ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۲۴ مطلب با موضوع «info-society» ثبت شده است

تحلیل


خبرگزاری فارس: مدیرکل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی گفت: سعی ما در ستاد جامعه اطلاعاتی این است که نشست ها و کارگروه ها ی تخصصی که در آینده برگزار خواهند شد به سوی امنیت فضای دیجیتال سوق یابند.

چارلز گیگر در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس از مطرح شدن بحث امنیت فضای دیجیتال در اجلاس آفریقا به عنوان یک شعار و محور اصلی گفت و گو ها خبر داد و افزود: در کنفرانسی که در آوریل در قاهره برگزار خواهد شد باب صحبت و کار تخصصی در حوزه امنیت فضای مجازی و جرایم اینترنتی در جامعه اطلاعاتی باز خواهد شد تا در کنفرانس های آتی به بحثی ضروری در میان اعضا تبدیل شود.

گیگر گفت: در جامعه اطلاعاتی و به عبارتی دیگر در عصر دیجیتال اطلاعات زندگی انسان از طریق شبکه و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی حفظ شده یا انتقال داده می شود که اطلاعات شخصی، محرمانه، اطلاعات مالی و حساب های بانکی در این جرگه قرار دارند از این رو باید امنیت بسیار بالایی در این حوزه وجود داشته باشد.

وی در پاسخ به چگونگی مطرح شدن امنیت فضای مجازی در جامعه اطلاعاتی گفت: در اجلاس تونس یک کارگروه تخصصی حقوقی بر روی این حوزه متمرکز شده بود که نتایج زیاد قابل تامل و جالبی از این گروه حاصل نشد اما با برنامه ریزی هایی که برای این مبحث مهم در جامعه اطلاعاتی کرده ایم امید بسیاری داریم که در آینده نزدیک امنیت داده ها در فضای مجازی به بحث هایی کاملا آکادمیک و علمی تبدیل شده و در نشست های مختلف مطرح شود.

استاد دانشگاه زوریخ در ارزیابی خود از حرکت کشورها به سمت تحقق جامعه اطلاعاتی گفت: این مطلب در مورد کشورها نسبی مطرح است و ما در این خصوص کشورها را در حال پیشرفت و پیشرفته تقسیم کرده ایم؛ کشورهای پیشرفته در امور فناوری اطلاعات به راحتی راه خود را در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی پیدا کرده اند و حرکت کشورهای در حال پیشرفت نیز رضایت بخش است.

مشاور علمی و تحقیقاتی دپارتمان آموزش سازمان ملل در پاسخ به این سوال که آیا توزیع رایانه های 100 دلاری در آفریقا راهی برای شتاب در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی محسوب می شود، گفت: نفس پروژه توزیع رایانه های ارزان در آفریقا و یا در هر بخش از دنیا می تواند حرکت خوب و شتاب دهنده ای برای رسیدن به جامعه اطلاعاتی باشد اما نباید سیاست و یا منافع گروهی در این میان دخیل شود کما که در مورد آفریقا هنوز رضایت کامل حاصل نشده است.

وی در باره نقش جوانان و NGO های جوان در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی گفت: اکثر بار یک حرکت موفقیت آمیز به سوی جامعه اطلاعاتی بر دوش جوانان است و در NGO های جوان نیز حضور خوبی را در اجلاس های ژنو و اتریش داشتند که جوانان ایرانی نیز در آن ها عضویت داشتند و این امر در کشورهای جوانی مانند ایران نمود بیشتری دارد.

گیگر در مورد حرکت های جوانان ایران در حوزه اینترنت و جامعه اطلاعاتی گفت: در سفری که به ایران داشتم از نزدیک مشاهده کردم که جوانان ایرانی بسیار علاقمند به فناوری اطلاعات هستند و کار با رایانه را خوب آموخته اند و این می تواند امتیاز مثبتی برای حضور پررنگ ایران در جامعه اطلاعاتی باشد.

نظارت بر عملکرد آیکان

يكشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۶، ۰۵:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

سازمان نظارت بر نام‌ها و ارقام اینترنتی -آیکان - بررسی نحوه‌ی عملکرد خود را پس از پایان یافتن مهلت یادداشت تفاهم این سازمان با وزارت بازرگانی آمریکا در ماه سپتامبر سال 2009 آغاز کرد.

به گزارش (ایسنا)، این سازمان غیرانتفاعی که بر سیستم نام دامنه نظارت می‌کند، استقلال یافتن از وزارت بازرگانی آمریکا پس از پایان یافتن توافق با این وزارتخانه در سال 2009 را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بر اساس این گزارش، آیکان پیشنهاد کرده است که پس از پایان یافتن زمان موافقت JPA ، از وزارت بازرگانی آمریکا مستقل شود.

یادداشت تفاهم این وزارتخانه با آیکان از سال 1998 وجود داشته اما در سال‌های اخیر، نمایندگان برخی کشورها نظارت دولت آمریکا به این سازمان را زیر سوال برده‌اند.

به گفته‌ی مسوول اجرایی و معاون امور آیکان، این سازمان از زمان تجدید موافقنامه خود با وزارت بازرگانی آمریکا در ماه سپتامبر 2006 در زمینه‌ی پاسخگویی شفافیت و مسائل دیگر پیشرفت‌های قابل توجهی کرده و هدف آن پس از پایان یافتن توافقش با وزارت بازرگانی آمریکا، توسعه یک مدل اداره جهانی بوده و این سازمان هم اکنون تلاش دارد اطمینان دهد که مسوولیت‌هایی را که برعهده دارد تا آخر حفظ خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، پرسش‌ها در مورد آینده‌ی آیکان در جریان بازبینی توافق وزارت بازرگانی مطرح شده و اداره‌ی مخابرات ملی و اطلاعات آمریکا، کنفرانس عمومی در زمینه‌ی این توافق نامه را در اواخر ماه گذشته میلادی برگزار کرد.

در حالیکه برخی مدافع ادامه توافق آیکان با وزارت بازرگانی آمریکا هستند به گفته‌ی مسوول اجرایی و معاون امور آیکان با اتمام زمان توافقنامه آمریکا، آیکان همچنان پاسخگو خواهد ماند و همچنان قراردادی با آمریکا دارد تا بر ثبت ارقام اینترنتی نظارت کند و اعضای هیات مدیره آن از سوی گروه‌های متعددی انتخاب می‌شوند.

به گفته‌ی او، آیکان توجه بیش‌تری به انتقادها می‌کند اما خواهان خودمختاری بیش‌تری است، همانگونه که در توافق با وزارت بازرگانی آمریکا یک هدف تاکید شده بوده است؛ این سازمان تعهد به سهامداران در مورد نحوه‌ی مستقل شدن آیکان را در ماه‌های آینده آغاز خواهد کرد.

به سوی جامعه دانش محور

سه شنبه, ۹ بهمن ۱۳۸۶، ۰۵:۴۰ ب.ظ | ۰ نظر

محمد مهدی فرقانی - امروزه یکی از اساسی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق شهروندی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار است تا جایی که مهم‌ترین شاخص توسعه هرکشور بر اساس میزان تولید، امکان توزیع ومصرف اطلاعات ارزیابی می‌شود. این در حالیست که شرایط کنونی جامعه ما، تولید اطلاعات تنها در سطوح و لایه‌های خاصی از جامعه صورت می‌پذیرد و حق دسترسی به اطلاعات برای عموم شهروندان هنوز چندان گسترده نشده است.

از طرف دیگر طی یک سال اخیر سایت‌های خبری متعددی که از سوی گروه‌های مختلف سیاسی و حتی افراد راه‌اندازی شده‌اند، تحولی عظیم در عرصه اطلاع‌رسانی کشور به وجود آمده ست. حال پرسش اینجاست، با توجه به شرایط کنونی جامعه، پدید آمدن این کانال‌های جدید ارتباطی واطلاع‌رسانی تا چه حد می‌تواند خلا موجود اطلاع‌رسانی کشور را پر کند؟ نقش این اطلاعات در توسعه علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه تا چه حد می‌تواند مهم تلقی شود؟

پرسش دیگر آنکه با پدید آمدن این کانال‌های جدید ارتباطی که به معنای حذف دروازه‌بان خبری است، مرز میان صحت و سقم اخبار چگونه قابل تشخیص است و ... همانطور که می‌دانیم، در کشورهای غربی، جامعه اطلاعاتی در حال پیشرفت و گسترش است، اما کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما طی چند سال اخیر که روند گسترش اطلاعت در این کشورها شتاب بیشتری گرفته است، از پیامدهای مختلف آن متاثر شده‌اند. جنابعالی چشم‌انداز این تحولات را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر کشورهای در حال توسعه با پدیده جهانی شدن وجامعه اطلاعاتی برخوردی خلاق و فعال نداشته باشند، مانند بسیاری از مظاهر تمدن غربی به جای بهره‌برداری مطلوب و منطقی از این پدیده دچار عوارض آن می‌شوند.

به تعبیری سیاست نفی و انکار و نادیده انگاشتن مقتضیات جامعه در این برهه از زمان کارساز نبوده و تنها راه حل ممکن ، پذیرش واقعیت ورود به جامعه اطلاعاتی و مجهز شدن در برابر آن است. در این صورت می‌توند سهم‌خود را در زمینه بهره‌برداری از دستاوردهای جامعه اطلاعایت به دست آورد. بهترین راه حل برای پذیرش آمادگی ورود به جامعه اطلاعاتی را در چه می‌بینید؟ برای پذیرش تحولات جدید که در عرصه اطلاع‌رسانی در حال وقوع است، نخست باید از نظر فرهنگی فهم و درک صحیحی از این نظام حاصل شود. این پذیرش به این معناست که نخست نگرش به مفهوم سرمایه اجتماعی تغییر پیدا کند.

امروزه سرمایه اجتماعی شامل ابزار، ساختمان، تکنولوژی و ...نیست، بلکه اطلاعات، تخصص،کارآمدی و نیروی انسانی ماهر به عنوان عوامل زمینه ساز توسعه و پیشرفت در عرصه‌های مختلف توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح می‌شود. مهم‌ترین اقدام برای تغییر مفهوم سرمایه اجتماع چیست؟ ضروری است، در نگرش به مقوله اطلاعات، کارکرد و جایگاه آن و ذهنیتی را که در تفکر سنتی‌مان وجود دارد، مورد بازنگری قرار دهیم. به این مفهوم که حق دسترسی همگانی به اطلاعات محور شدن دانش در جامعه، بها دادن به نیروی انساین متخصص و شایسته گرایی در همه امور،مهم‌ترین محور توسعه بخشی قرار گیرد.

امروزه مهم‌ترین شاخص توسعه در هر کشور بر اساس میزان تولید، توزیع و مصرف اطلاعات ارزیابی می‌شود، برای توسعه این عوامل، چه راه‌کارهایی پیشنهاد می‌کنید؟ برای تولید اطلاعات این گرایش‌های علمی را در جامعه تقویت کنیم، چراکه تولید اطلاعات ارتباط مستقیمی با رشد علمی اطلاعات دارد. هر جامعه‌ای که امکان تولید علمی در آن وجود دارد، امکان تولید، توزیع و مصرف اطلاعات در آن بیشتر است. در شرایط کنونی ، در کدام بخش( تولید، توزیع و مصرف اطلاعات) بیشتر با مشکل روبرو هستیم؟ در کشور ما تولید اطلاعات دچار نقصان است.

چون هنوز توسعه علمی پیدا نکرده‌ایم و به جامعه دانش محور تبدیل نشده‌ایم. منظور از جامعه دانش محور چیست و چرا ما با این جامعه فاصله داریم؟ جامعه دانش محور، جامعه‌ای است که در آن گردش امور بر مبتنی بر دستاوردها، اطلاعات و شاخص‌های علمی باشد. ما در عرصه علوم محض، انسانی، فرهنگی، تکنولوژی و حتی در عرصه‌های عمومی تولید اطلاعات دچار مشکل هستیم.

علت این امر نیز به یک میراث تاریخی کهنه در ایران برمی‌گردد و آن رابطه عمودی و یک‌سویه قدرت و سیاست با جامعه و مردم است که اطلاعات را در انحصار خود قرار می‌دهد. در چنین فضایی تنها شاختار قدرت می‌تواند از اطلاعات برخوردار باشد و این اطلاعات را در انحصار خویش نگاه دارد. چنین ساختاری حق مردم را برای آگاهی و دسترسی به اطلاعات را به رسمیت نمی‌شناسد.

هرچند که این طرز تفکر در طی چند سال اخیر متحول شده است، اما میراث گذشته آن هنوز باقی است. لطفا در مورد تبعات منفی این نگرش و راه برون رفت از این وضعیت بیشتر توضیح دهید. در صورتی که تولید اطلاعات تنها در سطوح و لایه‌های خاصی از جامعه صورت پذیرد و حق دسترسی به اطلاعات تنها برای افراد خاصی وحودداشته باشد، که از ابزارهای مهم توسعه که همان دسترسی عمومی مردم به اطلاعات است، عملا محقق نشده است. برای خروج از این انسداد، باید به لحاظ ذهنی و فرهنگی متحول شویم. درواقع نگرش به موضوع اطلاعات نیز باید دگرگون شود.

متاسفانه هنوز به اطلاعات نگاه امنیتی داریم و تا زمانی که به انتشار اطلاعات و دسترسی همگانی به آن به عنوان مساله امنیتی نگاه کنیم با مشکل روبرو هستیم همچنین مادامی‌که اطلاعات به عنوان سرمایه اجتماعی برای همگان شناخته نشده و انحصار دسترسی به آن در قلمرو عمومی هرچه محدودتر نشود، فرآیند تولید و مصرف اطلاعات با چالش روبرو خواهد شد. مانع بعدی، مربوط به امکانات سخت‌افزاری و زیرساختی است. ما حتی از نظر بعضی ابزارها، امکانات ارتباطی و اطلاع‌رسانی هم در کشور عقب هستیم. زیرساخت‌های ما به‌شدت توسعه نیافته‌اند.

برای تهیه وتامین سرمایه به منظور توسعه ارتباطات با موانعی روبور هستیم، همانطور که می‌دانیم،امکانات و ابزارها باید در خدمت توسعه ارتباطات باشد، چون یک ارتباطات توسعه یافته، نیازمند، نیازمند امکانات وابزارهای لازم است. ساختار یک ارتباط توسعه یافته می‌تواند نقش مؤثری در توسعه ملی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های مهم داشته باشد. ما هنوز در زمینه تعداد ایستگاه‌های تلفن همراه، تعدادتلفن‌های ثابت و ... با مشکل روبرو هستیم.

با ابزارهای نوین ارتباطی قادریم فرآیند تولید، توزیع و مصرف اطلاعات را برنامه‌ریزی کنیم. در زمینه توسعه زیرساخت‌ها، نیازمند مدیریت و برنامه‌ریزی هستیم. برپایی همایش‌هایی در زمینه ارتباطات و اطلاع‌رسانی ، ادبیات ارتباطات را در کشور توسعه می‌دهد. به تعبیری، میان متخصصان و غیرمتخصصان مفاهیم و اصطلاحات پایه‌ای علوم ارتباطات جای خود را باز کرده و این امر به صلاح نگرش‌های بسته‌ای که در گذشته در امر اطلاع‌رسانی وجود داشته، کمک کرده وسبب گستردگی ذهنیت‌های فرهنگی می‌شود.

برپایی همایش علمی ایران و جامعه اطلاعاتی در سال 1400 هجری شمسی کمک بزرگی به شکل‌گیری و درک متقابل میان آنها خواهد کرد. در عصر کنونی که ارتباطات محور توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است، توجه به این مقوله از ضرورت‌ها و بایسته‌های علم ارتباطات است. به نظر می‌رسد، با وجود مشکل در حوزه سخت‌افزاری، مشکلات این حوزه کمتر از مشکلات حوزه نرم‌افزاری است. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟ بلی. در زمینه استفاده از تکنولوژی روزآمد، باوجود قبول مشکلات آن باید، از کشورهای پیشرفته خیلی عقب نیستیم.

این مساله به آن معناست که مفهوم سرمایه اجتماعی متحول شده است. این یک واقعیت است که با پرداخت هزینه می‌توان تکنولوژی و ابزار را تهیه کرد، اما فرهنگ ونگرش نیروی انسانی متخصص را باید با برنامه‌ریزی و متناسب با نیازهای روز متحول کرد. توسعه انسانی در کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما هنوز درگیر مسائل پایه‌ای است.

در سال‌های اخیر به سرعت شاهد گسترش سایت‌های خبری از سوی موسسات، احزاب و افراد مختلف هستیم این در حالیست که گسترش این سایت‌ها و این‌که هرفردی می‌تواند خود تولیدکننده و دریافت کننده خبر باشد، مساله دروازه‌بانی خبر را عمله نفی منتفی می‌سازد تا جایی که مرز میان شایعه از خبر قابل تفکیک نیست. نظر شما در مورد این کانال‌های جدید ارتباطی چیست و اساسا پیدایش این قبیل شبکه‌های ارتباطی نوین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تکنولوژی‌ها و فناوری‌های جدید ارتباطی با سرعت بیشتری از سایر عرصه‌های فناوری، فراگیر شده و فارغ از ملاحضات و مرزهای ملی به درون کشورها راه پیدا می‌کند. در حقیقت کاربرد این اطلاعات، فردی بوده و از انحصار دولت خارج شده است.

امکان استفاده افراد از اطلاعات و کاهش انحصار دولت‌ها و حکومت‌ها، ازجنبه‌های مثبت این تکنولوژی نوین اطلاعات است. همچنین استفاده از این کانال‌های جدید اطلاعاتی به ویژه دموکراتیزه شدن و عادلانه شدن اطلاع‌رسانی کمک می‌کند. چراکه اگر انحصار تولید و توزیع در دست گروهی خاص نبوده و حق دسترسی به اطلاعات برای همگان میسر است. زیرا هرکس بالقوه این امکان را پیدا می‌کند که نقش گیرنده و فرستنده را ایفا کند. این‌نوع ارتباطات، دسترسی فردی را به حوزه اطلاعات گسترش داده و به تعاملی و دوسویه شدن ارتباطات کمک می‌کند. از طرفی حق انتخاب مخاطب را افزایش می‌دهد. از جانب دیگر فناوری‌های جدید، نگرانی‌هایی را با خود به همراه دارد. از جمله دامن زدن به اضافه بار اطلاعاتی در سطح بین‌المللی.

در چنین شرایطی مخاطبان تحت بمباران اطلاعاتی قرار می‌گیرند که صحت و سقم آن برای آنان مشخص نیست. همانطور که اشاره شد، اطلاعات این سایت‌ها از نظر اعتبار علمی، اجتماعی، فرهنگی و ...ممکن است خدشه‌پذیر باشد، چون هرفردی به راحتی می‌توان هم نقش گیرنده و هم فرستنده خبر را عهده گیرد. حتی گاهی تصویه حساب‌های شخصی، گروهی، اقتصادی و... ممکن است سبب انتشار اخبار نادرست شود. انعکاس اخباری در مورد مضرات نوعی دارو ممکن است توسط شرکت‌های دیگر با هرف رقابت تجاری صورت پذیرد. به هر حال این پدیده نیز مانند هر پدیده دیگری نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.

طی یک سال اخیر تعدادی از سایت‌های خبری در کشور از سوی برخی جناح‌های سیاسی و افراد راه‌اندازی شده است. آیا می‌توان گفت این کانال‌های جدید ارتباطی خال روزنامه‌های تعطیل شده را تاحدی پر خواهند کرد؟ ما در ایران در طی دو سه سال اخیر به موازات مشکلاتی که برای مطبوعات(مکتوب) ایجاد شده است، شاهد توسعه ارتباطات الکترونیک بوده‌ایم. در حال حاضر شاید هزاران نفر در ایران از طریق شبکه‌های کامپیوتری به اطلاعات مورد نیاز خوددسترسی پیدا می‌کنند.

اگر سیاست‌ها مبتنی بر واقعیات جهان امروز نباشد، جامعه به دنبال راه گریز می‌گردد. به تعبیری استفاده از این فناوری‌ها، نوعی استفاده از ظرفیت‌های موازی برای پرکردن برخی خلاهایی است که به طور رسمی در جامعه وجود دارد. حال این‌که تا چه اندازه اراده ساختار قدرت بر دموکراتیزه‌کردن ارتباطات استوار است، بستگی به سیاست‌های حکومت کنندگان دارد.

در عصر ارتباطات نوین، برای تسهیل در امور اطلاع‌رسانی، عمل دولت‌مردان در زمینه توسعه و کاربرد فناوری‌های اطلاعاتی در سطح بین‌المللی مهم است. زیرا در غیر این صورت استفاده از این فناوری‌های اطلاعایت ممکن است به نوعی عمیق‌تر کردن شکاف دولت و ملت منجر شود.

انتشار اطلاعات و اخبار از طریق سایت‌ها در کشور، در حقیقت انتشار اخباری است که شاید از طریق رسانه‌های رسمی قابل انعکاس نبوده و انتشار آن به صورت رسمی همراه با مشکلات وهزینه است.

به عبارتی هرچه سیاست‌های کلان کشور به سمت محدود کردن قلمرو عمومی حرکت کند، طبقاتی شدن اطلاعات عمیق‌تر می‌شود. آیا می‌توان با وضع قوانین بر نحوه کار این قبیل سایت‌ها نظارت کرد؟ قوانین را باید متناسب با واقیت‌های اجتماعی تدوین کرد. مادامی که در حوزه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و ... متحول نشده باشیم، صرف وضع قوانین، تنهایی کارسازنیست.

این اتفاقات در بسیاری از حوزه‌ها به وضوح قابل مشاهده است. مواردی که ما قانون داریم، اما جامعه راه خودش را می‌رود. بدیهی است علت فرار از قانون، پاسخ‌گو نبودن آن به نیازهای جامعه است. در چنین شرایطی جامعه راه حل‌های فرار از قانون را پیدا می‌کند. بستن یک راه نوین ارتباطی بدون جایگزین کردن پدیده‌ای دیگر، تنها سبب روی آردن مردم به راه‌های فرار شده است و شکاف میان دولت و ملت را افزایش می‌دهد.

در حالی‌که اگر ارتباطات به شیوه صحیحی توسعه یابد، میان دولت پل ارتباطی ایجاد شده و این شکاف تاریخی به تدریج از میان خواهد رفت. با پیچیده‌تر شدن تکنولوژی‌های ارتباطی، عملا مقابله با این سایت‌ها امکان‌پذیر نیست و بی‌توجهی به این پدیده، شکاف میان دولت‌مردان و افکار عمومی را هرروز بیشتر می‌کند. تا زمانی که سیاست کلان ملی نداشته باشیم، عملا به حوزه‌هایی که تحت کنترل هستند، بیشتر امکان رشد داده‌ایم

.در حوزه رسانه‌هایی که تحت کنترل هستند، سخت‌گیرانه‌تر عمل کرده‌ایم. گسترش این سایت‌های خبری تا چه اندازه سبب توسعه ارتباطات و پرکردن خلاهای ارتباطی می‌شود؟ در بسیاری از این سایت‌های اطلاعاتی، متاسفانه شاهد تولید اطلاعات علمی نیستیم.

بلکه بیشتر آنها یابرداشت از منابع خارجی هستند یا اطلاع‌رسانی آنان مبتنی بر اطلاعات علمی نیست. صرف استفاده از تکنولوژی به تنهایی باعث توسعه ملی نمی‌شود. اگر مظروفی نداشته باشیم، بازهم مصرف کننده باقی خواهیم ماند. به تعبیری گسترش این سایت‌ها حوزه مصرف اطلاعات را گسترش داده تا تولید اطلاعات را.

تبریک مدیر کل WSIS به ایران

دوشنبه, ۸ بهمن ۱۳۸۶، ۰۳:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

مدیرکل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی گفت: به خاطر رشد میزان استفاده از ارتباطات و فن آوری اطلاعات باید به ایران تبریک گفت.

آقای چالرز گیگر درسال 1949 در پاریس متولد شد و پس از پایان تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد حقوق بین الملل از دانشگاه زوریخ به عنوان دیپلمات ارشد کشور سوئیس در شهرهای برن و بروکسل به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه در سال 2001 نمایندگی کشورش "سوئیس" را در مقر دبیر کلی اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی بر عهده گرفت و بعد از مدت کمی به عنوان مدیر کل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی انتخاب شد؛ آقای گیگر از نوامبر 2004 به عنوان مدیر کل اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه اطلاعاتی( WSIS) ایفای نقش کرد و کمک بسیار موثری برای دبیر کل اجلاس جهانی (دبیر کل ITU )بود.

چالرز گیگر در سال1989 عضویت ارشد حقوقی آژانس توسعه ی همکاری های سوئیس( SDC) را بر عهده داشت تا اینکه در سال 1997 به عنوان مدیر امور حقوقی نظارت و سرمایه گذاری SDC منصوب شد.

وی در طول دو اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه اطلاعاتی ریاست اجلاس ها را برعهده داشت و از کلیدی ترین افراد اجلاس WSIS در تصویب آیین نامه ها ، فعالیت های کارگروه ها، برنامه ریزی، تهیه اهداف کلان و برگزاری نشست های مقدماتی داشت.

گیگر هم اکنون به عنوان مشاور علوم و تکنولوژی دبیر کل UNCTAD فعالیت های جدید خود را درسازمان ملل آغاز کرده است.
* آقای گیگر به عنوان اولین سؤال، تمایل دارم نظر شما را راجع به حرکت ها و پیشرفت های جامعه ی اطلاعاتی از زمان برگزاری اجلاس اول (ژنو2003) تا کنون بدانم ؟ آیا این روند با همان سرعتی که مقامات ITU و WSIS انتظار داشته همراه بود ؟

زمانی که اولین نشست مقدماتی را برای اجلاس ژنو را در جولای 2002 برگزار کردیم آمار یک میلیاردی صاحبان تلفن همراه در سراسر جهان را مورد تحسین قرار دادیم و همین آمار موجب خوشحالی و امیدواری ما در آن تاریخ بود اما زمانی که اجلاس جهانی دوم را در تونس به پایان رساندیم از آمار دو میلیاردی کاربران تلفن همراه در سراسر جهان خوشحال بودیم؛ باید یادآوری کنم که در طول آن سه سال، آمار کاربران جهانی شبکه نیز دو برابر شد؛ این رقم یعنی 25 میلیون کاربردر هر ماه در سراسر جهان برای تلفن همراه ؛ شاید گفتن این مطلب که جامعه اطلاعاتی علت اصلی این رشد چشمگیر در استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بود کمی غلو باشد اما نکته دقیقا همین جاست که WSIS در طول این مدت ملازم و همراه این رشد فزاینده بوده است.

ما در دنیایی از تحولات سیال و گسترده ی فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی که گستره ی جهانی دارد زندگی می کنیم که هر لحظه سیاست ها و چالش های رگلاتوری جدیدی را به ما تحمیل می کند که همین بخش نیز در قلب و مرکز بحث های اجلاس جهانی جامعه ی اطلاعاتی قرار داشت .

WSISبه ما کمک خواهد کرد تا خودمان را برای یک میلیارد کاربر دیگر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاعاتی و ارتباطی آماده کنیم که در جهان در حال توسعه ی آینده اکثریت غالب خواهند بود ؛این را هم بدانید که WSISدست یابی نصفی از جمعیت جهان به فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی تا سال 2015 را به عنوان یکی از اهداف مهم خود قرار داده است و آن چیزی که مسلم است ، این است که همه ی ما باید این اهداف بلند پروازانه را محکم بچسبیم.

اما باید این مطلب را نیز به ذهن بسپاریم که وسایل ارتباطی مختلف در نقاط مختلف دنیا با سرعت متفاوتی رشد می کنند؛ زمانی که کاربران تلفن همراه با سرعت سرسام آوری رشد می کنند در کشور های در حال توسعه در شمال و شرق آسیا و آفریقا اینترنت با همان سرعت رشد نمی کند ،این علوم رشد علت های متفاوتی مانند نداشتن پهنای باند مناسب ،قیمت بالای ارتباطات اینترنتی و سایر موارد دارد اما از طرف دیگر این عدم رشد را در مقابل اهمیت اینترنت در توسعه ی کشورها قرار دهید و آن ها را با یکدیگر مقایسه کنید اما این همه چیز نیست . در این رشد و عدم رشد محیط نیز بسیار مهم است در کشورهای در حال توسعه تلفن همراه به ابزار بسیار مهمی برای خانواده ها برای تماس های ضروری و خبردار شدن از یکدیگر تبدیل شده است و این استفاده از تلفن همراه را بالا برده است در حالی که در مورد اینترنت چنین نیازی احساس نمی شود؛ یا شما فرض کنید در یک روستای دوردست زندگی می کنید ، در چنین محیطی تلفن همراه برای شما کاراتر از اینترنت خواهد بود پس فقط قیمت اینترنت و یا پهنای باند مشکل اساسی نیست ،بلکه ساختار استفاده

از تلفن همراه و اینترنت در تعیین حد آمار استفاده از آن ها بسیار موثر است. اما در آینده ی نزدیک اینترنت برای ارتباطات راه دور

،ارتباط بین المللی VOIP)) ،بهداشت ،آموزش علوم ، تکنولوژی و بسیاری از دیگر ابزار بسیار مهمی به شمار خواهد آمد.

* پس از اجلاس ژنو ، پس از سه سال کار مداوم بر روی جامعه ی اطلاعاتی و جامعه دانش محور در کار گروه های مختلف شاهد برگزاری اجلاس دوم در تونس بودیم .آیا فکر می کنید کشورهای مختلف به اهداف از پیش تعیینی خرد در این اجلاس رسیدند ، منظورم اهداف و برنامه هایی است که در خصوص جامعه اطلاعاتی در نظر گرفته بودند؟

برنامه ی کلان اجلاس جهانی جامعه ی اطلاعاتی یک سری الزامات را برای دستیابی تعیین کرده است و سر رسید آن را سال 2015 قرار داده است در هر حال کار هایی که در اجلاس WSIS شروع شد 10 سال با سر رسید اهداف تعیین شده فاصله دارد در این مدت 10 ساله نیز اتفاقات زیادی در این مسیر خواهد افتاد ، اما اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهم باید بگویم WSIS برنامه ی نوعی کاری برای تمامی سهامدارانش تنظیم کرده است که در ساختن جامعه ی اطلاعاتی بسیار موثر خواهد بود، این برنامه ی کاری مدت زمان زیادی را طلب می کند تا اینکه به برنامه ای کامل تبدیل شود و هم اکنون برای قضاوت در این باره که آیا کشور ها به اهداف خود دست یافته اند بسیار زود است.

امید می رود که همکاری و مشارکت کشورهای سهامدار WSIS در آینده نیز به قوت همین سال ها ادامه یابد .
* در مورد مقامات و مسوولان ITU و WSISچطور؟ آیا آن ها از نتیجه ی به دست آمده رضایت دارند ؟

فکر می کنم همه مسوولان ITU و WSIS از نتایج به دست آمده خوشحال هستند ؛در تمام عمر 140 ساله ITU (این نهاد در سال 1865 تاسیس شد )این اولین باری بود که این نهاد یک اجلاس بین المللی راه سازمان دهی و رهبری می کرد و حضور 19 هزار نفر در اجلاس تونس نیز نقطه ی قوتی در تاریخ ITU به حساب می آید.
* آقای گیگر لطفا به ما بگوئید که نتایج اجلاس دوم که در تونس برگزار شد را در حالت کلی چگونه ارزیابی می کنید؟

بله ، در این خصوص می توانیم بگوئیم که نتایج به دست آمده در اجلاس دوم و حتی در مقیاس کلی تر (یعنی اجلاس ژنو و تونس ) بسیار بیشتر از حد انتظار بوده است . دولت ها توانستند به توافقی همه جانبه در خصوص مکانیزم مالی و طرح عملی در خصوص بحث ها و صحبت های آینده در باره حاکمیت اینترنت دست یابند ؛ دقت کنید که این امر در جایگاه خود بسیار مهم و قابل توجه است که در نتیجه آن دولت ها خواهند توانست به مکانیزم مالی دست یابند ؛پس به جرات می توانم بگویم که نتایج اجلاس دوم جهانی سران در خصوص جامعه ی اطلاعاتی که در تونس برگزار شد بسیار خوب و ارزنده بوده است.
* اجازه بدهید سوالی تخصصی بپرسم، به نظر شما نماد ها و سمبل های تحقق جامعه ی اطلاعاتی چیست؟ شما جامعه ی اطلاعاتی را چگونه تعریف می کنید؟

در پاسخ من هم از شما می خواهم تا اجازه دهید به جای جامعه ی اطلاعاتی از عصر اطلاعاتی (Information age) صحبت کنیم.

من این کلمه را بیشتر از جامعه ی اطلاعاتی برای مفاهیم مورد نظرمان که در مورد آن استفاده می کنیم می پسندم؛ جامعه ای که در آن هر کس بتواند به بهترین و ناب ترین اطلاعات موجود در سراسر جهان دسترسی نا محدود داشته باشد. مانند کسانی که از کتابخانه ی الکساندریا (Alexandria) استفاده می کنند؛ اگر شما وارد این کتابخانه شوید و هر کتابی از هر خواننده ای از سراسر جهان بخواهید به راحتی در اختیار شما قرار می گیرد؛ عصر اطلاعاتی نیز چنین عصری است. در عصر اطلاعاتی هرر انسانی که بر روی کره ی خاکی زندگی می کند حق مطالعه، حق پیشرفت، حق دریافتن اینکه در کجا و در چه موقعیتی زندگی می کند، حق قضاوت و تصیم گیری در مورد زندگی شخصی اش و حق دسترسی نامحدود و آزاد به اطلاعات را دارد و من در این حوزه نظریات آقای مانوئل کستلز(Manuel Castels) در باره ی جامعه ی شبکه ای را بسیار می پسندم و به آن ها علاقه دارم مانند مباحثی که ایشان در خصوص Self و Net دارند.

من به تمامی مخاطبان هفته نامه ی شما توصیه می کنم که اگر به مباحث جامعه ی اطلاعاتی علاقمند هستند نگاهی به گزارش سال 2006 جامعه ی اطلاعاتی که در لینک : http://www.itu.int/osg/spu/publications/worldinformationsocity/2006 که به صورت رایگان فابل دانلوود است بیاندازند در این صفحه می توانید یکی از سخنرانی های مهم من در خصوص جامعه ی اطلاعاتی را هم ببینید.

به نظر من رسانه های مختلف ارتباطی مانند رادیو، تلوزیون، تلفن، اینترنت، هزار و یک وسیله پدید آمده توسط فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و انواع راه های تبادل اطلاعات نماد ها و سمبل های جامعه ی اطلاعاتی و عصر اطلاعاتی است که روز به روزدر حال پیشرفت و گسترش است.

در این زمینه گزارش های بسیاری وجود دارد اما باید به این نکته توجه کرد که اطلاعات بعضی از گزارش ها با آن چیزی که در واقعیت وجود دارد متفاوت است اما همه ی گزارش ها بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که عصر اطلاعاتی از چیزی به نام شکاف اطلاعاتی و شکاف طبقه ای رنج می برد که میان کشور های توسعه یافته و در حال توسعه مستولی است، نقطه ی مشترک تمام این گزارش ها نشان می دهد که رابطه ی مستقیمی میان کاهش درآمد افراد یک جامعه و افزایش شکاف اطلاعاتی وجود دارد؛ هر اندازه که درآمد افراد در هر جامعه ای کم باشد به همان اندازه و حتی بیشتر شکاف اطلاعاتی افزایش پیدا می کند چرا که توان دسترسی به وسایل ارتباط جمعی و اینترنت کمتر می شود و هرچقدر این شکاف اطلاعاتی افزایش پیدا می کند به همان اندازه از جامعه ی اطلاعاتی دور می شویم. اما این ارتباط یک ارتباط تک بعدی نیست و به همت دولت ها استثنائاتی در خصوص پیش می آید مانند کشوره ای مونگولیا و روآندا که در سال های اخیر رشد قابل توجهی برای دستیابی به جامعه ی اطلاعاتی داشتند. بازگردیم به بحث عصر اطلاعاتی اگر شما بر روی جامعهی اطلاعاتی و عصر اطلاعاتی دقیق تر شوید در می یابید که هر دوی این مفاهیم زائیده و به عبارتی فرزندان عصر روشنگری وروشنفکری (Age of Enlightenment) هستند؛ من در بسیاری از سخنرانی های خود جامعه ی اطلاعاتی را به عنوان دومین ایستگاه عصر روشنفکری معرفی می کنم؛ عصر روشنگری حرکتی فیلسوفانه بود که از قرن 17 آغاز شد و در قرن 18 به اوج خود رسید و راهش را به تحولات آمریکا و اروپا گشود و تاثیرات قابل توجهی در انقلاب فرانسه بر جای گذاشت و بعد ها تاثیرات عظیم آن در تفکرات لیبرالیسم و کاپیتالیسم نیز مشاهده شد.
* آقای گیگر برای ما توضیح بدهید که در حال حاضر در کدام یک از کشورها می توانیم یک جامعه ی اطلاعاتی کامل و اجرا شده را ببینیم؟ ایلات متحده ی آمریکا؟ انگلستان؟ فرانسه؟ یا کدام کشور؟

در حال حاضر جامعه ی اطلاعاتی در هیچ کشوری به طور کامل پیاده و اجرا نشده است، این یک بحث بی نهایت ، بدون غایت و دسترسی کامل است مانند تکنولوژی که روز به روز رشد می کند و گسترش می یابد.

در ایالات متحده اقشار کم درآمد جامعه توانایی دسترسی به جامعه اطلاعاتی را ندارند و در فرانسه قیمت پایین پهنای باند و اینترنت دسترسی فقیرو غنی را به اطلاعات امکان پذیر کرده است، در ژاپن و کره نیز توانایی برای دسترسی به اینترنت پر سرعت وجود دارد و چین نیز بیشترین تعداد کاربران اینترنتی را دارد به نحوی که دومین زبان بعد از انگلیسی ازان چینی هاست اما به وجود این نقاط قوت و ضعف نمی توانیم بگوییم جامعه ی اطلاعاتی در کشوری به طور کامل پیاده شده است.
*چه زمانی می توانیم بگوییم: به جامعه ی اطلاعاتی جهانی دست یافته ایم؟

انتظار دستیابی به یک جامعه ی اطلاعاتی جهانی در همه ی کشور ها انتظاری غیر واقع گرایانه است، هر لحظه تکنولوژی و فناوری جدیدی پدید می آید که تکثیر سریع آن در تمامی نقاط این کره ی خاکی غیر ممکن است مگر اینکه دنیا تغییر کند و ما به یک جامعه ی دموکراتیک و برابر برسیم که در آن همه انسان های جهان به طور برابر به غذا، امنیت، سرپناه ، امنیت ،تحصیلات، سلامتی ، رفاه اجتماعی و وسایل ارتباطی دسترسی پیدا کنند که این امر بسیار خیال پردازانه است ؛ بنابر این کشور هایی وجود خواهند داشت که پیشرفت تکنیکی بالاتری خواهند داشت وکشورهای دیگری در سطح پایین تری خواهند بود که این امر دسترسی به جامعه ی اطلاعاتی همه گیر را با سوالات بسیلری مواجه می کند.
* آقای گیگر آیا جامعه ی اطلاعاتی رهبری دارد؟ یک شخص یا یک کشور یا این جامعه و جریان حرکت خود را بدون هیچ کمک و راهبری می پیماید و آیا هیچ کشور و یا فردی می تواند ادعای رهبری و ریاست جامعه ی اطلاعاتی را داشته باشد؟

نه اکنون و نه در آینده،هیچ وقت چنین چیزی مطرح نمی شود ، جامعه ی اطلاعاتی می تواند از راهنمایی نظریه پردازانی چون مانوئل کستلز و یا صاحبان صنایعی مانند مایکرو سافت ،اپل و گوگل استفاده کنند اما من فکر نمی کنم که حتی فیلسوفان ارتباطی،نظریه پردازان و صنعت گران فناوری اطلاعات هم ادعای مدیریت بر جامعه ی اطلاعاتی را داشته باشند و برای این حرفم دلیل هم دارم ؛ من فکر می کنم جامعه ی اطلاعاتی نتیجه ی میلیون ها تصمیم برای تغییر تکنولوژی و هم چنین نتیجه ی تحقیقات بشری برای واداشتن بهترین تکنولوژی و صنعت است برای اینکه بتواند از این تغییرات و تکنولوژی های جدید برای راحت و بهتر زندگی کردن استفاده کند.

جامعه ی اطلاعاتی در آینده در بسیاری از موارد مختلف رشد خواهد کرد و وارد روزنه هایی از زندگی بشری خواهد شد که ما هم اکنون نمی توانیم آن را تصور بکنیم و در تایید این حرف همین بس که روز به روز ملت ها و ملل مختلف با یکدیگر متحد می شوند تا به آینده و تغییرات آن خوب نگاه کنند و مسیر آینده را به عافیت بپیمایند.
* آقای گیگر نظر شما راجع به حضور ایران در اجلاس جهانی سران درباره ی جامعه ی اطلاعاتی از همان فاز اول و قدم های ابتدایی چیست؟

ایران در فاز اول WSIS حضوری بسیار فعال داشت و رئیس جمهور سابق ایران آقای خاتمی در این اجلاس به خوبی کشورش را معرفی کرد؛ ایشان سخنرانی بسیار جالبی را در این اجلاس ارایه کرد ند که در آدرس ww.itu.int/wsis/geneva/covrage/statement/iran/ir.html قابل دسترسی است . در این اجلاس هیات بلند پایه ای از ایران شامل وزیر امور خارجه و وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران شرکت کرده بودند و این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که ماموریت ایران در فاز اول (ژنو2003) در تهیه و تدارک و آماده سازی اسناد و مدارک WSIS بسیار مهم و سازنده بود .
* حضور ایران در فاز دوم اجلاس WSIS که در تونس برگزار شد را چگونه ارزیابی می کنید؟

در اجلاس تونس نیز از ایران دو وزیر حضور دشتند؛ وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و وزیر امور خارجه و سطح حضور ایران در این اجلاس جزء گسترده ترین حضورها میان 150 کشور حاضر در اجلاس بود و این نشان دهنده ی افزایش علاقه ی جمهوری اسلامی ایران به WSIS است.
* آیا می توانیم بگوئیم که ایران یکی از کشورهای در حال توسعه است که طی 4 سال گذشته رشد قابل قبولی در حوزه ی جامعه ی اطلاعاتی و فناوری اطلاعاتی و ارتباطی داشته است ؟

فکر می کنم عادلانه و منصفانه باشد که بگوئیم ایران در چند سال گذشته رشد بسیار خوبی را در زمینه جامعه اطلاعاتی و فناوری اطلاعات داشته است و این رشد در حالی اتفاق افتاده است که ایران با مشکلات ژئو پولیتیک بسیاری مواجه بوده است؛ یک نکته را یاد آور می شوم : جامعه اطلاعاتی دو روی دارد ؛ یک روی آن گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به عنوان یک فاکتور اقتصادی است و ایجاد پارک های تکنولوژی و ایجاد فرصت های شغلی در حوزه ی تکنولوژی های ارتباطی در این زمره است که این امر بسیار مهم است در رشد کشورها و نزدیکی آن ها به جامعه اطلاعاتی اهمیت بسیاری دارد اما به تنهایی کافی نیست؛ ICT نباید فقط به عنوان شاخصی برای "گسترش" در نظر گرفته شود بلکه از ICTباید به عنوان یک محرک و موتور قدرت دهنده در بخش های مختلف یک جامعه استفاده شود و این روی دوم سکه است. ICT می تواند در گسترش آموزش ،بهداشت،دولت داری و بسیاری از موارد دیگر به کمک انسان ها بیاید بخاطر همین باید ICT از هر روزنه ای مانند ابزار مالتی مدیا ، بیمارستان ،مدارس و ادارات وارد زندگی مردم شود این مکان ها باید به وسیله ی کامپیوتر تجهیز شوند و امکان دسترسی به آن ها از طریق شبکه فراهم شود .سپس باید هر دو روی این سکه یعنی ICT به عنوان یک "بخش" و ICT به عنوان یک" محرک" و تقویت کننده در نظر گرفته شود . باور کنید ICTمی تواند نقش بسیار مهمی در گسترش خدمات در روستاها و بخش ها ی کمتر توسعه یافته ی جوامع داشته باشد و همان طور که من دریافته ام این امر در جمهوری اسلامی ایران نیز به کار گرفته می شود و به خاطر این بکارگیری و توجه به کشور شما تبریک می گویم.
** بعد از فاز دوم اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه ی اطلاعاتی مهم ترین کارهایی که در دفتر WSIS انجام دادید چه کارهایی بود؟

برنامه ریزی و مدیریت مجموعه نشست های Action Line Facilitation از 9 تا 19 مه سال 2006 از جمله ی مهم ترین کارهایی بود که بعد ازاجلاس تونس شکل گرفت که این نشست های مقدماتی قدم های بسیار مهمی برای برنامه ریزی های آینده بود. همچنین تمامی اعضای فعال در بحث WSIS مانند ITU ، UNDP ، UNCTAD و ILO ، تلاش های بسیاری کرند تا مباحث صورت گرفته در دو نشست جهانی جامعه ی اطلاعاتی به نتایج ثمربخشی منجر شود.

آیکان خواستار جدایی از دولت آمریکا شد

شنبه, ۶ بهمن ۱۳۸۶، ۰۱:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

آیکان - سازمان ناظر بر سیستم آدرس‌های اینترنتی - اعلام کرد که آماده است بدون نظارت وزارت بازرگانی آمریکا فعالیت کند.

به گزارش (ایسنا)، سازمان نظارت بر نام‌ها و شماره‌های اینترنتی، مسوول بسیاری از جنبه‌های اداره‌ی اینترنت از جمله مساله‌ی آدرس‌های اینترنتی، تعیین این که چه کسی می‌تواند به عنوان ثبت کننده‌ی نام‌های دامنه عمل کند و یا چه نام‌های دامنه مورد پشتیبانی قرار خواهند گرفت، است.

این سازمان اکنون در گزارش مفصلی که به دولت آمریکا فرستاده، اعلام کرد که آماده است از نظارت وزارت بازرگانی آمریکا خارج شده و به عنوان یک سازمان کاملا مستقل عمل کند.

آیکان از زمان شکل‌گیر‌ی‌ به علت این که منشاء اینترنت از وزارت دفاع آمریکا بود، تحت نظارت وزارت بازرگانی آمریکا بوده است؛ نقش دولت آمریکا در نظارت بر آیکان همواره مورد انتقاد سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای دیگر بوده که معتقدند آیکان بیش از یک بلندگو برای دولت آمریکا نیست و وزارت بازرگانی آمریکا در موقعیت‌های ویژه‌ی نیروی خود را در آیکان بکار می‌برد.

بسیاری معتقدند که کنترل آیکان باید به یک نهاد بین‌المللی واگذار شود و برخی ایده ایجاد شبکه‌ی متعلق به خود را که خارج از نظارت آیکان است، مطرح کردند.

آیکان اکنون تحت یک یادداشت تفاهم کار می‌کند که می‌تواند به واگذاری کنترل این سازمان از سوی آمریکا منتهی شود.

پل تومی - رییس آیکان - در گزارشی اعلام کرده که این سازمان تقریبا به تمامی اهداف خود نائل شده و زمان برای استقلال آیکان فرا رسیده است.

مقامات آیکان در ماه مارس با مقامات وزارت بازرگانی ملاقات خواهند کرد و تصمیم وزارت بازرگانی آمریکا در مورد این که آیا آیکان باید استقلالش را به دست آورد در 14 ماه فوریه اعلام می‌شود.

سیمای شهر اطلاعاتی چگونه باید باشد

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۸۶، ۰۳:۵۴ ب.ظ | ۴ نظر

محمدسام نیکوزاد - شهر اطلاعاتی در واقع همین شهری است که در حال حاضر شهرنشینان را در خود جای داده اما تفاوت آن با شهر های گذشته در ابزار و شیوه های گوناگونی خلاصه می شود که برای اطلاع رسانی به ساکنان و مسافران به کار رفته است؛ پس در شهر اطلاعاتی الزاما با آسمان خراش ها و معماری فضایی سر و کار نداریم و به جز دغدغه های فناورانه، نگرانی های گذشته و فعلی جوامع شهری همچنان پابرچاست.
● سیمای "شهر اطلاعاتی" چگونه باید باشد؟

پاسخ این سوال کمی تناقض به همراه دارد: سیمای شهر اطلاعاتی، هم با شهرهای گذشته متفاوت است و هم با آن ها همخوانی دارد.

شاید مهمترین موضوعی که در طراحی یک شهر اطلاعاتی مورد مناغشه و اختلاف نظر کارشناسان قرار گیرد، همان موضوع زیبایی چهره شهر باشد و پاسخ گویی به این سوال که کاربری فناوری اطلاعات تا چه حد چهره شهرها را دگرگون خواهد کرد.

شهر اطلاعاتی در واقع همین شهری است که در حال حاضر شهرنشینان را در خود جای داده اما تفاوت آن با شهر های گذشته در ابزار و شیوه های گوناگونی خلاصه می شود که برای اطلاع رسانی به ساکنان و مسافران به کار رفته است؛ پس در شهر اطلاعاتی الزاما با آسمان خراش ها و معماری فضایی سر و کار نداریم و به جز دغدغه های فناورانه، نگرانی های گذشته و فعلی جوامع شهری همچنان پابرچاست.

در بخش مربوط به چگونگی کاربری فناوری اطلاعات در محیط های شهری و هماهنگ سازی آن با زندگی بشری، تئوری های متناقضی وجود دارد که کمتر روی اجرایی به خود دیده اند و بازهم همان تقابل همیشگی هنر و مهندسی حرف اول را می زند که در نهایت، تفاوت رویکرد اندیشمندان و صاحب نظران، نتیجه ای جز طرح های گنگ و نامفهوم که به صورت ناقص و غیرکاربردی ارایه شده اند نداشته است.

البته نو بودن تعاریف مربوط به جامعه اطلاعاتی خود می تواند مهمترین دلیل باشد برای نبود طرحی جامع و کاربردی در این عرصه و مطالعاتی بودن طرح های حاضر.

آن چه همچنان می تواند مورد بحث باشد، زیبایی شهرها در عصر اطلاعات است که همواره ذهن شهرسازان را به خود مشغول کرده است.
● مفهوم فراموش شده

بسیاری از کارشناسان علوم شهری، خصوصا آنهایی که به معماری سیمای یک شهر بیش از سایر اجزاء آن اهمیت می دهند، معتقدند "زیبایی شهری" یک مفهوم فراموش شده است و بدین ترتیب یکی از مهمترین چالش های این حوزه رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد.

به اعتقاد آن ها، بشر در عصر حاضر بیش از حد مقهور فناوری های نوین شده اند و از این رو است که به مفاهیمی چون زیبایی اعتنایی ندارد.

جهانشاه پاکزاد -عضو هیات علمی دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی- معتقد است یک طراحی خوب شهری به مردم انبساط خاطر می دهد و آنها را به محیط و شهر علاقمند می کند و در نتیجه زیبایی یک شهر از لحاظ بصری کافی نیست؛ بلکه باید با خواسته های ما هماهنگ و برای ما قابل قبول باشد. زیبایی فقط در یک چیز نیست و در همه جا ممکن است باشد. تنوع هم همه جا هست. اما این طراح است که تنوع را کشف و. طراح به عنوان تسهیل کننده و محرک عمل می کند.

به اعتقاد وی، زیبایی، مانند هر پدیده دیگری سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا دارد. فرم صورت یک پدیده است که شامل شکل، ساختار، وزن و حجم است. عملکرد همان استفاده ای است که برای انسان و بشریت دارد و معنا مؤلفه ای است که ما را به دنیاها و عالم های دیگر وصل می کند. نقش یک طراح شهری مثل نقش یک برنامه ریز، زمین شناس و پزشک است. وظیفه یک طراح شهری به عنوان یک هماهنگ کننده، این است که سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا را در جهت ارتقای کیفیت و هر چه نزدیک ترشدن به ایده آل ها بکار بگیرد.

او نقش مردم را به عنوان افرادی که زیبایی را می شناسند و خلق می کنند در زیبایی شهرها تعیین کننده می داند: ملت، از رئیس جمهور تا پایین ترین رده و از فرهیخته ترین تا بی سوادترین، همگی خلق می کنند. آنها با ایجاد فضایی که مانند آینه ای تمام نماست، روی شهر تأثیر می گذارند. این تأثیر به شرایط اقتصادی و اجتماعی و غیره بستگی دارد؛ به عبارت دیگر این شرایط اقتصادی، اجتماعی و از این قبیل است که بر روی چیزهایی که در حد توان، خلق می شوند، تأثیر می گذارند. بدین گونه است که شهر آینه تمام نمای جامعه می شود.

پاکزاد معتقد است برای یک شهر زیبا و این که طراحی کلاسیک برتر است یا مدرن، باید دید توقع چیست؛ یک اتوبان یا یک فرودگاه که پدیده های جدیدی هستند، سنتی طراحی نمی شوند. ولی طراحی مسجد یا فرهنگسرا می تواند سنتی باشد.

از نگاه او در طراحی شهری که از نو ساخته می شود باید دید توقع و تصویر ذهنی آدمها از یک شهر چیست. طراحی یکسان و هماهنگ، برای یک منطقه تجاری مناسب نیست و ممکن است به خستگی و دلزدگی بیانجامد. یک منطقه تجاری باید زنده باشد. اما یک منطقه مسکونی باید آرام تر باشد. پس به طرحی نیاز دارد که این آرامش را هر چه بیشتر القا کند.
● شهر و زیبایی

چندی پیش در نشست “شهر و زیبایی” که در خانه هنرمندان برگزار شد، برخی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه شهری در باره موضوعاتی چون زیبایی شناسی و فضاهای شهری، زیبایی شناسی شهری از دیدگاه مردم، زیبایی شناسی و انسجام در شکل شهر مفاهیم ، زیبایی شناسی شهری و نقش عناصر طبیعی در زیبایی شناسی شهری به سخنرانی پرداختند.

پاکزاد در این جلسه با اشاره به این که معمولا "زیبایی" برای کارها و حالات مختلفی به کار برده می شود گفت: هر انسانی در ذهن خود از هر پدیده ای ایده آلی دارد . زمانی به پدیده ای زیبا می گوییم که با ایده آل ذهن ما نزدیکی و قرابت داشته باشد. به عبارت دیگر زیبایی انبساط خاطری است که از تطابق و یا نزدیکی وضعیت عینی ادراک شده با ایده آل های فرد دست می دهد.

وی در ادامه گفت: در بین تئوریسین های معماری اطلاعات بالقوه ،محیط، اطلاعات بالفعل و موثر بر ذهن ،فضا و اطلاعات پردازش شده، مکان (تصویر ذهنی) نامیده می شود. بر این اساس اتاق در ذهن هر فردی که ذهن پردازشگری دارد با سالن فرق می کند.

پاکزاد با اشاره به این که اصول زیبایی شناختی هر پدیده ای با پدیده ای دیگر تفاوت گفت: در شهر سازی نمی توان اصولی را که برای زیبا سازی یک میدان به کار برده می شود برای یک خیابان به کار برد.

وی یکی از مشکلات شهر سازی در ایران را فراموش کردن بحث معنا در کنار فرم و عملکرد دانست و گفت: معنا مولفه ای است که ما را بر اساس روال طبیعی به دنیاهای دیگر وصل می کند. وقتی صحبت از خانه سنتی می کنیم، منظور وصل شدن به خاطرات پدر بزگ و درخت انار و اتاق های تو در تو و ... است. مشکل شهرسازان کنونی فراموش کردن معنا است. اتاق و سالن برایشان یک چیز است. فلکه و میدان را به یک اسم به خورد ساکنان شهر می دهند . در حالی که میدان محل تجمع افراد و فلکه محل توزیع خودروها است. حال باید بگوییم فلکه ونک یا میدان ونک؟

وی با ارائه انواع فضا های شهری و سلسله مراتب آن ها گفت: به عنوان یک شهروند عادی از هر کدام از این فضاها انتظار کارکرد خود را داشته باشیم . اگر قرار است در جایی بلوار ساخته شود سر سبز بودن اش ملاک است حال شما ببینید چه چیزی را به عنوان بلوار به خورد ما می دهند.
● زیبایی در فضاهای شهری

حسن احمدی -عضو هیات علمی دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت- در باره زیبایی شناسی و فضاهای شهری گفت: دو دیدگاه عمده در مورد نقش فضاهای شهری در زیبایی شهری وجود دارد: اول این که صرف وجود فضاهای شهری در شهر زیبایی آفرین است و دیگر اینکه فضاهای شهری باید واجد شرایط زیبایی شناسانه باشند تا بتواند به زیبایی شهر کمک کند.

وی با اشاره به اینکه اصولا زیبایی های بصری شهر در فضاهای شهری تجلی پیدا می کند گفت: پاریس را برج ایفل و شانزه لیزه زیبا کرده است و خیابان باب همایون و میدان حسن آباد و توپخانه و... فضا های شهری هستند که تهران قدیم را زیبا می کردند.

احمدی در باره عینی یا مفهومی بودن زیبایی نیز معتقد است که دو دیدگاه وجود دارد:. برخی معتقد اند زیبایی پدیده ای است ذهنی و افراد بر اساس حس زیبایی و تجربه شخصی به آن می رسند. عده ای دیگر هم معتقد اند که زیبایی واقعیتی عینی است و خارج از ذهن انسان ها وجود دارد؛ به این اعتبار که تعداد زیادی از مردم می توانند بر سر زیبا بودن پدیده ای متفق القول باشند. اکثر اندیشمندان این حوزه معتقدند ویژگی هایی در فضاهای گذشته وجود دارد که می توان آن را برای خلق فضای زیبای امروزی استفاده کرد. بر این اساس معیار های زیبایی شناسی را می توان در وحدت و ترکیب، نظم، هماهنگی، تناسب و مقیاس، تقارن و تعادل، ریتم، تباین، قلمرو و محصوریت خلاصه کرد.
● انسجام در شکل شهر

نوین تولایی -عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی- با اشاره به این که رشد شهر و اجزای آن در اغلب موارد باعث چند گانگی و آشفتگی فضایی در آن شده است گفت: جدا از زیبایی در چهار حوزه همگرایی با عوامل طبیعی ، همگرایی با توده و فضا ، همگرایی کل ها در مقیاس خرد و کلان و همگرایی با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی نمود پیدا می کند.

در برخی از شهرها سعی شده است این انسجام حفظ شود اما در بسیاری دیگر غفلت از یکی از این همگرایی ها آشفتگی را برای شهر به همراه داشته است. تولایی در باره عوامل ایجاد ناهماهنگی در فضاهای شهری گفت: گریز از قواعد شهر های گذشته ، پیروی از قواعد غیر خودی ، کثرت ضوابط ساخت و ساز ، تلقی نادرست از شهر، تغییر شکل تندروانه ، تشدید تخریب و ساخت و ساز قبل از رسیدن به قواعد ساخت از عوامل چندگانگی در شهر اند . در برخی موارد هم مهندسان شهر ساز با تلقی “شکل هندسی” بودن شهر بر این آشفتگی می افزایند.وی راه حل رفع این جدایی را در افزایش توانایی و مهارت برای انسجام این اجزاء نوظهور و گاه پراکنده در یک کل منسجم دانست. و گفت: انسجام فرایند سازمان دهنده نظم در فضا است.

به عبارت دیگر انسجام درصدد است تا عناصری را که پراکنده در شهرها است برای رسیدن به زیبایی به وحدت برساند. در این بین علم کشف رابطه ها را بر عهده دارد و هنر نحوه ارائه آن را.او در باره منابع الهام دهنده زیبایی گفت: رویکرد های مختلفی در مورد منابع الهام وجود دارد . طبیعت یکی از این منابع است؛ برخی معتقداند تعمق در آفرینش از طریق یگانگی با طبیعت، آگاهی از روند های آن و تقلید از اشکال مختلف اش می توتند منشاء الهام باشد؛ در نهایت نیز این قوانین همگرایی در طبیعت است که ارزش زیبایی شناختی دارد.

وی ادامه داد: برخی از متفکران این حوزه شیوه تفکر انسان را منبع الهام دهنده نظم می دانند. آنها معتقد اند انسان باید شهر را به صورت یک کل واحد ببیند. بنابراین اولین واحد بنیادین شهرسازی "کل" می شود و نه جزء ؛ به عبارت دیگر رشد اجزاء شهر با حفظ وحدت کل بدست می آید.

برخی نیز زمان را منبع الهام می دانند به این معنا که آنها بر گسترش مرحله به مرحله شهر و تاثیر تاریخ در توسعه آینده اعتقاد دارند. این دسته از افراد قواعد زیبایی شناسی را از شکل گذشته شهر ها به دست می آورند.

محصور بودن در فضا ، تداوم و استمرار ، ریتم دار بودن اجزاء در درون کل شهر ، توازن توده و فضا ، همپوشانی بصری از جمله اصولی است که “الهام گیرندگان از زمان” از گذشته استخراج می کنند.

یکی دیگر از منابع نظم دهنده همخوانی با “زمینه”ی کالبدی ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی است که میزان و رابطه اجزاء شهر را در طول زمان بررسی می کند. فرهنگ نیز از گذشته الهام دهنده بوده است. در این روش تجربیات شخصی و تاثیرات حسی بر قضاوت زیبایی شناختی اثر می گذارد.

او معتقد است برای رسیدن به هنجار ها و ارزش های زیبایی شناختی در شکل شهر ، نیاز به شناخت انواع انسجام و کاربرد های آن و استفاده از مدلی کامل و جامع داریم.
● ساماندهی سیمای شهری

آن چه در قالب تصویر به چشم می آید شامل توده و فضای بین ساختمان ها و نمای آن ها می شود. شاید به جرأت بتوان گفت که هویت کالبدی یک شهر را سیمای آن ترسیم می کند. این سیمای شهری محصول زمان خاصی نیست بلکه تحولی زنده و تداوم یابنده در طول حیات شهر است.

در کالبد و سیمای شهر خطرات جمعی شهروندان و حافظه تاریخی شهر مستتر شده اند و با گذر زمان روایتگر گذشته و هویت شهر به نسل های بعدی خواهند بود. با این حال آنچه در بسیاری از شهرهای امروز امروزی کشورمان مشهود است، فقدان سبک و قاعده ای خاص در زمینه پرداختن به مسائل مرتبط با سیمای شهری است؛ روندی که آشفتگی و نابسامانی را در سیمای شهری سبب شده و از این زاویه تأثیر نامطلوبی را به صورت خودآگاه و ناخودآگاه بر حوزه های ادراک روانی شهروندان و نیز روان شناسی محیطی بر جای گذاشته است.

به نظر می رسد زمینه های آشفتگی در سیمای شهرها را از محورهای زیر می توان جستجو کرد:

۱) الزامات قانونی و مقررات مرتبط؛

۲) روش های نظارت و کنترل توسط نهادهای مسئول شهری؛

۳) مدیریت و اجرای طرح های بهسازی سیمای شهر؛

۴) فرایند تهیه طرح های مرتبط با سیمای شهر از زاویه مبانی نظری و روش شناختی؛

۵) روش و بینش رایج طرح های جامع و تفصیلی شهرها در پرداختی به مقوله سیمای شهری؛

۶) الگوهای ساخت وساز و اجرا و نوع مصالح؛

۷) الگوهای طراحی و معماری ابنیه؛

۸) محدودیت های مالی و فنی در اجرا؛

با توجه به محورهای گفته شده به نظر می رسد در حال حاضر شهرداری ها به عنوان عامل اصلی کنترل و نظارت بر چگونگی شکل گیری سیمای شهری با مسائل متنوعی روبرو هستند.

طیف گسترده ای از معضلات از آلودگی های بصری ناشی از الگوهای رایج تبلیغات در شهر گرفته تا طرح های بهسازی منظر شهری در مقیاس شهر ها. مسایلی که هم در حوزه خرد و هم در مقیاس کلان در شهر نمود یافته اند و بخش عمده ای از دغدغه های مدیریت شهری را بخود اختصاص داده اند.

امروزه مدیران و متخصصان و شهروندان همگی بر این موضوع که نمای سیمای شهر نیازمند بهسازی هستند اتفاق نظر دارند؛ اما مساله اصلی چگونگی برخورد با این موضوع و ابزارها و روش های مورد توافق و کارآمد است.

روش و بینشی که با درک واقعیت های اجتماعی ـ فرهنگی و شناخت مکانیزم های پیدا و پنهان شهر، اقداماتی مؤثر را در زمینه ارتقای کیفیت های فضایی ـ کالبدی سیمای شهرها سبب شود و زمینه ارتباط تأثیرگذار و دو سویه مردم ـ به عنوان صاحبان شهر ـ و شهر را فراهم آورد.

به نظر می رسد در شرایط حاضر، اگر بتوان درک صحیحی از وضع موجود و نقاط ضعف و قوت و فرصت ها و تهدید های آن به عمل آورد، می توان چشم اندازی را به سوی تهیه و تدوین الگوها و ضوابط انعطاف پذیر، در عین حال کارآمد و تأثیرگذار در زمینه بهسازی سیمای شهرها خلق کرد.

انجام این مهم بی تردید تنها با بر هم نهی تمام توان تخصصی و تجربه های عملی و علمی صاحبنظران شهری و امکانات و تجربیات مدیریتی و اجرایی مدیران شهرداری ها امکان پذیر است. همچنین برای اجرایی شدن فرایند ساماندهی سیمای شهری نیز می بایست ضمن شناخت تمامی موانع اجرایی، قانونی، مالی و فنی، شرایط تحقق و امکان پذیری این گونه طرح ها را افزایش داد.

تشکیل کارگروه های معماری و طراحی شهری (جهت تدوین ضوابط و اصول اجرایی سیمای مطلوب شهری)، رسمیت یافتن دانش طراحی شهری در نظام برنامه ریزی و کنترل ساخت وساز شهر و تعریف جایگاه و اهمیت سیمای شهری در ذهن مجریان و مدیران شهر می توانند راهکارهایی مؤثر در دستیابی به الگویی کارآمدتر در پرداختن به مسئله سیمای شهر باشند.

بازی رایانه‏ای به مثابه رسانه

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۸۶، ۰۲:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

مهدی حق وردی - با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روزه ابزار جدیدی در اختیار کارشناسان عملیات روانی قرار می گیرد. در جنگ جهانی دوم نازیها با حداکثر توان از دو رسانه سینما و رادیو استفاده نمودند و اکنون نیز این ابزار به خصوص سینما مورد استفاده محافل صهیونیستی قرار می گیرد. در کنار این ابزار ، صنعت نو ظهور بازی های رایانه ای به علت خصوصیات ویژه خود به ابزار نوین عملیات روانی تبدیل شده است. با بررسی کمی و کیفی بازی های رایانه ای می توان به میزان تاثیر گذاری این صنعت نسبت به سایر صنایع مانند صنعت فیلم های سینمایی پی برد. عواملی کمی چون مدت زمان صرف شده توسط کاربر و عوامل کیفی چون گرافیک، صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که کاربر را جذب بازی ها ی رایانه ای می کند. کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.

در این مقاله سعی خواهد شد به موضوعاتی و محورهایی که در بازی های رایانه ای پرداخته شده و با بیان مصادیق و نیز شرکتهای بازی های رایانه ای که بیشتر با این محوریتها اقدام به ساخت بازی می نمایند اشاره شود.
***

گسترش و پیشرفت صنعت و تکنولوژی ارتباطات میان انسانها را در دو جنبه توسعه داد:

اول از نظر حمل و نقل، شامل جاده، اتومبیل، راه‌آهن و نظایر اینها که موجب افزایش ارتباط فیزیکی بین افراد بشر شد. دوم از نظر توسعه وسایل و ابزارهای پیام رسانی مانند چاپ، تلفن، سینما، تلگراف که موجب نزدیک غیرمادی وگسترش تعامل پیامی میان انسانها گشت.

در کنار توسعه ارتباطات، انقلاب صنعتی موجب ظهور پدیده‌های دیگری نیز شد مانند شهرنشینی، افزایش جمعیت و متراکم شدن آن، پیچیده شدن حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع و به تبع آن تقسیم بسیار وسیع کار و غیره. اینها دست به دست هم داد و نیروی سیاسی جدیدی به نام مردم شکل گرفت. به تعبیری، پیدایش پدیده‌هایی همچون افکار عمومی ،با این دیدگاه ابزار تبلیغات و عملیات روانی جایگاه خاص خود را پیدا کرده تا توانای تاثیر گذاری بر مردم خودی، مردم دشمن، مردم بی طرف و نهایتا افکار عمومی جهان افزایش یابد. درهر برهه ابزار نوین انقلاب ارتباطات مورد توجه و استفاده قرار گرفت.
در جنگ جهانی دوم نازیها وزارت تبلیغات را به سرپرستی گوبلز ایجاد کردند و با حداکثر توان از دو رسانه سینما و رادیو استفاده کردند. بنا به گفته دیوید ولچ، از میان همه ابزارهای اعمال نفوذ نهانی و روانی، هیچ یک به اندازه سینما مورد توجه رایش سوم نبود. گوبلز در یکی از نخستین سخنرانیهای خود در مقام وزیر تبلیغات، اعلام کرد که:

«سینمای آلمان در پیشاپیش سربازان نازی، رسالت فتح جهانی را بر دوش دارد».

رژیم نازی، سرمایه‌گذاری سنگینی روی سینما انجام داد به گونه‌ای که بین سالهای 1933 تا 1945، 1097 فیلم در آلمان تولید شد. نازیها 16 ایستگاه فرستنده رادیویی ایجاد کردند که با نام مستعار «پیروزی» برای 13 کشور اروپایی برنامه پخش می‌کرد. علاوه بر آن، ایستگاه‌های رادیویی رسمی آنها نیز برای 60 کشور برنامه پخش می‌کرد و مجموع برنامه‌های آنها به 430 ساعت در روز می‌رسید. گوبلز چنان برنامه‌ریزی کرده بود که ذهن مردم سرزمینهای اشغالی را از قبل و به تدریج از طریق فرستنده‌های رادیویی آلمان برای اشغال کشورشان آماده کند.

پس از شکست رژیم نازی آلمان که قصد تشکیل امپراطوری جهانی را داشت شاید هیچ کشوری به اندازه آمریکا وارد این میدان نشده است و در این میان صهیونیستها بیشترین نفوذ را روی صنعت دارند و از آن بهره برداری می کنند.

واژه جنگ روانی در آمریکا، پس از انتشار کتاب«جنگ روانی آلمان» نوشته فاراگو در سال 1942 گسترش یافت.

در سال 1950، دولت ترومن به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ روانی در کره، پروژه‌ای را با عنوان «نبرد حقیقت» (یا تهاجم عظیم و قدرتمند روانی) با بودجه‌ای معادل 121 میلیون دلار تصویب کرد.

از آن زمان تاکنون، سازمانها و واحدهای روانی- تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند. این سازمانها، طیف وسیعی از ابزارها را را شامل می‌شوند .برخی از آنان قشر های خاص یک جامعه را مانند دانشجویان و نخبگان مورد هدف قرار داده اند (مانند کتابخانه‌ها، بورسهای دانشگاهی و خانه های فرهنگ) و برخی دیگر افکار عمومی آحاد جامعه را مورد هدف قرار داده اند (مانند رادیو‌ها،شبکه های تلویزیونی، ماهواره ها). در این میان صنعت بازی های رایانه ای نیز به جدید ترین این ابزار تبدیل شده است.
تاریخچه بازی های رایانه‌ای :
در اوایل دهه ۶۰ میلادی که رایانه وسیله ای خاص و تا حدودی تجملی محسوب می شد و در دسترس همگان نبود، راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام Spacewar نوشت که روی رایانه ای به نام PDP-۱ که اندازه ای در حدود یک اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود که شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می کردید.

بعد از آن شرکت آتاری در سال ۱۹۷۳ بازی Pong را ساخت که یک بازی ساده متشکل از تعدادی مستطیل سیاه و سفید بود که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت.

مهاجمان فضایی، بازی دیگری که در سال ۱۹۹۷ در شرکت تایتو نوشته شد، شامل عناصر کلاسیک یک بازی رایانه ای بود. در این بازی کنترل یک شیء یا شخص در دست بازیکن بود که باید با کمک آن دشمنان را نابود می کرد.

پس از آن بازیهای ویدئویی سیر تکاملی خود را طی کردند که در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME) سوق پیدا کردند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 آمریکا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامه های رییس جمهور وقت ریگان بود. در پنج سال اخیر با پیشرفت هایی که در سخت افزار ها و نرم افزارها ساخت و اجرا بازی ایجاد شده این محصول جایگاه خاص خود را در جهان پیدا کرده است.
به دلایلی تاکنون به این محصول فرهنگی توجه جدی نشده و حتی مطالعات جدی نیز در این زمینه انجام نشده است.

از جمله دلایل عدم توجه به این موضوع می توان این موارد را ذکر کرد.
1-عمر زیادی از این پدیده نمی گذرد .

2-بازیهای رایانه ای بیشتر مورد توجه قشر کودکان و نوجوان است.

3-با توجه به اینکه تاثیر ات آن بلند مدت بوده و در کوتاه مدت مشخص نمی شود هنوز احساس نیاز به تحقیقات جدی در این زمینه احساس نشده است.

(راجر ایبرت) که یکی از بزرگ‌ترین منتقدین سینمایی هالیود می باشد، در مصاحبه ای با سایت معتبر IGN اکیدا به استودیوهای فیلم سازی هالیود هشدار داده و اظهار داشته که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود تا یکی دو سال دیگر تماشاگری را در سالنهای سینمایی نبینیم و همه به سراغ بازی های کامپیوتری بروند. وی در این مورد چنین می گوید: تا پیش از این هالیوود در برابر بازی ها احساس امنیت می کرد و حتی خیلی ها فکر می کردند که اگر یک بازی بخواهد موفق باشد باید به فیلم سینمایی تبدیل شود تا فروش آن تضمین شود ولی اکنون وضع عملا برعکس شده است و ما شاهد هستیم که فیلم هایی مانند مهاجم مقبره و رستاخیز یا اهریمن ساکن که موضوع خود را از بازیها گرفته اند چندان موفق نبوده اند ولی بازیهای آنها بسیار فروش بیشتری داشته اند و هم از نظر هنری و هم از نظر تجاری موفق بوده اند و بدتر اینکه فیلم های پر طرفدار هالیوودی که فروش زیادی نداشته باشند در صورت تبدیل شدن به بازی تقریبا مطمئن خواهند بود که فروش خوبی خواهند داشت و این برای فیلم های سینمایی خیلی بد و نا امید کننده است.

به دلایل کمی و کیفی زیادی می توان به میزان تاثیر گذاری این بازی ها نسبت به سایر محصولات حتی فیلم های سینمایی پی برد.
کمی:

الف: مقایسه میزان درآمد

چنانچه میزان درآمد و سود شرکت های فیلم سازی و بازی های رایانه ای را ملاک قرار دهیم صنعت بازی های رایانه ای از سینما پیشی گرفته است. بعنوان مثال در شش ماه نخست سال ‌٢٠٠٥، فروش بازی‌های رایانه‌ای درکشورهای اروپایی از فروش فیلم‌های هالیوودی بسیار بیشتر بوده است و این روند به صورت صعودی در حال ادامه است.

آمارها نشان می‌دهد که روند تولید بازی‌های رایانه‌ای به 4-3 هزار نسخه در سال می‌رسد و با شتابی ملموس در جامعه جهانی در حال گسترش است.

بیش از 30 میلیون نفر در سراسر جهان، بخشی از اوقات فراغت خود را با بازی‌های رایانه‌ای پر می‌کنند که بالغ بر 10 درصد آنها بین 4 تا 7 ساعت از زندگی روزمره‌شان را به بازی با رایانه اختصاص داده‌اند؛ این آمار علاوه بر آنکه گستردگی بازی‌های رایانه‌ای را نشان می‌دهد،
ب: مدت زمان صرف شده توسط کاربر

از سوی دیگر میزان زمانی یک کاربر با صرف یک فیلم سینمایی می کند با یک بازی رایانه ای قابل قیاس نیست. با در نظر گرفتن متوسط مدت زمان یک فیلم و با در نظر گرفتن جاذبه‏های ویژه مانند موضوع یا جذابیتهای بصری و… اگر یک فیلم دو بار توسط کاربر تماشا شود نهایتا به طور میانگین بین 3 تا 6 ساعت صرف یک فیلم خواهد شد، ولی مدت زمانی که یک کاربر بازی رایانه صرف می کند و بازی را در حالت ساده و نرمال آن وحتی با استفاده از کدهای ویژه که به کدهای تقلب (نسوز کننده ها) معروف هستند و فقط برای اقناع حس کنجکاوی برای دیدن تمامی مراحل بازی صرف می کند می تواند چندین برابر این مدت زمان باشد.(البته این پارامتر برای کاربر های مختلف و بازی های مختلف متفاوت بوده و گاه اختلاف فاحشی دارد).
کیفی:
از نظر نحوه برقراری ارتباط نیز ابزاری همچون سینما، رادیو و تلویزیون با بازی رایانه‏ای اختلاف زیادی وجود دارد. درحالت اول به طورمعمول ارتباط یک سویه بوده ولی در بازی رایانه ای گرافیک، صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند. کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.

دکتر "پل اینچ" از دانشگاهی در اوکلاهاما در سال 1999 تحقیقات گسترده ای را در خصوص تاثیرات بازی ها روی مغز و روان بازیکنان انجام داده است.

وی بنابراین تحقیقات اظهار داشته است: بازی ها اندازه نرمال ضربان قلب را تغییر می دهند و میزان هورمون های بدن را نیز دستخوش تغییر می کنند.

افرادی که به طور غیرفعال فقط به تماشای این بازی ها می پردازند و بطور فعال در بازی ها شرکت نمی کنند، فشارهای عصبی زیادی را در محیط بازی ها تحمل می کنند.

محققان به این نتیجه رسیده اند که تاثیرات روحی و روانی بازی های رایانه ای بسیار شبیه به بازی های حقیقی و ورزش های پر استرس است.

حس بازیکنی که شکست می خورد و فشارهای روحی که تحمل می کند بسیار شبیه به حس بازیکنان شکست خورده فوتبال است و تاثیرات روانی این بازیها بسیار به هم شبیه است.

با توجه به آنچه که ذکر شد بررسی و تحقیات پایه ای در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
بازی رایانه ای و عملیات روانی:
«عملیات ‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر امکانات به منظور تأثیرگذاری بر افکار، احساسات، تمایلات و رفتار گروههای دوست، دشمن و بیطرف، برای دستیابی به اهداف ملی»
عملیات روانی به دوبخش تقسیم می شود:
1-عملیات‌روانی استراتژیک

2- عملیات‌روانی تاکتیکی

بازی های رایانه بیشتر در بخش اول یعنی عملیات روانی استراتژیکی قرار می گیرد.
این عملیات، عموماً برای پیشبرد اهداف گسترده یا درازمدت و در هماهنگی با طرح‌ریزی استراتژیک کلی طراحی شده و معمولاً دارای تأثیراتی درآینده دور است. مخاطبان این عملیات‌را شهروندان و نظامیان دشمن که خارج از منطقه جنگی بسر می‌برند و همچنین کل جمعیت کشورهای دوست، بی‌طرف، یا دوست دشمن ما (متعهدان دشمن) تشکیل می‌دهد.

هر چند که نمی توان همه بازی های رایانه‏ای را جز این برنامه محسوب کرد ولی عمدتا بازی های رایانه ای جنگی یا همان war game که توسط شرکتهای خاصی مانند شرکت کوماوار، رکت کانفلیکت و ... تولید می شوند نیز از این عملیات هستند.
از جمله مقاصدی که در عملیات روانی استراتژیک پیگیری می شود:

1- تشریح خط مشی‌ها، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبین و ارائه استدلالهای پشتیبانی از آن خط‌مشی‌ها و غیره.

2- برانگیختن افکار عمومی به طرفداری یا علیه یک عملیات نظامی.

3- پشتیبانی از تحریمهای اقتصادی و دیگر اشکال غیرقهرآمیز اعمال فشار علیه دشمن.

***

تقسیم بندی بازی ها:
الف: بازی ها رایانه ای با محوریت جنگ جهانی دوم
ب: کشور های کمونیستی
ج: کشور ها و گروههای اسلامی
ایالات متحده آمریکا سعی دارد با این برنامه های فرهنگی، تجاوزات نظامی خود را در میان ملت آمریکا و حتی سایر ملتها امری عادی، انسان دوستانه و درراستای گسترش صلح و دمکراسی در سطح جهان نشان دهد. سعی می شود این موضوع القا شود که آمریکا نماد خیر مطلق در جهان است و هر فرد یا گروه یا دولتی که مخالف او و ارزشهایش است محورهای شرارت و شیطانی هستند.

ایالات متحده در قبل از فروپاشی شوروی ریگان لقب «امپراتور شرور» را به اتحاد جماهیر شوروی داد و پس از آن جرج دبلیو بوش کشورهایی چون ایران و عراق با عنوان کشور های پلید (شرور) نام برد.

برخی از بازی های رایانه ای نیز به جنگ جهانی دوم و مبارزه با دولت نژاد پرست نازی پرداخته و یا پس از آن به مبارزه با کمونیستها می پردازد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا سعی می کند کشورها و گروههای مسلمان را بزرگترین خطر برای صلح جهانی معرفی کند، چرا که به قول نظریه پردازان آنها آمریکا اکنون به جای اژدهای بزرگ با مارهای سمی پرشماری روبروست یا به قول کسینجر با اسلام سیاسی به رهبری جمهوری اسلامی ایران.

در بازی های رایانه‏ای جدید شما به مبارزه با کشورها و گرو های اسلامی می روید. .مشخصه مشترک این بازی های استفاده از نمادها و سمبل های اسلامی است.

نمایش مکانهای منقش به نقوش اسلیمی، استفاده از رنگ سبز برای نمایش تروریستها، استفاده از مکانهای مذهبی مسلمانان مانند مسجد چرا که یکی از محل تجمع تروریستها است و عمدتا تک تیر انداز ها بالای مناره های مساجد موضع گرفته اند و به سمت شما تیر اندازی می کنند، استفاده از صدای عربی و فارسی برای بیان زبان تروریستها ، استفاده از صدای پس زمینه مانند صدای صلوات و پخش آیات قرآن و... از ویژگی های بصری این بازی ها به شمار می روند.

با دقت در مطالب ذکر شده می توان فهمید که رسانه نوظهور بازی های رایانه ای با قابلیت ها و ویژگیهای خاص خود به عنوان ابزار نوین عملیات روانی دشمن بدل شده است. سربازان رایانه ای که بدون هیچگونه حساسیت، نظارت و کنترل تا عمق خانه هایمان نفوذ کرده اند.

منبع : الف

اعتراض به حاکمیت آمریکا بر اینترنت

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۸۶، ۰۶:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

برخی شرکت کنندگان اجلاس حاکمیت اینترنت به نقش آمریکا در ثبت دامنه ها و نام های اینترنتی حمله کردند و به نظر می رسد که این امر بتواند به آمریکا در واگذار کردن کنترل اینترنت به کشورهای دیگر فشار وارد کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در مراسم افتتاحیه این همایش "شا زوکانگ" معاون دبیر کل سازمان ملل متحد پیام "بان کی مون"، دبیر کل سازمان ملل را قرائت کرد.

بان کی مون در این پیام اظهار داشت: "سازمان ملل متحد نقشی در مدیریت اینترنت ندارد اما ما از فرصت هایی که در این مورد بدست می آید استقبال می کنیم. این گردهمایی سکویی است که به کسب جستجوی جهانی اینترنت کمک می کند."

وی افزود: "ممکن است این گردهمایی هیچ قدرتی در اتخاذ تصمیم ها نداشته باشد اما می تواند تصمیمات کسانی را که در راس امور قرار دارند، اصلاح کند."

همچنین معاون دبیر کل سازمان ملل متحد اظهار داشت: "این گردهمایی تنها فرصتی است که همه کشورها می توانند در سایه سازمان ملل به یک گفتمان نوآورانه در مورد اینترنت دست یابند."

بنابراین گزارش، درسال جاری در حدود 10 میلیون رایانه شخصی در دسترس کاربران برزیلی قرار داشت. به گفته وزیر علوم و فناوری برزیل، تا سال 2010 در این کشور 140 هزار مدرسه دولتی به اینترنت دسترسی پیدا می کنند که بیشتر این دسترسی از طریق اتصال با پهنای باند انجام می شود.

در طول این اجلاس چهار روزه هزار و 700 نماینده از 90 کشور دنیا در بخش های خصوصی، شرکت های داخلی و انجمن های فنی و دانشگاهی به بررسی موقعیت حاکمیت، منابع، ورود، تنوع، آزادی، امنیت و توسعه اینترنت می پردازند.

سال گذشته، اولین دوره این همایش در آتن، پایتخت یونان برگزار شد و سال آینده نیز در هند و در سال 2009 در مصر برگزار خواهد شد. آذربایجان و لیتوانی کشورهایی هستند که به طور مشترک میزبانی اجلاس نهایی این گردهمایی جهانی را در سال 2010 به عهده می گیرند.

براساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، امروز در دومین روز برگزاری این همایش با وجود اینکه تعداد کمی از شرکت کنندگان به نقش آمریکا در ثبت دامنه ها و نام های اینترنتی حمله کردند، به نظر می رسد که این همایش بتواند به آمریکا در واگذار کردن کنترل اینترنت به کشورهای دیگر فشار وارد کند.

درحال حاضر حاکمیت اینترنت در اختیار سازمان مستقل آمریکایی "آیکان" است که به زبان انگلیسی دامنه ها و نام های اینترنتی را ثبت می کند.

در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی که دو سال قبل در کشور تونس برگزار شد، آیکان به مدت پنج سال دیگر به عنوان حاکم اینترنت انتخاب شد. این درحالی است که در دوره اول همایش جهانی حاکمیت اینترنت که سال گذشته در آتن یونان برگزار شد، بسیاری از کشورها به حاکمیت آمریکا بر اینترنت اعتراض کردند. باوجود این، تعداد کشورهایی که ابن مباحثات را مطرح کردند برای تصمیم گیری نهایی کافی نبود.

دومین اجلاس جهانی "گردهمایی حاکمیت اینترنت" با هدف بررسی منابع، ورود، تنوع، آزادی، امنیت و توسعه اینترنت در شهر ریو دو ژانیروی برزیل بین روزهای 12 تا 15 نوامبر برگزار می شود.

جامعه اطلاعاتى ما را جا گذاشت

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۸۶، ۰۹:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

مریم نورائى نژاد - در شماره نخست این مقاله اشاره شد که شاخص فرصت دیجیتال به عنوان ابزارى براى تعقیب میزان پیشرفت کشورها به کار گرفته مى شود، همچنین در تعریف این فرصت به امکاناتى از جمله دسترسى به اطلاعات از طریق موبایل و اینترنت پرداختیم و تحلیلى در زمینه ارتباط فرصت دیجیتال و درآمد سرانه ارائه کردیم که اینک دربخش دوم و پایانى، بحث را پى مى گیریم.
فرصت دیجیتال به عنوان نخستین فهرست الکترونیکى مورد توافق بین المللى در زمینه ICTصS به عنوان یک ابزار ارزشمند محک زنى و سنجش براى جامعه اطلاعاتى به کار مى رود چرا که اطلاعات محورهاى مورد استفاده در این گزارش مورد تأیید جامعه بین الملل بوده و در طول زمان از سوى کشورهاى مختلف گرد آورى شده است.

جمهورى اسلامى ایران در گزارش فرصت دیجیتال پیشین، رتبه ۹۴ را کسب کرده بود. در سال جارى اما این رتبه با ۱۱ پله نزول جایگاه ایران را به رتبه ۱۰۵ در میان ۱۸۱ کشور جهان، تنزل داده است. نمرات کسب شده به وسیله ایران در محور فرصت ،۰‎/۸۹ زیر ساخت ۰‎/۱۸ و کاربرد ۰‎/۰۴ است.

در میان کشورهاى خاورمیانه نیز ایران جایگاه خوبى ندارد و به استثناى یمن که رتبه ۱۲۸ گزارش را کسب کرده، ایران پائین تر از کشورهایى مثل بحرین ،۳۵ امارات متحده عربى ،۳۷ قطر ،۳۸ کویت ،۶۰ عربستان ،۷۵ اردن ،۷۹ عمان ،۸۱ الجزایر ،۸۳ مصر ،۹۱ سوریه ۱۰۴ قرار گرفته است. بحرین، امارات متحده عربى و قطر ۳ کشور خاورمیانه هستند که مطابق با سال گذشته توانسته اند به رتبه هایى کمتر از ۵۰ میان ۱۸۰ کشور جهان دست یابند.

همان گونه که مشخص است هیچ یک از کشورهاى خاورمیانه نسبت به سال گذشته در زمینه فرصت هاى دیجیتال سیر نزولى نداشته اند مگر جمهورى اسلامى ایران با ۱۱ پله و یمن با ۵ پله که البته باز هم میزان نزول یمن بسیار کمتر از ایران بوده است.

جمهورى اسلامى ایران در قاره آسیا نیز از موقعیت خوبى در فراهم آورى و بهره ورى از فرصت هاى دیجیتال، بر خوردار نیست. کره جنوبى، ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور به عنوان کشورهاى آسیایى جهان به ترتیب رتبه هاى اول، دوم ، هشتم و پنجم این رتبه بندى را به خود اختصاص داده اند.

در حالى که امتیازات کسب شده در هر ۳ محور فرصت، زیر ساخت و کاربرد توسط ایران از ۰‎/۴ بزرگ تر و به نیم نزدیک است، امتیازات کسب شده کشورهاى آسیایى مثل کره جنوبى، ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور تنها در حد یک یا دو امتیاز با عدد یک فاصله دارند.

نتایج گزارش فرصت دیجیتال در کشورمان، نشانگر فاصله زیاد ایران با وضعیت مطلوب است. هرچند میزان رشد و توسعه استفاده از این تکنولوژى ها قابل توجه و غیر قابل اغماض است، اما رتبه تعلق گرفته به ایران، گواه عقب ماندن ما از قافله جامعه اطلاعاتى است.

شکاف دیجیتالى ایران با کشورهاى پیشرفته در این زمینه و حتى کشورهاى منطقه اى نکته اى است که عدم توجه برنامه ریزى شده به آن مى تواند سبب ساز تعمیق و وسعت این شکاف گردد. آنچه با مطالعه وضعیت کشورهاى موفق جهان در این زمینه به نحو بارزى به چشم مى خورد؛ وجود یک برنامه و استراتژى ملى در زمینه گسترش استفاده از ICTصSدر این کشورهاست. دور از واقعیت نخواهد بود که ادعا کنیم؛ اگر کشورهایى مثل سنگاپور و استونى توانسته اند جایگاه خوبى را به خود اختصاص دهند، این موفقیت را مدیون داشتن برنامه و استراتژى ملى در این زمینه هستند. وقتى میزان ضرورت و اهمیت مسأله تا به آنجا پیش رود که از یک طرف نام و نشان و از طرف دیگر سرمایه و هزینه اى در سطح ملى را به خود اختصاص دهد، آن وقت است که مى توان امیدوار بود که این استراتژى قادر به ایجاد تغییر و تحول است.

افزون بر ضرورت وجود یک استراتژى بلند مدت که بر مبناى یک مطالعه بومى با در نظر داشتن واقعیات جهانى تدوین شود، توجه به بحث آموزش نیز در این زمینه نقش تعیین کننده خواهد داشت. نگاهى مثال گونه به اجراى طرح ICT روستایى در ایران؛ روشن کننده ضرورت توجه به مبحث آموزش در استفاده از ICTخواهد بود؛ جمهورى اسلامى ایران در حالى طبق تعهدات خود به جامعه جهانى، اقدام به اجراى طرح ICT روستایى کرد که تا قبل و حتى در مراحل اجراى این طرح، هیچ برنامه مدونى در آموزش روستائیان، براى استفاده از دفاتر این طرح در روستا هاى کشور نداشت. هر چند شاید هنوز هم براى قضاوت درباره تأثیرات اجراى طرح ICT روستایى در ایران، زود است اما شواهد نشانگر آن است که بسیارى از این دفاتر در واقع و در عمل، کاربرد چندانى براى روستائیان ایران نداشته و نتوانسته همان گونه که از نام طرح بر مى آید، این امکان را براى روستائیان، افزون بر ساکنان شهرها و مناطق مرکزى کشور فراهم نماید. اجراى طرح هایى نظیر طرح ICT روستایى بدون شک مى تواند مسیر رسیدن به معیارهاى جامعه اطلاعاتى را براى ایران هموارتر نماید، اما نباید از نظر دور داشت که توجه تام به پیاده سازى زیر ساخت هاى فنى به تنهایى مشکل گشاى نهایى مسائل ایران در این زمینه نخواهد بود و آموزش به عنوان اصل اولیه در کم کردن شکاف دیجیتال، همچنان به ایفاى نقش اساسى خود در این عرصه ادامه خواهد داد.

شکاف دیجیتال در طول زمان دستخوش تغییر مى شود. اگر روزى تعداد خطوط تلفن ثابت ملاک سنجش و اندازه گیرى شکاف دیجیتال بود، امروزه گسترش ICTتمرکز این شکاف را از دسترسى به خطوط تلفن ثابت به موبایل نسل سوم و اینترنت پر سرعت منتقل کرده است. گزارش فرصت دیجیتال در حالى از ارتباطات سیار با عنوان حلقه مفقوده در کشورهاى کمتر توسعه یافته یاد مى کند که گسترش خیره کننده این تکنولوژى و مسیر پیشرفت آن مى رود تا زندگى بدون آن را براى انسان امروز غیرقابل تصور نماید.

شکاف دیجیتال از طرفى متأثر از شکاف دارایى و ثروت در جهان امروز و از طرفى دیگر زمینه ساز فاصله در میزان دارایى خواهد بود. میزان اهمیت توجه به شکاف دیجیتال تقریباً همه دولتمردان جهان را متعهد به تلاش براى از بین بردن و تبدیل آن به فرصت دیجیتال نموده است. امروز همه جهانیان هم نظرند که با دسترسى محدود به ICTکشورهاى در حال توسعه در پشت درهاى توسعه پایدار و واقعى باقى مى مانند. هر چند طبق آمارهایى که در سرتاسر گزارش مورد اشاره قرار گرفت، کشورهاى در حال توسعه رشد خوبى در زمینه ارتباطات سیار داشته اند، اما هنوز هم تا رسیدن به وضع مطلوب در دسترسى به تکنولوژى هایى مثل اینترنت پرسرعت، راهى طولانى باقى مانده است.

توجه به این مسأله که کدام استراتژى در زمینه توسعه ICTمى تواند براى کشورهاى در حال توسعه مفید واقع شود این سؤال را به ذهن متبادر مى کند که به راستى کدام استراتژى در زمینه ICT موفق تر است و موجب رشد بیشتر ملت ها مى شود؟ همان طور که کشورهاى متعددى وجود دارد، مى توان براى این سؤال هم پاسخ هاى متعددى در نظر گرفت، اما آنچه مهم است این که طرح هاى رشد در زمینه ICT باید در راستاى رشد ملى هر کشور به تنهایى تدوین شوند. یک برنامه ثابت و واحد براى همه وجود ندارد و حرکتى که زمینه ساز رشد در کشور «الف» است، تضمین کننده پیشرفت در کشور «ب» نخواهد بود.

تجربیات کشورهاى مختلف نشان مى دهد که همه برنامه ها با هدف توسعه ICTنیازمند همگرایى ها با سیاست هاى ملى مربوط به رشد هر کشور هستند. هر چند اصلاح بازار، آزادسازى، خصوصى سازى و رقابت به عنوان اصول اساسى رشد مطرح هستند اما باز هم نمى توان از اجراى ثابت آن در همه کشورها به عنوان راه پیشرفت یاد کرد.

قانونگذارى فعال و روزآمد که متناسب با واقعیت ها و نیازهاى هر جامعه تغییر کرده و در هر تغییر راه حرکت و فعالیت در زمینه ICT را هموارتر کند، مى تواند سبب ساز گسترش مزایاى ICT براى همه شهروندان یک کشور باشد.

آخرین و اما نه کم اهمیت ترین دلیل براى رسیدن به یک جامعه اطلاعاتى در توسعه و گسترش ICT توجه به مهارت به کارگیرى این تکنولوژى هاست. یک جامعه اطلاعاتى بدون کارکنان و کارگران بى مهارت ساخته نخواهد شد. مطالعات موردى و اشارات این مقاله به کشورهایى که به مبحث آموزش در زمینه ICT توجه داشته اند، نشانگر تفاوت پیشرفت این کشورهاست.

نگاهى به جدول رده بندى فرصت دیجیتال نشان از تراکم کشورهاى ثروتمند و توسعه یافته در بالاى جدول و پراکندگى و بعضاً حضور کشورهاى در حال توسعه در رده هاى پائین دارد. آنچه نیاز به بحث ندارد، فاصله میان کشورهاى ثروتمند و در حال توسعه در به کارگیرى ICTو بهره مندى از مزایاى آن است و این فاصله کمتر نخواهد شد مگر با برنامه ریزى، هدفمندى و اهمیت دادن به طرح هاى مربوط به این مسأله تا سطح ملى.

علی منتشری - "اینترنت حق نیست ،بلکه امتیازی است که ما به بقیه می‌دهیم و هر وقت بخواهیم آن را می‌گیریم"، این جمله را نماینده آمریکا در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی "‪ "wsis‬در ‪ ۵‬آذر سال ‪ ۱۳۸۴‬برای توجیه اعمال محدودیت های اینترنتی علیه کاربران سایر کشورها مطرح کرد.

بتازگی زمزمه تحریم کاربران ایرانی و جلوگیری از دسترسی به برخی امکانات اینترنتی و امکان جستجو به زبان فارسی توسط برخی موتورهای جستجو گر اینترنتی نظیر "گوگل " و "یاهو" به گوش می‌رسد، این فضا سازی روانی دور جدیدی از اقدامات غیرقانونی شرکت های آمریکایی علیه ایران است.

"ایتنا" (خبرگزاری فناوری اطلاعات ) وابسته به "سازمان فناوری اطلاعات" به تازگی از مسدود شدن "کد سرچ "‪ ( (Code Search‬برای کاربران ایرانی خبر داده است. ‪ Search Code‬یکی از فنی‌ترین خدمات سایت گوگل است که برای برنامه نویسان جهان طراحی شده و می‌تواند مثال‌هایی از کدهای نرم افزاری به زبان های مختلف را جستجو کند و نتایج آن را نیز بر اساس نام فایل کد،زبان برنامه نویسی،اعتبار نامه آن و کلماتی در قالب مشخص دسته بندی کند.

البته دسترسی به این خدمات از طریق نرم افزارهای فیلتر شکن امکان پذیر است.

چندی پیش نیز دریافت نرم افزار "گوگل دسک تاپ " و "گوگل پک " که از کاربردی‌ترین نرم افزارهای شرکت "گوگل " است،از سوی کاربران ایرانی بادشواری روبه رو شد. کاربر ایرانی هنگام درخواست بارگذاری "دانلود" این نرم افزارها با این پیام مواجه می‌شد: "هم اکنون این نرم افزار برای کشور شما قابل دسترسی نیست ".

البته این محدودیت برای مقطع زمانی خاصی اعمال و پس از مدتی برطرف شد.

هم چنین "یاهو" در اقدامی جدید و به عنوان یکی از دو سایت بزرک اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نام خود حذف کرده است . یعنی وقتی که به عنوان یک ایرانی بخواهید از گوشه یی در دنیا، برای تهیه یک آدرس پست الکترونیک ثبت نام کنید و شناسه یی مجازی برای خود بسازید، با نام هر تکه خاکی و دورافتاده‌ترین و کوچک‌ترین جزیره برخورد می‌کنید،غیر از نام ایران .

