ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۹۱ مطلب با موضوع «e-learning» ثبت شده است

تحلیل


اینترنت پر سرعت،پیش نیاز آموزش

دوشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۸۴، ۱۱:۴۱ ق.ظ | ۰ نظر

مینو مومنى - ماندن دانش آموزان در خانه و نرفتن به مدرسه سال ها قبل یک عمل غیرمعمول به شمار مى رفت و جز در موارد نادر چنین غیبتى از سوى مدارس و مراکز آموزشى موجه شمرده نمى شد اما امروزه تکنولوژى وضعیتى را ایجاد کرده است که دانش آموزان مى توانند در خانه بمانند و در همان حال در مدرسه نیز حضور داشته باشند.

تکنولوژى اطلاعات و شبکه هاى مبتنى بر آن از جمله اینترنت امروزه تغییرات فراوانى را در سیستم هاى آموزشى ایجاد کرده اند و عملاً این تغییرات را از سطح به عمق مطالب و عناوین آموزشى کشانده اند. دانش آموزان امروزى و والدینشان دیگر نیازى به یافتن یک مجموعه آموزشى در نزدیکى محل سکونت خود ندارند بلکه مى توانند از طریق اینترنت بهترین مجموعه آموزشى را انتخاب کرده و در آن ثبت نام کنند. طى سال هاى گذشته آى تى شیوه هاى متعددى را براى آموزش در اختیار متولیان این بخش قرار داده و کشورهایى که از قابلیت بهره گیرى از این تکنولوژى برخوردار بوده اند مراکز آموزشى خود را با این شیوه ها منطبق کرده اند. تکنولوژى اطلاعات امروزه موضوع آموزش از راه دور را به گونه اى در این مراکز گسترش داده که نه تنها معضل بعد و فاصله مکانى از میان رفته بلکه منابع غنى براى استفاده دانش آموزان و دانشجویان نیز فراهم شده و همچنین شیوه هاى نوینى نیز براى ارتقاى سطح آموزش ایجاد شده است.

• حضور آن لاین

نخستین پیش نیاز بهره گیرى از تکنولوژى اطلاعات در آموزش داشتن زیرساخت هاى مناسب مخابراتى و کامپیوترى است. یکى از معمول ترین شیوه هاى آموزشى امروزه حضور آن لاین شاگردان در کلاس درس مجازى و به صورتى است که استاد کاملاً و از طریق دوربین هاى ویدیویى آنها را در نظر داشته باشد انجام مى گیرد. در این سیستم دانش آموزان از طریق دوربین ویدیویى که به کامپیوتر متصل است با استاد ارتباط مى یابند و استاد از این طریق آنها را کاملاً تحت نظر دارد. همچنین با استفاده از نرم افزارهاى خاص استاد سئوالات و مطالب مورد نظر خود را به صورت عمومى براى همه دانش آموزان و یا به صورت خصوصى براى بخش یا یکى از دانش آموزان مى تواند ارسال کند. اجراى چنین سیستمى نیازمند پیش نیازهایى مثل مجهز بودن دانش آموزان به سیستم و خط ارتباطى پرسرعت و همچنین نرم افزار ویژه اى است که روى تمامى سیستم هاى مورد استفاده دانش آموزان نصب شده باشد. طبیعى است در چنین سیستم آموزشى استفاده از خطوط پرسرعت اینترنت یا دیگر شبکه ها ضرورى است و حداقل در کشورى مثل ایران بهره گیرى از چنین قابلیت هایى (ویدیویى، صوتى یا بهره گیرى از تصاویر با گرافیک بالا) با خطوط کم سرعت و با کیفیت پایین چنین پیاده سازى هایى ناموفق خواهد بود. اینترنت پرسرعت امروزه یک عامل بالقوه براى مراکز آموزشى آن لاین به حساب مى آید و به جز موارد استفاده متعددى که از کنار آنها مى توان انجام داد سیستم هاى آموزشى نیز به صورتى از این خط ارتباطى براى رفع نیازها و ارائه قابلیت هاى خود استفاده مى کنند. به همین دلیل مدیران آموزشى معمولاً تقاضاهاى متعددى مبنى بر ارتقاى سیستم هاى ارتباطى و تبادل اطلاعات را مطرح مى کنند و ارائه طرح هاى مدرن آموزشى را وابسته به ایجاد چنین بسترهاى مناسبى مى دانند. دکتر حسین پدرام مدرس آى تى دانشگاه مجازى امیرکبیر در این زمینه معتقد است نبود پهناى باند مناسب برقرارى ارتباط آن لاین موثر میان دانشجویان و استاد را دچار مشکل مى کند. به گفته این استاد اما با سرمایه گذارى در ایجاد پهناى باند کافى براى ارسال تصاویر متعدد و متحرک به همراه متن براى دانشجو دیگر دچار مشکل نخواهیم شد.

• تغییر در محتوا

سیستم هاى نوین آموزشى که مبتنى بر تکنولوژى ارائه مى شوند در واقع صرفاً ارائه نسخه آن لاین آموزش هاى گذشته نیستند. با توجه به تغییر ابزار آموزشى محتواى آموزشى نیز نیازمند تغییرات براى انطباق با چنین سیستمى است. در واقع یک سیستم نوین آموزشى صرفاً بهره گیرى از تکنولوژى براى ارائه محتواى سنتى نیست و در این زمینه نیاز به تغییر در محتواى دروس و منابع آموزشى نیز کاملاً ضرورى است. با این حال چنین شکل آموزشى همچنین نیاز به استانداردها و قواعد مشابه مشخصى دارد که پیش تر باید از سوى مراکز مافوق آموزشى تهیه و تدوین شوند. چنین استانداردهایى در واقع براى آن به کار مى روند که دانش آموزان مراکز مختلف آموزشى منابع و شیوه آموزشى یکسانى را در اختیار داشته باشند و بر پایه اصول مشترک و پایه اى خاص پیش روند.به جز این استفاده از پروتکل ها و قواعد فنى و همچنین نرم افزارهاى یکسان نیز مى تواند نظم و روند خاصى را بر مجموعه هاى آموزشى تحمیل کند.نکته مهمى که در موضوع آموزش آن لاین و یا بهره گیرى از آموزش مبتنى بر تکنولوژى اطلاعات وجود دارد عرضه مطالب آموزشى متناسب با مدیوم ارائه دهنده است. در آموزش هاى سنتى کتاب به عنوان یک مدیوم قابلیت ها و ابزار نسبتاً محدودى در اختیار مدرسان و دانش آموزان مى گذاشت و مطالب آموزشى نیز در این قالب تعریف مى شد اما در مقابل در قالب مدیومى مثل کامپیوتر و اینترنت ارائه محتوا را با توجه به قالب و گستردگى فضاى آن باید مطابق با ابزار تغییر داد. امکانات آزمون هاى آن لاین و بهره گیرى از مطالب گرافیکى دینامیک و یا ارائه اطلاعات به لحظه از جمله مواردى است که مى تواند محتواى متناسب با ابزار را در اختیار مراکز آموزشى قرار دهد. همچنین شیوه هاى نوین ارتباط با والدین و آگاه کردن آنها از وضعیت آموزشى فرزندان و رفع مشکلات احتمالى در این زمینه نیز کاملاً کارسازتر به نظر مى رسند.

• اولین قدم

هر چند از ورود کامپیوتر و اینترنت به ایران سال ها مى گذرد اما استفاده از امکانات این ابزارهاى ارتباطى سابقه کوتاهى در کشور دارد. شاید بتوان نخستین تلاش ها براى ارائه آموزش هاى الکترونیک را ارائه سى دى هاى آموزشى خارجى _ مانند آموزش زبان و آموزش برنامه نویسى کامپیوتر_ دانست، در پى آن شرکت هاى نرم افزارى نخستین نرم افزارهاى آموزشى را براى استفاده علاقه مندان ارائه دادند و به دنبال آن نرم افزارهاى آموزشى در دیگر رشته ها نیز به مرور تولید و عرضه شد. اما استفاده از تکنولوژى کامپیوتر در مدارس بیش از چند سال سابقه ندارد، از فعالیت هاى محدود برخى مدارس غیرانتفاعى که بگذریم، طى چند سال اخیر براساس همکارى اى که میان وزارت آموزش و پرورش و طرح تکفا صورت گرفته بودجه قابل توجهى براى تجهیز مدارس کشور به تکنولوژى اطلاعات مانند کامپیوتر و اینترنت و نرم افزارهاى آموزشى اختصاص یافته است. هر چند این تجهیز هنوز در مراحل نخستین کار است و صرفاً در بهترین حالت امکان اتصال کاربران به اینترنت فراهم آمده اما بسیارى از کارشناسان آن را قدم هاى نخست براى حرکت به سمت بهره گیرى از امکانات الکترونیکى در سیستم هاى آموزشى پایه مى دانند. چند ماه قبل براساس توافقنامه اى که میان وزارتخانه هاى آموزش و پرورش و ارتباطات و فناورى اطلاعات صورت گرفت تجهیز مدارس کل کشور به خطوط اینترنت در دستور کار قرار گرفت، دو هفته قبل نیز مجلس شوراى اسلامى بر تجهیز کلیه مراکز آموزش به اینترنت تاکید کرد.

هر چند تجهیز به ابزارهاى تکنولوژیک مى تواند قدم نخست خوبى در این زمینه به حساب بیاید اما در واقع شاید تغییر در محتواى آموزشى و متناسب کردن آن با شکل آموزش الکترونیکى را بتوان قدم بعدى در این زمینه دانست.

هم اکنون آموزش مجازى به صورت محدود توسط برخى از مراکز آموزشى به دانشجویان ارائه مى شود، همچنین برخى طرح هاى توسعه اى نیز براى تغییر سیستم آموزشى تعدادى از مدارس در حال اجرا است. چند ماه قبل عباس ذوقى پور عضو کمیته آموزش الکترونیکى شوراى عالى اطلاع رسانى خبر از بررسى پروژه هوشمند کردن ۵۰ درصد دبیرستان ها در آموزش و پرورش داد. به گفته وى در صورتى که اجراى این پروژه به تایید وزیر آموزش و پرورش برسد آموزش در ۵۰ درصد دبیرستان ها در شهرهاى شیراز، تبریز، اصفهان و مشهد در مقطع اول نظرى به صورت هوشمند خواهد بود و با تحقق این کار شاهد یک انقلاب آموزشى در ساختار آموزشى کشور خواهیم بود. به گفته ذوقى پور که خود نخستین مدرسه هوشمند در کشور را نیز راه اندازى کرده در این مدارس کامپیوتر به کمک مدیریت مدارس خواهد آمد اما خود وى تاکید مى کند تا رسیدن به چنین سطحى در همه واحد هاى آموزشى به سال ها وقت نیاز داریم.یکى دیگر از پروژه هایى که در زمینه تجهیز کردن مدارس و مراکز آموزشى کشور به ابزارهاى تکنولوژیک در کشور اجرا مى شود طرح اسکول نت است. اجراى این طرح که از طرف افراد خیر و نیکوکار و با هدف افزایش سطح آموزشى اجرا مى شود از سال ۱۳۷۷ و با ایجاد یک خط اینترنت از دانشگاه صنعتى شریف به یک سایت در یکى از مدارس جنوب شهر تهران آغاز شد. این طرح روى اینترنت پایه ریزى شده و مدارس مى توانند با داشتن حداقل امکانات ارتباطى از قبیل رایانه و ارتباط با اینترنت از این امکان استفاده کنند. براساس آمارها هم اکنون ۲۰۰ مدرسه در سطح ۱۶ استان کشور زیرپوشش شبکه مدرسه یا اسکول نت قرار گرفته اند.

• • •

به نظر مى رسد حرکت به سمت تجهیز مدارس به سمت استفاده از تکنولوژى اطلاعات و استفاده از شبکه اینترنت آغاز شده اما بسیارى معتقدند که چنین طرحى بدون یک برنامه جامع براى کل پایه هاى آموزشى و تغییر در شکل و محتواى منابع آموزشى نمى تواند به رشد و پیشرفت در این عرصه بینجامد. یک ماه پیش اعلام شد که یک دانشگاه نیوزیلندى ۲۰ میلیون دلار براى ارائه تسهیلات آموزشى بر پایه فناورى اطلاعات و ارتباطات سرمایه گذارى مى کند چنین اخبارى از کشورى چون نیوزیلند چندان غیرمنتظره نیست چراکه حداقل در این کشور فناورى اطلاعات به عنوان یکى از سه حوزه اصلى از سوى دولت مورد توجه قرار مى گیرد. آیا مى توان انتظار داشت که چنین بودجه هایى براى کل مراکز آموزشى کشورمان نیز در نظر گرفته شود.

منبع: شرق

مدارس اینترنتی

شنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۲۱ ق.ظ | ۴ نظر

ترجمه: علیرضا عبادتی - اگر چه که این مدارس مجازی نام گرفته اند و اکثر برنامه های آن از طریق کامپیوتر و اینترنت میسر شده این موضوع به این معنی نیست که این دانش آموزان با کتاب سر و کار ندارند.

مادلین نلسون در شهر استونبویل از ایالت اوهایو زندگی می کند. با وجود آنکه از پاییز گذشته سه ترم گذرانده فقط چند بار معلم خود را دیده است. او به مدرسه نمی رود اما نه به این معنی که درس نمی خواند و تکلیف انجام نمی دهد. شاید تکالیفی که او انجام می دهد نسبت به هم سن هایش بیشتر هم باشد. معلم او تکالیفش را از طریق اینترنت مشخص می کند، مادلین با خواهر ۶ ساله اش، ترز و برادر ۵ ساله اش گابریل، در «آکادمی مجازی اوهایو» ثبت نام شده اند. پدرشان تاریکی صبح می رود و تاریکی شب باز می گردد. خانم نلسون می گوید اگر قرار بود بچه هایش به مدارس متعارف می رفتند از عهده آن بر نمی آمد. او که زمانی دانشجوی ادبیات انگلیسی بود می گوید: «من در مورد تعلیم و تربیت کودکان تخصصی ندارم به همین دلیل آن را به متخصصانش سپرده ام آنها بهتر می دانند که کودکان در این سن و سال باید چه چیزهایی بیاموزند. »

آکادمی مجازی اوهایو یک مدرسه صاحب پروانه است که مکان آن سایبر اسپیس (دنیای مجازی اینترنت) است. این مدارس دولتی که مستقل عمل می کنند و مجوز خود را از دولت می گیرند و زیر نظر سیستم K12 اداره می شوند به مدارس صاحب پروانه یا Charter School معروفند. دفتر مرکزی این موسسات آموزشی انتفاعی در مک لین ویرجینیا قرار دارد. تمام برنامه های آموزشی آن اینترنتی و دانش آموزان از طریق اینترنت در کلاس ها حضور پیدا می کنند و آزمون ها و امتحانات از طریق اینترنت برگزار می شود. کامپیوترهایی که در اختیار دانش آموزان قرار می گیرد از طریق وامی است که از سوی دولت پرداخت شده است. معلم های این سیستم همیشه از طریق اینترنت و تلفن در دسترس هستند و گاهی اگر لازم باشد حضوری هم می توان با آنان ملاقات داشت. هنوز دانشگاه های اینترنتی نسبت به دانشگاه های متعارف بسیار ناچیزند و مدارسی که بعضی از دوره های خود را از طریق اینترنت ارائه می کنند بسیار محدود هستند اما در این میان مدارس اینترنتی مخصوص دبستانی ها و پیش دبستانی ها نیز رو به رشد گذاشته است. با این وجود تعداد آن هنوز به قدری ناچیز است که نمی توان به آن به عنوان پدیده ای نوظهور نگاه کرد. در ایالت های آلاسکا، آرکانزاس، کالیفرنیا، کلرادو، مینه سوتا و اوهایو فقط ۲۰ تا ۳۰ مدرسه اینترنتی در سطح ملی راه اندازی شده اند. بعضی از آنها انتفاعی از نوع K12 هستند و در سرتاسر آمریکا فقط ۶۰۰۰ دانش آموز دارند و بعضی از آنها از سیستم یارانه ای دولتی بهره می گیرند مثل سیلون دنچر در بالتیمور که ۴۰۰ دانش آموز دارد بقیه مدارس اینترنتی زیر نظر دولت اداره می شوند. برخلاف اکثر مدارس آمریکا که بخش محدودی از دوره های آموزشی خود را به آموزش از طریق اینترنت اختصاص داده اند آکادمی مجازی اوهایو همه دوره ابتدایی را فقط از طریق اینترنت ارائه می کند.

ناخشنودی و نارضایتی از مدارس متعارف روبه افزایش است و آموزش از راه دور چه در دوره های دبیرستان و دانشگاه و چه در مدارس ابتدایی در پنج سال آینده افزایش خواهد یافت. تصمیم دولت این نیست که آموزش از راه دور جایگزین مدارس متعارف شود اما به عنوان گزینه ای در کنار آن مطرح خواهد ماند. استانداردهایی که برای آن تعریف شده در سطح استانداردهای مدارس متعارف است.

جیمز مک وتی تحلیل گر ارشد «ادو ونچرز» - شرکت مشاوره ای در زمینه آموزش که در شهر بوستون آمریکا قرار دارد ـ می گوید: «هر ایالتی از ایالت های آمریکا در حال ابداع یا توسعه روشی برای توسعه برنامه های آموزشی مجازی است. حال یا خود عهده دار آن است یا آن را به ارگان ثالثی می سپارد. »

از نظر بعضی از کارشناسان و تحلیل گران مسایل آموزشی مدارس ابتدایی اینترنتی اصلاً ایده خوبی نیست. این منتقدان می گویند کیفیت آموزش به شدت از بین می رود. آموزش در منزل هرگز جایگزین مناسبی برای مدرسه نیست. هیچ گزینه ای نمی تواند جای کلاس درس و تجربه مدرسه را بگیرد. مهم ترین ویژگی مدرسه ایجاد استقلال در فرزندان است و کودکانی که در منزل آموزش می بینند وابستگی شدیدی به والدین پیدا می کنند.

در حال حاضر فراهم کنندگان آموزش از راه دور از طریق اینترنت بسیار متعدد هستند و برنامه های آموزشی آنها تفاوت های فاحشی با یکدیگر دارد. اما مدارس مجازی عهده دار وظایف والدین هم می شوند، آنها برای هر سال برنامه آموزشی ثابت و مشخصی دارند و والدین در انتخاب دوره ها سرگردان نمی شوند. از مهم ترین ویژگی های مدارس مجازی از جمله «آکادمی مجازی اوهایو» این است که برنامه های آموزشی خود را براساس استانداردهای مدارس متعارف هم تنظیم می کند به گونه ای که کودکانی که در این مدارس به تحصیل می پردازند از عهده امتحانات استاندارد ملی هم بر می آیند.

جانی تاملین از شهر سانتی در ایالت کالیفرنیا که دو فرزند خود را [الیوا ۶ ساله و زکریا ۸ ساله] در «آکادمی مجازی کالیفرنیا» ثبت نام کرده است می گوید: «تنها کاری که من باید انجام بدهم این است که به دفتر این مدرسه مراجعه و ثبت نام کنم از آن به بعد خیالم در مورد همه چیز راحت است. درس ها همه آماده اند. کارها از قبل پیش بینی شده اند. »

متصدیان این مدارس مجازی می گویند برخلاف تصور مردم که دانش آموزان این گونه مدارس فقط به صفحه نمایش کامپیوتر چسبیده اند این گونه نیست. در آغاز دانش آموزان فقط نیم ساعت پای کامپیوتر می نشینند و از طریق اینترنت ارتباط برقرار می کنند در این نیم ساعت فقط تکالیف خود را تحویل می دهند یا از تکالیف جدید با خبر می شوند و گاهی هم جست وجو در بانک اطلاعاتی مدرسه نیز بر عهده آنان گذاشته می شود. اما از محاسن آن این است که بچه های دبستانی از همان ابتدا جست وجو در اینترنت را به خوبی می آموزند.

در سال های اول نقش پدر و مادر بسیار مهم است چون در کارهای اولیه کار کردن با کامپیوتر و اینترنت می توانند به فرزندشان کمک کنند و در حل تکالیف آنان را یاری دهند. براساس استانداردهای مدارس ابتدایی، هریک از دانش آموزان این گونه مدارس مجازی باید ۹۰۰ ساعت در سال تکلیف انجام دهند و باید از عهده امتحانات استاندارد برآیند. روی کامپیوتر این دانش آموزان نرم افزارهای ویژه ای نصب شده است که حضور و انجام تکالیف دانش آموز را به ثبت می رساند و از لحاظ قانونی مدارک دیجیتالی آن اعتبار دارد. از ویژگی های این نرم افزار این است که پیشرفت دانش آموز را ارزیابی می کند و برای هر دانش آموز براساس توانایی هایش برنامه ریزی می کند. براساس قوانین آمریکا کامپیوترهایی که از طریق دریافت وام مخصوص دانش آموزان خریداری می شود مجهز به نرم افزارهای آموزشی و نرم افزارهای حفاظت از دانش آموزان در عرصه اینترنت است. به عبارت واضح تر جلوی جست وجو در پایگاه های اینترنتی مستهجن را می گیرد.

اگر چه که این مدارس مجازی نام گرفته اند و اکثر برنامه های آن از طریق کامپیوتر و اینترنت میسر شده، این موضوع به این معنی نیست که این دانش آموزان با کتاب سر و کار ندارند. در برنامه های این دانش آموزان آزمایش های علمی هم گنجانده شده، به همین دلیل ابزارهای آزمایش، کتاب های مخصوص و ابزار کمک آموزشی نیز برای دانش آموز فرستاده می شود.

اصولاً مدارس مجازی و آموزشی از راه دور پیچیدگی های خاص خود را دارد و معمولاً والدینی به این گونه مدرسه ها روی می آورند که خود فرهیخته اند و انتظارشان این است که فرزندانشان از همان کودکی خود را برای دنیای آینده آماده کنند و از همان ابتدا کار با کامپیوتر و اینترنت ملکه ذهن آنها شده باشد. دور بودن از معلم به این معنی نیست که دانش آموز به معلم دسترسی ندارد بلکه در این شرایط دسترسی بیشتر است چون معلمان مدام پای اینترنت هستند یا از طریق نامه الکترونیکی یا از طریق تلفن مشکل دانش آموزان را حل می کنند و به کار دانش آموزان نظارت دارند اما این حقیقت را نمی توان انکار کرد که یکی از مهم ترین دستاوردهای مدارس متعارف یعنی اجتماعی بار آمدن فرزندان تضمین نمی شود. ارتباط رودرروی دانش آموزان بخش بسیار مهم مدارس متعارف است که از دست رفتن آن در مدارس مجازی از نقیصه های جبران ناپذیر است. از نظر متخصصان فناوری های آموزشی (از جمله جمی مک کنزی سردبیر مجله آموزشی From Now On) صحبت کردن دانش آموزان با یکدیگر و بازی کردن آنها در حیاط مدرسه نیز جزو آموزش به حساب می آید که در مدارس مجازی از دست می رود. از نظر بعضی از متخصصان نقش معلمان در تاثیرگذاری روی دانش آموزان نیز در مدارس مجازی از دست می رود. دانش آموزان اصولاً از معلمان الگو می گیرند.

دانشگاه مجازى براى توسعه آموزش

پنجشنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۴۰ ق.ظ | ۰ نظر

گفت و گو با احمد کاردان* - در حالى که طرح همگانى کردن آموزش عالى در ایران از طریق آموزشهاى مجازى، هدف راهبردى وزارت علوم، تحقیقات و فناورى و شوراى عالى اطلاع رسانى است، ولى چندى پیش توسط یکى از مسؤولین دانشگاهى و دست اندرکار این آموزشها اعلام شد دو اشکال عمده موجود بر سر راه آموزشهاى مجازى وجود دارد، به این مفهوم که تکنیک مورد نیاز که وابسته به شبکه ارتباطى مناسب، پهناى باند، فیبرنورى و سایر امکانات زیرساختى است و نیز عدم رویارویى مستقیم استاد و دانشجو براى فراهم ساختن زمینه پرسش و پاسخ، حل تمرین و استفاده از راهکارهاى مختلف کمک درسى که در بلندمدت عواقب نامناسبى را براى فضاى علمى - آموزشى کشور به همراه دارد، مسؤولان دانشگاههاى مجازى را بر آن داشته است تا اقدام به طراحى برگزارى ترکیبى این آموزشها به صورت نیمه حضورى کنند. اجراى طرح وزارت علوم درحالى با اهداف بلندپروازانه اى چون جهانى سازى دانشگاههاى ایرانى در رشته هاى مختلف و کاهش تعداد متقاضیان ورود به دانشگاه از طریق کنکور صورت مى گیرد که هنوز برخى انتقادات مبنى بر استانداردسازى متون آموزشى و نیز آموزش بى رویه و بدون توجه به نیاز بازار کار کشور در بین آگاهان امر پابرجاست. در این خصوص با دکتر احمد کاردان رئیس دانشگاه مجازى صنعتى امیرکبیر (پلى تکنیک سابق) گفت و گویى انجام شده است. وى برخلاف وضعیت موجود، نسبت به پیشرفت این آموزشها بسیار خوشبین و معتقد است که حداقل در ۳ سال آینده از موقعیت بسیار مناسبى در خصوص آموزشهاى مجازى برخوردار خواهیم بود.

گفت و گو با وى را مى خوانید.

* دلیل طرح ایجاد و توسعه دانشگاههاى مجازى چیست؟ آیا دانشگاههاى فعلى پاسخگوى نیاز نیست یا دلیل دیگرى هم هست؟

- فقط این نیست که دانشگاههاى فعلى پاسخگوى نیاز خیل عظیم متقاضیان نبودند. اصولاً یکى از اهداف اصلى دانشگاهها، توسعه آموزش و تربیت نیروهاى متخصص مبتنى بر نیاز کشور است. خوشبختانه اتفاق منطقى که در کشور ما افتاد، این بود که با پدیده هاى جدید عصر دانایى همراه شدیم تا فاصله خود را با کشورهاى صاحب این فناوریها کم کنیم. بحث توسعه آموزش یک ضرورت است. به عنوان مثال، ما هم اکنون در همین زمینه فناورى اطلاعات حداقل به چندین هزار مهندس نیازمندیم که به نسبت فارغ التحصیلان دانشگاهى این رشته یعنى حدود یک هزار نفر در سال نیاز قابل توجهى است. بنابراین، ما چاره اى جز توسعه آموزش نداریم و این امر از طریق گسترش شیوه هاى مختلف آموزشى فراهم مى شود که آموزش مجازى یکى از آن شیوه ها است.

* نگرانى جامعه علمى ما شاید این باشد که با توسعه آموزشهاى مجازى، سرنوشت دانشگاههاى فعلى نامعلوم خواهد بود. چه راهکارى در این خصوص مى توان پیشنهاد کرد؟

این موضوع درست مثل آن است که بگوییم وقتى دانشگاه پیام نور ایجاد شد، سایر دانشگاهها اعتبار خود را از دست دادند. هیچ اتفاق خاصى رخ نمى دهد، چون هر کدام از شیوه هاى آموزشى مخاطب خاص خود را دارند. یکى از برداشتهاى نادرستى که از آموزش مجازى شده، این است که این آموزشها باید به همان نیازهایى پاسخ دهند که آموزشهاى سنتى به آن مى پرداختند، در صورتى که اینگونه نیست. به عنوان مثال، کدام یک از دانشگاههاى کنونى کشور قادرند براى مهندسینى که در سایتهاى صنعتى کشور مانند عسلویه اشتغال دارند، امکان ادامه تحصیل را بدون ترک محل خدمت یا ایجاد لطمه به کار آنها، امکانپذیر سازند؟ آیا دانشگاههاى فعلى و حضورى قادرند زمینه تحصیل کارشناسانى که مجبورند به مأموریتهاى چند ساله در جزایر قشم و کیش بروند یا پزشکانى که در مناطق محروم مستقر هستند را بدون حضور در کلاس فراهم کنند؟ دانشگاه مجازى، طورى طراحى شده است که نه تنها بدون محدودیت خاص، زمینه آموزش را براى این قبیل از افراد جامعه فراهم مى کند، بلکه قادر است محیط زندگى و شغل آنها را از یک محیط محروم به فضایى پیشرفته و داراى مزایاى شغلى تبدیل کند. حتى این شیوه آموزش پاسخگوى کسانى است که به دلیل محدودیتهاى زمانى یا عرفى (مثلاً وزیر یا معاون وزیر) نمى تواند در ساعتهاى طولانى در کلاسها حاضر شوند و البته مثل بقیه نیاز به آموزش دیدن و نو کردن معلومات خود دارند.

* در حال حاضر دانشگاه پیام نور هم که چنین امکاناتى را مى تواند فراهم کند؟

- آموزش در دانشگاه پیام نور از طریق ارسال بسته هاى آموزشى به دانشجویان و سپس حضور آنها در کلاس رفع اشکال صورت مى گیرد. در حالى که دانشگاه مجازى اینگونه عمل نمى کند. از طرفى دانشگاه پیام نور هنوز نتوانسته است بسته هاى آموزشى تمام و کمالى بسازد که شخص متقاضى تنها با دریافت آن و بدون نیاز به حضور در کلاس هاى رفع اشکال، به آموزش کافى دست پیدا کند. البته باید حوزه دسترسى اشخاص به این بسته ها و اینکه چه تعداد موفق به دریافت بسته هاى آموزشى دانشگاه پیام نور مى شوند را هم در نظر بگیریم. بنابراین محدودیت هاى موجود در شیوه هاى مختلف آموزش حضورى و مکاتبه اى سبب شد تا آموزش مجازى، مستقل از آنها و البته در کنار این شیوه ها براى پر کردن خلأهایى که دیگر روش ها نتوانسته اند پر کنند، ایجاد شود.

* بحث اصلى تحصیل در رشته هایى مانند معمارى یا فناورى اطلاعات که ذکر کردید درک مسائل است. این مشکل در آموزش هاى مجازى که استاد حضور فیزیکى ندارد چگونه برطرف مى شود؟

- این نگرانى ها بجاست ولى غیرقابل حل نیست. همواره توجه داشته باشیم که براى به نتیجه رسیدن در فعالیت ها به ویژه فعالیت هاى جدید، باید صبر و تحمل داشت، خطاها و نقدها را منصفانه بیان کرد ولى از نفس حرکت اگر مثبت است حمایت کرد. مشکل مورد نظر شما در کلاس هاى حضورى هم وجود دارد. مثلاً استادى که براى اولین بار در کلاس حضور پیدا مى کند چه ضمانتى وجود دارد که او بتواند به تمامى پرسش هاى دانشجویان پاسخ بدهد.

پس اولاً در سیستم حضورى هم نمى توان از حصول نتیجه مورد نظر مطمئن بود چون آموزش در یک محیط کاملاً بسته به نام کلاس درس و محدود به استاد و دانشجویان صورت مى گیرد و پرسشنامه نظرسنجى هم که در پایان سال در اختیار دانشجویان قرار مى گیرد نمى تواند گویاى تمامى واقعیات باشد. لذا این تصور که ما از یک سیستم آموزش ایده آلى برخوردار هستیم که آموزش مجازى قصد وارد کردن تلنگرى به آن را دارد، درست نیست ولى باید اذعان کرد که این شیوه تا حدودى پاسخگوى نیاز فعلى است. ثانیاً در آموزش مجازى، از ابزارهاى مدرن براى پاسخگویى به نیاز دانشجویان استفاده مى شود. مثلاً در این نظام آموزش، فضایى به نام «مباحثه گروهى» وجود دارد که دانشجو سؤال مورد نظر خود و استاد و دیگر دانشجویان نظر خود و پاسخ آن سؤال را در این فضا ارائه مى کنند. اولین مزیت این روش آن است که مکانیزم سؤال و جواب در یک برهه زمانى کوتاه اتفاق نمى افتد و هر دو از فرصت کافى براى طرح سؤالى منطقى و دریافت پاسخ مورد نظر برخوردارند. مهمتر آنکه مکانیزم پرسش و پاسخ برخلاف شیوه سنتى که در محیط بسته اتفاق مى افتد از طریق سایت در دسترس عموم قرار مى گیرد. البته امکان اینکه امروز جامعه علمى کشور به استفاده از این ابزار ترغیب شوند بسیار زود است. چون در این شیوه افراد مجبورند کار خوب ارائه کنند و اساتید به جاى سخن گفتن باید به طراحى دقیق آموزه هاى خود براى ورود به آن سیستم بپردازند که براى عملى شدن این فعالیت ها، زمان طولانى نیاز است.

ثالثاً آیا انتقاداتى که نسبت به سیستم آموزش مجازى صورت مى گیرد در دنیا اتفاق افتاده است. مگر الگوى اصلى دانشگاه هاى مهندسى کشور ما، دانشگاه هایى چون پرینستون، برکلى یا MIT در آمریکا نیست که همگى صاحب شیوه هاى آموزش مجازى هستند. اگر قرار بود این آموزش ها به اعتبار استاد، دانشجو و خود این دانشگاه ها لطمه بزند، آنها هرگز نباید به دنبال آن مى رفتند.

* اینکه بحث کشورهاى خارجى مطرح مى شود درست، ولى نباید فراموش کرد که اولاً در این کشورها یک آمادگى عمومى براى پذیرش آموزش مجازى وجود دارد و ثانیاً به دلیل فراهم بودن زیرساخت هاى لازم یک رشد هماهنگ را در این کشورها شاهد هستیم. در حالى که نبود امکانات مخابراتى و مشکلات ناشى از آموزش مجازى همچون عدم وجود ارتباط رو در رو سبب شده است یکى از دانشگاه هاى معتبر کشور، آموزش هاى مجازى را تعطیل و کلاس ها را به صورت نیمه حضورى برگزار کند؟

- در مورد وجود پذیرش عمومى در کشورهاى غربى باید دانست که این آمادگى و پذیرش یک روزه به دست نیامده است لذا ما هم با صبر و تحمل سختى ها مى توانیم به این مرحله برسیم. از سوى دیگر ما نمى توانیم حرکت را متوقف کنیم چون با ایستادن به آمادگى عمومى موردنظر نمى رسیم.

علت اینکه چرا کلاسهاى دانشگاه موردنظر شما تعطیل شده است را مسؤولان آن دانشگاه که از مشکلات خود آگاه هستند باید پاسخگو باشند. در کشور ما یکى از دلایلى که متقاضیان خیلى زود دلسرد مى شوند این است که از امکانات موجود به خوبى استفاده نمى شود آموزشهاى مجازى در آفریقاى جنوبى به وسیله پست الکترونیک آغاز شد و کم کم آن را به شکل هاى مترقى بسط دادند. ما هم مى توانیم این چنین باشیم. ضمن آنکه باید به بحث فرهنگسازى هم توجه کافى داشته باشیم و این موضوع را در جامعه عمومیت ببخشیم که رشته تحصیلى، تنها پزشکى و کامپیوتر دانشگاه هاى تهران، شریف یا امیرکبیر نیست بلکه تحصیل در رشته زمین شناسى با کشاورزى هم ارزش است.

این مسأله زمانى عمومیت پیدا مى کند که جامعه، مسؤولین و مراکز استخدام دانش آموختگان به آنها بها بدهند. ما براى رسیدن به چنین باور اجتماعى، نیاز به کار در خارج از سیستم آموزش مجازى داریم. متأسفانه برخى تصور مى کنند آموزش مجازى تنها به معناى آموزش در «هر زمان و هر مکان» و همراه با معجزه است در صورتى که این تصور نباید وجود داشته باشد. یا بسیارى در همین ابتدا انتظار دارند که سیستمهاى آموزشى ویدئو کنفرانس به وسیله اینترنت، کامپیوترهاى شخصى و در تمامى روستاهاى کشور قابل دریافت باشد درصورتى که حتى مؤسسه تدوین استاندارد آموزش الکترونیک در دنیا هم تا سال ۲۰۰۶ این شیوه را براى آموزشهاى مجازى خارج از استاندارد اعلام کرده است. بنابراین اگر نگاه ما به آموزش مجازى به دور از هرگونه بلندپروازى غیرمنطقى و همراه با صبر و تحمل باشد مى توان امیدوار به پیشرفت آن بود.

اگر نگاهى به عبارت Learning -E داشته باشیم درمى یابیم مخاطبان اصلى آن کسانى هستند که به معناى واقعى کلمه دانشجو، چالشگر و دنبال یادگیرى هستند نه نشستن و گوش دادن و دانش آموزى کردن. سیستم مجازى براى این افراد که تنها با یک جلد کتاب هم به نتیجه مى رسند دربرگیرنده امکاناتى فراتر از انتظار آنهاست. البته من معتقدم که قطعاً در ۳ سال آینده موقعیت ما در آموزشهاى مجازى به گونه اى خواهد بود که هم صاحب بسترهاى مخابراتى بسیار قوى ترى هستیم، هم دروس موردنیاز این شیوه از آموزش اصلاح شده و هم اساتید ما از آمادگى بیشترى براى همکارى و پشتیبانى آموزشى برخوردار شده اند. این ابزار قدرى کار را براى معلم و یادگیرنده آسان مى سازد که آنها دیگر حاضر به بازگشت به سیستم قبلى نیستند. درست همانند کسى است که کار با تلفن همراه را نمى پسندد ولى به محض آگاهى و تسلط بر امکانات و تسهیلات آن دیگر حاضر به استفاده از تلفن هاى معمولى نیست.

* در بحث مخابراتى، عدم وجود اینترنت پرسرعت یکى از مشکلات روز کشور محسوب مى شود و قطعاً براى توسعه دانشگاه هاى مجازى، تحقق این امر ضرورى است. با این وضعیت چه باید کرد؟

دو مسأله را باید مورد تأکید قرار داد. ما هیچ گاه نمى توانیم براى کودکى که صاحب والدین است توجیه کنیم که دایه بهتر از مادر است، اما براى کسى که از این نعمت محروم است، وجود دایه را نمى توانیم نفى کنیم. همانطور که ذکر شد، در آموزش مجازى باید مخاطبین را شناخت و پس از آن به این مسأله پرداخت که آیا همین اینترنت کم سرعت نمى تواند قطره اى آب گوارا را بر گلوى خشک آنها بنشاند. براى ساکنین تهران که امکان دسترسى آسان به مراکز مختلف آموزشى را دارند، شاید هیچ دلیلى وجود نداشته باشد که در کلاس هاى درس مجازى حاضر شوند و از پایین بودن سرعت اینترنت انتقاد مى کنند. اما براى شهرستان هاى کم برخوردار، وجود همین امکانات محدود هم بسیار حیاتى است. بنابراین نگاه ما همواره باید به مخاطبین باشد تا نگرانى از این بابت نداشته باشیم. لذا با استفاده از امکانات موجود مى توانیم زمینه تحصیل علاقه مندان به ادامه و توسعه تحصیلات کسانى که محدودیت هاى زمانى و مکانى دارند را فراهم کنیم و نبود خطوط اینترنت پرسرعت هم دلیل موجهى براى عدم ارائه آموزش نمى تواند باشد. بلکه باید نوع محتواى آموزشى را متناسب با بسترهاى مخابراتى طراحى کرد.

* براى گسترش و توسعه آموزش مجازى در کشور، توزیع برابر امکانات ضرورى است. در حالى که بسیارى از خانواده ها هنوز از ضرورى ترین نیاز اولیه اتصال به شبکه یعنى خط تلفن ثابت محرومند؟

این درست، ولى آیا باید آن تعدادى که از امکانات کافى برخوردار هستند را منتظر نگه داشت تا سایر افراد جامعه هم به موقعیت آنها برسند. در کسب علم جاى تعارف نیست و بر هر کس که مى تواند آن را کسب کند، واجب است.

* اما این مسأله باعث رشد ناهمگون جامعه و افزایش فاصله طبقات مختلف اجتماعى مى شود؟

به هیچ وجه با نظر شما موافق نیستم. کسب علم باعث فاصله طبقاتى نمى شود که این به عهده دانشگاه است. بهره بردارى ناصواب از علم و موقعیت عالم است که مى تواند منجر به فاصله هاى غیرمنصفانه شود.

* به ظاهر، این شیوه آموزش مى تواند سد کنکور را رفته رفته برطرف سازد، ولى مسأله مهم، ایجاد اشتغال براى دانش آموختگان دانشگاه هاى مجازى است. در این خصوص چه فکرى شده است در حالى که امروز بیکارى فارغ التحصیلان دانشگاه هاى کشور به یک معضل اساسى تبدیل شده است؟

آنچه مسلم است اینکه در خصوص ایجاد شغل براى این اشخاص، وزارتخانه هاى کار و امور اجتماعى، صنایع، کشاورزى و فناورى اطلاعات که بدنه هاى اصلى ایجاد شغل در کشور محسوب مى شوند، بایستى بدون توجه به تعداد دانش آموختگان پاسخگو باشند. ما به عنوان دست اندرکار دانشگاه مجازى، مسؤولیتى براى ایجاد شغل نداریم. دانشگاه در زنجیره رساندن انسان ها و نیروهاى جوان به زندگى، شغل و رفاه فقط یک حلقه از زنجیره است. ورودى دانشگاه متقاضیانى هستند که قصد تحصیل دارند و خروجى آن تخصصى است که عاید شخص دانشجو مى شود. در حلقه هاى بعدى، هیچ مسؤولیتى متوجه ما نمى شود. ما مسؤولیم که در راستاى نیازهاى فنى و تخصصى کشور نیروى انسانى تربیت کنیم و همواره مانند سایر دانشگاه ها این امر را با نظارت و تأیید وزارتخانه متبوع خود انجام داده ایم.

به نظر مى رسد تربیت بى رویه دانشجو بدون توجه به نیازهاى جامعه باعث شد تا انتقاداتى را از سوى کارشناسان امر، نسبت به عملکرد آموزش عالى شاهد باشیم؟

اصلاً چنین انتقادى وارد نیست و آموزش ها کاملاً با رویه است، اولاً شما ببینید در همین زمینه IT، کشور ما حداقل به چندین هزار مهندس نیاز دارد. در سایر زمینه ها هم اوضاع همین گونه است، آیا براى این امر باید از کشورهاى هند و پاکستان متخصص وارد کنیم و یا در تربیت آنها کمک بگیریم. بنابراین امروز توسعه کمى و کیفى آموزش یک ضرورت است و ما به ابزارهایى نیاز داریم که به تولید انبوه متخصصین بپردازند و آموزش مجازى یکى از آنهاست. سمت گیرى آموزش ها و برنامه ریزى آن از وظایف وزارت علوم، تحقیقات و فناورى است که مجوز دوره هاى آموزشى را صادر مى کنند. ما نیز در دانشگاه موظف به اجراى برنامه هاى آموزشى مصوب هستیم.

قطعاً در هر کارى خطاهایى وجود دارد، ولى نه تا آن حد که برخى منتقدین مطرح مى کنند. هم اکنون در وزارت آموزش و پرورش قریب به ۱‎/۵ میلیون دبیر و کارشناس فعالیت مى کنند که همگى موظف به یادگیرى ICDL هستند. کدام روش آموزشى مى تواند این امر را با بیشترین سرعت و کمترین هزینه و خسارت عملى سازد. پس نمى توان گفت که نیازى به آموزش مجازى نیست، بلکه بار دیگر تصریح مى کنم باید این روش را براى مخاطبان خاص آن در نظر گرفت.

* نظر شما در خصوص نگاه دوگانه بخش هایى از حاکمیت نسبت به فناورى اطلاعات و اینترنت که از یک سو لایحه آزادى اطلاعات را تصویب مى کنند و از سوى دیگر مراکز خدمات اینترنتى را با تعطیلى مواجه مى کنند، چیست؟

اگر از نگاه یک مسؤول صاحب اختیار بخواهیم به این موضوع نگاه کنیم، معتقدم به هیچ وجه محدود ساختن و بستن این مراکز درست نیست، چون با این کار فقط متخصصین کشور را محدود ساخته ایم. کسانى که به دنبال اهداف دیگرى هستند به راحتى از راه هاى دیگر به آن دست پیدا مى کنند. اما از نگاه یک استاد دانشگاه، به هیچ وجه در طول سال هاى گذشته برخلاف میلم نخواسته ام آنتن ماهواره در منزلم نصب کنم تا مبادا به حیثیت دانشگاهى ام لطمه وارد شود. در صورتى که تمامى همسایگان، صاحب ماهواره هستند. این ابزارها مانند تیغ دولبه اى است که یک لبه آن براى درست بریدن و لبه دیگر براى سر بریدن است. اگر کسى هنگام استفاده از آن صدمه دید به دلیل کوتاهى خود اوست، نه ماهیت برندگى تیغ. بنابراین ما به هیچ وجه نمى توانیم مردم را در استفاده از این ابزارها محروم کنیم، بخصوص اکنون که داراى جامعه اى جوان و جهش مند هستیم. البته من به عنوان یک مدیر دانشگاهى به سلسله مراتب احترام مى گذارم و تابع قوانین کشورم هستم، اگرچه مخالف نظرم باشد.

* آیا توسعه دانشگاه هاى مجازى، سیاستى براى حرکت به سمت پولى شدن سیستم آموزش کشور نیست؟

اکنون نظر مسؤولین کشور این است که آموزش خودکفا باشد، ما هم بر اساس آن عمل مى کنیم. اگر چنین کارى خلاف قانون است، پس باید وزارت علوم و شخص وزیر تاکنون پاسخگو مى بودند. وظیفه ما رعایت قانون و اجراى آن است که در حال حاضر هم چنین مى شود. اگر قانون ایراد دارد، باید آن را قانونگذار اصلاح کند. این در شرح وظیفه مجرى نیست که به میل خود در قانون دست ببرد.

* پس اقشار کم درآمد در این سیستم چه جایگاهى دارند؟

توجه به این بخش ها به مراکز اجرایى و قانونگذارى کشور مربوط مى شود. اگر در مجلس تصویب شده است که آموزش دانشگاه ها باید خودکفا باشد، این قانون است و باید اجرا شود. اگر هم قانون نابجایى است، باید نقض شود. ولى تا زمانى که پابرجاست ما موظفیم آن را اجرا کنیم. از سوى دیگر دانشگاه حتماً باید بودجه کافى داشته باشد تا بتواند رشد کند. در اسلام، دانشگاه واقعى دانشگاهى است که از سوى بیت المال پشتیبانى و حمایت مى شود. دانشگاه و دانشگاهیان نباید مستقیماً از دانشجویان بهایى بگیرند. لکن در حال حاضر تأمین منابع مالى در جهت خودکفایى دانشگاه بیشتر از طریق شهریه دانشجویى است و رعایت قانون بر همگان و از جمله مدیران دانشگاهى الزامى است. همانطور که همگان مى دانند، بر اساس مصوبات وزارت علوم، مراکز آموزشى بایستى به سمتى حرکت کنند که نیازى به بودجه دولت براى فعالیت هاى خود نداشته باشند. در این صورت یا باید دانشگاه ها را تعطیل کرد یا از راهکارهاى قانونى به درآمدزایى پرداخت. در سایر کشورها بخشى از درآمد دانشگاه ها به طور غیرمستقیم توسط صنایع تأمین مى شود و البته قسمتى را هم خود دانشجویان مى پردازند. بنابراین ما هم لازم است که چنین فعالیت هایى را در کشورمان نهادینه کنیم تا از حرکت در جهت توسعه دانشگاه ها بازنمانیم.

*رئیس دانشگاه مجازى صنعتى امیرکبیر

شهناز على محمدى

راه دشوار آموزش مجازى

دوشنبه, ۷ شهریور ۱۳۸۴، ۱۰:۳۲ ق.ظ | ۰ نظر

گفت وگو با احمد غلامى استاد دانشگاه - با آنکه تنها ۷سال از آغاز بحث آموزشهاى مجازى در دنیا مى گذرد اما این آموزشها خیلى زود و تنها با فاصله ۲سال از کشورهاى پیشرو در این زمینه، جاى خود را در ایران باز کرد تا به چالشى که سالها جوانان و خانواده هاى ایرانى با آن دست و پنجه نرم مى کردند و تا این مدت دانشگاههاى دولتى، پیام نور و حتى آزاد نتوانسته بودند به خوبى از پس آن برآیند؛ پاسخ دهند. موافقان طرح، بر این عقیده اند که آموزشهاى مجازى به دلیل برخوردارى از امتیازاتى چون قابل دسترس بودن در هر زمان و مکان، پوشش جمعیتى بالا، انتقال سریع دانش و کاهش مهاجرتهاى فصلى ومنطقه اى، سبب خواهد شد نیاز جوانان علاقه مند ورود به دانشگاهها و مراکز آموزش عالى در کوتاه مدت برطرف گردد. ولى مخالفان معتقدند کمبود زیرساختهاى قوى ارتباطى، فقدان مهارت و تخصص کافى، عدم ایجاد چهره به چهره بین استاد و دانشجو و نبود فرهنگ استفاده از این آموزشها، جامعه ایرانى را با چالش هاى جدید رو برو خواهد ساخت. به منظور آگاهى از وضعیت آموزشهاى مجازى در کشورمان و نیز آشنایى با مهمترین چالش هاى پیش راه توسعه این آموزشها، با دکتر احمد غلامى استاد دانشگاه ورئیس مرکز آموزشهاى الکترونیکى دانشگاه علم و صنعت ایران، گفت وگویى انجام شده است که مى خوانید.

اخیراً بحث توسعه آموزشهاى مجازى، محور کار وزارت علوم، تحقیقات و فناورى قرار گرفته و برخى دانشگاهها نیز در این عرصه فعالیتهایى را آغاز کرده اند. با این حال وضعیت این آموزشها در کشور چگونه است؟

تا ۵سال پیش، بحث آموزشهاى مجازى در کشور، اصلاً مطرح نبود. کلید این موضوع در اواسط سال ۱۳۸۰ رقم خورد و رویکرد جامعه به آن نیز به صورت بسیار سریع و جهشى افزایش پیدا کرد. وزارت علوم به عنوان متولى آموزش عالى کشور، دریافت که بخشى از چالشهاى این وزارتخانه بویژه در زمینه ارتقاى ظرفیتهاى دانشگاهى با استفاده از این شیوه قابل حل است. با پیشنهادهایى که از سوى مراکز دانشگاهى و بعضاً غیرانتفاعى مطرح شد و چند دانشگاه از جمله علم و صنعت نیز عملاً وارد این عرصه شدند اکنون شاهد مرحله جدیدى از آموزشهاى مجازى هستیم؛ به طورى که در حال حاضر این آموزشها به عنوان یک رویکرد شناخته شده در کشور مورد پذیرش و آزمایش قرار گرفته است و در آینده نیز به ثبات و پایدارى بیشترى خواهد رسید.

دقیقاً چه عاملى باعث طرح این موضوع شد؟

من همواره از نزدیک تعداد بالاى متقاضیان و علاقه شدید آنان براى ورود به دانشگاه را شاهد بودم. به همین دلیل با دست اندرکاران امر، همواره به دنبال راهکارى بودیم تا ظرفیت دانشگاهها به گونه اى افزایش پیدا کند که باعث تعدیل این ازدحام و تراکم شود. با اطلاع از اینکه ظرفیت دانشگاهها را نمى توان در فاصله زمانى کوتاه یا حتى میان مدت به صورت حضورى افزایش چشمگیر داد و با مطالعاتى که صورت گرفت؛ به مرور زمینه هاى آشنایى با این آموزشها در کشور و محیط هاى دانشگاهى جهت اهداف فوق پیدا شد.

خواسته و دیدگاه استراتژیک وزارت علوم نیز دقیقاً این بود که با استفاده از فناوریهاى نوین ظرفیت دانشگاهها را به بهترین وجه و در کوتاه ترین زمان ارتقا بخشد که این آموزشها مورد توجه جدى قرار گرفت. دلیل دیگر آن محقق ساختن شعار ارزشى و اعتقادى «اطلبوا العلم من المهد الى اللحد» بود. به عبارت دیگر اگر قرار است براساس مکتب اسلام، هر فردى در طول زندگى خود مشغول علم آموزى باشد و اگر بناست که موضوع Life education در کشور نهادینه شود بایستى ابزار آن را هم فراهم کنیم. چون آموزشهاى سنتى نمى توانند پاسخگوى جامعه در این زمینه باشند لذا ضرورت ایجاد و توسعه آموزشهاى مجازى احساس شد. مسأله دیگر هم اینکه مشاهده شد بسیارى از اشخاص از سد کنکور عبور مى کنند اما در محیطى دور از منطقه بومى خود وارد دانشگاه مى شوند که این امر مشکلاتى چون مهاجرت هاى منطقه اى و به تبع آن افزایش هزینه هاى دانشجویان، مواجهه با فرهنگهاى متفاوت، تعارض هاى فرهنگى، عدم احساس امنیت روحى و روانى و مانند آن را به همراه داشت که این چالشها به راحتى از طریق آموزشهاى مجازى قابل حل بودند. در مجموع، این مزایا سبب شد تا دست اندرکاران وزارت علوم و مجموعه هاى دانشگاهى براى راه اندازى آموزشهاى مجازى به تکاپو بیفتند.

چون وزارت علوم، خود دست اندر کار توسعه آموزشهاى مجازى است از لحاظ تأیید مدارک مشکلى وجود ندارد ولى آیا رویکرد جامعه به این آموزشها مثبت است و مراکز استخدامى کشور، دارندگان مدارک دانشگاههاى مجازى را مورد حمایت قرار خواهند داد؟

همانگونه که عرض شد پیشنهاد اولیه آموزشهاى مجازى از بدنه آموزش عالى یعنى دانشگاهها به وزارت علوم ارائه شد و در همان ابتدا هم با بازخورد مثبت آن روبرو شد که صدور مجوزهاى گوناگون براى تشکیل مراکز آموزش مجازى گویاى این امر است. اما این وزارتخانه به مرور در بحث حمایتهاى مالى و اعتبارى از این طرح ملى، متأسفانه کم فروغ ظاهر شد که شاید دلیل آن یا محدودیت بودجه یا نبود یک عزم جدى براى نهایى کردن طرح باشد. اما در مورد رویکرد جامعه نسبت به این آموزشها من آن را صددرصد مثبت ارزیابى مى کنم چون امکاناتى که آموزشهاى الکترونیکى در اختیار مردم قرار مى دهند بسیار قابل دسترسى و به صرفه هستند. به عنوان مثال این روش براى مدیران صنعت کشور که قصد ادامه تحصیل دارند یا براى کسانى که علاقه مند تحصیل در چند مقطع آموزشى هستند بسیار مفید است. در حال حاضر ظرفیت پذیرش دانشگاهها براى مقطع کارشناسى از هر ۵ داوطلب کنکور یک نفر و در کارشناسى ارشد از هر۲۰داوطلب یک نفر است. طبیعتاً کسانى که به این چرخه وارد نمى شوند از هر روزنه امیدى براى ورود به دانشگاه استقبال مى کنند و مهاجرت بسیارى از جوانان به کشورهاى خارجى نیز یکى از پیامدهاى منفى محدودیت ظرفیت دانشگاههاست. این موارد در آموزشهاى مجازى حل شده است و لذا باعث خواهد شد که اقبال عمومى از آن افزایش یابد. در مورد اعتبار مدارک دانشگاههاى مجازى هم باید به این نکته توجه کنیم که وقتى دانشگاهى قدم به این عرصه گذاشت اگر براى دانشجو دلسوزى نداشته باشد حداقل براى خود دارد و لذا هیچگاه شخص بیسواد را روانه جامعه نمى کند و اگر یک دانشگاه غیرانتفاعى هم قصد ارائه چنین آموزشهایى را داشته باشد وزارت علوم تمام شاخصه هاى علمى که منجر به صدور مجوز معتبر مى شوند را نسبت به آن مؤسسه اعمال خواهد کرد. اتخاذ چنین تصمیماتى على القاعده باعث مى شود تا آموزش دانشجویان مطابق با استانداردهاى بالا باشد. درمورد بحث آخر هم که جامعه چه بازخوردى نسبت به پذیرش فارغ التحصیلان رشته هاى مجازى خواهدداشت؛ مطمئناً در ابتدا مراکز شغلى و استخدامى، بین دانش آموختگان دانشگاههاى الکترونیکى و حضورى، شخص دوم را برخواهندگزید اما نکته مهم اینجاست که شخص دارنده مدرک آموزش مجازى بایستى توانایى هاى خود را درمصاحبه و کارعملى به اثبات برساند. چون تنها دراین صورت است که او بر دیگرى ترجیح داده خواهدشد.

باتوجه به اینکه کلاسهاى آموزش مجازى حضورى نیست چگونه چنین توانمندى هایى به دانشجو منتقل خواهدشد؟

این گونه نیست که سواد دانشجو لزوماً در کلاسهاى حضورى رقم بخورد. چون اولاً افرادى بوده اند که براى کسب علم، خود را مدتها در سلولى قرنطینه مى کردند و بسیار موفق هم ظاهر مى شدند. ثانیاً اگر وضعیت فعلى داوطلبان کنکور را درنظر بگیریم درمى یابیم که تعداد محدودى از آنها (حدود ۱۰درصد) درکلاسهاى آمادگى کنکور حاضر مى شوند و ۹۰ درصد دیگر بدون حضور دراین کلاسها با آنها به رقابت مى پردازند و حتى موفق تر هم هستند که مطمئناً این موفقیت از تلاش آنها ناشى شده است. ضمن اینکه در آموزشهاى مجازى، نیازى به حضور دانشجو درکلاس نیست، بلکه این کلاس درس است که وارد محیط زندگى او مى شود و متون آموزشى دراین روش، دقیقاً همان مطالبى است که استاد درکلاس درس حضورى ارائه مى کند. منتها در قالبى بسیار طبقه بندى شده و منظم تر که برروى صفحه مانیتور کامپیوتر دانشجو ظاهرو اشکالات موجود هم از طریق chat و به صورت (online) فورى برطرف مى شود. امتحانات این آموزشها نیز چون ثبت مى شود و درمعرض دید مراجعین به سایت قرارمى گیرد بسیار دقیق تر از امتحانات دوره هاى حضورى است. لذا دانشجو در این روش نه تنها از لحاظ امکانات محتوایى و نرم افزارى، با کمبودى مواجه نیست بلکه مهارتهاى جانبى دیگرى را نیز مى آموزد که کلاس هاى حضورى فاقد آن هستند. پس آنچه مهم است اینکه دانشجو، توانمندى خود را به اثبات برساند ضمن آنکه مهر دانشگاه مجازى روى مدارک دانش آموختگان درج نمى شود.

شما در جایى به بن بست آموزشهاى مجازى در کشور اشاره و دلیل آن را هم نبود زیرساختهاى لازم و مشکلات ناشى از عدم ارتباط رودررو بین استاد و دانشجو ذکر کرده بودید. تا کنون چه تدبیرى براى خروج از این بن بست صورت گرفته است؟

من در آن مقطع اشکالات کار را مطرح کرده بودم و اشاره اى به بن بست این آموزشها نداشتم. براى رفع این اشکالات هم در دانشگاه علم و صنعت اقدام به برگزارى ترکیبى از آموزشهاى مجازى و حضورى شده که موفق هم بوده است. در مورد مزایا و اشکالات آموزشهاى الکترونیکى هم اگر یک تقسیم بندى کامل صورت بگیرد مشاهده مى شود که امتیازات آن بیشتر از نواقص کار است. از آن جمله مى توان به انتقال بسیار سریع دانش ، قابل دسترسى در همه زمانها و مکانها، کاهش هزینه هاى مهاجرت تحصیلى و مسافرتها ، پوشش جمعیتى بیشتر ، عدم مغایرت با اشتغال و مانند آن اشاره کرد و ایرادات آن نیز شامل کمبود زیرساختهاى لازم، فقدان فرهنگ استفاده از آموزشهاى مجازى و کمبود مهارتها و تخصص هاى لازم است. یک بخش هم اشکالات ماهوى است. آموزش چهره به چهره علاوه بر دارا بودن امتیازات خاص ، اثرات متافیزیکى نیز دارد و همان رفتار اختصاصى استاد در این شیوه گاهى مى تواند منشأ تحولات بسیارى باشد که سیستم مجازى فاقد آن است. البته ارتباط بین استاد و دانشجویان درشیوه الکترونیکى به صورت مجازى وجود دارد و دانشجویان حتى در این فضا مى توانند به کار گروهى بپردازند و از طریق گفت وگوى اینترنتى یا شیوه هاى تصویرى و نوشتارى با استاد ارتباط برقرار کنند. گرچه این امکانات به دلیل نبود زیرساخت کافى ، در حال حاضر از کارایى چندانى در کشور ما برخوردار نیست. در مجموع عدم وجود تعاملات ، گفت وشنود و مبادله مطالب درسى به صورت چهره به چهره یکى از ضعف هاى اساسى آموزشهاى مجازى است. البته چندان هم نباید آرمانگرا بود چون رسیدن به تمامى آرزوها حتى در ایده آل ترین موقعیتها هم امکانپذیر نیست.

برخى معتقدند که آموزشهاى مجازى در کشور ما پایه اى نیست و تدریس رشته هایى مانند کامپیوتر و آى تى آن هم در مقطع کارشناسى و کارشناسى ارشد که براى یادگیرى به زمان طولانى و تشکیل کلاسهاى حضورى نیاز است چندان کار مناسبى به نظر نمى رسد. به نظر شما آیا بهتر نبود آموزش هاى مجازى در مقاطع پایین تر اجرا مى شد؟

براى تبیین این موضوع، آموزش و پرورش را مثال مى زنم. در این سیستم، صرف نظر از برخى نارسایى هایى چون چند نوبته بودن مدارس و بعضاً استانداردهاى پایین آموزشى، بیش از ۱۸ میلیون دانش آموز پوشش داده مى شوند و از این تعداد کمتر از ۱۰ درصد به دانشگاه راه پیدا مى کنند. بنابراین براى پوشش بقیه افراد که از راهیابى به دانشگاه باز مانده اند توسعه شیوه هاى مجازى ضرورى است. نکته دیگر این که هرچه ما در مقاطع بالاتر براى توسعه این آموزش ها سرمایه گذارى کنیم آمادگى جانبى داوطلب هم بیشتر است. البته فرض بر این است که شخص داراى مدرک دیپلم، حد اقل هایى از مهارت کار با کامپیوتر را دارا است. کما آنکه در آموزش و پرورش فعالیت هایى در راستاى توسعه آموزش هاى مجازى آغاز شده است. من نفس تدریس این آموزش ها در مقاطع پایین تر را رد نمى کنم ولى چون نیاز افزایش ظرفیت پذیرش در مقاطع دانشگاهى فعلاً بیشتر از سایر مقاطع است بنابراین آموزش هاى مجازى باید در اولویت این مراکز قرار گیرد. نکته دیگر هم این که چون ماهیت آموزش هاى مجازى، ارائه صرف تخصص است و کمتر به مسائل پرورشى توجه دارد بنابراین ممکن است آغاز آن از مدارس باعث ایجاد تنش هایى شود.

شهناز على محمدى - روزنامه ایران

کلاس مجازی

يكشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۸۴، ۱۰:۱۹ ق.ظ | ۰ نظر

کلمات کلیدی

کلاس مجازی، ارتباط از راه دور همزمان، ارتباط از راه دور غیر همزمان، فناوری اطلاعات و ارتباطات، کنفرانس ویدئوی

چکیده مقاله

سعید عربگری - در بخش اول از این مقاله به کلاس های مجازی از زاویه تقسیمات معمول نگریسته شده است. ارتباطات از راه دور همزمان و غیرهمزمان، ملزومات کلاس های مجازی؛ امنیت این کلاس ها، از موضوعات این بخش است. در بخش دوم مقاله به کلاس آموزشی از دیدگاهی پداگوژیک نگاه شده است. در این مقطع به جایگاه کلاس مجازی در فرایند آموزش و توقعات، خواست ها و اهدافی که این نرم افزارها باید بتوانند برآورده کنند. پس از آن در ادامه مقاله اشاره ای نسبتا مفصل به امکانات و قابلیت های کلاس های مجازی برای برآورده سازی نیازمندیهای آموزشی شده است

منبع : www.amoozegar.net

واقعیت هاى آموزش الکترونیکی

سه شنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۸۴، ۰۶:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

افسانه بهرامى - بعد از سال ها تکنولوژى اطلاعات (اینترنت، ماهواره و کامپیوتر) موفق شد در دانشگاه هاى ایران تحت عنوان دانشگاه مجازى راه یابد. هم اکنون دانشگاه هاى کشور ظرفیت پذیرش تمامى متقاضیان را ندارند. برخى از دانشگاه ها از جمله دانشگاه علم و صنعت ایران در جهت افزایش ظرفیت پذیرش دانشجو و برقرارى توازن بین ورودى و ظرفیت دانشگاه در جهت تاسیس دانشگاه مجازى قدم برداشته اند. هرگونه آموزش و تدریسى از این بستر قابل انتقال هستند.

اما با توجه به انواع رشته ها تفاوت هایى در این میان وجود دارند. به نحوى که دروس علوم انسانى و نظرى سازگارى بیشترى با این نوع آموزش داشته در حالى که رشته هاى عملى و کاربردى تر نظیر دروس علوم پزشکى پیچیدگى و دشوارى هاى بیشترى دارد. در حال حاضر فاز عملیاتى دانشگاه علم و صنعت از بهمن ماه سال ۱۳۸۳ شروع شده است. در سه رشته مهندسى IT مهندسى کامپیوتر گرایش نرم افزار و علوم کامپیوتر در مقطع کارشناسى و دو رشته مهندسى IT گرایش ارتباطات ICT و MBA گرایش مدیریت اجرایى در مقطع کارشناسى ارشد دانشجو مى پذیرد.

• روش آموزش

در آموزش مجازى ارتباط میان استاد و دانشجو از طریق کامپیوتر صورت مى گیرد. در این زمینه دکتر غلامى رئیس مرکز آموزش الکترونیکى دانشگاه علم و صنعت مى گوید: «اساس کار ما تعامل مداوم بین استاد و دانشجو است. در این شیوه دانشجو دروس را به صورت off line دریافت کرده و در طول ترم هر زمانى که بخواهد با گذرواژه اى که توسط ما به وى داده مى شود مى تواند وارد کلاس شده و مطالب را دریافت کند و در این راه دانشجویى موفق خواهد شد که همانند کلاس هاى حضورى طى یک برنامه ریزى مرتب از این دروس استفاده کند. البته دانشجو در طول ترم از طریق سیستم مدیریت یادگیرى به نام Learning management system (LMS) به صورت اتوماتیک کنترل شده به نحوى که ورود و خروج دانشجو، پرسش و پاسخ بین دانشجو و استاد کوئیز و امتحان و... توسط سیستم مذکور اداره مى شود. در آموزش مجازى فرد براى درس خواندن محدود نیست و این در حالى است که کلاس هاى رفع اشکال و کوئیز و امتحان در ساعات معینى از هفته به صورت on line برگزار مى شود. این زمان محدود شده توسط دانشگاه مشخص مى شود. قابل ذکر است به دلیل عدم دسترسى به پهناى باند مناسب در تمامى نقاط کشور ارتباط با دانشجو با سرعت مناسب فراهم نمى شود، در اینجا مى توان از سیستم چندرسانه اى (مولتى مدیا) نظیر CD به عنوان پشتیبانى استفاده کرد ولى هنوز در اولویت هاى برنامه ما نیست چرا که داشتن نظم از اصول برنامه کارى دانشجو است، در صورت ارائه CD کنترل وى از دست ما خارج مى شود.»

در حال حاضر در کلاس هاى آموزش مجازى بهترین نحوه ارتباط بین استاد و دانشجو چت گفتارى در نظر گرفته شده و در صورت نیاز به نوشتن با ابزار هایى نظیر digitalizing pad مطالب به مونیتور منتقل شده و از این طریق دانشجو مطالب را دریافت مى کند.

• کلاس هاى حضورى

در این روش آموزش امکان ارائه دروس عملى وجود ندارد نظیر: تربیت بدنى و آزمایشگاه. بنابراین در طول ترم کلاس هاى حضورى نیز در نظر گرفته مى شود که در این کلاس ها افراد مى توانند به رفع اشکالات درسى بپردازند. بنابر اظهارات غلامى در ترم اول ۷۵۰ دانشجو ثبت نام کردند که هشتاد درصد آنها از استان تهران و بقیه در سطح کشور پراکنده بودند. به دلیل پایین بودن سرعت اینترنت در برخى شهرستان هاى خارج از استان تهران توصیه شد افراد خارج از استان تهران ثبت نام نکنند. این دانشجویان مدعى شدند کمبود هایشان را با سخت افزار هاى ADSL و HDSL رفع مى کنند. بنابراین به دلیل حضورى بودن امتحانات پایان ترم امسال براى دانشجویان شهرستانى امتحانات در پنج حوزه اصفهان، تبریز، مشهد، اهواز و تهران به طور همزمان برگزار شد.

• مشکلات کلاس هاى حضورى

براى درک بیشتر تعامل حضورى استاد و دانشجو دانشگاه علم و صنعت درصدد است کلاس هاى حضورى بیشترى برگزار کند. این مسئله براى دانشجویان شهرستانى خالى از اشکال نیست. در این راستا دانشگاه درصدد است تسهیلاتى از جمله خوابگاه، بلیت هاى رفت و برگشت وسایل نقلیه و... را فراهم کند.

• شبکه فیبر نورى

شبکه فیبر نورى ستون فقرات داده ها است. این شبکه نسبت به شبکه مسى و ماهواره اى سرعت بیشترى دارد. در حال حاضر کشور ما از طریق ماهواره اطلاعات اینترنتى را دریافت مى کند و در صورت مشکلات تحریمى و... احداث چنین شبکه اى مى تواند حداقل ارتباط اینترنت داخلى کشور را برقرار سازد. این شبکه هم اکنون با مسافت پنجاه و چهار هزار کیلومتر توسط وزارت ICT افتتاح شده است.

• کتابخانه

غلامى درباره کتابخانه مجازى دانشگاه مى گوید: «دانشگاه علم و صنعت امکانات کتابخانه مجازى را فراهم کرده است. این کتابخانه شامل پانزده هزار کتاب الکترونیکى و پایان نامه هاى دوره هاى تحصیلات تکمیلى است. البته کتابخانه مجازى ما مثل آموزش مجازى ما نوپا بوده و خالى از اشکال نیست.»

• کنفرانس

از لحاظ تئورى برگزارى کنفرانس مجازى امکان پذیر است ولى در رأس کار آموزش مجازى کشور ما نیست. غلامى مى گوید: «برگزارى کنفرانس به یک کلاس receive _ send نیاز دارد که دانشجویان در آنجا حضور مجازى یافته، ضمن اینکه استاد نیز در همان کلاس حضور دارد تا به صورت on line مطلبى به صورت کنفرانس ارائه شده و یا سئوالات مطرح شود. امکان تمرکز دانشجویان در مناطقى غیر از تهران براى ما مقدور نیست. بنابراین در حال حاضر کلاس هاى ویدئوکنفرانس جزء برنامه هاى ما نیست.»

• جذب افراد در بازار کار

در دانشگاه مجازى دانشجویان پس از فارغ التحصیلى مدرک رسمى دانشگاه علم و صنعت را دریافت مى کنند که مورد تائید وزارت علوم است و به استناد این مدرک ادامه تحصیل براى دانشجو منعى ندارد. اما این افراد در بازار کار چه جایگاهى خواهند داشت؟

غلامى در این باره توضیح مى دهد: «مجوز تاسیس دانشگاه مجازى از شوراى گسترش آموزش عالى کشور گرفته شده است. ما براى آموزش از تکنولوژى هاى در اختیار دستگاه هاى دولتى و غیردولتى استفاده کردیم. بنابراین سطح علمى دانشگاه پایین نیست. اما جذب یا عدم جذب این افراد توسط ارگان هاى مختلف دست ما نیست. این نحوه آموزش مهارت هایى را به دانشجو مى دهد که پس از فارغ التحصیلى مى توانند کارآفرینى کنند. منجمله افراد با اینترنت، IT آشنایى زیادى پیدا کرده در برخى از مهارت هاى کامپیوترى نظیر ICDL تسلط زیادى پیدا مى کنند. این افراد بالقوه مهارت هاى جانبى بیشترى دارند که باید از لحاظ استخدام شدن در اولویت قرار بگیرند ولى دستگاه هاى مختلف به جهت نوپایى این رشته ممکن است این رویکرد را قبول نداشته باشند.»

• هزینه هاى اجرایى

راه اندازى این مجموعه براى دانشگاه مذکور حدود سیصد و پنجاه میلیون تومان هزینه دربرداشته است، بخشى از این هزینه ها صرف موارد زیر شده است: تهیه محتواى درسى (تولید محتواى هر درس بسته به تعداد واحدهاى ارائه اى حدود بیست میلیون تومان هزینه داشته است)، استخدام استادان مجرب، امکانات و فضاى آموزشى، اجاره سیستم LMS (خرید این سیستم هزینه اى بالغ بر یک میلیون دلار را دربرمى گیرد.) و...

• هزینه تحصیل دانشجو

در حال حاضر دانشجوها براى ورود به دانشگاه مجازى موظفند پانصدهزار تومان پرداخت کنند. پذیرش دانشجو براساس معدل پیش دانشگاهى صورت مى گیرد. در ترم اول چهارده واحد ارائه مى شود که مرحله دانش پذیرى نامیده مى شود. در پایان این ترم شرط قبولى کسب معدل سیزده است و یا در صورت احتساب نمره زیر ده در یک درس معدل چهارده مورد قبول است.

این افراد در صورت عدم موفقیت نخواهند توانست ادامه تحصیل دهند. با این سئوال روبه رو هستیم که هدف دانشگاه مجازى همگانى شدن آموزش عالى در کشور و افزایش ظرفیت پذیرش دانشجوها در دانشگاه ها است در حالى که هزینه دریافتى از دانشجوها با این اصل مغایرت دارد. چرا که مخارج تحصیلى در آموزش مجازى از هزینه دریافتى دانشگاه هایى نظیر دانشگاه آزاد نیز بیشتر است.

