ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

ITanalyze

تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران :: Iran IT analysis and news

  عبارت مورد جستجو
تحلیل وضعیت فناوری اطلاعات در ایران

۲۲۴ مطلب با موضوع «info-society» ثبت شده است

تحلیل


سالم سازی جامعه اطلاعاتی

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۳۵ ب.ظ | ۰ نظر

مترجم: علی ملائکه - ما جامعه‌مان را جامعه اطلاعاتی می‌نامیم، زیرا سرویس‌های متمرکز اطلاع‌رسان در آن نقش حیاتی ایفا می‌کنند.
این جامعه به عنوان یک ساختار اجتماعی تنها با ICT (تکنولوژی‌های اطلاعاتی و مخابراتی) امکان‌پذیر شده است. این جامعه از هم اکنون مسائل بنیادی اخلاقی بوجود آورده است که پیچیدگی و ابعاد جهانی آن به سرعت در حال تحول است.
بهترین راهبرد برای ساختن یک جامعه اطلاعاتی که از لحاظ اخلاقی سالم باشد چبست؟ بگذارید نتیجه‌گیری‌ام را پیشاپیش بگویم.
وظیفه ما این است اخلاق اطلاعاتی تدوین کنیم که بتواند به جهان داده‌ها، اطلاعات، دانش و ارتباطات به عنوان یک محیط جدید یعنی سپهر اطلاعاتی بپردازد. این اخلاق اطلاعاتی باید بتواند با چالش‌های اخلاقی نوینی که در این محیط جدید ظهور می‌کنند، بر اساس احترام به اطلاعات، نگهداری و حفظ ارزش‌های آن برخورد کند. این اخلاق باید اخلاقی زیست‌محبطی برای زیست‌محیط اطلاعاتی باشد.
شکاف دیجیتال (Digital Divide) منشاء اغلب مشکلات اخلاقی است که از تحول جامعه اطلاعاتی ناشی می‌شود. این شکاف ترکیبی از یک شکاف عمودی و یک شکاف افقی است. شکاف عمودی ما را از نسل‌های گذشته جدا می‌کند. ما در کمتر از یک قرن از وضعیتی منقاد طبیعت، به مدد حالتی از قدرت که توان بالقوه نابودی کامل را دارد، به وضعیت کنونی رسیده‌ایم که در آن دارای ابزارها و وسایلی برای مهندسی‌کردن کل واقعیت‌های جدید، تطبیق‌دادن آنها با نیازهای‌مان و ابداع آینده هستیم.
ما برای اولین بار در تاریخ مسئول خود وجود محیط‌های جدید هستیم. قدرت تکنولوژیک ما هنگفت است و به طور بی‌وقفه‌ای دارد رشد می‌کند. این قدرت هم اکنون آنقدر گسترده شده که بر سد میان امر طبیعی و امر مصنوعی فائق آمده است. بنابراین مسئولیت‌های اخلاقی ما در برابر جهان و نسل‌های آینده به همان اندازه سنگین‌تر است.
متاسفانه قدرت تکنولوژیک و مسئولیت‌های اخلاقی لزوما با هوشمندی و خرد اخلاقی دنبال نمی‌شوند. ما هنوز مانند کودکان، سبکسرانه و بی‌حزم و احتیاط با جهانی شگفت‌آور بازی می‌کنیم. ممکن است ما قدرتی هیولایی بر آن داشته باشیم، اما برای هدایت‌‌‌‌شدن در این محیط برساخته‌خودمان تنها می‌توانیم بر نیات خیر خطاپذیرمان تکیه کنیم.



شکاف عمودی نشانگر پایان مدرنیته است. پروژه مدرنیته تسلط و توفق کامل بر واقعیت درک‌شده به عنوان محیط فیزیکی است. عصر اطلاعات بر اساس پروژه مدرن ساخته می‌شود، اما جوهر آن دیگر تنها شکل دادن به دنیای فیزیکی نیست. بلکه این عصر شامل خلق‌کردن و ساختن محیط‌هایی جانشین و غیر- طبیعی است که جایگزین دنیای فیزیکی می‌شوند یا زیربنای آن را تشکیل می‌دهند.
ذهن مکانیکی به طبیعت می‌پرداخت و می‌خواست بر آن تسلط یابد یا آن را تغییر دهد، ذهن اطلاعاتی دنیای خودش را می‌سازد، و بنابراین در پرداختن به آن، در واقع با ساخته‌های خودش سر و کار دارد.
اما شکاف دیجیتال همچنین شامل شکاف افقی جدیدی درون انسانیت، بین درونی‌ها و بیرونی‌هاست. مرزهای سپهر اطلاعاتی میان شمال و جنوب، شرق و غرب،کشورهای صنعتی‌شده و کشورهای رو به توسعه، نظام‌های سیاسی و سنت‌های دینی، نسل‌های جوانتر و سالمندتر، حتی میان اعضای یک خانواده فاصله می اندازند.
اما دقیق‌تر به نظر می‌رسد که بگوییم شکاف دیجیتال میان افراد رخ می‌دهد تا کشورها یا کل جوامع. این شکاف میان افراد دارای سواد کامپیوتری و افراد بی‌سواد از این لحاظ (e-analphabateism)، بین افراد غنی از اطلاعات و افراد فقیر از این لحاظ فاصله می اندازد، بدون توجه به اینکه این افراد چه ملیتی داشته باشند یا در کدام منطقه زندگی کنند.
ریشه‌های اقتصادی و اجتماعی - فرهنگی مسئله شکاف دیجیتال آنقدر چشمگیر و غیرقابل بحث است که هیچکس نمی‌تواند آنها را نادیده بگیرد. دو میلیارد نفر در جهان به برق دسترسی ندارند، چهار میلیارد نفر کمتر از 1500 دلار در سال درآمد دارند و دو میلیارد نفر حتی یکبار هم در عمرشان تلفن نزده‌اند. این افراد را "محروم" یا "بی‌بهره" از لحاظ دیجیتال خواندن،کوچک شمردن بیمارگونه و اهانت‌آمیز آنهاست کاملا بجاست که مدعی شویم فراهم‌آوردن میزانی پایه از غذا، بهداشت و آموزش و پذیرش حقوق اولیه بشر در مقیاسی جهانی باید در میان بالاترین اولویت‌های ما باشد.
البته در اینجا باید تاکید کرد که دست‌کم گرفتن شکاف دیجیتال، و بنابراین اجازه‌دادن به وسیع‌تر شدن آن، به معنای بدتر شدن این مشکلات هم هست. در حالیکه همیاری‌ها و تعامل‌های سیستمی در مقیاسی جهانی در حال اوج‌گیری است، هیچ مشکل عمده‌ای به تنهایی بروز نمی‌کند. پرکردن این شکاف دیجیتال احتمالا بخشی از این راه‌حل و آن را حل‌نشده باقی‌گذاشتن یقینا بخشی از این مشکل است.
شکاف دیجیتال باعث تضعیف و تبعیض می‌شود، و وابستگی بوجود می آورد. این شکاف می‌تواند اشکال جدید استعمار و آپارتاید را موجب شود که باید از آنها جلوگیری کرد، با آنها مخالفت ورزید و نهایتا ریشه‌کن‌شان کرد.
چگونه می‌توانیم با این چالش‌های اخلاقی جدید کنار بیاییم؟ از آنجایی که شکاف دیجیتال مشکلی است که بیشتر بر افراد تاثیر می‌گذارد تا جوامع، راه‌حل‌هایی می‌توانند موثر باشند که از پایین به بالا و توده‌محور باشند، اما متاسفانه نمی‌توان صرفا راه‌حل‌های قدیمی برای مشکلات اخلاقی گذشته را مصادره کرد و به طور مکانیکی در سپهر اطلاعاتی مجددا به کار بست.
تکنولوژی‌ها صرفا ابزار نیستند، بلکه ناقلان قابلیت‌ها،ارزش‌ها و تفسیرهایی از واقعیت محیطی هم هستند.
طبیعتا سایر ابداعات تکنولوژیک دیگر (برای مثال انقلاب‌های چاپ یا صنعتی) عواقب اخلاقی فوری خود را داشتند. برخی از آنها هنوز با ما هستند : بی‌سوادی جهانی، آزادی بیان، توسعه پایدار یا ‌آلودگی را در نظر بگیرید. با این حال تاثیر اخلاقی تکنولوژی‌های قبلی در زمینه‌ای صورت می‌گرفت گه در آن طبیعت آقا بود و ما بندگانش.
معضلات اخلاقی در مقیاس زمانی بسیار طولانی‌تری بوجود آمده‌اند، آنها ماهیت جهانی و فراگیری را که ما در این روزها بی‌درنگ به ICT منتسب می‌کنیم ندارند و در زمینه‌ای جای نمی‌گیرند که در آن امر مجازی شروع به مهم‌ترشدن و واقعی‌ترشدن از امر فیزیکی کرده است. مسئله این است که توسعه اخلاقی ما بسیار آهسته‌تر از رشد تکنولوژیک ما صورت گرفته است. ما بسیار بیشتر از آنچه می‌توانیم درک کنیم، می‌توانیم عمل کنیم.

ارتقای حساسیت اخلاقی ما روندی کند دارد.
سپهر اطلاعاتی محیطی است که اساسا غیرملموس و غیرمادی است، اما به این خاطر، نمی‌توان ان را کمتر واقعی یا حیاتی شمرد. معضلات اخلاقی که این محیط ایجاد می‌کند را می‌توان به بهترین وجه به صورت مسائلی زیست‌محیطی ادراک کرد.
این مسائل شامل آموزش به عنوان تعلیم ظرفیت‌سازی؛ حفظ، انتشار، کنترل کیفیت، اعتبار، جریان آزاد و امنیت اطلاعات؛ افزایش دسترسی جهانی؛ پشتیبانی فنی برای خلق "فضاهای" دیجیتال جدید؛ سهیم‌‌شدن و تبادل محتوا‌ها؛ آگاهی عمومی؛ احترام به تنوع، تکثرگرایی، مالکیت و حریم شخصی؛ کاربرد اخلاقی ICT؛ تلفیق‌کردن ICT سنتی و نوین می‌شوند.

ما برای حل این مسائل و مسائل مشابه به رویکرد قاطع زیست‌محیطی نیازمندیم، که می‌تواند راهنمای منسجمی برای توسعه عادلانه این فضای جدید برای حیات فکری باشند. به طور خلاصه ما به یک اخلاق اطلاعاتی نیازمندیم.
اخلاق اطلاعاتی یک اخلاق نوین زیست‌محیطی برای جامعه اطلاعاتی است. این اخلاق مدعی است که شکاف دیجیتال را می‌توان پر کرد. آنچه لازم است انجام دهیم، این است که با هر نوع "تخریب"، "تحریف"،"تنزل" (کاهش قابل‌توجه در کمیت،محتوا، کیفیت، ارزش) یا "انسداد" سپهر اطلاعاتی یا به عبارت دیگر آنچه در اینجا با عنوان "آنتروپی اطلاعاتی" به آن اشاره می‌شود،مبارزه کنیم.
کاربرد اخلاقی ICT و توسعه مداوم یک جامعه اطلاعاتی عادلانه به وجود یک سپهر اطلاعاتی همگانی و ایمن برای همه وابسته است، جایی که ارتباط و همکاری بتواند به نحوی منسجم در انطباق با حقوق بشر و آزادی‌های بنیادی در رسانه‌ها شکوفا شود.
توسعه پایدار به معنای آن است که علاقه ما به ساختار درست سپهر اطلاعاتی باید با ملاحظه‌ای اخلاقی به همان اندازه مهم درباره نحوه تاثیر و تعامل آن چه به صورت مثبت و چه به صورت منفی با محیط فیزیکی، سپهر زیستی (بیوسفر) و به طور کلی زندگی انسانی همراه شود.
پرکردن شکاف دیجیتال به معنای بوجودآوردن یک مدیریت زیست‌بوم(اکوسیستم) اطلاعاتی است که می‌تواند چهار هنجار پایه‌ای اخلاق اطلاعاتی جهانی را تحقق بخشد:
1. آنتروپی اخلاقی نباید در سپهر اطلاعاتی ایجاد شود.

2. آنتروپی اطلاعاتی در سپهر اطلاعاتی باید پیشگیری شود.

3. آنتروپی اطلاعاتی بابد از سپهر اطلاعاتی حذف شود.

4. اطلاعات باید بوسیله گسترش‌دادن، بهبود بخشیدن، غنی‌کردن و گشودن سپهر اطلاعاتی ارتقا یابد و این وضعیت باید با تضمین کیفیت، کمیت، تنوع، امنیت، مالکیت، حریم شخصی،تکثرگرایی و دسترسی اطلاعاتی محقق شود.
این اصول جهانشمول مظهر تکوین یک گفتمان اخلاقی در فرهنگ غربی است که تدریجا دیدگاه انسان‌محورش را کنار گذاشته است. آنها یک اخلاق مبنی بر احترام به هر دو جهان فیزیکی و غیرمادی را بازسنجی می‌کنند. اخلاق اطلاعاتی برای جامعه اطلاعاتی باید ارزش آنچه را که غیرمادی و غیرملموس است، مورد ملاحظه جدی قرار دهد. این بهترین طریق برای اشاعه توجه و احترام به سپهر اطلاعاتی است.

واقعیت، چه طبیعی و چه غیرمادی، صرفا برای تسلط، کنترل و بهره‌کشی وجود ندارد. واقعیت همچنین باید در وجود خودمختارش موضوع احترام باشد. این است آنچه می‌توان از رویکرد زیست‌محیطی دریافت. اما تاریخ چرخش‌های طعنه‌آمیز خاص خود را دارد، و به نظر می‌رسد دقیقا همان جوامع دارای تکنولوژی پیشرفته بوجودآورنده انقلاب اطلاعاتی کمتر از همه قادر بوده‌اند با تاثیر اخلاقی آن کنار بیایند.
چرا؟ زیرا یکی از پرثمرترین کمک‌ها به رویکرد زیست‌محیطی از فرهنگ‌های پیش‌صنعتی و غیرصنعتی ناشی می‌شود که توانسته‌اند رویکردی غیرمادی‌گرایانه و غیر مصرف‌گرایانه را به جهان حفظ کنند. این فرهنگ‌ها هنوز آنقدر روحانی هستند که در هر دو واقعیت فیزیکی و غیرمادی وجود چیزهایی را بپذیرند که صرفا به عنوان اشکالی از وجود، ذاتا ارزش احترام دارند. همین فرهنگ‌ها هستند که می‌توانند به ما کمک کنند سپهر اطلاعاتی را به صورتی فضایی مدنیت‌یافته‌‌تر درآوریم. اخلاق زیست‌محیطی سپهر اطلاعاتی با تکیه‌کردن بر بیرونیان از آن می‌تواند ساخته شود.
وظیفه جامعه بین‌المللی در سال 2003 در "اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی" و در" بیست و یکمین کنگره جهانی فلسفه" این خواهد بود که اجماعی جهانی در مورد هسته‌ای از ارزش‌ها و اصول اخلاقی برای جامعه اطلاعاتی را بوجود آورد.

نیازی عمیق و گسترده برای تجزیه و تحلیل و راهنمایی اخلاقی وجود دارد. اشاعه صورت‌بندی از اصول به رسمیت‌شناخته جهانی و معیارهای اخلاقی مربوط به استفاده از ICT بر اساس یک اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی مشارکتی عمده در در ساختن جهانی بهتر خواهد بود. مسئله تحمیل معیارهای قانونی، مقررات سختگیرانه یا اعطای قدرت به برخی سازمان‌های کنترل کننده نیست.

هدف ‌این است که ملاحظات اخلاقی از سپهر زیستی به سپهر اطلاعاتی گسترش یابند، انسانیت به نیازهای اخلاقی زیست‌محیط‌های غیرملموس و فکری حساس شود، و راهی برای پرکردن شکاف اطلاعاتی نشان داده شود. چالش رو در روی ما این است که با همکاری هم اخلاق اطلاعاتی زیست‌محیطی منسجم و محکمی برای آینده انسانیت ساخته بسازیم. ساختن یک جامعه اطلاعاتی عادلانه برای همه فرصتی تاریخی است که درست نیست آن را از دست دهیم.

این نوشته متن اصلاح‌شده سخنرانی لوچیانو فلوریدی (Luciano Floridi) در مباحث صد و شصت و یکمین اجلاس موضوعی هیات اجرایی یونسکو باعنوان "تکنولوژی‌های اطلاعاتی و ارتباطی جدید برای توسعه آموزش" است که در 31 ماه مه 2001 در پاریس ایراد شد.

منبع : همشهری آنلاین

گردشگرى مجازى دور دنیا در ۸۰ ثانیه

يكشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۸۵، ۱۰:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

وحید نقشینه - واژه گردشگر از زمانى پدید آمد که افراد طبقه متوسط به مسافران طبقه اشراف پیوستند و از زمانى که مردم جامعه داراتر شده و میانگین طول عمرها افزایش پیدا کرد و مردم طبقات پائین و متوسط جامعه با پس اندازى کافى از کار خود بازنشسته شدند و شروع به سیر و سیاحت در نقاط مختلف دنیا کردند.

اغلب گردشگرها بیش از هرچیز به آب و هوا، فرهنگ، طبیعت، آثار باستانى و صنایع دستى مقصد گردشگرى خود علاقه مندند و حاضرند رنج سفر را بر جان خریده و از وطن خود به قصد دیدن دیگر نقاط دیدنى دنیا حرکت کنند.

گردشگرى سازمان یافته امروزى، یک بخش بسیار مهم در اقتصاد تمامى کشورهاى دنیا محسوب مى شود و اقتصاد ملى بعضى از کشورها وابستگى بسیارى به صنعت توریسم آن کشور دارد.

گردشگرى، امروزه به عنوان یکى از صنایع بسیار مهم در توسعه فرهنگ ها و ارتباطات ملل، نقش ویژه اى در استقرار صلح و آرامش در جهان برعهده دارد. مى توان گفت بیش از ۶۲۰ میلیارد دلار، گردش مالى سالیانه صنعت توریسم در جهان است که سهم کشور ایران کمتر از یک دهم درصد است. گردشگرى در هزاره سوم را ارزنده ترین صنعت پول ساز جهان مى دانند. گذار از عصر صنعتى (industry revolution) به دوران طلایى عصر اطلاعات (communication revolution) فضاى جوامع اطلاعاتى (information society) را با تغییر روبرو کرده است. وقتى ابزارهاى نوین در ارتباطات و اطلاع رسانى به خدمت شهروندان درمى آید، باید انتظار تغییر در شیوه هاى زندگى روزمره را به انتظار نشست که یکى از این تغییرات، تغییر در گردشگرى و تولید گردشگرى مجازى است.

وقتى ما به شهروند الکترونیک (e-citizen )، دولت الکترونیک ( government-e)، تجارت الکترونیک ( commerce-e)، بانکدارى الکترونیک ( banking-e)، آموزش الکترونیکى (learning- e) در قالب جامعه اطلاعاتى (information society) معتقدیم و آن ها را کلیتى یکپارچه مى دانیم، باید زمینه هاى گردشگرى مجازى (tourism e-) را نیز فراهم کنیم.

گردشگرى مجازى ابزارى است که با آن یک علاقه مند به گردشگرى بتواند در کوتاه ترین زمان ممکن، با حداقل امکانات و پایین ترین هزینه و با دانشى اندک، ظرفیت هاى گردشگرى یک کشور را شناسایى و با یک برنامه هدف دار و هدایتگر، از سوى دولت و آژانس ها و مراکز به مکانى خاص مسافرت کند.

آمارهاى جهانى

کارشناسان و محققان سازمان بین المللى جهانگردى در آخرین مطالعات و بررسى خود دریافته اند که هم اکنون فرانسه بیش از دیگر کشورهاى دنیا از فناورى اطلاعات و ارتباطات (ICT) براى جذب توریست استفاده مى کند و پس از آن کشورهایى چون اسپانیا، آمریکا، چین، ایتالیا و غیره قرار دارند و جالب است بدانید کشور چین در سال هاى اخیر با رشد فناورى هاى بومى توانسته است خود را چنین قدرتمند جلوه داده و در صدر کشورهایى که داراى صنعتtourism e- هستند قرار بگیرد.

گردشگرى مجازى

گردشگرى مجازى (tourism e-) مقوله اى جدید است که کمتر از ۲۰ سال از پدید آمدن آن نمى گذرد، گردشگرى مجازى به معناى حضور در سرزمین دیجیتالى اطلاعات و ارتباطات و ظهور بر پهنه شبکه گسترده جهانى (world wide web) است که امکان مشاهده اطلاعات صوتى، تصویرى و متنى را از دنیاى فیزیکى پیرامون ما در اختیارمان مى گذارد. دور دنیا که در نوشته هاى ژول ورن در هشتاد روز انجام مى شد اکنون با Hyper textهاى دنیاى web با یک کلیک امکان پذیر شده است و شما با یک کلیک از این سوى دنیا به آن سوى دیگر مى روید و در این مسافرت طولانى حتى دلارى هم خرج نخواهید کرد!

واژه گردشگرى الکترونیکى (etourism) به معناى کاربرد کسب و کار الکترونیکى (eBusiness) در مسافرت و گردشگرى است و ۳ مجموعه متمایز مدیریت کسب و کار، نظام هاى اطلاعاتى مدیریت و گردشگرى را شامل مى شود.

گردشگرى مجازى مسأله اى نیست که فقط یک ارگان یا دستگاه در آن دخالت داشته باشد، بلکه همکارى و حمایت تمامى سازمان هاى درگیر را مى طلبد. براساس استانداردهاى گردشگرى امروزه جهان، سازمان دولت الکترونیک در راستاى جامعه اطلاعاتى یک کشور زیرساخت هاى گردشگرى را تشکیل مى دهد. اگر در کشورى مشاهده مى شود که سالیانه میلیاردها دلار گردش مالى در بخش توریست وجود دارد فقط به خاطر مکان هاى تاریخى و یا برج هاى تجارى آن نیست، بلکه هتل ها، فروشگاه ها، تجارت الکترونیک، بانکدارى و به طور کلى صنعت IT سازمان یافته اى دارد که اطلاع رسانى و برقرارى ارتباط نزدیک گردشگر با صاحبان این صنعت رابطه تنگاتنگى دارد. وجود ۲۵۶ هزار سایتى که براى گردشگرى مجازى در اینترنت ارائه مى شود اهمیت گردشگرى مجازى را نشان مى دهد.

زیرساخت هاى گردشگرى مجازى

براى طراحى و توسعه گردشگرى مجازى در هر کشورى نیاز به زیرساخت هایى است که این زیرساخت ها در دو بخش کلى گردشگرى و IT قابل دسته بندى است و این مقاله قصد بررسى زیرساخت هاى IT را دارد.

۱- website

۲- visa-e

۳- رزرواسیون مراکز اقامتى

۴- رزرواسیون مراکز گردشگرى

۵- رزرواسیون وسایل نقلیه

Website

یکى از بهترین زمینه هاى اطلاع رسانى توان گردشگرى یک کشور، استفاده از وب سایت ها است. این وب سایت ها به علت ارزش فوق العاده اطلاع رسانى که در اختیار کاربران گسترده اینترنت قرار مى دهند فرصت خوبى براى معرفى امکانات گردشگرى یک کشور است که از این میان سایت هاى اطلاع رسانى دولتى مربوط به گردشگرى یک کشور در اینترنت از اهمیت خاصى برخوردار است، در حقیقت مى توان گفت سایت هاى رسمى، سخنگوهاى دیجیتالى یک کشور در web هستند و هرچه این پایگاه ها قوى تر و به روزتر باشد، مخاطب پذیرى آن ها بیشتر است. در طراحى این پایگاه هاى اطلاع رسانى باید به چند نکته توجه داشت:

- چند زبانه بودن (Multi languegs): با توجه به زبان غیربومى گردشگران زبان هاى رایج در دنیا باید مدنظر قرار بگیرد.

- چند رسانه اى (Multi Media): پایگاه اطلاع رسانى باید از تمامى ظرفیت هاى web مانند عکس، فیلم، متن و غیره براى اطلاع رسانى استفاده کند و فقط یک وب سایت با ده ها صفحه متن نمى تواند جوابگوى مراجعان باشد.

- به روزرسانى قوى (uptodate) :اطلاعات موجود در وب سایت باید هر از چند گاهى به روز شده تا کاربران با آخرین تغییرات و قوانین و مقررات آشنایى داشته باشند.

user friendly :وب سایت باید به راحتى اطلاعات درخواستى کاربر را در اختیار او قرار دهد تا موجب سردرگمى او نشود به عنوان نمونه مى توان به امکاناتى مانند search و sort روى پایگاه اشاره کرد تا کاربر بتواند اطلاعات را در قالب دسته بندى هاى موردنظر خود به دست آورد.

visa-e

شما براى ورود به هر کشورى نیاز به ویزاى همان کشور را دارید، مراحل صدور ویزا امروزه راحت تر و سریع تر شده است اما در سال هایى نه چندان دور شما باید براى دریافت ویزا مراحل طولانى اى را پشت سر مى گذاشتید.

صدور ویزاى الکترونیکى براى گردشگران این فرصت را در اختیار آنها مى گذارد تا به جاى ایستادن در صف هاى طولانى سفارتخانه ها و نیز صفوف بانک ها این فرایند را از طریق اینترنت انجام دهند. هر کشورى با داشتن یک وب سایت براى صدور visa مى تواند از کاربر اطلاعات شخصى و نیز اطلاعات موردنیاز را درخواست کند و سپس این اطلاعات را با اطلاعات موجود در بانک هاى اطلاعاتى مقایسه کند تا به صحت و سقم اطلاعات کاربر پى برده و سپس اقدام به صدور ویزا کند و از طریق پست ویزا را براى کاربر ارسال کند و هزینه هاى این کار را نیز از طریق banking-e دریافت کند.

طراحى مکانیسمى براى اخذ ویزاى الکترونیکى نیاز به همکارى نزدیک ارگان هاى ذى ربط از جمله نیروهاى انتظامى و بانک ها را دارد تا با حداقل کردن موانع موجود، موجبات تسریع این مهم را فراهم آورند. براى اخذ ویزاى الکترونیکى کاربر باید پس از ورود به وب سایتى که به این منظور طراحى شده است اطلاعات درخواستى را وارد کرده و هزینه هاى صدور ویزا را نیز از طریق کارت اعتبارى خود پرداخت کرده و پس از چند روز ویزا را در محل موردنظر دریافت کند.

ایران به تعهدات WSIS عمل نکرد

چهارشنبه, ۱۶ اسفند ۱۳۸۵، ۰۴:۲۰ ب.ظ | ۰ نظر

نشست تخصصی سمینار ایران و 11 خط عمل مصوب در اجلاس جهانی سران درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی با هدف کوشش برای مطالعه، تدارک و تدوین اصول بنیادی و برنامه‌ی عمل ایران و راهبردهای توسعه‌یی و کاربردی ICT در ایران به همت انجمن ایرانی مطالعات جامعه‌ی اطلاعاتی و با حضور مسوولان،‌ کارشناسان و استادان امر در دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار شد.

به گزارش خبرنگار جامعه‌ی اطلاعاتی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در ابتدای این نشست دکتر یونس شکرخواه - دبیر عملی سمینار و مدرس ارتباطات - با اشاره به این که مطالعات، سیاست‌گذاری و اقدامات علمی‌ و برنامه‌ای مربوط به ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات به طور عام و جامعه‌ی اطلاعاتی به طور خاص در ایران دوره‌های مختلفی را پشت سر نهاده است، اظهار کرد: هم‌اکنون و پس از گذشت بیش از یک دهه تجربه‌ی علمی‌، برنامه‌یی و اجرایی درباره‌ی ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات، سیاست گذاران، تصمیم‌گیرندگان، رهبران و مدیران ارتباطات و فن‌آوری اطلاعات و جامعه‌ی اطلاعاتی نیازمند بازنگری در سیاست‌های راهبردی و شاخص‌های کلیدی توسعه در این بخش هستند.

او افزود: آن‌ها باید درباره‌ی این جامعه‌ی نوظهور اطلاعاتی دانش مفید و درخور داشته باشند،‌ از روند‌های بین‌المللی و وضعیت جاری در کشور آگاه شوند، سیاست‌ها و برنامه‌های متنوعی در اختیار داشته باشند و برای تدوین راه آینده، شناخت و تحلیل قابل اعتمادی کسب کنند.

این مدرس ارتباطات، با بیان این که برای تدوین اصول بنیادی و برنامه‌ی عمل ایران، فرآیند مطالعه در سه سطح کلان، میانی و خرد پیش‌بینی شده است، گفت: در سطح کلان باید یافته‌ها و تجارب بین‌المللی، اصول و برنامه‌ی عمل اجلاس‌های عالی جهانی درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی خطوط عمل آگاهانه مصوب در اجلاس تونس، یافته‌ها و تجارب مراکز بین‌المللی و کشورهای پیشتاز،‌ شرایط و عوامل محیط ملی و روند‌های توسعه‌ای و برنامه‌ریزی‌های بلند مدت کشور مورد توجه قرار گیرد.

وی ادامه داد: در سطح میانی نیز باید اصول و برنامه‌ی عمل ایران به عنوان حلقه‌ی واسط میان دیدگاه‌ها و استانداردهای جهانی و شرایط چشم‌اندازهای ایران تدوین و پیشنهاد می‌شود، همچنین در سطح خرد، شیوه‌های تحقق برنامه و نحوه‌ی مشارکت و فعالیت بخش‌های دولتی، خصوصی و علمی ‌و مدنی تعیین و به مراجع ذی‌ربط پیشنهاد می‌شود.

در ادامه دکتر کاظم معتمدنژاد - رییس انجمن ایرانی مطالعات جامعه‌ی اطلاعاتی - با اشاره به زمینه‌ها‌ی تاریخی حرکت جوامع به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی،‌ گفت: امیدواریم اعلامیه‌ی اصول و برنامه‌ی عمل ژنو، سند تعهد تونس در کنار این 11 خط عمل مورد توجه تمام کشورهای در WSIS که تعهد کردند به آن جامع عمل بپوشاندند، قرار گیرد و به مفهوم واقعی به اجرا در آید.

او با اشاره به این که متاسفانه در سال‌های اخیر در ایران هنوز به اجرای این تعهدات نرسیده‌ایم، تصریح کرد: ممکن است یکی از مسائل آن نبود هماهنگی بین دستگاه‌های مختلف کشور باشد، چرا که در این چندین شورا در این زمینه فعالیت می‌کنند اما هر یک امور خاص خود را انجام می‌دهند و با یکدیگر هماهنگ نیستند.

معتمدنژاد، با اشاره به این که در دنیا کوشش‌هایی در جهت اجرایی کردن تعهدات WSIS در حال انجام است، گفت: در تابستان سال گذشته از سوی سازمان ملل متحد، تصویب شد که کمیسیون توسعه‌ی علوم و تکنولوژی مسائل اجرایی شدن تعهدات ژنو و تونس را دنبال کند، از این رو قرار است تا دو ماه دیگر دو اجلاس در این زمینه برگزار شود که یکی برنامه‌ی تشکیل کمیسیون ملل متحد را دنبال می‌کند و اجلاس دیگر به بررسی چگونگی 11 خط عمل اجلاس WSIS خواهد پرداخت.

او با بیان این که جامعه‌ی اطلاعاتی با مشارکت چهار گروه دولت‌ها، بخش خصوصی،‌ جامعه‌ی مدنی و سازمان‌های بین‌المللی تشکیل شده است، گفت:‌ این چهار گروه با همکاری یکدیگر مباحث جامعه‌ی اطلاعاتی را پیگیری کرده‌اند، البته جامعه‌ی مدنی در روند برگزاری و برخی موارد سندهای تعهد شده در WSIS اعتراضی داشت چرا که معتقد بودند این اسناد تنها اشاره‌ای به مسائل حقوق بشر است و این حقوق را به طور کامل تامین نمی‌کند، از این رو جامعه‌ی مدنی در پایان اجلاس‌های ژنو در تونس رو اعلامیه‌ی جداگانه‌ای صادر کردند.

او افزود: دولت‌ها نیز علی‌رغم این که در اجلاس ژنو در تونس حضور داشتند به تعهدات خود عمل نکردند، از این رو اگر چهار نهاد مذکور با یکدیگر همکاری کنند می‌توان امیدوار بود گام‌های اساسی در جهت تحقق جامعه‌ی اطلاعاتی برداشته شود.

در ادامه‌ی نشست نیز دکتر سیاوش شهشهانی - عضو هیات علمی ‌دانشگاه و مسوول ثبت دامنه‌های ir در ایران - گفت: 11 خط عمل WSIS بیشتر به مسائل سازمان ملل متحد می‌پردازند،‌ از این رو بهتر است به تماشای خطوط در حرکت به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی توجه داشت تا این که این یازده خط را به طور جداگانه دنبال کرد.

او با اشاره به این که دولت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی در زمینه‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی و تکنولوژی‌های نوین مانند اینترنت عقب بودند، گفت: از این امر باید خوشحال بود چرا که عقب ماندگی آن‌ها سبب شده سایر گروه‌ها در این زمینه توسعه‌ی بیشتری داشته باشند و اگر دولت‌ها،‌ زودتر از سایر نهادها متوجه این امر می‌شدند شاید راه توسعه‌ی آن را می‌گرفتند.

شهشهانی،‌ برجسته‌ترین اثر WSIS در حال حاضر را تشکیل مجمع تبادل نظر راهبردی اینترنت IGF عنوان کرد و گفت: از اجلاس جهانی سران درباره‌ی جامعه‌ی اطلاعاتی نباید انتظار بسیاری در تغییر تحولات جهانی را داشت، بلکه باید به آن از بعد آموزشی نگاه کرد و آن را در جهت توسعه‌ی جهان به سوی جامعه‌ی اطلاعاتی به کار گرفت.

بومی‌سازی در فضای مجازی

جمعه, ۱۱ اسفند ۱۳۸۵، ۰۸:۳۴ ب.ظ | ۰ نظر

زینب‌سادات حسینی - دانشجوی مطالعات رسانه‌ها - دانشگاه تهران - در برخی سایت‌ها می‌توان نشانی از فرهنگ یا نمادی از ملیت صاحبان آن یافت. وقتی وارد فرودگاه کشوری می‌شویم این نمادها را می‌بینیم وقتی فیلمی را تماشا می‌کنیم باز هم شاهد این پیام‌ها هستیم تا مدتی پیش تنها در فرودگاه و یا رسانه ملی همان کشور شاهد این نمادها بودیم یعنی یا به صورت واقعی و یا به صورت محدود از رسانه‌هایی با برد مشخص. اما امروز پدیده‌ای با نام جهانی‌شدن که امروز نقش پر رنگ آن را شاهدیم ( اگرچه از مدت زمانی پیش در حال شکل گرفتن و رشد بوده است) حیطه انتقال این نمادهای ملی، قومی، محلی و در یک کلام بومی را به صورت چشم‌گیری افزایش داده‌است. یکی از این ابزار و در واقع مهمترین آن اینترنت بود که از آن به عنوان فضای مجازی یاد می‌کنیم.

فضای مجازی ( اینترنت ) دارای پنج خصوصیت است که آن را از سایر رسانه متمایز کرده است و به نوعی آن را خاص کرده است . دیجیتالی بودن ، تعاملی بودن ، هایپرتکست بودن ، واقعیت مجازی بودن و مرکزی بودن (عاملی :1384) بنا براین بومی شدن که اصطلاحی است که به دنبال جهانی شدن بیش از پیش مطرح شده است کمی در مورد آن متفاوت است.

اگر بخواهیم نظریه ای برای جهانی شدن وبه دنبال آن بومی شدن برای این فضا استفاده کنیم نظریه نسبیت گرایی[1] را ترجیح می دهم .

نسبیت گرا ها معتقدند که مرزهای فرهنگی که در گذشته یک ملت را از ملت دیگر جدا می کرد ، امروز وجود واقعی ندارد . مرزهای فرهنگی از نظر آنها علائمی است که به لحاظ زبانی و نژادی و اختصاصات ذاتی یک فرهنگ یک ملت را از ملت دیگر جدا می کند . و اگر چه این علائم در گذشته نقش تعیین کننده ای در شکل گیری شخصیت بومی یک فرهنگ و یک ملت داشته اند ، امروز نقش نسبی در این مرزبندی دارند . در مقایسه با افراط گرایان[2] که معتقدند یک همسان سازی کلی فرهنگی در حال وقوع است ، آنها بر این باورند که یک شبکه ارتباطی بین ملت ها و فرهنگ ها به وجود آورده که در هر منطقه تسهیل کننده تبادل معانی فرهنگی[3] و کالا ها وهنجارهای اجتماعی شده است .( عاملی : 1383)

رابرتسون[4] از در این زمینه از عام گرایی وخاص گرایی صحبت می کند و در کتاب جهانی شدنش اینگونه می گوید: " عام گرایی وخاص گرایی در دوره اخیر چیزی از نوع یک فرهنگ جهانی ، یا در حقیقت یک محور عمده در نحوه ساختار پذیری کلیت جهان است . به نظر من به جای اینکه قضیه را از این زاویه بنگریم که عام گرایی تنها با اصول دارای مصداق کلی و خاص گرایی تنها با آنچه محلی است سر وکار دارد ، موضوع را از این زاویه مورد توجه قرار دهیم که عام گرایی وخاص گرایی در سطح جهان به عنوان یک مجموعه واحد با یکدیگر مرتبط اند . لذا این دو به جهت عام بودگی توقع خاص بودگی از یک سو و توقع افزاینده عام بودگی ازسوی دیگر با یکدیگر پیوند خورده اند. این پدیده اخیر – خاص گردانیدن عام بودگی- مبین این اندیشه است که عام باید در قالب جهانی- بشری انضمامیت پیدا کند؛ در حالیکه جریان نخست-عام گردانیدن خاص بودگی- متضمن انتشار گسترده این فکر است که در حقیقت برای خاص بودن ، یکتا بودن و تفاوت ودیگر بودگی نهایتی نیست وبه قول بودریلارد هیچ وقت برای احیای اصل خود دیر نیست." (رابرتسون:2001)

من در این چند سطر می خواهم براساس این تفکرات به این سوالات پاسخ دهم :

سوال اساسی : چگونه شبکه اى جهانى و بین المللى با عنوان اینترنت که اساس آن بر بى تمرکزى و بى مکانى است را مى توان ملى کرد؟ آیا فضای مجازی که خود نقش انکار ناپذیری در جهانی شدن دارد قابلیت بومی شدن دارد ؟ و یا چگونه شبکه بین المللی و جهانی اینترنت را می توان بومی کرد ؟
1.فضای مجازی

فضای مجازی از دو مفهوم فضا[5] ومجاز [6] تشکیل شده است. پس بهتر است برای درکی روشن تر ابتدا به مفهوم واژگانی آن بپردازیم .
1-1 مجاز :

طبق نظر دکتر عاملی مجاز گاهی در مقابل امر حقیقی معنا می شود ، گاهی به عنوان امری وهمی وخیالی فرض می شود و گاهی در مقایسه با واقعیت محسوس وبدن به کار برده می شود و برخی اوقات یک امر ذهنی در مقابل امری عینی تلقی می شود . همچنین استفاده یک لغت خارج از معنای اولیه را نیز مجاز می نامند . (عاملی : 1384 )

پس فضا یا جهانی با خصلت مجازی در مقابل فضا یا جهان واقعی قرار می گیرد . که فضای دوم نیز نام می گیرد . البته مجازی بودن به هیچ عنوان از تاثیر واقعیت نمی کاهد بلکه تنها واقعیتی را به شکل مجازی بازنمایی می کند چه بسا همپا و موازی با جهان واقعی . واقعیت مجازی تلاش می کند محیط های جدیدی خلق کند که تخیلی هستند ، قلمروهای خیال گونه ای که به شیوه هایی منحصر بفرد «واقعی» به نظر می‌رسند، اما به صورت مستقیم با جهان ، به صورتی که آن را درک می کنیم ارتباط ندارند. (سولر[7]:2006)
2-1 فضا :

مفهوم فضا در مقابل مفهوم مکان به کار گرفته می شود . این دو مفهوم تفاوت های اساسی باهم دارند . اولین وجه تمایزی که در جریان مقایسه مکان و فضا برجسته است، سطح انتزاع این دو مفهوم است. فضا در مقایسه با مکان مفهومی بسیار انتزاعی و به سختی قابل تصور بوده به طوری که درک این مفهوم بدون واسطه درک مکان برای ما موجودات فیزیکی غیر ممکن است.(سایت تبیان) گل محمدی در کتاب جهانی شدن ، فرهنگ ، هویت به نقل از مورلی و رابینز[8](1996) دیگر تفاوت ها را اینگونه بیان می کند که فضا عبارت است از همه جا ولی مکان جایی معین است .مکان محتوا دارد ولی فضا نوعی خلاء است . مکان دوبعدی است در حالیکه فضا سه بعد دارد . مکان قابلیت مرزبندی دارد اما فضا بی مرکز ونا متناهی است . و از زبان هال [9](1996) می گوید ، مکان ها ثابت می مانند اما فضا می تواند در یک چشم به هم زدن تغییر کند و عوض شود .

بنابراین فضا مفهومی بسیار گسترده تر و پیچیده تری نسبت به مکان دارد وشاید همین ویژگی های فضا است که باعث خاص شدن و به وجود آمدن دیگر خصوصیات فضای مجازی (اینترنت) شده است .
2.بومی شدن

اصطلاح بومی شدن [10] در ابتدا مدلی بود برای ژاپنی ها که تکنولوژی های جدید را با شرایط محلی وفرهنگ محلی خود وفق می دادند تا هویت ژاپنی خود را همچنان پا بر جا داشته باشند. در واقع بومی شدن خلق محصولات و یا خدماتی است که در بازار جهانی هست اما مناسب با فرهنگ محلی اختصاصی شده است [11].

بومی شدن معمولا زمانی مطرح می شود که با یک پدیده غیر بومی مانند تکنولوژی های جدید غربی مواجه باشیم . در این زمان سه راه برای مواجه با این پدیده غیر بومی داریم : اول اینکه نه تکنولوژی جدید را بپذیریم ونه فرهنگ وهنجاری که همراه با این پدیده جدید از مبدا خودش آمده است . که البته این راه در این برهه از زمان غیر ممکن است و حتی نمونه هایی که در دوره های پیش این نوع مواجه را انتخاب کرده بودند با شکست مواجه شدند ؛ مانند چین در سال 1800 و یا ژاپن درسال 1500 که هر دو مجبور به تغییر رویه شدند. دومین راه نیز پذیرش تکنولوژی جدید ومدرن شدن همچنین پذیرش فرهنگ همراه آن است . که این راه نیز به فرهنگ بومی صدمه می زند و افراد جامعه را دچار بحران هویت و از خود بیگانگی می کند ؛ مانند ترکیه در زمان آتاتورک . وسومین وبهترین راه برخورد با تکنولوژی های جدید پذیرش تکنولوژی و حرکت به سوی مدرنیزاسیون است در عین اینکه فرهنگ سازی جدید طبق ارزش های بومی و فرهنگ حاکم بر جامعه صورت بگیرد ؛ مانند ژاپن یا سنگاپور .

طبق تفاوت هایی که در مورد فضا ومکان ذکر کردیم قاعدتا بومی شدن نیز در فضا و مکان متفاوت است .
1-2 بومی شدن در مکان :

با ذکر کلمه مکان این معنا هم رسانده می شود که منظور جهان واقعی[12] است . برای بومی شدن در جهان واقعی ابتدا باید عناصرو عینیت هایی که نماینگر هویت های جمعی یک ملیت است را شناسایی کرد .

دکتر عاملی در رابطه با هویت اینگونه می گوید : "هویت همواره یک مفهوم ارتباطی بوده است. (بارت[13]1969) به این معنا که ما به وسیله تشابه ها وتفاوت ها یی که با دیگران داریم شناخته می شویم (میناگال[14] وهمکاران 2003)هویت به ریشه های زندگی ، روش ها ، و منش هایی که با آن زندگی می کنیم ، گره خورده است .منظور از روش های زندگی به قول میناگال وهمکاران او(2003) اموری است که "خصیصه های خاص زندگی ما " را منعکس می کند . اموری مثل بنا ها، نظام شهری، هنر، آداب ورسوم اجتماعی، مذهب، نوع لباس پوشیدن، نحوه غذاخوردن، چگونگی گذران اوقات فراغت و خلق وخو های به روابط اجتماعی ، نمونه هایی است که هویت یک جامعه را از جامعه دیگر ویا حتی هویت یک فرد را از فرد دیگر متمایز می کند ." بنابراین با باز سازی هویت در عناصری که نماد هویت یک فرد یا یک اجتماع است می توانیم می توانیم بگوییم بازگشت به خویشتن انجام داده ایم . مانند به کار گیری سازهای غربی اما نواختن ملودی های شرقی وایرانی ، مثل ساختن بنایی جدید و با تجهیزات امروزی اما با الگو برداری از معماری سنتی ایرانی و یا استفاده از پارچه خارجی برای لباسی به سبک محلی و ...

محلی بودن ودر عین حال مورد پذیرش جهان واقع شدن حکایت از برخورداری از ارزش های جهانی است ویک نگاه جهانی دارد .( عاملی: 1383)
2-2 بومی شدن در فضا :

منظور از فضا (فضای مجازی) در اینجا بیشتر اینترنت است . البته فضای مجازی صرفا اینترنت نیست ام اگر ما چیز دیگری با آن پنج خصوصیات پیدا کردیم میتوانیم آن را فضای مجازی بنامیم (مانند sms های موبایل) اما اینترنت بیشترین کاربرد را دارد .

اینترنت تشکیل شده از دو بخش 1. تکنولوژی و 2.محتوا. بومی شدن دراین دو مورد متفاوت است . باید متذکر شد که منظور از تکنولوژی نوع استفاده از تکنولوژی است نه اینکه بخواهیم چیزی که قبلا اختراع شده را دوباره با در نظر گرفتن شرایط محلی از نو اختراع کنیم .
2.1-2تکنولوژی :

مالکیت و مدیریت شبکه اینترنت در اختیار کشور های خاصی است که میزبانی بسیاری از وب سایت های ما را به عهده دارد. یعنی برای دسترسی به اطلاعات موجود در این شبکه باید از مسیر های تعین شده وتحت حفاظت این میزبانان گذشت . با این وجود سودی قابل توجه از این مسیر به جیب میزبانان می رود و هم امتیازی دارند برای وادار کردن کاربران به آنچه آن ها می خواهند و یا تهدید به تحریم اینترنتی . علاوه بر این، کنترل آن ها تهدیدی است برای امنیت اطلاعات رد وبدل شده در این زمینه . با این شرایط ضرورت ایجاد یک دیتا سنتر[15] که توسط هر منطقه یا کشورکنترل و حفاظت شود احساس می شود . ویا حداقل با تکثر ، انحصار در این زمینه شکسته شود . (مومنی:1384)

استفاده از دامنه های مخصوص با نام هر کشور یکی از راه های بومی کردن است. (بگذریم از اینکه همین دامنه ها نیز از طریق خطوط ارتباطی شبکه اینترنت خارج از کشور وصل می شود. ) دامنه .ir برای ایران می تواند به کاربران القا کننده هویتشان باشد . در فضایی بی حد و حصر که از هر قومیت و ملیت و کشوری در آنجا حضور دارند عنصری که نام کشور را به همراه داشته باشد، کشوری دارای مکان و مرز بندی مشخص ، جدای از هویت ملی و قومی بدون شک دیگر هویت ها را هم در ذهن ما تداعی خواهد کرد . هویت دینی ، هویت فرهنگی ، اجتماعی، هویت هنری، هویت شهری و دیگر هویت هایی که هر فرد به صورت فردی واجتماعی می تواند داشته باشد .ویا دامنه .va برای سایت های مخصوص واتیکان www.vatican.va
2.2-2 محتوا :

می دانیم که اینترنت یک چند رسانه ای[16] است . یعنی مانند ظرفی است که پیام های متفاوت از جنس های متفاوت درون آن ریخته می شود که در اختیار مخاطبانی به مراتب گسترده تر(از لحاظ زمانی ومکانی) و با اختیارات بیشتر قرار می دهد. محسنیان راد(1383) به نقل ازهنرز[17](1996) آغازبحث تأثیر رسانه ها در شکل گیری تصورات ذهنی مشترک را، از اواسط دهه 1980 و از هنگام حضور تلویزیون ماهواره ای (DBS) در منازل می داند که باعث گردید افراد ـ بدون دروازه بانی و مداخله دولت ها ـ بیشتر از گذشته درک کنند که چیزهایی فراتر از فرهنگ محلی[18] آنها نیز وجود دارد، بدون اینکه با آن فرهنگ، هیچگونه ملاقات چهره به چهره ای داشته باشند . یکی از پیامدهای این امر، تقویت حس "ما" بودن [19]یا همان هویت فرهنگی[20] است . باید گفت با ایجاد هویت جمعی ، هویت فردی ومحلی از بین نمی رود ویا ضعیف نمی شود ما با هویت های همزمان و دو جهانی شدن(دکتر عاملی : 1383) مواجه شده ایم . جهان مجازی با تاثیر گرفتن از صنعت همزمان ارتباطات ، منشاء ظهور فرهنگ های آنی[21] و به دنبال آن هویت های خلق الساعه شده است که در دوره محدودی شکل می گیرد و با ظهور هویت های جدید به سرعت از بین می رود. (دکتر عاملی:1383) این به وجود آمدن واز بین رفتن هویت های جدید می تواند به این دلیل باشد که هویت ها پشتوانه ای ندارند وطبق مرزها و مکان ها شکل نگرفته اند .

هویت بر اساس مرز بندی ها در مکان شکل می گیرد نه صرفا مرز بندی سیاسی ، مرز های فرهنگی ، دینی ، شهری و ... نیز در این امر سهیم اند. وطبق این اظهارات در رابطه با هویت های همزمان باید گفت که برای بومی ومحلی کردن محتوا در اینترنت و فضای مجازی باید مرزهایی که در جهان واقعی وجود دارد به صورت مجازی در اینترنت باز سازی شود ونماد های هویت در آنجا مطرح شود ؛ تا بتوان هویت های مربوط به آن مرز ها را بازسازی کرد . همان طور که گفتیم جهان مجازی در موازات با جهان واقعی در حرکت است بنابراین با بازسازی هویت در جهان مجازی ، هویت ها در جهان واقعی هم تقویت می شوند .

دیگر اینکه درون فضای مجازی علاوه بر ترسیم مجدد مرزها ، فرهنگ محلی و فرهنگ اختصاصی هر گروه بازنمایی شود . در این مورد برخی سایت ها سعی کرده اند با اختصاص دادن بخش هایی از فضایشان به فرهنگ های local این امر را رعایت کنند . (مانند: Yahoo Asia) اما مشکلی که وجود دارد این است که مدیرت همچنان دست همان سایت یاهو می باشد . در این صورت چقدر امکان تولید و عرضه فرهنگ ناب محلی آسیایی امکان دارد وچقدر مرزهای آسیایی را برای ما ترسیم می کند ؟ راهی که در این باره وجود دارد این است که مدیریت های این قبیل سایت ها ویا حتی بخش های محلی به خود بومیان منطقه واگذار شود .

به نظر من مثلا یک سایت چینی باید مانند یک رستوران چینی که در کشوری غیر از چین مثلا آمریکا واقع شده ، باشد . با وارد شدن به این رستوران با تمام وجود حس می کنیم که در چین هستیم . بو ، دکوراسیون، نوع چیدمان ، غذا ، زبان ، چهره ،لباس و سایر چیزها باعث می شود که دقایقی که در این رستوران هستیم فراموش کنیم که در چین نیستیم ؛ و با خارج شدن از این رستوران به فضای قبلی با فرهنگی متفاوت برمی گردیم ، در آنجا ما هم مانند بقیه وفرهنگ حاکم رفتار می کنیم . به نظر من این یعنی دو جهانی شدن یعنی هویت های همزمان یعنی داشتن فرهنگ محلی در کنار فرهنگ جهانی !
نتیجه گیری :

طبق دیدگاه های نسبیت گرا ها جهانی شدن نمی تواند جامعه بشری را به سمت یکی شدن فرهنگی ببرد . با تکیه بر دیدگاه فیدرستون[22] که از طرفداران نظریه نسبیت گرا هست ، می توان از متمرکز شدن فرهنگ های پراکنده [23] که منعکس کننده جهانی شدن فرهنگ های محلی است سخن گفت . فرهنگ های پراکنده در گذشته ، پیوند های خود را با فرهنگ های مرکزی از دست می دادند ، ولی در پرتو جهانی شدن یک نوع متمرکز شدن و منسجم شدن و مرتبط شدن و شبکه ای شدن فرهنگ های پراکنده به وجود آمده است . (عاملی : 1383)

یعنی در واقع جهانی شدن تهدیدی برای فرهنگ وهویت محلی ما نیست؛( البته در صورتی که ما از آگاهی کافی برخوردار باشیم و بتوانیم به انتخاب درستی دست بزنیم) بلکه به قول گیدنز[24] جهانی شدن دلیلی برای بهبود هویت های فرهنگی محلی در قسمت های متفاوت جهان است(2000)

اما برای ایجاد این بهبود و بازسازی هویت های فرهنگی محلی در جایی مانند اینترنت نیازبه هزینه وهمت زیادی است .

برای به دست گرفتن مدیریت ومالکیت مسیرهای ارتباطی و محتوایی درفضای مجازی احتیاج به سرمایه گزاری کلانی است همچنین همت والایی را برای بازنمایی درست وصحیح از فرهنگ و هویت بومی درفضای بی حد وحصری مانند اینترنت را می طلبد تا بتوان ما هم با خیالی راحت مانند گیدنز جهانی شدن را دلیل بهبود ، نه وارد کردن خدشه وایجاد بحران برای فرهنگ وهویت محلی ، بدانیم .
پانویس:

1.Relativism Theory

hyper-globalizer

cultural meaning

Robertson

virtual

John Suler

Morley & Robins

Hall

glocalization

http://www.wordspy.com/

real world

Barth

Minnegal

data center

multy media

Hannerz

local culture

we-ness

identity cultural

simultaneous cultures

Featherstone

diasporic culture

Giddens
کتابنامه :

جلیلی، سمیه ، 1382، مواجهه با غرب ، سایت کانون غیردولتی توتم اندیشه ،

رابرتسون ، رونالد ، 1380، جهانی شدن-تئوری های اجنماعی وفرهنگ جهانی ،تهران، نشر ثالث

سولر، جان ، چهارراه جهان مجازی ، ترجمه کامبیز پارتازیان ، سایت آینده نگرwww.ayandehnegar.org

عاملی ، س. ر،1382، دو جهانی شدن وهویت های همزمان آینده ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی ، www.iranwsis.org

عاملی ، س. ر،1384، زیرساخت ها و خصوصیات فضای مجازی ، درس مطالعات فضای مجازی

عاملی ، س. ر، 1382 ، جهانی شدن ها : مفاهیم ونظریه ها ، ارغنون24

عاملی ، س. ر، 1384، هویت های فرهنگی قدیم و جدید ،رمزگشایی تمدنی ومعماری سنتی- مدرن و ملی- فراملی مهستان.

کمالی پور، یحیی، 1383، بومی کردن اینترنت ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی ، www.iranwsis.org

گل محمدی ، احمد ، 1381، جهانی شدن، فرهنگ، هویت ، تهران ، نشرنی.

محسنیان راد ، مهدی ،1383، جهانی شدن،فرهنگ وبازار پیام ، سایت ایران وجامعه اطلاعاتی www.iranwsis.org

مومنی ، مینو ،1384، اینترنت ملی تنها با یک میلیارد دلار، سایت آینده نگر

دکتر سعیدرضا عاملی - نگاه به آینده، مورد توجه حوزه‌ها و شاخه‌های مختلف علوم بوده است. نگاه رشته‌ای و میان‌رشته‌ای قلمروها و نظام‌های مطالعاتی گسترده‌ای را در خصوص مطالعات آینده بوجود آورده است (هال - 1969، دلپینو- 1996، فیلد - 1999، روزنو - 1999، بری - 2000، مورتیمور - 2001، تیلور - 2002). تصورات اولیه در مورد آینده‌اندیشی. نگاه افسانه‌ای، جادویی و استثناء گرایانه بوده است، ولی به مرور حوزه‌های گسترده مطالعات علمی آینده با تکیه بر تفسیر، پیش‌بینی مبتنی بر قانون احتمالات شکل گرفته است (میشل مارین - 2002). مطالعات آینده، هم با نگاه خرد به مقوله‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، توجه کرده است و هم با نگاه کلان، روندهای جهانی را در جهان آینده مورد بررسی قرار داده‌اند. بعنوان نمونه با همین نگاه کلان‌نگر، نوروین پیترز (2000) مجموعه مقالاتی در مورد آینده جهان در 2020 را که محصول کنفرانسی است که به مناسبت چهل‌وپنجمین سالگرد مؤسسة مطالعات علوم‌اجتماعی هلند برگزار شده است، جمع‌آوری و ویراستاری نموده که در کتابی تحت عنوان «آینده‌های جهانی: شکل‌گیری جهانی شدن» به چاپ رسیده است. نویسندگان مقالات تلاش داشته‌اند که تحلیلی از روندهای جهانی که منجر به 2020 می‌شود ارائه دهند. اغلب نویسندگان بر غیرقابل قبول بودن جهانی‌شدن لیبرال، تأکید می‌کنند و در عین حال مسیر آینده‌ را در ساختار نظام سرمایه‌داری تحلیل می‌کنند. تنوع دیگر، مربوط به نظام‌های فکری و حوزه‌های آینده‌اندیشی است. معرفت‌شناسان با نگاه متدولوژیک و بررسی قوانین تفسیر و تبیین آینده، تلاش می‌کنند، آینده‌اندیشی را با نگاه فلسفی مورد بررسی قرار دهند (آلجیکا - 2003) و روش‌های مطالعة آینده را مورد نقد قرار دهند.

از دل این مطالعات، مطالعات انتقادی و مطالعات فراساختارگراها تولید شده است که ضریب اطمینان بسیاری از مطالعات آینده را به چالش کشیده است (بل - 1997 و هیج - 2002). آیندة سیاست نیز حوزة دیگری از مطالعات مربوط به آینده است، که تحت تأثیر دو جهانی‌شدن‌ها (عاملی، 1382الف)، نهادهای جهانی، تضادهای اجتماعی و فرهنگی، بالا رفتن قدرت فردی (گیدنز - 2001)، سیاست آینده را غیرمرکزی و انتشار‌یافته (Pervaded) می‌بینند (روزنو - 1999، بری -2000).

مطالعة آیندة فرهنگ نیز از ابعاد مهم دیگر آینده‌اندیشی است که به مطالعة پایداری و یا عدم ماندگاری فرهنگ‌ها (استیونسون - 2000) در قالب فرهنگ‌های بومی (گرونفلت (Groenfeldt) ، فرهنگ‌های قومی، فرهنگ‌های ملی و همچنین به مطالعه هویت فردی و اجتماعی می‌پردازند. یکی از جنبه‌های مهم در قالب آیندة فرهنگ، هویت فردی و اجتماعی می‌باشد که محل تأمل این مقاله است. در اینجا سئوال اصلی این است که فرد یا جامعه در آینده چه احساس و درک اولیه‌ای نسبت به خود و دیگری خواهد داشت؟ این احساس چه پیوندی به تاریخ گذشته دارد؟ و فرد و جامعه چگونه خود را از دیگری متمایز می‌کند؟ با توجه به این پرسش‌ها، این مقاله تلاشی است برای پرداختن به چگونگی هویت فرد در بستر دو‌جهانی‌شدن‌ها و اینکه هویت فرد در «فضای دوجهانی» جدید، چه آینده‌ای خواهد داشت. در این مقاله ابتدا، پارادایم دوجهانی‌شدن مورد بحث قرار خواهد گرفت و سپس مفهوم هویت و نسبت بین دوجهانی‌شدن‌ها و هویت و در نهایت چگونگی هویت در فضای دوجهانی آینده مورد بحث قرار خواهد گرفت.
1. پارادایم دوجهانی‌شدن‌ها

پارادایم دوجهانی‌شدن‌ها، نگاهی است که در درجة اول به تبیین و متمایز نمودن دو جهان موازی و در عین حال مرتبط و درهم‌ آمیخته در یکدیگر می‌پردازد و در درجة بعدی جهانی‌شدن‌های متکثری را در درون این دو جهان مورد‌ توجه قرار می‌دهد. اساساً مهمترین تغییر جهان معاصر که بنیان تغییرات آیندة جهان را می‌سازد، رقابتی شدن جهان واقعی و جهان مجازی است. ظهور جهان جدید یعنی «جهان مجازی» (Virtual World) بسیاری از روندها، نگرش و ظرفیت‌های آینده جهان را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. این جهان در واقع به موازات و گاه مسلط بر «جهان واقعی» (Real Word) ترسیم می‌شود و عینیت واقعی پیدا می‌کند.

این دو جهان از یک رابطه «انعکاسی هندسی» (Geometrical Reflection) برخوردار هستند.

جهان اول با خصیصه جغرافیا داشتن، از نظام سیاسی مبتنی بر دولت‌ ـ‌ ملت برخوردار بودن، طبیعی ـ صنعتی بودن، محسوس بودن و معطوف به احساس قدیمی‌تر بودن از جهان دوم قابل متمایز است. جهان دوم نیز با خصیصه‌هایی مثل بی‌مکانی، فرازمان بودن، صنعتی بودن محض، عدم محدودیت به قوانین مدنی متکی بر دولت ـ ملت‌ها، از معرفت‌شناسی تغییر شکل یافته‌ پسا مدرن برخوردار بودن، قابل دسترسی بودن همزمان، روی فضا بودن و برخورداری از فضاهای فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی و سیاسی جدید از جهان اول بصورت نسبی جدا می‌شود. این دو جهان در بسیار از موارد تبدیل به دوقلوهای به هم چسبیده خواهند شد که تعامل فردی و اجتماعی در قلمروهای بسیار، بستگی به «تعامل‌های دوجهانی» دارد و ما مواجه هستیم با «دوجهانی‌شدن‌های به هم چسبیده» (Twin Globalizations). آموزش پرورش آینده، نظام‌های تجاری و بانکی در حال و آینده، نظام‌های کنترل شهری و شهرسازی، حتی پزشکی جهان آینده برایند تعامل پیوند خورده این دو جهان است.

فهم دقیق تغییرات آینده جهان، نیازمند توجه جدی به وجود این دو جهان موازی است. دوجهانی‌شدن‌ها، فرایندهای جهانی است که در عین حال منعکس‌کننده دوجهانی‌گرائی (Dual Globalism) نیز هست. دوجهانی‌شدن‌ها بیان‌کنندة فرایندهای جهانی در دو فضای متفاوت است و دو جهان‌گرائی‌ها اشاره به شکل‌گیری معرفت‌های جدید جهانی نسبت به جهان واقعی و جهان مجازی است. بر این مبنا نگارنده که در دو نوشتار دیگر، که در یکی به آسیب‌شناسی جهان معاصر در بستر دوجهانی‌شدن تحت عنوان «دوجهانی‌شدن‌ها و جامعة جهانی اضطراب» (عاملی، 1382ب) و در مقاله‌ای دیگر با تکیه بر دوجهانی‌شدن‌ها، با تحلیل کل‌گرایانه روندهای آیندة جهان را مورد مطالعه قرار داده (عاملی، 1382الف)، توجه به این موضوع را به لحاظ «فضا‌شناسی» محوری‌ترین بستر برای مطالعة جهان معاصر و جهان‌ آینده می‌داند.

به لحاظ معرفت‌شناسی ادیان بزرگ جهان‌گرا، ادبیات، رمان و حوزه‌های سنتی و مدرن یوتاپیائی (کومار، 2003) و آرمان شهرهای فلسفه‌های قدیم و اساساً نگاه جهان‌گرایانه مسلط بر اندیشة فلسفی نقش مهم در شکل‌گیری نگاه جهان‌گرایانه حدید و ظهور فرایندهای جهانی شدن داشته است. در کنار اندیشه‌های فیلسوفانه، قدرت خلاق هنرمندان و نقاشان در ترسیم جهان آینده جایگاه جدی داشته‌اند و فضای جهانی جدید محصول و برایند همة تولیدات فلسفی، هنری، تکنولوژیکی و تجربیات حوزه‌های مختلف علوم می‌باشد. به قول نیچه (63؛1382) «اگر از ارتفاعی درست بنگریم همه چیزها سرانجام به هم می‌رسند، اندیشة فیلسوف، کار هنرمند و اعمال نیک» و در واقع تلاقی اندیشه‌های جهان‌گرا و جهان‌شدن‌های امروز را معنا می‌بخشند.

نگاه جهان‌گرایانه، زمینه‌های ظهور ذهنی «جهانی غیر از جهان شناخته‌شده‌ای» را که در آن زندگی می‌کنیم فراهم آورده است. تصورات واقعی و خیالی نیز در این عرصه کارساز بوده است، نگاه خیالی و جادوئی به جهان، انسانی را تصویر می‌کند که به صورت اعجاب‌انگیز و خارق‌العاده مسلط بر همة مخلوقات و همة هستی است و هر آنچه را که اراده کند تحقق‌یافته، می‌یابد. جهانی را معرفی می‌کند که حتی انسان با ارادة ذهنی بر زمان و مکان مسلط می‌شود، و همة کرات را در می‌نوردد، جهانی که یک فرد از انرژی خارق‌العاده برخوردار می‌شود و در و بر همه جا مسلط می‌شود، همسایگی این جهان، کار و شغل در این جهان، تجارت و معاملات. تفریحات و سرگرمی‌ها و بسیاری از نظام‌های زندگی از نمودهای مجازی و در عین حال «واقعیت مجازی» (Virtual Reality) است که برای این جهان پیش‌بینی می‌شود.
2. هویت چیست؟

منظور از هویت چیست؟ هویت ابتدا به معنای «یکی‌شدن» و در روانشناسی به معنای «یکی‌شدن خود» مطرح گردیده است و در مردم‌شناسی هویت متجلی در «هویت نژادی» بوده است (سوکفلد، 1999:417). هویت از نقطه‌نظر جامعه‌شناسی صرفاً یکی‌شدن خود نیست بلکه «یکی‌شدن با خود و دیگران» محسوب می‌شود که توضیح‌دهندة هویت فردی و اجتماعی است. اریکسون (109:1980) این دو مفهوم را با یکدیگر جمع کرده و معتقد است هویت دارای دو جزء است: اول «یکی‌شدن خود» و دیگری «مشارکت با دیگران در بعضی از اجزاء ذاتی». براساس نظریة هویت، فرایند هویت، یک سیستم کنترل است که مجموعه از هنجاری و ضدهنجارها را در فرد و جامعه بوجود می‌آورد. هویت مجموعه معانی است که چگونه بودن را در خصوص نقش‌های اجتماعی به فرد القاء می‌کند و یا وضعیتی است که به فرد می‌گوید او کیست و مجموعه معانی را برای فرد تولید می‌کند که مرجع کیستی و چیستی او را تشکیل می‌دهد (بورک، 1991:837). نکتة مهم این است که هویت مفهومی است مرتبط با حوزة معنا، منتهی لزوماً معنا خصیصة ذاتی فرد و یا جامعه نیست بلکه محصول توافق‌ها و عدم توافق‌ها است (جینکینز، 1381).

اندیشمندان بسیاری همچون ویلیامز (1960)، گیچ (1962، 1967 و 1969)، کوین (1963)، نیلسون (1970)، بومن (1998)، یونگ و لایت (2001) معتقد به نسبی بودن هویت و یا هویت‌ها هستند. از نظر گیچ (1962) هویت نسبی است و افراد از حیث‌های متفاوت، دارای هویت‌های متفاوت هستند. یک فرد، یک هویتی شغلی، هویت فامیلی و هویت دینی می‌تواند داشته باشد. از نظر نیلسون (1970) رئیس بانک و شهردار یک شهر، هر دو یک شهروند هستند، ولی به لحاظ موقعیت رسمی دارای هویت‌های متمایزی هستند و یا حرف اول یک کلمه و حرف پنجم همان کلمه هر دو حرف هستند، اما به لحاظ نمادی حروف متفاوتی هستند. یونگ و لایت (2001) در مقالة خود، به تفاوت هویتی مردم آلمان شرقی در دورة سوسیالیسم و مابعد سوسیالیسم یعنی پس از فروپاشی دیوارهای برلین، اشاره کرده‌اند و نسبیت دوره‌ای هویت‌ها را براساس تغییرات اجتماعی نشان داده‌اند.

هویت‌ها از دو خصیصه استمرار و تمایز برخوردار هستند. یعنی فردیت هویتی فرد به سادگی تغییر نمی‌کند و همواره خود را در کنار «دیگری نبودن» می‌یابد (عاملی، 2002). با یک نگاه کلی از نظر انتونی گیدنز (2001:21) «هویت مربوط به فهم افراد در مورد این که «چه کسی هستند؟» و «چه چیزی برای آنها مهم است» تبیین می‌شود. این فهم هویتی، منتزع از منابع معناساز مهمی مثل دین، ملیت، نژاد، جنسیت، طبقه اجتماعی و تمایلات گروهی و قومی می‌باشد. هویت‌های فردی، مربوط به احساس فرد نسبت به خود و تمایزاتی است که با مؤلفه‌هایی مثل اسم، ملیت، قومیت و یا تمایلات شخصی، فکری، ارزشی و یا ایدئولوژیک، هویت یک فرد را از دیگری متمایز می‌کند.

هویت اجتماعی، به احساس مشترک یک جمع مثل «مادرها»، «پناهندگان»، «اقلیت‌های قومی دینی»، «گروه‌های کوچک و بزرگ اجتماعی» و ... باز می‌گردد. این احساس منابع مشترک دارد که همة افراد آن هویت مشترک را به هم وصل می‌کند.

هویت همواره یک مفهوم ارتباطی بوده است (بارت، 1969)، به این معنا که ما بوسیلة تشابه‌ها و تفاوت‌هایی که با دیگر داریم شناخته می‌شویم (میناگال و همکاران، 2003:61). هویت به ریشه های زندگی، روش‌ها و منشی‌هایی که با آن زندگی ‌می‌کنیم، گره خورده است. منظور از روش‌ها زندگی، بقول میناگال و همکاران او (2003) لزوماً نظام‌های اداری و بروکراتیک زندگی نیست. بلکه منظور آن اموری است که خصیصه‌های خاص زندگی ما را منعکس می‌کند. اموری مثل آدام و رسوم اجتماعی، مذهب، نوع لباس پوشیدن، غذا خوردن، گذران اوقات فراغت و خلق‌و‌خوی‌های مربوط به روابط اجتماعی، نمونه‌هایی است که هویت یک جامعه را از جامعة دیگر و یا حتی هویت یک فرد را از فرد دیگر متمایز می‌کند.