البته شاید به سایت‌هایی مانند ‪ msn‬و یا ‪ hotmail‬که از ابتدا نام ایران را در لیست شناسه ای شان قرار نداده بودند نتوان خرده گرفت،زیرا که اساسا این سایت‌ها آمریکایی هستند و جز این انتظاری نمی‌رود. اما این اقدام یاهو( به عنوان یک موتور جستجو گر بین‌المللی ) در حذف نام ایران، اقدامی موهن، غیرمنطقی و کاملا مغرضانه و در راستای سیاست های کینه جویانه و تنک نظرانه آمریکا است.

شاید برای برخی از کاربران باور کردن این مطلب مشکل باشد که کشوری که به ادعای خود روزی برای مبارزه با سیستم فیلترینک ‪ ۴۵‬میلیون دلار به شرکت "سیمانتک " داده بود تا امکان دسترسی کاربران ایرانی به همه سایت ها را فراهم کند امروز خود مانع دسترسی کاربران ایرانی به خدمات اینترنتی می‌شود.

هر چند نگاهی به پیشینه سایت‌هایی چون گوگل و یاهو به خوبی این شیوه رفتاری گردانندگان آن را توجیه می‌کند.

"یاهو" از جمله موتورهای جستجوی اینترنتی است که توسط سرمایه داران صهیونیسم اداره می‌شود. از این رو این موتور جستجو در ارائه خدمات به کاربران، دشمنی با اسلام و مسلمانان و حمایت از رژیم اشغالگر قدس را فراموش نمی‌کند.

مثلا هنگام جستجو برای واژه ایران اولین تصاویری که در این سایت‌ها به نمایش در می‌آید، تصاویر مربوط به اعدام مفسدان و برخورد نیروهای انتظامی با اراذل و اوباش است. یاهو با انتشار این عکس‌ها درصدد القای این موضوع به کاربران است که ایران را کشوری نا امن و خشونت طلب معرفی کند.

این موضوع درباره جستجوی کلیدواژه "عراق " نیز صدق می‌کند.

پس از جستجوی کلمه عراق در این سایت،در کنار تصاویری از جنگ و خون ریزی عکس سربازان آمریکایی دیده می‌شود که با در آغوش گرفتن کودکان عراقی آنهارا "نجات " می‌دهند.

پیشینه تحریم اینترنتی ایران به سال ‪ ۱۳۷۵‬برمی گردد. در آن زمان ارتباط اینترنتی ایران از طریق دانشگاه وین در اتریش برقرار بود، که با استناد به قانون "داماتو" و اخطار به مسوولان دانشگاه وین این ارتباط قطع شد.

اگرچه با اعتراض ایران پس از چند روز مجددا ارتباط برقرار شد.

طی سالهای اخیرنیز قطع خدمات "هاست " سایتهای ایرانی یکی از اقدامات متداول شرکت های آمریکایی نظیر " د. پلنت " ( ‪the planet)‬بوده است .

در همان سال یک شرکت آمریکایی به نام " اینتر لند" ( ‪ (interland‬از سرویس‌دهندگان ایرانی "هاستینک " که از سرویس های این شرکت استفاده می کنند خواست که به دلیل تحریم هر گونه معامله با ایرانیان از سوی دولت آمریکا، خدمات دهی خود را از این طریق متوقف کنند .

چندی پیش نیز برخی شرکت های هاستینک آمریکایی دامنه "دامین "های " ‪"ir‬را بلوک و دسترسی کاربران را به این گونه وب سایت‌ها قطع کردند این عمل ضررهای مالی سنگینی به شرکت های ایرانی و صاحبان سایت‌ها وارد کرد با این وجودمسدود کردن دامنه ‪ ir‬از طریق ثبت دامین های جایگزین که هزینه اندکی دارد قابل رفع است اگر چه میزان نفوذ پسوند ملی ایران را در دنیای اینترنت محدود می‌کند. حال این سوال مطرح است که تحریم های آمریکایی ها علیه کاربران یا وب سایت های ایرانی بر اساس کدام قانون صورت می‌گیرد؟ استناد آمریکایی‌ها به قانون "داماتو " است که هر ساله تمدید می‌شود.

اما به عقیده حقوقدانان این قانون تنها به تجارت و سرمایه گذاری در ایران مربوط می‌شود و فعالیتهای اینترنتی شامل این قانون نمی‌شود. به همین جهت برخی شرکت های آمریکایی با پذیرش ریسک آن، اقدام به همکاری با طرف های ایرانی می‌کنند اما برخی هم به خاطر ترس از مجازات های مالی پیشاپیش همکاری خود را با ایرانیان قطع می‌کنند.

علی رغم آنکه تحریم های اینترنتی به شیوه های گوناگون و در سطوح مختلف سالهاست علیه کاربران ایرانی ادامه دارد هیچ گزارش رسمی تاکنون در این زمینه به نهادهای بین‌المللی مسوول و مراجع ذی ربط ارایه نشده و هیچ اعتراض رسمی در این‌باره صورت نگرفته است. طی چند سال اخیر ایران به دفعات در نشست های بین‌المللی مربوط به اجلاس جامعه اطلاعاتی شرکت داشت اما در هیچکدام از این نشست‌ها موضوع مربوط به تحریم های اینترنتی ایران مطرح نشد.

به نظر می‌رسدراه حل اساسی برای جلوگیری از این گونه اقدامات، راه اندازی "مراکز اطلاع رسانی " یا "دیتا سنتر"های ایرانی در قالب طرح بزرک "اینترنت ملی " است .

در مورد اقدامات اخیر گوگل و یاهو نیز تهیه طومارهای اینترنتی برای فشار بر آنها از سوی کاربران در سراسر جهان می‌تواند موثر باشد زیرا این قبیل شرکت‌ها تمام داشته هایشان را از طریق همین کاربران به دست آورده اند.

بدون تردید ‪ ۸‬میلیون کاربر ایرانی اینترنت بخش بزرگی از مشتریان و حتی تولید کنندکان محتوای فارسی در فضای مجازی هستند که گوگل و یاهو بیشترین بهره برداری را از آنها می‌کنند.

بررسی جامعه انسانی و تأثیر اطلاعات بر آن

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۸۶، ۰۸:۳۷ ب.ظ | ۱ نظر

دکتر محسن خلیلی -- مجتبی کفاشان - دگرگونی های اطلاعاتی- اجتماعی بی نهایت سریع، مهمترین واقعیت زندگی امروزین را تشکیل می دهد. دنیای امروز مکانی کاملاً متفاوت با دنیای بیست و پنج سال پیش است و دنیای نیم قرن بعدی نیز به طور قطع بسیار متفاوت از دنیای کنونی خواهد بود. با این حال همین دنیای بسیار متفاوت محل زیست جامعه انسانی است. مفهوم این سخن آن است که مهمترین چیزهایی که انسان امروز باید به فراگرفتن آن بپردازد، دقیقاً چیزهایی است که به او یاری می دهد، دگرگونی های آینده را پیش بینی کند و خود را برای رویارویی با آنها آماده سازد. این نیاز جامعه انسانی از دو طریق برآورده می شود: نخست با ارائه چارچوبی برای درک و تشخیص نیروهای سبب ساز شالوده دگرگونی های اجتماعی سپس درک چگونگی ظهور، توسعه یا نابودی جوامع و دولت ها که در طی قرون متمادی ساخته شده است. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با نگرشی تطبیقی – تاریخی، چشم اندازی در حوزه جوامع انسانی و نقش اطلاعات به عنوان عاملی در تحولات اجتماعی ارائه گردد.

کلید واژه: جامعه انسانی – اطلاعات – دگرگونی اجتماعی – اقتصاد - دولت

بافت اجتماعی و پویه شناسی تحول فناوری اطلاعات

دانیل بل نخستین کسی بود که به طور جدی به شکل گیری نوع جدیدی از جامعه اشاره کرد. هر چند قبل از او عده دیگری از این اصطلاح استفاده کرده بودند، لیکن وی انگاره پسا صنعت گرایی را رواج داد. کارگران کارخانه ای عصر صنعت گراِیی فراموش می شوند و نخبگان جدید حرفه ای و فنی بخش خدمات، برتر و ممتاز می گردند. این مرحله جدید جامعه صنعتی، که از دهه 1960 پیش بینی می شد، بیش از هر چیز بر اساس دانش نظری استوار بود. با استفاده از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، که در واقع همان کاری را که ماشین ها در عصر انقلاب صنعتی به جای قدرت بازو انجام می دادند، برای قدرت فکری و ذهنی انجام می دهند، صنعت گرایی متحول شد. دانیل بل بعدها این وضعیت جدید را جامعه اطلاعاتی نامید (لاین،1381).

جامعه مبتنی بر اطلاعات را می توان به عنوان جامعه ای که بخش غالب اجتماع در کارهای فکری به جای کارهای فیزیکی درگیرند، تعریف نمود. در چنین جامعه ای بیشترین توجه به فعالیتهای اطلاعاتی از قبیل : فراهم آوری، پردازش، تولید، ثبت، انتقال، اشاعه و مدیریت اطلاعات مبذول می گردد وبیشترین هزینه ها صرف فرایندهای اطلاعاتی می شود (cawkell,1987).

همزمان با پیدایش شکل نوین اجتماع، تحولات فناوری اطلاعات در دهه 1970 و اکثراً در آمریکا اتفاق افتاد و پیامدهایی نیز به همراه داشت. بحرانهای اقتصادی دهه 1970 و بحران نفت که اکثراً آمریکا با آن دست و پنجه نرم می نمود، موجب شد تا انگیزه ای وافرتر نسبت به استفاده و تکمیل فناوری صورت پذیرد. خصیصه قابل دسترسی بودن فناوری های جدید شالوده ای بنیادین برای روند تجدید ساختار اجتماعی – اقتصادی در دهه 80 بود و بعدها جوامع شبکه ای را بوجود آورد (کاستلز، 1380).

یکی از ویژگی های بارز تأثیر فناوری اطلاعات در بافت اجتماعی شبکه سازی است. انعطاف پذیری گسترده اطلاعاتی ناشی از فناوری ها امکان ایجاد کانالهای جدید ارتباطی در سطحی جهان شمول را به وجود آورده است. در این شکل نوین اجتماعی نه تنها رویکردهای ارتباطی میان فردی بلکه سازمان ها و نهادها نیز قابل اصلاح یا تغییر می باشند. نمونه ای بارز از این تغییر سازمانی را می توان در ایجاد کتابخانه های مجازی، چک های الکترونیکی، ایجاد و توسعه کارتهای اعتباری و شهرهای الکترونیکی و ... مشاهده نمود. این در حالی است که در گذشته تغییر در ساختار روابط فردی یا سازمانی نیازمند گونه ای از مخاطره و ریسک پذیری و یا حتی خطر انهدام سازمانها نیز بود اما امروزه نه تنها می توان همراه با تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی را رغم زد بلکه می توان بدون امکان انهدام موجودیت سازمانی یا اجتماعی، موجودیتی جدید را خلق کرد.

از آنجایی که فناوری جدید اطلاعاتی در تعاملی تنگاتنگ با جامعه انسانی است، توجه به تحولات و نتایج ناشی از آن نیز از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.

قشربندی جامعه انسانی متکی بر اطلاعات

در نگاهی تاریخی می توان به آسانی نابرابریهای موجود در جوامع انسانی را دریافت. حتی در ساده ترین فرهنگها، که اختلاف در ثروت و دارایی عملاً موجود نیست، نابرابری میان افراد، مرد و زن، پیر و جوان وجود دارد. جامعه شناسان برای توصیف نابرابری ها از وجود ‹‹قشربندی های اجتماعی›› سخن می گویند. جوامع را می توان متشکل از قشرهایی به صورت سلسله مراتبی در نظر گرفت که قشرهای ممتاز در بالا و قشرهای پایین تر، در زیر قرار گرفته اند. از لحاظ تاریخی جوامع را می توان به چهار نظام اساسی قشربندی نمود: بردگی، کاستی، رسته ای و طبقه ای. گاهی نیز این نظامها همراه یکدیگر یافت می شوند. (گیدنز، 1373).

انقلاب فناورری اطلاعات، ابزاری موثر در اجرای فرآیند بنیادین تجدید ساختار نظام های اجتماعی از دهه 1980 به بعد بوده است. پس از این دهه به نظر می رسد قشربندی جامعه انسانی به صورت گسترده و هدفمندی در دو جهت بنیادین در حال تغییر شکل می باشد که عبارت است از: جوامع ثروتمند اطلاعاتی و جوامع فقیر اطلاعاتی. اغلب در بررسی قشربندی های تاریخی جامعه انسانی با حذف جایگاه اطلاعات در آن، به وضوح جایگاه فرد در جوامع مشخص بوده و میزان قدرت و اختیار او نیز تعیین گردیده است. اما در چارچوب قشربندی متکی بر اطلاعات، جامعه انسانی و نقش فرد در جوامع به گونه ای کاملاً متفاوت از گذشته تغییر شکل یافته است.

جایگاه فرد در جامعه متکی بر اطلاعات

فناوری های نوین اطلاعاتی، اقصی نقاط عالم را در شبکه های جهانی به یکدیگر پیوند می دهند. ارتباطات رایانه ای، مجموعه گسترده ای از جوامع مجازی را به وجود آورده است. با این همه، ویژگی بارز اجتماعی و سیاسی دهه 1990، سامان دادن کنش و سیاست اجتماعی پیرامون هویتهای اصلی است که دارای پیشینه های تاریخی هستند. به نظر می رسد نخستین گامهای تاریخی جوامع اطلاعاتی، اهمیت ‹‹هویت›› را به عنوان اصل سازمان دهنده به وجه بارز این جوامع بدل ساخته است. منظور از هویت، فرآیندی است که یک کنشگر اجتماعی به وسیله آن خود را شناخته و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی، جایگاه خود را در جامعه یا جهان معنا می بخشد (کاستلز، 1380).

شاید بتوان از دیدگاهی امروزی فرد را در دسته هایی از قبیل علمی و غیر علمی، قرار داد. در این تقسیم بندی که به طور جامعی متکی بر اطلاعات است، نیروی عضلانی اساساً مطرح نیست. به این معنی که اگر فردی با مهارت اندک استعفا دهد به سرعت می توان جانشینی برایش یافت در حالی که با بالاتر رفتن سطح مهارتهای تخصصی، یافتن شخصی مناسب که مهارتهای موردنظر را داشته باشد، دشوارتر و گران تر است. در نگرشی تاریخی بر این موضوع می توان نتیجه گرفت که خط مشی های قدیمی به جای گردش دانایی و اطلاعات، بر گردش نیروی انسانی و سرمایه متمرکز بوده است، حال آنکه در جهان معاصر و فراصنعتی ‹‹گردش دانایی و دانایی محوری›› جایگاه فرد را در اجتماع معنی می بخشد. در چنین دسته بندی طیف کار فکری از اهمیت روز افزونی برخوردار می باشد.

انسان از لحاظ خصایص اورگانیک در همه اعصار و اجتماعات تاریخی یکسان بوده است، ولی از لحاظ خصایص اجتماعی، صور متفاوتی به خود گرفته است. اورگانیسم انسانی هر چه باشد، در دست توانایی های جامعه می گردد و مطابق الزامات اجتماعی تغییر می یابد. جامعه به قدری نیرومند است که می تواند از امکانات یک اورگانیسم ضعیف حداکثر بهره برداری را کسب و شخصیت توانایی بسازد. (آگ برن، 1380).

تأثیر اطلاعات بر روندهای اقتصادی جامعه انسانی

مورخان اقتصادی نشان داده اند که اطلاعات و فناوری از طریق افزایش بهره وری نقشی بنیادین در رشد اقتصاد و بویژه در عصر صنعتی ایفا نموده است. اما مطالعه تاریخ اقتصادی جامعه انسانی نشان می دهد که در طی قرون عوامل مختلف دیگری در روندهای اقتصادی تأثیرگذار بوده است. برای نمونه افکار اقتصادی افلاطون بر پایه ‹‹اخلاق›› بنا نهاده شده بود. او که پستی های زمان خود را در جمع آوری ثروت به چشم دیده بود عقیده داشت که ‹‹پول و فضیلت به مانند دو کفه ترازو هستند که محال است یک کفه آن بالا رود بدون آنکه طرف دیگر نزول نکند.››

می توان گفت تا قرن دهم میلادی اقتصاد از دریچه اخلاق مورد بررسی قرار می گرفت. کوشش کلیسا، بی توجه کردن مردم به مادیات و دلخوش ساختن آنها به صبر و قناعت بود. اما از قرن 12 م، کم کم جنبش های محلی موجب بوجود آمدن چند کارگاه صنعتی گردید و از قرن 13 م بخاطر تسلط اروپا به دریای مدیترانه و توسعه روابط تجاری سودمند با خاورمیانه یک دوره پیشرفتهای اقتصادی بوجود آمد و پول به عنوان وسیله پرداخت رواج یافت.

از لحاظ عقاید اقتصادی، قرون وسطی یک دوره هزار ساله فقر افکار و تاریکی اندیشه بود. سیستم مبادله به صورت مبادله مستقیم کالا با کالا بود و علاقه مندی به مال از طرف روحانیون تقبیح شده و اقتصاد و فعالیت های اقتصادی تحت الشعاع اخلاق، سنت ها و مذهب قرار گرفته بود. اختراع ماشین چاپ، کشف آمریکا و دسترسی به هندوستان از طریق آفریقا، امکان توسعه فعالیت های اقتصادی و علاقمندی به مال و ثروت را فراهم تر ساخت و بالاخره رنسانس و اصلاحات فرهنگی – مذهبی، نحوه تفکر جامعه اروپایی را دگرگون کرد. فعالیت و تفکر اقتصادی بدون توجه به عوامل مذهبی و اخلاقی مورد بررسی واقع شد و با کشف بازارهای جدید، دسترسی به ثروتهای سرشار برای اروپا ممکن گردید. سیل طلا و نقره به اروپا، نحوه تفکر جامعه را تغییر داد و ماهیت تفکر اقتصادی که تا قرن 15 م تحت الشعاع اخلاق و مذهب بود، از آن به بعد تغییر و مکاتب جدید اقتصادی ظهور کرد. اما تا ظهور انقلاب صنعتی هنوز رویکردهای اقتصادی بر پایه ای مستقیم استوار بود (قدیری اصل، 1348).

بی سر و صداترین علت انقلاب صنعتی را باید در تراکم تدریجی اطلاعات طی عصر کشاورزی جستجو کرد. در واقع، به رغم کاستی گرفتن آهنگ نوآوری های فنی، اختراع ها و اکتشاف ها متوقف نشده بود. شواهد گویای پیشرفت های فنی، همه جا در کشاورزی، فلزکاری، استخراج کان ها، حمل و نقل، ساختمان و دیگر زمِینه ها به چشم می خورد. در نتیجه همین پیشرفت ها، ذخیره اطلا عات و تجربیات فنی در قرن هیجدهم بسی پربارتر از قرن سیزدهم و در قرن سیزدهم بسیار متراکم تر از قرن هشتم بود. این ذخیره عظیم اطلاعات و تجربیات، نیروی نهفته ای بود که می توانست به مجرد تغییر وضع و مساعدتر شدن شرایط اجتماعی سیلی از نوآوری های فنی به راه بیندازد(نولان، 1380).

انقلاب اول صنعتی حرکت از جامعه کشاورزی به سوی کار در کارخانه ها بود و دومین انقلاب صنعتی تغِِییر مشاغل اجتماعی از کار در کارخانه ها به سوی ارائه خدمات بود. سر آغاز حرکت به سوی ارئه خدمات از ایالات متحده و بسِیاری از کشورهای ثروتمند بود و همزمان با بیکاری بخش عظیمی از منابع انسانی در کارخانه ها صورت گرفت. مشاغل بخش خدمات به سرعت جای مشاغل کارخانه ای را گرفت. در سال 1960، در حدود 35 درصد از کارگران در بخش تولید کالا و 65 درصد در بخش ارائه خدمات مشغول به کار شدند. در سال 2004 تنها 1/6 مشاغل اِیالات متحده در صنایع تولید کالا مشغول بودند و اِین در حالی است که 5/6 جمعیت شاغل، در بخش ارائه خدمات فعالیت می کردند. این رویه جهان شمول و مداوم است. در فاصله سالهای 1967 تا 2003 و متعاقب توسعه و تشریک مساعی اقتصادی در جهان مشاغل بخش خدمات 19 درصد در آمرِیکا، 21 درصد در ژاپن و تقریبا 25 درصد در فرانسه، ایتالیا و انگلستان رشد یافته است.

برای نمونه در آسیا، هندوستان در مدت زمان کوتاهی در مرکز توجه جهانی در حوزه فناوری های اطلاعاتی قرار گرفت و رشد صنعتی و فناورانه آن از 73/1 بیلیون دلار در سالهای 1994 تا 1995 به 5/13 بیلیون در سالهای 2001 تا 2002 افزایش ِیافت. به این ترتیب رشد اقتصادی هند از 59/0 به 87/2 درصد در سالهای 2001 تا 2002 افزایش یافته است. درآمد حاصل از سخت افزار، دستگاههای جانبی و شبکه های اطلاعاتی 893/2 میلیون دلار و منافع حاصل از نرم افزارهای اطلاعاتی و و خدمات اطلاعاتی قابل صدور به 678/7 میلیون دلار در سالهای 2001 تا 2002 رسید. فناوری های اطلاعاتی بخش خدماتی را قادر به رشد از 554 میلیون دلار در سالهای 1999-2000 به 897 میلیون دلار در سالهای 2000-2001 نمود(NASSCOM,2002).

اکنون ما در آستانه انقلاب سوم صنعتی یا همان عصر اطلاعات هستیم. جریان سریع و آسان اطلاعات در سطح جهان به میزان زیادی سطح خدمات تجاری – اقتصادی را گسترش و بیش از پیش نموده است. این انقلاب اخیر چالشهای زیادی را در پی دارد و همانند دو انقلاب قبلی ، انقلاب صنعتی سوم پیامدهای فراوانی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته در سطح کار، زندگی و تربیت فرزندانشان داشته است(blinder,2006).

در عصر جامعه های شبکه ای تمامی نظام های اقتصادی بر یک ‹‹بنیان دانایی›› استوارند. همه موسسات تجاری به این منبع بر ساخته اجتماع که از پیش وجود داشته است، وابسته اند. اقتصاددانان و مدیران بازرگانی وقتی ‹‹نهاده های›› موردنیاز تولید را محاسبه می کنند، معمولاً ‹‹بنیان دانایی›› را در کنار سرمایه و نیروی کار و زمین نادیده نمی انگارند. آنچه پیدایش یک اقتصاد فوق نمادین را تبیین می کند، ترویج و تبلیغ رایانه و یا تدابیر صرفاً مالی نیست، بلکه خیزش عظیم امروزی در بنیان دانایی جامعه است. دانایی نوین به همه چیز سرعت می بخشد و ما را به سمت اقتصاددانی و زمان واقعی پیش می راند و جانشینی است برای زمان. دانایی چون نیاز به مواد خام و نیروی کار، زمان، مکان، سرمایه و سایر نهادها را کاهش می دهد، جانشین نهایی یعنی منبع اصلی یک اقتصادی پیشرفته خواهد بود. با تحقق این تحول، ارزش دانایی نیز به شدت افزایش می یابد. (تافلر، الوین؛ تافلر، هایدی، 1376).

به هر حال مهمترین چیزی که می توانیم در ارتباط با عصر جدید اطلاعات بگوئیم این است که این دوران عصرگذار و در حقیقت در حال تغییر است. گذار خود ویژگی هایی دارد که آن را از عصر ثبات متمایز می کند. مهمترین ویژگی گذار معاصر شتاب تاریخ است و این شتاب در همه حوزه ها مطرح هست. برای روشن شدن شتاب تاریخ به تمثیلی اشاره می شود که آن را روشن می کند:

یکی از متفکران برجسته ‹‹کولدین›› معتقد است اگر ما کل تاریخ بشر را تقسیم به 800 نسل 65 ساله بکنیم این گذشته تاریخی را شکل می دهد و 650 نسل از 800 نسل غارنشین بوده اند و این 650 نسل در طول تاریخ شاهد هیچگونه تغییری در زندگی خود نبوده اند. در حقیقت از حدود 70 نسل پیش بوده است که خط و کتابت اختراع شده بود و اختراع خط و کتابت آغاز ثبت و مبادله تجربه هاست و ثبت و مبادله تجربه ها خود یک جریان تحولی را به راه می اندازد (خوارزمی، بی تا ).

اطلاعات و گسترش پدیده جامعه جهانی

جهانی شدن پدیده تازه ای نیست و منشأ آن به زمان های گذشته باز می گردد. پیش از قرن هفدهم و هیجدهم، جهانی شدن با ویژگی های امروز خود در آمیخت. تامپسون می نویسد: جهانی شدن زمانی ظهور می یابد که : الف) فعالیت ها در بستری جهانی پدید آیند؛ ب) فعالیت ها در سطح جهانی سازماندهی، طراحی و هماهنگ شوند؛ پ) فعالیت ها مستلزم درجه ای از رابطه و وابستگی متقابل باشند، به طوری که در بخش های مختلف جهان، فعالیت های محلی بتوانند در پی هم شکل گیرند. همانگونه که گیدنز توصیف می کند، جهانی شدن آرایش دوباره زمان و مکانی است که فعالیت ها از راه دور آن را تسهیل کرده است ( اسلوین، 1380).

امروزه این فناوری و اطلاعات است که قلمرو شکل گیری امور انسانی را عمیقاً تغییر داده، به مردم اجازه می دهد در زمانی کوتاه چیزهای بیشتر و دارای پیامدهای گسترده تر از آنچه را که پیش تر تصور می شد، تجربه کنند. فناوری جوامع محلی، ملی و بین المللی را بسیار بیشتر از گذشته به یکدیگر وابسته می کند. جوامع فرای مرزهای محلی و فرهنگ ها، به عنوان قسمتی از یک اجتماع جهانی به سوی یک فرهنگ و ملیت سوق داده می شوند که خود گامی برای ایجاد یک هویت جهانی است.

بدین ترتیب وقتی جهانی شدن به عنوان ظهور فوق قلمروگرایی تاریخی تلقی شود، پدیده ای عمدتاً جدید در تاریخ معاصر است. فقط پس از دهه 1960 جهان گرایی در زندگی بخش های بزرگی از انسانها نقش محوری، جامع و مداوم پیدا کرده است. امروزه صدها میلیون نفر از مردم دنیا همه روزه چندین بار به طور فوری با سایر کسانی که قبلاً بسیار دورتر از آنها بوده اند، تماس نوشتاری و دیداری – شنیداری برقرار می کنند. در مجموع آهنگ جهانی شدن با گذشت زمان شتاب فزاینده ای پیدا می کند. اما این بدان معنا نیست که این پیشرفت جنبه خطی و برگشت ناپذیر دارد (شولت ، 1382).

اطلاعات و روابط متقابل اجتماعی

در جامعه انسانی انواع مناسبات متقابل اجتماعی از گذشته وجود داشته است. افزون بر این سازمان های گوناگون هر یک از جامعه های انسانی نیز الزاماً با یکدیگر مناسبات متقابلی داشته و از این رو نسبت به یکدیگر متعادل و سازگارند. اما عوامل تأثیرگذار بر نوع روابط اجتماعی در طی اعصار متفاوت و گسترده بوده اند و سیر عوامل تأثیرگذار بر روابط اجتماعی همواره بر یک شیوه نبوده و از عوامل مختلفی تأثیر گرفته است. در این بخش سعی بر آن است که تنها نقش نوآوری ها و فناوری های اطلاعاتی و تأثیر آن در تغییر روابط متقابل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

رابطه اجتماعی کلی ترین و ساده ترین شکل یا هستی اجتماعی است و از بنیاد عمیقی برخوردار می باشد، چون تا حدودی مبتنی بر شرایط اولیه، طبیعی و بالفعل پیوندها، وابستگی متقابل و دلبستگی های میان انسان هاست و چون تا حدودی متکی به بنیادی ترین، کلی ترین و ضروری ترین نیازهای انسان است، مبنای رابطه بر ‹‹آگاهی فرد›› تأثیر می گذارد. از لحاظ تاریخی الگوی نخستین رابطه اجتماعی، معاوضه یا مبادله و توسعه یافته ترین شکل مبادله، یعنی فروش و خرید اشیاء و خدمات بود، اشیاء و خدماتی که قابلیت معاوضه با اشیاء و خدمات دیگر را دارند. هر کنشی که ماهیت عقلانی دارد و در نهایت توسط خرد هدایت می شود را باید در زمره این نوع قرار داد، زیرا تفکر و سنجش برای آن ضروری است و اساس آن را تشکیل می دهد.

اگر جوامع را از لحاظ نوع روابط به جوامع سنتی و مدرن تفکیک نمائیم نقش اطلاعات و انقلاب های فکری کاملاً محسوس تر خواهد شد. ایده های ترقی خواهانه در قرن هجدهم وضع شدند و در انقلاب 1789 فرانسه و انقلاب 1776 آمریکا خود را نشان دادند. با این وجود انقلاب صنعتی باعث تحولات پیچیده تر و چشمگیرتری در حوزه روابط اجتماعی گردید. جوامع صنعتی شده، پیشرفت های مادی سریعی را طی کردند. ظرفیت تولیدشان به سرعت افزایش یافت، بخش های جدیدی از جمعیت غنی و توانگر شدند، سرمایه افزایش و نوآوری های علمی و فنی به شکل زنجیره ای آغاز شد. مللی که صنعتی شدند از ظرفیت خاصی برای سلطه و حتی استعمار مللی برخوردار شدند که کم تر صنعتی بودند و ملل اروپایی امپراطوری های استعماری را بنیاد نهادند و گونه جدیدی از روابط اجتماعی – سیاسی را رغم زدند.

قدر مسلم اینکه قبل از انقلاب صنعتی جوامع سنتی از ثبات برخوردار بودند و معطوف به زندگی در حد امرار معاش و محور آن خانواده بود، در حالی که جامعه مدرن به سرعت تغییر می کند، به این معنا ثبات ندارد، به دنبال تولید صنعتی است و محور آن دولت و اقتصاد می باشد و اساساً جامعه ای عقلانی – دنیوی است (واترز، 1381).

گی روشه (1368) جوامع را بر اساس نوع فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به اعصار چندگانه ای تقسیم بندی می نماید که عبارتند از:

- عصر سنگ ابزاری

- عصر انسان ابزاری

- عصر پیش تکنیکی

- عصر پارینه تکنیکی

- عصر نوتکنیکی

در اینجا به بررسی اجمالی عصر نو تکنیکی می پردازیم. عصر نو تکنیکی عصری است که از ابتدای قرن بیستم در آن وارد شده ایم. یکی از ویژگی های بارز جوامع نو تکنیکی نقش اطلاعات و اهمیت بارز آن در اجتماع و روابط جامعه است. در قرن حاضر پیدایش شبکه های اطلاعاتی جوامع را به سمت مجازی شدن، ارتباطات راه دور، خدمات الکترونیکی سریع، دسترسی آنلاین، شبکه اینترنت و تسهیلات بدون هزینه رایانه ای سوق داده است. در گذشته اشاعه اطلاعات محدود بود و چنانچه دانش و اطلاعات در اختیار افراد معدودی باشد، دامنه بهره گیری از آن نیز محدود می شود. بهره گیری اطلاعات زمانی مفید است که گسترش پیدا کند. به همین منظور، اشتراک زمینه های توسعه دانش مداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا بتوان از آن دانش برای ایجاد تحولات لازم در برنامه ها و فعالیت های اجتماعی بهره مند شد. از این روست که در عصر نوتکنیکی اشتراک دانش به عنوان یکی از ابزارهای مهم تعامل اجتماعی محسوب شده و مبنای روابط متقابل اجتماعی قرار گرفته است.

تغییر محور توجه از سوی اطلاعات به سوی ارتباطات، موید این است که قسمت اعظم اطلاعات مفید، در شرایط اجتماعی جریان دارد. در واقع دلیل پذیرش ابداعات و اختراعات، از تلفن گرفته تا اینترنت، کاربرد آنها برای رفع نیازهای اجتماعی است. ارتباط بین فناوری های عصر اطلاعات و مفاهیم اجتماعی، از برخی لحاظ مانند ارتباط درخت جنگل استوایی و درخت انجیر پیچک است. اگر شرایط مساعد باشد انجیر بر روی تنه درخت جنگل استوایی رشد می کند و این رشد به حدی می رسد که در نهایت جای درخت استوایی را می گیرد و حتی آن را حذف می کند.

تلفن تا دهه 1930، نقش یک ابزار تجاری را ایفا می کرد، اما در حال حاضر از این وسیله به عنوان یک ابزار ارتباط جمعی استفاده می شود. مردم متوجه شدند که می توانند از تلفن در صورت شناخت طرف مخاطب برای انجام هر معامله استفاده کنند. در ملاقات حضوری آهنگ صدا، حالت رفتار و حرکات چشم اطلاعات زیاد و وسیعی را انتقال می دهد که به آسانی روی شبکه (وب) قابل تکثیر نیست. وقتی افراد دور هم جمع می شوند، کانال های ارتباطی گوناگونی باز می شود که بر امور ماوراء الطبیعه اشراف پیدا می کند. زمانی که افراد دور هم جمع می شوند، ارتباط غیرآگاهانه که ناخودآگاه در گروهها ایجاد می شود در شکل گیری عقاید جدید برجسته یا ایجاد اتفاق نظر غیرمنتظره نقش دارند.

اما در هر حال نمی توان نقش فناوری های اطلاعاتی را در تسهیل ارتباطات انکار کرد. بسیاری از افراد در واقع صرفاً به اطلاعات ساده ای نظیر قیمت یک کالا یا یک نقشه نیاز دارند، اما برخی دیگر پست الکترونیکی را سودمند می یابند، زیرا نیاز به گسترش ، تشریفات و تعارفات را کم می کند. به طور قطع، بسیاری از مشتاقان ترجیح می دهند در شبکه گمنام بمانند تا امکان تبادلات غنی اطلاعاتی را با دوستان و همسایگان داشته باشند (ولدان، 1380).

تأثیر انقلاب اطلاعات بر دولت ها و سیاستگذاران آنها و ظهور دولت الکترونیک

کاربرد مفاهیم جامعه و دولت به صورت هم معنا اغلب موجب ابهام می گردد، زیرا تمایز میان مفاهیم دولت و جامعه دارای اهمیت بسزایی در سنت لیبرال بوده است. با پیدایش جامعه شناسی به عنوان رشته ای نو از طریق آثار نویسندگانی چون مارکس، دورکهایم و مک آیور دولت هر چه بیشتر به عنوان جزیی از جامعه تلقی شد. بدینسان مطالعات جامعه شناختی جامعه را به عنوان عرصه ای مستقل و شبکه فراگیری از روابط و ساختهای درونی مورد بررسی قرار دادند. در نتیجه دولت به واسطه جامعه توضیح داده شد و موجودیتی مجزا و مستقل به شمار نمی آمد.

در اندیشه سیاسی یونان مفهوم جامعه وجود نداشت. از قرار معلوم ارسطو دولت شهر را منتج از خانواده می دانست، لیکن وی قایل به حوزه های فعالیت جداگانه ای نبود. دولت- شهر اجتماعی، اخلاقی، نظامی و مبتنی بر همبستگی خویشاوندی تلقی می شد که در خصلت اجتماعی بودن انسان ریشه داشت(وینسنت،1371).

پس از انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از رنسانس، ظهور دولت مدرن نشانی ظهور گفتمانی جدید بود که درک سنتی از قانون، اجتماع و سیاست را از نو قالب بندی می نمود. در طول سده های هفده و هجده میلادی، دولت های مطلقه و قانونی به شکل مستمر وارد فعالیت های گذار به دموکراسی شدند که علت اصلی آن ، مسولیت ناشی از تعهدات نظامی بود.مسله مهم این است که درگیری فزاینده دولت ها در شبکه های منطقه ای و جهانی، به ویژه در نیمه دوم سده بیستم میلادی حدود و گستره اقتدار آنها را تغییر داد. رشد دولت – ملت، سازمانها، تجمعات بین الملل و فرا ملی، افزایش پیوندهای متقابل جهان و عدم امکان ادای وظایف دولت بدون توسل به همکاری های بین المللی ، باعث رشد منظم امور جهانی و شکل گیری نظم جهانی گردید(توحید فام،1381).

انقلاب اطلاعات نیز همانند سایر پدیده های معاصر نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار طریق عمده تغییر داده است. نخست اینکه حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند. فلج ناشی از کثرت اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها و سیاستگذاران باید بین اطلاعات که اهمیت دارد و آنچه که چنین نیست، تمایز قائل شوند. دوم، شبکه های جهانی به این معناست که فرآیند تصمیم گیری می تواند متمرکز یا غیرمتمرکز باشد. حکومت ها معمولاً دارای فرآیند تصمیم گیری متمرکز هستند که سبب کاهش اهمیت سفرا و سفارتخانه ها می شود. سفارتخانه ها اطلاعات را گردآوری و به پایتخت های کشور متبوع خود ارسال می کنند و در عین حال بیشتر مشغول ایفای وظایف نمایندگی خود هستند.

سوم، شبکه های جهانی، انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بین می برند. شرکت ها، روزنامه نگاران، سازمان های غیردولتی در بیشتر مواقع از دولت ها اطلاعات بیشتر و بهنگام تری دارند. سیاستگذاران همانند دیگران برای کسب اطلاعات و تحلیل ها به شبکه بی بی سی و سی ان ان اتکا می کنند. چهارم، شبکه های جهانی سبب ایجاد شفافیت برای همه می شوند و بنابراین سبب می شوند مسئله مقابله با موضوعات جهانی مانند گرم شدن هوای زمین برجسته شده و مورد تأکید قرار گیرد و به این وسیله کشورها نتوانند به صورت یک جانبه درباره مشکلاتی که جهانی هستند، تصمیم گیری کنند (بیلیس، 1383).

ظهور و پیدایش شیوه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ساختار دولت و شکل آن را نیز تغییر داده است. دولت الکترونیک دولتی است که اطلاعات و خدمات دولتی را از طریق اینترنت یا سایر ساز و کارها و روشهای دیجیتالی به مردم ارائه کند . این ساختار جدید ، قابلیت آن را دارد که بخش دولتی را تغییر دهد و پیوند میان دولت و شهروندان را از نو پایه‌ریزی کند . چنین دولتی موقعیتی را فراهم می‌آورد تا ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان بهبود یابد و شهروندان نیز قادر می‌شوند خدمات و اطلاعات مورد نیاز را در هر زمان و بنابر استانداردهای روز کسب کنند . در چنین دولتی، لایه‌های زائد مدیریت دولتی قابل حذف می‌شود و امکان دسترسی آسان همگان به خدمات و اطلاعات فراهم می‌آید . دولت الکترونیک ، این توان را دارد که فرایندهای اجرایی سازمانها را تسهیل کند و هزینه‌ها را از طریق یکپارچه‌سازی و حذف سامانه‌های مازاد کاهش دهد . کارآمد ساختن عملیات دولتی جهت تضمین پاسخگویی سریع به نیازهای شهروندان نیز از طریق دولت الکترونیک امکان پذیر می گردد . دولت الکترونیک ، بر خلاف رویکردی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و به ویژه خاورمیانه مشاهده می‌شود شامل کامپیوتر دادن به مقامات و کارمندان دولتی ، اتوماتیک کردن رویه‌های علمی قدیمی یا صرفاً ارائه اطلاعات نهادها و وزارت خانه‌ها روی وب سایت ، یا ایجاد وب سایتهای وزارت خانه‌ای نیست . دولت الکترونیک عبارت است از بهره گرفتن از فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی برای متحول کردن دولت و فرایند حکومتگری از طریق قابل دسترس‌تر ، کارآمدتر و پاسخگوترنمودن آن. بر این مبنا، دولت الکترونیک به معنای بهره گیری از قدرت اطلاعات و تکنولوژی‌های اطلاعاتی برای ایجاد ساخت جدیدی از دولت است که با جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای همخوان است . از این رو ، دولت الکترونیک در برگیرنده توسعه و به کارگیری زیر ساختهای اطلاعاتی و همچنین تدوین و اجرای سیاستها ، قوانین و مقررات لازم برای تسهیل عملکرد جامعه اطلاعاتی یا دیجیتالی است .

جامعه انسانی و دموکراسی اطلاعاتی

مانوئل کاستلز معتقد است انقلاب ارتباطات و ظهور شبکه‌ها، سبب ساز "ساختار شکنی دولت ملی " و بازسازی دموکراسی از طریق بازآفرینی دولت محلی و شکوفایی آن از طریق ابزارهای الکترونیک ، تقویت مشارکت سیاسی و پیوند افقی میان شهروندان شده و از طریق تسهیل ، انتشار و اصلاح اطلاعات و امکانات برای تشکیل منظومه‌های تعاملی و مباحثه‌ای ، فرصتهای فراوان فراهم آورده است( کاستلز،1382). اینترنت در حد نهایی خود ، اجتماعی الکترونیک است که از شبکه وسیعی از شهروندان آزاد و برابر در سطح جهان ، تشکیل شده به طرزی که این شهروندان قادرند درباره همه جنبه‌های زندگی بحث کنند بی آنکه نسبت به کنترلها و نظارت‌های دولتی و حکومتی هراسی داشته باشند . بلاگ نویسی ، اتاق های گپ زنی ، اعلام آرا با یک حرکت موشواره ، همه پرسی‌های رایانه‌ای ، تله پارلمانهای مردمی ، هیاتهای منصفه مجازی شهروندان ، گروههای مباحثه الکترونیک ، باجه‌های اطلاعات عمومی و امضای الکترونیک (محسنی،1383)، به ابزار بسیار مهم و بزرگ تساوی بخش و ضد عدم توازن میان شهروندان و اشراف قدرتمدار ، تبدیل شده‌اند تا جایی که از اصطلاحاتی چون جمهوری الکترونیک ‌، شکل دهی دوباره دموکراسی و اجتماع مجازی گفتگوهای همزمان (انصاری،1384) و نیز باز تولید تساوی گرایانه و ارزان اطلاعات (مک چسنی،1379 ) گفتگو می‌شود .

دولت در هر کشوری با دموکراسی پیشرفته باید قادر باشد تا اطلاعات را در اختیار اجتماع قرار دهد. در واقع آزادی دستیابی به اطلاعات و آزادی بیان دو مولفه اساسی در تعریف دموکراسی محسوب می شوند. مشخصا فقدان این دو خصوصیت در حکومت های دیکتاتوری و خودکامه محسوس و چشمگیر است. در چنین وضعیتی حکومت نظارت کاملی بر کلیه محصولات، خدمات و استفاده از اطلاعات اعمال می نماید. در هر حال، آزادی دستیابی به اطلاعات به تنهایی کافی نیست، بلکه یک دموکراسی مطلوب اجتماعی نیازمند اشاعه دسترسی به اطلاعات معتبر و قابل اطمینان است. در اینجا دو سوال مطرح می گردد:

1. چگونه می توان اطلاعات قابل اطمینان و معتبر را به دست آورد؟

2. چگونه جامعه تواناِِیی تشخیص و دریافت این اطلاعات را کسب کند؟

شاید بهتر باشد تا سوال اول را اینگونه مطرح کنیم: چگونه می توان دسترسی به اطلاعات غیر قابل اعتماد را متوقف نمود.؟ متاسفانه، جواب این سوال منفی است. اغلب کشورها عمدا اطلاعات غلط یا تحریف شده ای در اختیار مردم قرار می دهند. در حکومت های خودکامه، رسانه ها راههایی را برای تحریف اطلاعات پیدا می کنند و برداشت غلطی از اطلاعات را به اجتماع عرضه می کنند. تصور رسانه هایی آزاد و قدرتمند بدون حذف تحریف اطلاعات غیر ممکن است.(line,2003)

وظایف رسانه یعنی :

1ـ نظارت بر محیط اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و گزارش دهی ،

2ـ تریبونی برای جلب حمایت روشنگرانه از سیاستمداران ،

3ـ گفت و گو میان دیدگاههای گوناگون و صاحبان قدرت و عموم مردم ،

4ـ ساز و کارهایی برای وادار کردن مسئولان به پاسخگویی درباره چگونگی اعمال قدرت خود ،

5ـ تشویق شهروندان به یادگیری انتخاب و مشارکت ،

6ـ احترام به مخاطبان ،

7- ارائه اطلاعات صریح و شفاف.

از یک سو ، رسواسازی الکترونیک را دامن گستر کرده و از دیگر سو، سبب ساز رشد و نمو گفتگوهای هم زمان شده است:

اعتبار نامه دموکراتیک تکنولوژی های جدید در این قابلیتها استوار است که یک شخص با کامپیوتر کوچک، دانش پایه‌ای از نرم افزار مربوط و یک مودم خط تلفن می‌تواند پیامها ، اطلاعات ، تصویرها و صداها را به هر پایانه بین المللی ارسال و دریافت کند (هیرشکوپ ، 1379 ).

بنابراین در پس پیچیدگی " سازمان اجتماعی جامعه تکنولوژیک" ‌، (روشه ، 1382) جامعه‌ای مجازی از تجمع‌های اجتماعی که روی شبکه ظاهر می‌شوند پدیدار گشته که حامل تشکیل شبکه‌هایی از روابط شخصی و اجتماعی در سایبرسپیس توسط افراد گوناگون است (صدوقی، 1380). این روند حاصل "جهانی شدن" مفهومی و کرداری است که هم زوال بخش محدودیتهای جغرافیایی بر ترتیبات اجتماعی و سیاسی و هم آگاهی دهنده به مردمان از رفع این محدودیت هاست (فالکس،1381). بنابراین به تدریج نوع و کیفیت ویژه و تازه‌ای از مفهوم دولت پدید می‌آید که در کشاکش ریشه‌دار موجود در نظریه دموکراسی ، گرایش به یک بدیل خاص دارد .

یکی از ارزنده ترین تجربیات در حوزه دموکراسی دیجیتال در فنلاند با راه اندازی شبکه اطلاعاتی شهرداریkuorevesi تحقق یافته است. شهردار این شهر نقش و مفهوم ارتباطات در فرایند تصمیم گیری شهرداری را مورد مطالعه قرار داد. افزون بر اِین، او اقدام به توسعه یک شبکه دموکراسی دیجیتال در شهرداری نمود. تصمیم به ایجاد یک شبکه اطلاعاتی آزاد تشکیل شده از 3000 نفر از شهروندان، به جای ساختمان یک شهرداری پر زرق و برق قابل ملاحظه و استثنایی است(keskinen,2001).

دموکراسی مبتنی بر ابزارهای الکترونیک و دیجیتال ، آرام آرام این توان و فرصت را می‌یابد که از حالت صرف "روش و تکنیک " ، به خود شکوفایی ، خودسامانی و خود انگیختگی انسان به عنوان " فرد در اجتماع " ، تبدیل شود . بنابراین در وضعیتی که انسان به تنهایی می‌تواند با تکیه بر اطلاعاتی روزافزون و قابل دسترس ، ویژگی‌های کارآمدی و شفافیت را از ساختار فرمان روایانه مطالبه کند، معلوم است که ساختار جدیدی از ویژگی‌های نوین و بهم بسته‌ی ساختار دولت در حال شکل یابی و پدیداری است . دولت نه منحصراً خود فرمان ، نه منحصراً سرزمینی ، غیر نظامی ، حاکمیت و قانون متداخل مشترک ، شهروندی مشترک ، چند فرهنگی ، غیر متمرکز ، غیر بوروکراتیک ، غیر یکپارچه ، با سیاستگذاری مشترک ، کنترل مالی و مالیاتی مشترک میان شهروندان فرمانبر و شهروندان فرمانروا خواهد بود(گیبینزوریمر،1381).

در نمودار زیر درصد جمعیت تحت پوشش پخش زمینی رادیویی و تلویزیونی (نمودار سمت چپ) و خانوارهای دارای رادیو یا تلویزیون (نمودار سمت راست) برحسب میزان درآمد(در سال 2002) و میزان دسترسی آنها به اطلاعات ارائه می شود:
kafashan.JPG
مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی و اتصال جهان اتصال نیافته

گزارش سال 2003 توسعه جهانی مخابرات اولین ابزار فراگیر جهانی درخصوص نحوه اندازه گیری دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات را ارائه می کند. نمونه های کاربردی که می تواند دولتها را در جهت جستجوی روشهای به کنترل درآوردنICT بعنوان ابزاری برای توسعه راهنمایی نماید، در گزارشی که توسط بخش توسعه مخابرات ITU در دسامبر 2003 جهت تطابق با فاز اول مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی(WSIS) تهیه گردیده، ارایه شده است. مطابق این گزارش گر چه پیشرفت های زیادی در قابلیت دستیابی زیرساختICT بوجود آمده است ولی تنگناهائی نیز ازلحاظ استفاده عملی بدلیل دانش و قابلیت استطاعت درحال رشد است. بعنوان مثال بخش عمده جمعیت جهان با درآمد سالیانه ای کمتر از 1340دلار در سال زندگی می کنند که تخمین زده می شود حداقل سطح قابلیت استطاعت برای مالکیت تلفن باشد. بدون رشد شاخص در سطح رفاه خانگی، این گروه هیچگاه نخواهند توانست مالک یک تلفن ثابت، تلفن همراه یا یک کامپیوتر با اتصال اینترنت شوند.

در این ارتباط مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی 10 هدف طرح عملیاتی که باید تا سال 2015 به آنها دست یابد را ارایه می کند. در واقع یکی از خروجیهای مجمع مذکور تمرکز عمیق آن برروی شاخصهای مشترک برای اندازه گیری و نظارت بر دسترسی به جامعه اطلاعاتی بود. روشن است که به منظور حرکت به سمت یک جامعه اطلاعاتی فراگیر تا سال 2015، کشورها نیاز به داده های معنی دار جهت تعیین تضادها در دسترسی، دنبال نمودن پیشرفت و انجام مقایسه های بین المللی دارند. نگاه دقیق تر به ده هدف طرح عملیاتی WSIS نشان می دهد درک این مطلب که چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و مردم در کجا و چگونه از ICT ها استفاده می کنند یا نمی کنند، تا چه حد سخت است. تنها پس از این است که سیاست گذاران میتوانند دلایل فقدان دسترسی را آشکار و بخشهایی از جامعه را که تحت خدمت رسانی نیستند بطور موثرتر مورد هدف قرار دهند.

هدف1: اتصال روستاها با ICTها و ایجاد نقاط دسترسی عمومی

هدف2: اتصال دانشگاهها، کالج ها، دبیرستانها و دبستانها بوسیله ICT

هدف3: اتصال مراکز علمی و تحقیقاتی ازطریق ICT

هدف4: اتصال کتابخانه های عمومی، مراکز فرهنگی، موزه ها، مراکز پستی و بایگانی ها بوسیله ICT

هدف5: اتصال مراکز بهداشت و بیمارستانها بوسیلهICT

هدف6: اتصال تمام ادارات دولتی محلی و مرکزی و ایجاد سایتهای وب و پست اکترونیک

هدف 7: تطابق دوره تحصیلی تمام دبیرستانها و دبستانها به منظور مواجهه با چالشهای جامعه اطلاعاتی با درنظر گرفتن شرایط ملی

هدف8: تضمین دسترسی تمام جمعیت جهان به سرویسهای رادیویی و تلویزیونی

هدف 9: تشویق توسعه محتوا و ایجاد شرایط فنی به منظور تسهیل حضور و استفاده از تمام زبانهای دنیا روی اینترنت

هدف10: تضمین دسترسی بیش از نیمی از افراد جهان به ICT ها به هنگام دست یابی (شرکت مخابرات ایران)

نتیجه گیری

با در نظر داشتن این اهداف، اطلاعات با تاثیر گسترده خود بر کلیه حوزه های اجتماعی، نقش بارز و برجسته خود را بر همگان نمایان ساخته و عرصه های مختلف علمی را از خود متاثر کرده است. بدیهی است تا تاثیرات آتی آن مدنظر قرار گرفته و تحولات ناشی از آن پیش بینی و تاثیر تحول مفهوم اطلاعات در سایر مفاهیم اساسی مانند آزادی، عدالت، امنیت، دموکراسی و ... مورد سنجش قرار گیرد. توجه بیشتر به حوزه های اجتماعی تحت تاثیر اطلاعات ،رویارویی با این خیزش عظیم و فراگیر را سهل الوصول تر می نماید.

منابع و مآخذ

اسلونی، جیمز(1380) اینترنت و جامعه؛ ترجمه عباس گیلوری و علی رادباوه. – تهران: کتابدار.

اگ برن، ویلیام(1380) زمینه جامعه شناسی؛ اقتباس ا.ح.آریان پور. – تهران: نشر گستره.

انصاری ، منصور (1384) " چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی " .: حسین بشیریه ]گردآورنده و مترجم [ گذار به دموکراسی . تهران : نگاه معاصر

بیلیس، جان(1383) جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین؛ ترجمه ابوالقاسم راه چمنی ... ]و دیگران[ . – تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.

تافلر، آلوین(1376) به سوی تمدن جدید: سیاست در موج سومر؛ ترجمه محمدرضا جعفری. – تهران: سیمرغ.

توحید فام، محمد(1381) دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن: سیری در اندِیشه های سیاسی معاصر جهان غرب .- تهران: روزنه.

خوارزمی، شهیندخت(بی تا) نشریه فولاد، شماره 33، ص 54.

روشه، گی(1368) تغییرات اجتماعی؛ ترجمه منصور وثوقی. – تهران: نشر نی.

روشه، گی (1382) مقدمه‌‌ای بر جامعه شناسی عمومی : سازمان اجتماعی . ترجمه هما زنجانی زاده . تهران : سمت.

سایت شرکت مخابرات ایران : http://www.irantelecom.ir

شولت، جان آرت(1382) نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن؛ ترجمه مسعود کرباسیان. – تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

صدوقی ، مراد علی (1380) تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی . تهران : وزارت امور خارجه .

فالکس ، کیث (1381) شهروندی .ترجمه محمد تقی دلفروز . تهران : کویر .

قدیری اصل، باقر(1348) سیر اندیشه اقتصادی . – تهران : دانشگاه تهران

کاستلز، مانوئل(1380) عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ؛ ترجمه احد علیقلیان، افشین خاکباز، حسن چاوشیان؛ ویراستار علی پایا. – تهران: طرح نو.

گیبینز،جان ؛ ریمر ، بو ( 1381) سیاست پست مدرنیته : درآمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر . ترجمه منصور انصاری . تهران : گام نو.

گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی؛ ترجمه منوچهر صبوری. – تهران: نشر نی.

لاین، دیوید(1381) پسامدرنیته ، ترجمه محمد رضا تاجیک ._ تهران: بقعه.

محسنی ، منوچهر (1380) جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی . تهران : دیدار

مک چسنی ، رابرت (1379) " مبارزه جهانی برای ارتباط دموکراتیک " . ترجمه محمد نبوی ]گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه .

نولان، پاتریک(1380) جامعه های انسانی: مقدمه ای بر جامعه شناسی کلان.- تهران: نشر نی.

واترز، مالکوم(1381) مدرنیته؛ تألیف هربرت اسپنرو ... ] دیگران[؛ ترجمه منصور انصاری. – تهان: نقش جهان.

ولدان، رقیه(1380) خبرنامه انفورماتیک / شماره 78، ص 31.

وینسنت، اندرو(1371) نظریه های دولت، ترجمه حسین بشیریه .- تهران: نشر نی.

هیر شکوپ ، کن (1379)" دموکراسی و تکنولوژی های جدید" . ترجمه رضا مریدی . در کتاب : خسرو پارسا ] گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه.
Blinder, Alan S.(2006), Offshoring: The Next Industrial Revolution ForeignAffairs,00157120,Mar,Vol.85,Issue2

Cawkell, A.E. (1987),Evolution of an Information Society, ASLIB, London,

NASSCOM (2002), "National Association of Software and Services Companies", The IT in India: Strategic Review, NASSCOM, New Delhi,

line,Maurice B(2003). democracy and information : transmitters and receivers. Library management. Vol 24 number 8/9.

keskinen, auli(2001) Future democracy in the information society. Futures 3.
* استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

** دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی

غلامرضا یادگارزاده - دکتر کوروش پرند - آرش بهرامی - توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن، اثرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی بشر از جمله آموزش داشته است. تأثیر اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات هم از جهت ایجاد فرصتهای طلایی جدید و هم از نظر چالشهای سازمانی قابل مطالعه است. آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین نظامهای اجتماعی و دانشگاهها به دلیل نقش مهمی که در تولید و اشاعه دانش و اطلاعات دارند، از حوزه‌هایی هستند که به شدت تحت تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند. از مهمترین پیامدهای این امر، می‌توان به تغییرات بنیادی در نحوه تفکر در مورد نقش دانشگاه، دانشجو، هیئت علمی و یادگیری و یاددهی اشاره کرد. اکنون پس از ورود به هزاره سوم، ضرورت هم‌سویی و تعامل سازنده با تغییرات و توسعه مبتنی بر دانش، بیش از پیش احساس می‌شود و لازم است شرایط را برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور مؤثر در جامعه اطلاعاتی آماده کنیم. در مقاله حاضر شرایط و پیش‌بایست‌های حضور آموزش عالی و دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن تبیین شرایط موجود، راهکارهایی برای مواجهه معقول با فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی ارائه شده است.
مقدمه

روند تحولات آموزش عالی در دو دهه اخیر وابسته به افزایش تقاضای ورود به آموزش عالی، توسعه فناوریهای ارتباطی، ضرورت توسعه منابع انسانی، تغییرات سریع فناوری، انباشت دانش و اطلاعات و دگرگونیهای اجتماعی بوده و منجر به بروز چالشهای جدی و تغییر در نقش دانشگاه و آموزش عالی در هزاره جدید شده است. دگرگونیهای شگرف آموزش عالی و حرکت آن به سوی همگانی شدن و تأویلهای ناشی از نیاز عمومی به آموزش عالی، دیدگاه جدیدی در توسعة آموزش عالی پدید آورده است که تحت تأثیر انقلاب اطلاعات و پارادایم فناوری اطلاعات، منجر به افزوده‌شدن وجهی جدید به منشور آموزش عالی شده است که توسعة اطلاعاتی نظام آموزش عالی از ضروریات آن است. (منتظر، 1383)

در رویکرد جدید به آموزش عالی، دانش، محور تمامی فعالیتهاست و سرمایه‌های انسانی نسبت به منابع طبیعی و مالی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ به گونه‌ای که در این نظام فکری، نقش دانش، اطلاعات، نوآوری، خلاقیت، نظم و مدیریت به عنوان منابع حقیقی ایجاد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی به رسمیت شناخته می‌شود. این امر، مسئولیت سنگین‌تری را بر دوش دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی قرار داده است، به صورتی که نیاز به ایجاد تحولات فکری در مدیریت و بازنگری در دورنمای ماموریتها و راهبردهای نظام آموزش عالی به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. "جهانی شدن و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات می‌تواند فرایند انتقال اطلاعات و دانش را تسهیل کند و دانشگاهها را در ایفای نقش اثرگذار بر توسعه و ورود به جامعه جهانی یاری دهد." (ملیتوا، 2005)
آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی

بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این باورند که ترکیب و همگرایی فناوریهای نوین ارتباطی و تجدید ساختار نظام سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر سبب گشایش مرحله تازه‌ای در جوامع بشری شده است, مرحله‌ای که با اصطلاحاتی نظیر جامعه فراصنعتی (بل), جامعه‌ شبکه‌ای (کاستلز) و جامعه اطلاعاتی توصیف شده است. جامعه اطلاعاتی یک جامعه چند وجهی است که در آن تمام لایه‌بندیها و سطوح، نیازمند اطلاعات هستند. اصطلاح جامعه اطلاعاتی، بازگو کننده توسعه تکنولوژی‌های نوین و تجدید سازمان جامعه پیرامون جریان اطلاعات است. "این واژه و مفاهیم شبیه آن, جامعه‌ای را توصیف می‌کند که در آن برای تولید انواع کالاها و خدمات بستگی زیادی به کاربرد فناوری اطلاعات وجود دارد." (بهشتی، 1380)

شاید بتوان گفت مهم‌ترین عنصر در تحقق جامعه اطلاعاتی دانایی و مدیریت مبتنی بر دانایی است. نهاد آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان اثرگذار در جامعه همواره جایگاهی رفیع در توسعه دانایی و تعیین سیر حرکت بشر داشته است. شکی وجود ندارد که دانشگاهها در سیر تحول از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی نقش تعیین کننده داشته‌اند. نقش آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی از دو بعد قابل بررسی است:

_ نقشی که دانشگاهها در تحولات این بخش داشته اند؛

_ تأثیرات جامعه اطلاعاتی بر آموزش عالی.

در اینجا ما بیشتر بر بعد دوم تأکید می‌کنیم و در ادامه با توجه به شاخصهای بالا تأملی بر حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعات خواهیم داشت. اگر بخواهیم با توجه به شاخصهای بالا وضعیت آموزش عالی و دانشگاهها را در جامعه اطلاعاتی محک بزنیم، شاید لازم باشد یک تحقیق جامع را انجام دهیم. پس با توجه به گستردگی شاخصهای فوق و ضرورت تعمق در مؤلفه‌های جامعه اطلاعاتی در آموزش عالی در مقاله حاضر وضعیت دانشگاههای کشور در شاخصهای اول، سوم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالی(نگاهی به شرایط موجود)‌

فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارت است از مجموعه‌ای متفاوت از ابزارها و منابع فناوری که برای برقراری ارتباط, ‌ایجاد، انتشار، ذخیره کردن و مدیریت اطلاعات به‌کار می‌رود و علاوه بر محوریت دانش و اطلاعات، بر نقش «ارتباطات» و وسائل ارتباطی به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات و برقراری رابطه بین دو بخش اطلاعات و فناوری توجه ویژه دارد.

حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی در واقع برای "یادگیری انعطاف‌پذیر" است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهومی است که دلالت بر روابط متفاوت بین مؤسسات، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دارد. با حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات اعضای هیئت علمی باید تغییرات اساسی در نگرشهایشان نسبت به آموزش و تدریس به عنوان ابزار انتقال اطلاعات ایجاد کنند. (رمزدن، 1997/ ترجمه نوه‌ابراهیم، 1380، ص 24)

برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی سه مرحله را باید مد نظر داشت: انتخاب فناوری اطلاعات و ارتباطات، تطبیق با شرایط موجود و اعمال تغییر با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات. (نیوانگ، 2006، ص 2) در ایران سه مرحله بالا ابتدا در یک حالت شک وتردید، گرایش و سپس به خدمت گرفتن یکباره قرار دارد. در بخش آموزش عالی در یک دهه گذشته دانشگاهها تلاش فراوانی برای تطبیق خود با شرایط روز جامعه جهانی آغاز کرده‌اند. منتظر(1383) در یک بررسی بر اساس شاخصها ونشانگرهای ارائه شده ازسوی یونسکو تعدادی از مهمترین دانشگاههای کشور شامل دانشگاههای: اراک، الزهرا (س)، مازندران، پیام نور، تربیت مدرس، تهران، صنعتی اصفهان، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید چمران اهواز و علم وصنعت ایران را در به خدمت گرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار داده که وضع دانشگاهها اینچنین تصویر شده است:

نبود سیاست استفاده از فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود طرح تخصیص بودجة کافی برای توسعة فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

نبود مسئول پیاده سازی طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود مکانیزم نظارت و ارزیابی برای اجرای طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

کم بودن تعداد کامپیوتر موجود به ازای هر صد دانشجو. تهران: 20 دستگاه، شهرستانها: 8 دستگاه؛

پایین بودن تعداد کامپیوترهای آموزشی؛

کم بودن پهنای باند و ...

همانطور که مشاهده می‌شود استفاده از فناوری اطلاعات در دانشگاههای کشور بر مبنای برنامه دقیقی استوار نیست و مشکلاتی گریبان‌گیر آنهاست که در بسیاری از کشورها سالهاست برطرف شده است و این امر باعث استفاده‌نکردن از ظرفیت‌های ICT و بدگمانی نسبت به اینکه فناوری می‌تواند بسیاری از روندهای جاری را با سرعت بسیار بیشتر انجام دهد، شده است. البته در بخش آموزش عالی فعالیتهای متنوعی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده که عبارت است از:

توسعه شبکه علمی کشور: طرح اولیه شبکه گسترده و اختصاصی دانشگاهها با هدف ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه‌جانبه دانش و فناوری در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران پایه ریزی شد، در سال 1377 مراحل اجرایی آن آغاز و نهایتا در آذر ماه 1379 یکی از گسترده ترین شبکه های WAN کشور با زیر ساخت مستقل مخابراتی و اتصال بیش از100 مرکز آموزشی و دانشگاهی افتتاح شد. محورهای اصلی این طرح عبارتند از:

_ ایجاد و توسعه زیرساخت انتقال اطلاعات (اینترانت) گسترده در سطح کشور بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور ایجاد شبکه علمی کشور؛

_ مدیریت و ارائه محتوا روی شبکه علمی از طریق ایجاد زیر ساخت ملی، ساماندهی و تسهیل دسترسی به منابع علمی موجود در کتابخانه ها و مراکز اسناد ( اعم از نشریات الکترونیک، کتب، پایان نامه‌ها و سایر منابع‌)، ارتقای کیفیت جستجو، تنوع خدمات و افزایش بهره برداری؛

_ توسعه همکاریهای بین المللی برای تقویت زمینه های آموزشی و پژوهشی غیر حضوری و از راه دور؛

_ دسترسی به اینترنت و خدمات شبکه‌ای برای کاربران دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی(سازمان پژوهشهای علمی وصنعتی ایران، 1384).

فعالیتهای دیگری زیر نظر دفتر امور رایانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده است که عبارتند از:

_ ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه جانبه دانش و فناوری؛

_ ایجاد و یکپارچه سازی سیستم اطلاعات مدیریت آموزشی دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها؛

_ پیاده سازی سیستم‌های خودکار سازی اداری - مالی و پشتیبانی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها ؛

_ تجهیز رایانه‌ای دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛

_ توزیع رایانه بین دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛

_ نصب و راه اندازی سیستم‌های اتوماسیون اداری و مالی؛

_ نصب و راه اندازی سیستم مدیریت امور آموزشی.

همانطور که مشاهده می‌شود در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طرحهای مهم و کلیدی در حال اجراست و یا انجام شده است. اما این فعالیتها در قالب یک برنامه استراتژیک و دراز مدت نیست و موانعی در راه توسعه ICTوجود دارد که عمدتأ ریشه در ساختار سنتی آموزش دارد. ما برای ورود به عصر اطلاعات باید بر مشکلاتی غلبه کنیم که حل آنها مستلزم استفاده از تمامی ظرفیتهاست. این مشکلات عبارتند از:

الف- فقدان سیاست ملی برای استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

ب- فقدان سرمایه گذاری مناسب در زمینة توسعة شبکه های مخابراتی وداده‌ای؛

ج- فقدان تعریف مورد توافق درمورد فناوری اطلاعات، آموزش الکترونیک ویادگیری الکترونیک؛

د- وجود مراکز متعدد تصمیم‌گیری؛

ه - فقدان هماهنگی درونی دستگاههای متولی؛

و- فرهنگ ضعیف اطلاعاتی در میان مسئولان وکاربران؛

ز- ضعف نظام پشتیبان ازنظامهای شبکه‌ای؛

ح- عملکرد سنت گرای نظام آموزشی؛

ط- کمبود اعتبارات مالی(منتظر،1383).

نگاه دقیق به مشکلات آموزش عالی در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می‌دهد، دانشگاههای ما در یک برزخ روشهای سنتی و پیشرفته قرار دارند و نمی‌توانند با تکیه بر منابع موجود راه خود را به سوی توسعه باز کنند. با توجه به اینکه در "توسعه مبتنی بر دانایی، آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه همه جانبه آن از نیازهای اساسی به حساب می‌آید"، (احمدیان، 1383: 23)، دانشگاههای ما باید تلاش کنند جایگاه خود را در این فرایند ارتقا دهند و منابع لازم را به خدمت بگیرند.
راهبردهای تکفا

در بحث برنامه‌ریزی استراتژیک در کشورمان تجربه طرح تکفا وجود دارد که راهبردهای کلیدی زیر را محور کار قرار داده است:

- تهیه زیرساخت شامل شبکه دسترسی, قوانین و مقررات, منابع و تسهیلات

- برنامه جامع گسترش ICT در توسعه ملی پایدار

- توجه به بخش خصوصی به عنوان محور اصلی توسعه ICT

- توسعه منابع انسانی به عنوان اولویت استراتژیک گسترش ICT

برای دست‌یابی به راهبردهای بالا, برنامه تکفا بر پایه هفت محور اصلی استوار شده است:

_ دولت الکترونیک

_ آموزش عالی و آموزش پزشکی الکترونیک

_ آموزش عمومی و ارتقای مهارتهای دیجیتال

_ توسعه خدمات اجتماعی

_ اقتصاد و بازرگانی الکترونیک

_ توسعه پارک‌ها و مراکز رشد ICT

_ گسترش فرهنگ و تقویت خط و زبان فارسی برای کاربرد در شبکه.

به نظر می‌رسد تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای طرح (برنامه) تکفا می‌تواند گام بلندی برای توسعه همه جانبه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد و ما را در رسیدن به پیش‌بایست‌های حضور در جامعه اطلاعاتی نزدیک کند. با توجه به اولین محور طرح تکفا، نگاهی به وضعیت زیرساختهای فناوری در کشور نشان می‌دهد در زمینه توسعه ICT چقدر موفق بوده‌ایم.

نگاهی گذرا به جدول (1) نشان می‌دهد، ضریب نفوذ اینترنت در کشورمان نسبت به کشورهای پیشرفته پایین است و لازم است در این زمینه فعالیتهای بیشتری صورت گیرد. مقایسه ایران با کشوری مانند ترکیه در ضریب نفوذ اینترنت نشان می‌دهد، فاصله زیادی با این کشور دارد. به طور کلی، ایران بر اساس شاخصهای دسترسی دیجیتالی در رده 86 جهان قرار دارد. و در بین کشورهای با دسترسی متوسط طبقه‌بندی می‌شود. از نظر استفاده از اینترنت نیز کشورمان نسبت به کشورهای دیگر شرایطی مشابهی دارد.

همانطور که مشاهده می‌شود کشورمان در استفاده از اینترنت نسبت به کشورهای منطقه از وضع تقریبا خوبی برخوردار است، اما فاصله زیادی با کشورهای اروپایی و آمریکا دارد.

شاخص دیگری که در اینجا مورد بررسی قرار می‌دهیم، سواد اطلاعاتی است. سواد اطلاعاتی عبارت است از توانایی تشخیص اطلاعات مورد نیاز و توانایی جایابی، ارزیابی و استفاده اثربخش از اطلاعات. سواد اطلاعاتی در آموزش عالی به عنوان بخشی از مشارکت برای یادگیری تمام عمر اهمیت خاص دارد.

تاکنون تحقیق جامعی در خصوص وضع سواد اطلاعاتی در دانشگاههای ایران انجام نشده است، اما بررسیهای جاری نشان می‌دهد شرایط در این خصوص زیاد مطلوب نیست. عفت نژاد(1381) در پژوهشی که به منظور بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فناوری اطلاعات انجام داد، به این نتیجه رسید که پاسخگویان از فناوری اطلاعاتی به میزان بالایی در انجام فعالیت پژوهشی پایان‌نامه، تالیف و ترجمه مقاله استفاده کرده‌اند و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی در فعالیت پژوهشی شرکت در سمینار داخلی، شرکت در سمینار خارجی و تالیف و ترجمه کتاب ضعیف است. مهمترین مشکلات پاسخگویان در استفاده از فناوریهای اطلاعاتی، کمبود امکانات فناوریهای اطلاعاتی، سرعت کم بازیابی اطلاعات، قطع شبکه، نیاز به آموزش استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و محدود بودن زمان استفاده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که درصد خیلی کمی از پاسخگویان (4/5درصد) از فناوریهای اطلاعاتی استفاده می‌کنند.

اخوتی (1377) در تحقیقی با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، وضعیت استفاده از شبکه اینترنت توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های پژوهش نشان ‌داد که حدود 2/7 از افراد نمونه از شبکه اینترنت استفاده کنند که 79/6 درصد از آنها بدون واسطه با شبکه کار می‌کنند. استادان بیش از سایر رتبه‌های علمی از اینترنت استفاده می‌کنند (28/6 درصد). بیش از نیمی از افراد در حد متوسط با شبکه آشنا هستند و 49/6 درصد از آنها با استفاده از کمک دوستان و همکاران خود نحوه کار با شبکه را آموخته‌اند.

همانطور که از تحقیقات بالا بر می‌آید، استفاده دانشجویان، اعضای هیئت علمی و به طور کلی سیستم آموزش عالی از اینترنت محدود است و ما نتوانسته‌ایم از فرصتهایی که فناوری اطلاعات و ارتباطات فراهم کرده است، برای حضور در جامعه اطلاعاتی استفاده کنیم. هر یک از فرصتهای موجود در آینده می‌توانند به تهدیدهایی جدی تبدیل شوند.

سواد اطلاعاتی، توانایی افراد برای فعالیت مؤثر در یک جامعه اطلاعاتی است. این امر مستلزم تفکر انتقادی، آگاهی از اخلاق شخصی و حرفه‌ای، ارزیابی اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی متصور، اطلاعات سازماندهی شده، ارتباط متقابل با اطلاعات شغلی و ایجاد کاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشکلات، تصمیم گیری و تحقیق است و بالا بردن آن در سطح دانشگاهها مستلزم آموزش، فرهنگ‌سازی و توسعه فناوری است.
نتیجه‌گیری

جامعه اطلاعاتی فرصتهای مناسبی را فرا روی کشورهایی مانند ایران قرار داده است تا بتوانند با استفاده از آن در فرایند توسعه موفق‌تر عمل کنند. فرصتهایی مانند:

- ساماندهی تولید و ایجاد توازن در توسعه اقتصادی نقاط مرکزی و پیرامونی

- ایجاد زمینه و زیر ساختهای توسعه فناوری اطلاعات

- تهیه و تدوین طرح جامع گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، می‌توانند ما را در حضور موفق در جامعه اطلاعاتی یاری دهند.

حضور دانشگاههای ما در عرصه تحولات جهانی و جامعه اطلاعاتی مستلزم شناخت وضع موجود برنامه‌ریزی استرتژیک ICT ، بالا بردن کیفیت آموزش، تلاش مداوم جهت افزایش سهم ایران در تولید دانش، توسعه زیرساختهای فناوری، آموزش مدیران، اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، سهولت دسترسی به داده‌ها و اطلاعات داخلی، گسترش استفاده از پایگاههای اطلاعاتی خارجی و توسعه پایگاههای داخلی، کارآمدتر کردن سیستم مدیریت دانشگاهی و نهایتا اختصاص منابع سرمایه‌ای است. از این رو پیشنهاد می‌شود:

1. برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات در دانشگاهها تدوین شده و زمینه لازم برای اجرای آن فراهم شود.

2. زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها به صورت مطلوب توسعه یابد.

3. موانع قانونی استفاده از نرم افزارها و منابع رفع شود.

4. نیروی انسانی متخصص در دانشگاهها؛ تربیت شود.

5. دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای مدیران، اعضای هیئت علمی و کارکنان، برگزار شود.

6. پایگاههای اطلاعاتی مرکزی در دانشگاهها، طراحی و پیاده‌سازی شود.

7. شفافیت بیشتر در دسترسی به داده‌ها و اطلاعات، به‌وجود آید.

8. توسعه دانشگاههای مجازی، در دستور کار قرار گیرد.

9. اعتبارات خاص به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اختصاص یابد.

10. سیستم‌های اطلاعاتی در بخشهای مختلف آموزش عالی، استوار یابد.
منابع:

1. احمدیان، حمیدرضا(1383). آموزش و نگرش توسعه آن در جامعه دانایی محور. در مجموعه مقالات دومین همایش آموزش الکترونیکی، تهران: دبیرخانه شورای‌عالی اطلاع‌رسانی.

2. اخوتی، مریم(1377). بررسی وضعیت استفاده از اینترنت توسط اعضای هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران، شهید بهشتی. به راهنمائی : فاطمه اسدی‌گرگانی پایان نامه (کارشناسی ارشد)- دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی.

3. بهشتی، ملوک السادات(1380). جامعه اطلاعاتی و توسعه[1]. قابل دسترسی در مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران. ... www.irandoc.ac.ir/

4. رمزدن، پاول(1997). یادگیری و رهبری در آموزش عالی؛ (ترجمه نوه‌ابراهیم و همکاران، 1380). تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

5. ذاکرصالحی، غلامرضا(1384). دانشگاههای اینده: بررسی ابعاد تحول در آموزش عالی. در مجموعه مقالات کفرانس آموزش عالی و توسعه پایدار، تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

6. عفت نژاد، امرالله(1381). بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فنآوری‌های اطلاعاتی؛ به راهنمایی: عبدالرسول جوکار پایان‌نامه(کارشناسی‌ارشد) -دانشگاه شیراز، دانشکده تحصیلات تکمیلی.

7. منتظر، غلامعلی (1383). راهبردهای توسعه اطلاعاتی نظام آموزش عالی. در در مجموعه مقالات پنجاه‌یکمین نشست رؤسای دانشگاهها، تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
8.Mlitwa, Nhlanhla Boyfriend (2005) Higher Education and ICT in the Information Society: A Case of the University of the Western Cape. In Bytheway, Andy and Day, Peter and Erwin, Geoff and Finquelievich, Susana and Gurstein, Mike and De Cindio, Fiorella and Taylor, Wal, Eds. Proceedings Community Informatics Research Networks (CIRN), Cape Town (South Africa).
9.Nyvang, T. (2006). Implementation of ict in higher education. Paper presented at the Networked Learning 2006, Lancaster .www.networkedlearningconference.org.uk/abstracts/pdfs/P27%20Nyvang.pdf
بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است.

_ غلامرضا یادگارزاده : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور

_ _ دکتر کوروش پرند : رییس مرکز مطالعات، تحقیقات و ارزشیابی آموزشی سازمان سنجش آموزش کشور و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

_ _ _ آرش بهرامی : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور

شهرهاى مجازى با خانه هاى رایانه اى

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۸۶، ۰۸:۵۰ ب.ظ | ۰ نظر

وحید نقشینه - امروزه بحث توسعه شهرها به شبکه جهانى نیز سرایت کرده است شهرها و شهرک هاى جدید هر روز در فضاى مجازى ساخته مى شوند که مصالح آن ها از خشت و ملات نیست، بلکه بیت هاى رایانه اى است. این شهرهاى الکترونیکى با عنوان شهرهاى مجازى (virtual Cities) شناخته مى شدند.

در هر لحظه چندین هزار نفر مشغول استفاده از این شهرهاى مجازى جهت انجام کارهاى خود از سراسر جهان هستند. کارهایى مانند خرید، فروش، مسافرت، استراحت، مسابقه و غیره. شهرها در تعریف عام آن مراکز جغرافیایى تجمع انسان ها و خدمات است به همین دلیل است که نحوه چیدمان عناصر شهرى و شکل امروزى شهرنشینى براى مردم بسیار آشناست و با آن رابطه اى نزدیک برقرار مى کند در نتیجه شهرهاى مجازى مى توانند مدل بسیار خوبى از تمام اطلاعات و خدماتى باشند که در شهرهاى حقیقى وجود دارد. این شهرها را مى توان کانون هاى الکترونیکى نامید که حتى انسان هاى ساکن کوچه و پس کوچه را نیز بر روى صفحه نمایش رایانه شما به تصویر مى کشند. براى بررسى شهرهاى مجازى لازم است ابتدا به طبیعت آنها پرداخته و سپس به سراغ نحوه ساخت این گونه از شهرها خواهیم پرداخت.

در شروع هزاره سوم مى توان فناورى اطلاعات و ارتباطات رابه عنوان اصلى ترین محور تحول و توسعه بیان کرد که دستاوردهاى ناشى از آن نیز در زندگى مردم اثرگذار است . دراین راستا وجود شهرهاى الکترونیکى و اینترنتى در هر کشورى مى تواند زمینه حضور منطقى، علمى و اقتصادى این پدیده با ارزش را فراهم آورد و توان علمى و قدرت کشورها را در تولید، توزیع و استفاده از دانش نشان دهد.

اکنون اینترنت به عنوان گسترده ترین و غنى ترین منبع اطلاعاتى در جهان مطرح است و امکان دسترسى به آخرین اطلاعات را در حوزه هاى مختلف ممکن مى سازد و به عنوان وسیله اى ارتباطى با قابلیت هاى گستردگى ارزان بودن و در دسترس بودن سبب افزایش سطح آگاهى انسان ها و همچنین کاهش هزینه هاى ارتباطى شده است. دراین بین پدیده شهر الکترونیک اگرچه در جهان پدیده اى نو و جدید است و تنها یک دهه ازعمر آن مى گذرد اما به دلیل قابلیت ها و مزایاى فراوانى که دارد مورد توجه بسیارى از کارشناسان و متخصصان IT و شهرى شده است. این پدیده را مى توان هدیه فناورى اطلاعات و ارتباطات براى بشر دانست که نویددهنده محل زندگى بهتر براى کار، تفریح ، سرگرمى ، یادگیرى و زندگى دسته جمعى در جوامع است.

شهر الکترونیکى عبارت از شهرى است که اداره امور شهروندان شامل خدمات و سرویس هاى دولتى و سازمان هاى بخش خصوصى به صورت برخط (online) و به صورت شبانه روزى و در هفت روز هفته باکیفیت و ضریب ایمنى بالا و با بهره گیرى از ابزار فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) و کاربردهاى آن انجام مى شود. شهر الکترونیکى ما را از دنیاى تک بعدى شهرهاى سنتى و امروزى خارج کرده و به دنیاى جدیدى راهنمایى خواهد کرد، دنیایى دوبعدى که دستاورد فناورى هاى نوین اطلاعات و ارتباطات مى باشد. در گذر این زمان و در این حرکت روبه جلوى فناورى ما در آینده اى نه چندان دور دنیاى سه بعدى را شاهد خواهیم بود که حتى تصور آن در حال حاضر برایمان ناممکن است.

*فعالیت هاى شهر الکترونیکى

بسیارى از فعالیت هایى که در شهرهاى عادى انجام مى شود قابلیت پیاده سازى و اجرا در شهر الکترونیکى را دارد و به جرأت مى توان گفت که این فعالیت ها در شهرهاى الکترونیکى بسیار راحت تر از نمونه هاى فیزیکى آن خواهد بود. این مجموعه از فعالیت ها را مى توان به گروه هاى زیر تقسیم کرد:

۱- فعالیت هاى ادارى: مانند ثبت اسناد و املاک ، درخواست گذرنامه و غیره

۲- فعالیت هاى بانکى : پرداخت قبوض، برداشت پول از حساب، انتقال پول، اعلام وصول و برگشت چک

۳- فعالیت هاى تجارى: خرید و فروش کالا، موسیقى ، فیلم ، خرید بلیت هتل ها و هواپیماها

۴- فعالیت هاى تفریحى : بازى هاى رایانه اى، بازدید از موزه ها و پارک ها، انجام مسافرت هاى مجازى

۵- فعالیت هاى علمى : انجام تحقیقات علمى ، جست و جوى مقالات علمى ، استفاده از منابع کتابخانه ها، انتشار و چاپ کتاب هاى الکترونیکى

۶- دریافت اطلاعات : شامل اخبار، روزنامه ها، نشریات، ترافیک شهرى، ساعات ورود و خروج قطارها بدون خارج شدن از منزل و یا محل کار

۷- فعالیت هاى آموزشى : ثبت نام و رفتن به کلاس هاى مجازى و امتحانات مجازى - کسب مدارک معتبر بین المللى

۸- فعالیت هاى گردشگرى: رزرو بلیت و هتل - رزرو اتومبیل در مقصد، انتخاب بهترین شهرها و مکان هاى تاریخى و مسافرتى براى گردشگرى

۹- فعالیت هاى درمانى : مراجعه به پزشک و دریافت دستورالعمل هاى درمانى و پزشکى ، مشاوره با پزشک خانوادگى بدون نیاز به حضور فیزیکى درمطب

۱۰- فعالیت هاى تصمیم گیرى: انتخاب بهترین مکان براى مسافرت با توجه به وضعیت رزرو هتل ها و قطارها، انتخاب بهترین مسیر براى رفتن به نقطه اى دیگر از شهر

*انواع شهرهاى مجازى

مى توان انواع مختلف شهرهاى مجازى را به ۴دسته زیر تقسیم کرد:

۱- صفحاتى اینترنتى که مدعى شهر مجازى هستند اما ماهیت آنها صرفاً در راهنمایى ها و مجموعه هاى دسته بندى شده اى از اطلاعات است . این صفحات تنها براى دست یافتن به مقاصد تبلیغاتى و ترویج صنعت توریسم راه اندازى شده و ارائه کننده شکل و ظاهر شهرهاى مجازى نیستند، به عنوان نمونه اى از این شهرها مى توان به سایت www.brighton.co.uk اشاره اى کرد.

۲- این گروه از شهرها را شهرهاى مجازى مسطح مى نامند که از نقشه هاى شهرى و ساختمانى براى نمایش اطلاعات مورد نظر خود استفاده مى کنند. از شهرهاى مسطح مى توان به بولونیا اشاره کرد که داراى صفحه اى اینترنتى به عنوان شهرى مجازى است و از نقشه و مشخصه هاى زمینى و ساختمانى شهر به صورت گرافیکى بهره گرفته و شهرى مسطح بنا کرده است.

۳- دسته دیگر شهرهاى مجازى ، شهرهاى مجازى سه بعدى هستند که با استفاده از فناورى حقیقت مجازى به مدل سازى ترکیب شهرها و با درجات نزدیک و یا دور به واقعیت مى پردازند و بعضى از این گونه شهرها بسیار به واقعیت شهر فیزیکى نزدیک هستند.

۴- این گروه را مى توان شهرهاى واقعى مجازى نامید که بسیار به شهرهاى واقعى نزدیک هستند و مدل هایى واقعاً واقع گرایانه تلقى شده اند و شما با حرکت در میان کوچه هاى شهر حس حرکت در شهرى واقعى را خواهید داشت. براى تحقق بخشیدن به این امر، شهر مجازى باید داراى ظاهرى واقعى و داراى تنوع خدمات و کارکردها باشد و ازتمامى امکانات یک شهر واقعى بهره بگیرد و ازهمه مسائل مهمتر بستر مناسبى براى انجام تعاملات اجتماعى در میان شهروندان باشد تا رغبت حضور شهروندان در شهر مجازى بیشتر شده و درصد مشارکت شان نیز بیشتر شود.

*مراحل پیدایش شهر الکترونیکى

در ایجاد هر شهر الکترونیکى مراحلى وجوددارد که این مراحل یکى پس از دیگرى تکمیل شده و سبب توسعه، پیشرفت و تکامل شهر الکترونیکى خواهد شد، این مراحل را مى توان به شکل زیر بیان کرد:

۱- مرحله پیدایش ۲- مرحله ارتقا ۳- مرحله تعامل ۴- مرحله توسعه و گسترش

* پیدایش

در این گام از طراحى شهر الکترونیکى ایده اولیه، طراحى موضوعى و تهیه سند راهبردى ، مشورت با کارشناسان و صاحبنظران حوزه ict و تهیه زیرساخت هاى فنى مورد نیاز از قبیل نرم افزارى و سخت افزارى مورد نیاز است.

*ارتقا

در این گام پس از پیاده سازى شهر الکترونیکى به صورتى کاملاً ساده ، امکانات و توانمندى هاى شهر براى استفاده بازدیدکنندگان، خصوصاً شهروندان توسعه خواهد یافت و سعى در برآورد حداقل امکانات مورد نیاز شهروندان در طراحى شهر است.

*تعامل

در این بخش سعى در برقرارى ارتباط با سایتهاى مرجع در زمینه هاى تخصصى و نیزدر اختیار گذاردن اطلاعات سایت در این گونه از پایگاه هاى اطلاعاتى است، به علاوه با شهرهاى الکترونیکى موجود بر روى وب جهان (world wide web) نیز تعامل برقرار خواهد شد و به داد و ستد دانش و اطلاعات پرداخته مى شود. به علاوه مى توان امکانى را براى استفاده شهروندان دیگر شهرها از امکانات و توانمندى هاى شهر در نظر گرفت.

*توسعه و گسترش

این گام آخرین و نهایى ترین بخش در توسعه شهر الکترونیکى است و با فراهم آوردن امکانات و توانمندى هاى مبادلات مالى اقدام به خرید و فروش اینترنتى و نیزدریافت و پرداخت پول الکترونیکى نمود. به علاوه در این گام باید وب سایت شهر الکترونیکى را توسعه و گسترش داد و سرویس هاى مورد نیاز شهروندان را براى سرویس دهى فعال تر به آنها فراهم و یا تولید نمود.

تشویق کشورها به استفاده از IPV6

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۸۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

در نشست اخیر آیکان درباره‌ی سیاست‌های این سازمان و مسائل پیرامون قرارداد سال آینده‌ی آن بحث و تصمیم گرفته شد آیکان در اواسط سال 2008 درباره‌ی دامنه‌های جدید خود فراخوان عمومی‌ اعلام کند.‌

دکتر سیاوش شهشهانی - عضو کمیته‌ی شورای استفاده کنندگان عمومی‌ اینترنت در آیکان - در گفت‌وگو با ‌(ایسنا)، با بیان این مطلب‌ اظهار کرد: در نشست اخیر آیکان که از 25 تا 29 ژوئن برگزار شد یکی از دست‌آوردهای آن پیشرفت کوشش برای ثبت دامنه‌های بین المللی به حروف غیرلاتین در کارگزارها‌ی ریشه بود.

مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران افزود: از ماه نوامبر، 11 خط و زبان به شکل آزمایشی وارد کارگزاران ریشه می‌شود تا در نهایت پس از انجام بررسی‌های مورد نظر به صورت رسمی‌ به فعالیت خود ادامه دهند؛‌ زبان و خط فارسی، عربی،‌ چینی ساده و سنتی،‌ روسی،‌ یونانی، کره‌یی،‌ عبری و ژاپنی، هندی و‌ تامیل این 11 خط و زبان را تشکیل می‌دهند.

شهشهانی خاطر نشان کرد:‌ مذاکراتی نیز انجام شده تا 30 تا 40 کشور نیز اسم خود را به شکل بومی ‌در کارگزاران ریشه وارد کنند، البته این مساله در مرحله‌ی طرح قرار دارد و هنوز به تصویب نرسیده است؛ ایران نیز از جمله‌ی این کشورهاست.

مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران گفت: سه شهر برلین، پاریس و نیویورک نیز نامزدی خود را برای ثبت دامنه به اسم شهر خود در کارگزار‌های ریشه اعلام کردند. همچنین پیشرفت نهایی که در زمینه امنیت کارگزاران ریشه به صورت گزارش در این نشست ارایه شد.

او تشویق کشورها به استفاده از IPV6 را از دیگر مسائل مطرح شده در این نشست عنوان کرد و گفت:‌ با توجه به این که شماره‌های IP چهار قطعه‌یی یا IPV4 در حال تمام شدن است و تا دو سال دیگر اگر چاره‌ای برای این مساله اندیشیده نشود،‌ با شکل مواجه می‌شویم، بنابراین بسیاری از کشورهای به سمت IPV6 رفته‌اند اما در ایران متاسفانه کمتر بر روی این مساله کار شده است.

شهشهانی خاطر نشان کرد:‌ با توجه به اینکه افرادی که با پسوند net و com دامنه ثبت می‌کردند تا پنج روز فرصت داشتند که اگر این دامنه را به اشتباه ثبت کرده‌اند، اعلام کنند؛ در این نشست تلاش شد تا این مساله مورد بررسی قرار گیرد،‌ و سوء استفاده‌ی رایج از این زمینه بررسی شود که یکی از راهکارها این بود که در این پنج روز حق ثبت را پرداخت کنند،‌ چرا که در سال‌های اخیر موارد بسیاری از سوء استفاده از ثبت دامنه از این طریق گزارش شده به همین منظور قرار شد مقررات جدیدی در این باره تصویب شود.

بررسی جامعه انسانی و تأثیر اطلاعات بر آن

چهارشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۵:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

مجریان: دکتر محسن خلیلی* - مجتبی کفاشان** - دگرگونی های اطلاعاتی- اجتماعی بی نهایت سریع، مهمترین واقعیت زندگی امروزین را تشکیل می دهد. دنیای امروز مکانی کاملاً متفاوت با دنیای بیست و پنج سال پیش است و دنیای نیم قرن بعدی نیز به طور قطع بسیار متفاوت از دنیای کنونی خواهد بود. با این حال همین دنیای بسیار متفاوت محل زیست جامعه انسانی است. مفهوم این سخن آن است که مهمترین چیزهایی که انسان امروز باید به فراگرفتن آن بپردازد، دقیقاً چیزهایی است که به او یاری می دهد، دگرگونی های آینده را پیش بینی کند و خود را برای رویارویی با آنها آماده سازد. این نیاز جامعه انسانی از دو طریق برآورده می شود: نخست با ارائه چارچوبی برای درک و تشخیص نیروهای سبب ساز شالوده دگرگونی های اجتماعی سپس درک چگونگی ظهور، توسعه یا نابودی جوامع و دولت ها که در طی قرون متمادی ساخته شده است. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با نگرشی تطبیقی – تاریخی، چشم اندازی در حوزه جوامع انسانی و نقش اطلاعات به عنوان عاملی در تحولات اجتماعی ارائه گردد.

کلید واژه: جامعه انسانی – اطلاعات – دگرگونی اجتماعی – اقتصاد - دولت

بافت اجتماعی و پویه شناسی تحول فناوری اطلاعات

دانیل بل نخستین کسی بود که به طور جدی به شکل گیری نوع جدیدی از جامعه اشاره کرد. هر چند قبل از او عده دیگری از این اصطلاح استفاده کرده بودند، لیکن وی انگاره پسا صنعت گرایی را رواج داد. کارگران کارخانه ای عصر صنعت گراِیی فراموش می شوند و نخبگان جدید حرفه ای و فنی بخش خدمات، برتر و ممتاز می گردند. این مرحله جدید جامعه صنعتی، که از دهه 1960 پیش بینی می شد، بیش از هر چیز بر اساس دانش نظری استوار بود. با استفاده از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، که در واقع همان کاری را که ماشین ها در عصر انقلاب صنعتی به جای قدرت بازو انجام می دادند، برای قدرت فکری و ذهنی انجام می دهند، صنعت گرایی متحول شد. دانیل بل بعدها این وضعیت جدید را جامعه اطلاعاتی نامید (لاین،1381).

جامعه مبتنی بر اطلاعات را می توان به عنوان جامعه ای که بخش غالب اجتماع در کارهای فکری به جای کارهای فیزیکی درگیرند، تعریف نمود. در چنین جامعه ای بیشترین توجه به فعالیتهای اطلاعاتی از قبیل : فراهم آوری، پردازش، تولید، ثبت، انتقال، اشاعه و مدیریت اطلاعات مبذول می گردد وبیشترین هزینه ها صرف فرایندهای اطلاعاتی می شود (cawkell,1987).

همزمان با پیدایش شکل نوین اجتماع، تحولات فناوری اطلاعات در دهه 1970 و اکثراً در آمریکا اتفاق افتاد و پیامدهایی نیز به همراه داشت. بحرانهای اقتصادی دهه 1970 و بحران نفت که اکثراً آمریکا با آن دست و پنجه نرم می نمود، موجب شد تا انگیزه ای وافرتر نسبت به استفاده و تکمیل فناوری صورت پذیرد. خصیصه قابل دسترسی بودن فناوری های جدید شالوده ای بنیادین برای روند تجدید ساختار اجتماعی – اقتصادی در دهه 80 بود و بعدها جوامع شبکه ای را بوجود آورد (کاستلز، 1380).

یکی از ویژگی های بارز تأثیر فناوری اطلاعات در بافت اجتماعی شبکه سازی است. انعطاف پذیری گسترده اطلاعاتی ناشی از فناوری ها امکان ایجاد کانالهای جدید ارتباطی در سطحی جهان شمول را به وجود آورده است. در این شکل نوین اجتماعی نه تنها رویکردهای ارتباطی میان فردی بلکه سازمان ها و نهادها نیز قابل اصلاح یا تغییر می باشند. نمونه ای بارز از این تغییر سازمانی را می توان در ایجاد کتابخانه های مجازی، چک های الکترونیکی، ایجاد و توسعه کارتهای اعتباری و شهرهای الکترونیکی و ... مشاهده نمود. این در حالی است که در گذشته تغییر در ساختار روابط فردی یا سازمانی نیازمند گونه ای از مخاطره و ریسک پذیری و یا حتی خطر انهدام سازمانها نیز بود اما امروزه نه تنها می توان همراه با تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی را رغم زد بلکه می توان بدون امکان انهدام موجودیت سازمانی یا اجتماعی، موجودیتی جدید را خلق کرد.

از آنجایی که فناوری جدید اطلاعاتی در تعاملی تنگاتنگ با جامعه انسانی است، توجه به تحولات و نتایج ناشی از آن نیز از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.

قشربندی جامعه انسانی متکی بر اطلاعات

در نگاهی تاریخی می توان به آسانی نابرابریهای موجود در جوامع انسانی را دریافت. حتی در ساده ترین فرهنگها، که اختلاف در ثروت و دارایی عملاً موجود نیست، نابرابری میان افراد، مرد و زن، پیر و جوان وجود دارد. جامعه شناسان برای توصیف نابرابری ها از وجود ‹‹قشربندی های اجتماعی›› سخن می گویند. جوامع را می توان متشکل از قشرهایی به صورت سلسله مراتبی در نظر گرفت که قشرهای ممتاز در بالا و قشرهای پایین تر، در زیر قرار گرفته اند. از لحاظ تاریخی جوامع را می توان به چهار نظام اساسی قشربندی نمود: بردگی، کاستی، رسته ای و طبقه ای. گاهی نیز این نظامها همراه یکدیگر یافت می شوند. (گیدنز، 1373).

انقلاب فناورری اطلاعات، ابزاری موثر در اجرای فرآیند بنیادین تجدید ساختار نظام های اجتماعی از دهه 1980 به بعد بوده است. پس از این دهه به نظر می رسد قشربندی جامعه انسانی به صورت گسترده و هدفمندی در دو جهت بنیادین در حال تغییر شکل می باشد که عبارت است از: جوامع ثروتمند اطلاعاتی و جوامع فقیر اطلاعاتی. اغلب در بررسی قشربندی های تاریخی جامعه انسانی با حذف جایگاه اطلاعات در آن، به وضوح جایگاه فرد در جوامع مشخص بوده و میزان قدرت و اختیار او نیز تعیین گردیده است. اما در چارچوب قشربندی متکی بر اطلاعات، جامعه انسانی و نقش فرد در جوامع به گونه ای کاملاً متفاوت از گذشته تغییر شکل یافته است.

جایگاه فرد در جامعه متکی بر اطلاعات

فناوری های نوین اطلاعاتی، اقصی نقاط عالم را در شبکه های جهانی به یکدیگر پیوند می دهند. ارتباطات رایانه ای، مجموعه گسترده ای از جوامع مجازی را به وجود آورده است. با این همه، ویژگی بارز اجتماعی و سیاسی دهه 1990، سامان دادن کنش و سیاست اجتماعی پیرامون هویتهای اصلی است که دارای پیشینه های تاریخی هستند. به نظر می رسد نخستین گامهای تاریخی جوامع اطلاعاتی، اهمیت ‹‹هویت›› را به عنوان اصل سازمان دهنده به وجه بارز این جوامع بدل ساخته است. منظور از هویت، فرآیندی است که یک کنشگر اجتماعی به وسیله آن خود را شناخته و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی، جایگاه خود را در جامعه یا جهان معنا می بخشد (کاستلز، 1380).

