ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۲۴ مطلب با موضوع «info-society» ثبت شده است

تحلیل


خبرگزاری فارس: مدیرکل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی گفت: سعی ما در ستاد جامعه اطلاعاتی این است که نشست ها و کارگروه ها ی تخصصی که در آینده برگزار خواهند شد به سوی امنیت فضای دیجیتال سوق یابند.

چارلز گیگر در گفت و گو با خبرنگار خبرگزاری فارس از مطرح شدن بحث امنیت فضای دیجیتال در اجلاس آفریقا به عنوان یک شعار و محور اصلی گفت و گو ها خبر داد و افزود: در کنفرانسی که در آوریل در قاهره برگزار خواهد شد باب صحبت و کار تخصصی در حوزه امنیت فضای مجازی و جرایم اینترنتی در جامعه اطلاعاتی باز خواهد شد تا در کنفرانس های آتی به بحثی ضروری در میان اعضا تبدیل شود.

گیگر گفت: در جامعه اطلاعاتی و به عبارتی دیگر در عصر دیجیتال اطلاعات زندگی انسان از طریق شبکه و فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی حفظ شده یا انتقال داده می شود که اطلاعات شخصی، محرمانه، اطلاعات مالی و حساب های بانکی در این جرگه قرار دارند از این رو باید امنیت بسیار بالایی در این حوزه وجود داشته باشد.

وی در پاسخ به چگونگی مطرح شدن امنیت فضای مجازی در جامعه اطلاعاتی گفت: در اجلاس تونس یک کارگروه تخصصی حقوقی بر روی این حوزه متمرکز شده بود که نتایج زیاد قابل تامل و جالبی از این گروه حاصل نشد اما با برنامه ریزی هایی که برای این مبحث مهم در جامعه اطلاعاتی کرده ایم امید بسیاری داریم که در آینده نزدیک امنیت داده ها در فضای مجازی به بحث هایی کاملا آکادمیک و علمی تبدیل شده و در نشست های مختلف مطرح شود.

استاد دانشگاه زوریخ در ارزیابی خود از حرکت کشورها به سمت تحقق جامعه اطلاعاتی گفت: این مطلب در مورد کشورها نسبی مطرح است و ما در این خصوص کشورها را در حال پیشرفت و پیشرفته تقسیم کرده ایم؛ کشورهای پیشرفته در امور فناوری اطلاعات به راحتی راه خود را در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی پیدا کرده اند و حرکت کشورهای در حال پیشرفت نیز رضایت بخش است.

مشاور علمی و تحقیقاتی دپارتمان آموزش سازمان ملل در پاسخ به این سوال که آیا توزیع رایانه های 100 دلاری در آفریقا راهی برای شتاب در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی محسوب می شود، گفت: نفس پروژه توزیع رایانه های ارزان در آفریقا و یا در هر بخش از دنیا می تواند حرکت خوب و شتاب دهنده ای برای رسیدن به جامعه اطلاعاتی باشد اما نباید سیاست و یا منافع گروهی در این میان دخیل شود کما که در مورد آفریقا هنوز رضایت کامل حاصل نشده است.

وی در باره نقش جوانان و NGO های جوان در حرکت به سوی جامعه اطلاعاتی گفت: اکثر بار یک حرکت موفقیت آمیز به سوی جامعه اطلاعاتی بر دوش جوانان است و در NGO های جوان نیز حضور خوبی را در اجلاس های ژنو و اتریش داشتند که جوانان ایرانی نیز در آن ها عضویت داشتند و این امر در کشورهای جوانی مانند ایران نمود بیشتری دارد.

گیگر در مورد حرکت های جوانان ایران در حوزه اینترنت و جامعه اطلاعاتی گفت: در سفری که به ایران داشتم از نزدیک مشاهده کردم که جوانان ایرانی بسیار علاقمند به فناوری اطلاعات هستند و کار با رایانه را خوب آموخته اند و این می تواند امتیاز مثبتی برای حضور پررنگ ایران در جامعه اطلاعاتی باشد.

نظارت بر عملکرد آیکان

يكشنبه, ۱۹ اسفند ۱۳۸۶، ۰۵:۲۲ ب.ظ | ۰ نظر

سازمان نظارت بر نام‌ها و ارقام اینترنتی -آیکان - بررسی نحوه‌ی عملکرد خود را پس از پایان یافتن مهلت یادداشت تفاهم این سازمان با وزارت بازرگانی آمریکا در ماه سپتامبر سال 2009 آغاز کرد.

به گزارش (ایسنا)، این سازمان غیرانتفاعی که بر سیستم نام دامنه نظارت می‌کند، استقلال یافتن از وزارت بازرگانی آمریکا پس از پایان یافتن توافق با این وزارتخانه در سال 2009 را مورد بررسی قرار می‌دهد.

بر اساس این گزارش، آیکان پیشنهاد کرده است که پس از پایان یافتن زمان موافقت JPA ، از وزارت بازرگانی آمریکا مستقل شود.

یادداشت تفاهم این وزارتخانه با آیکان از سال 1998 وجود داشته اما در سال‌های اخیر، نمایندگان برخی کشورها نظارت دولت آمریکا به این سازمان را زیر سوال برده‌اند.

به گفته‌ی مسوول اجرایی و معاون امور آیکان، این سازمان از زمان تجدید موافقنامه خود با وزارت بازرگانی آمریکا در ماه سپتامبر 2006 در زمینه‌ی پاسخگویی شفافیت و مسائل دیگر پیشرفت‌های قابل توجهی کرده و هدف آن پس از پایان یافتن توافقش با وزارت بازرگانی آمریکا، توسعه یک مدل اداره جهانی بوده و این سازمان هم اکنون تلاش دارد اطمینان دهد که مسوولیت‌هایی را که برعهده دارد تا آخر حفظ خواهد کرد.

بر اساس این گزارش، پرسش‌ها در مورد آینده‌ی آیکان در جریان بازبینی توافق وزارت بازرگانی مطرح شده و اداره‌ی مخابرات ملی و اطلاعات آمریکا، کنفرانس عمومی در زمینه‌ی این توافق نامه را در اواخر ماه گذشته میلادی برگزار کرد.

در حالیکه برخی مدافع ادامه توافق آیکان با وزارت بازرگانی آمریکا هستند به گفته‌ی مسوول اجرایی و معاون امور آیکان با اتمام زمان توافقنامه آمریکا، آیکان همچنان پاسخگو خواهد ماند و همچنان قراردادی با آمریکا دارد تا بر ثبت ارقام اینترنتی نظارت کند و اعضای هیات مدیره آن از سوی گروه‌های متعددی انتخاب می‌شوند.

به گفته‌ی او، آیکان توجه بیش‌تری به انتقادها می‌کند اما خواهان خودمختاری بیش‌تری است، همانگونه که در توافق با وزارت بازرگانی آمریکا یک هدف تاکید شده بوده است؛ این سازمان تعهد به سهامداران در مورد نحوه‌ی مستقل شدن آیکان را در ماه‌های آینده آغاز خواهد کرد.

به سوی جامعه دانش محور

سه شنبه, ۹ بهمن ۱۳۸۶، ۰۵:۴۰ ب.ظ | ۰ نظر

محمد مهدی فرقانی - امروزه یکی از اساسی‌ترین و بدیهی‌ترین حقوق شهروندی، دسترسی آزاد به اطلاعات و اخبار است تا جایی که مهم‌ترین شاخص توسعه هرکشور بر اساس میزان تولید، امکان توزیع ومصرف اطلاعات ارزیابی می‌شود. این در حالیست که شرایط کنونی جامعه ما، تولید اطلاعات تنها در سطوح و لایه‌های خاصی از جامعه صورت می‌پذیرد و حق دسترسی به اطلاعات برای عموم شهروندان هنوز چندان گسترده نشده است.

از طرف دیگر طی یک سال اخیر سایت‌های خبری متعددی که از سوی گروه‌های مختلف سیاسی و حتی افراد راه‌اندازی شده‌اند، تحولی عظیم در عرصه اطلاع‌رسانی کشور به وجود آمده ست. حال پرسش اینجاست، با توجه به شرایط کنونی جامعه، پدید آمدن این کانال‌های جدید ارتباطی واطلاع‌رسانی تا چه حد می‌تواند خلا موجود اطلاع‌رسانی کشور را پر کند؟ نقش این اطلاعات در توسعه علمی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه تا چه حد می‌تواند مهم تلقی شود؟

پرسش دیگر آنکه با پدید آمدن این کانال‌های جدید ارتباطی که به معنای حذف دروازه‌بان خبری است، مرز میان صحت و سقم اخبار چگونه قابل تشخیص است و ... همانطور که می‌دانیم، در کشورهای غربی، جامعه اطلاعاتی در حال پیشرفت و گسترش است، اما کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما طی چند سال اخیر که روند گسترش اطلاعت در این کشورها شتاب بیشتری گرفته است، از پیامدهای مختلف آن متاثر شده‌اند. جنابعالی چشم‌انداز این تحولات را در ایران چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر کشورهای در حال توسعه با پدیده جهانی شدن وجامعه اطلاعاتی برخوردی خلاق و فعال نداشته باشند، مانند بسیاری از مظاهر تمدن غربی به جای بهره‌برداری مطلوب و منطقی از این پدیده دچار عوارض آن می‌شوند.

به تعبیری سیاست نفی و انکار و نادیده انگاشتن مقتضیات جامعه در این برهه از زمان کارساز نبوده و تنها راه حل ممکن ، پذیرش واقعیت ورود به جامعه اطلاعاتی و مجهز شدن در برابر آن است. در این صورت می‌توند سهم‌خود را در زمینه بهره‌برداری از دستاوردهای جامعه اطلاعایت به دست آورد. بهترین راه حل برای پذیرش آمادگی ورود به جامعه اطلاعاتی را در چه می‌بینید؟ برای پذیرش تحولات جدید که در عرصه اطلاع‌رسانی در حال وقوع است، نخست باید از نظر فرهنگی فهم و درک صحیحی از این نظام حاصل شود. این پذیرش به این معناست که نخست نگرش به مفهوم سرمایه اجتماعی تغییر پیدا کند.

امروزه سرمایه اجتماعی شامل ابزار، ساختمان، تکنولوژی و ...نیست، بلکه اطلاعات، تخصص،کارآمدی و نیروی انسانی ماهر به عنوان عوامل زمینه ساز توسعه و پیشرفت در عرصه‌های مختلف توسعه اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مطرح می‌شود. مهم‌ترین اقدام برای تغییر مفهوم سرمایه اجتماع چیست؟ ضروری است، در نگرش به مقوله اطلاعات، کارکرد و جایگاه آن و ذهنیتی را که در تفکر سنتی‌مان وجود دارد، مورد بازنگری قرار دهیم. به این مفهوم که حق دسترسی همگانی به اطلاعات محور شدن دانش در جامعه، بها دادن به نیروی انساین متخصص و شایسته گرایی در همه امور،مهم‌ترین محور توسعه بخشی قرار گیرد.

امروزه مهم‌ترین شاخص توسعه در هر کشور بر اساس میزان تولید، توزیع و مصرف اطلاعات ارزیابی می‌شود، برای توسعه این عوامل، چه راه‌کارهایی پیشنهاد می‌کنید؟ برای تولید اطلاعات این گرایش‌های علمی را در جامعه تقویت کنیم، چراکه تولید اطلاعات ارتباط مستقیمی با رشد علمی اطلاعات دارد. هر جامعه‌ای که امکان تولید علمی در آن وجود دارد، امکان تولید، توزیع و مصرف اطلاعات در آن بیشتر است. در شرایط کنونی ، در کدام بخش( تولید، توزیع و مصرف اطلاعات) بیشتر با مشکل روبرو هستیم؟ در کشور ما تولید اطلاعات دچار نقصان است.

چون هنوز توسعه علمی پیدا نکرده‌ایم و به جامعه دانش محور تبدیل نشده‌ایم. منظور از جامعه دانش محور چیست و چرا ما با این جامعه فاصله داریم؟ جامعه دانش محور، جامعه‌ای است که در آن گردش امور بر مبتنی بر دستاوردها، اطلاعات و شاخص‌های علمی باشد. ما در عرصه علوم محض، انسانی، فرهنگی، تکنولوژی و حتی در عرصه‌های عمومی تولید اطلاعات دچار مشکل هستیم.

علت این امر نیز به یک میراث تاریخی کهنه در ایران برمی‌گردد و آن رابطه عمودی و یک‌سویه قدرت و سیاست با جامعه و مردم است که اطلاعات را در انحصار خود قرار می‌دهد. در چنین فضایی تنها شاختار قدرت می‌تواند از اطلاعات برخوردار باشد و این اطلاعات را در انحصار خویش نگاه دارد. چنین ساختاری حق مردم را برای آگاهی و دسترسی به اطلاعات را به رسمیت نمی‌شناسد.

هرچند که این طرز تفکر در طی چند سال اخیر متحول شده است، اما میراث گذشته آن هنوز باقی است. لطفا در مورد تبعات منفی این نگرش و راه برون رفت از این وضعیت بیشتر توضیح دهید. در صورتی که تولید اطلاعات تنها در سطوح و لایه‌های خاصی از جامعه صورت پذیرد و حق دسترسی به اطلاعات تنها برای افراد خاصی وحودداشته باشد، که از ابزارهای مهم توسعه که همان دسترسی عمومی مردم به اطلاعات است، عملا محقق نشده است. برای خروج از این انسداد، باید به لحاظ ذهنی و فرهنگی متحول شویم. درواقع نگرش به موضوع اطلاعات نیز باید دگرگون شود.

متاسفانه هنوز به اطلاعات نگاه امنیتی داریم و تا زمانی که به انتشار اطلاعات و دسترسی همگانی به آن به عنوان مساله امنیتی نگاه کنیم با مشکل روبرو هستیم همچنین مادامی‌که اطلاعات به عنوان سرمایه اجتماعی برای همگان شناخته نشده و انحصار دسترسی به آن در قلمرو عمومی هرچه محدودتر نشود، فرآیند تولید و مصرف اطلاعات با چالش روبرو خواهد شد. مانع بعدی، مربوط به امکانات سخت‌افزاری و زیرساختی است. ما حتی از نظر بعضی ابزارها، امکانات ارتباطی و اطلاع‌رسانی هم در کشور عقب هستیم. زیرساخت‌های ما به‌شدت توسعه نیافته‌اند.

برای تهیه وتامین سرمایه به منظور توسعه ارتباطات با موانعی روبور هستیم، همانطور که می‌دانیم،امکانات و ابزارها باید در خدمت توسعه ارتباطات باشد، چون یک ارتباطات توسعه یافته، نیازمند، نیازمند امکانات وابزارهای لازم است. ساختار یک ارتباط توسعه یافته می‌تواند نقش مؤثری در توسعه ملی، سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی‌های مهم داشته باشد. ما هنوز در زمینه تعداد ایستگاه‌های تلفن همراه، تعدادتلفن‌های ثابت و ... با مشکل روبرو هستیم.

با ابزارهای نوین ارتباطی قادریم فرآیند تولید، توزیع و مصرف اطلاعات را برنامه‌ریزی کنیم. در زمینه توسعه زیرساخت‌ها، نیازمند مدیریت و برنامه‌ریزی هستیم. برپایی همایش‌هایی در زمینه ارتباطات و اطلاع‌رسانی ، ادبیات ارتباطات را در کشور توسعه می‌دهد. به تعبیری، میان متخصصان و غیرمتخصصان مفاهیم و اصطلاحات پایه‌ای علوم ارتباطات جای خود را باز کرده و این امر به صلاح نگرش‌های بسته‌ای که در گذشته در امر اطلاع‌رسانی وجود داشته، کمک کرده وسبب گستردگی ذهنیت‌های فرهنگی می‌شود.

برپایی همایش علمی ایران و جامعه اطلاعاتی در سال 1400 هجری شمسی کمک بزرگی به شکل‌گیری و درک متقابل میان آنها خواهد کرد. در عصر کنونی که ارتباطات محور توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی است، توجه به این مقوله از ضرورت‌ها و بایسته‌های علم ارتباطات است. به نظر می‌رسد، با وجود مشکل در حوزه سخت‌افزاری، مشکلات این حوزه کمتر از مشکلات حوزه نرم‌افزاری است. دلیل این امر را در چه می‌دانید؟ بلی. در زمینه استفاده از تکنولوژی روزآمد، باوجود قبول مشکلات آن باید، از کشورهای پیشرفته خیلی عقب نیستیم.

این مساله به آن معناست که مفهوم سرمایه اجتماعی متحول شده است. این یک واقعیت است که با پرداخت هزینه می‌توان تکنولوژی و ابزار را تهیه کرد، اما فرهنگ ونگرش نیروی انسانی متخصص را باید با برنامه‌ریزی و متناسب با نیازهای روز متحول کرد. توسعه انسانی در کشورهای در حال توسعه از جمله کشور ما هنوز درگیر مسائل پایه‌ای است.

در سال‌های اخیر به سرعت شاهد گسترش سایت‌های خبری از سوی موسسات، احزاب و افراد مختلف هستیم این در حالیست که گسترش این سایت‌ها و این‌که هرفردی می‌تواند خود تولیدکننده و دریافت کننده خبر باشد، مساله دروازه‌بانی خبر را عمله نفی منتفی می‌سازد تا جایی که مرز میان شایعه از خبر قابل تفکیک نیست. نظر شما در مورد این کانال‌های جدید ارتباطی چیست و اساسا پیدایش این قبیل شبکه‌های ارتباطی نوین را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تکنولوژی‌ها و فناوری‌های جدید ارتباطی با سرعت بیشتری از سایر عرصه‌های فناوری، فراگیر شده و فارغ از ملاحضات و مرزهای ملی به درون کشورها راه پیدا می‌کند. در حقیقت کاربرد این اطلاعات، فردی بوده و از انحصار دولت خارج شده است.

امکان استفاده افراد از اطلاعات و کاهش انحصار دولت‌ها و حکومت‌ها، ازجنبه‌های مثبت این تکنولوژی نوین اطلاعات است. همچنین استفاده از این کانال‌های جدید اطلاعاتی به ویژه دموکراتیزه شدن و عادلانه شدن اطلاع‌رسانی کمک می‌کند. چراکه اگر انحصار تولید و توزیع در دست گروهی خاص نبوده و حق دسترسی به اطلاعات برای همگان میسر است. زیرا هرکس بالقوه این امکان را پیدا می‌کند که نقش گیرنده و فرستنده را ایفا کند. این‌نوع ارتباطات، دسترسی فردی را به حوزه اطلاعات گسترش داده و به تعاملی و دوسویه شدن ارتباطات کمک می‌کند. از طرفی حق انتخاب مخاطب را افزایش می‌دهد. از جانب دیگر فناوری‌های جدید، نگرانی‌هایی را با خود به همراه دارد. از جمله دامن زدن به اضافه بار اطلاعاتی در سطح بین‌المللی.

در چنین شرایطی مخاطبان تحت بمباران اطلاعاتی قرار می‌گیرند که صحت و سقم آن برای آنان مشخص نیست. همانطور که اشاره شد، اطلاعات این سایت‌ها از نظر اعتبار علمی، اجتماعی، فرهنگی و ...ممکن است خدشه‌پذیر باشد، چون هرفردی به راحتی می‌توان هم نقش گیرنده و هم فرستنده خبر را عهده گیرد. حتی گاهی تصویه حساب‌های شخصی، گروهی، اقتصادی و... ممکن است سبب انتشار اخبار نادرست شود. انعکاس اخباری در مورد مضرات نوعی دارو ممکن است توسط شرکت‌های دیگر با هرف رقابت تجاری صورت پذیرد. به هر حال این پدیده نیز مانند هر پدیده دیگری نقاط قوت و ضعف خاص خود را دارد.

طی یک سال اخیر تعدادی از سایت‌های خبری در کشور از سوی برخی جناح‌های سیاسی و افراد راه‌اندازی شده است. آیا می‌توان گفت این کانال‌های جدید ارتباطی خال روزنامه‌های تعطیل شده را تاحدی پر خواهند کرد؟ ما در ایران در طی دو سه سال اخیر به موازات مشکلاتی که برای مطبوعات(مکتوب) ایجاد شده است، شاهد توسعه ارتباطات الکترونیک بوده‌ایم. در حال حاضر شاید هزاران نفر در ایران از طریق شبکه‌های کامپیوتری به اطلاعات مورد نیاز خوددسترسی پیدا می‌کنند.

اگر سیاست‌ها مبتنی بر واقعیات جهان امروز نباشد، جامعه به دنبال راه گریز می‌گردد. به تعبیری استفاده از این فناوری‌ها، نوعی استفاده از ظرفیت‌های موازی برای پرکردن برخی خلاهایی است که به طور رسمی در جامعه وجود دارد. حال این‌که تا چه اندازه اراده ساختار قدرت بر دموکراتیزه‌کردن ارتباطات استوار است، بستگی به سیاست‌های حکومت کنندگان دارد.

در عصر ارتباطات نوین، برای تسهیل در امور اطلاع‌رسانی، عمل دولت‌مردان در زمینه توسعه و کاربرد فناوری‌های اطلاعاتی در سطح بین‌المللی مهم است. زیرا در غیر این صورت استفاده از این فناوری‌های اطلاعایت ممکن است به نوعی عمیق‌تر کردن شکاف دولت و ملت منجر شود.

انتشار اطلاعات و اخبار از طریق سایت‌ها در کشور، در حقیقت انتشار اخباری است که شاید از طریق رسانه‌های رسمی قابل انعکاس نبوده و انتشار آن به صورت رسمی همراه با مشکلات وهزینه است.

به عبارتی هرچه سیاست‌های کلان کشور به سمت محدود کردن قلمرو عمومی حرکت کند، طبقاتی شدن اطلاعات عمیق‌تر می‌شود. آیا می‌توان با وضع قوانین بر نحوه کار این قبیل سایت‌ها نظارت کرد؟ قوانین را باید متناسب با واقیت‌های اجتماعی تدوین کرد. مادامی که در حوزه‌های علمی، فرهنگی، اجتماعی و ... متحول نشده باشیم، صرف وضع قوانین، تنهایی کارسازنیست.

این اتفاقات در بسیاری از حوزه‌ها به وضوح قابل مشاهده است. مواردی که ما قانون داریم، اما جامعه راه خودش را می‌رود. بدیهی است علت فرار از قانون، پاسخ‌گو نبودن آن به نیازهای جامعه است. در چنین شرایطی جامعه راه حل‌های فرار از قانون را پیدا می‌کند. بستن یک راه نوین ارتباطی بدون جایگزین کردن پدیده‌ای دیگر، تنها سبب روی آردن مردم به راه‌های فرار شده است و شکاف میان دولت و ملت را افزایش می‌دهد.

در حالی‌که اگر ارتباطات به شیوه صحیحی توسعه یابد، میان دولت پل ارتباطی ایجاد شده و این شکاف تاریخی به تدریج از میان خواهد رفت. با پیچیده‌تر شدن تکنولوژی‌های ارتباطی، عملا مقابله با این سایت‌ها امکان‌پذیر نیست و بی‌توجهی به این پدیده، شکاف میان دولت‌مردان و افکار عمومی را هرروز بیشتر می‌کند. تا زمانی که سیاست کلان ملی نداشته باشیم، عملا به حوزه‌هایی که تحت کنترل هستند، بیشتر امکان رشد داده‌ایم

.در حوزه رسانه‌هایی که تحت کنترل هستند، سخت‌گیرانه‌تر عمل کرده‌ایم. گسترش این سایت‌های خبری تا چه اندازه سبب توسعه ارتباطات و پرکردن خلاهای ارتباطی می‌شود؟ در بسیاری از این سایت‌های اطلاعاتی، متاسفانه شاهد تولید اطلاعات علمی نیستیم.

بلکه بیشتر آنها یابرداشت از منابع خارجی هستند یا اطلاع‌رسانی آنان مبتنی بر اطلاعات علمی نیست. صرف استفاده از تکنولوژی به تنهایی باعث توسعه ملی نمی‌شود. اگر مظروفی نداشته باشیم، بازهم مصرف کننده باقی خواهیم ماند. به تعبیری گسترش این سایت‌ها حوزه مصرف اطلاعات را گسترش داده تا تولید اطلاعات را.

تبریک مدیر کل WSIS به ایران

دوشنبه, ۸ بهمن ۱۳۸۶، ۰۳:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

مدیرکل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی گفت: به خاطر رشد میزان استفاده از ارتباطات و فن آوری اطلاعات باید به ایران تبریک گفت.

آقای چالرز گیگر درسال 1949 در پاریس متولد شد و پس از پایان تحصیلاتش در مقطع کارشناسی ارشد حقوق بین الملل از دانشگاه زوریخ به عنوان دیپلمات ارشد کشور سوئیس در شهرهای برن و بروکسل به فعالیت خود ادامه داد تا اینکه در سال 2001 نمایندگی کشورش "سوئیس" را در مقر دبیر کلی اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی بر عهده گرفت و بعد از مدت کمی به عنوان مدیر کل اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی انتخاب شد؛ آقای گیگر از نوامبر 2004 به عنوان مدیر کل اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه اطلاعاتی( WSIS) ایفای نقش کرد و کمک بسیار موثری برای دبیر کل اجلاس جهانی (دبیر کل ITU )بود.

چالرز گیگر در سال1989 عضویت ارشد حقوقی آژانس توسعه ی همکاری های سوئیس( SDC) را بر عهده داشت تا اینکه در سال 1997 به عنوان مدیر امور حقوقی نظارت و سرمایه گذاری SDC منصوب شد.

وی در طول دو اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه اطلاعاتی ریاست اجلاس ها را برعهده داشت و از کلیدی ترین افراد اجلاس WSIS در تصویب آیین نامه ها ، فعالیت های کارگروه ها، برنامه ریزی، تهیه اهداف کلان و برگزاری نشست های مقدماتی داشت.

گیگر هم اکنون به عنوان مشاور علوم و تکنولوژی دبیر کل UNCTAD فعالیت های جدید خود را درسازمان ملل آغاز کرده است.
* آقای گیگر به عنوان اولین سؤال، تمایل دارم نظر شما را راجع به حرکت ها و پیشرفت های جامعه ی اطلاعاتی از زمان برگزاری اجلاس اول (ژنو2003) تا کنون بدانم ؟ آیا این روند با همان سرعتی که مقامات ITU و WSIS انتظار داشته همراه بود ؟

زمانی که اولین نشست مقدماتی را برای اجلاس ژنو را در جولای 2002 برگزار کردیم آمار یک میلیاردی صاحبان تلفن همراه در سراسر جهان را مورد تحسین قرار دادیم و همین آمار موجب خوشحالی و امیدواری ما در آن تاریخ بود اما زمانی که اجلاس جهانی دوم را در تونس به پایان رساندیم از آمار دو میلیاردی کاربران تلفن همراه در سراسر جهان خوشحال بودیم؛ باید یادآوری کنم که در طول آن سه سال، آمار کاربران جهانی شبکه نیز دو برابر شد؛ این رقم یعنی 25 میلیون کاربردر هر ماه در سراسر جهان برای تلفن همراه ؛ شاید گفتن این مطلب که جامعه اطلاعاتی علت اصلی این رشد چشمگیر در استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی بود کمی غلو باشد اما نکته دقیقا همین جاست که WSIS در طول این مدت ملازم و همراه این رشد فزاینده بوده است.

ما در دنیایی از تحولات سیال و گسترده ی فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی که گستره ی جهانی دارد زندگی می کنیم که هر لحظه سیاست ها و چالش های رگلاتوری جدیدی را به ما تحمیل می کند که همین بخش نیز در قلب و مرکز بحث های اجلاس جهانی جامعه ی اطلاعاتی قرار داشت .

WSISبه ما کمک خواهد کرد تا خودمان را برای یک میلیارد کاربر دیگر فناوری های اطلاعاتی و ارتباطاعاتی و ارتباطی آماده کنیم که در جهان در حال توسعه ی آینده اکثریت غالب خواهند بود ؛این را هم بدانید که WSISدست یابی نصفی از جمعیت جهان به فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی تا سال 2015 را به عنوان یکی از اهداف مهم خود قرار داده است و آن چیزی که مسلم است ، این است که همه ی ما باید این اهداف بلند پروازانه را محکم بچسبیم.

اما باید این مطلب را نیز به ذهن بسپاریم که وسایل ارتباطی مختلف در نقاط مختلف دنیا با سرعت متفاوتی رشد می کنند؛ زمانی که کاربران تلفن همراه با سرعت سرسام آوری رشد می کنند در کشور های در حال توسعه در شمال و شرق آسیا و آفریقا اینترنت با همان سرعت رشد نمی کند ،این علوم رشد علت های متفاوتی مانند نداشتن پهنای باند مناسب ،قیمت بالای ارتباطات اینترنتی و سایر موارد دارد اما از طرف دیگر این عدم رشد را در مقابل اهمیت اینترنت در توسعه ی کشورها قرار دهید و آن ها را با یکدیگر مقایسه کنید اما این همه چیز نیست . در این رشد و عدم رشد محیط نیز بسیار مهم است در کشورهای در حال توسعه تلفن همراه به ابزار بسیار مهمی برای خانواده ها برای تماس های ضروری و خبردار شدن از یکدیگر تبدیل شده است و این استفاده از تلفن همراه را بالا برده است در حالی که در مورد اینترنت چنین نیازی احساس نمی شود؛ یا شما فرض کنید در یک روستای دوردست زندگی می کنید ، در چنین محیطی تلفن همراه برای شما کاراتر از اینترنت خواهد بود پس فقط قیمت اینترنت و یا پهنای باند مشکل اساسی نیست ،بلکه ساختار استفاده

از تلفن همراه و اینترنت در تعیین حد آمار استفاده از آن ها بسیار موثر است. اما در آینده ی نزدیک اینترنت برای ارتباطات راه دور

،ارتباط بین المللی VOIP)) ،بهداشت ،آموزش علوم ، تکنولوژی و بسیاری از دیگر ابزار بسیار مهمی به شمار خواهد آمد.

* پس از اجلاس ژنو ، پس از سه سال کار مداوم بر روی جامعه ی اطلاعاتی و جامعه دانش محور در کار گروه های مختلف شاهد برگزاری اجلاس دوم در تونس بودیم .آیا فکر می کنید کشورهای مختلف به اهداف از پیش تعیینی خرد در این اجلاس رسیدند ، منظورم اهداف و برنامه هایی است که در خصوص جامعه اطلاعاتی در نظر گرفته بودند؟

برنامه ی کلان اجلاس جهانی جامعه ی اطلاعاتی یک سری الزامات را برای دستیابی تعیین کرده است و سر رسید آن را سال 2015 قرار داده است در هر حال کار هایی که در اجلاس WSIS شروع شد 10 سال با سر رسید اهداف تعیین شده فاصله دارد در این مدت 10 ساله نیز اتفاقات زیادی در این مسیر خواهد افتاد ، اما اگر بخواهیم بیشتر توضیح دهم باید بگویم WSIS برنامه ی نوعی کاری برای تمامی سهامدارانش تنظیم کرده است که در ساختن جامعه ی اطلاعاتی بسیار موثر خواهد بود، این برنامه ی کاری مدت زمان زیادی را طلب می کند تا اینکه به برنامه ای کامل تبدیل شود و هم اکنون برای قضاوت در این باره که آیا کشور ها به اهداف خود دست یافته اند بسیار زود است.

امید می رود که همکاری و مشارکت کشورهای سهامدار WSIS در آینده نیز به قوت همین سال ها ادامه یابد .
* در مورد مقامات و مسوولان ITU و WSISچطور؟ آیا آن ها از نتیجه ی به دست آمده رضایت دارند ؟

فکر می کنم همه مسوولان ITU و WSIS از نتایج به دست آمده خوشحال هستند ؛در تمام عمر 140 ساله ITU (این نهاد در سال 1865 تاسیس شد )این اولین باری بود که این نهاد یک اجلاس بین المللی راه سازمان دهی و رهبری می کرد و حضور 19 هزار نفر در اجلاس تونس نیز نقطه ی قوتی در تاریخ ITU به حساب می آید.
* آقای گیگر لطفا به ما بگوئید که نتایج اجلاس دوم که در تونس برگزار شد را در حالت کلی چگونه ارزیابی می کنید؟

بله ، در این خصوص می توانیم بگوئیم که نتایج به دست آمده در اجلاس دوم و حتی در مقیاس کلی تر (یعنی اجلاس ژنو و تونس ) بسیار بیشتر از حد انتظار بوده است . دولت ها توانستند به توافقی همه جانبه در خصوص مکانیزم مالی و طرح عملی در خصوص بحث ها و صحبت های آینده در باره حاکمیت اینترنت دست یابند ؛ دقت کنید که این امر در جایگاه خود بسیار مهم و قابل توجه است که در نتیجه آن دولت ها خواهند توانست به مکانیزم مالی دست یابند ؛پس به جرات می توانم بگویم که نتایج اجلاس دوم جهانی سران در خصوص جامعه ی اطلاعاتی که در تونس برگزار شد بسیار خوب و ارزنده بوده است.
* اجازه بدهید سوالی تخصصی بپرسم، به نظر شما نماد ها و سمبل های تحقق جامعه ی اطلاعاتی چیست؟ شما جامعه ی اطلاعاتی را چگونه تعریف می کنید؟

در پاسخ من هم از شما می خواهم تا اجازه دهید به جای جامعه ی اطلاعاتی از عصر اطلاعاتی (Information age) صحبت کنیم.

من این کلمه را بیشتر از جامعه ی اطلاعاتی برای مفاهیم مورد نظرمان که در مورد آن استفاده می کنیم می پسندم؛ جامعه ای که در آن هر کس بتواند به بهترین و ناب ترین اطلاعات موجود در سراسر جهان دسترسی نا محدود داشته باشد. مانند کسانی که از کتابخانه ی الکساندریا (Alexandria) استفاده می کنند؛ اگر شما وارد این کتابخانه شوید و هر کتابی از هر خواننده ای از سراسر جهان بخواهید به راحتی در اختیار شما قرار می گیرد؛ عصر اطلاعاتی نیز چنین عصری است. در عصر اطلاعاتی هرر انسانی که بر روی کره ی خاکی زندگی می کند حق مطالعه، حق پیشرفت، حق دریافتن اینکه در کجا و در چه موقعیتی زندگی می کند، حق قضاوت و تصیم گیری در مورد زندگی شخصی اش و حق دسترسی نامحدود و آزاد به اطلاعات را دارد و من در این حوزه نظریات آقای مانوئل کستلز(Manuel Castels) در باره ی جامعه ی شبکه ای را بسیار می پسندم و به آن ها علاقه دارم مانند مباحثی که ایشان در خصوص Self و Net دارند.

من به تمامی مخاطبان هفته نامه ی شما توصیه می کنم که اگر به مباحث جامعه ی اطلاعاتی علاقمند هستند نگاهی به گزارش سال 2006 جامعه ی اطلاعاتی که در لینک : http://www.itu.int/osg/spu/publications/worldinformationsocity/2006 که به صورت رایگان فابل دانلوود است بیاندازند در این صفحه می توانید یکی از سخنرانی های مهم من در خصوص جامعه ی اطلاعاتی را هم ببینید.

به نظر من رسانه های مختلف ارتباطی مانند رادیو، تلوزیون، تلفن، اینترنت، هزار و یک وسیله پدید آمده توسط فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی و انواع راه های تبادل اطلاعات نماد ها و سمبل های جامعه ی اطلاعاتی و عصر اطلاعاتی است که روز به روزدر حال پیشرفت و گسترش است.

در این زمینه گزارش های بسیاری وجود دارد اما باید به این نکته توجه کرد که اطلاعات بعضی از گزارش ها با آن چیزی که در واقعیت وجود دارد متفاوت است اما همه ی گزارش ها بر روی این نکته اتفاق نظر دارند که عصر اطلاعاتی از چیزی به نام شکاف اطلاعاتی و شکاف طبقه ای رنج می برد که میان کشور های توسعه یافته و در حال توسعه مستولی است، نقطه ی مشترک تمام این گزارش ها نشان می دهد که رابطه ی مستقیمی میان کاهش درآمد افراد یک جامعه و افزایش شکاف اطلاعاتی وجود دارد؛ هر اندازه که درآمد افراد در هر جامعه ای کم باشد به همان اندازه و حتی بیشتر شکاف اطلاعاتی افزایش پیدا می کند چرا که توان دسترسی به وسایل ارتباط جمعی و اینترنت کمتر می شود و هرچقدر این شکاف اطلاعاتی افزایش پیدا می کند به همان اندازه از جامعه ی اطلاعاتی دور می شویم. اما این ارتباط یک ارتباط تک بعدی نیست و به همت دولت ها استثنائاتی در خصوص پیش می آید مانند کشوره ای مونگولیا و روآندا که در سال های اخیر رشد قابل توجهی برای دستیابی به جامعه ی اطلاعاتی داشتند. بازگردیم به بحث عصر اطلاعاتی اگر شما بر روی جامعهی اطلاعاتی و عصر اطلاعاتی دقیق تر شوید در می یابید که هر دوی این مفاهیم زائیده و به عبارتی فرزندان عصر روشنگری وروشنفکری (Age of Enlightenment) هستند؛ من در بسیاری از سخنرانی های خود جامعه ی اطلاعاتی را به عنوان دومین ایستگاه عصر روشنفکری معرفی می کنم؛ عصر روشنگری حرکتی فیلسوفانه بود که از قرن 17 آغاز شد و در قرن 18 به اوج خود رسید و راهش را به تحولات آمریکا و اروپا گشود و تاثیرات قابل توجهی در انقلاب فرانسه بر جای گذاشت و بعد ها تاثیرات عظیم آن در تفکرات لیبرالیسم و کاپیتالیسم نیز مشاهده شد.
* آقای گیگر برای ما توضیح بدهید که در حال حاضر در کدام یک از کشورها می توانیم یک جامعه ی اطلاعاتی کامل و اجرا شده را ببینیم؟ ایلات متحده ی آمریکا؟ انگلستان؟ فرانسه؟ یا کدام کشور؟

در حال حاضر جامعه ی اطلاعاتی در هیچ کشوری به طور کامل پیاده و اجرا نشده است، این یک بحث بی نهایت ، بدون غایت و دسترسی کامل است مانند تکنولوژی که روز به روز رشد می کند و گسترش می یابد.

در ایالات متحده اقشار کم درآمد جامعه توانایی دسترسی به جامعه اطلاعاتی را ندارند و در فرانسه قیمت پایین پهنای باند و اینترنت دسترسی فقیرو غنی را به اطلاعات امکان پذیر کرده است، در ژاپن و کره نیز توانایی برای دسترسی به اینترنت پر سرعت وجود دارد و چین نیز بیشترین تعداد کاربران اینترنتی را دارد به نحوی که دومین زبان بعد از انگلیسی ازان چینی هاست اما به وجود این نقاط قوت و ضعف نمی توانیم بگوییم جامعه ی اطلاعاتی در کشوری به طور کامل پیاده شده است.
*چه زمانی می توانیم بگوییم: به جامعه ی اطلاعاتی جهانی دست یافته ایم؟

انتظار دستیابی به یک جامعه ی اطلاعاتی جهانی در همه ی کشور ها انتظاری غیر واقع گرایانه است، هر لحظه تکنولوژی و فناوری جدیدی پدید می آید که تکثیر سریع آن در تمامی نقاط این کره ی خاکی غیر ممکن است مگر اینکه دنیا تغییر کند و ما به یک جامعه ی دموکراتیک و برابر برسیم که در آن همه انسان های جهان به طور برابر به غذا، امنیت، سرپناه ، امنیت ،تحصیلات، سلامتی ، رفاه اجتماعی و وسایل ارتباطی دسترسی پیدا کنند که این امر بسیار خیال پردازانه است ؛ بنابر این کشور هایی وجود خواهند داشت که پیشرفت تکنیکی بالاتری خواهند داشت وکشورهای دیگری در سطح پایین تری خواهند بود که این امر دسترسی به جامعه ی اطلاعاتی همه گیر را با سوالات بسیلری مواجه می کند.
* آقای گیگر آیا جامعه ی اطلاعاتی رهبری دارد؟ یک شخص یا یک کشور یا این جامعه و جریان حرکت خود را بدون هیچ کمک و راهبری می پیماید و آیا هیچ کشور و یا فردی می تواند ادعای رهبری و ریاست جامعه ی اطلاعاتی را داشته باشد؟

نه اکنون و نه در آینده،هیچ وقت چنین چیزی مطرح نمی شود ، جامعه ی اطلاعاتی می تواند از راهنمایی نظریه پردازانی چون مانوئل کستلز و یا صاحبان صنایعی مانند مایکرو سافت ،اپل و گوگل استفاده کنند اما من فکر نمی کنم که حتی فیلسوفان ارتباطی،نظریه پردازان و صنعت گران فناوری اطلاعات هم ادعای مدیریت بر جامعه ی اطلاعاتی را داشته باشند و برای این حرفم دلیل هم دارم ؛ من فکر می کنم جامعه ی اطلاعاتی نتیجه ی میلیون ها تصمیم برای تغییر تکنولوژی و هم چنین نتیجه ی تحقیقات بشری برای واداشتن بهترین تکنولوژی و صنعت است برای اینکه بتواند از این تغییرات و تکنولوژی های جدید برای راحت و بهتر زندگی کردن استفاده کند.

