ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۴۸۲ مطلب با نشانه «weblog» ثبت شده است

تحلیل


فیلترشکن ندارم، لطفا سوال نفرمایید!

سه شنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۶، ۰۱:۴۹ ب.ظ | ۰ نظر

هفته قبل با اعماق وجودم جمله، «اینجا اطلاعات نیست، لطفا سوال نفرمایید» که تو خیلی از ادارات و بیمارستان‌ها بالای سر آدمایی که معمولا جلوی درها نشستن رو درک کردم. یا روی شیشه خیلی از مغازه‌ها حتما دیدین که نوشتن، «لطفا آدرس نپرسید».

شخصا همیشه از دیدن این جملات شاکی می‌شدم و می‌گفتم خب که چی؟ طرف راهش رو گم کرده یا نمی‌دونه کجا بره، خب چه اشکالی داره راهنماییش کنیم. تا اتفاقی برام افتاد که فهمیدم ماجرا از چه قراره.

چند روز پیش یکی از دوستانم می‌گفت، قبلا پیرزن‌ها و پیرمردها اگه میومدن نزدیک یه جوون از دو حالت خارج نبود، یا ازش کمک می‌خاستن که بارش رو تا یه جا ببره یا کمک می‌خواستن که از خیابون رد بشن، اما الان نزدیکت که می‌شن میگن عزیزم یه فیلترشکن برای من نصب می‌کنی!

بعد می‌گفت چند روزی هست که دیگه جرات نداره گوشیش رو توی مترو یا اتوبوس از جیبش دربیاره. می‌گفت هفته قبل گوشیمو که درآوردم، سریع متوجه شدم که چند نفر با چشمای متعجب سرشونو کردن تو گوشی و گفتن: داداش تلگرامت وصله!؟ منم خیلی ساده گفتم خب آره با فیلترشکن وصل هستم. بعد یکی خودشو نزدیک کرد و گفت، میشه بی‌زحمت برای منم یه فیلترشکن نصب کنی؟ گفتم باشه. داشتم نصب می‌کردم دیدم یکی دیگه نزدیک شد و با یه لبخند ملیح گفت زحمت منم می‌کشی.

خلاصه می‌گفت تا ایستگاهی که می‌خاستم پیاده بشم دیگه به هیچ کاریم نرسیدم و تقریبا برای 20 نفری فیلترشکن نصب کردم. اولش خوشحال بودم که مردم به من به چشم یه مهندس نگاه می‌کنن و احترام می‌ذارن. خلاصه دو سه روزی کارم شده بود نصب فیلترشکن برای مردم.

اما از روز چهارم دیگه خسته شدم و گفتم بابا چه کاریه، قبلا تو مترو یه کتابی می‌خوندم، تو تلگرام می‌چرخیدم، الان دیگه از کار و زندگی افتادم رسما. خلاصه می‌گفت دارم به این نتیجه می‌رسم که یه کاغذ بندازم گردنم تو مترو و روش بنویسم، " فیلترشکن ندارم، لطفا سوال نفرمایید!"

من خودم خیلی گذرم به مترو نمی‌فته اما چند روز قبل تو مترو گوشیمو درآوردم که یه کتاب بخونم که دیدم سریع سه چهار نفر دارن خودشونو از لابه‌لای جمعیت می‌کشونن سمت من. بعد می‌گفتن داداش فیلترشکن داری، منم که سابقه دوستم رو داشتم می‌گفتم نه. اونام یه نگاه سنگینی می‌کردن که از چشماشون معلوم بود که قشنگ می‌گفتن، "خودتی، عوضی خودخواه!" خلاصه دیدم راه نداره و گوشی رو کلا گذاشتم تو جیبم. چون دیدم همینطوری پیش بره شاید کتک هم بخورم.

با تشکر از مسوولان.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

اطلاعیه تشکر صنف فروشندگان فیلترشکن

يكشنبه, ۱۷ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۲۸ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل اسم تمام فیلترشکن‌های دنیا رو یاد گرفتم. نه اینکه دنبالشون باشم خدای ناکرده‌ها، اینقدر جوک و طنز و عکس از وضعیت گوشی‌های موبایل و کامپیوتر فرستادن و زیرش نوشتن "ما تا بن دندان مسلح به فیلترشکن شدیم!"، یاد گرفتم.

من فکر کنم فیلتر تلگرام در ایران ظرف چند روز گذشته به بازار جهانی فیلترشکن و فعالان این عرصه یه تکون همچین اساسی داد. مثلا بعضی از سازندگان فیلترشکن فهمیدن که بالای یه تعداد کاربر دچار مشکل می‌شن. بعضی‌ها فهمیدن باید امکانات بیشتری اضافه کنن. بعضی‌ها کلی درآمد تبلیغاتیشون بالا رفت و بعضی‌ها هم که تو فکر ساخت فیلترشکن نبودن، به شکل جدی به فکر اینکار افتادن.

فارغ از این حرفا فروشندگان داخلی VPN فکر کنم شب عید خوبی رو پشت سر بذارن. چون فروششون یه جهش همچین تپل داشت و به کمک اون می‌تونن حقوق و عیدی و سنوات کارمنداشون رو خیلی راحت بدن.

یه دوستی می‌گفت این روزا خیلی از جوونا تو یکی از این چند شغل مشغول به کارن. یا پیک ‌موتوری هستن، یا مسافرکشی می‌کنن یا فلافل فروشی یا نصاب ماهواره هستن، اما الان فکر کنم فیلترشکن فروشی هم بهش اضافه بشه.

من نمی‌دونم دقیقا چقدر ایرانی به جمع خریداران و نصب‌کنندگان فیلترشکن اضافه شدن اما اینطور که شنیدم میگن خیلی زیاده. مثلا یکی نوشته بود بابای 70 ساله من دیروز برای اولین بار رفته توی پارک به چند جا جوون گفته براش فیلترشکن نصب کنن و حالا اونم با فشار یه انگشت داره از فیلترشکن استفاده می‌کنه.

البته نمی‌دونم اون جوون نگران بوده که پدر پیرش ممکنه با فیلترشکن سر از کجاها دربیاره و بعد هم برام سوال شد که چرا خودش برای باباش نصب نکرده! که پدرش مجبور نشه از غریبه‌ها کمک بخاد.

چه می‌دونم اصلا نباید در حریم خصوصی مردم دخالت کرد. یا همین دیروز دوباره یه عکس دیگه دیدم که وزیر ارتباطات در "توییتر از سال‌ها قبل فیلتر" نوشته بود، فیلترینگ تلگرام موقتیه، بعد کلی از کاربران توی همون توییتر فیلترشده بهش اعتراض کرده بودن آخه چرا فیلتر کردین و بعد در ادامه نوشته بود وطنم پاره طنم!

القصه اینکه کاسبان فیلترشکن این روزها حال و هوای خوبی دارن و هر کی رو تو خیابون دیدین که بی‌جهت لبخند روی لبش هست احتمال اینکه فیلترشکن فروش باشه بالاست. یه جا هم خوندم یکی نوشته بود بدینوسیله ما فروشندگان فیلترشکن از اقداماتی که در راستای ایجاد اشتغال و رونق کسب‌وکار ما انجام شده سپاسگذاری کرده و مراتب قدردانی خود را اعلام می‌کنیم. البته قصد داشتیم با ارسال گل و نصب پلاکارد این تشکر رو انجام بدیم که جرات نکردیم!

بماند که به فکر راه‌اندازی صنف و اتحادیه هم افتاده‌اند!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

تسلیت به دو تن از همکاران رسانه‌ای

شنبه, ۱۶ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

با تاسف و تاثر مطلع شدیم پدر ارجمند همکار محترممان سرکار خانم مریم عسکری دار فانی را وداع گفت. بدینوسیله برای آن مرحوم طلب مغفرت و برای خانواده محترم ایشان و همسرش محمدرضا بهانم‌رئوف آرزوی صبر داریم.

ما از زلزله نمی‌میریم!

دوشنبه, ۱۱ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۰۱ ق.ظ | ۰ نظر

این زلزله‌های اخیر تهران هم خداییش اگه مستقیما ما رو نکشه، غیر مستقیم آخر کار خودشو می‌کشه و تلفات خواهیم داد. من فکر کنم اینطور که پیش بره یه سری زیر ماشین‌ها میمیرن، یه سری زرنگ سرنوبت بنزین زدن دست به یقه می‌شن و همدیگرو می‌کشن، یه سری به خاطر دویدن و له کردن بچه‌ها و پیرها، یه سری به خاطر آلودگی هوا و یه سری هم به خاطر شایعاتی که تو فضای مجازی میشه سکته می‌کنن و می‌میرن.