شاید بتوان از دیدگاهی امروزی فرد را در دسته هایی از قبیل علمی و غیر علمی، قرار داد. در این تقسیم بندی که به طور جامعی متکی بر اطلاعات است، نیروی عضلانی اساساً مطرح نیست. به این معنی که اگر فردی با مهارت اندک استعفا دهد به سرعت می توان جانشینی برایش یافت در حالی که با بالاتر رفتن سطح مهارتهای تخصصی، یافتن شخصی مناسب که مهارتهای موردنظر را داشته باشد، دشوارتر و گران تر است. در نگرشی تاریخی بر این موضوع می توان نتیجه گرفت که خط مشی های قدیمی به جای گردش دانایی و اطلاعات، بر گردش نیروی انسانی و سرمایه متمرکز بوده است، حال آنکه در جهان معاصر و فراصنعتی ‹‹گردش دانایی و دانایی محوری›› جایگاه فرد را در اجتماع معنی می بخشد. در چنین دسته بندی طیف کار فکری از اهمیت روز افزونی برخوردار می باشد.

انسان از لحاظ خصایص اورگانیک در همه اعصار و اجتماعات تاریخی یکسان بوده است، ولی از لحاظ خصایص اجتماعی، صور متفاوتی به خود گرفته است. اورگانیسم انسانی هر چه باشد، در دست توانایی های جامعه می گردد و مطابق الزامات اجتماعی تغییر می یابد. جامعه به قدری نیرومند است که می تواند از امکانات یک اورگانیسم ضعیف حداکثر بهره برداری را کسب و شخصیت توانایی بسازد. (آگ برن، 1380).

تأثیر اطلاعات بر روندهای اقتصادی جامعه انسانی

مورخان اقتصادی نشان داده اند که اطلاعات و فناوری از طریق افزایش بهره وری نقشی بنیادین در رشد اقتصاد و بویژه در عصر صنعتی ایفا نموده است. اما مطالعه تاریخ اقتصادی جامعه انسانی نشان می دهد که در طی قرون عوامل مختلف دیگری در روندهای اقتصادی تأثیرگذار بوده است. برای نمونه افکار اقتصادی افلاطون بر پایه ‹‹اخلاق›› بنا نهاده شده بود. او که پستی های زمان خود را در جمع آوری ثروت به چشم دیده بود عقیده داشت که ‹‹پول و فضیلت به مانند دو کفه ترازو هستند که محال است یک کفه آن بالا رود بدون آنکه طرف دیگر نزول نکند.››

می توان گفت تا قرن دهم میلادی اقتصاد از دریچه اخلاق مورد بررسی قرار می گرفت. کوشش کلیسا، بی توجه کردن مردم به مادیات و دلخوش ساختن آنها به صبر و قناعت بود. اما از قرن 12 م، کم کم جنبش های محلی موجب بوجود آمدن چند کارگاه صنعتی گردید و از قرن 13 م بخاطر تسلط اروپا به دریای مدیترانه و توسعه روابط تجاری سودمند با خاورمیانه یک دوره پیشرفتهای اقتصادی بوجود آمد و پول به عنوان وسیله پرداخت رواج یافت.

از لحاظ عقاید اقتصادی، قرون وسطی یک دوره هزار ساله فقر افکار و تاریکی اندیشه بود. سیستم مبادله به صورت مبادله مستقیم کالا با کالا بود و علاقه مندی به مال از طرف روحانیون تقبیح شده و اقتصاد و فعالیت های اقتصادی تحت الشعاع اخلاق، سنت ها و مذهب قرار گرفته بود. اختراع ماشین چاپ، کشف آمریکا و دسترسی به هندوستان از طریق آفریقا، امکان توسعه فعالیت های اقتصادی و علاقمندی به مال و ثروت را فراهم تر ساخت و بالاخره رنسانس و اصلاحات فرهنگی – مذهبی، نحوه تفکر جامعه اروپایی را دگرگون کرد. فعالیت و تفکر اقتصادی بدون توجه به عوامل مذهبی و اخلاقی مورد بررسی واقع شد و با کشف بازارهای جدید، دسترسی به ثروتهای سرشار برای اروپا ممکن گردید. سیل طلا و نقره به اروپا، نحوه تفکر جامعه را تغییر داد و ماهیت تفکر اقتصادی که تا قرن 15 م تحت الشعاع اخلاق و مذهب بود، از آن به بعد تغییر و مکاتب جدید اقتصادی ظهور کرد. اما تا ظهور انقلاب صنعتی هنوز رویکردهای اقتصادی بر پایه ای مستقیم استوار بود (قدیری اصل، 1348).

بی سر و صداترین علت انقلاب صنعتی را باید در تراکم تدریجی اطلاعات طی عصر کشاورزی جستجو کرد. در واقع، به رغم کاستی گرفتن آهنگ نوآوری های فنی، اختراع ها و اکتشاف ها متوقف نشده بود. شواهد گویای پیشرفت های فنی، همه جا در کشاورزی، فلزکاری، استخراج کان ها، حمل و نقل، ساختمان و دیگر زمِینه ها به چشم می خورد. در نتیجه همین پیشرفت ها، ذخیره اطلا عات و تجربیات فنی در قرن هیجدهم بسی پربارتر از قرن سیزدهم و در قرن سیزدهم بسیار متراکم تر از قرن هشتم بود. این ذخیره عظیم اطلاعات و تجربیات، نیروی نهفته ای بود که می توانست به مجرد تغییر وضع و مساعدتر شدن شرایط اجتماعی سیلی از نوآوری های فنی به راه بیندازد(نولان، 1380).

انقلاب اول صنعتی حرکت از جامعه کشاورزی به سوی کار در کارخانه ها بود و دومین انقلاب صنعتی تغِِییر مشاغل اجتماعی از کار در کارخانه ها به سوی ارائه خدمات بود. سر آغاز حرکت به سوی ارئه خدمات از ایالات متحده و بسِیاری از کشورهای ثروتمند بود و همزمان با بیکاری بخش عظیمی از منابع انسانی در کارخانه ها صورت گرفت. مشاغل بخش خدمات به سرعت جای مشاغل کارخانه ای را گرفت. در سال 1960، در حدود 35 درصد از کارگران در بخش تولید کالا و 65 درصد در بخش ارائه خدمات مشغول به کار شدند. در سال 2004 تنها 1/6 مشاغل اِیالات متحده در صنایع تولید کالا مشغول بودند و اِین در حالی است که 5/6 جمعیت شاغل، در بخش ارائه خدمات فعالیت می کردند. این رویه جهان شمول و مداوم است. در فاصله سالهای 1967 تا 2003 و متعاقب توسعه و تشریک مساعی اقتصادی در جهان مشاغل بخش خدمات 19 درصد در آمرِیکا، 21 درصد در ژاپن و تقریبا 25 درصد در فرانسه، ایتالیا و انگلستان رشد یافته است.

برای نمونه در آسیا، هندوستان در مدت زمان کوتاهی در مرکز توجه جهانی در حوزه فناوری های اطلاعاتی قرار گرفت و رشد صنعتی و فناورانه آن از 73/1 بیلیون دلار در سالهای 1994 تا 1995 به 5/13 بیلیون در سالهای 2001 تا 2002 افزایش ِیافت. به این ترتیب رشد اقتصادی هند از 59/0 به 87/2 درصد در سالهای 2001 تا 2002 افزایش یافته است. درآمد حاصل از سخت افزار، دستگاههای جانبی و شبکه های اطلاعاتی 893/2 میلیون دلار و منافع حاصل از نرم افزارهای اطلاعاتی و و خدمات اطلاعاتی قابل صدور به 678/7 میلیون دلار در سالهای 2001 تا 2002 رسید. فناوری های اطلاعاتی بخش خدماتی را قادر به رشد از 554 میلیون دلار در سالهای 1999-2000 به 897 میلیون دلار در سالهای 2000-2001 نمود(NASSCOM,2002).

اکنون ما در آستانه انقلاب سوم صنعتی یا همان عصر اطلاعات هستیم. جریان سریع و آسان اطلاعات در سطح جهان به میزان زیادی سطح خدمات تجاری – اقتصادی را گسترش و بیش از پیش نموده است. این انقلاب اخیر چالشهای زیادی را در پی دارد و همانند دو انقلاب قبلی ، انقلاب صنعتی سوم پیامدهای فراوانی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته در سطح کار، زندگی و تربیت فرزندانشان داشته است(blinder,2006).

در عصر جامعه های شبکه ای تمامی نظام های اقتصادی بر یک ‹‹بنیان دانایی›› استوارند. همه موسسات تجاری به این منبع بر ساخته اجتماع که از پیش وجود داشته است، وابسته اند. اقتصاددانان و مدیران بازرگانی وقتی ‹‹نهاده های›› موردنیاز تولید را محاسبه می کنند، معمولاً ‹‹بنیان دانایی›› را در کنار سرمایه و نیروی کار و زمین نادیده نمی انگارند. آنچه پیدایش یک اقتصاد فوق نمادین را تبیین می کند، ترویج و تبلیغ رایانه و یا تدابیر صرفاً مالی نیست، بلکه خیزش عظیم امروزی در بنیان دانایی جامعه است. دانایی نوین به همه چیز سرعت می بخشد و ما را به سمت اقتصاددانی و زمان واقعی پیش می راند و جانشینی است برای زمان. دانایی چون نیاز به مواد خام و نیروی کار، زمان، مکان، سرمایه و سایر نهادها را کاهش می دهد، جانشین نهایی یعنی منبع اصلی یک اقتصادی پیشرفته خواهد بود. با تحقق این تحول، ارزش دانایی نیز به شدت افزایش می یابد. (تافلر، الوین؛ تافلر، هایدی، 1376).

به هر حال مهمترین چیزی که می توانیم در ارتباط با عصر جدید اطلاعات بگوئیم این است که این دوران عصرگذار و در حقیقت در حال تغییر است. گذار خود ویژگی هایی دارد که آن را از عصر ثبات متمایز می کند. مهمترین ویژگی گذار معاصر شتاب تاریخ است و این شتاب در همه حوزه ها مطرح هست. برای روشن شدن شتاب تاریخ به تمثیلی اشاره می شود که آن را روشن می کند:

یکی از متفکران برجسته ‹‹کولدین›› معتقد است اگر ما کل تاریخ بشر را تقسیم به 800 نسل 65 ساله بکنیم این گذشته تاریخی را شکل می دهد و 650 نسل از 800 نسل غارنشین بوده اند و این 650 نسل در طول تاریخ شاهد هیچگونه تغییری در زندگی خود نبوده اند. در حقیقت از حدود 70 نسل پیش بوده است که خط و کتابت اختراع شده بود و اختراع خط و کتابت آغاز ثبت و مبادله تجربه هاست و ثبت و مبادله تجربه ها خود یک جریان تحولی را به راه می اندازد (خوارزمی، بی تا ).

اطلاعات و گسترش پدیده جامعه جهانی

جهانی شدن پدیده تازه ای نیست و منشأ آن به زمان های گذشته باز می گردد. پیش از قرن هفدهم و هیجدهم، جهانی شدن با ویژگی های امروز خود در آمیخت. تامپسون می نویسد: جهانی شدن زمانی ظهور می یابد که : الف) فعالیت ها در بستری جهانی پدید آیند؛ ب) فعالیت ها در سطح جهانی سازماندهی، طراحی و هماهنگ شوند؛ پ) فعالیت ها مستلزم درجه ای از رابطه و وابستگی متقابل باشند، به طوری که در بخش های مختلف جهان، فعالیت های محلی بتوانند در پی هم شکل گیرند. همانگونه که گیدنز توصیف می کند، جهانی شدن آرایش دوباره زمان و مکانی است که فعالیت ها از راه دور آن را تسهیل کرده است ( اسلوین، 1380).

امروزه این فناوری و اطلاعات است که قلمرو شکل گیری امور انسانی را عمیقاً تغییر داده، به مردم اجازه می دهد در زمانی کوتاه چیزهای بیشتر و دارای پیامدهای گسترده تر از آنچه را که پیش تر تصور می شد، تجربه کنند. فناوری جوامع محلی، ملی و بین المللی را بسیار بیشتر از گذشته به یکدیگر وابسته می کند. جوامع فرای مرزهای محلی و فرهنگ ها، به عنوان قسمتی از یک اجتماع جهانی به سوی یک فرهنگ و ملیت سوق داده می شوند که خود گامی برای ایجاد یک هویت جهانی است.

بدین ترتیب وقتی جهانی شدن به عنوان ظهور فوق قلمروگرایی تاریخی تلقی شود، پدیده ای عمدتاً جدید در تاریخ معاصر است. فقط پس از دهه 1960 جهان گرایی در زندگی بخش های بزرگی از انسانها نقش محوری، جامع و مداوم پیدا کرده است. امروزه صدها میلیون نفر از مردم دنیا همه روزه چندین بار به طور فوری با سایر کسانی که قبلاً بسیار دورتر از آنها بوده اند، تماس نوشتاری و دیداری – شنیداری برقرار می کنند. در مجموع آهنگ جهانی شدن با گذشت زمان شتاب فزاینده ای پیدا می کند. اما این بدان معنا نیست که این پیشرفت جنبه خطی و برگشت ناپذیر دارد (شولت ، 1382).

اطلاعات و روابط متقابل اجتماعی

در جامعه انسانی انواع مناسبات متقابل اجتماعی از گذشته وجود داشته است. افزون بر این سازمان های گوناگون هر یک از جامعه های انسانی نیز الزاماً با یکدیگر مناسبات متقابلی داشته و از این رو نسبت به یکدیگر متعادل و سازگارند. اما عوامل تأثیرگذار بر نوع روابط اجتماعی در طی اعصار متفاوت و گسترده بوده اند و سیر عوامل تأثیرگذار بر روابط اجتماعی همواره بر یک شیوه نبوده و از عوامل مختلفی تأثیر گرفته است. در این بخش سعی بر آن است که تنها نقش نوآوری ها و فناوری های اطلاعاتی و تأثیر آن در تغییر روابط متقابل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

رابطه اجتماعی کلی ترین و ساده ترین شکل یا هستی اجتماعی است و از بنیاد عمیقی برخوردار می باشد، چون تا حدودی مبتنی بر شرایط اولیه، طبیعی و بالفعل پیوندها، وابستگی متقابل و دلبستگی های میان انسان هاست و چون تا حدودی متکی به بنیادی ترین، کلی ترین و ضروری ترین نیازهای انسان است، مبنای رابطه بر ‹‹آگاهی فرد›› تأثیر می گذارد. از لحاظ تاریخی الگوی نخستین رابطه اجتماعی، معاوضه یا مبادله و توسعه یافته ترین شکل مبادله، یعنی فروش و خرید اشیاء و خدمات بود، اشیاء و خدماتی که قابلیت معاوضه با اشیاء و خدمات دیگر را دارند. هر کنشی که ماهیت عقلانی دارد و در نهایت توسط خرد هدایت می شود را باید در زمره این نوع قرار داد، زیرا تفکر و سنجش برای آن ضروری است و اساس آن را تشکیل می دهد.

اگر جوامع را از لحاظ نوع روابط به جوامع سنتی و مدرن تفکیک نمائیم نقش اطلاعات و انقلاب های فکری کاملاً محسوس تر خواهد شد. ایده های ترقی خواهانه در قرن هجدهم وضع شدند و در انقلاب 1789 فرانسه و انقلاب 1776 آمریکا خود را نشان دادند. با این وجود انقلاب صنعتی باعث تحولات پیچیده تر و چشمگیرتری در حوزه روابط اجتماعی گردید. جوامع صنعتی شده، پیشرفت های مادی سریعی را طی کردند. ظرفیت تولیدشان به سرعت افزایش یافت، بخش های جدیدی از جمعیت غنی و توانگر شدند، سرمایه افزایش و نوآوری های علمی و فنی به شکل زنجیره ای آغاز شد. مللی که صنعتی شدند از ظرفیت خاصی برای سلطه و حتی استعمار مللی برخوردار شدند که کم تر صنعتی بودند و ملل اروپایی امپراطوری های استعماری را بنیاد نهادند و گونه جدیدی از روابط اجتماعی – سیاسی را رغم زدند.

قدر مسلم اینکه قبل از انقلاب صنعتی جوامع سنتی از ثبات برخوردار بودند و معطوف به زندگی در حد امرار معاش و محور آن خانواده بود، در حالی که جامعه مدرن به سرعت تغییر می کند، به این معنا ثبات ندارد، به دنبال تولید صنعتی است و محور آن دولت و اقتصاد می باشد و اساساً جامعه ای عقلانی – دنیوی است (واترز، 1381).

گی روشه (1368) جوامع را بر اساس نوع فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به اعصار چندگانه ای تقسیم بندی می نماید که عبارتند از:

- عصر سنگ ابزاری

- عصر انسان ابزاری

- عصر پیش تکنیکی

- عصر پارینه تکنیکی

- عصر نوتکنیکی

در اینجا به بررسی اجمالی عصر نو تکنیکی می پردازیم. عصر نو تکنیکی عصری است که از ابتدای قرن بیستم در آن وارد شده ایم. یکی از ویژگی های بارز جوامع نو تکنیکی نقش اطلاعات و اهمیت بارز آن در اجتماع و روابط جامعه است. در قرن حاضر پیدایش شبکه های اطلاعاتی جوامع را به سمت مجازی شدن، ارتباطات راه دور، خدمات الکترونیکی سریع، دسترسی آنلاین، شبکه اینترنت و تسهیلات بدون هزینه رایانه ای سوق داده است. در گذشته اشاعه اطلاعات محدود بود و چنانچه دانش و اطلاعات در اختیار افراد معدودی باشد، دامنه بهره گیری از آن نیز محدود می شود. بهره گیری اطلاعات زمانی مفید است که گسترش پیدا کند. به همین منظور، اشتراک زمینه های توسعه دانش مداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا بتوان از آن دانش برای ایجاد تحولات لازم در برنامه ها و فعالیت های اجتماعی بهره مند شد. از این روست که در عصر نوتکنیکی اشتراک دانش به عنوان یکی از ابزارهای مهم تعامل اجتماعی محسوب شده و مبنای روابط متقابل اجتماعی قرار گرفته است.

تغییر محور توجه از سوی اطلاعات به سوی ارتباطات، موید این است که قسمت اعظم اطلاعات مفید، در شرایط اجتماعی جریان دارد. در واقع دلیل پذیرش ابداعات و اختراعات، از تلفن گرفته تا اینترنت، کاربرد آنها برای رفع نیازهای اجتماعی است. ارتباط بین فناوری های عصر اطلاعات و مفاهیم اجتماعی، از برخی لحاظ مانند ارتباط درخت جنگل استوایی و درخت انجیر پیچک است. اگر شرایط مساعد باشد انجیر بر روی تنه درخت جنگل استوایی رشد می کند و این رشد به حدی می رسد که در نهایت جای درخت استوایی را می گیرد و حتی آن را حذف می کند.

تلفن تا دهه 1930، نقش یک ابزار تجاری را ایفا می کرد، اما در حال حاضر از این وسیله به عنوان یک ابزار ارتباط جمعی استفاده می شود. مردم متوجه شدند که می توانند از تلفن در صورت شناخت طرف مخاطب برای انجام هر معامله استفاده کنند. در ملاقات حضوری آهنگ صدا، حالت رفتار و حرکات چشم اطلاعات زیاد و وسیعی را انتقال می دهد که به آسانی روی شبکه (وب) قابل تکثیر نیست. وقتی افراد دور هم جمع می شوند، کانال های ارتباطی گوناگونی باز می شود که بر امور ماوراء الطبیعه اشراف پیدا می کند. زمانی که افراد دور هم جمع می شوند، ارتباط غیرآگاهانه که ناخودآگاه در گروهها ایجاد می شود در شکل گیری عقاید جدید برجسته یا ایجاد اتفاق نظر غیرمنتظره نقش دارند.

اما در هر حال نمی توان نقش فناوری های اطلاعاتی را در تسهیل ارتباطات انکار کرد. بسیاری از افراد در واقع صرفاً به اطلاعات ساده ای نظیر قیمت یک کالا یا یک نقشه نیاز دارند، اما برخی دیگر پست الکترونیکی را سودمند می یابند، زیرا نیاز به گسترش ، تشریفات و تعارفات را کم می کند. به طور قطع، بسیاری از مشتاقان ترجیح می دهند در شبکه گمنام بمانند تا امکان تبادلات غنی اطلاعاتی را با دوستان و همسایگان داشته باشند (ولدان، 1380).

تأثیر انقلاب اطلاعات بر دولت ها و سیاستگذاران آنها و ظهور دولت الکترونیک

کاربرد مفاهیم جامعه و دولت به صورت هم معنا اغلب موجب ابهام می گردد، زیرا تمایز میان مفاهیم دولت و جامعه دارای اهمیت بسزایی در سنت لیبرال بوده است. با پیدایش جامعه شناسی به عنوان رشته ای نو از طریق آثار نویسندگانی چون مارکس، دورکهایم و مک آیور دولت هر چه بیشتر به عنوان جزیی از جامعه تلقی شد. بدینسان مطالعات جامعه شناختی جامعه را به عنوان عرصه ای مستقل و شبکه فراگیری از روابط و ساختهای درونی مورد بررسی قرار دادند. در نتیجه دولت به واسطه جامعه توضیح داده شد و موجودیتی مجزا و مستقل به شمار نمی آمد.

در اندیشه سیاسی یونان مفهوم جامعه وجود نداشت. از قرار معلوم ارسطو دولت شهر را منتج از خانواده می دانست، لیکن وی قایل به حوزه های فعالیت جداگانه ای نبود. دولت- شهر اجتماعی، اخلاقی، نظامی و مبتنی بر همبستگی خویشاوندی تلقی می شد که در خصلت اجتماعی بودن انسان ریشه داشت(وینسنت،1371).

پس از انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از رنسانس، ظهور دولت مدرن نشانی ظهور گفتمانی جدید بود که درک سنتی از قانون، اجتماع و سیاست را از نو قالب بندی می نمود. در طول سده های هفده و هجده میلادی، دولت های مطلقه و قانونی به شکل مستمر وارد فعالیت های گذار به دموکراسی شدند که علت اصلی آن ، مسولیت ناشی از تعهدات نظامی بود.مسله مهم این است که درگیری فزاینده دولت ها در شبکه های منطقه ای و جهانی، به ویژه در نیمه دوم سده بیستم میلادی حدود و گستره اقتدار آنها را تغییر داد. رشد دولت – ملت، سازمانها، تجمعات بین الملل و فرا ملی، افزایش پیوندهای متقابل جهان و عدم امکان ادای وظایف دولت بدون توسل به همکاری های بین المللی ، باعث رشد منظم امور جهانی و شکل گیری نظم جهانی گردید(توحید فام،1381).

انقلاب اطلاعات نیز همانند سایر پدیده های معاصر نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار طریق عمده تغییر داده است. نخست اینکه حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند. فلج ناشی از کثرت اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها و سیاستگذاران باید بین اطلاعات که اهمیت دارد و آنچه که چنین نیست، تمایز قائل شوند. دوم، شبکه های جهانی به این معناست که فرآیند تصمیم گیری می تواند متمرکز یا غیرمتمرکز باشد. حکومت ها معمولاً دارای فرآیند تصمیم گیری متمرکز هستند که سبب کاهش اهمیت سفرا و سفارتخانه ها می شود. سفارتخانه ها اطلاعات را گردآوری و به پایتخت های کشور متبوع خود ارسال می کنند و در عین حال بیشتر مشغول ایفای وظایف نمایندگی خود هستند.

سوم، شبکه های جهانی، انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بین می برند. شرکت ها، روزنامه نگاران، سازمان های غیردولتی در بیشتر مواقع از دولت ها اطلاعات بیشتر و بهنگام تری دارند. سیاستگذاران همانند دیگران برای کسب اطلاعات و تحلیل ها به شبکه بی بی سی و سی ان ان اتکا می کنند. چهارم، شبکه های جهانی سبب ایجاد شفافیت برای همه می شوند و بنابراین سبب می شوند مسئله مقابله با موضوعات جهانی مانند گرم شدن هوای زمین برجسته شده و مورد تأکید قرار گیرد و به این وسیله کشورها نتوانند به صورت یک جانبه درباره مشکلاتی که جهانی هستند، تصمیم گیری کنند (بیلیس، 1383).

ظهور و پیدایش شیوه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ساختار دولت و شکل آن را نیز تغییر داده است. دولت الکترونیک دولتی است که اطلاعات و خدمات دولتی را از طریق اینترنت یا سایر ساز و کارها و روشهای دیجیتالی به مردم ارائه کند . این ساختار جدید ، قابلیت آن را دارد که بخش دولتی را تغییر دهد و پیوند میان دولت و شهروندان را از نو پایه‌ریزی کند . چنین دولتی موقعیتی را فراهم می‌آورد تا ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان بهبود یابد و شهروندان نیز قادر می‌شوند خدمات و اطلاعات مورد نیاز را در هر زمان و بنابر استانداردهای روز کسب کنند . در چنین دولتی، لایه‌های زائد مدیریت دولتی قابل حذف می‌شود و امکان دسترسی آسان همگان به خدمات و اطلاعات فراهم می‌آید . دولت الکترونیک ، این توان را دارد که فرایندهای اجرایی سازمانها را تسهیل کند و هزینه‌ها را از طریق یکپارچه‌سازی و حذف سامانه‌های مازاد کاهش دهد . کارآمد ساختن عملیات دولتی جهت تضمین پاسخگویی سریع به نیازهای شهروندان نیز از طریق دولت الکترونیک امکان پذیر می گردد . دولت الکترونیک ، بر خلاف رویکردی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و به ویژه خاورمیانه مشاهده می‌شود شامل کامپیوتر دادن به مقامات و کارمندان دولتی ، اتوماتیک کردن رویه‌های علمی قدیمی یا صرفاً ارائه اطلاعات نهادها و وزارت خانه‌ها روی وب سایت ، یا ایجاد وب سایتهای وزارت خانه‌ای نیست . دولت الکترونیک عبارت است از بهره گرفتن از فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی برای متحول کردن دولت و فرایند حکومتگری از طریق قابل دسترس‌تر ، کارآمدتر و پاسخگوترنمودن آن. بر این مبنا، دولت الکترونیک به معنای بهره گیری از قدرت اطلاعات و تکنولوژی‌های اطلاعاتی برای ایجاد ساخت جدیدی از دولت است که با جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای همخوان است . از این رو ، دولت الکترونیک در برگیرنده توسعه و به کارگیری زیر ساختهای اطلاعاتی و همچنین تدوین و اجرای سیاستها ، قوانین و مقررات لازم برای تسهیل عملکرد جامعه اطلاعاتی یا دیجیتالی است .

جامعه انسانی و دموکراسی اطلاعاتی

مانوئل کاستلز معتقد است انقلاب ارتباطات و ظهور شبکه‌ها، سبب ساز "ساختار شکنی دولت ملی " و بازسازی دموکراسی از طریق بازآفرینی دولت محلی و شکوفایی آن از طریق ابزارهای الکترونیک ، تقویت مشارکت سیاسی و پیوند افقی میان شهروندان شده و از طریق تسهیل ، انتشار و اصلاح اطلاعات و امکانات برای تشکیل منظومه‌های تعاملی و مباحثه‌ای ، فرصتهای فراوان فراهم آورده است( کاستلز،1382). اینترنت در حد نهایی خود ، اجتماعی الکترونیک است که از شبکه وسیعی از شهروندان آزاد و برابر در سطح جهان ، تشکیل شده به طرزی که این شهروندان قادرند درباره همه جنبه‌های زندگی بحث کنند بی آنکه نسبت به کنترلها و نظارت‌های دولتی و حکومتی هراسی داشته باشند . بلاگ نویسی ، اتاق های گپ زنی ، اعلام آرا با یک حرکت موشواره ، همه پرسی‌های رایانه‌ای ، تله پارلمانهای مردمی ، هیاتهای منصفه مجازی شهروندان ، گروههای مباحثه الکترونیک ، باجه‌های اطلاعات عمومی و امضای الکترونیک (محسنی،1383)، به ابزار بسیار مهم و بزرگ تساوی بخش و ضد عدم توازن میان شهروندان و اشراف قدرتمدار ، تبدیل شده‌اند تا جایی که از اصطلاحاتی چون جمهوری الکترونیک ‌، شکل دهی دوباره دموکراسی و اجتماع مجازی گفتگوهای همزمان (انصاری،1384) و نیز باز تولید تساوی گرایانه و ارزان اطلاعات (مک چسنی،1379 ) گفتگو می‌شود .

دولت در هر کشوری با دموکراسی پیشرفته باید قادر باشد تا اطلاعات را در اختیار اجتماع قرار دهد. در واقع آزادی دستیابی به اطلاعات و آزادی بیان دو مولفه اساسی در تعریف دموکراسی محسوب می شوند. مشخصا فقدان این دو خصوصیت در حکومت های دیکتاتوری و خودکامه محسوس و چشمگیر است. در چنین وضعیتی حکومت نظارت کاملی بر کلیه محصولات، خدمات و استفاده از اطلاعات اعمال می نماید. در هر حال، آزادی دستیابی به اطلاعات به تنهایی کافی نیست، بلکه یک دموکراسی مطلوب اجتماعی نیازمند اشاعه دسترسی به اطلاعات معتبر و قابل اطمینان است. در اینجا دو سوال مطرح می گردد:

1. چگونه می توان اطلاعات قابل اطمینان و معتبر را به دست آورد؟

2. چگونه جامعه تواناِِیی تشخیص و دریافت این اطلاعات را کسب کند؟

شاید بهتر باشد تا سوال اول را اینگونه مطرح کنیم: چگونه می توان دسترسی به اطلاعات غیر قابل اعتماد را متوقف نمود.؟ متاسفانه، جواب این سوال منفی است. اغلب کشورها عمدا اطلاعات غلط یا تحریف شده ای در اختیار مردم قرار می دهند. در حکومت های خودکامه، رسانه ها راههایی را برای تحریف اطلاعات پیدا می کنند و برداشت غلطی از اطلاعات را به اجتماع عرضه می کنند. تصور رسانه هایی آزاد و قدرتمند بدون حذف تحریف اطلاعات غیر ممکن است.(line,2003)

وظایف رسانه یعنی :

1ـ نظارت بر محیط اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و گزارش دهی ،

2ـ تریبونی برای جلب حمایت روشنگرانه از سیاستمداران ،

3ـ گفت و گو میان دیدگاههای گوناگون و صاحبان قدرت و عموم مردم ،

4ـ ساز و کارهایی برای وادار کردن مسئولان به پاسخگویی درباره چگونگی اعمال قدرت خود ،

5ـ تشویق شهروندان به یادگیری انتخاب و مشارکت ،

6ـ احترام به مخاطبان ،

7- ارائه اطلاعات صریح و شفاف.

از یک سو ، رسواسازی الکترونیک را دامن گستر کرده و از دیگر سو، سبب ساز رشد و نمو گفتگوهای هم زمان شده است:

اعتبار نامه دموکراتیک تکنولوژی های جدید در این قابلیتها استوار است که یک شخص با کامپیوتر کوچک، دانش پایه‌ای از نرم افزار مربوط و یک مودم خط تلفن می‌تواند پیامها ، اطلاعات ، تصویرها و صداها را به هر پایانه بین المللی ارسال و دریافت کند (هیرشکوپ ، 1379 ).

بنابراین در پس پیچیدگی " سازمان اجتماعی جامعه تکنولوژیک" ‌، (روشه ، 1382) جامعه‌ای مجازی از تجمع‌های اجتماعی که روی شبکه ظاهر می‌شوند پدیدار گشته که حامل تشکیل شبکه‌هایی از روابط شخصی و اجتماعی در سایبرسپیس توسط افراد گوناگون است (صدوقی، 1380). این روند حاصل "جهانی شدن" مفهومی و کرداری است که هم زوال بخش محدودیتهای جغرافیایی بر ترتیبات اجتماعی و سیاسی و هم آگاهی دهنده به مردمان از رفع این محدودیت هاست (فالکس،1381). بنابراین به تدریج نوع و کیفیت ویژه و تازه‌ای از مفهوم دولت پدید می‌آید که در کشاکش ریشه‌دار موجود در نظریه دموکراسی ، گرایش به یک بدیل خاص دارد .

یکی از ارزنده ترین تجربیات در حوزه دموکراسی دیجیتال در فنلاند با راه اندازی شبکه اطلاعاتی شهرداریkuorevesi تحقق یافته است. شهردار این شهر نقش و مفهوم ارتباطات در فرایند تصمیم گیری شهرداری را مورد مطالعه قرار داد. افزون بر اِین، او اقدام به توسعه یک شبکه دموکراسی دیجیتال در شهرداری نمود. تصمیم به ایجاد یک شبکه اطلاعاتی آزاد تشکیل شده از 3000 نفر از شهروندان، به جای ساختمان یک شهرداری پر زرق و برق قابل ملاحظه و استثنایی است(keskinen,2001).

دموکراسی مبتنی بر ابزارهای الکترونیک و دیجیتال ، آرام آرام این توان و فرصت را می‌یابد که از حالت صرف "روش و تکنیک " ، به خود شکوفایی ، خودسامانی و خود انگیختگی انسان به عنوان " فرد در اجتماع " ، تبدیل شود . بنابراین در وضعیتی که انسان به تنهایی می‌تواند با تکیه بر اطلاعاتی روزافزون و قابل دسترس ، ویژگی‌های کارآمدی و شفافیت را از ساختار فرمان روایانه مطالبه کند، معلوم است که ساختار جدیدی از ویژگی‌های نوین و بهم بسته‌ی ساختار دولت در حال شکل یابی و پدیداری است . دولت نه منحصراً خود فرمان ، نه منحصراً سرزمینی ، غیر نظامی ، حاکمیت و قانون متداخل مشترک ، شهروندی مشترک ، چند فرهنگی ، غیر متمرکز ، غیر بوروکراتیک ، غیر یکپارچه ، با سیاستگذاری مشترک ، کنترل مالی و مالیاتی مشترک میان شهروندان فرمانبر و شهروندان فرمانروا خواهد بود(گیبینزوریمر،1381).

در نمودار زیر درصد جمعیت تحت پوشش پخش زمینی رادیویی و تلویزیونی (نمودار سمت چپ) و خانوارهای دارای رادیو یا تلویزیون (نمودار سمت راست) برحسب میزان درآمد(در سال 2002) و میزان دسترسی آنها به اطلاعات ارائه می شود:
kafashan.JPG
مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی و اتصال جهان اتصال نیافته

گزارش سال 2003 توسعه جهانی مخابرات اولین ابزار فراگیر جهانی درخصوص نحوه اندازه گیری دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات را ارائه می کند. نمونه های کاربردی که می تواند دولتها را در جهت جستجوی روشهای به کنترل درآوردنICT بعنوان ابزاری برای توسعه راهنمایی نماید، در گزارشی که توسط بخش توسعه مخابرات ITU در دسامبر 2003 جهت تطابق با فاز اول مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی(WSIS) تهیه گردیده، ارایه شده است. مطابق این گزارش گر چه پیشرفت های زیادی در قابلیت دستیابی زیرساختICT بوجود آمده است ولی تنگناهائی نیز ازلحاظ استفاده عملی بدلیل دانش و قابلیت استطاعت درحال رشد است. بعنوان مثال بخش عمده جمعیت جهان با درآمد سالیانه ای کمتر از 1340دلار در سال زندگی می کنند که تخمین زده می شود حداقل سطح قابلیت استطاعت برای مالکیت تلفن باشد. بدون رشد شاخص در سطح رفاه خانگی، این گروه هیچگاه نخواهند توانست مالک یک تلفن ثابت، تلفن همراه یا یک کامپیوتر با اتصال اینترنت شوند.

در این ارتباط مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی 10 هدف طرح عملیاتی که باید تا سال 2015 به آنها دست یابد را ارایه می کند. در واقع یکی از خروجیهای مجمع مذکور تمرکز عمیق آن برروی شاخصهای مشترک برای اندازه گیری و نظارت بر دسترسی به جامعه اطلاعاتی بود. روشن است که به منظور حرکت به سمت یک جامعه اطلاعاتی فراگیر تا سال 2015، کشورها نیاز به داده های معنی دار جهت تعیین تضادها در دسترسی، دنبال نمودن پیشرفت و انجام مقایسه های بین المللی دارند. نگاه دقیق تر به ده هدف طرح عملیاتی WSIS نشان می دهد درک این مطلب که چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و مردم در کجا و چگونه از ICT ها استفاده می کنند یا نمی کنند، تا چه حد سخت است. تنها پس از این است که سیاست گذاران میتوانند دلایل فقدان دسترسی را آشکار و بخشهایی از جامعه را که تحت خدمت رسانی نیستند بطور موثرتر مورد هدف قرار دهند.

هدف1: اتصال روستاها با ICTها و ایجاد نقاط دسترسی عمومی

هدف2: اتصال دانشگاهها، کالج ها، دبیرستانها و دبستانها بوسیله ICT

هدف3: اتصال مراکز علمی و تحقیقاتی ازطریق ICT

هدف4: اتصال کتابخانه های عمومی، مراکز فرهنگی، موزه ها، مراکز پستی و بایگانی ها بوسیله ICT

هدف5: اتصال مراکز بهداشت و بیمارستانها بوسیلهICT

هدف6: اتصال تمام ادارات دولتی محلی و مرکزی و ایجاد سایتهای وب و پست اکترونیک

هدف 7: تطابق دوره تحصیلی تمام دبیرستانها و دبستانها به منظور مواجهه با چالشهای جامعه اطلاعاتی با درنظر گرفتن شرایط ملی

هدف8: تضمین دسترسی تمام جمعیت جهان به سرویسهای رادیویی و تلویزیونی

هدف 9: تشویق توسعه محتوا و ایجاد شرایط فنی به منظور تسهیل حضور و استفاده از تمام زبانهای دنیا روی اینترنت

هدف10: تضمین دسترسی بیش از نیمی از افراد جهان به ICT ها به هنگام دست یابی (شرکت مخابرات ایران)

نتیجه گیری

با در نظر داشتن این اهداف، اطلاعات با تاثیر گسترده خود بر کلیه حوزه های اجتماعی، نقش بارز و برجسته خود را بر همگان نمایان ساخته و عرصه های مختلف علمی را از خود متاثر کرده است. بدیهی است تا تاثیرات آتی آن مدنظر قرار گرفته و تحولات ناشی از آن پیش بینی و تاثیر تحول مفهوم اطلاعات در سایر مفاهیم اساسی مانند آزادی، عدالت، امنیت، دموکراسی و ... مورد سنجش قرار گیرد. توجه بیشتر به حوزه های اجتماعی تحت تاثیر اطلاعات ،رویارویی با این خیزش عظیم و فراگیر را سهل الوصول تر می نماید.

منابع و مآخذ

اسلونی، جیمز(1380) اینترنت و جامعه؛ ترجمه عباس گیلوری و علی رادباوه. – تهران: کتابدار.

اگ برن، ویلیام(1380) زمینه جامعه شناسی؛ اقتباس ا.ح.آریان پور. – تهران: نشر گستره.

انصاری ، منصور (1384) " چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی " .: حسین بشیریه ]گردآورنده و مترجم [ گذار به دموکراسی . تهران : نگاه معاصر

بیلیس، جان(1383) جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین؛ ترجمه ابوالقاسم راه چمنی ... ]و دیگران[ . – تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.

تافلر، آلوین(1376) به سوی تمدن جدید: سیاست در موج سومر؛ ترجمه محمدرضا جعفری. – تهران: سیمرغ.

توحید فام، محمد(1381) دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن: سیری در اندِیشه های سیاسی معاصر جهان غرب .- تهران: روزنه.

خوارزمی، شهیندخت(بی تا) نشریه فولاد، شماره 33، ص 54.

روشه، گی(1368) تغییرات اجتماعی؛ ترجمه منصور وثوقی. – تهران: نشر نی.

روشه، گی (1382) مقدمه‌‌ای بر جامعه شناسی عمومی : سازمان اجتماعی . ترجمه هما زنجانی زاده . تهران : سمت.
سایت شرکت مخابرات ایران : http://www.irantelecom.ir

شولت، جان آرت(1382) نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن؛ ترجمه مسعود کرباسیان. – تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

صدوقی ، مراد علی (1380) تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی . تهران : وزارت امور خارجه .

فالکس ، کیث (1381) شهروندی .ترجمه محمد تقی دلفروز . تهران : کویر .

قدیری اصل، باقر(1348) سیر اندیشه اقتصادی . – تهران : دانشگاه تهران

کاستلز، مانوئل(1380) عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ؛ ترجمه احد علیقلیان، افشین خاکباز، حسن چاوشیان؛ ویراستار علی پایا. – تهران: طرح نو.

گیبینز،جان ؛ ریمر ، بو ( 1381) سیاست پست مدرنیته : درآمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر . ترجمه منصور انصاری . تهران : گام نو.

گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی؛ ترجمه منوچهر صبوری. – تهران: نشر نی.

لاین، دیوید(1381) پسامدرنیته ، ترجمه محمد رضا تاجیک ._ تهران: بقعه.

محسنی ، منوچهر (1380) جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی . تهران : دیدار

مک چسنی ، رابرت (1379) " مبارزه جهانی برای ارتباط دموکراتیک " . ترجمه محمد نبوی ]گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه .

نولان، پاتریک(1380) جامعه های انسانی: مقدمه ای بر جامعه شناسی کلان.- تهران: نشر نی.

واترز، مالکوم(1381) مدرنیته؛ تألیف هربرت اسپنرو ... ] دیگران[؛ ترجمه منصور انصاری. – تهان: نقش جهان.

ولدان، رقیه(1380) خبرنامه انفورماتیک / شماره 78، ص 31.

وینسنت، اندرو(1371) نظریه های دولت، ترجمه حسین بشیریه .- تهران: نشر نی.

هیر شکوپ ، کن (1379)" دموکراسی و تکنولوژی های جدید" . ترجمه رضا مریدی . در کتاب : خسرو پارسا ] گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه.
Blinder, Alan S.(2006), Offshoring: The Next Industrial Revolution ForeignAffairs,00157120,Mar,Vol.85,Issue2

Cawkell, A.E. (1987),Evolution of an Information Society, ASLIB, London,

NASSCOM (2002), "National Association of Software and Services Companies", The IT in India: Strategic Review, NASSCOM, New Delhi,

line,Maurice B(2003). democracy and information : transmitters and receivers. Library management. Vol 24 number 8/9.

keskinen, auli(2001) Future democracy in the information society. Futures 3.
* استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

** دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی

علت عدم تحقق مدیریت منابع اینترنت بررسی شود

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۸۶، ۰۶:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

دلایل تحقق نیافتن درخواست سران در مورد شکل‌گیری مکانیسمی برای بررسی موضوع تقویت و افزایش همکاری کشورها در مقولات حساس مربوط به مدیریت منابع کلیدی اینترنت در 3 ماهه نخست 2006 باید مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد.

به گزارش سیتنا، دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی، در روز اول از نشست دهم کمیسیون "علم و فناوری برای توسعه" که21 می در ژنو برگزار شد، سخنرانی کرد.

مراسم افتتاحیه این جلسه که با سخنرانی اشتفان موراوک، مدیر CSTD و ساپاچای پانیچ‌پاکدی، دبیر کل آنکتاد آغاز شد.

در ادامه، رییس جمهور سابق سوییس به عنوان میزبان اولیه اجلاس سران در جامعه اطلاعاتی و سپس وزیر ارتباطات و فناوری تونس به عنوان میزبان فاز دوم این اجلاس و نیز مقاماتITU و WTO و یونسکو به ایراد سخنرانی پرداختند.

بعد از ظهر، سخنرانی مقامات حاضر از کشورهای مختلف در دستور کار قرار گرفت و دکتر حمید شهریاری به عنوان سخنران دهم به ایراد سخنرانی پرداخت. گفتنی است مقاماتی از کشورهای پاکستان، مالی، لسوتو، تونس، مالزی، آرژانتین، عمان و امریکا نیز از جمله سخنرانان این بخش بودند.

شهریاری در سخنران خود به لزوم دستیابی به اجماع در سازو کار پی‌گیری خطوط عمل در چارچوب بین‌الدولی در بدنه سازمان ملل و از طریق ECOSOC تأکید کرد.

وی در ادامه مطالب خود گفت: گزارش دبیر کل نشان از آن دارد که در رابطه با اجرای تعهدات و اهداف کمیسیون علم و فناوری برای توسعه (CSDT) در نشست نهم پیشرفتهایی صورت گرفته، ولی در عین حال موانع و مشکلاتی نیز وجود داشته است.

وی افزود: چالش کنونی این است که اطمینان یابیم چگونه نظر سران جامعه اطلاعاتی به طور جامع به ویژه نسبت به کشورهای در حال توسعه به واقعیت بیانجامد.

وی گفت: برنامه چند ساله آتی اگر به طور مؤثر و کارآمدی مدیریت شود، به دستیابی اهداف و تعهدات سران جامعه اطلاعاتی کمک خواهد کرد. این امر می تواند به نظارت مؤثر بر اجرای بیشتر و نیز رفع نقایص مربوط به برنامه های اقدام بیانجامد.

شهریاری ادامه داد: همان طور که به کرات در اسناد wsis آمده است، برنامه چند ساله کاری علی الاصول باید به دستیابی اهداف مورد توافق در سطح بین المللی که شامل اهداف توسعه هزاره نیز می شود، کمک رساند.

دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی، برنامه چند ساله آتی را شامل 2 مورد از جمله قرار گرفتن مسایل مالی و مسایل مربوط به حاکمیت بر اینترنت در موضوعات اجلاس سران و همچنین مورد توجه قرار گرفتن تمام خطوط عمل، به خصوص آن مواردی که تأثیر مستقیم‌تری بر پل زدن بر شکاف دیجیتالی دارد و در عین حال جنبه توسعه‌ای جامعه اطلاعاتی را شامل می‌شود، ذکر کرد.

وی ادامه داد: مباحث مربوط به زیر ساخت، دسترسی، محیط توانمند ساز و نیز کاربردهای آی سی تی و ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی و توجه به هویت و تنوع فرهنگی همه، اموری هستند که لازم است در برنامه آتی مورد توجه قرار گیرد.

دبیر شورای عالی اطلاع رسانی گفت: ممکن است به دلیل زمان کوتاه بین اجلاس سران تونس و اولین اجلاس کمیسیون، داده و زمینه لازم برای ارزیابی و بازنگری اهداف و تعهدات فرایند جامعه اطلاعاتی وجود نداشته، ولی آنچه که دقیقا به موضوع این نشست مربوط است شامل بررسی و بازنگری دلیل عدم تحقق درخواست سران در مورد شکل‌گیری مکانیسمی برای بررسی موضوع تقویت و افزایش همکاری کشورها در مقولات حساس مربوط به مدیریت منابع کلیدی اینترنت در 3 ماهه نخست 2006 است.

در این نشست، کارشناسان نمایندگی دائمی ایران در ژنو و دکتر محمود مولی نژاد از سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، شهریاری را همراهی می‌کنند.

پیام روز جهانی جامعه اطلاعات

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۰۴:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

حمدون توره" دبیرکل اتحادیه بین‌المللی مخابرات (‪ (ITU‬از سازمان‌های بین‌المللی، انجمن‌های غیردولتی وسیاستگذاران ملی دعوت کردکودکان‌و نوجوانان جهان را در دستیابی به فناوری ارتباطات و اطلاعات (‪ (ICT‬یاری کنند.

وی در پیامی به مناسبت ‪ ۲۷‬اردیبهشت روز جهانی جامعه اطلاعاتی که شعار امسال آن "برقراری ارتباطات جوانان و فرصت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات" است، گفت: مساعدت در یادگیری، به‌اشتراک گذاردن اطلاعات و دانش، توسعه سلامت و تغذیه و ارتباط آن‌ها با کودکان و جوانان سایر کشورها ضروری است.

به‌گزارش روزسه‌شنبه‌خبرنگار ایرنا ، در پیام دبیر کل اتحادیه بین‌المللی مخابرات، آمده است: راهکار کلیدی در رسیدن به اهداف توسعه‌ای جوامع بشری ، سرمایه‌گذاری بر روی نسل آینده به‌ویژه از طریق دسترسی به ارتباطات در میان کودکان امروزی و ارتقای قابلیت‌های آنهاست.

حمدون توره تاکید کرد "درعصر اطلاعات و ارتباطات، وابستگی افراد جامعه به فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات (‪ ،(ICT‬در انتخاب روش زندگی آن‌ها موثر است".

"در این دنیای به هم‌پیوسته، جوانان نه تنها به‌عنوان بهره‌وران شبکه‌های ارتباطی بلکه اغلب به‌عنوان نیروی محرکه آخرین ابتکارات وابداعات در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند."

وی ایجاد فرصت‌های استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات را برای کودکان‌ونوجوانان، بویژه برای افرادی که ازدستیابی به فناوری‌های دیجیتالی در حال رشد، محروم هستند، وظیفه همه دانست.

حمدون توره ، ارتباطات و فناوری اطلاعات را ابزاری نیرومند برای قدرت بخشیدن به کودکان و دیگر گروه‌های آسیب پذیر از طریق ارتقای اطلاعات آن‌ها ذکرکردو گفت که‌امسال درفعالیت‌های توسعه اتحادیه بین‌المللی مخابرات بیشتر به معضلات جوانان پرداخته شده تا فرصت‌های بیشتر و قدرت انتخاب بهتری برای آینده این قشر فراهم شود.

نگاهى به ایده بزرگراه اطلاعاتى ال گور

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۵۵ ق.ظ | ۰ نظر

على جعفرى - امروزه یکى از مفاهیم و واژه هاى پرکاربرد در عرصه هاى «فرهنگى»، «رسانه اى»، «مدیریتى» و «دانشگاهى» و نهایتاً «روشنفکرى» کشور «جامعه اطلاعاتى» است: «حرف اول را در جهان امروز اطلاعات مى زند و هر که اطلاعاتش بیش توفیقش بیشتر... ما وارد دوران انفجار اطلاعات شده ایم و دیگر نمى توان جلوى نفوذ و گسترش اطلاعات را سد کرد یا به کنترل درآورد... با جهانى شدن، همه مرزها در نوردیده شده و فاصله زمانى و مکانى از میان رفته است.... اگر اقتضائات شرایط جدید را نپذیریم از جهان عقب مى مانیم؛ نباید درها را بست... چه بخواهیم و چه نخواهیم ارتباطات جدید آمده است و نمى توان به بهانه برخى بدبینى ها از مزایاى آن بى بهره ماند ...»

کلیشه هاى فوق بخش عمده اى از گزاره هاى گفتمان خوش بینانه نسبت به جریان فکرى ـ عینى جامعه اطلاعاتى است. اما در مجموعه رویکرد ها به «جامعه اطلاعاتى» دیدگاه هایى هم وجود دارند که در مواجهه با آن رویه محتاطانه ترى اتخاذ کرده اند و از غلظت بدبینى بیشترى برخوردارند. دیدگاه هاى بدبینانه از زمان طرح ایده «بزرگراه هاى اطلاعاتى» توسط «ال گور» معاون وقت رئیس جمهورى آمریکا در سال ۱۹۹۳ اهمیت بیشترى پیدا کردند چرا که حرکت آمریکایى ها به سمت ساخت و به دست گیرى این بزرگراه ها که بستر اصلى تحقق جامعه اطلاعاتى است به بزرگترین شاهد بدبینى پیش گفته تبدیل شده بود. از این پس متفکران منتقد و صاحبنظران ارتباطى غیروابسته به اندیشه لیبرال ـ سرمایه دارى بویژه در کشورهاى جهان سوم این دو مفهوم را همزمان و در یک راستا ارزیابى مى کردند و معتقدند که هر نوع تلقى خوش بینانه از جامعه اطلاعاتى بدون لحاظ نسبت آن با بزرگراه هاى اطلاعاتى به دور از واقع بینى است. این صاحبنظران که تجربیات و مطالعات فراوانى درباب جریان ها و طرح هاى ارتباطى نوگرایى و مدرنیزاسیون غربى در کشورهاى متبوع خود داشته اند نمى خواهند این بار در دام تجربه تحمیلى جدیدترى گرفتار شوند. نباید با نادیده گرفتن این تجربیات آموزنده و گرانسنگ یکسره تسلیم جریان جدید شد. مقاله پیش رو با تأکید بر سوابق منفى سیاستگذارى و سیاستگذاران ارتباطى غرب در ایران پیش از انقلاب، برخى دیدگاه هاى انتقادى به «جامعه اطلاعاتى» را در نسبت آن با «بزرگراه هاى اطلاعاتى» مرور مى کند. نتیجه این مرور شکل گیرى نگرشى واقع بینانه و محتاطانه در قبال هجوم تکنولوژیک و جریان فرهنگى ـ ارتباطى جدید براى بهره گیرى حداکثرى از مزایا و آسیب پذیرى حداقلى از معایب آن است.

جامعه اطلاعاتى؛ پدیده اى تکنولوژى محور

جامعه اطلاعاتى نیز مانند بسیارى دیگر از مفاهیم علوم اجتماعى تعاریف متعددى به خود دیده است: «وبستر» (۱۳۸۳) در یک تقسیم بندى کلى پنج گونه از این تعاریف را بازمى نماید: ۱ـ تکنولوژیک ۲ـ اقتصادى ۳ـ شغلى ۴ ـ مکانى ۵ـ فرهنگى. از مهم ترین گونه هاى برشمرده «وبستر» تعریف تکنولوژى محور است که مجموعاً به تغییرات و تحولاتى در حوزه فناورى اشاره مى کند که در نهایت «اطلاعات» را به کانونى ترین متغیر اجتماعى تبدیل مى کند. یعنى پس از این که در جامعه اى مجموعه این نوآورى هاى تکنولوژیک استقرار یافت مى توان از «جامعه اطلاعاتى» سخن گفت. محصول نهایى تحولات تکنیکى فوق به طور عمده به پدیده چندرسانه اى ها (Multimedia) از یک طرف و متحد شدن ارتباطات مخابراتى، تکنولوژى هاى رایانه اى، شبکه هاى ماهواره اى و وسایل ارتباط جمعى در پدیده «اینترنت» است.

اینترنت شامل تمام ویژگى هایى است که براى تکنولوژى هاى نوین ارتباطى برشمرده اند: تعاملى بودن (Interactivity) تمرکززدایى (pecentralization) انعطاف پذیرى (flexibility) ناهمزمانى (Asynchvenous) (مهرداد، ،۱۳۸۰ ص۵). اینترنت روح شرایط اشباع رسانه اى است ... کلکسیون تکنولوژى هاى نوین ارتباطى و شاخص پرشتاب سرعت در واپسین دهه قرن بیستم و سال هاى فراروى هزاره سوم است؛ سال هایى است که در ادبیات خود، این بزرگترین دستاورد ارتباطى بشر را درصدر فهرست رسانه هاى پست مدرن به عنوان یک فضاى نامحدود اطلاعات ثبت خواهد کرد (شکرخواه، ،۱۳۷۹ ص ۴۴)

براین اساس دانشمندانى مانند «دانیل بل» آغاز ظهور جامعه فراصنعتى را از اواخر دهه ۷۰ همزمان با انفجار دگرگونى هاى تکنولوژیک دانسته اند. (وبستر، ،۱۳۸۰ ص۶۹) برخى نیز به طور مشخص از تولد اینترنت در اوایل دهه ۷۰ و سپس فراگیر شدن آن در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ به عنوان نقطه شروع جامعه اطلاعاتى یاد کرده اند اما شاید طرح «بزرگراه هاى اطلاعاتى» براى نخستین بار جدى ترین گزینه براى آغاز جامعه اطلاعاتى در سطوح ملى وفراملى به شمار آید. در سال ۱۹۹۳تیم ریاست جمهورى آمریکا مشتمل بر «کلینتون» و «ال گور» براى چشم اندازهاى اولیه سیاستگذارى درباره رایانه ها و شبکه ها، نقش تسهیل گرى ایفا کرد و این اندیشه را مطرح ساخت که باید یک بزرگراه اطلاعاتى و یک زیرساخت اطلاعات ملى پدید آید (کاتینات، به نقل از دایک، ،۱۳۸۳ ص۹۰)

حمید مولانا با بیان این که «بزرگراه هاى اطلاعاتى» حاصل تحقیقات و سرمایه گذارى دولت هاى بزرگ آمریکاى شمالى و اروپا در سه رشته کامپیوتر، ماهواره و صنایع فضایى و هوایى است در تعریف آن ها چنین مى گوید: «بزرگراه هاى اطلاعاتى» به وسایل ارتباطى، اطلاعاتى و تکنولوژى هایى گفته مى شود که توسط آنها هر نوع پیام از جمله اخبار، برنامه هاى رادیو تلویزیونى، ویدیو، فیلم و سینما، بازى هاى الکترونیکى تفریحى، صفحات موسیقى، مکالمه هاى معمولى تلفنى، عرضه و تقاضاهاى اجناس و قیمت ها در فروشگاه ها و بازارها، منابع و مجموعه هاى کتابخانه ها، آگهى هاى تجارى و سیاسى و اجتماعى، آمار و داده هاى اقتصادى، آموزشى، بهداشتى و انواع طراحى، نقشه تصویر و عکس مى توانند در آن واحد در یک خط مستقیم در حرکت باشند. به عبارت دیگر بزرگراه هاى اطلاعاتى مانند بزرگراه هاى حمل و نقل هستند که در آن واحد در یک جاى معین، دوچرخه، اتومبیل، اتوبوس، کامیون، درشکه و حتى راه آهن در حرکت رفت و آمد باشند، با این تفاوت که در بزرگراه هاى اطلاعاتى به جاى وسایل حمل و نقل، کالا و مردم، پیام هاى شفاهى، کتبى و آمار، راه هاى اطلاعاتى و تصویرها در حرکت هستند.» (مولانا، حمید، ،۱۳۷۳ ص۱۲).

جامعه اطلاعاتى؛ رویکردى توسعه محور

در مواجهه با جامعه اطلاعاتى نه تنها در نوع تعاریف (تکنولوژیک، اقتصادى، مکانى، زمانى و فرهنگى) چنانچه گذشت، بلکه در نوع نگاه (مثبت و منفى) به این مفهوم و پدیده تفاوت وجود دارد. در این باره نیز وبستر بین دو دسته از نظریه پردازان تفاوت گذاشته است: آنها که عقیده جامعه اطلاعاتى را تأیید مى کنند و آن ها که «اطلاعاتى سازى» را به عنوان استمرار مناسباتى که از دیرباز بنا نهاده شده اند، مورد ملاحظه قرار مى دهند (وبستر، ،۱۳۸۰ ص۱۷)

در حقیقت تمایز این دو دسته در پاسخ به این سؤال مشخص مى شود که «آیا جامعه اطلاعاتى یک پدیده کاملاً جدید است که مناسبات قبلى (قدرت، اقتصاد، فرهنگ، بین الملل و ...) را تغییر خواهد داد یا این که با وجود همه وسعت و اهمیت باز در چارچوب کلى نظام قدرت و اقتصاد جهانى عمل خواهد کرد؟» نظریه پردازان دسته اول آن را پدیده جدید و منقطع از گذشته مى دانند و سایرین جامعه اطلاعاتى را در چارچوب همان مناسبات پیشین ملاحظه کرده معتقدند که در این جامعه نیز روابط و ارتباطات قبلى باز تولید خواهد شد.

لازم به ذکر است که دو دیدگاه مذکور تبعات کاملاً مشخص سیاستگذارانه و عملى در اتخاذ نوع استراتژى توسعه اى کشورها دارد به نحوى که تعلقات نظرى و عملى آن دو به الگوهاى متفاوت توسعه کاملاً مشهود و ملموس است. لذا عمده مباحث نظرى درباره «جامعه اطلاعاتى» بویژه در کشورهاى در حال توسعه حول ادبیات «توسعه» شکل گرفته است. به عبارت دیگر تجربه نیم قرن اخیر بسیارى ازکشورهاى جهان سوم درخصوص به کارگیرى ابزارهاى ارتباطى براى رسیدن به توسعه یافتگى در مواجهه اولیه با وسایل ارتباط جمعى و سپس فناورى هاى ماهواره اى، بسیارى از اندیشمندان فرهنگى ـ ارتباطى جهان بویژه جهان سومى ها را برآن داشته است که مواجهه اخیر با شبکه هاى اطلاعاتى را نیز، در طول مواجهات قبل قلمداد کنند. بدین ترتیب به سه دوره زمانى تأکید مى شود و در هر یک دیدگاه هاى غالب (عمدتاً داراى نگرش مثبت به الگوهاى غربى) و دیدگاه هاى جایگزین (عمدتاً داراى نگرش منفى به الگوهاى غربى) که در اغلب کارهاى دانشگاهى و نیز سیاستگذارى هاى ملى مطرح بوده اند مشخص شده است: دوره اول (دهه ۵۰ تا ۷۰) با نظریه رسانه هاى جمعى و تغییرات اساسى در زندگى انسانها پدید مى آید. دوره دوم (۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰) با تأکید بر فناورى هاى ماهواره اى و ارتباطات دوربرد و بزرگ جلوه دادن ظرفیت تعاملى دوسویه آن. دوره سوم (از ۱۹۹۰ به بعد) که به تأثیرات شبکه هاى اطلاعاتى توجه دارد (سینک، ،۱۳۸۳ ص۱۹۸). بنابراین هر نوع مطالعه درباره نظریات جامعه اطلاعاتى بدون درنگ در ربط وثیق آنها با زمینه ادبیات و سیاستگذارى توسعه اى مطالعه اى سطحى خواهد بود، بویژه این که؛ در یک کشور در حال توسعه با تاریخچه اى از سیاستگذارى ها و تجربیات ارتباطى ملى به سر مى بریم.

وسایل ارتباط جمعى؛ کانون نخستین سیاستگذارى ارتباطى توسعه اى ایران؛

از نخستین نظریه پردازانى که به نقش وسایل ارتباط جمعى و به طور کلى ارتباطات در توسعه بخشى جهان سوم پرداخت «دانیل لرنر» بود. او در مطالعات چندساله خود در ۶ کشور خاورمیانه (ترکیه، مصر، اردن، ایران، سوریه و عراق) شاخص ها و مراحل اصلى نوسازى در این کشورها را چنین عنوان کرد: ۱ـ شهرنشینى ۲ ـ سوادآموزى ۳ ـ استفاده از وسایل ارتباط جمعى ۴ ـ مشارکت هاى سیاسى و اقتصادى (لرنر ۱۳۸۴). جان کلام لرنر این بود که مردم جهان سوم تحت تأثیر پیام هاى وسایل ارتباط جمعى که وظیفه انتقال آرمان ها و سبک زندگى مطلوب ـ از نوع غربى آن ـ را به عهده دارد موجد یک جهش فکرى خواهند شد و این جهش منجر به واکنش عینى و تحرک اجتماعى و در نهایت رسیدن به الگوى زندگى مطلوب خواهد شد. او معتقد بود راهى را که غربى ها در ۳۰۰ سال طى کرده اند با کمک وسایل ارتباطى براى عقب مانده ها به مراتب کوتاه تر و کوتاه تر خواهد گشت.

نظریه لرنر که به «الگوى حاکم» ارتباطات و توسعه تبدیل شد پس از ۱۰ سال به چالش شدیدى کشیده شد. مقاله انتقادى اورت، ام. راجرز از طرفداران اولیه لرنر با عنوان «گذر از الگوى حاکم» اعلام شکستى زودهنگام براى لرنر بود. دلایل اصلى افول نظریه لرنر را مى توان چنین برشمرد:(فرقانى، ،۱۳۸۲ ص۲۱)

۱ـ تأکید بر اعتبار جهانى این الگو

۲ـ توجه عمده به تغییرات رفتار فردى و غفلت از ضرورت تغییرات ساختارى در کشورهاى جهان سوم

۳ـ عدم توجه به تفاوت هاى سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و تاریخى این کشورها و یکدست دیدن آنها.

۴ـ اهمیت ندادن به حافظه تاریخى این کشورها در خصوص سوابق استعمارى غرب

۵ـ بى توجهى به اشکالات درونى الگو و فرافکنى مشکلات آن به سوء تدبیرهاى برخى رژیم هاى سیاسى

۶ـ خطى دیدن توسعه.

چالش هاى نظرى فوق با عکس العمل شدیدى نیز همراه شد و آن انقلاب اسلامى ایران بود که با اتکا به رسانه ها و ارتباطات سنتى، مدرنیسم ارتباطى تحمیلى بر ایران را به طور کامل پس زد و بنیان نظام جدیدى را بنا نهاد.
بخش دوم - امپریالیسم فرهنگى

در بخش نخست مقاله نویسنده در طرح این بحث کوشید که «آیا جامعه اطلاعاتى یک پدیده کاملاً جدید است که مناسبات قبلى قدرت، اقتصاد، فرهنگ، روابط بین الملل و ... را تغییر خواهد داد یا این که با وجود همه وسعت و اهمیت باز در چارچوب کلى نظام قدرت و اقتصاد جهانى عمل خواهد کرد؟» نظریه پردازان در پاسخ به این پرسش به دو دسته خوش بین و بدبین به جامعه اطلاعاتى تقسیم مى شوند که دیدگاه هاى بدبینانه از زمان طرح ایده «بزرگراه اطلاعاتى» توسط «ال گور» اهمیت بیشترى پیدا کردند. نویسنده در بخش نخست به طرح «چرایى» این امر پرداخت.
پیوند جامعه اطلاعاتى و بزرگراه هاى اطلاعاتى؛ طلیعه نگرش هاى بدبینانه

دیرى نپایید که با مطرح شدن ایده حرکت به سوى بزرگراه هاى اطلاعاتى از سوى ال گور معاون وقت رئیس جمهورى آمریکا یک حرکت همه جانبه با هدف تحقق لوازم این بزرگراه ها که «خصوصى سازى» و «مقررات زدایى» در عرصه ارتباطات و اطلاعات بودند، آغاز شد. قبلاً نیز از اوایل دهه ۱۹۸۰ با روى کار آمدن حکومت هاى محافظه کار «مارگارت تاچر» و «رونالد ریگان» در انگلستان و ایالات متحده فضاى سیاسى اقتصادى اروپاى غربى تغییر کرده بود و کشورهاى عضو «اتحادیه اروپایى» نیز به پیروى از سیاست هاى جدى آزادگرایى اقتصادى رهبران این دو کشور بزرگ به بازنگرى در سیاست اقتصادى مشترک خود و بازاندیشى در دیدگاه هاى مربوط به جامعه نوین پرداخته بودند؛ به گونه اى که با هوادارى آنها از استوار ساختن ارتباطات دور بر مقتضیات پیشبرد مالکیت خصوصى و بازار آزاد، دیدگاه هاى مبتنى بر نظریات «دانیل بل» و همفکرانش درباره جامعه اطلاعاتى جاى خود را به دیدگاه هاى جدید منطبق با آزادى اقتصادى داد. (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ ص ۱۰ و ۱۱) براى مطالعه بیشتر نگاه کنید به (ماتلار، ۱۳۸۵) و (شکرخواه، ۱۳۷۵).

بدین ترتیب، «جامعه اطلاعاتى» با وجود نام آن مقاصد خاص اقتصادى را دنبال مى کند، با فرآیند جهانى سازى نظام نو آزادى گرایى کنونى، ارتباط بسیار نزدیک دارد و از حیطه کنترل تولید بوسیله مالکیت عمومى و نظام دهى [حتى] ناتوان آن براى تأمین اهداف عمومى خارجى شده است. (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ ص ۱۶)

مجموعه این شواهد خیزش دوباره «امپریالیسم فرهنگى» را تداعى مى کند و عده اى از نظریه پردازان جامعه اطلاعاتى را بر آن مى دارد که از موضعى بدبینانه بدان بنگرند، چه این که تکنولوژى هاى نوین وجامعه اطلاعاتى نیز در ساختارهاى اقتصادى سیاسى سابق عمل مى کنند و نمى توان توقع زیادى از آنها جهت تحولات اجتماعى و ساختارى در جهان داشت.

جامعه اطلاعاتى؛ مرور برخى دیدگاه هاى بدبینانه

بنابر مقدمات فوق در ادامه فقط با تمرکز بر دیدگاه هاى انتقادى، اهم نظرات برخى از اندیشمندان منتقد را مرور مى کنیم. نکات برجسته نظریه انتقادى آرمان ماتلار و سز هاملینگ: (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ با اندکى تصرف و تلخیص)

آرمان ماتلار

ـ از دهه ۱۹۷۰ مفهوم «اطلاعات» به معناى «آگاهى و خبر» به مفهومى داراى همه نوع کاربرد و همه نوع پاسخ و به عبارت دیگر، «به جعبه سیاه رمزگشا» تبدیل شده است که در نهایت معادل «داده آمارى» تلقى شد و این یعنى قطع ارتباط با فرهنگ که در ساخت و مفهوم جامعه اطلاعاتى انحراف ایجاد مى کند و نتیجه اولیه آن یک نگاه ابزارگرایانه صرف بدان است.

ـ محور بزرگراه هاى اطلاعاتى «خصوصى سازى» است. بر این مبنا تجربه هاى تاریخى نشان مى دهند که در جریان ایجاد یک بازار بزرگ با ابعاد جهانى، شکل بندى هاى اجتماعى ناشى از آن، همیشه شکاف هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى موجود در خط شاخص توسعه را عمیق تر کرده اند و در این زمینه نسل تکنیک شبکه شبکه ها، استثنایى بر قاعده کلى پدید نمى آورد.

فناورى هاى نوین و اینترنت متولد نشده اند. آنها ریشه هاى تاریخى، فرهنگى و اجتماعى خودشان را دارند؛ لذا اقدام آنها بر ضد جهانى سازى را نباید به نفع جامعه اطلاعاتى مصادره به مطلوب کرد.

ـ یک روى تأکید بیش از حد بعد «معرفتى» [اطلاعاتى] قدرت چنانکه مورد تأکید «ناى» در مفهوم «قدرت نرم» نیز هست و به تبع در جامعه شبکه اى و اطلاعاتى اهمیتى مضاف مى یابد، همان مفهوم «امپریالیسم فرهنگى» شیلر است و این نه تنها حسن یک جامعه ـ بخوانید اطلاعاتى ـ نیست بلکه باز تولید همان ساز و کارهاى سلطه گرایانه و فزون خواهانه گذشته در قالب شبکه هاى مبتنى بر فناورى هاى نوین است.

سز هاملینگ

ـ براى جامعه اطلاعاتى تعریف قابل قبولى وجود ندارد و معنایى که معمولاً براى این مفهوم عرضه مى شود، بطور جدى با چالش روبرو شده است (عدم هماهنگى میان مفهوم مذکور و واقعیت هاى اجتماعى، ارجح بودن «جوامع اطلاعاتى» به «جامعه اطلاعاتى»).

ـ تأکید مى شود که حرکت به سوى «جامعه ارتباطى» به جاى «جامعه اطلاعاتى» براى حل مشکلات خطیر جهانى به وجود آید: ما باید هنر گفت وگوى اجتماعى را یاد بگیریم.

ـ برخلاف کلیشه هاى پذیرفته شده در توصیف مزایاى جامعه اطلاعاتى، اطلاعات بیشتر لزوماً از اطلاعات کمتر بهتر نیست؛ اطلاعات بیشتر حتماً شناخت و تفاهم بیشترى پدید نمى آورد؛ جریان باز اطلاعات به شکل قهرى به پیشگیرى از منازعات کمک نمى کند و اطلاعات بیشتر به معناى قدرت بیشتر نیست.

ـ پژوهش هاى علوم اجتماعى به ما آموخته اند که فرآیند هاى اطلاعات، با شیوه تک خطى الگوهاى ساده «انگیزش ـ پاسخ» که میان درون داده هاى اطلاعاتى و برون داده هاى رفتارى روابط على ـ معلولى تک خطى قائلند، پدید نمى آید.

نتیجه گیرى؛ نگرش محتاطانه به جامعه اطلاعاتى با تأکید بر پرسش هاى بنیادین

براساس دیدگاه هاى انتقادى فوق بسیارى از دست اندرکاران ارتباطات و اطلاعات در کشورهاى جهان سوم (بویژه ایران) این بار با نگاهى احتیاط آمیز به «جامعه اطلاعاتى» مى نگرند. آنها از افتادن مجدد به دام نظریه هاى رسانه محور مبتنى بر الگوى خطى و انتقالى ارتباط نگرانند و به سیاستگذارى هاى بومى و متناسب با شرایط اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و حتى سیاسى کشورها دعوت مى کنند. دکتر على محمدى با مرور سابقه حکومت پهلوى در مدرنیزاسیون مى گوید: «ایران یک نمونه منحصر به فرد از کشورهاى جهان سوم است که از مدل توسعه و ارتباطات براى شتاب دادن به پروسه مدرنیزاسیون بهره گرفت و این مدل منجر به شکست شد. ارتباطات مى تواند به مردم جهت یافتن معیارهاى جدید و هماهنگ در یک مرحله از گذار کمک کند اما در ایران، تأثیر کاملاً معکوسى داشت» (محمدى، ،۱۳۸۴ ص ۱۷). على القاعده اگر مفهوم جامعه اطلاعاتى را از جنبه ارتباطى و بویژه مفهوم محلى و جماعتى آن (Community) در نظر بگیریم، سیاست سازان و تصمیم گیران در زمینه برنامه هاى ملى ابتدا باید دوران گذار جوامع رودررو نظیر محیط هاى خانواده، مدرسه و همسایگى را تبیین کرده، براساس آنها برنامه ریزى کنند، چرا که در همین محیط هاست که ارزش هاى مشترک و تعهدات متقابل در جامعه توسط افراد فراگرفته مى شود (مولانا، ،۱۳۷۹ ص ۱۰). در حقیقت جان کلام این دسته از اندیشمندان این است که: «من نمى خواهم لزوماً انتقاد کنم، بلکه مى خواهم بگویم که ما در حوزه ملى احتیاج داریم مفاهیم و سیاست ها را قبل از تجهیزات بومى سازى کنیم و مسائل خودمان را حل کنیم، نه این که مسائل دیگران را در اینجا تجربه کنیم (آشنا، ،۱۳۸۳ ص ۷).

براى رسیدن به یک سیاستگذارى ملى و همگرایى ارتباطى و اطلاعاتى تأمل در باره این سؤالات ضرورى است: (فرقانى، ،۱۳۸۴ ص ۲۱ و ۲۲)

ـ آیا الگوى جامعه اطلاعاتى همچون الگوى لرنر، داعیه اعتبار جهانى ندارد؟ و آیا به محو و کم رنگ شدن تفاوت ها، هویت ها و اصالت هاى محلى و منطقه اى کمک نمى کند؟

ـ شکل گیرى جامعه اطلاعاتى آیا به معناى بسترسازى عملى جهانى سازى نیست؟ و آیا جهانى سازى به معناى فراگیر ساختن ایدئولوژى سرمایه دارى و الگوى غربى توسعه نیست؟

ـ آیا جهانى سازى عملاً تنوع فرهنگى را تهدید نمى کند؟

ـ آیا سکاندار اصلى کشتى جامعه اطلاعاتى و جهانى سازى، غرب و در رأس آن آمریکا نیست؟

ـ تولید ساختار و محتواى اصلى در جامعه اطلاعاتى در دست چه کسانى است؟ بیشترین سهم تولید، و مصرف اطلاعات متعلق به چه کشورهایى است و تکنولوژى ها را چه کسانى صادر مى کنند؟

ـ درجامعه اطلاعاتى آیا فاصله میان فقیر و غنى کاهش یافته یا عملاً این شکاف عمیق تر شده است؟ و همینطور (مولانا، ۱۳۸۰): «اینگونه زیرساخت ها توسط چه کسانى و براى چه اهدافى و در چه شرایطى و زیرنظر و کنترل چه کسانى ساخته مى شوند؟ مالک این بزرگراه ها چه کسانى هستند و خواهند بود؟ دولت ها و شرکت هاى چندملیتى؟ چه کسانى از این بزرگراه ها استفاده خواهند کرد و براى چه اهدافى؟ چه کشورهایى و چه گروه هایى از این بزرگراه ها سود خواهند برد؟ قوانین عبور و مرور این بزرگراه هاى ملى و جهانى و منطقه اى را چه کسانى تعیین خواهد کرد؟ مدیریت و انتظامات این بزرگراه ها را چه سازمان هایى در دست خواهند داشت؟ دروازه بان و پلیس این راه ها چه کسانى خواهند بود؟!!

منبع : روزنامه ایران

فرهنگ‌ فضای مجازی

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۸۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ | ۰ نظر

لی پی میسفادین - مترجم: کامبیز پارتازیان - آیا فضاهای ارتباطی و اجتماعی اینترنت فرهنگ دارند؟ ویژگی‌های آنها چیست؟ آیا نظام‌های ارزشی فرهنگی ملی یا قومی برفضای مجازی حاکم‌اند؟

هدف مقاله حاضر معرفی و بررسی رویکردهای نظری اخیر در خصوص توصیف و یافتن خاستگاه‌های یک فرهنگ مجازی است.همچنین، این مقاله، به بررسی تأثیر فرهنگ‌های (دینی، قومی، ملی و غیره) بر فرهنگ‌های فضای مجازی پرداخته و چارچوب‌های نظری مربوط را برای تفکر در مورد فرهنگ در اینترنت ارائه می‌دهد.حرف این مقاله اساساً‌ آن است که نظر به افزایش تعامل انسان با کامپیوتر و شبکه، دیگر صرف پرداختن به رابطه و تعامل انسان و ماشین کافی نیست. فناوری‌های دیجیتالی و کامپیوترها می‌توانند گسترش فرهنگهای ارتباطی در فضای مجازی را تسهیل کرده و حتی مانع آن شوندو این فرهنگهای رو به رشد رامیتوان در هر پژوهش جامعی که درخصوص ارتباطات شبکه‌ای صورت می‌گیرد مورد توجه و بررسی قرارداد.

مقدمه

رابطه کامپیوتری بین انسان‌ها روز به روز فراگیرتر می‌شود.کامپیوترهاروز به روز از طریق شبکه‌های محلی و جهانی و نیز از طریق فناوری بی‌سیم به یکدیگر پیوند می‌خورند.ارتباط گسترده،هر روز بیش از پیش سرعت انتقال عکس، صدا، فیلم و اطلاعات را افزایش می‌دهد.

فناوری‌های کامپیوتری امکان تعامل انسان ـ ماشین را به شکلی کاملاً جدید وبدیع وهمچنین امکان تعامل انسان ـ انسان در فضایی مجازی را فراهم می‌کنند.

تعامل انسان با انسان سنگ‌بنای فرهنگ است.مدل توسعه فرهنگی لوریا و ویگوتسکی(1) نشانگر نیاز به بذل توجه به فرهنگهای فضای مجازی در هرگونه بررسی درخصوص ارتباطات انسانی کامپیوتر محور است چراکه این امر مستلزم کنش‌های ارتباطی و رفتاری‌ای است که انسان‌ها به هنگام تعامل با محیط اطراف خود انجام می‌دهند.
پیشینه

به اعتقاد لوریا و ویگوتسکی انسان‌ها به منظور ارتباط با خود و محیط از ساختارهای روانشناختی مختلفی استفاده می‌کنند.ساختارها در قالب نشانه‌هایی دسته‌بندی می‌شوند که شامل مکانیزم‌های ارتباطی زبانی و غیرزبانی‌اند؛ ساختارها در قالب ابزارهایی دسته‌بندی می‌شوند که در بردارنده طیف وسیعی از الگوها و روش‌های رفتاری دیگری هستند که فرد به منظور ارایه عملکرد موثر درون یک فرهنگ یا جامعه آنها را فرا می‌گیرد و اقتباس می‌کند.

روی هم رفته، نشانه‌ها و ابزارها به افراد امکان تحلیل و تفسیر اطلاعات را داده و معنا و تعامل با اشیاء، افراد و موقعیت هایی که آن ها با آن روبرو می باشند، را می‌سازند.

زمانیکه این ابزارها، که به منظور هدایت فضایی خاص به دقت در کنار هم قرار می‌گیرند، با فضایی دیگری مواجه می‌شوند، دچار نقص شده یا کلاً از کار می‌افتند.در بافت اینترنت، انسان‌ها صرفاً با ابزارهای دیجیتالی تعامل ندارد.بلکه، این ابزارها انسان‌ها را وارد فضایی مجازی باطیفی از امکانات ارتباطی و فرهنگی می‌کند که در توانایی آنهاجهت تعامل با فناوری‌های مختلف،فرهنگ فضاهای مجازی و افرادیکه با آنها مواجه می‌شوند،مؤثر است.

کنش‌های فرهنگی گروهی و فردی آنها ممکن است با فرهنگ‌های مجازی فضای مجازی همخوان باشد و یا حتی نباشد.برخی محققان تا بدانجا پیش رفته‌اند که می‌گویند جوانب اجتماعی ـ فرهنگی تعامل کامپیوتر محور انسانها در انتقال معنا وایجاد ساختاری کارآمد ومؤثر بسی مهمتر از ملاحظات فنی ارتباط است.

مقاله حاضر نظریات رایج درخصوص ماهیت و ساختار فرهنگ‌های مجازی را بررسی کرده و پیشنهادات کوتاهی در مورد اهمیت مطالعات فضای مجازی در حوزه تعامل کامپیوتر- انسان(2) را در آینده ارایه می‌دهد.
مباحث کلیدی در پژوهش‌های مربوط به فرهنگ مجازی

شاید یکی از برجسته‌ترین ویژگیهای پیکره ادبیات رایج درفرهنگ مجازی تقریباًمتضاد بودن مباحث مربوط به تمام موضوعات باشد.

تعدادی از پژوهشگران این تناقض‌ها را به طور مستقیم بررسی می‌کنند.فیشر، رایت و پوستر(3) به طور مشخص به مقایسه پیشگویی های آرمانگرایانه و غیرآرمانگرایانه در گفتمان حاکم بر اینترنت می‌‌پردازند.لوی، پوستر و جردن(4) تا آنجا پیش رفته‌اند که معتقدند اینترنت ماهیتاً مهمل نما است: این وسیله جهانی اما غیرکلی، آزادی‌خواه و انحصار طلب، قدرتمند، شکننده و سریع، صرفاً در تحول است.از این رو بسیاری از نویسندگان مایلند در مباحث مهمل نما (مربوط به اینترنت) تنها درخصوص یک طرف، نظریه‌پردازی کنند. نمونه این مسأله را در مبحث بعدی می‌توان ملاحظه نمود.
آرمانشهر یا نا آرمانشهر(5)

برخی نویسندگان ضمن عدم دفاع آشکارا از ابزارگرایی ،دیدگاه‌هایی آرمانشهری درخصوص به اصطلاح «گذرگاه اطلاعاتی» مطرح می‌کنند.

این نظریه پردازان پیش‌بینی می‌کنند که توانایی رهاشدن از ارتباطات اینترنتی در پیدایش اشکال جدید دموکراسی و ادارک جمعی در دهکده جهانی فضای مجازی تأثیر بسزایی دارد.(6)

منتقدین آنها معتقدندکه این نویسندگان ازواقعیت غافلند و ارزشهای فرهنگی بطورجدایی‌ناپذیری با رسانه و زبان در ارتباطند(7) و فرهنگ مجازی از ماتریکس فرهنگی و اجتماعی شناخته شده نشات گرفته است.(8)

این نظریه‌پردازان به طرح دیدگاه‌های جزمی‌تر فناوری و ناآرمانشهری درخصوص فضای مجازی در سطح وسیعتری پرداخته‌اند: در این دیدگاه‌ها، فرهنگ سرمایه‌داری و پول محور(9) غالب است و سلسله مراتب بی‌عدالتی و نابرابری اقتصادی موجود را گسترش میدهد(10) و از طرفی ارزشهای فرهنگی غربی/آمریکایی و مهارت‌های فنی را تقویت می‌کند.(11)

این مباحث و مباحثی که موضوعاتی متقابل و متضاد دارند و به فرهنگ مجازی مربوطند (نظیر اینترنت به مثابه مرکز کنترل جمعی در مقابل اینترنت به مثابه یک فضای اجتماعی جدید(12) یا اینترنت به مثابه بافت فرهنگی در مقابل اینترنت به مثابه یکدست ساخته فرهنگی(13) همه در مباحث فلسفی‌ای که مبانی اثر فهرست شده در دیگر بخش‌های مقاله، را تشکیل می‌دهند آمده‌اند.
مدرن یا پسامدرن

از دیگر تقسیمات عمده در بحث مربوط به ماهیت و فرهنگ فضای مجازی این مسأله است که آیا اینترنت (و فناوری‌های وابسته به آن) پدیده ای مدرن است یا پسامدرن؟

نویسندگان بیشماری گسترش فناوری‌های اینترنتی و فضای ارتباطی جدید ساخته شده توسط آنها را صرفاً به مثابه تجلی ایده‌های مدرن به شکل ابزار و تکنیک که بطور قطع درایده‌آل‌های جمهوری خواهانه و انقلابی، آزادی، برابری و برادری نهفته است، مورد بررسی قرار داده‌اند.(14)

اسکوبار(15) با تأکید بر همخوانی فناوری‌های رایج با انقلابهای فرهنگی موجود، مبانی فرهنگی غربی توسعه فناوری را مورد بررسی قرار می دهد، گانکل(16) نیز با تاکید برهمین مسأله معتقد است که منطق فضای مجازی صرفاً عبارت است از بسط و گسترش استعمار اروپایی.از نگاه کستلز(17) فرهنگ مجازی برخاسته از فرهنگ برتر علمی و تکنولوژیکی،»در فهرست مأموریت غلبه بر جهان قرار داشت».(ص60).

ارول(18) معتقد است که بحث درخصوص پسامدرن بودن، ابراز فراموشی نسبت به گذشته است (ص 13) و مدعی است که فضای مجازی و فناوری‌های مجازی دنباله همان تصویرگری رمانتیک و دهه‌های 1830 و 1840 است.او می‌گوید از قالب خارج کردن، محصول جدید دوران مدرن نیست بلکه (پدیده جدید) موفقیت تصویرگری رمانتیک بود.(ص 16)

نویسندگان متأخرتر، فضای فرهنگی فضای مجازی را کاملاً جدید و پسامدرن دانسته، آن را نشانگر گسستی عمده و اساسی در الگوهای فرهنگی جامعه،هویت و ارتباطات درنظر می‌گیرند.

به عنوان مثال وبب(19) معتقد است تصاویر مرزی فضای مجازی نشانه تغییریی پسامدرن از انسان محصور به یک غیرانسان نامحصور مجهز به کامپیوتر است.پوستر(20) مدعی است فناوری‌های اینترنتی فرهنگ دومی را پدید آورده است: "فرهنگی غیر از مبادلات همزمان نشانه‌ها و صداها بین افراد.در فضای واقعی و زمینی" (ص13).او پیش‌بینی می‌کند که پیامدهای فرهنگی این نوآوری، باید سبب تخریب و نابودی «مدرن» گردد، و برای این بافت گزاره هایی از نظریات پسامدرن اندیشمندانی نظیر فوکو، هایدگر، دلوزه، بادلیراد(21) و دریدا را که عقاید مدرن درخصوص پیشرفت، شخصیت اصیل تعریف پذیر و وجود مبانی مطلق برای ساختار علم را به چالش کشیده‌اند،را از نو تدوین می‌کند. (برای مرور مختصر و اجمالی تفکر پسامدرن به 2000, Schutz رجوع گردد).

پوسترمعتقد است دیدگاه‌های پسامدرن درخصوص زندگی و فرهنگ که فراتر ازعقاید و آموزه‌های مربوط به ساختارهای ثابت اجتماعی ممکنست با فضای پویا، شناور و حتی به لحاظ فرهنگی متناقض با فضای مجازی،بیشترین پیوند و سازگاری را داشته باشد.
ارزش‌های فرهنگ مجازی

آیا ارزشهای فرهنگ مجازی صرفاًارزشهای وارد شده از فرهنگهای غیرمجازی موجودند؟یا فرهنگ مجازی فرهنگ جدید و خاص خود را دارد؟

نویسندگان بسیاری درخصوص ماهیت و خاستگاه‌های ارزشهای فرهنگ مجازی پژوهش‌ کرده‌اند.

انررسان(22) معتقد است که "ارزش‌های فرهنگ مجازی،ارزش‌های گفتاری،قابل دسترس، آزاد و دارای واکنش سریع هستند"(ص 13).کستلز معتقد است که «فرهنگ هکری» اساس فرهنگ مجازی است و ارزش‌های شایسته‌سالارانه، مفهوم اولیه جامعه مجازی و آزادی فردی بالایی را به همراه دارد.

جوردن(23) مدعی است که فرهنگ مجازی، نیرویی است که فرهنگ، سیاست و اقتصاد را می‌سازد و «قدرت فناوری» را قدرتی تعریف می‌کند که نظام هنجاری فرهنگ مجازی را شکل می‌دهد.

او در سال 2001 همانند کستلز، زبان انگلو- آمریکایی و فرهنگ متعصبانه فضای مجازی را که به اعتقاد او اساسش بر رقابت و صور اطلاعاتی لیبرال و ایدئولوژی‌های آنارشیستی استوار است را بررسی کرد.

ناپفر و مورس(24) ماهیت مردسالارانه فرهنگ مجازی را بررسی می‌کنند در عین حال،کولکو(25) معتقد است که اعضای (که عمدتاً آنگلو- آمریکایی‌اند) جوامع مجازی جدید،ارزش‌هایی (عمدتاً آمریکایی) از فرهنگ بومی خود نیز با خود وارد این جوامع می‌کنند. در نتیجه و همانگونه که استار(26) نیز پیش‌تر خاطرنشان کرده بود،هیچ تضمینی وجودندارد که تعامل در شبکه صرفاً بی‌عدالتی‌های نژادی،جنسی و طبقاتی‌ای را که در اشکال دیگر ارتباطات سراغ داریم،کپی کند(ص8).

مقالاتی که شیلدز(27) در سال 1996 در مجموعه‌ای ویراستاری کرد ویژگی‌های مربوط به ارزشهای فرهنگ مجازی و مواردی نظیر نوع نگاه به سانسور، تعامل اجتماعی، سیاست‌های سلطه‌ طلبانه و کنش‌های جنس‌مدارانه در شبکه را مورد بررسی قرار داده‌اند اما دیگران معتقدند که فضای مجازی محل ایجاد فرهنگی کاملاً جدید است.به عنوان مثال لوی می‌گوید،"فرهنگ مجازی بیانگر پیدایش یک فرهنگ متفاوت جهانی و جدید است،چراکه از عدم تعصب در فهم از جهان برگرفته شده است"(ص 100) و هیلی(28) فضای مجازی را فضایی میانه‌ میان تمدن و صحرانشینی می‌داندکه در آن گرایشات و گزینه‌های فرهنگی را می‌توان انتخاب کرد.
خرده‌ فرهنگ‌های فضای مجازی

آیا خرده فرهنگها در محیط فرهنگی فضای مجازی قابل شناسایی‌اند؟

شماری از نظریه‌پردازان فرهنگهای آن‌لاین خرده‌گروه‌های خاص را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند:کستلز«فرهنگ هکری»را به تفصیل بررسی کرده است.لئوناردی(29) فرهنگ آن‌لاین و طرحهای وب‌سایت اسپانیا‌یی‌های ایالات متحده را مورد مطالعه قرار می‌دهد و گیبس و کراس(30) تصاویری را که خرده فرهنگهای مختلف اینترنتی بکار می‌برند را مورد بررسی قرار می‌دهد.اما شماری از پژوهش‌ها به جای موضوع‌بندی و توصیف خرده‌ فرهنگ‌های فضای مجازی،به حاشیه رانده شدن یا عدم دسترسی برخی گروه‌های فرهنگی را به فضای مجازی مورد بررسی قرار می‌دهند.

مثلاً هوو(31) می‌گوید: تفاهم‌های مهم ارزش‌های فرهنگی، فضای مجازی را برای آمریکایی‌های بومی (اصیل) نامناسب می‌کند.کنیستون و هال(32) آماری در مورد زبان انگلیسی و غلبه غرب در اینترنت ارایه می‌کنند؛ آنها اظهار داشته اند که 95% جمعیت – هند- به دلیل اینکه از زبان انگلیسی سلیس محروم‌اند، عملاً از کامپیوتراستفاده نمی‌کنند.اندرسان معتقد است "سنت‌های اومانیستی لیبرال فرهنگ عربی و اسلامی"(ص 15) از عالم فضای مجازی محرومند نه به این دلیل که به رسانه‌های جدید وارد نشده‌اند بلکه به این دلیل که آنها به معنای دقیق کلمه تحت شعاع ارزش‌های فرهنگی وابسته به زبان و فرهنگ غالب فضای مجازی قرار گرفته‌اند.فریس،مورس،و کناپفر(33) نیز معتقدند که فرهنگ جنسی فضای مجازی می‌خواهد زنان را از دنیای مجازی بیرون کند.

جالب اینکه داهان(34) از فضای عمومی آن‌لاین محدودی که در اختیار اسرائیلیهای وابسته به اکثریت یهودیان ساکن در اسرائیل گزارش می‌دهد.این نویسنده به جای آنکه به این نتیجه برسد که فرهنگ آنگلو ـآمریکایی در اینترنت غالب است، قاطعانه می‌گویداین عدم تعادل نشانگرآنست که محرومیت اجتماعی و سیاسی موجود در جامعه اسرائیل صرفاً در فضای مجازی،منعکس شده است.

داویس(35) از امکان محرومیت از فرهنگ ابزاری جهانی(تکنوفرهنگ)بواسطه تفاوت و تنوع ارزش‌ها و گرایشات انسانی حمایت می‌کند.(ص 105). در این میان، استالد و تافت(36) چند گزارش درخصوص فعالیت‌های شماری از اقلیت‌های مشخص و مجزا در فضای مجازی تهیه کرده‌اند: مردان آفریقایی سیاهپوست روستایی در دانشگاهی در آفریقای جنوبی، خانواده‌های آٍسیای جنوبی در لندن، زنان هند و مهاجران ایرانی مقیم لندن.
در جستجوی آرمان شهر: تأثیر فرهنگی و طراحی فناوری

اگر فرهنگ مجازی را نظام ارزشی‌ای بدانیم که تجسم سخن آزاد، کنترل فردی و از میان بردن فاصله‌ها است، آیا این بدان معناست که نابرابری‌های موجود را می‌توان با پیگیری این آرمان شهر اصلاح نمود؟

کنیستون و هال(37) می‌کوشند تاموضوعاتی را که طی این تلاش‌ها قابل بررسی است را برشمرند:

توجه به واکنشهای ملی‌گرایانه به روشنفکران انگلیسی زبان،ایجاد صوراستاندارد برای زبانهای بومی و چالش‌هایی که شرکتهای نرم‌افزاری آمریکای شمالی به هنگام پرداختن به زبان‌های آسیای جنوبی با آن مواجه هستند.

بنسان واستندینگ(38) نقش سیاست در حفظ ارزشهای فرهنگی را بررسی کرده‌اند.

آنها همچنین چارچوب جدیدی برای ارزیابی تأثیر فناوری و ارتباطات بر فرهنگ ارایه کرده‌اند.

ویلسون(39) معتقد است که چارچوبی مبتنی بر تحلیل چامسکی(1989) از رسانه‌های فراگیر می‌تواند در تعیین میزان مشارکت آمریکاییها و میزان غلبه نهادها(و در نتیجه تعیین فرهنگ) فضای مجازی مؤثر باشد.از مسایل مربوط به حوزه HCI می‌توان به تلاش‌های اولیه در راستای تهیه فضاهای آن‌لاین برای گروه‌های فرهنگی خاص اشاره کرد.به عنوان نمونه ترک(40) به طور خلاصه تلاش‌هایی را که جهت ایجاد روابط بین فرهنگ کاربران و علایق آنها به وسایل ارتباطی خاص و مدل‌های سایت شبکه جهانی برشمرده است، در عین حال، لئوناردی گزارشی از پژوهشی در خصوص ظهور "ویژگیهای فرهنگی اسپانیایی"(ص297)در نحوه طراحی وب‌سایت ارایه می‌دهد (خصوصیات فرهنگی در قالب بافت آمریکایی در راستای اشتقاق از فرهنگها درک و مشاهده می‌شوند) و طرهای خود را برای این جامعه ارایه میدهد.هیتون(41) باکمک گرفتن از ایده بیجکر و لو(42) در مورد «چارچوب تکنولوژیکی» توضیح می‌دهد که چگونه طراحان ژاپنی تصمیمات فنی را باتوسل به عناصر فرهنگی ژاپن توجیه می‌کنند.چالش‌های روش‌شناختی و نظری اینگونه رویکرد به طراحی فناوری به تفصیل در بخش «نشریه‌های فرهنگی مربوط به ارتباطات فکری آن‌لاین» (مکفادین)(43) و درهمین دایره‌المعارف آمده است.
گرایشات آینده

درحال حاضر در ادبیات فرهنگ مجازی موجود بین نظریاتی که بیانگر ورود فرهنگ‌های پیشین [به فضای مجازی] هستند و نظریاتی که انتظار ساخته شدن فرهنگی جدید را در فضای مجازی دارند،تنش وجود دارد.نظریه‌پردازان دسته اول، مایلند ابتدا گروه‌هایی که در فضای مجازی از تعاریف فرهنگی(ومعمولاً قومی) جزمی یابنیادین استفاده می‌کنند را شناسایی وطبقه‌بندی کنند، سپس به بررسی شیوه‌های وارد کردن،تحمیل کردن و یا از دست دادن کنشهای فرهنگی در فضای مجازی بپردازند.آنگاه تحلیل‌های سیاسی ـ اجتماعی بر مبنای این طبقه‌بندی‌ها صورت می‌گیرد.

بکارگیری چنین تعاریف ثابتی از فرهنگ راه را برای برخی حملات به توسعه به اصطلاح«نسخه های» فرهنگی مناسب فضاهای آن‌لاین و تعامل‌های انسان ـ کامپیوتر هموار می‌کند.اما،چالشی که هنوز وجود دارد، فقدان نظریه ای دقیق درخصوص فرهنگ است که تحلیل پیچیدگی‌های واقعی فرهنگی مجازی و جوامع مجازی را می‌طلبد(44) و بعلاوه این فقدان،فناوری و طراحی ابزار را هدایت می‌کند.اما اخیراً برخی نظریه‌پردازان،سودمندی الگوهای ثابت و «طبقه‌ای» یا تعاریف فرهنگ را زیر سؤال می‌برند.در عین حال عبدالنور-نوسرا(45) معتقد است که بررسی ساخت فرهنگ در شبکه دشوار است.بنسان و استندینگ نظریه سیستم‌های کاملاً جدید فرهنگی را ارایه کرده‌اندکه فرهنگ را مؤکداً سیستمی نامریی قلمداد می کند تا مجموعه‌ای از مقولات و طبقات.

مهم‌تر اینکه، نظریه‌‌پردازان پسامدرنی نظیر پوستر معتقدند که اینترنت نظریه فرهنگی و اجتماعی خاص خود را می‌طلبد.نظریه مشترک بین این نظریات ناظر به ماهیت پویای فرهنگ و نقش افراد به مثابه عامل‌های فعال در ساخت فرهنگ آن‌لاین یا آف‌لاین است.
نتیجه گیری

هرگاه انسانها در خلال زمان با یکدیگرتعامل برقرار می نمایند، فرهنگهای جدید به وجود می آیند.

در فضای مجازی،فناوریهای کامپیوتری شبکه ای،فرایند های ساختار فرهنگی را شکل میدهند (یا مانع می گردند یا بلوکه می کنند) و شکل گیری این فرایند را تسهیل می بخشند.

اگرچه مباحثات درخصوص ماهیت فرهنگ مجازی به افراط کشیده می شود،اما یک نکته به شدت واضح و مبرهن است: در حوزه تعامل کامپیوتر- انسان، دیگر زمان کافی و مقتضی برای تمرکز بر تعامل میان ماشین و انسان وجود ندارد.

