ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۷۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شبکه های اجتماعی» ثبت شده است

تحلیل


بحران اخلاقی در شبکه‌های اجتماعی

چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۳:۰۲ ب.ظ | ۰ نظر

امروزه، انقلاب اطلاعات وارتباطات، جامعه جهانی را به دلیل پیشرفت در حوزه وسایل ارتباطی، در دوبعد زمان و مکان بسیار به هم نزدیک و فشرده کرده است . حاصل این توسعه و پیشرفت پدید آمدن « دهکده جهانی» است که درآن، انسان ها بسیار به هم نزدیک شده و از بی خبری و جهل رهایی یافته اند.

در این جهان مجازی یکی از رخدادهای مهم ظهور شبکه های اجتماعی است که با انتقال اطلاعات و معلومات جدید و مبادله افکار و عقاید عمومی، در راه پیشرفت وتمدن بشری نقش بزرگی بر عهده گرفته است .
شبکه های اجتماعی پدیده ای نوین از نسلی جدید است که توانسته با حضور و بهره گیری تکنولوژی، آرمان های انسانی را گسترش دهند. بدین منظور شبکه های اجتماعی دارای توانایی لازم برای توسعه در تمامی ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است. شبکه های اجتماعی از گردآوری، ساماندهی، ذخیره و نشر اطلاعات اعم از صوت، تصویر و متن یا عدد که با استفاده از ابزار رایانه ای و مخابراتی صورت می گیرد، بهره می برد .
در برقراری ارتباط همه جانبه درگستره ای وسیع، فراهم کردن زمینه توسعه دانش، اطلاعات وفرهنگ، حذف فاصله های زمانی و مکانی، افزایش درک اجتماعی و اخلاقی ، ایجاد بسترهایی برای تحقیقات علمی، افزایش همکاری افراد با یکدیگر ، کاهش هزینه های اجرایی ، به اشتراک گذاشتن آرمانهای مشترک ، ایجاد الگوها و نگرشهای جدید، شبکه های اجتماعی بسیار تاثیر گذار بوده اند .
با توصیف شبکه های اجتماعی، کارکردها و تاثیرات آن می توانیم به یکی از این تاثیرات یعنی افزایش درک اجتماعی و اخلاقی اشاره داشت. چرا که شبکه های اجتماعی دارای یک منش اخلاقی هستند.
بنابراین ما با مسئله ای به نام «اخلاق شبکه های اجتماعی» رو به رو هستیم . هدف از این گفت وگو که در ادامه مطالعه خواهید کرد، آن است که به سؤالاتی پاسخ داده شود که مربوط به بنیان های ارزشی اخلاق و مسؤلیت های افراد در حوزه شبکه های اجتماعی است. علاوه بر آن می توان از سیاست های دولتی در زمینه زیربناهای اخلاقی حوزه شبکه های اجتماعی نیز بحث نمود.
خبرنگارگروه اجتماعی ایرنا در گفت وگویی با دکتر سید جواد میری، جامعه شناس به تحلیل و بررسی ، جایگاه اخلاق در شبکه های اجتماعی پرداخت و دیدگاه های وی را در این زمینه جویا شد .
میری دانش آموخته جامعه شناسی از دانشگاه بریستول انگلستان، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با سوابق آموزشی در دانشکده جامعه شناسی بریستول انگلستان، دانشکده مردم شناسی دانشگاه دولتی چیتا روسیه، دانشگاه صنعتی شریف ، وی آثار متعددی در زمینه جامعه شناسی ایران و فلسفه علوم اجتماعی تالیف کرده است .

مشروح این گفت وگو در پی می آید :
**س : آقای دکتر اگر موافق باشید پرسش نخست را این گونه مطرح کنم که از نظر شما شبکه های اجتماعی چه کارکرد و تاثیری در درک اجتماعی و منش اخلاقی داشته است ؟
- شبکه های اجتماعی به گونه ای درامتداد روابط و شبکه هایی است که در هرجامعه ای شکل گرفته است و آنها را تشدید و تعمیق و گسترش وتوسعه می دهد . در بحث اخلاق در فضای مجازی اولین پرسشی که در ذهن هر اندیشمندی نقش می بندد این است که اخلاق در جامعه چه جایگاهی دارد به عنوان مثال سوژه ایرانی در عالم معاصر، اخلاق درکجای زندگی و سپهراندیشه اونقش دارد که این سوژه وقتی وارد شبکه های فضای مجازی می شود چگونه با آن ها روبرو می شود. درجامعه ایران پس از انقلاب آیا اخلاق جایگاهی داشته یا دارد، یا اخلاق چگونه تعریف شده است . موضوعی که همیشه بین اندیشمندان مطرح بوده است این است که آیا اخلاق در اندیشه ایرانی جایگاه مستقلی از دین داشته یا نداشته است ؟ یعنی آیا سوژه ایرانی سوژه ای است که حتی اگر دین هم در آن نقشی نداشته باشد، اخلاق یک محوریت خاص و ویژ ه ای در ذهن و زبان وجان او دارد ؟
برخی معتقدند که در تفکر ایرانی، در سنت های اندیشه ای و سنت های فرهنگی در ایران اخلاق ، بی پشتوانه دین و دیانت و مولفه های دینی جایگاهی نداشته است . در مقام مقایسه اگر به وضعیت اخلاق درتمدن اروپایی در دوره قرن هفدهم و هجدهم توجه کنیم شباهت هایی بااخلاق درجامعه ایرانی داشت . بعد از کانت مسئله حقوقی و اخلاقی ازهم جدا می شود یعنی مباحث حقوقی واخلاقی به صورت مجزا دریک چهارچوب و پارادایم فلسفی در تفکر کانت مشاهده می کنیم و بعد از آن هم موضوع جامعه مدنی وجامعه ای که درآن کلیسا و نهاد دین نقشی نداشته باشد اما در عمل یک چهارچوب حقوقی و اخلاقی وجود دارد که این اخلاق ممکن است ریشه های آن به دین و مسیحیت باز گردد اما چنان از نهاد دین فاصله پیدا کرده است که نمی توان این دومولفه را به هم پیوسته دانست .
آیا یک چنین وضعیت تمایزبین حقوق و اخلاق وجدایی آن ها از دین در فرهنگ ایرانی وتمدن و نگاه اسلامی وجود دارد یا اینکه سوژه ایرانی توانسته است این مفاهیم را ازهم تمیز دهد ؟ این پرسشی است بین کسانی که در حوزه فلسفه واخلاق در ایران قلم زده اند و به بحث و گفت و گو در این زمینه پرداخته اند . معتقدم که اگر به سیرتفکر و اندیشه در پهنه تاریخ ایران و تاریخ اسلام نگاه کنیم بسیار اندک نشانه هایی از این است که اندیشمندانی باشند که اخلاق را به مثابه یک مفهوم انتزاعی و جدا ازدین بدانند . با ظهور مدرنیته، ذهن، زبان و جان سوژه ایرانی ، تمدن ایران و تمدن اسلام با وضعیتی دچار شده است که آن چارچوب های دینی نحیف شده است اما درکنار آن سازه های اخلاقی نتواسته اند خود را بازسازی کنند ، این مسئله به این علت است که اخلاق به عنوان بک مقوله در چار چوب دین فقط تعریف شده است . البته می توان پرسشی مطرح کرد و آن این است که آیا بزرگان، حکما و اولیای دین در فرهنگ و تمدن اسلامی و اندیشه ایرانی به مسئله اخلاق بی توجه به دین سخنی گفته اند ؟ آیا ما می توانیم در اندیشه ایرانی و در اندیشه اسلامی بگوییم اگر متافیزیک دینی وجود نداشت اخلاق به مثابه یک مقوله وجود دارد یا نه ؟
اگر با نگاه نقادانه به آموزه های دینی نگاه کنیم می بینیم بذر این اندیشه و این ایده در برخی از چارچوب های ذهنی و تفکری و اندیشه ای بزرگان دین وجود دارد . نمونه آشکار کلام امام حسین (ع) است که در معرکه عاشورا به دشمنان خود می گوید اگر دین ندارید جوانمردی که دارید ، جوانمردی یک صفت اخلاقی است که این صفت اخلاقی در این نگاه متصل به فطرت انسانی است و فطرت انسانی هم جهان شمول است . اگرفردی به آموزه های دینی هیچ التفاتی ندارد این به این معنا نیست که از آدمیت فاصله بگیرد . در این نگاه شان انسانی مورد توجه است .
اما چرا این نوع تفکر نتوانسته است بسط پیدا کند ؟ یکی از علل آن این است که تفکر دینی ما بیش از آن که فلسفی شود رنگ وبوی فقاهتی گرفته است یعنی درعرصه عمومی نوع اندیشه ما بسیار متاثر است از نگاه فقاهتی بوده است وچون فقه به عنوان یک چهارچوب در سیر تاریخ اندیشه اسلام وسوژه ایرانی همیشه پیوند عمیق با آیین شهریاری داشته است ، اجازه بروزنحله های دیگر را در میانه تمدن اسلامی نداده است .
حال ما وقتی با موضوع جدید و معاصری به نام شبکه های اجتماعی روبرو می شویم ، آیا سوژه ایرانی ، پیکره ذهن اوبه گونه ای است که بتواند به صورت فعالانه وارداین حوزه شود وبتواند چهارچوب های اخلاقی خود را نهادینه کند ؟

**س : برخی مفاهیم اخلاقی مانند مالکیت، حریم خصوصی ، توزیع قدرت ، مفهوم آزادی های اساسی و مفهوم مسئولیت اخلاقی با پیشرفت فن آوری اطلاعات با مشکلاتی مواجه شده اند، این آسیب‌ها را چگونه تحلیل می‌کنید؟
- همه این مفاهیم مبتنی برانسان ، فرد و فردیت است . در جامعه مدرن فرد و فردیت به صورت یک پدیده جدید چندضلعی زاده می شود . یعنی یک انسان با مفهوم فردیت متولد می شود که همه حقوق و وظایف او مبتنی بر فردیت بوده و مبتنی بر طایفه و قبیله نیست به عنوان مثال ظهور شناسنامه یکی از آثار تغییر حکومتی است که اداره یک ملت را مبتنی بر قبیله نمی بیند بلکه مبتنی بر فرد و فردیت انسان ها است . در چنین فضایی وقتی ما از شخصیت و مسایل حقوقی وحریم صحبت می کنیم باید ببینیم در این فضای مدرن، کنشگری انسان به جای اینکه در عرصه محدود فیزیکی بررسی شود او در جهان شبکه ها مورد توجه قرار می گیرد . در این فضا که زمان و مکان آن به هم چسبیده اند و به صورت یک کپسول درآمده است کنشگری فرد رودرو نیست بلکه کنشگری او کل جهان را در بر می گیرد .
در چنین فضایی وقتی بخواهیم مفاهیم حقوقی و اخلاقی را باز تعریف کنیم ، باید این را درنظر بگیریم که زمان ومکان ابعاد جدیدی پیدا کرده اند و از تعریف دو بعدی زمان و مکان به تعریف چند بعدی تبدیل شود . فضای مجازی تنها یک ابزار نیست زیرا هرگاه یک مسئله را به عنوان یک ابزار تلقی کنیم ، در فکر مهار آن هستیم . این فضا ابزار نیست بلکه هندسه نگاه ما را تغییر می دهد ، برای فهم هندسه تغییر یافته که نوع ارتباطات ما را تحت تاثیر قرار می دهد و شالوده شکنی می کند باید این مفاهیم را باز تعریف کرد .
ارتباطات جمعی نوع هندسه ارتباطات انسانی را تحت تاثیر خود قرار داده است و رابطه به عنوان یک مفهوم نه تنها باز تعریف شده بلکه هندسه آن تغییر کرده است ، در این هندسه دگرگون شده ما سوژه ایرانی را باید چگونه تعریف کنیم ؟ روابط ، ضوابط ، حقوق ، وظایف وتکالیف در این هندسه جدید سوژه نیازمند بازتعریف نوین است .

**س : کاربران شبکه های اجتماعی چه مسئولیت های اخلاقی دارند ؟
- هر انسانی چار چوب های ذهنی ، زبانی ، عقلی و اخلاقی دارد، برای ورود به این بحث که کاربران چه باید بکنند ، در واقع فضای جامعه با ید به صورتی باشد که در حوزه نظام آموزش و پرورش به کودکان که در سنین شکل گیری هستند ، شیوه های مواجهه با فضای مجازی ، از موضع و مقام سوژه ایرانی آموزش داده شود ، چون نظام آموزش وپرورش ایران در فضای قبل از جهان مجازی شکل گرفته است و اکنون باید این نظام بازتعریف شود . کودکان از زمانی که الفبا رایاد می گیرند، به جای استفاده از لفظ « نباید» ضروری است که برخورد با جهان مجازی را یاد بگیرند بنابر حدیث امام صادق که می فرمایند : اگر موقعی خواستی راهی و شیوه ای را برای دیگران مطرح کنید که تغییر رویه دهند به غیر از زبان از آن استفاده کنید یعنی یک ظرفیتی در جامعه ایجاد شود که آن ظرفیت ها و پاردایم ها فضایی ایجاد کند که به صورت غیر مستقیم افراد را به کانال های درست هدایت کند . یکی از مشکلات ما در جامعه وفور این شیوه های زبانی است ، درواقع باید فضایی ایجاد شود که سوژه ایرانی به گونه ای شکل گیرد که بتواند با شیوه های جدید یک مواجهه عقلانی،اخلاقی ، حکمی و انسانی داشته باشد .

**س : دولت ها چه سیاست و مسئولیت مدنی در جهت حفظ حریم خصوصی افراد دارد ؟
- در هر کشوری مسایل حقوقی وجوددارد به عنوان مثال در اروپا کسانی که می خواهند از سایت های غیر مجاز استفاده کنند و به کودکان آسیب برسانند، دولت به عنوان یک متصدی از حقوق شهروندان دفاع می کند و سعی می کند کنشگری آنان را محدود کند و اگر نتوانست محدود کند آنان را دستگیر می کند و شبکه های آنان را متلاشی می کند در ایران هم پلیس فتا متصدی حفظ حریم خصوصی است . باید نوع نگاه ما به مسئله محدود و کنترل یک تغییر ماهوی کند ، یعنی به جای اعمال سلایق سیاسی فضا مجازی را باز ببینیم، زیرا فضا بسته و محدود نیست . محدویت فیزیکی در فضای مجازی جواب نمی دهد زیرا درنهایت فیلتر شکن شکل می گیرد .
نقش دولت می تواند این باشد که فضای مجازی بازی ایجاد کند تا انسان ایرانی بتواند خود را تعریف و بازبینی کند ، محدودیت های نباید بیرونی باشد بلکه باید محدودیت درونی ، اخلاقی و نهادینه باشد زیرا نوع و شیوه حکوت داری مدرن ، خشونت فیزیکی از بیرون نیست، بلکه براساس آموزه های مکتب فرانکفورت و فوکو شیوه حکومت داری جدید در عمل درونی شده است . وقتی محدودیت درونی شود ، لایه ای از عقلانیت در آن وجود داشته باشد و رژیم اخلاقی درونی شده عقلانی هم در آن شکل گرفته باشد در این شرایط انسان ایرانی در مواجهه با مسایل اخلاقی به طریق دیگری خواهد بود.
فضای مجازی را باید مدیریت شود نه اینکه کنترل شود . سیاستمداران و سیاستگزاران نیازمندند که به عرصه اندیش ورزان توجه کنند و اندیشمندان بیاندیشند و ماحصل اندیشه آنان ، نوع ، شیوه و روش نگاه سیاستمداران شود . اگر این چرخه برعکس شود ، یعنی سیاستمداران بیاندیشند، سیاستگزاران سیاست گذاری کنند، و اندیشمندان پیروی کنند این چرخه معیوب خواهد بود . شیوه تغییر و تحولات و چرخه بازیافت اندیشه باید به صورت نوین مطرح شود و سقف تعقل جایی قرار داده نشود که ساحت سیاست سقف تعقل را تعیین کند بلکه سیاست گزاران و سیاستمداران باید ببینند اندیش ورزان چگونه می اندیشند ، افق ها را از آنان بگیرند .

**س : چه راهکارهایی برای استفاده درست از شبکه های اجتماعی پیشنهاد می دهید ؟
- همان طورکه در پنجاه سال پیش وقتی صحبت از مطبوعات می شد، عنصر چهارم جامعه مدنی را مطبوعات آزاد می دانستند و آن را عامل بالندگی و رشد جامعه مدنی محسوب می شد . امروز در جهان معاصر فضای مجازی به عنوان یکی از عنصرهای تقویت وهمگرا کننده جامعه مدنی می تواند عمل کند به شرط آن که سیاستمداران این مولفه را در نظر بگیرند که آیا فضای مجازی یک تهدید است یا یک فرصت ؟ اگر به عنوان یک تهدید به آن نگاه کنند فقط در فکر محدود و کنترل کردن آن خواهند بود اما اگر آن را یک فرصت بدانند ممکن است دریای تهدیدها هم وجود داشته باشد با این حال نوع نگاه فرصت محور است یعنی در این نگاه درپی مسدودومحدود کردن نیستند بلکه بررسی نوع مدیریت این موضوع مطرح می شود .
مدیریت یعنی این که یک انسان ، یک سیاست گزار، دارای نوعی اندیشه باشد که شیوه تکثیر شدن این شبکه هارا بفهمد یعنی این شبکه های مجازی چگونه ظهور و افول می کنند ؟ این شبکه هاچه منطقی دارند آیا منطق آنها همان منطق جهان واقعی است ؟ اگر از متطق فیس بوک فقط یک سبک و شیوه تفکر در ذهن داشته باشیم آن به عنوان یک بازی غیر معقول ، غیر منطقی ، سست و بی بنیاد جلوه می کند . به عنوان مثال فردی برای اولین بار وارد عرصه فوتبال می شود وقتی به فوتبال نگاه می کند حرکات بازیکنان برای او بی معنا است ، اگر منطق این فرد شکل گرفته از منطق کشتی باشد نمی تواند منطق حاکم بر فوتبال را درک کند .
کسی که وارد فضای مجازی می شود و به شبکه فیس بوک نگاه کند و منطق آن را درک نکند یعنی با شیوه مسدودیت و محدودیت وارد این فضاشود از فیس بوک فقط ممکن است عامل جاسوسی را درک کند در حالی که اگر نوع نگاه او تغییر کند و درک کند که ممکن است این فضا برای جاسوسی استفاده شود ولی آیا تمام قدرت فیس بوک به دلیل شبکه جاسوسی است یا یک ابزار وشیوه از زیست انسان مدرن است که می خواهد خلا تنهایی خود را پرکند یا می خواهد وجود خود را بسط جهانی دهد .
این سبک و شیوه زیست انسان درزندگی مدرن یک ارزش محسوب می شود . باید این نظام ارزشی و سوژه مدرن درک شود و پس از درک منطق این نظام نوع نگاه مدیریت این فضا تغییر می کند . در این وضعیت ما نیازمند یک اتاق فکر هستیم که اندیشمندان، فیلسوفان ، جامعه شناسان وروانشناسانی باشند که جهان مدرن ونظام های ارزشی حاکم بر جهان دیجیتالیزه شده را درک کنند . با درک این نظام منطق های مواجهه با آن را می توانند پی ریزی کنند . وقتی این منطق ها به صورت یک چها رچوب تدوین شده در آمد آن موقع سیاست گزاران می توانند سیاست های خود را مبتنی بر این منطق های موازی پی ریزی کنند و سیاستمداران بر اساس آن ها حرکت کنند.
اگر یک چنین وضعیتی بر سازمان های سیاست گذار حاکم بر فضای مجازی ایجاد شود، می توان گفت در 10 سال آینده با انقلاب های مستمری که در حوزه مجازی در حال اتفاق افتادن است، فضای مجازی به گونه ای تغییر خواهد یافت که فضای واقعی به صورت عمیق متاثر از فضای مجازی خواهد شد . در انقلاب های جهان عرب یکی از وسایل و شیوه هایی که توانست عالم واقع را تغییر دهد و قبل از حرکت های واقعی در صحنه های واقعی سیاسی موثر واقع شود شبکه های مجازی بود . شبکه های مجازی در آینده بسیار نزدیک نوع نگاه ما را از عالم واقع و شهر سیاسی که ما در آن زندگی می کنیم زیست بوم سیاسی ما را تغییرماهوی خواهد داد . مولفه های جهان مجازی سایه خود را بر این مولفه های واقعی گسترده خواهد کرد . در این شرایط زیست بوم دیگری متولد خواهد شد . اگر ما یک نگاه منفعلانه داشته باشیم قربانی این حرکت ها خواهیم شد ، اما اگر نگاه فعالانه داشته باشیم در 10 سال آینده ما بر این موج ها یی که انقلاب های تکنولوژیک مستمر را ایجاد می کنند می توانیم بر آن فایق آییم و نهادینه کنیم و جهت ها ی خود مان را بر آن ها تحمیل کنیم .
گفت وگو از: مهرنوش خرمی نژاد (منبع:ایرنا)

بی‌خوابی ارمغان جدید شبکه‌‌های اجتماعی

چهارشنبه, ۷ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۵۳ ب.ظ | ۰ نظر

نتایج یک مطالعه جدید نشان می دهد جوانانی که روزها مراجعه پرتکرار به شبکه های اجتماعی دارند و اوقات خود را صرف متن گذاشتن و لایک کردن متون در این شبکه ها می کنند، بیش از دیگران در معرض اختلال خواب شبانه هستند.