از نظر استوارت هال (1991الف:47)، با نگاه هگلی، هویت یک روند در حال شدن است و از طرفی یک شناسنامه و عامل شناخته‌شدن محسوب می‌شود، هویت همواره از طریق تقسیم‌ِشدن، معنا پیدا می‌کند، تقسیم بین اینکه من چه هستم و دیگری چه هست؟ او اساساً «هویت را ریشة خود و بستر عمل» تعریف می‌کند. از نظر او نگاه روانشناسی به «خود» (Self) نیز به این معنا نزدیک است. نگاهی که خود را یک «من ادامه‌دار، توسعه‌ای و در عین حال یک خود دیالکتیکی درونی» تعریف می‌کند. در واقع ما هرگز آنجا قرار نداریم بلکه یک خود در حال شدن هستیم، و وقتی به مقصد می‌رسیم، حداقل می‌دانیم که هستیم؟ استوارت هال‌بر «منطق هویت» تأکید می‌کند. از نظر او اکثر بحث ما در مورد درون یا بیرون خود و دیگری، یا درون و یا بیرون فرد و جامعه، و در عینیت یا ذهنیت، بر منطق هویت متکی است. همین منطق هویت است که از نظر او یک آرامش خاصی را به فرد می‌دهد که بقول او شب را راحت می‌خوابد، یعنی فردی که گرفتار دوگانگی یا چند‌گانگی هویتی نیست، بلکه از یک هویت روشن برخوردار است، از خواب راحت نیز برخوردار است. منطق خوب خوابیدن به ما می‌گوید، فرد در شرایطی قرار دارد که با تغییرات بسیار آهسته‌ای مواجه است. البته تاریخ حرکت می‌کند و تغییرات غیرمنتظره دارد ولی فرد با یک هویت مشابهی ادامه می‌دهد. این نوع هویت و این نوع منطق هویت از نظر او به پایان دوران خود رسیده است.

از نظر استوارت هال (1991الف:42) منطق هویت به پایان خود رسیده است، و این بخاطر «غیرمرکزی شدن نظام‌ها و اندیشه‌های مدرن» است. در واقع تمام امور مدرنیته که مربوط به جنبه‌های «بزرگ هویت جمعی» بود، مورد چالش قرار گرفته است. تمام اموری که به نوعی جامعیت، هم‌رنگی و هم‌ریشه‌بودن را معنا می‌بخشید، در معرض شکست قرار گرفته است.

اموری مثل طبقة اجتماعی، ملیت، نژاد، جنسیت و حتی مفهوم بزرگی مثل «غرب» از هویت مشابه و جمعی خود دور شده است. این جنبه‌ها، از نظر استوارت هال، «جنبه‌های بزرگ هویت اجتماعی» (Great Collective Identity ) است، که به نوعی در بستر روند طولانی تاریخ مدرنیسم تولید شده است. در واقع اینها به نوعی اشکالی از «خود ـ انعکاسی» فرد است که در هویت‌های جمعی بزرگ معنا پیدا می‌کند. بعنوان مثال، طبقة مهمترین جایگاهی بود که موقعیت اجتماعی را معنا می‌بخشید، طبقة یک «کد اجتماعی» بود که بوسیلة آن افراد یکدیگر را می‌فهمیدند. البته هویت‌های اجتماعی از بین نرفته و نخواهد رفت، ولی امروز، سازه‌های اجتماعی که در بستر هویت معنا پیدا می‌کند مثل ملیت، طبقه و ... از بین رفته است.

اساساً هویت مربوط به ذهنیت مشابهی است که فرد با دیگر دارد، به قول استوارت هال (1991الف:49) هویت مربوط به افرادی است که مشابه هم حرف می‌زنند، مشابه هم فکر می‌کنند، از احساسات مشابه برخوردار هستند. لذا هویت همواره از جایگاه دیگری تعریف می‌شود. هویت فرد، گاهی در دیگری منعکس می‌شود، مثل جائیکه مفهوم عشق معنا پیدا می‌کند، در اینجا فرد، در دیگری تکرای می‌شود. شاید به همین دلیل است که در قلمرو ملی و شکل‌گیری حس ملی و هویت ملی سخن از «عشق سیاسی» است (ترنز، 1999)، در واقع در سطح نازلتر، آن چیزی که موجب نوعی هویت جمعی می‌شود، تکرار تمایلات مشابه همه افراد و انعکاس فرد در جمع و فرد در دیگری است.

استوارت هال (1991الف) در مقاله‌ای تحت عنوان «محلی، جهانی: جهانی‌شدن و قومیت» بر بعد تمایز هویتی در مواجه‌های محلی و جهانی تأکید می‌کند. او می‌گوید: زمانی که به اطراف جهان می‌روید، وقتی متوجه می‌شوید دیگران چه هستند؟ پس می‌فهمید، آنها چه نیستند؟ و در نتیجه اینکه شما چه هستید؟ معنا پیدا می‌کند. بنابراین هویت، دائماً در یک چشم‌انداز نبودن، مشابه نبودن‌ها و اساساً یک نگاه منفی و یا سلبی معنا می‌یابد.

او معتقد است با ظهور جهانی‌شدن، روابط و هویت فرهنگ ملی بریتانیا، در حال از بین رفتن است. البته به نظر می‌رسد، هال به جنبه‌های بازگشتی هویت که در بستر مواجهه با دیگری شکل می‌گیرد، و موجب نوعی بازگشت به خود می‌شود، توجه نکرده است. آن دیدگاهی که در نظر گیدنز (1999) انعکاس پیدا کرده است و گیدنز را بر این جهت‌گیری رسانده است که ملی‌گیرایی و مفهوم ملیت در بستر جهانی‌شدن تقویت می‌شود و حتی «ملیت‌های بدون دولت» در این روند شکل می‌گیرند. البته او با تفکیک بین مفهوم ملت، دولت ملت و ملی‌گرایی، بازتاب‌های متفاوتی در مواجهه با جهانی‌شدن مطرح می‌کند که لزوماً از ابعاد انعکاسی برخوردار نیستند.
3. آیندة هویت، دوجهانی‌گرایی‌ها و دوجهانی‌شدن‌ها

با توجه به روشن شدن ابعاد مفهومی دوجهانی‌شدن‌ها و هویت، نسبت بین این دو مفهوم را بصورت اجمالی در جهان آینده مورد بحث قرار می‌دهید. باید توجه داشت که آینده هویت از ابعاد مختلف قابل مطالعه است. هویت فرد و جامعه، هویت فرهنگی یک منطقه که نماد فرهنگی و هویتی مجموعه‌ای از کشورها را در بردارد مثل هویت غرب (وندر ویر، 2003)، و یا آیندة هویت معماری، نقاشی و یا حتی آیندة هویت شهر (هوبارد و همکاران، 2003) جنبه‌های متفاوتی است که در مطالعة آینده هویت مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله توجه اصلی ما متوجه آیندة هویت فردی است. در خصوص هویت در جهان آینده نیز مطالعات زیادی انجام گرفته است.

بعضی از این مطالعات، به جایگاه هویت در فضای فرهنگی دجیتالی جدید توجه کرده است (بولیر، 1995).

هابرمس (2003) در جدیدترین کار خود تحت عنوان «آیندة طبیعت انسانی» (The Future of Human Nature)، رابطه بین تصرفات مهندسی ژنتیک و هویت انسان و برداشت و تلقی که فرد از خود، طبقه و تاریخ خود دارد را مورد بحث قرار می‌دهد و انعکاس آنرا بر هویت‌های آینده چالش‌برانگیز می‌داند. هابرمس (2003) در این کتاب به نقد مهندسی ژنتیک و دخالت‌ها و تصرف‌های ژنتیکی در ارتباط مستقیم با هویت و فهم از خود و طبقه و جایگاه اجتماعی می‌باشد. او بین رشد طبیعی و ساختگی تفاوت قائل می‌شود و معتقد است ژن ساخته‌شده و ژن طبیعی تفاوت‌های هویتی را بعنوان عضو یک جامعة خاص بوجود می‌آورد. او در جمع‌بندی خود، به این مهم تأکید می‌کند که تضادهای بین علم و دین، منشاء بحران‌های بسیار زیادی شده است که نمود مهم آن، 11سپتامبر می‌باشد و بازتاب‌های دیگر آن تصرف بر بسیار روندهای طبیعی زندگی انسان خواهد بود.

والتر تروت اندرسون (1996، 1997 و 2003)، از جمله کسانی است که در حوزة آینده هویت فردی مطالعات متمرکزی داشته است. اندرسون (2003) با دیدة تردید به سخن هملت که می‌گوید «ما می‌دانیم چه هستیم» نگاه می‌کند در آینده چه خواهیم بود؟ اما بر محور روندهای گذشته ترسیم ابهام‌آمیزی از چه بودنهای آینده می‌توان ارائه نمود.

اینکه فرد در جهان آینده چه تلقی نسبت به خود و دیگری دارد، سئوالی است که مستلزم توجه به سه مؤلفة مهم است. مؤلفة اول، فضای حاکم بر فرد در جهان آینده است که در واقع نوعی فضاشناسی و محیط‌شناسی زندگی فرد در جهان آینده تلقی می‌شود. مؤلفة دوم چرخش یا استمرار روند‌هاست. در واقع این سئوال مطرح است که آیا لزوماً آیندة جهان، یک رابطة خطی با جهان گذشته دارد، تا با فهم سنت تاریخ گذشته، به سنت تاریخ آینده پی ببریم. یا چرخش‌ها و به قول گیدنز، روندهای معکوسی در آن وجود دارد که تاریخ آینده را به گذشته وصل می‌کند و با برایندهای جدیدی از «گذشته و آینده» ظهور پیدا خواهد کرد. مؤلفة سوم به توضیح روندهای هویتی همزمان و حتی «همزمانی گرایی‌های متضاد» (Contradictional Sychronism) می‌پردازد که در فهم تکثرهای موجود در فضای دو جهانی کمک می‌کند.
مؤلفة اول: فضای حاکم بر انسان در جهان آینده

نسبت به مؤلفة اول، مهمترین تغییر، ظهور و استقرار جهان دوم و چرخة جهانی‌شدن‌ها در این جهان می‌باشد. ظهور جهان دوم (جهان مجازی) معلول یک تحول عظیم و مهم تکنولوژیک است که مفهوم زمان و مکان را عوض کرده است و یک «ارتباط همزمان» را برای همگان و در هر زمان، فراهم آورده است. این روند، ثبات و تمایزهای هویتی را درون تکثرها و تغییرها گم خواهد کرد. مفهوم دوری و نزدیکی و اینجا و آنجا در پرتو آن از بین رفته است. این روند حتی مفهوم این فرهنگ و آن فرهنگ و این هویت و آن هویت را نیز تحت‌الشعاع خود قرار داده و در لایه‌های گسترده‌تری متأثر خواهد کرد. به عبارتی می‌توان گفت جغرافیای فرهنگی و هویتی آینده بر محور جغرافیای سیاسی و زمینی جهان واقعی ترسیم نخواهد شد. با این نگاه «همگنی هویتی» (Homogenized Identity) و «همگنی فرهنگی» مبتنی خواهد بود بر «هم‌سازی‌های جدید» و در عین حال بقول رولند رابرتسون (1992) شاهد یک نوع «ناهمگنی فرهنگی» و «ناهمگنی هویتی» (Heterogenized Identity) خواهیم بود.

این همگنی و ناهمگنی صرفاً تولید واقعی فرهنگ و جغرافیای بومی نیست و اساساً صرفاً برگرفته از جهان واقعی نیست، بلکه روندهای بومی ـ جهانی و دوجهانی‌شدن‌ها عامل عمدة این روندهای هویتی جدید است.

فضای جدید، رابطة متفاوتی با تکنولوژی را بوجود آورده است. جهان مجازی که سراسر جهان ساختگی، کدگذاری‌شده و صنعتی است، تعامل‌های واقعی را که منتزع از «واقعی فرض کردن مجاز» است را بوجود آورده است. لذا این سئوال اساسی مطرح است که اساساً فرد در مواجهه با تکنولوژی بطور عام و در مواجهه با کامپیوتر و جهان مجازی از چه هویتی برخوردار خواهد بود و به قول رومن (2002) فرد در فضای متصل (On line space) از چه هویت متفاوتی در مقایسه با فضای منفصل (Off line space) برخوردار خواهد شد. این فضای جدید روندهایی را بوجود آورده است که ماشین جزئی از زندگی روزمره انسان شده است، به نوعی که فرد در بسیاری از تعاملات خود در زندگی روزمره، بقول مزلیش (1993)، بین انسان و ماشین تفاوتی قائل نمی‌شود. باید توجه داشت که در فضای سایبرنتیک، بسیاری از ارتباطات بین فرد و «بی‌فردی» و یا «ماشینی تیزهوش» است و به دلیل فرهنگی شدن ارتباطات سایبرنیتیک، فرد تفاوت انسان و ماشین را فراموش کرده است.

خصوصاً اینکه در فضای سایبر انسان و ماشین هر دو از ماهیت «سمبولیک بودن، کدگذاری شده و بی‌بدن بودن» برخوردارند. فردی که در نظام بانکی جهان واقعی با انسان واقعی مواجهه بود، به یکبار در فضای مجازی رابطه با ماشین، بعنوان یک جایگزینی رابطة انسانی قرار می‌گیرد. ذهنیت شرطی روابط انسانی در نظام بانکی، منشاء تداعی همان روابط در ارتباط انسان با ماشین می‌شود. بسیاری از این روابط طبیعی، در جهان مجازی صنعتی تکرار می‌شود که به مرور تعامل جدیدی از روابط «فرد» با «دیگری» را می‌سازد.

اندرسون (1996) در کتاب «تکامل آنگونه که در گذشته بوده است، نیست» (Evolution Isn't What It Used To Be ) بحث می‌کند که انسان امروز، موجود دیگری شده است و نقطة مرکزی این تغییر مربوط به تعامل بین «بیولوژی و الکترونیک» (Bionic Convergence) و به تعبیری بین انسان و تکنولوژی است. او معتقد است دو تکامل بزرگ صورت گرفته که یکی مربوط به رابطة انسان و تکنولوژی است که موجب «توسعه و بزرگ شدن قلمرو ذهن» شده است. این رابطه بصورت برجسته مربوط به رابطة انسان و کامپیوتر است. و دیگری مربوط به بدن انسان است، بدن انسان یا از طریق واگسن‌ها و ارگانهای ساختگی و بسیاری از اختراعات تکاملی و مثلاً صنعت پیوند اعضاء، ابعاد تکاملی برجسته‌ای پیدا کرده است. این دو افزایش، انسان دیگری را ساخته است که با انسان پیشین تفاوت دارد.

اندرسون (1997) در کتاب آینده و خود به مطالعه «آینده و خود» می‌پردازد. در این کتاب او به یک نکتة کلیدی توجه می‌کند که فرد تک‌مرکزی گذشته، تبدیل به یک فرد چند مرکزی شده است که این تکثر منشاء ضعیف شدن لایه‌های هویتی فرد شده است. اما دیدگاه کلیدی اندرسون (2003) که در مقالة جدید او که در فصل‌نامه «آینده‌ها» به چاپ رسیده است، از اهمیت زیادی برخوردار است. او در تکمیل دیدگاه‌های خود در خصوص هویت انسان، بر سه مفهوم اساسی که مربوط به هویت انسان در مواجهه با تکنولوژی می‌باشد، تأکید کرده است. او معتقد است اولاً یک نوع «افزایش(Augmentation) توانایی‌ها» نه به لحاظ صرفاً بیولوژیکی بلکه به لحاظ ذهنی در انسان بوجود آمده است. ثانیاً یک مفهوم جدیدی از «زندگی تعاملی و اشتراکی» (Symbiosis) معنا پیدا کرده است و ثالثاً یک نوع برآیندهای «فرا» (Transcendence) هویتی بین انسان و انسان و انسان و «ماشین‌های تیزهوش» (Intelligent Machines) بوجود آمده است. از نظر اندرسون (2003:545)، معلوم نیست روند افزایش نیروی انسان، اشتراکی‌شدن‌ فضاها و فراهویتی شدن تا چه مقدار پیش خواهد رفت. هر چه هست، از نظر او این روند در حال شدن است و انسان همواره چیزی، جز آنچه در گذشته بوده است، خواهد بود. آنچه خواهد شد، می‌تواند آینده‌ای بهتر باشد و می‌تواند آینده‌ای مشکل‌تر باشد.

در خصوص فضاشناسی و محیط‌شناسی آینده، توجه به ظرفیت‌های علمی آینده و تکنولوژی‌های آینده در عرصة بیوتکنولوژی، که خلق انسان‌های جدید با هویت‌های جدید و که در بسیاری از موارد بریده از تاریخ، پدر و مادر می‌باشد، شایان اهمیت است، همچنین تصرف بر طبیعت انسان و «طبیعت غیرطبیعی» نوعی ساختگی شدن انسان و طبیعت را به همراه می‌آورد که منشاء هویت متفاوتی خواهد بود (هابرمس، 2003، نیوول، 2003، عاملی 1382الف).
مولفة دوم: چرخش یا استمرار روندها

در اینکه مظاهر بسیاری گسترده‌ای از تاریخ بشر محصول تعامل‌های مرتبط با یکدیگر است، تردیدی نیست. اما اینکه آیا تلقی هویتی نیز از یک روند یکسان برخوردار است یا خیر، تردیدهای جدی وجود دارد. استورات هال (1991الف) بر این معنا تأکید می‌کند که سنت تاریخ چنین بود که هویت در حال و آینده به نوعی، تکرار هویت در گذشته بود، لذا استمرار هویت‌ها امری قابل فهم بود، ولی امروز، نوعی تغییر جزء ذات حرکت ثابت تاریخ شده است. لذا مفاهیم و معانی بزرگ شکل نمی‌گیرد و سیلان تغییرات نوعی خرده‌گرایی را بوجود آورده است. این نگاه ناظر بر دوران گذار است. ولی شواهدی از ظهور گذشته در آینده و یا بازگشت به گذشته و سنت‌های قدیم در جامعة معاصر دیده می‌شود. ظهور «فرهنگ مخالف» در قالب کمپین‌های اجتماعی مثل «خانواده»، «مبارزه با فقر»، «طرفدار صلح جهانی» و «نهضت‌های بازگشت با دین‌ناب» و بطور خاص ظهور بزرگترین کمپین اجتماعی تاریخ معاصر، یعنی «نهضت اجتماعی محیط‌زیست‌گرا» نمودهای برجستة بازگشت به طبیعت، و زندگی طبیعی و به نوعی فرار از جهان تصرف‌های تخریب‌کننده «هویت انسان» است. این روند تولید فضای دوجهانی‌شدن‌هاست. همان‌طور که مدرنیته و صنعتی شدن، نوعی از خود بیگانگی را بدنبال داشت و هویت فرد در جهان مدرنیته گرفتار یک ناستالژیای جدی شد، این روند در زندگی دوجهانی جدید، ناستالژیای فزاینده‌ای را تولید خواهد کرد که فردگریزی، جز بازگشت به خویشتن، نمی‌یابد.
مؤلفة سوم: لایه‌ای شدن و همزمانی شدن هویت‌ها

تکثر گستردة دوجهانی‌شدن‌ها و فرایندهای بومی ـ جهانی (Glocalization) (رابرتسون، 1995) در درجة اول به قول کریس بارکر، (2002:72) «کلیت» (Whole) فرهنگی را تبدیل به یک تجزیة فرهنگی کرده است. این روند فرهنگی موجب ظهور ساختارهای جدیدی شده است که تولید‌کنندة روندهای همزمان و در عین حال متضاد بسیاری در جهان معاصر شده است. ظهور پسا مدرنیسم در کنار مدرنیسم، ظهور روندهای غیرسکولارشدن(Desecularization) در کنار سکولار شدن (Secularization) جوامع و بوجود آمدن هویت‌های سنت‌گرا در کنار هویت‌های مدرن‌گرا و یا بوجود آمدن هویت‌های دورگه (Hybrid Idintities) در نسل جدید، نمودهایی از ظهور همزمانی‌های فرهنگی و هویتی است. جهان مجازی، با تاثیر گرفتن از صنعت همزمان ارتباطات، منشاء ظهور «فرهنگ‌های آنی» (Simultaneous Cultures) (بل، 2001)، و بدنبال آن ظهور حال هویت‌های خلق‌الساعه شده است که در دروة محدودی شکل می‌گیرد و با ظهور «هویت‌های جدید» به سرعت از بین می‌روند، خواهند بود.

فرد در عین حال که از هویت ملی‌گرا برخوردار است، از نگاه جهان‌گرائی عدالت‌خواهانه نیز برخوردار گردیده، در عین حال که در تعامل به جهان، همگنی‌های جدید بوجود آورده است، همگنی‌های بسیار بومی نیز در درون آن شکل گرفته است. توجه به این نکته این مهم را بیان می‌کند که ما در جهان آینده لزوماً با «یک هویت فردی و اجتماعی» مواجهه نیستم، بلکه فرد واحد و مکان استقرار دو یا چند هویت شده است. لذا وقتی از چیستی فرد سئوال می‌شود، در پاسخ از ملاک چیستی و جهت چیستی باید سئوال کرد، مثلاً شغل شما چیست؟ تمایلات اوقات فراغات شما چیست؟ احساس ملی شما چیست؟ و یا احساس جهانی شما چیست؟ و یا چیستی فرد را نسبت به عضویت در خرده فرهنگ‌ها مورد سئوال قرار می‌دهد.
نتیجه‌گیری

با نگاه اندرسونی می‌توان گفت دوجهانی‌شدن‌ها، هر سه روند را توسعه بخشیده است و هویت‌های چند‌لایه‌ای را در درون خود متولد نموده است. از یک طرف ظرفیت انسان از محلی بودن، محلی زندگی کردن و محل‌گرایی به جهانی بودن، در جهان زندگی کردن و به قول رابرتسون خود را عضوی از جهان شش میلیاردی دانستن، نه صرفاً عضو جمعیت فلان روستا، شهر و یا کشور خاص پنداشتن و در نهایت به یک نوع جهانی‌گرایی منتقل نموده است. از طرفی فشرده شدن جهان واقعی تحت تأثیر «وسایل حمل و نقل تندرو» و «یکی شدن جهان مجازی»تحت تأثیر صنعت همزمان ارتباطات، ظرفیت فزاینده‌ای را برای انسان فراهم آورده است، لذا «خودفردی» یک افق جهانی پیدا کرده است. با مؤلفة دوم اندرسون یعنی «تعاملی شدن و اشتراکی شدن» فضا، نیز باید گفت فشردگی این دو جهان، نزدیک شدن جامعة انسانی و ارتباطات تنگاتنگ بین جامعة انسانی، تعامل‌های متکثر بین دینی، بین فرهنگی، بین نژادی و بین قومیتی جدید را بوجود آورده است که پایة شکل‌گیری «فضاهای فراهویتی» جدیدی را فراهم آورده است. هویت‌های آینده، با این نگاه بر محور مؤلفه‌های ثابت و پسینی تاریخ گذشته نخواهد بود. هویت‌های آینده به گذشته مراجعه خواهد کرد ولی گذشته را بطور کامل تکرار نخواد کرد، بلکه نوعی «فرایندهای تعاملی آینده و گذشته» شکل خواهد گرفت.

با توجه به پارادیم دوجهانی‌شدن‌ها، می‌توان گفت هویت‌های ثابت پیشینی که ساخته‌شده جهان اول (جهان واقعی بودند در مواجهه تعاملی با جهان دوم (جهان مجازی)، پایة هویت‌های جدیدی را می‌گذارند که ظرفیت تضادهای گسترده بین زندگی، فرهنگ و هویت در جهان واقعی و جهان مجازی را خواهد گذاشت. دوران انتقال فرد از زندگی در جهان واقعی به زندگی در «فضای دوجهانی»، دوران چالش‌ها، ناهنجاری‌های گسترده و بحران هویت‌هاست. ولی به نظر می‌رسد با استقرار و هنجاری‌شدن جهان دوم در کنار جهان اول، در سه دهة آینده، شاهد شکل‌گیری جغرافیا و نهادهای شناخته‌شدة جهان مجازی در کنار جهان واقعی باشیم، که فرد رد آن فضا احساس آشنایی، تسلط و هویت مشخص داشته باشد. به عبارتی می‌توان گفت، جهان آینده، جهان مسلط شدن انسان بر روندهای دوجهانی‌شدن است، این روند منجر به نوعی «بازگشت به سادگی» در اوج پیچیدگی تکنولوژیک جهان آینده خواهد شد. روندهای بازگشت، که منشاء آن خستگی‌های انسان در جهان تکنولوژی و «ضعیف شدن لایة معنا و معنویت» است، انسان را به سمت تعریف طبیعی‌تر و ساده‌تر از خود منتهی خواهد شد.

براساس آنچه گفته شد، دوجهانی‌شدن‌ها و دوجهانی‌گرایی، ضمن تولید تکثرهای هویتی و غیرمرکزی شدن هویت‌ها، به مرور لایه‌های جدیدی از «فرا هویت‌ها» را تولید می‌کند که لزوماً از منابع گذشته تأثیر نمی‌گیرد،بلکه اشتراکات جهانی فراهویتی را بوجود آورده است که از خصیصة «معنویت‌گرایی و پیوند با متافیزیک»، «طبیعت‌گرایی»، «سادگی»، «سنت‌گرا بودن» و محوریت پیدا کردن مفهوم «عدالت» با نگرش جهانی «عدالت برای همه» (Justice for all) برخوردار خواهد بود. در چهارچوب پارادیم معرفتی دو‌جهان‌گرایی و براساس واقعیت‌ شدن مجاز (Realization of Virtual) و مجازی شدن واقعیت (Virtualization of Real) در بستر دوجهانی‌‌شدن‌ها، درک از خود و انعکاس خود در کناز دیگری، برخلاف گذشته صرفاً در فضا و جهان واقعی و با تکیه بر رقابت‌های دینی، قومی و ملی مصداق پیدا نمی‌کند، بلکه نمودهایی از «دیگری فرادینی، فراقومی و فراملی» شکل خواهد گرفت که زمینة «هویت‌های بزرگ جهانی» را بر محور ارزش‌های جهانی فراهم خواهد کرد. و در کنار آن نوعی، همزمانی هویت‌های دیگر که معرف جهان شخصی‌تر و هویت شخصی‌تر فرد می‌باشد در حال شکل‌گیری است. البته این روند، اتفاقی است که در حوزة عمومی، قابل پیش‌بینی است، چگونگی روندهای سیاسی در جهان قدرت، روندهای متفاوتی را دارند که در جای خود باید بحث شود.

نگاه‌ هابرمسی به تکنولوژی ژنتیک، انسان‌های ساخته‌شده‌ای را ترسیم می‌کند که هویت‌های آنها براساس ژن‌های تعریف‌شده، شکل می‌گیرد. این هویت، «ماشینی شدن انسان و هویت انسانی» را ترسیم می‌کند که نگرانی‌های زیادی را برای تعامل طبیعی و ارتباطات بشری ایجاد می‌کند. هویت آینده این نوع انسان، قبل از آنکه محصول یک تعامل باشد، یک جوهر تعریف‌شده ژنتیکی پیدا کرده است، که براساس قدرت و ثروت شکل می‌‌گیرد.

تکثر و لایه‌ای شدن و چندبعدی شدن هویت‌ها در جهان آینده، نیز گریزناپذیر به نظر می‌رسد. به نظر می‌رسد، با توجه به توسعة منابع قابل دسترسی فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، که در گسترة وسیع در جهان اول و جهان دوم بوجود آمده است، هویت‌های آینده از خصیصة فردی بودن، نسبی‌گرایی، تکثرگرایی و چند لایه‌ای شدن برخوردار خواهد شد. همانطور که گفته شد، این روند پس از یک اوج فردی شدن، تکثر و تفرق هویت‌ها، یک روند بازگشت به سادگی، سلامت، جمعی شدن و یکپارچگی مسالمت‌آمیز را طی خواهد کرد. خستگی انسان از زندگی صنعتی، صنعتی بودن محض جهان مجازی، مادی شدن معنویت، و دور شدن انسان از متافیزیک، بازگشتی آگاهانه به دین را بدنبال خواهد داشت که مظاهر آنرا در جهان غرب بصورت معناداری دیده می‌شود. این در واقع نوعی نگاه مثبت و منتهی به صلح و عدالت به آینده بشریت است که همواره کانون محوری دیدگاه الهیون بوده است.

کتابنامه منابع

جنکینز، ر. (1381) هویت اجتماعی، ترجمة تورج یار احمدی، تهران انتشارات شیرازه.

عاملی، س. ر (1382الف)دوجهانی‌شدن و آیندة جهان، کتاب ماه علوم‌اجتماعی، شماره 69 ـ70، خرداد و تیر 1382، ص‌ص 15ـ28.

عاملی، س. ر (1382ب) دوجهانی‌شدن‌ها و جامعة جبانی اضطراب، نامة علوم‌اجتماعی، جلد 11، شمارة 1، مهر 1382، ص‌ص‌143ـ174.

نیچه، ف. (1382) فلسفه، معرفت و حقیقت، ترجمع مراد فرهاد‌پور، تهران، هرمس.

Aligica, P. D. (2003) Prediction, explanation and the epistemology of future studies, Futures, Vol. 35, pp. 1027-1040.

Ameli, S. R. (2002) Globalization, Americanizatoin and British Muslim Identity, London, ICAS Press.

Anderson, W. T. (1996) Evolution isn’t what it used to be: the augmented animal and the whole wired world, New York, Freeman, New York.

Andesron, W. T. (1997) The future of the self: inventing the postmodern person, New York, Tarcher/Putnam.

Anderson. W. T. (2003) Trajectories: Augmentation, symbiosis, transcendence: technology and the future(s) of human identity, in Futures, Vol. 35, pp. 5350-546.

Baker, C. (2002) Making Sense of Cultural Studies: Central Problems and Critical Debates, London, Sage Publications.

Brath. F. (1969) Introduction, in F. Barth (ed.), Ethnic groups and boundariws, pp. 9-37, Boston, Little Brown.

Barry, R. J. (2000) The worls turned upside down?: globalization and the future of the state, New York, Manchester University Press.

Baumann, G. (1998) Contesting Culture: Discourses of Identity in Multi-ethnic London, Cambridge, Cambridge University Press.

Bell, D. (2001) An Introduction to Cybercultures, London & New York, Routledge.

Bell, W. (1997) Foundation of futures studies, New Brunswick, Transaction Publisher.

Bollier, D. (1995) The future of Community and Personal Identity in the Coming Electronic Culture: a report of the third annual Aspen Institute Roundtable on Information Technology: Aspen, Coloradom, August 18-21, 1994, Washington, D. C.: Aspen Institute Communications and Society.

Burke, P. (1991) Identity Processes and Social Stress, American Sociological Review, Vol. 56(6), pp. 836-849.

Del Pino, J. S. (1999) Future Systems, Phaidon Press.

Groenfeldt. D. (2003) Can indigenous cultures survive the future?, in Futures, Vol. 35, pp. 907-915.

Geach, P. T. (1962) Reference and Generality, Ithaca, N. Y. Cornell University Press.

Geach, P. T. (1967) Identity, The Review of Metaphysics, XXI.

Geach, P. T. (1969) a Reply, The Review of Metaphysics, XXII.

Giddins, A. (1999) Runaway World: How Globalization is Reshaping our lives, London, Profile Books.

Giddens, A. (2001) Sociology, 4th edition, Cambridge, Polity Press.

Habermas, J. (2003) The Future of Human Nature, Cambridge, Polity Press.

Hal, H. (1969) Communication in the world of the future, New York.

Hall, S. (1991a) New identities and New Ethnicities, in A. King, Culture, Globalization and The World-System, New York, State University of New York at Binghamton, pp: 41-68.

Hall, S. (1991b) The Local and the Global, in A. King, Culture, Globalization and The World-System, New York, State University of New York at Binghamton, pp. 19-39.

Hideg, E. (2002) Implications of two new paradigms for futures studies, Futures, Vo. 34, pp. 283-294.

Hubbard, P.; Farie, L.; Lilley, k. (2003) Memorials to Modirnity? Public art in the 'city of the future', in Landscape Research, Vol. 28(2), pp. 147-169.

Kumar, K. (2003) Aspects of the Western Utopian Tradition, in History of the Human Sciences, Vol. 16(1), pp. 63-77.

Marien, M. (2002) Futures studies in the 21st Century; a reality-based view, in Futures, Vol. 34, pp. 261-281.

Mazlish, B. (1993) The fourth discontinuity: the co-evolution of humans and machines, New York, Simon and Schuster.

Minnegal, M. King, T. J. Just, R. and Dwyer, P. D. (2003) Deep identity, shallow time: sustaining a future in Victorian fishing communities, in the Australian Journal of Anthropology, Vol. 14(1), pp. 53-71.

Mortimore, P. (2001) Globalisation, Effectivensess and Improvement, in School Effectiveness and School Improvement, Vol. 12(1), pp. 229-249.

Newell, P. (2003) Globalization and the Governance of Biotechnology, in Global Environmental Politics, Vol. 3(2?), pp. 56-71.

Nielson, J. (1970) Relative Identity, New Gricles, Vol. 4(3), pp. 241-260.

Pieterse, N. (2000) Global futures: Shaping globlisation, London, Zed Book.

Robertson, R. (1992), Globalization, London, Sage.

Robertson, R. (1995) Glocalization: Time-space homogeneity-heterogeneity, in: S. Featherstone, S. Lash & R. Robertson (eds.), Global Modernities, London, Thousand Oaks and New Delhi, Sage.

Rosenau, J. N. (1999) The Future of Politics, in Future, Vol. 31, pp. 1005-1016.

Stevenson, T. (2000) Creating future cultures, in Futures, Vol. 32, pp. 919-923.

Quine, W. V. (1963) From a Logical Point of View, New York, Harper and Row.

Taylor, A. (2002) Global governance, international health law and WHO: looking towards the future, in Bulletin of the World Health Organization, Vol. 80 (12), pp. 975-980.

Turnerm B. (1999) Classical Sociologym London, Sage.

Van der Veer K. (2003) The future of western societies: multicultural identity or extreme nationalism?, in Futures, Vol. 35(2), PP. 169-187.

Vrooman, S. S. (220) The art of invective: Performing identity in cyberspace, in New Media & Society. Vol. 4(1) pp.51-70.

Young, C. and Light, D. (2001) Place, national identity and post-socialist transformations: Williams, B. A. O. (1960) Bodily Continutity and Personaol Identity, A. Reply Analysis, XX
منبع: سایت دکتر سعیدرضا عاملی

دکتر سعید رضا عاملی - ازدحام و تراکم جمعیت های بزرگ و تفاوت جمعیت شب و روز در شهرهایی مثل تهران، نیویورک، لندن و توکیو همراه با آلودگی گسترده نور، صدا، هوا و فضا و مسئله ترافیک و زمان، منشاء یافتن چاره ای برای کاهش آلام ناشی از زندگی در اینگونه شهرها شده است.

مهمترین مسئله در این شهر ها حرکت جمعیت است. حرکت جمعیت اعم از حرکت با وسیله نقلیه و یا ازدحام جمعیت در مراکز فروش و خدمات اداری و رفاهی شهر، علت اصلی بسیاری از "مسائل شهری" اعم از مسائل انسانی شهری و یا حوادث و سوانح شهری در شهرهای بزرگ می باشد. با ظهور صنعت همزمان ارتباطات (عاملی، 1383)، کامپیوتر و بدنبال آن ارتباطات شبکه ای از طریق آرپانت و سپس شکل فراگیر این ارتباط در قالب اینترنت فضای جدیدی برای شهر بوجود آمد که از آن تعبیر به "شهر مجازی" می شود. ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش "حرکت جمعیت" در شهر واقعی و در درجه بعدی "فضاهای همزمان" را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی امکان پذیر می سازد. در واقع دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی "مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری" محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند. در فضای جدید معنای مکان بازسازی می شود و نگاه به شهر بعنوان "فضای مکانها" تبدیل به "فضای جریانها " (Space of Flows) (کستلز ، 1992) (Castells) می شود که از یک سو حرکت جمعیت و از سوی دیگر حرکت اطلاعات را اجتماعی می کند. این تغییر در واقع زمینه نگاه یکپارچه به شهر دو فضائی شده را فراهم می کند.

ظهور شهر مجازی در درجه اول موجب کاهش "حرکت جمعیت" در شهر واقعی و در درجه بعدی "فضاهای همزمان" را بدون فرسایش و اصطکاک با یک هندسه موازی با شهر واقعی امکان پذیر می سازد.

............................

این فضای جدید از یک طرف محصول توسعه سخت افزار و نرم افزارهائی بود که خلق "واقعیت مجازی" را امکان پذیر می ساخت و از طرف دیگر متاثر از تمایل به رهیدن از "فرسایشهای انرژی" در جهان واقعی و اندیشه زندگی در "جهان دیگر" بود. پرهیز از فرسایش انرژی انسان، سوخت و فرسایش محیط زیست و دسترسی های آسانتر و فشرده تر به امکانات اداری و شهری، شرایط ظهور "شهر مجازی" را فراهم ساخت و نظام جدید "شهرسازی واقعی-مجازی " (عاملی، 2004) را محقق نمود.
دو فضائی شدن شهر در فضای واقعی و فضای مجازی، نوعی "مدیریت کنترل حرکت جمعیت شهری" محسوب می شود که تلاش می کند با عقلانی کردن روند حرکت جمعیت شهر آرامتر، کم هزینه تر و برخوردار از امنیت شهری و امنیت روانی شهروندان را فراهم کند

........................

شهر سازی واقعی- مجازی (Vireal City Planning) به ظرفیت های واقعی شهر در کنار ظرفیت های مجازی شهر توجه می کند و شهر را با توجه به این دو فضا می سازد. شهر های آینده ناگذیر از اساس با نگاه به این فضا ساخته خواهد شد و شهرهای موجود نیازمند بازسازی جدید و اضافه کردن "فضای شهر مجازی" به شهرهای واقعی است. در این روند با توسعه نرم افزارهای کامپیوتری، ساحت جدیدی از "رئالیسم شهری" که فضای شهر مجازی را به فضای شهر واقعی نزدیک می کند، تحقق پیدا می کند. این رئالیسم "درک شهودی " (Intuitive Perception) به واقعیت های مجازی می بخشد، که همه "امور مجازی" را بر مبنای واقعیت باید بنا نمود. به عبارتی شهر مجازی یک ایدئالیسم مبتنی بر اندیشه خیالی و یوتوپیائی نیست، بلکه یک شهر واقعی است که با ظرفیت های جهان مجازی ساخته می شود.

واقعیت مجازی یک ترکیب ذهنی از واقعیت و غیر واقعیت است که متکی بر سه بعد اساسی یعنی 1)نگهداری مدار بودن، 2) برخورداری از فضاهای نمایشی خود راهبر و 3) مسیر های پیگرد مشخص، می باشد که تعامل فرد را در محیط مجازی، بصورت طبیعی در جریان قرار می دهد. واقعیت مجازی عبارت از ساخت واقعیت با همه ظرفیت های ممکن آن در "فضای مجازی" است. این نگاه، مو جب ساختن ظرفیت های واقعی جهان مجازی، در یک سیر تکاملی شده است. به مرور همه کارکردهای فردی و اجتماعی، کنش های فعال و غیر فعال و حضور در تنهائی و جمع، و همچنین ساخت و پردازش های کنش گرانه در این فضا امکان پذیر شده است و دور نیست دورانی که "احساس مجازی" به سطحی از واقعیت و عینیت که منتقل کننده بو، طعم، انرژی و "حس منهای بدن" را با خود همراه کند.
در فضای پراکنده شهری جدید، شهر های مجازی، می تواند زمینه بازسازی "یکپارچگی اجتماعی شهری" را فراهم کند و یک هویت معنادارتری از "تهران و تهرانی بودن" و یا "کرج و کرجی بودن" خلق کند.

.................................

ظرفیت های جهان مجازی متاثر از تکنولوژی ارتباطی و اطلاعاتی (Information, Communication Technology) جدید است که جامعه را وارد فضائی کرده است که از آن تعبیر به "جامعه اطلاعاتی" (Information Society) می‌شود. در فضای جدید، دولت الکترونیک (Electronic Government) و شهر مجازی (Virtual City) دو شکل نهادینه اداره جامعه جدید است که توسط بخش دولتی سازمان دهی و سیاست گذاری می شود. با این نگاه، در کشور های توسعه یافته، دولت و شهر صرفا با تکیه بر "مکان" و "جغرافیای" واقعی تعریف نمی شوند بلکه بر اساس فضای تولید شده در قالب "واقعیت مجازی" (Virtual Reality) نیز معنا پیدا می کنند. در نگاه اولیه شهر های مجازی متاثز از ایده "شهر اطلاعات" بود. در شهر اطلاعاتی، تلاش می شد که یک جایگاه مورد انتظار از دست یابی به اطلاعات مربوط به شهر بوجود بیاید (دایبرگر و فرانک ، 1998) (Dieberger & Frank). این شهر اطلاعات منشاء ظهور مدیریت های جدید شد که از آن تعبیر به "مدیریت دانش محور " می شد. شهر دو فضائی با نگاه آینده گرا مبتنی بر همین "مدیریت دانش محور" (Knowledge Management)می باشد. مدیریت دانش محور برخواسته از راه حل های اداره شهر مبتنی بر "مراکزمنابع الکترونیک" می باشد.

با تکثر منابع اطلاعاتی شهر و قدرت گرفتن ظرفیتهای سه بعد مجازی، تصویری از شهر مجازی شکل گرفت و این عقیده را بصورت جدی تری وارد حوزه شهر سازی جدید کرد. از آنجا که کاربران شهر مجازی در درجه اول باید از "دانش کامپیوتر" و دسترسی به "فضای اینترنتی" برخوردار باشند، پیش نیاز اولیه ظهور شهرهای مجازی، فراهم آمدن این دو امکان می باشد. در جهان توسعه یافته با سرعتی فزاینده تر جامعه اینترنتی رو به گسترش است. بعنوان مثال کاربرهای اینترنتی در آمریکا از 22 میلیون در سال 1995 به 92 میلیون در سال 1999 رسیده اند که این رقم در صورت افزایش 5 تا 20 درصد پیش بینی می شود به 120 تا 180 میلیون در سال جاری (2004) برسد. قابلیت موبایل های جدید، جهت متصل کردن فرد به فضای مجازی اینترنت و همچنین پیش بینی ظهور سیسم کامپیوتری فراگیر در سال 2020، فضائی با گستردگی بالا و با تنوع و تکثر خیره کننده ای را رقم می زند.
1. شهر مجازی

اولین شهر مجازی در آمستردام هلند در سال 1994 شکل گرفت و به سرعت بسیاری ازشهرهای اروپائی، آمریکائی و بعضی از شهر های آسیائی مثل توکیو و سنگاپور وارد این فضای شهری شدند. طی دهه 1990 کشورهای زیادی بر اساس شرایط جدید جهانی و شکل گیری جامعه اطلاعاتی، تلاش کردند تحلیل و جمع بندی های متمایل به سیاستگزاری و برنامه ریزی را در خصوص فرایندهای اطلاعاتی طراحی کنند.
برنامه عمل ایالات متحده آمریکا (1993) (US Agenda for Action)، اوراق سفید رشد اروپائی (1994) (The European White Paper Growth)، اصلاحات ژاپنی در جهت جامعه پویای روشنفکرانه قرن 21 (1994) ( The Japanese Reforms Toward the Intellectual Creative Society of the 21st Century) و یا برنامه جامعه اطلاعاتی دانمارک در سال 2000 (1994) (The Danish Information Society 2000) و یا شکل گیری وزارتخانه اینترنت در هلند و شکل گیری شهری مجازی آمستردام در سال 1994، نمونه هایی از تحولات برنامه ریزی معطوف به ساخت "شهرهای مجازی" و "دولت الکترونیک" در فضای جامعه اطلاعاتی می باشد. بر اساس بررسی های اجمالی که در جمهوری اسلامی ایران صورت گرفته نه در سطح مجلس و نه در سطح دولت اقدام فکری و اجرائی قابل توجهی در این راستا صورت نگرفته است.
در شهر مجازی، خدمات شهری بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت.

...............................

در شهر مجازی، خدمات اطلاعاتی بدون هیچ محدودیت زمانی و مکانی انجام می شود. مفهوم شهر و دولت مقید به ساعت کار اداری، تبدیل به شهر و دولت 24 ساعته در هفت روز هفته می شود و شهروندان در همه ساعات و دقایق روز امکان بهره مندی از خدمات دولتی و شهری را خواهند داشت.

در این فضای جدید بقول پائول ویرلیو (2001) (Paul Virilio) دیگر مفهوم بازکردن و بستن دروازه شهر و یا تقسیمات شهری بر اساس میدان، خیابان و کوچه و یا اساسا معماری مبتنی بر مکان محوری به پایان می رسد، بلکه معماری فضای مجازی مبتنی بر تغییر تکنولوژیکی زمان و مکان است و ساخت های قابل دسترسی همزمان برای همگان است. در فضای مجازی شهر، بخش مرکزی و پیرامونی شهر با متغیرهای متفاوتی تعریف می شود که لزوما از تراکم جمعیتی که موجب بی حوصلگی، تضاد منافع و یا برخوردهای تبعیض آمیز بشود، نیست. شهر مجازی بر "اشکال رهاشده شناور " (Free-Floating Forms) معماری و شهر سازی بنا شده است که امکان حرکت دائمی و آسان و کنترل و نظارت بر روندهای اداری و خدماتی، شهر را بصورت مستقل برای تک تک شهروندان برخوردار از "کد ملی" منعطف می سازد. "شهروندی به رسمیت شناخته شده" و تعامل دموکراتیک هم در سطح شهری (شهر مجازی) و هم در سطح ملی (دولت الکترونیک) فراهم می شود و شاخص جدید توسعه یافتگی را وارد مفاهیم جدید توسعه می کند.

در فضای مجازی مثال ها و نمونه های زیادی از شهر های مجازی وجود دارد که هرب نورمن و مایک ویلسون (2004) سه نوع را از هم متمایز نموده اند. 1) شهرهای مجازی برای راهنمائی متصل همه مراجعه کنندگان در خصوص انواع خدمات بازرگانی و تجاری مثل شهر مجازی برایتون که محل انواع تبلیغات تجاری است که ماهیانه بیش از 65000 مراجعه کننده دارد[لینک] . 2) شهر مجازی مسطح که با تکیه بر سطح مشترک شهر واقعی طراحی می شود. 3) شهر های مجازی سه بعدی، این نوع شهرهای مجازی بر اساس ابعاد فیزیکی شهر های واقعی با تکیه برواقعیت مجازی ساخته می شود که مبتنی بر "زبان مدل سازی واقعیت مجازی " (Virtual Reality Modelling Language) می باشد. نمونه این نوع شهرهای مجازی را در تولیدات استودیو سیاره 9 که تا کنون بیش از 40 شهر مجازی مهم جهان مثل شهر مجازی لندن، لوس آنجلس، ونکوور، توکیو و بسیاری دیگر از شهر مهم جهان را طراحی کرده است، دیده می شود. سیاره 9، بیش از 250 فضای مجازی مهم جهان را نیز تا کنون طراحی نموده است که حجم گسترده ای از اطلاعات را در خود ذخیره کرده است.

اشکال مختلف سازماندهی و نمایش شهر مجازی و جماعت های مجازی از چشم اندازهای متفاوت مورد بحث قرار گرفته است. ودل و بورنیگ ، (2004) (Waddell and Borning) ، در خصوص ابعاد حکومت دیجتالی شهر سایت لیک را مورد بحث قرار داده اند. گراهام و آرویجی (1997) (Graham and Aurigi) بین شهر مجازی برخوردار از بستر شهر واقعی و شهر مجازی بدون ارتباط صرف با بستر شهر واقعی تفاوت گذاشته است. شهرهای مجازی بر خوردار از بستر فضای واقعی، بعنوان شهر موازی شهر واقعی مطرح می شود ولی شهرهای مجازی بزرگ، از قلمرو مخاطبین شهری خود در فضا ی جغرافیایی شهر فراتر می روند و مخاطبین وسیعتر و پراکنده تری را مورد توجه قرار می دهند.

بوتیهمه (Budthimedhee) و همکاران (2002) مفهوم طراحی و یا شهرسازی الکترونیک را در مقاله ای که تحت عنوان "طراحی الکترانیک: مرور بر تحقیقات انجام شده در خصوص نقش وب سایت ها در شهرسازی " (ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning) مطرح نموده اند و به مطالعات مدیریت جدید شهری از طریق فضای مجازی پرداخته اند. در این مقاله 142 تحقیق، مقاله و کتاب تالیف شده در این خصوص را معرفی کرده اند. بوتیهمه و همکاران (2002) مجموعه مطالعات انجام شده در خصوص شهر سازی الکترونیک را درسه گروه مقوله بندی می کنند: 1) مدیریت اطلاعات شهری 2) ارائه اطلاعات شهری 3) تکنولوژی های مربوط به توجه به مرزبندی های موجود اجتماعی، در اینجا به میزان اثر گذاری و پذیرش اطلاعات با استفاده از متن، تصویر، صدا و فیلم توجه می شود. این گروه از محققین کاربردهای متفاوتی برای سیاست های شهری الکترونیک را از هم متمایز می کنند: 1) کاربرد اول شامل شهر سازی و بخش های اداری عمومی می شود که کمک به فهم بهتر و ارتباط وسیع با مردم و حوزه عمومی می شود. 2) کاربرد دیگر شهر مجازی، ارائه خدمات شهری و انجام کارهای اداری مردم از طریق فضای شهر مجازی است [لینک] . 3) استفاده از ابزار چند رسانه ای فضا ی مجازی برای ارائه موثر تر و بهینه تر اطلاعات به مراجعین. 4) کارکرد چهارم مربوط به نظام های اطلاعاتی مشارکت عمومی در قلمروهای جغرافیائی خاص است.
با شکل گیری شهر مجازی تهران و یا کرج، تهرانی و کرجی در هر کجای دنیا که باشد می تواند از مزایای تهرانی بودن و کرجی بودن خود بهره مند شود و تهرانی ها و کرج های علاقمندان به شهر بومی در هر کجای جهان که باشند ، می توانند بعنوان یک شهروند فعال به تهران و تهرانی و کرج و کرجی خدمت کنند. این انتشار و غیر مرکزی بودن منابع و کاربران، نقش تعیین کننده ای در ساخت بعنوان مثال تهران بهینه و کارآمد خواهد داشت.

.......................

باید توجه داشت که مدیریت شهرسازی الکترونیک از قابلیت جذب مشارکت های گسترده خارج از حوزه شهری در قلمرو "شهر واقعی" نیز برخوردار است و توانائی پیگیری روندهای خاص شهری را خارج از حوزه شهر دارد. به عبارتی در شهرهای مجازی، ظرفیت های شهر نه به لحاظ منابع خدمات شهری و نه به لحاظ کاربران، محدود به منابع شهری نمی شود. با این نگاه، تهرانی یا مثلا کرجی در هر کجای دنیا که باشد می تواند از مزایای تهرانی بودن و کرجی بودن خود بهره مند شود و تهرانی ها و کرجی های و علاقمندان به شهر بومی در هر کجای جهان که باشند می توانند بعنوان یک شهروند فعال به تهران و تهرانی و کرج و کرجی خدمت کنند. این انتشار و غیر مرکزی بودن منابع و کاربران، نقش تعیین کننده ای در ساخت بعنوان مثال تهران و کرج بهینه و کارآمد خواهد داشت.
2. دو فضائی شدن شهر

از آنچه گفته شد، تا حدودی مفهوم شهر مجازی روشن شد، منتهی باید توجه داشت که با رویکرد دوفضائی شدن شهر، شهر مجازی منهای شهر واقعی و بر عکس شهر واقعی منهای شهر مجازی، شهری ناکارآمد و بی معناست. باید توجه داشت که اساسا توسعه شهری یک هدف مطلوب در حوزه نظری جامعه شناسی شهری در همه سنت های فکری پیشین بوده است و در همه دوره های تاریخی بشری حتی در میان اقوام بدوی نیز یک مطلوب مورد انتظار بوده است. (بعلی، 1382:99). از این منظر دو فضائی کردن شهر نیز یک نوعه توسعه کلان فضای شهری محسوب می شود. به لحاظ نظری دو فضائی شدن شهر، در ارتباط عمیق با "پارادایم دو جهانی شدنها" می باشد (عاملی، 1382الف، ب، ج و 1383). پارادایم دو جهانی شدنها بر این نظریه تاکید می کند که صنعت ارتباطات بطور عام شرایط سرعت یافته ای را برای حرکت جمعیت، ارتباطات بین فردی و نزدیک کردن فضاها فراهم آورده است. این روند در دو فضای واقعی و مجازی صورت می گیرد. جهان شدنها در جهان واقعی متاثر از "صنعت حمل و نقل" می باشد که شرایط تسهیل شده ای را برای انتقال "انسان با بدن" فراهم آورده است که معنای نزدیکتری از فاصله بین مکانها را تحقق بخشیده است و احساس دوری و نزدیکی را در سطح وسیعی تغییر داده است.
از آن طرف جهانی شدنهای دیگری در فضای مجازی در جریان است که محصول "صنعت همزمان ارتباطات" می باشد، این صنعت امکان انتقال همزمان "انسان بی بدن" و یا به عبارتی انتقال خواسته ها، آرزوها و اطلاعات انسانی را فراهم آورده است. بر این مبنا "واقعیت های همزمان " (Synchronic Realities) بسیاری در جهان معاصر شکل گرفته و بصورت گسترده تری تحقق پیدا خواهد کرد. دو فضائی شدن فرهنگ (عاملی، 1383)، دو فضائی شدن دولت (عاملی، 1383 ب) و شکل گیری هویت های همزمان (عاملی، 1382 ج) و بالاخره دو فضائی شدن شهر نموده های عینی این تغییر بزرگ می باشد. بر این مبنا باید گفت شهر بصورت "دو قلوهای همزاد" که از یک پیوند و چسبیدگی جدائی ناپذیر برخوردار است، به سمت دو تائی شدن و دو فضائی شدن حرکت می کند. و درواقع تراکم جمعیت، ماشین و صنایع مختلف، ضرورت گریز ناپذیری را برای دو فضائی شدن شهر فراهم آورده است که بدون آن زندگی گرفتار سختی ها و مسائل پیچیده تری خواهد شد.
با یک نگاه زبان شناسانه استعاره ای (Metaphoric) می توان شهر واقعی را از شهر مجازی متمایز نمود، البته به لحاظ هستی شناسی و معرفت شناسی این دو شهر از یک هستی واحد برخوردار هستند ولی به لحاظ "فضای عمل " (Space of Action) و خصیصه های "تعاملی و ارتباطی" از همدیگر قابل تمایزند. با این نگاه شهر در فضای واقعی از فضای عمل محدود به جغرافیا و نقشه مشخص شهری، جمعیت های بزرگ، ترافیک، بافت شهرسازی برجسته و مدیریت های شهری متنوع و ارتباطات انسانی با بدن برخوردار است. شهر در فضای مجازی از یک محیط دارای هویت شهری مجازی رها شده از مکان، کاربران بومی و فرابومی بدون بدن، بافت شهرسازی کاملا صنعتی و کد گذاری شده و مدیریت شهری مجازی بهره مند می باشد. با نگاه کارکرد گرایانه، شهر در فضای مجازی با چهار خصیصه کلی مربوط به1) مکان 2) کار، 3) سرعت و 4) نظام پاسخگوئی از شهر در جهان واقعی متمایز می شود.
2.1 مکان در شهر واقعی و در شهر مجازی

زندگی در شهر واقعی با پدیده های کاملا برجسته و مشخص مواجه می باشد و از اجزاء محسوس و طبیعی مثل مردم، حیوانات، گلها و گیاهان، درختان، سنگها، ابر، باران و خورشید و تغییر فصول و عناصر طبیعی-صنعتی مثل ساختمانها، خیابانها و میادین و کارخانها برخوردار است. بقول نوربرگ-شولز (1976) (Norberg-Schulz) علاوه بر این امور محسوس که در ظرف مکان شهر بصورت مشخص دیده می شود، امور نامحسوسی نیز هست که از آن تعبیر به "احساس" می شود. این مجموعه به "مکان" در شهر واقعی معنا می بخشد. خصیصه مشترک همه آنها "بدن داشتن"، حجم داشتن و محسوس بودن است. از طرفی باید توجه داشت که یکی از جنبهای مهم زندگی در شهر واقعی و جهان واقعی، جنبه دیداری زندگی روزمره است که ناشی از حسی بودن و با بدن بودن مکان می باشد. خیس شدن در باران، دیدن انواع متنوعی از چهره های مردم در حال حرکت، کنش و واکنش های روزمره مردم، نور آفتاب و هوای تاریک و صدها نمونه دیگر حوزه گسترده "قابل رویت شهرها " (Visible Cities) را به نمایش می گذارد (دونات ، 2004:40) (Donath).
با خصیصه های مشابه در "نمایش"، ولی متفاوت در ماهیت، مکان در شهر مجازی خود نمائی می کند. در فضای مجازی مکان از یک حیثیت کاملا قرار دادی، تعریف شده، صنعتی و ساختگی و بی بدن برخوردار است. در شهر مجازی نیز جغرافیای مکان و حتی امکان دسترسی به آن، اگر چه "قابلیت جهانی" دارد ولی قابل محدود شدن به فضای خاص و کاربران خاص و با خصیصه های مرتبط به جغرافیای خاص می تواند، تعریف شود. تلاش گسترده ای که برای شبیه سازی فضا و مکان در شهر مجازی با شهر واقعی می شود، اولا مفهوم فضای مکان دار را تحقق می بخشد بگونه ای که حتی در طراحی فضاها به جنبه های "دورنمایانه تصاویر " (Panoramic Images) (ایکوچی و همکاران ، 2004) (Ikeuchi etal) و معماری شهر و حتی پردازش نور و طبیعی کردن گردش شب و روز در فضای مجازی توجه می کند (فوکودا و همکاران ، 2003) (Fukuda etal). صنعت گرافیک کامپیوتری(کاد) و برنامه های طراحی همکاری های مجازی، تلاش می کند جنبه های دیداری و حسی را در فضای شهر مجازی تقویت کند، تا فرد از "احساس غیرواقعی" بودن کمتری برخوردار شود. البته در کنار تلاشی که برای شبیه سازی واقعی جهان مجازی با جهان واقعی می شود، نگرش های وجود دارد که روند دیزنیلندی شدن این فضا را نیز دنبال می کند. دیزنیلندی شدن (Disneylandization) فضای شهری، نگرش مقابل واقعی سازی می باشد ولی به نظر می رسد هر دوی اینها جنبه از واقعیت های زندگی ما می باشد

(واکاباشی ، 2002) (Wakabayashi).
به نظر می رسد مهمترین متولی اجرائی برای تاسیس شهر های مجازی در کلان شهرها، شهرداری های می باشند، که بجای سرمایه گذاری میلیاردی روی صنعت حمل و نقل، نیازمند اعمال "مدیریت کنترل حرکت حمعیت" هستند. مثلا در شهر تهران از طریق مجازی نمودن روند های انجام امور شهری بسیار از معضلات ناشی از حرکت وسیع جمعیت حل می شود. برا اساس بعضی از برآوردها نزدیک به سه میلیون و یا براساس شمارش ماشین های حدود 700 هزار نفر تفاوت جمعیت روزو شب تهران می باشد که با مجازی شدن شهر به صورت قابل توجهی این تفاوت کاهش می یابد و حرکت بین شهری جمعیت تهران را نیز کنترل می کند.

.........................

2.2 کار در شهر واقعی و شهر مجازی

با شکل گیری دولت الکترونیک و شهر مجازی، مفهوم کار عوض می شود. کار از یک بستر چسبیده به مکان مشخص و مرکزی، به یک هویت جدا از مکان و بصورت غیر مرکزی شده تغییر شکل می یابد. در شهر و دولت مجازی، لزوما با حضور کارمند در اداره مشخص و یا فضا و مکان متمرکز، کار تحقق پیدا نمی کند. بلکه با حضور در "فضای واحد" افراد از محل خانه، به انجام وظایف شغلی مشغول می شوند. این مهم مفهوم "کار فراگیر" با خصوصیت غیر متمرکز بودن، ناپیوسته بودن و برای همگان و از همه جا قابل اجراء بودن را تحقق می بخشد. به دلیل "فشرده شدن مراحل کار در فراینده های تعریف شده دجیتالی" زمان انجام کار بصورت غیر قابل تصوری کوتاه می شود و موجب تسهیل کار و کاهش ساعت کار تا حد 2 ساعت در روز خواهد شد. با همین نگاه است که برخلاف پیش بینی های بدبینانه، جهان آینده، می تواند جهان طبیعی تر و انسان آینده، انسان آزادتری باشد. انتقال سطح وسیع کار از جهان واقعی به جهان مجازی، موجب کاهش گسترده حرکت جمعیت در شهر می شود و مصرف سوخت را بصورت غیر قابل تصوری کاهش می دهد. آلودگی محیط زیست که منشاء ظهور بیماری های گسترده ای در جهان معاصر می باشدنیز در پرتو این اقدام، کاهش پیدا خواهد کرد.
با شکل گیری دولت الکترونیک و شهر مجازی، مفهوم کار عوض می شود. کار از یک بستر چسبیده به مکان مشخص و مرکزی، به یک هویت جدا از مکان و بصورت غیر مرکزی شده تغییر شکل می یابد. در شهر و دولت مجازی، لزوما با حضور کارمند در اداره مشخص و یا فضا و مکان متمرکز، کار تحقق پیدا نمی کند. بلکه با حضور در "فضای واحد" افراد از محل خانه، به انجام وظایف شغلی مشغول می‌شوند.

..............................

2.3 سرعت در شهر واقعی و شهر مجازی

به قول ون وین و همکاران (1998) (Van Veen etal) دو چرخه در محیط واقعی از سرعت کمتری نسبت به دو چرخه سواری در فضای مجازی برخوردار است. درک سرعت انتقال در این فضا، شهرنشینی متفاوتی را با شهرنشینی سنتی قدیم بوجود می آورد. پرداخت قبض آب، تلفن، برق و گاز همراه با بسیاری از نقل و انتقالی های مالی و یا انجام امور اداری مربوط به شهرداری ها، مراکز خدمات درمانی، بیمه و تامین اجتماعی و یا مراجعات مربوط به "خرید انواع کالاها" و یا مراجعات با مراکز نیروی انتظامی، دادگاه ها و مراکز حقوقی با سرعت اشاره به دکمه مورس و یا دادن و گرفتن یک مجموعه اطلاعات می تواند صورت بگیرد. اگر به حجم مراجعات به این مراکز توجه شود، اهمیت اینگونه فضا های شهری مجازی بیشتر روشن می شود. بنا براین "امر مجازی" یک امر به مراتب سرعت یافته تر در مقایسه با "امر واقعی" محسوب می شود. این مهم بسیاری از امور "اضطراری" و "فوریت های شهری" را تسهیل می کند و در چند لحظه روندهای مربوط به "فوریتهای اجتماعی" می تواند در این سیستم تعریف شود.
2.4 پاسخگوئی در شهر واقعی و شهر مجازی

در شهر واقعی مراجعات و پاسخگوئی بصورت چهره به چهره و بصورت غیر موازی صورت می گیرد، یعنی یک فرد بطور همزمان امکان پاسخ گفتن به بیش از یک نفر را ندارد. در بسیاری از موارد پاسخ گیرنده و یا فرد مراجعه کننده، یک دریافت کننده و یا یک کنش گر غیر فعال محسوب می شود که صرفا باید منتظر اقدام مسئول مربوطه باشد تا کار الف صورت بگیرد. بر عکس در شهرهای مجازی، هدف نهائی استفاده فعال و همزمان بیش از یک کاربر از یک موقعیت شهری است. به همین منظور نرم افزارهای درست شده است که کاربر را بصورت "فعال و همزمان" با کاربران دیگر به تعامل وادار کند. مثلا دانشگاه کالج لندن (UCL) نرم افزاری را توسط "دنیاهای فعال" طراحی کرد که از یک استودیو طراحی همکاری های مجازی (CVDS ) (Collaborative Virtual Design Studio) برخوردار بود و به کاربر اجازه می داد که از امکان طراحی مجازی در فضای شهر مجازی برخوردار شود. [لینک] در واقع این فضا امکان حرکت فعال شهروندان را در فضای شهری مجازی فراهم می کند و نوع فعالیت در شهر مجازی را علاوه بر بهره وری از امکانات موجود، فراهم می سازد.
"شهر مجازی سازمان یافته" از یک هویت به هم پیوسته معطوف به هدف مشخص برخوردار است و قابلیت ایجاد "انسجام شهری" را با محوریت سیاستگذاری دولتی فراهم می کند و با مرتبط بودن با "دولت – الکترونیک" ظرفیت معنا بخشیدن به "انسجام ملی" نیز در آن دیده می شود

...........................
مسئله دیگر تعامل جمعی شهروندان در فضای شهر مجازی است. در فضای معمولی مجازی، کاربر ها از حضور یکدیگر با خبر نمی شوند، فلذا یک ارتباط متقابل فراهم نمی شود و احساس زندگی کردن در جمع ضعیف می شود و بعد "واقعی" بودن فضای مجازی را تضعیف می کند. ولی با ظرفیت های نرم افزاری که مثلا درهمین "دنیاهای فعال " (Active Worlds) بوجود آمده امکان ساختن "فضاهای مجازی فردی و یا خانه مجازی" در قالب یک مغازه، محل گفتگو، خانه زیبای مجازی و امکانات ارتباطی دیگر موجود می باشد. در ساختن این فضای مجازی، اگر به راهنمائی احتیاج باشد، مدارس مجازی وجود دارد که افراد داوطلب، "طی مسیر" را به کاربر می آموزند. در واقع تلاش شهرسازی های مجازی معطوف ساختن شهرهای کاملا منطبق بر شهرهای طبیعی است.
شهرفرهنگی واقعی-مجازی با نگاه آسیب شناسانه به فضاهای رها شده و بی هویت مجازی مورد تحلیل قرار می گیرد. "شهر فرهنگی" نیازمند نگاه منظومه‌ای به شهر است. شهری که به منظومه هائی از نیاز های انسانی توجه می کند، نیازهای مثل تردد آسان، نیاز به گذران اوقات فراغت، نیاز به دسترسی به همه امکانات عمومی با حداقل زمان ممکن، نیاز به آسایش، آرامش و محیط زیست سالم و بالاخره نیاز به آشنائی و تعلق داشتن به شهر و ارتباط شهر با فرهنگ و تمدن پیشین از اجزاء مهم این منظومه شهرفرهنگی واقعی-مجاز است

..............................

بعنوان نتیجه گیری: ضرورت توجه به "شهر واقعی-مجازی فرهنگی" و انسجام شهری

1. توجه به عوامل محیطی در فضای شهری از اهمیت مرکزی برخوردار است (تورنز، 2002) (Thorns). نگاهی که موجب توجه به ظرفیت های طبیعی، تاریخی و ارزش های بومی در یک جغرافیای خاص می شود. اگر چه فضای مجازی، یک فضای بدون جغرافیا و رها شده فرض می شود، به نظر می رسد این وضعیت متعلق به دوران گذار از "تک فضائی بودن جهان" به "دو فضائی شدن جهان" می باشد. اما به مرور فضاهای مجازی از هویت های مشخص و مرتبط با جهان واقعی برخوردار خواهند شد و منعکس کننده جغرافیای قابل رویت و منطبق به جغرافیای جهان واقعی خواهند بود. در ساخت فضاهای مجازی خصوصا دولت های الکترونیک و شهرهای مجازی، توجه به هویت های مرتبط با فضاهای واقعی کشور و شهرها از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این مهم مستلزم توجه به شهرهای فرهنگی واقعی- مجازی است. شهرفرهنگی واقعی-مجازی با نگاه آسیب شناسانه به فضاهای رها شده و بی هویت مجازی مورد تحلیل قرار می گیرد. "شهر فرهنگی" نیازمند نگاه منظومه ای به شهر است. شهری که به منظومه هائی از نیاز های انسانی توجه می کند، نیازهای مثل تردد آسان، نیاز به گذران اوقات فراغت، نیاز به دسترسی به همه امکانات عمومی با حداقل زمان ممکن، نیاز به آسایش، آرامش و محیط زیست سالم و بالاخره نیاز به آشنائی و تعلق داشتن به شهر و ارتباط شهر با فرهنگ و تمدن پیشین از اجزاء مهم این منظومه شهرفرهنگی واقعی-مجاز است. تامین این منظومه نیازها، مستلزم توجه به چگونگی خلق یک اثر هنری شهری است. در واقع باید به این سئوال توجه کرد که اثر هنری بر گرفته از چه فلسفه اجتماعی است؟ با چه تفسیری از جهان یک اثر هنری خلق می شود؟ در اینجاست که تفاوت فضاها، دیدگاه ها و جهان بینی ها، بصورت واضح انعکاس پیدا می کند و شهر های متفاوت و معماری های متمایز از دل آن بر می خیزد.

2. از آنجائی که شهرهای مجازی در آغاز راه خود هستند، هیچ نوع شهرسازی قطعی در این خصوص شکل نگرفته است. به عبارتی هنوز اجزاء و عناصر شهرهای مجازی، نوع معماری شهرهای مجازی و حتی نظام اجرائی و پاسخگوئی آن از یک استاندارد تعریف شده مشخصی برخوردار نیست. در این روند، هر شهر متناسب با ضرورت ها، نیازهای اساسی و قابلیت های محیطی قالب ریزی متفاوتی از شهرسازی را ارائه می کند. بعنوان مثال در فضای شهری که مراجعات به یک اداره خاص مثل اداره تامین اجتماعی، از بالاترین سطح مراجعات برخوردار است و یا در شهرهای در حال توسعه ای که مراجعات شهرداری ها، وسعت بیشتری دارد، نظام شهری مجازی مبتنی بر تعاملات مربوط به اداره تامین اجتماعی و یا شهرداری ها شکل می گیرد. منتهی نگاه به فضاهای شهری مجازی، باید یک نگاه بلند مدت، جامع و با در نظر گرفتن فضای کامل شهر، با یک مرحله بندی اجرائی، راه ساختن را هموار کنند.

3. یکی از مهمترین مشخصه ها و ضرورتهایی که منجر به شکل گیری شهر شد، ایجاد "یکپارچگی اجتماعی" بود. تا سالیان متمادی مثلا "شیرازی بودن" یا "تهران بودن" منعکس کننده هویت های یکپارچه ای بود که به نوعی متمایز کننده و منعکس کننده یک "جمع یکپارچه" درخصلت های زبانی، نژادی، جغرافیائی و اجتماعی خاص بود. به مرور یکپارچگی اجتماعی در شهرهای بزرگ تبدیل به "تجزیه اجتماعی" و "تنوع و تکثر فرهنگی" شد. در فضای پراکنده شهری جدید، شهرهای مجازی می تواند زمینه بازسازی "یکپارچگی اجتماعی شهری" را فراهم کند و یک هویت معنادارتری از "تهران و تهرانی بودن" و یا "کرج و کرجی بودن" خلق کند.

