ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۲۱ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


الان چی شد دقیقا؟

يكشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۵۷ ق.ظ | ۰ نظر

هفته پیش دبیر کمیته فیلترینگ رو یه موضوعی دست گذاشت که تا همین الان که دارید این مطلب رو می‌خونید وزیر ارتباطات ول کن ماجرا نیست. ماجرا اینطور بود که آقای دبیر فیلترینگ گفت ما 40 بار دستور مسدود کردن 8 هزارتا کانال و سایت رو به وزارت ارتباطات دادیم و اونا هم هیچ اقدامی نکردن.

اوه اوه اوه، وزیر ارتباطات از اول هفته کلید کرد روی این موضوع. از شانس بد دبیر کمیته فیلترینگ این هفته وزیر ارتباطات روزی 2 تا افتتاحیه داشت و تا آخر هفته 10 بار گیر داد به این موضوع. دیگه اوضاع جوری شده بود که من دلم سوخت برای دبیر کمیته مسدودسازی سایت‌ها.

خلاصه وزیر ارتباطات روز و شب بود که می‌گفت کدوم 8 هزارتا سایت، کدوم 40 بار، ایشون نظر شخصیشون بوده، از خودشون بپرسید. یه عده میخان همه چیز رو ببندن. ایشون دبیر یه کمیته هستن.

یعنی دیگه این دم آخری، سنگ تموم گذاشت وزیر ارتباطات. حالا درسته که هنوز گرد و خاک این بگو مگوها تموم نشده اما والا ملت گیج شدن این وسط. خب بابا این فیلترینگ جریانش چیه دقیقا. یعنی شما برید مطبوعات رو تو این یک هفته اخیر چک کنید، یه بولتن چاق و چله سر این ماجرا جمع می‌شه که تهش معلوم نشد داستان چیه؟

یعنی الان ما دقیقا نفهمیدم چی شد، اینا نظر شخصی بوده، قطعی بوده، کمیته‌ای بوده، قضایی بوده، اگه بوده مستنداتش کجاس. بابا این خبرنگارا که مثل توپ هی پاس می‌شن اینور اونور، یه تعداد مردم هم هستن که می‌خونن این چیزا رو. خب یه چیزی این وسط درست نیست. متوجه منظورم هستین؟

یاد اون جریان میفتم که طرف می‌گفت، هر کدوم از مسوولان رو که می‌بینی از وضعیت موجود گله دارن، به نظرم عملکرد ما مردم بد بوده که ناراحتشون کردیم!

البته فقط این یه مورد نیستا، خیلی چیزای دیگه هست که تو این مملکت معما شده برای مردم که خب حق با کیه؟

انگار این روزا مردم باید برداشت آزاد داشته باشن از خبرها و اظهارات مسوولان. یعنی وقتی یکی یه چیزی میگه، اختیار با شماست که بگید درسته یا غلط. چون هر کی یه چیزی می‌گه و شما خودت باید تصمیم بگیری کدوم حرف رو قبول کنی و این یعنی یک پدیده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پس چی محرمانه نیست؟

دوشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۴ ب.ظ | ۰ نظر

هفته قبل یکی از رمزآلودترین چیزهایی که دنبالش بودم، هیچ اتفاقی براش نیفتاد و همچنان رمزآلود باقی موند. یه مدتی هست که سامانه دسترسی آزاد به اطلاعات راه افتاده و من همیشه

داری اشتباه می‌زنی داداچ!

يكشنبه, ۱۸ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۱ ب.ظ | ۰ نظر

من هر جا تو اینترنت و این شبکه‌های اجتماعی با این جمله " داری اشتباه می‌زنی داداچ!" مواجه می‌شم، ناخودآگاه خندم می‌گیره و روش کلیک می‌کنم ببینم چیه. چون عمدتا چیزای خیلی باحال و خنده‌دار پیدا میشه.

برای همین گفتم برای این مطلب هم از تیتر "داری اشتباه می‌زنی داداچ!" استفاده کنم تا به غنا و جذابیت مطلب همی بیفزاید.

چند روز پیش تو خبرها اومده بود رایزنی‌ها برای رفع فیلتر دو تا سایت خارجی برای مراکز دانشگاهی در حال انجامه. یعنی کمی تا قسمتی از مردم می‌تونن بدون فیلترشکن‌های رایگان به این سایت‌ها دسترسی داشته باشن.

یعنی من در عجبم که واقعا بعضیا فکر می‌کنن کسی که دنبال کار علمی هست و در سن قانونی قرار داره واقعا چیزی به اسم فیلترشکن به گوشش نخورده؟! داداچ من! شما رفتی یه تحقیق کوچیک تو دبستان‌های کشور بکنی و ببینی که چند درصدشون می‌دونن فیلتر شکن چیه و دارن ازش استفاده هم می‌کنن؟ شما توی گوگل سرچ کردی "فیلترشکن" تا ببینی کلی سایت دانلود رایگان و فروش فیلترشکن که شماره حساب بانکی هم خدمتتون معرفی کرده، وجود داره؟

داداچ من! شما تو کانال‌های ماهواره‌ای ندیدی که صبح تا شب دارن فیلترشکن رایگان به مردم معرفی می‌کنن؟

داری اشتباه می‌زنی داداچ من! اگر کسی هم دنبال رفع فیلتره چیزی هست که دیگه تقریبا کسی نیست، فقط برای رفع فیلتر اون شبکه‌های اجتماعی هست که کلی از مسوولان توش عضویت دارن، اما می‌گن برای مردم ممنوع هست و البته بماند که میلیون‌ها نفر هم عضوش هستن.

داداچ من! به نظرم این دفعه که یکی اومد گفت فلان سایت رو برای تحقیقات علمی من رفع فیلتر کن، جا داره یه کم بهش شک کنی و مطمئن بشی سرکاری نیست.

من واقعا در عجبم که این چه وضعیه که فیلتر شکن‌ها ظرف چند ثانیه در دسترس هستن، عضویت یه عده از مسوولان در شبکه‌های اجتماعی فیلتر شده بلامانع هست، میلیون‌ها نفر از مردم هم غیرقانونی عضو اون جاها هستن، بعد قراره برای کمی تا قسمتی از مردم دو تا سایت باز بشه؟!

داری اشتباه می‌زنی داداچ! داری اشتباه می‌زنی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موسسه احمق و داغون گالوپ

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۰:۳۵ ق.ظ | ۰ نظر

چند روز پیش دیدم موسسه بیکار و بی‌مغز و آمریکایی گالوپ رفته 142 تا کشور دنیا رو یه بررسی کرده و به این نتیجه رسیده ما ایرانی‌ها، عصبانی‌ترین مردم دنیا هستیم.

یعنی من منتظرم یکی این نماینده روانی گالوپ تو ایران رو نشان من بده، که ببینم رفته از کیا تحقیق کرده که فهمیده ما اعصاب نداریم. خب تویی که ورداشتی این تحقیق مسخره رو کردی، از کجا اصلا مجوز گرفتی؟ کی به تو اصلا ویزا داده وارد کشور ما بشی، خارجی بودی یا جاسوس داشتی تو ایران که این تحقیق رو برات کردن، مرتیکه!

آخه اصلا تو ایران کسی یه دونه فحش گذاشته تو صفحهات اینترنتی دیگران؟ اصلا ما تا حالا رفتیم صفحه یه بازیکن، یه داور، یه مجری یا هر کس دیگه‌ای رو تو خارج از ایران پیدا کنیم، به زبان شیرین فارسی بهش فحش بدیم؟

اصلا ما تا حالا ترقه رو سر داور فوتبال انداختیم؟ تا حالا شده ما صدای بوق ماشین تو خیابونا بشنویم؟ کسی تا حالا دو تا ایرانی دیده که سر یه نگاه کردن به قتل برسونن همدیگه رو؟ آقای مدیر نادون موسسه گالوپ، شما مطمئنی کارشناس بخش ایران، اطلاعات غلط تو پاچه جنابعالی نکردن؟ مطمئنی اطلاعات ایران با یه کشور دیگه جابجا نشده؟ شما مطمئنی عامل استکبار برای خراب کردن چهره ما ایرانی‌ها نیستی؟

آقای مدیر گالوپ، عزیز من ما خودمون داریم تو این مملکت زندگی می‌کنیم. این مزخرفات چیه سرهم کردی؟ عصبانی کیه؟ چرا اعتبار خودتونو به باد می‌دین، میخاین به بچه‌ها آدرس شبکه اجتماعیت رو بدم تا ببینی چقدر در اشتباهی؟

ما تو مملکتی زندگی می‌کنیم که برای بغرنج‌ترین مشکلات ظرف بیست و پنج صدم ثانیه اینقدر جوک ساخته می‌شه که عصبانیت که هیچ، غم و غصه هم از دلمون بیرون می‌ره. کجای دنیا مردمش اینقدر جوک می‌سازن که ما می‌سازیم؟ بعد ما عصبانی هستیم؟ بی‌شعور!