هر کوششی در راستای بررسی ارتباطات انسانی شبکه ای باید تعامل انسانی را با فرهنگهای فضای مجازی در نظر گیرد که فناوریهای کامپیوتری مسبب آن بوده اند.
اصطلاحات و مفاهیم

فرهنگ

این واژه از چندین معنا برخوردار است:

الگویی بنیادینی که اساس آن را الگوهای مشترک،عقاید،رفتارها،دیدگاههای محافظه کارانه اجتماعی وارزشهای اکتسابی که فرهنگ را نظامی مشترک ازحل وفصل یا ایجاد معنای جمعی میدانند،تشکیل میدهد.کلید فهم فرهنگهای آن لاین- که درآنها ارتباطات متن محور است– ممکن است تعاریفی از فرهنگ باشد که بر رابطه معکوس و معنایی میان زبان و فرهنگ تاکید دارد.
فضای مجازی

اینترنت به نحو آشکار به زیر ساختهای تکنولوژیکی کامپیوترهای شبکه ای اشاره دارد که ارتباطات دیجیتالی را در سطح دنیا ممکن می سازند.در عین حال فضای مجازی،مکان های مجازی به شمار می روند که در آنها افراد با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و این ارتباط توسط فناوری های اینترنتی ممکن شده است.از نگاه لوی فضای مجازی نه تنها زیرساخت ابزاری ارتباطات دیجیتالی است که اقیانوس اطلاعاتی است که انسان ها در آن زیرساخت ها را کنترل کرده و توسعه می دهند.
آرمانشهر

مدینه فاضله عبارت از جامعه ای واقعی یا تصوری، مکان یا دولتی کامل یا ایده ال است.
ناآرمانشهر

این مدینه از لحاظ معنایی مخالف مدینه فاضله است و به هر جامعه نامطلوبی اطلاق می شود.
این اصطلاح عمدتاً برای اشاره به جامعه ای ساختگی(در آینده ای نزدیک) بکار می رود که در آن گرایشهای اجتماعی رعب آور و از لحاظ اجتماعی بی نهایت مخرب است.
ابزار گرایی تکنولوژیکی

دیدگاهی که در آن صرفاً فناوریها و ابزارهایی که دخالت درفرهنگ ندارند،اهمیت داشته و مفیدند.
ابزارهایی که حامل هیچگونه ارزش یا فرضیات فرهنگی در نوع طراحی و نیز درمقام تحقق نیستند.
جزم گرایی تکنولوژیکی

عقیده ای است که بر اساس آن فناوری طبق قوانین درونی خود گسترش مییابد و از این رو باید به مثابه سیستمی مستقل در نظر گرفته شود که تمام عرصه های اجتماع را تحت کنترل و نظارت دارد.
مدرن

اصطلاح مدرن در علوم اجتماعی به اشکال مختلف سیاسی،اجتماعی،فرهنگی(و مبانی اجتماعی و فلسفی آنها) اشاره دارد که مشخصه جامعه صنعتی و غرب امروز به شمار می رود.

فرضیات فرهنگی مدرن بطور خاص در پی بسط نظریات جهانی وعقلایی هستند که جوامع انسانی را توضیح و تفسیر می کنند.
پسامدرن

رویکردهای نظری که بعنوان پسامدرن شناخته شده اند،این اعتقاد را که فرضیات اجتماعی جهانی و عقلایی،مطلوب هستند را کنار گذاشته اند. نظریات پسامدرن، فرضیات بنیادین مدرن نظیر ایده پیشرفت یا آزادی را به چالش کشیده اند.
منبع: باشگاه اندیشه

جرم و گمنامی در فضای مجازی

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

وحیده محمد‌میرزایی - شبکه جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم همان نقشی را ایفا می کند که کارخانه ها در زمان انقلاب صنعتی ایفا کرده اند .آن زمان مردم زندگی روستایی را رها کرده و به کار منظم در کارخانه ها و زندگی در شهرها روی آورده و برای ظهور اشکال تازه ای از دولتها مبارزه کردند . اکنون نیزبا تاثیر شبکه های تبادل اطلاعات ،جامعه جهانی ناگزیر است ساختار سیاسی و نگرش کلی خود را درباره تمامی ساختارهای اجتماعی تغییر دهد." «مانوئل کاستلز»
چکیده

فضای مجازی یک نوع اجتماع و همسایگی بزرگی است که میلیون ها کامپیوتر و استفاده کتتدگان آن را در سراسر جهان به هم می پیوندد . با غلبه اینترنت بر زندگی روزانه ی انسانها طبیعی به نظر می رسد که بسیاری از مشخصه های جامعه سنتی به درون اینترنت کشیده شوند و در آتجا شکل گیرتد. امروزه ، امور زیادی از قبیل خرید و فروش ، تحصیل، مشاوره خانوادگی ، ازدواج وحتی مشاوره های پزشکی میان پزشکان و بیماران در اینترنت انجام می گیرد . از ابن رو هیچ جای تعجبی نیست که مجرمان اینترنتی در فضای مجازی مرتکب جرم شوند . به خصوص گمنامی این فضا بر گسترش این نوع جرایم دامن می زند ، در این فضا کمتر هویت واقعی مشخص می شود و افراد باکتمان هویت خویش به راحتی مرتکب انواع جرائم می شوند این مقاله در یچه ایست کوچک به معرفی جرم مجازی و عناصر آن و رابطه آن باگمنامی .
مقدمه

بشر در طول حیات خود با دوره های گوناگونی از تحول و تکامل مواجه بوده است . زمانی کشاورزی محوریت داشت ، اما بشر پس از مدتی به این نتیجه رسید که با تحقق یک جامعه صنعتی می تواند به آرزوهای خود دست یابد . لذا تمام هم خود را در این راه نهاد و دورانی صنعتی را رقم زد که اوج آن را در سده نوزدهم میلادی شاهد هستیم . اما از اواخر قرن بیستم ، زمزمه های محوریت یافتن عنصر دیگری شنیده شد . این عنصر که در همان دوران صنعتی واجد ارزش بودن خود را به اثبات رسانیده بود، به تدریج با پا گذاشتن به سده بیستم موقعیت خود را تثبیت کردو تا آنجا پیش رفت که به دوران صنعتی پایان داد و بشر را وارد عصر پسا مدرنی یا پسا صنعتی کرد.این عنصر با ارزش اطلاعات نام دارد و حدود یک قرن است که بشر تلاش خود را صرف تجلی آن در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کرده است . بی تردید هر کاری ابزاری می خواهد و ابزار تحقق یک جامعه به واقع اطلاعاتی2 ، فناوری اطلاعات و ارتباطات3 است . دلیل اشاره به عامل ارتباطات در کنار اطلاعات ، به لحاظ جایگاه ویژه آن در توسعه و تکامل است . ارتباط و به تبع آن ابزارهای ارتباطی،از همان ابتدا از عناصر حیاتی محسوب می شدند و می توان گفت اگروجود نداشتند بشر هیچ گاه نمی توانست به این حد از رشد و بالندگی برسد . اوج این رشد و بالندگی را می توان در ظهور شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای جهانی دانست که از دهه نود میلادی به بعد ، تحولی بنیادین را در دو حوزه رایانه4 و مخابرات5 رقم زدند . این شبکه ها که خود از بسیاری سیستمهای رایانه ای متصل به یکدیگر تشکیل شده اند ، به مدد فناوریهای پیشرفته مخابراتی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و فضایی با ویژگی های کاملا متمایز از دنیای فیزیکی به وجود آوردنده اند که عده ای آن را فضای مجازی6 نامیده اند و عده ای هم عنوان فضای سایبر7 را برای آن برگزیده اند 8.(جلالی فراهانی،1383 ) این فضا فضای گمنامی است ، افراد در آن خود را با حرف معرفی می کنند و کسی به طور حقیقی دیگری را نمیشناسد . افراد در این فضا از طریق شبکه های بین المللی دور هم جمع می شوند ، جرم هم یکی از دیده های اجتماعی است و اافراد از زمانی که دور هم جمع شده اند جرم نیز با آنان همراه شده است ، در این فضا افراد به طور مجازی دور هم جمع می شوند پس می توان حدس زد که این عرصه هم مانند دیگر عناصر زندگی اجتماعی ، از گزند این پدیده بسیار انعطاف پذیر و لاینفک اجتماع به نام جرم در امان نمانده است .

با توجه به این مقدمات ، دراین مقاله در پی این هستم که بدانم جرم اینترنتی یا جرم در فضای مجازی یا به عبارت بهتر جرم مجازی چیست و چه عناصری دارد که آن را ازجرم واقعی متمایز می کند ؟ و این جرم چه رابطه ای با گمنامی این فضا دارد ؟ و چه محدودیتهای در برخورد با آن وجود دارد ؟
اینترنت و فضای مجازی

اینترنت شبکه شبکه ها است . شبکه گسترده جهانی که شبکه های مختلف رایانه ای در اندازه های متعدد و حتی رایانه های شخصی را با استفاده از سخت افزار ها ونرم افزارهای گوناگون و با قراردادهای ارتباطی به یکدیگر متصل می کند . این شبکه جهانی از طریق خطوط تلفن ، رایانه های شخصی و شبکه های رایانه ای را به یکدیگر متصل می کند و با اختصاص نشانی های الکترونیکی مشخص به هر یک از آنها برقراری ارتباط سریع و گسترده را میان کل کسانی که به شبکه متصل هستند ، فراهم می کند و تبادل اطلاعات را میان آنان را به صورت متن ، صدا ؛ تصویر و فیلم میسر می سازد . (عراقچی، 1377) اینترنت به عنوان یک وسیله ، دارای قابلیت عظیمی برای افزایش تنوع اطلاعات و سرگرمی های در دسترس افراد و سازمان های سراسر جهان است . این وسیله یک فضایی را برای افراد به وجود می آورد که هر شخصی که به آن دسترسی دارد می تواند در حالتهای مختلفی که در محیط آن- لاین 9 وجود دارد شرکت کند و دیدگاه ها ونظراتش را در قالب متن ، صدا ، تصویر یا صوت بیان کند و نیز می تواند به حجم گسترده ای از اطلاعات و برنامه های ارائه شده از سوس دیگران دسترسی یابد . به همین دلیل ، اینترنت قابلیت عظیمی برای ایجاد یک جامعه پویا دارد ؛

جامعه ای که در آن آزادی بیان و پویایی فرهنگی ، اجتماعی ، مذهبی و زبانی افزایش می یابد . با این حال ، باید به نقش منفی وبحرانی که این دسترسی و مشارکت فعال به این فن آوری نوین ایجاد می کند ، توجه کنیم . محیط سایبر یا فضای مجازی هم از دستاوردهای این وسیله ارتباطی جدید است که فضایی مجازی و غیر ملموس موجود در فضای شبکه های بین المللی است که در این محیط تمام اطلاعات راجع به روابط افراد ، فرهنگها ، ملتها و کشورها و به طور کلی هر آنچه درکره خاکی به صورت ملموس و فیزیکی وجود دارد در یک فضای مجازی به شکل دیجیتالی وجود دارد و قابل استفاده و دسترس استفاده کنندگان و کاربران است به طریق رایانه ، اجزای آن و شبکه های بین المللی به هم مرتبط هستند .10
جرم و جرایم اینترنتی11

"جرم یک نوع ضررو ضربه اجتماعی است که قانون آن را مستحق مجازات می داند ".12مانند دزدی ‏‏‎‎ْ، قتل ،کلاهبرداری ،غارت و موارد دیگر . به تازگی واژه جدیدی به نام جرایم در شبکه های رایانه ای نمود پیدا کرده است که دلالت بر استفاده از تکنولوژی رایانه ای برای ارتکاب جرم و یا اعمال غیر قانونی دارد . به عبارت دیگر جرایم اینترنتی به فعالیتهایی اطلاق می شود که در آن کامپیوترها،تلفن ها و سایر عناصر تکنولوژیکی برای اهداف نامشروع مانند دزدی ، کلاهبرداری ، ضررهای الکترنیکی ، سوء استفاده های جنسی از بچه ها و زنان به کار گرفته می شوند تا همان ضربه و ضررهایی که در جرائم سنتی نیز شناسایی شده اند و یا انواع جدیدی از ضررها که در مقوله ی جرائم سنتی قرار نمی گیرند ، صورت گیرند . از انواع این جرائم جدید می توان به ورود غیر مجاز به اطلاعات کامپیوتری و پخش ویروس ها اشاره کرد. کارشناسان جرائم اینترنتی در آمریکا13 برای مفهوم سازی این جرایم ،طبقه بندی به شرح زیر از آنها ارائه می دهند و این گونه جرایم را در سه طبقه جای می دهند تا تمایز وتشابه آن ازجرایم سنتی مشخص گردد:

طبقه اول جرایمی هستند که در آنها کامپیوتر هدف جرم واقع می شود . مانند دزدی اطلاعات که یکی از بزرگترین نگرانی ها را برای بسیاری از دولتها و شرکتها است در اینجا مجرم سعی می کند به صورت غیر مجاز به کامپیوتر و سیستم های اطلاعاتی افراد و یا دولتها دست یابد و از آنها سوء استفاده کند.

طبقه دوم جرایمی هستند که مجرمان ازکامپیوتر به عنوان ابزار و وسیله ارتکاب جرم استفاده می کنند و همان جرایم سنتی را که در عالم واقع نیز اتفاق می افتد ، مرتکب می شوند.

طبقه سوم جرایمی هستند که در آنها استفاده کردن از کامپیوتر در ارتکاب جرم ، غیر مهم است اما آن را آسان می سازد . برای نمونه ، وقتی مجرمان از کامپیوتر برای ارسال نامه ، نقشه و یا فرستادن عکسهای مستهجن استفاده می کنند تا قربانیان خود را به دام بیندازند و یا آنان را در عالم واقع به صحنه جرم بکشاند.14
عناصر اصلی جرایم اینترنتی

برای درک ماهیت جرایم اینترنتی و تمیز آن از جرایم غیر اینترنتی ، بحث در مورد عناصر اصلی این جرایم ضروری به نظر می رسد . این عناصر به شرح زیر هستند:

مجرم

یکی از عناصر اصلی جرم ، مجرم و انگیزه وی می باشد . در بسیاری از جرایم اینترنتی ، به خصوص در جرایمی که کامپیوتر و سیستم های رایانه ای هدف جرم واقع می شوند، مجرم فرد جوانی است که برای ماجراجویی ، تفریح و سرگرمی به صورت غیر قانونی وارد کامپیوتر افراد یا شرکتهامی شود و مشکلاتی را برای افراد و استفاده کنندگان آن شبکه ها ایجاد می کنند . خود نمایی و مورد تحسین قرار گرفتن در میان همسالان ، یکی از انگیزه های مهم برای مجرمان جوان است15 . اما گاهی اوقات مجرم فرد بزرگسالی است که به دنبال کسب اطلاعات مهم و دزدیدن و فروختن آنهاست. در این مواقع و در اینگونه جرایم ، مجرمان به طور عمده افرادی هستند که در شرکتها و کمپانی ها شاغل هستند و دسترسی به اطلاعات آن شرکتها برایشان سهل الوصول است ، لذا سیستم را از درون مورد حمله قرا می دهند.
محل جرم در هنگام وقوع جرم

محل و جایگاه فیزیکی مجرم در ارتباط با صحنه جرم یکی از ویژگی های جرایم اینترنتی است که آن را به شدت از سایر جرایم جدا می کند . در بیشتر جرایم سنتی ، مجرم در صحنه ی جرم حضور فیزیکی دارد و یا ارتباط وی با صحنه ی جرم برای ماموران پلیس قابل اثبات است . از این رو ، ماموران می توانند مجرم را دستگیر کنند و او را مورد محاکه قرار دهند ؛ اما در مورد جرایم اینترنتی چنین نیست ، چون مجرم در محل جرم حضور فیزیکی ندارد، لذا دستگیری او مشکل است . حتی در بیشتر موارد ممکن است مجرم از کشور و از یک نقطه ی دور عمل کند.
قربانی

با توجه به ماهیت جرایم اینترنتی ، در بیشتر مواقع قربانیان دولتها ، آژانس ها و کمپانی های مختلف هستند که هر کدام برنامه و منافع خاص خود را دنبال می کنند . این امر بعضی وقتها موجب کندی روند قانون گذاری علیه جرایم اینترنتی می شود 16. در صد بزرگی از جرایم اینترنتی نیز علیه افراد صورت می گیرد ؛ اما از آنجا که قدرت و نفوذ آنان نسبت به دولتها و کمپانی ها ناچیز است ، در عمل کمتر مورد توجه قرا می گیرند .
تهدید

تا همین اواخر مردم و حتی دولتها ، جرایم اینترنتی را به عنوان یک تهدید بزرگ و جدی به حساب نمی آوردند . از این رو ، در ساخت های امنیتی ملی و بین المللی کمتر به آنها توجه می شد . در عوض آنچه که توجه دولتها را به ویژه در سطح بین المللی به خود جلب می کرد ، قاچاق اسلحه و مواد مخدر بود . یعنی به جرایم اینترنتی که بیشتر در حوزه تجارت مفاسد اخلاقی و فساد پولی بوده است ، کمتر توجه می شد. در حالی که تهدید ناشی از اینگونه جرایم بسیار پویا بوده است . همان طور که بوزان و همکارانش بحث می کنند ، تهدید جرایم اینترنتی یک مجموعه متنوع و نامتجانس است ؛ زیرا تعداد زیادی از افراد در بخش های مختلف، از نظامی گرفته تا بخش اجتماعی ، کنش متقابل دارند17. در حالی که در یک مجموعه متجانس ، تهدید به یک یا چند عامل و بازیگر اجتماعی به یک یا دو بخش محدود می شود . از این رو ، تهدید های ناشی از جرایم اینترنتی را باید بسیار جدی گرفت و با آن مقابله کرد.
جهانی شدن و تسهیل جرایم اینترنتی

ورود اینترنت و رایانه به زندگی نسل امروز حتی بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه نیز تاثیر گذاشته است و به عنوان یک وسیله ارتباطی جدید و پویا ‎، امکاناتی را فراهم ساخته است که از طریق رسانه های ارتباطی گذشته غیر ممکن بود . اما در کنار گسترش این خدمات و منابعی برای خدمات بهتر ارتباطی ، تفریحی ، آموزشی ، نگرانی هایی در کل جهان درباره محتوای این خدمات به وجود آمده است . بعضی معتقدند که برای کنترل محتوای اینترنت هیچ کاری نمی توان کرد.، در حالی که برخی بر این باورند که تنها از طریق همکاری های بین المللی می توان این مشکل را حل کرد . جهانی شدن و فن آوری های نوین ارتباطی منافع زیادی ، اعم از اقتصادی ، آموزشی و فرهنگی ، را برای جامعه های بشری به ارمغان آورده است .(علیوردی نیا،1384) اما در عین حال، جهانی شدن باعث ایجاد فرصتهای جدید برای جرایم مختلف شده است . پیشرفتهای تکنولوژیکی و جهانی شدن وسایل ارتباط جمعی ازجمله اینترنت ، علاوه بر ایجاد فرصتهای قابل توجه برای توسعه اجتماعی ، فرصتهای بسیاری را برای شکل های نوین و سنتی جرم ایجاد کرده است . در مقایسه با جرایم معمولی ، جرایمی که با استفاده از امکانات اینترنتی انجام می شود ، مستلزم استفاده از منابع نسبی کمتری است و ارتکاب این دسته از جرایم می تواند در فضایی صورت گیرد که افراد مختلف در آن حضور فیزیکی ندارند . همچنین در بسیاری از کشورها این گونه تخلف ها یا به دقت تعریف نشده اند و یا اینکه به هیچ وجه تعریف نشده اند ؛ از این رو ، مخاطره های درگیر شدن در این دسته از تخلف ها و نیز احتمال رد یابی و دستگیری مجرمان بسیار کم است 18. اینترنت تا حدودی متفاوت از سایر رسانه های اطلاع رسانی است ، زیرا مخاطبان آن می توانند خاص یا بسیار عام باشند ، تبادل اطلاعات در آن بسیار سریع و آسان اتفاق می افتد و هویت تولید کنندگان اطلاعات و مصرف کنندگان آن به طور نسبی پنهان است .
گمنامی در فضای مجازی

اینترنت به عنوان یک دنیای جدید ومحیطی گسترده ، فضایی را خلق کرده است که وسعت آن با کره خاکی برابری می کند . فضایی بسیار گسترده که حتی می توان آن را دنیایی جدید خواند ، دنیایی که بشر موفق به خلق آن شده است 19. این فضا هویت نامشخص و به صورت مستمر متحولی را ، به ویژه برای برای نسلی که در مقایسه با نسل قبل با محرکهای فراوانی مواجه است ، می آفریند . اینترنت فضای آزاد گلخانه ای را ایجاد ایجاد می کند که معلمان و مراجع قدرت به آن دسترسی ندارند و بر آن تاثیر نمی گذارند . اینترنت انقلابی عظیم در دنیای ارتباطات است که مرز جغرافیایی نمی‌شناسد20.اینترنت با امکان برقراری ارتباط به طور همزمان میان بسیاری از افراد در اقصا نقاط جهان ، با در هم شکستن فواصل زمانی و مکانی ، با تبدیل افراد به پیام های روی صفحه و متونی که می توانند همچون نقابهایی بر چهره افراد عمل کنند ، سازنده فضای مجازی است ، این فضا فضای گمنامی استدر این فضا هیچ مخزن مرکزی ، محل کنترل و یا کانالهای ارتباطی مشخصی ندارد به همین علت امکان کنترل محتوای آن وجود ندارد . ناشناس ماندن در اینترنت ، برای مجرمان اینترنتی بالقوه ، فرصتهای جدیدی فراهم می کند . هویت یک مجرم اینترنتی می تواند با استفاده از سرویس دهنده های مختلف ویا با استفاده از نامهای مختلف مکتوم باقی بماند.ناشناس ماندن ، مجرم را در یک موقعیت برتر قرار می دهد .(راودراد،1384)گمنامی ، بی چهرگی و بی نامی افراد در اینترنت نه تنها پیگرد قانونی جرم و مجرمان را در فضای رایانه ای مشکل می سازد ، بلکه زمینه گسترش آنها را نیز فراهم می کند .(محمدی،1384)
محدودیتهای برخورد قانونی با مجرمان اینترنتی

برخورد قانونی با مجرمان اینترنتی محدودیت‌های زیادی دارد که شامل موارد زیر است:

در حال حاضر برای برخورد با مجرمان اینترنتی محدودیت‌های قضایی وجود دارد. قوانین فعلی در مورد رسانه‌ها، قابل کاربرد در فضای مجازی نیستند . در بسیاری مواقع فرد مجرم ممکن است در کشور دیگری باشد و در این صورت به همکاری های بین المللی نیاز است .

وجود سرویس هایی که زمینه ارتباطات بی نام وناشناس ماندن افراد را فراهم می آورند . اگرچه ، این بی نامی منافع زیادی برای کاربران دارد که شامل حفظ حریم خصوصی آنان هم می شود ، اما به مجرمان هم امکان سوء استفاده را می دهد . آنان می توانند بدون اینکه شناخته شوند ،به راحتی مرتکب جرم شوند.

در بسیاری از جاها ، به دلیل جدید بودن تکنولوژی ، هنوز پلیس آموزش دیده و همین طور امکانات مناسب تکنولوژیکی برای مبارزه با جرایم اینترنتی وجود ندارد . برای مثال ، در گزارش ، سال 1999 دادستانی کل آمریکا نمونه ای آمده است که در آن زنی به پلیس محلی شکایت می کند که مردی اطلاعات وقیحانه ای را در مورد دختر نه ساله این زن در اینترنت منتشر و در آن شماره تلفن منزل را نیز قید کرده است . تلفن های غیر اخلاقی به این خانواده در طول 24 ساعت آنان را کلافه کرد. اما پاسخ پلیس به آنان این بود که شماره تلفن خود را عوض کنند . دلیل این ساده انگاری پلیس هم این بود که در آن محل خاص پلیس هیچ گونه آشنایی با اینترنت و راههای مقابله با تهدیدات اینترنتی نداشته است .(راود راد ،1384)
نتیجه گیری

عصر بزرگراههای ارتباطی و گسترش فضای مجازی با همه امیدها برای تسریع و بهبود ارتباط انسان ها در سطوح محلی، ملی و بین المللی مدت ها است که از راه رسیده است . تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی جنبش جهانی یی در حوزه ارتباطات و انتقال محتواها و پیام های ارتباطی در سریع ترین زمان ممکن است ، به وجود آورده اند . در عین حال ، همین تکنولوژی جدید موجب تسهیل انجام اعمال خلاف قانون و رشد جرایم با استفاده از شیوه های جدید تر شده اند . همان طور که در مورد تکنولوژی های دیگر هم صادق است ، تکنولوژی ارتباطی جدید از یک طرف امکان بهبود روابط انسانی را افزایش داده ، و از طرف دیگر تهدیدهای تازه ای برای آن فراهم آورده است .(راودراد،1384) اینترنت هم مانند تمام زاییده های دنیای نوین چاقوییست دو لبه .هنوز دولتها به دلیل سرعت رشد کما بیش غیر قابل پیش بینی اینترنت چه از حیث گستردگی جغرافیایی و به خصوص از حیث شیوه های گوناگون انتقال اطلاعات و ایجاد تشکل های آزاد در اینترنت نمی توانند برتمام آن به طور کامل تسلط داشته باشند و این برای تمام آنانکه می خواهند پیامشان را آزادانه به گوش دیگران برسانند هدیه ای فرخنده است . این فضا با امکاناتی که در اختیار مجرمان قرار می دهد ، از یک سو ارتکاب جرایم را سهل تر می سازد و نسبت به دنیای فیزیکی خسارات بسیار بیشتری را وارد می کند و از سوی دیگر به لحاظ فرامرزی بودن آن و امکان ارتکاب جرم بدون نیاز به حضور فیزیکی مجرمان ، تعقیب و پیگرد و در نهایت دستگیری آنها با مشکلات بسیاری همراه شده است .21 این فضا به عنوان یک جهان مجازی تنها عیبش این است که یک نهاد قضایی مجازی ندارد و نمی تواند داشته باشد ، پس در چنین فضایی امکان اثبات هیچ اتهامی وجود ندارد.اینترنت دارای ساخت جهانی است و همین ویژگی مساله کنترل را آشکار می سازد . از این رو ، همکاری های میان کشور ها را در سطح بین المللی می طلبد . اما مادامی که یک رویکرد مشترک در میان ملتها برای برخورد با جرایم و مجرمان اینترنتی وجود نداشته باشد ، حتی اگر مجرمان شناسایی هم شوند ، باز این شانس را خواهند داشت که آزاد بمانند و به کار خود ادامه دهند.
منابع

جلالی فراهانی ، امیر حسین . پیشگیری از جرایم رایانه ای ، مجله حقوقی دادگستری ، شماره 47، 1383

راود راد ، اعظم . مسائل اجتماعی زنان در اینترنت ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2و3 ،1384، صص90-74

صادقی فسایی، سهیلا . محمدی ، شهریار . نگاهی جرم شناسانه بر جرایم ، امنیت و کنترل در اینترنت ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2 و 3 ، 1384، صص113-94

عراقچی ، سید عباس . اینترنت: عرصه ای جدید در تعامل فرهنگ ها ، مجله سیاست خارجی ، شماره 2، سال دوازدهم ، 1377

علیوردی نیا ، اکبر. اینترنت و سوء مصرف مواد مخدر ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2 و 3 ، 1384، ص170-156

سالم سازی جامعه اطلاعاتی

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

مترجم: علی ملائکه - ما جامعه‌مان را جامعه اطلاعاتی می‌نامیم، زیرا سرویس‌های متمرکز اطلاع‌رسان در آن نقش حیاتی ایفا می‌کنند.
این جامعه به عنوان یک ساختار اجتماعی تنها با ICT (تکنولوژی‌های اطلاعاتی و مخابراتی) امکان‌پذیر شده است. این جامعه از هم اکنون مسائل بنیادی اخلاقی بوجود آورده است که پیچیدگی و ابعاد جهانی آن به سرعت در حال تحول است.
بهترین راهبرد برای ساختن یک جامعه اطلاعاتی که از لحاظ اخلاقی سالم باشد چبست؟ بگذارید نتیجه‌گیری‌ام را پیشاپیش بگویم.
وظیفه ما این است اخلاق اطلاعاتی تدوین کنیم که بتواند به جهان داده‌ها، اطلاعات، دانش و ارتباطات به عنوان یک محیط جدید یعنی سپهر اطلاعاتی بپردازد. این اخلاق اطلاعاتی باید بتواند با چالش‌های اخلاقی نوینی که در این محیط جدید ظهور می‌کنند، بر اساس احترام به اطلاعات، نگهداری و حفظ ارزش‌های آن برخورد کند. این اخلاق باید اخلاقی زیست‌محبطی برای زیست‌محیط اطلاعاتی باشد.
شکاف دیجیتال (Digital Divide) منشاء اغلب مشکلات اخلاقی است که از تحول جامعه اطلاعاتی ناشی می‌شود. این شکاف ترکیبی از یک شکاف عمودی و یک شکاف افقی است. شکاف عمودی ما را از نسل‌های گذشته جدا می‌کند. ما در کمتر از یک قرن از وضعیتی منقاد طبیعت، به مدد حالتی از قدرت که توان بالقوه نابودی کامل را دارد، به وضعیت کنونی رسیده‌ایم که در آن دارای ابزارها و وسایلی برای مهندسی‌کردن کل واقعیت‌های جدید، تطبیق‌دادن آنها با نیازهای‌مان و ابداع آینده هستیم.
ما برای اولین بار در تاریخ مسئول خود وجود محیط‌های جدید هستیم. قدرت تکنولوژیک ما هنگفت است و به طور بی‌وقفه‌ای دارد رشد می‌کند. این قدرت هم اکنون آنقدر گسترده شده که بر سد میان امر طبیعی و امر مصنوعی فائق آمده است. بنابراین مسئولیت‌های اخلاقی ما در برابر جهان و نسل‌های آینده به همان اندازه سنگین‌تر است.
متاسفانه قدرت تکنولوژیک و مسئولیت‌های اخلاقی لزوما با هوشمندی و خرد اخلاقی دنبال نمی‌شوند. ما هنوز مانند کودکان، سبکسرانه و بی‌حزم و احتیاط با جهانی شگفت‌آور بازی می‌کنیم. ممکن است ما قدرتی هیولایی بر آن داشته باشیم، اما برای هدایت‌‌‌‌شدن در این محیط برساخته‌خودمان تنها می‌توانیم بر نیات خیر خطاپذیرمان تکیه کنیم.



شکاف عمودی نشانگر پایان مدرنیته است. پروژه مدرنیته تسلط و توفق کامل بر واقعیت درک‌شده به عنوان محیط فیزیکی است. عصر اطلاعات بر اساس پروژه مدرن ساخته می‌شود، اما جوهر آن دیگر تنها شکل دادن به دنیای فیزیکی نیست. بلکه این عصر شامل خلق‌کردن و ساختن محیط‌هایی جانشین و غیر- طبیعی است که جایگزین دنیای فیزیکی می‌شوند یا زیربنای آن را تشکیل می‌دهند.
ذهن مکانیکی به طبیعت می‌پرداخت و می‌خواست بر آن تسلط یابد یا آن را تغییر دهد، ذهن اطلاعاتی دنیای خودش را می‌سازد، و بنابراین در پرداختن به آن، در واقع با ساخته‌های خودش سر و کار دارد.
اما شکاف دیجیتال همچنین شامل شکاف افقی جدیدی درون انسانیت، بین درونی‌ها و بیرونی‌هاست. مرزهای سپهر اطلاعاتی میان شمال و جنوب، شرق و غرب،کشورهای صنعتی‌شده و کشورهای رو به توسعه، نظام‌های سیاسی و سنت‌های دینی، نسل‌های جوانتر و سالمندتر، حتی میان اعضای یک خانواده فاصله می اندازند.
اما دقیق‌تر به نظر می‌رسد که بگوییم شکاف دیجیتال میان افراد رخ می‌دهد تا کشورها یا کل جوامع. این شکاف میان افراد دارای سواد کامپیوتری و افراد بی‌سواد از این لحاظ (e-analphabateism)، بین افراد غنی از اطلاعات و افراد فقیر از این لحاظ فاصله می اندازد، بدون توجه به اینکه این افراد چه ملیتی داشته باشند یا در کدام منطقه زندگی کنند.
ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی مسئله شکاف دیجیتال آنقدر چشمگیر و غیرقابل بحث است که هیچکس نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. دو میلیارد نفر در جهان به برق دسترسی ندارند، چهار میلیارد نفر کمتر از 1500 دلار در سال درآمد دارند و دو میلیارد نفر حتی یکبار هم در عمرشان تلفن نزده‌اند. این افراد را "محروم" یا "بی‌بهره" از لحاظ دیجیتال خواندن،کوچک شمردن بیمارگونه و اهانت‌آمیز آنهاست کاملا بجاست که مدعی شویم فراهم‌آوردن میزانی پایه از غذا، بهداشت و آموزش و پذیرش حقوق اولیه بشر در مقیاسی جهانی باید در میان بالاترین اولویت‌های ما باشد.
البته در اینجا باید تاکید کرد که دست‌کم گرفتن شکاف دیجیتال، و بنابراین اجازه‌دادن به وسیع‌تر شدن آن، به معنای بدتر شدن این مشکلات هم هست. در حالیکه همیاری‌ها و تعامل‌های سیستمی در مقیاسی جهانی در حال اوج‌گیری است، هیچ مشکل عمده‌ای به تنهایی بروز نمی‌کند. پرکردن این شکاف دیجیتال احتمالا بخشی از این راه‌حل و آن را حل‌نشده باقی‌گذاشتن یقینا بخشی از این مشکل است.
شکاف دیجیتال باعث تضعیف و تبعیض می‌شود، و وابستگی بوجود می آورد. این شکاف می‌تواند اشکال جدید استعمار و آپارتاید را موجب شود که باید از آنها جلوگیری کرد، با آنها مخالفت ورزید و نهایتا ریشه‌کن‌شان کرد.
چگونه می‌توانیم با این چالش‌های اخلاقی جدید کنار بیاییم؟ از آنجایی که شکاف دیجیتال مشکلی است که بیشتر بر افراد تاثیر می‌گذارد تا جوامع، راه‌حل‌هایی می‌توانند موثر باشند که از پایین به بالا و توده‌محور باشند، اما متاسفانه نمی‌توان صرفا راه‌حل‌های قدیمی برای مشکلات اخلاقی گذشته را مصادره کرد و به طور مکانیکی در سپهر اطلاعاتی مجددا به کار بست.
تکنولوژی‌ها صرفا ابزار نیستند، بلکه ناقلان قابلیت‌ها،ارزش‌ها و تفسیرهایی از واقعیت محیطی هم هستند.
طبیعتا سایر ابداعات تکنولوژیک دیگر (برای مثال انقلاب‌های چاپ یا صنعتی) عواقب اخلاقی فوری خود را داشتند. برخی از آنها هنوز با ما هستند : بی‌سوادی جهانی، آزادی بیان، توسعه پایدار یا ‌آلودگی را در نظر بگیرید. با این حال تاثیر اخلاقی تکنولوژی‌های قبلی در زمینه‌ای صورت می‌گرفت گه در آن طبیعت آقا بود و ما بندگانش.
معضلات اخلاقی در مقیاس زمانی بسیار طولانی‌تری بوجود آمده‌اند، آنها ماهیت جهانی و فراگیری را که ما در این روزها بی‌درنگ به ICT منتسب می‌کنیم ندارند و در زمینه‌ای جای نمی‌گیرند که در آن امر مجازی شروع به مهم‌ترشدن و واقعی‌ترشدن از امر فیزیکی کرده است. مسئله این است که توسعه اخلاقی ما بسیار آهسته‌تر از رشد تکنولوژیک ما صورت گرفته است. ما بسیار بیشتر از آنچه می‌توانیم درک کنیم، می‌توانیم عمل کنیم.

ارتقای حساسیت اخلاقی ما روندی کند دارد.
سپهر اطلاعاتی محیطی است که اساسا غیرملموس و غیرمادی است، اما به این خاطر، نمی‌توان ان را کمتر واقعی یا حیاتی شمرد. معضلات اخلاقی که این محیط ایجاد می‌کند را می‌توان به بهترین وجه به صورت مسائلی زیست‌محیطی ادراک کرد.
این مسائل شامل آموزش به عنوان تعلیم ظرفیت‌سازی؛ حفظ، انتشار، کنترل کیفیت، اعتبار، جریان آزاد و امنیت اطلاعات؛ افزایش دسترسی جهانی؛ پشتیبانی فنی برای خلق "فضاهای" دیجیتال جدید؛ سهیم‌‌شدن و تبادل محتوا‌ها؛ آگاهی عمومی؛ احترام به تنوع، تکثرگرایی، مالکیت و حریم شخصی؛ کاربرد اخلاقی ICT؛ تلفیق‌کردن ICT سنتی و نوین می‌شوند.

ما برای حل این مسائل و مسائل مشابه به رویکرد قاطع زیست‌محیطی نیازمندیم، که می‌تواند راهنمای منسجمی برای توسعه عادلانه این فضای جدید برای حیات فکری باشند. به طور خلاصه ما به یک اخلاق اطلاعاتی نیازمندیم.
اخلاق اطلاعاتی یک اخلاق نوین زیست‌محیطی برای جامعه اطلاعاتی است. این اخلاق مدعی است که شکاف دیجیتال را می‌توان پر کرد. آنچه لازم است انجام دهیم، این است که با هر نوع "تخریب"، "تحریف"،"تنزل" (کاهش قابل‌توجه در کمیت،محتوا، کیفیت، ارزش) یا "انسداد" سپهر اطلاعاتی یا به عبارت دیگر آنچه در اینجا با عنوان "آنتروپی اطلاعاتی" به آن اشاره می‌شود،مبارزه کنیم.
کاربرد اخلاقی ICT و توسعه مداوم یک جامعه اطلاعاتی عادلانه به وجود یک سپهر اطلاعاتی همگانی و ایمن برای همه وابسته است، جایی که ارتباط و همکاری بتواند به نحوی منسجم در انطباق با حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی در رسانه‌ها شکوفا شود.
توسعه پایدار به معنای آن است که علاقه ما به ساختار درست سپهر اطلاعاتی باید با ملاحظه‌ای اخلاقی به همان اندازه مهم درباره نحوه تاثیر و تعامل آن چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی با محیط فیزیکی، سپهر زیستی (بیوسفر) و به طور کلی زندگی انسانی همراه شود.
پرکردن شکاف دیجیتال به معنای بوجودآوردن یک مدیریت زیست‌بوم(اکوسیستم) اطلاعاتی است که می‌تواند چهار هنجار پایه‌ای اخلاق اطلاعاتی جهانی را تحقق بخشد:
1. آنتروپی اخلاقی نباید در سپهر اطلاعاتی ایجاد شود.

2. آنتروپی اطلاعاتی در سپهر اطلاعاتی باید پیشگیری شود.

3. آنتروپی اطلاعاتی بابد از سپهر اطلاعاتی حذف شود.

4. اطلاعات باید بوسیله گسترش‌دادن، بهبود بخشیدن، غنی‌کردن و گشودن سپهر اطلاعاتی ارتقا یابد و این وضعیت باید با تضمین کیفیت، کمیت، تنوع، امنیت، مالکیت، حریم شخصی،تکثرگرایی و دسترسی اطلاعاتی محقق شود.
این اصول جهانشمول مظهر تکوین یک گفتمان اخلاقی در فرهنگ غربی است که تدریجا دیدگاه انسان‌محورش را کنار گذاشته است. آنها یک اخلاق مبنی بر احترام به هر دو جهان فیزیکی و غیرمادی را بازسنجی می‌کنند. اخلاق اطلاعاتی برای جامعه اطلاعاتی باید ارزش آنچه را که غیرمادی و غیرملموس است، مورد ملاحظه جدی قرار دهد. این بهترین طریق برای اشاعه توجه و احترام به سپهر اطلاعاتی است.

واقعیت، چه طبیعی و چه غیرمادی، صرفا برای تسلط، کنترل و بهره‌کشی وجود ندارد. واقعیت همچنین باید در وجود خودمختارش موضوع احترام باشد. این است آنچه می‌توان از رویکرد زیست‌محیطی دریافت. اما تاریخ چرخش‌های طعنه‌آمیز خاص خود را دارد، و به نظر می‌رسد دقیقا همان جوامع دارای تکنولوژی پیشرفته بوجودآورنده انقلاب اطلاعاتی کمتر از همه قادر بوده‌اند با تاثیر اخلاقی آن کنار بیایند.
چرا؟ زیرا یکی از پرثمرترین کمک‌ها به رویکرد زیست‌محیطی از فرهنگ‌های پیش‌صنعتی و غیرصنعتی ناشی می‌شود که توانسته‌اند رویکردی غیرمادی‌گرایانه و غیر مصرف‌گرایانه را به جهان حفظ کنند. این فرهنگ‌ها هنوز آنقدر روحانی هستند که در هر دو واقعیت فیزیکی و غیرمادی وجود چیزهایی را بپذیرند که صرفا به عنوان اشکالی از وجود، ذاتا ارزش احترام دارند. همین فرهنگ‌ها هستند که می‌توانند به ما کمک کنند سپهر اطلاعاتی را به صورتی فضایی مدنیت‌یافته‌‌تر درآوریم. اخلاق زیست‌محیطی سپهر اطلاعاتی با تکیه‌کردن بر بیرونیان از آن می‌تواند ساخته شود.
وظیفه جامعه بین‌المللی در سال 2003 در "اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی" و در" بیست و یکمین کنگره جهانی فلسفه" این خواهد بود که اجماعی جهانی در مورد هسته‌ای از ارزش‌ها و اصول اخلاقی برای جامعه اطلاعاتی را بوجود آورد.

نیازی عمیق و گسترده برای تجزیه و تحلیل و راهنمایی اخلاقی وجود دارد. اشاعه صورت‌بندی از اصول به رسمیت‌شناخته جهانی و معیارهای اخلاقی مربوط به استفاده از ICT بر اساس یک اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی مشارکتی عمده در در ساختن جهانی بهتر خواهد بود. مسئله تحمیل معیارهای قانونی، مقررات سختگیرانه یا اعطای قدرت به برخی سازمان‌های کنترل کننده نیست.

هدف ‌این است که ملاحظات اخلاقی از سپهر زیستی به سپهر اطلاعاتی گسترش یابند، انسانیت به نیازهای اخلاقی زیست‌محیط‌های غیرملموس و فکری حساس شود، و راهی برای پرکردن شکاف اطلاعاتی نشان داده شود. چالش رو در روی ما این است که با همکاری هم اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی منسجم و محکمی برای آینده انسانیت ساخته بسازیم. ساختن یک جامعه اطلاعاتی عادلانه برای همه فرصتی تاریخی است که درست نیست آن را از دست دهیم.

این نوشته متن اصلاح‌شده سخنرانی لوچیانو فلوریدی (Luciano Floridi) در مباحث صد و شصت و یکمین اجلاس موضوعی هیات اجرایی یونسکو باعنوان "تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی جدید برای توسعه آموزش" است که در 31 ماه مه 2001 در پاریس ایراد شد.

منبع : همشهری آنلاین

گردشگرى مجازى دور دنیا در ۸۰ ثانیه

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

وحید نقشینه - واژه گردشگر از زمانى پدید آمد که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه اشراف پیوستند و از زمانى که مردم جامعه داراتر شده و میانگین طول عمرها افزایش پیدا کرد و مردم طبقات پائین و متوسط جامعه با پس اندازى کافى از کار خود بازنشسته شدند و شروع به سیر و سیاحت در نقاط مختلف دنیا کردند.

اغلب گردشگرها بیش از هرچیز به آب و هوا، فرهنگ، طبیعت، آثار باستانى و صنایع دستى مقصد گردشگرى خود علاقه مندند و حاضرند رنج سفر را بر جان خریده و از وطن خود به قصد دیدن دیگر نقاط دیدنى دنیا حرکت کنند.

گردشگرى سازمان یافته امروزى، یک بخش بسیار مهم در اقتصاد تمامى کشورهاى دنیا محسوب مى شود و اقتصاد ملى بعضى از کشورها وابستگى بسیارى به صنعت توریسم آن کشور دارد.

گردشگرى، امروزه به عنوان یکى از صنایع بسیار مهم در توسعه فرهنگ ها و ارتباطات ملل، نقش ویژه اى در استقرار صلح و آرامش در جهان برعهده دارد. مى توان گفت بیش از ۶۲۰ میلیارد دلار، گردش مالى سالیانه صنعت توریسم در جهان است که سهم کشور ایران کمتر از یک دهم درصد است. گردشگرى در هزاره سوم را ارزنده ترین صنعت پول ساز جهان مى دانند. گذار از عصر صنعتى (industry revolution) به دوران طلایى عصر اطلاعات (communication revolution) فضاى جوامع اطلاعاتى (information society) را با تغییر روبرو کرده است. وقتى ابزارهاى نوین در ارتباطات و اطلاع رسانى به خدمت شهروندان درمى آید، باید انتظار تغییر در شیوه هاى زندگى روزمره را به انتظار نشست که یکى از این تغییرات، تغییر در گردشگرى و تولید گردشگرى مجازى است.

وقتى ما به شهروند الکترونیک (e-citizen )، دولت الکترونیک ( government-e)، تجارت الکترونیک ( commerce-e)، بانکدارى الکترونیک ( banking-e)، آموزش الکترونیکى (learning- e) در قالب جامعه اطلاعاتى (information society) معتقدیم و آن ها را کلیتى یکپارچه مى دانیم، باید زمینه هاى گردشگرى مجازى (tourism e-) را نیز فراهم کنیم.

گردشگرى مجازى ابزارى است که با آن یک علاقه مند به گردشگرى بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن، با حداقل امکانات و پایین ترین هزینه و با دانشى اندک، ظرفیت هاى گردشگرى یک کشور را شناسایى و با یک برنامه هدف دار و هدایتگر، از سوى دولت و آژانس ها و مراکز به مکانى خاص مسافرت کند.

آمارهاى جهانى

کارشناسان و محققان سازمان بین المللى جهانگردى در آخرین مطالعات و بررسى خود دریافته اند که هم اکنون فرانسه بیش از دیگر کشورهاى دنیا از فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) براى جذب توریست استفاده مى کند و پس از آن کشورهایى چون اسپانیا، آمریکا، چین، ایتالیا و غیره قرار دارند و جالب است بدانید کشور چین در سال هاى اخیر با رشد فناورى هاى بومى توانسته است خود را چنین قدرتمند جلوه داده و در صدر کشورهایى که داراى صنعتtourism e- هستند قرار بگیرد.

گردشگرى مجازى

گردشگرى مجازى (tourism e-) مقوله اى جدید است که کمتر از ۲۰ سال از پدید آمدن آن نمى گذرد، گردشگرى مجازى به معناى حضور در سرزمین دیجیتالى اطلاعات و ارتباطات و ظهور بر پهنه شبکه گسترده جهانى (world wide web) است که امکان مشاهده اطلاعات صوتى، تصویرى و متنى را از دنیاى فیزیکى پیرامون ما در اختیارمان مى گذارد. دور دنیا که در نوشته هاى ژول ورن در هشتاد روز انجام مى شد اکنون با Hyper textهاى دنیاى web با یک کلیک امکان پذیر شده است و شما با یک کلیک از این سوى دنیا به آن سوى دیگر مى روید و در این مسافرت طولانى حتى دلارى هم خرج نخواهید کرد!

واژه گردشگرى الکترونیکى (etourism) به معناى کاربرد کسب و کار الکترونیکى (eBusiness) در مسافرت و گردشگرى است و ۳ مجموعه متمایز مدیریت کسب و کار، نظام هاى اطلاعاتى مدیریت و گردشگرى را شامل مى شود.

گردشگرى مجازى مسأله اى نیست که فقط یک ارگان یا دستگاه در آن دخالت داشته باشد، بلکه همکارى و حمایت تمامى سازمان هاى درگیر را مى طلبد. براساس استانداردهاى گردشگرى امروزه جهان، سازمان دولت الکترونیک در راستاى جامعه اطلاعاتى یک کشور زیرساخت هاى گردشگرى را تشکیل مى دهد. اگر در کشورى مشاهده مى شود که سالیانه میلیاردها دلار گردش مالى در بخش توریست وجود دارد فقط به خاطر مکان هاى تاریخى و یا برج هاى تجارى آن نیست، بلکه هتل ها، فروشگاه ها، تجارت الکترونیک، بانکدارى و به طور کلى صنعت IT سازمان یافته اى دارد که اطلاع رسانى و برقرارى ارتباط نزدیک گردشگر با صاحبان این صنعت رابطه تنگاتنگى دارد. وجود ۲۵۶ هزار سایتى که براى گردشگرى مجازى در اینترنت ارائه مى شود اهمیت گردشگرى مجازى را نشان مى دهد.

زیرساخت هاى گردشگرى مجازى

براى طراحى و توسعه گردشگرى مجازى در هر کشورى نیاز به زیرساخت هایى است که این زیرساخت ها در دو بخش کلى گردشگرى و IT قابل دسته بندى است و این مقاله قصد بررسى زیرساخت هاى IT را دارد.

۱- website

۲- visa-e

۳- رزرواسیون مراکز اقامتى

۴- رزرواسیون مراکز گردشگرى

۵- رزرواسیون وسایل نقلیه

Website

یکى از بهترین زمینه هاى اطلاع رسانى توان گردشگرى یک کشور، استفاده از وب سایت ها است. این وب سایت ها به علت ارزش فوق العاده اطلاع رسانى که در اختیار کاربران گسترده اینترنت قرار مى دهند فرصت خوبى براى معرفى امکانات گردشگرى یک کشور است که از این میان سایت هاى اطلاع رسانى دولتى مربوط به گردشگرى یک کشور در اینترنت از اهمیت خاصى برخوردار است، در حقیقت مى توان گفت سایت هاى رسمى، سخنگوهاى دیجیتالى یک کشور در web هستند و هرچه این پایگاه ها قوى تر و به روزتر باشد، مخاطب پذیرى آن ها بیشتر است. در طراحى این پایگاه هاى اطلاع رسانى باید به چند نکته توجه داشت:

- چند زبانه بودن (Multi languegs): با توجه به زبان غیربومى گردشگران زبان هاى رایج در دنیا باید مدنظر قرار بگیرد.

- چند رسانه اى (Multi Media): پایگاه اطلاع رسانى باید از تمامى ظرفیت هاى web مانند عکس، فیلم، متن و غیره براى اطلاع رسانى استفاده کند و فقط یک وب سایت با ده ها صفحه متن نمى تواند جوابگوى مراجعان باشد.

- به روزرسانى قوى (uptodate) :اطلاعات موجود در وب سایت باید هر از چند گاهى به روز شده تا کاربران با آخرین تغییرات و قوانین و مقررات آشنایى داشته باشند.

user friendly :وب سایت باید به راحتى اطلاعات درخواستى کاربر را در اختیار او قرار دهد تا موجب سردرگمى او نشود به عنوان نمونه مى توان به امکاناتى مانند search و sort روى پایگاه اشاره کرد تا کاربر بتواند اطلاعات را در قالب دسته بندى هاى موردنظر خود به دست آورد.

visa-e

شما براى ورود به هر کشورى نیاز به ویزاى همان کشور را دارید، مراحل صدور ویزا امروزه راحت تر و سریع تر شده است اما در سال هایى نه چندان دور شما باید براى دریافت ویزا مراحل طولانى اى را پشت سر مى گذاشتید.

صدور ویزاى الکترونیکى براى گردشگران این فرصت را در اختیار آنها مى گذارد تا به جاى ایستادن در صف هاى طولانى سفارتخانه ها و نیز صفوف بانک ها این فرایند را از طریق اینترنت انجام دهند. هر کشورى با داشتن یک وب سایت براى صدور visa مى تواند از کاربر اطلاعات شخصى و نیز اطلاعات موردنیاز را درخواست کند و سپس این اطلاعات را با اطلاعات موجود در بانک هاى اطلاعاتى مقایسه کند تا به صحت و سقم اطلاعات کاربر پى برده و سپس اقدام به صدور ویزا کند و از طریق پست ویزا را براى کاربر ارسال کند و هزینه هاى این کار را نیز از طریق banking-e دریافت کند.

طراحى مکانیسمى براى اخذ ویزاى الکترونیکى نیاز به همکارى نزدیک ارگان هاى ذى ربط از جمله نیروهاى انتظامى و بانک ها را دارد تا با حداقل کردن موانع موجود، موجبات تسریع این مهم را فراهم آورند. براى اخذ ویزاى الکترونیکى کاربر باید پس از ورود به وب سایتى که به این منظور طراحى شده است اطلاعات درخواستى را وارد کرده و هزینه هاى صدور ویزا را نیز از طریق کارت اعتبارى خود پرداخت کرده و پس از چند روز ویزا را در محل موردنظر دریافت کند.

ایران به تعهدات WSIS عمل نکرد

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۵، ۰۴:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

نشست تخصصی سمینار ایران و 11 خط عمل مصوب در اجلاس جهانی سران درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی با هدف کوشش برای مطالعه، تدارک و تدوین اصول بنیادی و برنامه‌ی عمل ایران و راهبردهای توسعه‌یی و کاربردی ICT در ایران به همت انجمن ایرانی مطالعات جامعه‌ی اطلاعاتی و با حضور مسوولان،‌ کارشناسان و استادان امر در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جامعه‌ی اطلاعاتی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای این نشست دکتر یونس شکرخواه - دبیر عملی سمینار و مدرس ارتباطات - با اشاره به این که مطالعات، سیاست‌گذاری و اقدامات علمی‌ و برنامه‌ای مربوط به ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات به طور عام و جامعه‌ی اطلاعاتی به طور خاص در ایران دوره‌های مختلفی را پشت سر نهاده است، اظهار کرد: هم‌اکنون و پس از گذشت بیش از یک دهه تجربه‌ی علمی‌، برنامه‌یی و اجرایی درباره‌ی ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، سیاست گذاران، تصمیم‌گیرندگان، رهبران و مدیران ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات و جامعه‌ی اطلاعاتی نیازمند بازنگری در سیاست‌های راهبردی و شاخص‌های کلیدی توسعه در این بخش هستند.

او افزود: آن‌ها باید درباره‌ی این جامعه‌ی نوظهور اطلاعاتی دانش مفید و درخور داشته باشند،‌ از روند‌های بین‌المللی و وضعیت جاری در کشور آگاه شوند، سیاست‌ها و برنامه‌های متنوعی در اختیار داشته باشند و برای تدوین راه آینده، شناخت و تحلیل قابل اعتمادی کسب کنند.

این مدرس ارتباطات، با بیان این که برای تدوین اصول بنیادی و برنامه‌ی عمل ایران، فرآیند مطالعه در سه سطح کلان، میانی و خرد پیش‌بینی شده است، گفت: در سطح کلان باید یافته‌ها و تجارب بین‌المللی، اصول و برنامه‌ی عمل اجلاس‌های عالی جهانی درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی خطوط عمل آگاهانه مصوب در اجلاس تونس، یافته‌ها و تجارب مراکز بین‌المللی و کشورهای پیشتاز،‌ شرایط و عوامل محیط ملی و روند‌های توسعه‌ای و برنامه‌ریزی‌های بلند مدت کشور مورد توجه قرار گیرد.

وی ادامه داد: در سطح میانی نیز باید اصول و برنامه‌ی عمل ایران به عنوان حلقه‌ی واسط میان دیدگاه‌ها و استانداردهای جهانی و شرایط چشم‌اندازهای ایران تدوین و پیشنهاد می‌شود، همچنین در سطح خرد، شیوه‌های تحقق برنامه و نحوه‌ی مشارکت و فعالیت بخش‌های دولتی، خصوصی و علمی ‌و مدنی تعیین و به مراجع ذی‌ربط پیشنهاد می‌شود.

در ادامه دکتر کاظم معتمدنژاد - رییس انجمن ایرانی مطالعات جامعه‌ی اطلاعاتی - با اشاره به زمینه‌ها‌ی تاریخی حرکت جوامع به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی،‌ گفت: امیدواریم اعلامیه‌ی اصول و برنامه‌ی عمل ژنو، سند تعهد تونس در کنار این 11 خط عمل مورد توجه تمام کشورهای در WSIS که تعهد کردند به آن جامع عمل بپوشاندند، قرار گیرد و به مفهوم واقعی به اجرا در آید.

او با اشاره به این که متاسفانه در سال‌های اخیر در ایران هنوز به اجرای این تعهدات نرسیده‌ایم، تصریح کرد: ممکن است یکی از مسائل آن نبود هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف کشور باشد، چرا که در این چندین شورا در این زمینه فعالیت می‌کنند اما هر یک امور خاص خود را انجام می‌دهند و با یکدیگر هماهنگ نیستند.

معتمدنژاد، با اشاره به این که در دنیا کوشش‌هایی در جهت اجرایی کردن تعهدات WSIS در حال انجام است، گفت: در تابستان سال گذشته از سوی سازمان ملل متحد، تصویب شد که کمیسیون توسعه‌ی علوم و تکنولوژی مسائل اجرایی شدن تعهدات ژنو و تونس را دنبال کند، از این رو قرار است تا دو ماه دیگر دو اجلاس در این زمینه برگزار شود که یکی برنامه‌ی تشکیل کمیسیون ملل متحد را دنبال می‌کند و اجلاس دیگر به بررسی چگونگی 11 خط عمل اجلاس WSIS خواهد پرداخت.

او با بیان این که جامعه‌ی اطلاعاتی با مشارکت چهار گروه دولت‌ها، بخش خصوصی،‌ جامعه‌ی مدنی و سازمان‌های بین‌المللی تشکیل شده است، گفت:‌ این چهار گروه با همکاری یکدیگر مباحث جامعه‌ی اطلاعاتی را پیگیری کرده‌اند، البته جامعه‌ی مدنی در روند برگزاری و برخی موارد سندهای تعهد شده در WSIS اعتراضی داشت چرا که معتقد بودند این اسناد تنها اشاره‌ای به مسائل حقوق بشر است و این حقوق را به طور کامل تامین نمی‌کند، از این رو جامعه‌ی مدنی در پایان اجلاس‌های ژنو در تونس رو اعلامیه‌ی جداگانه‌ای صادر کردند.

او افزود: دولت‌ها نیز علی‌رغم این که در اجلاس ژنو در تونس حضور داشتند به تعهدات خود عمل نکردند، از این رو اگر چهار نهاد مذکور با یکدیگر همکاری کنند می‌توان امیدوار بود گام‌های اساسی در جهت تحقق جامعه‌ی اطلاعاتی برداشته شود.

در ادامه‌ی نشست نیز دکتر سیاوش شهشهانی - عضو هیات علمی ‌دانشگاه و مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران - گفت: 11 خط عمل WSIS بیشتر به مسائل سازمان ملل متحد می‌پردازند،‌ از این رو بهتر است به تماشای خطوط در حرکت به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی توجه داشت تا این که این یازده خط را به طور جداگانه دنبال کرد.

او با اشاره به این که دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی در زمینه‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی و تکنولوژی‌های نوین مانند اینترنت عقب بودند، گفت: از این امر باید خوشحال بود چرا که عقب ماندگی آن‌ها سبب شده سایر گروه‌ها در این زمینه توسعه‌ی بیشتری داشته باشند و اگر دولت‌ها،‌ زودتر از سایر نهادها متوجه این امر می‌شدند شاید راه توسعه‌ی آن را می‌گرفتند.

شهشهانی،‌ برجسته‌ترین اثر WSIS در حال حاضر را تشکیل مجمع تبادل نظر راهبردی اینترنت IGF عنوان کرد و گفت: از اجلاس جهانی سران درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی نباید انتظار بسیاری در تغییر تحولات جهانی را داشت، بلکه باید به آن از بعد آموزشی نگاه کرد و آن را در جهت توسعه‌ی جهان به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی به کار گرفت.

بومی‌سازی در فضای مجازی

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، ۰۸:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

زینب‌سادات حسینی - دانشجوی مطالعات رسانه‌ها - دانشگاه تهران - در برخی سایت‌ها می‌توان نشانی از فرهنگ یا نمادی از ملیت صاحبان آن یافت. وقتی وارد فرودگاه کشوری می‌شویم این نمادها را می‌بینیم وقتی فیلمی را تماشا می‌کنیم باز هم شاهد این پیام‌ها هستیم تا مدتی پیش تنها در فرودگاه و یا رسانه ملی همان کشور شاهد این نمادها بودیم یعنی یا به صورت واقعی و یا به صورت محدود از رسانه‌هایی با برد مشخص. اما امروز پدیده‌ای با نام جهانی‌شدن که امروز نقش پر رنگ آن را شاهدیم ( اگرچه از مدت زمانی پیش در حال شکل گرفتن و رشد بوده است) حیطه انتقال این نمادهای ملی، قومی، محلی و در یک کلام بومی را به صورت چشم‌گیری افزایش داده‌است. یکی از این ابزار و در واقع مهمترین آن اینترنت بود که از آن به عنوان فضای مجازی یاد می‌کنیم.

فضای مجازی ( اینترنت ) دارای پنج خصوصیت است که آن را از سایر رسانه متمایز کرده است و به نوعی آن را خاص کرده است . دیجیتالی بودن ، تعاملی بودن ، هایپرتکست بودن ، واقعیت مجازی بودن و مرکزی بودن (عاملی :1384) بنا براین بومی شدن که اصطلاحی است که به دنبال جهانی شدن بیش از پیش مطرح شده است کمی در مورد آن متفاوت است.

اگر بخواهیم نظریه ای برای جهانی شدن وبه دنبال آن بومی شدن برای این فضا استفاده کنیم نظریه نسبیت گرایی[1] را ترجیح می دهم .

نسبیت گرا ها معتقدند که مرزهای فرهنگی که در گذشته یک ملت را از ملت دیگر جدا می کرد ، امروز وجود واقعی ندارد . مرزهای فرهنگی از نظر آنها علائمی است که به لحاظ زبانی و نژادی و اختصاصات ذاتی یک فرهنگ یک ملت را از ملت دیگر جدا می کند . و اگر چه این علائم در گذشته نقش تعیین کننده ای در شکل گیری شخصیت بومی یک فرهنگ و یک ملت داشته اند ، امروز نقش نسبی در این مرزبندی دارند . در مقایسه با افراط گرایان[2] که معتقدند یک همسان سازی کلی فرهنگی در حال وقوع است ، آنها بر این باورند که یک شبکه ارتباطی بین ملت ها و فرهنگ ها به وجود آورده که در هر منطقه تسهیل کننده تبادل معانی فرهنگی[3] و کالا ها وهنجارهای اجتماعی شده است .( عاملی : 1383)

رابرتسون[4] از در این زمینه از عام گرایی وخاص گرایی صحبت می کند و در کتاب جهانی شدنش اینگونه می گوید: " عام گرایی وخاص گرایی در دوره اخیر چیزی از نوع یک فرهنگ جهانی ، یا در حقیقت یک محور عمده در نحوه ساختار پذیری کلیت جهان است . به نظر من به جای اینکه قضیه را از این زاویه بنگریم که عام گرایی تنها با اصول دارای مصداق کلی و خاص گرایی تنها با آنچه محلی است سر وکار دارد ، موضوع را از این زاویه مورد توجه قرار دهیم که عام گرایی وخاص گرایی در سطح جهان به عنوان یک مجموعه واحد با یکدیگر مرتبط اند . لذا این دو به جهت عام بودگی توقع خاص بودگی از یک سو و توقع افزاینده عام بودگی ازسوی دیگر با یکدیگر پیوند خورده اند. این پدیده اخیر – خاص گردانیدن عام بودگی- مبین این اندیشه است که عام باید در قالب جهانی- بشری انضمامیت پیدا کند؛ در حالیکه جریان نخست-عام گردانیدن خاص بودگی- متضمن انتشار گسترده این فکر است که در حقیقت برای خاص بودن ، یکتا بودن و تفاوت ودیگر بودگی نهایتی نیست وبه قول بودریلارد هیچ وقت برای احیای اصل خود دیر نیست." (رابرتسون:2001)

من در این چند سطر می خواهم براساس این تفکرات به این سوالات پاسخ دهم :

سوال اساسی : چگونه شبکه اى جهانى و بین المللى با عنوان اینترنت که اساس آن بر بى تمرکزى و بى مکانى است را مى توان ملى کرد؟ آیا فضای مجازی که خود نقش انکار ناپذیری در جهانی شدن دارد قابلیت بومی شدن دارد ؟ و یا چگونه شبکه بین المللی و جهانی اینترنت را می توان بومی کرد ؟
1.فضای مجازی

فضای مجازی از دو مفهوم فضا[5] ومجاز [6] تشکیل شده است. پس بهتر است برای درکی روشن تر ابتدا به مفهوم واژگانی آن بپردازیم .
1-1 مجاز :

طبق نظر دکتر عاملی مجاز گاهی در مقابل امر حقیقی معنا می شود ، گاهی به عنوان امری وهمی وخیالی فرض می شود و گاهی در مقایسه با واقعیت محسوس وبدن به کار برده می شود و برخی اوقات یک امر ذهنی در مقابل امری عینی تلقی می شود . همچنین استفاده یک لغت خارج از معنای اولیه را نیز مجاز می نامند . (عاملی : 1384 )

پس فضا یا جهانی با خصلت مجازی در مقابل فضا یا جهان واقعی قرار می گیرد . که فضای دوم نیز نام می گیرد . البته مجازی بودن به هیچ عنوان از تاثیر واقعیت نمی کاهد بلکه تنها واقعیتی را به شکل مجازی بازنمایی می کند چه بسا همپا و موازی با جهان واقعی . واقعیت مجازی تلاش می کند محیط های جدیدی خلق کند که تخیلی هستند ، قلمروهای خیال گونه ای که به شیوه هایی منحصر بفرد «واقعی» به نظر می‌رسند، اما به صورت مستقیم با جهان ، به صورتی که آن را درک می کنیم ارتباط ندارند. (سولر[7]:2006)
2-1 فضا :

مفهوم فضا در مقابل مفهوم مکان به کار گرفته می شود . این دو مفهوم تفاوت های اساسی باهم دارند . اولین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است. فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصور بوده به طوری که درک این مفهوم بدون واسطه درک مکان برای ما موجودات فیزیکی غیر ممکن است.(سایت تبیان) گل محمدی در کتاب جهانی شدن ، فرهنگ ، هویت به نقل از مورلی و رابینز[8](1996) دیگر تفاوت ها را اینگونه بیان می کند که فضا عبارت است از همه جا ولی مکان جایی معین است .مکان محتوا دارد ولی فضا نوعی خلاء است . مکان دوبعدی است در حالیکه فضا سه بعد دارد . مکان قابلیت مرزبندی دارد اما فضا بی مرکز ونا متناهی است . و از زبان هال [9](1996) می گوید ، مکان ها ثابت می مانند اما فضا می تواند در یک چشم به هم زدن تغییر کند و عوض شود .

بنابراین فضا مفهومی بسیار گسترده تر و پیچیده تری نسبت به مکان دارد وشاید همین ویژگی های فضا است که باعث خاص شدن و به وجود آمدن دیگر خصوصیات فضای مجازی (اینترنت) شده است .
2.بومی شدن

اصطلاح بومی شدن [10] در ابتدا مدلی بود برای ژاپنی ها که تکنولوژی های جدید را با شرایط محلی وفرهنگ محلی خود وفق می دادند تا هویت ژاپنی خود را همچنان پا بر جا داشته باشند. در واقع بومی شدن خلق محصولات و یا خدماتی است که در بازار جهانی هست اما مناسب با فرهنگ محلی اختصاصی شده است [11].

بومی شدن معمولا زمانی مطرح می شود که با یک پدیده غیر بومی مانند تکنولوژی های جدید غربی مواجه باشیم . در این زمان سه راه برای مواجه با این پدیده غیر بومی داریم : اول اینکه نه تکنولوژی جدید را بپذیریم ونه فرهنگ وهنجاری که همراه با این پدیده جدید از مبدا خودش آمده است . که البته این راه در این برهه از زمان غیر ممکن است و حتی نمونه هایی که در دوره های پیش این نوع مواجه را انتخاب کرده بودند با شکست مواجه شدند ؛ مانند چین در سال 1800 و یا ژاپن درسال 1500 که هر دو مجبور به تغییر رویه شدند. دومین راه نیز پذیرش تکنولوژی جدید ومدرن شدن همچنین پذیرش فرهنگ همراه آن است . که این راه نیز به فرهنگ بومی صدمه می زند و افراد جامعه را دچار بحران هویت و از خود بیگانگی می کند ؛ مانند ترکیه در زمان آتاتورک . وسومین وبهترین راه برخورد با تکنولوژی های جدید پذیرش تکنولوژی و حرکت به سوی مدرنیزاسیون است در عین اینکه فرهنگ سازی جدید طبق ارزش های بومی و فرهنگ حاکم بر جامعه صورت بگیرد ؛ مانند ژاپن یا سنگاپور .

طبق تفاوت هایی که در مورد فضا ومکان ذکر کردیم قاعدتا بومی شدن نیز در فضا و مکان متفاوت است .
1-2 بومی شدن در مکان :

با ذکر کلمه مکان این معنا هم رسانده می شود که منظور جهان واقعی[12] است . برای بومی شدن در جهان واقعی ابتدا باید عناصرو عینیت هایی که نماینگر هویت های جمعی یک ملیت است را شناسایی کرد .

دکتر عاملی در رابطه با هویت اینگونه می گوید : "هویت همواره یک مفهوم ارتباطی بوده است. (بارت[13]1969) به این معنا که ما به وسیله تشابه ها وتفاوت ها یی که با دیگران داریم شناخته می شویم (میناگال[14] وهمکاران 2003)هویت به ریشه های زندگی ، روش ها ، و منش هایی که با آن زندگی می کنیم ، گره خورده است .منظور از روش های زندگی به قول میناگال وهمکاران او(2003) اموری است که "خصیصه های خاص زندگی ما " را منعکس می کند . اموری مثل بنا ها، نظام شهری، هنر، آداب ورسوم اجتماعی، مذهب، نوع لباس پوشیدن، نحوه غذاخوردن، چگونگی گذران اوقات فراغت و خلق وخو های به روابط اجتماعی ، نمونه هایی است که هویت یک جامعه را از جامعه دیگر ویا حتی هویت یک فرد را از فرد دیگر متمایز می کند ." بنابراین با باز سازی هویت در عناصری که نماد هویت یک فرد یا یک اجتماع است می توانیم می توانیم بگوییم بازگشت به خویشتن انجام داده ایم . مانند به کار گیری سازهای غربی اما نواختن ملودی های شرقی وایرانی ، مثل ساختن بنایی جدید و با تجهیزات امروزی اما با الگو برداری از معماری سنتی ایرانی و یا استفاده از پارچه خارجی برای لباسی به سبک محلی و ...

محلی بودن ودر عین حال مورد پذیرش جهان واقع شدن حکایت از برخورداری از ارزش های جهانی است ویک نگاه جهانی دارد .( عاملی: 1383)
2-2 بومی شدن در فضا :

منظور از فضا (فضای مجازی) در اینجا بیشتر اینترنت است . البته فضای مجازی صرفا اینترنت نیست ام اگر ما چیز دیگری با آن پنج خصوصیات پیدا کردیم میتوانیم آن را فضای مجازی بنامیم (مانند sms های موبایل) اما اینترنت بیشترین کاربرد را دارد .

اینترنت تشکیل شده از دو بخش 1. تکنولوژی و 2.محتوا. بومی شدن دراین دو مورد متفاوت است . باید متذکر شد که منظور از تکنولوژی نوع استفاده از تکنولوژی است نه اینکه بخواهیم چیزی که قبلا اختراع شده را دوباره با در نظر گرفتن شرایط محلی از نو اختراع کنیم .
2.1-2تکنولوژی :

مالکیت و مدیریت شبکه اینترنت در اختیار کشور های خاصی است که میزبانی بسیاری از وب سایت های ما را به عهده دارد. یعنی برای دسترسی به اطلاعات موجود در این شبکه باید از مسیر های تعین شده وتحت حفاظت این میزبانان گذشت . با این وجود سودی قابل توجه از این مسیر به جیب میزبانان می رود و هم امتیازی دارند برای وادار کردن کاربران به آنچه آن ها می خواهند و یا تهدید به تحریم اینترنتی . علاوه بر این، کنترل آن ها تهدیدی است برای امنیت اطلاعات رد وبدل شده در این زمینه . با این شرایط ضرورت ایجاد یک دیتا سنتر[15] که توسط هر منطقه یا کشورکنترل و حفاظت شود احساس می شود . ویا حداقل با تکثر ، انحصار در این زمینه شکسته شود . (مومنی:1384)

استفاده از دامنه های مخصوص با نام هر کشور یکی از راه های بومی کردن است. (بگذریم از اینکه همین دامنه ها نیز از طریق خطوط ارتباطی شبکه اینترنت خارج از کشور وصل می شود. ) دامنه .ir برای ایران می تواند به کاربران القا کننده هویتشان باشد . در فضایی بی حد و حصر که از هر قومیت و ملیت و کشوری در آنجا حضور دارند عنصری که نام کشور را به همراه داشته باشد، کشوری دارای مکان و مرز بندی مشخص ، جدای از هویت ملی و قومی بدون شک دیگر هویت ها را هم در ذهن ما تداعی خواهد کرد . هویت دینی ، هویت فرهنگی ، اجتماعی، هویت هنری، هویت شهری و دیگر هویت هایی که هر فرد به صورت فردی واجتماعی می تواند داشته باشد .ویا دامنه .va برای سایت های مخصوص واتیکان www.vatican.va
2.2-2 محتوا :

می دانیم که اینترنت یک چند رسانه ای[16] است . یعنی مانند ظرفی است که پیام های متفاوت از جنس های متفاوت درون آن ریخته می شود که در اختیار مخاطبانی به مراتب گسترده تر(از لحاظ زمانی ومکانی) و با اختیارات بیشتر قرار می دهد. محسنیان راد(1383) به نقل ازهنرز[17](1996) آغازبحث تأثیر رسانه ها در شکل گیری تصورات ذهنی مشترک را، از اواسط دهه 1980 و از هنگام حضور تلویزیون ماهواره ای (DBS) در منازل می داند که باعث گردید افراد ـ بدون دروازه بانی و مداخله دولت ها ـ بیشتر از گذشته درک کنند که چیزهایی فراتر از فرهنگ محلی[18] آنها نیز وجود دارد، بدون اینکه با آن فرهنگ، هیچگونه ملاقات چهره به چهره ای داشته باشند . یکی از پیامدهای این امر، تقویت حس "ما" بودن [19]یا همان هویت فرهنگی[20] است . باید گفت با ایجاد هویت جمعی ، هویت فردی ومحلی از بین نمی رود ویا ضعیف نمی شود ما با هویت های همزمان و دو جهانی شدن(دکتر عاملی : 1383) مواجه شده ایم . جهان مجازی با تاثیر گرفتن از صنعت همزمان ارتباطات ، منشاء ظهور فرهنگ های آنی[21] و به دنبال آن هویت های خلق الساعه شده است که در دوره محدودی شکل می گیرد و با ظهور هویت های جدید به سرعت از بین می رود. (دکتر عاملی:1383) این به وجود آمدن واز بین رفتن هویت های جدید می تواند به این دلیل باشد که هویت ها پشتوانه ای ندارند وطبق مرزها و مکان ها شکل نگرفته اند .

هویت بر اساس مرز بندی ها در مکان شکل می گیرد نه صرفا مرز بندی سیاسی ، مرز های فرهنگی ، دینی ، شهری و ... نیز در این امر سهیم اند. وطبق این اظهارات در رابطه با هویت های همزمان باید گفت که برای بومی ومحلی کردن محتوا در اینترنت و فضای مجازی باید مرزهایی که در جهان واقعی وجود دارد به صورت مجازی در اینترنت باز سازی شود ونماد های هویت در آنجا مطرح شود ؛ تا بتوان هویت های مربوط به آن مرز ها را بازسازی کرد . همان طور که گفتیم جهان مجازی در موازات با جهان واقعی در حرکت است بنابراین با بازسازی هویت در جهان مجازی ، هویت ها در جهان واقعی هم تقویت می شوند .

دیگر اینکه درون فضای مجازی علاوه بر ترسیم مجدد مرزها ، فرهنگ محلی و فرهنگ اختصاصی هر گروه بازنمایی شود . در این مورد برخی سایت ها سعی کرده اند با اختصاص دادن بخش هایی از فضایشان به فرهنگ های local این امر را رعایت کنند . (مانند: Yahoo Asia) اما مشکلی که وجود دارد این است که مدیرت همچنان دست همان سایت یاهو می باشد . در این صورت چقدر امکان تولید و عرضه فرهنگ ناب محلی آسیایی امکان دارد وچقدر مرزهای آسیایی را برای ما ترسیم می کند ؟ راهی که در این باره وجود دارد این است که مدیریت های این قبیل سایت ها ویا حتی بخش های محلی به خود بومیان منطقه واگذار شود .

به نظر من مثلا یک سایت چینی باید مانند یک رستوران چینی که در کشوری غیر از چین مثلا آمریکا واقع شده ، باشد . با وارد شدن به این رستوران با تمام وجود حس می کنیم که در چین هستیم . بو ، دکوراسیون، نوع چیدمان ، غذا ، زبان ، چهره ،لباس و سایر چیزها باعث می شود که دقایقی که در این رستوران هستیم فراموش کنیم که در چین نیستیم ؛ و با خارج شدن از این رستوران به فضای قبلی با فرهنگی متفاوت برمی گردیم ، در آنجا ما هم مانند بقیه وفرهنگ حاکم رفتار می کنیم . به نظر من این یعنی دو جهانی شدن یعنی هویت های همزمان یعنی داشتن فرهنگ محلی در کنار فرهنگ جهانی !
نتیجه گیری :

طبق دیدگاه های نسبیت گرا ها جهانی شدن نمی تواند جامعه بشری را به سمت یکی شدن فرهنگی ببرد . با تکیه بر دیدگاه فیدرستون[22] که از طرفداران نظریه نسبیت گرا هست ، می توان از متمرکز شدن فرهنگ های پراکنده [23] که منعکس کننده جهانی شدن فرهنگ های محلی است سخن گفت . فرهنگ های پراکنده در گذشته ، پیوند های خود را با فرهنگ های مرکزی از دست می دادند ، ولی در پرتو جهانی شدن یک نوع متمرکز شدن و منسجم شدن و مرتبط شدن و شبکه ای شدن فرهنگ های پراکنده به وجود آمده است . (عاملی : 1383)

یعنی در واقع جهانی شدن تهدیدی برای فرهنگ وهویت محلی ما نیست؛( البته در صورتی که ما از آگاهی کافی برخوردار باشیم و بتوانیم به انتخاب درستی دست بزنیم) بلکه به قول گیدنز[24] جهانی شدن دلیلی برای بهبود هویت های فرهنگی محلی در قسمت های متفاوت جهان است(2000)

اما برای ایجاد این بهبود و بازسازی هویت های فرهنگی محلی در جایی مانند اینترنت نیازبه هزینه وهمت زیادی است .

برای به دست گرفتن مدیریت ومالکیت مسیرهای ارتباطی و محتوایی درفضای مجازی احتیاج به سرمایه گزاری کلانی است همچنین همت والایی را برای بازنمایی درست وصحیح از فرهنگ و هویت بومی درفضای بی حد وحصری مانند اینترنت را می طلبد تا بتوان ما هم با خیالی راحت مانند گیدنز جهانی شدن را دلیل بهبود ، نه وارد کردن خدشه وایجاد بحران برای فرهنگ وهویت محلی ، بدانیم .
پانویس:

1.Relativism Theory

hyper-globalizer

cultural meaning

Robertson

virtual

John Suler

Morley & Robins

Hall

glocalization

http://www.wordspy.com/

real world

Barth

Minnegal

data center

multy media

Hannerz

local culture

we-ness

identity cultural

simultaneous cultures

Featherstone

diasporic culture

Giddens
کتابنامه :

جلیلی، سمیه ، 1382، مواجهه با غرب ، سایت کانون غیردولتی توتم اندیشه ،

رابرتسون ، رونالد ، 1380، جهانی شدن-تئوری های اجنماعی وفرهنگ جهانی ،تهران، نشر ثالث

سولر، جان ، چهارراه جهان مجازی ، ترجمه کامبیز پارتازیان ، سایت آینده نگرwww.ayandehnegar.org

عاملی ، س. ر،1382، دو جهانی شدن وهویت های همزمان آینده ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی ، www.iranwsis.org

عاملی ، س. ر،1384، زیرساخت ها و خصوصیات فضای مجازی ، درس مطالعات فضای مجازی

عاملی ، س. ر، 1382 ، جهانی شدن ها : مفاهیم ونظریه ها ، ارغنون24

عاملی ، س. ر، 1384، هویت های فرهنگی قدیم و جدید ،رمزگشایی تمدنی ومعماری سنتی- مدرن و ملی- فراملی مهستان.

کمالی پور، یحیی، 1383، بومی کردن اینترنت ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی ، www.iranwsis.org

گل محمدی ، احمد ، 1381، جهانی شدن، فرهنگ، هویت ، تهران ، نشرنی.

محسنیان راد ، مهدی ،1383، جهانی شدن،فرهنگ وبازار پیام ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی www.iranwsis.org

مومنی ، مینو ،1384، اینترنت ملی تنها با یک میلیارد دلار، سایت آینده نگر

دکتر سعیدرضا عاملی - نگاه به آینده، مورد توجه حوزه‌ها و شاخه‌های مختلف علوم بوده است. نگاه رشته‌ای و میان‌رشته‌ای قلمروها و نظام‌های مطالعاتی گسترده‌ای را در خصوص مطالعات آینده بوجود آورده است (هال - 1969، دلپینو- 1996، فیلد - 1999، روزنو - 1999، بری - 2000، مورتیمور - 2001، تیلور - 2002). تصورات اولیه در مورد آینده‌اندیشی. نگاه افسانه‌ای، جادویی و استثناء گرایانه بوده است، ولی به مرور حوزه‌های گسترده مطالعات علمی آینده با تکیه بر تفسیر، پیش‌بینی مبتنی بر قانون احتمالات شکل گرفته است (میشل مارین - 2002). مطالعات آینده، هم با نگاه خرد به مقوله‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، توجه کرده است و هم با نگاه کلان، روندهای جهانی را در جهان آینده مورد بررسی قرار داده‌اند. بعنوان نمونه با همین نگاه کلان‌نگر، نوروین پیترز (2000) مجموعه مقالاتی در مورد آینده جهان در 2020 را که محصول کنفرانسی است که به مناسبت چهل‌وپنجمین سالگرد مؤسسة مطالعات علوم‌اجتماعی هلند برگزار شده است، جمع‌آوری و ویراستاری نموده که در کتابی تحت عنوان «آینده‌های جهانی: شکل‌گیری جهانی شدن» به چاپ رسیده است. نویسندگان مقالات تلاش داشته‌اند که تحلیلی از روندهای جهانی که منجر به 2020 می‌شود ارائه دهند. اغلب نویسندگان بر غیرقابل قبول بودن جهانی‌شدن لیبرال، تأکید می‌کنند و در عین حال مسیر آینده‌ را در ساختار نظام سرمایه‌داری تحلیل می‌کنند. تنوع دیگر، مربوط به نظام‌های فکری و حوزه‌های آینده‌اندیشی است. معرفت‌شناسان با نگاه متدولوژیک و بررسی قوانین تفسیر و تبیین آینده، تلاش می‌کنند، آینده‌اندیشی را با نگاه فلسفی مورد بررسی قرار دهند (آلجیکا - 2003) و روش‌های مطالعة آینده را مورد نقد قرار دهند.

از دل این مطالعات، مطالعات انتقادی و مطالعات فراساختارگراها تولید شده است که ضریب اطمینان بسیاری از مطالعات آینده را به چالش کشیده است (بل - 1997 و هیج - 2002). آیندة سیاست نیز حوزة دیگری از مطالعات مربوط به آینده است، که تحت تأثیر دو جهانی‌شدن‌ها (عاملی، 1382الف)، نهادهای جهانی، تضادهای اجتماعی و فرهنگی، بالا رفتن قدرت فردی (گیدنز - 2001)، سیاست آینده را غیرمرکزی و انتشار‌یافته (Pervaded) می‌بینند (روزنو - 1999، بری -2000).

مطالعة آیندة فرهنگ نیز از ابعاد مهم دیگر آینده‌اندیشی است که به مطالعة پایداری و یا عدم ماندگاری فرهنگ‌ها (استیونسون - 2000) در قالب فرهنگ‌های بومی (گرونفلت (Groenfeldt) ، فرهنگ‌های قومی، فرهنگ‌های ملی و همچنین به مطالعه هویت فردی و اجتماعی می‌پردازند. یکی از جنبه‌های مهم در قالب آیندة فرهنگ، هویت فردی و اجتماعی می‌باشد که محل تأمل این مقاله است. در اینجا سئوال اصلی این است که فرد یا جامعه در آینده چه احساس و درک اولیه‌ای نسبت به خود و دیگری خواهد داشت؟ این احساس چه پیوندی به تاریخ گذشته دارد؟ و فرد و جامعه چگونه خود را از دیگری متمایز می‌کند؟ با توجه به این پرسش‌ها، این مقاله تلاشی است برای پرداختن به چگونگی هویت فرد در بستر دو‌جهانی‌شدن‌ها و اینکه هویت فرد در «فضای دوجهانی» جدید، چه آینده‌ای خواهد داشت. در این مقاله ابتدا، پارادایم دوجهانی‌شدن مورد بحث قرار خواهد گرفت و سپس مفهوم هویت و نسبت بین دوجهانی‌شدن‌ها و هویت و در نهایت چگونگی هویت در فضای دوجهانی آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1. پارادایم دوجهانی‌شدن‌ها

پارادایم دوجهانی‌شدن‌ها، نگاهی است که در درجة اول به تبیین و متمایز نمودن دو جهان موازی و در عین حال مرتبط و درهم‌ آمیخته در یکدیگر می‌پردازد و در درجة بعدی جهانی‌شدن‌های متکثری را در درون این دو جهان مورد‌ توجه قرار می‌دهد. اساساً مهمترین تغییر جهان معاصر که بنیان تغییرات آیندة جهان را می‌سازد، رقابتی شدن جهان واقعی و جهان مجازی است. ظهور جهان جدید یعنی «جهان مجازی» (Virtual World) بسیاری از روندها، نگرش و ظرفیت‌های آینده جهان را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. این جهان در واقع به موازات و گاه مسلط بر «جهان واقعی» (Real Word) ترسیم می‌شود و عینیت واقعی پیدا می‌کند.

این دو جهان از یک رابطه «انعکاسی هندسی» (Geometrical Reflection) برخوردار هستند.

جهان اول با خصیصه جغرافیا داشتن، از نظام سیاسی مبتنی بر دولت‌ ـ‌ ملت برخوردار بودن، طبیعی ـ صنعتی بودن، محسوس بودن و معطوف به احساس قدیمی‌تر بودن از جهان دوم قابل متمایز است. جهان دوم نیز با خصیصه‌هایی مثل بی‌مکانی، فرازمان بودن، صنعتی بودن محض، عدم محدودیت به قوانین مدنی متکی بر دولت ـ ملت‌ها، از معرفت‌شناسی تغییر شکل یافته‌ پسا مدرن برخوردار بودن، قابل دسترسی بودن همزمان، روی فضا بودن و برخورداری از فضاهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی جدید از جهان اول بصورت نسبی جدا می‌شود. این دو جهان در بسیار از موارد تبدیل به دوقلوهای به هم چسبیده خواهند شد که تعامل فردی و اجتماعی در قلمروهای بسیار، بستگی به «تعامل‌های دوجهانی» دارد و ما مواجه هستیم با «دوجهانی‌شدن‌های به هم چسبیده» (Twin Globalizations). آموزش پرورش آینده، نظام‌های تجاری و بانکی در حال و آینده، نظام‌های کنترل شهری و شهرسازی، حتی پزشکی جهان آینده برایند تعامل پیوند خورده این دو جهان است.

فهم دقیق تغییرات آینده جهان، نیازمند توجه جدی به وجود این دو جهان موازی است. دوجهانی‌شدن‌ها، فرایندهای جهانی است که در عین حال منعکس‌کننده دوجهانی‌گرائی (Dual Globalism) نیز هست. دوجهانی‌شدن‌ها بیان‌کنندة فرایندهای جهانی در دو فضای متفاوت است و دو جهان‌گرائی‌ها اشاره به شکل‌گیری معرفت‌های جدید جهانی نسبت به جهان واقعی و جهان مجازی است. بر این مبنا نگارنده که در دو نوشتار دیگر، که در یکی به آسیب‌شناسی جهان معاصر در بستر دوجهانی‌شدن تحت عنوان «دوجهانی‌شدن‌ها و جامعة جهانی اضطراب» (عاملی، 1382ب) و در مقاله‌ای دیگر با تکیه بر دوجهانی‌شدن‌ها، با تحلیل کل‌گرایانه روندهای آیندة جهان را مورد مطالعه قرار داده (عاملی، 1382الف)، توجه به این موضوع را به لحاظ «فضا‌شناسی» محوری‌ترین بستر برای مطالعة جهان معاصر و جهان‌ آینده می‌داند.

به لحاظ معرفت‌شناسی ادیان بزرگ جهان‌گرا، ادبیات، رمان و حوزه‌های سنتی و مدرن یوتاپیائی (کومار، 2003) و آرمان شهرهای فلسفه‌های قدیم و اساساً نگاه جهان‌گرایانه مسلط بر اندیشة فلسفی نقش مهم در شکل‌گیری نگاه جهان‌گرایانه حدید و ظهور فرایندهای جهانی شدن داشته است. در کنار اندیشه‌های فیلسوفانه، قدرت خلاق هنرمندان و نقاشان در ترسیم جهان آینده جایگاه جدی داشته‌اند و فضای جهانی جدید محصول و برایند همة تولیدات فلسفی، هنری، تکنولوژیکی و تجربیات حوزه‌های مختلف علوم می‌باشد. به قول نیچه (63؛1382) «اگر از ارتفاعی درست بنگریم همه چیزها سرانجام به هم می‌رسند، اندیشة فیلسوف، کار هنرمند و اعمال نیک» و در واقع تلاقی اندیشه‌های جهان‌گرا و جهان‌شدن‌های امروز را معنا می‌بخشند.

نگاه جهان‌گرایانه، زمینه‌های ظهور ذهنی «جهانی غیر از جهان شناخته‌شده‌ای» را که در آن زندگی می‌کنیم فراهم آورده است. تصورات واقعی و خیالی نیز در این عرصه کارساز بوده است، نگاه خیالی و جادوئی به جهان، انسانی را تصویر می‌کند که به صورت اعجاب‌انگیز و خارق‌العاده مسلط بر همة مخلوقات و همة هستی است و هر آنچه را که اراده کند تحقق‌یافته، می‌یابد. جهانی را معرفی می‌کند که حتی انسان با ارادة ذهنی بر زمان و مکان مسلط می‌شود، و همة کرات را در می‌نوردد، جهانی که یک فرد از انرژی خارق‌العاده برخوردار می‌شود و در و بر همه جا مسلط می‌شود، همسایگی این جهان، کار و شغل در این جهان، تجارت و معاملات. تفریحات و سرگرمی‌ها و بسیاری از نظام‌های زندگی از نمودهای مجازی و در عین حال «واقعیت مجازی» (Virtual Reality) است که برای این جهان پیش‌بینی می‌شود.
2. هویت چیست؟

منظور از هویت چیست؟ هویت ابتدا به معنای «یکی‌شدن» و در روانشناسی به معنای «یکی‌شدن خود» مطرح گردیده است و در مردم‌شناسی هویت متجلی در «هویت نژادی» بوده است (سوکفلد، 1999:417). هویت از نقطه‌نظر جامعه‌شناسی صرفاً یکی‌شدن خود نیست بلکه «یکی‌شدن با خود و دیگران» محسوب می‌شود که توضیح‌دهندة هویت فردی و اجتماعی است. اریکسون (109:1980) این دو مفهوم را با یکدیگر جمع کرده و معتقد است هویت دارای دو جزء است: اول «یکی‌شدن خود» و دیگری «مشارکت با دیگران در بعضی از اجزاء ذاتی». براساس نظریة هویت، فرایند هویت، یک سیستم کنترل است که مجموعه از هنجاری و ضدهنجارها را در فرد و جامعه بوجود می‌آورد. هویت مجموعه معانی است که چگونه بودن را در خصوص نقش‌های اجتماعی به فرد القاء می‌کند و یا وضعیتی است که به فرد می‌گوید او کیست و مجموعه معانی را برای فرد تولید می‌کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می‌دهد (بورک، 1991:837). نکتة مهم این است که هویت مفهومی است مرتبط با حوزة معنا، منتهی لزوماً معنا خصیصة ذاتی فرد و یا جامعه نیست بلکه محصول توافق‌ها و عدم توافق‌ها است (جینکینز، 1381).

اندیشمندان بسیاری همچون ویلیامز (1960)، گیچ (1962، 1967 و 1969)، کوین (1963)، نیلسون (1970)، بومن (1998)، یونگ و لایت (2001) معتقد به نسبی بودن هویت و یا هویت‌ها هستند. از نظر گیچ (1962) هویت نسبی است و افراد از حیث‌های متفاوت، دارای هویت‌های متفاوت هستند. یک فرد، یک هویتی شغلی، هویت فامیلی و هویت دینی می‌تواند داشته باشد. از نظر نیلسون (1970) رئیس بانک و شهردار یک شهر، هر دو یک شهروند هستند، ولی به لحاظ موقعیت رسمی دارای هویت‌های متمایزی هستند و یا حرف اول یک کلمه و حرف پنجم همان کلمه هر دو حرف هستند، اما به لحاظ نمادی حروف متفاوتی هستند. یونگ و لایت (2001) در مقالة خود، به تفاوت هویتی مردم آلمان شرقی در دورة سوسیالیسم و مابعد سوسیالیسم یعنی پس از فروپاشی دیوارهای برلین، اشاره کرده‌اند و نسبیت دوره‌ای هویت‌ها را براساس تغییرات اجتماعی نشان داده‌اند.

هویت‌ها از دو خصیصه استمرار و تمایز برخوردار هستند. یعنی فردیت هویتی فرد به سادگی تغییر نمی‌کند و همواره خود را در کنار «دیگری نبودن» می‌یابد (عاملی، 2002). با یک نگاه کلی از نظر انتونی گیدنز (2001:21) «هویت مربوط به فهم افراد در مورد این که «چه کسی هستند؟» و «چه چیزی برای آنها مهم است» تبیین می‌شود. این فهم هویتی، منتزع از منابع معناساز مهمی مثل دین، ملیت، نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و تمایلات گروهی و قومی می‌باشد. هویت‌های فردی، مربوط به احساس فرد نسبت به خود و تمایزاتی است که با مؤلفه‌هایی مثل اسم، ملیت، قومیت و یا تمایلات شخصی، فکری، ارزشی و یا ایدئولوژیک، هویت یک فرد را از دیگری متمایز می‌کند.

هویت اجتماعی، به احساس مشترک یک جمع مثل «مادرها»، «پناهندگان»، «اقلیت‌های قومی دینی»، «گروه‌های کوچک و بزرگ اجتماعی» و ... باز می‌گردد. این احساس منابع مشترک دارد که همة افراد آن هویت مشترک را به هم وصل می‌کند.

هویت همواره یک مفهوم ارتباطی بوده است (بارت، 1969)، به این معنا که ما بوسیلة تشابه‌ها و تفاوت‌هایی که با دیگر داریم شناخته می‌شویم (میناگال و همکاران، 2003:61). هویت به ریشه های زندگی، روش‌ها و منشی‌هایی که با آن زندگی ‌می‌کنیم، گره خورده است. منظور از روش‌ها زندگی، بقول میناگال و همکاران او (2003) لزوماً نظام‌های اداری و بروکراتیک زندگی نیست. بلکه منظور آن اموری است که خصیصه‌های خاص زندگی ما را منعکس می‌کند. اموری مثل آدام و رسوم اجتماعی، مذهب، نوع لباس پوشیدن، غذا خوردن، گذران اوقات فراغت و خلق‌و‌خوی‌های مربوط به روابط اجتماعی، نمونه‌هایی است که هویت یک جامعه را از جامعة دیگر و یا حتی هویت یک فرد را از فرد دیگر متمایز می‌کند.

از نظر استوارت هال (1991الف:47)، با نگاه هگلی، هویت یک روند در حال شدن است و از طرفی یک شناسنامه و عامل شناخته‌شدن محسوب می‌شود، هویت همواره از طریق تقسیم‌ِشدن، معنا پیدا می‌کند، تقسیم بین اینکه من چه هستم و دیگری چه هست؟ او اساساً «هویت را ریشة خود و بستر عمل» تعریف می‌کند. از نظر او نگاه روانشناسی به «خود» (Self) نیز به این معنا نزدیک است. نگاهی که خود را یک «من ادامه‌دار، توسعه‌ای و در عین حال یک خود دیالکتیکی درونی» تعریف می‌کند. در واقع ما هرگز آنجا قرار نداریم بلکه یک خود در حال شدن هستیم، و وقتی به مقصد می‌رسیم، حداقل می‌دانیم که هستیم؟ استوارت هال‌بر «منطق هویت» تأکید می‌کند. از نظر او اکثر بحث ما در مورد درون یا بیرون خود و دیگری، یا درون و یا بیرون فرد و جامعه، و در عینیت یا ذهنیت، بر منطق هویت متکی است. همین منطق هویت است که از نظر او یک آرامش خاصی را به فرد می‌دهد که بقول او شب را راحت می‌خوابد، یعنی فردی که گرفتار دوگانگی یا چند‌گانگی هویتی نیست، بلکه از یک هویت روشن برخوردار است، از خواب راحت نیز برخوردار است. منطق خوب خوابیدن به ما می‌گوید، فرد در شرایطی قرار دارد که با تغییرات بسیار آهسته‌ای مواجه است. البته تاریخ حرکت می‌کند و تغییرات غیرمنتظره دارد ولی فرد با یک هویت مشابهی ادامه می‌دهد. این نوع هویت و این نوع منطق هویت از نظر او به پایان دوران خود رسیده است.

از نظر استوارت هال (1991الف:42) منطق هویت به پایان خود رسیده است، و این بخاطر «غیرمرکزی شدن نظام‌ها و اندیشه‌های مدرن» است. در واقع تمام امور مدرنیته که مربوط به جنبه‌های «بزرگ هویت جمعی» بود، مورد چالش قرار گرفته است. تمام اموری که به نوعی جامعیت، هم‌رنگی و هم‌ریشه‌بودن را معنا می‌بخشید، در معرض شکست قرار گرفته است.

اموری مثل طبقة اجتماعی، ملیت، نژاد، جنسیت و حتی مفهوم بزرگی مثل «غرب» از هویت مشابه و جمعی خود دور شده است. این جنبه‌ها، از نظر استوارت هال، «جنبه‌های بزرگ هویت اجتماعی» (Great Collective Identity ) است، که به نوعی در بستر روند طولانی تاریخ مدرنیسم تولید شده است. در واقع اینها به نوعی اشکالی از «خود ـ انعکاسی» فرد است که در هویت‌های جمعی بزرگ معنا پیدا می‌کند. بعنوان مثال، طبقة مهمترین جایگاهی بود که موقعیت اجتماعی را معنا می‌بخشید، طبقة یک «کد اجتماعی» بود که بوسیلة آن افراد یکدیگر را می‌فهمیدند. البته هویت‌های اجتماعی از بین نرفته و نخواهد رفت، ولی امروز، سازه‌های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا می‌کند مثل ملیت، طبقه و ... از بین رفته است.