4. شهر مجازی با تکیه بر ارتباطات شبکه ای گسترده شکل می گیرد. فضاهای شهر مجازی با رویکرد چندمرکزی و معطوف به نیازهای روزمره مردم و پاسخگوئی فراگیر به نیازهای روزمره مردم ساخته می شود. شهر مجازی را می توان در دو سطح سازمان یافته و غیر سازمان یافته تعریف نمود. "شهر مجازی سازمان یافته" از یک هویت به هم پیوسته معطوف به هدف مشخص برخوردار است و قابلیت ایجاد "انسجام شهری" را با محوریت سیاستگذاری دولتی فراهم می کند و با مرتبط بودن با "دولت – الکترونیک " (E. Government) ظرفیت معنا بخشیدن به "انسجام ملی" نیز در آن دیده می شود. "شهری مجازی غیر سازمان یافته"، حوزه عمومی تر شهر مجازی را تشکیل می دهد که فعالیت افراد، سازمانهای غیر دولتی و یا تلاش های مدنی و تجاری در آن منعکس می شوند که در جای خود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و در صورت قوی بودن فرهنگ شهری و ملی، تامین کننده هویت منسجم شهری و ملی نیز می تواند باشد.
5. دو فضائی نکردن شهر خصوصا شهرهای مثل شهر تهران که از تنگناهای محیط زیستی و ترافیک سنگین ماشین و جمعیت و پراکندگی فرهنگی برخوردار است، آسیب های بسیار را بوجود می آورد که در جای خود نیازمند مطالعه مستقل می باشد، ولی بصورت کلی چهار آسیب عمده متوجه عدم اقدام برای تاسیس شهر مجازی می باشد: 1) فرسایش انواع انرژی های طبیعی، 2)آسیب های گسترده نظام صنعتی در مقابل نظام دجیتالی جدید، 3) آسیب های ناشی از تفاوت نظام تولید درآمد، توزیع منابع و خدمات عمومی و مصرف در شهر واقعی و مجازی 4) و احساس ناستالژیک عقب افتادگی. این چهار آسیب منعکس کننده، فرصت های از دست رفته به دلیل نپیوستن به نظام دو فضائی شهر می باشد. البته آسیب های جدی در پیوستن به این فضا هست که در جای خود نیازمند مطالعه دقیق تر می باشد، اما در شرایطی که ما قرار گرفته ایم، نیازمند بحث از آسیب های نپیوستن به شهر مجازی هستیم.
6. به نظر می رسد مهمترین متولی اجرائی برای تاسیس شهرهای مجازی در کلان شهرها، شهرداری ها می باشند، که بجای سرمایه گذاری میلیاردی روی صنعت حمل و نقل، نیازمند اعمال "مدیریت کنترل حرکت حمعیت" شهر از طریق مجازی نمودن روند های انجام امور شهری هستند. اقدامی که فاصله جمعیت شب و روز شهر را به صورت قابل توجهی کاهش می دهد و حرکت بین شهری جمعیت کلان شهرها را نیز کنترل می کند. این اقدام در سطح وسیعتری در سازمان برنامه و بودجه و مجلس شورای اسلامی باید صورت بگیرد، که منشاء تحول جدی در مفهوم کارو شغل در جامعه ایرانی می شود و آسایش گسترده مردم را بدنبال خواهد داشت. اقدامی که بتواند کار را از حالت "مکان محوری" و "مرکزیت داشتن" همه چیز در محیط اداره و کارخانه خارج کند و شهرهایی را طراحی کند که کارها بصورت "مرکزیت یافته مجازی" و "غیر مرکزی شده در جهان واقعی" انجام گیرد.
*عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

ssameli@ut.ac.ir
این مقاله در شماره 2و3، فصلنامه انجمن فرهنگ و ارتباطات، در شماره بهار وتابستان 1384 - ص ص 117-134 به چاپ رسیده است.
منابع:

بعلی، ف. (1382) جامعه، دولت و شهرنشینی: تفکر جامعه شناسی ابن خلدون، ترجمه علامرضا جمشیدیها، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

عاملی، س. ر (1382الف) دو جهانی شدن ها و آینده جهان، کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 69-70، خرداد و تیر 1382، ص ص 15-28.

عاملی، س. ر. (1382 ب) دو جهانی شدن ها و جامعه جهانی اضطراب، نامه علوم اجتماعی، جلد11، شماره 1، مهر 1382، ص ص 143-174.

عاملی، س. ر. (1382ج) دو جهانی شدن ها و هویت های همزمان آینده، در کارگاه علمی آینده اندیشی ... ارائه شده است که در وب سایت جامعه اطلاعاتی ایران قابل دسترسی است. http://iranwsis.org

عاملی، س. ر. (1383) صنعت همزمان ارتباطات و دو فضائی شدن فرهنگ، دیدگاه، سال اول، شماره1و2، ص ص 1-24
Ameli, S. R. (2003) Glocal Space: Power and Powerlessness of Cultures,

Ameli, S. R. (2004) Dual Globalizations: Inter-religious Communication in the Real World and the Virtual World, in Islam im Dialog, Jahrgang 2, Nr. 7.

Budthimedhee, K; Li, J. and George, R. V. (2002) ePlanning: A Snapshot of the Literature on Using the World Wide Web in Urban Planning, in Journal of Planning Literature,Vol. 17 (2), pp. 227-246.

Castells, M. (1993) European Cities, the Informational Society and the Global Economy, pp. 475-488, in R. T. LeGates and F. Stout (2003) The City Reader, London, Routledge.

Dieberger, A. & Frank, A. U. (1998) A City Metaphor to Support Navigation in Complex Information Spaces, Information Technology Division, Emory University, Atlanta.

Donath, J. S. (2004) Inhabiting the virtual city, http://postcards.www.media.mit.edu/

Thesis/IllustConv.frame.html

Fukuda T.; Nagahama R.; Kaga A.; Sasada T. (2003) Collaboration Support System for City Plans or Community Designs Based on VR/CGTechnology, in International Journal of Architectural Computing, Vol. 1(4), pp. 461-469.

Graham, S. and A. Aurigi (1997) ‘Virtual Cities, Social Polarization and the Crisis in Urban Public Space’, Journal of Urban Technology 4(1): 19–52.

Gartman, D. (2000) Why Modern Architecture Emerged in Europe, not America: The New Class and the Aesthetics of Technocracy.

Giddens, A. (2001) Sociology: 4th Edition, Cambridge, Polity Press.

Ikeuchi K.; Sakauchi M.; Kawasaki H.; Sato I. (2004)Constructing Virtual Cities by Using Panoramic Images: Special Issue on Omni-Directional Research in Japan, in International Journal of Computer Vision, Vol. 58(3), pp. 237-247.

Jenkins, L. (2002) Geography and Architecture, in space & culture vol. 5 (3), pp. 222-236.

Leach, N. (1999) Virilio and Architecture, in Theory, Culture & Society, Vol. 16(5-6), pp. 71-84.

Norberg-Schulz, C. (1976) Place, in M. Miles, T. Hall and L. Borden (2000) The City Cultures Reader, London, Routledge.

Thorns, D. C. (2002) The Transformation of Cities: Urban Theory and Urban Life, New York, Palgrave.

Van Veen, H. A. H. C., Distler, H. K Braun, S. J and Biilthogg, H. H. (1998) Navigating through a virtual city: Using virtual reality technology to study human action and perception, in Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51.

Waddell P.; Borning A. (2004)A Case Study in Digital Government: Developing and Applying Urbanism, a System for Simulating Urban Land Use, Transportation, and Environmental Impacts, in Social Science Computer Review, Vol. 22(1), pp. 27-51.

Wakabayashi, M. (2002) Urban Space and Cyberspace: Urban Environment in the Age of Media and Information Technology, in International Journal of Japanese Sociology, Vol. 11(1), pp. 6-18.

چین در اندیشه پرکردن شکاف دیجیتال

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۵۴ ب.ظ | ۰ نظر

یزدان محمدبیگی - در سال 1990، تراکم تلفن در کشور چین 6 عدد به ازای هر 1000 نفر بود و از این نظر در رتبه صد و شصتم دنیا قرار داشت. سرعت چین در توسعه تلفن به‌حدی بود که در سال 2000 رقم مزبور به عدد 178 رسید و حائز رتبه نود و پنجم دنیا شد. این رشد چشمگیر همچنان ادامه یافت و در سال 2003 به عدد 221 رسید. سیاستهای اقتصادی، تاکید دولت بر مخابرات به‌عنوان زیرساخت راهبردی و ایجاد زمینه برای رقابت در سطوح مختلف اقتصادی از جمله عوامل رشد خیره‌کننده چین در عرصه مخابراتی بر شمرده می‌شود.

در اواخر دهه 1980، چین به بازار آزاد روی آورد و نتیجه آن شد که درآمد سرانه از 1596 دلار در سال 1990 به 5085 در سال 2004 افزایش یابد. در این دوره، واردات، صادرات و سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی به‌ترتیب 9.9، 16.8 و 12.4 برابر شد.

دولت چین در دهه 1990 بر زیرساختها و فناوری پیشرفته متمرکز شد و تاکنون، سرعت این کشور در اجرایی کردن تصمیمات اتخاذ شده مثال‌زدنی بوده است. در سال 1996 زمانی که تصمیم‌ گرفته شد اینترنت در مراکز تمامی استانها توسعه یابد، ظرف یک سال خدمات‌دهندگان بسیاری در مراکز تمامی استانهای کشور پدیدار شدند که با یکدیگر رقابتی چشمگیر داشتند.

تضادی در سیاستگذاری مخابراتی چین وجود داشت و آن نیز نقش دوگانه و متضاد وزارت پست و مخابرات این کشور در قانون گذاری و عرضه‌کنندگی خدمات به‌عنوان یک رقیب برای دیگر سازمانهای فعال در این عرصه بود. بر این اساس، در سال 1998 وزارت صنایع اطلاعاتی در این کشور پا به عرصه وجود گذارد و راهبرد توسعه مخابرات، پخش رادیو- تلویزیونی، ماهواره و اینترنت و نیز تنظیم قوانین و مقررات مربوط را در پیش گرفت.

در سال 1999، وزارت صنایع اطلاعاتی چین اقدام به ایجاد انشعاب در مخابرات این کشور و تبدیل آن به چهار بخش مستقل مخابرات، تلفن همراه، ماهواره و پخش رادیو- تلویزیونی کرد. این امر باعث تسهیل در تنظیم مقررات و ایجاد زمینه برای رقابت بین بخشهای دولتی و خصوصی شد. در سال 2001، فعالیتهای مخابراتی چین از شمول قانونگذاری وزارت صنایع اطلاعاتی خارج و به دو شرکت شمالی و جنوبی تقسیم شد.

با توجه به اهداف و نتایج از پیش تعیین‌شده، مشوقهایی برای مدیران کل پست و مخابرات استانها در نظر گرفته شد و این مقدمه‌ای برای تمرکززدایی در زمینه مسئولیتهای اداری دولت بود. راهبرد در پیش گرفته شده به‌خوبی جواب داد و توسعه مخابراتی بر اساس اولویتهای تعیین‌شده به‌خوبی محقق شد.

دانشگاههای چین در سال 1994 شروع به استفاده از اینترنت کردند که البته به نسبت دیر بود. با توجه به نقشی که از اینترنت در توسعه اقتصادی چین مورد شناسایی قرار گرفت، دولت چین توسعه آن را به‌عنوان یک اولویت مورد ملاحظه قرار داد. آزادسازی اقتصادی و سرمایه‌گذاری در زمینه زیرساختها راه را برای توسعه سریع اینترنت هموار کرد.

دولت چین از راهبرد مالکیت ترکیبی در زمینه ارائه‌کنندگان خدمات اینترنتی بهره برد. در حالی که آنها متکی به سرمایه‌ها و الزامات قانونی دولت محلی و محدود به فعالیت در منطقه ویژه‌ای بودند، رفتاری مبتنی بر بازار آزاد بروز می‌دادند. تا سال 1999 بیش از 500 موسسه چنین وضعیتی داشتند. برای نقاط تبادل اینترنتی نیز چنین راهبردی در پیش گرفته شد و این امر در تسهیل ترافیک اینترنتی، به‌ویژه با پشتیبانی موسسه ملی علوم بسیار موثر بود. تا سال 2002، موسسات مزبور بیش از 84 درصد از بار ترافیکی اینترنتی را بر عهده داشتند.

دولت چین برای کاهش هزینه‌های مخابراتی توجه خود را معطوف به فناوری انتقال صدا از طریق اینترنت (VOIP) کرد که بر این اساس در سال 2002 حداقل چهار شبکه اصلی مخابرات چین، نت‌کام، یونیکام و تلفن همراه شروع به ارائه خدمات مزبور کردند. این امر باعث کاهش چشمگیر هزینه‌های تلفن برای افراد حقیقی و موسسات فعال در عرصه کسب و کار شد.

چین، هم‌اکنون درصدد به کارگیری فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است و نرم‌افزارها و سخت‌افزارهای نسل جدید در این عرصه است. در حال حاضر، سیاست اصلی چین در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات این است که در کنار کاهش فاصله خود با کشورهای پیشرفته دنیا، در درون کشور نیز به حداقل شکاف دیجیتالی دست یابد و بر این اساس، برنامه‌هایی را برای کاهش فاصله بین شرق و غرب کشور و نیز مناطق شهری و دورافتاده در پیش گرفته است.
فناوری اطلاعات و ارتباطات در کره جنوبی

کره جنوبی از کشورهای توسعه‌یافته جنوب شرقی آسیا است که در دو دهه اخیر شاهد رشد چشمگیری در عرصه اقتصادی و اجتماعی بوده است. این کشور در بین کشورهای توسعه‌یافته همواره در رتبه‌‌های نخست تولید فناوری اطلاعات و ارتباطات و استفاده از آن برای ایجاد ارزش افزوده و تولید ناخالص داخلی قرار داشته است. پیشرفت در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش استفاده از اینترنت تاثیر زیادی روی زندگی افراد، فرایند تجارت، قیمتها، رشد اقتصادی، بهره وری، استخدام و غیره گذاشته است.بر اساس بررسی انجام شده در سال 2000، بیش از 45.9 درصد از نرخ رشد اقتصادی این کشور مرهون فناوری اطلاعات و ارتباطات بوده است. این کشور از فناوری اطلاعات و ارتباطات به‌عنوان فرصتی برای افزایش سرمایه‌گذاری از یک طرف و افزایش بهره‌وری از طرف دیگر سود می‌جوید.

در این کشور به‌منظور کسب اطمینان از عملکرد مطلوب طرحها و برنامه‌های راهبردی و اجرایی، به طور مداوم میزان دسترسی افراد به اطلاعات، سرانه رایانه خانوارها، توانایی استفاده از رایانه و شبکه‌های اطلاعاتی توسط خانواده‌ها و موسسات، میزان زمان استفاده از رایانه و شبکه‌های اطلاعاتی، تعداد مشترکان ارتباطات رایانه‌های شخصی و موسسات و تعداد ساعتهای گذرانده شده در ارتباطات رایانه‌ای شخصی و موسسه‌ای مورد سنجش قرار می‌گیرد. به‌طور کلی اهم نقاط ضعف و قوت کره جنوبی در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات را می‌توان به‌صورت زیر بیان کرد:

نقاط قوت: برخورداری از بهترین زیرساخت پهنای باند در دنیا، کاربران زیاد داخلی، مکانی مناسب برای آزمایش نوآوری در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات

نقاط ضعف: وابستگی بالا به محصولات محدود، وابستگی بالا به قطعات و فناوری‌های اساسی و فقدان کارشناسان خلاق.
پذیرش تجارت الکترونیک در کشورهای اپک

سازمان همکاری های اقتصادی آسیا- اقیانوسیه (APEC) در راستای توسعه فراگیر تجارت الکترونیکی، توصیه‌ها و راهنمایی هایی را برای دولتهای عضو ارائه می‌کند. شش شاخص مورد ملاحظه قرار گرفته است که وضعیت کشورها در زمینه توسعه تجارت الکترونیک بر اساس آن مورد ارزیابی قرار می‌‌گیرد. این سازمان، آمادگی الکترونیک را به‌صورت «میزان آمادگی اقتصاد یا جامعه برای حضور در اقتصاد الکترونیک» تعریف کرده است. شش شاخص اساسی الگوی مورد استفاده در این سازمان عبارتند از:

174-page71.jpg

بررسی مسائل انسانی اینترنت (1)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۴۰ ب.ظ | ۱ نظر

محمد رضا هادی - جهان در هر دوره ای تحت سیطره یک نوع صنعت بوده است. عصر کشاورزی ، عصر صنعتی و اکنون عصر اطلاعات و ارتباطات و ظهور دهکده جهانی. در عصر جدید ، ظهور و گسترش اینترنت در پیدایش و دوام عصر اطلاعات تأثیر بسزایی داشته است. این رسانه جدید دارای ویژگیهای منحصر بفردی است ، که رسانه های قبلی از قبیل مطبوعات ، رادیو و تلویزیون فاقد آن بوده اند و آن تبادل حجم بالای اطلاعات ، قدرت انتخاب اطلاعات ، انتخاب نحوه ارتباط توسط مخاطب و ایجاد رابطه تعاملی بین فرستنده و گیرنده پیام و بالاخص ایجاد ارتباط بین مخاطبان می باشد. این ویژگیهای منحصر بفرد اینترنت باعث ایجاد کارکردهای متفاوتی در حوزه های مختلف برای آن شده است.

با توجه به جمعیت جوان کشور و گسترش روز افزون کاربران اینترنت در ایران و تأثیرات متفاوت و جدی آن بر حوزه های مختلف جامعه، انجام پژوهشهای جدی در حوزه های مختلف متأثر از اینترنت جهت استفاده بهینه از فرصتها و به حداقل رساندن آسیبهای آن امریست ضروری، که وظیفه مسئولان این حوزه را یادآور می شود.

این مؤسسه که هدف آن ، انجام پژوهشهای مورد نیاز کشور در حوزه های علوم انسانی می باشد ، با توجه به اهمیت پژوهش در زمینه مسائل انسانی اینترنت و با توجه به نوپا بودن پدیده اینترنت و بالطبع پژوهش در زمینه آثار مختلف آن جهت ورود جدی به این مباحث ابتدا لازم دید یک مطالعه کلی در این مورد انجام گیرد . از طرف دیگر بعلت فقدان یک تقسیم بندی مشخص در زمینه آثار اینترنت تصمیم گرفته شد ، مسائل مختلف آن در قالب رشته های دانشگاهی دسته بندی و بررسی گردد . بنابراین پیشنهاد چنین پژوهشی به شورایعالی اطلاع رسانی داده شد که با استقبال جناب آقای مهندس جهانگرد در راستای انجام پژوهشهای علمی جهت اتخاذ تصمیمات آگاهانه نه سلیقه ای، با عنوان " بررسی مسائل انسانی اینترنت" در 10 رشته دانشگاهی ( ارتباطات ، حقوق ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، دین ، هنر ، زبان فارسی ، علوم سیاسی ، مدیریت و اقتصاد ) شروع گردید.

با توجه به اینکه اینترنت را می توان بعنوان یک عامل خارجی مؤثر در هریک از حوزه های اجتماعی فوق الذکر در نظر گرفت ، بنابراین تصمیم گرفته شد از پژوهشگران و تحصیلکردگان همان رشته ها که با نظریات و مسائل آن رشته آشنایی کافی دارند ، جهت بررسی مسائلی که اینترنت در حوزه آن بوجود آورده است ، استفاده نمود و پژوهش فقط محدود به رشته ارتباطات نگردد ‌. زیرا در این رشته ، اینترنت فقط بعنوان یک رسانه بررسی می گردد و فقط ابعاد اطلاع رسانی ، تأثیر آن بر مخاطب و موضوعاتی از این دست ، مورد بررسی قرار می گیرد و آثار جامعه شناختی ، فرهنگی ، روانشناختی ، دینی ، هنری ، سیاسی ، مدیریتی و اقتصادی آن نمی تواند مورد موشکافی و تحلیل لازم قرار گیرد. امید است با این منطق پژوهشگران سایر رشته ها با حمایت نهادهای مربوطه ، به شناخت ابعاد متفاوت کاربست اینترنت در جامعه از منظر رشته تخصصی خود همت گمارند.

بنابراین مؤسسه، پژوهشگران علاقمند و توانا در رشته های فوق الذکر را گزینش و سازماندهی نمود .(ضمیمه 1 : جدول همکاران طرح ) که در نهایت ، ما حصل این پژوهش 10 جلد گزارش بالغ بر 750 صفحه در حوزه های مختلف گردید. اگرچه هر رشته ، چارچوب و موضوعات خاص خود را داراست ، ولی جهت همگون شدن گزارشها با مشورت اساتید یک چارچوب کلی به پژوهشگران پیشنهاد شد (ضمیمه 2 : چارچوب پیشنهادی تدوین گزارشها ) تا ضمن معرفی آن رشته و رابطه اینترنت با محتوای مورد بحث در آن رشته ، موضوعات استخراج ، و به بحث گزارده شوند و در نهایت ، مهمترین موضوعاتی که پژوهش درباره آنها ضروری بنظر می رسد، ارائه گردند.

در پایان لازم است از پژوهشگران ارجمند که با تلاش دلسوزانه خود در انجام این طرح، مؤسسه را یاری نمودند تشکر نمایم : جناب آقای سیامک قاجار و جناب آقای حسن دزیانی در حوزه حقوق ، جناب آقای دکتر ناصر قلی سارلی در حوزه زبان فارسی ، جناب آقای امید خلیلی در حوزه جامعه شناسی ، جناب آقای اکبر بلوردی در حوزه روانشناسی ، جناب آقای حسن آبنیکی در حوزه علوم سیاسی ، جناب آقایان حسن حشمتی و مهدی مهدوی در حوزه دین ، جناب آقایان عماد فرازمند ، بابک عابدین و مصطفی آشنا و سرکار خانم نسرین علیپور در حوزه مدیریت ، سرکار خانم هلیا دارابی در حوزه هنر و جناب آقایان مهران نصر و امیر روحانی در حوزه ارتباطات و سرکار خانم مینا مهرنوش در حوزه اقتصاد ، همچنین از جناب آقای دکتر بهزاد دوران بابت ارائه مشاوره و راهنمایی در نحوه انجام طرح و بررسی گزارش جامعه ، ارتباطات و اینترنت و از جناب آقای دکتر منوریان بابت ارزشیابی گزارش اینترنت و مدیریت و سایر بزرگوارانی که با راهنمائیهای خود موجب غنای طرح گردیدند، تشکر می نمایم.

در پایان از جناب آقای مهندس جهانگرد دبیر محترم شورایعالی اطلاع رسانی که از معدود مسئولانی هستند که به پژوهش در زمینه مسائل انسانی ، جهت تصمیم سازی آگاهانه اهمیت می دهند و با حمایت خود موجب انجام چنین پژوهشی گردیدند ، کمال تشکر را می نمایم.

امید است با انجام پژوهشهای جدی و کاربردی در حوزه مسائل انسانی فناوری و بالاخص اینترنت و مهمتر بکارگیری نتایج این پژوهشها در تصمیم سازی و برنامه ریزی کشور ، باعث توسعه و آبادانی ایران اسلامی گردیم.
جامعه ، ارتباطات و اینترنت

مبادله اطلاعات و اندیشه ها بین افراد انسانی از شرایط ضروری اجتماعی است . برقراری ارتباط بین افراد و گروه ها ، مستلزم وسایل خاصی است که به کمک آنها انسان ها بتوانند پیام ها و خواستهای خویش را به یکدیگر منتقل کنند ، با محیط زندگی بهتر آشنا شوند. خود را با آن هماهنگ سازند و یا برای بهبود شرایط آن اقدام نمایند.

به طور کلی استفاده از وسایل مختلفی که برای بیان اندیشه های انسانی و شناخت محیط زندگی بکار می روند ، تابع شرایط و اوضاع و احوال تاریخی جوامع انسانی است . زیرا در هر جامعه به تناسب نیازها و پیشرفت های آن ، برای برقراری ارتباط بین افراد و انتقال افکار و اطلاعات وسایل معینی ایجاد می شوند.

در جوامع اولیه که انسان ها در گروه های بسیار کوچک در کنار هم زندگی می کنند ، جز زبان و بیان شفاهی وسیله و روش دیگری برای ارتباط موجود نیست. اما به تدریج که محیط زندگی وسعت می یابد یا فاصله ها بیشتر می شوند ، انسان هایی که دورتر از هم زندگی می کنند ، ناچارند فریاد ها را بلندتر کنند، از جارچی کمک بگیرند یا طبل به صدا در می آورند و یا از آتش و دود و علامات و نشانه ها و نمادهای دیگر بهره برداری کنند.

در جوامع بعدی به موازات پیشرفت فرهنگ انسانی، ابتدا خط تجسمی و اندیشه نگار با تصویر ها و شکل های خاص نظیر هیروگلیف مصری یا خط چینی و سپس خط صوتی و الفبایی با حروف قراردادی پدید می آیند و افراد می توانند علاوه بر بیان شفاهی، برای انتقال مقاصد خود به دیگران از بیان کتبی نیز استفاده نمایند و با غلبه بر محدودیت های مکانی و زمانی، ارتباطات غیر مستقیم را گسترش دهند.

اختراع چاپ در زمینه وسایل ارتباط انسانی، انقلابی بزرگ ایجاد می کند با تکثیر کتاب ها، علوم و فنون بشری رو به رونق می گذارند و با پیدایش و پیشرفت روزنامه ها، امکانات فراوانی برای توسعه ارتباطات اجتماعی فراهم می گردد . به موازات تحولات اقتصادی و اجتماعی دو قرن اخیر، وسایل فنی جدیدی نظیر عکس ، تلگراف ، تلفن، بی سیم ، صفحه و نوار ضبط صوت و فیلم برای ارتباطات اجتماعی ساخته می شوند و در نتیجه آن وسایل ارتباطی نوین سمعی و بصری چون رادیو ، سینما و تلویزیون ایجاد می گردد و با امکانات تازه ای که برای انتقال سریع اخبار و افکار و روش های زندگی در اختیار توده های وسیع انسانی در سراسر جهان قرار می دهند، عصر تازه ای در ارتباطات پدید می آورند.

بدین ترتیب در طول تاریخ وسایل ارتباطی گوناگونی مورد استفاده جوامع بشری واقع می شوند. در میان این ابزارها تعدادی نظیر زبان، عامل ارتباطی مستقیم یا شخصی بین اعضای گروه های کوچک انسانی می باشند و تعدادی دیگر چون کتاب و مطبوعات و رادیو و تلوزیون از عوامل ارتباط غیر مستقیم و جمعی بین گروه های بزرگ هستند.
بررسی اجمالی تاریخ رسانه ها

1 ) تبدیل نهادهای رسانه ای به کسب و پیشه ی تجاری در مقیاس بزرگ فرآیندی است که در اوایل فرن نوزدهم آغاز شد . البته ، تجاری کردن محصولات رسانه ها پدیده تازه ای نبود ، زیرا نخستین چاپخانه ها عمدتا سازمانهای تجاری بودند ، که به سمت کالایی کردن اشکال نمادین توجیه شده بودند ، ولی در طول قرن نوزدهم میزان تجاری کردن به نحو چشمگیری افزایش یافت . این امر تا حدودی مدیون مجموعه ای از نوآوریهای فنی در صنعت چاپ بود ، و تا حدودی هم به دگرگونی تدریجی در بنیاد مالی صنایع رسانه ها و روشهای انتفاع ( سرمایه سازی ) اقتصادی آنها مربوط می شد .

با روند رو به افزایش صنعتی شدن چاپ و توسعه ی بازار آن ، بنیان مالی چاپ آغاز به دگرگونی کرد . در جایی که هدف روزنامه ها ی سده های هفدهم و هجدهم بیش از هر چیز متوجه بخش محدود ، به نسبت مرفه و تحصیل کرده ی جمعیت بود ، صنعت روزنامه ی قرون نوزدهم و بیستم به گونه ای فزاینده به سمت عامه ی وسیع تر ( مردم ) جهت گیری کرد . تحولات فن آورانه و الغای مالیاتها ، کاهش قیمتها را امکان پذیر ساخت ، و بسیاری از روزنامه ها سبک ملایمتر و زنده تر روزنامه نگاری ، و نیز سبک روشنتر ارائه مطلب را اختیار کردند تا خوانندگان بیشتری را جلب کنند .

با توسعه ی روند خواندن روزنامه ، تبلیغ تجاری نقش پیوسته مهمتری در سازمان مالی این صنعت اختیار کرد ، روزنامه ها و تا حدی دیگر بخشهای رسانه های خبری – بیش از پیش به صورت سازمانهای انتفاعی تجاری درآمدند که لازمه ی کار آنها مقادیر به نسبت زیاد سرمایه ، به منظور مطرح شدن و دوام یافتن در برابر رقابت شدید و روزافزون بود .

تاریخ اجتماعی و اقتصادی رسانه ها در قرن بیستم نشان می دهد که فرایندهای رشد و استوار سازی به تمرکز فزاینده منابع در بسیاری از بخشهای صنعت منجر شده و شماری اندک از سازمانها بر بیشتر سهم بازار فرمان می رانند . این فرایند امروز به گونه ای است که در بسیاری از بخشهای صنایع رسانه ای ، شاهد سلطه ی سازمانهای بزرگ صنفی با هیئت متنوعی از سازمانهای تولیدی و خدماتی کوچکتر ، که بسیاری از آنها از طریق ترتیب قرارداد فرعی و منابع بیرونی به یکدیگر پیوسته اند ، هستیم . این سازمانهای چندگونه ی ارتباطی ، سازمانهایی فراملیتی و چند رسانه ای هستند که منافعی در انواع صنایع مربوط به اطلاعات و ارتباطات دارند( تامپسون ، 1380/ صص 96 – 95 ) .

2 ) جهانی کردن ارتباطات فرآیندی است که مبدأ آنرا می توان در نیمه ی دوم قرن نوزدهم جستجو کرد . در قرون پیش ، مواد چاپی را به طور معمول طی مسافتهای طولانی و با گذشتن از مرز ولایات ، قلمروهای حکومتی و شاهزاده نشینها حمل و نقل می کردند ، اما در قرن نوزدهم جریان بین المللی اطلاعات و ارتباطات شکل بسیار گسترده تر و سازمان یافته تری اختیار کرد . ظهور نمایندگیهای خبری که پایگاههایی در شهرهای تجاری عمده ی اروپا داشتند ، همراه با توسعه ی شبکه ی ارتباطی ، که مناطق حاشیه ای امپراطوری ها را با مراکز اروپایی آن پیوند می داد آغاز نظام جهانی فن آوری اطلاعات و ارتباطات را که به صورت دائمی شاخه شاخه و پیچیده تر می شود ، قوام بخشید ( همان ، ص 97 ) .

3 ) استفاده از نیروی برق برای مصارف ارتباطی از جمله بزرگترین کشفیات قرن نوزدهم بود . نوآوریهای فنی مهم بخوبی شناخته شده است . نخستین تجربه ها با تلگراف از طریق الکتریسیته القایی در سالهای دهه ی 1830 در ایالات متحده ، انگلستان و آلمان عملی شد ، و نخستین سیستمهای عملی و ماندگار تلگراف در سالهای دهه ی 1840 تأسیس شد . انتقال و ارسال علائم الکتریسیته القایی به منظور رساندن پیام ، در سالهای دهه ی 1870 با موفقیت مورد بهره برداری قرار گرفت و راه را برای توسعه ی سیستمهای تلفنی در مقیاس تجاری هموار ساخت . در طول آخرین دهه ی قرن نوزدهم مارکنی و دیگران تجربه ی ارسال علایم از طریق امواج الکترومغناطیسی را آغاز کردند ، و بدین ترتیب ، نیاز به سیمهای هادی جریان را منتفی ساختند .

در سال 1898 مارکنی با موفقیت علایمی را در طول 23 کیلومتر روی دریا ارسال کرد . در سال 1899 نیز علایمی در طول کانال مانش فرستاد . فن آوری ارسال کلام از طریق امواج الکترومغناطیسی در طول نخستین دهه ی قرن بیستم توسط فسندن و دیگران به ظهور رسید . به دنبال نخستین جنگ جهانی ، وستینگهاس در ایلات متحده و مارکنی در انگلستان تجربه ی پخش گسترده را آغاز کردند که منظور ، فرستادن پیام از طریق امواج الکترومغناطیسی به مخاطبان بالقوه گسترده و نامعین بود . تحول بعدی سیستمهای پخش گسترده ی – رادیو از دهه ی 1920 به بعد ، و تلویزیون از اواخر دهه ی 1940 – بسیار فراگیر بود .

پیدایی و بهره برداری از این فن آوریهای مختلف به شیوه های پیچیده ای ، با قدرت اقتصادی ، سیاسی و قهری همبافت بود . منافع تجاری ، سیاسی و نظامی ، در توسعه ی شبکه های کابلی تلگراف در نیمه ی دوم قرن نوزدهم نقشی حیاتی ایفا کرد .

تجربیات نخستین مارکنی در تلگراف ، بی سیم مورد حمایت « اداره پست بریتانیا » ، « دادگاه رسیدگی به دعاوی دریایی » و « اداره ی جنگ » قرار گرفت ، و نخستین قراردادهای تجاری او با نیروی دریایی بریتانیا بود . دولت های بریتانیا ، آلمان و آمریکا و بنیادهای نظامی که استعداد تجاری و اهمیت راهبردی رادیو را تشخیص داده بودند ، نقش فعال در تحول آن ایفا کردند . تکامل متعاقب سیستمهای پخش گسترده در محدوده ی چارچوب هایی نهادی صورت گرفت که از یک زمینه ی ملی تا زمینه ی ملی دیگر تفاوت بسیار داشتند و به طور کلی نوعی از راه حل و توافق را – که با بازنگری مداوم و مذاکره ی مجدد مواجه بود – بین منافع تجاری صنایع رسانه از یک سو ، و دلمشغولی سیاسی برای قانونمند کردن ، مراقبت و کنترل رسانه های جدید از سوی دیگر عرضه کردند .

امروزه عوامل جدیدی را در کنار تحول اشکال جدید فراآوردن اطلاعات بر اساس سیستمهای دیجیتال رمزبندی ، همگرایی فن آوری اطلاعات و ارتباطات بر سر یک سیستم دیجیتال انتقال ، که فرآوری و انباشت در زمره ی آن است مشاهده می کنیم . این تحولات سناریوی تکنیکی جدیدی می آفریند که در آن اطلاعات و محتوای نمادین را می توان بسرعت و با سهولت نسبی به اشکال متفاوتی مبدل کرد . تحولات مورد بحث امکان انعطاف بس بیشتر را در هر دو زمینه ی برخورد اطلاعات و انتقال آن ، فراهم می آورد ( تامپسون ، 1380 : صص99 – 98 ) .
ارتباطات و تحول جوامع

نخستین بررسی های تاریخی در مورد سیر تحول ارتباطات اجتماعی،از مرحله گفتار شفاهی و نوشتار دستی و استفاده از کاغذ تا مرحله ی اختراع چاپ کتاب و مطبوعات و همچنین مرحله ی ایجاد تلگراف و تلفن و رادیو، به وسیله ی هارولد اینیس ( 1952 – 1894 )، تاریخ شناس و اقتصاد دان مشهور کانادایی، در اوایل دهه ی 1950، صورت گرفته اند. اینیس با تاکید بر تاکید بر تاثیرات زمانی و مکانی وسایل ارتباطی، تاریخ را به دو دوره قبل از چاپ و بعد از چاپ،تقسیم کرده است و به طور کلی،با نوعی بازنگری تاریخی،تاریخ انسان را تاریخ تکنولوژی های ارتباطی معرفی نموده است ( فرقانی ،1382: ص14). او معتقد بودکه هر گونه تغییر و تحولی در سیستم و تکنیک ارتباط جمعی،سه تغییر و دگرگونی را قهرأ موجب خواهد شد : ساختار علاقه ها و سلیقه ها (موضوع تفکر و اشیائی که مورد توجه قرار می گیرند) تغییر می یابد ، ویژگی نمادها و ارزش ها متحول می شوند ( اسباب و ابزار هائی که به کمک آن ها اندیشه شکل می گیرد و فکر ساخته می شود) و بالاخره دگرگونی در ذات و محتوای جمع و جماعات و مالا تغییر بنیادین فرهنگ و خصلت جمعی اجتماع (پستمن ، 1378: ص57) .

هربرت مارشال مک لوهان (1979-1911) ، متفکر دیگر کانادایی هم با الهام از نظریات اینیس در مورد نقش قاطع و تعیین کننده ی شیوه های ارتباطی در جوامع انسانی به بررسی چگونگی تحول تاریخی ارتباطات پرداخته است.

به دنبال این دو محقق و متفکر کانادایی ، که در واقع نخستین نظریه پردازان تأثیر تعیین کننده ی شیوه های ارتباطی در تحول جوامع بشری به شمار می روند و به بیان دیگر ، اولین پژوهشگران معتقد به برتری تاثیر اجتماعی وسیله ی ارتباطی بر محتوای ارتباط یا پیام ارتباطی شناخته می شوند ، پژوهشگران دیگری نیز به مطالعه درباره چگونگی و ابعاد تحول جوامع بشری ، از مرحله ی ارتباط شفاهی تا مرحله توسعه ی نوشته های خطی و الکترونیکی ، پرداخته اند و شیوه های ارتباطی مذکور را از عوامل مهم دگرگونی در شیوه های فکری ، ذهنی و فرهنگی انسانی و همچنین رشد علوم جدید ، اجتماع پذیری و ملی گرایی ، شناخته اند .

دیدگاه های مارشال مک لوهان و دیوید رایزمن از مهمترین نظریات ارائه شده در خصوص نقش وسایل ارتباطی در تحول جوامع است که ما در اینجا به صورت مفصل تر به آن می پردازیم :
رسانه ها و دیدگاه مارشال مک لوهان

مک لوهان معتقد است اگر چه تکنولوژی منبعث از ذهن و عمل انسان است، ولی انسان هر عصر و دوره ای، خود زاییده ی تکنولوژی زمان خویش است به عبارت دیگر، هر تکنولوژی بشر را بتدریج در فضای تازه ای قرار می دهد و هر فضای تازه، عاملی تعیین کننده در سرنوشت و زندگی بشر به شمار می رود. او بر این نظر است که جوامع بیشتر در اثر ماهیت وسایل ارتباطی شکل گرفته اند تا در نتیجه محتوای ارتباط . به عقیده او ، وسیله نه تنها از محتوای پیام خود جدا نیست، بلکه به مراتب مهمتر از خود پیام نیز هست و بر آن تاثیری چشمگیر دارد.

مک لوهان در مورد مقاومت در برابر تکنولوژی می گوید : اگر ما بخواهیم در برابر کارکردهای جدید تکنولوژی گرایشهای سنتی خود را حفظ کنیم، فرهنگ سنتی ما همانند فرهنگ اسکولاستیک قرن شانزدهم،در نهایت از میان خواهد رفت.اگر پیروان اسکولاستیک با فرهنگ شفاهی پیچیده شان، تکنولوژی گوتنبرگ را درک کرده و پذیرا شده بودند و آموزش شفاهی خود را با آموزش نوشتاری تلفیق می دادند،از نابود شدن کامل خود جلوگیری می کردند و میدان را صرفا برای آموزش از طریق متون دیداری خالی نمی گذاشتند.

مک لوهان بر این باور بود که اغلب تکنولوژی ها یک اثر تشدید کننده دارند و موجب می شوند تا حواس آدمی از یکدیگر کاملا تفکیک شوند.از این رو هر یک از وسایل ارتباطی در امتداد یکی از حواس انسان است ، چنانکه حکاکی روی سنگ در امتداد دست،دوچرخه در امتداد پا ،عکس در امتداد چشم، رادیو در امتداد گوش و شنوایی و تلویزیون در امتداد حس لامسه است که سر انجام موجب تعادل میان سایر حواس نیز می شود( دادگران ،1377،ص91و90) او با تکیه بر نقش خاص حواس انسانی در ایجاد، تکامل و تزلزل انواع ارتباطات و همچنین تأثیر قاطع وسایل ارتباطی در تحولات اجتماعی تاریخ بشر، سه دوره ی متمایز با سه نوع فرهنگ شفاهی،چاپی و الکترونیکی را از هم تفکیک کرده است. او بر این اساس،دوره ی اول را عصر ارتباطات شفاهی،دوره ی دوم را عصر ارتباطات چاپی ( کهکشان گوتنبرگ ) و دوره سوم را عصر ارتباطات الکترونیکی ( کهکشان مارکونی ) نام گذاشته است.
1) عصر ارتباطات شفاهی و زندگی قبیله ای

نخستین مرحله ی زندگی اجتماعی انسان،طبق نظریات مک لوهان،دوره ی تمدنهای ابتدایی فاقد کتابت است.در این دوران که مک لوهان آن را دوران دودمانی و قبیله ای می خواند،انسان در یک مجموعه هماهنگ و طبیعی می زیست و از این طریق، با گروه اجتماعی خویش یعنی قبیله پیوند بر قرار می کرد.در این محیط طبیعی ،ادراک او به طور مستقیم از جهان خارج به وسیله حواس طبیعی اش صورت می گرفت.زندگی انسان به صورت جمعی بود و امور دست جمعی مورد بحث و گفتگو قرار می گرفت و بدین ترتیب،انسان فاقد یک هویت شخصی و زندگی خصوصی بود و تفکر اودر پرتو تأثیر شگرف کلام،به تقدیس جهان می پرداخت.در چنین شرایطی چون شعاع و حوزه نفوذ کلام و صدای انسان محدود بود،افراد به صورت طایفه ها و قبیله های کوچک زندگی می کردند و تعدادشان فقط تا حدی بود که بتوانند در یک میدان عمومی جمع بشوند و به سخنان یک نفر گوش بدهند.

در این مرحله از زندگی اجتماعی،همچنانکه نشانه های آن هنوز در کشور های عقب مانده یافت می شود،افراد همه بیسواد هستند و اندیشه ی آنان، بدون هیچگونه نظمی رشد می کند و اطلاعات و مهارت ها سینه به سینه منتقل می شود(دادگران،1377،ص94).
2) عصر ارتباطات چاپی و جامعه ی فرد گرا

مک لوهان بر آن است که،تمام دستاورد های کشورهای غربی در زمینه تکنولوژی،از صنعت چاپ ناشی شده است.پیش از اختراع صنعت چاپ،افراد انسانی هرگز اندیشه ساختن اشیای کاملا مشابه را به کمک حرکت و تکرار یک دستگاه مکانیکی در ذهن خود نداشته اند، دستگاهی که با حرکت مکرر خود بتواند هزاران نسخه متن خواندنی همانند را تکثیر کند.این امر به حوزه های دیگر صنعت الهام بخشید و موجب توسعه ی آنها شد.به نظر مک لوهان چاپ کتاب،سرآغاز عصر مصرف و نخستین محصول جامعه ی مصرف به شمار می آید که مطالعه ی شخصی، تقویت استدلال، فردگرایی و در نهایت خردگرایی را به ارمغان می آورد.

البته نباید فراموش کرد که مک لوهان، به عصر گوتنبرگ و آثار چاپ در جامعه نگرشی بدبینانه دارد.به عقیده او اختراع چاپ یک «گناه اصلی»انسانی و سرچشمه ی تمام بدبختی های ناشی از تمدن صنعتی است،زیرا اختراع چاپ،انسان را از محیط صمیمانه ی زندگی قبیله ای راند و او را گرفتار قید و بند های نظام جابرانه ی زندگی مکانیکی و صنعتی کرد.مک لوهان سلطه ی دیرپای خواندن و نوشتن را چیزی سخت و رژیمی ریاضت کشانه می بیند که بمباران حسی رسانه ای جدید، با موفقیت به آن پایان داده است.تلویزیون به فاصله ی چند ثانیه قبیله ی قدیمی جامعه را گرد هم می آورد و با نشانه های رمز،دوباره به هم پیوند می دهد و سعادت می بخشد.

مک لوهان عقیده دارد که وسایل ارتباطی الکترونیکی که از اواخر قرن نوزدهم با اختراع رادیو به وسیله مارکونی، به زندگی انسان وارد شده اند ،سرانجام، وسیله ای برای نجات بشر از« بردگی ماشین»هستند.به نظر او،عصر الکترونیک،پایان رنجها، اضطرابها، دشمنیها، کشمکشها و تعارضها است( دادگران،1377،ص98-97).
3) عصر ارتباطات الکترونیک و دهکده جهانی

مک لوهان معتقد است در پرتو مسایل ارتباطی الکترونیک چهره ی کار و زندگی اجتماعی دگرگون می شوند،جوامع و ملتها به هم نزدیک می گردند و در نهایت،دهکده ای به پهنای کره ارض،پدید می آید که او آن را اصطلاحا « دهکده جهانی » می نامد.

مک لوهان در میان وسایل ارتباط الکترونیکی برای تلویزیون نقش بسیاری قائل است. او معتقد است که این وسیله ضمن آنکه همه ی مزایای وسایل دیگر را در بر دارد با افزودن بیان تصویر به آنها، قدرت نفوذ فوق العاده ای به دست آورده است .او بر این باور بود که تلویزیون قادر است نه تنها در یک کشور ، بلکه در سراسر یک منطقه و حتی یک قاره «جوی احساس بر انگیز » پدید آورد.

مک لوهان در تحولات آینده ی زندگی بشری، برای وسایل الکترونیکی در زمینه های مختلف صنعتی،آموزشی و فرهنگی نقش تعیین کننده ای قائل است و در آثار گوناگون خود، همه جا به آن اشاره دارد.

مک لوهان روش آموزشی را با واقعیت های دنیای امروز سازگار نمی داند. او بحران های دانشگاهی موجود جهان را ناشی از عدم انطباق نظام آموزشی با شرایط ارتباط الکترونیکی می داند و در این زمینه توصیه می کند که برای تامین نیازمندیهای جوامع کنونی،لازم است در روش ها و برنامه های آموزشی تجدید نظر گردد.او معتقد است که عصر ما دستخوش انقلاب شده است و علت بحران های دانشگاهی نیز مانند سایر موارد،نادیده انگاشتن تحولاتی است که از رسانه های الکترونیکی حاصل شده است(دادگران،1377،ص97و96).
وسایل سرد و گرم

مک لوهان وسایل ارتباطی را به سرد و گرم تقسیم می کند، در این تقسیم بندی (عکس،رادیو،سینما)را یک وسیله ارتباطی گرم می داند،زیرا مک لوهان معتقد است این دسته از وسایل ارتباطی،تنها در امتداد یکی از حواس آدمی هستند و توصیف و تشریح زیادی را در بر دارند، یعنی با حجم زیادی از داده ها همراه و از نظر بیان مقصود کامل هستند.حال آنکه وسیله ارتباطی سرد(خط تصویری، تلفن و تلویزیون ) که کمتر به تشریح و توصیف می پردازند، مشارکت زیادی را می طلبند. طبق نظر مک لوهان جوامع نیز به دو دسته سرد و گرم تقسیم می شوند. او (جوامع کم سواد) را جامعه ی سرد و (جامعه اروپایی ) را جامعه ی گرم می نامد. او در مورد تفاوت میان رادیو و تلویزیون چنین می گوید : گوش دادن به رادیو نیاز به جمع کردن تمام حواس نیست و رادیو می تواند به عنوان آوایی جنبی در کنار سایر فعالیت های انسان حضور داشته باشد. در حالی که در تلویزیون چنین وضعیتی وجود ندارد و تلویزیون تماشاگر را با تمام وجودش جذب برنامه ی خود می کند و او را وا می دارد تا از تمامی حواسش برای درک آن استفاده کند(همان منبع ص92).
دید گاههای دیوید رایزمن

دیوید رایزمن اندیشمند دیگری است که باز بر ارتباط به عنوان محور حرکت جوامع انسانی تاکید دارد به زعم این اندیشمند از روزنة ارتباطات می توان سه دوران در تاریخ اجتماعی باز شناخت:

دوران اول،دورانی است که در خلال آن سنتها حاکم بر رفتار و روابط انسانی به حساب می آیند، او این دوران را موجب پیدایی انسانی می داند که در اصطلاح خود ( انسان سنت راهبر ) می خواند.

دوران دوم،از دیدگاه رایزمن، دورانی است که در آن با کاهش اهمیت سنت ها در هستی اجتماعی مواجه می شویم، این کاهش موجب می شود که همگنی دررفتار و عمل انسانی کاستی یابد. چه همه از الگوهایی یکسان در حیات اجتماعی تبعیت نمی‌کنند. در این شرایط به زعم این دانشمند، تاریخ شاهد پیدایی و بعد تکثیر انسانهایی خاص است که وی (درون راهبر) می خواند.دورانی است مساعد برای تبلور فردگرایی، هر کسی باید راه خویشتن را بیابد در برابر انگیزه یا محرک خویش بیندیشد و راه عمل یا واکنش را بازیابد این دوران را باید دوران هراس و در نهایت سرزنشهای بی پایان دانست.

دوران سوم را رایزمن دوران پیدایی انسان (دگر راهبر) می داند دوران ظهور وسایل ارتباط جمعی است و پدیده هایی چون هدایت از راه دور، بت واره پرستی ، ،‌شئ سروری و همراه با آن از خود بیگانگی. در این دوران عده ای با استفاده از قدرت جادویی این ابزار موفق می شوند توده ها راتحت تأثیر قرار دهند ، از تنوع حیات انسانی بکاهند و الگوهای خاص فکری و مصرفی پدید آورند. عصر مصرف گرایی، پیدایی مصرف تظاهری و امحای حریم زندگی، تولد یافته است. با فنونی چون تبلیغات تجاری، فرا آگاهی یا برجسته سازی آگهیهای تجاری از طریق ارسال آنان در لابه لای پیامهای خبری بسیار با اهمیت، می توان موجبات مسخ انسانها و هم بلع مطالب را فراهم کرد( ساروخانی ،1379،ص53-51).
ارتباطات و نوسازی جوامع

دانیل لرنر در فصل دوم کتاب خود به نام « گذر از جامعه سنتی : نوسازی خاورمیانه » ابتدا مقدمه ای راجع به چگونگی گذر تاریخی کشورهای اروپایی از شیوه ی زندگی قرون وسطایی ،به تجدد کنونی و طی دوره ی رنسانس ، عصر اکتشافات جغرافیایی ، اصلاحات مذهبی و انقلاب صنعتی و برخورداری انسان غربی از یک سبک نوین زندگی ، عرضه کرده است .

لرنر ابتدا با تکیه بر تجربه های تاریخی جوامع غربی ،از ایجاد سه نوع تحرک جغرافیایی ، اجتماعی و روانی در جهت ترک زندگی سنتی و مهاجرت به سوی شهرهای بزرگ ، برای زندگی در جامعه نوین سخن می گوید و در این زمینه بر اهمیت خاص تحرک روانی ، به سبب آماده سازی فرد برای تغییر رفتار اجتماعی قبلی و همدلی با شهرنشینان و هماهنگی شخصی با شرایط جدید فعالیت های تولیدی و خدماتی جامعه ی جدید تأکید می کند . در بخش دوم نظریه نوسازی ، لرنر به بررسی درباره اهمیت عوامل تکثیر کننده ی تحرک و نقش مهم رسانه های همگانی در این زمینه می پردازد .

او معتقد است که رسانه های همگانی ، سپهر بی انتهای تصورات ذهنی را به روی انبوه وسیع انسان ها گشوده اند . اکنون ، گروه های انبوه تر و گسترده تری از افراد انسانی ، نسبت به زمان آغاز عصر اکتشافات جغرافیایی و گسترش مهاجرت های اروپاییان از طریق امکانات حمل و نقل دریایی ، به طور غیر مستقیم و بااستفاده از ارتباطات جمعی ، در معرض تحرک روحی و همدلی قرار گرفته اند .

این رسانه ها انگیزش برای شناخت دنیای ناشناخته را ، که در گذشته فقط با تحرک جغرافیایی و مسافرت به سرزمین های دیگر ، امکان پذیر بود و مشکلات و مسائل گوناگونی نیز در بر داشت ، افزایش داده اند . از نظر لرنر ، بر اساس الگوی نوگرایی ، حرکت از مرحله ی سنتی به مرحله گذار و سپس به مرحله ی جامعه نوین ، همواره با تغییر نظام های سنتی به نظام های نوین و نه بالعکس همراه بوده است . او بر آن است که تفاوت این دو نظام در اینجاست که ارتباطات بین فردی سنتی ، به تقویت نگرشها و آداب سنتی می انجامد ، حال آنکه ارتباط جمعی ، مهارتها ، نگرشها و رفتار های تازه را می آموزد . بنابراین ، رسانه های جمعی ، تقویت کنندگان تحرکند و این امر به این معناست که رسانه های جمعی ، در برابر مخاطبان فزاینده خود ، هم از ظرفیت برقراری ارتباط با « نوع تغییر » و هم از ظرفیت برقراری با « امکان تغییر » برخوردارند . لرنر بر این باور است که میان شاخص رسانه ای نوگرایی و سیر نهادهای اجتماعی ، نوعی کنش متقابل وجود دارد (دادگران ،1377،ص132).
انواع ارتباط

ارتباط را می توان با توجه به چگونگی ایجاد آن به ارتباط مستقیم و ارتباط غیر مستقیم و از لحاظ انسانهایی که در آن شرکت دارند به ارتباط شخصی، غیر شخصی و جمعی طبقه بندی کرد:
1- ارتباط مستقیم و شخصی

ارتباط مستقیم و شخصی ارتباطی است که بدون واسطه بین شخص پیام دهنده و شخص پیام گیرنده ایجاد می شود . در این نوع ارتباط،پیام ها مستقیمأ بین دو طرف مبادله می گردند و به همین جهت پیام دهنده و پیام گیرنده می توانند به نوبت نقش خود را تغییر دهند و هر کدام به جای دیگری به صورت پیام گیرنده و پیام دهنده در آیند.

در ارتباط مستقیم ممکن است گوینده و بیان کننده و همچنین شنونده یا بیننده هر کدام شخص واحدی باشند. به عبارت دیگر گفت و گو و تماس فقط بین دو تن بر قرار می گردد. در بسیاری موارد هم ممکن است پیام دهنده یعنی گوینده و بیان کننده، شخص واحدی باشد، اما چندین نفر یا عده ای بیشتر بیان او را استماع کنند و بدین صورت پیام گیرندگان- شنوندگان و بینندگان- متعدد باشند. به هر حال این نوع ارتباط جنبه شخصی و مستقیم دارد و بین دو نفر یا افرادی معدودی که در زمان واحد ومکان معین در کنار یکدیگر هستند، بر قرار می شود و اگر افراد فراوان و دور از یکدیگر بخواهند با هم ارتباط بر قرار کنند، باید روش های دیگری به کار بندند ( معتمد نژاد ، 1379، ص49) .
2- ارتباط غیر مستقیم و غیر شخصی

در جوامع پیشرفته انسانی که هزاران و حتی میلیونها نفر در شهرها و کشورهای مختلف زندگی می کنند ، دیگر برای افراد امکان تماس و گفتگوی متقابل چهره به چهره موجود نیست و ناچارند از راه های دور و به طور غیر مستقیم و با واسطه با هم ارتباط داشته باشند. در چنین شرایطی بیان کتبی و چاپی جانشین بیان حضوری و شفاهی می شود و پیام ارتباطی که در تماس رودرو، جنبه لفظی یا اشاره ای دارد و از دو عنصر اصلی ارتباط - گوینده و شنونده یا بیننده - مجزا نیست، از این دو عنصر جدا می شود و به صورت نوشته دستی یا چاپی، واسطه ارتباط غیر مستقیم قرار می گیرد و از طریق نامه یا کتاب یا روزنامه انتقال می یابد.

ارتباط غیر مستقیم و با واسطه بر خلاف ارتباط مستقیم جنبه شخصی ندارد زیرا در چنین ارتباطی پیام دهندگان و پیام گیرندگان یکدیگر را نمی شناسند. نویسنده و موئلفی که کتابی تهیه می کند، تصورات یا مقاصد خود را برای افرادی معین و مشخص بیان نمی نماید، .خوانندگان کتاب،هزاران نفر افراد ناشناسی هستند که هرگز نویسنده را ندیده اند ( همان منبع،ص5).
3- ارتباط جمعی

ارتباط غیر مستقیمی که از طریق مطبوعات پر تیراژ و مخصوصأ وسایل ارتباطی نوین نظیر رادیو و تلوزیون بین گروه های انسانی ایجاد می گردد، «ارتباط توده ای» یا جمعی نامیده می شود. این نوع ارتباط بین هزاران و میلیون ها نفر افرا ناآشنایی که در شهر ها و کشورهای گوناگون به صورت گروه های انبوه زندگی می کنند، پدید می آید ( همان منبع،ص51) .

ویژه گی های این نوع ارتباط عبارتند از :

• بازگشت پیام یا بازخورد با تأخیر

• سرعت عمل زیاد

• تکثیر پیام

• ارتباط سطحی و ناپایدار
انواع تعامل

برای کاوش در انواع وضعیت تعاملی که به واسطه ی استفاده از رسانه های ارتباطی ایجاد شده ، تشخیص سه شکل یا سه نوع تعامل – شامل « تعامل رودررو » ، « تعامل رسانه ای » ، و « شبه تعامل رسانه ای » مفید خواهد بود . تعامل رودررو در یک بافت هم حضور به وقوع می پیوندد ، شرکت کنندگان در این تعامل نسبت به هم حضور بی واسطه دارند و در یک سیستم مرجع زمانی – مکانی مشترک سهیم هستند .

بنابراین شرکت کنندگان می توانند از اصطلاحات و اسمهای اشاره ( اینجا ، حالا ، این ، آن و غیره ) استفاده و فرض کنند که منظورشان را درک خواهند کرد . اگر مرجع یک ضمیر اشاره نامعلوم باشد ، گوینده می تواند با اشاره به شیئ مورد بحث ابهام را بر طرف کند . تعامل رودررو در سرشت خود ویژگی گفت و شنودی دارد ( دیالوژیک ) دارد ، بدین لحاظ که معمولأ با جریان دو طرفه اطلاعات و ارتباطات سرو کار دارد ، گیرندگان پیام می توانند – دست کم در اصول – به سازندگان آن پاسخ دهند ، و سازندگان نیز به نوبه ی خود گیرندگان پیامهایی هستند که از طریق مخاطبان اظهاراتشان به آنها خطاب شده است . ویژگی دیگر تعامل رودررو این است که شرکت کنندگان به طور معمول انبوهی از اشارات نمادین را به منظور انتقال پیامها و یا تعبیر پیامهایی که از سوی دیگران انتقال یافته به کار می گیرند . واژه ها را می توان با چشمک و ادا ، اخم و لبخند ، تغییرات آهنگ جمله و غیره ، همراه و تکمیل کرد . شرکت کنندگان در تعامل رودررو به طور دایمی و روزمره در مقایسه ی انواع اشارات نمادینی که گویندگان به کار می گیرند ، شرکت داشته و از آنها به منظور کاهش ابهام و بهینه سازی درکی که از پیام دارند ، استفاده می کنند . اگر شرکت کنندگان پی به ناهمسازی یا تناقضی ببرند ، یا اشاراتی را بیابند که با یکدیگر همخوانی ندارند ، خود این به صورت سرچشمه زحمت و مشکلی در می آید که می تواند ادامه ی تعامل را تهدید کند و صداقت گوینده را مورد تردید قرار دهد .

تعامل رودررو می تواند با تعامل با واسطه ( رسانه ای ) در تضاد قرار گیرد ، منظور از تعامل رسانه ای ، اشکال تعاملی همچون نامه نویسی ، گفت و گوی تلفنی و از این قبیل است . تعامل رسانه ای شامل استفاده از یک رسانه ی فنی ( کاغذ ، سیم برق ، امواج الکترومغناطیسی و غیره ) است که اطلاعات یا محتوای نمادین را قابل انتقال و ارسال به افرادی می کند که در دوردست از نظر مکان ، زمان یا هر دو ، قرار دارند .

تعامل رسانه ای در طول مکان و زمان گسترده است ، و به همین جهت دارای شماری از ویژگیهایی است که آن را از تعامل رودررو متمایز و متباین می کند . در جایی که تعامل رودررو در یک بافت هم حضوری صورت می گیرد ، شرکت کنندگان در تعامل رسانه ای در بافتهایی قرار دارند که از نظر مکانی و یا زمانی متمایز و مجزا هستند . اینان در یک سیستم مرجع مشترک زمانی – مکانی سهیم نیستند و نمی توانند فرض کنند که دیگران اسامی و ضمایر اشاره ی مورد استفاده ی آنها را درک می کنند . از این رو همیشه باید در نظر داشته باشند که چه مقدار اطلاعات فحوایی – مثل گذاشتن تاریخ و نشانی در بالای نامه ، یا شناساندن خود در آغاز مکالمه ی تلفنی – می باید در تبادل پیام چند جمله شود .

تعامل رسانه ای ، همچنین با نوعی باریک کردن گستره ی اشارات نمادین که در اختیار شرکت کنندگان است ، سروکار دارد . به عنوان مثال ، ارتباط به وسیله ی نامه ، شرکت کنندگان را از گستره ی اشاراتی که با هم حضوری فیزیکی ملازم است ( حرکات و اداها ، حالات صورت ، آهنگ ادای جمله و غیره ) محروم می سازد ، حال آنکه دیگر اشارات نمادین ( آنهایی که با نوشتن مربوط می شوند ) مورد تأکید قرار می گیرند . به همین ترتیب ، ارتباط به وسیله تلفن شرکت کنندگان را از اشارات دیداری ملازم با تعامل رودررو باز می دارد ، حال آنکه اشارات شفاهی ( گفتاری ) را حفظ و موکد می دارد .

تعامل رسانه ای با باریک کردن گستره ی اشارات نمادین، شرکت کنندگان را از ابزار نمادین کمتری برای کاهش ابهام برخوردار می سازد . به همین جهت ، تعامل رسانه ای منش بازتری نسبت به تعامل رودررو دارد . با باریک شدن گستره ی اشارات نمادین ، افراد ناگزیر می شوند بیش از پیش به سمت منابع شخصی خویش باز گردند تا بتوانند پیامهای انتقال یافته را تعبیر کنند .

حال بیاییم شکل سوم تعامل – که آن را شبه تعامل رسانه ای نامیده ایم – را در نظر بگیریم ما این اصطلاح را برای اشاره به انواع روابط اجتماعی احراز شده به واسطه ی رسانه های توده ای ( کتاب ، روزنامه ، رادیو ، تلویزیون و غیره ) به کار می بریم . همچون تعامل رودررو ، این شکل سوم تعامل با فراهمی گسترده ی اطلاعات و محتوای نمادین در مکان و یا زمان سروکار دارد. به عبارت دیگر ، شبه تعامل رسانه ای در طول مکان و زمان گسترده است . در بسیاری از موارد ، این گونه تعامل نیز شامل نوعی باریک کردن گستره ی اشارات نمادین در مقایسه با تعامل رودرروست .

به هر حال ، شبه تعامل رسانه ای از دو لحاظ عمده با تعامل رودررو و تعامل رسانه ای تفاوت دارد : نخست آنکه ، جهت گیری شرکت کنندگان در تعامل رودررو و تعامل رسانه ای به سمت دیگران است و شرکت کنندگان ، برای این دیگران کردار ، گفتار و چیزهایی از این قبیل می سازند ، اما در مورد شبه تعامل رسانه ای ، اشکال نمادین برای گستره ی نامعینی از گیرندگان بالقوه ساخته می شود . دیگر آنکه ، در جایی که تعامل رودررو و تعامل رسانه ای ماهیت گفت و شنودی دارند ، شبه تعامل رسانه ای در سرشت خود ویژگی تک گویی ( مونولوژیک ) دارد، بدین لحاظ که جریان ارتباط به طور عمده یک طرفه است . به عنوان مثال ، خواننده ی یک کتاب ، بیش از هر چیز گیرنده ی شکل نمادین است که سازنده ی آن طالب پاسخ مستقیم و آنی نیست ( و معمولأ هم چنین پاسخی دریافت نمی کند . )

از آنجا که شبه تعامل رسانه ای منش تک گویی داشته و با ساخت اشکال نمادین برای گستره ی نامعین یا نامحدود گیرندگان بالقوه سروکار دارد ، بهتر آن است که به عنوان نوعی شبه تعامل شناخته شود .

این تعامل فاقد آن میزان کنش و واکنش متقابل و جنبه ی خاص فی مابینی دیگر اشکال تعامل ، اعم از رودررو یا رسانه ای است ، اما شبه تعامل رسانه ای به هر حال ، شکلی از تعامل است و این نوع خاصی از موقعیت اجتماعی بوجود می آورد که طی آن افراد در یک فرایند ارتباط و تبادل نمادین با یکدیگر پیوسته اند . شبه تعامل رسانه ای موقعیتی منتظم و سازمان یافته است که در آن بعضی از افراد عمدتا در ساخت اشکال نمادین برای دیگرانی که حضور فیزیکی ندارند ، درگیرند ، در حالی که افراد دیگر عمدتا در دریافت اشکال نمادینی که به وسیله ی گروه نخست ساخته شده و در برابر آن پاسخ یا واکنشی نمی توانند داشته باشند ، ولی میتوانند علقه های دوستی ، محبت یا وفاداری با ایشان برقرار سازند ، شرکت دارند .

جدول ( 1 ) برخی از موارد تشابه و تفاوت بین سه نوع تعامل را خلاصه می کند

. این جدول نشان می دهد که هر دو نوع تعامل رسانه ای و شبه تعامل رسانه ای از لحاظ ساختار مکانی – زمانی و گستره ی اشارات نمادین موجود با تعامل رودررو تفاوت دارند ، اما شبه تعامل رسانه ای از لحاظ جهت گیری عمل و منش تک گویی آن متفاوت با تعامل رسانه ای است . البته بسیاری از تعاملهایی که در جریان زندگی روزمره به ظهور می رسد ممکن است با آمیزه ای اشکال مختلف تعامل سروکار داشته و به عبارت دیگر ، دارای خصلت مرکب باشد .

به عنوان مثال ، ممکن است افراد به هنگام تماشای تلویزیون با دیگران مشغول بحث باشند ، که در این صورت ، در یک موقعیت تعاملی واحد ، تعامل رودررو و شبه تعامل رسانه ای را با هم ترکیب می کنند . به همین ترتیب ، یک برنامه تلویزیونی می تواند شامل تعامل رودررو بین اعضای گروه شرکت کننده در بحث و اعضای تماشگر حاضر در استودیو باشد . اگر چه ، رابطه ی این افراد به اتفاق هم ، و گیرندگان مختلف آن برنامه ی تلویزیون به صورت شکلی از شبه تعامل رسانه ای باقی می ماند (تامپسون ، 1380 ، ص 105 ، 104 ، 103 ) .
انواع تعامل

ویژگیهای تعامل تعامل رودررو تعامل رسانه ای شبه تعامل رسانه ای

ساختار مکانی – زمانی
بافت هم حضوری ، سیستم مرجع مکانی – زمانی مشترک جدایی بافتها ( زمینه ها ) ،فراهمی گسترده در زمان و مکان جدایی بافتها ( زمینه ها ) ،فراهمی گسترده در زمان و مکان

گستره ی اشارات نمادین کثرت اشارات نمادین

باریکی گستره ی اشارات نمادین باریکی گستره ی اشارات نمادین

جهت گیری عمل

جهت گیری به سمت دیگران خاص

جهت گیری به سوی دیگران خاص

جهت گرفته به سوی گستره ی نامحدود ( نامعین ) گیرندگان بالقوه

دو گویی – تک گویی

(دیالوژیک– مونولوژیک) دوگویی ( دیالوژیک ) دوگویی ( دیالوژیک) تک گویی( مونولوژیک )
وسایل ارتباط جمعی

به طور کلی در تاریخ پیدایش و پیشرفت رسانه ها مقاطع مهمی وجود دارد . شرایط زمانی و مکانی این مقاطع برای رسانه های مختلف به تدریج تعاریف عمومی آنها را مشخص کرد و موارد استفاده و نقش هر یک از آنها را نیز معین نمود. بدین ترتیب هر چند رسانه ها از بدو پیدایش دارای تعاریف مشخص و عمومی شدند ولی به دلیل تغییراتی که به مرور در آنها به وجود آمد و از نظر کمی و کیفی پیچیده تر شدند ارائه یک تعریف عمومی و کلی که بتواند شامل انواع ارتباط گردد با مشکل مواجه شد زیرا هر یک از رسانه ها به مرور منشأ ظهور انواع رسانه های فرعی دیگری شدند که هم از نظر شکلی و هم از نظر کارکرد با یکدیگر متفاوت هستند.

اما در میان این وسایل تعدادی نظیر زبان ، عامل ارتباط مستقیم و یا شخصی بین اعضای گروه های کوچک انسانی می باشند و تعدادی دیگر چون کتاب و مطبوعات و رادیو و تلوزیون از عوامل ارتباط غیر مستقیم و جمعی بین گروه های بزرگ انسانی هستند .

بررسی مسائل انسانی اینترنت (2)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۲:۰۰ ب.ظ | ۰ نظر

شرایط اجتماعی و رسانه های همگانی

به طور کلی در بررسی چگونگی ایجاد و توسعه ارتباطات جمعی ، می توان چند دوره را که هر کدام تکنولوژی ارتباطی نوینی را به همراه داشتند از یکدیگر تفکیک کرد :

نخستین عصر ارتباطات جمعی در حدود 1450 میلادی با اختراع چاپ آغاز می شود . البته نباید فراموش کرد که از زمان اختراع گوتنبرگ تا استفاده از صنعت چاپ برای انتشار وسیع و مداوم اخبار و اندیشه ها و ایجاد ارتباطات جمعی واقعی ، چند قرن فاصله است . از اواخر قرن هجدهم به دنبال انقلاب فرانسه و گسترش اندیشه های آزادیخواهی ، زمینه مساعدی برای پیشرفت مطبوعات فراهم شد و به تدریج همراه با تحولات اقتصادی و اجتماعی جدید نظیر صنعتی شدن جوامع ، توسعه شهرنشینی ، بالا رفتن سطح زندگی ، پیشرفت آموزش و اشاعه فرهنگ ، همه شرایط لازم برای انتشار روزنامه های پرتیراز آماده گردیدند . بدین ترتیب خواندن مطبوعات که پیش از آن به علل مختلفی مانند گرانی قیمت روزنامه ها و بیسوادی اکثر مردم ، رواج لازم را نیافته بود و اغلب به طور جمعی صورت می گرفت ، عمومیت پیدا کرد . در این زمینه تکامل وسایل فنی چاپ که تولید روزنامه ها را به تعداد فراوان امکان پذیر می سازد از شرایط اساسی به شمار می رود ( معتمد نژاد ، 1379، ص111 – 110 ) .

دنیس مک کوایل معتقد است ، ظهور رسانه های همگانی را در طول تاریخ می توان در نتیجه چهار عامل اساسی دانست که عبارتند از :

1. تکنولوژی

2. شرایط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی جامعه

3. مجموعه ای از فعالیت ها ، کارکردها یا نیازها

4. مردم – به ویژه در قالب گروه ها ، طبقات ، یا منافع معین
این چهار عامل به طرق مختلف و با اولویت های متفاوت با یکدیگر و در رابطه با ظهور هر یک از رسانه ها در تعامل بوده اند. به عبارت دیگر ، در هر دوره و تحت شرایط متفاوت یکی از عوامل فوق الذکر به عنوان نیروی محرکه نقش اساسی را ایفا نمود و بانی ظهور و یا ایجاد تغییر در یک رسانه بخصوص شده و در شرایط متفاوت دیگری ، عامل دیگری نقش موثری ایفا نموده است.

اما هر چه بر اهمیت نهاد های ارتباط جمعی افزوده شد ؛ هم خود رسانه ها ( مطبوعات ، رادیو ، تلویزیون ، ... ) و هم فرایند ارتباط جمعی ( آنچه رسانه ها انجام می دهند ) بیشتر مورد توجه و مطالعه منظم قرار گرفته است . اهمیت خاص تحقیق در این زمینه مخصوصا از آن رو است که :
• رسانه های جمعی یک صنعت روبه رشد و در حال تحول اند که تامین کننده اشتغال ، تولید کننده کالا و خدمات و تغذیه کننده سایر صنایع مرتبط هستند. این رسانه ها در عین حال به نهادی با قواعد و هنجارهای خاص خود که این نهاد را به جامعه و سایر نهادهای اجتماعی پیوند می دهد.