به گزارش ایرنا از دیلی میل، محققان معتقدند که بازدیدهای پرتکرار روزانه از شبکه های اجتماعی مانند فیسبوک و توییتر فرصت برخورداری از یک خواب خوب شبانه را از بین می برد و از سوی دیگر، افرادی نیز که مشکلات خواب دارند، ممکن است از پرسه زدن در این شبکه های مجازی به عنوان راهی برای وقت گذرانی استفاده کنند.
در این مطالعه ارتباط میان استفاده از شبکه های اجتماعی و وضعیت خواب جوانان مورد بررسی قرار گرفته است که به واقع اولین نسلی هستند که با شبکه های اجتماعی بزرگ شده اند.
محققان دانشکده پزشکی دانشگاه پیتسبورگ در سال 2014 با استفاده از پرسشنامه «پیو اینترنت» (Pew Internet)، هزار و 788 جوان 19 تا 32 ساله را در آمریکا مورد بررسی قرار دادند.
محققان پس از بررسی پاسخ افراد شرکت کننده در این آزمون متوجه شدند که آنها به طور متوسط روزی 61 دقیقه در شبکه های اجتماعی پرسه می زنند و 30 بار در هفته از سایت های مختلف بازدید می کنند و از این تعداد، 30 درصد سطوح بالای اختلال خواب دارند.
بر اساس نتایج این مطالعه، افرادی که به طور منظم از شبکه های اجتماعی در طول هفته استفاده می کنند، احتمال ابراز نارضایتی آنها از اختلالات خواب سه برابر بیشتر از افرادی است که مراجعه کمتر دارند.
همچنین افرادی که روزانه بیشترین زمان را در شبکه های اجتماعی طی می کنند، در مقایسه با هم سن و سال های آنها که زمانی کمتری را در این شبکه ها سپری می کنند، دو برابر بیشتر با خطر اختلال خواب مواجه هستند.

فاجعه شبکه‌های اجتماعی موبایلی در ایران

سه شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۴، ۱۱:۳۸ ق.ظ | ۰ نظر

استاد ارتباطات دانشگاه تهران با هشدار نسبت به این موضوع که شبکه‌های اجتماعی موبایلی در ایران دارند فاجعه به بار می‌آورند عنوان کرد: اگر می‌توانستیم فضای مجازی را با حضور نخبگان به یک فضای تعاملی کارآمد تبدیل کنیم دیگر اکنون با این آسیبها در شبکه های اجتماعی موبایلی روبرو نبودیم.مهدی منتظرقائم در سلسله نشست های گفت و گوی اجتماعی با موضوع آسیب های فضای مجازی که در وزارت رفاه برگزار شد، ضمن تاکید بر اینکه هرجامعه ای بتواند در طول زمان، قبل، حین و بعد از اخذ تکنولوژی در سطح فردی و گروهی آمادگی در مردمش ایجاد کند و نحوه رام کردن این هیولا و تنیده شدن آن در دل جامعه را بداند کمتر دچار آسیب های ناشی از آن می شود افزود: هرچقدر تکنولوژی حالت خیزشی و انقلابی تری داشته باشد نیاز هست که نخبگان عرصه های مختلف با همفکری بهترین راه برخورد را با آن پیدا کنند.

وی در ادامه گفت‌: تکنولوژی ها در طول زمان عامل تغییرات اجتماعی بوده اند و هر تکنولوژی از منظر نظم موجود در جامعه می تواند یک محل چالش باشد. نیازمند آن هستیم که چارچوب و ستون هویت فردی، ملی، دینی و فرهنگی خود را حفظ کنیم تا در این طوفان ناشی از تکنولوژی با درایت به سمت آینده حرکت کنیم و به جای آن که تسلیم شویم کارکردهای مثبت آن را بیشتر مدنظر داشته باشیم.

این استاد ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با بیان اینکه داوری درباره تکنولوژی ها باید براساس عرف، شرع و علم صورت بگیرد اظهار کرد: داوری درباره تاثیرات تکنولوژی باید بر اساس مبانی پایه معرفتی انجام شود. تغییر در جهان اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و... لاجرم اتفاق می افتد و حکم دادن مطلق و ایستادن در برابر تغییرات یا بر عکس آن جامعه را دچار افراط می کند.

منتظرقائم تاکید کرد: در این میان گفت و گو در سطح کلان و بررسی و شناسایی آسیب ها و یافتن راهکاری در این زمینه لازم است البته نباید لزوما همه آسیب ها را بحران تلقی کرد؛ متاسفانه آنچه امروز بحران تلقی می شود 15سال پیش تنها یک آسیب بوده و همان زمان باید سیاست هایی اجرا می شد تا آسیب ها توسعه نیابند.

وی ادامه داد: البته واگذار کردن تکلیف به یک دستگاه جواب نمی دهد و باید با هم افزایی امور را پیش برد.

این استاد ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با هشدار نسبت به این موضوع که شبکه های اجتماعی موبایلی در ایران دارند فاجعه به بار می آورند عنوان کرد: شبکه اجتماعی را به معنای ابزار، مقصر نمی دانیم، بلکه مجموعه ای از انسان ها در قالب گروهها در شبکه های اجتماعی با یکدیگر تبادل اطلاعات می کنند و اپلیکیشن شبکه اجتماعی فقط یک بستر است.

منتظرقائم افزود: تا زمانی که شبکه های اجتماعی بر روی کامپیوترها سوار بودند آسیب های ناشی از آنها کمتر بود، اما در مقابله با فیس بوک مرتکب اشتباه استراتژیک شدیم و اجازه ندادیم نخبگان وارد این فضا شوند، به این ترتیب فیس بوک را در اختیار جوانان قرار دادیم و گفتمان جوان افراطی شکل گرفت.

وی افزود: اگر می توانستیم فضای مجازی را با حضور نخبگان به یک فضای تعاملی کارامد تبدیل کنیم دیگر اکنون با این آسیبها در شبکه های اجتماعی موبایلی روبرو نبودیم.

به گزارش ایسنا این استاد ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه متاسفانه امروز مرز روشنی میان راست و دروغ در جامعه وجود ندارد گفت: یک ایرانی مسوولیت انسان بودنش را نپذیرفته است و شکسته شدن حرمت‌هاست که آسیب‌های بعدی را رقم می زند.

زلزله مدیریتی در توییتر

دوشنبه, ۵ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۲۷ ب.ظ | ۰ نظر

جک دورسی، مؤسس توئیتر که اخیراً با سمت مدیر اجرایی (به‌صورت دائم) به این کمپانی بازگشته، زلزله‌ای بزرگ به راه انداخت.

جک دورسی، مؤسس توئیتر، یکشنبه‌ شب با ارسالی توئیتی، خبر ترک کمپانی توسط مدیران بخش مهندسی، بخش محصولات، بخش رسانه و بخش منابع انسانی را اعلام کرد.

بر این اساس کوین ویل، مدیر بخش محصولات، الکس روتر مدیر بخش مهندسی و کتی یاکوب استانتون مدیر رسانه‌ای توئیتر از این کمپانی را ترک می‌کنند.

به گزارش خبرآنلاین دورسی در توئیت خود اشاره‌کرده که به دلیل شایعات رسانه‌ای این خبر را منتشر می‌کند چراکه برخی خبر اخراج مدیر کمپانی Vine (زیرمجموعه توئیتر) را نیز داده بودند که ظاهراً درست نیست اما رفتن اسکیپ شیپر قائم‌مقام منابع انسانی توئیتر قطعی شده است.

به گفته دورسی، قرار است آدام باین (با سمت COO) مسئول تیم درآمدزایی از محصولات باشد و از سوی دیگر آدام مسینجر (با سمت فعلی CTO) مدیر بخش مهندسی در کنار طراحی و تحقیق روی محصولات مصرفی توئیترباشد.

گفتنی است به دلیل بحران فراگیر داخلی، امید کردستانی در مهرماه امسال به سمت رئیس هیئت‌مدیره (رئیس برد اجرایی) انتخاب شد و تقریباً در سیستم مدیریتی مرد شماره 2 بعد از دورسی شده است و ممکن است این تغییرات با نظر وی اعمال‌شده باشد.

تقلای شبکه‌های اجتماعی برای حفظ کاربران

يكشنبه, ۴ بهمن ۱۳۹۴، ۰۲:۰۳ ب.ظ | ۰ نظر
در کنار تغییرات رسانه های اجتماعی که پاسخی به نیاز کاربران است، قابلیت های جدید ممکن است باعث ترک شبکه های اجتماعی از سوی کاربران شود و این تهدید بنا به حساسیت کاربران و کاربرد شبکه های اجتماعی برای آنان قوت و ضعف دارد. طی چند ماه اخیر تغییراتی که در توییتر و فیس بوک ایجاد شد مورد استقبال بسیاری از کاربران قرار نگرفت و واکنش اعتراض آمیز آنها را در پی داشت. برای نمونه می توان به تغییر دکمه Favorite به Like در شبکه اجتماعی توییتر اشاره کرد.
پایگاه تحلیلی حرفه ای ObServer.com با بررسی فعالیت کاربران در رسانه های اجتماعی چند تغییر بزرگ این رسانه ها در سال 2016 را پیش بینی کرده است.
 
 واقعیت مجازی به شبکه های اجتماعی می رسد
«تصور کنید تنها چیزی که با دوستان تان به اشتراک می گذارید، خاطرات و نظرات تان نباشد بلکه بتوانید محیط زندگی خود را به شکلی متفاوت با آن به اشتراک بگذارید». این جمله مارک زوکربرگ است و پس از آن دیدیم که وی شرکت واقعیت مجازی Oculus را خرید. در حال حاضر فیس بوک در حال استفاده از واقعیت مجازی در ویدویو 360 درجه است. امکان فوق العاده جذابی که به کاربران امکان می دهد هنگام پخش یک فایل ویدیویی بتوانند 360 تصویر را به جهت های مختلف (بالا، پایین، چپ و راست) بچرخانند. این امکان در حال حاضر در اختیار برندهای بزرگی مانند دیزلی لند است. به همین دلیل ما پیش بینی می کنیم سال پر هیجانی در انتظار عاشقان سینما و دست اندرکاران این هنر است. 
خبر خوب اینکه اوایل امسال باید منتظر رونمایی از Oculus Rift و یک اپلیکیشن شبکه اجتماعی از سوی شرکت فعال در حوزه واقعیت مجازی یعنی Oculus نیز باشیم که نسخه آزمایشی آن روی دستگاه Gear سامسونگ فعال می شود.
 
جهش خریدهای شبکه ای
سال گذشته کاربران زیادی در شبکه های اجتماعی پر بازدید مانند توییتر، فیس بوک، اینستاگرام و پینترست خریدهای خود را با دوستان شان به اشتراک گذاشتند. بر اساس تحقیقی که آبزرور انجام داده است بسیاری از کاربران در تصمیم گیری برای خرید از صحبت های دوستان شان درباره برندها در شبکه های اجتماعی تاثیر می گیرند. 
در حال حاضر نوآوری ای که پینترست برای خرید آنلاین در اختیار کاربرانش قرار داده است، به عنوان یکی از الگوهای موفق شناخته می شود. 
در پینترست کاربران می توانند بدون خارج شدن از این شبکه اجتماعی مدل ها و رنگ های مختلف یک محصول را ببینند و محصول مورد نظرشان را خریداری کنند. 
در حال حاضر کاربران برای دیدن تنوع محصولات و خرید با کلیک روی لینک فروشگاه از شبکه اجتماعی که در آن هستند خارج شده و به سایت فروشگاه هدایت می شوند. 
پیش بینی می شود خرید آنلاین در شبکه های اجتماعی در سال جاری میلادی، یکی از محبوب ترین فعالیت های کاربران باشد.
 
 شکاف مهارتی
با راه اندازی سرویس هایی مانند fACEBOOK AT Work و  Slack شاهد رشد استفاده از ابزارهای شبکه های اجتماعی در گسترش و افزایش کیفیت کار کسب و کارها هستیم. به نظر می رسد استفاده از ابزارهای شبکه های اجتماعی در محیط کسب و کار بتواند ارتباطات داخلی سازمان ها را سر و سامان بدهد و در سال 2016 یکی از اهداف بسیاری از شبکه های اجتماعی ،کارآفرینان و صاحبان کسب و کار باشد.
شبکه های اجتماعی به کارمندان و مشتریان کمک می کند تا به شکلی ساده با چالشی کمتر محصولات و خدمات را عرضه و خریداری کنند. در حال حاضر کسب و کارها خیلی کمتر از آنچه شبکه های اجتماعی ظرفیت دارند از آنها استفاده می کنند. تحقیقی که هاروارد انجام داده نشان می دهد تنها 12 درصد از کسانی که از شبکه های اجتماعی استفاده می کنند معتقدند توانسته اند از تمام ظرفیت های این شبکه ها بهره ببرند. در صورت توجه نشان ندادن به این موضوع شکاف مهارتی و کاربری به وجود آمده می تواند عمیق تر شود و برای جلوگیری از این اتفاق، بسیاری از کسب و کارها نیازمند آموزش در این زمینه هستند.
 
 بهبود کیفیت خدمات در رسانه های اجتماعی
برقراری ارتباط با مشتریان همیشه برای صاحبان کسب و کار و حتی برای مشتریان از اهمیت برخوردار بوده است. این روزها این ارتباط بیشتر از طریق ایمیل برقرار می شود یا از طریق سایت. اما پاسخگویی به مشتریان از این طریق کمی زمان بر است. شبکه های اجتماعی در این میان می توانند کمک خوبی به هر دو طرف ماجرا کنند. طی سال 2015 فیس بوک و توییتر توانستند به صورت قابل توجهی قابلیت ارایه خدمات و پاسخگویی به مشتریان را بهبود بخشد. امکان برقراری ارتباط مستقیم در شبکه های اجتماعی و راه اندازی کانال های مختلف در رسانه هایی مانند یوتیوب کمک زیادی به صاحبان کسب و کار در این حوزه می کند که پیش بینی می شود سال 2016 شاهد افزایش رشد استفاده از این ابزارها و کیفیت خدمات فروشندگان باشیم. (منبع:فناوران)

جعفری دولت آبادی گفت: کسانی که در شبکه های اجتماعی ترویج فساد علیه اخلاق و عفت عمومی می کنند از طریق ضابطین تحت نظارت قرار می‌گیرند.

«عباس جعفری دولت آبادی» در حاشیه نشست مشترک با روسای کلانتری‌های تهران در جمع خبرنگاران در پاسخ به سئوالی مبنی بر اینکه هدف از برگزاری این جلسات مشترک چیست، گفت: در جلساتی که با فرماندهی نیروی انتظامی تهران بزرگ داشتیم به بررسی جرائم سرقت پرداختیم و در این جلسات به دنبال هماهنگی های بیشتر با دادسرا و پایگاه های پلیس در مورد جرائم سرقت و شرارت هستیم.  

وی ادامه داد: مطالب خوبی در این جلسات بین ما رد و بدل شده است که خروجی آن امنیت بیشتر برای مردم، کاهش جرم، مهار و کنترل مجرمان به خصوص در جرایم سرقت، جرایم مالی و کلاهبرداری خواهد بود. بیشترین مشکلی که بین پلیس و دادسرا وجود دارد هماهنگی در رسیدگی هاست که این جلسات کمک می کند با هماهنگی های بیشتر طول رسیدگی ها کاهش پیدا کند.  

دادستان تهران گفت: باید قضات در وقت مقرر به پرونده ها رسیدگی و متهمان را تعیین تکلیف کنند و پلیس دسترسی به قضات کشیک داشته باشد که کسی بی جهت در کلانتری بازداشت نشود و متهم در شب بلاتکلیف نماند.  

جعفری دولت آبادی در پاسخ به سئوال خبرنگار میزان مبنی بر اینکه یکی از دلایل تاخیر در رسیدگی ها مسئله ابلاغ است، جدیدا بحث ابلاغ الکترونیکی مطرح شده است آیا در حال حاضر ابلاغ ها به صورت الکترونیکی صادر می شود و روند آن به چه صورت است، تصریح کرد: بخش فناوری قوه قضائیه طرح های خوبی را در بخش ساختارها شروع کرده است که در گذشته ما این ساختارها را نداشتیم که امیدواریم این ساختارها به نتیجه برسد.  

وی افزود: در حال حاضر کماکان ابلاغ ها از طریق پلیس و پست انجام می شود که زمانبر است و امیداوریم شیوه های الکترونیکی هم در ابلاغ و هم در نظارت بر محکومان صورت گیرد؛ چراکه در قانون آیین دادرسی کیفری به این مسئله توجه شده است.  

دادستان تهران افزود: همچنین در این قانون بیان شده که افراد را به جای حبس در زندان، در منزل یا مرکزی که دادگاه تعیین می کند می توان تحت نظارت قرار داد.  

جعفری دولت آبادی در پاسخ به سئوالی مبنی بر تشریح جزئیات دستگیری 8 نفر از افرادی که علیه عفت و اخلاق عمومی اقدام کرده بودند، گفت: در این موارد هویت افراد و نوع اتهام را نمی توانیم بیان کنیم؛ اما این هشدار را به خانواده ها می دهیم که نظارت بیشتری در این خصوص در شبکه های اجتماعی داشته باشند.

نادر نینوایی - باتوجه به نزدیک شدن به زمان انتخابات مجلس یازدهم و موعد تعیین صلاحیت‌ها نامزدهای این دوره، علی‌القاعده هر یک از نامزدها برای پیروزی و فایق آمدن بر رقبای خود می‌بایست به دنبال ایجاد جریان‌ها و کارزارهای تبلیغاتی موثر برای خود باشند.

نسلی که مونولوگ «این حق منه» را خلق کرد، از پیشینیان نسلی است که شعارهای کوچه، خیابان، زیرگذر و حتی دیوارنوشته های توالت های عمومی را به عادی ترین ارتباطات در زندگی هر روزه ما تبدیل کرده است.
 نسلی که مونولوگ «این حق منه» را خلق کرد، از پیشینیان نسلی است که شعارهای کوچه، خیابان، زیرگذر و حتی دیوارنوشته های توالت های عمومی را به عادی ترین ارتباطات در زندگی هر روزه ما تبدیل کرده است. افتادن تشت رسوایی در جامعه نه نتیجه اتفاقاتی مثل رد و بدل شدن رکیک ترین مکالمات در زندگی روزمره و فضای مجازی، بلکه محصول خواست جامعه عصیان زده برای بروز هیجان منفی در عامه پسندترین میادین ممکن است. محرومیت های ناشی از جنگ، مردم مناطق جنگ زده را به دنبال چیزهای کشاند که ابتدا حق شان بود اما وقتی به آن نرسیدند، دچار توقع کاذب شدند. طلبکار شدن مردم ما از زمین و زمان، آم روی دیگر سکه خواستن و نرسیدن است؛ آنچه سال ها بعد از جنگ در مدرن ترین ایران ممکن هم به نحو زننده ای به چشم می خورد، محصول عادی خواستن و نرسیدن، پرخاشگری و طلب حق به ناحق ترین اشکال ممکن است.
سرخوردگی، طلبکاری یک جانبه در پی دارد و این دور و تسلسل در مبدا خودش دوباره به پرخاشگری می رسد. این مساله شاید مهم ترین دلیل بروز عجیب ترین بداخلاقی ها از سوی مردم عصیان زده سرزمینی باشد که حالا پیام های اخلاقی و فرهنگی منشور کوروش برایشان به شعارهایی خوش رنگ و لعاب در پیام های مجازی شان تبدیل شده است. با وجود این، بروز بی اخلاقی در یک برنامه تلویزیونی کودکانه و در ادامه آن برخوردهایی عجیب از سوی مردمانی که خودشان را در چنین ماجرایی محق می دانند، اتفاقی عجیب نیست. درست به اندازه رد و بدل شدن جوک های قومیتی که سال های سال باعث خنده مردم کشور ما شده است و حالا با پیشرفت تکنولوژی بداخلاقی ها هم به روز شده و به عرصه مجازی کشیده می شود.

رفتاری زشت و واکنش هایی زشت تر
هنوز از آتش شعله ور شده از شوخی سخیف فیتیله ای ها در برنامه ای که قرار بود مخاطبانش کودکان باشند، زمان زیادی نگذشته است؛ اتفاقی تلخ حاصل از یک سهل انگاری که به جز یک بار پخش از شبکه سراسری بارها و بارها در شبکه های مجازی هم دست به دست چرخید تا اینکه طیف گسترده ای از آذری های سراسر کشور را عصبانی کرد و در نهایت به ممنوع الکار شدن افرادی منجر شد که طی سال ها خاطرات زیادی برای بچه های دیروز و امروز ساخته اند، هر چند آیتم دردسرساز فیتیله ای ها فاقد ساده ترین فاکتورها برای خنداندن مردم و به خصوص بچه ها بود، اما اعتراض گسترده آذری زبان ها در مقابل یک برنامه ای که هیچ ادعایی برای جدی بودن نداشت هم عجیب بود.
چیزی که پیش از این در شکلی مشابه از سوی قوم اصیل بختیاری در مقابل پخش سریال «سزمین کهن» قد علم کرد. همان طور که آذری ها با شدیدترین اعتراضات معتقد بودند فیتیله ای ها به بدترین شکل ممکن به آذری ها توهین کرده اند، لرهای بختیاری هم در اعتراض به پخش سریال «سرزمین کهن» دست به تجمع زدند. آنها این سریال را «توهین آمیز» دانستند و معتقد بودند که «سرزمین کهن» تاریخ قوم بختیاری و نقش شخصیت هایی مانند سردار اسعد بختیاری را تحریف کرده است.
نتیجه اعتقاد ترک ها و لرها به توهین آمیز بودن برنامه های «فیتیله» و «سرزمین کهن»، گذشتن از خدمات مثبت فیتیله در طول سال های اخیر و توقف یکی از پرهزینه ترین سریال های تاریخی بود.
با این حال مخالفت های مردمی به پخش سریال ها و برنامه های تلویزیونی همیشه معطوف به اعتراضات قومی نبوده و نمایندگان مشاغل هم بارها با اعتراض به پخش برنامه های مختلف در جهت دفاع از شغل شان برآمده اند. تازه ترین اعتراض شغلی به سریال طنز «در حاشیه» بود که پزشکان با اعتراضی گسترده در مقابل شوخی کردن یک برنامه طنز با حرفه شان طاقت نیاوردند و حتی کار را به جمع و جور کردن بی سر و ته این مجموعه کشاندند.
با این حال اعتراض به «در حاشیه» مساله تازه ای نبود چرا که پیش از این هم نمایندگان مشاغل مختلف به فیلم ها و سریال هایی مثل «باغ مظفر»، «شوکران»، «مارمولک»، «اغما»، «ساختمان 85»، «حلقه سبز»، «خانه ای روی آب»، «زمانه» و... اعتراض کرده بودند.

