکاران خودرو هم می‌تونن به نوعی زمینه عضویت تاکسی‌یاب‌های اینترنتی رو فراهم کنن.

اتحادیه صافکاران و نقاشان اتوموبیل هم البته نباید نادیده گرفته بشه و ایضا اتحادیه لوازم یدکی خودرو و ماشین‌آلات هم حق داره وارد این ماجرا بشه.

دبیرخانه شرکت‌های PAP و انجمن شرکت‌های اینترنتی و حتی شرکت مخابرات هم مهم هستن، خب اگه اینا اینترنت و تلفن این شرکت‌ها رو قطع کنن کلا تعطیل میشن، پس اونها هم باید به لیست اضافه بشن.

در نهایت اینکه اتحادیه املاک تهران هم بد نیست چون به هر حال شاغلان در این کسب و کار اینترنتی نیاز به خونه و سرپناه هم دارن.

لازم به ذکر است این اتحادیه‌ها همه وجود دارن و فعال هستن و من از همین تریبون می‌خام این عزیزان رو دعوت کنم تا خیلی شیک و روشن و با در دست داشتن استدلال‌های قوی و منطقی شانس خودشون رو در مسابقه جذب تاکسی‌یاب‌های اینترنتی در اتحادیه خودشون امتحان کنن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

الان که شما دارید این مطلب رو می‌خونید طبق گفته مسوولان وزارت ارتباطات 5 و نیم میلیون نفر از مالکان سیم‌کارت‌های مساله‌دار، خطشون یک‌طرفه شده و دیگه نمی‌تونن مزاحم مردم بشن و هزار جور خلاف دیگه بکنن.

تازه آخرین خبر اینه که از دو روز بعد کل خطشون قطع می‌شه ان‌شاءا...

اما من نمی‌دونم چرا هر چی به خودم فشار می‌یارم نمی‌تونم قبول کنم که روز خداحافظی با این سیم‌کارت‌های بی‌صاحب رسیده. خب آخه قبلا هم از این اولتیماتوم‌ها و خط و نشون‌ها زیاد کشیده بودن و آدم فکر می‌کرد کار تمومه.

اما یهویی پلیس فتا از وجود 10 میلیون سیم‌کارت مساله‌دار خبر داد. حالا اتفاقی که افتاده اینه که به فاصله کمی بعد از افشاگری پلیس فتا، برخوردها دوباره جان گرفته و هی اعلام می‌شه این دفعه دیگه کارشون تمومه.

جالب‌تر این که سه سوته 4 و نیم میلیون نفر از مالکان این سیم‌کارت‌ها سریعا رفتن و مشکلشون رو حل کردن!

من نمیدونم اینا چطوری و با این سرعت عمل در جریان قرار گرفتن و سریع رفتن مشکل رو رفع کردن و سوال دیگه اینکه چرا تا قبلش هشدارها رو جدی نمی‌گرفتن.

برای همین حالا آمار 10 میلیونی پلیس فتا ظرف سه سوت 4 و نیم میلیون آب رفت و مونده 5 و نیم میلیون سیم‌کارت بلاتکلیف و فعال.

حالا یه حس غریبی بهم میگه احتمالا زمانیکه شما دارین این مطلب رو میخونید چند میلیون دیگه هم مشکلشون رفع شده! بماند که قبل از آمار پلیس فتا اصلا صحبت از میلیون و اونم ده میلیون نبود. هر چی بود یه سری آمار کوچولو از تخلفات کوچولو بود.

اما حالا داره سه سوته بساط این معضل جمع می‌شه که به نظرم واقعا این همه سرعت در همکاری با طرح ساماندهی سیم‌کارت‌های بی‌هویت، قابل تقدیره. یعنی اینقدری که با این طرح تو چند روز گذشته همکاری شده ملت برای ثبت‌نام یارانه اینقدر سریع نبودن.

خلاصه الان همه نگاه‌ها به سمت سازمان رگولاتوری هست که همین الانا روی تصویر تلویزیون ظاهر بشن و دستاوردهای اجرای این ضرب‌الاجل رو اعلام کنن و بنده همینطور دستم رو کانال‌های خبری هست که ببینم چی شده و چی می‌گن و باز هم شاهد استقبال فوق سریع مالکان سیم‌کارت‌های بی‌هویت خواهیم بود یا نه؟(منبع: عصرارتباط)

درخواست ثبت‌نام در سامانه اختلاس!

دوشنبه, ۶ دی ۱۳۹۵، ۰۹:۵۹ ق.ظ | ۰ نظر

من می‌خام همین اول متن یه تشکری بکنم از خودمون و سایر همکاران مطبوعاتیمون به خاطر سال‌ها تلاش بی‌فایده و قلم‌فرسایی برای ساماندهی به وضعیت سیم‌کارت‌های بی‌هویت.

بعد از سال‌ها آب در هاون کوبیدن، نتیجه این شده که پلیس اعلام کرده به شکل ناقابل 10 میلیون سیم‌کارت بی‌هویت در کشور باقی و رها به حال خودشون موندن.

این تا اینجا کنج حافظه شما بمونه تا برسیم به اخبار جدید. حالا دوباره یکی از این طرح ساماندهی‌های جدید کلید خورد که خییییلی بزرگ‌تر از نمونه‌های قبلی هست. تو این طرح جدیده قراره همه مردمی که تو شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های موبایلی هستند و اتفاقا به قول امروزی‌ها فالوئرهای زیادی هم دارن، احراز هویت بشن.