غلامى در این زمینه تشریح کرد: «تاکنون پیاده کردن چنین روش آموزشى هزینه زیادى براى دانشگاه دربرداشته است. از طرفى به ظاهر هزینه دریافتى این دانشگاه از دانشگاه هایى نظیر دانشگاه آزاد اسلامى بیشتر است اما با احتساب هزینه هاى رفت و آمد، محل اقامت و غذا و... در چنین دانشگاه هایى به رقمى بالاتر از رقم دریافتى در آموزش مجازى مى رسیم. همچنین گرچه افراد در ترم اول با پرداخت ۵۰۰ هزار تومان ریسک مى کنند اما ریسک ما بیشتر است چرا که با رد شدن این افراد ما با دانشجویان کمترى این دوره را ادامه مى دهیم در نتیجه دانشگاه به دنبال درآمدزایى نیست.»

• مزایا

۱- عدم محدودیت پذیرش دانشجو در سطح دانشگاه ها

۲- کاهش هزینه هاى رفت و آمد و مسافرت هاى درون و خارج شهرى

۳- عدم محدودیت سنى

۴- تعلق معافیت تحصیلى به پسران بعد از گذراندن ترم دانش پذیرى

۵- نداشتن محدودیت زمانى و مکانى براى گرفتن مطالب درسى

۶- امکان ادامه تحصیل براى شاغلین بدون ایجاد تداخلاتى در این زمینه

۷- و...

• معایب

۱- محدودیت زمانى براى رفع اشکال دانشجوها

۲- عدم برگزارى کنفرانس هاى مجازى

۳- نبود رقابت درسى بین دانشجویان

۴- برخى مشکلات اجرایى

منبع:شرق

دانشگاه الکترونیکی

پنجشنبه, ۹ تیر ۱۳۸۴، ۱۱:۰۷ ق.ظ | ۲۸ نظر

فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۲۷ ق.ظ | ۲ نظر

1- چالش‌ها و ضرورت‌ها

تکفا - عبدالحسین نفیسی1-1- همه چیز تغییر کرده است، جز آموزش و پرورش . در جهان امروز، مهارت‌هایی که دانش و اطلاعات را با کارایی به خدمات و کالاهای نو و ابتکاری تبدیل می‌کنند، معرف اقتصادهای موفق مبتنی بر دانش به شمار می‌آیند. از آن‌جا که دانش و اطلاعات به سکه‌ای رایج برای دست‌یابی به بهره‌وری، رقابت‌پذیری و ثروت و رفاه تبدیل شده است. کشورها نیز برای توسعه‌ی سرمایه انسانی اولویت بالاتری قایل شده‌اند. به این ترتیب در سرتاسر جهان، دولت‌ها بر روی راهبردهایی به منظور افزایش دست‌رسی به آموزش با کیفیت بهتر متمرکز شده‌اند. تصمیم‌گیران و سیاست‌گذاران نیز در پی یافتن پاسخی برای پرسش‌های کلیدی و چالش‌انگیزی برآمده‌اند: تعریف آموزش و پرورش با کیفیت در اقتصاد جهانی امروز که بر دانش و اطلاعات بنا شده چیست؟ آیا آموزش و پرورش با دنیایی که شتابان در حال تغییر است، هم‌گام پیش می‌رود؟ آیا می‌توان الگویی مناسب برای اصلاحات یافت که قابل اقتباس باشد؟

مشکل آن است که اگر جهان امروز را با دنیای صد سال پیش مقایسه کنیم، با پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای در علوم، بازرگانی، خدمات پزشکی، ارتباطات و زمینه‌های بی‌شمار دیگر روبه‌رو می‌شویم. اما چون به مدرسه، در هر کجای دنیا سر بزنیم، با شگفتی بین کلاس درس صد سال پیش با امروز تفاوتی احساس نمی‌کنیم: دانش‌آموزان در ردیف‌های پشت سر هم نشسته، مداد و کاغذ در دست، هر چه معلم پای تخته سیاه می‌گوید و می‌نویسد با شتاب یادداشت می‌کنند که آنها را به حافظه سپرده و در زمان امتحان به سرعت پس دهند. در حالی که به واسطه پیشرفت علوم و فنون بسیاری از امور تغییر کرده است، اما کم یا بیش آموزش و پرورش و شیوه‌ی یادگیری دانش‌آموزان و تدریس معلمان همان طور دست نخورده باقی مانده است.

در کشور ما نیز اکنون به تدریج الزام‌های عصر دانش و اطلاعات و ضرورت هم‌گام شدن با تحولات و دستاوردهای فناوری و علوم بشری احساس شده است، که شاهد آن تصمیم‌های اخیر دولت در زمینه‌ی سرمایه‌گذاری برای گسترش پرشتاب فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور است. همچنین آموزش و پرورش برای یافتن پاسخی شایسته به نوع پرسش‌هایی که در بالا به آن اشاره شد در صدد تدوین منشوری برای هدایت امر اصلاحات در آموزش و پرورش کشور برآمده است که تأکید بر کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات از ارکان آن به شمار می‌رود.
2-1- مهارت‌های جدید در عصر دانش و اطلاعات

امروزه اهمیت آموزش و پرورشی که متناسب با نیازهای فرد و جامعه باشد، بیش از همیشه احساس می‌شود، زیرا دنیایی که با شبکه‌های اطلاعاتی به هم پیوند خورده است، متقاضی نیروی کاری است که بفهمد چگونه از فناوری به عنوان ابزاری برای افزایش بهره‌وری و خلاقیت استفاده کند. چنین مهارتی، مهارت «استدلال کردن بر مبنای اطلاعات» است. فرآیندی که در آن منابع معتبر شناسایی شده، دسترسی به آن به طور مؤثر فراهم آمده، اطلاعات به شکل کامل درک و هضم شده و به دیگران انتقال داده می‌شود. افزون بر آن کارفرمایان از کارگران انتظار دارند از مهارت‌های همکاری و تشریک مساعی، کار در گروه و تبادل اطلاعات در شبکه‌ی جهانی، یعنی تحلیل مسأله از دیدگاه چندرشته‌ای برخوردار باشند. از آنجا که این شبکه‌ها بین‌المللی هستند، کارفرمایان در جستجوی افرادی برمی‌آیند که ظرفیت تعامل مؤثر با کسانی را دارا باشند که دارای فرهنگ و زبان متفاوتی هستند. و بالاخره، کارگران عصر دانش باید منعطف بوده و قادر باشند به همان سرعتی که محیط‌های پویای کار تغییر می‌کند، به مؤثرترین شکل بیاموزند. ناگزیر کارگران چگونه آموختن را باید فراگیرند.
3-1- موانع کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش ایران

الف- موانع درون نظام آموزشی

- آموزش و پرورش، به رغم تلاش‌های صورت گرفته، در حیطه‌های برنامه‌ریزی تفصیلی آموزشی و درسی و نیز در حیطه‌های اجرایی و اداری، نظام متمرکزی است. این تمرکز، برنامه‌ی درسی یکسان و بدون انعطافی را، از لحاظ محتوا، شیوه‌های آموزش و تدریس و نوع ارزش‌یابی برای هر موضوع درسی، برای کلیه‌ی دانش‌آموزان، اعم از شهری، روستایی و عشایری؛ با هر نوع استعداد، علاقه و خاستگاه اقتصادی و اجتماعی، از هر جنس، نژاد، زبان و فرهنگ و ... تجویز می‌کند. این تمرکز در کتاب درسی واحد و آیین‌نامه‌ی آموزشی یکسان تجلی می‌کند. در چنین نظامی عملاً هیچ‌گونه نوآوری و ابتکار چشم‌گیر و مؤثری امکان نهادینه‌شدن نمی‌یابد، زیرا هر اقدامی باید از بالا تصمیم‌گیری شده و به طور سراسری به اجرا گذاشته شود، اما بدنه‌ی اجرایی با هر چه از بالا بیاید به صورت یک دستور اداری و از سر رفع تکلیف برخورد می‌کند و به مجرد برخورد با یک مانع پیش‌بینی نشده، اجرای دستور را متوقف می‌کند. در این شرایط کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش تنها در سطح حداقل، مثلاً به صورت یک موضوع درسی، امکان‌پذیر خواهد شد. افزون بر آن، به واسطه‌ی این تمرکز، توان برنامه‌ریزی درسی و رهبری فرآیند یادگیری، که از مهارت‌های اصلی در کاربرد فناوری در آموزش به شما می‌رود، در معلمان رشد نیافته است. علاوه بر تمرکز، دولتی بودن کلیه‌ی فعالیت‌های تهیه و تولید مواد و نرم‌افزارهای آموزشی مانع رشد و بالندگی بخش خصوصی در این زمینه شده است و حال آنکه شرط موفقیت برنامه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش مشارکت فعال بخش خصوصی است.

- نیروی انسانی در آموزش و پرورش از نظر کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش با دو نارسای عمده روبه‌رو است: 1- پرورش نیافتن تفکر منطقی، خلاقیت ذهنی، روحیه‌ی جستجوگری و مهارت مدیریت فرایند یادگیری ناشی از نارسایی‌های برنامه‌های تربیت معلم و مساعدنبودن شرایط محیط کار برای بروز و شکوفایی هر نوع خلاقیت در معلمان و 2- ضعف قابل توجه انگیزه ناشی از علاقه‌مند نبودن به حرفه معلمی یا توان لازم را برای ایفای این نقش نداشتن، جو مدیریت آمرانه و غیرمشارکتی حاکم بر روابط اداری، کمی حقوق و دستمزد، احساس وجود تبعیض بین کارکنان دولت با معلمان و بالاخره منزلت نداشتن حرفه‌ی معلمی. با توجه به نقش کلیدی معلمان و مدیران میانی در موفقیت برنامه‌های کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش، در طراحی برنامه‌های کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش برای رفع یا تقلیل این محدودیت‌ها باید چاره‌ی ویژه‌ای اندیشیده شود.

- نامناسب بودن فضای کالبدی آموزشگاه‌ها به ویژه در موارد زیر: 1- در نقاط روستایی، احتمال فقدان جریان برق و ارتباط تلفنی مطمئن و مؤثر، تعداد کم دانش‌آموز و چند پایه بودن کلاس‌ها، فقر عمومی و عدم امکان دسترسی خانواده‌ها به تسهیلات لازم برای بهره بردن از فناوری اطلاعات، 2- مسایل خاص مدارس عشایری، 3- به طور کلی نامناسب بودن طراحی مدارس (نقشه‌های تیپ) از لحاظ استقرار تسهیلات فناوری اطلاعات در مدرسه.
ب- موانع محیطی

- همراه شدن پدیده‌ی مدرک‌گرایی که از فرهنگ دولتی بودن بازار کار ایران و استفاده‌ی ممتد از درآمدهای ناشی از فروش نفت خام حاصل شده است، با مسأله‌ی غامض آزمون سراسری دانشگاه (اعم از دولتی و غیردولتی) سبب شده است در آموزش و پرورش ایران چهار اصل یادگیری: یادگیری چگونه آموختن، یادگیری با دیگران زیستن، یادگیری برای به کاربردن و یادگیری برای بهتر زیستن تبدیل به یک اصل مادر شود: یادگیری برای کسب نمره‌ی مناسب جهت به دست آوردن مدرک تحصیلی بالاتر. تحمیل شدن این فرهنگ به مدارس سبب شده است که فقط جنبه‌هایی از یادگیری که فرد را به این هدف می‌رساند مورد توجه قرار گیرد و دانش‌آموز، معلم، مدیریت مدرسه و آموزش و پرورش، والدین و به طور کلی جامعه از توجه به انواع دیگر یادگیری که به کار زندگی شاد و مفید در جامعه‌ی مدنی پویا و دایماً در حال تغییر خواهد آمد، با آگاهی غفلت کنند. برای چنین نوع یادگیری، چندان نیازی به کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات نخواهد بود.

- در دانشگاه‌های کشور در زمینه‌ی تخصص‌های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، به ویژه تهیه‌ی محتوای آموزشی مناسب و نرم‌افزارهای لازم فعالیت آموزشی قابل توجهی صورت نمی‌گیرد. همچنین توان تحقیقاتی کشور در این زمینه بسیار اندک و سازمان‌نایافته است. وجود این نارسایی‌ها سبب می‌شود توان طراحی برنامه‌های مناسب برای کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش، تربیت نیروی فنی برای اجرای برنامه‌ها و نظارت و ارزش‌یابی از برنامه‌ها با کندی، در فضای غیررقابتی و با کیفیت ضعیفی صورت پذیرد.

- محدودیت‌های ناشی از متفاوت بودن زبان نرم‌افزارهای رایانه‌ای آموزشی موجود در دنیا با زبان فارسی و نیز محدودیتی که به همین سبب دانش‌آموزان در تعامل با دنیای خارج از طریق اینترنت با آن روبه‌رو می‌شوند، کوشش مضاعفی را از جانب طراحان ایرانی نرم‌افزارهای رایانه‌ای آموزشی طلب خواهد کرد.

- ناکارآمدی شبکه و تجهیزات مخابراتی کشور در تأمین ارتباط آسان، ارزان، مطمئن و ایمن از یک سو و فقدان قوانین مناسب برای دفاع از حقوق مادی و معنوی پدیدآورندگان نرم‌افزارهای آموزشی از سوی دیگر از جمله موانعی به شمار می‌رود که به ویژه مانع گسترش فعالیت فرهنگیان علاقه‌مند و بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری در این زمینه می‌شود.

- مسأله‌ی تأمین منابع مالی در آموزش و پرورش و کسری بودجه مزمن این بخش در یک دهه‌ی گذشته از جمله موانع پیش روی کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش است. زیرا این برنامه در آغاز نیازمند سرمایه‌گذاری قابل توجه برای تجهیز مدارس، استقرار شبکه‌ها، طراحی، تدوین و تولید محتوای برنامه‌ها و نرم‌افزارهای لازم می‌باشد.
4-1- فناوری اطلاعات استعداد انجام چه کارهایی را در آموزش و پرورش داراست؟

الف- کاهش محدودیت‌های یادگیری و تقویت برابری فرصت‌ها

- امکان تسهیل دست‌یابی همگان به فرصت‌های یادگیری با کیفیت خوب و به بهای مناسب.

- امکان از میان برداشته شدن محدودیت‌های ناشی از زمان یادگیری (زمان یادگیری در طول شبانه‌روز با در همه‌ی اوقات سال)، طول یادگیری (طول دوره‌ی تحصیلی، طول یا روز یا سال تحصیلی و ...)، مکان یادگیری (یادگیری مؤثر و سازمان‌یافته در هر جا می‌تواند صورت پذیرد) و فاصله میان فراگیر و منابع یادگیری از جمله معلم.

- امکان از میان برداشته شدن محدودیت‌های ناشی از جنس، نژاد، قومیت، موقعیت اقتصادی - اجتماعی فراگیر، که هر یک از آنها می‌تواند در فرایند یاددهی - یادگیری اختلال ایجاد کند.

- امکان از میان برداشته شدن قسمتی از محدودیت‌های ناشی از معلولیت‌های جسمی و ذهنی در فرایند یادگیری.

- در نتیجه به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات، امکان ارایه‌ی آموزش فراگیر - محور در طول حیات فرد، با هزینه‌ی کمتر، سرعت بیشتر و کیفیت مطلوب‌تر متناسب با نیازها و توانایی‌های فرد و پاسخ‌گوی سیاست‌ها و راهبردهای نظام فراهم می‌گردد.
ب- تربیت نیروی انسانی متناسب با عصر دانش و اطلاعات

- تربیت منابع انسانی مورد نیاز عصر دانش و اطلاعات با توانایی تفکر منطقی، خلاقیت ذهنی برای به کارگیری فناوری اطلاعات در جهت حل مسایل پیش رو.
پ- بالابردن کارایی و بهره‌وری در آموزش و پرورش

- خودکارکردن نظام‌های اداری و اجرایی آموزش و پرورش.

- امکان تقویت تمرکززدایی و اعتلای مشارکت مردم، اولیا، دانش‌آموزان، معلمان و کارفرمایان در سیاست‌گذاری، اجرا و نظارت و ارزش‌یابی از فعالیت‌های آموزشی.

- تقویت سیستم تصمیم‌گیری و مدیریت مبتنی بر اطلاعات، از طریق نظارت متمرکز و اجرای غیرمتمرکز.

- امکان ایجاد مدارس و سایر نهادهای آموزشی و فرهنگی مجازی (مانند موزه‌ها، کتابخانه‌ها، آزمایشگاه‌ها و کارگاه‌های مجازی).

- امکان کاهش هزینه‌ی دست‌یابی به اطلاعات نادر و پرهزینه‌ی مورد نیاز در آموزش‌های تخصصی و در پژوهش‌ها.
2- دیدگاه آرمانی (چشم‌انداز بلندمدت) - هدف‌ها (مأموریت‌ها)

1-2- دیدگاه آرمانی (چشم‌انداز بلندمدت)

با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در جامعه و در نظام آموزش و پرورش محیط یادگیری - یاددهی فراهم خواهد شد که در آن کلیه‌ی دانش‌آموزان با خلاقیت ذهنی و تفکر منطقی توانایی به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات را به منظور کسب دانش و پرورش مهارت‌های مورد نیاز برای رسیدن به آرمان‌های شخصی، تحقق هدف‌های آموزش و پرورش و مشارکت فعال در جامعه‌ی مبتنی بر دانش و اطلاعات داشته باشند.
2-2- هدف‌ها (مأموریت‌ها)

برای تحقق دیدگاه آرمانی (چشم‌انداز بلندمدت) با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات هدف‌های (مأموریت‌ها) زیر دنبال می‌شود:

- در چارچوب «منشور اصلاحات آموزش و پرورش» کوشش در جهت ارتقای کیفیت یادگیری، اعطای مسئولیت یادگیری به خود دانش‌آموز و برقراری نظام منسجم و هماهنگ و جامع برای ارایه‌ی خدمات آموزشی به دانش‌آموز، متناسب با نیازهای او در هر زمان و هر مکان که آن را طلب کند.

- تربیت منابع انسانی مورد نیاز عصر دانش و اطلاعات دارای توانایی تفکر منطقی، خلاقیت ذهنی، و دانش، نگرش و مهارت‌های لازم برای مشارکت فعال در اجتماع.

- از میان برداشتن محدودیت‌های ناشی از جنس، نژاد، قومیت، موقعیت اجتماعی - اقتصادی و همچنین محدودیت‌های ناشی از معلولیت‌های جسمی و ذهنی دانش‌آموزان در فرایند یاددهی و یادگیری.

- ارتقای بهره‌وری و اثربخشی منابع از طریق تقویت نظام تصمیم‌گیری و مدیریت مبتنی بر اطلاعات، خودکارسازی نظام‌های اداری و اجرایی و برقراری نظام نظارت متمرکز و اجرای غیرمتمرکز در آموزش و پرورش.
3- سیاست‌ها و اصولی که برای رسیدن به هدف‌ها باید رعایت شود

الف- جنبه‌های کلی

- مطالعات مختلف در کشورهای توسعه‌یافته و در حال توسعه نشان داده است که موفقیت در متحول کردن نظام آموزش و پرورش به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات مستلزم همراه شدن چهار نوع امکانات به شرح زیر است:

1- رایانه‌های مستقر در مدرسه و خانه‌ی دانش‌آموز که به شبکه‌های جهانی متصل شده و در سراسر کشور گسترده باشد.

2- معلمانی که برای کار با رایانه و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در فرایند یاددهی - یادگیری تربیت شده و از انگیزه و شوق بالایی برخوردار باشند.

3- محتوای برنامه‌هایی که در شبکه‌ها در دسترس دانش‌آموزان و معلمان قرار می‌گیرد با هدف‌های آموزشی سازگار بوده و از نظر یاددهی و یادگیری کارا و مؤثر باشند.

4- محیط اداری و فرهنگ حاکم بر آموزش و پرورش مناسب و موافق با تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن در آموزش و پرورش باشد.
پیام کلی که از این جمع‌بندی حاصل می‌شود آن است که در ایران لازم است به برنامه‌ریزی کلان، منسجم و همه‌جانبه برای فناوری اطلاعات و ارتباطات تأکید داشت و در قالب آن با مرحله‌بندی عملیات، متناسب با امکانات مالی و توان تجهیز نیروی انسانی و تهیه‌ی محتوای برنامه‌ها به گسترش آنها اقدام کرد. شروع برنامه باید از دشوارترین و زمان‌برترین بخش کار که تهیه‌ی بستر قانونی و نهادسازی برای تهیه‌ی محتوا و ایجاد انگیزه و اشتیاق در معلمان و مدیران میانی است آغاز شود و سرمایه‌گذاری سنگین برای تجهیزات و تأسیسات شبکه به تناسب پیشرفت در زمینه‌های نرم‌افزاری صورت پذیرد.

- طراحی و تدوین برنامه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش لازم است با ارزش‌یابی علمی و دقیق از طرح‌ها و برنامه‌های مختلفی که به صورت پراکنده در این زمینه در آموزش و پرورش در سراسر کشور صورت گرفته آغاز شود. از جمله‌ی این برنامه‌ها که بیش از 13 سال برای آن سرمایه‌گذاری مدیریتی، مالی و انسانی صورت گرفته است «طرح جامع انفورماتیک آموزش و پرورش» و شبکه گسترده‌ی کارگزاران آن در استان‌ها و مناطق است. همچنین از تجربه «شبکه رشد» و سایر فعالیت‌های در دست تجربه سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی و نهادهای پژوهشی - آموزشی خصوصی و نیز تجربه‌های مدارس دولتی و غیردولتی پراکنده در سراسر کشور در این زمینه استفاده به عمل آید. در این زمینه توجه به دو پیشنهاد مشخص زیر برای بهبود اثربخشی طرح جامع انفورماتیک در آموزش و پرورش درخور تأمل است:

1- تدوین الگوی «برنامه‌ریزی و بودجه‌بندی منطقه آموزش و پرورش» که در آن با به کارگیری یافته‌های حاصل از سیستم‌های عملیاتی طرح مزبور در سطح مناطق آموزش و پرورش بتوان میزان منابع تخصیص‌یافته به منطقه و مدرسه را عامل و انگیزه‌ای برای کسب بالاترین عملکرد آموزشی ممکن قرار داد. منظور از عملکرد آموزشی، ترکیب دستاوردهای پوشش تحصیلی و کیفیت یادگیری است که شاخص آن از ترکیب تعداد دانش‌آموزان تحت پوشش، ضرایب معرف کیفیت آموزش (مثلاً نتایج آزمون استاندارد)، ضرایب معرف کارایی (مثلاً نرخ اتلاف یا نرخ‌های گذر و ارتقا) و ضرایب معرف شرایط محیطی (مثلاً ضریب محرومیت منطقه) به دست می‌آید. از این طریق آموزش و پرورش می‌تواند به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات از یک سو، به طور مؤثر انگیزه‌ی لازم را در مدیران مدارس و مناطق برای کاربرد شیوه‌ی مدیریت مبتنی بر اطلاعات فراهم آورد و از سوی دیگر، با استفاده از داده‌های علمی و مطمئن، اطمینان خاطر نسبی تصمیم‌گیران و نظارت‌کنندگان سطوح عالی‌تر نظام را در مورد مصرف بهینه‌ی منابع جلب کند.

2- برای حصول اطمینان از اثربخش بودن سرمایه‌گذاری در فناوری اطلاعات و ارتباطات لازم است که از یک سو، در نظام آموزش و پرورش هدف‌های شناختی، نگرش‌ها و مهارت‌ها به صورت استاندارد و قابل اندازه‌گیری برای هر نوع و سطح آموزش تعریف شود و از سوی دیگر ابزارهای سنجش و اندازه‌گیری آنها تدوین و بهنجار گردد. در این زمینه تجربه‌های ایران در زمینه شرکت در آزمون بین‌المللی علوم و ریاضیات (TIMMS) و آزمون‌های PIRLS و ABC و همچنین پژوهش‌های انجام شده در داخل کشور در زمینه استانداردکردن پاره‌ای از ابزارهای سنجش پیشرفت تحصیلی می‌تواند برای تدوین چنین ابزارهایی به کار آید. با این کار می‌توان مجموعه فعالیت‌هایی را که برای کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در بهبود یادگیری - یاددهی در آموزش و پرورش صورت می‌گیرد در ارتباط با یافته‌های مجموع عملیات مندرج در طرح جامع انفورماتیک قرار داد و سیاست‌گذاری‌های اجرایی و اداری را با در نظرگرفتن عوامل و عملکردهای محتوایی و کیفی یادگیری و یاددهی تعدیل و تصحیح کرد.

- برای آماده‌سازی محیط اداری و اصلاح فرهنگ حاکم بر آن متناسب با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، تکیه‌ی اصلی باید بر بهبود و تقویت مدیریت علمی در آموزش و پرورش باشد. شیوه‌های این مهم باید نهادینه شده و تائید عموم کارکنان به ویژه معلمان نسبت به آن کسب شود. در این زمینه نظام مدیریت مبنی بر اطلاعات می‌تواند برنامه شناخت و پرورش مدیران شایسته را پشتیبانی و تقویت کند.

- وزارت آموزش و پرورش باید تمهیدات لازم را برای ایجاد شبکه‌ی ارتباطی و زیرساخت‌های مخابراتی که با هزینه‌ی کم، سرعت بالا، کارایی زیاد و با ایمنی در دسترس دانش‌آموزان، خانواده‌ها، کلیه‌ی علاقمندان آموزش مداوم، معلمان، مدیران و نیز تمامی مدارس و ادارات آموزش و پرورش قرار داشته باشد، به عمل آورد.

- لازم است کوشش شود بودجه مربوط به کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، برای مصون ماندن از آسیب‌های ناشی از کسری بودجه مزمن وزارت آموزش و پرورش در سال‌های اخیر، همواره به صورت ردیف مستقلی در قانون‌های بودجه کل کشور و برنامه‌های توسعه در نظر گرفته شود. در توسعه فعالیت‌های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات ارتباطات نیز باید کاملاً انضباط بودجه‌ای رعایت شود و از بلندپروازی‌های متداول در بخش دولتی که با بودجه‌ای اندک تعهدات سنگینی ایجاد می‌کند و بر حجم طرح‌های در دست اجرا و خاتمه‌ناپذیر می‌افزاید، احتراز گردد.
ب- سازماندهی و تقسیم کار

- برای شکستن تمرکز و انحصار بخش دولتی در امور مرتبط با تهیه‌ی محتوا و نرم‌افزارهای آموزشی لازم است اقدامات زیر دنبال شود:

1- متمرکز کردن تدریجی فعالیت وزارت آموزش و پرورش بر مقوله‌ی برنامه‌ریزی درسی و سیاست‌های کلان آن و مشارکت دادن نیروهای علاقه‌مند در سراسر کشور در تهیه‌ی محتوای برنامه‌ها و تهیه‌ی نرم‌افزارهای لازم برای رسیدن به هدف‌ها و سیاست‌های مصوب. به این ترتیب امکان ایجاد یک سازمان کوچک ولی برخوردار ای توان علمی بالا در امر پژوهش، برنامه‌ریزی، نظارت و ارزش‌یابی در وزارت آموزش و پرورش فراهم می‌آید.

2- حمایت از بخش خصوصی برای ایجاد بازار رقابتی نرم‌افزارهای مناسب و ارزان آموزشی، ارایه‌ی خدمات فناوری اطلاعات و ارتباطات و عرضه، نصب و نگهداری سخت‌افزارها و زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش. این کار مستلزم حمایت‌های فنی و قانونی دولت و تسهیلات مالی و بانکی است.

3- اصلاح قوانین و مقررات موجود و تدوین و تصویب قوانین جدید به منظور: حمایت از حقوق مبتکران و تهیه‌کنندگان نرم‌افزارهای آموزشی، حفظ حریم خصوصی افراد از دسترسی افراد غیرمجاز به اطلاعات شخصی، ایمنی و سلامت پایگاه‌ها و شبکه‌های ارتباطی، برقراری امکان جایگزینی اسناد کاغذی با اسناد الکترونیکی و حذف امضای حضوری و ... .

- به دلیل وابسته نبودن یادگیری و یاددهی به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات به زمان و مکان خاص، می‌توان با بهره‌گیری از نرم‌افزارهای آموزشی وزارت آموزش و پرورش اجرای برنامه‌های آموزش مادام‌العمر، به ویژه با تجدید نظر در مأموریت سازمان نهضت سوادآموزی و ارایه‌ی آموزش‌های ضمن خدمت در زمینه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات به شاغلان سایر بخش‌های اجتماعی و اقتصادی با همکاری سایر وزارت‌خانه‌های مسئول و ارایه‌ی آموزش‌های مناسب برای اوقات فراغت و دوران بازنشستگی و کهن‌سالی را با صرفه‌جویی قابل ملاحظه‌ای بهبود بخشید.

- در الگوی توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستا، مدرسه روستایی می‌تواند (و باید) نقش محوری را بر عهده گیرد. امکانات رایانه‌ای و پایگاه و شبکه اینترنتی مدرسه روستا به کمک دانش‌آموزان و معلمان مدرسه می‌تواند به عنوان پایگاه اطلاعات جمعیتی و بهداشتی، جغرافیایی، آموزشی، مشاهیر فرهنگی و تاریخی، اقتصادی، تغییرات جوی، مقوله‌های فرهنگی و سنن و آداب بومی، زبان و گویش محلی و نیز به عنوان دریچه‌ی ارایه‌ی نیازها و درخواست‌ها و اعلام اولویت‌های روستا به کار گرفته شود. با این کار از دوباره‌کاری و ایجاد تسهیلات مکرر برای دستگاه‌های مختلف دولتی مستقر در روستا پرهیز شده و ضمن بهره‌برداری بهینه از امکانات فناوری اطلاعات و ارتباطات مدرسه و صرفه‌جویی در هزینه‌های دولت، به مدرسه نیز نقش اصلی آن به عنوان عامل و موتور توسعه در روستا بازگردانده شود. این نکته لازم است تا در سطح تصمیم‌گیری کلان دولت درباره‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات (مثلاً شورای عالی فناوری اطلاعات و ارتباطات) مطرح شده و قبل از آن که وزارت‌خانه‌های دیگر برای سرمایه‌گذاری در این زمینه برای روستا دست به اقدامات وسیعی بزنند، تکلیف آن روشن شود.
پ- تربیت نیروی انسانی

در زمینه تربیت نیروی انسانی، رعایت سیاست‌ها و نکات زیر ضروری است:

- آماده کردن معلمان برای کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش با توجه به کثرت افراد مشمول و فشردگی زمان نیازمند سازماندهی ویژه‌ای است که تشکیلات اداری و اجرایی موجود توان انجام آن را ندارد. استفاده از امکانات فناوری اطلاعات و ارتباطات برای اجرای آموزش ضمن خدمت معلمان و سرمایه‌گذاری برای تهیه‌ی محتوای جذاب و مؤثر آموزشی می‌تواند تا حدودی ضعف تشکیلات اجرایی را جبران کند.

- ایجاد انگیزه در معلمان، به ویژه با اصلاح شیوه‌های مدیریت مبتنی بر اطلاعات و ایجاد بستر مساعد برای مشارکت آنان در تصمیم‌سازی‌ها و در تهیه‌ی محتوای دروس لازمه گسترش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش است. به توان معلمان در نقاط دورافتاده‌ی کشور برای ایجاد نوآوری و ابتکار باید اعتماد گرد و آن را نادیده نباید گرفت. نتایج حاصل از تجربه حمایت‌نشده «معلم پژوهنده» مؤید این نکته است.

- برای تربیت نیروی انسانی متخصص در سطوح مختلف: مربیان تدریس دروس فناوری اطلاعات و ارتباطات در دوره‌های مختلف، کارشناسان راهبری زیرساخت‌ها و شبکه‌ها در مدارس، محققان و تهیه‌کنندگان محتوای دیجیتالی برای استفاده در کلاس‌های درس و پایگاه‌ها و شبکه‌های آموزشی با کمک دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی باید اقدام شود.

- در پرورش نیروی انسانی متخصص کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش باید اولویت به تربیت طراحان نرم‌افزاری رایانه‌ای درباره‌ی عموم موضوعات درسی و نیز تربیت برنامه‌ریزان درسی متخصص در فناوری اطلاعات و ارتباطات داد شود. تقویت توان کارشناسی در این دو زمینه برای دو بخش دولتی و خصوصی ضروری است.
ت- قلمرو پژوهش

- تقویت نهادهای مناسب برای مدیریت پژوهش در زمینه‌ی کلیه‌ی مباحث مرتبط با فناوری اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش (بخش دولتی) و برقراری تسهیلات فنی و مالی مناسب برای ایجاد و توسعه‌ی نهادهای پژوهشی مستقل و غیردولتی، به منظور فراهم آوردن بستر علمی و ابزارهای مناسب برای تقویت امور برنامه‌ریزی، سیاست‌گذاری و ارزش‌یابی در بخش دولتی. مهم‌ترین نکته در این‌جا انتخاب رویکرد مدیریت پژوهش در بخش دولتی به جای اجرای پژوهش در این زمینه است.

- یکی از زمینه‌های کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، تقویت و گسترش برنامه‌های «معلم پژوهنده» و «تکریم و بزرگ‌داشت معلم» و نیز پژوهش‌های دانش‌آموزی است. این گونه برنامه‌ها که هم‌اکنون به دلیل انعطاف نظام اداری و آموزشی به شکل صوری و کم‌اثر به اجرا گذاشته می‌شود، به کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند به ابزاری مؤثر در بهبود کیفیت یادگیری و یاددهی درآید.
ث- مقوله‌ی سخت‌افزار و جنبه‌های اقتصادی فناوری اطلاعات و ارتباطات

- در طراحی و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش باید به استفاده‌ی بهینه از زمان و سرعت انجام طرح‌ها توجه کافی مبذول داشت. سه عرصه‌ی مهم علوم و فنون مرتبط با میکروالکترونیک، رایانه و مخابرات از متحول‌ترین عرصه‌های علمی دنیا به شمار می‌آیند و تغییرات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مرتبط با این عرصه بسیار پرشتاب است. بازتاب این سرعت در ایران، عمر متوسط تجهیزات سخت‌افزاری رایانه را به کمتر از 4 سال تقلیل داده است. تعیین مشخصات فنی و انتخاب تجهیزت پرهزینه‌ی شبکه و رایانه و ابزارهای جانبی آن باید از یک سو، با توجه به عمر مفید دستگاه‌ها و بهای آنها و از سوی دیگر، نیازها و شرایط کاری مدارس و مناطق آموزش و پرورش صورت پذیرد. از جمله استفاده‌ی رایانه همراه (لپ‌تاپ) به جای رایانه‌های رومیزی در آموزش ابتدایی و راهنمایی که آزادی عمل بیشتری را برای معلمان به همراه داشته و در هزینه‌های ایجاد کارگاه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات می‌تواند صرفه‌جویی ایجاد کند، پس از تحلیل هزینه - فایده راه‌حل بدیلی به شمار می‌آید.

- بررسی تجربیات سایر کشورها نشان می‌دهد که در کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش، برخلاف نظر عموم، هزینه‌ی تهیه‌ی رایانه کمتر از یک‌سوم مجموع هزینه‌ی به کارگیری فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش را تشکیل می‌دهد. معمولاً به علل مختلف هزینه‌ی استقرار شبکه‌ی داخلی، تهیه‌ی نرم‌افزارها و استفاده از خدمات مخابرات و شبکه‌های جهانی، در برآورد اولیه هزینه طرح‌ها نادیده یا ناچیز در نظر گرفته می‌شود که موجب گمراهی تصمیم‌گیران و طولانی شدن زمان اجرای طرح‌ها و ناکارآمد شدن سرمایه‌گذاری‌های انجام گرفته خواهد شد.

- گسترش و ژرفای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش به سرعت و وسعت باند ارتباط به شبکه‌های جهانی وابسته است. بنابراین بدون رشد فناوری اطلاعات و ارتباطات در کل کشور، به ویژه در زندگی روزمره‌ی مردم نمی‌توان انتظار داشت بتوان در محیط‌های آموزشی به صورت نظام‌مند و موثر از تمامی مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره‌مند شد.

- در مراحل مقدماتی کار و در سطح آشناکردن دانش‌آموزان و معلمان با رایانه و کاربرد آن در آموزش می‌توان رایانه‌های از رده خارج شده‌ی ادارات و شرکت‌های دولتی (و احتمالاً خصوصی) را به کار گرفت. راه‌اندازی و سازوکاری که این تجهیزات را جمع‌آوری، تعمیر و آماده به کار کند در شروع برنامه‌ها صرفه‌جویی قابل توجهی به همراه خواهد داشت.
4- برنامه‌های عمده‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش

حوزه‌های انتخابی به منظور توسعه‌ی سازمان‌یافته و هدف‌مند فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش که به تناسب ماهیت فعالیت‌های مندرج در هر برنامه و سنخیت با آن با وظایف محوله به شاخه‌های عمده‌ی تشکیلات وزارت آموزش و پرورش دسته‌بندی شده است، عبارتند از:

1-4- تربیت نیروی انسانی شامل طرح‌های:

- برگزاری دوره‌ی آشنایی با رایانه و ناوبری در شبکه‌های جهانی برای معلمان

- طراحی محتوای مناسب دوره‌های آموزش فناوری اطلاعات برای کارکنان، سازمان‌دهی و اجرای دوره‌ها

- تربیت مسئولان فناوری اطلاعات و ارتباطات برای تصدی امور مرتبط در مدارس

- پی‌گیری و حمایت از ایجاد دوره‌های کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش در سطوح کارشناسی و بالاتر در دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی
2-4- برنامه‌ریزی درسی و تهیه‌ی نرم‌افزار شامل طرح‌های:

- طراحی و ارایه‌ی درس آشنایی با رایانه و اینترنت در کلیه‌ی سطوح آموزشی

- گسترش و تقویت «شبکه رشد»

- طراحی و به کارگیری محتوای متناسب با فناوری اطلاعات برای دروس اصلی هر سطح تحصیلی

- طراحی و اجرای طرح «مدارس هوشمند»

- برقراری نظام استانداردها و ارزش‌یابی یادگیری و عملکرد

- درهم تنیدن کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه درسی کلیه‌ی سطوح آموزشی
3-4- امور اجرایی و اداری شامل طرح‌های:

- گسترش و تقویت «طرح جامع انفورماتیک» وزارت آموزش و پرورش

- خودکارسازی امور اداری در آموزش و پرورش
4-4- زیرساخت‌ها، شبکه‌ها و سخت‌افزارها شامل طرح‌های:

- ایجاد کارگاه «فناوری آموزشی و اطلاعات» با تسهیلات اتصال به شبکه‌ی جهانی در مدارس

- برقراری تسهیلات خرید رایانه برای معلمان
5-4- سیاست‌گذاری و مدیریت شامل طرح‌های:

- بررسی، تدوین و تصویب قوانین و آیین‌نامه‌ها و استانداردها

- برقراری امکانات پست الکترونیک برای معلمان و دانش‌آموزان

- استقرار نظام مدیریت مبتنی بر اطلاعات در کلیه‌ی سطوح مدیریت در آموزش و پرورش

- تشویق و حمایت از نهادهای بخش خصوصی فعال در زمینه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش
6-4- امور پژوهشی شامل طرح‌های:

- تقویت و گسترش نهادهای پژوهشی در زمینه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش

- طراحی و اجرای پژوهش‌های مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش
5- مراحل اجرای برنامه‌ها

با توجه به اقدامات در دست اجرا در زمینه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات در وزارت آموزش و پرورش، لزوم رعایت توالی فعالیت‌های به هم پیوسته و امکان تجهیز توان اجرایی در نظام برنامه‌ریزی و اجرایی، مرحله‌بندی اقدامات اجرایی برنامه‌ها به شرح زیر پیشنهاد می‌شود:

مرحله اول- تا پایان برنامه سوم توسعه

- ایجاد کارگاه «فناوری آموزشی و اطلاعات» با تسهیلات اتصال به شبکه‌های جهانی در کلیه‌ی مدارس متوسطه و ارایه‌ی درس آشنایی با رایانه و اینترنت در کلیه‌ی شاخه‌ها و رشته‌های دوره متوسطه، مراکز تربیت معلم و آموزشکده‌های فنی و حرفه‌ای.

- در ادامه‌ی فعالیت‌های «طرح جامع انفورماتیک» وزارت آموزش و پرورش اتصال مناطق آموزش و پرورش و بخش اداری کلیه‌ی مدارس به اینترنت.

- بررسی، تدوین و تصویب قوانین و آیین‌نامه‌ها و استانداردهای لازم برای ایجاد بستر مناسب برای طراحی محتوای دروس و برنامه‌های آموزشی سازگار با فناوری اطلاعات و ارتباطات در سطح گسترده با مشارکت بخش خصوصی.

- گسترش «شبکه رشد» و سازمان‌دهی، طراحی محتوای مناسب دوره‌های آموزش فناوری اطلاعات و ارتباطات و اجرای محدود و آزمایشی آن برای معلمان، مدیران و کارشناسان.

- تربیت یک مسئول فناوری اطلاعات و ارتباطات برای هر مدرسه متوسطه.

- برگزاری دوره آشنایی بت رایانه و ناوبری در شبکه‌های جهانی برای معلمان متوسطه.

- برقراری تسهیلات خرید رایانه برای معلمان متوسطه و امکانات پست الکترونیک برای معلمان و دانش‌آموزان دوره متوسطه.

- استقرار نظام مدیریت مبتنی بر اطلاعات در سطح مناطق آموزشی و طراحی و اجرای آزمایشی خودکارسازی امور اداری در آموزش و پرورش.

- پی‌گیری و حمایت از ایجاد دوره‌های کارشناسی و بالاتر مرتبط با کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش دانشگاه‌ها.

- تقویت و گسترش نهادهای پژوهشی در زمینه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش.

- تشویق و حمایت از نهادهای بخش خصوصی فعال در زمینه‌ی کاربرد فناوری اطلاعات در آموزش.
مرحله دوم- تا پایان برنامه چهارم توسعه

- ادامه و گسترش فعالیت‌های طرح جامع انفورماتیک و شبکه رشد و طراحی و به کارگیری محتوای متناسب فناوری اطلاعات برای دروس اصلی هر سطح تحصیلی.

- ایجاد «کارگاه فناوری آموزشی و اطلاعات» با تسهیلات اتصال به شبکه‌های جهانی در کلیه‌ی مدارس ابتدایی و راهنمایی و کودکان استثنایی، ارایه‌ی درس آشنایی با رایانه و اینترنت در دوره‌های آموزش ابتدایی و راهنمایی کودکان استثنایی.

- تربیت یک مسئول فناوری اطلاعات و ارتباطات برای هر مدرسه ابتدایی، راهنمایی و کودکان استثنایی دارای ظرفیت کافی و تربیت یک معلم - متصدی فناوری اطلاعات برای مدارس کم‌جمعیت شهری و مدارس روستایی.

- برگزاری دوره‌ی آشنایی با رایانه و ناوبری در شبکه‌های جهانی برای معلمان ابتدایی، راهنمایی و استثنایی

- برقراری تسهیلات خرید رایانه برای معلمان ابتدایی، راهنمایی و استثنایی و امکانات پست الکترونیک برای معلمان و دانش‌آموزان این دوره‌ها.

- طراحی و اجرای آزمایشی طرح «مدارس هوشمند» در دوره متوسطه.

- خودکارسازی کامل امور اداری و اجرایی در آموزش و پرورش، برقراری نظام استانداردها و ارزش‌یابی یادگیری و عملکرد و تخصیص منابع به مناطق و مدارس آموزش و پرورش براساس عملکرد و کیفیت آموزشی.
مرحله سوم- تا پایان برنامه پنجم توسعه

- ادامه و گسترش فعالیت‌های مرحله دوم.

- رساندن نسبت دانش‌آموز به رایانه به 10÷1 در دوره‌های متوسطه، کودکان استثنایی، تربیت معلم و کاردانی فنی و حرفه‌ای و به 20÷1 در دوره‌های ابتدایی و راهنمایی.

- اجرای طرح مدارس هوشمند در کلیه‌ی سطوح آموزشی.

- در هم تنیدن کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در برنامه‌ی درسی کلیه‌ی سطوح آموزشی و مبتنی کردن کلیه‌ی فعالیت‌های یادگیری - یاددهی بر این اساس.
فهرست منابع

منابع لاتین

1. Denmark: Denmark's Strategy for Education, learning and IT, 2001, Ministry of Education.

2. Germany: Online-Offline, IT in Education, Federal Ministry of Education and Research, 2000.

3. Japan: Basic IT Strategy, Nov. 200, By IT Strategy Council.

4. Korea: Adapting Education to the Information Age, A WhitePaper, 2001, Korea Education & Research Information Service.

5. New Zealand: Digital Horizons, Learning through ICT, 2002, Ministry if Education.

6. Norway: ICT in Norwegian Plan for 200-2003, Ministry of Education.

7. Singapore: Singapore's ICT Policy for the New Millenium: Implications foe SMEs (Small & Medium Enterprises), By Jamus Jerome Lim, 2000.

8. The Malaysian Smart School, A Conceptual Blueprint, 9 July, 1997.

9. UK, Can we learn digitally? Technology to enhance teaching, By: Apple Computer, 2002, www.apple.com/uk/education/learn-digitally

10. UK, Connecting Schools, Networking People, 2002, ICT Practice, Planning, and Procurement for the National Grid for Learning.

برای اطلاع از مهم‌ترین فعالیت‌های فناوری اطلاعات در آموزش انگلستان، نشانی‌های زیر به کار می‌آید:

http://www/becta.or.uk/news/reports/primaryfeatures/

http://www/becta.or.uk/start/ictplans.html

http://www/becta.or.uk/schools/managers/ictplans.html

http://www/becta.or.uk/teaching/pedagogy/ictplans.html

http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/ictplans.html

http://www/becta.or.uk/technology/infosheets/index.html

http://besd.becta.org.uk

DfES Value for Money Unit, Purchasing guide for

Schools: http://www.defs.gov.uk/vfm/pg.shtml

European SchoolNet: http://www.eun.org/eun.org2/eun/en/index.html

NGfL: http://www.ngfl.gov.uk/about/index.htm

11. USA: The California Master Plan for Education, July 2002, http://www.sen.ca.gov.masterplan

12. USA: Using Information Technology to Transform the Way We Learn, Report to the President, President's Information Technology Advisory Committee, Feb. 2001, http://www.itrd.gov

13. World Bank: Ten Lessons for ICT and Education in the Developing World, By: Robert J. Hawkins, World Links for Development Program, 2001.
منابع فارسی:

1. بشردوست: عصر اطلاعات، عصر اندیشه، 1380.

2. ـــــــــــ: استقرار مدیریت بر مبنای اطلاعات در وزارت آموزش و پرورش، 1381.

3. ـــــــــــ: گزارش امکان‌سنجی نظام جامع انفورماتیک در وزارت آموزش و پرورش، مهر 1369.

4. جلالی، علی‌اکبر، تعیین دیدگاه‌های آرمانی و برنامه‌های کلی اجرایی توسعه فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش ایران، دانشگاه علم و صنعت ایران، ‌پژوهشکده الکترونیک، 1381

5. حسین‌زاده، غلامحسین، امکان‌سنجی طراحی نظام یکپارچه تهیه، تولید، توزیع و کاربرد تجهیزات آموزشی مدارس کشور، گزارش طرح پژوهشی، پژوهشکده تعلیم و تربیت، خرداد 1381.

6. دفتر برنامه‌ریزی و تألیف کتب درسی: راهنمای برنامه آموزش ICT در دوره ابتدایی، 1381

7. رییس دانا، فرخ‌لقا، فناوری آموزشی زمینه‌ای برای یادگیری متعهدانه، ارایه شده در همایش مهندسی اصلاحات در آموزش و پرورش، 1381.

8. شورای راهبردی توسعه فناوری اطلاعات آموزش و پرورش: ساختار نظام طرح و توسعه فناوری اطلاعات وزارت آموزش و پرورش، مهرماه 1381.

9. صنایع آموزشی: توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، آبان 1380.

10. منصورنیا، حمید و طلایی، ابراهیم: کلیات برنامه‌ی توسعه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش و پرورش، فروردین 1381.

11. مؤسسه‌ی آموزشی و تحقیقاتی صنعتی مصباح کوثر (... ریاضی): طرح جامع توسعه‌ی فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش، ویرایش 3 مرداد 1381.

12. مؤسسه منظومه خرد: بررسی سایت‌های آموزشی در شبکه‌های جهانی و معرفی سایت‌های مناسب برای الگوسازی شبکه‌ی رشد آموزش و پرورش، دی‌ماه 1380.

13. میربها، امید، مؤسسه سیمای جوان: مبانی نظری تدوین برنامه جامع توسعه‌ی فناوری اطلاعات در نظام رسمی آموزش و پرورش کشور، تیرماه 1381.

14. وزارت صنایع و معادن: گزارش عملکرد کمیته‌های تخصصی شورای فناوری اطلاعات، 1380.

15. یونسکو: آموزش فنی و حرفه‌ای در قرن بیست و یکم: گزارش کنگره جهانی آموزش فنی و حرفه‌ای، 1999، سئول، ترجمه عبدالحسین نفیسی، پژوهشکده تعلیم و تربیت (دردست انتشار).

الزامات آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۲۲ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا - وقتی صحبت از زیرساخت های آموزش الکترونیکی به میان می آید عموماً اذهان به سمت زیرساخت های سخت افزاری و شبکه ای موردنیاز معطوف می گردند. گرایش سخت افزاری به امر فناوری ارتباطات و اطلاعات ریشه در تاریخ صنعت انفورماتیک این کشور دارد. از سوی دیگر عدم توجه کافی به مفاهیم بنیادین فناوری ها، باعث عدم کارآمدی در بخش های مختلف تصمیم گیری از جمله در زمینه آموزش الکترونیکی گردیده است
توجه به تجربیات صورت گرفته در جهان از جمله مواردی است که می تواند باعث افزایش بهره وری و هدایت صحیح سرمایه گذاری ها در جهت توسعه موزون و پایدار در تمام زمینه های آموزش الکترونیکی گردد. این تجربیات که مبتنی بر روند سعی و خطا و مطالعات صورت گرفته در سایر کشورها شکل گرفته اند منجر به ایجاد دیدگاه ها و استانداردهای مختلف در کلیه زمینه ها از امکان سنجی های اولیه تا تهیه متون درسی، روندهای تولید مواد آموزشی، ارایه دروس، ارزیابی تحصیلی و ... گردیده است.
مرکز تحقیقات مهندسی ثمین تراشه، با در نظر گرفتن استانداردهای موجود اقدام به طراحی و پیاده سازی یک چارچوب (Framework) نرم افزاری جهت به کارگیری در محیط های ارتباطی تحت Web با ماموریت آموزشی نموده است. هسته اصلی در بخش آموزشی این چارچوب نرم افزاری بسترسازی برای فعالیت و همکاری کلیه تولیدکنندگان محتوا و نرم افزارهای تحت Web در سطح ملی با نگرش به استانداردها و مفاهیم "در هم کنش " (Interoperability) و" قابلیت استفاده مجدد" (Reusability) می باشد.
این مقاله به طور خاص به تشریح فناوری های به کار رفته و نحوه ایجاد یک مخزن دیجیتالی قابل توزیع (distributed digital Repository) جهت سازماندهی و نگهداری ابرداده ها (Meta data) و سایر داده های آموزشی با استفاده از فناوری های open source مبتنی بر J2EE, XML و web service می پردازد و سعی می کند اهمیت این مخزن را در بقا و بروزسازی محتوا و نرم افزارهای آموزشی و همچنین برقراری ارتباط این نرم افزارها با مخازن بزرگ اطلاعات نظیر کتابخانه ها و ... روشن سازد.
1. منطق توسعه شبکه

زیرساخت شبکه‌ای سیستم آموزش الکترونیکی براساس پروتکل TCP/IP و روی هر شبکه‌ای که آنرا پشتیبانی کند قابل اجرا خواهد بود.

توصیه می‌گردد در این بخش از پروژه توسعه براساس نیاز واقعی صورت گیرد. تنها در صورتی شبکه مورد استفاده قرار خواهد گرفت که کاربران بصورت طبیعی و فطری به آن احساس نیاز نمایند. صرف گسترش شبکه و توزیع امکانات ارتباطی نظیر پست الکترونیکی بدون ایجاد زمینه‌های فرهنگی باعث ایجاد مطالباتی خواهد شد که مجموعه را در ادامه کار ملزم به انجام حرکات شتابزده خواهد کرد و بدون شک معضلات فرهنگی و اطلاعاتی به بار خواهد آورد.

این کار از طریق انجام عملیات کارگاهی و حتی تعریف واحد درسی جهت استفاده از شبکه آموزش و تدابیری از این دست قابل انجام خواهد بود.

لازم به ذکر است در کشورهای فراصنعتی(جوامع اطلاعاتی) پیش از انجام هرگونه پروژه آموزش الکترونیکی آزمون هایی را جهت بررسی آمادگی کاربران برای دریافت آموزش‌های الکترونیکی برگزار می‌نمایند تا از اتلاف وقت و سرمایه پیشگیری شود. برای نمونه می‌توان به آزمون E-Learning Readiness Assessment (tm) اشاره نمود که در آن محیط دریافت کننده آموزش از نقطه نظرات روانشناختی، جامعه شناسی، محیطی، آمادگی منابع انسانی، آمادگی اقتصادی، آمادگی فناوری، آمادگی ابزاری و آمادگی محتوایی بررسی می‌شوند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به آدرس www.researchdog.com مراجعه فرمایید.

ضمناً سرمایه‌گذاری بیش از حد در زمینه های سخت‌افزاری محدود کننده سرمایه گذاری در بخش های محتوایی و نرم‌افزاری خواهد شد.

2. محتوا

در سیستم‌های آموزش الکترونیکی گسترده در حجم آموزش و پرورش و دانشگاه‌های بزرگ هزینه های زیرساخت کمتر از 20% هزینه ها را تشکیل می‌دهد و بیش از 80% از هزینه ها مربوط به محتوای تهیه شده است. لذا محتوا در این سیستم‌ها جزء دارایی(Asset) محسوب می‌گردد و در طراحی آن باید ملاحظاتی را در نظر گرفت که با تغییر شرایط زمانی و مکانی، تغییرات محتوا به حداقل ممکن برسد و قسمت عمده محتوا همواره قابل استفاده باشد.

در ارتباط با محتوا دو دیدگاه کلی وجود دارد، یکی دیدگاه Contained Self که در آن محتوای آموزشی به نحوی تفکیک ناپذیر به برنامه وابستگی دارد و دیگری دیدگاه شی‌گرا یا Object Oriented که در آن از مفاهیم طراحی شی‌گرا نظیر

Abstraction, Reusability, Aggregation و Inheritance استفاده می‌شود. این نوع محتوا امروزه دارای تقسیم بندی‌های استانداردی است که براساس آن کوچکترین جزء مستقل قابل دسترسی Reusable Learning Object یا RLO خوانده می‌شود. هر RLO در واقع یک پودمان درسی است که با قواعد خاصی تهیه می‌گردد و شامل اجزاء کوچکتری بنام Reusable Information Object (RIO) است.
اشیاء آموزشی با قابلیت استفاده مجدد (RLO)

RLO رهیافتی جدید را برای تولید محتوا بیان می‌کند.در این رهیافت محتوا به تکه‌های کوچکتر (Chunk) تقسیم می‌گردد. هرچقدر اندازه این تکه‌ها بزرگتر باشد، استفاده مجدد از آنها سخت‌تر است. اشیاء کوچکتر جهت استفاده مجدد نیاز به کار کمتری دارد.

در رسانه‌های آموزشی طول مدت دریافت آموزش که یادگیرنده (Learner) با رضایت و میل شخصی از اطلاعات و نرم‌افزارهای CBT می‌تواند استفاده کند بطور متوسط 5 الی 15 دقیقه تخمین زده شده است.
این نگرش به محتوا تضمین کننده حداکثر استفاده از محتوای تهیه شده در مقاطع زمانی مختلف خواهد بود.

در این راستا استانداردهای گوناگونی در ارتباط با تهیه محتوا بوجود آمده است که از مهمترین آنها می‌توان به Cisco RLO Strategy اشاره کرد. البته این استانداردها باید با توجه به شرایط سنی و فرهنگی مخاطبین شبکه مورد بازبینی قرار گیرند.
هر RLO دارای این ویژگی‌ها است:

* دارای قابلیت ارتباط با سیستم آموزشی (LMS) است.

* چگونگی حرکت دانش‌آموز یا دانشجو بین RLO ها توسط LMS کنترل می‌گردد.

* رخدادهای درون هر RLO مربوط به خود اوست و درون RLO مدیریت می‌شود. هر RLO در اجرا موجودی مستقل به حساب می‌آید.

* از هر RLO توصیفی که به آن اصطلاحاً ابرداده یا Metadata گفته می‌شود تهیه می‌شود که طراحان با کمک آن می‌توانند RLO را جستجو کنند. این Metadata توسط سیستم مدیریت محتوا (CMS) مدیریت می‌شود.
جهت استفاده از اشیاء آموزشی (Learning Object) باید آنها را بازیابی کرد. بازیابی یک شی در یک محیط بزرگ توزیع شده Online شبیه Web یا یک اینترانت بزرگ، آسان نیست. جهت رفع مشکل بازیابی باید علاوه بر خود اشیاء آموزشی توصیفات آنها را نیز ذخیره کرد. اگر اشیاء آموزشی را به عنوان داده‌ها در نظر بگیریم توصیفات آنها داده‌هایی در مورد داده‌ها هستند که به آنها ابرداده یا Metadata گویند.
ابرداده اشیاء آموزشی شامل اطلاعاتی در مورد عنوان، نویسنده، شماره نسخه، تاریخ ایجاد، تجهیزات تکنیکی و محتوا و مفهوم آموزشی هستند. ابرداده شی آموزش با ابرداده که بصورت دیجیتالی و توسط انجمن کتابخانه های Online استفاده می‌شود سازگار است.

علت این سازگاری آن است که کتابخانه‌ها مرکز اسنادی بسیار غنی برای استفاده در سیستم آموزش می‌باشند و به همین جهت است که پیوندی محکم بین سیستم‌های آموزشی و نرم‌افزارهای آموزشی وجود دارد.
مراحل تولید محتوا به شرح زیر است:

الف)طراحی

که خود شامل مراحل زیر است:

1. نیاز سنجی

هر RLO و یا RIO باید در پاسخ به یک نیاز مشخص و قابل اندازه‌گیری طراحی شود در غیر اینصورت ارزیابی میزان یادگیری ممکن نخواهد بود.

2. تحلیل کارها

در این مرحله نویسنده در پاسخ به هر نیاز شناسایی شده کاری را مطابق با قابلیت‌های سیستم در نظر می‌گیرد و مطالبی را که ذکر آنها به عنوان پیش‌نیاز و یا مطالب کمکی و حاشیه ای لازم می داند اضافه می‌کند. در این مرحله تقریباً ساختار RLO و RIO های موردنیاز مشخص می‌گردند.

3. تعیین اهداف آموزشی

پس از انجام مرحله قبل اهداف آموزشی هر RIO, RLO شناسایی می‌شوند. این اهداف به دانشجو یا دانش‌آموز می گوید برای فراگیری مطلب چه کاری را باید انجام دهند و برای نویسنده مشخص می‌کند که چه نوع تمرین و یا آزمونی را برای ارزیابی اینکه یادگیرنده به هدف آموزشی دست یافته است یا خیر در نظر باید گرفت.

4. انواع RIO ها

معمولاً هر RLO از 2±7 RIO تشکیل شده است که این RIO ها حسب ضرورت می‌تواند یکی از این پنج نوع باشد:

* مفهوم (Concept)

* واقعیت (Fact)

* روال (Procedure)

* فرآیند (Process)

* اصل (Principle)

محصول مرحله اول یک سند طراحی جزئی (DDD) است که در مراحل بعد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ب)تهیه و نگارش (Development)

در این مرحله متون و سایر ملزومات آموزشی نظیر تصاویر، اصوات و سایر محتویات موردنیاز تهیه می‌شوند و یا در صورت وجود در مخزن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

1. اشیاء آموزشی (Learning Objects)

براساس مستند مرحله قبل (DDD) نویسنده اقدام به ساخت RLO های موردنیاز می‌کند. هر RLO از یک پیش درآمد (Overview)، 5 الی 9 RIO، یک بخش خلاصه و یک بخش ارزیابی تشکیل شده است.
2. RIO ها:

هر RIO از سه عنصر محتوایی (Content)، تمرین (Practice) و ارزیابی (Assessment) تشکیل شده است.

در پایان این مرحله RIO ها بصورت Beta Version مورد آزمایش قرار می‌گیرند.
ج)توزیع(Delivery)

محتوای تهیه شده در قالب لوح های فشرده آموزشی، سیستم های تحت وب و محتوای قابل ارایه در محیط کلاس‌های الکترونیکی (ILT) قابل اریه خواهد بود.
د)ارزیابی Evaluation

ارزیابی نیز در چهار سطح قابل انجام است جهت اطلاع بیشتر به مقاله

Evaluating Training Programs: The four levels (Kirkpatrick, 1996)

مراجعه فرمایید.
در اینجا لازم است مفاهیم زیر توضیح داده شوند.

1) نگارش همزمان (Concurrent Development)

با توجه به اینکه RLO ها و RIO ها موجودیت مستقل دارند، می‌توانند بصورت همزمان نگاشته شوند.
2) محتوای محاوره ای(Interactive Content)

محتوایی که با استفاده از فناوری های Dynamic نظیر

DHTML , Macromedia Flash به همراه فناوری های وابسته به XML نظیر XSL ایجاد می‌شود و از قابلیت استفاده مجدد و انعطاف بالا برخوردار است. این نوع محتوا معمولاً برای تولید RIO های از نوع روال (Procedure)، تمرینات و ارزیابی‌ها به کار گرفته می‌شوند.

از مهمترین استفاده های این نوع محتوا ایجاد آزمایشگاه‌های مجازی برای انجام آزمایش‌های مختلف در محیط های نرم‌افزاری است.

3.

سخت‌افزار

معماری نرم‌افزاری زیرساخت شبکه ارتباط مستقیمی با حجم خریدهای سخت‌افزاری شبکه دارد. قابلیت انتقال توان پردازش به دستگاه مرکزی در محیط‌های

خادم/مخدوم (Client/Server) و تولید نرم‌افزارهایی که در محیط مرورگر وب قابل اجرا هستند (Thin Client)، امکان استفاده گستره کاربران را از دستگاه های ارزان تر مهیا می‌کند. در یک الگوی کلی با توجه به نمودار می‌توان ساختار شبکه را بدین شرح توصیف نمود.

* مخازن محتوا

دیدگاه کلی در این طرح انتقال داده‌های حجیم مثل داده‌های چندرسانه‌ای و ... به نقاطی است که دسترسی بسیار پرسرعت به اینترنت وجود دارد. این نقاط می‌توانند بصورت Collocation در محل‌هایی نظیر سرور پارک‌های موجود در خارج از کشور باشند. البته شرایط حضور در این مراکز نباید محدودکننده دست اندرکاران در استفاده از امکانات سیستم به هر علتی باشد. راهبران سیستم باید بتوانند هر نرم‌افزار، سیستم عامل و یا سرویس دهنده‌ای را که لازم باشد، روی این سرورها نصب نمایند. تعداد این سرورها باید به تدریج و براساس توسعه گسترش کاربری شبکه تعیین شود. علاوه بر این می‌توان داده‌های پر حجم را به صورت محلی Local نیز مورد استفاده قرار داد.

* تحمل خطا و Redundancy

در صورت بروز اشکال در پهنای باند و یا سرورهای موجود در شبکه در هر لحظه می‌بایست امکان انتقال ترافیک از یک نقطه به نقطه دیگر وجود داشته باشد.

* نقاط دسترسی Access Points

نقاط دسترسی متنوعی برای شبکه متصور است. کاربرانی‌ که از خارج از شبکه آموزش و از طریق اینترنت به این شبکه متصل می‌شوند، اطلاعات آموزشی خود را از سریع‌ترین محل دسترسی که ممکن است دریافت خواهند نمود. این کار با استفاده از نرم‌افزار توزیع بار (Load Balancing) و نرم‌افزار هوشمند Content Cache مقدور خواهد بود.

گروه دوم که از طریق شبکه آموزشی به اینترنت دسترسی پیدا می کنند نیز در درون شبکه از این امکانات بهره مند خواهند شد ولی برای دسترسی به شبکه جهانی اینترنت نرم‌افزاری در سر راه آنها قرار می‌گیرد که درخواست‌ها را دریافت و آن‌ها را به صورت مقتضی از نظر ثبت عملکرد و کنترل دسترسی مدیریت خواهد نمود.
نمودار نحوه توزیع امکانات و تنوع نقاط دسترسی به شبکه

4. استانداردهای نرم‌افزاری

این استانداردها که شرح تفصیلی برخی از آنها در ادامه آمده است، تضمین کننده ارتباط امن و پایدار بین اجزای مختلف سیستم است. ضمناً امکان توسعه نرم‌افزار را در آینده فراهم نموده و امکان برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات بین این نرم‌افزار و نرم‌افزارهای آموزشی دیگر را که با استانداردهای بین المللی نظیر IEEE, IMS سازگار هستند، ممکن می‌سازد.
ضمناً در طراحی نرم‌افزار باید سعی شود تا ضمن طراحی آن بصورت کاملاً توزیع شده از الگوهایی نظیر پروژه SCORM که توسط موسسه

Advanced Distributed Learning وابسته به وزارت دفاع آمریکا طراحی و پیاده‌سازی شده است بهره برداری گردد.

این استانداردها در زمینه های مختلف مثل مخازن محتوا (Digital Repositories)، بسته بندی و تبادل محتوا (Content Packaging)، ابر داده‌ها (Metadata)، توالی دروس (Sequencing) و همچنین محتوای محاوره ای (Interactive Content) مورد بهره برداری قرار گرفته است.

با توجه به ویژگی‌های نرم‌افزاری طرح، هر یک از این ویژگی‌ها به تفصیل توضیح داده شده‌اند.
5. محیط ارتباطی

محیط ارتباطی این شبکه باید بصورت یک ابرسایت آموزشی (Learning Portal) طراحی ‌گردد که در آن هر کاربر پس از ورود به شبکه صفحه ای را برای انجام کلیه امور ارتباطی و کاری خود در اختیار خواهد داشت.

علاوه بر این برای کاربران خاص صفحاتی بصورت Template Based قابل طراحی هستند که می‌تواند به عنوان صفحه یا سایت اختصاصی کاربر مورد استفاده قرار گیرد.

علاوه بر این در این دفتر امکان تعریف نوع ارتباط بین گروه های مختلف کاربری وجود خواهد داشت.

محیط ارتباطی و امکانات کاربران
ویژگی‌های زیرساخت نرم‌افزاری

ویژگی‌های اصلی که هر زیرساخت آموزش مجازی باید دارا باشد بصورت خلاصه عبارتند از:

1. قابلیت استفاده مجدد از محتوا (Reusability)

با توجه به نگرش سرمایه‌ای به محتوای آموزشی تهیه شده برای شبکه، قابلیت استفاده مجدد فاکتوری است که هزینه ها و زمان توسعه و ایجاد محتوای آموزشی را به طرز چشمگیری کاهش می دهد. لازم است تا به هر محتوای آموزشی بصورت یک شی (Object) نگاه شود که در مورد آن یک ابرداده‌ی استاندارد وجود دارد. این ابرداده به کاربران و ایجادکنندگان این اشیاء اجازه می دهد تا منابع را به اشتراک بگذارند و تغییرات را به راحتی انجام دهند. براساس این اشیاء می‌توان اشیاء جدیدی ایجاد کرد که قابلیت ها و محتوای گسترده تر و یا عمیق تری را پوشش می دهند. همچنین می‌توان از ترکیب تعدادی از این اشیاء یک بسته آموزشی جدید ایجاد نمود.
2. قابلیت در هم کنش (Interoperability)

در یک شبکه گسترده آموزشی از ابزار و برنامه های کاربردی بسیار متنوعی بهره می بریم. همگی این ابزارها در یک شبکه اینترنتی نیازمند استفاده از محتوای آموزشی، اطلاعات کاربران و سایر اطلاعات تهیه شده هستند. یکی از مهمترین قابلیت هایی که باید در زیرساخت آموزش مجازی مد نظر قرار گیرد این است که تمامی این ابزارها باید بتوانند از طریق شبکه محتوای خود را مابین یکدیگر به اشتراک گذاشته و تبادل کنند. بنابراین میان ابزارها و برنامه های مختلف موجود در یک شبکه ارتباطات گسترده ای شکل خواهد گرفت که همگی این ارتباطات و تبادلات باید بصورت یکپارچه و براساس یک پروتکل استاندارد شکل پذیرد. در زیرساخت پیشنهادی تمامی تبادلات از طریق تبادل اطلاعات در قالب XML انجام می‌گیرد. همچنین در یک شبکه گسترده ابزارهای مختلف می‌توانند از قابلیت های یکدیگر بصورت فراخوانی از راه دور استفاده کنند. یعنی هر بخش نرم‌افزاری بصورت یک شی در نظر گرفته می‌شود که سرویس هایی را از طریق واسط خود در اختیار اشیای دیگر قرار می دهد. یکی از مناسب ترین پروتکل هایی که در این زمینه به کار گرفته می‌شود SOAP است که توضیحات تکمیلی در مورد آن ارائه خواهد شد.
3. قابلیت گسترش ابعاد (Scalability)

طراحی یک قالب مناسب نرم‌افزاری که بتواند توسعه کاربرد سیستم را همزمان با گسترش شبکه از نظر ابعاد جغرافیایی و سخت‌افزاری تضمین نماید، امکان خرید تدریجی سخت‌افزارها را متناسب با توسعه نیاز و فرهنگ کاربرد شبکه آموزشی با حفظ کارایی مناسب، مقدور خواهد ساخت. بدین طریق از ضرر میلیاردی حاصل از افت قیمت سخت‌افزارهای استفاده نشده نیز جلوگیری خواهد شد. به منظور دستیابی به کارایی مورد قبول در چنین شبکه‌ای به زیرساخت‌های مناسب سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و ارتباطی نیاز است. امکان دستیابی به چنین زیرساخت‌هایی چه از بعد سخت‌افزاری و چه از بعد فن آوری‌های نرم‌افزاری در کشور وجود دارد. برای دستیابی به این منظور لازم است زیرساخت دارای قابلیت های زیر باشد:

* توزیع اطلاعات و محتوا در حجم‌های بسیار بزرگ در هنگام نیاز

* توزیع مدیریت سیستم و مدیریت محتوا

* توزیع خدمات و برنامه های کاربردی

* استفاده از فن‌آوری‌های قابل توسعه نرم‌افزاری
همانند شبکه گسترده اینترنت لازم است تا عدم تمرکز در شبکه آموزشی نیز مد نظر قرارگیرد. با توجه به چنین نگرشی استفاده از سخت‌افزارهای با قیمت مناسب عملی می‌گردد و به این ترتیب هزینه های کلی سخت‌افزاری کاهش یافته و سرمایه‌گذاری به سمت تهیه محتوا و نرم‌افزارها و ابزارهای سودمند و مناسب سوق می‌یابد. با توجه به گستردگی کاربران و طراحی یک سیستم غیرمتمرکز در ابعاد مختلف (محتوا، مدیریت آموزشی و ...) می‌توان به قابلیت گسترش مناسبی دست یافت.

توجه: نکته اساسی در این بحث وجود بستر ارتباطی مناسب و فعال است که سایر قسمت ها از این بستر برای پوشش وظیفه‌مندی کلی شبکه بهره می‌برند.
4. امنیت (Security)

توجه به امنیت در چنین زیرساختی بسیار حیاتی است. باید به امنیت در دو سطح کلی نگریست:

* امنیت ارتباطی (امنیت بستر سخت‌افزاری شبکه)

* امنیت کاربری سیستم (دسترسی در سطوح مختلف به محتوا و سرویس های مختلف آموزشی)

در بعد ارتباطی این امنیت با استفاده از پروتکل های امن، سخت‌افزارهای مناسب و مطمئن تامین خواهد شد.

در بعد کاربری سیستم از معماری امنیتی آشنای

/ Encryption Authentication / Authorization استفاده خواهد شد.

این معماری مبتنی بر شناسایی کاربر و تامین سطح دسترسی کاربر به خدمات و محتوا در هر نقطه از شبکه است. با توجه به معماری لایه‌ای زیرساخت آموزشی، بحث امنیت نیز به صورت توزیع شده و لایه لایه در نظر گرفته می‌شود.
5. سازگاری با استانداردها (Standards Compliance)

لزوم استفاده و تدوین استانداردهای مختلف در بخش های مختلف این سیستم با توجه به گستردگی و تنوع کاربری شبکه بر کسی پوشیده نیست. استفاده از استاندارد باعث رشد و توسعه و ایجاد همکاری مناسب بین سیستم های مختلف می‌گردد. عدم توجه به این موضوع باعث به هدر رفتن منابع زیادی در شبکه می‌گردد. با توجه به این که شرکت های مختلفی بعنوان تامین کننده محتوا و یا خدمات با شبکه آموزشی فعالیت خواهند کرد تهیه استاندارد ها می‌تواند خط مشی مشخصی را برای تمامی شرکت های همکار در تامین محتوا یا خدمات بوجود آورد.

استانداردها در بخش های زیر تدوین می‌گردند.