یعنی این زلزله باعث شد من بفهمم ما کلی میلیاردر تو تهران داریم و مردم الکی می‌گن چرا تخم مرغ گرون شد و فیلم و جوک درست می‌کنن. مثلا تا زمین می‌لرزه یه سری پریدن تو ماشین، پیچیدن تو اولین پمپ بنزین و از اونجا راهی خارج شهر می‌شن.

هر کی ندونه فکر میکنه حالا میلیاردها دلار پول و کلی طلا و اسناد املاکش هم توی اون ماشین پر کرده و داره به جای دیار باقی راهی خارج شهر می‌شه. خب آقایون زرنگ این چه کاریه آخه می‌کنید، خب بابا اینطوری اگه واقعا زلزله بیاد که آتش‌نشان‌ها و ماشین‌های امدادی اصلا از توی پارکینگ‌هاشونم نمی‌تونن بیان بیرون.

آخه این چه وضعیه. حالا این وسط یه سری مریض هم که فکر می‌کنن خیلی خوشمزه هستن و اصلا معلوم نیست کجای ایران یا جهان ساکن هستن هم به لطف فضای مجازی و تلگرام شروع می‌کنن به جوک و دروغ ساختن.

پلیس فتا هم هی هشدار می‌ده دستگیرشون می‌کنه. خب بابا اینا اصلا معلوم نیست کجا هستن. مثلا خارج از کشور باشن چیکارشون میخاید بکنید؟

از اونطرف ملت ریختن تو سایت اعلام زلزله که باعث شده اونم بیاد پایین. خب اینکار دقیقا چه فایده‌ای داره؟ مثلا اونجا چی نوشته که براتون جالبه؟ خب بابا جان خیلی آروم با پای پیاده بیاید یه گوشه تو فضای باز پناه بگیرید بعد هم که آب از آسیاب افتاد، تشریف ببرید منزل.

آقایون مسوولان هم یه فکری برای اطلاع‌رسانی مستمر از طریق سایت‌ها بکنن. خب وقتی شما وارد جلسه می‌شید و معلوم نیست چیکار می‌کنید، مثلا مردم باید خیالشون راحت باشه که شما تو اون جلسه دستتون روی دکمه شدت زلزله هست و اون رو کنترل می‌کنید؟ بابا مردم از شنیدن جلسه و تشکیل کارگروه خسته شدن و می‌دونن چیزی از توش در نمیاد. تو اینجور مواقع خبر جلسه تشکیل شد حکم سم رو داره برای اعصاب مردم. بابا جان سه نفر کارشناس تو یه اتاق خبر بشونید به مردم هی آرامش و اطلاع‌رسانی کنن والا خیلی بهتر از این کاراس.

خب وقتی شما تو جلسه هستین تا تشریف بیارید بیرون، اون یه سری مریض هم که فکر می‌کنن خیلی خوشمزه هستن و اصلا معلوم نیست کجای ایران یا جهان ساکن هستن، کارشونو تو مغز و اعصاب مردم کردن.

حالا شما هی تهدید کن که گیرشون میاریم. گیرآوردن اونا که نون و آب نمیشه برای مردم. شما جلسه‌بازی رو بیخیال بشید، اطلاع‌رسانی به موقع انجام بدین والا نه اون مریضا راه به جایی می‌برن نه مردم مثل مرغ پرکنده می‌ریزن اینور اونور. اگرچه می‌دانم نرود میخ آهنین در سنگ اما من به سهم خودم وظیفه داشتم بگم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

ما مردم بد عمل کردیم!

چهارشنبه, ۶ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۱۲ ق.ظ | ۰ نظر

این روزها بابت هر بحرانی اعم از آلودگی هوا و مسایلی از این دست که پیش میاد، روال کار تقریبا برای مردم روشن است. یک سری جلسه و تصمیم و بعد هم باد به کمک می‌آید و خداحافظ تا بعد.

مثلا چند روز پیش یه جا دیدم یکی نوشته بود که کار مسوولان در جلسه بررسی آلودگی هوا مثل ستاد استهلال شده که سالی یکبار بعد از رویت هلال ماه دو روز رو تعطیل اعلام می‌کنن. اونوقت بعضی دوستان به این ستاد ایراد می‌گیرن، خب الان در مورد آلودگی هوا پس چرا کسی چیزی نمی‌گه که سالی یه بار دور هم جمع می‌شن و با رویت آلودگی هوا دو روز تعطیل می‌کنن و می‌رن تا سال بعد که آلودگی‌ها برگردن!

نمی‌دونم چی بگم ولی مردم اینطوری هستن و از این جور حرفا میزنن دیگه. حالا چند وقتی هست که یه مشکل تو کشور پیدا شده و اون اینکه ظاهرا به علت تعدد نهادهای تصمیم‌گیر توی کشور، دیگه خود مسوولان هم نمی‌دونن کی باید چیکار کنه دقیقا.

برای همین هر مشکلی که پیش میاد هر کی آدرس اون یکی رو میده و میگه فلان نهاد باید رسیدگی کنه. یعنی اگه الان از یک مسوول سوال کنی به نظر شما رفع فلان مشکل به عهده کی هست خودشم نمی‌دونه و احتمالا لیستی از نهادها رو میگه و باید اونا حل کنن. بعد حالا تک تک هم که سراغ اون نهادها بری بازم آدرس اون یکی رو میدن و دست آخر هم هیچی به هیچی.

به همین خاطر یه مدتی هست که یه جمله تو اینترنت دست به دست میشه بین مردم که نمی‌دونم احیانا مسوولان محترم هم می‌بینن یا نه؟ اون جمله اینه که مردم وقتی می‌بینن همه مسوولان گله دارن از وضع موجود، می‌گن"به نظرم ما مردم بد عمل کردیم که مسوولان رو اینقدر ناراحت و گله‌مند کردیم!"

این موضوع رو این روزها همه جا میشه دید. آی‌تی و غیر آی‌تی هم نداره. مسوولان نشستن پا به پای مردم گله می‌کنن از وضعیت بلاتکلیفی‌ها، مشکلات و کاستی‌ها!

یکی می‌گه قوانین به روز نیست، یکی می‌گه ما مصوب کردیم کسی اجرا نمی‌کنه، یکی می‌گه اجرا می‌شه اما نظارتی در کار نیست و خلاصه همه ناراحت هستیم دور هم.

خلاصه من می‌خام اینجا یه فداکاری کنم و بیام مسوولیت تمام مشکلات رو به عهده بگیرم تا خیال همه راحت بشه. منتها یه شرطی دارم. خداییش اگه من پذیرفتم مشکلا تقصیر من هست و احتمالا محکوم هم شدم لااقل مسوولان هم قول بدن حالا که من مسوولیت پذیرفتم و دیگه نیستم که مزاحم باشم، اونا هم زحمت رسیدگی و حل مشکلات رو بکشن.

عزت زیاد

آق فری

(آق فری)

آموزش مدیریت در سه دقیقه

چهارشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۶، ۱۰:۲۴ ق.ظ | ۰ نظر

اگر صرفا بر اساس رابطه مدیر جایی شده‌اید، اگر هیچ دانش و تجربه مرتبط با مدیریتی که به عهده گرفتید ندارید، اگر قصد دور کردن انتقادات و رسانه‌ها را دارید، اگر قصد ترقی شغلی دارید، اگر اصلا دوست ندارید کار کنید و بیشتر دنبال کار و شرکت شخصی خود هستید و پست مدیریتی هم ناجوانمردانه به شما تحمیل شده است، اگر مدیری هستید که اهل اختلاس و زد و بند هستید، ادامه این مطلب تضمین مناسبی برای حفظ موقعیت مدیریتی شما در هر جایی است.

خب بذارید چکیده تمام یافته‌های خودم رو به رایگان در اختیار شما دوست عزیزی که مشمول موارد بالا می‌شید بذارم. این کار از دو مرحله بیشتر تشکیل نشده که به سرعت شما رو با اون آشنا می‌کنم.

1- شما باید اعتماد به نفس بسیار بسیار بالایی داشته باشید. البته واقعا نه. فقط باید اینطور وانمود بشه. روش کار هم بسیار ساده است. برای این که اعتماد به نفس خودتون رو بالا ببرید، باید همه مخاطبانتون رو یه موجوداتی فرض کنید که هیییییچ چیزی نمی‌فهمن. حالا اون موجود می‌تونه هر چیزی توی ذهن شما باشه. از یه متکا گرفته تا جیگر.