جامعه ی اطلاعاتی در آینده در بسیاری از موارد مختلف رشد خواهد کرد و وارد روزنه هایی از زندگی بشری خواهد شد که ما هم اکنون نمی توانیم آن را تصور بکنیم و در تایید این حرف همین بس که روز به روز ملت ها و ملل مختلف با یکدیگر متحد می شوند تا به آینده و تغییرات آن خوب نگاه کنند و مسیر آینده را به عافیت بپیمایند.
* آقای گیگر نظر شما راجع به حضور ایران در اجلاس جهانی سران درباره ی جامعه ی اطلاعاتی از همان فاز اول و قدم های ابتدایی چیست؟

ایران در فاز اول WSIS حضوری بسیار فعال داشت و رئیس جمهور سابق ایران آقای خاتمی در این اجلاس به خوبی کشورش را معرفی کرد؛ ایشان سخنرانی بسیار جالبی را در این اجلاس ارایه کرد ند که در آدرس ww.itu.int/wsis/geneva/covrage/statement/iran/ir.html قابل دسترسی است . در این اجلاس هیات بلند پایه ای از ایران شامل وزیر امور خارجه و وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران شرکت کرده بودند و این نکته را نیز نباید فراموش کنیم که ماموریت ایران در فاز اول (ژنو2003) در تهیه و تدارک و آماده سازی اسناد و مدارک WSIS بسیار مهم و سازنده بود .
* حضور ایران در فاز دوم اجلاس WSIS که در تونس برگزار شد را چگونه ارزیابی می کنید؟

در اجلاس تونس نیز از ایران دو وزیر حضور دشتند؛ وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و وزیر امور خارجه و سطح حضور ایران در این اجلاس جزء گسترده ترین حضورها میان 150 کشور حاضر در اجلاس بود و این نشان دهنده ی افزایش علاقه ی جمهوری اسلامی ایران به WSIS است.
* آیا می توانیم بگوئیم که ایران یکی از کشورهای در حال توسعه است که طی 4 سال گذشته رشد قابل قبولی در حوزه ی جامعه ی اطلاعاتی و فناوری اطلاعاتی و ارتباطی داشته است ؟

فکر می کنم عادلانه و منصفانه باشد که بگوئیم ایران در چند سال گذشته رشد بسیار خوبی را در زمینه جامعه اطلاعاتی و فناوری اطلاعات داشته است و این رشد در حالی اتفاق افتاده است که ایران با مشکلات ژئو پولیتیک بسیاری مواجه بوده است؛ یک نکته را یاد آور می شوم : جامعه اطلاعاتی دو روی دارد ؛ یک روی آن گسترش فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به عنوان یک فاکتور اقتصادی است و ایجاد پارک های تکنولوژی و ایجاد فرصت های شغلی در حوزه ی تکنولوژی های ارتباطی در این زمره است که این امر بسیار مهم است در رشد کشورها و نزدیکی آن ها به جامعه اطلاعاتی اهمیت بسیاری دارد اما به تنهایی کافی نیست؛ ICT نباید فقط به عنوان شاخصی برای "گسترش" در نظر گرفته شود بلکه از ICTباید به عنوان یک محرک و موتور قدرت دهنده در بخش های مختلف یک جامعه استفاده شود و این روی دوم سکه است. ICT می تواند در گسترش آموزش ،بهداشت،دولت داری و بسیاری از موارد دیگر به کمک انسان ها بیاید بخاطر همین باید ICT از هر روزنه ای مانند ابزار مالتی مدیا ، بیمارستان ،مدارس و ادارات وارد زندگی مردم شود این مکان ها باید به وسیله ی کامپیوتر تجهیز شوند و امکان دسترسی به آن ها از طریق شبکه فراهم شود .سپس باید هر دو روی این سکه یعنی ICT به عنوان یک "بخش" و ICT به عنوان یک" محرک" و تقویت کننده در نظر گرفته شود . باور کنید ICTمی تواند نقش بسیار مهمی در گسترش خدمات در روستاها و بخش ها ی کمتر توسعه یافته ی جوامع داشته باشد و همان طور که من دریافته ام این امر در جمهوری اسلامی ایران نیز به کار گرفته می شود و به خاطر این بکارگیری و توجه به کشور شما تبریک می گویم.
** بعد از فاز دوم اجلاس جهانی سران در خصوص جامعه ی اطلاعاتی مهم ترین کارهایی که در دفتر WSIS انجام دادید چه کارهایی بود؟

برنامه ریزی و مدیریت مجموعه نشست های Action Line Facilitation از 9 تا 19 مه سال 2006 از جمله ی مهم ترین کارهایی بود که بعد ازاجلاس تونس شکل گرفت که این نشست های مقدماتی قدم های بسیار مهمی برای برنامه ریزی های آینده بود. همچنین تمامی اعضای فعال در بحث WSIS مانند ITU ، UNDP ، UNCTAD و ILO ، تلاش های بسیاری کرند تا مباحث صورت گرفته در دو نشست جهانی جامعه ی اطلاعاتی به نتایج ثمربخشی منجر شود.

آیکان خواستار جدایی از دولت آمریکا شد

شنبه, ۶ بهمن ۱۳۸۶، ۰۱:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

آیکان - سازمان ناظر بر سیستم آدرس‌های اینترنتی - اعلام کرد که آماده است بدون نظارت وزارت بازرگانی آمریکا فعالیت کند.

به گزارش (ایسنا)، سازمان نظارت بر نام‌ها و شماره‌های اینترنتی، مسوول بسیاری از جنبه‌های اداره‌ی اینترنت از جمله مساله‌ی آدرس‌های اینترنتی، تعیین این که چه کسی می‌تواند به عنوان ثبت کننده‌ی نام‌های دامنه عمل کند و یا چه نام‌های دامنه مورد پشتیبانی قرار خواهند گرفت، است.

این سازمان اکنون در گزارش مفصلی که به دولت آمریکا فرستاده، اعلام کرد که آماده است از نظارت وزارت بازرگانی آمریکا خارج شده و به عنوان یک سازمان کاملا مستقل عمل کند.

آیکان از زمان شکل‌گیر‌ی‌ به علت این که منشاء اینترنت از وزارت دفاع آمریکا بود، تحت نظارت وزارت بازرگانی آمریکا بوده است؛ نقش دولت آمریکا در نظارت بر آیکان همواره مورد انتقاد سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای دیگر بوده که معتقدند آیکان بیش از یک بلندگو برای دولت آمریکا نیست و وزارت بازرگانی آمریکا در موقعیت‌های ویژه‌ی نیروی خود را در آیکان بکار می‌برد.

بسیاری معتقدند که کنترل آیکان باید به یک نهاد بین‌المللی واگذار شود و برخی ایده ایجاد شبکه‌ی متعلق به خود را که خارج از نظارت آیکان است، مطرح کردند.

آیکان اکنون تحت یک یادداشت تفاهم کار می‌کند که می‌تواند به واگذاری کنترل این سازمان از سوی آمریکا منتهی شود.

پل تومی - رییس آیکان - در گزارشی اعلام کرده که این سازمان تقریبا به تمامی اهداف خود نائل شده و زمان برای استقلال آیکان فرا رسیده است.

مقامات آیکان در ماه مارس با مقامات وزارت بازرگانی ملاقات خواهند کرد و تصمیم وزارت بازرگانی آمریکا در مورد این که آیا آیکان باید استقلالش را به دست آورد در 14 ماه فوریه اعلام می‌شود.

سیمای شهر اطلاعاتی چگونه باید باشد

يكشنبه, ۹ دی ۱۳۸۶، ۰۳:۵۴ ب.ظ | ۴ نظر

محمدسام نیکوزاد - شهر اطلاعاتی در واقع همین شهری است که در حال حاضر شهرنشینان را در خود جای داده اما تفاوت آن با شهر های گذشته در ابزار و شیوه های گوناگونی خلاصه می شود که برای اطلاع رسانی به ساکنان و مسافران به کار رفته است؛ پس در شهر اطلاعاتی الزاما با آسمان خراش ها و معماری فضایی سر و کار نداریم و به جز دغدغه های فناورانه، نگرانی های گذشته و فعلی جوامع شهری همچنان پابرچاست.
● سیمای "شهر اطلاعاتی" چگونه باید باشد؟

پاسخ این سوال کمی تناقض به همراه دارد: سیمای شهر اطلاعاتی، هم با شهرهای گذشته متفاوت است و هم با آن ها همخوانی دارد.

شاید مهمترین موضوعی که در طراحی یک شهر اطلاعاتی مورد مناغشه و اختلاف نظر کارشناسان قرار گیرد، همان موضوع زیبایی چهره شهر باشد و پاسخ گویی به این سوال که کاربری فناوری اطلاعات تا چه حد چهره شهرها را دگرگون خواهد کرد.

شهر اطلاعاتی در واقع همین شهری است که در حال حاضر شهرنشینان را در خود جای داده اما تفاوت آن با شهر های گذشته در ابزار و شیوه های گوناگونی خلاصه می شود که برای اطلاع رسانی به ساکنان و مسافران به کار رفته است؛ پس در شهر اطلاعاتی الزاما با آسمان خراش ها و معماری فضایی سر و کار نداریم و به جز دغدغه های فناورانه، نگرانی های گذشته و فعلی جوامع شهری همچنان پابرچاست.

در بخش مربوط به چگونگی کاربری فناوری اطلاعات در محیط های شهری و هماهنگ سازی آن با زندگی بشری، تئوری های متناقضی وجود دارد که کمتر روی اجرایی به خود دیده اند و بازهم همان تقابل همیشگی هنر و مهندسی حرف اول را می زند که در نهایت، تفاوت رویکرد اندیشمندان و صاحب نظران، نتیجه ای جز طرح های گنگ و نامفهوم که به صورت ناقص و غیرکاربردی ارایه شده اند نداشته است.

البته نو بودن تعاریف مربوط به جامعه اطلاعاتی خود می تواند مهمترین دلیل باشد برای نبود طرحی جامع و کاربردی در این عرصه و مطالعاتی بودن طرح های حاضر.

آن چه همچنان می تواند مورد بحث باشد، زیبایی شهرها در عصر اطلاعات است که همواره ذهن شهرسازان را به خود مشغول کرده است.
● مفهوم فراموش شده

بسیاری از کارشناسان علوم شهری، خصوصا آنهایی که به معماری سیمای یک شهر بیش از سایر اجزاء آن اهمیت می دهند، معتقدند "زیبایی شهری" یک مفهوم فراموش شده است و بدین ترتیب یکی از مهمترین چالش های این حوزه رنگ و بوی جدی تری به خود می گیرد.

به اعتقاد آن ها، بشر در عصر حاضر بیش از حد مقهور فناوری های نوین شده اند و از این رو است که به مفاهیمی چون زیبایی اعتنایی ندارد.

جهانشاه پاکزاد -عضو هیات علمی دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی- معتقد است یک طراحی خوب شهری به مردم انبساط خاطر می دهد و آنها را به محیط و شهر علاقمند می کند و در نتیجه زیبایی یک شهر از لحاظ بصری کافی نیست؛ بلکه باید با خواسته های ما هماهنگ و برای ما قابل قبول باشد. زیبایی فقط در یک چیز نیست و در همه جا ممکن است باشد. تنوع هم همه جا هست. اما این طراح است که تنوع را کشف و. طراح به عنوان تسهیل کننده و محرک عمل می کند.

به اعتقاد وی، زیبایی، مانند هر پدیده دیگری سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا دارد. فرم صورت یک پدیده است که شامل شکل، ساختار، وزن و حجم است. عملکرد همان استفاده ای است که برای انسان و بشریت دارد و معنا مؤلفه ای است که ما را به دنیاها و عالم های دیگر وصل می کند. نقش یک طراح شهری مثل نقش یک برنامه ریز، زمین شناس و پزشک است. وظیفه یک طراح شهری به عنوان یک هماهنگ کننده، این است که سه مؤلفه فرم، عملکرد و معنا را در جهت ارتقای کیفیت و هر چه نزدیک ترشدن به ایده آل ها بکار بگیرد.

او نقش مردم را به عنوان افرادی که زیبایی را می شناسند و خلق می کنند در زیبایی شهرها تعیین کننده می داند: ملت، از رئیس جمهور تا پایین ترین رده و از فرهیخته ترین تا بی سوادترین، همگی خلق می کنند. آنها با ایجاد فضایی که مانند آینه ای تمام نماست، روی شهر تأثیر می گذارند. این تأثیر به شرایط اقتصادی و اجتماعی و غیره بستگی دارد؛ به عبارت دیگر این شرایط اقتصادی، اجتماعی و از این قبیل است که بر روی چیزهایی که در حد توان، خلق می شوند، تأثیر می گذارند. بدین گونه است که شهر آینه تمام نمای جامعه می شود.

پاکزاد معتقد است برای یک شهر زیبا و این که طراحی کلاسیک برتر است یا مدرن، باید دید توقع چیست؛ یک اتوبان یا یک فرودگاه که پدیده های جدیدی هستند، سنتی طراحی نمی شوند. ولی طراحی مسجد یا فرهنگسرا می تواند سنتی باشد.

از نگاه او در طراحی شهری که از نو ساخته می شود باید دید توقع و تصویر ذهنی آدمها از یک شهر چیست. طراحی یکسان و هماهنگ، برای یک منطقه تجاری مناسب نیست و ممکن است به خستگی و دلزدگی بیانجامد. یک منطقه تجاری باید زنده باشد. اما یک منطقه مسکونی باید آرام تر باشد. پس به طرحی نیاز دارد که این آرامش را هر چه بیشتر القا کند.
● شهر و زیبایی

چندی پیش در نشست “شهر و زیبایی” که در خانه هنرمندان برگزار شد، برخی از کارشناسان و صاحب نظران حوزه شهری در باره موضوعاتی چون زیبایی شناسی و فضاهای شهری، زیبایی شناسی شهری از دیدگاه مردم، زیبایی شناسی و انسجام در شکل شهر مفاهیم ، زیبایی شناسی شهری و نقش عناصر طبیعی در زیبایی شناسی شهری به سخنرانی پرداختند.

پاکزاد در این جلسه با اشاره به این که معمولا "زیبایی" برای کارها و حالات مختلفی به کار برده می شود گفت: هر انسانی در ذهن خود از هر پدیده ای ایده آلی دارد . زمانی به پدیده ای زیبا می گوییم که با ایده آل ذهن ما نزدیکی و قرابت داشته باشد. به عبارت دیگر زیبایی انبساط خاطری است که از تطابق و یا نزدیکی وضعیت عینی ادراک شده با ایده آل های فرد دست می دهد.

وی در ادامه گفت: در بین تئوریسین های معماری اطلاعات بالقوه ،محیط، اطلاعات بالفعل و موثر بر ذهن ،فضا و اطلاعات پردازش شده، مکان (تصویر ذهنی) نامیده می شود. بر این اساس اتاق در ذهن هر فردی که ذهن پردازشگری دارد با سالن فرق می کند.

پاکزاد با اشاره به این که اصول زیبایی شناختی هر پدیده ای با پدیده ای دیگر تفاوت گفت: در شهر سازی نمی توان اصولی را که برای زیبا سازی یک میدان به کار برده می شود برای یک خیابان به کار برد.

وی یکی از مشکلات شهر سازی در ایران را فراموش کردن بحث معنا در کنار فرم و عملکرد دانست و گفت: معنا مولفه ای است که ما را بر اساس روال طبیعی به دنیاهای دیگر وصل می کند. وقتی صحبت از خانه سنتی می کنیم، منظور وصل شدن به خاطرات پدر بزگ و درخت انار و اتاق های تو در تو و ... است. مشکل شهرسازان کنونی فراموش کردن معنا است. اتاق و سالن برایشان یک چیز است. فلکه و میدان را به یک اسم به خورد ساکنان شهر می دهند . در حالی که میدان محل تجمع افراد و فلکه محل توزیع خودروها است. حال باید بگوییم فلکه ونک یا میدان ونک؟

وی با ارائه انواع فضا های شهری و سلسله مراتب آن ها گفت: به عنوان یک شهروند عادی از هر کدام از این فضاها انتظار کارکرد خود را داشته باشیم . اگر قرار است در جایی بلوار ساخته شود سر سبز بودن اش ملاک است حال شما ببینید چه چیزی را به عنوان بلوار به خورد ما می دهند.
● زیبایی در فضاهای شهری

حسن احمدی -عضو هیات علمی دانشکده معماری دانشگاه علم و صنعت- در باره زیبایی شناسی و فضاهای شهری گفت: دو دیدگاه عمده در مورد نقش فضاهای شهری در زیبایی شهری وجود دارد: اول این که صرف وجود فضاهای شهری در شهر زیبایی آفرین است و دیگر اینکه فضاهای شهری باید واجد شرایط زیبایی شناسانه باشند تا بتواند به زیبایی شهر کمک کند.

وی با اشاره به اینکه اصولا زیبایی های بصری شهر در فضاهای شهری تجلی پیدا می کند گفت: پاریس را برج ایفل و شانزه لیزه زیبا کرده است و خیابان باب همایون و میدان حسن آباد و توپخانه و... فضا های شهری هستند که تهران قدیم را زیبا می کردند.

احمدی در باره عینی یا مفهومی بودن زیبایی نیز معتقد است که دو دیدگاه وجود دارد:. برخی معتقد اند زیبایی پدیده ای است ذهنی و افراد بر اساس حس زیبایی و تجربه شخصی به آن می رسند. عده ای دیگر هم معتقد اند که زیبایی واقعیتی عینی است و خارج از ذهن انسان ها وجود دارد؛ به این اعتبار که تعداد زیادی از مردم می توانند بر سر زیبا بودن پدیده ای متفق القول باشند. اکثر اندیشمندان این حوزه معتقدند ویژگی هایی در فضاهای گذشته وجود دارد که می توان آن را برای خلق فضای زیبای امروزی استفاده کرد. بر این اساس معیار های زیبایی شناسی را می توان در وحدت و ترکیب، نظم، هماهنگی، تناسب و مقیاس، تقارن و تعادل، ریتم، تباین، قلمرو و محصوریت خلاصه کرد.
● انسجام در شکل شهر

نوین تولایی -عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی- با اشاره به این که رشد شهر و اجزای آن در اغلب موارد باعث چند گانگی و آشفتگی فضایی در آن شده است گفت: جدا از زیبایی در چهار حوزه همگرایی با عوامل طبیعی ، همگرایی با توده و فضا ، همگرایی کل ها در مقیاس خرد و کلان و همگرایی با هنجارهای اجتماعی و فرهنگی نمود پیدا می کند.

در برخی از شهرها سعی شده است این انسجام حفظ شود اما در بسیاری دیگر غفلت از یکی از این همگرایی ها آشفتگی را برای شهر به همراه داشته است. تولایی در باره عوامل ایجاد ناهماهنگی در فضاهای شهری گفت: گریز از قواعد شهر های گذشته ، پیروی از قواعد غیر خودی ، کثرت ضوابط ساخت و ساز ، تلقی نادرست از شهر، تغییر شکل تندروانه ، تشدید تخریب و ساخت و ساز قبل از رسیدن به قواعد ساخت از عوامل چندگانگی در شهر اند . در برخی موارد هم مهندسان شهر ساز با تلقی “شکل هندسی” بودن شهر بر این آشفتگی می افزایند.وی راه حل رفع این جدایی را در افزایش توانایی و مهارت برای انسجام این اجزاء نوظهور و گاه پراکنده در یک کل منسجم دانست. و گفت: انسجام فرایند سازمان دهنده نظم در فضا است.

به عبارت دیگر انسجام درصدد است تا عناصری را که پراکنده در شهرها است برای رسیدن به زیبایی به وحدت برساند. در این بین علم کشف رابطه ها را بر عهده دارد و هنر نحوه ارائه آن را.او در باره منابع الهام دهنده زیبایی گفت: رویکرد های مختلفی در مورد منابع الهام وجود دارد . طبیعت یکی از این منابع است؛ برخی معتقداند تعمق در آفرینش از طریق یگانگی با طبیعت، آگاهی از روند های آن و تقلید از اشکال مختلف اش می توتند منشاء الهام باشد؛ در نهایت نیز این قوانین همگرایی در طبیعت است که ارزش زیبایی شناختی دارد.

وی ادامه داد: برخی از متفکران این حوزه شیوه تفکر انسان را منبع الهام دهنده نظم می دانند. آنها معتقد اند انسان باید شهر را به صورت یک کل واحد ببیند. بنابراین اولین واحد بنیادین شهرسازی "کل" می شود و نه جزء ؛ به عبارت دیگر رشد اجزاء شهر با حفظ وحدت کل بدست می آید.

برخی نیز زمان را منبع الهام می دانند به این معنا که آنها بر گسترش مرحله به مرحله شهر و تاثیر تاریخ در توسعه آینده اعتقاد دارند. این دسته از افراد قواعد زیبایی شناسی را از شکل گذشته شهر ها به دست می آورند.

محصور بودن در فضا ، تداوم و استمرار ، ریتم دار بودن اجزاء در درون کل شهر ، توازن توده و فضا ، همپوشانی بصری از جمله اصولی است که “الهام گیرندگان از زمان” از گذشته استخراج می کنند.

یکی دیگر از منابع نظم دهنده همخوانی با “زمینه”ی کالبدی ، تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی است که میزان و رابطه اجزاء شهر را در طول زمان بررسی می کند. فرهنگ نیز از گذشته الهام دهنده بوده است. در این روش تجربیات شخصی و تاثیرات حسی بر قضاوت زیبایی شناختی اثر می گذارد.

او معتقد است برای رسیدن به هنجار ها و ارزش های زیبایی شناختی در شکل شهر ، نیاز به شناخت انواع انسجام و کاربرد های آن و استفاده از مدلی کامل و جامع داریم.
● ساماندهی سیمای شهری

آن چه در قالب تصویر به چشم می آید شامل توده و فضای بین ساختمان ها و نمای آن ها می شود. شاید به جرأت بتوان گفت که هویت کالبدی یک شهر را سیمای آن ترسیم می کند. این سیمای شهری محصول زمان خاصی نیست بلکه تحولی زنده و تداوم یابنده در طول حیات شهر است.

در کالبد و سیمای شهر خطرات جمعی شهروندان و حافظه تاریخی شهر مستتر شده اند و با گذر زمان روایتگر گذشته و هویت شهر به نسل های بعدی خواهند بود. با این حال آنچه در بسیاری از شهرهای امروز امروزی کشورمان مشهود است، فقدان سبک و قاعده ای خاص در زمینه پرداختن به مسائل مرتبط با سیمای شهری است؛ روندی که آشفتگی و نابسامانی را در سیمای شهری سبب شده و از این زاویه تأثیر نامطلوبی را به صورت خودآگاه و ناخودآگاه بر حوزه های ادراک روانی شهروندان و نیز روان شناسی محیطی بر جای گذاشته است.

به نظر می رسد زمینه های آشفتگی در سیمای شهرها را از محورهای زیر می توان جستجو کرد:

۱) الزامات قانونی و مقررات مرتبط؛

۲) روش های نظارت و کنترل توسط نهادهای مسئول شهری؛

۳) مدیریت و اجرای طرح های بهسازی سیمای شهر؛

۴) فرایند تهیه طرح های مرتبط با سیمای شهر از زاویه مبانی نظری و روش شناختی؛

۵) روش و بینش رایج طرح های جامع و تفصیلی شهرها در پرداختی به مقوله سیمای شهری؛

۶) الگوهای ساخت وساز و اجرا و نوع مصالح؛

۷) الگوهای طراحی و معماری ابنیه؛

۸) محدودیت های مالی و فنی در اجرا؛

با توجه به محورهای گفته شده به نظر می رسد در حال حاضر شهرداری ها به عنوان عامل اصلی کنترل و نظارت بر چگونگی شکل گیری سیمای شهری با مسائل متنوعی روبرو هستند.

طیف گسترده ای از معضلات از آلودگی های بصری ناشی از الگوهای رایج تبلیغات در شهر گرفته تا طرح های بهسازی منظر شهری در مقیاس شهر ها. مسایلی که هم در حوزه خرد و هم در مقیاس کلان در شهر نمود یافته اند و بخش عمده ای از دغدغه های مدیریت شهری را بخود اختصاص داده اند.

امروزه مدیران و متخصصان و شهروندان همگی بر این موضوع که نمای سیمای شهر نیازمند بهسازی هستند اتفاق نظر دارند؛ اما مساله اصلی چگونگی برخورد با این موضوع و ابزارها و روش های مورد توافق و کارآمد است.

روش و بینشی که با درک واقعیت های اجتماعی ـ فرهنگی و شناخت مکانیزم های پیدا و پنهان شهر، اقداماتی مؤثر را در زمینه ارتقای کیفیت های فضایی ـ کالبدی سیمای شهرها سبب شود و زمینه ارتباط تأثیرگذار و دو سویه مردم ـ به عنوان صاحبان شهر ـ و شهر را فراهم آورد.

به نظر می رسد در شرایط حاضر، اگر بتوان درک صحیحی از وضع موجود و نقاط ضعف و قوت و فرصت ها و تهدید های آن به عمل آورد، می توان چشم اندازی را به سوی تهیه و تدوین الگوها و ضوابط انعطاف پذیر، در عین حال کارآمد و تأثیرگذار در زمینه بهسازی سیمای شهرها خلق کرد.

انجام این مهم بی تردید تنها با بر هم نهی تمام توان تخصصی و تجربه های عملی و علمی صاحبنظران شهری و امکانات و تجربیات مدیریتی و اجرایی مدیران شهرداری ها امکان پذیر است. همچنین برای اجرایی شدن فرایند ساماندهی سیمای شهری نیز می بایست ضمن شناخت تمامی موانع اجرایی، قانونی، مالی و فنی، شرایط تحقق و امکان پذیری این گونه طرح ها را افزایش داد.

تشکیل کارگروه های معماری و طراحی شهری (جهت تدوین ضوابط و اصول اجرایی سیمای مطلوب شهری)، رسمیت یافتن دانش طراحی شهری در نظام برنامه ریزی و کنترل ساخت وساز شهر و تعریف جایگاه و اهمیت سیمای شهری در ذهن مجریان و مدیران شهر می توانند راهکارهایی مؤثر در دستیابی به الگویی کارآمدتر در پرداختن به مسئله سیمای شهر باشند.

بازی رایانه‏ای به مثابه رسانه

چهارشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۸۶، ۰۲:۴۳ ب.ظ | ۰ نظر

مهدی حق وردی - با گسترش تکنولوژی ارتباطات هر روزه ابزار جدیدی در اختیار کارشناسان عملیات روانی قرار می گیرد. در جنگ جهانی دوم نازیها با حداکثر توان از دو رسانه سینما و رادیو استفاده نمودند و اکنون نیز این ابزار به خصوص سینما مورد استفاده محافل صهیونیستی قرار می گیرد. در کنار این ابزار ، صنعت نو ظهور بازی های رایانه ای به علت خصوصیات ویژه خود به ابزار نوین عملیات روانی تبدیل شده است. با بررسی کمی و کیفی بازی های رایانه ای می توان به میزان تاثیر گذاری این صنعت نسبت به سایر صنایع مانند صنعت فیلم های سینمایی پی برد. عواملی کمی چون مدت زمان صرف شده توسط کاربر و عوامل کیفی چون گرافیک، صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که کاربر را جذب بازی ها ی رایانه ای می کند. کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.

در این مقاله سعی خواهد شد به موضوعاتی و محورهایی که در بازی های رایانه ای پرداخته شده و با بیان مصادیق و نیز شرکتهای بازی های رایانه ای که بیشتر با این محوریتها اقدام به ساخت بازی می نمایند اشاره شود.
***

گسترش و پیشرفت صنعت و تکنولوژی ارتباطات میان انسانها را در دو جنبه توسعه داد:

اول از نظر حمل و نقل، شامل جاده، اتومبیل، راه‌آهن و نظایر اینها که موجب افزایش ارتباط فیزیکی بین افراد بشر شد. دوم از نظر توسعه وسایل و ابزارهای پیام رسانی مانند چاپ، تلفن، سینما، تلگراف که موجب نزدیک غیرمادی وگسترش تعامل پیامی میان انسانها گشت.

در کنار توسعه ارتباطات، انقلاب صنعتی موجب ظهور پدیده‌های دیگری نیز شد مانند شهرنشینی، افزایش جمعیت و متراکم شدن آن، پیچیده شدن حیات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع و به تبع آن تقسیم بسیار وسیع کار و غیره. اینها دست به دست هم داد و نیروی سیاسی جدیدی به نام مردم شکل گرفت. به تعبیری، پیدایش پدیده‌هایی همچون افکار عمومی ،با این دیدگاه ابزار تبلیغات و عملیات روانی جایگاه خاص خود را پیدا کرده تا توانای تاثیر گذاری بر مردم خودی، مردم دشمن، مردم بی طرف و نهایتا افکار عمومی جهان افزایش یابد. درهر برهه ابزار نوین انقلاب ارتباطات مورد توجه و استفاده قرار گرفت.
در جنگ جهانی دوم نازیها وزارت تبلیغات را به سرپرستی گوبلز ایجاد کردند و با حداکثر توان از دو رسانه سینما و رادیو استفاده کردند. بنا به گفته دیوید ولچ، از میان همه ابزارهای اعمال نفوذ نهانی و روانی، هیچ یک به اندازه سینما مورد توجه رایش سوم نبود. گوبلز در یکی از نخستین سخنرانیهای خود در مقام وزیر تبلیغات، اعلام کرد که:

«سینمای آلمان در پیشاپیش سربازان نازی، رسالت فتح جهانی را بر دوش دارد».

رژیم نازی، سرمایه‌گذاری سنگینی روی سینما انجام داد به گونه‌ای که بین سالهای 1933 تا 1945، 1097 فیلم در آلمان تولید شد. نازیها 16 ایستگاه فرستنده رادیویی ایجاد کردند که با نام مستعار «پیروزی» برای 13 کشور اروپایی برنامه پخش می‌کرد. علاوه بر آن، ایستگاه‌های رادیویی رسمی آنها نیز برای 60 کشور برنامه پخش می‌کرد و مجموع برنامه‌های آنها به 430 ساعت در روز می‌رسید. گوبلز چنان برنامه‌ریزی کرده بود که ذهن مردم سرزمینهای اشغالی را از قبل و به تدریج از طریق فرستنده‌های رادیویی آلمان برای اشغال کشورشان آماده کند.

پس از شکست رژیم نازی آلمان که قصد تشکیل امپراطوری جهانی را داشت شاید هیچ کشوری به اندازه آمریکا وارد این میدان نشده است و در این میان صهیونیستها بیشترین نفوذ را روی صنعت دارند و از آن بهره برداری می کنند.

واژه جنگ روانی در آمریکا، پس از انتشار کتاب«جنگ روانی آلمان» نوشته فاراگو در سال 1942 گسترش یافت.

در سال 1950، دولت ترومن به منظور کسب آمادگی برای اجرای جنگ روانی در کره، پروژه‌ای را با عنوان «نبرد حقیقت» (یا تهاجم عظیم و قدرتمند روانی) با بودجه‌ای معادل 121 میلیون دلار تصویب کرد.

از آن زمان تاکنون، سازمانها و واحدهای روانی- تبلیغاتی آمریکا با توسعه‌ای روزافزون همواره به عنوان یکی از بازوهای اصلی آن کشور در جنگ و صلح عمل کرده‌اند. این سازمانها، طیف وسیعی از ابزارها را را شامل می‌شوند .برخی از آنان قشر های خاص یک جامعه را مانند دانشجویان و نخبگان مورد هدف قرار داده اند (مانند کتابخانه‌ها، بورسهای دانشگاهی و خانه های فرهنگ) و برخی دیگر افکار عمومی آحاد جامعه را مورد هدف قرار داده اند (مانند رادیو‌ها،شبکه های تلویزیونی، ماهواره ها). در این میان صنعت بازی های رایانه ای نیز به جدید ترین این ابزار تبدیل شده است.
تاریخچه بازی های رایانه‌ای :
در اوایل دهه ۶۰ میلادی که رایانه وسیله ای خاص و تا حدودی تجملی محسوب می شد و در دسترس همگان نبود، راسل از دانشجویان دانشگاه MIT نخستین بازی رایانه ای را با نام Spacewar نوشت که روی رایانه ای به نام PDP-۱ که اندازه ای در حدود یک اتومبیل داشت اجرا می شد و داستان بازی همان جنگ سفینه ها بود که شما باید سفینه طرف مقابل را نابود می کردید.

بعد از آن شرکت آتاری در سال ۱۹۷۳ بازی Pong را ساخت که یک بازی ساده متشکل از تعدادی مستطیل سیاه و سفید بود که چندان خلاقیتی در آن وجود نداشت.

مهاجمان فضایی، بازی دیگری که در سال ۱۹۹۷ در شرکت تایتو نوشته شد، شامل عناصر کلاسیک یک بازی رایانه ای بود. در این بازی کنترل یک شیء یا شخص در دست بازیکن بود که باید با کمک آن دشمنان را نابود می کرد.

پس از آن بازیهای ویدئویی سیر تکاملی خود را طی کردند که در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME) سوق پیدا کردند. علت آن علاوه بر مسائل فنی جو متشنج اواخر دهه 80 آمریکا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامه های رییس جمهور وقت ریگان بود. در پنج سال اخیر با پیشرفت هایی که در سخت افزار ها و نرم افزارها ساخت و اجرا بازی ایجاد شده این محصول جایگاه خاص خود را در جهان پیدا کرده است.
به دلایلی تاکنون به این محصول فرهنگی توجه جدی نشده و حتی مطالعات جدی نیز در این زمینه انجام نشده است.

از جمله دلایل عدم توجه به این موضوع می توان این موارد را ذکر کرد.
1-عمر زیادی از این پدیده نمی گذرد .

2-بازیهای رایانه ای بیشتر مورد توجه قشر کودکان و نوجوان است.

3-با توجه به اینکه تاثیر ات آن بلند مدت بوده و در کوتاه مدت مشخص نمی شود هنوز احساس نیاز به تحقیقات جدی در این زمینه احساس نشده است.

(راجر ایبرت) که یکی از بزرگ‌ترین منتقدین سینمایی هالیود می باشد، در مصاحبه ای با سایت معتبر IGN اکیدا به استودیوهای فیلم سازی هالیود هشدار داده و اظهار داشته که اگر اوضاع به همین منوال پیش برود تا یکی دو سال دیگر تماشاگری را در سالنهای سینمایی نبینیم و همه به سراغ بازی های کامپیوتری بروند. وی در این مورد چنین می گوید: تا پیش از این هالیوود در برابر بازی ها احساس امنیت می کرد و حتی خیلی ها فکر می کردند که اگر یک بازی بخواهد موفق باشد باید به فیلم سینمایی تبدیل شود تا فروش آن تضمین شود ولی اکنون وضع عملا برعکس شده است و ما شاهد هستیم که فیلم هایی مانند مهاجم مقبره و رستاخیز یا اهریمن ساکن که موضوع خود را از بازیها گرفته اند چندان موفق نبوده اند ولی بازیهای آنها بسیار فروش بیشتری داشته اند و هم از نظر هنری و هم از نظر تجاری موفق بوده اند و بدتر اینکه فیلم های پر طرفدار هالیوودی که فروش زیادی نداشته باشند در صورت تبدیل شدن به بازی تقریبا مطمئن خواهند بود که فروش خوبی خواهند داشت و این برای فیلم های سینمایی خیلی بد و نا امید کننده است.

به دلایل کمی و کیفی زیادی می توان به میزان تاثیر گذاری این بازی ها نسبت به سایر محصولات حتی فیلم های سینمایی پی برد.
کمی:

الف: مقایسه میزان درآمد

چنانچه میزان درآمد و سود شرکت های فیلم سازی و بازی های رایانه ای را ملاک قرار دهیم صنعت بازی های رایانه ای از سینما پیشی گرفته است. بعنوان مثال در شش ماه نخست سال ‌٢٠٠٥، فروش بازی‌های رایانه‌ای درکشورهای اروپایی از فروش فیلم‌های هالیوودی بسیار بیشتر بوده است و این روند به صورت صعودی در حال ادامه است.

آمارها نشان می‌دهد که روند تولید بازی‌های رایانه‌ای به 4-3 هزار نسخه در سال می‌رسد و با شتابی ملموس در جامعه جهانی در حال گسترش است.

بیش از 30 میلیون نفر در سراسر جهان، بخشی از اوقات فراغت خود را با بازی‌های رایانه‌ای پر می‌کنند که بالغ بر 10 درصد آنها بین 4 تا 7 ساعت از زندگی روزمره‌شان را به بازی با رایانه اختصاص داده‌اند؛ این آمار علاوه بر آنکه گستردگی بازی‌های رایانه‌ای را نشان می‌دهد،
ب: مدت زمان صرف شده توسط کاربر

از سوی دیگر میزان زمانی یک کاربر با صرف یک فیلم سینمایی می کند با یک بازی رایانه ای قابل قیاس نیست. با در نظر گرفتن متوسط مدت زمان یک فیلم و با در نظر گرفتن جاذبه‏های ویژه مانند موضوع یا جذابیتهای بصری و… اگر یک فیلم دو بار توسط کاربر تماشا شود نهایتا به طور میانگین بین 3 تا 6 ساعت صرف یک فیلم خواهد شد، ولی مدت زمانی که یک کاربر بازی رایانه صرف می کند و بازی را در حالت ساده و نرمال آن وحتی با استفاده از کدهای ویژه که به کدهای تقلب (نسوز کننده ها) معروف هستند و فقط برای اقناع حس کنجکاوی برای دیدن تمامی مراحل بازی صرف می کند می تواند چندین برابر این مدت زمان باشد.(البته این پارامتر برای کاربر های مختلف و بازی های مختلف متفاوت بوده و گاه اختلاف فاحشی دارد).
کیفی:
از نظر نحوه برقراری ارتباط نیز ابزاری همچون سینما، رادیو و تلویزیون با بازی رایانه‏ای اختلاف زیادی وجود دارد. درحالت اول به طورمعمول ارتباط یک سویه بوده ولی در بازی رایانه ای گرافیک، صدا و تعامل، ابتکار سیر داستان، کنجکاوی، پیچیدگی وتخیل، منطق، حافظه، بازتاب ها، مهارت های ریاضی، چالش حل مساله و تجسم از جمله جنبه های فنی، روانی و فردی است که بازیگران را جذب این بازی ها می کند. کار مستقل، مداومت در بازی، لذت بردن از بازی، مشارکت فعال، تعامل مشارکتی، ساختار گروهی، یادگیری، رقابت یا همکاری گروهی و فرصت های برابر در بازی ازجمله عواملی است که در فرد برای ادامه بازی ایجاد انگیزه می کند.

دکتر "پل اینچ" از دانشگاهی در اوکلاهاما در سال 1999 تحقیقات گسترده ای را در خصوص تاثیرات بازی ها روی مغز و روان بازیکنان انجام داده است.

وی بنابراین تحقیقات اظهار داشته است: بازی ها اندازه نرمال ضربان قلب را تغییر می دهند و میزان هورمون های بدن را نیز دستخوش تغییر می کنند.

افرادی که به طور غیرفعال فقط به تماشای این بازی ها می پردازند و بطور فعال در بازی ها شرکت نمی کنند، فشارهای عصبی زیادی را در محیط بازی ها تحمل می کنند.

محققان به این نتیجه رسیده اند که تاثیرات روحی و روانی بازی های رایانه ای بسیار شبیه به بازی های حقیقی و ورزش های پر استرس است.

حس بازیکنی که شکست می خورد و فشارهای روحی که تحمل می کند بسیار شبیه به حس بازیکنان شکست خورده فوتبال است و تاثیرات روانی این بازیها بسیار به هم شبیه است.

با توجه به آنچه که ذکر شد بررسی و تحقیات پایه ای در این زمینه ضروری به نظر می رسد.
بازی رایانه ای و عملیات روانی:
«عملیات ‌روانی عبارت است از استفاده دقیق و طراحی شده از تبلیغات و سایر امکانات به منظور تأثیرگذاری بر افکار، احساسات، تمایلات و رفتار گروههای دوست، دشمن و بیطرف، برای دستیابی به اهداف ملی»
عملیات روانی به دوبخش تقسیم می شود:
1-عملیات‌روانی استراتژیک

2- عملیات‌روانی تاکتیکی

بازی های رایانه بیشتر در بخش اول یعنی عملیات روانی استراتژیکی قرار می گیرد.
این عملیات، عموماً برای پیشبرد اهداف گسترده یا درازمدت و در هماهنگی با طرح‌ریزی استراتژیک کلی طراحی شده و معمولاً دارای تأثیراتی درآینده دور است. مخاطبان این عملیات‌را شهروندان و نظامیان دشمن که خارج از منطقه جنگی بسر می‌برند و همچنین کل جمعیت کشورهای دوست، بی‌طرف، یا دوست دشمن ما (متعهدان دشمن) تشکیل می‌دهد.

هر چند که نمی توان همه بازی های رایانه‏ای را جز این برنامه محسوب کرد ولی عمدتا بازی های رایانه ای جنگی یا همان war game که توسط شرکتهای خاصی مانند شرکت کوماوار، رکت کانفلیکت و ... تولید می شوند نیز از این عملیات هستند.
از جمله مقاصدی که در عملیات روانی استراتژیک پیگیری می شود:

1- تشریح خط مشی‌ها، اهداف و مقاصد سیاسی کشور خودی برای مخاطبین و ارائه استدلالهای پشتیبانی از آن خط‌مشی‌ها و غیره.

2- برانگیختن افکار عمومی به طرفداری یا علیه یک عملیات نظامی.

3- پشتیبانی از تحریمهای اقتصادی و دیگر اشکال غیرقهرآمیز اعمال فشار علیه دشمن.

***

تقسیم بندی بازی ها:
الف: بازی ها رایانه ای با محوریت جنگ جهانی دوم
ب: کشور های کمونیستی
ج: کشور ها و گروههای اسلامی
ایالات متحده آمریکا سعی دارد با این برنامه های فرهنگی، تجاوزات نظامی خود را در میان ملت آمریکا و حتی سایر ملتها امری عادی، انسان دوستانه و درراستای گسترش صلح و دمکراسی در سطح جهان نشان دهد. سعی می شود این موضوع القا شود که آمریکا نماد خیر مطلق در جهان است و هر فرد یا گروه یا دولتی که مخالف او و ارزشهایش است محورهای شرارت و شیطانی هستند.

ایالات متحده در قبل از فروپاشی شوروی ریگان لقب «امپراتور شرور» را به اتحاد جماهیر شوروی داد و پس از آن جرج دبلیو بوش کشورهایی چون ایران و عراق با عنوان کشور های پلید (شرور) نام برد.

برخی از بازی های رایانه ای نیز به جنگ جهانی دوم و مبارزه با دولت نژاد پرست نازی پرداخته و یا پس از آن به مبارزه با کمونیستها می پردازد.

پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آمریکا سعی می کند کشورها و گروههای مسلمان را بزرگترین خطر برای صلح جهانی معرفی کند، چرا که به قول نظریه پردازان آنها آمریکا اکنون به جای اژدهای بزرگ با مارهای سمی پرشماری روبروست یا به قول کسینجر با اسلام سیاسی به رهبری جمهوری اسلامی ایران.

در بازی های رایانه‏ای جدید شما به مبارزه با کشورها و گرو های اسلامی می روید. .مشخصه مشترک این بازی های استفاده از نمادها و سمبل های اسلامی است.

نمایش مکانهای منقش به نقوش اسلیمی، استفاده از رنگ سبز برای نمایش تروریستها، استفاده از مکانهای مذهبی مسلمانان مانند مسجد چرا که یکی از محل تجمع تروریستها است و عمدتا تک تیر انداز ها بالای مناره های مساجد موضع گرفته اند و به سمت شما تیر اندازی می کنند، استفاده از صدای عربی و فارسی برای بیان زبان تروریستها ، استفاده از صدای پس زمینه مانند صدای صلوات و پخش آیات قرآن و... از ویژگی های بصری این بازی ها به شمار می روند.

با دقت در مطالب ذکر شده می توان فهمید که رسانه نوظهور بازی های رایانه ای با قابلیت ها و ویژگیهای خاص خود به عنوان ابزار نوین عملیات روانی دشمن بدل شده است. سربازان رایانه ای که بدون هیچگونه حساسیت، نظارت و کنترل تا عمق خانه هایمان نفوذ کرده اند.

منبع : الف

اعتراض به حاکمیت آمریکا بر اینترنت

سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۸۶، ۰۶:۱۵ ب.ظ | ۰ نظر

برخی شرکت کنندگان اجلاس حاکمیت اینترنت به نقش آمریکا در ثبت دامنه ها و نام های اینترنتی حمله کردند و به نظر می رسد که این امر بتواند به آمریکا در واگذار کردن کنترل اینترنت به کشورهای دیگر فشار وارد کند.

به گزارش خبرگزاری مهر، در مراسم افتتاحیه این همایش "شا زوکانگ" معاون دبیر کل سازمان ملل متحد پیام "بان کی مون"، دبیر کل سازمان ملل را قرائت کرد.

بان کی مون در این پیام اظهار داشت: "سازمان ملل متحد نقشی در مدیریت اینترنت ندارد اما ما از فرصت هایی که در این مورد بدست می آید استقبال می کنیم. این گردهمایی سکویی است که به کسب جستجوی جهانی اینترنت کمک می کند."

وی افزود: "ممکن است این گردهمایی هیچ قدرتی در اتخاذ تصمیم ها نداشته باشد اما می تواند تصمیمات کسانی را که در راس امور قرار دارند، اصلاح کند."

همچنین معاون دبیر کل سازمان ملل متحد اظهار داشت: "این گردهمایی تنها فرصتی است که همه کشورها می توانند در سایه سازمان ملل به یک گفتمان نوآورانه در مورد اینترنت دست یابند."

بنابراین گزارش، درسال جاری در حدود 10 میلیون رایانه شخصی در دسترس کاربران برزیلی قرار داشت. به گفته وزیر علوم و فناوری برزیل، تا سال 2010 در این کشور 140 هزار مدرسه دولتی به اینترنت دسترسی پیدا می کنند که بیشتر این دسترسی از طریق اتصال با پهنای باند انجام می شود.

در طول این اجلاس چهار روزه هزار و 700 نماینده از 90 کشور دنیا در بخش های خصوصی، شرکت های داخلی و انجمن های فنی و دانشگاهی به بررسی موقعیت حاکمیت، منابع، ورود، تنوع، آزادی، امنیت و توسعه اینترنت می پردازند.

سال گذشته، اولین دوره این همایش در آتن، پایتخت یونان برگزار شد و سال آینده نیز در هند و در سال 2009 در مصر برگزار خواهد شد. آذربایجان و لیتوانی کشورهایی هستند که به طور مشترک میزبانی اجلاس نهایی این گردهمایی جهانی را در سال 2010 به عهده می گیرند.

براساس گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، امروز در دومین روز برگزاری این همایش با وجود اینکه تعداد کمی از شرکت کنندگان به نقش آمریکا در ثبت دامنه ها و نام های اینترنتی حمله کردند، به نظر می رسد که این همایش بتواند به آمریکا در واگذار کردن کنترل اینترنت به کشورهای دیگر فشار وارد کند.

درحال حاضر حاکمیت اینترنت در اختیار سازمان مستقل آمریکایی "آیکان" است که به زبان انگلیسی دامنه ها و نام های اینترنتی را ثبت می کند.

در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی که دو سال قبل در کشور تونس برگزار شد، آیکان به مدت پنج سال دیگر به عنوان حاکم اینترنت انتخاب شد. این درحالی است که در دوره اول همایش جهانی حاکمیت اینترنت که سال گذشته در آتن یونان برگزار شد، بسیاری از کشورها به حاکمیت آمریکا بر اینترنت اعتراض کردند. باوجود این، تعداد کشورهایی که ابن مباحثات را مطرح کردند برای تصمیم گیری نهایی کافی نبود.

دومین اجلاس جهانی "گردهمایی حاکمیت اینترنت" با هدف بررسی منابع، ورود، تنوع، آزادی، امنیت و توسعه اینترنت در شهر ریو دو ژانیروی برزیل بین روزهای 12 تا 15 نوامبر برگزار می شود.

جامعه اطلاعاتى ما را جا گذاشت

شنبه, ۱۲ آبان ۱۳۸۶، ۰۹:۲۳ ب.ظ | ۰ نظر

مریم نورائى نژاد - در شماره نخست این مقاله اشاره شد که شاخص فرصت دیجیتال به عنوان ابزارى براى تعقیب میزان پیشرفت کشورها به کار گرفته مى شود، همچنین در تعریف این فرصت به امکاناتى از جمله دسترسى به اطلاعات از طریق موبایل و اینترنت پرداختیم و تحلیلى در زمینه ارتباط فرصت دیجیتال و درآمد سرانه ارائه کردیم که اینک دربخش دوم و پایانى، بحث را پى مى گیریم.
فرصت دیجیتال به عنوان نخستین فهرست الکترونیکى مورد توافق بین المللى در زمینه ICTصS به عنوان یک ابزار ارزشمند محک زنى و سنجش براى جامعه اطلاعاتى به کار مى رود چرا که اطلاعات محورهاى مورد استفاده در این گزارش مورد تأیید جامعه بین الملل بوده و در طول زمان از سوى کشورهاى مختلف گرد آورى شده است.

جمهورى اسلامى ایران در گزارش فرصت دیجیتال پیشین، رتبه ۹۴ را کسب کرده بود. در سال جارى اما این رتبه با ۱۱ پله نزول جایگاه ایران را به رتبه ۱۰۵ در میان ۱۸۱ کشور جهان، تنزل داده است. نمرات کسب شده به وسیله ایران در محور فرصت ،۰‎/۸۹ زیر ساخت ۰‎/۱۸ و کاربرد ۰‎/۰۴ است.

در میان کشورهاى خاورمیانه نیز ایران جایگاه خوبى ندارد و به استثناى یمن که رتبه ۱۲۸ گزارش را کسب کرده، ایران پائین تر از کشورهایى مثل بحرین ،۳۵ امارات متحده عربى ،۳۷ قطر ،۳۸ کویت ،۶۰ عربستان ،۷۵ اردن ،۷۹ عمان ،۸۱ الجزایر ،۸۳ مصر ،۹۱ سوریه ۱۰۴ قرار گرفته است. بحرین، امارات متحده عربى و قطر ۳ کشور خاورمیانه هستند که مطابق با سال گذشته توانسته اند به رتبه هایى کمتر از ۵۰ میان ۱۸۰ کشور جهان دست یابند.

همان گونه که مشخص است هیچ یک از کشورهاى خاورمیانه نسبت به سال گذشته در زمینه فرصت هاى دیجیتال سیر نزولى نداشته اند مگر جمهورى اسلامى ایران با ۱۱ پله و یمن با ۵ پله که البته باز هم میزان نزول یمن بسیار کمتر از ایران بوده است.

جمهورى اسلامى ایران در قاره آسیا نیز از موقعیت خوبى در فراهم آورى و بهره ورى از فرصت هاى دیجیتال، بر خوردار نیست. کره جنوبى، ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور به عنوان کشورهاى آسیایى جهان به ترتیب رتبه هاى اول، دوم ، هشتم و پنجم این رتبه بندى را به خود اختصاص داده اند.

در حالى که امتیازات کسب شده در هر ۳ محور فرصت، زیر ساخت و کاربرد توسط ایران از ۰‎/۴ بزرگ تر و به نیم نزدیک است، امتیازات کسب شده کشورهاى آسیایى مثل کره جنوبى، ژاپن، هنگ کنگ و سنگاپور تنها در حد یک یا دو امتیاز با عدد یک فاصله دارند.

نتایج گزارش فرصت دیجیتال در کشورمان، نشانگر فاصله زیاد ایران با وضعیت مطلوب است. هرچند میزان رشد و توسعه استفاده از این تکنولوژى ها قابل توجه و غیر قابل اغماض است، اما رتبه تعلق گرفته به ایران، گواه عقب ماندن ما از قافله جامعه اطلاعاتى است.

شکاف دیجیتالى ایران با کشورهاى پیشرفته در این زمینه و حتى کشورهاى منطقه اى نکته اى است که عدم توجه برنامه ریزى شده به آن مى تواند سبب ساز تعمیق و وسعت این شکاف گردد. آنچه با مطالعه وضعیت کشورهاى موفق جهان در این زمینه به نحو بارزى به چشم مى خورد؛ وجود یک برنامه و استراتژى ملى در زمینه گسترش استفاده از ICTصSدر این کشورهاست. دور از واقعیت نخواهد بود که ادعا کنیم؛ اگر کشورهایى مثل سنگاپور و استونى توانسته اند جایگاه خوبى را به خود اختصاص دهند، این موفقیت را مدیون داشتن برنامه و استراتژى ملى در این زمینه هستند. وقتى میزان ضرورت و اهمیت مسأله تا به آنجا پیش رود که از یک طرف نام و نشان و از طرف دیگر سرمایه و هزینه اى در سطح ملى را به خود اختصاص دهد، آن وقت است که مى توان امیدوار بود که این استراتژى قادر به ایجاد تغییر و تحول است.

افزون بر ضرورت وجود یک استراتژى بلند مدت که بر مبناى یک مطالعه بومى با در نظر داشتن واقعیات جهانى تدوین شود، توجه به بحث آموزش نیز در این زمینه نقش تعیین کننده خواهد داشت. نگاهى مثال گونه به اجراى طرح ICT روستایى در ایران؛ روشن کننده ضرورت توجه به مبحث آموزش در استفاده از ICTخواهد بود؛ جمهورى اسلامى ایران در حالى طبق تعهدات خود به جامعه جهانى، اقدام به اجراى طرح ICT روستایى کرد که تا قبل و حتى در مراحل اجراى این طرح، هیچ برنامه مدونى در آموزش روستائیان، براى استفاده از دفاتر این طرح در روستا هاى کشور نداشت. هر چند شاید هنوز هم براى قضاوت درباره تأثیرات اجراى طرح ICT روستایى در ایران، زود است اما شواهد نشانگر آن است که بسیارى از این دفاتر در واقع و در عمل، کاربرد چندانى براى روستائیان ایران نداشته و نتوانسته همان گونه که از نام طرح بر مى آید، این امکان را براى روستائیان، افزون بر ساکنان شهرها و مناطق مرکزى کشور فراهم نماید. اجراى طرح هایى نظیر طرح ICT روستایى بدون شک مى تواند مسیر رسیدن به معیارهاى جامعه اطلاعاتى را براى ایران هموارتر نماید، اما نباید از نظر دور داشت که توجه تام به پیاده سازى زیر ساخت هاى فنى به تنهایى مشکل گشاى نهایى مسائل ایران در این زمینه نخواهد بود و آموزش به عنوان اصل اولیه در کم کردن شکاف دیجیتال، همچنان به ایفاى نقش اساسى خود در این عرصه ادامه خواهد داد.

شکاف دیجیتال در طول زمان دستخوش تغییر مى شود. اگر روزى تعداد خطوط تلفن ثابت ملاک سنجش و اندازه گیرى شکاف دیجیتال بود، امروزه گسترش ICTتمرکز این شکاف را از دسترسى به خطوط تلفن ثابت به موبایل نسل سوم و اینترنت پر سرعت منتقل کرده است. گزارش فرصت دیجیتال در حالى از ارتباطات سیار با عنوان حلقه مفقوده در کشورهاى کمتر توسعه یافته یاد مى کند که گسترش خیره کننده این تکنولوژى و مسیر پیشرفت آن مى رود تا زندگى بدون آن را براى انسان امروز غیرقابل تصور نماید.

شکاف دیجیتال از طرفى متأثر از شکاف دارایى و ثروت در جهان امروز و از طرفى دیگر زمینه ساز فاصله در میزان دارایى خواهد بود. میزان اهمیت توجه به شکاف دیجیتال تقریباً همه دولتمردان جهان را متعهد به تلاش براى از بین بردن و تبدیل آن به فرصت دیجیتال نموده است. امروز همه جهانیان هم نظرند که با دسترسى محدود به ICTکشورهاى در حال توسعه در پشت درهاى توسعه پایدار و واقعى باقى مى مانند. هر چند طبق آمارهایى که در سرتاسر گزارش مورد اشاره قرار گرفت، کشورهاى در حال توسعه رشد خوبى در زمینه ارتباطات سیار داشته اند، اما هنوز هم تا رسیدن به وضع مطلوب در دسترسى به تکنولوژى هایى مثل اینترنت پرسرعت، راهى طولانى باقى مانده است.

توجه به این مسأله که کدام استراتژى در زمینه توسعه ICTمى تواند براى کشورهاى در حال توسعه مفید واقع شود این سؤال را به ذهن متبادر مى کند که به راستى کدام استراتژى در زمینه ICT موفق تر است و موجب رشد بیشتر ملت ها مى شود؟ همان طور که کشورهاى متعددى وجود دارد، مى توان براى این سؤال هم پاسخ هاى متعددى در نظر گرفت، اما آنچه مهم است این که طرح هاى رشد در زمینه ICT باید در راستاى رشد ملى هر کشور به تنهایى تدوین شوند. یک برنامه ثابت و واحد براى همه وجود ندارد و حرکتى که زمینه ساز رشد در کشور «الف» است، تضمین کننده پیشرفت در کشور «ب» نخواهد بود.

تجربیات کشورهاى مختلف نشان مى دهد که همه برنامه ها با هدف توسعه ICTنیازمند همگرایى ها با سیاست هاى ملى مربوط به رشد هر کشور هستند. هر چند اصلاح بازار، آزادسازى، خصوصى سازى و رقابت به عنوان اصول اساسى رشد مطرح هستند اما باز هم نمى توان از اجراى ثابت آن در همه کشورها به عنوان راه پیشرفت یاد کرد.

قانونگذارى فعال و روزآمد که متناسب با واقعیت ها و نیازهاى هر جامعه تغییر کرده و در هر تغییر راه حرکت و فعالیت در زمینه ICT را هموارتر کند، مى تواند سبب ساز گسترش مزایاى ICT براى همه شهروندان یک کشور باشد.

آخرین و اما نه کم اهمیت ترین دلیل براى رسیدن به یک جامعه اطلاعاتى در توسعه و گسترش ICT توجه به مهارت به کارگیرى این تکنولوژى هاست. یک جامعه اطلاعاتى بدون کارکنان و کارگران بى مهارت ساخته نخواهد شد. مطالعات موردى و اشارات این مقاله به کشورهایى که به مبحث آموزش در زمینه ICT توجه داشته اند، نشانگر تفاوت پیشرفت این کشورهاست.

نگاهى به جدول رده بندى فرصت دیجیتال نشان از تراکم کشورهاى ثروتمند و توسعه یافته در بالاى جدول و پراکندگى و بعضاً حضور کشورهاى در حال توسعه در رده هاى پائین دارد. آنچه نیاز به بحث ندارد، فاصله میان کشورهاى ثروتمند و در حال توسعه در به کارگیرى ICTو بهره مندى از مزایاى آن است و این فاصله کمتر نخواهد شد مگر با برنامه ریزى، هدفمندى و اهمیت دادن به طرح هاى مربوط به این مسأله تا سطح ملى.

علی منتشری - "اینترنت حق نیست ،بلکه امتیازی است که ما به بقیه می‌دهیم و هر وقت بخواهیم آن را می‌گیریم"، این جمله را نماینده آمریکا در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی "‪ "wsis‬در ‪ ۵‬آذر سال ‪ ۱۳۸۴‬برای توجیه اعمال محدودیت های اینترنتی علیه کاربران سایر کشورها مطرح کرد.

بتازگی زمزمه تحریم کاربران ایرانی و جلوگیری از دسترسی به برخی امکانات اینترنتی و امکان جستجو به زبان فارسی توسط برخی موتورهای جستجو گر اینترنتی نظیر "گوگل " و "یاهو" به گوش می‌رسد، این فضا سازی روانی دور جدیدی از اقدامات غیرقانونی شرکت های آمریکایی علیه ایران است.

"ایتنا" (خبرگزاری فناوری اطلاعات ) وابسته به "سازمان فناوری اطلاعات" به تازگی از مسدود شدن "کد سرچ "‪ ( (Code Search‬برای کاربران ایرانی خبر داده است. ‪ Search Code‬یکی از فنی‌ترین خدمات سایت گوگل است که برای برنامه نویسان جهان طراحی شده و می‌تواند مثال‌هایی از کدهای نرم افزاری به زبان های مختلف را جستجو کند و نتایج آن را نیز بر اساس نام فایل کد،زبان برنامه نویسی،اعتبار نامه آن و کلماتی در قالب مشخص دسته بندی کند.

البته دسترسی به این خدمات از طریق نرم افزارهای فیلتر شکن امکان پذیر است.

چندی پیش نیز دریافت نرم افزار "گوگل دسک تاپ " و "گوگل پک " که از کاربردی‌ترین نرم افزارهای شرکت "گوگل " است،از سوی کاربران ایرانی بادشواری روبه رو شد. کاربر ایرانی هنگام درخواست بارگذاری "دانلود" این نرم افزارها با این پیام مواجه می‌شد: "هم اکنون این نرم افزار برای کشور شما قابل دسترسی نیست ".

البته این محدودیت برای مقطع زمانی خاصی اعمال و پس از مدتی برطرف شد.

هم چنین "یاهو" در اقدامی جدید و به عنوان یکی از دو سایت بزرک اینترنتی، نام ایران را از لیست صفحات ثبت نام خود حذف کرده است . یعنی وقتی که به عنوان یک ایرانی بخواهید از گوشه یی در دنیا، برای تهیه یک آدرس پست الکترونیک ثبت نام کنید و شناسه یی مجازی برای خود بسازید، با نام هر تکه خاکی و دورافتاده‌ترین و کوچک‌ترین جزیره برخورد می‌کنید،غیر از نام ایران .

البته شاید به سایت‌هایی مانند ‪ msn‬و یا ‪ hotmail‬که از ابتدا نام ایران را در لیست شناسه ای شان قرار نداده بودند نتوان خرده گرفت،زیرا که اساسا این سایت‌ها آمریکایی هستند و جز این انتظاری نمی‌رود. اما این اقدام یاهو( به عنوان یک موتور جستجو گر بین‌المللی ) در حذف نام ایران، اقدامی موهن، غیرمنطقی و کاملا مغرضانه و در راستای سیاست های کینه جویانه و تنک نظرانه آمریکا است.

شاید برای برخی از کاربران باور کردن این مطلب مشکل باشد که کشوری که به ادعای خود روزی برای مبارزه با سیستم فیلترینک ‪ ۴۵‬میلیون دلار به شرکت "سیمانتک " داده بود تا امکان دسترسی کاربران ایرانی به همه سایت ها را فراهم کند امروز خود مانع دسترسی کاربران ایرانی به خدمات اینترنتی می‌شود.

هر چند نگاهی به پیشینه سایت‌هایی چون گوگل و یاهو به خوبی این شیوه رفتاری گردانندگان آن را توجیه می‌کند.

"یاهو" از جمله موتورهای جستجوی اینترنتی است که توسط سرمایه داران صهیونیسم اداره می‌شود. از این رو این موتور جستجو در ارائه خدمات به کاربران، دشمنی با اسلام و مسلمانان و حمایت از رژیم اشغالگر قدس را فراموش نمی‌کند.

مثلا هنگام جستجو برای واژه ایران اولین تصاویری که در این سایت‌ها به نمایش در می‌آید، تصاویر مربوط به اعدام مفسدان و برخورد نیروهای انتظامی با اراذل و اوباش است. یاهو با انتشار این عکس‌ها درصدد القای این موضوع به کاربران است که ایران را کشوری نا امن و خشونت طلب معرفی کند.

این موضوع درباره جستجوی کلیدواژه "عراق " نیز صدق می‌کند.

پس از جستجوی کلمه عراق در این سایت،در کنار تصاویری از جنگ و خون ریزی عکس سربازان آمریکایی دیده می‌شود که با در آغوش گرفتن کودکان عراقی آنهارا "نجات " می‌دهند.

پیشینه تحریم اینترنتی ایران به سال ‪ ۱۳۷۵‬برمی گردد. در آن زمان ارتباط اینترنتی ایران از طریق دانشگاه وین در اتریش برقرار بود، که با استناد به قانون "داماتو" و اخطار به مسوولان دانشگاه وین این ارتباط قطع شد.

اگرچه با اعتراض ایران پس از چند روز مجددا ارتباط برقرار شد.

طی سالهای اخیرنیز قطع خدمات "هاست " سایتهای ایرانی یکی از اقدامات متداول شرکت های آمریکایی نظیر " د. پلنت " ( ‪the planet)‬بوده است .

در همان سال یک شرکت آمریکایی به نام " اینتر لند" ( ‪ (interland‬از سرویس‌دهندگان ایرانی "هاستینک " که از سرویس های این شرکت استفاده می کنند خواست که به دلیل تحریم هر گونه معامله با ایرانیان از سوی دولت آمریکا، خدمات دهی خود را از این طریق متوقف کنند .

چندی پیش نیز برخی شرکت های هاستینک آمریکایی دامنه "دامین "های " ‪"ir‬را بلوک و دسترسی کاربران را به این گونه وب سایت‌ها قطع کردند این عمل ضررهای مالی سنگینی به شرکت های ایرانی و صاحبان سایت‌ها وارد کرد با این وجودمسدود کردن دامنه ‪ ir‬از طریق ثبت دامین های جایگزین که هزینه اندکی دارد قابل رفع است اگر چه میزان نفوذ پسوند ملی ایران را در دنیای اینترنت محدود می‌کند. حال این سوال مطرح است که تحریم های آمریکایی ها علیه کاربران یا وب سایت های ایرانی بر اساس کدام قانون صورت می‌گیرد؟ استناد آمریکایی‌ها به قانون "داماتو " است که هر ساله تمدید می‌شود.

اما به عقیده حقوقدانان این قانون تنها به تجارت و سرمایه گذاری در ایران مربوط می‌شود و فعالیتهای اینترنتی شامل این قانون نمی‌شود. به همین جهت برخی شرکت های آمریکایی با پذیرش ریسک آن، اقدام به همکاری با طرف های ایرانی می‌کنند اما برخی هم به خاطر ترس از مجازات های مالی پیشاپیش همکاری خود را با ایرانیان قطع می‌کنند.

علی رغم آنکه تحریم های اینترنتی به شیوه های گوناگون و در سطوح مختلف سالهاست علیه کاربران ایرانی ادامه دارد هیچ گزارش رسمی تاکنون در این زمینه به نهادهای بین‌المللی مسوول و مراجع ذی ربط ارایه نشده و هیچ اعتراض رسمی در این‌باره صورت نگرفته است. طی چند سال اخیر ایران به دفعات در نشست های بین‌المللی مربوط به اجلاس جامعه اطلاعاتی شرکت داشت اما در هیچکدام از این نشست‌ها موضوع مربوط به تحریم های اینترنتی ایران مطرح نشد.

به نظر می‌رسدراه حل اساسی برای جلوگیری از این گونه اقدامات، راه اندازی "مراکز اطلاع رسانی " یا "دیتا سنتر"های ایرانی در قالب طرح بزرک "اینترنت ملی " است .

در مورد اقدامات اخیر گوگل و یاهو نیز تهیه طومارهای اینترنتی برای فشار بر آنها از سوی کاربران در سراسر جهان می‌تواند موثر باشد زیرا این قبیل شرکت‌ها تمام داشته هایشان را از طریق همین کاربران به دست آورده اند.

بدون تردید ‪ ۸‬میلیون کاربر ایرانی اینترنت بخش بزرگی از مشتریان و حتی تولید کنندکان محتوای فارسی در فضای مجازی هستند که گوگل و یاهو بیشترین بهره برداری را از آنها می‌کنند.

بررسی جامعه انسانی و تأثیر اطلاعات بر آن

يكشنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۸۶، ۰۸:۳۷ ب.ظ | ۱ نظر

دکتر محسن خلیلی -- مجتبی کفاشان - دگرگونی های اطلاعاتی- اجتماعی بی نهایت سریع، مهمترین واقعیت زندگی امروزین را تشکیل می دهد. دنیای امروز مکانی کاملاً متفاوت با دنیای بیست و پنج سال پیش است و دنیای نیم قرن بعدی نیز به طور قطع بسیار متفاوت از دنیای کنونی خواهد بود. با این حال همین دنیای بسیار متفاوت محل زیست جامعه انسانی است. مفهوم این سخن آن است که مهمترین چیزهایی که انسان امروز باید به فراگرفتن آن بپردازد، دقیقاً چیزهایی است که به او یاری می دهد، دگرگونی های آینده را پیش بینی کند و خود را برای رویارویی با آنها آماده سازد. این نیاز جامعه انسانی از دو طریق برآورده می شود: نخست با ارائه چارچوبی برای درک و تشخیص نیروهای سبب ساز شالوده دگرگونی های اجتماعی سپس درک چگونگی ظهور، توسعه یا نابودی جوامع و دولت ها که در طی قرون متمادی ساخته شده است. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با نگرشی تطبیقی – تاریخی، چشم اندازی در حوزه جوامع انسانی و نقش اطلاعات به عنوان عاملی در تحولات اجتماعی ارائه گردد.

کلید واژه: جامعه انسانی – اطلاعات – دگرگونی اجتماعی – اقتصاد - دولت

بافت اجتماعی و پویه شناسی تحول فناوری اطلاعات

دانیل بل نخستین کسی بود که به طور جدی به شکل گیری نوع جدیدی از جامعه اشاره کرد. هر چند قبل از او عده دیگری از این اصطلاح استفاده کرده بودند، لیکن وی انگاره پسا صنعت گرایی را رواج داد. کارگران کارخانه ای عصر صنعت گراِیی فراموش می شوند و نخبگان جدید حرفه ای و فنی بخش خدمات، برتر و ممتاز می گردند. این مرحله جدید جامعه صنعتی، که از دهه 1960 پیش بینی می شد، بیش از هر چیز بر اساس دانش نظری استوار بود. با استفاده از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، که در واقع همان کاری را که ماشین ها در عصر انقلاب صنعتی به جای قدرت بازو انجام می دادند، برای قدرت فکری و ذهنی انجام می دهند، صنعت گرایی متحول شد. دانیل بل بعدها این وضعیت جدید را جامعه اطلاعاتی نامید (لاین،1381).

جامعه مبتنی بر اطلاعات را می توان به عنوان جامعه ای که بخش غالب اجتماع در کارهای فکری به جای کارهای فیزیکی درگیرند، تعریف نمود. در چنین جامعه ای بیشترین توجه به فعالیتهای اطلاعاتی از قبیل : فراهم آوری، پردازش، تولید، ثبت، انتقال، اشاعه و مدیریت اطلاعات مبذول می گردد وبیشترین هزینه ها صرف فرایندهای اطلاعاتی می شود (cawkell,1987).

همزمان با پیدایش شکل نوین اجتماع، تحولات فناوری اطلاعات در دهه 1970 و اکثراً در آمریکا اتفاق افتاد و پیامدهایی نیز به همراه داشت. بحرانهای اقتصادی دهه 1970 و بحران نفت که اکثراً آمریکا با آن دست و پنجه نرم می نمود، موجب شد تا انگیزه ای وافرتر نسبت به استفاده و تکمیل فناوری صورت پذیرد. خصیصه قابل دسترسی بودن فناوری های جدید شالوده ای بنیادین برای روند تجدید ساختار اجتماعی – اقتصادی در دهه 80 بود و بعدها جوامع شبکه ای را بوجود آورد (کاستلز، 1380).

یکی از ویژگی های بارز تأثیر فناوری اطلاعات در بافت اجتماعی شبکه سازی است. انعطاف پذیری گسترده اطلاعاتی ناشی از فناوری ها امکان ایجاد کانالهای جدید ارتباطی در سطحی جهان شمول را به وجود آورده است. در این شکل نوین اجتماعی نه تنها رویکردهای ارتباطی میان فردی بلکه سازمان ها و نهادها نیز قابل اصلاح یا تغییر می باشند. نمونه ای بارز از این تغییر سازمانی را می توان در ایجاد کتابخانه های مجازی، چک های الکترونیکی، ایجاد و توسعه کارتهای اعتباری و شهرهای الکترونیکی و ... مشاهده نمود. این در حالی است که در گذشته تغییر در ساختار روابط فردی یا سازمانی نیازمند گونه ای از مخاطره و ریسک پذیری و یا حتی خطر انهدام سازمانها نیز بود اما امروزه نه تنها می توان همراه با تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی را رغم زد بلکه می توان بدون امکان انهدام موجودیت سازمانی یا اجتماعی، موجودیتی جدید را خلق کرد.

از آنجایی که فناوری جدید اطلاعاتی در تعاملی تنگاتنگ با جامعه انسانی است، توجه به تحولات و نتایج ناشی از آن نیز از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.

قشربندی جامعه انسانی متکی بر اطلاعات

در نگاهی تاریخی می توان به آسانی نابرابریهای موجود در جوامع انسانی را دریافت. حتی در ساده ترین فرهنگها، که اختلاف در ثروت و دارایی عملاً موجود نیست، نابرابری میان افراد، مرد و زن، پیر و جوان وجود دارد. جامعه شناسان برای توصیف نابرابری ها از وجود ‹‹قشربندی های اجتماعی›› سخن می گویند. جوامع را می توان متشکل از قشرهایی به صورت سلسله مراتبی در نظر گرفت که قشرهای ممتاز در بالا و قشرهای پایین تر، در زیر قرار گرفته اند. از لحاظ تاریخی جوامع را می توان به چهار نظام اساسی قشربندی نمود: بردگی، کاستی، رسته ای و طبقه ای. گاهی نیز این نظامها همراه یکدیگر یافت می شوند. (گیدنز، 1373).

انقلاب فناورری اطلاعات، ابزاری موثر در اجرای فرآیند بنیادین تجدید ساختار نظام های اجتماعی از دهه 1980 به بعد بوده است. پس از این دهه به نظر می رسد قشربندی جامعه انسانی به صورت گسترده و هدفمندی در دو جهت بنیادین در حال تغییر شکل می باشد که عبارت است از: جوامع ثروتمند اطلاعاتی و جوامع فقیر اطلاعاتی. اغلب در بررسی قشربندی های تاریخی جامعه انسانی با حذف جایگاه اطلاعات در آن، به وضوح جایگاه فرد در جوامع مشخص بوده و میزان قدرت و اختیار او نیز تعیین گردیده است. اما در چارچوب قشربندی متکی بر اطلاعات، جامعه انسانی و نقش فرد در جوامع به گونه ای کاملاً متفاوت از گذشته تغییر شکل یافته است.

جایگاه فرد در جامعه متکی بر اطلاعات

فناوری های نوین اطلاعاتی، اقصی نقاط عالم را در شبکه های جهانی به یکدیگر پیوند می دهند. ارتباطات رایانه ای، مجموعه گسترده ای از جوامع مجازی را به وجود آورده است. با این همه، ویژگی بارز اجتماعی و سیاسی دهه 1990، سامان دادن کنش و سیاست اجتماعی پیرامون هویتهای اصلی است که دارای پیشینه های تاریخی هستند. به نظر می رسد نخستین گامهای تاریخی جوامع اطلاعاتی، اهمیت ‹‹هویت›› را به عنوان اصل سازمان دهنده به وجه بارز این جوامع بدل ساخته است. منظور از هویت، فرآیندی است که یک کنشگر اجتماعی به وسیله آن خود را شناخته و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی، جایگاه خود را در جامعه یا جهان معنا می بخشد (کاستلز، 1380).

شاید بتوان از دیدگاهی امروزی فرد را در دسته هایی از قبیل علمی و غیر علمی، قرار داد. در این تقسیم بندی که به طور جامعی متکی بر اطلاعات است، نیروی عضلانی اساساً مطرح نیست. به این معنی که اگر فردی با مهارت اندک استعفا دهد به سرعت می توان جانشینی برایش یافت در حالی که با بالاتر رفتن سطح مهارتهای تخصصی، یافتن شخصی مناسب که مهارتهای موردنظر را داشته باشد، دشوارتر و گران تر است. در نگرشی تاریخی بر این موضوع می توان نتیجه گرفت که خط مشی های قدیمی به جای گردش دانایی و اطلاعات، بر گردش نیروی انسانی و سرمایه متمرکز بوده است، حال آنکه در جهان معاصر و فراصنعتی ‹‹گردش دانایی و دانایی محوری›› جایگاه فرد را در اجتماع معنی می بخشد. در چنین دسته بندی طیف کار فکری از اهمیت روز افزونی برخوردار می باشد.

انسان از لحاظ خصایص اورگانیک در همه اعصار و اجتماعات تاریخی یکسان بوده است، ولی از لحاظ خصایص اجتماعی، صور متفاوتی به خود گرفته است. اورگانیسم انسانی هر چه باشد، در دست توانایی های جامعه می گردد و مطابق الزامات اجتماعی تغییر می یابد. جامعه به قدری نیرومند است که می تواند از امکانات یک اورگانیسم ضعیف حداکثر بهره برداری را کسب و شخصیت توانایی بسازد. (آگ برن، 1380).

تأثیر اطلاعات بر روندهای اقتصادی جامعه انسانی

مورخان اقتصادی نشان داده اند که اطلاعات و فناوری از طریق افزایش بهره وری نقشی بنیادین در رشد اقتصاد و بویژه در عصر صنعتی ایفا نموده است. اما مطالعه تاریخ اقتصادی جامعه انسانی نشان می دهد که در طی قرون عوامل مختلف دیگری در روندهای اقتصادی تأثیرگذار بوده است. برای نمونه افکار اقتصادی افلاطون بر پایه ‹‹اخلاق›› بنا نهاده شده بود. او که پستی های زمان خود را در جمع آوری ثروت به چشم دیده بود عقیده داشت که ‹‹پول و فضیلت به مانند دو کفه ترازو هستند که محال است یک کفه آن بالا رود بدون آنکه طرف دیگر نزول نکند.››

می توان گفت تا قرن دهم میلادی اقتصاد از دریچه اخلاق مورد بررسی قرار می گرفت. کوشش کلیسا، بی توجه کردن مردم به مادیات و دلخوش ساختن آنها به صبر و قناعت بود. اما از قرن 12 م، کم کم جنبش های محلی موجب بوجود آمدن چند کارگاه صنعتی گردید و از قرن 13 م بخاطر تسلط اروپا به دریای مدیترانه و توسعه روابط تجاری سودمند با خاورمیانه یک دوره پیشرفتهای اقتصادی بوجود آمد و پول به عنوان وسیله پرداخت رواج یافت.

از لحاظ عقاید اقتصادی، قرون وسطی یک دوره هزار ساله فقر افکار و تاریکی اندیشه بود. سیستم مبادله به صورت مبادله مستقیم کالا با کالا بود و علاقه مندی به مال از طرف روحانیون تقبیح شده و اقتصاد و فعالیت های اقتصادی تحت الشعاع اخلاق، سنت ها و مذهب قرار گرفته بود. اختراع ماشین چاپ، کشف آمریکا و دسترسی به هندوستان از طریق آفریقا، امکان توسعه فعالیت های اقتصادی و علاقمندی به مال و ثروت را فراهم تر ساخت و بالاخره رنسانس و اصلاحات فرهنگی – مذهبی، نحوه تفکر جامعه اروپایی را دگرگون کرد. فعالیت و تفکر اقتصادی بدون توجه به عوامل مذهبی و اخلاقی مورد بررسی واقع شد و با کشف بازارهای جدید، دسترسی به ثروتهای سرشار برای اروپا ممکن گردید. سیل طلا و نقره به اروپا، نحوه تفکر جامعه را تغییر داد و ماهیت تفکر اقتصادی که تا قرن 15 م تحت الشعاع اخلاق و مذهب بود، از آن به بعد تغییر و مکاتب جدید اقتصادی ظهور کرد. اما تا ظهور انقلاب صنعتی هنوز رویکردهای اقتصادی بر پایه ای مستقیم استوار بود (قدیری اصل، 1348).

بی سر و صداترین علت انقلاب صنعتی را باید در تراکم تدریجی اطلاعات طی عصر کشاورزی جستجو کرد. در واقع، به رغم کاستی گرفتن آهنگ نوآوری های فنی، اختراع ها و اکتشاف ها متوقف نشده بود. شواهد گویای پیشرفت های فنی، همه جا در کشاورزی، فلزکاری، استخراج کان ها، حمل و نقل، ساختمان و دیگر زمِینه ها به چشم می خورد. در نتیجه همین پیشرفت ها، ذخیره اطلا عات و تجربیات فنی در قرن هیجدهم بسی پربارتر از قرن سیزدهم و در قرن سیزدهم بسیار متراکم تر از قرن هشتم بود. این ذخیره عظیم اطلاعات و تجربیات، نیروی نهفته ای بود که می توانست به مجرد تغییر وضع و مساعدتر شدن شرایط اجتماعی سیلی از نوآوری های فنی به راه بیندازد(نولان، 1380).

انقلاب اول صنعتی حرکت از جامعه کشاورزی به سوی کار در کارخانه ها بود و دومین انقلاب صنعتی تغِِییر مشاغل اجتماعی از کار در کارخانه ها به سوی ارائه خدمات بود. سر آغاز حرکت به سوی ارئه خدمات از ایالات متحده و بسِیاری از کشورهای ثروتمند بود و همزمان با بیکاری بخش عظیمی از منابع انسانی در کارخانه ها صورت گرفت. مشاغل بخش خدمات به سرعت جای مشاغل کارخانه ای را گرفت. در سال 1960، در حدود 35 درصد از کارگران در بخش تولید کالا و 65 درصد در بخش ارائه خدمات مشغول به کار شدند. در سال 2004 تنها 1/6 مشاغل اِیالات متحده در صنایع تولید کالا مشغول بودند و اِین در حالی است که 5/6 جمعیت شاغل، در بخش ارائه خدمات فعالیت می کردند. این رویه جهان شمول و مداوم است. در فاصله سالهای 1967 تا 2003 و متعاقب توسعه و تشریک مساعی اقتصادی در جهان مشاغل بخش خدمات 19 درصد در آمرِیکا، 21 درصد در ژاپن و تقریبا 25 درصد در فرانسه، ایتالیا و انگلستان رشد یافته است.

برای نمونه در آسیا، هندوستان در مدت زمان کوتاهی در مرکز توجه جهانی در حوزه فناوری های اطلاعاتی قرار گرفت و رشد صنعتی و فناورانه آن از 73/1 بیلیون دلار در سالهای 1994 تا 1995 به 5/13 بیلیون در سالهای 2001 تا 2002 افزایش ِیافت. به این ترتیب رشد اقتصادی هند از 59/0 به 87/2 درصد در سالهای 2001 تا 2002 افزایش یافته است. درآمد حاصل از سخت افزار، دستگاههای جانبی و شبکه های اطلاعاتی 893/2 میلیون دلار و منافع حاصل از نرم افزارهای اطلاعاتی و و خدمات اطلاعاتی قابل صدور به 678/7 میلیون دلار در سالهای 2001 تا 2002 رسید. فناوری های اطلاعاتی بخش خدماتی را قادر به رشد از 554 میلیون دلار در سالهای 1999-2000 به 897 میلیون دلار در سالهای 2000-2001 نمود(NASSCOM,2002).

اکنون ما در آستانه انقلاب سوم صنعتی یا همان عصر اطلاعات هستیم. جریان سریع و آسان اطلاعات در سطح جهان به میزان زیادی سطح خدمات تجاری – اقتصادی را گسترش و بیش از پیش نموده است. این انقلاب اخیر چالشهای زیادی را در پی دارد و همانند دو انقلاب قبلی ، انقلاب صنعتی سوم پیامدهای فراوانی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته در سطح کار، زندگی و تربیت فرزندانشان داشته است(blinder,2006).

در عصر جامعه های شبکه ای تمامی نظام های اقتصادی بر یک ‹‹بنیان دانایی›› استوارند. همه موسسات تجاری به این منبع بر ساخته اجتماع که از پیش وجود داشته است، وابسته اند. اقتصاددانان و مدیران بازرگانی وقتی ‹‹نهاده های›› موردنیاز تولید را محاسبه می کنند، معمولاً ‹‹بنیان دانایی›› را در کنار سرمایه و نیروی کار و زمین نادیده نمی انگارند. آنچه پیدایش یک اقتصاد فوق نمادین را تبیین می کند، ترویج و تبلیغ رایانه و یا تدابیر صرفاً مالی نیست، بلکه خیزش عظیم امروزی در بنیان دانایی جامعه است. دانایی نوین به همه چیز سرعت می بخشد و ما را به سمت اقتصاددانی و زمان واقعی پیش می راند و جانشینی است برای زمان. دانایی چون نیاز به مواد خام و نیروی کار، زمان، مکان، سرمایه و سایر نهادها را کاهش می دهد، جانشین نهایی یعنی منبع اصلی یک اقتصادی پیشرفته خواهد بود. با تحقق این تحول، ارزش دانایی نیز به شدت افزایش می یابد. (تافلر، الوین؛ تافلر، هایدی، 1376).