خب دعوای من با آقایون مسوول ساماندهی جدید از همینجا شروع می‌شه.

آقایون! ما ده ساله که داریم تو مملکت حنجره و گلومون پاره می‌شه که چرا سیم‌کارت‌های بی‌هویت که فقط به دو تا اپراتور که خدا رو شکر داخل خاک کشورم هستن و تازه 90 درصد مشکل هم به یکیشون مربوط می‌شه رو سامان بدین، اما نتیجش شده این.

حالا من موندم با این همه شبکه‌های اجتماعی و پیام‌رسان موبایلی که در اتفاقی بسیار جالب بخش زیادی از اونها کلا فیلتر هستند و کاربرانشون با فیلترشکن و VPN بهشون دسترسی دارن، چطوری قراره ساماندهی بشن؟

آقا چرا راه دور بریم، گرداننده‌های بعضی از این صفحات پرطرفدار و کانال‌های پرمخاطب اصلا داخل کشور نیستن که کسی بخاد ساماندهی‌شون بکنه. در واقع مثل این می‌مونه که اعلام بشه لطفا تمامی کسانی که قصد انجام هرگونه اختلاس دارن، لطفا نسبت به ثبت نام در سامانه اختلاس اقدام لازم را مبذول فرمایند!

خب بابا طرف نشسته با هزار جور کلک و دروغ و اتهام و عکس و غیره، این همه فالوئر جمع کرده که باهاش یه کارای صورت بده، اونوقت بهش بگیم تشریف بیار خودتو معرفی کن، چی باید بگه؟ مثلا بگه اگه خودمو معرفی کنم اجازه قانونی خلافکاری بهم می‌دین؟ یا اگه خودمو معرفی کنم، دستگیرم می‌کنید؟ یا اگه خودمو معرفی کنم، بهم چایی و غذا می‌دین و بعد هم با یه آژانس منو محترمانه راهی خونه می‌کنید؟ و کلی سوال دیگه.

ولی از شوخی گذشته برام واقعا سواله چطوری قراره این کار انجام بشه. فعلا که قرار هست از چند روز دیگه ثبت‌نام از مدیرای صفحات پربیننده شروع بشه و شخصا دارم ثانیه شماری می‌کنم چند نفر به محل ثبت‌نام مراجعه می‌کنن.

البته بگما همه صفحات و کانال‌های پربیننده خدای ناکرده خلافکار نیستن، اما من خیلی مشتاقم بدونم اون بدها تکلیفشون چی می‌شه.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

برو بابا دلت خوشه

چهارشنبه, ۱ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۱ ق.ظ | ۰ نظر

چند هفتس من موندم چه خبره تو مملکت. یه دعوایی راه افتاده بین این کسب و کارهای سنتی و اینترنتی که بیا و ببین. البته اینترنتی‌ها با کسی دعوا ندارن و صداشونم در نمیاد. چون اصلا نیازی به داد و بیداد ندارن. اتحادیه‌ها و اصناف شلوغش کردن. اینترنتی‌ها هم می‌گن هر وقت تونستی کاری کنی ما رو خبر کن.

ماجرا خیلی جالبه. اولش یهو جو بالا گرفت که یه سری کسب و کار بانکی بدون هیییییچ قانون و مقرراتی دارن خیلی قشنگ میلیاردها تومن پول ملت رو براشون جابجا می‌کنن. بعد گفتن ای بابا این کار قانونی نیست و بگیر و ببند و آخرشم هیچی به هیچی.

هنوز این موضوع تموم نشده بود که ما فهیدیم چقدر ظلم شده در حق این کسب و کارهای بانکی، اینا که خلاف نمی‌کردن، تازه داشتن خدمت هم می‌کردن. چون یک مقامی برگشت گفت بعضی بانک‌ها دارن به قمارخونه‌های اینترنتی خدمات بانکی هم می‌دن تا این عزیزان خلاف‌کار بتونن با خیال راحت جیب مردم رو خالی کنن.

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه می‌شه؟

این یکی هنوز تموم نشده بود که رییس یک اتحادیه گفت کار فلان سایت خلافه و این چه وضعیه هر کی هر کاری میخاد می‌کنه و بعدم تهدید کرد که چنین و چنان می‌کنم. هنوز اصوات حرف این بنده خدا روی هوا بود که خبر اومد، سایته شروع کرده به درج آگهی خرید و فروش بچه!

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه می‌شه؟

جالب‌تر این که فرداش یکی دیگه از مسوولان دولتی گفت، این چه وضعیه فلان اپلیکیشن‌ها کاملا غیر قانونی هستن و باید هر چه سریع‌تر برن زیر نظر یه اتحادیه و از این حرفا. این جمله هنوز تموم نشده بود که خبر رسید اپلیکیشن‌های مورد نظر رفتن اسپانسر یه نمایشگاه وسط تهران هم شدن و تبلیغاتشون سراسر شهر هم پخش شده تازه!

آقا منو می‌گی، گفتم بیخیال مگه میشه؟

بعد دیگه همونجا یقه خودمو گرفتم گفتم کوفت، بله که میشه، میبینی که کردن و شد.

دیگه تو فکر بودم یعنی فاز این مسوولانی که این همه اعتراض می‌کنن چی هست دقیقا. خب مگه تو روزنامه‌ها یه چیزی اعلام بشه، کسی می‌ترسه مثلا فرداش کسب و کارش رو جمع می‌کنه مگه؟ بابا طرف تو روز روشن بانک مرکزی گفته غیرقانونی هستین، تابلو زده مشتری هم داره مشتی!