یعنی وقتی جایی سخنرانی دارید، مصاحبه دارید و از این جور کارای وقت‌گیر دیگه، همه رو همیشه تو ذهنتون اون مدلی فرض کنید و بعد هر چی دلتون خواست بگید. وقتی می‌گم هر چی اصلا تعارف توش نیست. مثلا می‌تونید بگید استیو جابز از شاگردای شما بوده. می‌تونید بگید سفینه‌ای ساختید و آخر هفته‌ها باهاش می‌رید ماه. یا اگه دوست داشتین بگین کاری هم برای مردم کردین، هر کاری که از مدیریت قبل باقی مونده به راحتی بگین شما همش رو انجام دادین و خوشبختانه مردم هم بسیار راضی هستن از وقتی من اومدم اینجا.

2- بسیار خب. شما تقریبا 90 درصد این آموزش رو تموم کردین. می‌مونه 10 درصد باقیمانده که اونم الان خدمتتون عرض می‌کنم. حالا این وسط اگه، اونم اگه، یک در هزار صدایی از یکی از اون موجودات دراومد که آقای مدیر، این خبرا هم نیست و شما هیچ کاری نکردین و خلاصه رفت تو فاز آدم زرنگ بازی، یک راهکار ساده براش وجود داره.

شما باید اول یه برچسب بهش بزنی. مثلا بگی مافیا مخالف من هست. بگی بساط دزدی رو جمع کردم که صدای یه عده دراومده. یا بگی من باج ندادم که شاهد این مخالفت‌ها هستم.

اما اگه دیدی حوصله پیدا کردن برچسب و جواب دادن دوباره اون طرف رو نداری، راهکار ساده‌تر اینه که بگی من هر کاری هم که بکنم باز یه عده انگشت‌شمار، سیاسی‌کار و همیشه مخالف وجود دارن که کاریشون نمیشه کرد.

آموزش تمام شد. ورود شما رو به حوزه مدیران بیکار و بی‌عار تبریک می‌گم.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

تمام مشکلات حوزه ICT حل شد!

يكشنبه, ۱۲ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۲۹ ب.ظ | ۰ نظر

خانم‌ها و آقایان! امروز این افتخار بزرگ نصیب من شده تا به شما اعلام کنم، تمامی مشکلات مرتفع و تمامی طرح‌ها و وعده‌های حوزه ارتباطات و فناوری اطلاعات به سرانجام رسید. به همین مناسبت از شما دعوت کرده‌ایم تا در این قصر باشکوه و مراسم رونمایی از تندیس مسوولانی که در این راه با مشقات فراوان توانستند، ما را به جایی که امروز ایستاده‌ایم، رهنمون کنند، حضور بیابید.

این روز را هرگز فراموش نخواهیم کرد و بر قدوم استوار و بلندی که با صلابت و اقتدار پیش رفتند تا کشور پیش برود، بوسه می‌زنیم. خانم‌ها و آقایان! خواهشمندم برای استقبال هرچه زیباتر قیام کرده و عشق و شور خود را با تمام وجود نثار کنید. خانم‌ها و آقایان! این شما و این جناب آقای ...!

چیزی که داشتین می‌خوندین، صدای مغز بعضی از مدیران هست که همیشه خودشون رو در چنین روز و جایگاهی تصور می‌کنن. خب حالا چی شد که این مطلب به ذهن من رسید.

واقعیت اینه که چند روزیه چیزایی می‌بینم که دارم خودمو واقعا برای دیدن چنین مراسمی حاضر می‌کنم. اصلا هم شوخی ندارم. حالا می‌خام متن یک مصاحبه رو با یک مدیر رو با شما در میان بذارم که احتمالا چند وقت دیگه اگه تو اون مراسم دیدین یه وقت نگید، داستان چیه و این مراسم واقعی یا نه و از این حرفا. خلاصه می‌خام شما هم بدونید چطور تمام مشکلات حوزه ICT حل شد.

خبرنگار: جناب مدیر قهرمان! حتما در جریان مشکل فلان و بهمان هستید. بفرمایید چه اقدامی در این خصوص کرده‌اید؟

جناب مدیر: این مساله هیچ ارتباطی به من نداره. من تعجب می‌کنم از سوال شما. این پرسش رو از اونجا باید بپرسید.

خبرنگار: جناب مدیر بزرگ! طرح فلان اکنون در چه مرحله‌ای هست؟

جناب مدیر: من باز هم تعجب می‌کنم از سوال شما، اون طرح به اتمام رسیده است.

خبرنگار: جناب مدیر، اما مردم از خروجی و خدمات این طرح بهره‌ای نبردن.

جناب مدیر: واقعا این حرف عجیبه. علت رو باید از سایر دستگاه‌ها جویا بشید. ما کار را تمام کردیم.

خبرنگار: جناب مدیر، اون یکی طرحه چی؟ به سرانجام رسید.

جناب مدیر: چه سوالات عجیبی می‌کنی. شما انگار در جریان هیچ چیزی نیستی. مطمئنید خبرنگار حوزه ICT هستید؟ اون طرح خیلی وقته تمام شده.

خبرنگار: جناب مدیر، اما رسانه‌ها و مردم که گلایه دارن و راضی نیستن.

جناب مدیر: ببینید بذارید یک مساله رو برای شما روشن کنم. یه تعداد بسیار قلیلی رسانه و مردم هستن که شما هر کار خوبی که بکنید مخالفت می‌کنن. خب شما که نباید اونها رو ملاک قرار بدین.

خبرنگار: اما جناب مدیر ...

ولم کن آقا هی جناب مدیر، جناب مدیر. اصلا معلوم نیست تو کی هستی و به کجا وصلی با این سوالای احمقانه. نگهبان این آقا رو کنترل کنید ببینید چیکارس بعد هم بندازین بیرون. من باید برم به مراسم برسم. قراره ازم تقدیر کنن.

و اینگونه بود که تمام مشکلات حوزه ICT حل شد و آن مراسم برگزار می‌شود.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

شما داغید، حالیتون نیست

دوشنبه, ۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۴:۴۰ ب.ظ | ۰ نظر

این تعرفه‌های جدید اینترنت هم بساطی شده برای خودش، یعنی الان جوری شده که نظرات مردم رو که می‌خونی میگن، به همون مدل قبلی که معلوم نبود چه مدلیه واقعا راضی هستیم و تو رو خدا بهش دست نزنید.

البته من خودم  چند روز قبل توی جمعی از کاربران اینترنت داشتم حرف می‌زدم و بهشون گفتم: خب حقتون هست که اینطوری بشه. تا شما باشید نرید هی بگید اینترنت ما گرونه، معلوم نیست چطوری تموم میشه، شبیه دنیا نیستیم، کند هست و از این جور حرفا.

نتیجه این غر زدن‌ها و اعتراضات جواب داد و حالا یه مدل جدید رونمایی شده اونم چه مدلی. توش اومدن گفتن تعیین سقف مصرف اینترنت دست خود فروشنده‌ها هست. خب این کجاش بده. فروشنده همیشه از خیر و نفع خودش به نفع مشتری می‌گذره یعنی حاضره حتی ضرر کنه که ماها راضی باشیم. اصلا این یه شعار هست تو ایران که "حق همیشه با مشتری است."

حالا هر کی قبول نداره، مشکل خودشه. تازه یه اتفاق جالب دیگه اینکه شما اگه یه وقت دیدین خدای ناکرده فروشنده‌ای خواست سود خودش رو در نظر بگیره، خب کاری نداره می‌تونید برید از یه جای دیگه اینترنت بخرید.

خلاصه همینطوری داشتم برای خودم سخنرانی می‌کردم که شنیدم یکی شیشکی بست.

منم بهم برخورد، گفتم: کی بود این کار زشت رو کرد. خب از اونجا که من مسوول نیستم و کسی ترسی نداره، یکی گفت: من بودم داداش! حرفیه؟ گفتم خب این چه کاری بود، کردی؟

گفت شما بچه کجایی اینقدر زرنگی. گفتم بچه همین تهرانم مشکلش چیه؟ گفت: تازه از اونور آب اومدی؟ گفتم: خیر.

گفت: کارمند دولتی؟ گفتم: خیر. گفت: میدونی اینترنت چیه؟ گفتم: آقا احساس می‌کنم شما داری به من توهین می‌کنی‌ها.