• رسانه های جمعی یکی از منابع قدرت اند؛ یعنی ابزاری برای کنترل ، مدیریت و نوآوری در جامعه به حساب می آیند ، که می توانند جانشینی برای زور یا سایر منابع باشند

• رسانه ها موقعیت یا عرصه ای فراهم می آورند که به نحو فزاینده ای مسائل زندگی عموم در آن متجلی می شود ، چه در سطح ملی و چه در عرصه بین المللی .

• رسانه ها اغلب جایگاه بروز تحول در فرهنگ اند؛ چه به معنی هنر و اشکال نمادین و چه در معنای مدها ، خلق و خوها ، شیوه های زندگی و هنجارها .

• رسانه همچنین به منبع غالب تعاریف و تصاویر واقعیت اجتماعی در نزد افراد و همچنین گروه ها و جوامع به صورت دسته جمعی تبدیل شده اند. آنها داوری های ارزشی و هنجاری خود را به صورت غیر قابل تفکیک و مخلوط با اخبار و یرنامه های سرگرم کننده بیان می کنند.
مطالعه در ارتباطات جمعی در واقع بخشی از یک حوزه تحقیقاتی وسیع تر است که به ارتباط انسانی می پردازد و علم ارتباطات خوانده می شود. برای تجزیه کردن این کل بزرگتر راه های گوناگونی وجود دارد یکی از این راه ها تفکیک بر حسب سطح سازمان اجتماعی است که ارتباط در آن انجام می گیرد از این زاویه ارتباط جمعی را می توان راس یک توزیع هرمی شکل دانست .

شکل ( 1 ) فرایند های ارتباطی در جامعه
سطح فرایند ارتباط

• در سطح جامعه ( ارتباط جمعی ) موارد معدود

• در سطح نهاد / سازمان ( نظام سیاسی

یا شرکت تجاری )

• در سطح بین گروه ها

• در سطح درون گروه ها ( خانواده )

• در سطح بین افراد ( گروه دو نفره )

موارد بسیار

• در سطح درون فردی ( پردازش اطلاعات )

هر سطح از ارتباط مجموعه ای از مشکلات و اولویت ها و شواهد و نظریه های خاص خود را دارد. در سطح درون فردی ، تاکید عمدتا بر پردازش ( درک ، یادآوری ، تفسیر ) اطلاعات ( مثلا اخبار رسانه ) و مبادلات با محیط است . در این سطح نظریه با فرایند ها و اظهارات ذهنی سرو کار دارد. در سطح بین افراد و بین گروه ها موضوع های اصلی مورد توجه عبارتند از اشکال گفتمان ، الگوهای تعامل ، مسائل پیوستگی ( وابستگی ) کنترل و سلسله مراتب هنجارگذاری ، مرزبندی نفوذ و اشاعه . در سطح بالاتر هم مضمون هایی مشابه اما تحت شرایط پیچیده مورد بحث قرار می گیرند. در سازمان های رسمی توجه بیشتری به کنترل و کارایی انتقال اطلاعات نشان داده می شود. در گروه ها و انجمن ها، مسائل مربوط به عضویت داوطلبانه ، تعامل ، همکاری و شکل گیری هنجارها و استاندارد ها اولویت می یابد. اما در هر صورت، علم ارتباطات ( ارتباط شناسی ) به عنوان یک علم ، گرایش بر این دارد که در هر صورت مسائلی را تعریف کند که بین همه سطوح مشترک است و نظریه و پژوهش در تلاش پاسخ گویی به آن اند. این مسأله ها عبارتند از :

• چه کسی ارتباط برقرار می کند و با چه کسی؟ ( فرستنده ها و دریافت کننده ها )

• چرا ارتباط برقرار می کند ؟ ( کارکرد ها و اهداف )

• ارتباط چگونه انجام می شود ؟ ( مجرا ها ، زبان ها ، رمزها )

• درباره چه چیزی ؟( محتوا ، موضوع مورد اشاره ، انواع اطلاعات )

• پیامد های خواسته یا نا خواسته این ارتباط کدامند ؟
ارتباط جمعی فقط یکی از فرایند های ارتباطی است که در سطح جامعه عمل می کند و به سهولت از روی ویژگی نهادی بودنش شناخته می شود ( ترکیبی از هدف ، سازمان ،و فعالیت عملی ) در ارتباطات جمعی، منبع ، یک فرد نیست، بلکه سازمانی است رسمی و فرستنده ، ارتباط سازی است حرفه ای. پیام، منحصر به فرد ، متغیر و غیر قابل پیش بینی نیست ‌؛ بلکه معمولا ساخته و پرداخته، به معیار شده و تکثیر شده است . پیام همچنین ثمره کار و کالایی دارای ارزش مبادله است و گوشه چشمی نمادین به ارزش مصرف دارد. ارتباط جمعی اغلب دربرگیرنده تماس هم زمان بین یک فرستنده و گیرندگان بسیار است که تأثیری فوری و در سطحی بسیار گسترده را امکان پذیر می کند. ( همان صص 27 – 26 )

اهمیت خاص وسایل ارتباط جمعی در دنیایی که هر روز بیش از روز پیش به گسترش این وسایل می انجامد و در نهایت موجبات بسط نفوذ و تأثیر آنان را فراهم می آورد ، شناخت رسانه ها و پژوهش در آنها را ضروری می کند. لیکن کار پژوهش در این حوزه با دشواری های خاص خود نیز مواجه است که برخی از آنها به این قرارند :
• وسایل ارتباط جمعی با دنیاهای ذهنی انسان و به طور کلی دگرگونی در جهان بینی انسان سروکار دارند ورود به ذهنیت انسانی و کنکاش در آن امری دشوار است. زیرا از سویی پدیده های ذهنی ملموس نیستند و از سوی دیگر تجلیات عینی و ملموس آن نیز یگانه و یکسان نیست.

• وسایل ارتباط جمعی تأثیری جدا از یکدیگر ندارند، بنابراین شناخت تأثیر و سپس انتساب آن به رسانه ها کاری بس دشوار است‌؛ زیرا در اکثر موارد ، پیام وسایل ارتباط جمعی در محدوده وسیعی از پیام ها و دانسته ها قرارمی گیرد و اثرات متفابل آنان با یکدیگر می آمیزند و همچنین تمییز تأثیر رسانه از دیگر عوامل دشوار است.

• و بالاخره اینکه تأثیر بر حالات روانی همواره ثابت نمی ماند و با گذشت برهه ای هر چند ناچیز از زمان دستخوش دگرگونی می شود. (ساروخانی ،1379،ص113 - 112).
ارتباطات جمعی و تفاوت آن با ارتباطات سنتی

1. نخستین ویژگی ارتباطات جمعی در برابر ارتباطات سنتی ، غیر شخصی بودن پیام هایی است که از مجرای وسایل ارتباطی نوین در اختیار انسان ها گذاشته می شوند . به عبارت دیگر انتقال جمعی پیام ها از طریق وسایل فنی جدید ، با هرگونه ارتباط مستقیم و هرگونه انتقالی که مستلزم تماس چهره به چهره پیام دهنده و گیرنده باشد ،مغایر است . در صورتی که ارتباطات سنتی – ارتباطاتی هستند که به طور مستقیم بین انسان ها بر قرار می گردند و چون برای اشاعه آن ها از تکنیک های تکثیر کننده و توسعه دهنده نظیر رادیو ،سینما و تلویزیون و مطبوعات پرتیراژ استفاده نمی شود ، این نوع ارتباطات معمولا بین افراد یک گروه نسبتا کوچک ، محدود می ماند . بنابراین مهمترین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی آن است که به پیام دهندگان اجازه می دهند ، پیام ها و اطلاعات مختلف را بدون تماس مستقیم با پیام گیرندگان به آن ها منتقل سازند ، در حالی که تماس رودررو اساس تمام ارتباطات در جوامع بدون وسایل ارتباطی محسوب می شد . ( معتمد نژاد ، 1379، ص116 – 115 )

2. دومین ویژگی ارتباطات جمعی نسبت به ارتباطات سنتی ، نهادی بودن آنها است . ارتباطات سنتی که رودررو و مخصوص یک گروه نسبتا محدود هستند ، اصولا به طور خود به خود صورت می گیرند و اغلب از برخوردهای تصادفی افراد با یکدیگر ناشی می شوند . در چنین وضعی به علت نبودن تکنیک های ارتباطی ، افراد در موقعیت های مختلف نظیر مبادلات اقتصادی و تجمعات مذهبی ، اطلاعات خود را از طریق دهان و گوش به یکدیگر منتقل می کنند . بر خلاف ارتباطات سنتی ، تکنیک های ارتباطات جمعی به طور ارادی و عمدی در چارچوب نهادهای خاص اجتماعی کار خود را دنبال می کنند . مؤسسات مطبوعاتی ، فرستنده های رادیویی و تلویزیونی از این نهادها به شمار می روند ( همان ص117 – 116 ).

3. سومین ویژگی ارتباطات جمعی وابستگی آن ها به عناصر دیگر زندگی اجتماعی است . چنانکه توسعه مطبوعات با پیشرفت سواد آموزی و تحصیلات مدرسه ای رابطه نزدیک دارد . گسترش رادیو و تلوزیون نیز به سطح زندگی جامعه وابسته است . تا جایی که می توان گفت بین توسعه ارتباطات و سطح زندگی یک نوع تقارن خاص وجود دارد .
شناخت وسایل ارتباطی

الف ) زبان و بیان شفاهی

زبان یکی از بهترین و کامل ترین وسایل ارتباط افراد انسانی است . زبان عامل ارتباط مستقیم و رودررو بین دو یا چند نفر است و در گروه کوچک اجتماعی که همه اعضای آن ها یکدیگر را می شناسند و با هم تماس شخصی دارند ، تنها وسیله انتقال اطلاعات و افکار و خواستهای افراد می باشد . محدودیت قلمرو زبان در مکان و زمان، از مهمترین معایب آن به شمار می رود ( معتمد نژاد، 1379، ص60 – 59 ) .

ب ) خط و نوشته دستی

اختراع خط تحول عظیمی در وضع جوامع انسانی پدید آورد . زیرا با نوشتن پیام ها بر روی یک شیء ، خطر تغییر شکل یافتن پیام ها به وسیله افرادی که حامل آن ها بودند از میان رفت و این امکان فراهم شد که ارتباطات به طور ثابت و صحیح صورت گیرند و عوامل زمان و مکان در تغییر شکل آن ها بی تأثیر بمانند . اختراع خط نوع جدیدی از ارتباط را که ارتباط غیر مستقیم نامیده می شود ، بوجود آورد. به عبارت دیگر خط، بین منشاء و مخاطب ، واسطه انتقال پیام گردید .

نوشتن بر سنگ یا دیوار یا درخت در حقیقت گذشتن از مرحله ارتباط بین دو فرد به مرحله ارتباط بین افراد بود . ساختن کاغذ ، نقش خط را در زندگی انسان بالاتر برد و امکانات بیشتری برای انتقال پیام ها ایجاد کرد . با استفاده از پیام های مکتوب ، روابط اجتماعی وارد مرحله حقیقت بینی و در عین حال پیچیدگی شدند . ( همان ص 61 )

ج ) صنعت چاپ ، کتاب و مطبوعات

تکمیل صنعت چاپ در اروپا ، پس از ایجاد خط و تهیه کاغذ ، دومین تحول بزرگ در زمینه ارتباطات اجتماعی محسوب می شود . این تحول با تکمیل شیوه چاپ با حروف سربی ، در اواخر قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم میلادی ، باعث انتشار اندیشه های نو و پیشرفت علوم و فنون شد . از اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم که صنعت چاپ توسعه واقعی یافت، مطبوعات نیز رفته رفته خصوصیات امروزی را به دست آوردند و انتشار کتاب ها را تحت شعاع قرار دادند .

بدین طریق با ایجاد شرایط فنی ، زمانی ، مکانی و مالی مساعد در زمینه تهیه و تکثیر نوشته ها و پیام های مکتوب ، تحول بزرگی در ارتباطات غیر مستقیم آغاز شد و برای اشاعه معلومات و اطلاعات و افکار انسانی و پیشرفت فرهنگ و تمدن بشری امکانات وسیعی پدید آمد ( همان ص 67 – 63 ) .
د ) وسایل ارتباطی نوین- سینما ، رادیو ، تلویزیون و ..

تحولات اجتماعی و اقتصادی قرن های هجدهم و نوزدهم ، سبب پیشرفت و تکامل مطبوعات گردیدند . با اختراع تلگراف در سال 1832 توسط ساموئل مورس و اختراع تلفن در سال 1876 به وسیله الکساندر گراهام بل و توماس واتسون ، دگرگونی بزرگی در فنون ارتباطی بوجود آمد . بدین صورت با این نوع ارتباط علاوه بر از میان رفتن محدودیت های مکانی و زمانی سابق ، انسان امکان پیدا کرد که به طور مستقیم نیز با دیگران ارتباط برقرار کند . اما ایجاد وسایل ارتباطی مثل تلگراف و تلفن را باید مقدمه ی انقلابی دانست که از سال 1895 با اختراع دستگاه ارتباط بی سیم و رادیویی توسط مارکونی ایتالیایی در زمینه ارتباطات پدید آمد . در آخرین سال های قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم ، با کوشش های دیگری که برای تکمیل فن عکاسی و فیلمبرداری ، ساختن صفحات ضبط صوت و دستگاه گرامافون و تهیه وسایل نمایش و انتقال عکس ها و تصویرهای متحرک از راههای دور صورت گرفت ، وسایل دیگری چون سینما ، رادیو و تلویزیون در اختیار انسان گذاشته شد .
تقسیم بندی رسانه های مدرن

مک کوایل در بررسی پیدایش رسانه ها، تقسیم بندی از تاریخ رسانه های مدرن ارائه می کند که به ترتیب زیر می باشد :

• رسانه های چاپی

• فیلم- سینما

• رادیو و تلویزیون

• رسانه های الکترونیکی نوین
رسانه های چاپی

کتاب. تاریخ رسانه های مدرن با کتاب چاپی آغاز می شود که در نوع خود انقلابی محسوب می شود. بدین ترتیب با ظهور چاپ،انقلابی در جامعه انسانی به وقوع پیوست که کتاب در آن تیر عمده ای را بر جای نهد.به طور خلاصه می توان گفت که رسانه کتاب:

• نوعی تکنولوژی قبل حمل است که به آسانی جابه جا می شد

• به آسانی از آن نسخه های متعدد تکثیر می شد

• دارای محتوایی متغیر و متعدد شد

• در استفاده شکل فردی پیدا کرد

• از آزادی بیشتر نسبت به گذشته در انتشار برخوردار شد

روزنامه

تقریبا پس از دویست سال که از اختراع چاپ می گذشت به تدریج امکان تشخیص روزنامه از پدیده هائی چون اعلامیه، جزوه و دفترچه های خبری که از مشخصات اواخر قرن شانزدهم و اوایل قرن هفدهم بود فراهم شد .

فیلم - سینما

نوآوری تکنولوژیکی فیلم در آخرین سال های قرن نوزدهم ظاهر شد،اما آنچه ارائه می کرد از لحاظ محتوا یا کارکرد به ندرت تازه بود،وبه زودی به ابزار جدیدی برای توزیع سرگرمی های سنتی مثل داستان گویی،نشان دادن منظره ، موسیقی، نمایش، طنز و حقه های فنی برای مصرف عموم تبدیل شد. این امر بخشی از واکنشی بود که به اختراع اوقات فراغت نشان داده می شد و همچنین پاسخ به تقاضاهایی بود که از سوی خانواده ها برای راه های ارزان و سالم گذران اوقات فراغت به وجود آمده بود .

رادیو و تلویزیون

این دو رسانه با استفاده از تکنولوژی های موجود قبل از خود مانند تلفن ، تلگراف ، عکس متحرک و ثابت و همچنین ضبط صوت به وجود آمده و توسعه یافتند. .علی رغم تفاوت آشکاری که بین این رسانه ها مشاهده می شود و اختلافی که از نظر محتوا و کاربرد بین آنها وجود دارد، این دو رسانه را می توان هم زمان بررسی کرد.

رادیو و تلوزیون بر خلاف تمام تکنولوژی های ارتباطی پیش از خود، نظام هایی بودند که در درجه ی اول برای ارسال و دریافت به عنوان مجرد طراحی شده بودند و از پیش تقریبا هیچ تعریفی از محتوای آنچه توسط آن ها منتشر می شد وجود نداشت. پخش رادیویی در آغاز صرفا یک تکنولوژی نو بود، اما بعدها به یک خدمت عمومی تبدیل شد. همین نکته در مورد تلوزیون صدق می کرد که در آغاز بیش تر بازیچه ای غریب می نمود تا پدیده ای جدی و رایج در زندگی اجتماعی. همچنین این دو رسانه، برنامه های محتوایی خود را از رسانه های موجود که مورد علاقه عمومی بودند،مانند محتوای خبری و ورزشی و جنبه های تصویری که از فیلم های سینمایی اخذ کردند(همان ص23).
رسانه های الکترونیکی نوین

رسانه های جدید الکترونیک که اصطلاحا به آنها رسانه های تله ماتیک نیز گفته می شود،ترکیبی از ارتباط راه دور و نظام اطلاع رسانی کامپیوتری می باشند. رسانه های تله ماتیک در انقلاب ارتباطات زمان ما عنصر کلیدی در نظر گرفته شده اند.به طور کلی،تله ماتیک به مجموعه ای از پیشرفت های اخیر در حوزه تکنولوژی ارتباطات گفته می شود که دارای یک صفحه بصری می باشند(مانند صفحه تلوزیون)و از جانب دیگر به یک شبکه کامپیوتری متصل اند.به عبارت دیگر،رسانه های جدیدمجموعه ای از تکنولوژی های الکترونیک هستند که دارای کاربردهای متفاوت می باشند .
عناصر متشکله در تکنولوژی رسانه های تله ماتیک

در رسانه های تله ماتیک معمولا از لوازم و عناصر تکنیکی متفاوتی استفاده می شود که عبارتند از :

1. وسایل انتقال دهنده-مانندکابل یا ماهواره

2. وسایل ضبط و ذخیره و بازیافت

3. وسایل نمایشی-استفاده از ترکیب های متفاوت،بطور انعطاف پذیر از متن ها و گرافیک ها

4. وسایل کنترل کننده-استفاده از کامپیوتر
مقایسه مشخصات اساسی رسانه های تله ماتیک و رسانه های همگانی: در مقایسه با رسانه های همگانی،رسانه های جدید تله ماتیک مشخصات زیر را دارا می باشند:

• عدم تمرکز.در رسانه های جدید عوامل عرضه وانتخاب، چون گذشته،کاملا در کنترل برقرار کننده ارتباط نیست.

• ظرفیت بالا.در رسانه های جدید،عرضه تولیدات توسط کابل یا ماهواره موانع و محدودیت را در زمینه های هزینه،فاصله و ظرفیت تقریبا به صفر می رساند.

• تعامل.در رسانه های تله ماتیک گیرنده پیام قادر به انتخاب،پاسخگوئی و مبادله پیام است و می تواند مستقیما خود را با سایر گیرنده ها متصل کند.

• انعطاف پذیری.در شکل محتوا و نحوه استفاده .
اینترنت

در توصیف اینترنت و بیان ویژگی ها و اهمیت آن از مفاهیمی ماند شبکه ی شبکه ها ، تار عنکبوت الکترونیک ، فضای مجازی ، فضای سایبرنتیک و ... نیز استفاده شده است . اما اگر نامگذاری ها متفاوت است همه در این نکته توافق دارند که اینترنت انقلابی با همان درجه از اهمیت چاپ ، تلفن و تلویزیون است ، وهیچکس نمی تواند در جهان معاصر موجودیت آن را نادیده بگیرد ( محسنی ،1380 ص72 ) .

اینترنت عکس العمل های متعددی را در دنیای رسانه ها ایجاد کرده است و به این اعتبار در گروه بزرگراه های اطلاعاتی در مقام اول قرار گرفته است و غول « انفورماتیکی شدن جامعه » تلقی شده است و منشا تغییراتی در قلمرو فرهنگ در مفهوم عام آن بوده است . اینترنت گروهی متشکل از هزاران شبکه ای است که از پروتکل واحدی استفاده می کنند و در جهت عرضه ی مجموعه ی اطلاعات به کاربران یا مشتریان خود مشارکت دارند . اینترنت را از نظر جامعه شناسی می توان یک سیستم دانست ، و یا به تعبیری دیگر مدخلی بر « جامعه الکترونیک » ، جامعه ای که از عناصر اصلی سیستم اینترنت یعنی تولید کنندگان ( سایت ها یا شبکه های مرتبط ) واسطه ها ( توزیع کننده ها ) و مصرف کنندگان ( کاربران ) تشکیل شده است .

نکته مهم این است که تعداد شهروندان این جامعه ی بدون گذرنامه ی الکترونیک نیز همواره رو به افزایش است و جمعیت آن تقریبا هر دو سال دو برابر می شود ( همان ص 72 ) .

اینترنت یک بانک اطلاعاتی نیست ، بلکه گسترده ترین و با اهمیت ترین شبکه ی کامپیوتر جهان است ، و شاید نمونه ای اولیه از بزرگراه های اطلاعاتی ربع اول قرن بیست و یکم باشد . اینترنت در حکم مخزنی از اطلاعات خوب و بد ، زشت و زیبا ، اخلاقی و غیر اخلاقی می تواند تلقی شود .

با اتصال به شبکه ی اینترنت می توان با دیگران رابطه برقرار کرد ، از اطلاعات علمی ، فنی و یا، سیاسی ، ادبی ، تاریخی و ... بهرمند شد ، به درون اوراق غیر قابل دسترس ترین کتاب ها نفوذ کرد ، فیلم یا نوار ویدیوئی مورد علاقه خود را تماشا کرد ، برای عده زیادی در زمان بسیار کوتاه نامه ارسال کرد ، از برنامه های رادیوئی و تلویزیونی مورد علاقه استفاده کرد ، فعالیت های علمی پژوهشی انجام داد ، به آموزش خود در رشته های مختلف پرداخت ، از فروشگاه های بزرگ کالاهای مورد علاقه را خرید کرد ، عملیات گوناگون بانکی انجام داد و ... و خلاصه رویای قدیمی بشر را که در بسیاری از افسانه ها متجلی شده بود ، کم و بیش تحقق بخشید ( همان ص 72 ) .

اینترنت در واقع یک چهار ضلعی است که با پنج صورت پدیدار می شود. ضلع اول این چهار ضلعی را مشتریان ( client ) یا کاربران( users ) تشکیل می دهند.

ضلع دوم متعلق به میزبانان ( host )است یعنی کسانی که امکان ارتباط را فراهم می آورند و در عین حال اطلاعات را عرضه می کنند.

ضلع سوم به راهبان ( routers ) تعلق دارد،به آنان که مثل پلیس راهنمایی، ترافیک اینترنت را کنترل می کنند و بالاخره ضلع چهارم از آن تماس ها ( connections ) است، .ضلعی که متعلق به مهندسان کامپیوتر است، کسانی که بهترین شکل های ارتباط را تضمین می کنند.( شکر خواه ،‌1379،ص29)

اما در مورد پنج چهره اینترنت باید گفت:

1- اینترنت از جنبه ی ساختاری از پایین به بالا شکل گرفته است به این معنی که در این پدیده ارتباطی،کاربران حرف اول را می زنند و نبض زندگی اینترنت با آن ها می تپد.

2- تور جهان گستر اینترنت (world wide web) یا آنچه که به آن شبکه عنکبوتی جهانی می گویند به طرزی افقی کل زمین را فرا گرفته است به دیگر سخن،اینترنت زمین را سیم کشی کرده است.

3- فرامتن ( hypertext ) جذابترین چهره اینترنت است برخی از واژه ها در اینترنت نورانی تر از سایر واژه ها هستند و یا با رنگ دیگری به نمایش در آمده اند. اگر با موس mouse) ) بر روی هر یک از این واژه ها کلیک (Clik) کنیم،به ادبیات جهانی آن واژه دست می یابیم .به عبارت بهتر مفهوم فرامتن این است . متون در این جهان به یکدیگر گره خورده اند و زمان و مکان در این گره خوردگی نابود شده است.

4- چهره چهارم اینترنت در تغییر ساختار همه مهارت های فردی و سازمانی و اجتماعی قابل رویت است. هر که به اینترنت متصل است، مفهوم تغییرات ساختاری مورد بحث را درک می کند و با این چهره امروز و فردای اینترنت آشناست.

5- تجارت الکترونیک E-commerse)) چهره ی پنجم اینترنت است.روزانه 5/3 تریلیون دلار از طریق اینترنت معامله صورت می گیرد.(همان ص31و30)
بخش سوم : سیاستگذاری کشورها نسبت به اینترنت
1- چشم انداز نظری :
سیاست های اینترنتی، استراتژی ها و خط مشی هایی محسوب می شوند که دولت ها در قبال تکنولوژی شبکه ای و جهانی کامپیوتری اتخاذ می نمایند. اینترنت را به طور کل بخشی از فنآوری ارتباطی و رسانه ای و در امتداد آن باید بشمار آورد. از دهه 1970 که مک لوهان نیز با تشخیص و تعریف مفهوم تازه ای از رسانه به پیدایش فن آوری تعیین کننده ای در عرصه اختراعات و ابداعات فنی پرداخت، تکامل این فرایند تاکنون نقاط عطف فراوانی را ایجاد کرد که شبکه اینترنت یکی از نمودهای برجسته آن محسوب می شود.

در باره تکنولوژی ارتباطی و تاثیر آن بر شکل بندی اجتماعی مباحث متنوعی مطرح شده است. این پدیده با توجه به مدت زمان کوتاهی که از پیدایش اینترنت به عنوان یک وسیله ارتباطی- اطلاعاتی می گذرد به ویژه از دو جهت قابل بررسی است؛ 1) تحلیل تاثیرات اینترنت را به عنوان رسانه ای ارتباطی بر مناسبات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی... در این خصوص نقشی که ارتباطات در تحولات یک جامعه دارد در چارچوب این نوع مطالعات قرار می گیرد. 2) واکنش جوامع و دولتها در برخورد با این پدیده که با اصطلاح و یا تعبیر سیاست گذاری دولت ها در قبال اینترنت خوانده می شود می تواند خود به مثابه موضوعی علمی و جامعه شناختی مورد بررسی قرار گیرد.

در باره سیاست گذاری اینترنتی که موضوع بررسی ما نیز هست دستیابی به این واقعیت که به لحاظ نظری استراتژی دولتها در برخورد یا استفاده از اینترنت چگونه صورت بندی شده و یا اساسا کنش های آنها چگونه شکل می گیرد مد نظر قرار خواهد گرفت. در این رابطه، برخی از کشورها با اتخاذ خط مشی هایی محتاطانه محدودیت هایی را در استفاده از این پدیده ایجاد می نمایند و یا بالعکس در برخی از کشورها نیز با ایجاد محدودیت های یادشده مخالفت می ورزند. این نکته که دولت ها در این رابطه چگونه رفتار می کنند موضوع مورد بحث این نوشتار است.

به لحاظ نظری این طرح مبتنی بر نظریه شیوه توسعه اطلاعاتی است که از سوی کسلز عنوان شده است. کسلز استدلال می کند که تکنولوژی نوین همراه با ویژگی جهانی سازی اطلاعات که از طریق اختراع اینترنت و ایجاد شبکه اطلاعاتی ایجاد شده است باعث گردید تا نظام سرمایه داری دچار نوعی تجدید ساختار شود . در پارادایم نظری کسلز ، تکنیک یا نیروهای تولیدی برخلاف قبل از نوعی استقلال نسبی نسبت به روابط تولیدی یا طبقات اجتماعی برخوردار می باشد. این پدیده باعث شده است تا جامعه صنعتی به دوره فرا صنعتی گام نهاده و در نتیجه دسترسی به اطلاعات عنصر کلیدی و تعیین کننده توسعه اجتماعی باشد. آنگونه که دانیل بل استدلال می کند گذار از دوران صنعتی به فرا صنعتی باعث شده است تا در شرایط فعلی ، نداشتن اطلاعات و ناتوانی در دسترسی به آن اصلی ترین عامل توسعه نیافتگی محسوب شود.

ویژگی عمده جامعه فرا صنعتی نو آوری فوق العاده تکنولوژیک است. مفهوم کلیدی این است که پیشرفتهای خیره کننده در پردازش ، نگهداری و انتقال اطلاعات در واقع به کاربرد تکنولوژیها ی اطلاعاتی در تمامی زوایای حیات اجتماعی انجامیده است.

دلمشغولی اصلی در اینجا کاهش حیرت آور هزینه رایانه ها و افزایش باور نکردنی قدرت و کاربرد پیوسته آنها در هر جا و همه جا است . در چارچوب گسترش شبکه اطلاعاتی رایانه ای ، سازمان ها به گونه ای فزاینده قادر می شوند بر محدودیت های پیشین که از سوی مکانهای جغرافیایی تحمیل می شد غلبه کنند. بر این اساس سازمان هایی که موفق به تجدید ساختار خود در راستای کاربرد هر چه بیشتر از تکنولوژی اطلاعاتی شده باشند می توانند فرصت های بیشتری برای رقابت کسب نمایند. در واقع مفهوم تجدید ساختار نظام سرمایه داری این است که این نظام با درک موقعیتی که تکنولوژی جدید د ر شرایط فعلی فراهم کرده توانسته است دامنه نفوذ و سلطه خود را از طریق شبکه های اینترنتی یا اطلاعاتی به تمامی نقاط جهان گسترش دهد.

به بیان دقیق تر بین المللی سازی به بنا کردن شبکه های ارتباطات رایانه ای در سراسر جهان انجامیده و از طریق آن امکان پذیر شده است. این امر به نوبه خود موجب یکپارچگی بازار و امور مالی و داد ستدهای جهانی پیوسته و آنی کمک کرده است. وقوع این امر ، همزمان بهبود اقتصادی را از طریق ایجاد فرصت هایی برای کارفرمایان فراهم نموده و به درخواست تجدید ساختار به منظور مقابله با خطرهای شکست در چارچوب اقتصاد رقابتی انجامیده است. علاوه برا ین ، بین المللی سازی و تجدید ساختار ، اهمیت جریانهای اطلاعاتی را بالا برده است. اولویت سازمانهای سرمایه داری به گونه فزاینده ای مدیریت و پیشبرد جریان اطلاعات است که از طریق آن فرصت های بازار ، تصمیم های مربوط به سرمایه گذاری ، تدارک و تأمین کار مورد نیاز، قابلیت ادغام ، تعیین قیمت توزیع و فروش و استراتژی های تولید تحکیم می یابد. بنابراین ایجاد شبکه های اطلاعاتی باعث تمرکز زدایی از بسیاری از جنبه های سازماندهی اجتماعی و اقتصادی همراه با تمرکز در تصمیم گیری و مدیریت می شود.

این بدان معناست که نظام سرمایه داری جهانی که از تکنیک فوق العاده ای بویژه در ارتباط با جریان های اطلاعاتی برخوردار است تمرکز بیشتری بر مدیریت تبادل ارتباطات و اطلاعات داشته که خود این امر حاصل نوعی تمرکز زدایی در سازماندهی محلی و منطقه ای است. از نظر تحلیلی گسترش نظام جهان اطلاعاتی را به دوایری متحدالمرکز می توان تشبیه کرد که از بیشترین حد تمرکز در مدیریت و سازماندهی اطلاعات تا کمترین میزان آن در نواحی پیرامونی امتداد می یابد. این نوع تقسیم بندی دایره ای شکل از نظر جغرافیایی تنها بدان جهت معنادار است که توزیع تکنولوژی اطلاعاتی را توجیه نماید. به همین سبب مناطقی که اهمیت تکنولوژی اطلاعاتی را در نظام جهانی سرمایه داری بیشتر درک کرده اند از توسعه بیشتری برخوردارند.

تبلور چنین سیستم اطلاعاتی گسترده و قدرتمندی دربرگیرنده پیامدهای متعددی است که یکی از مهمترین آنها را باید بر محور هژمونی و از نقطه نظر سیاست تحلیل کرد. در واقع شکل گیری نظام جدید سرمایه داری و جامعه اطلاعاتی باعث شده است که اشکال منطقه ای و محلی سلطه که تاکنون به شکل "دولت ـ ملتها" (nation states) مطرح بوده اند عمیقا دچار چالش گردند.

از نظر جامعه شناختی واکنش کشورها و مناطق مختلف جهان را باید بسته به میزان تقرب یا دوری از شهر اطلاعاتی اصلی و یا حدود بهره مندی از تکنولوژی اطلاعات تحلیل کرد. تمایز تکنیکی و علاوه بر آن تفاوتهای فرهنگی میان کشورها نیز بر نحوه برخورد با تکنولوژی اطلاعاتی و یا اینترنتی تأثیر دارد. به همین دلیل در کنار چالش عمده سیاسی ناشی از گسترش سلطه سرمایه داری جهانی که از طریق جریان های جهانی اطلاعات اعمال می شود ، دولتهای مختلف از دغدغه های فرهنگی ، اجتماعی و مآلا اقتصادی مختلفی برای سیاستگذاری در قبال اینترنت سود می برند . به عنوان مثال در حالی که در الگوی امریکایی ، استفاده از اینترنت به عنوان بزرگترین فرصت ملی تلقی می شود در الگوی اروپایی به ویژه پس از اعلام سیاست بزرگراههای اطلاعاتی و تدارک زیر ساخت های ملی و جهانی مربوط به آنها و حمایت دولت امریکا از کمپانی های بزرگ آن کشور در عرصه یک رقابت عظیم اقتصادی ، اتحادیه های اروپایی نیز برای توسعه و تقویت توانایی های خاص خود در این باره به تکاپو نشسته و به سیاستها و برنامه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی دست یازیدند تا در برابر الگوی امریکایی رقابت نمایند.

بدنبال این امر در ژوئیه 1994 ، کمیسیون اروپایی برنامه ای عملی در مورد اروپا و جامعه اطلاعاتی منتشر کرد و ضمن آن ، راه و شیوه اروپایی نیل به چنین جامعه ای را مشخص ساخت. در میان اقدام های بعدی اتحادیه اروپا در زمینه تدارک بزرگراههای اطلاعاتی می توان به انتشار کتاب سبز درباره آزادسازی زیر ساختهای ارتباطات دور و شبکه های تلویزیون کابلی از سوی کمیسیون اروپایی در سال 1995 و برگزاری کنفرانس راجع به مباحثه در مورد جامعه اطلاعاتی که در ژوئیه همان سال در بروکسل تشکیل شد اشاره کرد. در واقع به دنبال رقابت جهانی امریکا در زمینه بزرگراه های اطلاعاتی علاوه بر اتحادیه اروپا سایر کشورها نیز به اتخاذ استراتژیهای متعددی دست زدند.

آنچه در بطن تحولات فوق الذکر قابل توجه است درک جوامع مختلف نسبت به تأثیر اطلاعات در شکل بندی جدید نظام بین الملل است که سبب گردید تا کشورهای مختلف به اقتضای شرایط خاص خود توانایی خود را در تجدید ساختار جامعه خویش بیازمایند. در واقع بدنبال پدیدار شدن الگوی جدید نظام اطلاعاتی واکنشهای متفاوتی از سوی کشورهای مختلف ایجاد شد. کشورهایی که این ضرورت را تشخیص داده اند توانستند خود به عنوان قطب هایی از نظام جهانی اطلاعات وارد عمل شوند. نویسندگان مختلفی نظیر "پیتر تیلور"(19)، "ساسکیا ساسن" (1991) و بسیاری دیگر از نظریه پردازان ژئوپولتیک کوشیدند تا شکل گیری شهرهای جدید اطلاعاتی را در خلال دهه1990 تاکنون نشان دهند. به اعتقاد این نویسندگان سیاستهای جدید اطلاعاتی این جوامع سبب شد تا برخی از مناطق فوق در شبکه جهانی اطلاعات به مثابه مناطق عمده جریان های اطلاعاتی پدیدار شوند .

به لحاظ نظری، چارچوب تحلیلی این تحقیق در ارتباط با مفهومی که "کسلز" با عنوان پارادایم توسعه اطلاعاتی مطرح می سازد ارزیابی می شود. در این پارادایم، شکلگیری مفهوم اخیر ناشی از اهمیتی است که تکنیک در حال حاظر بدست آورده است. به طور کلی کسلز استدلال می کند که در شرایط کنونی بدلیل اهمیتی که تکنیک پیدا کرده ، شیوه توسعه اطلاعاتی از شیوه تولید سرمایه داری متمایز شده است.

در شیوه تولید سرمایه داری، سود جویی، مالکیت خصوصی ابزار کار، رقابت میان دست اندرکاران، بازار پسندی به عنوان عامل تعیین کننده چیزی که ساخته شده و مورد دسترس قرار می گیرد و رشد یا انباشت سرمایه به عنوان هدف عمده موسسه اقتصادی سرمایه داری قرار گرفته است. این در حالیست که در شیوه توسعه اطلاعاتی با عمده شدن پارادایم اجتماعی-تکنیکی نوین، فرآیند اطلاعات به هسته مرکزی تبدیل شده و در نتیجه دسترسی به آن به عاملی تعیین کننده تبدیل شده است.

کسلز تاکید می کند که بدون رفع موانع موجود بر سر راه شکوفایی استعداد سازمانی و تکنولوژیک اطلاعات گرایی، تجدید ساختار نظام سرمایه داری هرگز کامل نمی شده است(کسلز،29: 1989). در واقع پارادایم اجتماعی-تکنیکی نوین به همه چیز سرایت می کند و هر کجا که وارد می شود فرصت هایی را برای تغییر فراهم می سازد که می تواند سرمایه داری را جانی دوباره ببخشد. به عبارتی دیگر، در بازار کار بهره وری فزاینده، فرآورده های نو و پیشرفته می تواند از کاربرد تکنولوژی های نوین برای فرآیندهای کار و مدیریت بدست آید. در سطحی وسیعتر، اطلاعات گرایی باعث انعطاف در تولید و عرضه سیستم هایی می شود که هزینه ها را کاهش و خالصی های سود را افزایش می دهد.

به نظر کسلز در شرایط حاضر مهمترین جنبه های جهانی سازی امور اقتصادی بدون توجه به تکنولوژی های اطلاعاتی پیشرفته قابل تصور نیست. بحث اصلی در شبکه های اطلاعاتی و پیآمد آن(جریان اطلاعات) این است که سازمانها به گونه ای فزاینده قادر می شوند بر محدودیت های پیشین که از سوی مکانهای جغرافیایی تحمیل می شد، غلبه کنند.

بین المللی سازی به بنا کردن شبکه های ارتباطات رایانه ای در سراسر جهان انجامیده و از طریق آن امکان پذیر شده است. وقوع این امر همزمان موجب بهبود اقتصادی از طریق ایجاد فرصت هایی برای کارفرمایان شده و به درخواست تجدید ساختار به منظور مقابله با خطرهای شکست در چارچوب اقتصاد رقابتی انجامیده در حالی که بازارها را به گونه ای فزاینده به روی همه نورسیدگان باز کرده است.

از لحاظ تئوریک، جریان اطلاعات که از طریق شبکه اینترنت امکان پذیر شده می تواند به عنوان ویژه گی محوری جامعه اطلاعاتی محسوب شود. در حقیقت در جامعه اطلاعاتی که به اقتضای خصوصیت بنیادین تکنولوژی کنونی به عنوان مهمترین شکل از جامعه مطرح می شود اینترنت و شبکه اطلاعاتی همچون مراکز عصبی عمل کرده و با گسترش هرچه بیشتر خود،شکل اجتماعی و سیاسی مکانهای جغرافیایی را تحت الشعاع خود قرار داده است.

بنابر این با تکیه بر این اهمیت، مراکز رهبر یا به تعبیر خود کسلز نقاط رهبر، تنها در کلان شهرهای معین یافت می شوند که ضمن توسعه در سالهای اخیر، تغییراتی را در شکلگیری طبقات اجتماعی محقق ساخته و پیامدهای مهمی برای هدایت زندگی شهری به همراه آورده اند. علاوه بر کسلز، متفکرین دیگری نظیر "ساسن"(1991)، "تیلر" و برخی دیگر ضمن تایید نظریات کسلز با تلفیق دیدگاههای ژئوپلتیک و جامعه شناسی، چشم اندازهای جدیدی را ارائه کرده اند که تمامی آنها نقش و اهمیت سیاست های اطلاعاتی را با توجه به ارتباط تنگاتنگ جریان های اطلاعاتی و موقعیت ژئوپلتیک حاصل از آن مورد تاکید قرار می دهند.
2- تاریخچه اینترنت در جهان

زمانی که واژه‌ی «دهکده جهانی» به مطبوعات راه یافت،‌بسیاری- به ویژه در جوامع سنتی و محافظه کار- آن را به سان توطئه‌ای جدید و راهبردی امپریالیستی پنداشتند. ولی این نظریه، بی پایه بیان نشده بود.

اینترنت و نسل های نوین فن آوری اطلاعاتی – مخابراتی، آفرینش این دهکده را به عهده گرفته بودند، هر چند روزنامه، تلفن، سینما، رادیو، تلویزیون، ویدئو، شبکه‌های ماهواره ای و کابلی، VCD و دیگر رسانه‌های گروهی، بسیار پیش از آن، کوچک کردن جهان و نزدیک نمودن جوامع و ملت‌های گوناگون را انجام داده بودند.

همزمان با پرتاب نخستین ماهواره‌ای فضایی توسط اتحاد جماهیر شوروی سابق در 1957، ایالات متحده آمریکا، آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته [Advanced Research Projects Agency ARPA] را در وزارت دفاع بنیان نهاد. این نهاد، نخستین ایده‌های ارتباط بین شبکه‌ای را ارائه نمود. در 1962، پل باران [Paul Baran] از مؤسسه‌ی دولتی RAND مأموریت یافت تا برای نیروی هوایی ایالات متحده [U.S.Air force]، پژوهش‌های همه جانبه‌ای بر چگونگی نگاهداری فرمان‌های کنترل موشک‌ها و بمب افکن‌ها در یک حمله‌ی اتمی، انجام دهد. برآمد این پژوهش‌ها به بیان لزوم آفرینش یک شبکه‌ی پژوهشی غیر متمرکز نظامی منجر شد که توان بقای آن پس از یک حمله‌ی گسترده‌ی اتمی وجود داشته باشد تا با نابودی موقعیت‌های استراتژیک ارتش ایالات متحده، ارتش بتواند قدرت مانور خود برای حمله‌ی متقابل اتمی را حفظ کند. باران در گزارش خود، شیوه‌های بسیاری را بررسی نموده بود. پیشنهاد نهایی او، «شبکه‌ی سوئیچ بسته‌ای» [Pocket switch Network]بود. در این شبکه، دیتا به بسته‌های کوچک تقسیم می‌شد که هر بسته، نشانی مکان تولید و مقصد ارسال را با خود داشت. هر یک از بسته‌ها به هر دلیلی که در هر یک از گروه‌ها از بین می‌رفت، دوباره از مبدأ فرستاده می‌شد.

نخستین ساختارهای این شبکه با نام ARPANET توسط مؤسسه‌ی ARPA در 1968، به شرکت‌ هانی ول [Honeywell minicomputer] واگذار شد. آرپانت در 1969 بین کامپیوترهای مرکزی [Host] چهار پژوهشکده شامل دانشگاه کالیفرنیا در لوس آنجلس (UCLA)، مؤسسه‌ی پژوهشی استانفورد (SRI)، دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا (UCSB) و دانشگاه یوتا (Yota) با خطوط ارتباطی [Link] 50 کیلوبایت بر ثانیه برقرار شد.

3 سال بعد، در 1972، نخستین برنامه‌ی پست الکترونیکی (e-mail) برای آرپانت پدید آورده شد. مؤسسه‌ی پژوهشی پیشرفته (ARPA) به آژانس پروژه‌های پژوهشی پیشرفته‌ی دفاعی (DARPA) تبدیل شد. آرپانت در این زمان، دارای 23 گره ارتباطی مرکزی (Host) بود.

در 1976، نخستین شبکه‌ی محلی (LAN) با پروتکل Ethernet برای ارتباط کامپیوترهای با سرعت‌بالا از ســوی دکتر رابرت مـت کالف [Robert M. Metcalf] ارائه شد. پروژه‌ی ارتباط سوئیچ بسته‌ای توسط ماهواره‌ به راه افتاد و شبکه‌ی ماهواره‌‌ای سوئیچ بسته‌ای آتلانتیک (SaTNET)برای ارتباط بین آمریکا و اروپا پدید آمد که از ماهواره‌های اینتلست بهره می‌جست که از انحصار دولت ایالات متحده خارج بود.

در 1979، شبکه‌ی گروه‌های خبری غیر متمرکز (Usenet)توسط استیوبلووین [Steve Bellovin]، تام تراسکات[Tom Truscott] و جیم الیس[Jim Ellis] دانش آموختگان دانشگاه کارولینای شمالی، بر اساس استاندارد ارتباط بین سیستم‌های Unix آفریده شد. در همین سال کمپانی IBM، شبکه‌ی BITNET را برای ذخیره و هدایت داده‌ها در سرویس‌های پست الکترونیک ارائه نمود.

در 1981 ، بنیاد‌ملی‌علوم ایالات‌متحده[NSF] (U.S. National Science Foundation] نخستین ساختارهای شبکه‌ی CSNET را برای مؤسساتی که به آرپانت دسترسی نداشتند، بنیانا نهاد و ایده‌هایی برای ارتباط بین شبکه‌ای برای ارتباط بین ARPANET و CSNET بیان نمود. سالروز تولد اینترنت کنونی را اول ژانویه‌ی 1983 می‌دانند که قراردادارتباطی اینترنت از پروتکل‌ شبکه (Network control Protocol) به شکل کنترل انتقال و پروتکل اینترنت (Transmission Control Protocol and Internet Protocol –TCP/IP) تغییر پیدا کرد. بدین ترتیب و در کمتر از یک دهه، اینترنت از انحصار نظامی امنیتی، خارج و نخست به حوزه‌های پژوهشی دانشگاهی و سپس عرصه‌های عمومی وارد شد. فراگیری جهانی این ابررسانه در دهة 1990 صورت گرفت. اکنون به یاری کامپیوترهای کیفی قابل حمل (همراه) [Laptop] و تلفن های همراه ماهواره‌ای از بلندای کوه‌های هیمالیا و معابد تبت تا دل جنگل‌های آمازون، از کناره‌های نیل و اهرام ثلاثه تا دیوار چین و از معابد اینکاها تا پرسپولیس و پاسارگاد، اینترنت سایه و سیطره‌ی خود را گسترده است. ( والاس 1380: 23 )
موج چهارم یا عصر مجازی چیست؟

موج چهارم یا عصر مجازی در حقیقت، شکل توسعه و تکامل یافته عصر اطلاعات و دانش است که در آینده‌ای نزدیک ظهور خواهد کرد و فضای سه بعدی را در اختیار بشر قرار خواهد داد. عصر کشاورزی با هدف تهیه و تامین غذا بوقوع پیوست و تقریباً سی هزار سال دوام داشت. عصر صنعت پس از آن شکل گرفت و مشکل ابزار و مواد را که نیاز آن زمان بشر بود برطرف نمود و حدوداً 500 سال دوام داشته و در بعضی از کشورها همچنان حاکمیت دارد. موج سوم مربوط به عصر اطلاعات است که با حضور رایانه معرفی شده به سرعت در حال گسترش و توسعه بوده و به پیش می‌رود و حوزه‌ فناوری اطلاعات و ارتباطات را شدیداً تحت تاثیر خود قرار داده است، اینترنت مشخص‌ترین نماد این عصر است. هدف از بوجود آمدن این عصر رفع نیاز اطلاعاتی بشر بوده است که به کمک رایانه و اینترنت همراه با بانکهای اطلاعاتی و شبکه‌های تار عنکبوتی WWW جهانی این نیاز تا حدودی مرتفع شده و در آینده تاثیر خود را با انتقال فضای یک بعدی (متن، پست الکترونیکی و اتاقهای گفتگو) به دو بعدی (فیلم، تصویر و آدمکهای شبیه‌سازی شده) که مشخصه این عصر است بیشتر نمایان خواهد نمود.

برای کشورهای در حال توسعه مانند ایران که هنوز در اواسط موج دوم یا عصر صنعت قرار دارند و موج سوم را درک نکرده و بکار نگرفته‌اند، اطلاع از تغییر جهان به سوی عصر مجازی، از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است. شاید مسئولین اداره این دسته از کشورها با اطلاع از پیدایش عصر مجازی به بحرانی بودن و عقب افتادگی وضعیت کشورهایشان در این زمینه پی ببرند و با حرکتی پرشتاب، حداقل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات راجدی بگیرند و با وارد شدن به موج سوم، عصر مجازی را چشم‌انداز برنامه‌های ICT درازمدت خود قرار دهند. از طرف دیگر با مشخص شدن عصر مجازی به عنوان چشم‌انداز، شانس اقدامات پرشی و برنامه‌های متحورانه در کشورهای در حال توسعه بیشتر خواهد شد و تلاش برای کاهش فاصله دیجیتالی نیز افزایش می‌یابد، برای گذر از موج سوم، عصر صنعت به موج چهارم باید مسیر را خوب شناخت و برنامه‌های زیادی را یکی پس از دیگری اجرا کرد. کره جنوبی از جمله کشورهای موفق است که در این زمینه برنامه نسبتاً‌ مناسبی را دنبال می‌کند. در صورت موفقیت کشورهای در حال توسعه در تهیه برنامه‌ای که چشم‌انداز آن عصر مجازی باشد، می‌توان بخشی از عقب‌ماندگی دیجیتالی را جبران و حتی از بسیاری از کشورهایی که هنوز با این مفاهیم آشنایی ندارند، جلو هم افتاد. (جلالی/1383)
3- موج چهارم یا عصر مجازی

موج چهارم یا عصر مجازی در حقیقت، شکل توسعه و تکامل یافته عصر اطلاعات و دانش است که در آینده‌ای نزدیک ظهور خواهد کرد و فضای سه بعدی را در اختیار بشر قرار خواهد داد. عصر کشاورزی با هدف تهیه و تامین غذا بوقوع پیوست و تقریباً سی هزار سال دوام داشت. عصر صنعت پس از آن شکل گرفت و مشکل ابزار و مواد را که نیاز آن زمان بشر بود برطرف نمود و حدوداً 500 سال دوام داشته و در بعضی از کشورها همچنان حاکمیت دارد. موج سوم مربوط به عصر اطلاعات است که با حضور رایانه معرفی شده به سرعت در حال گسترش و توسعه بوده و به پیش می‌رود و حوزه‌ فناوری اطلاعات و ارتباطات را شدیداً تحت تاثیر خود قرار داده است، اینترنت مشخص‌ترین نماد این عصر است. هدف از بوجود آمدن این عصر رفع نیاز اطلاعاتی بشر بوده است که به کمک رایانه و اینترنت همراه با بانکهای اطلاعاتی و شبکه‌های تار عنکبوتی WWW جهانی این نیاز تا حدودی مرتفع شده و در آینده تاثیر خود را با انتقال فضای یک بعدی (متن، پست الکترونیکی و اتاقهای گفتگو) به دو بعدی (فیلم، تصویر و آدمکهای شبیه‌سازی شده) که مشخصه این عصر است بیشتر نمایان خواهد نمود.

برای کشورهای در حال توسعه مانند ایران که هنوز در اواسط موج دوم یا عصر صنعت قرار دارند و موج سوم را درک نکرده و بکار نگرفته‌اند، اطلاع از تغییر جهان به سوی عصر مجازی، از جنبه‌های مختلف دارای اهمیت است. شاید مسئولین اداره این دسته از کشورها با اطلاع از پیدایش عصر مجازی به بحرانی بودن و عقب افتادگی وضعیت کشورهایشان در این زمینه پی ببرند و با حرکتی پرشتاب، حداقل توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات راجدی بگیرند و با وارد شدن به موج سوم، عصر مجازی را چشم‌انداز برنامه‌های ICT درازمدت خود قرار دهند. از طرف دیگر با مشخص شدن عصر مجازی به عنوان چشم‌انداز، شانس اقدامات پرشی و برنامه‌های متحورانه در کشورهای در حال توسعه بیشتر خواهد شد و تلاش برای کاهش فاصله دیجیتالی نیز افزایش می‌یابد، برای گذر از موج سوم، عصر صنعت به موج چهارم باید مسیر را خوب شناخت و برنامه‌های زیادی را یکی پس از دیگری اجرا کرد. کره جنوبی از جمله کشورهای موفق است که در این زمینه برنامه نسبتاً‌ مناسبی را دنبال می‌کند. در صورت موفقیت کشورهای در حال توسعه در تهیه برنامه‌ای که چشم‌انداز آن عصر مجازی باشد، می‌توان بخشی از عقب‌ماندگی دیجیتالی را جبران و حتی از بسیاری از کشورهایی که هنوز با این مفاهیم آشنایی ندارند، جلو هم افتاد. (جلالی/1383)
4- سیاستگذاری برخی کشورها نسبت به اینترنت
امروزه فناوری اطلاعات در اغلب کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه یکی از ابزارهای مهم توسعه و پیشرفت محسوب می‌شود و در برنامه‌های توسعه اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی جایگاه ویژه‌ای دارد.

در باب فناوری اطلاعات و تکنولوژیها گرچه ایالات متحده آمریکا گوی سبقت را از تمام کشورهای جهان ربوده است، ژاپن نیز در رقابت با امریکا می‌کوشد که گامهای بلندتری دراین راستا بردارد. به جز این دو کشور قدرتمند، به بررسی وضعیت سیاستهای کلان در سطح اروپا و همچنین کشور سنگاپور به لحاظ اتخاذ سیاستهای پیشگامی پرداخته می‌شود:

1ـ طرح جامع و سیاستهای کلان ایالات متحده در فناوری اطلاعات

نحوه ارائه طرح جامع ایالات متحده در زمینه فناوری اطلاعات، بیانگر نقش و جایگاه کنونی این کشور در این عرصه است. این طرح از نظر جامعیت، آینده‌نگری، تقسیم وظایف بین سازمانهای دولتی و خصوصی، ترسیم پروژه‌های مطالعاتی و دست آوردهای هریک در آینده و بسیاری ابعاد دیگر، جالب توجه و خواندنی است. عنوان رسمی این طرح زیربنای ملی اطلاعات نام دارد که اولین بار در سپتامبر 1993 تدوین شده است.

در این برنامه توجه خاصی به حضور بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری IT شده و نقش دولت به عنوان یک هدایت‌کننده، عبارتست از ایجاد رقابت بین سرمایه‌گذاران، هدایت فعالیتها به گونه‌ای است که کاربرد صنایع IT طبق برنامه ملی باشد و بهره‌گیری بخش خصوصی از امکانات تحقیق و توسعه کشور صورت پذیرد. طرح زیربنای ملی اطلاعات متشکل از نه فصل اصلی است. در این نه فصل، جهت‌گیری سیاستگذاری به گونه‌‌ای است که سرمایه‌گذاران آمریکایی بتوانند گوی تجارت جهانی را بریابند و در مجموع، سطح زندگی و اقتصاد شهروندان آمریکایی متحول گردد. از جمله عنوانهای این نه فصل می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1ـ اطمینان از دستیابی سرمایه‌گذاران بخش خصوصی به هدف اصلی خود

2ـ اطمینان از اینکه همه شهروندان با هزینه‌های مناسب به اطلاعات جهانی دسترسی داشته باشند.

3ـ اطمینان از امنیت و کیفیت شبکه

4ـ حمایت از حقوق مالکیت معنوی و…

در اوایل سال 1999 پروژه مذکور بازنگری شده و تحت عنوان (فناری اطلاعات برای قرن 21) به کنگره ارائه گردید. ساختار اجرائی این طرح و روش توزیع وظایف بین سازمانهای دولتی و غیر دولتی قابل تأمل است. در ابتدای طرح چنین آمده است:

«ملت آمریکا به سرمایه‌گذاری قابل توجهی در زمینه تحقیقات فناوری اطلاعات نیاز دارد تا آینده اقتصادی خود را تضمین نموده و مشکلات فرا روی دفاع، آموزش، محیط زیست، بهداشت و حمل و نقل را از میان بردارد.»

گزارش فناوری اطلاعات برای قرن 21 نهایتاً موفق می‌شود تا اعتبارات تحقیقاتی آمریکا را در زمینه فناوری اطلاعات با 28% افزایش در سال 2000، به رقم 000/000/462/1 دلار برساند. در برنامه جدید سال 2000 اولویتهای تحقیقاتی مصوب عبارتند از:

1ـ برنامه تحقیقات بلند مدت در صنایع IT به گونه‌ایکه منجر به پیشرفتهای بنیادی در زمینه نرم‌افزار و مخابرات گردد.

2ـ ایجاد زیربنای طراحی نرم‌افزارهای پیشرفته که ابداعات علمی و مهندسی را در جهت منافع ملی تسهیل نماید.

3ـ انجام تحقیقات در زمینه آثار اجتماعی و اقتصادی انقلاب اطلاعات و آموزش کارشناسان بیشتر فناوری اطلاعات برای دانشگاهها

به منظور اطمینان از دستیابی به اهداف فوق شش سازمان معتبر آمریکا که شدیداً متکی به مصنوعات و پیشرفتهای فناوری اطلاعات هستند، انتخاب شده و مأموریت هزینه بودجه تحقیقاتی جدید به آنها واگذار شده است این سازمانها عبارتند از:

1ـ وزارت دفاع

2ـ وزارت انرژی

3ـ‌ آژانس ملی هوافضا

4ـ سازمان ملی بهداشت

5ـ سازمان ملی هواشناسی

6ـ بنیاد ملی علوم

توزیع پروژه‌های طرح بین سازمانهای پیش گفته، بر اساس توانمندیها وتجارب علمی هر سازمان انجام شده تا اهداف تحقیقاتی به نحو احسن به نتیجه برسد. رهبری طرح به بنیاد ملی علوم واگذار شده و کمیته مشاوران ریاست جمهور در امور فن‌آوری اطلاعات، وظیفه بازنگری و نظارت عالیه برنامه را بعهده دارند.
جالب است بدانید که بودجه 366 میلیون دلاری چگونه بین 6 سازمان مجری طرح تقسیم شده است:

1-وزارت دفاع : 100 میلیون دلار

2-وزارت انرژی: 70 میلیون دلار

3-آژانس ملی هوا- فضا: 38 میلیون دلار

4-سازمان ملی بهداشت: 6 میلیون دلار

5-سازمان ملی هواشناسی: 6 میلیون دلار

6-بنیاد ملی علوم: 146 میلیون دلار

کل 6 سازمان فوق در مجموع باید 228 میلیون دلار برای تحقیقات بنیادی فناوری اطلاعات و 123 میلیون دلار برای طراحی نرم‌افزار‌های پیشرفته جهت تسهیل ابداعات علمی و مهندسی و 15 میلیون دلار برای تحقیق در زمینه آثار اجتماعی – اقتصادی انقلاب اطلاعاتی هزینه کنند.

برنامه‌ریزی فوق به گونه‌ای است که ضمن بهره‌گیری از ظرفیت تجربی ـ تحقیقاتی سازمانهای قید شده از فعالیتهای موازی در پیشبرد طرح، جلوگیری خواهند نمود.

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در ژاپن

دولت ژاپن به عنوان رقیب سر سخت ایالات متحده برنامه فناوری اطلاعات خود را تحت عنوان اصلاحات در جهت ایجاد جامعه خلاق قرن 21 دنبال می‌کند. این برنامه که در سال 1994 میلادی تدوین شده است با چشم‌اندازی به وضعیت فناوری اطلاعات در ژاپن سال 2010، سیاست دولت را در این زمینه ترسیم کرده است. برنامه فوق در هفت فصل مستقل تهیه شده و در مقدمه به مشکلات ژاپن در آینده نزدیک، مانند رشد جمعیت سالمندان، تراکم جمعیت در شهرها، ساختار اقتصادی، نیازهای معنوی جامعه، تمایلات جامعه به سمت فضای آزادتر در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی می‌پردازد.

در این برنامه بخشی از پروژه در ایجاد زیربنای مطلوب اطلاعاتی ـ مخابراتی دیده شده است. زیربنایی که در بر گیرنده ساختار شبکه‌ها، پایانه‌ها، کاربردهای نرم‌افزاری، منابع انسانی در بخش فناوری اطلاعات، سیستمهای اطلاعاتی ـ مخابراتی در بخش دولتی و خصوصی، ارزشهای اجتماعی و روش زندگی مرتبط با یک جامعه اطلاعاتی باشد. الگوی برنامه ملی فناوری اطلاعات در ژاپن، دارای چهار بخش متمایز است. این بخشها عبارتند از:
- تقویت زیربنای فرستنده‌ها و گیرنده‌ها

- تقویت تجهیزات پردازش، دریافت وارسال اطلاعات

- ارتقا کاربردهای IT و پایگاههای اطلاعاتی

- ارتقاء الگوهای زندگی و اشتغال بویژه سیستم ارزشهای اقتصادی ـ اجتماعی

فصل‌های سوم و چهارم این طرح زیربناهای چهارگانه فوق را تشریح می‌کند. دراین بخش، دولت مدعی است که تا سال 2010 میلادی همه شهروندان ژاپنی به یک شبکه کامپیوتری مجهز به فیبر نوری دسترسی خواهند داشت. طرح فوق فراتر رفته و به فلسفه وجودی این شبکه، لزوم ایجاد آن، نقش آن در توسعه ژاپن 2010، فضای ارتباطی کشور در این شاهراه جدید و نیز هزینه‌های اجرائی این پروژه می‌پردازد. شایان ذکر است که این برنامه، تأکید بسیاری بر ایجاد یک شبکه ملی یا ویژگی‌های نیاز محوری، توسعه‌ای، یکپارچگی، کاربری آسان، استاندارد، انطباق پذیری با شبکه‌های بین‌المللی و قابلیت ارتقاء سریع دارد. طرح ملی «اصلاحات در جهت ایجاد جامعه خلاق قرن بیست و یکم»، در فصل پنجم و ششم به کاربردها و دستاوردهای اقتصادی در اثر اجرای طرح می‌پردازد. در این دو فصل همچنین در خلال برشمردن زمینه‌های اقتصادی ایجاد شده جدید، به عواملی مانند سرعت، نوآوری در جهان، خلاقیت، استانداردسازی و همکاری بین‌المللی در توسعه کاربردهای پیش‌بینی شده، توجه فوق‌العاده‌ای شده است.

در اجرای برنامه، دولت ژاپن نقش خود را هدایت و پشتیبانی بخش خصوصی در بکارگیری هرچه بهتر کاربردهای پیش‌بینی شده طرح می‌داند. بدین منظور دولت وظیفه خود می‌داند تا ارتباط و تعامل لازم بین صنایع و اقشار مختلف جامعه را برقرار نماید. دولت همچنین، دستیابی به اهداف فوق را در گرو ایجاد رقابت بین سرمایه‌گذاران بخش خصوصی می‌بیند، روشی که در ایالات متحده نیز با موفقیت در دست اجرا است.

در بخش هفتم و پایانی طرح ملی ژاپن، به سیاستها و روشهای اجرایی لازم جهت دستیابی به طرح پانزده ساله فوق پرداخته می‌شود. این سیاستها طیف وسیعی از تمهیدات دولتی و قانونی را در بر می‌گیرد.

بررسی مسائل انسانی اینترنت (3)

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۱:۵۶ ب.ظ | ۰ نظر

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در اروپا

جامعه اروپا یک نگاه انتقادی به وضعیت کشورهای اروپایی در زمینه فناوری اطلاعات و سهم آنها از بازار نوآوری و تجارت این صنعت، برنامه جامع خود را تحت عنوان «توسعه، رقابت، اشتغال: چالشهای فراوری قرن بیست و یکم» به اجرا درآورده است. این برنامه در سال 1994 در پارلمان اروپا به تصویب رسید. جامعه اقتصادی اروپا معتقد است که کشورهای اروپایی در فناوریهای پیشرفته فناوری اطلاعات به مراتب عقب‌تر از ایالات متحده و ژاپن هستند. در بخش صنایع IT، اروپا در زمینه‌های سخت‌افزار و نرم‌افزار ضعیف بوده و در ارائه خدمات کامپیوتری، بازار راکدی داشته است. علیرغم رشد قابل توجه صنایع اروپایی در زمینه تولید و صادرات محصولات وخدمات فناوری اطلاعات ،‌قابلیت رقابتی اروپا بسیار ضعیف شده است بطوریکه کسری‌تر از پرداخت تجاری این کشورها به یک سوم رسیده است.

نگاه اقتصادی دیگر برنامه IT در اروپا، متوجه حجم تحقیقات جامعه در زمینه این فناوری جدید است، بعنوان نمونه، بودجه تحقیقاتی اروپا 2% اعتبارات ناخالص ملی بوده است که در مقایسه با 6/2% در ایالات متحده و 8/2% در ژاپن قابل توجیه نیست. درصد منابع انسانی در بخش تحقیقات مشکل دیگری است که در گزارش جامعه اروپا مشاهده می‌گردد. بطوریکه جامعه در ازای هر 000/10 نفر نیروی کار، تنها 35 محقق دارد که در مقایسه با آمریکا و ژاپن (70 نفر) از 50% منابع تحقیقاتی کمتری برخوردار است.

از منظره تهیه‌کنندگان طرح IT، مشکل بعدی اروپا، اولویتهای تحقیقاتی تعیین شده این قاره است. برای نمونه در سال 1993، 21/63% از اختراعات ثبت شده اروپا، در زمینه صنعت حمل و نقل بوده است در صورتیکه در همین سال تنها 26% ابداعات ثبت شده در زمینه فناوری اطلاعات گزارش شده است.

طرح جامع جامعه اروپا پس از پرداختن به نقاط ضعف کشورهای جامعه در زمینه فناوری اطلاعات،‌ به تشریح این برنامه می‌پردازد.

نگرانی کمیسیون تهیه‌کننده طرح جامع فناوری اطلاعات در اروپا، به وضوح در طرح مشخص شده است که بدلیل اختصار، تنها به گوشه‌هایی از این نگرانی اشاره می‌گردد:

«مسابقه آغاز شده است و در سطح جهانی رقیب داریم. رقبای مشخص ما آمریکا و ژاپن هستند. کشورهایی که سریعتر خود را با موج جدید فناوری اطلاعات تطبیق دهند، صاحبان و مولفین استانداردهای جهانی خواهند بود، در غیر این صورت باید مقلد باشند. اولویتهای برنامه جامع اروپا عبارتند از: اشتغال ابعاد اجتماعی ـ فرهنگی و حل موانع زبانشناسی بین کشورهای اروپایی. حضور فعال بخش خصوصی در سرمایه‌گذاری و هدایت سرمایه‌گذاری توسط دولتها باید به گونه‌ای باشد که پروژه‌ها به کاربردهای موردنظر و پیش‌بینی شده منجر شوند.

اهم سرفصلهای طرح فناوری اطلاعات در جامعه اروپا عبارتست از:

- ایجاد آزادی بیشتر در محیط رقابتی مخابرات

- استاندارد سازی

- تعدیل تعرفه‌های بازرگانی و مال در سطح بین‌المللی

- ایجاد یکنواختی بین‌المللی در زمینه‌های خاص مانند حقوق مالکیت معنوی

- حمایت از حقوق مالکیت معنوی

- تهیه خدمات لازم به منظور طبقه‌بندی مورد نیاز کاربران

- مراقبت الکترونیکی، مراقبت قانونی و امنیت

- کثرت ‌گرائی و مالکیت رسانه‌ای

- رقابت

- تولید نرم‌افزارهای صوتی ـ تصویری و اثر فرهنگی و جامعه‌شناختی آن.

طرح جامع و سیاستهای کلان فناوری اطلاعات در کانادا

وزارت صنایع کانادا در آوریل 1994 طی یک مقاله جنجالی، پانزده سوال کلیدی را فراروی مدیران و سیاستگذاران قرار داده و تقاضای ارائه پاسخ به سوالات مطروحه داشت.

این مقاله «شاهراه اطلاعاتی کانادا» نام داشت و در نهایت جریانی بوجود آورد تا «شورای شاهراه اطلاعاتی کانادا» (شاک) شکل بگیرد. شورای فوق عملاً متشکل از سرمایه‌گذاران و متخصصین بخش خصوصی بود ولی وظیفه مشاورت دولت کانادا را بعهده داشت. شورای شاک به سرعت کمیته‌های تخصصی لازم را سازماندهی کرده و برنامه‌ریزی برای دستیابی به طرح جامع فناوری اطلاعات در کانادا در دستور کار آن قرار گرفت. از طرفی دولت تأکید داشت که شورا باید در برنامه‌ریزی خود توجه لازم به ابعاد اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهراه اطلاعاتی جدید را داشته باشد. به همین منظور دولت کانادا تأکید داشت تا طرح در دست تهیه سه رویکرد اساسی را دنبال کند:

- ایجاد اشتغال از طریق نوآوری و سرمایه‌گذاری

- تقویت اقتدار ملیت کانادایی و هویت فرهنگی

- اطمینان از دسترسی بین‌المللی شهروندان به اطلاعات با هزینه مناسب

شورای شاک بررسیهای لازم را بعمل آورده و طرحی تحت عنوان «شاهراه اطلاعاتی کانادا» به دولت ارائه داد. از نکات قابل توجه در مقدمه این طرح، یکی شعار اصلی تهیه‌کنندگان طرح تحت عنوان کانادا باید در تدارک و بهره‌برداری از شاهراه اطلاعاتی جهان پیشرو باشد، و دیگری اخطار به دولت کاناداست که اگر زمان را از دست بدهیم ودر توسعه زیرساختها به رقبا نرسیم، موقعیتهای طلائی در زمینه‌های مختلف صنایع IT که منجر به رشد اقتصادی و ایجاد مشاغل جدید خواهد شد توسط دیگران تصرف می‌گردد.

طرح جامع شاک از بسیاری جهات بویژه ساختار اجرائی، نظارتی و ارتباط آن با دولت، مشابه طرح جامع اطلاعاتی آمریکا است. آنچه برنامه شاک را از دیگر رقبا متمایز می‌سازد. تأکید قابل توجه کانادا بر مراقبت فرهنگی و پیشگیری از آسیب‌پذیری فرهنگی است. برنامه شاک در نهایت به پانزده سر فصل اصلی بعنوان سیاستهای شاهراه اطلاعاتی کانادا اشاره می‌کند. این سرفصلها عبارتند از:

1ـ زمانبندی و هزینه زیرساختها

2ـ ایجاد تعادل مناسب بین رقابت جویی و قانون

3ـ نظارت بر مالکیت شهروندان کانادایی و بررسی ملزومات این نظارت

4ـ استاندارد سازی

5ـ ایجاد هماهنگی بین سازمانهای دولتی در هدایت سرمایه‌گذاریها

شورای ساک تأکید بسیار بر حضور فعال سرمایه‌گذاران بخش خصوصی دارد، مگر در مواردی که جاذبه لازم وجود نداشته و دولت مجبور به دخالت مستقیم شود.

6ـ حمایت از حقوق مالکیت معنوی

7ـ تدابیر لازم جهت مراقبت از محتوای فرهنگی و فرهنگ کانادا

8ـ اعمال کنترل بر روی جابجایی اطلاعات

9ـ ارتقای کیفیت خدمات اطلاعاتی دولت با بهره‌گیری از شاهراه اطلاعاتی جدید

10ـ حمایت از طبقه‌بندی اطلاعات دولتی با بهره‌گیری از شاهراه اطلاعاتی جدید

11ـ ایجاد اطمینان از اینکه صنایع IT از موقعیتهای تحقیقاتی و توسعه تکنولوژی بهره‌برداری لازم را می‌‌نمایند.