* ابرداده‌های مربوط به اشیاء آموزشی

* بسته بندی و ارائه اشیاء مختلف آموزشی در کنار یکدیگر

* اطلاعات مدیریت کاربران

* ارتباط لایه های نرم‌افزاری

* ارتباطات مختلف در سیستم
6. بهره برداری بهینه از حداکثر امکانات موجود با حداقل هزینه ها

7. تجرید (Abstraction)

یکی از راهکارهای مناسب برای رسیدن به آنچه که گسترش ابعاد مختلف خوانده می‌شود، نگرش انتزاعی و صد البته شی‌گرا نسبت به کلیات زیرساخت نرم‌افزاری و ارتباطی است.

این نوع نگرش در ساختار محتوا (Content Structure) و خدمات و سایر قابلیت‌های سیستم در نظر گرفته می‌شود. در واقع انتزاعی ساختن مفاهیم و مبانی نوعی آینده نگری است که ریشه در توجه به اهداف طولانی مدت و عام و چشم پوشی از اهداف خاص و مقطعی دارد.

رعایت این اصل در شبکه‌ای که مخاطب آن عام و کاربران آن گستره زیادی از تولیدکنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن است اجتناب ناپذیر و الزامی است.
معماری زیرساخت

در این بخش به معرفی راهبردهای اساسی در طراحی و پیاده‌سازی بستر نرم‌افزاری و فن‌آوریهای مورد استفاده می‌پردازیم.
1. توزیع شدگی (Distribution)

توزیع شدگی بعنوان یک اصل در طراحی و پیاده‌سازی زیرساخت آموزشی پیشنهادی در نظر گرفته شده است. این اصل زیربنای پروژه آموزش الکترونیک که با پشتیبانی وزارت دفاع آمریکا بنام SCORM انجام شده است نیز می‌باشد.

توزیع شدگی در سه سطح اتفاق می افتد:

* کاربران اعم از دانش‌آموزان، مدرسین و مدیران

* اطلاعات و محتوا

* برنامه های کاربردی و خدمات

از آنجایی که اطلاعات می‌توانند به صورت فیزیکی توزیع شده باشند، نرم‌افزارهایی که در شبکه فعالیت می کنند ممکن است با مجموعه‌ای از اطلاعات سر و کار داشته باشند که در نقاط دیگر قرار دارند و به این ترتیب لازم خواهد بود بخش‌های مختلف یک برنامه از نقاط مختلف شبکه انجام شوند.

این توزیع شدگی‌ها در زیرساختی نرم‌افزاری که ابعاد ملی و همه جانبه دارد بسیار ضروری می‌نماید.

امروزه فناوری‌های نرم‌افزاری پاسخی مناسب و در خور برای این مسئله ارائه نموده‌اند که علاوه بر فائق آمدن بر این مشکل امکانات و مزایای متعددی را نیز در اختیار کاربران قرار داده اند.

این مزایا عبارتند از:

* توزیع اطلاعات و بانک های اطلاعاتی در سطح شبکه

* استقلال از ساختار بانک اطلاعاتی

* قابلیت توسعه و گسترش هر بخش از نرم‌افزارها بدون اثرگذاری روی سایر بخش‌ها (Distributed Applications)

* امنیت بالا و طبقه بندی دسترسی به خدمات و اطلاعات توزیع شده

* کارایی و بهینه سازی عملکرد نرم‌افزارها و سخت‌افزارها از طریق کاهش ترافیک شبکه‌ای و حجم پردازش های نرم‌افزاری که این خود باعث می‌شود تا هزینه های سخت‌افزاری و ارتباطی کاهش یابد.

نمودار صفحه بعد کاربرد توزیع شدگی را در آموزش الکترونیکی نمایش می‌دهد.

نمودار توزیع شدگی برنامه‌ها در شبکه

2. طراحی چند لایه

با توجه به بحث های انجام شده در خصوص توزیع کاربران، محتوا و برنامه ها در شبکه و اهمیت راهبردی نگرش توزیع شده، روش مناسب و مقبول برای پیاده‌سازی این معماری از جایگاه حائز اهمیتی برخوردار می‌گردد.

این معماری و پیاده‌سازی آن ویژگی های خاصی دارد که به مهمترین آنها اشاره می‌شود.

نخستین ویژگی لایه لایه بودن بخش های مختلف است. در حقیقت نگرش ما مبتنی بر معماری N-Tier است. هرکدام از اجزای سیستم در یکی از این لایه ها قرار می‌گیرند. در این معماری لایه های پایین تر و زیرین، سرویس هایی را برای لایه های بالاتر خود فراهم می کنند. با طراحی صحیح یک معماری لایه بندی شده می‌توان انتظار داشت تا قابلیت ارتقاء و گسترش به نحو چشمگیری افزایش یابد.

در این طرح سه لایه منطقی اصلی وجود دارد که به شرح زیرند:

* لایه تدارک اطلاعات (Provision Tier)

وظیفه اصلی این لایه ارتباط با بانک های اطلاعاتی و نگهداری و ارائه ابرداده‌های مرتبط با محتواست.

* لایه منطق کار (Business Tier)

این لایه شامل خدماتی است که توجیه کننده منطق کاری برنامه‌هاست. در این لایه خصوصیات و روش عملیاتی مرتبط با وظیفه مندی موردنظر سیستم آموزش مجازی پیاده‌سازی می‌گردد. این لایه واسطی بین کاربران و لایه ارائه و نگهداری محتوا است.

* لایه ارائه و نمایش (Presentation Tier)

وظیفه اصلی این لایه ارتباط با کاربر، دریافت درخواست ها و ارائه پاسخ ها است. عملیات دریافت اطلاعات ورودی، نمایش اطلاعات خروجی و گزارشات در این لایه شکل می پذیرد. در این لایه ارتباط کاربران از طریق Web Service ها یا نرم‌افزارهای قابل نصب به سیستم آموزشی تامین می‌گردد.
هر یک از این لایه ها بصورت مستقل طراحی می‌شوند و ارتباطات بین آنها از طریق یک لایه ارتباطی استاندارد شکل می‌گیرد.

در هر لایه اجزای مختلفی قرار می‌گیرند که می‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. این اجزا بصورت شی‌گرا تحلیل و طراحی شده‌اند. ارتباط بین این اجزا نیز از طریق یک لایه ارتباطی استاندارد صورت می‌پذیرد. نمودار صفحه بعد این لایه‌ها را به‌صورت نمادین توصیف می‌کند

نمودار لایه‌های مختلف معماری نرم‌افزاری و ارتباطات بین لایه‌ها

3.

فن آوری ها و استانداردهای نرم‌افزاری

برای انتقال و نگهداری اطلاعات با قالب متنی از استاندارد Unicode (تصویب شده توسط کنسرسیوم Unicode) استفاده خواهد شد. استفاده از این استاندارد، همگام شدن و سازگاری سیستم را با استانداردهای تایید شده جهانی (همچون JAVA , XML) به همراه دارد.

تبادل، ارایه و در پاره‌ای از موارد نگهداری (به خصوص Metadata) مبتنی بر فن آوری XML و فن‌آوری های وابسته به آن همچون FOP, XSLT , XSL , XQL و XQuery می‌باشد. انتخاب این فن‌آوری به این علت انجام گرفته است که XML مکانیزمی انعطاف پذیر، قابل تبدیل و انتزاعی است که همگی در جهت تحقق نیازمندی‌ها و قابلیت‌های زیرساخت به خدمت گرفته خواهند شد.

پیاده‌سازی لایه های نرم‌افزاری بر مبنای تکنولوژی‌های J2EE انجام می‌پذیرد. Java قابلیت‌های بسیاری را در اختیار طراحان و برنامه نویسان و نهایتاً نرم‌افزار قرار می‌دهد. قابلیت‌هایی نظیر، ساختار کاملاً شی‌گرا، معماری همبند داخلی و استوار، قابلیت انتقال بر روی هر سخت‌افزار و سیستم عامل و استقلال از محیط اجرایی و ... .

برای لایه ارتباطی از فن آوری SOAP,EJB استفاده می‌شود. SOAPیک پروتکل ارتباطی مبتنی بر XML است.

نمودار ارتباط بین اجزاء سیستم
شرح اجزای سیستم

1. لایه ارائه اطلاعات (Provision Tier)

1.1. مخزن دیجیتال (Digital Repository)

به هر مجموعه از منابع قابل دسترسی روی شبکه بدون دانستن اطلاعات اولیه در مورد ساختار آن مجموعه، یک مخزن دیجیتال گفته می‌شود. به عبارت دیگر در مخزن دیجیتال منابع مختلف با ساختار اطلاعاتی متفاوت قابل ذخیره و بازیابی می باشند این منابع می‌توانند از طریق واسطی روی شبکه در اختیار اجزای دیگر قرار گیرند. به صورت پیش فرض مخازن دیجیتال (بخصوص در بحث مخازنی که اطلاعات محتوای آموزشی را نگهداری و بازیابی می‌کنند) در مورد هر محتوای آموزشی ابرداده‌های مربوط به آن را در خود نگهداری می‌کنند (Metadata). معمولاً ابرداده بصورت استاندارد تعریف شده است و بصورت یک فایل XML عرضه می‌شود. اما مخازن دیجیتال می‌توانند منابع مختلفی غیر از محتوای آموزشی را نیز در خود نگهداری کنند. در حقیقت مخازن دیجیتال هسته و موتور اصلی نگهداری و بازیافت اطلاعات و محتوا برای سایر اجزای نرم‌افزاری شبکه آموزشی می‌باشند. وظایف اصلی(Core Functions) یک مخزن دیجیتال به صورت خلاصه عبارتند از:

* جستجو و ارائه به صورت یک ابرداده‌ی استاندارد

* ذخیره یا بروز رسانی ابرداده‌ی ارسالی، به فرم پایگاه داده‌ای که با مخزن دیجیتال در ارتباط است

* بازیابی اطلاعات درخواستی از پایگاه داده و تحویل آن به صورت یک ابرداده‌ی استاندارد

* اعلان تغییر حاصله در یک ابرداده‌ی خاص و ارائه آن به کاربر
یک مخزن دیجیتال باید بتواند با انواع پایگاه داده‌های مرسوم بعنوان موتور ذخیره و بازیابی کار کند.
این پایگاه داده‌ها به صورت مرسوم به سه بخش کلی زیر تقسیم می‌گردند.

* پایگاه داده‌های رابطه ای مرسوم مانند SQLServer و ...

(SQL Repository).

* مخازنی که عملیات نگهداری و ارائه را از طریق فایل‌های XML انجام می‌دهند.(XML Repository).

* مخازن کتابخانه ای که بسیار گسترده هستند و امروزه در نگهداری اطلاعات کتابخانه‌ای بکار می‌روند (Repository Z39.50). اگرچه این فناوری‌ به تدریج جای خود را به فن‌آوری‌های جدیدتر خواهد داد ولی امروزه هزاران کتابخانه در سراسر جهان روزانه میلیون‌ها مورد تبادل اطلاعات بین خود را از این طریق انجام می‌دهند. لازم به ذکر است با توجه به عدم استفاده از این پروتکل در ایران ضرورتی برای پیاده‌سازی ابزار راه اندازی و مدیریت مربوط به آن وجود ندارد؛ اگر چه این امکان در طراحی دیده شده‌است.

مزایای عمده این موتور ذخیره و بازیابی عبارتند از

* عدم وابستگی به نوع خاصی از پایگاه داده

* انعطاف بخاطر استفاده از ابرداده

* قابلیت به اشتراک گذاشتن و عملیات درهم کنش (Interoperability) با سایر مخازن دیجیتال

* مدیریت و نگهداری و ارائه محتوا و اطلاعات به صورت توزیع شده

از مخازن دیجیتال می‌توان برای نگهداری اطلاعات اسناد و مدارک کتابخانه‌ای، ابرداده محتوای آموزشی و ... استفاده کرد.

در کنار این مخازن، مخازن دیگری نگهداری می‌شوند که حاوی محتوای ابرداده‌های آموزشی کاربران شامل اساتید، فراگیران و ... می‌باشند.

نمودار ارتباط مخزن دیجیتال با پایگاه داده‌های مختلف
نمودار توزیع شدگی مخازن دیجیتال و استفاده موتورهای دیگر مانند مخازن تجمعی از آنها
1.2. مخزن تجمعی (Aggregated Repository)

وظیفه‌مندی و تعریف اصلی یک مخزن تجمعی شبیه مخزن دیجیتال است. با این تفاوت که مخزن تجمعی امکانات مجموعه‌ای از مخازن دیگر دیجیتالی را بصورت یک واسط واحد (یک مخزن دیجیتال) در اختیار اجزای دیگر قرار می‌دهد. در حقیقت یک مخزن تجمعی از ترکیب و تجمیع اطلاعات چند مخزن دیجیتال دیگر تشکیل می‌شود. این مخازن می‌توانند روی شبکه توزیع شده باشند. یک مخزن تجمعی در شبکه می‌تواند بخشی از یک مخزن تجمعی دیگر در شبکه باشد. به این صورت اطلاعات بصورت یک ساختار درختی گسترده و توزیع شده روی شبکه در دسترس قرار می‌گیرند.

الزامی وجود ندارد که اطلاعات مخازن تشکیل دهنده یک مخزن تجمعی بصورت محلی در مخزن ذخیره شوند. چراکه در این صورت افزونگی داده‌ای پیش خواهد آمد. اما مخزن تجمعی بخاطر بحث کارائی و بهبود آن می‌تواند قسمتی از اطلاعات را بصورت محلی Cache کند تا با سرعت بیشتری در دسترس قرار گیرند. کاربران این مخازن دیگر درگیر محل واقعی نگهداری و ارائه اطلاعات نمی‌شوند و مخزن تجمعی مانند یک مخزن دیجیتال برای آنان عمل می‌کند.

وظایف اصلی یک مخزن تجمعی به صورت خلاصه عبارتند از:

* واسطی برای مدیریت مخازن دیجیتال و مخازن تجمعی لایه پایین تر

* نگهداری قسمتی از اطلاعات به صورت محلی برای افزایش سرعت و کارایی

مزایای عمده یک مخزن تجمعی:

* ارائه یک واسط واحد.

* بهبود سرعت دسترسی به اطلاعات پرمصرف
ساختار توزیع شده و درختی مخازن دیجیتال و مخازن تجمعی

2.

لایه منطق کار (Business Tier)

خط مشی کلی در ایجاد نرم‌افزارهای این لایه نگارش یک موتور اصلی (Engine) برای هر نرم‌افزار اصلی است که واسط کاربری آن در لایه ارائه

(Presentation Tier) قرار دارد و ارتباط آن با موتور اصلی از طریق لایه ارتباطی مانند SOAP انجام می‌شود.

در این لایه با این نگرش موتورهای(Engine) زیر تعبیه می‌گردند :

* موتور جستجو (Search Intermediary)

* موتور مدیریت محتوا؛ (CMS)

* موتور مدیریت آموزشی؛ (LMS)

* موتور کلاس مجازی؛ (ILT)

* موتور ابزار نگارش؛ (Authoring Tool)

* موتور کتابخانه الکترونیکی؛ (Digital Library)

* موتور دفتر کار مجازی ؛ (Virtual Office)

3. لایه ارائه و نمایش (Presentation Tier)

نرم‌افزارهای کاربردی متعدد با استفاده از موتورهای نصب شده در لایه پایین‌تر می‌توانند خدمات بسیاری را به کاربران سیستم‌های نرم‌افزاری ارایه ‌کنند. این خدمات باعث جذب مخاطبان و رضایت آنها از استفاده از این سیستم می‌گردد.

این واسط می‌تواند هم به صورت Desktop و هم به صورت Web Based با استفاده از روشها و محیطهای مختلف که از لایه ارتباطی پشتیبانی می‌کنند پیاده سازی گردد.

این روش باعث می‌شود تا بتوان محیط های کاربری Customized و Personalized برای سطوح مختلف کاربران و مطابق با نیازهای آنان ایجاد نمود. با توجه به اینکه در این لایه فقط مسایل نمایشی حل میشوند و اصل برنامه در لایه پایینی بوده و قابل دسترسی برای نرم‌افزار‌های نوشته شده به زبان‌های مختلف می‌باشد، هزینه‌های تهیه نرم‌افزار به حداقل خواهد رسید؛ چرا که نیازی به بازنویسی بخش منطق کار برنامه‌ها وجود نخواهد داشت.

ضمناً این معماری زمینه مشارکت شرکت‌ها و افراد علاقه‌مند را با مهارت‌های مختلف در شبکه‌آموزشی فراهم می‌نماید.

نمودار نگرش کلی در طراحی لایه‌ای و فن‌آوری‌های به کار رفته

بخش‌های کلی سیستم آموزش مجازی E-Learning
1. مدیریت آموزشی (LMS)

این بخش شامل تعریف درس, تخصیص کلاس, انتخاب واحد, معرفی اساتید, گزارشات آماری، سطح بندی و رتبه بندی و موضوعات مشابه دیگری است. ارتباط سیستم مدیریت آموزشی با مخزن تجمعی که شرح آن در ادامه آمده است، تهیه گزارشاتی را در سطح ملی ظرف چند ساعت ممکن می‌سازد که برای تهیه هر یک به طور عادی در بهترین حالت حداقل یک ماه وقت لازم است.

نرم‌افزاری که مدیریت رخدادهای آموزشی را بر عهده دارد((LMS اطلاعات کاربران را ثبت کرده و مراحل طی دوره آموزشی تعریف شده برای هر یک را پیگیری کرده و داده‌های مرتبط را نیز ثبت می‌کند.

نمودار ارایه توزیع شده محتوای آموزش

این سیستم اصلی ترین جزء مجموعه آموزش الکترونیکی بوده و سایر بخش‌ها نیز از امکانات این بخش استفاده می‌نمایند.

2. ابزار نگارش (Authoring Tool)

این ابزار قابلیت طراحی صفحات جدید و درج متن و محتوای چندرسانه ای در این صفحات را دارد علاوه بر آن قابلیت جستجوی مخازن محتوای موجود و درج محتوای موجود در این مخازن در محتوای درسی تهیه شده را دارد. علاوه بر این قابلیت ثبت توالی محتوای دروس(Sequence) در سیستم مدیریت آموزشی(LMS) را نیز داراست.
3. کلاس الکترونیکی ( مجازی )

ابزار ارتباطی Online است که در آن امکان برقراری ارتباط بین دانشجو و مدرس وجود دارد و قابلیت‌هایی نظیر Document Sharing و Whiteboard Sharing و محیط Chat کنترل شده و ... را داراست.
4. کتابخانه دیجیتال

کتابخانه‌های دیجیتال پیوند بسیار محکمی با سیستم‌های آموزش الکترونیکی دارند و به همین علت است که از ابرداده‌های سازگار با هم استفاده می‌کنند. به علت عدم وجود یک کتابخانه دیجیتال استاندارد که از قابلیت‌های لازم برای ارتباطات توزیع شده برخوردار باشد، به نظر می‌رسد که تهیه یک نرم‌افزار کتابخانه‌ای در ابعاد ملی و با سیاستهای ذکر شده از ضروریات آینده ICT کشور باشد.
5. سرگرمی ها و آزمایشگاه ها

در سرگرمی‌ها و آزمایشگاه ها سعی بر این است که حتی الامکان نیاز به برقراری ارتباط Online با شبکه نباشد (به غیر از مواردی که کار گروهی بصورت Online مورد نیاز است).

نحوه طراحی بازی ها و سرگرمی ها به گونه ای خواهند بود که اولاً اهداف آموزشی مربوطه را تامین نموده ثانیاً بر مبنای دانسته های روانشناختی سنین مختلف دانش‌آموز تامین کننده نیازهای علمی , روحی و تربیتی آنان باشد , ثالثاً نیازهای عاطفی و هنری آنان را نیز مد نظر داشته باشند, رابعاً برقراری ارتباط مجازی دو طرفه (تعاملی Interactive ) با دانش‌آموز مفاهیم علمی مربوط را عمق بخشد.

لازم به ذکر است سرگرمیهای طراحی شده در غرب بدلیل نوع نگاه تربیتی آنان اغلب سبب تهییج کاذب دانش‌آموز و تقویت روحیه تهاجمی در آنان می‌گردد که اساسا با فضای تعلیم و تربیت اسلامی سازگاری ندارد.

دربحث آزمایشگاهها ،بدلیل بالابودن هزینه های واقعی و محدودیت های دیگر ضرورت استفاده از شبیه سازی پدیده های علمی بسیار مشهود ومنطقی است. اگرچه امکان پیاده‌سازی هر پدیده ای بصورت نرم‌افزاری وجود ندارد لیکن در حد مقدورات تکنولوژیک می‌توان از این نوع امکانات استفاده های مناسب و قابل توجهی بعمل آورد.
6. مدیریت مالی- اداری

این بخش شامل مراحل مقدماتی ثبت نام, اخذ شهریه یا تنظیم اعتبارمالی سیستم و پرداخت حق الزحمه اساتید , صدور گواهینامه الکترونیکی , حضور و غیاب اساتید و سایر موارد خواهد بود .
7. انجمن های علمی و فرهنگی

انجمن مکانی برای تبادل عقاید و پرسش و پاسخ بین دانش‌آموزان , دبیران و ... است . البته انجمن مورد استفاده در این سیستم باید دارای ویژگی های خاص فرهنگی باشد که در نرم‌افزار های موجود همه آنها در نظر گرفته نشده است .

8. دفتر کار الکترونیکی ((Virtual Office

با توجه به محدودیت های دسترسی فیزیکی, کلیه دست اندرکاران می‌توانند دارای دفاتر مجازی روی شبکه باشند که دسترسی به آنها را در هر لحظه میسر خواهد ساخت. این نرم‌افزار در واقع یک Organizer Online است که شرح تفصیلی آن به پیوست آمده است .

همانگونه که در بخش ارتباطی ذکر گردید، نقطه حضور همه کاربران در شبکه و استفاده از امکانات مختلف، از طریق این دفتر شکل می‌پذیرد. هر گروه از کاربران بسته به امکاناتی که در اختیار دارند، صفحه خاص خود را مشاهده می‌کنند.

این دفتر دو وجه دارد:

* یک قسمت از امکانات برای مدیریت کارها فقط در اختیار صاحب دفتر قرار می‌گیرد. مانند چک کردن نامه‌های الکترونیکی، زمانبندی کارها و ....

* قسمتی از امکانات برای مشاهده و استفاده در اختیار بازدید کنندگان از دفترقرار می‌گیرد مانند مشاهده مشخصات صاحب دفتر، ارسال پیام و ....

فقط بخشی از کاربران (به عنوان مثال معلمان و مدیران مدارس ) دارای صفحه دوم هستند که از طریق آن، دیگران با آنها در ارتباط خواهند بود.

9. موتور جستجو (Search Intermediary)

موتور جستجوی میانی درخواست کاربران را جهت جستجو دریافت کرده و عمل جستجو را بطور همزمان بین مخازن دیجیتال توزیع شده انجام می‌دهد. نتیجه هر یک از جستجوها در مخازن دیجیتال به این لایه برگردانده می‌شود. این لایه نتایج رسیده را بررسی کرده و با اعمال تغییراتی از جمله (حذف بعضی داده‌ها، فیلتر کردن آنها و همچنین مرتب کردن براساس معیاری خاص) آنها را ادغام کرده و به کاربر بر می‌گرداند.
قابلیت های موتور جستجو عبارتند از:

* عمل جستجو در مخازن دیجیتال که به صورت توزیع شده می‌باشند صورت می‌پذیرد.

* جستجو بطور همزمان بین مخازن دیجیتال توزیع شده صورت می‌پذیرد.

* تمام ارتباطات بین موتور جستجوی میانی و کاربر از طریق XML صورت می‌گیرد. این ارتباطات شامل درخواست های کاربر و نتایج جستجو می‌باشند.

* قابلیت اعتبار سنجی کاربر در موتور جستجو بدین گونه است که قبل از عمل جستجو، دسترسی کاربر به مخازن دیجیتال و داده‌ها مورد بررسی قرار گرفته و عمل جستجو طبق آن دسترسی ها صورت می‌پذیرد.
عمل اعتبار سنجی با توجه به اطلاعات ذخیره شده در یک پایگاه داده‌های عملی درون این موتور صورت می‌پذیرد که این اطلاعات شامل سطح دسترسی کاربران به مخازن دیجیتال و نوع دسترسی آنها به داده‌ها است.
10. موتور مدیریت محتوا (CMS)

به طور خلاصه قابلیتهای اصلی این موتور عبارتند از

* تهیه فرآیند آموزشی مبتنی بر محتوا

* سازماندهی داده‌ها برای ارایه مناسب در قالب ابرداده‌ها

* طراحی انواع آزمون‌های مختلف وارسال نتایج
منابع و ماخذ

1: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions XML Binding".

Available at : http://www.imsglobal.org/

2: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions Information Model".

Available at : http://www.imsglobal.org/

3: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2001).

"IMS Learning Resource Meta-Data Information Model".

Available at : http://www.imsglobal.org/

4: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Question & Test Interoperability, QTILite Specification".

Available at : http://www.imsglobal.org/

5: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

" IMS Digital Repositories Interoperability-Best Practice".

Available at : http://www.imsglobal.org/

6: Reasearch Dog eLearning Readiness Assessment. (2001).

" Elearning Readiness Assessment".

Available at : http://www.reasearchdog.com/

7: National Information Standards Organization. (2002).

" Z39.50: A Primer on the Protocol".

Available at : http://www.niso.org/

8: Cisco (2001).

" Reusable Learning Object Strategy, Version 4".

Available at : http://www.cisco.com/warp/public/10/wwtraining/elearning/implement/rlo_strategy.pdf

9: Darrel Woelk & Shailesh Agarwal, "Integration of e-learning and Knowledge Management", 2002

10: Macromedia (2002).

" Creating Learning Objects With Macromedia Flash MX".

Available at : Http://www.macromdia.com/software/flash/whitepapers/

امیر پورسلطانی، ceo@idea-tec.com

عباس شریفی تبار، cto@idea-tec.com

مهدی آهنگری، ahangari@idea-tec.com

حسین پورسلطانی، hpsultani@idea-tec.com

معصومه وکیلی، mvakili@idea-tec.com

الزامات آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۱۸ ق.ظ | ۲ نظر

تکفا - وقتی صحبت از زیرساخت های آموزش الکترونیکی به میان می آید عموماً اذهان به سمت زیرساخت های سخت افزاری و شبکه ای موردنیاز معطوف می گردند. گرایش سخت افزاری به امر فناوری ارتباطات و اطلاعات ریشه در تاریخ صنعت انفورماتیک این کشور دارد. از سوی دیگر عدم توجه کافی به مفاهیم بنیادین فناوری ها، باعث عدم کارآمدی در بخش های مختلف تصمیم گیری از جمله در زمینه آموزش الکترونیکی گردیده است
توجه به تجربیات صورت گرفته در جهان از جمله مواردی است که می تواند باعث افزایش بهره وری و هدایت صحیح سرمایه گذاری ها در جهت توسعه موزون و پایدار در تمام زمینه های آموزش الکترونیکی گردد. این تجربیات که مبتنی بر روند سعی و خطا و مطالعات صورت گرفته در سایر کشورها شکل گرفته اند منجر به ایجاد دیدگاه ها و استانداردهای مختلف در کلیه زمینه ها از امکان سنجی های اولیه تا تهیه متون درسی، روندهای تولید مواد آموزشی، ارایه دروس، ارزیابی تحصیلی و ... گردیده است.
مرکز تحقیقات مهندسی ثمین تراشه، با در نظر گرفتن استانداردهای موجود اقدام به طراحی و پیاده سازی یک چارچوب (Framework) نرم افزاری جهت به کارگیری در محیط های ارتباطی تحت Web با ماموریت آموزشی نموده است. هسته اصلی در بخش آموزشی این چارچوب نرم افزاری بسترسازی برای فعالیت و همکاری کلیه تولیدکنندگان محتوا و نرم افزارهای تحت Web در سطح ملی با نگرش به استانداردها و مفاهیم "در هم کنش " (Interoperability) و" قابلیت استفاده مجدد" (Reusability) می باشد.
این مقاله به طور خاص به تشریح فناوری های به کار رفته و نحوه ایجاد یک مخزن دیجیتالی قابل توزیع (distributed digital Repository) جهت سازماندهی و نگهداری ابرداده ها (Meta data) و سایر داده های آموزشی با استفاده از فناوری های open source مبتنی بر J2EE, XML و web service می پردازد و سعی می کند اهمیت این مخزن را در بقا و بروزسازی محتوا و نرم افزارهای آموزشی و همچنین برقراری ارتباط این نرم افزارها با مخازن بزرگ اطلاعات نظیر کتابخانه ها و ... روشن سازد.
1. منطق توسعه شبکه

زیرساخت شبکه‌ای سیستم آموزش الکترونیکی براساس پروتکل TCP/IP و روی هر شبکه‌ای که آنرا پشتیبانی کند قابل اجرا خواهد بود.

توصیه می‌گردد در این بخش از پروژه توسعه براساس نیاز واقعی صورت گیرد. تنها در صورتی شبکه مورد استفاده قرار خواهد گرفت که کاربران بصورت طبیعی و فطری به آن احساس نیاز نمایند. صرف گسترش شبکه و توزیع امکانات ارتباطی نظیر پست الکترونیکی بدون ایجاد زمینه‌های فرهنگی باعث ایجاد مطالباتی خواهد شد که مجموعه را در ادامه کار ملزم به انجام حرکات شتابزده خواهد کرد و بدون شک معضلات فرهنگی و اطلاعاتی به بار خواهد آورد.

این کار از طریق انجام عملیات کارگاهی و حتی تعریف واحد درسی جهت استفاده از شبکه آموزش و تدابیری از این دست قابل انجام خواهد بود.

لازم به ذکر است در کشورهای فراصنعتی(جوامع اطلاعاتی) پیش از انجام هرگونه پروژه آموزش الکترونیکی آزمون هایی را جهت بررسی آمادگی کاربران برای دریافت آموزش‌های الکترونیکی برگزار می‌نمایند تا از اتلاف وقت و سرمایه پیشگیری شود. برای نمونه می‌توان به آزمون E-Learning Readiness Assessment (tm) اشاره نمود که در آن محیط دریافت کننده آموزش از نقطه نظرات روانشناختی، جامعه شناسی، محیطی، آمادگی منابع انسانی، آمادگی اقتصادی، آمادگی فناوری، آمادگی ابزاری و آمادگی محتوایی بررسی می‌شوند. برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به آدرس www.researchdog.com مراجعه فرمایید.

ضمناً سرمایه‌گذاری بیش از حد در زمینه های سخت‌افزاری محدود کننده سرمایه گذاری در بخش های محتوایی و نرم‌افزاری خواهد شد.

2. محتوا

در سیستم‌های آموزش الکترونیکی گسترده در حجم آموزش و پرورش و دانشگاه‌های بزرگ هزینه های زیرساخت کمتر از 20% هزینه ها را تشکیل می‌دهد و بیش از 80% از هزینه ها مربوط به محتوای تهیه شده است. لذا محتوا در این سیستم‌ها جزء دارایی(Asset) محسوب می‌گردد و در طراحی آن باید ملاحظاتی را در نظر گرفت که با تغییر شرایط زمانی و مکانی، تغییرات محتوا به حداقل ممکن برسد و قسمت عمده محتوا همواره قابل استفاده باشد.

در ارتباط با محتوا دو دیدگاه کلی وجود دارد، یکی دیدگاه Contained Self که در آن محتوای آموزشی به نحوی تفکیک ناپذیر به برنامه وابستگی دارد و دیگری دیدگاه شی‌گرا یا Object Oriented که در آن از مفاهیم طراحی شی‌گرا نظیر

Abstraction, Reusability, Aggregation و Inheritance استفاده می‌شود. این نوع محتوا امروزه دارای تقسیم بندی‌های استانداردی است که براساس آن کوچکترین جزء مستقل قابل دسترسی Reusable Learning Object یا RLO خوانده می‌شود. هر RLO در واقع یک پودمان درسی است که با قواعد خاصی تهیه می‌گردد و شامل اجزاء کوچکتری بنام Reusable Information Object (RIO) است.
اشیاء آموزشی با قابلیت استفاده مجدد (RLO)

RLO رهیافتی جدید را برای تولید محتوا بیان می‌کند.در این رهیافت محتوا به تکه‌های کوچکتر (Chunk) تقسیم می‌گردد. هرچقدر اندازه این تکه‌ها بزرگتر باشد، استفاده مجدد از آنها سخت‌تر است. اشیاء کوچکتر جهت استفاده مجدد نیاز به کار کمتری دارد.

در رسانه‌های آموزشی طول مدت دریافت آموزش که یادگیرنده (Learner) با رضایت و میل شخصی از اطلاعات و نرم‌افزارهای CBT می‌تواند استفاده کند بطور متوسط 5 الی 15 دقیقه تخمین زده شده است.
این نگرش به محتوا تضمین کننده حداکثر استفاده از محتوای تهیه شده در مقاطع زمانی مختلف خواهد بود.

در این راستا استانداردهای گوناگونی در ارتباط با تهیه محتوا بوجود آمده است که از مهمترین آنها می‌توان به Cisco RLO Strategy اشاره کرد. البته این استانداردها باید با توجه به شرایط سنی و فرهنگی مخاطبین شبکه مورد بازبینی قرار گیرند.
هر RLO دارای این ویژگی‌ها است:

* دارای قابلیت ارتباط با سیستم آموزشی (LMS) است.

* چگونگی حرکت دانش‌آموز یا دانشجو بین RLO ها توسط LMS کنترل می‌گردد.

* رخدادهای درون هر RLO مربوط به خود اوست و درون RLO مدیریت می‌شود. هر RLO در اجرا موجودی مستقل به حساب می‌آید.

* از هر RLO توصیفی که به آن اصطلاحاً ابرداده یا Metadata گفته می‌شود تهیه می‌شود که طراحان با کمک آن می‌توانند RLO را جستجو کنند. این Metadata توسط سیستم مدیریت محتوا (CMS) مدیریت می‌شود.
جهت استفاده از اشیاء آموزشی (Learning Object) باید آنها را بازیابی کرد. بازیابی یک شی در یک محیط بزرگ توزیع شده Online شبیه Web یا یک اینترانت بزرگ، آسان نیست. جهت رفع مشکل بازیابی باید علاوه بر خود اشیاء آموزشی توصیفات آنها را نیز ذخیره کرد. اگر اشیاء آموزشی را به عنوان داده‌ها در نظر بگیریم توصیفات آنها داده‌هایی در مورد داده‌ها هستند که به آنها ابرداده یا Metadata گویند.
ابرداده اشیاء آموزشی شامل اطلاعاتی در مورد عنوان، نویسنده، شماره نسخه، تاریخ ایجاد، تجهیزات تکنیکی و محتوا و مفهوم آموزشی هستند. ابرداده شی آموزش با ابرداده که بصورت دیجیتالی و توسط انجمن کتابخانه های Online استفاده می‌شود سازگار است.

علت این سازگاری آن است که کتابخانه‌ها مرکز اسنادی بسیار غنی برای استفاده در سیستم آموزش می‌باشند و به همین جهت است که پیوندی محکم بین سیستم‌های آموزشی و نرم‌افزارهای آموزشی وجود دارد.
مراحل تولید محتوا به شرح زیر است:

الف)طراحی

که خود شامل مراحل زیر است:

1. نیاز سنجی

هر RLO و یا RIO باید در پاسخ به یک نیاز مشخص و قابل اندازه‌گیری طراحی شود در غیر اینصورت ارزیابی میزان یادگیری ممکن نخواهد بود.

2. تحلیل کارها

در این مرحله نویسنده در پاسخ به هر نیاز شناسایی شده کاری را مطابق با قابلیت‌های سیستم در نظر می‌گیرد و مطالبی را که ذکر آنها به عنوان پیش‌نیاز و یا مطالب کمکی و حاشیه ای لازم می داند اضافه می‌کند. در این مرحله تقریباً ساختار RLO و RIO های موردنیاز مشخص می‌گردند.

3. تعیین اهداف آموزشی

پس از انجام مرحله قبل اهداف آموزشی هر RIO, RLO شناسایی می‌شوند. این اهداف به دانشجو یا دانش‌آموز می گوید برای فراگیری مطلب چه کاری را باید انجام دهند و برای نویسنده مشخص می‌کند که چه نوع تمرین و یا آزمونی را برای ارزیابی اینکه یادگیرنده به هدف آموزشی دست یافته است یا خیر در نظر باید گرفت.

4. انواع RIO ها

معمولاً هر RLO از 2±7 RIO تشکیل شده است که این RIO ها حسب ضرورت می‌تواند یکی از این پنج نوع باشد:

* مفهوم (Concept)

* واقعیت (Fact)

* روال (Procedure)

* فرآیند (Process)

* اصل (Principle)

محصول مرحله اول یک سند طراحی جزئی (DDD) است که در مراحل بعد مورد استفاده قرار می‌گیرد.

ب)تهیه و نگارش (Development)

در این مرحله متون و سایر ملزومات آموزشی نظیر تصاویر، اصوات و سایر محتویات موردنیاز تهیه می‌شوند و یا در صورت وجود در مخزن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

1. اشیاء آموزشی (Learning Objects)

براساس مستند مرحله قبل (DDD) نویسنده اقدام به ساخت RLO های موردنیاز می‌کند. هر RLO از یک پیش درآمد (Overview)، 5 الی 9 RIO، یک بخش خلاصه و یک بخش ارزیابی تشکیل شده است.
2. RIO ها:

هر RIO از سه عنصر محتوایی (Content)، تمرین (Practice) و ارزیابی (Assessment) تشکیل شده است.

در پایان این مرحله RIO ها بصورت Beta Version مورد آزمایش قرار می‌گیرند.
ج)توزیع(Delivery)

محتوای تهیه شده در قالب لوح های فشرده آموزشی، سیستم های تحت وب و محتوای قابل ارایه در محیط کلاس‌های الکترونیکی (ILT) قابل اریه خواهد بود.
د)ارزیابی Evaluation

ارزیابی نیز در چهار سطح قابل انجام است جهت اطلاع بیشتر به مقاله

Evaluating Training Programs: The four levels (Kirkpatrick, 1996)

مراجعه فرمایید.
در اینجا لازم است مفاهیم زیر توضیح داده شوند.

1) نگارش همزمان (Concurrent Development)

با توجه به اینکه RLO ها و RIO ها موجودیت مستقل دارند، می‌توانند بصورت همزمان نگاشته شوند.
2) محتوای محاوره ای(Interactive Content)

محتوایی که با استفاده از فناوری های Dynamic نظیر

DHTML , Macromedia Flash به همراه فناوری های وابسته به XML نظیر XSL ایجاد می‌شود و از قابلیت استفاده مجدد و انعطاف بالا برخوردار است. این نوع محتوا معمولاً برای تولید RIO های از نوع روال (Procedure)، تمرینات و ارزیابی‌ها به کار گرفته می‌شوند.

از مهمترین استفاده های این نوع محتوا ایجاد آزمایشگاه‌های مجازی برای انجام آزمایش‌های مختلف در محیط های نرم‌افزاری است.

3.

سخت‌افزار

معماری نرم‌افزاری زیرساخت شبکه ارتباط مستقیمی با حجم خریدهای سخت‌افزاری شبکه دارد. قابلیت انتقال توان پردازش به دستگاه مرکزی در محیط‌های

خادم/مخدوم (Client/Server) و تولید نرم‌افزارهایی که در محیط مرورگر وب قابل اجرا هستند (Thin Client)، امکان استفاده گستره کاربران را از دستگاه های ارزان تر مهیا می‌کند. در یک الگوی کلی با توجه به نمودار می‌توان ساختار شبکه را بدین شرح توصیف نمود.

* مخازن محتوا

دیدگاه کلی در این طرح انتقال داده‌های حجیم مثل داده‌های چندرسانه‌ای و ... به نقاطی است که دسترسی بسیار پرسرعت به اینترنت وجود دارد. این نقاط می‌توانند بصورت Collocation در محل‌هایی نظیر سرور پارک‌های موجود در خارج از کشور باشند. البته شرایط حضور در این مراکز نباید محدودکننده دست اندرکاران در استفاده از امکانات سیستم به هر علتی باشد. راهبران سیستم باید بتوانند هر نرم‌افزار، سیستم عامل و یا سرویس دهنده‌ای را که لازم باشد، روی این سرورها نصب نمایند. تعداد این سرورها باید به تدریج و براساس توسعه گسترش کاربری شبکه تعیین شود. علاوه بر این می‌توان داده‌های پر حجم را به صورت محلی Local نیز مورد استفاده قرار داد.

* تحمل خطا و Redundancy

در صورت بروز اشکال در پهنای باند و یا سرورهای موجود در شبکه در هر لحظه می‌بایست امکان انتقال ترافیک از یک نقطه به نقطه دیگر وجود داشته باشد.

* نقاط دسترسی Access Points

نقاط دسترسی متنوعی برای شبکه متصور است. کاربرانی‌ که از خارج از شبکه آموزش و از طریق اینترنت به این شبکه متصل می‌شوند، اطلاعات آموزشی خود را از سریع‌ترین محل دسترسی که ممکن است دریافت خواهند نمود. این کار با استفاده از نرم‌افزار توزیع بار (Load Balancing) و نرم‌افزار هوشمند Content Cache مقدور خواهد بود.

گروه دوم که از طریق شبکه آموزشی به اینترنت دسترسی پیدا می کنند نیز در درون شبکه از این امکانات بهره مند خواهند شد ولی برای دسترسی به شبکه جهانی اینترنت نرم‌افزاری در سر راه آنها قرار می‌گیرد که درخواست‌ها را دریافت و آن‌ها را به صورت مقتضی از نظر ثبت عملکرد و کنترل دسترسی مدیریت خواهد نمود.
نمودار نحوه توزیع امکانات و تنوع نقاط دسترسی به شبکه

4. استانداردهای نرم‌افزاری

این استانداردها که شرح تفصیلی برخی از آنها در ادامه آمده است، تضمین کننده ارتباط امن و پایدار بین اجزای مختلف سیستم است. ضمناً امکان توسعه نرم‌افزار را در آینده فراهم نموده و امکان برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات بین این نرم‌افزار و نرم‌افزارهای آموزشی دیگر را که با استانداردهای بین المللی نظیر IEEE, IMS سازگار هستند، ممکن می‌سازد.
ضمناً در طراحی نرم‌افزار باید سعی شود تا ضمن طراحی آن بصورت کاملاً توزیع شده از الگوهایی نظیر پروژه SCORM که توسط موسسه

Advanced Distributed Learning وابسته به وزارت دفاع آمریکا طراحی و پیاده‌سازی شده است بهره برداری گردد.

این استانداردها در زمینه های مختلف مثل مخازن محتوا (Digital Repositories)، بسته بندی و تبادل محتوا (Content Packaging)، ابر داده‌ها (Metadata)، توالی دروس (Sequencing) و همچنین محتوای محاوره ای (Interactive Content) مورد بهره برداری قرار گرفته است.

با توجه به ویژگی‌های نرم‌افزاری طرح، هر یک از این ویژگی‌ها به تفصیل توضیح داده شده‌اند.
5. محیط ارتباطی

محیط ارتباطی این شبکه باید بصورت یک ابرسایت آموزشی (Learning Portal) طراحی ‌گردد که در آن هر کاربر پس از ورود به شبکه صفحه ای را برای انجام کلیه امور ارتباطی و کاری خود در اختیار خواهد داشت.

علاوه بر این برای کاربران خاص صفحاتی بصورت Template Based قابل طراحی هستند که می‌تواند به عنوان صفحه یا سایت اختصاصی کاربر مورد استفاده قرار گیرد.

علاوه بر این در این دفتر امکان تعریف نوع ارتباط بین گروه های مختلف کاربری وجود خواهد داشت.

محیط ارتباطی و امکانات کاربران
ویژگی‌های زیرساخت نرم‌افزاری

ویژگی‌های اصلی که هر زیرساخت آموزش مجازی باید دارا باشد بصورت خلاصه عبارتند از:

1. قابلیت استفاده مجدد از محتوا (Reusability)

با توجه به نگرش سرمایه‌ای به محتوای آموزشی تهیه شده برای شبکه، قابلیت استفاده مجدد فاکتوری است که هزینه ها و زمان توسعه و ایجاد محتوای آموزشی را به طرز چشمگیری کاهش می دهد. لازم است تا به هر محتوای آموزشی بصورت یک شی (Object) نگاه شود که در مورد آن یک ابرداده‌ی استاندارد وجود دارد. این ابرداده به کاربران و ایجادکنندگان این اشیاء اجازه می دهد تا منابع را به اشتراک بگذارند و تغییرات را به راحتی انجام دهند. براساس این اشیاء می‌توان اشیاء جدیدی ایجاد کرد که قابلیت ها و محتوای گسترده تر و یا عمیق تری را پوشش می دهند. همچنین می‌توان از ترکیب تعدادی از این اشیاء یک بسته آموزشی جدید ایجاد نمود.
2. قابلیت در هم کنش (Interoperability)

در یک شبکه گسترده آموزشی از ابزار و برنامه های کاربردی بسیار متنوعی بهره می بریم. همگی این ابزارها در یک شبکه اینترنتی نیازمند استفاده از محتوای آموزشی، اطلاعات کاربران و سایر اطلاعات تهیه شده هستند. یکی از مهمترین قابلیت هایی که باید در زیرساخت آموزش مجازی مد نظر قرار گیرد این است که تمامی این ابزارها باید بتوانند از طریق شبکه محتوای خود را مابین یکدیگر به اشتراک گذاشته و تبادل کنند. بنابراین میان ابزارها و برنامه های مختلف موجود در یک شبکه ارتباطات گسترده ای شکل خواهد گرفت که همگی این ارتباطات و تبادلات باید بصورت یکپارچه و براساس یک پروتکل استاندارد شکل پذیرد. در زیرساخت پیشنهادی تمامی تبادلات از طریق تبادل اطلاعات در قالب XML انجام می‌گیرد. همچنین در یک شبکه گسترده ابزارهای مختلف می‌توانند از قابلیت های یکدیگر بصورت فراخوانی از راه دور استفاده کنند. یعنی هر بخش نرم‌افزاری بصورت یک شی در نظر گرفته می‌شود که سرویس هایی را از طریق واسط خود در اختیار اشیای دیگر قرار می دهد. یکی از مناسب ترین پروتکل هایی که در این زمینه به کار گرفته می‌شود SOAP است که توضیحات تکمیلی در مورد آن ارائه خواهد شد.
3. قابلیت گسترش ابعاد (Scalability)

طراحی یک قالب مناسب نرم‌افزاری که بتواند توسعه کاربرد سیستم را همزمان با گسترش شبکه از نظر ابعاد جغرافیایی و سخت‌افزاری تضمین نماید، امکان خرید تدریجی سخت‌افزارها را متناسب با توسعه نیاز و فرهنگ کاربرد شبکه آموزشی با حفظ کارایی مناسب، مقدور خواهد ساخت. بدین طریق از ضرر میلیاردی حاصل از افت قیمت سخت‌افزارهای استفاده نشده نیز جلوگیری خواهد شد. به منظور دستیابی به کارایی مورد قبول در چنین شبکه‌ای به زیرساخت‌های مناسب سخت‌افزاری، نرم‌افزاری و ارتباطی نیاز است. امکان دستیابی به چنین زیرساخت‌هایی چه از بعد سخت‌افزاری و چه از بعد فن آوری‌های نرم‌افزاری در کشور وجود دارد. برای دستیابی به این منظور لازم است زیرساخت دارای قابلیت های زیر باشد:

* توزیع اطلاعات و محتوا در حجم‌های بسیار بزرگ در هنگام نیاز

* توزیع مدیریت سیستم و مدیریت محتوا

* توزیع خدمات و برنامه های کاربردی

* استفاده از فن‌آوری‌های قابل توسعه نرم‌افزاری
همانند شبکه گسترده اینترنت لازم است تا عدم تمرکز در شبکه آموزشی نیز مد نظر قرارگیرد. با توجه به چنین نگرشی استفاده از سخت‌افزارهای با قیمت مناسب عملی می‌گردد و به این ترتیب هزینه های کلی سخت‌افزاری کاهش یافته و سرمایه‌گذاری به سمت تهیه محتوا و نرم‌افزارها و ابزارهای سودمند و مناسب سوق می‌یابد. با توجه به گستردگی کاربران و طراحی یک سیستم غیرمتمرکز در ابعاد مختلف (محتوا، مدیریت آموزشی و ...) می‌توان به قابلیت گسترش مناسبی دست یافت.

توجه: نکته اساسی در این بحث وجود بستر ارتباطی مناسب و فعال است که سایر قسمت ها از این بستر برای پوشش وظیفه‌مندی کلی شبکه بهره می‌برند.
4. امنیت (Security)

توجه به امنیت در چنین زیرساختی بسیار حیاتی است. باید به امنیت در دو سطح کلی نگریست:

* امنیت ارتباطی (امنیت بستر سخت‌افزاری شبکه)

* امنیت کاربری سیستم (دسترسی در سطوح مختلف به محتوا و سرویس های مختلف آموزشی)

در بعد ارتباطی این امنیت با استفاده از پروتکل های امن، سخت‌افزارهای مناسب و مطمئن تامین خواهد شد.

در بعد کاربری سیستم از معماری امنیتی آشنای

/ Encryption Authentication / Authorization استفاده خواهد شد.

این معماری مبتنی بر شناسایی کاربر و تامین سطح دسترسی کاربر به خدمات و محتوا در هر نقطه از شبکه است. با توجه به معماری لایه‌ای زیرساخت آموزشی، بحث امنیت نیز به صورت توزیع شده و لایه لایه در نظر گرفته می‌شود.
5. سازگاری با استانداردها (Standards Compliance)

لزوم استفاده و تدوین استانداردهای مختلف در بخش های مختلف این سیستم با توجه به گستردگی و تنوع کاربری شبکه بر کسی پوشیده نیست. استفاده از استاندارد باعث رشد و توسعه و ایجاد همکاری مناسب بین سیستم های مختلف می‌گردد. عدم توجه به این موضوع باعث به هدر رفتن منابع زیادی در شبکه می‌گردد. با توجه به این که شرکت های مختلفی بعنوان تامین کننده محتوا و یا خدمات با شبکه آموزشی فعالیت خواهند کرد تهیه استاندارد ها می‌تواند خط مشی مشخصی را برای تمامی شرکت های همکار در تامین محتوا یا خدمات بوجود آورد.

استانداردها در بخش های زیر تدوین می‌گردند.

* ابرداده‌های مربوط به اشیاء آموزشی

* بسته بندی و ارائه اشیاء مختلف آموزشی در کنار یکدیگر

* اطلاعات مدیریت کاربران

* ارتباط لایه های نرم‌افزاری

* ارتباطات مختلف در سیستم
6. بهره برداری بهینه از حداکثر امکانات موجود با حداقل هزینه ها

7. تجرید (Abstraction)

یکی از راهکارهای مناسب برای رسیدن به آنچه که گسترش ابعاد مختلف خوانده می‌شود، نگرش انتزاعی و صد البته شی‌گرا نسبت به کلیات زیرساخت نرم‌افزاری و ارتباطی است.

این نوع نگرش در ساختار محتوا (Content Structure) و خدمات و سایر قابلیت‌های سیستم در نظر گرفته می‌شود. در واقع انتزاعی ساختن مفاهیم و مبانی نوعی آینده نگری است که ریشه در توجه به اهداف طولانی مدت و عام و چشم پوشی از اهداف خاص و مقطعی دارد.

رعایت این اصل در شبکه‌ای که مخاطب آن عام و کاربران آن گستره زیادی از تولیدکنندگان محتوا و مصرف کنندگان آن است اجتناب ناپذیر و الزامی است.
معماری زیرساخت

در این بخش به معرفی راهبردهای اساسی در طراحی و پیاده‌سازی بستر نرم‌افزاری و فن‌آوریهای مورد استفاده می‌پردازیم.
1. توزیع شدگی (Distribution)

توزیع شدگی بعنوان یک اصل در طراحی و پیاده‌سازی زیرساخت آموزشی پیشنهادی در نظر گرفته شده است. این اصل زیربنای پروژه آموزش الکترونیک که با پشتیبانی وزارت دفاع آمریکا بنام SCORM انجام شده است نیز می‌باشد.

توزیع شدگی در سه سطح اتفاق می افتد:

* کاربران اعم از دانش‌آموزان، مدرسین و مدیران

* اطلاعات و محتوا

* برنامه های کاربردی و خدمات

از آنجایی که اطلاعات می‌توانند به صورت فیزیکی توزیع شده باشند، نرم‌افزارهایی که در شبکه فعالیت می کنند ممکن است با مجموعه‌ای از اطلاعات سر و کار داشته باشند که در نقاط دیگر قرار دارند و به این ترتیب لازم خواهد بود بخش‌های مختلف یک برنامه از نقاط مختلف شبکه انجام شوند.

این توزیع شدگی‌ها در زیرساختی نرم‌افزاری که ابعاد ملی و همه جانبه دارد بسیار ضروری می‌نماید.

امروزه فناوری‌های نرم‌افزاری پاسخی مناسب و در خور برای این مسئله ارائه نموده‌اند که علاوه بر فائق آمدن بر این مشکل امکانات و مزایای متعددی را نیز در اختیار کاربران قرار داده اند.

این مزایا عبارتند از:

* توزیع اطلاعات و بانک های اطلاعاتی در سطح شبکه

* استقلال از ساختار بانک اطلاعاتی

* قابلیت توسعه و گسترش هر بخش از نرم‌افزارها بدون اثرگذاری روی سایر بخش‌ها (Distributed Applications)

* امنیت بالا و طبقه بندی دسترسی به خدمات و اطلاعات توزیع شده

* کارایی و بهینه سازی عملکرد نرم‌افزارها و سخت‌افزارها از طریق کاهش ترافیک شبکه‌ای و حجم پردازش های نرم‌افزاری که این خود باعث می‌شود تا هزینه های سخت‌افزاری و ارتباطی کاهش یابد.

نمودار صفحه بعد کاربرد توزیع شدگی را در آموزش الکترونیکی نمایش می‌دهد.

نمودار توزیع شدگی برنامه‌ها در شبکه

2. طراحی چند لایه

با توجه به بحث های انجام شده در خصوص توزیع کاربران، محتوا و برنامه ها در شبکه و اهمیت راهبردی نگرش توزیع شده، روش مناسب و مقبول برای پیاده‌سازی این معماری از جایگاه حائز اهمیتی برخوردار می‌گردد.

این معماری و پیاده‌سازی آن ویژگی های خاصی دارد که به مهمترین آنها اشاره می‌شود.

نخستین ویژگی لایه لایه بودن بخش های مختلف است. در حقیقت نگرش ما مبتنی بر معماری N-Tier است. هرکدام از اجزای سیستم در یکی از این لایه ها قرار می‌گیرند. در این معماری لایه های پایین تر و زیرین، سرویس هایی را برای لایه های بالاتر خود فراهم می کنند. با طراحی صحیح یک معماری لایه بندی شده می‌توان انتظار داشت تا قابلیت ارتقاء و گسترش به نحو چشمگیری افزایش یابد.

در این طرح سه لایه منطقی اصلی وجود دارد که به شرح زیرند:

* لایه تدارک اطلاعات (Provision Tier)

وظیفه اصلی این لایه ارتباط با بانک های اطلاعاتی و نگهداری و ارائه ابرداده‌های مرتبط با محتواست.

* لایه منطق کار (Business Tier)

این لایه شامل خدماتی است که توجیه کننده منطق کاری برنامه‌هاست. در این لایه خصوصیات و روش عملیاتی مرتبط با وظیفه مندی موردنظر سیستم آموزش مجازی پیاده‌سازی می‌گردد. این لایه واسطی بین کاربران و لایه ارائه و نگهداری محتوا است.

* لایه ارائه و نمایش (Presentation Tier)

وظیفه اصلی این لایه ارتباط با کاربر، دریافت درخواست ها و ارائه پاسخ ها است. عملیات دریافت اطلاعات ورودی، نمایش اطلاعات خروجی و گزارشات در این لایه شکل می پذیرد. در این لایه ارتباط کاربران از طریق Web Service ها یا نرم‌افزارهای قابل نصب به سیستم آموزشی تامین می‌گردد.
هر یک از این لایه ها بصورت مستقل طراحی می‌شوند و ارتباطات بین آنها از طریق یک لایه ارتباطی استاندارد شکل می‌گیرد.

در هر لایه اجزای مختلفی قرار می‌گیرند که می‌توانند با یکدیگر ارتباط داشته باشند. این اجزا بصورت شی‌گرا تحلیل و طراحی شده‌اند. ارتباط بین این اجزا نیز از طریق یک لایه ارتباطی استاندارد صورت می‌پذیرد. نمودار صفحه بعد این لایه‌ها را به‌صورت نمادین توصیف می‌کند

نمودار لایه‌های مختلف معماری نرم‌افزاری و ارتباطات بین لایه‌ها

3.

فن آوری ها و استانداردهای نرم‌افزاری

برای انتقال و نگهداری اطلاعات با قالب متنی از استاندارد Unicode (تصویب شده توسط کنسرسیوم Unicode) استفاده خواهد شد. استفاده از این استاندارد، همگام شدن و سازگاری سیستم را با استانداردهای تایید شده جهانی (همچون JAVA , XML) به همراه دارد.

تبادل، ارایه و در پاره‌ای از موارد نگهداری (به خصوص Metadata) مبتنی بر فن آوری XML و فن‌آوری های وابسته به آن همچون FOP, XSLT , XSL , XQL و XQuery می‌باشد. انتخاب این فن‌آوری به این علت انجام گرفته است که XML مکانیزمی انعطاف پذیر، قابل تبدیل و انتزاعی است که همگی در جهت تحقق نیازمندی‌ها و قابلیت‌های زیرساخت به خدمت گرفته خواهند شد.

پیاده‌سازی لایه های نرم‌افزاری بر مبنای تکنولوژی‌های J2EE انجام می‌پذیرد. Java قابلیت‌های بسیاری را در اختیار طراحان و برنامه نویسان و نهایتاً نرم‌افزار قرار می‌دهد. قابلیت‌هایی نظیر، ساختار کاملاً شی‌گرا، معماری همبند داخلی و استوار، قابلیت انتقال بر روی هر سخت‌افزار و سیستم عامل و استقلال از محیط اجرایی و ... .

برای لایه ارتباطی از فن آوری SOAP,EJB استفاده می‌شود. SOAPیک پروتکل ارتباطی مبتنی بر XML است.

نمودار ارتباط بین اجزاء سیستم
شرح اجزای سیستم

1. لایه ارائه اطلاعات (Provision Tier)

1.1. مخزن دیجیتال (Digital Repository)

به هر مجموعه از منابع قابل دسترسی روی شبکه بدون دانستن اطلاعات اولیه در مورد ساختار آن مجموعه، یک مخزن دیجیتال گفته می‌شود. به عبارت دیگر در مخزن دیجیتال منابع مختلف با ساختار اطلاعاتی متفاوت قابل ذخیره و بازیابی می باشند این منابع می‌توانند از طریق واسطی روی شبکه در اختیار اجزای دیگر قرار گیرند. به صورت پیش فرض مخازن دیجیتال (بخصوص در بحث مخازنی که اطلاعات محتوای آموزشی را نگهداری و بازیابی می‌کنند) در مورد هر محتوای آموزشی ابرداده‌های مربوط به آن را در خود نگهداری می‌کنند (Metadata). معمولاً ابرداده بصورت استاندارد تعریف شده است و بصورت یک فایل XML عرضه می‌شود. اما مخازن دیجیتال می‌توانند منابع مختلفی غیر از محتوای آموزشی را نیز در خود نگهداری کنند. در حقیقت مخازن دیجیتال هسته و موتور اصلی نگهداری و بازیافت اطلاعات و محتوا برای سایر اجزای نرم‌افزاری شبکه آموزشی می‌باشند. وظایف اصلی(Core Functions) یک مخزن دیجیتال به صورت خلاصه عبارتند از:

* جستجو و ارائه به صورت یک ابرداده‌ی استاندارد

* ذخیره یا بروز رسانی ابرداده‌ی ارسالی، به فرم پایگاه داده‌ای که با مخزن دیجیتال در ارتباط است

* بازیابی اطلاعات درخواستی از پایگاه داده و تحویل آن به صورت یک ابرداده‌ی استاندارد

* اعلان تغییر حاصله در یک ابرداده‌ی خاص و ارائه آن به کاربر
یک مخزن دیجیتال باید بتواند با انواع پایگاه داده‌های مرسوم بعنوان موتور ذخیره و بازیابی کار کند.
این پایگاه داده‌ها به صورت مرسوم به سه بخش کلی زیر تقسیم می‌گردند.

* پایگاه داده‌های رابطه ای مرسوم مانند SQLServer و ...

(SQL Repository).

* مخازنی که عملیات نگهداری و ارائه را از طریق فایل‌های XML انجام می‌دهند.(XML Repository).

* مخازن کتابخانه ای که بسیار گسترده هستند و امروزه در نگهداری اطلاعات کتابخانه‌ای بکار می‌روند (Repository Z39.50). اگرچه این فناوری‌ به تدریج جای خود را به فن‌آوری‌های جدیدتر خواهد داد ولی امروزه هزاران کتابخانه در سراسر جهان روزانه میلیون‌ها مورد تبادل اطلاعات بین خود را از این طریق انجام می‌دهند. لازم به ذکر است با توجه به عدم استفاده از این پروتکل در ایران ضرورتی برای پیاده‌سازی ابزار راه اندازی و مدیریت مربوط به آن وجود ندارد؛ اگر چه این امکان در طراحی دیده شده‌است.

مزایای عمده این موتور ذخیره و بازیابی عبارتند از

* عدم وابستگی به نوع خاصی از پایگاه داده

* انعطاف بخاطر استفاده از ابرداده

* قابلیت به اشتراک گذاشتن و عملیات درهم کنش (Interoperability) با سایر مخازن دیجیتال

* مدیریت و نگهداری و ارائه محتوا و اطلاعات به صورت توزیع شده

از مخازن دیجیتال می‌توان برای نگهداری اطلاعات اسناد و مدارک کتابخانه‌ای، ابرداده محتوای آموزشی و ... استفاده کرد.

در کنار این مخازن، مخازن دیگری نگهداری می‌شوند که حاوی محتوای ابرداده‌های آموزشی کاربران شامل اساتید، فراگیران و ... می‌باشند.

نمودار ارتباط مخزن دیجیتال با پایگاه داده‌های مختلف
نمودار توزیع شدگی مخازن دیجیتال و استفاده موتورهای دیگر مانند مخازن تجمعی از آنها
1.2. مخزن تجمعی (Aggregated Repository)

وظیفه‌مندی و تعریف اصلی یک مخزن تجمعی شبیه مخزن دیجیتال است. با این تفاوت که مخزن تجمعی امکانات مجموعه‌ای از مخازن دیگر دیجیتالی را بصورت یک واسط واحد (یک مخزن دیجیتال) در اختیار اجزای دیگر قرار می‌دهد. در حقیقت یک مخزن تجمعی از ترکیب و تجمیع اطلاعات چند مخزن دیجیتال دیگر تشکیل می‌شود. این مخازن می‌توانند روی شبکه توزیع شده باشند. یک مخزن تجمعی در شبکه می‌تواند بخشی از یک مخزن تجمعی دیگر در شبکه باشد. به این صورت اطلاعات بصورت یک ساختار درختی گسترده و توزیع شده روی شبکه در دسترس قرار می‌گیرند.

الزامی وجود ندارد که اطلاعات مخازن تشکیل دهنده یک مخزن تجمعی بصورت محلی در مخزن ذخیره شوند. چراکه در این صورت افزونگی داده‌ای پیش خواهد آمد. اما مخزن تجمعی بخاطر بحث کارائی و بهبود آن می‌تواند قسمتی از اطلاعات را بصورت محلی Cache کند تا با سرعت بیشتری در دسترس قرار گیرند. کاربران این مخازن دیگر درگیر محل واقعی نگهداری و ارائه اطلاعات نمی‌شوند و مخزن تجمعی مانند یک مخزن دیجیتال برای آنان عمل می‌کند.

وظایف اصلی یک مخزن تجمعی به صورت خلاصه عبارتند از:

* واسطی برای مدیریت مخازن دیجیتال و مخازن تجمعی لایه پایین تر

* نگهداری قسمتی از اطلاعات به صورت محلی برای افزایش سرعت و کارایی

مزایای عمده یک مخزن تجمعی:

* ارائه یک واسط واحد.

* بهبود سرعت دسترسی به اطلاعات پرمصرف
ساختار توزیع شده و درختی مخازن دیجیتال و مخازن تجمعی

2.

لایه منطق کار (Business Tier)

خط مشی کلی در ایجاد نرم‌افزارهای این لایه نگارش یک موتور اصلی (Engine) برای هر نرم‌افزار اصلی است که واسط کاربری آن در لایه ارائه

(Presentation Tier) قرار دارد و ارتباط آن با موتور اصلی از طریق لایه ارتباطی مانند SOAP انجام می‌شود.

در این لایه با این نگرش موتورهای(Engine) زیر تعبیه می‌گردند :

* موتور جستجو (Search Intermediary)

* موتور مدیریت محتوا؛ (CMS)

* موتور مدیریت آموزشی؛ (LMS)

* موتور کلاس مجازی؛ (ILT)

* موتور ابزار نگارش؛ (Authoring Tool)

* موتور کتابخانه الکترونیکی؛ (Digital Library)

* موتور دفتر کار مجازی ؛ (Virtual Office)

3. لایه ارائه و نمایش (Presentation Tier)

نرم‌افزارهای کاربردی متعدد با استفاده از موتورهای نصب شده در لایه پایین‌تر می‌توانند خدمات بسیاری را به کاربران سیستم‌های نرم‌افزاری ارایه ‌کنند. این خدمات باعث جذب مخاطبان و رضایت آنها از استفاده از این سیستم می‌گردد.

این واسط می‌تواند هم به صورت Desktop و هم به صورت Web Based با استفاده از روشها و محیطهای مختلف که از لایه ارتباطی پشتیبانی می‌کنند پیاده سازی گردد.

این روش باعث می‌شود تا بتوان محیط های کاربری Customized و Personalized برای سطوح مختلف کاربران و مطابق با نیازهای آنان ایجاد نمود. با توجه به اینکه در این لایه فقط مسایل نمایشی حل میشوند و اصل برنامه در لایه پایینی بوده و قابل دسترسی برای نرم‌افزار‌های نوشته شده به زبان‌های مختلف می‌باشد، هزینه‌های تهیه نرم‌افزار به حداقل خواهد رسید؛ چرا که نیازی به بازنویسی بخش منطق کار برنامه‌ها وجود نخواهد داشت.

ضمناً این معماری زمینه مشارکت شرکت‌ها و افراد علاقه‌مند را با مهارت‌های مختلف در شبکه‌آموزشی فراهم می‌نماید.

نمودار نگرش کلی در طراحی لایه‌ای و فن‌آوری‌های به کار رفته

بخش‌های کلی سیستم آموزش مجازی E-Learning
1. مدیریت آموزشی (LMS)

این بخش شامل تعریف درس, تخصیص کلاس, انتخاب واحد, معرفی اساتید, گزارشات آماری، سطح بندی و رتبه بندی و موضوعات مشابه دیگری است. ارتباط سیستم مدیریت آموزشی با مخزن تجمعی که شرح آن در ادامه آمده است، تهیه گزارشاتی را در سطح ملی ظرف چند ساعت ممکن می‌سازد که برای تهیه هر یک به طور عادی در بهترین حالت حداقل یک ماه وقت لازم است.

نرم‌افزاری که مدیریت رخدادهای آموزشی را بر عهده دارد((LMS اطلاعات کاربران را ثبت کرده و مراحل طی دوره آموزشی تعریف شده برای هر یک را پیگیری کرده و داده‌های مرتبط را نیز ثبت می‌کند.

نمودار ارایه توزیع شده محتوای آموزش

این سیستم اصلی ترین جزء مجموعه آموزش الکترونیکی بوده و سایر بخش‌ها نیز از امکانات این بخش استفاده می‌نمایند.

2. ابزار نگارش (Authoring Tool)

این ابزار قابلیت طراحی صفحات جدید و درج متن و محتوای چندرسانه ای در این صفحات را دارد علاوه بر آن قابلیت جستجوی مخازن محتوای موجود و درج محتوای موجود در این مخازن در محتوای درسی تهیه شده را دارد. علاوه بر این قابلیت ثبت توالی محتوای دروس(Sequence) در سیستم مدیریت آموزشی(LMS) را نیز داراست.
3. کلاس الکترونیکی ( مجازی )

ابزار ارتباطی Online است که در آن امکان برقراری ارتباط بین دانشجو و مدرس وجود دارد و قابلیت‌هایی نظیر Document Sharing و Whiteboard Sharing و محیط Chat کنترل شده و ... را داراست.
4. کتابخانه دیجیتال

کتابخانه‌های دیجیتال پیوند بسیار محکمی با سیستم‌های آموزش الکترونیکی دارند و به همین علت است که از ابرداده‌های سازگار با هم استفاده می‌کنند. به علت عدم وجود یک کتابخانه دیجیتال استاندارد که از قابلیت‌های لازم برای ارتباطات توزیع شده برخوردار باشد، به نظر می‌رسد که تهیه یک نرم‌افزار کتابخانه‌ای در ابعاد ملی و با سیاستهای ذکر شده از ضروریات آینده ICT کشور باشد.
5. سرگرمی ها و آزمایشگاه ها

در سرگرمی‌ها و آزمایشگاه ها سعی بر این است که حتی الامکان نیاز به برقراری ارتباط Online با شبکه نباشد (به غیر از مواردی که کار گروهی بصورت Online مورد نیاز است).

نحوه طراحی بازی ها و سرگرمی ها به گونه ای خواهند بود که اولاً اهداف آموزشی مربوطه را تامین نموده ثانیاً بر مبنای دانسته های روانشناختی سنین مختلف دانش‌آموز تامین کننده نیازهای علمی , روحی و تربیتی آنان باشد , ثالثاً نیازهای عاطفی و هنری آنان را نیز مد نظر داشته باشند, رابعاً برقراری ارتباط مجازی دو طرفه (تعاملی Interactive ) با دانش‌آموز مفاهیم علمی مربوط را عمق بخشد.

لازم به ذکر است سرگرمیهای طراحی شده در غرب بدلیل نوع نگاه تربیتی آنان اغلب سبب تهییج کاذب دانش‌آموز و تقویت روحیه تهاجمی در آنان می‌گردد که اساسا با فضای تعلیم و تربیت اسلامی سازگاری ندارد.

دربحث آزمایشگاهها ،بدلیل بالابودن هزینه های واقعی و محدودیت های دیگر ضرورت استفاده از شبیه سازی پدیده های علمی بسیار مشهود ومنطقی است. اگرچه امکان پیاده‌سازی هر پدیده ای بصورت نرم‌افزاری وجود ندارد لیکن در حد مقدورات تکنولوژیک می‌توان از این نوع امکانات استفاده های مناسب و قابل توجهی بعمل آورد.
6. مدیریت مالی- اداری

این بخش شامل مراحل مقدماتی ثبت نام, اخذ شهریه یا تنظیم اعتبارمالی سیستم و پرداخت حق الزحمه اساتید , صدور گواهینامه الکترونیکی , حضور و غیاب اساتید و سایر موارد خواهد بود .
7. انجمن های علمی و فرهنگی

انجمن مکانی برای تبادل عقاید و پرسش و پاسخ بین دانش‌آموزان , دبیران و ... است . البته انجمن مورد استفاده در این سیستم باید دارای ویژگی های خاص فرهنگی باشد که در نرم‌افزار های موجود همه آنها در نظر گرفته نشده است .

8. دفتر کار الکترونیکی ((Virtual Office

با توجه به محدودیت های دسترسی فیزیکی, کلیه دست اندرکاران می‌توانند دارای دفاتر مجازی روی شبکه باشند که دسترسی به آنها را در هر لحظه میسر خواهد ساخت. این نرم‌افزار در واقع یک Organizer Online است که شرح تفصیلی آن به پیوست آمده است .

همانگونه که در بخش ارتباطی ذکر گردید، نقطه حضور همه کاربران در شبکه و استفاده از امکانات مختلف، از طریق این دفتر شکل می‌پذیرد. هر گروه از کاربران بسته به امکاناتی که در اختیار دارند، صفحه خاص خود را مشاهده می‌کنند.

این دفتر دو وجه دارد:

* یک قسمت از امکانات برای مدیریت کارها فقط در اختیار صاحب دفتر قرار می‌گیرد. مانند چک کردن نامه‌های الکترونیکی، زمانبندی کارها و ....

* قسمتی از امکانات برای مشاهده و استفاده در اختیار بازدید کنندگان از دفترقرار می‌گیرد مانند مشاهده مشخصات صاحب دفتر، ارسال پیام و ....

فقط بخشی از کاربران (به عنوان مثال معلمان و مدیران مدارس ) دارای صفحه دوم هستند که از طریق آن، دیگران با آنها در ارتباط خواهند بود.

9. موتور جستجو (Search Intermediary)

موتور جستجوی میانی درخواست کاربران را جهت جستجو دریافت کرده و عمل جستجو را بطور همزمان بین مخازن دیجیتال توزیع شده انجام می‌دهد. نتیجه هر یک از جستجوها در مخازن دیجیتال به این لایه برگردانده می‌شود. این لایه نتایج رسیده را بررسی کرده و با اعمال تغییراتی از جمله (حذف بعضی داده‌ها، فیلتر کردن آنها و همچنین مرتب کردن براساس معیاری خاص) آنها را ادغام کرده و به کاربر بر می‌گرداند.
قابلیت های موتور جستجو عبارتند از:

* عمل جستجو در مخازن دیجیتال که به صورت توزیع شده می‌باشند صورت می‌پذیرد.