خلاصه اینجا بود که حس کردم تنها برداشت و پیامی که می‌شه از وضع موجود داشت اینه که برو بابا دلت خوشه.

عزت زیاد

آق فری

ایجاد اشتغال با استفاده از ساماندهی

يكشنبه, ۲۱ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۵۰ ق.ظ | ۰ نظر

من دیگه کم‌کم دارم به این نتیجه می‌رسم که ساماندهی تو ایران رسما داره تبدیل میشه به یک شغل. چرا؟ خب عرض می‌کنم.

ما قبلنا البته الان هم ادامه داره یه بخشی از مشاغل مربوط به شرکت در جلسات و همایش‌ها بود. یعنی یه سری مدیر و کارمند هستن که اصولا از این جلسه در میان می‌رن تو اون جلسه و پشت سرش راه می‌فتن فلان همایش و خلاصه شغلشون تقریبا شده گزارش نوشتن از جلسات و همایش‌ها.

بعد یه شغل دیگه درست شد به نام عضویت تو کارگروه‌ها. کار و بار این شغل جدید انصافا خوبه و به نظرم تونسته بخش قابل ملاحظه‌ای از مشکل اشتغال تو کشور رو حل کنه و تقریبا در حال جلو افتادن از شغل همایش‌گردی هست.

این کارگروه‌ها خیلی خوبن و نه فقط تو حوزه ICT که تو تمام مسایل جواب می‌ده. مثلا هوا آلوده می‌شه،‌کمیته بحران تشکیل میشه، همون حرفای سال‌های قبل زده می‌شه و بارون که میاد کمیته رو هم با خودش می‌بره.

یا مثلا مگس سفید میاد، کارگروه تشکیل می‌شه، هوا که سرد می‌شه و مگسا یا مهاجرت می‌کنن یا می‌میرن، کارگروه هم به کارش خاتمه می‌ده.

از این مثال‌ها خیلی زیاده و کلی کارگروه داریم که بعد از تشکیل با کمک باد و بارون و سرما و گرما و غیره خود به خود به کارشون خاتمه داده می‌شه.

البته یه وقت فکر نکنید اعضای این تیپ کارگروه‌ها خدای ناکرده بیکار می‌شن. نه اصلا، یعنی صبح نشده یه کارگروه دیگه درست میشه و روز از نو روزی از نو.

حالا در کنار دو روش اشتغال همایش‌گردی و عضویت تو کارگروه‌ها یه شغل جدید و توپ ایجاد شده که من شک ندارم خیلی سریع می‌تونه بیشتر از دو مورد قبلی در ایجاد اشتغال به کشور کمک کنه.

این شغل جدید اسمش ساماندهی هست که اتفاقا تو حوزه ICT به شدت در حال رشد هست و به زودی یه پست اصلا به تمام سازمان‌ها اضافه می‌شه به اسم معاون ساماندهی که مدیر کل ساماندهی و کارشناس ساماندهی هم خب می‌خاد.

ساماندهی کانال‌های اجتماعی، ساماندهی پیام‌رسان‌های موبایلی، ساماندهی سایت‌های همسریابی، ساماندهی سیم‌کارت‌های بی‌هویت، ساماندهی فروشگاه‌های اینترنتی، ساماندهی کالاهای قاچاق در فضای مجازی، ساماندهی سایت‌های اینترنتی، ساماندهی سایت‌های خبری، ساماندهی بازی‌های رایانه‌ای، ساماندهی مدلینگ و مزون‌ها در فضای مجازی، ساماندهی گارانتی‌های کامپیوتری، ساماندهی IPهای اینترنتی، ساماندهی پسماندهای الکترونیکی، ساماندهی هاستینگ‌های داخلی، ساماندهی کپی‌رایت و کلی ساماندهی دیگه که خسته می‌شم همشو بگم.

شما همینطوری سرانگشتی بشین حساب کن چقدر شغل ایجاد می‌شه از این طریق. چون تا بحث ساماندهی مطرح می‌شه خب به دبیرخونه و قند و چایی و میوه و شیرینی و جلسه و همایش و کلی ملزومات دیگه نیاز داره که هر کدوم یه سری آدم رو می‌طلبه.

فقط من جواب دو تا چیز رو نمی‌دونم، اول این که چرا ساماندهی‌ها تموم نمی‌شن و به نتیجه نمی‌رسن و دوم این که چرا قبلش طوری عمل نمی‌شه که بعدش نیاز به ساماندهی داشته باشیم؟

عزت زیاد

آق فری‌

منبع:عصرارتباط

بیکارانی که دنبال مجوز می‌روند

يكشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۲۸ ب.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش چند تا خبر رو که کنار هم گذاشتم بازم یه سوژه جدید به ذهنم رسید که گفتم با شما هم مطرح کنم اینجا.

تو اخبار دیدم یه مسوولی گفته 22 هزار تا فروشگاه اینترنتی مجوز دارند و 700 هزار تا ندارن. باز همینطور داشتم نگاه می‌کردم دیدم زده وزارت ورزش کلا بیخیال ساماندهی سایت‌های همسریابی شد. از اونطرف دیدم کار ساماندهی سایت‌های خبری هم به نتیجه‌ای نرسیده.

از اونطرف‌تر هم دیدم گفتن قراره کانال‌های تلگرامی هم ساماندهی بشن که از اونم خبری نیست.

یا مثلا کسی می‌خواست کار مالی بکنه باید از دو هزارجا مجوز می‌گرفت و آخرشم نمی‌تونست کار کنه، اما الان تو اینترنت یه سوته یه چیزایی درست شدن که مثل بانک‌ها پول ملت رو جابجا می‌کنن.