گفت: توهین سیخی چنده سوسول! اومدم حرف بزنم که گفت: ساکت! تو حرفاتو زدی حالا حرف منو گوش کن. جایی که من زندگی می‌کنم فقط یه شرکت اینترنت می‌ده. بعد مثلا ادای منو درآورد و گفت: در ضمن خبری از شرکت‌هاهای دیگه نیست. فقط یه شرکت هست. مثلا من چیکار می‌تونم بکنم؟ پاشم نقل مکان کنم به شهر دیگه برای استفاده از اینترنت؟

بعد ادامه داد، من یه پیشنهاد دارم بهت. تو که نوشتن میگی بلدی، برو بنویس مدل قبلی رو در کنار مدل جدید با هم بذارن که مردم خودشون تعیین کنن از کدوم مدل استفاده کنن. اونوقت معلوم می‌شه مردم خودشون چه مدلی به دردشون می‌خوره.

منم که کم آورده بودم و نمی‌خواستم بقیه بفهمن، یه جواب دندان‌شکن و کاملا منطقی بهش دادم و گفتم: شما داغید و حالیتون نیست. بعدم سریع گفتم من باید برم جلسه دارم!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

عمو وعده‌یاب دل‌خوش!

دوشنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل یه آقایی تو ایران راه افتاده یه جایی به اسم "مرکز رصد و پایش وعده‌های مسوولان" راه انداخته و گفته در حال حاضر در مرحله مقدماتی رصد و پایش وعده‌های مسئولین هستیم و در مرحله بعد پیگیر وعده‌ها و بررسی دلایل عدم تحقق وعده‌ها خواهیم بود.

این آقا خودشم کرده رییس این مرکز جدید التاسیس.

این خبر رو که دیدم کلی خندیدم. خداییش عجب جایی زندگی می‌کنیم ما ایرانی‌ها. این آقای قصه ما که من اسمش رو گذاشتم عموی دل‌خوش وعده‌یاب! اما نمی‌دونم تازه از خارج کشور اومده، در جریان مسایل نیست، یا می‌خاسته تو چند تا رسانه اسم و عکسش بخوره حال کنه برای خودش.

حالا اصلا به من چه فازش چی بوده اما میخام یه چند تا ایراد کوچولو به طرح عمو وعده‌یاب وارد کنم.

اول اینکه خودتم که وعده دادی تو مرحله رصد مقدماتی هستی عمو جان. بهتر بود حداقل تو یه نفر به جای وعده می‌رفتی این کار رو می‌کردی بعد خبرش رو می‌دادی به رسانه‌ها. فعلا که خودتم رو هوا هستی عمو جون.

دوم اینکه عمو وعده‌یاب گل، تو این مملکت کلی قانون داریم که اجرا نمی‌شه، اونوقت تو رفتی مرکز رصد وعده راه انداختی؟

سوم اینکه عمو جان تو این مملکت کلی طرح و پروژه داریم که سال‌هاست روی هوا هستن، اونوقت تو رفتی مرکز رصد وعده راه انداختی؟

چهارم اینکه من هر جای قوانین رو که زیر و رو کردم هیچ‌جاش ندیدم دادن وعده تخلف باشه. خب یه مدیری بالای تریبون برای این که خواب حضار بپره و یه کفی براش بزنن یه وعده‌ای می‌ده که حضار به هیجان بیان. دیگه اینم جرمه؟ اینم نگن که حرفی برای گفتن باقی نمی‌مونه دیگه.

پنجم اینکه مثلا وعده‌ها رو یافتی، می‌خای باهاش چیکار بکنی؟ یعنی جواب این سوال رو کاملا تشریحی می‌خام بدی‌. دقیقا بگو می‌خای این وعده‌ها رو که گرفتی دستت باهاش چیکار کنی؟

مرد حسابی، این همه رسانه و سایت و خبرگزاری و دستگاه نظارتی و ... تو این مملکت داریم اونوقت تو فکر کردی خیلی کارت جالب بوده و فقط به فکر خودت رسیده؟ نه داداش قرن‌هاست که رسانه‌ها دارن همین چیزا رو می‌نویسن.

خلاصه چند وقت دیگه اگه دیدی دارن برات شعر می‌خونن عمو وعده یاب، بله، وعده‌ها رو یافتی، بله، پشت کوه انداختی، بله، یه وقت تعجب نکنی و شاکی نشی.

عمو جان پولت زیادی کرده بده من برات خرج کنم. از این کار هیچی در نمیاد و خلاصه اینقدر وعده بیاب تا صبح دولتت بدمد. از من گفتن بود.

عزت زیاد

آق فری(منبع:عصرارتباط)

قاعده “تکرار کن، مجاز کن!”

يكشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۹۶، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۰ نظر

دیگه دارم به این باور می‌رسم که فضای مجازی کشور، اتفاقا هیچ ربطی به کشور نداره و اصلا کاری به کار قوانین و دستورات و مجازات‌ها و هزارتا باید و نبایدهای دیگه نداره.

قاعده این فضا آزادی هست. یعنی یه جایی شده که توش هر کاری دلت بخاد می‌تونی بکنی. اتفاقا کسایی که تو فضای مجازی یه سری کارای خلاف می‌کنن یه روش خیلی خوب برای حل مشکلاتشون انتخاب کردن.

مثلا یه نفر میره سایت همسریابی می‌زنه، البته همسریابی که چه عرض کنم، بعد کافیه یه مسوولی بیاد وسط و بگه ممنوع هست، فرداش 500 نفر دیگه میرن سایت همسریابی می‌زنن و بعدش دیگه مجاز می‌شه.

یا مثلا میگن فروش فیلترشکن ممنوع و جرم هست. فرداش اگه صد تا سایت داشتن این کار رو می‌کردن در یک جهش به هزارتا افزایش پیدا می‌کنن و خیلی راحت توش شماره حساب بانکی هم تقدیم حضور می‌کنن و بعد به چشمای ملت خیره می‌شن ببینن اصلا کی میخاد گیر بده بهشون.

یا مثلا میگن قمار سایبری هم ممنوع هست جهت اطلاع، فرداش مثل مور و ملخ سایت قمار ساخته می‌شه.

اصلا انگار یه سری وایستادن ببینن کدوم مسوول میگه کدوم کار ممنوعه. اونوقت اینو به عنوان یک علامت تلقی می‌کنن که حتما سود خوبی توی کار هست و با تشکر از مسوول مربوطه راه میفتن همه میزنن توی اون کار!

یا اخیرا گفتن سایت‌های همسفریابی و اجاره ساعتی خانه ممنوع هست و حالا شاهد رشد این پدیده جدید هستیم.

یعنی در واقع انگار یه سری فهمیدن راه حل مجاز شدن یک تخلف در تکرار اون هست.

می‌دونم خودتونم فکر کنید کلی مثال به ذهنتون می‌رسه اما بذارید بازم مثال بزنم. مثلا الان یه فروشگاه اینترنتی چند سالی هست یه طرح بلک فرایدی (جمعه سیاه) راه انداخته که مربوط به فرهنگ غربی‌ها هست. هر سال هم که اینکار رو می‌کنه کلی سر و صدا به پا میشه و چند تا رسانه شروع می‌کنن به گیر دادن که ای بابا این چه وضعیه. مسوولان اون فروشگاه که با قاعده “تکرار کن، مجاز کن” آشنا هستن، اتفاقا از سال‌های بعدش با تبلیغات گسترده‌تری این کار رو شروع کردن و امسال هم جهت استحضار مسوولان، بازم این حرکت رو با درج اخبار در رسانه‌های کشور از جمله در خبرگزاری وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی! (خبرگزاری مهر) کلید زدن.

به نظرم از سال آینده در کنار بلک‌فرایدی، ولنتاین و ... اگه دیدین یه سری فروشگاه‌های اینترنتی جشنواره تخفیف ویژه لوازم شب هالویین و کریسمس هم در رسانه‌های کشور از جمله اون قانونی‌هاش راه‌انداختن، اصلا نه جای تعجب داره نه گله. اصلا قانونش همینه؛ تکرارش کن، مجازش کن. اونم به کمک رسانه‌های رسمی کشور!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:)

حل مشکلات با باد دهان

يكشنبه, ۱۴ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۴۸ ق.ظ | ۰ نظر

انگار شیوه حل مشکل آلودگی هوای تهران با باد هوا، مورد پسند خیلی از مسوولان حوزه ICT قرار گرفته.

سال‌هاست که هوای تهران آلوده است و هر وقت هوا خیلی آلوده می‌شود، یک باد به کمک می‌آید و همه چیز به فراموشی سپرده می‌شود. ریزگردها هم توسط باد هوا مدیریت می‌شن و به محض اینکه وضعیت آب و هوای جنوب کشور غبارآلود می‌شه، همین که بحث استیضاح و نقد وسط میاد، موضوع آنقدر کش پیدا می‌کنه که دوباره یک بادی از راه می‌رسه و همه‌چیز را با خودش می‌بره.