* جستجو بطور همزمان بین مخازن دیجیتال توزیع شده صورت می‌پذیرد.

* تمام ارتباطات بین موتور جستجوی میانی و کاربر از طریق XML صورت می‌گیرد. این ارتباطات شامل درخواست های کاربر و نتایج جستجو می‌باشند.

* قابلیت اعتبار سنجی کاربر در موتور جستجو بدین گونه است که قبل از عمل جستجو، دسترسی کاربر به مخازن دیجیتال و داده‌ها مورد بررسی قرار گرفته و عمل جستجو طبق آن دسترسی ها صورت می‌پذیرد.
عمل اعتبار سنجی با توجه به اطلاعات ذخیره شده در یک پایگاه داده‌های عملی درون این موتور صورت می‌پذیرد که این اطلاعات شامل سطح دسترسی کاربران به مخازن دیجیتال و نوع دسترسی آنها به داده‌ها است.
10. موتور مدیریت محتوا (CMS)

به طور خلاصه قابلیتهای اصلی این موتور عبارتند از

* تهیه فرآیند آموزشی مبتنی بر محتوا

* سازماندهی داده‌ها برای ارایه مناسب در قالب ابرداده‌ها

* طراحی انواع آزمون‌های مختلف وارسال نتایج
منابع و ماخذ

1: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions XML Binding".

Available at : http://www.imsglobal.org/

2: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Digital Repositories Interoperability-Core Functions Information Model".

Available at : http://www.imsglobal.org/

3: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2001).

"IMS Learning Resource Meta-Data Information Model".

Available at : http://www.imsglobal.org/

4: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

"IMS Question & Test Interoperability, QTILite Specification".

Available at : http://www.imsglobal.org/

5: IMS Global Learning Consortium,Inc. (2002).

" IMS Digital Repositories Interoperability-Best Practice".

Available at : http://www.imsglobal.org/

6: Reasearch Dog eLearning Readiness Assessment. (2001).

" Elearning Readiness Assessment".

Available at : http://www.reasearchdog.com/

7: National Information Standards Organization. (2002).

" Z39.50: A Primer on the Protocol".

Available at : http://www.niso.org/

8: Cisco (2001).

" Reusable Learning Object Strategy, Version 4".

Available at : http://www.cisco.com/warp/public/10/wwtraining/elearning/implement/rlo_strategy.pdf

9: Darrel Woelk & Shailesh Agarwal, "Integration of e-learning and Knowledge Management", 2002

10: Macromedia (2002).

" Creating Learning Objects With Macromedia Flash MX".

Available at : Http://www.macromdia.com/software/flash/whitepapers/

امیر پورسلطانی، ceo@idea-tec.com

عباس شریفی تبار، cto@idea-tec.com

مهدی آهنگری، ahangari@idea-tec.com

حسین پورسلطانی، hpsultani@idea-tec.com

معصومه وکیلی، mvakili@idea-tec.com

طرح خرید کامپیوتر برای مدارس

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۱۵ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - لطفاً ضمن معرفی، سابقة فعالیت‌های خودتان را در آموزرش‌و‌پرورش توضیح دهید.

- محمد قدیری بشردوست هستم، فارغ‌التحصیل رشتة فیزیک از دانشگاه تهران. از سال 1350 فعالیتم را در بخش خصوصی شروع کردم. در سال 1352 در شرکت مشاور صنعت نفت در کنسرسیوم جنوب مشغول به کار شدم. در آنجا بود که با این حرفه (رایانه) آشنا شدم. در آن زمان رشته‌ای به عنوان «رایانه» وجود نداشت و تنها جایی که زمینه‌ای هر چند ناچیز برای این موضوع داشت، دانشکدة نفت آبادان بود و من زمینة اصلی این فعالیت را از آنجا به دست آوردم و در بیشتر قسمت‌های بخش خصوصی فعالیت‌هایی را انجام دادم.

بعد از انقلاب به مدت 2 سال در یک دورة حسابرسی در سازمان صنایع شرکت داشتم. در این مدت کارخانه‌های مصادره شده را (400-500 کارخانه) - با این هدف که آیا می‌شود در آنها «نظام‌های تیپ» ایجاد نمود یا نه - بررسی کردیم و فهمیدیم که این کار انجام‌پذیر است ولی متأسفانه در آن زمان بحث رایانه فراگیر نبود تا جایی که اوایل انقلاب یک سری از رایانه‌ها را - با این تفکر که ممکن است مستهلک شوند - بایگانی نمودند.

به عنوان نمونه، آموزش‌و‌پرورش از جمله سازمان‌هایی بود که قبل از انقلاب یک دستگاه رایانه Mainframe دریافت کرده و بعد از انقلاب به دلیل اینکه این کالا استراتژیک است و باید خیلی با صرفه‌جویی مصرف شود! کنار گذاشته شد!

به هر حال من تا سال 1368 که کارم را در آموزش‌و‌پرورش آغاز کردم بخشی را در سازمان صنایع و قسمتی را در کارخانجات و مقداری را در وزارت بازرگانی مشغول بودم.

پس از دورة صرفه‌جویی در بخش انفورماتیک به دورة فروش «mainframe »های قدیمی توسط شرکت‌ها می‌رسیم که با یک سری تبلیغات همراه بود. در آن دوره (حدود سال63 تاسال 68 ) نرم‌افزار به عنوان تصحیح کننده‌ی سخت‌افزار مطرح بود.

این دوره، ما را با دیدگاههایی که فکرمی‌کردیم امکان توسعه بر مبنای انفورماتیک وجود دارد آشنا کرد . ولی متأسفانه تحت الشعاع حرکتی که در ایران باب شده بود قرار گرفت و با توجه به تجربه‌هایی که شخصاً بعد از یک سال طراحی روی سیستم‌ها داشتم، متوجه شدم که این قضایا، هیاهویی برای هیچ است.

+ ممکن است کمی درباره‌ی فعالیت‌های خودتان در آموزش‌و‌پرورش و علت پایبندی شما در این وزارتخانه توضیح دهید.

- دلیل پایبندی من به آموزش و پرورش این بود که در سال 1368 آقای دکتر سپهری معاونت برنامه‌ریزی وزارت آموزش‌و‌پرورش در این وزارتخانه در شرف خرید یک سری تجهیزات (mainframe ) بودند. به ذهنشان رسیده بود با توجه به اینکه اصولاً آموزش و پرورش یک محیط توزیعی است ممکن است که وجود چند دستگاه از این تجهیزات در تهران شاید مفید نباشد و با توجه به اینکه اینجانب طرف مشورت ایشان قرار گرفتم، مطرح کردم ابتدا باید بدانیم چه می‌خواهیم بکنیم، سپس خرید کنیم. البته در همان زمان بعضی افراد عقیده داشتند ابتدا باید رایانه را خریداری کنیم، سپس ببینیم با آن چه کارهایی می‌توان انجام داد. در آن زمان مدیران نسبت به محیط و معجزاتی که این دستگاه داشت ناآشنا بودند و فکر می‌کردند با خرید این دستگاه، تمام کارها انجام خواهد شد.

به هر حال به همراه آقای رحمتی در یک تداوم منطقی کار را شروع کردیم و ما چون از ضرورت‌ها مطلع بودیم و طرح کلاً مبتنی بر PC بود، شروع کردیم، موفق بودیم.

در شهریور سال 1360 این طرح ارائه شد و خیلی وقفه ایجاد شد. تا سال 69 و 68 در حقیقت هیچ کار جدی روی این مسأله انجام نشد .با توجه به تجربیات گذشته ، تردید داشتیم و باید راه حلی پیدا می‌کردیم . این طرح یک سال طول کشید . آقای دکتر سپهری از تمام دانشگاه‌ها یک نماینده خواسته بودند و همچنین از «شورای عالی انفورماتیک» نماینده خواسته بودند و از سازمان برنامه و بودجه نیز می‌آمدند و جنبه‌های گوناگون طرح را بررسی می‌کردند که آیا اصولاً این طرح عملی است یا نه و بالاخره بعد از یک سال عملی بودن طرح پذیرفته شد و قرار شد که انجام شود.

مشکلات زیادی وجود داشت و درنهایت آموزش‌و‌پرورش به این نتیجه رسید که برای انجام این کار، یکی از شرکت‌های خود را (شرکت پژوهش) انحصاراً برای این کار فعال کند و خود از طریق هیأت مدیره نظارت کند و ضمناً کار بتواند تداوم پیدا کند.

+ لطفاً کمی بیشتر در مورد این طرح توضیح دهید.

- طرح اولیه شامل 27 سیستم است که ازسطح مدرسه تا سطح ستاد در پیوند با یکدیگر کار می‌کنند ، بنابراین عمر آن باید بیش از 1 سال باشد که این مهم با توجه به مسایل دولتی عملاً امکان پذیر نبود.

و موردی که ممکن بود در رابطه با بخش خصوصی مطرح شود نیز این بود که قوانین به ما اجازه نمی‌داد که این بخش چنین تعهد دراز مدتی را در گستره‌ای به وسعت آموزش و پرورش، به عهده بگیرد. مجموعه‌ی این مسایل، آموزش و پرورش را مجاب کرد که از یک شرکت استفاده کند.

من خودم تا آن زمان فکر نمی‌کردم که مسؤولیت این شرکت را به عهده بگیرم و به علت جدید بودن طرح با دیده‌ی شک به آن نگاه می‌کردم . در انتها نیز مشروط بر اینکه مسؤولیت شرکت را به عنوان مدیرعامل به عهده بگیرم کار را پذیرفتم. هر چند بیشتر به عنوان مدیر پروژه کار خودم را انجام می‌دادم تا مدیرعامل و سعی کردم تا آن مجموعه را نیز بر همین اساس سامان بخشم.

به هر حال این مجموعه تأسیس شد و ما اصولی برای آن تدوین کردیم. اولین اصل ، این بود که این شرکت به هیچ وجه در سخت‌افزار دخالت نکند . تجربه‌ی من در شرکت‌های دولتی این بود که معمولاُ هر شرکتی - به عنوان یک بنگاه اقتصادی - به سمتی که سود بیشتری داشته باشد کشیده می‌شود و در آن زمان بخش سخت‌افزار سودآوری بیشتری را به دنبال داشت.

تصمیم گرفتیم برای این شرکت کسی را استخدام نکنیم که جذب و دفع نیروبرای ما وجود داشته باشد. شرکت‌های دولتی معمولاً پس از تشکیل به یک محمل تبدیل می‌شوند یعنی به عنوان یک واسطه برای انتقال کار به بیرون عمل می‌کنند ولی چون کار ما طراحی بود نمی‌توانستیم کار را تکه تکه کرده و به بیرون از شرکت ارجاع دهیم. و اصلاً دلیلی نداشت که ما فقط به علت وجود رابطه و استفاده از رانت دولتی کار را گرفته و به دیگران واگذار کنیم و خودمان به صورت یک چیز بی‌محتوا درآییم و فقط نقش رابطه را بازی کنیم.

از آنجا که می‌خواستیم این کار تا به آخرین سطح در ایران به انجام برسد ، هر نیرویی که می‌خواستیم ، بر اساس قرارداد خدمتی می‌گرفتیم. همچنین می‌دانستیم که عمدة هزینه ها دربخش اجرایی است و باید این قضیه را نهادینه کرد و به تدریج فرهنگ‌سازی نمود و گسترش داد .

با انتخاب این اصول ما کار را جلو بردیم هر چند در راستای کار تغییرات کمی در این اصل‌ها ایجاد شد ولی از آنجا که مدل انتخاب شده منطقی و حاصل تجربه‌ها بود کار به خوبی پیش می‌رفت .

+ در صورت امکان کمی دربارة ضرورت انجام این کار صحبت بفرمایید.

- آموزش و پرورش بزرگ‌ترین سازمان اجرایی کشور است . 000ر100ر1 معلم دارد. نزدیک‌ترین وزارتخانه به آموزش‌و‌پرورش ، وزارت بهداشت با 000ر250 نفر پرسنل است. در صورتی که آموزش و پرورش فقط 000ر000ر18 نفر دانش‌آموز و 000ر700 کلاس درس و 000ر130 آموزشگاه و 730 منطقه دارد که در واقع نقاط عملیاتی آموزش و پرورش می‌باشند. آموزش و پرورش در حقیقت یک کارخانه‌ی بزرگ انسان‌سازی است که دارای پیچیدگی‌های خاص خود است؛ نظیر جابه‌جایی مدرسه دانش‌آموزان ، نمرات و پرونده‌ها، تغییر نظام‌های آموزشی، تغییر مقررات و قوانین، نقل و انتقال، کارآیی ارزشیابی، تخصیص (کدام معلم به کدام مدرسه برود) و ... که نگهداری سوابق تمامی این مسایل به صورت دستی محال و فقط به وسیله‌ی رایانه امکان‌پذیر است.

شعار ما « استقرار مدیریت بر مبنای اطلاعات از طریق خودکارسازی اطلاعات» است. کلاً در آموزش 4 محور وجود دارد (دانش‌آموز، درس، نیروی انسانی فضا و تجهیزات) که هر 4 محور را از طریق پایگاه‌های رایانه‌ای پوشش داده‌ایم. از نقطه‌نظر کاری در آموزش‌و‌پرورش از سطح مدرسه تا سطح ستاد به صورت کاملاً غیر متمرکز تحت کنترل است هرچند برنامه‌ها و پشتیبانی متمرکز است.

روش‌ها و شیوه‌های متفاوتی داریم . یک روش خوشه‌بندی است که بر این اساس ما نقاط قوتی به دست آورده‌ایم. به علت اینکه در آن سمت کار خانواده‌ها قرار دارند نباید کار نقص پیدا کند و این مسأله کار ما را دشوارتر می‌سازد.

این قضیه ریشه دوانده و حسن آن این است که دیگر کسی نمی‌تواند آن را بعد از ریشه‌ای که دوانده جابه‌جا کند و هم‌اکنون نگرانی ما این است که اگر اتفاقاتی که می‌افتد را نتوانیم کنترل کنیم، در این صورت فاجعه به وجود می‌آید و این واقعاً چیزی است که ما را تحت فشار قرار داده است.

آموزش و پرورش، سالم‌ترین و منطقی‌ترین سازمانی است که در ایران وجود دارد. دلیلش هم بچه‌ها هستند . جریان دانش‌آموزی که دائماً از آموزش‌و‌پرورش می‌گذرد محیط یخ‌زدة اطرافش را گرم می‌کند. به همین خاطر آموزش‌و‌پرورش متفاوت است. بچه‌ها روی معلمان و مدیران خود تأثیر می‌گذارند، مدیران روی رؤسای مناطق و رؤسای مناطق روی استان و نهایتاً به ستاد می‌رسد.

در آموزش‌و‌پرورش اگر کاری جدی باشد ، انجام می‌شود و اگر نمایشی باشد امکان ندارد انجام شود .

شما هر کدام از 25 سیستم که به همراه زیر سیستم‌ها به 70 می‌رسد را در تعدادمدارس ضرب کنید تا ببینید چه مقدار کار اجرایی باید انجام شود. اولین کار در تهران یک سال طول کشید. من امیدم را از دست داده بودم و فکر می‌کردم اگر تهران که دارای تعداد زیادی متخصص است این مقدار طول بکشد، چگونه می‌توانیم این کار را در سطح ایران پیاده کنیم! در حالی که یک ماه بعد از سیستان و بلوچستان اتمام کار را اعلام نمودند.

یکی از نقاط کنترلی ما ، اطلاعاتی است که سیستم‌ها برای پایگاه می‌فرستند و هم‌اکنون اعتقاد من این است که کار هر چه دورتر می‌رود بهتر انجام می‌شود و به نظر من این یکی از معجزات فناوری اطلاعات است .

ما در آموزش‌و‌پرورش مناطقی داریم که شما شاید حتی اسم آن را هم نشنیده باشید و هنگامی که می‌گوییم که یک مدرک در آموزش‌و‌پرورش نیست که غیرمکانیزه باشد، معنی آن چیست ؟ یعنی همه جا تحت پوشش است.

حال ممکن است این سؤال پیش آید که آیا تمام مدارس ما رایانه دارند؟ باید به این نکته توجه کرد که کار به صورت بومی طراحی شده است. تمامی سیستم‌های ما حالت متمرکز و غیرمتمرکز دارند. در مورد مدارس فرض کنید این سیستم 60 روال مانند حضور و غیاب و ... را انجام می‌دهد ولی 4 روال آن خیلی مهم است : 1 - انتخاب واحد 2 - تهیة لیست دبیر 3- صدور کارنامه و 4- دفتر امتحانات . از این 60 تا ، آن سیستمی که در منطقه اجرا شده ،این 4 روال اصلی را انجام می‌دهد .این سیستم فرضاً می‌تواند 50 مدرسة فاقد رایانه را تحت پوشش قرار دهد. هر مدرسه که رایانه داشت دقیقاً اطلاعات پایه‌ای آن به منطقه منتقل می‌شود و حسن کار اینجا است که در صورتی که مدرسه‌ای دارای رایانه شود هیچ کار قبلی ندارد و فقط اطلاعات به رایانه‌اش وارد می‌شود .

حسن دوم کار ذخیرة اطلاعات توسط ستاد است . یعنی اگر رایانة مدرسه‌ای دچار اشکال شود ، تمام اطلاعات از طریق رایانة منطقه قابل بازیابی است. جدیدترین اطلاعات آموزش‌و‌پرورش به روز در ستاد وجود دارد.

ممکن است بپرسید که با این وضع مخابرات شما چگونه این ادعا را می‌کنید؟ ما مناطقی داریم که برق ندارند!

ما روش ارتباط اطلاعاتی را با روش مخابراتی Handshaking را شبیه‌سازی کرده‌ایم. مثلاً هم‌اکنون اطلاعات نیروی انسانی ما به روز است. اگر منطقه‌ای اطلاعات را برای ما ارسال نکند و خواست حقوق پرداخت کند، سیستم قفل می‌کند یعنی باید اطلاعات به سطح بالاتر منتقل شود تا اجازه‌ی امکان ادامه‌ی کار در سطح پایین‌تر وجود داشته باشد. البته اکنون اکثر ارتباطات به وسیله‌ی Modem است.

سؤال دیگر این است که بحث «E - Learning » چه ارتباطی به «MIS » دارد؟

آموزش‌و‌پرورش یک موجود چند لایه است . یک لایه ستاد دارد، یک لایه استان، یک لایه منطقه، یک لایه مدرسه و یک لایه کلاس. وظیفة نظام آموزشی این است که مطالب مناسب توسط استاد مناسب در فضای مناسب ارائه شود و تمام این لایه‌ها با یکدیگر در نقطة ارزشیابی که همان کلاس است، در ارتباطند. در حقیقت « E - Learning» مجبور به ارزشیابی است. این دو نقطه‌ی اتصال است که در حقیقت وارد حوزه‌ای می‌شوند که بر همین اساس مدل‌هایی در مالزی از جمله مبحث «Smart School » وجود دارد. یعنی روال‌هایی که در مدرسه اتفاق می‌افتد، مانند ارتباط با اولیاء ، امتحانات و ... یک بخش از مبحث است که به شکل‌های مختلف قابل ارائه است.

+ لطفاً در مورد ارتباط « E -Learning » با «MIS » بیشتر توضیح دهید.

- ما شعار جدیدی داریم که می‌گوییم دانش‌آموز پژوهنده ، سازمان یادگیرنده . ما می‌گوییم دانش‌آموز پژوهنده یک شعار است. به دلیل اینکه دانش‌آموز در سن دانش‌آموزی است، نیاز به هدایت دارد. این مطلب با نظام دانشگاهی و آموزش مستمر تفاوت دارد و در حقیقت یک نظام هدایتی است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. هرگاه این اتفاق برای دانش‌آموز بیافتد که نیاز به هدایت نداشته باشد، وارد نظام دانشگاهی شده، حتی اگر در سن 12 سالگی باشد. «MIS » ما از نظام هدایت تا تدارک منابع و ارائة مطالب می‌رود . حال نظام فراگیری دانش‌آموز خود مسألة دیگری است که نمی‌توان این دو را حداقل در آموزش‌و‌پرورش از هم جدا نمود. البته تا حدودی قابل تفکیک است . با توجه به این مسأله دانش‌آموز پژوهنده باید در یک نظام نوین تربیت شود . از طرف دیگر اگر این نظام کنار گذاشته شود ، مانند تمام کارهایی خواهد شد که تا به حال انجام داده‌ایم . به هر حال نقطة اتصال نظام یادگیرنده با دانش‌آموز پژوهنده در ارزشیابی است.

شمانمی‌توانید «E - Learning » را از نظام اجراییش جدا کنید . این مجموعه‌هایی هم که مطرح است مانند بحث «مدیریت کلاس» و «مدیریت مدرسه» جزئی از این مجموعه قرار می‌گیرد و صرفاً دو یا سه CD و E-Book نیست . بنابراین نظام اطلاعاتی ما اصلاً نظامی نیست که بگوییم «اطلاعات برای مدیریت» و در حقیقت چون از متن عملیات است ، این ارتباط امکان‌پذیر است.

همة کارها شامل برنامه‌ریزی عملیات و اجراء و ارزشیابی است و از بازخوردهای آن درمی‌یابیم که ممکن است در کلاس این اتفاق بیافتد ، گرچه این کلاس مجازی باشد در هر صورت نمی‌توانیم نقش هدایتی مدرسه را حذف کنیم.

+ آیا شما معتقدید که «E-Learning » باید در کنار کلاس مطرح شود و حالت تکمیلی داشته باشد؟

به نظر من این یک بحث بسیار فرعی است و چنانچه به عنوان یک اصل در آموزش‌و‌پرورش مطرح شود، می‌تواند بسیار خطرناک باشد . ما تجربة این کار را داریم ، یک شعاری سر می‌دهیم در صورتی که برای آن سیستمی طراحی نکرده‌ایم لذا این شعار می‌رود و نقاط مشکل آن درست بر ضد خود سیستم برمی‌گردد سپس دائماً فکر می‌کنیم قضیة جناحی است و به این دلیل مشکل ایجاد شده است.

ما در ابتدا یک ابزاری را طراحی کردیم. مثلاً ابزاری که بدون نیاز به تخصصی خاص، گزارشگیری می‌کند. ما یک سری ابزار مشترک در آموزش‌و‌پرورش طراحی کرده‌ایم که حتی در دورافتاده‌ترین جاها کاربرد دارد.

ما اطلاعات معلمین مدارس غیرانتفاعی را در اختیار نداریم، چون اکثراً با ضوابط آموزش و پرورش هماهنگی ندارند. البته کلاً 5 درصد مدارس کل کشور را مدارس غیرانتفاعی تشکیل می‌دهند. سیستم پرسنلی (دریافت و پرداخت حقوق) در واقع به همین سیستمی که اطلاعات را در مدارس می‌گیرد، متصل است و در این سیستم وضعیت کل نیروی انسانی را تحت پوشش قرار داده است. البته ما کتابی داریم تحت عنوان «آمار رسمی آموزش و پرورش» که از آن می‌توان استفاده‌های زیادی کرد. سیستم سعی می‌کند مثلاً جایی که نیاز به معلم دارد را مشخص کند و سیستم نیازهای واقعی را پیدا می‌کند.

شاخص‌های کل آموزش و پرورش به تفکیک منطقه را در یکCD منتشر و در اختیار همه قرار می‌دهیم که اطلاعاتی از قبیل تعداد دانش‌آموزان، نمرات دانش‌آموزان دختر و پسر در سطح کلان با توجه به هر درس خاص و هر دانش‌آموز را مقایسه می‌کند. این اطلاعات را هیچ شخص خاصی ایجاد نکرده، بلکه همان کارنامه‌هایی که به دانش‌آموزان داده می‌شود، باعث به روز رساندن اطلاعات می‌شود. زبان برنامه‌نویسی Database ما براساس C می‌باشد. ما خیلی از مسایلی را که DBMSها دنبال می‌کنند در آموزش و پرورش نیاز نداریم و براساس ویژگی‌هایی که نیاز داریم، این برنامه طراحی شده است.

سؤال این است که هم اکنون این سیستم چه نیازهایی برای تغییر دارد ؟ در حال حاضر چه سمت و سویی می‌گیرد ؟ در جهت سیستم‌های اتوماسیون چه برنامه‌ریزی کرده‌اید ؟ و برای به روز نگاه داشتن این تجهیزات چه فکری کرده‌اید؟

توسط این سیستم ، تمام ایران تحت پوشش است و کلاً یک سیستم عملیاتی است یعنی جمع‌آوری اطلاعات در آن واجب است.

از طرف دیگر این سیستم به مشکلات مهم و غامضی خاتمه داده است . به عنوان مثال ما هم‌اکنون با سازمان برنامه و بودجه بر سر تخصیص بودجة آموزش‌و‌پرورش هیچگونه مشکلی نداریم . این مجموعه در اختیار آنها نیز هست و ریز تمام اطلاعات در آن موجود است . چنانچه سازمانی را با این ابعاد (آموزش‌و‌پرورش) تصور کنید متوجه خواهید شد که اصولاً ما غیر از این راهی در اختیار نداشتیم .

اما آنچه که روی آن بسیار تأکید می‌کنم مسألة فراگیر بودن آن است. یعنی هنگامی که دیده می‌شود که تمام اطلاعات دانش آموزان سراسر ایران در این سیستم موجود است پی به کار عظیمی می‌بریم که روی این سیستم انجام پذیرفته است . در حقیقت اصل کار ، توسعه و روش‌های توسعه بوده است.

+ به نظر می‌رسد که نگرش سیستمی در مورد این سیستم خوب بوده و بخش اجرایی این سیستم نیز به خوبی اجرا و توزیع شده است.

در حال حاضر صحبت این است که «Plat Form » جدید با حرف‌های جدید تکنولوژی خودش را وفق دهد.

- توجه دارید که «Plat Form »جدید باید توسط یک گروه انجام شود ، در صورتی که این سیستم در سراسر ایران اجرا شده است . هم‌اکنون ما در یک قدمی این فرم‌بندی جدید هستیم.

- یک زمانی ما می‌گوییم که می‌خواهیم این تکنولوژی را اجرا کنیم ولی هنگامی که تمام مدارس کشور ما در این سیستم موجود هستند به این معنی است که تکنولوژی به تمام مدارس وارد شده است و سال‌هاست که از آن استفاده می‌شود، یعنی تمام کارها توسط کامپیوتر انجام می‌شود و جالب اینجاست که خود پرسنل آموزش‌و‌پرورش این کار را انجام می‌دهند نه نیروی متخصص رایانه. چون اصلاً تا این حد نیروی متخصص وجود ندارد؛ خصوصاً در نقاط دورافتاده‌ی کشور.

- بنابراین ویژگی کار آموزش‌و‌پرورش در نرم‌افزار نیست بلکه در شیوه‌های به کار گرفته شده برای اجرای آن است و ما اکنون به راحتی می‌توانیم «Plat Form » را عوض کنیم و توسعه بدهیم. مثلاً بگوییم نگارش 5.1 که موجود بوده، تبدیل به 5.2 شده، روال‌ها همان روال‌هاست. فقط تغییراتی جزئی مشاهده می‌شود.

+ ممکن است توضیح دهید که آیا این بودجه‌ها که بابت این طرح‌های جدید گرفته شده با این سیستم سازگاری دارد یا نه؟

- در این قسمت باید مقداری به بخش خصوصی پرداخت ، بلایی را که بخش دولتی بر سر بخش خصوصی می‌آورد ، باید در داستان‌ها نوشت چرا که آنها را عملاً در موقعیتی قرار می‌دهند که قادر به اجرای مسأله نیستند زیرا اجرای مسأله داخل سازمان است نه خارج آن . یک سیستم یک موجود زنده است نه یک کالا مانند یخچال. هنگامی که نرم‌افزار وارد می‌کنیم نشاء درختی را کاشته‌ایم که نیازمند مراقبت است، تولید و طراحی، یک کار مداوم است و شما پس از تولید باید تصحیح کنید و مرتباً ارتقاء دهید.

در عصر آینده ، نیروی انسانی حرف آخر را می‌زند و نیروی انسانی همان کسی است که در حال حاضر از این سیستم استفاده می‌کند و آن را توسعه می‌دهد نه کسی که بسته‌ی نرم‌افزاری جهت فروش تولید می‌کند.

متأسفانه ما کار طراحی را در ایران کار یک‌بار مصرف می‌بینیم . چه چیزی می‌تواند در دنیا حرف آخر را اول بزند؟ هنگامی که شما کاری انجام می‌دهی باید بازخورد آن را دریافت کنی. در صورتی که دائماً متدلوژی را مطرح می‌کنند. در کشورهای خارجی بر اساس متدلوژی کار می‌شود به این دلیل که سیستم بازخوردها را دریافت کرده، ‌سیستم موجود، خوب و دارای کارایی بالا می‌باشد؛ حال اگر این نظام مکانیزه شود، خوب عمل می‌کند ولی درایران اصلاً نظام وجود ندارد.

جذب این فرهنگ تدریجی است و شما یک شبه نمی‌توانید با یک بخشنامه این موضوع را پیاده کنید چرا که عملی نخواهد شد.

برداشت مدیریت ما از فناوری اطلاعات برداشت ابزاری و کالایی است. هنگامی که به چیزی فکر می‌کنیم باید تمام جوانب را در نظر بگیریم. حداقل وقتی که ما در آموزش و پرورش کار را شروع کردیم، گفتیم اینجا مانند کشورهای پیشرفته امکانات نداریم. مثلاً در بعضی روستاها مخابرات نداریم. به همین جهت روال‌ها و طراحی‌ها را طوری انجام دادیم که این ضعف‌ها را تحت پوشش قرار دهد. اینجا اگر سیستمی شکست بخورد، طراح آن مسؤول است. بحث اصلی این است که ما نمی‌دانیم توسعه‌ی فناوری اطلاعات یعنی چه؟ و در عین حال به این دام افتاده‌ایم. من همین جا اعلام می‌کنم که خوش‌فکر‌ترین ومنطقی‌ترین مدیران کشور در آموزش و پرورش هستند و دلیل آن رویارویی با خانواده‌ها است. اما تا زمانی که تفکر مملکت این است که یک کار در سیستم یک کالاست، فرض کنید کلی بسته‌ی نرم‌افزاری هم می‌گیریم و همه‌ی اینها را هم به یک سری کتاب در کتابخانه تبدیل کردیم ! در حالی که اینها باید اجرا شود. آخرش هم می‌گویند ما فرهنگش را نداریم !!

ما پول داریم، نیروی انسانی داریم، باهوش هستیم و حتی مدیران قوی در اختیار داریم اما نظام نداریم. حتی مدیران بسیار قوی چون نظامی که آنها را هماهنگ و همسو کند وجود ندارد، بیشتر یکدیگر را تضعیف می‌کنند. در ریاضی اصلی داریم که برآیند مجموعه‌ی بی‌نهایت بردار مختلف‌الجهت صفر است. زیرا یکی دیگری را خنثی می‌کند. حال اگر بردارها بزرگتر و قوی‌تر باشند، فاجعه بزرگتر است. برای تخصیص امکانات بهینه باید نظام داشته باشیم. هدف از فناوری اطلاعات، افزایش نظم و آگاهی است.

من توصیه می‌کنم به جای ICT بگوییم ICTE. چون برق هم نیاز رایانه‌ها می‌باشد، در نهایت من با لغت C در این کلمه مخالفم.

به نظر من جامعة اطلاعاتی جامعه‌ای است که نظم را بر بنیان آگاهی استوار می‌کند و این بدان معناست که ما نظامی داریم که گوش شنوایی دارد. ما در ابتدا یک نظمی را در نظر می‌گیریم که ارزشیابی می‌کند و متوجه می‌شود که مشکل داریم، گوش شنوایی باید باشد تا ضوابطمان را تغییر دهیم. یعنی می‌اندیشیم، پدیده را می‌شناسیم، طراحی می‌کنیم، به اجرا در می‌آوریم، حاصل اجرا را ارزشیابی می‌کنیم، بازخورد اطلاعاتی را به اندیشه‌مان می‌دهیم، شناختمان را کامل‌تر می‌کنیم، شناخت کامل‌تر طراحی دقیق‌تر به وجود می‌آورد، طراحی بهتر اجرا را روان می‌کند و اجرای روان در نهایت به خودکار سازی می‌رسد . یعنی تا آناتومی پدیده شناخته نشود ، نمی‌توان خودکارسازی نمود . فناوری اطلاعات چیزی جز ابزار توانمند‌سازی ذهن نیست و درست مانند اندیشه عمل می‌کند.

اگر این را بپذیریم که فناوری اطلاعات ابزاری است که اندیشه را دگرگون می‌کند، چون آموزش هم بر مبنای اندیشه است بنابراین این دو باهم رابطة تنگاتنگی خواهند داشت. فناوری اطلاعات در آموزش به عنوان یک ورودی می‌باشد. البته باید توجه داشته باشیم که دراین مبحث هم ورودی و هم خروجی دانایی هستند.

نگرانی من از این جهت است که فناوری اطلاعات را تا سطح سیم‌کشی پایین آورند! مطرح می‌کنند که اتوماسیون و MIS اصلاً جزو فناوری اطلاعات نیست و به عقیدة من این یک ظلم به دانش بشری است. ما باید در ابتدا فناوری اطلاعات را تعریف کنیم. آیا می‌پذیریم که این ابزار توسعه است؟ آیا می‌پذیریم که توسعه تعامل بین تئوری و عمل است؟ آیا می‌پذیریم که این تعامل فقط یک ارتباط است تا اندیشه ارتقاء پیدا نماید و مدل درست کند و به اجرا تحویل داده و بازخوردش را بگیرد؟ این کار فقط با فناوری اطلاعات امکان‌پذیر است. اتوماسیون، MIS و ... . اینها اجزای مشخص این پدیده هستند. به نظر من جامعه‌ی اطلاعاتی، جامعه‌ای است که در آن نظم بر بنیان آگاهی است. برای اینکه این اصل تحقق یابد، جامعه باید چشم بینا و گوش شنوا داشته باشد و عقل توانمند و اجرای روان داشته باشد.

+ ممکن است کمی بیشتر دربارة فعالیت‌های شرکت پژوهش و ساختار آن توضیح دهید؟

- شرکت «پژوهش» به عنوان شرکت ناظر و مشاور در طرح و توسعه‌ی فناوری اطلاعات در آموزش‌و‌پرورش انتخاب شده است. ما یک شورای فن‌آوری اطلاعات داریم که آقای حاجی ریاست آن را به عهده دارند و تمام معاونین نیز در آن عضویت دارند. آقای مهندس علاقه‌مندان که رییس مجمع شرکت هم هستند و از بنیانگذاران این شرکت و رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی درسی می‌باشند - که مجری این طرح هستند (طرح توسعه‌ی فناوری اطلاعات) - ایشان معاون وزیر و رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی هستند.

سه بحث عمده در پروژه مطرح بود :

یکی بحث توسعة شبکة رشد، که مدیر پروژة آن آقای محرابی بودند . یکی آموزش معلمان که ما در هر طرح کلی که برسیم به آن نیازمندیم و مدیر پروژه، آقای نویدادهم بودند و یکی هم بحثٍ محتوا که آقای درافشان مدیریت این پروژه را در اختیار داشتند. همچنین ایشان مدیرکل تألیف کتب درسی هستند.

ما یک طرح ادراکی را تهیه کرده‌ایم و از طرف شورا تأیید شده است که در حقیقت طرح توسعه‌ی فناوری اطلاعات در آموزش‌و‌پرورش را بتوان بر اساس آن اجرا کرد.

تمام مدارس ما اکنون با مقوله فناوری اطلاعات آشنا هستند و در سطح آموزش در این زمینه فعال هستند. فارغ‌التحصیلان دوره‌ی کار و دانش و فنی حرفه‌ای چون مسایل کاربردی را می‌آموزند، سریع وارد بازار کار می‌شوند.

ما کار آیندة آموزش‌و‌پرورش را از کار گذشتة آن جدا نمی‌بینیم. فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش سه کاربرد دارد، یکی خود آموزش «IT» یکی بحث کاربرد «IT » در سیستم‌های اطلاعاتی آموزش و پرورش و سوم آموزش بر مبنای رایانه و «IT » که در این قضیه بر اساس مدل مشخص باید قبل از پرداختن به اجرا باید محتوای آن را تهیه نماییم.

خود تهیة محتوا شامل چهار مفهوم است :

1- تعیین اهداف رفتاری 2- نحوة ارزشیابی آن 3- Learning Teaching Material 4- روش‌های اجرا. که از بین این چهار مفهوم ، مفاهیم 1 و 2 از اهمیت بیشتری برخوردارند.

س- در آموزش‌و‌پرورش شما در گذشته بحث ارزیابی را داشتید ، در روش‌های جدید آموزشی چه راهکارهایی دارید؟

پ - چنانچه بخواهیم آموزش را بر «IT » مبتنی نماییم و در عین حال نخواهیم آموزش‌و‌پرورش را رها کنیم ، راهی نداریم جز اینکه هدف‌های آموزشی و روش‌های ارزش‌یابی را مستقل از چگونگی اجرا خودمان تهیه کنیم. ما در ابتدا باید روش‌های تولید را مشخص کنیم، سپس روش‌های ارزش‌یابی آن را ارایه کنیم. این نقطة کلیدی «E-Learning »است. پس از این کار می‌توانیم به تعداد دانش‌آموزانمان روش اجرایی بنویسیم . به عبارت دیگر قبل از «How » باید به «What » بیندیشیم. پس در واقع ابتدا باید خروجی را تعیین کنیم. ولی خروجی فقط هدف‌گذاری نیست، بلکه شیوه‌ی ارزش‌یابی نیز هست. زیرا هدفی را که نتوان ارزش‌یابی کرد، هدف نیست بلکه آرزوست.

س - آیا منظورتان این است که سیستم را طوری طراحی می‌کنید که بر اساس شخصیت و فرهنگ مخاطب به اهداف ما برسد و ما فقط نقطه‌های مشخص را اندازه‌گیری و ارزیابی می‌کنیم؟

پ - دررابطه با اهداف ما وظیفة اجرایی داریم در حالی که در رابطه با روش‌ها وظیفة ما راهنمایی و حمایت بخش خصوصی است . در رابطه با روش‌ها درست است که ما باید بر طبق شخصیت افراد رفتار کنیم ولی واقعاً بسیار متنوع و گسترده است. روانشناسان شخصیت افراد را به 9 گروه تقسیم کرده‌اند از قبیل Visual و ... یعنی لازم نیست ما یک میلیون نوع روش بدهیم بلکه دانش بشری به این رسیده است که با ارائة 8 یا 9 روش تقریباً تمام دانش‌آموزان را پوشش داده‌ایم .

س - من به این مطلب فکر می‌کنم که چنانچه قرار است روستاها را نیز پوشش دهیم، منصفانه نیست بچه‌ای که در شهر دارای همه گونه امکانات است با یک بچة روستایی در یک مقطع به یک نحو سنجش شوند . در حقیقت آموزش‌و‌پرورش با این سیستم در حال حاضر منصفانه عمل نمی‌کند. آیا هنگامی که بحث «E-Learning » پیش آید می‌تواند این مطلب را ایده‌آل نماید؟

پ- خیر، چطور می‌تواند؟ ایده‌آل چیست؟ چگونه هر کس بستگی به ویژگی‌های خودش در هر زمان و هر مکان بیاموزد؟

س- از استاد خودش. از استادی که خود انتخاب کرده . اکنون که جامعه گسترده شده، ما این مشکل را داریم. فرض کنید در گذشتة ایام ، یک آدم دانشمندی در یک جامعة کوچک حضور داشته. افراد با توجه به زمانی که خود تعیین می‌کردند می‌توانستند در محضر وی آموزش ببینند و می‌دانید که علم هم آن موقع عمیق‌تر بود.

پ- ما باید از خروجی شروع کنیم. آموزش‌و‌پرورش ما شبیه یک باغ آفت‌زده است! بحث این است که آفت از بین برود ، به دنبال محصول مشترک هم نیستیم، بلکه وظیفه‌ی ما است که آفت را از بین ببریم چون درخت است که میوه می‌دهد نه باغبان. معلم هدایت‌گر و آموزش‌دهنده و تخصیص‌دهنده‌ی منابع است. در آموزش و ‌پرورش دو نظام موجود است؛ نظام فراگیری که به عهده‌ی دانش‌آموز است و نظام هدایت که کل نظام مسؤول آن است.

ابتدا باید هدف‌گذاری نمود و سپس معیارهای ارزشیابی هدف را مشخص نمود که این قسمت وظیفه‌ی اصلی آموزش‌و‌پرورش است در حالی که چگونگی به هدف رسیدن وظیفه‌ی تدارکاتی آموزش‌و‌پرورش است .

رابطه‌ی آموزش‌و‌پرورش با دانش‌آموز یک رابطة تولیدی و خدماتی نیست بلکه رابطه‌ی جنین با مادر است . یعنی تا مدتی باید پرورش یابد و زودتر از یک زمان خاص قابل جداشدن نیست.

س- به نظر من اگر آموزش‌و‌پرورش مراحل پرورشی خود را بررسی کند متوجه می‌شود که باید به بچه‌ها کار گروهی را یادبدهد.

پ- وقتی می‌گوییم کار گروهی یعنی استفادة یک نفر از گروه ، چون یادگیری محصول خود فرد است. امروزه شعار آموزش‌و‌پرورش این است : یادگیری برای زیستن، یادگیریبرای با هم زیستن و یادگیری برای عمل‌کردن. آموزش‌و‌پرورش وظیفة تعیین اهداف را دارد و اینکه یک فرد چگونه بداند که به هدف رسیده است مرحلة بعدی می‌باشد. هدف باید علامت داشته باشد ، باید مشخص باشد. ارزشیابی یعنی مشخص‌کردن هدف در آموزش. ما هرگز نمی‌گوییم که مسیر شما برای رسیدن به هدف چیست؟ ما می‌گوییم که شما این ابزار و امکانات را در اختیار دارید، ما هم راه رفتن را به شما یاد می‌دهیم، شما خودتان راه را پیدا کنید.

س- دانشجویان ما هم به این حد نرسیده‌اند ! اینطور نیست؟

پ- باید یک گروه متخصص آموزشی که هدف را می‌شناسند با توجه به هدف‌هایی که دنیا دارد هدف‌گذاری نمایند ولی قبل از این هدف‌گذاری باید مشخص نمود که فرد هنگامی که به هدف رسید چگونه باید خود را بیازماید ؟ این قسمت کار آموزش‌و‌پرورش است ولی شیوة رسیدن به آن کار بخش خصوصی است .

س- متأسفانه بچه‌ها عملاً روی سؤال و جواب‌ها و ارزیابی‌ها تمرکز می‌کنند ولی روش‌هایی که باید به آن برسند را در نظر نمی‌گیرند و به همین خاطر ما شاگرد اول را استخدام می‌کنیم ولی هیچ کاربردی برای ما در صنعت ندارد . یعنی اهداف را دیده‌ایم، طرف هم 20 گرفته است ولی مانند ماهی پرورشی هستند ، خود را به اهداف رسانده‌اند ولی در صنعت کارآیی لازم را ندارند.

پ- علت این است که ما هدف‌ها و معیار سنجش را اشتباه گذاشته‌ایم . به عنوان مثال چنانچه بخواهیم رابطة ارتباط گروهی دانش‌آموز با دیگران را بخواهیم اندازه‌گیری کنیم باید فکر کنیم که این رابطه را چگونه می‌توان اندازه‌گیری نمود . ما از دانش‌آموزان حفظ مطالب را خواستیم، آنها هم بر همان اساس عمل می‌کنند. ما باید در هدف‌های نرم‌افزاری موجود و روش‌های ارزشیابی شک کنیم. بحث این است که اگر هدف‌ها این باشد چنانچه 1000 CD هم برای آن تولید کنیم هیچ سودی ندارد. معنی تحول این است و ارتباطی به سیم‌کشی و نرم‌افزار ندارد.

س- پس دقیقاً ما باید فکر را عوض کنیم، آیا در آموزش و ‌پرورش همه به این مطلب رسیده‌اند؟

پ- کسانی که نقطة کلیدی این مطلب هستند، رسیده‌اند، دیگران هم فقط در امکان انجام

آن تردید دارند ولی در تحول فکری هیچ کس تردید ندارد.

س- به عبارت دیگر ما هم‌اکنون شاید مشکل «E-Learning » نداشته‌باشیم و مشکل اصلی این است که باید ابتدا فکرمان را عوض کنیم.

پ- من معتقد نیستم که برای این کار باید ابتدا فکر را عوض کنیم. به همین دلیل ما در طرح ادراکی دو نظام در نظر گرفتیم یکی نظام اداری مربوط به آموزش‌و‌پرورش و دیگری نظام فراگیری مربوط به دانش‌آموز. دلیلی که هنوز من با انرژی به پیگیری این موضوع می‌پردازم، فقط دانش‌آموزان هستند.

س - آیا در حال حاضر سازکارهای موجود در سطح کلان مملکت و آموزش‌و‌پرورش به این سمت حرکت می‌کنند؟

پ - می‌تواندبه این سمت باشد و به طور کلی یک توافق عمومی وجود دارد.

وزارت آموزش و پرورش و محوریت IT

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۱۲ ق.ظ | ۰ نظر

گفتگو با دکتر سپهری‌راد، دبیر شورای عالی انفورماتیک کشور در ارتباط با وزارت آموزش و پرورش و محوریت IT

تکفا - س: لطفاً سوابق کاری خود را بفرمایید.

پ: در شهریور سال 1368 من به عنوان معاون برنامه‌ریزی در آموزش و پرورش مشغول به کار شدم و در سال 72 معاونت نیروی انسانی با این معاونت ادغام گردید و بنابراین معاونتی به نام برنامه‌ریزی و نیروی انسانی به وجود آمد که مسئولیت آن نیز بر عهده من بود. کاری که در معاونت قرار بود انجام بشود این بود که برنامه‌های کلان آموزش و پرورش تدوین بشود چون در آموزش و پرورش کارهای دیگری برای برنامه‌ریزی می‌کردند. به عنوان مثال برای ساخت و ساز فضای آموزشی، برای برنامه‌ریزی درسی و اینها ربطی به آن حوزه نداشت. مشکلی که وجود داشت این بود که در دهه 50 و اوایل دهه 60 رشد موالید بسیار زیاد بود. اینها با یک فاصله چند ساله به آموزش و پرورش منتقل می‌شد. در سال 1368 اولین جبهه‌های این موج وارد آموزش و پرورش شده بود. دانش‌آموزان ابتدایی رشد خیلی زیادی داشتند. به همین دلیل تأمین نیروی انسانی، تأمین بودجه مقوله‌های مهمی در آموزش و پرورش بود. آینده هم مسائل پیچیده‌تری داشت چون آن بچه‌هایی که به دوره ابتدایی می‌آمدند به فاصله چند سال به دوره راهنمایی می‌رفتند دوره راهنمایی و بعد هم دوره متوسطه. بنابراین لازم بود که یک افق بلندمدت‌تری از نظر نیروی انسانی و سایر ابعاد پیش‌بینی شود. به نظر می‌رسید که بدون استفاده از ابزار‌های اطلاعاتی، امکان چنین برنامه‌ریزی‌هایی نیست. در اوایل سال 1369 مطالعه‌ای انجام شد و یک طرحی تدوین شد . چون هنوز این مسائل کم و بیش ناشناخته بود و حداقل در خود آموزش و پرورش نسبت به آن خیلی آشنایی وجود نداشت. نظرخواهی و ایجاد اطمینان به این روش کمی طول کشید. مشکل بعدی این بود که چگونه می‌شود این را اجرا کرد. اجرا توسط خود آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد دولتی مشکلاتی داشت. به کمک گرفتن بخش خصوصی مشکلات دیگری داشت نهایتاً یک شرکتی که آموزش و پرورش قبلاً تأسیس کرده بود و جزو شرکتهای تابع آموزش و پرورش مأمور این کار شد.

در ابتدا در چند فرض مطرح بود. یکی اینکه امکانات زیاد و نیروی متخصص فراهم نیست. دوم آن که آموزش و پرورش مشکلات زیادی داشته و دارد و بنابراین امکان فراهم آوردن ابزارهای گران قیمت وجود ندارد. سوم آن‌که موکول کردن این کارها به امکانات نهادهای دیگر، فرضاً زیرساخت مخابراتی، هم میسر نبود و بنابراین قرار شد با هر آنچه که امکان‌پذیر است کار شروع بشود. به عبارت دیگر و اجرای طراحی کارها را بر امکانات و واقعیات منطبق کردند. با بررسی‌هایی که شد، به نظر رسید که از سیستم حقوق کارکنان شروع کنند. آموزش و پرورش تنها جایی است که بر خلاف همه وزارتخانه‌ها پست سازمانی ندارد و بنابراین آنچه که در جاهای دیگر با پست سازمانی قابل کنترل است وجود نداشت. علاوه بر این بین کادر آموزش و کادر اداری دائماً تردد وجود دارد. حتی ادارات آموزش و پرورش هم که پست سازمانی داشتند با استفاده از مخزن بزرگ نیروی انسانی در کنار خودشان عملاً پست سازمانی برایشان بی‌معنا می‌شد. این سیستم حقوق پایه‌ای شد برای اینکه تا حدودی اطلاعات مربوط به نیروی انسانی را سامان بدهد. دررسیدن به هدف مشکلات به هیچ وجه فنی نبود. سیستم‌های اولیه که طراحی شد کاملاً هوشمند بود اما راه‌اندازی آنها در آموزش و پرورش اولین مشکل بزرگی بود که پیدا شد. بخشی از آن نگرانی‌هایی بود که کارکنان داشتند، بخشی مربوط به مدیریت‌ها بودند که تصور درستی راجع به این مسئله نداشتند و بنابراین فعالیت خیلی وسیعی صورت گرفت و پیگیری‌های خیلی گسترده‌ای انجام شد و حمایت‌های زیادی از طرف شخص وزیر به عمل آمد تا در یک دوره یک سال یا دو سال این سیستم حقوق در همه جا پیاده شد و بعد از مدتی مقرر شد که هیچ سیستم دیگری غیر از آن سیستم سندیت ندارد و حقوق به وسیله این سیستم باید پرداخت شود. سیستم هم طوری بود که امکان تعریف مقررات در سیستم بدون تغییر سیستم وجود داشت. مرحله بعد پشتیبانی سیستم‌ها بود که خیلی گرفتاری داشت. آن موقع آموزش و پرورش حدود 500 منطقه داشت و هر سال هم 30-40 منطقه به آن اضافه می‌شد. همچنان که مدارس زیاد می‌شد، همچنان که دانش‌آموز زیاد می‌شد، مناطق هم زیاد می‌شد و بنابراین سیستم‌ها هم باید در آن مناطق مستقر می‌شد و نتیجتاً پشتیبانی این‌ها مسأله‌زا بود. یکی از عوامل تعیین کننده در موفقیت اجرای سیستم حقوق و سیستم‌های متعدد دیگر که بعداً اجرا شد، خیل عظیمی از کارکنان با اخلاص، پرتلاش و ایثارگر آموزش و پرورش در سراسر کشور بود که بدون همت و همراهی آن‌ها رسیدن به هدف بزرگی که حاصل شد، هرگز میسر نبود.

هم‌زمان با آن، نقل و انتقالات معلمین هم طراحی و اجرا شد. سالانه حدود شصت‌هزار تقاضا برای نقل و انتقال معلمان به آموزش و پرورش می‌رسید که به حدود 30 هزار تقاضا امکان پاسخ دادن بود ولی کاملاً نامنظم و احیاناً غیر عادلانه. این سیستم توانست این‌کار را خیلی خوب سامان بدهد و از بسیاری از مشکلات که به خاطر عدم رعایت انضباط بود جلوگیری کند. سیستم‌ بعدی که اجرا شد سیستم صدور احکام بود، با توجه به اطلاعات پرسنل که وجود داشت، صدور احکام کارگزینی مکانیزه شد و بعد هم مستند اصلی نظام اداری آموزش و پرورش قرار گرفت. از آن طرف سیستم‌های آموزشی بود. نظام جدید آموزش متوسطه در سال 71 با یکصدهزار دانش آموز به طور آزمایشی شروع شد؛ به خاطر اینکه آموزش در نظام جدید واحدی بود و علاوه بر آن شاخه کارودانش درس‌های خیلی زیادی داشت، لازم بود هر تکدرس دانش‌آموز کنترل بشود در حالی که در نظام معمولی دروس هر سال دانش‌آموز یک‌جا با هم کنترل می‌شد. به علت ناممکن بودن ثبت و کنترل نمرات دانش آموزان با روش قبلی اجباراً مدیریت آموزش و پرورش پذیرفت که هیچ راهی جز استفاده از سیستم‌های مکانیزه وجود ندارد.

بنابراین نظام جدید متوسطه از ابتدا سوار بر این ابزار شد که به هر حال راهی غیر از آن نداشت. قدم بعدی ساماندهی نیروی انسانی در فعالیت آموزش بود. رسیدگی به اینکه چه معلمی کجا چقدر درس می‌دهد آیا ساعتش پر می‌شود یا نمی‌شود، در مقیاس گسترده آموزش و پرورش به روش معمول هرگز میسر نیست. باز به خاطر اینکه هر معلم ممکن است در مدارس مختلف درس بدهد بنابراین هر ساعت درس معلم به عنوان یک واحد اطلاعاتی باید کنترل شود. در حالی که در اداره یک نفر یک واحد تلقی می‌شود ولی اگر معلم در دبیرستان 24 درس بدهد به ازای هر نفر، 24 واحد اطلاعاتی باید کنترل شود. برای این منظور یک برنامه‌ای درست کردند و نهایتاً همه سیستم‌ها را به هم بستند. یعنی اطلاعات مثلاً معلم هم در سیستم برنامه‌ریزی درسی می‌شود هم در بازنشستگی هم برای نقل و انتقالات استفاده می‌شود. با اجرایی شدن برنامه‌ها یک موقعی اعلام شد که هیچ مدرکی غیر از مدرک کامپیوتری سندیت ندارد. مثلاً دانش‌آموزی که می‌خواهد فارغ‌التحصیل بشود منحصراً کارنامه کامپیوتری اعتبار دارد. یک اتفاق دیگری که افتاد این بود که مجلس شورای اسلامی تأسیس صندوق ذخیره فرهنگیان را تصویب کرد که هر فرهنگی پنج درصد از حقوقش را وارد این صندوق می‌کرد و آموزش و پرورش هم معادل همین را وارد می‌کرد. نهایتاً هنگام بازنشستگی و فوت پول او و سودش را به او برمی‌گرداند. اوایل کار حدود چهارصدهزار معلم در این صندوق مشترک شدند. اگر این سیستم وجود نداشت. صندوق ذخیره فرهنگیان نمی‌توانست به حساب این چهارصدهزار معلم هم رسیدگی کند.

این نظام چند خصوصیت دارد، یکی اینکه واقعاً در سطح مناطق کشور و در دورترین نقاط عملیاتی است. یعنی شما هر جای کشور که بروید، دانش آموزان مقطع ابتدایی یک کارنامه متحدالشکل دارند. دوم اینکه هنوز با تکنولوژی بسیار قدیمی‌تر کار می‌کند. تعداد بسیاری از کامپیوترها 286 هستند. دیگر این که اطلاعات به روش مدونی در سطوح مختلف جمع‌آوری می‌شود و مدیریت‌ها می‌توانند از این اطلاعات استفاده کنند. منتهی در طراحی این سیستم‌ها هوشمندی‌هایی بکار رفته که این امکانات را فراهم کرده است. مثلاً هنگامی که در دبیرستان ترم اول تمام می‌شود، تا نمره‌ها را وارد سیستم نکنند، امکان ثبت‌نام برای ترم دوم نیست؛ یا وقتی که حقوق را دادند، تا اطلاعات را وارد نکنند امکان پرداخت حقوق برای ماه بعد نیست. به همین دلیل امکان‌پذیر شد که با این تکنولوژی‌های نسبتاً قدیمی‌تر این فعالیت انجام بشود. بزرگ‌ترین گرفتاری‌هایی که وجود دارد و داشت پشتیبانی بود. به خاطر اینکه مدرسه جدید درست می‌شود مناطق جدید درست می‌شود ساختمان‌ها عوض می‌شود مدرسه‌های دخترانه پسرانه می‌شوند و بالعکس.

چنین بستری می‌تواند در ادامه راه به آموزش برای عصر ارتباطات منجر شود. یکی از دستاوردها این است که خیلی از مدیران آموزش و پرورش با این فرهنگ نسبتاً آشنا هستند و با خدمات اولیه آن شناخت دارند و بنابراین تا حدودی کمک‌کننده است که اگر بخواهد مراحل پیچیده‌تری در آموزش و پرورش استفاده بشود آمادگی‌هایی وجود دارد. اما از آن طرف به خاطر اینکه این ابزار تحولی عمیق را که در آموزش ایجاد می‌کند و با تحولی که در بخش‌های دیگر انجام می‌دهد. بسیار متفاوت است، ممکن است با روش‌های سنتی آموزش ناسازگار باشد. اما آموزش و پرورش به دنبال این است که برای عصر جدید دانش‌آموز را پرورش بدهد. عصری که معلوم نیست دانش‌آموز باید چه بداند بنابراین هر چه را که به او یاد بدهد ممکن است به درد نخورد. در نتیجه باید آموختن را یاد دهد و کاری که این ابزارها می‌تواند بکند این است که روش آموختن را یاد بدهد و دانش‌آموز بسته به نیاز خودش، هر چه را که می‌خواهد بیاموزد. بنابراین آموزش و پرورش برای آینده خود که با استفاده از فناوری اطلاعات متحول خواهد شد، شعار "دانش‌آموز پژوهنده - سازمان یادگیرنده" را مطرح کرده است.

س: شما تاریخچه مکانیزاسیون آموزش و پرورش را مطرح کردید که می‌بینیم آموزش و پرورش یک استفاده‌ای از کامپیوتر کرد که بقیه هم از آن استفاده بردند. واقعاً جای تشکر دارد. اینکه یک کاری انجام شد و جواب داد. هم‌زمان با اینکار سیستم اطلاع‌رسانی هم در وزارت بازرگانی شروع شد اما در آموزش و پرورش جواب داد ولی در وزارت بازرگانی نه. اینکه ما هزینه‌ای می‌کنیم، انتظار داریم که یک خروجی معقولی حاصل شود. شما به هر حال این دوره را از سال 69 طی کردید و چند سال پشت این قضیه بودید، در حال حاضر که آمدید بیرون و به هر حال در کسوت دبیری شورای عالی انفورماتیک هم هستید، اگر الان امروز می‌خواستید آن کار را شروع کنید چه می‌کردید؟ همین راهی را که رفتید می‌رفتید یا نه؟

پ: ممکن است یک مقداری غرور به نظر برسد اما همین کار را می‌کردم.

س: به هر حال جای بخش خصوصی در پروژه شما خالی بود. خیلی‌جاها می‌توانست آن موقع بخش خصوصی بیاید و کمک کند. اینکه بخش خصوصی قوی نبود ترجیع بند همه صحبت‌ها است. اما می‌توانست به جای اینکه یک بخشی از آموزش و پرورش اینکار را پیگیری کند، یک بخش خارجی از آموزش و پرورش اینکار را انجام می‌داد. امروز ما یک شرکت قدر قدرتی داشتیم که حداقل مشاور آموزش و پرورش در این زمینه بود. اینکار را ما نکردیم و با تغییر مدیران همه آن تجربه‌ها از بین رفته. کار درست جواب داد قبول ولی آن تجربه‌ای که قرار بود که سازمان یادگیرنده‌ای کنار شما قرار بگیرد امروز اگر شما این پروژه را به شرکتی می‌دادید که بخش خصوصی بود شاید آن اطلاعات دقیق‌تر در اختیار آموزش و پرورش قرار بگیرد.

پ: اینکه من گفتم همین کار را می‌کردم کلیت موضوع بود. به دلایل مختلف طراحی سیستم نمی‌توانست غیرمتمرکز باشد چیزی که بخش خصوصی می‌توانست کمک کند پشتیبانی بود نه کار دیگر. پشتیبانی هم انصافاً کار بسیار شاقی است و بسیار پرزحمت و پرهزینه است. بخش خصوصی اگر می‌خواست کاری انجام دهد در این جهت می‌توانست کار کند. منتهی بخش خصوصی متمرکز برایش این کار صرف نمی‌کرد و یا گران درمی‌آمد. اجازه دهید تجربه‌ای را نقل کنم. زمانی سازمان امور اداری و استخدامی سابق درصدد بود که سیستم حقوق یکسانی در همه دستگاه‌های دولتی اجرا شود. سیستم آموزش و پرورش را از هر لحاظ امتحان کرده و به این نتیجه رسیده‌ بودند که کامل است و با مقررات مطابقت دارد. اما برای پشتیبانی باید راه‌حلی به دست می‌آمد. پیشنهادی که به آنها شد این بود که سازمان امور اداری با آزمونی که برگزار می‌کند به عده‌ای گواهی بدهد که وی با چه شرایطی مجاز است پشتیبانی این سیستم را در سطح کشور به عهده بگیرد. پس از آن ادارات دولتی می‌توانستند با هر کسی که گواهی را دارد قرارداد ببندند ولی آن کار انجام نشد. علاوه بر آن شرایط بخش خصوصی الان را نباید با 10-12 سال پیش یکسان دانست. آن موقع هم بخش خصوصی مناسب وجود نداشت و هم پذیرش بخش خصوصی مانند امروز فراهم نبود. بنابراین اگر قرار باشد الان چنین کاری انجام شود باید طراحی متمرکز باشد، ولی راه‌اندازی و پشتیبانی توسط بخش خصوصی چه شخص حقیقی و چه شخص حقوقی انجام بشود.

س: چرا نباید تمرکز دست بخش خصوصی باشد؟ شما می‌فرمایید که طراحی‌اش باید متمرکز باشد. انجام هر دو کار توسط یک شرکت با هم منافاتی ندارد.

پ: شرکت پژوهش که مجری طرح بود متعلق به آموزش و پرورش است. بنابراین تجربه ثابتی در خود آموزش و پرورش به وجود آمده است. اگر کاری صرف نکرد، بخش خصوصی می‌تواند برود دنبال کار دیگر. منفعت کار تعداد بزرگ در پشتیبانی و راه‌اندازی به یک شرکت می‌رسد نه در طراحی.

س: بزرگ‌ترین شرکتها و سازمان‌های هوافضای خارجی هم مال بخش خصوصی است.

پ: البته شرکتهایی که قدمت 120 ویا حتی 200 ساله دارند.

س: بزرگ‌ترین حرکت‌ها از اولین قدم شروع می‌شود. من تصورم این است که اشکالی ندارد که یک شرکت پشت سر آموزش و پرورش باشد. نکته‌ای که وجود دارد این است که ما بیاییم این پرورش را بدهیم. الان این اتفاق صرفاً در آموزش و پرورش نیست، در وزارت بهداشت هم هست. اگر چند تا شرکت کنار یک وزارتخانه در همان بحث تخصصی آنها کار کنند، نتیجه این می‌شود که ما چهار شرکت بزرگ و قوی خواهیم داشت. همین اتفاق در بانک صنعت و معدن هم رخ داد. آنها 14-15 سال خواستند که طراحی را خودشان انجام بدهند. اتفاقاً ماندگارترین مدیریت‌ها آنجا اتفاق افتاد و آخر نتیجه‌اش این شد که آن سیستم به هم ریخت.

پ: شما واقعاً فکر می‌کنید که چون این کار را به بخش خصوصی ندادند این طور شد؟ دلیل نمی‌شود که اگر دولتی باشد نشود و اگر بخش خصوصی باشد حتماً بشود.

س: حداقل تکرار پذیری‌اش جای سؤال دارد.

پ: به نظر من صرف شرکت دولتی بودن یا بخش خصوصی بودن تعیین‌کننده نیست. سازماندهی کار به نظر من بیشتر تعیین‌کننده است. هم شرکتهای خصوصی و هم شرکتهای دولتی در معرض آفات هستند. شما خیلی اینها را از هم جدا نکنید.

س: انگیزه‌های شرکتهای خصوصی با شرکتهای دولتی بسیار فرق می‌کند. شرکتهای دولتی مجبور نیستند که سود ده باشند، سود و زیانشان زیاد فرقی نمی‌کند. واقعاً شما یک شرکت خصوصی را وقتی به زیان رسید، می‌توانید تشخیص بدهید که این نتوانسته خوب کار کند و دارد کنار می‌رود. ولی در شرکت دولتی بدترین اتفاق هم بیافتد همان‌طور که شما می‌فرمایید، کار قابل اندازه‌‌گیری نیست. واقعاً در نهایت قابل اندازه‌گیری نیست که ما الان در چه وضعیتی هستیم رشد کردیم درجا زدیم. شرکت پژوهش شما به واسطه اینکه مسئولیتش آدم‌های با وجدان‌تری بودند و این‌طور که آقای بشردوست گفتند که بافت آموزش و پرورش طوری است که دائم به وسیله پدر و مادرها کنترل می‌شود این شرکت جواب داده. اما اکثر شرکت‌های دولتی مسئله دارند یعنی انگیزه در آن‌ها نیست. حالا ممکن است که بازرسی و دقت بشوند ولی به هر حال آن مسائلی که مبتلابه است وجود دارد.

پ: شرکتهای دولتی واقعاً مشکلشان چیز دیگری است. خدمات خیلی از شرکتهای دولتی انحصاری است. رقابت نیست و الی اگر آن شرکت دولتی مجبور به رقابت شود قطعاً خیلی زود معلوم می‌شود که چه کار می‌کند. این‌طور نیست که هر شرکت دولتی در حمایت چتری باشد که هیچ کاری نتوان با آن کرد. اگر بخش خصوصی هم باشد و رقیبی نداشته باشد هم این‌طور می‌شود.

س: از بحث انحصار کسی دفاع نمی‌کند.

پ: من می‌گویم که بعضی از اشکالات ما از این ناحیه به وجود می‌آید. نه دولتی بودن و خصوصی بودن.

س: ما به قضیه با بحث مالکیت نگاه نمی‌کنیم. اینکه درصد سهام مال چه کسی است. شما در یک شرکت دولتی با یک حکم می‌توانید مدیر را جابجا کنید. اگر آن مقام سهام بیشتر داشته باشد می‌تواند مدیرعامل و هیات‌مدیره را عوض کند. اینکار خیلی آسان صورت می‌گیرد. در یک شرکت بخش خصوصی این اتفاق نمی‌افتد الا اینکه شرکت ورشکست می‌شود. پس این به سادگی از دست نمی‌رود و ماندگار است. فرق شرکت دولتی با بخش خصوصی در این قضیه است. مثالش را شما در داده‌پردازی می‌توانید ببینید. در 10 جای دیگر هم می‌توانید ببینید. بافت جوری است که آن عاملی که می‌تواند ثبات سرمایه کند و ایجاد ریسک کند نیست اما اینکه شما می‌گویید بخش خصوصی آن موقع ضعیف بود، الان هم ضعیف است. این واقعیتی است و تردیدی در آن نیست منتهی سؤال ما این بود که اگر برگشتید چه می‌کنید؟ شاید می‌شد با همان میزان هزینه و با همین میزان ارزشی که گذاشته شد با همین نتایجی که ایجاد شد می‌توانست در کنارش با همین محصول یک باقیات صالحات دیگری ایجاد شود و یک بخش خصوصی هم رشد. کند. این فرهنگ بشود. البته قبول دارم فضای بعد از جنگ بود. شاید ریشه‌اش تا اینجا مانده و هنوز است هم که هنوز این مسئله وجود دارد. اما به هر حال تا اینجا شما قبول دارید که اگر هم‌زمان بخش خصوصی هم مشارکت می‌کرد شاید یک محصول جانبی دیگر هم داشتیم.

پ: این موضوع هم بستگی به شرایط بخش خصوصی دارد و هم بستگی به شرایط آن دستگاهی که می‌خواهد پیش برود.

س: بحث تکفا که خودتان هم اشاره کردید از سال گذشته شروع شده یک تحولی قرار است ایجاد کند. بیشتر تا اینجا صحبتش آمده و حرکت‌هایش هم می‌آید. در یکسال دیدیم. بزرگ‌ترین سازمانی که از تکفا اعتبار گرفت آموزش و پرورش بود. امسال هم نگرفته‌اند، اما قطع و یقیین باز شماره یک خواهد بود و از بودجه تکفا خواهد گرفت. مبلغش حتماً یک مبلغ خوبی خواهد بود. منتهی یک نکته‌ای که وجود دارد و شما به آن اشاره کردید فرض کنید اگر جایی قرار است 100میلیارد یا 200 میلیارد شاید هم خیلی بیشتر از اینها پول قرار است خرج کند باید یک طرح جامعی واقعاً داشته باشد. بداند که قطعات پازلش را دارد درست می‌چیند یا نه. حداقل خودتان هم اشاره کردید که یک سندی قرار است دربیاید و چشم‌اندازی را تعیین کند و بعد ان‌شاءاله آن به یک برنامه تبدیل شود. شما فکر می‌کنید با درخواست مطالبات وجهی که دارد از تکفا می‌شود، فکر می‌کنید که یک جاهایی هم‌پوشانی ندارد؟

پ: این سؤال را باید از آموزش و پرورش بپرسید.

س: شما به عنوان کارشناس می‌توانید نظرتان را بدهید.

پ: انجام بعضی از فعالیت‌ها قطعی است مثلاً آشنایی دانش‌آموزان با مبانی اولیه این‌فناوری در هر طرحی ضروری است. بنابراین در این حد که مدارسی تجهیز شود و معلمان آموزش ببینند به نظر من جای تردید نیست. بنابراین بخشی از کار آموزش و پرورش که سال گذشته انجام شد و حدود 6هزار دبیرستان را تجهیز کرد یا مثلاً چند ده هزار معلم را آموزش داد درست و سال‌های بعد هم باید این کار را تکرار کرد اما اینکه چگونه می‌خواهند شبکه فیزیکی درست کنند و یا اینکه چگونه معلمانشان را برای آینده تربیت کنند این یک طرح منسجم می‌خواهد. یا فرضاً اگر برای تبدیل محتوای فعلی به شکل الکترونیکی هزینه کنند ممکن است در جهت ایجاد فرهنگ و بستر مؤثر باشد. اما اینکه چقدر باید در این راه پیش رفت تا اینکه این آمادگی ایجاد بشود، قابل مناقشه است. البته در کشور یک فرهنگ غلطی وجود دارد که مدیران احساس می‌کنند میزان موفقیت بستگی به جذب بودجه دارد. اگر این مبنا قرار بگیرد و در بسیاری از جاها مبنا قرار گرفته است جذب بودجه‌ می‌شود یک هدف.

س: آیا تهدیدهایی هم در این قضیه می‌بینید. یعنی فرض کنید هزینه‌هایی که برای سخت‌افزار می‌کنند یا آموزش‌هایی که دارند می‌دهند قبل از اینکه آن نگرش کلی و محتوایی مشخص شود و به دانش‌آموزان و معلمان برسد، آیا فکر می‌کنید ممکن است مضراتی هم داشته باشد. یک وقت ما هزینه می‌کنیم بالاخره بودجه از دست رفته ولی یک وقت بودجه را هزینه می‌کنیم باعث تخریب هم می‌شود.

پ: اگر آموزش و پرورش به طور جدی نسبت به تعریف دروس و بکارگیری ابزار برنامه‌ای داشته باشد. این امید وجود دارد که در این مرحله متوقف نشود. اگر برنامه نداشته باشد ممکن است متوقف بشود و بودجه خود را در همین راه خرج کند. اما من می‌دانم که درصدد هستند این را به عنوان یک مرحله گذرا تلقی کنند برای بسترسازی و آمادگی فکری و دنبال این هستند که طرح مشخص برای آموزش و پرورش به وجود بیاید. اگر ثبات مدیریت، توان کارشناسی برای اینکه طرح عمیق را تدوین کنند وجود داشته باشد و بعد هم برای پیاده کردن طرح، سازمان‌دهی مناسب بشود، البته ممکن است به همین جا ختم نشود.

س: شما فرمودید که این جلساتی که طرح جامع دارد پیاده می‌شود و هفته‌ای یک بار دو ساعت دارد تشکیل می‌شود آیا کافی است برای سازوکارهای نگرش‌های اجرایی؟

پ: بحث‌های مربوط به آن جلسات توسط گروه‌های دیگر و در جلسات دیگر آماده می‌شود و نتیجه را می‌آورند.

س: به عنوان مثال در یک مدرسه در انگلیس هم بیست سال پیش یک دانش آموز پژوهنده تربیت می‌شد یعنی با اینکه اینترنت هم نبود اما دانش‌آموز پژوهنده بود. یعنی گروه کاری درست می‌کنند و دانش‌آموزان تحقیق می‌کنند در مورد یک موضوع و گزارش را در کلاس ارائه می‌دهند. یعنی این روحیه را در بچه‌ها تقویت می‌کنند. ما در آموزش و پرورشمان این کار را نکردیم. اول اینکه خود ما گروه کاری داشته باشیم روی این موضوع کار نکردیم. پس این که محصل پژوهنده بشود تغییر نگاه است و در آن IT وجود نداشت.

پ: خیر اینطور نیست. شما وقتی می‌توانی شعاری را مطرح کنی که ابزارش در اختیارت باشد. دانش‌آموز پژوهنده با عمق کافی واقعاً بدون IT امکان‌پذیر نیست. معنی پژوهنده صرفاً این نیست که هر کس برود در مورد اطرافش فکر کند، بلکه این است که هر کاری که می‌تواند الگو‌پذیر باشد و بنابراین تکراری خواهد‌ شد به یک ماشین داده شود و ذهن به دنبال کشف، خلاقیت و نوآوری باشد. بدون IT ، بخشی از این کار می‌شود اما IT آن را بشدت وسعت می‌دهد.