راستی این وسط صدای آژانس‌ها و تاکسی‌دارها هم دراومده که بابا تو این اینترنت هر کی رفته یه سازمان تاکسیرانی برای خودش راه‌ انداخته.

تازه شنیدم یه سری پول مجازی هم ساخته شده که اصلا دیگه به پول واقعی هم نیازی نیست.

یه سری کار شبکه‌ای هم مد شده که مثل همون هرمی‌های سابق هستن و اونم تو خونه نشستی و با یه کانال تو تلگرام یا اینستاگرام کلی آدم مشغول به کار شدن.

بعد دیدم رییس یه اتحادیه گفته اینطوری پیش بره ما هم میریم میشینم خونه و یه سایت فروش راه می‌ندازیم. چون نه مجوز می‌خاد نه سابقه می‌خاد، نه مالیات می‌دی نه بیمه، نه اجاره، نه عوارض شهرداری می‌دی و تازه اصلا لازم نیست جنس هم جایی انبار کنی، عکس یه سری محصول رو از تو اینترنت پیدا می‌کنی میذاری روی سایت و بالاشم می‌زنی حراج ویژه به مناسبت بلک فرای‌دی و بعد هم هر کی سفارش داد، تونستی پولشو می‌خوری، اگرم نتونستی خب یه پیک می‌فرستی دم خونه قاچاقچی یه دونه کالا می‌گیری می‌فرستی برای مشتری و خلاصه از هفت دولت آزادی.

این وسط منم دیدم اوضاع مثل این که برای کاسبی بدک نیست منم چقدر هی رانندگی کنم. منم بشینم خونه یه چیزی بفروشم برای خودم، مجوز هم که نمی‌خاد، دیگه کلا بیخیال شدن.

فقط من موندم اینایی که می‌رن مجوز می‌گیرن فازشون دقیقا چی هست؟ خب بابا بیکارید می‌رید خودتون رو توی دردسر و چشم و نظر مردم می‌ندازین؟

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

هفته قبل دوباره یه سری موضوعاتی پیش اومد که ذهن من نکشید که چطور باید درک و تحلیلش کنه. برای همین به این نتیجه رسیدم که طرح موضوع کنم که شاید شما بتونید در این مقوله یه مقدار بنده رو هم روشن کنید.

آقا ماجرا از این قراره که بعد از افتتاح فاز نخست شبکه ملی اطلاعات، دو ماه دیگه فاز دومش و ظاهرا اونور سال هم کلا این شبکه افتتاح می‌شه.

از اونطرف و در حالیکه کار ساخت و اجرای این شبکه از سوی وزارت ارتباطات رو به پایان هست، شورای عالی فضای مجازی در حال تدوین و تعریف و تهیه سند برای شبکه ملی اطلاعات هست. پس یعنی اول شبکه ساخته می‌شه بعد تعریف می‌شه و براش سند تهیه می‌شه یا این که اول باید تعریف بشه و بعد ساخته بشه؟

اینطور که پیداست در حالت خوش‌بینانه اگه همه چیز طبق برنامه پیش بره زمان پایان ساخت شبکه ملی اطلاعات و تعریف و سندش یکی خواهد شد. خلاصه من در این مورد موندم که جریان چی هست. یکی منو راهنمایی کنه.

اما این بنده خدا فقط شبکه ملی اطلاعات نیست که به این حالت دچار شده، تو خبرها خوندم فیلترینگ هوشمند هم که چند سالی هست کلید خورده و ظاهرا اونم در حال اتمام هست، از جمله مواردی هست که تازه قراره تو دستور کار تصمیم‌گیری شورای عالی فضای مجازی قرار بگیره.

تازه فکر نکنید من رفتم گشتم به این دو مورد گیر دادم و برام سوال شده‌ها. شبکه‌های بومی، پیام‌رسان‌های بومی و جویشگرهای بومی و کلی بومی دیگه که همه ساخته شدن و برخی در حال کار هستن و برخی شکست خوردن و تعطیل شدن هم، در دستور کار بررسی و تصمیم شورای عالی فضای مجازی هست.

خلاصه من در جمع‌بندی خودم علتش رو که نفهمیدم اما به یه نتیجه قابل توجه رسیدم و اون اینکه برای نخستین بار تو کشور سرعت اجرا از تصمیم‌گیری بیشتر شده. یعنی اگه قبلا 4 سال زمان می‌ذاشتن که یک پروژه یکساله رو طراحی کنن، الان 4 سال میشه که یه پروژه اجرا شده و تازه میخان بشینن جلسه تصمیم و طراحی براش بذارن.

خب این بده؟ فقط من باز موندم چطوری میشه سرعت اجرای یک پروژه از سرعت تشکیل جلسات برای تصمیم درباره اون پروژه بیشتر باشه؟ مگه میشه؟ مگه داریم؟!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مطابق معمول هر هفته اومدم شروع کنم به نوشتن یه مطلب طنز که دیدم یه اتفاق کاملا جدی افتاده که اصلا وقت شوخی نمی‌ذاره. ترامپ رییس جمهور آمریکا شد. البته خبر مهمتر از این برای من واکنش زامبی‌های مجازی ایرانی به این انتخاب بود.