جوک هایی که تمیز نمی خندانند
اغلب ما آدم های نسل جدید به عنوان مشتریان پر و پا قرص اسمارت فون ها با عضویت در چندین و چند شبکه مجازی برای جا نماندن از قافله تکنولوژی، روزانه ده ها و شاید صدها پیام در شبکه های مجازی دریافت می کنیم که شاید 80 درصد آنها فاقد نکته ای مفید و کاربردی برای بهتر شدن روند زندگی مان باشند. با این حال چیزی که در این پیام ها به وفور دیده می شود، جوک هایی است که اغلب با چنین مضامین آغاز می شوند: «یه رشتیه...، یه ترکه...، یه لره...، یه قزوینیه...، یه اصفهانیه...!»
خنده های مجازی اما به جوک ها و شوخی های قومیتی خلاصه نمی شود و حقیقت تلخ دیگری در این مورد وجود دارد و آن چیزی نیست جز جوک های جنسی یا به قولی شوخی های 18+!
هرچند بررسی دلایل چرایی رونق چنین شوخی هایی در بین ما ایرانی ها نیازمند پژوهش های فرهنگی، اجتماعی و حتی روانشناسانه ای است اما شاید این سوال به وجود بیاید که آیا چنین مسائلی در کشورهای دیگر هم وجود دارد یا خیر؟
نکته ای که پس از آشنایی با فضای جوک های موجود به زبان انگلیسی بیش از هر چیز جلب توجه می کند، متفاوت بودن موضوع جوک هاست. در کل، دو تفاوت بزرگ بین جوک های آنها و لطیفه های ما وجود دارد: اول اینکه آنها تا این اندازه به جوک های نژادی و قومی بهایی نمی دهند. برای مثال کمتر می بینید یک آمریکایی بگوید: یه روز مکزیکی تباره... یا یه روز یه سیاهپوسته... جوک های آمریکایی معمولا به این شکل شروع می شوند: یه روز یه مرده...، یه روز یه روانشناسه...، یه روز یه کشیشه....
نکته دوم در مورد لطیفه های خارجی این است که جوک های 18+ در آمریکا هم وجود دارند، اما به طور چشمگیری در اقلیت قرار دارند. این یعنی اگر شما سایت های جوک انگلیسی را بگردید، از هر 10 جوک ممکن است، یک جوک پیدا کنید که در این حوزه قرار بگیرد! در یک نگاه کلی به جوک های مدل ایرانی این طور نتیجه گیری می شود که کم پیش می آید از خلال جوک های ما، نکته ای ارزشمند بیرون بیاید و نگاهی متفاوت به پدیده ای داشته باشد. ما به پدیده های ثابت می خندیم، به تضادهای تکراری و کم عمق و از دل این خنده ها با احساس سربلندی بیرون می آییم، خنده هایمان به سوژه هایی مربوط است که خودمان نیستیم، نق خودمان و رفتارهایمان نیست، نمی توانیم کاری درباره شان انجام دهیم و به همین دلیل هم جایگزین رفتارهای مسئولانه مان می شوند.

رشد دشمنی ها به صورت نامرئی
شوخی های قبیله ای و دشمنی نامرئی که بین قومیت های مختلف ایجاد می شود تنها در جوک ها و پیام های هر روزه پنهان نمی ماند. واقعیتی که از دل این جوک ها بیرون می آید به بطن جامعه هم سرایت می کند. در ظاهر به هم لبخند می زنیم اما یک کینه پنهانی را پروش می دهیم و منتظریم تا در یک موقعیت مناسب آن را به بدترین شکل تخلیه کنیم. سر کلاس زبان شناسی نشسته ایم، استاد بی مقدمه سوال می کند هر کدام از شما به چند زبان مسلط هستید؟ بچه ها شروع می کنند به جواب دادن. «به دو زبان انگلیسی و فارسی. به سه زبان، انگلیسی، فارسی و عربی.» بعضی ها همان یک زبان فارسی را بلدند، بعضی ها یک پله از بقیه بالاترند و فرانسه و اسپانیایی هم می دانند. همه فارسی حرف می زنند و انگلیسی را هم دست و پا شکسته می دانند. این وسط چند نفری با افتخار از دیگر زبان هایی که می دانند می گویند و سوال استاد را بی جواب نمی گذارند.
جواب ها که تمام می شود، استاد می پرسد یعنی هیچ کدام از شما ترکی بلد نیستید؟ 10 نفری با صدای بلند جواب می دهند که بلدند اما نگفته اند. چرا؟ چون از وقتی یادمان می آید ترک ها باعث خنده شده اند. به قدمت تمام این سال ها برای ترک ها و لرها جوک ساخته ایم و این وسط یادمان رفته که ترکی فقط یک لهجه نیست که اگر با فارسی تلفیق شود، ما را به خنده می اندازد. ترکی یک زبان است. یک زبان مستقل با همه قواعد و پیچیدگی های خودش که می توان با افتخار آن را در رده دیگر زبان ها قرار داد و حرف زد.
بداخلاقی از این بیشتر که یک عمر به ترک ها خندیدیم، انواع و اقسام سادگی ها را به آنها و دیگر قومیت ها نسبت دادیم و ناخواسته آنها را در موضعی قرار دادیم که حالا دشمن درجه یک آنهایی شده اند که فارسی را بی لهجه حرف می زنند و این توهم را دارند که یک پله از بقیه بالاتر ایستاده اند؟
بیخود نیست که جرقه یک اتفاق کوچک به بدترین دعواها منجر می شود و فضای دانشگاه را به دو گروه بچه های تهران و شهرستان تقسیم می کند. تهرانی ها همان گروه باکلاس و مدرنی هستند که همه چیز می دانند و به شهرستانی ها از پایین نگاه می کنند. آن طرف ماجرا هم هست. آنهایی که تهرانی ها را از خودراضی می دانند و معتقدند سوسول های تهرانی به هیچ دردی نمی خورند و نباید در کارهای مهم مملکتی از آنها استفاده کرد.

هر یک دقیقه، یک دعوا در ایران اتفاق می افتد
همه آنهایی که در شهر رفت و آمد زیادی دارند می دانند که بداخلاقی بخشی از خوراک دیداری هر روزه شان است. محال است در روز به چند مورد صدای بلند و پرخاشگری برخورد نکرده باشید. با این حال اوضاع جامعه و آنچه هر روز در کوچه و خیابان می بینیم به مراتب بهتر از وضعیت دنیای مجازی است. شاید ترس از رو به رو شدن با یک آدم عصبانی و برخورد با یک فرد پرخاشگر و عواقب آن که در خیلی از مواقع به ضرب و جرح می رسد، آدم ها را کمی محتاط تر کرده است، هر چند طبق آمارهای غیررسمی، نزاع های خیابانی رشد بالایی داشته تا جایی که در ایران در هر یک دقیقه، یک نزاع خیابانی شکل می گیرد و پرونده های زیادی به پزشکی قانونی ارجاع داده می شود، اما این آمار در برابر دعواها و پرخاشگری های دنیای مجازی عددی ناچیز است.
در دنیای مجازی شاید در هر ثانیه، یک ایرانی شروع به نوشتن کامنت های توهین آمیز و رکیک پای عکس ها و پست های افراد مختلف می کند و چون ترسی از درگیری رودررو ندارد، ساعت ها این کار را ادامه می دهد و با دیگر کاربران هم این دعوا را ادامه می دهد؛ دعواهایی که تاثیر آن می تواند حتی از ضرب و جرح هم مخربتر باشد.
این وضعیت زمانی بغرنج تر می شود که چنین رفتاری را با طرفداران غیرایرانی یک فرد مشهور مقایسه می کنیم. برای نمونه، ساندرا بولاک یک پسربچه سیاهپوست را به فرزندی قبول کرده و این اتفاق را در صفحه اینستاگرامش نوشته و اجازه داده تا هوادارانش درباره این حرکت تازه نظر بدهند. یک نگاه کلی که به کامنت ها بیندازید خبری از حرف های نامربوط نیست. لااقل تا 50 کامنت آخر نه فحشی رد و بدل شده نه حرف توهین آمیزی نوشته شده است. تنها شوخی های معمول، که برای مثال کاش ما را هم به فرزندی قبول می کردی، پای عکس منتشر شده نوشته شده است.
بریتنی اسپیرز هم عکس عروسی اش را در صفحه اش قرار داده. باز هم خبری از کامنت های نامربوط نیست. در نهایت چند نفری نظر داده اند که چاق شده ای. آن هم با یک ادبیات معمولی، نه با نسبت دادن رکیک ترین جمله ها و حرف ها، اما این طرف قضیه کاملا متفاوت است.
هانیه توسلی عکسی از حیوان خانگی اش می گذارد و آنقدر حرف های نامربوط و توهین پای عکسش نوشته می شود که صفحه اش را می بندد و به حالت خصوصی در می آورد. باقی بازیگران هم همین وضعیت را دارند. خیلی هایشان از دنیای مجازی خداحافظی کردند و آنهایی هم که مانده اند، در روز 50 نفری را بلاک می کنند. بدی ماجرا برای افراد مشهور وقتی است که امکان مقابله به مثل را ندارند. به دلیل شخصیت اجتماعی که این افراد دارند، برخورد مستقیم می تواند تبعات بدی برایشان به همراه داشته باشد.
رسانه ها معمولا به حرف های عادی مردم اهمیتی نمی دهند اما به محض اینکه بعضی از رفتارها از افراد مشهور و به اصطلاح الگوی جامعه سر بزند، سر و صدای زیادی به پا و داد و فغان می شود که الگوی مملکت به خطا رفته و به هواداری که داشته توهین کرده است و وای از طرفدارانی که چنین الگویی برای خود انتخاب کرده اند. به دلیل روند طولانی حقوقی هم ممکن است خیلی ها پیگیر توهین هایی نباشند که در دنیای مجازی به آنها می شود اگرچه در قانون مجازات سنگینی برای این کار در نظر گرفته شده اما خیلی ها ترجیح می دهند همه چیز در دنیای مجازی مسکوت باقی بماند و به دنیای واقعی درز پیدا نکند.
البته ماجرای توهین های مجازی تنها به افراد مشهور وطنی ختم نمی شود. همه ما هنوز یادمان نرفته که چه بلایی سر صفحه فیس بوک لیونل مسی، داور بازی ایران و آرژانتین و چندین نفر دیگر آمد. یک رصد کلی پای عکس های افراد مشهور در ایران (حتی آنهایی که از برکت شبکه های مجازی و منتشر کردن عکس های لوکس و اجرای دابسمش های مختلف به فالوئرهای چند صدهزار نفری رسیده اند) نشان می دهد که ما تا چه اندازه فحش دادن و توهین کردن را دوست داریم. برای عکس های بی حجاب و خارج از عرف کامنت های توهین آمیز می گذاریم و به آدم هایی که متحول شده اند و مسیر زندگی شان را عوض کرده اند هم یک جور دیگر توهین می کنیم.
راه و روش دیگران برایمان احمقانه است و برای همین حق خودمان می دانیم که به روش خودمان اظهار نظر کنیم و جولان بدهیم، حتی اگر از نوع لباس یا مدل موی یک آدم  عادی هم خوش مان نیاید، بدون هیچ رودربایستی نظر می دهیم و با بدترین تشبیه ها، نظر خودمان را القا می کنیم.

زیست اخلاقی کیلویی چند؟
بی اخلاقی، بی مسئولیتی می آورد. این امر البته ساده ترین پیامد چنین اتفاقی است. بداخلاقی هایی که ما هر روز به سادگی از آن عبور و سعی می کنیم خودمان را به آ ن عادت دهیم در نهایت یک جایی بعد وسیع تری پیدا می کنند و نمونه آن رسانه ای می شود. برای مثال ماجرای پزشکی که به دلیل فقر و پرداخت نکردن هزینه بیمارستان، راضی به کشیدن بخیه های یک کودک می شود، در نگاه اول همه را شوکه می کند اما در واقعیت خیلی از ما چنین رفتارهایی را نه به صورت علنی که در دل خود لااقل یک بار مرور کرده ایم.
آنجایی که راننده پورشه زرد در تصادف کشته می شود و راضی به مرگ آدم های پولدار می شویم تا وقتی که از آدم های فقیر فاصله می گیریم و هیچ وقت آنها را به محدوده زندگی و تعاملات مان راه نمی دهیم، درواقع داریم بخیه های زیست اخلاقی را در جامعه ای می کشیم که همه مان به پیشینه، شان و منزلتش ایمان داریم و مدعی داشتن فرهنگی هفت هزار ساله هستیم. کافی است کمی درون خودمان را مرور کنیم. ما حتی اگر سکوت کرده باشیم و فقط تماشاگر هم باشیم، بعضی جاها ته دل خودمان طرف بعضی از بی اخلاقی ها را گرفته ایم و آنها را دوست داشته ایم.

به روی هم لبخند می زنیم اما...
هنوز زمان زیادی از ساخته شدن صفحه «بچه پولدارها» نگذشته است. وقتی دخترها و پسرهای جوان عکس هایشان را سوار بر پورشه و لب استخر و با بهترین امکانات منتشر کردند، عده ای حکم کلی صادر کردند که همه آدم هایی که در عکس تا این اندازه ثروتمند هستند، دزدند و از راه مال مردم خوری به اینجا رسیده اند. انگار که دزد بودن تنها راهی است که می توان از طریق آن به پول و ثروت رسید. عکس ها و سبک زندگی افراد، ساده ترین راه برای قضاوت همه ماست.
در یک نگاه کلی همه مردم یا پول گرفته اند که کاری انجام می دهند، ای دزد هستند یا با حق خوری توانسته اند جایگاه خاصی به دست بیاورند. در این بین تلاش کردن و توانایی های فردی هیچ نقشی ندارد و دلیلی برای موفقیت نمی شود. بچه پولدارها که با صفحات فیس بوک، اینستاگرام و کانال تلگرام شان روز به روز نفرت را بیشتر می کنند در پی این هستند که با نمایش بیش از اندازه از دارایی هایشان به این دشمنی دامن بزنند.
همین خودنمایی ها و نمایش دارایی ها و اصطلاح باب شده از خلال شبکه های اجتماعی که «ما خوبیم و در خوشی غوطه ور شده ایم» یکی دیگر از ابعاد بداخلاقی هایی است که کمتر به چشم می آید. بسیاری از جامعه شناسان معتقدند در جامعه ای که اختلاف طبقاتی زیادی وجود دارد، این گونه نمایش ها تنها ریشه های دشمنی و عداوت را محکم تر می کند؛ ریشه هایی که دودستگی ایجاد کرده و می تواند آسیب های جدی به بدنه یک جامعه و آدم ها بزند. مردم به ظاهر به هم لبخند می زنند اما خوب می دانند که علاقه ای به یکدیگر ندارند و باید رودرروی یکدیگر بایستند. این کینه که در نهایت به نفاق و دشمنی ختم می شود می تواند از هر آنچه که اخلاق نامیده می شود، دور باشد.

جامعه شناسی اخلاق روزنه امید در دوره بداخلاقی
دکتر غلامرضا مقدم، رییس گروه جامعه شناسی اخلاق انجمن جامعه شناسی ایران، با نگاه به بروز بداخلاقی ها و بدرفتاری های اجتماعی می گوید: «اکنون در وضعیتی به سر می بریم که روز به روز مباحث اخلاقی جدی تر در جامعه ما مطرح می شود. در این بین چند صباحی است که مسئولان نیز عینک خوش بینی را برداشته و با نگاهی واقع بینانه شیوع بداخلاقی های اجتماعی چندان راهگشا نخواهد بود.
در اینجا سوالاتی از این قبیل که چه عوامل سلبی و ایجابی در ایجاد چنین شرایطی دخیل بوده اند، بیشتر مفید خواهد بود. اینکه چرا مردم در دوراهی های اخلاقی سعی در انتخاب موارد غیراخلاقی می کنند یا اینکه چه زمینه های ساختاری و اجتماعی باعث شکل گیری رفتارهای غیراخلاقی می شود از جمله سوالاتی است که پاسخ به آن در چارچوب جامعه شناسی اخلاق قرار می گیرد.
درواقع جامعه شناسی اخلاق به دنبال جست و جوی علت رفتارهای اخلاقی یا غیراخلاقی واقع شده در متن جامعه است در حالی که فلسفه اخلاق بیشتر به دنبال دلایل اخلاقی است. برای مثال پرسش از علل رواج یک امر نابهنجار و غیراخلاقی در جامعه سوالی جامعه شناختی است که موضوع آن بحث اخلاق است. شاید در کلی  ترین نگاه بتوان گفت بروز چنین بی اخلاقی هایی ناشی از برخی از اعتراضات نهفته از یک سو و عقب ماندن فرهنگ و اخلاق در مقابل رشد گسترده شهرنشینی از سوی دیگر است.
با این حال بررسی دلیل چرایی برزو چنین رفتارها و بداخلاقی هایی نیازمند بررسی هایی کلی در این زمینه است و جالب اینکه مبارزه با این مساله همکاری کلی را از سوی نهادهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، روانشناسی و... طلب می کند.»

آخر قصه و دور باطل خنده ها و پشیمانی ها
پایان داستان عصیان زدگی جماعت ایرانی، کاملا مشخص است. البته این پایان، مقطعی است و این دور باطل کماکان ادامه دارد. بارها و بارها بداخلاقی های فردی و جمعی از سوی ما صورت می گیرد و بلافاصله به یاد جامعه عصیان زده می آورند که شما متعلق به فرهنگی 10 هزار ساله هستید. اینجاست که در راه جبران اشتباه، اشتباه بزرگ تری مرتکب و به سطحی ترین اقدامات متوسل می شویم. صورت مساله را پاک می کنیم و با نوعی پشیمانی احساسی و مبتدیانه، ماجرا را بدتر از آنچه هست جلوه می دهیم و باز روز از نو و روزی از نو! هنوز ماجرای انتشار عکس های جوان ایرانی که با خیال مشهور شدن اقدام به انتشار عکس هایی از حریم شخصی اش کرد، داغ است.
این داستان از همان ابتدا به یک شوخی تازه تبدیل شد. ابتدا شایعه تمول و مازراتی سواری چهره ثابت عکس ها سر زبان ها افتاد. کمی بعد بازار دابسمش ها از ویدیوی منتشر شده داغ شد و به دنبال همین ویدئوها «پلیس فتا» به سوژه اصلی جوک ها و خنده های مجازی تبدیل شد و در نهایت پس از دستگیری فرد مزبور، کار به انتشار عکس های قدیمی و بی ربط کشیده شد که مدعی شلاق خوردن جوان ماجرا در ملاءعام بود و در ادامه شایعات، ماجرا حتی تا قطعی شدن حکم اعدام این جوان هم پیش رفت. در این بین اما تغییر موضع ها جالب بود.
اکثر آنهایی که تا دیروز جوک های «پلیس فتا» را در گروه های مختلف پخش می کردند، حالا شایعه حکم اعدام را باور کرده و برای جوان ماجرا اظهار دلسوزی و عجز می کردند، هر چند اتفاقات این چنینی در جامعه ما کم نبوده و با روند موجود قطعا این داستان ادامه دارد و ما همچنان استخوان لای زخمی هستیم که با سوءتفاهم و برداشت نامناسب از حق خودمان جوش خورده است.(منبع:ماهنامه تبار)

چرا تغییر نسل، فراگیری تلفن همراه، تکثر رسانه‌ای و تحولات رفتاری در جامعه، انتخابات پیش‌روی مجلس شورای اسلامی را تبدیل به انتخاباتی متفاوت از هر انتخاباتی پیش از آن خواهد کرد؟
با نگاهی به آن‌چه در اطراف‌مان می گذرد می‌بینیم بسیاری از ما وقت زیادی را به استفاده از تلفن همراه و اینترنت اختصاص داده‌ایم. این میزان درگیری ما با اینترنت اتفاقی‌ست که در مدت کوتاهی و حتی بدون‌آن‌که برنامه‌ریزی کرده باشیم بوقوع پیوسته‌است. در این مقاله به مجموعه تحولات و خصوصیات و تاثیرات متقابل استفاده از اینترنت، رسانه‌های اجتماعی و تلفن هوشمند بر انتخابات اسفند 1394 می‌پردازیم. انتخاباتی که از بسیاری جهات با هر انتخابات دیگری که تاکنون در ایران برگزار شده، متفاوت است.

 

گسترش استفاده از اینترنت

برای نشان دادن میزان استفاده از اینترنت در یک جامعه معیارهای مختلفی تعریف شده است. یکی از این معیارها «ضریب نفوذ» است که نشان‌دهنده تعداد دستگاه‌های متصل به اینترنت به نسبت تعداد جمعیت است.

حدفاصل سال‌های 1388 تا 1393 میزان استفاده ایرانی ها از اینترنت رشد عجیبی را شاهد بود، این رشد نه تنها در افزایش ضریب نفوذ اینترنت از 26٪ به 53٪ بلکه در افزایش سرعت متوسط اینترنت نیز مشهود بوده است که در نهایت «شاخص کاربری اینترنت» یعنی حاصل‌ضرب ضریب نفوذ در سرعت متوسط اینترنت بیش از 30 برابر شد. (نمودار)
 

باوجود تاثیر فراوانی که اینترنت و فراگیری آن در دسترسی مردم به اطلاعات می‌گذارد و باوجود رشد فزاینده‌ای که در میزان استفاده از اینترنت در نمودار فوق مشخص شده است باید تاکید کنم که افزایش شاخص کاربری همه‌ی داستان نیست.