12ـ ارتقای رشد و رقابت جویی در همه عرصه‌‌های تجاری کانادا

13ـ اطمینان از دسترسی جهانی به خدمات با هزینه مناسب

14ـ تشویق مصرف‌کنندگان به آگاهی قبل از انتخاب

15ـ شناسایی موقعیتهایی که موجب رشد عملکرد دولت شود.

طرح شاهراه اطلاعاتی کانادا از بسیاری جهات شبیه به برنامه‌های ملی ایالات متحده است. از نگاه صاحبنظران،‌ این پیروی بیانگر بلند پروازی دولت کانادا جهت نیل به پیشگامی جهانی است.

وضعیت فناوری اطلاعات در کشور سنگاپور

از زمان استقلال کامل سنگاپور در سال 1965 زمان زیادی نمی‌گذرد، اما در این زمان کوتاه، این کشور توانسته است گامهای بلندی برای رشد و توسعه بردارد بطوریکه امروزه خود را در ردیف کشورهای توسعه یافته قرار داده است. به نظر می‌رسد سنگاپور الگوی خوبی برای طی اکران پله‌های ترقی فراروی کشورها قرار می‌دهد به همین لحاظ کمی مفصل‌تر به شرح وضعیت فناوری اطلاعات سنگاپور می‌پردازیم. موقعیت راهبردی سنگاپور و دارا بودن زیر ساختهای مناسب، این کشور را تبدیل به یک فرودگاه و بندر بین‌المللی و همچنین مرکز تبادل اطلاعات کرده است و این مهم حاصل برنامه‌ریزی دقیق و کار سخت بوده است. فناوری اطلاعات نزد دولتمردان سنگاپور از اهمیت و اعتبار بسیار بالایی برخوردار است، به گونه‌ای که محور توسعه این کشور قرار گرفته است.

برنامه خدمات کامپیوتری شهری CSCP با صرف هزینه سالانه 2 میلیارد دلار کار کامپیوتری کردن بخش دولتی را به پایان برده و آن را به شبکه سراسری کشور متصل کرده است. سنگاپور در امر مخابرات جزو پیشروان جهان است و بخاطر ساختار قابل اعتماد و متنوع خود به خوبی شناخته شده است و از امکانات زیر برخوردار است:

- شبکه کاملاً رقومی

- اولین شبکه صد در صد ISDN (شبکه دیجیتال همزمان یکپارچه) قابل دسترسی جهان

- اتصال کابل فیبر نوری به منازل تا سال 2005

- دسترسی عمومی به اینترنت

- یکی از کم هزینه‌ترین شبکه‌های مخابرات جهان برای مصرف‌کنندگان

در حال حاضر متولی اصلی فناوری اطلاعات در سنگاپور هیات ملی کامپیوتر (NCB) است که البته ارتباط بسیار تنگاتنگی با هیات ارتباطات (مخابرات) سنگاپور (TAS) ‌ دارد. به علت همگرایی و نزدیکی بسیار زیاد امور تجاری، مخابراتی و فناوری اطلاعات، دولتمردان سنگاپور به منظور تقویت، توسعه و قانون‌مندی این سه عنصر با ادغام آنها در پایان سال 1999، هیات جدیدی تحت نظارت وزارت فناوری اطلاعات و ارتباطات سنگاپور بوجود آورند. هیات جدید مسئول رشد و توسعه فناوری اطلاعات و صنایع مخابراتی در سنگاپور گردید. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات بر توسعه و رشد مبادله اطلاعات و پست و هچنین تثبیت جایگاه سنگاپور به عنوان مرکز بزرگ ارتباطات هوایی، دریایی و زمینی نظارت می‌کمند. سیاستهای این وزارتخانه توسعه سازمانهای مستقل و 5 هیات وابسته به دولت است، که عبارتند از: هواپیمایی کشور سنگاپور، اداره حمل و نقل زمینی، اداره بنادر سنگاپور، هیأت ملی کامپیوتر و اداره مخابرات سنگاپور.

هیات ملی کامپیوتر (NCB) یکی از ارکان توسعه اقتصادی ـ اجتماعی سنگاپور است و مسئولیت راهبرد و توسعه فناوری اطلاعات را دراین کشور به همراه دارد. این هیات در سال 1981 به منظور استیلای سنگاپور بر عصر اطلاعات با بهره‌برداری گسترده از فناوری اطلاعات و همچنین کسب توان رقابت اقتصادی و ارتقای سطح زندگی تشکیل شد. در حقیقت هدف اصلی هیات ملی کامپیوتر پیشبرد کشور به جایی است که یکه تاز میدان رقابت در عصر اطلاعات باشد.

وظایف NCB عبارتند از:

- توسعه زیرساختار اطلاعات ملی و اجرای کاربردهای پروژه 2000 فناوری اطلاعات

- کمک به خدمات شهری سنگاپور در بهره‌برداری از فناوری اطلاعات

- تشویق سرمایه‌گذاریهای محلی در بهره‌برداری از فناوری اطلاعات

- تبدیل سنگاپور به پایگاهی برای فعالیت شرکت‌های فناویر اطلاعات

- کمک به شرکت‌های فناوری اطلاعات در محلی و جهانی کردن فعالیتهای خود

- هماهنگ کردن طرح‌های ملی در جهت آموزش نیروی انسانی فناوری اطلاعات

- تقویت درک عمومی مردم سنگاپور از فناوری اطلاعات

- هدایت و شتاب دادن به تحقیق و توسعه در زمینه‌های پیشرفته فناوری اطلاعات

NCB در راستای جذب و تشویق سرمایه‌‌‌گذاران و کمک به شرکتهای محلی در جهت استفاده بهینه از امکانات بازار بین‌المللی فناوری اطلاعات برنامه‌هایی دارد که عبارتند از:

- توسعه نوآوریها و فعالیتها

- برنامه ارتقای توان صنعت داخلی

- فعالیت در زمینه فناوریهای جدید

- برنامه کامپیوتری کردن شرکت‌های محلی

- برنامه بهبود کیفیت نرم‌افزار

- برنامه بهره‌برداری از منابع حساس فناوری اطلاعات

- نیروی کار

هیات ملی کامپیوتر در سالهای آینده بیشترین توجه خود را به موارد زیر معطوف می‌کند:

الف) بهره‌برداری از فناوری اطلاعات در دولت

ب) تجهیز پروژه نمادین 2000 فناوری اطلاعات

NCB در جهت زمینه‌سازی کاربردهای راهبردی در بخش‌های بزرگی مانند: آموزش، بهداشت، توریسم و تولید با فناوری اطلاعات و کاربران در ارتباط خواهد بود. این کاربردها نحوه تجارت و فعالیت را تغییر اساسی داده و باعث افزایش بهره‌وری خواهد شد.

پ) ارتقای فرهنگ فناوری اطلاعات

برای موفقیت در پروژه 2000 فناوری اطلاعات باید آنرا به بطن جامعه کشاند تا افرادی عامی را نیز در بر گیرد.

ت) پرورش صنعت جدید فناوری اطلاعات

NCB صنعت بزرگ فناوری اطلاعات را تغییر خواهد داد. صنعتی که امروزه طیف وسیعی از چند رسانه‌‌ای‌ها، ارائه‌دهندگان سخت‌افزار، نرم‌افزار و امور شبکه‌ای را در بر می‌گیرد.

ث) نظارت بر توسعه نیروی انسانی

نظر به اینکه فناوری اطلاعات به سرعت در حال پیشرفت و تغییر است. متخصصان این فناوری باید همواره دانش خود را به روز نگه دارند تا از غافله علوم و فنون عقب نمانند.

ج) ایجاد زیر ساخت اطلاعاتی

NCB در پی آخرین پیشرفتها در زمینه فناوریهای زیرساختی در جهان خواهد بود و با موسسات تراز اول پخش و مخابرات سنگاپور کار خواهد کرد.

سنگاپور برای گسترش و کاربرد فناوری اطلاعات در کشور، دو طرح عظیم فناوری اطلاعات 2000 و طرح (سنگاپور یک) را در حال اجرا دارد. این طرح‌ها در راستای برنامه‌های پنج ساله این کشور در زمینه فناوری اطلاعات است.

فناوری اطلاعات 2000

طرح عظیم فناوری اطلاعات به رهبری NCB، پس از مطالعات بسیار و با مشارکت 200 مدیر ارشد از 11 بخش اقتصادی سنگاپور تعریف شد. این طرح یک برنامه مهمی است که از سال 1992 آغاز شده است و مسئولیت هدایت روند توسعه سنگاپور و ورود به قرن 21 را داراست. این طرح قصد دارد سنگاپور را به یک جزیره هوشمند تبدیل کند، به شکلی که فناوری اطلاعات در تمام جنبه‌های اجتماعی، کاری، تفریحی و حتی در منزل داشته باشد.

اهداف فناوری اطلاعات 2000 عبارتند از:

- توسعه سنگاپور به یک شبکه جهانی

- کمک به رشد اقتصادی

- افزایش توان بالقوه افراد

- ایجاد ارتباط‌های محلی و جهانی

- ارتقای سطح زندگی

مردم سنگاپور می‌توانند برای ارتقای سطح زندگی و تسهیل امور و همچنین تنوع اختیارات شخصی، اجتماعی و تفریحی خود، از منابع وسیع اطلاعات الکترونیکی استفاده کنند. بدین طریق انواع مختلف رسانه‌ها از قبیل متن، صوت، تصویر، ویدئو، سند و از طریق زیرساختار مخابراتی پر ظرفیت و سرعت بالای ملی بوسیله کابلهای فیبر نوری که به تمامی منازل و دفاتر متصل است قابل انتقال و اشتراک هستند.

سنگاپور یک

سنگاپور یک اولین شبکه باند عریض ملی جهان است که سطح جدیدی از خدمات و کاربردهای چند رسانه‌ تعاملی را برای عموم ارائه می‌دهد. سرعت و ظرفیت بالای آن هر کاربری را قادر می‌سازد تا در خانه، مدرسه و محل کار از تجربیات نو و امکانات محاوره‌ای هیجان‌انگیزی برخوردار شود. این امکانات به شکل بسیار سریعتر و قابل اعتماد‌تری بوسیله سنگاپور یک و از طریق اینترنت و دیگر رسانه‌ها در دسترس دیگر کاربران قرار خواهد گرفت. کاربران با بهره‌گیری از خدمات سنگاپور یک به سرگرمی‌ها، اخبار مورد تقاضا، آموزش از راه دور، خرید روی خط و خدمات تجارت الکترونیکی، ویدئو کنفرانس، خدمات دولتی و همچنین اینترنت سریع دسترسی خواهند داشت.

سنگاپور یک دارای دو سطح جدید ولی یکپارچه است:

الف) زیرساختارها

هسته مرکزی آن یک شبکه فیبر نوری تسریع بر پایه فناوری ATM است. مسئولیت ساخت و بکارگیری شبکه بر عهده کنسرسیوم 1.net است. هسته اصلی شبکه، شبکه‌های پیشرفته محلی را که دارای فناوری HFC هستند به همدیگر و به کامپیوترهای شخصی و کیوسکهای عمومی اتصال خواهد داد.

ب) کاربردها و خدمات

از زیر ساختها برای ارائه خدمات و کاربردها استفاده خواهد شد. قابلیتهای باند عریض شبکه، استفاده از توان چند رسانه‌ای (تصویر، صوت، گرافیک سه بعدی) را ممکن می‌سازد.

کاربردها و خدمات (سنگاپور یک) عبارتند از:

1ـ انواع بازیها

2ـ پیش پرده فیلمها و تهیه بلیط، موسیقی، تورهای مجازی، اطلاعات مسافرت،‌ راهنمای خیابانها

3ـ اطلاعات (اخبار مورد تقاضا)، خدمات مالی، راهنمایی، مجله‌ها، سیستمهای اطلاعات جغرافیایی، خدمات کتابخانه‌ای

4ـ تجارت الکترونیکی و خرید روی خط با حفظ اسرار پرداختها و معاملات

5ـ تعلیم و تربیت شامل: آموزش از راه دور و دانشکده مجازی

6ـ خدمات بهداشتی شامل: اطلاعات بهداشتی، بیمارستان مجازی، پرونده الکترونیک بیماران

7ـ خدمات دولتی شامل: اطلاعات، معاملات، ویدئو کنفرانس

ج ) تعهدات دولت در قبال طرح سنگاپور یک عبارتند از:

1ـ برنامه‌های تشویقی مالی و مالیاتی برای شرکای تجاری (سنگاپور یک)

2ـ پشتیبانی فنی از شرکا

3ـ افزایش شمار کاربران و تقاضا از طریق تعلیم و تربیت و آموزش همگانی و عمومی

4ـ ارائه محیطی پویا و شفاف و تعهد طولانی مدت دولت برای پایداری شرایط مالیاتی

5ـ تعهد از بالا به پایین دولت در تمام سطوح و مشارکت و همکاری میان آژانسهای دولتی

(علی احمدی/ 1382 / ص166 تا 179)

آری همانطور که دروگ (1997) اشاره می‌کند، گرچه از عمر به کارگیری سیستم‌ها و فناوری اطلاعات در سنگاپور چندان نمی‌گذرد، این کشور با اتکا به یک برنامة جامع به سرعت به شبه جزیره‌ای هوشمند تبدیل می‌شود و از این رهگذر سطح بالایی از کارایی، اثربخشی و کسب مزیت رقابتی را تجربه می‌کند. (رهنورد/1381/ص 2)

سیاست‌های استراتژیک و برنامه‌های عملیاتی فناوری اطلاعات عنوان مکتوبی است که توسط دبیرخانه شورای عالی انفورماتیک کشور منتشر شده و قرار است به شورای فرابخشی توسعه علوم و فناوری عرضه و پس از تصویب آن شورا به ستاد اجرایی ارسال شود. این مکتوب در چهارچوب دو رهنمود توسط انجمن انفورماتیک ایران تدوین شده است که این دو رهنمود عبارتند از:

استفاده همگانی از فناوری اطلاعات به منظور افزایش حفظ منابع ملی و عرضه مواریث فرهنگی، ملی و اسلامی از طریق افزایش تسهیلات، بهبود خدمات، فراهم کردن امکانات، آموزش عمومی، استانداردها، مقررات، توسعه شبکه‌های اطلاعاتی و فرهنگ تبادل اطلاعات تسهیل می‌گردد.

فناوری اطلاعات در سازمان‌های دولتی و غیر دولتی به‌منظور استقرار نظام ملی اطلاع‌رسانی و ایجاد و افزایش ظرفیت‌های علمی و توسعه اقتصادی و اجتماعی کشور از طریق پایه‌گذاری تحقیقات بنیادی و کاربردی در این زمینه و تقویت صنعت نرم‌افزار و سخت‌افزار برای حضور موثر و همه‌جانبه در صحنه‌های جهانی ضروری است.
5- سیاستگذاریهای ایران نسبت به اینترنت

در بررسی پیشینیه وجود برنامه‌های مستقلی برای بخش انفورماتیک در برنامه‌های عمرانی کشور، باید به اولین برنامه انفورماتیک در برنامه پنجم عمرانی کشور با اعتباری حدود 471 میلیون ریال که در سال 1351 توسط سازمان برنامه و بودجه تدوین و به مورد اجرا گذاشته شد، اشاره کرد. بدین ترتیب نخستین برنامه انفورماتیک به 10 سال پس از آغاز به‌کار‌گیری کامپیوتر در ایران باز می‌گردد. از دوران پیش از انقلاب، علاوه براین برنامه، برنامه دیگری نیز برای بخش انفورماتیک در قالب برنامه ششم عمرانی کشور برای سال‌های 1361-1357 پیش‌بینی شده بود که با وقوع انقلاب اسلامی فرصت اجرانیافت.

در سال‌های پس از انقلاب در برنامه اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران انفورماتیک جایگاه معینی نداشت و در لایحه برنامه دوم نیز برای انفورماتیک، اهداف، سیاست‌ها و برنامه‌های اجرایی مختصری تدوین و لحاظ گردید.

خوشبختانه در تنظیم برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور که سال‌های 1379 الی 1383 را در بر خواهد گرفت، بخش مستقل و جداگانه‌ای برای سیاست‌های انفورماتیکی کشور در نظر گرفته شده است.

مطاله اجمالی پیشینه فعالیت‌های انفورماتیکی کشور طی 37 سال گذشته، وضعیت فعلی را دارای دشواری‌های مزمن به‌عنوان میراثی از گذشته از یک سو و نقاط روشن و امیدوار‌کننده از سوی دیگر نشان می‌دهد که بی‌مناسبت نیست تا نگاهی گذرا بر آن‌ها بیافکنیم.

الف-قوت‌ها و فرصت‌ها:

در جامعه جوان ایران بخش انفورماتیک از سرمایه‌های انسانی توانمندی بهره می‌گیرد که هم‌اکنون تعداد قابل توجهی از آنان در داخل و خارج کشور با کیفیت بسیار بالا، مشغول فعالیت هستند. بهره‌گیری هوشیارانه و هدفمند از این توانمندی‌ها می‌تواند آینده روشنی را برای این بخش نوید دهد. ارتقای کیفیت علمی دانشجویان ورودی رشته کامپیوتر، توفیق چشم‌گیر جوانان ایران در المپیادهای کامپیوتر، سطح رو به گسترش کیفیت فعالیت‌های کامپیوتری در حوزه‌های ارتباطات بین شبکه‌ای، شکل‌گیری شرکت‌های کوچک و توانمند در حزه‌های جدید فناوری اطلاعات، ملاحظاتی است که نباید نادیده گرفته شود.

ب-ضعف‌ها و تهدیدات:

از سوی دیگر به دشواری‌هایی باید اشاره نمود که برخی کهنه و بعضی تازه‌اند. توان جذب ناچیز فناوری اطلاعات در ساختارهای سازمانی، معضلی جدی است که باید بر آن چاره‌ای اندیشیده شود و فن ابزارها، سازمان ابزارها و زنده ابزارها برای ارتقای این توان باید رشد کمی و کیفی یابند. در این‌جا به نکته مهمی که باید اشاره شود این است که باید عدم استقلال بخش فعالیت‌های انفورماتیکی کشور نباید چندان مهم و کلیدی انگاشته شود. واقعیت این است که با ابعاد اقتصادی و انسانی موجود، هنوز استعداد بخشی شدن برای این فعالیت‌ها وجود ندارد و هر تلاشی برای بخشیدن هویت غیر واقعی به آن می‌تواند موجب دشواری‌های جدیدی شود. ضمن اینکه تمرکز بر ارزش‌های روزافزون هویت فرابخشی و میان بخشی این فعالیت‌ها می‌تواند شرایط مناسب‌تری برای تحقق هویت بخشی آن در آینده فراهم آورد. همچنین با تأکید بر قابلیت‌های این فناوری در کارآفرینی می‌توان با توجه به معضلات کنونی کشور، حصول این هویت بخشی را تسهیل نمود.

از دیگر معضلات اساسی فناوری اطلاعات درایران می‌توان از ماهیت کاملاً دولتی آن، غلبه فعالیت‌های غیر‌قانونی بر فعالیت‌های قانونی، مهاجرت‌ روزافزون نیروی انسانی متخصص به خارج از کشور، نامناسب بودن جایگاه مراکز کامپیوتری در سازمان‌ها و مؤسسات و بالاخره شکل‌گیری نظام آموزشی دانشگاهی بر‌اساس الگوهای آئین نامه‌ای طرح درس‌ها- که کیفیت آموزش رابه حداقل کاهش داده‌است- نام برد. در این میان نکته قابل تأمل این است که عموماً در برنامه‌های انفورماتیک قبلی نیز مشکلات و دشواری‌ها به طور نسبتاً دقیق ذکر گردیده‌اند ولی متأسفانه عمل مجریان در جهت عکس راه‌کارهای پیشنهادی بوده و عملاً به هرج و مرج‌ها و دشواری‌ها دامن زده است.

به‌عنوان نیاز اساسی در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور لازم است به برپایی شالوده اطلاعاتی روزآمد و توزیع‌شده برای فعالیت‌های بخش انفورماتیک اقدام گردد و با تدوین شاخص‌های انفورماتیکی، ارزیابی کمی و عینی فعالیت‌های مذکور عملی شود. این اقدام فعالیتی است که تأخیر در آن به معنی عدم امکان کنترل فعالیت‌های بخشی و استمرار شرایط موجود خواهد بود.

بدین ترتیب سیاست‌های استراتژیک فناوری اطلاعات در برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی کشور عبارتند از:

1- تعیین جایگاه مناسب و تشکیل نهاد متولی هدایت فناوری اطلاعات در کشور

-بازنگری و اصلاح ساختار نهاد متولی هدایت فعالیت‌های مربوط به فناوری اطلاعات در کشور با رعایت حذف و ادغام تشکیلات موازی و افزایش بهره‌وری از طریق ایجاد هماهنگی

- حمایت جدی از روش اجرای سه عاملی – کارفرما، ناظر و پیمانکار – برای انجام پروژه‌های کلان انفورماتیکی و برنامه‌ریزی و نظارت مبتنی بر شاخص‌های فناوری اطلاعات در ابعاد ملی، بخشی و سازمانی

- حضور مؤثر و فعال در مجامع بین‌المللی برای آشنایی با دستاوردهای فناوری اطلاعات، انعکاس نظرات کشور و حفظ منافع ملی

2- جهت‌گیری به سمت عدم تمرکز و غیر دولتی شدن فعالیت‌های اجرایی فناوری اطلاعات

- کاهش غلبه تصدی بخش دولتی بر فعالیت‌های اجرایی انفورماتیک کشور

- فراهم‌سازی زمینه‌های برپایی نظام فنی – اجرایی انفورماتیک کشور

- حمایت مؤثر از انجمن‌های ملی و صنفی مرتبط با فناوری اطلاعات و استفاده ازتوان تخصصی و ظرفیت‌های بالقوه و امکانات آنها

3-حمایت از گسترش خدمات اطلاعاتی و تسهیل دسترسی عموم به اطلاعات مجاز

- تأمین خدمات اطلاعاتی مورد نیاز سطوح مختلف مدیریت بویژه مدیریت کلان کشور، به منظور پشتیبانی ازسیاست‌گذاری‌ها، برنامه‌ریزی‌ها و تصمیم‌گیری‌های ذیربط

- تسهیل فرآیند و حمایت از ایجاد وگسترش فعالیت‌های تولید نرم‌افزار، اطلاعات جدید یا ارائه خدمات اطلاعاتی و کاربردی مبتنی بر ارزش افزوده

- فراهم سازی زمینه‌های شکل‌گیری جریان مطلوب اطلاعات و تأمین حقوق اطلاعاتی برای آحاد جامعه

4- پیگیری تحقق عاجل بستر کارآمد، امن و ارزان انتقال داده‌ها در سطح کشور با اتصال به شبکه‌های جهانی

- برپایی بستر اطلاعاتی چند رسانه‌ای برای فراهم کردن زمینه تولید، تبادل و انتقال انواع اطلاعات متنی، گرافیکی، صوتی و تصویری، در محدوده فعالیت‌های بخشی، منطقه‌ای و ملی

- ترویج فناوری ارتباطات بین شبکه‌ای به منظور شکل‌گیری شبکه‌های اطلاع رسانی و دسترسی به اطلاعات در سطوح درون سازمانی، برون سازمانی و فراسازمانی و فراهم شدن زمینه حداکثر استفاده مشترک از منابع اطلاعاتی، فنی و انسانی

- تدوین مقررات واعمال برنامه‌های حمایتی، هدایتی و تشویقی و فراهم کردن بسترهای لازم برای حضور در شبکه‌های جهانی به منظور ترسیم چهره واقعی کشور و انقلاب و نیز معرفی، خرید و فروش کالا و خدمات مختلف قابل عرضه و تهیه

5- توجه مستمر به حفظ و ارتقای کیفی منابع انسانی موجود و کارآفرینی

- فراهم کردن زمینه جذب، حفظ و ارتقای کیفی منابع انسانی از طریق گسترش کمی آموزش‌ها از جمله در حوزه‌های سواد‌آموزی و بازآموزی در سطوح پیش‌دانشگاهی ودانشگاهی برای مدیران، کارشناسان، کاربران و عموم

- تدوین سیاست‌های آموزشی پویا در جهت ارتقای کیفی آموزش‌ها به منظور تناسب سطح اشتغال و آموزش و کاهش هزینه‌های پروژه فناوری اطلاعات از طریق تعدیل هزینه منابع انسانی به کمک رشد کمی سطوح کاردانی

- فرهنگ سازی وفراهم کردن شرایط گسترش حوزه‌های بکارگیری کامپیوتر بویژه ارائه خدمات کار از راه دور در سطوح ملی و جهانی با هدف ایجاد اشتغال و کارآفرینی و درج پیش نیاز سواد کامپیوتری در شرایط تصدی مشاغل

6-تسریع در فراهم کردن زمینه بهره‌گیری مطلوب و مؤثر از فناوری اطلاعات و بهبود ارائه خدمات به مردم

- تلاش به منظور بازنگری و ارتقای روش‌های انجام کار و گذر از مرحله خودکار سازی روش‌های موجود و قدیمی انجام کار، به مرحله انجام کار مبتنی بر استفاده حداکثر از قابلیت‌ها و انعطاف‌پذیری فناوری اطلاعات

- اولویت بخشی به خودکارسازی عملیات مرتبط با وظایف و مأموریت‌های اصلی دستگاه‌های اجرایی از طریق سیستم‌های کاربردی یکپارچه، توزیعی و مبتنی بر مدیریت گردش کار و سوق دادن دستگاه‌ها به سمت فراهم کردن زمینه عدم نیاز به مراجعه حضوری ارباب رجوع و همچنین ارائه خدمات خودکار به مشتریان

- تأکید بر شکل‌گیری و گسترش تبادل الکترونیکی داده‌ها و تجارت الکترونیکی و فراهم کردن زمینه‌های لازم برای کاهش تدریجی استفاده از کاغذ تا حد ممکن و پذیرش و استنادپذیری اسناد و محیط‌های ثبت و نگهداری الکترونیکی اطلاعات در مراجع ذیربط و انجام کار از راه دور

- پیگیری و تعیین تکلیف، تکمیل و راه‌اندازی و حصول به نتیجه پروژه‌های انفورماتیکی ناتمام از قبیل: یکپارچه سازی و خودکارسازی نظام بانکی، پایگاه اطلاعات جمعیتی کشور ، نظام جامع مالیاتی ، سامانه ملی اطلاعات جغرافیایی( GIS ) ، سامانه ثبت زمین( کاداستر )

7- فراهم کردن زمینه ارتقای کیفیت خدمات و محصولات فناوری اطلاعات

- جهت‌گیری به سوی حداکثر بهره‌برداری ازاستانداردهای سازگار و معتبر جهانی در زمینه فناوری اطلاعات و تشکیلات سازمانی مناسب، بومی کردن آنها و تدوین حداقل استانداردهای پایه‌ای داخلی لازم، به ویژه برای فارسی‌سازی محیط‌های مختلف شامل خدمات و کاربردهای مبتنی بر فناوری اینترنت و ترویج به‌کارگیری و رعایت این استانداردها

- استفاده از متدولوژی‌های شناخته شده و مناسب و ترویج و به‌کار‌گیری رویه‌های مهندسی مرتبط با فناوری اطلاعات در وجوه مختلف مدیریت تولید، فرآیند تولید، مشخصات محصول، فرآیند پشتیبانی و آموزش در پروژه‌های فناوری اطلاعات با هدف ایجاد پیشنیازهای لازم جهت شکل‌گیری صنعت انفورماتیک کشور

- جهت‌گیری به سمت ایجاد شرایط بازار رقابتی در زمینه فناوری اطلاعات و یکسان‌سازی شیوه برخورد و نگرش کارفرمایان دولتی در واگذاری کار به شرکت‌های بخش خصوصی

8- تدوین برنامه‌های حمایتی از افزایش عرضه، تولید و صادرات و کاهش قیمت محصولات فناوری اطلاعات

- برنامه‌ریزی برای دست‌یابی به صادرات محصولات و خدمات نرم‌افزاری از طریق فراهم‌سازی پیش نیازهای اولیه و مشارکت فعال نهادهای دولتی ذیربط در امر بسترسازی و حمایت‌های مشخص از تولیدکنندگان نرم‌افزار و تشکل‌های صنفی و حرفه‌ای فعال در زمینه صدور نرم‌افزار

- حمایت از تولید محصولات سخت‌افزاری دارای چرخه تغییرات فناوری بلند‌مدت‌تر، از طریق اعمال سیاست‌های مدون و یکپارچه متناسب با نیاز، ظرفیت تولید و قیمت تمام‌شده اقتصادی

- رفع موانع غیر تعرفه‌ای و تبدیل آن‌ها به عوامل تعرفه‌ای و اعمال ضرائب کاهشی و یا افزایشی ممناسب در حقوق و عوارض گمرکی مربوط به محصولات فناوری اطلاعات برحسب مورد و متناسب با نیاز کشور به منظور از بین بردن زمینه و غیر اقتصادی کردن واردات غیرمجاز، جلوگیری موثر از فعالیت‌های غیرقانونی و فراهم کردن زمینه کاهش قیمت و سازمان‌دهی بازار

9-حمایت از تحقیقات در زمینه فناوری اطلاعات و فراهم ساختن امکان دستیابی به آخرین دستاوردهای علمی و فنی

- فراهم نمودن زمینه، ایجاد تسهیلات و پشتیبانی از نوآوری تحقیقات بنیادی و کاربردی مرتبط با فناوری اطلاعات با تأکید بر اولویت‌ها و نیازهای کشور در جهت بهره‌گیری بیشینه از امکانات موجود

- ترویج فرهنگ مبادله دوسویه اطلاعات به‌ویژه از طریق شبکه جهانی اینترنت برای مقاصد آموزشی، تحقیقاتی، صنعتی، خدماتی و بازرگانی با رعایت ملاحظات فرهنگی-اجتماعی لازم

(علی احمدی/1382/ صفحه 181 تا 187 )

در مطالعه‌ای دیگر رویدادی چون پویایی رقابتی جهانی شدن و تغییرات سریع فناوری در عصر اطلاعات را باعث به‌وجود آمدن چالش‌هایی برای دولت‌ها و سازمان‌ها شمرده است که کشور ما نیز از آن مستثنی نیست. مهمترین این چالش‌ها عبارتند از:

• ارتقای آگاهی‌های سیستم‌های اطلاعاتی در تمام سطوح سازمانی و ملی؛

• اقدام برای استفاده از فرصت‌های IS/IT و استفاده استراتژیک از آن‌ها؛

• نهادینه ساختن فرآیندهای مدیریت و برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT ؛

• چگونگی تأثیر فناوری اطلاعاتی بر ساختار صنعت یا توازن سیاسی بین ملت‌ها؛

• عوامل بازدارنده استفاده از IS/IT به‌عنوان ابزار رقابتی توسط سازمان‌ها و کشورها؛

• ارزیابی ارزش استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی؛
نقش سیستم‌ها و فناوری اطلاعاتی در کسب مزیت رقابتی

بدون تردید فقدان برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT در ایران، توانایی سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی برای بهره‌برداری از مزایای فناوریها و سیستم‌های اطلاعاتی را به طور جدی کاهش می‌دهد. در ایران برای استفاده از فناوری‌ها و سیستم‌های اطلاعاتی تلاش‌هایی صورت گرفته است، که در مقایسه با دیگر کشورها، از کمیت و کیفیت کافی برخوردار نیست. همگام نبودن با روند توسعه جهانی یکی از عوامل بازدارندة توسعه سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی در ایران محسوب می‌شود. کم توجهی و گاه عدم آگاهی از تحولات اقتصادی مبنی بر فناوری‌های اطلاعاتی سبب شده است که نه تنها سیاست‌های اصولی لازم در این زمینه وضع نشود، بلکه موضع‌گیری‌های منفی (با استناد به مسائل اخلاقی) در مقابل فناوری‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطی نیز لزوم پرداختن به این مهم را نادیده گرفته است. به نظر نگارنده، مهمترین چالش‌های پیش‌روی سازمان‌های بخش دولتی در برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی عبارتند از:

1ـ یکپارچه‌سازی استراتژی‌ها در سطوح مختلف

چالش اصلی سازمان‌های دولتی ایران، چگونگی ارتباط‌دهی استراتژی‌های IS/IT ‌با استراتژی‌های سازمانی است. تدوین استراتژی سازمانی و کاری در بسیاری از موارد پیش شرط تعیین نیازهای سیستم‌ها وفناوری اطلاعاتی محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، استراتژی‌های IS/IT باید براساس تحلیل کار، محیط و استراتژی‌های سازمانی صورت گیرد. هدف، ایجاد تقاضا برای به کارگیری IS/IT در حل مسائل سازمانی و بهبود کارهاست. بنابراین، تدوین استراتژی‌های سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی نباید در خلاء و مجزا از استراتژی‌های فراگیر سازمانی صورت گیرد، و استراتژی‌های سازمانی نیز باید در چارچوب خط‌مشی‌های توسعه‌ای ناظر بر IS/IT تهیه و تدوین شوند.

2ـ تغییر نگرش مدیران ارشد

نتایج تحقیق (ویلسون، 1989) نشان می‌دهد که گرایش منفی مدیران ارشد نسبت به IS/IT یکی از موانع برنامه‌ریزی استراتژیک در این زمینه محسوب می‌شود. لدرو مندلو (1988) ضمن تأکید بر برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT به عنوان مهمترین چالش مدیران ارشد، زمینه‌های شکل‌گیری چنین نگرشی را، که با اندکی اغماض در مورد مدیران ارشد در سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی ایران نیز صادق است به شرح زیر شناسایی کرده‌اند:

1) ناآگاهی مدیران ارشد از اثرهای سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی و مزایای استراتژیک حاصل از کاربرد آنها؛

2) وجود شکافی بنیادی بین مزایای منسوب به IS/IT و تحقیق عملی مزایای ادعا شده در ذهن مدیران ارشد؛

3) مدیران ارشد اطلاعات را به عنوان منبعی که باید برای کسب مزایای بلند مدت اداره شود، مورد توجه قرار نمی‌دهند؛

4) به رغم مشکلاتی که در تبیین تمام مزایای IS/IT برحسب معیارهای اقتصادی وجود دارد مدیران ارشد اصرار دارند برای سرمایه‌گذاری توجیه مالی داشته باشند؛

5) مدیران ارشد بیشتر عملگرا هستند و نگرش کوتاه مدت دارند، که مانع برنامه‌ریزی بلند مدت در زمینه سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی می‌شود.

بنابراین، ضروری است آموزش‌های ویژه‌ای در این زمینه و دیگر زمینه‌هایی که تحرک استراتژیک را در سازمان‌ها به بار می‌آورند، برای مدیران ارشد طراحی و به اجرا گذاشته شود.

3ـ رفع یا تقلیل موانع اجرایی

دیگر چالش‌ پیش روی سازمان‌ها، اجرای موفقیت‌آمیز برنامه‌های استراتژیک IS/IT است. بررسی پیشینة پژوهش نشان می‌‌دهد موانع عمده‌ای بر سر راه اجرای برنامه‌های استراتژیک IS/IT به شرح زیر وجود دارد: 1) عدم پایبندی مدیریت (تئو، 1994)؛ 2) مشکل استخدام متخصصان IS/IT (گالبیرز، 1994)؛ 3) جامع نبودن روش شناسی برنامه‌ریزی (سالملا، 1996)؛ 4) طولانی شدن زمان توسعة سیستم‌ها (لدرر و مندلو، 1993)؛ 5) مناسب نبودن برنامه‌ برای سازمان (لدرر و سیتی،‌1996)؛ 6) ویژگی‌های سازمانی که مانع اجرا می‌شوند (پرمکومار و کینگ. 1994)؛ و 7) ناکافی بودن قابلیت‌های مدیریت (راگوناتان و راگوناتان، 1994). اگر به این فهرست، موانع اجرایی دیگری نظیر مشکل کمبود نیروی انسانی متخصص، کمبود منابع برای آموزش کاربران، تضادهای سیاسی در سازمان، و مشکلات زیرساخت‌های ارتباطی را نیز اضافه کنیم، تصویر واقعی از موانع اجرایی IS/IT در ایران به دست می‌آید.

4ـ تغییر نقش بازدارندگی دولت

چالش بعدی در تحقیق یرنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT در ایران، تغییر نقش بازدارندگی دولت است تا در نقش حمایت‌کنندة برنامه‌های توسعه IS/IT در سطح کشور ظاهر شود. نگاه سنتی به تغییرات تکنولوژیکی و عمده کردن پیامدهای منفی آن و کم جلوه دادن پیامدهای مثبت آن می‌تواند شکاف تکنولوژیکی جبران ناپذیری در عرصه‌های نوین جهانی بین کشور ما و کشورهای دیگر به بار آورد. اینکه دولت با ابزار قانون گذاری درصدد مقابله با تکنولوژی‌هایی چون ماهواره برآمده است، حکایت از حاکمیت نگرش بدبینانه نسبت به فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی دارد. چنین نگرشی سبب شده است کشور ما عملاً در گروه آخرین پذیرندگان فناوری‌های نوین قرار گیرد. نیازی به گفتن نیست که چنین وضعیتی نه تنها سبب می‌شود فرصت‌های محیطی زیادی را از دست بدهیم، بلکه در فرآیند توسعة مبتنی بر فناوری نیز غقب بمانیم و قدرت رقابت در عرصه‌های نوین جهانی را به مرور از دست بدهیم. بنابراین، ضروری است دولت بیشتر در نقش تسهیل‌کننده ظاهر شود و با اتخاذ خط‌مشی‌های مناسب بر ایجاد صنایع رقابتی در عرصة فناوری اطلاعات، استقرار سیستم‌های مناسب آموزش فناوری اطلاعات،‌ گسترش تجارت الکترونیکی، بازآفرینی دولت الکترونیکی، تأمین زیرساخت‌های ارتباط از راه دور و مانند اینها بر برنامه‌های توسعه‌ای کشور تأکید ورزد.

5ـ چگونگی مدیریت در محیط‌های پیچیده

هر چه سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی در ایران برای بهره‌برداری از مزایای IS/IT و اجتناب از تهدیدهای محیطی، بیشتر به سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی وابسته می‌شوند، نیاز به مدیریت منابع IS/IT نیز بیشتر احساس می‌شود. اطلاعات و فناوری‌های اطلاعاتی امروزه یکی از منابع مهم سازمان‌ها به حساب می‌آیند.

همان‌طور که منابع انسانی و منابع مالی نیاز به مدیریت دارند، کاربرد موثر و کارآمد منابع اطلاعاتی نیز در گروه مدیریت درست است.

سولیوان (1985) استدلال می‌کند که به موازات وابستگی‌ سازمان‌ها به سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی، سازمان‌ها از محیط‌های سنتی دور می‌شوند و خود را در وضعیتی خواهند یافت که سولیوان آن را در محیط پیچیده می‌نامد. در چنین محیط‌هایی شیوه‌های مدیریت سنتی اثر بخش نخواهند بود. بنابراین به موازات وابستگی به IS/IT در سازمان‌های بخش دولتی و خصوصی ایران، باید نگرش‌ها و مدل‌های جدید مدیریتی برای اداره سازمان‌ها به کار گرفته شوند. یعنی از یک سو، مدیران ایرانی باید نحوة مدیریت منابع جدید اطلاعاتی و فناوری‌های مربوط را یاد بگیرند، و از سوی دیگر، در محیط‌های پیچیده جدید، گلچینی از شیوه‌های نوین مدیریت سازمانی را بگنجاند.

در عرصه سیاست‌گذاری، به رغم کم توجهی به توسعة فناوری اطلاعات در برنامه‌های اول و دوم، برنامة سوم توسعه در حوزه‌های فرابخشی سند برنامه‌، سرفصلی به فناوری اطلاعات اختصاص یافته است و فناوری اطلاعات یکی از محورهای توسعة ملی دانسته شده، و خطوط اصلی توسعه در این حوزه در بخش‌های مختلف نرم‌افزار، سخت‌افزار،‌ نیروی انسانی، مخابرات، اطلاعات و مدیریت مورد توجه قرار گرفته است (سند برنامه سوم، 1378). طبق ماده 103 قانون برنامة سوم توسعه، دولت مکلف است امکانات لازم برای دستیابی آسان به اطلاعات داخلی و خارجی، زمینه‌سازی برای اتصال کشور به شبکة جهانی، بهبود خدمات و ترویج فناوری‌های جدید را از طریق زیر فراهم کند.

1. ایجاد زیرساخت‌های ارتباطی و شاهراه‌های اطلاعاتی لازم، پهنا و گستردگی کافی باند از طریق وزارت پست و تلگراف و تلفن، و ایجاد تسهیلات لازم برای استفادة دانشجویان و اعضای هیات علمی.

2. تفکیک وظایف مجموعه‌های «تأمین کننده اطلاعات»، «تأمین کننده خدمات» و «تأمین کننده ارتباطات».

همچنین، در بندهای (الف) و (ب) مادة 16 قانون برنامة سوم توسعه، پیاده‌سازی و توسعة شبکه جامع اطلاع‌رسانی بازرگانی مورد تأکید قرار گرفته است. نیازی به توضیح نیست که جهت‌گیری دولت در برنامه سوم توسعه برای گسترش فناوری اطلاعات باید در قوانین بودجه کل کشور (برنامه‌های یک ساله) نیز انعکاس داشته باشد. برای مثال،‌ در تبصرة 13 لایحة بودجة 1382 کشور، به هیأت وزیران اجازه داده شده است در راستای گسترش کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات کشور، اعتبار تخصیص یافته را توزیع کند. در این تبصره همچنین گسترش زیر ساخت‌های لازم برای دسترسی به شبکة اطلاع‌رسانی و شبکة جهانی اینترنت و گسترش تجارت الکترونیکی در نظر گرفته شده است. همچنین، شورایعالی اداری در تاریخ 15/4/81 استقرار سیستم‌های مکانیزه در زمینة فعالیت‌های اختصاصی دستگاه‌های اجرایی را در راستای تحقق اهداف قانون برنامة سوم توسعه الزام‌آور کرده، و وظیفة هدایت این طرح ملی را به کمیسیون اتوماسیون نظام اداری شورایعالی اطلاع‌رسانی محول کرده است. بررسی مفاد این مصوبه نشان می‌دهد که توسعه و کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات، برگزاری دوره‌های آموزشی فناوری اطلاعات، توسعة تسهیلات زیربنایی دسترسی به شبکة جهانی اطلاع‌رسانی (اینترنت)، و فراهم کردن زیربنای حقوقی لازم در زمینة تسهیل تبادل اطلاعات مورد تأکید قرار گرفته است.

به رغم چنین تأکیدهایی، مجموعه اقدام‌های عملی دستگاه‌های اجرایی کشور، در مقایسه با دیگر کشورها، چندان رضایت‌بخش نیست، اما نباید از نظر دور داشت که همان‌طور که اول (1989) اشاره می‌کند، بلوغ سازمانی در به کارگیری IS/IT از مراحل خاصی تبعیت می‌کند و نمی‌توان انتظار داشت سازمان‌ها در کاربرد سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی جهش عمل می‌کنند. اکنون تجربة انباشتة سازمان‌ها این امکان را فراهم ساخته است که با پرداختن به برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی قدم اساسی در فرآیند یادگیری سازمانی برداشته شود. در هر صورت برنامه‌ریزی استراتژیک سیستم‌ها و فناوری‌های اطلاعاتی مطابق مدل اول (1986) ضرورتی بنیادین محسوب می‌شود تا از این طریق بتوان به اهداف سه گانة کارآیی، اثربخشی، و کسب مزیت رقابتی نائل شد. هرچند برنامه‌ریزی استراتژیک IS/IT چالش‌های زیادی را پیش روی مدیران سازمان‌ها قرار می‌دهد، نقش هدایتی و تسهیل‌کنندگی دولت با اتخاد خط‌مشی‌های مناسب بسیار تعیین کننده است.

(رهنورد/ 1381/ ص 9 تا 11)

در تحقیق دیگری برخی از شایع ترین مشکلات و پیش فرضهای واحتمالاتی که صنایع کشور با آن روبرو هستند را به شرح زیر شمرده :

• بیشتر شرکت‌های سازمانهای کشور در زمینه سیستم های اطلاعاتی دارای نقایص و کاستی های فراوانند لذا برای ترمیم یا ایجاد آنها سرمایه گذاری های وسیع مورد نیاز است،

• استفاده و به کارگیری فناوری اطلاعات در سازمانها برای باقی ماندن در عرصه رقابت ( سطح جهان ) یا کاهش هزینه ها و رضایت مشتری الزامی است،

• صنایع کشور ما برای رقابت در عرصه جهانی نیازمند همکاری با یکدیگر برای ورود به این بازارها و رقابت در این بازارها هستند.

• قدرت رقابت صنایع کشور در بازارهای جهانی با معیارها و استانداردهای سازمان کنونی بسیار ضعیف خواهد بود،

• هزینه ها در زنجیره عرضه صنایع داخلی به نسبت استانداردهای جهانی بسیار بالاست.

• رضایت مشتریان عامل بالقوه ای در سود آوری سازمانی است و صنایع ما در کسب رضایت مشتریان با مشکل مواجه اند ( قیمت و کیفیت و ...) .

• در سالهای اخیر صنعت قطعه سازی و تامین از داخل صنایع کشور رونق یافته و بالطبع تعداد تامین کنندگان افزایش یافته . مدیریت مناسب و ارتباطات سریع با این تامین کنندگان می تواند تاثیر بسزایی در کاهش هزینه وافزایش کیفیت ایفا کند.

• اغلب سازمانهای ما با بازار انبوه و مازاد تقاضا روبرو هستند.

• صنایع کشور باید به سمت شیوه‌های نوین مدیریت و تولید گام بردارند تا در زمینه افزایش کیفیت و کاهش قیمت وافزایش تیراژ دست یابند .

توصیفاتی که از کاربردهای فناوری اطلاعات در زنجیره ارزش سازمانها بیان شد هرکدام به طور بالقوه پاسخی برای پیش فرضها ی ذکر شده در پی دارد. حال باید دید که کدام کاربردها و برای رفع چه مشکل یا ترفیع کدام مزیت مناسب و معتبر است. به دلیل محدودیت منابع، صنایع داخل کشور باید اولویت و اثر بخشی هر یک از این کاربردها را شناخته و برنامه ای جامع در راستای استفاده از فناوری اطلاعات در رفع ضعفها و ایجاد توانمدیهای خویش تدوین کنند. در حقیقت صنایع کشور با محدودیتها و مشکلات عدیده ای دست به گریبانند. این صنایع برای حل این معضلات و قابلیت رقابت در عرصه جهانی نیازمند تحولات وسیع و سریع هستند . فناوری اطلاعات به عنوان ابزاری تحول آفرین دارای کاربردهای مختلفی در هریک از مراحل زنجیره ارزش وعرضه سازمانهاست. این کاربردها در صورت استفاده برنامه ریزی شده و مناسب می توانند به سوالهای فراروی صنایع کشور پاسخ دهند. حرکت به سوی توسعه این کاربردها باید برنامه ریزی شده و بر پایه استراتژی های آگاهانه در حوزه فناوری اطلاعات باشد. حرکت به سوی این فناوری جبریست که بهتر است به اختیار به سوی آن گام نهاد.

- سازمانها و صنایع کشور باید هر چه زودتر به سمت استفاده وسیع و برنامه ریزی شده از فناوری اطلاعات در فعالیتهای خویش اقدام ورزند.

- این حرکت باید برنامه ریزی شده سریع و با تدوین استراتژی فناوری اطلاعات شرکت آغاز گردد.

- رویکرد و سلسه مراتب حرکتی توسعه کاربری های فناوری اطلاعات در این سازمان ها باید از سلسله مراتب ذیل پیروی کند:

• توسعه و تدارک زیر ساختهای مورد نیاز

• منابع انسانی و مهارتهای مورد نیاز؛

• مهندسی مجدد فرآیندها؛

• سخت افزار و سیستم مدیریت پایگاهاه داده ؛

• شبکه های ارتباطات الکترونیکی درون و برون سازمان؛

• مقدمات سازمان ( برنامه ریزی ساختار سازمانی ، افزایش قابلیتها و مهارت های مدیریتی و انسانی و ..)

• ایجاد سیستم های اطلاعاتی یکپارچه درون سازمانی ( سیستم های تولید و خدمات، تدارکات ، بازاریابی و فروش ،مالی و ....)

• استقرار سیستم های کار بردی پیشرفته (CRM.SCM.ISO ....)

• حرکت به سوی کسب و کار الکترونیک .

( محترمی و تفرشی / 1382 / ص 28 تا 35)

منابع

فارسی

1. تامپسون ، جان ب . (1380 ) رسانه ها و مدرنیته. اوحدی ، مسعود ، تهران : سروش

2. دادگران ، سید محمد ( 1377 ) مبانی ارتباطات جمعی ، تهران : فیروزه

3. ساروخانی ، باقر ) 1379( جامعه شناسی ارتباطات ، چاپ نهم ، تهران : اطلاعات

4. شکر خواه ، یونس ( 1379 ) تکنولوژی های ارتباطی و جامعه اطلاعاتی ،تهران : انوشه

5. فرقانی ، محمد مهدی ( 1382 ) در آمدی بر ارتباطات سنتی در ایران ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

6. فرهنگی ، علی اکبر و آذری ، غلامرضا ) 1381( مبانی ارتباطات ، چاپ اول ، تهران : سنجش

7. محسنی ، منوچهر ) 1380 ( جامعه شناسی جامعه اطلاعاتی ، تهران : دیدار

8. معتمد نژاد ، کاظم ( 1379 ) وسائل ارتباط جمعی ، تهران : دانشگاه علامه طباطبا یی

9. مک کوایل ، دنیس ، ( 1382 ) در آمدی بر نظریه ی ارتباطات جمعی ، اجلالی ، پرویز ، تهران : مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه ها

10. اقتدارى، على‏محمد(1386 ) سازمان و مدیریت سیستم رفتار سازمانى، چاپ 14، تهران

11. هرسى، پل بلانچارد کینت(1371 )مدیریت رفتار سازمانى کاربرد منابع انسانى، ترجمه على علاقه‏بند، ج‏5، تهران، امیرکبیر

12. رابینز، استفن پى (1374) مدیریت رفتار سازمانى، ترجمه على پارسانیان و سید محمد اعرابى، مؤسسه مطالعات و پژوهش‏هاى بازرگانى، چاپ اول

13. کازمایرلئونارد ، 1368اصول مدیریت ، ترجمه اصغر زمردیان و آرمن مهروزان ، ج‏ 3، تهران ، مرکز آموزش مدیریت دولتى

14. والاس ، پاتریکا، روانشناسی اینترنت ، ترجمه بهنام اوحدی و همکاران ( 1382 ) ، اصفهان : نقش خورشید ،
منابع انگلیسی :
1- Lussier , R (2000), Management fundamentals: concepts, applications, skill development, Australia: South-western college

2- Dubrin, Andrew J. (1990) Management and organization, South-west

3- Dubrin, A., Ireland, R D., Williams, J C(1989) Management and organization, South-west

4- MCQuail.Denis . ( 2001 ). Mass communication theory. 4th ed . Sage Press .

5- Rogers, Everett M . ( 1986 ). Communication technology . The new media society . New York . Free Press .

تاثیر جامعه‌ اطلاعاتی بر انسجام اجتماعی

پنجشنبه, ۱۰ اسفند ۱۳۸۵، ۰۱:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

رضا حسنوی ، شیدا فمی تفرشی - جوامع مختلف تحت تاثیر تحولات بسیار عظیم علمی – تکنولوژیک به سمت جامعة اطلاعاتی در حال حرکت هستند. جامعة اطلاعاتی، جامعه‌ای است که ساختار آن متاثر از فناوری است. معیارهایی همچون فناوری‌، مشاغل‌اطلاعاتی‌، جغرافیا، اقتصــاد‌، فرهنگ‌، فراگیری‌ رسانه‌ها و جهانی‌ شدن‌ در ایجاد جامعة اطلاعاتی موثر بوده‌اند. در جامعة اطلاعاتی، جوامع با چالشهایی چون نابرابری اجتماعی، هویتهای جدید، تمایزپذیری و شالوده‌شکنی نهادهایی نظیر دولت، و فرصتهایی چون نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم، تعامل و همزیستی جهانی، شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای روبه‌رو شده‌اند. به‌علت وجود این چالشها انسجام اجتماعی در جامعة اطلاعاتی بخصوص در کشورهای در حال توسعه مانند ایران متزلزل شده است. به همین دلیل جوامع می توانند با تدابیری که می‌اندیشند چالشها را از پیش رو برداشته و از فرصتها در جهت رفاه و سعادت مردم استفاده کنند.
مقدمه

امروزه، وجود عصر انفجار اطلاعات بر همگان واضح است. در پایان قرن بیستم به‌علت تغییر و تحولات بسیار عظیم علمی - تکنولوژیک جهان دچار دگرگونیهای بسیاری شد که در کلیه زمینه های زندگی بشر همچون مسائل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی تاثیرگذار بود. جهان تحت تاثیر این تحولات شکل جدیدی به خود گرفت. اکنون‌ جهان‌ در حالی‌ وارد قرن‌ جدید شده‌ است‌ که‌ همه‌ تغییرات‌ سیاسی‌، نظامی‌، اقتصادی‌، فرهنگی‌ و اجتماعی‌ آن‌ ریشه‌ در این‌ انقلاب‌ علمی‌ ـ تکنولوژیک‌ دارد. با پیدایش‌ شبکه‌های‌نوین‌ و جهانی‌ اطلاعات‌ و ارتباطات‌ و تأثیرپذیری‌ همه‌ ابعاد زندگی‌ بشر از این‌ انقلاب‌ تکنولوژیک‌، جهان‌ وارد جامعه‌ جدیدی‌ شده‌ است‌ که‌ بعضی‌ از محققان‌ آن‌ را «جامعه‌ اطلاعاتی» نامیده‌اند[1].

مفهوم‌ «جامعه‌ اطلاعاتی‌» در واقع‌ ابداع‌ ژاپنی‌هاست‌ که‌ در سال‌ 1978 توسط سایمن‌ نورا و آلن‌ مینک‌ طی‌گزارشی‌ که‌ به‌ نخست‌وزیر فرانسه‌ ارایه‌ گردید به‌ غرب‌ صادر شد[2]. این‌ مفهوم‌ را اول‌ بار تادائو اومه‌ سائو در1963 در مقاله‌ای‌ درباره‌ نظریه‌ تکامل‌ اجتماعی‌ بر مبنای‌ تراکم‌ «صنایع‌ اطلاعات» مطرح‌ کرد. مقاله‌ مذکور درشماره‌ ژانویه‌ 1964 روزنامه‌ هوسوآساهی‌ به‌ بحث‌ گذاشته‌ شد و سردبیران‌ این‌ روزنامه‌ در معرفی‌ این‌ بحث‌ برای ‌نخستین‌ بار از واژه‌ «جامعه‌ اطلاعاتی‌» استفاده‌ کردند. چندی‌ بعد محققان‌ و آینده‌ پژوهان‌ ژاپنی‌ چون‌ ماسوداوهایاشی‌ این‌ واژه‌ را متداول‌ ساختند[1].

باید به این مسئله توجه داشت که منظور از جامعه اطلاعاتی، جامعـــه ای نیست که از فناوری استفاده می کنند بلکه جامعه‌ای است که ساختار آن متاثر از فناوری است که البته نشانه و نماد جامعه اطلاعاتی، فناوریهای نوین اطلاعاتی و ارتباطی است.

مانوئل‌ کاستلز و همچنین‌ جان‌ ون‌دایک‌ برای‌ اینکه‌ به‌ مفهوم‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ بار جامعه‌ شناختی‌ بیشتری‌بدهند، آن‌ را جامعه‌ای‌ شبکه‌ای نامیده‌اند[1].

در این مقاله چگونگی ظهور جامعه اطلاعاتی، چالشها و فرصتهای حاصل از آن بیان شده تا در برخورد با آن استراتژی مناسبی اتخاذ نموده و بتوان هر چه بهتر و با هزینه کمتر چالشهای پیش رو را کنار زد و از فرصتهای حاصل از آن به نحو احسن در جامعه بهره‌مند شد. همچنین تاثیر جامعه اطلاعاتی بر انسجام اجتماعی جهان و ایران مورد بررسی قرار گرفته است.
جامعه‌ اطلاعاتی

جامعة اطلاعاتی جامعه‌ای نوظهور و در حال ایجاد است و هنوز بیشتر، از گفتمان این جامعه در سطح بین المللی صحبت در میان است. بر این اساس، جوامع باید بر مبنای ضرورت آینده‌نگری ارتباطی، به سوی جامعة اطلاعاتی حرکت کنند. این آینده‌نگری باید مبتنی بر تقویت پژوهشها باشد. از طریق پژوهش و نتایج آن است که می‌توان به سیاستگذاری و برنامه‌ریزی رسید و به هدفهای جامعة اطلاعاتی نایل شد[3].

ویلیام مارتین جامعه اطلاعاتی را اینگونه تعریف می کند: «جامعه ای که در آن کیفیت زندگی، همانند چشم اندازهای تحول اجتماعی و توسعة اقتصادی، به میزان رو به تزایدی به اطلاعات و بهره وری از آن وابسته شده است».

در سند شورای عالی اطلاع رسانی در جامعه اطلاعاتی آمده است: «جامعه اطلاعاتی یکپارچه، تبلوری مجدد از کلیه فرایندهای متعارف و سنتی اجتماعی نظیر کسب، کار، آموزش و ... و حتی فعالیتهای شخصی نظیر تفریحات و امثالهم در قالبی نوین با استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات است»[4].

جامعة اطلاعاتی یک جامعة چند ساحتی و چند‌وجهی است که در آن تمام لایه‌بندی‌ها و سطوح نیازمند اطلاعات هستند. نه اینکه فقط بخشی از آن برخوردار از اطلاعات باشند. اگر جامعه را مانند یک هرم فرض کنیم، در جامعة اطلاعاتی از رأس تا قاعده باید احساس نیاز به اطلاعات داشته باشند و از آن در تمام سطوح استفاده کنند. در مدرسه‌ای که درس، امتحان و بعد از آن کنکور (و حتی دانشگاه) وابسته به یک متن درسی واحد است، دانش‌آموز نیاز به مطالعه و استفاده از منابع کتابخانه ندارد. اما اگر محصل مجبور باشد از منابع دیگر استفاده کند و به سراغ کتابخانه برود، کتابخانه دیگر جزئی جدا از مدرسه نیست و در بافت کلی مدرسه جاافتاده است. در این صورت مدرسه به عنوان بخشی از جامعة اطلاعاتی است. یعنی نظام آموزشی ما اطلاعات مدار خواهد بود و بدون اطلاعات نمی‌تواند به کار خود ادامه دهد[5].

فرانک وبستر که دربارة جامعه‌شناسی جامعة اطلاعاتی تحقیق می‌کند بر این باور است که جامعه اطلاعاتی یک جامعة آرمانی است. اگرچه جوامعی وجود دارند که به سمت جامعة اطلاعاتی حرکت کرده‌اند و در مراحل مختلف این مسیر قرار دارند اما درهیچ کجای دنیا جامعه‌ای نداریم که به قلة آرمانی جامعة اطلاعاتی رسیده باشد. فواصل جوامع در راه اطلاعاتی شدن با هم متفاوت است. کسانی که به اندازه‌گیری این فاصله هم می‌پردازند به ابزار و امکانات عینی نظر دارند نه خود اطلاعات و چگونگی حرکت آن در جامعه. اطلاعات ممکن است هر ابزاری را در خدمت بگیرد تا در جامعه حرکت کند[5].

نظرات دربارة تعریف جامعة اطلاعاتی متفاوت است. هر چه امکانات، تدابیر و ابزارها بیشتر در خدمت انتقال اطلاعات قرار بگیرند، جریان تبادل اطلاعات موفق‌تر خواهد بود و طبیعی است که امروز یکی از ابزارهای بسیار مهم برای انتقال اطلاعات رایانه است. ولی رایانه‌ای که در خدمت اطلاعات تحقیقی و پژوهشی و برای تمام لایه‌های جامعه باشد[5].

مهمترین و رایج ترین معیارهای جامعه اطلاعاتی به عبارت زیر است:

فناوری: بدیهی‌ است‌ تغییرات‌ اساسی‌ که‌ در سه‌ دهه‌ گذشته‌ به‌‌‌‌‌‌وجود آمده، فناوری‌ در آن‌ نقش‌ بسیار برجسته‌ای‌داشته‌ است. به‌ همین‌ جهت‌ مقبولترین‌ تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ بر نوآوری‌ فوق‌العاده‌ تکنولوژیک‌ بنا شده‌است[6]. فرانک‌ وبستر در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ با اتکا به‌ عنصر فناوری‌ می‌گوید پیشرفتهای ‌خیره‌کننده‌ در پردازش‌، نگهداری‌ و انتقال‌ اطلاعات‌ به‌ کاربرد فناوریهای‌ اطلاعاتی‌ در تمامی‌ زوایای‌ حیات‌ اجتماعی‌ انجامیده‌ است‌[1]. با نفوذ رایانه‌ها در تمامی زمینه­های زندگی بشر از قبیل ادارات، منازل، خودروها، تلویزیون ها، اسباب بازی کودکان، و ارزان شدن فناوریهای پردازش و نگهداری اطلاعات از طریق رایانه­ها و تاثیر آن بر ارتباطات راه دور و ایجاد شبکه های جهانی، تحول عظیمی در زندگی بشر رخ داده است.

شبکه های اطلاعاتی در آینده ای نه چندان دور بر تمامی جنبه های زندگی انسان اثر می گذارد و در چند سال آینده کمتر کسی را می‌توان سراغ گرفت که به نوعی از آنها استفاده نکند یا این فناوریها در زندگی او حضور نداشته باشد. در نتیجه وجود نوآوریهای بسیار زیاد در فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی یکی از عوامل ظهور جامعه اطلاعاتی است.

جهانی‌ شدن:‌ یکی‌ دیگر از مشخصه‌ها یا ویژگی‌هایی‌ که‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ و شبکه‌ای‌ با آن‌ تعریف‌ می‌شود، جهانی‌ شدن است‌. مطابق‌ معیاری‌ که‌ وبستر ارائه‌ می‌دهد، جهانی‌ شدن‌ مقوله‌ای‌ است‌ که‌ ذیل‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ معنا پیدامی‌کند. جهانی‌ شدن‌ عبارت‌ است‌ از در هم‌ فشرده‌ شدن‌ جهان‌ و تبدیل‌ آن‌ به‌مکان‌ واحد. و یا تراکم‌ آگاهی‌ درباره‌ کل‌ نزد اجزا. به‌ تعبیری جهانی‌ شدن‌ همان‌ یگانه‌ شدن‌ جهان‌ و نه‌وحدت‌ و ادغام‌ آن‌ است‌. این‌ تعبیر از جهانی‌ شدن‌ مبتنی‌ بر فناوریهای‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ است‌. مطابق‌ این‌ تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌، جامعه‌ای‌ است‌ که‌ در آن‌ تجارت‌، رسانه‌ها و ارتباطات‌ علمی‌ دانشگاهی‌ و آموزش‌ در سراسر جهان‌ یگانه‌ می‌شود‌[1].

با ایجاد شبکه های اطلاعاتی و ارتباطی تمامی کاربرانی که از این شبکه ها استفاده می‌کنند زبان یگانه پیدا کرده و با اینکه فرسنگها از هم فاصله دارند اما به شکل باورنکردنی زندگی روزمره آنها بسیار شبیه به هم است و صرفاً فقط سلیقه های مختلف است که باقی می مانند یعنی کاربران این شبکه ها نسبت به هم احساس نزدیکی بیشتری دارند تا همسایگانی که در نزدیکی آنها زندگی می کنند. ازاینرو گفته‌ می‌شود، جامعه‌ اطلاعاتی‌ ، جهان‌ فشرده‌ شده‌ و یگانه‌ شده‌ است‌.

مشاغل‌ اطلاعاتی: یکی‌ از معیارها و مشخصه‌های‌ متداول‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌، معیاری‌ است‌ که‌ بر مسئله‌ تغییرات‌شغلی‌ متمرکز است‌‌. درواقع به‌علت تغییر مشاغلی که با کار بدنی و فعالیتهای بدنی همراه است به مشاغل اطلاعاتی یعنی مشاغلی که به کارهای فکری با مهارت بیشتر یا به عبارت دیگر کارهایی که در فرایند تولید، پردازش و توزیع اطلاعات دخیل هستند، جامعه اطلاعاتی ظهور پیدا کرده است. گزارشهای‌ سازمانهای‌ بین‌المللی‌ نشان‌ می‌دهد که‌ در دو دهه‌ اخیر مشاغل‌ یقه‌سفیدان‌ یا مشاغلی‌ که‌ اساسا با تولید و کاربرد اطلاعات‌ و زیر ساخت‌های‌ پشتیبانی‌ کننده‌اش‌ سروکار دارند، رشدی‌ به‌ مراتب‌ بیش‌ از سایرمشاغل‌ دارند[7].

به‌ تعبیر وبستر امروز بازار کار توسط کسانی‌ اداره‌ می‌شود که‌ با نرم‌افزارها سروکار دارند و در فرایند تولید، پردازش‌ و توزیع‌ اطلاعات‌ سهیم‌اند و زندگی‌ خود را به‌ یمن‌ این‌ امتیاز که‌ دارای‌ اطلاعاتی‌ برای‌انجام‌ امور مورد نیاز جامعه‌ هستند و در تولید و توزیع‌ و همچنین‌ در پردازش‌ آن‌ نقش‌ دارند، تأمین‌ می‌کنند. بنابراین، با ظهور رشد و توسعه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی در سطح جهان، نیروی کار اطلاعاتی به رشد فوق العاده ای رسیده است. از این رو، محققان، جابه‌جایی در توزیع مشاغل را یکی از مشخصه­های جامعه اطلاعاتی بر می­شمرند[1].

فراگیری‌ رسانه‌ها: یکی‌ از معیارها و مشخصه‌های‌ مربوط به‌ ظهور جامعه‌اطلاعاتی‌، سرعت‌ فراگیری‌ رسانه‌هاست‌. سرعت‌ فراگیری‌ رسانه‌ها که‌ در واقع‌ در اثر نوآوریهای‌ فوق‌العاده‌ و بی‌بدیل‌ فناوری‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی ‌به‌وجود آمده‌ است‌، قلمرو زندگی‌ خصوصی‌ انسانها را به‌شدت‌ تحت‌ تأثیر قرار داده‌ است‌. با پیشرفتهایی‌ که‌ درفناوریهای‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ فراهم‌ آمده‌ است‌، خدمات‌ تلویزیونی‌ با شبکه‌هایی‌ از مؤسسات‌ و نهادهای‌گسترده‌ و نهایتا با ماهواره‌ها پیوند خورده‌ و به‌ سهولت‌ در هر کجای‌ جهان‌ در دسترس‌ قرار گرفتند. با وجود اینکه سطح دسترسی به این فناوریها در تمامی دنیا به‌طور یکسان نیست با این حال، پوشش رسانه‌های‌ جدید، از تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌ گرفته‌ تا اینترنت‌، به‌شدت‌ رشدکرده‌ و همه‌ جهان‌ را متــأثر ساخته‌ است‌. دسترسی مداوم به رسانه‌ها به‌طور 24 ساعته و این مسئله که در رسانه های جدید مخاطبان می‌توانند هم تولید‌کننده و هم مصرف کننده اطلاعات باشند باعث شده تا فراگیری آنها بسیار گسترده و سریع باشد.

اقتصادی:‌ شاخص‌ اقتصادی‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ به‌ نظر می‌رسد که‌ به‌ قدر شاخص‌ فناوری‌ اهمیت‌ دارد. فریتز مچلوب‌ که‌ از پیشگامان‌ مبحث‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ است‌ به‌ گستره‌ و رشد صنایع‌ اطلاعاتی‌ در ایالات‌متحده‌ می‌پردازد و نطفه‌ ایجاد مقیاسهای‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ را مبتنی‌ بر شرایط اقتصادی‌ می‌داند‌. پیتر دراکر استاد مدیریت در سال‌ 1967 اظهار داشته‌ که‌ اقتصاد آمریکا از 26 به‌ 34 درصد از یک‌ اقتصاد کالایی‌ یااقتصاد کالا محور به‌ اقتصاد اطلاعاتی‌ یا اطلاعات‌ محور تغییر وضعیت‌ داده است‌. وی‌ تاکید می‌کند دانش‌ یا همان‌اطلاعات‌ اساس‌ اقتصاد نوین‌ را تشکیل‌ داده‌ است[7]‌‌.

در واقع اطلاعات در جامعه اطلاعاتی، نه تنها دارای ارزش اقتصادی است، بلکه محور اقتصاد قرار گرفته است و هر که قدرت خرید آن و مهارت و آگاهی لازم برای استفاده از آن را داشته باشد می­تواند از آن بهره مند شود. در این وضعیت دیگر خرید و فروش‌ و تجارت‌ اطلاعات‌ در سطح‌ ملی‌ و فراملی‌ معنادار نخواهد بود، بلکه‌ اطلاعات‌ در سطوح‌متفاوت‌ بازار بین‌المللی‌، ملی‌، محلی‌ و نهایتا بازارهای‌ شخصی‌ و فردی‌ مورد توجه‌ قرار می‌گیرد.

جغرافیایی: جامعه‌ اطلاعاتی‌ علاوه‌ بر آن‌ که‌ از منظر اقتصاددانان‌ و جامعه‌شناسان‌ مورد توجه‌ قرار گرفته‌ و تعریف‌ شده‌است‌، از منظر جغرافیدانانی‌ که‌ بر مکان توجه‌ ویژه‌ای‌ مبذول‌ می‌دارند نیز مورد توجه‌ قرار گرفته‌ است‌.جغرافیدانان‌ در بحث‌ مکان به‌ شبکه‌های‌ اطلاعاتی‌ که‌ مکانهای‌ جغرافیایی‌ را به‌ یکدیگر پیوند می‌دهند، تاکید می‌ورزند و معتقدند که‌ این‌ شبکه‌ها آثار شگفت‌انگیزی‌ بر سازمان‌ فضا و مکان‌ دارند‌.

فرهنگی: همان‌طور که مسئله فناوری در ظهور جامعه اطلاعاتی بسیار حائز اهمیت است جنبه های فرهنگی نیز به همان اندازه در پیدایش آن موثر بوده است. وجود برنامه های تلویزیونی 24 ساعته در چندین کانال با تنوع بسیار، فیلم های ویدئویی که به سهولت قابل تهیه و اجاره از ویدئو کلوپ ها هستند، وجودضبط صوت­های دیسکی و CD، VCD و DVD که در دسترس همگان است، رایانه های شخصی که در هر خانه ای موجود است و پایگاههای on-line همه و همه در ایجاد بستر فرهنگی بشر بسیار تاثیرگذار بوده و به کاربران این رسانه ها خط مشی فرهنگی داده و الگوسازی می‌کند. به عبارت دیگر این‌ سطح‌ از اطلاعات‌ از لحاظ فرهنگی بر کلیه زمینه های زندگی نفوذ کرده‌ و هویت و شخصیت ما را متأثر و دگرگون‌ ساخته‌ است‌.