در حوزه ICT باد هوا شاید کمک چندانی نکنه، اما ظاهرا با الهام از باد هوا از روش دیگری برای حل مشکلات استفاده می‌شه و اون باد دهانه.

یعنی همین که طرحی نصفه و نیمه اجرا می‌شه، مسوولان مربوطه کار وزیدن باد دهان از طریق حرف زدن رو شروع می‌کنن و برخی بنگاه‌های ارایه خدمات خبری یا همان رسانه‌ها، کار انتقال این باد صادره به سمت مشکلات و منتقدان را آغاز می‌کنن.

این اصوات و بادها اما به دو روش عمل می‌کنن، مثلا می‌گویی فلان مشکل امان مردم را بریده،  راه‌کار مسوولان اما جالبه. یکی از این راه‌ها سامانه‌درمانیه. یعنی یک سری اصوات خارج می‌شه و میگن سامانه می‌سازیم خودش مشکلات را می‌شوره می‌بره. از این جا به بعد مشکل قدیمی دیگه حل می‌شه و یه مشکل جدید به وجود میاد به نام سامانه‌ای که هیچ مشکلی رو حل نکرد. بعد میان یک باد جدید تولید می‌کنن و می‌گن مشکل سامانه عدم همکاری فلان دستگاه و بهمان مسووله، حالا بادی که دو مشکل قبلی یعنی اصل مشکل و سامانه رو حل کردن به سمت آن مسوولان دگر میرن.

مسوولان دیگه هم که خب از پشت کوه نیومدن و با روش باددرمانی آشنا هستن، اصوات دیگری صادر می‌کنن و مشکلات خود را به سمت آینده، دستگاه‌های دیگر یا سایر مسایل حواله میدن.

این وسط رسانه‌ها نیز روی بادها از این سو به اون سو میرن و خلاصه کاری ندارن، کی چی می‌گه، فقط روی بادها سوار می‌شن تا یه جورایی اموراتشون بگذره.

انصافا تیتر رسانه‌ها رو همین امروز با همین الگوی «باددهان‌درمانی» یه نگاهی بکنین، این می‌گه فلان کار باید بشود، اون یکی می‌گه بله ما هم معترضیم، اون یکی می‌گه اجرای فلان کار بسیار مهم و گره‌گشاست، بعد هم پشت‌بندش همایش‌های باددرمانی شروع می‌شه که توش از فرصت‌ها و تهدیدها حرف می‌زنن و آخر شب هم می‌رن منزل تا فردا صبح که یک مشکل دیگه رو حل کنن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

5 اقدام مدیریتی آق فری

سه شنبه, ۲ آبان ۱۳۹۶، ۰۲:۲۱ ب.ظ | ۰ نظر

یه حس غریبی مدتی طولانی هست که به من میگه اگه مدیر بشم می‌تونم مدیر خیلی موفقی باشم. هر چی به دور و اطراف حوزه ICT نگاه می‌کنم می‌بینم چیزی از خیلی از مدیرا کم ندارم که هیچ تازه قول می‌دم بهتر هم باشم.

خب حالا بهتون می‌گم مدیر که بشم چیکار می‌کنم.

اولین کاری که می‌کنم اینه که تمام دوستام رو هر جا بتونم مشغول به کار کنم، حکم می‌زنم براشون. حتما می‌گید تو هم که شدی مثل خیلی‌های دیگه. صبر کنید زود قضاوت نکنید الان توضیح می‌دم. دوستای من همه بیکار هستن، فرق من با بعضی از مدیرای دیگه دقیقا همین جاس. من یه سری بیکار رو می‌برم سرکار نه این که اونایی که صد جا سر کار هستن این بشه کار صد و یکمشون.

دومین کاری که می‌کنم اینه که دستور می‌دم لیست تمام نمایشگاه‌های داخلی و خارجی رو برام تهیه کنن تا برم همشونو بگردم. لابد بازم تو دلتون می‌گید زکی اینم که شد مثل خیلی‌های دیگه. بابا جان اینقدر زود قضاوت نکنید لطفا. من قول می‌دم هر جا که برم بیام تو همین ستون بگم چی دیدم چی شنیدم،‌ فرق من با مدیرای دیگه اینه که نمیام بگم بحث‌های خوبی مطرح شد و روی افزایش همکاری‌های فیمابین تاکید کردیم. خداییش قول می‌دم چیزای جالبی براتون تعریف کنم.

سومین کاری که می‌کنم این که قول می‌دم از صبح تا شب تو شبکه‌های اجتماعی در دسترس همه علاقه‌مندانم باشم و هر کی هر چی بگه سریع بهش جواب بدم و قول بدم تمام تلاشم رو برای رفع اون می‌کنم. خلاصه همیشه باهاتون در چت و تماس هستم و هر کی حوصلش سر رفت یه پیام که بده سریع جوابشو می‌دم.

چهارمین کاری که می‌کنم اینه که قول می‌دم هر روز استخر برم و ورزش رو اساسی شروع کنم. خب می‌دونید که اگه من مریض بشم علاوه بر این که هزینه‌های درمانی به جامعه تحمیل می‌کنم باعث میشه نرسم کارای مفید برای شما هموطنان عزیز و خوب خودم انجام بدم. پس سلامتی من در اولویت هست.

پنجمین کاری که می‌کنم اینه که قول می‌دم هر جا دعوت شدم سخنرانی قبلش یه سرچ 5 دقیقه‌ای تو گوگل بکنم که بدونم موضوع از چه قرار هست و حرفای کلی و کیلویی نزنم. خداییش خودتون دیدین بعضی مدیرا از حضور در جمع کودکان گرفته تا حضور در یک جمع کارشناسی یه مدل حرف می‌زنن. مثلا وقتی همایش تاثیر کوانتوم در رایانش ابری هست می‌گن کوانتوم تاثیر بسیار مهمی در رایانش ابری داره و باید حمایت بیشتری از این بخش بشه. بعد هم میان پایین می‌رن همایش بعدی، اونجا هم مثلا عنوانش این هست، کودکان و فضای مجازی، اونجا هم می‌گن بحث کودکان در فضای مجازی بحث بسیار مهمی هست و باید تلاش زیادی در این خصوص بشه.

خلاصه من قول می‌دم یه "مهم است" ته عنوان همایش‌ها نذارم و سخنرانیم رو به اتمام نرسونم.

من برنامه‌ها و اهدافم رو صادقانه خدمتتون گفتم حالا از شما هموطن گرامی خواستارم تو شبکه‌های اجتماعی و هر ابزار دیگه‌ای که دم دست دارید، از آق فری برای قرار گرفتن در یک پست مدیریتی حمایت کنید.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

مشتری‌نداری به سبک یک تاکسی‌یاب

يكشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

من هفته قبل متوجه یه موضوعی شدم که باعث شد چند تا از مویرگ‌های مغزم دچار تورم شدید بشه که خب حتما می‌دونید که خطرناکه حسن.

می‌خام رازی رو که بهش تازه هفته پیش پی بردم باهاتون در میون بذارم. اون راز اینه که شما می‌تونید خودتون به خودتون یه مجوز کسب و کار بدین، بعد خودتون برای خودتون قانون وضع کنید و بعد شروع کنید به پول درآوردن.

والا شوخی نمی‌کنم. الان توضیح می‌دم و باور کنید این مطلب کاملا جدی هست.

بذارید صاف برم سر اصل موضوع. هفته قبل فهمیدم که بعضی از این کسب‌وکارهای اینترنتی و در راس اونا تاکسی‌های اینترنتی، نه تنها خودشون یه مجوز خاص برای خودشون درست کردن، بلکه توش یه سری قوانین صنفی هم وضع کردن که به خودشون اختیارات نامحدود می‌ده و در واقع از هفت دولت آزادشون می‌کنه.

طرف رفته یه تاکسی اینترنتی درست کرده بعد توش قانون گذاشته، بدینوسیله من قانون تعیین می‌کنم که به موجب آن من هیچ مسوولیتی در قبال هر اتفاقی که برای شما میفته ندارم. من یک حکومت خودمختار هستم که نه مسوولیتی دارم، نه دادگاهی.