از نیمه دوم سال 93 اپراتورهای تلفن همراه اقدام به ارایه‌ی سرویس‌های اینترنت پرسرعت نمودند. ارایه اینترنت پرسرعت برروی موبایل از یک‌سو و محبوبیت بالای اپلیکیشن‌های موبایل از سوی دیگر باعث شد تعداد کاربران تلفن‌های هوشمند که در آغاز سال 93 تنها دو میلیون نفر بود با رشد ده برابری در بهار سال 94 به بیست میلیون نفر برسد و با همین رشد بنابه تخمین خسرو سلجوقی از اعضای هیئت مدیره سازمان فناوری اطلاعات تعداد کاربران تلفن هوشمند تا پایان سال جاری یعنی هم‌زمان با برگزاری انتخابات به چهل میلیون نفر خواهد رسد.

تجمیع عوامل موثر در دسترسی ایرانیان به اینترنت، یعنی افزایش شمار کاربران، سهولت دسترسی آنان به برنامه‌های رسانه‌اجتماعی نظیر اینستاگرام، تلگرام و سایر اپلیکیشن‌ها و افزایش شاخص کاربری و فراگیری تلفن‌های هوشمند و اینترنت همراه درکنار هم باعث افزایش ناگهانی وزن اینترنت و موبایل برفضای انتخابات خواهد شد پدیده‌ای که حتی در آخرین انتخابات ریاست جمهوری سال 92 نیز شاهد آن نبوده‌ایم.

نگاهی به وضعیت جمعیتی کشور نشان می‌دهد تعدادی بین پنجاه و سه تا پنجاه و پنج میلیون نفر در این انتخابات بالای 18 سال و واجد شرایط رای دادن هستند. اگر فرض شود که 90٪ از 40 میلیون دارنده تلفن هوشمند افراد بالای 18 سال هستند و با وجود دسترسی نزدیک به پنجاه میلیون ایرانی به اینترنت -خانگی یا موبایل- انتخاباتی را پیش روی داریم که با تخمینی واقع‌بینانه 70 تا 75 درصد رای‌دهندگانش کاربر اینترنت و حدود 65٪ از رای‌دهندگان دارنده تلفن‌های هوشمند هستند.

    شاخص کاربری یا میزان استفاده ایرانیان از اینترنت از سال 1388 تا 1393 بیش از 30 برابر شده است و در دوسال اخیر تعداد کاربران تلفن‌های هوشمند از دو میلیون به نزدیک 40 میلیون نفر رسیده است.

حال که وضعیت اینترنت کشور مورد تحلیل قرار گرفت خوب است نگاهی داشته باشیم به ترکیب جمعیتی رای‌دهندگان، تعداد کاندیداها و میزان مشارکت در ادوار اخیر انتخابات.
در نمودار زیر اعداد برای نمایش بهتر گرد شده‌اند:

 

 

تفاوت از ساختارجمعیتی تا رفتار کاربری

باوجود آن‌که در این انتخابات هنوز مشخص نیست چه تعداد کاندیدا از مرحله بررسی صلاحیت‌ها عبور می‌کنند ولی اگر واجدین شرایط به‌نسبت زیاد باشند در فهرست نهایی کاندیداها دو موضوع بیشتر از همه جلب توجه می‌کنند اول افزایش تعداد کاندیداهاست و دوم افزایش تعداد کاندیداهای زن.

در علل رشد تعداد کاندیداهای این دوره گفته‌های زیادی مطرح شده و تفسیر این پدیده بر عهده کارشناسان حوزه های مختلف است اما در ادامه به تحلیل رابطه این رشد با گسترش اینترنت و تاثیرش بر فرایند انتخابات بربستر رسانه‌های اجتماعی می‌پردازیم.

نسبت دسترسی به اینترنت در شهرها بالاتر از روستاهاست بسیاری از شهرهای کوچک ایران نیز هم‌اکنون به اینترنت پرسرعت همراه دسترسی دارند و طبق سرشماری 1390 بیش از 71٪ از جمعیت کشور شهرنشین هستند. از طرفی این انتخابات درشرایطی برگزار می‌گردد که ایرانیان تحصیل‌کرده‌تر از همیشه هستند بنابر آمارگیری نیروی کار 1393 از سوی مرکز آمار ایران 110 هزار دارنده مدرک دکتری در زمره بیکاران قراردارند که نشانه‌ای از انبوه رای‌دهندگان و احتمالا کاندیداهای تحصیل‌کرده و دارای مطالبات مهم و جدی اجتماعی و اقتصادی هستند. وقتی بخش مهمی از جامعه شهرنشین، تحصیل‌کرده و دارای مطالبات جدی است اینترنت به عنوان رسانه‌ای رایگان و فراگیر مجرای اصلی طرح مطالبات و تلاش برای تحول است.

    شاهد انتخاباتی هستیم که برای نخستین بار اکثر رای‌دهندگانش کاربران اینترنت و دارندگان تلفن‌های هوشمند هستند.

 

شبکه‌های اجتماعی آوردگاه انتخاباتی

نمودار زیر دربرگیرنده جمعیت تخمینی کاربران ایرانی در تعدادی از مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی در انتخابات پیش روست. نسبت‌ها براساس تعداد کاربران از کل 50 میلیون کاربر اینترنت در ایران است. با این توضیح‌ که جمعیت موجود در فیسبوک، توییتر و اینستاگرام دربرگیرنده بخشی از ایرانیان خارج ازکشور نیز می‌شود که در این انتخابات نمی‌توانند شرکت کنند اما به دلیل محدودیت در شیوه‌های محاسباتی با جمعیت کاربران مقیم ایران درهم‌آمیخته‌اند. همچنین در تعریف متعارف کسی که حداقل یک‌بار در ماه به اینترنت متصل شود یا وارد یکی از شبکه‌های اجتماعی شود یک کاربر محسوب می‌شود لذا ممکن است فعالیت یک کاربر مثلا در فیسبوک بسیار کمتر از تلگرام باشد اما نمودار زیر نماینده میزان استفاده یا زمان صرف شده نیست و صرفا دربرگیرنده تعداد کاربران براساس تعریف متعارف است. 

 

باتوجه به تعدادکل کاربران و جزئیاتی که از وضعیت اینترنت کشور پیش از این عنوان شد نگاهی می‌اندازیم به کارکرد و تاثیرات هریک از شبکه‌های فوق در روند انتخابات پیش‌رو.

توییتر که در فهرست بالا کمترین تعداد کاربران را دارد، دارای خصوصیات ذاتی و بافت کاربری خاصی است که آن‌را به رسانه‌ای بی‌بدیل و موثر در انتخابات تبدیل می کند. توییتر از سویی رسانه‌ترین رسانه است یعنی سرعت گردش اطلاعات در آن، و بازبودن ارتباط کاربران با یکدیگر باعث شده به یکی از موثرترین رسانه‌های خبری دنیا تبدیل شود. به نسبت سایر شبکه‌ها، چگالی منابع‌ خبری و تعداد نسبی خبرنگاران و فعالین سیاسی و اجتماعی در توییتر از هر شبکه‌‌ی دیگری بیشتر است و معمولا اخبار صحیح و دست‌اول را در توییتر می‌توان یافت.

مزیت دیگر توییتر امکان راستی‌آزمایی اطلاعات و پیشگیری از انتشار شایعات است. کافی است یک شایعه توییت شود تا در طول چند دقیقه باتوجه به واکنش های کاربران مشخص شود این خبر درست است یا نادرست. با این‌همه بدلیل فیلتر بودن، توییتر نسبتا تعداد کمی کاربر دارد و هرچند در انتخابات پیش‌رو نیز مورد استفاده رسانه‌ها، احزاب و شهروندان قرار خواهد گرفت می‌توان آن‌را رسانه‌ای تاثیرگذار و سازنده اما دارای فراگیری پایین دانست.

فیسبوک هرچند در انتخابات 92 بزرگترین شبکه از نظر تعداد کاربران ایرانی بود اما در این انتخابات از تلگرام و اینستاگرام عقب افتاده از سوی دیگر تعداد کاربران ایرانی و فعال آن نیز به نسبت سال 92 حدود 20٪ کاسته شده است اما همچنان مورد استفاده بخش مهمی از جامعه و اهالی سیاست و رسانه‌ است. فضای محتوایی فیسبوک در این انتخابات کمتر خبری و بیشتر فضای تحلیل و گفتگو خواهد بود.

اینستاگرام بطور ذاتی جز بهترین رسانه‌های اجتماعی برای تبلیغات مثبت و ایجاد خوشنامی است. فیلتر نبودن اینستاگرام باعث شده تعداد زیادی کاربر جذب کند و از حیث فراگیری در موقعیتی بالایی قراربگیرد. در این انتخابات بدون شک ایسنتاگرام بصورت گسترده مورد استفاده تبلیغاتی قرار خواهد گرفت هرچند ازآنجاکه اینستاگرام بعضی از امکانات تعاملی نظیر هم‌رسانی پست‌های کاربران توسط یکدیگر را ارایه نمی‌دهد در بعد اطلاع‌رسانی و انتشار موثر اخبار ضعیف است.

تلگرام درحال حاضر بیشترین کاربران را در ایران بخود اختصاص داده‌است.

دلایل اقبال جامعه به تلگرام جای بررسی دارد. درحالی که پیام‌رسان فیسبوک، لاین، اسکایپ وایبر و واتس‌اپ رده‌های بالا را به خود اختصاص داده‌اند، تلگرام در رده‌بندی تعداد کاربران پیام‌رسان‌ها در رده‌ی یازدهم جهان است ولی بطرز عجیبی در ایران به رده نخست صعود کرده است. درواقع جامعه ایران در فقدان رسانه‌های اجتماعی مطرح با یک تغییرکاربری غیر عادی از تلگرام که یک پیام‌رسان است بجای رسانه‌اجتماعی خبری استفاده کرد.

باید توجه داشت گستردگی تعداد کاربران تلگرام هرچند فرصت تبلیغاتی و ارتباطی بوجود می‌آورد اما دارای ایراداتی نیز هست.

    تلگرام یک رسانه یا شبکه تمام عیار اجتماعی نیست و بصورت ذاتی یک پیام‌رسان است، پیام‌رسان‌ها برای ارتباطات خصوصی و محدود طراحی شده‌اند از این‌جهت تلگرام هرچند برای چت و پچ پچ کردن ابزار خوبی است، در انتشار گسترده اخبار موثق، ابزار خیلی موثری نیست و چون محتوا در کانال‌های فاقد نظردهی و یا گروه‌های بسته منتشر می‌شود امکان راستی‌آزمایی اطلاعات و اخبار در آن بسیار محدود است که ظرفیت بالایی برای شایعه‌سازی را بوجود می‌آورد.

برخلاف توییتر، فیسبوک و اغلب شبکه‌ها که کاربر با نگاهی به فید اخبار و تایم‌لاین خود به محتوای صفحاتی که دنبال می‌کند دسترسی پیدا می‌کند در تلگرام کاربر برای چک کردن همه پست‌های گروه‌ها و کانال‌هایی که دنبال می‌کند باید مدام و مکرر از یکی به دیگری برود و این باعث می‌شود اکثر کاربران هرچند در کانال‌های زیادی عضو باشند عملا هیچ‌وقت نتوانند تمام محتوای کانال‌ها و گروه‌هایی که عضو هستند را دنبال کنند و درعمل تاثیرگذاری کانال‌های تلگرام به نسبت تعداد اعضایشان بسیار محدود می‌شود.

بی‌راه نیست که بگوییم اگر رسانه‌ای مثل توییتر فیلتر نبود تلگرام هیچ‌گاه کارکرد وسیع رسانه‌ای پیدا نمی‌کرد و در ایران دچار این رشد حباب‌گونه در تعداد کاربران و تنوع کانال ها نمی‌شد. باتوجه به حساسیت‌های خاص دوران انتخابات کاندیداها، احزاب و نهاد‌های اجرایی و نظارتی باید مراقب مضرات تلگرام بخصوص شایعه‌سازی در آن باشند و به‌یاد داشته باشند برخلاف فیسبوک و توییتر، رصد و واکنش به منابع انتشار شایعات نیز در تلگرام امری دشوار و بسیار زمان‌بر است.

کاندیداها بهتراست اخبار رسمی خود را در سایر شبکه‌ها و سایت رسمی خود نیز منتشر کنند و با مخاطبان در شبکه‌های مختلف ارتباط برقرار کنند تا در مقابل شایعات مصونیت بیشتری بدست آورند.

 

نتایج انتخابات چه خواهد بود؟

با جمیع شرایطی که ذکر شد و دلایل دیگری که از حوصله این مقاله خارج‌اند این انتخابات بیش از هر انتخابات دیگری متاثر از اینترنت و رسانه‌های اجتماعی است که مزایا و فرصت‌های فراوانی را در خود برای کاندیداها و همچنین رای‌دهندگان به همراه خواهد داشت.

شاید شرایط خاص این انتخابات باعث شود شانس موفقیت کاندیداهای زن، مستقل و جوان افزایش یابد که با هزینه تبلیغاتی کمتر و با تمرکز بر شبکه‌های اجتماعی رای بیشتری را به خود اختصاص می‌دهند.

به احتمال بالا، تعداد حوزه‌هایی که انتخابات در آن به دور دوم کشیده می‌شود نیز به نسبت ادوار قبل افزایش می‌یابد و شاهد شکل‌گیری مجلسی خواهیم بود که کمتر از مجالس پیشین سیاست‌مداران نام‌آشنا را بر صندلی‌های خود نشانده است.

* پاورقی: کلاود کلمه‌ای لاتین به معنای ابر است. در کاربرد فنی کلاود به نوعی از سامانه سرورهای رایانه‌ای گفته می‌شود که توانایی پردازش بسیار بالاتری به نسبت سرورهای منفرد را در اختیار برنامه‌ها و داده‌ها قرار می‌دهد. رشد کلاود یا رایانش ابری زیرساخت اصلی برای فعالیت و به کارگیری نرم‌افزارها، سایت‌ها و پردازش حجم کلانی از داده‌ها را فراهم نموده است و این یعنی بخش بزرگی از فضای اینترنت و بزرگترین سایت‌ها و اپلیکیشن‌های وب و موبایل بر بستر کلاود ساخته شده است. بدون کلاود درعمل امکان نداشت موتور جستجویی نظیر گوگل، شبکه‌اجتماعی مانند توییتر و پیام‌رسان‌هایی همچون تلگرام بتوانند ساخته و فعالیت کنند. ازاین رو این دوران، عصر رایانش ابری است و جامعه ما نیز بیش‌ از هر زمان دیگری تعاملات و ارتباطات خود را بر بستر کلاود انجام می‌دهد. منبع: همشهری

میثم لطفی - داعش از جمله گروهک‌های تروریستی محسوب می‌شود که به قدرت شبکه‌های اجتماعی پی برده است و بخش اعظم عملیات‌های خود را در این پلتفرم‌های اجتماعی پیش می‌برد. فیس‌بوک و توییتر برای داعش ابزاری کاربردی هستند و جدا از اینکه قابلیت‌های ارتباطی و اجتماعی دارند، به اعضای این گروه امکان می‌دهند به‌صورت گسترده در سراسر جهان فعالیت داشته باشند و محتوای مورد نظر خود را با کاربران به‌اشتراک بگذارند تا از این طریق اعضای جدید جذب کنند.

بدیهی است شرکت‌های توسعه‌دهنده شبکه‌های رسانه‌ای تمایلی به حضور تروریست‌ها ندارند و همین مساله موجب شده با در اختیار گرفتن ابزارهای جدید، فعالیت گروهک‌هایی مانند داعش را محدودتر کند. با این وجود، به‌نظر می‌رسد این ابزارهای تدافعی چندان کارآمد نبوده و از نظر باراک اوباما، رییس‌جمهور آمریکا مفید واقع نشده است. او بر این باور است که در شرایط کنونی فقط شبکه‌های اجتماعی می‌توانند جلوی فعالیت تروریست‌ها را بگیرند که البته این پلتفرم‌ها به‌خوبی عمل نمی‌کنند.

 

شبکه‌های تروریست‌پرور

رییس‌جمهور آمریکا بر این باور است که گروه مسوول حملات تروریستی پاریس یک قاتل حرفه‌ای است که به‌خوبی نحوه استفاده از شبکه‌های اجتماعی را می‌داند. اوباما در این خصوص گفت: «آنها خطرناک هستند و تاکنون اقدامات ترویستی گسترده‌ای در سراسر جهان انجام داده‌اند ... این افراد به‌جز آنکه موجب مرگ هزاران نفر شده‌اند، برای میلیون‌ها نفر در سراسر جهان رعب و وحشت ایجاد کرده‌اند و این روزها با در اختیار گرفتن قدرت شبکه‌های اجتماعی، به‌راحتی پروژه‌های خود را پیش می‌برند».

به گفته اوباما تلاش همگانی جهان برای نابودی داعش به نتیجه نمی‌رسد، مگر آنکه در این راستا از توان بالای شبکه‌های اجتماعی هم استفاده شود. او در این خصوص توضیح داد: «ما نمی‌توانیم این مساله را باور کنیم که حملات تروریستی در رستوران‌ها، سالن‌های تئاتر، هتل‌ها یا دیگر اماکن عمومی یک اتفاق تازه محسوب می‌شود و توان ما در حدی نیست که بتوانیم جلوی فعالیت آنها را بگیریم. باید گفت این روزها شبکه اجتماعی به تروریست‌ها قدرت مضاعف داده و باید این توان از آنها گرفته شود».

صحبت‌های اوباما که پس از حملات تروریستی پاریس منتشر شده، فقط به این واقعه ختم نمی‌شود و این مساله را نشان می‌دهد که رییس‌جمهور آمریکا گسترده‌ شدن فعالیت گروهک‌های تروریستی را با میزان فعالیت آنها در شبکه‌های اجتماعی متناسب می‌داند و روی این مساله تاکید جدی دارد که باید ارتباط میان پلتفرم‌های اجتماعی و تروریست‌ها قطع شود. اوباما در این باره خاطرنشان کرد: «آنها نمی‌توانند در میادین نبرد رویاروی ما قرار بگیرند. بنابراین به عرصه مجازی پناه برده‌اند تا از این طریق بتوانند به پیروزی دست پیدا کنند. تروریست‌ها با این کار توانسته‌اند رفتار ما برای مقابله با آنها را تغییر دهند و همین مساله موجب شده است آنها یک گام جلوتر بیایند. آنها از ابزارهای اجتماعی استفاده می‌کنند و با مخفی شدن پشت نقاب سایبری می‌توانند پروژه‌های خود را در سراسر جهان پیش ببرند، ولی ما به آنها اجازه نمی‌دهیم».

به گفته اوباما، این تصور کاملا اشتباه است که ما این روزها با یک گروهک تروریستی مستقر در عراق و سوریه مواجه هستیم، زیرا داعش به واسطه شبکه اجتماعی توانسته است شاخه‌های فعالیت‌های خود را در مناطق مختلف جهان پیش ببرد و از این طریق به صورت مخفیانه و بی‌سروصدا عملیات‌های مختلف را به اجرا برساند.

رییس‌جمهور آمریکا بر این باور است که نبرد زمینی با گروهک تروریستی داعش کاملا اشتباه است و باید عملیات گسترده‌تر برای مقابله با آنها در دنیای سایبری دنبال شود. اگرچه این گروه در حمله تروریستی به پاریس موجب مرگ 130 نفر شد، ولی خسارت بر جا مانده از فعالیت آنها در عرصه سایبری و به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی بسیار گسترده‌تر است.

 

ناتوانی آمریکا

باراک اوباما طی سخنرانی هفته‌های اخیر خود بارها درخواست عاجزانه خود برای همکاری هرچه بیشتر شبکه‌های اجتماعی در جریان مبارزه با فعالیت گروهک‌های تروریستی را اعلام کرد و البته هیچ خبر رسمی برای آغاز اقدام رسمی در این پلتفرم‌های رسانه‌ای منتشر نشد. به هر حال، در جریان این سخنرانی‌ها جیمز کورنی، رییس سازمان پلیس فدرال آمریکا (FBI) این هفته اظهار کرد که آژانس امنیتی او هنوز به‌قدری توانمند نشده که بتواند فعالیت‌های داعش در شبکه‌های اجتماعی آمریکایی را محدود کند.

این روزها اخبار فراوان در مورد فعالیت‌های گسترده سازمان‌های آمریکایی برای مقابله با گروهک تروریستی داعش در فضای مجازی منتشر می‌شود و این‌طور که کورنی می‌گوید، سازمان FBI به‌عنوان ارگان اصلی امنیتی کشور آمریکا نمی‌تواند به‌صورت عملی در دنیای سایبری وارد مبارزه با داعش شود. او در این خصوص گفت: «ما توانی که برای مقابله با این فعالیت‌های تروریستی در فضای مجازی نیاز است را در اختیار نداریم تا بتوانیم در خانه خود امنیت را برقرار کنیم و از طریق توسعه‌دهنده شبکه‌های اجتماعی که سرورهای آنها در آمریکا قرار گرفته است، جلوی فعالیت‌های سایبری داعش را بگیریم. فعالیت ما مانند این است که بخواهیم یک سوزن را در انبار کاهی به بزرگی کشور آمریکا پیدا کنیم. این سوزن‌ها از نظر ما کاملا مخفی شده‌اند، زیرا فعالیت آنها در شبکه‌های اجتماعی به‌گونه‌ای انجام می‌شود که پیام میان ارسال‌کننده و گیرنده به‌صورت رمزگذاری رد و بدل می‌شود و هیچ‌کس به آن دسترسی ندارند».

کورنی بر این باور است که داعش بخش اعظم ارتباطات خود را مبتنی بر ابزارهای پیام‌رسان اجتماعی مانند واتس‌آپ، تلگرام، وایبر و ... پیش می‌برد و به همین دلیل کشف رمز کردن داده‌های مربوط به این ابزارها برای FBI تقریبا غیرممکن است. او همچنین توضیح داد که این روزها نگرانی‌های زیادی دارد و با مقامات مختلف آمریکا وارد مذاکره شده است تا بتواند به محتوای این پیام‌ها دسترسی پیدا کند و البته هنوز هیچ مجوزی در کشور آمریکا صادر نشده تا بر اساس آن سازمان FBI بتواند به داده‌های مربوط به ارتباطات مظنون دسترسی پیدا کند.