اساساً هویت مربوط به ذهنیت مشابهی است که فرد با دیگر دارد، به قول استوارت هال (1991الف:49) هویت مربوط به افرادی است که مشابه هم حرف می‌زنند، مشابه هم فکر می‌کنند، از احساسات مشابه برخوردار هستند. لذا هویت همواره از جایگاه دیگری تعریف می‌شود. هویت فرد، گاهی در دیگری منعکس می‌شود، مثل جائیکه مفهوم عشق معنا پیدا می‌کند، در اینجا فرد، در دیگری تکرای می‌شود. شاید به همین دلیل است که در قلمرو ملی و شکل‌گیری حس ملی و هویت ملی سخن از «عشق سیاسی» است (ترنز، 1999)، در واقع در سطح نازلتر، آن چیزی که موجب نوعی هویت جمعی می‌شود، تکرار تمایلات مشابه همه افراد و انعکاس فرد در جمع و فرد در دیگری است.

استوارت هال (1991الف) در مقاله‌ای تحت عنوان «محلی، جهانی: جهانی‌شدن و قومیت» بر بعد تمایز هویتی در مواجه‌های محلی و جهانی تأکید می‌کند. او می‌گوید: زمانی که به اطراف جهان می‌روید، وقتی متوجه می‌شوید دیگران چه هستند؟ پس می‌فهمید، آنها چه نیستند؟ و در نتیجه اینکه شما چه هستید؟ معنا پیدا می‌کند. بنابراین هویت، دائماً در یک چشم‌انداز نبودن، مشابه نبودن‌ها و اساساً یک نگاه منفی و یا سلبی معنا می‌یابد.

او معتقد است با ظهور جهانی‌شدن، روابط و هویت فرهنگ ملی بریتانیا، در حال از بین رفتن است. البته به نظر می‌رسد، هال به جنبه‌های بازگشتی هویت که در بستر مواجهه با دیگری شکل می‌گیرد، و موجب نوعی بازگشت به خود می‌شود، توجه نکرده است. آن دیدگاهی که در نظر گیدنز (1999) انعکاس پیدا کرده است و گیدنز را بر این جهت‌گیری رسانده است که ملی‌گیرایی و مفهوم ملیت در بستر جهانی‌شدن تقویت می‌شود و حتی «ملیت‌های بدون دولت» در این روند شکل می‌گیرند. البته او با تفکیک بین مفهوم ملت، دولت ملت و ملی‌گرایی، بازتاب‌های متفاوتی در مواجهه با جهانی‌شدن مطرح می‌کند که لزوماً از ابعاد انعکاسی برخوردار نیستند.
3. آیندة هویت، دوجهانی‌گرایی‌ها و دوجهانی‌شدن‌ها

با توجه به روشن شدن ابعاد مفهومی دوجهانی‌شدن‌ها و هویت، نسبت بین این دو مفهوم را بصورت اجمالی در جهان آینده مورد بحث قرار می‌دهید. باید توجه داشت که آینده هویت از ابعاد مختلف قابل مطالعه است. هویت فرد و جامعه، هویت فرهنگی یک منطقه که نماد فرهنگی و هویتی مجموعه‌ای از کشورها را در بردارد مثل هویت غرب (وندر ویر، 2003)، و یا آیندة هویت معماری، نقاشی و یا حتی آیندة هویت شهر (هوبارد و همکاران، 2003) جنبه‌های متفاوتی است که در مطالعة آینده هویت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله توجه اصلی ما متوجه آیندة هویت فردی است. در خصوص هویت در جهان آینده نیز مطالعات زیادی انجام گرفته است.

بعضی از این مطالعات، به جایگاه هویت در فضای فرهنگی دجیتالی جدید توجه کرده است (بولیر، 1995).

هابرمس (2003) در جدیدترین کار خود تحت عنوان «آیندة طبیعت انسانی» (The Future of Human Nature)، رابطه بین تصرفات مهندسی ژنتیک و هویت انسان و برداشت و تلقی که فرد از خود، طبقه و تاریخ خود دارد را مورد بحث قرار می‌دهد و انعکاس آنرا بر هویت‌های آینده چالش‌برانگیز می‌داند. هابرمس (2003) در این کتاب به نقد مهندسی ژنتیک و دخالت‌ها و تصرف‌های ژنتیکی در ارتباط مستقیم با هویت و فهم از خود و طبقه و جایگاه اجتماعی می‌باشد. او بین رشد طبیعی و ساختگی تفاوت قائل می‌شود و معتقد است ژن ساخته‌شده و ژن طبیعی تفاوت‌های هویتی را بعنوان عضو یک جامعة خاص بوجود می‌آورد. او در جمع‌بندی خود، به این مهم تأکید می‌کند که تضادهای بین علم و دین، منشاء بحران‌های بسیار زیادی شده است که نمود مهم آن، 11سپتامبر می‌باشد و بازتاب‌های دیگر آن تصرف بر بسیار روندهای طبیعی زندگی انسان خواهد بود.

والتر تروت اندرسون (1996، 1997 و 2003)، از جمله کسانی است که در حوزة آینده هویت فردی مطالعات متمرکزی داشته است. اندرسون (2003) با دیدة تردید به سخن هملت که می‌گوید «ما می‌دانیم چه هستیم» نگاه می‌کند در آینده چه خواهیم بود؟ اما بر محور روندهای گذشته ترسیم ابهام‌آمیزی از چه بودنهای آینده می‌توان ارائه نمود.

اینکه فرد در جهان آینده چه تلقی نسبت به خود و دیگری دارد، سئوالی است که مستلزم توجه به سه مؤلفة مهم است. مؤلفة اول، فضای حاکم بر فرد در جهان آینده است که در واقع نوعی فضاشناسی و محیط‌شناسی زندگی فرد در جهان آینده تلقی می‌شود. مؤلفة دوم چرخش یا استمرار روند‌هاست. در واقع این سئوال مطرح است که آیا لزوماً آیندة جهان، یک رابطة خطی با جهان گذشته دارد، تا با فهم سنت تاریخ گذشته، به سنت تاریخ آینده پی ببریم. یا چرخش‌ها و به قول گیدنز، روندهای معکوسی در آن وجود دارد که تاریخ آینده را به گذشته وصل می‌کند و با برایندهای جدیدی از «گذشته و آینده» ظهور پیدا خواهد کرد. مؤلفة سوم به توضیح روندهای هویتی همزمان و حتی «همزمانی گرایی‌های متضاد» (Contradictional Sychronism) می‌پردازد که در فهم تکثرهای موجود در فضای دو جهانی کمک می‌کند.
مؤلفة اول: فضای حاکم بر انسان در جهان آینده

نسبت به مؤلفة اول، مهمترین تغییر، ظهور و استقرار جهان دوم و چرخة جهانی‌شدن‌ها در این جهان می‌باشد. ظهور جهان دوم (جهان مجازی) معلول یک تحول عظیم و مهم تکنولوژیک است که مفهوم زمان و مکان را عوض کرده است و یک «ارتباط همزمان» را برای همگان و در هر زمان، فراهم آورده است. این روند، ثبات و تمایزهای هویتی را درون تکثرها و تغییرها گم خواهد کرد. مفهوم دوری و نزدیکی و اینجا و آنجا در پرتو آن از بین رفته است. این روند حتی مفهوم این فرهنگ و آن فرهنگ و این هویت و آن هویت را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داده و در لایه‌های گسترده‌تری متأثر خواهد کرد. به عبارتی می‌توان گفت جغرافیای فرهنگی و هویتی آینده بر محور جغرافیای سیاسی و زمینی جهان واقعی ترسیم نخواهد شد. با این نگاه «همگنی هویتی» (Homogenized Identity) و «همگنی فرهنگی» مبتنی خواهد بود بر «هم‌سازی‌های جدید» و در عین حال بقول رولند رابرتسون (1992) شاهد یک نوع «ناهمگنی فرهنگی» و «ناهمگنی هویتی» (Heterogenized Identity) خواهیم بود.

این همگنی و ناهمگنی صرفاً تولید واقعی فرهنگ و جغرافیای بومی نیست و اساساً صرفاً برگرفته از جهان واقعی نیست، بلکه روندهای بومی ـ جهانی و دوجهانی‌شدن‌ها عامل عمدة این روندهای هویتی جدید است.

فضای جدید، رابطة متفاوتی با تکنولوژی را بوجود آورده است. جهان مجازی که سراسر جهان ساختگی، کدگذاری‌شده و صنعتی است، تعامل‌های واقعی را که منتزع از «واقعی فرض کردن مجاز» است را بوجود آورده است. لذا این سئوال اساسی مطرح است که اساساً فرد در مواجهه با تکنولوژی بطور عام و در مواجهه با کامپیوتر و جهان مجازی از چه هویتی برخوردار خواهد بود و به قول رومن (2002) فرد در فضای متصل (On line space) از چه هویت متفاوتی در مقایسه با فضای منفصل (Off line space) برخوردار خواهد شد. این فضای جدید روندهایی را بوجود آورده است که ماشین جزئی از زندگی روزمره انسان شده است، به نوعی که فرد در بسیاری از تعاملات خود در زندگی روزمره، بقول مزلیش (1993)، بین انسان و ماشین تفاوتی قائل نمی‌شود. باید توجه داشت که در فضای سایبرنتیک، بسیاری از ارتباطات بین فرد و «بی‌فردی» و یا «ماشینی تیزهوش» است و به دلیل فرهنگی شدن ارتباطات سایبرنیتیک، فرد تفاوت انسان و ماشین را فراموش کرده است.

خصوصاً اینکه در فضای سایبر انسان و ماشین هر دو از ماهیت «سمبولیک بودن، کدگذاری شده و بی‌بدن بودن» برخوردارند. فردی که در نظام بانکی جهان واقعی با انسان واقعی مواجهه بود، به یکبار در فضای مجازی رابطه با ماشین، بعنوان یک جایگزینی رابطة انسانی قرار می‌گیرد. ذهنیت شرطی روابط انسانی در نظام بانکی، منشاء تداعی همان روابط در ارتباط انسان با ماشین می‌شود. بسیاری از این روابط طبیعی، در جهان مجازی صنعتی تکرار می‌شود که به مرور تعامل جدیدی از روابط «فرد» با «دیگری» را می‌سازد.

اندرسون (1996) در کتاب «تکامل آنگونه که در گذشته بوده است، نیست» (Evolution Isn't What It Used To Be ) بحث می‌کند که انسان امروز، موجود دیگری شده است و نقطة مرکزی این تغییر مربوط به تعامل بین «بیولوژی و الکترونیک» (Bionic Convergence) و به تعبیری بین انسان و تکنولوژی است. او معتقد است دو تکامل بزرگ صورت گرفته که یکی مربوط به رابطة انسان و تکنولوژی است که موجب «توسعه و بزرگ شدن قلمرو ذهن» شده است. این رابطه بصورت برجسته مربوط به رابطة انسان و کامپیوتر است. و دیگری مربوط به بدن انسان است، بدن انسان یا از طریق واگسن‌ها و ارگانهای ساختگی و بسیاری از اختراعات تکاملی و مثلاً صنعت پیوند اعضاء، ابعاد تکاملی برجسته‌ای پیدا کرده است. این دو افزایش، انسان دیگری را ساخته است که با انسان پیشین تفاوت دارد.

اندرسون (1997) در کتاب آینده و خود به مطالعه «آینده و خود» می‌پردازد. در این کتاب او به یک نکتة کلیدی توجه می‌کند که فرد تک‌مرکزی گذشته، تبدیل به یک فرد چند مرکزی شده است که این تکثر منشاء ضعیف شدن لایه‌های هویتی فرد شده است. اما دیدگاه کلیدی اندرسون (2003) که در مقالة جدید او که در فصل‌نامه «آینده‌ها» به چاپ رسیده است، از اهمیت زیادی برخوردار است. او در تکمیل دیدگاه‌های خود در خصوص هویت انسان، بر سه مفهوم اساسی که مربوط به هویت انسان در مواجهه با تکنولوژی می‌باشد، تأکید کرده است. او معتقد است اولاً یک نوع «افزایش(Augmentation) توانایی‌ها» نه به لحاظ صرفاً بیولوژیکی بلکه به لحاظ ذهنی در انسان بوجود آمده است. ثانیاً یک مفهوم جدیدی از «زندگی تعاملی و اشتراکی» (Symbiosis) معنا پیدا کرده است و ثالثاً یک نوع برآیندهای «فرا» (Transcendence) هویتی بین انسان و انسان و انسان و «ماشین‌های تیزهوش» (Intelligent Machines) بوجود آمده است. از نظر اندرسون (2003:545)، معلوم نیست روند افزایش نیروی انسان، اشتراکی‌شدن‌ فضاها و فراهویتی شدن تا چه مقدار پیش خواهد رفت. هر چه هست، از نظر او این روند در حال شدن است و انسان همواره چیزی، جز آنچه در گذشته بوده است، خواهد بود. آنچه خواهد شد، می‌تواند آینده‌ای بهتر باشد و می‌تواند آینده‌ای مشکل‌تر باشد.

در خصوص فضاشناسی و محیط‌شناسی آینده، توجه به ظرفیت‌های علمی آینده و تکنولوژی‌های آینده در عرصة بیوتکنولوژی، که خلق انسان‌های جدید با هویت‌های جدید و که در بسیاری از موارد بریده از تاریخ، پدر و مادر می‌باشد، شایان اهمیت است، همچنین تصرف بر طبیعت انسان و «طبیعت غیرطبیعی» نوعی ساختگی شدن انسان و طبیعت را به همراه می‌آورد که منشاء هویت متفاوتی خواهد بود (هابرمس، 2003، نیوول، 2003، عاملی 1382الف).
مولفة دوم: چرخش یا استمرار روندها

در اینکه مظاهر بسیاری گسترده‌ای از تاریخ بشر محصول تعامل‌های مرتبط با یکدیگر است، تردیدی نیست. اما اینکه آیا تلقی هویتی نیز از یک روند یکسان برخوردار است یا خیر، تردیدهای جدی وجود دارد. استورات هال (1991الف) بر این معنا تأکید می‌کند که سنت تاریخ چنین بود که هویت در حال و آینده به نوعی، تکرار هویت در گذشته بود، لذا استمرار هویت‌ها امری قابل فهم بود، ولی امروز، نوعی تغییر جزء ذات حرکت ثابت تاریخ شده است. لذا مفاهیم و معانی بزرگ شکل نمی‌گیرد و سیلان تغییرات نوعی خرده‌گرایی را بوجود آورده است. این نگاه ناظر بر دوران گذار است. ولی شواهدی از ظهور گذشته در آینده و یا بازگشت به گذشته و سنت‌های قدیم در جامعة معاصر دیده می‌شود. ظهور «فرهنگ مخالف» در قالب کمپین‌های اجتماعی مثل «خانواده»، «مبارزه با فقر»، «طرفدار صلح جهانی» و «نهضت‌های بازگشت با دین‌ناب» و بطور خاص ظهور بزرگترین کمپین اجتماعی تاریخ معاصر، یعنی «نهضت اجتماعی محیط‌زیست‌گرا» نمودهای برجستة بازگشت به طبیعت، و زندگی طبیعی و به نوعی فرار از جهان تصرف‌های تخریب‌کننده «هویت انسان» است. این روند تولید فضای دوجهانی‌شدن‌هاست. همان‌طور که مدرنیته و صنعتی شدن، نوعی از خود بیگانگی را بدنبال داشت و هویت فرد در جهان مدرنیته گرفتار یک ناستالژیای جدی شد، این روند در زندگی دوجهانی جدید، ناستالژیای فزاینده‌ای را تولید خواهد کرد که فردگریزی، جز بازگشت به خویشتن، نمی‌یابد.
مؤلفة سوم: لایه‌ای شدن و همزمانی شدن هویت‌ها

تکثر گستردة دوجهانی‌شدن‌ها و فرایندهای بومی ـ جهانی (Glocalization) (رابرتسون، 1995) در درجة اول به قول کریس بارکر، (2002:72) «کلیت» (Whole) فرهنگی را تبدیل به یک تجزیة فرهنگی کرده است. این روند فرهنگی موجب ظهور ساختارهای جدیدی شده است که تولید‌کنندة روندهای همزمان و در عین حال متضاد بسیاری در جهان معاصر شده است. ظهور پسا مدرنیسم در کنار مدرنیسم، ظهور روندهای غیرسکولارشدن(Desecularization) در کنار سکولار شدن (Secularization) جوامع و بوجود آمدن هویت‌های سنت‌گرا در کنار هویت‌های مدرن‌گرا و یا بوجود آمدن هویت‌های دورگه (Hybrid Idintities) در نسل جدید، نمودهایی از ظهور همزمانی‌های فرهنگی و هویتی است. جهان مجازی، با تاثیر گرفتن از صنعت همزمان ارتباطات، منشاء ظهور «فرهنگ‌های آنی» (Simultaneous Cultures) (بل، 2001)، و بدنبال آن ظهور حال هویت‌های خلق‌الساعه شده است که در دروة محدودی شکل می‌گیرد و با ظهور «هویت‌های جدید» به سرعت از بین می‌روند، خواهند بود.

فرد در عین حال که از هویت ملی‌گرا برخوردار است، از نگاه جهان‌گرائی عدالت‌خواهانه نیز برخوردار گردیده، در عین حال که در تعامل به جهان، همگنی‌های جدید بوجود آورده است، همگنی‌های بسیار بومی نیز در درون آن شکل گرفته است. توجه به این نکته این مهم را بیان می‌کند که ما در جهان آینده لزوماً با «یک هویت فردی و اجتماعی» مواجهه نیستم، بلکه فرد واحد و مکان استقرار دو یا چند هویت شده است. لذا وقتی از چیستی فرد سئوال می‌شود، در پاسخ از ملاک چیستی و جهت چیستی باید سئوال کرد، مثلاً شغل شما چیست؟ تمایلات اوقات فراغات شما چیست؟ احساس ملی شما چیست؟ و یا احساس جهانی شما چیست؟ و یا چیستی فرد را نسبت به عضویت در خرده فرهنگ‌ها مورد سئوال قرار می‌دهد.
نتیجه‌گیری

با نگاه اندرسونی می‌توان گفت دوجهانی‌شدن‌ها، هر سه روند را توسعه بخشیده است و هویت‌های چند‌لایه‌ای را در درون خود متولد نموده است. از یک طرف ظرفیت انسان از محلی بودن، محلی زندگی کردن و محل‌گرایی به جهانی بودن، در جهان زندگی کردن و به قول رابرتسون خود را عضوی از جهان شش میلیاردی دانستن، نه صرفاً عضو جمعیت فلان روستا، شهر و یا کشور خاص پنداشتن و در نهایت به یک نوع جهانی‌گرایی منتقل نموده است. از طرفی فشرده شدن جهان واقعی تحت تأثیر «وسایل حمل و نقل تندرو» و «یکی شدن جهان مجازی»تحت تأثیر صنعت همزمان ارتباطات، ظرفیت فزاینده‌ای را برای انسان فراهم آورده است، لذا «خودفردی» یک افق جهانی پیدا کرده است. با مؤلفة دوم اندرسون یعنی «تعاملی شدن و اشتراکی شدن» فضا، نیز باید گفت فشردگی این دو جهان، نزدیک شدن جامعة انسانی و ارتباطات تنگاتنگ بین جامعة انسانی، تعامل‌های متکثر بین دینی، بین فرهنگی، بین نژادی و بین قومیتی جدید را بوجود آورده است که پایة شکل‌گیری «فضاهای فراهویتی» جدیدی را فراهم آورده است. هویت‌های آینده، با این نگاه بر محور مؤلفه‌های ثابت و پسینی تاریخ گذشته نخواهد بود. هویت‌های آینده به گذشته مراجعه خواهد کرد ولی گذشته را بطور کامل تکرار نخواد کرد، بلکه نوعی «فرایندهای تعاملی آینده و گذشته» شکل خواهد گرفت.

با توجه به پارادیم دوجهانی‌شدن‌ها، می‌توان گفت هویت‌های ثابت پیشینی که ساخته‌شده جهان اول (جهان واقعی بودند در مواجهه تعاملی با جهان دوم (جهان مجازی)، پایة هویت‌های جدیدی را می‌گذارند که ظرفیت تضادهای گسترده بین زندگی، فرهنگ و هویت در جهان واقعی و جهان مجازی را خواهد گذاشت. دوران انتقال فرد از زندگی در جهان واقعی به زندگی در «فضای دوجهانی»، دوران چالش‌ها، ناهنجاری‌های گسترده و بحران هویت‌هاست. ولی به نظر می‌رسد با استقرار و هنجاری‌شدن جهان دوم در کنار جهان اول، در سه دهة آینده، شاهد شکل‌گیری جغرافیا و نهادهای شناخته‌شدة جهان مجازی در کنار جهان واقعی باشیم، که فرد رد آن فضا احساس آشنایی، تسلط و هویت مشخص داشته باشد. به عبارتی می‌توان گفت، جهان آینده، جهان مسلط شدن انسان بر روندهای دوجهانی‌شدن است، این روند منجر به نوعی «بازگشت به سادگی» در اوج پیچیدگی تکنولوژیک جهان آینده خواهد شد. روندهای بازگشت، که منشاء آن خستگی‌های انسان در جهان تکنولوژی و «ضعیف شدن لایة معنا و معنویت» است، انسان را به سمت تعریف طبیعی‌تر و ساده‌تر از خود منتهی خواهد شد.

براساس آنچه گفته شد، دوجهانی‌شدن‌ها و دوجهانی‌گرایی، ضمن تولید تکثرهای هویتی و غیرمرکزی شدن هویت‌ها، به مرور لایه‌های جدیدی از «فرا هویت‌ها» را تولید می‌کند که لزوماً از منابع گذشته تأثیر نمی‌گیرد،بلکه اشتراکات جهانی فراهویتی را بوجود آورده است که از خصیصة «معنویت‌گرایی و پیوند با متافیزیک»، «طبیعت‌گرایی»، «سادگی»، «سنت‌گرا بودن» و محوریت پیدا کردن مفهوم «عدالت» با نگرش جهانی «عدالت برای همه» (Justice for all) برخوردار خواهد بود. در چهارچوب پارادیم معرفتی دو‌جهان‌گرایی و براساس واقعیت‌ شدن مجاز (Realization of Virtual) و مجازی شدن واقعیت (Virtualization of Real) در بستر دوجهانی‌‌شدن‌ها، درک از خود و انعکاس خود در کناز دیگری، برخلاف گذشته صرفاً در فضا و جهان واقعی و با تکیه بر رقابت‌های دینی، قومی و ملی مصداق پیدا نمی‌کند، بلکه نمودهایی از «دیگری فرادینی، فراقومی و فراملی» شکل خواهد گرفت که زمینة «هویت‌های بزرگ جهانی» را بر محور ارزش‌های جهانی فراهم خواهد کرد. و در کنار آن نوعی، همزمانی هویت‌های دیگر که معرف جهان شخصی‌تر و هویت شخصی‌تر فرد می‌باشد در حال شکل‌گیری است. البته این روند، اتفاقی است که در حوزة عمومی، قابل پیش‌بینی است، چگونگی روندهای سیاسی در جهان قدرت، روندهای متفاوتی را دارند که در جای خود باید بحث شود.

نگاه‌ هابرمسی به تکنولوژی ژنتیک، انسان‌های ساخته‌شده‌ای را ترسیم می‌کند که هویت‌های آنها براساس ژن‌های تعریف‌شده، شکل می‌گیرد. این هویت، «ماشینی شدن انسان و هویت انسانی» را ترسیم می‌کند که نگرانی‌های زیادی را برای تعامل طبیعی و ارتباطات بشری ایجاد می‌کند. هویت آینده این نوع انسان، قبل از آنکه محصول یک تعامل باشد، یک جوهر تعریف‌شده ژنتیکی پیدا کرده است، که براساس قدرت و ثروت شکل می‌‌گیرد.

تکثر و لایه‌ای شدن و چندبعدی شدن هویت‌ها در جهان آینده، نیز گریزناپذیر به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد، با توجه به توسعة منابع قابل دسترسی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، که در گسترة وسیع در جهان اول و جهان دوم بوجود آمده است، هویت‌های آینده از خصیصة فردی بودن، نسبی‌گرایی، تکثرگرایی و چند لایه‌ای شدن برخوردار خواهد شد. همانطور که گفته شد، این روند پس از یک اوج فردی شدن، تکثر و تفرق هویت‌ها، یک روند بازگشت به سادگی، سلامت، جمعی شدن و یکپارچگی مسالمت‌آمیز را طی خواهد کرد. خستگی انسان از زندگی صنعتی، صنعتی بودن محض جهان مجازی، مادی شدن معنویت، و دور شدن انسان از متافیزیک، بازگشتی آگاهانه به دین را بدنبال خواهد داشت که مظاهر آنرا در جهان غرب بصورت معناداری دیده می‌شود. این در واقع نوعی نگاه مثبت و منتهی به صلح و عدالت به آینده بشریت است که همواره کانون محوری دیدگاه الهیون بوده است.

کتابنامه منابع

جنکینز، ر. (1381) هویت اجتماعی، ترجمة تورج یار احمدی، تهران انتشارات شیرازه.

عاملی، س. ر (1382الف)دوجهانی‌شدن و آیندة جهان، کتاب ماه علوم‌اجتماعی، شماره 69 ـ70، خرداد و تیر 1382، ص‌ص 15ـ28.

عاملی، س. ر (1382ب) دوجهانی‌شدن‌ها و جامعة جبانی اضطراب، نامة علوم‌اجتماعی، جلد 11، شمارة 1، مهر 1382، ص‌ص‌143ـ174.

نیچه، ف. (1382) فلسفه، معرفت و حقیقت، ترجمع مراد فرهاد‌پور، تهران، هرمس.

Aligica, P. D. (2003) Prediction, explanation and the epistemology of future studies, Futures, Vol. 35, pp. 1027-1040.

Ameli, S. R. (2002) Globalization, Americanizatoin and British Muslim Identity, London, ICAS Press.

Anderson, W. T. (1996) Evolution isn’t what it used to be: the augmented animal and the whole wired world, New York, Freeman, New York.

Andesron, W. T. (1997) The future of the self: inventing the postmodern person, New York, Tarcher/Putnam.

Anderson. W. T. (2003) Trajectories: Augmentation, symbiosis, transcendence: technology and the future(s) of human identity, in Futures, Vol. 35, pp. 5350-546.

Baker, C. (2002) Making Sense of Cultural Studies: Central Problems and Critical Debates, London, Sage Publications.

Brath. F. (1969) Introduction, in F. Barth (ed.), Ethnic groups and boundariws, pp. 9-37, Boston, Little Brown.

Barry, R. J. (2000) The worls turned upside down?: globalization and the future of the state, New York, Manchester University Press.

Baumann, G. (1998) Contesting Culture: Discourses of Identity in Multi-ethnic London, Cambridge, Cambridge University Press.

Bell, D. (2001) An Introduction to Cybercultures, London & New York, Routledge.

Bell, W. (1997) Foundation of futures studies, New Brunswick, Transaction Publisher.

Bollier, D. (1995) The future of Community and Personal Identity in the Coming Electronic Culture: a report of the third annual Aspen Institute Roundtable on Information Technology: Aspen, Coloradom, August 18-21, 1994, Washington, D. C.: Aspen Institute Communications and Society.

Burke, P. (1991) Identity Processes and Social Stress, American Sociological Review, Vol. 56(6), pp. 836-849.

Del Pino, J. S. (1999) Future Systems, Phaidon Press.

Groenfeldt. D. (2003) Can indigenous cultures survive the future?, in Futures, Vol. 35, pp. 907-915.

Geach, P. T. (1962) Reference and Generality, Ithaca, N. Y. Cornell University Press.

Geach, P. T. (1967) Identity, The Review of Metaphysics, XXI.

Geach, P. T. (1969) a Reply, The Review of Metaphysics, XXII.

Giddins, A. (1999) Runaway World: How Globalization is Reshaping our lives, London, Profile Books.

Giddens, A. (2001) Sociology, 4th edition, Cambridge, Polity Press.

Habermas, J. (2003) The Future of Human Nature, Cambridge, Polity Press.

Hal, H. (1969) Communication in the world of the future, New York.

Hall, S. (1991a) New identities and New Ethnicities, in A. King, Culture, Globalization and The World-System, New York, State University of New York at Binghamton, pp: 41-68.

Hall, S. (1991b) The Local and the Global, in A. King, Culture, Globalization and The World-System, New York, State University of New York at Binghamton, pp. 19-39.

Hideg, E. (2002) Implications of two new paradigms for futures studies, Futures, Vo. 34, pp. 283-294.

Hubbard, P.; Farie, L.; Lilley, k. (2003) Memorials to Modirnity? Public art in the 'city of the future', in Landscape Research, Vol. 28(2), pp. 147-169.

Kumar, K. (2003) Aspects of the Western Utopian Tradition, in History of the Human Sciences, Vol. 16(1), pp. 63-77.

Marien, M. (2002) Futures studies in the 21st Century; a reality-based view, in Futures, Vol. 34, pp. 261-281.

Mazlish, B. (1993) The fourth discontinuity: the co-evolution of humans and machines, New York, Simon and Schuster.

Minnegal, M. King, T. J. Just, R. and Dwyer, P. D. (2003) Deep identity, shallow time: sustaining a future in Victorian fishing communities, in the Australian Journal of Anthropology, Vol. 14(1), pp. 53-71.

Mortimore, P. (2001) Globalisation, Effectivensess and Improvement, in School Effectiveness and School Improvement, Vol. 12(1), pp. 229-249.

Newell, P. (2003) Globalization and the Governance of Biotechnology, in Global Environmental Politics, Vol. 3(2?), pp. 56-71.

Nielson, J. (1970) Relative Identity, New Gricles, Vol. 4(3), pp. 241-260.

Pieterse, N. (2000) Global futures: Shaping globlisation, London, Zed Book.

Robertson, R. (1992), Globalization, London, Sage.

Robertson, R. (1995) Glocalization: Time-space homogeneity-heterogeneity, in: S. Featherstone, S. Lash & R. Robertson (eds.), Global Modernities, London, Thousand Oaks and New Delhi, Sage.

Rosenau, J. N. (1999) The Future of Politics, in Future, Vol. 31, pp. 1005-1016.

Stevenson, T. (2000) Creating future cultures, in Futures, Vol. 32, pp. 919-923.

Quine, W. V. (1963) From a Logical Point of View, New York, Harper and Row.

Taylor, A. (2002) Global governance, international health law and WHO: looking towards the future, in Bulletin of the World Health Organization, Vol. 80 (12), pp. 975-980.

Turnerm B. (1999) Classical Sociologym London, Sage.

Van der Veer K. (2003) The future of western societies: multicultural identity or extreme nationalism?, in Futures, Vol. 35(2), PP. 169-187.

Vrooman, S. S. (220) The art of invective: Performing identity in cyberspace, in New Media & Society. Vol. 4(1) pp.51-70.

Young, C. and Light, D. (2001) Place, national identity and post-socialist transformations: Williams, B. A. O. (1960) Bodily Continutity and Personaol Identity, A. Reply Analysis, XX
منبع: سایت دکتر سعیدرضا عاملی

دکتر سعید رضا عاملی - ازدحام و تراکم جمعیت های بزرگ و تفاوت جمعیت شب و روز در شهرهایی مثل تهران، نیویورک، لندن و توکیو همراه با آلودگی گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافیک و زمان، منشاء یافتن چاره ای برای کاهش آلام ناشی از زندگی در اینگونه شهرها شده است.

مهمترین مسئله در این شهر ها حرکت جمعیت است. حرکت جمعیت اعم از حرکت با وسیله نقلیه و یا ازدحام جمعیت در مراکز فروش و خدمات اداری و رفاهی شهر، علت اصلی بسیاری از "مسائل شهری" اعم از مسائل انسانی شهری و یا حوادث و سوانح شهری در شهرهای بزرگ می باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات (عاملی، 1383)، کامپیوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه ای از طریق آرپانت و سپس شکل فراگیر این ارتباط در قالب اینترنت فضای جدیدی برای شهر بوجود آمد که از آن تعبیر به "شهر مجازی" می شود. ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش "حرکت جمعیت" در شهر واقعی و در درجه بعدی "فضاهای همزمان" را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی امکان پذیر می سازد. در واقع دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی "مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری" محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند. در فضای جدید معنای مکان بازسازی می شود و نگاه به شهر بعنوان "فضای مکانها" تبدیل به "فضای جریانها " (Space of Flows) (کستلز ، 1992) (Castells) می شود که از یک سو حرکت جمعیت و از سوی دیگر حرکت اطلاعات را اجتماعی می کند. این تغییر در واقع زمینه نگاه یکپارچه به شهر دو فضائی شده را فراهم می کند.

ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش "حرکت جمعیت" در شهر واقعی و در درجه بعدی "فضاهای همزمان" را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی با شهر واقعی امکان پذیر می سازد.

............................

این فضای جدید از یک طرف محصول توسعه سخت افزار و نرم افزارهائی بود که خلق "واقعیت مجازی" را امکان پذیر می ساخت و از طرف دیگر متاثر از تمایل به رهیدن از "فرسایشهای انرژی" در جهان واقعی و اندیشه زندگی در "جهان دیگر" بود. پرهیز از فرسایش انرژی انسان، سوخت و فرسایش محیط زیست و دسترسی های آسانتر و فشرده تر به امکانات اداری و شهری، شرایط ظهور "شهر مجازی" را فراهم ساخت و نظام جدید "شهرسازی واقعی-مجازی " (عاملی، 2004) را محقق نمود.
دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی "مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری" محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند

........................

شهر سازی واقعی- مجازی (Vireal City Planning) به ظرفیت های واقعی شهر در کنار ظرفیت های مجازی شهر توجه می کند و شهر را با توجه به این دو فضا می سازد. شهر های آینده ناگذیر از اساس با نگاه به این فضا ساخته خواهد شد و شهرهای موجود نیازمند بازسازی جدید و اضافه کردن "فضای شهر مجازی" به شهرهای واقعی است. در این روند با توسعه نرم افزارهای کامپیوتری، ساحت جدیدی از "رئالیسم شهری" که فضای شهر مجازی را به فضای شهر واقعی نزدیک می کند، تحقق پیدا می کند. این رئالیسم "درک شهودی " (Intuitive Perception) به واقعیت های مجازی می بخشد، که همه "امور مجازی" را بر مبنای واقعیت باید بنا نمود. به عبارتی شهر مجازی یک ایدئالیسم مبتنی بر اندیشه خیالی و یوتوپیائی نیست، بلکه یک شهر واقعی است که با ظرفیت های جهان مجازی ساخته می شود.

واقعیت مجازی یک ترکیب ذهنی از واقعیت و غیر واقعیت است که متکی بر سه بعد اساسی یعنی 1)نگهداری مدار بودن، 2) برخورداری از فضاهای نمایشی خود راهبر و 3) مسیر های پیگرد مشخص، می باشد که تعامل فرد را در محیط مجازی، بصورت طبیعی در جریان قرار می دهد. واقعیت مجازی عبارت از ساخت واقعیت با همه ظرفیت های ممکن آن در "فضای مجازی" است. این نگاه، مو جب ساختن ظرفیت های واقعی جهان مجازی، در یک سیر تکاملی شده است. به مرور همه کارکردهای فردی و اجتماعی، کنش های فعال و غیر فعال و حضور در تنهائی و جمع، و همچنین ساخت و پردازش های کنش گرانه در این فضا امکان پذیر شده است و دور نیست دورانی که "احساس مجازی" به سطحی از واقعیت و عینیت که منتقل کننده بو، طعم، انرژی و "حس منهای بدن" را با خود همراه کند.
در فضای پراکنده شهری جدید، شهر های مجازی، می تواند زمینه بازسازی "یکپارچگی اجتماعی شهری" را فراهم کند و یک هویت معنادارتری از "تهران و تهرانی بودن" و یا "کرج و کرجی بودن" خلق کند.

.................................

ظرفیت های جهان مجازی متاثر از تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی (Information, Communication Technology) جدید است که جامعه را وارد فضائی کرده است که از آن تعبیر به "جامعه اطلاعاتی" (Information Society) می‌شود. در فضای جدید، دولت الکترونیک (Electronic Government) و شهر مجازی (Virtual City) دو شکل نهادینه اداره جامعه جدید است که توسط بخش دولتی سازمان دهی و سیاست گذاری می شود. با این نگاه، در کشور های توسعه یافته، دولت و شهر صرفا با تکیه بر "مکان" و "جغرافیای" واقعی تعریف نمی شوند بلکه بر اساس فضای تولید شده در قالب "واقعیت مجازی" (Virtual Reality) نیز معنا پیدا می کنند. در نگاه اولیه شهر های مجازی متاثز از ایده "شهر اطلاعات" بود. در شهر اطلاعاتی، تلاش می شد که یک جایگاه مورد انتظار از دست یابی به اطلاعات مربوط به شهر بوجود بیاید (دایبرگر و فرانک ، 1998) (Dieberger & Frank). این شهر اطلاعات منشاء ظهور مدیریت های جدید شد که از آن تعبیر به "مدیریت دانش محور " می شد. شهر دو فضائی با نگاه آینده گرا مبتنی بر همین "مدیریت دانش محور" (Knowledge Management)می باشد. مدیریت دانش محور برخواسته از راه حل های اداره شهر مبتنی بر "مراکزمنابع الکترونیک" می باشد.

با تکثر منابع اطلاعاتی شهر و قدرت گرفتن ظرفیتهای سه بعد مجازی، تصویری از شهر مجازی شکل گرفت و این عقیده را بصورت جدی تری وارد حوزه شهر سازی جدید کرد. از آنجا که کاربران شهر مجازی در درجه اول باید از "دانش کامپیوتر" و دسترسی به "فضای اینترنتی" برخوردار باشند، پیش نیاز اولیه ظهور شهرهای مجازی، فراهم آمدن این دو امکان می باشد. در جهان توسعه یافته با سرعتی فزاینده تر جامعه اینترنتی رو به گسترش است. بعنوان مثال کاربرهای اینترنتی در آمریکا از 22 میلیون در سال 1995 به 92 میلیون در سال 1999 رسیده اند که این رقم در صورت افزایش 5 تا 20 درصد پیش بینی می شود به 120 تا 180 میلیون در سال جاری (2004) برسد. قابلیت موبایل های جدید، جهت متصل کردن فرد به فضای مجازی اینترنت و همچنین پیش بینی ظهور سیسم کامپیوتری فراگیر در سال 2020، فضائی با گستردگی بالا و با تنوع و تکثر خیره کننده ای را رقم می زند.
1. شهر مجازی

اولین شهر مجازی در آمستردام هلند در سال 1994 شکل گرفت و به سرعت بسیاری ازشهرهای اروپائی، آمریکائی و بعضی از شهر های آسیائی مثل توکیو و سنگاپور وارد این فضای شهری شدند. طی دهه 1990 کشورهای زیادی بر اساس شرایط جدید جهانی و شکل گیری جامعه اطلاعاتی، تلاش کردند تحلیل و جمع بندی های متمایل به سیاستگزاری و برنامه ریزی را در خصوص فرایندهای اطلاعاتی طراحی کنند.
برنامه عمل ایالات متحده آمریکا (1993) (US Agenda for Action)، اوراق سفید رشد اروپائی (1994) (The European White Paper Growth)، اصلاحات ژاپنی در جهت جامعه پویای روشنفکرانه قرن 21 (1994) ( The Japanese Reforms Toward the Intellectual Creative Society of the 21st Century) و یا برنامه جامعه اطلاعاتی دانمارک در سال 2000 (1994) (The Danish Information Society 2000) و یا شکل گیری وزارتخانه اینترنت در هلند و شکل گیری شهری مجازی آمستردام در سال 1994، نمونه هایی از تحولات برنامه ریزی معطوف به ساخت "شهرهای مجازی" و "دولت الکترونیک" در فضای جامعه اطلاعاتی می باشد. بر اساس بررسی های اجمالی که در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته نه در سطح مجلس و نه در سطح دولت اقدام فکری و اجرائی قابل توجهی در این راستا صورت نگرفته است.
در شهر مجازی، خدمات شهری بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت.

...............................

در شهر مجازی، خدمات اطلاعاتی بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت.

در این فضای جدید بقول پائول ویرلیو (2001) (Paul Virilio) دیگر مفهوم بازکردن و بستن دروازه شهر و یا تقسیمات شهری بر اساس میدان، خیابان و کوچه و یا اساسا معماری مبتنی بر مکان محوری به پایان می رسد، بلکه معماری فضای مجازی مبتنی بر تغییر تکنولوژیکی زمان و مکان است و ساخت های قابل دسترسی همزمان برای همگان است. در فضای مجازی شهر، بخش مرکزی و پیرامونی شهر با متغیرهای متفاوتی تعریف می شود که لزوما از تراکم جمعیتی که موجب بی حوصلگی، تضاد منافع و یا برخوردهای تبعیض آمیز بشود، نیست. شهر مجازی بر "اشکال رهاشده شناور " (Free-Floating Forms) معماری و شهر سازی بنا شده است که امکان حرکت دائمی و آسان و کنترل و نظارت بر روندهای اداری و خدماتی، شهر را بصورت مستقل برای تک تک شهروندان برخوردار از "کد ملی" منعطف می سازد. "شهروندی به رسمیت شناخته شده" و تعامل دموکراتیک هم در سطح شهری (شهر مجازی) و هم در سطح ملی (دولت الکترونیک) فراهم می شود و شاخص جدید توسعه یافتگی را وارد مفاهیم جدید توسعه می کند.

در فضای مجازی مثال ها و نمونه های زیادی از شهر های مجازی وجود دارد که هرب نورمن و مایک ویلسون (2004) سه نوع را از هم متمایز نموده اند. 1) شهرهای مجازی برای راهنمائی متصل همه مراجعه کنندگان در خصوص انواع خدمات بازرگانی و تجاری مثل شهر مجازی برایتون که محل انواع تبلیغات تجاری است که ماهیانه بیش از 65000 مراجعه کننده دارد[لینک] . 2) شهر مجازی مسطح که با تکیه بر سطح مشترک شهر واقعی طراحی می شود. 3) شهر های مجازی سه بعدی، این نوع شهرهای مجازی بر اساس ابعاد فیزیکی شهر های واقعی با تکیه برواقعیت مجازی ساخته می شود که مبتنی بر "زبان مدل سازی واقعیت مجازی " (Virtual Reality Modelling Language) می باشد. نمونه این نوع شهرهای مجازی را در تولیدات استودیو سیاره 9 که تا کنون بیش از 40 شهر مجازی مهم جهان مثل شهر مجازی لندن، لوس آنجلس، ونکوور، توکیو و بسیاری دیگر از شهر مهم جهان را طراحی کرده است، دیده می شود. سیاره 9، بیش از 250 فضای مجازی مهم جهان را نیز تا کنون طراحی نموده است که حجم گسترده ای از اطلاعات را در خود ذخیره کرده است.

اشکال مختلف سازماندهی و نمایش شهر مجازی و جماعت های مجازی از چشم اندازهای متفاوت مورد بحث قرار گرفته است. ودل و بورنیگ ، (2004) (Waddell and Borning) ، در خصوص ابعاد حکومت دیجتالی شهر سایت لیک را مورد بحث قرار داده اند. گراهام و آرویجی (1997) (Graham and Aurigi) بین شهر مجازی برخوردار از بستر شهر واقعی و شهر مجازی بدون ارتباط صرف با بستر شهر واقعی تفاوت گذاشته است. شهرهای مجازی بر خوردار از بستر فضای واقعی، بعنوان شهر موازی شهر واقعی مطرح می شود ولی شهرهای مجازی بزرگ، از قلمرو مخاطبین شهری خود در فضا ی جغرافیایی شهر فراتر می روند و مخاطبین وسیعتر و پراکنده تری را مورد توجه قرار می دهند.

بوتیهمه (Budthimedhee) و همکاران (2002) مفهوم طراحی و یا شهرسازی الکترونیک را در مقاله ای که تحت عنوان "طراحی الکترانیک: مرور بر تحقیقات انجام شده در خصوص نقش وب سایت ها در شهرسازی " (ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning) مطرح نموده اند و به مطالعات مدیریت جدید شهری از طریق فضای مجازی پرداخته اند. در این مقاله 142 تحقیق، مقاله و کتاب تالیف شده در این خصوص را معرفی کرده اند. بوتیهمه و همکاران (2002) مجموعه مطالعات انجام شده در خصوص شهر سازی الکترونیک را درسه گروه مقوله بندی می کنند: 1) مدیریت اطلاعات شهری 2) ارائه اطلاعات شهری 3) تکنولوژی های مربوط به توجه به مرزبندی های موجود اجتماعی، در اینجا به میزان اثر گذاری و پذیرش اطلاعات با استفاده از متن، تصویر، صدا و فیلم توجه می شود. این گروه از محققین کاربردهای متفاوتی برای سیاست های شهری الکترونیک را از هم متمایز می کنند: 1) کاربرد اول شامل شهر سازی و بخش های اداری عمومی می شود که کمک به فهم بهتر و ارتباط وسیع با مردم و حوزه عمومی می شود. 2) کاربرد دیگر شهر مجازی، ارائه خدمات شهری و انجام کارهای اداری مردم از طریق فضای شهر مجازی است [لینک] . 3) استفاده از ابزار چند رسانه ای فضا ی مجازی برای ارائه موثر تر و بهینه تر اطلاعات به مراجعین. 4) کارکرد چهارم مربوط به نظام های اطلاعاتی مشارکت عمومی در قلمروهای جغرافیائی خاص است.
با شکل گیری شهر مجازی تهران و یا کرج، تهرانی و کرجی در هر کجای دنیا که باشد می تواند از مزایای تهرانی بودن و کرجی بودن خود بهره مند شود و تهرانی ها و کرج های علاقمندان به شهر بومی در هر کجای جهان که باشند ، می توانند بعنوان یک شهروند فعال به تهران و تهرانی و کرج و کرجی خدمت کنند. این انتشار و غیر مرکزی بودن منابع و کاربران، نقش تعیین کننده ای در ساخت بعنوان مثال تهران بهینه و کارآمد خواهد داشت.

.......................

باید توجه داشت که مدیریت شهرسازی الکترونیک از قابلیت جذب مشارکت های گسترده خارج از حوزه شهری در قلمرو "شهر واقعی" نیز برخوردار است و توانائی پیگیری روندهای خاص شهری را خارج از حوزه شهر دارد. به عبارتی در شهرهای مجازی، ظرفیت های شهر نه به لحاظ منابع خدمات شهری و نه به لحاظ کاربران، محدود به منابع شهری نمی شود. با این نگاه، تهرانی یا مثلا کرجی در هر کجای دنیا که باشد می تواند از مزایای تهرانی بودن و کرجی بودن خود بهره مند شود و تهرانی ها و کرجی های و علاقمندان به شهر بومی در هر کجای جهان که باشند می توانند بعنوان یک شهروند فعال به تهران و تهرانی و کرج و کرجی خدمت کنند. این انتشار و غیر مرکزی بودن منابع و کاربران، نقش تعیین کننده ای در ساخت بعنوان مثال تهران و کرج بهینه و کارآمد خواهد داشت.
2. دو فضائی شدن شهر

از آنچه گفته شد، تا حدودی مفهوم شهر مجازی روشن شد، منتهی باید توجه داشت که با رویکرد دوفضائی شدن شهر، شهر مجازی منهای شهر واقعی و بر عکس شهر واقعی منهای شهر مجازی، شهری ناکارآمد و بی معناست. باید توجه داشت که اساسا توسعه شهری یک هدف مطلوب در حوزه نظری جامعه شناسی شهری در همه سنت های فکری پیشین بوده است و در همه دوره های تاریخی بشری حتی در میان اقوام بدوی نیز یک مطلوب مورد انتظار بوده است. (بعلی، 1382:99). از این منظر دو فضائی کردن شهر نیز یک نوعه توسعه کلان فضای شهری محسوب می شود. به لحاظ نظری دو فضائی شدن شهر، در ارتباط عمیق با "پارادایم دو جهانی شدنها" می باشد (عاملی، 1382الف، ب، ج و 1383). پارادایم دو جهانی شدنها بر این نظریه تاکید می کند که صنعت ارتباطات بطور عام شرایط سرعت یافته ای را برای حرکت جمعیت، ارتباطات بین فردی و نزدیک کردن فضاها فراهم آورده است. این روند در دو فضای واقعی و مجازی صورت می گیرد. جهان شدنها در جهان واقعی متاثر از "صنعت حمل و نقل" می باشد که شرایط تسهیل شده ای را برای انتقال "انسان با بدن" فراهم آورده است که معنای نزدیکتری از فاصله بین مکانها را تحقق بخشیده است و احساس دوری و نزدیکی را در سطح وسیعی تغییر داده است.
از آن طرف جهانی شدنهای دیگری در فضای مجازی در جریان است که محصول "صنعت همزمان ارتباطات" می باشد، این صنعت امکان انتقال همزمان "انسان بی بدن" و یا به عبارتی انتقال خواسته ها، آرزوها و اطلاعات انسانی را فراهم آورده است. بر این مبنا "واقعیت های همزمان " (Synchronic Realities) بسیاری در جهان معاصر شکل گرفته و بصورت گسترده تری تحقق پیدا خواهد کرد. دو فضائی شدن فرهنگ (عاملی، 1383)، دو فضائی شدن دولت (عاملی، 1383 ب) و شکل گیری هویت های همزمان (عاملی، 1382 ج) و بالاخره دو فضائی شدن شهر نموده های عینی این تغییر بزرگ می باشد. بر این مبنا باید گفت شهر بصورت "دو قلوهای همزاد" که از یک پیوند و چسبیدگی جدائی ناپذیر برخوردار است، به سمت دو تائی شدن و دو فضائی شدن حرکت می کند. و درواقع تراکم جمعیت، ماشین و صنایع مختلف، ضرورت گریز ناپذیری را برای دو فضائی شدن شهر فراهم آورده است که بدون آن زندگی گرفتار سختی ها و مسائل پیچیده تری خواهد شد.
با یک نگاه زبان شناسانه استعاره ای (Metaphoric) می توان شهر واقعی را از شهر مجازی متمایز نمود، البته به لحاظ هستی شناسی و معرفت شناسی این دو شهر از یک هستی واحد برخوردار هستند ولی به لحاظ "فضای عمل " (Space of Action) و خصیصه های "تعاملی و ارتباطی" از همدیگر قابل تمایزند. با این نگاه شهر در فضای واقعی از فضای عمل محدود به جغرافیا و نقشه مشخص شهری، جمعیت های بزرگ، ترافیک، بافت شهرسازی برجسته و مدیریت های شهری متنوع و ارتباطات انسانی با بدن برخوردار است. شهر در فضای مجازی از یک محیط دارای هویت شهری مجازی رها شده از مکان، کاربران بومی و فرابومی بدون بدن، بافت شهرسازی کاملا صنعتی و کد گذاری شده و مدیریت شهری مجازی بهره مند می باشد. با نگاه کارکرد گرایانه، شهر در فضای مجازی با چهار خصیصه کلی مربوط به1) مکان 2) کار، 3) سرعت و 4) نظام پاسخگوئی از شهر در جهان واقعی متمایز می شود.
2.1 مکان در شهر واقعی و در شهر مجازی

زندگی در شهر واقعی با پدیده های کاملا برجسته و مشخص مواجه می باشد و از اجزاء محسوس و طبیعی مثل مردم، حیوانات، گلها و گیاهان، درختان، سنگها، ابر، باران و خورشید و تغییر فصول و عناصر طبیعی-صنعتی مثل ساختمانها، خیابانها و میادین و کارخانها برخوردار است. بقول نوربرگ-شولز (1976) (Norberg-Schulz) علاوه بر این امور محسوس که در ظرف مکان شهر بصورت مشخص دیده می شود، امور نامحسوسی نیز هست که از آن تعبیر به "احساس" می شود. این مجموعه به "مکان" در شهر واقعی معنا می بخشد. خصیصه مشترک همه آنها "بدن داشتن"، حجم داشتن و محسوس بودن است. از طرفی باید توجه داشت که یکی از جنبهای مهم زندگی در شهر واقعی و جهان واقعی، جنبه دیداری زندگی روزمره است که ناشی از حسی بودن و با بدن بودن مکان می باشد. خیس شدن در باران، دیدن انواع متنوعی از چهره های مردم در حال حرکت، کنش و واکنش های روزمره مردم، نور آفتاب و هوای تاریک و صدها نمونه دیگر حوزه گسترده "قابل رویت شهرها " (Visible Cities) را به نمایش می گذارد (دونات ، 2004:40) (Donath).
با خصیصه های مشابه در "نمایش"، ولی متفاوت در ماهیت، مکان در شهر مجازی خود نمائی می کند. در فضای مجازی مکان از یک حیثیت کاملا قرار دادی، تعریف شده، صنعتی و ساختگی و بی بدن برخوردار است. در شهر مجازی نیز جغرافیای مکان و حتی امکان دسترسی به آن، اگر چه "قابلیت جهانی" دارد ولی قابل محدود شدن به فضای خاص و کاربران خاص و با خصیصه های مرتبط به جغرافیای خاص می تواند، تعریف شود. تلاش گسترده ای که برای شبیه سازی فضا و مکان در شهر مجازی با شهر واقعی می شود، اولا مفهوم فضای مکان دار را تحقق می بخشد بگونه ای که حتی در طراحی فضاها به جنبه های "دورنمایانه تصاویر " (Panoramic Images) (ایکوچی و همکاران ، 2004) (Ikeuchi etal) و معماری شهر و حتی پردازش نور و طبیعی کردن گردش شب و روز در فضای مجازی توجه می کند (فوکودا و همکاران ، 2003) (Fukuda etal). صنعت گرافیک کامپیوتری(کاد) و برنامه های طراحی همکاری های مجازی، تلاش می کند جنبه های دیداری و حسی را در فضای شهر مجازی تقویت کند، تا فرد از "احساس غیرواقعی" بودن کمتری برخوردار شود. البته در کنار تلاشی که برای شبیه سازی واقعی جهان مجازی با جهان واقعی می شود، نگرش های وجود دارد که روند دیزنیلندی شدن این فضا را نیز دنبال می کند. دیزنیلندی شدن (Disneylandization) فضای شهری، نگرش مقابل واقعی سازی می باشد ولی به نظر می رسد هر دوی اینها جنبه از واقعیت های زندگی ما می باشد

(واکاباشی ، 2002) (Wakabayashi).
به نظر می رسد مهمترین متولی اجرائی برای تاسیس شهر های مجازی در کلان شهرها، شهرداری های می باشند، که بجای سرمایه گذاری میلیاردی روی صنعت حمل و نقل، نیازمند اعمال "مدیریت کنترل حرکت حمعیت" هستند. مثلا در شهر تهران از طریق مجازی نمودن روند های انجام امور شهری بسیار از معضلات ناشی از حرکت وسیع جمعیت حل می شود. برا اساس بعضی از برآوردها نزدیک به سه میلیون و یا براساس شمارش ماشین های حدود 700 هزار نفر تفاوت جمعیت روزو شب تهران می باشد که با مجازی شدن شهر به صورت قابل توجهی این تفاوت کاهش می یابد و حرکت بین شهری جمعیت تهران را نیز کنترل می کند.

.........................

2.2 کار در شهر واقعی و شهر مجازی

با شکل گیری دولت الکترونیک و شهر مجازی، مفهوم کار عوض می شود. کار از یک بستر چسبیده به مکان مشخص و مرکزی، به یک هویت جدا از مکان و بصورت غیر مرکزی شده تغییر شکل می یابد. در شهر و دولت مجازی، لزوما با حضور کارمند در اداره مشخص و یا فضا و مکان متمرکز، کار تحقق پیدا نمی کند. بلکه با حضور در "فضای واحد" افراد از محل خانه، به انجام وظایف شغلی مشغول می شوند. این مهم مفهوم "کار فراگیر" با خصوصیت غیر متمرکز بودن، ناپیوسته بودن و برای همگان و از همه جا قابل اجراء بودن را تحقق می بخشد. به دلیل "فشرده شدن مراحل کار در فراینده های تعریف شده دجیتالی" زمان انجام کار بصورت غیر قابل تصوری کوتاه می شود و موجب تسهیل کار و کاهش ساعت کار تا حد 2 ساعت در روز خواهد شد. با همین نگاه است که برخلاف پیش بینی های بدبینانه، جهان آینده، می تواند جهان طبیعی تر و انسان آینده، انسان آزادتری باشد. انتقال سطح وسیع کار از جهان واقعی به جهان مجازی، موجب کاهش گسترده حرکت جمعیت در شهر می شود و مصرف سوخت را بصورت غیر قابل تصوری کاهش می دهد. آلودگی محیط زیست که منشاء ظهور بیماری های گسترده ای در جهان معاصر می باشدنیز در پرتو این اقدام، کاهش پیدا خواهد کرد.
با شکل گیری دولت الکترونیک و شهر مجازی، مفهوم کار عوض می شود. کار از یک بستر چسبیده به مکان مشخص و مرکزی، به یک هویت جدا از مکان و بصورت غیر مرکزی شده تغییر شکل می یابد. در شهر و دولت مجازی، لزوما با حضور کارمند در اداره مشخص و یا فضا و مکان متمرکز، کار تحقق پیدا نمی کند. بلکه با حضور در "فضای واحد" افراد از محل خانه، به انجام وظایف شغلی مشغول می‌شوند.

..............................

2.3 سرعت در شهر واقعی و شهر مجازی

به قول ون وین و همکاران (1998) (Van Veen etal) دو چرخه در محیط واقعی از سرعت کمتری نسبت به دو چرخه سواری در فضای مجازی برخوردار است. درک سرعت انتقال در این فضا، شهرنشینی متفاوتی را با شهرنشینی سنتی قدیم بوجود می آورد. پرداخت قبض آب، تلفن، برق و گاز همراه با بسیاری از نقل و انتقالی های مالی و یا انجام امور اداری مربوط به شهرداری ها، مراکز خدمات درمانی، بیمه و تامین اجتماعی و یا مراجعات مربوط به "خرید انواع کالاها" و یا مراجعات با مراکز نیروی انتظامی، دادگاه ها و مراکز حقوقی با سرعت اشاره به دکمه مورس و یا دادن و گرفتن یک مجموعه اطلاعات می تواند صورت بگیرد. اگر به حجم مراجعات به این مراکز توجه شود، اهمیت اینگونه فضا های شهری مجازی بیشتر روشن می شود. بنا براین "امر مجازی" یک امر به مراتب سرعت یافته تر در مقایسه با "امر واقعی" محسوب می شود. این مهم بسیاری از امور "اضطراری" و "فوریت های شهری" را تسهیل می کند و در چند لحظه روندهای مربوط به "فوریتهای اجتماعی" می تواند در این سیستم تعریف شود.
2.4 پاسخگوئی در شهر واقعی و شهر مجازی

در شهر واقعی مراجعات و پاسخگوئی بصورت چهره به چهره و بصورت غیر موازی صورت می گیرد، یعنی یک فرد بطور همزمان امکان پاسخ گفتن به بیش از یک نفر را ندارد. در بسیاری از موارد پاسخ گیرنده و یا فرد مراجعه کننده، یک دریافت کننده و یا یک کنش گر غیر فعال محسوب می شود که صرفا باید منتظر اقدام مسئول مربوطه باشد تا کار الف صورت بگیرد. بر عکس در شهرهای مجازی، هدف نهائی استفاده فعال و همزمان بیش از یک کاربر از یک موقعیت شهری است. به همین منظور نرم افزارهای درست شده است که کاربر را بصورت "فعال و همزمان" با کاربران دیگر به تعامل وادار کند. مثلا دانشگاه کالج لندن (UCL) نرم افزاری را توسط "دنیاهای فعال" طراحی کرد که از یک استودیو طراحی همکاری های مجازی (CVDS ) (Collaborative Virtual Design Studio) برخوردار بود و به کاربر اجازه می داد که از امکان طراحی مجازی در فضای شهر مجازی برخوردار شود. [لینک] در واقع این فضا امکان حرکت فعال شهروندان را در فضای شهری مجازی فراهم می کند و نوع فعالیت در شهر مجازی را علاوه بر بهره وری از امکانات موجود، فراهم می سازد.
"شهر مجازی سازمان یافته" از یک هویت به هم پیوسته معطوف به هدف مشخص برخوردار است و قابلیت ایجاد "انسجام شهری" را با محوریت سیاستگذاری دولتی فراهم می کند و با مرتبط بودن با "دولت – الکترونیک" ظرفیت معنا بخشیدن به "انسجام ملی" نیز در آن دیده می شود

...........................
مسئله دیگر تعامل جمعی شهروندان در فضای شهر مجازی است. در فضای معمولی مجازی، کاربر ها از حضور یکدیگر با خبر نمی شوند، فلذا یک ارتباط متقابل فراهم نمی شود و احساس زندگی کردن در جمع ضعیف می شود و بعد "واقعی" بودن فضای مجازی را تضعیف می کند. ولی با ظرفیت های نرم افزاری که مثلا درهمین "دنیاهای فعال " (Active Worlds) بوجود آمده امکان ساختن "فضاهای مجازی فردی و یا خانه مجازی" در قالب یک مغازه، محل گفتگو، خانه زیبای مجازی و امکانات ارتباطی دیگر موجود می باشد. در ساختن این فضای مجازی، اگر به راهنمائی احتیاج باشد، مدارس مجازی وجود دارد که افراد داوطلب، "طی مسیر" را به کاربر می آموزند. در واقع تلاش شهرسازی های مجازی معطوف ساختن شهرهای کاملا منطبق بر شهرهای طبیعی است.
شهرفرهنگی واقعی-مجازی با نگاه آسیب شناسانه به فضاهای رها شده و بی هویت مجازی مورد تحلیل قرار می گیرد. "شهر فرهنگی" نیازمند نگاه منظومه‌ای به شهر است. شهری که به منظومه هائی از نیاز های انسانی توجه می کند، نیازهای مثل تردد آسان، نیاز به گذران اوقات فراغت، نیاز به دسترسی به همه امکانات عمومی با حداقل زمان ممکن، نیاز به آسایش، آرامش و محیط زیست سالم و بالاخره نیاز به آشنائی و تعلق داشتن به شهر و ارتباط شهر با فرهنگ و تمدن پیشین از اجزاء مهم این منظومه شهرفرهنگی واقعی-مجاز است

..............................

بعنوان نتیجه گیری: ضرورت توجه به "شهر واقعی-مجازی فرهنگی" و انسجام شهری

1. توجه به عوامل محیطی در فضای شهری از اهمیت مرکزی برخوردار است (تورنز، 2002) (Thorns). نگاهی که موجب توجه به ظرفیت های طبیعی، تاریخی و ارزش های بومی در یک جغرافیای خاص می شود. اگر چه فضای مجازی، یک فضای بدون جغرافیا و رها شده فرض می شود، به نظر می رسد این وضعیت متعلق به دوران گذار از "تک فضائی بودن جهان" به "دو فضائی شدن جهان" می باشد. اما به مرور فضاهای مجازی از هویت های مشخص و مرتبط با جهان واقعی برخوردار خواهند شد و منعکس کننده جغرافیای قابل رویت و منطبق به جغرافیای جهان واقعی خواهند بود. در ساخت فضاهای مجازی خصوصا دولت های الکترونیک و شهرهای مجازی، توجه به هویت های مرتبط با فضاهای واقعی کشور و شهرها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این مهم مستلزم توجه به شهرهای فرهنگی واقعی- مجازی است. شهرفرهنگی واقعی-مجازی با نگاه آسیب شناسانه به فضاهای رها شده و بی هویت مجازی مورد تحلیل قرار می گیرد. "شهر فرهنگی" نیازمند نگاه منظومه ای به شهر است. شهری که به منظومه هائی از نیاز های انسانی توجه می کند، نیازهای مثل تردد آسان، نیاز به گذران اوقات فراغت، نیاز به دسترسی به همه امکانات عمومی با حداقل زمان ممکن، نیاز به آسایش، آرامش و محیط زیست سالم و بالاخره نیاز به آشنائی و تعلق داشتن به شهر و ارتباط شهر با فرهنگ و تمدن پیشین از اجزاء مهم این منظومه شهرفرهنگی واقعی-مجاز است. تامین این منظومه نیازها، مستلزم توجه به چگونگی خلق یک اثر هنری شهری است. در واقع باید به این سئوال توجه کرد که اثر هنری بر گرفته از چه فلسفه اجتماعی است؟ با چه تفسیری از جهان یک اثر هنری خلق می شود؟ در اینجاست که تفاوت فضاها، دیدگاه ها و جهان بینی ها، بصورت واضح انعکاس پیدا می کند و شهر های متفاوت و معماری های متمایز از دل آن بر می خیزد.

2. از آنجائی که شهرهای مجازی در آغاز راه خود هستند، هیچ نوع شهرسازی قطعی در این خصوص شکل نگرفته است. به عبارتی هنوز اجزاء و عناصر شهرهای مجازی، نوع معماری شهرهای مجازی و حتی نظام اجرائی و پاسخگوئی آن از یک استاندارد تعریف شده مشخصی برخوردار نیست. در این روند، هر شهر متناسب با ضرورت ها، نیازهای اساسی و قابلیت های محیطی قالب ریزی متفاوتی از شهرسازی را ارائه می کند. بعنوان مثال در فضای شهری که مراجعات به یک اداره خاص مثل اداره تامین اجتماعی، از بالاترین سطح مراجعات برخوردار است و یا در شهرهای در حال توسعه ای که مراجعات شهرداری ها، وسعت بیشتری دارد، نظام شهری مجازی مبتنی بر تعاملات مربوط به اداره تامین اجتماعی و یا شهرداری ها شکل می گیرد. منتهی نگاه به فضاهای شهری مجازی، باید یک نگاه بلند مدت، جامع و با در نظر گرفتن فضای کامل شهر، با یک مرحله بندی اجرائی، راه ساختن را هموار کنند.

3. یکی از مهمترین مشخصه ها و ضرورتهایی که منجر به شکل گیری شهر شد، ایجاد "یکپارچگی اجتماعی" بود. تا سالیان متمادی مثلا "شیرازی بودن" یا "تهران بودن" منعکس کننده هویت های یکپارچه ای بود که به نوعی متمایز کننده و منعکس کننده یک "جمع یکپارچه" درخصلت های زبانی، نژادی، جغرافیائی و اجتماعی خاص بود. به مرور یکپارچگی اجتماعی در شهرهای بزرگ تبدیل به "تجزیه اجتماعی" و "تنوع و تکثر فرهنگی" شد. در فضای پراکنده شهری جدید، شهرهای مجازی می تواند زمینه بازسازی "یکپارچگی اجتماعی شهری" را فراهم کند و یک هویت معنادارتری از "تهران و تهرانی بودن" و یا "کرج و کرجی بودن" خلق کند.

4. شهر مجازی با تکیه بر ارتباطات شبکه ای گسترده شکل می گیرد. فضاهای شهر مجازی با رویکرد چندمرکزی و معطوف به نیازهای روزمره مردم و پاسخگوئی فراگیر به نیازهای روزمره مردم ساخته می شود. شهر مجازی را می توان در دو سطح سازمان یافته و غیر سازمان یافته تعریف نمود. "شهر مجازی سازمان یافته" از یک هویت به هم پیوسته معطوف به هدف مشخص برخوردار است و قابلیت ایجاد "انسجام شهری" را با محوریت سیاستگذاری دولتی فراهم می کند و با مرتبط بودن با "دولت – الکترونیک " (E. Government) ظرفیت معنا بخشیدن به "انسجام ملی" نیز در آن دیده می شود. "شهری مجازی غیر سازمان یافته"، حوزه عمومی تر شهر مجازی را تشکیل می دهد که فعالیت افراد، سازمانهای غیر دولتی و یا تلاش های مدنی و تجاری در آن منعکس می شوند که در جای خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در صورت قوی بودن فرهنگ شهری و ملی، تامین کننده هویت منسجم شهری و ملی نیز می تواند باشد.
5. دو فضائی نکردن شهر خصوصا شهرهای مثل شهر تهران که از تنگناهای محیط زیستی و ترافیک سنگین ماشین و جمعیت و پراکندگی فرهنگی برخوردار است، آسیب های بسیار را بوجود می آورد که در جای خود نیازمند مطالعه مستقل می باشد، ولی بصورت کلی چهار آسیب عمده متوجه عدم اقدام برای تاسیس شهر مجازی می باشد: 1) فرسایش انواع انرژی های طبیعی، 2)آسیب های گسترده نظام صنعتی در مقابل نظام دجیتالی جدید، 3) آسیب های ناشی از تفاوت نظام تولید درآمد، توزیع منابع و خدمات عمومی و مصرف در شهر واقعی و مجازی 4) و احساس ناستالژیک عقب افتادگی. این چهار آسیب منعکس کننده، فرصت های از دست رفته به دلیل نپیوستن به نظام دو فضائی شهر می باشد. البته آسیب های جدی در پیوستن به این فضا هست که در جای خود نیازمند مطالعه دقیق تر می باشد، اما در شرایطی که ما قرار گرفته ایم، نیازمند بحث از آسیب های نپیوستن به شهر مجازی هستیم.
6. به نظر می رسد مهمترین متولی اجرائی برای تاسیس شهرهای مجازی در کلان شهرها، شهرداری ها می باشند، که بجای سرمایه گذاری میلیاردی روی صنعت حمل و نقل، نیازمند اعمال "مدیریت کنترل حرکت حمعیت" شهر از طریق مجازی نمودن روند های انجام امور شهری هستند. اقدامی که فاصله جمعیت شب و روز شهر را به صورت قابل توجهی کاهش می دهد و حرکت بین شهری جمعیت کلان شهرها را نیز کنترل می کند. این اقدام در سطح وسیعتری در سازمان برنامه و بودجه و مجلس شورای اسلامی باید صورت بگیرد، که منشاء تحول جدی در مفهوم کارو شغل در جامعه ایرانی می شود و آسایش گسترده مردم را بدنبال خواهد داشت. اقدامی که بتواند کار را از حالت "مکان محوری" و "مرکزیت داشتن" همه چیز در محیط اداره و کارخانه خارج کند و شهرهایی را طراحی کند که کارها بصورت "مرکزیت یافته مجازی" و "غیر مرکزی شده در جهان واقعی" انجام گیرد.
*عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

ssameli@ut.ac.ir
این مقاله در شماره 2و3، فصلنامه انجمن فرهنگ و ارتباطات، در شماره بهار وتابستان 1384 - ص ص 117-134 به چاپ رسیده است.
منابع:

بعلی، ف. (1382) جامعه، دولت و شهرنشینی: تفکر جامعه شناسی ابن خلدون، ترجمه علامرضا جمشیدیها، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

عاملی، س. ر (1382الف) دو جهانی شدن ها و آینده جهان، کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 69-70، خرداد و تیر 1382، ص ص 15-28.

عاملی، س. ر. (1382 ب) دو جهانی شدن ها و جامعه جهانی اضطراب، نامه علوم اجتماعی، جلد11، شماره 1، مهر 1382، ص ص 143-174.

عاملی، س. ر. (1382ج) دو جهانی شدن ها و هویت های همزمان آینده، در کارگاه علمی آینده اندیشی ... ارائه شده است که در وب سایت جامعه اطلاعاتی ایران قابل دسترسی است. http://iranwsis.org

عاملی، س. ر. (1383) صنعت همزمان ارتباطات و دو فضائی شدن فرهنگ، دیدگاه، سال اول، شماره1و2، ص ص 1-24
Ameli, S. R. (2003) Glocal Space: Power and Powerlessness of Cultures,

Ameli, S. R. (2004) Dual Globalizations: Inter-religious Communication in the Real World and the Virtual World, in Islam im Dialog, Jahrgang 2, Nr. 7.

Budthimedhee, K; Li, J. and George, R. V. (2002) ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning, in Journal of Planning Literature,Vol. 17 (2), pp. 227-246.

Castells, M. (1993) European Cities, the Informational Society and the Global Economy, pp. 475-488, in R. T. LeGates and F. Stout (2003) The City Reader, London, Routledge.

Dieberger, A. & Frank, A. U. (1998) A City Metaphor to Support Navigation in Complex Information Spaces, Information Technology Division, Emory University, Atlanta.

Donath, J. S. (2004) Inhabiting the virtual city, http://postcards.www.media.mit.edu/

Thesis/IllustConv.frame.html

Fukuda T.; Nagahama R.; Kaga A.; Sasada T. (2003) Collaboration Support System for City Plans or Community Designs Based on VR/CGTechnology, in International Journal of Architectural Computing, Vol. 1(4), pp. 461-469.

Graham, S. and A. Aurigi (1997) ‘Virtual Cities, Social Polarization and the Crisis in Urban Public Space’, Journal of Urban Technology 4(1): 19–52.

Gartman, D. (2000) Why Modern Architecture Emerged in Europe, not America: The New Class and the Aesthetics of Technocracy.

Giddens, A. (2001) Sociology: 4th Edition, Cambridge, Polity Press.

Ikeuchi K.; Sakauchi M.; Kawasaki H.; Sato I. (2004)Constructing Virtual Cities by Using Panoramic Images: Special Issue on Omni-Directional Research in Japan, in International Journal of Computer Vision, Vol. 58(3), pp. 237-247.

Jenkins, L. (2002) Geography and Architecture, in space & culture vol. 5 (3), pp. 222-236.

Leach, N. (1999) Virilio and Architecture, in Theory, Culture & Society, Vol. 16(5-6), pp. 71-84.

Norberg-Schulz, C. (1976) Place, in M. Miles, T. Hall and L. Borden (2000) The City Cultures Reader, London, Routledge.

Thorns, D. C. (2002) The Transformation of Cities: Urban Theory and Urban Life, New York, Palgrave.

Van Veen, H. A. H. C., Distler, H. K Braun, S. J and Biilthogg, H. H. (1998) Navigating through a virtual city: Using virtual reality technology to study human action and perception, in Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51.

Waddell P.; Borning A. (2004)A Case Study in Digital Government: Developing and Applying Urbanism, a System for Simulating Urban Land Use, Transportation, and Environmental Impacts, in Social Science Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51.

Wakabayashi, M. (2002) Urban Space and Cyberspace: Urban Environment in the Age of Media and Information Technology, in International Journal of Japanese Sociology, Vol. 11(1), pp. 6-18.

چین در اندیشه پرکردن شکاف دیجیتال

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر

یزدان محمدبیگی - در سال 1990، تراکم تلفن در کشور چین 6 عدد به ازای هر 1000 نفر بود و از این نظر در رتبه صد و شصتم دنیا قرار داشت. سرعت چین در توسعه تلفن به‌حدی بود که در سال 2000 رقم مزبور به عدد 178 رسید و حائز رتبه نود و پنجم دنیا شد. این رشد چشمگیر همچنان ادامه یافت و در سال 2003 به عدد 221 رسید. سیاستهای اقتصادی، تاکید دولت بر مخابرات به‌عنوان زیرساخت راهبردی و ایجاد زمینه برای رقابت در سطوح مختلف اقتصادی از جمله عوامل رشد خیره‌کننده چین در عرصه مخابراتی بر شمرده می‌شود.

در اواخر دهه 1980، چین به بازار آزاد روی آورد و نتیجه آن شد که درآمد سرانه از 1596 دلار در سال 1990 به 5085 در سال 2004 افزایش یابد. در این دوره، واردات، صادرات و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به‌ترتیب 9.9، 16.8 و 12.4 برابر شد.

دولت چین در دهه 1990 بر زیرساختها و فناوری پیشرفته متمرکز شد و تاکنون، سرعت این کشور در اجرایی کردن تصمیمات اتخاذ شده مثال‌زدنی بوده است. در سال 1996 زمانی که تصمیم‌ گرفته شد اینترنت در مراکز تمامی استانها توسعه یابد، ظرف یک سال خدمات‌دهندگان بسیاری در مراکز تمامی استانهای کشور پدیدار شدند که با یکدیگر رقابتی چشمگیر داشتند.

تضادی در سیاستگذاری مخابراتی چین وجود داشت و آن نیز نقش دوگانه و متضاد وزارت پست و مخابرات این کشور در قانون گذاری و عرضه‌کنندگی خدمات به‌عنوان یک رقیب برای دیگر سازمانهای فعال در این عرصه بود. بر این اساس، در سال 1998 وزارت صنایع اطلاعاتی در این کشور پا به عرصه وجود گذارد و راهبرد توسعه مخابرات، پخش رادیو- تلویزیونی، ماهواره و اینترنت و نیز تنظیم قوانین و مقررات مربوط را در پیش گرفت.

در سال 1999، وزارت صنایع اطلاعاتی چین اقدام به ایجاد انشعاب در مخابرات این کشور و تبدیل آن به چهار بخش مستقل مخابرات، تلفن همراه، ماهواره و پخش رادیو- تلویزیونی کرد. این امر باعث تسهیل در تنظیم مقررات و ایجاد زمینه برای رقابت بین بخشهای دولتی و خصوصی شد. در سال 2001، فعالیتهای مخابراتی چین از شمول قانونگذاری وزارت صنایع اطلاعاتی خارج و به دو شرکت شمالی و جنوبی تقسیم شد.

با توجه به اهداف و نتایج از پیش تعیین‌شده، مشوقهایی برای مدیران کل پست و مخابرات استانها در نظر گرفته شد و این مقدمه‌ای برای تمرکززدایی در زمینه مسئولیتهای اداری دولت بود. راهبرد در پیش گرفته شده به‌خوبی جواب داد و توسعه مخابراتی بر اساس اولویتهای تعیین‌شده به‌خوبی محقق شد.

دانشگاههای چین در سال 1994 شروع به استفاده از اینترنت کردند که البته به نسبت دیر بود. با توجه به نقشی که از اینترنت در توسعه اقتصادی چین مورد شناسایی قرار گرفت، دولت چین توسعه آن را به‌عنوان یک اولویت مورد ملاحظه قرار داد. آزادسازی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در زمینه زیرساختها راه را برای توسعه سریع اینترنت هموار کرد.

دولت چین از راهبرد مالکیت ترکیبی در زمینه ارائه‌کنندگان خدمات اینترنتی بهره برد. در حالی که آنها متکی به سرمایه‌ها و الزامات قانونی دولت محلی و محدود به فعالیت در منطقه ویژه‌ای بودند، رفتاری مبتنی بر بازار آزاد بروز می‌دادند. تا سال 1999 بیش از 500 موسسه چنین وضعیتی داشتند. برای نقاط تبادل اینترنتی نیز چنین راهبردی در پیش گرفته شد و این امر در تسهیل ترافیک اینترنتی، به‌ویژه با پشتیبانی موسسه ملی علوم بسیار موثر بود. تا سال 2002، موسسات مزبور بیش از 84 درصد از بار ترافیکی اینترنتی را بر عهده داشتند.

دولت چین برای کاهش هزینه‌های مخابراتی توجه خود را معطوف به فناوری انتقال صدا از طریق اینترنت (VOIP) کرد که بر این اساس در سال 2002 حداقل چهار شبکه اصلی مخابرات چین، نت‌کام، یونیکام و تلفن همراه شروع به ارائه خدمات مزبور کردند. این امر باعث کاهش چشمگیر هزینه‌های تلفن برای افراد حقیقی و موسسات فعال در عرصه کسب و کار شد.

چین، هم‌اکنون درصدد به کارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است و نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای نسل جدید در این عرصه است. در حال حاضر، سیاست اصلی چین در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات این است که در کنار کاهش فاصله خود با کشورهای پیشرفته دنیا، در درون کشور نیز به حداقل شکاف دیجیتالی دست یابد و بر این اساس، برنامه‌هایی را برای کاهش فاصله بین شرق و غرب کشور و نیز مناطق شهری و دورافتاده در پیش گرفته است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کره جنوبی

کره جنوبی از کشورهای توسعه‌یافته جنوب شرقی آسیا است که در دو دهه اخیر شاهد رشد چشمگیری در عرصه اقتصادی و اجتماعی بوده است. این کشور در بین کشورهای توسعه‌یافته همواره در رتبه‌‌های نخست تولید فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن برای ایجاد ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی قرار داشته است. پیشرفت در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش استفاده از اینترنت تاثیر زیادی روی زندگی افراد، فرایند تجارت، قیمتها، رشد اقتصادی، بهره وری، استخدام و غیره گذاشته است.بر اساس بررسی انجام شده در سال 2000، بیش از 45.9 درصد از نرخ رشد اقتصادی این کشور مرهون فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است. این کشور از فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان فرصتی برای افزایش سرمایه‌گذاری از یک طرف و افزایش بهره‌وری از طرف دیگر سود می‌جوید.

در این کشور به‌منظور کسب اطمینان از عملکرد مطلوب طرحها و برنامه‌های راهبردی و اجرایی، به طور مداوم میزان دسترسی افراد به اطلاعات، سرانه رایانه خانوارها، توانایی استفاده از رایانه و شبکه‌های اطلاعاتی توسط خانواده‌ها و موسسات، میزان زمان استفاده از رایانه و شبکه‌های اطلاعاتی، تعداد مشترکان ارتباطات رایانه‌های شخصی و موسسات و تعداد ساعتهای گذرانده شده در ارتباطات رایانه‌ای شخصی و موسسه‌ای مورد سنجش قرار می‌گیرد. به‌طور کلی اهم نقاط ضعف و قوت کره جنوبی در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

نقاط قوت: برخورداری از بهترین زیرساخت پهنای باند در دنیا، کاربران زیاد داخلی، مکانی مناسب برای آزمایش نوآوری در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات

نقاط ضعف: وابستگی بالا به محصولات محدود، وابستگی بالا به قطعات و فناوری‌های اساسی و فقدان کارشناسان خلاق.
پذیرش تجارت الکترونیک در کشورهای اپک

سازمان همکاری های اقتصادی آسیا- اقیانوسیه (APEC) در راستای توسعه فراگیر تجارت الکترونیکی، توصیه‌ها و راهنمایی هایی را برای دولتهای عضو ارائه می‌کند. شش شاخص مورد ملاحظه قرار گرفته است که وضعیت کشورها در زمینه توسعه تجارت الکترونیک بر اساس آن مورد ارزیابی قرار می‌‌گیرد. این سازمان، آمادگی الکترونیک را به‌صورت «میزان آمادگی اقتصاد یا جامعه برای حضور در اقتصاد الکترونیک» تعریف کرده است. شش شاخص اساسی الگوی مورد استفاده در این سازمان عبارتند از:

174-page71.jpg

بررسی مسائل انسانی اینترنت (1)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۴۰ ب.ظ | ۱ نظر

محمد رضا هادی - جهان در هر دوره ای تحت سیطره یک نوع صنعت بوده است. عصر کشاورزی ، عصر صنعتی و اکنون عصر اطلاعات و ارتباطات و ظهور دهکده جهانی. در عصر جدید ، ظهور و گسترش اینترنت در پیدایش و دوام عصر اطلاعات تأثیر بسزایی داشته است. این رسانه جدید دارای ویژگیهای منحصر بفردی است ، که رسانه های قبلی از قبیل مطبوعات ، رادیو و تلویزیون فاقد آن بوده اند و آن تبادل حجم بالای اطلاعات ، قدرت انتخاب اطلاعات ، انتخاب نحوه ارتباط توسط مخاطب و ایجاد رابطه تعاملی بین فرستنده و گیرنده پیام و بالاخص ایجاد ارتباط بین مخاطبان می باشد. این ویژگیهای منحصر بفرد اینترنت باعث ایجاد کارکردهای متفاوتی در حوزه های مختلف برای آن شده است.

با توجه به جمعیت جوان کشور و گسترش روز افزون کاربران اینترنت در ایران و تأثیرات متفاوت و جدی آن بر حوزه های مختلف جامعه، انجام پژوهشهای جدی در حوزه های مختلف متأثر از اینترنت جهت استفاده بهینه از فرصتها و به حداقل رساندن آسیبهای آن امریست ضروری، که وظیفه مسئولان این حوزه را یادآور می شود.

این مؤسسه که هدف آن ، انجام پژوهشهای مورد نیاز کشور در حوزه های علوم انسانی می باشد ، با توجه به اهمیت پژوهش در زمینه مسائل انسانی اینترنت و با توجه به نوپا بودن پدیده اینترنت و بالطبع پژوهش در زمینه آثار مختلف آن جهت ورود جدی به این مباحث ابتدا لازم دید یک مطالعه کلی در این مورد انجام گیرد . از طرف دیگر بعلت فقدان یک تقسیم بندی مشخص در زمینه آثار اینترنت تصمیم گرفته شد ، مسائل مختلف آن در قالب رشته های دانشگاهی دسته بندی و بررسی گردد . بنابراین پیشنهاد چنین پژوهشی به شورایعالی اطلاع رسانی داده شد که با استقبال جناب آقای مهندس جهانگرد در راستای انجام پژوهشهای علمی جهت اتخاذ تصمیمات آگاهانه نه سلیقه ای، با عنوان " بررسی مسائل انسانی اینترنت" در 10 رشته دانشگاهی ( ارتباطات ، حقوق ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، دین ، هنر ، زبان فارسی ، علوم سیاسی ، مدیریت و اقتصاد ) شروع گردید.

با توجه به اینکه اینترنت را می توان بعنوان یک عامل خارجی مؤثر در هریک از حوزه های اجتماعی فوق الذکر در نظر گرفت ، بنابراین تصمیم گرفته شد از پژوهشگران و تحصیلکردگان همان رشته ها که با نظریات و مسائل آن رشته آشنایی کافی دارند ، جهت بررسی مسائلی که اینترنت در حوزه آن بوجود آورده است ، استفاده نمود و پژوهش فقط محدود به رشته ارتباطات نگردد ‌. زیرا در این رشته ، اینترنت فقط بعنوان یک رسانه بررسی می گردد و فقط ابعاد اطلاع رسانی ، تأثیر آن بر مخاطب و موضوعاتی از این دست ، مورد بررسی قرار می گیرد و آثار جامعه شناختی ، فرهنگی ، روانشناختی ، دینی ، هنری ، سیاسی ، مدیریتی و اقتصادی آن نمی تواند مورد موشکافی و تحلیل لازم قرار گیرد. امید است با این منطق پژوهشگران سایر رشته ها با حمایت نهادهای مربوطه ، به شناخت ابعاد متفاوت کاربست اینترنت در جامعه از منظر رشته تخصصی خود همت گمارند.

بنابراین مؤسسه، پژوهشگران علاقمند و توانا در رشته های فوق الذکر را گزینش و سازماندهی نمود .(ضمیمه 1 : جدول همکاران طرح ) که در نهایت ، ما حصل این پژوهش 10 جلد گزارش بالغ بر 750 صفحه در حوزه های مختلف گردید. اگرچه هر رشته ، چارچوب و موضوعات خاص خود را داراست ، ولی جهت همگون شدن گزارشها با مشورت اساتید یک چارچوب کلی به پژوهشگران پیشنهاد شد (ضمیمه 2 : چارچوب پیشنهادی تدوین گزارشها ) تا ضمن معرفی آن رشته و رابطه اینترنت با محتوای مورد بحث در آن رشته ، موضوعات استخراج ، و به بحث گزارده شوند و در نهایت ، مهمترین موضوعاتی که پژوهش درباره آنها ضروری بنظر می رسد، ارائه گردند.

در پایان لازم است از پژوهشگران ارجمند که با تلاش دلسوزانه خود در انجام این طرح، مؤسسه را یاری نمودند تشکر نمایم : جناب آقای سیامک قاجار و جناب آقای حسن دزیانی در حوزه حقوق ، جناب آقای دکتر ناصر قلی سارلی در حوزه زبان فارسی ، جناب آقای امید خلیلی در حوزه جامعه شناسی ، جناب آقای اکبر بلوردی در حوزه روانشناسی ، جناب آقای حسن آبنیکی در حوزه علوم سیاسی ، جناب آقایان حسن حشمتی و مهدی مهدوی در حوزه دین ، جناب آقایان عماد فرازمند ، بابک عابدین و مصطفی آشنا و سرکار خانم نسرین علیپور در حوزه مدیریت ، سرکار خانم هلیا دارابی در حوزه هنر و جناب آقایان مهران نصر و امیر روحانی در حوزه ارتباطات و سرکار خانم مینا مهرنوش در حوزه اقتصاد ، همچنین از جناب آقای دکتر بهزاد دوران بابت ارائه مشاوره و راهنمایی در نحوه انجام طرح و بررسی گزارش جامعه ، ارتباطات و اینترنت و از جناب آقای دکتر منوریان بابت ارزشیابی گزارش اینترنت و مدیریت و سایر بزرگوارانی که با راهنمائیهای خود موجب غنای طرح گردیدند، تشکر می نمایم.

در پایان از جناب آقای مهندس جهانگرد دبیر محترم شورایعالی اطلاع رسانی که از معدود مسئولانی هستند که به پژوهش در زمینه مسائل انسانی ، جهت تصمیم سازی آگاهانه اهمیت می دهند و با حمایت خود موجب انجام چنین پژوهشی گردیدند ، کمال تشکر را می نمایم.

امید است با انجام پژوهشهای جدی و کاربردی در حوزه مسائل انسانی فناوری و بالاخص اینترنت و مهمتر بکارگیری نتایج این پژوهشها در تصمیم سازی و برنامه ریزی کشور ، باعث توسعه و آبادانی ایران اسلامی گردیم.
جامعه ، ارتباطات و اینترنت

مبادله اطلاعات و اندیشه ها بین افراد انسانی از شرایط ضروری اجتماعی است . برقراری ارتباط بین افراد و گروه ها ، مستلزم وسایل خاصی است که به کمک آنها انسان ها بتوانند پیام ها و خواستهای خویش را به یکدیگر منتقل کنند ، با محیط زندگی بهتر آشنا شوند. خود را با آن هماهنگ سازند و یا برای بهبود شرایط آن اقدام نمایند.

به طور کلی استفاده از وسایل مختلفی که برای بیان اندیشه های انسانی و شناخت محیط زندگی بکار می روند ، تابع شرایط و اوضاع و احوال تاریخی جوامع انسانی است . زیرا در هر جامعه به تناسب نیازها و پیشرفت های آن ، برای برقراری ارتباط بین افراد و انتقال افکار و اطلاعات وسایل معینی ایجاد می شوند.

در جوامع اولیه که انسان ها در گروه های بسیار کوچک در کنار هم زندگی می کنند ، جز زبان و بیان شفاهی وسیله و روش دیگری برای ارتباط موجود نیست. اما به تدریج که محیط زندگی وسعت می یابد یا فاصله ها بیشتر می شوند ، انسان هایی که دورتر از هم زندگی می کنند ، ناچارند فریاد ها را بلندتر کنند، از جارچی کمک بگیرند یا طبل به صدا در می آورند و یا از آتش و دود و علامات و نشانه ها و نمادهای دیگر بهره برداری کنند.

در جوامع بعدی به موازات پیشرفت فرهنگ انسانی، ابتدا خط تجسمی و اندیشه نگار با تصویر ها و شکل های خاص نظیر هیروگلیف مصری یا خط چینی و سپس خط صوتی و الفبایی با حروف قراردادی پدید می آیند و افراد می توانند علاوه بر بیان شفاهی، برای انتقال مقاصد خود به دیگران از بیان کتبی نیز استفاده نمایند و با غلبه بر محدودیت های مکانی و زمانی، ارتباطات غیر مستقیم را گسترش دهند.

اختراع چاپ در زمینه وسایل ارتباط انسانی، انقلابی بزرگ ایجاد می کند با تکثیر کتاب ها، علوم و فنون بشری رو به رونق می گذارند و با پیدایش و پیشرفت روزنامه ها، امکانات فراوانی برای توسعه ارتباطات اجتماعی فراهم می گردد . به موازات تحولات اقتصادی و اجتماعی دو قرن اخیر، وسایل فنی جدیدی نظیر عکس ، تلگراف ، تلفن، بی سیم ، صفحه و نوار ضبط صوت و فیلم برای ارتباطات اجتماعی ساخته می شوند و در نتیجه آن وسایل ارتباطی نوین سمعی و بصری چون رادیو ، سینما و تلویزیون ایجاد می گردد و با امکانات تازه ای که برای انتقال سریع اخبار و افکار و روش های زندگی در اختیار توده های وسیع انسانی در سراسر جهان قرار می دهند، عصر تازه ای در ارتباطات پدید می آورند.

بدین ترتیب در طول تاریخ وسایل ارتباطی گوناگونی مورد استفاده جوامع بشری واقع می شوند. در میان این ابزارها تعدادی نظیر زبان، عامل ارتباطی مستقیم یا شخصی بین اعضای گروه های کوچک انسانی می باشند و تعدادی دیگر چون کتاب و مطبوعات و رادیو و تلوزیون از عوامل ارتباط غیر مستقیم و جمعی بین گروه های بزرگ هستند.
بررسی اجمالی تاریخ رسانه ها

1 ) تبدیل نهادهای رسانه ای به کسب و پیشه ی تجاری در مقیاس بزرگ فرآیندی است که در اوایل فرن نوزدهم آغاز شد . البته ، تجاری کردن محصولات رسانه ها پدیده تازه ای نبود ، زیرا نخستین چاپخانه ها عمدتا سازمانهای تجاری بودند ، که به سمت کالایی کردن اشکال نمادین توجیه شده بودند ، ولی در طول قرن نوزدهم میزان تجاری کردن به نحو چشمگیری افزایش یافت . این امر تا حدودی مدیون مجموعه ای از نوآوریهای فنی در صنعت چاپ بود ، و تا حدودی هم به دگرگونی تدریجی در بنیاد مالی صنایع رسانه ها و روشهای انتفاع ( سرمایه سازی ) اقتصادی آنها مربوط می شد .

با روند رو به افزایش صنعتی شدن چاپ و توسعه ی بازار آن ، بنیان مالی چاپ آغاز به دگرگونی کرد . در جایی که هدف روزنامه ها ی سده های هفدهم و هجدهم بیش از هر چیز متوجه بخش محدود ، به نسبت مرفه و تحصیل کرده ی جمعیت بود ، صنعت روزنامه ی قرون نوزدهم و بیستم به گونه ای فزاینده به سمت عامه ی وسیع تر ( مردم ) جهت گیری کرد . تحولات فن آورانه و الغای مالیاتها ، کاهش قیمتها را امکان پذیر ساخت ، و بسیاری از روزنامه ها سبک ملایمتر و زنده تر روزنامه نگاری ، و نیز سبک روشنتر ارائه مطلب را اختیار کردند تا خوانندگان بیشتری را جلب کنند .

با توسعه ی روند خواندن روزنامه ، تبلیغ تجاری نقش پیوسته مهمتری در سازمان مالی این صنعت اختیار کرد ، روزنامه ها و تا حدی دیگر بخشهای رسانه های خبری – بیش از پیش به صورت سازمانهای انتفاعی تجاری درآمدند که لازمه ی کار آنها مقادیر به نسبت زیاد سرمایه ، به منظور مطرح شدن و دوام یافتن در برابر رقابت شدید و روزافزون بود .

تاریخ اجتماعی و اقتصادی رسانه ها در قرن بیستم نشان می دهد که فرایندهای رشد و استوار سازی به تمرکز فزاینده منابع در بسیاری از بخشهای صنعت منجر شده و شماری اندک از سازمانها بر بیشتر سهم بازار فرمان می رانند . این فرایند امروز به گونه ای است که در بسیاری از بخشهای صنایع رسانه ای ، شاهد سلطه ی سازمانهای بزرگ صنفی با هیئت متنوعی از سازمانهای تولیدی و خدماتی کوچکتر ، که بسیاری از آنها از طریق ترتیب قرارداد فرعی و منابع بیرونی به یکدیگر پیوسته اند ، هستیم . این سازمانهای چندگونه ی ارتباطی ، سازمانهایی فراملیتی و چند رسانه ای هستند که منافعی در انواع صنایع مربوط به اطلاعات و ارتباطات دارند( تامپسون ، 1380/ صص 96 – 95 ) .

2 ) جهانی کردن ارتباطات فرآیندی است که مبدأ آنرا می توان در نیمه ی دوم قرن نوزدهم جستجو کرد . در قرون پیش ، مواد چاپی را به طور معمول طی مسافتهای طولانی و با گذشتن از مرز ولایات ، قلمروهای حکومتی و شاهزاده نشینها حمل و نقل می کردند ، اما در قرن نوزدهم جریان بین المللی اطلاعات و ارتباطات شکل بسیار گسترده تر و سازمان یافته تری اختیار کرد . ظهور نمایندگیهای خبری که پایگاههایی در شهرهای تجاری عمده ی اروپا داشتند ، همراه با توسعه ی شبکه ی ارتباطی ، که مناطق حاشیه ای امپراطوری ها را با مراکز اروپایی آن پیوند می داد آغاز نظام جهانی فن آوری اطلاعات و ارتباطات را که به صورت دائمی شاخه شاخه و پیچیده تر می شود ، قوام بخشید ( همان ، ص 97 ) .

3 ) استفاده از نیروی برق برای مصارف ارتباطی از جمله بزرگترین کشفیات قرن نوزدهم بود . نوآوریهای فنی مهم بخوبی شناخته شده است . نخستین تجربه ها با تلگراف از طریق الکتریسیته القایی در سالهای دهه ی 1830 در ایالات متحده ، انگلستان و آلمان عملی شد ، و نخستین سیستمهای عملی و ماندگار تلگراف در سالهای دهه ی 1840 تأسیس شد . انتقال و ارسال علائم الکتریسیته القایی به منظور رساندن پیام ، در سالهای دهه ی 1870 با موفقیت مورد بهره برداری قرار گرفت و راه را برای توسعه ی سیستمهای تلفنی در مقیاس تجاری هموار ساخت . در طول آخرین دهه ی قرن نوزدهم مارکنی و دیگران تجربه ی ارسال علایم از طریق امواج الکترومغناطیسی را آغاز کردند ، و بدین ترتیب ، نیاز به سیمهای هادی جریان را منتفی ساختند .

در سال 1898 مارکنی با موفقیت علایمی را در طول 23 کیلومتر روی دریا ارسال کرد . در سال 1899 نیز علایمی در طول کانال مانش فرستاد . فن آوری ارسال کلام از طریق امواج الکترومغناطیسی در طول نخستین دهه ی قرن بیستم توسط فسندن و دیگران به ظهور رسید . به دنبال نخستین جنگ جهانی ، وستینگهاس در ایلات متحده و مارکنی در انگلستان تجربه ی پخش گسترده را آغاز کردند که منظور ، فرستادن پیام از طریق امواج الکترومغناطیسی به مخاطبان بالقوه گسترده و نامعین بود . تحول بعدی سیستمهای پخش گسترده ی – رادیو از دهه ی 1920 به بعد ، و تلویزیون از اواخر دهه ی 1940 – بسیار فراگیر بود .

پیدایی و بهره برداری از این فن آوریهای مختلف به شیوه های پیچیده ای ، با قدرت اقتصادی ، سیاسی و قهری همبافت بود . منافع تجاری ، سیاسی و نظامی ، در توسعه ی شبکه های کابلی تلگراف در نیمه ی دوم قرن نوزدهم نقشی حیاتی ایفا کرد .

تجربیات نخستین مارکنی در تلگراف ، بی سیم مورد حمایت « اداره پست بریتانیا » ، « دادگاه رسیدگی به دعاوی دریایی » و « اداره ی جنگ » قرار گرفت ، و نخستین قراردادهای تجاری او با نیروی دریایی بریتانیا بود . دولت های بریتانیا ، آلمان و آمریکا و بنیادهای نظامی که استعداد تجاری و اهمیت راهبردی رادیو را تشخیص داده بودند ، نقش فعال در تحول آن ایفا کردند . تکامل متعاقب سیستمهای پخش گسترده در محدوده ی چارچوب هایی نهادی صورت گرفت که از یک زمینه ی ملی تا زمینه ی ملی دیگر تفاوت بسیار داشتند و به طور کلی نوعی از راه حل و توافق را – که با بازنگری مداوم و مذاکره ی مجدد مواجه بود – بین منافع تجاری صنایع رسانه از یک سو ، و دلمشغولی سیاسی برای قانونمند کردن ، مراقبت و کنترل رسانه های جدید از سوی دیگر عرضه کردند .