به هر حال مهمترین چیزی که می توانیم در ارتباط با عصر جدید اطلاعات بگوئیم این است که این دوران عصرگذار و در حقیقت در حال تغییر است. گذار خود ویژگی هایی دارد که آن را از عصر ثبات متمایز می کند. مهمترین ویژگی گذار معاصر شتاب تاریخ است و این شتاب در همه حوزه ها مطرح هست. برای روشن شدن شتاب تاریخ به تمثیلی اشاره می شود که آن را روشن می کند:

یکی از متفکران برجسته ‹‹کولدین›› معتقد است اگر ما کل تاریخ بشر را تقسیم به 800 نسل 65 ساله بکنیم این گذشته تاریخی را شکل می دهد و 650 نسل از 800 نسل غارنشین بوده اند و این 650 نسل در طول تاریخ شاهد هیچگونه تغییری در زندگی خود نبوده اند. در حقیقت از حدود 70 نسل پیش بوده است که خط و کتابت اختراع شده بود و اختراع خط و کتابت آغاز ثبت و مبادله تجربه هاست و ثبت و مبادله تجربه ها خود یک جریان تحولی را به راه می اندازد (خوارزمی، بی تا ).

اطلاعات و گسترش پدیده جامعه جهانی

جهانی شدن پدیده تازه ای نیست و منشأ آن به زمان های گذشته باز می گردد. پیش از قرن هفدهم و هیجدهم، جهانی شدن با ویژگی های امروز خود در آمیخت. تامپسون می نویسد: جهانی شدن زمانی ظهور می یابد که : الف) فعالیت ها در بستری جهانی پدید آیند؛ ب) فعالیت ها در سطح جهانی سازماندهی، طراحی و هماهنگ شوند؛ پ) فعالیت ها مستلزم درجه ای از رابطه و وابستگی متقابل باشند، به طوری که در بخش های مختلف جهان، فعالیت های محلی بتوانند در پی هم شکل گیرند. همانگونه که گیدنز توصیف می کند، جهانی شدن آرایش دوباره زمان و مکانی است که فعالیت ها از راه دور آن را تسهیل کرده است ( اسلوین، 1380).

امروزه این فناوری و اطلاعات است که قلمرو شکل گیری امور انسانی را عمیقاً تغییر داده، به مردم اجازه می دهد در زمانی کوتاه چیزهای بیشتر و دارای پیامدهای گسترده تر از آنچه را که پیش تر تصور می شد، تجربه کنند. فناوری جوامع محلی، ملی و بین المللی را بسیار بیشتر از گذشته به یکدیگر وابسته می کند. جوامع فرای مرزهای محلی و فرهنگ ها، به عنوان قسمتی از یک اجتماع جهانی به سوی یک فرهنگ و ملیت سوق داده می شوند که خود گامی برای ایجاد یک هویت جهانی است.

بدین ترتیب وقتی جهانی شدن به عنوان ظهور فوق قلمروگرایی تاریخی تلقی شود، پدیده ای عمدتاً جدید در تاریخ معاصر است. فقط پس از دهه 1960 جهان گرایی در زندگی بخش های بزرگی از انسانها نقش محوری، جامع و مداوم پیدا کرده است. امروزه صدها میلیون نفر از مردم دنیا همه روزه چندین بار به طور فوری با سایر کسانی که قبلاً بسیار دورتر از آنها بوده اند، تماس نوشتاری و دیداری – شنیداری برقرار می کنند. در مجموع آهنگ جهانی شدن با گذشت زمان شتاب فزاینده ای پیدا می کند. اما این بدان معنا نیست که این پیشرفت جنبه خطی و برگشت ناپذیر دارد (شولت ، 1382).

اطلاعات و روابط متقابل اجتماعی

در جامعه انسانی انواع مناسبات متقابل اجتماعی از گذشته وجود داشته است. افزون بر این سازمان های گوناگون هر یک از جامعه های انسانی نیز الزاماً با یکدیگر مناسبات متقابلی داشته و از این رو نسبت به یکدیگر متعادل و سازگارند. اما عوامل تأثیرگذار بر نوع روابط اجتماعی در طی اعصار متفاوت و گسترده بوده اند و سیر عوامل تأثیرگذار بر روابط اجتماعی همواره بر یک شیوه نبوده و از عوامل مختلفی تأثیر گرفته است. در این بخش سعی بر آن است که تنها نقش نوآوری ها و فناوری های اطلاعاتی و تأثیر آن در تغییر روابط متقابل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

رابطه اجتماعی کلی ترین و ساده ترین شکل یا هستی اجتماعی است و از بنیاد عمیقی برخوردار می باشد، چون تا حدودی مبتنی بر شرایط اولیه، طبیعی و بالفعل پیوندها، وابستگی متقابل و دلبستگی های میان انسان هاست و چون تا حدودی متکی به بنیادی ترین، کلی ترین و ضروری ترین نیازهای انسان است، مبنای رابطه بر ‹‹آگاهی فرد›› تأثیر می گذارد. از لحاظ تاریخی الگوی نخستین رابطه اجتماعی، معاوضه یا مبادله و توسعه یافته ترین شکل مبادله، یعنی فروش و خرید اشیاء و خدمات بود، اشیاء و خدماتی که قابلیت معاوضه با اشیاء و خدمات دیگر را دارند. هر کنشی که ماهیت عقلانی دارد و در نهایت توسط خرد هدایت می شود را باید در زمره این نوع قرار داد، زیرا تفکر و سنجش برای آن ضروری است و اساس آن را تشکیل می دهد.

اگر جوامع را از لحاظ نوع روابط به جوامع سنتی و مدرن تفکیک نمائیم نقش اطلاعات و انقلاب های فکری کاملاً محسوس تر خواهد شد. ایده های ترقی خواهانه در قرن هجدهم وضع شدند و در انقلاب 1789 فرانسه و انقلاب 1776 آمریکا خود را نشان دادند. با این وجود انقلاب صنعتی باعث تحولات پیچیده تر و چشمگیرتری در حوزه روابط اجتماعی گردید. جوامع صنعتی شده، پیشرفت های مادی سریعی را طی کردند. ظرفیت تولیدشان به سرعت افزایش یافت، بخش های جدیدی از جمعیت غنی و توانگر شدند، سرمایه افزایش و نوآوری های علمی و فنی به شکل زنجیره ای آغاز شد. مللی که صنعتی شدند از ظرفیت خاصی برای سلطه و حتی استعمار مللی برخوردار شدند که کم تر صنعتی بودند و ملل اروپایی امپراطوری های استعماری را بنیاد نهادند و گونه جدیدی از روابط اجتماعی – سیاسی را رغم زدند.

قدر مسلم اینکه قبل از انقلاب صنعتی جوامع سنتی از ثبات برخوردار بودند و معطوف به زندگی در حد امرار معاش و محور آن خانواده بود، در حالی که جامعه مدرن به سرعت تغییر می کند، به این معنا ثبات ندارد، به دنبال تولید صنعتی است و محور آن دولت و اقتصاد می باشد و اساساً جامعه ای عقلانی – دنیوی است (واترز، 1381).

گی روشه (1368) جوامع را بر اساس نوع فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به اعصار چندگانه ای تقسیم بندی می نماید که عبارتند از:

- عصر سنگ ابزاری

- عصر انسان ابزاری

- عصر پیش تکنیکی

- عصر پارینه تکنیکی

- عصر نوتکنیکی

در اینجا به بررسی اجمالی عصر نو تکنیکی می پردازیم. عصر نو تکنیکی عصری است که از ابتدای قرن بیستم در آن وارد شده ایم. یکی از ویژگی های بارز جوامع نو تکنیکی نقش اطلاعات و اهمیت بارز آن در اجتماع و روابط جامعه است. در قرن حاضر پیدایش شبکه های اطلاعاتی جوامع را به سمت مجازی شدن، ارتباطات راه دور، خدمات الکترونیکی سریع، دسترسی آنلاین، شبکه اینترنت و تسهیلات بدون هزینه رایانه ای سوق داده است. در گذشته اشاعه اطلاعات محدود بود و چنانچه دانش و اطلاعات در اختیار افراد معدودی باشد، دامنه بهره گیری از آن نیز محدود می شود. بهره گیری اطلاعات زمانی مفید است که گسترش پیدا کند. به همین منظور، اشتراک زمینه های توسعه دانش مداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا بتوان از آن دانش برای ایجاد تحولات لازم در برنامه ها و فعالیت های اجتماعی بهره مند شد. از این روست که در عصر نوتکنیکی اشتراک دانش به عنوان یکی از ابزارهای مهم تعامل اجتماعی محسوب شده و مبنای روابط متقابل اجتماعی قرار گرفته است.

تغییر محور توجه از سوی اطلاعات به سوی ارتباطات، موید این است که قسمت اعظم اطلاعات مفید، در شرایط اجتماعی جریان دارد. در واقع دلیل پذیرش ابداعات و اختراعات، از تلفن گرفته تا اینترنت، کاربرد آنها برای رفع نیازهای اجتماعی است. ارتباط بین فناوری های عصر اطلاعات و مفاهیم اجتماعی، از برخی لحاظ مانند ارتباط درخت جنگل استوایی و درخت انجیر پیچک است. اگر شرایط مساعد باشد انجیر بر روی تنه درخت جنگل استوایی رشد می کند و این رشد به حدی می رسد که در نهایت جای درخت استوایی را می گیرد و حتی آن را حذف می کند.

تلفن تا دهه 1930، نقش یک ابزار تجاری را ایفا می کرد، اما در حال حاضر از این وسیله به عنوان یک ابزار ارتباط جمعی استفاده می شود. مردم متوجه شدند که می توانند از تلفن در صورت شناخت طرف مخاطب برای انجام هر معامله استفاده کنند. در ملاقات حضوری آهنگ صدا، حالت رفتار و حرکات چشم اطلاعات زیاد و وسیعی را انتقال می دهد که به آسانی روی شبکه (وب) قابل تکثیر نیست. وقتی افراد دور هم جمع می شوند، کانال های ارتباطی گوناگونی باز می شود که بر امور ماوراء الطبیعه اشراف پیدا می کند. زمانی که افراد دور هم جمع می شوند، ارتباط غیرآگاهانه که ناخودآگاه در گروهها ایجاد می شود در شکل گیری عقاید جدید برجسته یا ایجاد اتفاق نظر غیرمنتظره نقش دارند.

اما در هر حال نمی توان نقش فناوری های اطلاعاتی را در تسهیل ارتباطات انکار کرد. بسیاری از افراد در واقع صرفاً به اطلاعات ساده ای نظیر قیمت یک کالا یا یک نقشه نیاز دارند، اما برخی دیگر پست الکترونیکی را سودمند می یابند، زیرا نیاز به گسترش ، تشریفات و تعارفات را کم می کند. به طور قطع، بسیاری از مشتاقان ترجیح می دهند در شبکه گمنام بمانند تا امکان تبادلات غنی اطلاعاتی را با دوستان و همسایگان داشته باشند (ولدان، 1380).

تأثیر انقلاب اطلاعات بر دولت ها و سیاستگذاران آنها و ظهور دولت الکترونیک

کاربرد مفاهیم جامعه و دولت به صورت هم معنا اغلب موجب ابهام می گردد، زیرا تمایز میان مفاهیم دولت و جامعه دارای اهمیت بسزایی در سنت لیبرال بوده است. با پیدایش جامعه شناسی به عنوان رشته ای نو از طریق آثار نویسندگانی چون مارکس، دورکهایم و مک آیور دولت هر چه بیشتر به عنوان جزیی از جامعه تلقی شد. بدینسان مطالعات جامعه شناختی جامعه را به عنوان عرصه ای مستقل و شبکه فراگیری از روابط و ساختهای درونی مورد بررسی قرار دادند. در نتیجه دولت به واسطه جامعه توضیح داده شد و موجودیتی مجزا و مستقل به شمار نمی آمد.

در اندیشه سیاسی یونان مفهوم جامعه وجود نداشت. از قرار معلوم ارسطو دولت شهر را منتج از خانواده می دانست، لیکن وی قایل به حوزه های فعالیت جداگانه ای نبود. دولت- شهر اجتماعی، اخلاقی، نظامی و مبتنی بر همبستگی خویشاوندی تلقی می شد که در خصلت اجتماعی بودن انسان ریشه داشت(وینسنت،1371).

پس از انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از رنسانس، ظهور دولت مدرن نشانی ظهور گفتمانی جدید بود که درک سنتی از قانون، اجتماع و سیاست را از نو قالب بندی می نمود. در طول سده های هفده و هجده میلادی، دولت های مطلقه و قانونی به شکل مستمر وارد فعالیت های گذار به دموکراسی شدند که علت اصلی آن ، مسولیت ناشی از تعهدات نظامی بود.مسله مهم این است که درگیری فزاینده دولت ها در شبکه های منطقه ای و جهانی، به ویژه در نیمه دوم سده بیستم میلادی حدود و گستره اقتدار آنها را تغییر داد. رشد دولت – ملت، سازمانها، تجمعات بین الملل و فرا ملی، افزایش پیوندهای متقابل جهان و عدم امکان ادای وظایف دولت بدون توسل به همکاری های بین المللی ، باعث رشد منظم امور جهانی و شکل گیری نظم جهانی گردید(توحید فام،1381).

انقلاب اطلاعات نیز همانند سایر پدیده های معاصر نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار طریق عمده تغییر داده است. نخست اینکه حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند. فلج ناشی از کثرت اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها و سیاستگذاران باید بین اطلاعات که اهمیت دارد و آنچه که چنین نیست، تمایز قائل شوند. دوم، شبکه های جهانی به این معناست که فرآیند تصمیم گیری می تواند متمرکز یا غیرمتمرکز باشد. حکومت ها معمولاً دارای فرآیند تصمیم گیری متمرکز هستند که سبب کاهش اهمیت سفرا و سفارتخانه ها می شود. سفارتخانه ها اطلاعات را گردآوری و به پایتخت های کشور متبوع خود ارسال می کنند و در عین حال بیشتر مشغول ایفای وظایف نمایندگی خود هستند.

سوم، شبکه های جهانی، انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بین می برند. شرکت ها، روزنامه نگاران، سازمان های غیردولتی در بیشتر مواقع از دولت ها اطلاعات بیشتر و بهنگام تری دارند. سیاستگذاران همانند دیگران برای کسب اطلاعات و تحلیل ها به شبکه بی بی سی و سی ان ان اتکا می کنند. چهارم، شبکه های جهانی سبب ایجاد شفافیت برای همه می شوند و بنابراین سبب می شوند مسئله مقابله با موضوعات جهانی مانند گرم شدن هوای زمین برجسته شده و مورد تأکید قرار گیرد و به این وسیله کشورها نتوانند به صورت یک جانبه درباره مشکلاتی که جهانی هستند، تصمیم گیری کنند (بیلیس، 1383).

ظهور و پیدایش شیوه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ساختار دولت و شکل آن را نیز تغییر داده است. دولت الکترونیک دولتی است که اطلاعات و خدمات دولتی را از طریق اینترنت یا سایر ساز و کارها و روشهای دیجیتالی به مردم ارائه کند . این ساختار جدید ، قابلیت آن را دارد که بخش دولتی را تغییر دهد و پیوند میان دولت و شهروندان را از نو پایه‌ریزی کند . چنین دولتی موقعیتی را فراهم می‌آورد تا ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان بهبود یابد و شهروندان نیز قادر می‌شوند خدمات و اطلاعات مورد نیاز را در هر زمان و بنابر استانداردهای روز کسب کنند . در چنین دولتی، لایه‌های زائد مدیریت دولتی قابل حذف می‌شود و امکان دسترسی آسان همگان به خدمات و اطلاعات فراهم می‌آید . دولت الکترونیک ، این توان را دارد که فرایندهای اجرایی سازمانها را تسهیل کند و هزینه‌ها را از طریق یکپارچه‌سازی و حذف سامانه‌های مازاد کاهش دهد . کارآمد ساختن عملیات دولتی جهت تضمین پاسخگویی سریع به نیازهای شهروندان نیز از طریق دولت الکترونیک امکان پذیر می گردد . دولت الکترونیک ، بر خلاف رویکردی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و به ویژه خاورمیانه مشاهده می‌شود شامل کامپیوتر دادن به مقامات و کارمندان دولتی ، اتوماتیک کردن رویه‌های علمی قدیمی یا صرفاً ارائه اطلاعات نهادها و وزارت خانه‌ها روی وب سایت ، یا ایجاد وب سایتهای وزارت خانه‌ای نیست . دولت الکترونیک عبارت است از بهره گرفتن از فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی برای متحول کردن دولت و فرایند حکومتگری از طریق قابل دسترس‌تر ، کارآمدتر و پاسخگوترنمودن آن. بر این مبنا، دولت الکترونیک به معنای بهره گیری از قدرت اطلاعات و تکنولوژی‌های اطلاعاتی برای ایجاد ساخت جدیدی از دولت است که با جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای همخوان است . از این رو ، دولت الکترونیک در برگیرنده توسعه و به کارگیری زیر ساختهای اطلاعاتی و همچنین تدوین و اجرای سیاستها ، قوانین و مقررات لازم برای تسهیل عملکرد جامعه اطلاعاتی یا دیجیتالی است .

جامعه انسانی و دموکراسی اطلاعاتی

مانوئل کاستلز معتقد است انقلاب ارتباطات و ظهور شبکه‌ها، سبب ساز "ساختار شکنی دولت ملی " و بازسازی دموکراسی از طریق بازآفرینی دولت محلی و شکوفایی آن از طریق ابزارهای الکترونیک ، تقویت مشارکت سیاسی و پیوند افقی میان شهروندان شده و از طریق تسهیل ، انتشار و اصلاح اطلاعات و امکانات برای تشکیل منظومه‌های تعاملی و مباحثه‌ای ، فرصتهای فراوان فراهم آورده است( کاستلز،1382). اینترنت در حد نهایی خود ، اجتماعی الکترونیک است که از شبکه وسیعی از شهروندان آزاد و برابر در سطح جهان ، تشکیل شده به طرزی که این شهروندان قادرند درباره همه جنبه‌های زندگی بحث کنند بی آنکه نسبت به کنترلها و نظارت‌های دولتی و حکومتی هراسی داشته باشند . بلاگ نویسی ، اتاق های گپ زنی ، اعلام آرا با یک حرکت موشواره ، همه پرسی‌های رایانه‌ای ، تله پارلمانهای مردمی ، هیاتهای منصفه مجازی شهروندان ، گروههای مباحثه الکترونیک ، باجه‌های اطلاعات عمومی و امضای الکترونیک (محسنی،1383)، به ابزار بسیار مهم و بزرگ تساوی بخش و ضد عدم توازن میان شهروندان و اشراف قدرتمدار ، تبدیل شده‌اند تا جایی که از اصطلاحاتی چون جمهوری الکترونیک ‌، شکل دهی دوباره دموکراسی و اجتماع مجازی گفتگوهای همزمان (انصاری،1384) و نیز باز تولید تساوی گرایانه و ارزان اطلاعات (مک چسنی،1379 ) گفتگو می‌شود .

دولت در هر کشوری با دموکراسی پیشرفته باید قادر باشد تا اطلاعات را در اختیار اجتماع قرار دهد. در واقع آزادی دستیابی به اطلاعات و آزادی بیان دو مولفه اساسی در تعریف دموکراسی محسوب می شوند. مشخصا فقدان این دو خصوصیت در حکومت های دیکتاتوری و خودکامه محسوس و چشمگیر است. در چنین وضعیتی حکومت نظارت کاملی بر کلیه محصولات، خدمات و استفاده از اطلاعات اعمال می نماید. در هر حال، آزادی دستیابی به اطلاعات به تنهایی کافی نیست، بلکه یک دموکراسی مطلوب اجتماعی نیازمند اشاعه دسترسی به اطلاعات معتبر و قابل اطمینان است. در اینجا دو سوال مطرح می گردد:

1. چگونه می توان اطلاعات قابل اطمینان و معتبر را به دست آورد؟

2. چگونه جامعه تواناِِیی تشخیص و دریافت این اطلاعات را کسب کند؟

شاید بهتر باشد تا سوال اول را اینگونه مطرح کنیم: چگونه می توان دسترسی به اطلاعات غیر قابل اعتماد را متوقف نمود.؟ متاسفانه، جواب این سوال منفی است. اغلب کشورها عمدا اطلاعات غلط یا تحریف شده ای در اختیار مردم قرار می دهند. در حکومت های خودکامه، رسانه ها راههایی را برای تحریف اطلاعات پیدا می کنند و برداشت غلطی از اطلاعات را به اجتماع عرضه می کنند. تصور رسانه هایی آزاد و قدرتمند بدون حذف تحریف اطلاعات غیر ممکن است.(line,2003)

وظایف رسانه یعنی :

1ـ نظارت بر محیط اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و گزارش دهی ،

2ـ تریبونی برای جلب حمایت روشنگرانه از سیاستمداران ،

3ـ گفت و گو میان دیدگاههای گوناگون و صاحبان قدرت و عموم مردم ،

4ـ ساز و کارهایی برای وادار کردن مسئولان به پاسخگویی درباره چگونگی اعمال قدرت خود ،

5ـ تشویق شهروندان به یادگیری انتخاب و مشارکت ،

6ـ احترام به مخاطبان ،

7- ارائه اطلاعات صریح و شفاف.

از یک سو ، رسواسازی الکترونیک را دامن گستر کرده و از دیگر سو، سبب ساز رشد و نمو گفتگوهای هم زمان شده است:

اعتبار نامه دموکراتیک تکنولوژی های جدید در این قابلیتها استوار است که یک شخص با کامپیوتر کوچک، دانش پایه‌ای از نرم افزار مربوط و یک مودم خط تلفن می‌تواند پیامها ، اطلاعات ، تصویرها و صداها را به هر پایانه بین المللی ارسال و دریافت کند (هیرشکوپ ، 1379 ).

بنابراین در پس پیچیدگی " سازمان اجتماعی جامعه تکنولوژیک" ‌، (روشه ، 1382) جامعه‌ای مجازی از تجمع‌های اجتماعی که روی شبکه ظاهر می‌شوند پدیدار گشته که حامل تشکیل شبکه‌هایی از روابط شخصی و اجتماعی در سایبرسپیس توسط افراد گوناگون است (صدوقی، 1380). این روند حاصل "جهانی شدن" مفهومی و کرداری است که هم زوال بخش محدودیتهای جغرافیایی بر ترتیبات اجتماعی و سیاسی و هم آگاهی دهنده به مردمان از رفع این محدودیت هاست (فالکس،1381). بنابراین به تدریج نوع و کیفیت ویژه و تازه‌ای از مفهوم دولت پدید می‌آید که در کشاکش ریشه‌دار موجود در نظریه دموکراسی ، گرایش به یک بدیل خاص دارد .

یکی از ارزنده ترین تجربیات در حوزه دموکراسی دیجیتال در فنلاند با راه اندازی شبکه اطلاعاتی شهرداریkuorevesi تحقق یافته است. شهردار این شهر نقش و مفهوم ارتباطات در فرایند تصمیم گیری شهرداری را مورد مطالعه قرار داد. افزون بر اِین، او اقدام به توسعه یک شبکه دموکراسی دیجیتال در شهرداری نمود. تصمیم به ایجاد یک شبکه اطلاعاتی آزاد تشکیل شده از 3000 نفر از شهروندان، به جای ساختمان یک شهرداری پر زرق و برق قابل ملاحظه و استثنایی است(keskinen,2001).

دموکراسی مبتنی بر ابزارهای الکترونیک و دیجیتال ، آرام آرام این توان و فرصت را می‌یابد که از حالت صرف "روش و تکنیک " ، به خود شکوفایی ، خودسامانی و خود انگیختگی انسان به عنوان " فرد در اجتماع " ، تبدیل شود . بنابراین در وضعیتی که انسان به تنهایی می‌تواند با تکیه بر اطلاعاتی روزافزون و قابل دسترس ، ویژگی‌های کارآمدی و شفافیت را از ساختار فرمان روایانه مطالبه کند، معلوم است که ساختار جدیدی از ویژگی‌های نوین و بهم بسته‌ی ساختار دولت در حال شکل یابی و پدیداری است . دولت نه منحصراً خود فرمان ، نه منحصراً سرزمینی ، غیر نظامی ، حاکمیت و قانون متداخل مشترک ، شهروندی مشترک ، چند فرهنگی ، غیر متمرکز ، غیر بوروکراتیک ، غیر یکپارچه ، با سیاستگذاری مشترک ، کنترل مالی و مالیاتی مشترک میان شهروندان فرمانبر و شهروندان فرمانروا خواهد بود(گیبینزوریمر،1381).

در نمودار زیر درصد جمعیت تحت پوشش پخش زمینی رادیویی و تلویزیونی (نمودار سمت چپ) و خانوارهای دارای رادیو یا تلویزیون (نمودار سمت راست) برحسب میزان درآمد(در سال 2002) و میزان دسترسی آنها به اطلاعات ارائه می شود:
kafashan.JPG
مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی و اتصال جهان اتصال نیافته

گزارش سال 2003 توسعه جهانی مخابرات اولین ابزار فراگیر جهانی درخصوص نحوه اندازه گیری دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات را ارائه می کند. نمونه های کاربردی که می تواند دولتها را در جهت جستجوی روشهای به کنترل درآوردنICT بعنوان ابزاری برای توسعه راهنمایی نماید، در گزارشی که توسط بخش توسعه مخابرات ITU در دسامبر 2003 جهت تطابق با فاز اول مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی(WSIS) تهیه گردیده، ارایه شده است. مطابق این گزارش گر چه پیشرفت های زیادی در قابلیت دستیابی زیرساختICT بوجود آمده است ولی تنگناهائی نیز ازلحاظ استفاده عملی بدلیل دانش و قابلیت استطاعت درحال رشد است. بعنوان مثال بخش عمده جمعیت جهان با درآمد سالیانه ای کمتر از 1340دلار در سال زندگی می کنند که تخمین زده می شود حداقل سطح قابلیت استطاعت برای مالکیت تلفن باشد. بدون رشد شاخص در سطح رفاه خانگی، این گروه هیچگاه نخواهند توانست مالک یک تلفن ثابت، تلفن همراه یا یک کامپیوتر با اتصال اینترنت شوند.

در این ارتباط مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی 10 هدف طرح عملیاتی که باید تا سال 2015 به آنها دست یابد را ارایه می کند. در واقع یکی از خروجیهای مجمع مذکور تمرکز عمیق آن برروی شاخصهای مشترک برای اندازه گیری و نظارت بر دسترسی به جامعه اطلاعاتی بود. روشن است که به منظور حرکت به سمت یک جامعه اطلاعاتی فراگیر تا سال 2015، کشورها نیاز به داده های معنی دار جهت تعیین تضادها در دسترسی، دنبال نمودن پیشرفت و انجام مقایسه های بین المللی دارند. نگاه دقیق تر به ده هدف طرح عملیاتی WSIS نشان می دهد درک این مطلب که چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و مردم در کجا و چگونه از ICT ها استفاده می کنند یا نمی کنند، تا چه حد سخت است. تنها پس از این است که سیاست گذاران میتوانند دلایل فقدان دسترسی را آشکار و بخشهایی از جامعه را که تحت خدمت رسانی نیستند بطور موثرتر مورد هدف قرار دهند.

هدف1: اتصال روستاها با ICTها و ایجاد نقاط دسترسی عمومی

هدف2: اتصال دانشگاهها، کالج ها، دبیرستانها و دبستانها بوسیله ICT

هدف3: اتصال مراکز علمی و تحقیقاتی ازطریق ICT

هدف4: اتصال کتابخانه های عمومی، مراکز فرهنگی، موزه ها، مراکز پستی و بایگانی ها بوسیله ICT

هدف5: اتصال مراکز بهداشت و بیمارستانها بوسیلهICT

هدف6: اتصال تمام ادارات دولتی محلی و مرکزی و ایجاد سایتهای وب و پست اکترونیک

هدف 7: تطابق دوره تحصیلی تمام دبیرستانها و دبستانها به منظور مواجهه با چالشهای جامعه اطلاعاتی با درنظر گرفتن شرایط ملی

هدف8: تضمین دسترسی تمام جمعیت جهان به سرویسهای رادیویی و تلویزیونی

هدف 9: تشویق توسعه محتوا و ایجاد شرایط فنی به منظور تسهیل حضور و استفاده از تمام زبانهای دنیا روی اینترنت

هدف10: تضمین دسترسی بیش از نیمی از افراد جهان به ICT ها به هنگام دست یابی (شرکت مخابرات ایران)

نتیجه گیری

با در نظر داشتن این اهداف، اطلاعات با تاثیر گسترده خود بر کلیه حوزه های اجتماعی، نقش بارز و برجسته خود را بر همگان نمایان ساخته و عرصه های مختلف علمی را از خود متاثر کرده است. بدیهی است تا تاثیرات آتی آن مدنظر قرار گرفته و تحولات ناشی از آن پیش بینی و تاثیر تحول مفهوم اطلاعات در سایر مفاهیم اساسی مانند آزادی، عدالت، امنیت، دموکراسی و ... مورد سنجش قرار گیرد. توجه بیشتر به حوزه های اجتماعی تحت تاثیر اطلاعات ،رویارویی با این خیزش عظیم و فراگیر را سهل الوصول تر می نماید.

منابع و مآخذ

اسلونی، جیمز(1380) اینترنت و جامعه؛ ترجمه عباس گیلوری و علی رادباوه. – تهران: کتابدار.

اگ برن، ویلیام(1380) زمینه جامعه شناسی؛ اقتباس ا.ح.آریان پور. – تهران: نشر گستره.

انصاری ، منصور (1384) " چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی " .: حسین بشیریه ]گردآورنده و مترجم [ گذار به دموکراسی . تهران : نگاه معاصر

بیلیس، جان(1383) جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین؛ ترجمه ابوالقاسم راه چمنی ... ]و دیگران[ . – تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.

تافلر، آلوین(1376) به سوی تمدن جدید: سیاست در موج سومر؛ ترجمه محمدرضا جعفری. – تهران: سیمرغ.

توحید فام، محمد(1381) دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن: سیری در اندِیشه های سیاسی معاصر جهان غرب .- تهران: روزنه.

خوارزمی، شهیندخت(بی تا) نشریه فولاد، شماره 33، ص 54.

روشه، گی(1368) تغییرات اجتماعی؛ ترجمه منصور وثوقی. – تهران: نشر نی.

روشه، گی (1382) مقدمه‌‌ای بر جامعه شناسی عمومی : سازمان اجتماعی . ترجمه هما زنجانی زاده . تهران : سمت.

سایت شرکت مخابرات ایران : http://www.irantelecom.ir

شولت، جان آرت(1382) نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن؛ ترجمه مسعود کرباسیان. – تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

صدوقی ، مراد علی (1380) تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی . تهران : وزارت امور خارجه .

فالکس ، کیث (1381) شهروندی .ترجمه محمد تقی دلفروز . تهران : کویر .

قدیری اصل، باقر(1348) سیر اندیشه اقتصادی . – تهران : دانشگاه تهران

کاستلز، مانوئل(1380) عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ؛ ترجمه احد علیقلیان، افشین خاکباز، حسن چاوشیان؛ ویراستار علی پایا. – تهران: طرح نو.

گیبینز،جان ؛ ریمر ، بو ( 1381) سیاست پست مدرنیته : درآمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر . ترجمه منصور انصاری . تهران : گام نو.

گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی؛ ترجمه منوچهر صبوری. – تهران: نشر نی.

لاین، دیوید(1381) پسامدرنیته ، ترجمه محمد رضا تاجیک ._ تهران: بقعه.

محسنی ، منوچهر (1380) جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی . تهران : دیدار

مک چسنی ، رابرت (1379) " مبارزه جهانی برای ارتباط دموکراتیک " . ترجمه محمد نبوی ]گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه .

نولان، پاتریک(1380) جامعه های انسانی: مقدمه ای بر جامعه شناسی کلان.- تهران: نشر نی.

واترز، مالکوم(1381) مدرنیته؛ تألیف هربرت اسپنرو ... ] دیگران[؛ ترجمه منصور انصاری. – تهان: نقش جهان.

ولدان، رقیه(1380) خبرنامه انفورماتیک / شماره 78، ص 31.

وینسنت، اندرو(1371) نظریه های دولت، ترجمه حسین بشیریه .- تهران: نشر نی.

هیر شکوپ ، کن (1379)" دموکراسی و تکنولوژی های جدید" . ترجمه رضا مریدی . در کتاب : خسرو پارسا ] گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه.
Blinder, Alan S.(2006), Offshoring: The Next Industrial Revolution ForeignAffairs,00157120,Mar,Vol.85,Issue2

Cawkell, A.E. (1987),Evolution of an Information Society, ASLIB, London,

NASSCOM (2002), "National Association of Software and Services Companies", The IT in India: Strategic Review, NASSCOM, New Delhi,

line,Maurice B(2003). democracy and information : transmitters and receivers. Library management. Vol 24 number 8/9.

keskinen, auli(2001) Future democracy in the information society. Futures 3.
* استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

** دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی

غلامرضا یادگارزاده - دکتر کوروش پرند - آرش بهرامی - توسعه و گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات و کاربرد آن، اثرات عمیقی بر ابعاد مختلف زندگی بشر از جمله آموزش داشته است. تأثیر اطلاعات و فناوری اطلاعات و ارتباطات هم از جهت ایجاد فرصتهای طلایی جدید و هم از نظر چالشهای سازمانی قابل مطالعه است. آموزش عالی به عنوان یکی از مهمترین نظامهای اجتماعی و دانشگاهها به دلیل نقش مهمی که در تولید و اشاعه دانش و اطلاعات دارند، از حوزه‌هایی هستند که به شدت تحت تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات قرار گرفته‌اند. از مهمترین پیامدهای این امر، می‌توان به تغییرات بنیادی در نحوه تفکر در مورد نقش دانشگاه، دانشجو، هیئت علمی و یادگیری و یاددهی اشاره کرد. اکنون پس از ورود به هزاره سوم، ضرورت هم‌سویی و تعامل سازنده با تغییرات و توسعه مبتنی بر دانش، بیش از پیش احساس می‌شود و لازم است شرایط را برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور مؤثر در جامعه اطلاعاتی آماده کنیم. در مقاله حاضر شرایط و پیش‌بایست‌های حضور آموزش عالی و دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی مورد بررسی قرار گرفته و ضمن تبیین شرایط موجود، راهکارهایی برای مواجهه معقول با فناوری اطلاعات و ارتباطات و حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعاتی ارائه شده است.
مقدمه

روند تحولات آموزش عالی در دو دهه اخیر وابسته به افزایش تقاضای ورود به آموزش عالی، توسعه فناوریهای ارتباطی، ضرورت توسعه منابع انسانی، تغییرات سریع فناوری، انباشت دانش و اطلاعات و دگرگونیهای اجتماعی بوده و منجر به بروز چالشهای جدی و تغییر در نقش دانشگاه و آموزش عالی در هزاره جدید شده است. دگرگونیهای شگرف آموزش عالی و حرکت آن به سوی همگانی شدن و تأویلهای ناشی از نیاز عمومی به آموزش عالی، دیدگاه جدیدی در توسعة آموزش عالی پدید آورده است که تحت تأثیر انقلاب اطلاعات و پارادایم فناوری اطلاعات، منجر به افزوده‌شدن وجهی جدید به منشور آموزش عالی شده است که توسعة اطلاعاتی نظام آموزش عالی از ضروریات آن است. (منتظر، 1383)

در رویکرد جدید به آموزش عالی، دانش، محور تمامی فعالیتهاست و سرمایه‌های انسانی نسبت به منابع طبیعی و مالی از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند؛ به گونه‌ای که در این نظام فکری، نقش دانش، اطلاعات، نوآوری، خلاقیت، نظم و مدیریت به عنوان منابع حقیقی ایجاد ارزشهای اقتصادی و اجتماعی به رسمیت شناخته می‌شود. این امر، مسئولیت سنگین‌تری را بر دوش دانشگاهها و مراکز علمی و تحقیقاتی قرار داده است، به صورتی که نیاز به ایجاد تحولات فکری در مدیریت و بازنگری در دورنمای ماموریتها و راهبردهای نظام آموزش عالی به یک ضرورت اساسی تبدیل شده است. "جهانی شدن و توسعه ارتباطات و تبادل اطلاعات می‌تواند فرایند انتقال اطلاعات و دانش را تسهیل کند و دانشگاهها را در ایفای نقش اثرگذار بر توسعه و ورود به جامعه جهانی یاری دهد." (ملیتوا، 2005)
آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی

بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران علوم اجتماعی بر این باورند که ترکیب و همگرایی فناوریهای نوین ارتباطی و تجدید ساختار نظام سرمایه‌داری در دهه‌های اخیر سبب گشایش مرحله تازه‌ای در جوامع بشری شده است, مرحله‌ای که با اصطلاحاتی نظیر جامعه فراصنعتی (بل), جامعه‌ شبکه‌ای (کاستلز) و جامعه اطلاعاتی توصیف شده است. جامعه اطلاعاتی یک جامعه چند وجهی است که در آن تمام لایه‌بندیها و سطوح، نیازمند اطلاعات هستند. اصطلاح جامعه اطلاعاتی، بازگو کننده توسعه تکنولوژی‌های نوین و تجدید سازمان جامعه پیرامون جریان اطلاعات است. "این واژه و مفاهیم شبیه آن, جامعه‌ای را توصیف می‌کند که در آن برای تولید انواع کالاها و خدمات بستگی زیادی به کاربرد فناوری اطلاعات وجود دارد." (بهشتی، 1380)

شاید بتوان گفت مهم‌ترین عنصر در تحقق جامعه اطلاعاتی دانایی و مدیریت مبتنی بر دانایی است. نهاد آموزش عالی به عنوان یکی از ارکان اثرگذار در جامعه همواره جایگاهی رفیع در توسعه دانایی و تعیین سیر حرکت بشر داشته است. شکی وجود ندارد که دانشگاهها در سیر تحول از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی نقش تعیین کننده داشته‌اند. نقش آموزش عالی در جامعه اطلاعاتی از دو بعد قابل بررسی است:

_ نقشی که دانشگاهها در تحولات این بخش داشته اند؛

_ تأثیرات جامعه اطلاعاتی بر آموزش عالی.

در اینجا ما بیشتر بر بعد دوم تأکید می‌کنیم و در ادامه با توجه به شاخصهای بالا تأملی بر حضور دانشگاهها در جامعه اطلاعات خواهیم داشت. اگر بخواهیم با توجه به شاخصهای بالا وضعیت آموزش عالی و دانشگاهها را در جامعه اطلاعاتی محک بزنیم، شاید لازم باشد یک تحقیق جامع را انجام دهیم. پس با توجه به گستردگی شاخصهای فوق و ضرورت تعمق در مؤلفه‌های جامعه اطلاعاتی در آموزش عالی در مقاله حاضر وضعیت دانشگاههای کشور در شاخصهای اول، سوم و ششم مورد بررسی قرار گرفته است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات و آموزش عالی(نگاهی به شرایط موجود)‌

فناوری اطلاعات و ارتباطات عبارت است از مجموعه‌ای متفاوت از ابزارها و منابع فناوری که برای برقراری ارتباط, ‌ایجاد، انتشار، ذخیره کردن و مدیریت اطلاعات به‌کار می‌رود و علاوه بر محوریت دانش و اطلاعات، بر نقش «ارتباطات» و وسائل ارتباطی به عنوان عامل و ابزار انتقال دهنده اطلاعات و برقراری رابطه بین دو بخش اطلاعات و فناوری توجه ویژه دارد.

حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی در واقع برای "یادگیری انعطاف‌پذیر" است. فناوری اطلاعات و ارتباطات مفهومی است که دلالت بر روابط متفاوت بین مؤسسات، اعضای هیئت علمی و دانشجویان دارد. با حضور فناوری اطلاعات و ارتباطات اعضای هیئت علمی باید تغییرات اساسی در نگرشهایشان نسبت به آموزش و تدریس به عنوان ابزار انتقال اطلاعات ایجاد کنند. (رمزدن، 1997/ ترجمه نوه‌ابراهیم، 1380، ص 24)

برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش عالی سه مرحله را باید مد نظر داشت: انتخاب فناوری اطلاعات و ارتباطات، تطبیق با شرایط موجود و اعمال تغییر با کمک فناوری اطلاعات و ارتباطات. (نیوانگ، 2006، ص 2) در ایران سه مرحله بالا ابتدا در یک حالت شک وتردید، گرایش و سپس به خدمت گرفتن یکباره قرار دارد. در بخش آموزش عالی در یک دهه گذشته دانشگاهها تلاش فراوانی برای تطبیق خود با شرایط روز جامعه جهانی آغاز کرده‌اند. منتظر(1383) در یک بررسی بر اساس شاخصها ونشانگرهای ارائه شده ازسوی یونسکو تعدادی از مهمترین دانشگاههای کشور شامل دانشگاههای: اراک، الزهرا (س)، مازندران، پیام نور، تربیت مدرس، تهران، صنعتی اصفهان، صنعتی امیرکبیر، صنعتی شریف، شهید چمران اهواز و علم وصنعت ایران را در به خدمت گرفتن فناوری اطلاعات و ارتباطات مورد بررسی قرار داده که وضع دانشگاهها اینچنین تصویر شده است:

نبود سیاست استفاده از فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود طرح تخصیص بودجة کافی برای توسعة فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

نبود مسئول پیاده سازی طرح جامع توسعة فناوری اطلاعات درآموزش عالی؛

نبود مکانیزم نظارت و ارزیابی برای اجرای طرح جامع توسعه فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

کم بودن تعداد کامپیوتر موجود به ازای هر صد دانشجو. تهران: 20 دستگاه، شهرستانها: 8 دستگاه؛

پایین بودن تعداد کامپیوترهای آموزشی؛

کم بودن پهنای باند و ...