س: ما دو تا تحول در آموزش و پرورش انجام می‌دهیم. یکی اینکه دانش‌آموزی را که مخزن محفوظات بود را تبدیل می‌کنیم به کسی که می‌خواهد کار تحقیقی انجام بدهد. یکی دیگر اینکه IT به عنوان پایه وجود نداشت، شما این را هم دارید اضافه می‌کنید. تغییری که داریم ایجاد می‌کنیم دو تا است یکی اینکه نگرشش را نسبت به درس عوض می‌کنیم دوم اینکه ابزاری که مداد و پاک‌کن بود دارد تبدیل می‌شود به یک ابزار قوی‌تر به اسم IT. دو تا تحول را ما در آموزش و پرورش انجام می‌دهیم. آیا شما این نگاه را قبول دارید؟

پ: آن‌چه را شما گفتید، هست اما از آن فراتر می‌رود. اگر شما این ابزار را نداشته باشید هیچ وقت نمی‌توانید از پس انبوهی از اطلاعات برآیید و آن را تحلیل کنید. پژوهنده‌گی دانش آموز را صرفاً در این نبینید که محفوظات را بگذارد کنار و عمیق‌تر درس بخواند صرفاً این نیست. اصولاً ذهن از عملیات تکراری خارج می‌شود و می‌پردازد به کشف و حقیقت‌یابی، به دنبال حقیقت رفتن. مراحل ابتدایی این است که یک کار گروه تشکیل بدهند و در مورد یک موضوع تحقیق کنند.

س: به هر حال IT به عنوان یک عنصر اصلی این تغییر و تحول است. درست است. شما فرمودید که بدون IT اصلاً امکان‌پذیر نیست.

پ: بدون IT نمی‌توان این شعار را داد. یعنی دانش‌آموز پژوهنده - سازمان یادگیرنده، مستلزم استفاده از IT است.

س: وقتی سازمانی که قرار است هسته اصلی‌اش آموزش باشد. IT را انتخاب کند یعنی از خود وزیر باید نگاه IT مدار داشته باشد تا معلم سر کلاس. آیا شما فکر می‌کنید که اینکار انجام شده یا دارد انجام می‌شود؟

پ: در کنار شعار دانش آموز پژوهنده، شعار سازمان یادگیرنده نیز مطرح شده است، یعنی خود سازمان هم باید تغییر کند. سازمان باید طور دیگری بشود. این دو به کمک ابزار IT میسر است.

س: تغییرات کمی تبدیل به تغییرات کیفی می‌شود. تغییرات کمی وقتی صورت می‌گیرد که تغییرات کیفی را نشان می‌دهد. شما الان در یک سیستمی هستید که بر مبنای مفروضات و محفوظات دارد کار می‌کند. یک اتفاقاتی دارد می‌افتد که اولین طلیعه‌اش این است.

پ: ممکن است که دانش‌آموز با محفوظات هم کار نکند، بلکه بفهمد باز هم می‌تواند از آن جلوتر برود. یک مثال می‌زنم کپرنیک حدود بیست سال موضع سیارات را رصد کرد و کپلر سال‌ها روی جداول تهیه شده کار کرد که بفهمد چه نظمی در آن است. سه قانون درآورد. قانون سومش 9 سال طول کشید. امانیوتن که قانون مکانیک را ارائه داد همه اینها را اثبات کرد. بنابراین تمام کارهایی که کپلر انجام داد بی‌خود شد و تنها ارزش تاریخی دارد. بنابراین قرار است کارهایی که ماشین می‌تواند انجام بدهد کنار گذارده شود و دانش‌آموز در جایگاهی بنشیند که کشف کند.

س: چه زمانی ما از حالت کپلری به حالت نیوتن می‌رسیم که سرخط پژوهندگی است؟

پ: زمان معلوم کردنش کار من نیست و به سادگی هم قابل تعیین نیست.

س: شما هشت سالی معاون وزیر بودید و هنوز هم دستتان در کار هست و به عنوان یک عضو در شورای ICT وزارت آموزش و پرورش هستید. شما می‌گویید که یک تحولاتی صورت می‌گیرد که من این تحولات را به طور کل قبول ندارم یا برای من هنوز ابهاماتی وجود دارد.

پ: شما در مورد سرعت وقوع این تحولات سؤال می‌کنید.

س: همه چیز در بازه زمانی معنی می‌دهد.

پ: در حال حاضر اگر کل آموزش و پرورش را درنظر بگیریم، گمان من این است که با توجه به مجموعه شرایط کشور، ما خیلی با سرعت نمی‌توانیم در این راه برویم. الان این فضا کاملاً در اختیار آموزش و پرورش نیست. مجموع جامعه ما با این مفاهیم فاصله دارند. با سواد عمومی که صرفاً خواندن و نوشتن نیست فاصله داریم. به لحاظ اقتصادی نمی‌توانیم همه هدف‌ها را تحقق بدهیم. رفتن به دنبال این راه قطعی است. یعنی اگر قرار باشد که ایران در جهان آینده نقشی داشته باشد و خودش را برای ورود به عصر دانش آماده کند باید این راه را انتخاب کند، اما تا چه میزان می‌تواند آماده بکند گمانم این است که روند کند خواهد بود. یعنی اگر به عنوان مثال ما در رفتارهای جمعی‌مان نظم نداشته باشیم، یقیناً تأثیر می‌گذارد روی سرعت این حرکت. چون چیزی که زیربنای این کار است نظم است زیرا IT نظمی می‌آورد براساس آگاهی. اگر سایر فعالیت‌های جامعه خیلی نظم‌پذیر نباشد. حرکت آموزش و پرورش کند خواهد بود.

س: به هر حال بعضی‌ها اعتقاد دارند که فناوری اطلاعات به واسطه ویژگی که دارد و بر پایه اندیشه و دانش است، شاید فرصتی باشد برای کشورهای در حال توسعه و کشورهایی که عقب افتاده‌اند در این حرکت خودشان را به صورت جهشی بتوانند جلو بیاندازند حالا به واسطه ویژگی جمعیتی و یا آن بحث هوشی که در این کشورها هست اما به اندازه کافی پرورش پیدا نکرده. به هر حال اینجا یک فرصت به وجود آمده.

پ: آیا استفاده از این فرصت مهارت و هنر نمی‌خواهد؟ مگر ما این فرصت‌ها را در حوزه‌های دیگر نداشتیم؟ نه ما بلکه همه کشورها. بنابراین صرف وجود فرصت باعث استفاده از آن نمی‌شود. اتفاقاً بحث بر سر همین است که ما از این فرصت چگونه استفاده کنیم.

س: آیا ما هیچ انتخابی داریم در بحث شکاف دیجیتالی که مطرح می‌شود. اگر ما سواد دیجیتالی نداشته باشیم واقعاً بی‌سواد محسوب می‌شویم. کسانی که دست‌اندرکار هستند آیا واقعاً این بحران در این مقطع از زمان را متوجه شدند. چقدر ما در موقعیت بحرانی قرار داریم. اگر ما این فرصت را از دست بدهیم آن شکاف خیلی زیاد می‌شود. این خطر واقعاً تهدید می‌کند. به عنوان مثال کشور هند از این فرصت استفاده کرد. اما به نظر نمی‌رسد که در کشور ما این اتفاق بیافتد. بحث طرح تکفا هم هست. اینکه به هر حال خروجی این طرح را چگونه می‌بینید. آیا این طرح و این فرصت را برای ایران ایجاد می‌کند. آیا قدم‌هایی که برداشته شده در روند درستی بوده. دیدگاه آقای بشردوست کاملاً مخالف بود. یعنی ایشان عقیده داشتند که این طرح این بودجه‌هایی را که به سازمان‌ها تزریق کرده به شدت لطمه زده است. در مورد آموزش و پرورش هم همین‌طور بوده و این بودجه لطمه زده است به روند حرکت‌های آموزش و پرورش. دیدگاه شما در این زمینه چیست؟

پ: فرصت‌ها در تمام طول تاریخ بشر به وجود آمده است. اما خیلی از اوقات هم نتوانسته‌اند از این فرصت‌ها استفاده کنند. آدم‌ها از این فرصت‌ها استفاده می‌کنند. آدم‌ها هم موجودات زنده‌ای هستند. یک پیشینه و یک فکری دارند. تعاملی با هم دارند. همه اینها در این قضیه تعیین‌کننده است. هیچ‌کدام از این ابزارها به خودی خود این امکان را فراهم نمی‌کنند که ما از این فرصت استفاده بکنیم. در نتیجه می‌شود این طور فکر کرد که چقدر امکان و احتمال دارد که ما از این فرصت استفاده بکنیم. من خیلی خوشبین نیستم و دلیل این که خوشبین نیستم این است که فضای کلی جامعه برای این کار آماده نیست. فضای کلی منظورم ذهن مردم، ذهن والدین دانش‌آموزان، ذهن مدیران ارشد است. صرف این که یک چیزی به نام فناوری اطلاعات آمده و چنین و چنان می‌کند کافی نیست. این یک الزاماتی را با خودش می‌آورد و اگر آن الزامات را نداشته باشیم نمی‌توانیم از آن استفاده کنیم. به عنوان مثال E-Commerce براساس اعتماد سیستمی است حال آنکه تجارت ما براساس اعتماد فردی است. بنابراین شما نمی‌توانید این دو را با هم پیوند بدهید. به هر اندازه که شما در اینکار کند باشید E-Commerce هم لنگ است. در زمینه IT هم همین‌طور است. من امید دارم به این که نسل جوان دانش‌آموز ما به خاطر آشنایی با این ابزار، فضای بهتری در اختیار داشته باشد. این امکان از بیرون به نسل کنونی داده می‌شود، بدون هیچ پیش زمینه‌ای. نسل بعدی احتمالاً اینگونه نیست که این امکان را بدون پیش زمینه و آموزش دریافت کند. بنابراین امکان دارد در جذب این ابزار در جهت رسیدن به آن اهداف از ما بهتر عمل کند ولی یقیناً با یک کشور دیگری که آمادگی بیشتری دارد سرعت ما یکسان نخواهد بود.

س: نگاه شما، نگاه فرهنگی است. به عنوان مثال باید این کار پنج سال طول بکشد. انتظار معجزه ندارید. این نگاه حاکم است بر برداشت‌هایی که شما از جامعه دارید. خوب با این نگاه چگونه می‌توان یک کار را سریع‌تر انجام داد.

پ: اتفاقاً من فکر می‌کنم این تحول فرهنگی هیچ وقت به طور کامل اتفاق نمی‌افتد. در مسائل اجتماعی نمی‌توانیم به این امید باشیم که همه مردم آنچنان آگاهی پیدا کنند که همه انسان متعادلی باشند و بنابراین روابط مناسب اجتماعی شکل بگیرد. اصلاً چنین اتفاقی هیچ‌گاه نخواهد افتاد. جاهایی که در این کار موفق بودند با استفاده از سیستم‌هایی توانستند این کار را شکل بدهند. یعنی سیستم‌هایی برقرار کنند که آدم‌هایی که خیلی هم در آنها تحول اتفاق نیافتاده در این سیستم‌ها به نحوی که مورد نظرشان است جلو می‌روند. بنابراین راه رسیدگی سریع‌تر ایجاد یک سری سیستم‌هایی است که بشود به اتکاء این سیستم‌ها آن روابط موردنظر را شکل داد. اما پیش‌نیاز همان استقرار سیستم‌ها هم تحول فرهنگی حداقل در گروهی از تصمیم‌گیران است. زیرا استقرار سیستم‌های اجتماعی محصول فکری مدیران در رده‌های معینی است. بنابراین می‌توان با یک فاصله زمانی محدود این کار را انجام داد.

س: پیش‌نیازهایی که برای سریع‌تر کردن تحولات لازم است چیست؟

پ: اگر در آموزش و پرورش ترکیب مناسبی از آدم‌ها باشد و برای مدت طولانی ثبات باشد، قطعاً یک تحولی اتفاق می‌افتد وسریع‌تر می‌توان کارهایی را انجام داد. اگر نباشد نه. بنابراین جواب شما این است که افرادی که یک فکر را قبول دارند قطعاً با هم همکاری می‌کنند. این افراد باید واقعاً با عشق و علاقه تمام وقت کار کنند فکر کنند و ایده بدهند و کار کنند تا به یک جایی برسند. تا یک فکر نباشد، چیزی جلو نخواهد رفت. تفاوت‌ عمده ما با کشورهای پیشرفته فکر برجسته است. برجستگان فکری باید به قدرت برسند و این برجستگان همین‌طوری به قدرت نمی‌رسند. باید خوش‌فکرترین و قوی‌ترین آدم‌ها به لحاظ فکری در رأس مدیریت باشند. شما حتی سختی‌های اجرا را هم باید با فکر حل کنید، نه با بخشنامه. شما اگر یک فکر خوب نداشته باشید که چگونه یک جامعه انسانی را اداره کنید، به زور متوسل می‌شوید که جواب نمی‌دهد. واقعاً آدم‌های موفق چه در صنعت و چه در سیاست آدم‌هایی بودند که فکر برجسته داشتند. بنابراین یک عده، از افراد متفکر به لحاظ حوزه تخصص می‌تواند انجام کار را سرعت بدهد و در کنار این یک عده فکرهای پایین‌تر هم می‌آید بالا و به طور تصاعدی این نیرو را زیاد می‌کند. در حالی که اگر این فکر وجود نداشته باشد، زایش فکر نیز نخواهیم داشت.. بنابراین من جز به فکر برجسته، به هیچ چیز دیگری اعتقاد ندارم. یکی از مشکلات ما همین قضیه است.

س: در کشور در حال توسعه شما می‌فرمایید که آدم‌های خوش‌فکر باید از صدر هرم همین‌طور بیایند پایین تا یک سیستم خوب داشته باشیم.

پ: بله، فقط فکر و اینکه سلیقه‌ دیگری چیست را بگذاریم کنار، جز فکر قوی‌تر. این است که می‌تواند هر چیز دیگر را مغلوب کند و پیش برود.

نقش فناوری اطلاعات در آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۱:۰۹ ق.ظ | ۰ نظر

تکفا - یکی از خصیصه‌های فن‌‌آوری اطلاعات که در کلیه شئونات کاربری آن قابل ملاحظه است سرعت توسعه آن می‌باشد. این سرعت ناشی از بستر ارتباطی نسبتاً مناسبی است که اکنون در سراسر جهان گسترده شده است. بنابراین، یکی از مهمترین و در عین حال مشکل‌ترین مراحل توسعه فن‌آوری اطلاعات در زمینه آموزش تصمیم‌گیری در مورد اولویت‌ها و همچنین خط مشی مورد نیاز برای اینکار می‌باشد. در واقع سؤال اصلی آنست که از کجا شروع کنیم، در مسیر کدام اولویت‌ها حرکت کنیم و به کدام هدف برسیم. در نتیجه لازم است اولویت‌ها در توسعه آموزش مجازی از دیدگاه جغرافیای فرهنگی‌، جغرافیای آمادگی برای آموزشهای الکترونیکی،‌ محتویات دروس الکترونیکی،‌ هزینه‌ها و بودجه‌ها و مهمتر از همه عامل نیروی انسانی مورد بررسی و تحلیل قرار گیرند. توجه داشتن به عناوین اولویت‌ها حداقل اطلاعات لازم برای تعیین سیاستهای اجرائی میباشد. بدیهی است در مرحله بعد لازم است هر یک از عناوین به دقت تحلیل شده و در مقایسه با دیگر عناوین سنجیده شوند تا راهکارهای لازم برای قدمهای بعدی مشخص گردد. در نتیجه بر اساس اولویت‌ها و در واقع بر اساس تعیین آنها میتوان به یک جمع بندی برای تعیین خط مشی توسعه آموزشهای الکترونیکی در ایران رسید.

مقدمه:

تعین خط مشی عبارت است از ترسیم نقشه‌‌ای برای نیل به اهداف مورد نظر. در نتیجه ،‌ خط مشی یک ابزار مدیریتی است که مانند دیگر ابزارها به ایشان کمک می‌کند تا سازمان تحت نظر خود را در نیل به اهداف و انجام وظائف مورد نظر هدایت کنند. پس از تعیین خط مشی میتوان حرکت کلی و جزئی مؤسسه و بخصوص عملکرد اعضاء و نیروی انسانی را در جهت نیل به اهدافی که از قبل تعین شده‌اند مورد ارزیابی قرار داد. بعلاوه میتوان اثر عوامل محیطی و خارجی را بر حرکت مؤسسه ، و احیاناً انحراف در آن را مورد ارزیابی و اندازه گیری قرار داد.
امروزه کمتر سازمان و مؤسسه‌ای آموزشی را می‌توان یافت که تحت فشارهای اقتصادی نباشد. بنابراین‌، در اجرای هر یک از برنامه‌های چنین مؤسسه ای انتظار می‌رود که باری بر بار اقتصادی آن اضافه نشود. مؤسسات آموزشی تا قبل از ظهور آموزشهای الکترونیکی مؤسساتی مصرفی بحساب می‌آمدند. لکن امروزه میتوان آنها را به مؤسساتی سودآور تبدیل کرد. بنظر می‌‌رسد که خط مشی غالب و پذیرفته شده در جهان در نیمة‌ اول از دهة اول قرن بیست‌ویکم یعنی سالهای 2000 تا 2005 میلادی بر اساس بهره‌مندی از فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات بنا نهاده شده است. بنابراین،‌ در تعیین خط مشی آموزش نمیتوان وی‍‍ژگی های این عامل را نادیده گرفت،‌ خواه توسعه آموزش در سطح ابتدایی مدنظر باشد،‌ آموزشهای متوسطه مطرح باشند و یا آموزش عالی.
در آموزشهای سنتی عوامل محیطی و مؤثر در امر آموزش بسیار آهسته تغیر می‌کنند. بطوری که می توانیم در برهه ای قابل توجه از زمان (دوره‌های ده ساله) عوامل مؤثر خارج از سیستم را ثابت در نظر بگیریم. در چنین شرائطی می توان از خط مشی بلند دامنه (Long-Range plan) استفاده کرد. در چنین الگوهائی برنامه‌ریزی برای ده سال آینده امری منطقی و معمول است. لکن امروزه محیط فراگیران آموزش محیطی است بسیار پویا و در عین حال دارا? تغییرات سریع و ناگهانی. همانطور که اشاره شد مهمترین عامل مؤثر در آموزشهای الکترونیکی محیط حاکم بر آن یعنی فن‌آوری اطلاعات و ارتباطات میباشد که لحظه به لحظه در حال تغیر و تحول است. لذا در چنین شرائطی باید از خط مشی استراتژیک و کم دامنه‌ای استفاده کرد که اولاً به سادگی بتوان آنرا پیاده سازی نمود و ثانیاَ امکان تغیر و تحول آن آسان باشد. از این پس هر جا که به عبارت خط مشی اشاره می‌شود منظور همان Strategic Plan میباشد. لغت Strategy بمعنای فن تدابیر جنگی بکار رفته است. زیرا در میدان نبرد نیز عوامل مؤثر بسرعت در حال تغیر می‌باشند و بنابراین نقشه جنگی باید از قابلیت انعطاف پذیری بسیار بالائی برخوردار باشد. در آموزشهای الکترونیکی بر خلاف آموزشهای سنتی نمیتوان از یک الگو یا خط مشی بلند دامنه (Long-Range Planning) استفاده کرد. آنچه برای آموزشهای الکترونیکی میتواند خط مشی مناسبی باشد ،‌ خط مشی است که ضمن در نظر گرفتن شرائط حاضر و امکانات موجود ،‌ آماده برخورد با هر نوع تغیر ،‌ تحول و حتی مخالفت ناگهانی باشد.
بنابر این، خط مشی فرآیندی ساخت یافته است برای تصمیم سازی و به اجرا درآوردن تصمیمات و بمنظور هدایت یک سازمان در نیل به اهداف از قبل تعین شده. این فرآیند حیاتی است ، زیرا باید بتواند سازمان مورد نظر را در مقابل شرائط متغیر و ناگهانی آماده نگهدارد خواه این اتفاقات از قبل قابل پیش بینی شده باشند یا نشده نباشند.

بودجه و منابع آن:

یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در تعیین اولویت ها مقدار بودجه و منابع تامین کننده آن می باشد. بدیهی است در هیچ شرایطی نمی توان اجرای یک طرح را بر اساس بودجه ای پایان ناپذیر برنامه ریزی کرد. در پیاده سازی برنامه های آموزشی منابع تامین بودجه را می توان به دو بخش سرمایه گذاری دولتی و سرمایه گذاری خصوصی تقسیم کرد. بنابراین اهداف پیش بینی شده برای آموزش های الکترونیکی باید به گونه ای باشد که نیازمندی ها و زمینه های مورد علاقه ی بخش خصوصی را به خوبی پوشش دهد. در غیر این صورت باید فقط به اهداف مورد نظر در برنامه های دولت و در نتیجه تنها به منابع مالی دولتی بسنده کرد. زیرا با کنار گذاشتن خواسته های بخش خصوصی عملا بخش عمده ای از منابع تامین هزینه ها را کنار گذاشته ایم.

در هر حال، روشن است که بودجه و منابع تامین آن، یکی از مهمترین اولویت ها را در تعیین خط مشی شکل می دهند. هر قدر بودجه بیشتری برای آموزش اختصاصی داده شود می توان اهداف بیشتری را به ثمر رساند، به بیان ساده تر، بودجه تعیین کننده مرزهای توسعه ی کمی و کیفی آموزش های الکترونیکی است. در نتیجه لازم است در تعریف اهداف و تعیین خط مشی که در واقع چارچوب یک طرح آموزشی را شکل می دهند به این آموزشی، و تعداد دروس لازم در هر دوره ی آموزشی بعد کمی محتوای آموزشی را مشخص می سازد. به بیان دیگر می توان این عامل را در کنار عامل انداه ی طرح عامل اثرگذار توجه شود.
اندازه یک طرح آموزشی:

اولویت مدیران در اندازه های یک طرح آموزشی، از دیگر عوامل موثر در تعیین خط مشی می باشد. منظور از اندازه، دامنه ی توسعه ی یک طرح آموزشی است. این دامنه ممکن است در طول یا عرض یک طرح مورد بررسی قرار گیرد. در طول به معنای آن است که از پایین ترین سطح آموزش یعنی آموزش های پیش از دوره ی ابتدایی، تا بالاترین سطح آموزش یعنی آموزشهای دانشگاهی، چه بخشی را در اولویت برنامه های خود قرار می دهیم. در عرض به معنای عرض جغرافیایی، اولویت عبارت است از وسعت جغرافیایی طرح مورد نظر. این وسعت از یک محیط آموزشی مجزا شروع میشود و تا سطح یک کشور گسترش میابد. بنابراین، بدون توجه به اولویت های یک نظام آموزشی از دیدگاه اندازه های آن نمی توان خط مشی مناسبی را انتخاب نمود. توجه داشتن به اندازه های طرح آموزشی با در نظر گرفتن عامل موثر دیگر یعنی بودجه می تواند منجر به انتخاب یک راه کار مناسب و منطقی شود. بدیهی است که در یک انتخاب واقع بینانه به جای پرداختن به طرحهایی با ابعاد ملی و بسیار بزرگ می توان به اجرای طرحهایی کوچکتر در سطح استانها و شهرهای بزرگ اقدام نمود. البته می توان طرحی را در ارتباط با آموزش در یک مقطع معین ولیکن در سطح ملی به اجرا در آورد. به عنوان مثال ارائه آموزش ضمن خدمت دبیران ریاضی مقطع دبیرستان و یا ارائه آموزش دروس علوم پایه دانشگاهها را بعنوان بخش? از یک طرح بزرگتر، میتوان در سطح کشور برگزار نمود.
بنابراین، یکی از اولویت های مهم در تعیین اهداف و انتخاب خط مشی برای آموزش های الکترونیکی توجه داشتن به دامنه طرح می باشد، که این امر به نوبه ی خود به بودجه اختصاص یافته برای این منظور وابسته است.
محتوای دروس الکترونیکی:

سطح کیفی و استانداردهای پذیرفته شده برای محتوای دروس الکترونیکی از دیگر عناصر تعیین کننده و تاثیرگذار در انتخاب خط مشی می باشند. متاسفانه یکی از عناصر مهم در آموزشهای الکترونیکی که به درستی مورد توجه قرار نمی گیرد کیفیت محتوای دروس الکترونیکی است. محتوای دروس الکترونیکی بر خلاف دروس سنتی فقط به مجموعه اطلاعات و دانش های نهفته در یک درس اطلاق نمی شود. بلکه به نوعی شامل روش ارائه درس و برخورداری از تعامل موثر و انگیزه ساز بین فراگیر و سیستم آموزشی نیز می شود. بنابراین، محتوای دروس الکترونیکی هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی یکی از عوامل مهم در تعیین اولویت ها و انتخاب راهکارهای مورد نظر برای ساختن یک سیستم آموزشی است.
تعداد دوره های آموزشی، و تعداد دروس لازم در هر دوره آموزش? جنبه کم? محتوا? آموزش? را مشخص میسازد. به بِیِان دیگر مِ? توان این عامل را در کنار عامل اندازه طرح آموزش? قرار داد و آن را در تعیین اندازه های یک طرح آموزشی به عنوان یکی از اولویت های مهم در نظر گرفت. بدیهی است با توجه به بودجه و وسعت طرح، باید در مورد تعداد دروس الکترونیکی تصمیم گیری شود. اگر به این نکته توجه شود که بطور متوسط برای هر ساعت درس الکترونیکی نیاز به یک صد ساعت فعالیت تخصصی می باشد، می توان چنین نتیجه گرفت که برای وارد کردن دروس به شبکه آموزشی نیاز به یک برنامه ریزی دقیق و محتاتانه است.
برا? داشتن کیفیت مورد نظر در محتوای دروس الکترونیکی، تعریف و تعیین اولویت ها بسیار دشوارتر است. شاید یکی از مشکل تربن مراحل در تعیین اولویت ها و انتخاب خط مشی تعریف چارچوب روشنی برای کیفیت یا ویژگی های دروس الکترونیکی است. استفاده از رسانه های مختلف میتواند عامل موثری در تعیین اندازه های کیفی دروس الکترونیکی باشد. یک درس الکترونیکی در ساده ترین شکل می تواند فقط با استفاده از متن های ساده و از طریق صفحات پی در پی به فراگیران ارائه شود. پرداختن به این عنوان که چنین محتوایی برای چه موضوعاتی مناسب است و تا چه اندازه می تواند در انتقال دانش و مهارتهای لازم موفق باشد خود جای بحث جداگانه ای را دارد. در اینجا می خواهیم به این مطلب اشاره کنیم که در صورت نیاز می توان از رسانه های مختلف همچون متن، صوت، تصویر، پویا نمایی و فیلم در کنار هم و به منظور انتقال دانش مورد نظر به فراگیران استفاده کرد. در این صورت با افزایش تنوع رسانه ها پیچیدگی و هزینه های مربوط به طراحی و ساخت دروس الکترونیکی افزایش می یابد.
از طرف دیگر استفاده از الگوهای مختلف آموزشی می تواند بر بعد کیفی محتوای دروس الکترونیکی اثر بگذارد. علاوه بر الگوهای آموزش (Educational_Methodology) تنوع روشهای تعاملی (Interaction) کاربر و سیستم آموزشی نیز می تواند بر کیفیت آموزشهای الکترونیکی تاثیر گذار باشد. بنابراین، ملاحظه می شود که محتوای دروس الکترونیکی یکی از مهمترین و در عین حال حساسترین عوامل در تعیین اولویت ها و انتخاب خط مشی لازم برای آموزشهای الکترونیکی است.
ساختار سازمانی و عامل نیروی انسانی:

یکی از مهمترین عوامل در تصمیم گیری مدیران، توجه به عامل نیروی انسانی است. برای توسعه هر یک از شئونات فن آوری اطلاعات در هر جامعه کوچک یا بزرگی لازم است بر نیروی انسانی نظری دقیق بیاندازیم. این امر بخصوص در اندازه های بزرگ مانند آموزش های ابتدائی و متوسطه و یا آموزش ضمن خدمت معلمان و دبیران از اهمیتی مضاعف برخوردار است. عامل نیروی انسانی هم بدلیل کمیت و هم به دلیل رفتارها و سلایق شخصی بشدت بر پیاده کردن آموزشهای الکترونیکی اثر می‌گذارد. حتی امور شخصی و خصوصی هر یک از افراد می‌تواند به نوعی در روند پیاده کردن یک طرح آموزشی مؤثر باشد. بعنوان مثال وقتی که کارگران یک کارخانه بدلیل خستگی، و یا کارکنان اداره‌ای بدلیل پائین بودن سطح درآمدها تمایل به فراگیری معلومات شغلی جدید ندارند،‌ مدیران مربوطه چگونه میتوانند از ابزاری بنام آموزشهای الکترونیکی برای امر آموزش استفاده کنند. لذا قبل از اقدام به پیاده کردن طرح آموزشهای الکترونیکی و مجازی لازم است به عوامل زیر از دیدگاه نیروی انسانی توجه شود.
یکی از نکات مهم در این راستا عبارت است از توزیع جغرافیایی نیروی انسانی مایل به فراگیری. این توزیع به تناسب گستردگی خود نیازمند به زیر ساختهای ارتباطی بخصوصی است. بنابراین، توزیع فراگیران سوال مهم دیگری را در ارتباط با تعیین اولویت ها پبش روی ما می گذارد.
از طرف دیگر سطح معلومات و تجربه فراگیران برای استفاده از رایانه و شبکه های ارتباطی نیز یک عامل تعیین کننده است. در نتیجه ساختار نیروی انسانی تحت پوشش یک? از عناصر مهم در تعیین اهداف و تعریف اولویتهای یک سیستم آموزش الکترونیکی است.
از دیدگاهی دیگر می توان به ساختار نیروی انسانی متخصص برای نگهداری و توسعه سیسمتهای آموزش الکترونیکی پرداخت. بدیهی است توسعه آموزشهای الکترونیکی به توسعه شبکه مخابراتی و ارتباطی کشور بستگی دارد. از طرفی توسعه شبکه مخابراتی نیازمند به توسعه نیروی انسانی متخصص در زمینه های مربوطه می باشد. علاوه بر بستر ارتباطی، پشتبانی از تولید دروس الکترونیکی ، توسعه سیستمهای ارائه درس و مدیریت دروس نیز به نیروهای متخصص نیاز دارد. بنابراین، از این دیدگاه نیز در تعیین اولویت ها و اجرای یک طرح آموزش الکترونیکی باید به مهیا بودن نیروهای متخصص مورد نظر در دو زمینه بسترسازی و تولید محتوای دروس الکترونیکی توجه شود.
از دیدگاه جامعه فراگیران دروس نیز ساختار انسانی بسیار اهمیت دارد. تفاوت در سطح معلومات پایه فراگیران، تفاوت در سطح انگیزه های فراگیران، و تفاوت در سطح سنی فراگیران از عوامل بسیار موثر در تعیین خط مشی مورد نظر می باشد. هر قدر جامعه فراگیران کوچکتر و دارای تفاوت کمتری در خصوصیات فردی خود باشد، خط مشی مورد نیاز برای پیاده سازی آموزش الکترونیکی ساده تر و کم هزینه تر خواهد بود.
بستر آموزش ها? الکترونیکی:

از دیگر عوامل موثر در تعیین اولویت ها برای توسعه آموزشهای الکترونیکی باید به بستر مخابراتی و ارتباطی اشاره کرد. بدون داشتن بستر مناسب هر قدر هم که نیروی انسانی و بودجه فراهم باشد، امکان پیاده سازی آموزشهای الکترونیکی ممکن نخواهد شد. گسترش شبکه های کامپیوتری توام با توسعه امکانات مخابراتی بستر مناسبی برای توسعه فن آوری اطلاعات و تمام زمینه های آن می باشد. توسعه کمی آموزش الکترونیکی به توسعه جغرافیایی شبکه ها وابسته است در حالی که عامل مهم در توسعه کیفی آموزشهای الکترونیکی پهنای باند خطوط و کانالهای ارتباطی است. بعنوان مثال استفاده از رسانه ای مانند فیلم ویدیوئی نیاز به پهنای باند وسیعی دارد. اگر قرار باشد که در امر آموزش تصاویر ویدیوئی بطور زنده در هر دو سمت استاد و فراگیر رد و بدل شود باید پهنای باند به مراتب بزرگتر باشد.
از جمله عوامل مهم و موثر در تعیین اولویت ها، توان فراگیران برای تهیه یک حداقل سیستم کامپیوتری است. این سیستم باید دارای یک کامپیوتر با قدرت پردازش کافی و دیگر دستگاههای جانبی برای متصل شدن به سیستم آموزشی الکترونیکی از طریق شبکه های کامپیوتری باشد. بنابراین، باید در نظر داشت که در توسعه آموزش های الکترونیکی تا چه اندازه می توان از مخاطبینی و فراگیرانی برخوردار بود که بتوانند این حداقل سیستم را فراهم نمایند.

در مجموع ملاحظه می شود که بستر ارتباطی، و سخت افزار و نرم افزارهای مورد نیاز به شدت بر تصمیم گیری برای تعیین اندازه های یک سیستم آموزش الکترونیکی اثر می گذارند، و بیان دیگر در تعریف اولویت ها موثر هستند.
دیگر اولویت ها:

بدیهی است علاوه بر اولویت های مهمی که مورد بررسی قرار گرفتند، زمینه های دیگری نیز وجود دارد که باید اولویت آنها مدنظر قرار گیرد. به عنوان مثال سودآوری یک سیستم می تواند یکی از عاملهای موثر باشد. بنابراین، لازم است درجه اولویت سودآوری نسبت به دیگر اولویتها مشخص گردد. زیرا خط مشی لازم برای نیل به یک سیستم آموزشی سودآور ممکن است با خط مشی لازم برای ساختن یک سیستم آموزشی مبتنی بر ساختار نیروی انسانی متفاوت باشد.
از دیگر عوامل موثر در تعیین خط مشی می توان به پویایی سیستم های آموزش الکترونیکی اشاره کرد. آموزشهای الکترونیکی بر بستر? پویا همچون فن آوری اطلاعات قرار می گیرد. بنابراین، چنین سیستمی دارای ورودیهائی کاملا متغیر است. حجم اطلاعات و دانش قابل ارائه توسط یک سیستم آموزشی و تنوع آنها روز به روز در حال تغییر است. از طرفی بر اساس رشد دانائی، توانائی کاربران و فراگیران مرتبا در حال توسعه می باشد. بنابراین، لازم است مدلی برای پیاده سازی یک سیستم آموزشی الکترونیکی انتخاب شود که هم پویا بوده و هم از انعطاف پذیری لازم برخوردار باشد. در نتیجه، پویایی و انعطاف پذیری از ویژگیهای مهم یک سیستم آموزش الکترونیک? تلقی می شوند. البته نباید فراموش کرد که این عوامل با کدام درجه از اهمیت و اولویت در میان دیگر عوامل یاد شده ارزیابی و انتخاب شوند.
مدلی برای تدوین خط مشی:

در این بخش بطور مختصر مدلی برای تعیین خط مشی پیاده ساز? آموزشهای الکترونیکی ارائه میگردد. بدیهی است طراحی و ترسیم خط‌مشی بسیار مهم و در نوع خود دارای جوانب بسیار متفاوتی است . به همین دلیل در سالهای اخیر کتابهای متعددی بخصوص در زمینه راهبری و تعیین خط‌مشی برای توسعه آموزشهای الکترونیکی و مجازی نوشته شده است . در هرحال برای تعیین خط‌ مشی راهکارهای متفاوتی بیان شده است. آنچه در ادامة این بحث خواهد آمد یک ساختار پنج مراحله‌ای را برای تعیین خط‌مشی و مستند کردن آن نشان میدهد. دراینجا بدون پرداختن به جزئیات هر مرحله سعی می‌گردد ساختار کلی این مدل تشریح شود.
قدم اول - عملیات مقدماتی برا?آماده سازی:

اولین قدم در فرآیند تدوین خط‌مشی ایجاد یک روحیه آمادگی در خود و دیگران است . این روحیه باید از بالاترین سطح مدیریت تا پائین ترین سطوح اجرائی گسترده شود. ایجاد روحیه آمادگی نیاز به عواملی موثر در این امر دارد که ما آنرا عملیات مقدماتی مینامیم. این عملیات به ترتیب زیر قدم اول از فرآیند تعیین خط‌مشی را شکل می دهند.

امکان سنجی برای اطمینان از مهیا بودن امکانات، منابع مالی و بخصوص گرایش قلبی مدیران ارشد، توسط یک گروه کاری آشنا به موضوع آموزشهای الکترونیکی .

[

تشکیل یک گروه کاری برای تدوین خط‌مشی. این گروه ممکن است از طریق قرارداد با یک موسسه تخصصی در امر آموزشهای الکترونیکی تشکیل شود.

[

تعیین عناوین مهمی که در تدوین خط‌مشی نقش اساسی دارند.

[

مشخص کردن اطلاعات مورد نیاز و منابع تهیه آنها در جهت روشن کردن اولویت ها، امکانات، ‌منابع مالی، ‌وضعیت نیروی انسانی و مانند اینها.

[

گردآوری و دسته بندی اطلاعات بمنظور تصمیم گیری در اطراف عناوین تعیین شده در بند سوم.

[

تحلیل اولیه اطلاعات بدست آمده و تعیین وسعت کار.

[

آنچه در انتهای قدم اول بدست میآید میتواند در تعریف حد و اندازه‌های آموزش الکترونیکی موثر واقع شود. به بیان دیگر وسعت آموزشهای الکترونیکی تا حد زیادی در این مرحله مشخص میشود. بعنوان مثال ، اگر اطلاعات بدست آمده در باره دامنه آموزشها? الکترونیک? مربوط شود به آموزش ضمن خدمت معلمین ، میتوان معین کرد که آموزشهای مذکور در کدامیک از اندازه‌های زیر مورد نظر است .

آموزش کلیه معلمین در سطح کشور و در تمام زمینه‌های موردنظر.

[

آموزش معلمین یک استان در تمام زمینه‌های مورد نظر.

[

آموزش کلیه معلمین در سطح کشور و در تعداد معینی از زمینه‌های مورد نظر.

[

آموزش معلمین یک یا چند استان در زمینه‌ای مورد نظر.

[

آموزش معلمین از طریق یک شبکه آموزشی واحد.

[

آموزش معلمین در استانهای مختلف از طریق شبکه‌های آموزشی مستقل .

[

قدم دوم- تعیین وظیفه (Mission) و دورنمای حرکت (Vision) :
دومین قدم در تدوین خط‌مشی تهیه پیش نویس وظائفی است که بردوش سیستم آموزشهای الکترونیکی قرار میگیرد. وظیفه یا ماموریت (Mission) آموزش الکترونیکی به بیان دیگر تعریف کلی‌تری از اهداف مورد نظر است. عبارت است از کلیه فعالیت‌هائی که در راستای رسیدن به اهداف مورد نظر به عهده سیستم آموزشی گذاشته میشود. در این راستا شرح وظایف باید به سه سوال اساسی پاسخ بگوید. چه باید کرد؟ چگونه ؟ و چرا؟
بنابراین، ‌براساس اطلاعات بدست آمده از قدم اول می‌توان بطور کاملاً دقیقی به تشریح بند بند وظایف محوله پرداخت .
دورنمای حرکت (Vision) در مقایسه با وظیفه‌ها یک نگاه کلی‌تر و فراگیرتر به اهداف مورد نظر در آموزشهای مجازی است . بیان دورنمای حرکت در واقع روشن کنندة سمت و سوی حرکت است .
در مثالی که برای آموزش ضمن خدمت معلمین زده شد، میتوان بخشی از بیانیه‌های مربوط به ماموریت و دورنمای آموزشهای الکترونیکی را بشرح زیر بیان کرد.
وظیفه آموزشهای الکترونیکی دوره‌های آموزش ضمن خدمت دبیران ریاضی عبارت است از:
آموزش روش‌های مختلف برای تدریس دروس ریاضی .

[

روشهای مختلف برای طراحی سوال‌های ریاضی.

[

استفاده از وسائل و ابزارهای کمک آموزشی.

[

استفاده از نرم افزارهای آموزشی و کمک آموزشی دروس ریاضی.

[
دورنمای آموزشهای الکترونیکی دوره‌‌های آموزش ضمن خدمت دبیران ریاضی عبارت است از:

به روزآوری معلومات دبیران ریاضی.

[

افزایش کیفیت تدریس دروس ریاضی.

[

به روزآوردن روشهای تدریس دروس ریاضی

[
بنابراین، ‌در پایان قدم دوم گروه کاری براساس نتایج حاصل از تحلیل اطلاعات گردآوری شده در قدم اول، دو بیانیه بسیار شفاف و روشن ارائه خواهد کرد که عبارتند از بیانیه دورنمای حرکت (Vision_Statement) و بیانیه شرح وظایف (Mission_Statement) .
قدم سوم - ارزیابی وضعیت موجود و تعریف نیازها:

پس از روشن شدن وظیفه‌ای که بعهدة سیستم آموزش الکترونیکی قرار گرفته است باید وضعیت فعلی مورد ارزیابی قرار گیرد.

این ارزیابی عبارت است از دست‌یابی به اطلاعاتی در مورد وضعیت کنونی آموزش، نقاط ضعف و نقاط قوت در سیستم آموزش سنتی، و درجه رضایتمندی اساتید و فراگیران در یک چنین سیستمی. بعلاوه در این قدم از ارزیابی لازم است موضوعاتی که سرنوشت ساز بوده و به نوعی میتوانند در روند اجرای طرح موثر باشند شناسائی شوند.
بعنوان مثال وضعیت منابع مالی ، تصمیمات مدیران ارشد در تخصیص بودجه‌ها، تغییرات در برنامه‌های آموزشی از جمله موارد مهم و به بیانی بحرانی به حساب می‌آیند.
بنابراین ، همزمان با ارزیابی وضعیت موجود میتوان فهرست کاملی از نیازها و ضرورتها را برای بهبود بخشیدن سیستم آموزشی تهیه کرد. این نیازها باید به گونه‌ای تعریف و دسته بندی شوند که در چارچوب وظیفه (Mission) تعریف شده در قدم دوم و همچنین در اندازه‌های طرح که در قدم اول مشخص شد قرار گیرند. دست آورد قدم سوم مجموعه‌ای از اطلاعات طبقه بندی شده است که میتواند در قدم بعد برای تدوین اهداف کلی و جزئی سیستم آموزش الکترونیکی مورد استفاده قرارگیرند.

قدم چهارم - تدوین خط‌مشی ،‌ و تعریف اهداف:

برای هر سیستمی مجموعه‌ای از اهداف کلی و در زیر هر هدف کلی مجموعه‌ای از اهداف جزئی و با مشخصات دقیق را میتوان تعریف کرد. خط‌مشی عبارت است از ترسیم مسیری برای حرکت کردن از وضعیت فعلی به سمت اهداف کلی و سپس هدایت شدن به سمت تک تک اهداف جزئی . مانند حرکتی که از یک شهر به سمت شهری دیگر رخ می‌دهد و پس از ورود به شهر مقصد ( هدف کلی ) هدایت به سمت آدرس دلخواه ( هدف جزئی ) ادامه میآبد.
بنابر این، ‌در این قدم از طریق پرسش و پاسخ،‌ تشکیل جلسات مشاوره‌ای، ‌مطالعه گزارشها، تحلیل نیازهای تعریف شده، توجه به وظیفه (Mission) و اندازة طرح،‌ ابتدا اهداف کلی و سپس اهداف جزئی برای سیستم آموزش الکترونیکی تعریف می‌گردد. سپس برای دسترسی به هر یک از اهداف باید راهکارهای لازم مشخص شوند. این راهکارها متناسب با امکانات (تعیین شده در قدم اول)‌، وظائفی که به عهدة سیستم آموزش قراردارد ( بیان شده در قدم دوم ) ،‌ ضرورتهای اساسی سیستم از دیدگاه فراگیران ، ‌اساتید و مدیران آموزش (تعریف شده در قدم سوم) و نهایتاً اهداف کلی و جزئی (‌مشخص شده در قدم چهارم ) طرح‌ریزی میشوند.
دست آورد قدم چهارم:

تعریف اهداف کلی سیستم آموزش الکترونیکی مورد نظر.

[

تعریف اهداف جزئی و دقیق برای هر یک از اهداف کلی.

[

تعیین اولویت‌ها در دسترسی به اهداف.

[

مشخص کردن خط‌مشی برای رسیدن به هریک از اهداف.

[
قدم پنجم - مستند کردن خط‌مشی :

در این قدم نتیجه کار بصورت یک سند به مدیران ذیربط ارائه میشود. معمولاً رهبر گروه کاری و یا یکی از افراد مسلط گروه کاری عهده‌دار تهیه پیش‌نویس سند مربوطه میشود. ممکن است در این سند علاوه بر جزئیات مربوط به خط‌مشی توسعه آموزشهای مجازی راهکارهای اجرائی‌ برای نیل به اهداف تعریف شده در قدم چهارم نیز اضافه شود. کمترین سستی در نگارش و مختصرکردن این سند به بهای از بین رفتن کلیه هزینه‌هائی است که در طی قدم های قبل پرداخته‌ایم.

در سند خط مشی لازم است موارد زیر بطور کامل و با جزئیات لازم روشن شوند.

مقدمه‌ای دربار‌ة وظیفه (Mission) عموم? سازمان یا مؤسسه مربوط.

[

معرفی اهداف (Goals) ،‌ وظیفه (Mission) و دورنمای (Vision) آموزش در مؤسسه مورد نظر.

[

بیان نیازهای تعریف شده از دیدگاه کاربران، (مدیران، اساتید ،‌ دانشجویان و سامانه آموزشی ).

[

ارائه راهکارهای اجرائی و قابل اندازه گیری برای پیاده سازی طرح (Implementation).

[

ارائه راهکارهای اجرائی برای ارزیاب? نتایج حاصل از پیاده سازی درمراحل مختلف (Evaluation).

[

ارائه راهکارهای مناسب برای پس خوراندن نتائج به فرآیند پیاده سازی سامانه جهت تصحیح امور.

[
دست آورد قدم پنجم سندی است مشتمل بر جزئیات کافی برای تصمیم گیری و نهایتاً پیاده سازی سامانه آموزش الکترونیکی.
جمع بندی و نتیجه گیری:

به نظر میرسد برای توسعه آموزشهای مجازی کار قابل ملاحظه‌ای بمنظور تعیین اولویتها و خط مشی انجام نگرفته است. ضروری است که هر چه سریعتر وزارتخانه‌ها و مؤسساتی که در سطحی کلان عهده دار آموزش کشور می‌باشند در صدد تعیین اولویت ها و خط مشی مناسب خود برآیند. مهمترین سازمانها و مراکزی که در این راستا باید قدم بردارند عبارتند از :
1- وزارت آموزش و پرورش

2- وزارت علوم ،‌ تحقیقا ت و فنآوری

3- وزارت بهداشت ،‌ درمان و آموزش پزشکی

4- وزارت کار و امور اجتماعی

5- وزارت صنایع و معادن

6- دانشگاه آزاد اسلامی

7- دانشگاه پیام نور

8- دانشگاه جامع علمی کاربردی

در تعیین خط مشی تعریف شده توسط هر یک از وزارتخانه ها و مؤسسات فوق لازم است اولویت ها مشخص شده و بر اساس اهمیت آنها درجه بندی شوند. به بیان دیگر ،‌ تعریف جامع و دقیقی از اولویت‌ها و اهداف سامانه آموزش مورد نظر میتواند صاحبان صنایع ذی ربط به این موضوع را در ارائه پیشنهادهای اجرائی کاملاً روشن کند. متاسفانه در حال حاضر بدلیل روشن نبودن اولویت ها و خط مشی مورد نظر مدیران ارشد در مؤسسات آموزشی اغلب تولیدکنندگان یا فروشندگان نرم افزارهای مربوطه نمیتوانند در یک رقابت منصفانه شرکت کنند. متقابلاً برای مدیران نیز تصمیم گیری در مورد طیف بسیار متنوعی از محصولات با ویژگی‌های کاملاً متفاوت امری دشوار است.
در یک کلام ،‌ امروز کمتر کسی میتواند آینده آموزشهای الکترونیکی ایران را برای سالهای آتی بطور روشن ترسیم نماید. این کار حتی در سطح مؤسسات کوچک نیز امری دشوار است. گر چه توسعه آموزشهای الکترونیکی بدلیل فراهم بودن بستر مناسب ارتباطی و فراهم بودن بالقوه نیروی تخصصی امری شدنی به نظر میرسد لکن راهبری حرکتی به عظمت توسعة‌ آموزشهای الکترونیکی نیاز به مدیرانی دارد که اولین قدم را در راستا? تعیین خط مشی آموزشهای مجازی و الکترونیکی بردارند.
بنابراین ،‌ در صورتیکه هر چه سریعتر مسئولین ذی ربط به آموزش کشور خط مشی مناسب و اولویت های منطقی را در حوزة ‌فعالیتهای خود معرفی ننمایند آموزشهای الکترونیکی که میتواند نقش مهمی را در توسعه فرهنگی و اقتصادی کشور بازی کند،‌ معطل خواهد ماند و این معطلی بمعنای عقب افتادن از حرکتی است که امروز تمام جهان را فرا گرفته است.
مراجع:
[1] A.A.D. Rocha , etal. Scientific and Technological Knowledge: Strategies for Virtual Education in A Developing Country. 2002.
[2] Anderson C. , Customer Needs & Strategies: Effective Learning: Measurable Results from a Solid Process: A Case Study on Knowledge Net. 2002.
[3] Merril, M.D. , SCORM: Clarity or Calamity. Online Learning Magazine, Summer 2002,14-18.
[4] William H. Graves. "FREE TRADE" In Education The Meta University. JALN Volume1, Issue1. March 1997, pp 97-108.
[5] A Vision for E-Learning for America's Workforce. Report of the Commission on Technology and Adult Learning. June 2001, ASTD/NGA.

تکفا- دکتر احمد کاردان اسناد دانشگاه صنعتی امیرکبیر- پس از همگرایی صنایع مخابراتی و کامپیوتری و در نتیجه، فراهم شدن امکانات شبکه‌های جهانی برای انتقال داده‌ها و اطلاعات، فناوری اطلاعات کانون دیگر مباحث فناوری شد.

گسترش آموزش در تمام سطوح از مهمترین زمینه‌های کاربرد فناوری اطلاعات است. یکی از ویژگی‌های فناوری اطلاعات ـ که در همة وجوه کاربری آن دیده می‌شود ـ سرعت گسترش آن است. این سرعت ناشی از بستر ارتباطی به‌نسبت مناسبی است که اکنون در سراسر جهان گسترده شده است.

دیگر ویژگی مهم فناوری اطلاعات، پویایی و تحول‌پذیری همه جانبة آن است. به‌طوری که با اطمینان می‌توان آنرا متحول‌ترین فناوری عصر کنونی دانست. بنابراین، یکی از مهمترین و نیز دشوارترین گام‌های گسترش فناوری اطلاعات ـ در زمینه آموزش تصمیم‌گیری ـ شناخت اولویت‌ها و همچنین روش مورد نیاز برای این کار است.

اما پرسش کلیدی آن است که کار را از کجا آغاز کنیم؟ با کدام اولویت‌ها همگام باشیم و به کدام هدف برسیم؟ اما یافتن این راه و تعریف مبدا و مقصد در محیط آموزش‌های الکترونیکی ـ که دارای همان دو ویژگی گسترش سریع و دگرگونی مداوم است ـ کاری بسیار ظریف و دقیق است. پس باید اولویت‌های گسترش آموزش الکترونیکی ـ از دیدگاه جغرافیای فرهنگی‌، آمادگی برای آموزش‌های الکترونیکی،‌ محتویات دروس الکترونیکی،‌ هزینه‌ها و بودجه‌ها و مهمتر از همه عامل نیروی انسانی ـ بررسی و تحلیل شود.

در نخستین گام در راه تعیین سیاست‌های اجرایی، باید به عناوین اولویت‌ها توجه داشت. روشن است که در گام بعد باید هر یک از عناوین به‌دقت تحلیل شده، در مقایسه با دیگر عنوان‌ها سنجیده شوند، تا راهکارهای لازم برای گام‌های بعدی مشخص گردد. در نتیجه بر پایة اولویت‌ها و تعیین آنها می‌توان به یک جمع‌بندی برای گزینش روش گسترش آموزش‌های الکترونیکی در ایران رسید.

اما آنچه که اکنون می‌تواند باعث نگرانی باشد، شوق بسیار مردم و مسوولان برای گسترش آموزش الکترونیکی ـ بدون داشتن روش درست برای رسیدن به آن است.

در این نوشتار کوشش می‌شود تا ضمن برشمردن موضوعاتی که در تعیین روش کار اهمیت دارند،‌ اهمیت و به‌ویژه سطوح اولویت‌های‌ برخی از آنها به مسوولان و دست‌اندرکاران آموزش‌های الکترونیکی شناسانده شود.

در پایان نیز با ارایة مدلی برای تعیین روش آموزش‌های الکترونیکی‏‏، اهمیت این موضوع در گسترش آموزش‌های الکترونیکی ایران بررسی خواهد شد.
پیش‌گفتار:

امروزه کمتر سازمان و موسسه‌ آموزشی را می‌توان یافت که زیر فشارهای اقتصادی نباشد. بنابراین‌ ـ در هنگام اجرای هر یک از برنامه‌های یک چنین سازمانی ـ انتظار می‌رود که بار اقتصادی آن افزوده نشود. موسسات آموزشی تا قبل پیدایش آموزش‌های الکترونیکی، موسساتی مصرفی به‌شمار می‌آمدند. اما امروزه می‌توان آنها را به سازمان‌هایی سودآور تبدیل کرد.

به‌نظر می‌‌رسد که اندیشة پذیرفته شده در جهان در سال‌های 2000 تا 2005 میلادی بر پایة بهره‌مندی از فناوری اطلاعات و ارتباطات بنا نهاده شده است. بنابراین،‌ در تعیین روش آموزش نمی‌توان ویژگی‌های این عامل مهم را نادیده گرفت،‌ خواه گسترش در سطح آموزش ابتدایی مدنظر باشد،‌ خواه آموزش‌های متوسطه یا آموزش عالی مطرح باشد.

از سوی دیگر،‌ سرعت گسترش فناوری اطلاعات همراه با گسترش بسترهای ارتباطی به‌اندازه‌ای بالا است که به‌طور مداوم می‌تواند تصمیمات پیشین را دگرگون سازد. این گسترش که در کمتر از ده سال رخ داده است، برای کشورهای رو به توسعه که ـ بدون پیمودن گام‌های آغازین ـ می‌خواهند روش‌های آموزشی را دگرگون کنند و به بخش آموزش‌های الکترونیکی و مجازی وارد شوند، کار را بسی دشوارتر می‌کند[1]. چنانکه برآدون هال سردبیر مجله e-Learning پیش‌بینی می‌کند که تا پایان سال 2003 میلادی نزدیک به نیمی از آموزش‌ها به‌صورت الکترونیکی انجام شود. بنابراین برای مدیرانی که همواره در اندیشة همراهی با کاروان تمدن هستند، در چنین گسترش سریع و فراگیری، تصمیم‌گیری‌ و تعیین روش دشوارتر خواهد بود. در اینجا روش یعنی ترسیم نقشه‌‌ای برای رسیدن به اهداف مورد نظر.

بنابرین‌ روش یک ابزار مدیریتی است که مانند دیگر ابزارها به وی یاری می‌رساند تا سازمان خود را در دستیابی به اهداف و انجام وظایف راهبری کنند.

پس از تعیین روش می‌توان روند کلی و جزیی موسسه، به‌ویژه، عملکرد کارکنان و نیروی انسانی را در راه رسیدن به اهدافی که از پیش تعیین شده‌اند، به‌دست آورد. نیز می‌توان اثر عوامل محیطی و بیرونی را بر حرکت موسسه و انحرافات آن را ارزیابی و اندازه‌گیری کرد.

به‌ سخن دیگر، روش، فرآیندی ساخت‌یافته برای تصمیم‌سازی و به‌اجرا درآوردن تصمیمات ـ به‌منظور راهبری یک سازمان ـ در راه دستیابی به اهداف از پیش تعیین شده است. این فرآیند حیاتی است، زیرا باید بتواند سازمان را در برابر شرایط متغییر و ناگهانی آماده نگهدارد؛ خواه این رخدادها از پیش‌بینی‌پذیر باشند یا نباشند.

در آموزش‌های سنتی، عوامل محیطی و موثر در آموزش بسیار آهسته تغییر می‌کردند. به‌طوری که می‌توانستیم در زمانی دراز ـ مانند دوره‌های ده ساله ـ عوامل موثر بیرونی را ثابت در نظر بگیریم. در چنین شرایطی می‌توانستیم برنامة گسترده (Long-Range plan) را به‌کار بریم. در چنین الگوهایی، برنامه‌ریزی برای ده سال آینده کاری منطقی و معمول بود. اما امروزه محیط آموزش بسیار پویا و با دگرگونی‌های سریع و ناگهانی است.

همان‌گونه که گفته شد، مهمترین عامل موثر در آموزش الکترونیکی محیط حاکم بر آن ـ یعنی فناوری اطلاعات و ارتباطات ـ است که همواره دگرگون می‌شود. پس در چنین شرایطی باید روشی استراتژیک و کم‌دامنه را به‌کار گرفت که هم به سادگی بتوان آنرا را پیاده ساخت و هم امکان دگرگونی در آن آسان باشد.

از این پس در هر جا که واژة روش را می‌نگاریم، منظور همان Strategic-Plan است. واژة استراتژی به‌معنای فن تدابیر جنگی نیز به‌کار می‌رود؛ زیرا در میدان نبرد نیز عوامل موثر به‌سرعت دگرگون می‌شوند و بنابراین نقشه جنگی باید بسیار انعطاف‌پذیر باشد. در آموزش‌های الکترونیکی ـ به‌رغم آموزش‌های سنتی ـ نمی‌توان یک الگو یا روش گسترده را به‌کار برد. در آموزش‌های الکترونیکی نیاز به گونة ویژه‌ای از روش است که با در نظر گرفتن شرایط کنونی و امکانات موجود،‌ آماده برخورد با هر گونه دگرگونی و حتی مخالفت ناگهانی باشد.
عامل‌های کارآمد در گزینش روش

آموزش مجازی، آموزش الکترونیکی، آموزش اینترنتی و یا هر نام دیگری که برای این روش تازه یا فضای نوین آموزشی بگذاریم، گفتاری نو را گشوده است که برای برخی شگفت‌آور،‌ برخی باورنکردنی،‌ گروهی نگران‌کننده و برای بسیاری نیز امیدبخش و هیجان‌انگیز است و ما از هر گروه که باشیم پرسش‌هایی داریم. اما این نوشتار به پرسش‌های گروه امیدواران توجه دارد. این گروه را می‌توان به گروه‌های زیر بخش کرد :

* مدیران و سرمایه گذاران

* استادان و آموزگاران

* دانش‌آموزان و دانشجویان

* کارشناسان امور آموزشی

* تولید‌کنندگان نرم افزارهای آموزشی

از آنجا که این مقاله در پی روشن کردن عوامل موثر در تعیین روش آموزش‌های الکترونیکی است، در این بخش گروه مدیران و سرمایه گذاران را بررسی می‌کند.

از دیدگاه یک سازنده، دروس مجازی یا دروس الکترونیکی عوامل مهم و موثر در طراحی و ساخت درس، بدین شرح تعریف می‌شود :

* نام اصلی درس

* بخش‌های گوناگون یک درس

* اهداف هر یک از بخش‌های یک درس

* طراحی صفحة‌ نمایشگر و رابط کاربر

* شیوة ارایة مطالب (پیوسته یا گام به گام)

* روش‌های آموزشی برای انتقال مفاهیم

* چگونگی افزایش تعامل میان فراگیر و درس

اما همان‌گونه که خواهیم دید، از دیدگاه مدیرانی که سرمایه‌گذاری می‌کنند، پرسش‌های دیگری نیز مطرح می‌شود. در واقع هر یک از این پرسش‌ها همان عوامل مهم و موثری هستند که در آغاز راه پیش روی مدیران جای می‌گیرند و در نتیجه به گزینش یا تعیین یک روش می‌رسند.

نباید فراموش کنیم که نسل کنونی مدیران ـ که نگارنده هم خود را از آن می‌داند ـ آموزش‌دیدگان عصر آنالوگ هستند‏،‌ در حالیکه باید برای نسلی تدارک آموزش ببینند که در عصر دیجیتال بار آمده‌اند. بنابراین،‌ بر همه باید پیش از هر کاری اولویت‌های مهم در پیاده‌سازی آموزش‌های الکترونیکی را مد نظر گیرند و برای اینکار از فراگیری مفاهیم این عصر نوین سر باز نزنند.
عامل نخست ـ سودآوری آموزش‌های الکترونیکی:

با توجه به ویژگی‌ها، آموزش‌های الکترونیکی ـ که بر پایة شبکه‌های ارتباطی ارایه می‌شود ـ به روشنی سودمند است؛ زیرا این صرفه‌جویی‌ها را خواهد داشت:

* کاهش هزینة سفر دانشجویان و استادان

* کاهش در هزینه خوابگاه‌ها

* کاهش در مواد مصرفی برای اجرای آزمون‌ها و تمرین‌ها

* کاهش هزینة ارایه خدمات به دانشجویان،‌ مانند : خوراک و فتوکپی

* کاهش دگرگونی‌های ضروری و مداوم در آموزش‌ها

با این‌همه، برای ایجاد آموزش‌های الکترونیکی به دو سرمایه‌گذاری بزرگ در زمینة سیستم‌ مدیریت و ارایه دروس (LMS/LCMS) و سیستم تهیه محتوای دروس (Authoring-Systems) نیاز است و مهمتر از این دو، سرمایه‌گذاری برای تهیه دروس است. تهیه دروس و محتوای آموزشی ـ و به بیان دیگر تبدیل تجربه و دانش استاد به دروس مجازی یا الکترونیکی ـ یکی از پرهزینه‌ترین گام‌های سرمایه گذاری است. تنها برای تولید یک ساعت درس الکترونیکی متعامل (Interactive) ، با پیچیدگی متوسط به 100 ساعت کار در زمینه‌های گوناگون نیاز است. بنابراین پیش از هر چیز، باید سودآوری را در قالب پرسش‌های زیر به‌عنوان عوامل موثر در این کار تحلیل کنیم.

* آموزش‌های الکترونیکی، چه‌قدر با برنامه‌های آموزشی موسسه شما سازگاری دارد ؟

* تا چه اندازه ساختار سازمانی فراگیران گسترده و پخش شده است؟

* آیا در اهداف سازمان شما برای آموزش‌های فراگیر (Distance-Learning) جایی هست؟

* چه اندازه محتوای دوره‌های آموزشی در سازمان شما دگرگون می‌شود؟ آموزش‌های الکترونیکی تا چه اندازه هزینه‌های آن می‌کاهد؟

* چه اندازه از هزینه‌های آموزشی را می‌توان بر دوش فراگیران گذاشت؟

* با افزایش شمار فراگیران، چه اندازه می‌توان هزینة ارایه دروس به هر کس را کاهش داد؟
عامل دوم ـ باورپذیری مدیران :

پیش از این گفته شد که مدیران ما تربیت یافتگان عصر آنالوگ هستند؛ در حالی که باید برای آموزش‌های الکترونیکی در عصر دیجیتال تصمیم بگیرند. بنابراین،‌ کمی ناباوری در مدیران و تصمیم گیرندگان طبیعی است. اگر بخواهیم یک مدیر را تنها با نمای فریبندة سیستم‌های نوین به باور برسانیم،‌ عمر این باورمندی کوتاه خواهد بود.

آموزش‌های الکترونیکی ظاهری جذاب و گیرا دارد؛ اما کمی نخواهد گذشت که این ظاهر برای همگان به یک عادت روزانه تبدیل می‌شود. به نظر می‌رسد آنچه که می‌تواند نظر مدیران را به حرکت در راستای آموزش‌های الکترونیکی معطوف کند، عوامل موثری است که در زیر فهرست می‌شوند. روشن است که ـ برای یک کارشناس آموزش‌های الکترونیکی ـ کار دشواری نیست که عوامل زیر را با ارقام و آمار جمع‌بندی کرده، به‌گونه‌ای منطقی به‌اثبات برساند :

* کارآمدی آموزش‌های الکترونیکی در آموزش‌های عمومی و خصوصی

* افزایش رضایت فراگیران به دلایل زیر:

* آموزش در هر زمان و مکان دلخواه

* فراگیری یک درس به دفعات دلخواه

* آسودگی در طرح پرسش‌ها بدون شرم حضور

* امکان گذراندن درس در زمانی کوتاهتر

* به‌صرفه بودن آموزش‌های الکترونیکی

* افزایش شمار فراگیران‌ به‌دلیل نبودن محدودیت مکان و زمان آموزش

* امکان گسترش فرهنگی و تغییر در رفتارها به یاری آموزش‌های به‌هنگام

* افزایش کیفیت آموزش به دلیل تکرار پذیری دروس و همچنین افزایش تعامل میان فراگیر و محتوای آموزه

* امکان نظارت دقیق و آماری بر فرآیند فعالیت‌های استادان و دانشجویان.
عامل سوم ـ پشتیبانی:

در سطح مدیران ارشد، کمتر به این عامل توجه می‌شود؛ زیرا اختیارات به‌نسبت بی‌پایان ایشان باعث می‌گردد که بدون نگرانی کار دلخواه‌شان را انجام دهند. اما با گسترش آموزش‌های الکترونیکی همواره چنین نیست. بیشتر مدیران به آموزش‌های الکترونیکی در کارخانجات،‌ دانشگاه‌ها و دیگر سازمان‌ها، زیر نظر وزارتخانه یا سازمان بزرگتری کار می‌کنند. پس باید در ارزیابی پشتیبانی مدیران ارشد به عوامل موثر زیر توجه کنند:

* مدیر مرکز فناوری اطلاعات و ارتباطات تا چه اندازه آمادة بسترسازی آموزش‌های الکترونیکی دلخواه شما است؟

* تا چه اندازه می‌توانید از کمک مدیر ارشد برای افزایش پشتیبانی در سودآوری و باورمندی کمک بگیرید؟

* تا چه اندازه از هم نظری مدیران هم ردة خود برخوردارید و چه اندازه می‌توانید ایشان را با خود همراه سازید؟

* جامعة مخاطب شما ـ یعنی فراگیران و کاربران آموزش‌های الکترونیکی ـ تا چه اندازه از این امر استقبال می‌کنند؟

* استادانی که به‌روش‌های سنتی تدریس می‌کنند، تا چه اندازه آمادة دگرگونی بنیادین در روش تدریس خود هستند؟
عامل چهارم ـ اولویت‌ها:

تعیین اولویت‌ها به‌معنای روشن کردن حوزه و دامنة کار است. دربارة موضوع این مقاله، تعیین اولویت‌ها به‌معنای درجه‌بندی عوامل موثر در تعیین چارچوب پیاده‌سازی و گسترش آموزش‌های مجازی است. موضوع آموزش‌های الکترونیکی و مجازی را می‌توان از آموزش‌های دوره‌های پیش دبستانی تا بالاترین سطوح آموزش در دانشگاه‌ها گسترش داد. بنابراین، یکی از مهمترین عوامل در تصمیم‌سازی برای گسترش آموزش‌های الکترونیکی توجه داشتن به اولویت‌ها است.

در حقیقت تعیین اولویت‌ها نخستین گام در تدوین گزارشRFP1 است. از میان عناوین مهم در شناخت اولویت‌ها می‌توان موارد زیر را برشمرد:

* برپایة بودجه تخصیص یافته، اولویت‌های موسسة شما کدام‌اند؟

* برپایة وسعت دوره‌های آموزشی (دوره‌های کامل،‌ بخشی از یک دوره، تکدرس) اولویت‌های شما کدام هستند؟

* با توجه به موارد زیر، اولویت‌های شما در استاندارد دروس کدامند؟

o سطح و تنوع رسانه‌های مختلف در دروس الکترونیکی

o استفاده از الگو های متفاوت آموزشی

o استفاده از الگوهای مختلف برای تعامل

* اولویت‌های شما در آمادگی نیروی انسانی کدام است؟

o آمادگی فراگیران برای رو آوردن به آموزش‌های الکترونیکی

o آمادگی استادان برای طراحی و ساخت دروس الکترونیکی

o تربیت نیروی متخصص جهت نگهداری سیستم

* اولویت‌های شما برای بستر ارتباطی چیست؟

o تجهیزات سخت‌افزاری موجود و یا در دست گسترش

o تجهیزات مخابراتی برای ارتباط با شبکه‌های خارجی (Extranet)

o پهنای باند خطوط انتقال داده‌ها برای ارایه دروس الکترونیکی در شبکه داخلی (Intranet)
عامل پنجم ـ سامانة آموزشی :

عامل دیگری که ذهن مدیران را بخود جلب می‌کند،‌ نوع و مشخصات سیستم‌های تهیه و ارایه دروس الکترونیکی است. امروزه در بازار آموزش‌های الکترونیکی دهها نام معروف دیده می‌شود. بنابراین کدام محصول از کدام شرکت پاسخگوی نیاز مدیران است؟ دربارة این مساله، برای روشن ساختن اولویت‌ها می‌توان عوامل زیر تحلیل و بررسی کرد :

* برای آموزش‌های مورد نظر باید یک سیستم نرم افزاری تک‌منظوره طراحی شود و یا می‌توان سیستم‌های چند منظوره موجود را نیز به‌کار برد؟

* بهتر است سیستم ارایه دروس خریده یا ساخته شود؟

* تا چه اندازه می‌توان بر پشتیبانی تولید کنندگان حساب کرد؟

* آیا کارشناسان خبره‌ای برای پشتیبانی درون سازمانی دارید؟

* آیا ساختار نیروی انسانی برای تهیه محتویات دروس پیش‌بینی شده است؟

* آیا برای انجام ویژگی‌های تربیتی، نیروی متخصصی در دروس الکترونیکی دارید؟

* برای آموزش‌های الکترونیکی از کدام استاندارد پیروی می‌کنید؟

* آیا سنجش مستندی ـ دربارة توانمندی‌ها و ویژگی‌های سیستم‌های آموزشی موجود (LMS، LCMS و Authoring_Tool) انجام داده‌اید؟
عامل ششم ـ ساختار سازمانی نیروی انسانی

یکی از مهم‌ترین عوامل در تصمیم‌گیری مدیران، عامل نیروی انسانی است. برای گسترش هر یک از وجوه فناوری اطلاعات در هر جامعه کوچک یا بزرگ، باید بر نیروی انسانی توجهی ویژه داشته باشیم. به‌ویژه در اندازه‌های بزرگ ـ مانند آموزش‌های ابتدایی و متوسطه و یا آموزش ضمن خدمت معلمان و دبیران ـ اهمیتی بیشتر دارد. عامل نیروی انسانی ـ هم به‌دلیل کمیت و هم به‌دلیل رفتارها و سلیقه‌های شخصی ـ به‌شدت بر پیاده‌سازی آموزش‌های الکترونیکی اثر می‌گذارد.

حتی امور شخصی و خصوصی هر یک از افراد نیز می‌تواند در روند پیاده‌کردن یک طرح آموزشی موثر باشد. برای نمونه، هنگامی‌که کارگران یک کارخانه به‌دلیل خستگی و یا کارکنان اداره‌ای به‌دلیل پایین بودن سطح درآمدها، تمایل به فراگیری دانش کاری تازه‌ای ندارند،‌ مدیران مربوطه چگونه می‌توانند از ابزاری به‌نام آموزش‌های الکترونیکی برای آموزش استفاده کنند. بنارین پیش از پیاده‌سازی طرح آموزش‌های الکترونیکی و مجازی، باید به عوامل زیر از دیدگاه نیروی انسانی توجه شود.

* فراگیران تا چه اندازه به فراگیری و دانش‌اندوزی اعتقاد دارند؟

* برای گسترش فرهنگ به‌کارگیری آموزش‌های الکترونیکی کارشناس علاقمندی را در کنار خود دارید؟

* برای بهره‌مند شدن از آموزش‌های الکترونیکی تا چه اندازه دسترسی به رایانه و شبکه‌های ارتباطی برای همگان فراهم است؟

* آیا فراگیران وقت کافی و مشخصی را برای آموزش خود اختصاص داده‌اند؟

* آیا روش‌های تشویق کننده‌ای برای استفاده از آموزش‌‌های الکترونیکی توسط استادان و فراگیران پیش‌بینی شده است؟

* آیا قوانین و آیین‌نامه‌های مناسبی برای موظف کردن استادان و دانشجویان در به‌کارگیری آموزش‌های الکترونیکی وجود دارد؟
عامل هفتم ـ نگرش دیگران به آموزش‌های الکترونیکی:

اغلب مدیران به نگرش دیگران بر برنامه‌هایشان توجه دارند. به‌ویژه اگر برنامه‌ای برای نخستین بار اجرا شود. بنابراین، ‌در آموزش‌های الکترونیکی، بیشتر مدیران نسبت به نقد و دیدگاه‌های دیگران حساس هستند. خواه این دیدگاه‌ها مثبت و در راستای تایید برنامة آموزش‌های الکترونیکی باشد، یا منفی و مخالف چنین حرکت‌هایی.