پس از اینکه با معیارهایی که موجب ظهور جامعه اطلاعاتی شده اند آشنا شدیم، حال به ذکر چالشهایی که با ظهور جامعه اطلاعاتی با آن روبه‌رو خواهیم شد، می­پردازیم.
چالشهای ناشی از جامعه اطلاعاتی

نابرابری‌ اجتماعی:‌ در بحث‌ برابری‌ یا نابرابری‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ می‌توان‌ به‌ مقولات‌ متعددی‌ اشاره‌ کرد و موقعیت‌هر یک‌ را در این‌ جامعه‌ توضیح‌ داد. به‌ عنوان‌ مثال‌ کسب‌ نابرابر ثروت‌ شامل‌ درآمد و داراییها نیز یکی‌ ازمقولاتی‌ است‌ که‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ نیز به‌شدت‌ در حال‌ افزایش‌ است‌. بحث‌ برابری‌ و نابرابری‌ اجتماعی‌ در جامعه‌اطلاعاتی‌ که‌ مبتنی‌ بر دسترسی‌ برابر یا نابرابر به‌ اطلاعات‌ و رسانه‌ها است‌ را در دو سطح‌ می‌توان‌ مطرح‌ کرد.

ازلحاظ نظری‌ می‌توان‌ گفت‌ مطابق‌ آنچه‌ که‌ در تعریف‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ آمده‌ است‌، رسانه‌های‌ جدیداطلاع‌رسانی‌ و شبکه‌های‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌، انتشار و دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ و دانش‌ را آسان‌تر و بهترمی‌سازد و سبب‌ کاهش‌ فاصله‌ بین‌ گروه‌ها، افراد و طبقات‌ اجتماعی‌ در داخل‌ هر کشور از یک‌ طرف‌ و همچنین‌کاهش‌ فاصله‌ بین‌ کشورها از طرف‌ دیگر می‌شود‌. اما در عمل‌ جهان‌ شاهد یک‌ «شکاف‌ اطلاعاتی» دسترسی‌ نابرابر به‌ اطلاعات‌ رسانه‌ها است‌ که‌ با سرعت‌ زیادی‌ در حال‌ افزایش‌ است‌‌. واقعیت‌ این‌ است‌ که‌در جامعه‌ اطلاعاتی‌ نابرابری‌ مذکور به‌ شکل‌ متفاوت‌ از گذشته‌ بروز پیدا کرده‌ و تداوم‌ یافته‌ است‌.

در جامعه‌اطلاعاتی‌ از یک‌ طرف‌ تهیه‌ رایانه‌ و لوازم‌ آن‌، خط تلفن‌ و مودم‌، دسترسی‌ به‌ تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌ و سایروسایل‌ نوین‌ اطلاع‌رسانی‌ در دسترس‌ همگان‌ نیست‌ و تمام‌ افراد توانایی‌ تهیه‌ و دسترسی‌ به‌ آن‌ را ندارند و ازطرف‌ دیگر اکنون‌ آگاهی‌ و مهارت‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از اینترنت‌ و سایر وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ نابرابراست‌.

روشن‌ است‌ که‌ هر دو مقوله‌ یعنی‌ الف) دسترسی‌ افراد به‌ رایانه و شبکه‌های‌ نوین‌ ارتباطی‌ و ب‌) مهارت‌ افراد برای‌ استفاده‌ از وسایل‌ مذکور هم‌ در درون‌ هر کشور و هم‌ در بین‌ کشورهای‌ مختلف‌ به‌ شکل‌ نابرابروجود دارد. یعنی‌ از یک‌ سو در جوامع‌ پیشرفته‌ دسترسی‌ به‌ وسایل‌ مذکور و همچنین‌ مهارت‌ لازم‌ استفاده‌ از این‌وسایل‌ در مقایسه‌ با کشورهای‌ توسعه‌ نیافته‌ و در حال‌ توسعه‌ بسیار زیاد است‌ و از سوی‌ دیگر در داخل‌ هر یک‌ ازکشورها این‌ نابرابری‌ به‌ شکل‌ محسوسی‌ وجود دارد. محققانی‌ چون‌ جان‌ ون‌دایک‌ معتـــقدند که‌ ما در جـــامعه‌اطلاعاتی‌ شاهد یک‌ نابرابری‌ در مهارتهای‌ دیجیتـــال هستیم‌. تحقیق سال‌ 1997 در آلمان‌ نشان‌ می‌دهد هر چه‌ از وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ که‌ مهارت‌ خاصی‌ نمی‌خواهند مثل‌استفاده‌ از تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌، VCR، VCD و DVD ارسال‌ پست‌های‌ الکترونیک‌، بازی‌های‌الکترونیک‌ و مانند آنها به‌ سمت‌ وسایلی‌ نوین‌ که‌ مهارت‌ و آگاهی‌ خاصی‌ می‌طلبد حرکت‌ می‌کنیم‌درصد استفاده کنندگان از فناوری به‌شدت‌ کاهش‌ می‌یابد.

به‌طوری‌ که‌ 85 درصد استفاده ‌‌کنندگان از فناوری مردم‌ آلمان‌ از بازیهای‌ الکترونیک‌ و تلویزیون‌های‌ ماهواره‌ای‌استفاده‌ می‌کردند و 89 درصد به‌ ارسال‌ پستهای‌ الکترونیک‌ مبادرت‌ می‌ورزیدند، اما 22 درصد قادر بودند که‌ باپین‌ کارت‌ خود‌ پرداخت‌ کنند و یا 15 درصد می‌توانستند پولهای‌ خود‌ را به‌ باجه‌های‌ خودپرداز، بپردازند. همچنین‌ در این‌ سال‌ تنها 23 درصد به‌ راحتی‌ می‌توانستند از تله‌تکست‌های‌ تلویزیون‌ استفاده‌کنند. علاوه ‌‌براین‌، نابرابریهای‌ مذکور نزد نسل‌ جوان‌ و سالخورده‌ و همچنین‌ نزد دارندگان‌ تحصیلات‌ عالی و افرادی‌ که‌ تحصیلات‌ بالایی‌ نداشته‌اند نیز زیاد بوده‌ است[1].

همچنین‌ تحقیقات‌ دیگری نشان‌ می‌دهد که‌ دسترسی‌ به‌ وسایل‌ مذکور نابرابر است‌. بیشتر کاربران‌ وسایل‌ نوین‌اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ مرد، جوان‌ و خوب‌ آموزش‌ دیده‌ هستند و در کشورهای‌ غربی‌ دارای‌ درآمد و سطح‌ زندگی‌ بالا هستند‌. پیمایشی‌ که‌ از آمارهای‌ رسمی‌ در ایالات‌ متحده‌ بین‌ سال‌های‌ 1993 ـ 1989 انجام‌گرفته‌، نشان‌ می‌دهد که‌ این‌ نابرابری‌ در همه‌ متغیرهای‌ مورد اشاره‌، بجز متغیر جنس‌، افزایش‌ یافته‌است[8 ]‌‌. ون‌دایک‌ همچنین‌ نقل‌ می‌کند که‌ تحقیقات‌ دیگری‌ که‌ طی‌ سالهای‌ 1995 و 1999 در آمریکا واروپای‌ غربی‌ انجام‌ شده‌ است‌، این‌ امر را تایید کرده‌ است‌. اطلاعات و فناوریهای نوین ارتباطی جدید جهان را به دو قطب، کسانی که در موقعیت استفاده از رسانه های جدید اطلاعاتی و ارتباطی هستند و کسانی که در بخشهای حاشیه­ای و پایین جامعه دسترسی به این رسانه ها ندارند، تقسیم می­کند.

گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سطح بین‌المللی: اولاً در کشورهای در حال توسعه، به علت فقدان زیرساختهای ملی مخابرات و فقدان رونق اقتصادی، توسعه اینترنت بسیار گران‌تر و پرهزینه‌تر از کشورهای توسعه یافته است. به عنوان مثال، در آمریکا هر کاربر برای یک ماه اتصال به اینترنت باید 2 دلار بپردازد در حالی که در اوگاندا همین کاربر باید 92 دلار بابت اتصال ماهانه به اینترنت بپردازد. ثانیاً این کشورها با مشکلات اساسی‌تر همچون کمبود تغذیه، ارتباطات جاده‌ای، اشتغال، برق، جنگ و نظامهای سیاسی بی‌ثبات نیز مواجه هستند. بودجه برای هزینه سنگین تجهیزات رایانه‌ای وجود ندارد و این گونه امکانات به لحاظ اقتصادی صرفاً در اختیار طبقات بالا و مستقل قرار می‌گیرد. ثالثاً در این کشورها از جمله کشور ما ایران، به خاطر آنکه لایه فیزیکی را مخابرات در اختیار دارد، این فناوری در انحصار مراکز دولتی است و دولت متصدی خطوط ارتباطی داده‌ها نیز هست. از این رو، عدم امکان رقابت ناشی از این جنبه، سبب افت شدید کیفیت خدمات اینترنتی می‌شود.

علاوه بر مطالب ذکر شده، از آنجا که اکثر اطلاعات در شبکه اینترنت به زبان انگلیسی ارائه می‌شود ناآگاهی از این زبان به منزله دسترسی نداشتن به اطلاعات تلقی می‌شود.

در تحقیقی که کیوان کوشا در زمینه حضور فرهنگی کشورهای مختلف جهان در شبکه جهانی وب انجام داده است آمار و اطلاعاتی به شرح زیر ارائه شده است: کشور چین در مقام نخست و ترکمنستان در مقام آخر از نظر استفاده از وب قرار دارد. ایران نیز در میان 35 کشور آسیا، خاورمیانه و اقیانوسیه در رتبه دوازدهم جای گرفته است. کشورهای حوزه خلیج‌فارس نیز حضور کم‌رنگی در این زمینه دارند. نوعی عدم توازن کمی و کیفی در استفاده از دستاوردهای جامعه اطلاعاتی در کشورهای مختلف به ویژه در کشورهای شمال و جنوب است. وجود این شرایط خود سبب تشدید نابرابریهای اجتماعی در سطح کشورهای جهان می‌شود[1].

گسترش نابرابریهای اجتماعی در سطح ملی: شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت در سطح کشورها و عدم برخورداری متناسب و متعادل در کلان شهرها و شهرهای حاشیه‌ای و نقاط محروم از توزیع بودجه‌های عمرانی و اجتماعی و فرهنگی، سطح درآمدهای مختلف که در محدوده خرده فرهنگهای درون یک کشور وجود دارد، فضایی را تدارک می‌بینند که عده‌ای به امکانات مناسب و از جمله دسترسی به اطلاعات روز مجهز باشند و در مقابل، عده‌ای به رغم داشتن صلاحیت و استعداد کافی، به دلیل نبود امکانات مالی و آموزشی، امکانات سخت‌افزاری و نرم‌افزاری نداشته باشند و این موضوع، به خودی خود، سبب تعمیق و گسترش نابرابری‌های اجتماعی در سطح کشورها و بین شهروندان خواهد شد[9].

هویتهای‌ جدید‌: جامعه‌ اطلاعاتی‌ اجتماعات‌ و هویتهای‌ جدیدی‌ خلق‌ می‌کند. در جامعه‌ای‌ که‌ به‌ ارتباطات‌ مبتنی‌ برصنعت‌ چاپ‌، تلویزیون‌ و تلفن‌ متکی‌ است‌، شیوه‌ تولید به‌ گونه‌ای‌ است‌ که‌ هویتها را به‌ صورت‌ عاقل‌، سودمند وخودبسنده‌ در می‌آورد. اما در جامعه‌ اطلاعاتی‌، جامعه‌ای‌ که‌ ارتباطات‌ الکترونیک‌ سیطره‌ دارد ذهنیتها وهویتهای‌ ناپایدار، چند لایه‌ و پراکنده‌ ظهور می‌کند‌. مارک‌ پاستر در «عصر دوم‌ رسانه‌ها» تاکید می‌کند در دوره‌ جدید که‌ اینترنت‌ و ارتباطات‌ الکترونیک‌ در جامعه‌ سیطره‌ دارد، این‌ داده‌ها و اطلاعات‌ و یا به‌ عبارت‌دقیق‌ کلمه‌، این‌ اجتماعات‌ مجازی‌ هستند که‌ هویت‌ افراد را می‌سازند[10]‌.

وسایل‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌در اثر تغییراتی‌ که‌ در برداشتهای‌ بشر امروزی‌ به‌وجود می‌آورند، هویتها را در وضعیت‌ کاملا تازه‌ای‌ قرارمی‌دهند که‌ متفاوت‌ و حتی‌ مغایر با گذشته‌ است‌. هویت‌ در اجتماعات‌ مجازی‌ جامعه‌ اطلاعاتی‌ در مسیرفراملیتی‌ شدن‌ حرکت‌ می‌کند. در واقع‌ ارتباطی‌ که‌ با اتکا به‌ وسایل‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ جدید شکل‌ می‌گیرد چشم‌اندازی‌ از فهم‌ و درک‌ جدیدی‌ از ذهنیت‌ را آشکار می‌سازد که‌ در صورت­بندیهای‌ گفتار و عملکرد که‌ به‌لحاظ تاریخی‌ محسوس‌اند، جان‌ می‌گیرد. این‌ ارتباطات‌ راهگشای‌ نگریستن‌ به‌ انسان‌ به‌ عنوان‌ پدیده‌ای‌چندلایه‌، تغییرپذیر، منفعل‌ و تکه‌تکه‌ است‌. پدیده‌ای‌ که‌ شکل‌ دادن‌ خویش‌ را به‌ گونه‌ای‌ طراحی‌ می‌کند که‌ باهرگونه‌ تثبیت‌ هویت‌ می‌ستیزد. جامعه‌ اطلاعاتی‌ مبین‌ هویت‌ بی‌ثبات‌، تغییرپذیر و منعطف‌ انسان‌ جدید است‌. در این‌ جامعه‌ بسا انسانهایی‌ که‌ با همسایه‌ها، هم‌ محلی‌ها و همشهریها و حتی‌ هموطنان‌ خود احساس‌قرابت‌‌ نداشته‌ ولی‌ با فرد دیگری‌ در اقصی نقاط جهان‌ احساس‌ هویتی‌ یکسان‌ داشته‌ باشند.

هویت ‌ملی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ به‌ دلیل‌ ظهور اجتماعات‌ مجازی‌ به‌ شدت‌ تهدید می‌شود. اجتماعات‌ مجازی‌ تهدیدی‌ برای‌ اجتماعات‌ واقعی‌ است‌. در واقع‌ در اجتماعات‌ مجازی‌ معمولا افراد حداقل‌ در یک‌ چیز اشتراک‌ دارند و آن‌علایق‌ و منافعی‌ است‌ که‌ آنها را دور هم‌ جمع‌ می‌کند. این‌ منافع‌ که‌ همان‌ دسترسی‌ به‌ اطلاعات‌ است‌، هویت‌آنها را می‌سازند. هویتی‌ که‌ مدام‌ در حال‌ تغییر و ناپایدار است‌. هویت‌ افراد در اجتماعات‌ مجازی‌ «هویتی‌ دیجیتال» است‌. دیگر سرزمین‌، زبان‌ بومی‌ و محلی‌، کشور، فرهنگ‌ ملی‌ و نژاد هویت‌ افراد را در اجتماعات‌ مجازی‌ تعیین‌ نمی‌کنند، بلکه‌ این‌ منافعی‌ که‌ آنها را نزد هم‌ جمع‌ می‌کند هویت‌ آنها را می‌سازد. اطلاعات‌ هویت‌ افراد را در جامعه‌ جدید شکل‌ می‌دهد[1].

تمایز اجتماعی: مهمترین‌ متغیری‌ که‌ در بحث‌ انسجام‌ اجتماعی‌ در جامعه‌ اطلاعاتی‌ مدنظر قرار می‌گیرد، وحدت‌ بخشی‌ یاتمایزپذیری‌ اجتماعی‌ است‌. همان‌طور که‌ می‌دانیم‌ اجتماعی‌ شدن‌ و فردی‌ شدن‌ دو روی‌ سکه‌ تجدد و دوره‌مدرن‌ هستند. یعنی‌ دوره‌ مدرن‌ دارای‌ یک‌ دوگانگی‌ در ساختار اجتماعی‌ است‌ که‌ از یک‌ طرف‌ به‌ اجتماعی‌شدن‌ افراد منجر می‌شود و از طرف‌ دیگر فردی‌ شدن‌ را تقویت‌ می‌کند‌.

رادیو و تلویزیون‌ در این‌ دوره‌ جوامع‌ محلی‌ و ملی‌ را با یک‌ شبکه‌ محدود یکپارچه‌ ساختند و سپس‌ تکثرو تنوع‌ کانال‌ها و ظهور تلویزیون‌های‌ کابلی‌ دوباره‌ مخاطبان‌ را تکه‌تکه‌ و پاره‌پاره‌ کرده‌ است‌. در پایان‌ این‌ دوره‌هر چند مخاطبان‌ یک‌ کانال‌ تلویزیونی‌ را از میان‌ تعداد زیاد کانال‌ها انتخاب‌ می‌کنند ولی‌ صاحبان‌ تلویزیون‌هاو آگهی‌دهندگان‌ هنوز بازار انبوه‌ را ترجیح‌ می‌دهند.

رسانه‌های‌ جدید، رسانه‌های‌ فردی‌ شده‌ هستندچون‌ که‌ آنها مبتنی‌ بر تعامل‌ فردی‌ انسان‌ ـ رایانه هستند. همچنین‌ آنها رسانه‌هایی‌ هستند که‌ به‌طور جمعی‌مورد استفاده‌ قرار می‌گیرند چون‌ که‌ رایانه‌های‌ آنها همگی‌ به‌ شبکه‌ها متصل‌اند‌.

رسانه‌های‌ جدید تقاضاها و درخواستهای‌ متکثر کاربران‌ و مخاطبان‌ را پاسخ‌ می‌دهند. از این‌رو نتیجه‌ عملی‌ دوگانگی‌ساختاری‌ رسانه‌ها از طریق‌ گرایشهای‌ وحدت‌ بخشی‌ و تمایز بخشی‌ در جامعه‌ تعریف‌ می‌شود. نتیجه‌ این‌دوگانگی‌ ساختاری‌ رسانه‌ها، دوگانگی‌ ساختار اجتماعی‌ جامعه‌ است.

به‌ نظر می‌رسد تجلی‌ دوگانگی‌ مذکور نزد کاربران‌ اینترنت‌ و رسانه‌های‌ مرتبط با آن‌ و آنهایی‌ که‌ به‌ این‌وسایل‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ دسترسی‌ دارند، قابل‌ ملاحظه‌تر است‌. چرا که‌ رسانه‌های‌ مذکور نوعی‌مناسبات‌ جدید ایجاد می‌کنند که‌ در این‌ مناسبات‌ انسانها بیش‌ از پیش‌ گوشه‌گیر، منزوی‌ و کم‌تحرک‌ شده‌ وکم‌کم‌ از زمینه‌ عملی‌ زندگی‌ خود دور می‌شوند. محققان‌ ارتباطات‌ معتقدند که‌ موفقیت‌ اجتماعات‌ مجازی‌ عملا به‌ مثابه‌ نشانه‌ زوال‌ اجتماعات‌واقعی‌ است‌‌[1].
فرصتهای ناشی از جامعه اطلاعاتی

نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم: از آنجا که زمینه هر گونه نوآوری و خلاقیت در پژوهش علمی تبلور می‌یابد، بنابراین، پیشرفت فناوریهای جدید و خلاقیتها از دستاوردهای جامعه اطلاعاتی محسوب می‌شود.

از جمله مهمترین اقداماتی که می‌توان از طریق اینترنت سازمان داد، عضویت استادان و متخصصان رشته‌های مختلف در گروه‌های تخصصی است. با عضو شدن «کاربران» اینترنت در این گروه‌ها، آنها می‌توانند در جریان آخرین اطلاعات موجود در رشته‌های تخصصی خود قرار گیرند زیرا همه اعضا در جریان پیامهای علمی قرار دارند که توسط یک نفر صادر می‌شود. در شرایطی که خطوط ارتباطی از کیفیت لازم برخوردار باشد و در ایستگاههای محل کار هر دو یا چند طرف با امکانات لازم (دوربین ویدئویی...) به سیستم اتصال داشته باشد، آنان می‌توانند تصویر یکدیگر و فعالیتهای هر کدام را نیز مشاهده کنند.

هم اکنون انجام عملهای مهم جراحی به شکل هدایت از راه دور و با شرکت چند متخصص که هر کدام در گوشه‌ای از دنیا به کار مشغول هستند و می‌توانند در یک آن ناظر عمل جراحی یا راهنمایی‌کننده آن باشند، در تعدادی از مراکز مجهز درمانی متداول شده است. یکی دیگر از شکلهای تا حدودی رایج فعالیتهای پژوهشی که در سطح کشورهای اروپای غربی و امریکا مورد استفاده قرار می‌گیرد، کنفرانس از راه دور است که در آن تعدادی از متخصصان (که هر کدام در یک گوشه از کره زمین زندگی می‌کنند) با یکدیگر درباره موضوع مورد علاقه خود به تبادل نظر می‌پردازند. این نوع کنفرانس‌های الکترونیک در آینده رواج زیاد خواهد یافت و احتمال می‌رود که در مقیاس وسیعی از اهمیت کنفرانس‌های حضوری (که بسیار پرهزینه‌تر است) کاسته شود.

در طول چند دهة اخیر، مجله‌های علمی، در میان پژوهشگران، جایگاه ویژه‌ای در برقراری ارتباطات علمی ایفا کرده‌اند و تعداد این مجله‌ها در سطح جهان همواره رو به افزایش بوده است. اما با توجه به گسترش شبکه اینترنت، به ویژه در طول 5 سال گذشته، به نظر می‌رسد که در سالهای آینده نتوان افزایش تعداد این مجلات را مانند سالهای گذشته انتظار داشت.

همه روزه بر تعداد پژوهشگرانی که برای انتشار نتایج پژوهشهای خود از این شبکه استفاده می کنند، افزوده می‌شود. آنان می‌توانند اطلاعات تولیدی خود را در اختیار تمامی افرادی که امکان دسترسی به این شبکه را دارند قرار دهند و از آنان نیز بخواهند، علاوه بر نظرخواهی، برایشان مدارک علمی مشابهی از همین رهگذر ارسال دارند یا با خود آنان همکاری مستمر داشته باشند[9].

4-2 تعامل و همزیستی جهانی: شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای: واقعیت این است که پیشرفت ارتباطات و تکوین جامعه اطلاعاتی فاصله‌ها را کم کرده و به ایجاد نوعی تشابه، به ویژه در جوانان، انجامیده است. اعضای کمیسیون توسعه سازمان ملل متحد گزارش داده‌اند که در گردهماییهای خود در شهرهای قاره‌های گوناگون، شاهد بوده‌اند که جوانان خیلی شبیه به هم شده‌اند و این شباهت، با رنگ باختن مرز جوامع و رفتن به سوی نوعی جامعه اطلاعاتی و شبکه‌ای، بیشتر شده است.

اما باید توجه داشت که به یمن گسترش وسایل ارتباطی و رسانه‌ها، جوامع مختلف اگر آگاهانه و با برنامه‌ریزی عمل کنند، می‌توانند برای تحولات مثبت از آن استفاده کنند و به نوعی همزیستی سالم جهانی نیز دست یابند.

مبارزه با مواد مخدر در سطح جهانی، حفظ محیط زیست، همبستگی انسانها، احترام به حق حیات، محترم بودن حریم زندگی خصوصی افراد، احیای حقوق مادران و کودکان، تأکید بر عدالت جهانی، گرامی داشتن کرامت انسانها و توجه به حقوق اقلیتهای دینی و اجتماعی، توسعه پایدار و اجازه مطرح شدن سایر فرهنگها و ارزشها مباحثی هستند که می‌توانند با بهره‌گیری از همین فضای موجود جامعه اطلاعاتی، وجه دیگری را در تعامل فرهنگها نشان دهند[9].

وضعیت ایران: در داخل‌ ایران تعداد کمی‌ از هموطنان‌ به‌ رسانه‌های‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌، به‌ویژه‌ به‌ اینترنت‌ و رسانه‌های‌اطلاع‌رسانی‌ دیجیتال‌ دسترسی‌ دارند و از آگاهی‌ و مهارت‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از آنها برخوردارند. این‌ عده‌ کم‌کم‌دغدغه‌، ذهنیت‌، هویت‌، شخصیت‌ و مسائل‌ مشابه‌ دیگر کاربران‌ رسانه‌های‌ مذکور در سطح‌ جهان‌ (که‌ عمدتا مبتنی‌ بر دغدغه‌، ذهنیت‌، هویت‌، شخصیت‌ و مسائل‌ افراد شهری‌ غربی‌ می‌باشد) پیدا خواهند کرد و در اجتماع ‌مجازی‌ با آنها یکپارچه‌ و متجانس‌ خواهند شد.

آن عده که‌ هم‌ ازامکانات‌ مالی‌ لازم‌ و هم‌ از آگاهی‌ و مهارت‌ در خور توجه‌ برخوردارند اعضای‌ اجتماعات‌ مجازی‌ شده با یکدیگر متحد و متجانس‌می‌شوند و از تعلق‌ ملی‌ و قومی‌ رها می‌شوند و بیشتر احساس‌ جهانی‌ خواهند داشت‌ تا ایرانی‌. از این‌ پس‌ بیشتر شهروندان‌ جهانی‌ خواهندبود و احساس‌ تعلق‌ و همبستگی‌ ملی‌ آنها کاهش‌ می‌یابد. در سطح‌ دیگر، شکاف‌ اطلاعاتی‌ بین‌ ایران‌ و دیگرکشورها به‌ ویژه‌ کشورهای‌ پیشرفته‌ غربی‌ افزایش‌ می‌یابد. جهان‌ اکنون‌ شاهد یک‌ نابرابری‌ در مهارتهای ‌دیجیتال‌ بین‌ کشورهای‌ مختلف‌ است‌. نابرابری‌ اطلاعاتی‌ در سطح‌ جهانی‌ انسجام‌ اجتماعی‌ کلانی‌ را که‌ بین‌کشورها حاکم‌ بود به‌ هم‌ می‌زند و این‌ شکاف‌ را افزایش‌ می‌دهد. اکنون‌ به‌ نظر می‌رسد کشورمان‌ برای‌ پرکردن‌این‌ نابرابریها راه‌ درازی‌ پیش‌رو دارد.

هویت‌ دیجیتالی‌ که‌ محصول‌ جامعه ‌اطلاعاتی‌ و اجتماعات‌ مجازی‌ است‌، مخاطبان‌ و کاربران‌ وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ را هدف‌ قرارمی‌دهد و هویت‌ ملی‌ و محلی‌ آنها به‌ سمت‌ هویت‌ فراملیتی‌ تغییر می‌دهد. ایرانی‌ که‌ به‌ وسایل‌ نوین‌ ارتباطی‌ دسترسی‌ دارد و از مهارتهای‌ لازم‌ برای‌ استفاده‌ از آنها برخوردار است‌، دردرجه‌ اول‌ شهروند اجتماعات‌ مجازی‌ است‌ که‌ عملا عضو آن‌ شده‌ است‌. هویتی‌ که‌ این‌ هموطن‌پیدا می‌کند ممکن‌ است‌ با هویت‌ ملی‌اش‌ در تضاد باشد و نهایتا به‌ کاهش‌ انسجام‌ اجتماعی‌ جامعه‌اش‌ بینجامد. او دیگر در یک‌ جامعه‌ ارگانیک‌ زندگی‌ نمی‌کند که‌ هویت‌ همبسته‌ای‌ با این‌ جامعه‌ داشته‌ باشد.

او درجامعه‌ای‌ زندگی‌ می‌کند که‌ منافع‌اش‌ حول‌ دسترسی‌ و استفاده‌ از این‌ وسایل‌ سامان‌ یافته‌ است. این‌ ایرانی‌ با دیگر هموطنان‌ از لحاظ هویتی‌ فرق‌ خواهد داشت‌. زبان‌ فارسی‌ دیگر برایش‌ در جامعه‌ مجازی‌ هویت‌ نمی‌سازد بلکه‌ این‌ زبان‌ انگلیسی‌ است‌ که‌ برای‌ او هویت‌ مشترک‌ با دیگر کاربران‌ این‌ وسایل‌ در دنیا می‌سازد. مهارت‌استفاده‌ از وسایل‌ نوین‌ اطلاعاتی‌ و ارتباطی‌ نیز برای‌ کاربران‌ این‌ وسایل‌ هویت‌ می‌سازد.

به‌ نظر می‌رسد رسانه‌های‌ جدید ارتباطی‌ و اطلاعاتی‌ تمایزپذیری‌ و بخشی‌ شدن‌ را در ایران‌ بیشتر تقویت‌خواهد کرد تا وحدت‌ و یکپارچگی‌ و انسجام‌ اجتماعی‌. با وجود تلویزیون های ماهواره ای و تعداد کانال‌های در دسترس آن در ایران و از طرفی محدودیت کانال‌های تلویزیون ایران و نداشتن تنوع، سبب شده است تا گروهها، اقشار، و اقوام مختلف ایرانی بر اساس علاقه از میان کانال‌های ماهواره، برنامه مورد علاقه شان را انتخاب کنند در نتیجه اصل تکثر رسانه­ای در جامعه اطلاعاتی، موجب شده تا ایرانیها به سوی تولید و مصرف اطلاعات، برنامه­ها و کانال‌های مورد علاقه خود کشیده شوند و تعلق گروهی، قومی و مذهبی آنها در این انتخاب و فرایند تقویت می­شود. به طور مثال کرد زبانها کانال‌هایی که به زبان کردی پخش می­شود را انتخاب می­کنند.

بنابراین نهایتاً تمایزپذیری بیشتر آنها با جامعه ایرانی به عنوان یک کل و افزایش تعلقات گروهی، مذهبی و قومی حاصل می‌شود. رسانه‌های‌ ارتباطی‌ نوین‌ این‌ عده‌ از هموطنان‌ را با آنهایی‌ که‌ در سطح‌ جهان‌ تبادل‌ اطلاعات‌ می‌کنند و تعامل‌دارند یکپارچه‌ می‌سازد. افراد و گروهها و ملیتهای‌ مختلف‌ را در جامعه‌ دیگری‌ غیر از جوامع‌ ملی‌ واقعی‌خودشان‌ متحد می‌سازد[1].
نتیجه گیری

جامعه اطلاعاتی از یک سو چالشهایی از قبیل نابرابری اجتماعی، هویتهای جدید، تمایزپذیری و شالوده‌شکنی نهادهایی نظیر دولت، افزایش بیکاری، کم‌ اهمیت شدن مرزها و از سوی دیگر - اگر آگاهانه و با برنامه‌ریزی صحیح با جامعه اطلاعاتی برخورد شود - فرصتها و امکانات خوبی برای پیشرفتهای همه جانبه و در یک کلام، رفاه مادی و معنوی برای ملتها در پی خواهد آورد. فرصتهایی چون نقش اینترنت در پژوهش، خلاقیت و علم، عامل و همزیستی جهانی: شکل‌گیری هویت سیال و بین‌سیاره‌ای، تمرکززدایی رسانه‌های دیجیتالی ، انتقال اشتغال از تولید به بخش خدمات به خصوص خدمات ارتباطی و اطلاعاتی، مشارکت در تولید و کثرت‌گرایی فرهنگی، پدیده چندفرهنگی و ... .

به طور خلاصه، جامعه اطلاعاتی ما را در معرض چالشها و فرصتهایی قرار می دهد که باید از فرصتهای آن استفاده کرده و با هزینه کم چالشهای آن را پشت سر گذاشت تا از ویژگیهای جامعه اطلاعاتی به نفع سعادت و رفاه عامه مردم بهره‌مند شد.

در ایران نیز با استفاده از فرصتهایی که جامعه اطلاعاتی دراختیار ما می­گذارد می­توان با چالشهای حاصل از آن مقابله کرده تا جامعه ایرانی نیز بتواند از مزایای جامعه اطلاعاتی به نحو احسن بهره مند شود.
منابع و مآخذ

-1 بهرامپور، شعبانعلی، «انسجام اجتماعی در جامعه اطلاعاتی: نیم نگاهی به وضعیت ایران»، سمینار ایران ­و جامعه اطلاعاتی، 1383.

-2 کاستلز، مانوئل‌، «عصر اطلاعات‌؛ پایان‌ هزاره‌»، ترجمه‌ احد علیقلیان‌ و افشین‌ خاکباز ‌، انتشارات‌ طرح‌ نو، ص‌ 282، 1380.

-3 معتمد نژاد، کاظم، «ایران و اجلاس جهانی سران درباره جامعه اطلاعاتی»، 1383.

-4 نشریه علوم اطلاع رسانی، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، شماره 1 و2، 1382.

-5 حری، عباس ،«اطلاعات، جامعه اطلاعاتی و ساختارهای معرفتی»، گفتگو با دکتر عباس حری درباره ویژگیها و مقتضیات جامعه اطلاعاتی، 1383.

-6 وبستر، فرانک‌، «نظریه‌های‌ جامعه‌ اطلاعاتی»‌، ترجمه‌ اسماعیل‌ قدیمی‌، انتشارات ‌قصیده‌سرا، ص‌ 20، 1380.

-7 رابرتسون‌، رونالد، «جهانی‌شدن‌»، ترجمه‌ کمال‌ پولادی‌، نشر ثالث‌ و مرکز بین‌المللی‌ گفتگوی‌تمدن‌ها، ص‌ 12، 1380.

-8 کاستلز، مانوئل، «عصر اطلاعات‌، قدرت‌ هویت‌»، ترجمه‌ حسن‌ چاووشیان‌، انتشارات‌ طرح‌نو، ص‌ 92، 1380،

-9 سعیدی، رحمان، «جامعه اطلاعاتی، چالشها و فرصتها»، سمینار ایران و جامعه اطلاعاتی، 1383.

-10 پاستر، مارک، «عصر دوم‌ رسانه‌ها»، ترجمه‌ غلامحسین‌ صالحیار، مؤسسه‌ ایران‌، ص‌ 69 ـ 68، 1377.
_ رضا حسنوی: استادیار دانشگاه صنعتی مالک اشتر

_ _ شیدا فمی تفرشی: دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه صنعتی مالک اشتر

شکاف دیجیتالی

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۵:۰۹ ب.ظ | ۰ نظر

مریم نورائی نژاد - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات دانشگاه تهران - این مقاله سعی دارد با نگاهی به بحث «شکاف دیجیتالی» به تجزیه و تحلیل وضعیت آن در جهان پرداخته و با تأکید بر روی نمونه ایران، اهمیت آن را روشن نماید. اشاراتی به اهمیت بحث «شکاف دیجیتالی» در اسناد و گزارش های معتبر بین المللی از جمله: سند تعهد تونس، اعلامیه هزاره و بررسی موقعیت کنونی ایران طبق شاخص‌های مختلف جهانی از جمله:دی اِی آی ، آمادگی الکترونیک و دی او آی از جمله اهداف دیگر این نوشتار است. در پایان راه‌حل های پیشنهادی جهت کاهش این شکاف با اشاره به فعالیّت برخی دولت های در حال توسعه مورد اشاره قرار خواهند گرفت.
واژگان کلیدی: شکاف دیجیتالی، شکاف دیجیتالی در ایران، پروژه آی سی تی روستائی، شاخص دسترسی دیجیتالی دی اِی آی، آمادگی الکترونیک و شاخص فرصت های دیجیتالی DOI
تجزیه و تحلیل "شکاف دیجیتالی"

در نظریه اشاعه راجرز، طبقه کم‌سواد (کارگر) آخرین گروهی است که به نوآوری‌ها متمایل می‌شود. این گروه آخرین گروهی است که دستگاه ضبط ویدئویی را خریداری می‌کند، از کامپیوتر استفاده می‌کند و ... .

تیکنور ادعا می‌کند افرادی که دارای وضعیت اجتماعی ـ اقتصادی پائین‌تری هستند از دستیابی به اطلاعات عقب می‌مانند و شکاف آگاهی میان این طبقه با طبقه بالاتر پدید می‌آید.

دروین رسانه‌ها را مسبّب و مسئول شکاف آگاهی می‌داند چرا که از نظر او رسانه ها اطلاعات را کمتر از راههای مؤثر و هدفمند به افراد خاص ، که به طور منظم پیامها را دریافت نمی‌دارند ، معرفی می‌کنند (گازیانو و گازیانو ،134:1998).

شکاف دیجیتالی به معنای وجود نابرابری در دسترسی و استفاده از فناوریهای رسانه‌ای بین کشورهای توسعه یافته و عقب مانده است. البته ناگفته نماند که با گسترش استفاده از این فناوری ها پای شکاف دیجیتال از محدوده بین کشوری، به داخل کشورها نیز کشیده شده است و طبق تعریف سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه؛ شکاف بین افراد، خانوارها، صاحبان حِرَف و مناطق جغرافیائی در جایگاه های مختلف اقتصادی اجتماعی در دسترسی و استفاده از تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی به شکاف دیجیتالی موسوم است (او ای سی دی ،2001).

کشورهای در حال توسعه در سال 1988 با حدود 75 درصد جمعیت و تنها 16 درصد تولید جهان، 12 درصد کل تعداد تلفن‌های دنیا را در اختیار داشتند. از 435 میلیون خط تلفن موجود جهان در آن سال ، فقط در حدود 50 میلیون خط به کشورهای در حال توسعه آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین تعلق داشت، در حالی که 386 میلیون خط تلفن، سهم کشورهای پیشرفته صنعتی آمریکای شمالی و اروپا و کشورهای صنعتی جدید آسیا و اقیانوسیه بود. در همان سال، کشورهای پیشرفته صنعتی به طور متوسط از حدود 32 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت برخوردار بودند، که در میان آنها کشورهای کانادا، فرانسه ،کشورهای اسکاندیناوی، سوئیس و ایالات متحده آمریکا از حدود 50 خط تلفن و بین 78 تا 89 دستگاه تلفن برای هر 100 نفر جمعیت استفاده می‌کردند. بیشتر کشورهای صنعتی دیگر نیز بیش از 30 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت دارا بودند، در حالی که به نحو تعارض‌آمیزی در کشورهای در حال توسعه، به طور متوسط فقط 5/1 خط تلفن برای هر 100 نفر جمعیت وجود داشت.

بر اساس گزارش مربوط به «شاخص‌های ارتباطات دور در کشورهای کمتر توسعه‌یافته» در سال 1995، سطح متوسط ضریب نفوذ تلفن (تعداد تلفن برای هر 100 نفر جمعیت) در کشورهای کمتر توسعه‌یافته در آن سال، تنها 29/0 درصد و به عبارت دیگر ، یک خط تلفن برای هر 350 نفر بود. در همان زمان تعداد کل خطوط تلفن 48 کشور کمتر توسعه‌یافته به حدود 5/1 میلیون می‌رسید. این تعداد تلفن، معادل یک درصد کل تلفن‌های ایالات متحده آمریکا بود، در حالی که جمعیت آمریکا نصف جمعیت تمام کشورهای کمتر توسعه یافته را تشکیل می‌داد. در آن تاریخ در برخی از کشورهای کمتر توسعه یافته، ضریب نفوذ تلفن در روستاها تنها یک خط برای هر هزار نفر بود. در گزارش دیگری که در سال 1998، از سوی «اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور» در مورد «ارتباطات دور برای توسعه پایدار» منتشر گردید، گفته شده بود که در سال 1993، کشورهای داری اقتصاد پیشرفته که 15 درصد جمعیت دنیا را تشکیل می‌دادند، دارای 71 درصد تلفن‌های جهان بوده‌اند. به موجب این گزارش، در کشورهای در حال توسعه از لحاظ دسترسی به تلفن، شکاف فاحشی نیز بین نواحی شهری و نواحی روستائی وجود دارد. به گونه‌ای که در نواحی شهری، ضریب نفوذ تلفن، ده برابر نواحی روستائی است و به طور کلی، 75 درصد روستاها از دسترسی به تلفن محرومند و با توجه به آنکه طبق گزارشهای بانک جهانی 71 درصد مردم دنیا در روستاها زندگی می‌کنند، برای آنکه ضریب دسترسی به تلفن در نواحی روستائی کشورهای در حال توسعه به یک درصد برسد ، به صدها میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز است.

در گزارش سال 2002 «اتحادیه بین‌المللی ارتباطات دور» با عنوان «حلقه گمشده جدید: شکاف دیجیتال» آمده است: در حالی که آثار شکاف بین کشورهای پیشرفته و کشورهای توسه یافته در مورد ارتباطات دور در دهه 1980 همچنان احساس می‌شود، اکنون این خطر وجود دارد که شکاف جدید مربوط به تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات، موانع تازه‌ای در راه توسعه کشورها پدید آورد. بر اساس این گزارش، تکنولوژی های جدیدی که «شکاف دیجیتال» از آن ناشی شده است، نسبت به تکنولوژی هائی که 20 سال پیش به توسعه آنها توجه می‌شد، توان بالقوه بسیار بیشتری دارند.

مجموعه وسیع و متنوعی از فناوری‌هاست که برای برقراری ارتباط بین انسان ها (ارسال و دریافت انواع پیام های کلامی، صوتی و تصویری) و نیز برای تولید، انتشار، نگهداری و بازیابی اطلاعات به کار می‌روند. تکنولوژی های نوین اطلاعاتی و ارتباطی ترکیبی از سخت‌افزار، نرم‌افزار، رسانه‌ها و حتی سیستم‌های پخش و توزیع اطلاعات و محتوا را شامل می‌شود (یونسکو ،1997 و 1999).

اکنون اینترنت، بیش از ابزارهای تکنولوژیک دیگر، از توانایی کمک به کشورهای در حال توسعه برای پیشرفت در عصر اطلاعات برخوردار است. اگر در نظر داشته باشیم که اطلاعات قدرت است، بنابراین اینترنت باید به عنوان آسانترین وسیله توانمند ساختن کشورها برای عبور از راه توسعه و پیشرفت ، به کار گرفته شود. استفاده از تکنولوژی های جدید سبب می‌شود که تولیدات و خدمات ارتباطات دور و فعالیت دستگاه های رایانه‌ای و ایجاد تجهیزات و اشتغال‌های مربوط به آنها به رشد و توسعه اقتصادی کمک کند. به عنوان مثال کاربرد تکنولوژی های مذکور، 5 درصد کل تولید ناخالص ملی کشورهای اتحادیه اروپائی را تأمین می‌کنند، به طوری که مؤسسات بخش تکنولوژی های اطلاعات، بیش از 4 میلیون نفررا در این کشورها به اشتغال گرفته‌اند (معتمدنژاد ، 1384).

باید توجه داشت که علاوه بر عدم دسترسی به سخت‌افزار، چگونگی استفاده از نرم‌افزار نیز می‌تواند دلیل خوبی برای ایجاد و گسترش شکاف دیجیتالی باشد. با این حساب حتی مردمی که دارای کامپیوتر شخصی هستند اما دانش محدودی در استفاده از آن دارند ، می‌توانند اسیر شکاف دیجیتالی باشند. به عبارتی دیگر آنچه علاوه بر توانائی سخت افزاری در گسترش این شکاف تاثیر گذار است، میزان دانش و توان استفاده از سخت افزار است.

به این ترتیب است که شکاف دیجیتالی دامنه خود را علاوه بر فاصله میان کشورها در داخل مرزهای یک کشور نیز می‌گستراند و می‌تواند دامان کشورهای غنی را نیز بگیرد. مصداق این مدعا گزارش جدیدی است که اتحادیه اروپا در این خصوص ارائه کرده است. این گزارش که نام «شکاف دیجیتالی در اروپا» را دارد، نگاهی موشکافانه به بزرگی این شکاف و دلایل به وجود آمدن آن دارد.

بر اساس این گزارش در سال 2004 میلادی در سراسر اتحادیه اروپا ضریب نفوذ کامپیوتر و به خصوص اینترنت در مناطق کم جمعیت روستائی پائین است. علاوه بر این «شکاف دیجیتالی» نه تنها در بین فقرا بلکه در بین داراها نیز قابل مشاهده است. در مناطق روستائی تنها در حدود یک چهارم خانوارها از اینترنت پرسرعت استفاده می‌کنند. وقتی مناطق ثروتمند قاره اروپا به لحاظ اقتصادی و مناطق نسبتاً فقیرتر تحت حمایت طرح اولویت نخست با هم مقایسه می‌شوند، ضریب نفوذ اینترنت تقریباً در طبقات مرفه اتحادیه غالباً دو برابر مناطق فقیرتر است.

بر اساس داده‌های جمع‌آوری شده از 14 کشور عضو این اتحادیه (شامل کشورهای اتریش،قبرس، دانمارک، یونان، لتونی، مجارستان، هلند، لهستان، پرتغال، اسلونی، اسلواکی ، ترکیه و نروژ) مهمترین دلایل مردم در سال 2004 برای اینکه چرا در خانه اینترنت ندارند این دلیل بوده است که هزینه دسترسی یا هزینه تجهیزات بسیار بالاست و آنها فاقد مهارتهای لازم برای استفاده از اینترنت هستند.

هر چند جنسیت نقش قابل توجهی در این شکاف در قاره اروپا ندارد اما سن و تحصیلات در این زمینه نقش مهمی ایفا می‌کند. شکاف کوچکی بین مردان و زنان عمدتاً به خاطر نسبت پایین‌تر زنان مسن نسبت به مردان مسن وجود دارد.

استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطاتی در میان افرادی که دارای تحصیلات عالی هستند بیشتر از کسانی است که تحصیلات کمتری دارند.

کمترین میزان دسترسی به کامپیوتر و اینترنت در کشورهای بلغارستان، رومانی و ترکیه گزارش شده است این در حالی است که کشورهای حوزه اسکاندیناوی بیشترین میزان استفاده از کامپیوتر و اینترنت را دارند.

اگر چه فاصله دیجیتالی معمولاً به معنای شکاف در زمینه‌ مشارکت در جامعه اطلاعاتی بین گروههای مختلف مردم است، این بحث می‌تواند به محیط تجارت نیز گسترش یابد. تقریباً همه کسب و کارهای بزرگ در اروپا اینک از طریق اینترنت انجام می‌شود. با این وجود در سطح اتحادیه اروپا تنها 27 درصد از کسب و کارها از امکانات فناوری اطلاعات استفاده کرده‌اند، با توجه به تفاوت بین کشورها و با توجه به اندازه کسب و کار، تقریباً نیمی از کسب و کارهای بزرگ به صورت آنلاین معامله می‌کنند، این در حالی است که تنها یک چهارم تجارتهای کوچک و یک سوم شرکت های متوسط چنین وضعی دارند (شکاف دیجیتالی در اروپا ،2004).
شکاف دیجیتالی در دستور کار و سند تعهد WSIS نشست تونس 2005

وقتی سران کشورهای جهان در پانزدهم نوامبر 2005 در تونس گرد هم آمدند تا میزان عملی شدن تعهدات ژنو را به یکدیگر گزارش نمایند، توجه به مبحث «شکاف دیجیتالی» از جمله مواردی بود که بارها و بارها مورد اشاره قرار گرفت. بندهائی از این پیش‌نویس که به این بحث توجه مستقیم کرده‌اند مورد اشاره قرار می‌گیرند:

بند هفتم ـ ما وجود شکاف دیجیتالی و چالشهائی را که این گزارش برای بسیاری از کشورها مشخص و معین نموده ، شناسائی کردیم. آنها برای انتخاب میان بسیاری از اهداف و موضوع های رقابت در طرح و برنامه توسعه و در تقاضا برای تشکیل صندوق‌های سرمایه‌گذاری توسعه از قدرت و نیروی بالایی برخوردارند، در حالیکه دارای محدودیت های منابع نیز هستند.

بند هشتم ـ ما محدوده مشکلات را در کاهش شکاف دیجیتالی که نیاز به سرمایه‌گذاری پایدار و کافی (مناسب) در خدمات و زیرساخت آی سی تی و ایجاد ظرفیت و انتقال فناوری در سال های در پیش رو دارند، شناسایی نمودیم.

بند نهم ـ از جامعه بین‌الملل می‌خواهیم تا انتقال فناوری را به صورت توافق دو جانبه ، شامل آی سی تی ها برای اتخاد سیاست ها و برنامه‌هائی با دیدگاه کمک به کشورهای در حال توسعه جهت بهره‌برداری از فناوری و پیگیری توسعه و پیشرفت در میان سایر افراد از طریق همکاری‌های فنی و ایجاد ظرفیت های علمی و فنی در تلاش برای کاهش شکاف های دیجیتالی و توسعه، افزایش دهد.

بند 23 ـ ما تأیید می‌کنیم که شماری از مناطق نیاز به منابع مالی و سرمایه‌گذاری بیشتری دارند.

23 ـ الف ـ بهبود قابلیت دسترسی به تسهیلات مالی با دیدگاه تسریع در برداشتن گام سرمایه‌گذاری در راستای خدمات و زیرساخت آی سی تی که ارتقا و پیشرفت جریانهای شمال ـ جنوب و همچنین همکاریهای جنوب ـ جنوب را در بر می‌گیرد.

بند 49 ـ ما تعهد خود را برای تغییر شکاف دیجیتالی به فرصت دیجیتالی به طور صریح بیان نموده و خود را ملزم به اطمینان و تضمین توسعه هماهنگ و متعادل برای همه می‌دانیم. ما در راستای توسعه و پیشرفت اینترنت به تشویق تقویت درک و تحقق چند زبانی می‌پردازیم.

بند 87 ـ ما تصریح می‌کنیم که مبادله دیدگاهها و اشتراک‌ تجربیات و منابع مؤثر و نتایج حاصل از جامعه اطلاعاتی برای اجرای مصوبات ژنو در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی ضروری است. برای انجام این کار باید در میان تمام گروه های ذینفع و سرمایه‌گذار تلاش هائی برای ایجاد و به اشتراک‌گذاری دانش و مهارت ها، طرح های مربوطه، اجرا، کنترل و ارزیابی سیاست‌ها و راهبردهای الکترونیکی ملی با هدف کاهش شکاف دیجیتالی، تدارک و انجام شود. ما تأیید می‌کنیم که کاهش فقر، ایجاد ظرفیت ملّیِ افزوده و رشد و توسعه فنی ملی، به صورت پایدار به عنوان عناصر اساسی کاهش شکاف دیجیتالی در کشورهای در حال توسعه محسوب می‌گردند.

بند 89 Cـ ایجاد ظرفیت آی سی تی برای همه و اعتماد در استفاده از آی سی تی ها توسط همه شامل جوانان، سالخوردگان، زنان، مردم بومی و ساکنین جوامع روستائی از طریق بهبود و انتقال برنامه‌ها و سامانه‌های آموزشی و پرورشی مرتبط، شامل آموزش از راه دور و آموزش در طول زندگی.

بند 89 D ـ اجرای آموزش و تعلیم مؤثر، به ویژه در مورد دانش و فناوری آی سی تی که موجب تشویق و افزایش مشارکت و همکاری فعالانه زنان و دختران در فرآیندهای تصمیم‌گیری در مورد ساخت جامعه اطلاعاتی خواهد شد.

بند 23 ـ نشانگرها و محکهای متناسب، شامل نشانگرهای اتصال اجتماعی، باید بزرگی شکاف دیجیتالی را روشن و واضح نشان دهد. این عمل باید هم در ابعاد داخلی و هم بین‌المللی صورت گرفته و این کار را با ارزیابی‌های مداوم انجام دهد و میزان پیشرفت در استفاده از آی سی تی ها برای دستیابی به اهداف توسعه توافق شده بین‌المللی، شامل اهداف توسعه هزاره را پیگیری کند.

سند تعهد

بند 23 ـ ما قبول داریم که فاصله و جداسازی زنان، خود به عنوان بخشی از شکاف دیجیتالی در جامعه است و ما بار دیگر تعهدات خود را برای تواناسازی زنان و ارائه دیدگاهی در مورد تساوی جنسیت تصریح می‌کنیم. ما علاوه بر مورد فوق تأیید می‌کنیم که مشارکت کامل زنان در جامعه اطلاعاتی لازم است تا از جامعیت و محترم شمردن حقوق بشر در جامعه اطلاعاتی مطمئن شویم. ما تمام اعضا را تشویق و ترغیب می‌کنیم تا در فرآیندهای تصمیم‌گیری به حمایت از مشارکت زنان پرداخته و برای شکل دادن به حوزه‌های جامعه اطلاعاتی در سطح جهانی، منطقه‌ای و ملی مشارکت و همکاری کنند.

بند 26 ـ ما اهمیت کاربردها و محتواهای ایجاد شده برای کاهش شکاف دیجیتالی و مشارکت در دستیابی به اهداف توسعه و پیشرفت توافق شده بین‌المللی، شامل اهداف توسعه هزاره را تأیید و تصدیق می‌کنیم.

ما همچنین خود را ملزم می‌ دانیم تا میزان پیشرفت را در کاهش شکاف دیجیتالی با توجه به سطوح مختلف توسعه برای دستیابی به اهداف توسعه بین‌المللی، اهداف اعلامیه هزاره، ارزیابی و پیگیری کنیم و میزان تأثیر سرمایه‌گذاری و همکاری های بین‌المللی را در ساخت جامعه اطلاعاتی بسنجیم.

بند 13 ـ ما همچنین تصدیق می‌کنیم که انقلاب آی سی تی می‌تواند اثر مثبت عظیمی را به عنوان سند توسعه پایدار داشته باشد. علاوه بر این محیط توانمند مناسب در سطح ملی و بین‌المللی می‌تواند از گسترش بخش های اقتصادی و اجتماعی، افزایش شکاف میان کشورهای فقیر و غنی، مناطق و اشخاص شامل زنان و مردان جلوگیری کند .
ایران و DAI

"اتحادیه بین‌المللی ارتباطات راه دور" راجع به شاخصهای دسترسی به اطلاعات دیجیتال در کشورهای مختلف جهان ، اقدام به دسته‌بندی آنها در طبقه‌بندی چهارگانه‌ای نموده است. طبق این دسته‌بندی کلیه 180 کشور جهان در چهار گروه : کشورهای دارای بالاترین سطح دسترسی، کشورهای دارای سطح بالای دسترسی، کشورهای دارای سطح دسترسی متوسط و کشورهای دارای سطح دسترسی پائین دسته‌بندی شده‌اند.

رتبه‌بندی ایران

بالاترین سطح دسترسی به ارتباطات و فناروی اطلاعات از سطح 85 درصد با کشور سوئد شروع شده و به کشور نیجر با 04/0 درصد دسترسی ختم می‌گردد.

جمهوری اسلامی ایران با ضریب نفوذ 3/3 درصد در تلفن همراه ، سطح سواد 1/77 درصد در بزرگسالان ، پهنای باند 4/8 درصد ، مشترک خطوط پرسرعت صفر و 8/4 درصد ضریب نفوذ اینترنت در جایگاه هشتاد و هفتم این دسته‌بندی و در گروه کشورهای دارای سطح دسترسی متوسط قرار گرفته است.
ایران و مقیاس آمادگی الکترونیک

بر اساس گزارش سال 2006 گروه اکونومیست با عنوان "آمادگی الکترونیک" جمهوری اسلامی ایران رتبه‌ی 65 را به خود اختصاص داده است. در این گزارش 68 کشور جهان با در نظر گرفتن شاخص هائی نظیر اتصال به اینترنت، محیط تجاری الکترونیـک، محیط قانونی و سیاسی مجازی، محیط فرهنگی و اجتماعی و سرویس های الکترونیک مورد ارزیابی قرار گرفته‌اند.

در بخشی از این گزارش که به صورت سالیانه از سوی این نهاد منتشر می‌شود، آمده است که با توجه به پیشرفت مداوم جهان در اغلب شاخص های کمّی فناوری مرتبط با توسعه، اینک می‌توان ادعا کرد که آمادگی الکترونیک در جهان پیشرفت داشته است.

بر اساس این گزارش شاخص‌ها این نوید را می‌دهند که نگرانی‌های مربوط به شکاف دیجیتالی که حتی احتمال ایجاد آن بین کشورهای شمال نیز وجود داشت؛ رو به کاهش گذاشته است.

بسیاری از کشورهای در حال توسعه نظیر بلغارستان، هند و ویتنام به طور قابل توجهی آمادگی الکترونیک خود را تقویت کرده‌اند. در طی سال گذشته، رشد کشورهای پیشرو در این زمینه یعنی کره جنوبی و ژاپن ثابت مانده است در حالی که سایر کشورهای پیشرو نظیر نروژ و سوئیس عقب ماندگی‌های خود را جبران کرده‌اند.
ایران و DOI

"اتحادیه بین المللی ارتباطات راه دور" در جدیدترین گزارش خود با نام «گزارش جامعه اطلاعاتی 2006» کلیه 180 کشور جهان را بر اساس «فرصتهای دیجیتالی» دسته‌بندی کرده است شاخص فرصتهای دیجیتال یا به اصطلاح دی او اِی یک شاخص مرکّب است که از نظر اتحادیه بین المللی ارتباطات راه دور "فرصت دیجیتالی" یا به عبارت دیگر امکان دسترسی ارزان، عام، فراگیر و برابر شهروندان یک کشور مشخص را مورد اندازه‌گیری قرار می‌دهد. این گزارش از شاخص مذکور به منظور فراهم ساختن دیدگاه ها و دستورالعمل‌ها برای سیاست گذاران به خصوص در کشورهای در حال توسعه در زمینه‌ی منابع ملی‌شان برای ایجاد جامعه اطلاعاتی بهره می‌گیرد. دی او اِی یک ساختار انعطاف‌پذیر و چند منظوره دارد که بر مبنای سه مقوله استوار شده است: فرصت، زیرساخت و بکارگیری. شاخص فرصت های دیجیتالی یک ساختار تقسیم‌بندی شده دارد که طبق آن می‌توان کشورهای در حال توسعه را به جای نقاط ضعف‌شان (مثل محدودیت در زیرساخت خطوط ثابت ) بر اساس نقاط قوّتشان ( مثل رشد انفجاری در ارتباطات سیار) مورد ارزیابی قرار داد. این بدان معناست که دی او اِی می‌تواند برای ارزیابی میزان رشد و اقبال عمومی به فناوری الاعات و ارتباطات برای مدت مدیدی مناسب باقی بماند، به عبارتی دیگر این امتیاز دی او اِی به شاخص های سنتی‌تری مثل میزان خطوط ثابت، می‌تواند برای مسیر توسعه آی سی تی اختصاصی هر کشور امتیاز آینده‌نگری را نیز بیفزاید.

شاخص‌های فرصت دیجیتال نشان می‌دهد که نیروی بالقوه برای فراهم کردن دسترسی جهانی ارزان به فناوری اطلاعات و ارتباطات در بیشتر کشورهای جهان وجود دارد . در کشورهای کم درآمد ، فرصت دیجیتالی بر اساس دسترسی به خدمات تلفن همراه و مخابرات ارزان استخراج شده در حالی که در کشورهای پردرامد فرصتهای دیجیتالی در زیرساخت مناسب و استفاده از فناوریهای پیشرفته تشخیص داده شده است .

اگر چه در کشورهای در حال توسعه شبکه‌های تلفن همراه بیشترین توجه را به خود معطوف داشته است اما در حال حاضر خدمات پهن باند نیز در 166 کشور در سرتاسر جهان تا اوایل سال 2006 میسر گشته است. با این وجود در حالی که در کشورهای در حال توسعه پیشرفت های خوبی در زمینه‌ی تلفن همراه و دسترسی به اینترنت داشته‌اند، کشورهای صنعتی در زمینه تلفن‌های همراه نسل سوم و فنارویهای باند پهن پیشی گرفته‌اند. این نشان می‌دهد که ماهیت "شکاف دیجیتالی" در حال تغییر است و اگر کشورهای در حال توسعه نمی‌خواهند عقب بمانند باید در راهبردهایی که "دربرگیری دیجیتالی" را تقویت می‌کند، این تغییرات را در نظر بگیرند.

شاخص دی او اِی کاربردهای مهمی در زمینه زیر نظر قرار دادن تأثیرات و تعقیب خط‌ مشی‌ها دارد و می‌‌تواند برای ارزیابی بسیاری از جنبه‌های راهبردهای مخابراتی از جمله اندازه و وسعت تغییرات شکاف جنسیتی در مناطق شهری و روستائی مورد استفاده قرار گیرد طبق این شاخص ایران در بین 180 کشور جهان در رتبه 95 جای گرفته است.

ارزیابی وضعیت ایران در چارچوب سه گزارش مذکور محتوای همه گزارش هائی که از وضعیت میزان دسترسی به آی سی تی ها در ایران خبر می‌دهند، نشانگر فاصله زیاد ایران با وضعیت مطلوب است. هر چند میزان رشد و توسعه استفاده از این تکنولوژی ها قابل توجه و غیرقابل اغماض است، اما اعداد نشسته در جدول های رده‌بندی جهانی می‌تواند دلیل خوبی برای فاصله روزافزون ما با جهان باشد.

به عبارتی ساده‌تر؛ شکاف دیجیتالی ایران با کشورهای پیشرفته در این زمینه و حتی کشورهای منطقه نکته‌ای است که عدم توجه برنامه‌ریزی شده به آن می‌تواند سبب‌ساز معضلاتی برای همه ایرانیان شود.

همان‌طور که می‌دانیم بر اساس اعلامیه هزاره جامعه اطلاعاتی در ژنو همه کشورها متعهد شده‌اند تا سال 2015 تمام روستاهای خود را به تجهیزات فناوری اطلاعات و ارتباطات مجهز نمایند.

شرکت کنندگان در این نشست در مورد توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات روستائی بیان نمودند که :

ما (امضا کنندگان بیانیه) مصمم هستیم که تنگدستان، به خصوص ساکنان مناطق دوردست روستائی و حاشیه‌نشینان شهری را تقویت کنیم تا به اطلاعات دسترسی پیدا کنند و از فناوری‌های اطلاعاتی و ارتباطی بهره بگیرند تا همچون ابزاری به تلاش های آنان برای بیرون کشیدن خود از فقر یاری رساند.

تقریباً تمامی کشورهای جهان خود را متعهد کرده‌اند که برای توسعه دسترسی روستائیان به فناوری اطلاعات و ارتباطات اقدام نمایند. وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران نیز در راستای عمل به چنین تعهدی به اجرای پروژه آی سی تی روستائی پرداخت. طبق این طرح ده هزار روستای کشور به دفاتر ارتباطات و فناوری اطلاعات تجهیز خواهند شد. این دفاتر برای هر یک از روستاهای مورد نظر حداقل یک نقطه دسترسی به اینترنت ایجاد می‌نمایند. مهمترین اهداف این پروژه عبارتند از:

ـ ارائه خدمات ارتباطی و اطلاعاتی به صورت یکپارچه و مجتمع به روستائیان

ـ افزایش ضریب نفوذ تلفن ثابت در روستاها و دسترسی خانوارهای روستایی به تلفن ثابت

ـ ایجاد بستری برای توسعه خدمات دولت الکترونیک به صورت پیشخوان دولت در روستا

ـ افزایش دسترسی روستائیان به شبکه جهانی اینترنت به منظور استفاده از توانمندی‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات

ـ ارائه فضا و امکانات ارتباطی و اطلاعاتی مورد نیاز به سایر نهادها و سازمان های فعّال در روستاها

خدمات مختلفی همچون پست، پست بانک، تلفن و سایرخدمات دولتی، ارتباط روستاهای مورد نظر را با شبکه اینترنت فراهم می‌نمایند.

این پروژه باید به گونه‌ای طراحی و اجرا گردد که ضریب تلفن ثابت را نیز در روستاها افزایش دهد. در این راستا طرح افزایش سوئیچ‌های دفاتر روستائی از 4500 به 10 هزار عدد نیز مورد توجه است.

علاوه بر خدمات پستی و ارتباطی، این دفاتر زمینه لازم جهت ارائه خدمات سایر سازمانهای دولتی را نیز فراهم می‌نمایند. سازمانهائی همچون وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تعاون روستائی ، وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و سایر نهادهای دولتی خدمات مختلفی را به روستائیان ارائه می‌نمایند. طبق فاز اول این پروژه 2 هزار روستای کشور به خدمات دفاتر ارتباطی دست پیدا کردند.

سرمایه‌گذاری های این چنینی دولت ایران حکایت از توجه به بخش سخت‌افزاری مسئله دارد. اما باید توجه داشت آنچه توسط پروژه‌هایی مثل آی سی تی روستائی می‌تواند فاصله دیجیتالی ما با وضعیت مطلوب را در بعد ملی کمتر کند علاوه بر پیاده‌سازی بخش سخت‌افزاری، توجه به بحث آموزش و امکانات نرم‌افزاری نیز می‌باشد.

هر چند هنوز هم برای قضاوت در خصوص میزان موفقیت پروژه آی سی تی روستائی فرصت بسیار است و بهتر است این کار به زمان اجرای کامل پروژه موکول شود، اما از هم‌اکنون می‌توان به جایی خالی آموزش در پیاده‌سازی این پروژه اشاره کرد.

به طور حتم کلیه برنامه‌ریزان مسائل اجتماعی به میزان اهمیت آموزش در پیشبرد برنامه‌های فنی و علمی واقفند و همین بس که ما را به سمت تفکر در رابطه با این سؤالات رهنمون شود که:

ـ آیا روستائیانی که دفاتر فناوری اطلاعات و ارتباطات در روستایشان راه‌اندازی شده است، اصولاً اطلاعی از مزایای استفاده از این امکانات دارند؟

ـ آیا می‌دانند که با به کارگیری این فناوری ها می‌توانند چگونه امور زندگی روزمره خود را بهتر هدایت و ساماندهی کنند؟

ـ آیا در کنار بودجه فراوانی که برای پیاده‌سازی این پروژه در نظر گرفته شد ، سهمی هم به آموزش و تقویت مهارت های ارتباطی روستائیان اختصاص داده شد؟

اینها نمونه سؤالاتی هستند که پاسخگوئی به آنها می‌تواند ارجحیت بخش سخت‌افزار (زیرساخت فنی ) به نرم‌‌‌افزار (مهارت استفاده از فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی ) را در سیاستم های ارتباطی دولت ایران نشان دهد.
راهکارهای کاهش شکاف دیجیتالی

راهکارهائی که برای کم کردن شکاف دیجیتالی توصیه می‌شوند، معمولاً برمبنای دلایل ایجاد این شکاف شکل می‌گیرند. این راهکارها را می‌توان در دو دسته زیرساختی و آموزشی تقسیم کرد. همان‌طور که از نام راهکارهای زیرساختی بر می‌آید؛ همه فعالیت های مربوط به فراهم‌آوری فرصت های فنی برابر دسترسی به تکنولوژی های نوین ارتباطی در این دسته می‌گنجد.

اقدام در جهت افزایش پهنای باند دریافت و ارسال اطلاعات، تلاش برای برقراری فرصتهای برابر در دسترسی به سخت‌افزارهای مورد نیاز، توسعه شبکه تلفن‌های همراه، فراهم کردن زیرساختهای توسعه امکانات شبکه‌ای و مخابراتی در سرتاسر نقاط یک کشور بدون توجه به میزان بازگشت این سرمایه و ... همه و همه از مجموعه تلاشهائی هستند که در مجموعه راهکارهای زیرساختی جای می‌گیرند. به عبارتی روشن‌تر می‌توان گفت که راهکارهای زیرساختی با بخش سخت‌افزاری مسئله معنا می‌شوند.

راهکارهای آموزشی نیز همان‌طور که از نام آن بر می‌آید شامل همه فعالیت های آموزشی در جهت کاهش شکاف دیجیتالی است. در بسیاری از کشورهای دنیا، دولتها برای کسب موفقیت در عرصه آی سی تی و کم کردن فاصله خود با استانداردهای جهانی، برای بحث آموزش اهمیت فوق‌العاده‌ای قائل هستند. مثال خوب این مسئله فعالیت دولت تایلند در این زمینه است. این دولت در راستای آموزش استفاده از آی سی تی ها اقدام به گشایش دفاتر تخصصی آی تی کرده است تا همه مردم بتوانند با استفاده از آموزش های رایگان این مراکز با دنیای فناوری اطلاعات آشنا شوند. حمایت این دولت از فارغ‌التحصیلان این مراکز برای انجام کارهائی مثل مغازه‌های تعمیر کامپیوتر هم نتیجه مثبت دیگری است که ناشی از این سیاست‌هاست.

دولت ویتنام در برنامه‌های حمایتی خود از آموزش آی سی تی با ارائه کمک های مالی به تاجران کوچک عرصه تجارت الکترونیک از آنها می‌خواهد تا کارهای خود با مجموعه آی سی تی ها را به دانش‌آموزان آموزش دهند. در کشور سریلانکا نیز شبکه‌های ارتباطی در ادارات دولتی، مدارس، بیمارستان ها، مراکز کاریابی، روستاها و حتی شرکت های کوچک خصوصی با هدف استفاده فقرا از این امکانات توسعه می‌یابند.

البته نباید از نظر دور داشت که "شکاف دیجیتالی" واقعیتی نیست که بتوان آن را با نصب چندین و چند خط تلفن ثابت و راه‌اندازی چندین و چند سیستم کامپیوتری حل کرد. زیرساخت های ارتباطی شامل ارتباطات مخابراتی ، اتصال به شبکه جهانی اینترنت و رسانه‌های پخش اطلاعات قدیمی‌تر باید علاوه بر تحت پوشش دادن مناطق شهری، به صورت یک اولویت اجرا در مناطق روستائی نیز به کار گرفته بشوند و جنبه کاربردی به خود بگیرند.

محتوایی که از طریق کانال آی سی تی برای مناطق روستائی شکل داده می‌شود باید حتماً جنبه بومی داشته و متناسب با نیازهای واقعی بومی و محلی شکل بگیرند. حمایت های تکنیکی، توزیع کامپیوتر و سخت‌افزار هم از جنبه‌هائی هستند که برای پر کردن شکاف دیجیتالی جنبه حیاتی دارند.

گسترش و توسعه جنبه‌های مختلف آی سی تی برای افزایش ظرفیت های انسانی در این زمینه ارزش حیاتی دارد.

همه این مثال ها به تنهائی و در کنار هم نشانه خوبی از عزم دولت ها برای دور نماندن از معیارهای جامعه اطلاعاتی دارد.
نتیجه‌گیری

برای درک شکاف دیجیتالی باید توجه داشت که گرچه فناوری های اطلاعاتی به طور گسترده‌ای در کشورهای غنی توسعه یافته‌اند، اما در کشورهای فقیر فقط نخبگان هستند که می‌توانند به این تکنولوژی ها دسترسی پیدا کنند.

تأملی گذرا بر محتوای گزارش های مربوط به میزان تلاش دولت ها برای دستیابی هر چه سریعتر به معیارهای جامعه اطلاعاتی نشان می‌دهد که بحث "شکاف دیجیتالی" به عنوان یکی از مهمترین چالش های پیش رو در عرصه گسترش آی سی تی هاs مطرح است.

بسیاری از کشورها با بهره‌گیری تمامی توان بالقوه خود درصدد هستند تا با کم کردن و در نهایت از بین بردن این شکاف آن را به فرصت تبدیل نمایند. از نمونه کشورهای موفق در این خصوص می‌توان به کره جنوبی اشاره کرد که با به کارگیری برنامه‌های کارشناسی شده طی 5 سال اخیر نه تنها توانسته‌ خود را به صدر جدول میزان استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات برساند، بلکه توانسته "شکاف دیجیتالی" را به "فرصت دیجیتالی" تبدیل نماید.