امروزه عوامل جدیدی را در کنار تحول اشکال جدید فراآوردن اطلاعات بر اساس سیستمهای دیجیتال رمزبندی ، همگرایی فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر سر یک سیستم دیجیتال انتقال ، که فرآوری و انباشت در زمره ی آن است مشاهده می کنیم . این تحولات سناریوی تکنیکی جدیدی می آفریند که در آن اطلاعات و محتوای نمادین را می توان بسرعت و با سهولت نسبی به اشکال متفاوتی مبدل کرد . تحولات مورد بحث امکان انعطاف بس بیشتر را در هر دو زمینه ی برخورد اطلاعات و انتقال آن ، فراهم می آورد ( تامپسون ، 1380 : صص99 – 98 ) .
ارتباطات و تحول جوامع

نخستین بررسی های تاریخی در مورد سیر تحول ارتباطات اجتماعی،از مرحله گفتار شفاهی و نوشتار دستی و استفاده از کاغذ تا مرحله ی اختراع چاپ کتاب و مطبوعات و همچنین مرحله ی ایجاد تلگراف و تلفن و رادیو، به وسیله ی هارولد اینیس ( 1952 – 1894 )، تاریخ شناس و اقتصاد دان مشهور کانادایی، در اوایل دهه ی 1950، صورت گرفته اند. اینیس با تاکید بر تاکید بر تاثیرات زمانی و مکانی وسایل ارتباطی، تاریخ را به دو دوره قبل از چاپ و بعد از چاپ،تقسیم کرده است و به طور کلی،با نوعی بازنگری تاریخی،تاریخ انسان را تاریخ تکنولوژی های ارتباطی معرفی نموده است ( فرقانی ،1382: ص14). او معتقد بودکه هر گونه تغییر و تحولی در سیستم و تکنیک ارتباط جمعی،سه تغییر و دگرگونی را قهرأ موجب خواهد شد : ساختار علاقه ها و سلیقه ها (موضوع تفکر و اشیائی که مورد توجه قرار می گیرند) تغییر می یابد ، ویژگی نمادها و ارزش ها متحول می شوند ( اسباب و ابزار هائی که به کمک آن ها اندیشه شکل می گیرد و فکر ساخته می شود) و بالاخره دگرگونی در ذات و محتوای جمع و جماعات و مالا تغییر بنیادین فرهنگ و خصلت جمعی اجتماع (پستمن ، 1378: ص57) .

هربرت مارشال مک لوهان (1979-1911) ، متفکر دیگر کانادایی هم با الهام از نظریات اینیس در مورد نقش قاطع و تعیین کننده ی شیوه های ارتباطی در جوامع انسانی به بررسی چگونگی تحول تاریخی ارتباطات پرداخته است.

به دنبال این دو محقق و متفکر کانادایی ، که در واقع نخستین نظریه پردازان تأثیر تعیین کننده ی شیوه های ارتباطی در تحول جوامع بشری به شمار می روند و به بیان دیگر ، اولین پژوهشگران معتقد به برتری تاثیر اجتماعی وسیله ی ارتباطی بر محتوای ارتباط یا پیام ارتباطی شناخته می شوند ، پژوهشگران دیگری نیز به مطالعه درباره چگونگی و ابعاد تحول جوامع بشری ، از مرحله ی ارتباط شفاهی تا مرحله توسعه ی نوشته های خطی و الکترونیکی ، پرداخته اند و شیوه های ارتباطی مذکور را از عوامل مهم دگرگونی در شیوه های فکری ، ذهنی و فرهنگی انسانی و همچنین رشد علوم جدید ، اجتماع پذیری و ملی گرایی ، شناخته اند .

دیدگاه های مارشال مک لوهان و دیوید رایزمن از مهمترین نظریات ارائه شده در خصوص نقش وسایل ارتباطی در تحول جوامع است که ما در اینجا به صورت مفصل تر به آن می پردازیم :
رسانه ها و دیدگاه مارشال مک لوهان

مک لوهان معتقد است اگر چه تکنولوژی منبعث از ذهن و عمل انسان است، ولی انسان هر عصر و دوره ای، خود زاییده ی تکنولوژی زمان خویش است به عبارت دیگر، هر تکنولوژی بشر را بتدریج در فضای تازه ای قرار می دهد و هر فضای تازه، عاملی تعیین کننده در سرنوشت و زندگی بشر به شمار می رود. او بر این نظر است که جوامع بیشتر در اثر ماهیت وسایل ارتباطی شکل گرفته اند تا در نتیجه محتوای ارتباط . به عقیده او ، وسیله نه تنها از محتوای پیام خود جدا نیست، بلکه به مراتب مهمتر از خود پیام نیز هست و بر آن تاثیری چشمگیر دارد.

مک لوهان در مورد مقاومت در برابر تکنولوژی می گوید : اگر ما بخواهیم در برابر کارکردهای جدید تکنولوژی گرایشهای سنتی خود را حفظ کنیم، فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن شانزدهم،در نهایت از میان خواهد رفت.اگر پیروان اسکولاستیک با فرهنگ شفاهی پیچیده شان، تکنولوژی گوتنبرگ را درک کرده و پذیرا شده بودند و آموزش شفاهی خود را با آموزش نوشتاری تلفیق می دادند،از نابود شدن کامل خود جلوگیری می کردند و میدان را صرفا برای آموزش از طریق متون دیداری خالی نمی گذاشتند.

مک لوهان بر این باور بود که اغلب تکنولوژی ها یک اثر تشدید کننده دارند و موجب می شوند تا حواس آدمی از یکدیگر کاملا تفکیک شوند.از این رو هر یک از وسایل ارتباطی در امتداد یکی از حواس انسان است ، چنانکه حکاکی روی سنگ در امتداد دست،دوچرخه در امتداد پا ،عکس در امتداد چشم، رادیو در امتداد گوش و شنوایی و تلویزیون در امتداد حس لامسه است که سر انجام موجب تعادل میان سایر حواس نیز می شود( دادگران ،1377،ص91و90) او با تکیه بر نقش خاص حواس انسانی در ایجاد، تکامل و تزلزل انواع ارتباطات و همچنین تأثیر قاطع وسایل ارتباطی در تحولات اجتماعی تاریخ بشر، سه دوره ی متمایز با سه نوع فرهنگ شفاهی،چاپی و الکترونیکی را از هم تفکیک کرده است. او بر این اساس،دوره ی اول را عصر ارتباطات شفاهی،دوره ی دوم را عصر ارتباطات چاپی ( کهکشان گوتنبرگ ) و دوره سوم را عصر ارتباطات الکترونیکی ( کهکشان مارکونی ) نام گذاشته است.
1) عصر ارتباطات شفاهی و زندگی قبیله ای

نخستین مرحله ی زندگی اجتماعی انسان،طبق نظریات مک لوهان،دوره ی تمدنهای ابتدایی فاقد کتابت است.در این دوران که مک لوهان آن را دوران دودمانی و قبیله ای می خواند،انسان در یک مجموعه هماهنگ و طبیعی می زیست و از این طریق، با گروه اجتماعی خویش یعنی قبیله پیوند بر قرار می کرد.در این محیط طبیعی ،ادراک او به طور مستقیم از جهان خارج به وسیله حواس طبیعی اش صورت می گرفت.زندگی انسان به صورت جمعی بود و امور دست جمعی مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت و بدین ترتیب،انسان فاقد یک هویت شخصی و زندگی خصوصی بود و تفکر اودر پرتو تأثیر شگرف کلام،به تقدیس جهان می پرداخت.در چنین شرایطی چون شعاع و حوزه نفوذ کلام و صدای انسان محدود بود،افراد به صورت طایفه ها و قبیله های کوچک زندگی می کردند و تعدادشان فقط تا حدی بود که بتوانند در یک میدان عمومی جمع بشوند و به سخنان یک نفر گوش بدهند.

در این مرحله از زندگی اجتماعی،همچنانکه نشانه های آن هنوز در کشور های عقب مانده یافت می شود،افراد همه بیسواد هستند و اندیشه ی آنان، بدون هیچگونه نظمی رشد می کند و اطلاعات و مهارت ها سینه به سینه منتقل می شود(دادگران،1377،ص94).
2) عصر ارتباطات چاپی و جامعه ی فرد گرا

مک لوهان بر آن است که،تمام دستاورد های کشورهای غربی در زمینه تکنولوژی،از صنعت چاپ ناشی شده است.پیش از اختراع صنعت چاپ،افراد انسانی هرگز اندیشه ساختن اشیای کاملا مشابه را به کمک حرکت و تکرار یک دستگاه مکانیکی در ذهن خود نداشته اند، دستگاهی که با حرکت مکرر خود بتواند هزاران نسخه متن خواندنی همانند را تکثیر کند.این امر به حوزه های دیگر صنعت الهام بخشید و موجب توسعه ی آنها شد.به نظر مک لوهان چاپ کتاب،سرآغاز عصر مصرف و نخستین محصول جامعه ی مصرف به شمار می آید که مطالعه ی شخصی، تقویت استدلال، فردگرایی و در نهایت خردگرایی را به ارمغان می آورد.

البته نباید فراموش کرد که مک لوهان، به عصر گوتنبرگ و آثار چاپ در جامعه نگرشی بدبینانه دارد.به عقیده او اختراع چاپ یک «گناه اصلی»انسانی و سرچشمه ی تمام بدبختی های ناشی از تمدن صنعتی است،زیرا اختراع چاپ،انسان را از محیط صمیمانه ی زندگی قبیله ای راند و او را گرفتار قید و بند های نظام جابرانه ی زندگی مکانیکی و صنعتی کرد.مک لوهان سلطه ی دیرپای خواندن و نوشتن را چیزی سخت و رژیمی ریاضت کشانه می بیند که بمباران حسی رسانه ای جدید، با موفقیت به آن پایان داده است.تلویزیون به فاصله ی چند ثانیه قبیله ی قدیمی جامعه را گرد هم می آورد و با نشانه های رمز،دوباره به هم پیوند می دهد و سعادت می بخشد.

مک لوهان عقیده دارد که وسایل ارتباطی الکترونیکی که از اواخر قرن نوزدهم با اختراع رادیو به وسیله مارکونی، به زندگی انسان وارد شده اند ،سرانجام، وسیله ای برای نجات بشر از« بردگی ماشین»هستند.به نظر او،عصر الکترونیک،پایان رنجها، اضطرابها، دشمنیها، کشمکشها و تعارضها است( دادگران،1377،ص98-97).
3) عصر ارتباطات الکترونیک و دهکده جهانی

مک لوهان معتقد است در پرتو مسایل ارتباطی الکترونیک چهره ی کار و زندگی اجتماعی دگرگون می شوند،جوامع و ملتها به هم نزدیک می گردند و در نهایت،دهکده ای به پهنای کره ارض،پدید می آید که او آن را اصطلاحا « دهکده جهانی » می نامد.

مک لوهان در میان وسایل ارتباط الکترونیکی برای تلویزیون نقش بسیاری قائل است. او معتقد است که این وسیله ضمن آنکه همه ی مزایای وسایل دیگر را در بر دارد با افزودن بیان تصویر به آنها، قدرت نفوذ فوق العاده ای به دست آورده است .او بر این باور بود که تلویزیون قادر است نه تنها در یک کشور ، بلکه در سراسر یک منطقه و حتی یک قاره «جوی احساس بر انگیز » پدید آورد.

مک لوهان در تحولات آینده ی زندگی بشری، برای وسایل الکترونیکی در زمینه های مختلف صنعتی،آموزشی و فرهنگی نقش تعیین کننده ای قائل است و در آثار گوناگون خود، همه جا به آن اشاره دارد.

مک لوهان روش آموزشی را با واقعیت های دنیای امروز سازگار نمی داند. او بحران های دانشگاهی موجود جهان را ناشی از عدم انطباق نظام آموزشی با شرایط ارتباط الکترونیکی می داند و در این زمینه توصیه می کند که برای تامین نیازمندیهای جوامع کنونی،لازم است در روش ها و برنامه های آموزشی تجدید نظر گردد.او معتقد است که عصر ما دستخوش انقلاب شده است و علت بحران های دانشگاهی نیز مانند سایر موارد،نادیده انگاشتن تحولاتی است که از رسانه های الکترونیکی حاصل شده است(دادگران،1377،ص97و96).
وسایل سرد و گرم

مک لوهان وسایل ارتباطی را به سرد و گرم تقسیم می کند، در این تقسیم بندی (عکس،رادیو،سینما)را یک وسیله ارتباطی گرم می داند،زیرا مک لوهان معتقد است این دسته از وسایل ارتباطی،تنها در امتداد یکی از حواس آدمی هستند و توصیف و تشریح زیادی را در بر دارند، یعنی با حجم زیادی از داده ها همراه و از نظر بیان مقصود کامل هستند.حال آنکه وسیله ارتباطی سرد(خط تصویری، تلفن و تلویزیون ) که کمتر به تشریح و توصیف می پردازند، مشارکت زیادی را می طلبند. طبق نظر مک لوهان جوامع نیز به دو دسته سرد و گرم تقسیم می شوند. او (جوامع کم سواد) را جامعه ی سرد و (جامعه اروپایی ) را جامعه ی گرم می نامد. او در مورد تفاوت میان رادیو و تلویزیون چنین می گوید : گوش دادن به رادیو نیاز به جمع کردن تمام حواس نیست و رادیو می تواند به عنوان آوایی جنبی در کنار سایر فعالیت های انسان حضور داشته باشد. در حالی که در تلویزیون چنین وضعیتی وجود ندارد و تلویزیون تماشاگر را با تمام وجودش جذب برنامه ی خود می کند و او را وا می دارد تا از تمامی حواسش برای درک آن استفاده کند(همان منبع ص92).
دید گاههای دیوید رایزمن

دیوید رایزمن اندیشمند دیگری است که باز بر ارتباط به عنوان محور حرکت جوامع انسانی تاکید دارد به زعم این اندیشمند از روزنة ارتباطات می توان سه دوران در تاریخ اجتماعی باز شناخت:

دوران اول،دورانی است که در خلال آن سنتها حاکم بر رفتار و روابط انسانی به حساب می آیند، او این دوران را موجب پیدایی انسانی می داند که در اصطلاح خود ( انسان سنت راهبر ) می خواند.

دوران دوم،از دیدگاه رایزمن، دورانی است که در آن با کاهش اهمیت سنت ها در هستی اجتماعی مواجه می شویم، این کاهش موجب می شود که همگنی دررفتار و عمل انسانی کاستی یابد. چه همه از الگوهایی یکسان در حیات اجتماعی تبعیت نمی‌کنند. در این شرایط به زعم این دانشمند، تاریخ شاهد پیدایی و بعد تکثیر انسانهایی خاص است که وی (درون راهبر) می خواند.دورانی است مساعد برای تبلور فردگرایی، هر کسی باید راه خویشتن را بیابد در برابر انگیزه یا محرک خویش بیندیشد و راه عمل یا واکنش را بازیابد این دوران را باید دوران هراس و در نهایت سرزنشهای بی پایان دانست.

دوران سوم را رایزمن دوران پیدایی انسان (دگر راهبر) می داند دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده هایی چون هدایت از راه دور، بت واره پرستی ، ،‌شئ سروری و همراه با آن از خود بیگانگی. در این دوران عده ای با استفاده از قدرت جادویی این ابزار موفق می شوند توده ها راتحت تأثیر قرار دهند ، از تنوع حیات انسانی بکاهند و الگوهای خاص فکری و مصرفی پدید آورند. عصر مصرف گرایی، پیدایی مصرف تظاهری و امحای حریم زندگی، تولد یافته است. با فنونی چون تبلیغات تجاری، فرا آگاهی یا برجسته سازی آگهیهای تجاری از طریق ارسال آنان در لابه لای پیامهای خبری بسیار با اهمیت، می توان موجبات مسخ انسانها و هم بلع مطالب را فراهم کرد( ساروخانی ،1379،ص53-51).
ارتباطات و نوسازی جوامع

دانیل لرنر در فصل دوم کتاب خود به نام « گذر از جامعه سنتی : نوسازی خاورمیانه » ابتدا مقدمه ای راجع به چگونگی گذر تاریخی کشورهای اروپایی از شیوه ی زندگی قرون وسطایی ،به تجدد کنونی و طی دوره ی رنسانس ، عصر اکتشافات جغرافیایی ، اصلاحات مذهبی و انقلاب صنعتی و برخورداری انسان غربی از یک سبک نوین زندگی ، عرضه کرده است .

لرنر ابتدا با تکیه بر تجربه های تاریخی جوامع غربی ،از ایجاد سه نوع تحرک جغرافیایی ، اجتماعی و روانی در جهت ترک زندگی سنتی و مهاجرت به سوی شهرهای بزرگ ، برای زندگی در جامعه نوین سخن می گوید و در این زمینه بر اهمیت خاص تحرک روانی ، به سبب آماده سازی فرد برای تغییر رفتار اجتماعی قبلی و همدلی با شهرنشینان و هماهنگی شخصی با شرایط جدید فعالیت های تولیدی و خدماتی جامعه ی جدید تأکید می کند . در بخش دوم نظریه نوسازی ، لرنر به بررسی درباره اهمیت عوامل تکثیر کننده ی تحرک و نقش مهم رسانه های همگانی در این زمینه می پردازد .

او معتقد است که رسانه های همگانی ، سپهر بی انتهای تصورات ذهنی را به روی انبوه وسیع انسان ها گشوده اند . اکنون ، گروه های انبوه تر و گسترده تری از افراد انسانی ، نسبت به زمان آغاز عصر اکتشافات جغرافیایی و گسترش مهاجرت های اروپاییان از طریق امکانات حمل و نقل دریایی ، به طور غیر مستقیم و بااستفاده از ارتباطات جمعی ، در معرض تحرک روحی و همدلی قرار گرفته اند .

این رسانه ها انگیزش برای شناخت دنیای ناشناخته را ، که در گذشته فقط با تحرک جغرافیایی و مسافرت به سرزمین های دیگر ، امکان پذیر بود و مشکلات و مسائل گوناگونی نیز در بر داشت ، افزایش داده اند . از نظر لرنر ، بر اساس الگوی نوگرایی ، حرکت از مرحله ی سنتی به مرحله گذار و سپس به مرحله ی جامعه نوین ، همواره با تغییر نظام های سنتی به نظام های نوین و نه بالعکس همراه بوده است . او بر آن است که تفاوت این دو نظام در اینجاست که ارتباطات بین فردی سنتی ، به تقویت نگرشها و آداب سنتی می انجامد ، حال آنکه ارتباط جمعی ، مهارتها ، نگرشها و رفتار های تازه را می آموزد . بنابراین ، رسانه های جمعی ، تقویت کنندگان تحرکند و این امر به این معناست که رسانه های جمعی ، در برابر مخاطبان فزاینده خود ، هم از ظرفیت برقراری ارتباط با « نوع تغییر » و هم از ظرفیت برقراری با « امکان تغییر » برخوردارند . لرنر بر این باور است که میان شاخص رسانه ای نوگرایی و سیر نهادهای اجتماعی ، نوعی کنش متقابل وجود دارد (دادگران ،1377،ص132).
انواع ارتباط

ارتباط را می توان با توجه به چگونگی ایجاد آن به ارتباط مستقیم و ارتباط غیر مستقیم و از لحاظ انسانهایی که در آن شرکت دارند به ارتباط شخصی، غیر شخصی و جمعی طبقه بندی کرد:
1- ارتباط مستقیم و شخصی

ارتباط مستقیم و شخصی ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود . در این نوع ارتباط،پیام ها مستقیمأ بین دو طرف مبادله می گردند و به همین جهت پیام دهنده و پیام گیرنده می توانند به نوبت نقش خود را تغییر دهند و هر کدام به جای دیگری به صورت پیام گیرنده و پیام دهنده در آیند.

در ارتباط مستقیم ممکن است گوینده و بیان کننده و همچنین شنونده یا بیننده هر کدام شخص واحدی باشند. به عبارت دیگر گفت و گو و تماس فقط بین دو تن بر قرار می گردد. در بسیاری موارد هم ممکن است پیام دهنده یعنی گوینده و بیان کننده، شخص واحدی باشد، اما چندین نفر یا عده ای بیشتر بیان او را استماع کنند و بدین صورت پیام گیرندگان- شنوندگان و بینندگان- متعدد باشند. به هر حال این نوع ارتباط جنبه شخصی و مستقیم دارد و بین دو نفر یا افرادی معدودی که در زمان واحد ومکان معین در کنار یکدیگر هستند، بر قرار می شود و اگر افراد فراوان و دور از یکدیگر بخواهند با هم ارتباط بر قرار کنند، باید روش های دیگری به کار بندند ( معتمد نژاد ، 1379، ص49) .
2- ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی

در جوامع پیشرفته انسانی که هزاران و حتی میلیونها نفر در شهرها و کشورهای مختلف زندگی می کنند ، دیگر برای افراد امکان تماس و گفتگوی متقابل چهره به چهره موجود نیست و ناچارند از راه های دور و به طور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط داشته باشند. در چنین شرایطی بیان کتبی و چاپی جانشین بیان حضوری و شفاهی می شود و پیام ارتباطی که در تماس رودرو، جنبه لفظی یا اشاره ای دارد و از دو عنصر اصلی ارتباط - گوینده و شنونده یا بیننده - مجزا نیست، از این دو عنصر جدا می شود و به صورت نوشته دستی یا چاپی، واسطه ارتباط غیر مستقیم قرار می گیرد و از طریق نامه یا کتاب یا روزنامه انتقال می یابد.

ارتباط غیر مستقیم و با واسطه بر خلاف ارتباط مستقیم جنبه شخصی ندارد زیرا در چنین ارتباطی پیام دهندگان و پیام گیرندگان یکدیگر را نمی شناسند. نویسنده و موئلفی که کتابی تهیه می کند، تصورات یا مقاصد خود را برای افرادی معین و مشخص بیان نمی نماید، .خوانندگان کتاب،هزاران نفر افراد ناشناسی هستند که هرگز نویسنده را ندیده اند ( همان منبع،ص5).
3- ارتباط جمعی

ارتباط غیر مستقیمی که از طریق مطبوعات پر تیراژ و مخصوصأ وسایل ارتباطی نوین نظیر رادیو و تلوزیون بین گروه های انسانی ایجاد می گردد، «ارتباط توده ای» یا جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط بین هزاران و میلیون ها نفر افرا ناآشنایی که در شهر ها و کشورهای گوناگون به صورت گروه های انبوه زندگی می کنند، پدید می آید ( همان منبع،ص51) .

ویژه گی های این نوع ارتباط عبارتند از :

• بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر

• سرعت عمل زیاد

• تکثیر پیام

• ارتباط سطحی و ناپایدار
انواع تعامل

برای کاوش در انواع وضعیت تعاملی که به واسطه ی استفاده از رسانه های ارتباطی ایجاد شده ، تشخیص سه شکل یا سه نوع تعامل – شامل « تعامل رودررو » ، « تعامل رسانه ای » ، و « شبه تعامل رسانه ای » مفید خواهد بود . تعامل رودررو در یک بافت هم حضور به وقوع می پیوندد ، شرکت کنندگان در این تعامل نسبت به هم حضور بی واسطه دارند و در یک سیستم مرجع زمانی – مکانی مشترک سهیم هستند .

بنابراین شرکت کنندگان می توانند از اصطلاحات و اسمهای اشاره ( اینجا ، حالا ، این ، آن و غیره ) استفاده و فرض کنند که منظورشان را درک خواهند کرد . اگر مرجع یک ضمیر اشاره نامعلوم باشد ، گوینده می تواند با اشاره به شیئ مورد بحث ابهام را بر طرف کند . تعامل رودررو در سرشت خود ویژگی گفت و شنودی دارد ( دیالوژیک ) دارد ، بدین لحاظ که معمولأ با جریان دو طرفه اطلاعات و ارتباطات سرو کار دارد ، گیرندگان پیام می توانند – دست کم در اصول – به سازندگان آن پاسخ دهند ، و سازندگان نیز به نوبه ی خود گیرندگان پیامهایی هستند که از طریق مخاطبان اظهاراتشان به آنها خطاب شده است . ویژگی دیگر تعامل رودررو این است که شرکت کنندگان به طور معمول انبوهی از اشارات نمادین را به منظور انتقال پیامها و یا تعبیر پیامهایی که از سوی دیگران انتقال یافته به کار می گیرند . واژه ها را می توان با چشمک و ادا ، اخم و لبخند ، تغییرات آهنگ جمله و غیره ، همراه و تکمیل کرد . شرکت کنندگان در تعامل رودررو به طور دایمی و روزمره در مقایسه ی انواع اشارات نمادینی که گویندگان به کار می گیرند ، شرکت داشته و از آنها به منظور کاهش ابهام و بهینه سازی درکی که از پیام دارند ، استفاده می کنند . اگر شرکت کنندگان پی به ناهمسازی یا تناقضی ببرند ، یا اشاراتی را بیابند که با یکدیگر همخوانی ندارند ، خود این به صورت سرچشمه زحمت و مشکلی در می آید که می تواند ادامه ی تعامل را تهدید کند و صداقت گوینده را مورد تردید قرار دهد .

تعامل رودررو می تواند با تعامل با واسطه ( رسانه ای ) در تضاد قرار گیرد ، منظور از تعامل رسانه ای ، اشکال تعاملی همچون نامه نویسی ، گفت و گوی تلفنی و از این قبیل است . تعامل رسانه ای شامل استفاده از یک رسانه ی فنی ( کاغذ ، سیم برق ، امواج الکترومغناطیسی و غیره ) است که اطلاعات یا محتوای نمادین را قابل انتقال و ارسال به افرادی می کند که در دوردست از نظر مکان ، زمان یا هر دو ، قرار دارند .

تعامل رسانه ای در طول مکان و زمان گسترده است ، و به همین جهت دارای شماری از ویژگیهایی است که آن را از تعامل رودررو متمایز و متباین می کند . در جایی که تعامل رودررو در یک بافت هم حضوری صورت می گیرد ، شرکت کنندگان در تعامل رسانه ای در بافتهایی قرار دارند که از نظر مکانی و یا زمانی متمایز و مجزا هستند . اینان در یک سیستم مرجع مشترک زمانی – مکانی سهیم نیستند و نمی توانند فرض کنند که دیگران اسامی و ضمایر اشاره ی مورد استفاده ی آنها را درک می کنند . از این رو همیشه باید در نظر داشته باشند که چه مقدار اطلاعات فحوایی – مثل گذاشتن تاریخ و نشانی در بالای نامه ، یا شناساندن خود در آغاز مکالمه ی تلفنی – می باید در تبادل پیام چند جمله شود .

تعامل رسانه ای ، همچنین با نوعی باریک کردن گستره ی اشارات نمادین که در اختیار شرکت کنندگان است ، سروکار دارد . به عنوان مثال ، ارتباط به وسیله ی نامه ، شرکت کنندگان را از گستره ی اشاراتی که با هم حضوری فیزیکی ملازم است ( حرکات و اداها ، حالات صورت ، آهنگ ادای جمله و غیره ) محروم می سازد ، حال آنکه دیگر اشارات نمادین ( آنهایی که با نوشتن مربوط می شوند ) مورد تأکید قرار می گیرند . به همین ترتیب ، ارتباط به وسیله تلفن شرکت کنندگان را از اشارات دیداری ملازم با تعامل رودررو باز می دارد ، حال آنکه اشارات شفاهی ( گفتاری ) را حفظ و موکد می دارد .

تعامل رسانه ای با باریک کردن گستره ی اشارات نمادین، شرکت کنندگان را از ابزار نمادین کمتری برای کاهش ابهام برخوردار می سازد . به همین جهت ، تعامل رسانه ای منش بازتری نسبت به تعامل رودررو دارد . با باریک شدن گستره ی اشارات نمادین ، افراد ناگزیر می شوند بیش از پیش به سمت منابع شخصی خویش باز گردند تا بتوانند پیامهای انتقال یافته را تعبیر کنند .

حال بیاییم شکل سوم تعامل – که آن را شبه تعامل رسانه ای نامیده ایم – را در نظر بگیریم ما این اصطلاح را برای اشاره به انواع روابط اجتماعی احراز شده به واسطه ی رسانه های توده ای ( کتاب ، روزنامه ، رادیو ، تلویزیون و غیره ) به کار می بریم . همچون تعامل رودررو ، این شکل سوم تعامل با فراهمی گسترده ی اطلاعات و محتوای نمادین در مکان و یا زمان سروکار دارد. به عبارت دیگر ، شبه تعامل رسانه ای در طول مکان و زمان گسترده است . در بسیاری از موارد ، این گونه تعامل نیز شامل نوعی باریک کردن گستره ی اشارات نمادین در مقایسه با تعامل رودرروست .

به هر حال ، شبه تعامل رسانه ای از دو لحاظ عمده با تعامل رودررو و تعامل رسانه ای تفاوت دارد : نخست آنکه ، جهت گیری شرکت کنندگان در تعامل رودررو و تعامل رسانه ای به سمت دیگران است و شرکت کنندگان ، برای این دیگران کردار ، گفتار و چیزهایی از این قبیل می سازند ، اما در مورد شبه تعامل رسانه ای ، اشکال نمادین برای گستره ی نامعینی از گیرندگان بالقوه ساخته می شود . دیگر آنکه ، در جایی که تعامل رودررو و تعامل رسانه ای ماهیت گفت و شنودی دارند ، شبه تعامل رسانه ای در سرشت خود ویژگی تک گویی ( مونولوژیک ) دارد، بدین لحاظ که جریان ارتباط به طور عمده یک طرفه است . به عنوان مثال ، خواننده ی یک کتاب ، بیش از هر چیز گیرنده ی شکل نمادین است که سازنده ی آن طالب پاسخ مستقیم و آنی نیست ( و معمولأ هم چنین پاسخی دریافت نمی کند . )

از آنجا که شبه تعامل رسانه ای منش تک گویی داشته و با ساخت اشکال نمادین برای گستره ی نامعین یا نامحدود گیرندگان بالقوه سروکار دارد ، بهتر آن است که به عنوان نوعی شبه تعامل شناخته شود .

این تعامل فاقد آن میزان کنش و واکنش متقابل و جنبه ی خاص فی مابینی دیگر اشکال تعامل ، اعم از رودررو یا رسانه ای است ، اما شبه تعامل رسانه ای به هر حال ، شکلی از تعامل است و این نوع خاصی از موقعیت اجتماعی بوجود می آورد که طی آن افراد در یک فرایند ارتباط و تبادل نمادین با یکدیگر پیوسته اند . شبه تعامل رسانه ای موقعیتی منتظم و سازمان یافته است که در آن بعضی از افراد عمدتا در ساخت اشکال نمادین برای دیگرانی که حضور فیزیکی ندارند ، درگیرند ، در حالی که افراد دیگر عمدتا در دریافت اشکال نمادینی که به وسیله ی گروه نخست ساخته شده و در برابر آن پاسخ یا واکنشی نمی توانند داشته باشند ، ولی میتوانند علقه های دوستی ، محبت یا وفاداری با ایشان برقرار سازند ، شرکت دارند .

جدول ( 1 ) برخی از موارد تشابه و تفاوت بین سه نوع تعامل را خلاصه می کند

. این جدول نشان می دهد که هر دو نوع تعامل رسانه ای و شبه تعامل رسانه ای از لحاظ ساختار مکانی – زمانی و گستره ی اشارات نمادین موجود با تعامل رودررو تفاوت دارند ، اما شبه تعامل رسانه ای از لحاظ جهت گیری عمل و منش تک گویی آن متفاوت با تعامل رسانه ای است . البته بسیاری از تعاملهایی که در جریان زندگی روزمره به ظهور می رسد ممکن است با آمیزه ای اشکال مختلف تعامل سروکار داشته و به عبارت دیگر ، دارای خصلت مرکب باشد .

به عنوان مثال ، ممکن است افراد به هنگام تماشای تلویزیون با دیگران مشغول بحث باشند ، که در این صورت ، در یک موقعیت تعاملی واحد ، تعامل رودررو و شبه تعامل رسانه ای را با هم ترکیب می کنند . به همین ترتیب ، یک برنامه تلویزیونی می تواند شامل تعامل رودررو بین اعضای گروه شرکت کننده در بحث و اعضای تماشگر حاضر در استودیو باشد . اگر چه ، رابطه ی این افراد به اتفاق هم ، و گیرندگان مختلف آن برنامه ی تلویزیون به صورت شکلی از شبه تعامل رسانه ای باقی می ماند (تامپسون ، 1380 ، ص 105 ، 104 ، 103 ) .
انواع تعامل

ویژگیهای تعامل تعامل رودررو تعامل رسانه ای شبه تعامل رسانه ای

ساختار مکانی – زمانی
بافت هم حضوری ، سیستم مرجع مکانی – زمانی مشترک جدایی بافتها ( زمینه ها ) ،فراهمی گسترده در زمان و مکان جدایی بافتها ( زمینه ها ) ،فراهمی گسترده در زمان و مکان

گستره ی اشارات نمادین کثرت اشارات نمادین

باریکی گستره ی اشارات نمادین باریکی گستره ی اشارات نمادین

جهت گیری عمل

جهت گیری به سمت دیگران خاص

جهت گیری به سوی دیگران خاص

جهت گرفته به سوی گستره ی نامحدود ( نامعین ) گیرندگان بالقوه

دو گویی – تک گویی

(دیالوژیک– مونولوژیک) دوگویی ( دیالوژیک ) دوگویی ( دیالوژیک) تک گویی( مونولوژیک )
وسایل ارتباط جمعی

به طور کلی در تاریخ پیدایش و پیشرفت رسانه ها مقاطع مهمی وجود دارد . شرایط زمانی و مکانی این مقاطع برای رسانه های مختلف به تدریج تعاریف عمومی آنها را مشخص کرد و موارد استفاده و نقش هر یک از آنها را نیز معین نمود. بدین ترتیب هر چند رسانه ها از بدو پیدایش دارای تعاریف مشخص و عمومی شدند ولی به دلیل تغییراتی که به مرور در آنها به وجود آمد و از نظر کمی و کیفی پیچیده تر شدند ارائه یک تعریف عمومی و کلی که بتواند شامل انواع ارتباط گردد با مشکل مواجه شد زیرا هر یک از رسانه ها به مرور منشأ ظهور انواع رسانه های فرعی دیگری شدند که هم از نظر شکلی و هم از نظر کارکرد با یکدیگر متفاوت هستند.

اما در میان این وسایل تعدادی نظیر زبان ، عامل ارتباط مستقیم و یا شخصی بین اعضای گروه های کوچک انسانی می باشند و تعدادی دیگر چون کتاب و مطبوعات و رادیو و تلوزیون از عوامل ارتباط غیر مستقیم و جمعی بین گروه های بزرگ انسانی هستند .

بررسی مسائل انسانی اینترنت (2)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

شرایط اجتماعی و رسانه های همگانی

به طور کلی در بررسی چگونگی ایجاد و توسعه ارتباطات جمعی ، می توان چند دوره را که هر کدام تکنولوژی ارتباطی نوینی را به همراه داشتند از یکدیگر تفکیک کرد :

نخستین عصر ارتباطات جمعی در حدود 1450 میلادی با اختراع چاپ آغاز می شود . البته نباید فراموش کرد که از زمان اختراع گوتنبرگ تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها و ایجاد ارتباطات جمعی واقعی ، چند قرن فاصله است . از اواخر قرن هجدهم به دنبال انقلاب فرانسه و گسترش اندیشه های آزادیخواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و به تدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهرنشینی ، بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرایط لازم برای انتشار روزنامه های پرتیراز آماده گردیدند . بدین ترتیب خواندن مطبوعات که پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیسوادی اکثر مردم ، رواج لازم را نیافته بود و اغلب به طور جمعی صورت می گرفت ، عمومیت پیدا کرد . در این زمینه تکامل وسایل فنی چاپ که تولید روزنامه ها را به تعداد فراوان امکان پذیر می سازد از شرایط اساسی به شمار می رود ( معتمد نژاد ، 1379، ص111 – 110 ) .

دنیس مک کوایل معتقد است ، ظهور رسانه های همگانی را در طول تاریخ می توان در نتیجه چهار عامل اساسی دانست که عبارتند از :

1. تکنولوژی

2. شرایط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه

3. مجموعه ای از فعالیت ها ، کارکردها یا نیازها

4. مردم – به ویژه در قالب گروه ها ، طبقات ، یا منافع معین
این چهار عامل به طرق مختلف و با اولویت های متفاوت با یکدیگر و در رابطه با ظهور هر یک از رسانه ها در تعامل بوده اند. به عبارت دیگر ، در هر دوره و تحت شرایط متفاوت یکی از عوامل فوق الذکر به عنوان نیروی محرکه نقش اساسی را ایفا نمود و بانی ظهور و یا ایجاد تغییر در یک رسانه بخصوص شده و در شرایط متفاوت دیگری ، عامل دیگری نقش موثری ایفا نموده است.

اما هر چه بر اهمیت نهاد های ارتباط جمعی افزوده شد ؛ هم خود رسانه ها ( مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون ، ... ) و هم فرایند ارتباط جمعی ( آنچه رسانه ها انجام می دهند ) بیشتر مورد توجه و مطالعه منظم قرار گرفته است . اهمیت خاص تحقیق در این زمینه مخصوصا از آن رو است که :
• رسانه های جمعی یک صنعت روبه رشد و در حال تحول اند که تامین کننده اشتغال ، تولید کننده کالا و خدمات و تغذیه کننده سایر صنایع مرتبط هستند. این رسانه ها در عین حال به نهادی با قواعد و هنجارهای خاص خود که این نهاد را به جامعه و سایر نهادهای اجتماعی پیوند می دهد.

• رسانه های جمعی یکی از منابع قدرت اند؛ یعنی ابزاری برای کنترل ، مدیریت و نوآوری در جامعه به حساب می آیند ، که می توانند جانشینی برای زور یا سایر منابع باشند

• رسانه ها موقعیت یا عرصه ای فراهم می آورند که به نحو فزاینده ای مسائل زندگی عموم در آن متجلی می شود ، چه در سطح ملی و چه در عرصه بین المللی .

• رسانه ها اغلب جایگاه بروز تحول در فرهنگ اند؛ چه به معنی هنر و اشکال نمادین و چه در معنای مدها ، خلق و خوها ، شیوه های زندگی و هنجارها .

• رسانه همچنین به منبع غالب تعاریف و تصاویر واقعیت اجتماعی در نزد افراد و همچنین گروه ها و جوامع به صورت دسته جمعی تبدیل شده اند. آنها داوری های ارزشی و هنجاری خود را به صورت غیر قابل تفکیک و مخلوط با اخبار و یرنامه های سرگرم کننده بیان می کنند.
مطالعه در ارتباطات جمعی در واقع بخشی از یک حوزه تحقیقاتی وسیع تر است که به ارتباط انسانی می پردازد و علم ارتباطات خوانده می شود. برای تجزیه کردن این کل بزرگتر راه های گوناگونی وجود دارد یکی از این راه ها تفکیک بر حسب سطح سازمان اجتماعی است که ارتباط در آن انجام می گیرد از این زاویه ارتباط جمعی را می توان راس یک توزیع هرمی شکل دانست .

شکل ( 1 ) فرایند های ارتباطی در جامعه
سطح فرایند ارتباط

• در سطح جامعه ( ارتباط جمعی ) موارد معدود

• در سطح نهاد / سازمان ( نظام سیاسی

یا شرکت تجاری )

• در سطح بین گروه ها

• در سطح درون گروه ها ( خانواده )

• در سطح بین افراد ( گروه دو نفره )

موارد بسیار

• در سطح درون فردی ( پردازش اطلاعات )

هر سطح از ارتباط مجموعه ای از مشکلات و اولویت ها و شواهد و نظریه های خاص خود را دارد. در سطح درون فردی ، تاکید عمدتا بر پردازش ( درک ، یادآوری ، تفسیر ) اطلاعات ( مثلا اخبار رسانه ) و مبادلات با محیط است . در این سطح نظریه با فرایند ها و اظهارات ذهنی سرو کار دارد. در سطح بین افراد و بین گروه ها موضوع های اصلی مورد توجه عبارتند از اشکال گفتمان ، الگوهای تعامل ، مسائل پیوستگی ( وابستگی ) کنترل و سلسله مراتب هنجارگذاری ، مرزبندی نفوذ و اشاعه . در سطح بالاتر هم مضمون هایی مشابه اما تحت شرایط پیچیده مورد بحث قرار می گیرند. در سازمان های رسمی توجه بیشتری به کنترل و کارایی انتقال اطلاعات نشان داده می شود. در گروه ها و انجمن ها، مسائل مربوط به عضویت داوطلبانه ، تعامل ، همکاری و شکل گیری هنجارها و استاندارد ها اولویت می یابد. اما در هر صورت، علم ارتباطات ( ارتباط شناسی ) به عنوان یک علم ، گرایش بر این دارد که در هر صورت مسائلی را تعریف کند که بین همه سطوح مشترک است و نظریه و پژوهش در تلاش پاسخ گویی به آن اند. این مسأله ها عبارتند از :

• چه کسی ارتباط برقرار می کند و با چه کسی؟ ( فرستنده ها و دریافت کننده ها )

• چرا ارتباط برقرار می کند ؟ ( کارکرد ها و اهداف )

• ارتباط چگونه انجام می شود ؟ ( مجرا ها ، زبان ها ، رمزها )

• درباره چه چیزی ؟( محتوا ، موضوع مورد اشاره ، انواع اطلاعات )

• پیامد های خواسته یا نا خواسته این ارتباط کدامند ؟
ارتباط جمعی فقط یکی از فرایند های ارتباطی است که در سطح جامعه عمل می کند و به سهولت از روی ویژگی نهادی بودنش شناخته می شود ( ترکیبی از هدف ، سازمان ،و فعالیت عملی ) در ارتباطات جمعی، منبع ، یک فرد نیست، بلکه سازمانی است رسمی و فرستنده ، ارتباط سازی است حرفه ای. پیام، منحصر به فرد ، متغیر و غیر قابل پیش بینی نیست ‌؛ بلکه معمولا ساخته و پرداخته، به معیار شده و تکثیر شده است . پیام همچنین ثمره کار و کالایی دارای ارزش مبادله است و گوشه چشمی نمادین به ارزش مصرف دارد. ارتباط جمعی اغلب دربرگیرنده تماس هم زمان بین یک فرستنده و گیرندگان بسیار است که تأثیری فوری و در سطحی بسیار گسترده را امکان پذیر می کند. ( همان صص 27 – 26 )

اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از روز پیش به گسترش این وسایل می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد ، شناخت رسانه ها و پژوهش در آنها را ضروری می کند. لیکن کار پژوهش در این حوزه با دشواری های خاص خود نیز مواجه است که برخی از آنها به این قرارند :
• وسایل ارتباط جمعی با دنیاهای ذهنی انسان و به طور کلی دگرگونی در جهان بینی انسان سروکار دارند ورود به ذهنیت انسانی و کنکاش در آن امری دشوار است. زیرا از سویی پدیده های ذهنی ملموس نیستند و از سوی دیگر تجلیات عینی و ملموس آن نیز یگانه و یکسان نیست.

• وسایل ارتباط جمعی تأثیری جدا از یکدیگر ندارند، بنابراین شناخت تأثیر و سپس انتساب آن به رسانه ها کاری بس دشوار است‌؛ زیرا در اکثر موارد ، پیام وسایل ارتباط جمعی در محدوده وسیعی از پیام ها و دانسته ها قرارمی گیرد و اثرات متفابل آنان با یکدیگر می آمیزند و همچنین تمییز تأثیر رسانه از دیگر عوامل دشوار است.

• و بالاخره اینکه تأثیر بر حالات روانی همواره ثابت نمی ماند و با گذشت برهه ای هر چند ناچیز از زمان دستخوش دگرگونی می شود. (ساروخانی ،1379،ص113 - 112).
ارتباطات جمعی و تفاوت آن با ارتباطات سنتی

1. نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در برابر ارتباطات سنتی ، غیر شخصی بودن پیام هایی است که از مجرای وسایل ارتباطی نوین در اختیار انسان ها گذاشته می شوند . به عبارت دیگر انتقال جمعی پیام ها از طریق وسایل فنی جدید ، با هرگونه ارتباط مستقیم و هرگونه انتقالی که مستلزم تماس چهره به چهره پیام دهنده و گیرنده باشد ،مغایر است . در صورتی که ارتباطات سنتی – ارتباطاتی هستند که به طور مستقیم بین انسان ها بر قرار می گردند و چون برای اشاعه آن ها از تکنیک های تکثیر کننده و توسعه دهنده نظیر رادیو ،سینما و تلویزیون و مطبوعات پرتیراژ استفاده نمی شود ، این نوع ارتباطات معمولا بین افراد یک گروه نسبتا کوچک ، محدود می ماند . بنابراین مهمترین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی آن است که به پیام دهندگان اجازه می دهند ، پیام ها و اطلاعات مختلف را بدون تماس مستقیم با پیام گیرندگان به آن ها منتقل سازند ، در حالی که تماس رودررو اساس تمام ارتباطات در جوامع بدون وسایل ارتباطی محسوب می شد . ( معتمد نژاد ، 1379، ص116 – 115 )

2. دومین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی ، نهادی بودن آنها است . ارتباطات سنتی که رودررو و مخصوص یک گروه نسبتا محدود هستند ، اصولا به طور خود به خود صورت می گیرند و اغلب از برخوردهای تصادفی افراد با یکدیگر ناشی می شوند . در چنین وضعی به علت نبودن تکنیک های ارتباطی ، افراد در موقعیت های مختلف نظیر مبادلات اقتصادی و تجمعات مذهبی ، اطلاعات خود را از طریق دهان و گوش به یکدیگر منتقل می کنند . بر خلاف ارتباطات سنتی ، تکنیک های ارتباطات جمعی به طور ارادی و عمدی در چارچوب نهادهای خاص اجتماعی کار خود را دنبال می کنند . مؤسسات مطبوعاتی ، فرستنده های رادیویی و تلویزیونی از این نهادها به شمار می روند ( همان ص117 – 116 ).

3. سومین ویژگی ارتباطات جمعی وابستگی آن ها به عناصر دیگر زندگی اجتماعی است . چنانکه توسعه مطبوعات با پیشرفت سواد آموزی و تحصیلات مدرسه ای رابطه نزدیک دارد . گسترش رادیو و تلوزیون نیز به سطح زندگی جامعه وابسته است . تا جایی که می توان گفت بین توسعه ارتباطات و سطح زندگی یک نوع تقارن خاص وجود دارد .
شناخت وسایل ارتباطی

الف ) زبان و بیان شفاهی

زبان یکی از بهترین و کامل ترین وسایل ارتباط افراد انسانی است . زبان عامل ارتباط مستقیم و رودررو بین دو یا چند نفر است و در گروه کوچک اجتماعی که همه اعضای آن ها یکدیگر را می شناسند و با هم تماس شخصی دارند ، تنها وسیله انتقال اطلاعات و افکار و خواستهای افراد می باشد . محدودیت قلمرو زبان در مکان و زمان، از مهمترین معایب آن به شمار می رود ( معتمد نژاد، 1379، ص60 – 59 ) .

ب ) خط و نوشته دستی

اختراع خط تحول عظیمی در وضع جوامع انسانی پدید آورد . زیرا با نوشتن پیام ها بر روی یک شیء ، خطر تغییر شکل یافتن پیام ها به وسیله افرادی که حامل آن ها بودند از میان رفت و این امکان فراهم شد که ارتباطات به طور ثابت و صحیح صورت گیرند و عوامل زمان و مکان در تغییر شکل آن ها بی تأثیر بمانند . اختراع خط نوع جدیدی از ارتباط را که ارتباط غیر مستقیم نامیده می شود ، بوجود آورد. به عبارت دیگر خط، بین منشاء و مخاطب ، واسطه انتقال پیام گردید .

نوشتن بر سنگ یا دیوار یا درخت در حقیقت گذشتن از مرحله ارتباط بین دو فرد به مرحله ارتباط بین افراد بود . ساختن کاغذ ، نقش خط را در زندگی انسان بالاتر برد و امکانات بیشتری برای انتقال پیام ها ایجاد کرد . با استفاده از پیام های مکتوب ، روابط اجتماعی وارد مرحله حقیقت بینی و در عین حال پیچیدگی شدند . ( همان ص 61 )

ج ) صنعت چاپ ، کتاب و مطبوعات

تکمیل صنعت چاپ در اروپا ، پس از ایجاد خط و تهیه کاغذ ، دومین تحول بزرگ در زمینه ارتباطات اجتماعی محسوب می شود . این تحول با تکمیل شیوه چاپ با حروف سربی ، در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم میلادی ، باعث انتشار اندیشه های نو و پیشرفت علوم و فنون شد . از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه واقعی یافت، مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت شعاع قرار دادند .

بدین طریق با ایجاد شرایط فنی ، زمانی ، مکانی و مالی مساعد در زمینه تهیه و تکثیر نوشته ها و پیام های مکتوب ، تحول بزرگی در ارتباطات غیر مستقیم آغاز شد و برای اشاعه معلومات و اطلاعات و افکار انسانی و پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری امکانات وسیعی پدید آمد ( همان ص 67 – 63 ) .
د ) وسایل ارتباطی نوین- سینما ، رادیو ، تلویزیون و ..

تحولات اجتماعی و اقتصادی قرن های هجدهم و نوزدهم ، سبب پیشرفت و تکامل مطبوعات گردیدند . با اختراع تلگراف در سال 1832 توسط ساموئل مورس و اختراع تلفن در سال 1876 به وسیله الکساندر گراهام بل و توماس واتسون ، دگرگونی بزرگی در فنون ارتباطی بوجود آمد . بدین صورت با این نوع ارتباط علاوه بر از میان رفتن محدودیت های مکانی و زمانی سابق ، انسان امکان پیدا کرد که به طور مستقیم نیز با دیگران ارتباط برقرار کند . اما ایجاد وسایل ارتباطی مثل تلگراف و تلفن را باید مقدمه ی انقلابی دانست که از سال 1895 با اختراع دستگاه ارتباط بی سیم و رادیویی توسط مارکونی ایتالیایی در زمینه ارتباطات پدید آمد . در آخرین سال های قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، با کوشش های دیگری که برای تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری ، ساختن صفحات ضبط صوت و دستگاه گرامافون و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها و تصویرهای متحرک از راههای دور صورت گرفت ، وسایل دیگری چون سینما ، رادیو و تلویزیون در اختیار انسان گذاشته شد .
تقسیم بندی رسانه های مدرن

مک کوایل در بررسی پیدایش رسانه ها، تقسیم بندی از تاریخ رسانه های مدرن ارائه می کند که به ترتیب زیر می باشد :

• رسانه های چاپی

• فیلم- سینما

• رادیو و تلویزیون

• رسانه های الکترونیکی نوین
رسانه های چاپی

کتاب. تاریخ رسانه های مدرن با کتاب چاپی آغاز می شود که در نوع خود انقلابی محسوب می شود. بدین ترتیب با ظهور چاپ،انقلابی در جامعه انسانی به وقوع پیوست که کتاب در آن تیر عمده ای را بر جای نهد.به طور خلاصه می توان گفت که رسانه کتاب:

• نوعی تکنولوژی قبل حمل است که به آسانی جابه جا می شد

• به آسانی از آن نسخه های متعدد تکثیر می شد

• دارای محتوایی متغیر و متعدد شد

• در استفاده شکل فردی پیدا کرد

• از آزادی بیشتر نسبت به گذشته در انتشار برخوردار شد

روزنامه

تقریبا پس از دویست سال که از اختراع چاپ می گذشت به تدریج امکان تشخیص روزنامه از پدیده هائی چون اعلامیه، جزوه و دفترچه های خبری که از مشخصات اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم بود فراهم شد .

فیلم - سینما

نوآوری تکنولوژیکی فیلم در آخرین سال های قرن نوزدهم ظاهر شد،اما آنچه ارائه می کرد از لحاظ محتوا یا کارکرد به ندرت تازه بود،وبه زودی به ابزار جدیدی برای توزیع سرگرمی های سنتی مثل داستان گویی،نشان دادن منظره ، موسیقی، نمایش، طنز و حقه های فنی برای مصرف عموم تبدیل شد. این امر بخشی از واکنشی بود که به اختراع اوقات فراغت نشان داده می شد و همچنین پاسخ به تقاضاهایی بود که از سوی خانواده ها برای راه های ارزان و سالم گذران اوقات فراغت به وجود آمده بود .

رادیو و تلویزیون

این دو رسانه با استفاده از تکنولوژی های موجود قبل از خود مانند تلفن ، تلگراف ، عکس متحرک و ثابت و همچنین ضبط صوت به وجود آمده و توسعه یافتند. .علی رغم تفاوت آشکاری که بین این رسانه ها مشاهده می شود و اختلافی که از نظر محتوا و کاربرد بین آنها وجود دارد، این دو رسانه را می توان هم زمان بررسی کرد.

رادیو و تلوزیون بر خلاف تمام تکنولوژی های ارتباطی پیش از خود، نظام هایی بودند که در درجه ی اول برای ارسال و دریافت به عنوان مجرد طراحی شده بودند و از پیش تقریبا هیچ تعریفی از محتوای آنچه توسط آن ها منتشر می شد وجود نداشت. پخش رادیویی در آغاز صرفا یک تکنولوژی نو بود، اما بعدها به یک خدمت عمومی تبدیل شد. همین نکته در مورد تلوزیون صدق می کرد که در آغاز بیش تر بازیچه ای غریب می نمود تا پدیده ای جدی و رایج در زندگی اجتماعی. همچنین این دو رسانه، برنامه های محتوایی خود را از رسانه های موجود که مورد علاقه عمومی بودند،مانند محتوای خبری و ورزشی و جنبه های تصویری که از فیلم های سینمایی اخذ کردند(همان ص23).
رسانه های الکترونیکی نوین

رسانه های جدید الکترونیک که اصطلاحا به آنها رسانه های تله ماتیک نیز گفته می شود،ترکیبی از ارتباط راه دور و نظام اطلاع رسانی کامپیوتری می باشند. رسانه های تله ماتیک در انقلاب ارتباطات زمان ما عنصر کلیدی در نظر گرفته شده اند.به طور کلی،تله ماتیک به مجموعه ای از پیشرفت های اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات گفته می شود که دارای یک صفحه بصری می باشند(مانند صفحه تلوزیون)و از جانب دیگر به یک شبکه کامپیوتری متصل اند.به عبارت دیگر،رسانه های جدیدمجموعه ای از تکنولوژی های الکترونیک هستند که دارای کاربردهای متفاوت می باشند .
عناصر متشکله در تکنولوژی رسانه های تله ماتیک

در رسانه های تله ماتیک معمولا از لوازم و عناصر تکنیکی متفاوتی استفاده می شود که عبارتند از :

1. وسایل انتقال دهنده-مانندکابل یا ماهواره

2. وسایل ضبط و ذخیره و بازیافت

3. وسایل نمایشی-استفاده از ترکیب های متفاوت،بطور انعطاف پذیر از متن ها و گرافیک ها

4. وسایل کنترل کننده-استفاده از کامپیوتر
مقایسه مشخصات اساسی رسانه های تله ماتیک و رسانه های همگانی: در مقایسه با رسانه های همگانی،رسانه های جدید تله ماتیک مشخصات زیر را دارا می باشند:

• عدم تمرکز.در رسانه های جدید عوامل عرضه وانتخاب، چون گذشته،کاملا در کنترل برقرار کننده ارتباط نیست.

• ظرفیت بالا.در رسانه های جدید،عرضه تولیدات توسط کابل یا ماهواره موانع و محدودیت را در زمینه های هزینه،فاصله و ظرفیت تقریبا به صفر می رساند.

• تعامل.در رسانه های تله ماتیک گیرنده پیام قادر به انتخاب،پاسخگوئی و مبادله پیام است و می تواند مستقیما خود را با سایر گیرنده ها متصل کند.

• انعطاف پذیری.در شکل محتوا و نحوه استفاده .
اینترنت

در توصیف اینترنت و بیان ویژگی ها و اهمیت آن از مفاهیمی ماند شبکه ی شبکه ها ، تار عنکبوت الکترونیک ، فضای مجازی ، فضای سایبرنتیک و ... نیز استفاده شده است . اما اگر نامگذاری ها متفاوت است همه در این نکته توافق دارند که اینترنت انقلابی با همان درجه از اهمیت چاپ ، تلفن و تلویزیون است ، وهیچکس نمی تواند در جهان معاصر موجودیت آن را نادیده بگیرد ( محسنی ،1380 ص72 ) .

اینترنت عکس العمل های متعددی را در دنیای رسانه ها ایجاد کرده است و به این اعتبار در گروه بزرگراه های اطلاعاتی در مقام اول قرار گرفته است و غول « انفورماتیکی شدن جامعه » تلقی شده است و منشا تغییراتی در قلمرو فرهنگ در مفهوم عام آن بوده است . اینترنت گروهی متشکل از هزاران شبکه ای است که از پروتکل واحدی استفاده می کنند و در جهت عرضه ی مجموعه ی اطلاعات به کاربران یا مشتریان خود مشارکت دارند . اینترنت را از نظر جامعه شناسی می توان یک سیستم دانست ، و یا به تعبیری دیگر مدخلی بر « جامعه الکترونیک » ، جامعه ای که از عناصر اصلی سیستم اینترنت یعنی تولید کنندگان ( سایت ها یا شبکه های مرتبط ) واسطه ها ( توزیع کننده ها ) و مصرف کنندگان ( کاربران ) تشکیل شده است .

نکته مهم این است که تعداد شهروندان این جامعه ی بدون گذرنامه ی الکترونیک نیز همواره رو به افزایش است و جمعیت آن تقریبا هر دو سال دو برابر می شود ( همان ص 72 ) .

اینترنت یک بانک اطلاعاتی نیست ، بلکه گسترده ترین و با اهمیت ترین شبکه ی کامپیوتر جهان است ، و شاید نمونه ای اولیه از بزرگراه های اطلاعاتی ربع اول قرن بیست و یکم باشد . اینترنت در حکم مخزنی از اطلاعات خوب و بد ، زشت و زیبا ، اخلاقی و غیر اخلاقی می تواند تلقی شود .

با اتصال به شبکه ی اینترنت می توان با دیگران رابطه برقرار کرد ، از اطلاعات علمی ، فنی و یا، سیاسی ، ادبی ، تاریخی و ... بهرمند شد ، به درون اوراق غیر قابل دسترس ترین کتاب ها نفوذ کرد ، فیلم یا نوار ویدیوئی مورد علاقه خود را تماشا کرد ، برای عده زیادی در زمان بسیار کوتاه نامه ارسال کرد ، از برنامه های رادیوئی و تلویزیونی مورد علاقه استفاده کرد ، فعالیت های علمی پژوهشی انجام داد ، به آموزش خود در رشته های مختلف پرداخت ، از فروشگاه های بزرگ کالاهای مورد علاقه را خرید کرد ، عملیات گوناگون بانکی انجام داد و ... و خلاصه رویای قدیمی بشر را که در بسیاری از افسانه ها متجلی شده بود ، کم و بیش تحقق بخشید ( همان ص 72 ) .

اینترنت در واقع یک چهار ضلعی است که با پنج صورت پدیدار می شود. ضلع اول این چهار ضلعی را مشتریان ( client ) یا کاربران( users ) تشکیل می دهند.

ضلع دوم متعلق به میزبانان ( host )است یعنی کسانی که امکان ارتباط را فراهم می آورند و در عین حال اطلاعات را عرضه می کنند.

ضلع سوم به راهبان ( routers ) تعلق دارد،به آنان که مثل پلیس راهنمایی، ترافیک اینترنت را کنترل می کنند و بالاخره ضلع چهارم از آن تماس ها ( connections ) است، .ضلعی که متعلق به مهندسان کامپیوتر است، کسانی که بهترین شکل های ارتباط را تضمین می کنند.( شکر خواه ،‌1379،ص29)

اما در مورد پنج چهره اینترنت باید گفت:

1- اینترنت از جنبه ی ساختاری از پایین به بالا شکل گرفته است به این معنی که در این پدیده ارتباطی،کاربران حرف اول را می زنند و نبض زندگی اینترنت با آن ها می تپد.

2- تور جهان گستر اینترنت (world wide web) یا آنچه که به آن شبکه عنکبوتی جهانی می گویند به طرزی افقی کل زمین را فرا گرفته است به دیگر سخن،اینترنت زمین را سیم کشی کرده است.

3- فرامتن ( hypertext ) جذابترین چهره اینترنت است برخی از واژه ها در اینترنت نورانی تر از سایر واژه ها هستند و یا با رنگ دیگری به نمایش در آمده اند. اگر با موس mouse) ) بر روی هر یک از این واژه ها کلیک (Clik) کنیم،به ادبیات جهانی آن واژه دست می یابیم .به عبارت بهتر مفهوم فرامتن این است . متون در این جهان به یکدیگر گره خورده اند و زمان و مکان در این گره خوردگی نابود شده است.

4- چهره چهارم اینترنت در تغییر ساختار همه مهارت های فردی و سازمانی و اجتماعی قابل رویت است. هر که به اینترنت متصل است، مفهوم تغییرات ساختاری مورد بحث را درک می کند و با این چهره امروز و فردای اینترنت آشناست.

5- تجارت الکترونیک E-commerse)) چهره ی پنجم اینترنت است.روزانه 5/3 تریلیون دلار از طریق اینترنت معامله صورت می گیرد.(همان ص31و30)
بخش سوم : سیاستگذاری کشورها نسبت به اینترنت
1- چشم انداز نظری :
سیاست های اینترنتی، استراتژی ها و خط مشی هایی محسوب می شوند که دولت ها در قبال تکنولوژی شبکه ای و جهانی کامپیوتری اتخاذ می نمایند. اینترنت را به طور کل بخشی از فنآوری ارتباطی و رسانه ای و در امتداد آن باید بشمار آورد. از دهه 1970 که مک لوهان نیز با تشخیص و تعریف مفهوم تازه ای از رسانه به پیدایش فن آوری تعیین کننده ای در عرصه اختراعات و ابداعات فنی پرداخت، تکامل این فرایند تاکنون نقاط عطف فراوانی را ایجاد کرد که شبکه اینترنت یکی از نمودهای برجسته آن محسوب می شود.

در باره تکنولوژی ارتباطی و تاثیر آن بر شکل بندی اجتماعی مباحث متنوعی مطرح شده است. این پدیده با توجه به مدت زمان کوتاهی که از پیدایش اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی- اطلاعاتی می گذرد به ویژه از دو جهت قابل بررسی است؛ 1) تحلیل تاثیرات اینترنت را به عنوان رسانه ای ارتباطی بر مناسبات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی... در این خصوص نقشی که ارتباطات در تحولات یک جامعه دارد در چارچوب این نوع مطالعات قرار می گیرد. 2) واکنش جوامع و دولتها در برخورد با این پدیده که با اصطلاح و یا تعبیر سیاست گذاری دولت ها در قبال اینترنت خوانده می شود می تواند خود به مثابه موضوعی علمی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار گیرد.

در باره سیاست گذاری اینترنتی که موضوع بررسی ما نیز هست دستیابی به این واقعیت که به لحاظ نظری استراتژی دولتها در برخورد یا استفاده از اینترنت چگونه صورت بندی شده و یا اساسا کنش های آنها چگونه شکل می گیرد مد نظر قرار خواهد گرفت. در این رابطه، برخی از کشورها با اتخاذ خط مشی هایی محتاطانه محدودیت هایی را در استفاده از این پدیده ایجاد می نمایند و یا بالعکس در برخی از کشورها نیز با ایجاد محدودیت های یادشده مخالفت می ورزند. این نکته که دولت ها در این رابطه چگونه رفتار می کنند موضوع مورد بحث این نوشتار است.

به لحاظ نظری این طرح مبتنی بر نظریه شیوه توسعه اطلاعاتی است که از سوی کسلز عنوان شده است. کسلز استدلال می کند که تکنولوژی نوین همراه با ویژگی جهانی سازی اطلاعات که از طریق اختراع اینترنت و ایجاد شبکه اطلاعاتی ایجاد شده است باعث گردید تا نظام سرمایه داری دچار نوعی تجدید ساختار شود . در پارادایم نظری کسلز ، تکنیک یا نیروهای تولیدی برخلاف قبل از نوعی استقلال نسبی نسبت به روابط تولیدی یا طبقات اجتماعی برخوردار می باشد. این پدیده باعث شده است تا جامعه صنعتی به دوره فرا صنعتی گام نهاده و در نتیجه دسترسی به اطلاعات عنصر کلیدی و تعیین کننده توسعه اجتماعی باشد. آنگونه که دانیل بل استدلال می کند گذار از دوران صنعتی به فرا صنعتی باعث شده است تا در شرایط فعلی ، نداشتن اطلاعات و ناتوانی در دسترسی به آن اصلی ترین عامل توسعه نیافتگی محسوب شود.

ویژگی عمده جامعه فرا صنعتی نو آوری فوق العاده تکنولوژیک است. مفهوم کلیدی این است که پیشرفتهای خیره کننده در پردازش ، نگهداری و انتقال اطلاعات در واقع به کاربرد تکنولوژیها ی اطلاعاتی در تمامی زوایای حیات اجتماعی انجامیده است.

دلمشغولی اصلی در اینجا کاهش حیرت آور هزینه رایانه ها و افزایش باور نکردنی قدرت و کاربرد پیوسته آنها در هر جا و همه جا است . در چارچوب گسترش شبکه اطلاعاتی رایانه ای ، سازمان ها به گونه ای فزاینده قادر می شوند بر محدودیت های پیشین که از سوی مکانهای جغرافیایی تحمیل می شد غلبه کنند. بر این اساس سازمان هایی که موفق به تجدید ساختار خود در راستای کاربرد هر چه بیشتر از تکنولوژی اطلاعاتی شده باشند می توانند فرصت های بیشتری برای رقابت کسب نمایند. در واقع مفهوم تجدید ساختار نظام سرمایه داری این است که این نظام با درک موقعیتی که تکنولوژی جدید د ر شرایط فعلی فراهم کرده توانسته است دامنه نفوذ و سلطه خود را از طریق شبکه های اینترنتی یا اطلاعاتی به تمامی نقاط جهان گسترش دهد.

به بیان دقیق تر بین المللی سازی به بنا کردن شبکه های ارتباطات رایانه ای در سراسر جهان انجامیده و از طریق آن امکان پذیر شده است. این امر به نوبه خود موجب یکپارچگی بازار و امور مالی و داد ستدهای جهانی پیوسته و آنی کمک کرده است. وقوع این امر ، همزمان بهبود اقتصادی را از طریق ایجاد فرصت هایی برای کارفرمایان فراهم نموده و به درخواست تجدید ساختار به منظور مقابله با خطرهای شکست در چارچوب اقتصاد رقابتی انجامیده است. علاوه برا ین ، بین المللی سازی و تجدید ساختار ، اهمیت جریانهای اطلاعاتی را بالا برده است. اولویت سازمانهای سرمایه داری به گونه فزاینده ای مدیریت و پیشبرد جریان اطلاعات است که از طریق آن فرصت های بازار ، تصمیم های مربوط به سرمایه گذاری ، تدارک و تأمین کار مورد نیاز، قابلیت ادغام ، تعیین قیمت توزیع و فروش و استراتژی های تولید تحکیم می یابد. بنابراین ایجاد شبکه های اطلاعاتی باعث تمرکز زدایی از بسیاری از جنبه های سازماندهی اجتماعی و اقتصادی همراه با تمرکز در تصمیم گیری و مدیریت می شود.

این بدان معناست که نظام سرمایه داری جهانی که از تکنیک فوق العاده ای بویژه در ارتباط با جریان های اطلاعاتی برخوردار است تمرکز بیشتری بر مدیریت تبادل ارتباطات و اطلاعات داشته که خود این امر حاصل نوعی تمرکز زدایی در سازماندهی محلی و منطقه ای است. از نظر تحلیلی گسترش نظام جهان اطلاعاتی را به دوایری متحدالمرکز می توان تشبیه کرد که از بیشترین حد تمرکز در مدیریت و سازماندهی اطلاعات تا کمترین میزان آن در نواحی پیرامونی امتداد می یابد. این نوع تقسیم بندی دایره ای شکل از نظر جغرافیایی تنها بدان جهت معنادار است که توزیع تکنولوژی اطلاعاتی را توجیه نماید. به همین سبب مناطقی که اهمیت تکنولوژی اطلاعاتی را در نظام جهانی سرمایه داری بیشتر درک کرده اند از توسعه بیشتری برخوردارند.

تبلور چنین سیستم اطلاعاتی گسترده و قدرتمندی دربرگیرنده پیامدهای متعددی است که یکی از مهمترین آنها را باید بر محور هژمونی و از نقطه نظر سیاست تحلیل کرد. در واقع شکل گیری نظام جدید سرمایه داری و جامعه اطلاعاتی باعث شده است که اشکال منطقه ای و محلی سلطه که تاکنون به شکل "دولت ـ ملتها" (nation states) مطرح بوده اند عمیقا دچار چالش گردند.

از نظر جامعه شناختی واکنش کشورها و مناطق مختلف جهان را باید بسته به میزان تقرب یا دوری از شهر اطلاعاتی اصلی و یا حدود بهره مندی از تکنولوژی اطلاعات تحلیل کرد. تمایز تکنیکی و علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی میان کشورها نیز بر نحوه برخورد با تکنولوژی اطلاعاتی و یا اینترنتی تأثیر دارد. به همین دلیل در کنار چالش عمده سیاسی ناشی از گسترش سلطه سرمایه داری جهانی که از طریق جریان های جهانی اطلاعات اعمال می شود ، دولتهای مختلف از دغدغه های فرهنگی ، اجتماعی و مآلا اقتصادی مختلفی برای سیاستگذاری در قبال اینترنت سود می برند . به عنوان مثال در حالی که در الگوی امریکایی ، استفاده از اینترنت به عنوان بزرگترین فرصت ملی تلقی می شود در الگوی اروپایی به ویژه پس از اعلام سیاست بزرگراههای اطلاعاتی و تدارک زیر ساخت های ملی و جهانی مربوط به آنها و حمایت دولت امریکا از کمپانی های بزرگ آن کشور در عرصه یک رقابت عظیم اقتصادی ، اتحادیه های اروپایی نیز برای توسعه و تقویت توانایی های خاص خود در این باره به تکاپو نشسته و به سیاستها و برنامه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی دست یازیدند تا در برابر الگوی امریکایی رقابت نمایند.

بدنبال این امر در ژوئیه 1994 ، کمیسیون اروپایی برنامه ای عملی در مورد اروپا و جامعه اطلاعاتی منتشر کرد و ضمن آن ، راه و شیوه اروپایی نیل به چنین جامعه ای را مشخص ساخت. در میان اقدام های بعدی اتحادیه اروپا در زمینه تدارک بزرگراههای اطلاعاتی می توان به انتشار کتاب سبز درباره آزادسازی زیر ساختهای ارتباطات دور و شبکه های تلویزیون کابلی از سوی کمیسیون اروپایی در سال 1995 و برگزاری کنفرانس راجع به مباحثه در مورد جامعه اطلاعاتی که در ژوئیه همان سال در بروکسل تشکیل شد اشاره کرد. در واقع به دنبال رقابت جهانی امریکا در زمینه بزرگراه های اطلاعاتی علاوه بر اتحادیه اروپا سایر کشورها نیز به اتخاذ استراتژیهای متعددی دست زدند.

آنچه در بطن تحولات فوق الذکر قابل توجه است درک جوامع مختلف نسبت به تأثیر اطلاعات در شکل بندی جدید نظام بین الملل است که سبب گردید تا کشورهای مختلف به اقتضای شرایط خاص خود توانایی خود را در تجدید ساختار جامعه خویش بیازمایند. در واقع بدنبال پدیدار شدن الگوی جدید نظام اطلاعاتی واکنشهای متفاوتی از سوی کشورهای مختلف ایجاد شد. کشورهایی که این ضرورت را تشخیص داده اند توانستند خود به عنوان قطب هایی از نظام جهانی اطلاعات وارد عمل شوند. نویسندگان مختلفی نظیر "پیتر تیلور"(19)، "ساسکیا ساسن" (1991) و بسیاری دیگر از نظریه پردازان ژئوپولتیک کوشیدند تا شکل گیری شهرهای جدید اطلاعاتی را در خلال دهه1990 تاکنون نشان دهند. به اعتقاد این نویسندگان سیاستهای جدید اطلاعاتی این جوامع سبب شد تا برخی از مناطق فوق در شبکه جهانی اطلاعات به مثابه مناطق عمده جریان های اطلاعاتی پدیدار شوند .

به لحاظ نظری، چارچوب تحلیلی این تحقیق در ارتباط با مفهومی که "کسلز" با عنوان پارادایم توسعه اطلاعاتی مطرح می سازد ارزیابی می شود. در این پارادایم، شکلگیری مفهوم اخیر ناشی از اهمیتی است که تکنیک در حال حاظر بدست آورده است. به طور کلی کسلز استدلال می کند که در شرایط کنونی بدلیل اهمیتی که تکنیک پیدا کرده ، شیوه توسعه اطلاعاتی از شیوه تولید سرمایه داری متمایز شده است.

در شیوه تولید سرمایه داری، سود جویی، مالکیت خصوصی ابزار کار، رقابت میان دست اندرکاران، بازار پسندی به عنوان عامل تعیین کننده چیزی که ساخته شده و مورد دسترس قرار می گیرد و رشد یا انباشت سرمایه به عنوان هدف عمده موسسه اقتصادی سرمایه داری قرار گرفته است. این در حالیست که در شیوه توسعه اطلاعاتی با عمده شدن پارادایم اجتماعی-تکنیکی نوین، فرآیند اطلاعات به هسته مرکزی تبدیل شده و در نتیجه دسترسی به آن به عاملی تعیین کننده تبدیل شده است.

کسلز تاکید می کند که بدون رفع موانع موجود بر سر راه شکوفایی استعداد سازمانی و تکنولوژیک اطلاعات گرایی، تجدید ساختار نظام سرمایه داری هرگز کامل نمی شده است(کسلز،29: 1989). در واقع پارادایم اجتماعی-تکنیکی نوین به همه چیز سرایت می کند و هر کجا که وارد می شود فرصت هایی را برای تغییر فراهم می سازد که می تواند سرمایه داری را جانی دوباره ببخشد. به عبارتی دیگر، در بازار کار بهره وری فزاینده، فرآورده های نو و پیشرفته می تواند از کاربرد تکنولوژی های نوین برای فرآیندهای کار و مدیریت بدست آید. در سطحی وسیعتر، اطلاعات گرایی باعث انعطاف در تولید و عرضه سیستم هایی می شود که هزینه ها را کاهش و خالصی های سود را افزایش می دهد.

به نظر کسلز در شرایط حاضر مهمترین جنبه های جهانی سازی امور اقتصادی بدون توجه به تکنولوژی های اطلاعاتی پیشرفته قابل تصور نیست. بحث اصلی در شبکه های اطلاعاتی و پیآمد آن(جریان اطلاعات) این است که سازمانها به گونه ای فزاینده قادر می شوند بر محدودیت های پیشین که از سوی مکانهای جغرافیایی تحمیل می شد، غلبه کنند.

بین المللی سازی به بنا کردن شبکه های ارتباطات رایانه ای در سراسر جهان انجامیده و از طریق آن امکان پذیر شده است. وقوع این امر همزمان موجب بهبود اقتصادی از طریق ایجاد فرصت هایی برای کارفرمایان شده و به درخواست تجدید ساختار به منظور مقابله با خطرهای شکست در چارچوب اقتصاد رقابتی انجامیده در حالی که بازارها را به گونه ای فزاینده به روی همه نورسیدگان باز کرده است.

از لحاظ تئوریک، جریان اطلاعات که از طریق شبکه اینترنت امکان پذیر شده می تواند به عنوان ویژه گی محوری جامعه اطلاعاتی محسوب شود. در حقیقت در جامعه اطلاعاتی که به اقتضای خصوصیت بنیادین تکنولوژی کنونی به عنوان مهمترین شکل از جامعه مطرح می شود اینترنت و شبکه اطلاعاتی همچون مراکز عصبی عمل کرده و با گسترش هرچه بیشتر خود،شکل اجتماعی و سیاسی مکانهای جغرافیایی را تحت الشعاع خود قرار داده است.

بنابر این با تکیه بر این اهمیت، مراکز رهبر یا به تعبیر خود کسلز نقاط رهبر، تنها در کلان شهرهای معین یافت می شوند که ضمن توسعه در سالهای اخیر، تغییراتی را در شکلگیری طبقات اجتماعی محقق ساخته و پیامدهای مهمی برای هدایت زندگی شهری به همراه آورده اند. علاوه بر کسلز، متفکرین دیگری نظیر "ساسن"(1991)، "تیلر" و برخی دیگر ضمن تایید نظریات کسلز با تلفیق دیدگاههای ژئوپلتیک و جامعه شناسی، چشم اندازهای جدیدی را ارائه کرده اند که تمامی آنها نقش و اهمیت سیاست های اطلاعاتی را با توجه به ارتباط تنگاتنگ جریان های اطلاعاتی و موقعیت ژئوپلتیک حاصل از آن مورد تاکید قرار می دهند.
2- تاریخچه اینترنت در جهان

زمانی که واژه‌ی «دهکده جهانی» به مطبوعات راه یافت،‌بسیاری- به ویژه در جوامع سنتی و محافظه کار- آن را به سان توطئه‌ای جدید و راهبردی امپریالیستی پنداشتند. ولی این نظریه، بی پایه بیان نشده بود.

اینترنت و نسل های نوین فن آوری اطلاعاتی – مخابراتی، آفرینش این دهکده را به عهده گرفته بودند، هر چند روزنامه، تلفن، سینما، رادیو، تلویزیون، ویدئو، شبکه‌های ماهواره ای و کابلی، VCD و دیگر رسانه‌های گروهی، بسیار پیش از آن، کوچک کردن جهان و نزدیک نمودن جوامع و ملت‌های گوناگون را انجام داده بودند.

همزمان با پرتاب نخستین ماهواره‌ای فضایی توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق در 1957، ایالات متحده آمریکا، آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته [Advanced Research Projects Agency ARPA] را در وزارت دفاع بنیان نهاد. این نهاد، نخستین ایده‌های ارتباط بین شبکه‌ای را ارائه نمود. در 1962، پل باران [Paul Baran] از مؤسسه‌ی دولتی RAND مأموریت یافت تا برای نیروی هوایی ایالات متحده [U.S.Air force]، پژوهش‌های همه جانبه‌ای بر چگونگی نگاهداری فرمان‌های کنترل موشک‌ها و بمب افکن‌ها در یک حمله‌ی اتمی، انجام دهد. برآمد این پژوهش‌ها به بیان لزوم آفرینش یک شبکه‌ی پژوهشی غیر متمرکز نظامی منجر شد که توان بقای آن پس از یک حمله‌ی گسترده‌ی اتمی وجود داشته باشد تا با نابودی موقعیت‌های استراتژیک ارتش ایالات متحده، ارتش بتواند قدرت مانور خود برای حمله‌ی متقابل اتمی را حفظ کند. باران در گزارش خود، شیوه‌های بسیاری را بررسی نموده بود. پیشنهاد نهایی او، «شبکه‌ی سوئیچ بسته‌ای» [Pocket switch Network]بود. در این شبکه، دیتا به بسته‌های کوچک تقسیم می‌شد که هر بسته، نشانی مکان تولید و مقصد ارسال را با خود داشت. هر یک از بسته‌ها به هر دلیلی که در هر یک از گروه‌ها از بین می‌رفت، دوباره از مبدأ فرستاده می‌شد.

نخستین ساختارهای این شبکه با نام ARPANET توسط مؤسسه‌ی ARPA در 1968، به شرکت‌ هانی ول [Honeywell minicomputer] واگذار شد. آرپانت در 1969 بین کامپیوترهای مرکزی [Host] چهار پژوهشکده شامل دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (UCLA)، مؤسسه‌ی پژوهشی استانفورد (SRI)، دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا (UCSB) و دانشگاه یوتا (Yota) با خطوط ارتباطی [Link] 50 کیلوبایت بر ثانیه برقرار شد.

3 سال بعد، در 1972، نخستین برنامه‌ی پست الکترونیکی (e-mail) برای آرپانت پدید آورده شد. مؤسسه‌ی پژوهشی پیشرفته (ARPA) به آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته‌ی دفاعی (DARPA) تبدیل شد. آرپانت در این زمان، دارای 23 گره ارتباطی مرکزی (Host) بود.

در 1976، نخستین شبکه‌ی محلی (LAN) با پروتکل Ethernet برای ارتباط کامپیوترهای با سرعت‌بالا از ســوی دکتر رابرت مـت کالف [Robert M. Metcalf] ارائه شد. پروژه‌ی ارتباط سوئیچ بسته‌ای توسط ماهواره‌ به راه افتاد و شبکه‌ی ماهواره‌‌ای سوئیچ بسته‌ای آتلانتیک (SaTNET)برای ارتباط بین آمریکا و اروپا پدید آمد که از ماهواره‌های اینتلست بهره می‌جست که از انحصار دولت ایالات متحده خارج بود.

در 1979، شبکه‌ی گروه‌های خبری غیر متمرکز (Usenet)توسط استیوبلووین [Steve Bellovin]، تام تراسکات[Tom Truscott] و جیم الیس[Jim Ellis] دانش آموختگان دانشگاه کارولینای شمالی، بر اساس استاندارد ارتباط بین سیستم‌های Unix آفریده شد. در همین سال کمپانی IBM، شبکه‌ی BITNET را برای ذخیره و هدایت داده‌ها در سرویس‌های پست الکترونیک ارائه نمود.

در 1981 ، بنیاد‌ملی‌علوم ایالات‌متحده[NSF] (U.S. National Science Foundation] نخستین ساختارهای شبکه‌ی CSNET را برای مؤسساتی که به آرپانت دسترسی نداشتند، بنیانا نهاد و ایده‌هایی برای ارتباط بین شبکه‌ای برای ارتباط بین ARPANET و CSNET بیان نمود. سالروز تولد اینترنت کنونی را اول ژانویه‌ی 1983 می‌دانند که قراردادارتباطی اینترنت از پروتکل‌ شبکه (Network control Protocol) به شکل کنترل انتقال و پروتکل اینترنت (Transmission Control Protocol and Internet Protocol –TCP/IP) تغییر پیدا کرد. بدین ترتیب و در کمتر از یک دهه، اینترنت از انحصار نظامی امنیتی، خارج و نخست به حوزه‌های پژوهشی دانشگاهی و سپس عرصه‌های عمومی وارد شد. فراگیری جهانی این ابررسانه در دهة 1990 صورت گرفت. اکنون به یاری کامپیوترهای کیفی قابل حمل (همراه) [Laptop] و تلفن های همراه ماهواره‌ای از بلندای کوه‌های هیمالیا و معابد تبت تا دل جنگل‌های آمازون، از کناره‌های نیل و اهرام ثلاثه تا دیوار چین و از معابد اینکاها تا پرسپولیس و پاسارگاد، اینترنت سایه و سیطره‌ی خود را گسترده است. ( والاس 1380: 23 )
موج چهارم یا عصر مجازی چیست؟

موج چهارم یا عصر مجازی در حقیقت، شکل توسعه و تکامل یافته عصر اطلاعات و دانش است که در آینده‌ای نزدیک ظهور خواهد کرد و فضای سه بعدی را در اختیار بشر قرار خواهد داد. عصر کشاورزی با هدف تهیه و تامین غذا بوقوع پیوست و تقریباً سی هزار سال دوام داشت. عصر صنعت پس از آن شکل گرفت و مشکل ابزار و مواد را که نیاز آن زمان بشر بود برطرف نمود و حدوداً 500 سال دوام داشته و در بعضی از کشورها همچنان حاکمیت دارد. موج سوم مربوط به عصر اطلاعات است که با حضور رایانه معرفی شده به سرعت در حال گسترش و توسعه بوده و به پیش می‌رود و حوزه‌ فناوری اطلاعات و ارتباطات را شدیداً تحت تاثیر خود قرار داده است، اینترنت مشخص‌ترین نماد این عصر است. هدف از بوجود آمدن این عصر رفع نیاز اطلاعاتی بشر بوده است که به کمک رایانه و اینترنت همراه با بانکهای اطلاعاتی و شبکه‌های تار عنکبوتی WWW جهانی این نیاز تا حدودی مرتفع شده و در آینده تاثیر خود را با انتقال فضای یک بعدی (متن، پست الکترونیکی و اتاقهای گفتگو) به دو بعدی (فیلم، تصویر و آدمکهای شبیه‌سازی شده) که مشخصه این عصر است بیشتر نمایان خواهد نمود.

برای کشورهای در حال توسعه مانند ایران که هنوز در اواسط موج دوم یا عصر صنعت قرار دارند و موج سوم را درک نکرده و بکار نگرفته‌اند، اطلاع از تغییر جهان به سوی عصر مجازی، از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است. شاید مسئولین اداره این دسته از کشورها با اطلاع از پیدایش عصر مجازی به بحرانی بودن و عقب افتادگی وضعیت کشورهایشان در این زمینه پی ببرند و با حرکتی پرشتاب، حداقل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات راجدی بگیرند و با وارد شدن به موج سوم، عصر مجازی را چشم‌انداز برنامه‌های ICT درازمدت خود قرار دهند. از طرف دیگر با مشخص شدن عصر مجازی به عنوان چشم‌انداز، شانس اقدامات پرشی و برنامه‌های متحورانه در کشورهای در حال توسعه بیشتر خواهد شد و تلاش برای کاهش فاصله دیجیتالی نیز افزایش می‌یابد، برای گذر از موج سوم، عصر صنعت به موج چهارم باید مسیر را خوب شناخت و برنامه‌های زیادی را یکی پس از دیگری اجرا کرد. کره جنوبی از جمله کشورهای موفق است که در این زمینه برنامه نسبتاً‌ مناسبی را دنبال می‌کند. در صورت موفقیت کشورهای در حال توسعه در تهیه برنامه‌ای که چشم‌انداز آن عصر مجازی باشد، می‌توان بخشی از عقب‌ماندگی دیجیتالی را جبران و حتی از بسیاری از کشورهایی که هنوز با این مفاهیم آشنایی ندارند، جلو هم افتاد. (جلالی/1383)
3- موج چهارم یا عصر مجازی

موج چهارم یا عصر مجازی در حقیقت، شکل توسعه و تکامل یافته عصر اطلاعات و دانش است که در آینده‌ای نزدیک ظهور خواهد کرد و فضای سه بعدی را در اختیار بشر قرار خواهد داد. عصر کشاورزی با هدف تهیه و تامین غذا بوقوع پیوست و تقریباً سی هزار سال دوام داشت. عصر صنعت پس از آن شکل گرفت و مشکل ابزار و مواد را که نیاز آن زمان بشر بود برطرف نمود و حدوداً 500 سال دوام داشته و در بعضی از کشورها همچنان حاکمیت دارد. موج سوم مربوط به عصر اطلاعات است که با حضور رایانه معرفی شده به سرعت در حال گسترش و توسعه بوده و به پیش می‌رود و حوزه‌ فناوری اطلاعات و ارتباطات را شدیداً تحت تاثیر خود قرار داده است، اینترنت مشخص‌ترین نماد این عصر است. هدف از بوجود آمدن این عصر رفع نیاز اطلاعاتی بشر بوده است که به کمک رایانه و اینترنت همراه با بانکهای اطلاعاتی و شبکه‌های تار عنکبوتی WWW جهانی این نیاز تا حدودی مرتفع شده و در آینده تاثیر خود را با انتقال فضای یک بعدی (متن، پست الکترونیکی و اتاقهای گفتگو) به دو بعدی (فیلم، تصویر و آدمکهای شبیه‌سازی شده) که مشخصه این عصر است بیشتر نمایان خواهد نمود.

برای کشورهای در حال توسعه مانند ایران که هنوز در اواسط موج دوم یا عصر صنعت قرار دارند و موج سوم را درک نکرده و بکار نگرفته‌اند، اطلاع از تغییر جهان به سوی عصر مجازی، از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است. شاید مسئولین اداره این دسته از کشورها با اطلاع از پیدایش عصر مجازی به بحرانی بودن و عقب افتادگی وضعیت کشورهایشان در این زمینه پی ببرند و با حرکتی پرشتاب، حداقل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات راجدی بگیرند و با وارد شدن به موج سوم، عصر مجازی را چشم‌انداز برنامه‌های ICT درازمدت خود قرار دهند. از طرف دیگر با مشخص شدن عصر مجازی به عنوان چشم‌انداز، شانس اقدامات پرشی و برنامه‌های متحورانه در کشورهای در حال توسعه بیشتر خواهد شد و تلاش برای کاهش فاصله دیجیتالی نیز افزایش می‌یابد، برای گذر از موج سوم، عصر صنعت به موج چهارم باید مسیر را خوب شناخت و برنامه‌های زیادی را یکی پس از دیگری اجرا کرد. کره جنوبی از جمله کشورهای موفق است که در این زمینه برنامه نسبتاً‌ مناسبی را دنبال می‌کند. در صورت موفقیت کشورهای در حال توسعه در تهیه برنامه‌ای که چشم‌انداز آن عصر مجازی باشد، می‌توان بخشی از عقب‌ماندگی دیجیتالی را جبران و حتی از بسیاری از کشورهایی که هنوز با این مفاهیم آشنایی ندارند، جلو هم افتاد. (جلالی/1383)
4- سیاستگذاری برخی کشورها نسبت به اینترنت
امروزه فناوری اطلاعات در اغلب کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه یکی از ابزارهای مهم توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود و در برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جایگاه ویژه‌ای دارد.

در باب فناوری اطلاعات و تکنولوژیها گرچه ایالات متحده آمریکا گوی سبقت را از تمام کشورهای جهان ربوده است، ژاپن نیز در رقابت با امریکا می‌کوشد که گامهای بلندتری دراین راستا بردارد. به جز این دو کشور قدرتمند، به بررسی وضعیت سیاستهای کلان در سطح اروپا و همچنین کشور سنگاپور به لحاظ اتخاذ سیاستهای پیشگامی پرداخته می‌شود:

1ـ طرح جامع و سیاستهای کلان ایالات متحده در فناوری اطلاعات

نحوه ارائه طرح جامع ایالات متحده در زمینه فناوری اطلاعات، بیانگر نقش و جایگاه کنونی این کشور در این عرصه است. این طرح از نظر جامعیت، آینده‌نگری، تقسیم وظایف بین سازمانهای دولتی و خصوصی، ترسیم پروژه‌های مطالعاتی و دست آوردهای هریک در آینده و بسیاری ابعاد دیگر، جالب توجه و خواندنی است. عنوان رسمی این طرح زیربنای ملی اطلاعات نام دارد که اولین بار در سپتامبر 1993 تدوین شده است.

در این برنامه توجه خاصی به حضور بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری IT شده و نقش دولت به عنوان یک هدایت‌کننده، عبارتست از ایجاد رقابت بین سرمایه‌گذاران، هدایت فعالیتها به گونه‌ای است که کاربرد صنایع IT طبق برنامه ملی باشد و بهره‌گیری بخش خصوصی از امکانات تحقیق و توسعه کشور صورت پذیرد. طرح زیربنای ملی اطلاعات متشکل از نه فصل اصلی است. در این نه فصل، جهت‌گیری سیاستگذاری به گونه‌‌ای است که سرمایه‌گذاران آمریکایی بتوانند گوی تجارت جهانی را بریابند و در مجموع، سطح زندگی و اقتصاد شهروندان آمریکایی متحول گردد. از جمله عنوانهای این نه فصل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ اطمینان از دستیابی سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به هدف اصلی خود

2ـ اطمینان از اینکه همه شهروندان با هزینه‌های مناسب به اطلاعات جهانی دسترسی داشته باشند.

3ـ اطمینان از امنیت و کیفیت شبکه

4ـ حمایت از حقوق مالکیت معنوی و…

در اوایل سال 1999 پروژه مذکور بازنگری شده و تحت عنوان (فناری اطلاعات برای قرن 21) به کنگره ارائه گردید. ساختار اجرائی این طرح و روش توزیع وظایف بین سازمانهای دولتی و غیر دولتی قابل تأمل است. در ابتدای طرح چنین آمده است:

«ملت آمریکا به سرمایه‌گذاری قابل توجهی در زمینه تحقیقات فناوری اطلاعات نیاز دارد تا آینده اقتصادی خود را تضمین نموده و مشکلات فرا روی دفاع، آموزش، محیط زیست، بهداشت و حمل و نقل را از میان بردارد.»

گزارش فناوری اطلاعات برای قرن 21 نهایتاً موفق می‌شود تا اعتبارات تحقیقاتی آمریکا را در زمینه فناوری اطلاعات با 28% افزایش در سال 2000، به رقم 000/000/462/1 دلار برساند. در برنامه جدید سال 2000 اولویتهای تحقیقاتی مصوب عبارتند از:

1ـ برنامه تحقیقات بلند مدت در صنایع IT به گونه‌ایکه منجر به پیشرفتهای بنیادی در زمینه نرم‌افزار و مخابرات گردد.

2ـ ایجاد زیربنای طراحی نرم‌افزارهای پیشرفته که ابداعات علمی و مهندسی را در جهت منافع ملی تسهیل نماید.

3ـ انجام تحقیقات در زمینه آثار اجتماعی و اقتصادی انقلاب اطلاعات و آموزش کارشناسان بیشتر فناوری اطلاعات برای دانشگاهها

به منظور اطمینان از دستیابی به اهداف فوق شش سازمان معتبر آمریکا که شدیداً متکی به مصنوعات و پیشرفتهای فناوری اطلاعات هستند، انتخاب شده و مأموریت هزینه بودجه تحقیقاتی جدید به آنها واگذار شده است این سازمانها عبارتند از:

1ـ وزارت دفاع

2ـ وزارت انرژی

3ـ‌ آژانس ملی هوافضا

4ـ سازمان ملی بهداشت

5ـ سازمان ملی هواشناسی

6ـ بنیاد ملی علوم

توزیع پروژه‌های طرح بین سازمانهای پیش گفته، بر اساس توانمندیها وتجارب علمی هر سازمان انجام شده تا اهداف تحقیقاتی به نحو احسن به نتیجه برسد. رهبری طرح به بنیاد ملی علوم واگذار شده و کمیته مشاوران ریاست جمهور در امور فن‌آوری اطلاعات، وظیفه بازنگری و نظارت عالیه برنامه را بعهده دارند.
جالب است بدانید که بودجه 366 میلیون دلاری چگونه بین 6 سازمان مجری طرح تقسیم شده است:

1-وزارت دفاع : 100 میلیون دلار

2-وزارت انرژی: 70 میلیون دلار

3-آژانس ملی هوا- فضا: 38 میلیون دلار

4-سازمان ملی بهداشت: 6 میلیون دلار

5-سازمان ملی هواشناسی: 6 میلیون دلار

6-بنیاد ملی علوم: 146 میلیون دلار

کل 6 سازمان فوق در مجموع باید 228 میلیون دلار برای تحقیقات بنیادی فناوری اطلاعات و 123 میلیون دلار برای طراحی نرم‌افزار‌های پیشرفته جهت تسهیل ابداعات علمی و مهندسی و 15 میلیون دلار برای تحقیق در زمینه آثار اجتماعی – اقتصادی انقلاب اطلاعاتی هزینه کنند.

برنامه‌ریزی فوق به گونه‌ای است که ضمن بهره‌گیری از ظرفیت تجربی ـ تحقیقاتی سازمانهای قید شده از فعالیتهای موازی در پیشبرد طرح، جلوگیری خواهند نمود.

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در ژاپن

دولت ژاپن به عنوان رقیب سر سخت ایالات متحده برنامه فناوری اطلاعات خود را تحت عنوان اصلاحات در جهت ایجاد جامعه خلاق قرن 21 دنبال می‌کند. این برنامه که در سال 1994 میلادی تدوین شده است با چشم‌اندازی به وضعیت فناوری اطلاعات در ژاپن سال 2010، سیاست دولت را در این زمینه ترسیم کرده است. برنامه فوق در هفت فصل مستقل تهیه شده و در مقدمه به مشکلات ژاپن در آینده نزدیک، مانند رشد جمعیت سالمندان، تراکم جمعیت در شهرها، ساختار اقتصادی، نیازهای معنوی جامعه، تمایلات جامعه به سمت فضای آزادتر در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌پردازد.

در این برنامه بخشی از پروژه در ایجاد زیربنای مطلوب اطلاعاتی ـ مخابراتی دیده شده است. زیربنایی که در بر گیرنده ساختار شبکه‌ها، پایانه‌ها، کاربردهای نرم‌افزاری، منابع انسانی در بخش فناوری اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی ـ مخابراتی در بخش دولتی و خصوصی، ارزشهای اجتماعی و روش زندگی مرتبط با یک جامعه اطلاعاتی باشد. الگوی برنامه ملی فناوری اطلاعات در ژاپن، دارای چهار بخش متمایز است. این بخشها عبارتند از:
- تقویت زیربنای فرستنده‌ها و گیرنده‌ها

- تقویت تجهیزات پردازش، دریافت وارسال اطلاعات

- ارتقا کاربردهای IT و پایگاههای اطلاعاتی

- ارتقاء الگوهای زندگی و اشتغال بویژه سیستم ارزشهای اقتصادی ـ اجتماعی

فصل‌های سوم و چهارم این طرح زیربناهای چهارگانه فوق را تشریح می‌کند. دراین بخش، دولت مدعی است که تا سال 2010 میلادی همه شهروندان ژاپنی به یک شبکه کامپیوتری مجهز به فیبر نوری دسترسی خواهند داشت. طرح فوق فراتر رفته و به فلسفه وجودی این شبکه، لزوم ایجاد آن، نقش آن در توسعه ژاپن 2010، فضای ارتباطی کشور در این شاهراه جدید و نیز هزینه‌های اجرائی این پروژه می‌پردازد. شایان ذکر است که این برنامه، تأکید بسیاری بر ایجاد یک شبکه ملی یا ویژگی‌های نیاز محوری، توسعه‌ای، یکپارچگی، کاربری آسان، استاندارد، انطباق پذیری با شبکه‌های بین‌المللی و قابلیت ارتقاء سریع دارد. طرح ملی «اصلاحات در جهت ایجاد جامعه خلاق قرن بیست و یکم»، در فصل پنجم و ششم به کاربردها و دستاوردهای اقتصادی در اثر اجرای طرح می‌پردازد. در این دو فصل همچنین در خلال برشمردن زمینه‌های اقتصادی ایجاد شده جدید، به عواملی مانند سرعت، نوآوری در جهان، خلاقیت، استانداردسازی و همکاری بین‌المللی در توسعه کاربردهای پیش‌بینی شده، توجه فوق‌العاده‌ای شده است.

در اجرای برنامه، دولت ژاپن نقش خود را هدایت و پشتیبانی بخش خصوصی در بکارگیری هرچه بهتر کاربردهای پیش‌بینی شده طرح می‌داند. بدین منظور دولت وظیفه خود می‌داند تا ارتباط و تعامل لازم بین صنایع و اقشار مختلف جامعه را برقرار نماید. دولت همچنین، دستیابی به اهداف فوق را در گرو ایجاد رقابت بین سرمایه‌گذاران بخش خصوصی می‌بیند، روشی که در ایالات متحده نیز با موفقیت در دست اجرا است.

در بخش هفتم و پایانی طرح ملی ژاپن، به سیاستها و روشهای اجرایی لازم جهت دستیابی به طرح پانزده ساله فوق پرداخته می‌شود. این سیاستها طیف وسیعی از تمهیدات دولتی و قانونی را در بر می‌گیرد.

بررسی مسائل انسانی اینترنت (3)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۱:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در اروپا

جامعه اروپا یک نگاه انتقادی به وضعیت کشورهای اروپایی در زمینه فناوری اطلاعات و سهم آنها از بازار نوآوری و تجارت این صنعت، برنامه جامع خود را تحت عنوان «توسعه، رقابت، اشتغال: چالشهای فراوری قرن بیست و یکم» به اجرا درآورده است. این برنامه در سال 1994 در پارلمان اروپا به تصویب رسید. جامعه اقتصادی اروپا معتقد است که کشورهای اروپایی در فناوریهای پیشرفته فناوری اطلاعات به مراتب عقب‌تر از ایالات متحده و ژاپن هستند. در بخش صنایع IT، اروپا در زمینه‌های سخت‌افزار و نرم‌افزار ضعیف بوده و در ارائه خدمات کامپیوتری، بازار راکدی داشته است. علیرغم رشد قابل توجه صنایع اروپایی در زمینه تولید و صادرات محصولات وخدمات فناوری اطلاعات ،‌قابلیت رقابتی اروپا بسیار ضعیف شده است بطوریکه کسری‌تر از پرداخت تجاری این کشورها به یک سوم رسیده است.