در این‌باره، عوامل زیر می‌توانند بر تعیین اولویت‌ها و روش گسترش آموزش‌های الکترونیکی تاثیر گذارند :

* مدیران ارشد تا چه اندازه گسترش آموزش‌های الکترونیکی را ضروری می‌دانند؟

* دیدگاه عمومی نسبت به توسعة آموزش‌های الکترونیکی تا چه اندازه مثبت (یا منفی) است؟

* فراگیران تا چه اندازه به آموزش‌های الکترونیکی علاقه‌مند هستند؟

* استادان تا چه اندازه به آموزش‌های الکترونیکی خوش بین (یا بدبین) هستند؟
عامل هشتم ـ زیر ساخت‌ها:

از عوامل مهم دیگری که در تعیین اولویت ها و روش موثر بوده، دغدغة مدیران نیز هست، زیر ساخت‌های لازم برای ارایه آموزش‌های الکترونیکی است و از سخت افزار و نرم افزار گرفته تا مهارت‌های فردی کاربران، استادان و مدیران را در بر دارد. بنابراین، پیش از گزینش قطعی، باید به ریزه‌کاری‌های عوامل موثر در زیر ساخت ها توجه شود. از جمله :

* تا چه اندازه شبکه‌های ارتباطی در دسترس همگان است؟

* پهنای باند شبکه ارتباطی، توان انتقال چه بخشی از عناصر اصلی دروس الکترونیکی (‌متن، صدا،‌ تصویر، پویا نمایی،‌ ویدیو) را دارد؟

* آیا فراگیران دروس الکترونیکی سخت افزار لازم (رایانه شخصی، مودم و مانند آنها) را دارند؟

* نیروهای پشتیبانی فنی(Adminstrators) سیستم آموزش الکترونیکی کافی هستند؟

* برای امنیت داده‌ها و اطلاعات چه استانداردها و تمهیداتی پیش بینی شده است؟

* برای گسترش آموزش‌های الکترونیکی نیاز به افزایشی ـ در سخت افزار، ‌نرم افزار و شبکه ـ هست؟

* آیا فراگیران اطلاعات کافی برای استفاده از رایانه و به‌ویژه کارهای شبکه‌ای ـ مانند : فرستادن پیام ها و نامه‌های الکترونیکی ـ دارند؟

* آیا استادان با ابزارهای نرم افزاری برای ساختن دروس، تمرین‌ها و پاسخگویی به پست الکترونیکی آشنایی دارند؟

* برای کیفیت دروس الکترونیکی ـ با توجه به بودجه اختصاص داده شده ـ چه استانداردهایی را تعریف شده‌اند؟

* مدت زمان درسی هر واحد چیست؟

* کمترین و بیشترین زمان کاربرد رسانه‌های گوناگون (متن، صدا، تصویر، پویانمایی و ویدیو) چه اندازه است؟

* آزمون‌ها، پرسش‌ها و تعداد آنها به ازای هر واحد زمانی در آموزش چه باید باشد؟

* برای حفظ دروس الکترونیکی در برابر سرقت و رسوخ چه باید کرد؟
عامل نهم ـ تعامل انسان و رایانه :

اگر مدیران بخواهند به موضوع آموزش‌های الکترونیکی دقیق‌تر نگاه کنند، همکاری انسان و رایانه نیز در تصمیم‌گیری و تعیین روش مهم خواهد بود؛ زیرا مدیران باید بدانند که یک سیستم از پیش برنامه‌ریزی شده، تا چه اندازه می‌تواند پاسخگوی فراگیرانی باشد که هردم پرسش، رفتار یا نیاز درسی ویژه‌ای دارند. نباید فراموش کرد که اگر گروهی از کاربران، کامپیوتر را در زندگی خود پذیرفته‌اند، کسانی هم هستند که از کار با آن اکراه دارند. پس در تعامل انسان و رایانه عوامل تاثیر گذار دیگری نیز جلب توجه می کنند:

* آیا استادانی که به روش سنتی درس می دهند، ‌آمادگی سرپرستی دروس مجازی و الکترونیکی را ـ برای ارایه تمرین درشبکه و دریافت پاسخ آنها، پاسخگویی به پرسش با پست الکترونیکی و طراحی آزمون کوچک (Quiz) ـ دارند؟

* چه بخشی از پشتیبانی فراگیران ـ مانند : رفع اشکال و راهنمایی ـ باید هم‌زمان (On-line) با نشست های مجازی انجام شود؟

* آیا استادان برای آشنا یی با نرم افزارها، آمادة شرکت در دوره‌های آموزشی هستند؟

* تا چه اندازه می‌توان کار گروهی را ـ به‌عنوان یک روش آموزشی ـ در شبکه‌های آموزش الکترونیکی به‌کار گرفت؟

* چه بخش از آموزش‌های الکترونیکی باید به‌صورت رو در رو انجام شود.

* تاثیرات بد آموزش‌های الکترونیکی ـ در اثر حذف عامل عاطفی آموزش رو در رو ـ چیست؟

* برای افزایش همکاری میان فراگیر و سیستم آموزشی چه راهکارهایی وجود د ارد؟

* تا چه اندازه می‌توان شیوه‌های گوناگون آموزشی را در محیط آموزش الکترونیکی درهم آمیخت.
عامل دهم ـ نوع روش :

بدیهی است یکی از عوامل مهم در پیاده سازی آموزش‌های الکترونیکی روش آن است؛ اینکه از کجا بیاغازیم و گام‌های بعد را چگونه برداریم؟ به بیان دیگر نقشه راهنما برای ایجاد یک تغییر بنیادی و گذر از آموزش‌های سنتی به سوی روش‌های نوین آموزشی کدام است؟ برای این کار، باید نوع روش معین گردد. عواملی که تا کنون گفته شد، همگی در گزینش روش موثر است، اما باید کدام روش را برگزینیم؟ در این راستا بد نیست که به نکته‌های زیر توجه شود:

* آیا آموزش‌های الکترونیکی بهترین روش برای دستیابی به اهداف آموزش‌ها است؟

* به‌دلیل پویا بودن عوامل موثر بر آموزش‌های الکترونیکی، کدام روش انعطاف پذیر را می‌توان به‌کار برد؟

* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوی برنامه‌های آموزشی در حال حاضر خواهد بود؟

* آیا همة نیازها و امکانات برای تعیین روش سنجیده شده‌اند؟

* روش مورد نظر تا چه اندازه پاسخگوی وسعت طرح و اهداف تعیین شده است؟
عامل یازدهم ـ زمینه سازی برای آموزش‌های الکترونیکی:

اما در نظر گرفتن عوامل بالا نمی‌تواند همه راه حل برای به‌کارگرفتن آموزش‌های الکترونیکی باشد. نخستین گام برای آموزش الکترونیکی، زمینه سازی و آگاهی بخشیدن به جامعه است. برای گسترش آموزش‌های الکترونیکی می‌توان موارد زیر را در برنامة کار مدیران قرارداد.

1. تعیین هدف،‌ شرح وظیفه و دورنمای آموزش‌های مجازی و به نقد گذاشتن آنها توسط موافقان و مخالفان

2. تشکیل گروه کاری برای تعیین روشپ یاده سازی آموزش الکترونیکی

3. اطلاع رسانی برنامه‌ها، برای همراه ساختن دیگران

4. تشکیل گروه کاری برای پیاده سازی آموزش‌های الکترونیکی برپایة روش تعیین شده

5. همراه کردن استادان و فراگیران با برنامه‌ها، به‌کمک از اطلاع رسانی و برگزاری سمینارهای آموزشی

6. نظارت و ارزیابی مداوم روند حرکت و راهبری توسعه در راه درست

7. و مهمتر از همه شریک کردن دیگر دست‌اندرکاران آموزش‌های الکترونیکی با دست‌آوردهای خوب و موفقیت‌های بدست آمده.
مدلی برای تدوین روش برای آموزش‌های الکترونیکی:

طراحی و ترسیم روش بسیار مهم و د دارای جنبه‌های گوناگون است. از همین رو در سال‌های گذشته کتاب‌های بسیاری ـ به‌ویژه در زمینه راهبری و تعیین روش ـ برای گسترش آموزش‌های الکترونیکی و مجازی نوشته شده است. آنچه در ادامة این نوشتار ساختاری با پنج گام ـ برای تعیین روش و مستند کردن آن ـ نشان داده خواهد شد.
گام نخست : کارهای مقدماتی برای آماده سازی

نخستین گام در فرآیند تدوین روش، ایجاد روحیه آمادگی در خود و دیگران است. این روحیه باید از بالاترین سطح مدیریت تا پایین ترین سطوح اجرایی گسترده شود. ایجاد روحیه آمادگی به عواملی نیاز دارد که ما آنرا کارهای مقدماتی می‌نامیم که به‌ترتیب زیر اجرا می‌شوند :

1. امکان سنجی برای اطمینان از مهیا بودن امکانات، منابع مالی و به‌ویژه گرایش قلبی مدیران ارشد، توسط یک گروه کاری آشنا به آموزش‌های الکترونیکی.

2. تشکیل یک گروه کاری برای تدوین روش؛ این گروه ممکن است از طریق قرارداد با یک موسسه تخصصی در امر آموزش‌های الکترونیکی تشکیل شود.

3. تعیین عناصر مهمی که در تدوین روش نقش بنیادین دارند.

4. تقسیم کار برپایة عناوین تعیین شده میان اعضای گروه کاری

5. مشخص کردن اطلاعات مورد نیاز و منابع تهیه آنها برای روشن کردن اولویت ها، امکانات، ‌منابع مالی، ‌وضعیت نیروی انسانی و مانند آنها.

6. گردآوری و دسته بندی اطلاعات به‌منظور تصمیم گیری دربارة عناصر تعیین شده در بند سوم.

7. تحلیل اولیه اطلاعات به‌دست آمده و تعیین گسترة کار.

آنچه در انتهای مرحله اول به‌دست می‌آید می‌تواند در تعریف مرز و اندازه‌های آموزش الکترونیکی موثر باشد. به بیان دیگر، گسترة آموزش‌های الکترونیکی، تا حد زیادی در این گام مشخص می‌شود. برای نمونه، اگر اطلاعات به‌دست آمده در بند 6 به آموزش ضمن خدمت معلمان مربوط شود، می‌توان معین کرد که آموزش‌های الکترونیکی معلمان در کدامیک از اندازه‌های زیر مورد نظر است:

1. آموزش کلیه معلمان در سطح کشور و در همة زمینه‌ها

2. آموزش معلمان یک استان در همة زمینه‌ها

3. آموزش معلمان در سطح کشور، در برخی از زمینه‌ها

4. آموزش معلمان یک یا چند استان در یک زمینه‌

5. آموزش معلمان به‌کمک یک شبکه آموزشی واحد

6. آموزش معلمان در استان‌های گوناگون، به‌کمک شبکه‌های آموزشی مستقل در هر استان

گام دوم: تعیین وظیفه و دورنمای حرکت

دومین گام در تدوین روش، تهیه پیش‌نویس وظایفی است که بر دوش سیستم آموزش‌های الکترونیکی قرار می‌گیرد.

وظیفه یا ماموریت (Mission) آموزش الکترونیکی عبارت است از همة کارهایی که در راستای آموزش ـ برای دستیابی به اهداف ـ به‌عهدة آن گذاشته می‌شود. در این راستا شرح وظایف باید سه پرسش را پاسخ گوید. چه باید کرد؟ چگونه؟ و چرا؟

بنابراین، ‌برپایة اطلاعات به‌دست آمده از گام نخست می‌توان دقت به تشریح بندهای وظایف محوله پرداخت.

دورنمای حرکت (Vision) در مقایسه با وظیفه‌ها یک نگاه فراگیرتر به اهداف آموزش‌های مجازی است. بیان دورنمای حرکت در واقع روشن کنندة سمت و سوی حرکت است.

در مثالی که برای آموزش ضمن خدمت معلمین زده شد، می‌توان بخشی از بیانیه‌های مربوط به ماموریت و دورنمای آموزش‌های الکترونیکی مربوطه را بدین شرح بیان کرد :

وظیفة آموزش‌های الکترونیکی دوره‌های آموزش ضمن خدمت دبیران ریاضی عبارت است از:

* آموزش روش‌های گوناگون برای تدریس دروس ریاضی

* روش‌های گوناگون برای طراحی پرسش‌های ریاضی

* به‌کارگیری ابزارهای کمک آموزشی

* به‌کارگیری نرم‌افزارهای آموزشی و کمک آموزشی دروس ریاضی

دورنمای آموزش‌های الکترونیکی دوره‌‌های آموزش ضمن خدمت دبیران ریاضی عبارت است از :

* به‌روزآوری دانش دبیران ریاضی

* افزایش کیفیت تدریس دروس ریاضی

* به‌روزآوردن روش‌های تدریس دروس ریاضی

بنابراین، ‌در پایان گام دوم، گروه کاری برپایة دست‌آوردهای حاصل از تحلیل اطلاعات گردآوری شده در گام نخست، دو بیانیه بسیار شفاف و روشن ارایه خواهد کرد؛ که عبارتند از بیانیه دورنمای حرکت (Vision Statement) و بیانیه شرح وظایف (Mission Statement).
گام سوم ـ ارزیابی وضعیت موجود و تعریف نیازها

پس از روشن شدن وظیفة سیستم آموزش الکترونیکی، باید وضعیت کنونی ارزیابی شود.

این ارزیابی عبارت است از دست‌یابی به اطلاعات وضعیت کنونی آموزش، نقاط ضعف و قوت در سیستم آموزش سنتی و درجه رضایتمندی استادان و فراگیران در چنین سیستمی. همچنین، در این بخش از ارزیابی باید موضوعات سرنوشت‌ساز ـ که به نوعی می‌توانند در روند اجرای طرح موثر باشند ـ شناسایی شوند.

برای مثال، وضعیت منابع مالی، تصمیمات مدیران ارشد در تخصیص بودجه‌ها و تغییرات در برنامه‌های آموزشی، از این دسته به‌شمار می‌آید.

بنابراین، همزمان با ارزیابی وضعیت موجود می‌توان فهرست کاملی از نیازها و ضرورت‌ها را برای بهبودی سیستم آموزشی تهیه کرد. این نیازها باید به‌گونه‌ای تعریف و دسته‌بندی شوند که در چارچوب وظیفة تعریف شده در گام دوم و نیز در اندازه‌های طرح ـ که در نخست تدوین روش مشخص شد ـ جای گیرند.

دست آورد گام سوم از تدوین روش، مجموعه‌ای از اطلاعات طبقه‌بندی شده است که می‌تواند در گام بعد ـ برای تدوین اهداف کلی و جزیی سیستم آموزش الکترونیکی ـ به‌کار رود.
گام چهارم ـ تدوین روش و تعریف اهداف

در هر سیستمی، مجموعه‌ای از اهداف کلی و در زیر هر هدف کلی مجموعه‌ای از اهداف جزیی و با مشخصات دقیق قابل تعریف است. روش عبارت است از ترسیم راهی برای جابه‌جایی از وضع کنونی به‌سوی اهداف کلی و سپس هدایت به سوی تک تک اهداف جزیی. مانند حرکتی که از یک شهر به شهری دیگر رخ می‌دهد و پس از ورود به شهر مقصد (هدف کلی) هدایت به نشانی دلخواه (هدف جزیی) ادامه می‌یابد.

بنابرین، ‌در این گام ـ به‌کمک پرسش و پاسخ،‌ تشکیل جلسات مشاوره‌ای، ‌مطالعة گزارش‌ها، تحلیل نیازهای تعریف شده، توجه به وظیفه و اندازة طرح ـ‌ نخست اهداف کلی و سپس اهداف جزیی برای سیستم آموزش الکترونیکی تعریف می‌گردد؛ سپس برای دسترسی به هر یک از اهداف راهکارهای لازم روشن می‌شوند. این راهکارها متناسب با امکانات (گام ‌نخست)‌، وظایفی که بر عهدة سیستم آموزش است (گام دوم)،‌ نیازهای بنیادین سیستم از دیدگاه فراگیران، ‌استادان و مدیران آموزش (گام سوم) و در پایان اهداف کلی و جزیی طرح‌ریزی می‌شوند.
دست آورد مرحله چهارم:

1. تعریف اهداف کلی سیستم آموزش الکترونیکی

2. تعریف اهداف جزیی و دقیق برای هر یک از اهداف کلی

3. تعیین اولویت‌ها، برای دسترسی به اهداف

4. گزینش روش رسیدن به هر یک از اهداف
گام پنجم: مستند کردن روش

در این گام، نتیجه کار به‌صورت یک سند به مدیران ارایه می‌شود. اغلب، رهبر گروه کاری و یا یکی از افراد مسلط گروه کاری عهده‌دار تهیه پیش‌نویس سند مربوطه می‌شود. ممکن است در این سند ـ افزون بر جزییات روش گسترش آموزش‌های مجازی ـ راهکارهای اجرایی‌ برای رسیدن به اهداف تعریف شده در گام چهارم نیز افزوده شود. کمترین سستی در نگارش و کوتاه کردن این سند، به بهای هدر رفتن هزینه‌هایی است که در گام‌های پیشین پرداخته‌ایم.

در سند روش باید موارد زیر به‌طور کامل با جزییات آورده شود :

1- مقدمه‌ای دربار‌ة وظیفة سازمان یا موسسه مربوطه.

2- معرفی اهداف (Goals)،‌ وظیفه و دورنمای آموزش در سازمان.

3- بیان نیازهای تعریف شده از دیدگاه کاربران، (مدیران، استادان،‌ دانشجویان و سامانه آموزشی)

4- ارایه راهکارهای اجرایی و قابل اندازه‌گیری برای پیاده سازی طرح (Implementation)

5- ارایه راهکارهای اجرایی برای اندازه‌گیری نتایج حاصل از پیاده‌سازی در گام‌های گوناگون (Evaluation)

6- ارایه راهکارهای مناسب برای بازخوراندن نتایج به فرآیند پیاده‌سازی، برای بهینه‌سازی سیستم.

دست‌آورد گام پنجم سندی است که جزییات کافی برای تصمیم گیری و در نهایت پیاده سازی سیستم آموزش الکترونیکی را در بر دارد.
جمع بندی و نتیجه گیری:

به نظر می‌رسد که برای گسترش آموزش‌های مجازی کار چشمگیری در تعیین روش انجام نگرفته است. پس باید هرچه زودتر، وزارتخانه‌ها و سازمان‌هایی که در سطحی کلان عهده‌دار آموزش در کشور هستند، درصدد تعیین روش مناسب خود برآیند. مهمترین سازمان‌ها و مراکزی که در این راستا باید گام بردارند، عبارتند از :

1- وزارت آموزش و پرورش

2- وزارت علوم،‌ تحقیقا ت و فناوری

3- وزارت بهداشت،‌ درمان و آموزش پزشکی

4- وزارت کار و امور اجتماعی

5- وزارت صنایع و معادن

6- دانشگاه آزاد اسلامی

7- دانشگاه پیام نور

8- دانشگاه جامع علمی ـ کاربردی

یکی از مهمترین عناصر روش تعریف شده در هر یک از وزارتخانه‌ها و سازمان‌های بالا، اندازه و گسترة دلخواه آنها است. به‌بیان دیگر،‌ تعریف جامع و دقیقی از اولویت‌ها و اهداف سیستم آموزش می‌تواند صاحبان صنایع مربوطه را ـ در ارایه پیشنهادهای اجرایی ـ روشن کند.

متاسفانه هم‌اکنون به‌دلیل روشن نبودن روش مدیران ارشد در سازمان‌های آموزشی، بیشتر تولیدکنندگان و فروشندگان نرم افزارهای مربوطه نمی‌توانند در یک رقابت منصفانه شرکت کنند. همچنین تصمیم‌گیری دربارة انبوهی از فرآورده‌ها ـ با ویژگی‌های گوناگون ـ برای مدیران کاری دشوار است.

بنابراین،‌ اگر مسوولان آموزش کشور زودتر روش مناسب و منطقی در حوزة‌ کاری خود را معرفی نکنند، آموزش‌های الکترونیکی که می‌تواند نقش مهمی در گسترش فرهنگی و اقتصادی کشور بازی کند،‌ معطل خواهد ماند و این معطلی به‌معنای پس ماندن از حرکتی جهانی است.

کوتاه سخن آنکه،‌ امروزه کمتر کسی می‌تواند به‌روشنی، آیندة آموزش‌های الکترونیکی ایران در سال‌های آینده را ترسیم کند. این کار حتی در سطح سازمان‌های کوچک نیز دشوار است. گر چه آموزش‌های الکترونیکی ـ به‌دلیل فراهم بودن بستر به‌نسبت مناسب ارتباطی و فراهم بودن بالقوه نیروی تخصصی ـ امری شدنی به‌نظر می‌رسد، اما راهبری حرکتی به بزرگی گسترش آموزش‌های الکترونیکی، به مدیرانی نیاز دارد که نخستین گام را با تعیین روش آموزش‌های مجازی و الکترونیکی بردارند.
مراجع:

[1] A.A.D. Rocha , etal. "Scientific and Technological Knowledge: Strategies for Virtual Education in A Developing Country" - 2002.

[2] Anderson C. , "Customer Needs & Strategies: Effective Learning: Measurable Results from a Solid Process: A Case Study on Knowledge Net" - 2002.

[3] Merril, M.D. SCORM "Clarity or Calamity" - Online Learning Magazine, Summer - 2002,14-18.

[4] William H. Graves. "FREE TRADE In Education The Meta University" - JALN Volume1, Issue1. March 1997, PP 97-108.

[5] "A Vision for E-Learning for America's Workforce" - Report of the Commission on Technology and Adult Learning - June 2001, ASTD/NGA.

گفت و گو با دبیر شورای عالی آموزش و پرورش

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۰:۵۹ ق.ظ | ۰ نظر

کفاا- لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید- بنده مهدی نوید ادهم هستم. رشته‌ی تحصیلی‌ام در مقطع لیسانس برنامه‌ریزی کامپیوتر و فوق‌لیسانس هم مدیریت فرهنگی است. در زمینه‌ سوابق کاری حدود 23 سال در آموزش و پرورش مشغول فعالیت بودم. در بخش‌های مختلف 7 سال مدیرکل امور تربیتی آموزش و پرورش و 6 سال هم معاون برنامه‌ریزی و امور مشارکت‌های سازمان توسعه و تجهیز مدارس کشور بودم. همچنین 4 سال هم معاون برنامه‌ریزی و پشتیبانی سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش بودم و اخیراً به شورای عالی آموزش و پرورش آمده‌ام.

آقای مظلوم: اگر خاطرتان باشد آقای حاجی با شعار تحول وارد آموزش و پرورش شد و یادم است که در جلسه‌ی رأی اعتماد ایشان، آقای خاتمی گفتند ما اگر می‌خواهیم آموزش و پرورش متحول شود به آقای حاجی رأی بدهید. حال 3 سال از ماجرا گذشته است. اما آیا این تحول صورت گرفته است؟
مهندس نوید: تحول در مقوله‌های فرهنگی از جمله آموزش و پرورش معمولاً زمان‌بر است. آموزش و پرورش تحولات سریع و آنی را برنمی‌تابد و تحولات فرهنگی زمان‌بر است. امروز طرحی یا برنامه‌ای را انجام می‌دهیم. پنج سال یا 10 سال بعد یا 20 سال بعد نتیجه‌ی آن را می‌بینیم. چنانکه من معتقدم بسیاری از برنامه‌های حال حاضر محصول برنامه‌ریزی‌ها و فعالیت‌های سال‌های قبل است. بنابراین اگر انتظار داشته باشیم که تحول به معنای برخی از تغییرات باشید که آقای حاجی انجام بدهند، برخی از طرح‌ها انجام شده و برخی دیگر در دست انجام است. اگر بخواهیم تحول را عمیق‌تر ببینیم. به نظر می‌آید که اقداماتی انجام شده، حالا کم و کیف این قضیه ممکن است جای بحث و گفتگو داشته باشد. کمااینکه دانه‌های این تحولات کشت شده و زمینه‌هایش فراهم آمده است. شما امروز عملکرد این وزارت را با 5 یا 10 سال پیش اگر بخواهید مقایسه کنید؛ این نگاه متحولانه را در تمامی ابعاد می‌بینید. به عنوان مثال یکی از تحولاتی که به صورت جدی انجام شده، بحث مشارکت‌پذیری فرآیند برنامه‌ریزی و تولید محتوای آموزشی است که در طول سال‌های گذشته این برنامه‌ریزی و تولید محتوای آموزشی توسط کارشناسان سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی انجام می‌شد. امروز این سازمان کار را به بخش خصوصی واگذار کرده است و خودش دیگر تولید نمی‌کند و از توانایی‌ها و پتانسیل‌هایی که در جامعه وجود دارد استفاده می‌کند. این یک تحول بسیار مبارک است که اتفاق افتاده و چند سالی است که شروع شده است. در دفتر تکنولوژی آموزشی که یکی از دفاتر سازمان مذکور است، کارشناس تولید فیلم داریم؛ کارشناس فیلمبردار داریم. همه‌ی اجزای تخصصی بودند. با رویکرد جدید تمام این امور به بخش خصوصی سپرده شده و از تولیدات هنری جامع استفاده می‌شود. یا مثال دیگر؛ در گذشته دانش‌آموز در کلاس عنصری منفعل بود. در کلاس می‌نشست و معلم به او درس می‌داد. اما امروز کتاب‌های درسی طوری طراحی شده که گام به گام دانش‌آموز در بحث‌های کلاس مشارکت می‌کند. یکی از مسایلی که در گذشته مورد توجه بود، کسب مهارت خواندن و نوشتن بود که امروز علاوه بر آن ما دو مهارت دیگر را لحاظ کرده‌ایم. 1- مهارت خوب گوش دادن 2- مهارت خوب حرف زدن. بچه‌های ما باید بتوانند خوب گوش بدهند و خوب حرف بزنند.
آقای مظلوم: ما واقعیتی را قبول داریم که کلمه‌ی دیپلمه‌ی بی‌کار کلمه ی بسیار ناپسندی در جامعه است. یعنی دیپلمه‌هایی که در سیستم آموزش و پرورش فارغ‌التحصیل می‌شوند، قابلیت اینکه بتوانند کاری انجام بدهند ندارند. انشاءا... این سیستمی که متحول می‌شود، خروجی‌ها را هم مورد نیاز جامعه پرورش می‌دهد و یک تحول خوب در این زمینه انجام می‌شود.
آقای نوید: به نظر می‌آید در این سیستم قطار آموزش و پرورش به تعبیری روی ریل آموزش حرکت می‌کند. آموزش هم صرفاً انتقال یک سری آموزه‌ها و آموخته‌های قبلی و انباشته کردن محفوظات بچه‌ها است. این است که این نگاه به آموزش و پرورش نگاهی است که مدت‌هاست از عمرش گذشته است که متأسفانه ما هنوز موفق نشدیم این نگرش را تغییر دهیم.

به نظر می‌رسد در آموزش و پرورش به ویژه در دوره عمومی که دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی است، ما باید روی تربیت و پرورش استعدادهای بچه‌ها کار کنیم و در آموزش متوسطه زمینه‌ی کسب مهارت را باید فراهم کنیم.
آقای مظلوم: نکته‌ای که اینجا وجود دارد از آن دوره‌ای که 50-40 سال گذشته بود تا امروز فکر می‌کنم که تحولی اساسی اتفاق افتاده و آن این است که در دهه‌ی 80 عصر اطلاعات دارد شروع می‌شود و ایجاد جامعه‌ی اطلاعاتی کاملاً شرایطش فرق کرده و این کمک می‌کند به اینکه یک ابزار جدیدی در اختیار آموزش و پرورش برای آموزش بهتر قرار بگیرد. این سؤال اینجا مطرح می‌شود که اینجا دو مسئله مطرح است. یکی اینکه آموزش و پرورش از این ابزار چگونه استفاده می‌کند. که خوب آموزش و پرورش بدهد و سؤال بعدی این است که اصولاً وقتی که این فن و تکنولوژی وارد می‌شود، قطعاً باید افرادی پرورش یابند که قابلیت کار با این تکنولوژی را داشته باشند. در این زمینه آموزش و پرورش چه مهارت‌هایی را می‌تواند ایجاد کند که فارغ‌التحصیلانش بتوانند از آن استفاده کنند؟ ابزار چگونه آدم‌ها را پرورش می‌دهد؟
آقای نوید: واژه‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی که به کار بردید، نیاز به تعمق بیشتری دارد. جامعه‌ی اطلاعاتی جامعه‌ای است که تمام مناسباتش براساس داده‌ها و اطلاعات است؛ چه در ابعاد سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و چه در ابعاد فرهنگی. به اصطلاح آدم‌های توانمند اطلاعات و آگاهی بیشتر کسب کنند که به تعبیر رسای خودمان همان انسان دانامحور که در اینجا جا دارد یادی کنیم از مرحوم شهید مطهری که تعبیر زیبایی دارند که انسان آینده، انسان فرهنگی است. امروز دانش فنی است که حرف اول را می‌زند نه منابع طبیعی و امثالهم.

آموزش و پرورش به عنوان یک نهاد فرهنگ‌ساز باید ایفای نقش کند و برای اینکه ایفای نقش کند، قطعاً خودش را باید برای ورود به یک جامعه‌ی اطلاعاتی مناسب‌سازی کند. استفاده از IT یکی از مکانیزم‌ها است. در مورد ورود IT در آموزش و پرورش و استفاده از فناوری، دو نگاه وجود دارد. دو دوره را ما تقریباً پشت سر گذاشته‌ایم. آن زمانی که IT را به عنوان ابزار استفاده می‌کردند زمانی است که به نظر می‌رسد دوره‌اش گذشته است و رویکرد دیگری که بدان توجه می‌کردیم، آموزش و پرورش مبتنی بر IT است یعنی فراهم آوردن زمینه‌ای که در همه دروس بتوانیم از اطلاعات استفاده کنیم. چند سال پیش ما درس داشتیم با نام درس مبانی کامپیوتر، یک درس در یک رشته‌ی خاص. اما امروز برای هر درسی از کامپیوتر استفاده می‌شود.

لذا وقتی با این رویکرد نگاه می‌کنیم. آموزش و پرورش باید به سمتی هدایت شود که هر فناوری برای تعمیق و گسترش آموزش بچه‌ها و تأمین شرایط رشد مورد استفاده قرار گیرد. خوب خیلی پتانسیل وجود دارد. این فناوری سد زمان را شکسته و شما در هر زمان و مکانی می‌توانید به منبع اطلاعاتی دسترسی پیدا کنید که این یک پتانسیل و فرصت است که می‌توانیم از آن استفاده کنیم و آموزش و پرورش باید به گونه‌ای تعریف شود که بتوانیم از آن استفاده کنیم. قطعاً این نگاه و رویکرد همه‌ی نقش‌های قبلی ما را تغییر می‌دهد. در آموزش و پرورش سنتی، کتاب حرف اول را می‌زند. یعنی نقش کلیدی داشت و مدرسه زمانی مدرسه بود و کلاس درس زمانی کلاس بود که کتاب وجود داشت. یعنی وقتی کتاب آغاز می‌شد، مدرسه باز می‌شد و وقتی کتاب تمام می‌شد، مدرسه هم تعطیل می‌شد. معمولاً این گونه بود. اگر IT بیاید، اگر این فناوری بیاید، نگاه کتاب‌محور به نگاه اطلاعات محور مبدل می‌شود. نقش معلم تغییر خواهد کرد. معلم یاددهنده نخواهد بود، بلکه معلم تسهیل‌کننده‌ی یادگیری خواهد بود. روش‌ها و مدیریت‌ها تغییر می‌کنند و حتی کارهای فیزیکی تغییر می‌کنند. یک فضای دیگری باید طراحی و تولید بشود. قطعاً کار سختی است که باید اتفاق بیافتد. خوشبختانه در فضای کلی کشور به نظر می‌رسد آموزش و پرورش نسبت به دستگاه‌های دیگر پیشگام است و کارهای خوبی را انجام داده است. به نظر می‌رسد حداقل ادبیات این کار در آموزش و پرورش به وجود آمده است. فهم این کار در مدیران ارشد آموزش و پرورش به وجود آمده است. اگر این مسأله اتفاق بیافتد، جامعه از محصول کار ما می‌تواند استفاده کند.
آقای مظلوم: این نیروها به هر حال آموزش‌های لازم را می‌بینند که بتوانند از این ابزار به درستی استفاده کنند و این کار به عنوان محور بحث است.
آقای نوید: بله. یکی از برنامه‌های جدی آموزش و پرورش، آموزش معلمان است. سه گروه باید این آموزش‌ها را ببینند. یک گروه مدیران و برنامه‌ریزان سیستم هستند که باید فهم این قضیه را داشته باشند و طرز استفاده از اینترنت را بلد باشند. دوم معلمینی هستند که در آموزش و پرورش عنصر کلیدی هستند و سوم دانش‌آموزان هستند. خوشبختانه عنصر سوم یعنی دانش‌آموز، سال‌های سال است که این کار را شروع کرده است. این تکنولوژی، تکنولوژی نسل جوان است نه در کشور ما بلکه در همه‌ی دنیا. بچه‌ها جلوتر از نسل ما در همه جای دنیا هستند. از آن جهت ما نگرانی نداریم و انگیزه برای یادگیری نمی‌خواهیم به وجود بیاوریم. چون یادگیری زمانی اتفاق می‌افتد که انگیزه وجود داشته باشد. یعنی بچه‌های ما تشنه‌اند و علاقه‌مندند. بنابراین در آن قسمت ما نگرانی نداریم. در بخش معلمین هم خوشبختانه این انگیزه به وجود آمده و آنها احساس می‌کنند که از بچه‌ها عقب هستند. دوره‌های آموزشی را که گذاشتیم، خیلی استقبال شد. سالی که گذشت پیش‌بینی کرده بودیم که 65 تا 70 هزار نفر را در دوره‌ی متوسطه آموزش بدهیم. گزارشی که می‌دهم قطعی نیست، اما برآوردمان این است که بالای 80 هزار نفر را آموزش دیده‌اند. به دلیل نیاز جدی که خود معلمین دارند و استقبال زیادی که کردند.

این آموزش این توانمندی را در معلمین به وجود آورده که مسلط بر کلاس باشند از نظر علمی، عاطفی، وجوه مختلف و ... ؛ خوشبختانه این بخش هم انجام شد. در بخش کارشناسان و مدیران به ترتیب ما شروع کردیم و خوشبختانه شرایطش فراهم آمده و تا پایان تیرماه حدود 600ر1 نفر از کارشناسان دفاتر ستادی آموزش و پرورش و مدیران آموزش می‌بینند. اکثر قریب به اتفاق مدیران آموزش‌های را دیدند و کارشناسان در حال آموزش هستند. در مجموع از جهت آموزش کارمندان و کارشناسان باز سیستم آموزش و پرورش نسبت به دستگاه‌های دیگر پیشگام است.
آقای مظلوم: شما اشاره فرمودید که بحث آموزش، آموزش مبتنی بر وب را به هر حال می‌خواهیم پایه‌گذاری کنیم و اشاره کردید که حتی نقش معلم یاددهنده نیست، بلکه هماهنگ‌کننده و تسهیل‌کننده است. این در حقیقت همان آموزش الکترونیکی است، یعنی E-learning است که بحثش در جامعه مطرح است. سؤالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا این محتوا تهیه شده و زیرساخت‌ها هم به وجود آمده یا خیر؟
آقای نوید: در مورد توسعه‌ی IT در آموزش و پرورش و در هر سازمان و در هر کشوری دو نیاز وجود دارد. یک نیاز مخابراتی است که خوشبختانه ما یک توافق‌نامه‌ای با مخابرات داریم که براساس آن مخابرات موظف است که زیرساخت تمام دبیرستان‌های کشور را به وجود بیاورد و ما در آموزش و پرورش موظف هستیم که تجهیزات درون مدرسه‌ای را فراهم کند که زیرساخت هزینه‌بر است. خیزش را برداشتیم و انشاءا... دوستان ما در مخابرات مساعدت می‌کنند که این اتفاق بیافتد. اگر این اتفاق نیافتد، ما نمی‌توانیم این پروژه را به خوبی پیش ببریم. اما مهم‌تر از آن به نظر من نیاز به زیرساخت‌های فرهنگی است. آن کاری که ما باید در آموزش و پرورش انجام بدهیم. فهم این قضیه است که این تکنولوژی و فناوری می‌تواند مؤثر باشد. می‌تواند کارآمد و اثربخش باشد و باور اینکه باید به سمت آن برویم و از آن استفاده کنیم.

می‌دانید که تکنولوژی‌ها بر خلاف نظر بعضی‌ها، ایدئولوژی خاص خودشان را به همراه دارند. این تصور غلط است که تکنولوژی‌ها بار ارزشی خودشان را به همراه ندارند و خنثی است. تکنولوژی در هر فرهنگی که متولد می‌شود آن بار را هم به ارمغان می‌آورد. خوشبختانه آموزش و پرورش در این تکنولوژی با این دید وارد شد که مدبرانه و آگاهانه آن را مدیریت کند. یعنی ورود IT یک پدیده‌ی آسمانی بی عیب نیست که ما انتظار داشته باشیم که وقتی وارد آموزش و پرورش بشود، همه‌ی معضلات و مشکلات ما را حل خواهد کرد. IT درمان همه‌ی دردها نیست. اگر دقت نکنیم، به همان میزان درد جدید برای ما ایجاد می‌کند. مشکل جدید ایجاد می‌کند که اتفاقاً من به این موضوع در مقاله‌ای تحت عنوان فرصت‌ها و تهدیدهای IT در آموزش و پرورش پرداخته‌ام که اولین مشکل همان شکاف دیجیتالی است که به شدت جامعه را آسیب‌زا می‌کند و اگر مراقبت نکنیم، جامعه را به دو گروه تقسیم می‌کند؛ باسوادان رایانه ای و بی‌سوادان. در حالی که 50 سال است به دنبال باسواد کردن همه هستیم). این یک آسیب جدی است که باعث می‌شود برابری آموزشی از بین برود. این یکی از مشکلاتش است. مشکل دوم که باید به طور جدی مراقبت کنیم، تشدید بحران هویت است. این پدیده یعنی از بین بردن هویت ملی، آسیب‌دار کردن هویت‌های ملی. البته داشتن هویت جهانی مطلوب است. بچه‌های ما باید به این هویت برسند و از چهاردیواری خانه، شهر و روستا و حتی کشور بیرون بیایند. اما در عین حال پدیده‌ی فرار مغزها هم یک پدیده‌ی تلخ است که اگر مراقبت نشود، این موضوع را دامن خواهد زد.

در مورد محتوا هم آموزش و پرورش کاری که انجام داده است، وقتی که پروژه‌ی تکفا مطرح شد، همکاران ما 4 محور برای فعالیت پیش‌بینی کردند و اعتباراتی هم که تخصیص داده شده روی این محورها تقسیم‌بندی شده است. یک محور، محور آموزش معلمین بود. محور دوم محور تجهیز مدارس بود. محور سوم تولید محتوا و محور چهارم کارهای پژوهشی بود. در هر زمینه‌ای کارهایی انجام شده که آمار و ارقامش موجود است. در بحث تولید محتوا دو جهت‌گیری کلی در آموزش و پرورش وجود دارد: یکی از دوره ابتدایی حتی پیش‌دبستانی. ما این پدیده را چگونه می‌بینیم و چگونه می‌خواهیم به کار ببریم. برای این منظور طرحی تنظیم شده تحت عنوان طرح راهنمای برنامه درسی در دوره‌ی ابتدایی که اولین طرح جامع است و در دستور کار شورای عالی آموزش و پرورش هم قرار دارد. همچنین نقشه‌ی یادگیری مبتنی بر وب در دوره‌ی ابتدایی نیز مطرح است. کار دوم تولید محتوای خاص دبیرستان است. چون تجهیزات را به دوره‌ی دبیرستان برده شده، تولید محتوا برای دبیرستان اولویت دارد، به همین منظور با مشارکت شرکت‌های خصوصی که تعدادشان بالای 80-70 شرکت است مشغول تولید محتوا هستیم. یعنی در واقع برنامه‌ریزی‌ها را برای دوره‌ی ابتدایی آغاز کردیم و تولید محتوا را برای دوره‌ی دبیرستان. علتش این بود که به دلایل کارشناسی ما تجهیزاتمان را در دبیرستان گذاشتیم که روی آن مطالعه‌ی زیادی انجام شد. اما برنامه‌ریزی کلانمان از دوره‌ی ابتدایی آغاز می‌شود.
آقای مظلوم: در زمان قبل از انقلاب یکی از کارهایی که انجام شد این بود که در هر کلاس یک تلویزیون قرار دادند که برنامه‌های آموزشی برای دانش‌آموزان پخش شود که در مواقع عدم حضور معلم، استفاده‌های دیگری از آن می‌کردند. در حال حاضر هم ممکن است از کامپیوترها استفاده‌ی دیگری غیر از آموزش شود؟ در حالی که شما هزینه کردید، ارتباط برقرار کردید.
آقای نوید: این خطر و خطرات مشابه، خطری است که مسئولین باید چشمشان باز باشد و غفلت نکنند. من واژه‌ی مدیریت مدبرانه و آگاهانه را به کار بردم. اما مسئله‌ای را باید بگویم و آن اینکه تفاوتی بین ورود این دو تکنولوژی وجود دارد و آن هم در مورد نحوه‌ی کارکرد اینهاست. یعنی اولی کارکرد جمعی داشت. همه با هم از یک دستگاه استفاده می‌کردند، اما اینجا کارکرد فردی دارد. می‌شود امیدوار بود که به آن سرنوشت دچار نشود. برنامه‌ریزان باید بتوانند درست برنامه‌ریزی کنند و شما نیز از طریق شرکت‌های زیرمجموعه‌ی انجمن ما را کمک کنید که برنامه‌های فعال عمومی تهیه کنیم. ترجمه کردن برنامه‌ها مشکل ما را حل نمی کند. ما نیازمند برنامه‌های مناسب و CDهای مناسب هستیم و در این راه شرکت‌های خصوصی می‌توانند به ما کمک کنند.
آقای مظلوم: البته این مسئله یک شرط دارد و آن هم این که سیستم آموزش و پرورش از بخش خصوصی این کار را بخواهد. حالا چه ساز و کاری هست که بخش خصوصی به عنوان یک شریک وارد این مجموعه شود؟
آقای نوید: استراتژی و عملکرد این دو سالمان هم نشانه این مدعا است که شرکتهایی طرف قرارداد ما بودند. چون به هیچ وجه نمی خواهیم این کار توسط بخش دولتی انجام بشود. اما کدام بخش خصوصی. استراتژی ما این است که از بخش خصوصی استفاده کنیم. اما کدام بخش خصوصی. اگر شرکتی بصورت کارشناسانه و علمی به این قضایا نگاه کند قطعاً در این راه همراه ما خواهد بود. اما اگر غیر از این بیاندیشد ممکن است فقط پروژه اول را قرارداد ببندیم. در تمام مصوبات و موافقت نامه‌ها آمده است که از بخش خصوصی استفاده شود.
آقای مظلوم: اینجا آموزش و پرورش یک مشتری انحصاری است و اگر من بیایم سرمایه گذاری کنم باید به سیاستهای آموزش و پرورش اعتقاد داشته باشم. بنظر من این هدف اصلی است که باید آموزش و پرورش در برخورد با بخش خصوصی ایجاد کند. من فکر می‌کنم که شاید به این صورت بخش خصوصی را از حالت یک مناقصه و یک قرارداد در بیاوریم. در این راستا تفاهم‌نامه‌ها باید بلند مدت باشد و حداقل چشم انداز بلند مدت را نشان بدهد.

اما نکته‌ای که قابل توجه است این است که در آموزش و پرورش یک بخش از خروجی‌ها وارد بازار کار می‌شوند و بخش دیگر ادامه می دهد و وارد آموزش عالی می‌شود. این پیوستگی آیا در برنامه‌ریزی‌ها وجود دارد که خروجیهای آموزش و پرورش را به آموزش عالی گره بزند.
آقای نوید: از نظر ساختاری مراکزی هستند که این ارتباط را برقرار می کنند و تعبیه شدند که این کار را انجام بدهند و در دوره های متوسطه که برگزار می کنیم وجوه مشترکی با آموزش عالی داریم.

آموزش و پرورش یک زمانی جهت گیری اصلی‌اش این بود که دانش‌آموزان را برای ورود به دانشگاه آماده کند. الان این جهت گیری عوض شده به دلیل اینکه حداکثر 10 درصد دانش‌آموزان ما وارد آموزش عالی می شدند 90 درصد دیگر وارد جامعه می‌شوند. ما باید آنها را برای ورود موفق در جامعه آماده کنیم که در هر بخشی مثل صنعت، کشاورزی، خدمات و... فعال باشند و آن 10 درصد دیگر را برای ورود به دانشگاه. آموزش‌های دیگری بدهیم. نباید 90 درصد را قربانی 10 درصد کنیم. این از تفاوت نگرشهایی است که امروز در آموزش و پرورش مطرح است. بحث کار و دانش یکی از بحثهای موفق آموزش و پرورش در سالهای اخیر بوده است. تعداد بچه‌هایی که وارد رشته‌های کار و دانش شدند چیزی بیش از آن بود که آموزش و پرورش پیش بینی می کرد.
خانم عصاری: در موردتفاهم‌نامه‌هایی که در رابطه با طرح تکفا تنظیم شده و اعتباراتی که تخصیص داده شده است، آیا همه آنها وارد مرحله عقد قرارداد شده و آیا اجرایی شده است یا خیر؟

آقای نوید: خوشبختانه به آموزش و پرورش بودجه خوبی اختصاص داده اند و هم توانسته بخش اعظم اعتبار بودجه را دریافت کند و انواع و اقسام قراردادها در بخشهای مختلف منعقد شده است. بعضی از پروژه‌ها به اتمام رسیده و بخشی در دست اجراست. به عنوان مثال بخش آموزش معلمان یکی از پروژه های موفقی است که اجرا شده است.
خانم عصاری : این برنامه‌هایی که در سال 81 به تکفا اعلام شده آیا براساس یک طرح جامع راهبردی بوده و یک تصویر مشخصی برای آن دارید؟

آقای نوید: زمانی که طرح را تنظیم کردیم چشم انداز کلی داشتیم و مبتنی بر چشم انداز آن کسانی بود که پروژه را طراحی می کردند. در حال حاضر تقریباً هنوز استراتژی مصوب نشده اما پروژه‌های خیلی خوبی را در تعریف تصویرهایی که باید داشته باشد در دست اجرا می‌باشد. آموزش و پرورش مبتنی بر وب طراحی شده به شورای راهبری‌ ICT آموزش و پرورش رفته و تقریباً مراحل نهایی آن طی شده است.
آقای مظلوم: ‌قراردادهایی که با بخش خصوصی بستید همه بر مبنای مناقصه بوده است.
آقای نوید: قریب به اتفاقش مناقصه بوده است. فراخوان در روزنامه‌ها بوده است و بعضی هم بر اساس کارکرد سالهای قبل شرکتها بوده است.
آقای مظلوم: ‌هزینه‌هایی که شده یک‌سوم مربوط به آموزش معلمان است، دو سوم دیگر مربوط به چیست؟
آقای نوید: در رابطه با آموزش معلمان، تقریباً 90 درصدش توسط بخش خصوصی انجام شده است؛ مگر در مواردی که در مناطق محروم، بخش خصوصی فعال نبوده است. یک‌سوم اعتبارات به آموزش و پرورش پرداخته است. حدود یک‌سوم به بحث سخت‌افزاری و خرید تجهیزات پرداخته شده است و یک‌سوم دیگر هم به کارهای پژوهشی.
خانم عصاری: با توجه به اینکه هنوز محتوا و سخت‌افزار هنوز کار دارد که به آن برسیم، آیا این آموزش که در این مقطع برای معلمان شروع شده ممکن است که مقداری از آن هدر برود، با توجه به اینکه بحث آموزش پایه‌ی کامپیوتر فرار است.
آقای نوید: این احتمال در هر آموزشی وجود دارد. به دلیل اضطرار، چند کار را به صورت موازی پیش رفته است. یک گام عمده این بود که بتوان شرایطی را فراهم کرد که همه‌ی معلمان در منزل یک کامپیوتر داشته باشند و در این زمینه نیز اقدام شده است. توافق‌نامه‌هایی امضا شده و اگر بتوان این کار را انجام داد و کامپیوتر ارزان‌قیمت و به طور اقساط در اختیار معلمان قرار داد، این مشکل حل می‌شود، چراکه اگر معلم در منزل کامپیوتر داشته باشد، به راحتی می‌توان آموزشش داد.
خ. عصاری: رویکرد شما به E-learning به عنوان آموزش تکمیلی خواهد بود یا آموزش اصلی و یا در بعضی جاها اصلی و بعضی جاها تکمیلی.
آقای نوید: براساس رویکرد سوم، آموزش در دوره‌ی ابتدایی و راهنمایی نیاز دارد که ارتباط رودررو بین معلم و شاگرد وجود داشته باشد. چون معلم تنها نقش ارایه‌دهنده‌ی اطلاعات را ندارد؛ بلکه نقش تربیت‌کننده نیز دارد. استعداد بچه‌ها باید شناسایی شود و با آنها ارتباط نزدیک ایجاد گردد که E-learning نمی‌تواند این نقش را به عهده بگیرد.
خ. عصاری: معلمین در تولید محتوا آموزش می‌بینند یا خیر؟
آقای نوید: یکی از پروژه‌ها توانمند کردن معلمین برای تولید محتوا است.
آقای مظلوم: چه قدر به تکفا دل بسته‌اید؟
آقای نوید: تکفا هم در سیاستگزاری و هم در تأمین منابع، مسئولیت اصلی و کلان کشور را بر عهده دارد.
خ. عصاری: بحث تولید محتوا را که سفارش دادید، مستقیماً در رابطه با محتوای دروس است یا با توجه به اینکه دانش‌آموزان باید تحقیقاتی در رابطه با دروس داشته باشند و ما محتوایی در آن رابطه نداریم. آیا در آن حواشی وب‌سایت‌هایی یا محتوایی تولید می‌شود یا خیر و آیا آموزش و پرورش متولی آن است یا خیر؟
آقای نوید: ما در بخش‌های مختلف این کار را انجام داده‌ایم و منابع اطلاعاتی متعددی مورد بررسی کارشناسان قرار گرفته است. دوستان ما در سال 82 با قوت بیشتری پی‌گیری می‌کنند و تولید محتوا یکی از مباحث رقابت مدارس است. دانش‌آموزان خیلی قابلیت و توان در این زمینه دارند. این پتانسیل باید شناسایی شود و به آن میدان داده شود.

در پایان لازم است به سهم خودمان از خدمات و زحمات تمام همکاران عزیز امر IT در آموزش و پرورش به ویژه آقای مهندس علاقه‌مندان مدیر پروژه IT و همکار ایشان در سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش و سایر همکاران در استان‌ها و نیز همکاران محترم در شورای راهبری IT جناب آقای مهندس جهانگرد و همکاران سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و آقای دکتر صدیق صمیمانه تشکر کنم.

فناوری اطلاعات در آموزش و پرورش

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۰:۵۶ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا –گفت گو با علاقه مندان معاون وزیر آموزش و پرورش - حدود یک ماه است که به دنبال این گفت و گو هستیم. می‌دانیم که به واسطه‌ی زحماتی که در چند سال گذشته در رابطه با IT برای بحث تکفا کشیدید، سرتان خیلی شلوغ بوده و به خاطر وقتی که علیرغم این مشغله در اختیار ما گذاشتید، سپاسگزاریم.

در ابتدا لازم می‌دانم در مورد انجمن توضیحاتی بدهم. انجمن شرکت‌های انفورماتیک از سال 1373 کار خود را شروع نموده و در حال حاضر نزدیک به 600 عضو را به صورت یک انجمن صنفی در خود جای داده است. ما در زمینه‌ی آموزش، اینترنت، سخت‌افزار، نرم‌افزار و همه‌ی حیطه‌های کاری که انفورماتیک که اطلاعات آن در آخر مجله هست فعال هستیم. با سازمان‌های مختلف هم از لحاظ مشاوره و اطلاع‌رسانی و مواردی که به بخش خصوصی IT مربوط می‌شود. ارتباط داریم.

دوست داریم که آموزش و پرورش ما را به عنوان یک بازوی کمکی در پروژه‌های خود بپذیرد. ما خودمان را از شما جدا نمی‌دانیم و هر کمکی که در توسعه‌ی IT در آموزش و پرورش از ما برآید، دریغ نخواهیم کرد. به هر حال بچه‌های خودمان هم جزو این قضیه هستند.

در ابتدا، لطفاً خودتان را معرفی کنید و سابقه‌ی فعالیت‌هایتان را برای ما بنویسید.
آقای علاقه‌مندان: بسم‌ا...الرحمن‌الرحیم. جعفر علاقه‌مندان هستم، فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک از دانشگاه تهران در سال 1355 و کارشناس ارشد برنامه‌ریزی آموزش و پرورش هستم و نزدیک به 20 سال است که در زمینه‌های مختلف در وزارت آموزش و پروش اعم از آموزش فنی و حرفه‌ای، طراحی و اجرای آموزش متوسطه جدید و ... کار کرده‌ام و هم‌اکنون رییس سازمان پژوهش و برنامه‌ریزی آموزشی در وزارتخانه هستم.
خانم عصاری: لطفاً در مورد فعالیت‌هایی که در سازمان در رابطه با IT صورت گرفته، بفرمایید.
آقای علاقه‌مندان: در مورد سابقه IT باید کمی به عقب برگردیم، چرا که در صورت ورود به بحث بدون بیان پیشینه جفایی بزرگ به IT کرده‌ایم.

از سال 1970 می‌توان گفت، تحولی دیجیتالی در دنیا اتفاق افتاد که تأثیر به سزایی در آموزش داشت. ما با یک تأخیر به این مسأله پیوستیم. سابقه امر هم بر می‌گردد به اینکه تصمیم گرفتیم در برنامه‌های درسی تحولی به وجود آید که مفهوم انفورماتیک را که در واقع مقدمه‌ی ورود به فهم IT است را آموزش دهیم و کاری کنیم تا اطلاعاتش در نسل پرورش‌یافته‌ی ما شکل بگیرد و خلاصه جایی برای آموزش انفورماتیک در بین برنامه‌های درسی باز کنیم. کار مؤثر با بررسی‌هایی از سال 1364 آغاز و با قراردادن درس رایانه به عنوان یکی از دروس دوره‌ی آموزش متوسطه در رشته‌ی ریاضی شکل گرفت. با تعبیری که در نظام آموزش متوسطه به وجود آمد می‌توان گفت درس مدل‌سازی انفورماتیک در این دوره به عنوان یک درس عمومی شناخته شد که هم‌اکنون هم در جریان است.

با توجه به تغییراتی که در محتوای آموزشی بعضی از دروس پیش‌دانشگاهی صورت گرفته است، درس‌هایی هم هستند که در موضع انفورماتیک نقش زیرساخت را بازی می‌کنند. چراکه به وجود آوردن یک زیرساخت ذهنی برای دانش‌آموزان بر هر امر دیگر سخت‌افزاری و نرم‌افزاری جدید مقدم بود. تا زمانی که دانش‌آموز با مفهوم گسستگی در ریاضی یا مفاهیم جدید ریاضی و منطق یا مثلاً الگوریتم آشنایی پیدا نکند. ورود او به موضوع آموزش رایانه یک ورود ناقص است. پس می‌توان گفت که آموزش و پرورش در طی این سال‌ها (قبل از طرح تکفا حدود 2 سال جریان دارد) دغدغه‌ی پیشینی نسبت به این موضوعات داشته و اگرچه با یک تأخیر ده، بیست ساله نسبت به آنچه انقلاب اطلاعات و انقلاب انفورماتیک نامگذاری می‌شود در کشور ما به وجود آمده ولی خوشبختانه آموزش و پرورش نسبت به این قافله خیلی عقب‌ماندگی ندارد. حتی در مقایسه با بعضی کشورهای مشابه خودمان یا حتی یک قدم جلوتر از ما، قدم‌های نسبتاً خوبی برداشته شده است، اگرچه کامل و کافی نیست و به تناسب زمان هم باید تحولات جدیدی به وجود بیاید.

با شروع طرح جدید آموزش متوسطه، این کار توسعه بیشتری پیدا نمود و همزمان با اجرای این طرح و به دلیل نیازهای گسترده‌ی آموزش و پرورش به اطلاعات، مؤسسه‌ای را در آموزش و پرورش ایجاد کردیم.

جامعه آموزش و پرورش، جامعه‌ی بسیار بزرگی است. از یک سو حدود بیست میلیون دانش‌آموز و از سوی دیگر 000ر060ر1 معلم و کار داریم. از طرفی مناطق بسیار پراکنده و متنوع جغرافیایی در کشور، سطح نیازهای متفاوت، تفاوت آموزش بین دختران و پسران، مناطق مختلف، ساختارها و شاخص‌هایی که آموزش و پرورش باید با آنها درگیر شود. همه‌ی این مجموعه اطلاعات مستلزم یک سیستم انفورماتیک به روز و کارآمد است. خصوصاً هنگامی که با طرح آموزش متوسطه واحدی را شروع کردیم، کنترل واحدها، درس، معلم و پیشینه‌ی تحصیلی دانش‌آموز و ضبط سوابق تحصیلی و موارد مشابه دیگر به شکل دستی اصلاً امکان‌پذیر نبود.

شما تصور کنید! در جامعه‌ای که حدود چهار و نیم میلیون دانش‌آموز وجود دارد و این دانش‌آموزان از مدرسه‌ای به مدرسه‌ی دیگر و از رشته‌ای به رشته‌ی دیگر جابه‌جا می‌شود. در دوره‌ی متوسطه حداقل حدود 130 رشته‌ی مختلف و گرایش در شاخه‌ی کار دانش، متوسطه نظری و متوسطه فنی حرفه‌ای، حتی در سطح عالی وجود دارد، دیگر کنترل دستی امکان‌پذیر نیست.

حدود 950 درس در دوره‌ی متوسطه سازماندهی می‌شود. این را در تنوع دانش‌آموزان ضرب کنید، ببینید چه حجمی از اطلاعات است که فارغ‌التحصیل شدن دانش‌آموز و پیشینه‌ی تحصیلی‌اش وابسته به این اطلاعات است.

در همان مقطع به موازات طرحی را برای سیستم MIS وزارتخانه تهیه کردیم. چرا که پیشینه‌ی نیروی انسانی، ورود و تقاضای نیروی انسانی، پرداخت حقوق، جابه‌جایی نیروی انسانی از یک شهر به شهر دیگر و بحث‌هایی از این قبیل و سیستم بزرگی که اطلاعاتی این‌چنین دارد و اساساً اطلاعات در آن تولید می‌گردد، اگر مبتنی بر این اطلاعات تصمیم‌گیری نشود، هرگز قادر نخواهیم بود که چنین سیستم بزرگی را مدیریت کنیم.

در سال 1369 طرحی را به عنوان طرح جامع انفورماتیکٍ وزارت آموزش و پرورش مطالعه کردیم و برنامه‌ریزی آن از سال 1370 عملاً آغاز گردید. به موازات آن در طرح متوسطه هم درس‌های مربوط به موضوعات تحصیلی، برنامه‌ریزی درسی و نمره و مسایلی از این قبیل در جریان بود.

امروز به جرأت می‌توانم بگویم که تنها دستگاهی هستیم که به طور کامل یک سیستم MIS در آن مستقر است. حقوق توسط این سیستم پرداخت می‌گردد. جابه‌جایی معلم توسط این سیستم عملیاتی می‌شود. ارزش‌یابی توسط این سیستم انجام می‌گردد. نمره توسط این سیستم کنترل می‌شود و پایگاه‌های اطلاعاتی که ما در اختیار داریم، یک زیرساختی است که در طی حدود 8، 9 یا 10 سال برای عملیاتی کردن به وجود آمده است. در حالی که ما فاقد هرگونه زیرساختی بودیم.

شما مطلع هستید که وقتی ما در انفورماتیک از مدیریت بر اطلاعات صحبت می‌کنیم، زیرساخت نظریه‌ی این فکر یک طرز تلقی است که آدم و انسان در آن مهم‌ترین عنصر کلیدی برای تصمیم‌گیری‌ها است و اگر کسی با چنین طرز تلقی وارد موضوع انفورماتیک نشود، می‌توان گفت که راه خطا رفته است.

زیرساخت گسترش اطلاعات بدنه‌ی آموزش و پرورش یا لااقل بدنه‌ی اداری و ستادی آن، از سطح وزارت تا دورافتاده‌ترین منطقه‌ی آموزش و پرورش است. چنانچه شما به هر منطقه‌ی دورافتاده‌ی آموزش و پرورش مراجعه نمایید، خواهید دید که این سیستم انفورماتیک در جریان است و با این سیستم کار می‌کنند. با این سیستم حقوق پرداخت می‌شود و با تغییر قوانین و مقررات و ضوابط و درجه‌بندی و ضرایب و این چیزها، مزایا پرداخت می‌گردد.

خاطرم هست گاهی اجرای یک حکم قانونی و صدور احکام جدید برای معلمان، یک سال به طول می‌انجامید و این یک نوع تضعیف حقوق آنها و یک نوع تأخیر در انجام رسالت و عملیاتی بود که باید نسبت به پرسنل‌مان داشته باشیم.

امروز شما به هر نقطه‌ای که در آموزش و پرورش مراجعه کنید، این سیستم می‌تواند به عنوان یک سیستم عملیاتی کار کند و ما به آن سیستم «بگفا» می‌گوییم. تا این سیستم اجازه ندهد، حقوق پرداخت نمی‌شود و کسی جابه‌جا نمی‌گردد. این سیستم باید همه‌ی کارها را عملیاتی کند و این اطلاعات باید برای سیستم شناخته شده باشد. در این سیستم است که معلم به مدرسه تخصیص پیدا می‌کند، نیروی انسانی تخصیص پیدا می‌کند. نسبت‌ها سنجیده می‌شود و ارزیابی می‌شود.

ما برای برنامه‌های بلندمدت یا کوتاه‌مدت آموزش و پرورش، یک مجموعه اطلاعات به روز داریم. در حالی که اطلاعات آموزش و پرورش تا قبل از اجرای این سیستم حداقل با 2 یا 3 سال تأخیر تولید و عملیاتی می‌شد. شما می‌دانید 3 سال تأخیر در سیستم‌های بزرگ معنای فاجعه‌آمیزی می‌تواند پیدا کند.

پس ورود ما به بحث انفورماتیک، به لحاظ به کارگیری آن در خود آموزش و پرورش و راه‌اندازی یک سیستم مدیریت بر مبنای اطلاعات، یک پیشینه‌ی تقریباً 12-10 ساله دارد و به لحاظ ورود ما در موضوعات آموزش هم باز از نظر ما خیلی جدید نیست. چنانکه در وزارت آموزش و پرورش قبل از اینکه IT و بحث‌های دیگر به این شکل، مطرح باشد و یا دنیایی به نام دنیای Web به وجود بیاید، تلاشمان این بود که بتوانیم تدریس و موضوع تدریس را از طریق سایر رسانه‌ها به غیر از کتاب درسی تسهیل کنیم و این فرهنگی که تنها، کتاب درسی را به عنوان منبع معرفی می‌کند. بتوانیم این منبع را متنوع کنیم. تنوع‌بخشی به منابع، یکی از سیاست‌هایی بوده که در طی این سال‌ها در وزارت آموزش و پرورش انجام شده و هم‌اکنون نیز با سرعت ادامه دارد.

در حال حاضر کمتر درسی است که برایش نوار آموزشی نداشته باشیم. تقریباً مجموعه‌ی دروس ما در طی این سال‌ها با یک سیستم «مولتی‌مدیا» مواجه بوده و این سازمان در جهت به روز کردن سیستم‌های آموزش و ورود در ساختن نرم‌افزارهای متناسب با برنامه‌های درسی تلاش کرده است. پس باز هم این امر از نظر ما جدید نیست؛ یا به عبارت دیگر در بحث به کارگیری IT در آموزش یا برای آموزش در وزارت آموزش و پرورش یک پیشینه‌ی قبلی وجود دارد.

امروزه تمام دستگاه‌های اجرایی کشور در مواجهه با IT، یک‌وجهی هستند. به این معنا که در این دنیای جدیدی که به وجود آمده، می‌خواهند این را به کار بگیرند تا کار خودشان را تسهیل کنند. در صورتی که آموزش و پرورش در برخورد با IT دووجهی است؛ یعنی هم باید این کار را انجام دهد و هم موظف است که کسانی را که در این سیستم درس می‌خوانند مهیا کند تا توانایی کارکردن برای دیگران را داشته باشند؛ یا حتی می‌شود گفت «سه‌وجهی است!». یعنی باید خودش به کار گیرد، این مهارت را به دیگران انتقال دهد، روش‌های و مهارت‌های تدریس را بر این سیستم مبتنی کند. سه وجه کاملاً متفاوت است. اولی مدیریت بر اطلاعات است که MIS است. دومی آموزش IT است و سومی آموزش به طریق IT.

ما با یک موضوع سه‌وجهی در آموزش و پرورش مواجهیم. در وجه اول (MIS) عرض کردم که وزارتخانه یک سابقه‌ی ده‌ساله دارد. در وجه دوم که آموزش شاگردان است، این هم سابقه‌اش از سال 1364 شروع می‌شود. با تحولاتی که در آموزش متوسطه به وجود آمد می‌توان گفت رشته‌های متنوعی در این بخش به وجود آمدند که الان فارغ‌التحصیلان کار و دانش در رشته‌ی کامپیوتر و نرم‌افزار به سرعت جذب بازار می‌شوند و در واقع ما خودمان استفاده‌کنندگان از فارغ‌التحصیلانمان هستیم.

سومین مطلب که پیچیده‌ترین بخش کار است، این است که ما می‌خواهیم آموزش به طریق IT را توسعه بدهیم. مفهوم این آموزش الکترونیک و آموزش از راه دور است. مفهومش بهبود روش‌های تدریس از طریق خودآموزی از راه IT است و بهبود روش‌ها از طریق تولید در محیط web است و اینکه معلم توانا شود تا برنامه‌ی درسی‌اش را در محیط «وب» و متناسب با شاگرد تولید کند.

می‌خواهم بگویم که این یک فرصت استثنایی برای حرف‌های آرمانی ما است. ما می‌گوییم که آموزش و پرورش یک محیط انسانی است که انسانی، باید بتواند به دیگران نگاه کند و انسانی آموزش بدهد. نمی‌خواهیم ابزاری آموزش دهد. این بحث عمیق یک پیشینه‌ی فلسفی و نظری دارد که هر کس بتواند متناسب با استعداد خود آموزش ببیند. در دنیای معاصر بعد از انقلاب صنعتی هرگز برای این امر بستری ایجاد نشد. این آموزش مدرسه‌ای که امروزه داریم، آموزش دوران صنعتی است و مبتنی بر یک رویکردی که به تولید کلان فرد ماهر و باسواد می‌پردازد و این مدارس این‌گونه به وجود آمده است. بچه‌ها را 30 نفر، 30 نفر، 40 نفر، 40 نفر در کلاس‌ها می‌نشانند. در حالی که شما می‌دانید بچه‌ها علایقشان متفاوت است. انگیزه‌ها و استعدادها و خواسته‌هایشان مختلف است و هرگز یک نظام آموزشی به شکل آرمانی خودش حتی تا امروز قادر نبوده که به هر کسی متناسب با خودش و تناسب نیاز، انگیزه و پیش‌دریافت‌ها آموزش بدهد. این نظام مدرسه‌ای در واقع در همه‌جای دنیا یک تولید کلیشه‌ای دارد. البته این تولید نوعش فرق می‌کند. در غرب یک جور است، در شرق یک جور است، در ایران یک جور است، کشورهای آسیایی جور دیگرند، اما در اینکه تولیدشان کلیشه‌ای است هیچ تردید نکنید. همه‌ی بچه‌ها با استعدادهای متنوع را می‌نشانند روی صندلی. برخی‌ها را متوقف می‌کنند، بعضی‌ها را هم عبور می‌دهند. اگر بپرسیم که چرا این فرد متوقف شده، مثلاً می‌گویند که این فرد در درس ریاضی نمره نیاورده است. اگر سؤال کنیم که این دانش‌آموز ممکن است استعداد آموزش ریاضی را به طریقی که شما یاد می‌دهید نداشته باشد، ولی استعداد یادگیری روزنامه‌نگاری، عکاسی یا بسیاری از چیزهای متنوع دیگر را داشته باشد. پس چه طور متوقفش می‌کنید؟ این تنها سؤالی است که نظام تعلیم و تربیت جهانی اصلاً برایش پاسخی ندارد و تا امروز هم نداشته است! با این مفهوم که در واقع در محیط انسانی، انسانی نگاه می‌کنم، در واقع می‌خواهیم بگوییم دنیای web به عنوان یک منبع انرژی‌زا به ما امکان جدیدی می‌دهد و می‌تواند ما را قادر کند تا نظام آموزشی به تناسب خواست‌ها و نیازها و به تنوع دانش‌آموزان به سراغشان برود و آموزشی متناسب با نیاز به آنها ارایه دهد.

به این علت است که عرض می‌کنم اگر IT در هیچ دستگاهی جنبه‌ی راهبردی (استراتژیک) نداشته باشد در آموزش و پرورش موضوعی راهبردی است. در تدریس و آموزش و پرورش اگر قرار باشد از انسانی‌ترین خصلت‌ها برخوردار شویم، این نظام به عنوان یک نظام یکپارچه، مستلزم به کارگیری این ابزار است و این بستر، بستری است که امروز این امکان را به وجود می‌آورد و ما هستیم که باید از آن استفاده کنیم، که بحث دیگری است. به هرحال به عنوان یک بستر این امکان به وجود آمده است که هر کس، در هر سن، در هر جا و به تناسب هر ذایقه‌ای آنچه را آموزش ببیند که انسان طلب می‌کند. می‌شود گفت که ما از این نظر در بهشت برین دنیا هستیم. چون واقعاً مقصد نهایی در آموزش و تعلیم و تربیت این است که استعدادهای افراد را پرورش دهیم و در واقع متناسب با این استعدادها به آنها خوراک فکری برسانیم. به این لحاظ، راهبردی است. از سوی دیگر این ایده‌آل یک تهدید جدی است. یعنی در این بستر سه‌وجهی قطعاً بدانید که هیچ دستگاهی به اندازه‌ی ما تهدید نمی‌شود. اگر می‌گویید هویت! اگر می‌گویید زندگی! اگر می‌گویید جهانی شدن! اگر می‌گویید زندگی با دیگران! اگر می‌گویید دنیای صلح! هر کدام از این مفاهیمی که می‌گویید مفهوم سیاسی یا مفهوم اقتصادی یا اجتماعی است. اگر ما قدرت مشارکت در این دنیا را به عنوان یک نیرو و مجموعه‌ای که خواست‌هایی دارد و برای این خواست‌هایش توانایی برنامه‌ریزی دارد، دنبال نکنیم، طبیعتاً دیگران خوراک ما را خواهند ساخت و به ما خوراک فکری خواهند داد. هم زبان و هم هویت و فرهنگمان را تهدید خواهند کرد. به عبارت دیگر ما با یک پدیده‌ی کاملاً چندوجهی روبه‌رو هستیم. این بستر، بستری است که می‌تواند حضور انسانیِ انسان را بیشتر کند. یعنی به تناسب نیاز هر کس به او پاسخ می‌دهد. اما وقتی من مشارکت نکردم و به تناسب فرهنگم، دانشم، عمق خواست‌های ارزشی خودم یا مطالبات دانشم از این دنیا طلب نکردم، مشارکت و تولید نکردم، دیگران تولید نمی‌کنند و این همان جایی است که دنیای بزرگ ما که دارای فرهنگ متنوع است، به یک دنیای کوچک یعنی همان دهکده‌ای که آقایان از آن اسم می‌برند، تبدیل شود. یک دهکده‌ی کوچک که همه به دنبال ایجاد یک نوع فرهنگ هستند. نسل گذشته را، هویت و فرهنگ گذشته را به مخاطره می‌اندازند. من این مطلب را به این دلیل عرض می‌کنم که تا امروز که به موضوع IT پرداخته شده، در واقع از یک وجه به آن نگاه شده است. آن وجه تکنولوژیکی، وجه تسهیل‌کننده و وجه رقابتی آن در دنیای آزاد است. امروز که اقتصاد آزاد مستلزم مبادله‌ی اطلاعات است. این اطلاعات اگر به تناسب در اختیار همگان قرار نگیرد، در واقع یک فرصت از آنها سلب شده؛ این دیگر نهایتش هزینه‌ی اقتصادی است که شما می‌پردازید.