همانطور که مشاهده می‌شود استفاده از فناوری اطلاعات در دانشگاههای کشور بر مبنای برنامه دقیقی استوار نیست و مشکلاتی گریبان‌گیر آنهاست که در بسیاری از کشورها سالهاست برطرف شده است و این امر باعث استفاده‌نکردن از ظرفیت‌های ICT و بدگمانی نسبت به اینکه فناوری می‌تواند بسیاری از روندهای جاری را با سرعت بسیار بیشتر انجام دهد، شده است. البته در بخش آموزش عالی فعالیتهای متنوعی برای استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات انجام شده که عبارت است از:

توسعه شبکه علمی کشور: طرح اولیه شبکه گسترده و اختصاصی دانشگاهها با هدف ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه‌جانبه دانش و فناوری در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران پایه ریزی شد، در سال 1377 مراحل اجرایی آن آغاز و نهایتا در آذر ماه 1379 یکی از گسترده ترین شبکه های WAN کشور با زیر ساخت مستقل مخابراتی و اتصال بیش از100 مرکز آموزشی و دانشگاهی افتتاح شد. محورهای اصلی این طرح عبارتند از:

_ ایجاد و توسعه زیرساخت انتقال اطلاعات (اینترانت) گسترده در سطح کشور بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور ایجاد شبکه علمی کشور؛

_ مدیریت و ارائه محتوا روی شبکه علمی از طریق ایجاد زیر ساخت ملی، ساماندهی و تسهیل دسترسی به منابع علمی موجود در کتابخانه ها و مراکز اسناد ( اعم از نشریات الکترونیک، کتب، پایان نامه‌ها و سایر منابع‌)، ارتقای کیفیت جستجو، تنوع خدمات و افزایش بهره برداری؛

_ توسعه همکاریهای بین المللی برای تقویت زمینه های آموزشی و پژوهشی غیر حضوری و از راه دور؛

_ دسترسی به اینترنت و خدمات شبکه‌ای برای کاربران دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی(سازمان پژوهشهای علمی وصنعتی ایران، 1384).

فعالیتهای دیگری زیر نظر دفتر امور رایانه وزارت علوم، تحقیقات و فناوری انجام شده است که عبارتند از:

_ ایجاد شبکه ارتباطی و اطلاع رسانی اختصاصی بین دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی به منظور توسعه فناوری اطلاعات به عنوان یکی از ابزارهای ضروری سرعت بخشیدن و نظام‌مند کردن جریان اطلاعات علمی و عامل موثر بر توسعه همه جانبه دانش و فناوری؛

_ ایجاد و یکپارچه سازی سیستم اطلاعات مدیریت آموزشی دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها؛

_ پیاده سازی سیستم‌های خودکار سازی اداری - مالی و پشتیبانی در دانشگاهها و مراکز پژوهشی و نظارت بر آنها ؛

_ تجهیز رایانه‌ای دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛

_ توزیع رایانه بین دانشگاهها و مراکز پژوهشی؛

_ نصب و راه اندازی سیستم‌های اتوماسیون اداری و مالی؛

_ نصب و راه اندازی سیستم مدیریت امور آموزشی.

همانطور که مشاهده می‌شود در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری طرحهای مهم و کلیدی در حال اجراست و یا انجام شده است. اما این فعالیتها در قالب یک برنامه استراتژیک و دراز مدت نیست و موانعی در راه توسعه ICTوجود دارد که عمدتأ ریشه در ساختار سنتی آموزش دارد. ما برای ورود به عصر اطلاعات باید بر مشکلاتی غلبه کنیم که حل آنها مستلزم استفاده از تمامی ظرفیتهاست. این مشکلات عبارتند از:

الف- فقدان سیاست ملی برای استفاده از فناوری اطلاعات در آموزش عالی؛

ب- فقدان سرمایه گذاری مناسب در زمینة توسعة شبکه های مخابراتی وداده‌ای؛

ج- فقدان تعریف مورد توافق درمورد فناوری اطلاعات، آموزش الکترونیک ویادگیری الکترونیک؛

د- وجود مراکز متعدد تصمیم‌گیری؛

ه - فقدان هماهنگی درونی دستگاههای متولی؛

و- فرهنگ ضعیف اطلاعاتی در میان مسئولان وکاربران؛

ز- ضعف نظام پشتیبان ازنظامهای شبکه‌ای؛

ح- عملکرد سنت گرای نظام آموزشی؛

ط- کمبود اعتبارات مالی(منتظر،1383).

نگاه دقیق به مشکلات آموزش عالی در توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات نشان می‌دهد، دانشگاههای ما در یک برزخ روشهای سنتی و پیشرفته قرار دارند و نمی‌توانند با تکیه بر منابع موجود راه خود را به سوی توسعه باز کنند. با توجه به اینکه در "توسعه مبتنی بر دانایی، آموزش مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه همه جانبه آن از نیازهای اساسی به حساب می‌آید"، (احمدیان، 1383: 23)، دانشگاههای ما باید تلاش کنند جایگاه خود را در این فرایند ارتقا دهند و منابع لازم را به خدمت بگیرند.
راهبردهای تکفا

در بحث برنامه‌ریزی استراتژیک در کشورمان تجربه طرح تکفا وجود دارد که راهبردهای کلیدی زیر را محور کار قرار داده است:

- تهیه زیرساخت شامل شبکه دسترسی, قوانین و مقررات, منابع و تسهیلات

- برنامه جامع گسترش ICT در توسعه ملی پایدار

- توجه به بخش خصوصی به عنوان محور اصلی توسعه ICT

- توسعه منابع انسانی به عنوان اولویت استراتژیک گسترش ICT

برای دست‌یابی به راهبردهای بالا, برنامه تکفا بر پایه هفت محور اصلی استوار شده است:

_ دولت الکترونیک

_ آموزش عالی و آموزش پزشکی الکترونیک

_ آموزش عمومی و ارتقای مهارتهای دیجیتال

_ توسعه خدمات اجتماعی

_ اقتصاد و بازرگانی الکترونیک

_ توسعه پارک‌ها و مراکز رشد ICT

_ گسترش فرهنگ و تقویت خط و زبان فارسی برای کاربرد در شبکه.

به نظر می‌رسد تحقق اهداف در نظر گرفته شده برای طرح (برنامه) تکفا می‌تواند گام بلندی برای توسعه همه جانبه فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد و ما را در رسیدن به پیش‌بایست‌های حضور در جامعه اطلاعاتی نزدیک کند. با توجه به اولین محور طرح تکفا، نگاهی به وضعیت زیرساختهای فناوری در کشور نشان می‌دهد در زمینه توسعه ICT چقدر موفق بوده‌ایم.

نگاهی گذرا به جدول (1) نشان می‌دهد، ضریب نفوذ اینترنت در کشورمان نسبت به کشورهای پیشرفته پایین است و لازم است در این زمینه فعالیتهای بیشتری صورت گیرد. مقایسه ایران با کشوری مانند ترکیه در ضریب نفوذ اینترنت نشان می‌دهد، فاصله زیادی با این کشور دارد. به طور کلی، ایران بر اساس شاخصهای دسترسی دیجیتالی در رده 86 جهان قرار دارد. و در بین کشورهای با دسترسی متوسط طبقه‌بندی می‌شود. از نظر استفاده از اینترنت نیز کشورمان نسبت به کشورهای دیگر شرایطی مشابهی دارد.

همانطور که مشاهده می‌شود کشورمان در استفاده از اینترنت نسبت به کشورهای منطقه از وضع تقریبا خوبی برخوردار است، اما فاصله زیادی با کشورهای اروپایی و آمریکا دارد.

شاخص دیگری که در اینجا مورد بررسی قرار می‌دهیم، سواد اطلاعاتی است. سواد اطلاعاتی عبارت است از توانایی تشخیص اطلاعات مورد نیاز و توانایی جایابی، ارزیابی و استفاده اثربخش از اطلاعات. سواد اطلاعاتی در آموزش عالی به عنوان بخشی از مشارکت برای یادگیری تمام عمر اهمیت خاص دارد.

تاکنون تحقیق جامعی در خصوص وضع سواد اطلاعاتی در دانشگاههای ایران انجام نشده است، اما بررسیهای جاری نشان می‌دهد شرایط در این خصوص زیاد مطلوب نیست. عفت نژاد(1381) در پژوهشی که به منظور بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فناوری اطلاعات انجام داد، به این نتیجه رسید که پاسخگویان از فناوری اطلاعاتی به میزان بالایی در انجام فعالیت پژوهشی پایان‌نامه، تالیف و ترجمه مقاله استفاده کرده‌اند و استفاده از فناوریهای اطلاعاتی در فعالیت پژوهشی شرکت در سمینار داخلی، شرکت در سمینار خارجی و تالیف و ترجمه کتاب ضعیف است. مهمترین مشکلات پاسخگویان در استفاده از فناوریهای اطلاعاتی، کمبود امکانات فناوریهای اطلاعاتی، سرعت کم بازیابی اطلاعات، قطع شبکه، نیاز به آموزش استفاده از فناوریهای اطلاعاتی و محدود بودن زمان استفاده است. یافته‌های پژوهش نشان داد که درصد خیلی کمی از پاسخگویان (4/5درصد) از فناوریهای اطلاعاتی استفاده می‌کنند.

اخوتی (1377) در تحقیقی با استفاده از روش توصیفی - تحلیلی، وضعیت استفاده از شبکه اینترنت توسط اعضای هیئت علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران و شهید بهشتی را مورد بررسی قرار داده است. یافته‌های پژوهش نشان ‌داد که حدود 2/7 از افراد نمونه از شبکه اینترنت استفاده کنند که 79/6 درصد از آنها بدون واسطه با شبکه کار می‌کنند. استادان بیش از سایر رتبه‌های علمی از اینترنت استفاده می‌کنند (28/6 درصد). بیش از نیمی از افراد در حد متوسط با شبکه آشنا هستند و 49/6 درصد از آنها با استفاده از کمک دوستان و همکاران خود نحوه کار با شبکه را آموخته‌اند.

همانطور که از تحقیقات بالا بر می‌آید، استفاده دانشجویان، اعضای هیئت علمی و به طور کلی سیستم آموزش عالی از اینترنت محدود است و ما نتوانسته‌ایم از فرصتهایی که فناوری اطلاعات و ارتباطات فراهم کرده است، برای حضور در جامعه اطلاعاتی استفاده کنیم. هر یک از فرصتهای موجود در آینده می‌توانند به تهدیدهایی جدی تبدیل شوند.

سواد اطلاعاتی، توانایی افراد برای فعالیت مؤثر در یک جامعه اطلاعاتی است. این امر مستلزم تفکر انتقادی، آگاهی از اخلاق شخصی و حرفه‌ای، ارزیابی اطلاعات، نیازهای اطلاعاتی متصور، اطلاعات سازماندهی شده، ارتباط متقابل با اطلاعات شغلی و ایجاد کاربرد مؤثر اطلاعات در حل مشکلات، تصمیم گیری و تحقیق است و بالا بردن آن در سطح دانشگاهها مستلزم آموزش، فرهنگ‌سازی و توسعه فناوری است.
نتیجه‌گیری

جامعه اطلاعاتی فرصتهای مناسبی را فرا روی کشورهایی مانند ایران قرار داده است تا بتوانند با استفاده از آن در فرایند توسعه موفق‌تر عمل کنند. فرصتهایی مانند:

- ساماندهی تولید و ایجاد توازن در توسعه اقتصادی نقاط مرکزی و پیرامونی

- ایجاد زمینه و زیر ساختهای توسعه فناوری اطلاعات

- تهیه و تدوین طرح جامع گسترش فناوری اطلاعات و ارتباطات، می‌توانند ما را در حضور موفق در جامعه اطلاعاتی یاری دهند.

حضور دانشگاههای ما در عرصه تحولات جهانی و جامعه اطلاعاتی مستلزم شناخت وضع موجود برنامه‌ریزی استرتژیک ICT ، بالا بردن کیفیت آموزش، تلاش مداوم جهت افزایش سهم ایران در تولید دانش، توسعه زیرساختهای فناوری، آموزش مدیران، اعضای هیئت علمی، کارکنان و دانشجویان، سهولت دسترسی به داده‌ها و اطلاعات داخلی، گسترش استفاده از پایگاههای اطلاعاتی خارجی و توسعه پایگاههای داخلی، کارآمدتر کردن سیستم مدیریت دانشگاهی و نهایتا اختصاص منابع سرمایه‌ای است. از این رو پیشنهاد می‌شود:

1. برنامه استراتژیک فناوری اطلاعات در دانشگاهها تدوین شده و زمینه لازم برای اجرای آن فراهم شود.

2. زیرساختهای فناوری اطلاعات و ارتباطات در دانشگاهها به صورت مطلوب توسعه یابد.

3. موانع قانونی استفاده از نرم افزارها و منابع رفع شود.

4. نیروی انسانی متخصص در دانشگاهها؛ تربیت شود.

5. دوره‌های آموزش ضمن خدمت برای مدیران، اعضای هیئت علمی و کارکنان، برگزار شود.

6. پایگاههای اطلاعاتی مرکزی در دانشگاهها، طراحی و پیاده‌سازی شود.

7. شفافیت بیشتر در دسترسی به داده‌ها و اطلاعات، به‌وجود آید.

8. توسعه دانشگاههای مجازی، در دستور کار قرار گیرد.

9. اعتبارات خاص به توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات، اختصاص یابد.

10. سیستم‌های اطلاعاتی در بخشهای مختلف آموزش عالی، استوار یابد.
منابع:

1. احمدیان، حمیدرضا(1383). آموزش و نگرش توسعه آن در جامعه دانایی محور. در مجموعه مقالات دومین همایش آموزش الکترونیکی، تهران: دبیرخانه شورای‌عالی اطلاع‌رسانی.

2. اخوتی، مریم(1377). بررسی وضعیت استفاده از اینترنت توسط اعضای هیات علمی دانشگاههای علوم پزشکی ایران، تهران، شهید بهشتی. به راهنمائی : فاطمه اسدی‌گرگانی پایان نامه (کارشناسی ارشد)- دانشگاه علوم پزشکی ایران، دانشکده مدیریت و اطلاع‌رسانی پزشکی.

3. بهشتی، ملوک السادات(1380). جامعه اطلاعاتی و توسعه[1]. قابل دسترسی در مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران. ... www.irandoc.ac.ir/

4. رمزدن، پاول(1997). یادگیری و رهبری در آموزش عالی؛ (ترجمه نوه‌ابراهیم و همکاران، 1380). تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

5. ذاکرصالحی، غلامرضا(1384). دانشگاههای اینده: بررسی ابعاد تحول در آموزش عالی. در مجموعه مقالات کفرانس آموزش عالی و توسعه پایدار، تهران: انتشارات مؤسسه پژوهش و برنامه ریزی آموزش عالی.

6. عفت نژاد، امرالله(1381). بررسی میزان استفاده دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه شیراز از فنآوری‌های اطلاعاتی؛ به راهنمایی: عبدالرسول جوکار پایان‌نامه(کارشناسی‌ارشد) -دانشگاه شیراز، دانشکده تحصیلات تکمیلی.

7. منتظر، غلامعلی (1383). راهبردهای توسعه اطلاعاتی نظام آموزش عالی. در در مجموعه مقالات پنجاه‌یکمین نشست رؤسای دانشگاهها، تهران: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری.
8.Mlitwa, Nhlanhla Boyfriend (2005) Higher Education and ICT in the Information Society: A Case of the University of the Western Cape. In Bytheway, Andy and Day, Peter and Erwin, Geoff and Finquelievich, Susana and Gurstein, Mike and De Cindio, Fiorella and Taylor, Wal, Eds. Proceedings Community Informatics Research Networks (CIRN), Cape Town (South Africa).
9.Nyvang, T. (2006). Implementation of ict in higher education. Paper presented at the Networked Learning 2006, Lancaster .www.networkedlearningconference.org.uk/abstracts/pdfs/P27%20Nyvang.pdf
بقیه منابع در دفتر نشریه محفوظ است.

_ غلامرضا یادگارزاده : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور

_ _ دکتر کوروش پرند : رییس مرکز مطالعات، تحقیقات و ارزشیابی آموزشی سازمان سنجش آموزش کشور و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی

_ _ _ آرش بهرامی : عضو هیئت علمی مرکز مطالعات سازمان سنجش آموزش کشور

شهرهاى مجازى با خانه هاى رایانه اى

دوشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۸۶، ۰۸:۵۰ ب.ظ | ۰ نظر

وحید نقشینه - امروزه بحث توسعه شهرها به شبکه جهانى نیز سرایت کرده است شهرها و شهرک هاى جدید هر روز در فضاى مجازى ساخته مى شوند که مصالح آن ها از خشت و ملات نیست، بلکه بیت هاى رایانه اى است. این شهرهاى الکترونیکى با عنوان شهرهاى مجازى (virtual Cities) شناخته مى شدند.

در هر لحظه چندین هزار نفر مشغول استفاده از این شهرهاى مجازى جهت انجام کارهاى خود از سراسر جهان هستند. کارهایى مانند خرید، فروش، مسافرت، استراحت، مسابقه و غیره. شهرها در تعریف عام آن مراکز جغرافیایى تجمع انسان ها و خدمات است به همین دلیل است که نحوه چیدمان عناصر شهرى و شکل امروزى شهرنشینى براى مردم بسیار آشناست و با آن رابطه اى نزدیک برقرار مى کند در نتیجه شهرهاى مجازى مى توانند مدل بسیار خوبى از تمام اطلاعات و خدماتى باشند که در شهرهاى حقیقى وجود دارد. این شهرها را مى توان کانون هاى الکترونیکى نامید که حتى انسان هاى ساکن کوچه و پس کوچه را نیز بر روى صفحه نمایش رایانه شما به تصویر مى کشند. براى بررسى شهرهاى مجازى لازم است ابتدا به طبیعت آنها پرداخته و سپس به سراغ نحوه ساخت این گونه از شهرها خواهیم پرداخت.

در شروع هزاره سوم مى توان فناورى اطلاعات و ارتباطات رابه عنوان اصلى ترین محور تحول و توسعه بیان کرد که دستاوردهاى ناشى از آن نیز در زندگى مردم اثرگذار است . دراین راستا وجود شهرهاى الکترونیکى و اینترنتى در هر کشورى مى تواند زمینه حضور منطقى، علمى و اقتصادى این پدیده با ارزش را فراهم آورد و توان علمى و قدرت کشورها را در تولید، توزیع و استفاده از دانش نشان دهد.

اکنون اینترنت به عنوان گسترده ترین و غنى ترین منبع اطلاعاتى در جهان مطرح است و امکان دسترسى به آخرین اطلاعات را در حوزه هاى مختلف ممکن مى سازد و به عنوان وسیله اى ارتباطى با قابلیت هاى گستردگى ارزان بودن و در دسترس بودن سبب افزایش سطح آگاهى انسان ها و همچنین کاهش هزینه هاى ارتباطى شده است. دراین بین پدیده شهر الکترونیک اگرچه در جهان پدیده اى نو و جدید است و تنها یک دهه ازعمر آن مى گذرد اما به دلیل قابلیت ها و مزایاى فراوانى که دارد مورد توجه بسیارى از کارشناسان و متخصصان IT و شهرى شده است. این پدیده را مى توان هدیه فناورى اطلاعات و ارتباطات براى بشر دانست که نویددهنده محل زندگى بهتر براى کار، تفریح ، سرگرمى ، یادگیرى و زندگى دسته جمعى در جوامع است.

شهر الکترونیکى عبارت از شهرى است که اداره امور شهروندان شامل خدمات و سرویس هاى دولتى و سازمان هاى بخش خصوصى به صورت برخط (online) و به صورت شبانه روزى و در هفت روز هفته باکیفیت و ضریب ایمنى بالا و با بهره گیرى از ابزار فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) و کاربردهاى آن انجام مى شود. شهر الکترونیکى ما را از دنیاى تک بعدى شهرهاى سنتى و امروزى خارج کرده و به دنیاى جدیدى راهنمایى خواهد کرد، دنیایى دوبعدى که دستاورد فناورى هاى نوین اطلاعات و ارتباطات مى باشد. در گذر این زمان و در این حرکت روبه جلوى فناورى ما در آینده اى نه چندان دور دنیاى سه بعدى را شاهد خواهیم بود که حتى تصور آن در حال حاضر برایمان ناممکن است.

*فعالیت هاى شهر الکترونیکى

بسیارى از فعالیت هایى که در شهرهاى عادى انجام مى شود قابلیت پیاده سازى و اجرا در شهر الکترونیکى را دارد و به جرأت مى توان گفت که این فعالیت ها در شهرهاى الکترونیکى بسیار راحت تر از نمونه هاى فیزیکى آن خواهد بود. این مجموعه از فعالیت ها را مى توان به گروه هاى زیر تقسیم کرد:

۱- فعالیت هاى ادارى: مانند ثبت اسناد و املاک ، درخواست گذرنامه و غیره

۲- فعالیت هاى بانکى : پرداخت قبوض، برداشت پول از حساب، انتقال پول، اعلام وصول و برگشت چک

۳- فعالیت هاى تجارى: خرید و فروش کالا، موسیقى ، فیلم ، خرید بلیت هتل ها و هواپیماها

۴- فعالیت هاى تفریحى : بازى هاى رایانه اى، بازدید از موزه ها و پارک ها، انجام مسافرت هاى مجازى

۵- فعالیت هاى علمى : انجام تحقیقات علمى ، جست و جوى مقالات علمى ، استفاده از منابع کتابخانه ها، انتشار و چاپ کتاب هاى الکترونیکى

۶- دریافت اطلاعات : شامل اخبار، روزنامه ها، نشریات، ترافیک شهرى، ساعات ورود و خروج قطارها بدون خارج شدن از منزل و یا محل کار

۷- فعالیت هاى آموزشى : ثبت نام و رفتن به کلاس هاى مجازى و امتحانات مجازى - کسب مدارک معتبر بین المللى

۸- فعالیت هاى گردشگرى: رزرو بلیت و هتل - رزرو اتومبیل در مقصد، انتخاب بهترین شهرها و مکان هاى تاریخى و مسافرتى براى گردشگرى

۹- فعالیت هاى درمانى : مراجعه به پزشک و دریافت دستورالعمل هاى درمانى و پزشکى ، مشاوره با پزشک خانوادگى بدون نیاز به حضور فیزیکى درمطب

۱۰- فعالیت هاى تصمیم گیرى: انتخاب بهترین مکان براى مسافرت با توجه به وضعیت رزرو هتل ها و قطارها، انتخاب بهترین مسیر براى رفتن به نقطه اى دیگر از شهر

*انواع شهرهاى مجازى

مى توان انواع مختلف شهرهاى مجازى را به ۴دسته زیر تقسیم کرد:

۱- صفحاتى اینترنتى که مدعى شهر مجازى هستند اما ماهیت آنها صرفاً در راهنمایى ها و مجموعه هاى دسته بندى شده اى از اطلاعات است . این صفحات تنها براى دست یافتن به مقاصد تبلیغاتى و ترویج صنعت توریسم راه اندازى شده و ارائه کننده شکل و ظاهر شهرهاى مجازى نیستند، به عنوان نمونه اى از این شهرها مى توان به سایت www.brighton.co.uk اشاره اى کرد.

۲- این گروه از شهرها را شهرهاى مجازى مسطح مى نامند که از نقشه هاى شهرى و ساختمانى براى نمایش اطلاعات مورد نظر خود استفاده مى کنند. از شهرهاى مسطح مى توان به بولونیا اشاره کرد که داراى صفحه اى اینترنتى به عنوان شهرى مجازى است و از نقشه و مشخصه هاى زمینى و ساختمانى شهر به صورت گرافیکى بهره گرفته و شهرى مسطح بنا کرده است.

۳- دسته دیگر شهرهاى مجازى ، شهرهاى مجازى سه بعدى هستند که با استفاده از فناورى حقیقت مجازى به مدل سازى ترکیب شهرها و با درجات نزدیک و یا دور به واقعیت مى پردازند و بعضى از این گونه شهرها بسیار به واقعیت شهر فیزیکى نزدیک هستند.

۴- این گروه را مى توان شهرهاى واقعى مجازى نامید که بسیار به شهرهاى واقعى نزدیک هستند و مدل هایى واقعاً واقع گرایانه تلقى شده اند و شما با حرکت در میان کوچه هاى شهر حس حرکت در شهرى واقعى را خواهید داشت. براى تحقق بخشیدن به این امر، شهر مجازى باید داراى ظاهرى واقعى و داراى تنوع خدمات و کارکردها باشد و ازتمامى امکانات یک شهر واقعى بهره بگیرد و ازهمه مسائل مهمتر بستر مناسبى براى انجام تعاملات اجتماعى در میان شهروندان باشد تا رغبت حضور شهروندان در شهر مجازى بیشتر شده و درصد مشارکت شان نیز بیشتر شود.

*مراحل پیدایش شهر الکترونیکى

در ایجاد هر شهر الکترونیکى مراحلى وجوددارد که این مراحل یکى پس از دیگرى تکمیل شده و سبب توسعه، پیشرفت و تکامل شهر الکترونیکى خواهد شد، این مراحل را مى توان به شکل زیر بیان کرد:

۱- مرحله پیدایش ۲- مرحله ارتقا ۳- مرحله تعامل ۴- مرحله توسعه و گسترش

* پیدایش

در این گام از طراحى شهر الکترونیکى ایده اولیه، طراحى موضوعى و تهیه سند راهبردى ، مشورت با کارشناسان و صاحبنظران حوزه ict و تهیه زیرساخت هاى فنى مورد نیاز از قبیل نرم افزارى و سخت افزارى مورد نیاز است.

*ارتقا

در این گام پس از پیاده سازى شهر الکترونیکى به صورتى کاملاً ساده ، امکانات و توانمندى هاى شهر براى استفاده بازدیدکنندگان، خصوصاً شهروندان توسعه خواهد یافت و سعى در برآورد حداقل امکانات مورد نیاز شهروندان در طراحى شهر است.

*تعامل

در این بخش سعى در برقرارى ارتباط با سایتهاى مرجع در زمینه هاى تخصصى و نیزدر اختیار گذاردن اطلاعات سایت در این گونه از پایگاه هاى اطلاعاتى است، به علاوه با شهرهاى الکترونیکى موجود بر روى وب جهان (world wide web) نیز تعامل برقرار خواهد شد و به داد و ستد دانش و اطلاعات پرداخته مى شود. به علاوه مى توان امکانى را براى استفاده شهروندان دیگر شهرها از امکانات و توانمندى هاى شهر در نظر گرفت.

*توسعه و گسترش

این گام آخرین و نهایى ترین بخش در توسعه شهر الکترونیکى است و با فراهم آوردن امکانات و توانمندى هاى مبادلات مالى اقدام به خرید و فروش اینترنتى و نیزدریافت و پرداخت پول الکترونیکى نمود. به علاوه در این گام باید وب سایت شهر الکترونیکى را توسعه و گسترش داد و سرویس هاى مورد نیاز شهروندان را براى سرویس دهى فعال تر به آنها فراهم و یا تولید نمود.

تشویق کشورها به استفاده از IPV6

سه شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۸۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ | ۰ نظر

در نشست اخیر آیکان درباره‌ی سیاست‌های این سازمان و مسائل پیرامون قرارداد سال آینده‌ی آن بحث و تصمیم گرفته شد آیکان در اواسط سال 2008 درباره‌ی دامنه‌های جدید خود فراخوان عمومی‌ اعلام کند.‌

دکتر سیاوش شهشهانی - عضو کمیته‌ی شورای استفاده کنندگان عمومی‌ اینترنت در آیکان - در گفت‌وگو با ‌(ایسنا)، با بیان این مطلب‌ اظهار کرد: در نشست اخیر آیکان که از 25 تا 29 ژوئن برگزار شد یکی از دست‌آوردهای آن پیشرفت کوشش برای ثبت دامنه‌های بین المللی به حروف غیرلاتین در کارگزارها‌ی ریشه بود.

مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران افزود: از ماه نوامبر، 11 خط و زبان به شکل آزمایشی وارد کارگزاران ریشه می‌شود تا در نهایت پس از انجام بررسی‌های مورد نظر به صورت رسمی‌ به فعالیت خود ادامه دهند؛‌ زبان و خط فارسی، عربی،‌ چینی ساده و سنتی،‌ روسی،‌ یونانی، کره‌یی،‌ عبری و ژاپنی، هندی و‌ تامیل این 11 خط و زبان را تشکیل می‌دهند.

شهشهانی خاطر نشان کرد:‌ مذاکراتی نیز انجام شده تا 30 تا 40 کشور نیز اسم خود را به شکل بومی ‌در کارگزاران ریشه وارد کنند، البته این مساله در مرحله‌ی طرح قرار دارد و هنوز به تصویب نرسیده است؛ ایران نیز از جمله‌ی این کشورهاست.

مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران گفت: سه شهر برلین، پاریس و نیویورک نیز نامزدی خود را برای ثبت دامنه به اسم شهر خود در کارگزار‌های ریشه اعلام کردند. همچنین پیشرفت نهایی که در زمینه امنیت کارگزاران ریشه به صورت گزارش در این نشست ارایه شد.

او تشویق کشورها به استفاده از IPV6 را از دیگر مسائل مطرح شده در این نشست عنوان کرد و گفت:‌ با توجه به این که شماره‌های IP چهار قطعه‌یی یا IPV4 در حال تمام شدن است و تا دو سال دیگر اگر چاره‌ای برای این مساله اندیشیده نشود،‌ با شکل مواجه می‌شویم، بنابراین بسیاری از کشورهای به سمت IPV6 رفته‌اند اما در ایران متاسفانه کمتر بر روی این مساله کار شده است.

شهشهانی خاطر نشان کرد:‌ با توجه به اینکه افرادی که با پسوند net و com دامنه ثبت می‌کردند تا پنج روز فرصت داشتند که اگر این دامنه را به اشتباه ثبت کرده‌اند، اعلام کنند؛ در این نشست تلاش شد تا این مساله مورد بررسی قرار گیرد،‌ و سوء استفاده‌ی رایج از این زمینه بررسی شود که یکی از راهکارها این بود که در این پنج روز حق ثبت را پرداخت کنند،‌ چرا که در سال‌های اخیر موارد بسیاری از سوء استفاده از ثبت دامنه از این طریق گزارش شده به همین منظور قرار شد مقررات جدیدی در این باره تصویب شود.

بررسی جامعه انسانی و تأثیر اطلاعات بر آن

چهارشنبه, ۳۰ خرداد ۱۳۸۶، ۰۵:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

مجریان: دکتر محسن خلیلی* - مجتبی کفاشان** - دگرگونی های اطلاعاتی- اجتماعی بی نهایت سریع، مهمترین واقعیت زندگی امروزین را تشکیل می دهد. دنیای امروز مکانی کاملاً متفاوت با دنیای بیست و پنج سال پیش است و دنیای نیم قرن بعدی نیز به طور قطع بسیار متفاوت از دنیای کنونی خواهد بود. با این حال همین دنیای بسیار متفاوت محل زیست جامعه انسانی است. مفهوم این سخن آن است که مهمترین چیزهایی که انسان امروز باید به فراگرفتن آن بپردازد، دقیقاً چیزهایی است که به او یاری می دهد، دگرگونی های آینده را پیش بینی کند و خود را برای رویارویی با آنها آماده سازد. این نیاز جامعه انسانی از دو طریق برآورده می شود: نخست با ارائه چارچوبی برای درک و تشخیص نیروهای سبب ساز شالوده دگرگونی های اجتماعی سپس درک چگونگی ظهور، توسعه یا نابودی جوامع و دولت ها که در طی قرون متمادی ساخته شده است. در این مقاله سعی بر آن شده است تا با نگرشی تطبیقی – تاریخی، چشم اندازی در حوزه جوامع انسانی و نقش اطلاعات به عنوان عاملی در تحولات اجتماعی ارائه گردد.

کلید واژه: جامعه انسانی – اطلاعات – دگرگونی اجتماعی – اقتصاد - دولت

بافت اجتماعی و پویه شناسی تحول فناوری اطلاعات

دانیل بل نخستین کسی بود که به طور جدی به شکل گیری نوع جدیدی از جامعه اشاره کرد. هر چند قبل از او عده دیگری از این اصطلاح استفاده کرده بودند، لیکن وی انگاره پسا صنعت گرایی را رواج داد. کارگران کارخانه ای عصر صنعت گراِیی فراموش می شوند و نخبگان جدید حرفه ای و فنی بخش خدمات، برتر و ممتاز می گردند. این مرحله جدید جامعه صنعتی، که از دهه 1960 پیش بینی می شد، بیش از هر چیز بر اساس دانش نظری استوار بود. با استفاده از تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی جدید، که در واقع همان کاری را که ماشین ها در عصر انقلاب صنعتی به جای قدرت بازو انجام می دادند، برای قدرت فکری و ذهنی انجام می دهند، صنعت گرایی متحول شد. دانیل بل بعدها این وضعیت جدید را جامعه اطلاعاتی نامید (لاین،1381).

جامعه مبتنی بر اطلاعات را می توان به عنوان جامعه ای که بخش غالب اجتماع در کارهای فکری به جای کارهای فیزیکی درگیرند، تعریف نمود. در چنین جامعه ای بیشترین توجه به فعالیتهای اطلاعاتی از قبیل : فراهم آوری، پردازش، تولید، ثبت، انتقال، اشاعه و مدیریت اطلاعات مبذول می گردد وبیشترین هزینه ها صرف فرایندهای اطلاعاتی می شود (cawkell,1987).

همزمان با پیدایش شکل نوین اجتماع، تحولات فناوری اطلاعات در دهه 1970 و اکثراً در آمریکا اتفاق افتاد و پیامدهایی نیز به همراه داشت. بحرانهای اقتصادی دهه 1970 و بحران نفت که اکثراً آمریکا با آن دست و پنجه نرم می نمود، موجب شد تا انگیزه ای وافرتر نسبت به استفاده و تکمیل فناوری صورت پذیرد. خصیصه قابل دسترسی بودن فناوری های جدید شالوده ای بنیادین برای روند تجدید ساختار اجتماعی – اقتصادی در دهه 80 بود و بعدها جوامع شبکه ای را بوجود آورد (کاستلز، 1380).

یکی از ویژگی های بارز تأثیر فناوری اطلاعات در بافت اجتماعی شبکه سازی است. انعطاف پذیری گسترده اطلاعاتی ناشی از فناوری ها امکان ایجاد کانالهای جدید ارتباطی در سطحی جهان شمول را به وجود آورده است. در این شکل نوین اجتماعی نه تنها رویکردهای ارتباطی میان فردی بلکه سازمان ها و نهادها نیز قابل اصلاح یا تغییر می باشند. نمونه ای بارز از این تغییر سازمانی را می توان در ایجاد کتابخانه های مجازی، چک های الکترونیکی، ایجاد و توسعه کارتهای اعتباری و شهرهای الکترونیکی و ... مشاهده نمود. این در حالی است که در گذشته تغییر در ساختار روابط فردی یا سازمانی نیازمند گونه ای از مخاطره و ریسک پذیری و یا حتی خطر انهدام سازمانها نیز بود اما امروزه نه تنها می توان همراه با تغییرات فناوری، تغییرات اجتماعی را رغم زد بلکه می توان بدون امکان انهدام موجودیت سازمانی یا اجتماعی، موجودیتی جدید را خلق کرد.

از آنجایی که فناوری جدید اطلاعاتی در تعاملی تنگاتنگ با جامعه انسانی است، توجه به تحولات و نتایج ناشی از آن نیز از اهمیت فراوانی برخوردار می باشد که به اجمال مورد بررسی قرار می گیرد.

قشربندی جامعه انسانی متکی بر اطلاعات

در نگاهی تاریخی می توان به آسانی نابرابریهای موجود در جوامع انسانی را دریافت. حتی در ساده ترین فرهنگها، که اختلاف در ثروت و دارایی عملاً موجود نیست، نابرابری میان افراد، مرد و زن، پیر و جوان وجود دارد. جامعه شناسان برای توصیف نابرابری ها از وجود ‹‹قشربندی های اجتماعی›› سخن می گویند. جوامع را می توان متشکل از قشرهایی به صورت سلسله مراتبی در نظر گرفت که قشرهای ممتاز در بالا و قشرهای پایین تر، در زیر قرار گرفته اند. از لحاظ تاریخی جوامع را می توان به چهار نظام اساسی قشربندی نمود: بردگی، کاستی، رسته ای و طبقه ای. گاهی نیز این نظامها همراه یکدیگر یافت می شوند. (گیدنز، 1373).

انقلاب فناورری اطلاعات، ابزاری موثر در اجرای فرآیند بنیادین تجدید ساختار نظام های اجتماعی از دهه 1980 به بعد بوده است. پس از این دهه به نظر می رسد قشربندی جامعه انسانی به صورت گسترده و هدفمندی در دو جهت بنیادین در حال تغییر شکل می باشد که عبارت است از: جوامع ثروتمند اطلاعاتی و جوامع فقیر اطلاعاتی. اغلب در بررسی قشربندی های تاریخی جامعه انسانی با حذف جایگاه اطلاعات در آن، به وضوح جایگاه فرد در جوامع مشخص بوده و میزان قدرت و اختیار او نیز تعیین گردیده است. اما در چارچوب قشربندی متکی بر اطلاعات، جامعه انسانی و نقش فرد در جوامع به گونه ای کاملاً متفاوت از گذشته تغییر شکل یافته است.

جایگاه فرد در جامعه متکی بر اطلاعات

فناوری های نوین اطلاعاتی، اقصی نقاط عالم را در شبکه های جهانی به یکدیگر پیوند می دهند. ارتباطات رایانه ای، مجموعه گسترده ای از جوامع مجازی را به وجود آورده است. با این همه، ویژگی بارز اجتماعی و سیاسی دهه 1990، سامان دادن کنش و سیاست اجتماعی پیرامون هویتهای اصلی است که دارای پیشینه های تاریخی هستند. به نظر می رسد نخستین گامهای تاریخی جوامع اطلاعاتی، اهمیت ‹‹هویت›› را به عنوان اصل سازمان دهنده به وجه بارز این جوامع بدل ساخته است. منظور از هویت، فرآیندی است که یک کنشگر اجتماعی به وسیله آن خود را شناخته و بدون اشاره به سایر ساختارهای اجتماعی، جایگاه خود را در جامعه یا جهان معنا می بخشد (کاستلز، 1380).

شاید بتوان از دیدگاهی امروزی فرد را در دسته هایی از قبیل علمی و غیر علمی، قرار داد. در این تقسیم بندی که به طور جامعی متکی بر اطلاعات است، نیروی عضلانی اساساً مطرح نیست. به این معنی که اگر فردی با مهارت اندک استعفا دهد به سرعت می توان جانشینی برایش یافت در حالی که با بالاتر رفتن سطح مهارتهای تخصصی، یافتن شخصی مناسب که مهارتهای موردنظر را داشته باشد، دشوارتر و گران تر است. در نگرشی تاریخی بر این موضوع می توان نتیجه گرفت که خط مشی های قدیمی به جای گردش دانایی و اطلاعات، بر گردش نیروی انسانی و سرمایه متمرکز بوده است، حال آنکه در جهان معاصر و فراصنعتی ‹‹گردش دانایی و دانایی محوری›› جایگاه فرد را در اجتماع معنی می بخشد. در چنین دسته بندی طیف کار فکری از اهمیت روز افزونی برخوردار می باشد.

انسان از لحاظ خصایص اورگانیک در همه اعصار و اجتماعات تاریخی یکسان بوده است، ولی از لحاظ خصایص اجتماعی، صور متفاوتی به خود گرفته است. اورگانیسم انسانی هر چه باشد، در دست توانایی های جامعه می گردد و مطابق الزامات اجتماعی تغییر می یابد. جامعه به قدری نیرومند است که می تواند از امکانات یک اورگانیسم ضعیف حداکثر بهره برداری را کسب و شخصیت توانایی بسازد. (آگ برن، 1380).

تأثیر اطلاعات بر روندهای اقتصادی جامعه انسانی

مورخان اقتصادی نشان داده اند که اطلاعات و فناوری از طریق افزایش بهره وری نقشی بنیادین در رشد اقتصاد و بویژه در عصر صنعتی ایفا نموده است. اما مطالعه تاریخ اقتصادی جامعه انسانی نشان می دهد که در طی قرون عوامل مختلف دیگری در روندهای اقتصادی تأثیرگذار بوده است. برای نمونه افکار اقتصادی افلاطون بر پایه ‹‹اخلاق›› بنا نهاده شده بود. او که پستی های زمان خود را در جمع آوری ثروت به چشم دیده بود عقیده داشت که ‹‹پول و فضیلت به مانند دو کفه ترازو هستند که محال است یک کفه آن بالا رود بدون آنکه طرف دیگر نزول نکند.››

می توان گفت تا قرن دهم میلادی اقتصاد از دریچه اخلاق مورد بررسی قرار می گرفت. کوشش کلیسا، بی توجه کردن مردم به مادیات و دلخوش ساختن آنها به صبر و قناعت بود. اما از قرن 12 م، کم کم جنبش های محلی موجب بوجود آمدن چند کارگاه صنعتی گردید و از قرن 13 م بخاطر تسلط اروپا به دریای مدیترانه و توسعه روابط تجاری سودمند با خاورمیانه یک دوره پیشرفتهای اقتصادی بوجود آمد و پول به عنوان وسیله پرداخت رواج یافت.