شما کجای دنیا دیدی یه ساختمون در حال سوختن باشه ملت برن با لب‌های خندان و کنترل کامل اعصاب، باهاش عکس سلفی بگیرن؟ این مردم عصبانی هستن یا برای تقویت روحیه اونایی که تو آتیش گیر کردن و نیروهای امدادی وسط خیابون ایستادن؟ ما عصبانی هستیم؟ حیوان!

شما کجای دنیا دیدی وسط عملیات تروریستی مردم با حضور در صحنه، کنترل کامل اعصاب و بدون لرزش دستشون از صحنه‌ها فیلمبرداری کنن و تازه گزارش صوتی هم بدن همون موقع. شما فیلم صحنه‌های ترور تو اروپا رو ببین. یکیشم به درد نمی‌خوره، طرف رفته نوک کوه یواشکی از زیر پیراهنش داره فیلم میگیره یا نهایت تو زیرزمین خونش با استرس میگه صدای تیر میاد تو 2 کیلومتری اینجا. اونوقت مردم ما به اعصاب خودشون کنترل ندارن، اونا دارن؟

باشه شما خوبین، گالوپ پدرسوخته دروغگو، مگه دستم بهت نرسه، آشغال عوضی!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

اثبات خوبی تعدد نهادهای نظارتی

يكشنبه, ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۰۷ ق.ظ | ۰ نظر

اغراق نیست اگه بگیم تو کشور ما به ازای هر نهاد اجرایی و غیر اجرایی یه نهاد نظارتی هم وجود داره! بعضیا با این موضوع خیلی مشکل دارن و میگن این که نشد ما می‌خایم آب بخوریم باید به صد جا جواب پس بدیم، آخرشم قید آب خوردن رو هم می‌زنیم.

البته در نظر داشته باشین که بعضی از این دستگاه‌های نظارتی در کنار هم یک وظیفه رو به نوعی انجام می‌دن. مثلا اگه یه وقت در مصرف بودجه تخطی انجام بشه، چند تا نهاد هستن که می‌تونن وارد عمل بشن و ایرادات لازم رو بگیرن. اما حالا دلایلی وجود داره که نشون می‌ده تعدد نهادهای نظارتی همچین هم بد نیست و اصلا موازی‌کاری انجام نمی‌شه.

یه نمونش همین هفته پیش اتفاق افتاد. ماجرا از این قرار بود که از اول سال 95 تا هفته پیش، غیرقانونی داشتن از مردم 10 ریال بابت ارسال پیامک اضافه می‌گرفتن. این وسط خلاصه حواس هیچکس هم نبوده. حالا شما فکر کن اگه این همه نهاد نظارتی نداشتیم چی می‌شد. مثلا اگه یکی بود چقدر بد بود. اگه همون یکی متوجه نمی‌شد، خب مشکل ادامه پیدا می‌کرد.

اما وقتی کلی نهاد نظارتی داشته باشیم اگه اولی متوجه نشد دومی هست، دومی متوجه نشد سومی هست، سومی متوجه نشد چهارمی هست و همینطور الی آخر. خلاصه در مورد این اضافه‌دریافت هزینه پیامک سازمان حمایت از حقوق مصرف‌کنندگان و تولید‌کنندگان متوجه ماجرا شد و اعلام کرد غیرقانونی هست. از اونطرف سازمان رگولاتوری هم که دیده ای بابا راست می‌گه، اومد اعلام کرد حدود 14 ماه اضافه از مردم پول گرفته شده که به اپراتورها میگیم دیگه اینکارو نکنن!

حالا این وسط پول‌ها در محل مورد نظر مصرف شده یا نه معلوم نیست و این که میشه وجوه اضافه رو به مردم برگردوند که به شدت نامعلوم‌تر هست. یعنی اینجاست که میشه فهمید چقدر خوبه ما تو کشور کلی نهاد نظارتی داریم که بخش زیادیشون هم یک کار انجام می‌دن.

تا حالا به این فکر کردین مثلا اگه سازمان حمایت از مصرف‌کننده هم متوجه نمی‌شد، چی می‌شد؟ والا اینطور که پیداست شاید سال‌ها بعد هم کسی متوجه نمی‌شد. پس بار دیگر وجود این همه نهاد نظارتی رو قدر دانسته و تشکر فراوان می‌کنیم.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

صدای خارجی‌ها هم درآمد

يكشنبه, ۲۱ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

تاریخ ارتباطات ایران از زمان راه‌اندازی تلگراف در کشور گرفته تاکنون، به اندازه 4 سال گذشته شاهد امضای تفاهم و توافق با طرف‌های خارجی نبوده! حتی سفرهای خارجی تمام وزرای ارتباطات گذشته را روی هم بگذاریم، شاید به اندازه سفرهای 4 سال قبل وزیر ارتباطات فعلی نشه.

چند وقت پیش من تو همین هفته‌نامه یه گزارش خوندم در مورد یه عالمه تفاهم‌نامه بین وزارت ارتباطات ایران و تقریبا نصف بیشتر دنیا امضا شده که همچنان هم البته ادامه داره. نکته جالب‌تر این که بعد یه عمر تازه داره دوزاریمون می‌فته که تفاهم‌نامه لزوما چیز خاصی نیست. یه جلسه دورهمی هست، اون طرف میگه چه خبرا، این طرف میگه قربانت، شما چه خبرا و آخرش می‌گن خب این حرفایی که زدیم رو بی‌زحمت یه کاغذ وردار خلاصشو بنویس که امضا کنیم که یه کاری کرده باشیم. اصلا شگون نداره همینطوری بیایم خودتونو ببینیم برگردیم. مردم حرف در میارن برامون.

القصه تا دلتون بخاد ما تفاهم‌نامه در پهنه زمین داریم در حوزه ارتباطات. اما خداییش یه چیزی بگم؟ من فکر می‌کردم فقط ماها اینجا صدامون دراومده و برامون سواله که خب این تفاهمات قبلی الان خروجیش چی بوده که همینطور توافقات جدید پشت سر هم در حال امضا هست، که فهمیدم اشتباه می‌کنیم.

چند روز قبل خبری دیدم که اساسی کف کردم. یه دونه از این خبر همیشگیا بود که وقتی موضوع خاصی برای تیتر زدن نیست، تیتر می‌زنن، "وزرای ارتباطات ایران و روسیه بر همکاری‌های فیمابین تاکید کردند" منم که کلا آدم گیر و حساس روی این توافقات، نشستم واو به واو خبر رو خوندم ببینم چی به چیه که یه چیز عالی دیدم و برای همین عین پاراگراف رو به نقل از ایرنا تقدیم حضور می‌کنم: "نیکیفروف وزیر ارتباطات روسیه نیز در این دیدار با تاکید بر اهمیت مباحث مطرح شده از سوی همتای ایرانی، اظهار کرد: روابط صادقانه و شفافی بین دو وزارت خانه وجود دارد و هم اکنون ایران و روسیه توافق‌های زیادی امضا کرده‌اند که باید برای پیگیری و اجرایی کردن آنها تلاش شود."

یعنی اینطور که پیداست نیکیفروف هم از حجم توافقاتی که این مدت با وزارت ارتباطات ایران امضا کرده کم آورده و گفته بابا بیخیال، اینقدر توافق امضا کردیم که اصلا یادم داره می‌ره چی امضا کردیم. بهتره به جای امضای قرار داد تاکید بر همکاری بیشتر، بشینیم یه حرکتی برای اجراشون هم بکنیم بابا.