نگاه اقتصادی دیگر برنامه IT در اروپا، متوجه حجم تحقیقات جامعه در زمینه این فناوری جدید است، بعنوان نمونه، بودجه تحقیقاتی اروپا 2% اعتبارات ناخالص ملی بوده است که در مقایسه با 6/2% در ایالات متحده و 8/2% در ژاپن قابل توجیه نیست. درصد منابع انسانی در بخش تحقیقات مشکل دیگری است که در گزارش جامعه اروپا مشاهده می‌گردد. بطوریکه جامعه در ازای هر 000/10 نفر نیروی کار، تنها 35 محقق دارد که در مقایسه با آمریکا و ژاپن (70 نفر) از 50% منابع تحقیقاتی کمتری برخوردار است.

از منظره تهیه‌کنندگان طرح IT، مشکل بعدی اروپا، اولویتهای تحقیقاتی تعیین شده این قاره است. برای نمونه در سال 1993، 21/63% از اختراعات ثبت شده اروپا، در زمینه صنعت حمل و نقل بوده است در صورتیکه در همین سال تنها 26% ابداعات ثبت شده در زمینه فناوری اطلاعات گزارش شده است.

طرح جامع جامعه اروپا پس از پرداختن به نقاط ضعف کشورهای جامعه در زمینه فناوری اطلاعات،‌ به تشریح این برنامه می‌پردازد.

نگرانی کمیسیون تهیه‌کننده طرح جامع فناوری اطلاعات در اروپا، به وضوح در طرح مشخص شده است که بدلیل اختصار، تنها به گوشه‌هایی از این نگرانی اشاره می‌گردد:

«مسابقه آغاز شده است و در سطح جهانی رقیب داریم. رقبای مشخص ما آمریکا و ژاپن هستند. کشورهایی که سریعتر خود را با موج جدید فناوری اطلاعات تطبیق دهند، صاحبان و مولفین استانداردهای جهانی خواهند بود، در غیر این صورت باید مقلد باشند. اولویتهای برنامه جامع اروپا عبارتند از: اشتغال ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی و حل موانع زبانشناسی بین کشورهای اروپایی. حضور فعال بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری و هدایت سرمایه‌گذاری توسط دولتها باید به گونه‌ای باشد که پروژه‌ها به کاربردهای موردنظر و پیش‌بینی شده منجر شوند.

اهم سرفصلهای طرح فناوری اطلاعات در جامعه اروپا عبارتست از:

- ایجاد آزادی بیشتر در محیط رقابتی مخابرات

- استاندارد سازی

- تعدیل تعرفه‌های بازرگانی و مال در سطح بین‌المللی

- ایجاد یکنواختی بین‌المللی در زمینه‌های خاص مانند حقوق مالکیت معنوی

- حمایت از حقوق مالکیت معنوی

- تهیه خدمات لازم به منظور طبقه‌بندی مورد نیاز کاربران

- مراقبت الکترونیکی، مراقبت قانونی و امنیت

- کثرت ‌گرائی و مالکیت رسانه‌ای

- رقابت

- تولید نرم‌افزارهای صوتی ـ تصویری و اثر فرهنگی و جامعه‌شناختی آن.

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در کانادا

وزارت صنایع کانادا در آوریل 1994 طی یک مقاله جنجالی، پانزده سوال کلیدی را فراروی مدیران و سیاستگذاران قرار داده و تقاضای ارائه پاسخ به سوالات مطروحه داشت.

این مقاله «شاهراه اطلاعاتی کانادا» نام داشت و در نهایت جریانی بوجود آورد تا «شورای شاهراه اطلاعاتی کانادا» (شاک) شکل بگیرد. شورای فوق عملاً متشکل از سرمایه‌گذاران و متخصصین بخش خصوصی بود ولی وظیفه مشاورت دولت کانادا را بعهده داشت. شورای شاک به سرعت کمیته‌های تخصصی لازم را سازماندهی کرده و برنامه‌ریزی برای دستیابی به طرح جامع فناوری اطلاعات در کانادا در دستور کار آن قرار گرفت. از طرفی دولت تأکید داشت که شورا باید در برنامه‌ریزی خود توجه لازم به ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهراه اطلاعاتی جدید را داشته باشد. به همین منظور دولت کانادا تأکید داشت تا طرح در دست تهیه سه رویکرد اساسی را دنبال کند:

- ایجاد اشتغال از طریق نوآوری و سرمایه‌گذاری

- تقویت اقتدار ملیت کانادایی و هویت فرهنگی

- اطمینان از دسترسی بین‌المللی شهروندان به اطلاعات با هزینه مناسب

شورای شاک بررسیهای لازم را بعمل آورده و طرحی تحت عنوان «شاهراه اطلاعاتی کانادا» به دولت ارائه داد. از نکات قابل توجه در مقدمه این طرح، یکی شعار اصلی تهیه‌کنندگان طرح تحت عنوان کانادا باید در تدارک و بهره‌برداری از شاهراه اطلاعاتی جهان پیشرو باشد، و دیگری اخطار به دولت کاناداست که اگر زمان را از دست بدهیم ودر توسعه زیرساختها به رقبا نرسیم، موقعیتهای طلائی در زمینه‌های مختلف صنایع IT که منجر به رشد اقتصادی و ایجاد مشاغل جدید خواهد شد توسط دیگران تصرف می‌گردد.

طرح جامع شاک از بسیاری جهات بویژه ساختار اجرائی، نظارتی و ارتباط آن با دولت، مشابه طرح جامع اطلاعاتی آمریکا است. آنچه برنامه شاک را از دیگر رقبا متمایز می‌سازد. تأکید قابل توجه کانادا بر مراقبت فرهنگی و پیشگیری از آسیب‌پذیری فرهنگی است. برنامه شاک در نهایت به پانزده سر فصل اصلی بعنوان سیاستهای شاهراه اطلاعاتی کانادا اشاره می‌کند. این سرفصلها عبارتند از:

1ـ زمانبندی و هزینه زیرساختها

2ـ ایجاد تعادل مناسب بین رقابت جویی و قانون

3ـ نظارت بر مالکیت شهروندان کانادایی و بررسی ملزومات این نظارت

4ـ استاندارد سازی

5ـ ایجاد هماهنگی بین سازمانهای دولتی در هدایت سرمایه‌گذاریها

شورای ساک تأکید بسیار بر حضور فعال سرمایه‌گذاران بخش خصوصی دارد، مگر در مواردی که جاذبه لازم وجود نداشته و دولت مجبور به دخالت مستقیم شود.

6ـ حمایت از حقوق مالکیت معنوی

7ـ تدابیر لازم جهت مراقبت از محتوای فرهنگی و فرهنگ کانادا

8ـ اعمال کنترل بر روی جابجایی اطلاعات

9ـ ارتقای کیفیت خدمات اطلاعاتی دولت با بهره‌گیری از شاهراه اطلاعاتی جدید

10ـ حمایت از طبقه‌بندی اطلاعات دولتی با بهره‌گیری از شاهراه اطلاعاتی جدید

11ـ ایجاد اطمینان از اینکه صنایع IT از موقعیتهای تحقیقاتی و توسعه تکنولوژی بهره‌برداری لازم را می‌‌نمایند.

12ـ ارتقای رشد و رقابت جویی در همه عرصه‌‌های تجاری کانادا

13ـ اطمینان از دسترسی جهانی به خدمات با هزینه مناسب

14ـ تشویق مصرف‌کنندگان به آگاهی قبل از انتخاب

15ـ شناسایی موقعیتهایی که موجب رشد عملکرد دولت شود.

طرح شاهراه اطلاعاتی کانادا از بسیاری جهات شبیه به برنامه‌های ملی ایالات متحده است. از نگاه صاحبنظران،‌ این پیروی بیانگر بلند پروازی دولت کانادا جهت نیل به پیشگامی جهانی است.

وضعیت فناوری اطلاعات در کشور سنگاپور

از زمان استقلال کامل سنگاپور در سال 1965 زمان زیادی نمی‌گذرد، اما در این زمان کوتاه، این کشور توانسته است گامهای بلندی برای رشد و توسعه بردارد بطوریکه امروزه خود را در ردیف کشورهای توسعه یافته قرار داده است. به نظر می‌رسد سنگاپور الگوی خوبی برای طی اکران پله‌های ترقی فراروی کشورها قرار می‌دهد به همین لحاظ کمی مفصل‌تر به شرح وضعیت فناوری اطلاعات سنگاپور می‌پردازیم. موقعیت راهبردی سنگاپور و دارا بودن زیر ساختهای مناسب، این کشور را تبدیل به یک فرودگاه و بندر بین‌المللی و همچنین مرکز تبادل اطلاعات کرده است و این مهم حاصل برنامه‌ریزی دقیق و کار سخت بوده است. فناوری اطلاعات نزد دولتمردان سنگاپور از اهمیت و اعتبار بسیار بالایی برخوردار است، به گونه‌ای که محور توسعه این کشور قرار گرفته است.

برنامه خدمات کامپیوتری شهری CSCP با صرف هزینه سالانه 2 میلیارد دلار کار کامپیوتری کردن بخش دولتی را به پایان برده و آن را به شبکه سراسری کشور متصل کرده است. سنگاپور در امر مخابرات جزو پیشروان جهان است و بخاطر ساختار قابل اعتماد و متنوع خود به خوبی شناخته شده است و از امکانات زیر برخوردار است:

- شبکه کاملاً رقومی

- اولین شبکه صد در صد ISDN (شبکه دیجیتال همزمان یکپارچه) قابل دسترسی جهان

- اتصال کابل فیبر نوری به منازل تا سال 2005

- دسترسی عمومی به اینترنت

- یکی از کم هزینه‌ترین شبکه‌های مخابرات جهان برای مصرف‌کنندگان

در حال حاضر متولی اصلی فناوری اطلاعات در سنگاپور هیات ملی کامپیوتر (NCB) است که البته ارتباط بسیار تنگاتنگی با هیات ارتباطات (مخابرات) سنگاپور (TAS) ‌ دارد. به علت همگرایی و نزدیکی بسیار زیاد امور تجاری، مخابراتی و فناوری اطلاعات، دولتمردان سنگاپور به منظور تقویت، توسعه و قانون‌مندی این سه عنصر با ادغام آنها در پایان سال 1999، هیات جدیدی تحت نظارت وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات سنگاپور بوجود آورند. هیات جدید مسئول رشد و توسعه فناوری اطلاعات و صنایع مخابراتی در سنگاپور گردید. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بر توسعه و رشد مبادله اطلاعات و پست و هچنین تثبیت جایگاه سنگاپور به عنوان مرکز بزرگ ارتباطات هوایی، دریایی و زمینی نظارت می‌کمند. سیاستهای این وزارتخانه توسعه سازمانهای مستقل و 5 هیات وابسته به دولت است، که عبارتند از: هواپیمایی کشور سنگاپور، اداره حمل و نقل زمینی، اداره بنادر سنگاپور، هیأت ملی کامپیوتر و اداره مخابرات سنگاپور.

هیات ملی کامپیوتر (NCB) یکی از ارکان توسعه اقتصادی ـ اجتماعی سنگاپور است و مسئولیت راهبرد و توسعه فناوری اطلاعات را دراین کشور به همراه دارد. این هیات در سال 1981 به منظور استیلای سنگاپور بر عصر اطلاعات با بهره‌برداری گسترده از فناوری اطلاعات و همچنین کسب توان رقابت اقتصادی و ارتقای سطح زندگی تشکیل شد. در حقیقت هدف اصلی هیات ملی کامپیوتر پیشبرد کشور به جایی است که یکه تاز میدان رقابت در عصر اطلاعات باشد.

وظایف NCB عبارتند از:

- توسعه زیرساختار اطلاعات ملی و اجرای کاربردهای پروژه 2000 فناوری اطلاعات

- کمک به خدمات شهری سنگاپور در بهره‌برداری از فناوری اطلاعات

- تشویق سرمایه‌گذاریهای محلی در بهره‌برداری از فناوری اطلاعات

- تبدیل سنگاپور به پایگاهی برای فعالیت شرکت‌های فناویر اطلاعات

- کمک به شرکت‌های فناوری اطلاعات در محلی و جهانی کردن فعالیتهای خود

- هماهنگ کردن طرح‌های ملی در جهت آموزش نیروی انسانی فناوری اطلاعات

- تقویت درک عمومی مردم سنگاپور از فناوری اطلاعات

- هدایت و شتاب دادن به تحقیق و توسعه در زمینه‌های پیشرفته فناوری اطلاعات

NCB در راستای جذب و تشویق سرمایه‌‌‌گذاران و کمک به شرکتهای محلی در جهت استفاده بهینه از امکانات بازار بین‌المللی فناوری اطلاعات برنامه‌هایی دارد که عبارتند از:

- توسعه نوآوریها و فعالیتها

- برنامه ارتقای توان صنعت داخلی

- فعالیت در زمینه فناوریهای جدید

- برنامه کامپیوتری کردن شرکت‌های محلی

- برنامه بهبود کیفیت نرم‌افزار

- برنامه بهره‌برداری از منابع حساس فناوری اطلاعات

- نیروی کار

هیات ملی کامپیوتر در سالهای آینده بیشترین توجه خود را به موارد زیر معطوف می‌کند:

الف) بهره‌برداری از فناوری اطلاعات در دولت

ب) تجهیز پروژه نمادین 2000 فناوری اطلاعات

NCB در جهت زمینه‌سازی کاربردهای راهبردی در بخش‌های بزرگی مانند: آموزش، بهداشت، توریسم و تولید با فناوری اطلاعات و کاربران در ارتباط خواهد بود. این کاربردها نحوه تجارت و فعالیت را تغییر اساسی داده و باعث افزایش بهره‌وری خواهد شد.

پ) ارتقای فرهنگ فناوری اطلاعات

برای موفقیت در پروژه 2000 فناوری اطلاعات باید آنرا به بطن جامعه کشاند تا افرادی عامی را نیز در بر گیرد.

ت) پرورش صنعت جدید فناوری اطلاعات

NCB صنعت بزرگ فناوری اطلاعات را تغییر خواهد داد. صنعتی که امروزه طیف وسیعی از چند رسانه‌‌ای‌ها، ارائه‌دهندگان سخت‌افزار، نرم‌افزار و امور شبکه‌ای را در بر می‌گیرد.

ث) نظارت بر توسعه نیروی انسانی

نظر به اینکه فناوری اطلاعات به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است. متخصصان این فناوری باید همواره دانش خود را به روز نگه دارند تا از غافله علوم و فنون عقب نمانند.

ج) ایجاد زیر ساخت اطلاعاتی

NCB در پی آخرین پیشرفتها در زمینه فناوریهای زیرساختی در جهان خواهد بود و با موسسات تراز اول پخش و مخابرات سنگاپور کار خواهد کرد.

سنگاپور برای گسترش و کاربرد فناوری اطلاعات در کشور، دو طرح عظیم فناوری اطلاعات 2000 و طرح (سنگاپور یک) را در حال اجرا دارد. این طرح‌ها در راستای برنامه‌های پنج ساله این کشور در زمینه فناوری اطلاعات است.

فناوری اطلاعات 2000

طرح عظیم فناوری اطلاعات به رهبری NCB، پس از مطالعات بسیار و با مشارکت 200 مدیر ارشد از 11 بخش اقتصادی سنگاپور تعریف شد. این طرح یک برنامه مهمی است که از سال 1992 آغاز شده است و مسئولیت هدایت روند توسعه سنگاپور و ورود به قرن 21 را داراست. این طرح قصد دارد سنگاپور را به یک جزیره هوشمند تبدیل کند، به شکلی که فناوری اطلاعات در تمام جنبه‌های اجتماعی، کاری، تفریحی و حتی در منزل داشته باشد.

اهداف فناوری اطلاعات 2000 عبارتند از:

- توسعه سنگاپور به یک شبکه جهانی

- کمک به رشد اقتصادی

- افزایش توان بالقوه افراد

- ایجاد ارتباط‌های محلی و جهانی

- ارتقای سطح زندگی

مردم سنگاپور می‌توانند برای ارتقای سطح زندگی و تسهیل امور و همچنین تنوع اختیارات شخصی، اجتماعی و تفریحی خود، از منابع وسیع اطلاعات الکترونیکی استفاده کنند. بدین طریق انواع مختلف رسانه‌ها از قبیل متن، صوت، تصویر، ویدئو، سند و از طریق زیرساختار مخابراتی پر ظرفیت و سرعت بالای ملی بوسیله کابلهای فیبر نوری که به تمامی منازل و دفاتر متصل است قابل انتقال و اشتراک هستند.

سنگاپور یک

سنگاپور یک اولین شبکه باند عریض ملی جهان است که سطح جدیدی از خدمات و کاربردهای چند رسانه‌ تعاملی را برای عموم ارائه می‌دهد. سرعت و ظرفیت بالای آن هر کاربری را قادر می‌سازد تا در خانه، مدرسه و محل کار از تجربیات نو و امکانات محاوره‌ای هیجان‌انگیزی برخوردار شود. این امکانات به شکل بسیار سریعتر و قابل اعتماد‌تری بوسیله سنگاپور یک و از طریق اینترنت و دیگر رسانه‌ها در دسترس دیگر کاربران قرار خواهد گرفت. کاربران با بهره‌گیری از خدمات سنگاپور یک به سرگرمی‌ها، اخبار مورد تقاضا، آموزش از راه دور، خرید روی خط و خدمات تجارت الکترونیکی، ویدئو کنفرانس، خدمات دولتی و همچنین اینترنت سریع دسترسی خواهند داشت.

سنگاپور یک دارای دو سطح جدید ولی یکپارچه است:

الف) زیرساختارها

هسته مرکزی آن یک شبکه فیبر نوری تسریع بر پایه فناوری ATM است. مسئولیت ساخت و بکارگیری شبکه بر عهده کنسرسیوم 1.net است. هسته اصلی شبکه، شبکه‌های پیشرفته محلی را که دارای فناوری HFC هستند به همدیگر و به کامپیوترهای شخصی و کیوسکهای عمومی اتصال خواهد داد.

ب) کاربردها و خدمات

از زیر ساختها برای ارائه خدمات و کاربردها استفاده خواهد شد. قابلیتهای باند عریض شبکه، استفاده از توان چند رسانه‌ای (تصویر، صوت، گرافیک سه بعدی) را ممکن می‌سازد.

کاربردها و خدمات (سنگاپور یک) عبارتند از:

1ـ انواع بازیها

2ـ پیش پرده فیلمها و تهیه بلیط، موسیقی، تورهای مجازی، اطلاعات مسافرت،‌ راهنمای خیابانها

3ـ اطلاعات (اخبار مورد تقاضا)، خدمات مالی، راهنمایی، مجله‌ها، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی، خدمات کتابخانه‌ای

4ـ تجارت الکترونیکی و خرید روی خط با حفظ اسرار پرداختها و معاملات

5ـ تعلیم و تربیت شامل: آموزش از راه دور و دانشکده مجازی

6ـ خدمات بهداشتی شامل: اطلاعات بهداشتی، بیمارستان مجازی، پرونده الکترونیک بیماران

7ـ خدمات دولتی شامل: اطلاعات، معاملات، ویدئو کنفرانس

ج ) تعهدات دولت در قبال طرح سنگاپور یک عبارتند از:

1ـ برنامه‌های تشویقی مالی و مالیاتی برای شرکای تجاری (سنگاپور یک)

2ـ پشتیبانی فنی از شرکا

3ـ افزایش شمار کاربران و تقاضا از طریق تعلیم و تربیت و آموزش همگانی و عمومی

4ـ ارائه محیطی پویا و شفاف و تعهد طولانی مدت دولت برای پایداری شرایط مالیاتی

5ـ تعهد از بالا به پایین دولت در تمام سطوح و مشارکت و همکاری میان آژانسهای دولتی

(علی احمدی/ 1382 / ص166 تا 179)

آری همانطور که دروگ (1997) اشاره می‌کند، گرچه از عمر به کارگیری سیستم‌ها و فناوری اطلاعات در سنگاپور چندان نمی‌گذرد، این کشور با اتکا به یک برنامة جامع به سرعت به شبه جزیره‌ای هوشمند تبدیل می‌شود و از این رهگذر سطح بالایی از کارایی، اثربخشی و کسب مزیت رقابتی را تجربه می‌کند. (رهنورد/1381/ص 2)

سیاست‌های استراتژیک و برنامه‌های عملیاتی فناوری اطلاعات عنوان مکتوبی است که توسط دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک کشور منتشر شده و قرار است به شورای فرابخشی توسعه علوم و فناوری عرضه و پس از تصویب آن شورا به ستاد اجرایی ارسال شود. این مکتوب در چهارچوب دو رهنمود توسط انجمن انفورماتیک ایران تدوین شده است که این دو رهنمود عبارتند از:

استفاده همگانی از فناوری اطلاعات به منظور افزایش حفظ منابع ملی و عرضه مواریث فرهنگی، ملی و اسلامی از طریق افزایش تسهیلات، بهبود خدمات، فراهم کردن امکانات، آموزش عمومی، استانداردها، مقررات، توسعه شبکه‌های اطلاعاتی و فرهنگ تبادل اطلاعات تسهیل می‌گردد.

فناوری اطلاعات در سازمان‌های دولتی و غیر دولتی به‌منظور استقرار نظام ملی اطلاع‌رسانی و ایجاد و افزایش ظرفیت‌های علمی و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور از طریق پایه‌گذاری تحقیقات بنیادی و کاربردی در این زمینه و تقویت صنعت نرم‌افزار و سخت‌افزار برای حضور موثر و همه‌جانبه در صحنه‌های جهانی ضروری است.
5- سیاستگذاریهای ایران نسبت به اینترنت

در بررسی پیشینیه وجود برنامه‌های مستقلی برای بخش انفورماتیک در برنامه‌های عمرانی کشور، باید به اولین برنامه انفورماتیک در برنامه پنجم عمرانی کشور با اعتباری حدود 471 میلیون ریال که در سال 1351 توسط سازمان برنامه و بودجه تدوین و به مورد اجرا گذاشته شد، اشاره کرد. بدین ترتیب نخستین برنامه انفورماتیک به 10 سال پس از آغاز به‌کار‌گیری کامپیوتر در ایران باز می‌گردد. از دوران پیش از انقلاب، علاوه براین برنامه، برنامه دیگری نیز برای بخش انفورماتیک در قالب برنامه ششم عمرانی کشور برای سال‌های 1361-1357 پیش‌بینی شده بود که با وقوع انقلاب اسلامی فرصت اجرانیافت.

در سال‌های پس از انقلاب در برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انفورماتیک جایگاه معینی نداشت و در لایحه برنامه دوم نیز برای انفورماتیک، اهداف، سیاست‌ها و برنامه‌های اجرایی مختصری تدوین و لحاظ گردید.

خوشبختانه در تنظیم برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور که سال‌های 1379 الی 1383 را در بر خواهد گرفت، بخش مستقل و جداگانه‌ای برای سیاست‌های انفورماتیکی کشور در نظر گرفته شده است.

مطاله اجمالی پیشینه فعالیت‌های انفورماتیکی کشور طی 37 سال گذشته، وضعیت فعلی را دارای دشواری‌های مزمن به‌عنوان میراثی از گذشته از یک سو و نقاط روشن و امیدوار‌کننده از سوی دیگر نشان می‌دهد که بی‌مناسبت نیست تا نگاهی گذرا بر آن‌ها بیافکنیم.

الف-قوت‌ها و فرصت‌ها:

در جامعه جوان ایران بخش انفورماتیک از سرمایه‌های انسانی توانمندی بهره می‌گیرد که هم‌اکنون تعداد قابل توجهی از آنان در داخل و خارج کشور با کیفیت بسیار بالا، مشغول فعالیت هستند. بهره‌گیری هوشیارانه و هدفمند از این توانمندی‌ها می‌تواند آینده روشنی را برای این بخش نوید دهد. ارتقای کیفیت علمی دانشجویان ورودی رشته کامپیوتر، توفیق چشم‌گیر جوانان ایران در المپیادهای کامپیوتر، سطح رو به گسترش کیفیت فعالیت‌های کامپیوتری در حوزه‌های ارتباطات بین شبکه‌ای، شکل‌گیری شرکت‌های کوچک و توانمند در حزه‌های جدید فناوری اطلاعات، ملاحظاتی است که نباید نادیده گرفته شود.

ب-ضعف‌ها و تهدیدات:

از سوی دیگر به دشواری‌هایی باید اشاره نمود که برخی کهنه و بعضی تازه‌اند. توان جذب ناچیز فناوری اطلاعات در ساختارهای سازمانی، معضلی جدی است که باید بر آن چاره‌ای اندیشیده شود و فن ابزارها، سازمان ابزارها و زنده ابزارها برای ارتقای این توان باید رشد کمی و کیفی یابند. در این‌جا به نکته مهمی که باید اشاره شود این است که باید عدم استقلال بخش فعالیت‌های انفورماتیکی کشور نباید چندان مهم و کلیدی انگاشته شود. واقعیت این است که با ابعاد اقتصادی و انسانی موجود، هنوز استعداد بخشی شدن برای این فعالیت‌ها وجود ندارد و هر تلاشی برای بخشیدن هویت غیر واقعی به آن می‌تواند موجب دشواری‌های جدیدی شود. ضمن اینکه تمرکز بر ارزش‌های روزافزون هویت فرابخشی و میان بخشی این فعالیت‌ها می‌تواند شرایط مناسب‌تری برای تحقق هویت بخشی آن در آینده فراهم آورد. همچنین با تأکید بر قابلیت‌های این فناوری در کارآفرینی می‌توان با توجه به معضلات کنونی کشور، حصول این هویت بخشی را تسهیل نمود.

از دیگر معضلات اساسی فناوری اطلاعات درایران می‌توان از ماهیت کاملاً دولتی آن، غلبه فعالیت‌های غیر‌قانونی بر فعالیت‌های قانونی، مهاجرت‌ روزافزون نیروی انسانی متخصص به خارج از کشور، نامناسب بودن جایگاه مراکز کامپیوتری در سازمان‌ها و مؤسسات و بالاخره شکل‌گیری نظام آموزشی دانشگاهی بر‌اساس الگوهای آئین نامه‌ای طرح درس‌ها- که کیفیت آموزش رابه حداقل کاهش داده‌است- نام برد. در این میان نکته قابل تأمل این است که عموماً در برنامه‌های انفورماتیک قبلی نیز مشکلات و دشواری‌ها به طور نسبتاً دقیق ذکر گردیده‌اند ولی متأسفانه عمل مجریان در جهت عکس راه‌کارهای پیشنهادی بوده و عملاً به هرج و مرج‌ها و دشواری‌ها دامن زده است.

به‌عنوان نیاز اساسی در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور لازم است به برپایی شالوده اطلاعاتی روزآمد و توزیع‌شده برای فعالیت‌های بخش انفورماتیک اقدام گردد و با تدوین شاخص‌های انفورماتیکی، ارزیابی کمی و عینی فعالیت‌های مذکور عملی شود. این اقدام فعالیتی است که تأخیر در آن به معنی عدم امکان کنترل فعالیت‌های بخشی و استمرار شرایط موجود خواهد بود.

بدین ترتیب سیاست‌های استراتژیک فناوری اطلاعات در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور عبارتند از:

1- تعیین جایگاه مناسب و تشکیل نهاد متولی هدایت فناوری اطلاعات در کشور

-بازنگری و اصلاح ساختار نهاد متولی هدایت فعالیت‌های مربوط به فناوری اطلاعات در کشور با رعایت حذف و ادغام تشکیلات موازی و افزایش بهره‌وری از طریق ایجاد هماهنگی

- حمایت جدی از روش اجرای سه عاملی – کارفرما، ناظر و پیمانکار – برای انجام پروژه‌های کلان انفورماتیکی و برنامه‌ریزی و نظارت مبتنی بر شاخص‌های فناوری اطلاعات در ابعاد ملی، بخشی و سازمانی

- حضور مؤثر و فعال در مجامع بین‌المللی برای آشنایی با دستاوردهای فناوری اطلاعات، انعکاس نظرات کشور و حفظ منافع ملی

2- جهت‌گیری به سمت عدم تمرکز و غیر دولتی شدن فعالیت‌های اجرایی فناوری اطلاعات

- کاهش غلبه تصدی بخش دولتی بر فعالیت‌های اجرایی انفورماتیک کشور

- فراهم‌سازی زمینه‌های برپایی نظام فنی – اجرایی انفورماتیک کشور

- حمایت مؤثر از انجمن‌های ملی و صنفی مرتبط با فناوری اطلاعات و استفاده ازتوان تخصصی و ظرفیت‌های بالقوه و امکانات آنها

3-حمایت از گسترش خدمات اطلاعاتی و تسهیل دسترسی عموم به اطلاعات مجاز

- تأمین خدمات اطلاعاتی مورد نیاز سطوح مختلف مدیریت بویژه مدیریت کلان کشور، به منظور پشتیبانی ازسیاست‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌های ذیربط

- تسهیل فرآیند و حمایت از ایجاد وگسترش فعالیت‌های تولید نرم‌افزار، اطلاعات جدید یا ارائه خدمات اطلاعاتی و کاربردی مبتنی بر ارزش افزوده

- فراهم سازی زمینه‌های شکل‌گیری جریان مطلوب اطلاعات و تأمین حقوق اطلاعاتی برای آحاد جامعه

4- پیگیری تحقق عاجل بستر کارآمد، امن و ارزان انتقال داده‌ها در سطح کشور با اتصال به شبکه‌های جهانی

- برپایی بستر اطلاعاتی چند رسانه‌ای برای فراهم کردن زمینه تولید، تبادل و انتقال انواع اطلاعات متنی، گرافیکی، صوتی و تصویری، در محدوده فعالیت‌های بخشی، منطقه‌ای و ملی

- ترویج فناوری ارتباطات بین شبکه‌ای به منظور شکل‌گیری شبکه‌های اطلاع رسانی و دسترسی به اطلاعات در سطوح درون سازمانی، برون سازمانی و فراسازمانی و فراهم شدن زمینه حداکثر استفاده مشترک از منابع اطلاعاتی، فنی و انسانی

- تدوین مقررات واعمال برنامه‌های حمایتی، هدایتی و تشویقی و فراهم کردن بسترهای لازم برای حضور در شبکه‌های جهانی به منظور ترسیم چهره واقعی کشور و انقلاب و نیز معرفی، خرید و فروش کالا و خدمات مختلف قابل عرضه و تهیه

5- توجه مستمر به حفظ و ارتقای کیفی منابع انسانی موجود و کارآفرینی

- فراهم کردن زمینه جذب، حفظ و ارتقای کیفی منابع انسانی از طریق گسترش کمی آموزش‌ها از جمله در حوزه‌های سواد‌آموزی و بازآموزی در سطوح پیش‌دانشگاهی ودانشگاهی برای مدیران، کارشناسان، کاربران و عموم

- تدوین سیاست‌های آموزشی پویا در جهت ارتقای کیفی آموزش‌ها به منظور تناسب سطح اشتغال و آموزش و کاهش هزینه‌های پروژه فناوری اطلاعات از طریق تعدیل هزینه منابع انسانی به کمک رشد کمی سطوح کاردانی

- فرهنگ سازی وفراهم کردن شرایط گسترش حوزه‌های بکارگیری کامپیوتر بویژه ارائه خدمات کار از راه دور در سطوح ملی و جهانی با هدف ایجاد اشتغال و کارآفرینی و درج پیش نیاز سواد کامپیوتری در شرایط تصدی مشاغل

6-تسریع در فراهم کردن زمینه بهره‌گیری مطلوب و مؤثر از فناوری اطلاعات و بهبود ارائه خدمات به مردم

- تلاش به منظور بازنگری و ارتقای روش‌های انجام کار و گذر از مرحله خودکار سازی روش‌های موجود و قدیمی انجام کار، به مرحله انجام کار مبتنی بر استفاده حداکثر از قابلیت‌ها و انعطاف‌پذیری فناوری اطلاعات

- اولویت بخشی به خودکارسازی عملیات مرتبط با وظایف و مأموریت‌های اصلی دستگاه‌های اجرایی از طریق سیستم‌های کاربردی یکپارچه، توزیعی و مبتنی بر مدیریت گردش کار و سوق دادن دستگاه‌ها به سمت فراهم کردن زمینه عدم نیاز به مراجعه حضوری ارباب رجوع و همچنین ارائه خدمات خودکار به مشتریان

- تأکید بر شکل‌گیری و گسترش تبادل الکترونیکی داده‌ها و تجارت الکترونیکی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای کاهش تدریجی استفاده از کاغذ تا حد ممکن و پذیرش و استنادپذیری اسناد و محیط‌های ثبت و نگهداری الکترونیکی اطلاعات در مراجع ذیربط و انجام کار از راه دور

- پیگیری و تعیین تکلیف، تکمیل و راه‌اندازی و حصول به نتیجه پروژه‌های انفورماتیکی ناتمام از قبیل: یکپارچه سازی و خودکارسازی نظام بانکی، پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور ، نظام جامع مالیاتی ، سامانه ملی اطلاعات جغرافیایی( GIS ) ، سامانه ثبت زمین( کاداستر )

7- فراهم کردن زمینه ارتقای کیفیت خدمات و محصولات فناوری اطلاعات

- جهت‌گیری به سوی حداکثر بهره‌برداری ازاستانداردهای سازگار و معتبر جهانی در زمینه فناوری اطلاعات و تشکیلات سازمانی مناسب، بومی کردن آنها و تدوین حداقل استانداردهای پایه‌ای داخلی لازم، به ویژه برای فارسی‌سازی محیط‌های مختلف شامل خدمات و کاربردهای مبتنی بر فناوری اینترنت و ترویج به‌کارگیری و رعایت این استانداردها

- استفاده از متدولوژی‌های شناخته شده و مناسب و ترویج و به‌کار‌گیری رویه‌های مهندسی مرتبط با فناوری اطلاعات در وجوه مختلف مدیریت تولید، فرآیند تولید، مشخصات محصول، فرآیند پشتیبانی و آموزش در پروژه‌های فناوری اطلاعات با هدف ایجاد پیشنیازهای لازم جهت شکل‌گیری صنعت انفورماتیک کشور

- جهت‌گیری به سمت ایجاد شرایط بازار رقابتی در زمینه فناوری اطلاعات و یکسان‌سازی شیوه برخورد و نگرش کارفرمایان دولتی در واگذاری کار به شرکت‌های بخش خصوصی

8- تدوین برنامه‌های حمایتی از افزایش عرضه، تولید و صادرات و کاهش قیمت محصولات فناوری اطلاعات

- برنامه‌ریزی برای دست‌یابی به صادرات محصولات و خدمات نرم‌افزاری از طریق فراهم‌سازی پیش نیازهای اولیه و مشارکت فعال نهادهای دولتی ذیربط در امر بسترسازی و حمایت‌های مشخص از تولیدکنندگان نرم‌افزار و تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای فعال در زمینه صدور نرم‌افزار

- حمایت از تولید محصولات سخت‌افزاری دارای چرخه تغییرات فناوری بلند‌مدت‌تر، از طریق اعمال سیاست‌های مدون و یکپارچه متناسب با نیاز، ظرفیت تولید و قیمت تمام‌شده اقتصادی

- رفع موانع غیر تعرفه‌ای و تبدیل آن‌ها به عوامل تعرفه‌ای و اعمال ضرائب کاهشی و یا افزایشی ممناسب در حقوق و عوارض گمرکی مربوط به محصولات فناوری اطلاعات برحسب مورد و متناسب با نیاز کشور به منظور از بین بردن زمینه و غیر اقتصادی کردن واردات غیرمجاز، جلوگیری موثر از فعالیت‌های غیرقانونی و فراهم کردن زمینه کاهش قیمت و سازمان‌دهی بازار

9-حمایت از تحقیقات در زمینه فناوری اطلاعات و فراهم ساختن امکان دستیابی به آخرین دستاوردهای علمی و فنی

- فراهم نمودن زمینه، ایجاد تسهیلات و پشتیبانی از نوآوری تحقیقات بنیادی و کاربردی مرتبط با فناوری اطلاعات با تأکید بر اولویت‌ها و نیازهای کشور در جهت بهره‌گیری بیشینه از امکانات موجود

- ترویج فرهنگ مبادله دوسویه اطلاعات به‌ویژه از طریق شبکه جهانی اینترنت برای مقاصد آموزشی، تحقیقاتی، صنعتی، خدماتی و بازرگانی با رعایت ملاحظات فرهنگی-اجتماعی لازم

(علی احمدی/1382/ صفحه 181 تا 187 )

در مطالعه‌ای دیگر رویدادی چون پویایی رقابتی جهانی شدن و تغییرات سریع فناوری در عصر اطلاعات را باعث به‌وجود آمدن چالش‌هایی برای دولت‌ها و سازمان‌ها شمرده است که کشور ما نیز از آن مستثنی نیست. مهمترین این چالش‌ها عبارتند از:

• ارتقای آگاهی‌های سیستم‌های اطلاعاتی در تمام سطوح سازمانی و ملی؛

• اقدام برای استفاده از فرصت‌های IS/IT و استفاده استراتژیک از آن‌ها؛

• نهادینه ساختن فرآیندهای مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT ؛

• چگونگی تأثیر فناوری اطلاعاتی بر ساختار صنعت یا توازن سیاسی بین ملت‌ها؛

• عوامل بازدارنده استفاده از IS/IT به‌عنوان ابزار رقابتی توسط سازمان‌ها و کشورها؛

• ارزیابی ارزش استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی؛
نقش سیستم‌ها و فناوری اطلاعاتی در کسب مزیت رقابتی

بدون تردید فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT در ایران، توانایی سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی برای بهره‌برداری از مزایای فناوریها و سیستم‌های اطلاعاتی را به طور جدی کاهش می‌دهد. در ایران برای استفاده از فناوری‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی تلاش‌هایی صورت گرفته است، که در مقایسه با دیگر کشورها، از کمیت و کیفیت کافی برخوردار نیست. همگام نبودن با روند توسعه جهانی یکی از عوامل بازدارندة توسعه سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی در ایران محسوب می‌شود. کم توجهی و گاه عدم آگاهی از تحولات اقتصادی مبنی بر فناوری‌های اطلاعاتی سبب شده است که نه تنها سیاست‌های اصولی لازم در این زمینه وضع نشود، بلکه موضع‌گیری‌های منفی (با استناد به مسائل اخلاقی) در مقابل فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی نیز لزوم پرداختن به این مهم را نادیده گرفته است. به نظر نگارنده، مهمترین چالش‌های پیش‌روی سازمان‌های بخش دولتی در برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی عبارتند از:

1ـ یکپارچه‌سازی استراتژی‌ها در سطوح مختلف

چالش اصلی سازمان‌های دولتی ایران، چگونگی ارتباط‌دهی استراتژی‌های IS/IT ‌با استراتژی‌های سازمانی است. تدوین استراتژی سازمانی و کاری در بسیاری از موارد پیش شرط تعیین نیازهای سیستم‌ها وفناوری اطلاعاتی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، استراتژی‌های IS/IT باید براساس تحلیل کار، محیط و استراتژی‌های سازمانی صورت گیرد. هدف، ایجاد تقاضا برای به کارگیری IS/IT در حل مسائل سازمانی و بهبود کارهاست. بنابراین، تدوین استراتژی‌های سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی نباید در خلاء و مجزا از استراتژی‌های فراگیر سازمانی صورت گیرد، و استراتژی‌های سازمانی نیز باید در چارچوب خط‌مشی‌های توسعه‌ای ناظر بر IS/IT تهیه و تدوین شوند.

2ـ تغییر نگرش مدیران ارشد

نتایج تحقیق (ویلسون، 1989) نشان می‌دهد که گرایش منفی مدیران ارشد نسبت به IS/IT یکی از موانع برنامه‌ریزی استراتژیک در این زمینه محسوب می‌شود. لدرو مندلو (1988) ضمن تأکید بر برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT به عنوان مهمترین چالش مدیران ارشد، زمینه‌های شکل‌گیری چنین نگرشی را، که با اندکی اغماض در مورد مدیران ارشد در سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی ایران نیز صادق است به شرح زیر شناسایی کرده‌اند:

1) ناآگاهی مدیران ارشد از اثرهای سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی و مزایای استراتژیک حاصل از کاربرد آنها؛

2) وجود شکافی بنیادی بین مزایای منسوب به IS/IT و تحقیق عملی مزایای ادعا شده در ذهن مدیران ارشد؛

3) مدیران ارشد اطلاعات را به عنوان منبعی که باید برای کسب مزایای بلند مدت اداره شود، مورد توجه قرار نمی‌دهند؛

4) به رغم مشکلاتی که در تبیین تمام مزایای IS/IT برحسب معیارهای اقتصادی وجود دارد مدیران ارشد اصرار دارند برای سرمایه‌گذاری توجیه مالی داشته باشند؛

5) مدیران ارشد بیشتر عملگرا هستند و نگرش کوتاه مدت دارند، که مانع برنامه‌ریزی بلند مدت در زمینه سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی می‌شود.

بنابراین، ضروری است آموزش‌های ویژه‌ای در این زمینه و دیگر زمینه‌هایی که تحرک استراتژیک را در سازمان‌ها به بار می‌آورند، برای مدیران ارشد طراحی و به اجرا گذاشته شود.

3ـ رفع یا تقلیل موانع اجرایی

دیگر چالش‌ پیش روی سازمان‌ها، اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های استراتژیک IS/IT است. بررسی پیشینة پژوهش نشان می‌‌دهد موانع عمده‌ای بر سر راه اجرای برنامه‌های استراتژیک IS/IT به شرح زیر وجود دارد: 1) عدم پایبندی مدیریت (تئو، 1994)؛ 2) مشکل استخدام متخصصان IS/IT (گالبیرز، 1994)؛ 3) جامع نبودن روش شناسی برنامه‌ریزی (سالملا، 1996)؛ 4) طولانی شدن زمان توسعة سیستم‌ها (لدرر و مندلو، 1993)؛ 5) مناسب نبودن برنامه‌ برای سازمان (لدرر و سیتی،‌1996)؛ 6) ویژگی‌های سازمانی که مانع اجرا می‌شوند (پرمکومار و کینگ. 1994)؛ و 7) ناکافی بودن قابلیت‌های مدیریت (راگوناتان و راگوناتان، 1994). اگر به این فهرست، موانع اجرایی دیگری نظیر مشکل کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود منابع برای آموزش کاربران، تضادهای سیاسی در سازمان، و مشکلات زیرساخت‌های ارتباطی را نیز اضافه کنیم، تصویر واقعی از موانع اجرایی IS/IT در ایران به دست می‌آید.

4ـ تغییر نقش بازدارندگی دولت

چالش بعدی در تحقیق یرنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT در ایران، تغییر نقش بازدارندگی دولت است تا در نقش حمایت‌کنندة برنامه‌های توسعه IS/IT در سطح کشور ظاهر شود. نگاه سنتی به تغییرات تکنولوژیکی و عمده کردن پیامدهای منفی آن و کم جلوه دادن پیامدهای مثبت آن می‌تواند شکاف تکنولوژیکی جبران ناپذیری در عرصه‌های نوین جهانی بین کشور ما و کشورهای دیگر به بار آورد. اینکه دولت با ابزار قانون گذاری درصدد مقابله با تکنولوژی‌هایی چون ماهواره برآمده است، حکایت از حاکمیت نگرش بدبینانه نسبت به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی دارد. چنین نگرشی سبب شده است کشور ما عملاً در گروه آخرین پذیرندگان فناوری‌های نوین قرار گیرد. نیازی به گفتن نیست که چنین وضعیتی نه تنها سبب می‌شود فرصت‌های محیطی زیادی را از دست بدهیم، بلکه در فرآیند توسعة مبتنی بر فناوری نیز غقب بمانیم و قدرت رقابت در عرصه‌های نوین جهانی را به مرور از دست بدهیم. بنابراین، ضروری است دولت بیشتر در نقش تسهیل‌کننده ظاهر شود و با اتخاذ خط‌مشی‌های مناسب بر ایجاد صنایع رقابتی در عرصة فناوری اطلاعات، استقرار سیستم‌های مناسب آموزش فناوری اطلاعات،‌ گسترش تجارت الکترونیکی، بازآفرینی دولت الکترونیکی، تأمین زیرساخت‌های ارتباط از راه دور و مانند اینها بر برنامه‌های توسعه‌ای کشور تأکید ورزد.

5ـ چگونگی مدیریت در محیط‌های پیچیده

هر چه سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی در ایران برای بهره‌برداری از مزایای IS/IT و اجتناب از تهدیدهای محیطی، بیشتر به سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی وابسته می‌شوند، نیاز به مدیریت منابع IS/IT نیز بیشتر احساس می‌شود. اطلاعات و فناوری‌های اطلاعاتی امروزه یکی از منابع مهم سازمان‌ها به حساب می‌آیند.

همان‌طور که منابع انسانی و منابع مالی نیاز به مدیریت دارند، کاربرد موثر و کارآمد منابع اطلاعاتی نیز در گروه مدیریت درست است.

سولیوان (1985) استدلال می‌کند که به موازات وابستگی‌ سازمان‌ها به سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی، سازمان‌ها از محیط‌های سنتی دور می‌شوند و خود را در وضعیتی خواهند یافت که سولیوان آن را در محیط پیچیده می‌نامد. در چنین محیط‌هایی شیوه‌های مدیریت سنتی اثر بخش نخواهند بود. بنابراین به موازات وابستگی به IS/IT در سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی ایران، باید نگرش‌ها و مدل‌های جدید مدیریتی برای اداره سازمان‌ها به کار گرفته شوند. یعنی از یک سو، مدیران ایرانی باید نحوة مدیریت منابع جدید اطلاعاتی و فناوری‌های مربوط را یاد بگیرند، و از سوی دیگر، در محیط‌های پیچیده جدید، گلچینی از شیوه‌های نوین مدیریت سازمانی را بگنجاند.

در عرصه سیاست‌گذاری، به رغم کم توجهی به توسعة فناوری اطلاعات در برنامه‌های اول و دوم، برنامة سوم توسعه در حوزه‌های فرابخشی سند برنامه‌، سرفصلی به فناوری اطلاعات اختصاص یافته است و فناوری اطلاعات یکی از محورهای توسعة ملی دانسته شده، و خطوط اصلی توسعه در این حوزه در بخش‌های مختلف نرم‌افزار، سخت‌افزار،‌ نیروی انسانی، مخابرات، اطلاعات و مدیریت مورد توجه قرار گرفته است (سند برنامه سوم، 1378). طبق ماده 103 قانون برنامة سوم توسعه، دولت مکلف است امکانات لازم برای دستیابی آسان به اطلاعات داخلی و خارجی، زمینه‌سازی برای اتصال کشور به شبکة جهانی، بهبود خدمات و ترویج فناوری‌های جدید را از طریق زیر فراهم کند.

1. ایجاد زیرساخت‌های ارتباطی و شاهراه‌های اطلاعاتی لازم، پهنا و گستردگی کافی باند از طریق وزارت پست و تلگراف و تلفن، و ایجاد تسهیلات لازم برای استفادة دانشجویان و اعضای هیات علمی.

2. تفکیک وظایف مجموعه‌های «تأمین کننده اطلاعات»، «تأمین کننده خدمات» و «تأمین کننده ارتباطات».

همچنین، در بندهای (الف) و (ب) مادة 16 قانون برنامة سوم توسعه، پیاده‌سازی و توسعة شبکه جامع اطلاع‌رسانی بازرگانی مورد تأکید قرار گرفته است. نیازی به توضیح نیست که جهت‌گیری دولت در برنامه سوم توسعه برای گسترش فناوری اطلاعات باید در قوانین بودجه کل کشور (برنامه‌های یک ساله) نیز انعکاس داشته باشد. برای مثال،‌ در تبصرة 13 لایحة بودجة 1382 کشور، به هیأت وزیران اجازه داده شده است در راستای گسترش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور، اعتبار تخصیص یافته را توزیع کند. در این تبصره همچنین گسترش زیر ساخت‌های لازم برای دسترسی به شبکة اطلاع‌رسانی و شبکة جهانی اینترنت و گسترش تجارت الکترونیکی در نظر گرفته شده است. همچنین، شورایعالی اداری در تاریخ 15/4/81 استقرار سیستم‌های مکانیزه در زمینة فعالیت‌های اختصاصی دستگاه‌های اجرایی را در راستای تحقق اهداف قانون برنامة سوم توسعه الزام‌آور کرده، و وظیفة هدایت این طرح ملی را به کمیسیون اتوماسیون نظام اداری شورایعالی اطلاع‌رسانی محول کرده است. بررسی مفاد این مصوبه نشان می‌دهد که توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، برگزاری دوره‌های آموزشی فناوری اطلاعات، توسعة تسهیلات زیربنایی دسترسی به شبکة جهانی اطلاع‌رسانی (اینترنت)، و فراهم کردن زیربنای حقوقی لازم در زمینة تسهیل تبادل اطلاعات مورد تأکید قرار گرفته است.

به رغم چنین تأکیدهایی، مجموعه اقدام‌های عملی دستگاه‌های اجرایی کشور، در مقایسه با دیگر کشورها، چندان رضایت‌بخش نیست، اما نباید از نظر دور داشت که همان‌طور که اول (1989) اشاره می‌کند، بلوغ سازمانی در به کارگیری IS/IT از مراحل خاصی تبعیت می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت سازمان‌ها در کاربرد سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی جهش عمل می‌کنند. اکنون تجربة انباشتة سازمان‌ها این امکان را فراهم ساخته است که با پرداختن به برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی قدم اساسی در فرآیند یادگیری سازمانی برداشته شود. در هر صورت برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی مطابق مدل اول (1986) ضرورتی بنیادین محسوب می‌شود تا از این طریق بتوان به اهداف سه گانة کارآیی، اثربخشی، و کسب مزیت رقابتی نائل شد. هرچند برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT چالش‌های زیادی را پیش روی مدیران سازمان‌ها قرار می‌دهد، نقش هدایتی و تسهیل‌کنندگی دولت با اتخاد خط‌مشی‌های مناسب بسیار تعیین کننده است.

(رهنورد/ 1381/ ص 9 تا 11)

در تحقیق دیگری برخی از شایع ترین مشکلات و پیش فرضهای واحتمالاتی که صنایع کشور با آن روبرو هستند را به شرح زیر شمرده :

• بیشتر شرکت‌های سازمانهای کشور در زمینه سیستم های اطلاعاتی دارای نقایص و کاستی های فراوانند لذا برای ترمیم یا ایجاد آنها سرمایه گذاری های وسیع مورد نیاز است،

• استفاده و به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمانها برای باقی ماندن در عرصه رقابت ( سطح جهان ) یا کاهش هزینه ها و رضایت مشتری الزامی است،

• صنایع کشور ما برای رقابت در عرصه جهانی نیازمند همکاری با یکدیگر برای ورود به این بازارها و رقابت در این بازارها هستند.

• قدرت رقابت صنایع کشور در بازارهای جهانی با معیارها و استانداردهای سازمان کنونی بسیار ضعیف خواهد بود،

• هزینه ها در زنجیره عرضه صنایع داخلی به نسبت استانداردهای جهانی بسیار بالاست.

• رضایت مشتریان عامل بالقوه ای در سود آوری سازمانی است و صنایع ما در کسب رضایت مشتریان با مشکل مواجه اند ( قیمت و کیفیت و ...) .

• در سالهای اخیر صنعت قطعه سازی و تامین از داخل صنایع کشور رونق یافته و بالطبع تعداد تامین کنندگان افزایش یافته . مدیریت مناسب و ارتباطات سریع با این تامین کنندگان می تواند تاثیر بسزایی در کاهش هزینه وافزایش کیفیت ایفا کند.

• اغلب سازمانهای ما با بازار انبوه و مازاد تقاضا روبرو هستند.

• صنایع کشور باید به سمت شیوه‌های نوین مدیریت و تولید گام بردارند تا در زمینه افزایش کیفیت و کاهش قیمت وافزایش تیراژ دست یابند .

توصیفاتی که از کاربردهای فناوری اطلاعات در زنجیره ارزش سازمانها بیان شد هرکدام به طور بالقوه پاسخی برای پیش فرضها ی ذکر شده در پی دارد. حال باید دید که کدام کاربردها و برای رفع چه مشکل یا ترفیع کدام مزیت مناسب و معتبر است. به دلیل محدودیت منابع، صنایع داخل کشور باید اولویت و اثر بخشی هر یک از این کاربردها را شناخته و برنامه ای جامع در راستای استفاده از فناوری اطلاعات در رفع ضعفها و ایجاد توانمدیهای خویش تدوین کنند. در حقیقت صنایع کشور با محدودیتها و مشکلات عدیده ای دست به گریبانند. این صنایع برای حل این معضلات و قابلیت رقابت در عرصه جهانی نیازمند تحولات وسیع و سریع هستند . فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری تحول آفرین دارای کاربردهای مختلفی در هریک از مراحل زنجیره ارزش وعرضه سازمانهاست. این کاربردها در صورت استفاده برنامه ریزی شده و مناسب می توانند به سوالهای فراروی صنایع کشور پاسخ دهند. حرکت به سوی توسعه این کاربردها باید برنامه ریزی شده و بر پایه استراتژی های آگاهانه در حوزه فناوری اطلاعات باشد. حرکت به سوی این فناوری جبریست که بهتر است به اختیار به سوی آن گام نهاد.

- سازمانها و صنایع کشور باید هر چه زودتر به سمت استفاده وسیع و برنامه ریزی شده از فناوری اطلاعات در فعالیتهای خویش اقدام ورزند.

- این حرکت باید برنامه ریزی شده سریع و با تدوین استراتژی فناوری اطلاعات شرکت آغاز گردد.

- رویکرد و سلسه مراتب حرکتی توسعه کاربری های فناوری اطلاعات در این سازمان ها باید از سلسله مراتب ذیل پیروی کند:

• توسعه و تدارک زیر ساختهای مورد نیاز

• منابع انسانی و مهارتهای مورد نیاز؛

• مهندسی مجدد فرآیندها؛

• سخت افزار و سیستم مدیریت پایگاهاه داده ؛

• شبکه های ارتباطات الکترونیکی درون و برون سازمان؛

• مقدمات سازمان ( برنامه ریزی ساختار سازمانی ، افزایش قابلیتها و مهارت های مدیریتی و انسانی و ..)

• ایجاد سیستم های اطلاعاتی یکپارچه درون سازمانی ( سیستم های تولید و خدمات، تدارکات ، بازاریابی و فروش ،مالی و ....)

• استقرار سیستم های کار بردی پیشرفته (CRM.SCM.ISO ....)

• حرکت به سوی کسب و کار الکترونیک .

( محترمی و تفرشی / 1382 / ص 28 تا 35)

منابع

فارسی

1. تامپسون ، جان ب . (1380 ) رسانه ها و مدرنیته. اوحدی ، مسعود ، تهران : سروش

2. دادگران ، سید محمد ( 1377 ) مبانی ارتباطات جمعی ، تهران : فیروزه

3. ساروخانی ، باقر ) 1379( جامعه شناسی ارتباطات ، چاپ نهم ، تهران : اطلاعات

4. شکر خواه ، یونس ( 1379 ) تکنولوژی های ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ،تهران : انوشه

5. فرقانی ، محمد مهدی ( 1382 ) در آمدی بر ارتباطات سنتی در ایران ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

6. فرهنگی ، علی اکبر و آذری ، غلامرضا ) 1381( مبانی ارتباطات ، چاپ اول ، تهران : سنجش

7. محسنی ، منوچهر ) 1380 ( جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی ، تهران : دیدار

8. معتمد نژاد ، کاظم ( 1379 ) وسائل ارتباط جمعی ، تهران : دانشگاه علامه طباطبا یی

9. مک کوایل ، دنیس ، ( 1382 ) در آمدی بر نظریه ی ارتباطات جمعی ، اجلالی ، پرویز ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

10. اقتدارى، على‏محمد(1386 ) سازمان و مدیریت سیستم رفتار سازمانى، چاپ 14، تهران

11. هرسى، پل بلانچارد کینت(1371 )مدیریت رفتار سازمانى کاربرد منابع انسانى، ترجمه على علاقه‏بند، ج‏5، تهران، امیرکبیر

12. رابینز، استفن پى (1374) مدیریت رفتار سازمانى، ترجمه على پارسانیان و سید محمد اعرابى، مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى بازرگانى، چاپ اول

13. کازمایرلئونارد ، 1368اصول مدیریت ، ترجمه اصغر زمردیان و آرمن مهروزان ، ج‏ 3، تهران ، مرکز آموزش مدیریت دولتى

14. والاس ، پاتریکا، روانشناسی اینترنت ، ترجمه بهنام اوحدی و همکاران ( 1382 ) ، اصفهان : نقش خورشید ،
منابع انگلیسی :
1- Lussier , R (2000), Management fundamentals: concepts, applications, skill development, Australia: South-western college

2- Dubrin, Andrew J. (1990) Management and organization, South-west

3- Dubrin, A., Ireland, R D., Williams, J C(1989) Management and organization, South-west

4- MCQuail.Denis . ( 2001 ). Mass communication theory. 4th ed . Sage Press .

5- Rogers, Everett M . ( 1986 ). Communication technology . The new media society . New York . Free Press .

تاثیر جامعه‌ اطلاعاتی بر انسجام اجتماعی

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۱:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

رضا حسنوی ، شیدا فمی تفرشی - جوامع مختلف تحت تاثیر تحولات بسیار عظیم علمی – تکنولوژیک به سمت جامعة اطلاعاتی در حال حرکت هستند. جامعة اطلاعاتی، جامعه‌ای است که ساختار آن متاثر از فناوری است. معیارهایی همچون فناوری‌، مشاغل‌اطلاعاتی‌، جغرافیا، اقتصــاد‌، فرهنگ‌، فراگیری‌ رسانه‌ها و جهانی‌ شدن‌ در ایجاد جامعة اطلاعاتی موثر بوده‌اند. در جامعة اطلاعاتی، جوامع با چالشهایی چون نابرابری اجتماعی، هویتهای جدید، تمایزپذیری و شالوده‌شکنی نهادهایی نظیر دولت، و فرصتهایی چون نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم، تعامل و همزیستی جهانی، شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای روبه‌رو شده‌اند. به‌علت وجود این چالشها انسجام اجتماعی در جامعة اطلاعاتی بخصوص در کشورهای در حال توسعه مانند ایران متزلزل شده است. به همین دلیل جوامع می توانند با تدابیری که می‌اندیشند چالشها را از پیش رو برداشته و از فرصتها در جهت رفاه و سعادت مردم استفاده کنند.
مقدمه

امروزه، وجود عصر انفجار اطلاعات بر همگان واضح است. در پایان قرن بیستم به‌علت تغییر و تحولات بسیار عظیم علمی - تکنولوژیک جهان دچار دگرگونیهای بسیاری شد که در کلیه زمینه های زندگی بشر همچون مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی تاثیرگذار بود. جهان تحت تاثیر این تحولات شکل جدیدی به خود گرفت. اکنون‌ جهان‌ در حالی‌ وارد قرن‌ جدید شده‌ است‌ که‌ همه‌ تغییرات‌ سیاسی‌، نظامی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌ و اجتماعی‌ آن‌ ریشه‌ در این‌ انقلاب‌ علمی‌ ـ تکنولوژیک‌ دارد. با پیدایش‌ شبکه‌های‌نوین‌ و جهانی‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ و تأثیرپذیری‌ همه‌ ابعاد زندگی‌ بشر از این‌ انقلاب‌ تکنولوژیک‌، جهان‌ وارد جامعه‌ جدیدی‌ شده‌ است‌ که‌ بعضی‌ از محققان‌ آن‌ را «جامعه‌ اطلاعاتی» نامیده‌اند[1].

مفهوم‌ «جامعه‌ اطلاعاتی‌» در واقع‌ ابداع‌ ژاپنی‌هاست‌ که‌ در سال‌ 1978 توسط سایمن‌ نورا و آلن‌ مینک‌ طی‌گزارشی‌ که‌ به‌ نخست‌وزیر فرانسه‌ ارایه‌ گردید به‌ غرب‌ صادر شد[2]. این‌ مفهوم‌ را اول‌ بار تادائو اومه‌ سائو در1963 در مقاله‌ای‌ درباره‌ نظریه‌ تکامل‌ اجتماعی‌ بر مبنای‌ تراکم‌ «صنایع‌ اطلاعات» مطرح‌ کرد. مقاله‌ مذکور درشماره‌ ژانویه‌ 1964 روزنامه‌ هوسوآساهی‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شد و سردبیران‌ این‌ روزنامه‌ در معرفی‌ این‌ بحث‌ برای ‌نخستین‌ بار از واژه‌ «جامعه‌ اطلاعاتی‌» استفاده‌ کردند. چندی‌ بعد محققان‌ و آینده‌ پژوهان‌ ژاپنی‌ چون‌ ماسوداوهایاشی‌ این‌ واژه‌ را متداول‌ ساختند[1].

باید به این مسئله توجه داشت که منظور از جامعه اطلاعاتی، جامعـــه ای نیست که از فناوری استفاده می کنند بلکه جامعه‌ای است که ساختار آن متاثر از فناوری است که البته نشانه و نماد جامعه اطلاعاتی، فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است.

مانوئل‌ کاستلز و همچنین‌ جان‌ ون‌دایک‌ برای‌ اینکه‌ به‌ مفهوم‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ بار جامعه‌ شناختی‌ بیشتری‌بدهند، آن‌ را جامعه‌ای‌ شبکه‌ای نامیده‌اند[1].

در این مقاله چگونگی ظهور جامعه اطلاعاتی، چالشها و فرصتهای حاصل از آن بیان شده تا در برخورد با آن استراتژی مناسبی اتخاذ نموده و بتوان هر چه بهتر و با هزینه کمتر چالشهای پیش رو را کنار زد و از فرصتهای حاصل از آن به نحو احسن در جامعه بهره‌مند شد. همچنین تاثیر جامعه اطلاعاتی بر انسجام اجتماعی جهان و ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
جامعه‌ اطلاعاتی

جامعة اطلاعاتی جامعه‌ای نوظهور و در حال ایجاد است و هنوز بیشتر، از گفتمان این جامعه در سطح بین المللی صحبت در میان است. بر این اساس، جوامع باید بر مبنای ضرورت آینده‌نگری ارتباطی، به سوی جامعة اطلاعاتی حرکت کنند. این آینده‌نگری باید مبتنی بر تقویت پژوهشها باشد. از طریق پژوهش و نتایج آن است که می‌توان به سیاستگذاری و برنامه‌ریزی رسید و به هدفهای جامعة اطلاعاتی نایل شد[3].

ویلیام مارتین جامعه اطلاعاتی را اینگونه تعریف می کند: «جامعه ای که در آن کیفیت زندگی، همانند چشم اندازهای تحول اجتماعی و توسعة اقتصادی، به میزان رو به تزایدی به اطلاعات و بهره وری از آن وابسته شده است».

در سند شورای عالی اطلاع رسانی در جامعه اطلاعاتی آمده است: «جامعه اطلاعاتی یکپارچه، تبلوری مجدد از کلیه فرایندهای متعارف و سنتی اجتماعی نظیر کسب، کار، آموزش و ... و حتی فعالیتهای شخصی نظیر تفریحات و امثالهم در قالبی نوین با استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات است»[4].

جامعة اطلاعاتی یک جامعة چند ساحتی و چند‌وجهی است که در آن تمام لایه‌بندی‌ها و سطوح نیازمند اطلاعات هستند. نه اینکه فقط بخشی از آن برخوردار از اطلاعات باشند. اگر جامعه را مانند یک هرم فرض کنیم، در جامعة اطلاعاتی از رأس تا قاعده باید احساس نیاز به اطلاعات داشته باشند و از آن در تمام سطوح استفاده کنند. در مدرسه‌ای که درس، امتحان و بعد از آن کنکور (و حتی دانشگاه) وابسته به یک متن درسی واحد است، دانش‌آموز نیاز به مطالعه و استفاده از منابع کتابخانه ندارد. اما اگر محصل مجبور باشد از منابع دیگر استفاده کند و به سراغ کتابخانه برود، کتابخانه دیگر جزئی جدا از مدرسه نیست و در بافت کلی مدرسه جاافتاده است. در این صورت مدرسه به عنوان بخشی از جامعة اطلاعاتی است. یعنی نظام آموزشی ما اطلاعات مدار خواهد بود و بدون اطلاعات نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد[5].

فرانک وبستر که دربارة جامعه‌شناسی جامعة اطلاعاتی تحقیق می‌کند بر این باور است که جامعه اطلاعاتی یک جامعة آرمانی است. اگرچه جوامعی وجود دارند که به سمت جامعة اطلاعاتی حرکت کرده‌اند و در مراحل مختلف این مسیر قرار دارند اما درهیچ کجای دنیا جامعه‌ای نداریم که به قلة آرمانی جامعة اطلاعاتی رسیده باشد. فواصل جوامع در راه اطلاعاتی شدن با هم متفاوت است. کسانی که به اندازه‌گیری این فاصله هم می‌پردازند به ابزار و امکانات عینی نظر دارند نه خود اطلاعات و چگونگی حرکت آن در جامعه. اطلاعات ممکن است هر ابزاری را در خدمت بگیرد تا در جامعه حرکت کند[5].

نظرات دربارة تعریف جامعة اطلاعاتی متفاوت است. هر چه امکانات، تدابیر و ابزارها بیشتر در خدمت انتقال اطلاعات قرار بگیرند، جریان تبادل اطلاعات موفق‌تر خواهد بود و طبیعی است که امروز یکی از ابزارهای بسیار مهم برای انتقال اطلاعات رایانه است. ولی رایانه‌ای که در خدمت اطلاعات تحقیقی و پژوهشی و برای تمام لایه‌های جامعه باشد[5].

مهمترین و رایج ترین معیارهای جامعه اطلاعاتی به عبارت زیر است:

فناوری: بدیهی‌ است‌ تغییرات‌ اساسی‌ که‌ در سه‌ دهه‌ گذشته‌ به‌‌‌‌‌‌وجود آمده، فناوری‌ در آن‌ نقش‌ بسیار برجسته‌ای‌داشته‌ است. به‌ همین‌ جهت‌ مقبولترین‌ تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ بر نوآوری‌ فوق‌العاده‌ تکنولوژیک‌ بنا شده‌است[6]. فرانک‌ وبستر در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ با اتکا به‌ عنصر فناوری‌ می‌گوید پیشرفتهای ‌خیره‌کننده‌ در پردازش‌، نگهداری‌ و انتقال‌ اطلاعات‌ به‌ کاربرد فناوریهای‌ اطلاعاتی‌ در تمامی‌ زوایای‌ حیات‌ اجتماعی‌ انجامیده‌ است‌[1]. با نفوذ رایانه‌ها در تمامی زمینه­های زندگی بشر از قبیل ادارات، منازل، خودروها، تلویزیون ها، اسباب بازی کودکان، و ارزان شدن فناوریهای پردازش و نگهداری اطلاعات از طریق رایانه­ها و تاثیر آن بر ارتباطات راه دور و ایجاد شبکه های جهانی، تحول عظیمی در زندگی بشر رخ داده است.

شبکه های اطلاعاتی در آینده ای نه چندان دور بر تمامی جنبه های زندگی انسان اثر می گذارد و در چند سال آینده کمتر کسی را می‌توان سراغ گرفت که به نوعی از آنها استفاده نکند یا این فناوریها در زندگی او حضور نداشته باشد. در نتیجه وجود نوآوریهای بسیار زیاد در فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی یکی از عوامل ظهور جامعه اطلاعاتی است.

جهانی‌ شدن:‌ یکی‌ دیگر از مشخصه‌ها یا ویژگی‌هایی‌ که‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ و شبکه‌ای‌ با آن‌ تعریف‌ می‌شود، جهانی‌ شدن است‌. مطابق‌ معیاری‌ که‌ وبستر ارائه‌ می‌دهد، جهانی‌ شدن‌ مقوله‌ای‌ است‌ که‌ ذیل‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ معنا پیدامی‌کند. جهانی‌ شدن‌ عبارت‌ است‌ از در هم‌ فشرده‌ شدن‌ جهان‌ و تبدیل‌ آن‌ به‌مکان‌ واحد. و یا تراکم‌ آگاهی‌ درباره‌ کل‌ نزد اجزا. به‌ تعبیری جهانی‌ شدن‌ همان‌ یگانه‌ شدن‌ جهان‌ و نه‌وحدت‌ و ادغام‌ آن‌ است‌. این‌ تعبیر از جهانی‌ شدن‌ مبتنی‌ بر فناوریهای‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ است‌. مطابق‌ این‌ تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌، جامعه‌ای‌ است‌ که‌ در آن‌ تجارت‌، رسانه‌ها و ارتباطات‌ علمی‌ دانشگاهی‌ و آموزش‌ در سراسر جهان‌ یگانه‌ می‌شود‌[1].

با ایجاد شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی تمامی کاربرانی که از این شبکه ها استفاده می‌کنند زبان یگانه پیدا کرده و با اینکه فرسنگها از هم فاصله دارند اما به شکل باورنکردنی زندگی روزمره آنها بسیار شبیه به هم است و صرفاً فقط سلیقه های مختلف است که باقی می مانند یعنی کاربران این شبکه ها نسبت به هم احساس نزدیکی بیشتری دارند تا همسایگانی که در نزدیکی آنها زندگی می کنند. ازاینرو گفته‌ می‌شود، جامعه‌ اطلاعاتی‌ ، جهان‌ فشرده‌ شده‌ و یگانه‌ شده‌ است‌.

مشاغل‌ اطلاعاتی: یکی‌ از معیارها و مشخصه‌های‌ متداول‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌، معیاری‌ است‌ که‌ بر مسئله‌ تغییرات‌شغلی‌ متمرکز است‌‌. درواقع به‌علت تغییر مشاغلی که با کار بدنی و فعالیتهای بدنی همراه است به مشاغل اطلاعاتی یعنی مشاغلی که به کارهای فکری با مهارت بیشتر یا به عبارت دیگر کارهایی که در فرایند تولید، پردازش و توزیع اطلاعات دخیل هستند، جامعه اطلاعاتی ظهور پیدا کرده است. گزارشهای‌ سازمانهای‌ بین‌المللی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در دو دهه‌ اخیر مشاغل‌ یقه‌سفیدان‌ یا مشاغلی‌ که‌ اساسا با تولید و کاربرد اطلاعات‌ و زیر ساخت‌های‌ پشتیبانی‌ کننده‌اش‌ سروکار دارند، رشدی‌ به‌ مراتب‌ بیش‌ از سایرمشاغل‌ دارند[7].

به‌ تعبیر وبستر امروز بازار کار توسط کسانی‌ اداره‌ می‌شود که‌ با نرم‌افزارها سروکار دارند و در فرایند تولید، پردازش‌ و توزیع‌ اطلاعات‌ سهیم‌اند و زندگی‌ خود را به‌ یمن‌ این‌ امتیاز که‌ دارای‌ اطلاعاتی‌ برای‌انجام‌ امور مورد نیاز جامعه‌ هستند و در تولید و توزیع‌ و همچنین‌ در پردازش‌ آن‌ نقش‌ دارند، تأمین‌ می‌کنند. بنابراین، با ظهور رشد و توسعه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی در سطح جهان، نیروی کار اطلاعاتی به رشد فوق العاده ای رسیده است. از این رو، محققان، جابه‌جایی در توزیع مشاغل را یکی از مشخصه­های جامعه اطلاعاتی بر می­شمرند[1].

فراگیری‌ رسانه‌ها: یکی‌ از معیارها و مشخصه‌های‌ مربوط به‌ ظهور جامعه‌اطلاعاتی‌، سرعت‌ فراگیری‌ رسانه‌هاست‌. سرعت‌ فراگیری‌ رسانه‌ها که‌ در واقع‌ در اثر نوآوریهای‌ فوق‌العاده‌ و بی‌بدیل‌ فناوری‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی ‌به‌وجود آمده‌ است‌، قلمرو زندگی‌ خصوصی‌ انسانها را به‌شدت‌ تحت‌ تأثیر قرار داده‌ است‌. با پیشرفتهایی‌ که‌ درفناوریهای‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ فراهم‌ آمده‌ است‌، خدمات‌ تلویزیونی‌ با شبکه‌هایی‌ از مؤسسات‌ و نهادهای‌گسترده‌ و نهایتا با ماهواره‌ها پیوند خورده‌ و به‌ سهولت‌ در هر کجای‌ جهان‌ در دسترس‌ قرار گرفتند. با وجود اینکه سطح دسترسی به این فناوریها در تمامی دنیا به‌طور یکسان نیست با این حال، پوشش رسانه‌های‌ جدید، از تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌ گرفته‌ تا اینترنت‌، به‌شدت‌ رشدکرده‌ و همه‌ جهان‌ را متــأثر ساخته‌ است‌. دسترسی مداوم به رسانه‌ها به‌طور 24 ساعته و این مسئله که در رسانه های جدید مخاطبان می‌توانند هم تولید‌کننده و هم مصرف کننده اطلاعات باشند باعث شده تا فراگیری آنها بسیار گسترده و سریع باشد.

اقتصادی:‌ شاخص‌ اقتصادی‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ به‌ قدر شاخص‌ فناوری‌ اهمیت‌ دارد. فریتز مچلوب‌ که‌ از پیشگامان‌ مبحث‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ است‌ به‌ گستره‌ و رشد صنایع‌ اطلاعاتی‌ در ایالات‌متحده‌ می‌پردازد و نطفه‌ ایجاد مقیاسهای‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ را مبتنی‌ بر شرایط اقتصادی‌ می‌داند‌. پیتر دراکر استاد مدیریت در سال‌ 1967 اظهار داشته‌ که‌ اقتصاد آمریکا از 26 به‌ 34 درصد از یک‌ اقتصاد کالایی‌ یااقتصاد کالا محور به‌ اقتصاد اطلاعاتی‌ یا اطلاعات‌ محور تغییر وضعیت‌ داده است‌. وی‌ تاکید می‌کند دانش‌ یا همان‌اطلاعات‌ اساس‌ اقتصاد نوین‌ را تشکیل‌ داده‌ است[7]‌‌.

در واقع اطلاعات در جامعه اطلاعاتی، نه تنها دارای ارزش اقتصادی است، بلکه محور اقتصاد قرار گرفته است و هر که قدرت خرید آن و مهارت و آگاهی لازم برای استفاده از آن را داشته باشد می­تواند از آن بهره مند شود. در این وضعیت دیگر خرید و فروش‌ و تجارت‌ اطلاعات‌ در سطح‌ ملی‌ و فراملی‌ معنادار نخواهد بود، بلکه‌ اطلاعات‌ در سطوح‌متفاوت‌ بازار بین‌المللی‌، ملی‌، محلی‌ و نهایتا بازارهای‌ شخصی‌ و فردی‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد.

جغرافیایی: جامعه‌ اطلاعاتی‌ علاوه‌ بر آن‌ که‌ از منظر اقتصاددانان‌ و جامعه‌شناسان‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و تعریف‌ شده‌است‌، از منظر جغرافیدانانی‌ که‌ بر مکان توجه‌ ویژه‌ای‌ مبذول‌ می‌دارند نیز مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌.جغرافیدانان‌ در بحث‌ مکان به‌ شبکه‌های‌ اطلاعاتی‌ که‌ مکانهای‌ جغرافیایی‌ را به‌ یکدیگر پیوند می‌دهند، تاکید می‌ورزند و معتقدند که‌ این‌ شبکه‌ها آثار شگفت‌انگیزی‌ بر سازمان‌ فضا و مکان‌ دارند‌.

فرهنگی: همان‌طور که مسئله فناوری در ظهور جامعه اطلاعاتی بسیار حائز اهمیت است جنبه های فرهنگی نیز به همان اندازه در پیدایش آن موثر بوده است. وجود برنامه های تلویزیونی 24 ساعته در چندین کانال با تنوع بسیار، فیلم های ویدئویی که به سهولت قابل تهیه و اجاره از ویدئو کلوپ ها هستند، وجودضبط صوت­های دیسکی و CD، VCD و DVD که در دسترس همگان است، رایانه های شخصی که در هر خانه ای موجود است و پایگاههای on-line همه و همه در ایجاد بستر فرهنگی بشر بسیار تاثیرگذار بوده و به کاربران این رسانه ها خط مشی فرهنگی داده و الگوسازی می‌کند. به عبارت دیگر این‌ سطح‌ از اطلاعات‌ از لحاظ فرهنگی بر کلیه زمینه های زندگی نفوذ کرده‌ و هویت و شخصیت ما را متأثر و دگرگون‌ ساخته‌ است‌.

پس از اینکه با معیارهایی که موجب ظهور جامعه اطلاعاتی شده اند آشنا شدیم، حال به ذکر چالشهایی که با ظهور جامعه اطلاعاتی با آن روبه‌رو خواهیم شد، می­پردازیم.
چالشهای ناشی از جامعه اطلاعاتی

نابرابری‌ اجتماعی:‌ در بحث‌ برابری‌ یا نابرابری‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ می‌توان‌ به‌ مقولات‌ متعددی‌ اشاره‌ کرد و موقعیت‌هر یک‌ را در این‌ جامعه‌ توضیح‌ داد. به‌ عنوان‌ مثال‌ کسب‌ نابرابر ثروت‌ شامل‌ درآمد و داراییها نیز یکی‌ ازمقولاتی‌ است‌ که‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ نیز به‌شدت‌ در حال‌ افزایش‌ است‌. بحث‌ برابری‌ و نابرابری‌ اجتماعی‌ در جامعه‌اطلاعاتی‌ که‌ مبتنی‌ بر دسترسی‌ برابر یا نابرابر به‌ اطلاعات‌ و رسانه‌ها است‌ را در دو سطح‌ می‌توان‌ مطرح‌ کرد.

ازلحاظ نظری‌ می‌توان‌ گفت‌ مطابق‌ آنچه‌ که‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ آمده‌ است‌، رسانه‌های‌ جدیداطلاع‌رسانی‌ و شبکه‌های‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌، انتشار و دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ را آسان‌تر و بهترمی‌سازد و سبب‌ کاهش‌ فاصله‌ بین‌ گروه‌ها، افراد و طبقات‌ اجتماعی‌ در داخل‌ هر کشور از یک‌ طرف‌ و همچنین‌کاهش‌ فاصله‌ بین‌ کشورها از طرف‌ دیگر می‌شود‌. اما در عمل‌ جهان‌ شاهد یک‌ «شکاف‌ اطلاعاتی» دسترسی‌ نابرابر به‌ اطلاعات‌ رسانه‌ها است‌ که‌ با سرعت‌ زیادی‌ در حال‌ افزایش‌ است‌‌. واقعیت‌ این‌ است‌ که‌در جامعه‌ اطلاعاتی‌ نابرابری‌ مذکور به‌ شکل‌ متفاوت‌ از گذشته‌ بروز پیدا کرده‌ و تداوم‌ یافته‌ است‌.

در جامعه‌اطلاعاتی‌ از یک‌ طرف‌ تهیه‌ رایانه‌ و لوازم‌ آن‌، خط تلفن‌ و مودم‌، دسترسی‌ به‌ تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌ و سایروسایل‌ نوین‌ اطلاع‌رسانی‌ در دسترس‌ همگان‌ نیست‌ و تمام‌ افراد توانایی‌ تهیه‌ و دسترسی‌ به‌ آن‌ را ندارند و ازطرف‌ دیگر اکنون‌ آگاهی‌ و مهارت‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از اینترنت‌ و سایر وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ نابرابراست‌.

روشن‌ است‌ که‌ هر دو مقوله‌ یعنی‌ الف) دسترسی‌ افراد به‌ رایانه و شبکه‌های‌ نوین‌ ارتباطی‌ و ب‌) مهارت‌ افراد برای‌ استفاده‌ از وسایل‌ مذکور هم‌ در درون‌ هر کشور و هم‌ در بین‌ کشورهای‌ مختلف‌ به‌ شکل‌ نابرابروجود دارد. یعنی‌ از یک‌ سو در جوامع‌ پیشرفته‌ دسترسی‌ به‌ وسایل‌ مذکور و همچنین‌ مهارت‌ لازم‌ استفاده‌ از این‌وسایل‌ در مقایسه‌ با کشورهای‌ توسعه‌ نیافته‌ و در حال‌ توسعه‌ بسیار زیاد است‌ و از سوی‌ دیگر در داخل‌ هر یک‌ ازکشورها این‌ نابرابری‌ به‌ شکل‌ محسوسی‌ وجود دارد. محققانی‌ چون‌ جان‌ ون‌دایک‌ معتـــقدند که‌ ما در جـــامعه‌اطلاعاتی‌ شاهد یک‌ نابرابری‌ در مهارتهای‌ دیجیتـــال هستیم‌. تحقیق سال‌ 1997 در آلمان‌ نشان‌ می‌دهد هر چه‌ از وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ که‌ مهارت‌ خاصی‌ نمی‌خواهند مثل‌استفاده‌ از تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌، VCR، VCD و DVD ارسال‌ پست‌های‌ الکترونیک‌، بازی‌های‌الکترونیک‌ و مانند آنها به‌ سمت‌ وسایلی‌ نوین‌ که‌ مهارت‌ و آگاهی‌ خاصی‌ می‌طلبد حرکت‌ می‌کنیم‌درصد استفاده کنندگان از فناوری به‌شدت‌ کاهش‌ می‌یابد.

به‌طوری‌ که‌ 85 درصد استفاده ‌‌کنندگان از فناوری مردم‌ آلمان‌ از بازیهای‌ الکترونیک‌ و تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌استفاده‌ می‌کردند و 89 درصد به‌ ارسال‌ پستهای‌ الکترونیک‌ مبادرت‌ می‌ورزیدند، اما 22 درصد قادر بودند که‌ باپین‌ کارت‌ خود‌ پرداخت‌ کنند و یا 15 درصد می‌توانستند پولهای‌ خود‌ را به‌ باجه‌های‌ خودپرداز، بپردازند. همچنین‌ در این‌ سال‌ تنها 23 درصد به‌ راحتی‌ می‌توانستند از تله‌تکست‌های‌ تلویزیون‌ استفاده‌کنند. علاوه ‌‌براین‌، نابرابریهای‌ مذکور نزد نسل‌ جوان‌ و سالخورده‌ و همچنین‌ نزد دارندگان‌ تحصیلات‌ عالی و افرادی‌ که‌ تحصیلات‌ بالایی‌ نداشته‌اند نیز زیاد بوده‌ است[1].

همچنین‌ تحقیقات‌ دیگری نشان‌ می‌دهد که‌ دسترسی‌ به‌ وسایل‌ مذکور نابرابر است‌. بیشتر کاربران‌ وسایل‌ نوین‌اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ مرد، جوان‌ و خوب‌ آموزش‌ دیده‌ هستند و در کشورهای‌ غربی‌ دارای‌ درآمد و سطح‌ زندگی‌ بالا هستند‌. پیمایشی‌ که‌ از آمارهای‌ رسمی‌ در ایالات‌ متحده‌ بین‌ سال‌های‌ 1993 ـ 1989 انجام‌گرفته‌، نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ نابرابری‌ در همه‌ متغیرهای‌ مورد اشاره‌، بجز متغیر جنس‌، افزایش‌ یافته‌است[8 ]‌‌. ون‌دایک‌ همچنین‌ نقل‌ می‌کند که‌ تحقیقات‌ دیگری‌ که‌ طی‌ سالهای‌ 1995 و 1999 در آمریکا واروپای‌ غربی‌ انجام‌ شده‌ است‌، این‌ امر را تایید کرده‌ است‌. اطلاعات و فناوریهای نوین ارتباطی جدید جهان را به دو قطب، کسانی که در موقعیت استفاده از رسانه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی هستند و کسانی که در بخشهای حاشیه­ای و پایین جامعه دسترسی به این رسانه ها ندارند، تقسیم می­کند.

گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سطح بین‌المللی: اولاً در کشورهای در حال توسعه، به علت فقدان زیرساختهای ملی مخابرات و فقدان رونق اقتصادی، توسعه اینترنت بسیار گران‌تر و پرهزینه‌تر از کشورهای توسعه یافته است. به عنوان مثال، در آمریکا هر کاربر برای یک ماه اتصال به اینترنت باید 2 دلار بپردازد در حالی که در اوگاندا همین کاربر باید 92 دلار بابت اتصال ماهانه به اینترنت بپردازد. ثانیاً این کشورها با مشکلات اساسی‌تر همچون کمبود تغذیه، ارتباطات جاده‌ای، اشتغال، برق، جنگ و نظامهای سیاسی بی‌ثبات نیز مواجه هستند. بودجه برای هزینه سنگین تجهیزات رایانه‌ای وجود ندارد و این گونه امکانات به لحاظ اقتصادی صرفاً در اختیار طبقات بالا و مستقل قرار می‌گیرد. ثالثاً در این کشورها از جمله کشور ما ایران، به خاطر آنکه لایه فیزیکی را مخابرات در اختیار دارد، این فناوری در انحصار مراکز دولتی است و دولت متصدی خطوط ارتباطی داده‌ها نیز هست. از این رو، عدم امکان رقابت ناشی از این جنبه، سبب افت شدید کیفیت خدمات اینترنتی می‌شود.

علاوه بر مطالب ذکر شده، از آنجا که اکثر اطلاعات در شبکه اینترنت به زبان انگلیسی ارائه می‌شود ناآگاهی از این زبان به منزله دسترسی نداشتن به اطلاعات تلقی می‌شود.

در تحقیقی که کیوان کوشا در زمینه حضور فرهنگی کشورهای مختلف جهان در شبکه جهانی وب انجام داده است آمار و اطلاعاتی به شرح زیر ارائه شده است: کشور چین در مقام نخست و ترکمنستان در مقام آخر از نظر استفاده از وب قرار دارد. ایران نیز در میان 35 کشور آسیا، خاورمیانه و اقیانوسیه در رتبه دوازدهم جای گرفته است. کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز حضور کم‌رنگی در این زمینه دارند. نوعی عدم توازن کمی و کیفی در استفاده از دستاوردهای جامعه اطلاعاتی در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای شمال و جنوب است. وجود این شرایط خود سبب تشدید نابرابریهای اجتماعی در سطح کشورهای جهان می‌شود[1].

گسترش نابرابریهای اجتماعی در سطح ملی: شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت در سطح کشورها و عدم برخورداری متناسب و متعادل در کلان شهرها و شهرهای حاشیه‌ای و نقاط محروم از توزیع بودجه‌های عمرانی و اجتماعی و فرهنگی، سطح درآمدهای مختلف که در محدوده خرده فرهنگهای درون یک کشور وجود دارد، فضایی را تدارک می‌بینند که عده‌ای به امکانات مناسب و از جمله دسترسی به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل، عده‌ای به رغم داشتن صلاحیت و استعداد کافی، به دلیل نبود امکانات مالی و آموزشی، امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نداشته باشند و این موضوع، به خودی خود، سبب تعمیق و گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سطح کشورها و بین شهروندان خواهد شد[9].

هویتهای‌ جدید‌: جامعه‌ اطلاعاتی‌ اجتماعات‌ و هویتهای‌ جدیدی‌ خلق‌ می‌کند. در جامعه‌ای‌ که‌ به‌ ارتباطات‌ مبتنی‌ برصنعت‌ چاپ‌، تلویزیون‌ و تلفن‌ متکی‌ است‌، شیوه‌ تولید به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ هویتها را به‌ صورت‌ عاقل‌، سودمند وخودبسنده‌ در می‌آورد. اما در جامعه‌ اطلاعاتی‌، جامعه‌ای‌ که‌ ارتباطات‌ الکترونیک‌ سیطره‌ دارد ذهنیتها وهویتهای‌ ناپایدار، چند لایه‌ و پراکنده‌ ظهور می‌کند‌. مارک‌ پاستر در «عصر دوم‌ رسانه‌ها» تاکید می‌کند در دوره‌ جدید که‌ اینترنت‌ و ارتباطات‌ الکترونیک‌ در جامعه‌ سیطره‌ دارد، این‌ داده‌ها و اطلاعات‌ و یا به‌ عبارت‌دقیق‌ کلمه‌، این‌ اجتماعات‌ مجازی‌ هستند که‌ هویت‌ افراد را می‌سازند[10]‌.

وسایل‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌در اثر تغییراتی‌ که‌ در برداشتهای‌ بشر امروزی‌ به‌وجود می‌آورند، هویتها را در وضعیت‌ کاملا تازه‌ای‌ قرارمی‌دهند که‌ متفاوت‌ و حتی‌ مغایر با گذشته‌ است‌. هویت‌ در اجتماعات‌ مجازی‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ در مسیرفراملیتی‌ شدن‌ حرکت‌ می‌کند. در واقع‌ ارتباطی‌ که‌ با اتکا به‌ وسایل‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ جدید شکل‌ می‌گیرد چشم‌اندازی‌ از فهم‌ و درک‌ جدیدی‌ از ذهنیت‌ را آشکار می‌سازد که‌ در صورت­بندیهای‌ گفتار و عملکرد که‌ به‌لحاظ تاریخی‌ محسوس‌اند، جان‌ می‌گیرد. این‌ ارتباطات‌ راهگشای‌ نگریستن‌ به‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌چندلایه‌، تغییرپذیر، منفعل‌ و تکه‌تکه‌ است‌. پدیده‌ای‌ که‌ شکل‌ دادن‌ خویش‌ را به‌ گونه‌ای‌ طراحی‌ می‌کند که‌ باهرگونه‌ تثبیت‌ هویت‌ می‌ستیزد. جامعه‌ اطلاعاتی‌ مبین‌ هویت‌ بی‌ثبات‌، تغییرپذیر و منعطف‌ انسان‌ جدید است‌. در این‌ جامعه‌ بسا انسانهایی‌ که‌ با همسایه‌ها، هم‌ محلی‌ها و همشهریها و حتی‌ هموطنان‌ خود احساس‌قرابت‌‌ نداشته‌ ولی‌ با فرد دیگری‌ در اقصی نقاط جهان‌ احساس‌ هویتی‌ یکسان‌ داشته‌ باشند.

هویت ‌ملی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ به‌ دلیل‌ ظهور اجتماعات‌ مجازی‌ به‌ شدت‌ تهدید می‌شود. اجتماعات‌ مجازی‌ تهدیدی‌ برای‌ اجتماعات‌ واقعی‌ است‌. در واقع‌ در اجتماعات‌ مجازی‌ معمولا افراد حداقل‌ در یک‌ چیز اشتراک‌ دارند و آن‌علایق‌ و منافعی‌ است‌ که‌ آنها را دور هم‌ جمع‌ می‌کند. این‌ منافع‌ که‌ همان‌ دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ است‌، هویت‌آنها را می‌سازند. هویتی‌ که‌ مدام‌ در حال‌ تغییر و ناپایدار است‌. هویت‌ افراد در اجتماعات‌ مجازی‌ «هویتی‌ دیجیتال» است‌. دیگر سرزمین‌، زبان‌ بومی‌ و محلی‌، کشور، فرهنگ‌ ملی‌ و نژاد هویت‌ افراد را در اجتماعات‌ مجازی‌ تعیین‌ نمی‌کنند، بلکه‌ این‌ منافعی‌ که‌ آنها را نزد هم‌ جمع‌ می‌کند هویت‌ آنها را می‌سازد. اطلاعات‌ هویت‌ افراد را در جامعه‌ جدید شکل‌ می‌دهد[1].

تمایز اجتماعی: مهمترین‌ متغیری‌ که‌ در بحث‌ انسجام‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ مدنظر قرار می‌گیرد، وحدت‌ بخشی‌ یاتمایزپذیری‌ اجتماعی‌ است‌. همان‌طور که‌ می‌دانیم‌ اجتماعی‌ شدن‌ و فردی‌ شدن‌ دو روی‌ سکه‌ تجدد و دوره‌مدرن‌ هستند. یعنی‌ دوره‌ مدرن‌ دارای‌ یک‌ دوگانگی‌ در ساختار اجتماعی‌ است‌ که‌ از یک‌ طرف‌ به‌ اجتماعی‌شدن‌ افراد منجر می‌شود و از طرف‌ دیگر فردی‌ شدن‌ را تقویت‌ می‌کند‌.

رادیو و تلویزیون‌ در این‌ دوره‌ جوامع‌ محلی‌ و ملی‌ را با یک‌ شبکه‌ محدود یکپارچه‌ ساختند و سپس‌ تکثرو تنوع‌ کانال‌ها و ظهور تلویزیون‌های‌ کابلی‌ دوباره‌ مخاطبان‌ را تکه‌تکه‌ و پاره‌پاره‌ کرده‌ است‌. در پایان‌ این‌ دوره‌هر چند مخاطبان‌ یک‌ کانال‌ تلویزیونی‌ را از میان‌ تعداد زیاد کانال‌ها انتخاب‌ می‌کنند ولی‌ صاحبان‌ تلویزیون‌هاو آگهی‌دهندگان‌ هنوز بازار انبوه‌ را ترجیح‌ می‌دهند.

رسانه‌های‌ جدید، رسانه‌های‌ فردی‌ شده‌ هستندچون‌ که‌ آنها مبتنی‌ بر تعامل‌ فردی‌ انسان‌ ـ رایانه هستند. همچنین‌ آنها رسانه‌هایی‌ هستند که‌ به‌طور جمعی‌مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند چون‌ که‌ رایانه‌های‌ آنها همگی‌ به‌ شبکه‌ها متصل‌اند‌.

رسانه‌های‌ جدید تقاضاها و درخواستهای‌ متکثر کاربران‌ و مخاطبان‌ را پاسخ‌ می‌دهند. از این‌رو نتیجه‌ عملی‌ دوگانگی‌ساختاری‌ رسانه‌ها از طریق‌ گرایشهای‌ وحدت‌ بخشی‌ و تمایز بخشی‌ در جامعه‌ تعریف‌ می‌شود. نتیجه‌ این‌دوگانگی‌ ساختاری‌ رسانه‌ها، دوگانگی‌ ساختار اجتماعی‌ جامعه‌ است.

به‌ نظر می‌رسد تجلی‌ دوگانگی‌ مذکور نزد کاربران‌ اینترنت‌ و رسانه‌های‌ مرتبط با آن‌ و آنهایی‌ که‌ به‌ این‌وسایل‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ دسترسی‌ دارند، قابل‌ ملاحظه‌تر است‌. چرا که‌ رسانه‌های‌ مذکور نوعی‌مناسبات‌ جدید ایجاد می‌کنند که‌ در این‌ مناسبات‌ انسانها بیش‌ از پیش‌ گوشه‌گیر، منزوی‌ و کم‌تحرک‌ شده‌ وکم‌کم‌ از زمینه‌ عملی‌ زندگی‌ خود دور می‌شوند. محققان‌ ارتباطات‌ معتقدند که‌ موفقیت‌ اجتماعات‌ مجازی‌ عملا به‌ مثابه‌ نشانه‌ زوال‌ اجتماعات‌واقعی‌ است‌‌[1].
فرصتهای ناشی از جامعه اطلاعاتی

نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم: از آنجا که زمینه هر گونه نوآوری و خلاقیت در پژوهش علمی تبلور می‌یابد، بنابراین، پیشرفت فناوریهای جدید و خلاقیتها از دستاوردهای جامعه اطلاعاتی محسوب می‌شود.

از جمله مهمترین اقداماتی که می‌توان از طریق اینترنت سازمان داد، عضویت استادان و متخصصان رشته‌های مختلف در گروه‌های تخصصی است. با عضو شدن «کاربران» اینترنت در این گروه‌ها، آنها می‌توانند در جریان آخرین اطلاعات موجود در رشته‌های تخصصی خود قرار گیرند زیرا همه اعضا در جریان پیامهای علمی قرار دارند که توسط یک نفر صادر می‌شود. در شرایطی که خطوط ارتباطی از کیفیت لازم برخوردار باشد و در ایستگاههای محل کار هر دو یا چند طرف با امکانات لازم (دوربین ویدئویی...) به سیستم اتصال داشته باشد، آنان می‌توانند تصویر یکدیگر و فعالیتهای هر کدام را نیز مشاهده کنند.

هم اکنون انجام عملهای مهم جراحی به شکل هدایت از راه دور و با شرکت چند متخصص که هر کدام در گوشه‌ای از دنیا به کار مشغول هستند و می‌توانند در یک آن ناظر عمل جراحی یا راهنمایی‌کننده آن باشند، در تعدادی از مراکز مجهز درمانی متداول شده است. یکی دیگر از شکلهای تا حدودی رایج فعالیتهای پژوهشی که در سطح کشورهای اروپای غربی و امریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد، کنفرانس از راه دور است که در آن تعدادی از متخصصان (که هر کدام در یک گوشه از کره زمین زندگی می‌کنند) با یکدیگر درباره موضوع مورد علاقه خود به تبادل نظر می‌پردازند. این نوع کنفرانس‌های الکترونیک در آینده رواج زیاد خواهد یافت و احتمال می‌رود که در مقیاس وسیعی از اهمیت کنفرانس‌های حضوری (که بسیار پرهزینه‌تر است) کاسته شود.

در طول چند دهة اخیر، مجله‌های علمی، در میان پژوهشگران، جایگاه ویژه‌ای در برقراری ارتباطات علمی ایفا کرده‌اند و تعداد این مجله‌ها در سطح جهان همواره رو به افزایش بوده است. اما با توجه به گسترش شبکه اینترنت، به ویژه در طول 5 سال گذشته، به نظر می‌رسد که در سالهای آینده نتوان افزایش تعداد این مجلات را مانند سالهای گذشته انتظار داشت.

همه روزه بر تعداد پژوهشگرانی که برای انتشار نتایج پژوهشهای خود از این شبکه استفاده می کنند، افزوده می‌شود. آنان می‌توانند اطلاعات تولیدی خود را در اختیار تمامی افرادی که امکان دسترسی به این شبکه را دارند قرار دهند و از آنان نیز بخواهند، علاوه بر نظرخواهی، برایشان مدارک علمی مشابهی از همین رهگذر ارسال دارند یا با خود آنان همکاری مستمر داشته باشند[9].

4-2 تعامل و همزیستی جهانی: شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای: واقعیت این است که پیشرفت ارتباطات و تکوین جامعه اطلاعاتی فاصله‌ها را کم کرده و به ایجاد نوعی تشابه، به ویژه در جوانان، انجامیده است. اعضای کمیسیون توسعه سازمان ملل متحد گزارش داده‌اند که در گردهماییهای خود در شهرهای قاره‌های گوناگون، شاهد بوده‌اند که جوانان خیلی شبیه به هم شده‌اند و این شباهت، با رنگ باختن مرز جوامع و رفتن به سوی نوعی جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای، بیشتر شده است.

اما باید توجه داشت که به یمن گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌ها، جوامع مختلف اگر آگاهانه و با برنامه‌ریزی عمل کنند، می‌توانند برای تحولات مثبت از آن استفاده کنند و به نوعی همزیستی سالم جهانی نیز دست یابند.

مبارزه با مواد مخدر در سطح جهانی، حفظ محیط زیست، همبستگی انسانها، احترام به حق حیات، محترم بودن حریم زندگی خصوصی افراد، احیای حقوق مادران و کودکان، تأکید بر عدالت جهانی، گرامی داشتن کرامت انسانها و توجه به حقوق اقلیتهای دینی و اجتماعی، توسعه پایدار و اجازه مطرح شدن سایر فرهنگها و ارزشها مباحثی هستند که می‌توانند با بهره‌گیری از همین فضای موجود جامعه اطلاعاتی، وجه دیگری را در تعامل فرهنگها نشان دهند[9].