از لحاظ عقاید اقتصادی، قرون وسطی یک دوره هزار ساله فقر افکار و تاریکی اندیشه بود. سیستم مبادله به صورت مبادله مستقیم کالا با کالا بود و علاقه مندی به مال از طرف روحانیون تقبیح شده و اقتصاد و فعالیت های اقتصادی تحت الشعاع اخلاق، سنت ها و مذهب قرار گرفته بود. اختراع ماشین چاپ، کشف آمریکا و دسترسی به هندوستان از طریق آفریقا، امکان توسعه فعالیت های اقتصادی و علاقمندی به مال و ثروت را فراهم تر ساخت و بالاخره رنسانس و اصلاحات فرهنگی – مذهبی، نحوه تفکر جامعه اروپایی را دگرگون کرد. فعالیت و تفکر اقتصادی بدون توجه به عوامل مذهبی و اخلاقی مورد بررسی واقع شد و با کشف بازارهای جدید، دسترسی به ثروتهای سرشار برای اروپا ممکن گردید. سیل طلا و نقره به اروپا، نحوه تفکر جامعه را تغییر داد و ماهیت تفکر اقتصادی که تا قرن 15 م تحت الشعاع اخلاق و مذهب بود، از آن به بعد تغییر و مکاتب جدید اقتصادی ظهور کرد. اما تا ظهور انقلاب صنعتی هنوز رویکردهای اقتصادی بر پایه ای مستقیم استوار بود (قدیری اصل، 1348).

بی سر و صداترین علت انقلاب صنعتی را باید در تراکم تدریجی اطلاعات طی عصر کشاورزی جستجو کرد. در واقع، به رغم کاستی گرفتن آهنگ نوآوری های فنی، اختراع ها و اکتشاف ها متوقف نشده بود. شواهد گویای پیشرفت های فنی، همه جا در کشاورزی، فلزکاری، استخراج کان ها، حمل و نقل، ساختمان و دیگر زمِینه ها به چشم می خورد. در نتیجه همین پیشرفت ها، ذخیره اطلا عات و تجربیات فنی در قرن هیجدهم بسی پربارتر از قرن سیزدهم و در قرن سیزدهم بسیار متراکم تر از قرن هشتم بود. این ذخیره عظیم اطلاعات و تجربیات، نیروی نهفته ای بود که می توانست به مجرد تغییر وضع و مساعدتر شدن شرایط اجتماعی سیلی از نوآوری های فنی به راه بیندازد(نولان، 1380).

انقلاب اول صنعتی حرکت از جامعه کشاورزی به سوی کار در کارخانه ها بود و دومین انقلاب صنعتی تغِِییر مشاغل اجتماعی از کار در کارخانه ها به سوی ارائه خدمات بود. سر آغاز حرکت به سوی ارئه خدمات از ایالات متحده و بسِیاری از کشورهای ثروتمند بود و همزمان با بیکاری بخش عظیمی از منابع انسانی در کارخانه ها صورت گرفت. مشاغل بخش خدمات به سرعت جای مشاغل کارخانه ای را گرفت. در سال 1960، در حدود 35 درصد از کارگران در بخش تولید کالا و 65 درصد در بخش ارائه خدمات مشغول به کار شدند. در سال 2004 تنها 1/6 مشاغل اِیالات متحده در صنایع تولید کالا مشغول بودند و اِین در حالی است که 5/6 جمعیت شاغل، در بخش ارائه خدمات فعالیت می کردند. این رویه جهان شمول و مداوم است. در فاصله سالهای 1967 تا 2003 و متعاقب توسعه و تشریک مساعی اقتصادی در جهان مشاغل بخش خدمات 19 درصد در آمرِیکا، 21 درصد در ژاپن و تقریبا 25 درصد در فرانسه، ایتالیا و انگلستان رشد یافته است.

برای نمونه در آسیا، هندوستان در مدت زمان کوتاهی در مرکز توجه جهانی در حوزه فناوری های اطلاعاتی قرار گرفت و رشد صنعتی و فناورانه آن از 73/1 بیلیون دلار در سالهای 1994 تا 1995 به 5/13 بیلیون در سالهای 2001 تا 2002 افزایش ِیافت. به این ترتیب رشد اقتصادی هند از 59/0 به 87/2 درصد در سالهای 2001 تا 2002 افزایش یافته است. درآمد حاصل از سخت افزار، دستگاههای جانبی و شبکه های اطلاعاتی 893/2 میلیون دلار و منافع حاصل از نرم افزارهای اطلاعاتی و و خدمات اطلاعاتی قابل صدور به 678/7 میلیون دلار در سالهای 2001 تا 2002 رسید. فناوری های اطلاعاتی بخش خدماتی را قادر به رشد از 554 میلیون دلار در سالهای 1999-2000 به 897 میلیون دلار در سالهای 2000-2001 نمود(NASSCOM,2002).

اکنون ما در آستانه انقلاب سوم صنعتی یا همان عصر اطلاعات هستیم. جریان سریع و آسان اطلاعات در سطح جهان به میزان زیادی سطح خدمات تجاری – اقتصادی را گسترش و بیش از پیش نموده است. این انقلاب اخیر چالشهای زیادی را در پی دارد و همانند دو انقلاب قبلی ، انقلاب صنعتی سوم پیامدهای فراوانی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته در سطح کار، زندگی و تربیت فرزندانشان داشته است(blinder,2006).

در عصر جامعه های شبکه ای تمامی نظام های اقتصادی بر یک ‹‹بنیان دانایی›› استوارند. همه موسسات تجاری به این منبع بر ساخته اجتماع که از پیش وجود داشته است، وابسته اند. اقتصاددانان و مدیران بازرگانی وقتی ‹‹نهاده های›› موردنیاز تولید را محاسبه می کنند، معمولاً ‹‹بنیان دانایی›› را در کنار سرمایه و نیروی کار و زمین نادیده نمی انگارند. آنچه پیدایش یک اقتصاد فوق نمادین را تبیین می کند، ترویج و تبلیغ رایانه و یا تدابیر صرفاً مالی نیست، بلکه خیزش عظیم امروزی در بنیان دانایی جامعه است. دانایی نوین به همه چیز سرعت می بخشد و ما را به سمت اقتصاددانی و زمان واقعی پیش می راند و جانشینی است برای زمان. دانایی چون نیاز به مواد خام و نیروی کار، زمان، مکان، سرمایه و سایر نهادها را کاهش می دهد، جانشین نهایی یعنی منبع اصلی یک اقتصادی پیشرفته خواهد بود. با تحقق این تحول، ارزش دانایی نیز به شدت افزایش می یابد. (تافلر، الوین؛ تافلر، هایدی، 1376).

به هر حال مهمترین چیزی که می توانیم در ارتباط با عصر جدید اطلاعات بگوئیم این است که این دوران عصرگذار و در حقیقت در حال تغییر است. گذار خود ویژگی هایی دارد که آن را از عصر ثبات متمایز می کند. مهمترین ویژگی گذار معاصر شتاب تاریخ است و این شتاب در همه حوزه ها مطرح هست. برای روشن شدن شتاب تاریخ به تمثیلی اشاره می شود که آن را روشن می کند:

یکی از متفکران برجسته ‹‹کولدین›› معتقد است اگر ما کل تاریخ بشر را تقسیم به 800 نسل 65 ساله بکنیم این گذشته تاریخی را شکل می دهد و 650 نسل از 800 نسل غارنشین بوده اند و این 650 نسل در طول تاریخ شاهد هیچگونه تغییری در زندگی خود نبوده اند. در حقیقت از حدود 70 نسل پیش بوده است که خط و کتابت اختراع شده بود و اختراع خط و کتابت آغاز ثبت و مبادله تجربه هاست و ثبت و مبادله تجربه ها خود یک جریان تحولی را به راه می اندازد (خوارزمی، بی تا ).

اطلاعات و گسترش پدیده جامعه جهانی

جهانی شدن پدیده تازه ای نیست و منشأ آن به زمان های گذشته باز می گردد. پیش از قرن هفدهم و هیجدهم، جهانی شدن با ویژگی های امروز خود در آمیخت. تامپسون می نویسد: جهانی شدن زمانی ظهور می یابد که : الف) فعالیت ها در بستری جهانی پدید آیند؛ ب) فعالیت ها در سطح جهانی سازماندهی، طراحی و هماهنگ شوند؛ پ) فعالیت ها مستلزم درجه ای از رابطه و وابستگی متقابل باشند، به طوری که در بخش های مختلف جهان، فعالیت های محلی بتوانند در پی هم شکل گیرند. همانگونه که گیدنز توصیف می کند، جهانی شدن آرایش دوباره زمان و مکانی است که فعالیت ها از راه دور آن را تسهیل کرده است ( اسلوین، 1380).

امروزه این فناوری و اطلاعات است که قلمرو شکل گیری امور انسانی را عمیقاً تغییر داده، به مردم اجازه می دهد در زمانی کوتاه چیزهای بیشتر و دارای پیامدهای گسترده تر از آنچه را که پیش تر تصور می شد، تجربه کنند. فناوری جوامع محلی، ملی و بین المللی را بسیار بیشتر از گذشته به یکدیگر وابسته می کند. جوامع فرای مرزهای محلی و فرهنگ ها، به عنوان قسمتی از یک اجتماع جهانی به سوی یک فرهنگ و ملیت سوق داده می شوند که خود گامی برای ایجاد یک هویت جهانی است.

بدین ترتیب وقتی جهانی شدن به عنوان ظهور فوق قلمروگرایی تاریخی تلقی شود، پدیده ای عمدتاً جدید در تاریخ معاصر است. فقط پس از دهه 1960 جهان گرایی در زندگی بخش های بزرگی از انسانها نقش محوری، جامع و مداوم پیدا کرده است. امروزه صدها میلیون نفر از مردم دنیا همه روزه چندین بار به طور فوری با سایر کسانی که قبلاً بسیار دورتر از آنها بوده اند، تماس نوشتاری و دیداری – شنیداری برقرار می کنند. در مجموع آهنگ جهانی شدن با گذشت زمان شتاب فزاینده ای پیدا می کند. اما این بدان معنا نیست که این پیشرفت جنبه خطی و برگشت ناپذیر دارد (شولت ، 1382).

اطلاعات و روابط متقابل اجتماعی

در جامعه انسانی انواع مناسبات متقابل اجتماعی از گذشته وجود داشته است. افزون بر این سازمان های گوناگون هر یک از جامعه های انسانی نیز الزاماً با یکدیگر مناسبات متقابلی داشته و از این رو نسبت به یکدیگر متعادل و سازگارند. اما عوامل تأثیرگذار بر نوع روابط اجتماعی در طی اعصار متفاوت و گسترده بوده اند و سیر عوامل تأثیرگذار بر روابط اجتماعی همواره بر یک شیوه نبوده و از عوامل مختلفی تأثیر گرفته است. در این بخش سعی بر آن است که تنها نقش نوآوری ها و فناوری های اطلاعاتی و تأثیر آن در تغییر روابط متقابل اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

رابطه اجتماعی کلی ترین و ساده ترین شکل یا هستی اجتماعی است و از بنیاد عمیقی برخوردار می باشد، چون تا حدودی مبتنی بر شرایط اولیه، طبیعی و بالفعل پیوندها، وابستگی متقابل و دلبستگی های میان انسان هاست و چون تا حدودی متکی به بنیادی ترین، کلی ترین و ضروری ترین نیازهای انسان است، مبنای رابطه بر ‹‹آگاهی فرد›› تأثیر می گذارد. از لحاظ تاریخی الگوی نخستین رابطه اجتماعی، معاوضه یا مبادله و توسعه یافته ترین شکل مبادله، یعنی فروش و خرید اشیاء و خدمات بود، اشیاء و خدماتی که قابلیت معاوضه با اشیاء و خدمات دیگر را دارند. هر کنشی که ماهیت عقلانی دارد و در نهایت توسط خرد هدایت می شود را باید در زمره این نوع قرار داد، زیرا تفکر و سنجش برای آن ضروری است و اساس آن را تشکیل می دهد.

اگر جوامع را از لحاظ نوع روابط به جوامع سنتی و مدرن تفکیک نمائیم نقش اطلاعات و انقلاب های فکری کاملاً محسوس تر خواهد شد. ایده های ترقی خواهانه در قرن هجدهم وضع شدند و در انقلاب 1789 فرانسه و انقلاب 1776 آمریکا خود را نشان دادند. با این وجود انقلاب صنعتی باعث تحولات پیچیده تر و چشمگیرتری در حوزه روابط اجتماعی گردید. جوامع صنعتی شده، پیشرفت های مادی سریعی را طی کردند. ظرفیت تولیدشان به سرعت افزایش یافت، بخش های جدیدی از جمعیت غنی و توانگر شدند، سرمایه افزایش و نوآوری های علمی و فنی به شکل زنجیره ای آغاز شد. مللی که صنعتی شدند از ظرفیت خاصی برای سلطه و حتی استعمار مللی برخوردار شدند که کم تر صنعتی بودند و ملل اروپایی امپراطوری های استعماری را بنیاد نهادند و گونه جدیدی از روابط اجتماعی – سیاسی را رغم زدند.

قدر مسلم اینکه قبل از انقلاب صنعتی جوامع سنتی از ثبات برخوردار بودند و معطوف به زندگی در حد امرار معاش و محور آن خانواده بود، در حالی که جامعه مدرن به سرعت تغییر می کند، به این معنا ثبات ندارد، به دنبال تولید صنعتی است و محور آن دولت و اقتصاد می باشد و اساساً جامعه ای عقلانی – دنیوی است (واترز، 1381).

گی روشه (1368) جوامع را بر اساس نوع فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی به اعصار چندگانه ای تقسیم بندی می نماید که عبارتند از:

- عصر سنگ ابزاری

- عصر انسان ابزاری

- عصر پیش تکنیکی

- عصر پارینه تکنیکی

- عصر نوتکنیکی

در اینجا به بررسی اجمالی عصر نو تکنیکی می پردازیم. عصر نو تکنیکی عصری است که از ابتدای قرن بیستم در آن وارد شده ایم. یکی از ویژگی های بارز جوامع نو تکنیکی نقش اطلاعات و اهمیت بارز آن در اجتماع و روابط جامعه است. در قرن حاضر پیدایش شبکه های اطلاعاتی جوامع را به سمت مجازی شدن، ارتباطات راه دور، خدمات الکترونیکی سریع، دسترسی آنلاین، شبکه اینترنت و تسهیلات بدون هزینه رایانه ای سوق داده است. در گذشته اشاعه اطلاعات محدود بود و چنانچه دانش و اطلاعات در اختیار افراد معدودی باشد، دامنه بهره گیری از آن نیز محدود می شود. بهره گیری اطلاعات زمانی مفید است که گسترش پیدا کند. به همین منظور، اشتراک زمینه های توسعه دانش مداری از اهمیت ویژه ای برخوردار است تا بتوان از آن دانش برای ایجاد تحولات لازم در برنامه ها و فعالیت های اجتماعی بهره مند شد. از این روست که در عصر نوتکنیکی اشتراک دانش به عنوان یکی از ابزارهای مهم تعامل اجتماعی محسوب شده و مبنای روابط متقابل اجتماعی قرار گرفته است.

تغییر محور توجه از سوی اطلاعات به سوی ارتباطات، موید این است که قسمت اعظم اطلاعات مفید، در شرایط اجتماعی جریان دارد. در واقع دلیل پذیرش ابداعات و اختراعات، از تلفن گرفته تا اینترنت، کاربرد آنها برای رفع نیازهای اجتماعی است. ارتباط بین فناوری های عصر اطلاعات و مفاهیم اجتماعی، از برخی لحاظ مانند ارتباط درخت جنگل استوایی و درخت انجیر پیچک است. اگر شرایط مساعد باشد انجیر بر روی تنه درخت جنگل استوایی رشد می کند و این رشد به حدی می رسد که در نهایت جای درخت استوایی را می گیرد و حتی آن را حذف می کند.

تلفن تا دهه 1930، نقش یک ابزار تجاری را ایفا می کرد، اما در حال حاضر از این وسیله به عنوان یک ابزار ارتباط جمعی استفاده می شود. مردم متوجه شدند که می توانند از تلفن در صورت شناخت طرف مخاطب برای انجام هر معامله استفاده کنند. در ملاقات حضوری آهنگ صدا، حالت رفتار و حرکات چشم اطلاعات زیاد و وسیعی را انتقال می دهد که به آسانی روی شبکه (وب) قابل تکثیر نیست. وقتی افراد دور هم جمع می شوند، کانال های ارتباطی گوناگونی باز می شود که بر امور ماوراء الطبیعه اشراف پیدا می کند. زمانی که افراد دور هم جمع می شوند، ارتباط غیرآگاهانه که ناخودآگاه در گروهها ایجاد می شود در شکل گیری عقاید جدید برجسته یا ایجاد اتفاق نظر غیرمنتظره نقش دارند.

اما در هر حال نمی توان نقش فناوری های اطلاعاتی را در تسهیل ارتباطات انکار کرد. بسیاری از افراد در واقع صرفاً به اطلاعات ساده ای نظیر قیمت یک کالا یا یک نقشه نیاز دارند، اما برخی دیگر پست الکترونیکی را سودمند می یابند، زیرا نیاز به گسترش ، تشریفات و تعارفات را کم می کند. به طور قطع، بسیاری از مشتاقان ترجیح می دهند در شبکه گمنام بمانند تا امکان تبادلات غنی اطلاعاتی را با دوستان و همسایگان داشته باشند (ولدان، 1380).

تأثیر انقلاب اطلاعات بر دولت ها و سیاستگذاران آنها و ظهور دولت الکترونیک

کاربرد مفاهیم جامعه و دولت به صورت هم معنا اغلب موجب ابهام می گردد، زیرا تمایز میان مفاهیم دولت و جامعه دارای اهمیت بسزایی در سنت لیبرال بوده است. با پیدایش جامعه شناسی به عنوان رشته ای نو از طریق آثار نویسندگانی چون مارکس، دورکهایم و مک آیور دولت هر چه بیشتر به عنوان جزیی از جامعه تلقی شد. بدینسان مطالعات جامعه شناختی جامعه را به عنوان عرصه ای مستقل و شبکه فراگیری از روابط و ساختهای درونی مورد بررسی قرار دادند. در نتیجه دولت به واسطه جامعه توضیح داده شد و موجودیتی مجزا و مستقل به شمار نمی آمد.

در اندیشه سیاسی یونان مفهوم جامعه وجود نداشت. از قرار معلوم ارسطو دولت شهر را منتج از خانواده می دانست، لیکن وی قایل به حوزه های فعالیت جداگانه ای نبود. دولت- شهر اجتماعی، اخلاقی، نظامی و مبتنی بر همبستگی خویشاوندی تلقی می شد که در خصلت اجتماعی بودن انسان ریشه داشت(وینسنت،1371).

پس از انقلاب صنعتی و تحولات ناشی از رنسانس، ظهور دولت مدرن نشانی ظهور گفتمانی جدید بود که درک سنتی از قانون، اجتماع و سیاست را از نو قالب بندی می نمود. در طول سده های هفده و هجده میلادی، دولت های مطلقه و قانونی به شکل مستمر وارد فعالیت های گذار به دموکراسی شدند که علت اصلی آن ، مسولیت ناشی از تعهدات نظامی بود.مسله مهم این است که درگیری فزاینده دولت ها در شبکه های منطقه ای و جهانی، به ویژه در نیمه دوم سده بیستم میلادی حدود و گستره اقتدار آنها را تغییر داد. رشد دولت – ملت، سازمانها، تجمعات بین الملل و فرا ملی، افزایش پیوندهای متقابل جهان و عدم امکان ادای وظایف دولت بدون توسل به همکاری های بین المللی ، باعث رشد منظم امور جهانی و شکل گیری نظم جهانی گردید(توحید فام،1381).

انقلاب اطلاعات نیز همانند سایر پدیده های معاصر نقش و عملکرد دولت ها و سیاستگذاران آنها را به چهار طریق عمده تغییر داده است. نخست اینکه حکومت ها به اطلاعات بیشتری دسترسی دارند و در واقع حکومت ها اطلاعات بسیار زیادی در اختیار دارند. فلج ناشی از کثرت اطلاعات خطری واقعی است و حکومت ها و سیاستگذاران باید بین اطلاعات که اهمیت دارد و آنچه که چنین نیست، تمایز قائل شوند. دوم، شبکه های جهانی به این معناست که فرآیند تصمیم گیری می تواند متمرکز یا غیرمتمرکز باشد. حکومت ها معمولاً دارای فرآیند تصمیم گیری متمرکز هستند که سبب کاهش اهمیت سفرا و سفارتخانه ها می شود. سفارتخانه ها اطلاعات را گردآوری و به پایتخت های کشور متبوع خود ارسال می کنند و در عین حال بیشتر مشغول ایفای وظایف نمایندگی خود هستند.

سوم، شبکه های جهانی، انحصار حکومت ها بر اطلاعات را از بین می برند. شرکت ها، روزنامه نگاران، سازمان های غیردولتی در بیشتر مواقع از دولت ها اطلاعات بیشتر و بهنگام تری دارند. سیاستگذاران همانند دیگران برای کسب اطلاعات و تحلیل ها به شبکه بی بی سی و سی ان ان اتکا می کنند. چهارم، شبکه های جهانی سبب ایجاد شفافیت برای همه می شوند و بنابراین سبب می شوند مسئله مقابله با موضوعات جهانی مانند گرم شدن هوای زمین برجسته شده و مورد تأکید قرار گیرد و به این وسیله کشورها نتوانند به صورت یک جانبه درباره مشکلاتی که جهانی هستند، تصمیم گیری کنند (بیلیس، 1383).

ظهور و پیدایش شیوه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ساختار دولت و شکل آن را نیز تغییر داده است. دولت الکترونیک دولتی است که اطلاعات و خدمات دولتی را از طریق اینترنت یا سایر ساز و کارها و روشهای دیجیتالی به مردم ارائه کند . این ساختار جدید ، قابلیت آن را دارد که بخش دولتی را تغییر دهد و پیوند میان دولت و شهروندان را از نو پایه‌ریزی کند . چنین دولتی موقعیتی را فراهم می‌آورد تا ارائه خدمات و اطلاعات به شهروندان بهبود یابد و شهروندان نیز قادر می‌شوند خدمات و اطلاعات مورد نیاز را در هر زمان و بنابر استانداردهای روز کسب کنند . در چنین دولتی، لایه‌های زائد مدیریت دولتی قابل حذف می‌شود و امکان دسترسی آسان همگان به خدمات و اطلاعات فراهم می‌آید . دولت الکترونیک ، این توان را دارد که فرایندهای اجرایی سازمانها را تسهیل کند و هزینه‌ها را از طریق یکپارچه‌سازی و حذف سامانه‌های مازاد کاهش دهد . کارآمد ساختن عملیات دولتی جهت تضمین پاسخگویی سریع به نیازهای شهروندان نیز از طریق دولت الکترونیک امکان پذیر می گردد . دولت الکترونیک ، بر خلاف رویکردی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه و به ویژه خاورمیانه مشاهده می‌شود شامل کامپیوتر دادن به مقامات و کارمندان دولتی ، اتوماتیک کردن رویه‌های علمی قدیمی یا صرفاً ارائه اطلاعات نهادها و وزارت خانه‌ها روی وب سایت ، یا ایجاد وب سایتهای وزارت خانه‌ای نیست . دولت الکترونیک عبارت است از بهره گرفتن از فنآوری های اطلاعاتی و ارتباطی برای متحول کردن دولت و فرایند حکومتگری از طریق قابل دسترس‌تر ، کارآمدتر و پاسخگوترنمودن آن. بر این مبنا، دولت الکترونیک به معنای بهره گیری از قدرت اطلاعات و تکنولوژی‌های اطلاعاتی برای ایجاد ساخت جدیدی از دولت است که با جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای همخوان است . از این رو ، دولت الکترونیک در برگیرنده توسعه و به کارگیری زیر ساختهای اطلاعاتی و همچنین تدوین و اجرای سیاستها ، قوانین و مقررات لازم برای تسهیل عملکرد جامعه اطلاعاتی یا دیجیتالی است .

جامعه انسانی و دموکراسی اطلاعاتی

مانوئل کاستلز معتقد است انقلاب ارتباطات و ظهور شبکه‌ها، سبب ساز "ساختار شکنی دولت ملی " و بازسازی دموکراسی از طریق بازآفرینی دولت محلی و شکوفایی آن از طریق ابزارهای الکترونیک ، تقویت مشارکت سیاسی و پیوند افقی میان شهروندان شده و از طریق تسهیل ، انتشار و اصلاح اطلاعات و امکانات برای تشکیل منظومه‌های تعاملی و مباحثه‌ای ، فرصتهای فراوان فراهم آورده است( کاستلز،1382). اینترنت در حد نهایی خود ، اجتماعی الکترونیک است که از شبکه وسیعی از شهروندان آزاد و برابر در سطح جهان ، تشکیل شده به طرزی که این شهروندان قادرند درباره همه جنبه‌های زندگی بحث کنند بی آنکه نسبت به کنترلها و نظارت‌های دولتی و حکومتی هراسی داشته باشند . بلاگ نویسی ، اتاق های گپ زنی ، اعلام آرا با یک حرکت موشواره ، همه پرسی‌های رایانه‌ای ، تله پارلمانهای مردمی ، هیاتهای منصفه مجازی شهروندان ، گروههای مباحثه الکترونیک ، باجه‌های اطلاعات عمومی و امضای الکترونیک (محسنی،1383)، به ابزار بسیار مهم و بزرگ تساوی بخش و ضد عدم توازن میان شهروندان و اشراف قدرتمدار ، تبدیل شده‌اند تا جایی که از اصطلاحاتی چون جمهوری الکترونیک ‌، شکل دهی دوباره دموکراسی و اجتماع مجازی گفتگوهای همزمان (انصاری،1384) و نیز باز تولید تساوی گرایانه و ارزان اطلاعات (مک چسنی،1379 ) گفتگو می‌شود .

دولت در هر کشوری با دموکراسی پیشرفته باید قادر باشد تا اطلاعات را در اختیار اجتماع قرار دهد. در واقع آزادی دستیابی به اطلاعات و آزادی بیان دو مولفه اساسی در تعریف دموکراسی محسوب می شوند. مشخصا فقدان این دو خصوصیت در حکومت های دیکتاتوری و خودکامه محسوس و چشمگیر است. در چنین وضعیتی حکومت نظارت کاملی بر کلیه محصولات، خدمات و استفاده از اطلاعات اعمال می نماید. در هر حال، آزادی دستیابی به اطلاعات به تنهایی کافی نیست، بلکه یک دموکراسی مطلوب اجتماعی نیازمند اشاعه دسترسی به اطلاعات معتبر و قابل اطمینان است. در اینجا دو سوال مطرح می گردد:

1. چگونه می توان اطلاعات قابل اطمینان و معتبر را به دست آورد؟

2. چگونه جامعه تواناِِیی تشخیص و دریافت این اطلاعات را کسب کند؟

شاید بهتر باشد تا سوال اول را اینگونه مطرح کنیم: چگونه می توان دسترسی به اطلاعات غیر قابل اعتماد را متوقف نمود.؟ متاسفانه، جواب این سوال منفی است. اغلب کشورها عمدا اطلاعات غلط یا تحریف شده ای در اختیار مردم قرار می دهند. در حکومت های خودکامه، رسانه ها راههایی را برای تحریف اطلاعات پیدا می کنند و برداشت غلطی از اطلاعات را به اجتماع عرضه می کنند. تصور رسانه هایی آزاد و قدرتمند بدون حذف تحریف اطلاعات غیر ممکن است.(line,2003)

وظایف رسانه یعنی :

1ـ نظارت بر محیط اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی و گزارش دهی ،

2ـ تریبونی برای جلب حمایت روشنگرانه از سیاستمداران ،

3ـ گفت و گو میان دیدگاههای گوناگون و صاحبان قدرت و عموم مردم ،

4ـ ساز و کارهایی برای وادار کردن مسئولان به پاسخگویی درباره چگونگی اعمال قدرت خود ،

5ـ تشویق شهروندان به یادگیری انتخاب و مشارکت ،

6ـ احترام به مخاطبان ،

7- ارائه اطلاعات صریح و شفاف.

از یک سو ، رسواسازی الکترونیک را دامن گستر کرده و از دیگر سو، سبب ساز رشد و نمو گفتگوهای هم زمان شده است:

اعتبار نامه دموکراتیک تکنولوژی های جدید در این قابلیتها استوار است که یک شخص با کامپیوتر کوچک، دانش پایه‌ای از نرم افزار مربوط و یک مودم خط تلفن می‌تواند پیامها ، اطلاعات ، تصویرها و صداها را به هر پایانه بین المللی ارسال و دریافت کند (هیرشکوپ ، 1379 ).

بنابراین در پس پیچیدگی " سازمان اجتماعی جامعه تکنولوژیک" ‌، (روشه ، 1382) جامعه‌ای مجازی از تجمع‌های اجتماعی که روی شبکه ظاهر می‌شوند پدیدار گشته که حامل تشکیل شبکه‌هایی از روابط شخصی و اجتماعی در سایبرسپیس توسط افراد گوناگون است (صدوقی، 1380). این روند حاصل "جهانی شدن" مفهومی و کرداری است که هم زوال بخش محدودیتهای جغرافیایی بر ترتیبات اجتماعی و سیاسی و هم آگاهی دهنده به مردمان از رفع این محدودیت هاست (فالکس،1381). بنابراین به تدریج نوع و کیفیت ویژه و تازه‌ای از مفهوم دولت پدید می‌آید که در کشاکش ریشه‌دار موجود در نظریه دموکراسی ، گرایش به یک بدیل خاص دارد .

یکی از ارزنده ترین تجربیات در حوزه دموکراسی دیجیتال در فنلاند با راه اندازی شبکه اطلاعاتی شهرداریkuorevesi تحقق یافته است. شهردار این شهر نقش و مفهوم ارتباطات در فرایند تصمیم گیری شهرداری را مورد مطالعه قرار داد. افزون بر اِین، او اقدام به توسعه یک شبکه دموکراسی دیجیتال در شهرداری نمود. تصمیم به ایجاد یک شبکه اطلاعاتی آزاد تشکیل شده از 3000 نفر از شهروندان، به جای ساختمان یک شهرداری پر زرق و برق قابل ملاحظه و استثنایی است(keskinen,2001).

دموکراسی مبتنی بر ابزارهای الکترونیک و دیجیتال ، آرام آرام این توان و فرصت را می‌یابد که از حالت صرف "روش و تکنیک " ، به خود شکوفایی ، خودسامانی و خود انگیختگی انسان به عنوان " فرد در اجتماع " ، تبدیل شود . بنابراین در وضعیتی که انسان به تنهایی می‌تواند با تکیه بر اطلاعاتی روزافزون و قابل دسترس ، ویژگی‌های کارآمدی و شفافیت را از ساختار فرمان روایانه مطالبه کند، معلوم است که ساختار جدیدی از ویژگی‌های نوین و بهم بسته‌ی ساختار دولت در حال شکل یابی و پدیداری است . دولت نه منحصراً خود فرمان ، نه منحصراً سرزمینی ، غیر نظامی ، حاکمیت و قانون متداخل مشترک ، شهروندی مشترک ، چند فرهنگی ، غیر متمرکز ، غیر بوروکراتیک ، غیر یکپارچه ، با سیاستگذاری مشترک ، کنترل مالی و مالیاتی مشترک میان شهروندان فرمانبر و شهروندان فرمانروا خواهد بود(گیبینزوریمر،1381).

در نمودار زیر درصد جمعیت تحت پوشش پخش زمینی رادیویی و تلویزیونی (نمودار سمت چپ) و خانوارهای دارای رادیو یا تلویزیون (نمودار سمت راست) برحسب میزان درآمد(در سال 2002) و میزان دسترسی آنها به اطلاعات ارائه می شود:
kafashan.JPG
مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی و اتصال جهان اتصال نیافته

گزارش سال 2003 توسعه جهانی مخابرات اولین ابزار فراگیر جهانی درخصوص نحوه اندازه گیری دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات را ارائه می کند. نمونه های کاربردی که می تواند دولتها را در جهت جستجوی روشهای به کنترل درآوردنICT بعنوان ابزاری برای توسعه راهنمایی نماید، در گزارشی که توسط بخش توسعه مخابرات ITU در دسامبر 2003 جهت تطابق با فاز اول مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی(WSIS) تهیه گردیده، ارایه شده است. مطابق این گزارش گر چه پیشرفت های زیادی در قابلیت دستیابی زیرساختICT بوجود آمده است ولی تنگناهائی نیز ازلحاظ استفاده عملی بدلیل دانش و قابلیت استطاعت درحال رشد است. بعنوان مثال بخش عمده جمعیت جهان با درآمد سالیانه ای کمتر از 1340دلار در سال زندگی می کنند که تخمین زده می شود حداقل سطح قابلیت استطاعت برای مالکیت تلفن باشد. بدون رشد شاخص در سطح رفاه خانگی، این گروه هیچگاه نخواهند توانست مالک یک تلفن ثابت، تلفن همراه یا یک کامپیوتر با اتصال اینترنت شوند.

در این ارتباط مجمع جهانی جامعه اطلاعاتی 10 هدف طرح عملیاتی که باید تا سال 2015 به آنها دست یابد را ارایه می کند. در واقع یکی از خروجیهای مجمع مذکور تمرکز عمیق آن برروی شاخصهای مشترک برای اندازه گیری و نظارت بر دسترسی به جامعه اطلاعاتی بود. روشن است که به منظور حرکت به سمت یک جامعه اطلاعاتی فراگیر تا سال 2015، کشورها نیاز به داده های معنی دار جهت تعیین تضادها در دسترسی، دنبال نمودن پیشرفت و انجام مقایسه های بین المللی دارند. نگاه دقیق تر به ده هدف طرح عملیاتی WSIS نشان می دهد درک این مطلب که چه کسی به اطلاعات دسترسی دارد و مردم در کجا و چگونه از ICT ها استفاده می کنند یا نمی کنند، تا چه حد سخت است. تنها پس از این است که سیاست گذاران میتوانند دلایل فقدان دسترسی را آشکار و بخشهایی از جامعه را که تحت خدمت رسانی نیستند بطور موثرتر مورد هدف قرار دهند.

هدف1: اتصال روستاها با ICTها و ایجاد نقاط دسترسی عمومی

هدف2: اتصال دانشگاهها، کالج ها، دبیرستانها و دبستانها بوسیله ICT

هدف3: اتصال مراکز علمی و تحقیقاتی ازطریق ICT

هدف4: اتصال کتابخانه های عمومی، مراکز فرهنگی، موزه ها، مراکز پستی و بایگانی ها بوسیله ICT

هدف5: اتصال مراکز بهداشت و بیمارستانها بوسیلهICT

هدف6: اتصال تمام ادارات دولتی محلی و مرکزی و ایجاد سایتهای وب و پست اکترونیک

هدف 7: تطابق دوره تحصیلی تمام دبیرستانها و دبستانها به منظور مواجهه با چالشهای جامعه اطلاعاتی با درنظر گرفتن شرایط ملی

هدف8: تضمین دسترسی تمام جمعیت جهان به سرویسهای رادیویی و تلویزیونی

هدف 9: تشویق توسعه محتوا و ایجاد شرایط فنی به منظور تسهیل حضور و استفاده از تمام زبانهای دنیا روی اینترنت

هدف10: تضمین دسترسی بیش از نیمی از افراد جهان به ICT ها به هنگام دست یابی (شرکت مخابرات ایران)

نتیجه گیری

با در نظر داشتن این اهداف، اطلاعات با تاثیر گسترده خود بر کلیه حوزه های اجتماعی، نقش بارز و برجسته خود را بر همگان نمایان ساخته و عرصه های مختلف علمی را از خود متاثر کرده است. بدیهی است تا تاثیرات آتی آن مدنظر قرار گرفته و تحولات ناشی از آن پیش بینی و تاثیر تحول مفهوم اطلاعات در سایر مفاهیم اساسی مانند آزادی، عدالت، امنیت، دموکراسی و ... مورد سنجش قرار گیرد. توجه بیشتر به حوزه های اجتماعی تحت تاثیر اطلاعات ،رویارویی با این خیزش عظیم و فراگیر را سهل الوصول تر می نماید.

منابع و مآخذ

اسلونی، جیمز(1380) اینترنت و جامعه؛ ترجمه عباس گیلوری و علی رادباوه. – تهران: کتابدار.

اگ برن، ویلیام(1380) زمینه جامعه شناسی؛ اقتباس ا.ح.آریان پور. – تهران: نشر گستره.

انصاری ، منصور (1384) " چالشها و فرصتهای فراروی گذار به دموکراسی " .: حسین بشیریه ]گردآورنده و مترجم [ گذار به دموکراسی . تهران : نگاه معاصر

بیلیس، جان(1383) جهانی شدن سیاست: روابط بین الملل در عصر نوین؛ ترجمه ابوالقاسم راه چمنی ... ]و دیگران[ . – تهران: موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران.

تافلر، آلوین(1376) به سوی تمدن جدید: سیاست در موج سومر؛ ترجمه محمدرضا جعفری. – تهران: سیمرغ.

توحید فام، محمد(1381) دولت و دموکراسی در عصر جهانی شدن: سیری در اندِیشه های سیاسی معاصر جهان غرب .- تهران: روزنه.

خوارزمی، شهیندخت(بی تا) نشریه فولاد، شماره 33، ص 54.

روشه، گی(1368) تغییرات اجتماعی؛ ترجمه منصور وثوقی. – تهران: نشر نی.

روشه، گی (1382) مقدمه‌‌ای بر جامعه شناسی عمومی : سازمان اجتماعی . ترجمه هما زنجانی زاده . تهران : سمت.
سایت شرکت مخابرات ایران : http://www.irantelecom.ir

شولت، جان آرت(1382) نگاهی موشکافانه بر پدیده جهانی شدن؛ ترجمه مسعود کرباسیان. – تهران: شرکت انتشارات علمی و فرهنگی.

صدوقی ، مراد علی (1380) تکنولوژی اطلاعاتی و حاکمیت ملی . تهران : وزارت امور خارجه .

فالکس ، کیث (1381) شهروندی .ترجمه محمد تقی دلفروز . تهران : کویر .

قدیری اصل، باقر(1348) سیر اندیشه اقتصادی . – تهران : دانشگاه تهران

کاستلز، مانوئل(1380) عصر اطلاعات، اقتصاد، جامعه و فرهنگ؛ ترجمه احد علیقلیان، افشین خاکباز، حسن چاوشیان؛ ویراستار علی پایا. – تهران: طرح نو.

گیبینز،جان ؛ ریمر ، بو ( 1381) سیاست پست مدرنیته : درآمدی بر فرهنگ و سیاست معاصر . ترجمه منصور انصاری . تهران : گام نو.

گیدنز، آنتونی(1373). جامعه شناسی؛ ترجمه منوچهر صبوری. – تهران: نشر نی.

لاین، دیوید(1381) پسامدرنیته ، ترجمه محمد رضا تاجیک ._ تهران: بقعه.

محسنی ، منوچهر (1380) جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی . تهران : دیدار

مک چسنی ، رابرت (1379) " مبارزه جهانی برای ارتباط دموکراتیک " . ترجمه محمد نبوی ]گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه .

نولان، پاتریک(1380) جامعه های انسانی: مقدمه ای بر جامعه شناسی کلان.- تهران: نشر نی.

واترز، مالکوم(1381) مدرنیته؛ تألیف هربرت اسپنرو ... ] دیگران[؛ ترجمه منصور انصاری. – تهان: نقش جهان.

ولدان، رقیه(1380) خبرنامه انفورماتیک / شماره 78، ص 31.

وینسنت، اندرو(1371) نظریه های دولت، ترجمه حسین بشیریه .- تهران: نشر نی.

هیر شکوپ ، کن (1379)" دموکراسی و تکنولوژی های جدید" . ترجمه رضا مریدی . در کتاب : خسرو پارسا ] گردآورنده و ویراستار[ جامعه انفورماتیک و سرمایه داری : واقعیت و اسطوره . تهران : آگاه.
Blinder, Alan S.(2006), Offshoring: The Next Industrial Revolution ForeignAffairs,00157120,Mar,Vol.85,Issue2

Cawkell, A.E. (1987),Evolution of an Information Society, ASLIB, London,

NASSCOM (2002), "National Association of Software and Services Companies", The IT in India: Strategic Review, NASSCOM, New Delhi,

line,Maurice B(2003). democracy and information : transmitters and receivers. Library management. Vol 24 number 8/9.

keskinen, auli(2001) Future democracy in the information society. Futures 3.
* استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد

** دانشجوی کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه آزاد اسلامی

علت عدم تحقق مدیریت منابع اینترنت بررسی شود

چهارشنبه, ۲ خرداد ۱۳۸۶، ۰۶:۳۷ ب.ظ | ۰ نظر

دلایل تحقق نیافتن درخواست سران در مورد شکل‌گیری مکانیسمی برای بررسی موضوع تقویت و افزایش همکاری کشورها در مقولات حساس مربوط به مدیریت منابع کلیدی اینترنت در 3 ماهه نخست 2006 باید مورد بررسی و بازنگری قرار گیرد.

به گزارش سیتنا، دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی، در روز اول از نشست دهم کمیسیون "علم و فناوری برای توسعه" که21 می در ژنو برگزار شد، سخنرانی کرد.

مراسم افتتاحیه این جلسه که با سخنرانی اشتفان موراوک، مدیر CSTD و ساپاچای پانیچ‌پاکدی، دبیر کل آنکتاد آغاز شد.

در ادامه، رییس جمهور سابق سوییس به عنوان میزبان اولیه اجلاس سران در جامعه اطلاعاتی و سپس وزیر ارتباطات و فناوری تونس به عنوان میزبان فاز دوم این اجلاس و نیز مقاماتITU و WTO و یونسکو به ایراد سخنرانی پرداختند.

بعد از ظهر، سخنرانی مقامات حاضر از کشورهای مختلف در دستور کار قرار گرفت و دکتر حمید شهریاری به عنوان سخنران دهم به ایراد سخنرانی پرداخت. گفتنی است مقاماتی از کشورهای پاکستان، مالی، لسوتو، تونس، مالزی، آرژانتین، عمان و امریکا نیز از جمله سخنرانان این بخش بودند.

شهریاری در سخنران خود به لزوم دستیابی به اجماع در سازو کار پی‌گیری خطوط عمل در چارچوب بین‌الدولی در بدنه سازمان ملل و از طریق ECOSOC تأکید کرد.