خب آخه اونجا پوتین گیر میده به وزیراش که چی دارین امضا می‌کنن هی تپ و توپ برای خودتون. خروجی وردار بیار بینیم بابا وگرنه .... برای همین نیکیفروف هم نگران بوده، چون اونجا فرق داره با ایران و خواسته که یه تکلیفی از توافقات قبلی روشن بشه. خلاصه صدای خارجی‌ها هم دراومده انگار!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مطمئنی کندی یا ...

دوشنبه, ۱۵ خرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

کلاه‌گذاشتن و سرکارگذاشتن من یه مقدار سخت شده، چون بعد از یه عمر خوندن خبرها و نوشتن این ستون دیگه بعضی چیزها از یادم نمی‌ره به این راحتی‌ها.

از اونطرف فقط من نیستم که یه عمره میخونم و می‌نویسم، خیلی از مدیرا هم هستن که یه عمره می‌خونن و حرف می‌زنن و خب این وضعیت یه کم رقابت رو برای طرفین سخت می‌کنه. یعنی هم من می‌تونم به بعضی حرفای مدیرا گیر بدم هم اونا اینقدر استاد شدن که گیر من نیفتن.

از این مقدمات که بگذریم بذارید برم سر اصل ماجرا. هفته قبل یکی از مدیرا یه حرفی زد که به گوش من آشنا اومد.

ایشون یه چیزی تو این مایه‌ها گفتن: "علت افت رتبه جهانی ایران در شاخص دولت الکترونیکی به علت سرعت بالای حرکت سایر کشورها بوده!"

آقا مشابه این نظر رو من چند سال قبل هم یادم هست یه جا خوندم که گفته بودن اگه دنیا پیشرفت می‌کنه به خاطر اینه که سرعتشون بالاتر از ماست.

حالا من در همین رابطه چند کلامی حرف با مدیرایی که معتقدند سرعت بالای رقبا باعث پیش افتادن اونا از ما هست دارم.

اول این که قربونت برم، با این توجیهی که شما داری باید مراقب باشی از طرف سرویس‌های بیگانه برای همکاری با دیگر کشورها ربوده نشی. یعنی من جای مسوولان بودم سریع یه تیم حفاظت قوی میذاشتم برای این تیپ مسوولان که اینقدر باهوش هستن و امکان ربودنشون خیلی بالا هست.

دوم این که قربونت برم، من یه کم نگران سلامت و فشاری هستم که روی شما هست. یعنی استرس و نگرانی از پیشرفت دیگران و جاموندن ما، توی چشم و صورت و صدای شما موج می‌زنه. تو رو خدا اینقدر به خودتون فشار نیارید ما به شما احتیاج داریم، خیلی هم زیاد احتیاج داریم.

سوم این که قربونت برم، شما اطمینان داری که بقیه یه کم سریع‌تر از ما دارن رشد و پیشرفت می‌کنن؟ یعنی یه کم دقت کنی به نظرت نمیاد که ما کند نیستیم و در واقع ایستادیم و درجا می‌زنیم؟ یه کم به اسم کشورهای داغونی که از ما جلوتر هستن نظر بیفکنی شاید بهتر متوجه بشی که علت پیشرفت اونا سرعتشون نیست.

چهارم اینکه این بار شما قربونم بری، با این توجیهی که شما داری، فکر کنم عمه مرحوم من هم بتونه جای شما مدیریت کنه و هر وقت هم بهش گفتن سرکار خانم ما که تو دنیا آخر شدیم، خیلی راحت چشم‌هاش رو گرد کنه صداش رو بلند کنه و بگه خب تقصیر من چیه که بقیه سریع‌تر پیشرفت می‌کنن، الان جواب کار کشورهای دیگه رو هم من باید بدم؟!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

یک روز ترسناک از زندگی در آینده

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۴۹ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل تو هر گروه تلگرامم یه پیام که می‌دیدم شیرجه می‌زدم روش. آخه دو روز بعد از انتخابات انگار حرفای همه ته کشیده بود و هیچ‌کس دیگه حرفی برای گفتن نداشت. انگار همه رفته بودن مرخصی. منم علاف و بیکار، کلی وقت اضافه آورده بودم و دیگه تو صفحه گروه‌های آشپزی هم هر چی می‌دیدم تا ته می‌خوندم! اما لابه لای مطالب یه چیزی دیدم که به نظرم خیلی جالب اومد. بعد رفتم گشتم تو اینترنت ببینم کی نوشته که دیدم پیدا نمی‌شه. خلاصه نویسنده مطلب رو پیدا نکردم که اسمشو تو متن بگم و از این بابت شرمنده و اگه نویسندش پیدا شد قطعا اسم مبارک رو درج می‌کنم.

خلاصه این مطلب رو من تیتر یک "روز ترسناک از زندگی در آینده" براش انتخاب کردم و اگرچه مطلب طنز هست، اما ترسناکه و تا حد زیادی واقعیت فردای احتمالی زندگی هست. راستی بابت این مطلب به من حق‌التحریر داده نمی‌شه!

- الو، پیتزا گوردون؟

-  خیر آقا، پیتزا گوگل.

- آه، ببخشید؛ اشتباه گرفتم.

-   خیر آقا؛ گوگل اونو خریده.

- بسیار خوب؛ لطفاً سفارش مرا یادداشت کنید.

- بله آقا؛ مثل معمول باشه؟

- معمول؟ مگر شما منو می‌شناسین؟

-  طبق برگۀ داده‌های سفارش دهندگان ما، در 12 مرتبۀ پیشین، شما پیتزا با پنیر، سوسیس با لایۀ ضخیم سفارش داده‌اید.

-  بسیار خوب؛ این دفعه هم همون باشه.

-  می‌توانم پنیر ریکوتا، سبزی شابانک با گوجۀ خشک را به شما توصیه کنم؟

-  چی؟ من از سبزی‌ها متنفّرم.

-  ولی وضعیت کلسترول شما خوب نیست، آقا.

-  شما از کجا می‌دونین؟

-  شماره تلفن ثابت شما با اسمتان را در راهنمای مشترکین وارد کردیم؛ نتیجۀ آزمایش خون شما در هفت سال گذشته به دست آمد.

-  بسیار خوب؛ امّا این پیتزا را نمی‌خواهم! من دارو می‌خورم.

-  ببخشید؛ امّا شما داروی خودتان را مرتّب نمی‌خورید؛ از پایگاه داده‌های تجاری ما معلوم می‌شود که شما در چهار ماه گذشته فقط یک بسته سی‌تایی قرص کلسترول را در شبکۀ فروش دارو خریداری کرده‌اید.

-  من مقدار بیشتری از داروخانۀ دیگری گرفتم.

-  در صورت کارت اعتباری شما ثبت نشده است.

-  نقد پرداخت کردم

-  امّا طبق صورت حساب بانکی شما، آنقدر وجه نقد برداشت نکرده‌اید.

-  من منبع دیگری برای پول نقد دارم.

-  این موضوع در اظهارنامۀ مالیاتی شما ذکر نشده است؛ مگر آن که منبع درآمدی داشته باشید که اظهار نکرده باشید.

-  به جهنّم!

-  متأسّفم آقا، ما این اطّلاعات را فقط به قصد کمک به شما استفاده می‌کنیم.

-  کافیه! از گوگل و فیس‌بوک و توییتر و واتس‌اپ حالم به هم می‌خوره. می‌رم به جزیره‌ای بدون اینترنت، تلویزیون کابلی، که هیچگونه خطّ تلفن موبایل در آنجا وجود نداشته باشه و کسی مراقب من نباشه و جاسوسی منو نکنه.

-  متوجّهم آقا، امّا شما ابتدا باید گذرنامۀ خود را تمدید کنید؛ چون 5 هفته پیش اعتبارش تمام شده است!

عزت زیاد

آق فری

جذب گردشگر فتوشاپ به ایران (طنز)

يكشنبه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۱۱ ب.ظ | ۰ نظر

انتخابات ریاست جمهوری باعث شد من به یک نتیجه برسم و اون اینکه در ایران استعدادهای بسیار قدرتمند و بامزه‌ای در ساخت دروغ داریم که اگر این توان رو بتونیم درست هدایت کنیم و زبان کشورهای مختلف رو یادشون بدیم شاید بشه نتیجه انتخابات خیلی از کشورها رو تغییر داد!