وضعیت ایران: در داخل‌ ایران تعداد کمی‌ از هموطنان‌ به‌ رسانه‌های‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌، به‌ویژه‌ به‌ اینترنت‌ و رسانه‌های‌اطلاع‌رسانی‌ دیجیتال‌ دسترسی‌ دارند و از آگاهی‌ و مهارت‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از آنها برخوردارند. این‌ عده‌ کم‌کم‌دغدغه‌، ذهنیت‌، هویت‌، شخصیت‌ و مسائل‌ مشابه‌ دیگر کاربران‌ رسانه‌های‌ مذکور در سطح‌ جهان‌ (که‌ عمدتا مبتنی‌ بر دغدغه‌، ذهنیت‌، هویت‌، شخصیت‌ و مسائل‌ افراد شهری‌ غربی‌ می‌باشد) پیدا خواهند کرد و در اجتماع ‌مجازی‌ با آنها یکپارچه‌ و متجانس‌ خواهند شد.

آن عده که‌ هم‌ ازامکانات‌ مالی‌ لازم‌ و هم‌ از آگاهی‌ و مهارت‌ در خور توجه‌ برخوردارند اعضای‌ اجتماعات‌ مجازی‌ شده با یکدیگر متحد و متجانس‌می‌شوند و از تعلق‌ ملی‌ و قومی‌ رها می‌شوند و بیشتر احساس‌ جهانی‌ خواهند داشت‌ تا ایرانی‌. از این‌ پس‌ بیشتر شهروندان‌ جهانی‌ خواهندبود و احساس‌ تعلق‌ و همبستگی‌ ملی‌ آنها کاهش‌ می‌یابد. در سطح‌ دیگر، شکاف‌ اطلاعاتی‌ بین‌ ایران‌ و دیگرکشورها به‌ ویژه‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ غربی‌ افزایش‌ می‌یابد. جهان‌ اکنون‌ شاهد یک‌ نابرابری‌ در مهارتهای ‌دیجیتال‌ بین‌ کشورهای‌ مختلف‌ است‌. نابرابری‌ اطلاعاتی‌ در سطح‌ جهانی‌ انسجام‌ اجتماعی‌ کلانی‌ را که‌ بین‌کشورها حاکم‌ بود به‌ هم‌ می‌زند و این‌ شکاف‌ را افزایش‌ می‌دهد. اکنون‌ به‌ نظر می‌رسد کشورمان‌ برای‌ پرکردن‌این‌ نابرابریها راه‌ درازی‌ پیش‌رو دارد.

هویت‌ دیجیتالی‌ که‌ محصول‌ جامعه ‌اطلاعاتی‌ و اجتماعات‌ مجازی‌ است‌، مخاطبان‌ و کاربران‌ وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ را هدف‌ قرارمی‌دهد و هویت‌ ملی‌ و محلی‌ آنها به‌ سمت‌ هویت‌ فراملیتی‌ تغییر می‌دهد. ایرانی‌ که‌ به‌ وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ دسترسی‌ دارد و از مهارتهای‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از آنها برخوردار است‌، دردرجه‌ اول‌ شهروند اجتماعات‌ مجازی‌ است‌ که‌ عملا عضو آن‌ شده‌ است‌. هویتی‌ که‌ این‌ هموطن‌پیدا می‌کند ممکن‌ است‌ با هویت‌ ملی‌اش‌ در تضاد باشد و نهایتا به‌ کاهش‌ انسجام‌ اجتماعی‌ جامعه‌اش‌ بینجامد. او دیگر در یک‌ جامعه‌ ارگانیک‌ زندگی‌ نمی‌کند که‌ هویت‌ همبسته‌ای‌ با این‌ جامعه‌ داشته‌ باشد.

او درجامعه‌ای‌ زندگی‌ می‌کند که‌ منافع‌اش‌ حول‌ دسترسی‌ و استفاده‌ از این‌ وسایل‌ سامان‌ یافته‌ است. این‌ ایرانی‌ با دیگر هموطنان‌ از لحاظ هویتی‌ فرق‌ خواهد داشت‌. زبان‌ فارسی‌ دیگر برایش‌ در جامعه‌ مجازی‌ هویت‌ نمی‌سازد بلکه‌ این‌ زبان‌ انگلیسی‌ است‌ که‌ برای‌ او هویت‌ مشترک‌ با دیگر کاربران‌ این‌ وسایل‌ در دنیا می‌سازد. مهارت‌استفاده‌ از وسایل‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ نیز برای‌ کاربران‌ این‌ وسایل‌ هویت‌ می‌سازد.

به‌ نظر می‌رسد رسانه‌های‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ تمایزپذیری‌ و بخشی‌ شدن‌ را در ایران‌ بیشتر تقویت‌خواهد کرد تا وحدت‌ و یکپارچگی‌ و انسجام‌ اجتماعی‌. با وجود تلویزیون های ماهواره ای و تعداد کانال‌های در دسترس آن در ایران و از طرفی محدودیت کانال‌های تلویزیون ایران و نداشتن تنوع، سبب شده است تا گروهها، اقشار، و اقوام مختلف ایرانی بر اساس علاقه از میان کانال‌های ماهواره، برنامه مورد علاقه شان را انتخاب کنند در نتیجه اصل تکثر رسانه­ای در جامعه اطلاعاتی، موجب شده تا ایرانیها به سوی تولید و مصرف اطلاعات، برنامه­ها و کانال‌های مورد علاقه خود کشیده شوند و تعلق گروهی، قومی و مذهبی آنها در این انتخاب و فرایند تقویت می­شود. به طور مثال کرد زبانها کانال‌هایی که به زبان کردی پخش می­شود را انتخاب می­کنند.

بنابراین نهایتاً تمایزپذیری بیشتر آنها با جامعه ایرانی به عنوان یک کل و افزایش تعلقات گروهی، مذهبی و قومی حاصل می‌شود. رسانه‌های‌ ارتباطی‌ نوین‌ این‌ عده‌ از هموطنان‌ را با آنهایی‌ که‌ در سطح‌ جهان‌ تبادل‌ اطلاعات‌ می‌کنند و تعامل‌دارند یکپارچه‌ می‌سازد. افراد و گروهها و ملیتهای‌ مختلف‌ را در جامعه‌ دیگری‌ غیر از جوامع‌ ملی‌ واقعی‌خودشان‌ متحد می‌سازد[1].
نتیجه گیری

جامعه اطلاعاتی از یک سو چالشهایی از قبیل نابرابری اجتماعی، هویتهای جدید، تمایزپذیری و شالوده‌شکنی نهادهایی نظیر دولت، افزایش بیکاری، کم‌ اهمیت شدن مرزها و از سوی دیگر - اگر آگاهانه و با برنامه‌ریزی صحیح با جامعه اطلاعاتی برخورد شود - فرصتها و امکانات خوبی برای پیشرفتهای همه جانبه و در یک کلام، رفاه مادی و معنوی برای ملتها در پی خواهد آورد. فرصتهایی چون نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم، عامل و همزیستی جهانی: شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای، تمرکززدایی رسانه‌های دیجیتالی ، انتقال اشتغال از تولید به بخش خدمات به خصوص خدمات ارتباطی و اطلاعاتی، مشارکت در تولید و کثرت‌گرایی فرهنگی، پدیده چندفرهنگی و ... .

به طور خلاصه، جامعه اطلاعاتی ما را در معرض چالشها و فرصتهایی قرار می دهد که باید از فرصتهای آن استفاده کرده و با هزینه کم چالشهای آن را پشت سر گذاشت تا از ویژگیهای جامعه اطلاعاتی به نفع سعادت و رفاه عامه مردم بهره‌مند شد.

در ایران نیز با استفاده از فرصتهایی که جامعه اطلاعاتی دراختیار ما می­گذارد می­توان با چالشهای حاصل از آن مقابله کرده تا جامعه ایرانی نیز بتواند از مزایای جامعه اطلاعاتی به نحو احسن بهره مند شود.
منابع و مآخذ

-1 بهرامپور، شعبانعلی، «انسجام اجتماعی در جامعه اطلاعاتی: نیم نگاهی به وضعیت ایران»، سمینار ایران ­و جامعه اطلاعاتی، 1383.

-2 کاستلز، مانوئل‌، «عصر اطلاعات‌؛ پایان‌ هزاره‌»، ترجمه‌ احد علیقلیان‌ و افشین‌ خاکباز ‌، انتشارات‌ طرح‌ نو، ص‌ 282، 1380.

-3 معتمد نژاد، کاظم، «ایران و اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی»، 1383.

-4 نشریه علوم اطلاع رسانی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، شماره 1 و2، 1382.

-5 حری، عباس ،«اطلاعات، جامعه اطلاعاتی و ساختارهای معرفتی»، گفتگو با دکتر عباس حری درباره ویژگیها و مقتضیات جامعه اطلاعاتی، 1383.

-6 وبستر، فرانک‌، «نظریه‌های‌ جامعه‌ اطلاعاتی»‌، ترجمه‌ اسماعیل‌ قدیمی‌، انتشارات ‌قصیده‌سرا، ص‌ 20، 1380.

-7 رابرتسون‌، رونالد، «جهانی‌شدن‌»، ترجمه‌ کمال‌ پولادی‌، نشر ثالث‌ و مرکز بین‌المللی‌ گفتگوی‌تمدن‌ها، ص‌ 12، 1380.

-8 کاستلز، مانوئل، «عصر اطلاعات‌، قدرت‌ هویت‌»، ترجمه‌ حسن‌ چاووشیان‌، انتشارات‌ طرح‌نو، ص‌ 92، 1380،

-9 سعیدی، رحمان، «جامعه اطلاعاتی، چالشها و فرصتها»، سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی، 1383.

-10 پاستر، مارک، «عصر دوم‌ رسانه‌ها»، ترجمه‌ غلامحسین‌ صالحیار، مؤسسه‌ ایران‌، ص‌ 69 ـ 68، 1377.
_ رضا حسنوی: استادیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر

_ _ شیدا فمی تفرشی: دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی مالک اشتر

شکاف دیجیتالی

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۵:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

مریم نورائی نژاد - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه تهران - این مقاله سعی دارد با نگاهی به بحث «شکاف دیجیتالی» به تجزیه و تحلیل وضعیت آن در جهان پرداخته و با تأکید بر روی نمونه ایران، اهمیت آن را روشن نماید. اشاراتی به اهمیت بحث «شکاف دیجیتالی» در اسناد و گزارش های معتبر بین المللی از جمله: سند تعهد تونس، اعلامیه هزاره و بررسی موقعیت کنونی ایران طبق شاخص‌های مختلف جهانی از جمله:دی اِی آی ، آمادگی الکترونیک و دی او آی از جمله اهداف دیگر این نوشتار است. در پایان راه‌حل های پیشنهادی جهت کاهش این شکاف با اشاره به فعالیّت برخی دولت های در حال توسعه مورد اشاره قرار خواهند گرفت.
واژگان کلیدی: شکاف دیجیتالی، شکاف دیجیتالی در ایران، پروژه آی سی تی روستائی، شاخص دسترسی دیجیتالی دی اِی آی، آمادگی الکترونیک و شاخص فرصت های دیجیتالی DOI
تجزیه و تحلیل "شکاف دیجیتالی"

در نظریه اشاعه راجرز، طبقه کم‌سواد (کارگر) آخرین گروهی است که به نوآوری‌ها متمایل می‌شود. این گروه آخرین گروهی است که دستگاه ضبط ویدئویی را خریداری می‌کند، از کامپیوتر استفاده می‌کند و ... .

تیکنور ادعا می‌کند افرادی که دارای وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی پائین‌تری هستند از دستیابی به اطلاعات عقب می‌مانند و شکاف آگاهی میان این طبقه با طبقه بالاتر پدید می‌آید.

دروین رسانه‌ها را مسبّب و مسئول شکاف آگاهی می‌داند چرا که از نظر او رسانه ها اطلاعات را کمتر از راههای مؤثر و هدفمند به افراد خاص ، که به طور منظم پیامها را دریافت نمی‌دارند ، معرفی می‌کنند (گازیانو و گازیانو ،134:1998).

شکاف دیجیتالی به معنای وجود نابرابری در دسترسی و استفاده از فناوریهای رسانه‌ای بین کشورهای توسعه یافته و عقب مانده است. البته ناگفته نماند که با گسترش استفاده از این فناوری ها پای شکاف دیجیتال از محدوده بین کشوری، به داخل کشورها نیز کشیده شده است و طبق تعریف سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه؛ شکاف بین افراد، خانوارها، صاحبان حِرَف و مناطق جغرافیائی در جایگاه های مختلف اقتصادی اجتماعی در دسترسی و استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی به شکاف دیجیتالی موسوم است (او ای سی دی ،2001).

کشورهای در حال توسعه در سال 1988 با حدود 75 درصد جمعیت و تنها 16 درصد تولید جهان، 12 درصد کل تعداد تلفن‌های دنیا را در اختیار داشتند. از 435 میلیون خط تلفن موجود جهان در آن سال ، فقط در حدود 50 میلیون خط به کشورهای در حال توسعه آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تعلق داشت، در حالی که 386 میلیون خط تلفن، سهم کشورهای پیشرفته صنعتی آمریکای شمالی و اروپا و کشورهای صنعتی جدید آسیا و اقیانوسیه بود. در همان سال، کشورهای پیشرفته صنعتی به طور متوسط از حدود 32 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت برخوردار بودند، که در میان آنها کشورهای کانادا، فرانسه ،کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس و ایالات متحده آمریکا از حدود 50 خط تلفن و بین 78 تا 89 دستگاه تلفن برای هر 100 نفر جمعیت استفاده می‌کردند. بیشتر کشورهای صنعتی دیگر نیز بیش از 30 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت دارا بودند، در حالی که به نحو تعارض‌آمیزی در کشورهای در حال توسعه، به طور متوسط فقط 5/1 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت وجود داشت.

بر اساس گزارش مربوط به «شاخص‌های ارتباطات دور در کشورهای کمتر توسعه‌یافته» در سال 1995، سطح متوسط ضریب نفوذ تلفن (تعداد تلفن برای هر 100 نفر جمعیت) در کشورهای کمتر توسعه‌یافته در آن سال، تنها 29/0 درصد و به عبارت دیگر ، یک خط تلفن برای هر 350 نفر بود. در همان زمان تعداد کل خطوط تلفن 48 کشور کمتر توسعه‌یافته به حدود 5/1 میلیون می‌رسید. این تعداد تلفن، معادل یک درصد کل تلفن‌های ایالات متحده آمریکا بود، در حالی که جمعیت آمریکا نصف جمعیت تمام کشورهای کمتر توسعه یافته را تشکیل می‌داد. در آن تاریخ در برخی از کشورهای کمتر توسعه یافته، ضریب نفوذ تلفن در روستاها تنها یک خط برای هر هزار نفر بود. در گزارش دیگری که در سال 1998، از سوی «اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور» در مورد «ارتباطات دور برای توسعه پایدار» منتشر گردید، گفته شده بود که در سال 1993، کشورهای داری اقتصاد پیشرفته که 15 درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دادند، دارای 71 درصد تلفن‌های جهان بوده‌اند. به موجب این گزارش، در کشورهای در حال توسعه از لحاظ دسترسی به تلفن، شکاف فاحشی نیز بین نواحی شهری و نواحی روستائی وجود دارد. به گونه‌ای که در نواحی شهری، ضریب نفوذ تلفن، ده برابر نواحی روستائی است و به طور کلی، 75 درصد روستاها از دسترسی به تلفن محرومند و با توجه به آنکه طبق گزارشهای بانک جهانی 71 درصد مردم دنیا در روستاها زندگی می‌کنند، برای آنکه ضریب دسترسی به تلفن در نواحی روستائی کشورهای در حال توسعه به یک درصد برسد ، به صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز است.

در گزارش سال 2002 «اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور» با عنوان «حلقه گمشده جدید: شکاف دیجیتال» آمده است: در حالی که آثار شکاف بین کشورهای پیشرفته و کشورهای توسه یافته در مورد ارتباطات دور در دهه 1980 همچنان احساس می‌شود، اکنون این خطر وجود دارد که شکاف جدید مربوط به تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات، موانع تازه‌ای در راه توسعه کشورها پدید آورد. بر اساس این گزارش، تکنولوژی های جدیدی که «شکاف دیجیتال» از آن ناشی شده است، نسبت به تکنولوژی هائی که 20 سال پیش به توسعه آنها توجه می‌شد، توان بالقوه بسیار بیشتری دارند.

مجموعه وسیع و متنوعی از فناوری‌هاست که برای برقراری ارتباط بین انسان ها (ارسال و دریافت انواع پیام های کلامی، صوتی و تصویری) و نیز برای تولید، انتشار، نگهداری و بازیابی اطلاعات به کار می‌روند. تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی ترکیبی از سخت‌افزار، نرم‌افزار، رسانه‌ها و حتی سیستم‌های پخش و توزیع اطلاعات و محتوا را شامل می‌شود (یونسکو ،1997 و 1999).

اکنون اینترنت، بیش از ابزارهای تکنولوژیک دیگر، از توانایی کمک به کشورهای در حال توسعه برای پیشرفت در عصر اطلاعات برخوردار است. اگر در نظر داشته باشیم که اطلاعات قدرت است، بنابراین اینترنت باید به عنوان آسانترین وسیله توانمند ساختن کشورها برای عبور از راه توسعه و پیشرفت ، به کار گرفته شود. استفاده از تکنولوژی های جدید سبب می‌شود که تولیدات و خدمات ارتباطات دور و فعالیت دستگاه های رایانه‌ای و ایجاد تجهیزات و اشتغال‌های مربوط به آنها به رشد و توسعه اقتصادی کمک کند. به عنوان مثال کاربرد تکنولوژی های مذکور، 5 درصد کل تولید ناخالص ملی کشورهای اتحادیه اروپائی را تأمین می‌کنند، به طوری که مؤسسات بخش تکنولوژی های اطلاعات، بیش از 4 میلیون نفررا در این کشورها به اشتغال گرفته‌اند (معتمدنژاد ، 1384).

باید توجه داشت که علاوه بر عدم دسترسی به سخت‌افزار، چگونگی استفاده از نرم‌افزار نیز می‌تواند دلیل خوبی برای ایجاد و گسترش شکاف دیجیتالی باشد. با این حساب حتی مردمی که دارای کامپیوتر شخصی هستند اما دانش محدودی در استفاده از آن دارند ، می‌توانند اسیر شکاف دیجیتالی باشند. به عبارتی دیگر آنچه علاوه بر توانائی سخت افزاری در گسترش این شکاف تاثیر گذار است، میزان دانش و توان استفاده از سخت افزار است.

به این ترتیب است که شکاف دیجیتالی دامنه خود را علاوه بر فاصله میان کشورها در داخل مرزهای یک کشور نیز می‌گستراند و می‌تواند دامان کشورهای غنی را نیز بگیرد. مصداق این مدعا گزارش جدیدی است که اتحادیه اروپا در این خصوص ارائه کرده است. این گزارش که نام «شکاف دیجیتالی در اروپا» را دارد، نگاهی موشکافانه به بزرگی این شکاف و دلایل به وجود آمدن آن دارد.

بر اساس این گزارش در سال 2004 میلادی در سراسر اتحادیه اروپا ضریب نفوذ کامپیوتر و به خصوص اینترنت در مناطق کم جمعیت روستائی پائین است. علاوه بر این «شکاف دیجیتالی» نه تنها در بین فقرا بلکه در بین داراها نیز قابل مشاهده است. در مناطق روستائی تنها در حدود یک چهارم خانوارها از اینترنت پرسرعت استفاده می‌کنند. وقتی مناطق ثروتمند قاره اروپا به لحاظ اقتصادی و مناطق نسبتاً فقیرتر تحت حمایت طرح اولویت نخست با هم مقایسه می‌شوند، ضریب نفوذ اینترنت تقریباً در طبقات مرفه اتحادیه غالباً دو برابر مناطق فقیرتر است.

بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از 14 کشور عضو این اتحادیه (شامل کشورهای اتریش،قبرس، دانمارک، یونان، لتونی، مجارستان، هلند، لهستان، پرتغال، اسلونی، اسلواکی ، ترکیه و نروژ) مهمترین دلایل مردم در سال 2004 برای اینکه چرا در خانه اینترنت ندارند این دلیل بوده است که هزینه دسترسی یا هزینه تجهیزات بسیار بالاست و آنها فاقد مهارتهای لازم برای استفاده از اینترنت هستند.

هر چند جنسیت نقش قابل توجهی در این شکاف در قاره اروپا ندارد اما سن و تحصیلات در این زمینه نقش مهمی ایفا می‌کند. شکاف کوچکی بین مردان و زنان عمدتاً به خاطر نسبت پایین‌تر زنان مسن نسبت به مردان مسن وجود دارد.

استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطاتی در میان افرادی که دارای تحصیلات عالی هستند بیشتر از کسانی است که تحصیلات کمتری دارند.

کمترین میزان دسترسی به کامپیوتر و اینترنت در کشورهای بلغارستان، رومانی و ترکیه گزارش شده است این در حالی است که کشورهای حوزه اسکاندیناوی بیشترین میزان استفاده از کامپیوتر و اینترنت را دارند.

اگر چه فاصله دیجیتالی معمولاً به معنای شکاف در زمینه‌ مشارکت در جامعه اطلاعاتی بین گروههای مختلف مردم است، این بحث می‌تواند به محیط تجارت نیز گسترش یابد. تقریباً همه کسب و کارهای بزرگ در اروپا اینک از طریق اینترنت انجام می‌شود. با این وجود در سطح اتحادیه اروپا تنها 27 درصد از کسب و کارها از امکانات فناوری اطلاعات استفاده کرده‌اند، با توجه به تفاوت بین کشورها و با توجه به اندازه کسب و کار، تقریباً نیمی از کسب و کارهای بزرگ به صورت آنلاین معامله می‌کنند، این در حالی است که تنها یک چهارم تجارتهای کوچک و یک سوم شرکت های متوسط چنین وضعی دارند (شکاف دیجیتالی در اروپا ،2004).
شکاف دیجیتالی در دستور کار و سند تعهد WSIS نشست تونس 2005

وقتی سران کشورهای جهان در پانزدهم نوامبر 2005 در تونس گرد هم آمدند تا میزان عملی شدن تعهدات ژنو را به یکدیگر گزارش نمایند، توجه به مبحث «شکاف دیجیتالی» از جمله مواردی بود که بارها و بارها مورد اشاره قرار گرفت. بندهائی از این پیش‌نویس که به این بحث توجه مستقیم کرده‌اند مورد اشاره قرار می‌گیرند:

بند هفتم ـ ما وجود شکاف دیجیتالی و چالشهائی را که این گزارش برای بسیاری از کشورها مشخص و معین نموده ، شناسائی کردیم. آنها برای انتخاب میان بسیاری از اهداف و موضوع های رقابت در طرح و برنامه توسعه و در تقاضا برای تشکیل صندوق‌های سرمایه‌گذاری توسعه از قدرت و نیروی بالایی برخوردارند، در حالیکه دارای محدودیت های منابع نیز هستند.

بند هشتم ـ ما محدوده مشکلات را در کاهش شکاف دیجیتالی که نیاز به سرمایه‌گذاری پایدار و کافی (مناسب) در خدمات و زیرساخت آی سی تی و ایجاد ظرفیت و انتقال فناوری در سال های در پیش رو دارند، شناسایی نمودیم.

بند نهم ـ از جامعه بین‌الملل می‌خواهیم تا انتقال فناوری را به صورت توافق دو جانبه ، شامل آی سی تی ها برای اتخاد سیاست ها و برنامه‌هائی با دیدگاه کمک به کشورهای در حال توسعه جهت بهره‌برداری از فناوری و پیگیری توسعه و پیشرفت در میان سایر افراد از طریق همکاری‌های فنی و ایجاد ظرفیت های علمی و فنی در تلاش برای کاهش شکاف های دیجیتالی و توسعه، افزایش دهد.

بند 23 ـ ما تأیید می‌کنیم که شماری از مناطق نیاز به منابع مالی و سرمایه‌گذاری بیشتری دارند.

23 ـ الف ـ بهبود قابلیت دسترسی به تسهیلات مالی با دیدگاه تسریع در برداشتن گام سرمایه‌گذاری در راستای خدمات و زیرساخت آی سی تی که ارتقا و پیشرفت جریانهای شمال ـ جنوب و همچنین همکاریهای جنوب ـ جنوب را در بر می‌گیرد.

بند 49 ـ ما تعهد خود را برای تغییر شکاف دیجیتالی به فرصت دیجیتالی به طور صریح بیان نموده و خود را ملزم به اطمینان و تضمین توسعه هماهنگ و متعادل برای همه می‌دانیم. ما در راستای توسعه و پیشرفت اینترنت به تشویق تقویت درک و تحقق چند زبانی می‌پردازیم.

بند 87 ـ ما تصریح می‌کنیم که مبادله دیدگاهها و اشتراک‌ تجربیات و منابع مؤثر و نتایج حاصل از جامعه اطلاعاتی برای اجرای مصوبات ژنو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی ضروری است. برای انجام این کار باید در میان تمام گروه های ذینفع و سرمایه‌گذار تلاش هائی برای ایجاد و به اشتراک‌گذاری دانش و مهارت ها، طرح های مربوطه، اجرا، کنترل و ارزیابی سیاست‌ها و راهبردهای الکترونیکی ملی با هدف کاهش شکاف دیجیتالی، تدارک و انجام شود. ما تأیید می‌کنیم که کاهش فقر، ایجاد ظرفیت ملّیِ افزوده و رشد و توسعه فنی ملی، به صورت پایدار به عنوان عناصر اساسی کاهش شکاف دیجیتالی در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌گردند.

بند 89 Cـ ایجاد ظرفیت آی سی تی برای همه و اعتماد در استفاده از آی سی تی ها توسط همه شامل جوانان، سالخوردگان، زنان، مردم بومی و ساکنین جوامع روستائی از طریق بهبود و انتقال برنامه‌ها و سامانه‌های آموزشی و پرورشی مرتبط، شامل آموزش از راه دور و آموزش در طول زندگی.

بند 89 D ـ اجرای آموزش و تعلیم مؤثر، به ویژه در مورد دانش و فناوری آی سی تی که موجب تشویق و افزایش مشارکت و همکاری فعالانه زنان و دختران در فرآیندهای تصمیم‌گیری در مورد ساخت جامعه اطلاعاتی خواهد شد.

بند 23 ـ نشانگرها و محکهای متناسب، شامل نشانگرهای اتصال اجتماعی، باید بزرگی شکاف دیجیتالی را روشن و واضح نشان دهد. این عمل باید هم در ابعاد داخلی و هم بین‌المللی صورت گرفته و این کار را با ارزیابی‌های مداوم انجام دهد و میزان پیشرفت در استفاده از آی سی تی ها برای دستیابی به اهداف توسعه توافق شده بین‌المللی، شامل اهداف توسعه هزاره را پیگیری کند.

سند تعهد

بند 23 ـ ما قبول داریم که فاصله و جداسازی زنان، خود به عنوان بخشی از شکاف دیجیتالی در جامعه است و ما بار دیگر تعهدات خود را برای تواناسازی زنان و ارائه دیدگاهی در مورد تساوی جنسیت تصریح می‌کنیم. ما علاوه بر مورد فوق تأیید می‌کنیم که مشارکت کامل زنان در جامعه اطلاعاتی لازم است تا از جامعیت و محترم شمردن حقوق بشر در جامعه اطلاعاتی مطمئن شویم. ما تمام اعضا را تشویق و ترغیب می‌کنیم تا در فرآیندهای تصمیم‌گیری به حمایت از مشارکت زنان پرداخته و برای شکل دادن به حوزه‌های جامعه اطلاعاتی در سطح جهانی، منطقه‌ای و ملی مشارکت و همکاری کنند.

بند 26 ـ ما اهمیت کاربردها و محتواهای ایجاد شده برای کاهش شکاف دیجیتالی و مشارکت در دستیابی به اهداف توسعه و پیشرفت توافق شده بین‌المللی، شامل اهداف توسعه هزاره را تأیید و تصدیق می‌کنیم.

ما همچنین خود را ملزم می‌ دانیم تا میزان پیشرفت را در کاهش شکاف دیجیتالی با توجه به سطوح مختلف توسعه برای دستیابی به اهداف توسعه بین‌المللی، اهداف اعلامیه هزاره، ارزیابی و پیگیری کنیم و میزان تأثیر سرمایه‌گذاری و همکاری های بین‌المللی را در ساخت جامعه اطلاعاتی بسنجیم.

بند 13 ـ ما همچنین تصدیق می‌کنیم که انقلاب آی سی تی می‌تواند اثر مثبت عظیمی را به عنوان سند توسعه پایدار داشته باشد. علاوه بر این محیط توانمند مناسب در سطح ملی و بین‌المللی می‌تواند از گسترش بخش های اقتصادی و اجتماعی، افزایش شکاف میان کشورهای فقیر و غنی، مناطق و اشخاص شامل زنان و مردان جلوگیری کند .
ایران و DAI

"اتحادیه بین‌المللی ارتباطات راه دور" راجع به شاخصهای دسترسی به اطلاعات دیجیتال در کشورهای مختلف جهان ، اقدام به دسته‌بندی آنها در طبقه‌بندی چهارگانه‌ای نموده است. طبق این دسته‌بندی کلیه 180 کشور جهان در چهار گروه : کشورهای دارای بالاترین سطح دسترسی، کشورهای دارای سطح بالای دسترسی، کشورهای دارای سطح دسترسی متوسط و کشورهای دارای سطح دسترسی پائین دسته‌بندی شده‌اند.

رتبه‌بندی ایران

بالاترین سطح دسترسی به ارتباطات و فناروی اطلاعات از سطح 85 درصد با کشور سوئد شروع شده و به کشور نیجر با 04/0 درصد دسترسی ختم می‌گردد.

جمهوری اسلامی ایران با ضریب نفوذ 3/3 درصد در تلفن همراه ، سطح سواد 1/77 درصد در بزرگسالان ، پهنای باند 4/8 درصد ، مشترک خطوط پرسرعت صفر و 8/4 درصد ضریب نفوذ اینترنت در جایگاه هشتاد و هفتم این دسته‌بندی و در گروه کشورهای دارای سطح دسترسی متوسط قرار گرفته است.
ایران و مقیاس آمادگی الکترونیک

بر اساس گزارش سال 2006 گروه اکونومیست با عنوان "آمادگی الکترونیک" جمهوری اسلامی ایران رتبه‌ی 65 را به خود اختصاص داده است. در این گزارش 68 کشور جهان با در نظر گرفتن شاخص هائی نظیر اتصال به اینترنت، محیط تجاری الکترونیـک، محیط قانونی و سیاسی مجازی، محیط فرهنگی و اجتماعی و سرویس های الکترونیک مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند.

در بخشی از این گزارش که به صورت سالیانه از سوی این نهاد منتشر می‌شود، آمده است که با توجه به پیشرفت مداوم جهان در اغلب شاخص های کمّی فناوری مرتبط با توسعه، اینک می‌توان ادعا کرد که آمادگی الکترونیک در جهان پیشرفت داشته است.

بر اساس این گزارش شاخص‌ها این نوید را می‌دهند که نگرانی‌های مربوط به شکاف دیجیتالی که حتی احتمال ایجاد آن بین کشورهای شمال نیز وجود داشت؛ رو به کاهش گذاشته است.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه نظیر بلغارستان، هند و ویتنام به طور قابل توجهی آمادگی الکترونیک خود را تقویت کرده‌اند. در طی سال گذشته، رشد کشورهای پیشرو در این زمینه یعنی کره جنوبی و ژاپن ثابت مانده است در حالی که سایر کشورهای پیشرو نظیر نروژ و سوئیس عقب ماندگی‌های خود را جبران کرده‌اند.
ایران و DOI

"اتحادیه بین المللی ارتباطات راه دور" در جدیدترین گزارش خود با نام «گزارش جامعه اطلاعاتی 2006» کلیه 180 کشور جهان را بر اساس «فرصتهای دیجیتالی» دسته‌بندی کرده است شاخص فرصتهای دیجیتال یا به اصطلاح دی او اِی یک شاخص مرکّب است که از نظر اتحادیه بین المللی ارتباطات راه دور "فرصت دیجیتالی" یا به عبارت دیگر امکان دسترسی ارزان، عام، فراگیر و برابر شهروندان یک کشور مشخص را مورد اندازه‌گیری قرار می‌دهد. این گزارش از شاخص مذکور به منظور فراهم ساختن دیدگاه ها و دستورالعمل‌ها برای سیاست گذاران به خصوص در کشورهای در حال توسعه در زمینه‌ی منابع ملی‌شان برای ایجاد جامعه اطلاعاتی بهره می‌گیرد. دی او اِی یک ساختار انعطاف‌پذیر و چند منظوره دارد که بر مبنای سه مقوله استوار شده است: فرصت، زیرساخت و بکارگیری. شاخص فرصت های دیجیتالی یک ساختار تقسیم‌بندی شده دارد که طبق آن می‌توان کشورهای در حال توسعه را به جای نقاط ضعف‌شان (مثل محدودیت در زیرساخت خطوط ثابت ) بر اساس نقاط قوّتشان ( مثل رشد انفجاری در ارتباطات سیار) مورد ارزیابی قرار داد. این بدان معناست که دی او اِی می‌تواند برای ارزیابی میزان رشد و اقبال عمومی به فناوری الاعات و ارتباطات برای مدت مدیدی مناسب باقی بماند، به عبارتی دیگر این امتیاز دی او اِی به شاخص های سنتی‌تری مثل میزان خطوط ثابت، می‌تواند برای مسیر توسعه آی سی تی اختصاصی هر کشور امتیاز آینده‌نگری را نیز بیفزاید.

شاخص‌های فرصت دیجیتال نشان می‌دهد که نیروی بالقوه برای فراهم کردن دسترسی جهانی ارزان به فناوری اطلاعات و ارتباطات در بیشتر کشورهای جهان وجود دارد . در کشورهای کم درآمد ، فرصت دیجیتالی بر اساس دسترسی به خدمات تلفن همراه و مخابرات ارزان استخراج شده در حالی که در کشورهای پردرامد فرصتهای دیجیتالی در زیرساخت مناسب و استفاده از فناوریهای پیشرفته تشخیص داده شده است .

اگر چه در کشورهای در حال توسعه شبکه‌های تلفن همراه بیشترین توجه را به خود معطوف داشته است اما در حال حاضر خدمات پهن باند نیز در 166 کشور در سرتاسر جهان تا اوایل سال 2006 میسر گشته است. با این وجود در حالی که در کشورهای در حال توسعه پیشرفت های خوبی در زمینه‌ی تلفن همراه و دسترسی به اینترنت داشته‌اند، کشورهای صنعتی در زمینه تلفن‌های همراه نسل سوم و فنارویهای باند پهن پیشی گرفته‌اند. این نشان می‌دهد که ماهیت "شکاف دیجیتالی" در حال تغییر است و اگر کشورهای در حال توسعه نمی‌خواهند عقب بمانند باید در راهبردهایی که "دربرگیری دیجیتالی" را تقویت می‌کند، این تغییرات را در نظر بگیرند.

شاخص دی او اِی کاربردهای مهمی در زمینه زیر نظر قرار دادن تأثیرات و تعقیب خط‌ مشی‌ها دارد و می‌‌تواند برای ارزیابی بسیاری از جنبه‌های راهبردهای مخابراتی از جمله اندازه و وسعت تغییرات شکاف جنسیتی در مناطق شهری و روستائی مورد استفاده قرار گیرد طبق این شاخص ایران در بین 180 کشور جهان در رتبه 95 جای گرفته است.

ارزیابی وضعیت ایران در چارچوب سه گزارش مذکور محتوای همه گزارش هائی که از وضعیت میزان دسترسی به آی سی تی ها در ایران خبر می‌دهند، نشانگر فاصله زیاد ایران با وضعیت مطلوب است. هر چند میزان رشد و توسعه استفاده از این تکنولوژی ها قابل توجه و غیرقابل اغماض است، اما اعداد نشسته در جدول های رده‌بندی جهانی می‌تواند دلیل خوبی برای فاصله روزافزون ما با جهان باشد.

به عبارتی ساده‌تر؛ شکاف دیجیتالی ایران با کشورهای پیشرفته در این زمینه و حتی کشورهای منطقه نکته‌ای است که عدم توجه برنامه‌ریزی شده به آن می‌تواند سبب‌ساز معضلاتی برای همه ایرانیان شود.

همان‌طور که می‌دانیم بر اساس اعلامیه هزاره جامعه اطلاعاتی در ژنو همه کشورها متعهد شده‌اند تا سال 2015 تمام روستاهای خود را به تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات مجهز نمایند.

شرکت کنندگان در این نشست در مورد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات روستائی بیان نمودند که :

ما (امضا کنندگان بیانیه) مصمم هستیم که تنگدستان، به خصوص ساکنان مناطق دوردست روستائی و حاشیه‌نشینان شهری را تقویت کنیم تا به اطلاعات دسترسی پیدا کنند و از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی بهره بگیرند تا همچون ابزاری به تلاش های آنان برای بیرون کشیدن خود از فقر یاری رساند.

تقریباً تمامی کشورهای جهان خود را متعهد کرده‌اند که برای توسعه دسترسی روستائیان به فناوری اطلاعات و ارتباطات اقدام نمایند. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران نیز در راستای عمل به چنین تعهدی به اجرای پروژه آی سی تی روستائی پرداخت. طبق این طرح ده هزار روستای کشور به دفاتر ارتباطات و فناوری اطلاعات تجهیز خواهند شد. این دفاتر برای هر یک از روستاهای مورد نظر حداقل یک نقطه دسترسی به اینترنت ایجاد می‌نمایند. مهمترین اهداف این پروژه عبارتند از:

ـ ارائه خدمات ارتباطی و اطلاعاتی به صورت یکپارچه و مجتمع به روستائیان

ـ افزایش ضریب نفوذ تلفن ثابت در روستاها و دسترسی خانوارهای روستایی به تلفن ثابت

ـ ایجاد بستری برای توسعه خدمات دولت الکترونیک به صورت پیشخوان دولت در روستا

ـ افزایش دسترسی روستائیان به شبکه جهانی اینترنت به منظور استفاده از توانمندی‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات

ـ ارائه فضا و امکانات ارتباطی و اطلاعاتی مورد نیاز به سایر نهادها و سازمان های فعّال در روستاها

خدمات مختلفی همچون پست، پست بانک، تلفن و سایرخدمات دولتی، ارتباط روستاهای مورد نظر را با شبکه اینترنت فراهم می‌نمایند.

این پروژه باید به گونه‌ای طراحی و اجرا گردد که ضریب تلفن ثابت را نیز در روستاها افزایش دهد. در این راستا طرح افزایش سوئیچ‌های دفاتر روستائی از 4500 به 10 هزار عدد نیز مورد توجه است.

علاوه بر خدمات پستی و ارتباطی، این دفاتر زمینه لازم جهت ارائه خدمات سایر سازمانهای دولتی را نیز فراهم می‌نمایند. سازمانهائی همچون وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تعاون روستائی ، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و سایر نهادهای دولتی خدمات مختلفی را به روستائیان ارائه می‌نمایند. طبق فاز اول این پروژه 2 هزار روستای کشور به خدمات دفاتر ارتباطی دست پیدا کردند.

سرمایه‌گذاری های این چنینی دولت ایران حکایت از توجه به بخش سخت‌افزاری مسئله دارد. اما باید توجه داشت آنچه توسط پروژه‌هایی مثل آی سی تی روستائی می‌تواند فاصله دیجیتالی ما با وضعیت مطلوب را در بعد ملی کمتر کند علاوه بر پیاده‌سازی بخش سخت‌افزاری، توجه به بحث آموزش و امکانات نرم‌افزاری نیز می‌باشد.

هر چند هنوز هم برای قضاوت در خصوص میزان موفقیت پروژه آی سی تی روستائی فرصت بسیار است و بهتر است این کار به زمان اجرای کامل پروژه موکول شود، اما از هم‌اکنون می‌توان به جایی خالی آموزش در پیاده‌سازی این پروژه اشاره کرد.

به طور حتم کلیه برنامه‌ریزان مسائل اجتماعی به میزان اهمیت آموزش در پیشبرد برنامه‌های فنی و علمی واقفند و همین بس که ما را به سمت تفکر در رابطه با این سؤالات رهنمون شود که:

ـ آیا روستائیانی که دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستایشان راه‌اندازی شده است، اصولاً اطلاعی از مزایای استفاده از این امکانات دارند؟

ـ آیا می‌دانند که با به کارگیری این فناوری ها می‌توانند چگونه امور زندگی روزمره خود را بهتر هدایت و ساماندهی کنند؟

ـ آیا در کنار بودجه فراوانی که برای پیاده‌سازی این پروژه در نظر گرفته شد ، سهمی هم به آموزش و تقویت مهارت های ارتباطی روستائیان اختصاص داده شد؟

اینها نمونه سؤالاتی هستند که پاسخگوئی به آنها می‌تواند ارجحیت بخش سخت‌افزار (زیرساخت فنی ) به نرم‌‌‌افزار (مهارت استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی ) را در سیاستم های ارتباطی دولت ایران نشان دهد.
راهکارهای کاهش شکاف دیجیتالی

راهکارهائی که برای کم کردن شکاف دیجیتالی توصیه می‌شوند، معمولاً برمبنای دلایل ایجاد این شکاف شکل می‌گیرند. این راهکارها را می‌توان در دو دسته زیرساختی و آموزشی تقسیم کرد. همان‌طور که از نام راهکارهای زیرساختی بر می‌آید؛ همه فعالیت های مربوط به فراهم‌آوری فرصت های فنی برابر دسترسی به تکنولوژی های نوین ارتباطی در این دسته می‌گنجد.

اقدام در جهت افزایش پهنای باند دریافت و ارسال اطلاعات، تلاش برای برقراری فرصتهای برابر در دسترسی به سخت‌افزارهای مورد نیاز، توسعه شبکه تلفن‌های همراه، فراهم کردن زیرساختهای توسعه امکانات شبکه‌ای و مخابراتی در سرتاسر نقاط یک کشور بدون توجه به میزان بازگشت این سرمایه و ... همه و همه از مجموعه تلاشهائی هستند که در مجموعه راهکارهای زیرساختی جای می‌گیرند. به عبارتی روشن‌تر می‌توان گفت که راهکارهای زیرساختی با بخش سخت‌افزاری مسئله معنا می‌شوند.

راهکارهای آموزشی نیز همان‌طور که از نام آن بر می‌آید شامل همه فعالیت های آموزشی در جهت کاهش شکاف دیجیتالی است. در بسیاری از کشورهای دنیا، دولتها برای کسب موفقیت در عرصه آی سی تی و کم کردن فاصله خود با استانداردهای جهانی، برای بحث آموزش اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل هستند. مثال خوب این مسئله فعالیت دولت تایلند در این زمینه است. این دولت در راستای آموزش استفاده از آی سی تی ها اقدام به گشایش دفاتر تخصصی آی تی کرده است تا همه مردم بتوانند با استفاده از آموزش های رایگان این مراکز با دنیای فناوری اطلاعات آشنا شوند. حمایت این دولت از فارغ‌التحصیلان این مراکز برای انجام کارهائی مثل مغازه‌های تعمیر کامپیوتر هم نتیجه مثبت دیگری است که ناشی از این سیاست‌هاست.

دولت ویتنام در برنامه‌های حمایتی خود از آموزش آی سی تی با ارائه کمک های مالی به تاجران کوچک عرصه تجارت الکترونیک از آنها می‌خواهد تا کارهای خود با مجموعه آی سی تی ها را به دانش‌آموزان آموزش دهند. در کشور سریلانکا نیز شبکه‌های ارتباطی در ادارات دولتی، مدارس، بیمارستان ها، مراکز کاریابی، روستاها و حتی شرکت های کوچک خصوصی با هدف استفاده فقرا از این امکانات توسعه می‌یابند.

البته نباید از نظر دور داشت که "شکاف دیجیتالی" واقعیتی نیست که بتوان آن را با نصب چندین و چند خط تلفن ثابت و راه‌اندازی چندین و چند سیستم کامپیوتری حل کرد. زیرساخت های ارتباطی شامل ارتباطات مخابراتی ، اتصال به شبکه جهانی اینترنت و رسانه‌های پخش اطلاعات قدیمی‌تر باید علاوه بر تحت پوشش دادن مناطق شهری، به صورت یک اولویت اجرا در مناطق روستائی نیز به کار گرفته بشوند و جنبه کاربردی به خود بگیرند.

محتوایی که از طریق کانال آی سی تی برای مناطق روستائی شکل داده می‌شود باید حتماً جنبه بومی داشته و متناسب با نیازهای واقعی بومی و محلی شکل بگیرند. حمایت های تکنیکی، توزیع کامپیوتر و سخت‌افزار هم از جنبه‌هائی هستند که برای پر کردن شکاف دیجیتالی جنبه حیاتی دارند.

گسترش و توسعه جنبه‌های مختلف آی سی تی برای افزایش ظرفیت های انسانی در این زمینه ارزش حیاتی دارد.

همه این مثال ها به تنهائی و در کنار هم نشانه خوبی از عزم دولت ها برای دور نماندن از معیارهای جامعه اطلاعاتی دارد.
نتیجه‌گیری

برای درک شکاف دیجیتالی باید توجه داشت که گرچه فناوری های اطلاعاتی به طور گسترده‌ای در کشورهای غنی توسعه یافته‌اند، اما در کشورهای فقیر فقط نخبگان هستند که می‌توانند به این تکنولوژی ها دسترسی پیدا کنند.

تأملی گذرا بر محتوای گزارش های مربوط به میزان تلاش دولت ها برای دستیابی هر چه سریعتر به معیارهای جامعه اطلاعاتی نشان می‌دهد که بحث "شکاف دیجیتالی" به عنوان یکی از مهمترین چالش های پیش رو در عرصه گسترش آی سی تی هاs مطرح است.

بسیاری از کشورها با بهره‌گیری تمامی توان بالقوه خود درصدد هستند تا با کم کردن و در نهایت از بین بردن این شکاف آن را به فرصت تبدیل نمایند. از نمونه کشورهای موفق در این خصوص می‌توان به کره جنوبی اشاره کرد که با به کارگیری برنامه‌های کارشناسی شده طی 5 سال اخیر نه تنها توانسته‌ خود را به صدر جدول میزان استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات برساند، بلکه توانسته "شکاف دیجیتالی" را به "فرصت دیجیتالی" تبدیل نماید.

دولت ایران و به خصوص وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز می‌تواند با توجه به الگوها و استانداردهای جهانی در این عرصه، برای بحث آموزش همزمان نیز ارزش و اهمیت خاص خود را قائل شود. اجرای پروژه‌هائی نظیر پروژه آی سی تی روستائی بدون شک می‌تواند مسیر رسیدن به معیارهای جامعه اطلاعاتی را برای ایران هموارتر نماید اما نباید از نظر دور داشت که توجه تام به پیاده‌سازی زیرساخت های فنی به تنهائی مشکل‌گشای نهائی مسائل ایران در این زمینه نخواهد بود و آموزش به عنوان اصل اولیه در کم کردن شکاف دیجیتالی همچنان نقش اساسی خود را در این عرصه ایفا خواهد کرد.
منابع فارسی

معتمدنژاد، کاظم، جامعه اطلاعاتی اندیشه‌های بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی، تهران 1383، مرکز پژوهش‌های ارتباطات
منابع انگلیسی
Document WSIS – 05 / TUNIS / DOC / 7E 18 November 2005

Alfred Kagan , The Electronic Information Gap , Amsterdam : 1998

The Digital divide in Europe , Manuscript completed of 2005 European communities.

Kristin Alvanitakis , Theories of mass communication, Poland 1998.

ITU Digital Access Index (DAI); Worlds First Global ICT Ranking 2003.

The 2006 E-readiness rankings, A white paper from the Economist Intelligence unit

ITU Digital Opportunity Index (DOI) 2006

فضای مجازی و حوزه‌های در حال تغییر

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۵:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

احسان شاقاسمی - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات - دانشگاه تهران - در فوریه سال 2006 تعداد کاربران اینترنتی در جهان از مرز یک میلیارد نفر گذشت. در فاصله سالهای 2000 تا 2006 رشد تعداد کاربران اینترنتی در جهان بیش از200 درصدبوده است. آمار در مورد ایران کمی متفاوت است. بین سالهای 2000 تا 2006 تعداد کاربران اینترنتی در ایران بیش از 3100 درصد افزایش یافته است و در حال حاضر به بیش 5/11 میلیون نفر بالغ می شود . در این مقاله ابتدا تاریخچه ای از پیدایش و همچنین گسترش فضای مجازی ارائه خواهم داد و در ادامه فرهنگ مجازی را توضیح خواهم داد. پس از آن پدیده های نوظهور در فضای مجازی را بر خواهم شمرد و در پایان تفاوتهای روانشناختی موجود میان فضای مجازی و رسانه های پیش از آن هم مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فضای" مجازی

وقتی صحبت از فضای مجازی به میان می آید مردم اغلب به کامپیوتری فکر می‏کنند و اینکه به اینترنت متصل است در حالیکه این فقط بخش بسیار کوچکی از فضای مجازی راتشکیل میدهد.
از نگاه دیوید بل (2001) فضای مجازی فقط مجموعه‏‏ای از سخت افزار نیست بلکه مجموعه‏ای از تعاریف نمادین است که شبکه‏‏ای از عقاید و باورها را در قالب داد و ستد بیت رد و بدل می‏کنند. این نام نخستین بار بوسیله ویلیام گیبسون در رمان نورومانسر (1984) ابداع شد (هولمز، 2005). همانطورکه کاترین هایلس (1996) نشان می‏‏دهد دیدگاه گیبسون خودبخود به وجود نیامده بود و دگرگونی های مبتنی بر فناوری انجام شده در دهه های 1980 و1990 نقش زیادی در ظهور این اصطلاح داشت (به نقل از ویتاکر، 2004).
کلمه فضای مجازی (سایبر اسپیس) از درون کلمه سایبرنتیکس که در سال 1948 بوسیله نوربرت وینر ابداع شده بود پدید آمد. سایبرنتیکس علم نظریه کنترل است و در مورد سیستم های پیچیده بکار می رود (ویتاکر, 2004). کلیه سیستمهایی که با روشهای خودفرمایی اداره می شوند در واقع سیستمهای سایبرنتیکی هستند.
گاهی اوقات کلمه سایبرنتیکس در معنایی غیر از معنای اولیه آن مثلاً به معنای قانونگذاری و قانونمندی بکار میرود (دامسایر ,1993 و بیر 1994). دلیل این نوع نامگذاری به پیچیدگی این نوع قوانین مربوط می شود. ارتباط واژه ای فضای مجازی (سایبراسپیس) و سایبرنتیکس هم به مسئله پیچیدگی بر می گردد.
علیرضا دهقان (1384) معتقد است فضای مجازی یک شبکه گسترده جهانی است که شبکه های مختلف رایانه ای در اندازه های متعدد و حتی رایانه های شخصی را با استفاده از سخت افزار ها و نرم افزار های گوناگون و با قرارداد های ارتباطی به یکدیگر وصل می کند فرهنگ مجازی گاهی درکنار اصطلاح فضای مجازی به اصطلاح فرهنگ مجازی برخورد می کنیم.
مسائلی که برای نظریه پردازان در حوزه فرهنگ در فضای مجازی مطرح میشوند شامل مسائلی همچون شکل گیری فرهنگ جدید, بازنمائی و درک از واقعیت مجازی و هویت می شوند (بل ، 2001) . اهمیت و قدرت اشکال اجتماعی مانند اجتماعات مجازی و گفتمان فضای مجازی در فرهنگ عامه و حوزه های دیگر هم بخش دیگری از حوزه مطالعاتی این نظریه پردازان را تشکیل می دهند (باربارا کندی ودیوید بل2001 , بل 2001 واندرو هرمن وتوماس سویفت 2000).
پس از ظهور فرهنگ مجازی کم کم سر و کله خرده فرهنگ های مجازی هم پیدا شد. جماعت های مجازی و آنلاین که به زیر شاخه های مختلف تقسیم می شوند باعث ظهور این خرده فرهنگ ها شده اند. بل (2001) فرهنگ مجازی را مصنوع فضای مجازی می داند. کلماتی که روی صفحه کامپیوتر پدیدار می شوند تشکیل جماعت می دهند. این جماعتهای مجازی فرهنگ خاص خود را دارند و هویت ها هم در این جماعت ها دوباره تعریف می شوند.
نکته مهم در باره این هویت ها این است که در فضای مجازی چنین هویت هایی به شدت انعطاف پذیر و فریبنده می شوند. فرهنگ مجازی در چنین فضایی شکل می گیرد. رینگولد ( 1999) معتقد است عامه مردم در برخورد با فضای مجازی همان کاری را خواهند کرد که با بقیه فناوری های ارتباطی کرده بودند یعنی متخصصان ارتباطات را شگفت زده خواهند کرد. اما باید اذعان کرد که پیش بینی اینکه فرهنگ مجازی چه مسیری را طی خواهد کرد بسیار مشکل است. پدیده های جدید در فضای مجازی به موازات ظهور فضای مجازی و در حوزه ارتباطات با واسطه کامپیوتری رفته رفته نظریه ها و پدیده های جدیدی به شرح زیر ظهور کرده اند:
سایبرفیمینیسم : در سال 1998 شرکت داده های بین المللی اعلام کرد که در چند سال آینده تعداد زنان کاربر اینترنت در ایالات متحده از مردان بیشتر خواهد شد در حالیکه زنان در ابتدا کمتر از سه درصد کاربران اینترنت در آمریکا را تشکیل می دادند. سایبر فمینیسم در ابتدا به انگیزة مخالفت با گفتمانهای ضد فمینیستی ظاهر شد (ویتاکر،2002). گروهی از پیشروان حوزة سایبرفمینیسم مانند پلانت (1996و 1997) و هاراوی (1991) ادعا کردند ذهنیت زنانه می تواند منطق فناوری را دگرگون کرده و خسارات ناشی از آن را کم کند. آنها معتقد بودند باید از فضای مجازی برای همه گیر کردن گفتگو در مورد اموری مانند هویت, ارتباط, قدرت و جنسیت استفاده کرد.
آنها این کار را نه تنها برای بررسی نظریه ها بلکه به عنوان روشی برای باز تعیین نقش زنان در ابتدای قرن بیستم توصیه می‏کنند (ویتاکر,2001). مسئله رابطه جنسیت با استفاده از فضای مجازی را بعداً در بخش شکاف آگاهی بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد.
قدرت مجازی :جردن (1999) مفهوم قدرت مجازی را تعریف کرد و آن را به سه قسمت تقسیم کرد: فردی, اجتماعی و تصوری. این نوع از قدرت در مورد فرد وقتی اتفاق می افتد که او به توانایی لازم برای دسترسی و استفاده از امکانات برای تماس با دیگران برسد. زمانی که برای یک گروه این توانایی بوجود بیاید نوع اجتماعی این نوع از قدرت ایجاد می شود. قدرت مجازی تصوری زمانی واقع می شود که یک ایدئولوژی, جنبش یا حرکت اجتماعی به امکانات جدید ارتباطی دسترسی پیدا کند.
سایبر پانک : ترکیبی از دوکلمه سایبرنتیکس و پانکس و یک ژانر زیر شاخه از داستانهای تخیلی است. اینگونه داستانها بیشتر بر روی مسائلی همچون هکرها , فناوری های ارتباطی پیچیده , کامپیوتر ها , هوش مصنوعی و غیره متمرکز می شوند. دو دهه قبل نخستین نمونه از این نوع داستانها پدیدار شدند و بسیار مورد استقبال قرار گرفتند. از پیشرو ها در زمینه نظریه پردازی در حوزة سایبر پانک می توان از ویلیام گیبسون , رودی راکر , جان شرلی , وبروس استرلینگ نام برد.
روابط مجازی : در این پدیده دو یا چند نفر از طریق کامپیوتر با هم ارتباط برقرار می‏کنند و برای هم پیام هایی تحریک کننده و حتی غیر اخلاقی و جنسی می فرستند. روابط مجازی انواع مختلف صوتی , تصویری , نوشتاری و . . . دارد.

سایبورگ : ترکیبی است از دو کلمه سایبرنتیک و ارگانیزم و به ترکیبی از فناوری و زیست شناسی اطلاق می شود.
کافه مجازی : به معنی کافی نت ایرانی است و به کافه ای که امکانات اینترنتی را در اختیار مردم قرار می دهد اطلاق می شود.
دموکراسی سایبر: دموکراسی سایبر مفههومی است که در آن اینترنت به عنوان عامل ارتقا دهنده مشارکت و به تبع آن دموکراسی دیده می شود جان هارتلی ، 2005).
سایبردرام : مفهوم سایبر درام را مورای (2002) مطرح کرد. از نظر او ظرفیت های موجود در فضای مجازی باعث می شود بقیه رسانه ها از جمله تلویزیون رفته رفته خود را در شکل جدید در فضای مجازی مطرح کنند.
اعتیاد اینترنتی : یونگ (1996) معتقد است اعتیاد اینترنتی به معنای استفاده بیش از حد از اینترنت است که گاهی به بیماری های جسمی یا روانی منجر می شود. از دید او اتاقهای گفتگو منبع اصلی اعتیاد اینترنتی هستند. برخی محققان مانند شرر (1997) معتقدند اعتیاد به اینترنت با اعتیاد به مواد مخدر نه به لحاظ پیامدهای روانی و نه به لحاظ پیامدهای جسمی قابل مقایسه نیست و بنا بر این بکار بردن لفظ اعتیاد برای استفاده بیش از حد از اینترنت چندان منطقی به نظر نمی رسد.
افسردگی اینترنتی : واقعیت در مورد اینترنت این است که گاهی این رسانه جدید باعث بروز یک سری پیامدهای روانی برای کاربران می شود. به عنوان مثال اینترنت امروزه بخش بزرگی از زمانی را که می توانیم با خانواده بگذرانیم به خود اختصاص می دهد. مواردی از افسردگی بر اثر استفاده مداوم از اینترنت مشاهده شده که ثابت می کند این افسردگی چیزی بیش از یک فرض است (سورین و تانکارد، 2001).
قماربازی اینترنتی : قمار بازی اینترنتی هر نوع فعالیتی است که از طریق اینترنت صورت می گیرد وشامل نوعی شرکت درقرعه ، شرط بندی یا انجام فعالیتی مبتنی بر بخت و اقبال با هدف رسیدن به پول ، جایزه ، یا نوعی امتیاز است (علیرضا دهقان ، 1384). ویژگیهای روانشناختی و انسانی فضای مجازی نظریه های ارتباطی با روانشناسی ارتباط نزدیکی دارند. مساله تاثیر در بیشتر این نظریه ها به عنوان ستون فقرات محسوب می شود. حال به اجمال ویژگیهای روانشناختی فضای مجازی را بررسی می کنیم.
کاهش احساسات : بدلیل اینکه اغلب ارتباطات در این فضا بصورت نوشتاری است اغلب، فاقد احساسی است که در فضای واقعی از طریق قدم زدن، سخن گفتن و . . . بدست می آید. افراد با وجود امکانات ارتباطی در فضای مجازی دیگر اهمیتی به کیفیت روابط نمی دهند و این مسئله به کاهش بیشتر احساسات منجر می شود.

متن گرایی : علیرغم امکانات چند رسانه ای موجود در فضای مجازی هنوز هم قسمت عمده ای از ارتباطات درفضای مجازی را ارتباطات متنی در قالب ایمیل و چت تشکیل می دهد. ارتباطات متنی می تواند شکل جدیدی از هویت مجازی را شکل دهد.
انعطاف پذیری هویتی : افراد در فضای مجازی بدلیل نبود راهنماهای چهره ای می توانند بازنماییهای متفاوتی از خود ارائه دهند.

دریافت های جایگزین : در ارتباطات مجازی شما می توانید دیوارها را بشکنید، به حوزه خصوصی دیگران وارد شوید و حرفهایی که حاضر نیستند در ارتباط چهره به چهره به شما بگویند را بشنوید.

جایگاههای مساوی شده : با کمی چشم پوشی میتوانیم مدعی شویم که جایگاه طرفین گفتگو در ارتباطات مجازی برابر است. برخی از متخصصان به این ویژگی فضای مجازی دموکراسی شبکه می گویند.
فرامکانی : نقش جغرافیا در تعیین ارتباطات مجازی بسیار کمتر از نقش آن در ارتباطات واقعی است. بعنوان مثال یک مرد تاجر در آلمان می تواند از طریق یک پایگاه ارائه دهنده خدمات اینترنتی در استرالیا با یک متخصص امور تبلیغاتی در ایران ارتباط برقرار کند. انعطاف پذیری موقت : ارتباطات همزمان یعنی اینکه دو نفر در یک زمان از طریق اینترنت با هم ارتباط برقرار کنند. در اینگونه ارتباط ما با افراد مختلف و گوناگونی ارتباط برقرار می کنیم و رفته رفته یاد می گیریم که با هر کسی چگونه باید ارتباط برقرار کرد.
گونه گونی اجتماعی : در اتاقهای گفتگو، افراد مختلف با جایگاههای اجتماعی متفاوت در مورد یک یا چند موضوع خاص به گفتگو می نشینند و نظرات خود را بیان می کنند.
قابلیت ذخیره سازی : یکی از خصوصیات برجسته ارتباطات مجازی قابلیت ذخیره سازی محتوای آن است.
واپاشی رسانه ای : وقتی کامپیوتر ما دچار مشکل می شود یا ارتباط اینترنتی ما مختل می شود بناگاه به عمق روابط خود با فضای مجازی پی می بریم. وابستگی شدید ما به فضای مجازی باعث می شود که بخش های مهمی از فعالیت روزمره خود را در این فضا انجام دهیم و مختل شدن یکی از کارکردهای این فناوری های فراهم کننده فضای مجازی می تواند پدیده "چاله سیاه" را بوجود بیاورد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که به دلایل فنی یا غیر فنی دسترسی خود را به شبکه از دست میدهیم وخود را در آشفتگی از دست دادن یکی از ابزار های موثر شناخت می یابیم.

نتیجه گیری: هرچند گفته می شود که رسانه ها ذاتاَ با هم متفاوتند اما واقعیت این است که فضای مجازی ‏، رسانه ای از جنس دیگر است.ایجاد پدیده های جدید اجتماعی مثل اجتماعات مجازی ، فرهنگ مجازی ، اعتیاد اینترنتی ، قمار بازی اینترنتی و . . . که در دنیای رسانه های سنتی قابل تصور نبود ، این مساله را به خوبی ثابت می کند.این رسانه جدید باعث ایجاد تغییرات اساسی در حوزه های مختلف زندگی انسانی شده و با کمک ویژگی های روانشناختی منحصر به فرد خود در سالهای آینده تغییرات زیادی در روش زندگی بشر و ایجاد خواهد کرد. قابلیت های مشارکتی و کم هزینه فضای مجازی در سالهای آینده به تغییر شکل در حوزه عمومی و مجازی تر شدن آن منجر خواهد شد. بدلیل ساختار متفاوت این رسانه ، این تغییرات آنچنان عمیق خواهند بود که تغییرات ناشی از ظهور رسانه های جدید مثل سینما و تلویزیون ‏، در مقابل آن کم عمق و سطحی خواهند بود.
منابع لاتین

Bell , David , 2001 , An introduction to cyberculturse , USA , Routledge

ranston Gill and Straford Roy , 2001 , The media student’s book , London , Routledg

3-Bruhn Jensen Klaus , 2002 , A handbook of media and communication research , qualitative and quantitative methodologies , London , Routledge

4-Crowely David and Heyer Paul , 1999 , Communication in history technology , culture , society , USA , Longman

5-Feldman Tony , 1997 , Introduction to digital media , London and New York , Routledge

6- Hablesgray , Chris , 2003 , cyborg citizen , London , Routledge

7-Hartley , John , 2005 , Communication , cultures and media studies , London and New York , Routledge

8-Holmes David , 2005 , Communication theory , media , technology and society , London , Thousands oaks , Sage publications

9-Lindlof R Thomas and Taylor C Bryan 2002 Qualitative communication research methods London SAGE Publications

10-Meyer Thomas , 2002 , Media democracy How the media colonize politics , Melden , Polity press

11- Severin , J , Werner and Tankard W James , 2001, Communication Theories: Origins, Methods and Uses in the Mass Media, 5/E ,Texas , Longman

12-Slevin , James , 2000 , The Internet and society ,Cambridge , Blackwell publishers

13-Williams , Kevin , 2003 , Understanding media theory , London , Routledge 14-Wilson R James and Wilson S Roy , Mass media mass culture an introduction Boston , Mc Graw Hill

15-Whittaker Jason 2004 The cyberspace handbook , London and New York Routledge

16-Whittaker , Jason ,2002 , The internet : the basics , New York , Routledg

این مقاله بخشی است از مقاله ای با عنوان " نظریه های ارتباطات در فضای مجازی " که بزودی در مجله gmj منتشر خواهد شد .

منابع فارسی:
1. دهقان ، علیرضا ، 1384 ، قمار بازی اینترنتی ، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره پیاپی 2 و 3 ، صفحات 72-45
2. سورین ورنر , تانکارد جیمز ,1382 , نظریه های ارتباطات , ترجمه دکتر علیرضا دهقان , تهران , انتشارات دانشگاه تهران

سایر منابع:

http://www. internetworldstats. com/stats. htm

www. wikipedia. com

نظریه های جامعه اطلاعاتی

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۴:۵۹ ب.ظ | ۱ نظر

ترجمه: مهدی داودی - استفاده از اصطلاح هایی همچون سرمایه داری، فئودالیسم، صنعتی گرایی، سوسیالیسم، خودکامگی و تمامت طلبی برای توصیف جوامع امری متداول است. نقطه آغاز این کتاب پیدایش شیوه ای ظاهرا نوین در سال های اخیر برای درک جوامع معاصر است. مفسران به طور روزافزون از اطلاعات همچون ویژگی معرف جهان مدرن صحبت می کنند. امروزه بیشترین توجه وقف اطلاعاتی شدن زندگی اجتماعی شده است و اطلاعات به چنان اهمیتی دست یافته که شایستگی آن را دارد تا به صورت نماد عصر حاضر با آن برخورد شود. با این حال تفسیرها درباره نقش و اهمیت اطلاعات عمیقا با هم فرق دارند، و در واقع، هر چه دقیق تر به بررسی اصطلاحات بنیادی می پردازیم، توافق کمتری درباره این موضوع به ظاهر مشترک- یعنی اطلاعات- به چشم می خورد.

برای بررسی نظریه های متنوع درباره «جامعه اطلاعاتی»، متونی که برای درک و فهم اطلاعات در جهان مدرن نقش اصلی را دارند مورد نظر و دقت قرار گرفتند و از این طریق، این کتاب شکل گرفت. به همین دلیل هر قسمت از کتاب به نظریه ای خاص و برجسته ترین هواداران آن می پردازد و آن را مورد بررسی تحلیلی قرار می دهد. خوانندگان این بخت را خواهند داشت تا خود تصمیم بگیرند که قانع کننده ترین رهیافت کدام است.
فصل دوم: اطلاعات و ایده جامعه آرمانی

برای آن که بتوانیم به قدر کافی رهیافت های راجع به فهم روندهای اطلاعاتی و مسایل امروزه را درک کنیم، به دقت در تعاریفی نیازمندیم که شرکت کنندگان در این مباحثات به کار می برند.
تعاریف «جامعه اطلاعاتی»:

به طور تحلیلی، پنج تعریف از «جامعه اطلاعاتی» که هر یک معیارهایی را برای تعریفی جدید ارائه می دهند، قابل تشخیص است:

1- فناورانه: عمومی ترین تعریف از «جامعه اطلاعاتی» بر نوآوری چشمگیر فناوری تاکید می کند. تصور کلیدی این است که موفقیت علمی در پردازش، ذخیره و انتقال اطلاعات، کاربرد فناوری های اطلاعاتی را تقریبا به تمام گوشه و کنار جهان گسترش داده است.

2- اقتصادی: شاخه ای فرعی در اقتصاد تاسیس شده است که به مسایل «اقتصاد اطلاعات» می پردازد. اثر پیشگام فریتز مک لاپ، یعنی تولید و دانش در ایالات متحده (1962)، در پایه گذاری مقیاس هایی برای «جامعه اطلاعاتی» در چارچوب اقتصادی آن، بسیار موثر بود. مک لاپ کوشید تا صنعت اطلاعات را با اصطلاحات آماری توصیف کند. او پنج گروه وسیع صنعت (که خود به پنجاه شاخه فرعی تقسیم می شدند) تشخیص داد که عبارتند از: آموزش و پرورش (مدارس، کتابخانه ها و ...)، رسانه های ارتباطی (رادیو، تلویزیون و ...)، ماشین های اطلاعاتی (تجهیزات کامپیوتری، ابزارهای موسیقیایی، ...)، خدمات اطلاعاتی (حقوق، بیمه پزشکی و ...) و دیگر فعالیت های اطلاعاتی (تحقیق و توسعه، فعالیت های غیرانتفاعی و ...).

در بررسی این نوع مقولات، می توان ارزش اقتصادی به هر کدام از آن ها داد و مشارکت آن ها را در تولید ناخالص ملی ردیابی کرد. اگر روند این ها در تولید ناخالص ملی، بخشی رو به افزایش را نشان دهد، آن گاه می توان ادعا کرد که ظهور تدریجی «اقتصاد اطلاعات» در حال شکل گرفتن است.

3- شغلی: مقیاسی که برای پیدایش «جامعه اطلاعاتی» دگرگونی های شغلی را مورد توجه قرار می دهد، مقیاس رایجی است. به طور ساده، عبارتست از این که به هنگامی که کار اطلاعاتی در میان حرفه ها تفوق یافت، ما به «جامعه اطلاعاتی» دست یافته ایم. یعنی، هنگامی که کارمندان، معلمان، حقوق دانان و نمایشگران از حیث عددی بر معدنچیان ذغال سنگ، فلزکاران، کارگران کشتی سازی و کارگران ساختمانی تفوق یابند، «جامعه اطلاعاتی» فرارسیده است.

4- فضایی: این مفهوم از «جامعه اطلاعاتی»، در عین حال که از جامعه شناسی و علم اقتصاد استفاده می کند، در هسته خود تاکید مشخص جغرافی دانان را بر روی مساله فضا دارد. در این جا تاکید اصلی بر روی شبکه های اطلاعاتی است که مکان ها را به هم متصل می کنند و متعاقبا تاثیرات چشمگیری بر روی برنامه ریزی های زمانی و مکانی دارند.

5- فرهنگی: این مفهوم آخری از «جامعه اطلاعاتی» شاید از همه راحت تر مورد تایید باشد، اما از همه کمتر سنجیده و حساب شده است. هر یک از ما، از روی الگوی زندگی روزانه مان، نسبت به افزایش خارق العاده اطلاعات در زندگی اجتماعی آگاهیم. بی چون و چرا مقدار عظیمی از اطلاعات، تقریبا بیش از هر زمان دیگر در کار است.
فرهنگ معاصر به شکلی چشمگیر بیش از فرهنگ های قبل از خود انباشتگی سنگینی از اطلاعات را دارد. ما در محیطی اشباع شده از رسانه ها زندگی می کنیم که نشانه آن است که زندگی اساسا درباره نمادسازی، درباره مبادله و دریافت- یا سعی بر دریافت و پافشاری بر دریافت- پیام هایی برای خود و دیگران است. در تایید این انفجار نشانه هاست که بسیاری از نویسندگان می پندارند که ما وارد «جامعه اطلاعاتی» شده ایم. آن ها به ندرت برای برآورد کمی این تحولات تلاشی می کنند، بلکه بیشتر از «وضوح» زندگی ما در دریایی از نشانه ها، کامل تر از همه دوره های گذشته، آغاز می کنند.

با مرور این تعاریف متنوع از «جامعه اطلاعاتی»، آن چه که به حد وفور به چشم می آید عدم تکامل یا ابهام این تعاریف یا هر دوی آن هاست. خواه این تعاریف شامل مفهومی فناورانه، یا اقتصادی، یا حرفه ای، یا فضایی یا فرهنگی باشد، مفاهیم بسیار پیچیده مساله ساز مبنی بر این که چه چیزهایی سازنده «جامعه اطلاعاتی» اند، و این که چگونه این جامعه تمیز داده می شود، برای ما باقی می مانند.
اطلاعات چیست؟

نخستین تعریف از اطلاعات که در ذهن می جوشد، تعریف معنایی از آن است: اطلاعات معنادار است؛ موضوعی دارد و درباره کسی یا چیزی آگاهی یا آموزش می دهد.

با این حال تعاریفی که از «جامعه اطلاعاتی» مرور کردیم، اطلاعات را بدون معنا می انگارند. یعنی باور دامنه وسیعی از متفکران نسبت به اطلاعات بر اساس نظریه کلاسیک اطلاعات متعلق به کلود شانون و وارین بور است که با جستجو برای شواهد کمی رشد اطلاعات صورت می پذیرد.

بدون شک توانایی در کمی کردن انتشار اطلاعات به طور کلی کاربردهایی دارد اما برای داشتن درکی صحیح از این که «جامعه اطلاعاتی» چه چیزی است، و این که تا چه حد متفاوت از- یا شبیه به- دیگر نظام های اجتماعی است، مطمئنا باید معنی و کیفیت اطلاعات مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوم: جامعه اطلاعاتی همان پسا- صنعتی گرایی است
دانیل بل

در میان آن ها که در مفهوم پیدایش جامعه ای نوین مشترک اند، نظریه پسا- صنعتی گرایی دانیل بل، معروف ترین توصیف از «جامعه اطلاعاتی» است. در واقع، این اصطلاحات اغلب به صورت قابل تعویض با هم به کار می روند. عصر ارتباطات بیانگر جامعه پسا- صنعتی است و پسا- صنعتی گرایی در شکل گسترده خود همچون «جامعه اطلاعاتی» مورد توجه قرار می گیرد.

پروفسور بل به خاطر پیشگویی اغتشاشی که به خصوص فناوری های ارتباطات کامپیوتری در زندگی به وجود می آورد، شهرت پیدا کرد. بل چنین بیان می کند که ما در حال ورود به نظامی نوین ایم، جامعه ای پسا- صنعتی که در حالی که چندین ویژگی متمایز دارد، با حضور و اهمیت فزاینده اطلاعات کاملا مشخص شده است. دانیل بل استدلال می کند که اطلاعات و دانش چه از لحاظ کمی و چه از نظر کیفی برای جامعه پسا- صنعتی حیاتی اند.

او به شکل غیرقابل انکار در باور خدو نسبت به افزایش نقشی که اطلاعات در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایفا می کند دقیق است. با این حال دانیل بل در تفسیر این رشد و افزایش، به منزله نشانه نوع جدیدی از جامعه- دوران «پسا- صنعتی» اشتباه می کند.
نوتکامل گرایی

دانیل بل معتقد است که ایالات متحده، جهان را در مسیری به طرف نظامی جدید هدایت می کند. اگر چه او رک و راست اعلام نمی کند که تحول جامعه پسا- صنعتی نتیجه ای اجتناب ناپذیر در تاریخ است اما چنین می اندیشد که جنبشی را در جوامع پیشا- صنعتی، کاملا صنعتی تا پسا- صنعتی می توان ردیابی کرد. وی مسیر مشخصی را توضیح داده است که به وضوح از تاریخ نگاری ای بدون انسجام دفاع می کند.
قلمرو مجزا

نکته مهم نظری و روش شناسانه ای که بنیاد آثار بل را تشکیل می دهد آن است که وی معتقد است جامعه پسا- صنعتی بیش از تحولات در سیاست یا فرهنگ از طریق دگرگونی هایی در ساختار به وجود می آید. به عبارت دیگر بل یک ضد کل نگر است و تاکید می ورزد که دگرگونی را نمی توان بدین صورت دید که از بخشی نشات می گیرد و بر ابعاد دیگر اجتماع تاثیر می گذارد. نهایتا، یکی از موثرترین ویژگی های توصیف بل از جامعه پسا- صنعتی این نظر است که این جامعه، فروپاشی آن «نظام ارزشی عمومی» را که زمانی بر کل جامعه تسلط داشت و اکنون مفهوم شده است، آشکار می سازد.
جامعه پسا صنعتی

جامعه پسا- صنعتی تنها از دگرگونی ساختار اجتماعی به وجود می آید. این دگرگونی شامل اقتصاد، ساختار اشتغال و نظام طبقاتی می شود اما سیاست و مسایل فرهنگی را مستثنی می کند. بل نوعی سنخ شناسی از جوامعی متفاوت به ما ارایه می دهد که وابسته به نحوه اشتغال در هر سطح و مرحله ای است. از دیدگاه او، کار در عمومی ترین شکل خود تبدیل به ویژگی معرف جوامع خاص شده است. بنابراین، بل اعلام می کند که در حالی که در جوامع پیشا- صنعتی، کارگر کشاورزی در همه جا کمابیش حاضر است و در جوامع صنعتی کار در کارخانه اصل پذیرفته شده است، در جوامع پسا- صنعتی کار خدماتی تسلط دارد.

بل معتقد است که با ادامه روند صنعتی شدن، افزایش ثروتی به وجود می آید که ناشی از بازده صنعتی است که ممکن است صرف نیازهای جدید شود. به تدریج ذخیره ای تمام ناشدنی از فرصت های شغلی جدید در بخش خدمات با هدف ارضای این نیازها پدید می آید.
نقش اطلاعات

اگر بتوان پذیرفت که افزایش مستمر ثروت منتج به سلطه شغل های خدماتی می شود، می توان از این امر که اطلاعات از کجا وارد این تساوی می شود در شگفت شد. بل این را با تعدادی از یافته های مرتبط به هم توضیح می دهد. اطلاعات به طور جدی در هر دوره یا سرشت حیات درگیر شده است. در جامعه پیشا- صنعتی، زندگی «بازی در مقابل طبیعت است». در دوره صنعتی، یعنی جایی که ماشین به شکل وجودی فنی و عقلانی شده تسلط دارد، زندگی «بازی در مقابل طبیعت مصنوع» است. در تضاد با هر دوی این ها، زندگی در جامعه پسا- صنعتی که بر پایه خدمات بنا شده، بازی بین اشخاص است. در این جا آن چه به حساب می آید، نیروی خام عضلانی یا انرژی نیست، بلکه اطلاعات است و بدین ترتیب کارهای اطلاعاتی گسترش می یابد.
محافظه کاری ذهنی

در سراسر این نظریه، آشکار است که آن چه دانیل بل را به شناسایی گسستی مشخص بین جوامع صنعتی و پسا- صنعتی می کشاند، افزایش کار اطلاعاتی و دسترس پذیری بیشتر شغل های تخصصی است. در حالی که مسلم است که اشتغال اطلاعاتی بیشتری نسبت به گذشته و نیز افزایش واضح اطلاعات مورد استفاده وجود دارد، مشکلات اصلی نسبت به استدلال بل مبنی بر این که پسا- صنعتی گرایی نسبت به جوامع پیشاز خود، گسستی در نظام را مشخص می کند، به قوت خدو باقی می مانند.

یکی از مشکلات، درباره بنیادهای نسبتا متزلزلی است که بل نظریه جامعه جدید خود را بر آن ها بنا کرده است. هیچ منطقی ذاتی وجود ندارد که بگوید چرا افزایش در تخصص ها، حتی تخصص های در خور توجه، می بایست انسان را به این نتیجه برساند که دوره ای جدید فراروی ماست.
جامعه خدماتی پساصنعتی

پروفسور بل به این واقعیت غیرقابل انکار که بخش خدماتی اقتصاد در حالی گسترش یافته که بخش های صنعتی و کشاورزی زوال پذیرفته اند، به منزله گواهی محکمه پسند بر پیدایش «پسا- صنعتی گرایی» استناد می کند. منطقا، مسلم به نظرمی رسد که با خدماتی که به طور مداوم رشد می کند و با شغل های تخصصی خدماتی که با سرعتی ویژه گسترش می یابد، و با ثروت کافی به وجود آمده از افزایش بهره وری درکشاورزی و صنعت از طریق افزایش کارآیی، دست آخر تقریبا هر کس در بخش خدمات شغلی پیدا می کند.

کل نظریه بل درباره جامعه پسا- صنعتی به منزله مرحله ای مشخصا متفاوت در نحول جامعه، به این نیاز دارد که کار خدماتی همچون چیزی متضاد با تولید کالا درک شود، زیرا ارائه خدمات است که جامعه پسا- صنعتی را از جامعه «صنعتی» متمایز می سازد که در این جامعه اخیر اکثر کارگران به ساخت مصنوعی اشیاء مشغولند. این نظر بل است که جامعه هنگامی از صنعتی گرایی فراتر می رود که ثروت کافی، زمینه ساز ایجاد خدمات مجردی شده باشد که به نوبه خود شغل های خدماتی را که در اکثر کارها به خود اختصاص می دهند و کالا تولید نمی کنند به وجود می آورد، اما به جای آن، ثروتی را که در جای دیگر تولید شده مصرف می کند.
خدمات و تولید صنعتی

بل، با حرکت از این واقعیت مسلم که امروزه شغل های خدماتی بیشتری وجود دارد، به عقب باز می گردد و این قاعده را استنتاج می کند که هنگامی ثروتمندتر می شود، درآمد خود را خرج خدمات می کند. بل چنین استدلال می کند که هنگامی که کسی ثروتمندتر می شود، درآمد خود را خرج خدمات می کند. بل چنین استدلال می کند که چون امروزه کارگر خدماتی بسیار بیشتری وجود دارد، پس قاعدتا پول مردم هم در بخش خدمات خرج می شود. این استدلال بسیار موجه جلوه می کند. اما این اشتباه است، و اشتباهی است که از نقص نگرش بل نسبت به آن چه کارگران خدماتی واقعا انجام می دهند، نشات می گیرد. تمایز تعداد زیادی از کارهای خدماتی را می توان با تقسیم کاری که به خاطر افزایش کارآمدی در تولید کالا صورت می گیرد، توجیه کرد.
نتیجه گیری

دنیل بل از چند سال پیش شروع به جایگزینی مفهوم «جامعه اطلاعاتی» به جای «پسا- صنعتی گرایی» کرد. اما در انجام چنین کاری تغییر مهمی در اصطلاحات تحلیل خود نداد. همه قصد و غرض او از «جامعه اطلاعاتی» همان «پسا- صنعتی گرایی» است. اما با واقعیت زندگی در دنیایی که در آن اطلاعات و فعالیت اطلاعاتی بخش حیاتی را در سازماندهی روزمره و بسیاری از کارها تشکیل می دهد روبه روییم. با هرمقیاسی حجم و دامنه اطلاعات شتابی چشمگیر یافته است. اما نتیجه گیری ما این است که این تحولات نمی تواند با واژگان «پسا- صنعتی» پروفسور بل تفسیر شود. اگر خواهان آن باشیم تا گسترش و اهمیت اطلاعات را در عصر حاضر درک کنیم، بایدبه جایی دیگر رو کنیم.
فصل چهارم: اطلاعات، دولت ملی و نظارت
آنتونی گیدنز

آنتونی گیدنز، (متولد 1938)، بدون بحث و گفتگو، مهم ترین نظریه پرداز علوم اجتماعی در بریتانیای پس از جنگ است، که در صف مقدم تدوین نوعی «جامعه شناسی بسیار عالی ذاتی» قرار گرفته است. هدف گیدنز، هم در پی افکندن طرحی دوباره در نظریه اجتماعی است و هم بررسی دوباره درک و فهم ما از تحولات و مسیر «مدرنیته». اما در این فصل تنها چند ایده از کتاب «دولت ملی و خشونت (1985)» او اخذ می شود که برای درک تحولات و اهمیت اطلاعات به شیوه ای روشنگرانه، به ما کمک می کند. گیدنز در «دولت ملی و خشونت»، بر دو خصوصیت مربوط به مدرنیته تاکید می ورزد که توسط متفکران کلاسیک کم اهمیت شمرده شده اند. این دو، اهمیت نظارت گسترش یافته در آغاز مدرنیته، و اهمیت خشونت، جنگ و دولت ملی در تحولات جهان معاصر هستند. کوشش گیدنز در روشنی بخشیدن به این خصوصیت، وسیله ای است برای نمایش چشم اندازی جالب توجه درباره بنیادها، اهمیت و تحولات اطلاعاتی.

اداره اینترنت توسط بازیگران کلیدی آن

جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۸۵، ۰۲:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

رییس جدید اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) معتقد است نظارت بر اینترنت باید کماکان بر عهده نهادهای عمده بین‌المللی همچون آیکان و ITU باشد و نباید برای این کار دست به ایجاد ساختارهای کلان جدید زد.

همادون تور که بیش از یک ماه است مدیریت این نهاد مهم بین‌المللی را بر عهده گرفته، معتقد است ITU باید به موضوعات مهمی همچون امنیت در فضای سایبر و شکاف دیجیتال در میان کشورهای فقیر و غنی بپردازد.

وی در این مورد می‌گوید: «همه ما باید با هم همکاری کرده و نقش خود را در این زمینه ایفا کنیم. سطح همکاری فعلی در این حوزه‌ها قانع‌کننده نیست. ایجاد هر گونه ساختار کلان جدید مناقشه‌برانگیز بوده و اجرایی کردن تصمیم‌های آن به زمان زیادی نیاز دارد.»

هم‌اکنون سازمان آیکان که مقر اصلی آن در کالیفرنیای آمریکا واقع است، وظیفه مدیریت و هدایت اینترنت را بر عهده دارد. این سازمان هر شش ماه یک بار گزارشی را در مورد عملکرد خود تقدیم وزارت بازرگانی آمریکا می‌کند. طبق اعلام این وزارتخانه آیکان تا سه سال دیگر وظیفه یاد شده را بر عهده خواهد داشت.

طی سال‌های اخیر بسیاری از کشورهای جهان و از جمله ایران چنین ابراز عقیده کرده‌اند که دولت آمریکا کنترل بسیار زیاد و غیرقابل قبولی بر اینترنت و آیکان دارد و این در حالی است که فضای مجازی نبض تجارت، ارتباطات و فرهنگ جهانی را در اختیار دارد. در چنین شرایطی ممکن است ایالات متحده از این مزیت برای اعمال فشار بر کشورهای رقیب و غیردوست سوءاستفاده کند. به همین علت پیشنهادهایی در مورد مدیریت اینترنت توسط سازمان ملل یا یک نهاد دیگر جهانی مطرح شده است. گفتنی است رییس جدید ITU در مورد رسیدگی به وضعیت آزادی بیان در اینترنت گفت: این سازمان در این مورد و نیز در مورد محتوای اینترنتی مسؤولیتی ندارد و دغدغه اصلی آن در حال حاضر امنیت شبکه است.

تور ایجاد استانداردهای جدید برای دسترسی پرسرعت به اینترنت، ایجاد امنیت برای فعالان تجارت الکترونیکی و افزایش امکانات چندرسانه‌ای در فضای مجازی را از جمله دیگر اولویت‌های نهاد تحت رهبری خود دانست. وی که در سال 1999 به ITU پیوست، در ماه نوامبر گذشته به سمت دبیرکل جدید ITU انتخاب و جایگزین یوشیو اوسومی شد. 191 کشور و 640 نهاد خصوصی در ITU عضویت دارند.
تشدید کنترل دامنه‌های .eu

طبق قانون جدیدی که از ماه فوریه اجرایی خواهد شد، از سوءاستفاده‌برخی ثبت‌کنندگان اروپایی دامنه «.eu» جلوگیری خواهد شد.

بر این اساس سازمان Eurid که مسؤولیت ثبت دامنه را در این قاره بر عهده دارد، در صورت مضنون شدن به هر گونه سوءاستفاده از یک دامنه خاص می‌تواند از انتقال مالکیت آن به شخص ثبت‌کننده جلوگیری کند.

قانون مذکور که از 19 فوریه اجرایی می‌شود، تحقیق در مورد فعالیت‌هایی همچون هرزنامه‌نویسی را ساده‌تر خواهد کرد و به پلیس کمک می‌کند افرادی را که با هدف کلاهبرداری و انجام فعالیت‌های مجرمانه دست به ثبت دامنه می‌زنند، راحت‌تر شناسایی کند.

Eurid یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در بلژیک است که از دسامبر سال 2005 به این سو به امور مختلف مربوط به ثبت دامنه‌های .eu رسیدگی می‌کند. تاکنون 4/2 میلیون وب‌سایت با این دامنه در جهان به ثبت رسیده‌اند.

این سازمان طی یک سال اخیر فعالیت‌های نظارتی خود را تشدید کرده و از جمله 74 هزار آدرس منتهی به این دامنه را معلق و 400 ثبت‌کننده را به جرم سوءاستفاده تحت تعقیب قرار داده است.

ایستگاه‌های مسافران قطار جامعه اطلاعاتی

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۸۵، ۰۵:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

دکتر یونس شکرخواه - این مطلب یک گزارش مبتنی بر مشاهدات شخصی است که در ارتباط با حضور در دومین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس نوشته شده است.

اجلاس 2003 ژنو

همانطور که می دانید نخستین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در روزهای 10 تا 12 دسامبر 2003 در ژنو برگزار شد که در آن اجلاس 11047 شرکت کننده از970 سازمان رسانه ای و 63 نهاد مختلف گرد هم آمدند و دو سند تحت عناوین اصول کلیدی اعلامیه اصول , ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی: چالش جهانی در هزاره جدید و طرح اقدام منتشر کردند
اجلاس 2005 تونس

دومین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس درحالی در روزهای شانزدهم تا هجدهم نوامبر 2005 برگزار شد، که 19401 شرکت کننده با این ترکیب داشت :

5857 شرکت کننده از بخش دولتی و جامعه اروپائی

1508 شرکت کننده از سازمان های دولتی

6241 شرکت کننده از سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی

4816 شرکت کننده از بخش تجاری

و 979 شرکت کننده از بخش رسانه ای
نمایشگاه ها: از پنج خیابان ژنو تا پنج منطقه تونس

در حالیکه در اجلاس اول سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در ژنو پنج خیابان بود تا غرفه ها بر حسب نوع محصولات و خدمات طبقه بندی شوند و شعار حاکم هم ICT4D بود (تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی در خدمت توسعه)، این بار در اجلاس سران تونس پنج منطقه تشکیل شد و شعار حاکم هم ICT for All (تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی در خدمت همه) بود. این منطقه ها بر حسب رنگ طبقه بندی شده بود؛ عبارتند بودند از :

رنگ آبی برای غرفه های ملی که دستاوردهای ملی کشورها در انها ارائه می شد، خاکستری برای پژوهش و نو آوری، که یافته پژوهشی و مرتبط با نو آوری در انها عرضه می شد، رنگ نخودی برای راه حل های الکترونیک که در واقع مکان های ارائه سلوشن های گوناگون بود، سبز روشن برای دسترسی فراگیر (نرم افزاری و سخت افزاری) و بالاخره رنگ بنفش برای غرفه هائی که محور اصلی انها مقولات توسعه و مشارکت در جامعه اطلاعاتی بود.

تونس به عنوان کشور میزبان بیشترین غرفه ها را در اختیار داشت (62 غرفه) و فرانسه هم در مرحله بعدی بود (با 38 غرفه) به گفته باید افزود که هر غرفه نیز نکات قابل توجه خود را داشت. به چند نمونه در این زمینه اشاره می‌کنم:

غرفه ایران: استقبال از غرفه ایران در میان 319 غرفه که متعلق به 66 کشور بود؛ کاملا چشمگیر بود. ارائه کتاب ها و سی دی ها در زمینه کارهای انجام شده در عرصه های جامعه اطلاعاتی، دین و بهداشت (با تمرکز بر ICT) از دلایل عمده این استقبال بود. مسئول غرفه ایران دکتر داوود زارعیان بود. به عنوان نمونه اصطلاح‌نامه علوم اسلامی که نخستین تزاروس علوم اسلامی است و به منظور ایجاد و ارائه زبان منطقی نظام‌مند و ساختار یافته برای نظام‌های ذخیره و بازیابی اطلاعات و هماهنگ نمودن تبادل اطلاعات و تسهیل و دسترسی به اطلاعات حوزه علوم اسلامی تدوین شده است بسیار از سوی بازدیدکنندگان با استقبال مواجه شد. در هرحال در این غرفه مذاکرات متعددی صورت گرفت و حاضران و دست اندرکاران غرفه از حضور خود رضایت داشتند . ضمنا دکتر محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی‌ایران هم در اولین جلسه‌ سومین روز از اجلاس تونس سخنرانی خود را ایراد کرد

غرفه ژاپن: ژاپنی ها برای جامعه اطلاعاتی خوابها دیده اند؛ در حالی که آمریکا به بازارها چشم دوخته و اتحادیه اروپا به تنوع و به تمایزهای کشورها فکر می کند، ژاپن کماکان به جامعه نوین اطلاعاتی – ارتباطی می اندیشد و راه رسیدن به آنرا شعار "جامعه شبکه ای همه جا حاضر" می داند.

شعار "جامعه شبکه ای همه جا حاضر" بر سر در غرفه ژاپن در تونس به چشم می خورد. اطلاع دارید که ژاپنی ها ‌ می گویند ‌ عبارت‌ جامعه اطلاتی را آنها از طریق تادئو اومه‌ سائو (استاد دانشگاه کیوتو) در سال‌ 1963 به‌ کار گرفته‌ اند‌ و یونه‌جی‌ ماسودا هم در 1968 این‌ عبارت را به‌ کار برده‌ است‌. در زبان ژاپنی به جامعه‌ اطلاعاتی‌ می گویند یوهوکا شاکائی

غرفه چین: دو شرکت چینی هواوی (Huawei) و ای زی تی (AZT) هردو با قدرت در نمایشگاه تونس شرکت کرده بودند. شعار هواوی زندگی از طریق ارتباطات است و شعار ای زی تی هم موفقیت چهانی از طریق خرد محلی بود.

هر دو شرکت چینی روزهای پرکاری را در نمایشگاه گذراندند و انگار آمده بودند تا میدان تکنولوژهای ارتباطی در عرصه موبایل را از رقبای ژاپنی و کره جنوبی پس بگیرند.

غرفه لپ تاپ محققان MIT: غرفه کوچک هر کودک یک لپ تاپ (OLPC) هم بازار داغی داشت. اسلوگان این ابتکار - که متعلق به محققان دانشگاه MIT بود - هر کودک یک لپ تاپ؛ خیلی سریع با بازدیدکنندگان ارتباط بر قرار کرد. طبق اطلاعاتی که دست اندرکاران این غرفه می دادند، قیمت هر یک از این لپ تاپ ها 100 دلار است و به زودی وارد بازارهای جهانی خواهد شد.

غرفه یونسکو : غرفه یونسکو مثل همیشه طرف توجه چهرهای فرهنگی و علمی و آموزشی بود. اگر چه کارهای امسال یونسکو در عرصه کتاب هیچکدام تازه نبود و بر خلاف ژنو که مجموعه تازه و پرباری درباره جامعه اطلاعاتی عرضه کرد، اما کماکان بربحث جامعه معرفتی متمرکز بود و کتاب به سوی جامعه معرفتی آن طرف توجه قرار گرفت. ادبیات تولیدشده از سوی یونسکو درباره جامعه اطلاعاتی اگرچه در زمینه های فنی مربوط به اینترنت ضعیف است؛ اما انتقادات محکمی درقبال چند فرهنگی نبودن اینترنت دارد. نکته جالب توجه درباره یونسکو نشست آن در عرصه پنل ها و ورک شاپ های حاشیه اجلاس بود. نشست یونسکو درباره انتقال به جامعه دانش محور، طرف توجه ایرانی ها قرار گرفت.

چرا که یک استاد MIT - که درگیر پروژه هر کودک یک لپ تاپ هم هست- گفت زبان ها همه در برابر یک زبان اینترنتی به زبان های حاشیه ای تبدیل می شوند و ماتسورا مدیر کل یونسکو هم در رد ادعای او؛ قدرت و ماندگاری زبان و فرهنگ ایران در طول تاریخ را مثال زد.
رویدادهای حاشیه اجلاس:

برای دیدن فهرست کامل 325 رویداد حاشیه اجلاس تونس که ظرف سه روز اجلاس برگزارشد؛ به این نشانی اینترنتی رجوع کنید.

من به اتفاق استاد ارجمندم دکتر کاظم معتمد نزاد در نشست هایPLENARY و نشست های PREPCOM-3 ؛ نشست خبری تیم مذاکره کننده ایران و پنل کتابخانه ها و جامعه اطلاعاتی حضور یافتیم.

در جلسه prepcom3 نماینده آمریکا به شدت مراقب بود تا بحث حاکمیت اینترنت به جاهای باریک نکشد و بنابراین به موقع floor می گرفت و واکنش نشان می داد. من و دکتر معتمد نژاد به دلیل تعقیب این بحث از ژنو و نیز به دلیل اینکه سمینارهائی در همین باره را هم در دانشکده خودمان داشتیم و نیز در اجلاس منطقه ای اسکپ و در تنظیم سند تونس هم درگیر بودیم به اتفاق در جلسه تدارکاتی سوم شرکت کردیم.
دو سند مهم اجلاس سران جهان در تونس

اما همین جا بگویم که در اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس هم سندی در دو بخش تحت عناوین سند تعهد تونس (Tunis Commitment) با 40 ماده و سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی (Tunis Agenda for the Information Society) با 122 ماده منتشر شد که اکنون جزو سندهای مطرح جهانی است. باید به گفته افزود که دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی یک مقدمه و سه بخش به این شرح دارد:

1. مکانیزم های مالی برای مواجهه با چالش های ICT برای توسعه (بندهای 3 تا 28)

2. حاکمیت اینترنت (بندهای 29 تا 82)

3. اجرا و تعقیب (بندهای 83 تا 122)

و اگر چه در بند 28 همین سند؛ از ایجاد صندوق همبستگی دیجیتال حمایت شده، اما نمی توان آنرا یک بخش مستقل به حساب آورد.

اما واقعیت این است که همین دو اجلاس هم نقطه آغاز نبوده اند و لیگ جهانی عرصه ارتباطات دوربرد دست کم تاریخچه ای بیست ساله دارد؛ دارم از گزارشی حرف می زنم تحت عنوان حلقه گمشده (The Missing Link) که به ریاست سر دونالد میتلند (Sir Donald Maitland) اسکاتلندی در دسامبر 1984 منتشر شد.

محور این گزارش هم نقش تکنولوژی در توسعه بود و در ان بر نقش تلفن (تلفن ثابت) در توسعه تاکید شده بود. من چون در آن هنگام دانشجوی فوق لیسانس دکتر معتمد نزاد عزیز بودم و گزارش حلقه گمشده هم به عنوان پروژه یکی از واحدهای من تعیین شده بود ؛ به خاطر ارائه آن به کلاس ؛سطر سطر گزارش حلقه گمشده راخواندام و به همین دلیل می خواهم بگویم که شباهت های عجیبی بین تاکیدهای اسناد اجلاس های سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی و تاکیدهای گزارش حلقه گمشده وجود دارد و هر دو بر توسعه ابزارهای ارتباطی تاکید دارند و نه بر توسعه ارتباطات که اساسا بحث متفاوتی است با ارتباطات توسعه.

در نگاه معطوف به توسعه ارتباطات؛ گسترش ابزارهای ارتباطی نسخه همه دردها است و در نگاه معطوف به ارتباطات توسعه این گسترش ابزارها اگر بی حساب و بی مطالعه باشد؛ حکم تجویز آسپرین را برای درمان سرطان دارد و یا جراحی پلاستیک برای یک فرد کهنسال.

نکته دیگری که در همین زمینه باید اشاره کنم این است که اتفاقا همین گزارش حلقه گمشده که بر نقش حیاتی ابزارهای دوربرد ارتباطی در توسعه اقتصادی تاکید ورزیده و گفته بود همه مردم به "اطلاعات" و "ارتباطات موثر" نیاز دارند تا مجبور به سفر نشوند و بابت ند