ما از وجه انسانی این دنیا اگر نسبت تعریف‌شده‌ی خودمان را نداشته باشیم، یا از مشارکت کنار بکشیم، یا مشارکت را بد بفهمیم، یا استفاده از این ابزار را به جامعه بد تفهیم کنیم یا خودمان بد فهمیده باشیم، دچار یک خسران مضاعف خواهیم شد. خسران مضاعف این است که هم تاریخ و هم هویت و فرهنگمان و همه‌ی گذشته‌مان را به سادگی از دست می‌دهیم. نسل آتی بالاخره معطل نمی‌ماند. نسل آینده از ما جلوتر است. نسل جوان در فهم این پدیده از ما جلوتر است. دسترسی هم به سادگی امکان‌پذیر است. شما می‌دانید که در این زمان دیگر هیچ دیواری وجود ندارد و تمام دیوارها در حال فروریختن است و تنها دیواری که دیوار بین ملت‌ها را تشکیل می‌دهد، دیوار هویت فرهنگی، تاریخی، اجتماعی و اعتقادی و گذشته است. لذا در فرصت باقی مانده باید وارد شویم، بفهمیم، استفاده کنیم و تولید کنیم. تأکید می‌کنم تولید کنیم و تولیدکردن مستلزم نیروی ماهر است. باید این محیط را بفهمد و متناسب با این محیط برای آن دانش‌آموزی که استعدادها، خواسته‌ها و ذایقه‌هایش متفاوت است بتواند تولید کند. لذا می‌خواهم بگویم آموزش و پرورش یک راه بدون بازگشت دارد؛ اگر مشارکت نکند، در واقع نسل آتی از او جلو می‌افتد و فرهنگ و هویتی را خواهد گرفت که دیگران برایش تولید کردند! لذا راه بدون بازگشتش این است که در این امر مشارکت کند. چنانچه بخواهیم بگوییم در بین سازمان‌های مختلف یک جامعه‌ی مدنی در مواجه با پدیده IT کدام سازمان حساس‌تر و رقابت‌انگیزتر است، دستگاه آموزش و پرورش است. چراکه هم می‌تواند این مسئله را تسهیل کند و به نفع محیط و فرهنگ خودش مصادره کند و هم می‌تواند بی‌تفاوت باشد. دیگران، این نسل، این کشور و این هویت را به نفع خودشان مصادره کنند. به میزانی که ما مشارکت کنیم، زبانمان (زبان فارسی) جا باز می‌کند؛ به همین دلیل است که امروز می‌گوییم در بین زبان‌ها، محیط وب را که می‌خواهیم بشناسیم، الزاماً باید انگلیسی بدانیم و در آن هیچ تردیدی نداریم؛ ولی آن سوی قضیه هم این است که برای این کار در برنامه‌های درسی‌مان تجدیدنظر کنیم که بالاخره بچه‌ها یک حدی از زبان را بدانند تا بتوانند در این دنیا وارد شوند. ولی از طرف دیگر اگر نتوانیم به زبان فارسی تولید کنیم و در این محیط قرار بدهیم، آن وقت پدیده‌ی تنوع زبانی را به یک‌زبانی تبدیل می‌کنیم و آن همان چیزی است که یک جهان را به یک دهکده‌ی کوچک و آن هم یک دهکده‌ی فرهنگی کوچک تبدیل می‌کند. ما می‌توانیم دهکده‌ی اقتصادی کوچک داشته باشیم، اما نمی‌توانیم دهکده‌ی فرهنگی کوچک داشته باشیم. در یک دنیای بزرگ که تنوع فرهنگ‌ها و تنوع زبان‌ها و ارزش‌ها در آن پایدار است، باید هم به ارزش‌های دیگران احترام بگذاریم و هم به ارزش‌های خودمان. ولی فقط احترام نیست! باید بتوانیم برای عرضه‌ی ارزش‌های خودمان از این محیط به خوبی سود ببریم. این امر اولاً مستلزم فهم خود پدیده است و سپس افزایش مهارت معلم. سپس یک زیرساخت فلسفی دارد که می‌شود سؤال کرد که زیرساخت نظری و فلسفی این پدیده کجاست؟ در طرح تکفا می‌شود این سؤال را طرح کرد. دوم این است که این پدیده یک زیرساخت علمی دارد که مستلزم نیروی ماهر است. نیروی ماهر پرورش می‌دهیم که این موضوع را بفهمد. این نباید خودش پروسه‌ای از وابستگی‌های جدید را برای ما ایجاد کند. ما باید به توان و تناسب خودمان تلاش کنیم تا در این محیط وارد شویم. نکته‌ی سوم این است که آن را برای آموزش هر کس، در هر جا، هر زمان و هر سن به تناسب ذایقه‌ها و سلیقه‌های مختلف به کار گیریم و این امر مستلزم آن است که ما منابع درسی‌مان را متنوع کنیم. می‌توانیم یک مقدار از شیوه‌های گذشته دست بکشیم. یعنی باید بتوانیم یک نوسازی انجام دهیم. به این ترتیب من عرض می‌کنم که این پدیده یک پارادایم است. این صحبت در آموزش و پرورش دقیقاً یک پارادایم است و همه چیز نیازمند تجدیدنظر است! در همه‌ی موضوعات و در همه‌ی برنامه‌ها؛ تا بتوانیم به شکل شایسته‌ای استفاده کنیم، والا نقش ابزاری پیدا می‌کند. بعد شما می‌دانید وقتی که تکنولوژی را با جنبه‌ی ابزاریش در کشورمان وارد می‌کنیم، با ماهیت انتقال و فهم دانش عمل نمی‌کنیم. ابزارها به سرعت کهنه می‌شوند. ما سر جای خودمان می‌مانیم و دنیا جای خودش می‌ماند و نمی‌توانیم این پدیده را با این شکل به کار گیریم و به انفعال کشیده می‌شویم.
خانم عصاری: تهاجم فرهنگی هم اینجا مطرح می‌شود. اینکه ابزار کهنه می‌شود، یک طرف قضیه است، بحث اصلی این است که ما محتوا را نداشته باشیم و ...
آقای علاقه‌مندان: بله، آن طرف محتوا را می‌سازد. دنیا برای ما کار می‌کند. اصلاً انتظار نداشته باشید که وقتی ما متوقفیم، دیگران هم خواب باشند! اصلاً این طور نیست. دنیا روی موضوع فرهنگ قطعاً برنامه دارد. من این را به این دلیل عرض می‌کنم. روی موضوع فرهنگ، دین، زبان یعنی اینهایی که مربوط به هویت‌های فرهنگی متفاوت در عرصه‌ی دنیا است، برنامه دارد. به همین دلیل است که شما می‌بینید چینی‌ها به شدت مراقبت می‌کنند و این پدیده را دنبال می‌کنند که زبان چینی باید در این محیط قابل تولید باشد. یعنی اگرچه ما به زبان‌های دیگر نیاز داریم، ولی هیچ صاحب قدرتی، صاحب فرهنگی، عرصه‌ی تک‌زبانی را برنمی‌تابد. پس این ابزار در اختیارمان است. باید بتوانیم زبان فارسی را متناسب با استانداردهای این محیط به کار بریم. باید به تناسب این محیط بتوانیم برنامه‌ی آموزشی‌مان را متحول کنیم. سیستم‌های ارزشی‌مان را متحول کنیم. دانش حرفه‌ای معلم را عوض کنیم. تولید دانش در این محیط به همان اندازه که برای همه لازم است، برای معلم واجب است. یعنی این محیط به سادگی در اختیار معلم است و یک برنامه درسی را که می‌خواهد سر کلاس عرضه کند، در این محیط بسیار متنوع‌تر و پویاتر ارایه کند. یعنی عمق و وسعت یادگیری را عوض نماید.

دنیای بچه‌ها را بتواند کاملاً به یک دنیای جدید تبدیل کند. نمی‌توانیم بی‌تفاوت باشیم. اینجا مهارت معلم نقش اول را دارد. استفاده از موضوع تجدید نظر در برنامه‌های درسی به عنوان یک رویکرد، یک بحث جدی است و می‌توان گفت ما به این دلیل است که روی این پروژه باید کار مفصلی انجام دهیم. همان طور که گفتم در طول بیست سالی که در آموزش و پرورش کار می‌کنم، این نقطه را حساس‌ترین نقطه و چهارراهی می‌بینم که آموزش و پرورش در طول تاریخ آموزش مدرسه‌ای در ایران تا امروز با آن مواجه شده است. یعنی هیچ گذری برای ما از این گذر تعیین‌کننده‌تر نیست. به همین دلیل می‌گوییم برای آموزش و پرورش نقش استراتژیکی دارد و اگر دولت، مردم و مجموعه‌ی کسانی که در امر آموزش مداخله دارند، به این مسئله توجه نکنند، همه‌ی دنیای ما که نو شود، دنیای فناوری نو شود، اقتصادمان نو شود، بانک دیجیتالی راه بیافتد، اقتصاد دیجیتالی را راه بیاندازید. تمام اینها که انجام شود، اگر آموزش و پرورش در این مسأله مداخله نداشته باشد، هیچ طرحی از این تکنولوژی جدید نخواهیم بست! و در این رقابت جدید هم هیچ سهمی به عنوان ارزش افزوده‌ی نهایی نخواهیم داشت. ارزش افزوده‌ی کار، دانایی و خلاقیت و در نهایت کاری است که بیشتر انسانی است و بیشتر به خلاقیت انسان و ماهیت او توجه دارد. از آن ارزش اضافی تولید نخواهیم کرد و در اقتصادمان هم هیچ نقشی نخواهد داشت. به همین دلیل است که ما واقعاً در حدی که توانستیم در این پروژه تلاش کردیم، مشارکت بکنیم و به هر حال قدمی برداریم.
آقای مظلوم: جناب مهندس، همان طور که خودتان فرمودید، در بحث MIS آموزش و پرورش کارهایی انجام داده و خوب هم بوده، در مقایسه با سایر وزارتخانه‌ها، موفق‌تر هم عمل کرده است. حداقل همین بحث ثبت و ربط وضعیت دانش‌آموزان و انتقال معلمین و ... . به هر حال اقداماتی که جای تقدیر و تشکر دارد. انشا‌ءا... که بیشتر از این توسعه یابد. اما بحث دیگری که در ما خیلی مشتاق هستیم در مورد آن صحبت شود، بحث آموزش IT است. چقدر در این زمینه جلو رفتیم یا می‌توانیم جلوتر برویم؟ یا حتی بهتر است سؤالم را این طور مطرح کنم که آیا روندی که در پیش داریم، مثمر ثمر است؟ آیا دنیا نیز با این سرعت پیش می‌رود؟
آقای علاقمندان: خیر. من اعتقاد دارم که IT به عنوان رویکرد باید انتخاب شود نه به عنوان درس. اصلاً درسی به نام IT معنی‌دار نیست. اگر گفتیم رویکرد یعنی همه‌ی دروس باید بتوانند در این محیط خودشان را تعریف کنند و با این موضوع آمیخته شوند.
آقای مظلوم: به هر حال یک فناوری وجود دارد. من یادم می‌آید که آن موقع که مدرسه می‌رفتیم، رشته‌ها شامل علوم انسانی، اقتصاد نظری، ریاضی و تجربی بود. تصور من این بود که اگر کسی رشته‌ی تجربی را انتخاب می‌کند در آینده باید پزشک شود. حالا یک بخش کار و دانش به وجود آمده که فارغ‌التحصیلان آن - به عنوان دیپلمه‌های کامپیوتر - به راحتی می‌توانند در این فضایی که بی‌کاری حرف اول را می‌زند، شغلشان را پیدا کنند. سپس ما با یک شغل جدید و یک فرهنگ جدید روبرو هستیم که باید نیرویش تربیت شود. آیا به نظر شما ما در این زمینه خوب عمل کردیم؟
آقای علاقمندان: به نسبت دنیا خیر. من اعتقاد ندارم به نسبت کشورهای مشابه خودمان عقبیم، ولی ممکن است 5 سال دیگر کاملاً عقب باشیم. دنیا دو وجه را انتخاب کرده است. یک وجه این است که برای این سطوح حرفه‌ای و مشاغل جدیدی که در حال به وجود آمدن است، متخصص به وجود بیاورد که ده‌ها شغل در اثر این پدیده در جامعه‌ی امروز به وجود آمده است. به عنوان مثال زمانی که تلفن همراه تازه عرضه شده بود، مراکز تعمیر آن معدود بود، اما شما امروز جایی را پیدا نمی‌کنید که در آن تلفن همراه خرید و فروش نشود، عرضه نشود و یا تعمیر نشود؛ در هر شهرستانی وجود دارد. اینها مشاغل جدید هستند. از این موضوع تنها 8-7 سال گذشته است. ببینید چقدر شغل به وجود آمده است.

ما به عرصه‌ی ماهوی کار که بیشتر نرم‌افزاری است و به آن اشاره نکرده‌ایم، نپرداخته‌ایم. اگر بازار تولید برای نرم‌افزار ایجاد شود، معتقدم که ما ایرانی‌ها استعداد و قابلیت این را داریم که در این بازار تولید - لااقل به نسبت جمعیت‌مان - مشارکت جدی داشته باشیم. یک کشوری مثل هند یک هدف 8 میلیارد دلاری را برای تولید نرم‌افزار انتخاب می‌کند و برای سال 2015 آن طور که مطلع هستیم یک هدف 83 میلیارد دلاری را انتخاب می‌کند. چرا؟ برای اینکه به هر حال به این قابلیت‌ها توجه کردند اما در همان هند بلافاصله برحسب یک اطلاع دقیق 150 مرکز آموزش عالی برای آموزش IT تهیه دیدند.

در دانشگاه‌های ما برای اینکه یک برنامه‌ریزی شود، باید چقدر مشکلات را از سر راه برداریم. به عنوان مثال ما با بخش خصوصی چه کردیم؟ هرگاه دولت خواست رقیب بخش خصوصی شود، بخش خصوصی را نابود کرده است. این اعتقاد شخصی من است. من هم‌اکنون در یک دستگاهی کار می‌کنم که خیلی نسبتی با بخش خصوصی نداریم. آموزش و پرورش در تمام دنیا دولتی است. ولی در همین پدیده‌ی IT تقریباً سیاست‌گزاری ما متمایل به این بوده که تقریباً اکثر قریب به اتفاق موضوعاتی که کار می‌کنیم، تلاش کنیم بخش خصوصی متشکل به وجود بیاید. چرا که به خواسته‌ی ما بتواند جواب دهد. ما برای اینکه بخش خصوصی را راغب کنیم، 2 جشنواره‌ی نرم‌افزار تولید کردیم که از طریق تولید نرم‌افزار برای آموزش، شروع به مشارکت کند. از این طرف باید بستر را آماده کنیم تا مدارس این نرم‌افزار را بگیرند و استفاده کنند. چون بخش خصوصی باید به اقتصادش فکر کند. از این طرف باید حمایت کنیم تا تمام اینها شروع به تولید نرم‌افزار کنند. یک روز ما خودمان فیلم تولید می‌کردیم، نرم‌افزار تولید می‌کردیم، الان این کار را نمی‌کنیم چون هر تولیدی باید به بخش خصوصی برود. در واقع باید انگیزه‌هایش به وجود بیاید و بخش خصوصی این کار را شروع کند. ما یک جشنواره نرم‌افزار که می‌خواهیم برگزار کنیم، چند 10 میلیون توان برای ما هزینه دارد، ولی این کار را کردیم. یا در موضوع آموزش معلم که شما مطلع هستید، شاید برای اولین بار در تاریخ آموزش و پرورش، آموزش معلم را با بخش خصوصی انجام می‌دهیم. وقتی که من می‌خواستم این بخشنامه را ابلاغ کنم، همه اعتراض می‌کردند. در همین محیط آموزش و پرورش، ما محیط فرهنگیمان را باید یک مقدار آماده کنیم. امروز در اغلب نقاط کشور حدود 000ر70 معلم را در آموزش دارم که در تاریخ کشور بی‌سابقه است. چگونه ممکن است این کار تحقق پیدا کند؟ خوب تلاش کردیم اعتباری را که می‌گیریم در بخش خصوصی تزریق کنیم. اگر بخش خصوصی شروع به تجهیزشدن کرد، مطمئن باشید که فشار، هوش و حواس نیروی انسانی آموزش و پرورش را هم سر جایش می‌آورد.

یعنی وقتی که تخصص در بازار طالب پیدا کرد، مراجعه به مدرسه‌ی کار و دانش سه‌برابر می‌شود. وقتی ظرفیت ثبت نام ندارد، باز هم بخش خصوصی شروع به تشکیل شدن می‌کند. چنانچه شما نگاه کنید، در سال 1369 در کل کشور هنرستان غیرانتفاعی وجود نداشته است. اما با تحولاتی که اتفاق افتاده، امروز شما در هر شهری که وارد شوید حداقل 3 یا 4 مدرسه‌ی غیرانتفاعی فنی و حرفه‌ای که رشته‌ی کامپیوتر دارند می‌بینید. چرا؟ برای اینکه ما از یک طرف پول‌هایمان را در بازار ریختیم و گفتیم بازار کار ما به این تخصص نیاز دارد. این آموزش را می‌خواهیم. اگر دیگران هم می‌خواهند، این کار را بکنند. بخش‌های پرقدرت اقتصادی در کشور وجود دارد، ولی رقیب بخش خصوصی است. ما بخش پرقدرت اقتصادی نیستیم، ما بخش تولیدی اقتصاد نیستیم، اما به عنوان یک بخش استفاده‌کننده از منابع دولت همیشه در این جهت گام برداشتیم. خوب وزارت صنایع به دلیل منابع و قدرت اقتصادی که در اختیار دارد، می‌تواند بخش IT خود را به سرعت راه‌اندازی کند. در آموزش و پرورش مهم‌ترین منابع ما فقط معلم است. ما غیر از معلم چه داریم؟ تمام پولی که به ما می‌دهند حقوق معلم است. اما با این حال ما به این مسأله توجه داشتیم که اگر بخواهیم IT توسعه پیدا کند باید بازار شکل بگیرد. این بازار باید متقاضی نیرو شود. وقتی تقاضای نیرو کرد، بستر تولید آماده می‌شود. الان در نقاط مختلف کشور، مدرسه‌ی غیرانتفاعی تشکیل شده برای اینکه تقاضا وجود دارد. مردم آماده‌ی سرمایه‌گذاری و مشارکت هستند. این ما هستیم که ساختارهای کهنه را به تکنولوژی جدید تحمیل می‌کنیم. IT بیشتر از نیاز ابزاری نیازمند به اندیشه و تغییر است؛ طرز تلقی، تغییر نگرش و تغییر نگاه است. ساختار ثابت با IT سازگار نیست. ساختارهای غیرمنعطف، جامانده، کهنه و پوسیده‌ی 60-50 ساله‌ای که در این کشور جا خوش کرده‌اند و مدیریت‌های کهنه را می‌پسندند؛ این با IT مخالف است. احتمالاً تغییر و تحول را برنمی‌تابد. IT تمام موقعیت شما را به نوسازی می‌خواند. ما در مدیریت روش‌های کهنه را می‌خواهیم کنار IT به کار گیریم. کدام یک از دستگاه‌هایی که Paperless را اجرا کردند، موفق بوده‌اند و چرا؟ برای اینکه ساختار کهنه سوار بر تکنولوژی نو است. اساساً باید مسیر کار و نوع نگرش نسبت به انجام کار عوض شود. تا تغییر نسبت کار، نوع کار و شیوه‌ی انجام کار در ذهن شما شکل نگیرد، IT مؤثر واقع نمی‌شود، IT کمکی نمی‌کند، IT هزینه‌زا می‌شود، IT باربر شما می‌شود و لازم است که شما این اندیشه را عوض کنید. IT در واقع با کل این ساختار عجین می‌شود و مقدم در به کارگیری IT باید این ذهن‌ها نسبت به زیرساخت‌های کهنه تغییر کند و به این دلیل است که من می‌گویم IT در آموزش و پرورش یک پارادایم است نه یک ابزار. کسانی که ابزاری به موضوع IT در آموزش و پرورش نگاه می‌کنند، قطعاً توفیق پیدا نمی‌کنند.
آقای مظلوم: پارادایمی که شما مطرح می‌کنید، آموزش بر مبنای IT است و اینکه کل عمود خیمه‌ی آموزشی را IT قرار بدهیم، آیا باید با این زاویه به آموزش نگاه کنیم؟
آقای علاقمندان: من می‌گویم با این زاویه که به آموزش نگاه می‌کنیم، چیزهای جدیدی درک می‌کنیم. درک جدیدی از آموزش پیدا می‌کنیم.
آقای مظلوم: الان ما در خدمت رییس سازمان پژوهش آموزش و پرورش هستیم. سؤال این است امروز در آموزش و پرورش این نگاه حاکم است یا نیست؟
آقای علاقمندان: شما می‌توانید بگویید هم و هست و هم نیست.
آقای مظلوم: اگر از شخص دیگری می‌پرسیدم، جواب دیگری می‌داد.
آقای علاقمندان: جواب می‌دهم. ببینید، پدیده‌هایی وارد می‌شوند. تکنولوژی نسل در نسل سابقه دارد. یک پیشینه دارد، به تدریج هم وارد می‌شوند و در بستر شروع به تغییر دادن می‌کنند. مثل این که مشکلی که ما داریم. یک اصل به نام اصل 30 در قانون اساسی است که براساس آن آموزش و پرورش رایگان است. از همان روز اولی که این اصل را گذاشتیم، تا امروز با این اصل کنار می‌آییم. روز اول که این اصل را گذاشتند اصل آرمانی بود. آرمان خوب است. کسی که چشم‌انداز ندارد، آرمان ندارد. به اعتقاد من، اساساً قابلیت زندگی کردن ندارد. اما اینکه ما چه برنامه‌ای داریم که به این آرمان برسیم زمان‌بر است. شما نمی‌توانید بگویید که امروز هست یا نیست. از شما بعید است. شما که در دنیای دیجیتالی زندگی می‌کنید، این دنیا، دنیای فازی است. ما یک نقطه‌ی بله و خیر نداریم.
خانم عصاری: دیدگاه شما چیست؟
آقای علاقمندان: دیدگاه ما این است که آموزش و پرورش باید به سمت این دنیا برود و چاره‌ای ندارد. باید قدم‌هایی را بردارد. اینجا یک دستگاه بزرگ است. اینجا 000ر060ر1 (یک میلیون و شصت هزار) نفر پرسنل دارد. اینجا با یک دستگاهی که 000ر4 پرسنل دارد، فرق می‌کند. من فقط در یک منطقه‌ی آموزش و پرورش 000ر35 پرسنل دارم. لذا شما برای آموزش و پرورش باید یک برنامه‌ریزی داشته باشید. از یک نقطه شروع کنید و به یک جایی برسید. در سطح مدیران و مسئولان آموزش و پرورش امروز این نگاه وجود دارد. در سطح عملیاتی باید کار را از یک جایی شروع می‌کردیم. باید بدنه را آماده می‌کردیم. همان طور که گفتم، به دلیل نوع اقدامات ما در طی 10 سال گذشته این پی‌گیری‌ها انجام شده است. باید گفت ما نیازمند منابع هستیم. این کار از جمله کارهای زیرساختی است. درست مثل راه‌سازی. در آموزش و پرورش موضوع IT همان راه ساختن است، زیرساخت است. این سرمایه‌ها را دولت تدارک کند تا با بخش خصوصی کارکردن را شروع کنیم. در مالزی خواستند 100 مدرسه به شکل Smart پایلوت کنند. به ازای هر مدرسه حدود 800 هزار دلار سرمایه‌گذاری کردند. این می‌شود کل پول IT دولت در سال 1381. یعنی 80 میلیون دلار سرمایه‌گذاری کرده که به پول ما 64 میلیارد تومان - کل بودجه‌ی تکفا - می‌شود. ما تا حدی که توانستیم، بستر ایجاد کردیم. همین آموزش و پرورش 000ر1 تا 000ر1 تا کامپیوتر واردش می‌شده است. دست آخر یک برنامه تهیه کردند و تا پایان سال، حدود 000ر40 کامپیوتر برای خرید برنامه‌ریزی شد. من تعهدم را عمل کردم. کدام دستگاه تعهدش را عمل کرده است. 000ر70 معلم را در بخش خصوصی آموزش دادم. کدام دستگاه این کار را انجام داده است. ما در حال نوسازی برنامه‌هایمان هستیم. تقریباً متجاوز از 40 پروژه برای تولید محتوای مبتنی بر وب تهیه شده است. پروژه زیرساخت مطالعه شده، معماری شبکه مطالعه شده، پروژه Plat form شبکه‌ی آموزش در دست مطالعه است. در این دستگاه 7-6 تحقیق در مورد موضوعات مختلف انجام شده است. پروژه‌ی راهبردی‌مان را تهیه کرده‌ایم. پروژه مدل مفهومی مدرسه مطالعه شده، الان آماده‌ی ارایه است. باید پشتیبانی شود. حالا در سال 82 دولت 2 درصد از بودجه‌ی جاری آموزش و پرورش را به IT اختصاص داده است. من به شما عرض می‌کنم بودجه‌ی جاری سایر دستگاه‌ها بسیار خوب است. وزارت صنایع با کسری بودجه مواجه نیست، ولی آموزش و پرورش که در سال گذشته 300 میلیارد تومان کسر بودجه داشته و 200 میلیارد تومان این کسر بودجه به سال 82 منتقل شده است. چطور ممکن است 2 درصد از بودجه‌ی کسری دارش را صرف IT کند؛ این سؤال است. 15 میلیارد تومان به ما داده‌اند و من تنها دستگاهی هستم که صددرصد بودجه‌ام را گرفته‌ام و اعتقاد دارم که تنها دستگاهی هستیم که وظایفمان را به خوبی انجام داده‌ایم. این جایزه‌ای است که به ما می‌دهند.
آقای مظلوم: امسال (سال 82) بودجه‌ی اختصاص داده شده چقدر شده است؟

آقای علاقمندان: هنوز که خبری نیست. چهار ماه از سال گذشته و هنوز موافقت‌نامه‌ای روی پروژه‌ی IT امضاء نشده است. فقط دستورالعمل‌های دولت آمده است. دستورالعمل دولت این است که 2 درصد از بودجه جاری دستگاه‌ها. سؤال می‌کنم که آموزش و پرورش که 200 میلیارد تومان از کسری بودجه‌اش در سال گذشته به سال 82 منتقل شده است، چطور ممکن است 2 درصد از آن را خرج IT کند؟ آیا این فروپاشی یک پروژه‌ی بزرگ نیست؟ یک پروژه‌ی بزرگ را آغاز کردیم، دعوت کردیم، انگیزه و علاقه به وجود آوردیم. اگر تنوع پروژه‌های ما را در آموزش و پرورش ببینید، حتماً تعجب می‌کنید.
خانم عصاری: طبق بحثی که فرمودید، حرکتی که داشتید یک حرکت سخت‌افزاری بوده است. به هر حال یک سری سخت‌افزارها را گرفتید و شروع به آموزش معلمان کردید. بحث این است که در حاشیه‌ی آموزش حرکت کردید! این محتوایی که این چند سال آموزش داده می‌شود، حتی این‌ها را آماده‌ی جامعه‌ی صنعتی نکرده است! حالا سؤال این است که آیا این محتوایی که این 60-50 سال است عوض نشده را آماده کرده‌ایم؟ به هر حال بودجه‌های IT کلان است.
آقای علاقمندان: اصلاً کلان نیست. چه کسی گفته کلان است؟
خانم عصاری: بحث تهدیدی که شما می‌فرمایید که ابزار را آماده کنیم، اما به محتوا نپردازیم.
آقای علاقمندان: 40 تا از پروژه‌های ما مربوط به محتوا است. پروژه محتوا اصلاً استاندارد است. این استانداردها دو تا است؛ LMS و LCMS. باید نسبت به اینها تعیین تکلیف شود. خود تولید محتوا نیاز به تخصص دارد.
آقای مظلوم: بحث دانش‌آموز پژوهنده است. یعنی دانش‌آموز خلاق بار بیاید.
خانم عصاری: بحث این است که نگرش طوری باشد که وقتی به LCM و LCMS رسیدیم، این دانش‌آموز و در نهایت این محصول آموزش و پرورش طوری باشد که قابل استفاده باشد.
آقای علاقمندان: حرف شما را می‌فهمم. بین دنیای صنعتی و دنیای IT امروز یک دره‌ی عمیق داریم. همیشه لازم نیست که این دره را پر کنید تا به دنیای امروز برسید و اتفاقاً به این دلیل پارادایم است. فرض کنید شما سوار یک قطار جدیدی می‌شوید که این قطار جدید کاملاً تواناست. یک نوسازی دارد و می‌تواند اینکار را بکند. وقتی شما می‌گویید آموزش خلاق که دانش‌آموز پژوهنده تحویل بدهد. دانش‌آموز پژوهنده مربوط به طرح راهبردی ما است. می‌دانم که به چه چیزی اشاره می‌کنید.
خانم عصاری: شما متهم هستید که در پوسته حرکت می‌کنید و آن محتوای اصلی را رها کرده‌اید. حالا آن بودجه‌های که ...
آقای مظلوم: حالا به این موضوع می‌رسیم آقای مهندس. شما فرمودید که من صفر و یک جواب نمی‌دهم. ولی من فکر می‌کنم شما صفر و یک جواب دادید. جواب این بود که در سطح مدیران ارشد آموزش و پرورش پارادایم IT وجود دارد. یعنی این عزم هست که بیاییم این پل را بزنیم و جلو برویم. سؤال بعدی این است که اگر این پارادایم وجود دارد، باید به طرح جامعی تبدیل شود. آیا این طرح جامع وجود دارد؟
آقای علاقمندان: بله، داریم تهیه می‌کنیم. می‌توانم بگویم تقریباً به لحاظ مطالعات و پیشینه، همه‌ی آنهایی که با کار ما درگیر هستند (هم دستگاه‌های بالاترمان و هم دستگاه‌های پایین‌ترمان) کارهایی را شروع کرده‌اند. چند تا کار بود. ما از یک طرف با پدیده‌ای به اسم IT دولت روبرو بودیم که یک بودجه‌ای داشت و باید روی آن بودجه عملیات می‌کردیم و یک مزه‌ای از این بودجه را زیر زبان آخرین نقاط سیستم‌های مربوط به آموزش و پرورش قرار می‌دادیم که مقداری از این بحث با آن درگیر می‌شود. این بخش کاملاً عملیاتی بود. مثلاً در بودجه‌مان ایجاد ساختار مناسب آموزش در مدیران، آموزش معلمان، یادگیری در محیط الکترونیک را داریم. همه‌ی اینها موضوعاتی هستند که هر کدام یک پروژه است و باید روی آن مطالعه کنید. برای مطالعه‌ی آن یک مطالعه‌ی فاز صفر هم انجام بدهید.

بسیاری از پروژه‌هایمان مطالعه فاز صفرش انجام شده است. اصلاً شما یک RFB بنویسید که خواسته‌های شما باشد. بدون یک مطالعه‌ی 5-4 ماهه نمی‌توانید به آن جواب بدهید. بودجه‌ای که به من دادند در آبان ماه سال 81 دادند ولی عملیاتی که شروع کردم از آبان ماه سال 80 بود. یعنی یک سال ما کار عملیاتی کردیم، بدون اینکه یک ریال پول بگیریم و پروژه‌های مختلف کار را تعریف کنیم. در این برنامه، یک پروژه مطالعاتی داریم. وقتی می‌گویم آموزش معلمان، آموزش معلمان یک فاز مطالعه داشته که این کار در جاهای دیگر چگونه انجام شد؟ به چه شکل؟ محتوایش چه بوده؟ استانداردش چه بوده؟ این مطالعه را فاز صفر می‌گویند. فاز یک تبدیل به برنامه‌شدن است، طرح‌ریزی شدن است. فاز دو می‌شود فاز اجرا و فاز سه، فاز ارزش‌یابی است که این پدیده را باز با یک نگاه IT نگاه کنیم. یعنی با یک نگاه اصلاح‌گر ببینیم کاری که امروز انجام دادیم، چقدر خوب بود. با این روحیه وارد کار شویم. پس در آموزش معلم این کار را انجام دادیم. ما می‌گوییم چشم‌انداز سازمان یادگیرنده، دانش‌آموز پژوهنده است. این در واقع چشم‌انداز آموزش و پرورش است. برای اینکه به این دو کاملاً جنبه‌ی شعار دارد برسیم، شما فکر می‌کنید چقدر کار و بحث شده است؟ یعنی مطالعه‌ی فاز صفر است. باید استخراج بشود که ما دنبال چه هستیم. سند راهبردی ما تهیه شده است مبتنی بر این سند طرح مدرسه تمام است. طرح مدرسه به عنوان اینکه حالا در دنیای IT مدرسه چیست. سازمان یادگیرنده و دانش‌آموز پژوهنده چه موجودی را به عنوان مدرسه بیرون می‌دهند و این مدرسه باید چه کارهایی بکند. این طرح کاملاً آماده است. شما باید وقت بگذارید. به اعتقاد من نه تنها کار آماده است، بلکه یک نوآوری در عرصه‌ی اندیشه‌هایی است که امروز موجود است. ما مدعی‌اش هستیم و کاملاً آماده هستیم که در داخل و خارج عرضه کنیم و به عنوان یک کار نو و نه تقلیدی از آن دفاع نماییم. این کاری است که خودمان بنیاد کردیم. بحث نظری و بحث فنی و علمی، بحث تکنولوژیکی، یادگیری و دانش انجام دادیم و به این صورت درآمده است. ما به سرعت این کار را انجام خواهیم داد. مراحل پایانی‌اش تمام شده ولی در حال تجدید نظر هستیم. بحث در شورای راهبردی وزارت‌خانه عرضه شده و تصویب شده است. 6 پروژه در ارتباط با مدرسه در دست اقدام است که آنها هم در جریان است. راجع به آموزش معلم مطالعه کردیم. استاندارد تهیه کردیم، آموزش را تعریف کردیم، اجرا کردیم و ارزش‌یابی‌اش هم تقریباً تمام است. می‌توانیم بگوییم آموزشی که اجرا کردیم، کارآمدی‌اش چقدر است.

در مقیاس 000ر70 معلم کار کردن، کار کمی نیست. ما می‌توانیم به دستگاه‌های دیگر این تجربه را منتقل کنیم که اگر خواستید آموزش بدهید، با چه مدلی آموزش بدهید. چه محتوایی را آموزش بدهید. در مورد زیرساخت مطالعه کردیم؛ کاری که باید مخابرات کند، انجام دادیم که اگر قرار شود این مدرسه در شبکه Online کار بکند، به چه سیستمی نیاز دارد. من گمان می‌کنم کامل است. ما کار مخابرات را تسهیل کردیم. مطالعات زیرساخت انجام شده، عرضه شده و متناسب با آن مطالعه، مناقصه‌ی خرید تجهیزات زیرساخت انجام می‌شود و به جریان می‌افتد. مطالعات علمی‌مان را راجع به استانداردها، استاندارد نرم‌افزار، شبکه، Plat Form شبکه به موازات هم انجام می‌دهیم. ما فقط برای اینکه مدعیان را جداسازی کنیم، یک مدل درست ک

دانشگاه مجازی : تحول از آموزش به یادگیری

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۰:۵۳ ق.ظ | ۲ نظر

دکتر محمد عطاران استادیار دانشگاه تربیت معلم تهران - تکفا - محیط های یاد گیری مجازی?(virtual learning)،‌ مدارس هوشمند?smart schools)l، آموزش آن لاین(online education) ، و دانشگاههای مجازی(virtual universities) ، عناوینی هستند که به مؤسساتی که استراتژی های جدید را برای ارائه تعلیم و تربیت با استفاده ازشبکه ها به کار می برند، اطلاق می شود. در چند دهه گذشته ظهور دانشکده ها و دانشگاههایی که به ارائه آموزش در خارج از محیط دانشگاه می پردازند باعث رواج یادگیری از راه دور شده است. بزرگترین دانشگاهها در جهان دانشگاههای آزاد (open universities) هستند که در کشور های پیشرفته مستقرند. در این دانشگاه?ها همواره تعداد کثیری دانشجو ثبت نام می کنند که با توجه به تعداد زیاد مخاطبان، فناوری اطلاعات نقش مؤثری در مدیریت و اداره این دانشکاه?ها داشته است . درگذشته از تکنولوژیهای قدیمی تر نیز از قبیل رادیو،ویدیو و... برای توانمند کردن محیط یادگیری این دانشگاهها استفاده می شده است. ولی با ورود تکنولوژی های جدیدتر فناوری اطلاعات مؤثرتر عمل می کند. به موازات توسعه فضا های مجازی در جوامع پِِیشرفته جوامع در حال رشد نیز در اندیشه بهره گیری از امکانات فناوری اطلاعات بویژه فضاهای مجازی و شبکه ای به فراهم آوردن امکانات سخت افزاری و نرم افزاری اقدام کرده اند.الزامات اجتماعی در این کشورها ضرورت این کار را دو چندان کرده است. برخی از این ضرورت ها عبارتند از:

1. نیاز به تعلیم و تربیت بیشتر:

نیاز به یادگیری باز و سهل الوصول همچنان ادامه دارد. این نیاز از اوایل سال 1950 در حال افزایش است و موضوع بیشتر کنفرانس های جهانی تعلیم و تربیت را به خود اختصاص داده است. عوامل زیادی در تغییر فرهنگ آموزشی مؤثرند . از جمله : نیروهای فناورانه ، عوامل اجتماعی و اقتصادی .این نیرو ها در حوزه و محدوده جهانی عمل می کنند و تأثیر عمیقی در فعالیتهای تجاری ، فرایند تولید ، خدمات مالی و سیاست دولت ها دارند و نیز در آموزش و یادگیری تأثیر می گذارند. گفته مبالغه آمیزی نیست اگر بگوییم در قرن جدید قطعا در جهت تغییر روش های یادگیری ، کسب دانش واطلاعات حرکت کرده ایم . افراد و دولت ها شروع به شناسایی طرح هابرای رقابت اقتصادی کرده اند و به نیروی کاری نیاز خواهند داشت که به سواد و دانش مورد نظردر3 تا 6 سال تحصیل ابتدایی مجهز باشند. ( موقعیت کنونی در بیشتر کشور های صنعتی و کشورهایی که در حال صنعتی شدن هستند ، وجود دارد)

به گفته جان دانیل فراهم کردن تعلیم وتربیت وآموزش برای یک جامعه بزرگ و متنوع با گستره ای از اهداف و روشهای یادگیری " نیازبه قالب و شکل جدیدی از اهداف آموزشی دارند"

علی رغم دیر باوری برخی در جوامع آکادمیک گزارش?های سازمان?هایی از قبیل یونسکو ، سازمان توسعه و همکاری اقتصادی حاکی است که می توان با ظهور تکنولوژی های جدید تغییرات عمده ای را در محیط یادگیری ایجاد کرد .

بعضی از جوامع تعلیم و تربیت را دستیابی به سواد ، ارتباطات و زندگی در جوامع شهری و مدنی می دانند ولی تاکید بعضی از جوامع این است که تعلیم و تربیتی که ما فراهم می کنیم باید قابل دستیابی برای گروههای ناکارآمد نیز باشد . یادگیری الکترونیکی (e-learning) برای آموزش به گروههای ناکارآمد زیر امکانات زیادی را فراهم می سازد :

* ناتوانان جسمی : هر ساله در آسیا حدود 15 میلیون نفر از مردم به علت نتایج حاصل از جنگ ، بیماری ، تصادفات و سوء تغذیه دچار ناتوانی می شوند که خودشکوفایی شان مستلزم دسترسی به مهارتهای مورد نیازشان می باشد یادگیری الکترونیکی به خوبی این امکان را برای آنها فراهم می کند .

* بیکاران : بیکاری طولانی مدت آسیب فراوان اجتماعی را در پی دارد.آموزش مردم در اینگونه موقعیت ها چالش های ویژه ای را برای آموزش مطرح می سازد . یادگیری الکترونیکی این امکان را برای بیکاران فراهم می کند که در زمینه های مورد نظر خود تا یافتن کار مناسب تجربه های یادگیری لازم را کسب کنند.

* جوانان : جوانانی که هنوز به محیط کار راه نیافته اند مخصوصا پسران در معرض مخاطره اند. این گروه در مقابل رفتارهای ناهنجار اجتماعی بسیار آسیب پذیرند . جوانان نیاز به آموزش حرفه ای و شغلی دارند ، درگیر شدن آنها در یادگیری های فردی باعث می شود که در خدمت اقتصاد مولد قرار گیرند و? یادگیری الکترونیکی به خوبی این امکان را فراهم می سازد.

* زنان و دختران : در برخی مناطق جهان زنان و دختران خود را در حاشیه تعلیم و تربیت حس می کنند. بنابر این ممکن است روش هایی را به کار برند که از زیر بار موانع اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی که با آن مواجه می شوند ، شانه خالی کنند . ولی یادگیری الکترونیکی برای این افراد فرصتهای تازه ای را ایجاد می کند .

* پناهنده ها و مهاجران : امروزه 125 میلیون نفر از مردم در خارج از کشور خود زندگی می کنند و این تعداد همچنان در حال افزایش است . این افراد برای دستیابی به اهداف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی حرکت آهسته ای دارند . پس برای کمک به این مردم باید برنامه های آموزش زبان و آموزش مهارتهای اجتماعی و شغلی مجددا طراحی و ارائه شود .

در مقایسه با این نیاز شدید ،اکثریت عظیمی از نظام های تعلیم وتربیت فاقدآمادگی لازم برای فراهم آوردن خواسته های موجودند و تحت شرایط کنونی ، بچه ها ازطریق مدرسه های مخروبه ، تسهیلات ناکافی ، آموزش بد وآموزش تحت نظر معلمان ناکارآمد ، فقدان مواد یادگیری کافی، برنامه درسی نامناسب ، اهمیت ندادن به فرهنگ ها وزبان های قومی و تبعیض جنسی راه به جایی نمی برند ودر این شرایط ، روش های آموزشی بیشتر آسیب رسانند تا اینکه استعدادهای دانش آموزان را پرورش دهند.

در تمام دنیا ورود فناوری های جدیدتر علاقه به کسب دانش با روشهای متنوع ارائه دانش را، ترغیب کرده است . امروزه آموزش مبتنی بر وب(web based education) در دانشگاههای کشور های پیشرفته قابل دستیابی است . مدارس هوشمند جهشی در یادگیری مجازی ایجاد کرده اند. حتی قبل از ورود تکنولوژیهای جدید مؤسساتی از قبیل مدرسه مکاتبه ای نیوزیلند ، مدرسه آزاد ملی در هندوستان . دانشگاههای آزاد سری لانکا و هنگ کنگ و دانشگاه آزاد گاندی در هندوستان تعلیم و تربیتی با کیفیت بالا ، قابل انعطاف و کم هزینه را برای فراگیران فراهم کرده بودند . این دانشگاهها به صورت مجازی اداره می شدند. تجارب وموفقیت های این موسسات ، تاثیر مثبت تکنولوژیها را برای موفقیت افراد وجوامع بزرگ به طور همزمان اثبات کرد، آنها الگوی تعلیم وتربیت را تغییر دادند.

بعلاوه ، مطالعه تمام وقت در داخل محدوده زمانی کلاس درس فقط برای عده کمی قابل دستیابی است ،اما برای تعدادی که می خواهند آزادانه مطالعه کنند و در زمان ومکان دلخواهشان یاد بگیرند ، اکنون این فرصت ایجاد شده است . رشد مدارس و دانشگاههای آزاد ، پلی تکنیک ها و دانشگاههای مجازی ، تعلیم و تربیت مکاتبه ای وآن لاین ، وجود محدودیت های عمده کلاس درس واقعی از جمله محدودیتهای زمانی و مکانی و ....... همه و همه نشان دهنده ضرورت پاسخگویی به تقاضای مردم برای یادگیری مجازی است . چرا که فضای مجازی، سهولت یادگیری و انتخاب دلخواهانه در هر زمان و مکان را فراهم می سازد .

2. انفجار دانش :
میزان اطلاعات بشر هر 4 یا 5 سال دو چندان می شود . به عبارت دیگر مجموع اطلاعات قابل دسترس برای یک دانشجو در سال 1997 کمتر از یک درصد اطلاعاتی است که یک دانشجو در سال 2050 به آن دسترسی پیدا خواهد کرد .این ویژگی به گونه ای است که متفکران، عصر کنونی را به درستی عصر اطلاعات (information age)لقب داده اند. یکی از شاخص هایی که در این زمینه مورد استفاده قرار می گیرد، شاخص نیم عمر اطلاعات است که عبارت از مدت زمانی است که حداقل 50 درصد از یافته های علمی یک حوزه از دانش بشری، اعتبار خودش را از دست بدهد. طبق بررسی های بعمل آمده . نیم عمر اطلاعات در برخی از حوزه های دانش بشری به حدود شش سال رسیده است.(مهرمحمدی، محمود، بازاندیشی فرآیند یاد دهی-یادگیری و تربیت معلم، انتشارات مدرسه، چاپ اول، پاییز 1379) . با این شرایط کلاس های حضوری با شیوه های سنتی نمی توانند با تغییر و سرعت که وصف دانش معاصر است خود را انطباق دهند. در حالی که فضای یادگیری الکترونیکی کاملا قابلیت انطباق با مشخصات این عصر را داراست.

3. شهروندی در جامعه مدرن :
برای عملکرد مؤثر در جامعه مدرن شهروندان به تعلیم و تربیت پیشرفته نیاز دارند . ساختار و محتوای فعالیتهای یادگیری باید کودکان ، جوانان و بزرگسالان را برای کسب دانش ، مهارتها ، ارزشها ، طرز برخوردها و..... آماده کندهمچنین آن?ها را برای مشارکت و مسئولیت پذیری در زندگی اجتماعی شان توانمند سازد . تعلیم و تربیت باید به آنها کمک کند تا خود را با تغییرات محیط پیرامونشان سازگار سازند? همچنین کمک کند تا یادگیری را مطابق با نیازهای فردی و علائق شخصی شان ادامه دهند . به طور خلاصه هر استراتژی برای درگیر کردن همه شهروندان در یادگیری مداوم به استفاده از تکنولوژی نیاز خواهد داشت . پس بدون تکنولوژی نمی توان شهروندان را در یادگیری مداوم درگیر کرد .

از ویژگیهای کلیدی جامعه مدرن این است که تبادل دانش ، اطلاعات و عقاید را با استفاده از شبکه ها در اولویت قرار می دهد وشبکه ها نقش اصلی را در برقراری تعاملات انسانی جوامع دارند. نفوذ اینترنت برای ارتباطات آسانتر ، فراگیری دانش ،مهارتها وتعلیم وتربیت روزآمد ، ادامه خواهد یافت و موفقیت افراد وجوامع مردم سالاررا در فراینداقتصادی واجتماعی ، تضمین خواهد کرد .

4. بی سوادی :

علی رغم انفجار دانش و پیشرفت در اطلاعات و تکنولوژی هنوز در بعضی از کشورها تعدادی از مردم سواد خواندن و نوشتن ندارند چه برسد به اینکه از مزیت های موجود در یک جامعه فناورانه لذت ببرند. اغلب کشورهای جهان کمیته ای برای کاهش تعداد شهروندان بی سواد دارند . رسانه های همگانی مخصوصا رادیو و تلویزیون نقش مهمی را در این خصوص بازی می کنند و در برخی قسمت های جهان تکنولوژی های جدیدتر و پیشرفته تری برای بی سوادان به کار گرفته شده است . بی سوادانی که فرصت حضور در کلاس های حضوری را ندارند و به دلیل مشکلات اجتماعی و اقتصادی فرصت های یادگیری در آموزش و پرورش را از دست داده اند.

یکی از عمده ترین موارد استفاده فضا های مجازی در رابطه با کارگران است و به نظر می رسد پیشرفت مداوم با استفاده از منابع آن لاین برای کارگران نتایج خوبی را نشان می دهد. کارگران با سواد با استفاده از تکنولوژیها در کارشان مهارت پیدا می کنند .

علیرغم تمام الزامات پیش گفته باید توجه داشت که اگر فضاهای مجازی یادگیری دارای پشتوانه های علمی و منطقی مناسب نباشند نه تنها در راه وصول به اهداف خود کامیاب نخواهند شد بلکه شیوه های سنتی در آموزش و روشهای کهنه یادگیری را تقویت خواهند کرد. لذا در این مقاله سعی خواهد شد که به مفروضات مناسب فضاهای مجازی اشاره کنیم.

مختصات تعلیم و تربیت در فضای مجازی
فناوری اطلاعات به طور کلی در نظام آموزشی تغییرات اساسی ایجاد خواهد کرد.در تحول جوامع و تغییر ساختار آن ها از جوامع صنعتی به جوامع اطلاعاتی تغییراتی ساختاری در نظام آموزشی به وجود خواهد آمد که پلگرام در جدولی به مقایسه آن ها پرداخته تفاوت های تعلیم و تربیت در جامعه صنعتی (Industrial society) و جامعه اطلاعاتی (Information Society) را به صورت زیر ترسیم می کند.


تعلیم و تربیت در جامعه اطلاعاتی

تعلیم و تربیت در جامعه صنعتی

* مدرسه:- در بطن جامعه

- اطلاعات به صورت آزاد در دسترس است.

* معلم:- دانش آموزان را در پیدا کردن مسیر یادگیری کمک می کند.

-به هدایت جداگانه دانش آموزان به شکل فردی می پردازد.

-دانش آموزان را برای ارزیابی خود کمک می کند.

-تاکید بر پرورش مهارت های ارتباطی دارد.

* دانش آموزان:-فعالتر هستند.

-در داخل و خارج مدرسه به فراگیری می پردازند.

-کار گروهی بسیار زیاد است.

-پرسش می کنند.

-خود جواب ها را پیدا می کنند.

-علاقه زیادی به یادگیری دارند.

* والدین

- در فرآیند یادگیری نقش بسیار فعالی دارند

-در هدایت آموزش ،ایفای نقش می کنند.

- به ارائه الگو می پردازند.

* مدرسه: جدا از جامعه

بخش اعظم اطلاعات صورت شبه محرمانه دارد.

* معلم: مجری آموزش است.

- کل کلاس را آموزش می دهد.

-دانش آموزان را ارزیابی می کند.

-تاکید کمی بر مهارت های ارتباطی دارد.
* دانش آموزان: -اکثرا منفعل هستند.

-بیشتر در مدرسه به فراگیری می پردازند.

-کار گروهی بسیار اندک است.

-پرسش ها را از معلمان یا کتاب ها دریافت می کنند.

-جواب های پرسش هارا فرا می گیرند.

-علاقه کمی به یادگیری دارند.

* والدین:

- بندرت در فرآیند یادگیری فعالند.

-درهدایت آموزش نقشی را به عهده ندارند.

-الگوی یادگیری مادام العمر را درذهن ندارند.

باید توجه داشت که برخی از این تغییرات بالضروره اتفاق نخواهند افتاد بلکه می توان به صورت هدایت شده و برنامه ریزی شده آن هارا بوجود آورد و یا مانع پدید آیی آن هاشد.برخی از عناصری که در فضای مجازی باید تغییر یابند به قرار زیر است:
هدف تعلیم و تربیت

نخستین نکته ای که باید توجه داشت آن است که بویژه در فضاهای مجازی معلم نقش سنتی خویش را ایفا نخواهد کرد و هدف تعلیم و تربیت از آموزش به یادگیری تغییر می کند. رشد روز افزون اطلاعات ویژگی تعلیم و تربیت نوین است که اهمیت نیاز به یادگیری را بیش از پیش آشکار می کند.اما حجم آنچه باید بیاموزیم و سرعتی که باید آن را فراگیریم وحشتناک است به گونه ای که روش های قدیمی یادگیری ما را ناامید می کنند. مواجهه با چنین چالشی نیازمند اندیشه ای نوین درباره چگونگی کسب مهارت و دانش و نحوه به کارگیری منابع یادگیری است.

یادگیری و آموزش غالبا مترادف تلقی می شوند. در صورتیکه مترادف نیستند. آموزش روشی است که طی آن محتوی انتقال می یابد و پشتوانه یادگیری است، درحالیکه یادگیری روش درونی ما برای پردازش اطلاعات و تبدیل آن به دانش است اما از آنجا که روش های بسیاری برای یادگیری وجود دارد باید راهکاری موثر و فراتر از آموزش جست.
یادگیری چیست؟

درتعلیم و تربیت، یادگیری وسیله ای است برای رسیدن به هدف. یادگیری فرایندی است که طی آن افراد مهارت یا دانش تازه ای کسب می کنند تا کیفیت کار خود را بهبود بخشند.

شرکت ها طالب فروشندگانی هستند که شیوه های نوین فروش را بیاموزند به گونه ا ی که به فروش بهتری دست یابند و این حرف آخر درتجارت است..یک هتلدار مایل است کارمندان هتل درمورد ارائه خدمات مختلف به مشتریان بیشتر یاد بگیرند به گونه ای که برای میهمانان خود مفیدتر باشند و درنتیجه مشتری های بیشتری جلب آن هتل شوند و اعتبارت جاری بالاتری کسب کنند.

یک لوله کش به دنبال این است که شیوه تازه ای برای تعمیر ترکیدگی لوله ها یاد گیرد تا بتواند با سرعت بیشتری کار کند و در زمان معین تعداد بیشتری مشتری جلب کند. از کارگزاران بورس می خواهند درباره راهبرد سرمایه گذاری بیشتر بیاموزند تا خدمات خود را در سطح بالاتری ارائه دهند، در حالی که مدیر شرکت می تواند میزان سرمایه های زمان مدیریت خود را بیفزاید. در هر یک از مواردی که ذکر شد، افراد یا گروه ها می توانند با توانمندی های حاصل از یادگیری، سریعتر ، بهتر و زیرکانه تر کار کنند و نتیجتا سازمان یا کار فرمایان آنها به سود بیشتری دست خواهند یافت.

نقش آموزش
تا به حال تکیه ما، به طور سنتی بر روی آموزش به عنوان رویکردی مفروض برای تسهیل و بهبود کار کرد بوده و به آموزش به دیده فراگیری خاص که موجب کارآیی کارآموزی می شود نظر می کرده ایم. کارآموزی و آموزش زمانی به کار می آید که بخواهیم یادگیری در سوی خاصی شکل بگیرد و فراگیران مهارتی جدید یا دانشی نو را با سطح توانمندی مشخصی در زمانی معین به کار گیرند.

آموزش خلبانان باید در جهت اطمینان از احراز توانمندی های لازم برای کنترل هواپیما، قبل از حمل مسافر باشد، هرگاه یک جراح قبل ازاحراز مهارت و صلاحیت های لازم اقدام به عمل جراحی کند، ممکن است نتایج ناگواری به بار آید و به همین دلیل آموزش آنها ضروری است.

آموزش را می توان با روش های بسیاری انجام داد. مثلا درکلاس، با تلفن، بوسیله کامپیوتر یا ماهواره. همچنین شیوه های گوناگون برای اجرای آنها وجود دارد: سخنرانی ، مورد پژوهی، تکلیف و تمرین، شبیه سازی، کار آزمایشگاه و کار گرو هی

نهایتا ارتباط مفهومی میان یادگیری و آموزش وجود دارد به این معنی که وقتی شما چیزی را باموفقیت آموزش دادید این امر به معنای آن است که کسی نیز چیزی را فرا گرفته ست. ولی این رابطه استلزام منطقی ندارد چرا که ممکن است معلمی کوشا با جدیت کامل آموزش دهد ولی کسی نیز در کلاس او باشد که همیشه چرت بزند و چیزی فرانگیرد. در عین حال یادگیری همواره نیازمند معلم نیست وبسیار کسان مطالب علمی را خود آموخته اند.

مختصات یادگیری الکترونیکی

یادگیری الکترونیکی و شبکه ای فضاى محصور آموزش سنتی را در معرض سوال و تردید قرار داده و مفروضات این فضاى محدود درباره ثبات و پایدارى کلام، متن خطى و معلم در مقام ناقل مقتدر در معرض چالش واقع شده است. براین اساس امکاناتى براى تعلیم و تربیت ایجاد شده که متنوع ترو خودانگیخته تر از جریان غالب تعلیم و تربیت معاصر مى‏باشد و با نظارت شخصی و انتخابی پذیرفته می‏شود. فضای مجازی محیطى مبتنی بر کنترل خود فرد ایجاد مى‏کند .مفاهیم قطعیت خود را از دست می دهند و شاگردان به نحو فعال در تولید دانش مشارکت می ورزند. بدین‏سان فضایى ایجاد مى‏شود که فراگیران صرفاً معانى را شرح نمى‏دهند بلکه فعالانه در خلق معانی مشارکت مى‏ورزندو بر ساختن معنی تأکید مى‏شود و به جای دانش رسمی بر کسب مهارت های اساسی تاکید می گردد.به نظر می‏آید که در این نکته اجماع نسبی وجود دارد که ورود فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و لوازم آن در تعلیم و تربیت مهارت‏هاى یادگیری بلند مدت و مستقل را تشویق می‏کند. قابلیت فوق متنی(Hypertextual) فضای مجازی مجالی برای ساخت فعالانه دانش توسط فراگیران را فراهم می سازد.

همه این موارد فرصت‏هاى بیشترى براى تعلیم و تربیت فراگیر مدار ایجاد مى‏کند و تأکید را از آموزش به یادگیرى منتقل می کند.تأکید بر تعلیم و تربیتى نیست که هدفش نیل به هدف های خارجی و تحمیلی و از پیش تعیین شده ?سیاق تعلیم و تربیت مدرن باشد. کلاس ها دیگر در مکان های محصور و موقعیت های از فیزیکی خاص برگزار نمی شود بلکه هر جا می تواند کلاس باشد و در هر زمان می توان به فراگیری دانش ?پرداخت. در کلاس مجازی تمرکز از معلم در مقام فرد مقتدر برداشته می شود و به فراگیر و علائق او معطوف می شود.

لانگشیر تأکید مى‏کند که معلمان و دانش‏آموزان فرصت توسعه مفهوم و آگاهی فراسطح را مى‏یابند و این ناشى از اعمال ارتباطى است که متضمن وسعت ذهن، نظارت برخود و بازتابش مداوم بر روى مشارکت کنندگان است.

????علاوه بر آن، بى‏ تردید دور شدن از خطی بودن متن‏های چاپی ، منجر به تغییراتی در ماهیت شناخت می‏شود.پی آمد های آن تغییرات شناختی، آگاهی روزافزون از تصویر رنگ، چشم انداز جهانی و توانایی فراهم آوردن گستره وسیعی ازمحرک ها به صورت خودانگیخته است

?به نظر ما فضای مجازی نه تنها در تعلیم و تربیت ، بلکه در هویت فراگیران نیز اثر می‏گذارد، فضای مجازی فقط فراهم آورنده امکانات برای دیگران نیست بلکه در معنی و نقش یادگیری، ایجاد تغییر می‏کند
نقش معلم
ساده انگارانه است اگر تصور کنیم معلمین در فضای مجازی دیگر هیچ نقشی ندارند. در فضای مجازی، نقش جدید و آشکار معلم، کمک به دانش‏آموزان برای دسترسی به اطلاعات و کاربرد آن است، گرچه این نقش خاص نقشی است که معلمان با فراگیران در آن شریکند، گاه نیز فراگیران در محیط شبکه از معلمین، پرکارتر و با معلومات‏تر می‏شوند، علاوه بر آن، دسترسی فراگیران به اطلاعات، نقش سنتی و مسلط معلمان مقام فراهم آورندگان محتوی را به نقش متفاوت تبدیل می‏کند که در آن فرایند یادگیری روشن‏تر می‏شود، مثلاً معلمان به فراگیران در شکل دادن پرسش‏ها و برخورد نقادانه با آنچه در شبکه می‏بینند، می‏توانند مساعدت کنند.نقش معلم از ناقل دانش به خالق محیط یادگیری متحول میشود.آشنایی با زمان و چگونگی مداخله در فرآیند یادگیری الکترونیکی، فراهم آوردن منابع الکترونیکی برای فراگیر، آشنایی با زمان مناسب طرح سوال یا تمرین از فراگیر، آشنایی با چگونگی برقراری توازن میان راهنمایی و عرضه مهارت با ایجاد مجال تفکر و کار مستقل فراگیر وبطور کلی تسهیل فرآیند یادگیری و راهنمای مسیر آن از اهم فعالیت های معلم در فضای مجازی است.

این نکته درست است که امکانات ارتباط در فضای مجازی رشد می کنند ولی در فضای مجازی این مشکل نیز ممکن است پیش آید که تعامل موجود به شکل این یا آن (either-or)عمل کند و محدوده تجربه های ارائه شده فقیر شودیعنی برای یادگیری، برنامه‏ای بکار رودکه می‏تواند یادگیرنده را در فضا و مکان محدود کند به همان صورت که می‏تواند فضای خلاقیت و تحقیق ایجاد کند. ?لذا کارکرد فضای مجازی صرفاً مجال گسترده‏ای که ایجاد می‏کند نیست بلکه روش‏هایی که فعالیت‏های آموزشی را سامان می‏دهد، در مجموعه یادگیری‏ها، نقش دارد و در این جاست که معلم اهمیت حضور و بروز مهارت های خود را نشان می دهد.

ایجاد فضای مشارکتی در محیط یادگیری الکترونیکی
آن چه ایجاد آن در محیط یادگیری الکترونیکی حائز اهمیت است و می تواند یادگیری را عمق بخشد فضایی است که فراگیران بتوانند به تبادل تجربه های خود بپردازند و یادگیری را از طریق همیاری انجام دهند.لذا تشکیل انجمن ها ایجاد امکانی برای چت و گفت و گو از لوازم یادگیری الکترونیکی است. این امکان در واقع یادگیری مشارکتی را تحقق می بخشد.

رایج ترین تعریف از یادگیری مشارکتی ناظر بر موقعیتی است که در آن دو نفر یا چند نفر یاد می گیرند که چگونه یاد بگیرند. در باره هریک از اجزاء این تعریف می توان تفسیر های مختلفی ارائه کرد.

دو یا چند نفر می توانند ناظر بر یک زوج ، گروه کوچک سه تا پنج نفره ، یک کلاس (شامل بیست تاسی نفر) و یک اجتماع (شامل چند صد یا چندهزار نفر) یا یک جامعه (شامل چند هزار یا میلیون ها نفر) باشد.

با یکدیگر بودن را می توان با اشکال مختلف تعامل، مانند تعامل چهره به چهره، تعامل از طریق کامپیوتر، تعامل همزمان یا ناهمزمان دانست و یا آن که این همیاری، تلاش واقعی در کنار یکدیگر باشدیا آن که فعالیت یادگیری به شکل منظمی تقسیم شده باشد.

بر این اساس ذیل عنوان یادگیری مشارکتی می توان یادگیری دو نفر را از طریق فعالیت حل مسئله همزمان در طی یک یا دو ساعت دانست یا گروهی از دانشجویانی که از پست الکترونیکی در یک دوره یک ساله استفاده می کنند.یادگیری مشارکتی مکانیزم یادگیری منحصر بفرد نیست. اگر در باب یادگیری از طریق همیاری و مشارکت سخن گفته می شود در باب یادگیری به تنهایی نیز می توان سخن گفت. اگر کسی به تنهایی چیزی را یاد می گیرداین کار از طریق فعالیت هایی مانند خواندن، ساختن،پیش بینی و .. که مستلزم مکانیزم هایی چون استقراء و قیاس است ، انجام می شود. مشابه این امر در گروه صورت می گیرد با این توجه که تعامل میان اعضای گروه فعالیت های بیشتری چون تبیین ، عدم توافق ، تنظیم قاعده دوطرفه و ... رانیز شامل می شود که خود در بر دارنده مکانیزم هایی چون استنباط ، درون فکنی ، بارگیری شناختی کمتر و ... را نیز دربر می گیرد.حوزه یادگیری مشارکتی دقیقا شامل این فعالیت ها و مکانیزم هاست و امکان پدید آیی این فعالیت ها در یادگیری مشارکتی بیش از یادگیری فردی است. در عین حال تضمینی نیست که این مکانیزم ها در هر نوع تعامل همیارانه صورت گیرد و نیز تنها در همیاری رخ نمی دهد. در برخی از سطوح توصیف ، مکانیزم های بالقوه یادگیری مشارکتی همان مکانیزم های بالقوه شناختی فردی اند.

بطور اساسی یادگیری مشارکتی صورت ارائه رهنمود به یادگیران را دارد مثل این که شما در این درس با یکدیگر کار می کنید یا اعضای گروه دور یک میز کار می کنند ویا این که افراد گروه در نهایت ازطریق نمره گروه خود ارزشیابی می شوند، لذا موقعیت همیاری و مشارکت در یادگیری نوعی قرارداد اجتماعی است که میان گروه ها یا میان گروه ها و معلم بسته می شود. این قرارداد شرایطی را که تعاملات ضمن آن رخ می دهد مشخص می کند، بدون این که بروز این تعاملات را تضمین کند، مثلا قرارداد مشارکت تلویحا دلالت بر آن دارد که همه فراگیران به حل مسئله کمک می کنند ولی همواره این چنین نیست.

اجمالا واژه یادگیری مشارکتی موقعیتی را توصیف می کند که اشکال خاصی تعامل از طرف افراد انتظار می رود که متضمن مکانیزم های یادگیری است، اما لزوما تضمینی برای رخداد تعاملات مورد انتظار وجود ندارد. لذا دغدغه اصلی در یادگیری مشارکتی طراحی راه هایی برای افزایش احتمال رخداداین تعامل است. این روش هارا می توان به چهار دسته تقسیم کرد:

تنظیم شرایط اولیه: برای طراحی دقیق موقعیت، افزایش احتمال تعاملات باید مورد نظر باشد.پرسش هایی که در این مرحله ، برای معلمان مطرح می شود از این قبیل است: تعداد مناسب اعضای هر گروه چه میزان است؟ آیا باید با ملاک معینی گروه را ترتیب داد یا تشکیل گروه را به خود اعضا واگذار کنیم؟ آیا گروه باید بر اساس دیدگاه های مشابه، سطح رشد یکسان، دانش یکسان تشکیل شود یا این امر اهمیت ندارد؟ آیا گروه ها بهتر است روبروی هم باشند یا در کنار هم؟ چه کارهایی برای یادگیری مشارکتی مناسب است و چه کارهایی نیست.

مشخص نمودن قرارداد مشارکت بر اساس سناریویی که نقش ها در آن مشخص است، صورت می پذیرد. در این رویکرد یادگیری مشارکتی بدل به روش می شود. مثلا اموزش مشترک بطور مشخص نقش هارا معین می کند. پاره ای روش ها بر اساس تنظیم تفاوت های فراگیران مبتنی است یا بر اساس برانگیختن تعاملات متعارض است و یا این که تکمیل دانش فراگیران مستلزم تعاملات غنی است مثلا:

1- پرسش از فراگیران برای ایفای نقش خاص در استدلال و بحث، گرچه حتی دیدگاه بیان شده ، دیدگاه شخص آن ها در نهایت نباشد.

2- ارائه دیدگاه های مختلف برای دانش آموزان

3- کنترل دستیابی به اطلاعات به شیوه ای که اعضای گروه به اطلاعات متفاوت دست بیابند.

در این شیوه شرایط حل مسئله به گونه ای است که اعضای گروه مجبور به ترکیب اطلاعات یکدیگر هستند.

4-تجهیز تعاملات خلاق با لحاظ قواعد تعامل در میان گروه

معلم ممکن است قواعد تعامل را براساس مشارکت چهره به چهره بیان کند مثلا بگوید: همه اعضای گروه باید نظر خود را بیان کنند.

4-نظارت بر تعاملات و تنظیم آن ها: بدین سان معلم در موقعیت یادگیری مشارکتی ایفای نقش می کند. این بخش با افزایش تعداد اعضای گروه اهمیت بیشتری می یابد. این نقش تسهیل کنندگی است و نه تدریس. در واقع در این جا معلم جواب صحیح را فراهم نمی کند یا گروهی را که درست جواب داده اند، مشخص نمی کند بلکه حداقل مداخله در جریان آموزش را دارد. (در حد اشاره و رهنمود ) و نقش او در واقع جهت دهی کار گروه در جهت کار خلاق یا نظارت بر آن است تا مثلا در یابد که کدامیک از اعضای گروه از مجموعه تعلاملات جدا افتاده اند.

تنوع معنی مشارکت:کلمه مشارکت. چهار جنبه را باید در بر داشته باشد.

1- موقعیت افراد مشابه یکدیگر باشد، مثلا مشارکت بیشتر میان افراد در جایگاه مشابه رخ می دهد نه میان رییس و کارمندان یا معلم و شاگرد.

2-تعاملات میان اعضا کما بیش مشارکتی است، مثلا مباحثه رنگ مشارکتی بیش از ارائه رهنمود دارد.

3-برخی مکانیزم های یادگیری ماهیت مشارکتی بیشتری دارند.

4- چهارمین عنصر به آثار یادگیری مشارکتی مربوط است ، نه به این دلیل که این عنصر، خود یادگیری مشارکتی را تعریف می کند بلکه به دلیل این که دیدگاه های واگرا در باره چگونگی ارزیابی آثار یادگیری مشارکتی در گستره اصطلاح شناسی این زمینه موثرند.

تکنولوژی های جدید یادگیری می توانند تعلیم و تربیت را از طریق روش های ساختاری و نظامدار تحت تاثیر قرار دهند .آغاز موفق فناوری اطلاعات در محیط یادگیری مجازی کمک به برقراری تعامل میان رشته‌ای(interdisciplinary) بین دانش آموزان ومعلمان و در بین گروهها است. این روش به یادگیرندگان اجازه می دهد تا با اجتماع و مؤسسه آموزشی خود ارتباط داشته باشند . تکنولوژی های جدیدتر می توانند ارتباط بین معلمان و دانش آموزان را برای بهبود فرایند یادگیری و تجارب یادگیری تغییر دهند .

یادگیری الکترونیکی قابلیت خوبی برای? تسهیل تبادل آموزشی بین تهیه کنندگان و استفاده کنندگان ، دارد . برای مثال می تواند:

* دانش آموزان رادرمورد آموزشهایی که در دسترس است ، مطلع کند .

* افزایش ارتباط معلم - فراگیر ، بخش مهمی از محیط یادگیری مناسب است ، از طریق ایمیل ، مذاکرات چت و....

* تشویق به یادگیری فعال ، دانش آموزان یادگیری را به صورت مواد حفظی کسب نمی کنند. یادگیری الکترونیکی مزیتهای بیشتری را از طریق فعالیت در جریان یادگیری ایجاد می کند .

* تسهیل کار گروهی در یادگیری ، سهیم شدن در ایده های یکدیگر و عکس العمل نشان دادن به ایده های یکدیگر ، تفکر را رشد می دهد و درک و فهم را افزایش می دهد . یادگیری اگر در جریان یک تلاش گروهی صورت پذیرد ، می تواند بهبود یابد .

* بازخورد و تقویت فوری را فراهم می کند .

* کمک به تنظیم سرعت یادگیری از طریق ابزارهایی ازقبیل تکالیف ، برنامه های کمکی ، کامپیوترها ، کنفرانس ها و ...

* پیروی کردن از الگوی مؤثر روشهای یادگیری که روش های مختلف یادگیری را تسهیل می کنند .

بر این اساس در فضا های مجازی باید زمینه یادگیری مشارکتی و تبادل اطلاعات را فراهم کرد. بویژه اگر به دیدگاه پاره ای از نظریه پردازان حوزه یادگیری مانند پیاژه و ویگوتسکی توجه داشته باشیم که یادگیری را مولود مشارکت گروهی و گفتمان اجتماعی می دانند.
یادگیری مشوق ـ مشارکت و همراهی

پشتیبانان فناوری در محیط های آموزشی، یادگیری را مهمترین هدف بنیادی هدف استفاده فضا های مجازی و شبکه ای می دانند. (بوتون و گارث ،کیگان، 1995، والز ، 1993) حس یادگیری از طریق مکالمات بین افراد یا گروه ها برانگیخته می شود و مستلزم خلاقیت و بازخوانی ارتباط است (چاپانیس، 1975 ، شگلوف، 1991 ، شگلوف و ساکز، 1973) مکالمه روشی است برای این که افراد به طور گروهی باورها و معانی را تدوین کنند و درعین حال تفاوت بین آنها را تکرار کنند. این گفتگوها، زمینه ای مشترک با آشنایی متقابل را درباره باورها و فرضیات فراهم می کنند. (گودین و هریتج، 1995، بس ساسمن، 1998) یادگیری را می توان به عنوان گونه ای مشخص از فعالیت گروهی تلقی کرد. این فلسفه آموزشی هنگامی به عینیت در میاید که پروژه های گروهی که برای تشویق بین اعضا وگروه طراحی شده اند، معین شود. یادگیری گروهی به عنوان فرایندی آموزشی در نظر گرفته می شود که تاکید بر تلاش های گروهی یا مشارکتی بین اعضای دانشکده با دانشجویان دارد. مشارکت فعال و تعامل ، هم درمیان دانش جویان و هم آموزگاران منجر به ایجاد دانشی جدید شد که از دل گفتگوهای پرشور کسانی به دست می یاید که ایده ها و اطلاعات خود را به اشتراک می گذارند. از نظر آرمانی، دانش جو عضوی فعال ازجامعه یادگیرنده است، اما در عین حال کسی است که اقدام به تحقیق، یادگیری و فهم، برمبنایی فردی و مستقل از سرعت پیشرفت دیگر فراگیران میکند . لذا همچنانکه در پیش ذکر شد از مختصات مهم فضا های مجازی یادگیری تشکیل گروه های مشارکتی و توسعه یادگیری در این محیط ها می باشد.
نتیجه گیری:

مفروضات اساسی در ایجاد محیط یادگیری مجازی عبارتند از:

* هدف ایجاد فضای مجازی یادگیری . یادگیری است و نه آموزش

* نقش معلم در این فضا راهنمایی است و نه انتقال اطلاعات

* در طراحی یادگیری مجازی ایجاد فضای مشارکتی از اهمیت بسزایی برخوردار استمنابع و مآخذ

منابع فارسی:

1. رجایی ، فرهنگ، پدیده جهانی شدن ( وضعیت بشری و تمدن اطلاعاتی )، ترجمه عبدالحسین آذرنگ، انتشارات آگاه، بهار 1380
2. عطاران، محمد، جهانی شدن، فناوری اطلاعات و تعلیم و تربیت ، موسسه فرهنگی آفتاب مهر، تهران 1381

3. مهر محمدی ، محمود، باز اندیشی فرآیند یاددهی-یادگیری و تربیت معلم، انتشارات مدرسه

1380
منابع انگلیسی:

Christopher Winch and John Gingell; Key concepts in the philosophy of

education; Routledge. 1999
Edwards Richards and Usher Robin; Globalization and Pedagogy (Space; Place and Identity); Routledge; 2000
Loveless, Avril and Ellis, Viv; Pedagogy and the Curriculum; RoutledgeFalmer, New York, 2001

Pelgrum.W.J; Obstacles to the integration of ICT in education; results from a worldwide educational assessment;computer and education 37(2001)163-178
Pierre Dillenbourg: Collaborative Learning; pergamon; Netherland; 1999
Rosenberg Marc J. E-Learning: Strategies for Delivering Knowledge in the Digital Age;McGraw-Hill;2002
Wilson ; Building for Collaborative Learning talk by Andy Blunden, 18th October,for the Multimedia Education Unit's Lunchtime Seminar Series. ...