یعنی کم مونده بود پای موجودات فضایی به دروغ‌های فضای مجازی باز بشه. حجم سوتی‌ها در بعضی دروغ‌ها هم بسیار بالا بود و من دل درد گرفتم از این همه استعداد در ساخت طنزهای تخریباتی به جای انتخاباتی. یه جورایی فکر کنم اگه بررسی بشه در این زمینه رکورد زدیم.

در مورد کاندیداهای شورای شهر اوضاع اما به کلی متفاوت بود و اغراق نیست اگر بگم فتوشاپ‌کاران ایرانی در این دوره از انتخابات پولدار شدن. عکسای بعضی کاندیداها غوغایی کرده بود تو فضای مجازی و هنر بعضی فتوشاپ‌کارها به حدی بالا بود که عکس جاسم رو تحویل می‌گرفتن و عکس جمیله تحویل می‌دادن.

خلاصه یه حرکت محیرالعقولی زده شد که چه بسا بعد از انتخابات خیلی‌ها تصور کنن تقلب شده و کاندیداهایی که انتخاب کردن اصلا به شوراها راه پیدا نکردن. از بس که دست برده بودن توی عکس‌ها.

بعضی کاندیدها کم مونده بود عکسشونو با لباس فضانوردی فتوشاپ کنن و پوسترهاشون تو فضای مجازی دست به دست بشه. تغییر رنگ چشم، مو، قد، سن، وزن و این جور چیزها که دیگه اصلا خیلی کار دم دستی شده انگار.

یعنی هنر تا این حد که عکس چوب‌کبریت هم تحویلشون می‌دادی برات تبدیل می‌کردن به بلندترین درخت دنیا.

خلاصه کار از رتوش عکس تو انتخابات بعضی از کاندیداهای شورای شهر گذشته بود و مرزهای فتوشاپ تو دنیا رو ما تونستیم جابجا کنیم.

ژست‌ها هم که دیگه نگو عالی بود و اگه دست عکاس‌های سلبریتی‌های آمریکا و اروپا به این عکس‌ها برسه، حتما سراسیمه و فریادزنان برای تحصیل و کسب علم و تجربه راهی ایران شده و این موضوع می‌تونه باعث باز شدن یک بخش جدید در جذب گردشگر و افزایش توریست‌هایی بشه که برای آموزش فتوشاپ و عکاسی، ایران رو انتخاب می‌کنن.

نکته پایانی اینکه حالا دستکاری که چه عرض کنم، برعکس کردن عکس بعضی کاندیداها چقدر تاثیر روی رای آوردنشون می‌تونست داشته باشه، موضوعی هست که تو همین یکی دو روز آینده معلوم میشه. اما خواستم بگم کسایی که به عکس‌ها رای دادن فردا راه نیفتن برن جلوی شوراها برای دیدار با کاندیدای مورد نظر و بعد که پیداش نکردن، فکر کنن ساختمون رو اشتباه رفتن. درست رفتی عزیزم اگه پیدا نکردی اسمشو بپرسی نشونت می‌دن.

عزت زیاد

آق فری

منبع:عصرارتباط

می‌خوری میری یا میری میخوری؟

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

آقا یه ساندویچی تو محل ما هست به اسم سعیدسکته. برای خودش یه زبون خاص داره و مشتری‌های گذری کلی گیج می‌شن که این بابا چی میگه. مثلا طرف سفارش میده بعد که منتظر تحویل غذا میشه نمیدونه این ساندویچی که سعید سکته میگه دقیقا مال کیه. مثلا میگه کال‌سیب کی بود. منظورش اینه که کالباس با سیب‌زمینی پخته برای کی بود.

یا میگه سوسبند، که منظورش سوسیس بندری یا میگه فلاپن که طرف فکر میکنه اسم یه غذای خارجی هست و در حالیکه منظورش فلافل با پنیره. یا مشتری که اول سفارش میده، سعید می‌پرسه می‌خوری می‌ری یا میری می‌خوری؟ که این جمله رو اینقدر سریع میگه که مشتری غریبه نمی‌دونه یعنی چی.

بچه‌های محل هم بارها بهش گفتن بابا این چه مدلیه؟ می‌خوری می‌ری یعنی چی، بگو همینجا میل می‌کنید یا می‌برید؟ اونم همیشه چند تا حرف زشت می‌زنه و میگه برو بابا من سوسولی بلد نیستم حرف بزنم.

کاراشم یه جورایی مثل حرف زدنشه. تند تند و بی‌توجه کار می‌کنه. مثلا طرف میگه آقا ترشی نریز، ولی گوش نمیده و می‌ریزه و بعد هم که مشتری صداش در میاد، شروع میکنه به بحث برای قانع کردن طرف و میگه آقا جان همه جا فلافل رو با ترشی می‌خورن، مدلش اینطوریه. طرف هم میگه خب من نمی‌خام ناراحتی معده دارم. سعیدسکته هم می‌گه بده من آقاجان، بعد یه چند تا ترشی با دست از روی ساندویچ کم می‌کنه و برمی‌گردونه و طرفم با معده درد نوش جان میکنه میره.

ما هم هرچی میگیم سعید جان این روش مشتری مداری نیست، اینا دیگه نمیان ازت خرید بکنن، باز میگه به شما ربطی نداره من یه عمره مشتری دارم.

حالا حکایت سعیدسکته یه جورایی انگار تو همین حوزه اینترنت خودمونم هست. مصوب کردن که تفکیک اینترنت اجرا بشه در حالیکه نمیشه اجرا بشه. هی ملت میگن ما که حس نمی‌کنیم، شرکت‌های اینترنتی میگن نمیشه آقا جان، ولی هی اصرار و اصرار که باید بشه و هر کی انجام نده یه کاری باهاش می‌کنیم که حساب دست همه بیاد. خلاصه بعد از یه مدتی حالا ظاهرا پذیرفتن واقعا نمیشه و باید یه راه دیگه پیدا کنن براش.

اینجا بود که من به این فکر کردم که داستان چجوریاس، یعنی اول تصویب می‌کنن بعد می‌فرستن برای اجرا یا اول اجرا می‌کنن بعد می‌فرستن برای تصویب؟ یعنی در کل اول چی تصویب شده؟ مثلا نشستن گفتن فکر بدی نیست اینترنت تفکیک بشه‌ها؟ پس تصویبش می‌کنیم و هفته بعد هم افتتاح؟ یعنی اینطوری بوده؟ من که نفهمیدم.

خلاصه به نظرم یه جای کار می‌لنگه و هر کی فهمید کجاش لنگ می‌زنه من رو هم خبر کنه و خانواده‌ای رو از نگرانی نجات بده.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مناظره یا منازره

شنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۴۸ ب.ظ | ۰ نظر

یعنی من به این نتیجه رسیدم که در کنار "کودک‌درون" کم نیستند ایرانی‌های که دارای یک چیزی به نام "سیاستمدار درون" هم هستن.

البته بخشی از این دوستان که دارای شهامت بیشتری بودن و "سیاستمداردرونشون" یه مقدار بیش‌فعال‌تر از سایرین بود، حتی تا وزارت کشور برای ثبت نام هم رفتن که خب اونجا بود که فهمیدن شادابی و سرزندگی "سیاستمدار درون" به تنهایی برای رییس جمهور شدن کافی نیست، همونطور که کسایی که کودک درونشون بیش‌فعال هست دلیلی نمیشه که تو مهدکودک راهشون بدن و بتونن روی سرسره بچه‌ها سوار بشن. اصلا جا نمی‌شن اونجا و به زور هم جا بشن نمی‌تونن سر بخورن و احتمال شکستن سرسره هم بسیار بالاست.

خلاصه هر کاری راهی داره و باید قابلیت‌ها و اندام مناسب با اون کار رو داشت. حالا از اون تعدادی که پاشدن رفتن ثبت‌نام انتخابات و عکس‌هاشون بیشتر از برخی کاندیداها تو اینترنت دست به دست شد که بگذریم، یه عده هستن که اگرچه نرفتن ثبت نام ولی فضای مجازی رو کشتن با حرفا و اظهاراتشون.

از کانال‌های آشپزی گرفته تا کانال "اینو نبینی از دستت رفته" همه جا پر شده از نظرات مشعشع اونایی که سیاستمدار درونشون این روزها حسابی به غلیان افتاده. طرف جوری نظر میده که حتی ارسطو و فیثاغورس و انیشتین هم اونقدر به نظراتی که می‌دادن مطمئن نبودن.