مطلبی که می‌خونید اصلا شوخی نیست و طبق معمول برخی از ایرانی‌ها روی صفحه ترامپ و البته دختر ترامپ رفتن و پیام‌هایی خطاب به این دو فرد دادند که برخی از آنها که با سانسور قابل پخش بود به سمع و نظر شما می‌رسد:

- ترامپ بیا پرسپولیس زیرنظر برانکو
- تبریک میگم عزیزم ...راستی یادته گفتی اگه رییس جمهور بشی منو به غلامی قبول میکنی؟ الان وقت عمله
- انقدر فشار آورد موهاش زرد شد
- برید پیج هیلاری یکم دلداریش بدین ...
- ترومپت بهت تبریک میگم، خواستی اختلاس کنی بگو یه تیم حرفه ای از ایران بفرستم یادت بدن، باهام تماس بگیر
- برای دانلود برنامه فضول یاب اینستا وارد پیج بشید،پیجمم قفل نیست اگر نبود هم فوش بده هم بلاک کن
- قالیشویی شربت اوغلی شعبه ی دیگری ندارد
- حمید اگه این جایی فلشو منو بیار ...
- ترامپ جان فقط جوووون مادرت سیخ تو برجام نکن
- اینم سحر دختر من!
- نگو مومن من از وقتی که شنیدم دستو دلم به کار نمیره....
- ترامپ جون کی بیایم برای عرض تبریک
- توجه توجه بنده اماده دوستی با ی دختر امریکایی هستم که قصد سفر به ایران رو داشته باشه و شبیه ... باشه لطفا بیا پی وی

واقعا نمی‌دونم الان باید آدم بخنده یا ناراحت باشه. این زامبی‌های مجازی ظاهرا دست بردار نیستن و حداقل کارکردشون اینه که کلی آدما تو دنیا صفحه خودشون رو یا به کل یا روی ایرانی‌ها بستن. اتفاقا همین کارا باعث شده تا بعضی از شبکه‌های اجتماعی امکان مسدود کردن نظرات از بعضی کشورها رو فعال کنن که البته زهی خیال باطل که خبر ندارن این زامبی‌های عزیز با فیلترشکن از هر گوشه دنیا می‌تونن خودشونو به صفحات افراد مورد نظر رسانده و خدمات شبکه‌های مذکور رو به تمسخر بگیرن.

هنوز آمار دقیق و درستی از تعداد زامبی‌های مجازی ایرانی در دست نداریم، اما یه چیز رو دقیق و درست می‌دونیم و اون اینکه تمام این افراد از اختلال‌ها و عقب‌ماندگی‌های شدید ذهنی رنج می‌برن و اینطور که پیداس درمان هم ندارن.

به هر حال انگار این جماعت رو باید در کنار خودمون بپذیریم، اما چیزی که پذیرفتنش سخت هست اینه که اینها شدن نماد کشور، البته صبر کنید چون هنوز یه چیزی جای خوشحالی داره و اون این که اکثر زامبی‌ها سواد انگلیسی ندارن، البته نه نه، الان که دارم واقع‌بینانه به موضوع نگاه می‌کنم، می‌بینم هر چی بلد نباشن، 4 تا فحش رو قطعا به انگلیسی بلدن. من دیگه حرفی ندارم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

نوشاغلان ICT هم تجمع کنند

يكشنبه, ۱۶ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ق.ظ | ۰ نظر

همان‌طور که در جریان هستین، یکی از برنامه‌های کلیدی وزارت ارتباطات ایجاد مشاغل جدید هست و با کمی تعارف و اصرار، قرار شد سالی 100 هزار تا شغل ICT ایجاد بشه.

بعد هم وزیر ارتباطات وقتی مورد این پرسش قرار گرفتن که آقا چه خبر از مشاغل ICT گفتن، انجام شده و توی شرکت‌های ICT باید دنبالش برید.

واقعیت اینه که بعضی از آمارها رو خیلی نمی‌شه دنبالش رو گرفت و آمارش رو درآورد. مثلا می‌گن امسال نسبت به پارسال چند 10 هزار کیلومتر بیشتر فیبر نوری کشیده شده. خب شما از کجا می‌خوای آمار بگیری که این سیم‌ها از کجا به کجا کشیده شده و به قولی اگه بگن همینجا که شما ایستادی زیر پات فیبر نوری رد شده، مجبوری قبول کنی یا این که بیل و کلنگ ‌برداری و بکنی ببینی به فیبر نوری می‌رسی یا نه؟ که این کار با دستان لطیف و حقوق اندک خبرنگارا به‌صرفه نیست.

یا همین ایجاد شغل، شما نمی‌تونی بری تک‌تک زنگ در شرکت‌ها رو بزنی بپرسی با سلام می‌خواستم بدونم امسال شما چند نفر استخدام کردین؟ در این مورد هم اگه یه گلدون از بالا نیفته روی سرتون، جواب به شما چه ارتباطی داره دریافت می‌کنید و تازه مجوز هم ندارید و بعد هم مگه یکی دو تا هستن این شرکت‌ها.

حالا اینا رو برای چی گفتم. چند روز قبل وزیر ارتباطات توی صفحه شخصی خودشون نوشتن، "حفظ اشتغال و ایجاد اشتغال جدید یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های بنده در طی سال‌های اخیر بوده است" و از این حرفا.

بعد یه سری کاربر از همه جا بی‌خبر باز اومدن زیر این پست وزیر نوشتن، قربانت شوم امضای جنابعالی پای تعدیل نیروهای شرکتی مخابرات هنوز خشک نشده.

ماجرایی که این کاربرهای بیکار بهش اشاره می‌کنن درباره تجمع اعتراضی کارکنان شرکتی مخابرات هست که ظاهرا مربوط به بالای 20 هزار نفر می‌شه.