In Constructivist learning environments: Case studies in instructional design Case studies in instructional design, (1996)
Why does collaborative learning work?; available on www.wcer.wisc.edu/nise/CL1/CL/moreinfo/MI2C.htm

تکفا - گفت و گو با علی اصغر فرامرزیان - از ابتدا سعی ندارم وارد یک وادی انتقادی شوم ولی بررسی موضوعی را که انتخاب کردم بدون ذکر خصوصیات آموزش عالی کشور ناقص خواهد ماند. مقایسه موجودی نظام آموزشی کشور با نظام حاصل متولد شده از بازسازی نظام جهانی که از ان شرحی خواهد گذشت مقدور نیست مگر اینکه به مشکلات ان توجه شود. همگان م? پذیریم که دیر? است نظام آموزش عال? کشور توانائ? پذیرش حد اکثر 10 درصد ازعلاقمندان به اموزش عالی را داشته است. شاید این آمار بخودی خود برای هر گونه توضیح و توجیه توسعه برای آموزش کشور کافی باشد اما بدون توجه به خصوصیات علمی، فرهنگی و سیاسی نظام آموزشی عالی نمی توان به راه حل این مشکل در ایران پرداخت لذا در ابتدا به مشکلات اصلی و اساسی نظام آموزش کشور در چهار بخش علمی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی کشور اشاره ائی کلی، خلاصه و گذرا خواهم داشت.
الف: مشکلات علم?

احتمالا اکثر کارشناسان شک‌ ندارند که‌ نظ‌ام‌ کپی‌ شده آموزش? ایران‌ پس‌ از توسعه‌ صنعت‌ چندین سال بعد از رونق گرفتن دانشگاه در اروپا پایه‌ ریزی‌ شده‌ وهمیشه محدودیت ها و نیازهای قابل توجه ان بعلت قطع رابطه با کاربرد های اجتماعی اجازه ارزیابی و بازسازی به ان را نداده است. بمرور زمان مبنای‌ ان بدون بازنگری تبدیل به یک‌ آموزش‌ سنتی‌ براساس‌ تربیت‌ فراگیران‌ شاغل‌ در نظ‌ام‌ اداری شده و دو عامل اساسی و وجودی، وارداتی خود یعنی صنعتی‌ و کشاورزی‌ را فراموش کرده است. محصول‌ آموزش یافته این‌ سیستم‌ در ایران با بلیعدن 10 درصد موفق دانش آموختگان کشور انها را برای یک نظ‌ام‌ اداری‌ که قاصرازهر گونه خدمت به تولیدات صنعت‌ وکشاورزی‌ است تربیت کرده و بدلیل عدم چالش بین علم آموختگان در صحنه علمی و عملی کشور روز به روز از کیفیت علمی مراکز آموزشی کاسته است.

ب: مشکلات فرهنگی

فرهنگ‌ کار راحت، عدم‌ علاقمندی‌ به‌ کار تولید وخدمات‌ در بین‌ فارغ‌ التحصیلان‌ اموزش‌ عالی‌ و ترویج پشت‌ میز نشینی‌ از مهمترین‌ دستاوردهای نظام آموزش عالی کشور بوده است‌

هم اکنون نِیز نظام آموزش? کشور تابع? از گذشته است و کماکان راه متفاوت? را ط? نم? کند. نخبگان و دولت دو لبه اره ائ? هستند که بدون تعیین یک راه کار صحیح با پر کردن ظرفیت آموزش? بدنه آموزش کشور را فرو م? ریزند. نظام آموزش? بعنوان مهمترین عنصر کار و تولید، ایستا و قادر نیست قشر جوان کشور را با فرهنگ سازندگ? اشنا کند. پاک کردن غبار فرهنگ پشت میز نشین? و توسعه نظام ادارا? از افکار و آعتقادات نظام آموزش? ما شده و تکرار کننده شیوه های گذشته است. فعالیت ها? تولید? و خدمات? بعنوان مهمترین نیازها? جامعه روز به روز احترام اجتماعی خود را از دست داده ونقش آموزش در انها بیرنگ و کوچک م? شود. کلیه این عوامل دست به دست هم می دهند که الگوی فرهنگ توسعه و سازندگ? در این جامعه جوان تبدیل به یک باور نشود و فراگیر نخبه علاوه بر اینکه خود نوع دانش مورد علاقه اش را انتخاب نم? کند، هیچ تحلیل? از اینده ندارد و نظام نیز هیچ راهی را برای استفاده متناسب از توانائی های او به او پیشنهاد نمی کند.
ج: مشکلات اجتماع?

ادامه تحصیل بعلت پیروی از الگوها? غلط به یک? از بزرگترین استرس ها? اجتماع? تبدیل شده است. تلاش اجتماع? به عهده والدین گذاشته شده، جوانان با کار بیگانه شده اند و انگاری بجز تحصیل بی هدف هیچ وظیفه اجتماعی بر دوش ندارند. یک? از بزرگترین نگران? ها? اعضا? خانواده ها قبول? فرزندان در دانشگاه است، بخش زیاد? از در آمد خانواده هزینه تحصیلات فرزندان م? شود وما حصل ان بیکار? اجتماع? و متوقف شدن فعالیت اجتماع? در بخش تولید و خدمات است.
د: مشکلات اقتصاد?

عدم تناسب محصول آموزش عال? کشور با نیازهای اجتماعی و عدم تزریق عادلانه این محصول در بخش خدمات و تولید باعث خسارتهای کلان اقتصادی در کشور است‌. جذب‌ بیشترین‌ دانش‌ اموختگان‌ عالی‌ کشوردر نظام ادار? و بایگانی کردن نخبگان کشور در فایل دولت نه‌ تنها نظام ادار? را کاملا نا کارآمد کرده بلکه‌ بیش‌ از 50 درصد هزینه‌ جار? کشور‌ را به‌ خود اختصاص‌ داده‌ است. بدین معنا که آموزش ما در خدمت هزینه کردن سرمایه کشور برا? نخبگان ول? بدون انتظار ازارائه کار مفید ازاین قشر کارآمد است، به لفظ? دیگراین شیوه افراد مستعد کشور را در قالب? مسدود و غیر کارا فرو برده است. صنعت‌ که‌ موثر ترین‌ بخش‌ دانش‌آموختگان‌ کشور را جذب‌ کرده از جمعیتی‌ کمتر از پنج‌ درصد فارغ‌ التحصیلان‌ اموزش‌ عالی‌ سود می‌ برد و کشاورزی‌ از استفاده‌ بیش از دو درصد این‌ دانش‌ اموختگان‌ محروم‌ است‌. میلیاردها سرمایه‌ گذاری‌ برای‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ کشور با جذب‌ این‌ تعداد فارغ‌ التحصیل‌،‌ نظ‌ام‌ آموزش‌ عالی‌ کشور را تبدیل‌ به‌ یک‌ سرمایه‌ گذار? غیر اقتصادی و بیهوده‌ کرده‌ است‌.
این خصوصیات نظام آموزشی کشور را از درک یک معماری جدید برای بازسازی و روزآمد کردن یک نظام آموزشی دور کرده است. ایران با داشتن 7/18 میلیون دانش آموز، 8/4 میلیون جمعیت پشت کنکور? و 2/8 میلیون نفر کودک? که هنوز به مدرسه راه نیافته اند با توجه به مشکلات فوق بعنوان یکی از جوانترین کشورهای دنیا نیازمند آموزش است. بدیه? است این امار هیچ استدلال? را نیاز ندارد تا اهمیت آموزش درکشور را بیان کند. عل? رغم مشکلات فراوان? که برا? فراهم اوردن تسهیلات اموزش? این جمعیت مد نظر است باید توجه داشت برا? کشور? که داعیه تربیت یک نسل جدید را دارد در یک برنامه ریزی منطقی، جوان? بودن چنین جامعه ائ? م? تواند یک? از ویژگیها? ان محسوب شود.

یک و نیم میلیون نفر آموزنده در کشور تصد? آموزش 20 میلیون فرا گیر را بعهده دارند. نیاز به کلاس درس روز به روز افزایش می یابد بنا ها? فیزیک? فراوان در اقصا نقاط کشور توسط دانشگاه ها? دولتی،‌ آزاد، پیام نور و... در حال تاسیس هستند. کارشناسان متعقدند که نظام آموزش? در کشور با هزینه ائ? فراوان پایه ائ? سست را بنا نهاده و با چنین سرمایه گذار? کما کان آموزش عال? کشور قادر نیست بیش از ده درصد علاقمندان به آموزش را بپذیرد.

فارغ التحصیلان دوره متوسطه

جمع

سال تحصیلی

دختر

پسر

جمع
75820

83359

159179

66-1365 (1)

111683

136649

248332

71-1370(1)

245685(2)

199018(2)

444703(2)

76-1375(1)

369207(2)

271742(2)

640949(2)

77-1376(1)

321575(2)

260836(2)

582411(2)

78-1377(3)

395547(2)

316035(2)

711582(2)

79-1378(3)

449966

357028

806994

80-1379(3)

مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش . (ر.پ).
در سال تحصیلی 1380 -81 دانشگاه های کشور بیش از یک و نیم میلیون دانشجو را در خود جای داده اند. ظرفیت صندلی های دانشگاه ها تکمیل است و این دانشگاه ها بیش از این ظرفیت ندارند، افزایش این ظرفیت خصوصا در ده ساله گذشته با کاهش کیفیت علمی در کشور همراه بوده است.

سالانه بیش از هشتصد هزار نفر از دوره متوسطه فارغ التحصیل شده و به خیل علاقمندان به دانشگاه در ایران اضافه می شود این تعداد با میانگین افزایش بیش از 30 درصد در سال به چهار میلیون و هشتصد هزار نفر متقاضی ورود به دانشگاه می پیوندد. بدین صورت می توان گفت با معادلات رشد جمعیت در ایران افزایش میانگین فارغ التحصیل سالانه بیش از یک میلیون خواهد بود و این رقم رشد تا سال 2021 قطعی وادامه دار است. بر اساس این امار افزایش نیاز دانشگاه در ایران بیش از 9 برابر نیاز جامعه جهانی است.

دانشجویان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی(1)

جمع
سال تحصیلی
زن
مرد
جمع
378365

381505

759870

81-1380

مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی .

به استثنای دانشگاه آزاد اسلامی.

دانشجویان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاه آزاد اسلامی

جمع
سال تحصیلی
زن
مرد
جمع
390068

416571

806639

81-1380

مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامی.

مرکز اطلاعات ، آمار و کامپیوتر

فارغ التحصیلان سطوح مختلف تحصیل

دانشگاهها و مراکز آموزش عالی(1)

جمع

سال تحصیلی

زن

مرد

جمع
57778

72633

130411

80-1379

مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی .

به استثنای دانشگاه آزاد اسلامی.

فارغ التحصیلان سطوح مختلف تحصیلی

دانشگاه آزاد اسلامی

جمع

سال تحصیلی

زن

مرد

جمع
86481

109581

196062

1380-81

مأخذ ـ دانشگاه آزاد اسلامی.

مرکز اطلاعات ، آمار و کامپیوتر



آمار فارغ التحصیلان کمتر از 18 درصد از صندلی های اشغال شده در دانشگاه است. جالب توجه است که در سه ساله گذشته تعداد فارغ التحصیلان کمتر از 50 درصد دانشجویانی است که صندلی های دانشگاه را اشغال کرده اند.
همه این عوامل بیان از یک نیاز معجزه آسا برای راه حل معضل آموزش عالی در کشور دارد و این ممکن نیست بجز از طریق یک تحول اساسی که بتواند بلحاظ کمی و کیفی پاسخگوی نیاز اموزش عالی در کشور باشد. انچه مسلم است توسعه آموزش عالی باید از یک راه کار اصلی در کشور پیروی کند ولی اینطور که پیدا است این مشکل نیز مانند تولید، صنعت، کشاورزی، بیکاری و... تابعی از یک راه حل اساسی نیست و در فعل و انفعال اجتماعی راهی بجز ادامه نیازهای ان وجود ندارد. لذا جامعه مسئول نظام آموزش عالی ما با فرهنگ موجود در کشور تابعی در بوجود آوردن تسهیلات لازم برای آموزش کشور است. برای توسعه کیفیت دانشگاه های فیزیکی کشور حرفی برای گفتن وجود ندارد و شاخصه های بررسی ان که در این مقال امکان پرداختن به ان نیست همه حکایت از افت کیفیت آموزش عالی دارد. لذا حد اقل نتیجه گیری از این استدلالات این است که استفاده از شیوه های دیگر خسارتی برای کیفیت آموزش عالی کشور در بر ندارد وان را از انچه هست بدتر نمی کند. بدیهی است روند موجود پاسخگوی نیاز های آموزش عالی کشور نیست و راه حل این نیاز در زمان کوتاه به یک معجزه نیاز دارد. وجود نزدیک به 5 میلیون فرد مشتاق به اموزش و اضافه شدن یک میلیون فارغ التحصیل در هرسال با نیاز های مشتاقان ان با امکاناتی از قبیل فضا و مکان در وضعیت موجود کشور و بنیه علمی ان نیست و راهی با مشخصات بهتر از توسعه آموزش مجازی برای آن وجود ندارد. در ادامه این مبحث باید بگویم که اینجا بحث بر این نیست که کدام یک از انواع آموزش توانائی حل این معضل را دارد. بلکه باید قبل از هر چیز به عدم دسترسی به این مشکل و عدم فراهم آوردن آن در فضای فیزیکی دانشگاه های کشور اذعان داشت. در اینجا شاید بهتر باشد قبل از اینکه در مورد فلسفه دانشگاه مجازی و فیزیکی، سنتی و مدرن و سود و زیان هر کدام بحث بشود این نکته مورد بررسی قرار گیرد که ایا راه حل دومی می تواند برای معضل آموزش کشور وجود داشته باشد یا خیر. با توجه به این مشکلات و دلایلی که برای روشن ساختن اینده این تکنولوژی بیان ادعا کردم می‌توان گفت بهترین سرمایه گذاری در آموزش عالی، انتخاب آموزش مجازی باشد چون می تواند کوتاه ترین و موثرترین راه برای آموزش عالی کشور باشد. اما نباید فراموش کرد که طی این راه نیاز به یک برنامه ریزی اصولی است تا همانند دیگر سوژه های این کشور تبدیل به یک عنصر سود جوئی نشود. بدیهی است ورود در این تکنولوژی قبل از هر چیز نیازمند به تولید اطلاعات است و برای دستیابی به ان باید از نخبگان کشور و اساتید دانشگاه استفاده کرد.

در این راه سرمایه گذاری در زمینه تولید اطلاعات متناسب با تکنولوژی اولین قدم برای ورود در این خط مشی اساسی است. بدیهی است این مورد نیازمند به سرمایه گذاری و اشراف به یک برنامه ریزی بلند مدت دارد که هزینه های ان دور از هر گونه جنجال و سود جوئی باید پرداخت شود. بطور مثال هر واحد درسی‌ بر اساس‌ مصوبه‌ وزارت‌ علوم‌ نیازمند یک‌ ساعت‌ کلاس‌ درس‌ و دانشجوی‌ لیسانس‌ بط‌ور میانگین‌ بایستی‌ 136 واحد درسی را طی کند. هردانشجوی‌ فوق‌ لیسانس‌حد اقل ملزم‌ به‌ گذراندن‌ 32 واحد است . در صورتی که هرواحد درسی را 1 ساعت و هر ترم را 17 هفته محاسبه کنیم، در مجموع‌ واحد های‌ درسی‌ رشته‌ لیسانس‌ حداقل 2312 ساعت و برابر 138720 دقیقه و فوق‌ لیسانس‌ 918 ساعت‌ برابر 55080 دقیقه است‌. در صورتیکه‌ لازم‌ باشد برای‌ هر دقیقه‌ فیلم‌ اموزشی‌ فقط‌ پانزده‌ هزار تومان‌ سرمایه‌ در نظر گرفته شود. هر رشته‌ لیسانس‌ نیاز به‌ سرمایه‌ای‌ برابر 000ر800ر080ر2 و فوق‌ لیسانس‌ 000ر200ر826 تومان‌ دارد.
بدیهی است این نوع سرمایه گذاری ‌پس از طی شدن صحیح این راه سود آور خواهد بود. در صورتیکه در هررشته‌ لیسانس‌ فقط‌ 1000 دانشجو و برای‌ هر ترم 500 هزار تومان محاسبه شود در آمد یک‌ رشته‌ در یک‌ دوره‌ 4 ساله‌ 4 میلیارد تومان‌ خواهد بود حال اگر این رقم در تعداد مشتاقان آموزش عالی و بر هزینه سرانه دانشجو در کشور نیز ضرب گردد، شاخص یکی از بهترین معادلات اقتصادی در کشور را نشان خواهد داد.
جهانی شدن

در این رهگذر معتقدان‌ به‌ جهانی‌ شدن‌ به‌ اینده‌ جهانی‌ می‌ اندیشند که‌ در قلمرو ان‌ همه‌ چیز در حال‌ انتقال‌ است‌. اینترنت‌ فراهم‌ کننده‌ فضائی‌ حداقل‌ با 65000 بزرگراه‌ است‌ که‌ می‌ تواند کلیه‌اط‌لاعات‌ را با سرعت‌ 120 هزار مایل‌ در ثانیه‌ برای‌ بیش از یک میلیارد‌ شهروند خود به‌ سراسر جهان‌نقل‌ مکان‌ دهد. این‌ دهکده‌ هم‌ اکنون‌ تبدیل‌ به‌ یکی‌ از پر جمعیت‌ ترین‌ کشورهای‌ جهان‌ شده‌ ودران‌ شهروندان‌ از نظ‌ر دانش‌، پردازش‌ و اط‌لاعات‌ با یک‌ زبان‌ سخن‌ می‌ گویند. اعضای‌ این‌ جامعه‌ با زبان‌ تولید اشنا هستند و در تلاشند تا جامعه‌ ائی‌ مرتبط‌ را مهیا سازند که‌ دارای‌ ساختار یک‌ جامعه‌ نوین‌ اجتماعی‌، فرهنگی‌ و اقتصادی‌ باشد و برتعامل‌ میان‌ فرایند ها و واکنش‌ ها دامن‌ بزند و زیر بنای‌ جدیدی‌ برای‌ پیوستن‌ به‌ نهادهای‌ اجتماعی‌ درجهان‌ بوجود اورد.
جهانی‌ شدن‌ واقعیت‌ روبه‌ گسترشی‌ است‌ که‌ همه‌ عرصه‌ های‌ اقتصادی‌ , اجتماعی‌ و فرهنگی‌ جهان‌ را تحت‌ تاثیر قرارداده‌ و تمامی‌ کشورها را به‌ گونه‌ ائی‌ با ان‌ درگیر کرده‌ است‌. این‌ فرایند به‌ برکت‌ رشد تکنولوژی‌ همگرائی‌ فراوانی‌ بین‌ مشخصه‌ های‌ اقتصادی، فرهنگی‌، فنی‌ وعلمی‌ جهان‌ بوجود خواهد اورد. دیری‌ نخواهد پائید که‌ این‌ شهروندان‌ بخاط‌ر شاخصه‌ هائی‌مانند انعط‌اف‌ پذیری، ایجاد رقابت‌ وقدرت‌ مدیریت‌ بر مولفه‌ های‌ تولید ثروت‌ مسلط‌ شوند و با تشکیل‌ کانون‌ های‌ توانای‌ تکنولوژی‌ و بهرمندی‌ از اط‌لاعات‌ پیوسته‌ جهانی‌ بر اجرای‌ کار و فرایند های‌ توسعه‌ اقتصادی‌سیاسی‌ و فرهنگی‌ اشراف‌ یابند. انها معتقدند بااین‌ پدیده‌ در بسیاری‌ از زمینه‌ ها نوید بخش‌ تاریخ نمادین‌ و مظ‌هر اینده‌ موهبت‌ امیز ی‌ هستند که‌ اسط‌وره‌ ها و پیش‌ گوئی‌ های‌ تاریخ کهن‌ در ذهن‌ و خیال‌ مردمان‌ پرورانده‌ بود.

سرمایه‌ گذاری‌ فرا ملی‌ در همه‌ بخشهای‌ این‌ پدیده‌ در زمینه‌ های‌ صنایع‌ اط‌لاعات‌، تجارت‌ رسانه‌ ائی‌، ط‌رح‌ ها و برنامه‌ های‌ سخت‌ افزاری‌ و نرم‌افزاری‌ خدمات‌ پیشرفته‌, اموزش، تولید کشاورزی، بهداشت، تکنولوژی‌، تولید سنتی‌ و نوین‌، حمل‌ و نقل‌، تجارت‌، توریست‌، اط‌لاعات‌ جنگ‌ افروزی‌ و صلح‌ ط‌لبی‌، چرخه‌ های‌ اقتصادی‌ رکود ورونق‌ بازار، مستغلات،‌ محیط ‌زیست‌، مدیریت‌، فرهنگ‌ و ...باعث‌ نیاز و اجبار به‌ شبکه‌ ائی‌ شدن‌ است‌. این‌ شهروندان‌ می‌ اموزند که‌ برای‌ زندگی‌ در این‌ شهر باید رقابت‌ را بپذیرند و رقبا را تحمل‌ کنند. انها اصرار دارند به‌ شهروندان‌ خود بقبولانند که‌ حاشیه‌ نشینی‌ و فرار از واقعیت‌ های‌ مناسب‌ این ‌توسعه‌ نبوده‌ و خارج‌ از اصول‌ شهروندی‌ در پایگاههای‌ اط‌لاعاتی‌ است‌.
منتقدان‌منط‌قی‌ ‌با انتقادهائی‌ که‌ بر این‌ تحول‌ روا می‌ دارند بر این‌ باورند که‌ بالاخره‌ این‌ راه‌ سپری‌ خواهد شد و با انگاره‌ های‌ خود از این‌ حقیقت‌ در نمی‌ گذرند. انان‌ براین‌ باورند که‌ این‌ تحولات‌ بر زندگی‌ انسان‌ قرن‌ بیست‌ و یکم‌ تاثیر گذاشته‌ و نویدها و ابهامات‌ او را تغییر می‌ دهند . این‌ پدیده‌ به‌ تحولات‌ و تغییرات‌ سرعت‌ می‌ بخشد ومردم‌ را وامی‌ دارد تا به‌ باز نگری‌ اراء و اندیشه‌ های‌ خویش‌ بپردازند و ارزش‌ ها و نهادهای‌ موجود را مورد نقد وبررسی‌ قراردهند و نتیجه‌ می‌ گیرند که‌ مسلما در این‌ رهرو سط‌ح‌ اگاهی‌ و اط‌لاعات‌ همگانی‌ مردم‌ ارتقاء خواهد یافت.

از نتیجه‌ نگاه‌ منتقدان‌ و معتقدان‌ باید دریافت‌ که‌ مسلما در این‌ روند دگرگونی‌های‌ اساسی‌ وجود خواهد داشت‌ که‌ در بین‌ انها پذیرش‌ دگرگونی‌ های‌ تکنولوژیک‌ برای‌ همه‌ جوامع‌ موثرتر و گریز نا پذیرتر است‌. پدیده‌ اینترنت‌ در فرایند جهانی‌ شدن‌ پویا ترین‌ و جامعترین‌ تحولی‌ است‌ که‌ بعنوان‌ منبع‌ بزرگ‌ اط‌لاعات‌ جهان‌ هیچ‌ کس‌ نتوانسته‌ این‌ موفقیت‌ بزرگ‌ تکنولوژیک‌ را نادیده‌ انگارد. به‌ همین‌ دلیل‌ اثار و تبعات‌ ان‌ گستره‌ وسیعی‌ را در بر گرفته‌ و امروزه‌ بعنوان‌ تکنولوژی‌ برتر مهمترین‌ عامل‌ پشتیبانی‌ اط‌لاعات‌ علمی‌ و هماهنگ‌ کننده‌ اهنگ‌ ان‌ در جهان‌ کنونی‌ شده است‌.
جهش‌ یکباره‌ ابر رسانه‌ اینترنت‌ در دهه‌ اخیر راه‌ قرنها را ط‌ی‌ و تابعی‌ از مختصات‌ همه‌ علوم‌ شده‌ است‌. فرهنگ‌ و علم‌ در جهان‌ امروز بعلت‌ فعل‌ و انفعالات‌ سرعت‌ پیشرو این‌ رسانه‌ بصورت‌ قابل‌ ملاحظ‌ه‌ ائی‌ توسعه‌ یافته‌ و همه‌ اندیشمندان‌ معاصر را به‌ یک‌ رقابت‌ جهانی‌ فرا خوانده‌ است‌. این‌ ابزار در بخش آموزش بیش از همه زمینه‌ ها فزون‌ ط‌لب، گسترش‌ پذیر و بسط‌ یابنده اند. منابع‌ و ماخذ به‌ سهولت‌ در اختیار گذارده‌ شده‌، فاصله‌ ها از بین‌ رفته‌ وعامل‌ یافتن‌ برای‌ هر تجسس‌ در هر پژوهش‌ را در کوتاه‌ ترین‌ زمان‌ از منابع‌ و ماخذ موجود در سراسر جهان‌ میسر ساخته‌ است‌.
بهر حال هزاره جدید از ان جهانیان است و استفاده از پژوهشگرانی که می خواهند آزادانه و جدا از هر گونه مناقشه به مطالعه و تفکر پرداخته و به مفاهیم جدید دست یابند راهی بسیار هموار و صحیح است. واگر اصحاب علم تصمیم دارند در چالش کشیدن راست کیشی های جهان کنونی از تکنولوژی برتر استفاده کنند باید در این وادی قدم نهند.
بدون‌ ورود بیشتر در بحث‌ تئوریک در این‌ مقال‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسی‌ بیشتر در مورد دلایل مثبت سرمایه گذاری در آموزش مجازی بعنوان راه حل اساسی برای مشکلات آموزشی کشور در بخش آموزش عالی در ایران بپردازم و درآن با نگاهی‌ کوتاه‌ به توسعه‌ تاثیر جهانی‌ آموزش‌ مجازی‌ و تاثیرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان‌ بر آموزش کشور خصوصا آموزش عالی‌ تاکید کنم.
توسعه جهانی آموزش تکنولوژیک

در این‌ بخش‌ در نظ‌ردارم‌ به‌ بررسی‌ بیشتر رابط‌ه‌ اینترنت‌ با خلف‌ ترین‌ فرزند خود یعنی‌ اموزش‌ بپردازم‌ و نگاه‌ کوتاهی‌ بر تاثیرجهانی‌ توسعه‌ اموزش‌ مجازی‌ و تاثیرات‌ مهم‌ و قابل‌ توجه‌ ان براین اموزش‌ در جهان داشته‌ باشم .
تخصصی شدن جهان کنونی باعث شده است که روزبه روز نیاز به آموزش عالی در جهان جوان کنونی که بیش از 50 درصد ان زیر 25 سال سن دارند افزایش یابد. طبق مطالعات جدید هم اکنون 48 میلیون دانشجو در دانشگاه های جهان در حال تحصیل هستند. پیش بینی شده است این تعداد تا سال 2010 به 100 میلیون نفر و در سال 2025 به 160 میلیون نفر خواهند رسید. (McCann Benjamin, 2001)
انچه ‌در ابعاد جهانی آموزش و ضرورت وجودی ان حتمی است،‌ این است که توسعه آموزش یک ضرورت جهانی و آموزش مجازی یکی از بهترین راه حل های ان است. این نوع آموزش با اینکه هنوز زمان کودکی خود را می گذراند‌ براموزش‌ سراسر دنیا تاثیر جهان‌ شمول‌ وموثری‌ گذارده‌ است‌ اما در بحث‌ کلان‌ این‌ پدیده‌ دیری‌ نخواهد پائید تا این‌ تاثیر برابعاد مختلف‌ اموزش‌ حرفه‌ ائی‌ بین‌ المللی‌ چهره‌ موثر خود را بعنوان‌ یک‌ انقلاب‌ اموزشی‌به‌ نمایش‌ بگذارد. مسلما با توجه‌ به‌ رشد روز افزون‌ بهره‌ گیری‌ از اینترنت‌، جهان‌ اموزش‌ بدین‌ دلیل‌ که‌ با خبرگان‌ اجتماعی‌ سرو کار دارد جزو اولین‌ بهره‌ وران‌ از این‌ ابزار استثنائی‌ خواهد بود. خصوصا اینکه‌ اموزش‌ در این‌ گذر با یک‌ سرمایه‌ گذاری‌ ارزان‌ و سودمند با اموزش‌ کامپیوتر و نحوه‌ فراگیری‌ استفاده‌ از ان‌ با استفاده‌ از نرم‌ افزارهای‌ اموزشی‌ به‌ نتایج‌ قابل‌ عرضه‌ ائی‌ دست‌ خواهد یافت‌. به همین دلیل همه در حال سبقت گرفتن از یکدیگر در این ارتباط هستند. نتیجه یک تحقیق نشان می دهد با توسعه آموزش مجازی سرانه روزانه هزینه یک دانشجو در انگلیس می تواند از 320 دلار در روز حد اقل به 20 دلار وحد اکثر تا 30 دلار تقلیل یابد1. آموزش از طریق اینترنت پس از مدت کوتاه پس از ایمیل دومین مرتبطین را بخود اختصاص داده است (شورای اطلاع رسانی ، 30 خرداد 1381).

با توجه‌ به‌ این مقدمه‌ باید بپذیریم‌ که‌ در فرایند اموزش‌ ، توسعه فعالیت های آموزشی یک ضرورت جهانی است. آموزش یکی‌ از موثرترین‌ وبی‌ خط‌ر ترین‌ عوامل‌ مربوط‌ به‌ تکنولوژی‌ ایتنرنت‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ شدیدا مورد استقبال‌ همگان‌ قرار گرفته‌ و حتی‌ برای‌ مخالفین‌ خود در این‌ زمینه‌ کوچک‌ ترین‌ تردیدی‌ باقی‌ نگذاشته‌ است‌. سرمایه گذاری در این امر یکی از مهمترین موارد عوامل اساسی برای ورود و بهره وری در این بخش حیاتی است. این سرمایه گذاری در اکثر کشورهای توسعه یافته که حتی دانشگاه های آنها کوچکترین مشکل در زمینه ظرفیت پذیرش دانشجو را ندارد به بهترین وجه انجام گرفته است. امریکا در سال 1999 طی یک برنامه آموزشی برای مشاغل آموزش جدید 62 میلیارد دلار سرمایه گذاری کرده است2.

آموزش مجازی مهمترین عامل در توسعه فن آوری اطلاعات است. امروز از آموزش مجازی بعنوان مهمترین عامل توسعه دهنده فن اوری اطلاعات یاد می شود و فعالین در این رشته معتقدند با توجه به گفتار اشنای تکنولوژی با این زبان نظ‌ام‌ اموزشی‌ مجازی‌ محدود به‌ هیچ‌ تخصص، مقط‌ع‌، سن‌ و دوره‌ خاص‌ نیست‌ و با توجه‌ به‌ گستره‌ فعال‌ خود می تواند اموزش‌ را در همه‌ مراحل و مقاط‌ع‌ فعال‌ کند . بدین‌ دلیل‌ که‌ محدود به‌ مکان‌ و زمان‌ نیست‌ و می‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را با گزینه‌ های‌ ساده‌ تر از انچه‌ که‌ تا کنون‌ در اموزش‌ مط‌رح‌ بوده‌ است‌ به‌ یک‌ فرا خوان‌ همگانی‌ در موسسات، دانشگاه ها،‌ کارخانجات و ... دعوت‌ کند. مسلما بدین‌ ترتیب‌ با همگانی و تخصصی کردن این نوع آموزش یکی‌ از عوامل‌ مهم‌ درمقابل‌ مدرک‌ گرائی‌های بدون تخصص خواهد بود. این نوع آموزش نه فقط در مراکز آموزشی رسمی بلکه در همه موسسات نیازمند به آموزش مورد استقبال قرار گرفته است. بررسی آموزش و مزایای آن در مرکز آموزشهای صلیب سرخ جهانی نشان می دهد این سازمان برای توسعه اموزش مجازی بین سالهای 2000 تا 2003 در طول 3 سال 10 میلیون دلار سرمایه گذاری کرده است.
توجه‌ به‌ این‌ نکته‌ لازم‌ است‌ که‌ ورود دراین‌ سیستم‌ علاوه‌ بر ورود اموزش‌ تکنولوژیک‌ می‌ تواندعامل‌ مهمی‌ برای‌ افزایش مشاغل در تخصص فن آوری اطلاعات و اموزش‌ مبانی‌ تکنولوژی‌ اط‌لاعات‌ و ارتقای‌ فرهنگ‌ کامپیوتر و اینترنت‌ باشد که‌ خود دارای‌ اهمیت‌ فراوان‌ است‌. این نوع آموزش شرکت های بزرگ جهان را برای فعالیت های آموزشی پرسنل خود و ورود به وادی تولید سخت افزار و نرم افزارهای آموزش علاقمند کرده است. شرکت کداک در سال 2001 در یک برنامه جدید 13.23 میلیارد دلار در زمینه تکنواوژی آموزش جدید سرمایه گذاری کرده و بدین مناسبت 80 هزار نفر متخصص را استخدام کرده است.
اینترنت‌ بعنوان‌ ابزاری‌ برتر در بسیاری‌ از مکان‌ ها راه‌ دشوار اموزش‌ را نزدیک، هزینه‌های‌ آن‌ را ارزان‌، عوامل‌ دست‌ نیافتی‌ را دست‌ یافتنی‌ و اهالی‌ علم‌ و تحقیق‌ را به‌ چالشی‌ سود مند فرا خوانده‌ است‌. باید پذیرفت‌ که‌ این‌ چالش‌ تقریبا در بستن‌ راه‌ های‌ دیگر به‌ علت‌ ط‌ولانی‌ بودنشان‌ در زمینه‌ های‌ تحقیقات‌ و پژوهش‌ بسیار موفق‌ بوده‌ و در ساختن‌ مسیری‌ نوین‌ بهترین‌ و سهل‌ الوصول‌ ترین‌ راه‌ را ارائه‌ کرده‌ است‌. علاوه‌ براینکه‌ امکان‌ رابط‌ه‌ ائی‌ سالم‌ بین‌ همه‌ اندیشمندان‌ جهان‌ بوجود اورده‌، انها را از بایگانی‌ کردن‌ علم‌ قدیمی‌ خود منع‌ و به‌ روز امد کردن‌ ان‌ تشویق‌ می‌ کند. در این راه هیچ یک از مراکز مختلف برای استفاده از این امکان استثنا نشده اند. شرکت تویوتا اعلام کرده است که با تدوین یک برنامه آموزش مجازی موفق خواهد شد در طول 5 سال 11.9 میلیون دلار در هزینه های آموزشی شرکت خود صرفه جوئی کند ودراین راه به 200 تحقیق اساسی نیز دست خواهد یافت.
هم‌ اکنون‌ سرمایه‌ گذاری‌ در این‌ نوع‌ اموزش‌ برای‌ کمپانی‌ های‌ بزرگ‌ اموزشی‌ جهان‌ مرسوم‌ شده است‌. مراکز مهم‌ اموزشی‌ جهان‌ همانند دیگر صنوف‌ تکنولوژیک‌ شدیدا در حال‌ سرمایه‌ گذاری‌ برای‌ یافتن‌ راه‌ های‌ بهتر و سریعتر در مسئله‌ اموزش‌ هستند. دینامیسم‌ درونی‌ این‌ جامعه‌ دائما در حال‌ توسعه‌ های‌ نظری‌ و فنی‌ در این‌ پدیده‌ است و با توانائی‌ های‌ بالقوه‌ رسانه‌ ائی‌ ان‌ با مشارکت‌ های‌ علمی ‌وفنی‌ به‌ سرعت‌ شبکه‌ جهانی‌ اموزش‌ را رشد می‌ دهند. دولتها با سرمایه‌ گذاریهای‌ کلان‌ در حال‌ وسعت‌ بخشیدن‌ به‌ این‌ شاخه‌ از تکنولوژی‌ اط‌لاعا ت‌ هستند ودر این‌ فضای‌ هوشمند اط‌لاعاتی‌ همه‌ متفقند تا به افزایش‌ محتوای‌ اط‌لاعات‌ متنوع‌ و متکثر‌ این‌ واقعیت‌ اجتماعی‌ عصر جدید پاسخی‌ در خور تامل‌ بدهند و در تعاملهای‌ اموزشی‌ و تربیتی‌ این‌ مهم‌ سهیم‌ باشند. این‌ موارد خود عاملی‌ برای‌ پیشرفت‌ روز افزون‌ اموزش‌ اینترنتی‌ و بهره‌ گیری‌ از سرمایه‌ های‌ فراوان‌ مالی‌ و علمی‌ این‌ شرکت‌ ها است‌. جنرال موتور اعلام کرده است با تاسیس مرکز آموزش اینترنتی توانسته است سالانه 4 میلیون دلاردر هزینه های کارخانه خود صرفه جوئی می کند3.
بدیهی است که این استقبال در مراکز آموزش عالی و آموزش بزرگسالان با بالاترین استقبال مواجه شود. این توسعه از جانب مراکز آموزش عالی دنیا بیش از هر مکان دیگری جدی گرفته شده و در افزایش توسعه های کمی و کیفی انها تاثیر گذاشته است. بسیاری از طرحهای دراز مدت انها که فقط پنج سال پیش برای توسعه در نظر گرفته شده بود بدلیل سرعت روز افزون این دانش تغییر یافته است. فعالیت دانشگاه های دنیا برای توسعه اموزش غیر حضوری در سال 1980 فقط 45 دانشگاه درسال 1990 به 400 دانشگاه رسیده است. با توجه به ویژگی‌های توسعه دانشگاه های مجازی این تعداد در سال 1997 به 1600 دانشگاه رسیده است4.
نگاه‌ واقع‌ نگرانه‌ ما برای توسعه اموزش مجازی در جهان‌ بدین‌ دلیل‌ لازم‌ است‌ که‌ شروع‌ سرمایه‌ گذاری‌ کشورها و اکثر دانشگاه‌ های‌ مهم‌ دنیا بمعنی‌ واقعی‌ بودن‌ این‌ مسئله‌ در نظ‌ام‌ اموزشی‌ اینده‌ جهان‌ است. گروه 21هم اکنون از اولین گروه‌های سرمایه گذار در بخش دانشگاه مجازی بوده است. این گروه آموزش مجازی دربخش آموزش عالی را برای بهره گیری از همه صاحبان این دانش، تکنولوژی، سرعت در تولید، صرفه جوئی در سرمایه گذاری و دست یافتن به بازار کشورهای مشترک با اشتراک بین دهها دانشگاه جهان شروع کرده است. این دانشگاه ها با سرمایه گذاری مشترک در حال حاضر بیش از 500 هزار دانشجو و 44 هزار استاد را در زمینه آموزش مجازی بکار گرفته و تبدیل به یکی از با تجربه ترین موسسات در این نوع آموزش شده اند5.
ضرورت تولید اطلاعات

فعالیت‌ تئوریک‌ اصحاب‌ اموزش‌ براین‌ پدیده‌ بسیار قابل‌ توجه‌ است‌. بنیان‌ گذاران‌ اموزش‌ جدید و قدیم‌ در چالشی‌ سخت‌ قرار گرفته‌ و مجبور شده‌ اند تا در این‌ مشارکت‌ و ساختار جدید این‌ شیوه‌ سهم‌ قابل‌ توجه‌ داشته‌ باشند. توجه‌ انها به‌ یک‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ متناسب‌ با ابزار تکنولوژیک‌ یکی‌ ازمهمترین‌ موضوعات‌ اموزش‌ اینترنتی‌ است‌. انها سخت‌ بدنبال‌ شیوه‌ هائی‌ هستند که‌ بهره‌ وری‌ از اموزش‌ جدید را در سط‌وح‌ مختلف‌ ارتقاء دهند. نظریه پردازان‌ رشته‌ تعلیم‌ و تربیت‌ در پژوهش‌ های‌ سنگین‌، اموزش‌ مجازی‌ را از مقط‌ع‌ پیش‌ دبستانی‌ شروع‌ و تا بالا ترین‌ مقاط‌ع‌ اموزش‌ عالی‌ مورد بررسی‌ قرار می‌ دهند.
در این‌ زمینه‌ باید توجه‌ داشت، مشارکت‌ اکثریت‌ انسانهای‌ علمی‌ و فرهنگی‌ در نظ‌ام‌ اموزش‌ جهانی‌ بزرگترین‌ تضمین‌ علمی‌ و اخلاقی‌ در این‌ مسیر است‌. در فضای‌ مسلط‌ اموزشی‌ متکی‌ به‌ قوی‌ترین‌ ابزار کنونی‌ که‌ هیچگونه‌ ضرری‌ را بدنبال‌ ندارد تلاش‌ بمنظ‌ور بقاء و حضور در صحنه ‌و تاثیر گذاری‌ بران‌ برای‌ رشد و اعتلای‌ فرهنگی‌همه کشورهائی که آموزش را یکی از مسائل خود می دانند بسیار مهم‌ و ارزنده‌ است‌. در این‌ رهرو توجه‌ خاص‌ به‌ این‌ انقلاب‌ اموزشی‌ مهمتر از هر کنکاش‌ است‌ که‌ بعنوان‌ اشکال ‌ممکن‌ است‌ بر فلسفه‌ این‌ تکنولوژی‌ وارد باشد. تذکر این‌ نکته‌ مهم‌ است‌ که‌ این‌ واقعه‌ توسط‌ صاحبان‌ اندیشه‌ های‌ اموزشی‌ بدلیل‌ استفاده‌ بهتر ابزار تکنولوژیک‌ جدی‌ گرفته‌ شده‌ و سرعت‌ پیشرفت‌ ان‌ با سرمایه‌ گذاریهای‌ کلان‌ بدون‌ توقف‌ دارای‌ نتایج‌ روزافزونی ‌در جهان‌ امروز است. آمار یک تحقیق نشان می دهد که فقط دانشگاه های امریکا سالانه برای توسعه آموزش مجازی 15 میلیارد دلار را بخود اختصاص می دهند. (Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, 2003)
این‌ تحول‌ در مجموع‌، تئوریسن‌ ها، مراکز، دولت‌ ها و صاحبان‌ سرمایه‌ در این‌ مورد را بسیار قانع‌ کرده‌ است‌. نقصهای‌ وارد براین‌ نظ‌ام‌ اموزشی‌ هر چند بسیار اندکند ولی‌ بعنوان‌ جدی‌ ترین‌ پروژه‌ های‌ تحقیق‌ و پژوهش‌ در حال‌ بررسی‌ و ارزیابی‌ قرار گرفته‌ اند تا در اولین‌ فرصت‌ چاره‌ا ئی‌ برای‌ انها اندیشیده‌ شود. موفقیت‌ های‌ بدست‌ امده‌ و عملی‌ در این‌ شیوه‌ تا حدودی‌ در دسترس‌ قرار گرفته‌ و همه‌ اصحاب‌ اموزش‌ را مشغول کرده است‌. هزینه های مربوط به مراکز فعال افزایش یافته و سعی شده است این وادی کمتر در رقابت های کمپانی های بزرگ قرار گرفته و برای تولیدات بیشتر استقلال داشته باشد. آژانس های فعال آزاد بین المللی که در توسعه تولید اطلاعات نرم افزاری آموزش مجازی کارمی کنند توانسته‌اند در سال 2000 از آمریکا 23 میلیون دلار دریافت کرده و این رقم را تا سال 2004 به بیش از 10 برابر برسانند6.
گستره‌ فراگیر آموزش‌ در جهان‌ امروز وابستگی‌ مستقیم‌ به‌ متدوولوژی‌ پویا دارد. اما بهره‌مندی‌ از این‌ متد ولوژی‌ رابط‌ه‌ نزدیک‌ با ابزار برتر را اقتضا می‌ کند و ابزار برتر بهترین‌ امکانات‌ را برای‌ تسهیل‌ پویائی‌ اموزش‌ فراهم‌ می‌ آورد. در ط‌ول‌ قرون‌ اموزش‌ وام‌ دار ابزار و منابعی‌ بوده‌ که‌ دسترسی‌ به‌ انها با صرف‌ عمرمحقق‌ و تحقیق‌ همراه‌ بوده‌ و چه‌ بسا پژوهش‌ ها و پژوهشگران‌ فراوانی‌ بعلت‌ فقدان‌ ابزار و ماخذ در این‌ راه‌ متوقف‌ شده‌اند. امروز همگان‌ پذیرفته‌ اند این‌ راه‌ دشوار با‌ سریعترین‌ شکل‌ ممکن‌ هموار شده‌ و به‌ ساده‌ ترین‌ صورت‌ قابل‌ دسترسی‌ است. آموزش‌ گران‌ همیشه‌ در ارزوی‌ استفاده‌ توامان‌ ابزار دیداری‌، نوشتاری‌ و شنیداری‌ بوده‌ اند تا در ارتقاء تحصیل‌ و تدریس‌ بالاترین‌ تاثیر را حاصل‌ کنند. تجهیزات‌ چند رسانه‌ ائی‌ بعنوان‌ بزرگترین‌ ابزار اینترنت‌ و قدرت‌ بهره‌ گیری‌ از این‌ تسهیلات‌ با لقوه‌ تجسس‌ بر هر موضوع‌ را در هر نقط‌ه‌ جهان‌ ممکن‌ ساخته‌ است‌. بهره‌ مندی‌ فرا گیر از همه‌ ابزار در اموزش‌ رمز موفقیت‌ این‌ شیوه‌ خواهد بود. این‌ روش‌ قادراست‌ با شکستن‌ هر نقط‌ه‌ جغرافیائی‌ اجزای‌ هر مکان‌ و عناصر هر موجود را که‌ انسان‌ به‌ دانش‌ ان‌ دست‌ یافته‌ در کارگاه‌ و لابراتوار های خود به‌ کمک‌ تصویر و صدا در هر مکان‌ و زمان‌ به‌ سمع‌ و نظ‌ر هراموزش‌ گیرنده‌ برساند و هر لایه‌ عنصر را با بهره‌ گیری‌ از تصویر متحرک‌ تجزیه‌ و تحلیل‌ کند. این دلایل بطور جدی باعث شده است سرمایه گذاری در تولید اطلاعات برای شیوه های آموزش روز به روز فزونی یابد.
متفکرین‌ این‌ شیوه ‌آموزشی‌ بط‌ور جدی‌ ادعا می‌ کنند توسعه‌ روز افزون ‌تولید این‌ ابزار در جهان‌ امروز باعث‌ مضاعف‌ شدن‌ علاقه‌ دست‌ اندر کاران‌ واقعی‌ تربیت‌ و تدریس‌ شده‌ است‌ و انها بعنوان‌ اصحاب‌ اموزش‌ مدرن‌ در دوران‌ معاصر در تلاش‌ برای‌ تدبیر یک‌ تکنولوژی‌ منحصر بفرد برای‌ ساختن‌ ترویج‌ اینده‌ علم‌ و دانش‌ هستند. این ادعاها بدون پشتوانه انبوه اطلاعات قابل ارائه در ساختمان این تکنو لوژی ممکن نخواهد بود. لذا توسعه این اطلاعات که ویژگی های ساختاری خود را دارا است نیاز به سرمایه گذاری قابل توجه دارد. تولید اطلاعات در زمینه آموزش مجازی در امریکا از 1.7 میلیارد دلار در سال 2000 به 5.3 میلیارد دلار در سال 2003 رسیده است7.
امکان‌ رابط‌ه‌ علمی‌ و متدیک‌ دانشجو ومعلم‌، دانشجو و دانشجو بعلت‌ وجود ابزار و منابع‌ غنی‌ علمی‌ وبا استفاده‌ از قابلیت‌ حذف‌ زمان‌ و مکان‌ استفاده‌ بیشتر این‌ شیوه‌ را افزایش‌ خواهد داد. امکان‌ آسان‌ دستیابی‌ فرا مکانی‌ به‌ نیروهای‌ اموزش‌ گیرنده‌ و آموزش‌ دهنده‌ باعث‌ جهان‌ شمولی‌ این‌ صنعت‌ اموزشی‌ شده‌ و گستره‌ وسیعی‌ از دانش‌ پژوهان‌ جهان‌ را در خود مجتمع‌ کرده‌ است‌ .این‌ واقعه ‌بعلت‌ پاسخگوئی‌ جدید تحقیقات‌ نرم‌ افزاری‌ و سخت‌ افزاری‌ و پیش‌ بینی‌ موفق‌ ان‌ سریعتر از دیگر تاثیرات‌ تکنولوژیک‌ اکثر سرمایه‌ گذاران‌ فرهنگی‌ بزرگ‌ جهان‌ را قانع‌ ساخته‌ که‌ سود دهی‌ اینده‌ این‌ شیوه‌ را مد نظ‌ر قرار داده‌ و بر تحقیق‌ و پژوهش‌ آن‌ مشارکت‌ و سرمایه‌ گذاری‌ کنند. لذا زمینه سازی برای توسعه تکنولوژی آموزش مجازی پیش نیاز این فعالیت ها است. سرمایه گذاری برای توسعه تکنولوژی اطلاعات آموزشی در امریکا در سال 1997 - 17 میلیارد دلار و در سال 2004 به 33 میلیارد دلار افزایش رسیده است8.
رقابت در زمینه تولید اطلاعات بین شرکتهای تولید کننده اطلاعات بسیار افزایش یافته است. اکثر صاحبنظران امر آموزش پیش بینی می کنند که این روند درصد بالائی از آموزش را در بخود اختصاص خواهد داد و باعث یک تغییر اساسی در تغییر شکل آموزش از انچه تا کنون بوده است خواهد شد. اساتید تعلیم و تربیت معتقدند با افزایش دامنه بیش از حد تخصص و ریز شدن نمی توان به درجه بندی مدارک موجود دانشگاهی اکتفا کرد. آنها چهارچوب کنونی را پاسخگوی توسعه دانش و خرد شدن مباحث ان نمیدانند و معتقدند ادامه این سیستم با اتلاف وقت فراگیر رو برو خواهد بود. خرد شدن اجرای علم و چگونگی پرداخت به ان نیازمند دگرگونی این سیستم است اما پاسخ آن به سرعت تحولات تکنولوژیک و چگونگی توسعه تولید اطلاعات مربوط به آن است. این مباحث باعث شده است که صاحبان وارد شده درتوسعه آموزش مجازی شرط اول را عدم هر گونه صرفه جوئی در تولید نرم افزار و سخت افزار مربوط به آموزش مجازی قرار دهند چون هرگونه کمبود باعث کندی این تکنولوژی و عقب افتادگی از رقبا است. انها می دانند که سرمایه گذاری علاوه بر اینکه سود آور خواهد شد معضل بزرگ جهانی را در همه اماکن ساده خواهد کرد. نتیجه یک بررسی نشان می دهد سرمایه گذاری برای تولید اطلاعات در آمریکا و کانادا برای هر ساعت حد اقل 15000$ و حد اکثر 30000$ هزینه در بر دارد در حالی که همین مطالعه در مورد فروش اطلاعات در زمینه آموزش مجازی نشان می دهد فروش تولیدات آموزش مجازی در سال 2002 بیش از 2.4 میلیارد دلار بوده و در سال 2003 تا 50 درصد افزایش داشته است. بخشی از این بررسی حاکی است در آمد یک ترم دانشگاه بریتیش کلمبیا برای 10هزار دانشجو بیش از 50 میلیون دلار بوده است. این دانشگاه در حال حاضر روی سایت مجازی webCT بیش از یک میلیون و دویست هزار دانشجو در حال آموزش دارد9.

استدلال های این تکنولوژی‌ باید توجه‌ کشورهای‌ جوان‌ راکه‌ امکانات‌ خدمات آموزشی‌ انها نمی‌ تواند همه‌ علاقمندان‌ به‌ اموزش‌ را راضی‌ کند بیش‌ از همه‌ برانگیزاند. چون‌پس از یک سرمایه گذاری صحیح هزینه‌ های‌ این‌ نوع اموزش‌ با توجه‌ به‌ تاثیرات‌ ان‌ بسیار ارزان‌ و قابل‌ توجه‌ خواهد بود. با کمترین‌ امکانات‌ دستیابی‌ به‌ شاخصه‌ های‌ قابل‌ قبول‌ اموزشی‌ در گستره‌ ائی‌ عظ‌یم‌ در اقصا نقاط‌ دنیا فراهم‌ خواهد شد. در این‌ مجموعه‌ با توجه‌ به‌ ضعف‌ آرمان‌ شهری‌ اموزش‌ سنتی‌ در این‌ شیوه‌ اماکن دور دست فراموش‌ نمی‌ شوند. آرمان‌ شهری‌ جزء خصوصیات‌ این‌ ط‌رح‌ نیست‌ و نقاط‌ دور و نزدیک، شمال‌ وجنوب‌ می‌ توانند با سرمایه‌ گذاری‌ مساوی‌ در یک‌ حد از نتایج‌ ان‌ بهره‌ مند شوند.

در نتیجه بدیهی‌ است‌ استدلال‌ نظ‌ام‌ های‌ اموزشی‌ دنیا برای‌ تغییر به‌ عوامل‌ مختلفی‌ همچون‌ تغییر سیاستهای‌ کلان‌ اجتماعی‌، پیشرفت‌ های‌ علم‌ جدید، سود اور نبودن‌ دست‌ اورد های‌ علمی‌ قبلی‌،‌ حذف رشته های غیر اقتصادی، توزیع‌ دانش‌ اجتماعی‌، جبران‌ کمبود های‌ بحران‌ زا در جامعه‌، تغییر سیاست‌ های‌ فرهنگی و... بستگی‌ دارد . تغییر نظ‌ام‌ اموزشی‌ در جهان‌ بر اساس‌ راه‌ کارهای علمی‌، فرهنگی، اجتماعی‌ و سیاسی قابل‌ تغییر است‌. به این معنا که آموزش باید یک ارتباط زنده با جامعه داشته و همگام با مسائل اصلی پیشرفت کند. هرچند لازم است جوامع آموزشی بخش عمده ائی از تعیین مسیر جامعه را در دست داشته باشند ولی این فرماندهی از دهه 50 میلادی به بعد از ارتباط خود با این مراکز کاسته و عوامل موثر دیگر اجتماعی این فرمان را مهار و بدست خود گرفته اند. شاید این رابطه عادلانه توصیف نشود ولی وجود این مدیریت علاوه بر وابستگی به هر یک از این عوامل باعث سرعت در پیشرفت و عملی شدن ان در ارتباط با جامعه شده است. روز به روز بازار علم نیز به بازار جهانی نزدیک می شود. علم وبازار دو شریک مستقیم شده اند که در این سود دهی مشارکت دو طرفه دارند و مخاطبین یکدیگر را راضی می کنند. در جامعه اطلاعات محور کنونی دو جامعه وجود دارد جامعه فقیر و غنی اطلاعاتی، جامعه غنی جامعه‌ای است که از مهارت های علمی و فنی خود در عمل استفاده می کند و جامعه فقیر جامعه ای است که روزبه روز از انسان قرن جدید و مهارتهای مربوط به ان فاصله می گیرد. مسلما بخش‌ مهمی‌ از این‌ تغییرات‌ دست‌ خوش‌ پیشرفت‌ عوامل‌ جهانی‌ است‌ ولی‌ نباید فرایند عامل‌ پر هزینه‌ ائی‌ به‌ نام‌ اموزش‌ را جدای‌ از نیازهای‌ اجتماعی‌, اقتصادی‌ و فرهنگی‌ یک‌ کشور مورد بررسی‌ قرار داد و در پوسته ائی جدای از فعالیت های جهانی علم موضع گرفت. تکثر و تنوع عامل ذاتی علم و دانشگاه است. در سال 1842 دانشگاه هاروارد از پذیرش دانشجویان ایالات دیگر مغرور بود در ان زمان وقتی این دانشگاه سه دانشجوی ویرجینیائی را پذیرفت انها را تحقیر می کرد پس از مدتی علاوه براینکه دانش انها شاخص شد تاثیر قابل ملاحظه ائی بر آموزش این دانشگاه گذاشت و باعث یک خط مشی آموزشی جدید در این دانشگاه شد10. علم جدای از تحولات جدید و روز امد شدن و ورود در وادی پژوهش، فرهنگ، اقتصاد و اجتماع به کارگاهی تبدیل شده که وسائل ازمایشگاهی ندارد و برای آزمون تجربیات خود قاصر و بدیهی است محصول ان صرفا ورشکستگی و بیکاری است.
تولید اطلاعات بعنوان شاخص اولیه آموزش مجازی در کشور نیاز به یک فعالیت جمعی دارد. با توجه به اینکه اصل اطلاعات نزد نخبگان و دانشوران کشور است در این راه بهترین پیشنهاد راه اندازی این فعالیت همراه با فعالیت های جهانی وبهره گیری از این عزیزان است. البته اکثر دانشگاه های جهان علاوه بر اینکه بیشترین استفاده را از یارانه های اختصاص یافته دولت و بخش خصوصی در این زمینه می برند اینده دانشگاه های خود را کوچک شدن فضای فیزیکی و بزرگ شدن گستره جهانی ان پنداشته و همراه با توسعه این دانش از فعالیت های عمرانی خود کاسته و در این زمینه سرمایه گذاری می کنند. صاحبان اطلاعات و علم دریافته اند که این اقدام به سرانجام خواهد رسید. لذا اکثر به این نتیجه رسیده اند که در این راه سهیم شوند. دانشگاه ها و مراکز عالی برای آموزش های فنی مورد نیاز انها سرمایه جدی را در نظر گرفته و اکثر اساتید خود را برای ارائه جهانی این تکنولوژی اماده می سازند. بدیهی است اگر هزینه این سرمایه گذاری در دانشگاه های کشور صرف شود علاوه بر ایجاد زمینه های فرهنگی توسعه فناوری اطلاعات، با توجه به نیاز ده برابر کشور می تواند از هر نوع بیکاری اصحاب علم که احتمالا نگران خطرات این تکنولوژی و اینده خود هستند پیشگیری کند. در این راه همچنین می توان اعضای هیأت علمی دانشگاه های کشور را که بیش 98 برابر علاقمندان به ورود دانشگاه ها هستند برای توسعه سریع این مهم سازماندهی نمود. این تلاش برای جلوگیری از سود جوئی افرادی را که احتمالا بودجه اختصاص یافته به تکنولوژی جدید را چپاول خواهند کرد بهترین روش عملی خواهد بود.
در هر صورت ما باید بپذیریم این راه سپری شده و این کودک براه خواهد افتاد. در بخش آموزش مجازی خرید تکنولوژی ساده ترین راه است. پرداختن به مسائل جنبی فن آوری اطلاعات و صرفا خرید و واردات سخت افزار و راضی شدن به ارائه گزارش های ان بعنوان فعالیت های اساسی، ما را از تولید اطلاعات اثر بخشی های داخلی واستقلال در برابر نمونه‌های خارجی ان دور می کند. کندی در شروع، عدم سازماندهی و مدیریت در این مورد ما را مجبور به از بین بردن بودجه های کلان داخلی و خرید نمونه های نا هماهنگ خارجی با فرهنگ ملی مان خواهد ساخت. این بی توجهی باعث می شود از ابتدا بدلیل ندانم کاری بازار این فعالیت را در دست دانشگاه‌های خارجی قرار داده و اولین دانشگاه‌ها را در خارج تاسیس کنیم یا پس از مدتی به خرید و ترجمه آن مجبور شویم. همه این نکات هم اکنون بازار مغشوشی را در کشور بوجود آورده است. سبقت مدیران کشور برای خرید این تکنولوژی که اکثرا از چهار چوب آن جدا و بی اطلاع هستند به صرف تعریف از ظواهر ان، حتی امکان هر گونه رابطه صحیح با دانشگاه‌ها و مؤسسات موثر خارجی را از بین برده است.

انچه مسلم است از این بازار مکاره نیز بجز سود جویان کسی بهره نخواهند برد. پیش بینی این اقدامات نشان خواهد داد پس از مدتی پذیرش دانشجو برای دانشگاه های خارجی که هم اکنون در کشور فعال شده اند با بهائی باندازه دانشگاه های ازاد و بخش خصوصی داخلی مقرون بصرفه خواهد بود. ولی باید گفت ان زمان برای رقابت خیلی دور و به قیمت از دست دادن بسیاری از اندیشمندان کشور تمام خواهد شد.


منابع
شورای اطلاع رسانی ، 30 خرداد 1381، نوع و نسبت حجم استفاده از سرویس های مختلف اینترنت
* مأخذ ـ وزارت آموزش و پرورش .

فقط فارغ التحصیلان دوره روزانه .

فارغ التحصیلان دوره نظام قدیم فقط در سرجمع واجزای آن منظور شده است.

آمار ارائه شده مربوط به دوره های روزانه و شبانه می باشد.
* مأخذـ وزارت فرهنگ و آموزش عالی

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری .

وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری.

موسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی
ماخذ- دانشگاه آزاد اسلامی،‌مرکز اطلاعات، آمار و کامپیوتر.
Bowen,W.G.,&Bok, D., 1998, The Shope of the Rive:Long-term Consequences of Considerinr Race in College and University Adminission. Nj: Princeton University Press.
Goodridge Elisabeth, May 13, 2002, E-Learning Struggles To Make The Grade

http://www.informationweek.com/story/IWK20020509S0011
McCann Benjamin, May, 2001, VIRTUAL CAMPUS:

Underlying Technologies and Model Development, university of wollongong
InterWise, Inc. and Morgan Keegan, 2/12/2002,Taking the First Steps A Checklist to Choose a e-Learning Live, http://www.digitalpipe.com/pdf/dp/white_papers/e_learning/interwise.pdf
Tischelle George, Marianne Kolbasuk McGee, March 10, 2003, Elearning helps companies capture the knowledge of retiring employees and gain competitive edge, www.informationweek.com
Universitas 21,(2002) 'Introduction', http://www.universitas.edu.au/
Yair Levy, (2002) AN OVERVIEW OF NEXT-GENERATION INTERNET BASED DISTANCE LEARNING SYSTEMS, Florida International University, College of Business Administration

سوتیترها

این سازمان برای توسعه اموزش م?-----

EXTENDED BODY:

جامعه اطلاعاتی و آموزش الکترونیکی

پنجشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۴، ۱۰:۴۰ ق.ظ | ۱ نظر

تکفا - لطفاً ضمن معرفی خود، سوابق تحصیلی و کاریتان را بیان فرمایید.

احمد فهیمی‌فر متولد 1331 هستم. تحصیلاتم در رشته‌ی مهندسی عمران در سطوح لیسانس، فوق‌لیسانس و دکتری می‌باشد. سوابق آموزشی، تحقیقاتی و اجرایی نسبتاً طولانی دارم که عمدتاً در ارتباط با رشته‌ی مهندسی عمران است. در حال حاضر مسئولیت دانشگاه صنعتی امیرکبیر را به عهده دارم.
جامعه‌ی اطلاعاتی چه جامعه‌ای است؟

در یک جامعه اطلاعاتی آنچه اصل و بنیان هر گونه تعامل در چه بْعد آموزشی، چه تجاری یا فرهنگی و یا حتی در سطح دولت‌ها و ... را شکل می‌دهد، اطلاعات می‌باشد. به زبان ساده همان‌گونه که یک جامعه انسانی، در هر سطحی از دانش و فناوری، فرهنگ و تمدن که باشد، بدون دسترسی به هوا و اکسیژن، لحظه‌ای نمی‌تواند به حیات وزندگی خود ادامه دهد؛ موجودیت یک جامعه‌ی اطلاعاتی نیز بدون عنصر اطلاعات یا Information بی‌معنا و ناممکن خواهد بود.
پیش‌نیازهای آموزشی ما برای رسیدن به چنین جامعه‌ای چیست؟

آنچه مسلم است، برای دست‌یابی به چنین جامعه‌ای، ما نیازمند آموزش نه فقط در سطوح عالی و دانشگاهی، بلکه در کلیه‌ی سطوح جامعه می‌باشیم و این امری بدیهی است. اما نکته‌ای که مطرح می‌باشد این است که صرف رسیدن به چنین جامعه‌ای، مشکل‌گشای مسایل یا تسهیل‌کننده‌ی موانع نخواهد بود. به عنوان مثال تشکیل جوامع مختلف انسانی در نقاط مختلف کره‌ی زمین نتوانست به تنهایی پاسخ‌گوی مشکلات نسل اولین بشر باشد. بنابراین نه تنها باید به پی‌ریزی چنین جامعه‌ای اندیشید، بلکه بایستی لزوم بنا نهادن ارکان و شالوده آن به گونه‌ای مطلوب، متکامل و متناسب با ویژگی‌های بومی جامعه‌ی کنونی‌مان را مد نظر داشته باشیم و این نیازمند تدوین یک استراتژی آموزشی مدون و مشخص در کلیه‌ی سطوح جامعه خواهد بود.
چرا خروجی مراکز آموزش متوسطه و آموزش عالی دانشگاه‌ها با نیاز صنعت ICT تطابق ندارد؟ به طوری که صنعت ICT شدیداً به دنبال نیروی متخصص است و از طرفی با بحران بی‌کاری مواجهیم.

البته عدم تطابق و تناسب آموزش در سطوح متوسطه و عالی با نیازهای صنعت در کشور، متأسفانه فقط گریبانگیر بخش ICT نیست و این مسأله‌ای است که سال‌هاست مورد بحث محافل علمی و صنعتی در شاخه‌های مختلف قرار دارد. یکی از عمده‌ترین مشکلات موجود در این زمینه مربوط به کمبود اساتید می‌باشد. این امر به ویژه در بخش ICT با توجه به جوان بودن آن بیشتر به چشم می‌خورد. مسأله‌ی دوم این است که آموزش امری زمانبر است و راه‌اندازی یک رشته‌ی دانشگاهی حداقل بعد از 4 سال خروجی مؤثر و مسلماً آن هم در سطح محدود خواهد داشت. مورد دیگر مربوط می‌شود به سیر سریع تحولات در این شاخه از فناوری که مسلماً آموزش سنتی نمی‌تواند پاسخ‌گوی این روند رشد و هماهنگ با آن باشد.

چالش سوم نیز برمی‌گردد به مسأله‌ی مهاجرت مغزها. در حال حاضر بیشترین میزان جذب متخصصین خارجی در کشورهای صنعتی جهان و حتی کشورهای در حال توسعه چون مالزی، سنگاپور و ... مربوط به شاخه‌های مختلف مهندسی کامپیوتر و فناوری اطلاعات می‌باشد. این در حالی است که بیشترین میزان مهاجرت متخصصین در کشور ما که دارای رتبه‌ی اول در از دست دادن مغزهاست مربوط به این شاخه است.

در زمینه‌ی بحران بی‌کاری نیز مسأله‌ای که به وضوح به چشم می‌خورد، عدم داشتن تخصص از سوی عمده قشر بی‌کار جامعه می‌باشد. توجه داشته باشید که از دید صنعت، داشتن تخصص لزوماً به معنی داشتن مدرک و یا بالعکس داشتن مدرک لزوماً به معنی داشتن تخصص نیست.

مسأله‌ی دیگر در رابطه با عدم مدیریت مؤثر در بخش صنعت ICT می‌باشد. مسلماً از مدیری هر چند باتجربه که سابقه‌ای در بخش ICT نداشته و یا تحت آموزشی هدفمند در این زمینه قرار نگرفته، نمی‌توان انتظار چندانی داشت.
آیا روی آوردن به E-learning می‌تواند راه‌گشای این معضل باشد؟

مسلماً آموزش الکترونیکی با ویژگی‌های خاص خود می‌تواند با از میان برداشتن بسیاری از مشکلات فوق و فراهم آوردن بسیاری امکانات دیگر، نه تنها این معضل را در این بخش می‌تواند حل نماید، بلکه در سایر زمینه‌ها نیز نقش موثری ایفا می‌نماید.
آیا E-learning می‌تواند زمینه‌ای برای آموزش‌های اختصاصی در سطح ابتدایی و متوسطه و عالی فراهم آورد؟

اگر منظور از آموزش اختصاصی را همان تدریس خصوصی بدانیم، باید گفت که اتفاقاً یکی از موارد کاربرد آموزش‌های الکترونیکی ارایه‌ی خدمات کمک‌آموزشی و تقویتی به داوطلبان در سطح مختلف است. البته در سطح ابتدایی این کار به دلیل فراهم نبودن زمینه‌های معلوماتی دانش‌آموزان در حال حاضر مشکل است.

در سطح آموزش‌های دانشگاهی، استفاده از آموزش‌های الکترونیکی می‌تواند هم به عنوان کمک در آموزش و در کنار دروس واقعی ارایه شود و هم به صورت یک درس مستقل و کامل در اختیار دانشجویان و داوطلبان قرار گیرد.
اگر چنین است، آیا فری به حال تهی‌ی محتوای این دروس شده است؟

مسلماً. اما دیدگاه ما در این زمینه بیشتر توجه به جنبه کیفیت و استفاده‌ی هرچه بیشتر از امکانات آموزش الکترونیکی بوده نه جنبه‌ی کمی آن. صرفاً قراردادن متن دروس بر روی وب تحت عنوان ارایه‌ی یک درس به صورت الکترونیکی، نه کاری پیچیده است و نه مزیت محسوسی نسبت به آموزش معمولی داراست.
زیرساخت‌های مورد نیاز برای بسترسازی آموزش الکترونیکی کدامند؟

این زیرساخت‌ها عبارتند از:

1. زیرساخت‌های سخت‌افزاری و شبکه

2. زیرساخت‌های نرم‌افزاری برای مدیریت و به کارگیری سیستم‌های مختلف آموزشی در محیط الکترونیکی و ابزارهایی برای تولید و مدیریت محتوای آموزشی در این محیط

3. زیرساخت‌های مغزافزاری برای تهیه‌ی محتوا و مدیریت مؤثر آموزش در محیط مجازی
چه اقداماتی در سطح آموزش عالی در رابطه با E-learning صورت گرفته است؟

وزارت علوم در قالب طرح تکفا، برنامه‌های را در دست اقدام دارد.
مفهوم آموزش مجازی چیست؟

شیوه‌ای از آموزش که در آن با به کارگیری یکی از انواع رسانه‌های الکترونیکی، افراد مورد آموزش قرار می‌گیرند.

این رسانه‌ی الکترونیکی می‌تواند اینترنت، اینترانت، اکسترانت، ویدیو، ضبط صوت، تلویزیون ، لوح فشرده ... باشد. در حقیقت آموزش الکترونیکی زیرمجموعه‌ای است از دو گستره‌ی بزرگتر یعنی فناوری اطلاعات و متدولوژی آموزشی که در مجموع امکان آموزشی افراد را در هر زمان یا مکان با شیوه و سرعت دلخواه فراهم آورده است. هرچند برخی از صاحب‌نظران معتقدند که موفقیت این شیوه‌ی آموزشی را تنها زمانی می‌توان تائید نمود که دیگر با نام جداگانه‌ای مورد اشاره قرار نگرفته و به عنوان یک محیط آموزشی کامل و فراگیر جایگزین شیوه‌های سنتی گردد. اما بسیاری بر این باورند که شیوه‌های آموزشی ترکیبی، بازدهی بالاتری را نشان خواهد داد.
چالش‌های فراروی توسعه‌ی آموزش‌های مجازی در ایران کدامند؟

مهم‌ترین این موانع عبارتند از:

- عدم تدوین استراتژی مشخص در زمینه‌ی آموزش الکترونیکی

- محدودیت در حجم و کیفیت محتوای آموزشی و انتقال آن با استفاده از خطوط موجود (خطوط کم‌سرعت)

- عدم فراهم بودن بسترهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری مناسب، با کیفیت بالا و امنیت لازم

- کمبود منابع مغزافزاری در این زمینه

- عدم گسترش فرهنگ استفاده‌ی صحیح مؤثر از آموزش الکترونیکی (و به طور کلی فناوری اطلاعات) در امور آموزش.
آموزش عالی چه اقداماتی در راستای توسعه ICT انجام داده است؟

ظاهراً کمیته‌های کاری متعددی در اینم زمینه تشکیل داده است که از نتایج آنها مطلع نیستیم.
چه مبلغ از بودجه‌های اختصاص‌داده شده از تکفا تا به حال هزینه شده و در چه قسمت‌هایی؟

در این زمینه اطلاعات دقیقی ندارم. بهتر است مسئولین سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی مرتبط با این بخش پاسخ دهند.
لطفاً در رابطه با آخرین اقدامات انجام شده برای راه‌اندازی دانشگاه مجازی در دانشگاه امیرکبیر توضیحاتی بفرمایید.

تحلیل نیازهای سخت‌افزاری و نرم‌افزاری صورت گرفته است و خط‌مشی دانشگاه برای کوتاه‌مدت و بلندمدت معین شده است. در کوتاه‌مدت ابتدا سعی در تهیه و نصب نرم‌افزار مربوطه می‌شود و سپس در طول هر ترم بین 5 تا 10 درس به صورت مجازی بر روی شبکه قرار می‌گیرد. اولویت با دروسی خواهد بود که اولاً مخاطبین بیشتری را پوشش دهد و ثانیاً اساتید دروس مربوطه مایل به همکاری باشند.

در بلندمدت سعی می‌گردد کلیه‌ی دروس رشته‌های کارشناسی ارشد و کارشناسی پرطرفدار به صورت مجازی ارایه گردد.