یعنی یه وقتایی آدم میگه خدا رو شکر این فضای مجازی اومد وگرنه بعضیا اگه این بحثا رو تو خیابان می‌کردن، اگه تعداد زیادی کشته نمی‌دادیم، قطع عضو و ضرب و جرح رو شاخش بود.

از یه طرف بعضیا می‌گن اگه ما نبودیم الان طلوع و غروب خورشید و ماه دچار اختلال می‌شد و کره زمین یا از سرما یخ می‌زد یا می‌سوخت و شما اگه دقت کنی چند وقتی هست که طلوع خورشید منظم‌شده و خبر از نوسان‌های سال‌های قبل نیست.

از اونطرف بعضیا میگن آقا این حرفا چیه؟ پس چی شد؟ مگه قرار نبود اقتصاد ما از آمریکا جلو بیفته و به جای دلار، ریال ارز رایج جهانی بشه؟

یعنی شما ببینید با این سطح از اختلاف نظر اگه این جماعت تو خیابون بحث می‌کردن کار به کجا می‌رسید.

خلاصه این که تو بعضی جاهای فضای مجازی این روزها به جای "مناظره منطقی" میان اونایی که سیاست‌مدار درونشون بالا زده و اتفاقا نه سر پیاز هستن نه ته پیاز، شاهد نوعی "منازره غیر منطقی" هستیم که اصلا هم کار خوبی نیست.

تموم شه این انتخابات راحت شیم بریم سر کار و زندگمیون. اه، مرسی.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

روز عروسی مطبوعات

دوشنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۲:۵۸ ب.ظ | ۰ نظر

من یه دوستی داشتم که تو گلفروشی کار می‌کرد. میگفت وقتی ماشین عروس میارن برامون در واقع روز عروسی ما هم هست. چون هر چی گل در حال پلاسیدن هست رو لابه‌لای گل‌های تازه ماشین عروس تقدیم پاچه آقای داماد می‌کنیم و از این بابت کلی هم ازش ممنون هستیم. این وسط حالا یه دامادی هم بخاد زرنگ بازی دربیاره و متوجه چهارتا گل تابلو بشه، بهش می‌گیم به هر حال گل‌ها خارج از آب و تو آفتاب هستن و گرمای ماشین هم پدرشونو در میاره و خلاصه گل مصنوعی هم شما بزنی خراب می‌شه داداچ.

یه دوست دیگه‌ای هم که تو آجیل فروشی کار می‌کرد، می‌گفت ماها شب عیدا روز عروسیمون هست. هر چی جنس ته انبار هست می‌زنیم تنگ آجیل‌های تازه و خلاصه با عشق روانه پاچه ملت می‌کنیم. حالا این وسط یکی هم بخاد زرنگ‌بازی دربیاره و چند تا از این تلخ و مونده‌ها بره زیر دندونش، روش خاصی داریم.

اول به قیافش نگاه می‌کنیم، اگه ببینیم مشتری همچین تپل بخری نیست، میگیم نه احتمالا همون دو تا که زیر دندون شما رفته این مدلی بوده حالا شک داری از این بغلیش بخور، باز یه مدل دیگه هم داریم اینم بخور خلاصه مزه دهن طرف رو اینقدر قاطی می‌کنیم که هر چی گفت بازم تلخه می‌گیم خب مزه اولیه از شانس شما مونده هنوز.

اگرم دیدیم طرف خرید بالا می‌خاد بکنه می‌کشیمش کنار و یه دکتری، مهندسی، حاج‌آقایی بهش می‌بندیم و میگیم شما تشریف بیارید پشت مغازه. بعد هم یه گونی که روش جنس تازه هست و زیرش همون جنسای قبلی میدیم یه تست می‌زنه و میگیم تقدیم داداچ.

حالا یه دوستی دارم تو مطبوعات کار می‌کنه و میگه ماها دم انتخاباتات که می‌شه روز عروسیمون هست. از چپ و راست چاخان می‌رسه به دستمون و پشت سرش هم زنگ می‌زنن که سفارشی هست. یعنی مایه رو داده و ما هم راهی پاچه مردم می‌کنیم.

حالا این وسط اگه یه خواننده‌ای بخاد زرنگ بازی دربیاره و بگه ای بابا این خبر تابلو هست که تبلیغه و پول گرفتین و از این حرفا، ما هم جواب می‌دیم واقعا متاسفیم به خاطر نوع نگاه و برخورد شما، ما به جریان آزاد اطلاعات اعتقاد داریم و مخالف خفه کردن صداها هستیم. ما به هیچ جناحی وابستگی نداریم و هر کاندیدایی می‌تونه حرفاشو بزنه اینجا، داداچ.

حالا یه مدتیه من دارم فکر می‌کنم پس روز عروسی تو کار من چه زمانی هست. این همه ساله دارم به خیال خودم طنز می‌نویسم و تمام ایام سال هم مجردم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

با اجازه مسوولان و اپراتورها؛ بله!؟

سه شنبه, ۲۹ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۳۳ ب.ظ | ۰ نظر

من فکر کنم هزار سال هم که از خدا عمر بگیرم تا ثانیه آخری که راهی دیار باقی می‌شم، چیزی نیست که از دیدنش تو ایران کف نکنم. یعنی کلا من همینطور کف تولید می‌کنم و راه می‌رم برای خودم.

از انواع دزدی‌ها و کلاهبرداری‌ها گرفته تا ترفندهای خالی کردن جیب مردم و تا هزار و یک قلم کار دیگه.

قبلنا وقتی می‌خواستن چیزی رو فیلتر کنن، نیاز به کسب اجازه از کسی نبود. مسوولان مربوطه بررسی می‌کردن، تصمیم می‌گرفتن و اجرا می‌کردن. حالا این وسط یه سری ملت هر چی داد و بیداد می‌کردن که آخه چرا، چه اشکالی داره، تغییری تو ماجرا و نتیجه نمی‌کرد.

مثلا همین توییتر، نصف بیشتر مردم و مسوولان عضوش هستن، اما فیلتره. علتش چیه؟ نه می‌دونم، نه می‌خام بدونم، نه به من ربطی داره و نه اصلا موضوع این مطلبه.

یا مثلا این بازی‌هایی که چپ و راست فیلتر می‌شن، این پیام‌رسان‌ها و خیلی چیزای دیگه. همینطوری فیلتر میشن و تمام، یعنی شاکی خاصی ندارن.

حالا شاهد یه حرکت جدید هستیم که در نوع خودش خیلی جالبه. ظاهرا تلگرام سرویس صوتی جدیدش رو داره ریز ریز تو دنیا عرضه می‌کنه و قراره تو ایران هم این قابلیت عرضه بشه. اما جالبه که وزیر ارتباطات این موضوع رو مشروط به نظر اپراتورهای موبایل کشور کرده.

حالا این یعنی چی؟ یعنی اینکه بار مسوولیت فیلتر احتمالی کلی یا بخشی تلگرام دیگه گردن دولت و مسوولان ذیربط نیست. این بنا به خواست اپراتورهای موبایل انجام می‌شه و به شکل غیر مستقیم هر کی هم اعتراضی داره از چشم اینا ببینه.

علت رو که جویا شدن، جناب وزیر گفتن، چون این اپراتورها کلی سرمایه‌گذاری کردن و تهدید محسوب می‌شه براشونو و ما باید منافع اپراتورها رو در نظر بگیریم و ...

باشه قبول و فرض کنید ما هم این فرض رو پذیرفتیم. اونوقت سوال اینجاست که مثلا در مورد توییتر و امثالهم، به نظر مردم هم مراجعه شد؟ نه،‌ نشد.

اصلا توییتر رو ولش کن. اون زیاد مهم نیست همه با فیلترشکن عضوش هستن و قضیه چندان پیچیده و جدی نیست.