دولت ایران و به خصوص وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات نیز می‌تواند با توجه به الگوها و استانداردهای جهانی در این عرصه، برای بحث آموزش همزمان نیز ارزش و اهمیت خاص خود را قائل شود. اجرای پروژه‌هائی نظیر پروژه آی سی تی روستائی بدون شک می‌تواند مسیر رسیدن به معیارهای جامعه اطلاعاتی را برای ایران هموارتر نماید اما نباید از نظر دور داشت که توجه تام به پیاده‌سازی زیرساخت های فنی به تنهائی مشکل‌گشای نهائی مسائل ایران در این زمینه نخواهد بود و آموزش به عنوان اصل اولیه در کم کردن شکاف دیجیتالی همچنان نقش اساسی خود را در این عرصه ایفا خواهد کرد.
منابع فارسی

معتمدنژاد، کاظم، جامعه اطلاعاتی اندیشه‌های بنیادی، دیدگاههای انتقادی و چشم‌اندازهای جهانی، تهران 1383، مرکز پژوهش‌های ارتباطات
منابع انگلیسی
Document WSIS – 05 / TUNIS / DOC / 7E 18 November 2005

Alfred Kagan , The Electronic Information Gap , Amsterdam : 1998

The Digital divide in Europe , Manuscript completed of 2005 European communities.

Kristin Alvanitakis , Theories of mass communication, Poland 1998.

ITU Digital Access Index (DAI); Worlds First Global ICT Ranking 2003.

The 2006 E-readiness rankings, A white paper from the Economist Intelligence unit

ITU Digital Opportunity Index (DOI) 2006

فضای مجازی و حوزه‌های در حال تغییر

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۵:۰۶ ب.ظ | ۰ نظر

احسان شاقاسمی - دانشجوی کارشناسی ارشد ارتباطات - دانشگاه تهران - در فوریه سال 2006 تعداد کاربران اینترنتی در جهان از مرز یک میلیارد نفر گذشت. در فاصله سالهای 2000 تا 2006 رشد تعداد کاربران اینترنتی در جهان بیش از200 درصدبوده است. آمار در مورد ایران کمی متفاوت است. بین سالهای 2000 تا 2006 تعداد کاربران اینترنتی در ایران بیش از 3100 درصد افزایش یافته است و در حال حاضر به بیش 5/11 میلیون نفر بالغ می شود . در این مقاله ابتدا تاریخچه ای از پیدایش و همچنین گسترش فضای مجازی ارائه خواهم داد و در ادامه فرهنگ مجازی را توضیح خواهم داد. پس از آن پدیده های نوظهور در فضای مجازی را بر خواهم شمرد و در پایان تفاوتهای روانشناختی موجود میان فضای مجازی و رسانه های پیش از آن هم مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
فضای" مجازی

وقتی صحبت از فضای مجازی به میان می آید مردم اغلب به کامپیوتری فکر می‏کنند و اینکه به اینترنت متصل است در حالیکه این فقط بخش بسیار کوچکی از فضای مجازی راتشکیل میدهد.
از نگاه دیوید بل (2001) فضای مجازی فقط مجموعه‏‏ای از سخت افزار نیست بلکه مجموعه‏ای از تعاریف نمادین است که شبکه‏‏ای از عقاید و باورها را در قالب داد و ستد بیت رد و بدل می‏کنند. این نام نخستین بار بوسیله ویلیام گیبسون در رمان نورومانسر (1984) ابداع شد (هولمز، 2005). همانطورکه کاترین هایلس (1996) نشان می‏‏دهد دیدگاه گیبسون خودبخود به وجود نیامده بود و دگرگونی های مبتنی بر فناوری انجام شده در دهه های 1980 و1990 نقش زیادی در ظهور این اصطلاح داشت (به نقل از ویتاکر، 2004).
کلمه فضای مجازی (سایبر اسپیس) از درون کلمه سایبرنتیکس که در سال 1948 بوسیله نوربرت وینر ابداع شده بود پدید آمد. سایبرنتیکس علم نظریه کنترل است و در مورد سیستم های پیچیده بکار می رود (ویتاکر, 2004). کلیه سیستمهایی که با روشهای خودفرمایی اداره می شوند در واقع سیستمهای سایبرنتیکی هستند.
گاهی اوقات کلمه سایبرنتیکس در معنایی غیر از معنای اولیه آن مثلاً به معنای قانونگذاری و قانونمندی بکار میرود (دامسایر ,1993 و بیر 1994). دلیل این نوع نامگذاری به پیچیدگی این نوع قوانین مربوط می شود. ارتباط واژه ای فضای مجازی (سایبراسپیس) و سایبرنتیکس هم به مسئله پیچیدگی بر می گردد.
علیرضا دهقان (1384) معتقد است فضای مجازی یک شبکه گسترده جهانی است که شبکه های مختلف رایانه ای در اندازه های متعدد و حتی رایانه های شخصی را با استفاده از سخت افزار ها و نرم افزار های گوناگون و با قرارداد های ارتباطی به یکدیگر وصل می کند فرهنگ مجازی گاهی درکنار اصطلاح فضای مجازی به اصطلاح فرهنگ مجازی برخورد می کنیم.
مسائلی که برای نظریه پردازان در حوزه فرهنگ در فضای مجازی مطرح میشوند شامل مسائلی همچون شکل گیری فرهنگ جدید, بازنمائی و درک از واقعیت مجازی و هویت می شوند (بل ، 2001) . اهمیت و قدرت اشکال اجتماعی مانند اجتماعات مجازی و گفتمان فضای مجازی در فرهنگ عامه و حوزه های دیگر هم بخش دیگری از حوزه مطالعاتی این نظریه پردازان را تشکیل می دهند (باربارا کندی ودیوید بل2001 , بل 2001 واندرو هرمن وتوماس سویفت 2000).
پس از ظهور فرهنگ مجازی کم کم سر و کله خرده فرهنگ های مجازی هم پیدا شد. جماعت های مجازی و آنلاین که به زیر شاخه های مختلف تقسیم می شوند باعث ظهور این خرده فرهنگ ها شده اند. بل (2001) فرهنگ مجازی را مصنوع فضای مجازی می داند. کلماتی که روی صفحه کامپیوتر پدیدار می شوند تشکیل جماعت می دهند. این جماعتهای مجازی فرهنگ خاص خود را دارند و هویت ها هم در این جماعت ها دوباره تعریف می شوند.
نکته مهم در باره این هویت ها این است که در فضای مجازی چنین هویت هایی به شدت انعطاف پذیر و فریبنده می شوند. فرهنگ مجازی در چنین فضایی شکل می گیرد. رینگولد ( 1999) معتقد است عامه مردم در برخورد با فضای مجازی همان کاری را خواهند کرد که با بقیه فناوری های ارتباطی کرده بودند یعنی متخصصان ارتباطات را شگفت زده خواهند کرد. اما باید اذعان کرد که پیش بینی اینکه فرهنگ مجازی چه مسیری را طی خواهد کرد بسیار مشکل است. پدیده های جدید در فضای مجازی به موازات ظهور فضای مجازی و در حوزه ارتباطات با واسطه کامپیوتری رفته رفته نظریه ها و پدیده های جدیدی به شرح زیر ظهور کرده اند:
سایبرفیمینیسم : در سال 1998 شرکت داده های بین المللی اعلام کرد که در چند سال آینده تعداد زنان کاربر اینترنت در ایالات متحده از مردان بیشتر خواهد شد در حالیکه زنان در ابتدا کمتر از سه درصد کاربران اینترنت در آمریکا را تشکیل می دادند. سایبر فمینیسم در ابتدا به انگیزة مخالفت با گفتمانهای ضد فمینیستی ظاهر شد (ویتاکر،2002). گروهی از پیشروان حوزة سایبرفمینیسم مانند پلانت (1996و 1997) و هاراوی (1991) ادعا کردند ذهنیت زنانه می تواند منطق فناوری را دگرگون کرده و خسارات ناشی از آن را کم کند. آنها معتقد بودند باید از فضای مجازی برای همه گیر کردن گفتگو در مورد اموری مانند هویت, ارتباط, قدرت و جنسیت استفاده کرد.
آنها این کار را نه تنها برای بررسی نظریه ها بلکه به عنوان روشی برای باز تعیین نقش زنان در ابتدای قرن بیستم توصیه می‏کنند (ویتاکر,2001). مسئله رابطه جنسیت با استفاده از فضای مجازی را بعداً در بخش شکاف آگاهی بیشتر مورد بررسی قرار خواهیم داد.
قدرت مجازی :جردن (1999) مفهوم قدرت مجازی را تعریف کرد و آن را به سه قسمت تقسیم کرد: فردی, اجتماعی و تصوری. این نوع از قدرت در مورد فرد وقتی اتفاق می افتد که او به توانایی لازم برای دسترسی و استفاده از امکانات برای تماس با دیگران برسد. زمانی که برای یک گروه این توانایی بوجود بیاید نوع اجتماعی این نوع از قدرت ایجاد می شود. قدرت مجازی تصوری زمانی واقع می شود که یک ایدئولوژی, جنبش یا حرکت اجتماعی به امکانات جدید ارتباطی دسترسی پیدا کند.
سایبر پانک : ترکیبی از دوکلمه سایبرنتیکس و پانکس و یک ژانر زیر شاخه از داستانهای تخیلی است. اینگونه داستانها بیشتر بر روی مسائلی همچون هکرها , فناوری های ارتباطی پیچیده , کامپیوتر ها , هوش مصنوعی و غیره متمرکز می شوند. دو دهه قبل نخستین نمونه از این نوع داستانها پدیدار شدند و بسیار مورد استقبال قرار گرفتند. از پیشرو ها در زمینه نظریه پردازی در حوزة سایبر پانک می توان از ویلیام گیبسون , رودی راکر , جان شرلی , وبروس استرلینگ نام برد.
روابط مجازی : در این پدیده دو یا چند نفر از طریق کامپیوتر با هم ارتباط برقرار می‏کنند و برای هم پیام هایی تحریک کننده و حتی غیر اخلاقی و جنسی می فرستند. روابط مجازی انواع مختلف صوتی , تصویری , نوشتاری و . . . دارد.

سایبورگ : ترکیبی است از دو کلمه سایبرنتیک و ارگانیزم و به ترکیبی از فناوری و زیست شناسی اطلاق می شود.
کافه مجازی : به معنی کافی نت ایرانی است و به کافه ای که امکانات اینترنتی را در اختیار مردم قرار می دهد اطلاق می شود.
دموکراسی سایبر: دموکراسی سایبر مفههومی است که در آن اینترنت به عنوان عامل ارتقا دهنده مشارکت و به تبع آن دموکراسی دیده می شود جان هارتلی ، 2005).
سایبردرام : مفهوم سایبر درام را مورای (2002) مطرح کرد. از نظر او ظرفیت های موجود در فضای مجازی باعث می شود بقیه رسانه ها از جمله تلویزیون رفته رفته خود را در شکل جدید در فضای مجازی مطرح کنند.
اعتیاد اینترنتی : یونگ (1996) معتقد است اعتیاد اینترنتی به معنای استفاده بیش از حد از اینترنت است که گاهی به بیماری های جسمی یا روانی منجر می شود. از دید او اتاقهای گفتگو منبع اصلی اعتیاد اینترنتی هستند. برخی محققان مانند شرر (1997) معتقدند اعتیاد به اینترنت با اعتیاد به مواد مخدر نه به لحاظ پیامدهای روانی و نه به لحاظ پیامدهای جسمی قابل مقایسه نیست و بنا بر این بکار بردن لفظ اعتیاد برای استفاده بیش از حد از اینترنت چندان منطقی به نظر نمی رسد.
افسردگی اینترنتی : واقعیت در مورد اینترنت این است که گاهی این رسانه جدید باعث بروز یک سری پیامدهای روانی برای کاربران می شود. به عنوان مثال اینترنت امروزه بخش بزرگی از زمانی را که می توانیم با خانواده بگذرانیم به خود اختصاص می دهد. مواردی از افسردگی بر اثر استفاده مداوم از اینترنت مشاهده شده که ثابت می کند این افسردگی چیزی بیش از یک فرض است (سورین و تانکارد، 2001).
قماربازی اینترنتی : قمار بازی اینترنتی هر نوع فعالیتی است که از طریق اینترنت صورت می گیرد وشامل نوعی شرکت درقرعه ، شرط بندی یا انجام فعالیتی مبتنی بر بخت و اقبال با هدف رسیدن به پول ، جایزه ، یا نوعی امتیاز است (علیرضا دهقان ، 1384). ویژگیهای روانشناختی و انسانی فضای مجازی نظریه های ارتباطی با روانشناسی ارتباط نزدیکی دارند. مساله تاثیر در بیشتر این نظریه ها به عنوان ستون فقرات محسوب می شود. حال به اجمال ویژگیهای روانشناختی فضای مجازی را بررسی می کنیم.
کاهش احساسات : بدلیل اینکه اغلب ارتباطات در این فضا بصورت نوشتاری است اغلب، فاقد احساسی است که در فضای واقعی از طریق قدم زدن، سخن گفتن و . . . بدست می آید. افراد با وجود امکانات ارتباطی در فضای مجازی دیگر اهمیتی به کیفیت روابط نمی دهند و این مسئله به کاهش بیشتر احساسات منجر می شود.

متن گرایی : علیرغم امکانات چند رسانه ای موجود در فضای مجازی هنوز هم قسمت عمده ای از ارتباطات درفضای مجازی را ارتباطات متنی در قالب ایمیل و چت تشکیل می دهد. ارتباطات متنی می تواند شکل جدیدی از هویت مجازی را شکل دهد.
انعطاف پذیری هویتی : افراد در فضای مجازی بدلیل نبود راهنماهای چهره ای می توانند بازنماییهای متفاوتی از خود ارائه دهند.

دریافت های جایگزین : در ارتباطات مجازی شما می توانید دیوارها را بشکنید، به حوزه خصوصی دیگران وارد شوید و حرفهایی که حاضر نیستند در ارتباط چهره به چهره به شما بگویند را بشنوید.

جایگاههای مساوی شده : با کمی چشم پوشی میتوانیم مدعی شویم که جایگاه طرفین گفتگو در ارتباطات مجازی برابر است. برخی از متخصصان به این ویژگی فضای مجازی دموکراسی شبکه می گویند.
فرامکانی : نقش جغرافیا در تعیین ارتباطات مجازی بسیار کمتر از نقش آن در ارتباطات واقعی است. بعنوان مثال یک مرد تاجر در آلمان می تواند از طریق یک پایگاه ارائه دهنده خدمات اینترنتی در استرالیا با یک متخصص امور تبلیغاتی در ایران ارتباط برقرار کند. انعطاف پذیری موقت : ارتباطات همزمان یعنی اینکه دو نفر در یک زمان از طریق اینترنت با هم ارتباط برقرار کنند. در اینگونه ارتباط ما با افراد مختلف و گوناگونی ارتباط برقرار می کنیم و رفته رفته یاد می گیریم که با هر کسی چگونه باید ارتباط برقرار کرد.
گونه گونی اجتماعی : در اتاقهای گفتگو، افراد مختلف با جایگاههای اجتماعی متفاوت در مورد یک یا چند موضوع خاص به گفتگو می نشینند و نظرات خود را بیان می کنند.
قابلیت ذخیره سازی : یکی از خصوصیات برجسته ارتباطات مجازی قابلیت ذخیره سازی محتوای آن است.
واپاشی رسانه ای : وقتی کامپیوتر ما دچار مشکل می شود یا ارتباط اینترنتی ما مختل می شود بناگاه به عمق روابط خود با فضای مجازی پی می بریم. وابستگی شدید ما به فضای مجازی باعث می شود که بخش های مهمی از فعالیت روزمره خود را در این فضا انجام دهیم و مختل شدن یکی از کارکردهای این فناوری های فراهم کننده فضای مجازی می تواند پدیده "چاله سیاه" را بوجود بیاورد. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که به دلایل فنی یا غیر فنی دسترسی خود را به شبکه از دست میدهیم وخود را در آشفتگی از دست دادن یکی از ابزار های موثر شناخت می یابیم.

نتیجه گیری: هرچند گفته می شود که رسانه ها ذاتاَ با هم متفاوتند اما واقعیت این است که فضای مجازی ‏، رسانه ای از جنس دیگر است.ایجاد پدیده های جدید اجتماعی مثل اجتماعات مجازی ، فرهنگ مجازی ، اعتیاد اینترنتی ، قمار بازی اینترنتی و . . . که در دنیای رسانه های سنتی قابل تصور نبود ، این مساله را به خوبی ثابت می کند.این رسانه جدید باعث ایجاد تغییرات اساسی در حوزه های مختلف زندگی انسانی شده و با کمک ویژگی های روانشناختی منحصر به فرد خود در سالهای آینده تغییرات زیادی در روش زندگی بشر و ایجاد خواهد کرد. قابلیت های مشارکتی و کم هزینه فضای مجازی در سالهای آینده به تغییر شکل در حوزه عمومی و مجازی تر شدن آن منجر خواهد شد. بدلیل ساختار متفاوت این رسانه ، این تغییرات آنچنان عمیق خواهند بود که تغییرات ناشی از ظهور رسانه های جدید مثل سینما و تلویزیون ‏، در مقابل آن کم عمق و سطحی خواهند بود.
منابع لاتین

Bell , David , 2001 , An introduction to cyberculturse , USA , Routledge

ranston Gill and Straford Roy , 2001 , The media student’s book , London , Routledg

3-Bruhn Jensen Klaus , 2002 , A handbook of media and communication research , qualitative and quantitative methodologies , London , Routledge

4-Crowely David and Heyer Paul , 1999 , Communication in history technology , culture , society , USA , Longman

5-Feldman Tony , 1997 , Introduction to digital media , London and New York , Routledge

6- Hablesgray , Chris , 2003 , cyborg citizen , London , Routledge

7-Hartley , John , 2005 , Communication , cultures and media studies , London and New York , Routledge

8-Holmes David , 2005 , Communication theory , media , technology and society , London , Thousands oaks , Sage publications

9-Lindlof R Thomas and Taylor C Bryan 2002 Qualitative communication research methods London SAGE Publications

10-Meyer Thomas , 2002 , Media democracy How the media colonize politics , Melden , Polity press

11- Severin , J , Werner and Tankard W James , 2001, Communication Theories: Origins, Methods and Uses in the Mass Media, 5/E ,Texas , Longman

12-Slevin , James , 2000 , The Internet and society ,Cambridge , Blackwell publishers

13-Williams , Kevin , 2003 , Understanding media theory , London , Routledge 14-Wilson R James and Wilson S Roy , Mass media mass culture an introduction Boston , Mc Graw Hill

15-Whittaker Jason 2004 The cyberspace handbook , London and New York Routledge

16-Whittaker , Jason ,2002 , The internet : the basics , New York , Routledg

این مقاله بخشی است از مقاله ای با عنوان " نظریه های ارتباطات در فضای مجازی " که بزودی در مجله gmj منتشر خواهد شد .

منابع فارسی:
1. دهقان ، علیرضا ، 1384 ، قمار بازی اینترنتی ، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات ، شماره پیاپی 2 و 3 ، صفحات 72-45
2. سورین ورنر , تانکارد جیمز ,1382 , نظریه های ارتباطات , ترجمه دکتر علیرضا دهقان , تهران , انتشارات دانشگاه تهران

سایر منابع:

http://www. internetworldstats. com/stats. htm

www. wikipedia. com

نظریه های جامعه اطلاعاتی

چهارشنبه, ۹ اسفند ۱۳۸۵، ۰۴:۵۹ ب.ظ | ۱ نظر

ترجمه: مهدی داودی - استفاده از اصطلاح هایی همچون سرمایه داری، فئودالیسم، صنعتی گرایی، سوسیالیسم، خودکامگی و تمامت طلبی برای توصیف جوامع امری متداول است. نقطه آغاز این کتاب پیدایش شیوه ای ظاهرا نوین در سال های اخیر برای درک جوامع معاصر است. مفسران به طور روزافزون از اطلاعات همچون ویژگی معرف جهان مدرن صحبت می کنند. امروزه بیشترین توجه وقف اطلاعاتی شدن زندگی اجتماعی شده است و اطلاعات به چنان اهمیتی دست یافته که شایستگی آن را دارد تا به صورت نماد عصر حاضر با آن برخورد شود. با این حال تفسیرها درباره نقش و اهمیت اطلاعات عمیقا با هم فرق دارند، و در واقع، هر چه دقیق تر به بررسی اصطلاحات بنیادی می پردازیم، توافق کمتری درباره این موضوع به ظاهر مشترک- یعنی اطلاعات- به چشم می خورد.

برای بررسی نظریه های متنوع درباره «جامعه اطلاعاتی»، متونی که برای درک و فهم اطلاعات در جهان مدرن نقش اصلی را دارند مورد نظر و دقت قرار گرفتند و از این طریق، این کتاب شکل گرفت. به همین دلیل هر قسمت از کتاب به نظریه ای خاص و برجسته ترین هواداران آن می پردازد و آن را مورد بررسی تحلیلی قرار می دهد. خوانندگان این بخت را خواهند داشت تا خود تصمیم بگیرند که قانع کننده ترین رهیافت کدام است.
فصل دوم: اطلاعات و ایده جامعه آرمانی

برای آن که بتوانیم به قدر کافی رهیافت های راجع به فهم روندهای اطلاعاتی و مسایل امروزه را درک کنیم، به دقت در تعاریفی نیازمندیم که شرکت کنندگان در این مباحثات به کار می برند.
تعاریف «جامعه اطلاعاتی»:

به طور تحلیلی، پنج تعریف از «جامعه اطلاعاتی» که هر یک معیارهایی را برای تعریفی جدید ارائه می دهند، قابل تشخیص است:

1- فناورانه: عمومی ترین تعریف از «جامعه اطلاعاتی» بر نوآوری چشمگیر فناوری تاکید می کند. تصور کلیدی این است که موفقیت علمی در پردازش، ذخیره و انتقال اطلاعات، کاربرد فناوری های اطلاعاتی را تقریبا به تمام گوشه و کنار جهان گسترش داده است.

2- اقتصادی: شاخه ای فرعی در اقتصاد تاسیس شده است که به مسایل «اقتصاد اطلاعات» می پردازد. اثر پیشگام فریتز مک لاپ، یعنی تولید و دانش در ایالات متحده (1962)، در پایه گذاری مقیاس هایی برای «جامعه اطلاعاتی» در چارچوب اقتصادی آن، بسیار موثر بود. مک لاپ کوشید تا صنعت اطلاعات را با اصطلاحات آماری توصیف کند. او پنج گروه وسیع صنعت (که خود به پنجاه شاخه فرعی تقسیم می شدند) تشخیص داد که عبارتند از: آموزش و پرورش (مدارس، کتابخانه ها و ...)، رسانه های ارتباطی (رادیو، تلویزیون و ...)، ماشین های اطلاعاتی (تجهیزات کامپیوتری، ابزارهای موسیقیایی، ...)، خدمات اطلاعاتی (حقوق، بیمه پزشکی و ...) و دیگر فعالیت های اطلاعاتی (تحقیق و توسعه، فعالیت های غیرانتفاعی و ...).

در بررسی این نوع مقولات، می توان ارزش اقتصادی به هر کدام از آن ها داد و مشارکت آن ها را در تولید ناخالص ملی ردیابی کرد. اگر روند این ها در تولید ناخالص ملی، بخشی رو به افزایش را نشان دهد، آن گاه می توان ادعا کرد که ظهور تدریجی «اقتصاد اطلاعات» در حال شکل گرفتن است.

3- شغلی: مقیاسی که برای پیدایش «جامعه اطلاعاتی» دگرگونی های شغلی را مورد توجه قرار می دهد، مقیاس رایجی است. به طور ساده، عبارتست از این که به هنگامی که کار اطلاعاتی در میان حرفه ها تفوق یافت، ما به «جامعه اطلاعاتی» دست یافته ایم. یعنی، هنگامی که کارمندان، معلمان، حقوق دانان و نمایشگران از حیث عددی بر معدنچیان ذغال سنگ، فلزکاران، کارگران کشتی سازی و کارگران ساختمانی تفوق یابند، «جامعه اطلاعاتی» فرارسیده است.

4- فضایی: این مفهوم از «جامعه اطلاعاتی»، در عین حال که از جامعه شناسی و علم اقتصاد استفاده می کند، در هسته خود تاکید مشخص جغرافی دانان را بر روی مساله فضا دارد. در این جا تاکید اصلی بر روی شبکه های اطلاعاتی است که مکان ها را به هم متصل می کنند و متعاقبا تاثیرات چشمگیری بر روی برنامه ریزی های زمانی و مکانی دارند.

5- فرهنگی: این مفهوم آخری از «جامعه اطلاعاتی» شاید از همه راحت تر مورد تایید باشد، اما از همه کمتر سنجیده و حساب شده است. هر یک از ما، از روی الگوی زندگی روزانه مان، نسبت به افزایش خارق العاده اطلاعات در زندگی اجتماعی آگاهیم. بی چون و چرا مقدار عظیمی از اطلاعات، تقریبا بیش از هر زمان دیگر در کار است.
فرهنگ معاصر به شکلی چشمگیر بیش از فرهنگ های قبل از خود انباشتگی سنگینی از اطلاعات را دارد. ما در محیطی اشباع شده از رسانه ها زندگی می کنیم که نشانه آن است که زندگی اساسا درباره نمادسازی، درباره مبادله و دریافت- یا سعی بر دریافت و پافشاری بر دریافت- پیام هایی برای خود و دیگران است. در تایید این انفجار نشانه هاست که بسیاری از نویسندگان می پندارند که ما وارد «جامعه اطلاعاتی» شده ایم. آن ها به ندرت برای برآورد کمی این تحولات تلاشی می کنند، بلکه بیشتر از «وضوح» زندگی ما در دریایی از نشانه ها، کامل تر از همه دوره های گذشته، آغاز می کنند.

با مرور این تعاریف متنوع از «جامعه اطلاعاتی»، آن چه که به حد وفور به چشم می آید عدم تکامل یا ابهام این تعاریف یا هر دوی آن هاست. خواه این تعاریف شامل مفهومی فناورانه، یا اقتصادی، یا حرفه ای، یا فضایی یا فرهنگی باشد، مفاهیم بسیار پیچیده مساله ساز مبنی بر این که چه چیزهایی سازنده «جامعه اطلاعاتی» اند، و این که چگونه این جامعه تمیز داده می شود، برای ما باقی می مانند.
اطلاعات چیست؟

نخستین تعریف از اطلاعات که در ذهن می جوشد، تعریف معنایی از آن است: اطلاعات معنادار است؛ موضوعی دارد و درباره کسی یا چیزی آگاهی یا آموزش می دهد.

با این حال تعاریفی که از «جامعه اطلاعاتی» مرور کردیم، اطلاعات را بدون معنا می انگارند. یعنی باور دامنه وسیعی از متفکران نسبت به اطلاعات بر اساس نظریه کلاسیک اطلاعات متعلق به کلود شانون و وارین بور است که با جستجو برای شواهد کمی رشد اطلاعات صورت می پذیرد.

بدون شک توانایی در کمی کردن انتشار اطلاعات به طور کلی کاربردهایی دارد اما برای داشتن درکی صحیح از این که «جامعه اطلاعاتی» چه چیزی است، و این که تا چه حد متفاوت از- یا شبیه به- دیگر نظام های اجتماعی است، مطمئنا باید معنی و کیفیت اطلاعات مورد بررسی قرار گیرد.
فصل سوم: جامعه اطلاعاتی همان پسا- صنعتی گرایی است
دانیل بل

در میان آن ها که در مفهوم پیدایش جامعه ای نوین مشترک اند، نظریه پسا- صنعتی گرایی دانیل بل، معروف ترین توصیف از «جامعه اطلاعاتی» است. در واقع، این اصطلاحات اغلب به صورت قابل تعویض با هم به کار می روند. عصر ارتباطات بیانگر جامعه پسا- صنعتی است و پسا- صنعتی گرایی در شکل گسترده خود همچون «جامعه اطلاعاتی» مورد توجه قرار می گیرد.

پروفسور بل به خاطر پیشگویی اغتشاشی که به خصوص فناوری های ارتباطات کامپیوتری در زندگی به وجود می آورد، شهرت پیدا کرد. بل چنین بیان می کند که ما در حال ورود به نظامی نوین ایم، جامعه ای پسا- صنعتی که در حالی که چندین ویژگی متمایز دارد، با حضور و اهمیت فزاینده اطلاعات کاملا مشخص شده است. دانیل بل استدلال می کند که اطلاعات و دانش چه از لحاظ کمی و چه از نظر کیفی برای جامعه پسا- صنعتی حیاتی اند.

او به شکل غیرقابل انکار در باور خدو نسبت به افزایش نقشی که اطلاعات در امور اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایفا می کند دقیق است. با این حال دانیل بل در تفسیر این رشد و افزایش، به منزله نشانه نوع جدیدی از جامعه- دوران «پسا- صنعتی» اشتباه می کند.
نوتکامل گرایی

دانیل بل معتقد است که ایالات متحده، جهان را در مسیری به طرف نظامی جدید هدایت می کند. اگر چه او رک و راست اعلام نمی کند که تحول جامعه پسا- صنعتی نتیجه ای اجتناب ناپذیر در تاریخ است اما چنین می اندیشد که جنبشی را در جوامع پیشا- صنعتی، کاملا صنعتی تا پسا- صنعتی می توان ردیابی کرد. وی مسیر مشخصی را توضیح داده است که به وضوح از تاریخ نگاری ای بدون انسجام دفاع می کند.
قلمرو مجزا

نکته مهم نظری و روش شناسانه ای که بنیاد آثار بل را تشکیل می دهد آن است که وی معتقد است جامعه پسا- صنعتی بیش از تحولات در سیاست یا فرهنگ از طریق دگرگونی هایی در ساختار به وجود می آید. به عبارت دیگر بل یک ضد کل نگر است و تاکید می ورزد که دگرگونی را نمی توان بدین صورت دید که از بخشی نشات می گیرد و بر ابعاد دیگر اجتماع تاثیر می گذارد. نهایتا، یکی از موثرترین ویژگی های توصیف بل از جامعه پسا- صنعتی این نظر است که این جامعه، فروپاشی آن «نظام ارزشی عمومی» را که زمانی بر کل جامعه تسلط داشت و اکنون مفهوم شده است، آشکار می سازد.
جامعه پسا صنعتی

جامعه پسا- صنعتی تنها از دگرگونی ساختار اجتماعی به وجود می آید. این دگرگونی شامل اقتصاد، ساختار اشتغال و نظام طبقاتی می شود اما سیاست و مسایل فرهنگی را مستثنی می کند. بل نوعی سنخ شناسی از جوامعی متفاوت به ما ارایه می دهد که وابسته به نحوه اشتغال در هر سطح و مرحله ای است. از دیدگاه او، کار در عمومی ترین شکل خود تبدیل به ویژگی معرف جوامع خاص شده است. بنابراین، بل اعلام می کند که در حالی که در جوامع پیشا- صنعتی، کارگر کشاورزی در همه جا کمابیش حاضر است و در جوامع صنعتی کار در کارخانه اصل پذیرفته شده است، در جوامع پسا- صنعتی کار خدماتی تسلط دارد.

بل معتقد است که با ادامه روند صنعتی شدن، افزایش ثروتی به وجود می آید که ناشی از بازده صنعتی است که ممکن است صرف نیازهای جدید شود. به تدریج ذخیره ای تمام ناشدنی از فرصت های شغلی جدید در بخش خدمات با هدف ارضای این نیازها پدید می آید.
نقش اطلاعات

اگر بتوان پذیرفت که افزایش مستمر ثروت منتج به سلطه شغل های خدماتی می شود، می توان از این امر که اطلاعات از کجا وارد این تساوی می شود در شگفت شد. بل این را با تعدادی از یافته های مرتبط به هم توضیح می دهد. اطلاعات به طور جدی در هر دوره یا سرشت حیات درگیر شده است. در جامعه پیشا- صنعتی، زندگی «بازی در مقابل طبیعت است». در دوره صنعتی، یعنی جایی که ماشین به شکل وجودی فنی و عقلانی شده تسلط دارد، زندگی «بازی در مقابل طبیعت مصنوع» است. در تضاد با هر دوی این ها، زندگی در جامعه پسا- صنعتی که بر پایه خدمات بنا شده، بازی بین اشخاص است. در این جا آن چه به حساب می آید، نیروی خام عضلانی یا انرژی نیست، بلکه اطلاعات است و بدین ترتیب کارهای اطلاعاتی گسترش می یابد.
محافظه کاری ذهنی

در سراسر این نظریه، آشکار است که آن چه دانیل بل را به شناسایی گسستی مشخص بین جوامع صنعتی و پسا- صنعتی می کشاند، افزایش کار اطلاعاتی و دسترس پذیری بیشتر شغل های تخصصی است. در حالی که مسلم است که اشتغال اطلاعاتی بیشتری نسبت به گذشته و نیز افزایش واضح اطلاعات مورد استفاده وجود دارد، مشکلات اصلی نسبت به استدلال بل مبنی بر این که پسا- صنعتی گرایی نسبت به جوامع پیشاز خود، گسستی در نظام را مشخص می کند، به قوت خدو باقی می مانند.

یکی از مشکلات، درباره بنیادهای نسبتا متزلزلی است که بل نظریه جامعه جدید خود را بر آن ها بنا کرده است. هیچ منطقی ذاتی وجود ندارد که بگوید چرا افزایش در تخصص ها، حتی تخصص های در خور توجه، می بایست انسان را به این نتیجه برساند که دوره ای جدید فراروی ماست.
جامعه خدماتی پساصنعتی

پروفسور بل به این واقعیت غیرقابل انکار که بخش خدماتی اقتصاد در حالی گسترش یافته که بخش های صنعتی و کشاورزی زوال پذیرفته اند، به منزله گواهی محکمه پسند بر پیدایش «پسا- صنعتی گرایی» استناد می کند. منطقا، مسلم به نظرمی رسد که با خدماتی که به طور مداوم رشد می کند و با شغل های تخصصی خدماتی که با سرعتی ویژه گسترش می یابد، و با ثروت کافی به وجود آمده از افزایش بهره وری درکشاورزی و صنعت از طریق افزایش کارآیی، دست آخر تقریبا هر کس در بخش خدمات شغلی پیدا می کند.

کل نظریه بل درباره جامعه پسا- صنعتی به منزله مرحله ای مشخصا متفاوت در نحول جامعه، به این نیاز دارد که کار خدماتی همچون چیزی متضاد با تولید کالا درک شود، زیرا ارائه خدمات است که جامعه پسا- صنعتی را از جامعه «صنعتی» متمایز می سازد که در این جامعه اخیر اکثر کارگران به ساخت مصنوعی اشیاء مشغولند. این نظر بل است که جامعه هنگامی از صنعتی گرایی فراتر می رود که ثروت کافی، زمینه ساز ایجاد خدمات مجردی شده باشد که به نوبه خود شغل های خدماتی را که در اکثر کارها به خود اختصاص می دهند و کالا تولید نمی کنند به وجود می آورد، اما به جای آن، ثروتی را که در جای دیگر تولید شده مصرف می کند.
خدمات و تولید صنعتی

بل، با حرکت از این واقعیت مسلم که امروزه شغل های خدماتی بیشتری وجود دارد، به عقب باز می گردد و این قاعده را استنتاج می کند که هنگامی ثروتمندتر می شود، درآمد خود را خرج خدمات می کند. بل چنین استدلال می کند که هنگامی که کسی ثروتمندتر می شود، درآمد خود را خرج خدمات می کند. بل چنین استدلال می کند که چون امروزه کارگر خدماتی بسیار بیشتری وجود دارد، پس قاعدتا پول مردم هم در بخش خدمات خرج می شود. این استدلال بسیار موجه جلوه می کند. اما این اشتباه است، و اشتباهی است که از نقص نگرش بل نسبت به آن چه کارگران خدماتی واقعا انجام می دهند، نشات می گیرد. تمایز تعداد زیادی از کارهای خدماتی را می توان با تقسیم کاری که به خاطر افزایش کارآمدی در تولید کالا صورت می گیرد، توجیه کرد.
نتیجه گیری

دنیل بل از چند سال پیش شروع به جایگزینی مفهوم «جامعه اطلاعاتی» به جای «پسا- صنعتی گرایی» کرد. اما در انجام چنین کاری تغییر مهمی در اصطلاحات تحلیل خود نداد. همه قصد و غرض او از «جامعه اطلاعاتی» همان «پسا- صنعتی گرایی» است. اما با واقعیت زندگی در دنیایی که در آن اطلاعات و فعالیت اطلاعاتی بخش حیاتی را در سازماندهی روزمره و بسیاری از کارها تشکیل می دهد روبه روییم. با هرمقیاسی حجم و دامنه اطلاعات شتابی چشمگیر یافته است. اما نتیجه گیری ما این است که این تحولات نمی تواند با واژگان «پسا- صنعتی» پروفسور بل تفسیر شود. اگر خواهان آن باشیم تا گسترش و اهمیت اطلاعات را در عصر حاضر درک کنیم، بایدبه جایی دیگر رو کنیم.
فصل چهارم: اطلاعات، دولت ملی و نظارت
آنتونی گیدنز

آنتونی گیدنز، (متولد 1938)، بدون بحث و گفتگو، مهم ترین نظریه پرداز علوم اجتماعی در بریتانیای پس از جنگ است، که در صف مقدم تدوین نوعی «جامعه شناسی بسیار عالی ذاتی» قرار گرفته است. هدف گیدنز، هم در پی افکندن طرحی دوباره در نظریه اجتماعی است و هم بررسی دوباره درک و فهم ما از تحولات و مسیر «مدرنیته». اما در این فصل تنها چند ایده از کتاب «دولت ملی و خشونت (1985)» او اخذ می شود که برای درک تحولات و اهمیت اطلاعات به شیوه ای روشنگرانه، به ما کمک می کند. گیدنز در «دولت ملی و خشونت»، بر دو خصوصیت مربوط به مدرنیته تاکید می ورزد که توسط متفکران کلاسیک کم اهمیت شمرده شده اند. این دو، اهمیت نظارت گسترش یافته در آغاز مدرنیته، و اهمیت خشونت، جنگ و دولت ملی در تحولات جهان معاصر هستند. کوشش گیدنز در روشنی بخشیدن به این خصوصیت، وسیله ای است برای نمایش چشم اندازی جالب توجه درباره بنیادها، اهمیت و تحولات اطلاعاتی.

اداره اینترنت توسط بازیگران کلیدی آن

جمعه, ۲۷ بهمن ۱۳۸۵، ۰۲:۳۹ ب.ظ | ۰ نظر

رییس جدید اتحادیه بین‌المللی مخابرات (ITU) معتقد است نظارت بر اینترنت باید کماکان بر عهده نهادهای عمده بین‌المللی همچون آیکان و ITU باشد و نباید برای این کار دست به ایجاد ساختارهای کلان جدید زد.

همادون تور که بیش از یک ماه است مدیریت این نهاد مهم بین‌المللی را بر عهده گرفته، معتقد است ITU باید به موضوعات مهمی همچون امنیت در فضای سایبر و شکاف دیجیتال در میان کشورهای فقیر و غنی بپردازد.

وی در این مورد می‌گوید: «همه ما باید با هم همکاری کرده و نقش خود را در این زمینه ایفا کنیم. سطح همکاری فعلی در این حوزه‌ها قانع‌کننده نیست. ایجاد هر گونه ساختار کلان جدید مناقشه‌برانگیز بوده و اجرایی کردن تصمیم‌های آن به زمان زیادی نیاز دارد.»

هم‌اکنون سازمان آیکان که مقر اصلی آن در کالیفرنیای آمریکا واقع است، وظیفه مدیریت و هدایت اینترنت را بر عهده دارد. این سازمان هر شش ماه یک بار گزارشی را در مورد عملکرد خود تقدیم وزارت بازرگانی آمریکا می‌کند. طبق اعلام این وزارتخانه آیکان تا سه سال دیگر وظیفه یاد شده را بر عهده خواهد داشت.

طی سال‌های اخیر بسیاری از کشورهای جهان و از جمله ایران چنین ابراز عقیده کرده‌اند که دولت آمریکا کنترل بسیار زیاد و غیرقابل قبولی بر اینترنت و آیکان دارد و این در حالی است که فضای مجازی نبض تجارت، ارتباطات و فرهنگ جهانی را در اختیار دارد. در چنین شرایطی ممکن است ایالات متحده از این مزیت برای اعمال فشار بر کشورهای رقیب و غیردوست سوءاستفاده کند. به همین علت پیشنهادهایی در مورد مدیریت اینترنت توسط سازمان ملل یا یک نهاد دیگر جهانی مطرح شده است. گفتنی است رییس جدید ITU در مورد رسیدگی به وضعیت آزادی بیان در اینترنت گفت: این سازمان در این مورد و نیز در مورد محتوای اینترنتی مسؤولیتی ندارد و دغدغه اصلی آن در حال حاضر امنیت شبکه است.

تور ایجاد استانداردهای جدید برای دسترسی پرسرعت به اینترنت، ایجاد امنیت برای فعالان تجارت الکترونیکی و افزایش امکانات چندرسانه‌ای در فضای مجازی را از جمله دیگر اولویت‌های نهاد تحت رهبری خود دانست. وی که در سال 1999 به ITU پیوست، در ماه نوامبر گذشته به سمت دبیرکل جدید ITU انتخاب و جایگزین یوشیو اوسومی شد. 191 کشور و 640 نهاد خصوصی در ITU عضویت دارند.
تشدید کنترل دامنه‌های .eu

طبق قانون جدیدی که از ماه فوریه اجرایی خواهد شد، از سوءاستفاده‌برخی ثبت‌کنندگان اروپایی دامنه «.eu» جلوگیری خواهد شد.

بر این اساس سازمان Eurid که مسؤولیت ثبت دامنه را در این قاره بر عهده دارد، در صورت مضنون شدن به هر گونه سوءاستفاده از یک دامنه خاص می‌تواند از انتقال مالکیت آن به شخص ثبت‌کننده جلوگیری کند.

قانون مذکور که از 19 فوریه اجرایی می‌شود، تحقیق در مورد فعالیت‌هایی همچون هرزنامه‌نویسی را ساده‌تر خواهد کرد و به پلیس کمک می‌کند افرادی را که با هدف کلاهبرداری و انجام فعالیت‌های مجرمانه دست به ثبت دامنه می‌زنند، راحت‌تر شناسایی کند.

Eurid یک سازمان غیرانتفاعی مستقر در بلژیک است که از دسامبر سال 2005 به این سو به امور مختلف مربوط به ثبت دامنه‌های .eu رسیدگی می‌کند. تاکنون 4/2 میلیون وب‌سایت با این دامنه در جهان به ثبت رسیده‌اند.

این سازمان طی یک سال اخیر فعالیت‌های نظارتی خود را تشدید کرده و از جمله 74 هزار آدرس منتهی به این دامنه را معلق و 400 ثبت‌کننده را به جرم سوءاستفاده تحت تعقیب قرار داده است.

ایستگاه‌های مسافران قطار جامعه اطلاعاتی

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۸۵، ۰۵:۲۵ ب.ظ | ۰ نظر

دکتر یونس شکرخواه - این مطلب یک گزارش مبتنی بر مشاهدات شخصی است که در ارتباط با حضور در دومین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس نوشته شده است.

اجلاس 2003 ژنو

همانطور که می دانید نخستین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در روزهای 10 تا 12 دسامبر 2003 در ژنو برگزار شد که در آن اجلاس 11047 شرکت کننده از970 سازمان رسانه ای و 63 نهاد مختلف گرد هم آمدند و دو سند تحت عناوین اصول کلیدی اعلامیه اصول , ایجاد و ساخت جامعه اطلاعاتی: چالش جهانی در هزاره جدید و طرح اقدام منتشر کردند
اجلاس 2005 تونس

دومین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس درحالی در روزهای شانزدهم تا هجدهم نوامبر 2005 برگزار شد، که 19401 شرکت کننده با این ترکیب داشت :

5857 شرکت کننده از بخش دولتی و جامعه اروپائی

1508 شرکت کننده از سازمان های دولتی

6241 شرکت کننده از سازمان های غیردولتی و جامعه مدنی

4816 شرکت کننده از بخش تجاری

و 979 شرکت کننده از بخش رسانه ای
نمایشگاه ها: از پنج خیابان ژنو تا پنج منطقه تونس

در حالیکه در اجلاس اول سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در ژنو پنج خیابان بود تا غرفه ها بر حسب نوع محصولات و خدمات طبقه بندی شوند و شعار حاکم هم ICT4D بود (تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی در خدمت توسعه)، این بار در اجلاس سران تونس پنج منطقه تشکیل شد و شعار حاکم هم ICT for All (تکنولوژی های اطلاعاتی و ارتباطی در خدمت همه) بود. این منطقه ها بر حسب رنگ طبقه بندی شده بود؛ عبارتند بودند از :

رنگ آبی برای غرفه های ملی که دستاوردهای ملی کشورها در انها ارائه می شد، خاکستری برای پژوهش و نو آوری، که یافته پژوهشی و مرتبط با نو آوری در انها عرضه می شد، رنگ نخودی برای راه حل های الکترونیک که در واقع مکان های ارائه سلوشن های گوناگون بود، سبز روشن برای دسترسی فراگیر (نرم افزاری و سخت افزاری) و بالاخره رنگ بنفش برای غرفه هائی که محور اصلی انها مقولات توسعه و مشارکت در جامعه اطلاعاتی بود.

تونس به عنوان کشور میزبان بیشترین غرفه ها را در اختیار داشت (62 غرفه) و فرانسه هم در مرحله بعدی بود (با 38 غرفه) به گفته باید افزود که هر غرفه نیز نکات قابل توجه خود را داشت. به چند نمونه در این زمینه اشاره می‌کنم:

غرفه ایران: استقبال از غرفه ایران در میان 319 غرفه که متعلق به 66 کشور بود؛ کاملا چشمگیر بود. ارائه کتاب ها و سی دی ها در زمینه کارهای انجام شده در عرصه های جامعه اطلاعاتی، دین و بهداشت (با تمرکز بر ICT) از دلایل عمده این استقبال بود. مسئول غرفه ایران دکتر داوود زارعیان بود. به عنوان نمونه اصطلاح‌نامه علوم اسلامی که نخستین تزاروس علوم اسلامی است و به منظور ایجاد و ارائه زبان منطقی نظام‌مند و ساختار یافته برای نظام‌های ذخیره و بازیابی اطلاعات و هماهنگ نمودن تبادل اطلاعات و تسهیل و دسترسی به اطلاعات حوزه علوم اسلامی تدوین شده است بسیار از سوی بازدیدکنندگان با استقبال مواجه شد. در هرحال در این غرفه مذاکرات متعددی صورت گرفت و حاضران و دست اندرکاران غرفه از حضور خود رضایت داشتند . ضمنا دکتر محمد سلیمانی وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات جمهوری اسلامی‌ایران هم در اولین جلسه‌ سومین روز از اجلاس تونس سخنرانی خود را ایراد کرد

غرفه ژاپن: ژاپنی ها برای جامعه اطلاعاتی خوابها دیده اند؛ در حالی که آمریکا به بازارها چشم دوخته و اتحادیه اروپا به تنوع و به تمایزهای کشورها فکر می کند، ژاپن کماکان به جامعه نوین اطلاعاتی – ارتباطی می اندیشد و راه رسیدن به آنرا شعار "جامعه شبکه ای همه جا حاضر" می داند.

شعار "جامعه شبکه ای همه جا حاضر" بر سر در غرفه ژاپن در تونس به چشم می خورد. اطلاع دارید که ژاپنی ها ‌ می گویند ‌ عبارت‌ جامعه اطلاتی را آنها از طریق تادئو اومه‌ سائو (استاد دانشگاه کیوتو) در سال‌ 1963 به‌ کار گرفته‌ اند‌ و یونه‌جی‌ ماسودا هم در 1968 این‌ عبارت را به‌ کار برده‌ است‌. در زبان ژاپنی به جامعه‌ اطلاعاتی‌ می گویند یوهوکا شاکائی

غرفه چین: دو شرکت چینی هواوی (Huawei) و ای زی تی (AZT) هردو با قدرت در نمایشگاه تونس شرکت کرده بودند. شعار هواوی زندگی از طریق ارتباطات است و شعار ای زی تی هم موفقیت چهانی از طریق خرد محلی بود.

هر دو شرکت چینی روزهای پرکاری را در نمایشگاه گذراندند و انگار آمده بودند تا میدان تکنولوژهای ارتباطی در عرصه موبایل را از رقبای ژاپنی و کره جنوبی پس بگیرند.

غرفه لپ تاپ محققان MIT: غرفه کوچک هر کودک یک لپ تاپ (OLPC) هم بازار داغی داشت. اسلوگان این ابتکار - که متعلق به محققان دانشگاه MIT بود - هر کودک یک لپ تاپ؛ خیلی سریع با بازدیدکنندگان ارتباط بر قرار کرد. طبق اطلاعاتی که دست اندرکاران این غرفه می دادند، قیمت هر یک از این لپ تاپ ها 100 دلار است و به زودی وارد بازارهای جهانی خواهد شد.

غرفه یونسکو : غرفه یونسکو مثل همیشه طرف توجه چهرهای فرهنگی و علمی و آموزشی بود. اگر چه کارهای امسال یونسکو در عرصه کتاب هیچکدام تازه نبود و بر خلاف ژنو که مجموعه تازه و پرباری درباره جامعه اطلاعاتی عرضه کرد، اما کماکان بربحث جامعه معرفتی متمرکز بود و کتاب به سوی جامعه معرفتی آن طرف توجه قرار گرفت. ادبیات تولیدشده از سوی یونسکو درباره جامعه اطلاعاتی اگرچه در زمینه های فنی مربوط به اینترنت ضعیف است؛ اما انتقادات محکمی درقبال چند فرهنگی نبودن اینترنت دارد. نکته جالب توجه درباره یونسکو نشست آن در عرصه پنل ها و ورک شاپ های حاشیه اجلاس بود. نشست یونسکو درباره انتقال به جامعه دانش محور، طرف توجه ایرانی ها قرار گرفت.

چرا که یک استاد MIT - که درگیر پروژه هر کودک یک لپ تاپ هم هست- گفت زبان ها همه در برابر یک زبان اینترنتی به زبان های حاشیه ای تبدیل می شوند و ماتسورا مدیر کل یونسکو هم در رد ادعای او؛ قدرت و ماندگاری زبان و فرهنگ ایران در طول تاریخ را مثال زد.
رویدادهای حاشیه اجلاس:

برای دیدن فهرست کامل 325 رویداد حاشیه اجلاس تونس که ظرف سه روز اجلاس برگزارشد؛ به این نشانی اینترنتی رجوع کنید.

من به اتفاق استاد ارجمندم دکتر کاظم معتمد نزاد در نشست هایPLENARY و نشست های PREPCOM-3 ؛ نشست خبری تیم مذاکره کننده ایران و پنل کتابخانه ها و جامعه اطلاعاتی حضور یافتیم.

در جلسه prepcom3 نماینده آمریکا به شدت مراقب بود تا بحث حاکمیت اینترنت به جاهای باریک نکشد و بنابراین به موقع floor می گرفت و واکنش نشان می داد. من و دکتر معتمد نژاد به دلیل تعقیب این بحث از ژنو و نیز به دلیل اینکه سمینارهائی در همین باره را هم در دانشکده خودمان داشتیم و نیز در اجلاس منطقه ای اسکپ و در تنظیم سند تونس هم درگیر بودیم به اتفاق در جلسه تدارکاتی سوم شرکت کردیم.
دو سند مهم اجلاس سران جهان در تونس

اما همین جا بگویم که در اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس هم سندی در دو بخش تحت عناوین سند تعهد تونس (Tunis Commitment) با 40 ماده و سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی (Tunis Agenda for the Information Society) با 122 ماده منتشر شد که اکنون جزو سندهای مطرح جهانی است. باید به گفته افزود که دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی یک مقدمه و سه بخش به این شرح دارد:

1. مکانیزم های مالی برای مواجهه با چالش های ICT برای توسعه (بندهای 3 تا 28)

2. حاکمیت اینترنت (بندهای 29 تا 82)

3. اجرا و تعقیب (بندهای 83 تا 122)

و اگر چه در بند 28 همین سند؛ از ایجاد صندوق همبستگی دیجیتال حمایت شده، اما نمی توان آنرا یک بخش مستقل به حساب آورد.

اما واقعیت این است که همین دو اجلاس هم نقطه آغاز نبوده اند و لیگ جهانی عرصه ارتباطات دوربرد دست کم تاریخچه ای بیست ساله دارد؛ دارم از گزارشی حرف می زنم تحت عنوان حلقه گمشده (The Missing Link) که به ریاست سر دونالد میتلند (Sir Donald Maitland) اسکاتلندی در دسامبر 1984 منتشر شد.

محور این گزارش هم نقش تکنولوژی در توسعه بود و در ان بر نقش تلفن (تلفن ثابت) در توسعه تاکید شده بود. من چون در آن هنگام دانشجوی فوق لیسانس دکتر معتمد نزاد عزیز بودم و گزارش حلقه گمشده هم به عنوان پروژه یکی از واحدهای من تعیین شده بود ؛ به خاطر ارائه آن به کلاس ؛سطر سطر گزارش حلقه گمشده راخواندام و به همین دلیل می خواهم بگویم که شباهت های عجیبی بین تاکیدهای اسناد اجلاس های سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی و تاکیدهای گزارش حلقه گمشده وجود دارد و هر دو بر توسعه ابزارهای ارتباطی تاکید دارند و نه بر توسعه ارتباطات که اساسا بحث متفاوتی است با ارتباطات توسعه.

در نگاه معطوف به توسعه ارتباطات؛ گسترش ابزارهای ارتباطی نسخه همه دردها است و در نگاه معطوف به ارتباطات توسعه این گسترش ابزارها اگر بی حساب و بی مطالعه باشد؛ حکم تجویز آسپرین را برای درمان سرطان دارد و یا جراحی پلاستیک برای یک فرد کهنسال.

نکته دیگری که در همین زمینه باید اشاره کنم این است که اتفاقا همین گزارش حلقه گمشده که بر نقش حیاتی ابزارهای دوربرد ارتباطی در توسعه اقتصادی تاکید ورزیده و گفته بود همه مردم به "اطلاعات" و "ارتباطات موثر" نیاز دارند تا مجبور به سفر نشوند و بابت نداشتن اطلاعات به موقع دچار ضرر نشوند (آدرس های جامعه اطلاعاتی ) از واژه gap (به معنی شکاف) به جای واژه امروزی divide (باز هم به معنی شکاف) استفاده کرده بود و ضمنا خواستار تشکیل تصمیم گیری در بالاترین سطوح سیاسی برای حل معضل شکاف اطلاعاتی شده بود( بخوان راه حل یابی برای پر کردن شکاف دیجیتال در سطح سران جهان که همان بالاترین سطوح سیاسی باشد). قصد نتیجه گیری ندارم دارم شباهت های ناگزیر را به تصویر می کشم و اگر فرصت دارید باز هم از این شباهت ها تصاویر بیشتری در اختیار داشته باشید سری هم به نتایج کنفرانس جهانی معرفت در تورنتو در سال 1997 (Global Knowledge Conference) بزنید و یا به نتایج اجلاس سران هشت کشور صنعتی (G8 Summit) در سال 2000 در اوکیناوای ژاپن که به تاسیس نیروی ضربت فرصت های دیجیتال انجامید

بگذریم آنروزها سپری شده و گزارش کمیسیون سر دونالد میتلند هم به فراموشی سپرده شده و حالا هشتاد درصد جمعیت جهان زیر پوشش تلفن (تلفن موبایل) قرار گرفته اند و دور دور تکنولوژی مدرن ارتباطی است

- به نظر شما نقش رادیو و تلویزیون و مطبوعات در توسعه دیگر تمام شده است!؟
مکانیزم های مالی: سرمایه و فقر

یافتن مکانیزم های مالی برای پر کردن شکاف اطلاعاتی از ژنو 2003 شروع شد و در تونس ادامه یافت و همانگونه که گفتم یک بخش از سه بخش سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی تحت عنوان مکانیزم های مالی برای مواجهه با چالش های ICT برای توسعه (بندهای 3 تا 28) ارائه شده است.

ایجاد صندوق همبستگی دیجیتالی (DSF) به عنوان یک راه حل ازجمله بحث های مهم اجلاس ژنو بود که آفریقایی ها آنرا مطرح کردند . از نظر آفریقایی ها یکی از راههای اساسی تامین نیازهای تکنولوژیک جامعه اطلاعاتی ایجاد صندوق همبستگی دیجیتال است . در ژنو مصوب شد که یک نیروی ضربت زیر نظر کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل امکان ایجاد یک صندوق داوطلبانه همبستگی دیجیتالی را بررسی کند و سران آفریقا هم روز 12 دسامبر را روز همبستگی دیجیتال اعلام کردند.

مکانیزم مالی که بندهای سوم تا بیست وهشتم سند دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی را به خود اختصاص داده ازیافته های نیروی ضربت برای مکانیزم های مالی (TFFM) حمایت کرده و برانتقال تکنولوژی و فعالیت بیشتر بخش خصوصی در این زمینه تاکید ورزیده است و ضمنا از کمک به صندوق همبستگی دیجیتالی (DSF) به طور داوطلبانه حمایت کرده است

- آیا واقعا شکاف موجود میان فقرا و اغنیا در درون و در بین جوامع صرفا یک شکاف دیجیتال است؟

- بخش خصوصی در کجا سرمایه گذاری خواهد کرد؟ در بخش های پر سود شهری یا در مناطق فقیر روستائی ؟
حاکمیت اینترنت: عمودی و افقی

یکی از مسایل اصلی مورد بحث در ژنو بحث حاکمیت اینترنت (internet governance) و یا همان نقش ICANN درچگونگی اداره اینترنت بود. آمریکا حامی ICANN شرکت کالیفرنیایی خصوصی است که در سال 1998به وجود آمده و به تدریج به حاکم بلامنازع مقولات فنی اینترنت تبدیل شده است .

در ژنو مقرر شد تکه یک گروه کاری (WGIG) در یک فرایند باز و فراگیر، مکانیزم مشارکت فعال و همه جانبه دولت ها , بخش خصوصی و جامعه مدنی را از سوی کشورهای توسعه یافته و رو به توسعه به پیشنهاد اعلامیه اجلاس زیر نظر کوفی عنان تشکیل دهد و برای سال 2005 که همین اجلاس تونس باشد یک تعریف کاری از حاکمیت اینترنت ارائه کند. این گروه کاری خواستار اداره دموکراتیک تر اینترنت شد و به همین خاطر بود که بحث های Prepcom3 در تونس بسیار جدی شده بود. اما در پایان مقرر شد که مدلی به صورت یک فروم برای اداره اینترنت طرف توجه قرارگیرد و اداره اینترنت را به عنوان زیرساخت جامعه اطلاعاتی دموکراتیک تر کند. این حرف یعنی ضربه ای کشدار به اداره عمودی اینترنت از سوی آمریکا و اعلام مقبولیت مدل افقی برای اداره آن. در بند 32 دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی از WGIG به خاطر ارائه گزارش تقدیر شده و در بند 72 نیز خواستار تعقیب بحث حاکمیت اینترنت در قالب یک جلسه در سه ماه اخر سال 2006 تحت عنوان فروم حاکمیت اینترنت (IGF)شده است. این اتفاق به معنی این است که امریکا بر خلاف خبرهای اولیه در این زمینه؛ پیروز بحث حاکمیت اینترنت نیست و دست کم به قول پاول تومی (Paul Twomey) این ماجرا برنده و بازنده نداشته است( و این حرف در عرف دیپلماتیک امریکائی یعنی موضع ضعف) از طرف دیگر پرونده این بحث کماکان باز مانده است و باید به این نکته هم توجه کرد که از 122 ماده دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی بیشترین بندها به بحث حاکمیت اینترنت اختصاص یافته است (بندهای 29 تا 82 که بیش از پنجاه بند می شود)

- آیا به نظرنمی رسد که بحث های مربوط به حاکمیت اینترنت در عرصه ارتباطات بین الملی به ادبیات ویزه ای دست خواهد یافت؟
تعقیب ماجرای جامعه اطلاعاتی

اجرا و تعقیب آنچه که درباره جامعه اطلاعاتی گفته شده در بندهای 83 تا 122 دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی پیش بینی شده است و بعدها مشخص خواهد شد که تیم کارشناسی ایران چه نقشی در ترسیم این مسیر تعقیب موسوم به IMPLEMENTATION AND FOLLOW-UP داشته است.

من الان کاری به سطح بین المللی مطرح در این سند جهانی ندارم و معتقدم در فاصله زمانی موجود برای تعقیب انچه که در بندهای 83 تا 122 دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی پیش بینی شده است؛ در چند عرصه باید هوشیارانه عمل کرد:

زبان و محتوای بومی : ببینید در این نکته تردیدی نیست که همه جهان همسایه دیوار به دیوار بزرگراه اطلاعاتی شده اند، اما آیا میزان برداشت آنها هم از این بزرگراه ،در حالیکه 70 درصد محتوای آن به زبان انگلیسی و تنها 44 درصد کاربران انگلیسی زبان هستند؛ یکسان است؟ میزان تولید آنها در این بزرگراه چطور؟ برنامه کشورهای پر جمعیتی چون چین، هند، ایران و ... برای این معضل چیست؟

جامعه اطلاعاتی یا معرفتی : بحث های جامعه اطلاعاتی عمتا تکنولوژی محور است و بحث های مرتبط با مفهوم جامعه معرفتی شانه به شانه بحث های ارتباطات توسعه حرکت می کند.

- آیا حلقه گمشده جهان رو به توسعه همان حلقه گمشده جهان توسعه یافته است؟

حقوق ارتباطی : حقوق ارتباطی جزو حقوق بنیادین انسانهاست و آزادی بیان جزو اصلی ترین مولفه های ان است، اما اسناد تونس با اینکه به موارد مهمی اشاره دارد فاقد این ترم خاص است.

یوشیو اتسومی دبیر کل اتحادیه بین المللی ارتباطات دوربرد در سخنرانی اش در اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی در تونس به دفاع از مفهوم حق ارتباط (right to communicate) در برابر حق حکومت کردن (right to communicate) پرداخت؛ اما در ارائه راه حل برای دفاع از حق ارتباط بر ضرورت حل مسائل اتصال (issues of connectivity) تاکید کرد که حاکی از نگاه سخت افزاری او به پدیده ارتباطات است؛ حال آنکه در بحث های ارتباطی مربوط به حقوق ارتباطی مسائل آزادی؛ تنوع؛ مشارکت و فراگیری مطرح است. این نوع اظهار نظرها شاهد خوبی است برای اینکه ببینیم جامعه مهندسی ارتباطی و جامعه نرم افزاری آن - دست اندرکاران عرصه علوم اجتماعی - چقدر به تماس بیشتر با یکدیگر نیاز دارند.

بخش خصوصی و جامعه مدنی: این دوبخش ظاهرا در کنار دولتها قرار گرفته و به stakeholder اما آیا اساس می توان بین آنها همگرائی ایجاد کرد.؟ مضمون این همگرائی چیست؟

به نظر می رسد یکی از دشواری های سالهای پیش رو تا سال 2015 ترسیم مرزبندهای دقیق بین این سه جریان باشد. چنین وظیفه ای به خصوص بر دوش نهادهای آموزشی، رسانه ای و مدنی بیشتر سنگینی می کند. بخش دولتی اقتدار می خواهد، بخش خصوصی سود می خواهد و بخش مدنی استقلال.

دفاع از توسعه نرم افزاری : دفاع از توسعه نرم افزاری به جای توسعه سخت افزاری یکی از مسائل مورد اختلاف کشورهای توسعه یافته و رو به توسعه در بحث های جامعه اطلاعاتی است :

کشورهای رو به توسعه و جامعه مدنی طرفدار برنامه های open source هستند (برخلاف بخش خصوصی که از این اتفاق ضرر می بیند)

کشورهای توسعه یافته طرفدار نرم افزارهای وابسته به مالک (proprietary ) هستند

می دانید که در مقوله بحث های مرتبط با نرم افزارها، آمریکا طرفدار بحث نرم افزارهای proprietary است

این بحث در تونس کمکاکان ادامه یافت و باید در آینده نیز به آن توجه کرد.

کارشناسان جریان حاکم: در ادبیات رشته ارتباطات دو جریان وجود دارد؛ جریان انتقادگرا که طرفدارارتباطات توسعه است و جریان حاکم (mainstream) که طرفدار توسعه ارتباطات است. یک نگاه سریع به عرصه بحث های جامعه اطلاعاتی نشان می دهد که صدای کارشناسی جریان حاکم واقعا حاکم است.

امیدوارم روزی کارشناسان درگیر در بحث های مربوط به wording قطعنامه ها؛ گوشه ای از دشواری های مرتبط تغییر واژه ها در قطعنامه ها را بنویسند. به عنوان مثال آیا تنها راه توسعه در عرصه جامعه اطلاعاتی ؛ لیبرالیزه کردن محیط های قانون گذاری به نفع سرمایه داری و بخش خصوصی و گرفتن وام است ؟ و اساس چرا همه بحث ها بر ابزارها متکی است و نه بر محتوا؟ آیا ابزارها حکم لوله کشی کردن را ندارند؟ اگر چنین است منبع آب کجاست و به چه قیمتی در این لوله ها جاری خواهد شد؟ صاحبان منابع به لوله کشیدن ها بیشتر نیاز دارند یا مصرف کنندگان؟
کتاب طلائی WSIS

باید در سطور پایانی این گزارش به لینک کتاب طلائی WSIS یا همان GOLDEN BOOK هم اشاره کنم. این کتاب که در واقع یک پورتال دینامیک قابل جستجو است؛ حاوی تعهدات و ابتکارات اعلام شده کشورها در تونس است و از اکتبر 2005 راه اندازی شده است . هنوز کشورها می توانند تعهدات و ابتکارات خود را وارد این پورتال کنند. ادرس این پورتال این است : http://www.itu.int/wsis/goldenbook/search.asp
پیشنهادات

اما پیش از اینکه گزارش خود را به پایان ببرم پیشنهاداتی برای برنامه ریزی در سطوح مختلف دارم که در حقیقت می تواند شبیه همان مکانیزم موجود که دربخش پایانی دستور جلسه تونس برای جامعه اطلاعاتی در بندهای 83 تا 122 پیش بینی شده است یعنی IMPLEMENTATION AND FOLLOW-UP در سطح ملی از سوی نهادهای مختلف حتی به طور خود جوش دنبال شود (البته به جز تامین زیر ساخت های ملی ارتباطی که به انحای مختلف در طرح تکفا دیده شده است).

پیشنهادات من کار کردن متمرکز در سطوح زیر است:
1. سطح دسترسی الکترونیک (e-access):

سطح دسترسی الکترونیک که مشتمل است بر تامین کامپیوتر برای همه؛ تامین اینترنت رایگان با باند پهن؛ Wi Fi و تشکیل باشگاه های ICT در مسیر ارتقای سواد اطلاعاتی
2. سطح ظرفیت سازی (Capacity building):

سطح ظرفیت سازی معطوف به برنامه ریزی برای ارتقای سواد مرتبط با رسانه های مدرن؛ آموزش مهارت های مرتبط با بهره وری از امکانات دیجیتالی؛ برنامه ریزی ویژه اموزشی برای ارتقای موقعیت کودکان و زنان در ارتباط با تکنولوزیهای ارتباطی و اطلاع رسان
3. سطح مستعد سازی محیط (enabling environment):

مستعد سازی محیط مشتمل بر آماده سازی محیط های حقوقی؛ مقررات زدائی هوشمندانه؛ آماده سازی محیط برای اقتصاد معرفت پایه و تجارت الکترونیک؛ آماده سازی محیط آموزشی برای انطباق دانش آموزان و دانشجویان با تحولات تکنولوزیک و بالاخره آماده سازی محیط های رسانه ای کشور در جهت همگرائی سخت افزاری و ادغام داه های آنها در بستر بانک های داده رسانی
4. سطح توسعه و تقویت قدرت نرم افزاری:

توسعه و تقویت قدرت نرم افزاری کشور از کانال توجه به طرح تکفا؛ ایجاد پارک های تکنولوژی و ایجاد شهرهای رسانه ای.

در واقع تامین زمینه برای تسهیل کاربردهایICT در حکومت الکترونیک ؛ بهداشت الکترونیک و تجارت الکترونیک از طریق حرکت در مسیر های فوق حاصل می شود که بهتر است با پیش در آمد مطالعه تطبیقی تجارب کشورهای منطقه همراه شده و در صورت ضرورت حتی در قالب همکاریهای بین المللی و یا منطقه ای تعقیب شود.
جمعبندی: قطار جامعه اطلاعاتی در ایستگاه تونس

من در پایان روز هفدم نوامبر 2005 یعنی در پایان دومین روز اجلاس تونس که تقریبا حال و هوای اسناد نهائی مشخص شد و به خصوص مشخص شد که اروپا در مورد طرح حاکمیت اینترنت در لاک سکوت فرو رفته است یک ارزیابی از این اجلاس را در وبلاگ شخصی ام (younesspace.blogspot.com) در اینترنت ارائه کردم که می تواند حکم جمعبندی من از دومین اجلاس سران جهان درباره جامعه اطلاعاتی را داشته باشد. من مایل هستم ان ارزیابی هم ضمیمه این گزارش باشد تا مسیر تاریخی و فردای این بحث به گونه ای مختصر در اختیار دیگران نیز باشد. ان ارزیابی که تحت عنوان قطار جامعه اطلاعاتی در ایستگاه تونس ارائه شد این است:

تونس را باید به یاد سپرد. قطاری که برای عده ای از سوئیس به راه افتاد؛ جمع زیادی از مسافران را در ایستگاه تونس پیاده خواهد کرد. اما نه تونس ایستگاه آخر است و نه سوئیس ایستگاه اول.

عده ای از آنانکه که دیروز در ایستگاه سوئیس سوار این قطار شدند و یا حتی امروز در تونس کوپه ای را به خود اختصاص دادند؛ احتمالا نمی دانند قطار جامعه اطلاعاتی از دره تنسی آمریکا به راه افتاده و بنابر این مسافران اصلی؛ از آن دره سوار قطار جامعه اطلاعاتی شده اند. مسافران تنسی عاشق و شیفته تکنولوژی اند؛ بسیار با حوصله اند و معتقدند هر که هر چه تکنولوژیک تر؛ باشد؛ دموکرات تر هم هست. این پر حوصله ها وقتی نخستین نیروگاه های برق را در دره تنسی به پا کردند به زمین و زمان گفتند برق تکنولوژی نیست، دموکراسی است و هر که نیروگاه های ما را نداشته باشد؛ دمکرات نیست و بوئی از دمکراسی نبرده است. دست از کارهای چرک بشوئید و بیائید با نیروگاهها ؛ همه جاها را به باغ تبدیل کنید.

همین ها بعدها به دست برژینسکی از زیستن "در میان دو عصر" حرف زدند و از رسیدن قطار به ایستگاه "تکنوترونیک" جامعه اطلاعاتی و بعد از زبان اتحادیه بین المللی ارتباطات دوربرد آدرس یک "حلقه گمشده" را دادند در گزارشی به همین نام که آهای دنیا هر که اندازه امریکا تلفن نداشته باشد؛ به همان اندازه از دمکراسی دور است. جمع زیادی از اهالی دره تنسی حالا در دره سیلیکون اقامت دارند.

بد نیست که بدانید بعضی از مسافران قطار جامعه اطلاعاتی از بستگان اهالی دره تنسی هستند و از آنها هم "تکنو مذهب" ترند. اینها سوار قطار جامعه اطلاعاتی شده اند؛ اما تگ های بارهایشان به نام اهالی تنسی صادر شده؛ اینها را سوار قطار جامعه اطلاعاتی کرده اند و شاید بهتر باشد که بگویم که از همان لحظه اول که سوارشان کرده اند در واقع پیاده شان کرده اند! به همه این جماعت چه اهل دره تنسی و چه اهل دره سیلیکون می توان گفت مسافران تکنولوزی زده عاشق "توسعه ارتباطات".