کورنی می‌گوید: «این مساله برای ما بسیار مشکل است و شاید بتوان گفت یکی از دشوار‌ترین پروژه‌هایی محسوب می‌شود که سازمان FBI در تاریخ فعالیت‌های خود با آن مواجه شده است. مشکل اینجاست که ورود FBI به ارتباطات آنلاین میان کاربران می‌تواند حریم شخصی آنها را زیر پا بگذارد و در مقابل، وارد نشدن به این فضا هم می‌تواند امنیت عمومی را تهدید کند و فضای بازتری را برای فعالیت‌های داعش فراهم آورد. هنوز به‌طور دقیق روشی ارایه نشده که بتواند این مشکل را حل کند و ما باید تلاش بیشتری در این زمینه انجام دهیم».

مدیر سازمان FBI پیش از این هم اعلام کرده بود که به‌جز شبکه‌های اجتماعی بزرگ مانند فیس‌بوک و توییتر، ابزارهای پیام‌رسان اینترنتی از جمله واتس‌آپ و تلگرام به اندازه‌ای قدرت دارند که بتوانند امکان انجام حملات تروریستی را برای داعش و امثال آن فراهم کنند. بررسی‌های جدید نشان داد یکی از افراد مسلحی که مدتی قبل در آمریکا عملیات تروریستی انجام داد، از طریق توییتر با گروهک داعش در تماس بوده است و فرد دیگری هم به‌تازگی دستگیر شده است که برنامه‌های خود را از طریق واتس‌آپ با داعش هماهنگ می‌کرده است.

 

ترویست‌های موفق در شبکه‌های اجتماعی

استفاده از شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای ارتباطی آنلاین با محتوای رمزگذاری‌شده این فرصت را برای گروهک‌های تروریستی ایجاد کرده است تا بتوانند فعالیت‌های سایبری خود را گسترش دهند و در مقابل فعالیت‌های امنیتی دولت‌ها مخفی بمانند. مایکل مک‌کاول، مدیر کمیته امنیت داخلی آمریکا بر این باور است که ارتباطات اعضای گروه داعش در عملیات‌های مختلف مبتنی بر ابزارهای اجتماعی صورت گرفته و حتی اگر به محتوای این پیام‌ها هم دسترسی وجود داشته باشد، باز هم نمی‌توان اقدامات قابل ملاحظه‌ای را انجام داد، زیرا در حمله تروریستی شهر بوستون که سال گذشته صورت گرفت، اسامه رحیم در پیام خود به فرد دیگری که بعدها مشخص شد وابسته به گروهک داعش بوده، نوشت: «امروز به مسافرت می‌روم». چند ساعت پس از ارسال این پیام رمزی، او حمله تروریستی شهر بوستون را انجام داد.

مک‌کاول بر این باور است که تاکنون بیش از 3400 نفر از ساکنان کشورهای غربی به داعش پیوسته‌اند و مهم‌ترین ابزار در جریان آشنایی آنها با این گروهک تروریستی، شبکه‌های اجتماعی بوده است. او بر این باور است که داعش حداقل 200 عضو آمریکایی دارد و به کمک پلتفرم‌های اجتماعی و ابزارهای پیام‌رسان اینترنتی همچنان تعداد آنها را افزایش می‌دهد که این مساله نیز می‌تواند یک تهدید جدی برای دولت آمریکا محسوب شود.

جان کارلین، دستیار دادستان کل در بخش امنیت ملی وزارت دادگستری آمریکا نیز در این خصوص توضیح داد: «روزانه هزاران پیام اینترنتی در این پلتفرم‌ها میان اعضای داعش رد و بدل می‌شود. این گروهک تروریستی به کمک ابزارهای مذکور موفق شده است با افراد عادی ارتباط برقرار کند و از این طریق بتواند وجهه خود را خوب جلوه دهد. این ابزارها موجب شده‌اند هزاران نفر از ساکنان کشورهای غربی به داعش بپیوندند و با آنها همکاری کنند. با این ابزارهای اجتماعی داعش به‌راحتی می‌تواند در کشورهای غربی عملیات تروریستی خود را به انجام برساند، زیرا در هر یک از این کشورها عضو دارد».

مقامات امنیتی آمریکا بر این باورند که داعش نسبت به دیگر گروهک‌های تروریستی بیشترین بهره را از عرصه سایبری می‌برد و با در اختیار گرفتن یک گروه تخصصی متشکل از کارشناسان حرفه‌ای، سیاست‌های پیچیده‌ای را برای فعالیت در عرصه سایبری تعریف می‌کند. کارلین می‌گوید که این روزها صدها یا شاید هزاران آمریکایی که در این کشور زندگی می‌کنند، با داعش همکاری داشته باشند و این در حالی است که مراکز امنیتی آمریکایی هم توان شناسایی آنها را ندارند.

ارتباطات رمزگذاری‌شده در ابزارهای اینترنتی و شبکه‌های اجتماعی موجب شده تا مقامات امنیتی آمریکایی از این عرصه به‌عنوان «فضای تاریک اینترنت» یاد کنند و خود را برای شناسایی هرچه دقیق‌تر این فضا ناتوان بدانند. به گفته مک‌کاول، هیچ مرکز امنیتی آمریکایی نمی‌دانند که هر روز در فضای تاریک اینترنت چه اتفاقی می‌افتد و چه تعداد ارتباطات سایبری میان اعضای داعش برقرار می‌شود. اینکه بتوان به‌درستی تشخیص داد که یک ارتباط در این فضای تاریک مختص به اعضای داعش است، تقریبا غیرممکن است و همین مساله نیروهای امنیتی را برای شناسایی و دریافت هرچه بیشتر اطلاعات ناتوان کرده است.

به عقیده جان مولیگان، مدیر مرکز ملی مبارزه با تروریسم در آمریکا، اطلاعات مربوط به فعالیت‌های تروریستی داعش در عرصه مجازی موجود است و ما توانایی آن را نداریم تا بتوانیم به اطلاعات مذکور دسترسی پیدا کنیم. این مساله موجب شده تا داعش هر اندازه که می‌خواهد، توان خود را در عرصه سایبری گسترش دهد و در مقابل ما نتوانیم هیچ اقدامی برای مبارزه با آنها انجام دهیم.

به هر حال، به‌نظر می‌رسد دولت آمریکا از مبارزه سایبری با گروهک تروریستی داعش ناتوان مانده و حتی رییس‌جمهور این کشور هم تنها راه برای سرکوب کردن فعالیت‌های تروریستی را همکاری گسترده شبکه‌های اجتماعی می‌داند. باید دید این اظهارنظرهای آمریکایی تا چه اندازه می‌تواند در این زمینه مفید واقع شود. (منبع:عصرارتباط)

امروزه قدرت و تاثیرگذاری شبکه های اجتماعی به شکل چشم گیری در حال افزایش است؛ تا جایی که تعداد کاربران آن در سراسر دنیا به میلیاردها نفر می رسد. این امر سبب ارتباط گسترده مردم و به تبع آن گردش هرچه بیشتر اطلاعات شده است. جنبش های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... از این شبکه ها به منظور هماهنگی و تسهیل در برقراری ارتباط استفاده می کنند.
به واقع این شبکه ها ابزاری مهم و تاثیرگذار برای پیشبرد صلح و آزادی بوده اند. در این جا فارغ از جنبه های مثبت و مفیدی که این شبکه ها را محلی امن برای برقراری ارتباط بین افراد در اقصی نقاط دنیا می کند قصد داریم به مواردی چند از سوء استعمال این شبکه ها توسط گروه تروریستی داعش بپردازیم.
گروه تروریستی داعش که این روزها همه جهان را به مکانی ناامن تبدیل کرده، به منظور عضوگیری و گسترش نفوذ خود در میان نوجوانان و جوانان در چند سال اخیر دست به اقدامات وسیعی در دنیای مجازی زده است.

در بهشت می بینیمت مادر
مدتی پیش چهار برادر استرالیایی به منظور پیوستن به گروه تروریستی داعش از مرز ترکیه عبور کردند. آن ها که با هدف سفر به تایلند خانواده خود را ترک کرده بودند، بعد از پیوستن به داعش در پیامی اینترنتی به مادر خود گفته اند: «مقصدمان را به شام تغییر دادیم، در بهشت می بینیمت مادر».
این چهار برادر به همراه 70 تن دیگر کشور استرالیا را برای پیوستن به داعش ترک کرده اند تا در عراق و سوریه تحت فرامین شیطانی این گروه تروریستی قرار بگیرند. این برادران نمونه کلاسیک استراتژی جذب نیرو توسط داعش هستند. کمپین تبلیغاتی گروه تروریستی داعش که در زمره استراتژی های مدرن تر این گروه به حساب می آید، طیف وسیعی از شبکه ها و برنامه های اینترنتی را شامل می شود و برای اولین بار در طول تاریخ، اقدامات و فعالیت های گسترده ای را برای فریب و جذب افراد آسیب پذیر جوامع در فضای مجازی به راه انداخته است.
 نزدیک به یک دهه پیش، گروه تروریستی القاعده، پس از وقایع 11 سپتامبر، برای حفظ چرخه ارعاب و نمایش قدرت در دنیا، اقدام به تهیه فیلم هایی از اوسامه بن لادن، رهبر این گروه می کرد که در قیاس با تولیدات هالیوودی و پیشرفته داعش که با تکنولوژی دیجیتالی و استفاده از دوربین های دی.اس.ال.آر و دراون صورت می گیرد به فیلم های غیرحرفه ای شباهت داشتند.
این ویدیوها از لحاظ کیفی بسیار نازل بود و عموما بدون تدوین، به تک گویی های رهبر این گروه می پرداخت رهبری که در کنار خود اسلحه ای قرار می داد. می توان یک دو جنی از این ویدیوها را که از طریق آن سازمان های تروریستی به بیان نظراتشان می پردازند نام برد، اما نکته ای که در خور توجه است، تفاوت و شکاف بزرگ در نحوه تبلیغات این گروه ها است و فعالیت های گسترده و بی سابقه گروه تروریستی داعش در شبکه های اجتماعی که توجه بسیاری را به خود معطوف کرده است.
به شکلی مختصر می توان نحوه عملکرد آن ها را در اینترنت در سه سطح نشان داد:

سطح اول: ایجاد حساب کاربری
در ابتدا، آن ها با ایجاد حساب های کاربری در توئیتر و فیس بوک و صفحاتی مانند اسک اف.ام، پینترست، یوتیوب، کیک و واتس آپ، تومبلر و دیگر صفحات اجتماعی و به منظور دستیابی به مخاطبان شروع به برقراری ارتباط کرده و در ادامه با پیام هایی که عمدتا حاوی مطالبی مهییج برای نسل جوان است شروع به شست و شوی مغزی و فریب این افراد می کنند.
برای مثال می توان به استفاده آن ها از جنبه های فرهنگی غرب و وجوهی از این فرهنگ که امکان ایجاد احساس نزدیکی فرهنگی و در ادامه نزدیکی به افراد را در آن منطقه از دنیا فراهم می آورد، اشاره کرد و همچنین استفاده آن ها از زبان های بومی همان مناطق، که مسلما از طریق اعضای این گروه در همان منطقه صورت می گیرد. استفاده آن ها از تصاویر و قطعاتی از فیلم های هالیوودی و ابراز علاقه به سلبریتی های کشورهای غربی، و در مواردی حتی ابراز علاقه به فیلم های والت دیزنی!

سطح دوم: به کارگیری تم مرد جنگجو
در سطح بعدی آن ها با استفاده از تم مرد جنگی برای برانگیختن حس مبارزه جویی و انگاره های سنتی مردانگی از طرفی و تکریم و تجلیل جنگ پا به میدان می نهند. با استفاده از این تم آن ها جنگ و ستیز را مشروع جلوه داده و حتی در مواردی به فروش تیشرت ها و تولیدات دیگر خود به طور آن لاین می پردازند!

سطح سوم: خیر علیه شر
مرحله پایانی ترسمی داعش به عنوان نیرویی خیر است که قصد ریشه کردن شرارت ها را دارد! در این سطح می توان برای نمونه به اظهارات یکی از سرکردگان انگلیسی داعش به نام ابوبرالهندی اشاره کرد که در ویدیویی به نام «زندگی ای بدون جهاد وجود ندارد» بیان شده که توسط شبکه الحیات پخش شده است (بله داعش شبکه ها و رسانه های خود را دارد!). او در این ویدیو می گوید: «زندگی در غرب! من می دونم که تو احساسی داری؛ تو در قلبت افسرده ای» و ادامه می دهد: «درمان افسردگی جهان است!»

توییتر در تسخیر ولایت شام
براساس گزارش موسسه بروکنیگ حدود 90000 توئیت در روز از طرف هواداران این گروه به اشتراک گذاشته می شود. مطابق با این گزارش، تا پایان سال 2014، حداقل 46000 حساب کاربری در توییتر مرتبط با این گروه تروریستی است. از هشتگ های معروف این گروه می توان به alleyesinISIS و calamituwillbefallus اشاره کرد.
«شیران دولت اسلامی»، «بازهای دولت اسلامی»، «یاران دولت اسلامی» و «ولایت شام» از جمله اسامی صفحات این گروه در توییتر است، اما «موسسه الاعتصام» نام حساب اصلی «داعش» در توییتر است که شعار «اعتصموا» به معنای «به ما بپیوندید» را برای خود برگزیده است.
گروه تروریستی داعش نحوه خاصی از همراهی و شناسایی افرادی که کاربر اینترنت هستند را پی می گیرد. آن ها با وارونه جلوه دادن شرایط مناطق تحت تصرف خود در عراق و سوریه، پیشنهادهایی از قبیل ارائه خانه با برق آزاد و بدون کرایه در این مناطق را به عنوان هدیه به افراد داده و در روند ارتباط گیری خود با کاربران از عکس هایی معمول از خود در حال غذاخوردن، بازی با حیوانات و عروسک دادن به کودکان و... برای ایجاد اعتماد در دل افراد استفاده می کنند تا بتوانند با ترکیب زندگی معمول و طبیعی و تجلیل از جنگ و خشونت به اهداف خود دست یابند.
موسسه بروکینگ گزارشی مفصل از اقدامات داعش در شبکه های مجازی تهیه کرده است. طبق این گزارش، از دسامبر سال 2014، حداقل 46000 حساب کاربری توئیتر توسط حامیان این گروه تروریستی ایجاد شده است. نکته قابل توجه این است که تعداد کمی از این حساب های کاربری اقدام به ارسال پیام های توییتری با نمایش دادن محل جغرافیایی خود کرده اند و دیگر حساب ها نیز محل خود را در پروفایلشان ثبت کرده اند، اگرچه در مورد دوم، آدرس ها کمتر قابل اعتماد بوده است. این گزارش هم چنین یافته هایی را در خصوص زبان استفاده شده در این پیام ها ارائه می دهد. مطابق با داده های این گزارش، بیشتر کاربران این حساب ها از زبان های انگلیسی و عربی استفاده کرده اند.
یکی از مشهورترین اپلیکیشن های توییتری گروه تروریستی داعش، موسوم به فجرالبشائر است. تروریست ها با ساختن حسابی در این اپلیکیشن، این امکان را می یابند تا پیام های خود را بدون ردیابی نرم افزار اسپم انتشار دهند.
این گروه تا به حال به خوبی نشان داده است که در استفاده از شبکه های اجتماعی به منظور گسترش تبلیغات خود و جذب نیروهای چیره دست و موفق بوده است. ما هر روزه تیترهای مختلفی را در رسانه ها در ارتباط با پیوستن افراد کم سن و سال به این گروه تروریستی می بینیم.
 دولت ها تدابیر مختلفی را برای مبارزه با نفوذ و گسترش ایدئولوژیک این گروه در شبکه های اجتماعی اتخاذ کرده اند، اما هم چنان نیازمند شیوه ها و راه هایی برای تقویت صدای صلح طلبی و مدارا و همزیستی مسالمت آمیز در شبکه های اجتماعی هستیم.
شاید یکی از بهترین اقدامات عملی در مبارزه با فعالیت های این گروه تروریستی توسط هکرهای ناشناس گروه آنانیموس باشد که پس از حوادث پاریس به صدها حساب و لینک این گروه در فیس بوک و توییتر حمله کرده اند.
 بسیاری از این صفحات پس از برملا شدن ارتباطشان توسط هکرهای ناشناس به حالت تعلیق در آمده اند، اما گزارش هایی هم مبنی بر راه اندازی و بازگشایی حساب های جدید توسط این گروه تروریستی و هوادارانشان به گوش می رسد. البته شبکه های اجتماعی هم چندان بی کار ننشسته اند. به عنوان مثال، تلگرام در تاریخ 27 آبان ماه برابر با 18 نوامبر پستی را در توییتر خود با این مضمون منتشر کرد: «طی روزهای اخیر 78 کانال مربوط به داعش به 12 زبان مسدود شدند.»


کودکان ما را رها کنید
به گزارش چلچراغ واقعیت این است که یافتن حامیان این گروه تروریستی در شبکه های مجازی چندان هم سخت ودشوار نیست. در برنامه هایی مانند اسکرابد و تومبلر، کتابچه هایی وجود دارد که اطلاعات دقیقی را از نحوه سفر به تریکه و از آن طریق به سوریه ارائه می دهد، راه هایی که این افراد می توانند بدون مواجه شدن با ماموران دولتی خود را به مقصدهای از پی شتعیین شده برسانند. اکسا محمود، نوجوانی سوئدی است که خانواده اش را برای پیوستن به این گروه ترک کرده است.
 او دارای نرم افزار تومبلر بود. تومبلر نرم افزاری است که به انعطاف در برابر محتوای حساس شهرت دارد. محمود مدت ها در صفحه اش به بیان نظرات افراطی خود می پرداخت. مثلا به دختران دیگر می گفت: چرا به این گروه نمی پیوندید و زندگی بی هدف و ناراحت کننده خود را رها نمی کنید. او در نهایت موفق به فریب سه خواهر شد.
مادر این سه خواهر که زرین خان نام داد چند ماه است که در رسانه های مختلف خطاب به ابوبکر البغدادی می گوید: «کودکان ما را رها کنید» اما کسی نیست که صدای این مادر بخت برگشته را بشنود. اعضا داعش با قوت به فعالیت های خود در شبکه های اجتماعی ادامه می دهند و هر روز مادران بیشتری را داغدار می کنند.
 

مسئول روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با جعلی خواندن صفحات منتسب به سپاه در شبکه های اجتماعی تأکید کرد: سپاه در شبکه اجتماعی کانال رسمی ندارد.

به گزارش روابط عمومی کل سپاه، در پس انتشار برخی اخبار در شبکه های اجتماعی مبنی بر راه اندازی رسمی کانال تلگرام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار سرتیپ دوم پاسدار رمضان شریف گفت: انتشار برخی اخبار منتشره در زمینه راه اندازی کانال تلگرام توسط سپاه تکذیب و تأکید می شود سپاه در شبکه های اجتماعی کانال رسمی ندارد و صفحات منتسب به سپاه در این شبکه ها جعلی است.
وی افزود: سپاه پاسداران انقلاب اسلامی اخبار و گزارشات رسمی مربوط به عملکرد و مواضع خود را از طریق سایت سپاه نیوز به نشانی www.sepahnews.com منتشر و در اختیار افکار عمومی و علاقه مندان قرار می دهد.

دادستان کل کشور گفت: تداوم حضور شبکه‌های اجتماعی در فضای ایران اسلامی را منوط به پایبندی آنها به مقررات کشور است.

سیدابراهیم رییسی با بیان اینکه باید از این فناوری در جهت توسعه اجتماعی بهره ببریم، گفت: در بهره گرفتن از فضای سایبری و فناوری‌های نوین در زندگی اجتماعی تردیدی نیست و هیچ کس در کشور و نظام مقدس جمهوری اسلامی در این زمینه تردیدی نداشته است.

دادستان کل کشور تصریح کرد: ما باید از این امکان در جهت علم‌افزایی و ارتباطات اجتماعی استفاده کنیم اما نکته‌ای که وجود دارد وجود امنیت در این فضا است.

دادستان کل کشور گفت: براساس اعلام نهادهای مسئول جرایم سایبری هر ۱۲ یا ۱۵ ثانیه یک قربانی می‌‌گیرد که با این حساب کشف ۹۰ درصدی جرائم در فضای مجازی به وسیله پلیس قابل قدردانی است.

وی راه‌اندازی شبکه ملی اطلاعات را امری ضروری دانست و تاکید کرد: این امر بر عهده دست‌اندرکاران امر زیرساخت و فنی است تا تلاش کنند شبکه ملی اطلاعات هر چه زودتر راه‌اندازی شود.

رییسی با بیان اینکه اولین نگاه باید به دست‌اندرکاران زیرساخت‌ها باشد نه پلیس، گفت: دسترسی سریع به اطلاعات امری پسندیده است و در عرصه‌های مختلف اجتماعی نقش علم و فناوری نقشی مهم به شمار می‌رود اما حفظ امنیت در این محیط‌ها باید وجود داشته باشد.

دادستان کل کشور با بیان اینکه نظارت برون‌سازمانی بر عهده پلیس است، گفت: امروز نفوذ در شبکه‌ها بانکی یکی از دغدغه‌های نظام بانکی در دنیاست، مسئله پولشویی، قاچاق کالا، قاچاق مواد مخدر، فضای ناسالم اخلاقی و ورود به حریم خصوصی از دغدغه‌‌های کاربران، شهروندان و تمام کسانی است که از فضای مجازی استفاده می‌کنند.

به گزارش فارس وی ادامه داد: توسعه فضای تبادل به همکاری بین پلیس و دست‌اندرکاران امری ضروری است هیچ کشوری و ملتی نیست که در حوزه جغرافیای خود بایدها و نبایدهایی نداشته باشد.