حالا من اینجا یک حمایت می‌خوام. باید به وزیر ارتباطات کمک کنیم و تنهاش نذاریم. همه هم مسوولیم. لذا من می‌خوام پیشنهاد یه کمپین و تجمع بدم. من نشستم یه حساب و کتاب سرانگشتی کردم که توی این سه سال و اندی که از کار دولت گذشته، اون‌طور که مسوولان وزارت ارتباطات گزارش دادن، بیش از 250 هزارتا شغل جدید باید ایجاد شده باشه.

لذا من می‌خوام نوشاغلان حوزه ICT برای قدردانی و حمایت از وزیر ارتباطات و این که فقط نیمه خالی لیوان از طرف مردم مشاهده نشه، همت کنن و به میدان بیان. برای این کار نه همه 250 هزار نفر که اگه 10 درصد، نه ولش کن زیاده دردسر می‌شه، حداقل 1 درصد یعنی حدود 2500 نفر پاشن بیان جلوی وزارت ارتباطات یا مجلس تجمع کنن.

خلاصه ببینم چیکار می‌کنیدا. چراغ اولم 100 نفر اول که روشن کنن می‌گم اپراتورا دو گیگ اینترنت مجانی بهش بدن.

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

تسلیت به همکار مطبوعاتی، محمود اروج‌زاده

دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۵۴ ق.ظ | ۰ نظر

در کمال تاسف به اطلاع دوستان و همکاران می‌رساند، والده بزرگوار همکار مطبوعاتی محمود اروج‌زاده به رحمت خدا رفتند.

درگذشت آن مرحومه را به محمود اروج‌زاده، خانواده و بستگان ایشان تسلیت گفته و از خداوند منان برای آن مرحومه علو درجات و برای بازماندگانش صبر جزیل خواستاریم.

هشدار: اون سایت همسریابیه مجوز نداره!

يكشنبه, ۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۲:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

آقا این ماجرای سایت‌های همسریابی هم دیگه شورش داره در میاد. همین دو هفته پیش بود که پلیس اعلام کرد 700 تا سایت غیرقانونی رو مسدود و به مراجع قضایی معرفی کردن.

چند وقت پیشم یکی از مسوولان وزارت ورزش گفته بود این سایت‌های همسریابی تبدیل شدن به بنگاه‌های اقتصادی. باز چند وقت قبلش اعلام شد 20 هزار جوان در یک سایت همسریابی غیرقانونی عضو هستن.

خلاصه شما تو گوگل بزنی سایت همسریابی با عجایب زیادی مواجه می‌شید که از جمله یکی زده «257 هزار نفر آماده ازدواج دایم و موقت!»

با خودم گفتم این که یکی دیگه عمرا فیلتر نباشه، کلیک کردم دیدم بازه! یه لحظه به شک افتادم گفتم خدایا من که فیلترشکن ندارم این چطوری بازه پس؟

خب چیزی برای تحلیل این قبیل تبلیغات باقی نمی‌مونه و من هر چی بیشتر موضوع رو هم نزنم بهتره. اما خب نمی‌دونم چرا یه جورایی به نظر می‌رسه این مساله سایت‌های همسریابی هم دارن به سرنوشت موسسات مالی غیرقانونی تو کشور تبدیل می‌شن که تو روز روشن و بدون مجوز مشغول کارشون هستن و کار تا جایی پیش رفته که حالا بانک مرکزی مجبور شده رو به بیلبورد و تبلیغ بیاره که مردم تو رو خدا پولتونو دست اینجاها ندین.

مردم هم هاج و واج از خودشون می‌پرسن، مگه میشه؟ مگه داریم؟ خب اینا چطوری تو روز روشن دارن غیرقانونی کار می‌کنن پس.

هموطنان گرامی لطفا به خبری که هم اکنون به دستم رسید توجه کنید. به خدا شوخی نیست، هفته قبل وزارت ورزش اطلاعیه داد که فلان موسسه همسریابی از ما مجوز نداره!

خب آقایون اینم که شد حکایت موسسات مالی غیر مجاز که. خب این چه صیغه‌ای هست؟ یعنی چی که اعلام میشه فلان سایت مجوز نداره؟ خب اگه نداره چرا اصلا باید باز باشه؟ چرا با عواملش برخورد نمی‌شه؟ اصلا مردم از کجا باید در جریان این اطلاعیه قرار بگیرن؟

وقتی سایتی فیلتر هست یعنی غیر مجاز هست. حالا انگار زین پس مردم باید حواسشون باشه که سایتی هم که فیلتر نیست شاید غیرقانونی باشه! خب شما جای مردم، یعنی باید راه بیفتن تو اینترنت به تحقیق بپردازن فلان سایتی که باز هست و توش زده 257 هزار نفر آماده ازدواج دائم و موقت هستن، مجوز داره یا نه؟!

خب یکی ما رو روشن کنه جریان چی هست؟ این طوری که سنگ رو سنگ بند نمی‌شه.

از اونطرف تو تلگرام هم که دیگه قربونش برم، شنیدم عکس و مدت عقد رو هم رسما دارن اعلام می‌کنن و با پرداخت 30 هزار تومن طرفین رو برای امر خیر به هم معرفی می‌کنن! اینو دیگه کجای دلمون بذاریم؟ آقایان مسوول یه فکر اساسی کنید لطفا.