اما مسافران دیگر قطار: عده دیگری هم هستند که هوشمندانه سوار این قطار شده اند تا از بقیه مسیر با دیگران حرف بزنند و بگویند اصلا شاید این قطار به ایستگاه کاساندرا برسد.

این مسافران اهل حساب و کتاب، عاشق جمال تکنولوژی نیستند؛ و به جای "توسعه ارتباطات" به "ارتباطات توسعه" فکر می کنند؛ و به جای جامعه اطلاعاتی به "جامعه معرفتی" می پردازند. این مسافران حساب و کتابی؛ واژه ها و عبارات را با وسواس به کار می گیرند؛ از بستگان اهالی دره تنسی نیستند و در عوض با اهالی جامعه مدنی - که آنها هم سوار همین قطار شده اند - رابطه نزدیک تری داند؛ اما ضمنا نگران این هم هستند که مبادا اهالی تنسی و سیلیکون، به جماعت جامعه مدنی امکان سوار شدن به قطار را از این جهت داده باشند که خواسته های آنها را چکش خورده و مشخص شده داشته باشند و به قول معروف آنها را در ریل های و ایستگاههای از پیش طراحی شده راه ببرند.

مسافران دیگر قطار جامعه اطلاعاتی؛ دولتی ها هستند؛ آنها وقت جنگ سرد؛ سردند و وقت جنگ گرم؛ گرم. بین اینها هم اهل تنسی هست؛ هم اهل سیلیکون و هم اهل حساب و کتاب. ایستگاه انها را خودشان تعیین نمی کنند؛ پایتخت هایشان تعیین می کنند.

عده دیگری از مسافران قطار جامعه اطلاعاتی بلیط بیزینس کلاس دارند. نوع بلیط شان نیاز به توضیح درباره انها را از بین می برد و الان سالن "آی سی تی برای همه" اجلاس تونس در کنترل کامل آنهاست. اینها بسیار پیچیده عمل می کنند و به جای دوستان ثابت به منافع ثابت فکر می کنند.

شما چه فکر می کنید؟ کدامیک از این مسافران؛ کنترل لکوموتیو را زودتر از دیگری به دست خواهد گرفت؟ من که فکر می کنم مسافران؛ تازه به شناخت از هم رسیده اند و از این قطار که پیاده شوند تازه دنبال قطارهای ویژه خودشان خواهند گشت، این را امریکائی به خصوص در بحث حاکمیت اینترنت زودتر از بقیه فهمیدند هر چند ادای طرف پیروز را در می آورند.

منبع : همشهری آنلاین

چشم‌انداز جهانی جامعه اطلاعاتی

چهارشنبه, ۱۸ بهمن ۱۳۸۵، ۰۵:۱۸ ب.ظ | ۰ نظر

دکتر کاظم معتمدنژاد- از اوایل دهه‌ی 1990، با پیشرفت و گسترش شبکه‏ها و بزرگراه‏های اطلاعاتی جدید الکترونی و افزایش کاربرد تکنولوژی‏های نوین ارتباطی در سراسر جهان، مسائل بین‏المللی ناشی از آن‏ها، اهمیت خاصی پیدا کرده‏اند.
به همین جهت، در سال‏های اخیر، به موازات توسعه‌ی استفاده از شبکه‏های اطلاعاتی و به ویژه شبکه‌ی «اینترنت»، توجه به این مسائل بیشتر شده است. به طوری که علاوه بر تصمیم‏ها و اقدام‏های تازه‏ای که در بعضی از کشورهای پیشرفته‌ی صنعتی درباره‌ی چگونگی کاربرد ارتباطات و اطلاعات الکترونی و ایجاد جامعه‌ی اطلاعاتی صورت گرفته‏اند، برخی سازمان‏های بین‏المللی و منطقه‏ای، مانند «سازمان همکاری و توسعه‌ی اقتصادی»، «شورای اروپا»، «اتحادیه‌ی اروپایی» و گروه «8 کشور بزرگ صنعتی» نیز به ارزیابی و تصمیم‏گیری در زمینه‏های مختلف کاربرد این گونه ارتباطات و اطلاعات و مسائل جامعه‌ی اطلاعاتی آینده، پرداخته‏اند
برای شناخت عوامل و شرایط زمینه‏ساز فعالیت‏ها و برنامه‏های جدید کشورها، سازمان‏ها و نهادهای مذکور، یادآوری چگونگی پیدائی و پیشرفت تکنولوژی شبکه‌ی اطلاعاتی «اینترنت» در ایالات متحده‌ی آمریکا و سیاست‏ها و برنامه‏های مهم این کشور و سایر کشورهای بزرگ غربی درباره‌ی بزرگراه‏ها و زیرساخت‏های اطلاعاتی و جامعه‌ی اطلاعاتی طرف توجه آ‏ن‏ها، ضروری است.
1. اینترنت و ‌جامعه‌ی‌ اطلاعاتی

پیدائی و پیشرفت «اینترنت»،‌ در ایجاد شرایط ‏گذر از «جامعه‌ی صنعتی»، به «جامعه‌ی اطلاعاتی» جایگاه برجسته‏ای پیدا کرده است. شبکه‌ی «اینترنت»، که اکنون به قول برخی از محققان ارتباطی، ستون فقرات ارتباطات اطلاعاتی سراسری کره‌ی زمین و به عبارت دیگر، «شبکه شبکه‏های اطلاع‏رسانی» جهان شناخته می‏شود، معرف ساختار تحول یافته‌ی یک شبکه‌ی اطلاعاتی نظامی است.

این شبکه، در اوایل دهه‌ی 1960 به دنبال پرتاب نخستین قمرهای مصنوعی اتحاد جماهیر شوروی به فضای ماوراء جو زمین و افزایش نگرانی ایالات متحده‌ی آمریکا از خطرات حملات هسته‏ای آن کشور، به منظور حفظ و حراست اسرار نظامی ارتش آمریکا در شرایط بسیار مخوف جنگ هسته‏ای، از طرف «آژانس طرح‏های پژوهشی پیشرفته‌» (‌آرپا)1، در وزارت دفاع ایالات متحده، پایه‏گذاری شد. شبکه‌ی یاد شده، که بر اساس سیستم تکنولوژی کلیدهای ارتباطی مستقل و مرتبط به بسته‏های اطلاعاتی جداگانه، استوار گردیده بود، به منظور جلوگیری از هدف قرار گرفتن آن‏ها در یک جنگ هسته‏ای احتمالی، از دسترسی مراکز فرماندهی و کنترل نظامی برکنار گذاشته شده بود. به گونه‏ای که هر مجموعه‌ی اطلاعاتی، مسیر خاص خود را در میان مدارهای ارتباطی مختلف شبکه‌ی موردنظر،‌ به صورت افقی طرح می‏کرد و در عین حال، امکان گردآوری تمام آن‏ها، از هر واحد خاص نیز وجود داشت. مدتی بعد، تحت تأثیر پیشرفت تکنولوژی دیجیتال، امکان جمع‏آوری و بسته‏بندی هرگونه پیام و از جمله اصوات، تصویرها و داده‏ها و ایجاد شبکه‏های اطلاعاتی منتقل‏کننده‌ی انواع نمادها، بدون نیاز به هرگونه مرکز کنترل، پدید آمد و به این ترتیب، با استفاده از فراگیری بسیار گسترده‌ی زبان دیجیتال و شبکه‏بندی نظام ارتباطی، شالوده‌ی تکنولوژیک ارتباطات افقی جهانی، فراهم شد.

نخستین شبکه‌ی اطلاعاتی از این نوع، که به عنوان قدردانی از مؤسسه‌ی بنیانگذار آن، «آرپانت»2 نامگذاری گردید، در سال 1969، به روی مراکز تحقیقاتی همکاری کنند‌ه با وزارت دفاع ایالات متحده‌ی آمریکا و از جمله دانشگاه کالیفرنیا و دانشگاه هاروارد، گشوده شد و در پی آن، پژوهشگران برای برقراری ارتباط علمی متقابل با یکدیگر، از این شبکه به بهره‏برداری پرداختند. در سال 1983، برای جدا ساختن کامل کاربردهای نظامی و غیرنظامی شبکه‌ی مذکور، در کنار «آرپانت»، که از آن پس منحصراً به وسیله‌ی محققان دانشگاهی و مراکز علمی مورد استفاده قرار می‏گرفت، شبکه‌ی مستقلی موسوم به «میل‏نت»3، برای پژوهشگران نظامی، تأسیس گردید. در طول سال‏های بعد دهه‌ی 1980،‌ «بنیاد ملّی علوم» ایالات متحده نیز به تقـویت و توسعه‌ی شبکه‌ی «آرپانت» کمک کرد و علاوه بر ایجاد یک شبکه‌ی خاص علمی4، شبکه‌ی دیگری با همکاری کمپانی مشهور «ای. بی‏. ام»5‌، به نام «بیت نت»6، برای استفاده‌ی ‌محققان زمینه‏های غیرعلمی،‌ تأسیس نمود.

با توجه به آن که تمام شبکه‏های مذکور،‌ در فعالیت‏ها و تماس‏های ارتباطی خود، از سیستم اطلاعات «آرپانت» بهره‏مند می‏شدند، مدتی نام این شبکه‌ی میان شبکه‏ای، (آرپا ـ اینترنت)7 گفته می‏شد و سرانجام، به «اینترنت»8، موسوم گردید.

به موازات این تحولات و برای پاسخگوئی به رشد فعالیت‏های ارتباطی از طریق شبکه‏های اطلاعاتی و به ویژه «اینترنت»، تکنولوژی کامپیوتری نیز رو به تکامل و توسعه گذاشت. به این معنا، که از یک طرف، دستگاه‏های «کامپیوتر شخصی»9، به بازار آمدند و امکان گسترش شبکه‏ها را افرایش دادند و از طرف دیگر، توانائی‏های فنی کامپیوتری نیز بالا رفتند. شبکه‌ی «آرپانت» در سال‏های دهه‌ی 1970، از ارتباط‏های دارای 56 هزار بیت10 در ثانیه استفاده می‏کرد. در سال 1987، خطوط ارتباطی این شبکه، از توانائی انتقال، 5/1 میلیون بیت در ثانیه برخوردار شدند. سرعت انتقال پیام‏های «اینترنت»، در سال 1992، به 45 میلیون بیت در ثانیه ـ معادل 5 هزار صفحه در ثانیه ـ افزایش یافت و درسال 1995، تکنولوژی کامپیوتری مورد استفاده‌ی «اینترنت»، به حد بسیار فوق‏العاده‏ای از پیشرفت رسید. به طوری که برای آن، امکان انتقال اطلاعاتی معادل مجموعه‌ی ده‏ها میلیون کتاب‏ها و نشریات کتابخانه‌ی کنگره‌ی ایالات متحده‌ی آمریکا در هر دقیقه، فراهم گردید.

درعین حال، افزایش توانائی فنی انتقال پیام‏های ارتباطی از طریق «اینترنت»، به تنهائی برای گسترش شبکه‏‏های اطلاع‏رسانی در سطح جهانی کافی نبود و به این منظور، ارتباط متقابل رایانه‏ها نیز ضرورت داشت. به همین لحاظ، برای از میان بردن این مانع، از سیستم ارتباطی ویژه‏ای معروف به «یونیکس»11، که در سال 1969در آزمایشگاه‏های کمپانی معروف «بل»12 اختراع گردیده بود، کمک گرفته شد. کاربرد سیستم «یونیکس»، از سال 1983، که کوشش‏های محققان دانشگاه کالیفرنیا در «برکلی»، با مساعدت مالی «آژانس طرح‏های پژوهشی پیشرفته» وزارت دفاع آمریکا، برای انطباق مجموعه‏ای از پروتکل‏های علمی، موسوم به «پروتکل کنترل انتقال بر پروتکل ارتباط متقابل»13 با این سیستم، به موفقیت رسیدند، رو به گسترش گذاشت و به این ترتیب، رایانه‏ها امکان یافتند که علاوه برایجاد ارتباط متقابل با یکدیگر، به رمزگذاری و رمزگشائی مجموعه‏های داده‏های مورد انتقال بسیار سریع در شبکه‌ی «اینترنت» نیز اقدام کنند.

از آن زمان،‌ شبکه‏های اطلاعاتی محلی و منطقه‏ای، توانائی پیدا کردند با هم ارتباط متقابل برقرار سازند و داده‏ها و پیام‏های خود را به هر کجا که خطوط تلفنی و رایانه‏های مجهز به دستگاه «مودم»14 ـ برای اتصال رایانه به تلفن ـ وجود دارند، انتقال دهند. به این گونه، شبکه‏سازی‏های اطلاعاتی در سراسر جهان توسعه یافتند و مقدمات استفاده از «بزرگراه‏های اطلاعاتی» نیز فراهم گردیدند.

باید یادآور شد که از اوایل دهه‌ی 1990، همراه با پیشرفت و گسترش تکنولوژی رایانه‏ای «اینترنت»، کاربرد آن بیشتر به سه زمینه‌ی خاص، شامل «پست الکترونی»15، سرویس‏های اطلاعات درخواستی و بر روی خط16، مانند سرویس «تار عنکبوت گسترده‌ی جهانی»17 و «گروه‏های مباحثه‏ای و خبری»18 معطوف گردیده است.

توسعه‌ی استفاده از شبکه‌ی «اینترنت»، در دوره‌ی کوتاه فعالیت آن، بسیار چشم‏گیر بوده است. در سال 1973، شبکه‌ی مذکور تنها 25 رایانه را در برمی‏گرفت و تا پایان دهه‌ی 1970 نیز نمی‏توانست سالانه بیش از 256 رایانه را در کنار خود داشته باشد. در اوایل دهه‌ی 1980 و به دنبال تحولات فنی مختلف، هنوز بیش از 25 شبکه، با حدود چند صد رایانه‌ی اصلی و چند هزار نفر کاربران آن‏ها، امکان استفاده از آن را دارا نبودند. در حالی که در اواسط دهه‌ی 1990، در سراسر جهان 44 هزار شبکه‌ی اطلاعاتی،‌ شامل 2/3 میلیون دستگاه رایانه و 25 میلیون نفر کاربران آن‏ها، از طریق «اینترنت»، امکان ارتباط متقابل پیدا کرده بودند.

در این میان، بر مبنای تحقیقی که در اوت 1995 صورت گرفته بود، مشخص می‏شد که 24 میلیون نفر آمریکائی از «اینترنت» استفاده می‏کنند و 36 میلیون نفر هم امکان دسترسی به آن را دارا هستند. تحقیقات بعدی هم نشان داده‏اند که استفاده‏کنندگان این شبکه در آمریکا، هر سال نسبت به سال پیش، دو برابر می‏شوند، از لحاظ عده‌ی کاربران «اینترنت» در سطح جهانی هم، اکنون با توجه به توانائی‏های بالقوه‌ی این شبکه، پیش‏بینی می‏گردد که در اواسط دهه‌ی اول قرن بیست و یکم، صدها میلیون نفر در سراسر دنیا، از آن بهره‏مند خواهند شد. همچنین به نظر کارشناسان، «اینترنت» زمانی خواهد توانست 600 میلیون شبکه‌ی رایانه‏ای را به هم متصل سازد.

در مورد عوامل پیشرفت و گسترش شبکه‌ی «اینترنت»، می‏توان از دو گونه عناصر متضاد، نام برد. باید خاطر نشان ساخت که در این زمینه، از یک سو برنامه‏های امنیت‏اندیشی وزارت دفاع ایالات متحده و همکاری‏های علمی برخی از دانشگاه‏های مشهور آمریکا در ایجاد شرایط فنی کاربردی کردن یک انقلاب جدید در تکنولوژی‏های ارتباطی، تأثیر گذاشتند و از سوی دیگر، مظاهر فرهنگ آزاداندیشی و اعتراض‏گری مراکز دانشگاهی آمریکائی، که در دهه‏های 1960 و 1970 در جنبش دانشجوئی آرمان‏خواهانه‌ی آن کشور به خودنمائی پرداخته بودند، نیز به سبب کوشش‏های علمی دانشجویان در جهت مردمی کردن این گونه شبکه‏ها، در توسعه‌ی آن سهم عمده‏ای ایفاء‌ نمودند.

در واقع، اختراع دستگاه «مودم»، که اکنون از لوازم اساسی استفاده از «اینترنت» به شمار می‏رود، در سال1978،به وسیله‌ی دو تن از پیشگامان جنبش مذکور، با نام‏های «وارد کریستنسن»19 و «راندی سیوس»20، که در دانشگاه شیکاگو تحصیل می‏کردند، صورت گرفت. آن دو دانشجو، در فاصله‏های دور از یکدیگر زندگی می‏نمودند و‌ برای خودداری از رفت و آمد متقابل در زمستان سرد و یخبندان شیکاگو و ایجاد امکان مبادله‌ی مستقیم برنامه‏های میکرورایانه‏ای خویش از طریق تلفن، به تهیه‌ی دستگاه «مودم» دست زدند. یک سال بعد، دانشجویان یاد شده، شیوه‌ی استفاده از این دستگاه، موسوم به «ایکس مودم پروتکل»21 را، که به رایانه‏های شخصی امکان می‏داد تا پروند‏ه‏های طرح‏ها و برنامه‏های اطلاعاتی خود را بدون استفاده از یک سرویس دیگر، به طور مستقیم انتقال دهند، اعلان کردند. آن دو به لحاظ علاقه و توجه ویژه‏ای که به گسترش هر چه بیشتر توانائی‏های ارتباطی رایانه‏ای و مردمی کردن این گونه ارتباطات داشتند، از دریافت هرگونه حق اختراع خودداری نمودند و کاربرد این دستگاه را مجانی شناختند. به این طریق، کاربران شبکه‏های رایانه‏ای خارج از شبکه‌ی «آرپانت» نیز امکان مبادله‌ی اطلاعات خویش را پیدا کردند. در همان سال، سه دانشجوی دانشگاه «دیوک»22 در کارولینای شمالی هم به شیوه‌ی جدیدی برای اتصال مستقیم و متقابل رایانه‏های شخصی از طریق یک خط تلفن، دست یافتند و به کمک آن، شبکه‌ی تازه‏ای موسوم به «یوزنت»23 پدید آوردند، که مهم‏ترین ابتکار آن، ایجاد گروه‏های مباحثه ‌و گفت و شنود و تبادل اخبار خاص بود. مخترعان این شبکه‌ی اطلاعاتی نیز نرم افزار مخصوص استفاده از آن را مجاناً در اختیار علاقه‏مندان قرار دادند.

در سال‏های بعد، به موازات کاهش بهای رایانه‏های شخصی و افزایش قدرت ارتباطی آن‏ها، شبکه‏های اطلاع‏رسانی گوناگونی، که بیشتر به انتشار اخبار رویدادهای انعکاس نیافته از طریق خبرگزاری‏ها و شبکه‏های خبری متعارف، دست می‏زدند و به شبکه‏های «بولتین بورد سیستم»24 معروف شدند، پدید آمدند. این شبکه‏ها که ابتداد در ایالات متحده‌ی آمریکا و سپس در سراسر دنیا مورد استفاده قرار گرفتند، به زودی کاربردهای سیاسی بسیار مهمی پیدا کردند. به طوری که به دنبال جنبش آزادی‏خواهانه‌ی دانشجویان چینی و حوادث خونین میدان «تیانانمن» پکن درسال 1989، دانشجویان چینی مقیم خارج آن کشور، با اعتراض‏های منتشر شده از طریق این‏گونه شبکه‏ها، توانایی بالقوه‌ی امکانات ارتباطی نوین رایانه‏ای در دنیای امروز را آشکار ساختند، بهره‏برداری سیاسی فرمانده مارکوس، رهبر زاپاتیست‏های انقلابی مکزیک، از امکانات ارتباطی شبکه‌ی «اینترنت» برای انتشار پیام‏های حاوی هدف‏ها و برنامه‏های این جنبش، در فوریه‌ی 1995، به هنگام عقب‏نشینی به عمق جنگل‏های انبوه این کشور، در جهت آگاهی‏دهی به مردم جهان و وسایل ارتباط جمعی و مقابله با سیاست‏های دولت مکزیک، نیز در این زمینه اهمیت خاص داشته است.
2. سیاستها و برنامه‏های ایالات‏ متحده‌‏ آمریکا و سایر کشورهای بزرگ غربی در مورد‏ جامعه اطلاعاتی
از اوائل دهه‌ی 1990، همراه با پیشرفت و گسترش کاربرد شبکه‌ی اطلاع‏رسانی «اینترنت»، تحت تأثیر دگرگونی‏های سریع تکنولوژی‏های نوین ارتباطات و اطلاعات و به ویژه، امکانات جدید توسعه‌ی خطوط فیبرنوری و رمزگذاری و رمزگشائی دیجیتال، پیام‏ها و اطلاعات موردانتقال از طریق شیوه‏های سه‏گانه‌ی ارتباطی ( ارتباطات جمعی رادیو ـ تلویزیونی، ارتباطات دور و ارتباطات کامپیوتری) و به عبارت‏ روشن‏تر، بر اثر همگرائی این شیوه‏های ارتباطی و کاربردی شدن ابزارهای چند رسانه‏ای، برای انتقال همزمان اصوات و تصاویر و داده‏ها و اطلاعات، کوشش‏های خاصی در ایالات متحده‌ی آمریکا و سایر کشورهای بزرگ صنعتی، برای ایجاد «بزرگراه‏های اطلاعاتی»، آغاز شدند.
الف ـ ایالات متحده‌ آمریکا

اصطلاح «بزرگراه‏های‏اطلاعاتی»25، ظاهراً نخستین بار در سال 1987، به وسیله‌ی «آلبرت گور»26، سناتور وقت و معاون بعدی ریاست جمهوری ایالات متحده‌ی آمریکا، ضمن یک سخنرانی مطرح شده بود. این اصطلاح در نوامبر 1991، در متن قانون جدیدی راجع‏ به پیشبرد استفاده از کامپیوتر27، که از سوی کنگره‌ی آن کشور تصویب گردید، نیز به خودنمائی پرداخت. هدف اصلی این قانون، که از طرف سناتور گور پیشنهاد شده بود و مورد پشتیبانی «جرج بوش»‌، رئیس جمهوری وقت آمریکا هم قرار گرفته بود، به حفظ و حراست رهبری ایالات متحده در زمینه‌ی تکنولوژی‏های اطلاعاتی و ارتباطی، از طریق ایجاد یک شبکه‌ی ملّی بسیار نیرومند مطالعاتی ‏وتحقیقاتی، معطوف بود. یک سال بعد، بلافاصله پس از پیروزی «بیل‏کلینتون» و سناتور «آلبرت گور»، نامزدهای حزب دموکرات، در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده (نوامبر 1992)، رئیس‏‏جمهوری جدید و معاون وی، «بزرگراه‏های‏اطلاعاتی» را به عنوان یکی از محورهای اصلی برنامه‏‏های اقتصادی دولت تازه‌ی آمریکا، معرفی کردند.

چند روز پس از آغاز زمامداری «بیل کلینتون»، وی و «آلبرت گور»، در فوریه‌ی 1993طی بیانیه‏ای، نقش تکنولوژی‏های جدید ارتباطی در رشد اقتصادی ایالات متحده‌ی را مورد تأکید قرار دادند و ضمن آن، هدف‏های ایجاد و توسعه‌ی بزرگراه‏های اطلاعاتی را چنین توصیف نمودند:
«آن جا که در گذشته، قدرت اقتصادی ایالات متحده‌ی آمریکا، با توجه به عمق بندرها و وضعیت راه‏های ما مشخص می‏شد، امروز هم این قدرت، با درنظر گرفتن توانائی ما برای انتقال سریع و مطمئن مقادیر بزرگ اطلاعات و توانائی‏ ما برای کاربرد این اطلاعات و شناخت آن‏ها، مشخص می‏شود. همچنان کـه شبکه‌ی بزرگراه‏های دولت فدرال، تحول تاریخی مهمی در تجارت ما پدید آورد. «بزرگراه‏های اطلاعاتی» کنونی ـ با توانائی حمل و نقل اندیشه‏ها، داده‏ها و تصویرها در سراسر کشور و در سراسر جهان ـ برای قابلیت رقابتی معارضه‏گر و قدرت اقتصادی آمریکا، نقش اساسی دارند...»
در ماه‏ سپتامبر همان‏سال نیز دولت آمریکا، یک «برنامه‌ی عمل در مورد زیرساخت اطلاعاتی ملّی»28 منتشر کرد و ضمن آن، مجموعه‌ی کوشش‏ها و اقدام‏های ضروری برای پیشرفت و گسترش «بزرگراه‏های اطلاعاتی» را تعیین نمود.

همزمان با تلاش‏های رهبران ایالات متحده برای برتری‏جوئی جهانی این کشور در زمینه‌ی بزرگراه‏های‏ اطلاعاتی» و زیرساخت‏های تکنولوژی‏های نوین اطلاعات و محتویات معرفتی پیام‏های موردانتقال از طریق آن‏ها، که تنها در داخل این کشور برای آن‏ها، ضرورت اختصاص 400 میلیارد دلار سرمایه از سوی کمپانی‏های بزرگ ارتباطی، پیش‏بینی شده بود، به ارائه سخنرانی‏ها و گفتمان‏های امیدوارکننده درباره‌ی دست‏آوردهای تازه‌ی این تکنولوژی‏ها و پیام‏ها برای تمام کشورهای دنیا، در کنفرانس‏های بین‏المللی نیز توجه خاصی مبذول گردید.

«آلبرت گور»،‌ در ماه مارس 1994، طی یک سخنرانی هیجان‏آمیز در کنفرانس عمومی نمایندگان عالی مقام و تام‏الاختیار کشورهای عضو «اتحادیه‌ی بین المللی ارتباطات دور»، که در «بوئنوس آیرس» مرکز آرژانتین برگزار شد، در مورد اهمیت ایجاد و توسعه‌ی «زیر ساخت‏ اطلاعاتی‏ جهانی»29 و ضرورت گسترش «بزرگراه‏های اطلاعاتی» در تمام کشورها و سراسر دنیا، سخن گفت. وی در این سخنرانی، نکات زیر را خاطر نشان ساخت:
«‌... هدف اصلی، تأمین یک سرویس اطلاعاتی عمومی و جهانی است که برای تمام اعضای جوامع ما قابل دسترسی باشد و به این طریق، امکان نوعی گفتگوی جهانی را پدید آورد که در آن هر فرد بتواند سخن خود را بیان کند ... «زیرساخت‏ اطلاعاتی جهانی» تنها یک استحاله‌ی عملی دموکراسی نخواهد بود. بلکه در واقع امر نیز عملکرد دموکراسی را با افزایش و گسترش مشارکت شهروندان در تصمیم‏گیری‏ها، تقویت خواهد کرد. این زیرساخت، به توانائی کشورها برای همکاری مشترک در میان آن‏ها، مساعدت خواهد نمود. من در این زمینه، یک عصر جدید دموکراسی آتنی، که در مجامع گفت و شنودی ایجاد شده از طریق زیرساخت اطلاعاتی جهانی پدید خواهد آمد، پیش رو می‏بینم...»
معاون رئیس‏جمهوری آمریکا، در همین سخنرانی، ضمن تأکید بر نقش مهم شبکه‏های جدید اطلاعاتی به عنوان ابزارهای توسعه و همبستگی جهانی و ضرورت اداره‌ی این شبکه‏ها از طریق مؤسسات خصوصی در تمام کشورها، ابراز امیداواری کرد که شبکه‏های مذکور بتوانند مسائل مربوط به عدم تعادل‏های بزرگ اجتماعی و اقتصادی کنونی دنیا را، که مانع پیشرفت کشورهاست، حل کنند.

در حدود یک سال بعد، ‌«آلبرت گور»‌، در کنفرانس سران هفت کشور بزرگ صنعتی جهان در زمینه‌ی تکنولوژی‏های نوین ارتباطی و «بزرگراه‏های اطلاعاتی»، که در روزهای 25 و 26 فوریه‌ی 1995، از سوی «اتحادیه‌ی اروپایی»، در بروکسل،‌ پایتخت بلژیک تشکیل شد، سخنرانی مهم دیگری راجع‏ به «برنامه‌ی همکاری در زمینه‌ی زیرساخت‏ اطلاعاتی جهانی»30 ایراد کرد.

دولت ایالات متحده‌ی آمریکا، در سال‏های اخیر به موازات سیاست‏ها و برنامه‏های یاد شده در مورد تدارک پیشرفت و گسترش «بزرگراه‏های اطلاعاتی» در داخل آن کشور و در سطح جهانی، هدف‏های برتری‏جویانه‌ی کمپانی‏های خصوصی بزرگ آمریکائی و مخصوصاً انحصارهای ارتباطی، در جهت دستیابی به منافع موردنظر در عرصه‌ی رقابت‏های بین‏المللی با کمپانی‏های سایر کشورهای سرمایه‏داری را، مورد حمایت قرار داده است و به همین لحاظ، با برخی از کوشش‏های کشورهای اروپای غربی و «اتحادیه‌ی اروپایی» برای وضع مقررات محدود کننده در برابر فعالیت‏های آزاد و بی حد و حصر مؤسسه‏های ارتباطی انحصارگر ایالات متحده در زمینه‏های نوین الکترونی، مخالفت کرده است.

یکی از اقدا‏م‏های مهم دولت آمریکا در حمایت از جهانی ‏سازی فعالیت‏های اقتصادی، کاربرد تکنولوژی‏های ارتباطی الکترونی و تحکیم و تقویت این فعالیت‏ها، انتشار گزارش مهمی موسوم به «‌چارچوب کلی تجارت الکترونی جهانی»31 است. این گزارش که به سرپرستی «ایراماگازینر»32 تهیه و تدوین شده بود و در اول ژوئیه‌ی 1997، چندماه پس از آغاز دوره‌ی دوم ریاست جمهوری «بیل کلینتون»، شخصاً به وسیله‌ی خود وی اعلام و معرفی گردید، از توسعه‌ی بدون هرگونه مانع تجارت الکترونی در ایالات متحده و سراسر جهان، پشتیبانی کرده است.

در گزارش مذکور، ضمن تأکید بر اهمیت و ضرورت توجه به «زیرساخت‏ اطلاعاتی ملّی» و «زیرساخت‏‏های اطلاعاتی جهانی»، چنین گفته شده است:
«تجارت جهانی نرم افزارهای اطلاعاتی، تولیدات سرگرم کننده (فیلم‏ها، ویدئوها، بازی‏ها، نوارهای ضبط صوت)، سرویس‏های اطلاعاتی (پایگاه‏های داده‏ها، روزنامه‏های کامپیوتری)، اطلاعات فنی، اجازه‏نامه‏های محصولات تولیدی، خدمات مالی و خدمات حرفه‏ای (فعالیت‏های مشاوره‏ای فنی و بازرگانی، حسابداری، مشاوره‏های حقوقی، آژانس‏های مسافرتی و غیره )، در طول ده سال اخیر به صورت بسیار گسترده، توسعه یافته است. این تجارت جهانی، اکنون به تنهائی 40 میلیارد دلار از صادرات آمریکا را در برمی‏گیرد و جالب توجه آن که یک بخش مهم و رو به افزایش داد و ستدهای مذکور، از طریق ارتباطات مستقیم الکترونی، صورت می‏پذیرد ...»
ب ـ کشورهای اروپائی

فعالیت‏ها و اقدام‏های رئیس جمهوری قبلی ایالات متحده و معاون وی در زمینه‌ی پیشرفت و گسترش «بزرگراه‏های اطلاعاتی» و تدارک زیرساخت‏های ملی و جهانی مربوط به آن‏ها و حمایت دولت آمریکا از کمپانی‏های بزرگ آن کشور در عرصه‌ی یک رقابت عظیم اقتصادی ارتباطی، «اتحادیه‌ی اروپایی» و همچنین کشورهای بزرگ صنعتی اروپا و ژاپن را برای توسعه و تقویت توانائی‏های خاص آنان در این باره، به‏ تکاپو واداشتند و باعث توجه بیش‏ازپیش‏ آن‏ها، به سیاست‏ها و برنامه‏های جدید اطلاعاتی و ارتباطی شدند.

ـ «اتحادیه‌ی‌ اروپایی»، در پی اعلام سیاست‏ها و برنامه‏های جدید دولت ایالات متحده در مورد «بزرگراه‏های اطلاعاتی»، بلافاصله کوشش‏های خود را برای ورود به عرصه‌ی یک رقابت تازه‌ی جهانی، آغاز کرد. به طوری که در ماه ژوئن 1993، در حدود چهارماه پس از شروع زمامداری «بیل کلینتون»‌، در یک «کتاب سفید» که از طرف این اتحادیه درباره‌ی «رشد، رقابت و اشتغال»33 منتشرشد، ضمن بررسی معارضه‏ها و مسیرهای ورود به قرن بیست و یکم و ارائه‌ی استراتژی‏های اقتصادی اتحادیه‌ی مذکور، ضرورت ایجاد و توسعه‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی» در کشورهای عضو آن اتحادیه، مورد تأکید قرار گرفت. در این زمینه، شبکه‏های ارتباطی دور، نه تنها به عنوان یک بخش خاص اقتصادی، بلکه به منزله‌ی «شاهرگ بازار واحد» اروپا و «خون ضروری رقابت‏جوئی اروپایی»، معرفی شدند.

در ماه مه 1994 هم گزارش ویژه‏ای که یک گروه از کارشناسان ارتباطات دور و ارتباطات سمعی و بصری، به سرپرستی «‌مارتین بانجمن»، عضو «کمیسیون اروپایی» ـ ارگان اجرائی اتحادیه‌ی اروپایی ـ با عنوان «اروپا و جامعه‌ی‌ اطلاعاتی جهانی»34، تهیه و تدوین کرده بودند، انتشار یافت. در این گزارش، بر لزوم رها کردن سیاست‏های قدیمی کشورهای اروپائی در مورد اداره‌ی ارتباطات دور (تأمین مالی از طریق بودجه‌ی عمومی، اعطای رایانه‏های دولتی، سیاست‏های ارشادی و حمایتی) و ضرورت خصوصی‏سازی و آزادسازی سریع این بخش، به منظور «بهترین بهره‏گیری از انقلاب تکنولوژی‏های اطلاعاتی»‌، تأکید گردیده بود.

در حدود دو ماه پس از انتشار گزارش اخیر، «کمیسیون اروپایی» در ژوئیه 1994، یک برنامه‌ی عمل در مورد «اروپا و جامعه‌ی اطلاعاتی» منتشرکرد و ضمن آن، راه اروپائی نیل به چنین جامعه‏ای را مشخص ساخت. در میان اقدام‏های بعدی «اتحادیه‌ی اروپایی» در زمینه‌ی تدارک «بزرگراه‏های اطلاعاتی»، می‏توان به انتشار یک «کتاب سبز درباره‌ی آزادسازی زیرساخت‏های ارتباطات دور و شبکه‏های تلویزیونی کابلی»35 از سوی«کمیسیون‏اروپایی» در سال 1995 و برگزاری کنفرانسی راجع به «مباحثه‏ در مورد جامعه‌ی اطلاعاتی»36 ـ که در ژوئیه‌ی همان سال در بروکسل تشکیل شد ـ اشاره کرد.

به دنبال معارضه‏جوئی جهانی ایالات‏متحده در زمینه‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی» و عکس‏العمل فوری «اتحادیه‌ی اروپایی» در این باره، کشورهای بزرگ صنعتی عضو این اتحادیه و همچنین ژاپن نیز به طور جداگانه سیاست‏ها و برنامه‏های خاص خود را در مورد آن‏ها اعلام کردند.

- دولت فرانسه، در فوریه⢀?ی 1994 بررسی و تصمیم‏گیری درباره‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی» را در دستور کار برنامه‏های فوری خود قرار داد و از «ژرارد تری»37، مدیرکل قبلی ارتباطات دور آن کشور خواست تا هرچه زودتر، یک گزارش تحقیقی راجع به بزرگراه‏های یاد شده، ارائه کند. در این میان، گزارش ویژه‏ای درباه‌ی «خدمات ارتباطی دور و شناخت بازارهای بزرگراه‏های اطلاعاتی»، که از مدتی پیش بر مبنای تجربیات موفق شبکه‌ی ‏اطلاعاتی معروف «مینی تل»38 فرانسه، در حال تهیه و تدوین بود، نیز در ماه مه همان سال انتشار یافت. گزارش ژرادتری در مورد «بزرگراه‏های اطلاعاتی» هم در ماه سپتامبر 1994 به «ادوارد بالادور»39، نخست وزیر وقت، ارائه گردید و هیأت وزیران فرانسه بر اساس آن، در 27 اکتبر آن سال، خطوط اصلی سیاست‏ها و برنامه‏های خود در زمینه‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی» را اعلام کرد.

از اقدام‏ها و تصمیم‏های بعدی دولت فرانسه در این زمینه، می‏توان انتشار گزارش گروه تحقیق دیگری راجع به «شبکه‏های جامعه‌ی اطلاعاتی»، که به سفارش «کمیساریای کل برنامه‏ریزی» آن کشور به سرپرستی «تی یری میلئو»40 برای ارائه به نخست وزیر فرانسه تهیه شد و در سال 1996، انتشار یافت و همچنین «قانون مربوط به تجربه‏یابی‏ها در زمینه‌ی تکنولوژی‏ها و سرویس‏های اطلاعاتی»41‌، مصوب 23 مارس همان سال را نام برد.

- در انگلستان نیز از سال? 1994، برای تدارک تأسیس و توسعه‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی»، کوشش‏های مختلفی صورت گرفته‏اند.

در ژوئن آن سال، از سوی دولت انگلستان گزارشی درباره‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی و امکانات اجرائی مربوط به آن‏ها برای بخش عمومی»42 انتشار یافت و گزارش دولتی دیگری در نوامبر همان سال، در مورد «ایجاد بزرگراه‏های آینده: توسعه ارتباطات فراگیر در انگلستان»43، منتشر گردید.

در ماه مه 1995 هم گزارشی از طرف «دفتر پارلمانی علوم و تکنولوژی» آن کشور راجع‌‏به «بزرگراه‏های اطلاعاتی و زیرساخت‏ اطلاعات ملی انگلستان»44 انتشار پیدا کرد و سرانجام در فوریه‌ی 1996، یک برنامه‌ی عمل در مورد بزرگراه‏های اطلاعاتی، با عنوان «ابتکار و اقدام برای جامعه‌ی اطلاعاتی»45، از طرف دولت انگلستان، اعلام شد.

- در آلمان، یکی از نخستی?ن اقدام‏هائی که در زمینه‌ی کاربردهای مختلف تکنولوژی‏های نوین ارتباطی و ایجاد و توسعه‌ی زیرساخت‏های اطلاعاتی صورت گرفت، گزارش تحقیق مربوط به «جامعه‌ی اطلاعاتی: اقتضاءها و معارضه‏ها، امکان‏ها و پیشنهادها»46 بود، که در دسامبر 1995، به وسیله‌ی «شورای تحقیق و تکنولوژی و نوآوری» آن کشور، منتشر گردید. چند هفته پس از آن، در فوریه‌ی 1996، دولت آلمان یک برنامه‌ی ویژه، به نام «‌اطلاعات2000»47، برای تهیه‌ی مقدمات پیشرفت و گسترش «‌بزرگراه‏های اطلاعاتی» و تحقیق هدف‏های «‌جامعه‌ی اطلاعاتی»، انتشار داد.
پ ـ ژاپن

در ژاپن هم در ماه مه 1994، وزارت پست و ارتباطات دور و وزارت صنعت و بازرگانی بین‏المللی آن کشور، هر کدام طی گزارش خاص خود، سیاست‏ها و استراتژی‏های مربوط به پیشرفت و گسترش «بزرگراه‏های اطلاعاتی» را معرفی کردند. نخستین وزارتخانه‌ی مذکور در آن تاریخ، گزارشی تحت عنوان «اصلاحات به سوی جامعه‌ی فکری خلاق قرن بیست و یکم»48 ‌منتشر کرد و ضمن آن، ایجاد «بزرگراه‏های اطلاعاتی»‌و سایر «زیرساخت‏های اطلاعاتی» را برای حل مسائل اجتماعی و اقتصادی، ضروری شناخت. در این گزارش اعلام گردید که تا سال 2010 میلادی در ژاپن یک شبکه‌ی ارتباطی سراسری فیبر نوری ساخته خواهد شد و از طریق آن، تمام خانواده‏های ژاپنی و مؤسسات و ادارات کشور، از امکانات اطلاعاتی مورد نیاز، بهره‏مند خواهند گردید. در همان تاریخ، وزارت صنعت و بازرگانی بین‏المللی ژاپن نیز ضمن گزارشی درباره‌ی «برنامه‌ی زیرساخت اطلاعاتی پیشرفته»49،‌ ضرورت تأمین شرایط نهادی و حقوقی مناسب برای کاربرد گسترده‌ی تکنولوژی‏های جدید اطلاعاتی را مورد تأکید قرار داد. در گزارش اخیر، به ویژه از خصوصی‏سازی و آزادسازی هر چه بیشتر ارتباطات دور دفاع به عمل آمده بود.

«مؤسسه‌ی ارتباطات دور ژاپن»، هم در همان سال، گزارشی تحت عنوان «طرح بنیادی و فعالیت‏های جاری برای عصر چند رسانه‏ای آینده»50، انتشار داد و طی آن با تأکید بر نقش ویژه‌ی خود در توسعه‌ی «بزرگراه‏های اطلاعاتی» ژاپن و معرفی برنامه‏های پژوهشی در حال اجرا و سرویس‏های اطلاعاتی آینده‌ی مورد عرضه به مردم، لزوم برخورداری از پشتیبانی دولت در زمینه‌ی نرم‏افزارها و محتویات پیام‏های اطلاعاتی را نیز خاطرنشان ساخت.

علاوه بر کشورهای بزرگ صنعتی مذکور، کانادا و تعدادی دیگر از کشورهای اروپای غربی،‌ استرالیا و همچنین برخی از کشورهای بزرگ در حال توسعه مانند چین، هند، برزیل و آفریقای جنوبی هم در سال‏های اخیر، سیاست‏ها و برنامه‏های ویژه‏ای برای ایجاد و توسعه‌ی بزرگراه‏ها و زیرساخت‏های اطلاعاتی، به مورد اجراء گذاشته‏اند
پی‌نوشت‌ها:
Advanced Research Project Agency (ARPA)
Arpanet

Milnet

Csnet

Internaticenal Business Machines (IBM)

Bitnet

Arpa-Internet

Internet

Personal Computer (PC)
Bit

Unix

Bell

Transmission Control Protocol over Interconnection Control
Modem

Electronic Mail (E-Mail)
Online

Word Wide Web (WWW)
Forums or News Groups
Ward Christensen

Randy Suess

X Modem Protocol

Duke

Usent

Bulletin Board System
Information Superhighways

Albert Gore

High – Performance Computing Act, November 1991

Natoional Information Infrastructure (NII): An Agenda for Action, September 15,1993

Global Information Infrastructure (GII)

Global Information Infrastructure: Agenda for Cooperation, February 1995

The Framework for Global Electronic Commerce

Ira Magaziner

Croissance, Compétitivité, Emploi: Les Défis et les Pistes pour Entrer dans le XXI Siècle-Livre Blanc. Luxembourg, 1993

Martin Banjemann et al., Ľ Europe et la Société de ľ Information Planétaire. Bruxelles, 1994

Livre Vert sur la Iibéralisation des Infrastructures des Télécommunications et les Réseaux de Télévision par Câble. Bruxelles, 1995

Le Forum sur la Société de ľ Information, Bruxelles, 6 Mai 1995

Gérard Théry

Le Minitel

Edvard Balladur

Thierry Mileo

Loi du 23 Mars 1996 relative aux Expérimentation dans le Domaine des Technologies et Services de ľ Information

Information Superhighways: Opportunities for Public Application in the U.K., June 1994

Creationg the Superhighways of the Future: Developing Broadband Communications in the U.K., November 1994

Information Superhighways: The U.K National Information Infrastructure, May1994

Information Society Initiative, February 1996

La Société de ľ Information: Opportunités et Défis, Constats et Propositions. Conseil de la Recherche, Technologie et de ľ Innovation, Décembre 1995

Programme Info. 2000, fevrier 1996

Reforms toward the Intellectually Creative Society of the 21st Century, June 1994

Program for Advanced Information Infrastructure, June 1994

N.T.T.’s Basic Concept and Current Activities for the Coming Multimedia Age

احسان موحدیان - بزرگراه فناوری - هم‌زمان با گسترش نفوذ و تاثیرگذاری اینترنت در جهان علاقه عمومی به آشنایی با مباحث فنی و اجرایی مربوط به فضای سایبر نیز افزایش یافته و با توجه به اینکه شمار زیادی از مراجعان به جهان مجازی را جوانان و نوجوانان تشکیل می‌‌دهند، آشنا کردن آنان با مباحثی از این دست نیز اهمیتی دوچندان یافته است.

طی چند سال اخیر تلاش‌های متعددی از سوی سازمان‌های غیردولتی موسوم به NGOها در سراسر جهان برای آشنا ساختن جوانان با مباحث مرتبط با مدیریت اینترنت آغاز شده است. از جمله طرح‌هایی که در این حوزه در حال اجراست می‌توان به پروژه جهانی نوجوانان یا Global Teenager Project اشاره کرد که افراد 10 تا 19 ساله را هدف قرار داده است.

گردانندگان این پروژه که در مطلبی جداگانه در همین صفحه به آن‌ها پرداختیم، از تاریخ 26 نوامبر به‌مدت سه هفته یک مجمع آنلاین را برای ارایه آموزش‌های عمومی به نوجوانان در مورد مدیریت اینترنت و اهمیت این مبحث برای آنان به راه انداختند. هدف اصلی این کار تشویق نوجوانان به مشارکت در مباحث مربوط به سیاست‌گذاری اینترنت اعلام شده است.

راه‌اندازی این مجمع گامی در جهت تحقق اهداف نشست سران جامعه اطلاعاتی دانسته شده که در سال‌های 2003 و 2005 در ژنو و تونس برگزار شد.

برگزارکنندگان مجمع مذکور همچنین امیدوارند که با برگزاری موفقیت‌آمیز آن جوانان را برای ایفای نقش راهبری اینترنت در سال‌های آینده آماده کنند و در این زمینه سازمان آیکان یا هر نهادی که در آینده این مسؤولیت را ایفا خواهد کرد، یاری کنند.

تیتی اکین‌سانمی از گردانندگان این مجمع آنلاین در وبلاگ شخصی خود به نشانی http://titiakinsanmi.tigblog.org در مورد ابتکار عمل مذکور می‌نویسد: «جوانان در دو مرحله از اجلاس سران جامعه اطلاعاتی (WSIS) مشارکت فعالانه‌ای داشتند و افزایش آگاهی عمومی در دو حوزه کمک شایانی کردند. افزایش تحرک در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی به‌منظور ارتقای کیفیت سیاست‌گذاری در مورد اینترنت و ایجاد شبکه‌هایی با هدف پشتیبانی از طرح‌های محلی ICT.»

وی می‌افزاید: «فرآیندهای مورد اشاره که در WSIS پایه‌گذاری شدند به شکل‌گیری چند اقدام عملی منجر شدند که یکی از آن‌ها ایجاد مجمع مدیریت یا زمامداری اینترنت ) Internet Governance Forum) بود. به‌طور خاصی در دستور کار تونس برای جامعه اطلاعاتی از دبیرکل دعوت شده بود تا مجمع جدیدی را با حضور طرف‌های گوناگون برای گفت‌وگو در مورد سیاست‌گذاری اینترنت تشکیل دهد. این مجمع از تاریخ 30 اکتبر تا دوم نوامبر تشکیل شد که اطلاعات مرتبط با آن از آدرس www.intgovforum.org در دسترس است.»

اما چرا طرح مباحثی از این دست برای جوانان از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است، نویسنده در این مورد معتقد است: «با گذشت بیش از یک دهه از عمومی شدن اینترنت در جهان تربیت نسلی جدید که علاقه‌مند به فعالیت در مجمع مدیریت اینترنت باشند و بعدها بتوانند نقش‌های کلیدی را در این حوزه بر عهده بگیرند از اهمیت فراوانی برخوردار است.

از سوی دیگر جوانان با مشارکت در این مجمع آنلاین فرصت خواهند داشت تا مطالب جدیدی را در مورد کنترل و زمامداری اینترنت بیاموزند. این نوع از آموزش به‌خاطر ارایه در محیطی غیررسمی و آنلاین تاثیر مناسبی بر نوجوانان خواهد داشت.

علاوه بر این نوجوانانی که از سراسر دنیا در این مجمع شرکت می‌کنند حوزه‌های مورد علاقه خود را شناسایی کرده و به اهمیت مسئله پی خواهند برد. در نهایت می‌توان از نظرات این نسل نوظهور برای راهبری و هدایت هرچه بهتر اینترنت استفاده کرد و برترین آن‌ها را در مجمع مدیریت اینترنت در سال 2007 طرح کرد.»

اطلاعاتی که در سایت این پروژه به نشانی www.globalteenager.org موجود است، نشان می‌دهد که طی سه هفته برگزاری این مجمع آنلاین سه موضوع متفاوت به بحث گذاشته شده است.

به‌عبارت دیگر هر هفته به یک موضوع اختصاص یافته است. این موضوعات به ترتیب عبارتند از:

1- تشریح زمامداری و کنترل اینترنت و ابعاد مختلف آن

2- آشنا کردن نوجوانان با مجمع زمامداری و مدیریت اینترنت

3- بررسی نحوه مشارکت مترقی جوانان در نشست آیکان در برزیل

گفتنی است که حضور در این مجمع بسیار ساده بوده و علاقه‌مندان تنها باید یک email به نشانی IG-subscribe@groups.takingitglobal.org youthand ارسال می‌کردند.

در این نشست جوانان علاقه‌مندان به مباحث جامعه اطلاعاتی و فناوری‌های اینترنتی، سازمان‌های مرتبط با جوانان و فعالان علاقه‌مند به مباحث زمامداری اینترنت شرکت داشتند.

در پایان ذکر این نکته ضروری است که با توجه به افزایش شمار کاربران اینترنت در کشور و نقش مهم آن در حیات بشری پرداختن به مباحث گوناگون جامعه اطلاعاتی در ایران نیز به یک ضرورت انکارناپذیر مبدل شده است. بدون شک از هم‌اکنون باید اقدامات لازم برای تربیت نسلی که بتوانند از منافع و دیدگاه‌های ایران در مجامع بین‌المللی مرتبط با زمامداری اینترنت دفاع کنند، آغاز شود و غفلت از این نکته مهم در آینده‌ای نه‌چندان دور به ضرر ما خواهد بود. جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هم با کمبود شدید نیروی متخصص و کارآزموده آشنا با مباحث جامعه اطلاعاتی روبه‌روست و علی‌رغم موفقیت‌های مقطعی به‌طور کلی نقش پررنگی در حوزه سیاست‌گذاری‌های مربوط به این موضوع نداشته است. امیدواریم با توجه بیشتر به مقوله آموزش ایران در آینده جایگاهی فراخور نام خود در جامعه اطلاعاتی داشته باشد و در سیاست‌گذاری‌ها و تصمیم‌گیری‌های مرتبط با این موضوع در جهان نقش پررنگ‌تری ایفا کند.
آشنایی با پروژه جهانی نوجوانان

پروژه جهانی نوجوانان کار خود را از سال 1999 آغاز کرده است. هدف از اجرای این پروژه استفاده کامل از پتانسیل‌های فناوری ارتباطات و اطلاعات (ICT) در جهت ارایه آموزش‌های مناسب و ضروری به نوجوانان و حتی معلمان اعلام شده است.

به‌طور خلاصه هدف این پروژه که به اختصار GTP نامیده می‌شود، ارتقای مهارت‌های آموزشی نوجوانان و افزایش درک آنان از مسایل مهم جهانی و دیگر فرهنگ‌ها با استفاده از دستاوردهای فناوری اطلاعات است. به‌عبارت بهتر GTP یک کلاس درس جهانی در فضای مجازی به‌حساب می‌آید.

GTP به‌دنبال گردهم آوردن دانش‌آموزان دبیرستانی سراسر جهان به‌صورت مجازی و ایجاد محیطی امن و مطمئن برای کاستن از شکاف دیجیتالی و فرهنگی بین جهان توسعه‌یافته و کشورهای در حال توسعه است. تا به‌حال 300 دانش‌آموز و معلم از 200 کلاس مختلف در بیش از 29 کشور جهان در بحث‌های گوناگون GTP شرکت کرده و این رقم ماهانه در حال افزایش است.

GTP هر سال دو بار هشت تا 12 کلاس درس را از مدارس مختلف جهان انتخاب کرده و آن‌ها را در قالب محافل مجازی آموزشی به یکدیگر پیوند می‌زند، این کار مهم‌ترین فعالیت GTP به‌حساب می‌آید. شرکت‌کنندگان در این محافل یک مضمون مشترک را انتخاب کرده و به‌مدت 10 هفته به بحث و بررسی در مورد آن می‌پردازند. نتایج بحث‌ها بلافاصله برای اطلاع عموم منتشر می‌شود. تاکنون 165 کلاس در این محافل آموزشی شرکت کرده‌اند.

GTP در خلال ارایه مباحث آموزشی به‌دنبال رسیدن به هدفی با دو جنبه است:

ارتقای کیفیت آموزش در دبیرستان‌های جهان از طریق معرفی کاربردهای جدید و هیجان‌انگیز ICT و قابلیت‌های چندرسانه‌ای آن و نیز افزایش آگاهی نوجوانان سراسر جهان در مورد فرهنگ‌های متنوع دیگر ملل و کمک به بیشتر شدن تماس‌های بین فرهنگی.

برای آگاهی بیشتر در مورد ماهیت و عملکرد GTP می‌توانید به آدرس زیر email بزنید: teenager@schoolnetafrica.org Global

بد نیست در ادامه با نحوه عملکرد محافل آموزشیGTP بیشتر آشنا شوید.

همان‌طور که گفته شد این محافل مبتنی بر وب سالی دو بار از ماه مارس تا می و از ماه سپتامبر تا دسامبر برگزار می‌شوند و هر یک از آن‌ها 10 هفته به طول می‌انجامد. در هر محفل هشت تا 12 کلاس از مدارس مختلف جهان حضور دارند و محتوای آن نیز بر مبنای نظر شرکت‌کنندگان و شرایط آنان انتخاب می‌شود.

طی 10 هفته برگزاری هر محفل فعالیت‌هایی در شش مرحله به‌شرح زیر انجام می‌شود:

1- معلمان دانش‌آموزان را برای مشارکت در محافل آموزشی آماده کرده و به آنان نحوه تبادل email و برخی نکات ضروری دیگر را می‌آموزند.

2- مشارکت‌کنندگان با ارسال emailهایی با عنوان سلام خود و مدرسه‌شان را به سایرین معرفی می‌کنند.

3- هر کلاس باید حداقل یک سؤال مرتبط با موضوع محفل را برای پاسخگویی توسط سایرین انتخاب کند.

4- مشارکت‌کنندگان به سؤالات طرح شده توسط دیگر کلاس‌ها پاسخ می‌گویند.

5- دانش‌آموزان پاسخ‌های خود را خلاصه و مرتب کرده و در قالب یک گزارش نهایی برای دیگران ارسال می‌کنند.

6- در نهایت مشارکت‌کنندگان با ارسال email از هم خداحافظی کرده و محفل آموزشی بدین شکل پایان می‌یابد.

گفتنی است که محافل آموزشی GTP به سه زبان انگلیسی، فرانسه و اسپانیایی برگزار می‌شود.

موضوع جدیدترین محفل GTP که در دسامبر 2006 به پایان می‌رسد، «مقابله با بی‌عدالتی» بوده است. تاثیرات جهانی شدن، بیماری ایدز و موضوعات متعدد و متنوع دیگر هم در محافل GTP مورد بررسی قرار گرفته است.

به‌عنوان نکته آخر بد نیست بدانید که تیم مدیریت GTP که در آمریکا مستقر است همه ساله به‌منظور آشنایی بیشتر دانشجویان با شرایط خاص هر کشور بازدیدهایی را ترتیب می‌دهد تا از این طریق شرکت‌کنندگان در محافل آموزشی در عمل بتوانند برخی مباحث را به‌طور رو دررو پیش ببرند.

جدیدترین سفر آموزشی GTP از تاریخ 15 تا 19 می سال جاری به مقصد اکراین صورت گرفته است.

دستاوردهای نشست آیکان در برزیل

يكشنبه, ۳ دی ۱۳۸۵، ۱۰:۱۴ ب.ظ | ۰ نظر

بزرگراه فناوری - احسان موحدیان - بیست و هفتمین نشست عمومی بین‌المللی آیکان هفته گذشته در شرایطی به کار خود پایان داد که مسایل مهمی در آن طرح شد و خوشبختانه در مورد بسیاری از آن‌ها تصمیم‌گیری شد.

بیش از 720 نفر از 90 کشور جهان در تاریخ هشتم دسامبر در شهر سائوپائولوی برزیل گرد هم آمدند تا در مورد IDNها تصمیم بگیرند و وضعیت پیشوندهای مختلف اینترنتی را مشخص کنند و یک طرح استراتژیک را به تصویب برسانند.

نشست مذکور یکی از سه نشست سالانه آیکان به‌حساب می‌آید و حضور در آن برای تمامی کشورهای علاقه‌مند به مباحث طرح شده آزاد است. وینت سرف رییس آیکان در اظهاراتی که در سایت آیکان منعکس شده این نشست را موفقیت‌آمیز دانسته و از اینکه در مورد تعدادی از مسایل پیشرفت‌هایی حاصل شده اظهار خرسندی کرده است.
اهم دستاوردها

از جمله دستاوردهای نشست سائوپائولو شکل‌گیری مجمعی موسوم به RALO است که با حضور 22 گروه کاربری اینترنت از حوزه آمریکای لاتین و دریای کارائیب تشکیل شده است. گروه مذکور نماینده کاربران اینترنت در این منطقه از جهان محسوب شده و وظیفه رسیدگی به خواست‌های آنان و طرح دیدگاه‌هایشان را در آیکان بر عهده خواهند داشت. به اعتقاد وینت سرف این یک دستاورد تاریخی است و بدان معناست که تک‌تک کاربران اینترنت در این منطقه در فرآیندهای آیکان مشارکت خواهند داشت.

اما از جمله دیگر دستاوردهای این نشست موافقت نهایی با استفاده از پیشوند .Asia برای اهالی آسیا بود. قرار است سازمانی موسوم به Dot Asia که در ماه اکتبر اعلام موجودیت کرده بود، وظیفه ثبت دامنه‌های مذکور را بر عهده بگیرد. علاوه بر این، اسامی کشورهای اکوادور، جاماییکا و نروژ هم در این اجلاس از سوی آیکان در سازمان حمایت از نام‌های کد کشوری یا Coantry Code Names Support Organization به ثبت رسید تا تعداد اعضای آن به 57 کشور برسد.

شاید یکی از مهم‌ترین توافقات به عمل آمده در نشست سائوپائولو مربوط به اسامی دامنه بین‌المللی (IDNS) باشد. کشورهای شرکت‌کننده توافق کردند که در این مورد داوطلبانی از سوی یک کمیته فنی منتخب و رییس کمیته مشورتی IDN آیکان پی‌گیری مسایل را بر عهده داشته باشند.

همچنین قرار شد تست‌های آزمایشگاهی مقدماتی توسط Autonomica صورت گرفته و طرح‌های تست به کارگیری Root Zone هم در آینده نزدیک انجام شود.
دیگر نتایج نشست سائوپائولو به شرح زیر است:

1- توافق بر سر نحوه ثبت اسامی دامنه ختم شده به .Biz، .Info و .Org پس از بحث و مشورت فراوان. اکثر هیات‌های نمایندگی و هیات‌مدیره سازمان آیکان در این نشست به این نتیجه رسیدند که افزایش 10 درصدی هزینه ثبت این دامنه‌ها و اعمال محدودیت‌های جدید بر استفاده از "Traffic data" به نفع آیکان و کاربران اینترنت است.

2- تصویب یک طرح استراتژیک بسیار مهم برای سال‌های 2007 تا 2010.

این طرح 18 صفحه‌ای که در قالب یک فایل PDF از سایت آیکان در دسترس است، به‌دنبال رایزنی‌های گسترده هیات‌های شرکت‌کننده در نشست سائوپائولو به تصویب رسید. در این طرح استراتژیک چالش‌ها و فرصت‌هایی که آیکان احتمالا در سال‌های آینده با آن‌ها مواجه است، تشریح شده و پنج هدف استراتژیک برای کشورهای عضو آیکان و کاربران اینترنت در سراسر جهان در نظر گرفته شده است.

3- به منظور تضمین شفافیت عملکرد و مسؤولیت‌پذیری سازمان آیکان برنامه‌ای به تصویب رسید تا ساختار و عملکرد این سازمان در فواصل زمانی معین مورد بررسی قرار گیرد. هدف از این کار بررسی نقش اجزای کلیدی آیکان و اقدامات صورت گرفته توسط آنان اعلام شده است. این وظیفه توسط نیروهای ارزیاب مستقل انجام می‌شود تا صحت و دقت آن کاملا حفظ شود. البته هدایت کلی کار بر عهده هیات‌مدیره آیکان خواهد بود.

در کنار رسیدگی به مسایل تکنیکی و فنی در نشست اخیر آیکان برخی چهره‌های کلیدی این سازمان و از جمله رییس و معاون اول وی انتخاب شدند. در این نشست وینت سرف به‌عنوان رییس و روبرتو گائتانو به‌عنوان معاون اول وی انتخاب شدند. پل تومی CEO سازمان آیکان از این انتخاب ابراز خرسندی کرده و این دو نفر را شایسته تصدی چنین پست‌هایی دانسته است.

نکته قابل ذکر دیگر در مورد این نشست برگزاری کارگاهی در مورد نسل جدید IP یا همان IPv6 بود. حاضران در کارگاه مذکور در مورد ضرورت استفاده از پروتکل اینترنتی جدید و ماهیت آن مباحث مفصلی را طرح کردند. در کنار این کارگاه مجمعی هم در مورد دامنه‌های Top Level یا TLDها برگزار شد. ناگفته نماند که در نشست پنج روزه سائوپائولو بیش از 30 کارگاه و مجمع مختلف برگزار شد که مهندسان، صاحبان مشاغل تجاری، مقامات دولتی و مدیران ارشد اجرایی بخش خصوصی از سراسر جهان در آن حضور یافته بودند.
معضل IDN

منابع خبری مختلف و سایت‌های اینترنتی علاقه‌مند به مباحث جامعه اطلاعاتی در اخبار و گزارش‌های خود در مورد نشست سائوپائولو بیش از هر چیز به مبحث اسامی دامنه بین‌المللی یا IDNها علاقه و توجه نشان داده‌اند.

IDN یک ابتکار عمل یک ساله است که هدف از اجرای آن تحول در سیستم فعلی DNS است تا این سیستم توانایی پشتیبانی از اسامی دامنه زبان‌های مختلف را که با حروف الفبای مثلا چینی یا عربی ثبت می‌شوند داشته باشد.

در نشست سائوپائولو گزارشی در مورد آخرین پیشرفت‌های پروژه IDN ارایه و حتی یک جلسه آموزشی هم برای آشنایی حضار با IDN و تحولات آن برگزار شد.

تست‌های آزمایشگاهی و نشست‌های متعددی که تحت نظارت آیکان انجام شده نشان داده که فرآیند گسترش دامنه پشتیبانی DNS از کاراکترهای غیر ASC II مشکل‌تر از آن چیزی است که تا به حال تصور می‌شد. پل تومی CEO آیکان در جریان یک کنفرانس مطبوعاتی در حاشیه نشست سائوپوئولو خود به این مسئله اذعان کرد و به سرانجام رساندن این طرح را بسیار بسیار دشوار دانست، اما اظهار امیدواری کرد که تا پایان سال 2007 میلادی راه‌حلی فنی برای این مسئله پیدا شود.
پسوندهای منسوخ

طی چند سال گذشته شاهد تصویب پسوندهای جدید برای اسامی دامنه مانند ".eu" برای اروپا و ".travel" برای فعالان صنعت مسافرت و جهانگردی بوده‌ایم. اما آیکان در کنار گسترش تعداد اسامی دامنه به یک موضوع مهم دیگر در این ارتباط توجه کرد: خلاص شدن از دست پسوندهای منسوخ.

در جریان نشست اخیر در سائوپائولو نظرات متعددی در مورد بهترین روش ابطال امکان استفاده از پسوندهای منسوخ مطرح شد. اکثر این پسوندها مربوط به کشورهایی هستند که دیگر وجود خارجی ندارند.

از جمله مهم‌ترین این پسوندها .su است که برای اتحاد جماهیر شورای سابق در نظر گرفته شده بود. همچنین پسوند ".yu" هم برای یوگسلاوی سابق در نظر گرفته شده بود و یک جست‌وجوی ساده در اینترنت نشان می‌دهد که هم‌اکنون میلیون‌ها سایت با این دو پسوند در حال فعالیت هستند. البته دو پسوند جدید برای دو کشور تازه‌تاسیس صربستان و مونته‌نگرو در نظر گرفته شده و فرآیند انتقال سایت‌های فعال در هر یک از این کشورها به پسوندهای جدید در حال انجام است.

پسوند منسوخ دیگر .tp است که 150 هزار سایت در تیمور شرقی با استفاده از آن فعالیت می‌کنند. قرار است این سایت‌ها از این به بعد با پسوند .tl به فعالیت خود ادامه دهند.

بد نیست بدانید که اگرچه سایت‌های انگلستان معمولا از پسوند ".uk" استفاده می‌کنند، اما برای آن‌ها پسوند ".gb" (مخفف بریتانیای کبیر) هم در نظر گرفته شده که تا به حال منسوخ مانده است.

سازمان آیکان پسوندها یا همان کدهای کشوری را بر مبنای استانداردهای تعیین شده توسط سازمان بین‌المللی استانداردسازی تعیین می‌کند. این سازمان نیز به نوبه خود اطلاعات مورد نیاز را از سازمان ملل دریافت می‌کند.

برخی کارشناسان از آن نگرانند که در صورت طراحی مجدد این کدها احتمال وقوع برخی نابسامانی‌ها در فضای مجازی وجود داشته باشد.

به‌عنوان مثال چکسلوواکی پس از تقسیم شدن به دو کشور جمهوری چک (.cz) و اسلوواکی (.sk) دیگر نیازی به پسوند ".cs" ندارد. صربستان و مونته‌نگرو هم به‌دنبال تجزیه یوگسلاوی پسوند ".cs" را دریافت کردند. اما پس از آنکه دو جمهوری صربستان و مونته‌نگرو هم از یکدیگر جدا شدند، به ترتیب پسوندهای .rs و .me برای آن‌ها در نظر گرفته شد. با توجه به عدم به کارگیری .cs در جمهوری سابق صربستان و مونته‌نگرو و استفاده مکرر از .cs در دوره اتحاد کشور یوگسلاوی احتمال وقوع برخی اختلالات در این زمینه وجود دارد.

در نشست اخیر آیکان تصمیم قطعی برای محو کردن برخی پسوندها از فضای مجازی اتخاذ شد که از جمله آن‌ها می‌توان به ".dd" برای آلمان شرقی و ".zr" برای زئیر اشاره کرد. این کشور پس از آنکه به جمهوری دموکراتیک کنگو تغییر نام داد، پسوند ".cd" را به‌خود اختصاص داد.

علی‌رغم تمامی این تحولات هم‌اکنون 265 پسوند مختلف برای اسامی دامنه وجود دارد که احتمال افزایش آن‌ها به خصوص با توجه به گنجاندن کاراکترهای غیرانگلیسی در آینده نزدیک در اسامی دامنه وجود دارد.

اعضای آیکان در طرح استراتژیک سه ساله خود اهداف متعددی را مدنظر قرار داده‌اند: دستیابی به برتری سازمانی در زمینه سیاست‌گذاری، فعالیت عملیاتی و افزایش مشارکت بین‌المللی، اتوماسیون IANA (مرجع اسامی تعیین شده اینترنتی که فهرست‌های Master domain را کنترل می‌کند)، به کارگیری IDNها به‌عنوان دامنه‌های Top-level و نهایت تلاش برای افزایش حس مسؤولیت، شفافیت و ارتقای کیفیت نظارت و اداره.

باید منتظر ماند و دید تا سال 2010 چند درصد از این اهداف به‌طور کامل محقق می‌شوند.

عضو کمیته‌ی مشورتی استفاده‌کنندگان عمومی ‌اینترنت در آیکان گفت: برای دفاع از حقوق مصرف کنندگان در اینترنت براساس اساسنامه‌ی جدید آیکان، پنج گروه منطقه‌یی تشکیل می‌شود.

دکتر سیاوش شهشهانی در گفت‌وگو با خبرنگار فن‌آوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: این گروه‌ها شامل آسیا و اقیانوس آرام، اروپا، آفریقا، آمریکای شمالی، آمریکای لاتین و جزایر کارائیب می‌شوند که هر یک باید در منطقه‌ی مورد نظر تشکیل شود.

او که به تازگی در اجلاس ICANN که در برزیل برگزار شد، حضور یافته بود، افزود: هدف از تشکیل این پنج گروه این است که هر یک از آن‌ها در منطقه‌ی تحت پوشش خود با ترغیب انجمن‌های عمومی‌، NGO‌ها و نهادهای مدنی، مصرف‌کنندگان اینترنت به غیر از دولت‌ها و شرکت‌های بزرگ بین‌المللی را مورد حمایت قرار دهند؛ همچنین نمایندگان این گروه‌ها نیز از NGO‌ها و نهادهای مدنی انتخاب می‌شوند.

شهشهانی خاطرنشان کرد: آمریکای لاتین اولین گروهی است که در این زمینه رسما کار خود را شروع کرد و ما نیز امیدواریم گروه آسیا و اقیانوس ‌آرام در اجلاس بعدی آیکان که در فروردین ماه سال 86 تشکیل خواهد شد، به تصویب آیکان رسیده و کار خود را آغاز کند.

او گفت: در این اجلاس دامنه‌ی Asia. رسما به امضای اعضای هیات مدیره‌ی ICANN رسید و قرار شد در سه مرحله ثبت Asia. آغاز شود؛ در مرحله‌ی اول اسامی ‌خاصی برای دولت‌های منطقه‌ی آسیا و اقیانوسیه با اعلام آن‌ها رزرو خواهد شد و یا این که دولت‌ها می‌توانند این اسامی ‌را برای خود ثبت کنند.

به گفته‌ی وی در مرحله‌ی دوم سازمان و ارگان‌هایی که حق ثبتی در این منطقه دارند، می‌توانند دامنه‌های مورد نظر خود را به ثبت برسانند و در مرحله‌ی سوم نیز ثبت دامنه‌ برای عموم آزاد خواهد شد.

شهشهانی ادامه داد: در این اجلاس قراردادهای دامنه‌های org ،.info،.biz. نیز تمدید شد و در اجلاس قبلی نیز قرارداد دامنه‌ی com. تمدید شده بود؛ همچنین قرار است مقررات جدیدی برای دامنه‌های عمومی‌ در آیکان تصویب شود که با اعتراضاتی مواجه شد؛ زیرا قوانین شدیدتری برای قراردادها در نظر گرفته شده است که برخی درخواست بررسی مجدد آن را دارند.