وی با تاکید بر اینکه شبکه‌های اجتماعی در کشور ما باید پایبندنظام جمهوری اسلامی باشد‌، گفت: شبکه‌های که به مقررات نظام توجه نکند نمی‌تواند فعال باشند در واقع این پایبندی یک اصل به شمار می‌رود و فکر نمی‌کنم در کشورهای دیگر هم اجازه دهند فضای ارتباطات و امنیت اخلاقی در جامعه‌اشان به مخاطره بیفتد.

دادستان کل کشور تداوم حضور شبکه‌های اجتماعی در فضای ایران اسلامی را منوط به پایبندی آنها به مقررات نظام جمهوری اسلامی دانست و گفت: اگر این پاینبدی نباشد تداوم آنها امکانپذیر نیست.

با گسترش نفوذ شبکه‌های اجتماعی، «فالوئر» و «لایک» به دو شاخصه اصلی محبوبیت تبدیل شده‌اند و شاید جالب باشد بدانید این محبوبیت فقط به هنرمندان و ستاره‌ها تعلق ندارد!

فضای مجازی و رقابت برای هر چه بیشتر دیده شدن باعث شده رقابتی بین کاربران راه بیفتد تا تلاش کنند هر روز بر تعداد هواداران و لایک‌های خود اضافه کنند. بین تمام ستارگان سینما و فوتبال و حتی سیاست، کم نیستند کسانی که برای حیوانات خانگی‌شان هوادار جمع می‌کنند. حالا تعداد این حیوانات محبوب در فضای مجازی آنقدر زیاد شده که گاه صفحه آن‌ها به لحاظ تعداد فالوئرها و میزان بازدید از صفحه شخصی بسیاری از ستارگان سبقت می‌گیرد.

 

گرامپی؛ گربه ۱۰۰ میلیون دلاری!

بسیاری از ستارگان سینما فالوئرهای میلیونی دارند؛ اما شاید باورکردنی نباشد که یک گربه از برخی از آنها پیشی گرفته باشد! این گربه که به «گرامپی» مشهور است، طی دو سال گذشته حدود ۱۰۰میلیون دلار درآمد داشته است.
گرامپی در صفحه رسمی خود در فیس‌بوک بیش از ۷ میلیون طرفدار  و در توئیتر نیز حدود ۲۵۶ هزار نفر دنبال‌کننده‌ دارد. نام این  گربه که به معنای بدخلق، ترشرو، اخمو و عبوس است، به سرعت به اسم هنری این گربه بدل شد. حالا گرامپی علاوه بر هواداران میلیونی، بازیگر هم شده و به خاطر قیافه عجیب‌وغریبش پیشنهاد بازیگری زیادی داشته است!

 

اسنویی؛ گربه‌ای با ۱۹۰هزار فالوئر در اینستاگرام

«اسنویی» نام گربه معروفی است که با موهای خوش رنگ و کوتاه نه تنها در شبکه اجتماعی کشور بومی خود چین که در کل دنیا هواخواهان زیادی پیدا کرده است. او قبلا بیش از ۲۷۵هزار فالوئر در شبکه اجتماعی چین به نام «ویبو» داشت و حالا چند ماهی است که بیش از ۱۹۰هزار فالوئر دیگر در شبکه اجتماعی اینستاگرم دارد.این گربه دو ساله حتی صفحه اختصاصی مخصوص به خود در فیس بوک داشته و در آن صدها نفر به طور مرتب برای دیدن عکس هایی که هر ماه از او آپلود می شود، به آن صفحه مراجعه می کنند. با محبوبیت او حالا محبوبیت سایر گربه‌های معروف مجازی مثل گرامپی به خطر افتاده است!

 

دو میلیون فالوئر فقط برای یک گربه!

نالا گربه بی پناهی است که وقتی تنها ۵ ماه داشت توسط صاحب فعلی اش پیدا شد و در حدود ۵ سال از عمر او می گذرد که تبدیل به محبوب ترین حیوان در فضای مجازی گشته است. چیزی که صاحب وی را هم شگفت زده کرده است.

نالا اکنون علاوه بر صفحه اینستاگرام شخصی، وب سایت رسمی نیز دارد و چند وقتی است که به جمع گربه‌های معروف فضای مجازی پیوسته است.

 

سگ بامزه شبکه‌های اجتماعی

این سگ ۴ ماهه آنقدر محبوب شده است که تعداد دنبال کنندگان صفحه ی اینستاگرام او از خیلی از کسانی که در شبکه های مجازی فعالیت دارند، بیش تر است.

عکس هایی که صاحب او در شبکه های اجتماعی به اشتراک می گذارد، بیش از ۱۵ هزار لایک می خورد و صاحب او در مصاحبه ای گفت که دلیل ساختن صفحه ای در اینستاگرام برای این سگ به این دلیل بوده که فکر می کرده این سگ بیش از اندازه بامزه و دوست داشتنی است.

 

معروف‌ترین سگ دنیا

«بو» نام سگی پشمالوست که با یک عروسک مخملی نرم و دوست داشتنی هیچ تفاوتی ندارد و بامزه ترین سگ دنیاست. این سگ که سال ۲۰۱۱ با گزارش شبکه سی‌ان‌ان شناخته شد، الان بیش از ۸ میلیون طرفدار در فیسبوک دارد و آنقدر معروف شده که عروسک های او هم ساخته شده و در بازار طرفدار پیدا کرده است.

 

دارسی؛ جوجه تیغی معروف اینستاگرام

پس از سگ و گربه، نوبت به جوجه‌تیغی معروف است که به حیوانات معروف اینستاگرام بپیوندد. افزایش محبوبیت «دارسی» از پنج سال پیش شروع شد؛ از زمانی که «شوتا تسوکاماتو» مالک آن عکس‌های این جوجه‌تیغی را در اینستاگرام قرار داد. دارسی الان بیش از ۳۰۰ هزار فالوئر دارد.

 

این کلاغ عضو خانواده ماست!

به گزارش مجله مهر در نهایت این که «پنگوئن» نام کلاغی است که با عکس‌های خود در اینستاگرام به سرعت معروف شد. این کلاغ خیلی اتفاقی وارد یک خانواده استرالیایی شد و به یک عضو این خانواده تبدیل شد. آقای «بلوم» پدر خانواده، عکس‌های او را در اینستاگرام قرار داد تا در مدت کمی ۳هزار فالوئر برای او جمع کند.

شبنم کـهـن‌چی -امروز وارد آخرین هفته سال 2015 شدیم. رسانه‌های اجتماعی از سال 2013 در دنیای آنلاین پرچمدار بزرگ‌ترین تحولات بوده‌اند. سال 2013، سال شبکه‌های اجتماعی بود؛ طی این سال استفاده کاربران از شبکه‌های اجتماعی در سراسر جهان رشد چشمگیری داشت. سال 2014 را سال همبستگی جهانی با کمک رسانه‌های اجتماعی دانستند. در سال 2014 رسانه‌های اجتماعی به کاربران کمک کردند تا درباره رویدادها و اخبار سریع‌تر آگاه شوند و بستری شدند تا با برگزاری کمپین‌های آنلاین به کاربران کمک کنند ضمن آگاه شدن از موضوعاتی مانند انواع بیماری‌ها یا بی‌عدالتی‌ها بدون در نظر گرفتن نژاد و ملیت از سراسر دنیا با یکدیگر متحد شوند تا به یاری کسانی بشتابند که به کمک آنها نیاز داشتند. اما سال 2015 را با توجه به افزایش جدل‌های سیاسی و حضور داعش و فعالیت هکرها در شبکه‌های اجتماعی که امنیت اطلاعات و جان انسان‌ها را به خطر انداخت، چه می‌توان نام نهاد؟
امسال هم مانند دو سال گذشته، رسانه‌های اجتماعی نقش پررنگی در زندگی مردم سراسر جهان ایفا کردند. سایت socialmediatoday.com مهم‌ترین شبکه‌های اجتماعی سال 2015 را که کاربران بیش از شبکه‌های دیگر از آنها در کسب و کار، زندگی روزمره و روابط اجتماعی بهره برده‌اند را معرفی کرده است.
Randy Milanovic نویسنده گزارش مهم‌ترین اپلیکیشن‌های رسانه‌های اجتماعی در سال 2015 نام 20 اپلیکیشن را فهرست کرده و معتقد است با توجه به فعالیت سال جاری این اپ‌ها، صاحبان کسب و کار و حتی سیاستمداران نباید نسبت به این اپلیکیشن‌ها بی‌تفاوت باشند. این فهرست شامل اپلیکیشن‌های Twitter، FaceBook، Linkedin، Xing، Renren، google+، disqus، Linkedin pluse، tumblr، pinterest، twoo، MyMFB، youtube، Instagram، vine، Whatsapp، vk.com، meetup، secret، medium.
از بین شبکه‌های اجتماعی که در این فهرست وجود دارد حتما با کارایی و تاثیرگذاری توییتر و فیس‌بوک آشنا هستید. لینکدین نیز طی سال 2015 مورد توجه بسیاری از متخصصان و شاغلان سراسر دنیا قرار گرفته و فرصت‌های شغلی زیادی برای افراد به وجود آورده است. گوگل پلاس نیز که همچنان یکی از بزرگ‌ترین شبکه‌های اجتماعی دنیاست. اگرچه محبوبیت فیس‌بوک و توییتر را ندارد اما با توجه به تغییراتی که موسسان گوگل در این شبکه اجتماعی به وجود آورده‌اند، مشخص است که تلاش می‌کنند این شبکه را مورد پسند کاربران کنند. درباره تامبلر کمتر صحبت کرده‌ایم شاید به این خاطر که در ایران چندان محبوب نیست. تامبلر نه تنها فرصت انتشار مطلب برای کاربرانش مهیا می‌کند بلکه به آنها کمک می‌کند به سادگی کاربران مورد نظر خود را دنبال کرده و مطالب محبوب‌شان را بازنشر کنند. علاوه بر این ابزاری برای مدیریت شبکه‌‌های اجتماعی نیز فراهم کرده است. درباره پینترست نیز همینقدر بگوییم که منبع الهام بخش بسیاری از هنرمندان، طراحان، عکاسان، بازاریابان و کسب و کارهای مختلف است. حتی اگر نخواهید ایده خاصی برای کارتان بگیرید، به عنوان یک کاربر معمولی از دیدن عکس‌هایی که در این شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود لذت خواهید برد. اینستاگرام نیز در حال حاضر محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی عکس محور است که بستر بسیاری از کسب و کارهای کوچک هم شده. درباره Vine هم باید گفت هنوز فراگیر نشده اما با توجه به افزایش محبوبیت ویدیو و آینده درخشان شبکه‌هایی که بر این محور فعالیت می‌کنند، روزهای روشنی در انتظارش است. اپلیکیشن پیام‌رسان WhatsApp را هم می‌شناسید.
از بین این رسانه‌های اجتماعی شاید با چندتایی آشنا نباشید که به اختصار درباره هر کدام از آنها توضیح می‌دهم.
 Xing: این شبکه یک پلت فورم برای شبکه‌های کسب و کار است؛ بزرگ‌ترین شبکه کسب و کار به زبان آلمانی که در حال حاضر بیش از 15 میلیون کاربر دارد. بسیاری از متخصصان و کارشناسان با استفاده از این شبکه می‌توانند نیاز شغلی خود را برآورده کنند. مووسسان این شبکه معتقدند چه دانش‌آموز باشید، چه مدیری جوان با استفاده از این شبکه می‌توانید شغل رویایی خود را به دست آورید.
Renren: این شبکه بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی چینی است که در میان جوانان این کشور از محبوبیت بسیاری برخوردار است. روش کار این شبکه شباهت زیادی به شبکه اجتماعی فیس‌بوک دارد و کاربران می‌توانند به سرعت و سادگی افکار و نظرات خود را با دوستان‌شان به اشتراک بگذارند. کاربران این شبکه به خدمات مالی برای انجام معاملات خود دسترسی دارند. انجام بازی آنلاین و دیدن فیلم در این شبکه از دیگر فعالیت‌های محبوب کاربران است. این شبکه حدود 227 میلیون کاربر دارد.
Disqus: این سایت یک شبکه اجتماعی نیست اما پلت‌فورم آن شباهت بسیاری به شبکه‌های اجتماعی دارد و به بهبود روابط اجتماعی افراد کمک می‌کند. این سایت بستر مناسبی برای ناشران است تا ضمن معرفی خود درآمدشان را نیز افزایش دهند. همچنین ابزاری برای مدیریت سایت کاربران است و در سال گذشته مورد توجه بسیاری از کاربران بوده است.
Twoo: یک شبکه اجتماعی بلژیکی است و کاربرانی از سراسر جهان دارد. این شبکه اجتماعی دارای امکانات معمولی مانند به‌روزرسانی با متن و به اشتراک‌گذاری عکس است. همچنین دارای بازی‌های آنلاین است و برای کاربرانش امکان چت کردن با یکدیگر را فراهم می‌کند. شبکه اجتماعی بلژیکی Twoo محبوب کاربران جوانی است که دوست دارند با یکدیگر آشنا شده و زمانی را به سرگرمی و تفریح بگذرانند. این شبکه اجتماعی بیش از 177 میلیون کاربر فعال دارد.
MyMFB: شبکه اجتماعی جایگزین فیس‌بوک برای مسلمانان. طی سال گذشته فعالیت کاربران این شبکه افزایش چشمگیری داشته است. این شبکه اجتماعی دارای امکاناتی مشابه فیس‌بوک است و کاربران این شبکه می‌توانند با بیش از 500 هزار مسلمان از 175 کشور جهان ارتباط برقرار کنند.
vk.com: نسخه کپی برابر اصل فیس‌بوک در اروپا. این شبکه اجتماعی روسی که بنیان‌گذارش تبعیدی خالق تلگرام است در روسیه از محبوبیت فراوانی برخوردار است. کاربران روسی از این شبکه برای انتشار اطلاعات تخصصی و حرفه‌ای خود و نیز برقراری روابط اجتماعی و خصوصی‌شان استفاده می‌کنند. شبکه اجتماعی VK.Com بیش از 100 میلیون کاربر فعال دارد.
Meetup: این یک پلت‌فورم برای سازماندهی گروه‌های محلی با هدف و منافع خاص و مشترک است. در این سایت از برگزاری گردهمایی‌هایی درباره موضوعاتی مانند موسیقی و عکاسی گرفته تا تکنولوژی، حقوق بشر و فعالیت‌های اجتماعی انجام می‌شود. MeetUp کمک می‌کند تا افراد با توجه به علاقه‌مندی‌های خود دوستان جدیدی پیدا کنند و برای بحث و تبادل نظر گرد هم جمع شوند.
Secret: این شبکه اجتماعی را شاید بتوان بهترین برنامه پیام‌رسانی دانست که مردم تلاش کردند از آن استفاده کنند. نحوه کار این اپلیکیشن بسیار ساده بود؛ کاربران گروهی از دوستان خود ایجاد می‌کردند یا به گروهی می‌پیوستند و به صورت ناشناس پیام ارسال می‌کردند. فعالیت این شبکه پیام‌رسان در حال حاضر متوقف شده است.
Medium: این شبکه اجتماعی یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی است که به کاربران در زمینه‌های مختلف کمک می‌کند. شاید شما هم از جمله کاربرانی باشید که اگر نه هر روز اما یک روز در میان سوالی که با How to شروع می‌شود را با موتور جست‌وجوی گوگل در میان می‌گذارید. اگر از این کاربران باشید این شبکه اجتماعی برایتان جالب خواهد بود. در این شبکه توصیه‌ها، راهنمایی، مقالات و نکات بسیاری در زمینه‌های گوناگون از سوی کارشناسان مطرح شده که می‌تواند به بسیاری از سوالاتی که با How To شروع می‌شود پاسخ دهد.
نکته جالبی که در انتخاب برترین رسانه‌های اجتماعی سال 2015 دیده می‌شود، رشد شبکه‌های اجتماعی ملیتی است. در سال 2015 بلژیک، آلمان، روسیه و چین از کشورهای پیشتاز در حوزه شبکه‌های اجتماعی بوده‌اند. (منبع:فناوران)

پشت‌پرده حمایت زاکربرگ از مسلمانان جهان

چهارشنبه, ۲ دی ۱۳۹۴، ۰۹:۵۵ ق.ظ | ۰ نظر

میثم لطفی - اظهارات اخیر دونالد ترامپ، نامزد حزب جمهوری‌خواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا مبنی بر ممنوعیت کامل ورود مسلمانان به خاک این کشور طی هفته گذشته انتقادهای گسترده‌ای را به همراه داشت و با مخالفت گسترده مقامات سیاسی آمریکا و دیگر کشورهای جهان مواجه شد. در روزهای اخیر از مردم آمریکا گرفته تا نهادهای بین‌المللی سازمان ملل این صحبت‌های اسلام‌ستیزانه ترامپ را محکوم کردند و در پی آن، کاخ سفید و پنتاگون هم اظهارات این نامزد جمهوری‌خواه را خطرناک خواندند.

پس از اعلام نظریه ترامپ، هزاران آمریکایی در مقابل هتل او تظاهرات کردند و خواستار آن شدند تا حرمت مسلمانان در خاک آمریکا محترم شمرده شود. لیندا سارسور، نماینده انجمن اعراب آمریکا که در این تظاهرات حضور داشت اعلام کرد که ترامپ صلاحیت حضور در انتخابات ریاست‌جمهوری را ندارد و اسکاندا کادیرگامار، از نمایندگان مسلمانان در تظاهرات هم اعلام کرد که این صحبت‌ها به فضای اسلام‌ستیزی دامن زده است و می‌تواند برای آمریکا گران تمام شود.

به هر حال، نظرات نامزد حزب جمهوری‌خواه در انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا فقط تبعات سیاسی به همراه نداشت و در دنیای فناوری، به‌خصوص شبکه‌های اجتماعی هم موج تازه‌ای ایجاد کرد.

 

زاکربرگ حامی مسلمانان

مارک زاکربرگ، بنیان‌گذار و مدیرعامل فیس‌بوک با انتشار مطلبی روی صفحه خود در این شبکه اجتماعی اعلام کرد که با صحبت‌های دونالد ترامپ کاملا مخالف است و قصد دارد به تمام مسلمانان جهان این اطمینان را بدهد که فیس‌بوک همیشه به آنها خوشامد می‌گوید و بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان برای آنها فضای ایمن را ارایه می‌دهد.

در پی مخالفت‌های جهانی مقابل صحبت‌های ترامپ، زاکربرگ مطلب کوتاهی را روی فیس‌بوک به‌اشتراک گذاشت و در آن نوشت که برای حمایت از حقوق کاربران مسلمان در سایت خود مبارزه می‌کند و یک فضای ایمن را در اختیار آنها می‌گذارد تا بتوانند بدون هرگونه مشکلی با یکدیگر در ارتباط باشند.

مطلب زاکربرگ که به‌تازگی پدر شده، به قرار زیر منتشر شد: «من می‌خواهم اعلام کنم که در جامعه کوچک خود و در هر کجای جهان از مسلمانان پشتیبانی می‌کنم. پس از بمب‌گذاری‌های پاریس و احساس تنفر مردم طی هفته جاری، فقط می‌توانم احساس ترس میان مسلمانان را از عکس‌العمل دیگر افراد تصور کنم. والدین من به‌عنوان یک یهودی به من آموزش دادند که ما باید در مقابل حملاتی که به همه گروه‌ها می‌شود بایستیم. اگر حمله‌ای که امروز صورت گرفته است علیه شما نباشد، حمله به آزادی می‌تواند به هر کسی آسیب برساند. اگر شما به‌عنوان یک مسلمان در فیس‌بوک حضور دارید، من در جایگاه مدیر فیس‌بوک از شما می‌خواهم بدانید که همیشه اینجا مورد استقبال قرار می‌گیرید و ما برای حفاظت از حقوق شما می‌جنگیم تا یک محیط امن و آرامش‌بخش را به شما ارایه دهیم. داشتن یک فرزند امیدهای زیادی را به ما داده است، اما نفرت از افراد می‌تواند به‌راحتی پایه‌های بدبینی را در انسان ایجاد کند. ما نباید امید را از دست بدهیم. تا زمانی که ما در کنار یکدیگر هستیم و چیزهای خوب را در یکدیگر می‌بینیم، می‌توانیم دنیای بهتر را برای همه مردم جهان بسازیم».

ظاهر این صحبت‌ها به‌گونه‌ای بود که نشان می‌داد بنیان‌گذار فیس‌بوک حامی حقوق مسلمانان است و قصد حمایت از آنها را دارد. در مقابل برخی کارشناسان اعلام کردند که زاکربرگ به‌جز گرایش‌های شخصی یا سلیقه مذهبی خود، تلاش کرده است از فضای سیاسی ایجاد شده بهترین استفاده را ببرد تا از این طریق محبوبیت بیشتری نزد مسلمان پیدا کند و دست‌کم بتواند تعداد کاربران خود را افزایش دهد. این اقدام فیس‌بوک می‌تواند پایه‌های حضور پررنگ‌تر آن در کشورهای مسلمان را فراهم آورد و موجب شود برخی نگاه‌های منفی از روی آن برداشته شود.

 

فیس‌بوک و مسلمانان

زاکربرگ در صحبت‌های خود به‌صورت مستقیم نامی از دونالد ترامپ نبرد. اما این اظهارات مدیرعامل جوان یک روز پس از آن اعلام شد که نامزد حزب جمهوری‌خواه انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا خواهان ممنوعیت کامل ورود مسلمانان به آمریکا شد. مطلب زاکربرگ روی صفحه شخصی او یک اقدام زیرکانه برای بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان بود تا در جریان افزایش قابل ملاحظه مشترکان آن، تعداد بیشتری از مسلمانان جهان عضو این پلتفرم شوند. در حال حاضر بیش از یک میلیارد نفر از مردم جهان به‌صورت روزانه به صفحه شخصی خود در فیس‌بوک مراجعه می‌کنند که البته 5/83 درصد آنها در خارج از مرزهای آمریکا و کانادا به‌ سر می‌برند.