من فقط مسوول پول درآوردن هستم. پس اگر یکی از راننده‌هایی که از گوشه خیابون برای شما جذب کردیم، قاتل و جانی از کار دراومد، هیچ مسوولیتی متوجه من نیست. پول من رو بدین، همدیگرو تیکه پاره هم که کردین برید مشکلتون رو با مراجع قضایی که از قبل و خارج از حکومت خودمختار ما وجود دارند، حل کنید.

ما اینجا با پول شما کار داریم نه با چیز دیگه. پس مشتری گرامی اگه این دفعه یه ماشین سفارش دادی، خودت باید از قیافه طرف بتونی تشخیص بدی که طرف واقعا راننده هست یا قصد جان و مال شما رو کرده. اگه خوشت نیومد می‌تونی کنسل کنی و یکی دیگه سفارش بدی که خب بازم باید تصمیم بگیری و تشخیص بدی کاری به کارت ممکنه داشته باشه یا نه؟

اگرم به هر حال قیافه یکی به دلت نشست و احساس کردی قصد جونت رو نداره، خب سفارشت رو می‌دی، پول ما رو اخ می‌کنی و بعد وصیتت رو می‌نویسی و مسوولیت جان و مالت رو خودت به عهده می‌گیری.

راستی ما یک خدمت مناسب دیگه هم برای شما مشتریان عزیز و گرامی در نظر گرفتیم. و اون این هست که در پایان سفر اگر زنده موندی و مشکلی برات پیش نیومد، می‌تونی به راننده مورد نظر یه نمره‌ای بدی. چون ما به مشتری مداری اهمیت زیادی می‌دیم و اگه راننده‌ای نمره بدی بگیره، اخراجش می‌کنیم و بعد با یک نام جدید وارد سیستم می‌کنیم تا اون اسم قبلی باعث تکدر خاطر شما مشتری گرامی و از پا افتادن کسب‌وکار ما نشه.

ما عاشق مشتری‌هامون هستیم. تقدیم با عشق، تاکسی‌یاب اینترنتی مشتری‌مدار!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

آق فری هم تذکر داد

دوشنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۵ ب.ظ | ۰ نظر

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است. به‌به! شکر هندوستان و شکر مازندران، هر دو شیرنند اما این کجا و آن کجا. به‌به! آفرین، احسنت.

نه اشتباه نشه مشاعره نیست. دیدم دو تا ضرب‌المثل برای شروع متن چیز بدی نیست. واقعیت اینه که میخام بگم اتفاقا این مثال‌ها یه زمانی در گذشته معنا داشتن و این روزا دیگه انگار معنا ندارن.

مثلا باید گفت، میان ماه من و ماه گردون فرقی نیست. یا گفت شکر هندوستان و شکر مازنداران هر دو شیرین هستن و هیچ فرقی با هم ندارن.

حالا چرا اینا رو میگم. واقعیت اینه که یه مدته مد شده بعضی مسوولان دستگاه‌های نظارتی تو حوزه ICT خودمون هی تذکر می‌دن به اینور و اونور. مثلا میگن فلان اپراتور آخه چرا داری سر مردم کلاه می‌ذاری، پسر بد، قول بده دیگه از این کارا نکنی تا بازم دوستت داشته باشم.

یا یه نهاد دیگه به اون یکی میگه، آخه چرا سه سال پیش بهت گفتم یه کاری رو بکنی هنوز انجامش ندادی؟ خیلی بدی. فعلا فقط بهت تذکر می‌دم و اگه بازم انجام ندادی ...، اونوقت مجبورم دوباره بهت تذکر بدم. مرسی اه.

بسیار خب، حالا که اینطوره منم میخام تذکر بدم، مثلا تذکر بدم که چرا طرح‌ها عقب هستن، چرا بعضیا اصلا نیستن که بخان عقب باشن، نتیجه فلان قرار چی شد، خروجی فلان دیدار چی بود و هزارتا چیز دیگه.

خلاصه من هم عصبانی هستم و تذکر خیلی جدی می‌دم. اما یه کم که فکر کردم گفتم خب که چی بشه. اصلا اینقدر تذکر بده تا تذکردونت پاره بشه! هیچ کس به هیچی حساب نمیکنه اصلا.

بعد با خودم فکر کردم خب اگه تذکر من که یه راننده و نویسنده معمولی هستم به جایی نمی‌رسه، تذکر بعضی مسوولان حوزه ICT هم به جایی نمی‌رسه، خب اصولا تذکر برای چی هست و تذکر کی به جایی می‌رسه؟

حالا اصلا یکی نیست به من بگه این خبرایی که تو رسانه‌ها میاد که فلان مسوول و فلان نهاد به فلان جا و بهمان نهاد تذکر دادن، اصلا جزییات این تذکرها چیه؟ مثلا طرف به تذکر بی‌توجهی کنه چی میشه مثلا؟ این همه قانون و مصوبه داریم که درست اجرا نمی‌شه حالا از یه تذکر قراره چی دربیاد؟

رسانه‌هایی که به این قبیل مسوولان دسترسی دارن، چرا هیچی نمی‌گن و نمی‌پرسن آقای مسوول دقیقا چه تذکری دادین؟ خلاصه خود من دارم به این نتیجه می‌رسم که فرقی بین تذکر من با تذکر بعضی مسوولان وجود نداره، پس آق فری هم تذکر می‌دهد!

عزت زیاد

آق فری


(منبع:عصرارتباط)

رواج تخم مرغ غازهای مجازی

يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۱:۵۲ ب.ظ | ۰ نظر

خیلی از قدیمی‌ها و پدر و مادرها، هنوز که هنوزه نمی‌تونن یه سری از کلمات رو از ذهنشون پاک کنن.

مثلا میگن برو ریکا بخر، یعنی برو مایه ظرفشویی بخر. ببین کی پای اف‌اف یا آیفون هست، یعنی ببین کی پای زنگ در خونه هست. برو تاید بخر، یعنی برو پودر رختشویی بخر. سر راه یه پفک بخر، یعنی، نمیدونم معادل این یکی چی هست ولی می‌فهمم یعنی پفک بخر!

یا میگن این ماتیک‌ رو چند خریدی که منظورشون رژ لب هست و خلاصه کلی کلمه دیگه.

حالا جریانش از این قرار بوده که چون اولین بار اون محصولات به نام اون برندها یعنی ریکا، آیفون، تاید، پفک، ماتیک و ... وارد ایران شدن، دیگه تو خاطرات موندن و کلی طول می‌کشه تا از ذهن‌ها پاک بشه.

به این موارد اما میشه یه سری غلط‌های مرسوم هم اضافه کرد. مثل تخم مرغ غاز، تخم مرغ کفتر، تخم مرغ بلدرچین و کلی از این نمونه‌های مشابه که می‌فهمیم منظور طرف چیه اما غلط هست.

حالا یه چند وقتی هست که یه سری از این کلمات جدید دارن تو فضای مجازی هم زیاد می‌شن. یعنی بکار بردن نام یک برند به جای یک محصول یا خدمت. نمونه‌هاشم زیاده که من چون نمیخام تبلیغاتی بشه و مطلبم مورد حذف قرار بگیره، نمی‌گم.

اما واقعیت اینه که من تو این چند روز گذشته اینقدر به این موضوع برخورد کردم که چندباری میخاستم سرمو بکوبم به سپر ماشین. تا دلتون بخاد کلی از مسوولان و کلی از رسانه‌ها هستن که اصلا متوجه نیستن که بابا جان شما نباید اسم یک برند رو به جای خدمت یا محصول به کار ببری.

مسوول محترم، رسانه‌ محترم! اگه پول گرفتین و مشغول تبلیغ هستین که هیچ اما اگه بلد نیستی برو بپرس اسم این محصول یا خدمت چی هست. نه این که هر چی اولین بار تو عمرت دیدی بگی. ما دیگه توی غار زندگی نمی‌کنیم.

مثلا می‌دونستین ماجرای اسم کانگورو چی هست؟ میگن ظاهرا اولین بار کسایی که استرالیا رو کشف کرده بودن، از دیدن کانگورها به شدت به هیجان اومده بودن. خب اون موقع فقط بومی‌های استرالیا که از تمام دنیا ارتباطشون قطع بود و هنوز مستعمره انگلیس نشده بودن زندگی می‌کردن و خب زبانشونم محلی بوده.

یه روز یکی از این کاشف‌ها می‌ره به زبون انگلیسی می‌پرسه نام این حیوون چیه؟ بومیه هی سرشو تکون می‌داده که نمی‌فهمم چی میگی، خلاصه اینقدر با دست اشاره می‌کنه به اون حیوون و سوالشو تکرار می‌کنه که بومیه در نهایت می‌گه، کانگرو.