عزت زیاد

آق فری

آقا! آمار در هم هست سوا نکن

جمعه, ۳۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۵:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

این میادین میوه وتره بار شهرداری‌ها اگه گذرتون افتاده باشه داستانی داره. خب از اونجا که هر ارزانی حکمتی داره، وقتی میری داخل خیلی جاها اجازه سوا کردن نداری و همینطور هر کی از فروشنده‌ها از کنارت رد می‌شه، میگه سوا نکن آقا. اصلا نگاه هم که بکنی به میوه‌ها و دست هم که نزنی بهت میگن سوا نکن! از اونطرف وقتی میخای میوه ورداری و فکر می‌کنی کسی اطرافت نیست یهو یه فروشنده عین عقاب رو سرت فرود میاد و میگه دست نزن آقا، به خودم بگو چی میخای.

از اینجا به بعد یه مشکل دیگه شروع میشه و حرفه‌ای‌ها می‌دونن من چی می‌گم. مثلا اگه سه کیلو میوه می‌خای باید بگی یک کیلو بده تا دقیق سه کیلو تقدیمت کنن و اگه یک کیلو بخای باید بگی سه چهارتا گوجه بده که همون یک کیلو رو میذارن برات. خلاصه میخاستم بگم زبان و فرمولاسیون خاص خودشون رو دارن.

حالا می‌تونید تصور کنید یه همچین مدلی تو آمار دادن حوزه اپراتورهای موبایل هم ظاهرا حاکم شده.

مثلا یه اپراتور میاد آمار می‌ده 100 هزار نفر ترابرد کردن اومدن تو شبکه من تا به این ترتیب بگه من بهترم. بعد صدای اون یکی اپراتور در میاد که نه خیر اینطوری نیست اتفاقا صد هزار نفر ترابرد کردن اومدن تو شبکه من.

خب این وسط تو می‌مونی آمار کی درست هست و منطقا باید بری سراغ سازمان ناظر یعنی رگولاتوری که آقا شما که بی‌طرف هستی یه آمار بده ببینیم چی به چی هست. رگولاتور در پاسخ به این سوال مشخص اما اینطور جواب می‌ده که در کل 50 هزار درخواست ترابرد بوده که 35 درصد آن موفق بوده و باقی اطلاعات رو هم مردم خودشون حدس بزنن!

خب این چه فرمولیه؟ بابا آمار وقتی هست چرا نسیه می‌دی؟ چرا معما طرح می‌کنید؟

خلاصه از اون هفته هی میخایم به آمار یکی استناد کنیم، یه صدایی تو گوش آدم میگه سوا نکن آقا! در همه!

این موضوع در مورد آمار سیم‌کارت‌های بی‌پدر و مادر هم تکرار شد. ببخشید عصبانی شدم یه لحظه. آخرشم درست معلوم نشده این سیم‌کارت‌ها چند تا هستن، کی قهرمان هست تو این مسابقه، چرا همچنان ادامه دارن و کلی سوال بی ارزش و بی‌پاسخ دیگه!

خلاصه فکر کنم از این به بعد باید اخبار را اینطوری نوشت: به گزارش خبرنگار ما یک اپراتور گفت آمار اینقدر است، اما اپراتور دیگر گفت، خیر آمار اینقدر است. سازمان رگولاتوری نیز در ادامه آمار را اونقدر اعلام کرد.

بر اساس این گزارش خوانندگان هوشمند خودشان باید حدس بزنند، آمار صحیح چقدر است.

عزت زیاد

آق فری

آینده‌نامه یا تخیل‌گزاری؟

يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۱۲ ب.ظ | ۰ نظر

نستراداموس یک عطار و پیشگوی اهل فرانسه بود که سال 1566 میلادی از دنیا رفت و گفته می‌شود برخی از حوادث و جنگ‌های آینده، پس از اتفاق افتادن به وی منسوب شده‌است.

حالا این چیزا چه ربطی به الان و من داره؟ واقعیت اینه که من یه مدت هست اخبار ICT رو که می‌خونم، نمی‌دونم چرا هی یاد نستراداموس میفتم. مثلا مدیر اجرایی داریم که خدا عمر طولانی بهش داده و بیشتر هم که بده شاید تا 5 سال آینده کلا زنده باشه! بعد صحبت از یک دهه بعد می‌کنه.

من وقتی می‌بینم یه مدیر اجرایی که باید درباره عملکرد امروزش و فوق فوقش پایان دوره مدیریتش گزارش کار بده، چطور وعده ده سال دیگه رو می‌ده؟ از اون عجیب‌تر رسانه‌هایی هستن که خبر این پیشگویی‌ها رو منتشر می‌کنن. خب بابا شما نشریه خبری هستین یا نشریه تخیلی؟

من فعلا کاری با مدیری ندارم که میاد میگه تا بیست سال آینده در حوزه اینترنت و ICT کشور چی میشه، ندارم. بیشتر مغزم از رسانه‌های ناشر این پیشگویی‌ها رگ به رگ می‌شه. آقای رسانه، مردم نمی‌دونن تا فردا چی میشه، چی گرون یا ارزون می‌شه، وام 24 درصد بهره‌ای بگیرن یا نگیرن، وضع کارشون چی می‌شه، تعدیل می‌شن یا نمی‌شن، بچه دوم و سوم رو بهش فکر بکنن یا نکنن، حقوقشون بالا میره یا نمی‌ره و هزار و یک مساله دیگه.