فیس‌بوک یک ابزار رسانه‌ای عمومی محسوب می‌شود که در آن انواع مطالب موافق و مخالف دین‌های مختلف به‌اشتراک گذاشته می‌شود و اینکه مدیرعامل فیس‌بوک به‌صورت مستقیم از مسلمانان حمایت کرده است، می‌تواند جوانب بیشتری را هم شامل شود.

کاربران جهانی در مقابل مطلبی که زاکربرگ به‌اشتراک گذاشته بود عکس‌العمل‌های متفاوتی نشان دادند و محتوای کامنت‌های آنها از تحسین این پشتیبانی گرفته تا عصبانیت برای سوءاستفاده فیس‌بوک از حقوق مسلمانان را شامل می‌شد. کاربران در برخی کامنت‌ها گفتند که احساس نمی‌کنند فیس‌بوک قصد حمایت از مسلمانان را داشته باشد و این صحبت‌های زاکربرگ هم یک بازی سیاسی است تا از این آب گل‌آلود به نفع خود ماهی بگیرد.

یکی از کاربران در زیر این مطلب نوشت: «من شخصا با هر گونه خشونتی که در سراسر جهان صورت گیرد مخالفت می‌کنم. به نظر من این صحبت‌ها هم یک جور بازی سیاسی است و اینکه بخواهیم زیر مطلب زاکربرگ خشونت به‌ خرج دهیم یا با آن مخالفت کنیم هم فایده‌ای نخواهد داشت».

صحبت‌های زاکربرگ یک پیام کلی را شامل می‌شد که سیاست‌های اصلی فیس‌بوک در چند سال اخیر را دنبال می کرد. فیس‌بوک در سال‌های گذشته این مساله را به‌طور کاملا صریح اعلام کرد که مردم جهان به هر شکل و با هر عقیده شخصی می‌توانند از این شبکه اجتماعی استفاده کنند و فیس‌بوک هم از نظر شخصی آنها حمایت می‌کند. بر همین اساس تابستان امسال فیس‌بوک از ازدواج افراد همجنس‌باز استقبال کرد و در راستای آن توضیح داد افراد با هر رنگ، هر زبان، هر ملیت و هر مذهبی که دارند بدون هر مشکلی می‌توانند در بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی جهان حاضر شوند و با یکدیگر ارتباط داشته باشند. البته به‌نظر می‌رسد که شرکت فیس‌بوک در جریان استخدام نیروی کاری مورد نیاز خود این سیاست را چندان دنبال نکرده است؛ زیرا هم‌اکنون بخش بزرگ کارمندان آن را مردان، سفیدپوستان و افراد آسیایی تشکیل می‌دهند.

زاکربرگ چندی پیش از شرکت فیس‌بوک مرخصی دو ماهه گرفت تا در جریان تولد فرزند خود زمان بیشتری را در خانه بگذارند در کنار همسر خود باشد. از زمانی که مرخصی مدیرعامل فیس‌بوک شروع شد، فعالیت او در صفحه شخصی روی شبکه اجتماعی هم افزایش یافت. او این روزها انواع مقالات و نظرات شخصی پیرامون نقش مردان در خانواده را منتشر می‌کند و البته نظرات پریسیلا چان، همسر چینی خود را هم در این مطالب به‌اشتراک می‌گذارد. او دوشنبه هفته گذشته عکسی را به‌اشتراک گذاشت که در آن نشان داده شد در حال عوض کردن لباس‌های ماکس، دخترش است.

 

گوگل حامی مسلمانان

پس از صحبت‌های زاکربرگ، ساندار پیچای، مدیرعامل شرکت گوگل به‌صورت کاملا صریح اعلام کرد که از مسلمانان جهان حمایت می‌کند و حقوق آنها را محترم می‌شمارد. این اقدام او نیز در پاسخ به صحبت‌های دونالد ترامپ در مقابل مسلمانان جهان صورت گرفت و پیچای اعلام کرد با این صحبت‌ها مخالف است.

او با انتشار مطلبی روی پلتفرم اجتماعی Medium گفت: «اجازه ندهید ترس موجب شود ارزش‌های شما شکست بخورند. ما باید از مسلمانان و دیگر گروه‌های مذهبی جهان در خاک آمریکا و دیگر نقاط این کره خاکی حمایت کنیم. این اتفاق بسیار مایوس‌کننده است که این روزها می‌بینیم صحبت‌هایی از این دست در رسانه‌ها منتشر می‌شود. بیاناتی مبنی بر اینکه کشور ما می‌تواند بدون نظرات مردم، ایده‌های جدید و با حذف گروه‌های خاصی از مردم مکان بهتری باشد، اشتباه است. فارغ از اینکه مردم از چه جایی آمده‌اند و چه مذهبی دارند، باید با آرامش در کنار یکدیگر زندگی کنند».

مدیرعامل گوگل با این اقدام سعی کرد از حقوق مسلمانان جهان دفاع کند و به آنها بگوید بزرگ‌ترین شرکت اینترنتی جهان حقوق آنها را در هر نقطه از کره خاکی به رسمیت می‌شناسد و آنها را مورد پشتیبانی قرار می‌دهد. او برخلاف زاکربرگ به‌صورت کاملا صریح اعلام کرد که صحبت‌های دونالد ترامپ را قبول ندارد و در شرکت خود می‌کوشد برای همه مردم جهان به‌صورت کاملا یکسان خدمات و سرویس‌ها را ارایه دهد.

پیچای در نامه سرگشاده خود این‌گونه نوشت: «بازاندیشی، تحمل و پذیرش آمریکایی‌های جدید یکی از بزرگ‌ترین نقاط قوت این کشور محسوب می‌شود و از ویژگی‌های تعریف شده آن است. این اتفاق تصادفی نیست. آمریکا از ابتدا یکی از مقاصد مهاجران بوده است و همچنان این جریان ادامه دارد. به همین دلیل است که صحبت‌هایی که این روزها در رسانه‌ها منتشر می‌شود بسیار مایوس‌کننده است. صحبت‌هایی مبنی بر اینکه کشور ما بدون نظرات مردم، ایده‌ها و با حذف گروه‌های مردمی مبنی بر اینکه از کجا آمده‌اند و چه مذهبی دارند می‌تواند جای بهتری باشد. من اطراف مجموعه‌ای که در آن کار می‌کنم قدم می‌زنم و در آن انواع مختلف نژادها و فرهنگ‌ها را مشاهده می‌کنم. هر یک از این افراد نظر متفاوتی دارند... یک دیدگاه متفاوت... یک داستان متفاوت برای تعریف کردن. همه آنها در کنار یکدیگر شرکت ما را ساخته‌اند و موجب شده‌اند این فضا نشاط‌آور و ویژه شود، آنها به ما امکان دادند تا بتوانیم در کنار یکدیگر بهترین کارها را انجام دهیم».

از زمانی که صحبت‌های دونالد ترامپ به‌صورت عمومی منتشر شد، بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری جهان به‌صورت مستقیم با آن مخالفت کردند و البته به‌جز فیس‌بوک و گوگل، مدیران دیگر شرکت‌های بزرگ هم در مقابل آن عکس‌العمل نشان دادند. پیچای به نمایندگی از تمامی مدیران و کارمندان گوگل اعلام کرد که می‌کوشد در تمام خدمات و سرویس‌های خود برای همه مردم جهان فارغ از اینکه چه مذهبی دارند و چه دینی را دنبال می‌کنند، خدمات یکسان ارایه دهد و آنها را به‌عنوان انسان به یک چشم نگاه کند. او در بخشی از نامه خود به دولت آمریکا گفت اگر قرار باشد افراد بر حسب دین، مذهب، محل زندگی و ... علامت‌گذاری شوند، این کشور پس از گذشت مدتی افول می‌کند و نمی‌تواند وضعیت سیاسی و اقتصادی خود را بهبود دهد.

به هر حال، کارشناسان اعلام کردند که برای صحبت‌های مدیرعامل گوگل هم می‌توان دو جنبه را در نظر گرفت. نگاه اول اینکه او قصد دارد به‌عنوان مدیر بزرگ‌ترین شرکت اینترنتی جهان مسلمانان را مورد حمایت قرار دهد و نگاه دیگر اینکه مانند مدیرعامل فیس‌بوک از این فضا به نفع خود استفاده کند. (عصرارتباط)

میثم لطفی - اینستاگرام محبوب‌ترین شبکه اجتماعی تصویری در جهان محسوب می‌شود و از آنجایی که یکی از زیرمجموعه‌های فیس‌بوک است، سیاست‌هایی را پیش می‌برد تا همچنان بر تعداد مخاطبان خود بیفزاید. این روزها که مدت کوتاهی تا پایان سال 2015 میلادی باقی مانده است، فهرست محبوب‌ترین هشتگ‌ها در اینستاگرام مشخص شده است تا کاربران این شبکه اجتماعی بدانند در یک سال گذشته چه مباحثی بیشتر مورد توجه آنها قرار گرفته است.

اینستاگرام در جدیدترین بیانیه خود اعلام کرد #Love محبوب‌ترین هشتگی بوده است که طی یک سال گذشته توسط کاربران آن مورد استفاده قرار گرفته است و به عبارت دیگر، اینستاگرامی‌ها در سال 2015 این عبارت را بیشتر از دیگر کلمات مورد خطاب قرار داده‌اند. البته با این اتفاق #Love برای سومین سال متوالی عنوان محبوب‌ترین و پرمخاطب‌ترین هشتگ در اینستاگرام را به دست می‌آورد.

 

هشتگ عاشقانه

دیوید شووِن، از مدیران ارشد اینستاگرام هفته گذشته یک کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرد و زمانی که می‌خواست روی صحنه حاضر شود، در پشت سر او تصویر قلب نمایان شد. او طی سخنرانی خود توضیح داد مردم جهان #Love را بیشتر از دیگر کلمات و عبارت‌ها مورد استفاده قرار داده‌اند و این مساله نشان می‌دهد برای کاربران جهانی کیفیت زندگی ارزش و اهمیت زیادی پیدا کرده است. اعضای اینستاگرام در گروه‌های سنی مختلف، با مشاغل متنوع و جنسیت‌های متفاوت طی یک سال گذشته از این شبکه اجتماعی استفاده کردند. بیشترین عکس و ویدیو که توسط این افراد به‌‌اشتراک گذاشته شده، با موضوع عشق بوده است و آنها برای آنکه محتوای خود را برچسب‌گذاری کنند، از عبارت #Love برای آن استفاده کرده‌اند. این عبارت نه‌تنها عشق میان انسان‌ها را بیان کرده است، بلکه در زمینه عشق انسان به محیط زیست، فرزند، مدرسه، سال نو، طبیعت، دستگاه‌های الکترونیکی جدید و ... مورد استفاده قرار گرفته است. طی یک سال گذشته کاربران با این هشتگ نشان دادند به چه مواردی علاقه فراوان داشته‌اند.

البته هشتگ عشق فقط در اینستاگرام محبوب نبوده است. شبکه اجتماعی توییتر هنوز گزارش مربوط به سال 2015 میلادی را منتشر نکرده، ولی آن طور که پایان تابستان امسال از سوی توییتر اعلام شد، #LoveWins تا آن زمان بیشترین محبوبیت را داشته است و به‌عبارت دیگر توییتری‌ها بیشتر از دیگر موارد این هشتگ را مورد استفاده قرار داده‌اند.

هفته گذشته شرکت مایکروسافت هم گزارش مربوط به پرمخاطب‌ترین کلیدواژه در موتور جست‌وجوی اینترنتی Bing را منتشر کرد. این شرکت اعلام کرد طی یک سال گذشته کلیدواژه مربوط به حملات تروریستی پارسی بیش از دیگر عبارت‌ها در Bing جست‌وجو شده‌اند و پس از آن‌هم به ترتیب بحران پناهندگان در اروپا و زمین‌لرزه نپال بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند. در رتبه‌های بعدی فهرست محبوب‌ترین کلیدواژه‌ها برای جست‌وجو در سایت Bing همچنین گفته شد که سقوط هواپیمای GermanWings در کوه‌های آلپ، خشکسالی در کالیفرنیا و هک شدن آشلی مادیسون محبوبیت زیادی در میان همه کلیدواژه‌ها داشته‌اند.

به هر حال با همه این توضیحات، اینستاگرام در بیانیه خود اظهار کرد برای سومین سال متوالی مردم نشان دادند عشق و علاقه به موارد مختلف چقدر برای آنها اهمیت دارد و با وجود تغییرات در نحوه زندگی، هنوز هم مسایل کیفی مورد توجه آنها قرار می‌گیرد.

 

محبوب‌ترین هشتگ‌ها

رنگ خاص، کتاب جدید، اتومبیل پیشرفته، گوشی هوشمند، اعضای خانواده، انتخابات سیاسی یا .... طی یک سال گذشته موجب شد مردم جهان ترغیب شوند بیشترین مطالب خود در شبکه اجتماعی اینستاگرام را با برچسب «عشق» علامت‌گذاری کنند. این مساله برای کارشناسان، مراکز بازاریابی و مدیران شبکه‌های اجتماعی اهمیت زیادی داشت تا مشخص شود سمت و سوی تفکرات مردم در دنیای مجازی به چه صورت است. به هر حال مشخص شد «عشق» مهم‌ترین چیزی است که کاربران جهان در شبکه اجتماعی اینستاگرام دنبال می‌کنند.

پس از این مورد دیگر عبارت‌ها شامل #SquadGoals، #ForeverOnHoliday و #EatClean در رتبه‌های بعدی بیشترین محبوبیت را داشتند و البته هشتگ‌های #InstaGood و پس از آن هم #TBT، #Cute، #Beautiful و #Happy، 10 عبارت محبوب سال 2015 میلادی برای برچسب‌گذاری مطالب اینستاگرام را تشکیل دادند.

اینستاگرام به مناسبت انتخاب «عشق» برای سومین سال متوالی به‌عنوان محبوب‌ترین برچسب، هشتگ #InteractiveGrams را برای کاربران خود راه‌اندازی کرد تا با نوشتن آن بتوانند یک تصویر متحرک کوتاه با علامت قلب را در اختیار بگیرند و اگر کاربران دو بار روی آن کلیک کنند، تصویر مربوطه به صورت مستقیم روی صفحه آنها منتشر شود.

 

نام‌های اینستاگرامی

شبکه اجتماعی اینستاگرام اکتبر 2010 راه‌اندازی شد و دو سال بعد فیس‌بوک آن را به قیمت یک میلیارد دلار خرید. این تاریخ زمان تحول بزرگ در اینستاگرام بود. چندی پیش گفته شد اینستاگرام ماهانه 400 میلیون کاربر فعال دارد و در هر روز بیش از 75 میلیون نفر از مردم جهان وارد صفحه اختصاصی خود در این شبکه اجتماعی می‌شوند. به‌طور کلی 20 درصد کاربران اینترنتی جهان عضو اینستاگرام هستند و این‌طور که گفته می‌شود، 51 درصد مشترکان آن را مرد و 49 درصد را زن تشکیل می‌دهند. طبق آمارها 14 درصد کاربران حین رانندگی سراغ اینستاگرام می‌روند و 90 درصد کاربران این شبکه اجتماعی را افرادی تشکیل می‌دهند که سن آنها کمتر از 35 سال است.

این آمار و ارقام نشان می‌دهد که اینستاگرام نزد مردم جهان محبوبیت زیادی دارد و همین مساله موجب شده حتی نامگذاری نوزادانی که در سال 2015 متولد شدند هم از این شبکه اجتماعی تاثیر بپذیرد. مرکز BabyCenter در آمریکا بر اساس آخرین گزارش خود اعلام کرد که نام‌گذاری سنتی در این کشور کمتر رواج دارد و در سال 2015 نام‌های جدید برای نوزادان آمریکایی در نظر گرفته شده است.

امسال بسیاری از والدین آمریکایی ترجیح دادند نام فیلترهای اینستاگرام از جمله Ludwig، Reyes، Juno و Valencia را روی کودکان خود بگذارند. این مرکز اعلام کرد طی سال جاری میلادی در مجموع 340 هزار نوزاد آمریکایی با نام‌های مرتبط با اینستاگرام ثبت شدند و این مساله نشان داد که شبکه اجتماعی مذکور تا چه اندازه توانسته است روی زندگی شخصی افراد هم تاثیر بگذارد.

امسال میزان انتخاب نام Juno که یکی از فیلترهای اینستاگرام محسوب می‌شود نسبت به سال 2014 میلادی رشد 116 درصدی را تجربه کرده و این در حالی است که نام Valencia هم 38 درصد بیشتر از سال قبل انتخاب شده است. شایان ذکر است سال گذشته اینستاگرام تاثیر قابل ملاحظه‌ای را در روند نام‌گذاری نوزادان آمریکایی بر جا نگذاشته بود و بر این اساس سوفیا و اِما مهم‌ترین نام‌ها در این کشور بودند. برای نام نوزادان پسر نیز سال گذشته جکسون بیشترین محبوبیت را داشت.

از میان 10 نام برتری که امسال برای نوزادان آمریکایی در نظر گرفته شده، پنج نام اول از روی فیلترهای اینستاگرام انتخاب شده است. فهرست این نام‌ها به ترتیب به قرار زیر است: Juno، Ludwig، Valencia، Amaro، Reyes، Jackson، Willow، Emma، Aiden و Sophia.

 

محبوب‌ترین عکس‌ها

اینستاگرام بزرگ‌ترین شبکه اجتماعی تصویری در جهان محسوب می‌شود و بیشتر کاربرانی که در آن عضو هستند، عکس یا ویدیوهای شش ثانیه‌ای را با یکدیگر به‌اشتراک می‌گذارند. بر این اساس در اینستاگرام کمتر روی متن و نوشتار تاکید شده است و کاربران می‌کوشند به صورت تصویری با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. همین مساله موجب شد اینستاگرام برای سال 2015 میلادی فهرست محبوب‌ترین عکس‌ها که بیشترین لایک‌ها را داشته‌اند، منتشر کند. هر کدام از این عکس‌ها بیشتر از دو میلیون لایک داشته‌اند و در مجموع مشخص شد ساکنان کشور اسلوونی بیشتر از دیگر کاربران تمایل دارند عکس‌های اینستاگرام را لایک کنند.

فهرست 10 عکس برتر در اینستاگرام که مربوط به مشهورترین افراد جهان بود، برای سال 2015 چندان هم قابل پیش‌بینی نبود و در آن تغییرات محسوسی نسبت به سال قبل صورت گرفت. در این فهرست برخی افراد توانستند چند رتبه را در اختیار بگیرند و بعضی دیگر از افراد هم که عکس آنها سال گذشته بسیار مورد توجه قرار گرفته بود، نتوانستند میان 10 عکس محبوب اینستاگرام خود را معرفی کنند.

آنچه از بررسی محبوب‌ترین عکس اینستاگرام طی سه سال گذشته به دست آمد، این بود که کاربران جهانی این شبکه اجتماعی تمایل زیادی به گربه دارند و در هر سه سال عکسی را بیشتر لایک کرده‌اند که گربه هم در آن حضور داشته است. بر این اساس اگرچه شخصیت محبوب‌ترین فرد در اینستاگرام طی سه سال گذشته عوض شده است،‌ ولی در هر سه عکس برتر گربه دیده می‌شود.

در فهرست سال 2015 بسیاری از افراد که از قبل پیش‌بینی می‌شد عکس آنها در فهرست 10 نفر اول باشد غایب بودند که از جمله آنها می‌توان به بزرگان عرصه سیاسی جهان اشاره کرد. در این زمینه چون انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا نزدیک است و این روزها اخبار فراوان در مورد کاندیداهای بعدی منتشر می‌شود، کارشناسان پیش‌بینی کرده بودند یکی از 10 عکس محبوب در اینستاگرام مربوط به هیلاری کلینتون، یکی از کاندیداهای ریاست‌جمهوری آمریکا باشد که البته این اتفاق نیفتاد.

نکته دیگر این بود که در سال 2015 میلادی بسیاری از خوانندگان مطرح جهان موفق شدند نام خود را وارد فهرست پرفروش‌ترین آلبوم‌های سال کنند. این افراد طی یک سال گذشته محبوبیت زیادی در میان مردم داشتند و به همین دلیل پیش‌بینی می‌شود در فهرست محبوب‌ترین عکس‌های اینستاگرام نام آنها دیده شود. با این وجود تعداد زیادی از این افراد نتوانستند نام خود را وارد فهرست 10 عکس برتر اینستاگرام کنند. به هر حال، فهرست 10 عکس برتر اینستاگرام که طی سال 2015 میلادی بیشترین لایک را داشتند، طبق معمول از چهره‌ها و خواننده‌های امریکایی اعلام شدند.(منبع:عصرارتباط)

علی نعمتی - این روزها و همزمان با گسترش دامنه نفوذ فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی شاهد انتشار حجم بالایی از اخبار و اطلاعات در جامعه هستیم، که اگر به واقع نگوییم صد درصد اخبار، اما با اطمینان می‌توان گفت که قالب این مطالب از واقعیت به دور است.

در این میان حجم بالایی از این اخبار و اطلاعات مربوط به شایعاتی در رابطه با چهره‌ها و اخبار مختلف سیاسی، فرهنگی و ورزشی است که به سرعت در فضای مجازی گسترش می‌یابد.

در گذشته چهره‌ها و مسوولان توجهی به این شایعات نداشتند، اما با گسترش بالای دامنه نفوذ شبکه‌های اجتماعی و تاثیر بالایی که اکنون این شایعات بر افکار عمومی جامعه دارد شاهد واکنش‌ها و تکذیب‌های روزانه فراوانی از سوی شخصیت‌ها و ارگان‌های مختلف در رابطه با شایعات فضای مجازی هستیم. به نحوی که این روزها بخش قابل توجهی از انرژی و زمان برنامه‌های خبری تلویزیون و رسانه‌ها، به پیگیری و تکذیب شایعات منتشره در این فضا اختصاص یافته است.