وی در ادامه مطالب خود گفت: گزارش دبیر کل نشان از آن دارد که در رابطه با اجرای تعهدات و اهداف کمیسیون علم و فناوری برای توسعه (CSDT) در نشست نهم پیشرفتهایی صورت گرفته، ولی در عین حال موانع و مشکلاتی نیز وجود داشته است.

وی افزود: چالش کنونی این است که اطمینان یابیم چگونه نظر سران جامعه اطلاعاتی به طور جامع به ویژه نسبت به کشورهای در حال توسعه به واقعیت بیانجامد.

وی گفت: برنامه چند ساله آتی اگر به طور مؤثر و کارآمدی مدیریت شود، به دستیابی اهداف و تعهدات سران جامعه اطلاعاتی کمک خواهد کرد. این امر می تواند به نظارت مؤثر بر اجرای بیشتر و نیز رفع نقایص مربوط به برنامه های اقدام بیانجامد.

شهریاری ادامه داد: همان طور که به کرات در اسناد wsis آمده است، برنامه چند ساله کاری علی الاصول باید به دستیابی اهداف مورد توافق در سطح بین المللی که شامل اهداف توسعه هزاره نیز می شود، کمک رساند.

دبیر شورای عالی اطلاع‌رسانی، برنامه چند ساله آتی را شامل 2 مورد از جمله قرار گرفتن مسایل مالی و مسایل مربوط به حاکمیت بر اینترنت در موضوعات اجلاس سران و همچنین مورد توجه قرار گرفتن تمام خطوط عمل، به خصوص آن مواردی که تأثیر مستقیم‌تری بر پل زدن بر شکاف دیجیتالی دارد و در عین حال جنبه توسعه‌ای جامعه اطلاعاتی را شامل می‌شود، ذکر کرد.

وی ادامه داد: مباحث مربوط به زیر ساخت، دسترسی، محیط توانمند ساز و نیز کاربردهای آی سی تی و ابعاد اخلاقی جامعه اطلاعاتی و توجه به هویت و تنوع فرهنگی همه، اموری هستند که لازم است در برنامه آتی مورد توجه قرار گیرد.

دبیر شورای عالی اطلاع رسانی گفت: ممکن است به دلیل زمان کوتاه بین اجلاس سران تونس و اولین اجلاس کمیسیون، داده و زمینه لازم برای ارزیابی و بازنگری اهداف و تعهدات فرایند جامعه اطلاعاتی وجود نداشته، ولی آنچه که دقیقا به موضوع این نشست مربوط است شامل بررسی و بازنگری دلیل عدم تحقق درخواست سران در مورد شکل‌گیری مکانیسمی برای بررسی موضوع تقویت و افزایش همکاری کشورها در مقولات حساس مربوط به مدیریت منابع کلیدی اینترنت در 3 ماهه نخست 2006 است.

در این نشست، کارشناسان نمایندگی دائمی ایران در ژنو و دکتر محمود مولی نژاد از سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی ایران، شهریاری را همراهی می‌کنند.

پیام روز جهانی جامعه اطلاعات

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۰۴:۳۰ ب.ظ | ۰ نظر

حمدون توره" دبیرکل اتحادیه بین‌المللی مخابرات (‪ (ITU‬از سازمان‌های بین‌المللی، انجمن‌های غیردولتی وسیاستگذاران ملی دعوت کردکودکان‌و نوجوانان جهان را در دستیابی به فناوری ارتباطات و اطلاعات (‪ (ICT‬یاری کنند.

وی در پیامی به مناسبت ‪ ۲۷‬اردیبهشت روز جهانی جامعه اطلاعاتی که شعار امسال آن "برقراری ارتباطات جوانان و فرصت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات" است، گفت: مساعدت در یادگیری، به‌اشتراک گذاردن اطلاعات و دانش، توسعه سلامت و تغذیه و ارتباط آن‌ها با کودکان و جوانان سایر کشورها ضروری است.

به‌گزارش روزسه‌شنبه‌خبرنگار ایرنا ، در پیام دبیر کل اتحادیه بین‌المللی مخابرات، آمده است: راهکار کلیدی در رسیدن به اهداف توسعه‌ای جوامع بشری ، سرمایه‌گذاری بر روی نسل آینده به‌ویژه از طریق دسترسی به ارتباطات در میان کودکان امروزی و ارتقای قابلیت‌های آنهاست.

حمدون توره تاکید کرد "درعصر اطلاعات و ارتباطات، وابستگی افراد جامعه به فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات (‪ ،(ICT‬در انتخاب روش زندگی آن‌ها موثر است".

"در این دنیای به هم‌پیوسته، جوانان نه تنها به‌عنوان بهره‌وران شبکه‌های ارتباطی بلکه اغلب به‌عنوان نیروی محرکه آخرین ابتکارات وابداعات در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کنند."

وی ایجاد فرصت‌های استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات را برای کودکان‌ونوجوانان، بویژه برای افرادی که ازدستیابی به فناوری‌های دیجیتالی در حال رشد، محروم هستند، وظیفه همه دانست.

حمدون توره ، ارتباطات و فناوری اطلاعات را ابزاری نیرومند برای قدرت بخشیدن به کودکان و دیگر گروه‌های آسیب پذیر از طریق ارتقای اطلاعات آن‌ها ذکرکردو گفت که‌امسال درفعالیت‌های توسعه اتحادیه بین‌المللی مخابرات بیشتر به معضلات جوانان پرداخته شده تا فرصت‌های بیشتر و قدرت انتخاب بهتری برای آینده این قشر فراهم شود.

نگاهى به ایده بزرگراه اطلاعاتى ال گور

سه شنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۸۶، ۱۱:۵۵ ق.ظ | ۰ نظر

على جعفرى - امروزه یکى از مفاهیم و واژه هاى پرکاربرد در عرصه هاى «فرهنگى»، «رسانه اى»، «مدیریتى» و «دانشگاهى» و نهایتاً «روشنفکرى» کشور «جامعه اطلاعاتى» است: «حرف اول را در جهان امروز اطلاعات مى زند و هر که اطلاعاتش بیش توفیقش بیشتر... ما وارد دوران انفجار اطلاعات شده ایم و دیگر نمى توان جلوى نفوذ و گسترش اطلاعات را سد کرد یا به کنترل درآورد... با جهانى شدن، همه مرزها در نوردیده شده و فاصله زمانى و مکانى از میان رفته است.... اگر اقتضائات شرایط جدید را نپذیریم از جهان عقب مى مانیم؛ نباید درها را بست... چه بخواهیم و چه نخواهیم ارتباطات جدید آمده است و نمى توان به بهانه برخى بدبینى ها از مزایاى آن بى بهره ماند ...»

کلیشه هاى فوق بخش عمده اى از گزاره هاى گفتمان خوش بینانه نسبت به جریان فکرى ـ عینى جامعه اطلاعاتى است. اما در مجموعه رویکرد ها به «جامعه اطلاعاتى» دیدگاه هایى هم وجود دارند که در مواجهه با آن رویه محتاطانه ترى اتخاذ کرده اند و از غلظت بدبینى بیشترى برخوردارند. دیدگاه هاى بدبینانه از زمان طرح ایده «بزرگراه هاى اطلاعاتى» توسط «ال گور» معاون وقت رئیس جمهورى آمریکا در سال ۱۹۹۳ اهمیت بیشترى پیدا کردند چرا که حرکت آمریکایى ها به سمت ساخت و به دست گیرى این بزرگراه ها که بستر اصلى تحقق جامعه اطلاعاتى است به بزرگترین شاهد بدبینى پیش گفته تبدیل شده بود. از این پس متفکران منتقد و صاحبنظران ارتباطى غیروابسته به اندیشه لیبرال ـ سرمایه دارى بویژه در کشورهاى جهان سوم این دو مفهوم را همزمان و در یک راستا ارزیابى مى کردند و معتقدند که هر نوع تلقى خوش بینانه از جامعه اطلاعاتى بدون لحاظ نسبت آن با بزرگراه هاى اطلاعاتى به دور از واقع بینى است. این صاحبنظران که تجربیات و مطالعات فراوانى درباب جریان ها و طرح هاى ارتباطى نوگرایى و مدرنیزاسیون غربى در کشورهاى متبوع خود داشته اند نمى خواهند این بار در دام تجربه تحمیلى جدیدترى گرفتار شوند. نباید با نادیده گرفتن این تجربیات آموزنده و گرانسنگ یکسره تسلیم جریان جدید شد. مقاله پیش رو با تأکید بر سوابق منفى سیاستگذارى و سیاستگذاران ارتباطى غرب در ایران پیش از انقلاب، برخى دیدگاه هاى انتقادى به «جامعه اطلاعاتى» را در نسبت آن با «بزرگراه هاى اطلاعاتى» مرور مى کند. نتیجه این مرور شکل گیرى نگرشى واقع بینانه و محتاطانه در قبال هجوم تکنولوژیک و جریان فرهنگى ـ ارتباطى جدید براى بهره گیرى حداکثرى از مزایا و آسیب پذیرى حداقلى از معایب آن است.

جامعه اطلاعاتى؛ پدیده اى تکنولوژى محور

جامعه اطلاعاتى نیز مانند بسیارى دیگر از مفاهیم علوم اجتماعى تعاریف متعددى به خود دیده است: «وبستر» (۱۳۸۳) در یک تقسیم بندى کلى پنج گونه از این تعاریف را بازمى نماید: ۱ـ تکنولوژیک ۲ـ اقتصادى ۳ـ شغلى ۴ ـ مکانى ۵ـ فرهنگى. از مهم ترین گونه هاى برشمرده «وبستر» تعریف تکنولوژى محور است که مجموعاً به تغییرات و تحولاتى در حوزه فناورى اشاره مى کند که در نهایت «اطلاعات» را به کانونى ترین متغیر اجتماعى تبدیل مى کند. یعنى پس از این که در جامعه اى مجموعه این نوآورى هاى تکنولوژیک استقرار یافت مى توان از «جامعه اطلاعاتى» سخن گفت. محصول نهایى تحولات تکنیکى فوق به طور عمده به پدیده چندرسانه اى ها (Multimedia) از یک طرف و متحد شدن ارتباطات مخابراتى، تکنولوژى هاى رایانه اى، شبکه هاى ماهواره اى و وسایل ارتباط جمعى در پدیده «اینترنت» است.

اینترنت شامل تمام ویژگى هایى است که براى تکنولوژى هاى نوین ارتباطى برشمرده اند: تعاملى بودن (Interactivity) تمرکززدایى (pecentralization) انعطاف پذیرى (flexibility) ناهمزمانى (Asynchvenous) (مهرداد، ،۱۳۸۰ ص۵). اینترنت روح شرایط اشباع رسانه اى است ... کلکسیون تکنولوژى هاى نوین ارتباطى و شاخص پرشتاب سرعت در واپسین دهه قرن بیستم و سال هاى فراروى هزاره سوم است؛ سال هایى است که در ادبیات خود، این بزرگترین دستاورد ارتباطى بشر را درصدر فهرست رسانه هاى پست مدرن به عنوان یک فضاى نامحدود اطلاعات ثبت خواهد کرد (شکرخواه، ،۱۳۷۹ ص ۴۴)

براین اساس دانشمندانى مانند «دانیل بل» آغاز ظهور جامعه فراصنعتى را از اواخر دهه ۷۰ همزمان با انفجار دگرگونى هاى تکنولوژیک دانسته اند. (وبستر، ،۱۳۸۰ ص۶۹) برخى نیز به طور مشخص از تولد اینترنت در اوایل دهه ۷۰ و سپس فراگیر شدن آن در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰ به عنوان نقطه شروع جامعه اطلاعاتى یاد کرده اند اما شاید طرح «بزرگراه هاى اطلاعاتى» براى نخستین بار جدى ترین گزینه براى آغاز جامعه اطلاعاتى در سطوح ملى وفراملى به شمار آید. در سال ۱۹۹۳تیم ریاست جمهورى آمریکا مشتمل بر «کلینتون» و «ال گور» براى چشم اندازهاى اولیه سیاستگذارى درباره رایانه ها و شبکه ها، نقش تسهیل گرى ایفا کرد و این اندیشه را مطرح ساخت که باید یک بزرگراه اطلاعاتى و یک زیرساخت اطلاعات ملى پدید آید (کاتینات، به نقل از دایک، ،۱۳۸۳ ص۹۰)

حمید مولانا با بیان این که «بزرگراه هاى اطلاعاتى» حاصل تحقیقات و سرمایه گذارى دولت هاى بزرگ آمریکاى شمالى و اروپا در سه رشته کامپیوتر، ماهواره و صنایع فضایى و هوایى است در تعریف آن ها چنین مى گوید: «بزرگراه هاى اطلاعاتى» به وسایل ارتباطى، اطلاعاتى و تکنولوژى هایى گفته مى شود که توسط آنها هر نوع پیام از جمله اخبار، برنامه هاى رادیو تلویزیونى، ویدیو، فیلم و سینما، بازى هاى الکترونیکى تفریحى، صفحات موسیقى، مکالمه هاى معمولى تلفنى، عرضه و تقاضاهاى اجناس و قیمت ها در فروشگاه ها و بازارها، منابع و مجموعه هاى کتابخانه ها، آگهى هاى تجارى و سیاسى و اجتماعى، آمار و داده هاى اقتصادى، آموزشى، بهداشتى و انواع طراحى، نقشه تصویر و عکس مى توانند در آن واحد در یک خط مستقیم در حرکت باشند. به عبارت دیگر بزرگراه هاى اطلاعاتى مانند بزرگراه هاى حمل و نقل هستند که در آن واحد در یک جاى معین، دوچرخه، اتومبیل، اتوبوس، کامیون، درشکه و حتى راه آهن در حرکت رفت و آمد باشند، با این تفاوت که در بزرگراه هاى اطلاعاتى به جاى وسایل حمل و نقل، کالا و مردم، پیام هاى شفاهى، کتبى و آمار، راه هاى اطلاعاتى و تصویرها در حرکت هستند.» (مولانا، حمید، ،۱۳۷۳ ص۱۲).

جامعه اطلاعاتى؛ رویکردى توسعه محور

در مواجهه با جامعه اطلاعاتى نه تنها در نوع تعاریف (تکنولوژیک، اقتصادى، مکانى، زمانى و فرهنگى) چنانچه گذشت، بلکه در نوع نگاه (مثبت و منفى) به این مفهوم و پدیده تفاوت وجود دارد. در این باره نیز وبستر بین دو دسته از نظریه پردازان تفاوت گذاشته است: آنها که عقیده جامعه اطلاعاتى را تأیید مى کنند و آن ها که «اطلاعاتى سازى» را به عنوان استمرار مناسباتى که از دیرباز بنا نهاده شده اند، مورد ملاحظه قرار مى دهند (وبستر، ،۱۳۸۰ ص۱۷)

در حقیقت تمایز این دو دسته در پاسخ به این سؤال مشخص مى شود که «آیا جامعه اطلاعاتى یک پدیده کاملاً جدید است که مناسبات قبلى (قدرت، اقتصاد، فرهنگ، بین الملل و ...) را تغییر خواهد داد یا این که با وجود همه وسعت و اهمیت باز در چارچوب کلى نظام قدرت و اقتصاد جهانى عمل خواهد کرد؟» نظریه پردازان دسته اول آن را پدیده جدید و منقطع از گذشته مى دانند و سایرین جامعه اطلاعاتى را در چارچوب همان مناسبات پیشین ملاحظه کرده معتقدند که در این جامعه نیز روابط و ارتباطات قبلى باز تولید خواهد شد.

لازم به ذکر است که دو دیدگاه مذکور تبعات کاملاً مشخص سیاستگذارانه و عملى در اتخاذ نوع استراتژى توسعه اى کشورها دارد به نحوى که تعلقات نظرى و عملى آن دو به الگوهاى متفاوت توسعه کاملاً مشهود و ملموس است. لذا عمده مباحث نظرى درباره «جامعه اطلاعاتى» بویژه در کشورهاى در حال توسعه حول ادبیات «توسعه» شکل گرفته است. به عبارت دیگر تجربه نیم قرن اخیر بسیارى ازکشورهاى جهان سوم درخصوص به کارگیرى ابزارهاى ارتباطى براى رسیدن به توسعه یافتگى در مواجهه اولیه با وسایل ارتباط جمعى و سپس فناورى هاى ماهواره اى، بسیارى از اندیشمندان فرهنگى ـ ارتباطى جهان بویژه جهان سومى ها را برآن داشته است که مواجهه اخیر با شبکه هاى اطلاعاتى را نیز، در طول مواجهات قبل قلمداد کنند. بدین ترتیب به سه دوره زمانى تأکید مى شود و در هر یک دیدگاه هاى غالب (عمدتاً داراى نگرش مثبت به الگوهاى غربى) و دیدگاه هاى جایگزین (عمدتاً داراى نگرش منفى به الگوهاى غربى) که در اغلب کارهاى دانشگاهى و نیز سیاستگذارى هاى ملى مطرح بوده اند مشخص شده است: دوره اول (دهه ۵۰ تا ۷۰) با نظریه رسانه هاى جمعى و تغییرات اساسى در زندگى انسانها پدید مى آید. دوره دوم (۱۹۷۰ تا ۱۹۹۰) با تأکید بر فناورى هاى ماهواره اى و ارتباطات دوربرد و بزرگ جلوه دادن ظرفیت تعاملى دوسویه آن. دوره سوم (از ۱۹۹۰ به بعد) که به تأثیرات شبکه هاى اطلاعاتى توجه دارد (سینک، ،۱۳۸۳ ص۱۹۸). بنابراین هر نوع مطالعه درباره نظریات جامعه اطلاعاتى بدون درنگ در ربط وثیق آنها با زمینه ادبیات و سیاستگذارى توسعه اى مطالعه اى سطحى خواهد بود، بویژه این که؛ در یک کشور در حال توسعه با تاریخچه اى از سیاستگذارى ها و تجربیات ارتباطى ملى به سر مى بریم.

وسایل ارتباط جمعى؛ کانون نخستین سیاستگذارى ارتباطى توسعه اى ایران؛

از نخستین نظریه پردازانى که به نقش وسایل ارتباط جمعى و به طور کلى ارتباطات در توسعه بخشى جهان سوم پرداخت «دانیل لرنر» بود. او در مطالعات چندساله خود در ۶ کشور خاورمیانه (ترکیه، مصر، اردن، ایران، سوریه و عراق) شاخص ها و مراحل اصلى نوسازى در این کشورها را چنین عنوان کرد: ۱ـ شهرنشینى ۲ ـ سوادآموزى ۳ ـ استفاده از وسایل ارتباط جمعى ۴ ـ مشارکت هاى سیاسى و اقتصادى (لرنر ۱۳۸۴). جان کلام لرنر این بود که مردم جهان سوم تحت تأثیر پیام هاى وسایل ارتباط جمعى که وظیفه انتقال آرمان ها و سبک زندگى مطلوب ـ از نوع غربى آن ـ را به عهده دارد موجد یک جهش فکرى خواهند شد و این جهش منجر به واکنش عینى و تحرک اجتماعى و در نهایت رسیدن به الگوى زندگى مطلوب خواهد شد. او معتقد بود راهى را که غربى ها در ۳۰۰ سال طى کرده اند با کمک وسایل ارتباطى براى عقب مانده ها به مراتب کوتاه تر و کوتاه تر خواهد گشت.

نظریه لرنر که به «الگوى حاکم» ارتباطات و توسعه تبدیل شد پس از ۱۰ سال به چالش شدیدى کشیده شد. مقاله انتقادى اورت، ام. راجرز از طرفداران اولیه لرنر با عنوان «گذر از الگوى حاکم» اعلام شکستى زودهنگام براى لرنر بود. دلایل اصلى افول نظریه لرنر را مى توان چنین برشمرد:(فرقانى، ،۱۳۸۲ ص۲۱)

۱ـ تأکید بر اعتبار جهانى این الگو

۲ـ توجه عمده به تغییرات رفتار فردى و غفلت از ضرورت تغییرات ساختارى در کشورهاى جهان سوم

۳ـ عدم توجه به تفاوت هاى سیاسى، اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و تاریخى این کشورها و یکدست دیدن آنها.

۴ـ اهمیت ندادن به حافظه تاریخى این کشورها در خصوص سوابق استعمارى غرب

۵ـ بى توجهى به اشکالات درونى الگو و فرافکنى مشکلات آن به سوء تدبیرهاى برخى رژیم هاى سیاسى

۶ـ خطى دیدن توسعه.

چالش هاى نظرى فوق با عکس العمل شدیدى نیز همراه شد و آن انقلاب اسلامى ایران بود که با اتکا به رسانه ها و ارتباطات سنتى، مدرنیسم ارتباطى تحمیلى بر ایران را به طور کامل پس زد و بنیان نظام جدیدى را بنا نهاد.
بخش دوم - امپریالیسم فرهنگى

در بخش نخست مقاله نویسنده در طرح این بحث کوشید که «آیا جامعه اطلاعاتى یک پدیده کاملاً جدید است که مناسبات قبلى قدرت، اقتصاد، فرهنگ، روابط بین الملل و ... را تغییر خواهد داد یا این که با وجود همه وسعت و اهمیت باز در چارچوب کلى نظام قدرت و اقتصاد جهانى عمل خواهد کرد؟» نظریه پردازان در پاسخ به این پرسش به دو دسته خوش بین و بدبین به جامعه اطلاعاتى تقسیم مى شوند که دیدگاه هاى بدبینانه از زمان طرح ایده «بزرگراه اطلاعاتى» توسط «ال گور» اهمیت بیشترى پیدا کردند. نویسنده در بخش نخست به طرح «چرایى» این امر پرداخت.
پیوند جامعه اطلاعاتى و بزرگراه هاى اطلاعاتى؛ طلیعه نگرش هاى بدبینانه

دیرى نپایید که با مطرح شدن ایده حرکت به سوى بزرگراه هاى اطلاعاتى از سوى ال گور معاون وقت رئیس جمهورى آمریکا یک حرکت همه جانبه با هدف تحقق لوازم این بزرگراه ها که «خصوصى سازى» و «مقررات زدایى» در عرصه ارتباطات و اطلاعات بودند، آغاز شد. قبلاً نیز از اوایل دهه ۱۹۸۰ با روى کار آمدن حکومت هاى محافظه کار «مارگارت تاچر» و «رونالد ریگان» در انگلستان و ایالات متحده فضاى سیاسى اقتصادى اروپاى غربى تغییر کرده بود و کشورهاى عضو «اتحادیه اروپایى» نیز به پیروى از سیاست هاى جدى آزادگرایى اقتصادى رهبران این دو کشور بزرگ به بازنگرى در سیاست اقتصادى مشترک خود و بازاندیشى در دیدگاه هاى مربوط به جامعه نوین پرداخته بودند؛ به گونه اى که با هوادارى آنها از استوار ساختن ارتباطات دور بر مقتضیات پیشبرد مالکیت خصوصى و بازار آزاد، دیدگاه هاى مبتنى بر نظریات «دانیل بل» و همفکرانش درباره جامعه اطلاعاتى جاى خود را به دیدگاه هاى جدید منطبق با آزادى اقتصادى داد. (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ ص ۱۰ و ۱۱) براى مطالعه بیشتر نگاه کنید به (ماتلار، ۱۳۸۵) و (شکرخواه، ۱۳۷۵).

بدین ترتیب، «جامعه اطلاعاتى» با وجود نام آن مقاصد خاص اقتصادى را دنبال مى کند، با فرآیند جهانى سازى نظام نو آزادى گرایى کنونى، ارتباط بسیار نزدیک دارد و از حیطه کنترل تولید بوسیله مالکیت عمومى و نظام دهى [حتى] ناتوان آن براى تأمین اهداف عمومى خارجى شده است. (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ ص ۱۶)

مجموعه این شواهد خیزش دوباره «امپریالیسم فرهنگى» را تداعى مى کند و عده اى از نظریه پردازان جامعه اطلاعاتى را بر آن مى دارد که از موضعى بدبینانه بدان بنگرند، چه این که تکنولوژى هاى نوین وجامعه اطلاعاتى نیز در ساختارهاى اقتصادى سیاسى سابق عمل مى کنند و نمى توان توقع زیادى از آنها جهت تحولات اجتماعى و ساختارى در جهان داشت.

جامعه اطلاعاتى؛ مرور برخى دیدگاه هاى بدبینانه

بنابر مقدمات فوق در ادامه فقط با تمرکز بر دیدگاه هاى انتقادى، اهم نظرات برخى از اندیشمندان منتقد را مرور مى کنیم. نکات برجسته نظریه انتقادى آرمان ماتلار و سز هاملینگ: (معتمدنژاد، ،۱۳۸۴ با اندکى تصرف و تلخیص)

آرمان ماتلار

ـ از دهه ۱۹۷۰ مفهوم «اطلاعات» به معناى «آگاهى و خبر» به مفهومى داراى همه نوع کاربرد و همه نوع پاسخ و به عبارت دیگر، «به جعبه سیاه رمزگشا» تبدیل شده است که در نهایت معادل «داده آمارى» تلقى شد و این یعنى قطع ارتباط با فرهنگ که در ساخت و مفهوم جامعه اطلاعاتى انحراف ایجاد مى کند و نتیجه اولیه آن یک نگاه ابزارگرایانه صرف بدان است.

ـ محور بزرگراه هاى اطلاعاتى «خصوصى سازى» است. بر این مبنا تجربه هاى تاریخى نشان مى دهند که در جریان ایجاد یک بازار بزرگ با ابعاد جهانى، شکل بندى هاى اجتماعى ناشى از آن، همیشه شکاف هاى اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى موجود در خط شاخص توسعه را عمیق تر کرده اند و در این زمینه نسل تکنیک شبکه شبکه ها، استثنایى بر قاعده کلى پدید نمى آورد.

فناورى هاى نوین و اینترنت متولد نشده اند. آنها ریشه هاى تاریخى، فرهنگى و اجتماعى خودشان را دارند؛ لذا اقدام آنها بر ضد جهانى سازى را نباید به نفع جامعه اطلاعاتى مصادره به مطلوب کرد.

ـ یک روى تأکید بیش از حد بعد «معرفتى» [اطلاعاتى] قدرت چنانکه مورد تأکید «ناى» در مفهوم «قدرت نرم» نیز هست و به تبع در جامعه شبکه اى و اطلاعاتى اهمیتى مضاف مى یابد، همان مفهوم «امپریالیسم فرهنگى» شیلر است و این نه تنها حسن یک جامعه ـ بخوانید اطلاعاتى ـ نیست بلکه باز تولید همان ساز و کارهاى سلطه گرایانه و فزون خواهانه گذشته در قالب شبکه هاى مبتنى بر فناورى هاى نوین است.

سز هاملینگ

ـ براى جامعه اطلاعاتى تعریف قابل قبولى وجود ندارد و معنایى که معمولاً براى این مفهوم عرضه مى شود، بطور جدى با چالش روبرو شده است (عدم هماهنگى میان مفهوم مذکور و واقعیت هاى اجتماعى، ارجح بودن «جوامع اطلاعاتى» به «جامعه اطلاعاتى»).

ـ تأکید مى شود که حرکت به سوى «جامعه ارتباطى» به جاى «جامعه اطلاعاتى» براى حل مشکلات خطیر جهانى به وجود آید: ما باید هنر گفت وگوى اجتماعى را یاد بگیریم.

ـ برخلاف کلیشه هاى پذیرفته شده در توصیف مزایاى جامعه اطلاعاتى، اطلاعات بیشتر لزوماً از اطلاعات کمتر بهتر نیست؛ اطلاعات بیشتر حتماً شناخت و تفاهم بیشترى پدید نمى آورد؛ جریان باز اطلاعات به شکل قهرى به پیشگیرى از منازعات کمک نمى کند و اطلاعات بیشتر به معناى قدرت بیشتر نیست.

ـ پژوهش هاى علوم اجتماعى به ما آموخته اند که فرآیند هاى اطلاعات، با شیوه تک خطى الگوهاى ساده «انگیزش ـ پاسخ» که میان درون داده هاى اطلاعاتى و برون داده هاى رفتارى روابط على ـ معلولى تک خطى قائلند، پدید نمى آید.

نتیجه گیرى؛ نگرش محتاطانه به جامعه اطلاعاتى با تأکید بر پرسش هاى بنیادین

براساس دیدگاه هاى انتقادى فوق بسیارى از دست اندرکاران ارتباطات و اطلاعات در کشورهاى جهان سوم (بویژه ایران) این بار با نگاهى احتیاط آمیز به «جامعه اطلاعاتى» مى نگرند. آنها از افتادن مجدد به دام نظریه هاى رسانه محور مبتنى بر الگوى خطى و انتقالى ارتباط نگرانند و به سیاستگذارى هاى بومى و متناسب با شرایط اجتماعى، اقتصادى، فرهنگى و حتى سیاسى کشورها دعوت مى کنند. دکتر على محمدى با مرور سابقه حکومت پهلوى در مدرنیزاسیون مى گوید: «ایران یک نمونه منحصر به فرد از کشورهاى جهان سوم است که از مدل توسعه و ارتباطات براى شتاب دادن به پروسه مدرنیزاسیون بهره گرفت و این مدل منجر به شکست شد. ارتباطات مى تواند به مردم جهت یافتن معیارهاى جدید و هماهنگ در یک مرحله از گذار کمک کند اما در ایران، تأثیر کاملاً معکوسى داشت» (محمدى، ،۱۳۸۴ ص ۱۷). على القاعده اگر مفهوم جامعه اطلاعاتى را از جنبه ارتباطى و بویژه مفهوم محلى و جماعتى آن (Community) در نظر بگیریم، سیاست سازان و تصمیم گیران در زمینه برنامه هاى ملى ابتدا باید دوران گذار جوامع رودررو نظیر محیط هاى خانواده، مدرسه و همسایگى را تبیین کرده، براساس آنها برنامه ریزى کنند، چرا که در همین محیط هاست که ارزش هاى مشترک و تعهدات متقابل در جامعه توسط افراد فراگرفته مى شود (مولانا، ،۱۳۷۹ ص ۱۰). در حقیقت جان کلام این دسته از اندیشمندان این است که: «من نمى خواهم لزوماً انتقاد کنم، بلکه مى خواهم بگویم که ما در حوزه ملى احتیاج داریم مفاهیم و سیاست ها را قبل از تجهیزات بومى سازى کنیم و مسائل خودمان را حل کنیم، نه این که مسائل دیگران را در اینجا تجربه کنیم (آشنا، ،۱۳۸۳ ص ۷).

براى رسیدن به یک سیاستگذارى ملى و همگرایى ارتباطى و اطلاعاتى تأمل در باره این سؤالات ضرورى است: (فرقانى، ،۱۳۸۴ ص ۲۱ و ۲۲)

ـ آیا الگوى جامعه اطلاعاتى همچون الگوى لرنر، داعیه اعتبار جهانى ندارد؟ و آیا به محو و کم رنگ شدن تفاوت ها، هویت ها و اصالت هاى محلى و منطقه اى کمک نمى کند؟

ـ شکل گیرى جامعه اطلاعاتى آیا به معناى بسترسازى عملى جهانى سازى نیست؟ و آیا جهانى سازى به معناى فراگیر ساختن ایدئولوژى سرمایه دارى و الگوى غربى توسعه نیست؟

ـ آیا جهانى سازى عملاً تنوع فرهنگى را تهدید نمى کند؟

ـ آیا سکاندار اصلى کشتى جامعه اطلاعاتى و جهانى سازى، غرب و در رأس آن آمریکا نیست؟

ـ تولید ساختار و محتواى اصلى در جامعه اطلاعاتى در دست چه کسانى است؟ بیشترین سهم تولید، و مصرف اطلاعات متعلق به چه کشورهایى است و تکنولوژى ها را چه کسانى صادر مى کنند؟

ـ درجامعه اطلاعاتى آیا فاصله میان فقیر و غنى کاهش یافته یا عملاً این شکاف عمیق تر شده است؟ و همینطور (مولانا، ۱۳۸۰): «اینگونه زیرساخت ها توسط چه کسانى و براى چه اهدافى و در چه شرایطى و زیرنظر و کنترل چه کسانى ساخته مى شوند؟ مالک این بزرگراه ها چه کسانى هستند و خواهند بود؟ دولت ها و شرکت هاى چندملیتى؟ چه کسانى از این بزرگراه ها استفاده خواهند کرد و براى چه اهدافى؟ چه کشورهایى و چه گروه هایى از این بزرگراه ها سود خواهند برد؟ قوانین عبور و مرور این بزرگراه هاى ملى و جهانى و منطقه اى را چه کسانى تعیین خواهد کرد؟ مدیریت و انتظامات این بزرگراه ها را چه سازمان هایى در دست خواهند داشت؟ دروازه بان و پلیس این راه ها چه کسانى خواهند بود؟!!

منبع : روزنامه ایران

فرهنگ‌ فضای مجازی

سه شنبه, ۱۴ فروردين ۱۳۸۶، ۱۰:۲۱ ق.ظ | ۰ نظر

لی پی میسفادین - مترجم: کامبیز پارتازیان - آیا فضاهای ارتباطی و اجتماعی اینترنت فرهنگ دارند؟ ویژگی‌های آنها چیست؟ آیا نظام‌های ارزشی فرهنگی ملی یا قومی برفضای مجازی حاکم‌اند؟

هدف مقاله حاضر معرفی و بررسی رویکردهای نظری اخیر در خصوص توصیف و یافتن خاستگاه‌های یک فرهنگ مجازی است.همچنین، این مقاله، به بررسی تأثیر فرهنگ‌های (دینی، قومی، ملی و غیره) بر فرهنگ‌های فضای مجازی پرداخته و چارچوب‌های نظری مربوط را برای تفکر در مورد فرهنگ در اینترنت ارائه می‌دهد.حرف این مقاله اساساً‌ آن است که نظر به افزایش تعامل انسان با کامپیوتر و شبکه، دیگر صرف پرداختن به رابطه و تعامل انسان و ماشین کافی نیست. فناوری‌های دیجیتالی و کامپیوترها می‌توانند گسترش فرهنگهای ارتباطی در فضای مجازی را تسهیل کرده و حتی مانع آن شوندو این فرهنگهای رو به رشد رامیتوان در هر پژوهش جامعی که درخصوص ارتباطات شبکه‌ای صورت می‌گیرد مورد توجه و بررسی قرارداد.

مقدمه

رابطه کامپیوتری بین انسان‌ها روز به روز فراگیرتر می‌شود.کامپیوترهاروز به روز از طریق شبکه‌های محلی و جهانی و نیز از طریق فناوری بی‌سیم به یکدیگر پیوند می‌خورند.ارتباط گسترده،هر روز بیش از پیش سرعت انتقال عکس، صدا، فیلم و اطلاعات را افزایش می‌دهد.

فناوری‌های کامپیوتری امکان تعامل انسان ـ ماشین را به شکلی کاملاً جدید وبدیع وهمچنین امکان تعامل انسان ـ انسان در فضایی مجازی را فراهم می‌کنند.

تعامل انسان با انسان سنگ‌بنای فرهنگ است.مدل توسعه فرهنگی لوریا و ویگوتسکی(1) نشانگر نیاز به بذل توجه به فرهنگهای فضای مجازی در هرگونه بررسی درخصوص ارتباطات انسانی کامپیوتر محور است چراکه این امر مستلزم کنش‌های ارتباطی و رفتاری‌ای است که انسان‌ها به هنگام تعامل با محیط اطراف خود انجام می‌دهند.
پیشینه

به اعتقاد لوریا و ویگوتسکی انسان‌ها به منظور ارتباط با خود و محیط از ساختارهای روانشناختی مختلفی استفاده می‌کنند.ساختارها در قالب نشانه‌هایی دسته‌بندی می‌شوند که شامل مکانیزم‌های ارتباطی زبانی و غیرزبانی‌اند؛ ساختارها در قالب ابزارهایی دسته‌بندی می‌شوند که در بردارنده طیف وسیعی از الگوها و روش‌های رفتاری دیگری هستند که فرد به منظور ارایه عملکرد موثر درون یک فرهنگ یا جامعه آنها را فرا می‌گیرد و اقتباس می‌کند.

روی هم رفته، نشانه‌ها و ابزارها به افراد امکان تحلیل و تفسیر اطلاعات را داده و معنا و تعامل با اشیاء، افراد و موقعیت هایی که آن ها با آن روبرو می باشند، را می‌سازند.

زمانیکه این ابزارها، که به منظور هدایت فضایی خاص به دقت در کنار هم قرار می‌گیرند، با فضایی دیگری مواجه می‌شوند، دچار نقص شده یا کلاً از کار می‌افتند.در بافت اینترنت، انسان‌ها صرفاً با ابزارهای دیجیتالی تعامل ندارد.بلکه، این ابزارها انسان‌ها را وارد فضایی مجازی باطیفی از امکانات ارتباطی و فرهنگی می‌کند که در توانایی آنهاجهت تعامل با فناوری‌های مختلف،فرهنگ فضاهای مجازی و افرادیکه با آنها مواجه می‌شوند،مؤثر است.

کنش‌های فرهنگی گروهی و فردی آنها ممکن است با فرهنگ‌های مجازی فضای مجازی همخوان باشد و یا حتی نباشد.برخی محققان تا بدانجا پیش رفته‌اند که می‌گویند جوانب اجتماعی ـ فرهنگی تعامل کامپیوتر محور انسانها در انتقال معنا وایجاد ساختاری کارآمد ومؤثر بسی مهمتر از ملاحظات فنی ارتباط است.

مقاله حاضر نظریات رایج درخصوص ماهیت و ساختار فرهنگ‌های مجازی را بررسی کرده و پیشنهادات کوتاهی در مورد اهمیت مطالعات فضای مجازی در حوزه تعامل کامپیوتر- انسان(2) را در آینده ارایه می‌دهد.
مباحث کلیدی در پژوهش‌های مربوط به فرهنگ مجازی

شاید یکی از برجسته‌ترین ویژگیهای پیکره ادبیات رایج درفرهنگ مجازی تقریباًمتضاد بودن مباحث مربوط به تمام موضوعات باشد.

تعدادی از پژوهشگران این تناقض‌ها را به طور مستقیم بررسی می‌کنند.فیشر، رایت و پوستر(3) به طور مشخص به مقایسه پیشگویی های آرمانگرایانه و غیرآرمانگرایانه در گفتمان حاکم بر اینترنت می‌‌پردازند.لوی، پوستر و جردن(4) تا آنجا پیش رفته‌اند که معتقدند اینترنت ماهیتاً مهمل نما است: این وسیله جهانی اما غیرکلی، آزادی‌خواه و انحصار طلب، قدرتمند، شکننده و سریع، صرفاً در تحول است.از این رو بسیاری از نویسندگان مایلند در مباحث مهمل نما (مربوط به اینترنت) تنها درخصوص یک طرف، نظریه‌پردازی کنند. نمونه این مسأله را در مبحث بعدی می‌توان ملاحظه نمود.
آرمانشهر یا نا آرمانشهر(5)

برخی نویسندگان ضمن عدم دفاع آشکارا از ابزارگرایی ،دیدگاه‌هایی آرمانشهری درخصوص به اصطلاح «گذرگاه اطلاعاتی» مطرح می‌کنند.

این نظریه پردازان پیش‌بینی می‌کنند که توانایی رهاشدن از ارتباطات اینترنتی در پیدایش اشکال جدید دموکراسی و ادارک جمعی در دهکده جهانی فضای مجازی تأثیر بسزایی دارد.(6)

منتقدین آنها معتقدندکه این نویسندگان ازواقعیت غافلند و ارزشهای فرهنگی بطورجدایی‌ناپذیری با رسانه و زبان در ارتباطند(7) و فرهنگ مجازی از ماتریکس فرهنگی و اجتماعی شناخته شده نشات گرفته است.(8)

این نظریه‌پردازان به طرح دیدگاه‌های جزمی‌تر فناوری و ناآرمانشهری درخصوص فضای مجازی در سطح وسیعتری پرداخته‌اند: در این دیدگاه‌ها، فرهنگ سرمایه‌داری و پول محور(9) غالب است و سلسله مراتب بی‌عدالتی و نابرابری اقتصادی موجود را گسترش میدهد(10) و از طرفی ارزشهای فرهنگی غربی/آمریکایی و مهارت‌های فنی را تقویت می‌کند.(11)

این مباحث و مباحثی که موضوعاتی متقابل و متضاد دارند و به فرهنگ مجازی مربوطند (نظیر اینترنت به مثابه مرکز کنترل جمعی در مقابل اینترنت به مثابه یک فضای اجتماعی جدید(12) یا اینترنت به مثابه بافت فرهنگی در مقابل اینترنت به مثابه یکدست ساخته فرهنگی(13) همه در مباحث فلسفی‌ای که مبانی اثر فهرست شده در دیگر بخش‌های مقاله، را تشکیل می‌دهند آمده‌اند.
مدرن یا پسامدرن

از دیگر تقسیمات عمده در بحث مربوط به ماهیت و فرهنگ فضای مجازی این مسأله است که آیا اینترنت (و فناوری‌های وابسته به آن) پدیده ای مدرن است یا پسامدرن؟

نویسندگان بیشماری گسترش فناوری‌های اینترنتی و فضای ارتباطی جدید ساخته شده توسط آنها را صرفاً به مثابه تجلی ایده‌های مدرن به شکل ابزار و تکنیک که بطور قطع درایده‌آل‌های جمهوری خواهانه و انقلابی، آزادی، برابری و برادری نهفته است، مورد بررسی قرار داده‌اند.(14)

اسکوبار(15) با تأکید بر همخوانی فناوری‌های رایج با انقلابهای فرهنگی موجود، مبانی فرهنگی غربی توسعه فناوری را مورد بررسی قرار می دهد، گانکل(16) نیز با تاکید برهمین مسأله معتقد است که منطق فضای مجازی صرفاً عبارت است از بسط و گسترش استعمار اروپایی.از نگاه کستلز(17) فرهنگ مجازی برخاسته از فرهنگ برتر علمی و تکنولوژیکی،»در فهرست مأموریت غلبه بر جهان قرار داشت».(ص60).