فقط من اینجا یه سوال برام پیش میاد. یعنی جناب وزیر هر کی بیاد بگه فلان سایت و سرویس خارجی روی کار و بار من تاثیر منفی می‌ذاره شما هم لطف می‌کنید با هماهنگی و اجازه شاکی، امکان ادامه فعالیت اونها را متوقف کنید؟

مثلا من یه وبلاگی دارم که چند وقتی هست مخاطبش کم شده، می‌تونم درخواست بدم تمام سایت‌های خبری خارجی رو فیلتر کنید که سرمایه‌گذاری من برگرده و کار و بارم سکه بشه؟

منتظر پاسخ شما هستم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

قاطی کردن آب و روغن خبرگزاری‌ها

چهارشنبه, ۲۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

ماجرای پرپستی و تنوع گسترده فعالیت‌های وزیر ارتباطات اصلا موضوع جدیدی نیست و‌ دیگه بعد از 4 سال هم بهش عادت کردیم و هم سوژه جدیدی نیست.

وزیر ارتباطات همه جا هست، از دیدار با مقامات خارجی و اظهار نظر راجع به برجام گرفته تا افتتاح پل و حضور در مراسم برداشت برنج. خب بنده خدا کار بدی هم نمی‌کنه، کلی هم کمک حال دولت هست و اصلا مسوولیت‌هاش ایجاب می‌کنه که اینجور جاها حضور داشته باشه.

این وسط من تو کف یه چندتا خبرگزاری مملکت هستم که بندگان خدا بدجوری آب و روغن قاطی کردن و بعد از 4 سال هنوز هم نتونستن از این حالت نجات پیدا کنن. یعنی موندن اخبار وزیر ارتباطات رو باید در کدوم یک از سرویس‌های بین‌الملل، کشاورزی، راه و ساختمان، سیاسی، ارتباطات یا اقتصادی پوشش بدن.

برای این منظور یکی دو خبرگزاری راه‌کار عقلانی و درستی پیدا کردن و هر وقت وزیر محترم راجع به موضوع خاصی حرف می‌زنه خبرش رو در اون سرویس مربوطه پوشش می‌دن. البته اون بندگان خدا هم گاهی قاطی می‌کنن که وقتی وزیر ارتباطات جایی حضور داره باید خبرنگار کدوم یکی از سرویس‌های خبریشون رو اعزام کنن که خداییش قبول دارم کار سختی هست و راه حلی نداره!

اما این وسط یکی دو تا خبرگزاری هستن که آدم از سطح درک و تشخیص اونها هنگ می‌کنه. علی‌الخصوص یکی از خبرگزاری‌ها که دیگه شورش رو درآورده و سرویس ارتباطاتش شده ترشی هفت بیجار! یعنی توش از برجام و انتخابات و مذاکرات گرفته تا برداشت محصول و افتتاح ریل راه‌آهن پیدا می‌شه.

من تصور می‌کنم تو این خبرگزاری که بود و نبودش یکی هست و بودجه دولتی داره و خدا کنه یه روزی تعطیل بشه تا پول مملکت هدر نره، وزیر ارتباطات رو به قول فرنگی‌ها با سلبریتی (همون بچه معروف‌ها) اشتباه گرفته و فکر میکنه وزیر هر کاری کرد باید و باید در همون سرویس ارتباطات به شکل کامل پوشش داده بشه.

در نتیجه مخاطب وقتی به سرویس ارتباطات این خبرگزاری مراجعه می‌کنه فکر می‌کنه اشتباها دوباره به صفحه نخست خبرگزاری مراجعه کرده، چون توش همه چیز پیدا می‌شه.

خلاصه این مطلب به هیچ وجه من الوجوه برای اصلاح رویه این خبرگزاری تهیه نشده (مگه دیوانه هستم آب تو هاون بکوبم) و صرفا از جهت طنز آن منتشر شده است.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

حمایت وزارت ارتباطات از عروسی‌ها

يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۲۵ ق.ظ | ۰ نظر

نمی‌دونم چی بگم ولی باید بگم وگرنه این ستون خالی می‌مونه و پولی هم به من پرداخت نمی‌شه. هفته قبل یک خبر توپی دیدم که گفتم با شما هم در میون بذارم. خبر اینه که خوشبختانه وزارت ارتباطات هم به کمک عروس و دامادها اومد.

این وزارتخونه خدا رو شکر پس از اتمام موفقیت آمیز تمامی طرح‌های قبلی خودش از ارسال ماهواره به فضا گرفته تا راه‌اندازی شبکه‌های ملی متعدد، حالا قصد داره مشکلات سایر بخش‌های کشور رو هم وارد بشه و رفع کنه.

خب البته شخص وزیر محترم ارتباطات هم که از برداشت برنج گرفته تا افتتاح پل و خط راه‌آهن و مذاکرات خارجه و خلاصه انبوهی از امور تخصصی اشراف دارند و همه جا در صحنه حاضر هستن و از این بابت نقطه قوتی در توفیق ورود به طرح‌های جدید محسوب می‌شن.

در همین راستا یکی از معاونان وزیر ارتباطات فرمودن که کار حمایت از ساخت اپلیکیشن‌های تحویل غذا، سفارش تاکسی و دایرکتوری تامین‌کنندگان عروسی به پایان رسیده است.

همین لحظه جا داره تا از اقدامات وزارت ارتباطات در مداخله در بازار و حمایت از اپلیکیشن‌های تکراری و به ویژه من عاشق دایرکتوری تامین کنندگان عروسی هستم، اینو خیلی خوشم اومد، تشکر ویژه کنم.

یعنی الان من اینقدر خوشحالم که فقط خدا می‌دونه. میخام به دوستانی که در سایر دستگاه‌ها و اتحادیه و اصناف دیگه مشغول به کار هستم بگم، برید کنار که وزارت ارتباطات وارد می‌شود. یعنی شماها (منظورم دوستان سایر دستگاه‌های دیگه هستن،) نمی‌دونید که نتیجه سال‌ها کم‌کاری شماها باعث شده تا وزارت ارتباطات خونش به جوش بیاد و وارد عمل بشه.

هیچ‌کس اندازه فعالان حوزه ICT در جریان توانمندی‌های این وزارتخونه نیست. اما من میخام همینجا و از همین تریبون به جوونا بگم که از همین الان به فکر راه‌اندازی سور و سات عروسی باشید که وزارت ارتباطات هم به کمک شما اومده. دیگه بهانه‌ای هم برای عقب انداختن عروسی لطفا جور نکنید. وام ده میلیونی که دارید میگیرید، وضعیت معاملات و رهن و اجاره مسکن هم که راکده و اوضاع کامل مساعده برای عروسی.

فقط من اینجا میخام با توجه به گسترش شگرف شرح خدمات و ماموریت‌های وزارت ارتباطات و اون نقطه قوته که بهتون گفتم، درخواست تغییر نام این وزارتخانه رو رسما تقاضا کنم. میدونم که حتما شما هم فکر می‌کند که خب چه اسمی برای وزارتخونه جدید باید اعلام بشه که از تاکسی‌داران و رستوران دارها گرفته تا فعالان صنعت عروسی و غیره رو در بر بگیره.

پیشنهاد من نام کامل، جامع و بی‌نقص "وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات و سایر امور" هست. با این اسم دیگه مو لای درز کارا نمی‌ره و از نهادهای تصویب‌کننده هم خواستار همکاری هستم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مراسم قربون هم دیگه بریم

يكشنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۵، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که بازار برگزاری همایش‌ها و نشست‌ها و افتتاحات تو حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات رونق خوبی گرفته. البته خدا رو شکر ما از این نظر هیچ وقت تو کشور نه تنها دچار کمبود نبودیم بلکه حتی بعضیا می‌گن ما رکوردهای جهانی هم می‌تونیم ثبت کنیم.
تو یه نمونه یکی از کارای روزمره خود من این شده که بشینم اخبار مربوط به همایش‌ها و مراسم‌هایی که برام ایمیل می‌شه رو پاک کنم. اینقدر ایمیل میاد که فکر کنم از تعداد اسپم‌ها هم داره جلو می‌زنه.
خلاصه انگار ترمز برگزاری همایش‌ها رو کندن و انداختن دور. اما چیزی که روی اعصاب من هست سه چیزه.
اول این که الان مثلا موضوع اینترنت چیزها رو بورس هست و شبانه روز همایش و برنامه‌هایی داره برگزار می‌شه که هر کدوم با یک کلمه جابجایی تو عنوان با هم فرق دارن. مثلا "اینترنت اشیاء بایدها و نبایدها" یا "اینترنت اشیاء و قوانین و مقررات" یا "اینترنت اشیاء و ما" و کلی از این چیزا.
خب حالا منو که اصولا نمی‌رم، اما بعد که ایمیل دعوت به همایش رو پاک می‌کنم، چند روز بعد منتظر ایمیل بعدی هستم که همایش اینترنت اشیاء و غیره برگزار شد. منم از روی فضولی خبر رو باز می‌کنم و می‌بینم یه عالمه حرف توش زده شده که همشون شبیه به هم هستن و از همه بدتر همشونم تو اینترنت مثل ریگ بیابون پیدا میشه. این اولین چیزی هست که روی مخ منه.
دوم این که یه سری از این همایش‌ها و مراسم‌ها نه تنها هیچ چالش و مساله‌ای توش وجود نداره، بلکه صرفا به منظور قربون هم دیگه رفتن برگزار می‌شه. مثلا هزار جور مشکل و مساله داریم تو کشور بعد سخنرانا یکی یکی میرن بالا و میگن با تشکر از فلان مقام و همکار و شرکت و سخنرانای قبلی و ... بعد هم میان پایین و منتظر می‌شن تا نفر بعد بره بالا و قربون اونا بره.
حالا من نفهیدم خب همایشی که توش همه با هم همکار و همدست هستن، بعد هم همه چیز خوب پیش رفته، شما هم که دارید قربون همدیگه می‌رید و 99 درصد جمعیت هم کارمندای خودتون هستن، خب اصلا چه نیازی به برگزاریش هست؟
و اما سومین چیزی که روی مخ من هست و نمی‌تونم درکش کنم اینه که حضاری که به این همایش‌ها می‌رن نمی‌دونم دقیقا فازشون چی هست. خب یه سری مجبور هستن اداره رو تعطیل کنن و برن، اما اونایی که مجبور نیستن چرا می‌رن؟ خب عزیزم اطلاعاتی که تو این همایش‌ها ارایه می‌شه به خدا همش تو اینترنت هم هست.
عزت زیاد
آق فری

(منبع:عصرارتباط)

موز تو را می‌خواند (طنز)

شنبه, ۲۳ بهمن ۱۳۹۵، ۰۵:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

بعد از این همه سال کار و نشست و برخاست با خبرنگارا و مدیرا و روابط عمومی‌ها دارم به این نتیجه می‌رسم که فقط خبرنگارا نیستن که باعث شدن یه سری حرفای بد بد پشت سرشون راه بیفته.
مثلا میگن بعضی خبرنگارا باجگیر هستن، خبرنگار 50 تومنی که البته این معادل امروزی همون 5 ریالی سابق هست که با تورم رشد کرده و شده 50 هزار تومنی. منظورم خبرنگارایی هست که گرفتن یه کارت هدیه 50 تومنی رو دیگه حداقل هدیه الزامی می‌دونن!
خلاصه خبرنگارای کول دیسکی، خبرنگارای پاوربانکی و از این جور القاب هم از جمله دیگر اسامی هست که برای بعضی خبرنگارا بکار می‌ره.
این عزیزان دل خلاصه هر روز هم باعث می‌شن که اسامی جدیدی براشون درست بشه. اما واقعیت این هست که ما داریم فقط یک روی سکه رو می‌بینیم. اونم خبرنگارای فلان مدل هستن.
اما خب روی دیگه این سکه دهنده‌ها هستن. یعنی روابط عمومی‌های 50 تومنی، کول‌دیسکی، پاوربانکی و باج بده!
این روزها به لطف تلگرام عجایب و غرایب هم بیشتر و بیشتر می‌شه. مثلا طرف روابط عمومی یه جایی شده (برای یک مراسم!) بعد فوری یه گروه درست می‌کنه تو تلگرام و چند تا خبرنگار مورد نظرش رو تو گروه اضافه می‌کنه و مثلا شروع می‌کنه به اطلاع‌رسانی گروهی و هماهنگ.
از قضا منم چند بار اشتباهی تو بعضی از این گروه‌ها اضافه شدم و شاهکارهای توپی دیدم. مثلا تو گروه عکس می‌ذارن که "خبرنگاران محترم، اسباب پذیرایی آماده است و نشست خبری تا ساعاتی دیگر آغاز می‌شود." بعد یه عکس از موز و سیب و کلوچه انداخته که یعنی از اینا هست که بخورین.
بعد مراسم که شروع می‌شه و می‌بینه فقط سه نفر اومدن، دوباره پیام می‌ذاره تو گروه که "خبرنگاران محترم، هدایایی هم برای شما در نظر گرفته‌ایم!" پشت سرش هم یه عکس می‌ذاره که لای یه پاکت باز هست و توش یه چیزایی قرار گرفته که اگه بری اونجا اون جایزه‌ها همش مال تو میشه!
باور بفرمایید اینا همش واقعی هست. قسم می‌خورم و اصلا هم طنز نیست.
خب دوست گرامی و همکار روابط عمومی، شما فکر نمی‌کنید این کار زشت هست؟ شما فکر نمی‌کنید این کار بدآموزی داره برای خبرنگارای تازه کار؟ شما فکر نمی‌کنید که در شکل‌گیری این رفتار زشت شما هم مقصر هستید؟
اگه حرف حساب دارید که رسانه هم میاد و با کمال میل و بدون رشوه و هدیه منتشر می‌کنه، پس این کارا چیه دیگه.
خلاصه داشتم این مطلب رو می‌نوشتم یاد تبلیغ یه شرکت افتادم که می‌گفت، راه تو را می‌خواند، منم به نظرم رسید تیتر بزنم "موز تو را می‌خواند!"
عزت زیاد
آق فری

جایزه‌ خرها بخوانند

يكشنبه, ۱۷ بهمن ۱۳۹۵، ۱۲:۴۵ ب.ظ | ۰ نظر

من خیلی خیلی دلم برای آقا دوربینی و آقای افق زاویه بدن می‌سوزه. خداییش در حق این بندگان خدا ظلم کردیم همه ما.

اسم این دو تا بنده خدا اینقدر تو رسانه‌ها تکرار شده که هر اتفاقی می‌فته همه تو عکس‌ها میگردن ببینن، آقا دوربینی یا آقای افق زاویه بدن رو پیدا می‌کنن یا نه؟ بعد هم که پیدا نکنن خودشون دست به کار می‌شن و تصویرسازی می‌کنن و بعد هم زیرش می‌نویسن، مدیون هستین اگه فکر کنید فتوشاپه!

اما من می‌خام بگم اگه خوب دقت کنیم تو همین حوزه ICT خودمون کلی آقادوربینی و افق زاویه داریم. منتها کسی حال نداره دربارشون بنویسه. مثلا بعضی‌ها رو محاله یه رویدادی باشه اما نبینی که عین کنه چسبیدن به کسایی که مطمئن هستن تو افق زاویه دوربین عکاسا قرار دارن.

از این عشق دوربین‌ها که بگذریم، یه سری جایزه‌خر قهار هم تو این حوزه داریم. یه سری که چه عرض کنم کلی جایزه‌خر داریم.

این جایزه‌خرها تقریبا تو هر جشنواره و رویدادی که یه چیزی توش بدن حاضر هستن و از تمام مزایای این رویدادهای جایزه و تندیس فروش بهره‌مند می‌شن. مثلا می‌گن ما پول می‌دیم جایزه می‌خریم و یه پولی هم اضافه می‌دن که لوگوی شرکتشون تو سالن باشه و یه پول دیگه هم می‌دن که مدیرشون امکان سخنرانی هم داشته باشه و از این چیزا.

من همیشه برام سوال بود که چطور بعضی‌ها اینقدر تابلو جایزه می‌فروشن و بعضی‌ها هم خیلی تابلوتر جایزه می‌خرن. برای همین از بد حادثه یه بار یه کسی رو می‌شناختم که دیدم اسمش توی هیات داوران یکی از این برنامه‌های تندیس‌فروش هست. فوری گوشی رو برداشتم و بهش گفتم بابا آبرو و حیثت خودتو داری به باد می‌دی بکش کنار تا دیر نشده، که دیدم جوابی داد که کاملا قانع شدم.