اونوقت شما می‌یای برای این وضعیت و حال و روز مردم، تیتر می‌زنی 10 سال دیگه فلان اتفاق می‌فته؟ خدایی فکر می‌کنی مردم باورشون می‌شه؟ اصلا بذار چند تا سوال دیگه از شما همکار رسانه‌ای بپرسم. شما که این خبر رو منتشر می‌کنی و حتی یک نقد هم به وعده‌هایی که شاید به عمر و زندگی مدیر مربوطه قد نده چه برسه به دوره مسوولیتش نمی‌کنی، اصلا از خودتون پرسیدین اگه مثلا فلان پیشگویی نستراداموسی محقق نشد، خب چی می‌شه؟ اصلا یادت می‌مونه بری سراغ اون مدیره؟ تازه اگه در قید حیات باشه میخای ازش بپرسی خب شما خاطرتون باشه در ایام جوانی فلان پیشگویی رو صادر کردین، خب چرا محقق نشد؟!

لابد انتظار دارید مدیر مربوطه بیاد عین مدیرای ژاپنی تا کمر خم بشه بگه شرمنده. خیر قربونت از این خبرا نیست. مدیر پیشگو، خیلی هم که سرپا باشه بهت می‌گه، پسرم قرصاتو خوردی؟ مثل این که در جریان نیستیا، من می‌خواستم کار کنم اما عده‌ای نذاشتن، بودجه کم بود، خب منو عوض کردن و هزار تا دلیل محکم دیگه برات میاره.

خب آدم چرا باید اینکارو بکنه که این جوابای سرد رو تحویل بگیره.  

همکار محترم رسانه‌ای خواهشا بیخیال این اخبار بشید. مردم پول نشریه خبری می‌دن نه تخیلی. حداقل اگه اصرار دارید نشریه تخیلی منتشر کنید نگید روزنامه یا خبرگزاری، بگید آینده‌نامه یا تخیل‌گزاری!

اینطوری تکلیف خواننده رو روشن کردین منم اینجا عمرا گیر بدم بهتون.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

دلالی جدید؛ سرشماری اینترنتی بدون صف!

دوشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ق.ظ | ۰ نظر

هفته گذشته این سرشماری اینترنتی هم ماجرایی شد برای خودش و یه کمدی درام درست شد.

از یه طرف مرکز آمار ایران هی ذوق می‌کرد که استقبال مردم بی‌نظیر بوده از اونطرف هی خبر می‌یومد سامانه سرشماری اینترنتی زیر بار این استقبال خوابید.

خلاصه ملت دچار نوعی دوگانگی شدن که باید بلاخره در چه حد از طرح‌های اینترنتی مملکت استقبال کنن.

البته ما عادت کردیم به این خوابیدن‌ها. مثلا اعلام نتایج کنکور می‌شد، خب مردم بیکار هم شوق داشتن ببینن قبول شدن یا نه، که سایت سازمان سنجش می‌خوابید.

یا بحث مهم یارانه مطرح می‌شد، خب مردم استقبال می‌کردن و می‌خوابید. یا مثلا خبر می‌یومد فلان سایت هک شده، خب مردم هم نگران می‌شدن و هم کنجکاو و مراجعه می‌کردن ببینن یه سایت که هک شده یعنی چه شکلی شده، بعد همین استقبال باعث می‌شد، سایت فلان نهاد بخابه. بعد هم معلوم می‌شد سایته اصلا هک نشده بود و همین استقبال باعث خوابیدن شده!

خلاصه این خوابیدن‌ها انگار تمومی نداره. برای همین من به نظر رسید باید مردم رو درست راهنمایی کرد و برای اجرای طرح‌های اینترنتی یه جور سطح‌بندی میزان استقبال کرد.

مثلا بگن نتایج دانشگاه شروع شد و فقط ساکنان منطقه 1 تهران نتیجه رو چک کنن، اسمشم بذارن استقبال نیمه‌یواش.

یا مثلا بگن ثبت‌نام یارانه شروع شد و کسایی که فامیلیشون با الف شروع می‌شه فقط بیان، اسمشم بذارن استقبال یواش.

یا مثلا بگن سرشماری اینترنتی شروع شده و فعلا خانواده‌های بالای 10 نفر شروع کنن به ثبت‌نام. اسمشم بذارن استقبال محتاطانه.

خلاصه من به این نتیجه رسیدم اگه قراره طرحی اینترنتی انجام بشه، چاره‌ای نیست جز این که میزان استقبال مردم مدیریت بشه و مدیون هستین اگه فکر کنید این موضوع ربطی به نقایص فنی، سرعت اینترنت، شبکه ملی اطلاعات و عدم پیش‌بینی تدابیر لازم داره.

این کارا فقط برای این هست که مردم در صف انتظار معطل نشن و یه وقت این وسط سر و کله دلال‌ها پیدا نشه که بیان فردا بساط راه‌بندازن، «انجام سرشماری اینترنتی خارج از صف!»

تازه یادم رفت بگم یه وقت فکر نکنید این مشکل فقط مال ما هستا. الان سایت سفارت آلمان هم چند وقتی هست که هر کی میخاد اقدام کنه یا سایتشون بالا نمیاد یا اصلا نوبتی نیست که مردم بگیرن. در نتیجه دلال‌هایی پیدا شدن که تا چندصد هزار تومن هم پول می‌گیرن که نوبت بدن به ملت.

پس همونطور که ملاحظه می‌شه این دعوت به رعایت میزان استقبال برای خودتون هست. چون اگه همه بخان بیان تو شبکه اونوقت کار خودتون روی زمین می‌مونه، چون مسوولان به شکل کامل تدابیر لازم رو پیش‌بینی کردن و مردم هم باید همکاری کنن دیگه. افتاد؟!

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)