ارول(18) معتقد است که بحث درخصوص پسامدرن بودن، ابراز فراموشی نسبت به گذشته است (ص 13) و مدعی است که فضای مجازی و فناوری‌های مجازی دنباله همان تصویرگری رمانتیک و دهه‌های 1830 و 1840 است.او می‌گوید از قالب خارج کردن، محصول جدید دوران مدرن نیست بلکه (پدیده جدید) موفقیت تصویرگری رمانتیک بود.(ص 16)

نویسندگان متأخرتر، فضای فرهنگی فضای مجازی را کاملاً جدید و پسامدرن دانسته، آن را نشانگر گسستی عمده و اساسی در الگوهای فرهنگی جامعه،هویت و ارتباطات درنظر می‌گیرند.

به عنوان مثال وبب(19) معتقد است تصاویر مرزی فضای مجازی نشانه تغییریی پسامدرن از انسان محصور به یک غیرانسان نامحصور مجهز به کامپیوتر است.پوستر(20) مدعی است فناوری‌های اینترنتی فرهنگ دومی را پدید آورده است: "فرهنگی غیر از مبادلات همزمان نشانه‌ها و صداها بین افراد.در فضای واقعی و زمینی" (ص13).او پیش‌بینی می‌کند که پیامدهای فرهنگی این نوآوری، باید سبب تخریب و نابودی «مدرن» گردد، و برای این بافت گزاره هایی از نظریات پسامدرن اندیشمندانی نظیر فوکو، هایدگر، دلوزه، بادلیراد(21) و دریدا را که عقاید مدرن درخصوص پیشرفت، شخصیت اصیل تعریف پذیر و وجود مبانی مطلق برای ساختار علم را به چالش کشیده‌اند،را از نو تدوین می‌کند. (برای مرور مختصر و اجمالی تفکر پسامدرن به 2000, Schutz رجوع گردد).

پوسترمعتقد است دیدگاه‌های پسامدرن درخصوص زندگی و فرهنگ که فراتر ازعقاید و آموزه‌های مربوط به ساختارهای ثابت اجتماعی ممکنست با فضای پویا، شناور و حتی به لحاظ فرهنگی متناقض با فضای مجازی،بیشترین پیوند و سازگاری را داشته باشد.
ارزش‌های فرهنگ مجازی

آیا ارزشهای فرهنگ مجازی صرفاًارزشهای وارد شده از فرهنگهای غیرمجازی موجودند؟یا فرهنگ مجازی فرهنگ جدید و خاص خود را دارد؟

نویسندگان بسیاری درخصوص ماهیت و خاستگاه‌های ارزشهای فرهنگ مجازی پژوهش‌ کرده‌اند.

انررسان(22) معتقد است که "ارزش‌های فرهنگ مجازی،ارزش‌های گفتاری،قابل دسترس، آزاد و دارای واکنش سریع هستند"(ص 13).کستلز معتقد است که «فرهنگ هکری» اساس فرهنگ مجازی است و ارزش‌های شایسته‌سالارانه، مفهوم اولیه جامعه مجازی و آزادی فردی بالایی را به همراه دارد.

جوردن(23) مدعی است که فرهنگ مجازی، نیرویی است که فرهنگ، سیاست و اقتصاد را می‌سازد و «قدرت فناوری» را قدرتی تعریف می‌کند که نظام هنجاری فرهنگ مجازی را شکل می‌دهد.

او در سال 2001 همانند کستلز، زبان انگلو- آمریکایی و فرهنگ متعصبانه فضای مجازی را که به اعتقاد او اساسش بر رقابت و صور اطلاعاتی لیبرال و ایدئولوژی‌های آنارشیستی استوار است را بررسی کرد.

ناپفر و مورس(24) ماهیت مردسالارانه فرهنگ مجازی را بررسی می‌کنند در عین حال،کولکو(25) معتقد است که اعضای (که عمدتاً آنگلو- آمریکایی‌اند) جوامع مجازی جدید،ارزش‌هایی (عمدتاً آمریکایی) از فرهنگ بومی خود نیز با خود وارد این جوامع می‌کنند. در نتیجه و همانگونه که استار(26) نیز پیش‌تر خاطرنشان کرده بود،هیچ تضمینی وجودندارد که تعامل در شبکه صرفاً بی‌عدالتی‌های نژادی،جنسی و طبقاتی‌ای را که در اشکال دیگر ارتباطات سراغ داریم،کپی کند(ص8).

مقالاتی که شیلدز(27) در سال 1996 در مجموعه‌ای ویراستاری کرد ویژگی‌های مربوط به ارزشهای فرهنگ مجازی و مواردی نظیر نوع نگاه به سانسور، تعامل اجتماعی، سیاست‌های سلطه‌ طلبانه و کنش‌های جنس‌مدارانه در شبکه را مورد بررسی قرار داده‌اند اما دیگران معتقدند که فضای مجازی محل ایجاد فرهنگی کاملاً جدید است.به عنوان مثال لوی می‌گوید،"فرهنگ مجازی بیانگر پیدایش یک فرهنگ متفاوت جهانی و جدید است،چراکه از عدم تعصب در فهم از جهان برگرفته شده است"(ص 100) و هیلی(28) فضای مجازی را فضایی میانه‌ میان تمدن و صحرانشینی می‌داندکه در آن گرایشات و گزینه‌های فرهنگی را می‌توان انتخاب کرد.
خرده‌ فرهنگ‌های فضای مجازی

آیا خرده فرهنگها در محیط فرهنگی فضای مجازی قابل شناسایی‌اند؟

شماری از نظریه‌پردازان فرهنگهای آن‌لاین خرده‌گروه‌های خاص را مورد بحث و بررسی قرار می‌دهند:کستلز«فرهنگ هکری»را به تفصیل بررسی کرده است.لئوناردی(29) فرهنگ آن‌لاین و طرحهای وب‌سایت اسپانیا‌یی‌های ایالات متحده را مورد مطالعه قرار می‌دهد و گیبس و کراس(30) تصاویری را که خرده فرهنگهای مختلف اینترنتی بکار می‌برند را مورد بررسی قرار می‌دهد.اما شماری از پژوهش‌ها به جای موضوع‌بندی و توصیف خرده‌ فرهنگ‌های فضای مجازی،به حاشیه رانده شدن یا عدم دسترسی برخی گروه‌های فرهنگی را به فضای مجازی مورد بررسی قرار می‌دهند.

مثلاً هوو(31) می‌گوید: تفاهم‌های مهم ارزش‌های فرهنگی، فضای مجازی را برای آمریکایی‌های بومی (اصیل) نامناسب می‌کند.کنیستون و هال(32) آماری در مورد زبان انگلیسی و غلبه غرب در اینترنت ارایه می‌کنند؛ آنها اظهار داشته اند که 95% جمعیت – هند- به دلیل اینکه از زبان انگلیسی سلیس محروم‌اند، عملاً از کامپیوتراستفاده نمی‌کنند.اندرسان معتقد است "سنت‌های اومانیستی لیبرال فرهنگ عربی و اسلامی"(ص 15) از عالم فضای مجازی محرومند نه به این دلیل که به رسانه‌های جدید وارد نشده‌اند بلکه به این دلیل که آنها به معنای دقیق کلمه تحت شعاع ارزش‌های فرهنگی وابسته به زبان و فرهنگ غالب فضای مجازی قرار گرفته‌اند.فریس،مورس،و کناپفر(33) نیز معتقدند که فرهنگ جنسی فضای مجازی می‌خواهد زنان را از دنیای مجازی بیرون کند.

جالب اینکه داهان(34) از فضای عمومی آن‌لاین محدودی که در اختیار اسرائیلیهای وابسته به اکثریت یهودیان ساکن در اسرائیل گزارش می‌دهد.این نویسنده به جای آنکه به این نتیجه برسد که فرهنگ آنگلو ـآمریکایی در اینترنت غالب است، قاطعانه می‌گویداین عدم تعادل نشانگرآنست که محرومیت اجتماعی و سیاسی موجود در جامعه اسرائیل صرفاً در فضای مجازی،منعکس شده است.

داویس(35) از امکان محرومیت از فرهنگ ابزاری جهانی(تکنوفرهنگ)بواسطه تفاوت و تنوع ارزش‌ها و گرایشات انسانی حمایت می‌کند.(ص 105). در این میان، استالد و تافت(36) چند گزارش درخصوص فعالیت‌های شماری از اقلیت‌های مشخص و مجزا در فضای مجازی تهیه کرده‌اند: مردان آفریقایی سیاهپوست روستایی در دانشگاهی در آفریقای جنوبی، خانواده‌های آٍسیای جنوبی در لندن، زنان هند و مهاجران ایرانی مقیم لندن.
در جستجوی آرمان شهر: تأثیر فرهنگی و طراحی فناوری

اگر فرهنگ مجازی را نظام ارزشی‌ای بدانیم که تجسم سخن آزاد، کنترل فردی و از میان بردن فاصله‌ها است، آیا این بدان معناست که نابرابری‌های موجود را می‌توان با پیگیری این آرمان شهر اصلاح نمود؟

کنیستون و هال(37) می‌کوشند تاموضوعاتی را که طی این تلاش‌ها قابل بررسی است را برشمرند:

توجه به واکنشهای ملی‌گرایانه به روشنفکران انگلیسی زبان،ایجاد صوراستاندارد برای زبانهای بومی و چالش‌هایی که شرکتهای نرم‌افزاری آمریکای شمالی به هنگام پرداختن به زبان‌های آسیای جنوبی با آن مواجه هستند.

بنسان واستندینگ(38) نقش سیاست در حفظ ارزشهای فرهنگی را بررسی کرده‌اند.

آنها همچنین چارچوب جدیدی برای ارزیابی تأثیر فناوری و ارتباطات بر فرهنگ ارایه کرده‌اند.

ویلسون(39) معتقد است که چارچوبی مبتنی بر تحلیل چامسکی(1989) از رسانه‌های فراگیر می‌تواند در تعیین میزان مشارکت آمریکاییها و میزان غلبه نهادها(و در نتیجه تعیین فرهنگ) فضای مجازی مؤثر باشد.از مسایل مربوط به حوزه HCI می‌توان به تلاش‌های اولیه در راستای تهیه فضاهای آن‌لاین برای گروه‌های فرهنگی خاص اشاره کرد.به عنوان نمونه ترک(40) به طور خلاصه تلاش‌هایی را که جهت ایجاد روابط بین فرهنگ کاربران و علایق آنها به وسایل ارتباطی خاص و مدل‌های سایت شبکه جهانی برشمرده است، در عین حال، لئوناردی گزارشی از پژوهشی در خصوص ظهور "ویژگیهای فرهنگی اسپانیایی"(ص297)در نحوه طراحی وب‌سایت ارایه می‌دهد (خصوصیات فرهنگی در قالب بافت آمریکایی در راستای اشتقاق از فرهنگها درک و مشاهده می‌شوند) و طرهای خود را برای این جامعه ارایه میدهد.هیتون(41) باکمک گرفتن از ایده بیجکر و لو(42) در مورد «چارچوب تکنولوژیکی» توضیح می‌دهد که چگونه طراحان ژاپنی تصمیمات فنی را باتوسل به عناصر فرهنگی ژاپن توجیه می‌کنند.چالش‌های روش‌شناختی و نظری اینگونه رویکرد به طراحی فناوری به تفصیل در بخش «نشریه‌های فرهنگی مربوط به ارتباطات فکری آن‌لاین» (مکفادین)(43) و درهمین دایره‌المعارف آمده است.
گرایشات آینده

درحال حاضر در ادبیات فرهنگ مجازی موجود بین نظریاتی که بیانگر ورود فرهنگ‌های پیشین [به فضای مجازی] هستند و نظریاتی که انتظار ساخته شدن فرهنگی جدید را در فضای مجازی دارند،تنش وجود دارد.نظریه‌پردازان دسته اول، مایلند ابتدا گروه‌هایی که در فضای مجازی از تعاریف فرهنگی(ومعمولاً قومی) جزمی یابنیادین استفاده می‌کنند را شناسایی وطبقه‌بندی کنند، سپس به بررسی شیوه‌های وارد کردن،تحمیل کردن و یا از دست دادن کنشهای فرهنگی در فضای مجازی بپردازند.آنگاه تحلیل‌های سیاسی ـ اجتماعی بر مبنای این طبقه‌بندی‌ها صورت می‌گیرد.

بکارگیری چنین تعاریف ثابتی از فرهنگ راه را برای برخی حملات به توسعه به اصطلاح«نسخه های» فرهنگی مناسب فضاهای آن‌لاین و تعامل‌های انسان ـ کامپیوتر هموار می‌کند.اما،چالشی که هنوز وجود دارد، فقدان نظریه ای دقیق درخصوص فرهنگ است که تحلیل پیچیدگی‌های واقعی فرهنگی مجازی و جوامع مجازی را می‌طلبد(44) و بعلاوه این فقدان،فناوری و طراحی ابزار را هدایت می‌کند.اما اخیراً برخی نظریه‌پردازان،سودمندی الگوهای ثابت و «طبقه‌ای» یا تعاریف فرهنگ را زیر سؤال می‌برند.در عین حال عبدالنور-نوسرا(45) معتقد است که بررسی ساخت فرهنگ در شبکه دشوار است.بنسان و استندینگ نظریه سیستم‌های کاملاً جدید فرهنگی را ارایه کرده‌اندکه فرهنگ را مؤکداً سیستمی نامریی قلمداد می کند تا مجموعه‌ای از مقولات و طبقات.

مهم‌تر اینکه، نظریه‌‌پردازان پسامدرنی نظیر پوستر معتقدند که اینترنت نظریه فرهنگی و اجتماعی خاص خود را می‌طلبد.نظریه مشترک بین این نظریات ناظر به ماهیت پویای فرهنگ و نقش افراد به مثابه عامل‌های فعال در ساخت فرهنگ آن‌لاین یا آف‌لاین است.
نتیجه گیری

هرگاه انسانها در خلال زمان با یکدیگرتعامل برقرار می نمایند، فرهنگهای جدید به وجود می آیند.

در فضای مجازی،فناوریهای کامپیوتری شبکه ای،فرایند های ساختار فرهنگی را شکل میدهند (یا مانع می گردند یا بلوکه می کنند) و شکل گیری این فرایند را تسهیل می بخشند.

اگرچه مباحثات درخصوص ماهیت فرهنگ مجازی به افراط کشیده می شود،اما یک نکته به شدت واضح و مبرهن است: در حوزه تعامل کامپیوتر- انسان، دیگر زمان کافی و مقتضی برای تمرکز بر تعامل میان ماشین و انسان وجود ندارد.

هر کوششی در راستای بررسی ارتباطات انسانی شبکه ای باید تعامل انسانی را با فرهنگهای فضای مجازی در نظر گیرد که فناوریهای کامپیوتری مسبب آن بوده اند.
اصطلاحات و مفاهیم

فرهنگ

این واژه از چندین معنا برخوردار است:

الگویی بنیادینی که اساس آن را الگوهای مشترک،عقاید،رفتارها،دیدگاههای محافظه کارانه اجتماعی وارزشهای اکتسابی که فرهنگ را نظامی مشترک ازحل وفصل یا ایجاد معنای جمعی میدانند،تشکیل میدهد.کلید فهم فرهنگهای آن لاین- که درآنها ارتباطات متن محور است– ممکن است تعاریفی از فرهنگ باشد که بر رابطه معکوس و معنایی میان زبان و فرهنگ تاکید دارد.
فضای مجازی

اینترنت به نحو آشکار به زیر ساختهای تکنولوژیکی کامپیوترهای شبکه ای اشاره دارد که ارتباطات دیجیتالی را در سطح دنیا ممکن می سازند.در عین حال فضای مجازی،مکان های مجازی به شمار می روند که در آنها افراد با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و این ارتباط توسط فناوری های اینترنتی ممکن شده است.از نگاه لوی فضای مجازی نه تنها زیرساخت ابزاری ارتباطات دیجیتالی است که اقیانوس اطلاعاتی است که انسان ها در آن زیرساخت ها را کنترل کرده و توسعه می دهند.
آرمانشهر

مدینه فاضله عبارت از جامعه ای واقعی یا تصوری، مکان یا دولتی کامل یا ایده ال است.
ناآرمانشهر

این مدینه از لحاظ معنایی مخالف مدینه فاضله است و به هر جامعه نامطلوبی اطلاق می شود.
این اصطلاح عمدتاً برای اشاره به جامعه ای ساختگی(در آینده ای نزدیک) بکار می رود که در آن گرایشهای اجتماعی رعب آور و از لحاظ اجتماعی بی نهایت مخرب است.
ابزار گرایی تکنولوژیکی

دیدگاهی که در آن صرفاً فناوریها و ابزارهایی که دخالت درفرهنگ ندارند،اهمیت داشته و مفیدند.
ابزارهایی که حامل هیچگونه ارزش یا فرضیات فرهنگی در نوع طراحی و نیز درمقام تحقق نیستند.
جزم گرایی تکنولوژیکی

عقیده ای است که بر اساس آن فناوری طبق قوانین درونی خود گسترش مییابد و از این رو باید به مثابه سیستمی مستقل در نظر گرفته شود که تمام عرصه های اجتماع را تحت کنترل و نظارت دارد.
مدرن

اصطلاح مدرن در علوم اجتماعی به اشکال مختلف سیاسی،اجتماعی،فرهنگی(و مبانی اجتماعی و فلسفی آنها) اشاره دارد که مشخصه جامعه صنعتی و غرب امروز به شمار می رود.

فرضیات فرهنگی مدرن بطور خاص در پی بسط نظریات جهانی وعقلایی هستند که جوامع انسانی را توضیح و تفسیر می کنند.
پسامدرن

رویکردهای نظری که بعنوان پسامدرن شناخته شده اند،این اعتقاد را که فرضیات اجتماعی جهانی و عقلایی،مطلوب هستند را کنار گذاشته اند. نظریات پسامدرن، فرضیات بنیادین مدرن نظیر ایده پیشرفت یا آزادی را به چالش کشیده اند.
منبع: باشگاه اندیشه

جرم و گمنامی در فضای مجازی

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

وحیده محمد‌میرزایی - شبکه جهانی دیجیتال در قرن بیست و یکم همان نقشی را ایفا می کند که کارخانه ها در زمان انقلاب صنعتی ایفا کرده اند .آن زمان مردم زندگی روستایی را رها کرده و به کار منظم در کارخانه ها و زندگی در شهرها روی آورده و برای ظهور اشکال تازه ای از دولتها مبارزه کردند . اکنون نیزبا تاثیر شبکه های تبادل اطلاعات ،جامعه جهانی ناگزیر است ساختار سیاسی و نگرش کلی خود را درباره تمامی ساختارهای اجتماعی تغییر دهد." «مانوئل کاستلز»
چکیده

فضای مجازی یک نوع اجتماع و همسایگی بزرگی است که میلیون ها کامپیوتر و استفاده کتتدگان آن را در سراسر جهان به هم می پیوندد . با غلبه اینترنت بر زندگی روزانه ی انسانها طبیعی به نظر می رسد که بسیاری از مشخصه های جامعه سنتی به درون اینترنت کشیده شوند و در آتجا شکل گیرتد. امروزه ، امور زیادی از قبیل خرید و فروش ، تحصیل، مشاوره خانوادگی ، ازدواج وحتی مشاوره های پزشکی میان پزشکان و بیماران در اینترنت انجام می گیرد . از ابن رو هیچ جای تعجبی نیست که مجرمان اینترنتی در فضای مجازی مرتکب جرم شوند . به خصوص گمنامی این فضا بر گسترش این نوع جرایم دامن می زند ، در این فضا کمتر هویت واقعی مشخص می شود و افراد باکتمان هویت خویش به راحتی مرتکب انواع جرائم می شوند این مقاله در یچه ایست کوچک به معرفی جرم مجازی و عناصر آن و رابطه آن باگمنامی .
مقدمه

بشر در طول حیات خود با دوره های گوناگونی از تحول و تکامل مواجه بوده است . زمانی کشاورزی محوریت داشت ، اما بشر پس از مدتی به این نتیجه رسید که با تحقق یک جامعه صنعتی می تواند به آرزوهای خود دست یابد . لذا تمام هم خود را در این راه نهاد و دورانی صنعتی را رقم زد که اوج آن را در سده نوزدهم میلادی شاهد هستیم . اما از اواخر قرن بیستم ، زمزمه های محوریت یافتن عنصر دیگری شنیده شد . این عنصر که در همان دوران صنعتی واجد ارزش بودن خود را به اثبات رسانیده بود، به تدریج با پا گذاشتن به سده بیستم موقعیت خود را تثبیت کردو تا آنجا پیش رفت که به دوران صنعتی پایان داد و بشر را وارد عصر پسا مدرنی یا پسا صنعتی کرد.این عنصر با ارزش اطلاعات نام دارد و حدود یک قرن است که بشر تلاش خود را صرف تجلی آن در تمامی عرصه های سیاسی، اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی کرده است . بی تردید هر کاری ابزاری می خواهد و ابزار تحقق یک جامعه به واقع اطلاعاتی2 ، فناوری اطلاعات و ارتباطات3 است . دلیل اشاره به عامل ارتباطات در کنار اطلاعات ، به لحاظ جایگاه ویژه آن در توسعه و تکامل است . ارتباط و به تبع آن ابزارهای ارتباطی،از همان ابتدا از عناصر حیاتی محسوب می شدند و می توان گفت اگروجود نداشتند بشر هیچ گاه نمی توانست به این حد از رشد و بالندگی برسد . اوج این رشد و بالندگی را می توان در ظهور شبکه های اطلاع رسانی رایانه ای جهانی دانست که از دهه نود میلادی به بعد ، تحولی بنیادین را در دو حوزه رایانه4 و مخابرات5 رقم زدند . این شبکه ها که خود از بسیاری سیستمهای رایانه ای متصل به یکدیگر تشکیل شده اند ، به مدد فناوریهای پیشرفته مخابراتی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و فضایی با ویژگی های کاملا متمایز از دنیای فیزیکی به وجود آوردنده اند که عده ای آن را فضای مجازی6 نامیده اند و عده ای هم عنوان فضای سایبر7 را برای آن برگزیده اند 8.(جلالی فراهانی،1383 ) این فضا فضای گمنامی است ، افراد در آن خود را با حرف معرفی می کنند و کسی به طور حقیقی دیگری را نمیشناسد . افراد در این فضا از طریق شبکه های بین المللی دور هم جمع می شوند ، جرم هم یکی از دیده های اجتماعی است و اافراد از زمانی که دور هم جمع شده اند جرم نیز با آنان همراه شده است ، در این فضا افراد به طور مجازی دور هم جمع می شوند پس می توان حدس زد که این عرصه هم مانند دیگر عناصر زندگی اجتماعی ، از گزند این پدیده بسیار انعطاف پذیر و لاینفک اجتماع به نام جرم در امان نمانده است .

با توجه به این مقدمات ، دراین مقاله در پی این هستم که بدانم جرم اینترنتی یا جرم در فضای مجازی یا به عبارت بهتر جرم مجازی چیست و چه عناصری دارد که آن را ازجرم واقعی متمایز می کند ؟ و این جرم چه رابطه ای با گمنامی این فضا دارد ؟ و چه محدودیتهای در برخورد با آن وجود دارد ؟
اینترنت و فضای مجازی

اینترنت شبکه شبکه ها است . شبکه گسترده جهانی که شبکه های مختلف رایانه ای در اندازه های متعدد و حتی رایانه های شخصی را با استفاده از سخت افزار ها ونرم افزارهای گوناگون و با قراردادهای ارتباطی به یکدیگر متصل می کند . این شبکه جهانی از طریق خطوط تلفن ، رایانه های شخصی و شبکه های رایانه ای را به یکدیگر متصل می کند و با اختصاص نشانی های الکترونیکی مشخص به هر یک از آنها برقراری ارتباط سریع و گسترده را میان کل کسانی که به شبکه متصل هستند ، فراهم می کند و تبادل اطلاعات را میان آنان را به صورت متن ، صدا ؛ تصویر و فیلم میسر می سازد . (عراقچی، 1377) اینترنت به عنوان یک وسیله ، دارای قابلیت عظیمی برای افزایش تنوع اطلاعات و سرگرمی های در دسترس افراد و سازمان های سراسر جهان است . این وسیله یک فضایی را برای افراد به وجود می آورد که هر شخصی که به آن دسترسی دارد می تواند در حالتهای مختلفی که در محیط آن- لاین 9 وجود دارد شرکت کند و دیدگاه ها ونظراتش را در قالب متن ، صدا ، تصویر یا صوت بیان کند و نیز می تواند به حجم گسترده ای از اطلاعات و برنامه های ارائه شده از سوس دیگران دسترسی یابد . به همین دلیل ، اینترنت قابلیت عظیمی برای ایجاد یک جامعه پویا دارد ؛

جامعه ای که در آن آزادی بیان و پویایی فرهنگی ، اجتماعی ، مذهبی و زبانی افزایش می یابد . با این حال ، باید به نقش منفی وبحرانی که این دسترسی و مشارکت فعال به این فن آوری نوین ایجاد می کند ، توجه کنیم . محیط سایبر یا فضای مجازی هم از دستاوردهای این وسیله ارتباطی جدید است که فضایی مجازی و غیر ملموس موجود در فضای شبکه های بین المللی است که در این محیط تمام اطلاعات راجع به روابط افراد ، فرهنگها ، ملتها و کشورها و به طور کلی هر آنچه درکره خاکی به صورت ملموس و فیزیکی وجود دارد در یک فضای مجازی به شکل دیجیتالی وجود دارد و قابل استفاده و دسترس استفاده کنندگان و کاربران است به طریق رایانه ، اجزای آن و شبکه های بین المللی به هم مرتبط هستند .10
جرم و جرایم اینترنتی11

"جرم یک نوع ضررو ضربه اجتماعی است که قانون آن را مستحق مجازات می داند ".12مانند دزدی ‏‏‎‎ْ، قتل ،کلاهبرداری ،غارت و موارد دیگر . به تازگی واژه جدیدی به نام جرایم در شبکه های رایانه ای نمود پیدا کرده است که دلالت بر استفاده از تکنولوژی رایانه ای برای ارتکاب جرم و یا اعمال غیر قانونی دارد . به عبارت دیگر جرایم اینترنتی به فعالیتهایی اطلاق می شود که در آن کامپیوترها،تلفن ها و سایر عناصر تکنولوژیکی برای اهداف نامشروع مانند دزدی ، کلاهبرداری ، ضررهای الکترنیکی ، سوء استفاده های جنسی از بچه ها و زنان به کار گرفته می شوند تا همان ضربه و ضررهایی که در جرائم سنتی نیز شناسایی شده اند و یا انواع جدیدی از ضررها که در مقوله ی جرائم سنتی قرار نمی گیرند ، صورت گیرند . از انواع این جرائم جدید می توان به ورود غیر مجاز به اطلاعات کامپیوتری و پخش ویروس ها اشاره کرد. کارشناسان جرائم اینترنتی در آمریکا13 برای مفهوم سازی این جرایم ،طبقه بندی به شرح زیر از آنها ارائه می دهند و این گونه جرایم را در سه طبقه جای می دهند تا تمایز وتشابه آن ازجرایم سنتی مشخص گردد:

طبقه اول جرایمی هستند که در آنها کامپیوتر هدف جرم واقع می شود . مانند دزدی اطلاعات که یکی از بزرگترین نگرانی ها را برای بسیاری از دولتها و شرکتها است در اینجا مجرم سعی می کند به صورت غیر مجاز به کامپیوتر و سیستم های اطلاعاتی افراد و یا دولتها دست یابد و از آنها سوء استفاده کند.

طبقه دوم جرایمی هستند که مجرمان ازکامپیوتر به عنوان ابزار و وسیله ارتکاب جرم استفاده می کنند و همان جرایم سنتی را که در عالم واقع نیز اتفاق می افتد ، مرتکب می شوند.

طبقه سوم جرایمی هستند که در آنها استفاده کردن از کامپیوتر در ارتکاب جرم ، غیر مهم است اما آن را آسان می سازد . برای نمونه ، وقتی مجرمان از کامپیوتر برای ارسال نامه ، نقشه و یا فرستادن عکسهای مستهجن استفاده می کنند تا قربانیان خود را به دام بیندازند و یا آنان را در عالم واقع به صحنه جرم بکشاند.14
عناصر اصلی جرایم اینترنتی

برای درک ماهیت جرایم اینترنتی و تمیز آن از جرایم غیر اینترنتی ، بحث در مورد عناصر اصلی این جرایم ضروری به نظر می رسد . این عناصر به شرح زیر هستند:

مجرم

یکی از عناصر اصلی جرم ، مجرم و انگیزه وی می باشد . در بسیاری از جرایم اینترنتی ، به خصوص در جرایمی که کامپیوتر و سیستم های رایانه ای هدف جرم واقع می شوند، مجرم فرد جوانی است که برای ماجراجویی ، تفریح و سرگرمی به صورت غیر قانونی وارد کامپیوتر افراد یا شرکتهامی شود و مشکلاتی را برای افراد و استفاده کنندگان آن شبکه ها ایجاد می کنند . خود نمایی و مورد تحسین قرار گرفتن در میان همسالان ، یکی از انگیزه های مهم برای مجرمان جوان است15 . اما گاهی اوقات مجرم فرد بزرگسالی است که به دنبال کسب اطلاعات مهم و دزدیدن و فروختن آنهاست. در این مواقع و در اینگونه جرایم ، مجرمان به طور عمده افرادی هستند که در شرکتها و کمپانی ها شاغل هستند و دسترسی به اطلاعات آن شرکتها برایشان سهل الوصول است ، لذا سیستم را از درون مورد حمله قرا می دهند.
محل جرم در هنگام وقوع جرم

محل و جایگاه فیزیکی مجرم در ارتباط با صحنه جرم یکی از ویژگی های جرایم اینترنتی است که آن را به شدت از سایر جرایم جدا می کند . در بیشتر جرایم سنتی ، مجرم در صحنه ی جرم حضور فیزیکی دارد و یا ارتباط وی با صحنه ی جرم برای ماموران پلیس قابل اثبات است . از این رو ، ماموران می توانند مجرم را دستگیر کنند و او را مورد محاکه قرار دهند ؛ اما در مورد جرایم اینترنتی چنین نیست ، چون مجرم در محل جرم حضور فیزیکی ندارد، لذا دستگیری او مشکل است . حتی در بیشتر موارد ممکن است مجرم از کشور و از یک نقطه ی دور عمل کند.
قربانی

با توجه به ماهیت جرایم اینترنتی ، در بیشتر مواقع قربانیان دولتها ، آژانس ها و کمپانی های مختلف هستند که هر کدام برنامه و منافع خاص خود را دنبال می کنند . این امر بعضی وقتها موجب کندی روند قانون گذاری علیه جرایم اینترنتی می شود 16. در صد بزرگی از جرایم اینترنتی نیز علیه افراد صورت می گیرد ؛ اما از آنجا که قدرت و نفوذ آنان نسبت به دولتها و کمپانی ها ناچیز است ، در عمل کمتر مورد توجه قرا می گیرند .
تهدید

تا همین اواخر مردم و حتی دولتها ، جرایم اینترنتی را به عنوان یک تهدید بزرگ و جدی به حساب نمی آوردند . از این رو ، در ساخت های امنیتی ملی و بین المللی کمتر به آنها توجه می شد . در عوض آنچه که توجه دولتها را به ویژه در سطح بین المللی به خود جلب می کرد ، قاچاق اسلحه و مواد مخدر بود . یعنی به جرایم اینترنتی که بیشتر در حوزه تجارت مفاسد اخلاقی و فساد پولی بوده است ، کمتر توجه می شد. در حالی که تهدید ناشی از اینگونه جرایم بسیار پویا بوده است . همان طور که بوزان و همکارانش بحث می کنند ، تهدید جرایم اینترنتی یک مجموعه متنوع و نامتجانس است ؛ زیرا تعداد زیادی از افراد در بخش های مختلف، از نظامی گرفته تا بخش اجتماعی ، کنش متقابل دارند17. در حالی که در یک مجموعه متجانس ، تهدید به یک یا چند عامل و بازیگر اجتماعی به یک یا دو بخش محدود می شود . از این رو ، تهدید های ناشی از جرایم اینترنتی را باید بسیار جدی گرفت و با آن مقابله کرد.
جهانی شدن و تسهیل جرایم اینترنتی

ورود اینترنت و رایانه به زندگی نسل امروز حتی بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی جامعه نیز تاثیر گذاشته است و به عنوان یک وسیله ارتباطی جدید و پویا ‎، امکاناتی را فراهم ساخته است که از طریق رسانه های ارتباطی گذشته غیر ممکن بود . اما در کنار گسترش این خدمات و منابعی برای خدمات بهتر ارتباطی ، تفریحی ، آموزشی ، نگرانی هایی در کل جهان درباره محتوای این خدمات به وجود آمده است . بعضی معتقدند که برای کنترل محتوای اینترنت هیچ کاری نمی توان کرد.، در حالی که برخی بر این باورند که تنها از طریق همکاری های بین المللی می توان این مشکل را حل کرد . جهانی شدن و فن آوری های نوین ارتباطی منافع زیادی ، اعم از اقتصادی ، آموزشی و فرهنگی ، را برای جامعه های بشری به ارمغان آورده است .(علیوردی نیا،1384) اما در عین حال، جهانی شدن باعث ایجاد فرصتهای جدید برای جرایم مختلف شده است . پیشرفتهای تکنولوژیکی و جهانی شدن وسایل ارتباط جمعی ازجمله اینترنت ، علاوه بر ایجاد فرصتهای قابل توجه برای توسعه اجتماعی ، فرصتهای بسیاری را برای شکل های نوین و سنتی جرم ایجاد کرده است . در مقایسه با جرایم معمولی ، جرایمی که با استفاده از امکانات اینترنتی انجام می شود ، مستلزم استفاده از منابع نسبی کمتری است و ارتکاب این دسته از جرایم می تواند در فضایی صورت گیرد که افراد مختلف در آن حضور فیزیکی ندارند . همچنین در بسیاری از کشورها این گونه تخلف ها یا به دقت تعریف نشده اند و یا اینکه به هیچ وجه تعریف نشده اند ؛ از این رو ، مخاطره های درگیر شدن در این دسته از تخلف ها و نیز احتمال رد یابی و دستگیری مجرمان بسیار کم است 18. اینترنت تا حدودی متفاوت از سایر رسانه های اطلاع رسانی است ، زیرا مخاطبان آن می توانند خاص یا بسیار عام باشند ، تبادل اطلاعات در آن بسیار سریع و آسان اتفاق می افتد و هویت تولید کنندگان اطلاعات و مصرف کنندگان آن به طور نسبی پنهان است .
گمنامی در فضای مجازی

اینترنت به عنوان یک دنیای جدید ومحیطی گسترده ، فضایی را خلق کرده است که وسعت آن با کره خاکی برابری می کند . فضایی بسیار گسترده که حتی می توان آن را دنیایی جدید خواند ، دنیایی که بشر موفق به خلق آن شده است 19. این فضا هویت نامشخص و به صورت مستمر متحولی را ، به ویژه برای برای نسلی که در مقایسه با نسل قبل با محرکهای فراوانی مواجه است ، می آفریند . اینترنت فضای آزاد گلخانه ای را ایجاد ایجاد می کند که معلمان و مراجع قدرت به آن دسترسی ندارند و بر آن تاثیر نمی گذارند . اینترنت انقلابی عظیم در دنیای ارتباطات است که مرز جغرافیایی نمی‌شناسد20.اینترنت با امکان برقراری ارتباط به طور همزمان میان بسیاری از افراد در اقصا نقاط جهان ، با در هم شکستن فواصل زمانی و مکانی ، با تبدیل افراد به پیام های روی صفحه و متونی که می توانند همچون نقابهایی بر چهره افراد عمل کنند ، سازنده فضای مجازی است ، این فضا فضای گمنامی استدر این فضا هیچ مخزن مرکزی ، محل کنترل و یا کانالهای ارتباطی مشخصی ندارد به همین علت امکان کنترل محتوای آن وجود ندارد . ناشناس ماندن در اینترنت ، برای مجرمان اینترنتی بالقوه ، فرصتهای جدیدی فراهم می کند . هویت یک مجرم اینترنتی می تواند با استفاده از سرویس دهنده های مختلف ویا با استفاده از نامهای مختلف مکتوم باقی بماند.ناشناس ماندن ، مجرم را در یک موقعیت برتر قرار می دهد .(راودراد،1384)گمنامی ، بی چهرگی و بی نامی افراد در اینترنت نه تنها پیگرد قانونی جرم و مجرمان را در فضای رایانه ای مشکل می سازد ، بلکه زمینه گسترش آنها را نیز فراهم می کند .(محمدی،1384)
محدودیتهای برخورد قانونی با مجرمان اینترنتی

برخورد قانونی با مجرمان اینترنتی محدودیت‌های زیادی دارد که شامل موارد زیر است:

در حال حاضر برای برخورد با مجرمان اینترنتی محدودیت‌های قضایی وجود دارد. قوانین فعلی در مورد رسانه‌ها، قابل کاربرد در فضای مجازی نیستند . در بسیاری مواقع فرد مجرم ممکن است در کشور دیگری باشد و در این صورت به همکاری های بین المللی نیاز است .

وجود سرویس هایی که زمینه ارتباطات بی نام وناشناس ماندن افراد را فراهم می آورند . اگرچه ، این بی نامی منافع زیادی برای کاربران دارد که شامل حفظ حریم خصوصی آنان هم می شود ، اما به مجرمان هم امکان سوء استفاده را می دهد . آنان می توانند بدون اینکه شناخته شوند ،به راحتی مرتکب جرم شوند.

در بسیاری از جاها ، به دلیل جدید بودن تکنولوژی ، هنوز پلیس آموزش دیده و همین طور امکانات مناسب تکنولوژیکی برای مبارزه با جرایم اینترنتی وجود ندارد . برای مثال ، در گزارش ، سال 1999 دادستانی کل آمریکا نمونه ای آمده است که در آن زنی به پلیس محلی شکایت می کند که مردی اطلاعات وقیحانه ای را در مورد دختر نه ساله این زن در اینترنت منتشر و در آن شماره تلفن منزل را نیز قید کرده است . تلفن های غیر اخلاقی به این خانواده در طول 24 ساعت آنان را کلافه کرد. اما پاسخ پلیس به آنان این بود که شماره تلفن خود را عوض کنند . دلیل این ساده انگاری پلیس هم این بود که در آن محل خاص پلیس هیچ گونه آشنایی با اینترنت و راههای مقابله با تهدیدات اینترنتی نداشته است .(راود راد ،1384)
نتیجه گیری

عصر بزرگراههای ارتباطی و گسترش فضای مجازی با همه امیدها برای تسریع و بهبود ارتباط انسان ها در سطوح محلی، ملی و بین المللی مدت ها است که از راه رسیده است . تکنولوژی های جدید ارتباطی و اطلاعاتی جنبش جهانی یی در حوزه ارتباطات و انتقال محتواها و پیام های ارتباطی در سریع ترین زمان ممکن است ، به وجود آورده اند . در عین حال ، همین تکنولوژی جدید موجب تسهیل انجام اعمال خلاف قانون و رشد جرایم با استفاده از شیوه های جدید تر شده اند . همان طور که در مورد تکنولوژی های دیگر هم صادق است ، تکنولوژی ارتباطی جدید از یک طرف امکان بهبود روابط انسانی را افزایش داده ، و از طرف دیگر تهدیدهای تازه ای برای آن فراهم آورده است .(راودراد،1384) اینترنت هم مانند تمام زاییده های دنیای نوین چاقوییست دو لبه .هنوز دولتها به دلیل سرعت رشد کما بیش غیر قابل پیش بینی اینترنت چه از حیث گستردگی جغرافیایی و به خصوص از حیث شیوه های گوناگون انتقال اطلاعات و ایجاد تشکل های آزاد در اینترنت نمی توانند برتمام آن به طور کامل تسلط داشته باشند و این برای تمام آنانکه می خواهند پیامشان را آزادانه به گوش دیگران برسانند هدیه ای فرخنده است . این فضا با امکاناتی که در اختیار مجرمان قرار می دهد ، از یک سو ارتکاب جرایم را سهل تر می سازد و نسبت به دنیای فیزیکی خسارات بسیار بیشتری را وارد می کند و از سوی دیگر به لحاظ فرامرزی بودن آن و امکان ارتکاب جرم بدون نیاز به حضور فیزیکی مجرمان ، تعقیب و پیگرد و در نهایت دستگیری آنها با مشکلات بسیاری همراه شده است .21 این فضا به عنوان یک جهان مجازی تنها عیبش این است که یک نهاد قضایی مجازی ندارد و نمی تواند داشته باشد ، پس در چنین فضایی امکان اثبات هیچ اتهامی وجود ندارد.اینترنت دارای ساخت جهانی است و همین ویژگی مساله کنترل را آشکار می سازد . از این رو ، همکاری های میان کشور ها را در سطح بین المللی می طلبد . اما مادامی که یک رویکرد مشترک در میان ملتها برای برخورد با جرایم و مجرمان اینترنتی وجود نداشته باشد ، حتی اگر مجرمان شناسایی هم شوند ، باز این شانس را خواهند داشت که آزاد بمانند و به کار خود ادامه دهند.
منابع

جلالی فراهانی ، امیر حسین . پیشگیری از جرایم رایانه ای ، مجله حقوقی دادگستری ، شماره 47، 1383

راود راد ، اعظم . مسائل اجتماعی زنان در اینترنت ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2و3 ،1384، صص90-74

صادقی فسایی، سهیلا . محمدی ، شهریار . نگاهی جرم شناسانه بر جرایم ، امنیت و کنترل در اینترنت ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2 و 3 ، 1384، صص113-94

عراقچی ، سید عباس . اینترنت: عرصه ای جدید در تعامل فرهنگ ها ، مجله سیاست خارجی ، شماره 2، سال دوازدهم ، 1377

علیوردی نیا ، اکبر. اینترنت و سوء مصرف مواد مخدر ، فصلنامه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره 2 و 3 ، 1384، ص170-156