دوستم گفت مگه خلافه؟! گفتم یعنی چی؟ گفت یعنی هم اونی که جایزه می‌فروشه خودش می‌دونه چیکار داره می‌کنه هم اونی که جایزه می‌خره می‌دونه پول داده خریده. قانون هم خرید و فروش جایزه و تندیس رو ممنوع نکرده!

یه کم فکر کردم چی بگم دیدم خب حرفی نمی‌مونه، یه جورایی راست می‌گه و حکایت من راضی تو راضی، گور بابای ناراضی هست.

بعدش اما با خودم فکر کردم خب این جایزه‌خرها چه کاریه چند میلیون بدن یه تندیس یا لوح بخرن. خب چرا نمی‌رن نرسیده به میدون فردوسی هر چی تندیس می‌خان برای خودشون نمی‌خرن و تا سقف اتاق مدیراشون رو پر نمی‌کنن؟ اینطوری که خیلی ارزون‌تر میفته براشون. تازه برای همه کارمندا هم می‌تونن بخرن هر هفته.

نخندین، لابد می‌گین بابا تابلو هست. خیر هیچم تابلو نیست، باور کنید بعضی از این جشنواره‌ها رو اصلا کسی نمی‌دونه کی و کجا برگزار شده. خلاصه از ما گفتن دوستان جایزه‌خر یه کم بیشتر فکر کنن و نیم‌نگاهی هم به مغازه‌های لوح و تندیس فروش نرسیده به میدون فردوسی داشته باشن.

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

وعده‌شناسی

دوشنبه, ۱۱ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۴۳ ق.ظ | ۰ نظر

میگم من با همین میزان سواد و دانشم یه چیزایی در خصوص انواع وعده‌ها دستگیرم شده که یه مدته می‌خام با شما در میون بذارم.

من تو این سال‌ها اینقدر وعده شنیدم که دیگه استاد وعده شناسی شدم و امروز هم بنا دارم تا این دانش ارزشمند رو به مدیران جوان‌تر در حوزه ICT هم انتقال بدم و طبق معمول هم به رایگان مشاوره می‌دم.

 

وعده سر خرمن

وعده سر خرمن که من اسمش رو می‌شه وعده بعد خدمت هم گذاشت از این قراره که شما باید تاریخ سرانجام وعده رو درست در زمانی انتخاب کنی که دیگه در اون مسوولیت نیستی. تازه بعضی از مسوولان وعده سر خرمن که هیچ وعده بعد خدمت هم که هیچ وعده بعد از حیات هم جدیدا دارن می‌دن. مثلا طرف بالای 70 سال رو داره و وعده 15 سال دیگه رو می‌ده که خدا می‌دونه اصلا تا اون موقع در قید حیات تشریف دارن یا نه؟

 

وعده بی سر و ته

این وعده خیلی باحال‌تر هست. نمونه زیادش تو دیدارهای دوجانبه به خصوص با طرف‌های خارجی هست. این وعده این مدلی هست که گفته می‌شه مثلا در دیدار با وزیر بورکینافاسو توافق شد همکاری‌های گسترده‌ای در زمینه‌های بسیار متعددی داشته باشیم.

همونطور که ملاحظه می‌شه این وعده نه موضوع روشنی داره، نه تاریخ شروع نه تاریخ پایان نه برآورد مالی و نه هیچ چیز دیگه‌ای. این مدل وعده مدت‌هاست کاربری زیادی هم پیدا کرده.

 

وعده خبرنگار دک‌کن

وعده خبرنگار دک‌کن هم به اون دسته وعده‌هایی می‌گن که مثلا یه مسوول می‌بینه یه چیزی خب حسابی داغ شده و خبرنگارها هم هی هر جا می‌رسن می‌گن چی شد چی شد. در اینگونه مواقع می‌گن فلان مشکل با قاطعیت در دستور بررسی قرار گرفت.

بعضی خبرنگارا هم که هیچ دوره و آموزشی ندیدن بدون این که بپرسن خب یعنی چی، دقیقا چه زمانی و چیکار می‌خاید بکنید و چگونه، یه تیتر دو وجبی می‌زنن و بعد هم موضوع به خاطره‌ها می‌پیونده.

 

وعده تو وعده‌ای

این وعده برای زمانی هست که یه وعده‌ای دادین و چندتا خبرنگار هم گیر سه پیچ دارن می‌دن که یالا بگو چی شد. برای رفع این مشکل باید سراغ راه‌کار وعده تو وعده رفت و برای این که وعده کشکی قبلی رو از خاطرها برد، 4 تا وعده جدید و گنده دیگه داد که حسابی مخشونو کار بگیره. دوباره سررسید اونا که داشت نزدیک می‌شد 8 تا وعده جدید دیگه می‌دی و سررسید اونا هم که شد 16 تا دیگه و همینطور می‌ری جلو و من می‌خام ببینم اونوقت چند تا خبرنگار اصلا می‌تونن پیگیر سرنوشت این همه وعده باشن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مارادونا رو ول کنید

دوشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۵، ۱۰:۲۶ ق.ظ | ۰ نظر

بچه که بودیم یه جوکی بود که می‌گفت یه روزی تیم ایران با آرژانتین مسابقه داشته و بازیگان افسانه‌ای مارادونا هم تو تیم آرژانتین حضور داشت. این مارادونا اعجوبه‌ای بود و سابقه دریبل زدن 8 نفر و گل زدن‌های عجیب و غریب زیاد داشت.

خلاصه همه می‌دونستن که یک لحظه از مارادونا غفلت بشه کار خودشو کرده. برای همین مربی تیم ایران چهار پنج نفر رو مامور کرده بوده که تا توپ میفته دست مارادونا سریع بریزن سرش و هر طور شده توپ رو ازش بگیرن. خلاصه همه چیز خوب پیش می‌رفته و تا توپ می‌رسید به مارادونا ده تا بازیکن می‌رفتن سراغش و حسابی مهارش کرده بودن و نیمه اول آرژانتین نتونست گل بزنه.

این وضعیت که خیلی تماشاچی‌ها و بازیکن‌ها ایرانی رو به وجد آورده بود تا جایی پیش می‌ره که تحت تاثیر هیجان بالای ورزشگاه و تشویق‌ها و دوربین‌ها، قولی که یکی از بازیکنای ایران بوده جوگیر می‌شه و توپ رو از وسط زمین اشتباهی می‌بره سمت دروازه ایران و یه گل به خودی خوشگل می‌زنه. مربی که فکر می‌کنه این کار تصادفی بوده قلی رو از زمین بیرون نمی‌یاره تا این که دوباره توپ می‌فته دست قلی و بازم جوگیر می‌شه یه گل به خودی دیگه هم می‌زنه.

آقا این اتفاق برای سومین بار که می‌فته مربی از کنار زمین داد می‌زنه مارادونا رو ول کنید همه مراقب قلی باشید!

از اون موقع به بعد این جوک "مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید" تبدیل می‌شه به یه جورایی ضرب المثل و در مواقعی به کار می‌ره که یکی برعکس بقیه کاری رو به ضرر تیم و مجموعه‌ای انجام می‌ده.

حالا این چه ربطی به ما داشت؟ واقعیت تو اخبار برخورد کردم به یه تیتری که برام جالب بود و نوشته بود، پارازیت معاون وزارت بهداشت روی اعصاب مردم!

ماجرا هم به شکل خلاصه اینه که یکی از معاونان وزیر بهداشت هر چند وقت یه بار میگه پارازیت ضرر داره و کلی هم اینور اونور تیتر می‌خوره و این کار رو تو سه سال اخیر اینقدر کرده که دیگه وزیر بهداشت گفت سه ساله به ایشون می‌گم اگه مدرکی داری بیار اما نمی‌یاره.

حالا وزیر بهداشت جای خودش، چندین و چند سازمان داخلی مسوول این کار از سازمان انرژی اتمی گرفته تا سازمان رگولاتوری هم هی دارن میگن بابا جان، پارازیت‌ها و امواج رادیویی مضر نیستن و هیچ‌ سند قطعی و سازمان جهانی هم این موضوع رو تایید نمی‌کنه، اما معاون مذکور ظاهرا دست بردارد نیست و ماجرای تیتر پارازیت معاون وزیر بهداشت روی اعصاب مردم هم به همین علت هست.

خلاصه اینجاست که میگن مارادونا رو ول کنید، قلی رو بچسبید.

عزت زیاد

آق فری