طرف هم فکر می‌کنه چه جالب اسم این حیوون کانگرو هست و می‌ره در تمام دنیا اینو پخش می‌کنه. میگن سال‌ها بعد که زبان بومی‌ها رو یاد گرفتن فهمیدن کانگرو به زبون اونا یعنی نمی‌فهمم چی میگی!

خلاصه از مسوولان درخواست می‌شه از نام برندهای فضای مجازی رو به جای کالاها و خدمات بکار نبرن. ما که زبون هم رو بلدیم سوال کن عزیزم.

عزت زیاد

آق فری (منبع:عصرارتباط)

افزایش خیران در اینترنت (طنز)

سه شنبه, ۲۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

چند وقتی هست که کلی سایت‌ و کانال تو صفحات اجتماعی پر شده از انواع تبلیغات عجیب و غریب. از کرایه ساعتی لاکپشت گرفته تا تربیت قورباغه در منزل. به جز اینا البته یه مدتی هست تعداد خیرین تو اینترنت به طرز شدیدی افزایش پیدا کرده.

مسوولان که احتمالا سرشون شلوغ هست، اما اگه مایل بودین، برید تو یکی دوتا از این سایت‌های تبلیغات رایگان پر شده از خیرین. مثلا یه سری آدم خیر پیدا شدن که حاضرن یه اتاق تو خونه در اختیار خانم‌های مجرد بذارن. تازه خیلی‌هاشون نوشتن دو وعده غذای گرم هم در اختیارشون میذارن.

یه سری آدم دلسوز هم پیدا شدن که توی تبلیغات اعلام می‌کنن حاضرن کمک مالی هم بکنن البته یه شرطی هم داره و فقط خانم‌های مجرد شامل این کمک می‌شن.

یه دسته از افراد دلسوز هم هستن که میگن ما حاضریم اونایی که تمکن مالی ندارن رو با خودشون ببرن سفرهای خارجی تا اونها هم بتونن دنیا رو ببینن و دلشون یه مقدار باز شه.

باور کنید تا اینجای مطلب اصلا شوخی نیست و خودتون اگه باور نمی‌کنید می‌تونید برید تو این سایت‌های تبلیغات رایگان با چشمای خودتون ببینید.

البته به این موارد ماساژ رایگان در منزل و اجاره ساعتی خانه برای استراحت کسانی که خسته هستن هم رو باید اضافه کرد. یعنی تا وقتی اینترنت و شبکه‌های اجتماعی نبودن من فکر نمی‌کردم ما اینقدر آدم خوب اطرافمون هست که حاضرن دیگران رو به سفر ببرن، بهشون جا و غذا و حتی پول بدن و هر کاری هم لازمه برای رفع خستگیشون بکنن.

اینا از آثار مثبت شبکه‌های اجتماعی هست. حالا یه عده هی شبانه روز سیاه نمایی کنن که این چه وضعیه و فقط نیمه خالی لیوان رو ببینن.

مدیون هستین اگه فکر کنید من دارم شوخی می‌کنم. اصلا هم شوخی نیست و هیچ کس هم فکر بد نکنه. دلیل هم دارم. خب اگه اینکارا اشکالی داشت و نیت خیرخواهانه نداشتن که تا الان پدر صاحب سایت و آگهی‌دهنده‌ها رو در میاوردن.

پس حالا فکر کنم به شما هم ثابت شده که تعداد خیران روز به روز در حال افزایش هست و دیگه این فقط کودکان کار نیستن که مورد حمایت قرار می‌گیرن. خیلی هم ممنون هستیم از همه کسانی که زمینه‌ساز این همه خدمات خوب و مهربانانه شدن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پدیده‌ای به نام دکترهای کرایه‌ای

يكشنبه, ۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۳۶ ب.ظ | ۰ نظر

عارضم خدمتتون که تو کشور ما از اونجا که اوضاع خیلی از کار و کاسبی‌ها خوب نیست، شاهد پدیده‌های جدید و البته معکوسی هستیم که طی اون یه سری برای اینکه بتونن کلاهبرداری کنن خودشونو دکتر معرفی می‌کنن و یه سری هم می‌رن دکتر می‌شن تا بتونن کلاهبرداری کنن!

البته وقتی می‌گم دکتر منظورم پزشک‌ها نیست و خب صد البته منظورم تمام کسانی که مدرک دکترا دارن هم نیست، خلاصه راه نیفتن یه سری دنبال شکایت و این حرفا.

آها داشتم می‌گفتم که خلاصه وضع کاروکاسبی به سمتی رفته که یه سری از دکترا توی دانشگاه‌ها و خارج از دانشگاه‌ها افتادن دنبال روش‌های جدید کسب درآمد. تو حوزه ICT خودمون رو عرض می‌کنما.

خب از قدیم یه چیزی مد بود که مثلا بعضی استادها می‌رفتن یه کتاب خارجی جدید می‌خریدن بعد از روش کپی می‌گرفتن و هر 8 صفحه رو می‌دادن دست دانشجوها و بهشون می‌گفتن ترجمه کنید، نمره کلاسی داره. بعد هم کل ترجمه‌ها رو به هم می‌چسبوندن و یه کتاب می‌دادن بیرون.

البته این تیپ دکترا اینقدر عجله دارن که وقت نمی‌کنن یکبار هم کتاب رو بخونن و انگار دانشجوها هم حرفه‌ای شدن و خلاصه اگه یه کتاب به زبان فارسی خریدین که هر چی خوندین نفهمیدن چی می‌گه بدونید از این کتابا هست.

یه سری دیگه از دکترا دانشجوها رو به اسم اجرای طرح و پروژه و در واقع برای بیگاری راهی شرکت‌هاشون می‌کنن.

اما موضوع مد نظر من که اخیرا هم زیاد شده، اینه که یه سری از دکترا افتادن تو کار جایزه و لوح فروشی.

واقعیت اینه که اینقدر دست زیاد شده تو برگزاری جشنواره‌ها و فستیوال‌ها تو حوزه ICT که بعضی‌هاشون خیلی دیگه تابلو شدن و هر کی بیکار بود، بدون این که حتی یه پوستر چاپ کنه و روش اعطای جوایز رو اعلام کنه و 4 تا آدم بذاره به عنوان مثلا داور، یه جشنواره برگزار می‌کرد.

حالا دیگه یه سری برای این که بگن والا بلا ما کارمون علمی هست، راه افتادن دکتر کرایه می‌کنن. این دکترا فقط به عنوان دکور و توی پوسترها استفاده می‌شن و اصلا از زمان و مکان برگزاری جشنواره هم خبر ندارن. بعضی‌ها هم ممکنه نهایتا برای اهدای جوایز دعوت بشن و بدون این که بدونن ماجرا چیه فقط باید لبخند بزنن و هدایا رو بدن و آخر سر هم دستمزد بگیرن و برن.

خلاصه این روزها اینقدر اسم بعضی دکترا تو جشنواره‌های لوح فروشی تکرار می‌شه که شاید فکر کنید یه جشنواره هست که داره هفته‌ای سه بار و در طول سال برگزار می‌شه! در حالیکه اشتباه فکر می‌کنید و جشنواره‌ها متفاوتن، بلکه این بعضی آقایون دکترها هستن که ثابتن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

پاول دورف، پاشو بیا پیش ما!

سه شنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ | ۰ نظر

این پاول دورف رو حتما خیلی‌ها می‌شناسن، اگه یک درصد کسی نمی‌شناسه باید بگم این بابا سازنده برنامه تلگرام هست که روی گوشیتون نصب هست و دارید استفاده می‌کنید.

ظاهرا پاول متولد روسیه هست اما از این کشور خارج شده و حالا کجا زندگی می‌کنه، من خودم درست هنوز نفهمیدم، اما انگار خونه به دوش هست یا تو هواپیما زندگی می‌کنه، چون تو ایران هر روز یکی یه جا رو میگه.

آقا این پاول دورف که ما ایرونی‌ها اساسی پولدارش کردیم، برای خودش پدیده‌ای هست. من از نزدیک ندیدمش اما بهش می‌خوره خیلی بچه پررو و حاضرجواب باشه. آقا نشد یکی تو ایران اسم اینو ببره، اونم 5 دقیقه بعد توی توییتر جوابشو نده.

جواب‌هاشم خیلی از سر گردن کلفتی هست و من نمی‌دونم چرا وقتی پیام‌هاشو می‌خونم حس می‌کنم تهش باید یه "چی‌داداچ" اضافه کنم. لامصب به همه گیر می‌ده آخه. کافیه یکی بگه ما تو ایران باهاش حرف زدیم، سه سوت میاد میگه نه خیر اصلا همچین چیزی نیست.