از سوی دیگر افزایش حجم شایعات و بالا گرفتن حساسیت‌های اجتماعی، باعث شده که پلیس فتا دست به پیگیری و برخورد با عاملان این شایعات بزند. اما واقعا علت بروز اخبار دروغ و شایعات چیست؟

 

شایعه چیست؟

شایعه موضوعی جدید نیست، اگر نگوییم شایعه قدمتی به درازای وجود بشریت دارد اما با اطمینان می‌توان گفت که عمری به بلندای تاریخ نگاشته شده دارد.

بنا به گفته یک استاد ارتباطات، شایعه یک پدیده اجتماعی است که به طرز غیر رسمی (معمولاً دهان به دهان ) منتقل می‌شود و به موضوعی مربوط می‌شود که تحقیق در صحت و سقم آن مشکل است. شایعه اصولا شامل اطلاعاتی می‌شود که برای مردم اهمیت دارد.

باید به این نکته توجه داشت که این روزها بشر بیش از هر وقت دیگر نیازمند خبر است و دسترسی سریع به آخرین اخبار به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از زندگی بشر تبدیل شده است، به هیمن جهت شایعه در موقعیت‌هایی رواج می‌یابد که مردم مشتاق خبر باشند ولی نتوانند آن را از منابع موثق و درست دریافت کنند. هرگاه افراد مشتاق خبرگیری درباره قضیه‌ای باشند، به هر نوع اطلاعاتی در این باره متوسل می‌شوند و سپس آن اطلاعات را در میان خودشان پراکنده می‌سازند.

از نظر جامعه‌ شناسی، پدیده شایعه فرایندی است که از طریق آن، اخباری پخش می‌شود بدون آنکه از مجاری رسمی انتشار خبر گذشته باشد.

شایعه می‌تواند از یک اطلاع نادرست منشا بگیرد یا آنکه منبع آن اطلاعی درست ولی اغراق آمیز و درهم باشد. به این ترتیب از فردی به فرد دیگر و از گروهی به گروه دیگر منتقل می‌شود، بدون آنکه منشا آن مشخص یا دلایل قطعی درباره صحت آن وجود داشته باشد.

اندیشمندان ارتباطات می‌گویند شایعه محصول دو عامل علاقه مردم به موضوع ( اهمیت داشتن شایعه هم برای گوینده و هم برای شنونده ) و میزان ابهام موجود در موضوع (احتمال وجود و یا چند تعبیر از یک موضوع) است.

به طور مثال و اخیرا کنجکاوی مردم در رابطه با حضور پررنگ‌تر پلیس در سطح شهر و عدم اطلاع رسانی سریع و گسترده در رابطه با مانور ضدتروریستی نیروی انتظامی در روزهای نخست، باعث شد که برخی از این کنجکاوی و ابهام موجود استفاده کرده و شایعاتی در رابطه با اقدامات تروریستی و خرابکارانه در سطح شهر منتشر کنند.

با این توضیحات اما هدف از ایجاد شایعات چیست و چه اشخاص یا گروه‌هایی از ایجاد شایعه بهره‌ می‌برند؟

 

انواع شایعه و علل ایجاد آن چیست؟

شایعه سازی منحصر به قوم، جامعه یا یک کشور خاصی نیست و در هر نقطه‌ای از دنیا امکان بروز آن وجود دارد. علت ایجاد آن هم همیشه عمدی نیست بلکه در بسیاری از موارد به دلیل عدم توجه و دقت در صحت خبر و یا عدم انتقال صحیح و کامل، یک موضوع دچار تحریف و تغییر می‌شود و یا به قولی یک کلاغ چهل کلاغ می‌شود.

علاوه بر شایعات غیر عمدی ما همواره از گذشته‌های دور شاهد ایجاد شایعات مختلف با هدف‌های گوناگون خصوصا در جنگ‌ها بوده‌ایم، که به صورت دهان به دهان گسترش می‌یافت و نقش مهمی در مبادلات قدرت داشته است. به طور مثال شایعه پراکنی ابن زیاد در رابطه با حضور لشکر شام در اطراف کوفه در زمانی که مسلم‌ بن عقیل در کوفه حضور داشت که در نتیجه باعث گریز تقریبا تمام لشکر مسلم‌ بن عقیل شد.

اما حالا و به واسته گسترش ابزارهای ارتباطی، اوضاع و سرعت انتقال شایعات به کلی نسبت به گذشته متفاوت شده است. امروزه با گسترش نفوذ شبکه‌های اجتماعی در جامعه، سرعت انتقال اخبار و تاثیر آن بر اذهان عمومی‌ بسیار بیشتر است، به صورتی که یک شایعه فریبنده می‌تواند در یک روز در کل کشور منتشر شود، به همین دلیل این روزها صحت و دقت اطلاعات منتشر شده توسط افراد در فضای مجازی از اهمیت بالایی برخوردار شده است.

متاسفانه نپرداختن رسانه‌‌ها به برخی از موضوعات و عدم انتقال سریع اخبار، باعث شده فضایی خالی در افکار عمومی جامعه شکل گیرد که جا را برای ایجاد و انتقال سریع شایعات باز کرده است. از سوی دیگر وجود هویت‌های جعلی و ناشناس در بسیاری از شبهه رسانه‌ها، صفحات و اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی و علاقه عمومی جامعه به حضوری فعال و پررنگ در فضای مجازی باعث شده که بسیاری از افراد با سهوا یا عمدا و بدون توجه به صحت و راستی شایعات، تنها به صورت یک کانال ارتباطی برای گسترش بیشتر اخبار در جامعه عمل کنند.

به گفته یک آسیب شناس اجتماعی سرخوردگی‌ها، حقارت‌ها، مطالبات، اهداف، آرمان‌ها و تخیلات فرد در شایعه‌سازی اصلی حائز اهمیت است که در مطالعات جامعه شناختی و روانشناختی باید به آن توجه شود. از طرفی دیگر باید به انتظارات حاکم بر جامعه نیز توجه داشت و می‌توان گفت در پاره‌ای از مواقع شایعه با محوریت نیاز و مطالبات فرد یا گروهی مطرح می شود.

به عنوان مثال انتظار و مطالبه بخشی از جامعه، جذب یا انتقال یک مربی یا بازیکن به یک باشگاه ورزشی است و شایعات مطروحه بر مبنای تحقق این موضوع شکل می‌گیرد اما در مقام عمل چنین امری  میسر نمی‌شود و پس از مدتی تکذیب می شود.

 

اهداف ایجاد شایعه

ایجاد شایعات هدف‌های مختلفی دارد که از مهمترین آنها می‌توان به شایعاتی که با هدف تبلیغ (همانند شیوه تبلیغ شرکت آیفون)، شایعات سیاسی (چون آنچه در زمان گفتگوهای ایران و 5+1 شاهد بودیم)، تخریب رقبا (شایعات مربوط به جنگ سرد)،  تشویش اذهان عمومی (مانند اخبار دروغ در رابطه با شهادت فرماندهان ایرانی در منطقه و حملات تروریستی) و اخیرا به دلیل گدایی مالی، ترحم، کلیک و توجه ایجاد می‌شود، اشاره کرد.

 

شایعه سازی با هدف تبلیغات

در این خصوص می‌توان به شیوه تبلیغاتی شرکت اپل اشاره کرد که به صورت بسیار حرفه‌ای و هنرمندانه با مخفی‌کاری و انتشار غیر مستقیم اخبار غیر واقعی چون "شایعه فروش کلیه یک فرد چینی برای خرید آیفون" یا شایعه " فروش تمام زندگی برای خرید یک گوشی در چین" و غیره سعی در مهم جلوه دادن محصولات و جذب مشتری دارد. این شرکت به نحوی زیرکانه با ایجاد شایعاتی دروغین سعی در جلب توجه دارد و این شیوه را به عنوان متدی برای پیشرفت در پیش گرفته است.

 

شایعه سازی با هدف سیاسی

یکی از رایج‌ترین نمونه‌های شایعه پراکنی با اهداف سیاسی است که از گذشته شاهد آن بوده‌ایم. به عنوان نمونه این روزها تنها با جستجویی می‌توان انبوهی از اخبار بعضا فاقد پشتوانه و نادرست در خصوص جناح‌ها و شخصیت‌های سیاسی بر علیه یکدیگر یافت.

گاهی نیز شایعه‌سازی سیاسی تنها با هدف محک‌زنی بازخورد‌ها و عکس‌العمل‌های مسوولان و مردم در رابطه با موضوعی خاص، طراحی و تنظیم می‌شود، مانند آنچه در رابطه با واکنش مردم به حضور برخی برندها در کشور مشاهده کردیم.

یا در نمونه‌ای دیگر در مذاکرات گروه های1+5 به دفعات شاهد انتشار برخی از شایعات در رسانه‌های جمعی کشورهای غربی بودیم. یکی از دلایل انتشار هدفمند این اخبار، سنجش افکار عمومی داخلی و مجاب کردن مسوولان ایران به واکنش بود تا در سایه چنین اقداماتی تحلیل لازم را از سخنان مقامات ایران به دست آورده و بر اساس آن پیش‌بینی‌های مقتضی را در چانه زنی‌های دیپلماتیک مدنظر قرار دهند.

 

شایعه سازی با هدف تخریب رقبا

در این مورد نیز می‌توان به شیوه تبلیغاتی کشورهای آمریکا و شوروی سابق در موضوع جنگ سر اشاره کرد که هرکدام به تلاش برای برتر نشان دادن و تخریب چهره رقیب پرداختند و یا انتشار اخباری در رابطه با مضر بودن محصولات شرکتی فعال در عرصه لبنیات که باعث کاهش حجم فروش و رشد رقبای شرکت مذکور در سطح کشور شد.

 

شایعه سازی با هدف ایجاد تنش

در این خصوص می‌توان به شیوه‌های جنگ نرم کنونی اشاره کرد که دشمنان کشور با انتشار اخبار غیر واقعی چون خبر شهادت برخی از مسوولان، یا حمله تروریستی در متروی حقانی و گروگان‌گیری در پاساژی در پایتخت سعی در ناامن نشان دادن کشور دارند که اکثرا با هدف‌های خاص و از خارج از کشور ایجاد و منتشر شده‌اند.

 

شایعه سازی با هدف گدایی

اما یکی دیگر از شایع‌ترین نوع شایعات در فضای مجازی کشورمان، تلاش غیر واقعی و کاذب برای گدایی است. این گدایی نیز شامل اقسام مختلفی از گدایی کلیک با هدف افزایش بیننده یک سایت یا صفحه، گدایی ترحم و توجه با هدف کاستن از تنهایی و گدایی پولی که عمدتا با انتشار اخبار دروغ از مشکلات فقر و سلامت منتشر می‌شود و ناشر در تلاش برای کلاهبرداری و خالی کردن جیب مخاطبان است.

 

چگونه در دام شایعات نیفتیم؟

واقعیت آن که امروزه حضور و فعالیت در شبکه‌های اجتماعی به عنوان یک امر عادی در جامعه بدل شده و اکثریت قریب به اتفاق جوانان و نوجوانان جامعه در‌ چنین شبکه‌هایی حضور دارند. به این ترتیب سطح مطالعه نشریات و مشاهده شبکه‌های تلویزیونی در سایه این شبکه‌ها نیز به شدت کاهش یافته است.

در این شرایط، نقش اطلاع رسانی اصولی و به موقع رسانه‌های داخلی بسیار حائز اهمیت‌ است. به صورتی که هرچه اقبال و اعتماد مردم به اخبار و اطلاع رسانی صحیح و به موقع رسانه‌های داخلی و جمعی بیشتر شود و بتوانند به راحتی صحت اخبار را بررسی کنند، به همان میزان ضریب شکست شایعه سازان و شایعه پراکنان افزایش خواهد یافت.

در نهایت این که فارغ از هدایت داخلی و یا خارجی شایعات که با اهداف مختلف رواج می‌یابد، محکم‌ترین سد و مانع برای جلوگیری از پیشرفت شایعات ما، یعنی کاربران شبکه‌های اجتماعی هستیم.

به هر حال ما شبکه‌وندان بخش عظیم و مهم دنیای مجازی امروز را شکل داده و می‌توانیم در کاهش یا افزایش آلودگی‌های این محیط نقش به سزایی داشته باشیم. از این رو به جاست با توجه به رواج گسترده شایعات در فضای مجازی، علاوه‌ بر آنکه در صحت برخی به ظاهر اخبار تردید کرده و می‌بایست از منابع معتبر به تحقیق پرداخت، بی‌تردید باید از انتشار آن قبل از اطمینان خودداری کرد.

کما این که در روزهای اخیر خبر رواج ویروس آنفولانزا در کشور و مرگ تعدادی از هموطنان در حالی در شبکه‌های اجتماعی با اخبار راست و دروغ در هم آمیخته شده و در حال گسترش است که به گفته وزیر بهداشت این تعداد مرگ و میر همه ساله رخ داده و تا کنون شاهد اتفاق غیر عادی نبوده‌ایم.

اما تصور کنید انتشار شایعاتی در این مورد، چه تاثیرات مخربی حداقل بر روحیه و نشاط ما، اعضای خانواده ما، همشهریان ما و در کل هموطنان ما خواهد گذاشت.

پس انتخاب با ماست که در برابر موج شایعات، بی‌توجه به درستی، نادرستی، زشتی، و تبعات آن، همچون جسم بی‌جان و لوله انتقال! که هر چیزی از آن عبور می‌کند، به گسترش این موج پرداخته و یا همچون سدی صاحب هوش و اندیشه، مانع گسترش آن شویم.

رونق صفحات مجازی «اموات» مشهور ایرانی

جمعه, ۲۷ آذر ۱۳۹۴، ۰۴:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

تا به حال به این فکر کرده اید که سرنوشت وبلاگ ها و صفحات اجتماعی بعد از درگذشت صاحبانش به کجا می رسد؟ صفحاتی که برخلاف صاحبانشان هنوز جان دارند، لایک و کامنت می خورند اما دیگر هیچگاه به روز نمی شوند.

عطیه همتی: دل کندن از آدم هایی که روزهای زیادی را با آنها سپری کردیم یا خاطرات زیادی از آنها داریم همیشه سخت است. در سالهای اخیر تنها یادگاری آدمها برای بازماندگانشان لباس ها و لوازم شخصی نیست. وبلاگ ها و صفحات اجتماعی حالا بزرگترین یادگاری آدمهای درگذشته هستند که چون ممکن است هیچ کس رمز عبورشان را نداشته باشد، سالهای سال دست نخورده باقی می مانند. به همین بهانه به صفحات اجتماعی چندین چهره سرشناس سرزدیم تا از حال و هوایشان با خبر شویم. صفحاتی که به‌ روز نمی شوند اما همچنان مخاطبان و اطرافیان برایشان کامنت می گذارند. طلب مغفرت می کنند و از احساسات شخصی شان می نویسند.

محسن حاجی حسنی کارگر

محسن حاجی حسنی کارگر قاری قرآن برجسته کشورمان متولد ۱۳۶۷ در مشهد مقدس بود. این قاری جوان توانسته بود در مسابقات قرائت قرآن مالزی مقام اول را از آن خود کند. آقای حاجی حسنی در حج خونین امسال راهی دیار وحی شد و در اثر بی کفایتی و بی مسئولیتی سران سعودی در حادثه دلخراش منا جان خود را از دست داد.

پخش تلاوت قرآن این قاری جوان بعد از درگذشتش دل بسیاری از هموطنانمان را به درد آورد. صفحه اینستاگرام حاجی حسنی به خصوص عکس هایی که در مکه و با لباس احرام از خودش منتشر کرده با گذشته بیش از ۱۲ هفته از شهادتش همچنان مورد استقبال مخاطبان این شبکه مجازی قرار دارد.

 

بیت الله عباسپور

 قهرمان پرورش اندام کشورمان متولد  بیستم اسفند ۱۳۵۸ در شهر بیجار و ملقب به «بیتو» بود. عباسپور توانست در سال ۲۰۱۳ میلادی  با نام کشور ایران وارد مسابقات مسترالمپیا شد. بعد از آن دچار بیماری نادری به نام واسکولیت شد و درحالی که قرار بود برای بهبود وضعیت درمان به خارج از کشور منتقل شود به دلیل وخامت حال به کما رفت و در نهایت در سوم شهریور ۱۳۹۴ درگذشت.

صفحه اینستاگرام این ورزشکار بعد از درگذشتش توسط خانواده اش به روز می شود و همچنان مخاطبان پای پست های عباسپور کامنت می گذارند و احساساتشان را بیان می کنند.

 

سیدعلی طباطبایی

بازیگر جوان کشورمان و فرزند سیدکمال طباطبایی از تهیه کنندگان سرشناس سینما و تلویزیون متولد ۱۳۶۲ در تهران بود. اولین فیلم طباطبایی سالادفصل در سال ۱۳۸۳ بود. اما با سریال طنز «باجناق ها» بیشتر شناخته شد و بعدها در سریال «آشپزباشی»، «ترانه مادری»، « قلب یخی» و « بچه های نسبتا بد» بازی کرد. در هشتم شهریورماه امسال به یکباره خبر سکته قلبی این بازیگر در رسانه ها منتشرشد. بعد از انتشار این خبر بلافاصله صفحات جعلی زیادی با عنوان این بازیگر به راه افتادند و عنوان کردند که صفحه آقای بازیگر هک شده و خبر درگذشتش صحت ندارد و با همین امر توانستند بر تعداد فالوئرهایشان اضافه کنند که موجب نارضایتی خانواده این بازیگر شد. اما در گذشت ناگهانی و شوک آور این بازیگر هوادارانش را همچنان پای صفحه مجازی و اصلی اش نشاند تا سیل کامنت ها و ابراز احساسات ها تا هفته ها بعد از این اتفاق دردناک ادامه داشته باشد. با اینکه مدتی است صفحه اصلی علی طباطبایی از دسترس خارج شده، صفحات هواداری زیادی وجود دارد که همچنان در سوگ این حادثه نشسته اند و حتی برایش به طور روزانه دعا و قرآن می خوانند.

 

حسین معدنی

بازیکن سابق مربی خوش اخلاق و خوش روحیه تیم ملی والیبال کشورمان سال گذشته بعد از تحمل یک دوره سخت بیماری در نهایت ۱۰ مرداد ماه ۱۳۹۳ به دلیل گرفتگی مجرای صفرا درگذشت. صفحه فیسبوک این چهره ورزشی برجسته بعد از درگذشتش مورد استقبال بسیاری از مخاطبان قرار گرفت و رسانه ها با توجه به عکسهای موجود در صفحه اش به وجهه کمتر شناخته شده اش مانند هنر خوشنویسی حسین معدنی پرداختند. صفحه این ورزشکار هنوز کامنت می خورد.

 

حسین جوادی- میلاد حجت اسلامی

 دوخبرنگار ورزشی روزنامه وطن امروز و تسنیم که برای پوشش مسابقه ال کلاسیکو به اسپانیا رفته بودند هنگام بازگشت در سانحه سقوط هواپیمایی فرانسه جان خود را از دست دادند. درگذشت این دو خبرنگار بعد از درگذشت مهدی نفر خسارت سنگینی را به جامعه خبری ورزشی وارد کرد. صفحه اینستاگرام این دو خبرنگار که به صورت خصوصی بود هنوز توسط دوستان و خانواده شان کامنت می خورد.

 

روح الله محمودیان 

روح الله محمودیان از فعالان شناخته شده رسانه های کشور، کارشناس شورای عالی انقلاب فرهنگی و عضو کمیته سیاسی جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی خردادماه سال ۹۱ در جاده مشهد دچارحادثه رانندگی شد و جان خود را از دست داد. اما بعد از گذشت بیش از سه سال از این حادثه دوستان و همکاران محمودیان همچنان به یاد گذشته ها در صفحه مجازی ای وی می نویسند. (منبع:مجله مهر)

نوجوانان زیر 16 سال کشورهای اروپایی تا پایان هفته جاری ممکن است از کاربریِ فیسبوک، اینستاگرام، ایمیل و سایر شبکه‌های اجتماعی منع شوند.

طبق پیشنهاداتی که در اتحادیه اروپا در دست بررسی است، نوجوانان کمتر از 16 سال برای استفاده از فیسبوک، اینستاگرام، اسنپچت و سایر شبکه‌های اجتماعی باید رضایت پدر و مادر خود را داشته باشند.

این پیشنهادها سن قانونی برای وب‌سایت‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات شخصی کاربران را از 13 سال به 16 سال افزایش می‌دهد. طبق این پیشنهادها، نوجوانان اروپایی برای باز کردن حسابی در شبکه‌های اجتماعی، دانلود کردن اپلیکیشن و حتی استفاده از موتورهای جست‌و‌جو باید رضایت والدین خود را داشته باشند.

به گزارش ایسنا از بی‌بی‌سی، در صورتی که این پیشنهادها به تصویب برسند، کشورهای اروپایی دو سال برای اجرایی کردن آن فرصت خواهند داشت.

شبکه‌های اجتماعی نیز ملزم به رعایت قانون خواهند شد و در صورت تخلف از آن، جریمه خواهند شد.

شماری از گروه‌ها چنین اقدامی را محکوم کرده و گفته‌اند که با این کار، نوجوانان از استفاده از اینترنت محروم خواهند شد. این گروه‌ها هشدار می‌دهند که چنین اقدامی باعث خواهد شد تا نوجوانان زیر 16 سال در مورد سن و سال خود دروغ بگویند.

کشورهای اتحادیه اروپا امروز در این باره تصمیم می‌گیرند و در صورتی که در این مورد به توافق برسند، کمیته‌های آزادی‌های مدنی، دادگستری و امور داخلی پارلمان اروپا در مورد آن رای‌گیری می‌کنند و در نهایت پارلمان اروپا آن را در سال جدید به رای می‌گذارد.

شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکا به شدت در حال اقدام علیه چنین پیشنهادهایی هستند.