حالا یه مدته این بابا خیلی باحال شده و انگار داره حال و هوای مملکت ما دستش میاد. چند وقت پیش یه سری رفتن بهش گفتن، آقا راسته وزیر ارتباطات می‌گه سرور تلگرام اومده تو ایران؟ اینم یه جوابی داد که نشون می‌ده خیلی به اوضاع و احوال اینجا مسلط شده شیطون. چون برگشته گفته، به نظرم میاد خبرنگار اشتباه فهمیده و بعید می‌دونم وزیر ارتباطات همچین حرفی زده باشه!

یعنی این شیطونم یاد گرفته هر جا اوضاع پیچیده می‌شه بگه برداشت اشتباه خبرنگار بوده!

حالا چند روز پیش تو صحن مجلس یکی از نماینده‌ها داشت علیه پاول حرف می‌زد که این بابا صهیونیسته که باورتون نمی‌شه هنوز صحبت‌هاش تموم نشده بود که پاول توی توییترش جوابشو داد!

خلاصه من به ذهنم رسید به پاول دورف بگم شیطون، تو که عین ما ایرانی‌ها صبح تا شب تو شبکه‌های اجتماعی هستی، حال و هوای مملکت و اشتباه خبرنگار و این چیزا رو هم بلدی، جوابم که خوب بلدی بدی، فکر کنم اینقدر که ایرانی‌ها اومدن بهت سلام مخصوص دادن تو توییتر یه مقدار زبون فارسی هم باید یاد گرفته باشی، بابا جون حالا که ناز می‌کنی سرور نمیاری ایران، لااقل خودت پاشو بیا ایران.

بابا تو عین خودمونی، آخه چرا هی از این کشور به اون کشور می‌ری، بیا اینجا راحت زندگی کن و هر وقتم خواستی اگه تونستی برگرد برو!

خداییش دارم میگم اگه جوابی چیزی بخای روی این مطلب من بذاری تو توییتر، حسابی برات قاطی می‌کنما. گفته باشم.

عزت زیاد

آق فری

10 پیشنهاد برای پیشگیری از سلفی جنجالی

دوشنبه, ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ۱۰:۰۴ ق.ظ | ۰ نظر

هفته قبل انتشار یکسری عکس‌های سلفی در مجلس با سرکار خانم «فدریکو موگرینی» عجب داستانی به پا کرد. خب از اونجا که پای جمعی از نماینده‌های مجلس وسط هست و نمی‌شه هر چیزی هم گفت، کار برای نوشتن کمی سخت می‌شه.

از شوخی گذشته وقتی شاهد عکس گرفتن با ساختمان در حال سوختن و تروریست‌های در حال تیراندازی و بازماندگان هنرپیشه‌ها و خوانندگان در مراسم‌های ختم هستیم و این عمل همچنان هم ادامه دارد، جای گله نیست.

اگرچه فکر کنم مردم و رسانه‌ها چنان حرکتی زدند که در تاریخ و حافظه نسل‌های آتی و حتی گیاهان هم ثبت شد و از این جهت دیگه نیازی به پیشنهاد نیست، اما خب از طرفی می‌بینم چون انسان ذاتا موجودی فراموشکار و جایزالخطاست، شاید دوباره چنین وضعیتی تکرار بشه، برای همین من نشستم کلی فکر کردم و یه سری پیشنهادات به ذهنم رسید که در ادامه مطرح می‌کنم و امیدوارم مورد استفاده مسوولان قرار بگیره.

پیشنهاد اول: چاپ 8 در 8 متر اون عکس و گذاشتن در قسمت ورودی مجلس به نحوی که هر روز قابل رویت باشه.

پیشنهاد دوم: استفاده از دیوارهای کاذب در مجلس در مناسبت‌هایی که میهمان خارجی داریم.

پیشنهاد سوم: تفکیک روز حضور خانم‌ها و آقایان در مجلس، مثلا روزهای فرد خانم‌ها و روزهای زوج آقایان.

پیشنهاد چهارم: عدم دعوت از بانوان میهمان خارجی.

پیشنهاد پنجم: ممنوعیت امکان همراه داشتن موبایل و دوربین عکاسی در مجلس در زمان‌های ناچاری.

پیشنهاد ششم: عدم دعوت از عکاسان رسانه‌ها برای جلوگیری از مخابره این قبیل تصاویر.

پیشنهاد هفتم: برگزاری مراسم تحلیف در خارج از کشور.

پیشنهاد هشتم: استفاده از تک‌تیراندازها برای شکار سلفی‌گیران.

پیشنهاد نهم: آموزش مهمانان خارجی. یعنی زمانیکه تو هواپیما و قبل از فرود روی زمین بهشون توضیح داده می‌شه که باید حجاب داشته باشن، باید بگن اگه کسی خواست سلفی باهات بگیره اسپری فلفل بپاش تو چشماش.

پیشنهاد دهم: هر چی فکر کردم دیگه چیزی به ذهنم نرسید، فقط خواستم یه پیشنهاد دهم هم داده باشم!

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)

من یک میمون پولدار هستم

دوشنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

خب شک ندارم تیتر براتون جالب بوده و با خودتون گفتین، چه جالب اینجا یکی نوشته من میمون هستم، حتما باید چیز باحالی باشه؟

خلاصه هر فکری که ممکنه کرده باشین، عاملی شده برای خوندن این مطلب. حالا بهتون می‌گم چرا من میمون هستم! واقعیت اینه که این روزها تو شبکه‌های اجتماعی یه عالمه آدم هستن که مثلا بهشون می‌گن بچه معروف.

روش کار اینا جالبه و اکثرا سعی می‌کنن با عجیب‌ترین کارها خودشونو معروف کنن. یکی رو یه قسمت خاصی از بدنش تمرکز کرده. یکی از شست پاش عکس میگیره می‌ذاره، یکی صدای حیوانات در میاره، یکی عکس از دستشویی خونوشن میذاره، یکی هم میگه من میمون هستم.

حالا متوجه شدین منظورم این نبود که من میمون هستم، منظورم اون بود. این شبکه‌های اجتماعی حالا شده پاتوقی برای یه سری آدمای عجیب و غریب که مردم مثل باغ وحش برای دیدن اونها دورشون جمع می‌شن. اینام فکر می‌کنن ملت خیلی دارن چیز ازشون یاد می‌گیرن یا خیلی باهاشون حال کردن، هی از خودشون شکلک‌های عجیب و جدیدتر می‌سازن.

خلاصه این روزها تعداد میمون‌های مجازی روز به روز در حال افزایش هست و این باغ وحش هر روز داره بزرگتر از دیروز می‌شه. این وسط یه سری شرکت‌ها دیگه خیلی باحال هستن و فکر می‌کنن چون میمون‌ها همه روزه افراد زیادی رو دور خودشون جمع می‌کنن، حتما آدمای تاثیرگذاری هستن و میشه تو قفسشون یه سری محصول و کالا ریخت که ملت برن بخرن.

حالا از بد حادثه این میمون‌ها قیمت خیلی بالایی هم دارن و برای گذاشتن یه مطلب تبلیغاتی توی قفس مجازیشون، پول‌های آنچنانی طلب می‌کنن. یه سری از این شرکت‌های خال‌تور هم فکر می‌کنن خب بابا، این آدم هر چی باشه تونسته صدها هزار نفر رو دور خودش جمع کنه و امتحانش ضرری نداره.

اما وقتی که پول رو دادن تازه می‌فهمن اوه اوه چه کلاهی رفته سرشون و هیچکدوم از طرفدارای میمون مجازی، علاقه‌ای به محصولات و کالاهای تو قفس نشون نمی‌دن.

خلاصه این روزها یه سری شرکت‌ها پولای گنده گنده‌ای دارن به باد می‌دن تو شبکه‌های اجتماعی و این وسط یه سری میمون پولدار دارن تحویل جامعه می‌دن.

منم اول باور نمی‌کردم اما یکی از این میمون‌ها فقط برای گذاشتن یه کالا تو قفسش اونم برای چند ساعت ناقابل 8 میلیون تومن پول می‌گیره که معادل میزان درآمد یه آدم با کلی تحصیلات و تجربه هست.

خلاصه بعضیا خوب راهی برای پول درآوردن پیدا کردن و اگرچه بعضیا بهشون میخندن اما اونام به بقیه میخندن.

عزت زیاد

آق فری

(منبع:عصرارتباط)